www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 4206
زمان انتشار: 23 دسامبر 2015
| | | | |
اخلاص در محبت و عشق ورزی

خانواده آسمانی 404 ، ۱۳۹۴/۰9/۲6

اخلاص در محبت و عشق ورزی

مؤمنان باید تلاش کنند تا محبت‌شان نسبت به یکدیگر، محبّت خالصانه، بی‌طمع، بی‌کلک و ... باشد. یعنی محبت‌ها و مهرورزی‌هایشان به یکدیگر، از روی دوست داشتن باشد، نه نیاز. امّا اوجِ اخلاص در محبت، آن جایی است که انسان، مؤمنان را به خاطر عشق به الله، دوست می‌دارد، و به آنان به عشق به الله مهرورزی می‌کند.

جملات ناب دراین جلسه : اگر بخواهیم عشق و محبت مان نورانیت داشته باشد ملاکش، آسمانی بودن و پیوند با اهل بیت (علیم السلام) است، در غیر این صورت علاقه ها تبدیل به تاریکی و تنفر خواهد شد که در پی آن آسیب های بدنبال خود دارد. لذا دوستی و مهرورزی که براساس عشق به الله و خالصانه باشد موجب حفظ و استحکام رابطه می­شود و هر چه این رابطه نورانی­تر باشد رفاقت ها شیرین تر، قشنگ تر و ماندگارتر و کم آسیب تر خواهد شد. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 04 «خانواده آسمانی » مورخ 94/09/26 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ارتباطِ آسمانیِ مؤمنان با یکدیگر امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «تَبْتَنی الاُخُوَّةُ فِی اللّه ِ عَلى التَّناصُحِ فِی اللّه ِ وَ التَّباذُلِ فِی اللّه ِ وَ التَّعاوُنِ عَلى طاعَةِ اللّه ِ وَ التَّناهی عَنْ مَعاصِی اللّه ِ وَ التَّناصُرِ فِی اللّه ِ وَ إِخْلاصِ المَحَبَّةِ؛ برادرى در راه خدا، براساس نیكخواهى براى یكدیگر در راه خدا، بخشش به یكدیگر در راه خدا، كمك به یكدیگر براى فرمانبرى از خدا، بازداشتن یكدیگر از نافرمانى خدا، یارى رساندن به یكدیگر در راه خدا و خالص كردن دوستى، بنیاد نهاده مى شود». می‌دانیم که قرآن، مؤمنان را برادرانِ یکدیگر معرفی می‌کند: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ؛ درحقیقت مؤمنان با هم برادرند». (سوره شعراء/آیه 10) این حکم برادری در قرآن، تمام احکامِ برادری را از نظر دینی و عاطفی بر انسان بار می‌کند. رابطه‌ی مؤمنین با یکدیگر براساس ریشه‌های مشترک آسمانی آنان است. و بسیار پر واضح است که اتصالِ مؤمنان براساس ریشه‌های آسمانی بسیار محکم‌تر از نوع اتصال آنان براساس ریشه‌های زمینی است. حقوق برادران دینی، بسیار سنگین است، بطوری­که اگر کسی بتواند برای رفع مشکل برادر دینی‌اش کاری کند، امّا در انجام آن سهل‌انگاری کند، در روز قیامت، در حالی­که خائن به خدا و رسول خداست، محشور خاهد شد. البته همه‌ی انسان­ها، هر چند که هم دین ما نباشند، نیز باید مشمول محبّت و خیرخواهی ما باشند، امّا حقوق أخوت دینی، نسبت به آنان، بر گرده‌ی ما واجب نمی‌شود.  امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) حقوق برادران دینی را به چند دسته تقسیم می‌کند؛ 1- التَّناصُحِ فِی اللّهِ؛ به معنای خیرخواهی مؤمنان به خاطر خداست؛ 2- التَّباذُلِ فِی اللّهِ؛ بذل و بخشش به یکدیگر به خاطر خدا؛ 3- التَّعاوُنِ عَلى طاعَةِ اللّهِ؛ کمک و همیاری یکدیگر برای اجرای احکام و حدودِ دینی؛ مؤمنان، باید همدیگر را برای تشبّه به الله یاری کنند، دست دیگران را گرفته و رشدشان دهند. فراموش نکنیم که هرگاه در مسیر حرکت به سوی الله، مانعی را از جلوی پای کسی برداریم، موانع بسیاری از مسیر حرکتِ خودمان حذف خواهند شد. و اگر مانعی را در مسیر کسی بگذاریم، موانع بسیاری در مسیر خودمان قرار خواهد گرفت. و یا این که حسادت به دیگران و تمایل به عدم پیشرفت و رشد دیگران، حجاب‌ها و گره‌های زیادی را در زندگی خودمان ایجاد خواهد کرد. و بالعکس خیرخواهی دیگران و دعا برای رشد آن­ها و تلاش برای قدرت گرفتنِ دیگران، راهِ خود انسان را باز می‌کند. هر چقدر انسان، به بندگانِ خدا بیشتر کمک کند، فرشتگان، امدادِ بیشتری به او خواهند نمود. اعضای یک خانواده، افراد یک گروه دوستی و ... باید بدانند که با انجام معصیت، حتماً با مخالفت دیگران و نهی توسط آنان روبرو خواهد شد. بر برادران دینی، واجب است که یکدیگر را از معصیت الله باز داشته و بدین ترتیب مانع توقف و یا عقب گرد همدیگر در مسیر حرکت به سوی الله شوند. 4- التَّناصُرِ فِی اللّهِ؛ کمک کردن به یکدیگر برای گام برداشتن به سوی الله؛ 5- إِخْلاصِ المَحَبَّةِ؛ خالص کردن محبت‌مان به دیگران؛ مؤمنان باید تلاش کنند تا محبت‌شان نسبت به یکدیگر، محبّت خالصانه، بی‌طمع، بی‌کلک و ... باشد. یعنی محبت‌ها و مهرورزی‌هایشان به یکدیگر، از روی دوست داشتن باشد، نه نیاز. امّا اوجِ اخلاص در محبت، آن جایی است که انسان، مؤمنان را به خاطر عشق به الله، دوست می‌دارد، و به آنان به عشق به الله مهرورزی می‌کند. عشق‌های نورانی، که مستمر و مدامند و از دنیا تا آخرت پاینده‌اند، بر پایه‌ی حبّ به الله استوارند. یعنی دو نفر دائماً در حال مهرورزی به یکدیگر به خاطر الله بوده و دائماً یکدیگر را برای پیشرفت در مسیر به الله، یاری می‌کنند. تنها رمز دوامِ عشق‌های میان انسان­ها، رنگی است که انسان‌ها از الله به آن عشق می‌زنند. و هر چه این رنگ و بو از الله در لابه‌لای عشق انسان­ها بیشتر می‌شود. این عشق‌ها نورانی‌تر، کم‌آسیب‌تر، محکم‌تر و ماندگارتر خواهند بود. هر چه سهم بخش طبیعیِ وجود انسان‌ها در محبت‌هایشان به دیگران بیشتر شده و بر سهم بخش الهی و جاودانه‌شان افزوده می‌شود، بر میزان خلوص محبت‌شان نیز افزوده می‌شود. در این صورت، آنان دائماً از نگاه الله به دیگران نگاه می‌کنند، و همواره خداوند را ناظر بر روابط‌شان با دیگران می‌دانند. چنین کسانی مدام در حال بررسی روابط خود بوده و آن را زیر ذره‌بین الله می‌برند، بطوری‌که میزان رضایت الله از نوع ارتباط‌شان، تنها عامل مهم و قابل توجه برای آن­ها از تنظیم روابط‌شان است. عموماً در روابط این افراد، دو به هم‌زنی، اختلاف‌افکنی، غیبت، قضاوت ناحق، توهین و ... دیده نمی‌شود. آنچه که بر نوع روابط آنان حاکم است، همان میزان رحمتی است که از الله دریافت کرده و به دیگران منتقل می‌کنند. با برادرت؛ صادق باش به خاطر خدا نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «إِذَا اتَّخَذَكَ وَلِیُّكَ أَخا فَكُنْ لَهُ عَبْدا وَ امْنَحْهُ صِدْقَ الْوَفاءِ وَ حُسْنَ الصَّفاءِ؛ اگر کسی تو را به عنوان برادر انتخاب کرد، بنده‌اش باش، و نسبت به او وفاداریِ صادقانه داشته باشد، و با او به نیکی و صفا رفتار کن». اگر یکی از دوستان ما، به ما مانند یک برادر، یا خواهر اعتماد کرد، واقعاً باید خدمتگذارش باشی و هرگز از موضع بالا به او نگاه نکنی. باید بدانی او دقیقاً خودِ توست، و هر خدمتی که به او می‌کنی، در حقیقت به خودت کرده‌ای. کسی که در ارتباطش با دیگران، اعتباریّات و شئونات خودش را در نظر گرفت، از سلامتِ قلب در حرکتِ انسانی باز می‌ماند و این مسئله بسیار خطرناک است. انسان زمانی می‌تواند صادقانه به دیگران مهرورزی کرده و به آن­ها وفادار بماند که شأنی برای خودش در ذهن و قلبش نداشته باشد. ما عبدِ خدائیم، همین ... و وظیفه‌ی ما مهرورزی به برادران دینی ماست. نمی‌توانیم عبدِ خدا باشیم. امّا به عباد دیگر خداوند از بالا نگاه کنیم. وفاداری صادقانه، وفاداری به دیگران، بدون طمع و توقع است. یاری دیگران فقط به خاطر تشبّه به الله.   «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - اخلاص در محبت و عشق ورزی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4205
زمان انتشار: 23 دسامبر 2015
| | | | |
به یاد هم بودن اعضای خانواده آسمانی

خانواده آسمانی 403 ، ۱۳۹۴/۰۸/۲۸

به یاد هم بودن اعضای خانواده آسمانی

مؤمنان موظف اند، همه‌ی انسان­ها، حتی غیر مسلمانان را دوست داشته باشند و به فکر رفع مشکلات و گرفتاری‌های همه‌ی بندگان خداوند باشند، امّا این حق، در برابر مؤمنان دیگر، بسیار بسیار بالاتر و عظیم‌تر است. به عبارت دیگر رحمانیتِ‌ انسان، باید مشمول همه انسان­ها شود، امّا رحیمیت او، باید ویژه‌ی اهل ایمان بوده و به طور خاصّ به آن­ها مهرورزی نماید.

جملات ناب در این جلسه:  یکی از وظایف ما نسبت به اعضای خانواده آسمانی این است که نبود یک شخص (مثل دوستان، آشنایان، همکاران، همسایگان...) برای ما مهم باشد.  یعنی جستجو کنیم که چرا نیستند! نباید خودخواهانه از آنها بگذریم بلکه نسبت به اطرافیانمان (دوستان، همسایه ها....) حساس باشیم. اگر این طور هوای همدیگر را داشته باشیم جامعه اسلامی به وضع کنونی گرفتار نمی­شدند و دشمن نفوذ پیدا نمی کرد.  به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۴۰3 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۸/۲۸ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ظلم ­پذیری ممنوع! نکته‌ی مهم در مبحث گذشت از لغزش‌های دیگران، آن است که ما هرگز نباید این موضوع را با موضوع ظلم‌پذیری اشتباه بگیریم. اساساً یکی از حقوق مؤمنان و اعضای خانواده‌ی آسمانی در حق یکدیگر، آن است که جلویِ ظلمِ یکدیگر را به چند طریق زیر بگیرند: اگر برادر مؤمن شما ظالم بودید، یاری‌اش کنید و اگر نیز مظلوم بود، باز هم یاری‌‌اش کنید... مفهوم این جمله، آن است که گرفتنِ حق ظلم از ظالم و مسدود کردن راه ظلم برای او، خود، نوعی یاری در حق او محسوب می‌شود، زیرا او را از شقاوت دنیا و آخرت در امان می‌دارد و مظلوم را نیز، برای گرفتن حقش امداد کنید. امّا موضوع گذشت از لغزش‌های دیگران، به اشتباهات و قصوراتی تعلق می‌گیرد که یک یا چند برابر بصورت دفعی از کسی سر زده و شخص، اساساً قصد ظلم کردن و یا ادامه دادنِ به این ظلم را ندارد. فراموش نکنیم که ظلم‌پروری در اسلام حرام است، و اگر انسان مظلوم، قادر به گرفتن حق خود باشد، و از این کار صرف نظر کند،‌ قطعاً به اندازه‌ی شخص لازم گناهکار خواهد بود. از حال بقیه جویا شویم؛ اگر حاضر نبودند... یکی دیگر از حقوق اعضای خانواده‌ی آسمانی نسبت به یکدیگر آن است، که غیبت‌شان بعد از مدت زمانی برای ما مهم بوده و علت عدم حضورشان را جستجو کنیم. در روایت آمده است که: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هنگامی که یکی از اصحابش را سه روز نمی‌دید، از او خبرگیری می‌کرد، اگر به خاطر مشغله‌ای غایب شده بود، در حقش دعا می‌کرد و اگر نزدیک و در دسترس بود به زیارتش می‌رفت، و اگر بیمار بود، به عیادتش می‌شتافت. اگر همه‌ی مسلمانان، نسبت به یکدیگر، این چنین با محبت و احترام زندگی می‌کردند، جامعه‌ی اسلامی هرگز به چنین نکبت‌هایی دچار نمی‌شد. عدم همدلی‌ها و مهربانی‌های مسلمانان سبب شده که دشمنانِ ذلیل اسلام، قادر به نفوذ در میان آنان و ایجاد کارشکنی‌های مختلف در جوامع اسلامی می‌شوند. مؤمنان موظف اند، همه‌ی انسان­ها، حتی غیر مسلمانان را دوست داشته باشند و به فکر رفع مشکلات و گرفتاری‌های همه‌ی بندگان خداوند باشند، امّا این حق، در برابر مؤمنان دیگر، بسیار بسیار بالاتر و عظیم‌تر است. به عبارت دیگر رحمانیتِ‌ انسان، باید مشمول همه انسان­ها شود، امّا رحیمیت او، باید ویژه‌ی اهل ایمان بوده و به طور خاصّ به آن­ها مهرورزی نماید. وحدت، همدلی، مهرورزی و محبت به قدری در نگاه اهل آسمان اهمیّت دارد که خداوند یک خانواده‌ی کافرِ همدل را بیشتر از یک خانواده‌ی مؤمن مبغض و پراختلاف دوست می‌دارد. باید سعی کنیم، هرگز ما، هیزم آتش درگیری‌ها و اختلافات نباشیم. عموماً انسان­های زودرنج، کینه‌ای، حساس، عصبانی و ... بیشتر به جهنم نزدیکند و گاهی خودشان به هیزم آتش‌های دور و برشان هستند. کمترین حق رفقا، بر انسان یکی از اصحاب امام صادق (علیه‌السلام) خدمتِ‌ایشان رسیدند. حضرت از ایشان پرسید، با که بودی؟ جواب داد، یکی از دوستانم همراه من بود، امام پرسید؛ او کجا رفت؟ جواب داد: از وقتی من به حضور شما رسیدم، نمی‌دانم او کجا رفت. امام صادق (علیه‌السلام») فرمود: نمی‌دانی اگر یک مؤمن، با برادرش چهل قدم بردارد، روز قیامت، خداوند از او در مورد آن فرد، سؤال می‌کند. رفاقت بر گرده‌ی انسان، حق بزرگی را واجب می‌کند. مراقب باشیم حق رفاقتِ دیگران را ادا کنیم. محبت، گذشت از لغزش‌ها، کمک در انجام مسئولیت‌ها، خدمت به برادران مؤمن، قبول سهمی از مشکلات و پذیرش سخت‌ترین کارهای موجود، حداقل حقی است که انسان در حق مؤمنان دیگرا خصوصاً افراد خانواده و نزدیکان و دوستانش دارد. کمترین حق، دوستان مؤمن ما آن است که قرار است، مدتی درکنارشان نباشیم، آنها را از خودمان بی‌خبر نگذاریم، حتی اگر مثل این صحابیِ امام صادق (علیه السلام)، توفیق تشرف به حضور انسان‌های بزرگی را پیدا کرده‌باشیم. این قانون کلی را هرگز فراموش نکنیم، ما حقّ بلاتکلیف گذاشتن کسی را حتی برای مدت کوتاهی نداریم. برادری مؤمنان؛ از پنجره‌ی نگاه امیرمؤمنان (علیه السلام) امیر کلام، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «تَبتَنِی الاُخُوَّةُ فِی اللّهِ عَلَى التَّناصُحِ فِی اللّهِ، وَالتَّباذُلِ فِی اللّهِ، وَالتَّعاوُنِ عَلى طاعَةِ اللّهِ...؛ اخوت در راه خدا، مبتنی است بر، خیرخواهی آنان برای یکدیگر به خاطر خدا، و بخشیدن به یکدیگر در راه خدا، و یاری یکدیگر برای طاعت خداوند است...». ذره‌ای بدخواهی، حسادت، بدبینی و ... اگر در وجود انسان نسبت به برادران دینی‌اش جود داشته باشد، قطعاً مانع رشد و حرکت او در مسیر الله می‌گردد. فخرفروشی‌ها، خودبرتربینی‌ها، پر دادن‌ها و ... مانع انسان از ورود به بهشت می‌گردد. فراموش نکنیم، اگر به سبب یک کمال، خود را از دیگران برتر دانسته و از این موضوع احساس لذت کنیم، به همان میزان از آغوش الله و خانواده آسمانی‌مان دور خواهیم شد. کسانی که آسایش و آرامش زندگی خود را فدای رقابت و چشم و همچشمی با دیگران نکنید. هر گونه رقابت انسان را از حرکت به سوی الله باز می‌دارد. مگر رقابت در تقوا و اعمال نیک. البته این رقابت هم در صورتی است که انسان عاشق خیرات و نیکی‌های دیگران باشد. و بدون ذره‌ای حسادت، تلاش کند که در نیکی‌ها و حسنات، از آنان پیشی بگیرد. در غیر اینصورت رقابت در تقوا، اگر با حسادت همراه باشد، هرگز حتی قدمی نیز انسان را به خداوند نزدیک نخواهد کرد. در بقیه‌ی کمالات احساس رقابت و عقب ماندن از دیگران، نشانه‌ی ناشکری و ناسپاسی انسان بوده و معصیت کار خواهد بود. امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نهج البلاغه می‌فرمایند: زمانی می‌آید که مردم وقتی می‌خواهند به یکدیگر صدقه‌ای بدهند، (صدقه به هر کار زیبایی اطلاق می‌شود، مثل لبخند زدن، مثل هدیه دادن، انفاق کردن،‌ مثل کمک در بیماری‌ها به دیگران کمک در هنگام جشن‌ها و عزاها و ...) خود را زیان دیده می‌بینند. کسانی که می‌ترسند برای برادران مؤمن خود، خروجی داشته باشند، بواسطه‌ی این بُخل، هیزم جهنم خواهند بود؛ زیرا نفس خود را محدود کرده و مانع وسیع شدن نفسشان می‌گردند. باید بیاموزیم، به هر بهانه‌ای، به دنبال خروجی از نفسمان باشیم. این هنر، حقیقتِ برادری با اهل ایمان را تشکیل می‌دهد. کسی که قادر به هزینه کردنِ مهربانی خود برای اهل ایمان نیست، حقیقتاً راهی به بهشت برای خود باز نخواهد کرد.   «والحمدلله ربّ العالمین»

صوت

1 - به یاد هم بودن اعضای خانواده آسمانی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4204
زمان انتشار: 23 دسامبر 2015
| | | | |
بگذرید تا شبیه خداوند شوید!

خانواده آسمانی 402 ، ۱۳۹۴/۰۸/۲8

بگذرید تا شبیه خداوند شوید!

در روابط خانوادگی، نیز چند حالت مقصود است. گاهی باید دشمنی‌های نزدیکان را تحمل کرد؛ زیرا انسان از عاقبتِ بازی‌های زندگی، بی‌خبر است. چه بسا همین کسانی که امروز با او دشمنی می‌کنند. فردا، تنها پناهگاه­های امن او، در زمان گرفتاری‌ها و مشکلاتش باشند. بنابراین، آینده‌نگری، سبب تحمل لغزش‌های دیگران و دشمنی‌های آنان می‌شود.

جملات ناب در این جلسه:  تحمل گناهان دیگران مثل طوفانی است که ما را به آغوش خدا می رساند و همین طور سختی های زندگی فرصت های خوبی برای پرورش عشق، انسانیت، شباهت به خداوند و ساختن حیات جاودانه است. پس چرا از آنها فرار می کنیم و می ترسیم درحالیکه آخرت هر کسی اساساً با سختی ها او آباد می شود. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۴۰2 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۸/۲8 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   گذشت از لغزش‌های دیگران (2) جمع شدن، حولِ محور مشترکات امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «لغزش دوستت را در هنگام حمله‌ی دشمنت تحمل کن». این روایت کلام بلند و دستورالعمل عمیقی برای حفظ امنیت اجتماعی جامعه اسلامی است. وقتی که جامعه‌ی اسلامی با دشمن واحدی روبروست، نباید درگیرِ اختلافاتِ درونی که قابل گذشت است، شده و وحدت خود را از دست بدهد. از نظر قرآن کریم، مسلمانان هرگز نباید با پیروان سایر ادیان جنگی داشته باشند. فقط در زمانی اجازه‌ی ورود به جنگ را دارند، که پیروان ادیان دیگر به آنان حمله کرده باشند. در این صورت می‌توانند برای دفاع به پا خیزند. اختلافات دینی و اعتقادی، هرگز نباید، دست‌آویزی برای اختلاف و درگیریِ میان انسان‌ها باشد. قرآن کریم، تجمیعِ پیروان ادیان الهی را حول محور مشترکاتِ آئین‌هایشان، توصیه کرده و آن را راهی برای هم‌دلی و پرهیز از اختلافات می‌داند. «قُل یا أَهلَ الكِتابِ تَعالَوا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَینَنا وَبَینَكُم...؛ به اهل کتاب بگو، بیایید حول محور (توحید) که در دین ما و شما مشترک است. متحد شویم..» (سوره آل­عمران/ آیه 64) همه‌ی ادیان در یکتاپرستی و پرهیز از شرک، با یکدیگر مشترک­اند. لذا درگیر شدن بر سر مسائل دیگر، جز سوء استفاده‌ی دشمنان، چیزی را بدنبال نخواهد داشت. امروزه «داعش» که دشمن مشترک و خطرناک (شیعیان و اهل تسنن) است، از هر گونه اختلاف میان آنان، قطعاً به نفع خود استفاده کرده و ریشه‌ی اسلام را خواهد خشکاند. در یک جامعه‌ی اسلامی، چه مقامات بالاتر و چه مردمِ هوشیار، باید مسئولین اختلاف افکن و آتش افروز را شناسایی کرده و به کمک یکدیگر از مقام‌های مسئولیتی طرد‌شان کنند. در روابط خانوادگی، نیز چند حالت مقصود است. گاهی باید دشمنی‌های نزدیکان را تحمل کرد؛ زیرا انسان از عاقبتِ بازی‌های زندگی، بی‌خبر است. چه بسا همین کسانی که امروز با او دشمنی می‌کنند. فردا، تنها پناهگاه­های امن او، در زمان گرفتاری‌ها و مشکلاتش باشند. بنابراین، آینده‌نگری، سبب تحمل لغزش‌های دیگران و دشمنی‌های آنان می‌شود. فراموش نکنیم که تنها انسان‌هایی فراموش نمی‌شوند، تنها نمی‌مانند، و همواره از جانب دیگران حمایت می‌شوند، که رفتارشان با انسان‌های دیگر، سرشار از رحمت بوده و در هنگام رویارویی با دشمنی‌های دیگران، آتش کینه و مقابله به مثل را در خود خاموش کرده و قلب خود را آزاد، خالی و رها نگه دارند. در روایات مختلف دو توصیه‌ی أکید در مورد حفظ روابط دوستی شده است: همه‌ی اسرارت را حتی با بهترین دوستانت در میان مگذار، چه بسا روزی به دشمنی با تو به پا خواست؛ همیشه یک راه برای بازگشتِ دشمنانت باز بگذار، چه بسا او روزی به بهترین دوست برای تو تبدیل شود؛ اگر عذرتراشِ‌خوبی برای قصورِ دیگران نیستی، دنبال عیب در وجود خودت بگرد!   امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «اِلتَمِسوا لاِءِخوانِكُمُ العُذرَ فی زَلاّتِهِم وهَفَواتِ تَقصیراتِهِم، فَإِن لَم تَجِدوا لَهُمُ العُذرَ فی ذلِكَ فَاعتَقِدوا أنَّ ذلِكَ عَنكُم؛ لِقُصورِكُم عَن مَعرِفَةِ وُجوهِ العُذرِ؛ برای لغزش‌ها و تقصیرهای برادرانت (همه‌ی مؤمنان)، خودت عذرتراشی کن. و اگر نتوانستید برای رفتار او دلیل موجهی پیدا کنید، مطمئن باشید که عیب از شماست که نتوانستید، همه‌‌ی جهات عذر را پیدا کنید». این روایت امام صادق (علیه‌السلام)، فرمایشی فوق‌العاده کلیدی است. باید تمرین کنیم، دیدن فعل نادرست، و یا شنیدن آن از کسی، هرگز ما را نسبت به دیگران بدبین نکند. فراموش نکنیم که بدبینی و سوء ظن در نگاه الله، حرام اند، و منشأ اثراتِ نامطلوب در روح خودمان خواهند بود. باید سریعاً در چنین مواقعی دنبال یک عذر مناسب برای این حرکتِ او، بگردیم و آن را برای خودمان توجیه و حل کنیم. اگر نتوانستیم دلیل موجهی برای رفتار او پیدا کنیم، باید یقین کنیم که قطعاً عیب از ماست که در توجیه هر رفتار او ناتوان مانده‌ایم. بسیاری از مشکلات، مسائل و اختلافات به راحتی میان دو نفر قابل حل است و حتی نیاز به دخالت نفر سومی نیست. در چنین مواقعی ما موظفیم که مسئله را میان خودمان حل کرده و از اشاعه‌ی آن حتی، یک نفر دیگر جداً بپرهیزیم. تنها زمانی نیاز به پادرمیانی و در جریان قرار گرفتن نفر دیگری هست، که ظرف مقابل حاضر به دست کشیدن از اشتباهاتش نباشد. در این صورت می‌توان شخص معتمد دیگری را برای وساطت  پادرمیانی در جریان قرار داد. روح مُچ‌گیری از دیگران، به قدری خطرناک است که انسان را از نگاه اهل آسمان می‌اندازد. به هیچ وجه گناهان دیگران را به رویشان نیاوریم؛ زیرا اگر به ادراک ضررهای این گناه رسیده بود، این عمل را انجام نمی‌داد. و یا شاید این عمل را از روی اضطرار و یا ناچاری انجام داده است، که اگر ما نیز در شرایط او بودیم، همین واکنش را نشان می‌دادیم. به خاطر الله از دیگران بگذر، تا شبیه الله شوی... شخصی به نام حسین کاتب می‌گوید: در مجلس امام رضا (علیه‌السلام) بودیم که مردی از برادرش شکایت کرد، که امام رضا چند بیت شعر زیر را در پاسخ به او، بیان فرمود: عذر برادرت را در باب گناهانش بپذیر و عیب‌هایش را بپوشان. در برابر دروغ‌زنی و تهمت زدنِ بی‌خرد، و گرفتاری‌های روزگار ... شکیبا باش. و از سر بزرگ منشی پاسخ مَده... و ستمکار را به حساب رس او واگذار کن.... اعتماد به خداوند، به عنوان عادل‌ترین و سریع‌ترین حساب‌رس عالم، قلب انسان را از درگیر شدن در نادانی‌های دیگران، رها می‌کند. و از این زیباترین و قشنگ‌تر، بخشیدنِ دیگران است، که انسان را به الله شبیه می‌کند. نگه داشتن کینه دیگران در دل، در حقیقت پروراندن، سرطانی عظیم در وجود خودمان است. شخص کینه‌توز، درست مانند یک انسان حسود، بزرگترین ضربه‌ها را به خود شخص وارد می‌کند، نه به دیگران. فراموش نکنیم که ما هم عیب‌های زیادی داریم که دیگران مجبور به تحمل‌مان هستند، پس سعی کنیم عیوب دیگران را راحت ببخشیم و تحمل کنیم. و حتی سعی کنیم ایرادهایشان را نبینیم. خداوند از بنده‌ای که راحت، ظلم‌ها و تقصیرات دیگران را می‌بخشد، در می‌گذرد، اساساً خداوند عاشق چنین بندگانی است که راحت به خاطر خداوند از دیگران می‌گذرند. و این راه، راهِ بسیار بزرگی است برای ضعیف کردن نفس امّاره، برای لِه کردن بخش طبیعی و رشدِ بخش فطری ... در ابتدای این راه باید خیلی به خودمان فشار بیاوریم تا بتوانیم قلب­مان را از قصورات دیگران رها کنیم... امّا کم کم به جایی خواهیم رسید، که از این بخشش لذت می‌بریم. لذا از این تلخی‌ها نهراسیم، و با آغوش باز به سوی آن برویم. رها نگه داشتن قلب، در هجوم ظلم‌ها و تقصیرات دیگران، انسان را کم کم به خداوند شبیه می‌کند. و شخص هر لحظه از نزدیک‌تر شدن به الله، به بالاترین لذات و نعمت‌ها می‌رسد.   «والحمدلله ربّ العالمین»

صوت

1 - بگذرید تا شبیه خداوند شوید!

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4035
زمان انتشار: 16 دسامبر 2015
| | | | |
گذشتن از لغزش های دیگران (2)

خانواده آسمانی 401 ، ۱۳۹۴/۰۸/21

گذشتن از لغزش های دیگران (2)

کسانی که عدم مهرورزی‌های دیگران، روح بخشش و مهرورزی را از آنان سلب نمی‌کند. کسانی که اهل انتقام و جبران نیستند؛ بلکه به عشق خداوند، باران رحمت خود را بر گستره‌ی وجود همه‌ی بندگان خدا، می‌بارند؛ درست مثل خدا... و اینگونه است که شبیه خداوند می‌شوند.

جملات ناب در این جلسه:  دلیل ندیدن عیب ها و ضعف های خودمان، نوعی گرفتاری به حبّ ذات و خوشیفتگی است. همان طور که انتظار داریم خدا از گناهان و خطاهایمان بگذرد ما هم از دیگران به راحتی بگذریم که موجبات شادی و آرامش خود را فراهم نمودیم.  به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۴۰1 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۸/۲۱ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ادامه‌ی شرح روایت امیرالمؤمنین: نرم باشیم... مثل خدا ابتلای این روایت با کلمه‌ی «علیک» آغاز شده است. در فرمایشات متخصصان معصوم هرگاه با کلمه‌ی علیک روبرو شدیم، باید، دستورالعملِ بعد از آن را، امری «واجب و ضروری» در سلوکِ خویش به سمت الله بدانیم. امیرمؤمنان بعد از این کلمه چند دستور‌العمل را به ترتیب بیان می‌فرمایند: 1- مدارا با مردم             2- اکرام علما        3- گذشت از لغزش‌های دیگران یکی از موانعی که جلویِ گذشت انسان را از لغزش‌های دیگران می‌گیرد، عدم توانایی انسان در عیوب خودش می‌باشد. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرمایند: «شما چگونه درخت را در چشم خودتان نمی‌بینید، اما خار را در چشم دیگران می‌بینید»؟! حبّ ذات (خودشیفتگی)، سبب می‌شود که انسان عیب‌های بزرگ خودش را نمی‌بیند، امّا ضعف‌ها و لغزش‌های کوچک دیگران را براحتی می‌بیند. علت بسیاری از طلاق‌هایِ همسران، وجودِ خودشیفتگی زیاد در زوجین است، بطوری که قادر نیستند عیب‌های یکدیگر را تحمل کرده و یا از کنار آن به سادگی عبور کنند. اگر انسانها، به عیوبِ خودشان مشغول باشند، عموماً از دیدن عیوب دیگران راحت می‌شوند. سیدالشهداء (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «طوبى لِمَن شَغَلَهُ عَیبُهُ عَن عُیوبِ النّاسِ؛ خوشا به حال کسی که مشغول شدنش به عیوب خودش، او را از عیوب دیگران باز می‌دارد». کمی بیندیشیم؛ آیا عیبی که از دیگران ما را می‌آزارد، واقعاً در وجود ما نیست؟ آیا مطمئنیم که در آینده به آن مبتلا نخواهیم شد؟ کسی که مشغول عیب‌ها، و آلودگی‌های دیگران می‌شود، در حقیقت از خودش غافل است. نرم‌خویی به سبک پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پیامبر رحمت سه جمله‌ای را که از امیرمؤمنان (علیه السلام) در این روایت نقل کرده‌اند را روی دسته‌ی شمشیرشان حک کرده بودند؛ از کسی که به تو ظلم کرده، بگذر؛ با کسی که با تو قطع رحم کرده، ارتباط برقرار کن؛ به کسی که از تو دریغ کرد، عطا کن؛ مردم حریف‌های تمرینی ما در دنیا هستند. باید بیاموزیم جوری زندگی کنیم که اِله حقیقی ما می‌خواهد، نه آن طوری که دیگران با ما رفتار می‌کنند. باید به عشق الله، با دیگران رفتار کرد، با دیگران مدارا کرد، با دیگران نرم بود، از آن­ها گذشت، آنان را بخشید، با آنان رابطه برقرار کرد و ... خداوند لطیف است، و اگر ما می‌خواهیم شبیه خدا شویم، باید با لطافت با انسان­ها رفتار کنیم. خوش به حال کسانی که فقط و فقط بخاطر خداوند روی بخش حیوانی خود پا می‌گذارند، ظلم‌های دیگران را می‌بخشند، به دیگران سخت نمی‌گیرند، با مردم نرم خو هستند، اهل مدارا می‌باشند، و ... چرا که چنین کسانی عزت آرامش، یقین و قدرت را از خداوند دریافت خواهند کرد و پادشاهی و سلطنتِ قیامت، با آنان خواهد بود. تحمل عیوب و بداخلاقی دیگران، قیمت انسان را در نزد خداوند بالا برده و به نورانیت او در دنیا و قیامت می‌افزاید. زیرک‌ترین انسان‌ها کسانی هستند، کمک و عطای خود را از هیچ کس دریغ نمی‌کنند، حتی از کسانی که روزی آن­ها را تنها گذاشته و محبت‌شان را از آنان دریغ کرده اند. کسانی که عدم مهرورزی‌های دیگران، روح بخشش و مهرورزی را از آنان سلب نمی‌کند. کسانی که اهل انتقام و جبران نیستند؛ بلکه به عشق خداوند، باران رحمت خود را بر گستره‌ی وجود همه‌ی بندگان خدا، می‌بارند؛ درست مثل خدا... و اینگونه است که شبیه خداوند می‌شوند.      «قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُكِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ؛ بگو: نماز من و قربانی من و زندگی من و مرگ من برای خدا آن پروردگار جهانیان است». (سوره انعام/آیه 162) اینان کسانی هستند که تمام لحظه‌ لحظه‌ها و روابط زندگی‌شان را خرجِ عشق بازی با الله کرده، و در لابه‌لای همه‌ی روابط‌شان، فقط و فقط با خداوند معامله می‌کنند. و علامتِ این معامله، شادی و آرامشِ قلب آنان است که روز به روز بیشتر و افزون‌تر می‌گردد. نزدیکان و دوستانِ آنان، نهایتِ استفاده را از مهربانی و رحمت آنان می‌برند. از ساده‌ترین روش‌ها برای مهرورزی به دیگران استفاده می‌کنند و بسیار زیرکانه به دنبال موقعیتی می‌گردند که خود را در دلِ خداوند، بیشتر جای دهند... .   «والحمدلله ربّ العالمین»

صوت

1 - گذشتن از لغزش های دیگران (2)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4034
زمان انتشار: 16 دسامبر 2015
| | | | |
گذشتن از لغزش های دیگران

خانواده آسمانی 400 ، ۱۳۹۴/۰۸/21

گذشتن از لغزش های دیگران

برای شاد زیستن در دنیا، شاد مُردن و شاد زیستن ابدی، باید اهل مدارا بود. باید لغزش‌های دیگران را ندید، باید از اشتباهاتشان عبور کرد. کسانی که اهل مُچ‌گیری، دخالت، تندی، خشونت، سخت‌گیری و ... با دیگران هستند، قطعاً مرگِ آسانی ندارند، و زندگی برزخی شادی را تجریه نخواهند کرد.

جملات ناب در این جلسه:  از دیگر صفات مؤمنگذشت از لغزش­هایی دیگران است. امام صادق (علیه السلام) در فرمایش گهربارشان یکی از مهمترین اوصاف آنها را چنین برمی شمارد که نسبت به لغزش های برادرانش لطیف است؛ یعنی مهربان و آسان گیر و بدنبال نقص ها نیست. چرا که اگر چنین صفتی را دارا باشی، نشان دهنده جهنمی بودن نفس توست.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 400 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۸/21 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   حقوق اعضای خانواده‌ی آسمانی نسبت به یکدیگر گذشتن از لغزش‌ها چند نکته بسیار مهم در موضوع گذشت، قابل ذکر است. که توجه به آن­ها، حتماً کمک شایانی در چشم‌پوشی از خطاهای دیگران، خواهد نمود. اول اینکه، ما می‌دانیم که چهارده معصوم، تنها انسان‌هایی هستند که در اوج پاکی و معصومیت قرار دارند، هیچ انسانی توان رسیدن به چنین مقامی را ندارد. همه‌ی ما در معرض انواع گناهان کبیره و صغیره بوده و هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند که من به گناهی (چه ظاهری و چه باطنی) مبتلا نشده‌ایم. حتی قرآن کریم در توصیف متّقین که از اصحابِ یقین هستند. می‌فرماید: «وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ...؛ کسانی که اگر گاهی به فحشایی مبتلا شدند، یا ظلمی به نفس خود وارد کردند...». (سوره آل عمران/ آیه 135) بنابراین حتی کسانی که جزء متقین در نگاه الله هستند، نیز، ممکن است به فحشا (ظاهری یا باطنی) مبتلا گردند. بنابراین هرگز صدورِ گناهی از دیگران، نباید آنان را از چشم ما بیندازد. این یک قاعده‌ی کلی است و همه‌ی انسان‌ها را در بر می‌گیرد، امّا مؤمنان و نزدیکان و دوستان ما، بیشتر باید مورد گذشت و عفو ما قرار بگیرند. توجه داشته باشیم، که برائت جستن از عمل یک نفر، ضروری و لازم است، امّا برائت جستن از خودِ او عملی است که انسان را از حرکت به سوی الله باز می‌دارد و کاملاً نهی شده است. از کنار لغزش‌های دیگران، نرم و آرام عبور کن... نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در  صفات المؤمن فرمودند؛ «لَطیفٌ عَلى أخیهِ بِزَلَّتِهِ، ویَرعى ما مَضى مِن قَدیمِ صُحبَتِهِ؛ مؤمنِ حقیقی، نسبت به برادر مؤمنش، در لغزش‌هایش، لطیف (آسان گذرنده) است، و مراعاتِ روابطِ قدیمی را می‌کند». عموماً انسان مؤمن، در هنگام لغزش برادرانش، با تندی، غرور، قطع ارتباط، پرخاش و ... برخورد نمی‌کند. بلکه کاملاً نرم و آسان از کنار لغزش های آنان می‌گذرد. چنین انسانی همیشه، حقِ دوستی و روابط قدیمی‌اش را رعایت می‌کند و با کوچکترین مشکلی، بر روی رفاقت‌های قدیمش، خط بطلان نمی‌کشد، در روایت آمده است؛ «إنَّ اللّه َ تَعالى یُحِبُّ حِفظَ الوُدِّ القَدیمِ؛ خداوند، حفاظت از دوستی‌های قدیمی را دوست می‌دارد». از سوئی رعایتِ حرمتِ رفاقت‌های قدیمی بسیار واجب است و هر چه این دوستی‌ها، قدیمی‌ترند، حفظ حرمت‌شان نیز، واجب‌تر است. قرآن تأکید کرده است، که شیاطین، حتماً تلاش می‌کنند و ارتباطات شما را بر هم خواهند زد. این شما هستید که باید ذهن خودتان را کنترل کرده و افکار منفیِ تولید شده توسط آنان را نپذیرید. تنها در همین صورت است که قادر خواهید بود، روابط دوستی خود را حفظ کنید. سخت نگیریم، تا بر ما سخت نگیرند... امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «عَلَیكَ بِمُداراةِ النّاسِ وإكرامِ العُلَماءِ وَالصَّفحِ عَن زَلّاتِ الإِخوانِ، فَقَد أدَّبَكَ سَیِّدُ الأَوَّلینَ وَالآخِرینَ بِقَولِهِ صلى الله علیه و آله: «اُعفُ عَمَّن ظَلَمَكَ، وصِل مَن قَطَعَكَ، وأعطِ مَن حَرَمَكَ؛ بر تو باد مدارای با مردم (با خشونت و تندی رفتار نکنید) و تکریم علما، و گذشتن از لغزش برادرانت ... همانا پیامبر، این ادب را به تو می‌آموزد که، 1- از کسی که بر تو ظلم کرده، گذر کن. و با کسی که با تو قطع رابطه کرده، ارتباط برقرار کن. و به هر که از تو دریغ داشت. عطا کن. عدم سخت‌گیری، تندی، مچ‌گیری، پرخاشگری، مقابله به مثل و ... انسان را به روحیه‌ی مدارا موفق می‌دارد. انسانی که اهل مداراست، به نعمتی دست پیدا می‌کند که آن هیچ قیمتی ندارد. و آن نعمت مدارای حضرت عزرائیل، ملائکه و اهل آسمان با او از لحظه تولدش به برزخ تا به بعد است. برای شاد زیستن در دنیا، شاد مُردن و شاد زیستن ابدی، باید اهل مدارا بود. باید لغزش‌های دیگران را ندید، باید از اشتباهاتشان عبور کرد. کسانی که اهل مُچ‌گیری، دخالت، تندی، خشونت، سخت‌گیری و ... با دیگران هستند، قطعاً مرگِ آسانی ندارند، و زندگی برزخی شادی را تجریه نخواهند کرد. ما باید بیاموزیم با دیگران همانگونه رفتار کنیم که دوست داریم قیامت با ما برخورد کنند. اگر دوست داریم زود از ما راضی شوند و زود عذرمان را بپذیرند، در همین دنیا باید عذرپذیر بوده و دیگران را زود ببخشیم. ما هیچ دارایی‌ از خودمان نداریم، هر چه هست از خداست... اگر کمالاتی از ما سر می‌زند، فقط تجلی خداست ما هیچ نیستیم، چگونه می‌توانیم عذر دیگران را نپذیریم؟ انسانی که اهل عفو و مغفرت شده باشد، به یقین در زمره‌ی کسانی خواهد بود که با مغفرت خداوند، به نجات می‌رسند. اکرام علما، احترام و تکریم دانشمندان، خصوصاً علمای دین، واجب است و کوچکترین بی‌حرمتی در قبال علما، قطعاً سعادت آخرتی انسان را نابود می‌کند. «وَالصَّفحِ عَن زَلّاتِ الإِخوانِ؛ صفح در لغت به معنای گذشتن کریمانه، ندیدن عیوب دیگران، و رد شدن از کنار آنان، است. هر انسان، چندین برابر نسبت به عیوبش صاحبِ خوبی‌هایی است که باید آن­ها را ببینیم. این مسئله در مورد اعضای خانواده، بیشتر صدق می‌کند. اشتباهات دیگران، هرگز نباید مانعِ مهرورزی و محبتِ ما نسبت به آنان شود. کلمه‌ی صفح، در حقیقت به این موضوع اشاره می‌کند که حتی اشتباهات و ظلم‌های دیگران را به رویشان هم نیاوریم و زیبا از کنار بدی‌هایشان درگذریم. زیرک‌ترین انسان­ها، کسانی هستند که اهل تغافل و تجاهل هستند. یعنی خود را در جهنم دنیا سالم نگه داشته و در آتش‌هایی که از دیگران صادر می‌شود، نمی‌سوزند. خداوند عاشق بنده‌ای است که آنقدر از ارتباط با آسمان سرشار است که خودش را به آدم‌های زمین مشغول نمی‌کند. و به عشق، معشوق‌های آسمانی‌اش، خودش را در جهنم وجود دیگران، متوقف نمی‌سازد. بوسه‌های اهل آسمان، به قدری برای او می‌ارزد، که زیبا از کنار آتش‌های دیگران می‌گذرد، بدون آنکه لحظه‌ای تن به این آتش‌ها بسپارد. صفح از گناهان دیگران، پایانی دارد، به عظمتِ صفح خداوند از گناهان ما... آیا این پایان، به یک عمر صبوری نمی‌ارزد؟   «والحمدلله ربّ العالمین»   

صوت

1 - گذشتن از لغزش های دیگران

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4032
زمان انتشار: 21 نوامبر 2015
| | | | |
امر به معروف و نهی از منکر

خانواده آسمانی ۳۹9 ، ۱۳۹۴/۰۸/14

امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر، در حقیقت، علامتِ عشق انسان‌ها به یکدیگر است، و به هیچ وجه به معنای تجسس و دخالت در امور یکدیگر نیست، بلکه حساسیت انسان را به سعادت انسان های دیگر نشان می‌دهد. درست مانند پدر و مادری که دائماً از فرزندشان مراقبت می‌کنند تا بواسطه‌ی جهل و عدم توانایی شان، به سعادت و سلامت دنیا و آخرت‌شان آسیب وارد سازند.

جملات ناب در این جلسه:  نهی از منکر یکی از واجبات مهم الهی و از حقوق ضروری اعضای خانواده آسمانی به یکدیگر است که ضامن سلامت و سعادت جامعه است. امر به معروف یعنی عشق انسان­ها به یکدیگر؛ امر به چیزهایی که برای سعادت و سلامت دنیا و آخرتی من ضروری است که خداوند امر به آن­ها کرده و منکر به چیزهایی گفته می شود که برای حرکت به سمت هدف زندگی مان و تأمین حیات دنیائی و آخرتی­مان ضرر داشته باشد.  به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹9 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۸/14 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   روابط اعضای خانواده آسمانی با یکدیگر امر به معروف و نهی از منکر منکر؛ به معنای، عمل زشتی است که از ارتکاب به آن، نهی شده‌ایم. از آنجا که روحِ انسان، درست مانند بدن او، ساختاری کاملاً ریاضی است؛ هر آنچه که با این ساختار، هماهنگی و سازگاری ندارد، برایش خطری محسوب شده که از آن به عنوان منکر، تعبیر می‌کنند. در حقیقت، منکر، عملی است، که سلامتِ روح را تهدید کرده و آرامش و شادیِ آن را سلب می‌کند. شادی و آرامشِ انسان، با عواملِ خاصی تأمین شده و استمرار می‌یابد. این گونه نیست که انسان قادر باشد در هر شرایطی خودش را شاد و آرام نگه دارد. از سویی، شادی و آرامش، ملاک و مبنای سلامت روح است، و عدم شاد و آرام بودن انسان، هم یک بیماری ریشه‌ای برای روح است و هم گناه محسوب می‌شود. شادی و آرامش، در گروی تنظیم صحیح ورودی‌ها و خروجی‌های نفس انسان است، لذا نمی‌توان با هر نوع ورودی، به شادی و آرامش دست یافت، درست مانند سلامت بدن که در گروی تغذیه‌ی صحیح آن است و استفاده از مواد تغذیه‌ایِ ناسالم و مضر، سلامت آن را تهدید می‌کند. بنابراین با توضیحات بالا درمی‌یابیم که امر به معروف، به معنای امر به چیزهایی است که برایِ سلامتِ روح و تأمین شادی و آرامش آن ضروی می‌باشند و انسان را به سعادت حقیقی می‌رسانند. و نهی از منکر، نهی از اموری است که سلامتِ روح را به خطر انداخته و او را از رسیدن به حقیقت باز می‌دارند. لذا کاملاً واضح است که امر به معروف و نهی از منکر، برای رسیدن به سعادت حقیقی، عملی واجب و ضروی است، به طوری که هیچ عملی، برای حفظ سعادت جامعه، به پای آن نمی‌رسد. امر به معروف و نهی از منکر، در حقیقت، علامتِ عشق انسان‌ها به یکدیگر است، و به هیچ وجه به معنای تجسس و دخالت در امور یکدیگر نیست، بلکه حساسیت انسان را به سعادت انسان های دیگر نشان می‌دهد. درست مانند پدر و مادری که دائماً از فرزندشان مراقبت می‌کنند تا بواسطه‌ی جهل و عدم توانایی شان، به سعادت و سلامت دنیا و آخرت‌شان آسیب وارد سازند. امر به معروف و نهی از منکر در جامعه مانند منعِ استعمال سیگار در اماکن عمومی است، درست است که سیگار کشیدن، عملی شخصی است، اما استعمال آن در حضور دیگران، مسبّب آسیبِ به دیگران می‌باشد. لذا کسی نمی‌تواند به چنین قانونی اعتراض نموده و آن را مخالفِ آزادیِ انسانی بداند. هر گناهی که سبب آسیب به جامعه می‌گردد، نیز، مشمولِ همین قانون است. به عنوان مثال، گناه بدحجابی که آسیب‌های جدّی بر پیکره‌ی جامعه وارد می‌سازد، قطعاً باید مورد کنترل قرار گیرد. و این مسئله درست مانند منع مصرف دخانیات در جامعه، اصلاً با حفظ آزادیِ انسان، مغایرت ندارد. پدر و مادری که اساساً به نوع ورودی‌ها و خروجی‌های نفسِ فرزندان‌شان توجهی ندارند، در حقیقت، او را تنها به اندازه‌ی مسائل محدود حیوانی دوست داشته و سعادت ابدی فرزندان‌شان، اهمیتی در نگاه آنان ندارد. پدر و مادر عاقل و زیرک، کسانی هستند که خط قرمز‌های زندگی خانوادگی خود را براساس واجبات و محرماتِ خداوند ترسیم می‌کنند.   امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «مَن رأى أخاهُ عَلى أمرٍ یَكرَهُهُ فَلم یَرُدَّه عَنهُ وَ هُو یَقدِرُ علَیهَ فقد خانَهُ؛ هر که برادرش را در حال ارتکاب امر ناپسندی ببیند، و بداند که می‌تواند جلوی او را بگیرد، اما این کار را انجام ندهد، خیانت نموده است». دوست داشتن حقیقی، توجه به سلامت و سعادتِ ابدیِ دیگران است، نه کنار آمدن با هر شرایطی، به بهانه‌ی دلسوزی و محبت. هر گونه کوتاه آمدن در مقابل کسی که در حال ارتکاب منکر است و انسان احتمالِ اثر می‌دهد، قطعاً خیانت در حق او و در حق دیگران محسوب می‌شود. علاوه بر این، کوتاه آمدن ما، سبب می‌شود، گناه او را در نامه‌ی عمل ما هم می‌نویسند، یعنی نفس ما نیز، به آن میزان، تأثیر می‌پذیرد. ما حق نداریم، کسی را بیشتر از الله دوست بداریم و به خاطرِ محبتِ کاذبِ به او، با گناهی که مرتکب می‌شود، کنار بیاییم. اما فراموش نکنیم که ما باید فنونِ امر به معروف و نهی از منکر را بشناسیم و به هیچ وجه با تندی و یا قوانین سخت، کسی را وادار به انجام واجبات و یا ترک محرمات نماییم، زیرا قطعاً تأثیراتِ منفی آن، از نتیجه‌ی مطلوبش بیشتر خواهد بود. فراموش نکنیم که شرط اول و اساسیِ انسان برای ورود به امر معروف و نهی از منکر، آن است که انسان، احتمالِ اثر در فرد مقابل بدهد، در غیر این صورت امر به معروف و نهی از منکر جایز نیست، و انسان باید در مورد روابط خودش با فرد مورد نظر، تجدید نظر نماید. اما اگر انسان، احتمال می‌دهد که می‌تواند دیگران را از جهنم برهاند، و به این عمل تن ندهد، خیانتی بزرگ را مرتکب خواهد شد. به عنوان مثال، مضرّاتِ شبکه‌های اجتماعی، امروزه گریبانگیر زندگی‌های مردم شده و حیاء و عفتِ جامعه را مورد حمله قرار داده‌اند. باید برای آگاهی مردم تلاش کنیم و آنان را از گرفتار شدن در منجلابی که زائیده‌ی دست شیطان است برهانیم... . «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - امر به معروف و نهی از منکر

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3950
زمان انتشار: 8 نوامبر 2015
| | | | |
دیدن ضعف های خود قبل از دیدن عیوب دیگران

خانواده آسمانی ۳۹8 ، ۱۳۹۴/۰۸/۰۷

دیدن ضعف های خود قبل از دیدن عیوب دیگران

باید مراقب قضاوت‌هایمان در مورد دیگران باشیم. دیدن عیوبی از دیگران که در خودِ ما هم وجود دارد، در حقیقت نشاندهنده‌ی وضعیتِ منفی ما در مسیر حرکت به سوی الله است، و هشداری جدّی است که ما را به خودمان خواهد آورد. باید بیاموزیم، دائماً به خاطر ستّاریت خداوند، شکرگزاری کنیم. ستّاریتِ او، که باطنِ مارا پوشانده و بی نهایت از گناهانِ ما را بخشیده است.

جملات ناب در این جلسه:  شیطان همیشه ما را مشغول دیدن ضعف و عیوب دیگران و از عیب های خودمان غافل می کند یعنی شب و روز غصه های دیگران را برای ما بزرگ نشان می دهد. این شخص قطعاً دچار خودفراموشی شده و در نهایت خدا را فراموش خواهد کرد. برای اینکه بخواهیم بدی های دیگران را نبینیم به ضعف های خودمان توجه کنیم. در اینجاست که آرامش بدست میاریم. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹8 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۸/۰۷ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ستّار باشیم ... مثل خدا انسان‌های زیرک و عاقل، هرگز در دعاهای خاص و حالت‌های ویژه‌ی خود، طلب کردن را از خودشان آغاز نمی‌کنند؛ بلکه از پوسته‌ی نفس خود خارج شده و ابتدا برای دیگران دعا می‌کنند. بدبخت‌ترین انسان‌ها، کسانی هستند که به قدری درگیر نفس خودشان اند که می‌توانند عیوب دیگران را در ذهن‌شان نگه دارند، و آنها را بازگو کنند. کسانی که گناهان و عیوب خود را نمی‌بینند و دائماً در جستجوی ضعف‌ها و ایرادهای دیگران اند. حال آنکه خداوند همواره با ستّاریت ویژه‌ی خود، عیوب آنان را پوشانده است. وقتی انسان‌، از نعمت ستّاریت خداوند بهره می‌برند، وظیفه دارند عیوب دیگران را نیز بپوشاند. اگر کسی بتواند با زیبایی‌ها و خوبی‌های انسان‌های پیرامونش زندگی کند، همواره شاد و آرام خواهد زیست. همه‌ی انسان‌ها ضعف‌ها و قوّت‌های گوناگونی دارند. هنر آنجاست که ضعف‌های خودمان و زیبایی‌های دیگران را ببینیم. در این صورت دائماً در حال بررسی خودمان و رفع نواقص باطنی‌مان بوده و از چون و چراییِ دیگران باز خواهیم ماند. تنها با چنین نگاهی است که قادریم به سمت الله حرکت نموده و روز به روز به او نزدیک ‌تر شویم. قهر، جدایی، حسادت، بدگویی، بدخواهی، زودرنجی، غیبت و ... همه و همه نشانه‌ی ضعف های انسان هستند. چنین صفاتی نشان می‌دهند، که انسان ارتباطات عمیق و عاشقانه‌ای با آسمان ندارد که نمی‌تواند تلخی‌های زمین را تحمل کند. تنها کسی قادر است ضعف‌ها و ناملایمات دیگران را تحمل کند، که آرامش و عشق را از لابه لای رفاقت‌هایش با اهل آسمان دریافت کند. فرشتگان، به تمام قوانین و ریاضیات عالم آگاه اند، و تشویق آنان، نشان می‌دهد که چنین فردی دقیقاً مطابق با ریاضیات عالم، در حرکت است و مسیر او در نهایت به الله می‌رسد. این تشویق، در حقیقت، گزارش مثبت از سوی فرشتگان، از وضعیت‌ ما بر روی صراط است. باید مراقب قضاوت‌هایمان در مورد دیگران باشیم. دیدن عیوبی از دیگران که در خودِ ما هم وجود دارد، در حقیقت نشاندهنده‌ی وضعیتِ منفی ما در مسیر حرکت به سوی الله است، و هشداری جدّی است که ما را به خودمان خواهد آورد. باید بیاموزیم، دائماً به خاطر ستّاریت خداوند، شکرگزاری کنیم. ستّاریتِ او، که باطنِ مارا پوشانده و بی نهایت از گناهانِ ما را بخشیده است. تمام هنر یک انسان، آن است که بتواند مثل خدا ستّار شده و از عیوب دیگران بگذرد. ما نمی‌دانیم که آبروی دیگران در نزد خداوند، چه مقدار است. چه بسا کسانی که ما عیوب شان را در ذهن نگه می‌داریم و یا کسانی را که اهل فحشا می‌دانیم، با همه‌ی فحشاهای ظاهری‌شان در نزد الله از ما، گرامی‌تر باشند. کدام دعا، حتماً مستجاب می‌شود؟ شخصی به نام ابراهیم بن هاشم تعریف می‌کند؛ عبدالله بن جُندَب را در موقِف دیدم (در حالت ایستاده به دعا) که تا کنون ایستادنی به این زیبایی ندیده بودم. یکسره دستانش را به سوی آسمان بالا برده و اشک‌هایش بر گونه‌هایش سرازیر می‌شد و به زمین می‌رسید، چون مردم به راه افتادند، به او گفتم، ای ابا محمد، ایستادنی به زیبایی ایستادن تو ندیده بودم. پاسخ داد: به خدا سوگند جز برای برادرانم دعا نمی‌کردم، زیرا امام کاظم «علیه‌السلام» فرمود: هر که در نبودِ برادرش، برای او دعا کند. از عرش به او ندا می‌دهند، برای تو صدهزار برابرِ آن است، لذا ناخوش داشتم که صدهزار دعای مستجاب را برای یک دعا (دعا برای خودم) که نمی‌دانم مستجاب می‌شود یا نه، واگذارم... زیباست اگر قلب انسان برای کسی بلرزد و برای او به دعای مضطرانه، دست بلند کند... اگر انسان بیاموزد که خودش را به جای دیگران گذاشته و آنان را درک کند، می‌تواند به دعایی حقیقی و مستجاب برای آنان دست پیدا کند، علاوه بر اینکه، خیرات این دعا برای خودش نیز چندین برابر شخصی است که برایش دعا نموده است. فراموش نکنیم که دعای انسان در حق خودش، ممکن است با موانعی مثل گناهانش برخورد کرده و به هدف نرسد، امّا دعای در حق دیگران، به طور یقین مستجاب است؛ زیرا این دعا، از زبانی برآمده است که شخص با آن گناه نکرده است. این دعا معجزه می‌کند. هم برای او و هم برای ما. چه تجارتی است رسیدن به مقامی که هم برای دیگران اعجاز در پی دارد، هم برای خودمان... انسان‌های کوچک، کسانی هستند که ایرادها را در قلب خود نگه می‌دارند، به دنبال تلافی هستند و نمی‌توانند از دیگران بگذرند. انسان‌های بزرگ، آنان اند که حاضراند از درجات بهشتیِ خودشان بکاهند، امّا دیگران را شفاعت کرده و از جهنم برهانند. چنین کسانی در عاشقانه‌ترین خلوت‌هایشان، دیگران برای طلب خیر، پیش می‌اندازند، و همواره به دنبال جلوتر بردن دیگران و هُل دادنِ آنان به سمت بهشت هستند. برای خارج شدن از خودمان باید تمرین کنیم... خروج از خود، پروازهایی بلند و روزهایی نو را برایمان رقم خواهد زد. لذّاتی را که تاکنون نچشیده‌ایم... تا وقتی درگیر «من» وجودی‌مان و اثبات این «من» هستیم، پروازی برایمان رخ نخواهد داد. انواع حسادت‌ها، رقابت‌ها، چشم و هم چشمی‌ها و ... زنجیرهای انسان به زمین هستند، این زنجیرها را باید با تکرار و تمرین‌های مداوم به مدد اهل آسمان، پاره کنیم. ...   «والحمدلله رب العالمین»

صوت

1 - دیدن ضعف های خود قبل از دیدن عیوب دیگران

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3949
زمان انتشار: 8 نوامبر 2015
| | | | |
فوائد دعا در حق دیگران

خانواده آسمانی ۳۹7 ، ۱۳۹۴/۰8/07

فوائد دعا در حق دیگران

دعا کردن در حق دیگران در حقیقت، خارج شدن انسان از نفس خودش برای انسان‌های دیگر و از علائم جذب اسم رحمان است. وقتی انسان در محضر الله و اهل آسمان حضور می‌یابد، و به جای اینکه تمام برکاتی را که در این حضور، بر وی نازل می‌شود، برای خودش طلب کند، برای دیگران خواسته و آرزو می‌کند.

جملات ناب در این جلسه:  دعا در حق دیگران و مقدم داشتن نیاز دیگران یعنی خارج شدن از خود، یعنی من به فکر دیگران هستم، غصه دیگران را دارم، شادی و سرنوشت دیگران برایم مهم است، و آنقدر دعا کردن دیگران قشنگ است که انسان مورد ستایش فرشتگان قرار می گیرد، به صفت رحمان و رحیمیت می­رسد و تشبه به الله پیدا می­کند.    به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹7 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰8/07 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   دعا کردن برای یکدیگر دعا کردن برای یکدیگر، از جمله صفات بسیار نیک، سازنده، مؤثر و لازم است. می‌دانیم که هدف از خلقت انسان، تشبّه به خداوند تبارک و تعالی است. و مهمترین صفت خداوند که مادر تمام اسماء اوست رحمانیت (مهربانی) او می‌باشد. به این رحمت الله، وقتی همه‌ی موجودات را در بر می‌گیرد، واژه‌ی رحمانیت اطلاق می‌گردد و زمانی که مشمول مؤمنان و دوستانِ خاص خداوند است، از آن به رحیمیت یاد می گردد. اما هر دوی آنها، رحمتِ خداوندند، رحمتِ عام و رحمتِ خاص. اسم رحمان خداوند، به قدری عظیم است که می‌توان از آن به جای «الله» نیز استفاده نمود؛ «قُلِ ادْعُواْ اللَّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَنَ أَیًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى؛ چه الله را بخوانید و چه رحمان را (تفاوتی ندارد)، او صاحبِ اسماء نیکوست...» (سوره اسرا/آیه 110) همه‌ی اسماء خداوند، از اسمِ رحمان خداوند سرچشمه می‌گیرند، بطوری که این اسم، ریشه و مادر، همه‌ی اسماء خداوند است. رحمت خداوند همه‌ی موجودات و مخلوقات را در بر گرفته است و همه‌ی مراتب عالم، جلوه‌های رحمانیت و رحیمیت خداوند هستند. اگر هدف انسان، تشبّه بیشتر به الله است، باید روز به روز از درجات خشونت، تندی، تیزی و بدخلقی‌های نفس خود کاسته و بر سطح مهربانی و رحمانیّتش اضافه کند. هر چقدر به میزان مهربانی شخصی افزوده شده و از سطح خشونت‌های نفس او کم می‌شود، سرعت او در حرکت به سمت الله بیشتر شده و روز به روز به الله شبیه‌تر می‌شود. زیرا او بستر دریافت اسم‌های دیگر الله را که همان صفت رحمانیت خداوند است، دریافت نموده است. گاهی اوقات، میزان مهربانیِ انسان، به اندازه‌ای است که قادر به دریافت تنها دو یا سه اسم از اسماء خداوند است، زیرا سطح مهربانیِ نفس او، تحملِ دریافت اسماء بالاتر را ندارد. به عنوان مثال دریافت اسم «عفوّ» خداوند درجه‌ی مهربانی بالایی را می‌طلبد، و یا اسم «غفور» خداوند به سطح مهربانی بالاتری از اسم «عفوّ» نیاز دارد. فراموش نکنیم، کسانی که به صفت «بُخل» مبتلا هستند، در اوج دوری از الله دست و پا می‌زنند. انسان هایی که نمی‌توانند به دیگران محبت کنند. با زبانشان، نیش می‌زنند، دیگران را می‌دَرند، به دیگران حسادت دارند، نسبت به دیگران متکبّر و خودبرتربین هستند. زودرنجی‌ها و حساسیت‌های بی‌مورد دارند، به شرایط زیستیِ جهنم شبیه‌ترند، تا به شرایط سلامتِ بهشت. خروج از پوسته‌ی حیوانی بوسیله‌ی دعا برای دیگران خداوند بزرگ به عنوان تنها ربّ (مربّی) عالم، دین و احکام و قوانین آن را، برای رسیدن انسان به هدف خلقت، وضع نموده است. نظام طریقتی و اخلاقی دینِ اسلام به گونه‌ای طراحی شده است، که هر چه قدر انسان از آن بیشتر تبعیّت می‌کند، به خداوند بیشتر شبیه می‌شود، و هر چقدر در مقابل احکام دین، مقاومتِ بیشتری نشان می‌دهد، از الله دورتر شده و به شرایط زیستیِ جهنم شبیه‌تر و نزدیک‌تر می‌شود. گاهی، یک مقاومتِ انسان در اجرای یک حکم، سبب می‌شود، بقیه‌ی زحمات انسان هدر رفته و سایر اطاعت‌ها و رعایت‌هایش، نتواند او را به سلامتِ مورد نیاز بهشت، رسانده و از جهنم برهاند. اصرار روی یک گناه، خوبی‌ها و زحمات انسان را هدر می‌دهد. لذا بزرگان دین، توصیه کرده‌اند که انسان به یک عمل خیر، دائماً استمرار بورزد، تا اگر در مواقعی لغزش پیدا کرد، این استمرار خیر، سبب نابودیِ لغزش او گردد. مثلاً استمرار در وضو، استمرار در استفاده از انگشتر عقیق و ... . از سویی استمرار در یک گناه، نیز در حقیقت به همراه داشتن دائمیِ آتش است. مثل استمرار در استفاده از انگشتر طلا در آقایان، استمرار بدحجابی و ... کسی که تلاش می‌کند با استمرار اعمال نورانی و خیر به سمت الله حرکت کند، در حقیقت مانند کسی است که سوارِ بر کشتی نجات شده و به سمت ساحل در حرکت است. حال اگر در این کشتی، ناخواسته دچار لغزش‌هایی گردد، باید خسارتِ مربوط به لغزش را بپردازد، اما حرکت او به سمت ساحل متوقف نمی‌گردد. اما اگر جریان عمومی حرکت انسان رو به الله نباشد. یعنی در کشتی نجات حاضر نشده است، لذا اساساً به سمت هدف خلقت در حال حرکت نیست، و در این مسیر اعمال خیر او نیز تباه خواهد شد. دعای در حق دیگران، و نیکو سخن گفتن از دیگران در زمان غیبت آنها، از جمله صفاتی است که سازندگی بسیاری در انسان ایجاد می‌کند، زیرا انسان را از پوست خودش خارج نموده و به الله نزدیک‌تر می‌کند. کسی که می‌تواند به غیر از خودش، به سعادت، سلامت، شادی، خوشبختی و ... دیگران فکر کند، لحظه به لحظه بیشتر به الله شبیه‌تر و نزدیک‌تر می‌شود، زیرا دائماً مثل الله در حال خروجی برای دیگران است. امّا کسانی که دائماً در محدوده‌ی خود و خانواده‌ی خود فکر می‌کنند و تمام دغدغه‌هایشان در همین محدوده، محصور می‌شود. انسانهایی بسیار کوچک و محدود بوده و به جهنم نزدیک‌تر اند تا الله. انسان‌های سخت‌گیر و بی‌گذشت که در دیدن عیوب دیگران ریزبین هستند، امّا ایرادهای خودشان را نمی‌بینند، بسیار بسیار از الله فاصله دارند، زیرا دائماً در نفس خود دچار تنگی و فشارند، و اصلاً به وسعت نفس نرسیده‌اند. انسان هایی که بسیار منظم و مرتب اند به طوری که تغییراتی هر چند کوچک در پیرامون‌شان، آرامش آنها را بر هم می‌زند، فشارِ نفس بالایی داشته و اساساً از الله و وسعتِ الله، بسیار بسیار فاصله دارند. دعا کردن در حق دیگران در حقیقت، خارج شدن انسان از نفس خودش برای انسان‌های دیگر و از علائم جذب اسم رحمان است. وقتی انسان در محضر الله و اهل آسمان حضور می‌یابد، و به جای اینکه تمام برکاتی را که در این حضور، بر وی نازل می‌شود، برای خودش طلب کند، برای دیگران خواسته و آرزو می‌کند. فرشتگان، را نیز به وجد می‌آوری؛ اگر ... امام زین العابدین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: ملائکه وقتی می‌نگرند؛ مؤمنی دل نگران مؤمن دیگر است و در غیاب او برایش دعا می‌کند، و یا در حال بازگوی خوبی‌های اوست، می‌گویند؛ تو چه برادر خوبی، برای برادر مؤمنت هستی... دعا نمودی برایش، درحالیکه او غایب بود و از او به نیکی یاد کردی، خداوند دو برابر آنچه را که برای برادرت خواستی به تو عطا کرد و دو برابر او، از تو تعریف نمود، و اکنون تو از او بهتر شدی. و اگر ملائکه ببینند کسی پشت سر دیگری در حال نفرین و یا غیبت است، می‌گویند؛ چه بد برادری برای او هستی. ای کسی که خداوند عیب‌هایت را پوشانده، زبانت را نگه دار و حیا کن از فاش کردن عیوب دیگران و خدا را به خاطر ستّاریتش شکر کن. فرشتگان، صاحبانِ قدرت در عالم­اند و به اذن خداوند تمامِ امور عالم را اداره می‌کنند. حتی حرف زدن‌های ما، دیدن‌های ما، حفظ تعادل ما، و ... نیز بر عهده‌ی فرشتگان است. نقش فرشتگان در عالم به قدری عظیم است که خداوند، چندین فرشته را در شبانه روز برای مراقبت و محافظت از ما، می‌گمارد. عدم تمرکزِ ما به نقش فرشتگان «عِبادٌ مُکرَمُون» در عالم، سبب می‌شود که ما از آنها و یاری‌های مداوم آنها غافل شده و اساساً هیچ انس و رفاقتی میان ما و آنان برقرار نمی‌گردد. و ما زمانی، اوجِ خسارت چننی غفلتی را در می‌یابیم که دیگر، بسیار دیر شده است. تشویق فرشتگان، تنها یک تشویق لسانی (زبانی) نیست، بلکه رضایت فرشتگان، همان رضایتِ خداوند است. و رضایت الله، اوجِ دارایی‌های انسانیِ یک انسان است. اینکه در نماز شب، توصیه شده برای چهل مؤمن دعا کنید، فقط به منظور خروج از خود، و جلبِ نگاهِ آسمان و تشبّه به الله است. و امّا ملائکه اگر کسی را نفرین کنند، صرفاً یک نفرین زبانی نیست؛ بلکه چنین شخصی مورد لعن خداوند نیز خواهد بود. اینکه انسان که خودش سرشار از عیب است و خداوندِ ستّار، عیوب او را پوشانده است، شروع به فاش کردن عیب‌های دیگران ‌کند، گرفتار آتش سوزاننده خودش خواهد شد.   «والحمدلله رب العالمین»  

صوت

1 - فوائد دعا در حق دیگران

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3886
زمان انتشار: 25 اکتبر 2015
| | | | |
غنیمت شمردن فرصت ها

خانواده آسمانی ۳۹6 ، ۱۳۹۴/۰7/30

غنیمت شمردن فرصت ها

عزاداری‌ها، نیازهای ما برای عاشقی اند، نه نیاز اهل آسمان. امّا فراموش نکنیم که اگر در هیاهوی سبک عزاداری‌ها، ذهن ما از توجه به مصیبت اعظم (فقدان متخصص معصوم) جا بماند، عزاداری‌های ما فایده‌ای ندارد. اساسِ نهضت عاشورا فقط و فقط برای رسیدنِ ما به حسینِ زمانمان به پا شده است، اما قرن‌هاست، که حسینِ زمان در لابه‌لای عزاداری‌ها گم شده است.

جملات ناب در این جلسه:  دوران غیبت، قشنگ­ترین فرصت زندگی برای ارتباط و انس با امام زمان (علیه­ السلام) است. بعد از ظهور آنچه که ما را به حسرت میاندازد و می­کُشد از دست دادن فرصت دوستی و خدمت به ایشان است. همان­طور که بهشتیان حسرت بودن در دنیا دارند چون می دانند که بهشت در دنیاست. لذا فرصت­های الان خیلی مهم است که بعد از ظهور گیرمان نمی آید.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹6 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۷/۳۰ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   در ابتدای بحث سؤالی جدی مطرح است، که لازم است هر کدامِ ما آن را از خودمان بپرسیم؛ در جلسات گذشته، ما با حقوق اعضای خانواده‌ی آسمانی نسبت به یکدیگر آشنا شدیم (خیرخواهی، حفظ الغیب، انصاف و ...). آیا ما این حقوق را در حق امام زمان (علیه السلام) رعایت می‌کنیم؟ همه‌ی ما باید حداقل، امام زمان‌مان (علیه السلام)  را به عنوان یک «مؤمن» دوست داشته باشیم و حقوق او را ادا کنیم. اینکه فکر کنیم حضرت در غیاب ‌شان از ما چه توقعی دارند؟ ما می‌دانیم که ایشان تنها دو صفت وفاداری و همدلی را از ما خواسته اند. باید برای رسیدن به این دو صفت تلاش کنیم. زمان غیبت امام زمان (علیه السلام) ، فرصتِ عشق بازی با ایشان و با همه‌ی اهل آسمان است، و اساساً فرصت زندگی ما، جز فرصتی برای عاشقی نیست. چرا ما هوس عشق بازی با آسمان به سرمان نمی‌ زند؟ چرا ما عطش رسیدن به بهشت، مشتاق‌مان نکرده است؟ چرا ما از این فرصتِ عاشقی، برای رفاقت با اشرافِ آسمان استفاده نمی‌ کنیم؟ پاسخ تمام این سؤالات یک جمله است؛ گناهان، ذائقه ما را کور کرده‌اند، گناهان، راهِ آرزوهای بلند را برای ما بسته اند. آنقدر انواع کمالات و افکار چهار بخش پایینی، ذهن ما را به خود درگیر کرده‌اند، که اساساً راه غیب را در وجود مان بسته‌ایم. هر چقدر درگیری و مشغولیتِ بخش‌های پایینی در انسان زیادتر باشد، ذهن و قلبِ انسان از پرداختن به آسمان عاجزتر می‌شود. دنیا، فرصتِ عاشقی است... قدر این حجله‌گاه را بدانیم، حتماً روزی حسرتش، ما را به خود مبتلا خواهد کرد. عصر غیبت، زمان حفظ حرمتِ امام زمان (علیه السلام) در زمان نبودن اوست. تمام سرمایه‌ی ما در زمان غیبت همین دو عامل است؛ وفاداری به امام زمان؛ و تلاش همدلانه برای رفع موانع ظهور. براستی! دل ما چقدر درگیر امام زمان (علیه السلام)  است.... چقدر عاشقانه برایش دعا کرده‌ایم..... چقدر بی‌قرارِ دیدنش شده‌ایم..... چقدر برای آمدنش دویده‌ایم.... حسین زمان خودمان را پیدا کنیم... عزاداری‌ها، نیازهای ما برای عاشقی اند، نه نیاز اهل آسمان. امّا فراموش نکنیم که اگر در هیاهوی سبک عزاداری‌ها، ذهن ما از توجه به مصیبت اعظم (فقدان متخصص معصوم) جا بماند، عزاداری‌های ما فایده‌ای ندارد. اساسِ نهضت عاشورا فقط و فقط برای رسیدنِ ما به حسینِ زمانمان به پا شده است، اما قرن‌هاست، که حسینِ زمان در لابه‌لای عزاداری‌ها گم شده است. ما باید در لابه‌لای عزاداری‌ها، به دنبال یک روزیِ عظیم بگردیم؛ روزی انتقامِ امام زمان،(علیه السلام)  انتقامِ امام حسین (علیه السلام) ... باید آسمان حسِ انتقام را در دلِ ما تأیید کند، باید آسمان بر قلب ما، مُهرِ انتظار بزند، و اگر به اینجا برسیم، به عالی ترین درجه‌ی انسانی رسیده و با امیرالمؤمنین و هم‌درجه‌ی او محشور خواهیم شد. اولاً باید در شلوغی‌های عزاداری‌ها، تنهایی، غربت، آوارگی و اضطرار امام زمان (علیه السلام) را فراموش نکرده و ثانیاً به مردم این مصیبت اعظم را یادآوری کنیم. اینکه عزاداری‌های ما نمی‌تواند، موانع ظهور را رفع کند، نشان می‌دهد که ما چقدر از مقام یک عزادار حقیقی دور هستیم. باید تمرین کنیم مانند زُهیر واردِ چادر امام حسین‌مان (علیه السلام) شویم، ما باید از وهب نصرانی و مادرش قربانی دادنِ برای متخصص معصوم را یاد بگیریم، تا در لابه‌لای دلبستگی‌های زندگی از حسین‌ِ زمانمان جا نمانیم. ما باید در این عزاداری ها فریاد بزنیم که: حسین هزار و چهارصد سال پیش اکنون در عالی‌ترین مقامات بهشتی است... حسینِ ما کجاست؟ او را پیدا کنیم... هزاران مجلس برای حسین (علیه السلام) به پا می‌شود، اما اگر برای امام زمان (علیه السلام) حرفی برای گفتن نداشته باشد، هیچ فایده‌ای ندارد. عزادار باید به مقامی برسد که وقتی از خیمه‌ی حسین (علیه السلام) بیرون می‌آید، شروع به نقشه کشیدن برای رسیدن به چادر امام زمانش کند. یک عزادار حقیقی، حداقل کاری که باید برای امامِ زمانش بکند این است که به یک دعای مضطرانه دست پیدا کند به مقامی برسد که بتواند چند دقیقه برای امام زمانش گریه کند. ما باید در لابه‌لای عزاداری‌ها، بخش فوق عقلانی‌مان را به قدرت برسانیم، به شادی و آرامش .... در غیر اینصورت ما همواره گرفتار چهار بخش پایینی‌مان بوده و هرگز قلبی آرام، رها، شاد و خالی از دنیا و سرشار از آسمان نخواهیم داشت... نوع دعاهای ماست که قیمت ما را مشخص می‌کند ... در لابه‌لای عزاداری‌ها کمتر از امام زمان (علیه السلام) و پیوند با او چیزی نخواهیم ... «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - غنیمت شمردن فرصت ها

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3885
زمان انتشار: 25 اکتبر 2015
| | | | |
مومنین آینه تمام نمای هم هستند...

خانواده آسمانی ۳۹5 ، ۱۳۹۴/07/30

مومنین آینه تمام نمای هم هستند...

این یک تمرین است... تمرینی کاملاً جدی و کلیدی. اخلاص در دوستی و خیرخواهی از کلیدی‌ترین عوامل رهایی از دوزخ است. کمااینکه امام رضا (علیه‌السلام) در نامه‌ی خود به حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) فرمودند: اگر مؤمنی حتی نسبت به یک نفر خیرخواه نباشد، مورد نفرین من قرار می‌گیرد...

جملات ناب در این جلسه: آینه نشان دهنده ضعف ها و قوت های ماست. وقتی گفته می­شود مومن آینه مومن است؛ یعنی او را مثل خود می بیند. چون آدم خودخواهی نیست و همیشه به فکر برادرهای مومنش است و هیچ وقت نظرش را بر دیگران تحمیل نمی کند و لحظه ای دلش خالی از خیرخواهی نیست؛ یعنی آبرویش را حفظ می کند، در حضورش کاری که دوست ندارد را انجام نمی دهد و و در هر مجلسی که باشد برایش جا باز می کند.    به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹5 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۷/30 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   آینه‌ی مؤمنان دیگر باش... نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «المُؤمِنُ مِرآةٌ لِأَخیهِ المُؤمِنِ؛ یَنصَحُهُ إذا غابَ عَنهُ، ویُمیطُ عَنهُ ما یَكرَهُ إذا شَهِدَ، و یُوَسِّعُ لَهُ فِی المَجلِسِ؛ مؤمن آینه برادر مؤمنش است. در غیاب او (آبرویش را حفظ می‌کند) خیرخواه اوست و در حضورش، آنچه را ناپسند می‌دارد، از او دور می‌سازد و در مجلس برایش جای می‌گشاید». مرآت در لغت به معنای آینه است، وسیله‌ای که چهره‌ی دیگران را در خود نشان می‌دهد. آینه قطعاً در نبودِ کسی ایرادها و عیوبش را نشان نمی‌دهد. مؤمنان نیز در نبود برادر مؤمنشان هرگز عیبی از او را برملا نمی‌سازند، و به این حقیقت که حُرمت مؤمن از کعبه بالاتر است، یقین دارند. لذا به حرمت الله، اهل‌‌بیت و خودِ مؤمن، هرگز در غیاب او، نسبت به عیوبش پرده‌دری نمی‌کنند. اساساً نوع نگاه مؤمن به مؤمنان دیگر عادی نیست؛ بلکه او از دریچه‌ی نگاه الله و اهل آسمان را به مؤمنانِ دیگر می‌نگرد. لذا در غیبت او (عدم حضور او) دائماً به این فکر می‌کند که من چگونه می‌توانم حافظ منافع او بوده و برای او خیرخواهی نمایم. از سوئی در حضور او، هرگز عملی انجام نمی‌دهد که ناپسند برادر مؤمنش می‌باشد. چنین نگاهی، قطعاً بسیاری از اختلافات را از میان بر می‌دارد. با چنین نگاهی، انسان مؤمن، هرگز میلِ خودش را به کسی تحمیل نمی‌کند؛ بلکه سعی می‌کند همیشه فرصتِ انتخاب را به دیگران بدهد، و حرمت آنان را از امورات کوچک تا امورات بزرگ بسیار بسیار نگه می‌دارد. مؤمنان، با حضور مؤمنان دیگر در مجلسی، به سرعت برای او جای می‌گشایند و او را در جمع به گرمی می‌پذیرند. چگونه می‌توانیم آینه‌ی خالصی برای مؤمنان دیگر باشیم؟ نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «المُؤمِنُ مِرآةُ أخیهِ یُمیطُ عَنهُ الأَذى؛ مؤمن، آینه‌ی برادرش است، آسیب را از او دور می‌کند». در این راستا امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «ثَمَرَةُ الاُخُوَّةِ حِفظُ الغَیبِ، وإهداءُ العَیبِ؛ میوه‌ی برادری مؤمنان دو چیز است؛ به نیکی یاد کردن در غیب و هدیه کردن عیب‌ها». در فرمایش دیگری فرمودند: «مَنْ أبانَ لَكَ عَیْبَكَ فَهُوَ وَدُودُكَ؛ هر که عیب تو را برایت آشکار کرد، دوست توست». همه‌ی ما همین الان روی صراط در حرکتیم. و صراط از متنِ جهنم (دنیا می‌گذرد). تنها حرکت صحیحِ ما بر صراط ما را به بهشت می‌رساند. لذا اگر در صراط کسی به ما عیب‌مان را گوشزد کرد، در حقیقت عاملی را که ما را در آتش، فرو خواهد برد، نشانمان داده است. آیا چنین کمک بزرگی، جای تشکر و تقدیر ندارد؟ پس چرا از شنیدن ایرادهایمان ناراحت می‌شویم؟ هدیه دادن عیوب به قدری حائز اهمیت است که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «ما أخلَصَ المَوَدَّةَ مَن لَم یَنصَحْ؛ خالص نکرده مودّتش را، کسی که خیرخواه دوستش نباشد». این یک تمرین است... تمرینی کاملاً جدی و کلیدی. اخلاص در دوستی و خیرخواهی از کلیدی‌ترین عوامل رهایی از دوزخ است. کمااینکه امام رضا (علیه‌السلام) در نامه‌ی خود به حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) فرمودند: اگر مؤمنی حتی نسبت به یک نفر خیرخواه نباشد، مورد نفرین من قرار می‌گیرد... (از من دور می‌شود). اگر دو نفر خیرخواهِ همدیگر باشند، حتماً حتماً به خلوصِ در دوستی خواهند رسید و از جهنم درآمده و به بهشت نزدیک می‌شوند. باید بیاموزیم، ذهن ما فقط مشغول خودمان و مسائل شخصی‌مان نباشد، در هر شرایطی خودمان را جای دیگری گذاشته و با انصاف و نگاهی الهی دیگران را ارزیابی کنیم.   باید گوشی عادل داشته باشیم... حضرت علی (علیه­السلام) فرمودند: «مَن أحَبَّكَ نَهاكَ، ومَن أبغَضَكَ أغراكَ؛ هر که دوستت بدارد، حتماً تو را از جهنم نهی می‌کند، و آنکه دشمنت می‌دارد...» اگر بتوانیم، در لابه­لای ایرادگیری‌ها و نق و غُرهای دیگران، مودت خالص آنها را نسبت به خودمان ببینیم، و یقین کنیم که تمام ایرادگیری‌های آنان، نعمت‌ها و هدیه‌های بزرگ خداوند هستند، قطعاً به یک گوش عادل رسیده‌ایم. گوشی که قادر است عیوبش را بشنود و قلب را تحریک به رفع این عیوب نماید. باید سعی کنیم دوستانی را انتخاب کنیم، مجالسی را برگزینیم، ارتباطاتی را برقرار نماییم که حتماً در لابه‌لای آن ضعف‌هایمان را بشناسیم، نه اینکه فقط با دوستانی ارتباط برقرار کنیم که ما را تأیید می‌کنند.     «والحمدلله رب العالمین»

صوت

1 - مومنین آینه تمام نمای هم هستند...

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed