www.montazer.ir
چهارشنبه 17 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 901
زمان انتشار: 5 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 247 (92/10/05)

مشغول شدن به امورات دنیا و غفلت از الله، آرام،آرام، انس با او را در وجود انسان کمرنگ نموده و او را از تغذیه بخش فوق عقلانی (ذکر الله) باز می‌دارد. چنین انسانی، کم کم به نقطه‌ای می‌رسد که خلوت‌ها، برایش وحشت‌آور خواهند بود.

خانواده آسمانی،جلسه 247 (92/10/05)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی مهمترین امانت‌ها از نگاه قرآن با توجه به مباحث گذشته به این نتیجه می‌رسیم که امانت و امانت‌داری،گستره وسیعی دارد، ارتباط با خودمان، ارتباط با الله، ارتباط با خانواده آسمانی، ارتباط بامردم، باحیوانات، گیاهان، محیط زیست و اشیاء پیرامون ما. اما مهمترین حیطه‌های امانت از نظر قرآن در آیه زیر، روشن بیان شده‌اند؛«یا ایهاالذین آمنوا لا تخونوا الله و الرّسول و تخونوا اماناتکم و أنتم تعلمون» (سوره انفال آیه 27) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، زنهار با خدا و رسول خیانت نکنید و در کار امانت با یکدیگر، در صورتی که خودتان می‌دانید. پس طبق این آیه، مهمترین امانت‌ها، الله، خانواده آسمانی و مردم می‌باشند. اما نکته بسیار ظریف این آیه آن است که خیانت در تمامِ این امانت‌ها، در حقیقت، خیانت در حق خودِ انسانی ماست. یعنی انسان ابتدا خودِ حقیقی‌اش را فراموش می‌کند و بعد شجاعتِ خیانت در حق الله، خانواده آسمانی و دیگر انسان‌ها را پیدا می‌کند. اساساً همه خیانت‌ها، از خیانت به خود شروع شده و به خیانت به خود ختم می‌گردند و آنچه که در هر خیانتی مورد آسیب حقیقی قرار می‌گیرد خودِ حقیقی شخص خیانت کننده است. بنابراین، هرچه شناختِ انسان از خود حقیقی‌اش بیشتر باشد، از خیانت بیشتر فاصله می‌گیرد و حاضر نیست که بخش فطری وجودی‌اش را فدای بخش طبیعی‌اش نماید. پس بطور کلی هیچ کدام از مشغولیات و مسئولیت‌های دنیا، نباید انسان از توجه به بخش فطری و تغذیه و رشدِ انسانی‌اش بازدارد. مشغول شدن به امورات دنیا و غفلت از الله، آرام،آرام، انس با او را در وجود انسان کمرنگ نموده و او را از تغذیه بخش فوق عقلانی (ذکر الله) باز می‌دارد. چنین انسانی، کم کم به نقطه‌ای می‌رسد که خلوت‌ها، برایش وحشت‌آور خواهند بود. ظلم و خیانت در امانات،‌ وحشت از خلوت‌ها، هم آغوشی‌های با الله و پروازهای آسمانی را در آنان بوجود می‌آورد و توان عبادت را از او می‌گیرد. با این توضیحات، به آسانی در می‌یابیم که خیانت به نفس از بزرگترین و ریشه‌ای‌ترین خیانت‌هاست. پس چرا خداوند عالم، آن را در شمار مهمترین امانت‌ها به همراه (الله، خانواده آسمانی و مردم) بیان نفرموده‌است؟ این سؤال را با آیه‌ دیگری از قرآن پاسخ می‌دهیم: «و لا تکونوا کالذین نسوا الله، فأنساهم أنفسهم، اولئک هم الفاسقون» (سوره حشر، آیه 19) و شما مؤمنان مانند کسانی نباشید که به کلی خدا را فراموش کردند و خداوند هم نفوسشان را از یادشان برد و آنان به حقیقت بدکارانِ عالمند. از نظر قرآن الله و خودِ ‌انسانی ما یک حقیقت هستند. انسان به محض فراموش کردن الله، در واقع خود حقیقی‌اش را فراموش می‌کند، زیرا همانگونه که غذا نخوردن به بخش طبیعی انسان آسیب وارد می‌کند، عدم تغذیه بخش فوق عقلانی (انس با الله) نیز به بخش فطری و انسانی او آسیب خواهد زد. از نگاه این آیه، مقام خود انسانی آنقدر بزرگ است که می‌توان آن را با الله مساوی دانست. تمام خیانت در امانت‌ها و ارتباطات، تابعِ ‌اولین خیانت یعنی خیانت در ارتباط با الله و در واقع خیانت به خود حقیقی هستند. حتی ارتباط با خانواده آسمانی هم به عنوان تنها راه رسیدن به الله، تابع همین ارتباط است. اگر کسی به معشوق حقیقی‌اش خیانت نکرده و به رابطه‌اش با او آسیب وارد نکند، در هیچ ارتباطی، حتی ارتباطات عاطفیِ زمینی نیز، دچار خیانت نخواهد شد. انسانی که عزتش را ازخدا می‌گیرد، هیچ ارتباط و عشقی برایش آزاردهنده و ذلت آور نیست. این یک قانون کلی است؛ ارتباط صحیح و سالم با الله، قطعاً بقیه ارتباطات انسان را تنظیم نموده و از شکستِ ارتباطات انسانی جلوگیری خواهدکرد. بنابراین می‌توان گفت: منشأ تمام محبت‌های اضافه، شیفتگی‌های بیش از حد، وابستگی‌های عاطفی آزاردهنده، عشق‌های تحقیرکننده، همه اشتباهات، انحرافات، شکست‌ها و ذلت‌ها، عدم ارتباط صحیح با الله و در واقع به علت خیانت به خودِ انسانیِ اشخاص است. آرامش، شادی، عزت و نشاط درتمامِ طول زندگی نیز مستلزم همین ارتباط اصلی و مهم می‌باشد. اساساً عزت و محبوبیت جز در سایه قرب پروردگار حاصل نمی‌شود، هر چقدر انسان به آسمان نزدیکتر می‌شود، در زمین محبوبتر خواهد بود. به آیه 96 سوره مریم در تأیید این موضوع توجه کنید؛ «إنّ الذین آمنوا و عملوا الصّالحات، سیجعل لهم الرّحمنُ وُدّا» همانا کسانی که ایمان آوردند و نیکوکار شدند، خدای رحمان، آنها را محبوب می‌گرداند. مقامات انسانی در سایه اُنس با الله منظور از ارتباط صحیح با الله، نماز و روزه و ... صرفاً اعمال عبادی نسیت. بلکه مقصود از این ارتباط انس با پروردگار است که البته در سایه معرفت نسبت به او حاصل می‌شود. وقتی انسان به انس با الله و لذت بردن از هم‌نشینی با او رسید، علاقه به خلوت و ذکر و عبادت در او بیشتر شده و خودِ انسانی‌اش رشد کرده و در نتیجه آرام آرام از خیانت‌ها فاصله می‌گیرد. انجام عبادات واجب بصورت تند و بدون لذت، نشان‌دهنده عدم انس و ارتباط گرم میان بنده و پروردگار است. علامت شرافت یک انسان و موفقیت او در مسیر انسانی، مقدار حوصله‌ای است که او برای خلوت دارد. اگر کسی حوصله ارتباط و انس با غیب را ندارد، نشانه عدم معرفت او نسبت به غیب است. چنین کسی، راهی به غیب نخواهد برد و در نتیجه بالإجبار سعی می‌کند، خود را توسط لذات زمینی ارضا کند. او که به خودش، به الله و به خانواده آسمانی‌اش خیانت نموده، در ذات خود فقیر است و برای جبران این فقر،‌ به انسانهای اطرافش وابسته شده و از آنها محبت می‌طلبد. او اساساً فقدان خدا و خانواده آسمانی‌اش را به عنوان نیازهای اصلی نفسش، در ذات خود احساس نمی‌کند، زیرا بخش فوق عقلانی او اصلاً فعال نشده‌است، که نیازهایش را اعلام نماید. و از همین روست که او آرام آرام به عشقها و ارتباطات آزاردهنده و ذلت‌آور زمینی گرفتار خواهد شد. آیا ما امانت‌دار خوبی هستیم یا... مردم در زمان غیبت امام زمان، دو دسته‌اند. یا خائن هستند، یا خادم. یا او را در این آوارگی تنها گذاشته‌اند و کمکی از آنها به او نمی‌رسد که خائنند و یا اینکه سبک زندگی خویش را براساس یاری امام زمان تنظیم کرده‌اند و همه روابط‌شان در جهت تحقق اهداف حضرت اتفاق می‌افتد که خادمند. کسانی که به خانواده آسمانی‌شان خیانت می‌کنند، هرگز خیری از دیگر روابط زندگی‌شان نخواهند دید. امام باقر «علیه السلام» می‌فرمایند: خیانت به خدا و پیامبر، همان نافرمانی ایشان است. و اما خیانت در امانت؛ هر انسانی امانت‌دار فرائض و واجباتی است که خداوند برگردن او نهاده‌است. هر دستوری که از خداوند به ما می‌‌رسد، یک امانت است و نافرمانی از آنها، خیانت در امانت است. قرآن، کلام الله و امانت بزرگ الهی است. چقدر از مطالعات ما را قرآن و فهم آن تشکیل می‌دهد؟ اگر امروز نمی‌توانیم از قرآن لذت ببریم، باید به دنبال علت آن در میان گناهان گذشته خویش باشیم. می‌توانیم از قرآن لذت ببریم، باید به دنبال علت آن در میان گناهان گذشته خویش باشیم. می‌توانیم ساده‌تر زندگی کنیم و ارتباط با الله و خانواده آسمانی‌مان را فدای زندگی مرفه و مجلل نکنیم. ‌آیا واقعاً  تشریفات و تجملات زندگی، ارزش فنا شدنِ ابدیت یک انسان را دارد؟ مراقب باشیم که سهم‌مان را از آسمان بگیریم. برای آنکه امانت‌دار خوبی در تمام قوای پنج گانه‌مان باشیم، فقط یک راه وجود دارد: اهل عبودیت باشیم. خیانت در بخش فوق عقلانی، خیانت در حق تمام قواست. باید از خداوند برای مدیریت نفس و امانت‌داری پنج قوه، کمک بگیریم. اگر دعاها و توسلاتمان نباشند، قطعاً موفق نخواهیم بود. همه رشدها در سایه مدد گرفتن از الله حاصل می‌شوند. دستانمان را رو به آسمان بلند کنیم تا زمین نخوریم... همه کمالات از اویند، از او بخواهیم ... «لا حول و لا قوّه إلا بالله»   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 900
زمان انتشار: 5 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 246  (92/09/28)

همه افراد یک جامعه، امانت‌های خدا در دست ما هستند و کسی که به آنها احترام نگذاشته و در حقشان ظلم کند، مورد رضایت خانواده آسمانی‌اش نبوده و از هیچ جایگاهی در نزدشان برخوردار نخواهد بود.

خانواده آسمانی،جلسه 246 (92/09/28)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی اموال دیگران؛ امانات خداوند در دستان ما گاهی انسان‌ها با اموال مردم سر و کار داشته و کوتاهی در نگهداری و رعایت حقوق آنها، خیانت در این امانات الهی است که حق الناس را نیز با خود به همراه دارد. گاه این اموال مخصوص یک نفر یا چند نفر است و گاه نیز مربوط به بیت المال و همه انسانهاست؛ مثل پارکها، اتوبوس‌ها، ورزش‌گاه‌ها، فضاهای سبز و ... . پزشکان و کسانی که با جانِ انسان‌ها در ارتباطند، در واقع امانت‌داران سلامتی و جانِ خانواده‌ها و نوامیس مردم می‌باشند. دانش‌آموزان و دانشجویان، امانت‌هایی در دستان معلمان، مربیان و استادانند. تحقیقات و پژوهشهایِ علمی دیگران، امانت‌های آنها در دست ماست و نمی‌توانیم در حق آن خیانت کرده و به نام خودمان از آنها استفاده کنیم. گفتیم که بندگان خداوند، همه و همه امانت‌های او هستند و خودِ خداوند، حقِ تمام بندگانش را از ما مطالبه خواهد کرد. آثار امانت داری: 1-      سعادت و تعالی جامعه اگر روح امانت داری در جامعه‌ای حاکم شود، آن جامعه به محیط پاکی برای رشد تبدیل شده و از انحراف دور می‌ماند. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله»: «لا تزال أمّتی بخیرٍ، ما تحابّوا و تهادَوا و أدّوا الأمانه» امت من همیشه در خیر خواهند بود تا زمانی که به هم خیانت نکرده و امانت‌ها را رعایت کنند. امت من همیشه در خیر خواهند بود تا زمانی که به هم خیانت نکرده و امانت‌ها را رعایت کنند. این مسئله آنقدر مهم است که اگر کسی امانت‌داری را رعایت نکند، اصلاً مسلمان به شمار نمی‌آید؛ نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» «لیس منّا، من خان بالامانه» از ما نیست کسی که در امانت خیانت می‌کند. همه افراد یک جامعه، امانت‌های خدا در دست ما هستند و کسی که به آنها احترام نگذاشته و در حقشان ظلم کند، مورد رضایت خانواده آسمانی‌اش نبوده و از هیچ جایگاهی در نزدشان برخوردار نخواهد بود. گفتیم که همه ما در حقیقت، یک روح و یا یک حقیقت واحدیم در بدن‌های مختلف، و ظلم به دیگران، ظلم در حق خودمان است. 2-      رسیدن به قدم صدق امانت داری انسان را به مقام صدق می‌رساند و راستگویی و صداقت را در او قدرت می‌بخشد، در حالی که خیانت، انسان را به دروغگویی وادار می‌نماید. حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «اذا قویت الامانه، کثر الصدق» هرگاه روح امانت داری در کسی قدرت پیدا می‌کند، صداقتش افزون می‌شود. امانت‌داری در هر زمینه‌ای سبب رسیدن انسان به قدم صدق می‌شود. اگر ما حقوقِ خودِ حقیقی‌مان را به عنوان بزرگترین امانت الهی رعایت کنیم، با نفسمان صادق خواهیم شد. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: «الخائن مَن شغل نفسه بغیرِ نفسه» خائن کسی است که خودش را به غیر خودش مشغول کند. مشغولیات دنیا، نباید ما را از مراقبت از کودک عزیز روان (نفخه خدا) و خوراک رساندن به این بخش وجودمان باز دارد. رعایت حقوق امام زمان، تلاش برای برداشتن موانع ظهور او، شناساندن او به همه عالم تا برقراری حکومت جهانی اسلامی در سایه امام زمان، انسان را به صدق با معصوم می‌رساند. در این زمان است که ما می‌توانیم خود را هم حزب و هم گروهِ خانواده آسمانی‌مان دانسته و حقیقتاً بودن و ماندن در کنار آنها را آرزو کنیم. نداشتن روح جهاد و مبارزه، خیانت در امانتِ امام معصوم است و ما را از مقام صدق دور خواهد کرد. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: «الامانه والوفاء صدق الافعال» امانت داری و وفاداری، صدق در عملکرد است. امام زمان نصف دلیل غیبت خویش را عدم وفاداری شیعیان می‌داند. آنقدر مشغول دنیا نشویم، که خودمان را فراموش کرده و از یاری امام معصوم‌مان به عنوان تنها متخصص معصوم عالم که سعادت دنیا و آخرت مان در دستان اوست باز بمانیم. ما امروز هم می‌توانیم، جزء لشکرِ حسین باشیم و در کربلای مهدی شمشیر بزنیم، چقدر برای رسیدن به این مقام، تلاش می‌کنیم؟ 3-      بی‌نیازی نبی اکرم «صلی الله علیه و آله»: «الامانه تجلبُ الغنی، و الخیانه تجلب الفقر» امانت‌داری، بی‌نیازی می‌آورد و خیانت در امانت فقر (کمبود، گرفتاری و ...) می‌آورد. امانت‌داری در هر 5 قوه، انسان را در همان قوه به اشباع و قدرت رسانده و آرامش و شادی برایش بوجود خواهد آورد. خیانت نیز، چه فردی باشد و چه گروهی، انسان را به فقر و کمبود می‌کشاند. حضرت علی «علیه السلام»: «إذا ظهَرت الخیانات، ارتفعت البرکات» وقتی خیانت‌ها زیاد می‌شود، برکات از جامعه حذف می‌شود. وقتی مردم نسبت به هم خشن و تیز بوده و حقوق یکدیگر را رعایت نکنند، برکت از جامعه‌ای رخت بربسته و کمبودها و نکبت‌ها به آن روی می‌آورند. نتیجه ندادن بسیاری از تلاش‌های ما، شاید عواقب یک خیانت در امانت، در یکی از 5 قوه باشد. کمی دقیق‌تر به اعمال‌مان فکر کنیم، شاید علت‌ها را دریابیم ...     والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 898
زمان انتشار: 5 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 245  (92/09/28)

تنبلی‌ها و کمالات ما برای رفع نیاز دیگران، ما را به اهل جهنم پیوند خواهد داد. عذرتراشی‌های ما، اگر دلایل محکم و استواری نباشند، توجیه‌های بی‌ارزش بوده و خیانتی بزرگ در حق دیگران می‌باشند.

خانواده آسمانی،جلسه 245 (92/09/28)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی اسرار انسانها؛ امانات الهی یکی از مصادیق امانت که البته کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، اسرار شخصی انسانهای دیگر است. گاه اتفاق می‌افتد که کسی، اسرارش را در مقام مشورت و یا بصورت درد دل برای ما بازگو می‌کند و یا گاهی نیز از طرق دیگر و توسط انسانهای دیگر از راز او با خبر می‌شویم. این امتحان بارها و بارها در زندگی همه ما اتفاق افتاده است، و نحوه برخورد ما با موضوع، به میزان دریافت ما از اسم «ستار» خداوند و مقدار تشبه‌مان به او در این اسم بستگی دارد. با خبر شدن از سرّ دیگران، فرصتی است برای اینکه میزان سعه صدر انسان آزموده شود. حتی گاهی یک پدر از راز فرزندش باخبر می‌شود، و می‌تواند بدون اینکه همسرش را در جریان قرار دهد، مشکل فرزندش را حل نموده و آبروی او را در خانواده حفظ نماید. گاهی بعضی از انسانها، حتی دوست ندارند که مسائلی کاملاً ساده و پیش پا افتاده آنها نیز، فاش شود. باید بیاموزیم که سینه ما، گنجینه‌ای دربسته، برای اسرار دیگران باشد. علاقه و کنجکاوی نسبت به آگاهی از مسائل خصوصی دیگران، یک نوع رذیله خطرناک نفسانی است. که اگر این علاقه در کسی وجود داشته باشد، نشانه خودشیفتگی او و جهنمی بزرگ در باطنش می‌باشد که معطلی عظیمی را برایش در آخرت به همراه خواهد داشت. و نیز اگر بصورت اتفاقی از سرّ کسی مطلع شدیم، نباید به گونه‌ای رفتار کنیم، که خودِ او هم از آگاهیِ ما مطلع گردد، چه رسد به اینکه این راز را در نزد کسی بازگو کنیم. مطرح کردن اسرار دیگران، برای خودنمایی و نشان دادن قدرتِ آگاهی خود، جهنمی بزرگ‌تر از علاقه به دانستن راز دیگران است و اگر قبل از تولد به برزخ، آنرا خاموش نکنیم، آرامش ابدی را از ما خواهد گرفت. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» می فرمایند: «المجالس بالامانه و افشاء سرّ أخیک خیانه، فاجتنب ذلک...» آنچه در یک مجلس (ارتباط) می‌گذرد، امانتی است در نزد تو، و فاش کردن راز برادرت، خیانتی در حق اوست؛ پس از آن دوری کن. البته، در بعضی موارد خاص، ممکن است ما در مقام مشورت قرار گیریم. یعنی کسی ما را امین دانسته و برای اموری مثل ازدواج، شراکت و ... در مورد کسی که ما اسرارش را می‌دانیم، تحقیق کند. در این مواقع بهتر است که اصل سرّ را فاش نکنیم ولی اگر این ازدواج و یا ارتباط را به صلاح طرفین نمی‌دانیم، نظر منفی خود را اعلام کنیم و یا در صورت اصرار و یا خواستن توضیح بیشتر، فقط اشاره‌ای بسیار کوچک به اصل سرّ او داشته باشیم. سؤال کردن از مسائل خصوصی دیگران بسیار قبیح و مطلقاً ممنوع است. سؤالهایی از قبیل؛ چرا طلاق گرفتید؟ چرا با هم قهر کردید؟ دعوای شما بر سر چه بود؟ و ... حتی مسئولان دولت، به هیچ وجه نباید اسرار سیاسی، اقتصادی، نظامی و ... کشور را فاش کرده و به همه انسانهای جامعه خیانت کنند. در روایات، بسیار تأکید شده که ما حتی گناهانمان را در نزد کسی غیر از الله بازگو نکنیم، مگر آنکه به دنبال دستورالعملی برای نحوه برخوردمان با مشکل اخلاقی‌مان بود و با یک طبیب روحانی به مشورت برخاسته باشیم. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله»: «ما عمل، من لم یحفظ لسانه» کاری نکرده است، کسی که زبانش را نمی‌تواند نگه دارد. عدم رازداری‌های ما، آنچنان امری ناپسند و زشت در نظر معصومین جلوه کرده است که یکی از گله‌های ائمه از شیعیان، همین خیانت در رازداری آنها به شمار می‌رود. مرز رازداری آنقدر ظریف و خطرناک است که توصیه می‌شود حتی همسران، اسرار، اختلافات و یا مشکلات خود را در نزد خانواده‌هایشان نیز بازگو ننمایند. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله»: «صاحب النمیمه لا یستریح من عذاب الله عزوجل فی الاخره» انسان سخن‌چین، هرگز از عذاب خداوند در آخرت، در امان قرار نمی‌گیرد. انسان‌هایی که به مقام سلامت نفس رسیده‌اند، هرگز به دنبال فهمیدن اسرار دیگران و بازگو کردن آن نیستند. نیازهای مردم؛ امانات الهی اگر برادر دینی کسی در مورد نیازش، از او درخواست کمک کند، و او تمامِ تلاشش را برای برطرف کردن حاجت او ننماید، به الله، به رسول و به همه مؤمنین خیانت نموده است. تنبلی‌ها و کمالات ما برای رفع نیاز دیگران، ما را به اهل جهنم پیوند خواهد داد. عذرتراشی‌های ما، اگر دلایل محکم و استواری نباشند، توجیه‌های بی‌ارزش بوده و خیانتی بزرگ در حق دیگران می‌باشند. در برخورد با نیازهای دیگران، ابتدا باید خودمان را در مقام او قرار دهیم، و بعد همانگونه به نیازش رسیدگی کنیم که دوست داریم دیگران در چنین مواقعی با ما برخورد نمایند. نیازهای مردم به ما، امانت‌های خداوند بر گردن ما هستند و اساساً امانت هر چه که هست باید سالم به خداوند بازگردانده شود. درست است که خانواده و مادر و پدر و خواهر و برادر و ... اولین مصادیقِ امانت در رفع نیازها هستند، اما دغدغه‌های این گروه، نباید ما را از رسیدگی به نیازهای دیگران باز بدارد. اگر احساس می‌کنیم که جامعه‌ای و یا جهانی به کمک ما نیاز دارند، باید به وسعت این نیاز تلاش کنیم. پیامبر «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: «مَن أصبح و لم یهتّم باُمور المسلمین ...، فلیس بمسلم» کسی که صبح از خواب بیدار شود و هیچ تلاشی برای رفع نیاز مسلمانان نکند، اصلاً مسلمان نیست. اگر نیاموزیم و نتوانیم که به اندازه الله وسعت یافته و با نگاهِ وسیع خداوند به دیگران نگاه کنیم، در آخرت نیز، نمی‌توانیم از بهشتی که وسعتش به اندازه تمام آسمان‌ها و زمین است بهره ببریم. انسانهای خودخواه و متکبر که غیر از خود، دغدغه دیگری ندارند، جزء کسانی هستند که در قیامت، رسیدگی به اعمالشان، به آخرین پرونده‌ها موکول خواهد شد و تمام 50 هزار سال قیامت را در گیر و دار حسابرسی دیگران مورد بی توجهی قرار خواهندگرفت. اگر هم با تفضّلات خداوند روزی، وارد بهشت شوند، نمی‌توانند در آنجا سلطنت نموده و از آن بهره‌برداری کنند، چون در دنیا نه غمِ کسی را خوردند و نه بر دل کسی حکومت کردند، تنها خودشان و آرزوهای خودشان را دیدند و از همه چیز جا ماندند. پادشاهی در بهشت را باید همین جا آموخت. بیاموزیم تا با تلاش برای رفع نیازهای مردم و شریک شدن در غصه‌ها و دردهایشان، محبت آنها و در نهایت محبت الله را جلب کرده و به اندازه او بزرگ شوید.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 897
زمان انتشار: 5 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 244 ، (92/09/21)

انسان، به هیچ‌وجه مجاز نیست به بهانه دوست نداشتن کسی که زیرمجموعه مسئولیت اوست، از ایفای صحیح نقش و ادایِ مسئولیتش سرباز زند. این عدم محبت انسان نسبت به کسی، مسئولیت و ادای صحیح آن را از او سلب نمی‌کند.

خانواده آسمانی،جلسه 244 ، (92/09/21)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی مسئولیت‌های زمینی؛ امانت‌های آسمانی پذیرفتن هر مسئولیت و یا مدیریتی، یکی از مصادیق امانات الهی است. مادر بودن و پدر بودن، مقام‌هایی هستند که مسئولیت‌های خاص خویش را دارا بوده و اگر صحیح انجام شدند، انسان را تا بهشت می‌رسانند. تمام روابط خانوادگی مثل خواهری، برادری و ... و یا در سطوح بالاتر جامعه مثل مقامات دینی، سیاسی، اجتماعی و ... همه از مصادیق امانات خداوند بوده و به محض پذیرفتن مسئولیت آنها، موظف به رعایت حقوق تمام کسانی هستیم که تحت مسئولیت ما قرار گرفته‌اند. اگر کسی مقام همسری را نمی‌شناسد و از قوانین و حقوق همسرداری آگاه نیست، حق ازدواج نخواهد داشت. یا اگر زن و مردی به حقوق فرزند داری آگاه نبوده و آداب رعایت این امانت خداوند را ندانند هرگز نباید تن به بچه‌دار شدن بدهند. انسان، به هیچ‌وجه مجاز نیست به بهانه دوست نداشتن کسی که زیرمجموعه مسئولیت اوست، از ایفای صحیح نقش و ادایِ مسئولیتش سرباز زند. این عدم محبت انسان نسبت به کسی، مسئولیت و ادای صحیح آن را از او سلب نمی‌کند. انرژی و قدرتی که برای امانت‌داری‌های صحیح لازم داریم باید از یک معشوق قدرتمندِ والا تأمین شود. کسی که به آسمان وصل است و عشق حقیقی را از الله دریافت می‌کند، حتی به پای کسی که زیر مجموعه مسئولیت اوست و دوستش هم ندارد، عاطفه ریخته و مهرورزی می‌کند و در رعایت تمام حقوقِ این امانت می‌کوشد. انسانی که انرژی‌اش را از الله دریافت نکند، قطعاً در رعایت حقوق اماناتِ الهی موفق نخواهد شد. بنابراین هر چه میزان مسئولیت‌های انسان بیشتر و تعداد زیرمجموعه‌های مسئولیتی‌اش اضافه گردد، به تأمین انرژی بالاتری از خداوند نیاز دارد تا بتواند حقوق تمام اماناتش را ادا کند. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» می‌فرماید: «من تولّی عملاً و هو یعلم أنه لیس لذلک العمل بأهل، فلیتبوأ مقعده من النّار.» اگر کسی مسئولیتی را قبول کند و خودش هم بداند که اهل این مسئولیت نیست، پس جایگاه خودش را در جهنم فراهم کرده است. به هیچ‌وجه نباید در جایی که توان انجام صحیح مسئولیتی را نداریم، آنرا بپذیریم. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله»: «من استعمل رجلاً من عصابه و فی تلک العصابه من هو أرضی لله منه، فقد خان الله و رسوله و المؤمنین» هر کس از بین گروهی (حزبی) کسی را برای ریاست انتخاب کند، در حالی که در آن گروه آدم لایق‌تری که خداوند به مسئولیت او راضی‌تر است، وجود دارد، به خدا، پیامبرش و همه مؤمنین خیانت کرده است. البته گاهی نیز اتفاق می‌افتد که مدیری یا کسی تشخیص می‌دهد، که انتصاب انسان خاصی برای بقیه مردم خیرات فراوانی داشته و به صلاح آنهاست. اما گروه زیادی از این انتصاب راضی نیستند. در اینصورت نیز، اهمیت دادن به نظرات اشتباه دیگران لازم نیست. مالک اشتر به امیرالمؤمنین در جمعِ گروهی از مردم، نسبت به انتصاب چند تن از بستگان‌شان به ریاستِ بعضی امور، اعتراض کرد. امیرالمؤمنین فرمود: اگر این‌ها، لیاقت و شایستگی مسئولیت داشتند، به صِرف اینکه بستگان من هستند، می‌توانستم در حق مردم خیانت کرده و از انتصاب‌شان خودداری کنم؟ مالک اشتر گفت: حق با شماست یا علی. پس هوشیار باشیم که حقوق اماناتِ خداوند را در هر مقامی که هستیم، به شایستگی رعایت کنیم، خیانت در اماناتِ خدا، خیانت در حق خودمان است.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 896
زمان انتشار: 5 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 243 ، (92/09/21)

نماز، وسیله‌ای بسیار قدرتمند است و زمانی برای انسان معراج تلقی می‌شود که او به محرمیتی ویژه با خداوند رسیده باشد. رعایتِ احترام و آداب نماز، آرام آرام انسان را برای بهره بردن از این وسیله آماده نموده و با آن مأنوسش می‌کند.

خانواده آسمانی،جلسه 243 ، (92/09/21)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی شعائر الهی، امانات آسمانی کلمه شعائر، جمع «شعیره» به معنای علامت و نشان است. شعائر الهی به چیزهایی اطلاق می‌شود که نشانی از اصل و ریشه حقیقی ما یعنی الله داشته و برای بخش فوق عقلانی ما، مقدس و شادی بخش باشد. پاسداری از شعائر الهی، علاوه بر اینکه یک نوع عشق و دلدادگی است، یک وظیفه مهم در جهت حفظ امانات الهی است. همانطور که انسان در بخش حسی (حفظ محیط زیست، ابزارآلات مادی و ...)، بخش وهمی (حفظ یادگاری، خاطرات، عکس‌های ارزشمند و ...) بخش عقلی (حفظ کتابها، احترام به استاد، نگهداری مدرسه‌ها و ...) موظف به رعایتِ حقوق امانات الهی است. در بخش فوق عقلانی بصورت اولی‌تر باید در پاسداشت امانات این بخش بکوشد. احترام به روحانیون، اساتید علوم الهی، مراجع تقلید و ...، حفظ حرمت پرچمها، نشانه‌‌‌ها و علامات و ...، رعایت آداب حرم‌ها، مساجد و اماکن متبرکه و ...، رعایت حرمت‌های ایام خاص یا ایام الله مانند رمضان، ماه محرم، اعیاد، عزاداری‌ها و ...، حترام به صورت‌های اعمال دینی و انسان‌های دیندار مثل نماز و نمازگزاران، روزه و روزه‌داران، قرآن و قاریان آن و ...، همه و همه از مصادیق تعظیم شعائر الهی‌اند. بی‌احترامی به هر کدام از شعائر الهی، در حقیقت بی‌حرمتی به بخش فوق عقلانی وجود انسان‌ها و توهین به ریشه و اصل حقیقی ماست. گاهی یک توهین، یک تمسخر و یا یک هتک حرمت، ممکن است چندین سال و یا حتی تا پایان عمر، انسان را از درک بسیاری از فیوضات الهی محروم نماید. بنابراین احترام به اموری که برای دیگر انسانها مقدس بوده و تقدس آن نیز عقلاً و شرعاً تأیید شده است، وظیفه همه انسانها بوده و هیچ‌گونه توجیهی برای هیچ توهینی به مقدسات وجود ندارد. به آیه 40 سوره حج دقت فرمایید؛ «... ولولا دفعُ الله الناس بعضهم ببعض، لهُدِّمت صوامع و بیعٌ و صلواتٌ و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا...» و اگر خداوند شر بعضی از مردم را به بعضی دیگر دفع نکند، همانا صومعه و دیر و کنشت‌ها و مساجدی که در آنها نماز و ذکر خدا بسیار می‌شود، همه خراب و ویران می‌شدند. در این آیه خداوند از تمام معابدی که در آن ذکر خداوند انجام شود، با احترام یاد برده و از آنها، توسط گروهی از انسانها دفاع می کند. نماز؛ نمونه‌ای عظیم از شعائر الهی نماز یکی بزرگترین نشانه‌های خداوند (شعائر الهی) و قوی‌ترین وسیله هم آغوشی با پروردگار و راه اتصال به آسمان است. البته باید بدانیم که استفاده صحیح و حقیقی از این وسیله رساننده، برای همه انسان‌ها ممکن نیست؛ «واستعینوا بالصبر و الصلواه إنّها لکبیره إلاّ علی الخاشعین» (بقره/ 45) و از صبر و نماز یاری جویید، که البته آن کاری دشوار است مگر برای خاشعان. نماز، وسیله‌ای بسیار قدرتمند است و زمانی برای انسان معراج تلقی می‌شود که او به محرمیتی ویژه با خداوند رسیده باشد. رعایتِ احترام و آداب نماز، آرام آرام انسان را برای بهره بردن از این وسیله آماده نموده و با آن مأنوسش می‌کند. انس گرفتن با نماز، کار آسانی نیست، صورت نماز هم برای کسانی که هنوز به استفاده صحیح و شایسته از این وسیله موفق نشده‌اند، بسیار نور دهنده، آرام بخش و لذت آفرین است. لذا برای استفاده موفق از نماز باید بسیار زحمت کشید. رعایت اوقات نماز و حفظ حرمت آنها، یکی از اولین و اساسی‌ترین قدم‌ها برای اوج گرفتن توسط این وسیله عظیم است. لازم به ذکر است که تفاوت نماز اول وقت با نماز آخر وقت، مثل مقایسه آخرت با دنیاست. اوقاتِ نماز، یک امانت الهی‌اند و باید در رعایت آن بسیار بسیار هوشیار باشیم. روایات، حالات امیرالمؤمنین را هنگام اوقات نماز اینگونه توصیف می‌کنند: ایشان بی‌تاب می‌شدند و لرزه بر اندام مبارک‌شان می‌افتاد و هر لحظه رنگ به رنگ می‌شدند. علت را که می‌رسیدند می‌فرمود: وقت نماز رسیده، وقت امانتی که خداوند بر آسمان و زمین عرضه کرده و آنها از پذیرشش سرباز زدند. درک این روایت برای کسانی آسان است که فوق‌عقل فعال و قدرتمندی دارند. عشق به الله، امانتی عظیم در وجود ماست و نماز، وسیله‌ای برای عشق بازی و هم آغوشی با الهی که عشقش را پذیرفته‌ایم. نمازِ هر کس، آئینه شخصیت او و نشان‌دهنده میزان پختگی‌اش می‌باشد. همچنین تعیین کننده میزان رشدِ انسانی و سطح آرامشِ وجودی انسان‌هاست. البته هرگز نمی‌توان به باطنِ نماز کسی راه یافت. چرا که بسیار سفارش شده است که نمازهای آشکار انسان باید با حضور قلب اما ساده و بدون هیچ عمل اضافی انجام شود. عشق بازی‌ها و رشدهای اساسی با نماز، مخصوص خلوت‌های دو نفره ما با خداست. فراموش نکنیم که رشدهای واقعی درنمازهای کاملاً خصوصی و بدون هیچ گونه ظهور و نمایشی اتفاق می‌افتد. پایه‌های دین داری انسان زمانی به لرزه می‌افتد که از کنار توهین‌ها و هتک حرمت‌ها به شعائر الهی براحتی رد شده و عکس العملی از خود نشان ندهد. دشمنان داخلی و خارجی در حال تلاش مداوم برای کاستن حساسیت‌های ما نسبت به شعائر الهی‌اند. البته گاهی نیز خودمان تن به کارهایی می‌دهیم که از این حساسیت‌ها می‌کاهد. به محض کم شدن و یا حذف این حساسیت‌ها در وجودمان باید به دنبال ریشه‌ها و راههای درمان آن باشیم. چون این حساسیت‌ها، مثل انواع دردهای طبیعی، هشداردهنده‌هایی برای بروز بیماری‌اند. اگر این دردها را نادیده بگیریم، در واقع به علائم هشداردهنده مهمی بی‌اعتنایی کرده‌ایم و اجازه داده‌ایم تا بیماری تمام روح ما را فرا گیرد. آن وقت است که دیگر نکبت و شقاوت تمام زندگی و روح‌مان را درگیر خواهد کرد و به عذابش گرفتار خواهیم شد. هر قدر میزان ادب ما در برابر شعائر الهی بیشتر باشد، به خیرات بیشتری نائل شده و فیوضاتِ کثیری را درک خواهیم نمود. گاهی رشدها و پروازهای عجیب و فزاینده‌ای برای انسان رخ می‌دهد که در حالت طبیعی در زمان بسیار کوتاه، ممکن نبود، که شاید این به دنبال رعایت ادب و تعظیم یکی از نشانه‌های خداوند، اتفاق افتاده باشد. بی‌احترامی به پاسداران، بسیج، سربازان، نظامیان و ... یا بی‌ادبی نسبت به پدر و مادر، استاد و ... که حریم خطرناکی دارند، و بی‌حرمتی به اولیاء دین و امامان معصوم که حرمتی بالاتر از پدر و مادر دارند، چیزی جز شقاوت و بدبختی به همراه نخواهد داشت. مراقبِ امانات خداوند باشیم!!!   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 895
زمان انتشار: 4 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 242 ، (92/09/14)

شرافت بزرگی است که سوره های قرآن، مونس انسانی بوده و با آیه های آن به شادی و لذت برسد. اگر کسی برای قرآن دلتنگ نمی شود، نمی تواند با سوره هایش رفاقت کرده و انس بگیرد. نمی تواند عاشق کلامِ الله باشد. او هرگز به حقیقت لا اله الا الله نرسیده است.

خانواده آسمانی،جلسه 242 ، (92/09/14)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی قرآن، امانت خداوند و شافع قیامت قرآن کریم، تنها تجلی خداوند در مقام لفظ بوده و یکی از امانات بزرگ او در دستان ماست که صاحبِ مقام شفاعت در قیامت است. در قیامت خداوند، تک تک سوره های قرآن را بصورت چهره های مستقل محشور می کند تا هر کس با هر سوره ای انس داشته و از آن لذت می برده است، بتواند از آن جلوه ها کمک گرفته و نجات یابد. پس هر انسانی می تواند به عدد سوره های قرآن، دوستان قدرتمند، شرافتمند و برجسته ای داشته باشدکه توسط آنها شفاعت شده و نجات پیدا کند. ترک رفاقت با قرآن و سوره هایش، چقدر در عدم سعادت انسان نقش دارد؟ در دعاها از خداوند می خواهیم که قرآن را مونس ما قرار داده و آن را برای ما شفیعی قرار دهد که شفاعتش پذیرفته شده است: «اللهمّ اجعله لی شفیعاً مشفّعاً» شرافت بزرگی است که سوره های قرآن، مونس انسانی بوده و با آیه های آن به شادی و لذت برسد. اگر کسی برای قرآن دلتنگ نمی شود، نمی تواند با سوره هایش رفاقت کرده و انس بگیرد. نمی تواند عاشق کلامِ الله باشد. او هرگز به حقیقت لا اله الا الله نرسیده است. چطور کسی می تواند عاشق الله باشد و او را به عنوان معشوق اصلی و حقیقی اش بپذیرد ولی از شنیدن کلام او احساس لذت و شادی نکند؟ برتری قرآن بر سایر اندیشه ها و کلام ها، مانند برتری خداوند است بر سایر مخلوقات. بسیار دیده می شود که سالهای عمرمان را در جهت مطالعه کتب گوناگون که برخاسته از اندیشه مخلوقات پروردگار است سپری می کنیم اما برای قرآن که کلام آفریننده این مخلوقات است، زمانی را اختصاص نداده و برای آموختنش تلاشی نمی کنیم. خداوند، زبان عربی را به عنوان فصیح ترین و بلیغ ترین زبانِ عالَم، به عنوان زبان قرآن انتخاب نموده است تا توسط آن بسیاری از حقایقِ ظریف را به ما بیاموزد. اما آیا حتی یک ماه برای آموختن زبان کتاب اله مان وقت گذاشته ایم؟ برای فهمیدنش، برای تدبر در آن و برای عمل به آن، حتی یک بار جدی بوده ایم؟ اگر حتی از وقت های کوتاه تلف شده روزهایمان برای انس با قرآن استفاده کنیم، قطعاً به مراتب نورانیت و انس بالایی با قرآن دست خواهیم یافت. این تفکر بسیار اشتباهی است که تصور کنیم، فلان زمان یا فلان مکان، موقعیت مناسبی برای خواندن و تمرکز در قرآن نیست. هر زمان و هر مکان می تواند بستر مناسبی برای عشقبازی با قرآن باشد. امیرالمؤمنین «علیه السلام» می فرمایند: «من شفَع لَهُ القرآن یوم القیامه، شُفِّعَ فیه، و مَن مَحَل بِهِ،القرآن یوم القیامه صُدِّق علیه» هر کس که قرآن او را در روز قیامت شفاعت کند، خداوند شفاعتش را می پذیرد. و اگر قرآن از کسی شکایت کند (بدگویی کند) حتماً خداوند تصدیقش می کند. اما یک سؤال مهم؛ آیا اگر همین الآن لحظه تولدِ ما به برزخ باشد، چند تا از سوره های قرآن حاضرند، شفیعِ ما باشند؟ تا کنون با چند سوره انس گرفته و از آنها لذت برده و به شادی رسیده ایم؟؟ ایران؛ سرزمین فطری و امانت الهی در روایات آمده است: «حبّ الوطن من الایمان» علاقه به وطن، نشانه ایمان است. اما ایران، علاوه بر اینکه وطن طبیعیِ ماست، وطنی فطری نیز برای ما و همه انسانها محسوب می شود. روایات بسیاری از اهل تسنن و شیعه و همچنین آیاتِ زیادی، در مورد ایران و ایرانیان و نقشی که در تحقق اهداف خانواده آسمانی و ظهور امام زمان دارند، موجود است. روایت زیر از کتب اهل تسنن انتخاب شده است: «یخرج الناس من المشرق و یوطئون من للمهدی سلطاناً» مردمی از شرق قیام می کنند و زمینه سلطنت مهدی را فراهم می کنند. ایران امانت بزرگ خداوند در نزد ماست و نگاه ما به آن باید به عنوان یک پایگاه بزرگ برای اهل بیت باشد. هیچ ملتی و هیچ کشوری به اندازه ایران در رواج و بقای اسلام نقش نداشته است. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و اله» می فرمایند: «اعظم الناس نصیباً فی الإسلام، أهلُ فارس» بیشترین مردمی که در اسلام بهره دارند، اهل فارسند. اصلاً در تاریخ ایران، بت پرستی دیده نمی شود. آنقدر قوه عقل و فوق عقل ایرانیان قدرتمند بوده و هست که حتی قبل از اسلام نیز موحد بوده اند و هرگز به غیر از متخصص معصوم تن نداده اند. تمامِ موحدان حقیقی جهان، دوستدار ایرانند و به آن، به چشم کشوری که به همه آرمانهای انسانی آنها رنگ و شکل داده است، نگاه می کنند. اگر حب ایران به عنوان یک پایگاه فطری در دل انسان نباشد، علامتِ ضعف در نظام محبتی اوست. امام زمان «عج» ایران را شیعه خانه اهل بیت معرفی نموده و خود را نگهدار آن می داند که بگونه ای از فروپاشی آن جلوگیری می کند. هیچ کشوری حتی در زمان رسول الله و امیرالمؤمنین «علیهم السلام» نیز نتوانست، این اندازه انسان های واقعی تربیت کند که تا مقام عند ربهم یرزقون برسند. این خاک، مهد عروج انسان ها از خاک تا الله است. این همه مقامات بلند، به پشتوانه یقین قدرتمند ایرانیان بدست آمده است. مراقب باشیم که هیچ گاه، خودخواهی و خودشیفتگی هایمان را به مصالح ایران و خدمت به این خاک و انسانهایش ترجیح ندهیم و همواره برای پاک سازی وطن مان از مفاسدی که توسط دشمنان ایجاد شده است بکوشیم. حفظ شعائر الهی، رعایت امانت الهی یکی دیگر از امانات خداوند، شعائر الهی (هر آنچه رنگ و بوی خدا را دارد) است که باید در تعظیم آن بکوشیم. علامات و شعائر خداوند برای لحظات کمرنگ شدن معنویت در ما، فاصله گرفتن از نور و روزهای دلتنگی ما، طراحی شده تا به آن ها پناه برده و دردهایمان را التیام بخشیم. (ادامه در جلسه بعد)   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 894
زمان انتشار: 4 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 241 ، (92/09/14)

وقتی به سیر تاریخی رفتار های مردم با معصومین نگاه می کنیم، در می یابیم که بزرگترین مشکلات مسلمین در اثر خیانت در این امانات بزرگ الهی بوجود آمده است. مسلمانان، هرگز رفتار خوبی با این امانات نداشته اند.

خانواده آسمانی،جلسه 241 ، (92/09/14)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی حیوانات، امانات الهی رعایت حقوق حیوانات، به عنوان امانات الهی که سهم عظیمی در گذران زندگی ما و تأمین نیازهای ما دارند، واجب و الزامی است. در دین قدرتمند و جامع اسلام، حقوق حیوانات بصورت جزئی بیان شده است تا ما برای رعایت آن ها دچار سردرگمی نشویم. رسول اکرم «صلی الله علیه و آله» شش حق از حقوق چهارپایان را برای صاحبان شان بر می شمرد: 1-      چون به منزل رسید، پیش از هر کار علوفه او را بدهد. 2-      چون بر آبی می گذرد، در خوردن آب آزادش بگذارد. 3-      بر صورتش کتک نزند که به تسبیح و ستایش پروردگار خویش مشغول است. (اشاره به آیه کلّ قد علم صلاته و تسبیحه) 4-      به جز در راه خدای عزوجل بر پشت حیوان درنگ نکند. 5-      بیش از توانایی اش بر او بار ننهد. 6-      بیش از اندازه با او راهپیمائی نکند. رهبران معصوم؛ امانات حیات بخش پروردگار در جلسه قبل گفتیم: یکی از مصادیق بزرگ امانات الهی، رهبران الهی هستند. خداوند در قرآن، نوعِ کار رهبران الهی را برای ما اینگونه معرفی می نماید: «لِتُخرج النّاس مِن الظّلمات إلی النّور» (سوره ابراهیم/ آیه1) برای خروج مردم از ظلمات و تاریکی ها به سوی نور. پس در می یابیم که تنها مسیرِ حرکت به سوی الله، استمداد از رهبران الهی و همراه شدن با آنهاست تا در سایه کمک ها و راهنمایی های آنها بتوان به هدف اصلی رسید؛ «یا ایّها الذین آمنوا استجیبوا للّه و للرّسول، اذا دعاکم لما یحییکم» (سوره انفال/ آیه 29) ای کسانی که ایمان آورده اید، اجابت کنید خدا و رسول را، هنگامی که شما را دعوت می کنند به سوی آنچه که به شما حیات می بخشد. پس طبق این آیه، اجابت رهبران الهی = حیات انسانی. پس حیات طیبه انسانی که انسان را به هدف خلقت یعنی تشبه به پروردگار در نهایت نائل می کند، تنها و تنها در گرو اجابت خدا و رسول است. حال، خداوند، این اجابت را در آیه ای دیگر برای ما، واضح بیان می فرماید؛ «قل لا أسئلکم علیه أجراً الّا المودّه فی القربی» بگو من از شما أجری نمی خواهم جز مودت خاندانم را. (سوره شوری/ آیه 23) پس اجابت و همراهی پیامبر جز در گرو مودت خاندان (رهبران الهی) نیست. البته، این مودت تنها از کسانی خواسته شده است که می خواهند به الله برسند؛ «قل ما أسألکم علیه أجراً، إلاّ مَن شاء أن یتّخذَ إلی ربّه سبیلاً» (سوره فرقان/ آیه57) این اجر تنها از کسانی درخواست می شود که می خواهند به سوی پروردگارشان حرکت کنند. پس طبق سیرِ آیاتِ بالا، ثابت شد که وصل شدن به پیامبر و خداوند، جز از راه مودت او و خاندانش حاصل نمی شود و این تنها راه رسیدن به الله است. علت ریاضیِ این مسئله نیز از این قرار است که ما الله را به عنوانِ اله حقیقی مان پذیرفتیم؛ لا اله الا الله (کمال مطلق). از سویی می دانیم که امر مطلق هم قابل دسترسی و یا قابل اشاره نیست، مگر از طریق جلوه کامل. تا امر مطلق تجلی نکند، هرگز قابل شناسایی نخواهد بود. کاملترین جلوه این وجود مطلق که آئینه تمام نمایی از چهره خداوند می باشند، وجود مقدس معصومین علیهم السلام هستند. «إنّما یریدالله لِیذهب الرجس عنکم اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» (سوره احزاب/ آیه33) همانا خداوند می خواهد تا هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت دور ساخته و مطهرتان گرداند (معصومتان گرداند). بنابراین تنها کسانی که طبق اصل اصالت تخصص، شایستگیِ همراهی و کمک رساندن به ما در مسیر انسانیت را دارند، معصومینی راه شناس، که تجلی کامل خداوند هستند، می باشند. حرکت به سوی الله، بدون متخصص معصوم، یک حرکت توهمی بوده و انسان را به سردرگمی مبتلا می کند. اصولاً بعد از آنکه ما، مهمترین امانت خداوند یعنی «روح بی نهایت طلب» خویش را نشناختیم، بطور کاملاً عقلانی به دنبال وسیله ای و یا راهی مشخص برای رساندن این روح بی نهایت طلب به اله حقیقی اش می گردیم. اینجاست که اصل اصالت تخصص، به عنوان یک نیاز عقلی، رونمایی شده و اثبات می گردد. ما بدون متخصص معصوم، هرگز برای رسیدن به هدفی بزرگ نمی توانیم بطور صحیح گام برداشته و حرکت کنیم. از همین روست که خداوند، خطاب به پیامبر می فرمایند: اگر ولیّ بعد از خود را برای هدایت مردم مشخص نکنی، رسالتت را به پایان نبرده ای؛ «و إن لّم تفعل، فما بلّغت رسالته» (سوره مائده/ آیه67) عدم رعایت حقوق رهبران الهی؛ خیانت در امانت خداوند در جلد یکم، کتاب شریف و معتبر کافی، حدیثی از امام صادق علیه السلام روایت شده است: «نحن ودیعه الله فی عباده،... فَمَن وفی بعهدنا، فقد وفی بعهدالله و من خَفَرها، فقد خَفَر ذمه الله و عهده» ما امانت خداوند در میان بندگانش هستیم. هر کس به عهد ما وفادار باشد، به عهد الهی وفادار بوده است و هر کس پیمان شکنی کند عهد خداوند را نقض کرده است. وقتی به سیر تاریخی رفتار های مردم با معصومین نگاه می کنیم، در می یابیم که بزرگترین مشکلات مسلمین در اثر خیانت در این امانات بزرگ الهی بوجود آمده است. مسلمانان، هرگز رفتار خوبی با این امانات نداشته اند. هیچ کدام از علمای شیعه و سنی این روایت را انکار نمی کنند که پیامبر اکرم «صلی الله علیه وآله» می فرمایند: «إنّی تارکٌ فیکُمُ الثّقلین، مَا إِن تَمسَّکتُم بِهِما لَن تَضِلُّوا کتاب الله و عترتی؛ أَهْلَ بَیتِی وَ إِنَّهُمَا لن یفترقا، حتّی یَردا علیَّ الحوض» همانا من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم، قرآن و اهل و بیتم. این دو هرگز از هم جدا نمی شوند، تا اینکه در کنار حوضِ کوثر بر من وارد می شوند. علت اصلی این اعتقادِ شیعیان که امام زمان در غیبت بسر برده و زنده و حیّ می باشند، استناد به همین روایت می باشد. چرا که طبق این فرمایش رسول اکرم «صلی الله علیه وآله»، زمین هیچ گاه از حجت معصوم خالی نبوده و قرآن و اهل بیت در هیچ زمانی از هم جدا نبوده اند. به این فراز زیارت آل یاسین دقت کنید؛ «السلام علیک یا میثاق الله الّذی أخذه و وکّده» و این میثاق چیزی نیست جز همان عهدی که از آن به عنوان اصل اصالت تخصص نام می بریم. این میثاق، یک عهد باطنی بوده و گفتیم که تنها راه رسیدن به هدفِ نهایی خلقت است. اکنون لازم است کمی با خودمان خلوت کرده و به سؤال مهم زیر پاسخ دهیم: آیا ما به این عهد باطنی (میثاق) وفادار هستیم؟ آیا در قیامت، از این گذرگاه اصلی (مودت امام زمان) به سلامت رد خواهیم شد؟ آیا امام زمان بر نامه اعمال ما مهر تأیید خواهد زد که این فرد در زمان حیاتش ایشان را تنها نگذاشته و برای آوارگی اش تلاش نموده است؟ این سؤال، اساسی ترین مسئله زندگی هر انسانی است... کمی جدی تر به موضوع فکر کنیم!!! جنس غصه های یک انسان، نوع دغدغه های او و نوع شادی هایش، قیمت انسانی او را مشخص می کند. اینکه ما در سبکِ زندگی انتخابی مان، به چه موضوعی به عنوان یک مسئله مهم نگاه می کنیم. اگر نماز، قرآن، حج، روزه و ... و تمام عبادات و اعمال خیر ما، منجر به حرکت ما به سوی امام زمان مان نشده باشند، هیچ فایده و خیری در آنها نیست. غصه دار نبودن برای طردشدگی و آوارگی امام زمان، و نگران نبودن برای نحوه و کیفیت ارتباط با امام زمان مان، چنان زندگی ما را دچار نکبت خواهد نمود که تمام عمر را در بخش حیوانی آن درگیر باشیم. رهایی از تمام دغدغه های بخش حیوانی، زمانی حاصل می شود که تمرکزِ سبک زندگی ما، در کیفیت ارتباطمان با امام زمان مان باشد. درگیری اساسی و حقیقی با دغدغه های امام زمان، چنان انسان را قدرتمند می کند که هیچ گاه به غصه های بخش حیوانی دچار نشود. خیانت در حق این امانت عظیم خداوند و عدم ارتباط با متخصص معصوم، گره هایی را در زندگی ایجاد خواهد کرد، که انسان را به حقارت، ذلّت، آسیب پذیری، ضعف های شدید اخلاقی و ... می کشاند. در ابتدا و قبل از هر تصمیمی، باید تکلیف مان را با این میثاق خداوند مشخص کنیم. یا خودمان را به حضرت رسانده ایم، و یا در حال حرکت به سوی او هستیم، در غیر اینصورت بدون تعارف، فاسقی بیش نخواهیم بود.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 893
زمان انتشار: 4 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 240  (92/09/07)

اگر هدف ما از زندگی، بزرگ شدن به وسعت الله است، باید هزینه های رسیدن به این هدف را پرداخت کرده و تلاشمان، متناسبِ با هدفمان باشد. فراموش نکنیم که ما باید سالم متولد شویم. یعنی آن فطرت سالمی را که خداوند در وجودمان قرار داده است، به سلامت به او بازگردانیم.

خانواده آسمانی،جلسه 240 (92/09/07)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی آرامش و شادی؛ حق مسلم نفس نفس، امانت خداوند در دستان ماست. فراموش نکنیم که غم، بیماریِ نفس است. ما حق نداریم، زمینه غم های بی پایه و اساس را برای خودمان فراهم کرده و نفسمان را به بیماری بکشانیم. بدهکاری ها، از دست دادن ها، بیماری ها، کمبودها و هیچ کدام از مشکلات زندگی، نباید غمی را به زندگی ما وارد نمایند. پذیرفتن چنین غمهایی، خیانت در امانتی است که خداوند با نام نفس در وجود ما قرار داده است، چرا که شادی و آرامش نیازِ اساسی و لازم نفس بوده و بدون آنها، حقش ضایع خواهد شد. اگر هدف ما از زندگی، بزرگ شدن به وسعت الله است، باید هزینه های رسیدن به این هدف را پرداخت کرده و تلاشمان، متناسبِ با هدفمان باشد. یکی از صفات خداوند آن است که اشتغال او به شأنی، او را از شئون دیگر باز نمی دارد؛ (لا یشغلهُ شأنٌ عن شأن). ما باید بیاموزیم که سبک زندگی خویش را به گونه ای تنظیم کنیم که پرداختن به امری، ما را از پرداختن به امورات دیگر و رعایت حق امانت های زندگی مان باز ندارد. جریانِ ربوبیت خداوند، گاهی به این امر منتهی می شود که ما در یک زمان واحد، به اجبار مسئولیت چند موضوع را بر عهده بگیریم، مشغولیت های چند وجهیِ ما در زندگی، سبب می شود تا بیاموزیم که پرداختن به یک مورد مهم و رعایت حقِ یک امانت، ما را از پرداختن به امور دیگر و رعایت حقوق امانات دیگر باز ندارد. این آموختن ها و تمرین ها، آرام آرام ما را به سعه وجودی رسانده، و قدم به قدم به خداوند شبیه تر می شویم. تقرب ما به الله و تشبّه مان به خانواده آسمانی که تجلی کامل خداوند در زمینند، مستلزم افزایش سطح طاقت ها و حوصله هایمان می باشد، تا بتوانیم حقِ تمام امانت هایمان را در زندگی کاملاً ادا کنیم. نفس ما زمانی به آرامش و شادی می رسد که قوه فوق عقل ما (کودک عزیز روان ما) خوراکِ لازم را دریافت نموده وکاملاً ارضاء شده باشد. خلوت، ذکر، سَحَر، نماز، زیارت، ارتباطات با اعضای خانواده آسمانی، استاد، مطالعات، قرآن و ... خوراک های بخش فوق عقلانی هستند، که می توانند نفس ما را به آرامش و شادی برسانند. عدم رساندن این خوراک ها به بخش فوق عقلانی، خیانتی است بزرگ در حق نفس. اساساً تمام قوای 5 گانه، امانت های خداوند در دستان ما هستند و ما باید خوراک های لازم و صحیح را به هر کدام از این 5 قوه برسانیم. فراموش نکنیم که ما باید سالم متولد شویم. یعنی آن فطرت سالمی را که خداوند در وجودمان قرار داده است، به سلامت به او بازگردانیم. مشغول بودنِ ما به خودمان برای این دغدغه بزرگ، ما را از مشغول شدن به عیوب دیگران باز می دارد. خائن کسی است که به جای اشتغال به نفس خویش، به ضعف های دیگران مشغول شده و از پرداختن به بزرگترین امانت خدا در وجود خودش باز بماند. امام زمان، امانتِ حیّ خدا در زمین امام زمان، به عنوان تنها تجلیِ کاملِ زنده خداوند در عصر ما و تنها راه شناسِ معصومی که می تواند ما را به سلامت به مقصد برساند، امانت عظیمی است که حقوقِ واجبی بر گردن ما دارد. هزار و صد و هشتاد سال است که نه صدای «هل من ناصر» او را شنیده ایم و نه گامی برای آمدنش برداشته ایم. آنقدر با او بیگانه ایم که آوارگی و تنهایی و طردشدگی او، آزارمان نمی دهد. دورماندن از او به عنوان تنها کارشناس معصومِ صراط مستقیم، اصلاً نگرانمان نمی کند. راستی به کجا رسیده ایم که به غیبتِ او، آسان، عادت نموده ایم؟ و برای خیانت در حق این امانتِ عظیم، چه پاسخی در حضور خداوند خواهیم داشت؟ ... کمی جدی تر به او فکر کنیم!!! دوستان فطری، دستاویزهای بهشتی داشتن چند رفیق از جنس فطرت، که به بلندای ابدیت دوستمان داشته باشند، برای بخش فوق عقلانی ما، لازم و واجب است. ما به مدد چنین دوستانی، قدرت گرفته و بزرگ می شویم. به زمین افتادن های ما و در دنیا گیر کردن های ما دستاویزی برای تمام شدن می خواهند. دوستان فطری، آنهایی هستند که در این لحظاتِ اضطراب آور، به فریاد مان رسیده، دستمان را می گیرند و از زمین بلندمان می کنند. چنین دوستانی را از نفس خویش دریغ نکنیم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 891
زمان انتشار: 4 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 239 ، 92/09/07

خانواده آسمانی،جلسه 239 ، 92/09/07

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی امانت داری دین اسلام، تأکید بسیاری بر موضوع ادای امانت داشته و در روایات متعددی به این امر توصیه شده است. امانت داری به این معناست که انسان نسبت به حقوقی که دیگران بر گردن او دارند، امین بوده و در مراعات آنها بکوشد. این حقوق، شامل تمام حقوق مادی، معنوی، فردی و اجتماعی می شود. از سویی امانت های خداوند در طبیعت بسیار متعدد بوده و رعایت حقوق آنها، واجب است؛ حقوق حیوانات، گیاهان، محیط زیست، دریاها، دریاچه ها، آب و همه آنچه در آسمان و زمین برای استفاده ما و تمامِ موجودات در همه اعصار آفریده شده است، باید رعایت شوند. چرا که تمام خلقت خداوند، امروز امانتی است در دستان ما، تا فردا انسان های دیگری از آنها بهره گیرند. در امانت داری و وفای به عهد، مهم نیست که انسانی که با ما وارد تعامل شده، چه کسی باشد، مسلمان باشد یا غیر مسلمان، دوست باشد یا دشمن و ... حق واضح و مسلمی بر گردن ما دارد و آن رعایت امانت و وفای به عهد از سوی ماست. و این امانت و عهد هر چه که باشد (مال، آبرو ، راز و ...) در هر صورتی باید رعایت شده و ادا گردد. امام صادق «علیه السلام» می فرمایند: «أدُّوا الأمانه وَ لَو إِلی قاتل حسین بن علیِّ علیه السلام» امانت را برگردانید، حتی به قاتل حسین بن علی «علیه السلام» خداوند در سوره مؤمنون، آیه 8 یکی از خصوصیات مؤمنان حقیقی را ادای امانت و عهد، برمی شمرد؛ « ... والذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون». همچنین در سوره نساء، آیه 58 مؤمنان را به مسئله رعایت امانت و عهد امر فرموده و این دستور را بسیار جدی بیان نموده است. «إنّ الله یأمرکم أن تؤدّو الامانات الی اهلها» خداوند به شما امر می کند که امانت را به صاحبان شان باز گردانید. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» می فرمایند: سه چیز هست که هیچ کس مجاز به ترک آن نیست: 1-      نیکی به پدر و مادر، مسلمان باشند یا کافر. 2-      وفای به عهدی که می بندیم چه با مسلمان، چه با کافر. 3-      ادای امانت، چه به مسلمان، چه به کافر. عدم وفای به عهدها، پایبند نبودن به قول ها و عدم رعایت حقوق دیگران، انسان ها را نسبت به یکدیگر دلسرد نموده و کم کم دچار تنفر و انزجار می نماید. یادمان باشد که به هیچ وجه، خودشیفتگی های ما، سبب عدم پایبندی به قول ها و امانات مان نگردد. رعایت امانت در زندگی مشترک می دانیم که خداوند زن را مظهر جمالِ خویش قرار داده و مرد را مظهر جلال. زن آئینه ای از لطافت و زیبایی خداوند است و مرد تجلیِ قدرت و استحکام او. از همین روست که قرآن، مردان را سرپرست زنان معرفی می فرماید؛ «الرّجال قوّامون علی النّساء...» قدرت و استحکام مردان، سبب تکیه زنان بر آنان شده و ثبات و آرامش درونی را برایشان رقم می زند. چرا که تمام زنان، ذاتاً مردان قدرتمند و مستحکم را می پسندند. مردان نیز، بصورت فطری، عاشق نرمش و لطافتی هستند که خداوند در وجود زن به امانت گذاشته است. فراموش نمودن این نقش های اساسی در زندگی از سوی همسران، در واقع خیانت در امانت هایی است که خداوند به خاطر یکدیگر آن را در وجودشان قرار داده است. و این فراموشی و بی توجهی به خواسته های همدیگر، زوجین را دچار دلسردی و تنفر و در نهایت جدایی می کند. زنانی که تند و خشن هستند و نرمش های زنانه را از یاد برده اند، جایگاه شان را در نگاه همسرشان از دست خواهند داد، مردان زودرنجی که متانت، عظمت و استحکام را زیر پا گذاشته اند، قطعاً زندگی مشترک موفقی نخواهند داشت. زنان زیرک، هیچ گاه، حتی در مواقعی که حق با آنهاست، تندی از خود نشان نمی دهند. مردان با هوش، نیز هرگز دست به کاری نمی زنند که قدرت، متانت و استحکام شان را زیر سؤال برده و وفای به عهدشان را خدشه دار نماید. آنها حتی در مواقع طلاق نیز، هیچ تعرضی به حقوق همسرشان ننموده و تمام امانت و حقوق آنها را تمام و کمال ادا می کنند. اگر انسان ها بدانند که رعایت همین یک خُلق (ادای امانت) به چه میزان می تواند در شادی و آرامش جامعه ای مؤثر باشد، قطعاً کمی جدی تر به موضوع نگاه می کردند. فراموش نکنیم که همسران و فرزندان امانت های خداوند در دستان ما هستند، عدم رعایت حقوق آنها، یعنی خیانت در امانت خداوند. بزرگترین حق فرزند بر والدین، آشنا کردن او با حقیقت هستی اش می باشد. باید به او بیاموزیم، از کجا آمده، در کجا زندگی می کند و قرار است به کجا منتقل شود. او باید با خانواده آسمانی اش آشنا شده و به این یقین برسد که بدون ارتباط با آنها و استمداد گرفتن از وجود مقدس شان هرگز به سلامت به مقصد نخواهد رسید. عدم رعایتِ این حق بزرگ، خیانتی عظیم در حق این امانت های خداوند می باشد. امانت داری از اصول بسیار اساسی و مهم در سبک زندگی اسلامی است. به گونه ای که اگر در سبک زندگی جای نگیرد، انسان را به شقاوت می رساند. گاهی بصورت موردی ممکن است پیش بیاید، که فردی امانتدار که بسیار به امانات و عهدش پایبند است، دچار لغزش و خطا شود، اما خطرناک شدن موضوع، جایی اتفاق می افتد که فرد با بی مبالاتی و عدم پذیرش قلبی، بارها و بارها، به آسانی تن به انواع خیانت ها و عهدشکنی ها می دهد. یادمان باشد، خداوند، امانت داری را نزدِ کسانی محبوب می گرداند، که دوستشان دارد؛ «إذا أحبّ الله سبحانه عبداً، حبب إلیه الامانه» پس سبک زندگی مان را به گونه ای تنظیم کنیم، که هیچ کدام از امانت های خداوند را ضایع نگردانیم. گران ترین امانت خداوند «إنّا عرضنا الأمانه علی السّماوات و الأرض و الجبال، فَأبَینَ أن یحملنها و أشفقن منها و حَمَلها الإنسانُ، إنّه کان ظلوماً جهولا» همانا ما بار امانت الهی را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم و از قبول آن سر باز زدند و انسان آنرا پذیرفت، همانا او بسیار ستمکار و جاهل است. براستی! منظور از امانت الهی در آیه فوق چیست؟ این امانت همان قوه فوق عقلی است که خداوند آن را در نهاد ما قرار داده است همان کشش بی نهایتِ مطلق، همان حقیقت لا اله الا الله. خداوند این کشش (این قوه) را با تمام لوازمی که ما را در ارضاء کامل آن یاری می کنند در باطن ما قرار داده است؛ مثل عشق به خانواده آسمانی، عشق به قرآن، عشق به امام و نبی و ... که همه و همه از مصادیق این امانتِ گران بارند. اما اصل و اساس این امانت داری آن است که ما عاشق الله شویم و عاشق او باقی بمانیم. خداوند در قرآن فرموده اند: ما از همه شما عهد گرفته ایم که پایِ این امانت (عشق) بایستید... «الستُ بربّکم، قالوا بلی...» نحوه این عهد به چه صورتی بوده است؟ ما کی و کجا چنین قولی را به خداوند داده ایم؟ روح بی نهایت طلب ما که نفخه خداوند بوده و تنها با او ارضاء شده و آرام می گیرد، در واقع همان امانت الهی در وجود ماست. منظور از قالوا بلی، قولی کتبی یا لفظی نیست، بلکه عهدی وجودی است که خداوند با نحوه آفرینش خویش از ما گرفته است. او ذات ما را محتاج انس با الله آفریده، بگونه ای که بدون او آرام نمی گیرد. شاد و آرام نبودن ما، مگر در انس با الله، نشانه بارز و کافی برای این عهد وجودی است. حقیقت لا اله الا الله بزرگترین امانت خداوند است، بطوری که تمام امانت داری های زندگی ما، تابع این امانت داری ماست. اگر ما حق این امانت خدا را ادا کردیم و خوراکِ لازم را برای بخش فوق عقلانی خویش رسانیدیم و او را در کنار الله با آرامش قرین کردیم؛ قطعاً در سطوح دیگر زندگی، امانت داران خوبی خواهیم بود.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 889
زمان انتشار: 4 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 238 ، 92/08/30

خانواده آسمانی،جلسه 238 ، 92/08/30

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی ریشه بسیاری از دروغ ها در چیست؟ چرا انسان ها اکثراً دروغ می گویند؟ چرا صداقت کمرنگ شده است؟ چرا... . مراتب مقام صدق گفتیم برای رسیدن به مقام صدق، باید مراتب آن را در سه مرحله زیر در نظر بگیریم؛ 1-      صدق در عقائد                     2- صدق در اعمال               3- صدق در رفتار و زبان لازم است بدانیم که اگر در مرحله اول (عقائد) به صدق نرسیم، قطعاً در مراحل بعدی نیز به مقام صدق نخواهیم رسید. صدق در عقاید در مباحث گذشته انسان را به درخت واژگونی تشبیه نمودیم که ریشه اش، خداوند تبارک و تعالی (روح الله) می باشد. درکِ این واقعیت که انسان، حقیقتی جز نفخه خدا نیست و غایتی جز تشبّه به او ندارد، اساسِ رسیدن انسان به مقامِ صدق در عقائد می باشد. کسی که خودِ حقیقی اش را نشناخته است، آن را با خودِ کاذبش، اشتباه می گیرد. و درک اشتباهِ خودِ حقیقی انسان، یعنی پایه ریزی تمامِ زندگی براساس یک دریافتِ دروغین. در اینصورت تمام انتخاب ها، ارتباطات، افکارها و رفتارهای انسان، اشتباه صورت می گیرند و به مسیرهای کاذب منتهی می گردند. می دانیم که خداوند نظام خلقت را با اندازه و مقدارهای معین آفریده است (إنّا کلَّ شیءٍ خلقناهُ بقدرٍ) و اندازه ها و تقدیرهای خداوند نیز قابل تجاوز نمی باشد. یعنی نمی توان از مسیرِ اشتباهی راه پیمود و حدودی را غیر از آنچه خداوند مقدر فرموده، رعایت کرد، ولی به هدف نهایی هم رسید. خداوند بارها در قرآن، حقیقتِ انسانی ما را که از روحِ خودش می باشد، به ما تذکر داده است. بنابراین، اگر حقوق بخش فوق عقلانی مان را به رسمیت نشناخته و برای ارضاء و ارتقا این بخش، تلاش نکنیم، به هیچ پایان خوشایندی در زندگی نمی رسیم. این اولین و اصلی ترین دروغی است که منشأ تمام دروغهای دیگر در زندگیِ اغلب انسانها و جوامع انسانی می باشد؛ «پذیرفتن انسان در قالبِ مادی، بدون در نظر گرفتن اصل و ریشه ی حقیقی اش.» ممکن نیست در جامعه ای، روح صدق حاکم شود، مگر آنکه تک تک افراد جامعه به یک دریافتِ حقیقی از خویش دست یابند. اگر انسانی با اله حقیقی خود به صدق رسیده و اطاعتِ راستینِ او را برگزید، آنگاه در تمام روابطش نیز، صادق خواهد بود. شهودِ صادقانه و حقیقیِ لا اله الا الله و رسیدن به صدق الله، شهودِ نبوت و ولایت را بر انسان آسان می سازد. کسی که خود حقیقی اش را و رابطه اش را با الله درک کرده، به آسانی می تواند به نقش نبی و ولی در عالم اعتراف کند. او می داند که بدون خانواده آسمانی (معصومینی) که اطاعتشان، همان اطاعت از قوانین الله است، راه به جایی نمی برد. پس صدق با الله، در مرحله بعد، صدق با پیامبر و خانواده آسمانی را برای انسان رقم خواهد زد. قل إن کنتم تحبّون الله، فاتّبعونی، یحببکم الله... ای پیامبر بگو اگر خداوند را دوست دارید، از من پیروی کنید تا محبوب خدا شوید. اما در اینجا یک سؤال بوجود می آید؟ قرن ها از زمان از دست دادن پیامبر گذشته است، باید برای پیروی و نزدیکی به او چه راهی را برگزید؟ قل لا أسئلُکُم علیه أجراً، إلاّ المودّه فی القربی... برای اطاعت از پیامبر و در نهایت محبوب خدا شدن، راهی جز مودت اهل بیت نداریم. مودت، محبتِ تنها نیست، بلکه معیت است، پای کار ایستادن است، اطاعتِ بی چون و چرا است. اینکه الان امام عصر ما، چه انتظاری از ما دارد؟ فراموش نکنیم که شهادت تمام پیامبران و امامان معصوم، به خاطر فقدان یک ویژگی در میان امت شان بود؛ مودت! امام زمان ما نیز به خاطر نبودن روح مودت در میان شیعیانش هزار و صد و هشتاد سال است، که آواره و طردشده و تنها و یگانه باقی مانده است. مقام صدق با خانواده آسمانی زمانی برای انسان حاصل می شود که اگر نسبت به آنها ابراز عشقی کردیم، در این عشق، صادق بوده و هزینه های آن را پرداخت کنیم. رستگاری در صدق با خانواده آسمانی هرگز از یاد نبریم که همه ما تنها در دو حالت زیر رستگاریم، در غیر اینصورت حتماً شرمنده پیامبر خواهیم شد. 1-      سبک زندگی ما به گونه ای است که خودمان را به چادر امام زمان مان رسانیده ایم و شخص موفقی در حمایت از حضرت هستیم. 2-      سبک زندگی مان را به گونه ای تنظیم نموده ایم که در حال حرکت به سمت چادر امام زمان هستیم. فقط در این دو حالت است که به صدق رسیده ایم. تمام عزاداری های ما لحظه ای میوه خواهد داد، که ما رابطه خودمان را با امام حسین «علیه السلام» درک کرده و خود را منتقم خون حسین بدانیم و برای این انتقام، مبارزه را آغاز کنیم. آنگاه یک عزادار حقیقی خواهیم بود. پس برای رسیدن به رستگاری، اولین مرحله مهندسیِ آرزوها و اصلاح سبک زندگی برای رسیدن به صدق با الله و سپس صدق با خانواده آسمانی و مبارزه برای تحقق اهدافِ خانواده آسمانی مان است. در این راه، هیچ کدام از محدودیت ها و کمبودهای بخشهای حسی و ... نباید مانع از حرکت ما باشند. اگر صدق در عقائد برای ما حاصل نشود، قطعاً در مراتب پایین تر نیز به صدق نخواهیم رسید. پس برای مبارزه با کذب و دروغ در هر رابطه ای، ابتدا باید کذب را در مراتب بالا (ارتباط با الله، با رسول و خانواده آسمانی و جهاد) از بین برد. صادق شدن با الله و آل الله، قطعاً ما را در مراتب بعدی صدق یاری خواهد کرد.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed