www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 968
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 300 ، 93/05/30

دیدن خوبی‌های دیگران، یک اخلاق بزرگ و الهی است. حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: اگر در شما حتی یک صفت خوب هم موجود باشد، من آن را می‌بینم و به آن توجه دارم.

خانواده آسمانی،جلسه 300 ، 93/05/30

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی عدم رعایت عدالت و انصاف، عاملی برای ایجاد خصومت یکی از عواملِ ایجاد دشمنی، ایرادگیری از دیگران و سرزنش آنهاست. یکی از بیماری‌های خطرناک و شایع در وجود انسان که او را به خرده‌گیری و سرزنش دیگران وامی‌دارد؛ بی‌انصافی و بی‌عدالتی است، به گونه‌ای که او دیگر خوبی‌های دیگران را کمرنگ و بدی‌هایشان را پررنگ و بزرگ می‌بیند. رعایت عدالت و انصاف در مورد دیگران، کار آسانی نیست، زیرا خودشیفتگی‌ها و خودخواهی‌های انسان‌ها مانع بزرگی در مسیر رعایت انصاف هستند. دیدن خوبی‌های دیگران، یک اخلاق بزرگ و الهی است. حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: اگر در شما حتی یک صفت خوب هم موجود باشد، من آن را می‌بینم و به آن توجه دارم. باید بیاموزیم که به راحتی عیوبِ دیگران را نبینیم و در رابطه‌ی با آنها، از نق و غر و سرزنش خودداری کنیم. مدارا کردن با دیگران و ندیدن عیوب آنان، از عوامل اصلاح قلب و همچنین اصلاح فرد و جامعه است. در روایات ما آمده است که اگر انسان، خود را حتی از یک انسانِ دیگر بهتر بداند، انسان متکبری است. بنابراین باید از همین لحظه تمرین‌های جدی خود را در دیدن مَحاسن دیگران آغاز کنیم. امامان معصومِ ما، همواره در دیدنِ خوبی‌ها و کارایی‌های دیگران پیشگام و ممتاز بوده‌اند. و اگر جوامعِ مسلمان و شیعه به چنین نگاهی دست یابند، به یقین شاهد کاهش چشمگیر سطح اختلافات خانوادگی، اجتماعی و طلاق در آنها خواهیم بود. هرگز خود را از کسی بهتر و بالاتر ندانیم. خودشیفتگی‌ها در اقشار مختلف انسان‌ها، به گونه‌های مختلفی دیده می‌شوند. اغلب در انسان‌های مذهبی، خودشیفتگی‌های مذهبی دیده می‌شود که از بدترین نوع خودشیفتگی‌هاست. در کسانی که اهل علم هستند، خودشیفتگی‌های علمی و در سطوح پایین‌تر، خودشیفتگی‌های وهمی و حسی و ... دیده می‌شود. خوب است این نکته را از خاطر نبریم که خداوند همه‌ی فواحش را حرام نموده است، هم فحشاهای ظاهری و هم فحشاهای باطنی. قُبح فحشاهای باطنی بسیار بالاتر از فحشاهای ظاهری است. پس هرگز کسی را به خاطر ابتلا به گناهان ظاهری سرزنش ننموده و خود را از آنان برتر ندانیم. شیوه‌ی صحیح انتقاد قبل از هر انتقادی، اول بیندیشیم که آیا این انتقاد لازم هست یا اینکه می‌توان از گفتن آن صرفِ نظر کرد. فراموش نکنیم که قبل از هر انتقاد، ابتدا محاسن و خوبی‌های شخص مقابل را دیده و بازگو کنیم و سپس حتی‌الامکان به طور غیرمستقیم انتقاد خود را مطرح نماییم. در روایات ما آمده است که: «الانتقاد عداوه؛ انتقاد دشمنی می‌آورد.» اما این به معنای عدمِ انتقاد در مواقعِ لزوم نیست. بلکه به معنای رعایتِ شرایطِ انتقاد و جلوگیری از بروز درگیری و اختلاف است. در هنگام انتقاد باید بسیار زیرکانه از وحدت میان انسان‌ها محافظت نموده و اگر احتمال می‌دهیم که ممکن است این انتقاد به حذفِ محور وحدت بینجامد، از آن صرف نظر نماییم. انتقاد کردن از کسانی که انتقادپذیر نیستند، کار بیهوده‌ای است. همین‌طور کسانی که احتمال تأثیر و تغییر در آنان وجود ندارد نیز از قاعده‌ی انتقاد مستثنی هستند. اما یادمان باشد که هیچ‌گاه انتقادمان را به کسی جز صاحب انتقاد نگوییم، زیرا این کار حتماً ما را به غیبتی آلوده خواهد کرد که گناهی بسیار عظیم و نابودکننده می‌باشد و قلب ما را به فساد خواهد کشاند.   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 967
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 299 ، 93/05/30

به این نکته‌ی مهم توجه کنیم که هرگاه در آیات و روایات به کلمه‌ی قلب برخورد کردیم، باید بدانیم که منظور، حرکتِ جنینیِ ما در رحمِ دنیا بوده و موضوعِ مورد بحث می‌تواند حرکت ما به سمت ابدیت و نوع تولد ما را تحت تأثیر قرار دهد.

خانواده آسمانی،جلسه 299 ، 93/05/30

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی آثار اختلاف و تفرقه (ادامه بحث جلسه قبل) 4- بروز آسیب‌ها و لطمات جبران‌ناپذیر امیرالمؤمنین «علیه السلام» خطاب به فرزندانشان می‌فرمایند: ای فرزندان من، از دشمنی کردن با مردم بپرهیزید، زیرا که آنان از دو نوع خارج نیستند؛ یا دانا هستند که با مکر و نقشه به شما ضربه می‌زنند و یا نادانند که در آسیب‌زدن به شما می‌شتابند. انسان‌های دانا شاید در زمانی کوتاه به مقابله با دشمنیِ دیگران برنخیزند. اما به دنبال مکر و نقشه‌ای خواهند بود تا به واسطه‌ی آن بتوانند با دشمنی‌ها روبه‌رو گردند. حال آنکه افراد نادان، اساساً ملاحظه‌ی قدر و اندازه‌ی انسانهای دیگر را ننموده و در پاسخ به دشمنیِ دیگران شتاب می‌کنند. و این شتاب‌زدگی، ممکن است به تولید صدماتِ جبران‌ناپذیری چون قتل بیانجامد. لذا اساساً دشمنی با دیگران، کار پسندیده‌ای نیست. حتی انسان در جایی که مورد ظلم قرار گرفته است نیز، باید از مجاریِ قانونی، برای بازپس گرفتنِ حقوق خود اقدام نماید و به طور مستقیم از دشمنی و خصومت پرهیز نماید. 5- آشکار شدن بدی‌ها امام صادق «علیه السلام»؛ از دشمنی کردن با مردم بپرهیزید، زیرا این کار ننگ و زیان در پیش داشته و عیب و بدی را آشکار می‌کند. روحیه‌ی دریدن و دشمنیِ با دیگران یک ننگ بزرگ است صدماتِ وسیعی را بر روح انسان وارد می‌سازد. علاوه بر این به دشمنی برخاستن با دیگران در محضر خداوند بزرگ و حضور خانواده‌ی آسمانی بی‌حیایی عظیمی است که به آشکار شدن بسیاری از عیوبی منجر می‌شود که خداوند آنها را بر دیگران پوشیده داشته است. 6- فساد قلب و ابتلا به نفاق امام باقر «علیه السلام»؛ با یکدیگر به خصومت نپردازید، زیرا آنها قلبِ شما را فاسد نموده و آن را به نفاق مبتلا می‌سازد. به این نکته‌ی مهم توجه کنیم که هرگاه در آیات و روایات به کلمه‌ی قلب برخورد کردیم، باید بدانیم که منظور، حرکتِ جنینیِ ما در رحمِ دنیا بوده و موضوعِ مورد بحث می‌تواند حرکت ما به سمت ابدیت و نوع تولد ما را تحت تأثیر قرار دهد. لذا انسان همان‌گونه که از بدترین دشمنان خود می‌گریزد، واجب است که از میادینِ خصومت، درگیری و مراء نیز فرار کند. فراموش نکنیم که خصومت و مراء با انسانهای کم‌ظرفیت و نادان، آنان را به خیره‌سری به لجبازی وادار نموده و قلبِ انسان را به نابودی خواهد کشاند. پدران و مادران زیرک هرگز و در هیچ شرایطی به مراء با فرزندانِ خود نپرداخته و آنان را به لجبازی و مقابله‌ی با خود وانمی‌دارند. آنان هرگز اختلافاتِ میانِ خود را نیز، در برابر فرزندان به نمایش نمی‌گذارند چرا که می‌دانند هرگونه اختلاف و درگیری میان والدین، احساس بی‌پناهی را به فرزندان القاء خواهد نمود. 7- ورود در آتش دوزخ نبی اکرم «صلی الله علیه و آله»؛ «من بکی علی الدنیا، دَخَل النّار» یادمان باشد که هرگاه غم، هیجانات منفی، احساس حقارت، عصبانیت و... به سراغمان آمد، می‌توانیم با اتّکا به این جمله‌ی معجزه‌آسای پیامبر، از شرّ این جهنم‌ها برهیم، چرا که این هیجانات منفی، قلب انسان را پژمرده نموده و به قساوت مبتلا خواهد نمود. غصه خوردن‌ها، هزینه‌هایی است که در برابر امورات گوناگون پرداخت می‌نماییم. بنابراین قبل از هر غصه‌ای، کمی با خود بیندیشیم که آیا این مسئله، ارزش پرداختِ چنین هزینه‌ی سنگینی را دارد؟ فراموش نکنیم که غصه خوردن برای تلخی‌های گذشته، تمامِ لحظاتِ حال و آینده‌ی انسان را به نابودی کشانده و ارمغانی جز آتش دوزخ به همراه نخواهد داشت.   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 966
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 298 ، 93/05/23

خوب است بدانیم که هیچ عبادتی در نزد خداوند بالاتر از دوری از اختلاف و درگیری نیست و هیچ معروفی زیباتر از الفت در میان قلوب انسان‌‌ها وجود ندارد. اگر حق هم با ما بود، کوتاه بیاییم و از شعله گرفتن آتشِ نزاع ممانعت کنیم.

خانواده آسمانی،جلسه 298 ، 93/05/23

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی آثار اختلاف و تفرقه 1- غلبه و حکومت اهل باطل بر اهل حق نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم»: «ما اختلف اَُمّهٌ بعد نبیّها، الاّ ظهر باطلها علی حقّها؛ هیچ امتی بعد از پیامبرشان، اختلاف نکردند، مگر آنکه اهل باطل آن امت بر اهل حق غلبه کردند. بروز اختلافات در هر اجتماعی (از خانواده تا جوامع بزرگتر)، نشانه‌ی شکست خوردگی اعضای آن جامعه در برابر شیطان است. قُبح اختلاف و درگیری آن‌قدر عظیم است که گاه ممکن است بنیان‌گذار یک فساد بزرگ و یا انحرافِ نابود کننده در انسانها شده و یا حتی جان میلیونها انسان را به خطر اندازد. اهل رسانه در انجام رسالات خویش، باید بسیار هوشمندانه مراقب فتنه‌انگیزی‌ها باشند، تا نکند به واسطه‌ی اخبار و اطلاعات منتشر شده توسط آنان ناآرامی در جامعه شیوع یابد. این فرمول نبی اکرم، فرمولی قدرتمند در علوم تاریخ و جامعه‌شناسی است. هرگاه امتی به اختلاف تن دادند، آن‌قدر ضعیف می‌شوند که اهل باطل بر آنان قدرت خواهند یافت. روایات ما، مکرراً انسان را به خوش‌بینی و توجیه‌های مثبت در برابر عملکردِ بد دیگران دعوت می‌کنند تا بدین وسیله، راه نزاع و درگیری را در جوامع مسلمان ببندند.   2- دور شدن دل‌ها از یکدیگر نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم»: «لا تختلفوا، فاختلف قلوبکم؛ با هم ناسازگاری نکنید، چرا که دلهایتان با هم ناسازگار می‌شوند.» اختلاف‌های مکرر، محبت را از دل‌های انسان‌ها زدوده و آنان را از هم دور می‌نماید. یک پدر و مادر زیرک هرگز با رفتارهای تندِ بی‌موقع و نگاه‌های خشم‌آلودِ مکرر، دل‌های فرزندان‌شان را از محبت خالی ننموده و آنان را از خویش نمی‌رانند. چرا که قربانیانِ اصلی این رفتارهای تند را کسی جز خویش نمی‌دانند. پیامبر اسلام «صلی الله علیه و آله و سلم»، نمونه‌ی کاملی از رحمت و رأفت بر مردم بودند. چرا که اگر الگوی دین، کسی جز ایشان بود، حتی با معجزه‌های بی‌شمار نیز نمی‌توانست در مدتی کوتاه، امت بزرگی را به اسلام مشرّف نماید. اساس و خمیرمایه‌ی دین، رحمت است و جز با رحمت نمی‌توان کسی را به دین وارد نمود. علت پایداری اسلام، تنها التزام آن به اخلاق است و هر جا که دین، دچار آسیب شد، به علت دورماندنِ مسلمانان از حریمِ اخلاق اسلامی بوده است. اگر امروزه شاهد غلبه اهل کفر بر میلیاردها مسلمان هستیم تنها یک دلیل دارد؛ اختلافِ میان مسلمانان. خوب است بدانیم که هیچ عبادتی در نزد خداوند بالاتر از دوری از اختلاف و درگیری نیست و هیچ معروفی زیباتر از الفت در میان قلوب انسان‌‌ها وجود ندارد. بنابراین در هر جا که بوی اختلافی حس کردیم، اگر حق هم با ما بود، کوتاه بیاییم و از شعله گرفتن آتشِ نزاع ممانعت کنیم.   3- نابودیِ جوامع امیرالمؤمنین «علیه السلام» فرمودند: «لا یزالُ هذا الامر فی بنی امیه، ما لم یختلفوا بینهم؛ بنی امیه تا زمانی که با هم اختلاف نکنند، حکومتشان ادامه خواهد داشت.» نابودی دولت‌ها، تمدن‌ها، حکومت‌ها، جوامع، خانواده‌ها و... زمانی اتفاق می‌افتد که در میانِ آنان اختلاف و درگیری به وجود آید. اختلاف، راه برکات و خیر الهی را در جامعه (از خانواده تا جوامع بزرگتر) خواهد بست. و بالعکس وحدت و رحمت در میان جوامع، برکات الهی را به سمت آن جلب خواهد نمود.   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 965
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 297 ، 93/05/23

اما نکته‌ی بسیار جالب و کلیدی آن است که بدانیم هرگاه نتوانستیم مانع ورود یک فکر منفی به قلب‌مان شده و برخلافِ آن عمل نماییم، در حقیقت دچار ضعف و سستی ارتباط با الله و خانواده آسمانی شده و روحمان به ضعف گرائیده است.

خانواده آسمانی،جلسه 297 ، 93/05/23

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی شیطان؛ اولین و مهمترین عاملِ پرواز انسان مراقبت از وحدت، نه تنها در نمای کلّی جامعه، امری لازم و ضروری است، بلکه حفظ هر رابطه‌ای از اختلاف و درگیری، (حتی ارتباط میان دو نفر) از مهمترین مراقبات در زندگی هر انسانی است. این مسئله به قدری حائز اهمیت و ارزش است که خداوند در قرآن به واسطه‌ی رسول خویش، برای تک تک بندگانش، پیغامی می‌فرستد؛ «قل لعبادی، یقول الّتی هی أحسن، إنّ الشّیطان ینزغ بینهم؛ به بندگانم بگو، با بهترین کلمات با یکدیگر سخن بگویند، زیرا شیطان میان آنان را برهم خواهد زد.» (سوره اسراء، آیه 53) می‌دانیم که شیطان از مظاهر رحمت الهی است و به تعبیر اولیای الهی، تمام مقاماتی را که انسان کسب نموده و خواهد نمود، همه و همه به برکت وجود اوست. مسئولیتِ اصلی شیطان در زندگی انسان‌ها، تولید جریانات مخالف (تضاد) به عنوان باشگاههای تمرینی قدرتمند برای کسب کمالات انسانی برای آنهاست. او در انسان، وسوسه تولید می‌کند و اگر کسی برخلافِ جهت این وسوسه‌ها حرکت نمود، امتیاز جدیدی کسب نموده و قدرتِ بیشتری کسب می‌نماید. اساساً عشق به الله و خانواده آسمانی در انسان تثبیت نشده و هیچ اسمی از اسماء الهی در او به فعلیّت نمی‌رسد مگر آنکه او در باشگاهی که شیطان برایش تدارک دیده است وارد شده و از آن برای اوج گرفتن و پرواز کردن استفاده نماید. از فعالیت‌های اصلی شیطان، تولید افکار منفی نسبت به دیگران، حتی نسبت به خدا، معصومین، مقدسات و انسانهای خوب در ذهن انسان است. از ویژگی‌های این افکار منفی آن است که انسان با توجه به این نکته که این افکار زائیده دست شیطان است و منسوبِ به او نمی‌باشد، می‌تواند به سادگی از کنار این افکار رد شده و به سمت کمال مطلق و آغوش خانواده آسمانی خویش، با سرعت حرکت نماید. اما اگر این افکار را به خویش نسبت داده و آنها را بپذیرد و در جهتِ موافقِ آن حرکت نماید، قطعاً از آغوش الله و خانواده آسمانی‌اش، فاصله خواهد گرفت. انواع تولیدات منفیِ شیطان در ذهن انسان، در قرآن به چهار دسته‌ی زیر تقسیم می‌شوند؛ 1- حمله از جلو؛ ایجاد اضطراب و ترس از آینده 2- حمله ازعقب؛ به تصویر کشیدن مداومِ گذشته‌های گناه آلودِ خودمان و یا دیگران 3- حمله از چپ؛ دعوت به معصیت‌های گوناگون 4- حمله از راست؛ کمالات انسان را به او نسبت داده و از آنها به عنوان دامی برای عُجب، غرور و بیماری‌های دیگر استفاده می‌نماید. از خصوصیات تمامِ این حمله‌ها، تولید غم، احساس پوچی، دلهره، اضطراب، ترس، ناامیدی، جدایی، اختلاف، خشونت، قهر و ... است. به محض دریافت چنین احساساتی، باید خود را در معرض حمله‌ی شیطان دیده و از آن معرکه‌ی مُهلک بگریزیم. پذیرش این افکار و نسبت دادن آنها به خودمان، در حقیقت توقف در میدان حمله‌ی شیطان و نابودشدن به دستانِ اوست. بالعکس عدم پذیرش هر فکر منفی و عمل نمودن برخلافِ جهت آن، امتیازی جدید و رشدی سریع به سوی الله محسوب می‌شود که قرآن از آن به دشمنی کردنِ با شیطان تعبیر می‌کند؛ «انّ الشّیطان لکم عدوّ، فاتّخذه عدوّا...» (سوره فاطر، آیه 35)   نفس؛ دومین عامل صعود انسان در سیر الی الله به غیر از شیطان که موجودی خارجی برای تولید فکر در انسان است و به نوعی، حریفِ تمرینیِ او برای اوج گرفتن محسوب می‌شود، نفس اماره نیز عاملی درونی است که دستاویز‌های شیطان در درون انسان به شمار می‌رود. نفس، انسان را به فتنه‌انگیزی، تنش، خشونت، تحقیر، سرزنش، قهر، غیبت، تهمت، خبرچینی و... دعوت می‌کند. شیطان با تولید افکار منفی این احساسات را در نفس زنده نموده و به آنها دامن می‌زند. انسان برای دور ماندن از اختلافات و حفظ دوستی‌ها و عشق‌ها، باید بیاموزد که جلوی وسوسه‌های نفس و شیطان بایستد و درست در خلاف جهت آنها حرکت نماید. در صورت عدمِ مقاومت در برابر این وسوسه‌ها، دوستی و عشق‌های انسان به سرعت از دست خواهد رفت.   ریشه‌ی اصلی ناپایداریِ عشق‌ها و محبت‌ها دختران و پسران، به راحتی می‌توانند برای تولید عشق در دیگری، موفق باشند. اما عدم مهارت‌یابی آنان در مبارزه با حملات و افکار منفیِ تولید شده توسط شیطان، سبب می‌شود که نتوانند این عشق را حفظ نموده و از یکدیگر متنفر می‌شوند. از همین رو، آمار جهانی طلاق، روز به روز در حال افزایش است. اگر انسان‌ها، عشق‌ها و محبت‌های خود را بر پایه‌ی خصوصیات و کمالات انسانی و شخصیتی (اخلاقیات و اعتقادات) بنیان نهند، قطعاً به عشق‌های ماندگار و پایداری دست یافته‌اند. اما اگر اساس انتخابِ عشق، خصوصیات شخصی (زیبایی، ثروت، موقعیت اجتماعی و ... ) باشد، در خوش‌بینانه‌ترین حالت، می‌توان گفت که بیش از 1 تا 15 ماه دوام نخواهد داشت.   راهکارهای عملی برای مهربان‌تر شدن در گذشته آموختیم که لازمه‌ی دریافتِ هر کدام از اسماء خداوند، قبل از هر اقدامی، دریافتِ اسم رحمان است. هر چه نام رحمان بیشتر در انسان تجلی می‌یابد، او نسبت به تمام آنچه در پیرامونش است (گیاهان، حیوانات، اشیاء، انسان‌های دیگر...) روز به روز مهربان‌تر می‌گردد. درست در لحظه‌ای که رحمت در انسان متوقف می‌گردد، سیر إلی الله نیز در او متوقف می‌شود. برای مهربان‌تر شدن، لازم است که؛ اولاً انسان بر مجموعه‌ی کشش‌هایی که او را به سمت اختلاف انگیزی با دیگران (خدا، فرشتگان، معصومین، افراد خانواده، انسان‌های دیگر و ...) دعوت می‌کند غلبه نموده و ثانیاً دائماً به این موضوع توجه داشته باشد که اطرافیان او نیز ممکن است تحت تأثیر نفس و شیطان، به سمت اختلاف و درگیری ترغیب شده باشند. بنابراین لازم است درست در زمان‌هایی که آنها را تحت حمله‌ی نفس و شیطان یافت، کاملاً هوشیارانه و آرام رفتار نموده و مراقب باشد تا آتشی در این میان شعله نگیرد. بنابراین انسانی که می‌خواهد اسم رحمان را دریافت نماید و هم درجه‌ی خانواده‌ی آسمانی‌اش به آنان ملحق گردد، اولاً باید دائماً مراقب باشد که قلبش در آرامش و سِلم با دیگران بوده و از سوی او هرگز آتشی برنخیزد. ثانیاً مراقب باشد زمانی که دیگران در معرض آتش گرفتن هستند، تا جایی که می‌تواند در فرونشاندن آن آتش تلاش نماید، نه آنکه خود نیز به خشم آمده و به این آتش دامن بزند. درست به همین دلیل است که روایات ما، تجهیزِ به حلم را امری ضروری دانسته و تأکید نموده‌اند که اگر انسان مجهز به حِلمی نباشد که بتواند به واسطه‌ی آن جهل جاهلان (آتش تولید شده توسط جاهلان) را رد نماید، هیچ عملی برایش باقی نمی‌ماند.   اطاعت از الله و رسول = قدرت گرفتن روح = رسیدن به رحمت و رأفت برای رسیدن به مقام رحمت و حلم، اولین قدم، غلبه بر تمام انواع خودخواهی‌ها و خودشیفتگی‌های بیهوده است. به گونه‌ای که در هیچ کمالی (حتی کمالات اخلاقی و معنوی) خود را از دیگران برتر نبیند، چرا که خودخواهیِ نفس، عامل اصلیِ بروزِ اختلافات و  درگیری‌هاست. ذکر الحمدلله، درمانی معجزه‌گر برای خودشیفتگی و غلبه‌ی انسان بر نفس است. الحمدلله، انتسابِ تمام کمالات به الله است، به طوری که دیگر جای هیچ تکبری در وجود انسان باقی نمی‌ماند. غلبه بر خودشیفتگی‌ها، کار آسانی نیست و نیاز به تمارین جدّی و مراقبت‌هایِ خاص دارد. در جلسه گذشته با آیه‌ی زیر آشنا شدیم؛ «و اطیعوا الله و رسوله و لا تنازعوا، فتفشلوا، تذهب ریحکم و اصبروا، انّ الله مع الصّابرین» (سوره انفال آیه 46) و آموختیم که اطاعت از خدا و رسول، عاملی مؤثر در غلبه‌ی انسان بر خودشیفتگی‌هایش می‌باشد، زیرا محور اطاعت دیگر خداوند و رسول او می‌باشند نه خود طبیعی‌ انسان. اما نکته‌ی بسیار جالب و کلیدی آن است که بدانیم هرگاه نتوانستیم مانع ورود یک فکر منفی به قلب‌مان شده و برخلافِ آن عمل نماییم، در حقیقت دچار ضعف و سستی ارتباط با الله و خانواده آسمانی شده و روحمان به ضعف گرائیده است، به همین سبب نیز یک فکر منفی تولید شده توسط شیطان توانسته، روحمان را بر زمین بکوبد. بنابراین به محض آنکه دچار مشکلات روحی و اخلاقی شدیم (فتفشلوا) و یا در ارتباطمان با خودمان و انسان‌های دیگر کلافه، بی‌طاقت شده و آرامش‌مان را از دست دادیم، اگر دیگران از ما دلگیر و عصبانی‌اند و دوستمان ندارند، اگر عزت و آبروی‌مان در خطر است و ... باید بدانیم که روح ما تضعیف شده و ارتباطمان با آسمان سست گردیده است. تنها راه چاره در چنین مواقعی، دریافت خوراک های معنوی است، شنیدن مباحثِ معرفتی و اخلاقی، مطالعاتِ معرفتی، تلاوت و تفکر در قرآن، ذکر، نماز و ... «ذکرالله، قوت الارواح» یاد خدا، خوراک قلب انسان است. قلبی که به موقع خوراک‌های خود را دریافت می‌کند، سالم، آرام و با انرژی است و تمام بیمار‌هایی که ناشی از پذیرش افکار منفی است، به آسانی از بین رفته و درمان می‌شود. ساختار روح کاملاً ریاضی است و به محض بروز مشکل، خود ما می‌توانیم درمانگرش باشیم. بروز مشکلاتِ روحی و اخلاقی در حقیقت به منزله‌ی کاهش ارتباطِ مؤثر و قدرتمند با غیب و دریافت رحمت، عزت، شخصیت، و قدرت از آسمان است. فراموش نکنیم کسی که از آسمان قدرت می‌گیرد، چیزی در زمین تکانش نخواهد داد. انسانی که رحمت، عزت و عاطفه را از آسمان دریافت می‌کند، حتی اگر محبت و رحمتی نیز از دیگران دریافت نکند، باز هم به سادگی همگان را از سرچشمه‌ی رحمت و محبت خود سیراب خواهد کرد. احساسِ نیاز ما به زمین و اهل زمین نشانه‌ی عدم دریافتِ آنها از آسمان است، چرا که ما می‌توانیم هر نوع نیازی را در زمین، از آسمان تأمین کنیم، به شرطی که ارتباط ما با آسمان صحیح و حقیقی باشد. اگر حقیقتاً به دنبال شادی می‌گردیم، اگر به دنبال قدرتی هستیم که به واسطه‌ی آن چیزی در زمین تکان‌مان ندهد، باید از دنیا و اموراتِ آن بزرگتر شویم، تنها کسی می‌تواند در برابر آسیب‌های دنیا (از دست دادن عزیزان، بیماری، توهین‌های دیگران، برشکستگی و ...) آرام باشد که ثروت قلب او و دارایی‌های انسانی‌اش بزرگتر از دنیا باشد. اگر کسی بزرگتر از دنیا شد، شرم دارد از آنکه به واسطه‌ی امری از امورات دنیا عصبانی و یا غمگین گردد و این خشم و غم را برای خود بی‌آبرویی و فحشای بزرگی می‌داند. ذاتِ ایمان و دین (اطاعت از الله و رسول) رسیدن به شادی، آرامش، قدرت، استحکام، عزت و شخصیت است. و هر نوع ناآرامی، نشانه‌ی ضعف ایمان. محال است انسان با یاد خدا و با حضور قلب در برابر دنیا به ذلت و غم دچار گردد. یادمان باشد، که تنها با یاد الله جان‌ها آرام می‌گیرند. تنها جانی که با بی‌نهایت پیوند می‌خورد، دیگر جیفه‌ای از دنیا نمی‌تواند آرامش را از او بگیرد.   صبر برای حفظ وحدت = معیّت با خدا حفظ عشق و وحدت میان ما و خودمان، ما و خانواده آسمانی‌مان، ما و دیگر انسان‌ها و ... نیاز به فداکاری و از خودگذشتگی دارد. و «پا روی خودگذاشتن»، کار آسانی نیست. اساساً به همین دلیل خداوند در پایان آیه می‌فرماید؛ «واصبروا، انّ الله مع الصّابرین». اگر برای دوری از اختلاف و درگیری، صبر کردید و با فداکاری، روی خودِ طبیعی‌تان پا گذاشتید، مژده‌ی بزرگ خداوند بر شما مبارک، خداوند همراه شما و در معیّت شما خواهد بود... دیگر می‌توانید ادامه‌ی راه را به او بسپارید... «صبر» لازمه‌ی حفظ وحدت چه در نظام فردی (با خدا و اهل بیت و بهشتیان) و چه در نظام اجتماعی (با انسان‌های دیگر) است. به خاطر وقار اسلام، صبر کنیم. به خاطر آبروی خانواده آسمانی‌مان، متین و باوقار زندگی کنیم تا اگر کسی به ما رسید، بگوید درود بر دین اسلام و الگوهای آن. فراموش نکنیم که برای تجهیز شدن به سلاح «صبر» باید مدام از آسمان استمداد نموده و انرژی دریافت نماییم.   والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 964
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 296 ، 93/05/16

نصف شخصیت یک عاقل «تحمل» و نیم دیگر آن «تغافل» (خود را به غفلت زدن) است. مُچ‌گیری از دیگران، پاسخ دادن به هر کلامی و شرکت کردن در هر مباحثه‌ای نشان‌دهنده‌ی ضعف ایمان انسان است.

خانواده آسمانی،جلسه 296 ، 93/05/16

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی خودشیفتگی، ریشه‌ی مشترک تمام اختلافات و درگیری‌ها تمام انسان‌ها موظفند، روح خویش را از صفتِ دریدن دیگران و حمله‌ی به آنان رها و آزاد کنند. اصولاً اختلافات میان انسان‌ها در میان کسانی به درگیری می‌انجامد که بی‌ایمان و یا سست ایمان بوده و تنها خود را با عیوب دیگران مشغول می‌دارند، اما تحمل شنیدن یک عیب از عیوب خود را نیز ندارند. چنین انسان‌هایی را شهوت‌های گوناگون (اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و ...) به گونه‌ای احاطه نموده است که حتی یک ساعت نیز تحملِ تنهایی و خلوتِ با خدا را ندارند و همیشه از خویش به جمع پناه می‌برند، زیرا از روبه‌رو شدن با خودِ حقیقی‌شان و از تنها ماندنِ با الله می‌هراسند. اختلافات و درگیری‌های سیاسی، جناحی و... که رسانه‌ها و روزنامه‌ها به آنها دامن می‌زنند، آرامش را از جامعه سلب می‌کند. اما فراموش نکنیم که آرامش و شادی حق طبیعی و مسلّمِ مسلمانان در یک جامعه اسلامی است و اساساً هر نوع اختلافی، این حقِ طبیعی را از جوامع اسلامی خواهد ربود. اما یک نکته مهم که در تمام اختلافات و درگیری‌ها مشترک است، آن است که ریشه‌ی تمام اختلافات، خودخواهی‌ها و خودشیفتگی‌های انسانهاست. جهنم «خود» جهنم بسیار عمیقی است که منشأ تمام ناآرامی‌های انسان‌هاست که در این مبحث، فرصتِ اشاره به مصادیق متعدد آن وجود ندارد.   تمرین برای درمان خودشیفتگی برای حذف خودشیفتگی از نفس، صرفِ موعظه شنیدن کافی نیست، بلکه، نیاز به تمرین و تلاشِ مستمر و جدی دارد. همانگونه که در جلسات گذشته برای رسیدن به خیال پاک و ارتباط با غیب تمارینی را آموختیم، باید با تمرین‌های مربوط به حذف خودخواهی و خودشیفتگی نیز آشنا شویم. برای این منظور باید کلام خویش را کنترل کنیم. قبل از اَدای هر سخنی، با خود فکر کنیم که آیا می‌توانیم این جمله را نگوییم؟ آیا واقعاً ایرادِ این کلام ضروری است؟ اگر پاسخمان منفی بود، از گفتنِ آن کلام بپرهیزیم. با این تمرین، باید هر روزی که می‌گذرد از تعداد کلماتِ مورد استفاده هر روز ما، کاسته گردد. باید کلام خود را به گونه‌ای کنترل کنیم که در هیچ بحثی که ضروری نیست و یا در آن تخصصی نداریم، ورود نکنیم. «ما یلفظ من قولٍ الاّ لدیه رقیبٌ عتید؛ سخنی بر زبان نیاورده جز آنکه هماندم فرشتگان مراقب و آماده آن را می‌نگارند.» (سوره ق، آیه 18) طبق این آیه، به محض اَدای کلامی از انسان، فرشته‌های نگهبان آن را ثبت خواهند نمود. پس کمی جدّی‌تر از زبانمان مراقبت کنیم! جمع‌های خانوادگی باید گرم و پرمحبت باشند، سعی کنیم آن را با مباحث بیهوده و درگیری‌های سیاسی آلوده ننماییم. باید مراقب باشیم تا هرگز یک طرف از طرفینِ دعواها و درگیری‌ها، ما نباشیم! هرگز فراموش نکنیم که پاسخ بسیاری از کلمات، سکوت است؛ «رُبَّ کلامٍ جوابُهُ السّکوت» قبل از پاسخ‌ به هر کلامی، ابتدا فکر کنیم که آیا این کلام، واقعاً پاسخی می‌طلبد یا اینکه می‌توان سکوت کرد و چیزی نگفت. نصف شخصیت یک عاقل «تحمل» و نیم دیگر آن «تغافل» (خود را به غفلت زدن) است. مُچ‌گیری از دیگران، پاسخ دادن به هر کلامی و شرکت کردن در هر مباحثه‌ای نشان‌دهنده‌ی ضعف ایمان انسان است. خوب است بدانیم که زشت‌ترین چهره‌ی نفس انسان، درست در حالتی است که با دیگران به درگیری و مشاجره می‌پردازد. حیا کنیم از اینکه، زبانمان، شمشیرِ بُرنده‌ی جان دیگران شود.   نافرمانی خداوند = از دست رفتن قدرت و استحکام = اختلاف و تفرقه «و اطیعوا الله و رسوله و لا تنازعوا، فتفشلوا و تذهب ریحکم، واصبروا، انّ الله مع الصّابرین؛ و همگی با روح وحدت پیرو فرمان خدا و رسول باشید و هرگز راه اختلاف و تنازع را نپویید، زیرا در اثر تفرقه عظمتِ شما نابود می‌شود (سست می‌شوید) و خاصیت خود را از دست می‌دهید. صبور باشید که خدا همیشه با صابران است.» (سوره انفال، آیه 46) توجه به این آیه نشان می‌دهد که اگر انسان‌ها واقعاً مطیع خدا و پیامبرش بودند، این همه اختلاف در میان آنان دیده نمی‌شد، بنابراین اول باید نافرمانیِ خدا و رسول را کرد، تا بتوان به انسان درّنده و درگیر شونده‌ای تبدیل شد. اختلافات و درگیری‌ها باعث سست شدن و پراکنده شدن شیعیان شد تا جایی که کشته شدن 11 امام را دیدند و حرکتی از خود به خرج ندادند. امروز همین اختلافات شیعیان است که 1180 سال امام زمان «علیه السلام» را در غربت و آوارگی نگه داشته است. کاش به خاطر تنهایی امام زمان هم شده، از کشمکش‌ها و اختلاف‌ها دوری کنیم. هرگونه نافرمانی خدا و رسول، چه در نظام خانواده و چه در نظام جامعه، سبب عدم استحکام آن خانواده و یا اجتماع می‌گردد. به گونه‌ای که این خانواده و یا جامعه خاصیت و قدرت خود را از دست داده و به خوراکِ مناسبی برای دشمنان تبدیل می‌گردد. اتحاد مسلمانان، خنده‌ی آسمان را برمی‌انگیزد و تمام مغفرت و رحمتِ خداوند را جلب می‌کند. مسلمانان باید آگاه به زمان خود بوده و موقعیت‌شناس باشند و در هیچ شرایطی اتحاد خویش را از دست ندهند. امام صادق «علیه السلام» می‌فرمایند: «العالمُ بزمانِهِ، لا تهجمُ علیه اللوابث؛ کسی که زمان خود را خوب می‌شناسد، خطرات و انحرافات، هرگز به او هجوم نمی‌آورند.» خوب است بدانیم که خداوند گناهکارانی را که اهل اتحادِ اجتماعیِ مسلمانان‌اند، می‌آمرزد، اما اهل عبادتی را که به اتحاد اجتماعی مسلمانان احترام نمی‌گذارد، به خواری و ذلّت می‌کشاند. والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 962
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 295 ، 93/05/16

امیرالمؤمنین «علیه السلام»، التزام به کلمه‌ی اخلاص را نیز محورِ اتحاد میان انسانها می‌داند. اگر همه‌ی انسان‌ها به حقیقت لا اله الا الله پایبند بوده و دلبرهای محدود را به این اِله بی‌نهایت ترجیح نمی‌دادند، مَحال بود به جنگ و درگیری دچار شوند.

خانواده آسمانی،جلسه 295 ، 93/05/16

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی لزوم وحدت و پرهیز از اختلاف از نگاه قرآن و معصومین «علیهم اسلام» قرآن کریم در آیات متعددی به همگان اعلام می‌دارد که در هنگام رویارویی با اختلافات به خداوند، رسول و صاحبان امر رجوع نموده و از آنها برای حل اختلافات و رفع مشکلات یاری بجویند. اگر همه‌ی انسانها از یک مرجع واحد تبعیت کنند، دیگر فرصتی برای به هم خوردن وحدتشان وجود ندارد. تعداد این آیات و روایات بسیار زیاد است که در این مبحث مجالِ برشمردن همه آنها نیست، اما این نکته مهم در تمام این منابع مستتر است؛ رجوع به مراجع تخصصیِ معصوم، حافظ وحدت میان انسانها و مانع تفرقه‌ها، درگیری‌ها و اختلافاتِ میان آنان است. به حدیث معتبر و مُسنّدِ غدیر توجه کنید؛ «انّی تارکٌ فیکُم الثَّقَلَین، کتاب الله و عترتی، ما إن تمسکتم بهما، لن تضلّوا بَعدی أبدا، لن یفترقا حتی یَردا علیَّ الحوض» پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» در این حدیث قرآن و معصومین «علیهم السلام» را به عنوان دو عامل هدایت انسانها معرفی نموده و اعلام می‌دارند که این دو هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند، تا اینکه به حوض کوثر، بر پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» وارد گردند. همه‌ی اختلافات و انحرافاتِ میان مسلمانان درست از زمانی آغاز شد که آنان به یکی از این دو متمسک شده و دیگری را رها نمودند، حال آن‌که رسولِ خدا «صلی الله علیه و آله و سلم» تمسّکِ همزمان به هر دوی این عوامل را عامل سعادت و هدایت انسان‌ها می‌داند. و اساساً منشأ تمام اختلافات سیاسی- علمی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و ... نیز چیزی جز این نیست. اگر انسانها همواره حرمتِ قرآن و رسول و عترتِ او را نگه می‌داشتند، هرگز جهان اسلام به این حجم عظیم از گرفتاری‌ها، فتنه‌ها، اختلافات مبتلا نمی‌گشت. طبق اصل اصالت تخصص، همه انسانها در تمام طول تاریخ، برای بهره‌برداری از هر سیستمی به سازنده آن سیستم و متخصصینی که از سوی سازنده‌ی آن، دارای نمایندگی مجاز می‌باشند، مراجعه می‌کنند. اما نکته‌ی عجیب در این موضوع آن است که همین انسان‌ها، در هنگام برخورد با خودشان به عنوان اشرفِ مخلوقات و در ارتباط با انسان‌های دیگر، به سراغ سازنده و منابع تخصصی اعلام شده از سوی این سازنده نمی‌گردند تا مهارت‌های لازم را برای ارتباط با این موجود پیچیده و عظیم بیاموزند. و اساسِ محاکمه‌ی قیامت نیز، چیزی جز اصل اصالت تخصص و عدم مراجعه‌ی بشر به منابع تخصصیِ لازم در برخورد با خودِ حقیقیِ‌شان نیست. امام صادق «علیه السلام» می‌فرمایند: «نحن حبل الله الذی قال؛ و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقّوا؛ ما آن ریسمان محکم الهی هستیم که خداوند فرمود؛ به ریسمان محکم خداوند چنگ زنید و از آن متفرق نشوید.» آیا بشر از این منبع تخصصیِ قدرتمند و معتبر الهی، برای تنظیم ارتباطات و کسب مهارت‌های لازم استفاده نموده است؟ گرفتاری‌ها و مشکلات بشر، ریشه‌ای جز عدمِ شناخت معصومین «علیهم السلام» و مراجعه به آنان ندارد.   اختلاف و درگیری؛ نوعی از عذاب‌های الهی در سوره‌ی انعام، آیه 65 خداوند مصادیق انواع عذاب‌ها را برای انسان‌ها، برمی‌شمرد؛ «قل هوالقادر علی أن یبعث علیکم عذاباً من فوقکم أو من تحت ارجلکم، أو یلبسکم شیعاً و یذیقُ بعضکم بأس بعضٍ أُنظر کیف نصرّف الآیات لعلّکم یفقهون؛ بگو، خداوند تواناست تا بر شما عذاب و بلایی از آسمان و زمین فرستد و یا شما را به اختلافات و پراکندگی در افکند و بعضی را به عذاب بعضی دیگر گرفتار کند. بنگر چگونه‌ ما آیاتِ خود را به طُرقِ مختلف بیان می‌کنیم باشد که مردم چیزی را درک کنند.» در این آیه تفرقه به عنوان نوعی از عذاب‌های الهی معرفی شده است. بنابراین تفرقه در هر جایی (خانواده، جامعه، میان کشورها و ملت‌های گوناگون، میان مذاهب و ادیان مختلف و ...) به سبب تولید ناآرامی‌های روانی و آثار متعدد و زیانبارش، خود یکی از عذاب‌های الهی به شمار می‌رود، به‌گونه‌ای که هرگاه مردم از خدا و رسول و اطاعت آنان فاصله گرفتند، حاکمان ظالم بر آنها مسلط شده و تا می‌توانستند بر آنان ستم روا می‌داشتند. امام باقر «علیه السلام»، مفهوم عبارت «یلبسکم شیعا» را پراکندگی در دین و اَنگ زدن آنان به یکدیگر معرفی می‌نماید. و این همان چیزی است که امروزه در جهان به وضوح دیده می‌شود. سفارش اکید ائمه «علیهم السلام»، پرهیز از هر گونه اختلاف در میان مسلمانان و حتی میان مسلمانان و مذاهب و ادیان دیگر است. به طوری که توصیه می‌کنند «با اتکا به کوچکترین نقاط مشترک میان خودتان» از تفرقه و اختلاف جلوگیری کنید. اما با نهایت تأسف، امروزه شاهد اختلاف روزافزون گروهی از شیعیان و اهل تسنن هستیم، که بسیار جاهلانه و با بی‌توجهی به فرمایشات معصومین «علیهم السلام» به اختلافات و درگیری‌ها دامن زده‌اند.   پرهیز از اختلاف به خاطر حفظ متانت و وقار اسلام حضرت علی «علیه السلام» در ضرورت وحدت فرمایشی دارند که توجهِ عمیق به این سفارش، حتماً انسان را به ترک هر نوع اختلافی (خانوادگی، شغلی، اجتماعی، مذهبی، سیاسی و...) موفق خواهد نمود. لطفاً کمی با دقت بیشتری به این سفارش دل بسپارید: باید که اسلام و متانتِ آن، شما را از ستمگری و یاوه‌گویی نسبت به یکدیگر باز دارد، و یک سخن و متحد شوید به دین خدا، که هیچ دینی جز آن از کسی پذیرفته نمی‌شود، و به کلمه‌ی اخلاص، که جان‌مایه و اساسِ دین است ملتزم شوید. امیرالمؤمنین «علیه السلام» به واسطه‌ی این کلامِ کاملاً سنجیده می‌خواهند قدرتی در انسان‌ها تولید کنند تا به واسطه‌ی آن از اختلافات و درگیری‌ها بپرهیزند. اگر کسی به چنین قدرتی دست یابد، به یقین به سرچشمه‌ی خیراتِ عظیمی دست یافته است. و این قدرتِ بازدارنده، همان حرمتِ اسلام، وقار اسلام و آبروی اسلام است. علی «علیه‌السلام» از ما می‌خواهد به خاطر حفظ آبرو و متانت اسلام با یکدیگر درگیر نشده و در موردِ هم، یاوه‌گویی نکنیم. امیرالمؤمنین که خود پرچمدار وحدت در جامعه است، به مردم توصیه می‌کند که به‌خاطر آبروی اسلام در جامعه اختلاف ایجاد نکنید. ما به حرمت پدر و مادر زمینی خود و حفظ آبروی آنان از بسیاری از کارها پرهیز می‌کنیم. آیا برای حفظ حُرمت اسلام و آبروی خانواده‌ی آسمانی‌مان، حاضریم از یاوه‌گویی و اختلاف‌ها دوری کنیم؟ امیرالمؤمنین «علیه السلام»، التزام به کلمه‌ی اخلاص را نیز محورِ اتحاد میان انسانها می‌داند. اگر همه‌ی انسان‌ها به حقیقت لا اله الا الله پایبند بوده و دلبرهای محدود را به این اِله بی‌نهایت ترجیح نمی‌دادند، مَحال بود به جنگ و درگیری دچار شوند. حرکت همه‌ی انسانها به سمت اِله نامحدود و مشترک، جای هیچ اختلافی را در جوامع بشری باقی نمی‌گذارد.   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 961
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 294 ، 93/05/02

حفاظت از همدلی و وحدت جامعه، به قدری حائز اهمیت است که علت اصلی غیبت امام زمان «علیه السلام»، عدم وجود وحدت و همدلی در جوامع مسلمان، معرفی شده است.

خانواده آسمانی،جلسه 294 ، 93/05/02

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی مروری بر گذشته به مدد پروردگار متعال تا کنون هشت دستورالعمل از سفارشات حضرت علی بن موسی الرضا «علیه السلام» را پیرامون سبکِ زندگی که مشتمل بر مباحث زیر بود، مورد بررسی قرار دادیم؛ 1- سلام 2- شیطان 3- صداقت 4- امانت داری 5- سکوت (زبان و آفاتِ آن) 6- ترک جدال 7- دیدار و ملاقات با یکدیگر 8- قُرب به معصومین «علیهم السلام»؛ (که البته این مرحله، نتیجه‌ی وضعیِ رعایتِ 7 مرحله‌ی قبلی می‌باشد.) در این جلسه به بررسی بخش نهمِ وصایای امام رضا «علیه السلام» به شیعیان خواهیم پرداخت، البته ذکر این نکته الزامی است که این بخش در حرکت انسان به سمت هدف خلقت، بخشی بسیار مهم و کلیدی است و رعایت آن، اجتناب‌ناپذیر می‌باشد. بخش نهم؛ ترک درگیری و اختلاف «و لا یشتغلوا أنفسهم بتمزیغ بعضهم بعضا»؛ توصیه می‌کنم که شیعیان خود را به دشمنی با یکدیگر مشغول نکنند. تمزیغ در لغت به معنای دریدن و پاره کردن است. خشونت‌ها، عصبانیت‌ها، حسادت‌ها، بدبینی‌ها، شهوت‌ها و... انسان‌ها را به دشمنی با یکدیگر وادار کرده و آنها را در مقابل هم قرار می‌دهند. پرهیز از دشمنی، به قدری در تعالیم اسلامی مهم و کلیدی است که امام رضا «علیه السلام» بلافاصله پس از این توصیه، انسان‌هایی را که اهل خصومت و درگیری‌اند، نفرین می‌نماید. برای توجیهِ جایگاه مهمِ ترکِ تمزیغ در سیر تکاملیِ انسان، ابتدا لازم است یک مسئله‌ی اجتماعی بسیار مهم را به نام وحدت و همدلی شناخته و خوب درک کنیم. رحمت و وحدت؛ ریشه‌ی جذب خیرات و برکات الهی اساساً در مسیر تکاملی انسان، ریشه‌ی جذب تمام خیرات و برکات الهی، وحدت، همدلی و مهربانی است. در مباحث توحیدی آموختیم که در مراتب اسماء خداوند، اولین اسمی که پس از «الله» صادر می‌شود، اسم رحمان است. «رحمان» پس از «الله»، سلطان اسماء الهی بوده و تمام اسماء خداوند از اسم رحمانِ او سرچشمه می‌گیرند. بنابراین می‌توان گفت که تمامِ آفرینش و اداره‌ی نظام خلقت، براساس رحمت الهی صورت می‌پذیرد. فراموش نکنیم که برای دریافت هر کدام از اسماء الهی در مسیر تشبّه و قرب به پروردگار، اولین قدم، جذب اسم شریف رحمان است. اگر عصبانیت، پرخاشگری، درندگی، زودرنجی، حساسیت، تکبر، خودبینی و... بر قلبِ کسی حاکم شود، انسان از رحمت خارج شده، و نه تنها به رشد و تعالی نمی‌رسد، بلکه لحظه به لحظه از سنخیّت و شباهت به خداوند دور شده و هیچ پیشرفتی در او حاصل نمی‌گردد. از دیدگاه اسلام، حتی جهاد هم ریشه‌ی رحمانی دارد، درست مانند تنبیه‌های والدین که تنها برای تربیت فرزند بوده و هیچ تفاوتی با بوسه و نوازشِ آنان ندارد. خوب است بدانیم که اگر قوه‌ی غضبِ انسان به غیر از مسیر رحمت فعال گردد، انسان باطنی حیوانی و درنده یافته، و از باطن انسانی خارج می‌گردد به طوری که حرکت او به سمتِ قُرب به پروردگار مختل می‌شود. در دعای جوشن کبیر خداوند را این‌گونه خطاب می‌کنیم؛ «یا من سبقَت رحمتَه غَضَبُه؛ ای کسی که رحمتت بر غضبت پیشی گرفته است.» غضبِ ما نیز به عنوان خلیفه‌ی خداوند در زمین، باید تحت تربیت رحمت‌مان باشد. به طوری که تنها برای رضای او به خشم بیاییم نه برای تخلیه‌ی نفس‌مان. تمام نکبت‌ها، جنگ‌ها، طلاق‌ها، خودکشی‌ها و... در جوامع گوناگون، نمودی از میزان خشونت در آنان است. هر چه سطح خشونت در جامعه‌ای کمتر شده و بر میزان رحمت افراد آن نسبت به یکدیگر افزوده گردد، آن جامعه به خیرات بالاتری نایل خواهند شد. اگر نگاه انسان‌ها به هم، طبق قاعده‌ی «هو أنت» و بر اساس رحمت و مهربانی نسبت به همدیگر باشد، قطعاً غالب مشکلات آن جامعه از بین رفته و مردم در آرامشی بهشتی خواهند زیست. علت حرام بودن گناهانی که با تعرّض به حریمِ دیگران همراه می‌باشند (غیبت، تجسّس، تهمت، پرخاشگری و ...) آن است که اولاً در نظام فردی به رحمتِ انسان آسیب زده و او را از مسیر قرب دور می‌سازد. ثانیاً وحدت و همدلی جامعه را مختل نموده و آرامش و نشاط را از آن سلب می‌نماید. حفاظت از همدلی و وحدت جامعه، به قدری حائز اهمیت است که علت اصلی غیبت امام زمان «علیه السلام»، عدم وجود وحدت و همدلی در جوامع مسلمان، معرفی شده است. وحدت و آثار آن از نگاه قرآن قرآن کریم، آثار عنایت و رحمت خداوند به مسلمانان را ایجاد وحدت و همدلی در میان آنان معرفی می‌نماید. - «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرّقوا، واذکروا نعمه الله علیکم، اذا کنتم اعداءً، فالّف بین قلوبکم، فأصبحتم بنعمه اخواناً، و کنتم علی شفا حفره من النّار، فانقذکم منها، کذلک یبین الله لکم آیاته، لعلّکم تهتدون» (سوره آل عمران آیه 103) - و همگی به رشته‌ی دین خداوند چنگ زده و به راههای متفرق نروید و به یاد آورید این نعمت بزرگ خدا را که شما با هم دشمن بودید، خداوند در دلهای شما الفت و مهربانی انداخت و به لطف خداوند، همه برادر دینی یکدیگر شدید، در صورتی که در پرتگاه آتش بودید و خداوند شما را نجات داد. و خداوند به این مرتبه از وضوح و کمال آیاتش را برای شما بیان می‌کند، باشد که به مقام سعادت، هدایت شوید. طبق این آیه، اختلافات و درگیری‌ها، سقوط در پرتگاه آتش است. بنابراین فعال شدن قوّه‌ی غضب و از میان رفتن رحمتِ انسان، او را به قعر جهنم سقوط خواهد داد. آنچه که مورد نظر و رضای خداوند است، الفت و وحدت میان انسان‌هاست، که باید هر کس به اندازه‌ی وُسعِ نفس خود در حفظ این وحدت و مهربانی بکوشد. به‌گونه‌ای که اگر در اختلافی، حتی حق هم با او بود، کوتاه بیاید و از این وحدت، چونان ناموسِ ارزشمندی حفاظت کند. «الفتنه اکبرُ من القتل» باید هوشیارانه از حریمِ دل‌مان مراقبت کنیم، تا نکند دلمان نسبت به کسی بدبین شده و یا کینه‌ای جذب کند که اگر این اتفاق، واقع شود، بازنده‌ی اصلیِ این ماجرا، خودِ ما خواهیم بود. هر جا که بوی حسادت، رقابت، کینه، اختلاف، درگیری و... می‌آید، جهنمی برپاست، باید به سرعت خود را از آن آتش دور کنیم. یادمان باشد که اگر نتوانیم با خویشتن‌داری، جهالت‌های انسان‌های جاهل را از خود دور نماییم و به جدال و عصبانیت و کینه و... مبتلا شویم، تمام نورانیت و قدرت خود را از دست خواهیم داد. این نکته‌ی اساسی را چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی خود فراموش نکنیم که اختلاف، منشأ تمام جهنم‌هاست؛ همان‌گونه که رحمت، منشأ تمام خیرات و کمالات است. آنچه که می‌تواند اسم‌هایی که انسان از خداوند تبارک و تعالی جذب نموده، از بین ببرد و او را فلج و ناتوان کند، خشونت، درگیری و اختلاف است. خداوند در این آیه، محور وحدت مسلمانان را حبل‌الله معرفی می‌نماید. محور وحدت در گروه‌های مختلف می‌تواند متفاوت باشد مثل (ملیت، زبان، دین و ...). اما آنچه را که خداوند محور وحدت تمام انسانها می‌داند چیزی است که همه‌ی آنان در آن مشترک‌اند؛ «لا اله الا الله» اساساً همه‌ی انسان‌ها فطرتاً عاشقِ کمال مطلق‌اند و بر پایه‌ی لا اله ‌الا الله خلق شده‌اند. شعار اصلی تمام ادیان و شعار فطری تمام انسان‌ها، لا اله الا الله است. «واعتصموا بحبل الله جمیعاً...» همگی حولِ محور «الله» متحد شوید و به واسطه‌ی این حبلِ قدرتمند، جاودانه و شکست‌ناپذیر از تاریکی تا نور هدایت شوید. هم قرآن و هم پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» دو مصداق برای حبل الله معرفی می‌نماید؛ قرآن و عترت. نکته‌ی ظریف مستتر در این آیه، هدایتی است که به دنبال چنگ زدن به حبل الله برای انسان رخ می‌دهد؛ «کذلک یبیّن الله لکم آیاته، لعلّکم تهتدون». توجه به محور وحدت و اصالت دادن به آن، سبب جذب رحمت و برکت خداوند شده و راه هدایت بر او باز می‌شود، به طوری که اگر انسان، تمام مسیرهای علمی و معنوی را طی کند، اما به اصل رحمت و وحدت توجهی نداشته باشد، قطعاً گمراه خواهد شد. اگر پدر و مادری در خانواده، سعی در حفظ وحدت اعضاء آن نداشته باشند، رحمت پروردگار را جذب ننموده و به هدایت نخواهند رسید، چرا که رمز سعادت و سلامتِ یک خانواده حفظ وحدت در آن است. مَحال است کسی با روحیه‌ی فتنه‌انگیزی و درگیری هدایت شود و یا بتواند دیگران را هدایت کند. اهل بیت «علیهم السلام» نیز همواره بر حفظ وحدت جوامع اسلامی تأکید داشته‌اند و با هوشیاریِ کامل از اختلاف‌انگیزی میان مسلمانان ممانعت می‌نمودند. پس، از آتش اختلاف و درگیری فاصله بگیریم تا نفسمان به این آتش خانمان سوز، مبتلا نگردد.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 960
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 293 ، 93/04/26

نکته قابل توجه اینجاست که تمامِ چیزهایی که مانعِ تمرکز ما در نماز هستند و افکارمان را به خود اختصاص می‌دهند، شکلِ حقیقیِ باطن ما را خواهند ساخت. نماز آینه‌ی شفافی است برای دیدنِ باطن حقیقی‌مان.

خانواده آسمانی،جلسه 293 ، 93/04/26

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی جهنم = چینشِ غلطِ معشوق‌ها آموختیم که اساسی‌ترین و اولین قدم در زندگی هر انسان برای رسیدن به باطن انسانی مهندسی معشوق‌هاست. عدم موفقیت در مهندسی معشوق سبب می‌شود که مسلمانان به فرموده‌ی پیامبر «صلی الله علیه و آله» به صورت یا گروه از حیوانات در قیامت محشور شده و سر از جهنم درآورند. جهنم؛ معلولِ چینشِ غلطِ آرزوهاست. اینگونه نیست که تمامِ اهل جهنم، کسانی هستند که خداوند را دوست نداشته‌اند، بلکه به آن سبب به دوزخ مبتلا گشته اند که الله، معشوقِ اولِ آنها نبوده و در مرتبه‌های بعدی لیست‌ آرزوهای آنان قرار داشته است. از همین رو، مسیر حرکتشان اشتباه بوده و به جایی جز بهشت (جهنم) خاتمه یافته است. قرآن تنها یک گروه را صاحبِ باطن انسانی می‌داند؛ «مؤمنان»، یعنی کسانی که الله، خانواده آسمانی و جهاد در راه خدا در رأس معشوق‌های آنان بوده است. این تعادل معشوق‌ها ضامنِ حرکتِ آنها در مسیری کاملاً صحیح بوده و آنان را تا بهشت راهنمایی خواهد نمود. حرکت در مسیری صحیح، با شادی و آرامش همراه بوده و تحمل مصائب و فقدان‌ها، مشکلات و ... را آسان می‌سازد. در یک مهندسیِ معشوقِ صحیح، انسانِ «بی‌نهایت» طلب، مظاهر کمال نامحدود را در رأس آرزوهای خود نگه می‌دارد، بنابراین مسیرِ حرکت او هماره به سمت بی‌نهایت، باز است. به محض آنکه یک معشوق دیگر، جای این مظاهر نامحدود را پُر کند، حرکت به سمت بی‌نهایت برای این فرد مُختل شده و مسیری اشتباه را در پیش خواهد گرفت. تمام شئونات و جریاناتِ زندگی (روابط خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی، عاطفی و ...) در صورتی مبارک و رشد دهنده خواهند بود که حرکت انسان به سمت بی‌نهایت مختل نشده و او در حال حرکت به سمت الله باشد. تنها، هدف گرفتن یک کمال نامحدود (الله) می‌تواند دلخوشی‌های قدرتمندی را در مؤمن تولید نماید تا بتواند در هنگام رویارویی با فقدان‌ها و یا تهدیدهای بخش‌های پایینی از تلاطم و اضطراب در امان بماند. هیچ کس و هیچ چیز نخواهد توانست قدرت، آرامش و شادیِ چنین انسانی را از او گرفته و او را به غمی از غمهایِ شئون پائینی مبتلا سازد. او هماره شاد خواهد بود و آرام... دین، یعنی عشق و عشق یعنی دین در جلسه‌ی گذشته آموختیم که چینش صحیح معشوق، نه تنها پیروی و اطاعت از الله و رسول را برای انسان آسان می‌سازد، بلکه این اطاعت را به امری بسیار لذت‌بخش و شیرین برای او تبدیل خواهد نمود. برای چنین فردی جهاد و خستگی در راه معشوق، بسیار شیرین، مستی‌آور و قدرت‌آفرین است. عشقِ او کمبودها، ضعف‌ها و مشکلات را در پیش چشمانش کوچک نموده و حتی دیگر آنها را نمی‌بیند. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: «ماذاق مجلسٌ، بمُتحابّین؛ جای نشستن هرگز تنگ نیست، اگر در کنار کسی باشید که دوستش دارید.» کسی که عاشقانه دین خود را می‌پذیرد، همه‌ی ارکان آن را به راحتی می‌پذیرد. برای او مؤاخذه شدن و ملامت شدن به خاطر معشوق، نه تنها سخت نیست، بلکه بسیار شیرین است. امام باقر «علیه السلام» می‌فرمایند: «الدّین، هوالحُبّ، والحُبُّ هوالدّین؛ دین همان عشق است و عشق همان دین.» برای آنکه انسان بتواند سه معشوق الله، خانواده آسمانی و جهاد را در رأس تمام معشوق‌هایش نگه دارد، باید با تغذیه از خوراک‌های فوق عقلانی، روح خود را سالم و قدرتمند نگه دارد. تنها یک تغذیه‌ی معنوی خوب می‌تواند به روحِ انسان چنین قدرتی را ببخشد که الله، خانواده آسمانی و جهاد را همواره در رأس معشوق‌های او نگه دارد. فراموش نکنیم که هیچ کدام از ما، از تغذیه‌ی فوق عقلانی بی‌نیاز نبوده و نخواهیم بود. حتی پیامبر «صلی الله علیه و آله» هم نمی‌تواند بدون خوراک فوق عقلانی الله را در رأس معشوق‌هایش نگه دارد. بلکه به خاطر رسالت سنگین پیامبر «صلی الله علیه و آله» دریافت خوراکِ بیشتری بر ایشان واجب می‌شود، به طوریکه نماز شب بر پیامبر «صلی الله علیه و آله» واجب است. خوب است بدانیم با پنج وعده نماز واجبی که اساساً بدون تمرکز و ارتباطِ حقیقی است، روح ما به قدرتی دست نخواهد یافت. اگر کسی در مهندسی عشق موفق شده‌باشد و الله، خانواده آسمانی و جهاد حقیقتاً محبوب‌های دل او باشند، به یقین با معشوق‌های خود به نماز می‌ایستد و قلبِ او با یاد محبوب‌هایش به پرواز درآمده و اوج می‌گیرد. نکته قابل توجه اینجاست که تمامِ چیزهایی که مانعِ تمرکز ما در نماز هستند و افکارمان را به خود اختصاص می‌دهند، شکلِ حقیقیِ باطن ما را خواهند ساخت. نماز آینه‌ی شفافی است برای دیدنِ باطن حقیقی‌مان. نماز سفری است تا آغوش معشوق‌های انسانی. آیا ما عاشق شدیم تا با نماز به آغوش معشوقمان پرواز کنیم؟ نمازِ صادق، عشق صادق می‌طلبد، قدرت فراوانی می‌خواهد. نماز رویارویی چهره به چهره‌ی انسان با خداوند است و کسی که به دنبال پروازهای بلند در نماز است، نیاز به قدرت دارد. برای رسیدن به قدرت، عشق لازم است، و عشق نیز با معرفت به دست می‌آید، شنیدن حکمت، مطالعه‌ی آن و تمرین، تمرین، تمرین ... ارتباط با خانواده‌ی آسمانی و عشق بازی با آنها قدرت کمتری می‌طلبد چرا که این ارتباط میان دو انسان برقرار می‌گردد و درک آن برای ما آسانتر است. به همین دلیل هیئت‌ها و عزاداری‌ها رونق بیشتری دارند و طیفِ بیشتری از انسان‌ها با سطوحِ قدرت متفاوت‌تری می‌توانند از آن لذت ببرند. تبعیّت از معصوم «علیه السلام» به عشقِ دوسویه میان الله و بنده می‌انجامد. امام صادق «علیه السلام» می‌فرمایند: «من سرّهُ أن یعلم انّ الله یُحبّه، فالیعمل بطاعه الله، والیتّبعنا. الم یسمع قول الله عزوجل؛ إن کنتم تحبّون الله، فاتبّعونی، یُحببکم الله؛ هر که او را خوشحال می‌کند که بداند خداوند دوستش دارد، باید خدا را اطاعت کرده و از ما (اهل بیت) تبعیّت نماید. آیا این سخن خداوند را شنیده‌اید که؛ اگر خداوند را دوست دارید، از من (رسول) تبعیت کنید تا خداوند دوستتان بدارد. قبل از هر توضیحی خوب است هر کدام از ما این سؤالِ امام صادق «علیه السلام» را از خود بپرسیم؛ آیا حقیقتاً ما از اینکه محبوبِ خداوند باشیم، خوشحال و مسرور می‌گردیم؟ اگر واقعاً به دنبال محبوبیت در نگاهِ خداوند هستیم؛ باید به دنبال اطاعت خدا و پیروی از معصوم باشیم، چرا که این راه را کسی جز یک متخصص معصوم نمی‌شناسد. و این تبعیت، فقط کار عشق است. عشق تمام تبعیت‌ها را برای انسان لذت‌بخش نموده و کسالت را از او می‌گیرد. اما نکته‌ی بسیار جالب و عجیب در این روایت آن است که از ما می‌خواهد اگر می‌خواهیم به عشق خدا برسیم (إن کنتم تحبون الله)؛ باید از معصوم «علیه السلام» اطاعت کنیم. اما این معامله سودی مضاعف دارد و ما نه تنها در نهایت به عشق خدا می‌رسیم، بلکه محبوبِ دل خدا نیز خواهیم شد ... (رضی الله عنهم و رضوا عنه) بنابراین قبل از هر کاری، باید عاشق شویم و قلبمان را با ساختار این مسیر هماهنگ سازیم. بدون مهندسی عشق، تلاش‌های انسان بی‌نتیجه خواهد ماند.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 959
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 292 ، 93/04/19

حفظ تعادل معشوق‌ها علّت اصلیِ تعادل بر صراطِ مستقیم در دنیاست. می‌دانیم که قلب انسان به صورت فطری بی‌نهایت‌طلب است و نیازهای یک قلب بی‌نهایت‌طلب، تنها با «ارتباط و پیوند با بی‌نهایت» ارضاء می‌گردد.

خانواده آسمانی،جلسه 292 ، 93/04/19

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی   مهندسی معشوق؛ ریشه‌ی اصلی سلامتِ روح در جلسات گذشته آموختیم که بسته به حاکمیّت هر کدام از معشوق‌های پنج‌گانه بر قلب انسان، باطن او نیز شکل خواهد گرفت. بنابراین کسی صاحبِ باطنِ انسانی خواهد شد که معشوق‌های انسانی، معشوقِ غالبِ قلبِ او باشند. در غیر اینصورت اگر معشوق‌های انسانی، در لیست آرزوهای انسان، در رتبه‌ی دوم و سوم و ... قرار داشته باشند، او قطعاً باطن انسانی نداشته و نخواهد داشت مگر آنکه در مهندسی عشق موفق شود. حفظ تعادل معشوق‌ها علّت اصلیِ تعادل بر صراطِ مستقیم در دنیاست. می‌دانیم که قلب انسان به صورت فطری بی‌نهایت‌طلب است و نیازهای یک قلب بی‌نهایت‌طلب، تنها با «ارتباط و پیوند با بی‌نهایت» ارضاء می‌گردد و اگر این پیوند قطع شود، قلب تعادل خود را از دست خواهد داد. قرآن در آیه‌ی 24 سوره‌ی توبه، تنها یک شرط برای تعادلِ دل معرفی می‌نماید؛ اینکه «الله»، خانواده آسمانی و جهاد در راه خدا سه معشوقِ اولِ لیست آرزوهای یک انسان بوده و در نزد او از بالاترین قیمت‌ها برخوردار باشند. این جمله بدین معنا نیست که این معشوق‌ها، مهم‌ترین معشوق‌هایش باشند، بلکه به این معناست که آنها بالاترین لذتِ او باشند. اگر کسی نتواند از معشوق‌های انسانی لذت ببرد، به تعبیر قرآن از حالتِ تعادلِ انسانی خارج شده و به فسق مبتلا گشته است. فسق، همان عدم تعادل قلب و خروجِ آن از حالتِ طبیعی است که ریشه‌ی اصلیِ بروز تمام بیماری‌ها و امراض روحی است. روح چنین انسانی دائماً درگیر غصه‌های بخش‌های پایینی، دلشوره‌ها، اضطراب‌ها، افسردگی‌ها، پرخاشگری‌ها، ناامیدی‌ها و... بوده و نمی‌تواند به سمت «الله» به خوبی حرکت نماید. این فرد ممکن است مسلمان بوده و از انجام اعمال عبادی و دینیِ خود به اجر و ثواب برسد، اما مسلمانیِ او، او را به باطن انسانی نرسانده و به قلب او تعادل نخواهد بخشید. از همین رو به بسیاری از امراض روحی و اخلاقی مبتلا خواهد گشت. حفظ تعادل معشوق‌ها در قلب انسان، درست مانند حفظ تعادلِ مواد مورد نیاز برای جسم است. همان‌گونه که بالاتر بودن سطح یکی از مواد مورد نیاز بدن مثل قند، کلسیم، چربی و... از سطح طبیعی، سبب بروز بیمارهایی برای جسم می‌گردد، عدم حفظ تعادلِ معشوق‌ها، و غلبه‌ی یک یا چند معشوقِ غیر انسانی بر قلبِ انسان نیز سبب بیماری روح می‌گردد و این ریشه‌ی تمام بیماری‌های روحی و اخلاقی در انسان‌هاست. تعادل در معشوق‌ها و دل گذاشتن برای هر معشوق به اندازه‌ی ارزشِ واقعیِ آن، ریشه‌ی اصلی سلامت روح در انسان‌ها و ضامن شادی و آرامش آنهاست به‌گونه‌ای که آنان را روز به روز به قدرت بیشتر و باطنی سالم‌تر خواهد رساند.   بی‌تعادلی در نظام معشوق‌ها = عدم هماهنگی با ساختار بهشت نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: «من بکی علی الدنیاء، دخل النّار» هر که برای دنیا به گریه بیفتد، داخل جهنم می‌گردد. این جمله‌ی پیامبر اعظم یک مفهوم کاملاً ریاضی است. عدم حفظ تعادل در معشوق‌ها و غلبه‌ی یک یا چند معشوق‌ِ دنیایی بر قلبِ انسان، سبب می‌شود که هر گونه تهدیدی در این معشوق‌ها، روح او را به چالش‌ها و بیماری‌های مختلفی دچار نموده و با ساختار بهشت ناهماهنگ سازد. بنابراین عدم تعادلِ انسانی، نتیجه‌ای جز آتش جهنم نخواهد داشت کسی که عاشقِ «الله» است، به عشق او، تمام تهدید‌ها و فقدان‌های معشوق‌های دیگر را به راحتی متحمل شده و هرگز به افسردگی، حسادت، اضطراب، غصه، پرخاشگری و... دچار نمی‌گردد. این نکته‌ی بسیار مهم و کلیدی را از خاطر نبریم که؛ در میان گناهان، هیچ‌گناهی به اندازه‌ی بی‌تعادلی در معشوق‌ها، زشت و مخرّب نیست. تنها چوبِ تعادلی که می‌تواند انسان را بر روی صراط نگاه داشته و حرکت دهد تا آنجا که او را سالم به آغوشِ «الله» برساند حفظ تعادل معشوق‌هاست. اینکه «الله»، خانواده آسمانی و جهاد بالاترین عشق‌ها و لذت‌های او باشد. روح چنین انسانی، با هیچ تکانی، تحقیر نشده و او از تمام ابعاد زندگی و تمام انسان‌های پیرامونش لذت خواهد برد. کمی به گذشته بازگردیم! به راستی هر کدام از ما چند بار، دیگر معشوق‌ها را به «الله»، خانواده آسمانی و جهاد در راه خدا ترجیح داده‌ایم؟ چند بار از تعادلِ انسانی خارج شده و محبوب‌های انسانی را به مرتبه‌های دوم و سوم و ... لیستِ آرزوهایمان تبعید کردیم؟ آیا با این اوصاف، آلوده‌تر و گناهکارتر از خودمان سراغ داریم؟ ... با این نگاه است که حضرت سیدالساجدین علی بن حسین «علیه السلام» خود را آلوده‌ترین انسان می‌داند و از این غمِ عظیم به درگاهِ معبودش ناله می‌زند.   تعادل در معشوق‌ها؛ تنها راه کسبِ قلب سلیم و ... رمضان فرصتی است برای برقراری تعادل در قلب. وقتی معشوق‌ها در قلبی به تعادل رسیدند و هر کدام در جای مخصوصِ خود در لیست آروزهایِ انسان تثبیت شدند، دیگر می‌توان به آن قلب، نامی زیبا اطلاق کرد؛ قلب سلیم. قلب سلیم، تنها ثروتِ فریادرسِ انسان در هنگام تولد به برزخ و در هیاهوی هول‌انگیز قیامت است. قلب سلیم قلبی است که خداوند را ملاقات می‌کند در حالیکه در آن جز خداوند چیزی وجود ندارد، یا به عبارت دیگر معشوق‌های غالبِ این قلب، «الله»، خانواده‌ی آسمانی و جهادند. وقتی قلبی نمی‌تواند از خداوند لذت ببرد و اساساً سجاده، برای او بستری برای عشق‌بازی با «الله» نیست، نشان دهنده‌ی آن است که این قلب به تعادلِ انسانی نرسیده است. برای چنین انسانی حتی قشنگ‌ترین لذت‌های زندگی نیز، لذت‌بخش و شادی آفرین نخواهند بود و او با کمترین فقدان و یا تهدیدی نسبت به معشوق‌های بخش‌های پایینی دچار چالش خواهد شد. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» در روایت زیر تعادلِ قلب را بسیار ساده، به تصویر می‌کشد؛ «لا یمحضّ الایمان بالله حتی یکون الله أحبّ إلیه من نفسه و أبیه و أمّه و ولده و أهله و ماله و من النّاس کلّهم»؛ ایمان هیچ‌کس خالص نمی‌شود مگر آنکه خداوند در نزد او از جانش، پدرش، مادرش، فرزندش، اهلش، مالش و همه مردم عزیزتر باشد. کسی که به خاطر خوشایند خانواده‌اش روی ارزش‌های الهی پا می‌گذارد، و در شرایط مختلف، دینداریِ او نیز تغییر می‌کند، معلوم است که به تعادلِ انسانی نرسیده است. و یا کسی که حاضر نیست قدمی برای برداشتن موانع ظهور بردارد و یا برای امام زمانش مالی را هزینه کند، قطعاً در مهندسی عشق موفق نبوده است.   عشق به «الله»؛ علت اصلی تبعیّتِ عاشقانه از او تبعیّت از دستورات دین، نه تنها برای یک عاشق مشکل نیست، بلکه بسیار لذت‌بخش است. کسی که عشق به «الله» عشق غالبِ قلب اوست، برای اطاعت از او، نیاز به صبر ندارد، بلکه با تمام وجود و کاملاً عاشقانه، معشوق را اجابت می‌کند. به آیه زیر دقت کنید: « قُل أن کنتم تحبّون الله، فاتّبعونی یُحببکم الله؛ بگو اگر دوستدارِ خداوند هستید، از من تبعیت کنید تا خدا نیز دوستتان بدارد.» (سوره آل عمران آیه 31) تنها حُبّ است که انسان را به تبعیت وامی‌دارد. بنابراین هرگز نمی‌توان با نصیحت، کسی را که تن به رعایت دستوراتِ دین نمی‌دهد، به راه آورد، چرا که نظام حبّ او دچار مشکل است. ابتدا باید چینشِ محبوب‌های او را اصلاح کرده و محورِ لذت‌های او را تغییر داد. کسی که عاشق شد، دیگر تبعیّت برایش لذت‌بخش خواهد بود حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: « کیف ینفَع بالنّصیحه، من یلتذّ عن الفضیحه؛ چگونه از نصیحت سود می‌برد کسی که از گناه لذت می‌برد؟!» مَحال است کسی در مهندسیِ عشق موفق شود، و از گناه لذت ببرد. زیرا لذت بردن از گناه، خروجِ دل از حالت طبیعی (فسق) است و کسی که در معشوق‌هایش به تعادل رسیده، از حالتِ تعادل خارج نمی‌گردد. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» همه‌ی ما را هر لحظه در خطر عدم تعادلِ معشوق‌ها می‌دیدند، به چنین دلیل سفارشِ زیر را بر ما به یادگار گذاشتند؛ «أحبّوا الله، من کلّ قلوبکم؛ خدا را از تهِ دلتان (همه‌ی وجودتان) دوست بدارید.» هر کدام از ما ممکن است هر لحظه، معشوقی را به «الله» ترجیح داده و تعادلِ قلبمان را به هم بریزیم. باید آن‌قدر عاشق شویم که هیچ چیز نتواند جای «الله» را در قلبِ ما بگیرد. تمرین‌های جلسات گذشته ما را در این جهت یاری خواهند کرد. ارتباط عمیق با «الله» و خانواده آسمانی قطعاً این عشق را در قلب ما، ثابت و محکم نگه داشته و ما را به قدرتی خواهند رساند که به همه محبوب‌ها در برابر «الله»، «نه» بگوییم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 958
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 291 ، 93/04/12

یکی از حسرت‌های بزرگ انسان‌ها در قیامت آن است که درمی‌یابند خداوند در دنیا، چقدر بی‌پرده و آسان خود را در اختیارشان قرار داده بود و آنها هرگز با او انس نگرفته و از او لذتی نبرده‌اند.

خانواده آسمانی،جلسه 291 ، 93/04/12

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی سنخیّت با میزبان؛ عاملِ لذت بردن از ضیافت رمضان با آغاز رمضان، همه ما به ضیافتی عظیم وارد شده‌ایم. اما میزان لذت هر کدام از ما، از این ضیافتِ با شکوه، به میزانِ سنخیتِ ما با میزبانِ این ضیافت بستگی دارد. بسیار روشن است که هر چه سنخیت ما با جنس این ضیافت و میزبانِ آن بیشتر باشد، میزان حظّ و بهره‌ی ما نیز از آن بیشتر خواهد بود. میزبانِ این ضیافت، سفره‌ای پهن کرده به وسعت رحمت بی‌منتهایش، و هر نوع خوراکی را مطابق با امیالِ مختلف همه انسانها بر سر این سفره قرار داده است. ناب‌ترین شرابِ این سفره کلام الله است. آیا ما با این شراب به مستی می‌رسیم؟ آیا می‌توانیم از قرآن لذت برده و با آن پرواز کنیم؟؟؟ به راستی ما با خودمان چه کرده‌ایم که این شرابی که پاک است و تطهیرکننده، نمی‌تواند ما را به لذت و پاکی برساند؟ قرآن مثل نماز، غذای ویژه و سنگینی است و تنها کسانی که از قدرت بالای انسانی برخوردارند می‌توانند از آن لذت برده و اوج بگیرند. انسان‌هایی که ظرفیتِ انسانیِ پایین‌تری دارند، نمی‌توانند از این شراب، بهره ببرند. غذای دیگرِ سفره‌ی رمضان، دعاهای ویژه‌ی این ماه است. این خوراک، نسبت به قرآن، خوراک سبک‌تری است و برای تمام انسان‌ها، به تناسبِ ظرفیتِ وجودی آنها، دعاهای ویژه و متناسبی طراحی شده است. البته بعضی از دعاها مثل دعای سحر، مخصوص پرواز انسان‌های قدرتمند است، زیرا رسیدن به بی‌نهایت، دغدغه‌ی فرد در این نوع دعاها می‌باشد. مهندسی معشوق‌ها؛ اولین قدم برای استفاده از خوراک‌های رمضان یکی از حسرت‌های بزرگ انسان‌ها در قیامت آن است که درمی‌یابند خداوند در دنیا، چقدر بی‌پرده و آسان خود را در اختیارشان قرار داده بود و آنها هرگز با او انس نگرفته و از او لذتی نبرده‌اند و اساساً عمر دنیای خود را به دنبال انس با معشوق‌هایی بودند که برای آنها خلق نشده‌اند. فراموش نکنیم که میزان شرافتِ حقیقی هر انسان، به میزان انس او با الله و خانواده آسمانی‌اش وابسته است و این حقیقتِ یک انسان و سیرِ صحیحِ زندگی او را نشان می‌دهد. دعاهای ویژه‌ی ماه رمضان مثل دعای ابوحمزه، با زیباترین عبارات و عاشقانه‌ترین کلمات آغاز می‌شوند مثل؛ الهی (اِله من، معبود من، معشوق من). کسی می‌تواند خداوند را با این عبارات مورد خطاب قرار دهد که تکلیفِ دلِ خود را با «لا اله الا الله» مشخص کرده باشد. «لا اله الا الله»، انسان را دقیقاً در اول خطِ مسیرِ انسانیت قرار می‌دهد و به عبارت دیگر او را به قرار مکینِ انسانی می‌رساند، درست مانند نطفه‌ای که در رحم (قرار مکین) قرار می‌گیرد و دیگر می‌تواند به سمت تولد خود به دنیا، رشد کند. عدم جایگزینیِ نطفه در قرار مکین، سببِ سقط او خواهد شد و او هرگز فرصتِ رشد و تولد سالم به دنیا را به دست نخواهد آورد. «لا اله الا الله» و یا به عبارت ساده‌تر، برگزیدن معشوقِ انسانی از میان معشوق‌های بخش‌های پنج‌گانه، انسان را در قرار مکینی قرار می‌دهد که دیگر می‌تواند به سمت تولد سالم حرکت نموده، رشد کند و به هدف نهایی خلقتش نائل گردد. «لا اله الا الله»، یعنی موفقیت در مهندسی معشوق. درست در جایی که الله، خانواده آسمانی و جهاد، معشوق‌های اولِ لیستِ آرزوهای انسانی را تشکیل دهند، او به حقیقت «لا اله الا الله» دست یافته است و در قرار مکینِ مسیرِ انسانیت جایگزین شده است. برای چنین انسانی تمام شکست‌ها، اشتباهات، گناهان و... نیز در نهایت به پیروزی و رشد او خواهند انجامید، چرا که الله در تمام شرایط زندگی او (حتی در لحظات گناه) معشوقِ اول قلب او بوده و این فرد با حضور «الله»، لحظه به لحظه قدرتمندتر و نورانی‌تر خواهد شد. زیرا او به محض شکست‌ها و یا ابتلا به گناهان به سرعت ادامه‌ی مسیر داده و به سمت معشوق‌های حقیقی‌اش حرکت می‌کند. اما برای کسی که در مهندسی معشوق به موفقیت نرسیده است، حتی عبادت‌ها و اعمال خیر نیز راهی به جهنم خواهند گشود، چرا که او اساساً در قرار مکین قرار نگرفته است که بتواند به سمت تولد سالم، حرکت کند. او هر اندازه که انسانِ خوبی باشد، باز هم به بیراهه زده و حتی موفقیت‌های او نیز نمی‌تواند برایش قدرت آفرین باشند. بنابراین، مهم‌ترین و اولین قدم در حرکت به سمت «الله»، اصلاح چینشِ معشوق‌هایمان است. چینشِ صحیحِ معشوق‌ها، انسان را به مقام صدق می‌رساند، به‌گونه‌ای که وقتی با خداوند هم‌کلام شده و او را با عباراتی چون «الهی» خطاب می‌کند، راست گفته و در این تخاطب، صادق است. از این به بعد تمام قرآن خواندن‌ها، نمازگزاردن‌ها، مناجات‌ها و ذکرهایش، صدق بوده و دروغی در آنها راه نخواهد داشت. برای چنین فردی، هیچ‌کدام از جریاناتِ سخت و ناگوار زندگی‌اش، عاملی برای جدایی او از «الله» و خانواده آسمانی‌اش نخواهند بود. کسانی که مسائل روزگار می‌تواند آنها را با خداوند و خانواده آسمانی‌شان درگیر نماید، هرگز در مهندسی معشوق موفق نبوده‌اند. از همین رو کلمات و عباراتِ عاشقانه‌ی دعاها نیز هیچ احساسِ عاشقانه‌ای را در آنها تولید نکرده و اساساً از ضمیرشان بر نمی‌آیند.   شکست در مهندسی معشوق‌ها = بی‌رغبتی به خوراک‌های رمضان این یک تصورِ اشتباه و البته غالب در میان انسانهاست که وقتی صحبت از گناه و گناهکاران به میان می‌آید، تصویرِ انسان‌های دزد، رباخوار، قاتل، زناکار و ... در ذهن آنان نقش می‌بندد و چون خود را از این گناهان مبرّا می‌بینند. هرگز خویش را جزء خطاکاران و عاصین به شمار نمی‌آورند. اما نکته‌ی بسیار مهم و کلیدی اینجاست که هیچ معصیتی بالاتر از آن نیست که انسان نتواند معشوق‌هایش را با مهندسیِ صحیح، چینش نماید. فراموش نکنیم که فحشا و فسادِ این گناه به مراتب بالاتر از زنا، لواط، قتل و... است. شکست در چینش معشوق‌ها مساوی است با سقوط از مسیر انسانی و با این شکست انسان در گروه گناهکاران طبقه‌بندی می‌گردد. از همین رو اولیای الهی و مؤمنان به محض شنیدن اسم گناه، لحظاتی را تصور می‌کنند که خدا را به معشوق‌های دیگرشان فروخته و محبوب‌های بخش‌های پایینی را برگزیدند. آنان آثارِ این گناهِ بزرگ را خوب می‌فهمند و از آن هراسان و لرزانند. عمری است که همه‌ی ما گرفتار این گناهِ عظیم هستیم! چقدر به آن فکر کرده‌ایم و از آن به خدا پناه برده‌ایم؟ فقط کمی تأمل بر ما روشن می‌کند، که عمریست به خدا دروغ گفته‌ایم. و ماه رمضان، ماهِ نمایش این دروغها بر ماست! خداوند ماه رمضان را ماه خلوت انسان با خود قرار داده است و با وجوب روزه، مزاحمت تمام بخش‌های دیگر را از انسان برداشته و بستری را مهیا نموده است که او به راحتی بتواند با غیب ارتباط پیدا کند. صادقانه پاسخ دهیم، آیا ما بالی برای پرواز گشوده‌ایم؟ و یا هنوز زمین‌گیر و در گِل مانده‌ایم؟ آیا سحرها و شب‌های رمضان با این اوقات در ماههای دیگر برای ما تفاوتی دارند؟ آیا رغبتی به استفاده از خوراک‌های ماه رمضان در ما وجود دارد؟... با پاسخ به این سؤالات میزان صدق و دروغ انسان مشخص می‌گردد. به آیه‌ی زیر دقت کنید: «و تجعلون رزقکم، أنّکم تکذّبون» (سوره واقعه آیه 82) خداوند، خودش، اهل بیت «علیهم السلام»، قرآن، حکمت و ... را ارزاقِ حقیقی ما می‌داند، در صورتیکه ما اساساً به آنها، با نگاهِ رزق، نمی‌نگریم. همه‌ی ما می‌دانیم که هدف ما از زیستن در رحم دنیا، تولد سالم به بی‌نهایت است. و بدون پیوند با این بی‌نهایت از ابتدای حرکت (مهندسی معشوق)، نمی‌توانیم به هدف برسیم. اما هنوز هم با علم به این موضوع، حاضریم به خاطر منافع بخش‌های پایینی از خدا، خانواده آسمانی و ... بگذریم. در حقیقت به تعبیر قرآن ما روزی‌های حقیقیِ خود را رها کرده و روزی‌های دروغینِ دنیا را برگزیده و به آنها ترجیح داده‌ایم. اساساً سجاده، سحر، قرآن، پیوند با الله و خانواده آسمانی، عواملِ سرمستیِ ما نیستند و این یعنی ما هرگز با خداوند صادق نبوده‌ایم و او اِله حقیقی ما نبوده است. مهندسی معشوق در دعای ابوحمزه ثمالی دعای ابوحمزه ثمالی، سفره‌ی رنگین ضیافت رمضان است. آن‌قدر لذت‌بخش و اوج‌دهنده که انسان را تا آغوشِ «الله» پرواز می‌دهد؛ «الهی لا تؤدّبنی بعقوبتک و لا تمکُربی فی حیلتک...» آغاز این دعا، پناه گرفتن است در آغوش «الله» از شرّ ترس‌هایی که از گذشته‌ی گناه‌آلود انسان به او هجوم آورده‌اند. پناه از شرّ مجازات‌هایی که قرار بود برای تأدیبِ او بر وی وارد گردند و او با عبارت «لا تؤدّبنی بعقوبتک» به آغوش «الله» فرار کرده و راه آشتی را باز می‌کند. سپس از خداوند می‌خواهد که برای رسانیدنِ او به حقیقتِ «لا اله الا الله» و جدا کردنش از بقیه‌ی معشوق‌ها و انس دادنِ او با خودش، با او مکر نکند (لا تمکر بی فی حیلتک). خوب است بدانیم که خداوند با ایجادِ تمام جریاناتِ زندگی برای هر انسان، به دنبالِ آن است تا او را بدان نقطه برساند که هیچ‌کس و هیچ چیز را به عنوان معشوق انتخاب نکند. او در طول زندگی همه‌ی ما، هزاران بار ما را توسط معشوق‌های دیگرمان مورد ضربه قرار داده است تا بفهمیم که آنها معشوق‌های حقیقی ما نیستند. اگر این را با تمام وجود فهمیدیم و «لا اله الا الله» به قلب ما وارد شد که الحمدلله، و اگر مقصود خدا را درنیافتیم و دوباره به سراغ معشوق‌های دروغین‌مان رفتیم، گرفتار مکر خداوند شده‌ایم و باز هم تا همیشه گدای عاطفه‌ی دیگران خواهیم ماند. یادمان باشد که ما تنها در آغوش خدا آرامیم و هر جای دیگری که باشیم، قطعاً ناآرام خواهیم بود، پس راهی جز اُنس با «الله» نداریم تا آرام بگیریم... در فراز دیگری از ابوحمزه می‌خوانیم: «الحمدلله الذی أسئلُهُ فیعطینی، و إن کنتُ بخیلاً حین تستقرضنی...» کمی قدرت، کافی است تا انسان تمام «الحمدلله‌ها» را در دعاها، جشن بداند و شادی، رقص بداند و پرواز... پروردگارا تو را شکر که هستی و من چقدر خوشبختم که در آغوش تو نفس می‌کشم... پروردگارا تو را سپاس که وقتی از تو درخواست می‌کنم به من عطا می‌کنی و این در حالیست که وقتی تو از من قرض می‌خواهی، من بُخل می‌ورزم... تمام هستیِ ما از خداست، اما با این همه، او از ما قرض می‌خواهد تا کم‌ترین‌ها را از ما بگیرد و بالاترین‌ها را به ما بازپس گرداند. اما ما باز هم بخل می‌ورزیم. او می‌خواهد تا به واسطه‌ی انفاق از همه‌ی بخش‌هایمان، ما را به جریان انداخته و نَفس ما را به وسعت خودش بزرگ کند، اما باز هم ما از به جریان افتادن می‌هراسیم و دستان‌مان را می‌بندیم، چون به خداوند اعتماد نداریم. امروز، فرصتِ حرکت ماست، فرصت به جریان افتادن و رشد کردن. فرصتِ زندگی کردنِ با «الله» که اگر سوتِ پایان نواخته شود، دیگر فرصتی باقی نخواهد ماند. اگر بیاموزیم، با «الله» زندگی کنیم و از هر جریانی در زندگی برای رسیدن به او استفاده کنیم حتماً روز به روز قدرتمندتر و بزرگ‌تر خواهیم شد. اگر بیاموزیم تمام تلاش‌ها و حرکت‌های زندگی‌مان را به «الله» بفروشیم، حتماً در تمامِ شکست‌ها و مصیبت‌ها و در تمام موفقیت‌ها، از نردبانِ دنیا به سوی «الله» بالا خواهیم رفت و شادتر و آرام‌تر خواهیم بود.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed