از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی
عدم رعایت عدالت و انصاف، عاملی برای ایجاد خصومت
یکی از عواملِ ایجاد دشمنی، ایرادگیری از دیگران و سرزنش آنهاست. یکی از بیماریهای خطرناک و شایع در وجود انسان که او را به خردهگیری و سرزنش دیگران وامیدارد؛ بیانصافی و بیعدالتی است، به گونهای که او دیگر خوبیهای دیگران را کمرنگ و بدیهایشان را پررنگ و بزرگ میبیند.
رعایت عدالت و انصاف در مورد دیگران، کار آسانی نیست، زیرا خودشیفتگیها و خودخواهیهای انسانها مانع بزرگی در مسیر رعایت انصاف هستند.
دیدن خوبیهای دیگران، یک اخلاق بزرگ و الهی است. حضرت علی «علیه السلام» میفرمایند: اگر در شما حتی یک صفت خوب هم موجود باشد، من آن را میبینم و به آن توجه دارم.
باید بیاموزیم که به راحتی عیوبِ دیگران را نبینیم و در رابطهی با آنها، از نق و غر و سرزنش خودداری کنیم. مدارا کردن با دیگران و ندیدن عیوب آنان، از عوامل اصلاح قلب و همچنین اصلاح فرد و جامعه است.
در روایات ما آمده است که اگر انسان، خود را حتی از یک انسانِ دیگر بهتر بداند، انسان متکبری است. بنابراین باید از همین لحظه تمرینهای جدی خود را در دیدن مَحاسن دیگران آغاز کنیم. امامان معصومِ ما، همواره در دیدنِ خوبیها و کاراییهای دیگران پیشگام و ممتاز بودهاند. و اگر جوامعِ مسلمان و شیعه به چنین نگاهی دست یابند، به یقین شاهد کاهش چشمگیر سطح اختلافات خانوادگی، اجتماعی و طلاق در آنها خواهیم بود.
هرگز خود را از کسی بهتر و بالاتر ندانیم. خودشیفتگیها در اقشار مختلف انسانها، به گونههای مختلفی دیده میشوند.
اغلب در انسانهای مذهبی، خودشیفتگیهای مذهبی دیده میشود که از بدترین نوع خودشیفتگیهاست. در کسانی که اهل علم هستند، خودشیفتگیهای علمی و در سطوح پایینتر، خودشیفتگیهای وهمی و حسی و ... دیده میشود.
خوب است این نکته را از خاطر نبریم که خداوند همهی فواحش را حرام نموده است، هم فحشاهای ظاهری و هم فحشاهای باطنی. قُبح فحشاهای باطنی بسیار بالاتر از فحشاهای ظاهری است. پس هرگز کسی را به خاطر ابتلا به گناهان ظاهری سرزنش ننموده و خود را از آنان برتر ندانیم.
شیوهی صحیح انتقاد
قبل از هر انتقادی، اول بیندیشیم که آیا این انتقاد لازم هست یا اینکه میتوان از گفتن آن صرفِ نظر کرد.
فراموش نکنیم که قبل از هر انتقاد، ابتدا محاسن و خوبیهای شخص مقابل را دیده و بازگو کنیم و سپس حتیالامکان به طور غیرمستقیم انتقاد خود را مطرح نماییم.
در روایات ما آمده است که: «الانتقاد عداوه؛ انتقاد دشمنی میآورد.» اما این به معنای عدمِ انتقاد در مواقعِ لزوم نیست. بلکه به معنای رعایتِ شرایطِ انتقاد و جلوگیری از بروز درگیری و اختلاف است. در هنگام انتقاد باید بسیار زیرکانه از وحدت میان انسانها محافظت نموده و اگر احتمال میدهیم که ممکن است این انتقاد به حذفِ محور وحدت بینجامد، از آن صرف نظر نماییم.
انتقاد کردن از کسانی که انتقادپذیر نیستند، کار بیهودهای است. همینطور کسانی که احتمال تأثیر و تغییر در آنان وجود ندارد نیز از قاعدهی انتقاد مستثنی هستند.
اما یادمان باشد که هیچگاه انتقادمان را به کسی جز صاحب انتقاد نگوییم، زیرا این کار حتماً ما را به غیبتی آلوده خواهد کرد که گناهی بسیار عظیم و نابودکننده میباشد و قلب ما را به فساد خواهد کشاند.
والحمدلله رب العالمین