www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 942
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 282 ، 93/03/08

و چه مقام با عظمتی است لحظه تولد انسانی به برزخ که در شادی و غم اهل بیت «علیهم السلام» شریک بوده است. دوستانِ آخرتی او که همگی اشرافِ قیامتند، آشنای دیرینه‌ی او بوده و او را تا مقام خودشان همراهی می‌کنند (مقام محمود).

خانواده آسمانی،جلسه 282 ، 93/03/08

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی 1- شادی و حُزن همراه با اهل بیت «علیهم السلام» (یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا) رسیدن به چنین مقامی، نشانه‌ی نهایتِ دلدادگیِ یک انسان به خانواده آسمانی می‌باشد و اگر کسی به این مقام برسد، حتماً هم‌درجه‌ی اهل بیت «علیهم السلام» خواهد بود. در خانواده زمینی نیز احترام به شادی‌ها و غم‌های اعضای خانواده، یکی از معیارهایِ اصلی عضویت در خانواده است. تمام انسان‌ها به خاطر انتساب به اعضای خانواده خویش و اطمینان از اینکه آنها در غم‌ها و شادی‌ها همراهش می‌باشند، آرامش داشته و راحت‌تر زندگی می‌کنند. اما به راستی انسا‌ن‌ها چگونه می‌توانند به جایی برسند که با شادی اهل بیت شاد بوده و با حزن شان اندوهگین باشند؟ و چه مقام با عظمتی است لحظه تولد انسانی به برزخ که در شادی و غم اهل بیت «علیهم السلام» شریک بوده است. دوستانِ آخرتی او که همگی اشرافِ قیامتند، آشنای دیرینه‌ی او بوده و او را تا مقام خودشان همراهی می‌کنند (مقام محمود). و اما برای رسیدن به چنین مقامی باید تمرین‌های جدّی و مستمر داشت. تمرین اول؛ ابتدا باید سعی کنیم تا با انتساب به اهل بیت «علیهم السلام» شاد باشیم و افتخارمان این باشد که عضو خانواده آنها هستیم. برای این منظور باید در ابتدا این انتساب را بشناسیم، باور کنیم و در آن به یقین برسیم. برقراری ارتباط وجودی ما با معصومین «علیهم السلام» است که وجودِ ما را با وجودِ آنان هماهنگ می‌کند. اگر ما نمی‌توانیم با معصومین «علهیم السلام» ارتباط برقرار نماییم، نشانه‌ی ضعفِ ما در عشق بازیِ با آنهاست. ابتدا باید بیاموزیم با آنها ارتباط برقرار کنیم؛ گناهان‌مان را باور نکنیم، آلودگی‌هایمان را زیاد جدّی نگیریم، تمام امراض اخلاقیِ ما، بیماری‌هایی است که شیطان به ما تحمیل نموده است. بلکه باید قیمتِ خود را باور کنیم. اگر یک قطره عشق، روی دریای گناهانِ ما بریزد، تمامِ گناهان را پاک می‌کند. عشق، اکسیری است که باید باورش نمود. برای عاشق شدن باید تمرین کرد، خلوت‌هایی را با اهل بیت «علیهم السلام» برای خویش ترتیب بدهیم، با آنها حس بگیریم، در خیالِ خود، با آنان عشق بازی نماییم و آرام آرام با برقراری ارتباطاتِ مداوم، سعی کنیم از انتسابِ با آنها لذت برده و با ارتباط با آنها شاد باشیم. بنابراین فقط باورِ انتساب کافی نیست، بلکه باید موانعِ مزاحم میان ما و اهل بیت «علیهم السلام» را حذف نموده و در خلوت‌های خود، با ارتباطات همیشگی، کم کم به رابطه‌ی وجودی با آنها دست پیدا کنیم. فراموش نکنیم که ما زمانی می‌توانیم در شادی اهل بیت «علیهم السلام» شاد بوده و با غمشان غمگین شویم که در ابتدا بتوانیم با خودشان شاد بوده و به عزت برسیم. کسی که نتواند به عشق اهل بیت «علیهم السلام» برسد، مجبور خواهد شد، با عشق‌های پایینی و تحقیرکننده سر کند، بنابراین قیمتش هم به همان میزان پایین می‌آید. اگر حقیقتاً می‌خواهیم بدون زحمت، درگیری و جنگ با شیطان، رذائل اخلاقی خود را کنار گذاشته و با سرعت اوج بگیریم باید از رَحِم غیب استفاده کنیم. رحم هر کدام از اهل بیت «علیهم السلام»، سرعتِ فوق العاده‌ای به انسان خواهد بخشید، باید با تک تکِ آنان ارتباطاتِ عاشقانه برقرار کنیم، تا به جایی برسیم، که آنان در طول روز چندبار به سراغ ما آمده و به ما سر بزنند. اینکه قلبِ ما هوای هم‌نشینیِ با آنان و در آغوش کشیدن شان را می‌کند، نشانه‌ی آن است که بالاخره، راهمان داده اند. قیمتِ ما، در سطحِ همان کسانی است که در طول روز، هوسِ ارتباطِ با آنان را می‌کنیم و دلتنگ‌شان می‌شویم. برای مَحرم شدن با غیب، باید لجاجت کرد، باید درِ آسمان را آنقدر کوبید تا به روی انسان باز شود، چرا که خدا و اهل بیت «علیهم السلام» کسانی نیستند که بتوان از آنها گذشت زیرا در این صورت به نهایتِ خسران خواهیم رسید. در انتخاب عشق‌های زمینی، باید به گونه‌ای تصمیم بگیریم که آن عشق میان ما و اهل بیت «علیهم السلام» فاصله نیندازد. عشقی که خداوند امضایش نکند، در نهایت جز به خُسرانِ انسان منتهی نمی‌گردد. در جلسه آینده، با تمرینی چند دقیقه‌ای آشنا می‌شویم که تکرار آن و مداومتِ جدی بر انجام آن، راهِ ارتباطاتِ عاشقانه را میانِ ما و اهل بیت «علیهم السلام» باز خواهد نمود. قبل از این تمارین باید نوع شخصیت خود را مشخص کنیم؛ سمعی، بصری و یا لمسی. ما از کدام گروهیم؟ نوع شخصیتِ ما در ارتباطاتِ زمینی، مشابه نوعِ شخصیتِ ما در ارتباطاتِ غیبی است. ما تمایل داریم در لحظه‌ی رویارویی با اهل بیت «علیهم السلام»، چه ارتباطی با آنان داشته باشیم؟... این بحث را در جلسه بعد، پی خواهیم گرفت.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 941
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 281 ، 93/03/08

برای کسی که یک عمر در پیوند با غیب بوده است، لحظه وفاتش، با شکوهترین لحظه زندگی‌اش است، زیرا قرار است به آغوش کسانی برگردد که تمام عمرش را با رفاقت و عشق بازیِ با آنها گذرانده است.

خانواده آسمانی،جلسه 281 ، 93/03/08

نصرت، راه درک حقیقت لا اله الا الله در جلسه قبل بررسی ویژگی‌های شیعیان حقیقی را از نگاهِ امیرالمؤمنین علی «علیه السلام» آغاز نموده، و اندکی پیرامون اولین خصوصیت آنان، یعنی «نصرتِ اهل بیت علیهم السلام» سخن گفتیم. امیرالمؤمنین «علیه السلام»، کلمه نصرت را به صورت مضارع در روایت خویش آورده‌اند (ینصروننا) و این فعل مضارع، دلالت بر دوام این نصرت دارد. رابطه‌ی میان انسان و معصومین «علیهم السلام» رابطه‌ای ماندگار بوده و خداوند فرصت نصرت را در همه زمانها برای تمام انسان‌ها مهیّا نموده است. آموختیم که نصرت، یک فرصت برای انسان‌هاست، نه یک نیاز از سوی الله و اهل بیت «علیهم السلام». عامل اختیار انسان در دنیا از یک سو و محیط پر تضاد دنیا از سوی دیگر، این زمینه را فراهم می‌کند تا انسان فرصتِ انتخابِ آزادانه‌ی بخش الهی را داشته و آن را با تمام پیوندها و ارتباطاتِ عاشقانه‌اش از میان بخش‌های پنج‌گانه برگزیند. در حقیقت دنیا فرصتی است برای عاشقی و اساساً دنیا جز برای رسیدن انسان به حقیقتِ لا اله الا الله خلق نشده است و گل سر سبدِ تمامِ عالمِ خلقت که برای این عاشقی آفریده شده است، کودک عزیز روان می‌باشد. بنابراین تمام فعالیت‌های بخش‌های پایینی در انسان‌ها، در حقیقت مقدّمات و ابزارهایی جهت برقراری پیوند میان الله و کودک عزیز روان می‌باشند. پس با اندکی تأمل می‌توان به این نتیجه رسید که میزان سرمایه‌ی حقیقیِ هر انسان بعد از عمری زندگی در دنیا، میزان اُنس و علاقه او به الله و جایگاهی است که او در نزد الله دارد. و از سویی می‌دانیم که انسان‌ها راهی جز معصومین«علیهم السلام» که الگوهای تمام نمایِ الله در زمین هستند، برای تشبّه به الله و رسیدن به هدف خلقتشان ندارند. بنابراین می‌توان گفت که میزان بهره‌ی هر انسان از قربِ به الله و قربِ به خانواده آسمانی‌اش، دارایی‌ حقیقیِ او در سیرِ بی‌نهایت است و بقیه تعلقات فقط یک ابزارند که اگر انسان را به خویش مشغول نمایند، در حقیقت او را درگیر بازی‌های کودکانه دنیا نموده و از درک حقیقتِ آن باز داشته اند. اصلِ اساسیِ زندگی هر انسان باید این موضوع باشد که؛ «من در پایان عمرِ دنیایی‌ام و در لحظه‌ی تولدم به برزخ باید به شباهتِ با الله رسیده باشم.» و اساساً تنها عمرِ کسی به ثمر می‌رسد که به قربِ (شباهت، انس، عشق) به الله و خانواده آسمانی‌اش رسیده باشد. پس هنر هر انسان، در طول زندگی دنیایی‌اش آن است که سبکِ زندگیِ خویش را به گونه‌ای تنظیم نماید که در نهایت عمرش به ثمر رسیده و کودک عزیز روانش با شباهتِ با الله رسیده باشد. و نصرت، فرصت و میدانی است برای به ثمر رسیدن عمرِ هر انسان و شباهت و قربِ او به الله و خانواده آسمانی‌اش. بعضی از انسانها، از جریانات زندگی، برای این منظور استفاده نموده و روز به روز در جهتِ رسیدن به باطن انسانی بیشتر پیش می‌روند. اما گروهی دیگر، هیچ بهره‌ای انسانی از جریانات زندگی خویش نبرده و روز به روز از الله و خانواده آسمانیِ خود دورتر می‌شوند. هر که بتواند از تلاش‌ها و زحماتِ گوناگونِ زندگی خود استفاده نموده و به اهل بیت «علیهم السلام» شبیه‌تر شود، در حقیقت به عمر خویش ارزش و اعتبار بخشیده و به هدف نهایی‌اش (تشبّه به الله) نزدیک‌تر شده است. نصرت؛ فرصتی برای عاشقی عشق، اکسیری است، که زندگی انسان را به ثمر و نتیجه می‌رساند، عاشقی یک فرصت است برای رسیدن به نتیجه و نصرت، فرصتی است برای عاشقی. میزان عشق هر انسان را به میزان نصرت‌های او برای اهل بیت «علیهم السلام» می‌توان سنجید. و شرافت هر کس به تعداد نصرت‌هایی است که در پرونده زندگی‌اش ثبت شده باشد. (هزینه کردن، آبرو گذاشتن، قلم زدن، عرق ریختن، سختی کشیدن و ... ) انسانی که باور می‌کند ابدی است، بیشترین هزینه‌های جانی، مالی، آبرویی، فکری و عشقیِ زندگی‌اش را برای ابدیّتش خرج می‌کند، زیرا این تمام سرمایه‌ی او در هنگام تولدش به برزخ است. فقط کسانی که خود را نمی‌شناسند، تمام استعدادها و انرژی و ثروت‌شان را برای دنیای خود صرف می‌کنند به چیز بالاتری نمی‌اندیشند.  و عمق فاجعه درست در لحظه‌ی تولد هر انسان به برزخ مشخص می‌گردد. درست در زمانی که انسان نیازمندِ آن است که حداقل با یکی از اشرافِ آخرت، آشنایی و سنخیتی داشته باشد تا بتواند او را از هول‌های دردناکِ آن لحظه رها کند، در می‌یابد که چقدر از عمر خویش را کودکانه سپری نموده و هیچ انس و سنخیتی میان او با الله و اهل بیت برقرار نشده است. و او در آن لحظه فراموش می‌شود، زیرا در دنیا او نیز، آسمان را فراموش نموده بود، قرآن حالِ چنین انسانی را در این لحظه به حال کسی تشبیه می‌کند که مدام انگشت خویش را از روی حسرت گاز می‌گیرد و می‌گوید که کاش رفاقتی میان من و خاندانِ پیامبر «صلی الله علیه و آله» بود؛ «واحسرتا! یا لیتنی اتّخذتُ مع الرسول سبیلا...» بسیار اتفاق می‌افتد که انسانی در میان انسانهای زمین بسیار مشهور و مورد احترام است، اما نه او کسی را در آسمان می‌شناسد و نه آسمانیان او را... این انسان اصلاً قیمتی برای غیب قائل نبوده است، بنابراین در غیب نیز قیمتی نخواهد داشت، از چنین رو در لحظاتی که نیازمندِ آشنایی و رفاقتِ اهل بیت «علیهم السلام» است، نه کسی را می‌شناسد و نه دیگران او را، که به کمکش بشتابند. و نصرت، فرصتی است برای آشنایی و رفاقت اهل بیت «علیهم السلام» ... آن را از دست ندهیم. محشور شدن در زیر پرچم امام زمان «علیه السلام» آیه 5 کلمه‌ی زیر، تمام هدف خلقت، هنجارها و ناهنجارهای انسانی، همه‌ی معیارها و ملاک‌های حقیقی در سبک زندگی و هر باید و نبایدی را که برای انسان‌ها لازم است، در خویش جای داده است؛ «یوم ندعوا کلّ اُناس بإمامهم...» (سوره اسراء آیه 71) باید باور کرد که قیامتی وجود دارد و میزان در این روز، همراهی با خانواده آسمانی است. و این معیّت، رقم زننده تمامِ سعادتِ انسان در دنیا و آخرت است. در این روز، میزان آبرو و شرافت هر انسان را میزان انتساب و ارتباط او با اهل بیت «علیهم السلام» مشخص می‌کند. امام باقر «علیه السلام» در توضیح این آیه می‌فرمایند: در آن روز؛ رسول خدا، حضرت امیرالمؤمنین «علیه السلام»، امام حسن و امام حسین «علیهم السلام» با قوم خود می‌آیند و هر کس که در عصر هر امامی از دنیا رفته باشد، آن روز با همان امام محشور خواهد شد. این آیه، از سویی بشارت مبارک و هیجان انگیزی است و از سویی اعلام خطر بسیار بزرگی!! با چشم بر هم زدنی همه ما به لحظه بسیار باشکوه و یا خطرناکِ محشور شدن‌مان با امام زمان مان می‌رسیم و انتهای تمامِ جریاناتِ زندگی ما به این لحظه منجر می‌شود. اگر ما از تمام گذرگاه‌های قیامت مثل نماز، روزه، حج، خمس و ... نیز رد شده باشیم، اما آنها ما را در جهت پیوند با امام مان پیش نبرده باشند، هیچ کدام، سودی به حالمان نخواهند داشت. در لحظاتِ هول انگیز قیامت که همگیِ ما را در زیر پرچم امام زمان «علیه السلام» فرا می‌خوانند، آیا ما آشنای این امام خواهیم بود؟ آیا ایشان در هیاهوی آن روز ما را می‌شناسند؟... و همه آنچه که در آن روز بر ما خواهد گذشت، به سبک زندگیِ امروزِ ما بر می‌گردد؛ این که چقدر سبک زندگی ما در جهت پیوندمان با ایشان بوده است. برای کسی که یک عمر در پیوند با غیب بوده است، لحظه وفاتش، با شکوهترین لحظه زندگی‌اش است، زیرا قرار است به آغوش کسانی برگردد که تمام عمرش را با رفاقت و عشق بازیِ با آنها گذرانده است. اما برای کسی که با غیب غریبه بوده و هیچ رفاقتی میان آنها نبوده، آن روز روز حسرت خواهد بود. زیرا سبک زندگیِ او، فرسنگ‌ها او را از سعادت آن روز دور نموده و هیچ آشنای دیرینه‌ی کارگشایی در هیاهوی قیامت نخواهد یافت. کمی جدّی‌تر تصمیم بگیریم... شعبان ماه آشتی است و رحم قدرتمندی برای رفاقت با خاندان رسول الله «صلی الله علیه و آله»... آن را دریابیم.     والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 940
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 280 ، 93/03/01

امام زمان «علیه السلام» در نامه خود به شیعیان فرمودند: اینکه من از شما کمک می­خواهم، به خاطر خودم نیست، بلکه به این خاطر است که شما به نزدیکیِ به من نیازمندید.

خانواده آسمانی،جلسه 280 ، 93/03/01

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی صداقت در خانواده آسمانی در ارتباطات اعضای خانواده آسمانی، درست مانند ارتباطات اعضای خانواده زمینی، اولین شرط مهم و ارزشمند برای همه اعضا، میزانِ صداقتِ آنها در حق یکدیگر است. اعضای خانواده زمینی، ممکن است در قبال همدیگر، اشتباهاتی را مرتکب شوند، اما آنچه که هیچ کدام از اعضای یک خانواده نمی­توانند آن را بپذیرند، دغل­بازی، ریاکاری، دورویی، دروغگویی و بی­صداقتی است. در خانواده آسمانی نیز، شرط مهم در برقراری ارتباط میان انسان با اهل بیت «علیهم السلام»، داشتنِ صداقت است. ارزش صداقت در این ارتباط به قدری زیاد است که در حدیث قدسیِ زیارت عاشورا، دو بار، رسیدن به مرحله صدق را از خداوند مسئلت می­کنیم؛ - ... أن یُثَبّت لی قدم صدق... - ... و ثبّت لی قدم صدق، عندک مع الحسین و أصحاب الحسین... و فراموش نکنیم که نام حسین «علیه السلام» در زیارت عاشورا برای ما تجلی دهنده نامِ حسینِ زمانِ ماست. آیا هر کدامِ از ما، با حسین زمان خود حضرت حجه بن الحسن «علیه السلام» به صدق رسیده­ایم. آیا ما حقیقتاً می­خواهیم به عضویت این خانواده درآمده و به سبکِ آنها زندگی کنیم؟ زمانی که انسان تصمیم می­گیرد عضو خانواده آسمانی­اش بوده و با آنها در دنیا و آخرت همراه باشد، باید قواعد این راه را هم رعایت نماید. اینکه سبک زندگی مورد انتخاب و علاقه ما، اصلاً به سبک زندگی خانواده حقیقی­مان، شبیه نیست، نشاندهنده عدم صداقت ما در همراهی با این خانواده است. حضرت زهرا «سلام الله علیها» می­فرمایند: سبک زندگی بعضی از شما، آنقدر شما را از ما دور می­کند که چند صد سال طول می­کشد تا دست ما برای شفاعت به شما برسد. امام حسین «علیه السلام» در شب عاشورا، چراغ­ها را خاموش نموده و از کسانی که قلباً تمایل به رفتن داشتند، خواستند که در تاریکی، چادر را ترک کنند. این نشان می­دهد که برای امام حسین «علیه السلام»، ماندنِ افراد در لشکر مهم نبود، بلکه معیارِ ارزشمندِ ایشان، میزانِ عشقی بود که یارانش را در چادر نگه داشته بود. و حسینِ زمانِ ما، هر روز فریاد «هل مِن ناصرٍ ینصُرُنی» بر می ­آورد، آیا ما واقعاً صادقانه دغدغه همراهی و یاریِ او را داریم؟ اگر پاسخ ما مثبت است، پس باید با شرایط ثبت نام در این خانواده و عضویت در این باشگاه از نگاه امیرالمؤمنین «علیه السلام» آشنا شویم. شرایط عضویت در خانواده آسمانی از نگاهِ امیرالمؤمنین «علیه السلام» «انّ الله اطّلع علی الارض، فاختارنا، واختار لنا شیعه ینصروننا و یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا و یبذلون أموالهم و أنفسهم فینا، أولئک منّا و إلینا و هم مَعَنا فی الجنان» 1- آمادگی برای نصرت اهل بیت «علیهم السلام» (ینصروننا) یکی از شرایط عضویت در این خانواده، آمادگی برای یاری آنان است. و اما آیا اهل بیت «علیهم السلام» حقیقتاً به یاریِ ما نیازمند اند؟ آیا امام زمان «علیه السلام» واقعاً در طردشدگی، آوارگی و غربت، محتاج ماست تا او را از این غربت درآوریم؟ امام زمان «علیه السلام» در نامه خود به شیعیان فرمودند: اینکه من از شما کمک می­خواهم، به خاطر خودم نیست، بلکه به این خاطر است که شما به نزدیکیِ به من نیازمندید. سپس فرمودند: «نحن صنائعُ ربّنا والخلق بعد صنائعنا ... ما ساخته دست پروردگاریم و بقیه مخلوقات از نور ما خلق شده­اند...» امام زمان «علیه السلام» مظهر اسم «غنی» خداوند است و اگر ما را به یاری فرا می­خواند، در حقیقت ما را به کمک به خودمان فراخوانده است. نیاز ایشان به ما، عین نیاز خداوند به ما می باشد، آیا خداوند به یاریِ ما محتاج است که در آیه زیر از ما یاری می ­طلبد؟ - إن تنصُرُالله یَنصُرکم ... (سوره محمد، آیه 7) و یا به اموال ما محتاج است که از ما قرض می­طلبد؛ - من ذا الّذی یُقرِضُ الله قرضاً حسناً ... (سوره بقره، آیه 245) تمام این نیازها، تنها برای قرار گرفتنِ ما در نقش­هایی است که ما را به الله شبیه­تر می­کند. بنابراین نیازها و «هل من ناصر» های اهل بیت «علیهم السلام»، تنها فرصت­هایی برای عشق بازی ما می­باشند. خداوندِ عادل، این فرصت­ها را تنها محدود به شیعیانِ حاضر در کربلا ننموده و آن را در تمام اعصار و قرون برای همه شیعیان مهیا نموده­است. (کلّ یوم عاشورا و کلّ أرض کربلا). و امروز همه جای زمین کربلاست و هر روز ما عاشورا... و این فرصت عاشقی، چند قرن است که برای اهل زمین، مهیا و برقرار می­باشد. و اما درست مانند واقعه عاشورا، تا قبل از رسیدن به وعده اصلی، بعضی­ها ریزش نموده و از چادر خداحافظی می­کنند و بعضی دیگر به وعده الهی می­­رسند؛ - من المؤمنین رجالٌ صدقوا ما عاهدوالله علیه و منهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر، و ما بدّلوا تبدیلا. (سوره احزاب، آیه 23) در میان مؤمنان، مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده­اند، بعضی پیمان خود را به آخر بردند (شهید شدند) و برخی منتظر اند اما هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندارند. به تاریخ انقلاب و جنگ تحمیلی نیز که دقت کنیم، در می­یابیم که گروه کثیری بعد از جنگ رفته رفته موضع خویش را عوض نموده و سبکِ زندگی جدیدی را برگزیدند که میان آنها و آرمان­هایشان فرسنگ­ها فاصله ایجاد نمود. اما یادمان باشد که اگر کسی حقیقتاً به شرافتِ نصرتِ اهل بیت «علیهم السلام» نائل آمده باشد، دائماً نگران است که نکند عملی مرتکب شود که این مقام را از او بگیرند و یا کسی دیگری را در جای او قرار دهند. از همین رو هماره از خداوند می­خواهد که در مقام خود صادق و باقی بماند... (فلا تستبدل بنا غیرنا...) اما برای رسیدن به این شرافت، ابتدا دلِ ما باید صادقانه عضویت در این خانواده را طلب نماید، چرا که بدون صدق، از سوی اهل بیت «علیهم السلام» نیز مورد پذیرش قرار نخواهیم گرفت. ما زمانی برنده این باشگاه خواهیم بود که در قلب ما، میل به قرار گرفتن در لشکر امام زمان «علیه السلام» و شهادت در رکاب او صادقانه به وجود آمده باشد.     والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 939
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 279 ، 93/03/01

انتظار فرج، یعنی؛ تغییر غمهای زندگی، یعنی پرش به اوج سعادت، یعنی پرواز به قلعه محکم خداوند... . انتظار فرج یعنی؛ من غیر از امام زمانم، هیچ دغدغه دیگری ندارم و هیچ غمی، جز غم دوری و غربت او مرا نمی­ آزارد...

خانواده آسمانی،جلسه 279 ، 93/03/01

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی در جلسات قبل، این جمله کلیدی امام سجاد «علیه السلام» را مورد بررسی قرار دادیم؛ «انتظار فرج، بزرگترین گشایش است.» اما براستی چگونه رسیدن به مقام انتظار، می‌تواند بزرگترین گشایش‌ها را در زندگی کسی به وجود آورد؟ در این جلسه به بررسی آثار فردی و اجتماعی انتظار فرج در زندگی انسان‌ها خواهیم پرداخت. آثار فردیِ انتظار فرج در انسان‌ها رسیدن به مقام انتظار، انسان را در وادی امن الهی داخل می‌کند. در حدیث سلسله الذهب، گفتیم که امام رضا «علیه السلام» فرمودند: «کلمه لااله الا الله حصنی، فمن دخل حصنی، أمن مِن عذابی» پس فرمودند: «بشرطها و شروطها و أنا من شروطها» یعنی شرط رسیدن به حقیقت توحید (لا اله الا الله)، پذیرش ولایت معصومین می‌باشد. در جلسات گذشته آموختیم که پیوند با الله، بدون استمداد از متخصص معصوم، ممکن نیست. زیرا معصومین «علیهم السلام»، کامل‌ترین جلوه قابل دسترسی الله در زمین اند و کسانی که این جلوه­ی کامل را رها کنند، هیچ راهی جز جلوه‌های ناقص الله نخواهند یافت که برای رشدِ انسانی بتوانند به آن پناه برند، لذا هرگز به کمال انسانی نخواهند رسید. بنابراین باطن کلمه لا اله الا الله، همان ولایت متخصص معصوم است که البته نباید این ولایت را به محبّت، تعبیر نمود. بزرگترین اشتباهِ شیعه و سنی، ترجمه مودّت اهل بیت به محبت بود که یازده معصوم «علیهم السلام» را در مظلومیت و بدون همراهیِ شیعیانِ وفادار به شهادت داده و دوازدهمینِ آنها را هزار و صد و هشتاد سال است که در آوارگی و غربت نگهداشته است. اگر شیعیان، اهل مودّت بودند، جامعه جهانی، مجبور به پرداخت خساراتِ سنگینی که ناشی از عدم حضور معصوم در جامعه است، نمی‌شد. در نظام فردی، کسی منتظرِ حقیقی به شمار می‌رود که به مقام مودّت رسیده و خود را به چادر امام زمان «علیه السلام» رسانیده و یا در حال حرکت به سمت ایشان باشد. چنین انسانی، در حقیقت، در راهِ رسیدن به الله بوده و در حِصنِ امنِ «لا اله الا الله» قرار گرفته است. شخص منتظر روز به روز به الله نزدیکتر و شبیه‌تر شده و اسماء الهی در او هر روز بیشتر از پیش ظهور می‌یابند. بنابراین زمانی که کسی به معصوم «علیه السلام» رسیده و در رحم معصوم «علیه السلام» قرار می‌گیرد، دقیقاً در حصنِ لا اله الا الله بوده و در کنف حمایتِ الله قرار می‌گیرد و لا اله الا الله به معنای حقیقی‌اش (پیوند با کامل‌ترین جلوه الله برای رسیدن به الله) در او تحقق می‌یابد. رسیدن به هدف خلقت، تنها با رعایت ظواهر دینی (حجاب، روزه، نماز، و خمس...) حاصل نمی‌شود، بلکه آنچه که هر انسانی باید حقیقتاً دلواپس و نگرانش باشد این مسئله است که آیا سبک زندگی من (همسرداری، فرزندپروری، فعالیت‌های اقتصادی، شغلی، اجتماعی...) در راه حرکت به سمت امام زمان «علیه السلام» و پیوند با ایشان هست یا نه... این سؤال، مهمترین سؤال قیامت است اگر انسان در دنیا، پاسخ مناسبی برای آن آماده نکرده باشد، دیگر اعمالِ عبادی او گشایش چندانی برایش حاصل نخواهد کرد. تأییدِ الحاق و پیوند ما با معصوم «علیه السلام»، با خودِ ایشان است، و ایشان باید در هر شب قدر، همراهیِ انسان را در سال گذشته تأیید و امضا نمایند. گشایش نفس هر انسان و تولد سالمش منوط به این شرط می‌باشد که آیا او حقیقتاً به سمت پیوند با امام خویش در حرکت بوده است یا نه.   آثار انتظار فرج در زندگی اجتماعی کسانی که به مقام انتظار رسیده‌اند، از نظر اجتماعی، دارای دو خصوصیت زیر می باشند؛ 1-      وفادار به حضرت بوده و غمها و اضطرار ایشان، دل آنها را به درد می‌آورد به گونه‌ای که قرار را از آنها گرفته و خواب را از چشمانشان می‌رباید. 2-      با بقیه فرزندانِ امام زمان «علیه السلام» در تلاشند تا موانع ظهور امام زمان «علیه السلام» را یکی پس از دیگری از میان بردارند. (همدلی) برنامه­هایی طرح می­کنند تا فرزندان یتیم حضرت را با ایشان آشنا نموده و به چادرشان برسانند. دائماً در تلاشند که برای امام زمانشان، یارگیری نموده و لشکر ایشان را با سربازان وفادار بیشتری، تقویت نمایند. اگر تمام انسانها در جامعه با هم همدل بوده و حقیقتاً ظهور را بخواهند و برایش تلاش کنند، حتماً ظهور، بسیار زود، اتفاق خواهد افتاد. بزرگترین ملاک انسان شناسی و تعیین قیمت انسان­ها، میزان دغدغه آنها برای رسیدن به لحظه­ی با شکوهِ ظهور و ورود غمهای امام زمان «علیه السلام» به قلب او می­باشد. اگر غمهای امام زمان «علیه السلام»، هنوز جز غمهای ما نیست و هنوز به دغدغه ظهور نرسیده­ایم، قطعاً فرزندان خوبی برای حضرت نبوده و ایشان را به عنوان پدر حقیقی خود نپذیرفته­ایم. در این صورت از نظر انسانی، قیمت چندانی نیز نخواهیم داشت. اگر غمِ امام زمان «علیه السلام» در زندگی کسی، راه پیدا کند، او حقیقتاً، روزگاری شاد، آرام و لذت­بخش را تجربه خواهد نمود. زیرا این غم، از گروه ­های غم های مولد شادی و آرامش، طبقه ­بندی می­گردد. لذا اگر افراد یک جامعه، به چنین دغدغه­ای رسیده و در جهت تحقق آن با هم همدل شوند، از استعدادهای یکدیگر برای رهایی امامشان از تنهایی و غربت استفاده می ­کنند. و اینجاست که این جامعه، به فرج رسیده است. در این صورت ریشه مشکلات بزرگی از قبیل طلاق­ها، بیماری­ها، اختلافات، گرانی­ها، مشکلات روانی و عاطفی و ... برچیده شده و اساساً تمام مسائل بخش­های پایینی در جامعه، خود به خود حل خواهد شد. آنقدر غم امام زمان «علیه السلام» نورانی و قدرتمند است که به محض ورود به قلب انسان، تمام گناهان، پلیدی­ها و تاریکی ­های چندین ساله را نابود نموده و او را به رشدی سریع می­رساند. اما به شرطی که این غم، حقیقتاً قرار را از انسان ربوده و او را به تلاش جدّی وادار کرده باشد. مدیریت دل در باشگاهِ دنیا، غمها و غصه­ های بسیاری به قلب انسان حمله می ­کنند، اما آنچه که در لابه لای این حمله­ ها و هجوم ­ها حائز اهمیت است، آن است که انسان قلب خود را مدیریت نموده و از ورود غمهای تحقیرکننده بخش­های پایینی به آن ممانعت ورزد. با وجود غم­هایی که زیبایی ­بخش باطن انسانی بوده و به او قیمت می­ بخشند، آیا پذیرفتن غصه­ های تحقیرکننده بخش­های پایینی، امری عقلانی و منطقی است؟ باید زمام دل را به دست گرفت و در مواجهه با مشکلات گوناگون زندگی، تنها آنها را در مرحله ذهن نگه داشته و از ورودشان به قلب جلوگیری نمود. اگر بخش­های پایینی موفق به تحقیر و غصه ­دار نمودن ما شوند، نشان می­دهد که ما جنایاتی را در حق نفس خویش مرتکب شده ­ایم و آن را آنقدر کوچک و بی ­ظرفیت نموده­ایم که با چنین غمهایی به راحتی تحقیر می­ گردد. وقتی انسان از منبع آرامش به طور کامل تغذیه شده و نفس قدرتمندی ساخته باشد، با هیچ چیزی در دنیا، تحقیر نخواهد شد. فراموش نکنیم که دل، سرمایه ابدی ماست و ما برای چیدمان غم های این همراه ابدی، باید با دقت بیشتری، عمل کنیم، زیرا غمها به محض ورود به دل، قیمت آن را تعیین می­ کنند. انتظار فرج، یعنی؛ تغییر غمهای زندگی، یعنی پرش به اوج سعادت، یعنی پرواز به قلعه محکم خداوند... انتظار فرج یعنی؛ من غیر از امام زمانم، هیچ دغدغه دیگری ندارم و هیچ غمی، جز غم دوری و غربت او مرا نمی­ آزارد... از مهرت ای خورشید جان، چون ذره ­ام هر سو روان                        مجذوب حسن دیگران، ای ماه خوبان نیستم...   تعیین سطح انسانی قبل از ثبت نام در گروه خانواده آسمانی برای عضویت در خانواده آسمانی، قبل از هر چیزی، باید سطح انسانی خویش را مشخص کنیم. تا هر کدام از ما قیمت حقیقی خود را نشناخته باشیم، نمی­ توانیم عضو خوبی برای این خانواده باشیم. آیا سبکِ زندگی ما در حد قیمت خانواده حقیقی ماست یا نه؟ آیا معیار انتخاب­ها و ارتباطات ما، معیّت با محمد «صلی الله علیه و آله» و آل او در دنیا و آخرت است، یا معیارهای دیگری برای خود در نظر گرفته­ ایم؟ آیا ما اساساً طالب عضویت در این گروه هستیم یا نه؟ پاسخ به این سؤالات، میزان صدق و کذب ما را در ارتباطمان با اهل بیت «علیهم السلام» مشخص می­ کند.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 938
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 278 ، 93/02/18

اول قدم برای رسیدن به مقام انتظار الفرج، وقوعِ حادثه مبارکِ فرج در دل انسان است. ابتدا دلِ انسان، باید امامِ خویش را به عنوان تنها متخصص معصومی که می‌تواند او را به هدف نهایی خلقتش برساند، و علاوه بر این، برای او پدری مهربان و الهی است، بشناسد.

خانواده آسمانی،جلسه 278 ، 93/02/18

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی آغاز واقعه فرج در دل انسان در جلسات گذشته با روایتی از امام سجاد آشنا شدیم که فرازهای پایانیِ آن توصیفاتی از مردمِ منتظر در زمان غیبت امام زمان بود. و آخرین جمله این ورایت؛ «انتظار الفرج، من أعظم الفرج؛ انتظار فرج از بزرگترین گشایشهاست» بود. اول قدم برای رسیدن به مقام انتظار الفرج، وقوعِ حادثه مبارکِ فرج در دل انسان است. ابتدا دلِ انسان، باید امامِ خویش را به عنوان تنها متخصص معصومی که می‌تواند او را به هدف نهایی خلقتش برساند، و علاوه بر این، برای او پدری مهربان و الهی است، بشناسد. با چنین شناختی، انسان در رحم دنیا، به طور صحیحی جایگزین شده و حرکتش به سوی تولد سالم پیش خواهد رفت، در غیر اینصورت، جایگزینی صحیحی در رحم دنیا نداشته و تولدش به برزخ نیز همراه با «کفر و ضلال و نفاق» خواهد بود. «من ماتَ وَ لَم یعرف امام زمانه، مات میتهً جاهلیه» بنابراین وظیفه هر انسان، رسانیدن خود به پدر الهی و متخصص معصومش و گذراندن سیر تربیتی خود تحت نظر این متخصص است. کسی که الله و معصوم در زندگی او نقشی ندارند، اساساً به اطلاعاتِ تخصصیِ مورد نیاز برای یک حرکت صحیح دست نمی‌یابد. یک زندگی تخصصی و سالم، تنها در پیوند با معصوم حاصل می‌شود. باطن انسانی در گروی پیوند با متخصصان معصوم می‌دانیم که قرآن انسانها را به شش دسته زیر تقسیم می‌کند، سنگ، کمتر از سنگ، حیوان، کمتر از حیوان، شیطان، انسان. باید دقت داشته باشیم که هر آنچه که رشد فوق عقلانی و حرکت انسان به سمت بینهایت را کُند و یا متوقف نماید، از گروه شیاطین به حساب می‌آید. اساساً از نظر قرآن، هر چیزی که منحرف کننده انسان از مسیر الله است شیطان نامیده می‌شود. گاه این شیطان، می‌تواند همسر، فرزند، دوست، شغل، ارتباطی خاص، وسیله‌ای خاص و ... باشد که نزدیک شدن به آن، سبب غافل شدن از خداوند می‌گردد، در اینصورت باید از این شیاطین، هجرت کرد. هجرت به معنای قطع آن ارتباط و ادامه حرکت در مسیر انسانی می‌باشد. قرآن از این شش گروه، تنها گروهی را انسان می‌داند که با معصوم پیوند خورده و به کمک او به سمت الله در حرکت باشند؛ «والعصر انّ الانسان لفی خسر، الاّ الذین آمنوا...» رسیدن به این مرحله، قرار گرفتن و جایگزین شدن به طرز صحیحی در رحم دنیاست. از این پس، چینش‌های فکری و سبک زندگی او اصلاح شده و او را به سمت هدف نهایی‌اش پیش می‌برند. در اینصورت حرکت تحت نظر معصوم، به تولد سالمِ او به برزخ خواهد انجامید. و این سبک زندگی جدید، سرشار از شادی و آرامش، خواهد بود. رحمِ امام زمان، آنقدر قدرتمند است که انسان‌ها به محض پیوند با ایشان و زندگی، حتی در دوره‌ای کوتاه از ظهورشان، بسیار رشد نموده و به اندازه انبیاء قدرت می‌یابند. به همین دلیل، در زمان غیبت معصوم، انسانها خسارات بسیاری را پرداخت نموده و خواهند نمود. کسانی که قیمت انسانیِ خویش را نمی‌شناسند، به هر الگو و متخصصی دل سپرده و سبک زندگیِ خود را از آنها دریافت می‌کنند. اما آنان که قیمت حقیقی خود را شناخته‌اند به کمتر از الله و متخصصان معصومی که از سوی او برای مربّی‌گری انسانها برگزیده شده‌اند، راضی نبوده و غیر از آنها، از کسی الگوبرداری نمی‌کنند. فرج حقیقی، رسیدن به مقام انتظار است رسیدن به هر کمالی مربی و سبک تمرینیِ خود را می‌طلبد. کسی که هدفش رسیدن به کمالاتِ انسانی است، نیاز به استاد ویژه، سبک زندگی خاص، متنِ درسیِ متناسب، باشگاه مربوط و مربیانی قدرتمند دارد. تنها مربیانِ انسان ساز عالم نیز «معصومین علیهم السلام» هستند که حرکت در پناه آنها، آرام آرام انسان را به آنها شبیه‌تر و به عصمتِ آنها نزدیک‌تر می‌کند انسانی به مقام انتظار فرج خواهد رسید، که با معصوم پیوند خورده و با او رابطه عاطفی برقرار کرده باشد، در اینصورت منتظر ظهور او خواهد بود. اساساً کسی که انتظار ظهور امام زمانش را نمی‌کشد و قلباً طالبِ دیدنِ لحظه‌ای نیست که مردم در رحمِ قدرتمند امام زمان قرار گرفته و به سرعت رشد می‌کنند، بسیار گرفتار و ضعیف می‌باشد. به محض آنکه قلب انسان به پیوند با امامش رسید و هوسِ رسیدن به او را پیدا کرد، به مقام منتظر رسیده و فرج در درون او اتفاق افتاده است. در اینصورت مرگ در بستر بیماری نیز برای او با شهادت در رکابِ امامش تفاوتی نخواهد داشت. در سبک زندگی مهدوی، تمام انتخاب‌ها مبارک و حرکت دهنده انسان به سمت امام زمانش می‌باشند. برای چنین کسی در تمام انتخاب‌ها و ارتباطات یک الگو وجود دارد؛ «امام زمان» گرفتار شدن در غمِ غربت امام زمان اگر غم تنهایی امام زمان در قلب انسان، راه یابد، تمام غمهای بخش‌های پایینی رنگ باخته و حجم عظیمی از شادی و آرامش در درونش تولید می‌شود. غمِ غربتِ امام زمان، غم مبارکی است که خود تولیدکننده شادی می‌باشد. کسی که قیمتِ انسانیِ خود را می‌شناسد، جز به رفقا و دوستان اشرافی راضی نخواهد بود. (صراط الذین أنعمت علیهم)، آنگاه دغدغه‌ها و غصه‌هایش نیز با دغدغه‌ها و غم‌های اشرافِ قیامت یکسان خواهد بود. اگر غم تنهایی امام زمان، قلب ما را نمی‌آزارد و اضطرار او ما را به مقام اضطرار نرسانده است، یعنی هنوز حقیقتاً با او پیوند نخورده‌ایم. انتظار فرج انسان را به جایی می‌رساند که در هیچ شرایطی، احساس تلخی و ضعف ننموده و همواره آغوشِ قدرتمندی را برای پناه گرفتن، سراغ داشته باشد. برای رسیدن به چنین مقامی، باید به وزانِ خانواده حقیقی خود بزرگ شده و با همراهی و همقدمی آنها، زندگی دنیا و ابدیتِ خویش را اداره کنیم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 937
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 277 ، 93/02/18

وقتی انسان اسم مبدّل را در درون خویش به فعلیت می‌رساند و هر چه بیشتر در جهت قدرت یافتن در این اسم پیش می‌رود، قرب( سنخیت و شباهت) او به کسی که تمام اسماء خداوند را به صورت بالفعل در خویش دارد (معصومین) بیشتر می‌شود.

خانواده آسمانی،جلسه 277 ، 93/02/18

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی باشگاه و مربیان انسان ساز در جلسات گذشته آموختیم که رعایت نکاتِ سفارش شده از سوی امام رضا «علیه السلام» در ارتباطاتِ گوناگون زندگی، نتیجه‌ای بسیار مبارک و عظیم، به نام «قربت به معصوم» (نزدیکی و سنخیت با او) در پی خواهد داشت. هر چه انسان در رعایت این نکات موفق‌تر عمل نماید، شباهتش به معصومین که جلوه‌های تمام نمای پروردگارند، نیز بیشتر خواهد شد. از اینکه امام رضا «علیه السلام» پرهیز آفاتِ ارتباطات را مایه قرب به خویش می‌داند، می‌توان، نکته بسیار مهمی را استنباط نمود؛ اساساً ارتباطات انسان با هر کسی یا با هر چیزی، تنها یک باشگاه است برای او، یعنی خداوند با برقراری انواع ارتباطاتِ خوب یا بد، تلخ یا شیرین، میان انسان و سایر موجودات اعم از اشیاء، گیاهان، حیوانات، طبیعت و انسانهای دیگر، بستری را برای رشد و ارتقاء بخش انسانی او فراهم می‌نماید. بنابراین، تمام ارتباطاتِ انسان با همه عالم، فقط بهانه‌ای است برای شبیه شدنِ او به الله، که برای این منظور، الگوگیری از معصومین که تجلی‌های کامل الله هستند و برای انسانها قابل دسترسی و تجسم می‌باشند، تنها راهِ موفقیت در این باشگاه تمرینی محسوب می‌گردد. اگر نگاه ما به عالم دقیقاً و حقیقتاً یک نگاهِ باشگاهی و تمرینی باشد، به طور یقین دیگر در این ارتباطاتِ باشگاهی، دلگیری، کینه خصومت و ... برایمان معنایی نخواهد داشت. و اگر کسی این رمز را خوب درک ننماید، استعدادهایش را از دست داده و نمی‌تواند اشتباهات و عقب ماندن‌های گذشته خویش را جبران نماید. باورِ این مرز حجم عظیمی از آرامش، شادی و قدرت را در ارتباطاتِ با دیگران برای انسان به ارمغان می‌آورد، به گونه‌ای که او این قدرت را پیدا می‌کند که حتی جنبه‌های منفی یک ارتباط را به نفع خویش، به پایان برساند. «اسم مبدّل» نردبانِ بلندِ انسان تا الله در جریان مباحث اسم مبدّل آموختیم که تفاوت بسیار زیادی میان کسی که این اسم را دریافت نموده، با کسی که این اسم در او فعال نشده، وجود دارد. مسیر انسانی که مجهز به اسم مبدّل شده است، از میان تمام سختی‌ها، مشکلات، بیماری‌ها، تلخی‌ها، فقدان‌ها، جدایی‌ها و ... نیز از بهشت می‌گذرد. به طور کلی تمام شرایطی که برای دیگران غیرقابل تحمل و آزاردهنده بوده و از آنها فرار می‌کنند، برای او فرصت‌هایی برای رشد و نردبان‌هایی برای ترقی می‌باشند. وقتی انسان اسم مبدّل را در درون خویش به فعلیت می‌رساند و هر چه بیشتر در جهت قدرت یافتن در این اسم پیش می‌رود، قرب( سنخیت و شباهت) او به کسی که تمام اسماء خداوند را به صورت بالفعل در خویش دارد (معصومین) بیشتر می‌شود. مکانیسم عملکرد اسم مبدّل اما براستی، به فعلیت رساندن اسم مبدّل، چگونه می‌تواند انسان را به آرامش برساند؟ خداوند برای رشد بخش انسانی ما، محیط دنیا را پر از تضادها و نیروهای مخالف خلق نموده است تا انسانها به واسطه قرار گرفتن در این شرایط متضاد، و انتخابِ مسیرهای صحیح بتوانند آرام آرام به سمت کمال ِانسانی پیش روند. یکی از این نیروهای مخالف شیطان است که در حقیقت، بزرگترین عاملِ رشد انسانها در مسیر رسیدن به هدف خلقت محسوب می‌شود. شیطان، تولیدکننده میادین مسابقه میان عشق و تنفر، گذشت و انتقام، راستی و کذب و ... برای انسانهاست. و کسانی برندگانِ حقیقی این میادین اند که نگاه شان به هدف بوده و برای موفقیت از متخصصان مصوم کمک بگیرند و اساساً به این میادین، جز با نگاهِ باشگاهی ننگرند. یکی دیگر از این شرایط متضاد، مصیبت‌هایی است که در زندگی هر انسانی رخ می‌دهد، و صبر بر آنها موجب فعال شدن بسیاری از اسماء خداوند مثل صبّار، شکور و .... در وجود انسان می‌گردد. هرکدام از انسانهایی که در مسیر زندگی انسان قرار می‌گیرند نیز، در واقع موقعیت‌هایی برای به فعلیت رساندن اسماء گوناگون خداوندند، به عنوان مثال کسانی که به لطف و یا کمک انسان نیازمندند، مهیاکننده بسترِ دریافت اسمِ جواد خداوند در انسانها می‌باشند. و یا کسانی که ظلم و بدیِ خاصی درحق دیگران روا می‌دارند، می‌توانند موجب به فعلیت رساندن اسم عفوّ و یا غفور خداوند در وجود انسان باشند. اما نکته مهم در استفاده از تمام این بسترها آن است که تا کسی به اسم شریف مبدّل تجهیز نشده باشد و نگاهش به جریاناتِ گوناگون زندگی، نگاهی تمرینی و باشگاهی نباشد، نمی‌تواند از آنها در جهت رشدِ بخش انسانی و تشبّه به الله استفاده کند. اسم مبدّل، مهارتِ تبدیلِ شرایط متضاد را به عوامل رشد دهنده انسانی، در وجود انسان، ایجاد می‌کند. از این زمان به بعد، دیگر پس از فعال شدن اسمهای بعدی، حجم زیادی شادی، قدرت و آرامش در زندگی دنیایی انسانها تولید می‌گردد، مضاف بر اینکه این انسان، در لحظه تولد خویش به برزخ، با دارایی‌های بیشتری، منتقل می‌گردد. می‌دانیم که در فضای بینهایت عظیمِ برزخ، تنها ثروت انسانها، تعداد اسمائی است که از خداوند در آنها فعال شده و در زمینه آن اسم به مهارت و دارایی رسده باشند. فراموش نکنیم که شرایط زندگی در بهشت آنقدر پیچیده است که اگر لوازم مورد نیاز آن را در نفس خود تولید نکرده باشیم، هرگز نمی‌توانیم، از شرایط بهشت لذت ببریم. علاوه بر این، اضافه‌های کسب شده نفس در دنیا نیز، که در شرایط رحمی و باشگاهی دنیا از بین نرفته باشند، باید در شرایط دردناک جهنمی، از نفس برداشته شوند. بنابراین باید قابلیت باشگاهی و رحمی دنیا را قدر بدانیم و تا زمان از دست نرفته است، به فکر کسب دارایی‌ها و ثروت‌های انسانی باشیم. هنر هر انسان، آن است که بتواند در رحم دنیا، نفس خویش را مطابق با شرایط بهشت تربیت کند، و برای این منظور نیاز به محیط تمرینیِ پر تضاد دارد و بهترین جای نظام خلقت از این لحاظ، دنیاست. زیرا به سبب قابلیت رحمی دنیا، انسان در یک ساعت از زمان زندگی در آن، می‌تواند اسماء بسیاری را در خویش فعال نماید و با خود به عنوان دارایی و ثروت به برزخ منتقل کند. اما به محض ورود به برزخ، دیگر امکان فعال نمودن اسم‌ها و رسیدن به دارایی‌های انسانی وجود ندارد. اینجاست که معلوم می‌گردد، ما چقدر از عمرمان را بیهوده تلف نموده‌ایم !!!! مسیرهای میان بُر در کسب اسماءالله استمداد از رحم‌های زمانی، مکانی و استاد، مسیرهای میانبُر و رساننده‌ای هستند که می‌توانند انسان را سریعتر به مقصد برسانند. اما این نکته تلاش مستمر، جدی و پرحوصله را از سوی انسان، نفی نمی‌کند. برای موفقیت در مسیر کسب اسماءالله و رسیدن به مهارت‌های انسانی، اولین، اصلی‌ترین و رساننده‌ترین راه، تغییرِ مبدأ میلِ انسان و ورود عشق به قلب اوست. عشق، کیمیایی است که مس وجود انسان را به طلا تبدیل می‌کند. تا عشق در دل انسان راه نیابد، او همچنان اسیر تنبلی‌ها و بی‌دلی‌ها خواهد ماند. اما عشق، گاه ره صدساله را به راهی کوتاه برای انسان تبدیل خواهد کرد. لذا قرآن کریم، صریحاً از انسانها، مهندسیِ محبوب‌هایشان را می‌خواهد و دستورالعمل‌های اجراییِ زیادی در اختیار آنها قرار نمی‌دهد. تنظیم صحیح نظامِ حبّ انسان، به قلب او ساختاری انسانی می‌بخشد. و یک دلِ انسانی، با اندک حرکتی، به مقصد می‌رسد. استمداد از هر کدام از 14 معصوم در این مسیر، قدرت و سرعت بالایی در انسان تولید می‌کند اما استمداد از امام حسین و رشد در رحم ایشان، رساننده‌تر و سرعت بخش‌تر است، به گونه‌ای که در روز عاشورا، 30 نفر از لشکریان عمرسعد از قعر جهنم با عالی‌ترین مراتب بهشت در لشکر امام حسین«علیه السلام» رسیدند و به او پیوستند. نرسیدن به یک دل انسانی تمام عبادات، اعمال و حرکت‌های انسان را بی‌ثمر خواهد کرد. اساساً دین، چیزی جز عشق نیست (لا اله الا الله) و تا باور نکنیم که همه ما برای عاشق شدن به این دنیا آمده‌ایم، در واقع هنوز دین را نپذیرفته‌ایم. ثبت نام در باشگاه انسانی آموختیم که دنیا، باشگاهی بسیار پرقدرت برای رسیدن به هدف خلقتمان است و شیاطین، انسانهای اطراف، شرایط سخت و ناگوار، مصیبت‌ها و ... همه و همه حریف‌های تمرینیِ ما در این باشگاه محسوب می‌شوند. پس ماجرای اصلی بازگشت موفقِ ما به سوی الله است. بنابراین هر گونه کینه، افسوس، اضطراب، غصه و ... در این باشگاهِ تمرینی بسیار بی‌معناست چرا که تمام شرایط متضاد، در جهت کوچک‌تر نمودنِ «من» طبیعی و رشدِ «منِ» انسانیِ وجود ما، به وجود می‌آیند. رسیدن به این باور، در حقیقت ثبت نام در باشگاه دنیاست. بدونِ این باور، در حقیقت ثبت نامی نیز رخ نداده و تمام تلاشهای انسان بی‌نتیجه می‌ماند. خداوند برای تمام کسانی که در نزد او محبوب‌ترند، باشگاه قوی‌تر و مربیان غنی‌تری می‌گمارد. به این صورت که شرایط متضاد بیشتر و سخت‌تری را برای آنها تولید می‌کند. بنابراین تنها رعایت 7 دستورالعملِ امام رضاست که می‌تواند در این باشگاه اسم مبدّل را در انسان فعال نموده و او را به الله شبیه‌تر می‌نماید.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 936
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 274 ، 93/02/04

تنها زمانی انسان شاکر نعمت‌ها بوده و می‌تواند آنها را خوب ببیند که نگاهش به خود با نگاه خدا یکی باشد. اگر عاشقِ الله شویم، دیگر محال است به خاطر «من» های بخش های پایینی با خداوند درگیر شویم.

خانواده آسمانی،جلسه 274 ، 93/02/04

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تشبّه خُلق انسان به معصوم مودّت، تنها راه قربتِ إلی الله و إلی الرسول است. محبتِ همراه با فداکاری و اطاعت تا جایی که خلقِ انسان به اهل بیت شبیه گردد. توجه کنیم که اگر عملی صورت بگیرد، و این عمل در نهایت شباهتی میان انسان و معصوم ایجاد نکند، در واقع عمل مؤثری نبوده است. رفتارهای ما (اعمال ما) باید راهی باشند برای تشبه خُلقِ انسان به خُلق معصوم. و برای اینکه رفتار ها بتوانند خلقِ انسان را تغییر داده و به خلق اهل بیت نزدیک نمایند، باید انسان، تمارینِ خود را قلباً انجام دهد تا بتواند به توانایی، قدرت و دارایی معصوم نائل گردد. اعمال ما، برای ما تقرب (شباهت) ایجاد می‌کنند و راهی تمرینی برای رسیدن به شباهتِ کامل میان ما و اهل بیتند. گفتیم که برای رسیدن به شباهت به اهل بیت، راهی جز مودت (فداکاری و اطاعت) نداریم. بدون پیروی از آنان در تمام روابط زندگی (آداب رفتار با همسر، رفتار با فرزند، رفتارهای اجتماعی، اقتصادی و ...) به قرب (شباهت) آنان نخواهیم رسید. الگوبرداری کامل از رتفار اهل بیت به عنوان یک پدر و مادر حقیقی، آرام آرام انسان را به سمت شباهت به آنان پیش می‌برد. البته تنها کسانی در این الگوبرداری موفق می‌شوند که خودِ حقیقی‌شان را که قائم به ربّ شان است شناخته اند. معرفت نفس اگر به طور صحیح در انسان حاصل شود، حتماً شخص را به خداشناسی می‌رساند. و کسی که خود را حقیقتاً شناخت، به یقین خویش را در عینِ ارتباطِ به حق دیده و هرگز نمی‌تواند، خود را بدون خانواده آسمانی، ملائک و غیب ترجمه کند. اینکه ما تمام اعمال خود را به نیت قربه الی الله انجام می‌دهیم، اما در نهایت شباهتی میان ما و الله به وجود نمی‌آید، نشان می‌دهد که معرفت ما نسبت به خودمان صحیح نبوده است. امام رضا «علیه السلام» نیز 7 دستورالعمل خود را راهی برای قُرب خود و یا بهتر بگوییم راهی برای شباهت یافتن به خود می‌داند، چرا که رعایت این 7 مورد و تبدیل آنها به خُلق انسان، آرام ارام خُلق ما را به خُلق اهل بیت شبیه خواهد نمود. تحفه عبدالعظیم حسنی از سوی امام صادق برای شیعیان حضرت عبدالعظیم، حدیثی قدسی را از امام صادق نقل می‌کنند؛ امام صادق می‌فرماید؛ امام باقر فرزندان خود را پیرامون خویش جمع نمود در حالیکه در میان آنان عمویشان زید بن علی هم حضور داشت. پس از آن، امام کتابی را بیرون آورد که به خط امیرمؤمنان و املای رسول خدا «علیهم السلام» بود، و در آن نوشته شده بود: بسم الله الرحمن الرحیم این کتابی است از خداوند شکست ناپذیر حکیم به محمد «صلی الله علیه و اله»که نور و سفیر و حاجب و دربان و رهنمای او جبرئیل امین آن را نازل نموده است. ای محمد «صلی الله علیه و آله»، نام‌های مرا بزرگ شمار و از نعمت‌های من سپاسگزاری کن و نعمت‌های مرا انکار نکن، چرا که یقیناً منم خدایی که هیچ معشوقی جز من نیست، شکننده پشت ستمکاران و درهم کوبنده متکبران و خوارکننده ظالمان و جزادهنده روز رستاخیز منم خداوندی که هیچ معشوقی جز من نیست. هر کس به غیر فضل من به دیگری امیدوار باشد و غیر از عدل من از دیگری بترسد، او را عذاب می‌کنم، چنان عذابی که هیچ کس از جهانیان را عذاب نکرده باشم. پس مرا عبادت کن و تنها بر من توکل کن، به درستی که هیچ پیغمبری را مبعوث نکردم، مگر آنکه زمانی که مدت نبوتش به پایان رسید برای او وصی قرار دادم. و من تو را بر پیامبران برتری دادم و وصی تو را نیز بر سایر اوصیاء برگزیدم. و تو را به دو نازدانه‌ات بعد از او (حسن و حسین) گرامی داشتم. حسن را پس از گذشت زمان پدرف معدن علم خود قرار دادم و حسین را مخزن وحی خویش ساختم و او را به شهادت گرامی داشته و عاقبت کار او را ختم به سعادت نمودم. او افضل شهدا بوده و بلندترین مقام را در میان آنها داراست. همچنین کلمه کامل خود را با او و حجت رسای خود را نزد او قرار دادم. بوسیله عترت او جزا می‌دهم و عقاب می‌کنم. اولین عترتِ او علی است که او را سرور عبادت کنندگان و زینت دوستان گذاشته‌ام. در این روایت به چند نکته مهم اشاره می‌کنیم؛ بزرگ داشتن اسماء الهی، جز با فهم اسماء به دست نمی‌آید. کسی که اسماءالله را با قلب خویش درک نماید، حتماً از شنیدن آنها نیز به نشاط و آرامش می‌رسد. تمام اسماء، صفت‌هایی اند که با ذات همراه شده‌اند. انسان زمانی می‌تواند اسمی را خوب بفهمد که آن را در ذات خویش وارد نموده و به آن دارایی رسیده باشد. شناخت اسماء الله گام بسیار بزرگی در حرکت به سمت الله است و استخراج این اسماء از لابه لای طبیعت هنر بسیار بزرگی است و قدرت بالایی می‌طلبد. یکی از راههای میانبر، سریع و قدرتمند برای رهایی از تلخی‌ها، غصه‌ها، افسردگی‌ها و پژمردگی‌ها انس با اسماء الله است. سپاسگزاری از نعمت‌ها، بدون شناخت نعمت، ممکن نیست. باید به این یقین برسیم که بلاها از سوی رب ما به همان  هدف نازل می‌شوند که نعمت‌ها. درست مانند سیلی یک مادر و بوسه او که همه برای تربیت فرزند و از روی محبت مادری انجام می‌گیرد. چراها و اعتراض‌ها به سوی خداوند، همگی از روی نشناختن نعمت‌های خداوندند. فراموش نکنیم که ما همواره در اقیانوس نعمت‌های خداوند غرقیم، حتی زمانی که با بلاها تحت ربوبیت قرار گرفته‌ایم. تا انسان اصالتِ وجودش را از آنِ بخش الهی‌اش نداند، نمی‌تواند به سپاسگزاری نعمت‌ها در همه احوال موفق شود. تنها زمانی انسان شاکر نعمت‌ها بوده و می‌تواند آنها را خوب ببیند که نگاهش به خود با نگاه خدا یکی باشد. اگر عاشقِ الله شویم، دیگر محال است به خاطر «من» های بخش های پایینی با خداوند درگیر شویم. چرا که خاصیت عشق، فراموشی است و انسان در کنار معشوقش، چیز دیگری را طلب نخواهد کرد. ترسیدن به جز از عدل خدا، اشاره به گناهانی دارد که انسان به خاطر دیگران به آنها تن می‌دهند. و عاقبت این کار جز تحقیر شدن و پست شدن توسط همان کسانی نیست که به خاطر آنها جلوی خداوند ایستاده است. هیچ پیامبری بدون جانشین نبوده است. چرا که مردم برای هدایت، بی‌سرپرست می‌ماندند و حتماً از خداوند طلبکارانه علت را جویا می‌گشتند. و خداوند هرگز به بشری ظلم ننموده است.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 935
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 273 ، 93/02/04

وفاداری در عشق (مودت حقیقی) یعنی درست در زمانیکه همه مردم از او غافلند و تنهایش گذاشته اند، «من» به کمک او بشتابم. آیا ما به اینجا رسیده‌ایم؟ آیا امام زمان، از ما به عنوان یک شیعه وفادار، یاد می‌کند؟

خانواده آسمانی،جلسه 273 ، 93/02/04

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی مبارزه برای رسیدن به قرب قرآن کریم دعوت مردم به مودت اهل بیت، چندین آیه را به این موضوع اختصاص داده است که در جلسه گذشته، آنها را مورد بررسی قرار دادیم. در سوره فرقان، ایه 57، خداوند مودّت را، با پیمودن راه خویش مساوی می‌داند. و اساساً هر راه دیگری جز آن را مردود می‌داند. همه نکبت‌های زندگی بشری، به دلیل فاصله گرفتنِ انسانها از حجت الهی است. می‌دانیم که حجج خداوند، معدن علم اویند و تمام محاسبات عالم در نهاد آنها انجام می‌شود آنها مجرای فیض خداوند بر اهل زمینند و هر چه انسان به این محورهای فیض نزدیکتر باشد، سعادتمندتر بوده و به محض دوری از این منابع، سیل غمها، گرفتاری‌ها و مصائب به سوی او گسیل می‌شود. بنابراین معیار اصلی در تعیین میزان سعادت و دستیابی به هدف خلقت، قرابتِ به معصوم است. قرابت به معنای حقیقی همان مودّت خالص است. محبت همراه با کمک و یاری معصوم که متعاقباً دریافت کمک و یاری را از سوی معصوم برای انسان در پی دارد. شنیدن و به زبان راندنِ این واژه، بسیار آسان است. اما برای رسیدن به این دارایی، همانطور که پیشتر گفتیم، ابتدا باید تفکر تعمّق بسیار داشت و سپس باید تلاشی جدی برای حذف فاصله میان خود و معصوم را به کار گرفت. هر کدام از ما، برای رسیدن به مقامی که در آن معصوم، دغدغه اصلی قلبمان باشد، نیاز به برنامه‌ریزی داریم. اما باید کاملاً هوشیار باشیم، چرا که معشوق‌های بخش‌های پایینی (حسی، خیالی، وهمی و عقلی) درست در زمانی که توسط معشوق‌های الهی مورد تهدید واقع می‌شوند، شروع به سرکشی می‌نمایند تا مانع ورود این مشعوقِ حقیقی به قلب انسان گردند. و در میان این تعارضات، کمتر کسی در رسیدنِ به مودت معصوم به عنوان اولین معشوق قلبش، موفق خواهد شد. زیرا رسیدن به این هدف، یک مبارزه جدی و سنگین را می‌طلبد که کار آسانی نیست. این مبارزات انسان را به مقام دوستی حقیقی معصوم (مودت) می‌رسانند. منظور از دوستی حقیقی، رابطه‌ای کاملاً صمیمانه، فردی، عاشقانه و شخصی است، به گونه‌ای که خود امامِ معصوم زمان، در هنگام وفاتِ انسان، این دوستی را تأیید نماید. برای این منظور، باید آغاز این ارتباطات خصوصی و عاشقانه از سوی ما باشد، تا جایی که بتوانیم با غیب محرم شده و به این دوستی حقیقی نائل گردیم. هر چه انسان در برقراری این رابطه خصوصی و نزدیک شدن به معصوم، بیشتر تلاش کند، از سوی آنان نیز بیشتر مورد پذیرش و نزدیکی قرار می‌گیرد. اما فراموش نکنیم که امام معصوم هر زمان، حقیقتاً به کمک انسانها نیازمند نیست، بلکه احتیاج ایشان به ما، عین نیازِ خداوند به ماست، چرا که خداوند تمام خلق را از نور آنان خلق نموده است. این نیاز، تنها از مجرای ربوبیت خداوند و برای تربیت ما، قرار داده شده است. دلیل هزار و صد و هشتاد سال آوارگی و طردشدگی امام زمان، جز برای ایجاد دغدغه در شیعیان و تلاش برای رسانیدن خود به وجود معصوم نبوده است. وفاداری در عشق (مودت حقیقی) یعنی درست در زمانیکه همه مردم از او غافلند و تنهایش گذاشته اند، «من» به کمک او بشتابم. آیا ما به اینجا رسیده‌ایم؟ آیا امام زمان، از ما به عنوان یک شیعه وفادار، یاد می‌کند؟ آیا او ما را به عنوان یک دوستِ خصوصی می‌شناسد؟؟ اگر پاسخ ما به این سوالات منفی است، نشانه عدم وجودِ کشش و طلب از سوی حجت خدا نیست، زیرا طلب از سوی آنان، همیشگی است، بلکه کوتاهی از ما بود که زمانی را صرف دوستی با ایشان، ننموده‌ایم! کوتاهی از سوی ما بود که ایشان حتی سهمی اندک از عمر ها، جوانی ها، فعالیت‌ها و کارهای ما، سرمایه های ما و ... را نیز تشکیل نمی‌دهند. آنقدر لابه لای معشوق‌های بخش‌های پایینی گم شده‌ایم که دیگر زمانی برای خانواده حقیقیِ خود نداریم. درست مانند فرزندانی که به دلیل اشتغال به مسائل زندگی، از یاد والدین خود غافل شده و حتی ملاقاتهایی کوتاه را نیز از آنان دریغ می‌نمایند. برای رسیدن به مودّت، فقط باید از خداوند کمک خواست، به تنهایی و بدون یاری او، در این مبارزه حتماً با شکست مواجه خواهیم شد؛ «اللهم مکِّن الیقین فی قلبی» و خداوند باید این یقین را در قلب ما جای دهد، تنها خداوند... در حضور یک آشنای قدیمی حضرت عبدالعظیم «علیه السلام» نقل می‌کند؛ ابن یَسری، خدمت امام صادق رسید و عرض کرد؛ رسول خدا فرموده است، کسی که از دنیا برود و امام زمان خود را نشناسد، به مرگِ جاهلیت مرده است. امام صادق «علیه السلا» در توضیح سخن او فرمودغ بیشترین زمانی که بنده به چنین شناختی نیاز دارد و این شناخت به کمک او می‌آید، زمانیست که جانش به سینه‌اش برسد (زمان وفات و ورود به عالم جدید). و آن زمان، بنده می‌گوید؛ پس من بر طبق نیکویی بودم. اغلبِ ما به لحظه هیجان انگیز و پر اضطرابِ وفات فکر نمی‌کنیم، و به همین دلیل آن هیچ برنامه‌ریزی و تلاشی هم نداریم. این موضوع که قرار است من تا چند ساعت، چند روز و ... دیگر به برزخ وارد شوم، و بسیاری از آنچه را که با تلاش در دنیا کسب نموده‌ایم، اصلاً به کارم نمی‌آید، مرا نمی‌آزارد. همان برزخی که انبیاء و معصومین از تفکر آن به لرزه می‌افتادند، هیچ حسی در ما تولید نمی‌کند. اما آنچه در گیر و دارِ تولد به برزخ به عنوان محیطی کاملاً غریب و جدید به کارمان می‌آید، حضور یک آشنایِ خصوصی است که در آنجا صاحبِ مقام و منزلتی باشد. و این آشنای خصوصی را درست در لحظه آخر که انقطاع از دنیا برای انسان حاصل می‌شود، می‌توان دید. بعضی از انسانها در آن لحظه، چهره‌های وحشتزایی را مشاهده می‌کنند که البته این چهره‌ها، همان معشوق‌های بخش‌های پایینی آنها بوده‌اند که عمرشان را با دغدغه آنها سپری کرده‌اند. اما گروهی درست در لحظه آخر «اهل بیت» را به عنوان آشناهای دیرین خود می‌بینند که روزگارشان را صرفِ عشق بازی با آنان نموده و برای رسیدن به مودّت آنان در دنیا تلاش جدی به خرج داده‌اند. این گروه با آرامش و اطمینان به جایگاه ابدی خود منتقل می‌گردند.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 933
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
(جلسه 272) مودت، راه قرب به خدا

خانواده آسمانی،جلسه 272 ، 93/01/28

(جلسه 272) مودت، راه قرب به خدا

آموختیم که معصومین حقیقتاً، پدرانُ فطری ما بوده و روح بینهایت طلبِ ما از روح آنان خلق شده است. اما غالبِ انسانها، نه آنان را به عنوان سهمِ خود از آسمان پذیرفته‌اند و نه رابطه فرزندی خویش را با آنان قبول نموده‌اند. عدم شناخت کافی از رابطه حقیقی انسانها با معصومین، و عدم علم به اینکه از کجا آمده‌ایم، در کجا هستیم و به کجا می‌رویم، سبب شده که در زندگی دنیایی خویش، به کمالات حسی، خیالی، وهمی و یا نهایتاً کمالات عقلی اکتفا نماییم و از همین رو، بابِ توفیق همراهی با اهل بیت در دنیا و آخرت و رسیدن به سعادت ابدی به روی ما مسدود گردد. خوب است بدانیم که امروزه دشمنان در تهاجم فرنگی، حملات خود را به سمت غافل نمودن مردم از حقیقت خود تنظیم نموده و آنها را از شناختنِ خود حقیقی‌شان و پرداختن به سعادت و تعالیِ آن باز می‌دارند. توصیه قرآن به انسان‌ها، همراهیِ گام به گام با امام معصوم در زندگی است. دور شدن و قطع رابطه با خانواده آسمانی انسان را از مسیر سعادت دور می‌سازد. غایتِ تأویل آیه «یقطعون ما أمرالله به أن یوصل» صله رحم با خانواده آسمانی و هشدار بر کسانی است که این صله رحم را قطع نموده‌اند. باید جهتِ حرکت خودمان را با اندکی تفکر در خویش، مشخص کنیم. ایا ما به مودت امام زمان مان رسیده‌ایم و سبک زندگی خود را براساس نزدیک بودنِ به ایشان تنظیم نموده‌ایم؟ و یا در حال حرکت به سمت ایشان هستیم؟ در غیر اینصورت لحظه به لحظه از ایشان دورتر خواهیم شد. «قُل ما أسئَلُکُم علیه من أجر، الا من شاء أن یتّخذ إلی ربه سبیلا» طبق این آیه، انسان بدون مودّت به قرب خداوند نمی‌رسد. کسی که دغدغه‌ای برای نزدیک شدن به خانواده آسمانی‌اش ندارد، هرگز به قُرب آنان نیز نمی‌رسد. دغدغه، احساسی است که وقتی در دل و فکر انسان تولید می‌شود، دیگر انسان را آرام نخواهد گذاشت. برای رسیدن به این احساس، ابتدا باید خیالِ خود را با آن موضوع درگیر نماییم. برقراری ارتباط با خانواده آسمانی در مرحله خیال، سبب می‌شود تا آرام آرام دغدغه رسیدن به قربِ آنها در قلب انسان تولید شود. طلب و دغدغه، احساسی است که انسان را رها نمی‌کند و آنقدر او را بی‌قرار می‌نماید تا به طلب خود نائل گردد. قیمت انسان‌ها، را می‌توان با نوع طلب‌هایشان سنجید. نوع خیال‌پردازی‌ها، اشتیاق‌ها، دلتنگی‌ها و ... اگر دلتنگ امامِ معصوم مان نمی‌شویم، علامت آن است که به خیال و طلب او نرسیده‌ایم. و اگر نبودنش آزارمان نمی‌دهد، قطعاً دغدغه‌ای برای یافتنش نیز نداریم. ما اساساً نیاموخته‌ایم که چگونه به واسطه غیب و امدادهای آن رشد کنیم. یاد نگرفته‌ایم که خواسته‌های خود را از غیب تأمین کنیم. شهدا، اولیاء الله، ملائکه، معصومین و .... همه و همه صاحبان قدرت در عالمند، آیا تا کنون با آنها رفاقت صمیمانه برقرار نموده‌ایم تا در زمان‌هایی که به کمک‌شان نیازمندیم، به کمک ما بیایند؟ فراموش نکنیم که اگر عاطفه را از منبع عاطفه دریافت نکنیم، حتماً در فراز و نشیب زندگی، با کاهش انرژی و تحمل مواجه خواهیم شد. قطع ارتباط با آسمان، ارتباطات بخش‌های پایینی را با مشکل روبرو خواهد نمود. بیشترین طلاق‌ها، درگیری‌ها، خودکشی‌ها و ... در کسانی اتفاق می‌افتد که از لحاظ عاطفی و معنوی در خانواده‌هایی فقیر زندگی می‌کنند. پناه گرفتن در آغوش مادر حقیقی اسماء، کنیز حضرت زهرا نقل می‌کنند در روزی که ایشان ضربه خوردند، سعی کردم دعاهایشان را بشنوم. دیدم ایشان دستان مبارک شان را بالا برده و دعا کردند؛ خداوندا به گریه‌ی یتیمانِ من که بعد از من گریه می‌کنند، قَسَمت می‌دهم که گناهکاران امت ما را ببخشی. او یک مادر حقیقی است که در سخت‌ترین لحظات زندگی‌اش نیز به فکر فرزندان حقیقی خود تا قیامت است. این عاطفه حقیقی، همیشه از سویِ مادر آسمانی ما وجود دارد، اما این ما هستیم که باید خود را به این مرکز عاطفه نزدیک نموده و به آغوشش پناه ببریم. با تمام جنایتی که در سالهای عمر خویش در حق نفسمان انجام داده‌ایم، باز هم آغوش مادر ما به روی ما باز است. فراموش نکنیم که هیچ انسانی حق ندارد گناهانش را بهانه‌ای برای آشتی نکردن با خانواده آسمانی‌اش قرار دهد. یادمان بماند که جز با مودّت نمی‌توانیم از گروه دشمنان اهل بیت خارج شده و به جمع فرزندان حقیقی آنها بپیوندیم. آنان قلبِ گرفتارِ ما را می‌طلبند، نه کمک‌هایی را که برخاسته از مودت نیست. قلبی که درگیر الله، خانواده آسمانی و جهاد در راه خدا نیست، از حالت طبیعی خروج کرده و به «فسق» مبتلا گشته است. حضرت فاطمه «سلام الله علیها» می‌فرمایند: لذت خدمت به خداوند، مرا از هر نیازی بی‌نیاز نموده است. آیا ما واقعاً به این لذت رسیده‌ایم. آیا خدمت به امام زمان مان، یکی از لذات زندگی ما هست؟ دلی که به این لذت نرسیده باشد، قیمتی نیست. مودّت لذت از عملکرد و فداکاری است. و در یک جمله مودّت = حبّ + عمل عاشقانه و تنها این مودت است که می‌تواند راه ما را به سوی الله باز نماید.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

صوت

1 - (جلسه 272) مودت، راه قرب به خدا

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 932
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 271 ، 93/01/28

فراموش نکنید که تک تک شما هم در قبال حیاتِ ابدیِ خودتان مسئولید و هم در قبال حیاتِ جاودانه همسر و فرزندانتان. مراقب باشید تا عضوِ نامبارکی برای اهل خانواده خود نبوده و با انتخاب سبک زندگی نادرست، خود و خانواده خویش را در آتش دوزخ گرفتار نکنیم.

خانواده آسمانی،جلسه 271 ، 93/01/28

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی جایگاه قرب اهل بیت در حیات انسانی اطلاعات لازم برای رسیدن به سعادت ابدی برای درکِ جایگاه قرب به اهل بیت در حرکت به سمت ابدیت، نیاز به علوم انسان شناسی داریم. هر چه میزان فهم و ادراکِ ما در انسان شناسی بیشتر باشد، دریافت ما از جایگاه اهل بیت در حیات انسانی نیز بیشتر خواهد بود. می‌دانیم که حیات انسان، مشتمل بر سه مرحله زیر است: 1-      مرحله قبل از دنیا؛ انسان در این مرحله یک روح واحد است که از حقیقت اهل بیت علیهم السلام گرفته شده است. 2-      مرحله زندگی در دنیا؛ روح الهی انسان در این مرحله به قالبِ زمینیِ او تعلق می‌گیرد و انسان با برخورداری از روح خدا و قابلیتی در حد اهل بیت برای مدتی محدود به زمین می‌آید. در این مرحله به انسان اختیار داده می‌شود و او مستلزم است تا به اختیار خود، مسیرِ بازگشت (حرکت به سمت بی‌نهایت) را طی کند. او در این انتخاب مُختار است می‌تواند مسیر بهشت را برگزیند و یا آتش دوزخ را برای خود ذخیره کند. 3-      مرحله بعد از دنیا؛ روح الهی انسان بعد از وفات، به نزد خداوند باز می‌گردد. انسان برای رسیدن به سعادت در مسیر بازگشت، نیازمندِ اطلاعاتِ جامعی است که بتواند به کمک آنها، در ابتدا مرحله قبل از دنیا را خوب بشناسد و ثانیاً با توجه به کیفیت دنیا، مسیر اختیاری خود را به سمت بینهایت انتخاب نماید و ثالثاً با طیّ مسیر صحیح انتخاب شده‌اش، به سلامت به آغوش الله باز گردد. امیرالمؤمنین «علیه السلام» اطلاعات لازم در این سه مرحله زندگی را اینگونه تقسیم بندی می‌نماید: «رحم الله إمرأً، عَلِمَ مَن أَینَ، و فی أین، و إلی أین؛ رحمت خداوند شامل حال کسی می‌شود که بداند در کجا بوده، در کجا هست، و به کجا می‌رود. بنابراین می‌توان سه مرحله اطلاعاتِ کلّی را با توجه به این توضیحات نام برد: 1- شناخت جایگاه اولیه و حقیقیِ انسان 2- شناخت دنیا 3- شناختِ آخرت زمانی که انسان باور می‌کند که موجودی جاودانه بوده و عمر او به اندازه عمر الله است و باید حقیقت انسانی خود را سالم و متعالی به آغوش خداوند بازگرداند، احساس نیاز به اطلاعاتی در او شکل می‌گیرد که بتواند به محض تولد به آخرت، به الله، ملحق گردد. فراموش نکنیم که شورانگیزترین و شیرین‌ترین صحنه بعد از وفات برای هر کس، اولین ملاقات او با الله است. و این اطلاعات می‌تواند به آمادگیِ انسان برای این ملاقات، کمک نماید. کمی به کلمه جاودانگی، جدی‌تر فکر کنیم. آیا برای سعادتمند بودن در عمری که پایانی ندارد، نیاز به شناخت نداریم؟ به روایت زیر دقت کنید: «انّ الله تبارک و تعالی یبغضُ کلّ عالم بالدّنیا و جاهلٍ بالاخره» (قال؟   ؟) خداوند کسانی را که علوم دنیا را خوب فراگرفته‌اند و به شناخت کاملی از دنیا رسیده‌اند، اما نسبت به آخرت جاهلند، دشمن می‌دارد. پدران و مادران عزیز! فراموش نکنید که تک تک شما هم در قبال حیاتِ ابدیِ خودتان مسئولید و هم در قبال حیاتِ جاودانه همسر و فرزندانتان. مراقب باشید تا عضوِ نامبارکی برای اهل خانواده خود نبوده و با انتخاب سبک زندگی نادرست، خود و خانواده خویش را در آتش دوزخ گرفتار نکنیم. در توضیح اطلاعاتِ سه مرحله زندگی انسان، باید گفت که علمِ مربوط به مرحله دوم (حیات در دنیا) شامل 5 دسته اطلاعاتِ جزئی‌تر می‌باشد که در نمودار زیر قابل مشاهده است. 1-      قبل از دنیا: شناخت جایگاه اولیه و حقیقی انسان 2-      در دنیا: 1- شناخت جسم، 2- شناخت روح، 3- شناخت رابطه جسم و روح، 4- شناخت عالم طبیعت، 5- شناخت رابطه جسم و روح با طبیعت. 3-      بعد از دنیا: آخرت شناسی بنابراین اطلاعاتِ این سه مرحله، شامل 7 بخش جزئی بالا می‌باشند که برای یک تولد سالم، به همان میزان ضروری و لازمند که هوا برای تنفس. منابع اطلاعات تخصصی (7 دسته) برای تولد سالم تمام علوم مربوط به این هفت دسته، انحصاراً در اختیار خداوند می‌باشد و خدا از طریق 2 منبع این اطلاعات را در اختیار ما قرار می‌دهد؛ 1-      کلیّات؛ کلیّاتِ اطلاعات مربوط به این هفت دسته، در «قرآن کریم» آمده است. 2-      شرح و اجرا؛ خداوند معصومین را برای شرح قرآن (مفسّر قرآن) و اجرای آن (مجریِ قرآن) قرار داده است. تا همه «انسان‌ها» - و نه گروهی خاص- بتوانند به واسطه شناخت جزئی و اجرای این اطلاعاتِ کلی به سعادت برسند. خودِ قرآن نیز، معصومین را به عنوان مفسر و مجریی خود معرفی می‌نماید؛ «لا یمَسُّهُ  الاّ المطّهّرون» (سوره؟ آیه؟) ترجمه: و در جای دیگر، پرده از حقیقت «مطّهّرون» بر می‌دارد؛ «إنّما یُریدُ الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یتطّهّرکم تطهیراً» (سوره؟ آیه؟) ترجمه: و «اهل بیت» در تمام روایات شیعه و اهل تسنن، از امیرالمؤمنین تا حضرت مهدی (عج)، نام برده و نقل شده‌اند. بنابراین خداوند این هفت دسته از اطلاعات را از طریق دو منبع معصوم و بدون هیچ تحریفی تا آخرِ دنیا در اختیار انسان‌ها قرار می‌دهد؛ اول قرآن که در طول تاریخ با حفظ خداوند معصوم مانده و از تحریف باز می‌ماند؛ «انّا نحن نزّلنا الذکر، و انّا لَهُ لَحافظون» (سوره؟ آیه؟) و دوم؛ معصومینی که قرآن عصمت آنها را تأیید نموده است. همراهیِ ابدی قرآن و معصومین توجه داشته‌باشیم که قرآن، در بسیاری از موارد به صورت کلی سخن گفته و شرح آن را با توجه به زمان، برعهده معصومِ آن زمان قرار داده است. به عنوان مثال احکام جزئی نماز، حج، خمس و ... در قرآن نیامده است و توضیح و تفسیر آنها با معصومین است. بنابراین بدون معصومین، قرآن به تنهایی راهگشا نیست و همینطور معصومین، بدون قرآن، منابعِ کاملی برای این هفت دسته از اطلاعات تخصصی نیستند. از همین رو، پیامبر در روزهای آخر عمر شریف خود، این دو مسیر اصلی برای احاطه به علوم تخصصیِ انسان شناسی را به مردم معرفی نمودند؛ «انّی تارکٌ فیکم الثَقَلین، کتاب الهل و عترتی، لن یفترقا، ما إن تمسکتُم بِهِما، حتی یرِدّا علی الحوض» پس به سند این فرمایش نبی اکرم که تما کُتب اهل تسنن و شیعه آن را نقل نموده‌اند، قرآن هیچگاه تنها نبوده و همواره یک معصوم در کنار آن، به عنوان مفسّر و مجری قرار داشته است. و این پاسخی است برای گروهی که معتقدند امامِ زمانِ شیعیان هنوز به دنیا نیامده است!!! بنابراین با توجه به این مستندات می‌توان گفت که نیاز یک انسان برای رسیدن به حیات طیبه ارتباط با معصوم و قرآن در کنار هم می‌باشد. به آیه زیر دقت کنید؛ «یا أیّها الذین آمنوا استَجیبوا لله و للرّسول اذا دعاکم، لما یحییکم...» (سوره انفال آیه 24) ای اهل ایمان، چون خدا و رسول شما را به ایمان دعوت می‌کنند، اجابت کنید تا به حیات ابدی برسید. بدون ارتباط با معصوم و قرآن به طور همگام و همزمان، مَحال است کسی به باطن انسانی و حیات ابدی برسد. به همین منظور، خداوند در سوره مائده، آیه 67 در روزهای آخر عمر شریف پیامبر، خطاب به ایشان می‌فرماید: «یا ایُّها الرسول، بلّغ ما اُنزل إلیک من ربّک، و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته...» ای پیامبر، آنچه را که خداوند به تو نازل کرد، به مردم ابلاغ کن، که اگر این کار را انجام ندهی، رسالتت را به پایان نبرده‌ای... بنابراین اگر پیامبر در واپسین روزهای عمر، متخصص معصومِ بعد از خود را به مردم معرفی ننماید، در حق انسانها تا ابد، خیانتی عظیم انجام داده و رسالت خود را ضایع نموده است و پیامبر معصوم هرگز خائن نیست. جستجویی بسیار اندک در روایات اهل تسنن نیز، واقعه معرفیِ معصوم را توسط پیامبر، به کرّات، برای ما روشن می‌سازد این مسئله نیاز اصلی و حیاتی انسانهاست که بدانند متخصص معصوم زمان آنها که باید در کنار قرآن برای رسیدن به 7 دسته از اطلاعات تخصصی از آن استمداد جویند، چه کسی است؟ روایت دیگر در تصدیق این مسئله، روایت زیر است که در تمام منابع شیعه و اهل تسنن وجود ندارد. « مَن مات و لم یعرف امام زمانِهِ، ماتَ میتتهً جاهلیه؛ کسی که می‌میرد و هنوز امام زمانش را نشناخته است، به مرگ جاهلیت مرده است. و پیامبر مرگ جاهلیت را در سه کلمه زیر توضیح داده‌اند؛ مرگی همراه با کفر، نفاق و ضلال. بنابراین ابتدا انسان باید به شناخت متخصص معصوم برسد و بعد شروع به ارتباط با او و بهره‌گیری از علوم تخصصی‌اش نماید. و این همان اسلامی است که خداوند آن را مسیرِ سعادت انسان‌ها می‌داند، به گونه‌ای که بعد از ابلاغ پیامبر به مردم و معرفی متخصص معصوم بعد از خود، آیه 3، سوره مائده را نازل می‌فرماید: «الیوم أکملتُ لکُم دینکُم و أتمَمتُ علیکم نعمتی و رضیتُ لکم الاسلامُ دیناً ...» - و امروز دین شما را به حد کمال رساندم و نعمت را بر شما تمام کردم و بهترین دین را که اسلام است برای شما برگزیدم. - تمام نمودن نعمت، بالاتر از کامل ادا کردن آن است. و این اوج دارایی دین اسلام را بعد از معرفی معصوم نشان می‌دهد که دیگر نیاز به اضافه شده چیزی ندارد. مودّت، لازمه همراهی با معصوم و قرآن در اینجا سوالی به ذهن می‌رسد. حال که ما متخصص معصوم را شناختیم، آیا این شناخت، برای طیّ مسیر سعادت، کافی است؟ در پاسخ باید گفت؛ خیر، متخصص معصوم در هر زمان، مفسّر قرآن مطابقِ آن زمان و مجری قرآن در جامعه است و برای این اجرا، نیاز به اطاعت مردم دارد. لذا وظیفه هر انسان بعد از شناخت، رساندن خود به مرحله اطاعت از معصوم است که قرآن از آن با نام مودّت یاد می‌کند. «قُل لا أسئلُکُم علیه أجراً الاّ المودّه فی القربی» (سوره شوری، ایه 23) بگو من از شما پاداش کارم (هدایت شما) را نمی‌خواهم جز مودّت خاندانم را. یعنی تنها مودّت شماست که می‌تواند مرا به پاداش عملم که همان هدایت همه انسان‌هاست برساند. پس می‌توان در یک جمله گفت که فقط مودّت، انسان را به هدایت خواهد رساند. فراموش نکنیم که مودّت، مهارتی است که بعد از دریافت اطلاعات و رسیدن به شناخت، نیاز به تمرین و کسب دارایی دارد. و اشتباه بزرگی که در شیعه و سنی رخ داد، تعبیر واژه مودّت، به محبت بود. و همین سبب حذف معصوم از جامعه مسلمین گشت. همین مسلمینی که محبّ معصوم بودند، در هنگام حذف معصوم، هیچ تلاشی ننمودند. تا جایی که 11 امام معصوم به شهادت رسیدند و آخرینِ آنان بیش از هزار و صد و هشتاد سال است که غایب و طرد شده و آواره است. اگر ما حتی در محبت هم صادق بودیم، ایشان این سالهای دراز را در غیبت نمی‌گذراندند. براستی چرا امام زمان حاکمِ جهان نیست تا دنیا را به صلاح برساند؟ چرا مردم به اطاعت از او نرسیدند تا به وزانِ بزرگی رهبرشان، رشد کنند؟ چرا در پاسخ به فریادهای کمک‌خواهیِ او کسی به دادش نمی‌رسد؟ و براستی ما چرا برای برداشتن موانع ظهور، قدمی بر نمی‌داریم؟ و یا چرا تلاشی برای رسیدن به مودت نمی‌کنیم؟ و این سوال، مهمترین سوال خداوند از ما، در قیامت است... چه پاسخی برای آن آماده نموده‌ایم؟.... همراهی با قرآن و معصوم در تنظیم سبک زندگی براساس آنها ارتباط با دو منبع اطلاعات تخصصی (قرآن و معصوم) ضروری‌ترین و مهمترین نیاز انسان از دیدگاه خداوند در دین اسلام است. و این ارتباط، جز با تنظیم سبک زندگی براساس این دو الگو امکان‌پذیر نیست. تنظیم تمام انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و گفتارها براساس الگوهایی که این دو منبع در اختیار ما قرار می‌دهند. فراموش نکنیم که هرگونه تخطّی از این دو منبع، تولد انسان را تهدید نموده و او را از مسیر تولد سالم دور می‌کند. اما نکته مهم اینجاست که اگر تا کنون از این مسیر دور بوده و این دو منبع اساس تصمیم‌گیری‌های ما نبوده‌اند، می‌توانیم با یک تصمیم جدی و انتخابِ صحیح، به مسیر بازگشته و راهِ نرفته را جبران نماییم، به طوری که خود را به هدفِ نهایی خلقت رسانده و با باطن انسانی متولد شویم. برای این منظور، باید برحسب میزان فاصله‌ای که تا باطن انسانی داریم، سرمایه‌گذاری نموده و تلاش کنیم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed