www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 931
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 270 ، 93/01/21

دعا، بدون هیچ تلاشی، اساساً دعا نیست. دعای ما برای فرج، بدون عملیاتی شدن برای رفع موانع ظهور، هیچ فایده‌ای ندارد. باید مانند کسی بود که در مشکلی گرفتار شده و تمام تلاشش را برای حل این مشکل به کار می‌گیرد و برای نتیجه این تلاش، دعا می‌کند.

خانواده آسمانی،جلسه 270 ، 93/01/21

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی قُرب، محرمیت یا غیب اگر هدف انسان رسیدن به قرب باشد، قطعاً زندگی او از وسوسه‌های شیطانی، اختلافات، خشونت‌‌ها، خیانت‌ها، بی‌وفایی‌ها و ... خالی می‌گردد. کسی که قُرب را می‌خواهد و به دنبال آن است، زندگی شاد و آرامی خواهد داشت و هر چه به تقرب بیشتری می‌رسد، شادتر و آرام‌تر می‌گردد، به گونه‌ای که روابط قوای پایینی نیز برایش زیباتر و ماندگارتر می‌شود و شیطان براحتی نمی‌تواند روابطش را بر هم بزند. اساساً هر چقدر تقرب انسان به اهل بیت و در نتیجه تشبه او به الله بیشتر می‌شود، خانواده زمینیِ زیباتر، لذت‌بخش‌تر و آرامش انگیزی خواهد داشت و با همه آنچه در پیرامونش است، به صلح خواهد رسید. این یک قانون کلی است؛ تمام اختلافات در همه جای جهان، به خاطر عدم سنخیت با الله است. تمام عصبانیت‌ها، حسادت‌ها، زودرنجی‌ها، حساسیت‌ها، خودکم‌بینی‌ها، خودِ حقیقی‌شان و در نتیجه قطع رابطه آنها با الله است. عشق به خانواده آسمانی، به قدری به انسان منش، شخصیت و قدرت می‌دهد که اگر تمام دنیا را نیز از او بگیرند، نه وحشتی، نه دلشوره‌ای و نه غمی به سراغش می‌آید. از بام تا شام، الحمدلله، از شام تا بام، الحمدلله                  یار دل آرام، دل برده از ما، آرام آرام، الحمدلله غیب، الله و خانواده آسمانی مانند خانم با حیایی هستند که فقط به میزان محرمیت یک مرد برایش چهره گشوده و کشفِ حجاب می‌کنند. باید محرم شویم تا پرده‌های غیب از مقابل دیدگانِ قلب ِ ما کنار روند. هر چقدر ما مَحرم‌تر می‌شویم، آنها هم رفیق‌تر و مأنوس‌تر می‌شوند ... و این، آن وصالی است که باید به دنبالش بگردیم ... مَحرمیت با غیب و راه محرم شدن کوتاه است.... باید آن 7 مورد را جدی گرفت تا به قرب رسید. تقرب، محرممان کرده و راه غیب را برایمان خواهد گشود. انسان‌های هوشیار، موشکافانه مراقبند و کمترین احساسِ خطر برای بخش فوق عقلانی‌شان، مانند زنگ خطری است که ترمزِ حرکت شان را خواهد کشید، که نکند لحظه‌ای از الله جا بمانند، و اینجاست که دیگر خدا هم عاشقِ این بنده می‌شود. «ان کنتم یحبّون الله، فاتّبعونی، یُحببکم الله...» فراموش نکنیم که: همه ما، متعلق به یک خانواده‌ایم، نکند از قواعد زندگی این خانواده دور شده و اصولِ زندگی آنها را زیر پا بگذاریم! نکند میان سبک زندگی ما و آنها، فاصله‌ای بیفتد. نکند در زمان وفات، قربی میان ما و آنها نباشد. وظیفه تک تک ما آن است که خودمان را به قرب امام زمان مان برسانیم. امام زمانِ ما، از همه ما برای رفع موانع ظهور، تنها یک چیز می‌خواهد؛ «اکثروا الدّعا لتعجیل الفرج» دعا، دعای بسیار، برای تعجیل فرج .... و دیگر هیچ!!! اما منظور از این دعا چیست؟ دعا، بدون هیچ تلاشی، اساساً دعا نیست. دعای ما برای فرج، بدون عملیاتی شدن برای رفع موانع ظهور، هیچ فایده‌ای ندارد. باید مانند کسی بود که در مشکلی گرفتار شده و تمام تلاشش را برای حل این مشکل به کار می‌گیرد و برای نتیجه این تلاش، دعا می‌کند. برای رسیدن به پدر آسمانی‌مان و قرب به او، باید به اضطرار رسید، به انتقام رسید و همراه با اضطرار دعا کرد... قدرتمندترینِ ما، مؤثرترین ما در برطرف کردن موانع ظهور است. ... باید برای در آغوش کشیدنش، با سر دوید....   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 930
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 269 ، 93/01/21

تمام قیمت انسان، به میزان اسمائی است که از خدا دریافت کرده و به الله شباهت یافته است، در غیر اینصورت، هیچ کدام از اعمال عبادی ما، تأثیری در تقرب ما نداشته است.

خانواده آسمانی،جلسه 269 ، 93/01/21

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی در مباحث گذشته، هفت مورد از توصیه‌های امام رضا به حضرت عبدالعظیم را مورد بررسی قرار داریم؛ 1- سلام 2- شیطان 3- صدق 4- امانت داری 5- سکوت 6- زبان 7- ملاقات و دیدار ایشان بعد از این هفت توصیه، از عبارتی تکان دهنده برای شیعیانشان استفاده می‌نمایند، که در این جلسه، به توضیح این عبارت می‌پردازیم؛ «فانّ ذلک قربهٌ إلیّ» کلام حکیمانه یکی از اصول سخن گفتن برای یک فرد حکیم و عاقل آن است که با توجه به قیمت، موقعیت و ارزش مخاطب سخن گفته و ظرفیت او و نظام ارزشهایش را کاملاً در نظر بگیرد. امام رضا علیه السلام، در توصیه‌های خویش به شیعیان در مقام یک پدر رئوف و دلسوز، قطعاً ادبیاتی را در پیش گرفته و به زبانی سخن می‌گوید که متناسب با شخصیت فرزندانش می‌باشد. فراموش نکنیم که رمز برزگِ در فهم معارف قرآن و فرمایشان اهل بیت آن است که توجه داشته باشیم آنها از چه دریچه‌ای به ما نگریسته و با چه نظامِ ارزشی با ما سخن گفته‌اند. بسیار اتفاق افتاده که پای صحبت کسانی نشسته‌ایم و اصلاً گفتار و افکار او را نپسندیده‌ایم. این عدم پذیرش، نشاندهنده عدم تناسب و سنخیت میان نظام فرهنگی و ادراکیِ ما و سخنانِ گوینده است. اما انسان حکیم که هماره حکیمانه شخن می‌گوید، در تخاطب دقیقاً شخصیت، حساسیت‌ها، عقاید و هنجارهای شخص مخاطبق را در نظر می‌گیرد، بخصوص اگر در مقام هدایت و یا برحذرداشتن مخاطب از خطر باشد. زمانی که معصوم، انسان را از چیزی برحذر می‌دارد و یا به امری سفارش می‌کند (مانند هفت مورد گذشته) دقیقاً با فهمِ دقیق جایگاه‌ها و در نظر گرفتن قیمت و شخصیت حقیقی‌مان است. اما اگر کسی سخن آنان را درک نکرده و در او تأثیری ایجاد ننمود، نشان می‌دهد که قیمتی را که معصوم، برای او قائل است، با قیمتی که او برای خود در نظر می‌گیرد، بسیار متفاوت است. کسانی که برای نماز شوقی ندارند و لذتی از اذکار و ادعیه آن نمی‌برند و دائماً تمام عبادات و اعمال برایشان سوال آفرین است. در حقیقت جایگاه هیچ کداماز این اذکار، ادعیه و عبادات را در نفس خویش نشناخته‌اند و خلائی را به صورت تحمیلی پذیرفته‌اند و روزانه 5 بار، این اذکار را بدون فهم تکرار می‌کنند. این واکنش، علامت آن است که آنها هنوز با الله هم زبان نشده اند. امام رضا علیه السلام، بعد از 7 توصیه اول، به صورت کاملاً حکیمانه و عقلانی از کلمه‌ای استفاده می‌نماید، که این واژه (قُرب) تنها زمانی بر روی نفس انسان اثر می‌گذارد که مخاطب، زبانِ گوینده را بفهمد. در غیر اینصورت این کلمه و کلماتی از این دست، هیچ تأثیری بر نفس نداشته و نه شوقی در آن ایجاد می‌کنند و نه ترس و برحذر ماندنی!!! به همین دلیل است که اکثر کلاس‌ها و جلساتِ عقیدتی، عرفانی و اخلاقی بر روی غالبِ شنوندگان تأثیر چندانی ندارند. و این نشاندهنده عدم وجود سنخیت و هم زبانی بین نفس شنونده و مفاهیم گوینده است. از سویی وجود سنخیت میان گوینده و مخاطب، می‌تواند تأثیرات شگرف و عجیبی را در رشد آنها داشته و به سرعت آنها را به هدفِ مورد نظر برساند. اینکه گاهی بعضی از انسان‌ها با شنیدن یک آیه از قرآن. ناگهان تحت تأثیر قرار گرفته و هدایت می‌شوند، از مصادیق همین سنخیت می‌باشد. در مورد کلام امام رضا نیز وضع به همین منوال است. اگر ما سنخیت و تناسب لازم را با معصوم در خودمان برقرار نکرده باشیم، به سادگی از کنار کلمات و فرمایشات ایشان رد می‌شویم و کلماتی کاملاً حکمیانه مثل استفاده ایشان از واژه «قرب» نیز هیچ حسی در ما ایجاد نخواهد کرد. توقع ایشان نیز از همه ما آن است که بعد از شنیدن این عبارت، چنان شوقی در ما به وجود آید که به آسانی 70 مورد قبل را رعایت نماییم. اگر این شوقِ مورد انتظار در ما تولید نشد، علامت آن است که هنوز سنخیت و تناسبی میان نفس ما و کلام امام رضا وجود ندارد. اولین قدم برای رسیدن به جایی که تأثیر کلامِ الله و خانواده آسمانی در ما حس شود، آن است که بخش فوق عقلانی وجودمان را که مخاطبِ آنهاست، فعال نماییم. فعال بودن هر قوه‌ای در انسان، سبب می‌شود که تمام اموری که مربوط به آن قوه اند، برای او تحریک کننده باشند. به عنوان مثال در کسانی که قوه غالب و فعالشان، قوه عقلی است، مسائل علمی، مطالعات، اکتشافات و ... . ارضا کننده و به شوق آورنده خواهند بود. هم زبانی با ادبیات الله و خانواده آسمانی انتخاب کلمه اِله در عبارت لا اله الا الله از سوی رب العالمین، تنها برای تحریک کسانی است که قوه فوق عقلانی آنان، فعال بوده و آنقدر خود را بزرگ می بینند که بتوانند عاشق الله و با او عشق بازی نمایند. داوود علیه السلام است که معنای این جمله خداوند را به خوبی درک می‌کند؛ «یا داوود، بی ففرح و بذکری فتلذّذ...» این داوود، با من شاد باش و با یاد من، لذت ببر. اگر قوه فوق عقل در کسی فعال نباشد، اصلاً معنای شاد بودنِ با خدا و لذت بردن از او را نخواهید فهمید. دریافت حقیقتِ این کلام تنها مخصوص کسانی است که قیمتِ حقیقی خود را فهمیده باشد. لا اله الا الله، قشنگترین، رقص‌آورترین و تحریک کننده‌ترین ترانه‌ایست که خداوند سروده است، اما کسی آن را می‌فهمد که میان ادبیات کلام الله و نفس او، هم زبانی وجود داشته باشد. امام رضا علیه السلام نیز درست بعد از برشمردن 7 نکته لازم و اساسی، پاداش عظیمی را معرفی می‌نماید که به واسطه آن قدرت لازم را در شیعیان برای رعایتِ آسانِ آن 7 نکته ایجاد فرماید. اما جالب‌تر اینکه ایشان بعد از این پاداش، جزائی تهدید کننده را نیز در صورت عدم رعایت این 7 مورد بیان می‌دارند، و این به سبب زبانِ متفاوت نفس انسانهاست، بعضی‌ها با تشویق، به شوق می‌آیند و گروهی با تهدید، تن به عمل می‌دهند. فانّ ذلک قربهٌ إلیَّ... امام رضا علیه السلام، رعایت این 7 نکته را، راهی می‌داند برای رسیدن به قرب خود. و اگر کسی معنای قرب را فهمید، قطعاً سبک زندگی خود را در آن جهت، تنظیم خواهد نمود. «قُرب» تقرب به معصومین به معنای سنخیت یا شباهتِ با الله است. معنای واژه قرب، نزدیکی است. نزدیک شدن به یک مربی به معنای دریافت کمالاتِ آن مربی است. درست مثل شاگردی که بعد از مدتها تحصیلِ کمالاتِ استاد، آرام آرام، دارایی‌های استاد را در خود به وجود آورده و به او شباهت می‌یابد. به این شباهت تقرب گفته می‌شود. تقرب به معصوم، سبب شباهتِ به آنها می‌گردد. معصومین نیز تجلی کامل الله در قالبِ انسانند، و این شباهت در حقیقت انسان را به الله شبیه نموده و با او هم سنخ می کند. پس عشق به معصوم، همان عشقی است که میان نفس انسان و الله سنخیت برقرار نموده و او را عاشق الله می‌کند و اینگونه است که او به حقیقت لااله الا الله می‌رسد. به مثال زیر دقت کنید؛ از میان کسانی که وارد یک باشگاه ورزشی می‌شوند، تنها کسانی به مربی نزدیک خواهند شد که کمالات و مهارت‌های او را فراگرفته و بتوانند آنها را به نمایش بگذارند. در غیر اینصورت، صِرف قرار گرفتنِ در باشگاه و سرگرم شدن با دستگاههای مختلف و بودن در میان دیگر ورزشکاران، تقربی میان انسان و مربی برقرار نخواهد کرد. در مسائل انسانی نیز، همین قانون وجود دارد. همه انسان‌ها در باشگاهِ دنیا قرار می‌گیرند. به این معنا که همه انسانها، روابطِ اجتماعی، روابط خانوادگی، همسرداری، فرزندپروری، مشکالت گوناگون زندگی و ... را تجربه می‌کنند، اما همه آنها از شرایط این باشگاه برای شباهت به مربی (الله) استفاده نمی‌کنند و یا اساساً به دنیا با نگاهِ یک باشگاه تمرینی برای رسیدن به باطن انسانی نمی‌نگرند. اصولاً این دسته از انسان‌ها که حقیقتِ ماجرای خلقت را نفهمیده‌اند، همسر را برای همسر، فرزند را برای پدر و مادر شدن و ... خواسته و فقط در این محیط تمرینی، مشغول بازی با سرگرمی‌های دنیا می‌شوند. درست مانند کسی که در یک باشگاه ورزشی، مشغول بازی با دستگاههای مختلف شده و از هدفِ اصلیِ رفت و آمدش به آن باشگاه باز می‌مانند. بسیار دیده‌ می‌شود، کسانی سالیانِ متمادی در مساجد، هیئت مذهبی، جلسات فوق عقلانی و ... شرکت می‌کنند، اما هیچ شباهتی میان آنان و الله برقرار نمی‌گردد، چرا که آنان اساساً خود را در باشگاه ندیده و هیچ تمرینی هم در آنها صورت نمی‌گیرد ... و آنان اصلاً تصمیمی برای رسیدن به عشق نگرفته‌اند ... عاشق شو، وَر نه روزی، کارِ جهان سرآید                       ناخوانده نقش مقصود در کارگاه هستی تمام قیمت انسان، به میزان اسمائی است که از خدا دریافت کرده و به الله شباهت یافته است، در غیر اینصورت، هیچ کدام از اعمال عبادی ما، تأثیری در تقرب ما نداشته است. مستی‌های کمالاتِ بخش‌های پایینی، قدرتِ رسیدن به قرب را از ما گرفته است. اول باید بیدار شد و هدفِ ماجرایِ خلقت را شناخت. بدون شناختِ خود، محیط‌های انسانی قدرتمند نیز برای انسان بی‌فایده خواهند بود. اگر انسان در یکی از کمالات پایین‌تر، گرفتار شده و عاشق باشد، دیگر راه صحیحی به غیب نخواهد بُرد. خداوند در آیه 24 سوره توبه، تنها کسانی را صاحب باطن انسانی می‌داند که سه معشوق اصلی‌اش الله، خانواده آسمانی و جهاد در راه خدا باشد، در غیر اینصورت فاسق است. زمانی که معشوق‌ها به طور صحیح مهندسی گشت و انسان عاشق شد، دیگر رعایت هیچ امری برای رسیدن به اله‌اش برایش سخت نیست. عدم موفقیت در مهندسی معشوق و نرسیدن به باطن انسانی، قدرتمندترین رحم‌های مکانی و زمانی را نیز برای انسان بی‌اثر خواهد کرد.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 929
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
(جلسه 266) پرورش فرزندان، تحتِ محبت اهل بیت

خانواده آسمانی،جلسه 266 ، 92/12/15

(جلسه 266) پرورش فرزندان، تحتِ محبت اهل بیت

- احیاء امر اهل بیت امام باقر «علیه السلام» در روایت زیر به آثار دیگری از ملاقات مؤمنین اشاره می‌فرمایند؛ - تزاوروا فی بیوتکم، فإنّ ذلک حیات لأمرنا، رَحِم الله عبداً أحیا أمرنا. - به خانه‌های یکدیگر رفت و آمد داشته‌باشید که این کار، باعث احیای امر ماست. خداوند رحمت کند بنده‌ای را که امر ما را اِحیا کند. در خانه یک مؤمن یا یک انسان حقیقی، معصیتی صورت نمی‌گیرد. یکی از خصوصیات خانه‌های شیعیان از نگاه امام باقر «علیه السلام» آن است که این خانه‌ها احیاء کننده امر اهل بیتند. بسیاری از منازل اصلاً آماده رفت و آمد فطرت‌گرایان نیستند و اساساً رفت و آمدی از مؤمنین و اهل فطرت در آنها دیده نمی‌شود. اما در سبک زندگی‌ِ انسانی، صله ارحام آسمانی و رفت و آمدهای بهشتی از جایگاه و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. همانطور که همه ما در منازل‌مان دغدغه‌های اهلِ خانواده زمینی خود را داریم، برای رسیدن به سبک زندگیِ الهی و انسانی، حتماً باید در خانه‌های خود دغدغه‌های اهل بیت و خانواده آسمانی‌مان، بخصوص امام زمان «علیه السلام» را به دغدغه‌ای جدی و همگانی تبدیل کنیم، به طوری که همه اعضا خانواده در تفکر و همدلی برای خانواده آسمانی خویش و احساس تکلیف برای جهاد و تلاش در رفع موانع ظهور، اشتراک داشته‌باشند. چقدر لذت‌بخش و امیدوارکننده است لحظه‌ای که اهل بیت به خانه‌ای می‌نگرند و ساعتهای از آن خانه را در اشتغالِ به احیاء امر اهل بیت و رفع موانع ظهور می‌بینند. در سبک زندگیِ اسلامی، خانه‌ها اشرافی‌اند هم از منظر نوع انتخابات و نگاهها، هم از منظر نوع فعالیت‌ها و رفت و آمدها و دغدغه‌ها. حتی طراحی دکوراسیون در این منازل نیز به گونه‌ای است که موجبات احیای امر الهی، توجه به غیب و رفت و آمد و درود فرشتگان را فراهم می‌سازد. اساساً از نگاه قرآن، شرافت یک منزل آن است که اساس و بنیان آن بر پایه تقوا تشکیل شده باشد. اگر الله، اهل بیت و جهاد سه معشوقِ اصلی و اول اعضایِ یک خانواده نباشند، آن خانه، خانه‌ای بی‌برکت خواهد بود. امام باقر، با اطمینان، تجمع مؤمنان را راهی برای قدرت گرفتن اهل بیت می‌داند. آیا جمع‌های ما، به گونه‌ای برگزار می‌شود، که امام زمانِ تنها و غریب‌مان، در آن یاری شده و قدرت گیرد؟ اگر جمع‌های ما، حقیقتاً در جهت احیایِ دین خدا پیش می‌رود؟ یاری ولی الله، احیاء امرالهی در شب عاشورا حدود 40 نفر بیشتر در لشکر امام حسین «علیه السلام» باقی نمانده بودند. از صبح عاشورا تا عصر عاشورا، امام حسین «علیه السلام» چندین بار خطاب به لشکر عمر سعد، خودش را را معرفی نمود و طلبِ یاری نمود. اما این طلب یاری در واقع طلبِ نجات شیعیانی بود که در جهنم گرفتار شده بودند. حدود 30 تا 32 نفر با «هل من ناصر ینصرنی»‌های امام حسین «علیه السلام» از لشکر عمر سعد (جهنم) بیرون آمده و خود را به بهشت حسین رساندند و توانستند از پایین‌ترین درجات جهنم تا عالی‌ترین درجات بهشت در کمتر از یک روز صعود کنند. این صعود تنها یک دلیل داشت؛ تنهایی امام حسین «علیه السلام». اگر امام لشکریانِ بسیاری داشت، هیچ کس تحتِ ندایِ کمک خواهی او، تحت تأثیر قرار نمی‌گرفت و لشکر دشمن را ترک نمی‌کرد. اگر همه ما به این حس حقیقی برسیم که امام زمان، پدر حقیقی ما، غریب و تنها و آواره است و بیشترین غم و ناراحتی‌اش از آن است که فرزندانش رهایش نموده و یاری‌اش نمی‌کنند، قطعاً تغییری در سبک زندگی‌مان خواهیم داد و در جهت کمک و رفع موانع ظهورش، قدمی برخواهیم داشت. باید حس انتقام در ما تولید شود که بتوانیم وارد عملیات انتقام شده و برای آن برنامه‌ریزی نماییم. بهترین و مهمترین نقشه‌ریزی‌ها در تمام عالم، شب انجام می‌شود، تاریکی، خلوت و آرامش شب، فرصتی مناسب برای تمام برنامه‌ریزی‌ها و طرح نقشه هاست. حتی مقدرات عالم، در شب قدر مشخص می‌شود، نه روزِ قدر. بنابراین برای رسیدن به مقامِ یک منتقم، باید اهل بیداری شب باشیم. اما یک سؤال مهم که هر انسان، قبل از هر انتخابی باید از خودش بپرسد آن است که آیا من در لشکر امامم ثبت نام شده‌ام؟ آیا سِمَت و پستی در این لشکر به من واگذار شده‌است؟ اگر جواب این پرسش مثبت بود، تمام انتخاب‌ها و تصمیمات و روابط ما در چهارچوبِ این پاسخ مثبت، مبارک و لذت‌بخش خواهند بود، در غیر اینصورت، یک زندگی حیوانی و بی‌برکت خواهیم داشت. بزرگترین دغدغه حضرت زهرا «سلام الله علیها»، حمایت از امام زمانش بود. ما چقدر به مادرمان شباهت داریم؟ آیا ما جزء کسانی هستیم که حضرت زهرا «سلام الله علیها» به عنوان حامیِ پسر غریب و تنهایش به ما نگاه کند؟ آیا آرزوی اساسیِ ما آن است که امام زمان‌مان، به عنوان شیعه‌ای جهادگر روی ما حساب باز کند؟ آیا ما به اندازه علی اصغر «علیه السلام» و رقیه «سلام الله علیها» توانسته‌ایم در دین مؤثر باشیم؟ پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» حداقل فایده جهاد را این می‌داند که فرزندان و همسر انسان، به عنوان انسانی جهادگر و قدرتمند او را پذیرفته و بر قدرتِ او تکیه می‌کنند، جهاد به خانواده انسان، مجد و عظمت می‌بخشد. بزرگترین وظیفه یک پدر و مادر، پرورش فرزندان تحتِ حبّ خانواده آسمانی‌شان است. خیانت و جنایت بزرگی است اگر فرزندانمان را با خانواده حقیقی‌شان آشنا نکرده و آنها را به مودت اهل بیت نرسانیم. کمی جدی‌تر در سبک زندگی خود بازنگری داشته‌باشیم و خانه و خانواده خود را تا مقامی بالا ببریم که مشمولِ دعای امام باقر «علیه السلام» شوند: رحم الله عبداً أحیا أمرنا.... آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

صوت

1 - (جلسه 266) پرورش فرزندان، تحتِ محبت اهل بیت

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 928
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 265 ، 92/12/15

باید بدانیم که شرافتِ یک جمع، به موضوع و دغدغه‌ای است که آن جمع را به هم رسانیده‌است. پس مراقب باشیم که جلسات ما مطابق با نوع نگاه و انتظارِ امام صادق «علیه السلام» از شیعیان‌شان باشد.

خانواده آسمانی،جلسه 265 ، 92/12/15

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی آثار ملاقات مؤمنین امام صادق «علیه السلام» می‌فرمایند: به ملاقات یکدیگر بروید، چرا که در این ملاقات، دلهایتان زنده می‌شود و احادیث ما در آن نقل می‌گردد. سخن گفتن از احادیث ما، سبب می‌شود که توجه شما به یکدیگر بیشتر می‌شود. اگر به این احادیث عمل کنید، رشد می‌یابید و نجات پیدا می‌کنید. و اگر آنها را ترک کرده و به آنها عمل نکنید، گمراه شده و هلاک می‌شوید. با بررسی این روایت، به چند اثر از آثار ملاقات اشاره می‌کنیم: 1- احیاء قلوب امام صادق «علیه السلام» یکی از آثار ملاقات را زنده شدن دلها معرفی می‌نماید؛ و این نوعِ نگاه والای معصوم را به فرزندانش نشان می‌دهد. روح جمعی یک روح قدرتمند و اثربخش است. مؤمنین در یک تجمع، تمام صفات خوب یا بد خود را در جمع به اشتراک می‌گذارند و افراد خواه یا ناخواه از این جمع تأثیر می‌پذیرند. اساساً خصوصیتِ روح جمعی آن است که انسان را به سمت تمایلاتِ جمع و هدفی که آنها را دور هم جمع نموده‌است، پیش می‌برد. اگر تمایلات و دغدغه‌های افراد جمع، هم‌سنخ با جهنم باشد، افرادِ حاضر در آن جمع را به سمت دوزخ پیش برده و اگر دغدغه‌ها و اهدافِ کلی جمع هم‌سنخ با بهشت باشد. روح بهشتی را در آنها حاکم خواهد کرد. محال است انسان‌ها از قرار گرفتن در جمعی تأثیر نپذیرفته و با آن سنخیت نیابند. اما نوع نگاه امام صادق«علیه السلام» به جمع مؤمنین، نگاهی قیمتی و باارزش است. به گونه‌ای که ایشان جمع مؤمنان را عاملی برای زنده شدن دلهایشان می‌دانند. همه انسان‌ها در زمان‌هایی از زندگی دچار ضعف‌ها و دلمردگی‌هایی می‌شوند که باید هوشیارانه و بسیار سریع آنها را به قدرت و شادی تبدیل کنند. امام صادق «علیه السلام»راه درمان را، ملاقات مؤمنین با یکدیگر معرفی می‌نماید. اما دو نکته قابل توجه و یا دو پرسش اساسی در این لحظه برای همه انسان‌ها قابل طرح است: نکته اول آنکه هرکسی از خویش بپرسد، آیا من از جمله کسانی هستم که اگر کسی به ملاقاتِ من بیاید، دلش زنده شده و قدرت یابد؟ - آیا من طبق طبقه‌بندی قرآن، جزءِ مؤمنینی که صفت اصلی آنها تواصی به حق و صبر است، هستم؟ - آیا اگر کسی به من نزدیک شود، نور گرفته و شاد و آرام می‌شود یا نه، تاریک شده و جهنم وجود مرا دریافت می‌کند؟ - آیا من انسان شاد و قدرتمندی هستم یا نه آنقدر سرشار از ضعف و دلمردگی‌ام که انرژی‌های منفی من، دیگران را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد؟ و نکته دوم، سؤالاتی از گروه سؤالات زیر است که هر شخص باید صادقانه به آنها پاسخ دهد. - آیا من کسانی را می‌شناسم که در زمان‌های ضعف و دلمردگی‌ام، بتواند قلب مرا زنده کنند؟ - آیا کسانی که دل زنده هستند، مرا می‌پذیرند؟ - یا نه، آنقدر منزوی هستم که کسی را به حریم خودم راه نداده و یا آنقدر دارایی ندارم که انسان‌های قدرتمند مرا بپذیرند؟ - آیا خانواده آسمانی من، مرا به عنوان یک فرزند صالح و خوب می‌پذیرند؟ پاسخ به این سؤالات، قیمت هر کس را در نزد خودش محک زده و او را به خودش می‌شناساند. اما نکته قابل توجه و واجب بر هر انسان آن است حتماً جمع‌هایی را سراغ داشته‌باشد که به محض ضعف و دلمردگی برای قدرت یافتن به آنها پناه ببرد. 1- ذکر احادیث اهل بیت در قاموس طبیعت‌گرایان، دور هم جمع شدن‌ها، به صحبت پیرامون خانواده و فامیل و دوستان و ... می‌گذرد. فطرت‌گرایان نیز در جمع‌های بهشتی خود، از خانواده آسمانی خویش می‌گویند و لذت می‌برند. آیا جلساتِ ما، به صحبت در ارتباط با خدا، خانواده آسمانی، فرشتگان، انبیاء، صالحین، شهدا و ... سپری می‌شود یا نه؟ باید بدانیم که شرافتِ یک جمع، به موضوع و دغدغه‌ای است که آن جمع را به هم رسانیده‌است. پس مراقب باشیم که جلسات ما مطابق با نوع نگاه و انتظارِ امام صادق «علیه السلام» از شیعیان‌شان باشد. رشد و نجات انسانها گفتگو در مورد خانواده آسمانی و صحبت پیرامون احادیث آنها، دو موضع‌گیری را برای انسان بوجود می‌آورد: 1- اگر به آنها عمل کنید، رشد می‌یابید و حتماً نجات خواهید یافت. 2- اگر به آنها عمل ننموده و آنها را ترک می‌کنید پایانش گمراهی و هلاکت خواهد بود. فطرت‌گرایان باید جمع‌های بسیاری را برای سلیقه‌های مختلف (هم برای حالات گوناگون خودشان و هم برای دیگران) سراغ داشته‌باشند. پاتوق‌های فطری، سکوهای پرواز فطرت‌گرایان هستند. فراموش نکنیم که در تربیت فرزندانمان، حتماً آنها را با چنین جمع‌هایی آشنا نموده و مانع از ضعف و دلمردگی آنها شویم. متأسفانه سبک زندگی‌ها در عصر امروز به سمتی پیش می‌رود که انسان‌ها را منزوی و گریزان از جمع پرورش می‌دهد. اساساً تمام بدبختی‌های بشر، از فاصله‌هایی ناشی می‌شود که میان آنها و خانواده آسمانی شان ایجاد شد. یادمان باشد که هیچ انسانی بدون کمک گرفتن از روح جمعی، نمی‌تواند رشدِ مؤثری داشته‌باشد. انسانها زمانی به قدرت می‌رسند که روح جمعی بر آنها مسلط گردد. هر قدر انسان‌ها در جمع‌های با شرافت و قیمتی بیشتر حاضر شوند، رشدِ بیشتری به دست می‌آورند. همانگونه که اتومبیلِ خاموشی با هُل دادن چند نفر روشن می‌شود، قلبِ سنگین و خسته از گناه انسان‌ها نیز با هل دادن چند مؤمن نورانی، روشن می‌شود. برای این منظور لازم نیست فشار چندانی به خود وارد نماییم. همان قرار گرفتن در جمع‌های بهشتی کافی است تا انسان را به سوی هدفِ آن جمع (بهشت) پیش برده و در او آرامش و شادی تولید نماید. یک سؤال، یک شناخت علاقه حقیقی ما به چه جمع‌هایی است؟ تهِ دل ما چه جمع‌هایی را می‌پسندد؟ بعضی از انسانها، سطح روابط خود را به گونه‌ای تنظیم می‌کنند که در جمع‌های خوب و نورانی قرار می‌گیرند. اما ته دلشان، متمایل به تجمع‌های جهنمی است. جنسِ حقیقی این گروه از جهنم است، و آنها هنوز با بهشتیان هم‌سنخ نشده‌اند. محال است یک انسان بهشتی بتواند از قرار گرفتن در جهنم لذت ببرد. قیمتِ واقعی انسان، بر نوع علایق و تمایلات او برای شرکت در جمع‌های مختلف است، نه صرفاً جمع‌هایی که در آنها قرار گرفته‌است. انتخابِ مکانِ زندگی، نوعِ انسان‌هایی که برای رفاقت بر می‌گزینید، نوع شغل‌ها و رشته‌هایی که برای خودمان و فرزندانمان می پسندیم و نوع بزم‌هایی که از آنها لذت می‌بریم. شرافت و قیمت‌ِ ما را مشخص می‌کند. با این روایت از امام صادق چند قاعده از قواعد خودشناسی را آموختیم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 927
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 264 ، 92/12/08

امروز، امام زمان ما در غربت و آوارگی است و اختلافات، کینه‌توزی‌ها و تفرقه‌های شیعیان، بر مصیبت‌ها و غصه‌های او می‌افزاید. حال اگر کمکی از ما متوجه امام زمان‌مان نمی‌گردد، لااقل حیا نموده، اختلافی ایجاد نکنیم.

خانواده آسمانی،جلسه 264 ، 92/12/08

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی مبارزه در عصر حاکمیت شیطان امروزه در عصری قرار داریم که حاکمیت دنیا در دست حزب شیطان است. و ما به عنوان اعضای خانواده آسمانی، یک دشمن مشترک داریم که باید تا سرحد توان با آن مبارزه کنیم. در دورانی که حکومت کفر بر جهان حاکم است و ولیّ خداوند در آوارگی و طردشدگی به سر می‌برد، مؤمنین و شیعیان عده قلیلی را در مقابل حزب شیطان تشکیل می‌دهند. و همین اقلیت قرار است زمینه حکومت و سلطنت امام زمان «عجل الله تعالی فرجه» را در جهان فراهم آورند. دشمنان که به اهمیت موضوع، خوب واقفند، برای جلوگیری از وحدت و همدلی مؤمنین و ممانعت از امر ظهور، با اهدافی از پیش تعیین‌شده سعی در ایجاد اختلاف و تفرقه میان آنان دارند و می‌دانند که به واسطه چنین موفقیتی، حزبِ مؤمنان و دولتِ اهل بیت را شکست خواهند داد. اختلاف میان فرزندان اهل بیت (شیعیان) به ضرر جبهه حق و حزب الله تمام می‌شود، لذا همه مؤمنان، باید حیا کنند از اینکه با دیگران اختلاف پیدا نموده و خودشان به عنوان مانعی از موانع ظهور محسوب شوند. امروز، امام زمان ما در غربت و آوارگی است و اختلافات، کینه‌توزی‌ها و تفرقه‌های شیعیان، بر مصیبت‌ها و غصه‌های او می‌افزاید. حال اگر کمکی از ما متوجه امام زمان‌مان نمی‌گردد، لااقل حیا نموده، اختلافی ایجاد نکنیم. همه مؤمنان باید به سهم خودشان خاموش کننده آتش‌ها باشند. هیزم‌های جهنم به فرموده قرآن انسان‌ها و سنگ‌ها هستند. یعنی شعله‌های جهنم از درون انسانها بر می‌خیزد. هر کس با دقت در درون خودش می‌تواند آتش‌های درونیِ خود را کشف نموده و آنها را خاموش نماید، به اینصورت، دیگر آغاز کننده فتنه‌ها و درگیری‌ها نیست، بلکه در برخوردِ با این شرایط سعی در فرونشاندن آتش‌ها خواهد داشت. جبهه‌ ما، یک جبهه کوچک در برابر استکبار است. تنها عواملی که برای پیروزی ما در مقابل حزب شیطان مؤثرند، دو عامل وحدت و همدلی‌اند. هر کس باید خودش را بررسی نموده و جهنم‌های درونش را پیدا کند. اگر تا لحظه وفات، نقطه‌ای سوزاندنی در وجود هر کسی باقی مانده‌باشد. قطعاً به بهشت داخل نشده و جهنم او را به سمت خود خواهد کشید. بنابراین باید به طور جدی زودرنجی، حساسیت، کینه، مقابله به مثل و ... را کنار گذاشته و با دیگران به صلح برسیم. سربازِ بی‌عُرضه‌ای که از پسِ مهار خودش هم بر نمی‌آید، به درد امام زمانش نمی‌خورد. بهترینِ ما برای اهل بیت، کسی است که برای خانواده‌اش بهترین باشد. حداقل کاری که می‌توانیم انجام دهیم آن است که سعی کنیم، برای خانواده خود، بهترین باشیم. فراموش نکنیم که سیر و سلوک و ارتباط با غیب، بدون به صلح رسیدن با دیگران، امکان‌پذیر نیست. و این کار آسانی نیست. باید ایستاد و همین جا سوخت تا از آن آتش سوزاننده آخرت در امان ماند، سوختن در این دنیا، تمام زائده‌ها و ناخالصی‌های وجود ما را از بین می‌برد، تنها از این راه است که فوق عقل ما آتش نخواهد گرفت. اول باید از کلام‌های تیز و تند بپرهیزیم و بعد، از سطحِ توقعات‌مان و چیزهایی که به ما برمی‌خورد، آرام آرام کم کنیم. برای رسیدن به مقام اهل بیت، ابتدا باید روی منیّت‌ها، پا گذاشت. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» فرمودند: «بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی‌گردد.» منظور از بداخلاقی، فقط عصبانیت و تیزی نیست، بلکه هر خُلق بدی است که انسان تصمیم ندارد، آن را کنار گذاشته و برای این منظور، اساساً تلاشی نمی‌کند. کمی جدّی‌تر از خود مراقبت کنیم... پاسبانی از مرزهای دل گفتیم که شیطان، دشمن دیرینه ماست. هر کسی باید کینه این دشمن را به دل گرفته و حالتِ یک سربازِ آماده باش را در مقابل او به خود گیرد، چرا که شیطان، دائماً در اطراف مرزهای قلب ما طواف نموده و به دنبال نقطه ضعفی برای هجوم به آن می‌گردد. باید از مرزهای دلمان پاسبانی کنیم. هوشیار باشیم در مواقع حمله شیطان، با شیطان دشمنی کنیم، نه با کسانی که شیطان ما را بر علیه آنها، تحریک نموده‌است. در حرکت به سمت کمال دشمن‌گیری یک اصل مهم و اساسی است. باید به خاطر خدا، به خاطر امام زمان، به خاطر غربت اهل بیت و قلّت تشیّع حیا کنیم از اینکه، سنگرِ فتح شده شیطان باشیم. خیانت است اگر انسان سنگرش را در مقابل شیطان رها کند. «شیطان» و «ملاقات مؤمنان» یکی از راههای ضربه زدن به شیطان، ملاقات‌های میان مؤمنان است. امام کاظم «علیه السلام» می‌فرمایند: هیچ چیز به اندازه دیدار برادران از یکدیگر به خاطر خدا، ابلیس را در هم نمی‌کوبد، به راستی که دو مؤمن یکدیگر را ملاقات می‌کنند و یاد خدا می‌کنند و ذکر فضیلتِ ما اهل بیت را می‌نمایند؛ پس بر صورت ابلیس گوشتی باقی نمی‌ماند مگر آنکه فروریخته می‌شود. تا آنکه روحش از شدت آنچه از درد می‌یابد استغاثه می‌کند. پس ملائکه آسمان و دربانان بهشت، آن را می‌فهمند و وی را لعنت می‌کنند تا آنکه هیچ فرشته مقربی باقی نمی‌ماند مگر آنکه او را لعنت می‌کند. پس رانده شده، رنج دیده، دور گشته و به زمین می‌افتد. امام کاظم «علیه السلام» در این روایت، شرایط یک جمع بهشتی را، اشتغال به یاد خدا و ذکر اهل بیت معرفی می‌نمایند. امکان ندارد که انسان در مهمانی‌های دنیا به لغو و گناه بپردازد، اما بعد از وفات بتواند از میهمانی‌های بهشتی لذت ببرد، چراکه تمام مهمانی‌های بهشت معلولِ مهمانی‌های دنیایند. اگر امروز ملاقاتهایمان را با ساختار بهشت تنظیم نکنیم، نمی‌توانیم از محافلِ بهشتی لذت ببریم. صحبت از فضیلتِ اهل بیت، به مؤمنان عزت و افتخار می‌بخشد. هر چه انسان با فضایل خانواده حقیقی‌اش بیشتر آشنا می‌شود، بیشتر عزت یافته و از احساس حقارت‌های وهمی نجات می‌یابد. هر کجا ذکر اهل بیت هست، دشمنان و مستکبران، ضعیف می‌شوند. اگر همه انسان‌ها، این الگوهای حقیقی را بشناسند، دیگر به دنبال الگوهای وهمی در سینماها و اینترنت و ... نمی‌گردند. تا جایی که اساساً قیمت خود را در حدی نمی‌بینند که به فیلم‌ها و تصاویری که دشمان برای حمله به روح آنها تهیه نموده‌اند، چشم بسپارند. برای شناساندن اهل بیت به مردم جهان باید جهاد را خیلی جدی آغاز کنیم. وظیفه تک تکِ ماست که از تمامِ سرمایه‌های مادی و معنوی خود خرج نماییم تا تمام انسان‌ها اهل بیت را بشناسند، که اگر این امر محقق شود، اتفاقِ مبارک ظهور به وقوع می‌پیوندد. لازمه ملاقاتِ با خدا، از طریق ملاقات مؤمنین و دست یافتن بر تمام آثاری که امام کاظم برشمردند، ترک کینه‌های شخصی است. حتی کسانی که تنورِ اختلافات شیعه و سنی را گرم نگه می‌دارند، هیزم جهنم و خائنی به خدا و اهل بیتند. جهان اسلام، در عصر امروز، نیاز به صلح ما، آرامش ما، مهربانی‌های ما، وحدت و همدلی‌های ما دارد. یادمان باشد! کسانی که جمع کننده مؤمنان و ترتیب دهنده مجالس اُنس و ملاقات آنها هستند، در نزد خداوند بسیار قیمتی‌اند. امام صادق «علیه السلام» می فرمایند: هر کس به ملاقات برادرش برود، به خاطر خدا و طمعش وعده‌های الهی و دریافت آنچه که در نزد خداست باشد، خداوند هفتاد هزار فرشته بر او بگمارد که فریاد می‌زنند، پاک شدی و بهشت گوارایت باد. (صحنه تشویق فرشتگان از انسان) همه کوچک زندگی کردن‌های انسان‌ها، از آنجا ناشی می‌شود که اصل و خانواده حقیقی خود را نمی‌شناسند. کسانی که به این شناخت رسیدند، از هیچ چیز نمی‌هراسند، زیرا پدر و مادری، چون علی و فاطمه «علیهما السلام» را تکیه گاه و حامی خویش می‌دانند. آنها یک تنه به جهاد برخاسته و اهداف کوچک را رها نمی‌کنند و به بلندای ابدیت برای سعادت خود و دیگران تلاش می‌کنند. باید در سبک زندگی‌هایمان، تغییری جدی وارد کنیم. دیگر زمان امروز و فردا کردن نیست، باید به پاخاست...   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 926
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 263 ، 92/12/08

مبارزه حقیقی، جنگِ میان شیطان و انسان‌هاست. باید بیاموزیم به جای مبارزات و جنگ‌های بچه‌گانه، به جنگ شیطان برویم، چرا که تنها با پیروزی در این جنگ است که پیروز واقعی خواهیم بود.

خانواده آسمانی،جلسه 263 ، 92/12/08

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی پلّه پلّه تا ملاقاتِ خدا امام صادق «علیه السلام» می‌فرمایند: «من زار أَخاهُ فی الله، قال الله عزوجل: إیّای زُرتَ، و ثوابُکَ علیَّ، و لستُ أرضی لک ثواباً دون الجنّه» هر کس برای رضای خدا، به مقالات برادرش (هم دینش) برود، خداوند خطاب به او می‌فرماید: تو در حقیقت به ملاقات من آمدی، و ثواب تو، بر من است و من به پاداش کمتر از بهشت برای تو راضی نیستم. طبق این روایات در می‌یابیم که ملاقاتِ یکدیگر به خاطر خداوند، تا چه اندازه می‌تواند در رشد انسان‌ها مؤثر باشد. گفتیم که هدف نهایی خلقت انسان، تشبّه او به حق تعالی است. همه انسان‌ها، به خاطر داشتن یک حقیقت مشترک (مثل اعلی، روح محمد و آل محمد «صلی الله علیه وآله) ذاتاً عاشق الله می‌باشند و تنها به خاطر داشتن این روح است که می‌توانند حقیقت لا اله الا الله را از عمق وجودشان، بپذیرند. لا اله الا الله، منشأ قدرتِ انسانی است که در اوج کمالات می‌زیسته و امروز، فرهنگِ محدود زمین آزارش می‌دهد. رسیدن به حقیقت لا اله الا الله، اساساً انسان را به اوج قدرت می‌‌رساند، تا جایی‌که تمام دلبستگی‌های خوارکننده، عقده‌های وهمی در ارتباطات و حقارت‌ها و شکست‌های عاطفی را از بین می‌برد. «کلمه لا اله الا الله حصنی، فمن دخل حصنی، اَمِنَ مِن عذابی» لا اله الا الله حصن محکم و مطمئنی است که شخصیت انسانیِ هر کس را به قدرت و آرامش می‌رساند. این قاعده، فرمولی است برای آرام زیستن در دنیا. کسی که با حقیقت لا اله الا الله پیوند خورده باشد و به سوی مقصد الله در حرکت باشد، گرفتاری‌ها و کمبودهای قوای پایین‌تر، آزارش نداده و آرامشش را مختل نمی‌کند. کسانی با کمبودها و مشکلات قوای پایینی به غصه و حقارت دچار می‌شوند که خودِ حقیقی‌شان را نشناخته و در تنظیم روابط‌شان با غیب موفق نبودند، انسانهایی که انرژی و آرامش را از منبع آرامش دریافت می‌کنند، قطعاً در روابط دیگرشان نیز قدرتمند و آرام نخواهند بود. عصبانیت‌ها، زودرنجی‌ها، وسواس‌ها، حسادت‌ها و همه بیماری‌های اخلاقی با دریافت قلبی لااله الا الله درمان می‌شوند. اگر احساس کردید که قلبِ شما، گرفتار غصه‌های جهنمی، احساس حقارت‌ها و کمبودها و ... شد، حتماً می‌توانید آن را با لا اله الا الله درمان کنید. چرا که این حقیقت، شفایِ تمام آلام روحیِ انسانهاست؛ من الهی، جز الله ندارم!!! تمرینِ زندگی در نقش الله چون غایت‌ ما، رسیدن به لا اله الا الله است. خداوند خودش و یا الگوهای تمام نمایش (اهل بیت) را برای مربّی‌گری ما به میدانِ تمرین می‌آورد. کمال واقعی انسان، زمانی تحصیل می‌شود که بیاموزد، باید در دنیا تا جایی که می‌تواند، نقش الله را بازی کند. تمرین عفو، مغفرت، تغافل، تجاهل، ستّاری، کرامت و ... انسانهایی که نمی‌توانند دیگران را ببخشند و روحشان همیشه گرفتار کینه‌ها و عقده‌هاست، در عمق جهنم گیر کرده و نمی‌توانند بالا بیایند. برای کسانی که با حقیقت لا اله الا الله پیوند خورده‌اند. عفو کردن و نادیده گرفتن گذشته‌ها، کار بسیار آسانی است. اگر هم جایی با کسی درگیر شود، او را فرستاده خدا می‌بیند و در می‌یابد که خداوند یک میدان تمرینیِ جدید برایش فراهم نموده تا مرامِ خدایی را بیاموزد. خداوند یک راه میان‌بُر، برای تشبّه به خویش، به ما پیشنهاد می‌نماید: اینکه از ابتدا، تمام اعمالمان را با او حساب و کتاب کنیم و این همان حقیقتِ اخلاص است. فراموش نکنیم که خداوند، خودش ربوبیت ما را بدون واسطه به عهده گرفته و مربّی مستقیم ماست. این وظیفه ماست که مخلصانه خود را در اختیار او قرار داده و به ربوبیت او اعتماد کنیم. اینگونه است که تمام جریاناتِ زندگی را میدان تمرینی می‌بینیم که مربّیِ بی‌نظیر ما برایمان تدارک دیده‌است. از همین رو تمام نقش‌ها و وظایف خود را در زندگی به عنوان تمرین‌هایی برای تشبّه به پروردگار تلّقی نموده و پاداشش را نیز از جانبِ او می‌طلبیم. این راه میان‌بُر، به ما می‌آموزد که هیچ کار را به خاطر خوشایند انسان‌ها انجام ندهیم، بلکه هدف اصلیِ ما از هر انتخاب، ارتباط و رفتاری، تنها تشبّه به پروردگار و تمرین برای رسیدن به چنین هدفی باشد. اگر کسی با چنین هدفی، دست به انتخابی بزند، قطعاً آن انتخاب یا عمل، او را به سمت هدفش پیش خواهد برد. اکنون با توجه به توضیحاتی که ارائه شد، براحتی مفهوم روایت امام صادق «علیه السلام» را درک می‌کنیم. ملاقاتِ یک انسان، برای تقرب و تشبه به خداوند، در واقع ملاقاتِ خودِ خداوند است، چون به نیتی غیر از خودِ خداوند انجام نشده‌است. امام صادق «علیه السلام» در این روایت به ما اخطار می‌دهد که فرصت‌ها و بهانه‌های کوچک را در زندگی برای نزدیک‌تر و شبیه‌تر شدن به خداوند فراموش نکنیم. به قواعدی که قبلاً آموختیم، توجه فرمایید: 1-      قاعده هُوَ اَنتَ؛ طرف مقابل، خودِ توست؛ ببین دوست داری چگونه با تو رفتار کند، تو نیز همانگونه با او برخورد کن. 2-      قاعده هُوَ رَسول الله؛ او از طرف خدا آمده؛ با فرستاده خدا چگونه رفتار می‌کنی؟ 3-      قاعده هُوَ الله؛ باطن او همان، حقیقت‌ِ الله است. اگر ما واقعاً فلسفه این قواعد را درک کنیم، هرگز عقده‌ای، کینه‌ای و حس انتقامی برایمان باقی نمی‌ماند. چون طرفِ مقابلِ ما، دیگر انسانی نیست که روبروی ما قرار گرفته، بلکه خدایی است که ما باید بواسطه رفتار و اعمالمان به او شبیه شویم. در اینصورت دیگر برای رفتارهایمان، به دنبال عکس العملی برای رفتارهای قبلیِ دیگران نمی‌گردیم. با چنین هدف و نیّتی، به تمام اعمال انسان ضریبِ آخرتی تعلق گرفته و همه اعمال او، عبادت محسوب می‌شوند؛ خوشا آنان که دائم در نمازند. مبارزاتِ حقیقی و پیروزی‌های واقعی دلیلِ فرار بسیاری از انسان‌ها در شرایطِ سخت و غیر دلخواه (طلاق، قهر، فرار از خانه، عوض کردن محل کار و ...) عدمِ شناخت واقعی آنها از خودشان است. شیطان، انسان را به مقابله به مثل دعوت می‌کند، در حالی که این عکس العمل، در واقع حرکت در جهت تحقق اهدافِ شیطان است. خداوند بارها در قرآن تأکید نموده‌است که شیطان، بسیار علاقه‌مند است که میانِ شما فاصله بیندازد. به همین دلیل از ما می‌خواهد که زیباترین کلمات را در هنگام مکالمات، انتخاب نماییم تا شیطان، دستاویزی برای تخریبِ ارتباطاتِ ما نداشته‌باشد. شیطان، دشمنِ حقیقی ماست و خداوند بسیار واضح و آشکار در سوره فاطر، آیه 6، آن را به ما گوشزد می‌نماید: «إنّ الشَّیطان لکم عدوٌّ، فاتّخِذوهُ عدوّاً» شیطان دشمن شماست، شما هم با او دشمنی کنید. غالبِ انسان ها، در هنگام رویارویی با حملاتِ شیطان، به جای دشمنی با او، به دشمنی با کسانی می‌افتند که شیطان قصدِ تخریب روابطش با آنها را دارد. این عکس العمل در واقع تحقق اهداف شیطان و رضایت‌مندی او از این حمله را ممکن می‌سازد. باید هوشیارانه و در حالت یک سرباز آماده باش برای نابودی شیطان، عمل کرد. اگر ما در لحظات حمله شیطان، درست در جهت مخالفِ اهدافِ او تصمیم‌گیری نماییم؛ در واقع حقیقتاً با او دشمنی کرده‌ایم. مبارزه حقیقی، جنگِ میان شیطان و انسان‌هاست. باید بیاموزیم به جای مبارزات و جنگ‌های بچه‌گانه، به جنگ شیطان برویم، چرا که تنها با پیروزی در این جنگ است که پیروز واقعی خواهیم بود. اگر شیطان احساس کند، که کسی در دشمنی با او جدی است و چندبار در مبارزه با او پیروز شده و او را به زمین زده‌است، دیگر طمع از او برخواهد داشت. اکنون کمی به درون خویش باز گردیم؛ آیا ما اساساً شیطان را به عنوان دشمنی دیرینه و کینه‌توز پذیرفته‌ایم یا نه؟ فراموش نکنیم که برای حرکت به سوی الله. ابتدا باید زودرنجی‌هایمان را از بین ببریم، چرا که ایستادن در مقابل شیطان، با چنین صفتی محال است. انسانهای زودرنج، کینه‌توز، تنبل و کسانی که نظر دیگران برایشان مهم است، محال است با غیب محرم شده و با اهل بیت، رفت و آمد پیدا کنند. کمی جدّی‌تر فکر کنیم...!   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 925
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 262 ، 92/12/01

عبودیت غیر از عبادت است. ما خیلی وقت‌ها عبادت می‌کنیم اما عبودیت نداریم. دستورالعمل‌ها را طبق رساله با همان اندازه‌هایی که تعیین شده است انجام دهیم. بنده خدا هر طور که خدا فرمان بدهد می‌پذیرد.

خانواده آسمانی،جلسه 262 ، 92/12/01

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی وجود مقدس امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «علیکم بالتواصل و الموافقه و ایاکم والمقطعه والمهاجره»؛ بر شما باد به این‌که باهم پیوند داشته باشید و باهم موافقت داشته باشید. ما در برخوردهایمان باید بنده خدا باشیم، بنده یعنی کسی که یک هدف دارد و آن خشنودی سرور و مولایش است و او رب ماست. «رب» یعنی مالکی که بنده‌اش را تدبیر می‌کند. مربی شاگردانش را تربیت می‌کند تا شاگردانش به توانمندی‌ها و قابلیت‌هایی که خودش دارد برسند. خداوند هم ما را ربوبیت می‌کند تا مظهر خدا شویم و تشبه به حق تعالی پیدا کنیم. بنابراین هرقدر اطاعتمان بیشتر شود، قدرت و شباهتمان بیشتر خواهد شد. در این راه تضاد منافع وجود دارد و انسان به این تضاد نیاز دارد تا بتواند رشد کند. مختار یعنی راه‌های مختلفی سر راه انسان باشد و انسان با میل خودش راه خودش را انتخاب کند. در 5 بخش ما، فقط بخش فوق عقل است که اصالت دارد. شعار این بخش، «لا اله الا الله» است. شعار بخش عقلی: «لا اله الا علم». شعار بخش وهمی، «لا اله الا موهومات»، بخش خیالی می‌گوید: «لا اله الا مخیلات» و بخش حسی می‌گوید: «لا اله الا محسوسات». هر کدام از بخش‌ها إله مخصوص خودشان را می‌طلبند ولی «إله» بخش انسانی، کمال مطلق و الله است. ما باید اصالت را به إله‌های بخش انسانی بدهیم. بقیه بخش‌ها هم چون مقدمه و وسیله هستند، باید به معشوق‌های خودشان برسند. کسی که لقمه حرام می‌خورد و خمس و زکات نمی‌دهد، إله هم ندارد. در روابط عاشقانه با «الله» امکان ندارد کسی بخواهد به خدا نزدیک شود اما مشکلات بندگان خدا را نبیند. هرجا اقامه نماز هست زکات هم هست. کسی که وقتی نماز چهاررکعتی‌اش دورکعت می‌شود خوشحال می‌شود، زکات ندارد. ما باید به غذای این چهار بخش برسیم اما به‌گونه‌ای که با رشد طبیعی و مناسب فوق عقلی منافات نداشته باشد. آن‌چه اصل است عبودیت است. ماه رمضان یعنی جا گذاشتن همه معشوق‌ها به نفع فوق عقل. بخش‌های حیوانی در ماه مبارک رمضان عصبانی هستند. بخش‌های حیوانی هستند که از خمس دادن و... بدشان می‌آید و چون خدا را قبول ندارند می‌ترسند که اگر خمس بدهد پولش کم می‌شود. درحالیکه خداوند می‌فرماید: اگر خمس بدهد همان لحظه 1 تا 700 برابر درنظر می‌گیرم. کار ما عبودیت است. نباید اجازه دهیم که جنبه‌های پایینی در مقابل بخش فوق عقل مقاومت نکنند. باید تغذیه‌ بخش‌های پایینی به ‌اندازه و حلال انجام گیرد. اما اصالت در تغذیه بخش فوق عقلانی است. هرجا که پای بخش جنسی وسط بیاید ایستادگی در برابر خدا بیشتر می‌شود. نباید نوع نگاه و رفتارمان با انسان‌ها بر اساس نیازهای بخش طبیعی باشد. مثلا در ازدواج باید همسری انتخاب کنید که مزاحم تغذیه بخش فوق عقلانی انسان نشود. در انتخاب رشته تحصیلی هم نباید به این نگاه کنیم که جامعه ما به فلان رشته نیاز دارد حتی اگر جامعه هم نیاز داشته باشد، نیاز خودم مهم‌تر است. هروقت که انسان بخواهد عشق زمینی‌اش با دیگران تقویت شود، باید از عشق بالاتر کمک بگیرد. هروقت پای عشق متعالی وسط می‌آید، عشق‌های زمینی شوریدگی و ماندگاری بیشتری دارند. هروقت خودمان را از عشق‌های متعالی محروم می‌کنیم اختلافات در زندگی‌ها بیشتر می‌شود. در درجه اول ما به دنیا آمدیم که عبد خدا باشیم هرچیزی که بر سر راه عبودیت ما قرار گیرد، غلط است. کسی که وقتی در مقابل دین خدا قرار می‌گیرد، آن را با دنیا و بخش‌های حیوانی خود مطابقت می‌دهد، از امتیاز الهی و انسانی محروم می‌شود. قیمت‌ها را خوب در نظر داشته باشید. امتیاز به سیادت و... نیست. هر هنجاری که از نظر بخش‌های پایینی هنجار است و از نظر بخش‌های بالایی نابهنجار، باید کنار گذاشته شود. بههم وصل باشید، سطح توافقاتتان را در زندگی بالا ببرید و سطح اختلافاتتان را پایین بیاورید. کسی که بگوید حرف مرد یک کلام است، مرد نیست. ما آدمیم، بنده خداییم. مرد بودن، حیوانیتمان است. کسانی که در قید این چیزها هستند دیگر نمی‌توانند عبودیت کنند و تا آخر عمر عزادار این بخش‌های پایینی هستند. ما با انسانیت‌ها و روح‌ها ازدواج می‌کنیم با شخصیت‌ها ازدواج نمی‌کنیم. هرکس با شخص ازدواج کند، شکست می‌خورد. خداوند می‌خواهد که ما به بندگی مشغول باشیم؛ اما نه با شرایطی که ما می‌پسندیم. خداوند یک نفر را بیمار می‌کند، به یک نفر فرزند نمی‌دهد، عزیزانش را می‌گیرد و... تا ببیند آیا در این شرایط هم خدا را بندگی می‌کنند یا نه؟ عبودیت غیر از عبادت است. ما خیلی وقت‌ها عبادت می‌کنیم اما عبودیت نداریم. دستورالعمل‌ها را طبق رساله با همان اندازه‌هایی که تعیین شده است انجام دهیم. بنده خدا هر طور که خدا فرمان بدهد می‌پذیرد. «علیکم بالتواصل و الموافقه»؛ از بخش جنسی و حیوانی‌ات به خاطر خدا بگذر. اگر معشوق‌های طبیعی نزد شما از «الله»، 14 معصوم و جهاد در راه خدا مهم‌تر باشد، شما فاسق هستید و همین فسق باعث شده که امام زمان «علیه‌السلام» بیش از 1180 سال در غیبت بسر برده است. ما از رفتن به خدمت حضرت و از این‌که وقف حضرت شویم ترس داریم. چرا نسبت به امام زمانمان غیرت نداریم؟ این‌طوری گرفتار می‌شویم. قهر ممنوع، قطع ممنوع دستور خدا این است: «صِل من قطعک» این وظیفه شرعی و انسانی ماست. وصل کن به کسی که از تو قطع کرده. هرکس عامل قطع باشد، جهنمی است. در روایت داریم: بوی بهشت از پانصد سال راه می‌رسد، قاطع رحم و عاق والدین بوی بهشت را حس نمی‌کنند. امام زمان «علیه‌السلام» می‌فرماید: من بالاترین رحم شما و پدر آسمانی شما هستم. کسی که با امام زمانش قطع است یا دیگران را قطع می‌کند، خیلی خطرناک‌تر از قطع رحم طبیعی است. خداوند می‌فرماید: من یک موعظه بیشتر به شما نمی‌کنم. «قُل إنّما أعِظُکم بواحدهٍ أن تقُومُوا لِلّهِ مثنی و فُرادی...» هرکاری می‌توانی انجام بده معطل نکن. اگر این یک موعظه را کسی عمل کند، خداوند با همه ضعف‌هایش کنار می‌آید و او را به عالی‌ترین درجات می‌رساند. برای کمک به پدرمان نباید حتما کسی به ما یادآوری کند. لازم نیست به شخص عاشق بگویی به معشوقت محبت و مهرورزی کن. اگر جریان‌ساز، هستی و می‌توانی چند نفر را راه بیاندازی حتما قدم بردار، اگر نه، خودت تنهایی قیام کن. وای به حال کسی که امام زمانش در غربت و مظلومیت و طردشدگی و آوارگی باشد، و او بی‌خیال نشسته باشد. مثل کربلا وقت تمام می‌شود و تازه می‌فهمی جا مانده‌ای. اگر مودّت باشد، نیاز به هُل دادن و یادآوری نیست. قرآن فرمود: امامِ و پدر شما به مودت نیاز دارد. مودّت یعنی محبتی که در آن محبت در حدّ عالی هست، عمل و فداکاری هم وجود دارد. آدمی که راکد است، می‌گندد. رکود گندیدگی می‌آورد. باید برای حضرت خاصیت داشته باشیم. بدترین چیزی که وجود دارد این است که امام زمان «علیه‌السلام» تنها، غریب و آواره است و ما سر شیعه و سنی و... به اختلاف افتاده‌ایم. الآن وقت این حرف‌ها نیست. امام «رحمه‌الله علیه» فرمودند: امروز بر سر ولایت حضرت امیر «علیه‌السلام» هم نباید دعوا کرد. زن و شوهری که امام زمان «علیه‌السلام» برایشان ارزش داشته باشد هیچ‌وقت سر مسائل دنیایی باهم دعوا نمی‌کنند. آمار دعوا و درگیری و آمار طلاق شرم‌آور است. ما باید عبد باشیم، از خودمان حرف درنیاوریم. نباید اجازه دهیم تعصب‌های اقلیمی و حتی تعصب‌های دینی جلوی عبودیت ما را بگیرد. خود خداوند دستور می‌دهد درست است که قبل از مراسم حج زن و شوهر بودید اما وقتی لبیک گفتی او دیگر زن تو نیست، محرم و نامحرم دور خانه خدا وجود ندارد. زن و مرد وجود ندارد خداوند می‌فرماید: من آدم‌ها را دعوت کرده‌ام. اگر در طواف، کسی جنس مخالف را احساس کند، لبیک‌هایش دروغ بوده است. تمام جنبه‌های طبیعی و جنسی، حیوانی، حتی عالِم بودن و آیت الله بودن را باید کنار بگذاری. پادشاه و فقیر همه یک لباس می‌پوشند. چهار بخش دیگر، تعطیل شود و فقط بخش انسانی جلو بیاید. حج این‌طور آدم را می‌سازد. حج به ما یاد می‌دهد در تمام زندگی‌ات این 24 چیز مزاحم عبودیت و عشق‌بازی تو با خدا نشود. رسیدن به معشوق بدون سختی امکان‌پذیر نیست. بهشت که مفت به کسی داده نمی‌شود. «أم حسبتم أن تدخلوا الجنه»؟ آیا فکر می‌کنید همه شما وارد بهشت می‌شوید؟ در حالیکه همه امتحاناتی که از گذشتگان گرفتم از شما نگیرم؟ شما از امام حسین و حضرت زهرا «سلام‌الله علیهما» که ناموس من بود عزیزتر که نیستید؟ اگر زهرا حاضر نشود به خاطر من از همسر علی بودن، مادر چهار فرزند بزرگوار بودن، باردار بودن و... بگذرد و به دفاع از امام زمانش نرود و کتک نخورد، دیگر زهرای من نیست. فاطمیه یعنی ما غیرت و مردانگی، شجاعت و قیام و دل نبستن به تعلقات دنیا را از مادرمان یاد بگیریم. بپرهیزید از مقاطعه و قهر کردن، همه این‌ها جهنمی است. مردانگی‌ات را ذبح کن، غرور مردانگی‌ات را بکش، حس‌های برادرانه و خواهرانه‌ات را بکش. قدرت برای انجام این دستورات از کجا می‌آید؟ از این‌که بدانم من آدم هستم، زن یا مرد نیستم. قومیت و ملیت برایم مهم نیست. این‌ها همه برای بخش‌های طبیعی و جنسی ماست. من از جنس خدا هستم. من فرزند طبیعی محمد و آل محمد «صلی الله علیه و آله» هستم. من باید به خانواده آسمانی‌ام برسم. من مال زمین نیستم و موقتاً در دنیا زندگی می‌کنم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 924
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 261 ، 92/12/0

امام زمان «علیه‌السلام» پدر آسمانی ما در تنهایی و آوارگی بسر می‌برد و هر روز ندای «هل من ناصر ینصرنی» سر می‌دهد و ما هم می‌گوییم کار داریم وقت نداریم. ما اول باید در چادر حضرت برویم، بعد از آن سراغ کارهای دنیایی برویم.

خانواده آسمانی،جلسه 261 ، 92/12/0

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «علیکم بالتواصل و الموافقه و إیاکم و المقاطعه و المهاجره»؛ بر شما لازم است که تواصل داشته باشید. «تواصل» باب تفاعل است یعنی یک ارتباط دو طرفه. طوری‌که هر دو خانواده سعی کنند به دیدن هم بروند و ارتباط خانوادگیشان را حفظ کنند. یعنی همه توجه و اهتمام داشته باشند که قطعی صورت نگیرد. ما بنده خدا هستیم و برای این‌که در روی زمین به مقامات عالی انسانی برسیم کاری بزرگتر از بندگی نداریم. یعنی ما شاگرد «الله» هستیم و خداوند رب ماست. اگر کسی در ارتباطات با دیگران اجازه دخالت شئون پایینی‌اش را بدهد، در واقع خدا را حذف کرده و بخش زمینی‌اش را ملاک و مبنا قرار داده است. انسان از طرف خداوند مأمور است که در صله ارحام، قطعی صورت نگیرد. مگر زمانیکه کسی عملاً نشان دهد که دوست ندارد ارتباط داشته باشد، در این مورد هم وظیفه‌ انسان این است که اتمام حجت شرعی کندو به طرف بفهماند که من خواهان قطع ارتباط نیستم. ما نباید توقع داشته باشیم هرچیزی که ما دوست داریم دیگران هم دوست داشته باشند. نباید ارتباطی را برقرار کنیم که مجبور شویم از آخرتمان مایه بگذاریم. چون خانواده آسمانیمان راضی نیستند. ما به راحتی نمی‌توانیم با کسی ارتباطمان را قطع کنیم. مگر این‌که دلیل شرعی داشته باشیم. مثلا در مجلس عروسی‌ای که فساد دارد نمی‌خواهیم شرکت کنیم، در این مورد نباید رضایت دیگران برای ما مهم باشد. این یک قاعده است؛ هروقت شما بخاطر کسی از خدا و خانواده آسمانی بگذرید خداوند شما را جلوی همان شخص ذلیل می‌کند. اگر به‌خاطر پدر و مادر، همسر و فرزند، رابطه‌ات با خانواده آسمانی‌ات ضعیف شود، بدان یک روز همان شخص را دشمن تو می‌کند. اگر پدر و مادر شما را دعوت می‌کنند که مشرک شوید، «فلا تطعهما». در روابط زن و شوهر حتی به شوخی کلمه طلاق را نبرید. خیلی وقت‌ها می‌شود قطع‌ها را به وصل تبدیل کرد. حتی اگر ما نمی‌توانیم رابطه را نگه داریم می‌شود از بزرگترها یا مشاور کمک گرفت. باید تمام تلاشمان را بکنیم تا بعداً مسئول این قطع ارتباط نباشیم. قرآن می‌فرماید: هر جای عالم یک نیازمند باشد موظفید اگر بتوانید کمک کنید. پیامبر «صلی الله علیه و آله» با اشیاء رفیق بود. حضرت فرمود: لباس‌هایتان را نگذارید کثیف شود چون ذکر می‌گویند آن‌ها را مرتب بشویید. «المؤمن یأکل بشهوت اهله»؛ مؤمن به میل اطرافیانش می‌خورد. در قیامت کارهایی که حسرتش به دل ما مانده است (چون بدون هیچ آلودگی، ریا و سمعه است) حتما مورد قبول خداست. امام صادق «علیه السلام» می‌فرماید: انسان وقتی در قیامت به خاطر دعاها و آرزوهایی که داشته و اجابت نشده، می‌بیند که خداوند چه پاداش‌هایی در نظر گرفته است، آرزو می‌کند که ای کاش هیچ‌یک از دعاهایم اجابت نمی‌شد. چون حیات ابدی است و همه آنها ذخیره شده است و عمر ما به اندازه عمر خداست و قرار است تا خدا خدایی می کند ما هم زندگی کنیم. فقرایی که در فقیر بودن خودشان در دنیا نقشی نداشتند جزو ثروتمندان آخرتی هستند. پیامبر «صلی الله علیه و آله» فرمودند: شیرینی دنیا تلخی آخرت است و تلخی دنیا، شیرینی آخرت است. نباید طوری عادت کنم که هرچیزی که توانایی خریدش را داشته باشم، بخرم. باید به حداقل‌ها قناعت کرد و بقیه‌اش را خرج آخرت کرد. به محض این‌که به نفس لذت بدهید، فاسد می‌شود، تنبل و بهانه‌گیر و ضعیف می‌شود. لذت‌های اضافه، از سهم آخرت کم خواهد کرد. چون به هر میلی که دل خواهی سپرد                             از تو چیزی در نهان خواهند برد مرحوم ملاّ احمد نراقی در طاقدیس آورده اند: مثل بچه‌های دوران پیغمبر نباشید تا چشمشان به گردو خورد پیامبر را رها کردند. ما هم تا چشممان به یک شهوت حسی، خیالی، وهمی، عقلی یا فوق عقلی می‌خورد نباید دین و رسالت را رها کنیم. امام زمان «علیه‌السلام» پدر آسمانی ما در تنهایی و آوارگی بسر می‌برد و هر روز ندای «هل من ناصر ینصرنی» سر می‌دهد و ما هم می‌گوییم کار داریم وقت نداریم. هرکس باید ببیند چه عاملی باعث شده که نتوانسته در چادر حضرت برود. هر چیزی که تو را از مولایت غافل می‌کند دنیای تو همان است. ما اول باید در چادر حضرت برویم، بعد از آن سراغ کارهای دنیایی برویم. اما اگر بیرون باشیم و گهگاهی بخواهیم به ایشان سری بزنیم، رستگاری‌ای در آن نیست. این دو خیلی باهم فرق دارند. مثل پدر و مادری که در خانه سالمندان برده‌اید و هراز گاهی سری به ایشان می‌زنید. هرکدام از ما باید ببینیم که رفتارمان با پدر آسمانیمان در ارتباط است یا در قطع. در محل کار، محیط خانه و... موافقت، اصل است. مگر این‌که با دستورات دین خدا مغایرت داشته باشد. بچه های زیر 7 سال دوره سلطنت خود را می‌گذرانند هرچه خواستند اجازه بدهید انجام دهند. بگذارید در این چند سال دستوراتش را بدهد، مخالفت‌هایش را انجام دهد. 7 سال مزه فرمانروایی را بچشند تا 7 سال دوم اطاعت از شما را بپذیرند. چون موافقت و اطاعت پدر و مادر را دیده یاد گرفته که خودش هم اطاعت کند. مرد در کارهای زنانه دخالت نکند، زن هم در کارهای مردانه دخالت نکند تا از پیش آمدن اختلافات جلوگیری شود. آدم با «شخصیت» یک نفر ازدواج می‌کند نه با بدن، نه با قومیت. همین که دیندار باشد، اهل نماز باشد، واجبات را رعایت کند، کافی است. چه‌قدر سخت‌گیری‌های پدر و مادرها در مسئله ازدواج، جهنم درست کرده برای دختران و پسران. «علیکم بالتواصل و الموافقه»؛ هرکس رفتارهایش بوی اختلاف و جدایی بدهد، جهنم همراهش دارد. اگر بخواهیم مورد نفرین امام رضا «علیه السلام» قرار نگیریم تمرین تواصل و موافقت داشته باشیم. هیچ‌کجا در هیچ شأنی ساز مخالف نزنیم مگر در مواردی که مصالح بالاتری وجود دارد. مواظب باشیم سلیقه‌ها و تشخیص‌هایمان بین ما و خدا فاصله نیاندازد.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 923
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 260 ، 92/11/24

جلوگیری از بروز اختلاف در جامعه به قدری مهم و کلیدی است که حضرت علی «علیه السلام» بعد از بیعت عظیم مردم، باز هم سکوت می‌کنند و با سکوت جلوی هر درگیری و اختلافی را در جامعه می‌گیرند.

خانواده آسمانی،جلسه 260 ، 92/11/24

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی ملاقات مؤمنین امام رضا «علیه السلام» در ادامه فرمایشات‌شان بعد از توصیه به ترک جدال، شیعیان را به مهرورزی و روی آوردن به یکدیگر و جدیّت در ملاقات و زیارت یکدیگر سفارش می‌نمایند؛ ... و اقبال بعضهم علی بعضٍ والمزاوره. و روی آورند به سوی یکدیگر (با روی خوش با هم برخورد کنند) و همدیگر را ملاقات کنند. اُنس و الفت میان انسان‌ها، نقش کلیدی و فوق العاده‌ای در تعالی فرد و جامعه دارد. اهمیت این مسئله به قدری بالاست که در روایات آمده‌است: اگر خانواده کافری، با هم الفت داشته و به هم مهرورزی نمایند، خداوند خیر و برکت را برایشان سرازیر می‌نماید؛ اما خانواده‌ مؤمنی که میان‌شان الفت نیست از برکات و خیرات خداوند دور می‌مانند. بنابراین وظیفه مهم هر انسان، ایجاد روح الفت در خویش است. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: هر کس که روح الفت ندارد و اجازه نمی‌دهد که کسی با او الفت بگیرد، خیری در او وجود ندارد. آثار همدلی در جوامع جامعه اسلامی به جامعه‌ای اطلاق می‌شود که همه اقشار مردم در آن، قوانین اسلامی را در تمام روابطشان، رعایت می‌نمایند. اما جامعه مسلمان، جامعه‌ای است که از اجتماع مسلمانان به وجود آمده‌است، اما همه مردم، به قوانین اسلامی احترام نگذاشته و دسته‌ای نیز آنها را رعایت نمی‌کنند. صورتِ ظاهری جامعه مسلمان، اسلامی است اما در باطن آن، پاینبدیِ محکم و همه جانبه در رعایت قوانین اسلامی دیده نمی‌شود. جامعه مسلمانی که الفت در میان مردم آن وجود ندارد، به کمبودها، خشکسالی‌ها، گرانی‌ها، قحطی‌ها و ... گرفتار خواهد شد، چرا که برکات خداوند از آن جامعه برداشته می‌شود. اما اگر یک جامعه غیر اسلامی موفق به برقراری الفت در میان انسانهایش گردد، و مردم با دروغ، تظاهر و ... با هم رفتار نکرده و عدالت و نظم را رعایت کنند، خداوند آنها را غرق برکات و خیرات می‌نماید. دشمنان اسلام این حقیقت را خوب فهمیده‌اند که برای تضعیف کشورهای اسلامی، باید روح اختلاف و تفرقه را در میان آنها تولید کنند. از همین رو در جهت این هدف، سرمایه‌گذاری‌های کلانی نموده‌اند. البته، روح همدلی در جوامع اسلامی آنقدر با ارزش است که خداوند در دین اسلام، دهها خط قرمز برای حفظ انسانها از آلوده شدن به تفرقه وضع نموده‌است و اگر مسلمانان هوشیارانه این خطوط قرمز را رعایت کنند. هرگز همدلی‌های آنها تضعیف نمی‌گردد اگر همه مردم یک جامعه در یک موضوع خاص وحدت پیدا کنند، بسیاری از بلاها و فتنه‌ها با عنایت خداوند از آنها دور خواهد شد. اساساً همدلی مردم، سبب جلب مغفرت خداوند و آمرزش گناهان‌شان می‌گردد، از همین رو وقتی انسانها در همدلی‌های دسته جمعی و نمادهای وحدت ملی شرکت می‌کنند. احساس سبکی از گناه را براحتی درک می‌کنند. جلوگیری از بروز اختلاف در جامعه به قدری مهم و کلیدی است که حضرت علی «علیه السلام» بعد از بیعت عظیم مردم، باز هم سکوت می‌کنند و با سکوت جلوی هر درگیری و اختلافی را در جامعه می‌گیرند. با اینکه ایشان صاحبِ تمام تصرفات در عالم هستند، در جواب سؤال مردم که از ایشان زمان عید فطر را می‌پرسیدند، آنها را به حاکم اسلامی ارجاع داده و مانع ایجاد اختلاف در میانِ آنها می‌گردند. هیچ کس مجاز نیست حتی به اسم دین نیز، دست به فتنه‌انگیزی و اختلاف در میان انسانها زند. بزرگترین آسیبی که مسلمانان به علت حذف روحِ همدلی از میان آنها، متحمل شدند، طولانی شدن غیبت امام زمان‌شان به عنوان تنها الگوی تمام نمای الله و تنها مربی کار آزموده و راه‌شناس است، به گونه‌ای که اساساً آسیبِ بزرگتری از این، نمی‌توان برای جامعه‌ای سراغ داشت. بهترینِ مؤمنان از نگاهِ نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: خیرُ المؤمنین مَن کان مألَفَةً لِلمؤمنین، و لا خیرَ فیمن لا یألِف و لا یؤلَف» بهترین مؤمنین کسی است که محل الفت مؤمنین است و در کسی که روح الفت‌گیری وجود ندارد، هیچ خیری وجود ندارد. ویل دورانت معتقد است که حتماً پیامبر اسلام، مأموری از سوی خداوند است چرا که رام کردن و دعوت نمودن گروهی از اعرابِ جاهلیت که به سرکشی و جنگ افروزی معروف بودند، کار یک انسانِ معمولی نیست. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» حتی بعد از پیروزی در جنگ‌ها نیز، روح انتقام نسبت به اسرای جنگی نداشته و آنها را در رحمت خویش غرق می‌نمودند. ائمه ما شیعیان، حتی به دشمنانشان پناه داده و به آنها اجازه الفت یافتن در پناه خود را می‌دادند. همه ما باید تلاش کنیم تا برنده میدان مسابقه الفت باشیم. در فضاهای اجتماعی بزرگ و حتی اجتماع کوچک خانواده، کسی به خداوند نزدیک تر است که در مسابقه حلم، مهرورزی، صبر، محبت، عفو، بزرگواری و ... از دیگران سبقت گرفته و پیروز میدان باشد. حضرت علی «علیه السلام»: «علیکم بالتّواصُلِ و الموافقه، و إیّاکُم و الُمقاطعه والمُهاجره» بر شما باد به وصل شدن (پیوند) و توافق با هم، و بپرهیزید از بریدن و جداشدن از یکدیگر. مراقب باشیم که بریدن‌ها و جدا شدن‌های ما از یکدیگر، خودبرتربینی و خودشیفتگی نباشد. البته گاه به علت‌های فوق عقلانی، انسان باید به ارتباطی که حرکت او را به سمت الله کند و یا متوقف می‌کند، خاتمه دهد. در غیر اینصورت، هیچ دلیلِ دیگری غیر از علت‌های فوق عقلانی نباید به ارتباطی خاتمه دهد. حتی فعالیت‌های عقلانی مثل تحصیلات و کسب مدارج بالاتر نیز نباید علت جدایی اعضای خانواده و سایر جدایی‌ها گردد. مراقب باشیم که در قطع ارتباطات ما، خودمحوری، عامل اصلیِ موضوع نباشد.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 922
زمان انتشار: 6 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 259 ، 92/11/24

پرهیز از جدال و خصومت به قدری مهم و کلیدی است که امام رضا «علیه السلام»، شیعه‌ای را که روحیه خصومت، کینه‌توزی، درگیری و خشونت دارد، از رحمت خداوند دور دانسته و نفرین می‌نماید.

خانواده آسمانی،جلسه 259 ، 92/11/24

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی آثار اجتماعی جدال و خصومت آثار مخرب جدال و خصومت در جوامع به قدری متعدد و مهلک است که می‌توان گفت تا به امروز هیچ گناهی، بالاتر و آسیب زننده‌تر از آن در میان شیعیان دیده نشده است. بزرگترین صدمات و خسارات به عالم تشیع، اهل بیت، خانواده آسمانی و خصوصاً وجود امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» از طریق همین گناه وارد شده‌است. به گونه‌ای که یکی از انتقادها و گله‌های خانواده آسمانی ما از شیعیان، همین عدمِ همدلی و بروز اختلافات زودهنگام در اثر غلبه شیطان بر ما، برای ایجاد نزاع و درگیری‌هاست. دشمنان که خوب آثار مخرب تفرقه در میان جوامع اسلامی را شناخته‌اند، بزرگترین سرمایه‌گذاری‌ها را در جهتِ چنین هدفی اِعمال نموده‌اند. آمار چشمگیر و فزاینده طلاق در ایران نیز، تأیید کننده و مصداقی در موفقیت نقشه‌ها و حملاتِ دشمنان بوده و نشان می‌دهد که ایرانیان، رفته رفته به جامعه‌ای تبدیل شده‌اند که مستعد اختلافات و درگیری‌ها بوده و با کوچکترین بهانه‌هایی، زود به جدال و خصومت، تن می‌دهند. همچنین این آمار نشان‌دهنده ضعفِ بسیار ما در فهمِ دین و عدم رعایت اخلاقی دینی است، که اگر چنین نبود، شیطان براحتی توانِ تولید اختلافات و درگیری‌ها را در میان شیعیان با چنین آموزه‌های دینیِ قدرتمندی، نداشت. پرهیز از جدال و خصومت به قدری مهم و کلیدی است که امام رضا «علیه السلام»، شیعه‌ای را که روحیه خصومت، کینه‌توزی، درگیری و خشونت دارد، از رحمت خداوند دور دانسته و نفرین می‌نماید. آیا با چنین نفرینی، چنین انسانی در زندگیِ دنیا و آخرتش خیری خواهد دید؟ این نفرین به خاطر ضربه بزرگی است که چنین انسانهایی بر پیکر اسلام وارد می‌‌سازند. اگر تمامِ سفارشات و نواهیِ امام رضا را در نامه ایشان به حضرت عبدالعظیم حسنی، چونان دانه‌های یک تسبیح در نظر بگیریم، آنچه که مانند یک بند این دانه‌ها را به هم وصل نموده و به آنها ارزش و اعتبار می‌بخشد، ضرورتِ وجود وحدت و همدلی و پرهیز از اختلافات و درگیری است. پدر حقیقی و آسمانی ما، امام زمان «عجل الله تعالی فرجه»، بیش از هزار و صد و هشتاد سال به علت نبودن همین خصلت در شیعیانش، در آوارگی غیبت به سر می‌برند. و ما به عنوان فرزندان ایشان، به جای مبارزه با موانع ظهور، دائماً مشغول نزاع و درگیری با یکدیگر، بر سرِ موضوعات بی‌اساس هستیم. اگر کمی تأمل کنیم، براحتی درمی‌یابیم که هیچ بخشی از جوانی ما، عمر ما، سرمایه ما، هوش ما، توان‌ها و مهارت‌های ما برای یاری ایشان، مصرف نشده‌است. اساساً ما هنوز نپذیرفته‌ایم که فرزندانِ این خانواده هستیم و باید به «قواعد زندگی با آنها» احترام بگذاریم. یکی از قواعدِ اصلی و پایه‌ای این زندگی پرهیز از جدال و خصومت است. چقدر برای رعایت آن تلاش نموده‌ایم؟ همدلی؛ رمز سعادتِ انسان‌ها بزرگترین گله امام زمان «علیه السلام» از شیعیان نداشتن دو صفت همدلی و وفاداری است؛ که اگر آنها متصّف به این دو صفت شوند، غیبت ایشان به پایان خواهد رسید. رمز سعادت هر انسان، در این مسئله است که برای او در زندگی، هیچ چیزی مهم‌تر و باارزش‌تر از آن نباشد که خود را به امامش رسانده و یاری‌اش نماید. شیطان نیز از هر مسیری، سعی در ممانعت انسان از رسیدن به چنین هدفی می‌نماید. حتی اگر در حملات عقب و جلو نتواند انسان را درگیر کند. او را به سرگرمی‌های دیگری از قبیل علم و عرفان و ... مشغول می‌نماید. برای شیطان، مسیرِ گمراهی انسان مهم نیست، بلکه او تنها از یک چیز وحشت دارد؛ اینکه دستِ انسان به الگویِ تمام نمای الله و حجت او در زمین (امام زمان «علیه السلام») برسد. چرا که با چنین اتفاقی، دیگر طیِ مسیرِ انسانی با حمایت و هدایتِ ولیّ خداوند بسیار میّسر و بی‌خطر خواهد بود. جدال؛ مسیرِ گمراهی انسان‌ها اگر جدال و خصومت، در اخلاقیات یک جامعه وارد شده و جزءِ مرامِ یک اجتماع گردد، قطعاً و یقیناً آن جامعه به سعادت حقیقی نخواهند رسید. به روایت زیر در تأیید این مسئله دقت کنید: پیامبراسلام «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: ما ضَلَّ قوم بعد هدی کانوا علیه إلاّ اوتوا الجَدَل. هیچ قومی گمراه نشدند، مگر آنکه به جدال تکیه کردند. (جزء مرام آنها شد) روزنامه‌ها، مجلات، سایت‌های گوناگون اینترنت و ... سرشار از جدالند. اگر انسان‌هایی که تخصصی در خود سراغ ندارند، در مورد موضوعی که در آن فاقد تخصصند، اظهار نظر ننمایند، به حجم کثیری از این جدال‌ها، خاتمه می‌دهند. اما خودشیفتگی و عشق به ابراز وجود، مانع از خویشتن‌داری در چنین انسانهایی می‌گردد. آنها که طعم عشق حقیقی را نچشیده‌اند، به ماجراجویی، خودنمایی، شلوغی و ... تن می‌دهند. فقط عشق به الله است که می‌تواند انسان را به سکوت واداشته و مانع از ورودِ او به ماجراها و معرکه‌های خارجی و کاذب شود. به عشق کوش، که تا در دلِ تو ره نکند                           نه ماجرای وجودی، نه وحشتِ عدمی همین ماجرای وجود، است که انسان‌ها را به غیبت، تهمت، دروغ، جدال و ... مبتلا می‌کند. کسی که عاشق نیست، عزت نفس نیز نخواهد داشت و به آسانی به ماجرای وجود و تمام تبعات آن تن خواهد داد. قدرتِ سکوت نمودن، در کسانی که عاشق‌ترند، بیشتر است؛ چرا که آنها عزت‌شان را از جای دیگری دریافت می‌کنند. سفارش نبی اکرم «صلی الله علیه وآله» به ترک جدال جدال، حتی اگر در درون خود انسان هم اتفاق بیفتد، بسیار خطرناک است، باید مراقب باشیم تا حتی در ذهنمان نیز با کسی درگیر نشویم، یا کسی در ذهن ما، زیر سؤال نباشد. فاجعه بزرگی که امروز جهان اسلام به آن دچار شده‌است، اختلافات میان شیعه و سنی است. به روایت نبی اکرم «صلی الله علیه وآله» در این خصوص توجه کنید: «إنّ المؤمِن لا یُماری، ذَرُوا المِراءَ فَإنّ المُماریَ، قد تمّت خَسارتُه ذرُوا المراء فإنّ المماری، لا أشفَعُ له یومَ القیامه ذرُوا المراءَ ... فإنَّ اولَ ما نَهانِی عنهُ ربّی بعد عبادَهِ الأوثانِ المِراء» مؤمن با کسی مراء نمی‌کند (در بحث نمی‌افتد)، مراء را رها کنید، زیرا یقیناً آنکه مراء می‌کند، خسارتش تمام است و من صاحب مراء را در قیامت شفاعت نمی‌کنم. مراء را رها کنید که اولین چیزی که بعد از عبادت بتها، ربّ من مرا از آن نهی نموده است، مراء است. طبق این روایت می‌توان گفت تمام آنچه که از آن تعبیرِ به خسارت می‌شود، به شخص مراء کننده وارد شده و او به تمام آلودگی‌ها دچار می‌گردد، زیرا او تمامِ سرمایه حقیقی‌اش را از دست می‌دهد. دین، اخلاق، باطن انسانی و ... در بگو مگوها نابود خواهند شد. خداوند به عنوان تنها ربّ عالم، به عزیزترین مخلوقاتش، بعد از توحید، سفارش به ترک جدال می‌نماید. چرا که او به عنوان یک مربی عظیم، می‌داند که جدال، سرعت انسان را در حرکت به سمت بی‌نهایت گرفته و او را از ادامه مسیر باز می‌دارد. او قرار است ما را شبیه خودش نماید. پس بهتر از ما می‌داند که در این راه از چه چیزهایی باید خودداری کرد. اگر کسی از میدان مراء فرار کرد، خداوند و تمام غیب بر او درود می‌فرستند، اما پیروزِ میدان مراء، از نظرِ اهل آسمان شکست خورده حقیقی است. مراقب باشیم، به جدال آلوده نشویم. در جلسه بعد، در ارتباط با آداب ملاقات مؤمنین صحبت خواهیم نمود؛ به چینش امام رضا برای سفارش به شیعیان دقت کنید: 1-امانت داری، 2- سکوت، 3- ترک جدال، 4- ملاقات مؤمنین کسانی که در سه مرحله اول موفق شدند، دیگر آماده ملاقاتِ بهشتی با یکدیگرند؛ و این اعجاز کلام معصوم است.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed