www.montazer.ir
سه‌شنبه 16 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 2516
زمان انتشار: 11 آوریل 2015
| | | | |
خانواده آسمانی، جلسه 352، 93/12/21

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه 352، 93/12/21

شما غذا را به هر بخش بدهید همان بخش بزرگ می‌شود. اگر تاکنون نماز و روزه و عبادات شما روی بخش انسانی شما نشسته باشد، باید این بخش چاق‌تر شده باشد. حتماً انسان روز به روز شادتر و آرام‌تر می‌شود و دلدادگی‌ها و وابستگی‌هایش به دنیا کمتر خواهد شد. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «مَنْ بَکَی عَلَى الدُّنْیا دَخَلَ النَّارَ؛ کسی که به‌خاطر دنیا گریه می‌کند، جهنمی است».

عناوین مورد بحث در این جلسه: * انسان نباید کسی را که اهل معصیت است خود انتخاب کند زیرا با تاثیر پذیری از او آلوده خواهد شد و از اصل و ریشه ی حقیقی اش دور می گردد که این دوستی محبوب خدا نیست بلکه نحس و جهنمی می باشد . * انسان نباید نسبت به اهل معصیت کینه ورزی کند بلکه باید ارتباط موثر با آنها نداشته باشد . * اگر بخواهیم به خانواده آسمانی نزدیک شویم، باید از مظاهر جهنم دور شده و فاصله بگیریم . * برای نزدیک شدن به خداوند تبارک و تعالی و اهل بیت باید روی خواسته های بخش حیوانی پا گذاشت . * هدف از خلقت، رسیدن به اوج سعادت در رشد انسانی . * غفلت یعنی اینکه انسان به آنچه درزندگی می خواهد نزدیک نشود . * اگر واقعا معنویت، عبادت، نماز، روزه و ذکر روی بخش فطری انسان بنشیند بخش های طبیعی کنترل و بخش فطری قوی تر شده و روز به روز از ملاکهای جهنمی ها دور و شادتر و آرامتر می شود . * معیت با اهل بیت ( علیهم السلام) در آخرت امکان پذیر نیست مگر معیت با آنها در دنیا . * محال است کسی الی الله باشد و از دنیا لذت نبرد و روز به روز حجم شادی و آرامشش بیشتر نشود .    به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 352 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۳/۱۲/۲۱ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   امام باقر «علیه‌السلام» فرمودند: «اگر می‌خواهی بدانی که در تو خیری هست به قلبت نگاه کن که اهل طاعت خدا را دوست داری و اهل معصیت را دشمن می‌داری، در این صورت خدا هم تو را دوست دارد». دوست نداشتن اهل معصیت به این معنا نیست که حتما آن‌ها دشمن هستند. آن‌هایی که دشمن خانواده آسمانی ما هستند، بغض آن‌ها واجب است. میزان صدق هرکس به محبوب و معشوقش در این است که چه‌قدر از عواملی که باعث می‌شوند بین او و معشوق‌هایش فاصله بیفتد، متنفر است. امکان ندارد کسی سبک زندگی‌ای غیر از سبک زندگی خانواده آسمانی‌اش را دوست داشته باشد با این‌که می‌داند این سبک زندگی او را از اهل بیت «علیهم‌السلام» (محبوب‌های حقیقی‌اش) جدا می‌کند. چیزی که تو را از اصل و ریشه‌ات جدا می‌کند، محبوب خدا نیست و حتماً جهنمی و نحس است. اگر می‌توانید با اهل معصیت طرح دوستی بریزید وکاری کنید که آن‌ها به سعادت برسند، انجام دهید به‌شرط این‌که آن‌ها روی شما ارتباط مؤثر نداشته باشند. ولی اگر علیرغم ادعایی که دارید مؤمن هستید به ارتباط با اهل معصیت و شرکت در مراسم‌های آن‌ها علاقه داشته باشید، ادعای شما دروغی بیش نیست و فقط دارید خودتان را فریب می‌دهید. به بهانه صله ارحام با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کنید، صله ارحام زمانی واجب است که معصیت خدا صورت نپذیرد. اطاعت از پدر و مادر زمانی واجب است که نافرمانی خدا در آن نباشد. «لاطاعَة لِمَخلوق فِی مَعصِیة الخالِق» وقتی یک مولکول آب از شنیدن اسم خدا تأثیر می‌پذیرد و زیبا می‌شود و با شنیدن اسم شیطان صورت زشتی پیدا می‌کند، حتماً ارتباط با اهل معصیت و شرکت در مراسم گناه به روح ما آسیب می‌زند. باید مراقب تغذیه روح و نفسمان باشیم. برای نزدیک شدن به خداوند تبارک و تعالی باید روی خواسته‌های طبیعی خود پا بگذارید. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «ای مردم غافل! چطور شده درحالی شما را می‌بینم که هر روز دارید از خدا دورتر می‌شوید و به غیر خدا نزدیک می‌شوید؟» غفلت یعنی این‌که انسان در طول زندگیش به آن‌چه که برایش آفریده شده و لایقش هست نزدیک نشود. شما غذا را به هر بخش بدهید همان بخش بزرگ می‌شود. اگر تاکنون نماز و روزه و عبادات شما روی بخش انسانی شما نشسته باشد، باید این بخش چاق‌تر شده باشد. حتماً انسان روز به روز شادتر و آرام‌تر می‌شود و دلدادگی‌ها و وابستگی‌هایش به دنیا کمتر خواهد شد. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «مَنْ بَکَی عَلَى الدُّنْیا دَخَلَ النَّارَ؛ کسی که به‌خاطر دنیا گریه می‌کند، جهنمی است». باید یک چیزی غیر از دنیا داشته باشد و تغذیه کند اگر واقعاً معنویت، نماز، روزه و ذکر روی بخش‌های فطری بنشیند، بخش‌های طبیعی کنترل شده می‌شوند و بخش‌های فطری که اصل شخصیت ما را تشکیل می‌دهند قوی‌تر ‌شده و روز به روز از ملاک‌های جهنمی دورتر می‌شوند. کسی که حجاب، نماز، روزه و کارهای عبادی برایش سخت است درواقع برای بخش طبیعی‌اش سخت است و‌ این اعمال عبادی خوراک بخش انسانی او نشده است. در بحث انسان‌شناسی عرض کردیم که انسان قبل از این‌که به کارهای عبادی بپردازد، باید یک شناخت قوی روی خودش داشته باشد که بداند عبادت‌هایش مربوط به کدام بخش انسان است. تا زمانی که انسان خودشناسی نداشته باشد به شادی و آرامش نمی‌رسد. ملاک در عشق‌ورزی من برای رسیدن به خانواده آسمانی‌ام چه‌قدر از زمین فاصله گرفتم؟ در زیارت امین الله آمده است؛ «اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ.... أَوْلِیَائِكَ مَحْبُوبَةً فِی أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ؛ خدایا کاری کن که من هم در زمین و هم در آسمانت محبوب باشم». اگر حرکت من درست بود، باید بین من و خانواده آسمانی‌ام خیلی انس و رفاقت برقرار باشد. قرآن کریم می فرماید: «وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ؛ این بهشت که به اندازه همه آسمان‌ها و زمین است متعلق به همه شماست». کسی که در دنیا با خانواده آسمانی‌اش رفاقت داشته، با رفتن از دنیا خوشحال می‌شود، چون چسبندگی ندارد. سبک زندگی ما باید «إلی الله» باشد «عَن الله» نباشد. با ازدواج، تغییر شغل، دانشگاه رفتن و... از خدا و خانواده آسمانی‌ام دور نشویم. «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِینَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»؛ در حقیقت، ما آنچه را كه بر زمین است، زیورى براى آن قرار دادیم، تا آنان را بیازماییم كه كدام‌یك از ایشان نیكوكارترند. (سوره کهف، آیه 7) امام رضا «علیه السلام» فرمودند: «السَّفِلَةُ مَنْ کَانَ لَهُ شَیْ‏ءٌ یُلْهِیهِ عَنِ اللَّهِ تَعَالَى»؛ آدم پست کسی است که خدا به او چیزی بدهد و همان چیز باعث غفلتش از خدا شود. قاعده عشق و فراق حضرت زهرا «سلام‌الله علیها» روحی است که خدا با او همه انبیاء و ائمه را درطول نظام خلقت یاری داده است. اگر حضرت را دوست داری می‌توانی به‌خاطر ایشان از کارهای حرام و ... بگذرید؟   «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ؛ اگر خدا را دوست می‌دارید از من پیروی کنید تا او نیز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد، که خداوند آمرزنده و مهربان است». (سوره آل عمران، آیه 31) داستان خلقت انسان، داستان عشق و تنفر است. عشق به الله و تنفر به همه چیزهایی که ما را از خانواده آسمانی‌مان دور می‌کند. همه داستان خلقت انسان این است که به دنیا می‌آید و با وجود انواع وسوسه‌ها به خدا بگوید من به این‌ها توجه ندارم. «قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلینَ» من به چیزهای موقت علاقه‌ای ندارم. من چیزهای ماندگار و اصل را می‌خواهم. «قُلْ یَا أَیُّهَا الْكَافِرُونَ»؛ کافر یعنی کسی که اهل پوشاندن است. کسی که «عن الله ذاهبین» است، کافر است و دارد به جهنم نزدیک می‌شود. «لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ»؛ اصلا شیفته چیزهایی که شما می‌پرستید نیستم. هرچه عشق است به پای امام زمان «علیه‌السلام» می‌ریزم. هدف خلقت همین است؛ عشق بازی و ریختن همه چیز پای خدا و خانواده آسمانی.   جامعه کبیره بالاتر از بهشت است. اگر آدم قرار است به دنیا بیاید و یکبار به معشوقش بگوید؛ «بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی»، می‌ارزد. سبک زندگی «الی الله» یعنی برای رسیدن به «الله» سرعت داری. گاهی اوقات می‌بینی یک شوهر، قبر زنش می‌شود و او را دفن می‌کند و نمی‌گذارد به سمت «الله» برود و گاهی ‌هم بچه‌ها، شغل، موقعیت اجتماعی و ثروت، آدم را متوقف می‌کند و مانع سرعت آدم می‌شود. محال است کسی «إلی الله» باشد و روز به روز شادی و آرامشش بیشتر نشود. محال است کسی به «الله» نزدیک شود و از دنیا لذت نبرد، چون لذت او از طریق طبیعتش نیست، بلکه با حس‌های الهی با دنیا ارتباط برقرار می‌کند. این شخص اگر همسرش را دوست دارد، خیلی عاشقانه‌تر از کسی است که به‌طور طبیعی به همسرش علاقه دارد. طبق همان قاعده که؛ هرقدر ایمان کسی بیشتر می‌شود، عشقش به همسرش بیشتر می‌شود. چون با روح الهی سراغ همه چیز می‌آید و برایش قشنگ است و همه چیز را آینه و مظهر خدا می‌بیند. دنیا باشگاهی است که خدا درست کرده تا ما قدرت پیدا کنیم. اسم مبدل؛ زباله‌ها را تبدیل به ثروت می‌کند. همه را در بخش طبیعی‌اش می‌ریزد و بخش فطریش به «الله» نزدیک‌تر می‌شود. هم در دادن‌ها و هم در گرفتن‌ها لذت می‌برد. خودش در آغوش خداست. طبیعت را گذاشته وسط تا هر اتفاقی بیفتد ضربه‌اش به طبیعت بخورد. برای همین حضرت زینب کبری «سلام‌الله علیها» بعد از آن همه مصائبی که به بخش طبیعی‌اش وارد شد، فرمودند: «وَ ما رَأَیتُ اِلّا جمیلاً» ما بخش انسانی را گذاشتیم جلو و همه آسیب‌ها به بخش فطری می‌خورد. غصه‌های ما به‌خاطر بخش حیوانی ما بوده است و موقع عبادت که می‌شود یک «من» له شده پیش خدا می‌بریم و اصلا حسی نداریم که با خدا حرف بزنم. درواقع به‌خاطر حفظ طبیعت، ضربه‌ها به فطرت ما می‌خورد. چون می‌خواهیم دنیا را نگه داریم. وقتی که به خانواده آسمانی تکیه کنیم هر چیز از دنیا کم شود یا گم شود برای آخرتت ذخیره می‌شود. ببین علاقه‌ها،‌ میل‌ها، قهر و آشتی‌هایت برای چیست؟ ما اگر باور کنیم یک موجود جاودانه هستیم همه چیز سر جای خودش قرار می‌گیرد و دیگر هیچ چیز برایمان سخت و تلخ نیست. چون تکلیف‌ها روی بخش حیوانی می‌نشیند هرقدر بخش حیوانی را کنترل کنی، فطرتت روز به روز اوج می‌گیرد و بالا می‌رود. «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ؛ و بال‌های تواضع خویش را از محبّت و لطف، در برابر پدر و مادرت فرود آر!» (سوره اسراء، آیه 24) بعضی‌ها روزه می‌گیرند، نماز می‌خوانند ولی از دست خدا عصبانی‌اند. به‌جای این‌که بگوید خداوند روزه را قرار داده که طبیعت پایین بیاید و «من» ی که از جنس خداست بالا برود. چرا از بهشت رفتن و به چادر حضرت رفتن می‌ترسم؟ مودت یعنی وفاداری و یار بودن، همه چیز را پای حضرت ریختن. «وَاجعَلنا مِن خَیرٍ أعوانِهِ وَ أنصارِه؛ خدایا مرا از بهترین دوستان و یاران حضرت قرار بده.» خدایا مرا از کسانی قرار بده که برای آرزوهای مادرم حضرت زهرا «سلام‌الله علیها» و پدرم امام زمان «علیه‌السلام» تلاش ‌کنم. مرا از کسانی قرار نده که بر سر دشمنان حضرت از همان چیزهایی که می‌ترسند بلا بیاورم. حد آرزوهای ما در همین بخش‌های طبیعی و حیوانی گیر کرده و آزاد نیستیم که پای خانواده آسمانی‌مان عشق بریزیم. قیمت و لیاقت خودت را بشناس و به کم‌تر از لیاقتت تصمیم نگیر.   والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - خانواده آسمانی، جلسه 352، 93/12/21

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2514
زمان انتشار: 11 آوریل 2015
| | | | |
خانواده آسمانی، جلسه 351، 93/12/21

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه 351، 93/12/21

معیت یک تعریف حقیقی دارد یعنی با او بودن، همراه او بودن، شما را با او بشناسند و او را با شما بشناسند. معیت یعنی عشق، دغدغه، دوست داشتن، دلدادگی، وابستگی، بی‌خوابی، خستگی، تعطیلی نداشتن، فکر کردن، نقشه ریختن، عملیاتی شدن.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * انسان در طول عمر باید معیت و دلدادگی خود را بررسی کند . * انسان باید ببیند مرغ دلش به سمت چه کمالاتی و چه کسانی کشیده می شود و این نشان میدهد که او به سمت بهشت یا به سمت بهشت حرکت میکند . * محبت ها، علاقه ها و کشش های انسان نشان می دهد قبر او چگونه است چون قبر انسان همان ظهور قلب و برزخ و قیامت اوست . * حالت های قلب انسان همچون آرامش و شادی و یا کینه ورزی و غصه و غم نشان دهنده چگونکی قبر اوست. * خدا انسان را با محبوبها و حالتهای دلش محشور میکند . * محبوبهای بهشتی انسان را به بهشت و اگر شخصیت ها و الگوی محبوب او جهنمی باشد، او به سمت جهنم کشیده می شود .    به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 351 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۳/۱۲/21 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ارزش انسان به معشوق ها اگر انسان در دلش محبوب‌های شایسته داشته باشد، قیمتش هم به همان شایستگی است و با محبوب‌های شایسته محشور می‌شود و اگر محبوب‌های ناشایست داشته باشد نیز با همان‌ها محشور خواهد شد. امام باقر «علیه‌السلام» فرمودند: «اگر می‌خواهی بدانی که در تو خیری هست به قلبت نگاه کن که اهل طاعت خدا را دوست داری و اهل معصیت را دشمن می‌داری و در این صورت خدا هم تو را دوست دارد». و به فرموده رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم «الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ؛ هر کسی با محبوب‌هایش همراه می‌شود.» انسان تا زمانی که زنده است این معیت را با محبوب‌هایش دارد. باید ببیند در طول روز چند بار با محبوب‌های شایسته و چند بار با محبوب‌های ناشایست ارتباط داشته است؟ انگیزه‌های او برای انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکارش کدام محبت‌هاست؟ اگر اهل بهشت در دلت رفت و آمد کنند، خودت هم بهشتی هستی. اگر دلت پر از حرص و کینه و چشم و هم‌چشمی و غصه باشد، جهنمی می‌شوی. قبر انسان همان نفس اوست و قبر، در واقع همان ظهور قلب انسان است. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «لَوْ صُمْتَ الدَّهْرَ كُلَّهُ وَ قُمْتَ اللَّیْلَ كُلَّهُ ثُمَّ قُتِلتَ بَیْنَ الرُّكْنِ وَ المَقَامِ لَمَا بَعَثَكَ اللهُ إِلا مَعَ هَوَاكَ بَالِغاً مَا بَلَغَ إِنْ فِی جَنَّةٍ فَفِی جَنَّةٍ وَ إِنْ فِی نَارٍ فَفِی نَارٍ... ؛ اگر تمام روزگار را روزه بگیری و همه شب‌ها به عبادت بایستی و بین رکن و مقام شهید شوی، خدا تو را با آرزویت و میلت مبعوث می‌کند، هر چه که می‌خواهد باشد. اگر آرزویت بهشت است در بهشتی اگر جهنم، در جهنمی و ...؛ اگر روزها را روزه بگیرید و شب‌ها عبادت کنید و بین رکن و مقام کشته شوید خداوند شما را با محبوب‌هایتان محشور می‌کند». ببینید اگر شخصیت‌های محبوب و الگوها و دوستان شما در هر زمینه‌ای شخصیت‌هایشان جهنمی است، لیاقت شما هم همین‌ است. سؤال: چرا دل من از گناه، جهنم، غیبت و حسادت خوشش می‌آید؟ این پرسش خیلی مهم است چون نشان می‌دهد که یک مشکلی در قلب شما وجود دارد. لذا باید به بحث مدیریت قلب و محبوب‌هایمان دقت کنیم. بعضی‌ها با آدم‌های خوب سروکار دارند ولی دائما وسوسه فضاهای گناه‌آلود را دارند. کسی که معیت در دنیا نداشته باشد در آخرت هم معیت ندارد. کسی که با محبوبش همراه نیست، معیت معنا ندارد. وقتی که صبح بیدار می‌شوید ولی هیچ کارتان با امام زمان «علیه‌السلام» هماهنگ نیست، معیت ندارید. آیا ما واقعا معیت داریم یا خیر؟ آیا ما خاصیتی برای خانواده آسمانی‌مان داریم یا نه؟ اصحاب عاشورا هرچیز داشتند با خودشان آورده بودند که فدای حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» کنند و همه این‌ها کنار این مسئله جان و سلامتی‌شان را آوردند و برای هر نوع بلایی آماده شدند. معیت یک تعریف حقیقی دارد یعنی با او بودن، همراه او بودن، شما را با او بشناسند و او را با شما بشناسند. معیت یعنی عشق، دغدغه، دوست داشتن، دلدادگی، وابستگی، بی‌خوابی، خستگی، تعطیلی نداشتن، فکر کردن، نقشه ریختن، عملیاتی شدن. اگر کسی در دنیا به‌خاطر خدا و امام زمان، مادرش فاطمه زهرا «علیهما‌السلام» و خانواده آسمانی‌اش اذیت شود، معیت دارد. در سوره آل عمران، آیه 159 فرموده: «أوذوا فِی سَبیلِی» اذیت میشم ضمیرش به طبیعت و بخش حیوانی برمی‌گردد. هرقدر برای معشوق اذیت شوید، بیشتر شاد می‌شوید و قدرت می‌گیرید. بخش حیوانی برای همین خلق شده که مرکب ماست برای این‌که فوق عقل ما به «الله» برسد. ولی اکثر آدم‌ها دارند به مرکبشان سواری می‌دهند. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «مالی أراکُم ان الله ذاهبین وَ إلی غَیرِهِ راغِبینَ»؛ چه‌طور شده؟ در حالی، شما را می‌بینم که هر روز دارید از خدا دورتر می‌شوید و به غیر خدا نزدیک می‌شوید؟ در بحث خودشناسی باید ببینیم سیر زندگیمان به کدام سمت است؟ آیا هر روز داریم به بهشتیان نزدیک می‌شویم یا جهنمیان؟ قرآن کریم در خطاب تبعیت می فرماید: «إِذْ تَبَرَّأَ الَّذینَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذینَ اتَّبَعُوا» (بقره/166) تابع و متبوع در قیامت از هم اعلام برائت می‌کنند. حتی شیطان می‌گوید: من فقط دعوت کردم و شما خودتان می‌خواستید که همراه من بیایید.   معیت یک امر تعارفی نیست. یک امر حقیقی است ببینید چه‌قدر از 24 ساعت وقت شما صرف حضرت می‌شود؟ اگر کاری هم انجام می‌شود آیا بر اساس شهوت‌طلبی‌ و دنیاطلبی است یا برای خدا و امام زمان «علیه‌السلام»؟ امام «رحمه‌الله علیه» فرمودند؛ مسئولین جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان «علیه‌السلام» نباشند خائن و خطرسازند، هرچند به مردم خدمت کنند. وقتی رأی می‌دهی و شخصیتی را انتخاب می‌کنی یعنی ایمانت را روی کاغذ آوردی. «أن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الآخِرَة» باید در زندگی‌های ما معنا شود. یک خانم خانه‌دار، وظایفی که در قبال همسر و فرزندانش انجام می‌دهد، براساس عشق و محبتی که به ایشان دارد، است. معیت در دل است. اول باید دغدغه و سوز ایجاد شود. قلب باید بسوزد و باید دغدغه داشته باشید تا وقت بگذارید و هزینه کنید و شب بیدار بمانید و از سختی‌های راه و ملامت‌های دیگران نترسید. کسی که عاشق می‌شود، فقط به وصال فکر می‌کند سؤال: من الان برای بودن امام زمان «علیه‌السلام» چه بهایی را می‌پردازم؟ برای این‌که اسمم عضو لشکر امام زمان«علیه‌السلام» ثبت شود چه‌قدر هزینه کرده‌ام؟ برای این‌که بهشتی شوم کدام محرومیت دنیایی را قبول کرده‌ام؟ امام زمان «علیه‌السلام» دو شرط برای تحقق امر ظهورشان مطرح کردند: وفاداری و همدلی. آیا دلتنگی و گریه برای فراق حضرت داریم یا نه؟ برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت تلاش می‌کنیم یا نه؟ معیت باید در زندگی ما نمود داشته باشد. کسی را که دوست داری، برای استمرار رفاقت باید هزینه کنید. «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ» (سوره روم، آیه 21) مثل زن و شوهر که برای کنار هم بودن و آرامش داشتن هزینه می‌کنند. در زندگی زناشویی هرکدام از زن و شوهر بخواهد «من» خودش را حفظ کند زندگی از هم می‌پاشد. برای این‌که در خانواده آسمانی باشی و معلوم باشد که عضو خانواده محمد و آل محمد هستی، از چه آدم‌هایی دوری کردی تا زندگیت حفظ شود. اگر می‌خواهی ببینی در تو خیری هست یا نه ببین اهل طاعت را دوست می‌داری و اهل معصیت را دشمن می‌داری یا خیر؟ یک موقع ما اهل گناه را دوست داریم ولی دل به آن‌ها نمی‌دهیم اما مثل یک پزشک از او مراقبت می‌کنیم تا درمان شود. ولی از او تأثیر نمی‌گیریم. پزشک هیچ‌وقت اجازه نمی‌دهد بیماری و آلودگی از بیمار به او سرایت کند. نمی‌شود که ما با اهل طاغوت و مستکبرین دوست باشیم و عضو خاندان اهل بیت «علیهم‌السلام» هم باشیم! آیا تا به حال شده یک آدم خوب را به‌خاطر خدا قبول کنیم؟ (با وجود این‌که شرایط ظاهری مناسبی هم نداشته باشد) چرا از فلانی خوشم می‌آید و چرا از دیگری بدم می‌آید؟ دلایل این چراها قیمت شخصیت مرا تعیین می‌کند. دشمنان اهل بیت «علیهم‌السلام» به مسلمانان محبت‌های زیادی می‌کنند ولی در مقابل، عقاید انسان را از او می‌گیرند. ما عاشق خودمان و خودخواهی‌های خودمان هستیم نه عاشق امام زمان و خانواده آسمانی‌مان. ببین دوستی‌هایت براساس کدام نظام ارزشی است؟ ملاک‌هایت چگونه است؟ «المرء مع من أحب» به‌جای سرمایه‌گذاری روی کارهای مختلف، فقط روی دلتان سرمایه‌گذاری کنید که سرنوشت و ابدیت شما را تعیین می‌کند.   والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - خانواده آسمانی، جلسه 351، 93/12/21

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2404
زمان انتشار: 14 آوریل 2015
| | | | |
خانواده آسمانی، جلسه 354، ۹۳/۱۲/۲۸

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه 354، ۹۳/۱۲/۲۸

از آنجا که نفس انسان بی‌نهایت طلب است، وقتی معشوق‌های بی‌نهایت در رأس معشوق‌های او قرار می‌گیرند حالت تعادل در نفس برقرار می‌گردد. و اگر معشوق‌های محدود دنیایی در رأس معشوق‌هایش جایگزین شوند از حالت طبیعی خارج می‌شود.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * کسانی که نمی توانند در دنیا چینش های درستی از معشوق داشته باشند، در دنیا حتما تعادل روحی نخواهند داشت. * اصل قرار دادن سه معشوق در رأس همه معشوق ها عبارتند از : الله ، حضرت رسول و جهاد در راه خدا * تعادل شخصیت انسان به چینش معشوق هایش بستگی دارد . * با وجود دارا بودن حس بی نهایت طلبی در وجودمان باید حرکت مان هم به سمت بی نهایت طلب باشد. * عید از عود به معنای بازگشت به تازگی و تولد جدید است .   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 354 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۲/۲۸ برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   مهندسی معشوق، شرط اول معیّت با اهل‌بیت «علیهم‌السلام» پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» در روایت قبل، 2 معشوق از معشوق‌های انسان ها را به عنوان مثال مطرح نموده است. یک مثال از بالاترین معشوق یعنی معشوق‌های فوق عقلانی و مثال دیگر از معشوق‌های جمادی که پایین‌ترین نوع معشوق هایت سپس تأکید نموده است که هر کدام از این معشوق‌ها را که برگزینید حتماً با همان معشوق محشور خواهید شد. پس این ما هستیم که باید با مهندسی صحیح معشوق، به گونه‌ای محبوب‌هایمان را چینش نماییم که هم دنیای شاد و آرامی را تجربه کنیم و هم آخرتی سعادتمند را. در گذشته آموختیم که اگر الله، خانواده آسمانی و جهاد در رأس معشوق‌های قلب انسان قرار داشته باشند، او در مهندسی معشوق‌هایش موفق شده است. آنانکه در مهندسی معشوق شکست خورده‌اند با وجود داشتن سرمایه‌هایی چون خدا، اهل‌بیت، نماز، قرآن و ... قادر به زندگی شاد و آرام نخواهند بود. زیرا جایگاه الله، خانواده آسمانی و جهاد در قلب آنان در رأس تمام معشوق‌هایشان نمی‌باشند. بلکه پایین‌تر از یک یا چند معشوق دیگر قرار داشته و یا دائماً در حال نوسان است. در نظام بدن، به محض جا به جا شدن یک تاندون، رگ، عصب و ... از جای خود، تعادل در عملکرد بدن از بین رفته و انسان به درد مبتلا می‌گردد و تا زمانی که این جابجایی از بین نرفته و به حالت عادی باز نگردد آرامش نیز به بدن انسان باز نمی‌گردد. معشوق‌های روح نیز اگر از حالت طبیعی (که قرآن آن را در آیه 24 سوره توبه شرح داده است) خارج شوند (فسق) نفس انسان شادی و آرامش خود را از دست می‌دهد. و تا زمانی که نظام معشوق‌ها به حالت تعادل باز نگردد از آرامش و شادی در نفس این شخص خبری نخواهد بود. آیا محبت برای معیّت کافی است؟ آیا صرف دوست داشتن اهل‌بیت، برای معیّت با آنان کافی است؟ خیر!!! این دوست داشتن کافی نیست، بلکه این محبت باید در جای خودش وارد عمل گردد. محبت به اهل‌بیت زمانی به کار انسان می‌‌آید که در جایگاه حقیقی خودش (بخش بی‌نهایت و فوق عقلانی انسان) فرود آید. از آنجا که نفس انسان بی‌نهایت طلب است، وقتی معشوق‌های بی‌نهایت در رأس معشوق‌های او قرار می‌گیرند حالت تعادل در نفس برقرار می‌گردد. و اگر معشوق‌های محدود دنیایی در رأس معشوق‌هایش جایگزین شوند از حالت طبیعی خارج می‌شود. به همین علت امیرالمؤمنین با تعجبِ بسیار، از فاصله گرفتنِ انسانها از الله و نزدیک شدن به کمالات پایینی، یاد می‌کند. اگر شما، الله و خانواده آسمانی را دوست دارید، اما علاقه قلبی‌تا روز به روز به امور دنیا بیشتر می‌شود، هشیار باشید که نفس شما از حالت طبیعی خارج شده است.   امتحان در محبت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» نبی اکرم خطاب به یکی از دوستانش می‌فرماید: «أما عَلِمتَ أنَّ مَن أحَبَّنا وَامتُحِنَ فی مَحَبَّتِنا أسكَنَهُ اللهُ مَعَنا ؟! ثُمَّ تَلا هذِهِ الآیَةَ: فِى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیكٍ مُّقْتَدِرِ؛ آیا تو نمی‌دانی که هر که ما را دوست بدارد و در محبت ما امتحان شود، خداوند او را در معیت ما سکونت می‌دهد سپس تلاوت کرد؟ در نشیمنگاه صدق، در نزد پادشاه مقتدر عالم». چنین مژده بزرگی یک شرط اساسی نیز دارد؛ امتحان در دوستی و محبت اهل‌بیت. اگر کسی در چنین آزمونی موفق شود، قطعاً در کنار اهل‌بیت «علیهم‌السلام» خواهد بود. اگر کسی این لیاقت را داشته باشد که صادقانه معیّت اهل‌بیت را در دنیا و آخرت از خداوند بخواهد، حتماً به اجابت نیز خواهد رسید. باید قلباً عاشق این مقام باشیم و در امتحان این عشق نیز موفق شویم. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: اگر کسی منتظر حقیقی امام زمان باشد، با من و هم درجه من با اهل‌بیت محشور می‌گردد. و اما یک سؤال، منتظر حقیقی کیست؟ منتظر حقیقی کسی است که عملیاتی شده و از همه امکاناتش برای رفع موانع ظهور استفاده می‌کند. چنین کسی با اهل‌بیت و هم درجه با آنان محشور خواهد شد. رسیدن به این مقام، زحمت بسیار می‌طلبند، سرمایه‌گذاری‌ها و هزینه‌های فراوان ... باید ثروت‌هایمان را به پای معشوق‌هایمان بریزیم تا به مقام صدق برسیم. بدون صدق، رسیدن به معیت، محال است. فراموش نکنیم به فرموده علی «علیه‌السلام» که جهاد در راه خداوند، دری از درهای بهشت است که خداوند آن را به روی دوستان خاص خود گشوده است: «إِنَّ الجِهادَ بابٌ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ فَتَحَهُ اللّه لِخاصَّةِ أَولیائِهِ» آیا عشق به جهاد در وجود ما رسوخ کرده است؟؟؟ تا دیر نشده، گامی برداریم!!!   والحمدلله رب العالمین  

صوت

1 - خانواده آسمانی، جلسه 354، ۹۳/۱۲/۲۸

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2403
زمان انتشار: 14 آوریل 2015
| | | | |
خانواده آسمانی، جلسه 353، 93/12/28

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه 353، 93/12/28

سنگ‌ها، یکی از مظاهر خداست و از همین رو دارای آگاهی، علم و شعور بالایی هستند. تمام موجودات در عالم (گیاهان، اشیاء، حیوانات و ...) دارای شعوراند، امّا ما درکی از شعور آنها نداریم. برای اثبات این مسئله همین بس که خداوند در قرآن، تمام موجودات را صاحبِ نماز و تسبیح می‌داند ... «كُلٌّ قَد عَلِمَ صَلاتَهُ. وَ تَسبيحَهُ».

عناوین مورد بحث در این جلسه: * دل انسان به هر چیزی تعلق گیرد حشر انسان هم با همان چیز خواهد بود . * معیت در هر مرحله باید در دنیا صورت گیرد تا در آخرت حاصل شود . * حشر انسان در آخرت همراه با محبوب های دنیاست . * لذات حاکم بر نفس تعیین کننده نوع وفات، نظام برزخی، قیام و حیات بعد از قیامت است . * غصه ها، احساس ترس ها و کمبودها به خاطر سبک بودن خود فرد است . * همه ی زیبایی های یک انسان این است که بتواند در زندگیش با غیب ارتباط برقرار کند .    به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 353 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۲/28 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ملاقات‌های انسان در لحظه وفات در جلسات گذشته آموختیم که قاعده اصلی و مهم در معیّت آن است که اگر قلب انسان، عاشق کسی، چیزی و یا کمالی شود، به این معنا که حبِّ واقعی آن در دلش وارد گردد، حشر او نیز با معشوقش خواهد بود.   انسانی که حقیقتاً محبّت غیب را در دل دارد، حتماً با محبوب هایش محشور خواهد شد. وقتی سخن از معیّت به میان می‌آید «أن یَجعَلَنِی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الأخِرَة». فراموش نکنیم که معیّت باید ابتدا در دنیا به وجود بیاید و بعد در آخرت، زیرا دنیا مزرعه آخرت است. این یک قاعده ریاضی است؛ نمی‌توان در دنیا عاشقِ چیزهای دیگری بود امّا در آخرت با محبوب‌هایی غیر از آن‌ها محشور شد. حشر ما در آخرت، کاملاً وابسته به محبوب‌های دنیایی ماست. این نکته مهم را از خاطر نبریم که معشوق‌ها، محبوب‌ها و لذاتی که نفس ما به آنها مشتاق است، تعیین‌کننده نوع وفات ما، نظام برزخی ما، حشر قیامتی ما و حیات جاودانه بعد از قیامت ما هستند.   درست در لحظه قبل از وفات که انتقال به برزخ صورت می‌گیرد، معشوق‌های حقیقی هر کس بر او ظاهر می‌شوند، و این مسئله، حقیقتی است که در روایت معصومین کاملاً مؤکّد و مسلّم است. بنابراین تمام انسان ها قبل از ورود به برزخ، به لقاء محبوب‌های قلبی خود که قرار است در آخرت نیز با آنها محشور شوند، روبرو خواهند شد. در این هنگام، بعضی‌ها با اموال و ثروت‌های خود، بعضی‌ها با عزیزان و فرزندان خود، گروهی با مقامات و شهرت‌هایشان و دسته‌ای دیگر با فرشتگان و معصومین «علیهم‌السلام» ملاقات می‌کنند. بسته به این که معشوق‌های حقیقی انسان در دنیا چه کسانی بوده‌اند و قلب انسان در کنار چه کسانی آرامش یافته و از هم آغوشی با آنان به لذت می‌رسید، در لحظه وفات نیز با آنان ملاقات خواهد کرد. حال کمی بیندیشیم؛ قلب ما از ذکر و تکرار یادِ چه کسانی به آرامش می‌رسد!؟   دغدغه حقیقی و محبوبِ اصلیِ قلب ما از کدام گروه می‌باشد؟ حشر ما، وابسته به نوع محبت ماست. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: «وَ اللهِ لَوْ أَحَبَّنَا حَجَرٌ حَشَرَهُ اللهُ مَعَنَا...؛ قسم به خداوند، اگر یک سنگ هم ما را دوست بدارد، با ما محشور می‌شود». استفاده از کلمه «والله» در آیات و روایات گوناگون، حاکی از یک قانون و قاعده تغییرناپذیر است و به این معناست که خبری که بعد از کلمه والله می‌آید، یک قاعده حقیقیِ خارجی در عالم است که سنت الهی بوده و هرگز تغییر و تبدیل نمی‌یابد.   سنگ‌ها، یکی از مظاهر خداست و از همین رو دارای آگاهی، علم و شعور بالایی هستند. تمام موجودات در عالم (گیاهان، اشیاء، حیوانات و ...) دارای شعوراند، امّا ما درکی از شعور آنها نداریم. برای اثبات این مسئله همین بس که خداوند در قرآن، تمام موجودات را صاحبِ نماز و تسبیح می‌داند ... «كُلٌّ قَد عَلِمَ صَلاتَهُ. وَ تَسبیحَهُ».   طبق بررسی مولکول های آب، آموختیم که شکل هندسی مولکول های تمام موجودات در برخورد با اسماء گوناگون متفاوت هستند. به طوری که مولکول های همه موجودات، در کنار اسم الله و مظاهر آن به زیباترین شکل هندسی خود، و در کنار اسم شیطان و مظاهر آن به بدترین و زشت‌ترین ترکیبِ خود تغییر شکل می‌دهند.   روایات گوناگون ما، «عقیق» را شریف ‌ترین سنگ بر شمرده‌اند؛ زیرا زودتر از بقیه سنگ ها به ولایت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» شهادت داده و به اهل‌بیت «علیهم‌السلام»، اعلام محبت نموده است. این مسئله یک حقیقت خارجی و واقعی است، از همین رو مستحب است که مؤمنین انگشتر عقیق را در دست داشته باشند.   اکنون با توجه به این توضیحات، این فرمایش پیامبر، جمله عجیب و غیرقابل فهمی نخواهد بود. حتی امروزه علم، حالتهای عاشقانه اشیا را کشف کرده است. بنابراین طبق این روایت می‌توان گفت که اگر واقعاً محبّت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» در قلب ما رسوخ نماید، حشر ما نیز با آنها خواهد بود.   نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «مَنْ اَحَبَّنا کانَ مَعنا یَوْمَ القیامَهِ وَ لَوْ اَنَّ رَجُلاً اَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللهُ مَعَهُ؛ هر که ما را دوست بدارد، حتماً در قیامت با ماست. و اگر کسی حتی یک سنگ را دوست بدارد، با آن محشور خواهد شد».   «معیّت» به معنای در کنار هم بودن، برای هم بودن، به یکدیگر تعلق داشتن، و مودّت یکدیگر را در دل داشتن است. شکل معیّت در دنیا با معیت در آخرت متفاوت است. تنها مودّت به اهل‌بیت در دنیا به معیّت با اهل‌بیت در قیامت منجر می‌شود. بدون اهل‌بیت تصمیم نگرفتن، در فرازهای مختلف زندگی با اذن و اجازه و رضایت آنان وارد صحنه شدن (ازدواج، انتخاب رشته، انتخاب شغل، انتخاب رفیق، سفر، مسکن، لباس و ...)، برای تحقق اهداف اهل‌بیت حرکت کردن، از علامت‌های مودّت در یک زندگی یک مؤمن است. معیّت، همان سبک زندگی همراه با اهل‌بیت است.   همانگونه که در یک خانواده، همه اعضاء با هم و به خاطر هم تصمیم می‌گیرند و با میلِ همدیگر دست به انتخاب می‌زنند کسانی که خود را جزئی از خانواده آسمانی‌شان می‌دانند نیز قطعاً در تمام انتخاب‌ها، ارتباطات، افکار و رفتارشان با نظر اهل‌بیت تصمیم‌گیری می‌نمایند. به دنبال چنین معیّتی در دنیا، معیّت با اهل بیت در آخرت برای انسان حاصل می‌شود. این مژده، بشارت بسیار بزرگی است که قلب انسان را از عزت، آرامش و شادی سرشار می‌کند. بنابراین اگر حقیقت محبّت در مودّت اهل‌بیت در قلب ما رسوخ کرده باشد، به طوری که سبک زندگی‌مان بر اساس آنان تنظیم گردد، ما حتماً در برزخ و قیامت با آنان و در کنارشان خواهیم بود.   اگر این قاعده را باور کنیم که قبر ما، همان نفس ماست، با یک پرسش ساده از خودمان می‌توانیم بفهمیم که ما در قیامت در کنار آنان خواهیم بود یا نه؟ اگر الان اهل‌بیت در نفس ما حضور دارند و مایة آرامش و قدرت نفس ما در لحظات سختی، مصیبت، حملات شیطان، بیماری، فقر، فقدان و ... هستند، حتماً در قیامت نیز، آرام ‌بخش و یاور ما خواهند بود. کسی که آموخته است با اهل‌بیت در دنیا شاد زندگی کند، در لحظه وفات هیچ غمی او را نخواهد آزرد.   شاد و آرام، در دنیا و آخرت، در آغوش اهل‌بیت «علیهم‌السلام» بیان شد که حضرت عزرائیل «علیه‌السلام» در لحظه وفات هر انسان، با چهره باطنی همان انسان، بر او نازل می‌گردد. اگر انسان یک عمر با سختی و شکنجه زندگی کند، تا چهرة زیبا و مهربان حضرت عزرائیل را در لحظه وفاتش ملاقات کند، حتماً می‌ارزد. بعد از این صحنه باشکوه مؤمن را به دیدن صحنه دیگری دعوت می‌کند و آن ملاقاتِ وجود نازنین پیامبر، امیرالمؤمنین، حضرت زهرا و حسنین «علیهم‌السلام» است. تنها کسانی قادر به چنین تشرّفی می‌باشند که در دنیا با اهل‌بیت زندگی کرده باشند. انسان هایی که در دنیا در آغوش الله و اهل‌بیت «علیهم‌السلام» آرام و شاد زیسته اند. در آخرت هیچ ترسی تهدیدشان نمی‌کند. فراموش نکنیم که تمام ترس‌ها و اضطراب‌های ما، به خاطر فقر نفس ماست. حسادت‌ها، پرخاشگری‌ها، کینه‌ها، زودرنجی‌ها، خودشیفتگی‌ها و ... نشان می‌دهد که انسان در نفس خود هیچ سرمایه‌ای ندارد.   «فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَهُوَ فِی عِیشَةٍ رَّاضِیةٍ؛ کسی که ترازوی نفسش سنگین است، همواره شاد و راضی زندگی می‌کند». تمام قشنگی زندگی یک انسان به این است که بتواند غیب را در زندگی خود وارد کند. زیرا بدون حضور غیب در زندگی انسان، حتی قرآن نیز قادر به هدایت نخواهد بود: «ألَم ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ...» (سوره بقره) باید برای رفت و آمد با اهل‌بیت سرمایه‌گذاری نمود و وقت گذاشت. نمی‌توان بدون زحمت و تلاش، به قُرب با اهل‌بیت رسید. فراموش نکنیم که آنان که آسمان و معشوق‌های بالاتر را در دست دارند، از دنیا و محبوب ‌های دنیایی بیش از دیگران لذت می‌برند، زیرا بدون وابستگی به آنها، از آنان لذت می‌برد.   چنین کسی آنقدر از آسمان سرشار است که هیچ حادثه‌ای قادر به لِه کردن او نخواهد بود. او نیز هرگز توانِ تحقیر کسی را نخواهد داشت.   والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - خانواده آسمانی، جلسه 353، 93/12/28

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2242
زمان انتشار: 10 آوریل 2015
| | | |
خانواده آسمانی، جلسه 350، ۹۳/۱۲/14

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه 350، ۹۳/۱۲/14

عناوین مورد بحث در این جلسه:   *رفتار انسان با خانواده زمینی‌اش باید بر اساس ارتباط با خانواده آسمانی‌اش باشد. *شرکت در مجالس اهل‌بیت «علیهم السلام» بهترین مکان برای ساختن شخصیت عاطفی و عشقی انسان است. *حضور در مجالس ائمه «علیهم السلام» بهترین راه درمان مشکلات روانی می‌باشد. *حضرت زهرا «سلام الله علیها» تمام حیثیت زمینی خود را فراموش کردند تا برای امام زمانشان کاری کرده باشند. *اگر کسی بخواهد به شادی و آرامش دست یابد، باید در دلش چینش‌های معشوق‌های آسمانی را درست کند. *هر انتخاب، ارتباط و رفتاری که با آخرت انسان سازگار نیست، باید کنار گذاشته شود. *اگر انسان بخواهد میلش به دنیا کم شود باید ارتباطش با معشوق‌های آسمانی زیاد شود. اگر انسان بخواهد بدون میل به آسمان خود را از دنیا جدا کند، به خودکشی و افسردگی‌های دنیا می‌رسد. *یکی از راه‌های پیدا کردن رفقای خوب و الهی، توجه به پاتوق‌هایی مثل مجالس اهل‌بیت «علیهم السلام» است.   بدون موفقیّت در مهندسی معشوق، اساساً رسیدن به تعادل و قدرت روحی ممکن نیست، و سعادت برای چنین فردی، امری محال است. فقط چینش صحیح معشوق‌ها قبل از هر انتخاب و ارتباطی است که می‌تواند انسان را به موفقیت برساند.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 350 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۲/14 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   مهندسی معشوق؛ معیار اصلی سعادت ابدی امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»: «لَوْ صُمْتَ الدَّهْرَ كُلَّهُ وَ قُمْتَ اللَّیْلَ كُلَّهُ ثُمَّ قُتِلتَ بَیْنَ الرُّكْنِ وَ المَقَامِ لَمَا بَعَثَكَ اللهُ إِلا مَعَ هَوَاكَ بَالِغاً مَا بَلَغَ إِنْ فِی جَنَّةٍ فَفِی جَنَّةٍ وَ إِنْ فِی نَارٍ فَفِی نَارٍ... اگر تمام روزگار را روزه بگیری و همه شب‌ها به عبادت بایستی و بین رکن و مقام شهید شوی، خدا تو را با آرزویت و میلت مبعوث می‌کند، هر چه که می‌خواهد باشد. اگر آرزویت بهشت است در بهشتی اگر جهنم، در جهنمی و ...» امام مؤمنان، پدر آسمان، علی «علیه‌السلام»، در این روایت نقش دلدادگی‌ها، هوس­ها و دغدغه‌های انسان را در نوع زندگی ابدی‌اش به تصویر می‌کشد.   به راستی کدام نوع از کمالات، دغدغه حقیقی زندگی ما را تشکیل می‌دهد؟ دلدادگی‌های نفس ما، از چه گروهی هستند؟ ما با پاسخ همین دو سؤال، محشور و همراه خواهیم بود. چه بسا انسان‌های متدینی که سبک زندگی خود را از دشمنان دین دریافت می‌کنند و چه بسا انسان‌های عابدی که عبادت را تحمیل می‌دانند.   بدون موفقیّت در مهندسی معشوق، اساساً رسیدن به تعادل و قدرت روحی ممکن نیست، و سعادت برای چنین فردی، امری محال است. فقط چینش صحیح معشوق‌ها قبل از هر انتخاب و ارتباطی است که می‌تواند انسان را به موفقیت برساند. عبادت نیز بدون مهندسی معشوق، تنها به رشد بخش حیوانی انسان منجر می‌گردد و قلبِ او همچنان گرفتارِ بیماری‌های قلبی باقی خواهد ماند. با یک مهندسی معشوق صحیح، هیچ حادثه‌ای قادر به سلب آرامش و شادی از وجود انسان نخواهد بود.   به روایت زیر، در ترسیم نقش مهندسی معشوق در سعادت ابدی دقت کنید؛ امام باقر «علیه‌السلام»: «إذا أرَدتَ أن تَعلَمَ أنَّ فیكَ خَیرا فَانظُر إلى قَلبِكَ؛ فَإِن كانَ یُحِبُّ أهلَ طاعَةِ اللّه ِو یُبغِضُ أهلَ مَعصِیَتِهِ فَفیكَ خَیرٌ وَاللّهُ یُحِبُّكَ، و إن كانَ یُبغِضُ أهلَ طاعَةِ اللّهِ و یُحِبُّ أهلَ مَعصِیَتِهِ فَلَیسَ فیكَ خَیرٌ وَاللّه ُ یُبغِضُكَ، وَالمَرءُ مَعَ مَن أحَبَّ» اگر می‌خواهی بدانی انسان خوبی هستی یا نه؛ به قلب خودت نگاه کن. اگر قلباً اهل طاعت خداوند را دوست داری و از اهل معصیت بیزاری، در تو خیر هست و خداوند دوستت دارد. امّا اگر اهل طاعت خدا را دوست نداری و اهل معصیت خداوند محبوب تو هستند، در تو خیری نیست و خدا هم تو را مبغوض می‌دارد؛ چرا که انسان با کسی محشور می‌شود که دوستش دارد.   عشق؛ لازمه ی سعادت ابدی امام جواد «علیه‌السلام»: «أمّا هذِهِ الدُّنیا فَإِنّا فیها مُغتَرِفونَ، ولكِن مَن كانَ هَواهُ هَوى صاحِبِهِ ودانَ بِدینِهِ فَهُوَ مَعَهُ حَیثُ كانَ، والآخِرَةُ هِیَ دارُ القَرار» . امّا این دنیا؛ ما از نعمت‌های آن بهره می‌گیریم. لیکن هر که آرزوی قلبش، آرزوی دوستانش باشد و به آیین او دینداری کند، هر جا که باشد با او خواهد بود، حال آنکه آخرت، خانه ماندگاری است. و ... آخرت! خانه ماندگاری است و در این سرای ابدی، ما با محبوب‌های قلبمان زندگی خواهیم کرد. آیا محبوب‌های ما آنقدر قدرت دارند که بتوانند ما را به سعادت ابدی برسانند؟ فراموش نکنیم که اگر الله محور تمام تصمیم‌گیری‌های ما نیست، به یقین ما مؤمن محشور نخواهیم شد. عشق حقیقی به الله و مظاهر الله است که می‌تواند انسان را در "دار قرار" به آرامش و شادی برساند.   چرا بعضی از متدینین نیز از سبک زندگی گناه‌آلود لذت می‌برند؟ اگر تغذیه بخش‌های پائینی، بیشتر از بخش فوق عقلانی باشد، حاکمیت وجود انسان، به دست بخش‌های پایینی افتاده و قدرتمندی این بخش‌ها، او را به سمت ارتباطات غیر الهی سوق می‌دهد. چنین کسی به دلیل ایمان به خداوند و التزام به دین، دچار عذاب وجدان شده و توبه می‌کند، امّا به علت عدم تغذیه ی بخش فوق عقلانی قدرت انتخابات و ارتباطات صحیح الهی را به دست نخواهد آورد.   برای تغییر مبدأ میل انسان، باید بخش فوق عقلانی را خوب تغذیه نمود تا به سطح قدرت بالایی رسیده و حاکمیت وجود انسان را به دست بگیرد. هر چه میل انسان به الله و مظاهر الله بیشتر شود، میل او به گناه و مظاهر گناه نیز کمتر می‌شود. بدون تغذیه صحیح بخش فوق عقلانی و انس و رفاقت با غیب، فاصله گرفتن از سبک زندگی آلوده، اساساً ممکن نخواهد بود. برای این منظور باید کمی صبور بود، تا آرام آرام به رفاقت به غیب رسید.   والحمدلله رب العالمین  

صوت

1 - خانواده آسمانی، جلسه 350، ۹۳/۱۲/14

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2241
زمان انتشار: 10 آوریل 2015
| | | |
خانواده آسمانی، جلسه 349، ۹۳/۱۲/14

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه 349، ۹۳/۱۲/14

عناوین مورد بحث در این جلسه: *رفتار انسان با خانواده زمینی‌اش باید بر اساس ارتباط با خانواده آسمانی‌اش باشد. *شرکت در مجالس اهل‌بیت «علیهم السلام» بهترین مکان برای ساختن شخصیت عاطفی و عشقی انسان است. *حضور در مجالس ائمه «علیهم السلام» بهترین راه درمان مشکلات روانی می‌باشد. *حضرت زهرا «سلام الله علیها» تمام حیثیت زمینی خود را فراموش کردند تا برای امام زمانشان کاری کرده باشند. *اگر کسی بخواهد به شادی و آرامش دست یابد، باید در دلش چینش‌های معشوق‌های آسمانی را درست کند. *هر انتخاب، ارتباط و رفتاری که با آخرت انسان سازگار نیست، باید کنار گذاشته شود. *اگر انسان بخواهد میلش به دنیا کم شود باید ارتباطش با معشوق‌های آسمانی زیاد شود. اگر انسان بخواهد بدون میل به آسمان خود را از دنیا جدا کند، به خودکشی و افسردگی‌های دنیا می‌رسد. *یکی از راه‌های پیدا کردن رفقای خوب و الهی، توجه به پاتوق‌هایی مثل مجالس اهل‌بیت «علیهم السلام» است.   عجز حقیقی انسان، درست در لحظه‌ای است که انسان از میان چهار گروه از اشراف آخرت (انبیاء، صدیقین، شهدا و صالحین) که قرآن آنان را بهترین رفقای دنیا و آخرت می‌داند، هیچ رفیقی نداشته باشد.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 349 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۲/14 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   رفاقت با اهل بهشت، بهشتی‌ات خواهد کرد... آموختیم که قیمت هر انسان به نوع محبوب‌ها و کشش‌های قلبی اوست. انسان‌ها در زندگی دنیائی خود، با هر کس و یا هر چیزی که محشور باشند، در آخرت نیز با همان کس یا همان چیز محشور خواهند شد. شخصی به خدمت رسول خدا «صلی الله علیه و آله و سلم» رسید و عرض کرد: «الرَّجُلُ یُحِبُّ الرَّجُلَ ولا یَستَطیعُ أن یَعمَلَ كَعَمَلِهِ...» یک نفر کسی را دوست دارد، امّا نمی‌تواند مانند او عمل کند (به اندازه او خوب باشد) پیامبر پاسخ دادند: «المَرءُ مَعَ مَن أحَبَّ» انسان با کسی خواهد بود که دوستش دارد.   این جمله معجزه‌آسای پیامبر هم یک بشارت عظیم است و هم یک اعلام خطر بزرگ!!! وای به روزی که انسان کسی را مبغوض بدارد که محبوب خداست. یَابنَ مَسعودٍ ، أحِبَّ الصّالِحینَ؛ فَإِنَّ المَرءَ مَعَ مَن أحَبَّ، فَإِن لَم تَقدِر عَلى أعمالِ البِرِّ فَأحِبَّ العُلَماءَ، فَإِنَّهُ یَقولُ "وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِیقًا". یابن مسعود، صالحان را دوست بدار، پس هر کس همراه کسی خواهد بود که دوستش دارد، و اگر قادر به بسیاری از اعمال خیر نیستی، علماء را دوست بدار. زیرا خداوند می‌فرماید: هر که از خدا و رسول اطاعت کند، با کسانی خواهد بود که خداوند به آنها نعمت داده است؛ انبیا، صدیقین، شهداء و صالحین و ... که چه نیکوئی رفقائی هستند. پیامبر رحمت، در این روایت، آینده انسانی را که در مهندسی معشوق موفق بوده است، ترسیم می‌کند.   مسئله رفیق در زندگی هر انسان، یکی از مهم­ترین مسائل است. و عدم توانایی در یافتن رفقای خوب و الهی، نشانه ضعف شخصیتی انسان است. اگر سبک زندگی انسان به گونه‌ای باشد که او را از به دست آوردن رفقای خوب دور کند، سبک صحیح و رساننده‌ای نخواهد بود. مسئله رفاقت به قدری مهم و کلیدی است که خداوند از آن به عنوان دست‌آویزی برای تحریک و تشویق مؤمنان در تنظیم مهندسی معشوق استفاده می‌کند.   عجز حقیقی انسان، درست در لحظه‌ای است که انسان از میان چهار گروه از اشراف آخرت (انبیاء، صدیقین، شهدا و صالحین) که قرآن آنان را بهترین رفقای دنیا و آخرت می‌داند، هیچ رفیقی نداشته باشد، عدم رفاقت با دوستان بهشتی، حقاً انسان را از حرکت باز خواهد داشت.   یکی از راه­های مؤثر در جذب رفقای الهی، توجه به پاتوق‌های معنوی است. روابط اجتماعی در اسلام به گونه‌ای تنظیم شده است، که انسان‌ها فرصت رفت و آمد در پاتوق‌های معنوی (مجالس اهل‌بیت، محافل ذکر، جلسات معرفتی و ...) و همنشینی و رفاقت با انسان­های قدرتمند و معنوی را پیدا می‌کند. چنین رفقائی، ثروت‌های معنوی و مادی یک انسان بوده و گاه از اعضای خانواده او نیز نزدیک‌تر و یاری‌کننده‌تر خواهند بود.   برای قیامتت عشق آماده کرده‌ای؟ اَنَس یکی از اصحاب پیامبر می‌گوید: من و پیامبر در حال خارج شدن از مسجد بودیم که مردی در کنار مسجد ما را دید و گفت: ای رسول خدا، قیامت کی خواهد بود؟ پیامبر فرمود: برای قیامت چه آماده کرده‌ای؟ پیرمرد فرو ریخت و گفت: نه نماز زیادی، نه روزه و نه صدقه بسیاری ... امّا من واقعاً خداوند و رسول او را دوست دارم. پیامبر فرمود: «أنت مَعَ من أحبَبتَ»؛ تو با کسی هستی که دوستش داری.   نکته بسیار ظریف این روایت آن است که شخص سؤال کننده، اساساً سؤال خوبی نپرسیده و کسی که خوب پرسیدن را نیاموخته، نباید انتظار پاسخ خوب را نیز داشته باشد.   فراموش نکنیم آنان که در دنیا، خود را برای پاسخ به تمام سؤالات آخرت آماده نموده و تمام عمر خود را در حال دویدن برای آماده کردن لحظه تولدشان می‌باشند، در قیامت نیز به اندازه چشم برهم‌زدنی وارد بهشت خواهند شد.   از بزرگترین و کلیدی‌تری سؤالات قیامت، نحوه ارتباط انسان با امام زمانش می‌باشد. کسی که در روزگار زندگی خود با نام امام زمانش و یاد او نفس کشیده، برای او دویده، خسته شده، بی‌خواب شده، هزینه نموده و ... قطعاً در قیامت، معطلی نخواهد داشت. یک ارتباط خوب با امام زمان، ضعف‌های دیگر انسان را جبران خواهد کرد، امّا ضعف در کیفیت ارتباط انسان با امام زمان، با هیچ قوتِ دیگری قابل جبران نخواهد بود.   کمی با خود فکر کنیم... آیا خانواده آسمانیِ ما، سهمی در زندگی ما دارند؟ آیا نحوه رفتارها و ارتباطات ما با خانواده زمینی‌مان، براساس روابط­مان با خانواده آسمانی‌مان تنظیم می‌شود؟ ...   حضرت زهرا «سلام الله علیها» مادر آسمانی ما، درست در لحظه‌ای که امام زمان خود را در خطر دید، تمام حیثیت خود را از خاطر برد؛ تنهایی خود را، بارداری خود را، چشم به راهی فرزندانش را، علی را به عنوان شوهرش و ... او تنها یک چیز را می‌دید و آن، امام زمانش بود، از همین رو تمام حقیقتِ خود را به پای امام خود سر بُرید. این همه قاطعیّت، شجاعت و صلابتی که حضرت زهرا به نمایش گذاشت تنها یک هدف را دنبال می‌کرد؛ "مردم، از امام زمانشان محروم نشوند...."   آیا ما که در عزای زهرا جامه سیاه به تن کرده و اشک می‌ریزیم، برای چنین هدفی، قدمی برداشته‌ایم؟ یک آسمان تفاوت است میان دو انسان که با دو نگاه مختلف زندگی می‌کنند؛ کسی که با زمین، بر اساس آسمان، ارتباط برقرار می‌کند و یا کسی که آسمان را فدایِ روابطِ زمینی‌اش می‌نماید!!!   محبت؛ عاملی مؤثّر در اشتداد نفس امام باقر «علیه‌السلام» می‌فرمایند: کسی نزد پیامبر اکرم رسید و گفت: یا رسول الله، من نمازگزاران را دوست دارم، امّا خودم نماز خوبی نمی‌خوانم، روزه‌داران را دوست دارم، امّا روزه‌ام، آن­چنان خوب نیست. پیامبر فرمود: تو با کسی خواهی بود که دوستش داری و نفس تو، به اندازه عمل تو بزرگ می‌شود.   موارد بسیار زیادی وجود دارد که علاقه به یک انسان خوب، سبب رشد انسانی و وسعت نفس انسان شده است. و این هنر یک انسان است که بتواند به واسطه خوبی‌هایش، دیگران را به سمت خوبی، سوق دهد. پدر و مادر یک خانواده، باید پایه‌های خانواده را بر عاطفه و محبّت بنا نهاده و خروجی‌های عاطفیِ بسیاری داشته باشند تا بتوانند فرزندان را در پذیرش سبک زندگی الهی، مطیع خود سازند. تندی‌ها و خشونت‌های والدین، مانع بزرگی در پذیرش سبک زندگیِ والدین از سوی فرزندان می‌باشد.   فرصت‌های عاشقی را جدی بگیریم ... عاشق خواهیم شد! امام صادق «علیه‌السلام»: «حقُّ عَلَی الله عَزّوجل، أن تصیروا مَعَ من عِشتُم معه فی الدنیاه» خداوند این حق را بر خود قرار داده که شما را در آخرت همراه کسانی قرار دهد که در دنیا با آنان زندگی کرده‌اید. منظور از همراهیِ دنیائی، نوع دلدادگی‌های یک انسان است. به چه عشقی زندگی کرده است؟ به چه دغدغه‌ای سبک زندگی‌اش را تنظیم نموده است؟ معشوق حقیقی‌‌اش کیست؟...   آسیه در خانه فرعون زندگی می‌کند، امّا معشوقش الله است. و به دنبال خانه‌ای که در کنار معشوقش در بهشت باشد، می‌گردد. برای عاشق شدن، برای دلداده شدن، شرکت در مجالس عاشقانه اهل‌بیت را جدّی بگیریم. فرصت‌های عاشقی زمانی است که انسان برای معشوق خود به شادی و یا غم مبتلا شود. آنان که به دنبال دلِ عاشق می‌گردند، فرصت‌های عاشقی را جدّی بگیرند... .   "والحمدلله رب العالمین"

صوت

1 - خانواده آسمانی، جلسه 349، ۹۳/۱۲/14

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2222
زمان انتشار: 9 آوریل 2015
| | | |
حبّ؛ تنها عاملِ سازنده دل  همانگونه که در جلسات گذشته

خانواده آسمانی، جلسه ۳48، ۹۳/۱۲/07؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

حبّ؛ تنها عاملِ سازنده دل همانگونه که در جلسات گذشته

عناوین مورد بحث در این جلسه: حبّ تنها عاملِ سازنده دل؛ معیّت با اهل‌بیت «علیهم‌السلام»، ویژه عُشّاق؛ رفاقت با بهترین‌ها تنها بخش فوق عقلانی است که قادر است عاشقِ معشوق‌های انسانی شود و تنها یک انسان عاشق است که غصه‌های انسانی در قلبش نفوذ می‌کند، غصه آوارگی امامش ... به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 348 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۲/۷ برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: حبّ؛ تنها عاملِ سازنده دل همانگونه که در جلسات گذشته آموختیم، شکل هندسی مولکولهای آب در برخورد با موسیقی‌های گوناگون تغییر می‌کند. اساساً تمام مولکول‌ها در اطراف انسان و یا در درون بدن او، با توجه به نوع ورودی‌هایی که دریافت می‌کنند، تغییر شکل داده و اشکال هندسی متفاوتی پیدا می‌کنند. بنابراین تمام اشیا در عالم صاحبِ شعور بوده و نحوه برخورد با آنها کاملاً منشأ اثر است، به طوری که هیچ انتخاب و یا هیچ ارتباطی در عالم بدون تأثیر نمی‌باشد. محل سکونت، نوع دوستان، نوع فیلم‌ها و تصاویری که می‌بینیم، نوع صداهایی که می‌شنویم، نوع عطرهایی که استشمام می‌کنیم، انواع تخیلات و تفکرات انسان، نوع رشته تحصیلی، نوع کتاب‌هایی که مطالعه می‌کنیم ...  همه و همه ساختار قلب انسان را تشکیل داده و نوع سعادت و یا شقاوت او را مشخص می‌کند. اساساً ممکن نیست که کسی توسط یکی از قوای پنج‌گانه، خوراکی را دریافت نماید، اما آن ورودی روی نفس او تأثیری نداشته باشد. حال اگر یکی از خوراک‌های قوای پنج‌گانه، با عشق و محبت توسط نفس دریافت شود، این خوراک، بیش از ورودی‌های دیگر روی نفس تأثیرگذاشته و اساساً تأثیر آن بر نفس، نسبت به ورودی‌های دیگر غلبه خواهد کرد. کمی بیندیشیم: خیالات ما در تنهایی ما و خلوت‌هایمان به کدام سمت سوق می‌یابد؟ - دلتنگ چه گروهی از انسانها می‌شویم؟ - دوست داریم با چه کسانی رفاقت کنیم؟ - چه نوع شخصیتی را برای ازدواج می‌پسندیم؟ و ... در طول شبانه‌روز چندین بار از خداوند حرکت در صراط مستیم را می‌طلبیم. اگر این دعا، حقیقی، صادقانه و با عشق و محبت از قلب ما صادر گردد، قطعاً ما مشمول این هدایت خواهیم شد. اما اگر به نماز می‌ایستیم و هدایت در صراط مستقیم را از خداوند طلب می‌کنیم؛ اما قلب‌مان به سبک زندگی غیر از سبک اللهی علاقه‌مند است و یا به رفاقت با کسانی غیر از اهل بهشت مشتقاقیم، امکان ندارد بتوانیم در مسیر صراط خوب حرکت نموده و به مقصد برسیم. حبّ، تنها عامل سازنده دل است. دلِ انسان به هر آنچه علاقه‌مند است، نفس او نیز به آن شکل درآمده و با آن گروه محشور خواهد شد. اگر انواع عبادات، زیارات، اعمال خیر و ... منجر به تولید عشق و دلدادگیِ ما نسبت به غیب نشود، یعنی با بخش حیوانی صورت گرفته و هیچ تأثیری در سازندگی نفس نداشته است. اما اگر انسان را به سمت و سوی عاشقی بکشاند، قطعاً با بخش انسانی صورت پذیرفته و تأثیر بسیار چشمگیری در سازندگی و رشد نفس او خواهد داشت. معیّت با اهل‌بیت «علیهم‌السلام»؛ ویژه عُشّاق نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: «من أحبّ قوماً علی اعمالهم، حُشِر یوم القیامه فی زمرتهم، فحوسبَ بحسابهم، و إن لم یعمل أعمالهم» هر کس، گروهی را به خاطر اعمالش دوست بدارد، روز قیامت در همان گروه محشور خواهد شد و با حساب همان گروه نیز محاسبه می‌گردد، هر چند اَعمالِ آنها را انجام نداده است. ظاهر متدیّن، بدون حبّ قلبی، اساساً تأثیری در ساختار نفس انسان ندارد. اساساً انسان در قیامت با گروهی محشور می‌شود که به سبک زندگی آنان علاقه داشته است. تا مبدأ میل انسان به سوی الله و مظاهر الله تغییر نکند، تلاش‌های او حتماً به خطر خواهد افتاد. تنها کسی عاشق است که شادی و آرامش در جان او رسوخ کرده باشد. او با تمام انسان‌ها در صُلح است، حتی با کسانی که در حق او ظلم نموده‌اند. آنقدر مشغله‌های فوق عقلانی و دلدادگی‌های این بخش، او را احاطه کرده‌اند که کاملاً چهاربخش دیگر را در کنترل او در آورده اند، نه حسادتی، نه تکبری، نه خودشیفتگی، نه کینه‌ای و ... . قلب او، رها از هر چیزی است، خالیِ خالی خالی، فقط مشغولِ غیب... او تمام فعالیت‌ها و روابطش را حول محور عضویت خود در خانواده محمد و آل محمد تنظیم می‌کند. سبک زندگی الهی تنها سبک مورد پسند اوست و می‌داند جز در سایه این سبک به معشوق خود نخواهد رسید. او صادقانه و عاشقانه از خداوند همراهی با محمد و آل او را در دنیا و آخرت می‌طلبد: «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد، و مماتی ممات محمد و آل محمد». تنها بخش فوق عقلانی است که قادر است عاشقِ معشوق‌های انسانی شود و تنها یک انسان عاشق است که غصه‌های انسانی در قلبش نفوذ می‌کند، غصه آوارگی امامش ... تنها یک انسان عاشق است که به درد انتظار امامش دچار می‌شود و برای او دست به عملیات می‌زند. تنها یک انسان عاشق است که می‌تواند آماده شهادت در راه معشوقش شود، چنین کسی اگر در بستر هم بمیرد، باز هم به شهادت مُرده است. رفاقت با بهترین‌ها امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «خُذ مِن صالِحِ العَمَلِ ، وخالِل خَیرَ خَلیلٍ ؛ فَإِنَّ لِلمَرءِ مَا اكتَسَبَ وهُوَ فِی الآخِرَةِ مَعَ مَن أحَبَّ». (غرر الحكم : 5096) از شخص درستکار، درس بگیر، و با بهترین دوستان، دوستی کن و ... . باید دوستان خوب برای خودبرگزینی، اهل غیب به تعبیر قرآن، بهترین رفقا هستند... با آنها که رفاقت کنی، برایت غوغایی به پا خواهند کرد، فقط باید تمرکز کنی، خودت را فارغ سازی و قلبت را برای رفاقت با غیب خالی نگه‌داری. قلبی که به کینه‌توزی، جدال، حسد، پرخاشگری، و زودرنجی و ... درگیر است، مَحال است در رفاقت با غیب موفق شود. قلبت که از زمین رها شد، با آسمان رفیق خواهی شد... . شرح این روایت ادامه دارد...   مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - حبّ؛ تنها عاملِ سازنده دل همانگونه که در جلسات گذشته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2213
زمان انتشار: 9 آوریل 2015
| | | |
خانواده آسمانی، جلسه ۳47، ۹۳/۱۲/07

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه ۳47، ۹۳/۱۲/07

عناوین مورد بحث در این جلسه: ورودی های نفس؛ عوامل سازنده ساختار نفس می باشند؛ ساختار نفس = معشوق های انسان؛ نقش محبت در سرنوشت انسان؛ نقش محبت در لحظه وفات؛ نقش محبت در زندگی ابدی؛ چینش معشوق های انسانی، اولین قدم در کسب سعادت ابدی حشر انسان، در گروی معشوق‌های اوست. چشمان برزخی انسان درست در لحظه وفات (جان دادن) که حیات برزخی‌اش آغاز می‌گردد باز شده و او یک به یک معشوق‌های حقیقی‌اش را می‌بیند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 347 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/12/7 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: ورودی های نفس؛ عوامل سازنده ساختار نفس می باشند نفس انسان درست مانند یک دوربین فیلمبرداری فعال که در هیچ زمانی (چه در خواب، چه در بیداری) خاموش نمی‌شود، عمل می‌کند. نفس انسان همواره باز است و از تمام ورودی‌هایی که توسط قوای پنج‌گانه دریافت می‌کند، تأثیر می‌پذیرد.   در نهایت همین ورودی‌ها، ساختار نفس را رقم زده و به محض ورود به برزخ، سعادت و یا شقاوت ابدی او را رقم می‌زنند.   ساختار نفس ما، تا به امروز، ترکیبی است از انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و چینش‌های فکری ما در گذشته؛ و آنچه که امروز هستیم (شاد یا غمگین، شکست خورده یا قدرتمند، قوی یا ضعیف و ...) محصولِ گذشته ماست.   آینده ما نیز، محصولِ زمانِ حالِ ما خواهد بود. تمام آنچه که قوای پنج‌گانه ما امروز دریافت می‌کنند، نفس ما را صورت‌گری نموده و آینده ما را تشکیل می‌دهند. پس ورودی‌های نفس، عوامل سازنده ساختار نفس می‌باشند.   ورودی‌های نفس شامل موارد زیر می باشند: 1- هر آنچه که از طریق قوه حس وارد نفس می‌شود. 2- هر آنچه که از طریق قوه خیال وارد نفس می‌شود. 3-هر آنچه که از طریق قوه وهم وارد نفس می‌شود. 4- هر آنچه که از طریق قوه عقل وارد نفس می‌شود. 5- هر آنچه که از طریق قوه فوق‌عقل وارد نفس می‌شود. مجموعه این دریافت‌ها و ورودی‌های پنج‌گانه، ساختار نفس را تشکیل داده و در نهایت سعادت و یا شقاوت انسان را رقم خواهند زد.   ساختار نفس = معشوق‌های انسان یکی از عواملی که تأثیرگذاری خوراک‌ها و ورودی‌های نفس را فوق‌العاده بیشتر نموده و آن را در ساختار نفس بیشتر دخالت می‌دهد، همراهی ورودی‌های پنج‌گانه با دو عامل عشق و محبت است. تمام ورودی‌های نفس، اگر با عشق و محبت جمع شوند، به شدت نفس را شکل داده و می‌سازند. گاه انسان از طریق این پنج قوه، ورودی‌هایی را دریافت می‌کند، اما به دلیل عدم علاقه به آنها، از جذب‌شان لذت نمی‌برد، لذا این ورودی‌ها توسط نفس او جذب نشده و تأثیری در ساختار نفس او نخواهند داشت. به عنوان مثال، کسانی که پس از سال‌ها عبادت، هنوز از نماز لذت نمی‌برد و یا خانم‌های با حجابی، که قلباً به حجاب علاقه‌ای ندارند و ... آگاه باشند که دینداریِ آنها تأثیری در ساختار نفس آنها نخواهد داشت.   اما حضور عشق و محبت در کنار هر کدام از این خوراک‌ها، به شدت در ساختار نفس مؤثر است. به طوری که می‌توان گفت؛ نفس هر انسان، مساوی است با معشوق‌های او. اساساً ما عاشق هر چه که بشویم، نفس ما نیز به همان شکل در می‌آید. بنابراین، محبوب‌ها، معشوق‌ها، آرمان‌ها و دغدغه‌های ما هستند که تکلیف زندگی ما را مشخص می‌کنند.   نقش محبت در سرنوشت انسان 1- نقش محبت در لحظه وفات: حشر انسان، در گروی معشوق‌های اوست. چشمان برزخی انسان درست در لحظه وفات (جان دادن) که حیات برزخی‌اش آغاز می‌گردد باز شده و او یک به یک معشوق‌های حقیقی‌اش را می‌بیند. اگر در دنیا دلداده محبتِ اهل غیب بوده است، دقیقاً با استقبال باشکوه آنها در چنین لحظه‌ای رو به رو می‌گردد. همچنین می‌دانیم که حضرت عزرائیل «علیه السلام» نیز دقیقاً به چهره باطنِ انسان بر او تجلی می‌کند. پس در می‌یابیم که ساختار نفس ما، تعیین‌کننده نوع وفات ماست. برای یک مؤمن حقیقی، که عمری با محبتِ اهل آسمان زندگی کرده‌است، لحظه وفات چونان لحظه عروسی او می‌‌باشد. (الموتُ عُرسُ المؤمن)، چرا که او قرار است به جایی منتقل گردد که معشوق‌هایش سلاطینِ آنجا هستند و همگی در مراسمِ استقبال او حضور دارند.   2- نقش محبت در زندگی ابدی زندگی برزخی و ابدی انسان نیز در گروی معشوق‌های او در دنیاست. نوع معشوق‌ها، دلخوشی‌ها، انگیزه‌ها، رفاقت‌ها، سبک زندگی و ... تعیین‌کننده نوع زندگی انسان در برزخ است. بسته به اینکه محبوب‌های ما جزو کدام دسته از قوای پنج‌گانه (حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق‌عقلی) می‌باشند، نوع زندگی ابدی ما نیز مشخص می‌گردد. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: «من أحبّ قوماً، حُشِرَ معهم؛ هر که گروهی را دوست داشته باشد، با آنها محشور خواهد شد».   نوع تمایلات قلبی انسان، تعیین کننده نوع زندگی ابدی اوست علم جامعه شناسی ثابت می‌کند که انسانها علاقه دارند در یک یا چند گروه از گروه‌های جامعه عضو باشند. نوع علاقه قلبی انسان به عضویت در یک گروه، کاملاً سبک زندگی و نوع ساختار نفس او را مشخص می‌کند. البته تمایلاتِ گفتاری و زبانی، اصلاً ملاکِ مناسبی نیست، بلکه آنچه که در این مجال حائز اهمیت است، تمایلات قلبی و علاقه‌های درونی انسان است.   تنها نقطه‌ای که هرگز به انسان دروغ نگفته و نوع علاقه‌هایش را صادقانه مشخص می‌کند. قلب انسان است. به روایت زیر از امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» توجه فرمایید: «سَلُوا القلوب عنِ المودّات، فإنّها شواهدُ لا تقبلُ الرُّشا» از قلب‌هایتان در مورد دلدادگی‌هایتان سؤال کنید؛ چرا که آنها شاهدانی هستند که هرگز دروغ نمی‌گویند. قلب انسان در ابراز تمام علایق و نفرت‌هایش صادق است و هیچ‌گاه دروغی در آن راه ندارد.   نوع تمایلات قلبی انسان، ساختار نفس او را تشکیل می‌دهد. اساساً در این مسئله که انسان، محبوب‌های قوای پایینی را نیز دوست بدارد، ایرادی وارد نیست، بلکه مسئله مهم آن است که رأس معشوق‌های انسان که دغدغه‌های اصلی زندگی او را تشکیل می‌دهند، به کدام یک از این پنج گروه اختصاص دارند و یا سبک زندگی انسان، بر اساس کدام معشوق تنظیم شده است. انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکار انسان حول محورِ کدام معشوق دور می‌زند. این سؤالات و پاسخ به آنها، نوع محبوب‌های قلبی ما و در نتیجه نوع ساختار نفس ما را مشخص می‌کند.   چینش معشوق‌های انسانی، اولین قدم در کسب سعادت ابدی خداوند یکتا، انسان را برای جاودانگی و تشبه به خود خلق نموده است، اینکه او بیاموزد اسماء الهی را در خود به فعلیت رسانده و مظهر اسماء الهی گردد، اینگونه به مقام خلیفه اللهی نایل گشته و مانند خدا در بهشت حاکمیت خواهد کرد؛ و این خداوند یکتا برای نیلِ انسان به این مقام، تمام چینش‌های فکری، قلبی، رفتاری و ... او را نیز برایش مشخص نموده است تا در سایه این چینش‌ها بتواند به باطن انسانی رسیده و سعادت ابدی را درک کند. قرآن در آیه 24 سوره توبه، تصریح می‌کند که انسانها تنها در صورتی قادرند به باطن انسانی دست پیدا کنند در صدرِ محبوب‌های قلب آنها، عشق به الله، خانواده آسمانی و جهاد در راه خدا قرار داشته باشد. در غیر اینصورت، بسته به اینکه نوع معشوق‌هایِ غالبِ قلب انسان جزو کدام گروه هستند، باطن انسان نیز در پنج گروه زیر طبقه‌بندی می‌گردد؛ 1- گروه سنگ‌ها 2- گروه کمتر از سنگ‌ها 3- گروه حیوانات 4- گروه کمتر از حیوانات 5- گروه شیاطین.   محبوب‌های جمادی، انسان را در گروه اول و دوم، محبوب‌های حیوانی در گروه سوم و چهارم و محبوب‌های شیطانی، او را در گروه پنجم قرار خواهند داد.   و خداوند یکتا برای اینکه انسان، چینش معشوق‌های خود را از خاطر نبرده و همواره الله، خانواده آسمانی و جهاد را در رأس معشوق‌های خود حفظ کند، نمازهای پنج‌گانه را بر او واجب نموده است. در نماز، چینش معشوق‌ها و محبوب‌های انسان و دغدغه‌ها و اهدافش کاملاً واضح و مشخص است.   «اهدنا الصّراط المستقیم، صراط الذین أنعمت علیهم...» و در جای دیگری از قرآن گروه «أنعمت علیهم» را به 4 دسته زیر تقسیم می‌کند : 1- انبیاء  2- شهداء  3- صدیقین  4- صالحین و آنان را بهترین رفقای انسانی معرفی می‌کند ... و حَسُنَ اولئک رفیقا... این چهار گروه حقیقتاً دوستانِ انسانیِ ما در دنیا و آخرت‌اند و اگر ما، درهای قلب‌مان را به روی آنان بگشاییم، قطعاً به واسطه رفاقت با آنها در مسیر صراط مستقیم حرکت نموده و به سلامت به مقصد خواهیم رسید.   درگیری قلوب ما در امور ناپایدار و زودگذر و عدم حضور عشق الله در آن، سبب می‌شود که میان ما و اهل غیب رفاقتی برقرار نگردد. شلوغی‌های قلب ما، رفاقت با غیب را از ما سلب نموده است.   دینداری با بخش حیوانی، فقط از ما یک خانم متدین و یا یک آقای متدین ساخته است نه یک انسان متدین. تنها به واسطه حضور «عشق» در قلب انسان است، که بابِ رفاقت با الله و اهل غیب گشوده شده و در سایه حمایت‌ها و الهامات آنها، انسان به مقصد خواهد رسید.   اساساً خداوند تمام انسانها را با انگیزه عشق و محبت به دینداری دعوت می‌کند: «إن کنتم تحبّون الله، فاتّبعونی، یحببکم الله ...» اگر خداوند را دوست دارید، از پیامبر پیروی کنید تا محبوب خداوند شوید.   حال سری به دلِ خود بزنیم ما به چه سبکی برای زیستن علاقه‌مندیم؟ دوست داریم فرزندانمان را به چه سبکی تربیت نماییم؟ از رفاقت با چه کسانی شادمان می‌شویم؟ به چه نوع جمع‌ها و مهمانی‌هایی علاقه داریم؟ پاسخ به این سؤالات نوع شخصیت باطنیِ ما را مشخص می‌کند....   والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - خانواده آسمانی، جلسه ۳47، ۹۳/۱۲/07

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2195
زمان انتشار: 12 مارس 2015
| |
آثار عدم رعایت دستورالعمل‌های امام رضا «علیه‌السلام»

خانواده آسمانی 346؛93/11/30 از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

آثار عدم رعایت دستورالعمل‌های امام رضا «علیه‌السلام»

عناوین مورد بحث در این جلسه: آثار عدم رعایت دستورالعمل‌های امام رضا «علیه‌السلام» در فرد و جامعه، سنگین شدن روزافزون پرونده گناهان، ظلم در حق خود و دیگران، تسلط روح جدال بر فرد و جامعه، تضعیف ارتباطات شخصی و اجتماعی، رواج انواع مشکلات روحی و روانی در جامعه، دوری از خداوند و از دست دادن شادی و آرامش، دلمردگی، تسلط شیطان و شیطان صفتان بر جامعه، حبط اعمال حسنه، مورد خشم خداوند قرار می‌گیرد، مشمول نفرین اهل‌بیت می‌گردد گفتیم که بعد از اسم الله، عظیم‌ترین اسم الهی، اسم رحمان است، به طوری که رحمان، مادر تمام اسماء الهی است و حتی می‌توان به جای الله از آن استفاده کرد. برای دریافت هر اسمی از اسماء خداوند اول باید رحمان شد. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 346 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۱/۳۰ برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: آثار عدم رعایت دستورالعمل‌های امام رضا «علیه‌السلام» در فرد و جامعه 1- سنگین شدن روزافزون پرونده گناهان بی‌توجهی به رعایت دستورالعمل‌هایِ انسانی امام رضا «علیه‌السلام»، روح تجاوز، قیل و قال، مراء، کینه‌توزی، آزار دیگران و ... را بر انسان حاکم می‌کند. چنین انسانی قطعاً از خود، آلودگی‌ها و گناهانی را صادر می‌کند که نه تنها آثار فردی آن گریبانگیرش می‌شود، بلکه آثار جمعی آنها، روز به روز بر سنگینی نامه اعمالش خواهد افزود. می‌دانیم که تمام اعمال خیر و اعمال بد انسان، دارای آثار ماتقدّم و ماتأخّر می‌باشند. آثار ماتأخر به اثراتی اطلاق می‌شود که حتی بعد از مرگ انسان نیز خاتمه نیافته و او را رها نخواهند کرد. بدخُلقی‌ها، به یقین آثاری از خود به جای می‌گذارند که روز به روز بر بار گناهان انسان خواهند افزود. باید تلاش کنیم تا می‌توانیم از خود اعمال و اخلاقی به جای گذاریم که آثار ما تأخّرش به نفع ما خاتمه یابد. 2- ظلم در حق خود و دیگران انسانی که قصد خودسازی نداشته و نفسِ خود را رها نموده است، اساساً به بیماری‌های اخلاقی خود به چشم گناه نمی‌نگرد. چنین کسی دائماً در حال ظلم به خود و دیگران (خانواده، همکاران، دوستان، فامیل و ...) می‌باشد. 3- تسلط روح جدال بر فرد و جامعه عدم رعایت اخلاق، روح کینه‌توزی، بدبینی، جدال، اختلاف‌انگیزی و ... را در جامعه رواج می‌دهد. او دائماً با دیگران در حال جدال است و قلبش مالامال از کینه دیگران است. او قدرت عفو دیگران را ندارد، و لذا توقع عفو را از خداوند نیز نباید در سر بپروراند. کسی که نفس خود را دائماً به واسطه رفتارهای دیگران دچار فشار و رنج می‌کند و نمی‌تواند به راحتی از کنار آنها بگذرد، از حرکت در مسیر کمال، کاملاً باز می‌ماند. او اساساً به دنیا به عنوان رحمی برای رسیدن به کمالات انسانی نمی‌نگرد و لذا با چشمانی بسته تا آخرین روزهای عمرش، در دنیا زندگی می‌کند. باید هوشیار باشیم که قلب ما جز به الله و خانواده آسمانی‌مان مشغول نگردد. درگیریِ قلب در امور گذرا، انسان را از سعادت ابدی باز می‌دارد. فقدان‌ها، شکست‌ها، از دست دادن‌ها و ... همه و همه پس اندازهایی برای آخرت ما محسوب می‌شوند و غصه خوردن و درگیر شدن در چنین ماجراهایی از حماقت نفس انسان سرچشمه می‌گیرد. باید تلاش کنیم به سرعت از تمام معرکه‌هایی که بوی جهنم می‌دهند، بگریزیم، و به هیچ وجه، طرفِ جدال با کسی نشویم، بلکه به محض احساس آتش، با امدادِ از آسمان، آن را خاموش نماییم. 4- تضعیف ارتباطات شخصی و اجتماعی خُلق بد، روح انس و اُلفت را از انسان سلب می‌کند. حضور چنین کسی در هر جمعی، منشأ اختلاف و درگیری است. بر چنین کسی، روح فتنه‌انگیزی حاکم است و قرآن فتنه را از قتل نیز کریه‌تر و منفورتر می‌داند؛ «الفتنهُ اکبر من القتل» چنین فردی هرگز در روابط خانوادگی و اجتماعی‌اش موفق نبوده و بوی بهشت از او استشمام نخواهد شد. 5- رواج انواع مشکلات روحی و روانی در جامعه رواج انواع خودشیفتگی‌ها و خودبرتربینی‌ها در جامعه، آرام آرام جامعه را به سمت خشونت‌های روانی و اضطراب‌های تنش‌زا پیش می‌برد. امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «کسی که گمان می‌کند حتی از یک نفر هم بهتر است، مستکبر می‌باشد.» 6- دوری از خداوند و از دست دادن شادی و آرامش گفتیم که بعد از اسم الله، عظیم‌ترین اسم الهی، اسم رحمان است، به طوری که رحمان، مادر تمام اسماء الهی است و حتی می‌توان به جای الله از آن استفاده کرد. برای دریافت هر اسمی از اسماء خداوند اول باید رحمان شد. مهارت در اسم رحمان، انسان را در کسب اسماء دیگر، موفق خواهد نمود. از همین رو پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: هر چه ایمان کسی بیشتر می‌شود، او مهربان‌تر می‌گردد. انسانی که رحمان شده است، می‌تواند کریم باشد، جواد باشد، غفور باشد، عفوّ و .... مهربانی، ریشه تمام فضایل است و خُلق بد، یعنی عدم مهربانی، یعنی عدم مهارت در اسم رحمان، یعنی خشونت و ... و خُلق بد، یعنی ریشه اصلیِ فضایل در وجودمان نیست ... به این ترتیب با خُلق بد، هرگز نمی‌توان اسماء دیگر خداوند را جذب نمود. 7- دلمردگی بداخلاقی، سرآغاز دلمردگی است. مَحال است شخص بدخُلق، دلمرده نباشد. شاید ظاهری شاد و بانشاط داشته باشد، اما اضطراب درونی خاصی، همیشه همراه او خواهد بود. دلمردگی به حالتی اطلاق می‌شود که قلب انسان به قدری دچار غمها و درگیری‌های بی‌فایده و زودگذر می‌گردد، که توان خلوت، تمرکز و ارتباط با غیب را از او سلب می‌کند. چنین کسی حتی تحمل یک ساعت خلوت و تنهایی را نداشته و دائماً خود را با سرگرمی‌های گوناگون دنیا (ماهواره، تلویزیون، تلفن و ...) مشغول می‌سازد. او هرگز قدرت لذت بردن از جمع‌های معنوی را نداشته و از حضور در برابر آینه نماز، به شعف نمی‌رسد. 8- تسلط شیطان و شیطان‌صفتان بر جامعه تمام قدرتِ دشمنان اسلام، از شکاف‌هایی به دست آمده که توسط مسلمانان ضعیف در دین ایجاد شده است. با کمی دقت می‌توانیم دریابیم که تمام موانع ظهور امام زمان، در این دستورالعمل امام رضا «علیه‌السلام» آمده است و عمل نمودن تمام مسلمانان به این قوانین، قطعاً شرّ دشمنان را از جامعه اسلامی کم کرده و جامعه را آماده ظهور امام زمان می‌سازد. شیطان درست در نقاطی تواناییِ تحریک ما را دارد که در وجود ما، دستگیره‌هایی برای آن تحریک وجود داشته باشد، اگر ما دستگیره‌های حسادت، جدل، مراء، کینه و ... را در درون خود از بین ببریم، هم خودمان آرام می‌شویم و هم جامعه اطراف ما ... و از این جامعه، بوی بهشت را می‌توان استشمام کرد. 9- حبط اعمال حسنه بداخلاقی اعمال خیر انسان را نابود می‌سازد. گاه سالها عبادات و خیرات انسان با یک خُلقِ بد، از بین می‌رود. باید بیاموزیم قبل از توشه‌اندوزی برای آخرت، ابتدا خودسازی کنیم و باطنمان را از اخلاق بد تطهیر نماییم چرا که تنها در اینصورت اعمال ما، برای ابدیت‌مان پس‌انداز خواهند شد. 10- مورد خشم خداوند قرار می‌گیرد بداخلاقی‌ها باطن انسان را بسیار زشت و بدهیبت می‌سازند، و او را از نگاه اهل آسمان می‌اندازند. 11- مشمول نفرین اهل‌بیت می‌گردد افتادن از نگاه اهل آسمان، یعنی فاصله افتادن میان انسان و اهل‌بیت، و این همان معنای لعن (دور شدن از کسی) است.   مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2178
زمان انتشار: 10 مارس 2015
| |
خطر در کمین مؤمنان!

خانواده آسمانی345؛ 93/11/30 ؛از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خطر در کمین مؤمنان!

ناوین  مورد بحث در این جلسه: خطر در کمین مؤمنان؛ حقیقتِ دشمنیِ شیطان و استعاذه انسان به الله؛ حملات شیطان اساسِ حملات شیطان، جز برای تقویت روح استعاذه در انسان و تحکیم رابطه عاشقانه او با الله نمی‌باشد. یک مؤمن حقیقی، شیطان را دشمن حقیقی خود دانسته و دائماً در حال مراقبت از نفس خود در برابر حملاتِ او بوده و به وسیله حصار محکم استعاذه خود را از شرّ این دشمن خارجی در امان می‌دارد. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 345 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۱/30 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: خطر در کمین مؤمنان! در جلسات قبل آموختیم که اباالحسن «علیه‌السلام» از ابتلای شیعیان به خُلق‌های شمرده شده در نامه به خداوند پناه می‌برد، چرا که این خُلق‌ها را وسیله‌ای برای حذف روح ایمان از شیعیان و خروج آنها از دایره ولایت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» می‌داند. برای یک انسان حقیقی، خروج از دایره ولایت پدر و مادر زمینی نیز دردآور و غیرقابل تحمل است، چه رسد به آنکه چنین کلام سنگینی را از زبان پدر آسمانی‌اش بشنود. باید دائماً به مرکز قدرت و امنیت «الله» پناه برد، چرا که آفاتِ بی‌شماری در مسیر حرکت به سوی الله، انسان‌ها را تهدید می‌کنند که البته این آفات در آخرالزمان بیشتر و خطرناک‌تر می‌باشند، به طوری که در روایات آمده است که شیاطین در آخرالزمان، با تمام قدرت و توان خود به میدان می‌آیند تا مانع حرکت مؤمنین به سمت رفع موانع ظهور و رسیدن به آغوش امام و پدر حقیقی‌شان گردند. حقیقتِ دشمنیِ شیطان و استعاذه انسان به الله امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: من در هنگام نزول وحی بر پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» صدای نعره شیطان را می‌شنیدم. «حقیقت وحی» که همان هدایت انسانهاست، در هر جایی از عالم که اتفاق بیفتد، به نعره شیطان منجر می‌گردد. امیرالمؤمنین این نعره را در هنگام نزول وحی بر پیامبر می‌شنیدند که این بعثت یک بعثت جمعی بود. اما حقیقت مسأله این است که شیطان از هر بعثتِ شخصی، که برای هر انسان اتفاق می‌افتد نیز، به نعره در می‌آید. هرگاه انقلابی در درون کسی اتفاق می‌افتد و او یک گام در مسیر ایمان به جلو پیش می‌رود، شیطان با تمام وجودش تلاش می‌کند تا او را از ادامه مسیر باز دارد و اگر در این امر موفق نشود، نعره او به آسمان بلند خواهد شد. در شناخت ریاضیات روح، این تحولات، امری کاملاً حقیقی است. هرگاه انسانی تصمیم به آشتی با الله و خانواده آسمانی‌اش می‌گیرد، شیاطین جن و انسان‌هایی که قرآن از آنان به شیاطین انس یاد می‌کند، تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند تا با تولید انواع وسوسه‌ها و افکار منفی، مانع موفقیت او در این تصمیم گردند. به آیه16 و 17از سوره اعراف توجه کنید: «...لأقعدن لهم صراطک المستقیم ثم لآتینّهم مِن بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم...» قرآن، این قانونِ شیطان را به عنوان یک قاعده کلی و سنت تغییرناپذیر برای ما تصریح می‌فرماید: اگر کسی در مسیر صراط مستقیم، شروع به حرکت نماید، حتماً شیطان به یکی از چهار روش زیر به او حمله خواهد کرد: 1- حمله از عقب: یادآوری کدورت‌ها، گناهان و شکست‌های گذشته به جهت غمگین نمودن قلب انسان و ممانعت از حرکت صحیح او در مسیر الله است. 2- حمله از راست: تولید اضطراب و نگرانی از آینده 3- حمله از چپ: ایجاد وسوسه برای انجام گناه 4- حمله از راست: خودشیفتگی‌ها و خودبرتربینی‌های مقدس، آلوده دیدن دیگران و ... یک مؤمن زیرک کسی است که ثابت می‌کند در لابه‌لای تمام این حملات، نگاهش به خداست، به او اعتماد دارد و وسوسه‌های شیطان قادر به ایجاد ترس و تزلزل در قلب او نیست. کسی که شیطان را جدی گرفته و با وسوسه‌هایش دائماً شکست می‌خورد، یعنی اساساً به الله اعتمادی نداشته و قدرت او را به رسمیت نشناخته است. تمام حملات شیطان، درست مانند یک ویروس عمل می‌کنند، و روح ما با هر مقاومت در برابر این ویروس قدرت بیشتری به دست می‌آورد. بنابراین هر حمله شیطان، فرصتی است برای ما، تا از شر او به آغوش معشوقمان پناه برده و چونان کودکی که به آغوش مادر می‌گریزد، پناهندگی به آغوش معبود را بیاموزیم. بدون حملات شیطان، انسانها به غفلت مبتلا شده و به ضعف خواهند گرایید. نفس انسانی که دائماً با هر ضربه شیطان، به آغوش الله گریخته و خود را از گزندش مصون می‌دارد، روز به روز قدرتمندتر شده و رشد می‌کند. اما روح کسی که با هر حمله شکست خورده و شیطان را به اهدافش می‌رساند، روز به روز ضعیف‌تر، ناآرام‌تر و محزون‌تر می‌گردد. یک مؤمن حقیقی، شیطان را دشمن حقیقی خود دانسته و دائماً در حال مراقبت از نفس خود در برابر حملاتِ او بوده و به وسیله حصار محکم استعاذه خود را از شرّ این دشمن خارجی در امان می‌دارد؛ «إنّ الشّیطان لکم عدوّ، فاتّخذوه عدوّا... » (سوره فاطر آیه 6) ترجمه: همانا شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بگیرید. اساسِ حملات شیطان، جز برای تقویت روح استعاذه در انسان و تحکیم رابطه عاشقانه او با الله نمی‌باشد. در اکتشافات پروفسور ایموتو آموختیم که مولکهای آب در مجاورت نام الله و مظاهر او به زیباترین و بهترین شکل هندسی خود تغییر شکل می‌دهند. می‌دانیم که 70 درصد وزن بدن انسان را نیز مولکولهای آب تشکیل می‌دهند. بنابراین می‌توان به راحتی میزان تأثیر یاد الله و یا تسلیم در برابر شیطان را در سازندگی و زیبایی نفس ادراک کرد. تمام دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها، بوییدنی‌ها، عطرها، نواها و ارتباطات گوناگون از عوامل مؤثر و سازنده نفس می‌باشند. تمام دوستان، همکاران و فضاهای رفت و آمدِ انسان بر نفس تأثیرگذارند، به طوری که انسانهای بهشتی، قادر به القاء تأثیرات مثبت در دیگران و رشد آنان می‌باشند. انواع حمله‌های جلو، عقب، راست و چپ شیطان، همگی در ساختار نفس کاملاً مؤثرند. لذا یک انسان زیرک، دائماً از وسوسه‌های شیطان به الله پناه برده و خود را در آغوش او به امنیت می‌رساند: «ربِّ أعوذ بک من همزات الشیاطین و اعوذ بک ربّ أن یحضرون» (سوره مؤمنون آیه97 و 98) باید از افکار آزاردهنده، افکار حسادت زا و کینه‌آلود، نگاههای بدبین و خودبرتربین و ... به آغوش الله پناه برد. مادرانی که از شیره جان خود، کودکانشان را سیراب می‌کنند، هوشیار باشند که هر گونه افکار منفی، بدبینی‌ها، عصبانیت‌ها، کینه‌ها و ... کاملاً در ترکیب شیر مادر مؤثر بوده و عیناً به فرزندشان منتقل می‌شود و این عظیم‌ترین ظلمی است که یک مادر به فرزند خود روا می‌دارد. تفاوتی است از عرش تا فرش میان چنین مادری با کسی که با یاد الله آرام گرفته و با وضو و ذکر خداوند، فرزندش را سیراب می‌کند. آغاز هر کاری با «بسم الله الرحمن الرحیم» و پایان آن با «الحمدلله» سبب حذف جنبه‌های جهنمی آن عمل و افزایش و نورانیت وجود انسان می‌گردد (بخصوص در هنگام صرف غذا). خداوند که تنها سازنده انسان است، بر تمام اموری که بر نفس انسان تأثیرات منفی وارد می‌نماید آگاه بوده و آنها را در قالب حرام‌ها و مکروهات برای ما شرح داده است. خوب است بدانیم که نفس انسانهای بدبین، حساس، بخیل، حسود، خودخواه، بدجنس، کینه‌توز و ... حتی در ارتباطات کوتاه و گذران نیز بر نفس دیگران تأثیرگذار است. بنابراین باید کاملاً هوشیار باشیم در هنگام ارتباط با چنین انسانهایی به خداوند پناه برده و آن ارتباط را با استعاذه و بسم الله آغاز نماییم. برای حضور در محافلی که چنین انسانهایی حضور دارند. باید صدقه پرداخته و از خداوند مدد بطلبیم. صدقه‌های صبح و صدقه‌های شب هر کدام در دفع بلاهای متعدد و متفاوت بسیار بسیار مؤثرند. فراموش نکنیم که شیطان در کمینِ لحظاتِ خلوت و تمرکز ما نشسته است تا آنها را با انوع وسوسه‌ها و افکار آلوده به لجن بکشاند. قبل از تلاوت قرآن، قبل از هر خلوت و هم‌آغوشی، قبل از هر ذکر و یادی، با پرداخت صدقه و استعاذه به الله خود را از شرّ شیطان و حملاتش در امان بداریم. هرگز خود را از شر شیطان دور ندانیم چرا که قرآن کریم، تصریح می‌کند که شیاطین حتی در هنگام نزول وحی نیز، سعی در ایجاد اخلال و تولید افکار گوناگون داشته‌اند. بنابراین می‌توان به آسانی دریافت که ماجرای نعره شیطان در هنگام نزول وحی، لحظه به لحظه در حال تکرار است. درست در زمانی که تصمیم می‌گیرید با خداوند آشتی کنید، بر تکرار گناهی خط بکشید، رشد کرده و در مسیر صراط مستقیم حرکت کنید، در حقیقت در نفس خود در حال مبعوث شدن هستید، در اینصورت شیطان به نعره درآمده و سریعاً با تولید وسوسه‌های گوناگون سعی در ممانعت شما از ادامه مسیر دارد. اما فراموش نکنید که جدی گرفتن این وسوسه‌ها و تسلیم شدن در برابر آنها، در حقیقت نادیده گرفتن پشتیبان و یاوری به عظمت الله است. باید به «عشق الله»، به نبرد شیطان برویم. بدون عشق هرگز انسان به باطن انسانی نخواهد رسید، یعنی دائماً با بخش حیوانی خود دینداری می‌کند، او هرگز از سجاده، سحر، رفاقت با غیب، تلاوت قرآن و هم‌آغوشی با الله لذت نخواهد برد. بالعکس کسی که به باطن انسانی رسیده و به عشقِ الله دینداری می‌کند، دائماً به دنبال شکارِ نگاهِ آسمان است لذا برای او بی‌مهری‌ها و بی‌توجهی‌های دیگران هیچ اهمیتی ندارد. تنها یک عاشق حقیقی است که دائماً به دنبال راهی می‌گردد که در نگاه محبوبش جلوه کند. او تنها کسی است که با شنیدن این آیه به وجد می‌آید: «قل إن کنتم تحبّون الله، فاتّبعونی، یحببکم الله ....» (سوره آل عمران آیه 31) خداوند به پیامبرش پیغام می‌دهد که به بندگانش اعلام کند که اگر پروردگارتان را دوست دارید، از من پیروی کنید تا محبوبِ خدا شوید. اساساً قیمت انسان به الگویی است که از آن پیروی می‌کند. پیروی از الگویی که خداوند معرفی نموده است نه تنها انسان را به دنبال جلب توجه خدا می‌کشاند، بلکه با چنین حرکتی خودش محبوب خدا شده و دیگر اِله حقیقی‌اش رهایش نمی‌کند. چنین کسی اگر دچار ضعف نیز شود، تمام آسمان به مدد او می‌شتابند تا بالاخره به سلامت او را به مقصد برسانند. کسی که استعاذه را باور دارد، به این یقین رسیده است که مسیر عشق، پر از وسوسه‌های گوناگون است، پُراست از انسان‌هایی که مظاهر شیطان‌اند و تنها به واسطه پناهنده شدن به خدا، می‌توان با آنان ارتباط برقرار نمود تا از گزند آلودگی‌های نفسشان در امان ماند. فراموش نکنیم که حتی عزیزان ما نیز می‌توانند مظاهر شیطان بوده و موجبات دوری ما از الله را فراهم سازند. برای یک حرکت موفق به سوی الله، اول باید مراقب باشیم که خودمان جزو آن دسته‌ای از انسانها قرار نگیریم که دیگران برای ارتباط با ما به الله پناه می‌برند. آنان که سرشار از آتش‌اند (حسادت، عصبانیت، زودرنجی، خودخواهی، رقابت‌طلبی، کینه‌توزی و ... ) و این آتش را به دیگران نیز منتقل می‌کنند. هوشیار باشیم که اگر جهنمی در وجودمان هست، خاموشش کنیم تا دیگران از شرّ نفسمان در امان بمانند. در مرحله بعد باید برای ارتباط با انسانهایی که در آتش نفس خود غوطه‌ می‌خورند، به الله پناه بریم و بدون استعاذه هرگز به محدوده ارتباط با آنان وارد نشویم. گاه حضور در یک جشن عروسی، تماشای یک فیلم، یک ارتباط اشتباه، یک مهمانی آلوده و ... می‌تواند بر ده‌ها سال از عبادات انسان خط بطلان بکشد. باید از شرّ شیاطین انس و جن، به الله پناه برده و از خانواده آسمانی‌مان، کمک بگیریم. مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed