زمانی انسان به مقام مودّت خواهد رسید که اهلبیت «علیهمالسلام» سهم عظیمی از زندگی انسان را تشکیل داده و بخشی از سرمایهگذاریهای مادی و معنوی انسان، معطوفِ آنان و اهداف والایشان باشد.
به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 339 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۱/9 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:
حمد پروردگار به سبب ولایت معصومین «علیهمالسلام»
در جلسه گذشته، پیرامون عالیترین بُعد روح ایمان که همان مودّت اهلبیت «علیهمالسلام» میباشد، سخن گفته و آیه 257 سوره بقره را مورد بررسی قرار دادیم. آموختیم که چگونه ولایت الله میتواند انسان را از ظلمات به سوی نور هدایت نموده و پذیرش غیر الله، از نور فطرت انسان کاسته و او را به تاریکی خواهد رساند.
امام رضا «علیهالسلام» در توصیف «الذین آمنوا» در این آیه میفرمایند: «هم الذین اتّبعوا آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)
آنان، پیروان آلِ پیامبرند. همچنین در توصیف «الذین کفروا» میفرمایند: آنان کسانی هستند که در حق آل پیامبر ظلم نموده واز غَصبِ حق ایشان پیروی نمودند. سپس در پایان این توضیح، میفرمایند: «والحمدلله رب العالمین کما نزل».
چنین شکرِ عظیم و باشکوهی، نشانه سطح معرفت والای انسان است. درست در لحظهای که انسان، نسبت وجودی خود با آل پیامبر را حقیقتاً درک نموده و به تبعاتِ متعالیِ پیروی از ایشان یقین میآورد، قادر است زبان به چنین حمدی بگشاید.
تمام صفات نکوهیدهای را که امام رضا «علیهالسلام» در نامه خود به حضرت عبدالعظیم برشمردهاند (اختلافانگیزی، سوء نیت، بدخُلقی، کینهتوزی، حسادت، بددهنی و...)، انسان را از دایره ولایت اهلبیت «علیهمالسلام» خارج میسازد. در اینصورت انسان علیرغم محبت به اهل بیت و ادعای ولایت آنان، از این ولایت و محبت بهرهای نخواهد برد. انسان در خارج از دایره ولایت متخصصان معصوم، از یک زندگی حقیقی دور شده و به سمت زندگی خُرافی پیش میرود. در اینصورت باطن انسان هرگز به اهلبیت «علیهمالسلام» تشبّه نیافته و به سعادت ابدی نمیرسد. تنها کسی میتواند چونان امام رضا «علیهالسلام» لب به حمد پروردگارش بگشاید که خسارت دوری از متخصص معصوم را خوب درک نموده باشد.
ولایت الله = ولایت معصوم
میدانیم که الله یا کمال مطلق بینهایت، تنها هدف نهایی و غایتِ حقیقی انسانهاست. انسانها هیچ راهی به سوی این کمال مطلق ندارند مگر آنکه الله برایشان جلوه نماید. نه تنها الله که هر حقیقتِ مطلقی تا جلوه ننماید (مثل انرژی و ...) شناخته نخواهد شد. الله نیز اگر جلوه مشخص و محدودی از خود به نمایش نگذارد، به هیچ وجه قابل دسترسی، شناخت و عبادت نیست. الله، با تمام اسماء خود به صورت یکجا در وجود انسان کامل (پیامبر و آل او) جلوه نموده است و مسیرِ حرکت انسانها را تا تخلق به اخلاق خود از وجود آنها عبور داده است.
به مسئله بسیار مهمی که قرآن توجه ما را بدان جلب کرده است دقت نمایید:
خداوند حکیم به تمام انبیاء فرمان داد تا رسالت خود را به مردم ابلاغ نمایند اما هیچ اجری بابت این رسالت عظیم، از انسانها طلب نکنند. پیامبر اسلام نیز به عنوان آخرین پیامبری که از سوی خداوند برای هدایت مردم مبعوث شده بودند، ملزم به ابلاغ رسالت خود بودند. اما با اندکی تأمل میتوان دریافت که اگر خداوند انسانهایی را برای ادامه راه پیامبر تعیین نمیفرمودند، قطعاً بعد از ایشان، زمین از حجت و نماینده خدا برای رساندن مردم به سعادت ابدی خالی میگشت. از همین رو خداوند علیرغم پیامبران دیگر، از پیامبر اسلام خواستند تا اجری برای رسالت خود از مردم طلب نمایند.
«قل لا أسئلکم علیه أجرا إلاّ المودّه فی القربی»
این اجر که مودّتِ (محبتِ همراه با فداکاری و وفاداری) خاندان پیامبر است، جز برای همراه نمودنِ مردم با متخصصان معصومی که ادامه دهنده راه پیامبرند، نبوده و بهره حقیقی و سودِ اصلیاش، متوجهِ خود مردم میشد.
زمانی انسان به مقام مودّت خواهد رسید که اهلبیت «علیهمالسلام» سهم عظیمی از زندگی انسان را تشکیل داده و بخشی از سرمایهگذاریهای مادی و معنوی انسان، معطوفِ آنان و اهداف والایشان باشد.
میدانیم که کلمه اجر در لغت به معنای معادل یک کار است؛ و قرآن معادل کار پیامبر (هدایت انسان به سوی الله) را مودّت اهلبیت او میداند. یعنی تنها در صورتی رسالت پیامبر (هدایت انسانها) به ثمر خواهد نشست که انسانها خود را به مقام مودّت خاندان او رسانده و با همراهیِ قدم به قدم آنان، این مسیر را طی نمایند. در مسیر حرکت انسان به سوی الله مسئله مودّت اهلبیت به قدری ارزشمند و مهم است که خداوند آن را در 4 موضع مختلف قرآن، شفاف و صریح، اعلام میدارد. این اهمیت فوقالعاده نشان میدهد، که اساساً بدون حرکت در سایه ولایت معصوم، رسیدن به هدف نهایی خلقت، برای هیچ انسانی میسر نخواهد گشت، به عبارت دیگر میتوان گفت که تخصص لازم برای تبدیل یک انسان به خلیفه الله، تنها در اختیار معصومین قرار داده و تنها آنان قادر به جدا نمودن انسانها از خُلق حیوانی و تخلّقشان به خُلق انسانی میباشند. این نوع از ربوبیت به قدری حساس، ظریف، مشکل و سنگین است که خداوندِ رب العالمین، تنها گروه قلیلی از انسانها را شایسته این مقام میداند. تنها با زانو زدن در مکتب این انسانهاست که میتوان به باطن انسانی دست یافت. حال درمییابیم که ابالحسن مؤمنِ حقیقی (الذین آمنوا) را در گروی تبعیت از معصوم میداند.
مودّت اهلبیت؛ شرط قبولی اعمال انسان
نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» میفرمایند:
«ایّها النّاس، الزموا مودّتنا اهل البیت، فإنّه من لقی الله بودّنا، دخل الجنّه بشفاعتنا، فوالّذی نفس محمد بیده، لا ینفع عبداً عمله إلاّ بمعفرفتنا و ولایتنا»
ای مردم، به مودت ما التزام داشته باشید، همانا هرکس خداوند را با مودت ما ملاقات نماید، حتماً با شفاعت ما به بهشت وارد میشود، و قسم به کسی که جان من در دست اوست، عمل هیچ بندهای برایش سودی نخواهد داشت مگر آنکه ما را بشناسد و ولایت ما را بپذیرد.
این فرمایش پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» نشان میدهد که مودّت اهلبیت، انسان را به مرتبه شفاعت آنان خواهد رساند و این شفاعت سبب رشد نفس و اصلاح عیوب و ضعفهای آن میگردد. حضور در زیر چتر ولایت معصومین، قدرت حذف آثار گناهان را از نفس دارد، حتی اگر این گناهان سالهای متمادی به طول انجامیده باشند.
فراموش نکنیم که هیچ بیماری درمان نخواهد شد مگر آنکه خود را به پزشک متخصص برساند؛ و هیچ انسانی به انسانیت نخواهد رسید، مگر آنکه در سایه ولایت متخصصین علوم انسانی این مسیر را شناخته و با اطاعت از آنها به سلامت در این مسیر حرکت نموده و به مقصد برسد.
پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» در روایتی دیگر در خصوص مودت اهلبیت «علیهمالسلام» میفرماید:
به خدا قسم، اگر کسی میان رکن و مقام هماره به نماز بایستد، اما با کینه شما اهلبیت، خدا را ملاقات نماید، حتماً در جهنم داخل خواهد شد.
عدم پیروی از کارشناسی که خداوند برای حرکت در مسیر انسانی تعیین نموده است، قطعاً انسان را به گمراهی خواهد کشاند. تنها یک راهنمای حقیقی و معصوم است که میتواند انسان را به سوی سعادت جاودانه رهنمون سازد.
شک در حقانیت اهلبیت = توقف در جاده انسانیت
«نحن اهلُ البیت، لا یقبل الله عمل عبدٍ و هو یَشکَّ فینا»
ما اهلبیتیم، و خداوند عمل هیچ بندهای را در حالی که به ما شک دارد، نمیپذیرد.
کسی که در حقانیت اهلبیت شک دارد، یقیناً به اطاعت از آنها نیز سر نمیسپارد. او به سادگی از کنار فرمولها و قواعد دین که توسط اهلبیت در اختیار انسان قرار گرفته است، میگذرد و به یقین به سلامت به مقصد نمیرسد.
فراموش نکنیم که خوراکهای روح، تنها در ظرف یقین، توسط نفس جذب میگردند. با شک و تردید، هیچ کدام از خوراکهای معنوی، به جذبِ نفس نرسیده و رشد انسانی او را در پی نخواهند داشت. تنها کسانی قادر به رشد انسانی خواهند بود که با یقین به ولایت الله و متخصصان معصوم در این مسیر حرکت نمایند.
محبت به الله با پذیریش ربوبیت او متفاوت است!
محبت خداوند و ارتباط با او، با قرار گرفتن تحت ربوبیت و ولایت الله بسیار متفاوت است. خوب است بدانیم که حیوانات نیز، خداوند را به خوبی میشناسند و به شیوه خود نماز به پا میدارند (کلّ قد علم صلاته و تسبیحه)، به طوری که میتوان گفت از این حیث از بسیاری از انسانها بالاترند. صِرف ادعای محبت به الله و خانواده آسمانی و برقراری ارتباط ضعیف با آنان تأثیری در رشد انسانی ما نخواهد داشت. مسئلهی اساسی و مهم در حرکت به سوی هدف خلقت، قرار گرفتن تحت تربیت الله است. عشق به الله و اهلبیت زمانی برای انسان مؤثر خواهد بود که او را تحت ربوبیت آنان قرار دهد.
محبت بدون ولایتپذیری و اطاعت، هرگز انسان را به هدف خلقت نخواهد رساند. تنها یک ارتباط قاعدهمند و اصولی با الله و معصومین است که راهِ انسان را به سوی هدف خواهد گشود. برای تشبّه به باطن اهلبیت باید در محضر آنان زانو زده و سبک زندگی را با قواعد آنان تنظیم نمود. از نشانههای کسی که تحت تربیت اهلبیت حرکت میکند، افزایش سطح قدرتِ روحی، شادی، آرامش و عواطف او میباشد. او روز به روز بزرگوارتر، عادلتر، مهربانتر شادتر و آرامتر از گذشته خواهد شد.
والحمدلله رب العالمین