www.montazer.ir
چهارشنبه 17 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 2650
زمان انتشار: 18 می 2015
| | | | |
باطن حاکمان منشاء فساد جوامع بشری

خانواده آسمانی، جلسه ۳۶4، ۹۴/0۲/24

باطن حاکمان منشاء فساد جوامع بشری

برای رسیدن به هر خیری، باید به ریشة حقیقی متصل شویم. و هیچ حرکتی برای ما مبارک نخواهد بود، مگر این‌که ما با منبع خیر و برکت، حرکت کنیم.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * ریشه همه فحشاهای ظاهری به فحشای باطنی برمی گردد. * باطن همه فسادها، حاکمان و حاکمیت سلاطین جور و ستمگران هستند. * اگر کسی بخواهد با بدی ها مبارزه کند باید با ریشه ­ی بدی ها مبارزه کند. * سبک زندگی هر فردی باید به گونه ای باشد که با ظلم مبارزه کند. * روح مبارزه با استکبار جهانی باید در هر کسی باشد؛ اگر کسی مشغول فعالیت های عادی اش باشد و با این مسائل کاری نداشته باشد حتماً ب اید در انسانیتش شک کرد. * باطن همه زیبائی و قشنگی ها، امام زمان (علیه السلام) است. * اگر کسی شادی و آرامش و خیر را برای همه مردم جهان بخواهد باید به سراغ امام زمان برود. * دین یعنی توجه به ریشه همه خوبی ها و برائت از ریشه ی همه ی زشتی ها.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۶4 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۲/24 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ریشة حقیقیِ فساد در جوامع بشری به آیه زیر دقت کنید: «قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ....» (سوره اعراف/آیه 33) بگو که پروردگار من، کار‌های زشت را چه آشکار باشند و چه پنهان حرام کرده است.... » یقیناً فحشاهای باطنی، بسیار ناپسندتر و زشت‌تر از فحشاهای ظاهری است و جهنم این دسته از فواحش نیز عمیق‌تر از جهنم فواحش ظاهری است. امام موسی بن ­جعفر«علیه‌السلام» در ارتباط با آیه مبارکه فوق و همچنین توضیح فواحش ظاهری و باطنی، فرمایشِ بلندی را از خود به یادگار گذاشته‌اند که اگر جامعة جهانی آن را ادراک نموده و به عرصة عمل برساند، به یقین به رستگاری خواهد رسید. ایشان می‌فرمایند: «.... إنِّ القرآنَ لَهُ ظَهرٌ وَ بَطنٌ فَجَمیِعُ ما حَرّمَ اللّهُ فِى القرآنِ هُوَ الظاهرُ وَ الباطِنُ مِن ذلكَ ائمّةُ الجورِ وَ جَمیعُ ما اَحلَّ اللّهُ فِى الكِتابِ هُوَ الظاهرُ وَ الباطِنُ مِن ذلك ائمّةُ الحقِّ»؛ قرآن، ظاهر و باطنی دارد. همه آن‌چه را که خداوند در قرآن حرام کرده، ظاهر قرآن و مراد از باطن قرآن؛ ائمه جور و ستمگران هستند و تمام آن‌چه كه در قرآن حلال شمرده شده است، ظاهر قرآن، ولی در باطن قرآن مقصود پیشوایان حقّ است. امام موسی کاظم«علیه‌السلام»، ریشة حقیقی همة فواحش ظاهری را باطن انسان می‌داند. اگر در جامعه‌ای فساد، ظلم، بی‌حیائی، ربا، رشوه و غیره دیده می‌شود، حتماً در باطن حاکمان جامعه ریشة این فواحش هستند. و اگر در جامعه‌ای زیبائی و قشنگ‌های دیده می‌شود، ریشة همه اینها، به حضور حاکمان حق که از سوی خداوند برگزیده شده‌اند، برمی‌گردد. امروزه جوامع بشری به سبب نداشتن چنین حاکمی، به انواع فسادها مبتلا شده­ است چنانچه با حضور حاکمیت الهی در زمین، تمام نیکوئی‌ها رخ می‌نمایند و انسان‌ها به اوج عزّت خواهند رسید. بنابراین مبارزه حقیقی با ظلم، مبارزه با ریشة ظلم و فساد است، و همین‌طور مبارزه با موانع ظهور، مبارزه با عوامل غیبت و آوارگی امام زمان«علیه‌السلام» است. در سبک زندگی یک انسان حقیقی حتماً جایی برای مبارزه با ظلم و جهاد در راه خدا وجود دارد. کسی که اساساً آرزوی جهاد در قلبش راه ندارد، از نگاه اهل آسمان، منافق و به تعبیر قرآن فاسق است و عادت به زندگی حیوانی، قطعاً روح انسانی را از نفس انسان خواهد زدود. اگر کسی واقعاً سعادت دنیا و آخرت را برای خود و جوامع بشری می‌طلبد، باید به سراغ امام زمان«علیه‌السلام» برود و حقیقتاً به این موضوع بیندیشد که امام زمانِ ما الآن کجاست؟ جامعه باید به چه شرایطی برسد که زمین به حضور ایشان مفتخر گردد؟ تلاش برای رفع موانع ظهور، با هیچ عمل صالحی، قابل قیاس نیست؛ زیرا به اصل و ریشة نیکی‌ها پرداخته و آن را جستجو می‌کند. دور شدن از این اصل و ریشه، دنیا را به وضعیت کنونی‌اش رسانیده است. ما به عنوان فرزندان امام زمان«علیه‌السلام»، موظفیم که ایشان را به تمام اهل دنیا بشناسانیم. اگر مردم حقیقتاً امام زمان را بشناسد قطعاً خواهانِ او خواهند شد. اگر شیعیان به این فرمایش امام موسی کاظم«علیه‌السلام»، توجه داشتند و جایگاه ائمه حق را می‌شناختند، یازده امام معصوم و حجت خداوند در زمین به شهادت نمی‌رسیدند، و آخرین باقی‌ماندة آنان هزار و صد و هشتاد سال آواره نمی‌شد. سؤالی که باید همیشه از خود بپرسیم این است که: ما در هفته،‌ چند بار دلتنگ امام زمان‌مان می‌شویم، و تمام گرفتاری‌هایمان را با نالة بر فراق ایشان معنا می‌کنیم؟ دنیا بدون ائمه حق، یک لحظه ارزش حیات را ندارد. بزرگترین پیمانی را که خداوند از انسان‌ها گرفته است، وفاداری به متخصص معصوم است. چنانچه در زیارت آل یاسین در سلام بر ایشان گفته می‌شود «اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا میثاقَ اللهِ الَّذی أخَذَهُ وَ وکَّدَه». برای رسیدن به هر خیری، باید به ریشة حقیقی متصل شویم. و هیچ حرکتی برای ما مبارک نخواهد بود، مگر این‌که ما با منبع خیر و برکت، حرکت کنیم. درست در زمانی که مشغول دنیا شده و از امام زمان دست می‌کشیم، خیر از زندگی ما رخت برخواهد بست و اینجا آغاز سقوط ما خواهد بود. لذا باید کاملاً مراقب باشیم که در فراز و نشیب‌‌های زندگی‌مان و در پیچ و خم تلاطم‌های روزگار، اماممان را فراموش نکنیم که در این صورت خودمان را با دست خود تنها کرده‌ایم. اگر در میان مشکلات، امام زمان را فراموش نکردیم، هرگز تنها نخواهیم بود. باید در یاریِ امام‌مان جدّی باشیم. اگر توانستیم سرمایه‌ای از مال و جانمان را صرف ریشة خوبی‌ها کنیم، ماندگار خواهد شد. تذکر :       آیا تاکنون سرمایه‌ای به پای حضرت ریخته‌ایم یا نه؟ از نعمت‌هائی که خداوند به ما عنایت کرد، هدیه‌ای به امام زمان رسیده است یا نه؟ سبک زندگی ما چقدر به ائمه حق شباهت دارد و چقدر از ائمه جور فاصله دارد؟ با پاسخ به این سؤالات قیمت خودمان را خواهیم یافت..... 

صوت

1 - باطن حاکمان منشاء فساد جوامع بشری

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2634
زمان انتشار: 29 آوریل 2015
| | | | |
خانواده و مودت اهل بیت و بغض دشمنان

خانواده آسمانی، جلسه 359، 94/02/03

خانواده و مودت اهل بیت و بغض دشمنان

 پیامبر می‌فرماید: مودت از محبت بالاتر است یعنی محبتی که توأم با فداکاری است. کسی که بگوید فقط حب اهل بیت را دارد، دروغ است. فقط حب پیامبر دروغ است،‌ فقط حب «الله» دروغ است.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * همه افراد مسئول اند که خانواده خود را بهشتی کنند و هیچ کس حق ندارند به خاطر میل‌های خود جهنم را به محیط خانه وارد کند. * اگر در خانه شعائر الهی تعظیم نشود و به آنها بی‌احترامی شود راه شیاطین باز می‌شود. * در خانواده مرد و زن در اولین قدم باید سه وظیفه را انجام دهند: 1- مهندسی اقتصاد، 2- مهندسی عاطفی، 3- مهندسی معنویت در خانواده. * آسمان زمانی راه روزی خود را به روی شما باز می‌کند که شما راهِ روزی را به روی اطرافیان خود باز کنید. * در مراسم شهادت یا ولایت ائمه شما مهمان نیستید بلکه صاحب مجلسید. * اهل بیت در تربیت افراد از شعر استفاده می‌کردند چون شعر آهنگین است و تأثیرگذارتر است. * والدین در خلال بازی و نقاشی با بچه‌ها، انسانیت او را شکوفا کنند. * شما حق مقایسه بچه‌ات با دیگران را نداری چون بچه‌ی تو ژن تو و همسر توست پس آن را بپذیر و دوستش داشته باش.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 357 «خانواده آسمانی » مورخ 94/1/27 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   معیت با اهل بیت «علیهم‌السلام» و جایگاه آن در سعادت دنیا و آخرت وجود مقدس پیامبر اکرم فرمودند؛ «ایُّها النّاس عَلَیکُم بِحُبِّ اهل بیتی عَلیکُم بِحُبَّ علمائِکُم وَ لا تبغضُوهُم وَ لا تُحسِدوهُم وَ لا تتعنوا فیهم ألا من احبهم فقد احبنی؛ بر شما باد به حب اهل بیت من، این‌ها حاملان قرآن هستند. حب علماء که متخصصان معصوم هستند را در دل داشته باشید. بغضشان را در دل نداشته باشید، حسادت به آن‌ها نکنید، عیبجویی از آن‌ها نکنید. هرکس اهل بیت را دوست داشته باشد ما را دوست دارد. «و من احبنی فقد احب الله»؛ هرکس مرا دوست داشته باشد حتما خدا را دوست دارد. پیامبر اکرم با آوردن کلمه «فقد» قصد دارد قاعده‌ای را بیان کند؛ هرکس اهل بیت را دوست اشته باشد، قاعدتا مرا دوست داشته و هرکس مرا دوست بدارد، قاعدتا خدا را دوست دارد. یعنی این حب‌ها مترتب بر هم هستند. رابطه ریاضی و علی و معلولی باهم دارند. اهل بیت «علیهم‌السلام» به خاطر اسلام و دین پیغمبر عزیز هستند و دین را به‌صورت جاودانه تا قیامت حفظ می‌کنند. پیامبر هم برای این‌که خلیفه‌الله و مظهر خداست، عزیز است. خدا هم چون اصل ما و اله ماست عزیز است. پیامبر برای این‌که خوب فهمیده شود، بُعد دیگری را هم ذکر می‌کند. تا اینجا سخن از محبت کردند حالا به سراغ بغض می‌روند. هرکس اهل بیت را دشمن بدارد حتما دشمن من است. مسئولین حرم نبوی نسبت به پیامبر بغض دارند و اجازه نمی‌دهند شیعیان عشق‌بازی کنند. اعتقاد غلطشان این است که پیامبر از دنیا رفته و قدرتی ندارد که حاجت بدهد و توسل به ایشان شرک است و فقط از خدا درخواست داشته باشید، قرآن بخوانید، نماز بخوانید، دعا بخوانید. در صورتی‌که قرآن ما را دعوت به توسل کرده است. پیامبر به‌طور یقین می‌خواهد این توهم را اصلاح کند که کسی که به اهل بیت احترام نمی‌گذارد و عشق به اهل‌بیت ندارد، حتما پیغمبر را هم دوست ندارد. هرکس بغض اهل‌بیت را داشته باشد، حتما بغض مرا هم دارد. باور نکنید یک نفر با اهلبیت خوب نباشد با پیامبر خوب باشد. پیامبر می‌فرماید: این‌ها جان من هستند. هرکس می‌خواهد دین من حفظ شود، باید مودت اهل بیت را داشته باشد. مودت از محبت بالاتر است یعنی محبتی که توأم با فداکاری است. کسی که بگوید فقط حب اهل بیت را دارد، دروغ است. فقط حب پیامبر دروغ است،‌ فقط حب «الله» دروغ است. این‌ها بهانه‌های یک نفس سرکش،‌ متعصب و حسود است. «وَمَنْ أَبْغَضَنِی فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ؛ محال است کسی بغض مرا داشته باشد و بغض خدا را در دل نداشته باشد». کسی که به حضرت مسیح احترام بگذارد، محال است به پیامبر اسلام یا قرآن توهین کند. چون مسیح در انجیل مژده داده به پیامبر بعد از خودش، او را ستوده و ستایش کرده و برتر از خودش دانسته است. اگر می‌خواهید دین پیغمبر و دین من و راه من را نگه دارید و به من برسید باید با مودت اهل بیت باشد. یعنی عشق، همراه با مودت اهل بیت باشد. عشق‌ورزی به دین پیامبر با مودت اهلبیت امکان‌پذیر است. « قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاء أَن یَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا». قرآن صریحا می‌فرماید: هیچ‌ دانشمند یا عاقلی که کمی از قرآن را بفهمد، نمی‌تواند منکر این باشد. خداوند می‌فرماید: اگر می‌خواهید راه مرا بیایید باید با عشق اهل‌بیت بیایید. (محبت همراه با اطاعت و فداکاری) امام «رحمه‌الله علیه» فرمودند: اگر عوام اهل سنت در قیامت بگویند ما نمی‌دانستیم قطعا علماء آن‌ها معذور نیستند چون همه این ها را خوانده‌اند و علم دارند. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: روز قیامت هیچ‌کس خدا را به گناهی بزرگ‌تر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمی‌کند. یکی از وظایف قطعی و مسلم هر زن و شوهری که زندگی مشترکشان را شروع کردند این است که اطلاعات لازم در مورد تربیت بهشتی فرزندانشان را کسب کنند. «كُلُّكُمْ راعٍ، وَ كُلُّكُمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ؛ همه ی شما راعی هستند و همه مسئول هستید و از شما سؤال خواهد شد که چرا حریم و عفت و حیاء و ادب خانواده را حفظ نکردید؟   خانواده ای که در آن نسبت به خانواده آسمانی بی‌حرمتی شود در جهنم و شیاطین روی آن‌ها باز می‌شود. وقتی حرمت‌شکنی کردید، باید منتظر غم و غصه و دعوا و درگیری و اختلاف باشید. نبی اکرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «أَدِّبوا أولادَكُم عَلى ثلث خِصالٍ: حُبِّ نَبیِّكُم وَحُبِّ أَهلِ بَیتِهِ وَ قِراءَةِ القُرآنِ؛ پیامبر امر کرده که ما فرزندانمان را به سه خصلت تربیت کنیم. وقتی می‌فرمایند «خصلت» یعنی ظاهرسازی نیست و باید این حرمت‌ها در فرزندان نهادینه شود. مهم‌تر از هر چیز دیگری این است که حیات جاودانه فرزندمان تأمین شود. محبت و عشق، انسان را ملحق می‌کند. مهندسی اقتصاد خانواده (گاهی پدر یا مادر در اثر یک برخورد اشتباه در مورد مسائل اقتصادی فرزندشان را بی‌دین می‌کنند) وقتی شما می‌خواهید عشق و عاطفه و اخلاقیات و معنویت را در خانواده بگذارید و درخت جاودانگی را بکارید باید لقمه حلال باشد. باید کرامت، بزرگواری و محبت در خانه باشد. آسمان زمانی از نظر رزق و روزی‌های معنوی راه را باز می‌کند که شما در را باز بگذارید. بچه‌هایتان را به محبت اهل بیت تأدیب کنید و عشق اهل بیت را در دلشان بریزید. حرمت سه پدر واجب است؛ «الآباءُ ثَلاثَةٌ: أبٌ وَلَّدَكَ، و أبٌ زَوَّجَكَ، و أبٌ عَلَّمَكَ» همه باهم در یک خانواده به سراغ خانواده آسمانی‌تان بروید. عقاید دینی را با شعرها و کتاب‌ها به فرزندانتان آموزش دهید. فرزندانتان را با قرآن آشنا کنید. در کودکان به هیچ‌عنوان اجبار نکنید تا جاییکه کشش دارد آهسته آموزش دهید. دوستان خوب برای فرزندانتان انتخاب کنید. 

صوت

1 - خانواده و مودت اهل بیت و بغض دشمنان

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2633
زمان انتشار: 29 آوریل 2015
| | | | |
نقش عشق  به اهل بیت در زندگی

خانواده آسمانی، جلسه 358، 94/02/03

نقش عشق به اهل بیت در زندگی

انسان اگر عاشق کسی باشد همان عشق با او همراه می‌کند. کسی که عشق خانواده آسمانی و محبت اهل بیت را در خودش دارد، قیمتش همان‌جاست. قیامت و شب اول قبر مرا جایی می‌برند که در دنیا دلم می‌رفته است. ببین دوست داری شبیه چه کسانی زندگی کنی؟ محبت ما را می‌کشاند و می‌برد. پس باید دل به اهل بیت بدهیم.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * با اجبار و اکراه سراغ دین نرویم بلکه با عشق و نشاط دینداری کنیم. و لازمه‌اش این است که چینش‌های عشقی خود را درست کنیم. * وقتی انسان قرار است کسی را دوست داشته باشد باید در عشقش مبنا داشته باشد. * اگر سبک زندگی‌ات را شبیه کسانی کنی که جهنمی هستند پس تو هم جهنمی خواهی شد و اگر بهشتی هستند بهشتی خواهی ماند. * فقط در صورتی می‌توانی کسی را مورد نفرت قرار دهی که دشمن خدا باشد. * اگر فردی ضعف‌های اخلاقی دارد شما حق نداری از او متنفر باشی چون تو خودت هم حتماً ضعف اخلاقی داری ولی خودت را دوست داری. * بچه‌های تان را به سه خصلت تربیت کنید: 1- حبّ پیامبر، 2- محبت اهل‌بیت «علیهم‌السلام»، 3- قرائت قرآن   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 358 «خانواده آسمانی » مورخ 94/02/03 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   نقش محبت خانواده آسمانی در سعادت دنیا و آخرت گفتیم وقتی که حرکت از محاسبات عقلانی درمی‌آید و تبدیل به عشق می‌شود، هم سریع‌تر انجام می‌شود، و هم وسوسه‌های انسان از بین می‌رود. انسان اگر شغلش را دوست داشته باشد، در آن شغل خیلی موفق است. علاوه بر این‌که همت و تلاش صرف کارش می‌کند، عشق هم به کمکش می‌آید. خستگی‌اش هم درمی‌آید چون به معشوقش رسیده و ابتکار، قدرت، سرعت و پرواز در این کار نصیب این شخص می‌شود. اما اگر انسان شغل یا رشته تحصیلی‌اش را دوست نداشته باشد. در آن کار باید با سختی به وسوسه‌های دیگرش غلبه کند تا خودش را پای آن درس بنشاند و هر وقت می‌خواهد سر کلاس برود میل ندارد و... اما وقتی که رشته و شغلش را دوست دارد، سرعت و قدرتش به شدت بیشتر می‌شود. آن‌هایی که اهداف و آرمان‌های زندگیشان با عشقشان یکی می‌شود بیشترین پیشرفت را در حیات دنیا می‌کنند (اگر آرمان‌هایشان آرمان‌های آخرتی باشد) ضمیمه شدن عشق و علاقه، وسوسه‌ها را از بین می‌برد. تلخی‌ها و خوان‌های طاقت‌فرسایی که در مسیر عشق سر راه انسان قرار می‌گیرد همه با اکسیر عشق از بین می‌روند و انسان می‌تواند مسیر را به خوبی طی کند. ما یک مسیر زندگی دنیایی داریم که اگر با خانواده آسمانی‌مان همراه باشیم، مسیر زندگی دنیایی‌مان عاشقانه می‌شود. یعنی من چون با اهداف خانواده آسمانی پیوند خورده‌ام به‌همین دلیل با توان شخصی خودم دنبال ازدواج، انتخاب شغل و انتخاب همسر نمی‌روم. ازدواج صرفنظر از این‌که همسرم چه کسی باشد، زن‌داری، شوهرداری و بچه‌داری خودش یک عبادت است. این‌که نتیجه چه چیزی می‌شود مهم نیست همین‌که رضایت و سفارش خانواده آسمانی پای آن کار هست، برای من تولید علاقه و عشق و انرژی زیاد می‌کند. وقتی با اهداف خانواده آسمانی خودم پیوند می‌خورم، هدفم این است که به خانواده آسمانی‌ام ملحق شوم. غایت آرزوی من همسایگی با ایشان و حضور در عیش و نوش ابدی است. امام زمان «علیه‌السلام» فرمودند: هیچ‌وقت نباید توجه به خوشی‌ها و عیش و نوش در نزد خانواده آسمانیمان از ذهن ما پاک شود. چون  باعث می‌شود انگیزه‌های فوق‌العاده‌ای برای حیات جاودانه در ما ایجاد شود و زندگی دنیایی‌مان هم رنگ و بوی آخرت پیدا ‌کند. هرکار می‌کند چون عشق بالاتر و برتری در زندگی او قرار دارد. زندگیش یک زندگی بانشاط می‌شود و از طرفی هم به اهدافش می‌رسد. خداوند دوست ندارد که بنده از ترس جهنم عبادت کند؛ بلکه می‌فرماید: اگر به نزد من می‌آیید با شوق و نشاط بیایید، من بنده‌ای را دوست دارم که دوست دارد پیش من بیاید هر بنده‌ای که خلوت با مرا دوست داشته باشد من هم نوازش کردن او را دوست دارم. با دل‌مردگی و اکراه نزد خداوند نرویم بلکه با شوق و نشاط و عشق این کار را انجام دهید. برای همین به مهندسی دل و مهندسی محبوب‌ها سفارش شده است. وجود مقدس پیامبر اکرم فرمودند؛ «أَیُّهَا النَّاسُ عَلَیْکُمْ بِحُبِّ أَهْلَ بَیْتِی وَ عَلَیکُم بِحُبِّ جملت القُرآن ...؛ لازم است بر شما حب اهل بیت من.....». یعنی اگر کسی را دوست دارید باید عشقتان مبنا داشته باشد و بدانید برای چه او را دوست دارید. چنانچه در بخش حسی، کمالات حسی را دوست داشته باشیم، این کمالات محدود هستند، در بخش گیاهی و حیوانی هم معشوق‌ها به درد دنیا می‌خورند و باز هم محدود هستند در بخش عقلی اگر کاربرد ابدی داشته باشد خوب است، اگر کاربرد دنیایی داشته باشد آن هم محدود است و به درد نمی‌خورد. فقط در بخش فوق عقلانی که انسان هستیم بی‌نهایت ‌طلبیم. یعنی تک تک ما حقیقتاً عاشق کمال مطلق و بی‌نهایت هستیم. اگر عشقی قوای ما را محدود کند، عشق مبارکی نیست چون سهم من کم می‌شود و حرکت من متوقف می‌شود من کوچک و محدود می‌شوم. لذا باید به سراغ عشق‌هایی که ما را جاودانه می‌کند،‌ برویم. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» مبنای عشق اهل بیت را این‌گونه تعریف می‌کنند؛ «عَلَیکُم بِحُبِّ جملت القُرآن»؛ بروید کسانی را دوست داشته باشید که همه‌ی قرآن در سینه‌ی ایشان است آن‌ها که حاملان قرآن هستند. قرآن با همه‌ی ذات مقدسش در سینه ایشان حمل می‌شود و عالِم به قرآن هستند. قرآن کتاب نجات ماست. اما کتاب نجات را کسی می‌تواند پیاده کند که آگاهی به این محتوا داشته باشد. قرآنی که قدرتی دارد که از زمان آمدنش تا قیامت بشر را هدایت کند حتما مربی به بزرگی خودش نیاز دارد. حامل قرآن یعنی کسی که می‌تواند محتوای کتابی را که از زمان نزول تا قیامت می‌تواند بشر را هدایت کند را می‌تواند بفهمد و پیاده کند. خود قرآن، معصومین را به‌عنوان مفسر و مدرس خودش معرفی می‌کند: «فِی كِتَابٍ مَّكْنُونٍ* لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ؛ در کتاب پنهانی است که هیچ‌کس نمی‌تواند به باطن او راه پیدا کند جز همان‌هایی که به شیوه ویژه‌ای پاک شدند و بی‌فاصله آن را مَس می‌کنند. قرآن می‌فرماید: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً؛ فقط خداوند اراده کرده است که شما اهل بیت را به ‌طرز ویژه‌ای از هر نوع ضعف و پلیدی پاک کند. پس ما اگر بخواهیم راه «الله» را برویم باید با قرآن حرکت کنیم. کسی می‌تواند ما را همگام و همراه قرآن محشور کند که قرآن را بلد باشد. برای همین پیامبر می‌فرماید: کسانی را دوست داشته باشید که همه‌ی قرآن در سینه‌ی آن‌ها حمل می‌شود. برای حرکت انسان از دنیا به آخرت هفت تخصص لازم است؛ شناخت جسم انسان، شناخت روح انسان، شناخت رابطه جسم و روح، شناخت عالم طبیعت، شناخت رابطه جسم و روح با طبیعت، شناخت حرکت انسان از «الله» تا زمین و از زمین تا «الله» مسیر آخرت از کجا؟ کجا؟ و به کجا؟ این هفت تخصص انحصاراً در اختیار خداوند قرار دارد. قرآن هم تأکید می‌کند هر تخصصی بخواهید اصلش نزد منِ خداست که منشأ تمام علم‌ها هستم. «قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ؛ بگو همانا علم دست خداست». هیچ‌کس علمی خارج از علم خدا ندارد. هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید: من یک چیزی را می‌دانم که خدا نمی‌داند. تو هر چیز را که بدانی جلوه‌ی خدا را فهمیده‌ای و مال خداست. هیچ‌کس نمی‌تواند از خدا سبقت بگیرد. خداوند هم این هفت دسته اطلاعات تخصصی را انحصارا در اختیار معصومین قرار داده است. «وَ کُلَّ شَیْء أَحْصَیْناهُ فِی إِمام مُبِین؛ همه‌ی محاسبات ابعاد وجودی یک شیء را در امام مبین قرار دادیم». اوست که همه چیز را می‌داند و در هر زمینه‌ای تخصص دارد. در شخصیت ایشان چیزی به اسم جهل وجود ندارد. اگر شما علماءتان را دوست داشته باشید، این محبت باعث می‌شود که به اهل بیت نزدیک شوید و از سبک زندگی اهل بیت برخوردار شوید و این‌ها شما را با خودشان می‌برند. انسان اگر عاشق کسی باشد همان عشق با او همراه می‌کند. کسی که عشق خانواده آسمانی و محبت اهل بیت را در خودش دارد، قیمتش همان‌جاست. قیامت و شب اول قبر مرا جایی می‌برند که در دنیا دلم می‌رفته است. ببین دوست داری شبیه چه کسانی زندگی کنی؟ محبت ما را می‌کشاند و می‌برد. پس باید دل به اهل بیت بدهیم. خداوند یک دلبر بیشتر برای ما معرفی نکرده است و آن‌هم «لا اله الا الله» و اهل بیت هم مظاهر و حجت خدا روی زمین هستند که ما را به سمت معشوق می‌برند. «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ»؛ یعنی اگر به خدا (و اهل بیت) دل بدهی، آن‌ها هم شما را دوست دارند. پس چرا باید اهل بیت را بیشتر از خانواده و فرزندانتان، مال و جانتان دوست داشته باشیم؟ چون حاملان قرآن هستند، چون علماء ما هستند در مسیری که اهل بیت به جامعه بشری معرفی شده‌اند، عده‌ای تحمل دیدن ایشان را نداشتند. امام صادق «علیه‌السلام» فرمودند: این‌که اهل بیت کشته شدند و ماجرای غدیر پیش آمد که امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» به جای پیامبر منصوب شد تا خلیفه خدا باشد به دلیل این بود که کینه‌های بدر و خیبر و حنین جمع شد و زمان پیامبر نتوانستند کاری کنند چون پیامبر از امیرالمؤمنین دفاع می‌کرد، پیامبر که از دنیا رفتند آن حقدها و کینه‌ها را روی امیرالمؤمنین و حضرت زهرا «سلام‌الله علیها» و فرزندانشان اعمال کردند. و یکی یکی آن بزرگواران را به شهادت رساندند. بعضی‌ها به اهل بیت و فاطمه زهرا هم حسادت می‌کنند. چرا باید این‌طور باشد؟ کسی که پدر و مادرش آدم‌های بزرگی باشند مگر به آن‌ها حسودی می‌کند؟ پدر و مادری که ما را با همه‌ی گناهان و ضعف‌هایمان می‌پذیرند و می‌فرمایند اگر پیش ما بیایید ما همه گذشته شما را جبران خواهیم کرد. در جامعه کبیره می‌خوانیم؛ «بِمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِینِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیَانَا»؛ خدا به عشق شما همه معارفی که ما لازم داریم به ما یاد داده (تا بفهمیم که بالاتر از جنبه‌های حیوانی‌مان یک بعد انسانی داریم. در همه‌ی عالم بگردید آن‌جا که از معارف اهل بیت برخوردار نیستند، حیات انسانی هم وجود ندارد.) خدا به عشق شما ضعف‌ها و گذشته‌های ما را جبران می‌کند. وقتی شما تصمیم می‌گیرید به چادر اهل بیت بروید دیگر اصلا با گذشته شما کار ندارند. اگر کسی بغض اهل بیت را در دل دارد، حتما خودش و رابطه بین خودش و اهل بیت را نمی‌شناسد. اگر کسی بداند اهل بیت پدر و مادر حقیقی‌اش هستند هیچ مکتبی را غیر از مکتب اهل بیت دوست ندارد. حسادت و بغض و دشمنی از جهالت ناشی می‌شود. آیا تو بیشتر از اهل بیت می‌دانی؟ هیچ‌وقت بخش حیوانی از حج و زکات و جهاد و ... خوشش نمی‌آید. چون حیوان است و می‌خواهد بخش پایینی‌اش را آباد کند. در روایت داریم: مؤمن بین 5 شدت قرار دارد. اولین شدت این است که مؤمنین حسود اطرافش را گرفته‌اند. شخص حسود حتی نمی‌تواند خوبی‌ها و محبت‌های کسی را که نسبت به او حسودی می‌کند را ببیند. به او هم حسودی می‌کند و می‌گوید او چه‌طور می‌تواند این‌قدر مهربان و با محبت باشد. شخص حسود به تعبیر معصوم یک ظالم به تمام معناست. دنبال عیب‌هایشان (اهل بیت) نباشید. برایشان عیب نتراشید. مثلا به‌جای این‌که پیامبر را از بالا نگاه کند و ایشان را به‌عنوان خلیفه‌الله، انسان کامل، اولین مخلوق خدا، مثل اعلی و صادر نخستین بشناسد، از پیغمبر نقد می‌کند که چرا نُه تا همسر گرفته است؟ در صورتی‌که وقتی از بالا نگاه کنی عصمت می‌بینی پس حتما لازم بوده که معصوم این کار را انجام بدهد. «وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَی * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَی‌؛ هرگز از روی هوای نفس کاری نمی‌کنند و هرچه می‌گویند وحی است». خدا ما را برای مقام محمود «أَنْ یُبَلِّغَنیِ الْمَقامَ الْمَحْمُود لَکُمْ عِنْدَاللّهِ» خلق کرده و حالا در جنبه‌های جنسی، جمادی، گیاهی، برای ما یک سری مقررات قرار داده است. این قانون را خالق کل شیء و خدای عالِم تنظیم کرده است. احکام الهی براساس مصلحت همه‌ی انسان‌ها تا قیامت طراحی شده است. کار به جایی رسیده است که به خدا و اهل بیت هم ایراد می‌گیرد. این به‌خاطر بیماری اوست و مشکل این است که عضو حزب شیطان شده است. می‌خواهد بی‌دینی کند و دنبال بهانه‌گیری از پیامبر می‌گردد. بعضی‌ها می‌گویند من فقط خدا را قبول دارم و من اصلا با اهل بیت کاری ندارم. این‌قدر جاهل است که نمی‌فهمد خداوند اطلاعات تخصصی را چگونه به تو برساند. یا می‌گویند فقط قرآن را قبول دارم. این هم حرف بیخودی است چون قرآن همه‌ی حرف‌ها را ندارد قرآن کلیات احکام را دارد. قرآن، تبیان کل شیء است اما کلیات کل شیء را می‌گوید نماز را عنوان کرده اما نمی‌گوید چند رکعت نماز بخوان. جزئیاتش را معصوم باید بگوید. پس این‌هایی که مریض هستند به اهل بیت طعنه می‌زنند. چون می‌خواهند بی‌دینی کنند. «بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ* یَسْئَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ»؛ انسان چون می‌خواهد گناه کند می‌پرسد قیامت چه زمانی است؟ (سوره قیامت،‌ آیه 6ـ5) قرآن، حضرت علی «علیه‌السلام» را به‌عنوان نفس رسول خدا معرفی می‌کند. در آیه مباهله وقتی که علماء مسیحی آن زمان زیربار نرفتند پیامبر فرمودند: دعوتشان کنید به مباهله. من لعنت می‌کنم شما هم لعنت کنید. آیا شما که پافشاری می‌کنید روی این مسئله آیا حاضر به مباهله هستید؟ «وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُمْ...»؛ خودتان (جانتان) و زن‌هایتان و فرزندانتان را بیاورید. پیامبر به‌عنوان (وَ أَنفُسَنَا) حضرت علی «علیه‌السلام» را آوردند. هرکس اهل بیت را دوست داشته باشد، حتما مرا دوست دارد. برعکس آن هم امکان‌پذیر نیست.  

صوت

1 - نقش عشق به اهل بیت در زندگی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2622
زمان انتشار: 10 می 2015
| | | | |
بهترین دوستان چه کسانی هستند ؟

خانواده آسمانی، جلسه 363، 94/02/17

بهترین دوستان چه کسانی هستند ؟

باید تمام همّت‌مان را ابتدا برای کسب قدرت در وجود خودمان به‌کار بگیریم تا بتوانیم منشأ اثر خیر در وجود دیگران باشیم. برای این کار ابتدا باید قلبمان را خالی کنیم؛ خالی از هر آن‌چه که خداوند آن‌را نمی‌پسندد.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * انسان اشتیاق به چیزی داشته باشد با آن اتحاد وجودی برقرار می کند. * انسان بخاطر فراموش کار بودنش، نیاز به موعظه دارد. * با عفونت کینه نمی توان حضور قلب کسب کرد. * نشانه آدم های بهشتی اینست که بودن در کنارشان ما را به بخش های فوق عقلانی مشتاق می کنند.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۶3 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۲/۱۷ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   چگونه می‌توان منشأ تأثیرات خیر در دیگران بود؟ دو نفر که با هم خیلی رفیقند، حتی اگر در نزد هم نباشند، به‌واسطه محبت، بر نفوس همدیگر تأثیر می‌گذارند. کسانی که اهل آسمان را به رفاقت برگزیده‌اند نیز در تمام احوالاتِ دنیا با رفقای خود نفس می‌کشند،‌ و از آنان انرژی و قدرت دریافت می‌کنند. آیا ما شیفته‌ی اهل آسمان هستیم تا قدرت شیفتگی در دیگران را ایجاد کنیم؟ شروع همه گناهان از تعلق به دنیا سرچشمه می‌گیرد. هرچه این تعلق در وجود انسان کم‌تر باشد، بهتر می‌توان در یادآوری آخرت و ایجاد عشق به ابدیت در دیگران موفق‌تر شد. علامت انسان‌های بهشتی آن است که اساساً درگیری‌های بخش‌های پایینی را در نفس دیگران تولید نمی‌کنند، بلکه آن‌قدر نفس خودشان مشتاق و درگیر بهشت و بالاتر از بهشت است که این اشتیاق را در دیگران نیز تولید می‌کنند.  مؤمن آن‌قدر قدرت دارد که به راحتی می‌تواند دست دیگران را بگیرد و تا بهشت برساند. کمی بیاندیشیم، نوع رغبت‌هایی که ما در دیگران تولید می‌کنیم، جزء کدام دسته از رغبت‌های پنج قوه وجودی انسان‌هاست. رغبت‌های حسی، خیالی، وهمی، عقلی و یا فوق عقلی؟؟؟ آن‌قدر ارتباط مؤمن با خداوند تنگاتنگ است که به محض سرد شدن انسان‌های دیگر، زود به فریادشان می‌رسد و دستشان را می‌گیرد، و خمودی‌های معنوی را از روح دوستانش می‌زداید. آیا ما در اطرافمان دوستانی داریم که وقتی ارتباطمان با خداوند به ضعف می‌گراید به سراغش برویم و حالمان رو به راه شود؟ آیا خودمان آن‌قدر قدرت داریم که در چنین حالاتی از دیگران به فریادشان برسیم و قلبشان را راه بیاندازیم!؟ باید تمام همّت‌مان را ابتدا برای کسب قدرت در وجود خودمان به‌کار بگیریم تا بتوانیم منشأ اثر خیر در وجود دیگران باشیم. برای این کار ابتدا باید قلبمان را خالی کنیم؛ خالی از هر آن‌چه که خداوند آن‌را نمی‌پسندد. لذا برای رسیدن به رفاقت با غیب باید مسئله خودسازی را جدی بگیریم. باید دائماً قدرت روح خودمان را ارزیابی کنیم و از خودمان بپرسیم من چه کسی هستم؟   دوستانی که به ما قدرت می‌دهند، بهترند یا آنان که از ما قدرت می‌گیرند؟ حضرت امیرمؤمنان علی «علیه‌السلام» فرمودند: «أخٌ تَسْتَفیدُهُ خَیْرٌ مِنْ أخ تَسْتَزیدُهُ؛ دوستی که از او قدرت می‌گیری، از دوستی که به او خیر می‌رسانی بهتر است». دوستان سه گروهند؛ گروه اول کسانی هستند که به ما قدرت می‌دهند، گروه دوم کسانی هستند که از ما قدرت می‌گیرند و هم به ما قدرت می‌دهند. امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» به ما توصیه می‌کنند که با دوستانی بیشتر رفاقت کنیم که از ما قوی‌تر و قدرتمندترند و می‌توانند ما را به رشد و قدرت برسانند. آنان همان کسانی هستند که مصداق «أعانکَ عَلَی طاعَةِ المُولی» می‌باشند، یعنی ما را در اطاعت الله یاری می‌کنند. ضعف‌هایمان را دفع کرده و در رفاقت با آسمان به ما قدرت می‌دهند. تمام سردی‌ها، قساوت‌ها، سستی‌ها و موانع نفسمان را به‌واسطه قدرت نفسشان از نفس ما می‌زدایند و بوی بهشت را به ما نیز هدیه می‌کنند.  

صوت

1 - بهترین دوستان چه کسانی هستند ؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2621
زمان انتشار: 10 می 2015
| | | | |
بهترین دوست چه کسی است.

خانواده آسمانی، جلسه 362، 94/02/17

بهترین دوست چه کسی است.

در گذشته آموختیم که قبر ما همان نفس ماست. اگر الآن، خانواده آسمانی ما در باطن و نفسِ ما جایی ندارند و نمی‌توانند ما را از غم‌های دنیا برهانند و با داشتن آن‌ها هنوز درگیر غم‌های دنیا هستیم یعنی آن‌ها در قبر ما نیز حضور نخواهند داشت.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * خالص ترین دوست هر کس، پدر و مادر اوست. * با شهدا دوست شوید؛ زیرا آنها دوستانی هستند که تا قیامت و بعد از آن با انسان می مانند. * اینکه چندبار در روز امام زمان (علیه السلام)، شهدا و صالحین به تو سر می زنند و دل تو هوس آنها را می کند، نشان می دهد که با دلت چه کرده ای. * در درون خودت کاخی بزرگی بساز که تمام شهداء و انبیاء در آن جا بشوند. * یکی از چیزهای که می تواند دلت را آباد کند غصه های دنیاست؛ چون سوخت دل می شوند برای آباد کردن دلت. * قبر یعنی باطن و ملکوت خودت.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳62 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۲/17 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   چه دوستانی را در زندگی خود حفظ کنیم؟ در فرمایشی از امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» آمده است؛ «تَمَسَّكْ بِكُلِّ صَدیقٍ أَفادَكَ فِی الشِّدَّةِ؛ هر دوستی را که در شدائد و سختی‌ها بدست آوردی، آن دوست را خوب نگه دار». انسان‌ها در شرایط گوناگون، رفقا و دوستانشان را می‌یابند. به بعضی از رفقا، (اخوانٌ مکاشره) گفته می‌شود. یعنی دوستان و برادرانی که خوشرو هستند. امّا ارتباطشان با ما در حد احوالپرسی و سلام علیک است و هیچ ارتباط دیگری با ما ندارند. دسته‌ی دوم، دوستانی هستند که در رفاه و خوشی‌ها در کنار انسان هستند، امّا در سختی‌ها به بهانه‌ها و دلایل گوناگون از انسان فاصله می‌گیرند. امّا دسته‌ی سوم، دوستانی هستند که انسان در مشکلات آن‌ها را می‌یابد، به این معنا که در سختی‌ها و مشکلات در کنار انسان بوده و یاری‌اش می‌کنند، به‌طوری که آغوششان همیشه در لحظات ناگوار زندگی به روی انسان باز است. حضرت علی «علیه‌السلام» به ما سفارش می‌کنند که در حفظ این دسته از دوستان سخت‌کوش باشیم. البته منظور از دوستان می‌تواند یک همسر فداکار باشد، یک پدر و مادر مهربان‌تر و فداکارتر و دلسوزتر هستند. باید قدر این دسته از انسان‌ها را در زندگیمان بدانیم و این دوستی‌ها را حفظ کنیم. نکند که با نمک‌نشناسی و ناسپاسی، این دسته از رفاقت‌ها را نابود کنیم.   بهترین رفیق از نگاه امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» در روایت زیبای از امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» که فرمودند؛ «خَیرُ مَن صَحِبتَ مَن وَلَّهَكَ بِالاُخرى، و زَهَّدَكَ فِی الدُّنیا، و أعانَكَ عَلى طاعَةِ المَولى؛ بهترین مصاحب تو کسی است که تو را شیفته‌ی آخرت کرده و تو را به دنیا بی‌رغبت می‌کند و تو را در اطاعت از الله یاری می‌کند». خوب است هر کدام از ما به سؤالات زیر پاسخ دهیم؛ سؤال اول؛ من در زندگی خود چند رفیق با این خصوصیات دارم؛ دوستانی که مرا در اطاعت خداوند یاری می‌کنند و شوق به آخرت را در من زنده می‌کنند؟ آیا ما در دعاهایمان از خداوند چنین دوستانی را طلب می‌کنیم؟ چه‌قدر به دنبال یافتن چنین دوستانی تلاش کرده‌ایم؟ دوست انسان، جزء دارایی‌های آخرتی انسان هستند، به‌طوری که در برزخ و قیامت نیز در کنار ما خواهند بود. اگر ما زودتر از او از دنیا رفته باشیم، حتماً با سرمایه‌هایی که برایمان پیش می‌فرستند، در گذرگاه‌های آخرتی یاری‌مان خواهد کرد و اگر او زودتر از ما به برزخ متولد شده باشد،‌ حتماً در لحظه‌ی تولد و جریانات بعد از آن در کنارمان خواهد بود. اگر کسی طمع رفاقت با اهل آسمان یعنی (انبیاء)، شهدا، ملائکه، خانواده آسمانی،‌ صدیقین و صالحین، در قلبش وجود داشته باشد، قطعاً انسان ارزشمندی است. آیا ما به فکر هدیه فرستادن برای اهل آسمان هستیم؟ در طول روز چند بار دلتنگشان می‌شویم؟ و هوس در آغوش کشیدنشان به سرمان می‌افتد؟ چند بار در روز دلمان به امام زمان «علیه‌السلام» سر می‌زند؟ میزان اشتیاق و دلتنگی‌های ما به اهل آسمان، تعیین کننده میزان اشتیاق آن‌ها به ماست. اگر حقیقتاً به دنبال این هستیم که در زمان تولد به برزخ، خانواده آسمانی‌مان مشتاقانه به انتظارمان ایستاده باشند، باید در این دنیا، مشتاقانه با آن‌ها رفاقت کنیم.   اگر جواب‌های ما به این سؤالات، پاسخ‌های زیبا و قشنگی نباشد باید احساس خطر کنیم؛ چون قطعاً این رفاقت‌های ضعیف که در دنیا ما را به شادی و آرامش نمی‌رساند در آخرت هم نیز، قدرت نجات‌بخشی ما را نخواهند داشت. در گذشته آموختیم که قبر ما همان نفس ماست. اگر الآن، خانواده آسمانی ما در باطن و نفسِ ما جایی ندارند و نمی‌توانند ما را از غم‌های دنیا برهانند و با داشتن آن‌ها هنوز درگیر غم‌های دنیا هستیم یعنی آن‌ها در قبر ما نیز حضور نخواهند داشت. سؤال دوم؛ آیا دیگران با نزدیک شدن به من، مشتاق به آخرت می‌شوند؟ آیا سخن گفتن من، معرفت دیگران را زیاد می‌کند به‌طوری که غم دنیا را فراموش کنند؟ آیا در محل کار، همکارانم با دیدن من شاد می‌شوند و در کنار من احساس آرامش می‌کنند؟ آیا من رفیق آخرتی برای همسر و فرزندانم هستم؟ هر جا من حضور دارم اضطراب و غصه هست یا صبر و قدرت و آرامش؟ آیا دیگران منتظر من هستند یا این‌که از ندیدنِ من خوشحال می‌شوند؟ باید رفاقت با «الله» را بیاموزیم و فقط عاشقانه برای به‌دست آوردن رضایت خدا دستوراتش را اطاعت کنیم. کسی که با خدا رفیق می‌شود، دور تمام آن‌چه را که میان او و رفیقش فاصله می‌اندازد، خط می‌کشد و به آسانی به احکام دین تن می‌دهد. رفاقت یعنی این‌که من به خاطر تو، طرف گناه نمی‌روم و به حرام دست نمی‌زنم. خداوند در قرآن تهدید نمی‌کند، بلکه رفاقتی با ما حرف می‌زند؛ «إنّ الله یحب ...»، «إنّ الله لا یحب ...» آیا ما آن‌قدر توان داریم که رغبت به دنیا را که منشأ تمام غم‌ها و غصه‌هاست در دل اطرافیانم کم کنیم و آن‌ها را نسبت به آخرت شیفته کنم؟ آیا واقعاً خودم این شیفتگی را دارم یا نه؟  

صوت

1 - بهترین دوست چه کسی است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2600
زمان انتشار: 6 می 2015
| | | | |
چهار شرط پیامبر در شفاعت

خانواده آسمانی، جلسه 361، 94/02/10

چهار شرط پیامبر در شفاعت

امام زمان «علیه‌السلام» سیدالسادات است و ما باید به‌عنوان فرزندانشان نسبت به ایشان رحم و عاطفه داشته باشیم. آن‌قدر دلتنگ شویم که بی‌تاب و گریان شویم. قطعا اوضاع حضرت، از فقیرترین فرزندانشان بهتر نیست و در سختی زندگی می‌کنند.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * حل شدن در مسائل زندگی و بی مهری به مسائل ظهور، قساوت قلب می آورد . * بسیار خطرناک است که کسی دغدغه های دنیاییش او را از امام زمانش غافل کند. * کسی که ایام بر او بگذرد و یاد امام زمانش نیفتد دچار فاجعه ی بزرگ و خطرناکی به نام غفلت است. * نجات و رستگاری انسان در گروی ارتباط با امام زمان (علیه السلام) است. * انسان باید سبک زندگی و روابط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی خود را طوری تنظیم کند که از بودن در چادر حضرت محروم نشود .   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۶1 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۴/۰۲/۱۰ برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   در جلسه گذشته از نبی اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) روایتی بیان شد که فرمودند؛ «أَرْبَعَةٌ أَنَا لَهُمْ‏ شَفِیعٌ‏ یَوْمَ الْقِیَامَةِ- الْمُکْرِمُ لِذُرِّیَّتِی وَ الْقَاضِی لَهُمْ حَوَائِجَهُمْ- وَ السَّاعِی لَهُمْ فِی أُمُورِهِمْ عِنْدَ مَا اضْطُرُّوا إِلَیْهِ- وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ‏» من چهار کس را شفاعت می‌کنم؛ 1 ـ «الْمُکْرِمُ لِذُرِّیَّتِی؛ کسی که خانواده مرا اکرام کند و احترام بگذارد». کریم یعنی کسی که عطا می‌کند بدون این‌که طرف مقابلش استحقاق داشته باشد. «یا مَنْ یُعْطی مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ» 2 ـ «وَ الْقَاضِی لَهُمْ حَوَائِجَهُمْ؛ کسی که نیاز ذریه مرا برآورده کند. امام حسن «علیه‌السلام» در اعتکاف بودند و نیازمندی خدمت ایشان رسیدند و حضرت فرمودند: من چیزی ندارم که قرض تو را بدهم و در همین حین از اعتکاف خارج شدند و فرمودند: پدرم از جدم رسول خدا نقل کردند: کسی که حاجت نیازمند و برادر مؤمنی را ادا کند، خداوند 9000 سال عبادت برای او می‌نویسد. همچنین در روایت آمده که از خدا می خواهیم ما را از کسانی قرار بده که به قضاء حاجت امام زمان «علیه‌السلام» توجه دارند. بالاترین کسی که ما را به کمک خودش فرا می‌خواند، امام زمان «علیه‌السلام» است. کسی که نسبت به مسائل نهضت امام زمان «علیه‌السلام» بی‌خیال است، دچار قساوت قلب شده است. امام زمان «علیه‌السلام» سیدالسادات است و ما باید به‌عنوان فرزندانشان نسبت به ایشان رحم و عاطفه داشته باشیم. آن‌قدر دلتنگ شویم که بی‌تاب و گریان شویم. قطعا اوضاع حضرت، از فقیرترین فرزندانشان بهتر نیست و در سختی زندگی می‌کنند. آیا تنهایی و آوارگی حضرت برای ما عذاب‌آور هست یا خیر! این خیلی خطرناک است که کسی دغدغه‌های مسائل دنیایی‌اش برایش مهم‌تر از فریادخواهی امام زمانش باشد و از دلتنگی و دلسوزی و دعای مضطرانه برای حضرت غافل شود. این شخص در نزد همه‌ی وجدان‌های بیدار، محکوم است. غفلت از حضرت یعنی غفلت از کسی که نجات و رستگاری ما نزد اوست. و این ظلمت وحشتناکی است. از این رو، ما باید سبک زندگی، شغل و روابط سیاسی اجتماعی، خانوادگی و فرهنگی‌مان را طوری تنظیم کنیم که ما را از رفتن به چادر حضرت بازدارد. آیا ما جزء کسانی هستیم که به امام زمان مان توجه داریم یا غافل و دور از حضرت هستیم؟ آیا سبک زندگی ما طوری تنظیم شده است که برطرف‌کننده موانع ظهور حضرت باشد؟ چقدر خوب است که امام زمان به ما امید داشته باشد و از ما راضی باشد. ما باید خودمان و نفسمان درگیر مسائل امام زمان «علیه‌السلام» باشد. باید خودمان جزء مجاهدین، مبارزین و کسانی که برای حضرت دل می‌سوزانند و وقت می‌گذارند باشیم. پول قسمتی از کار است و وظیفه داریم که هرقدر می‌توانیم برای برطرف کردن موانع ظهور پدر آسمانیمان خرج کنیم. امام زمان «علیه‌السلام» در کجای زندگی ما قرار دارد؟ آیا انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکارمان مطابق میل امام زمان «علیه‌السلام» می‌باشد؟ کدام کارهای ما رنگ مهدوی دارد؟ مهم‌ترین مسئله ما در قیامت، جوابگویی به وظایفی است که در قبال امام زمان «علیه‌السلام» داشته‌ایم. آیا تولید کننده هستیم یا مصرف کننده؟ بار هستیم یا یار؟ وقتی عشق بیاید، انسان در هر شرایط سنی، شغلی و تحصیلی می‌تواند کمک کند. 3 ـ «وَ السَّاعِی لَهُمْ فِی أُمُورِهِمْ عِنْدَ مَا اضْطُرُّوا إِلَیْهِ؛ آن‌جا که یک عالم، یا یک امامزاده یا یک ولی خدا در زندگی‌هایشان مضطر شدند، برای رفع اضطرارشان تلاش کند.   قرآن فرمودند: «إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ؛ فقط کسانی به عمران و آبادانی مساجد و مشاهد شریفه اقدام می‌کنند که واقعاً به خدا و روز قیامت ایمان آورده باشد. این شخص ترجیح می‌دهد که خانه‌اش خراب باشد ولی امامزاده یا مساجد بهترین وضعیت را داشته باشد. چون با خانواده آسمانی‌اش ارتباط دارد مسجد برایش خیلی مهم‌تر از خانه خودش است. ما نباید طوری زندگی کنیم که خودمان و خانواده‌مان در اوج رفاه باشد ولی جریان نهضت امام زمان «علیه‌السلام» به پول و امکانات و آبروی ما احتیاج داشته باشد. امام باقر «علیه‌السلام» فرمودند: مصداق اتمِّ «مضطر»، امام زمان (علیه‌السلام) است. هیچ‌کس نیست که به ما بگوید من چیزی ندارم که فدای امام زمانم کنم. خداوند این‌قدر به ما نعمت داده که بتوانیم این نعمت‌ها را به حضرت هدیه کنیم. در حالی‌که حضرت هیچ نیازی به این‌ها ندارد. درست است که ایشان غریب و تنها و مضطر هستند ولی به‌خاطر ما در این‌ شرایط قرار دارند. حضرت فرمودند: اگر ما به شما طلب نیاز می‌کنیم به خاطر خود شماست، نه به‌خاطر خودمان. در فرمایشات معصوم داریم: «نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا؛ ما ساخته خداییم، مستقیما به دست خود خدا ساخته شدیم و خلق ساخته روح ما هستند. مردم از نفس و روح اهل بیت خلق شدند. اظهار نیاز اهل‌بیت مثل اظهار نیاز خداست که فرمودند: «مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ» یا « إِن تَنصُرُواْ اللَّهَ یَنصُرْكُمْ» وقتی می‌فرماید: به خدا قرض دهید بلافاصله می‌فرماید: 700 برابر به شما جزا می‌دهم. وقتی می‌گوید: بیایید خدا را کمک کنید، بلافاصله می‌گوید: خدا به شما کمک می‌کند. خداوند اظهار نیاز می‌کند تا ما را رشد دهد. امام زمان «علیه‌السلام‌» فرمودند: «کسی که کوچک‌ترین ذره‌ای خمس در مالش باشد، خداوند او را لعنت می‌کند». از سهم خمس باید به سادات فقیر رسیدگی کنیم. کسی که سال خمسی ندارد، دارد در حق امام زمان و سادات جنایت می‌کند. کسی که مازاد مصرف خودش و دون شأن خودش هزینه می‌کند باید خمس پرداخت کند. 4 ـ «وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ‏؛ کسی که حقیقتاً فرزندان مرا با قلبش دوست دارد و این دوست داشتن را به زبان اظهار می‌کند».  مثل صلواتی که در آن عشق و اظهار علاقه است. هزینه کردن برای خانواده آسمانی فرصت عشق‌بازی است. متأسفانه ما این فرصت‌ها را یک به یک با بی‌رغبتی و کم محبتی از دست می‌دهیم. در زیارت امام حسین «علیه‌السلام» داریم؛ «فِی مَقَادِیرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَیْكُمْ؛ تقدیرهای الهی در کارهایش بر شما نازل می‌شود و از بیوت شما به همه جا می‌رسد». امام واسطه رزق و فیض همه موجودات است. کسی که به محبّت بیفتد در طول شبانه‌روز چیزی به اسم غم و غصه و معطلی وجود ندارد. یعنی پرده‌ها کنار می‌رود و می‌بیند که همیشه خانواده آسمانی کنارش هستند. امام زمان «علیه‌السلام» فرمودند: «أنا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لاناسینَ لِذِكْرِكُمْ؛ ما از مراعات شما کوتاهی نمی‌کنیم و یاد شما را از یاد خودمان نمی‌بریم». همیشه و هر لحظه به یاد شما هستیم. ما به‌ خاطرشما غصه می‌خوریم، مریض می‌شویم. با گریه‌های شما گریه می‌کنیم. خداوند در قرآن فرمودند: «وَ كُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ»؛ ما همه چیز را به امام سپردیم. اداره همه چیز دست اوست. هر وقت با کسانی که مخالف ما هستند روبه‌رو شدید سوره قدر را برایشان بخوانید و سؤال کنید که «ملائکه و روح» در آیه «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ» درکجا نازل شده است. قطعاً به فرمایش قرآن «کل أمر» را پیش صاحب امر می‌برند. ما چنین پدر مهربانی داریم که بین ما غریب و آواره و تنهاست. اما از بس مشغول شئونات پایینی هستیم، کودک عزیز روان ما دارد از دست ما می‌میرد و روز به روز ضعیف می‌شود.    

صوت

1 - چهار شرط پیامبر در شفاعت

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2599
زمان انتشار: 6 می 2015
| | | | |
سه نکته کلیدی در تربیت کودک

خانواده آسمانی، جلسه 360، 94/02/10

سه نکته کلیدی در تربیت کودک

نبی اکرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: 

چهار نفر هستند که من روز قیامت آن‌ها را شفاعت می‌کنم؛ کسی که ذریه مرا اکرام می‌کند، کسی که به دنبال برآورده کردن نیاز ذریه‌ی من باشد.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * سه خصلتی که در حیات جاودانی و اخروی، انسان به آن احتیاج دارد، عبارتند از حّب پیامبر، حّب اهل بیت و قرآن . * زبان عربی زبان مخصوص بخش عقلانی و فوق عقلانی ما می باشد. * کسی که با زبان عربی انس ندارد و شور و شوقی نسبت به یادگیری آن ندارد نشان دهنده آن است که هنوز خودش را نشناخته است. * زبان عربی قوی ترین مرکب در حرکت نفسانی است. * اگر مطالعات درسی به مطالعه قرآنی لطمه بزند آن مطالعات حرام است و باید تعطیل شود. * ریشه همه دانش ها و علوم در قرآن کریم است . * کسانی که به عشق پیغمبر به ذریه و خانواده پیغمبر احترام بگذارند عزت و آبروی ویژه ای نزد خداوند تبارک و تعالی پیدا خواهند کرد. * هرچه سطح ادب و احترام ما به سادات بیشتر، قرب و محبوبیت ما در آسمان بیشتر میشود . * خشونت ها و درندگی ها توفیق توبه را از انسان می گیرد، حتی ممکن است از انسان سلب ایمان کند.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 360 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹4/02/10 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   سه نکته کلیدی در تربیت فرزندان از نگاه نبی اکرم«صلی‌الله علیه و آله و سلم»   در جلسه گذشته با روایت زیر از نبی اکرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» آشنا شدیم که فرمودند: «اَدِّبوا اَولادَكُمْ عَلى ثَلاثِ خِصالٍ: حُبِّ نَبیِّكُمْ و حُبِّ اَهْلِ بَیْتِهِ وَ عَلى قِراءَةِ الْقُرآنِ فَأِنَّ حَمَلَةِ القُرانِ فِی ظِلِّ عَرشِ الله یَومَ لاَظِلَّ إِلاَ ظِلَّهُ مَعَ انبِیَائِهِ وَاصفِیَائِهِ؛ فرزندان را بر سه خصلت تربیت کنید؛ محبت پیامبر و اهل بیتش و قرائت قرآن....». گفتیم که خصلت، صفتی است که بر ذات شخص اضافه شده و جزء خصوصیات شخصیتی او می‌شود. از این‌رو مراقبت‌های قبل از بارداری توسط والدین، به تقویت خصوصیات به اشتراک گذاشته در جنین می‌انجامد، و چنین پدر و مادری وظیفه خود را در قبال سلامت جنین خود انجام داده و در نزد خداوند و فرزند خود روسفید خواهند بود. هیچ پدر و مادری مجاز به کوتاهی در این زمینه نیستند، و باید برای هر کوتاهی خود در قیامت پاسخ‌گو باشند. نحوة تربیت نیز در هفت سال اول، دوم و سوم نیز متفاوت است که والدین باید با این آداب آشنا شده، ابتدا در تربیت خودشان و سپس در تربیت فرزندانشان نهایت دقت و تلاش را داشته باشند. مأنوس کردن کودکان به قرآن، در ابتدا مرهون مأنوس بودن والدین با قرآن است. امّا بعد از تولد نیز، باید پدر و مادر حتماً در این رابطه نهایت تلاش را از خود به نمایش بگذارند. شرکت در حرم‌های مطهر، مساجد، مجالس ذکر، مجالس معرفتی، مجالس عزاداری و شادی اهل بیت، محافل قرآنی و... به همراه فرزندان سبب تقویت محبت فرزندان به اهل بیت و قرآن می‌شود. در روایت آمده است که برتری قرآن بر سایر علوم، مانند برتری خداوند بر بندگانش است. بسیار جای تأسف است که انسان‌ها به دنبال تحصیل علوم مختلف هستند، امّا به دنبال اُنس و شناخت قرآن و آموختن زبان عربی که زبان قرآن است، نیستند. زبان عربی، مخصوص بخش فوق عقلانی است و رشد عقلانی انسان را افزایش می‌دهد. زبان عربی به قدری ژرف و عمیق است که هرگز امکان ترجمه صحیح کلمات و اصطلاحاتِ آن به فارسی وجود ندارد. کسی که نمی‌تواند با زبان عربی مأنوس شود، و هیچ شوقی برای آموختن این زبان ندارد، نشان می‌دهد که اساساً خودش را نشناخته است و تمایلی برای پروازهای بلند انسانی ندارد. فهم ادبیات عربی، و انس با این زبان در مسیر حرکت به سوی الله، به انسان سرعت بسیار زیادی خواهد بخشید. هرگونه فعالیت در چهار بخش پایینی اگر انسان را از پرداختن به قرآن و توجه به کیفیت عبادتش بازدارد، حرام است و پرداختن به آن‌ها نشان‌دهنده عدم عشق انسان به «الله» است.   چهار صفت که انسان را به شفاعت پیامبر می‌رساند؛ نبی اکرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «أربَعَةٌ أنَا لَهُم شَفیعٌ یَومَ القِیامَةِ: المُكرِمُ لِذُرِّیَّتی مِن بَعدی وَالقاضِی لَهُم حَوائِجَهُم...»؛ چهار نفر هستند که من روز قیامت آن‌ها را شفاعت می‌کنم؛ کسی که ذریه مرا اکرام می‌کند، کسی که به دنبال برآورده کردن نیاز ذریه‌ی من باشد.   آثار اکرام به ذریه پیامبر کسانی که به عشق پیامبر به ذریه و خاندان پیامبر (امامان معصوم، امامزاده‌ها، اولیاء الهی، سادات و...) احترام می‌گذارند، قطعاً عزت و آبروی ویژه‌ای در نزد پیامبر و خداوند خواهند داشت. این‌گونه احترام‌ها و ادب‌ها، هم در دنیا و هم در آخرت، پیامدهای عالی را در پی خواهند داشت. هرچه سطح این احترام‌ها و اظهار ادب‌های انسان در برابر ذریه پیامبر بیشتر می‌شود، حُرمت او در نگاه اهل آسمان نیز بیشتر خواهد ‌شد. پس مراقب باشیم که حتماً اهل ادب و احترام به ذریه پیامبر ‌شویم.   این قاعده کلی را هرگز فراموش نکنیم؛ هرقدر شما نسبت به اهل زمین مهربان‌تر، بامحبت‌تر، مؤدب‌تر و نیکورفتارتر می‌شوید، اهل آسمان نیز به شما رحم می‌کنند. به‌طوری که خداوند، کافرِ مهربان را بیشتر از یک مؤمن بدجنس دوست دارد، و یا یک کافر سخاوتمند در نزد خداوند از یک مؤمن بخیل، محبوب‌تر است. هیچ چیزی مثل مهربانی، رحمت، رأفت، ادب نسبت به دیگران، حیا در روابط با دیگران انسان را نجات نمی‌دهد. گاه انسان‌هایی با سابقه مذهبی طولانی به خاطر خصوصیت درندگی و خشونت با دیگران، اهل نجات نشده و عاقبت به خیر نمی‌شوند امّا انسان‌های مهربان و مؤدب و محترم و مهرورز حتی اگر سابقه‌ی مذهبی نداشته باشند، حتماً توفیق توبه را پیدا کرده و عاقبت به خیر از دنیا می‌روند.   خشونت و درندگی از صفاتی است که موجب سلبِ ایمان انسان می‌گردند.

صوت

1 - سه نکته کلیدی در تربیت کودک

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2522
زمان انتشار: 28 آوریل 2015
| | | | |
عشق به اهل بیت زمینه ساز تشبه به آنها

خانواده آسمانی، جلسه 357، 94/01/27

عشق به اهل بیت زمینه ساز تشبه به آنها

« وَالَّذى نَفْسى بِیَدِهِ لا یُؤْمِنَنَّ عَبْدٌ حَتّى اَكُونَ اَحَبُّ اِلَیْهِ مِنْ نَفْسِهِ وَاَبَوَیْهِ وَاَهْلِهِ وَوَلَدِهِ وَالنّاسِ اَجْمَعینَ؛ قسم به کسی که جان من در دست اوست، هرگز ایمان نیاورده بنده‌ای که من در نزد او محبوب‌تر از خودش، پدرانش، خانواده‌اش، فرزندانش و همه مردم نباشم.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * دنیا مزرعه ی حیات جاودانه و ابدی ماست. * میزان و نوع زندگی ما در آخرت به میزان معیت ما با اهل بیت «علیهم السلام» در دنیا بستگی دارد. * وقتی زندگی پُر از الله، اهل بیت و شهدا باشد زندگی دنیایی فوق العاده شیرین خواهد شد. * دلی که دلتنگ امام زمان نمی شود باید به مسیر و سبک زندگی آن شک کرد و ترسید. * میل و آرزوهای یک انسان به او می فهماند که قیمتش چقدر است. * اگر حبّ اهل بیت در دل باشد به حب آنها گناه و معصیت نکنیم. * دغدغه و مشکلات زندگی نباید ما را از معیت با پیامبر و اهل بیت «علیهم السلام» جدا کند. * آنجایی که مسائل دنیایی اذیت مان می کند، یاد مصیبت بالاتر آرام مان خواهد کرد. * زمان ها از نظر ساختار ریاضی با هم برابر اند؛ یعنی اندازه ثانیه‌ها یکی است اما کیفیت تأثیرگذاری آنها متفاوت است. * فقدان‌های روح و عدم هماهنگی با شرایط آخرت، جهنم است. * نفس انسان در ماه رجب حالت پذیرش بیشتری دارد. * انسان در ماه رجب زیر باران وسیع رحمت الهی قرار می‌گیرد. * مهمترین چیزی که خداوند در ماه رجب به ما می‌دهد، مغفرت است. * «ماه رجب» فرصتی است برای وسعت و سعه قلب. * هر چیزی که حرکت ما را به سمت ابدیت محدود یا کُند کند، شیطانی خواهد بود. (مانند درس، فعالیت‌های مذهبی، سیاسی، اقتصادی، و ...) * لازمه باز شدن درهای آسمان به روی انسان این است که انسان ثابت کند که خود را برای آسمان فارغ کرده است.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 357 «خانواده آسمانی » مورخ 94/1/27 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   اطاعت؛ تنها راهِ رسیدن به معیّت در مباحث گذشته آموختیم که وقتی دنیا مزرعه آخرت است، پس در آخرت چیزی را درو خواهیم کرد که در دنیا کاشته‌ایم. بنابراین میزان اُنس ما با الله و خانواده آسمانی‌مان در آخرت، نتیجه اُنس ما با آنان در دنیاست. به آیه زیر دقت کنید: «وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ...؛ هر که اطاعت کند خداوند و رسولش را، پس همراه کسانی است که خداوند به آنان نعمت داده است از انبیا، صدیقین، شهدا و صالحین. (سوره نساء آیه 69)   ما در نمازهای یومیه، دائماً همراهی با گروه «أَنعَمتَ عَلَیهِمْ» را از خداوند طلب می‌کنیم (صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ)، پس طبق این آیه، همراهی با این گروه در گرو اطاعت از الله و رسول او می‌باشد. اساساً ممکن نیست که کسی سال ها نماز بخواند، اما سبک زندگی‌اش حول محور اطاعت از الله و خانواده آسمانی‌اش تنظیم نگردد. اگر پس از سال ها نماز خواندن، هنوز زندگی ما به رنگ خداوند و جنس زندگی اهل‌بیت «علیهم‌السلام» در نیامده است، قطعاً نشانه آن است که نماز ما، عاملِ رشد ما و همراهی با گروه «أَنعَمتَ عَلَیهِمْ» نبوده است. در اینصورت با چنین نمازی، نه تنها به قربِ الله نمی‌رسیم، بلکه از او دورتر نیز خواهیم شد.   کسانی که حقیقتاً به دنبال الحاق به گروه أَنعَمتَ عَلَیهِمْ هستند، باید مسیرِ این الحاق (الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ) را طی کنند. و رمز این الحاق، تشبّه است؛ یعنی تنها کسانی می‌توانند به آنان ملحق شوند که به شباهت با آنان رسیده باشند. لذا کسی که حقیقتاً طالبِ این الحاق است، باید شباهت به این چهارگروه را در نفس خود، ایجاد نماید. و عشق شرط اول، برای طی مسیر و ایجاد تشبّه است؛ یعنی وقتی عاشق اهل‌بیت شدیم، به طمع با آنان، حتماً در مسیر مستقیم حرکت خواهیم کرد.   روایتِ دلدادگی ثوبان به پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» پیامبر اکرم غلامی داشتند به نام ثوبان. او عاشق و شیفته پیامبر بود، به طوری که از دوری ایشان، بسیار بی‌تاب می‌شد. روزی به نزد پیامبر آمد، در حالی که رنگ رخسارش عوض شده و بسیار لاغر شده بود. رسول الله به او فرمود: ای ثوبان، چه چیزی رنگ رخسارت را اینگونه عوض کرده است؟ گفت: یا رسول الله، من نه بیماریِ خاصی دارم و نه دردی، امّا وقتی شما را نمی‌بینم، اشتیاقم به شما آنقدر زیاد می‌شود که به این حالت در می‌آیم، تا زمانی که شما را ببینم. و وقتی به یاد آخرت می‌افتم، می‌ترسم که شما را آنجا ندیده و از دیدارت محروم گردم. از سویی اگر من به بهشت هم داخل شوم، جایی پایین‌تر از شما هستم، چه کنم بی‌ تو؟ و اگر هم به بهشت نروم که اصلاً به دیدارت نمی‌رسم... این آیه در جواب ثوبان بر پیامبر نازل شد: « وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ...» (سوره نساء، آیه 69) سپس رسول الله فرمودند: « وَالَّذى نَفْسى بِیَدِهِ لا یُؤْمِنَنَّ عَبْدٌ حَتّى اَكُونَ اَحَبُّ اِلَیْهِ مِنْ نَفْسِهِ وَاَبَوَیْهِ وَاَهْلِهِ وَوَلَدِهِ وَالنّاسِ اَجْمَعینَ؛ قسم به کسی که جان من در دست اوست، هرگز ایمان نیاورده بنده‌ای که من در نزد او محبوب‌تر از خودش، پدرانش، خانواده‌اش، فرزندانش و همه مردم نباشم.   دلدادگی و اشتیاق؛ علامتِ یک قلب سالم ثوبان، با شناخت حقیقی از پیامبر به چنین عشق و دلدادگی رسیده است. وقتی سنخیت میان دو نفر به وجود می‌آید، آنان طاقت دوری همدیگر را ندارند. این حالت در ثوبان، حالتِ طبیعی در یک قلب سالم است.   اگر دل های ما مشتاق امام زمان (علیه السلام) نیست، نشانه بیماری قلب ماست. و باید حتماً مورد درمان قرار بگیرد. قاعده حبّ، نگرانی در مورد ادامه دوستی و ارتباط است. این نگرانی، یک نگرانیِ کاملاً انسانی و فطری است. اساساً ممکن نیست که کسی عشق و علاقه‌ای در دل داشته باشد، و برای آینده آن عشق، برنامه‌ریزی نکرده باشد.   امام سجاد «علیه‌السلام» می‌فرماید: «آه، إن حِیلَ بَیْنِی وَ بَیْنَ مُحَمِّدِ الْمُصْطَفَی؛ آه، اگر میان من و پیامبر، فاصله بیفتد...». چرا ما عمق این آه را خوب درک نمی‌کنیم؟ تنها کسی می‌تواند حقیقتاً با امام سجاد «علیه‌السلام»، آه بکشد، که صادقانه دغدغه رسیدن به آغوش پیامبر و خاندانش را در دل داشته و برای این الحاق، تلاش و سرمایه‌گذاری کند.   عدمِ تشبّه یافتنِ ما در دنیا به خانواده آسمانی‌مان، قطعاً فاصله‌ای را میان ما و آنان ایجاد خواهد نمود که در برزخ به آسانی قابل جبران نیست. تمام شقاوت انسان در لحظه‌ای رخ می‌نماید که انسان به محض تولد به برزخ با استقبالِ سلاطین بهشت مواجه نشود.   سبک زندگی ما نشان می‌دهد که ما حقیقتاً دغدغه پیوستن به اهل‌بیت را داریم یا نه؟ آیا حضور اهل‌بیت در زندگیِ ما یک حضور تأثیرگذار و جدّی است یا یک حضور فانتزی و کمرنگ؟ آیا فعالیت‌ها و ارتباطات ما برای الحاق به آنان تنظیم شده است یا نه؟   پاسخ به این سؤالات، میزانِ معیّت با اهل‌بیت را برای ما در دنیا و آخرت نشان خواهد داد. آدرس خانواده آسمانی‌ ما بهشت است. با دست و پا زدن در جهنم‌های گوناگون (حسادت، تکبر، خودشیفتگی، علوّ، کینه، زودرنجی، عصبانیت و ...) نمی‌توان آنان را یافت. اول باید از جهنم‌ها رها شویم، و خود را به محلِ معشوق برسانیم (بهشت) تا بتوانیم به همراهی و رفاقت با آنان برسیم. برای این منظور باید هر انتخاب، ارتباط و یا حتی کمالی را که میان ما و اهل‌بیت فاصله می‌اندازد، خط بکشیم. باید برای عاشق شدن، وقت بگذاریم، سرمایه‌گذاری کنیم چون زمان زیادی در دست نداریم!!   عاشق شو ور نه روزی کار جهان سرآید                             ناخوانده نقش مقصود، از کارگاهِ هستی   بنابراین، ایمان بدون عشق، فایده‌ای ندارد. تنها کسی خانواده آسمانی‌اش در نزد او از همه انسان ها عزیزتر است که عاشق آنها باشد. وقتی عشق به میان بیاید، انسان حاضر است همه ثروت‌هایش را به پای معشوق فدا کند. اگر هنوز عاشق نیستیم و اگر هنوز برای ملحق شدن به آغوش خانواده آسمانی‌مان، حاضر به هر گونه سرمایه‌گذاری نیستیم، باید بیشتر تلاش کنیم و فاصله‌های میان خود و اهل‌بیت را از میان برداریم. سوتِ پایان که نواخته شود، دیگر فاصله‌ها به آسانی از میان برداشته نخواهند شد.   والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - عشق به اهل بیت زمینه ساز تشبه به آنها

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2520
زمان انتشار: 21 آوریل 2015
| | | | |
مدارا با محب اهل بیت

خانواده آسمانی، جلسه 356، 94/01/20

مدارا با محب اهل بیت

طوری با گناهکاران رفتار نکنید که انگار این‌ها ساقط‌اند و هیچ راه برگشتی ندارند. به قول پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم»: «شما گاهی اوقات خار را در چشم دیگران می‌بینید، ولی درخت را در چشم خودتان نمی‌بینید. برای همین عیب‌های دیگران برای شما خیلی بزرگ می‌شود».

عناوین مورد بحث در این جلسه: * همه ی انسان ها را براساس خانواده ی آسمانیتان دوست داشته باشید تا فساد، فقر و غم ها از جامعه بیرون برود. * انسان نباید با گناهکارها با خشونت، تحقیر برخورد کند؛ زیرا محب اهل بیت حتی اگر گناه زیاد کرده باشد تنها یک پایش روی صراط لغزیده و پای دیگرش روی صراط است. * طبق آموزه های اهل بیت، انسان حق ندارد بدی های دیگران را ببیند؛ بلکه باید خوبی ها را دیده و با نقاط قوت آن­ها زندگی کند؛ زیرا محاسن انسان ها از ضعف آن­ها بیشتر است. * محب اهل بیت هر جا باشد بالاخره به بهشت باز گشته و مبغض اهل بیت هر جا باشد بالاخره به جهنم برمی گردد. * در خلوت و سکوت بنشینید و چند ساعت به این مساله فکر کنید که اگر خدا یک بار به تو بگوید که دوست دارم، چه حالی به انسان دست می دهد!   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 356 «خانواده آسمانی » مورخ 94/۱/۲0 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   جایگاه محبت در نظام سلوکی انسانی چیست؟ جابربن عبدالله به عطیه که از شاگردان ایشان بود روایتی از پیامبر را نقل کردند که هر کس کسی را دوست اشته باشد با آن‌ها محشور می‌شود و هرکس عمل قومی را دوست بدارد، شریک در آن عمل است. محب آل پیامبر را دوست داشته باش و مبغض آل پیامبر را دشمن بدار.   «وَأرفق بِمُحِبّ مُحَمَّد وآل مُحَمَّد؛ با کسی که محب محمد و آل محمد است مهربان باشید». رفق یعنی مدارا کردن، همراهی کردن و مهربانی. بخاطر گناهان و اشتباهات و خطاهایی که کسی در حق شما کرده به او سخت نگیرید. به عشق اهل بیت و خانواده آسمانی و به‌خاطر این‌که این شخص خواهر و برادر حقیقی توست، عذر او را بپذیر. اعضاء خانواده زمینی ما از نظر بخش حیوانی با ما انتصاب دارند ولی خود این اعضاء و دیگران از نظر خانواده آسمانی با ما پیوند دارند. این‌ها را هم به عشق خانواده آسمانی دوست بداریم و این عشق باعث مستحکم‌تر شدن زندگی‌ها و از بین رفتن اختلافات خانوادگی می‌شود.   طوری با گناهکاران رفتار نکنید که انگار این‌ها ساقط‌اند و هیچ راه برگشتی ندارند. به قول پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم»: «شما گاهی اوقات خار را در چشم دیگران می‌بینید، ولی درخت را در چشم خودتان نمی‌بینید. برای همین عیب‌های دیگران برای شما خیلی بزرگ می‌شود».   «فانّهُ اِنْ تَزلَّ لَهُ قدمٌ بکثرةِ ذنوبه ثبتَتْ لَهُ اُخری بمحبّتهم؛ محب آل پیامبر را سخت نگیرید (خشونت به خرج ندهید) که اگر به‌خاطر کثرت گناهانش یک پایش بلغزد، پای دیگرش (به‌خاطر محبت اهل بیت) روی صراط محکم می‌ماند. آیا روی کره زمین، قلب همه آدم‌ها لایق تابش نور محبت اهل بیت شده یا نه؟   قدر هم را بدانیم و به همدیگر کمک کنیم و همدیگر را دوست بداریم. علت اساسی این‌که امام زمان«علیه‌السلام» تاکنون ظهور نکردند به این دلیل است که محبین و شیعیان به همدلی نرسیده‌اند. همه ما یک پدر داریم، اگر به‌خاطر پدرمان به هم محبت کنیم، موانع ظهور به سرعت برداشته می‌شود. از سنت‌های الهی است؛ کسی که به تحقیر و سرزنش دیگران بپردازد حتماً خودش به بدتر از آن دچار خواهد شد.   ما حق نداریم بدی‌های همدیگر را ببینیم ما فقط باید نگاهمان به خوبی‌های همدیگر باشد. کسی که محب اهل بیت شود مادر همه خوبی‌ها را دارد و کسی که محبت اهل‌بیت را نداشته باشد، تمام خوبی‌های عالم را داشته باشد، جهنمی است.   «فَإِنَّ مُحِبَّهُم یَعودُ إلَى الجَنَّةِ ومُبغِضَهُم یَعودُ إلَى النّارِ؛ محب اهل بیت هرجا باشد بالاخره به بهشت برمی‌گردد و دشمن اهل بیت، بازگشتش به جهنم است». امام باقر«علیه‌السلام» در فرمایش دیگری فرمودند؛ «أنَّ قَوما أتَوهُ مِن خُراسانَ ، فَنَظَرَ إلى رَجُلٍ مِنهُم قَد تَشَقَّقَتا رِجلاهُ، فَقالَ لَهُ: ما هذا؟ فَقالَ: بُعدُ المَسافَةِ یَابنَ رَسولِ ووَاللهِ ما جاءَ بی مِن حَیثُ جِئتُ إلّا مَحَبَّتُكُم أهلَ البَیتِ. قالَ لَهُ أبو جَعفَرٍ علیه السّلام: أبشِر، فَأَنتَ وَاللهِ مَعَنا تُحشَر»   قومی از خراسان خدمت امام باقر«علیه‌السلام» آمدند، حضرت نگاهشان به یکی از این آقایان افتاد، پاهایش شقه شقه شده بود (از مدینه تا خراسان پیاده آمده بود) حضرت فرمودند این چیست که می‌بینیم؟ گفت: مسافت دور بود یابن رسول الله. بخدا قسم چیزی جز محبت و عشق شما مرا تا اینجا نیاورده.   «وَأُوذُواْ فِی سَبِیلِی؛ چه‌قدر خوب است که انسان در راه خدا اذیت شود». (سوره آل عمران/آیه 159) امام باقر«علیه‌السلام» بشارت می‌دهد تو والله قسم با ما محشور می‌شوی. مرد گفت: با شما محشور می‌شویم یابن رسول الله؟ حضرت فرمودند: بله. هیچ بنده‌ای ما را دوست نمی‌دارد مگر این‌که با ما محشور می‌شود».   «هَل الدِّینُ إلّا الحُبّ»؛ آیا دین جز محبت و عشق چیز دیگری است؟ «لا اله الا الله»؛ هیچ محبوب و معشوقی جز «الله» نیست، حتی بهشت. بهشت، خانه شماست قیمت شما خیلی بالاتر است. بهشت، پاداش بدن‌های شماست. مسلمانی که دلش به عشق الله، جهاد و اهل بیت نمی‌تپد، مسلمان شناسنامه‌ای است. دین، اصلا بخش‌های انسانی را محدود نمی‌کند. بخش حیوانی است که محدود می‌شود.   قرآن کریم: «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ؛ بگو اگر «الله» را دوست دارید دنبال من بیایید. همین تبعیت باعث می‌شود که شما محبوب خدا می‌شوید. (سوره آل عمران/آیه 31) اگر خدا به کسی بگوید دوستت دارم می‌دانید یعنی چه! اگر یک‌بار بگویی بنده‌ی من / تا آسمان می‌رود خنده‌ی من امام صادق«علیه‌السلام» می‌فرماید: خداوند وقتی می‌خواهد حرف‌هایش را به آدم بزند، اول بی‌نهایت عشق پای بنده‌اش می‌ریزد بعد دعوت می‌کند. «یا ایها الذین آمنوا» این خطاب، تمام سختی عمل را از بین می‌برد.   خمس، صدقه و انفاق، فرصتی است برای هدیه دادن به معشوق. اصلا انسان نیاز دارد برای معشوقش خرج کند. اگر کسی این احساس نیاز را ندارد، دل‌مرده، خشن و بی‌رحم است.   «و مما رزقناهم ینفقون»؛ خدا فرصت داده تا از همه چیزهایی که خودش عطا کرده، ببخشیم. خدا می‌گوید: اگر نمی‌خواهی خرج کنی به من خدا قرض بده «من ذالذی یقرض الله قرضا حسنا» ائمه«علیهم‌السلام» در همه صحنه‌های زندگی ما (در بیماری‌ها و سختی‌ها) حضور دارند. چه‌قدر با گناهانمان امام زمان«علیه‌السلام» را اذیت کردیم؟   والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - مدارا با محب اهل بیت

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2518
زمان انتشار: 21 آوریل 2015
| | | | |
خانواده آسمانی، جلسه 355، 94/01/20

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه 355، 94/01/20

در زیارت عاشورا از خدا چنین طلب می کنیم:«أَنْ یُبَلِّغَنیِ الْمَقامَ الْمَحْمُود لَکُمْ عِنْدَاللّهِ؛ ما از خدا همان مقام شما که نزد خداوند تبارک و تعالی دارید، می‌خواهیم». این یک حقیقت است که ما می‌توانیم با آن‌ها محشور شویم و هم‌ درجه آن‌ها باشیم.

عناوین مورد بحث در این جلسه: انسان به جائی که مدام به دنبال درست کردن عملش باشد باید ضعف معرفتی و محبتی دل خود را برطرف نماید. اگر انسان به زور خودش را بر روی صراط نگه دارد، بالاخره فریب شیطان را می خورد، با عشق خیلی راحت به این امر می شود. کسی که حقیقت انسانی خود را رشد دهد در همه حال خوش است. شیخ محمد بهاری می فرماید که انسان اگر 40 سال گناه داشته باشد ولی تصمیم بگیرد و صدق داشته باشد، می تواند با اهل بیت محشور شده و در آغوش آن­ها باشد. اگر کسی بخواهد راه میانبری را بیابد تا 15 الی 20 سال خود را جبران کند، اولین کار این است که محبوب های دلش را بررسی کرده و خدا و ائمه و جهاد را در رأس معشوق هایش قرار داده و مبدأ میل خود را عوض کند. اگر کسی بخواهد ولی خدا بشود باید اول سربازی کرده و دوم هم حزب و هم گروه اهل بیت شده و اگر در حزب آن­ها بماند ولی خدا خواهد شد. اگر به دیگران نگاه آسمانی کنی، نگاه آسمانی شعار وجودی ات می شود. علاقه هایتان را بر مبنای علقه و خانواده ی آسمانی  قرار دهید نه براساس رابطه ی خانوادگی و حیوانی و زمینی.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 355 «خانواده آسمانی » مورخ 94/۱/20 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   لازمه ی معیت اهل بیت «علیهم‌السلام»؛ محبت با آنها عبدالله بن سامت در مورد ابوذر«رحمه‌الله علیه» می‌فرماید: ابوذر دلبسته و شیفته امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» بود. ابوذر به پیامبر«صلی‌الله علیه وآله وسلم» عرض کرد:  یَا نَبِیَّ اللَّهِ إِنِّی أُحِبُّ أَقْوَاماً مَا أَبْلُغُ أَعْمَالَهُمْ؛ من اقوامی را دوست دارم اما از نظر عمل به آن‌ها نمی‌رسم. فَقَالَ یَا أَبَاذَرٍّ، الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ وَلَهُ مَا اكْتَسَبَ؛ پیغمبر فرمود: هر کس، با کسی است که او را دوست می‌دارد، اما هر کسی کار خودش را دارد و مزد خودش را می‌گیرد. همان طور که می بینید در این روایت شرط معیت در آخرت را در دنیا دانسته است. یعنی معیت‌های آخرتی براساس محبوب‌های دنیایی تعیین می‌شود.   ما در برزخ و قیامت با کسانی زندگی می‌کنیم که در دنیا الگوی عملی ما بوده‌اند. در انتخاب‌ها، ارتباطات و چینش‌های فکری خودمان آن‌ها را منشأ اثر قرار دادیم. در ادامه روایت حضرت می گوید: «وَلَهُ مَا اكْتَسَبَ فَإِنِّی أُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاهل‌بیت نَبِیِّهِ فَقالَ فَإِنَّكَ مَعَ مَنْ أَحْبَبْتَ؛ انسان همراه کسی است که دوستش می‌دارد و بهره‌اش همان است که به دست آورده من به پیغمبر عرض کردم که؛ من خدا و پیامبر و اهل بیت پیامبرش را دوست می‌دارم. حضرت فرمودند: پس تو همراه کسانی هستی که دوستشان می‌داری».   ما ممکن است از نظر عمل به اهل بیت نرسیم، اما آن‌چه که ما را به مقام اهل بیت می‌رساند، عشق ما به اهل بیت است. مهم این است که اهل بیت«علیهم‌السلام» چون اصل و ریشه‌ی ما هستند به ما محبت پدری و مادری دارند و هیچ پدر و مادری دوست ندارد بچه‌هایش را پایین‌تر از خودشان ببینند.   در زیارت عاشورا از خدا چنین طلب می کنیم:«أَنْ یُبَلِّغَنیِ الْمَقامَ الْمَحْمُود لَکُمْ عِنْدَاللّهِ؛ ما از خدا همان مقام شما که نزد خداوند تبارک و تعالی دارید، می‌خواهیم». این یک حقیقت است که ما می‌توانیم با آن‌ها محشور شویم و هم‌درجه آن‌ها باشیم.   خداوند خطاب به فرشته‌ها در مورد فلسفه خلقت انسان می‌فرماید: «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً؛ من می‌خواهم در زمین جانشین قرار بدهم. اگر بدانیم که برای چه هدفی به زمین آمدیم در تصمیم‌ها، انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکارمان درست عمل می‌کنیم. بسیاری از آدم‌ها از نظر مراحل کمالات جمادی، نباتی و حیوانی بلاتکلیف نیستند، ولی تکلیفشان با دلشان مشخص نیست. این‌ها آدم‌های شاد و آرامی نیستند؛ چون تولید شادی و آرامش در بخش فوق عقلانی اتفاق می‌افتد. اگر این بخش فعال نباشد هرچند در مراحل پایینی موفق عمل کرده باشد، باز هم آدم ناآرام و بی‌حوصله‌ای است. وقتی که بخش فوق عقلانی درست عمل کند، ما آدم‌های شاد و آرامی خواهیم بود.   بانویی مثل حضرت زینب کبری«سلام‌الله علیها» همه چیز را از ایشان می‌گیرند ولی می‌فرماید: «وَ ما رَأیتُ إلّا جَمیلاً» و یک نفر هم همه دنیا دستش است امّا بلاتکلیف، مضطرب و بی‌حوصله است. اگر تکلیفمان را با خودمان، خانواده آسمانی و فلسفه خلقتمان روشن کنیم، تمام سبک زندگیمان را براساس رسیدن به آن هدف تنظیم خواهیم کرد.   اهل بیت همه ما را به مقام خودشان دعوت کرده‌اند. هیچ‌کس نیست که بگوید من نمی‌توانم به آن مقام برسم. حتی اگر 40 سال گناه، فحشا و منکرات داشته باشی، 70 پیغمبر را هم کشته باشی، اگر تصمیم بگیری می‌توانی با اهل بیت محشور شوی. آغوش اهل‌بیت همواره برای ما باز است فقط باید تصمیم بگیریم.   عبدالرحمن بن صفوان خدمت پیامبر«صلی‌الله علیه و آله و سلم» رفت و با ایشان بیعت کرد و مسلمان شد. حضرت دست مبارکشان را روی دست صفوان کشیدند. صفوان گفت: ای رسول خدا من واقعا دوستت دارم پیامبر فرمودند: «المرءُ مَعَ مُن أحبَّ»   کسی که می‌خواهد گذشته خودشان را جبران کند اول باید تکلیف خودش را با دلش مشخص کند، باید روی عشقش سرمایه‌گذاری کند. محبوب‌هایش را بررسی کند. طبق قاعده قرآن این سه معشوق «الله»، خانواده آسمانی و جهاد باید در رأس معشوق‌های ما باشند. امام هادی«علیه‌السلام» می‌فرماید: «بِمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِینِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیَانَا...؛ شما وقتی می‌خواهید با ما حرف بزنید بگویید؛ خدا به عشق شما معارف دین را به ما یاد داده و تمام فسادهای گذشته ما را بواسطه محبت شما اصلاح می‌کند». عشق که بیاید همه تلخی‌ها از بین می‌رود.   جابر بن عبدالله انصاری به عطیه می‌فرماید: از حبیبم رسول خدا شنیدم؛ هرکس گروهی را دوست داشته باشد خداوند با همان گروه محشورش می‌کند. وقتی در سپاه خدا باشی، پیروز هستی. وقتی در حزب خدا باشی، رستگار خواهی شد. «فَإِنَّ أَوْلِیَاءَكَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ؛ انسان باید سربازی کند و هم‌حزبی خدا و اهل بیت شود». (دعای روز سه شنبه) هم‌گروه اهل بیت شدن بزرگترین شرافت است. «یَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» (سوره اسراء/آیه 71) ببین الان چه‌قدر امام زمان«علیه‌السلام» را دوست داری، چه‌قدر برای حضرت فایده داری، چه‌قدر برای حضرت هزینه می‌کنی، از همین جا معلوم می‌شود که قیامت در گروه امام زمان هستی یا خیر؟ الگوی عملی و امام تو کیست؟   هرکس عمل هر گروهی را دوست داشته باشد در عمل آن‌ها شریک خواهد بود. در روایت داریم؛ «یا عالم باش یا علما را دوست داشته باش». دقت کن؛ نوع گروه‌هایی که با آن‌ها ارتباط داری چه کسانی هستند، قیمتت هم همان است. ببین کدام گروه‌ها تو را راحت بین خودشان می‌پذیرند.   اگر به حزب و گروهی که در آن قرار داری معتقد باشی، ‌اصلا برایت مهم نیست که گروه‌های دیگر تو را می‌پذیرند یا خیر. حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» در دعای عرفه عرض می‌کند؛ «ماذا وَجَد مَن فَقَدک؛ چه چیزی پیدا کرده کسی که تو را گم کرده».   اگر ما خدا را از دست بدهیم چه چیز داریم جز یک مشت اعتباریات؟ وقتی که آسمان ما را نپذیرد، هرقدر زمین بپذیرد، ما گرفتار ظواهر هستیم و باطن‌دار نیستیم و دچار توهمات هستیم. «أحبِب مُحب آل مُحَمَّد ما أحبهم؛ کسی که دوستدار آل پیامبر هست را دوست داشته باش».   علاقه ما به همدیگر باید بر اساس تعلقات بخش انسانی‌مان باشد. وقتی شیعه‌ای را دوست داری یعنی خودت را دوست داری «هو أنت» دقیقا مثل خودت با او رفتار کن. بر اساس نظام معرفتی و انسانی به آدم‌ها نگاه کن. امام رضا «علیه‌السلام» فرمودند؛ «اگر کسی یک شیعه‌ای را اذیت کند من نفرینش می‌کنم».   اگر بتوانی کار کسی را انجام دهی ولی تأخیر بیاندازی، برای هر یک روز 80 سال در قیامت معطل خواهی شد. اگر حاجتی داشته باشد و بتوانی حاجتش را برآورده کنی و نکنی، وقتی در قبر می‌روی حتی اگر مغفرت خداوند شامل حال تو شود یک مار هر روز از داخل جهنم می‌آید و تو را نیش می‌زند و می‌رود.   ما حق نداریم با یک شیعه و یک محب از دریچه نگاه کمالات پایینی نگاه کنیم. «وَ أَبْغِضْ مُبْغِضَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ إِنْ كَانَ صَوَّاماً قَوَّاماً؛ دشمن بدار هرکس که آل پیامبر را دشمن می‌دارد، حتی اگر همیشه در حال نماز و روزه باشد». کسی که بغض خانواده آسمانی در دلش باشد آدم بی‌رحمی است و انسان‌های دیگر را قربانی مطامع خودش می‌کند.   عشق مثل یک سکه دورو است یک روی آن عشق و روی دیگر آن تنفر است. عشق به معشوق و تنفر از هر چیزی که تو را از معشوق دور می‌کند.     والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - خانواده آسمانی، جلسه 355، 94/01/20

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed