از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی
قُرب، محرمیت یا غیب
اگر هدف انسان رسیدن به قرب باشد، قطعاً زندگی او از وسوسههای شیطانی، اختلافات، خشونتها، خیانتها، بیوفاییها و ... خالی میگردد. کسی که قُرب را میخواهد و به دنبال آن است، زندگی شاد و آرامی خواهد داشت و هر چه به تقرب بیشتری میرسد، شادتر و آرامتر میگردد، به گونهای که روابط قوای پایینی نیز برایش زیباتر و ماندگارتر میشود و شیطان براحتی نمیتواند روابطش را بر هم بزند. اساساً هر چقدر تقرب انسان به اهل بیت و در نتیجه تشبه او به الله بیشتر میشود، خانواده زمینیِ زیباتر، لذتبخشتر و آرامش انگیزی خواهد داشت و با همه آنچه در پیرامونش است، به صلح خواهد رسید.
این یک قانون کلی است؛ تمام اختلافات در همه جای جهان، به خاطر عدم سنخیت با الله است. تمام عصبانیتها، حسادتها، زودرنجیها، حساسیتها، خودکمبینیها، خودِ حقیقیشان و در نتیجه قطع رابطه آنها با الله است.
عشق به خانواده آسمانی، به قدری به انسان منش، شخصیت و قدرت میدهد که اگر تمام دنیا را نیز از او بگیرند، نه وحشتی، نه دلشورهای و نه غمی به سراغش میآید.
از بام تا شام، الحمدلله، از شام تا بام، الحمدلله یار دل آرام، دل برده از ما، آرام آرام، الحمدلله
غیب، الله و خانواده آسمانی مانند خانم با حیایی هستند که فقط به میزان محرمیت یک مرد برایش چهره گشوده و کشفِ حجاب میکنند. باید محرم شویم تا پردههای غیب از مقابل دیدگانِ قلب ِ ما کنار روند. هر چقدر ما مَحرمتر میشویم، آنها هم رفیقتر و مأنوستر میشوند ... و این، آن وصالی است که باید به دنبالش بگردیم ... مَحرمیت با غیب و راه محرم شدن کوتاه است.... باید آن 7 مورد را جدی گرفت تا به قرب رسید. تقرب، محرممان کرده و راه غیب را برایمان خواهد گشود. انسانهای هوشیار، موشکافانه مراقبند و کمترین احساسِ خطر برای بخش فوق عقلانیشان، مانند زنگ خطری است که ترمزِ حرکت شان را خواهد کشید، که نکند لحظهای از الله جا بمانند، و اینجاست که دیگر خدا هم عاشقِ این بنده میشود. «ان کنتم یحبّون الله، فاتّبعونی، یُحببکم الله...»
فراموش نکنیم که:
همه ما، متعلق به یک خانوادهایم، نکند از قواعد زندگی این خانواده دور شده و اصولِ زندگی آنها را زیر پا بگذاریم! نکند میان سبک زندگی ما و آنها، فاصلهای بیفتد. نکند در زمان وفات، قربی میان ما و آنها نباشد.
وظیفه تک تک ما آن است که خودمان را به قرب امام زمان مان برسانیم. امام زمانِ ما، از همه ما برای رفع موانع ظهور، تنها یک چیز میخواهد؛ «اکثروا الدّعا لتعجیل الفرج»
دعا، دعای بسیار، برای تعجیل فرج .... و دیگر هیچ!!!
اما منظور از این دعا چیست؟
دعا، بدون هیچ تلاشی، اساساً دعا نیست. دعای ما برای فرج، بدون عملیاتی شدن برای رفع موانع ظهور، هیچ فایدهای ندارد. باید مانند کسی بود که در مشکلی گرفتار شده و تمام تلاشش را برای حل این مشکل به کار میگیرد و برای نتیجه این تلاش، دعا میکند. برای رسیدن به پدر آسمانیمان و قرب به او، باید به اضطرار رسید، به انتقام رسید و همراه با اضطرار دعا کرد... قدرتمندترینِ ما، مؤثرترین ما در برطرف کردن موانع ظهور است. ... باید برای در آغوش کشیدنش، با سر دوید....
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته