www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 921
زمان انتشار: 6 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 257 ، 92/11/17

جدال و مراء انسان را به بیماری نفاق مبتلا خواهد نمود. انسانی که به سبب خودشیفتگی‌هایش سعی در اثبات خود و محکوم نمودن دیگران دارد، مجبور است از طریق راههای باطلی مثل دروغ به اهدافش دست یابد.

خانواده آسمانی،جلسه 257 ، 92/11/17

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی فرو افتادن در باتلاقِ مراء، ممنوع! خصومت و جدال چون باتلاق لجن آلودی است و چنانچه انسانی در آن فرو افتد، یا از حرکتِ انسانی باز می‌ماند و یا سرعتش بسیار بسیار کاهش می‌یابد. گذشتن از ایجاد خصومت‌ها و جدال‌ها، در حقیقت فاصله گرفتن از این لجن زارهاست. و چنان قدرت و سرعتی به انسان می‌بخشد که حرکت به سمت تشبّه به پروردگار را برایش آسان‌تر و سریعتر می‌نماید. بنابراین فرار از مراء و جدال، به عنوان آسیب‌هایی مهلک و کشنده، باید از برنامه‌های جدی روزانه ما باشد، به گونه‌ای که هر چه انسان از این لجن بیشتر فرار کند، اوجِ پروازِ او بیشتر خواهد بود. اساساً انسان‌هایی که اهل تخاصم و مراء هستند و همواره سعی در اثبات «خود» حیوانی‌شان دارند، از رسیدن به کمالاتِ انسانی محروم می‌مانند و در نتیجه هم دنیای پراضطراب و ناآرامی دارند و هم آخرت عذاب‌آور و هراس‌انگیزی. قرآن، اهل نار را دائماً در حال درگیری و نزاع توصیف می‌کند، چرا که اینان در دنیا نیز اهل تخاصم بوده و همین گونه با دیگران رفتار می‌کردند. اما بهشت، دار سلام و سلامتی است و حتی سخن لغو و بیهوده نیز در آن شنیده نمی‌شود. زیرا بهشتیان در این دنیا، به هیچ‌وجه اجازه درگیری، جدال و بحث‌های بیهوده را به دیگران نداده و آرامش نفسشان را قربانی هیچ جدالی نمی‌نمودند. آموختیم که قبر ما، همان نفس ماست. اگر مایلیم که اوضاع قبر و قیامتمان را ارزیابی کنیم، بهتر است به ارزیابی نفس خود و تمام چیزهایی که نفس ما را تحت فشار قرار می‌دهد، بپردازیم. هر آنچه که نفس ما را منقبض نموده و تحت فشار قرار دهد، عاملی برای فشار قبر ما محسوب می‌شود. جدال، مراء، خصومت، کینه، غیبت و ... همه و همه از عوامل فشار نفس، یا همان فشار قبرند. تنها نفسی در قیامت آرام است که در دنیا توانسته باشد با غلبه بر ضعف‌ها و درمان بیماری‌هایش خود را به آرامش و سلامتی رسانیده باشد. در جلسه گذشته اولین اثر از آثار جدال را با عنوان اشتغال قلب مورد بررسی قرار دادیم. در این جلسه به دو اثر دیگر از آثار جدال و مراء می‌پردازیم؛ 1- نفاق جدال و مراء انسان را به بیماری نفاق مبتلا خواهد نمود. انسانی که به سبب خودشیفتگی‌هایش سعی در اثبات خود و محکوم نمودن دیگران دارد، مجبور است از طریق راههای باطلی مثل دروغ به اهدافش دست یابد. بذر بی‌صداقتی‌ها در گیرودار همین جدال‌ها، کاشته و آبیاری می‌گردد. 2- کینه جدال، حتی اگر برای ثابت نمودن حقِ مسلّمی هم باشد، باز به تولید کینه منجر خواهد شد و قلب را درگیر خواهد نمود. از همین رو پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» فرمودند: وقتی حق هم با شماست، برای اثبات آن جدال نکنید. خوب است بدانیم که طبق روایات دو دسته از انسان‌ها، هرگز مورد مغفرت خداوند قرار نمی‌گیرند. اول مشرکین و بعد کسانی که کینه‌ای در قلب خویش دارند. اساساً انسان‌ها به میزان روحیه عفو و مغفرتی که در وجودشان نسبت به دیگران هست، مورد مغفرت خداوند قرار می‌گیرند. انسانی که اهل بخشش نباشد، مورد بخشش هم قرار نمی‌گیرد. فراموش نکنیم که هر زیبایی و کمالی که در رفتار ما صادر می‌شود، جبرانی در مقیاس بی‌نهایت از سوی خداوند در حق ما به دنبال خواهد داشت. بنابراین عفوِ ناچیزِ ما در حق انسان‌های دیگر، عفوِ یک بی‌نهایتِ مطلق را در حق خودمان، رقم خواهد زد. با شعورترین و قدرتمندترین انسان‌ها کسانی هستندکه سهم عظیمی از تقصیرها و کوتاهی‌ها را به گردن می‌گیرند تا به جدالی خاتمه داده و یا مانعِ تولید کینه و کدورتی گردند. آنان همواره به دنبال سهم خودشان از اشتباهات در تولید اختلافات اند نه یافتن سهم خطای دیگران! از همین رو محبوب خداوند بوده و به آبرو و عزت فراوانی دست خواهند یافت. بدترین انسان‌ها از دیدگاه پیامبر، کسانی هستند که: 1- نماز را سبک می‌شمارند. 2- اهل مراء هستند. 3- عذرپذیر نیستند. هوشیار باشیم که اگر کسی برای ختم جدالی، عذری آورد (حتی به دروغ) آن را بپذیریم و جریان را خاتمه دهیم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 920
زمان انتشار: 6 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 256 ، 92/11/10

جدال و خصومت بر سر مسائل بی‌ارزش و حتی حرف زدن در مورد مسائل بیهوده، سرعت انسان را کم کرده، روح را آلوده نموده، شرافتِ انسانی را تخریب و بخش فوق عقلانی را از رشد و تغذیه‌ صحیح باز می‌دارد.

خانواده آسمانی،جلسه 256 ، 92/11/10

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی خط قرمز از نگاه امام رضا «علیه السلام» سفارش امام رضا «علیه السلام» بعد از سکوت، ترک جدال‌های بیهوده است؛ «و ترک الجدال فی مالا یعنیهم» ایشان بعد از یک سلسله سفارشات به شیعیان، محدوده‌ای را برای آنها روشن می‌کند که با ورود به آن، مورد نفرین خانواده آسمانی‌شان قرار خواهند گرفت. قرار گرفتن در این محدوده از آن جهت مهلک است که به تمام روابط دنیا و آخرت انسان، آسیب وارد می‌نماید و رعایت آن در شکل‌گیری شخصیتِ انسانیِ شیعیان بسیار تعیین‌کننده و سازنده می‌باشد. جدال‌های بیهوده یکی از مواردِ این محدوده خطرناک است. ترک جدال، اولین قدم اصلی و سازنده در تشبّه به خداوند هدف ما از زندگی، تشبه به خداوند و یا الگوهای تمام نمای او (معصومین) است. اگر ما نتوانیم در این دنیا به چنین مقامی برسیم، در قیامت هم در کنار آنها نخواهیم بود. برای رشد انسانی، باید به سراغ کارهای اساسی و رشد دهنده رفته و از این در و آن در زدن‌های بیهوده، کناره گرفت. حتی چندین سال گناه، با یک تصمیم درست و اقدامات اصلی، قابل جبران است. جدال و خصومت بر سر مسائل بی‌ارزش و حتی حرف زدن در مورد مسائل بیهوده، سرعت انسان را کم کرده، روح را آلوده نموده، شرافتِ انسانی را تخریب و بخش فوق عقلانی را از رشد و تغذیه‌ صحیح باز می‌دارد. پس ترک جدال‌ها و گفتگوهای بیهوده یکی از همان اقدامات اصلی و سازنده است که می‌تواند سالهای گناه‌آلودِ گذشته را به نور تبدیل نموده و بر سرعت رشد انسان به طور چشمگیری بیفزاید. امیرالمؤمنین «علیه السلام» می‌فرماید: «المِراءُ بذر الشّر؛ مِراء بذر (تخم) بدی است.» مِراء، کشمکش در سخن گفتن و عیب‌گیری از کلام و گفتار دیگران است. البته جدال آن هم به روش أحسن با دشمنان دین، در قرآن سفارش شده‌است که البته کارِ کارشناسان دینی است. جدال و مراء، آثار مخربِ وسیعی دارند و تأثیرات‌شان محدود به همان لحظه‌ بحث و درگیری نیست. به طوری که پیغمبر اسلام فرمودند: حتی زمانی که حق با شماست، سعی نکنید که با جدال و بحث، حقتان را ثابت کنید، چون در این شرایط نیز، بذرهای شرّ و بدی کاشته شده و رشد می‌کنند. از همین رو، در روش‌های تربیتی، تفهیم یک مسئله با ارزش به فرزندان باید بدون هیچ بحث و مناظره‌ای انجام پذیرد. احساس شکستِ فرزندان در مقابل پدر و مادر ممکن است یک ارزش را به یک ضد ارزش در نظر او تبدیل نماید. یک پدر و مادر زیرک و یا مربی با هوش، کودک را به جایی می‌رسانند که خود او بدون احساس شکست و سرخوردگی، به اشتباهاتش پی‌برده و پیشنهاد والدین را با توافق و با توجه به اینکه یک ارزش است، بپذیرد. همسران زیرک، هرگز به دنبال شکست یکدیگر و تخریب شخصیت همسرشان نیستند، چرا که این تخریب، به ضررِ بقیه افراد خانواده، منتهی خواهد شد. احساس لذت در زمانی که انسان حقی را ثابت می‌کند و یا کلامِ خودش را به اثبات می‌رساند و یا در بحثی پیروز می‌شود، بسیار خطرناک بوده و باطنِ این پیروزی، در حقیقت یک شکستِ عظیم است. در حقیقت شکست خورده حقیقی، همان پیروز میدان جدال است. بنابراین اولین کسی که از این ضربه، تأثیر می‌پذیرد، کسی است که سعی کرده با جدال، حق یا کلامی را ثابت کند. در روایات آمده‌است: اگر کسی، ظلمی یا کار بدی در حق انسان کرد، اول در ذهنمان برای او عذرتراشی کنیم. (فالتمس لهُ عُذرا) انسان در چنین مواقعی که تحت فشار زیادی قرار گرفته‌است، باید بیاموزد که زود قضاوت و نتیجه‌گیری ننماید و زود هم عکس العمل نشان ندهد، چون در اکثر این موارد، دلایل خوش‌بینی بیشتر از دلایل بدبینی است، اما شیطان و نفس ما را به سوی بدبینی سوق می‌دهند. جای تمام گله‌ها، اعتراض‌ها، گوشزدها و ... در خلوت و دور از نگاه دیگران است. چرا که هر صحبتی در جمع، به تخریبِ طرف مقابل می‌انجامد. انسان‌های زیرک در هنگام رویارویی با مشکلات، به دنبال مقصر نمی‌گردند، بلکه به دنبال راه حلّی برای حل مشکلات هستند. یافتنِ مقصر، کمکی به حل مشکل مشکلات نمی‌کند و جز تخریبِ فرد، تأثیر دیگری نخواهد داشت. بیاموزیم مانند خداوند، اهلِ مچ‌گیری نباشیم، بلکه اهل دست‌گیری باشیم. انسانی که مراقب آرامشِ نفسش است، بوی جهنم را استشمام می‌کند. به هنگام شرکت در یک بحث، کاملاً هوشیار است که نکند بحث به جدال و جهنم کشیده‌شود. اگر احساس نماید که بحث به سمت جدال پیش رفته، سریعاً یا سکوت می‌کند، یا صحنه را ترک می‌نماید. ماندن در صحنه، سبب تحریک دو نفر توسط شیاطین شده و درگیری‌ها آغاز می‌شوند. آثار جدال‌های بیهوده 1- اشتغال نفس امام صادق «علیه السلام»: «إیّاکم و الخصومه، فانّها تَشغَلُ القلب؛ بپرهیزید از خصومت، که آن، قلب را مشغول می‌کند.» قلبی که مشغول شد، دیگر فراغتی برای تشبّه به الله ندارد. امام صادق «علیه السلام» جدال را نهی می‌کند، چرا که آن را عامل دل مشغولی و مانعِ سلامت قلب می‌داند. بسیاری از اوقات، انسان باید کار خوب و خیری را هم که نفس او را مشغول نموده، ترک نماید، چه رسد به گناه و حرام و ... قلبِ شلوغ، نمی‌تواند حرکت صحیحی داشته‌باشد. باید فکر کنیم، آیا قلب ما برای الله، برای خانواده آسمان، برای غیب فارغ هست یا نه؟ اگر نه، باید تمام عواملی که قلب ما را مشغول نموده‌اند را از خودمان دور کنیم. نفس آرام، بستری مناسب برای ارتباط با غیب است. باید حجم بسیاری از کارهایی را که مانع تفریح و لذات حلال هستند کم کنیم. انسانی که تفریح و لذت حلال ندارد، نمی‌تواند به لذت‌های بالاتر دست یابد. تمام 5 قوه باید به موقع، مطلوب خود را دریافت نمایند، تا نفس را مشغولِ خویش ننمایند. ما آمده‌ایم تا؛ شبیهِ خدا شویم. برای آرام نگه‌داشتن نفس جهتِ این هدفِ عظیم، اولین قدم مهندسی معشوق‌هاست. فوق عقل، شاهِ قوه‌های انسان است، اگر قلب، مشغول فوق عقل شد و بقیه قوه‌ها، یکی پس از دیگری، خوراک لازمِ خود را دریافت کردند، دیگر نفس برای «شُدن» فارغ خواهد بود.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 919
زمان انتشار: 6 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 255 ، 92/11/10

کسی که بخواهد محبوبیتی کسب کند باید به کم‌حرفی و سکوت برسد. کسی که بخواهد حرکت‌های قدرتمند علمی، روحی و روانی داشته باشد باید با سکوت، زمینه را فراهم کند. درواقع سکوت مثل یک باند برای پرواز هواپیماست.

خانواده آسمانی،جلسه 255 ، 92/11/10

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی در یکی از فرمایشات امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» سکوت به‌عنوان محصول عقلانیت شمرده شده‌است. می‌توان گفت: یکی از علامت‌های کم‌عقلی یک نفر، پرحرفی و بیجا حرف زدن است و یکی از نشانه‌های عقلانیت یک نفر، کم‌حرفی و به‌جا صحبت کردن است. هرقدر عقل قوی‌تر می‌شود نه تنها زبان که وحشی‌ترین بخش وجود انسان است، بلکه سایر قسمت‌ها بیشتر کنترل می‌شود. حضرت علی «علیه السلام» فرمودند: «من عَقَل صَمَت» سکوت بیانگر عقل انسان است. امام صادق «علیه السلام» می‌فرمایند: «العقلُ ما عُبِد به الرحمن واکتُسِبَ به الجِنان»؛ عقل همان‌ چیزی است که انسان را وادار می‌کند به عبادت پروردگار و محصول آن برای انسان کسب بهشت‌هاست. اگر کسی عقل داشته باشد و بخواهد به مدارج عالی انسانیت برسد باید با سرعت و سبکبالی حرکت کند. زبان برای انسان سنگینی و کُندی می‌آورد. اگر کسی اهل تعقل باشد، زبانش را کنترل می‌کند. یعنی مصرف را کم می‌کند و به قدرت و سرعت اضافه می‌کند. مسئله زبان یک امر بسیار کلیدی و اساسی است. کسی که بخواهد پرواز داشته باشد و مشکلات دنیایی و آخرتیش برطرف شود و دردسرهایش کم شود باید زبانش را کنترل کند. بهتر است تا زمانی که از انسان سؤالی نپرسیدند حرف نزند، مگر جایی که بتواند حقی را نصرت دهد و احتمال اثر بدهد. در روایت داریم: حتی اگر جواب سؤالی را می‌دانید، خودتان در بسیاری از موارد نباید صحبت کنید چون هم قدر علم و هم قدر خودتان را ضایع می‌کنید. ببینید عطش و تشنگی وجود دارد یا نه؟ خیلی وقت‌ها چون اشتهایی از طرف مقابل دیده نمی‌شود در او جذبی صورت نمی‌گیرد بلکه بیزاری هم به‌وجود می‌آید. عقل غیر از علم است. عالِم یعنی کسی که اطلاعات دارد. عاقل یعنی کسی که مواضع و باید‌ها و نبایدها را می‌شناسد. امام علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «رُبَّ عالم قد قتله جهله»؛ چه بسیار عالمی که جهل او را نابود کرده است. صرف این‌که کسی اطلاعات دارد دلیل نمی‌شود بیجا هزینه کند چون هم خودش را ضایع کرده و هم علمش را؛ و این دلیلی جز خودشیفتگی و اظهار فضل ندارد. بعضی‌ها دنبال این هستند که یاد بگیرند و خودشان را در جاهای دیگر مطرح کنند و تجارت کلام کنند. یک آدم پُرحرف که شهوت کلام دارد، نمی‌تواند خوب فکر کند. حرف انسان به میزان دارایی که خودش دارد در دیگران اثر دارد نه به میزان دانایی. سکوت، منشأ یکی از بزرگترین جهش‌های انسانی است. میزان قدرت و سرعت یک نفر در حرکت و شدن، و در تبدیل دانایی‌ها به دارایی‌ها، تفکر است. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: «کان أکثر عباده ابیذر التفکر»؛ بیشترین عبادت ابوذر، تفکر بود. «تفکر ساعه خیرٌ مِن عباده سبعین سنه»؛ یک ساعت فکر کردن بهتر از 70 سال عبادت است. قوی‌ترین آدم‌ها کسانی هستند که فرصت خلوت و سکوت را خودشان برای خود ایجاد می‌کنند. توصیه شده سر سفره، غذا را خوب بجوید، آهسته بخورید، جزو عمر شما هم حساب نمی‌شود. این درسی است برای بخش‌های خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی ما. ما برای تفکر، نیاز به خلوت و آرامش داریم. ممکن است یک نفر حجم زیادی از اطلاعات داشته باشد، ولی فرصت تبدیل آن اطلاعات را نداشته باشد. امام علی «علیه السلام» فرمودند: «الصَّمتُ رَوضه الفکر»؛ سکوت باغی است برای تفکر. کسی که بخواهد محبوبیتی کسب کند باید به کم‌حرفی و سکوت برسد. کسی که بخواهد حرکت‌های قدرتمند علمی، روحی و روانی داشته باشد باید با سکوت، زمینه را فراهم کند. درواقع سکوت مثل یک باند برای پرواز هواپیماست. هواپیما که بخواهد پرواز کند باید روی این باند قرار بگیرد. ابوذر می‌گوید: نبی اکرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «ألا أعلمک بعمل خفیف علی البدن ثقیل فی المیزان»؟ می‌خواهید یک عملی به شما یاد بدهم که شما را زیاد به زحمت نمی‌اندازد ولی در میزان عمل شما وزن سنگینی دارد. گفتم: بله درود خدا بر شما باد. رسول خدا فرمودند: «هو الصمت و حُسن الخلق و ترک ما لا یعنیک»؛ سکوت، خوش اخلاقی و ترک کاری که معنی ندارد. شاگردی که پای درس قوی‌ترین اساتید می‌رود ولی سکوت ندارد خیلی عقب‌تر از شاگردی است که پیش یک استاد ضعیف می‌رود ولی می‌تواند روی زبانش تسلط داشته باشد و از قدرت سکوت استفاده ‌کند. قرآن سفارش به سرعت و سبقت داشته است. کسی که سکوتش بیشتر است، شدنش راحت‌تر شکل می‌گیرد. برای تمرین سکوت، اولین کار، تلقین است. امام «رحمه‌الله علیه» فرمودند: انسان بدون تلقین به جایی نمی‌رسد. کلید همه بدبختی‌ها تنبلی و بی‌حوصلگی است. نفس ذاتاً تنبل است و به راحتی زیر بار عملی نمی‌رود. حتی ممکن است در خانه تنها باشد اما نفس زیر بار ذکر گفتن نمی‌رود. اگر کسی بخواهد قلبش را راه بیاندازد اول باید با زبان این کار را انجام دهد. کسی که می‌ترسد با خودش روبه‌رو شود و یقه خودش را بگیرد همیشه تنبل، ضعیف و خوار می‌ماند. عبد شیطان و عبد نفسش می‌ماند. حضرت محمد «صلی الله علیه وآله» فرمودند: «اعداء عدوک نفسک التی بین جنبیک»؛ دشمن‌ترین دشمن‌ تو نفس تواست که تمام وجودت را فرا گرفته است. انسان باید حتما با نفس خودش با تنفر برخورد کند. اگر مثل یک رفیق با او مدارا کند نفس به او هیچ رحمی نمی‌کند. یکی از موانعی که انسان باید با آن برخورد کند، خودشیفتگی است. شیفته استاد شدن، مدرک تحصیلی و... چون شیفته این منصب‌هاست زورش به خودش نمی‌رسد. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «إحذر الشهوه الخفیه»؛ از شهوت مخفی خودتان را برحذر دارید. کسی که از منصبی لذت می‌برد رفته رفته از خدا دور می‌شود. ولو مقدس‌ترین کارها را انجام دهد دیگر وقتی برای خودش باقی نمی‌ماند که سری به خودش بزند. کسی می‌تواند سکوت کند که خودشیفته نباشد و عاشق این نباشد که سرش شلوغ باشد. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «من حَفِظ لسانه فکأنما عمل بالقرآن»؛ هرکس زبانش را حفظ کند، مثل این است که به همه قرآن عمل کرده است. هرقدر خوبی کنی اما نتوانی زبانت را حفظ کنی، همه عمل‌هایت را خراب کرده‌ای. حضرت علی «علیه السلام» می‌فرماید:«رُبَّ کلام جوابه السکوت»؛ بسیاری از کلام‌ها جوابشان سکوت است. کنترل زبان و ترک کلام بی‌جا زمینه‌های فیوضاتی را فراهم می‌کند که ظاهرا هیچ ربطی به حفظ زبان ندارد مثل تفکر، خواب‌های قشنگ و... بزرگان دین به شاگردانشان توصیه می‌کردند: روزانه چند ساعت به قبرستان بروید و تفکر کنید. شب را بیدار باشید حتی اگر هیچ چیز نگویید، شاید کسی با تو حرفی داشته باشد. در رأس همه آموزه‌ها، حفظ زبان است.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 918
زمان انتشار: 6 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 254 ، 92/11/03

سکوت، راه تخلیه نفس برای دریافت‌های گوناگون است و از دو جهت عبادت محسوب می‌شود: اول آنکه مانع گناهانِ زبانی می‌شود، دوم آنکه زمینه برای دریافت‌های بالاتر آماده می‌کند.

خانواده آسمانی،جلسه 254 ، 92/11/03

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی خالی بودن نفس؛ بستری برای رشد قوای پنج گانه موفقیت در تمام 5 قوه نفس، مستلزم خالی نگه داشتن نفس از شلوغی‌های مزاحم است. تمام دریافت‌های حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق‌عقلی، بدون تخلیه نفس، تأثیر لازم را نخواهند گذاشت. از دریافت‌های حسی می‌توان به انواع ورزشها اشاره کرد. حتی شلوغی نفس، مزاحم یک ورزش صحیح می‌گردد. بهتر است قبل از ورزش با تمرکز و سکوت، در نفس تخلیه ایجاد کرد. برای بهره بردن از بخش‌های خیالی و وهمی نیز به نفس خلوت نیازمندیم. یک شاعر، هرگز با شلوغی نفس به دریافت‌های خوب و اشعار ماندگار و تأثیرگذار دست نخواهید یافت. در بخش عقلی برای جذب و تحصیل علومِ مختلف نیز، باید نفس را آرام و خالی نگه داشت. به همین سبب برای تحصیل کودکان پیش فعال ابتدا باید با دارو و تمرین‌های خاص، آنها را درمان نمود تا بتوانند برای جذب کلام معلم، تمرکز بگیرند. دریافت‌های فوق عقلانی (ارتباط با غیب) نیز از این قاعده مستثنی نیستند. سکوت، راه تخلیه نفس برای دریافت‌های گوناگون است و از دو جهت عبادت محسوب می‌شود: اول آنکه مانع گناهانِ زبانی می‌شود، دوم آنکه زمینه برای دریافت‌های بالاتر آماده می‌کند. سکوت مانند یک اکسیر خارق العاده عمل می‌کند که بدون آن هیچ رشدی صورت نمی‌پذیرد. بسیاری از اوقات امامزاده‌ها، چهارده معصوم، ملائکه، خوابهای خوب، به نفسِ ما سر می‌زنند، ولی نفس ما آنقدر شلوغ است که جایی برای دریافت و ورودِ آنها ندارد. کسانی که دائماً برنامه‌های تلویزیونی، سریال‌ها، اخبارهای سیاسی، مسابقات ورزشی و ... را تعقیب می‌کنند، حتی اگر نابغه‌ترین انسان‌ها هم باشند، راه به جایی نمی‌برند. بالعکس انسانهای ساکتی که ضریب هوشی و علمی بالایی هم ندارند، با اندک تلاشی، به مقامات بالای دست می‌یابند. رجب، ماه تخلیه نفس علت مراقبت‌های ویژه ماه رجب، تخلیه نفس برای شرکت در میهمانی بزرگ رمضان و جذبِ بیشتر و بالاتر نفس از فیوضات آن است. از مهمترین اعمال ماه رجب، استغفار است. در جلسه قبل آموختیم که استغفار و سکوت دو راه اساسی تخلیه نفس هستند. رسیدن به رشد و قدرت در ماه رمضان، بدون یک تخلیه عالی در ماه رجب ممکن نیست. پیامبر با تمام عصمت و عظمت‌شان، سه روز در هر ماه را به تخلیه (اعتکاف) اختصاص می‌دادند. همه ما موظفیم ساعاتی از شبانه روز را به سکوت و خلوت اختصاص دهیم. شب و سحر، زمانهای مناسبی برای خلوتند. فراموش نکنیم که بدون خلوت هیچ اتفاق مبارکی برای انسان رخ نخواهد داد. اساساً تمام آدابِ قبل از زیارت، برای تخلیه و تمرکز انسان، به جهت یک هم آغوشی عالی با اولیاء الله است. وظیفه هر شب ما قبل از خواب، استحمام روح است. با استغفار و صدقه نفس را از آلودگی‌ها خالی کنیم. ذکر یا غفور نیز قبل از خواب به تخلیه نفس کمک می‌کند. قدرت و سکوت در گروی سکوت و تخلیه است. البته سکوت به تنهایی و بدون کسب معرفت‌های لازم مؤثر نیست. کسی می‌تواند با سکوت رشد کند، که با مطالعات الهی، معرفت‌های لازم را کسب کرده‌باشد، یا در حال کسب آنها باشد، تا بتواند از سکوت به عنوان ابزاری برای کسب قدرت و سرعت استفاده کند.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 917
زمان انتشار: 6 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 253 ، 92/11/03

کلام، علاوه بر مقام تعریف و تمجید در مقام تنفر و انتقام نیز، انسان را به مبالغه یا دروغ می‌کشاند. حب و بغض، توانایی دیدن واقعیات را از انسان گرفته و او را به سمتی سوق می‌دهد که یا فقط خوبی‌های طرف مقابل را می‌بیند و یا فقط بدی‌هایش را.

خانواده آسمانی،جلسه 253 ، 92/11/03

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی زبان؛ تیری که به خطا می‌رود حضرت علی «علیه السلام»: «احذرو اللسان، فإنّه، سهم یُخطئ؛ از زبان برحذر باشید که تیری است که خطا می‌رود.» استفاده از تعبیر «برحذر باشید» در این روایت، بسیار قابل تأمل است. آیا انسان می‌تواند از صحبت کردن کناره‌گیری نماید؟ علیرغم اینکه زبان، پرکارترین عضو بدن است. نحوه فرمایش امیرالمؤمنین، به گونه‌ای است که گویی انسان را به اجتناب از استفاده آن دعوت می‌کند. استفاده از تعبیر «برحذر باشید» نشان می‌دهد که آسیب‌های وارده به نفس توسط زبان، به قدری متعدد و مخرب است که انسانِ آگاه را از استفاده بی‌جا و بیهوده آن باز می‌دارد. در روایات آمده است: کمترین دروغ یک فرد، زمانی است که از خویش تعریف نموده و شروع به خودستایی می‌کند. در این حالت، شخص یا به مبالغه و یا به دروغ دچار می‌گردد. از همین رو، باید بسیار توجه کرد که هدف از تعریف تمجیدها، انگیزه‌های شخصی نباشد. این مسئله خصوصاً از سوی کاسبانی که ممکن است برای تعریف از اجناس خویش به مبالغه و یا دروغ دچار شوند، باید بیشتر و دقیق‌تر، رعایت گردد. کلام، علاوه بر مقام تعریف و تمجید در مقام تنفر و انتقام نیز، انسان را به مبالغه یا دروغ می‌کشاند. حب و بغض، توانایی دیدن واقعیات را از انسان گرفته و او را به سمتی سوق می‌دهد که یا فقط خوبی‌های طرف مقابل را می‌بیند و یا فقط بدی‌هایش را. از همین رو، احتمال خطا رفتنِ تیر کلام و آلوده شدن به مبالغه و دروغ در مواقع حبّ و بغض بسیار بیشتر از مواقع دیگر است. منظور از به خطا رفتن تیر کلام، آن است که ممکن است انسان از بیان سخنی، منظور و یا هدف خاصی را دنبال نکند، اما آزاد بودن زبانِ او و عدمِ کنترلِ کلامش، سخنِ او را به سمت و سویی غیر از هدفِ اصلی او هدایت نموده و سبب ایجاد کدورت‌ها، فتنه‌انگیزی‌ها، کینه‌ها و ... گردد. زبان؛ عضوِ خوارکننده انسان امام صادق «علیه السلام»: «إذا أراد الله بعبدٍ خزیاً، أجری فضیحتهُ عی لسانه؛ هرگاه خداوند بخواهد یک نفر را رسوا کند، از طریق زبانش او را رسوا می‌کند.» گاهی، انسانها با انجام کاری و یا انتخاب مسیری، آنقدر رو به هلاکت پیش می‌روند که خداوند، به جنگ با آنها برخاسته و آنها را به خواری می‌کشاند. عیب‌جویی از دیگران، پرده‌دری از اسرای آنان و تجاوز به حریم خصوصی انسان‌ها، نمونه‌هایی از گناهان خوارکننده هستند. در روایات آمده‌است اگر کسی به دنبال عیب‌جویی از دیگران باشد، خداوند قطعاً عیب‌های او را برملا خواهد کرد، در اینصورت، خودش هم نخواهد فهمید که از کجا و از سوی چه کسی رسوا شده‌است. گاهی به امر خداوند از سوی مورد اعتمادترین افراد یا معتمدترین مسیرها، این رسوایی صورت می‌گیرد. زبانِ فرد، یکی از اعضا مورد اعتماد بدن اوست که به امر خداوند ممکن است به ابزاری برای خوار نمودن او تبدیل گردد. بنابراین، هیچ چیزی به اندازه مهار زبان، انسان را از رسوایی نجات نخواهد داد. امیرالمؤمنین «علیه السلام» می فرمایند: «ما من شیءٍ أحقّ بطول السِّجن، مِن اللّسان» هیچ چیزی مثل زبان، مستحق یک زندان طولانی نیست. نگهداری زبان، یک فعل است، مثل هر فعل (کار) دیگری، که باید از سوی انسان صادر شود. پس سکوت که نتیجه مهار زبان است یک کُنش است. علیرغم اینکه انسانِ ساکت، در ظاهر کاری انجام نمی‌دهد، در واقع مشغول یکی از بزرگترین، دشوارترین و رشددهنده‌ترینِ فعالیت‌ها (نگهداری زبان) می‌باشد. سکوت؛ عبادتی عظیم حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «لا عباده کصّمت» هیچ عبادتی مثل سکوت نیست. این سؤال بارها در ذهن و زبان ما جاری شده‌‌است: چه عبادتی، ما را به رشد می‌رساند؟ باید بدانیم که اولین قدم برای رشد انسانی، کسب نورانیت و رسیدن به شادی و آرامش، آن است که هیچ کاری انجام ندهیم. سکوت و مهار زبان مثل کم کردن حجم بسیاری از فعالیت‌های غیر ضروری که نفس را درگیر خویش می‌کنند، بزرگترین و مؤثرترین قدم برای آغاز ارتباط با غیب است. بسیاری از کارها، حرکات، رفتارها و سخنانِ ما در شبانه‌روز، غیرضروری، بیهوده و یا گناه محسوب می‌شوند که نفس را مشغول خویش نموده و از دریافت‌های بالاتر محروم می‌کنند. از میان تمام چیزهایی که نفس را مشغول می‌نمایند، تولیدات زبان، سهم بیشتر و مخرب‌تری دارند. انسانهای پرحرف، نفس شلوغ تری دارند و فضای کمتری در نفس آنها برای دریافت‌های معنوی باقی می‌ماند. سکوت، نفس را خالی نگه داشته و به معنویات، اجازه پر کردن فضای خالی نفس را می‌دهد. نفسی که در طول روز، به واسطه یک زبان پرحرف به شلوغی کشانده شده‌است، توانایی ارتباط با غیب و جذب از ماوراء طبیعت را ندارد، چرا که راه ورودی‌های نفس، بسته شده و قدرتی برای ارتباطاتِ معنوی زیبا برای آن باقی نمی‌ماند. اگر چنین فردی موفق به عبادات، ذکر، خلوت‌ها و ... گردد، نفس او توانایی جذبِ نور و آثار این عبادات را نداشته و عملاً قدرتی برایش حاصل نمی‌شود. هدف از عبادات، وسعت نفس و رسیدن به مقام شهود غیب است. نفس شلوغ، هرگز نمی‌تواند به این اهداف دست یابد. نفسی موفق به وسعت یافتن می‌شود که خلوت و بدون حاشیه باشد. سخنان اضافه و بی‌فایده که آلوده به گناه نیز نباشند، نفس را مشغول می‌کنند، چه رسد به اینکه، کلام آلوده به دروغ، غیبت، تهمت و گناهان کلامی دیگر باشد. برای دریافت‌های معنوی، رسیدن به شادی و آرامش نفس، کسب علوم الهی و معرفت و ... سکوت و استغفار زیاد دو راهِ اساسی و اولیه برای تخلیه نفس هستند. نفسی که تخلیه نداشته‌باشد، به تحلیه و تجلیه هم نمی‌رسند. چرا روزه روز عرفه، اگر به دعای عرفه لطمه وارد کند، مکروه است؟ چرا نباید با فشار بول و غائط به نماز ایستاد؟ چرا در حالت خستگی و دل مشغولی نباید به سمت نماز رفت؟ چرا نباید با خستگی، در جلساتِ معرفتی و علوم الهی شرکت کرد؟ و ... جواب همه سؤالها آن است که هر آنچه نفس را به خویش مشغول می‌کند، مانع جذب معنویات توسط نفس شده و رشدی صورت نمی‌گیرد. اگر روزه روز عرفه، سبب گرسنگی و ضعف گردد به طوری که اشتغال نفس به گرسنگی و ضعف، مانع دریافتِ باطنی دعا و تأثیرات مثبت آن گردد، مکروه است. نماز یک جریان عاشقانه است، یک گفتگوی دو نفره پر از عشق. خستگی، گرسنگی، فشار بول و غائط، دل مشغولی و ... نفس را به خویش مشغول کرده و عشق را که ابزار اصلی یک نماز پروازدهنده است، از میان بر می دارند. در اینصورت دیگر تأثیری از این نماز نخواهد پذیرفت. در مواجهه با وسوسه‌های شیطان، اولین قدم، رها کردن فکر از آن وسوسه است. رد شدن از کنار افکار شیطانی، سبب می‌شود که نفس، توسط این وسوسه‌ها و حملات، به شلوغی کشیده نشود. پاسخ ندادن به بسیاری از کلام‌ها نیز، نفس را خلوت نگه می‌دارد. گاه ذهن انسان، مشغولِ این مسئله می‌گردد که در خواب، شخص خاصی را ببیند. این فکر، نفس او را شلوغ نموده و مانع دیدن آن شخص در خواب می‌گردد. رها شدن او از این فکر، نفسش را خلوت می‌کند و درست در همان موقع، امکان دیدن مطلب مورد نظرش در خواب بیشتر وجود خواهد داشت. گاهی تلاوت زیاد قرآن، یا اذکار زیاد، ذهن را شلوغ می‌کند و مانع جذب می‌گردد. اگر در همین زمان، مدتی سکوت و استغفار، چاشنی نفس انسان گردد، نفس خالی شده و آماده دریافت‌های بالاتر می‌گردد، آن وقت، اندک ذکری و تلاوت مختصری نیز، جذبِ نفس شده و به آن قدرت می‌بخشد. تلاش‌های مستمر معنوی که زیر نظر بهترین اساتید هم به نتیجه نمی‌رسند، به دلیل عدم تخلیه نفس از آلودگی‌ها می‌باشد. چنین نفس‌هایی با بهترین اساتید هم حرکت رو به رشدی نخواهند داشت. چرا که او به جنایت و خیانت بزرگ پرحرفی مبتلاست. درمان پرحرفی، اولین قدم برای آغاز هر حرکت معنوی است.     والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 916
زمان انتشار: 6 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 252 ، 92/10/26

در پاره‌ای از روایات، زبان را به «حیوان درنده» و «سگ هار» تشبیه نموده‌اند. این یک تشبیه کاملاً تخصصی است؛ باطن زبان، حقیقتی درنده دارد و انسان لازم است تا با تلاش جدی، این حیوان درنده را در وجود خویش، نابود کند.

خانواده آسمانی،جلسه 252 ، 92/10/26

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی کنترل زبان، لازمه قطعی و جدی برای سیر إلی الله امام رضا «علیه السلام» به عنوان کسی که همه ما را به بلندای ابدیت دوست داشته و هم سعادت دنیای ما را و هم سعادت آخرتمان را می‌طلبد و حقیقتاً می‌خواهد که همه ما هم ردیف و هم مقام ایشان در بهشت باشیم، ما را امر به سکوت می‌نماید. او که با ریاضیات دنیا و حرکت انسان به سوی آخرت آشناست و تمام خطرات راه را می‌شناسد، کنترل زبان و کسب مهارت‌های کلامی را به عنوان لوازم قطعی و جدی مسیر حرکت ما تا خداوند اعلام نموده و بی‌توجهی به آن را، مسبب ایجاد آسیب‌های مهلکی می‌داند. به روایات زیر از امیرالمؤمنین «علیه السلام» دقت کنید؛ - کم من دمٍ، سفکهٌ فمٍ ؛ چه بسیار خونی که زبان موجب ریخته شدن آن می‌شود. - کم من انسانٍ، أهلکهُ لسانٌ؛ چه بسیار انسانی که زبان، او را هلاک کرده‌است. - رُبّ کلمهٍ، سلَبَت نعمه؛ چه بسیار کلام‌هایی که موجب سلب نعمت می‌شود. سلب نعمت به دو صورت انجام می‌شود: 1. انسان یک رفیق خوب، یک استاد قدرتمند، یک همراهِ عالی را برای همیشه از دست می‌دهد. به عنوان مثال، پیامبر یکی از همسرانش را به علت بدزبانی، طلاق داد، و آن زن، از نعمتِ همسری پیامبر محروم ماند. 2. ارتباط، به ظاهر قطع نمی‌شود، اما اعتماد انسان‌هایی که در کنار او هستند، از بین رفته و ارتباطی بیمار و مخرّب میان‌شان شکل می‌گیرد. روزی‌های معنوی از انسان سلب شده و نفس، تحت فشار قرار می‌گیرد. - البلاءُ، موکّلٌ بالمنطق؛ بلا موکل به زبان است. بلاها در انتظار انسانند، اما گاه به علت اشتباهات زبانی بر انسان وارد می‌شوند. بلاهای اقتصادی، بیماری‌ها، بلاهای اجتماعی و موقعیتی و ... ممکن است در اثر چنین خطاهایی به وجود آیند. خودشیفتگی و بی‌حوصلگی، موانع مهار زبان برای تربیت زبان، ابتدا لازم است که با دو بیماری بزرگ نفس مبارزه کنیم، خودشیفتگی و بی‌حوصلگی. انسان‌های خودشیفته و کسانی که روح علو دارند، هیچ گاه نمی‌توانند در مقوله زبان، به مهارت دست پیدا کنند. انسان‌های تنبل نیز، از این قاعده مستثنی نیستند. در نظام خانواده، مردان و زنانی که دوست دارند سالارِ خانه باشند، قطعاً زبانِ مؤدّبی کسب نخواهند کرد. فرزندانی نیز که در خانواده‌های فرزندسالار پرورش یافته‌اند، به تربیتِ زبانی صحیحی، موفق نخواهند شد. زبان؛ حیوان درنده در پاره‌ای از روایات، زبان را به «حیوان درنده» و «سگ هار» تشبیه نموده‌اند. این یک تشبیه کاملاً تخصصی است؛ باطن زبان، حقیقتی درنده دارد و انسان لازم است تا با تلاش جدی، این حیوان درنده را در وجود خویش، نابود کند. حیوانات وحشی نیز اگر تحت تربیت قرار گیرند، رام خواهند شد. رام نمودن زبان، زحمت جدی و طولانی می‌طلبد. اساساً معنای زندگی، چیزی جز این نیست که انسان از مرتبه کمالات حیوانی تا کمالات فوق عقلانی صعود کند. اگر این حیوان درنده باطنی، نابود نشود، به محض رها شدن، شروع به دریدن خواهد کرد. و بدون رام نمودنِ این حیوان، محال است انسان با باطنِ انسانی، به برزخ متولد شود. باید برای رسیدن به چنین مهارتی، نیرویِ کافی داشته‌باشیم. و این نیرو جز در سایه توسلات جدی و مدد گرفتن از خانواده آسمانی برای برقراری انس با الله و رفاقت با غیب به وجود نمی‌آید. حضرت علی «علیه السلام»: «اللسان سبع، إن أطلقته عقر.» زبان درنده ای است، که اگر رهایش کنی، گاز می‌گیرد. خانواده، میدان تمرینیِ قدرتمند در مهار زبان هیچ ریاضتی در اسلام به اندازه ریاضت خانواده داری، انسان را به قدرت نمی‌رساند. اگر بتوانیم روابط مناسبی در چهارچوبِ خانواده (پدر و مادر، همسر و فرزندان، خانواده همسر، خواهر و برادر و ...) برقرار کنیم. گام بلندی در رام نمودن این حیوان درنده برداشته‌ایم. تمام لحظه‌های زندگی، فرصت‌هایی برای رسیدن به آرامش نفس هستند. حضور انسان‌های ناآرام در اطراف ما بسیار برای رشد ما مؤثرند. از همین رو خداوند در کنار تمام پیامبران و اولیاء الله انسانهایی از این دست قرار داده‌است تا به مقامات عالی دست پیدا کنند. یک تمرین برای رام کردن زبان؛ سعی کنیم اگر کسی داد زد؛ ما داد نزنیم. اگر کسی دَرید؛ ما ندریم. اگر کسی حمله کرد؛ ما حمله نکنیم... . به مدد خدا، موفق باشیم!   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 915
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
(جلسه 251) مدیریت برای کنترل زبان

خانواده آسمانی،جلسه 251 ، 92/10/26

(جلسه 251) مدیریت برای کنترل زبان

«مدیریت» و «تدبیر» برای کنترل زبان بسیاری از قدرت‌ها و توانایی‌های انسانی، تنها از راه حفظ زبان بدست می‌آیند و نیاز به تلاش و تمرین دیگری ندارند. در کسبِ بسیاری از هنرها، مثل هنرهای رزمی و ... قدم اول، تمرین برای رسیدن به سکوت و تمرکز است و مربیان کارآزموده، تمریناتِ خود را از این مرحله آغاز می‌کنند. در کسب قدرت‌های انسانی نیز تمرکز و سکوت ارتباط انسان را با مبدأ غیب و قدرت برقرار نموده و از شلوغی‌های ذهن انسان می‌کاهد. برای خلوت نمودن ذهن، هیچ چیز به اندازه کنترل زبان، مؤثر نیست. بنابراین خودِ حفظ زبان، یک مسیر مهم و جدی برای انسان شدن است. برای این منظور، اولین و مهمترین قدم آن است که قبل از هر سخنی، از خود سؤال کنیم که: آیا می‌توانم از بیان این سخن خودداری کنم؟ آیا ضرورتی برای بیان این سخن وجود دارد؟ چنین تمرینی، به معنای ارتباط ضعیف و یا عدم ارتباط صحیح با خانواده و اطرافیان نیست، بلکه به این معناست که هر انسانی باید مدیر و امیر زبان خویش باشد. اساساً کم حرفی و روابط عمومی ضعیف، یک نقطه ضعف در مسیر انسانی محسوب می‌‌شود. گاهی انسان موظف است که با سخن گفتن، به روابط قدرت بخشد. به عنوان مثال بذله گویی و شوخی کردن در کنار افراد پیر، عبادتِ بسیار بزرگی به شمار می‌رود؛ و یا گوش کردن به درد دل یک انسان تنها و یا همدردی با یک بیمار و یا ارتباط کلامی صمیمانه با فرزندان، خود از عواملِ رشد دهنده انسان محسوب می‌شوند. اما نکته مهم آن است که انسان با نیت کسبِ باطن انسانی و رسیدن به سلامت نفس بتواند تصمیم درستی برای سخن گفتن و یا سکوت بگیرد. پیامبر اکرم وقتی در میان جمع بودند، به اقتضای آن جمع بسیار توجه می‌کردند، به عنوان مثال اگر حس می‌کردند که جمع تمایل دارند در مورد موضوعی خاص صحبت کنند، با ایشان همراه می‌شدند، یا از لطیفه‌ها، می‌خندیدند و ... امیرالمؤمنین «علیه السلام» می‌فرمایند: «هیچ چیزی برای انسان سودمندتر از نگهداری زبان نیست.» وسعت نفس در گروی حفظ زبان نفس انسان، همان قبر اوست. هر آنچه که بتواند، بر نفس ما فشاری را تحمیل کند، در واقع عاملی برای فشار قبر ماست و باید تا دیر نشده، آن را از میان برداریم. در طول روز، عوامل بسیار زیادی، طبق جریان ربوبیت خداوند، به سراغ ما می‌آیند تا به نفس ما وسعت داده و یا فشار قبر را از ما بردارند. اگر چنین عواملی را که غالباً مخالفِ میل ما محقق می‌‌شوند، با آغوش باز و بدون اعتراض و تَنِش بپذیریم، به وسعت نفسمان کمک شایانی نموده‌ایم. اما اگر از آن موضوع به تنش افتاده و نفسمان مورد فشار قرار گرفت، قطعاً به فشار قبر دچار شده‌ایم. در سفر، زمینه فشار نفس، به علت استرس‌های بسیار و آمادگی برای هیجان و اضطراب، بسیار زیاد است. به خصوص در روزهای آخر سفر که بی‌حوصلگی‌ها و خستگی‌ها بیشتر می‌شود. برخوردهای مخالف و شرایط هیجان آور نیز افزایش می‌یابد. اگر انسان چنین عوامل و شرایطی را با مدیریت و تدبیر به آرامش تبدیل کند، به وسعت نفس خواهد رسید. مراقب باشیم که بیماری فوق خطرناک «بی‌حوصلگی» مانع از موفقیت ما در چنین زمانهایی نباشد. درست در زمانی که انسان بی‌حوصله است اگر بتواند یک عامل محرک را با آرامش بپذیرد، وسعت نفس می یابد. موفقیت انسان در چنین آزمونهایی است که تشویقِ اهل آسمان را برانگیخته و شیطان را ضعیف و ناامید و متواری می‌کند. درست در جایی که عصبی می‌شویم، می‌رنجیم، قهر می‌کنیم و ... ، شیطان را خوشحال و امیدوار نموده و ارتباطمان را با آسمان ضعیف می‌نماییم. بنابراین، این مهارت که کی و کجا باید از زبان استفاده کرد، و کی و کجا باید آن را مهار نمود، هنر بسیار بزرگی است که نیازمند تمرین‌های جدی و مستمر است. هیچ انسانی بدون مدیریت زبان به مقصد نخواهد رسید. بنابراین کسب مهارت مدیریت زبان باید جزو برنامه‌های اصلی زندگی هر انسانی باشد. نبی اکرم «صلی الله علیه و اله» می‌فرمایند: «رحم الله مؤمناً أمسک لسانه مِن کلّ شر فإنّ ذلک صدقه منه علی نفسه» خداوند رحمت کند مؤمنی را که زبانش را از هر شری حفظ می‌کند و این در حقیقت صدقه‌ای است که بر خودش می‌دهد. همانگونه که صدقه، بلایا را از انسان دفع می‌کند، حفظ زبان نیز، بلاها را از انسان دور می‌کند، چرا که آسیب‌های به کارگیریِ بیجای زبان، قبل از هر کسی، گریبانگیر خود شخص می‌گردد. انتخابِ مسیرهای غیرعادی و غیر معمول برای کسب قدرت در بسیاری از اوقات، راهی که در نظر ما، مسیرِ رساننده‌ای به شمار می‌رود، اصلاً رشددهنده نیست، بلکه دقیقاً راهی می‌تواند ما را به مقصد برساند که برخلاف میل و عادات ماست؛ از خلاف آمده عادت بطلب کام که من                        کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم      «حافظ» مقصود از جمعیت «قدرت تمرکز» است و منظور از «زلف پریشان» مخلوفات و تجلیات خداوند هستند که از انسان دلبری می‌کنند؛ آسمان، ستاره‌ها، افق، کهکشان، درختان و ... که علیرغم کثرت، انسان را به تمرکز و قرب به الله می‌رسانند. در مهارت‌های کلامی نیز دقیقاً قاعده به همین منوال است. درست در همان لحظه‌ای که تصور می‌کنیم می‌توانیم با کلام از خود دفاع کرده و یا مؤثر باشیم، شاید زمینه یک اختلاف و یا فساد را ایجاد کنیم. اما درست در زمانی که طرفِ مقابل اصلاً منتظر کلامی و یا دفاعی از سوی ما نیست، کلام می‌تواند معجزه برانگیزد. در شرایطِ هیجان‌آور، انتخابِ حرکتی خلافِ معمول و تصور، می‌تواند انسان را به وسعت نفس برساند. کسی که می‌تواند تمام ارتباطات را راهی برای کسب مهارت‌های جدید ببیند، می‌تواند از همین راه به قدرتِ کلام نیز دست یابد. برای ارتباط صمیمانه و قدرتمند با غیب، باید حجاب‌های عادتِ ارتباطمان را از میان برداریم. ابتدا باید تلاش کنیم تا با غیب انس گرفته و تمرکز پیدا کنیم، و سعی کنیم تا غیب را باور کرده و ببینیم تا آرام آرام در غیب به روی ما باز شود. برای ارتباط با امام زمان نیز، اول باید او را به عنوان پدر باور کنیم و بعد شروع به ارتباطی صمیمانه با ایشان نماییم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

صوت

1 - (جلسه 251) مدیریت برای کنترل زبان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 904
زمان انتشار: 5 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 250 (92/10/19)

آموختیم که بعد از سکوت که یکی از بهترین راهها کنترل زبان است، بهشت سازی توسط زبان، راهی بسیار زیبا برای رشد انسان به شمار می‌رود. باید به این توانایی برسیم که بتوانیم اخلاق‌های ضعیف و آلوده را با بهترین عبارات و کلمات پاسخ دهیم.

خانواده آسمانی،جلسه 250 (92/10/19)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی نظام قضا و قدر در ارتباطات کلامی در نظام خلقت، تمام مخلوقات مشمول قانون قضا و قدرند، که از آن به نام قانون عمل و عکس العمل نیز یاد می‌شود. طبق این قانون، انسان قَدَر را انتخاب می‌کند و قضای متناسبِ آن قدر، از سوی تجلیات خداوند در اختیار ما قرار می‌گیرد. بنابراین می‌توان گفت: هر عملی از سوی ما، عکس العملی را از سوی مخلوقات دیگر که تجلیات و ظهوراتِ خداوند هستند در پی دارد. پس می‌توان گفت: قضا یا عکس العمل در حقیقت، از سوی خداوند می‌باشند. به این فرمایش امیرالمؤمنین دقت کنید؛ «من حفظ لسانهُ ، ستَرَالله عورته؛ هرکس زبانش را حفظ کند، خداوند عیب‌هایش را می‌پوشاند.» من حفظ لسانهُ = قدر (عمل)؛ سترالله عورته = قضا (عکس العمل) حفظ زبان، یک قدرِ انتخابی از سوی ماست و مخفی ماندن عیوب، قضای متناسب یا قدر انتخابی ما، از سوی الله است. در انسانهای پرحرفی که تمایل به ظهورات زیاد از خود دارند، عیب‌هایشان برملا شده و عزتشان حفظ نمی‌ماند. بنابراین بر کسانی که تمایل به برملا شدن ضعف‌هایشان ندارند واجب است، زبان خویش را کنترل نمایند. امیرالمؤمنین علی «علیه السلام»: «من حفظ لسانه اکرم نفسه» هر که زبانش را حفظ کند، خودش را گرامی داشته‌است. عدم حفظ زبان و ظهور عیوب انسان، موجب از دست دادن ارزش و قیمت او در نگاه دیگران شده و احترامِ انسانهای دیگر را از دست می‌دهد. حفظ زبان، اسلحه نجات بخش انسان در صراط همه ما در حرکتِ بر روی صراط، فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر نهاده و پیش رو داریم. گاهی تند حرکت کردیم و گاهی کند، گاهی مستقیم حرکت کردیم و گاهی نیز سقوط کردیم و دوباره خود را به صراط رسانیدیم و ... اما در این مسیر، اسلحه مهم و نجات بخشِ انسان از سقوط‌ها و عقب ماندن‌ها، حفظ زبان است. کسی که به این قدرت رسیده‌است، به نجات نزدیکتر از کسی است که در نگهداری زبان، ضعیف است. انسان با حفظ زبان در صراط، به تعادل می‌رسد. به روایت نبی‌اکرم «صلی الله علیه و آله» در این خصوص توجه فرمایید: «نجات المؤمن، فی حفظ لسانه» نجات انسان مؤمن در نگه داشتن زبان است. حتی انسان کافری که ادبیات کلامی صحیحی دارد، به نجات نزدیک تر از مؤمن زحمتکش است که زبانِ بی‌اختیار و تربیت نشده‌ای دارد. امیرالمؤمنین درهمان روایتِ معروف «ربّ کلام جوابه السکوت» قاعده اصلی و مهمی را برای کنترل زبان در اختیار ما قرار داده‌اند. طبق آن قاعده، پاسخ بسیاری از کلام‌هایی که می‌شنویم، تنها سکوت است. اگر انسان بتواند بر خودشیفتگی‌هایش در زمینه‌های مختلف غلبه کند، قطعاً موفق به سکوت خواهد شد. براحتی می‌توان گفت: حداقل 50 درصد از رفتارها و یا گفتارهای دیگران، پاسخی جز سکوت ندارند، مخصوصاً زمانیکه انسان احساس می‌کند، جهنمی در حال برپا شدن است، موظف است تا با سکوت آن جهنم را خاموش نماید. آموختنِ هنرِ خوب گوش کردن مهم‌تر از هنرِ خوب سخن گفتن است. معمولاً کسانی که با عصبانیت، در حال اعتراض و غُر زدن هستند، منتظر پاسخ نمی‌باشند، بلکه دنبال گوشی برای «شنیدن» می‌گردند. پس شایسته‌تر است که خاموشی اختیار کنیم! گاهی ما، برای امتیاز گرفتن در بحث‌ها و یا درگیری‌ها، باید امتیازی را از بخش فوق عقلانی از دست بدهیم. این یک معامله عقلانی نیست، بهتر است که از بخش طبیعی امتیاز پرداخت نماییم و بواسطه این پرداختِ هزینه، بخش انسانیِ وجودمان را به رشد برسانیم. تمام شکست‌ها، سکوت کردن‌ها، زمین خوردن‌ها، حرفِ زور شنید‌ن‌ها و ... در حقیقت دارایی‌های بخش انسانی ما هستند و ما به تناسبِ آنها به خداوند نزدیک‌تر خواهیم شد. گفتنِ عبارت «حق با شماست» هنر بسیار بزرگی است که در فرهنگِ کلامی نبی اکرم و ائمه معصومین، بسیار دیده می‌شود. مراء و بحث و جدل، فوق گناهان کبیره است و کسانی که به این خُلق مبتلا هستند، مورد شفاعت قرار نخواهند گرفت. یادمان باشد که در مواقع انتقاد و اعتراض، حواسمان به نوع گفتارمان باشد. گاهی استفاده از عبارات و جملاتِ بی‌جا، سالهای سال، انسان را دچار خسران خواهد نمود. دریافت اسم مبدّل خداوند بواسطه کنترل زبان آموختیم که بعد از سکوت که یکی از بهترین راهها کنترل زبان است، بهشت سازی توسط زبان، راهی بسیار زیبا برای رشد انسان به شمار می‌رود. باید به این توانایی برسیم که بتوانیم اخلاق‌های ضعیف و آلوده را با بهترین عبارات و کلمات پاسخ دهیم. کسی که به چنین قدرتی رسیده‌باشد و بتواند در برخورد با ضعفها و پلیدی‌ها، آنها را به شرایط آرام و شادِ بهشتی تبدیل نماید، صاحب اسم شریفِ مبدّل پروردگارش شده‌است. برای رسیدن به چنین مقامی، باید صادقانه از پروردگارمان مدد بخواهیم و دستِ توسل و توکلمان همیشه رو به آسمان بالا باشد. آگاه باشیم که گاه برای حفظ غرور مردانه و یا غرور زنانه، به بحث و جدل آلوده نشده و تمام روحمان را به آتش نکشیم. انسان زیرک، کسی است که بتواند از جهنم فرار کند، نه اینکه به بهانه دفاع بایستد، اما آتش بگیرد. فراموش نکنیم که هرگاه احساس می‌کنیم نمی‌توانیم با کلام، شرایط بدی را به آرامش تبدیل کنیم، تنها راه فرار، سکوت است. خودِ سکوت، یک فعل است یک عکس العمل که نورها و خیرهای کثیری را به سمت انسان جذب می‌نماید.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 903
زمان انتشار: 5 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 249 (92/10/19)

هوشیار باشیم که استفاده نابه‌جا از کلمات، گاه مانعِ مسلمان شدن و یا شیعه شدنِ کسی می‌گردد و یا گاهی سبب ایجاد رذیله‌ای در انسانی می‌گردد که قبلاً به این رذیله مبتلا نبوده‌است.

خانواده آسمانی،جلسه 249 (92/10/19)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی در جلسات قبل آموختیم که مهارت‌های کلامی و کنترل زبان، جایگاه ویژه‌ای در ایجاد ارتباط عمیق وجودی با خانواده آسمانی دارد، به گونه‌ای که چنین هدفی بدون مسلح شدن به یک زبان تربیت شده، امکان‌پذیر نمی‌باشد. زبان بی‌اختیار و تربیت نشده، استعدادهای انسان را تلف نموده و سبب نابودی عزت و آبروی انسان می‌گردد. چه‌بسا انسان‌هایی با استعدادهای فوق‌العاده باطنی که زمینه‌ای مناسب برای فراهم نمودن یک زندگی سعادتمند دنیایی و آخرتی است، تنها به علت داشتن زبانی بی‌اختیار و تربیت نشده، از تمام رزق‌ها و خوشی‌های دنیا و رزق‌های عظیم آخرتی محروم مانده‌اند. مکانیسم اثرگذاری کلام در انسان تمام زیبایی‌ها و یا رذائل یک شخص، تنها از طریق زبان او به قلب دیگران صادر می‌شود. کلماتِ یک شخص، تجلیِ باطن او در مقام لفظ هستند. به سیر نزولی عالم توجه کنید؛ خداوند (الله) از مقام ذاتی که صاحب تمام اسماء آن هم به صورت یکجاست، شروع به تجلی و ظهور نموده و تمام اسماء و صفاتش را بواسطه مخلوقاتش برای انسان قابل شناسایی می‌نماید. در واقع تمام مخلوقات خداوند، راهی برای شناخت او و یا زبانِ گویای او می‌باشند و خداوند بواسطه آنها با انسان سخن می‌گوید. از قرآن که تجلی خداوند در مقام لفظ می‌باشد گرفته تا معصومین که تجلیِ کامل خداوند در مقام انسان هستند و مخلوقات ریز و درشت خداوند، همه و همه در حال سخن گفتن از خداوندی هستند که آنها را خلق نموده است. بنابراین، همه مخلوقات برای شناساندن حقیقتِ الله می‌باشند. در سیر نزولی استاد تا شاگرد نیز، وضع به همین منوال است؛ یک استاد برای انتقالِ آنچه در باطن خویش دارد به شاگردانش، ابتدا، باید محفوظات باطنی خود را تصور کرده و سپس آنها را به صورت صوت که پدیده‌ای مادی است تبدیل نماید. این صوت (کلام) توسط شاگردان دریافت شده و سپس در ذهن‌شان تصور می‌شود و با تمرین و تکرار به دارایی‌های تثبیت شده در باطن آنها تبدیل خواهد شد. پس طبق این توضیحات می‌توان گفت که کلام، تجلیِ حقیقتِ یک انسان بصورت ماده است. در حقیقت، شخصیتِ یک فرد در کلامِ او، ظهور نموده و دیگران بواسطه کلامِ او، به باطنش راه می‌یابند. اما نکته قابل توجه آن است که کلام، تمامِ عمق باطن را نمی‌تواند بروز دهد. به عنوان مثال، گاهی انسان برای بیان میزان محبتش به کسی، کلماتِ مناسبی را نمی‌یابد، از همین رو، تماس‌های بدنی مثل بوسیدن، در آغوش کشیدن، فشردن دست و ... را به استخدامِ خویش در می‌آورد. بنابراین می‌توان گفت: همیشه شدتِ یک دوستی صادقانه و یا یک نفرتِ واقعی در باطن، بیشتر از آن چیزی است که در ظاهر و کلام انسان بروز می‌کند. اما به هر حال زبان، اصلی‌ترین و مهم‌ترین راهِ انتقالِ عواطفِ و حقایق باطنی انسان است که تمام قابلیت‌ها و ضعف‌های او را به عرصه ظهور می‌کشاند. کنترل زبان در گروی تمرین‌های جدّی به آیه زیردقت کنید: «قُل لعبادی یقول التی هی أحسن، انّ الشیطان ینزغ بینهم...» (سوره اسراء آیه 53) به بندگان من بگو که همیشه سخن بهتر را بر زبان آرند، که شیطان میان آن دشمنی و فساد بر می‌انگیزد. طبق این آیه، به صراحت می‌توان گفت: از نگاه خداوند کنترل زبان، یک مقوله باشگاهی و تمرینی جدی است و در هیچ مرحله‌ای از زندگی نباید به دست فراموشی سپرده شود. بسیاری از درگیری‌ها و حجم عظیمی از طلاق‌ها، تنها به علت عدم تربیتِ کلامی زوجین اتفاق می‌افتد. استفاده از کلمات و عبارات اشتباه و نابه‌جا که مقصودِ اصلی گوینده را نمی‌رساند، سبب بروز سوء تفاهم‌های جدی و دامن زدن به جریانِ اختلافات خواهد شد. در چنین مواردی، قطع ارتباط‌ها و یا طلاق‌ها، هیچ مشکلی را از میان بر نخواهند داشت، چرا که ریشه مشکلات، خودِ زوجین و عدم کسب مهارت‌های کلامی توسط آنهاست و چنین کسانی قطعاً در ارتباطات و یا ازدواج‌های بعدی نیز با مشکل روبرو خواهند شد. حال اگر همین دو نفر، زمانی را برای کسب مهارت‌های کلامی و تربیتِ زبانی خویش صرف نموده و تمرین‌های مستمر و جدّی داشته باشند، حجم عظیمی از مشکلاتشان خاتمه می‌یابد. اختلافات میان پدر و مادر و فرزندان نیز در اغلب موارد، بعلت ضعف‌های کلامی است. پدر و مادری که از چنین مهارتی محرومند، قطعاً فرزندانی با زبان تربیت شده و قدرتمند نخواهند پروراند. آسیب‌های جدی به دنبال عدم آموزش کافی در مهارت‌های کلامی عدم آموزشِ کافی برای استفاده از الفاظ، ضرباتِ بسیاری را به فرهنگِ اصیل ایرانی و چهره اسلامی کشور ما وارد نموده است. در بسیاری از فرهنگ‌های دیگر، علیرغم عدم اصالتِ کافی و یا وابستگی به دین آسمانی، تنها به علت سرمایه‌گذاری‌های کلان در بخش ارتباطات کلامی، شاهد کاهش چشم‌گیری از میزان درگیری‌ها، تنش‌ها، اختلافات و یا میزان آمار طلاق‌ها هستیم در چنین جوامعی، علیرغم محتواهای باطنی ضعیف، بسیاری از رشدها و پیشرفت‌های بزرگ را در سطوح مختلف می‌توان مشاهده نمود. خوب است بدانیم دشمنانی که به مهارت‌های کلامی مجهز شده‌اند، توانستند ضربات سنگین‌تری را به مسلمانان وارد کنند. همه انسانها برای ترجمه صحیح باطن خویش توسط زبان، به آموزشِ کافی نیازمندند. باید بیاموزیم که برای تجلی حقیقتِ باطنی ما، چه الفاظی مناسب می‌باشند. نتیجه عدمِ آموزش‌های کافی در این زمینه، حتی در ترجمه آثار ادبی و علمی نیز، به چشم می‌خورد. گاه مترجمان، الفاظِ صحیح و حقیقی برای ترجمه متن اصلی با حفظ هدف نویسنده، سراغ ندارند و به سبب همین ضعف، به اصلِ اثرِ نویسنده، ضرباتِ بزرگی وارد می‌کنند. این مشکل، حتی در ترجمه‌های قرآن و یا روایات معصومین نیز دیده می‌‌شود و ترجمه‌ها معمولاً قادر به بیانِ عمقِ مفاهیم قرآن و روایات نمی‌باشند. فرهنگ کلام در قرآن بسیار متعالی است. الفاظ انتخابی و سطح اعجاب انگیزِ ادب در قرآن، خود یک اعجاز عظیم است. چنین قرآنی است که ما را دعوت به انتخاب بهترین واژگان در مکالماتمان می‌نماید. بدون رعایت ادب، علیرغم داشتنِ عقلِ قدرتمند نیز، خساراتِ سنگینی متوجه انسان می‌گردد. هوشیار باشیم که استفاده نابه‌جا از کلمات، گاه مانعِ مسلمان شدن و یا شیعه شدنِ کسی می‌گردد و یا گاهی سبب ایجاد رذیله‌ای در انسانی می‌گردد که قبلاً به این رذیله مبتلا نبوده‌است. گاه یک برخورد کلامی بد، یک همسر پاکدامن را به فساد می‌کشاند و یا منجر به ترک تحصیل فرزندی می‌گردد. مشاوری که فنِ سخن را خوب آموخته‌است. گاهی می‌تواند یک گناه بزرگ را از وجود کسی حذف نموده و یا مشکل عظیمی را از او رفع کند. اما خلاف این موضوع نیز ممکن است؛ سرزنش و انتخاب نادرست کلمات، می‌تواند یک گناه را به سرطان اخلاقیِ بزرگی تبدیل نماید. سرزنش، بدترین راه مقابله با کسانی است که به گناهی آلوده شده‌اند. در چنین مواقعی باید یک لذتِ جایگزین را به جای آن لذت حرام به فرد توصیه کنیم. اساساً در اسلام چیزی حرام، معرفی نشده‌است مگر زمانیکه حلالی از آن جنس به او معرفی شده‌باشد. اسلام، معدنِ عظیمی از زیباترین الفاظ است. برای آموختن کمی جدی‌تر، زمان و انرژی هزنیه کنیم!!! حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «حفظ اللسان و بذل الإحسان، من أفضل فضائل الإنسان» نگهداری زبان و نیکوکاری از بهترین فضیلت‌های یک انسان است. فراموش نکنیم که هنرِ نگهداری زبان، جز با تمرین و تکرار بدست نمی‌آید. پرحرفی، گرفتاری‌های بسیاری را هم برای خود فرد و هم برای دیگران به دنبال دارد، پس برای دوری از چنین گرفتاری‌هایی، این هنر بزرگ را بیاموزیم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 902
زمان انتشار: 5 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 248 (92/10/05)

توصیه خانواده آسمانی ما در ارتباطات کلامی، آن است که تا می‌توانیم از زبانمان برای بهشت سازی استفاده کنیم، کسانی که آموختند چگونه سخنِ درست بگویند و به مقام «قول سدید» رسیدند، هر چقدر بیشتر سخن می‌گویند، به خداوند نزدیکتر شده و رشد می‌کنند.

خانواده آسمانی،جلسه 248 (92/10/05)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی کلام تمام ارتباطات انسان (چه ورودی‌ها و چه خروجی‌ها) در یک مرتبه اهمیت قرار ندارند، بطوریکه بعضی از آنها قوی‌تر و اثرگذارتر بوده و نقش بسیاری در ساختار روحی او و سعادت دنیا و آخرتش دارند. بعضی از روابط، قدرت رشد دهندگی بیشتری نسبت به سایر روابط دارند و اگر سالم و صحیح برقرار شوند، انسان را با تغذیه کمتری در بخش فوق عقلانی، به قدرت‌های بسیاری می‌رسانند. در میان ارتباطات، یکی از اصلی‌ترین و اساسی‌ترین روابطی که به سرمایه‌گذاری بیشتری برای سالم ماندن نیاز دارد، ارتباطات کلامی (زبانی) است. اگر ارتباطات کلامی خوب تقویت شده و انسان در صحت برقراری آن مهارت یابد، به پروازهای بلندی دست خواهد یافت. همچنین عدم توجه به سرمایه گذاری در این بخش و ضعف در ارتباطات کلامی، علیرغم محتوای باطنی خوب نیز، سبب نابودی آثار اعمال انسان شده و بسیاری از زحمات او را به هدر خواهد داد. اما بعضی از انسان‌ها، حتی با قوای باطنی ضعیف بعلت داشتن مهارت‌های کلامی قدرتمند، توانستند ضعف در قوای دیگر نفسشان را جبران نموده و رشدکنند. زبان قدرتمند، شیرین، مؤدب، جذاب و ساخته شده، می‌تواند بسیاری از ضعف‌ها را پوشش دهد. از سویی زبان تند، تیز و خشن که در کنترل انسان نیست، می‌تواند تمام قابلیت‌های قدرتمند یک فرد را نابود کند. بسیاری از طلاق‌ها، علیرغم مهیا بودن تمام امکانات زندگی برای زوجین، به علت ارتباطات کلامی ناسالم و عدم کسب مهارت در برقراری ارتباط صحیح همراه با احترام و عشق، اتفاق می‌افتند. بنابراین واجب است قبل از شروع هر اقدامی برای یک ارتباط جدید، ابتدا زبانمان را در کنترل خویش درآوریم. راههای کنترل زبان برای کنترل زبان دو راه پیشنهاد می‌شود؛ 1. استفاده صحیح از زبان و برقراری روابط سالم کلامی؛ که منجر به تولید آرامش و شادی برای فرد می‌شود. 2. سکوت، در صورتیکه انسان مهارتِ پرواز توسط ارتباطات کلامی را نیاموخته، و یا در این مسیر، چندان موفق نبوده باشد، سکوت، بهترین راه برای کنترل زبانش است. چه بسیار انسان‌های کم حرفی که علیرغم ضعف‌های دیگر اهل نجات و رستگاری شدند. نگاه خانواده آسمانی ما به ارتباطات کلامی توصیه خانواده آسمانی ما در ارتباطات کلامی، آن است که تا می‌توانیم از زبانمان برای بهشت سازی استفاده کنیم، کسانی که آموختند چگونه سخنِ درست بگویند و به مقام «قول سدید» رسیدند، هر چقدر بیشتر سخن می‌گویند، به خداوند نزدیکتر شده و رشد می‌کنند. اما خانواده آسمانی ما، از ما خواسته‌اند که اگر قدرت بهشت سازی توسط زبان را نداریم، با سکوت آن را مهار کنیم، چرا که زبان نقش بسیار کلیدی در رشد نفس داشته و بیشترین گرفتاری‌های انسان از او منشأ می‌گیرد. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: « اکثر خطایا ابنِ آدم فی لسانه» بیشترین خطاهای انسان از طریق زبانش می‌باشد. بزرگان اخلاق و عرفان معتقدند که کنترل زبان، قطعاً درهای غیب را به روی انسان خواهد گشود. امام باقر «علیه السلام» می‌فرمایند: «إنّ هذا اللسّان، مفتاح کلّ خیر و شر، فینبغی للمؤمن أن یختم علی لسانه کما یختم علی ذهبه و فضته». این زبان کلید هر خیر و شری است، پس شایسته است مؤمن آنرا مخفی نگه دارد (کنترل کند)، همانگونه که طلا و نقره‌هایش را مخفی نگه می‌دارد. آتش زبان، همه قوای نفس را می‌سوزاند عدم کنترل زبان و گفتارهای بی‌جا و بی‌مورد، خیانتی بزرگ در حق تمام قوای انسان است، چرا که آتشی را که زبان بر می‌افروزد، تمام قوای دیگر را نیز به آتش می‌کشاند. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: وقتی انسان صبح از خواب بر می‌خیزد، همه اعضاء و جوارحش از زبانِ او درخواست می‌کنند که، «خودت را کنترل کن و در حق ما از خداوند بترس، که اگر تو درست باشی، ما هم به راه راستیم و اگر تو کج بروی، همه ما به بیراهه کشانده می‌شویم.» اینکه انسان‌ها بتوانند به «بهترین شیوه»، اهداف خود را به یکدیگر تفهیم نمایند، سبب بروز بسیاری از سوء تفاهم‌ها خواهد شد. و همین سوء تفاهم‌ها، گاه منشأ بسیاری از طلاق‌ها، درگیری‌‌ها، جنگ‌ها و ... خواهند بود. بنابراین بر همه ما واجب است که با تلاش مستمر و جدّی مهندسی واژگان را بیاموزیم، و بدانیم از چه کلماتی به هیچ وجه استفاده نکنیم و یا استفاده از چه کلماتی، رشد دهنده ما خواهند بود. کلماتی که حامل پیام‌های تحقیرآمیز، القاب ناشایست، فحش‌ها و ناسزاها، شوخی‌های زننده زبانی، شوخی‌های بدنی و ... ضربه‌های مهلکی را بر پیکر خانواده و اجتماع وارد می‌سازند. قهر کردن، عمل بسیار قبیح و کودکانه ایست که جهنم عظیمی را برای انسان ذخیره خواهد کرد. با شروع قهر، انسان واردِ محدوده ولایت شیطان شده و راه آسمان را به روی خود می‌بندد. (البته گاهی قهر کردن طبق یک تصمیم عقلانی برای حذف یک رذیله در کسی، آن هم به مدت کوتاه شایسته است.) مراقب باشیم که قهر هیچ گاه از سوی ما اتفاق نیفتد. در هنگامی که طرف مقابل عصبانی بوده و کلماتش آتشین است وظیفه ما، خاموش کردن آتش است. نه دامن زدن به آن. در چنین زمانی است که باید مهارت استفاده از واژگان را به عرصه عمل کشانده و با انتخاب دقیق کلمات، هم آتش افروخته شده را خاموش کنیم و هم منظور خودمان را به طرف مقابل تفهیم نماییم. امام علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «سلامه الانسان، فی حفظ اللسان» سلامت انسان در حفظ زبان است. اگر زبان کنترل شود، تمام قوای پنجگانه (حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل) و تمام روابطشان سالم می‌مانند و در نهایت انسان مظهر اسم سلام خداوند خواهد شد. بنابراین می‌توان گفت: قلب سلیم نیز با زبان سلیم بدست خواهد آمد. فراموش نکنیم که کلمات، ظهوراتِ نفس به صورت ماده اند. پس در حقیقت، لفظ، همان باطن انسان است و نوع انتخاب واژگان هر کسی، قیمتِ باطن او را تعیین می‌کنند. انتخاب کلمات، اوج پرواز انسان را تعیین می‌کنند. انسان‌های عجول، مغرور و خودشیفته که زود اظهار نظر کرده و زبان باز می‌کنند، خیلی سریع، همه آنچه کسب کرده‌اند را از دست خواهند داد. رعایت ادب، عقل را قدرتمند نموده و عقل قدرتمند، سعادتمندی را برای انسان رقم خواهد زد. گاه استفاده از یک عبارت مؤدبانه در جایی، گناهِ سالهای طولانی را از انسان برخواهد داشت و یا یک بی‌ادبی، ممکن است سالها رشد انسان را به تعویق بیفکند. پس در انتخاب واژگان‌مان و نحوه ارتباطات کلامی خویش کمی جدّی‌تر و دقیق‌تر باشیم...   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed