www.montazer.ir
چهارشنبه 17 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 2018
زمان انتشار: 22 فوریه 2015
| |
استاد محمد شجاعی: شک در حقانیت اهل‌بیت يعني توقف در جاده انسانیت .

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

استاد محمد شجاعی: شک در حقانیت اهل‌بیت يعني توقف در جاده انسانیت .

زمانی انسان به مقام مودّت خواهد رسید که اهل‌بیت «علیهم‌السلام» سهم عظیمی از زندگی انسان را تشکیل داده و بخشی از سرمایه‌گذاری‌های مادی و معنوی انسان، معطوفِ آنان و اهداف والایشان باشد. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 339 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۱/9 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: حمد پروردگار به سبب ولایت معصومین «علیهم‌السلام» در جلسه گذشته، پیرامون عالی‌ترین بُعد روح ایمان که همان مودّت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» می‌باشد، سخن گفته و آیه 257 سوره بقره را مورد بررسی قرار دادیم. آموختیم که چگونه ولایت الله می‌تواند انسان را از ظلمات به سوی نور هدایت نموده و پذیرش غیر الله، از نور فطرت انسان کاسته و او را به تاریکی خواهد رساند.   امام رضا «علیه‌السلام» در توصیف «الذین آمنوا» در این آیه می‌فرمایند: «هم الذین اتّبعوا آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) آنان، پیروان آلِ پیامبر‌ند. همچنین در توصیف «الذین کفروا» می‌فرمایند: آنان کسانی هستند که در حق آل پیامبر ظلم نموده واز غَصبِ حق ایشان پیروی نمودند. سپس در پایان این توضیح، می‌فرمایند: «والحمدلله رب العالمین کما نزل». چنین شکرِ عظیم و باشکوهی، نشانه سطح معرفت والای انسان است. درست در لحظه‌ای که انسان، نسبت وجودی خود با آل پیامبر را حقیقتاً درک نموده و به تبعاتِ متعالیِ پیروی از ایشان یقین می‌آورد، قادر است زبان به چنین حمدی بگشاید.   تمام صفات نکوهیده‌ای را که امام رضا «علیه‌السلام» در نامه خود به حضرت عبدالعظیم برشمرده‌اند (اختلاف‌انگیزی، سوء نیت، بدخُلقی، کینه‌توزی، حسادت، بددهنی و...)، انسان را از دایره ولایت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» خارج می‌سازد. در اینصورت انسان علیرغم محبت به اهل بیت و ادعای ولایت آنان، از این ولایت و محبت بهره‌ای نخواهد برد. انسان در خارج از دایره ولایت متخصصان معصوم، از یک زندگی حقیقی دور شده و به سمت زندگی خُرافی پیش می‌رود. در اینصورت باطن انسان هرگز به اهل‌بیت «علیهم‌السلام» تشبّه نیافته و به سعادت ابدی نمی‌رسد. تنها کسی می‌تواند چونان امام رضا «علیه‌السلام» لب به حمد پروردگارش بگشاید که خسارت دوری از متخصص معصوم را خوب درک نموده باشد.   ولایت الله = ولایت معصوم می‌دانیم که الله یا کمال مطلق بی‌نهایت، تنها هدف نهایی و غایتِ حقیقی انسانهاست. انسان‌ها هیچ راهی به سوی این کمال مطلق ندارند مگر آنکه الله برایشان جلوه نماید. نه تنها الله که هر حقیقتِ مطلقی تا جلوه ننماید (مثل انرژی و ...) شناخته نخواهد شد. الله نیز اگر جلوه مشخص و محدودی از خود به نمایش نگذارد، به هیچ وجه قابل دسترسی، شناخت و عبادت نیست. الله، با تمام اسماء خود به صورت یکجا در وجود انسان کامل (پیامبر و آل او) جلوه نموده است و مسیرِ حرکت انسانها را تا تخلق به اخلاق خود از وجود آنها عبور داده است.   به مسئله بسیار مهمی که قرآن توجه ما را بدان جلب کرده است دقت نمایید: خداوند حکیم به تمام انبیاء فرمان داد تا رسالت خود را به مردم ابلاغ نمایند اما هیچ اجری بابت این رسالت عظیم، از انسانها طلب نکنند. پیامبر اسلام نیز به عنوان آخرین پیامبری که از سوی خداوند برای هدایت مردم مبعوث شده بودند، ملزم به ابلاغ رسالت خود بودند. اما با اندکی تأمل می‌توان دریافت که اگر خداوند انسانهایی را برای ادامه راه پیامبر تعیین نمی‌فرمودند، قطعاً بعد از ایشان، زمین از حجت و نماینده خدا برای رساندن مردم به سعادت ابدی خالی می‌گشت. از همین رو خداوند علیرغم پیامبران دیگر، از پیامبر اسلام خواستند تا اجری برای رسالت خود از مردم طلب نمایند.   «قل لا أسئلکم علیه أجرا إلاّ المودّه فی القربی» این اجر که مودّتِ (محبتِ همراه با فداکاری و وفاداری) خاندان پیامبر است، جز برای همراه نمودنِ مردم با متخصصان معصومی که ادامه دهنده راه پیامبرند، نبوده و بهره حقیقی و سودِ اصلی‌اش، متوجهِ خود مردم می‌شد.   زمانی انسان به مقام مودّت خواهد رسید که اهل‌بیت «علیهم‌السلام» سهم عظیمی از زندگی انسان را تشکیل داده و بخشی از سرمایه‌گذاری‌های مادی و معنوی انسان، معطوفِ آنان و اهداف والایشان باشد.   می‌دانیم که کلمه اجر در لغت به معنای معادل یک کار است؛ و قرآن معادل کار پیامبر (هدایت انسان به سوی الله) را مودّت اهل‌بیت او می‌داند. یعنی تنها در صورتی رسالت پیامبر (هدایت انسانها) به ثمر خواهد نشست که انسانها خود را به مقام مودّت خاندان او رسانده و با همراهیِ قدم به قدم آنان، این مسیر را طی نمایند. در مسیر حرکت انسان به سوی الله مسئله مودّت اهل‌بیت به قدری ارزشمند و مهم است که خداوند آن را در 4 موضع مختلف قرآن، شفاف و صریح، اعلام می‌دارد. این اهمیت فوق‌العاده نشان می‌دهد، که اساساً بدون حرکت در سایه ولایت معصوم، رسیدن به هدف نهایی خلقت، برای هیچ انسانی میسر نخواهد گشت، به عبارت دیگر می‌توان گفت که تخصص لازم برای تبدیل یک انسان به خلیفه الله، تنها در اختیار معصومین قرار داده و تنها آنان قادر به جدا نمودن انسانها از خُلق حیوانی و تخلّق‌شان به خُلق انسانی می‌باشند. این نوع از ربوبیت به قدری حساس، ظریف، مشکل و سنگین است که خداوندِ رب العالمین، تنها گروه قلیلی از انسانها را شایسته این مقام می‌داند. تنها با زانو زدن در مکتب این انسانهاست که می‌توان به باطن انسانی دست یافت. حال درمی‌یابیم که ابالحسن مؤمنِ حقیقی (الذین آمنوا) را در گروی تبعیت از معصوم می‌داند.   مودّت اهل‌بیت؛ شرط قبولی اعمال انسان نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: «ایّها النّاس، الزموا مودّتنا اهل البیت، فإنّه من لقی الله بودّنا، دخل الجنّه بشفاعتنا، فوالّذی نفس محمد بیده، لا ینفع عبداً عمله إلاّ بمعفرفتنا و ولایتنا» ای مردم، به مودت ما التزام داشته باشید، همانا هرکس خداوند را با مودت ما ملاقات نماید، حتماً با شفاعت ما به بهشت وارد می‌شود، و قسم به کسی که جان من در دست اوست، عمل هیچ بنده‌ای برایش سودی نخواهد داشت مگر آنکه ما را بشناسد و ولایت ما را بپذیرد.   این فرمایش پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» نشان می‌دهد که مودّت اهل‌بیت، انسان را به مرتبه شفاعت آنان خواهد رساند و این شفاعت سبب رشد نفس و اصلاح عیوب و ضعف‌های آن می‌گردد. حضور در زیر چتر ولایت معصومین، قدرت حذف آثار گناهان را از نفس دارد، حتی اگر این گناهان سالهای متمادی به طول انجامیده باشند.   فراموش نکنیم که هیچ بیماری درمان نخواهد شد مگر آنکه خود را به پزشک متخصص برساند؛ و هیچ انسانی به انسانیت نخواهد رسید، مگر آنکه در سایه ولایت متخصصین علوم انسانی این مسیر را شناخته و با اطاعت از آنها به سلامت در این مسیر حرکت نموده و به مقصد برسد.   پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» در روایتی دیگر در خصوص مودت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» می‌فرماید: به خدا قسم، اگر کسی میان رکن و مقام هماره به نماز بایستد، اما با کینه شما اهل‌بیت، خدا را ملاقات نماید، حتماً در جهنم داخل خواهد شد. عدم پیروی از کارشناسی که خداوند برای حرکت در مسیر انسانی تعیین نموده است، قطعاً انسان را به گمراهی خواهد کشاند. تنها یک راهنمای حقیقی و معصوم است که می‌تواند انسان را به سوی سعادت جاودانه رهنمون سازد.   شک در حقانیت اهل‌بیت = توقف در جاده انسانیت «نحن اهلُ البیت، لا یقبل الله عمل عبدٍ و هو یَشکَّ فینا» ما اهل‌بیتیم، و خداوند عمل هیچ بنده‌ای را در حالی که به ما شک دارد، نمی‌پذیرد.   کسی که در حقانیت اهل‌بیت شک دارد، یقیناً به اطاعت از آنها نیز سر نمی‌سپارد. او به سادگی از کنار فرمول‌ها و قواعد دین که توسط اهل‌بیت در اختیار انسان قرار گرفته است، می‌گذرد و به یقین به سلامت به مقصد نمی‌رسد.   فراموش نکنیم که خوراک‌های روح، تنها در ظرف یقین، توسط نفس جذب می‌گردند. با شک و تردید، هیچ کدام از خوراک‌های معنوی، به جذبِ نفس نرسیده و رشد انسانی او را در پی نخواهند داشت. تنها کسانی قادر به رشد انسانی خواهند بود که با یقین به ولایت الله و متخصصان معصوم در این مسیر حرکت نمایند.   محبت به الله با پذیریش ربوبیت او متفاوت است! محبت خداوند و ارتباط با او، با قرار گرفتن تحت ربوبیت و ولایت الله بسیار متفاوت است. خوب است بدانیم که حیوانات نیز، خداوند را به خوبی می‌شناسند و به شیوه خود نماز به پا می‌دارند (کلّ قد علم صلاته و تسبیحه)، به طوری که می‌توان گفت از این حیث از بسیاری از انسانها بالاترند. صِرف ادعای محبت به الله و خانواده آسمانی و برقراری ارتباط ضعیف با آنان تأثیری در رشد انسانی ما نخواهد داشت. مسئله‌ی اساسی و مهم در حرکت به سوی هدف خلقت، قرار گرفتن تحت تربیت الله است. عشق به الله و اهل‌بیت زمانی برای انسان مؤثر خواهد بود که او را تحت ربوبیت آنان قرار دهد.   محبت بدون ولایت‌پذیری و اطاعت، هرگز انسان را به هدف خلقت نخواهد رساند. تنها یک ارتباط قاعده‌مند و اصولی با الله و معصومین است که راهِ انسان را به سوی هدف خواهد گشود. برای تشبّه به باطن اهل‌بیت باید در محضر آنان زانو زده و سبک زندگی را با قواعد آنان تنظیم نمود. از نشانه‌های کسی که تحت تربیت اهل‌بیت حرکت می‌کند، افزایش سطح قدرتِ روحی، شادی، آرامش و عواطف او می‌باشد. او روز به روز بزرگوارتر، عادل‌تر، مهربان‌تر شادتر و آرام‌تر از گذشته خواهد شد.   والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 1928
زمان انتشار: 15 فوریه 2015
| |
استاد محمد شجاعی: در ولایت‌پذیری، مهمترین مسئله، پذیرش قلبیِ ولایت است.

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

استاد محمد شجاعی: در ولایت‌پذیری، مهمترین مسئله، پذیرش قلبیِ ولایت است.

تمام کتب شیعه و اهل تسنن بر این عقیده‌اند که منظور از اهل‌بیت، پنج تن آل کساء هستند که عصمتِ آنان را به راحتی می‌توان از این آیه استنباط نمود. عبارت «یطهّرکم تطهیرا» اشاره به کلمه مطهّرون در آیه 79 سوره واقعه دارد و این نشان می‌دهد که جز اهل‌بیت کسی به باطن قرآن دسترسی نخواهد داشت. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و سی و هشت «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۱/۲ برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ارتباط میان قرآن و معصومین «علیهم‌السلام» قرآن، کتاب جاودانه هدایت انسانهاست و مسئولیت رهبری و هدایت مردم را تا قیامت بر عهده دارد. زیرا خداوند قرآن را آخرین کتابِ آسمانی معرفی نموده و کتاب دیگری بعد از آن نخواهد آمد. عظمت و قدرت این کتاب آسمانی به قدری است که در تمام اعصار، دست‌خوش تحریف و تغییر نشده و هدایت‌گر بشر در قرون مختلف خواهد بود. خداوند بزرگ در آیات 77 تا 79 سوره واقعه در مورد عظمت قرآن می‌فرمایند: «انّهُ لقرآنٌ کریم، فی کتابٍ مکنون، لا یَمَسُّهُ الاّ المطهّرون» همانا این قرآن کریم در کتاب پوشیده‌ای است که جز پاک‌شدگان کسی به باطن آن دست نمی‌یابد.   کتابی چنین عظیم و پر رمز و راز، نیاز به مفسران، تبیین کنندگان و مجریانی به همان عظمت دارد تا بتواند مورد استفاده عقلِ اندکِ بشر قرار گیرد. ممکن نیست خداوند کتاب عظیمی را برای هدایت انسانها طراحی نموده باشد، اما مبیّن و مفسّری برای آن قرار نداده باشد. منظور از عبادت «الاّ المطهّرون» انحصار علوم باطنیِ قرآن در نزدِ گروه پاک‌شدگان است. اما به راستی «پاک‌شدگان» چه کسانی هستند؟ خداوند در آیه 33 سوره احزاب به این پرسش، پاسخ می‌دهد: «إنّما یریدالله لیذهب عنکم الرّجس اهل البیت و یُطهّرکم تطهیرا» خداوند اراده نموده است که فقط پلیدی را از شما اهل‌بیت بزداید و به طور ویژه‌ای پاکتان گرداند.   تمام کتب شیعه و اهل تسنن بر این عقیده‌اند که منظور از اهل‌بیت، پنج تن آل کساء هستند که عصمتِ آنان را به راحتی می‌توان از این آیه استنباط نمود. عبارت «یطهّرکم تطهیرا» اشاره به کلمه مطهّرون در آیه 79 سوره واقعه دارد و این نشان می‌دهد که جز اهل‌بیت کسی به باطن قرآن دسترسی نخواهد داشت.   اساساً حرکت نمادین پیامبر در ماجرای حدیث کساء، تنها برای معرفی اهل‌بیت بوده است و هیچ مفهوم دیگری ندارد. بنابراین می‌توان گفت که به تصریح قرآن، تنها اهل‌بیت (معصومین)، پاک‌شدگان از سوی خداوند بوده و به تمام قوانین و حقایق قرآن مشرف‌اند. لذا تنها آنان شایستگی هدایت انسان‌ها را تا آغوش الله دارا می‌باشند.   در تمام عالم، تنها دو مجموعه ولایتی وجود دارد: 1- مجموعه فطرت گرایان: انسانها در این مجموعه تحت ولایت الله قرار دارند و به سمت تشبّه به او پیش می‌روند. 2- مجموعه طبیعت‌گرایان: انسانها در این مجموعه بخش فوق عقلانی خود را به رسمیت نمی‌شناسند، لذا به صورت کاملاً ناخودآگاه تحت ولایت شیطان (طاغوت) قرار گرفته و ارزش‌های آنان را به عنوان ارزش می‌پذیرند، از همین رو، رفته رفته به آنها شباهت می‌یابند. خداوند حکیم در سوره بقره این دو مجموعه ولایتی را بسیار روشن به تصویر می‌کشد: «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظّلمات إلی النور و الذین کفروا، اولیاءهم الطاغوت، یخرجونهم من النّور إلی الظلمات، اولئک اصحاب النّار، هم فیها خالدون».   مؤمنان با قرار گرفتن در دایره ولایت الله، به تدریج از تاریکی‌ها خارج شده و به سمت نور حرکت می‌کنند تا اینکه در نهایت به نور مطلق (الله) می‌رسند. اما کافران که ولایت الله را نپذیرفته‌اند و خود را آنقدر ارزشمند و لایق نیافته‌اند که سبک زندگی‌شان را از الله دریافت نمایند، تحت ولایت طاغوت (طغیانگران از مسیر انسانی) قرار گرفته و روز به روز نور فطرتشان را از دست داده و به ظلمات (جهنم) نزدیک می‌شوند.   تمایلات و علایق انسانها به الگوپذیری از هر کدام از این دو گروه نشان می‌دهد که انسان در کدام مجموعه ولایتی قرار داشته و در قیامت در زمره کدام گروه محشور خواهد شد. فراموش نکنیم که میزان ارزش انسانها به الگوهایی است که می‌پذیرند و از آن تبعیت می‌کنند. در ولایت‌پذیری، مهمترین مسئله، پذیرش قلبیِ ولایت است.   اگر نفس انسان به ولایت معصوم سَر نسپارد و در برابر آن به خضوع نرسد، به یقین در قیامت جزو مجموعه ولایتی آنان محشور نمی‌گردد. می‌دانیم که تمام پرسش‌های آخرتی، وجودی‌اند؛ و نفس می‌باید در دنیا کاملاً با حقیقتِ این سؤالات، خصوصاً حقیقتِ ولایت معصومین پیوند خورده باشد. در غیر اینصورت اطاعت اجباری در دنیا (از ترس جهنم و ...) هیچ تأثیری در رشد نفس انسان نخواهد داشت.   از نوع سبک زندگی هر انسان می‌توان دریافت که او چه باوری نسبت به خود داشته و با کدام گروه محشور خواهد شد. نمی‌توان به سبک طاغوتیان زیست، اما امید به رحمت خداوند و ورود به بهشت را داشت. سبک زندگی انسان، انتها و مقصد حرکت او را مشخص می‌کند. مقصد در سبکِ ولایتی طاغوت، دوزخ است، و توهم و تصور بهشت، این مقصد را تغییر نخواهد داد. کسی که حقیقتاً به بهشت امیدوار است، در مسیر رسیدن به آن گام بر می‌دارد و برای رسیدن به آن نیز تلاشی جدّی دارد.   نمی‌توان با قرآن مأنوس نبود، اما در قیامت اقرار کرد که قرآن کتاب قوانین زندگی من بوده است، نمی‌توان با خانواده آسمانی رفاقت نکرد، اما انتظار داشت که در کثرتِ قیامت، در زمره آنان به امان رسید.   نمی‌توان الله را در آغوش نکشید، اما تحت ولایت او قرار گرفت. حال با اندکی اندیشه در می‌یابیم که اگر ولایت معصوم، منجر به حذف هر گونه سوءنیت در وجود انسان نشود، یعنی ولایت‌پذیری ما حقیقی نبوده و تأثیری در رشد انسانی ما نداشته است. یک ولایت‌پذیری حقیقی، انسان را لحظه به لحظه به سمت روحی بی‌تجاوز، بی‌کینه، بی‌ظلم، آرام، شاد و قدرتمند پیش می‌برد.   والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1927
زمان انتشار: 14 فوریه 2015
| | | |
شرح فرمایش امام رضا علیه السلام

صوت کامل جلسه ی دوم خانواده ی آسمانی مورخ 1393/11/16

شرح فرمایش امام رضا علیه السلام

امام رفیق و امین است ...

صوت

1 - شرح فرمایش امام رضا علیه السلام
2 - شرح فرمایش امام رضا علیه السلام
3 - شرح فرمایش امام رضا علیه السلام

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1926
زمان انتشار: 14 فوریه 2015
| | | |
فرمایش امام رضا علیه السلام ...

صوت کامل جلسه ی اول خانواده ی آسمانی مورخ 1393/11/16

فرمایش امام رضا علیه السلام ...

ادامه ی شرح فرمایش امام رضا علیه السلام به حضرت عبدالعظیم الحسنی سلام الله علیه

صوت

1 - فرمایش امام رضا علیه السلام ...
2 - فرمایش امام رضا علیه السلام ...
3 - فرمایش امام رضا علیه السلام ...

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1881
زمان انتشار: 8 فوریه 2015
| |
استاد محمد شجاعي: عشق ما به خورشیدِ پشت ابر، بزرگترین سرمایه ماست

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

استاد محمد شجاعي: عشق ما به خورشیدِ پشت ابر، بزرگترین سرمایه ماست

بزرگترین وظیفه هر کدام از ما، تنظیم سبک زندگی ما براساس قواعد متخصص معصوم است. ممکن است انسان علیرغم بیماری‌هایی در قلب خود، ادعای ولایت‌پذیری معصوم را داشته باشد. اما این نوع ولایت‌پذیری اساساً فایده‌ای برای او نخواهد داشت، چرا که رشدی در قلبش ایجاد نخواهد کرد. تنها زمانی ولایتِ معصوم، انسانها را به هدف خواهد رساند، که آنان سایه به سایه و قدم به قدم در معیّت اهل‌بیت حرکت نموده و تمام قواعد سبک زندگی خود را از آنان دریافت نمایند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و سی و هفت «خانواده آسمانی» كه در مورخ 93/11/2 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: بخش هفدهم؛ هشدار! محدوده خروج از ولایت معصوم! «و خرج عن ولایتی، ولم یکن له نصیباً فی ولایتنا» و از ولایت من خارج می‌شود و او را بهره‌ای از ولایت ما نخواهد بود.   این هشدار ابالحسن، بسیار جدی، قاطع، صریح، کوبنده و کمرشکن است. ایشان به گروهی از انسانها که تمام زوایای سوء نیت را در نفس خود حذف ننموده و آن را به واسطه توبه جبران نکنند، اخطار خروج از دایره ولایت معصوم را می‌دهند و چنین انسانهایی را از ولایت و دوستیِ با اهل‌بیت‌ «علیهم‌السلام» بی‌بهره می‌دانند.   این فرمایش ابالحسن را می‌توان به دو صورت تعبیر نمود؛ اول آنکه اگر در نفس کسی نسبت به دیگران سوء نیت و یا بدخواهی وجود داشته باشد، از دایره ولایت معصومین «علیهم‌السلام» خارج می‌شود. و دوم آنکه کسی که ادعای زندگی در سایه ولایت معصوم را دارد، امکان ندارد در نفس خود به سوء نیت نسبت به دیگران مبتلا باشد. به عبارت دیگر می‌توان گفت که پذیرشِ حقیقیِ ولایت معصوم و اطاعت از ایشان، انسان را به سرحدّی از رشد انسانی خواهد رساند که چنین نقاط تاریکی در نفس او باقی نماند.     به عنوان مثال می‌دانیم که «إنّ الصّلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر»، حتماً نماز انسان را از فحشا و منکرات باز می‌دارد. اما بسیار دیده‌ایم کسانی را که پس از طی سالهای متمادی در اقامه نماز، هنوز قلباً به گناهان گوناگون و یا فحشاهای باطنی و ظاهری مختلف تمایل و علاقه نشان می‌دهند. این تمایل قلبی نشانه عدم تأثیرگذاریِ نماز در نفس این افراد بوده و مُهر تأییدی بر بی‌کفایتیِ نماز آنان می‌باشد؛ چرا که یک نماز حقیقی به فرموده قرآن، حتماً انسان را از انواع گناهان باز خواهد داشت. مسئله ولایت معصوم نیز دقیقاً از همین قانون تبعیت می‌کند. حضور روح بدخواهی، آزار دیگران، سوء نیت، کینه و ... نسبت به دیگران در نفس نشان می‌دهد که انسان علیرغم ادعای پذیرشِ ولایت معصومین، نتوانسته است در سایه این ولایت حرکت صحیحی داشته و به رشد انسانی برسد.   هر گونه عدم آرامش و نشاط در نفس انسان، نشانه ضعفی است که در اثر ولایت‌پذیریِ ناصحیح و غیر حقیقی او ایجاد گشته است. زیرا مَحال است کسی ولایت الله و خانواده آسمانی‌اش را پذیرفته باشد، اما در نفس خود احساس ناآرامی، فقر، تنهایی، اضطراب و ... داشته باشد. حضور چنین احساساتی در انسان، حاکی از آن است که او هنوز غیب را به عنوان دارایی‌های حقیقی و عظیم خود نپذیرفته است.   اولویت‌های ولایتی از نگاه قرآن به آیه 59 سوره نساء دقت کنید: «یا ایّها الذّین آمنوا، أطیعوالله و أطیعو الرّسول و اولوالامر منکم» ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خداوند، رسول او و صاحبان امرتان اطاعت کنید. خداوند در این آیه، ترتیب منطقی و ریاضیِ ضرورت‌های ارتباطیِ انسانها را به طور کاملاً روشن بیان می‌فرمایند: 1- اطاعت از الله؛ به عنوان تنها خالق انسان و معدن علم مطلق 2- اطاعت از پیامبر؛ به عنوان فرستاده خداوند، آورنده قرآن و شارع آن 3- اطاعت از صاحبان امر؛ به عنوان کسانی که تسلط بر اَمر داشته و جمیع امور در دست آنان است. برای دریافت تصویر کلی از صاحبان امر، کافی است با تأمل، سَری به سوره قدر بزنیم؛ «... تنزّل الملائکه و الرّوح فیها بإذن ربّهم مِن کلّ أمر...» همه فرشتگان و روح در شب قدر به نزد صاحب امر وارد شده و تمام اندازه‌ها و مقدّرات یک سال را بر قلب ایشان نازل می‌کنند. به عبارت دیگر تمام تقدیر عالم در سال بعد، در گستره نفس صاحبِ امر مقدر می‌گردد.   جایگاه ولایت معصومین «علیهم‌السلام» در عالم از آنجا که روح انسان، نفخه‌ای از خداوند می‌باشد، برای رسیدن به آغوش او و در حقیقت رسیدن به سعادت جاودانه، ناگزیر به طیّ مسیری است که خودِ الله برای او ترسیم نموده است. فراموش نکنیم که این مسیر، از بطن دنیا می‌گذرد و نفس انسان تنها در دنیا، قابلیت حرکت در آن را دارد. به همین خاطر است که ارزش یک ساعت از ساعات دنیا، با قرن‌هایی از آخرت، برابری دارد. از همین رو یکی از مهمترین سؤالات قیامت، بررسیِ لحظه به لحظه ساعات عمر انسان، به خصوص، دوران جوانی اوست. عمر دنیایی انسان، به قدری گرانقیمت است که حتی بهشتیان نیز، آرزوی دقایق کوتاهی از آن را دارند، تا بتوانند باز گردند و برای خود، توشه‌ای بیندوزند، حال آنکه غالب انسانها این سرمایه عظیم را آسان و ارزان از کف می‌دهند.   انسانها به آن سبب که حامل روح الهی اند، به کمالی، پایین‌تر از کمال مطلق (بی‌نهایتِ مطلق) رضایت نداده و هدفی جز تشبّه به این کمال (الله) را ندارند. بنابراین غایت نهایی همه انسانها، رسیدن به مقامی است که تمام قدرت‌ها و اسماء الهی را دریافت نموده و خلیفه (جانشین) او در زمین باشند.   برای رسیدن به چنین مقامی، حرکت در مسیری که به مقصد می‌رسد، واجب است. اما آیا می‌توان چنین مسیرِ پیچیده و هدفمندی را بی‌راهنما طی کرد؟ تنها کسانی می‌توانند راهنمایی و رهبری انسان را در این مسیر بر عهده بگیرند که به تمام اطلاعات و تخصص‌های لازم نسبت به انسان و نوعِ حرکتِ او، احاطه داشته باشند.   این علم، تنها در انحصار خالق انسان است. کسی که او را آفریده و به تمام زوایای وجودی‌اش احاطه دارد. اما همین خالق یکتا، برای هدایت بشر، تمام علمِ خود را در اختیار انسانهایی قرار داده است که تجلّی کامل او در زمین و مظاهر تمام اسماء و صفاتش می‌باشند. چرا که تنها کسی می‌تواند مربّی شایسته‌ای برای انسان بوده و او را به سلامت به مقصد برساند که اولاً خود به دارایی‌های انسانی مجهز بوده و ثانیاً به مقصد رسیده باشد.   خداوند بزرگ از دریچه ربوبیت خود، علمِ بی‌نهایتش را انحصاراً در اختیار شبیه‌ترین، کاملترین و نزدیک‌ترین انسانها به خودش قرار داده است که به آنان در اصطلاح «متخصص معصوم» اطلاق می‌شود. از خاطر نبریم که اگر مربّی انسان، خود به مقام خلیفه اللهی نرسیده باشد، نمی‌تواند او را به سمت چنین مقامی هدایت و رهبری نماید. لذا ظلمِ عظیمی در حق انسان‌ها صورت خواهد پذیرفت. در اینصورت انسان‌ها حق اعتراض در برابر عدم حضور مربّی کارآزموده را برای طی مسیر انسانی، می‌یافتند. لذا خداوند در بیان ضرورتِ اصل امامت در قرآن می‌فرماید: «...لئلاّ یکون للنّاس علی الله حجّه...» تا مردم بر علیه خدا، حجتی نداشته باشند. (سوره نساء آیه165)   بنابراین متخصصان معصوم، نه فقط مربیانی برای مسلمانان و یا شیعیان محسوب می‌شوند، که حجت و نماینده خدا، برای تک تک انسان‌های زمین‌اند. از همین رو خداوند در کتب آسمانی قبل از قرآن، مشخصات چند تن از آنان از جمله امام باقر «علیه‌السلام» را برای انسانها برشمرده است. اسناد کشتی حضرت نوح «علیه‌السلام»، مناجات او با الله و قسم دادن‌هایش به حق پنج نفر از معصومین «علیهم‌السلام» هنوز موجود است، به طوری که قرآن، حفظ این کشتی را برای عبرت گرفتن انسانها تضمین نموده است. این اسماء بر روی کشتی نوح نشان می‌دهند که خداوند معصومین را به تمام انبیاء معرفی نموده است و تمام پیامبران به محض آغاز رسالتشان به حضور آنان در آینده مژده داده‌اند. چنین بشارتهایی بیشتر معطوف وجود مقدس امام زمان «علیه‌السلام» و تحولات عظیم جهان در زمان ظهور و قیام ایشان است.   نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» در پاسخ به سؤال جابر در مورد اولوالامر فرمودند: ای جابر؛ آنان جانشینان من و ائمه مسلمینِ پس از من هستند. اولینِ ایشان علی بن ابیطالب «علیه‌السلام» و بعد از آن حسن بن علی و حسین بن علی و بعد، علی بن الحسین و سپس محمد بن علی «علیهم السلام» است که در تورات به باقر معروف است. و تو ای جابر او را می‌بینی و آنگاه که او را دیدار کردی سلام مرا به او برسان. پس از او جعفر بن محمد صادق و موسی بن جعفر کاظم، و علی بن موسی الرّضا و محمد بن علی الجواد و علی بن محمد الهادی و حسن بن علی العسکری «علیهم‌السلام» و پس از او همنام و هم کُنیه من فرزند حسن بن علی، حجت خدا در زمینش و بقیه الله در میان بندگانش است. او کسی است که خدای تعالی مشرق و مغرب زمین را به دست او بگشاید. او کسی است که از شیعیان و اولیائش غائب شود. غیبتی که بر عقیده به امامتِ او باقی نمی‌ماند مگر کسی که خداوند قلبش را به ایمان امتحان کرده است.   جابر پرسید، یا رسول الله، آیا در غیبتِ او برای شیعیانش انتفاعی باقی هست؟ فرمود: آری قسم به خدایی که مرا به نبوت مبعوث فرمود به نور او استفاعه می‌کنند و به ولایت او در دوران غیبتش منتفع می‌گردند مانند انتفاع مردم از خورشید پشت ابر. ای جابر، این سرّ مکنون خداوند و علم مخزون اوست، آن را از غیر اهلش بپوشان.   چگونه می‌توان از ولایت معصومین بهره‌مند شد؟ حال با اندکی تأمل می‌توان فاجعه خروج از محدوده ولایت معصوم را ادراک نمود. به یقین نکبت و فاجعه‌ای بالاتر از این وجود نخواهد داشت، زیرا چنین کسی اساساً از انسانیت ساقط می‌گردد.   کمی با خود بیندیشیم؛ آیا سبک زندگی ما بر طبق فرمول‌های ولایت معصومین «علیهم‌السلام» تنظیم شده است؟ امروز ما در دنیایی زندگی می کنیم که ولیّ امرمان و تنها متخصص معصوم مان، آواره، طردشده و تنهاست. آیا برای پایان دادن به این آوارگی قدمی برداشته‌ایم؟ آیا برای رسیدن به او تلاشی کرده‌ایم؟ آیا دلمان از دوری او به تنگ آمده است؟ آیا یکبار برای برداشتن موانع ظهورش، خستگی به بدن ما رسوخ نموده است؟ ...   بزرگترین وظیفه هر کدام از ما، تنظیم سبک زندگی ما براساس قواعد متخصص معصوم است. ممکن است انسان علیرغم بیماری‌هایی در قلب خود، ادعای ولایت‌پذیری معصوم را داشته باشد. اما این نوع ولایت‌پذیری اساساً فایده‌ای برای او نخواهد داشت، چرا که رشدی در قلبش ایجاد نخواهد کرد. تنها زمانی ولایتِ معصوم، انسانها را به هدف خواهد رساند، که آنان سایه به سایه و قدم به قدم در معیّت اهل‌بیت حرکت نموده و تمام قواعد سبک زندگی خود را از آنان دریافت نمایند. با چنین حرکتی، قطعاً از ولایت معصوم بهره برده و به رشد انسانی خواهد رسید.   فراموش نکنیم که امام زمان ما لحظه به لحظه مراقب ماست و هرگز از یاد ما غافل نیست. و اگر فاصله‌ای میان ما و ایشان وجود دارد، به دست خودِ ما حادث شده و با توجه، تمرکز و تلاش ماست که از میان برداشته خواهد شد.   بزرگترین سرمایه ما، عشق ما به خورشیدِ پشت ابری است که لحظه‌های زندگی هر کدام‌مان، سرشار از حمایت‌های پدرانه اوست. برای بهره‌مندی بیشتر از این خورشید، باید کمی جدّی‌تر قدم برداریم... .   والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1877
زمان انتشار: 6 فوریه 2015
| | | |
فرمایش امام رضا علیه السلام در مورد امام ...

برگزیده ای از جلسه خانواده آسمانی مورخ 1393/11/16

فرمایش امام رضا علیه السلام در مورد امام ...

امام رفیق و امین است ..

صوت

1 - فرمایش امام رضا علیه السلام در مورد امام ...

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 1837
زمان انتشار: 3 فوریه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 336 :  مودّت اهل‌ البیت هسته مرکزیِ روح ایمان

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 336 : مودّت اهل‌ البیت هسته مرکزیِ روح ایمان

هر چه دلدادگی، محبت و عشق انسان به اهل‌بیت «علیهم‌السلام» بیشتر می‌شود، ایمان او محکم‌تر و غلبه روح ایمان در وجود او بیشتر و قدرتمندتر می‌گردد. دلدادگی و سرسپردگی به اهل‌بیت «علیهم‌السلام» نشان می‌دهد که این شخص در نزد اهل‌بیت «علیهم‌السلام» محبوب بوده و توجه آسمان را به خویش جلب نموده است. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و سی و شش «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   3- محبت و مودّت اهل‌بیت «علیهم‌السلام»؛ عالی‌ترین بُعد روح ایمان محبت و مودّت اهل‌بیت «علیهم‌السلام»، هسته مرکزی روح ایمان است و بقیه ابعاد، شاخ و برگ‌های آن می‌باشد. این نعمت، بالاترین و عظیم‌ترین نعمتی است که خداوند در وجود گروهی از انسانها قرار داده است و محال است نعمتی بالاتر از آن در عالم وجود داشته باشد. امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: دوستی ما علامت ایمان و دشمنی ما نشانه کفر است؛ چرا که خداوند ایمان را محبوب دلهای شما گرداند و ... .   هر چه دلدادگی، محبت و عشق انسان به اهل‌بیت «علیهم‌السلام» بیشتر می‌شود، ایمان او محکم‌تر و غلبه روح ایمان در وجود او بیشتر و قدرتمندتر می‌گردد. دلدادگی و سرسپردگی به اهل‌بیت «علیهم‌السلام» نشان می‌دهد که این شخص در نزد اهل‌بیت «علیهم‌السلام» محبوب بوده و توجه آسمان را به خویش جلب نموده است. به طور کلی می‌توان گفت که نظام حبّ و بغض انسان، آرزوهای او، دغدغه‌ها، علاقه‌ها و تمایلاتش نشان می‌دهد که او به چه میزان از رشد انسانی دست یافته است.   رفت و آمد با غیب، دغدغه‌های قلبی برای ارتباط با خانواده آسمانی، ملائکه، بهشتیان و ...، تفکرِ زیاد در لحظه تولد به برزخ و ... علامت بزرگی برای تعیین میزان رشد انسانی است. اگر چنین تمایلاتی در قلب ما وجود ندارد، باید بترسیم. زیرا در این صورت ما در نگاه اهل غیب قیمتی و محبوب نبوده و مورد توجه آنها نمی‌باشیم.   راشد به کسی اطلاق می‌شود که مدیریت قلبش را به دست آورد. معشوق‌های قلب او سازمان دهی شده و کاملاً به ترتیب اولویت‌های انسانی در حال تعادل‌اند. چنین قلب مدیریت شده‌ای، قطعاً مورد توجه غیب واقع خواهد شد. در غیر اینصورت، قلب بی‌تعادلی که دائماً مشغولِ امورات واهیِ دنیاست، مرکز توجه شیاطین و معصیت کاران است. چنین فردی در عین دارایی‌ها و ثروت‌های مادی، فقیری بیش نخواهد بود.   نماز، وسیله‌ای قدرتمند برای مدیریت قلب است. حضور قلب در نماز سبب می‌شود که ناخودآگاه مسیر حرکت قلب انسان با حرکتی اشراف قیامت هماهنگ شده و او با گروه «أنعمت علیهم» و در مسیر آنان ادامه مسیر دهد.   هر چه قلب انسان بیشتر مدیریت شده و از مشغولیاتِ دست و پاگیر دنیا خالی‌تر گردد، بیشتر مورد توجه غیب واقع می‌شود. به طوری که انسان روز به روز افزایش تمایل خود را به ارتباط به الله، خانواده آسمانی و غیب بیشتر احساس نموده و به لذت عمیق‌تر و بالاتری نایل می‌گردد.   عدم حضور دلدادگی و سرسپردگی به خانواده آسمانی در قلب انسان، علامت حضور کفر در قلب اوست، حتی اگر او به ظاهر فرد متدین و پرهیزکاری باشد. اما حضور محبت و مودّت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» (روح ایمان) در قلب شخص، سبب نجات او از گناهان و نیز فحشاهای باطنی شده و او را تا ساحلِ سعادت راهنمایی خواهد نمود.   فراموش نکنیم که برای آموختن هر مهارتی، باید در نزد استاد آن فن زانو زد. برای رسیدن به مقامِ خلیفه اللهی نیز، سرسپردگی و اطاعت از اساتید معصومِ انسانی، واجب و لازم است. بدون حرکت در سایه معصوم، هرگز نمی‌توان به سلامت به مقصد رسید.   والحمد لله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1795
زمان انتشار: 1 فوریه 2015
| |
خانواده آسمانی، جلسه 335، 93/10/25 :بايد خود را در ظرف تبرّي محك بزنيم

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه 335، 93/10/25 :بايد خود را در ظرف تبرّي محك بزنيم

کسی که روزانه، بارها جمله «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» را در نمازهایش به زبان می‌آورد، دائماً در حال اعلام این نکته است که پروردگارا تنها تو و مظاهر تو محبوب من هستید و من سبک زندگی‌ام را تنها از تو دریافت می‌کنم آیا می‌توان با چنین اقراری، بازهم به سراغ دشمنان الله رفت و از آنان سبک زندگی دریافت نمود؟!! به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و سی و پنج «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   2- نفرت از مظاهر شیطان «و کرّه الیکم و الفسوق و العصیان» می‌دانیم که محبت (توّلا) و تنفر (تبرّی) دو روی یک سکه‌اند. اساساً ممکن نیست عشق در جایی حضور داشته باشد، اما پای تنفر در میان نباشد. هر چه عشق انسان به الله عمیق‌تر می‌شود، بر سطح نفرت او از تمام مظاهری که او را از آغوش معشوقش جدا می‌کنند، بیشتر می‌گردد. نمی‌توان عاشق الله بود، اما از مظاهر شیطان نفرت نداشت. نمی‌توان فرهنگ اهل‌بیت را پذیرفت، اما قلباً عاشق فرهنگ دشمنان اهل‌بیت بود. از همین رو خداوند همواره محبت را در کنار بغض و دشمنی آورده است.   برای آنکه بدانیم چقدر در محبت به الله و خانواده آسمانی‌مان، صادقیم، باید خود را در ظرفّ تبرّی محک بزنیم. تبرّی، علامتِ روشن یک شیعه حقیقی است، به طوری که دوستی‌ِ اهل‌بیت «علیهم‌السلام» بدون تبرّی، یک دوستی ضعیف و کم فایده است. غالباً شیعیان در مجالس عزاداری اهل‌بیت «علیهم‌السلام» بسیار باشکوه، پرشور و فعال شرکت می‌کنند، اما به‌ همان مقدار، در مجالس فساد نیز حضور دارند. این مسئله نشان می‌دهد که آنان در عینِ ابراز محبّت به اهل‌بیت «علیهم‌السلام» از تبرّی کافی برخوردار نیستند و قادرند به راحتی با مظاهر شیطان ارتباط برقرار نمایند. تنفر از مظاهر باطل، میزان صداقت انسان را در محبت به اهل‌بیت «علیهم‌السلام» ثابت می‌کند.   کسی که روزانه، بارها جمله «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» را در نمازهایش به زبان می‌آورد، دائماً در حال اعلام این نکته است که پروردگارا تنها تو و مظاهر تو محبوب من هستید و من سبک زندگی‌ام را تنها از تو دریافت می‌کنم آیا می‌توان با چنین اقراری، بازهم به سراغ دشمنان الله رفت و از آنان سبک زندگی دریافت نمود؟!!   خداوند در این آیه رسماً اعلام نموده است که کفر و فسق و عصیان را در نگاه کسانی که اهل رشد انسانی هستند منفور گردانیده است. اگر حقیقتاً این مظاهر در نزد ما منفور نیستند باید اعتراف کنیم که روح ایمان در ما نفوذ نکرده است.   کفر یعنی پذیرش شرایطی (ازدواج، شغل، فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی و ...) که انسان را از آغوش الله و از ادامه حرکت به سوی او باز می‌دارد. حال ممکن است این شرایط از نظر معیارهای دنیایی، بسیار عالی و قابل تحسین باشند.   نکته قابل توجه در مسئله تبرّی آن است که تمایل و علاقه قلبی به مظاهر فساد (نحوه پوشش، مهمانی‌ها، روابط خانوادگی، انتخاب موسیقی‌های گناه‌آلود و ...) حتی اگر در عمل نیز انسان به انجام آنها تن ندهد، سبب ثبت آنها در قلب و شکل‌گیری نفس به هیبت باطل می‌گردد. تنها تنفر قلبی از مظاهر فساد است که سبب می‌شود قلب انسان آن را دریافت ننماید، لذا اگر گاهی به گناهی نیز مبتلا گردد، به جزع و فزع افتاده و اضطراب تمام وجودش را فرا می‌گیرد چرا که غلبه روح ایمان بر نفس سبب می‌شود که شخص آسان از کنار گناهانش رد نشده و به وسیله ناله و توبه آن را جبران نماید.   بنابراین آثار این گناه توسط نفس او جذب نمی‌گردد و آن را در نامه عمل خویش نخواهد دید. کسی که روح ایمان بر او حکومت نمی‌کند از فحشاهای باطنی خود (خودبرتربینی، حسادت، رقابت، زودرنجی، عصبانیت و ...) رنج نبرده و عذاب نمی‌کشد. او دائماً با میل خود در حال در آغوش کشیدن جهنمی است که لحظه به لحظه آن را شعله‌ورتر می‌نماید.   روح ایمانی سبب مقاومت انسان در برابر آتش‌هایی می‌گردد که به او عرضه می‌گردد. او با یک بار افتادن در دام خودبینی، حسادت، تندی و ... به عذاب و رنج افتاده و تلاش می‌کند آن را با استغفار جبران نماید. او دائماً در حال استغفار است و بدین وسیله نفس خود را از آلودگی‌ها پاک می‌نماید. فراموش نکنیم که روح، بدون استغفار، آرام آرام به سوی دوزخ حرکت خواهد کرد.   آگاه باشیم که بدون نفرت از مظاهر شیطان، نمی‌توان به سوی نور حرکت کرد. تنها کسی می‌تواند از معارف اهل‌بیت «علیهم‌السلام» استفاده نموده و در سایه ولایت آنان به سوی الله حرکت کند که از گناه، فحشاهای باطنی و مظاهر شیطانی متنفر باشد. اما حضور روح ایمان در نفس کسی سبب می‌شود که سالهای طولانیِ گناه نیز نتواند او را از رسیدن به ساحل نجات باز دارد. والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1643
زمان انتشار: 20 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی، جلسه 334 ؛ روح ایمان یعنی روی سجاده با دست خالی بروم

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه 334 ؛ روح ایمان یعنی روی سجاده با دست خالی بروم

روح ایمان یعنی روی سجاده، با دست خالی بروم. در ارتباط با خدا باید با فقر مطلق برویم. «انتم الفقراء الی الله» همه چیزمان مال خداست «الحمدلله». هرقدر ایمان یک شخص بیشتر شود، روح انسانی و باطن انسانی بهتر و قدرتمندتری پیدا می‌کند و روز به روز به حق تعالی و خانواده آسمانیش شبیه‌تر می‌شود. حیات جاودانه انسان در بهشت و بالاتر از بهشت فقط با روح ایمان تأمین می‌شود. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و سی و چهار «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: روح ایمان امام رضا «علیه‌السلام» فرمودند: اگر انسان دست از روش‌های غلط خود برندارد، مورد نفرین قرار می‌گیرد، مگر این‌که توبه کند و اگر توبه نکرد و به روش غلط خود ادامه داد، روح ایمان از قلب او خارج می‌شود.   انسان روح‌های مختلف دارد؛ روح گیاهی، عقلانی، انسانی و ایمانی سوره انفال، آیه 29؛ «یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول إذا دعا کم لما یحییکم»؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را دعوت می‌کنند به چیزی که آن چیز شما را حیات می‌دهد. منظور از حیات، حیات انسانی، حیات طیبه و حیات ایمانی است. خداوند حیات انسانی را مخصوص مؤمنین می‌داند و مؤمن بوسیله آن باطن انسانی پیدا می‌کند.   هرقدر ایمان یک شخص بیشتر شود، روح انسانی و باطن انسانی بهتر و قدرتمندتری پیدا می‌کند و روز به روز به حق تعالی و خانواده آسمانیش شبیه‌تر می‌شود. حیات جاودانه انسان در بهشت و بالاتر از بهشت فقط با روح ایمان تأمین می‌شود.   آن شخصیتی که انسان با خودش به برزخ می‌برد، روح ایمانی است. کسی که به معصیت‌ کردن اصرار دارد، روح ایمان از او گرفته می‌شود. در روح انسانی، انسان حقیقتا با غیب ارتباط دارد. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: کسی که نمازش او را از فحشاء باز ندارد، هرقدر نماز بخواند از خدا دورتر می‌شود.   اظهار فقر در برابر خدا ارتباط ما با «الله» خیلی رسمی است. این معصوم است که با همه دارایی‌اش وقتی دستش را بالا می‌برد، این‌گونه به ما دعا کردن را یاد می‌دهد: «لا املک لنفسی نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیاتا و لا نشورا»؛ خدایا من هیچی ندارم. «عبدا مسکینا»   فقیر کسی است که درآمد دارد ولی دو برابر درآمدش هزینه دارد. مسکین کسی است که هیچ چیزی ندارد و تمام ضعف و التجا و بدبختی‌اش را پیش خدا برده است. مسلم است کسی که با این حالت پیش خدا برود، حتما دعایش اجابت می‌شود.   در زیارت جامعه کبیره می‌گوییم: من پناهنده شدم به قبر شما. اگر واقعا پناهنده شویم و به اضطرار برسیم، حتما جواب خواهیم گرفت. ایمان یعنی همان چیزی که انسان بوسیله آن «الله» را باور کرده و می‌تواند از او کمک بگیرد. «ایاک نعبد و ایاک نستعین» نمازت را که خواندی بنشین با خدا و با غیب حرف بزن. ضعف و گرفتاری‌های خود را مطرح کن. ما چون غیب را باور نکردیم کمکی هم دریافت نمی‌کنیم. روح ایمان یعنی روی سجاده، دست خالی بروم. در ارتباط با خدا باید با فقر مطلق برویم. «انتم الفقراء الی الله» همه چیزمان مال خداست «الحمدلله» امام سجاد «علیه‌السلام» به خدا عرض می‌کند: خدایا از من بدحال‌تر کسی را داری؟   قدرت گرفتن از خانواده آسمانی و اتصال به کانون عشق روح ایمان، ارتباط حقیقی را اقتضا می‌کند یعنی وقتی شما امام زمان «علیه‌السلام» را صدا می‌کنی می‌دانی یک پدر به نام امام زمان داری و سرشار از عشق او هستی. هیچ‌کس هم نداشته باشی، با خدا و اهل بیت سرمایه‌دارترین آدم‌ها هستی.   من یک انسانم و کانون‌های عشق و عاطفه آسمانی دارم. اگر خانواده زمینی‌ام مرا تحویل نگیرند، هرگز احساس حقارت به من دست نمی‌دهد. کسی که کانون‌های عشق و عاطفه را باور کرده قیمتش هم به همان مقدار است. روح ایمان، متعلقات روح و دارایی‌هایش را با خودش می‌آورد. «اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم»؛ منظور خدا، رفاقت با شهداء، انبیاء، صدیقین و صالحین است «و حسن اولئک رفیقا» اگر با وجود این همه رفیق باز احساس تنهایی کنید، خیلی گدا هستید.   روح ایمان یعنی باور کنی این رفقا را داری و دیگر احساس تنهایی نکنی. بزرگ‌ترین و ثروتمندترین انسان‌های تاریخ، پدر یا مادرشان را در همان کودکی از دست دادند. پیامبر اسلام با وجود بدی‌هایی که مردم آن زمان در حق ایشان کردند، «رحمه للعالمین» بودند و به همه با مهربانی جواب می‌دادند. آسیه با وجود این‌که از فرعون خیری نمی‌بیند ولی با خدا آن‌قدر رفیق است که می‌گوید: «رب ابن لی عندک بیتا فی الجنه»؛ خدایا یک خانه پیش خودت در بهشت به من بده. وقتی روح ایمان نداشته باشیم، همه کارهایمان پر از اشتباه می‌شود.   ما فکر می‌کنیم خداوند فرشته‌ها و انبیاء و اولیاء را برای آخرت نگه داشته است. در صورتیکه ما در همین دنیا می‌توانیم با آن‌ها رفاقت برقرار کنیم. امام سجاد «علیه‌السلام» در مناجات متوسلین به خداوند عرض می‌کند؛ «یا خیر من خلا به وحید و آوا الیه طرید»؛ ای بهترین کسی که خلوت می‌کند با او شخص تنها و پناه می‌گیرد شخص رانده شده.   اطاعت از پیامبر گاهی وقت‌ها نزدیک نماز که می‌شد پیامبر آن‌قدر بی‌تاب می‌شد که لحظه‌شماری می‌کرد و وقت اذان که می‌شد می‌فرمود: «أرحنا یا بلال» «المؤمن فی المسجد کالسمک فی الماء»؛ مؤمن در مسجد مثل ماهی در آب است. «الموت عرس المؤمن»؛ وقتی به مؤمن می‌گویند وقت رفتن است، به شادی می‌رسد. می‌داند که قرار است به 99 درصد رحمت خداوند برسد. سوره حجرات،‌ آیه 7: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ فیكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ یُطیعُكُمْ فی‏ كَثیرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ»؛ بدانید که پیامبر در میان شماست. اگر در بسیاری از امور رأی شما را پیروی کند خود به رنج و زحمت می افتید. (یک مربی باید به آن‌چه صلاح می‌داند عمل کند. اگر بخواهد به میل فرزند برخورد کند، فرزند بدبخت می‌شود.   عشق به مظاهر الهی «وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْكُمُ الْإیمانَ وَ زَیَّنَهُ فی‏ قُلُوبِكُمْ»؛ خدا ایمان را پیش شما قشنگ جلوه داده است. اگر به عشق «الله» کاری را انجام دادید، خداوند جزایش را به شما می‌دهد. هرچیزی که علامت خدا و ایمان را نشان دهد، دوست دارد. اگر کسی از علامت‌های ایمان بدش بیاید خیلی وضعیت خطرناکی دارد و در نزد خدا خیلی پست و کوچک است. هر چیزی که برایت زیباست، قیمتت همان است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1630
زمان انتشار: 18 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 333، 93/10/18

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 333، 93/10/18

کسی که سبک زندگی دشمن را بیشتر دوست دارد و عضویت در گروه آدم‌های منحرف برایش بیشتر اهمیت دارد تا عضویت در خانواده آسمانیش، پس با همان‌ها محشور می‌شود و قیامت هم هرجا آن‌ها بروند پیروانشان را هم می‌برند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و سی و سوم «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   خودسازی مهم‌ترین رسالت انسان اگر انسان بخواهد دنیای شاد و آرامی داشته باشد، وفاتش برایش مبارک باشد و هنگام ورود به فضای آخرت با خوشحالی وارد شود و یک آسایش ابدی را به‌دست آورد، باید اخلاق‌های بد را در درون خود درمان کند. هیچ عبادتی بالاتر از این نیست که انسان رذایل خود را اصلاح کند.   هرقدر انسان خلقیات زشت را از خود دور کند، درونش نورانی‌تر شده و اعمال صالح در وجودش بیشتر اثر می‌گذارد. خودسازی اولویت هر کسی در زندگی است. دنیا برای آخرت خلق شده است. مهم‌ترین رسالت ما این است که خود را برای حیات جاودانه آماده کنیم. کسی که به خودسازی اهمیت نمی‌دهد و وقت خود را صرف کارهایی می‌کند که هدف از خلقت او را تحقق نمی‌بخشد، خسارت دیده است.   هیچ چیز در دنیا وجود ندارد برای این‌که ما معصیت کنیم. در قرآن کریم فرشته‌ها در جواب افرادی که می‌گویند ما در دنیا نتوانستیم به وظایف دینی و مذهبی خود عمل کنیم، می‌گویند: آیا زمین خدا آن‌قدر وسیع نبود که شما هجرت کنید؟ شما حق نداشتید در آن محیط زندگی کنید. دلبستگی شما به آن محیط نسبت به دلبستگی شما به خانواده آسمانی و محیط‌های فطری بیشتر بود؟ این افراد از حالت انسانی خارج شده‌اند.   قیمت حقیقی انسان قرآن می‌فرماید: حداقل جایگاه شما، بهشت است. به گونه‌ای به زندگی اکتفا کنید و آرزوها و میل‌هایتان را کنترل کنید که بتوانید دینتان را حفظ کنید و هنگامی که مرگ فرا رسید آماده رفتن باشید. اگر در زدودن رذایل انسان، کاری مزاحمت ایجاد کند باید حتما آن را ترک کنید. حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمودند: حق ندارید با یک جلیس نامتناسب ازدواج کنید. هیچ چیز ارزش این‌که بخواهیم واجباتمان را کنار بگذاریم و جهنمی شویم را ندارد. کسی که برای خودش اعتبار قائل است، هیچ وقت حاضر نیست قیمت خود را پایین بیاورد. در ارتباط با خانواده آسمانی، انسان هرجا هست باید نوع ارتباطش طوری باشد که از غیب جدا نشود. چون به زودی با وفات به آن‌ها ملحق می‌شود. قرآن در قیامت شکایت می‌کند که خدایا این بنده در دنیا مرا ضایع کرد، تو هم ضایعش کن. چرا باید سبک زندگیمان را طوری تنظیم کنیم که به قرآن خواندن نرسیم؟ اگر با برنامه‌ریزی پیش برویم حتما به شادی و آرامش می‌رسیم. چه فایده که به موفقیت‌های دنیایی برسیم ولی از مسئله جاودانگی خود جا بمانیم! امام «رحمه الله علیه» به طلبه‌ها می‌فرمودند: دو قدم در اخلاق و تهذیب، یک قدم در علم. مواظب باشید علم زده نشوید و فقط کسب علم را درنظر نگیرید. انسان باید به وظایف خودش در قبال همسر و فرزندانش برسد.   وظایف متقابل زن و مرد در خانواده: 1 ـ تأمین اقتصادی (تهیه عذای حلال و طیب) 2 ـ تأمین عاطفی (وقتی اهمیت مسائل عاطفی و محبت در خانواده بیشتر از مسائل اقتصادی باشد اعضاء خانواده از همدیگر لذت می‌برند و دیگر در خانواده سر مسائل دنیایی دعوایی پیش نخواهد آمد. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله وسلم» فرمودند: «من بکی علی الدنیا دخل النار»: اگر کسی به‌خاطر دست یافتن به نیاز دنیایی به گریه بیفتد، داخل جهنم می‌شود.) 3 ـ تأمین معنوی (اگر تأمین نشود شما هر موفقیتی داشته باشید شکست است.) پیامبر«صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: زن مسئول مرد و فرزندانش است، مرد هم مسئول زن و فرزندانش است. هر دو باید در این سه عرصه مراقبت کنند. این اساس برنامه‌ریزی در زندگی است و بقیه مسائل در اولویت‌های بعدی است. هرکس باید بتواند در مسیر رشد اقتصادی و کسب مقامات، مواظب حلال و حرام‌ها باشد و بداند که نباید به قیمت از دست دادن ابدیت و آخرت صاحب مقامات دنیایی شود. ارزش یک زندگی ساده و معمولی با ثروت آخرتی و ابدی خیلی بالاتر از این است که انسان یک زندگی سطح بالا داشته باشد ولی در ارتباط با الله فقیر باشد.   نتیجه‌گیری: انسان هروقت در زندگیش متوجه اشتباهی شد، باید مسیر رفته را برگردد. توبه یعنی همین. اگر مسیرت غلط است برگردی و ادامه ندهی و مسیر درست را انتخاب کنی.   مراحل توبه: «التوبه ندم بالقلب»؛ توبه یعنی قلباً پشیمان شود. «استغفار باللسان»؛ بوسیله زبان از خدا معذرت خواهی کند. «و ترک بالجوارح»؛ ارتباط فیزیکی‌اش را با دوستان ناجور و محیط نامناسب ترک کند و لقمه حرام را از خانواده خود دور کند. «و اضمار أن لا یعود»؛ و این‌که واقعاً نخواهد به آن محیط برگردد و گذشته را جبران ‌کند. وقتی در مسیر درست باشی اگر بمیری هم خداوند از تو می‌پذیرد. ولی اگر در سبک زندگی غلط بمیری، خیلی خطرناک است. یعنی من می‌خواستم این مسیر را ادامه دهم و این آلودگی‌ها را حفظ کنم. لذا حضرت رضا «علیه‌السلام» فرمودند: زود توبه کنید. «فان رجع»؛ اگر برگشت خدا برایش جبران می‌کند. خیلی‌ها به‌خاطر شکم به جهنم می‌روند. شهوت‌های علمی و وهمی، قومی و قبیلگی، جنسی و... «و إلا نزع روح الایمان من قلبه»؛ کنده می‌شود از این شخص روح ایمان از قلبش.   دسته‌بندی ابعاد وجودی انسان انسان جدای از مغز، بخشی در وجودش دارد که قلب است و میوه این قلب روح ایمان است. 1 ـ بخش حیوانی که بخش جنسی ماست؛ زنانگی، مردانگی و احکام مربوط به این بخش‌ها، ازدواج و تشکیل خانواده، محیط اجتماعی 2 ـ بخش عقلی؛ درس و علم و یادگیری 3 ـ بخش فوق عقلانی؛ روحی که مربوط به این بخش است روح ایمان است. ایمان، مخصوص انسان است. ایمان به خودمان، الله، جاودانگی و ابدیتمان. ایمان به مرگ، سؤال و جواب، برزخ، بهشت و جهنم، قیامت و ... خداوند در قرآن فرمودند: «یوم لا ینفع مال و لا بنون إلا من أتی الله بقلب سلیم»؛ هیچ چیز در آخرت به‌درد نمی‌خورد مگر قلب سلیم.   کسی که سبک زندگی دشمن را بیشتر دوست دارد و عضویت در گروه آدم‌های منحرف برایش بیشتر اهمیت دارد تا عضویت در خانواده آسمانیش، پس با همان‌ها محشور می‌شود و قیامت هم هرجا آن‌ها بروند پیروانشان را هم می‌برند.   امام رضا «علیه‌السلام» فرمودند: کسی که توبه نمی‌کند روح ایمان از او گرفته می‌شود. یعنی می‌داند دارد به سمت جهنم می‌رود ولی توبه نمی‌کند. ایمان یعنی عمل به ارکان. ممکن است شخص با ایمان هم مرتکب اشتباهی شود و ظلم به نفس خود کند ولی زود توبه می‌کند و برمی‌گردد.   روح ایمان غیر از روح بخش حیوانی است. انسان در بخش حیوانی روحی دارد که با آن تمایل به جنس مخالف پیدا کرده و زندگی اجتماعی پیدا می‌کند، به مقام و ریاست و تفریح می‌پردازد. (حیات حیوانی)   روح عقلانی، اگر در کسی نباشد علاقه‌ای به مطالعه و کلاس و استاد ندارد. در بخش عقلانی درس خواندن و یاد گرفتن برای شخص لذت‌بخش است. (حیات فرشته‌ای) جانور فربه شود از راه نوش                                آدمی فربه شود از راه گوش   انسان وقتی روح انسانی و ایمانی پیدا کرد، حیات ایمانی دارد. این حیات را فقط تحت تأثیر متخصص معصوم پیدا می‌کند. «یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم»؛ ای مؤمنین! اطاعت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را به چیزی می‌خوانند و آن چیز به شما حیات می‌دهد. وقتی خدا و رسول را اطاعت نکنید حیات ایمانی ندارید، حیات حیوانی و عقلانی دارید ولی حیات انسانی ندارید. (سوره انفال،29)   اگر کسی بخواهد مسیر غلط را طی کند، فرصت بهشتی شدن را ندارد و چون آرامش و شادی مربوط به روح ایمان است. هرقدر ایمان افزایش پیدا کند، علاقه به همسر افزایش پیدا می‌کند، خوش‌اخلاقی و آرامش بیشتر می‌شود. خداوند سیستم خلقت را این‌چنین خلق کرده است. همه نظام خلقت قاعده دارد و ریاضی خلق شده است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed