از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی
مهمترین امانتها از نگاه قرآن
با توجه به مباحث گذشته به این نتیجه میرسیم که امانت و امانتداری،گستره وسیعی دارد، ارتباط با خودمان، ارتباط با الله، ارتباط با خانواده آسمانی، ارتباط بامردم، باحیوانات، گیاهان، محیط زیست و اشیاء پیرامون ما.
اما مهمترین حیطههای امانت از نظر قرآن در آیه زیر، روشن بیان شدهاند؛«یا ایهاالذین آمنوا لا تخونوا الله و الرّسول و تخونوا اماناتکم و أنتم تعلمون» (سوره انفال آیه 27)
ای کسانی که ایمان آوردهاید، زنهار با خدا و رسول خیانت نکنید و در کار امانت با یکدیگر، در صورتی که خودتان میدانید. پس طبق این آیه، مهمترین امانتها، الله، خانواده آسمانی و مردم میباشند. اما نکته بسیار ظریف این آیه آن است که خیانت در تمامِ این امانتها، در حقیقت، خیانت در حق خودِ انسانی ماست. یعنی انسان ابتدا خودِ حقیقیاش را فراموش میکند و بعد شجاعتِ خیانت در حق الله، خانواده آسمانی و دیگر انسانها را پیدا میکند. اساساً همه خیانتها، از خیانت به خود شروع شده و به خیانت به خود ختم میگردند و آنچه که در هر خیانتی مورد آسیب حقیقی قرار میگیرد خودِ حقیقی شخص خیانت کننده است. بنابراین، هرچه شناختِ انسان از خود حقیقیاش بیشتر باشد، از خیانت بیشتر فاصله میگیرد و حاضر نیست که بخش فطری وجودیاش را فدای بخش طبیعیاش نماید.
پس بطور کلی هیچ کدام از مشغولیات و مسئولیتهای دنیا، نباید انسان از توجه به بخش فطری و تغذیه و رشدِ انسانیاش بازدارد.
مشغول شدن به امورات دنیا و غفلت از الله، آرام،آرام، انس با او را در وجود انسان کمرنگ نموده و او را از تغذیه بخش فوق عقلانی (ذکر الله) باز میدارد. چنین انسانی، کم کم به نقطهای میرسد که خلوتها، برایش وحشتآور خواهند بود.
ظلم و خیانت در امانات، وحشت از خلوتها، هم آغوشیهای با الله و پروازهای آسمانی را در آنان بوجود میآورد و توان عبادت را از او میگیرد.
با این توضیحات، به آسانی در مییابیم که خیانت به نفس از بزرگترین و ریشهایترین خیانتهاست. پس چرا خداوند عالم، آن را در شمار مهمترین امانتها به همراه (الله، خانواده آسمانی و مردم) بیان نفرمودهاست؟
این سؤال را با آیه دیگری از قرآن پاسخ میدهیم: «و لا تکونوا کالذین نسوا الله، فأنساهم أنفسهم، اولئک هم الفاسقون» (سوره حشر، آیه 19)
و شما مؤمنان مانند کسانی نباشید که به کلی خدا را فراموش کردند و خداوند هم نفوسشان را از یادشان برد و آنان به حقیقت بدکارانِ عالمند. از نظر قرآن الله و خودِ انسانی ما یک حقیقت هستند. انسان به محض فراموش کردن الله، در واقع خود حقیقیاش را فراموش میکند، زیرا همانگونه که غذا نخوردن به بخش طبیعی انسان آسیب وارد میکند، عدم تغذیه بخش فوق عقلانی (انس با الله) نیز به بخش فطری و انسانی او آسیب خواهد زد. از نگاه این آیه، مقام خود انسانی آنقدر بزرگ است که میتوان آن را با الله مساوی دانست. تمام خیانت در امانتها و ارتباطات، تابعِ اولین خیانت یعنی خیانت در ارتباط با الله و در واقع خیانت به خود حقیقی هستند. حتی ارتباط با خانواده آسمانی هم به عنوان تنها راه رسیدن به الله، تابع همین ارتباط است. اگر کسی به معشوق حقیقیاش خیانت نکرده و به رابطهاش با او آسیب وارد نکند، در هیچ ارتباطی، حتی ارتباطات عاطفیِ زمینی نیز، دچار خیانت نخواهد شد. انسانی که عزتش را ازخدا میگیرد، هیچ ارتباط و عشقی برایش آزاردهنده و ذلت آور نیست. این یک قانون کلی است؛ ارتباط صحیح و سالم با الله، قطعاً بقیه ارتباطات انسان را تنظیم نموده و از شکستِ ارتباطات انسانی جلوگیری خواهدکرد.
بنابراین میتوان گفت: منشأ تمام محبتهای اضافه، شیفتگیهای بیش از حد، وابستگیهای عاطفی آزاردهنده، عشقهای تحقیرکننده، همه اشتباهات، انحرافات، شکستها و ذلتها، عدم ارتباط صحیح با الله و در واقع به علت خیانت به خودِ انسانیِ اشخاص است. آرامش، شادی، عزت و نشاط درتمامِ طول زندگی نیز مستلزم همین ارتباط اصلی و مهم میباشد. اساساً عزت و محبوبیت جز در سایه قرب پروردگار حاصل نمیشود، هر چقدر انسان به آسمان نزدیکتر میشود، در زمین محبوبتر خواهد بود. به آیه 96 سوره مریم در تأیید این موضوع توجه کنید؛ «إنّ الذین آمنوا و عملوا الصّالحات، سیجعل لهم الرّحمنُ وُدّا» همانا کسانی که ایمان آوردند و نیکوکار شدند، خدای رحمان، آنها را محبوب میگرداند.
مقامات انسانی در سایه اُنس با الله
منظور از ارتباط صحیح با الله، نماز و روزه و ... صرفاً اعمال عبادی نسیت. بلکه مقصود از این ارتباط انس با پروردگار است که البته در سایه معرفت نسبت به او حاصل میشود. وقتی انسان به انس با الله و لذت بردن از همنشینی با او رسید، علاقه به خلوت و ذکر و عبادت در او بیشتر شده و خودِ انسانیاش رشد کرده و در نتیجه آرام آرام از خیانتها فاصله میگیرد. انجام عبادات واجب بصورت تند و بدون لذت، نشاندهنده عدم انس و ارتباط گرم میان بنده و پروردگار است. علامت شرافت یک انسان و موفقیت او در مسیر انسانی، مقدار حوصلهای است که او برای خلوت دارد.
اگر کسی حوصله ارتباط و انس با غیب را ندارد، نشانه عدم معرفت او نسبت به غیب است. چنین کسی، راهی به غیب نخواهد برد و در نتیجه بالإجبار سعی میکند، خود را توسط لذات زمینی ارضا کند. او که به خودش، به الله و به خانواده آسمانیاش خیانت نموده، در ذات خود فقیر است و برای جبران این فقر، به انسانهای اطرافش وابسته شده و از آنها محبت میطلبد.
او اساساً فقدان خدا و خانواده آسمانیاش را به عنوان نیازهای اصلی نفسش، در ذات خود احساس نمیکند، زیرا بخش فوق عقلانی او اصلاً فعال نشدهاست، که نیازهایش را اعلام نماید. و از همین روست که او آرام آرام به عشقها و ارتباطات آزاردهنده و ذلتآور زمینی گرفتار خواهد شد.
آیا ما امانتدار خوبی هستیم یا...
مردم در زمان غیبت امام زمان، دو دستهاند. یا خائن هستند، یا خادم. یا او را در این آوارگی تنها گذاشتهاند و کمکی از آنها به او نمیرسد که خائنند و یا اینکه سبک زندگی خویش را براساس یاری امام زمان تنظیم کردهاند و همه روابطشان در جهت تحقق اهداف حضرت اتفاق میافتد که خادمند. کسانی که به خانواده آسمانیشان خیانت میکنند، هرگز خیری از دیگر روابط زندگیشان نخواهند دید.
امام باقر «علیه السلام» میفرمایند: خیانت به خدا و پیامبر، همان نافرمانی ایشان است. و اما خیانت در امانت؛ هر انسانی امانتدار فرائض و واجباتی است که خداوند برگردن او نهادهاست.
هر دستوری که از خداوند به ما میرسد، یک امانت است و نافرمانی از آنها، خیانت در امانت است.
قرآن، کلام الله و امانت بزرگ الهی است. چقدر از مطالعات ما را قرآن و فهم آن تشکیل میدهد؟ اگر امروز نمیتوانیم از قرآن لذت ببریم، باید به دنبال علت آن در میان گناهان گذشته خویش باشیم.
میتوانیم از قرآن لذت ببریم، باید به دنبال علت آن در میان گناهان گذشته خویش باشیم.
میتوانیم سادهتر زندگی کنیم و ارتباط با الله و خانواده آسمانیمان را فدای زندگی مرفه و مجلل نکنیم. آیا واقعاً تشریفات و تجملات زندگی، ارزش فنا شدنِ ابدیت یک انسان را دارد؟ مراقب باشیم که سهممان را از آسمان بگیریم.
برای آنکه امانتدار خوبی در تمام قوای پنج گانهمان باشیم، فقط یک راه وجود دارد: اهل عبودیت باشیم.
خیانت در بخش فوق عقلانی، خیانت در حق تمام قواست. باید از خداوند برای مدیریت نفس و امانتداری پنج قوه، کمک بگیریم. اگر دعاها و توسلاتمان نباشند، قطعاً موفق نخواهیم بود. همه رشدها در سایه مدد گرفتن از الله حاصل میشوند. دستانمان را رو به آسمان بلند کنیم تا زمین نخوریم...
همه کمالات از اویند، از او بخواهیم ... «لا حول و لا قوّه إلا بالله»
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته