www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5582
زمان انتشار: 10 سپتامبر 2016
| | | | | |
«انصاف و رفتار منصفانه» عامل تحکیم دوستی و مهربانی هاست

خانواده آسمانی (444)؛ 1395/06/11

«انصاف و رفتار منصفانه» عامل تحکیم دوستی و مهربانی هاست

انصاف یعنی طرف مقابل را منصفانه دیدن. با رعایت انصاف، اختلافات برداشته شده و الفت ایجاد و تحکیم می شود.

إمامُ علیٌّ (علیه السلام) : الإنصافُ یَرفَعُ الخِلافَ، و یُوجِبُ الایتِلافَ= انصاف، اختلاف را مى زدايد و الفتْ مى آورد».

انصاف به معنای رعایت مصلحت است، نه ظلم و تجاوز؛ به معنای پیروی از «ما» است، نه دنباله‌روی از «من» های جمادی، گیاهی و حیوانی.

اگر در جمع های کوچکی مثل دوستی، خانواده، یا جمع های بزرگتر مثل سازمان ها، اداره ها و... انصاف رعایت شود، اختلافات کم می شود و همچنین الفت بیشتری بین انسان ها ایجاد می شود. در هر رابطه ای که انسان با دیگران (والدین، خواهر و برادر، زناشوئی، دوستی و ....) برقرار می کند باید به یک اصل توجه داشت و آن این است که اصل رابطه مهمتر از فرد است. یعنی «ما» مهمتر از «من» است که اگر به این اصل ملتزم باشیم، مسئولیت های خاصی برعهده خواهیم داشت. علت اینکه اکثر روابط بین انسانها به تنفر و جدایی ختم می شود؛ این است که یکی از طرفین یا هر دو می خواهند «من» هایشان حفظ شود. افراد آفت ها را نمی شناسند. یعنی ضمن این که همدیگر را دوست دارند، ولی موانع و فرمول ها را نمی شناسند. یکی از آن فرمول ها تبدیل «من»ها به «ما» است. حتی در رابطه با خدا این گونه است. اگر کسی می خواهد با خداوند رابطه زیبا و خوبی داشته باشد، باید بتواند «من» ها و تعلقاتش را حذف کند و «من» انسانی اش را فعال کند. دیدن «من» های حیوانی منشأ بی تقوائی غذاست در روابط زناشویی اگر «من»های گیاهی و حیوانی مطرح شود و «تقوای غذائی» وجود نداشته باشد. مثل مردی که در خانواده برای خودش امتیاز غذائی قائل می شود، یعنی قسمت های خوب غذا را برای خودش بر می دارد و حق زن و فرزند را رعایت نمی کند، همین مقدار ضایع کردن حق، آفت زندگی محسوب می شود و منشأ درگیری ها و اختلافات خانوادگی می شود. در آداب نشستن بر سر سفره، کسی که می خواهد این آداب را رعایت کند، باید دقت کند که دست به چیزهای ویژه و خاص نزند. یعنی از حاکمیت و سلطنت شکم خارج شود و عفت بطن داشته باشد. مخصوصا اگر کم باشد یا باید از آن بگذرد و یا این که در مقدار خوردن آن انصاف داشته باشد، طوری که به همه برسد. هر چند بهتر آن است که دست به آن نزد. این روحیه زمانی در انسان پدید می آید که «من» اش تبدیل به «ما» شده باشد که در این صورت اختلاف های شکمی رفع می شود. در یک رابطه به هیچ وجه نباید تمایزها خوب دیده شود ؛چون منجر به حضور شیطان می شود. انصاف داشته باشیم تا بهترین باشیم برای بهتر بودن در موقعیت های مختلف چون کارمندی، خلبانی، آَشپز بودن، خدمتگزار بودن و... باید به این فکر کرد که طرف مقابلم از من چه توقعی دارد و از من چی می خواهد. این بهترین بودن است که با انصاف به دست می آید. از مهمترین وظائف هر ارتباطی، «ندیدن خود» است. یعنی اگر وارد ارتباطی شدم به اقتضای آن مسئولیت پیدا می کنیم و باید به وظیفه مان عمل کنیم اما به محض اینکه خودت را دیدی و به اقتضا «ما» عمل کردی، مشکلات درست می شود. بعنوان مثال مردی که خودخواهانه زنش را طلاق می دهد، یعنی فقط خودش را دیده و به خواسته ها و مصالح همسرش توجهی نداشته است. از این رو عاقبت خوبی در دنیا و آخرت نخواهد داشت. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هر کس خودش را بهتر از دیگران بداند، مستکبر است» . یعنی از نظر انسانی و معنوی به هیچ وجه کسی نمی تواند بگوید من بهتر و به خدانزدیک تر هستم.  در انصاف انسان از «خود» خارج می شود اما در بی انصاف خودخواهی به نمایش گذاشته می شود و به احساسات و نیازهای طرف مقابل توجهی نمی شود. در اینجاست که از صفت انصاف خارج می شویم. لذا تصور خودبرتربینی در ارتباط یک دروغ است و این آدم هم جهنمی و هم جهنم ساز است.   اگر کسی انصاف  داشت در خدمت به امام زمان (علیه السلام) مقدم تر از همه در صف کمک و ایثار خواهد بود؛ یعنی بسیاری از تعلقاتش حذف کرده و پاکار حضرت است. حافظ می گوید: در خلاف آمد عادت بطلب کام که من        کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم طلب علم در گرسنگی است نه سیری اگر کسی بخواهد رشد علمی خوبی کند، باید شهوت شکم نداشته باشد؛ یعنی شکمت را خالی نگه داری. البته نه در حد ضعف و تلف شدن. پرخوری یكی از مهمترین عواملی است كه مانع رشد فکری و ارتقاء روحی می گردد كه چه از نقطه نظر علمی و چه از دریافت های معنوی. قشنگ ترین دریافت های عرفانی و معنوی زمانی است که شکم خالی باشد. چون سیری اجازه نمی دهد انسان به یافته های خوبی دست پیدا کند. حدیث قدسی خداوند به حضرت داوود (علیه السلام) فرمود: من شش چیز را در شش جا قرار دادم ولی مردم آن را در شش جای دیگر طلب می کنند و هرگز به آن نمی رسند: «من علم را در گرسنگی قرار دادم ولی مردم آن را در سیری دنبال می کنند». بنابراین اگر کسی دنبال رشد و ترقی در زمینه های مختلف؛ جسمی، روحی، معنوی و.. باشد، با پرخوری و خوابیدن بدست نمی آید. بلکه خدا آن را در گرسنگی قرار داده است. شهوت شکم و اینکه انسان چون حیوان، مشغول شکم‌ بارگی باشد، باعث عدم رعایت انصاف می ‌شود. هرچند این کار سخت است اما چون نوعی کمال است، پس بدست آوردن آن هم سخت تر است. آدمی فربه شود از راه نوش                         جانور فربه شود از حلق و نوش

صوت

1 - «انصاف و رفتار منصفانه» عامل تحکیم دوستی و مهربانی هاست

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5520
زمان انتشار: 27 اوت 2016
| |
«بی انصافی» آفت دوستی است که ریشه در «ظلم به خود» و «توقف در لذات دنیا» دارد

خانواده آسمانی (443)؛ 1395/06/04

«بی انصافی» آفت دوستی است که ریشه در «ظلم به خود» و «توقف در لذات دنیا» دارد

«بی انصافی» ریشه در ظلم به خود دارد که  بزرگ‌ترین ظلم انسان به خودش است. بی انصافی که از آفت های دوستی است، ناشی از «توقف در لذت های دنیا و غفلت از آخرت» است.

انصاف از کلمه «نصف» به معنای رعایت کردن حق طرف مقابل است؛ یعنی همان فرمایش معصوم (علیه السلام) که :«آن چه را برای خودت می پسندی، برای دیگران هم بپسند و آنچه را نمی پسندی برای دیگران هم نپسند». «انصاف» در سیر و سلوک و خودسازی انسان بسیار موثر است؛ از این رو پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) فرمودند: «برخی انسان‌ها خار را در چشم دیگران می‌بینند، ولی شاخه درخت را در چشم خود نمی‌بینند»؛ این کلام گهر بار نشان از خودشیفتگی و خودخواهی یک انسان دارد که تفاوت خار و شاخه درخت را نمی‌تواند تشخیص دهد. بنابراین، انسان اگر خودشیفتگی و خودخواهی خود را درمان نکند، موجب ظلم به خود و دیگران می‌شود و این صفت مذموم، منشأ ورود انسان به جهنم است. انسان شئون مختلفی از جمله «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلانی و فوق عقلانی» دارد؛ اما انسانیت او مربوط به فوق عقلانیت اوست. از آنجائی که اله انسان "الله" است، لذا در مسیر تخلق به اخلاق الهی حرکت می کتد. این سیر طبیعی جنین انسان در رحم دنیا به سمت ملکوت و آخرت است. حرکت انسان در رحم دنیا زمانی سالم است که تشبه به حق تعالی را در دستور کارش قرار بدهد؛ اما موانعی وجود دارد که اجازه حرکت به او نمی دهد. این موانع، توقف در شهوت های سایر بخش هاست؛ سرگرمی ها، معشوق ها و آرزوهای این چهار بخش مانع رشد فوق عقلانیت می شود. بنابراین، آنچه که اجازه نمی دهد انسان انصاف داشته باشد، مشغول بودن به «من» های بخش های غیر بخش «فوق عقلانی» است. سؤالی که مطرح می شود این است که شروع بی انصافی از کجاست؟ چطور انسان بی انصاف می شود؟ در پاسخ باید گفت: زمانی انسان بی انصاف می شود که به خود حقیقی اش خیانت می کند. اول بی عدالتی را در حق خودش اعمال می کند؛ یعنی خودی که از جنس خداست را نمی بیند و آن را تغذیه معنوی خوبی نمی کند و در الویت های زندگی اش قرار نمی دهد و در خودهای سطوح پایین ترش توقف می کند و به رشد آنها می پردازد. ریشه بی انصافی آن جاست که انسان اول به خودش خیانت می کند. پس، از چنین کسی نباید توقع رعایت انصاف در حق دیگران را داشته باشیم؛ یعنی او می تواند در حق دیگرن هم به راحتی ظلم کند و  حق دیگران را رعایت نکند؛ چنین کسی در رفتار خود با دیگران «نگاه ابزاری» دارد. آثار رعایت انصاف و عدم رعایت آن امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: «مَنْ عُدِمَ إنْصافُهُ لَمْ یُصْحَبْ = کسی که بی انصاف باشد، دیگران با او دوست نمی‌شوند». بعضی افراد به راحتی حق دیگران را ضایع می کنند و از این کار هم ناراحت نیستند و همین رفتار، موجب منفور شدن او نزد دیگران می شود.   امام علی (علیه السلام) می فرماید: «اَلإنْصافُ یَسْتَدِیمُ الْمَحَبَّةَ = انصاف باعث دوام محبت می شود». وقتی اعضای خانواده نسبت به یکدیگر انصاف داشته باشند، دوستی در میان آنان ادامه پیدا خواهد کرد. اما اگر این دوستی یک طرفه باشد، دلزدگی و خستگی ایجاد می کند. کسی که بخواهد دوستی اش با دیگران ادامه داشته باشد، باید خودخواهی هایش را کنار بگذارد؛ خودخواهی هایی اعم از کوتاهی وظائف نسبت به طرف مقابل، بی توجهی به دیگران و ... امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند: «الانصاف یولف القلوب= انصاف باعث الفت دلها می شود». کسی که به راحتی اشتباهاتش را می پذیرد، انسان باانصافی است و هیچ وقت منفور نخواهد شد؛ اما کسی که قصور و کوتاهی خودش را نمی پذیرد، هیچ وقت نمی تواند محبوب دلها باشد.  انصاف اختلاف ها را از بین می برد. گاهی انسان در اثر خودشیفتگی متوجه نمی شود که خودش مقصر است. یعنی واقعا فکر می کند که حق با اوست، چون ضعف های خودش را نمی بیند؛ برای همین فکر می کند که رفتارش درست است. انصاف اکسیری است که وقتی بیاید، هرکس سهم خویش را در مشکلات پیدا می کند و اعتراف به کوتاهی هایش می کند.؛ در اینجاست که اختلاف ها از بین می رود. هر چند که رعایت انصاف کار سختی است؛ اما با رعایت آن، انسان خودش را می سوزاند و ذوب می کند تا گرفتار جهنم ابدی قیامت نشود. یکی از عوامل طلاق، عدم رعایت انصاف زوجین نسبت به یکدیگر است. وقتی زوجین در روابط خود با یکدیگر خودشیفتگی و خودخواهی داشته باشند، این مانع تداوم ارتباط ها می شود. بیشتر ازدواج ها با عشق و علاقه شروع می شود؛ اما علت این که بعد از مدتی این علاقه خاموش می شود، این است که زوجین نسبت به یکدیگر در رفتارها عدالت و انصاف را رعایت نمی کنند.

صوت

1 - «بی انصافی» آفت دوستی است که ریشه در «ظلم به خود» و «توقف در لذات دنیا» دارد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5508
زمان انتشار: 22 اوت 2016
| | | | | |
جویا شدن حال وخیر رسانی، از عوامل حفظ دوستی وموجب سعادت دنیا و آخرت است

خانواده آسمانی (442)؛ 1395/5/21

جویا شدن حال وخیر رسانی، از عوامل حفظ دوستی وموجب سعادت دنیا و آخرت است

وقتی دو نفر به هم نزدیک شده و سنخیت پیدا می کنند، یکی از لوازم دوستی آنها «زیارت و ملاقات» است؛ زیارت و ملاقات در عقد اخوت واجب  می شود.

اما در حالت عادی، اگر انسان جویای حال دوستش نشود، انگیزه ای برای قطع ارتباط ایجاد می شود و این ارتباط کم کم آنقدر ضعیف می شود تا کاملا قطع می شود.  برای همین است که حضرت علی (ع) می فرمایند: «هرکس جویای حال دوستش نباشد دوستش را از دست می دهد».

 

یکی از وظایف در حفظ ارتباط و پیوند دوستی «جویا شدن احوال یکدیگر» است. حتی اگر امکان ملاقات حضوری نبود، تا جایی که می توانید به گونه های مختلف بایدارتباط را حفظ کنید. اما مهمترین نوع حفظ ارتباط، زیارت و ملاقات یکدیگر است؛ پس باید ه بهانه های گوناگون به ملاقات یکدیگر برویم زیرا اسلام به این مسئله خیلی اهمیت می دهد. زیرا ملاقات، موجب حفظ سلامتی جسمی- روحی فرد و جامعه اسلامی می شود. از این رو، نباید گوشه­گیری کرد و اسلام هم آن را نمی پسندد. میزبان به خدا و اهل بیت نزدیک تر است  کسی که در برقراری دوستی پیشقدم می شود و فضای مهمانی را آماده می کند و ترسی از خرج کردن ندارد، به خدا و اهل بیت ع نزدیک تر  شده و خیر و برکت مادی و معنوی بیشتری نصیبش می­شود. اما این ها به شرطی است که این پیوندهای انسانی و ارتباطات، ملاقات و مهمانی ها در فضای پاک انجام شود و معصیت و گناهی در آن صورت نگیرد، یعنی دیدارها، صرفاً حال و هوای بهشتی داشته باشد و چاشنی گناه در آن وارد نشود. متاسفانه بعضی ها این اصرار را دارند که وقتی دورهم جمع می شوند یک معصیتی هم داشته باشند. اثر مثبت دیدارها و ارتباطات فوائد خوبی که ارتباطات اجتماعی دارد، این است که بسیاری از ضعف ها و اشتباهات را به خود فرد نشان می دهد و زمینه های خوبی برای رفع اشکالات و ضعف های روحی و بهتر شدن اخلاق در انسان ایجاد می­کند. اما هر چه انسان از این تعاملات دورتر باشد، شیطان بیشتر به او آسیب می رساند. تا وقتی که انسان در این جمع ها قرار نگیرد، متوجه ضعف های خود نمی شود و این تنهایی و بریدن از دیگران  آسیب های روحی و حتی جسمی بدی به انسان وارد می کند. بنابراین، در اسلام تاکید شده به بهانه های مختلف، افراد دور هم جمع شده و ارتباط داشته باشند.   تکلف و سختگیری های بی جا رابطه ها را تهدید می کند از عواملی ناگواری که جلسات مهمانی را خراب می کند، تکلف و سختگیری است. پس باید از تکلف دوری کرد؛ زیرا هدف فقط باید برقراری مجلسی باشد که خدا و اهل بیت (ع) آن را می پسندند. قطعا آن شخصی که بانی و میزان است از بزرگی روح و تقرب بیشتری برخوردار است. دلیل اینکه اسلام سفارش به گرفتن مجلس  دارد، حتی به بهانه چای خوردن، چون افراد از احوال هم به بهانه های مختلف باخبر می شوند و فرصت خوبی برای حل مشکلات خود پیدا می کنند. اینکه اسلام تاکید زیادی بر نماز جمعه دارد، این است که مسلمانان از حال همدیگر مطلع می شوند. حتی امام جمعه باید نمازگزاران را در جریان مسایل دنیای اسلام قرار دهد و این باعث می شود که مسلمانان؛ هوشیار، آسیب ناپذیر، قدرتمند و آماده باشند.   رابطه بیشتر با خدا موجب خروج از تنگ نظری است از آفات دوستی «منع خیررسانی» است. برخی افراد خیرشان به کسی نمی رسد و بیشتر دریافت کننده هستند تا پرداخت کننده؛ بیشتر جذب می کنند و ورودی دارند تا این که خروجی داشته باشند. ملاک ثروتندی معنوی به این است که انسان بیشتر بدهد و ببخشد تا بگیرد و دریافت کند. مثلا افراد ثروتمند نه تنها از دیگران «گدایی عاطفه» نمی کنند، بلکه عواطف خود را به دیگران می بخشند. حضرت علی (ع) می فرماید: «مَنْعُ خَیرِكَ یَدْعُو إِلى صُحْبَةِ غَیرِكَ = نرسیدن خیر تو به دیگران، باعث می شود دوستان و نزدیکات به غیر تو تمایل پیدا کنند».   خیرها به چند دسته تقسیم می شوند: واجب، مستحب، مباح. میزان عاطفه ای که اعضای یک خانواده باید به هم بدهند؛ مثل پدر نسبت به فرزندان، همسران نسبت به یکدیگر، باید بیش از دیگران باشد؛پس این گونه ابراز عاطفه واجب است؛ زیرا وقتی اعضای خانواده خیری دریافت نکنند، ممکن است افراد به کسانی غیر از اعضای خانواده تمایل پیدا کنند . منع داشتن در خیرات، یعنی فشار قبر داشتن، یعنی جائی که به خیر نیاز است، انسان درآنجا غایب باشد و به دیگران خیر رسانی نکند. کسی که از دیگران منع خیر می کند، در حقیقت خیر رااز خودش قطع می کند.   والدین نیاز عاطفی فرزندشان را قطع نکنند تأمین نیازهای عاطفی، معنوی و اقتصادی در خانواده لازم است. اگر اقتصاد اعضای خانواده تأمین نشود، ممکن است به قرض کردن، گدائی کردن و حتی به دزدی کردن بیافتند. بنابراین خیر را از کسی منع نکنیم. بویژه والدین نسبت به فرزندان نبایدکوتاهی داشته باشند؛ چون این کار باعث می شود طرف مقابل به کسی دیگری رجوع کند. پدر و مادر وظیفه دارند خیر عاطفی را نسبت به فرزندشان داشته باشند؛ حتی به اندازه کافی از نیازهای عاطفی لمسی نیز باید استفاده کنند. بعضی وقتها بچه ها منتظر هستند یک کلمه عاطفی را از پدر و مادرشان بشنوند؛ اما والدین دریغ می کنند. افرادی که روحیة حسادت دارند، علاوه بر این که خروجی های کمی دارند، هم زندگی دنیایی پرفشاری خواهند داشت، و هم مرگ  و آخرت سختی. از این رو انسان تا جایی که می تواند، بایدخروجی و خوبی در هر 5 بخش؛ مادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی داشته باشد. آدمی که از ماده تا فوق عقلش خیر رسانی دارد، خروجی دارد، دادن و بخشیدن دارد، دیگران از او استفاده می کنند و بهره مند می شوند، چنین کسی خیرات و برکات زیادی از الله و آسمان  می گیرد.

صوت

1 - جویا شدن حال وخیر رسانی، از عوامل حفظ دوستی وموجب سعادت دنیا و آخرت است

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5440
زمان انتشار: 8 اوت 2016
| | | | | |
«سخن چینی» فهم انسان را ضعیف می کند

خانواده آسمانی (441)؛ 1395/5/14

«سخن چینی» فهم انسان را ضعیف می کند

«سخن چینی» مادر خیلی از فسادهای اخلاقی است؛ چون توهمات زیادی ایجاد می کند و قدرت درک طرف مقابل را می گیرد که منجر به تصمیمات غلط می شود.

 

بحث آفات دوستی از بحث­های بسیار جدی است؛ چون این آفت ها درهاییی از خشونت، ظلم و جهنم به روی انسان باز می­کند. از این رو توجه به آفات دوستی چنان مهم است که نمی توان آن را ندید گرفت. آفت یعنی چیزی که روابط را فوراً یا طی مراحلی نابود می کند. بخاطر آفت زدگی ارتباطات انسانی، میزان تنفرهایی که در انسان ها ایجاد می شود، حجمش زیاد است؛ مثلاً وقتی اعضای یک خانواده به مشکلی بر می خورند و کار  به خشونت، کینه، تنبیه و کتک کاری یا طلاق کشیده می­شود، همه بخاطر جدی نگرفتن آفات روابط است. رابطه (با خدا، خانواده آسمانی، خانواده زمینی و..) زمانی استمرار دارد که طرفین به این مسئله توجه کنند که آفت­ها را بشناسند. آفت یک امر زنده و هوشمند است. پس اگر انسان بخواهد با اخلاق های بد خویش و بدون این که آفت زدایی کند، با کسی دوستی برقرار کند، دوستی اش پایدار نخواهد بود. هیچ پیوندی وجود ندارد که آفت ها نابودش نکند. این در باره همه صادق است، حتی درباره مهربان ترین افراد و حتی درباره خدا که مهربان کس به انسان است، صادق است. همه عشق ها و محبت های انسان هایی که از اول تاکنون خدا آفریده، همه این عواطف قطره ای از محبت خداوند است. خدایی که اینقدر رحمانیت دارد، جایی می رسد که بنده خودش را رها می کند و انتقام می گیرد. منتقم از اسم های خداست.  پس باید خیلی مراقبت و مواظب باشیم که از مهربانی و دوستی طرف مقابل سوء استفاده نشود. در بحث آفات دوستی، «سخن‌چینی» از دیگر مواردی است که مانند بسیاری از صفات رذیله، تدریجاً بصورت یک بیماری روانی در می‌آید؛ به گونه‌ای که سخن‌چین از کار خود لذت می‌برد و از این که پیوسته دو بهم زنی می‌کند، احساس خشنودی می‌کند و این یکی از مراتب بسیار خطرناک پستی نفس است. «سخن چینی» از گناهان بزرگی است که مادر گناهان محسوب می­شود و مثل غده­ای سرطانی است که انسان را نابود می­کند. آدمی که پچ پچ می کند، خبر می برد و سخن چینی می کند، نمی توان به او ترحمی کرد. حتی کسانی که زمینه خبرچینی را هم فراهم می کنندمثل آنها هستند. از این رو است که اینها به راحتی در قیامت گرفتار خوراک جهنم خواهند شد. کسی که برضد یک نفر خیال باقی می کند تا عیبی را در ذهنش بسازد، به مرور خودش هم آن را باور می کند و آن را به دیگران نسبت می دهد.  %%% سخن چینی چون تقویت کننده بخش منفی قوه ی واهمه است، قدرت درک طرف مقابل را می گیرد. برای همین در روایت نقل است که اگر کسی خبر بدی را درمورد کسی برای شما آورد، شما آن را باور نکنید. امیرالمؤمنین علی (ع) می­فرمایند: «مَن أطاعَ الواشِیَ ضَیَّعَ الصَّدیقَ=کسی که از سخن چین پیروی کند، دوست [خود] را ضایع كرده است». در عذرخواهی نیز، بدترین افراد کسانی هستند که عذر دیگران را نمی پذیرند. یعنی باید همان را که دوست ما وانمود می کند را باید از او پذیرفت. چون بخاطر گناهی که تولید می شود، جهنم شکل می گیرد.   «سرزنش» دیگران، زمینه دشمنی دل ها را فراهم می کند «سرزنش و تحقیر دیگران» آفت دیگری از آفات دوستی است. درحقیقت سرزنش کردن، دری از درهای جهنم است که به روی انسان باز می شود و باید آن را بست. حضرت علی (ع) می­فرمایند: «كَثْرَةُ التَّقْریعِ تُوغِرُ الْقُلُوبَ وَ تُوحِشُ الْأَصْحابَ= سرزنش کردن، دل ها را به دشمنی می­کشاند و اطرافیان را دور می­کند». منظور از سرزنش، نسبت به حق و باطل نیست، بلکه نسبت به گناه دوستان است. وقتی گناهی را به رخ کسی بکشیم، او از ما متنفر و خسته می­شود و منجر به کینه و وحشت­زدگی اطرافیان از ما می شود. والدینی که اشتباهات فرزندان را به رخ آنها می کشند، باعث از بین رفتن اعتماد به نفس فرزندانشان می شوند. درحالیکه با گذشت از آنها می توان زمینه رشد را فراهم کرد. قبلاً گفته شد که نوع غصه ها و شادی یک انسان، قیمت او را مشخص می کند. اگر چیزی را از دست بدهیم و برایش غصه و «حسرت» بخوریم، در حقیقت قیمت خود را پائین آورده ایم. حسرت نوعی حماقت است که هم عذاب های آخرتی دارد و هم ثواب اعمال را از بین می برد. حسرت ویژگی آدم عاقل نیست. کسی که خودش را می شناسد و خودش را با شرافت انسان می بیند، در زندگی حسرت ندارد. بنابراین، یکی از علت های سرزنش، «حسرت» است. سعی کنیم نه به خاطر گناهان و نه بخاطر صدمات و آسیب ها که بوجود می آید، کسی را سرزنش نکنیم، بلکه با فرصت دادن و راهنمائی، او را نسبت به اعمالش متنبه کنیم. «رضایت خدا از ما در جایی است که خواسته هایمان برآورده نشده، اما ما راضی باشیم».

صوت

1 - «سخن چینی» فهم انسان را ضعیف می کند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5412
زمان انتشار: 31 ژولیه 2016
| | | | | |
مسخره کردن دری از درهای جهنم است

خانواده آسمانی (440)؛ 1395/5/7

مسخره کردن دری از درهای جهنم است

مسخره کردن و دست انداختن دیگران به نام‌های مختلف از قبیل طنز، شوخی و غیره رفتار ناشایسته ای است که از نظر خداوند و اهل بیت (ع) رفتاری مذموم شمرده شده است.

از دیگر آفاتی که در ارتباط با اعضای خانواده آسمانی ممکن است به وجود بیاید که فوق العاده خطرناک است، «مسخره کردن دیگران» است. وقتی گفته می­ شود این آفات در دوستی نباید به وجود بیاید، برای این است که بدانیم اینها در حقیقت درهای جهنمی هستند که ورودی شیطان و جهنم به روی انسان است. بعضی از گناهان یک در ورودی هستند؛ ولی بعضی از درها مثل «کینه» و «حسادت» و «سخن چینی» یک در نیست، بلکه دری هستند که از آن، دها و صدها در دیگر به روی انسان باز می شود؛ چون درکات هستند و تا طبقات جهنم پیش می روند و تأثیرگذاری شان از نظر "مدت" و "شدت" و "نوع عذاب" یکسان نیستند. بنابراین، مزاح و شوخی نباید به گونه ای باشد که در آن تیزی، تحقیر، سوزاندن و خدشه وارد کردن به شخصیت افراد باشد. امام صادق (ع) می فرماید: «لا یَطمَعَنَّ المُستَهزِئُ بِالنّاسِ فی صِدقِ المَوَدَّةِ؛ كسى كه مردم را به باد تمسخر مى‌گیرد، نباید به دوستى صادقانه [آنها] امید بندد». پس مزاح و شوخی کردن خوب است، ولی نه به شرط له شدن دیگران. همچنین کسی که خودبین است، نباید انتظار صداقت و وفاداری از او داشته باشیم. گاهی بداخلاقی در قالب تندی وگاهی در قالب شوخی است، یعنی با دست انداختن دیگران، زمینه خندیدن و تحقیر کردن آنان فراهم می شود. این کار حرام است؛ چون  نوعی درندگی، خشونت و تجاوز به حریم دیگران است. برای عشق ماندگار، همنشینی با خدا لازم است در ارتباطات اجتماعی، گناه به دو شکل صورت می گیرد: گاهی گناه در خود ارتباط اتفاق می افتد. یعنی شخص خدا را نادیده می گیرد و معصیت می کند. نتیجه این ارتباط به قطع آن منجر می شود و حتی در بیشتر موارد به دشمنی هم منجر می­شود. گاهی گناه در حق خود فرد است که در این صورت نیز، قطع ارتباط حاصل می­ شود.  اما در هر دو شکل ارتباط به دشمنی تبدیل می­شود؛ چون رضای خدا در آن نیست. افراد سخت گیر، بدببین و و بددل نسبت به هر کس، زمینه تنفر همان کس را ایجاد می کند که در آخر باعث از دست دادن همان فرد می شود. خیلی ها می خواهند در عشق شان موفق و خوشبخت باشند، ولی نمی دانند که از خدا باید بگذرند تا به آسایش و خوشبختی برسند. * اگر یک رابطه زمینی بی دردسر و عشق پایدار و پاک می خواهید که آفت هم به آن نخورد، باید معصیت را از ذهن تان بیرون بیاندازید. اگر کسی بخواهد کارهای حسی، وهمی، خیالی و عقلی اش درست در بیاید،  باید رابطه اش با فوق عقل درست باشد، یعنی اگر خدا، آسمان، غیب و هر معنویتی را به خاطر دیگران تعطیل کنیم، دنیای مان خراب می شود. * حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: «مَنِ ابْتاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیاهُ رَبِحَهُما، مَنْ ابْتاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیاهُ خَسِرَهُما= كسى كه آخرت خویش را در قبال دنیاى خود بخرد، هر دو را به دست آورده و هر كس آخرت خود را به دنیایش بفروشد، هر دو (آخرت و  دنیا) را باخته است». به محض اینکه قانون خدا را زیر پا بگذاریم؛ نحوه لباس، رعایت حجاب، مسائل عقیدتی، اخلاقی و اقتصادی و هر چیزی مثل سدی است که اگر سوراخی باز شود، کل آن را به هم می ریزد.  پس خانواده آسمانی مان را به خاطر خانواده زمینی فراموش نکنیم. وقتی امام زمان (علیه السلام) را به خاطر کارهای دنیای مان از یاد بردیم، از زندگی مان هیچ خیر نمی بینیم.

صوت

1 - مسخره کردن دری از درهای جهنم است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5409
زمان انتشار: 28 ژولیه 2016
| | | | | |
«جفاکاری و فریب»از آفات روابط دوستی است

خانواده آسمانی، 439، 95/05/31

«جفاکاری و فریب»از آفات روابط دوستی است

از آفاتی که در قطع یا پیوند روابط دوستی موثر است، «جفاکاری و فریب دادن» می باشد. جفاکاری در حق دوست، یعنی چشم در چشم و عمدی در حق او بدی کند و این دشمنی علنی را طرف مقابل می فهمد و باعث قطع پیوند می گردد.

 «جفاکاری» یعنی انسان به دوستش بدی کند و این بدی را استمرار بدهد؛ گاهی انسان در حق دوستش یک اشتباه می کند و شاید این اشتباه خیلی هم بزرگ باشد، اما دوستش آن را نادیده می گیرد و می بخشد، چون او را فردی بدکردار نمی بیند چرا که می داند دوستش این اشتباه را در حق او ناخواسته مرتکب شده است. اما یک موقع فردی به طور عمدی در حق دوستش بدی می کند و حتی روی این عمل بد خود اصرار هم دارد؛ این امر باعث می شود رابطه دوستی متلاشی شود. روابط دوستانه با دو چیز استمرار پیدا می کند: 1. محبت (پیوند دلی ) 2. نیاز محبت و رابطه قلبی عامل یک ارتباط است، اما کسی که جفا می کند مثل این است که چاقوئی بر می دارد و این پیوند را می برد؛ یعنی فرد در مدت زمان کوتاهی، محبت و مودت را تبدیل به نفرت می کند. گاهی عامل پیوند «نیاز» است که موجب استمرار رابطه می شود؛ یعنی انسان به شخصی نیاز دارد. به این منظور رابطه را حفظ می کند؛ مثل رابطه زن و شوهری ، همکاری، مادر و فرزندی و ... حتی اگر طرف مقابل جفاکاری کند چون نیازمند به این رابطه است آن را نگه می دارد اما وقتی که از حد بگذرد، دیگر نمی تواند ادامه بدهد و کار به جدائی می کشد.   قبیح ترین خصلت این است که به دوستت جفا کنی منفورترین آدم ها نزد خداوند، کسانی هستند که حیا ندارند و به راحتی به دیگران بدی می کند. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید: «الجَفاءُ یُفسِدُ الإِخاء= جفاکاری برادری را تباه می کند». قبیح ترین خصلت انسان، آن حالتى است که انسان رو در رو بدی کند. این افراد به دلیل خودشیفتگی به جائی می رسند که اذیت می کنند و در کنارش هم آرامش دارندو این بسیار خطرناک است. صرف پذیرش این که کسی فکر کند «من می توانم به دیگران بدی کنم»، بسیار خطرناک است؛ بعضی افراد اگر ناخواسته به کسی بدی کنند، مدتها ناراحت می شوند، اما بعضی افراد دیگر خیلی راحت به دیگران بدی می کنند؛ آن هم در محضر خدا و خانواده آسمانی که همه فرشتگان او را نگاه می کنند. انسان جفاکار هم منفور خداست و هم منفور مردم. در روایتی نقل شده: «إیّاكَ وَ الجَفاءَ فَإِنَّهُ یُفسِدُ الإِخاءَ، و یُمَقِّتُ إلَى اللّه ِ وَ النّاسِ= بپرهیز از جفاکردن که برادری را نابود می کند و انسان جفاکار هم منفور خدا می شود و هم منفورمردم». آدمی که قصد بدی ندارد و نمی خواهد بدی کند، اگر رفتار ناشایسته ای از او ظاهر شود با همان پشیمانی، خدا از قلبش پاک می کند. اما کسی که عمل زشتش عمدی بوده و حرمت ها را رعایت نمی کند و تندی هم در وجودش ثبت شده، برای او یک بار هم زیاد است؛ چون این عتمل ناشی از خُلق و صفت او بوده است. چنین کسی هم منفور خداست و هم مردم. حضرت همچنین فرمودند: «لا تَطلُبَنَّ الإِخاءَ عِندَ أهلِ الجَفاءِ وَ اطلُبهُ عِندَ أهلِ الحِفاظِ وَالوَفاءِ= برادرى را پیش بى وفایانْ جستجو نكن بلكه آن را نزد حق گزاران و وفاداران بجوى»؛ یعنی نزد آدم های جفاکار، دنبال رابطه ماندگار نگردید، بلکه ماندگاری را نزد کسانی بیابیم که اهل حفاظ و حیا باشند؛ یعنی پای بند و وفا دار هستند و آبرو و وفاداری و اخلاق را رعایت می کنند. از این رو باید با این گونه افراد به دنبال ماندگاری رابطه باشیم.   نیرنگ و فریب دادن دوست، از نشانه های بدبختی است از دیگر عواملی که رابطه ها را به هم می زند، «نیرنگ زدن» و «فریب دادن» دیگران است. «لا تَدومُ مَعَ الغَدرِ صُحبَةُ خَلیلٍ= با نیرنگ بازی هیچ دوستی پایدار نمی ماند». کسی که دارای چنین روحیه ای باشد که سر دوستش را کلاه بگذارد، نباید توقع پیوند ماندگار با کسی داشته باشد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «المُسلِمُ أخُو المُسلِمِ ولا یَحِلُّ لِمُسلِمٍ باعَ مِن أخیهِ بَیعا فیهِ عَیبٌ إلاّ بَیَّنَهُ لَهُ = مسلمان برادرِ مسلمان است و براى مسلمان، سزاوار نیست كه به برادرش چیز معیوبی بفروشد و عیبش را به وى نگوید». همه مسلمانان از یک خانواده اند و با هم خواهر و برادرند. پس صحیح نیست یکدیگر را فریب دهیم؛ بچه ای که جنسی را خریده، ولی صورت حساب قلابی به پدر خود تحویل می دهد، معلوم است که سر غیر خانواده خود چه کلاهی می گذارد. در کسب و کار، وقتی انسان به فکر جذب حلال باشد و صبر کند، خدا حلالش را می رساند. به محض این که از حرام چشم­ پوشی کنیم، حلالش را خداوند می رساند. در روایت دیگری فرمودند: «مِن عَلامَةِ الشَّقاءِ غِشُّ الصَّدِیقِ = از نشانه های بدبختی یک انسان، این است که دوستش را فریب دهد». این علامت بدبخت یک فرد است که دوستش را بفریبد. فرد فریبکار در ابتدا دوست خود را با چیزهای کوچک فریب می دهد و با مبالغه آغاز می کند و کم کم به خیانت و فریب می رسد.

صوت

1 - «جفاکاری و فریب»از آفات روابط دوستی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5408
زمان انتشار: 28 ژولیه 2016
| | | | | |
«کینه توزی» دوستی را تباه می­ کند

خانواده آسمانی، 438، 95/04/24

«کینه توزی» دوستی را تباه می­ کند

از دیگر آفات دوستی، کینه به دل داشتن است. فرد کینه توز در دراز مدت، عزیزترین کسانش را از دست می دهد؛ چون ثبات شخصیتی ندارد.

«ملول بودن»، ناشی از افسردگی بوده و موجب دورشدن اطرافیان از انسان می شود. گاهی شخص از چیزی یا کسی «دلزده و ملول» می شود، اما آن را اظهار نمی کند؛ اما اگر آن را اظهار کند؛ این آشکار کردن، موجب می شود که دیگران بگویند: «دوری و دوستی». حتی اگر شخص این حالت خود را اظهار نکند، هر چند هم که ممکن است آدم مهربانی باشد، اما چون از درون افسرده و پژمرده است، حس بدی را در اطرافیانش ایجاد کرده و دیگران را دل زده می کند و باز هم  موجب دوری اطرافیان از وی می شود. بنابراین، در هر دو صورت، باعث قطع دوستی و پیوند می شود. از این رو برای چنین افرادی نه هیچ برادری باقی می ماند و نه هیچ دوستی. حسود راحتی ندارد حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: «لا راحَةَ لِحَسودٍ، و لا مَوَدَّةَ لِمَلولٍ و لا مُرُوَّةَ لِكَذوبٍ= حسود را آسایش نیست، و ملول را دوستى و  دروغگو را مردانگى». شخص حسود هیچ وقت نمی تواند راحتی داشته باشد؛ چون اولین ضربه را به خودش که محرومی از آرامش است، می زند. او نمی داند با حسادت، خودش را نابود می کند. (جسم و روح) یکی از احمقانه ترین و بی نتیجه ترین کارها، حسادت است. یعنی شخص حسود به آنچه که می­ خواهد، نمی‌رسد ولی به آنچه که نمی خواهد، (اعم از عذاب، بدبختی و ....) می ­رسد. حسود روحش به طور همیشگی در فشار است، بدون آنکه نتیجه ای بگیرد؛ چون نمی تواند تحمل کند که اطرافیانش رشد می کنند. در ادامه حضرت فرمودند: «هیچ افسرده­دلی نیست که دوستی داشته باشد». یعنی آدم های افسرده دل و ملول، از ارتباط و دوستی با دیگران محروم هستند. همچنین حضرت می فرمایند: «قَلَّما تَنجَحُ حیلَةُ العَجولِ، أو تَدومُ مَوَدَّةُ المَلولِ= کمتر اتفاق می افتد که شخص شتاب زده نقشه هایش به نتیحه برسد یا مودّت آدم افسرده ادامه پیدا کند»؛ یعنی اکثر وقت ها افراد عجول، طرح و نقشه هایشان به اشتباه منجر می شود، چون کارها را خوب نمی بیند. همچنین شخص افسرده توان ادامه دوستی را ندارد؛ چون هدف و انگیزه ندارد. وقتی با این گونه افراد رفیق می شوید، باید بدانید که او در یک زمانی از شما می بُرد و کمتر اتفاق می افتد که دوستی با چنین فردی استمرار داشته باشد. هر ارتباطی با شخص افسرده ادامه پیدا نمی کند و قطع می شود. شیوه قطع کردن را امام صادق (علیه السلام) بیان کردند. دروغگو و افسرده قابل اعتماد نیستند امام صادق (علیه السلام) می ­فرمایند: «لا تُشاوِر أحمَقَ، و لا تَستَعِن بِكَذّابٍ، و لا تَثِق بِمَوَدَّةِ مَلولٍ فَإِنَّ المَلولَ أوثَقَ ما كُنتَ بِهِ خَذَلَكَ ، و أوصَلَ ما كُنتَ لَهُ قَطَعَك=  با هیچ احمقى مشورت مكن، از هیچ دروغگویى یارى مخواه و به دوستى هیچ افسرده دلى، اعتماد مكن؛ زیرا ... افسرده دل، زمانى كه بیشترین اتكا را به او داشته باشى، تو را وامى گذارد و هنگامى كه بیشترین پیوند را با او دارى، از تو مى بُرَد». انسان نادان چون هیچ ملاک و معیاری ندارد، همیشه کار را خراب می کند. از این رو نباید در هیچ کاری از او مشورت خواست. از هیچ دروغگوئی هم یاری نخواهید. چون ثبات شخصیتی ندارد. «کذّاب» بر وزن فعال؛ یعنی کسی که زیاد دروغ می گوید. گاهی وقت ها چنان دروغ گوئی های شخص پیچیده و زیاد می­ شود که خودش هم آن را باور می کند. دروغگو می ­تواند یک امر باطل را به دیگران تلقین کند تا آن را به عنوان یک امر حقیقی بپذیرند. بنابراین شخص کذاب، سراب را واقعی نشان می دهد. دروغگو با تکرار عمل و رفتارهایش، به مرور عقلانیتش را از دست می رود؛ یعنی امر غیرواقعی را درست گمان می کند و آن را به دیگران منتقل می کند. پس نمی توان از این افراد انتظار کمکی داشت. کسانی که ملول و افسرده هستند و مشکلات روانی دارند؛ ثبات روحی ندارند و در حال غرق شدن هستند. از این رو نمی ­توانند دوست خوبی باشند؛ چون زمانی که به او تکیه می­ کنیم، ناگهان همه چیز را رها می کند و انسان را تنها می گذارد. همچنین هنگامی که بیشترین پیوند را با او برقرار می کنید، یک باره می بُرد و رابطه را قطع می کند. بنابراین «ملالت و افسردگی» شادی و آرامش در دوستی را از بین می برد. عاقبت کینه توزی، تنهائی است آدمی که اهل «کینه» است، نمی­ تواند «مودت» داشته باشد مودت یعنی عشق و دوستی که همراه فداکاری و تلاش است. وقتی کسی اهل کینه شد، شاید به ظاهر با کسی رابطه صوری برقرار کند، اما مثل انسان «ملول» در لحظات نیاز، انسان رها می کند و کینه ی به دل­ گرفته را در بزنگاه نشان می دهد. فرد کینه توز در دراز مدت عزیزترین کسانش را از دست می دهد. مثلاً گاهی اوقات همسرش را دوست دارد، ولی بخاطر کینه توزی از خانواده همسرش، رابطه اش را با همسرش از دست می دهد. «کینه» انسان را از بسیاری از نعمت ها و موهبات محروم می کند و عامل بسته شدن درهای آسمان می­ شود. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «لیسَ لحَقودٍ اُخُوّةٌ = آدم کینه توز نمی تواند برادری داشته باشد». کسی که خُلق کینه دارد، هر چه به او محبت کنند، فایده ای ندارد؛ چون این صفت نفسش است و این بیماری در او ثابت شده است. او دیگر مغفرت و آمرزش ندارد. چون به محض توبه، دوباره به آن خلق برمی گردد. البته اگر بخواهد درمان کند باید زیر نظر استاد و کارشناس باشد تا بتواند آن را از خود دورکند.

صوت

1 - «کینه توزی» دوستی را تباه می­ کند

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5395
زمان انتشار: 20 ژولیه 2016
| | | | | |
اگر دوستت بفهمد افسرده هستی، از تو جدا می شود

خانواده آسمانی، 437، 95/04/24

اگر دوستت بفهمد افسرده هستی، از تو جدا می شود

برای حفظ دوستی لازم است انسان شاد و با نشاط باشد و از افسردگی و کسالت دوری کند و مشکلاتش را بازگو نکند. این امور موجب می شود دوست ها قوی تر شوند.

 

ضرورت و اهمیت شناخت «آفات» در روابط دوستانه شناخت آفات در پیوندهای دوستی، یک امر واجب است. بارها گفتیم که برای هر حرکتی مهمتر از تهیه شرایط و تحصیل عوامل کار، شناخت موانع و آسیب ها در اولویت است. این که ما دوست داریم کاری را انجام دهیم و شرایطش را هم داریم کافی نیست، بلکه باید دانست کاری که می‌خواهیم انجام دهیم، آیا آفت­ هایش را می شناسیم که در زمان روبرو شدن با آن بدانیم که چه کنیم؟ علت این که امروزه در جامعه ما طلاق زیاد است و ارتباطات عاطفی از بین رفته، این است که «موانع و آفات» زندگی  را نمی شناسیم. صرف این که با دیگران فقط پیوند برقرار کنیم، درست نیست؛ چون شروع بدبختی ها از اینجاست که بعد از مدتی عشق ها تبدیل به تنفر می شوند.   پس شناخت آفت در دوستی خیلی مهم است. این مسئله فقط در ارتباط با آدم­ها نیست. گاهی اوقات در انتخاب­ های دیگری همچون رشته تحصیلی، افراد با شکست روبرو می ­شوند؛ چون آفت های آن رشته را نمی دانستند  بیشترین مشکلات روحی و اخلاقی در دو قشر تحصیل کرده و مرفه جامعه دیده می شود. چون آفت­ های علم و ثروت را نمی‌شناسند. با بالا رفتن تحصیلات و سرمایه در خانواده دردسرهای زیادی برای افراد به وجود می‌آید و هر چه آدم باسوادتر، بزرگ تر، پولدارتر و موفق تر باشد،آفات بیشتری نیز آنان را تهدید می­ کند؛ چون موفقیت تعادل را از بین می برد، ولی اگر همین دو گروه اهل تقوا باشند،  مشکلات مذکور ایجاد نمی­شود. در روابط خانوادگی، بین فرزندان و والدین نیز این­گونه مشکلات وجود دارد. اگر  پدر و مادری آفت روابط با فرزندان را خوب نشناسند، این روابط به خراب و فاسد شدن دنیا و آخرت فرزندانشان می انجامد­؛ پس سعی کنیم با بالا بردن خودشناسی خسارت­ها را کمتر کنیم. چگونه عشق، تبدیل به تنفر می­ شود از دیگر ضروریات شناخت آفت­ها و موانع، زندگی زناشویی است؛ چون آفت همچون سرطانی است که زندگی را نابود می­کند. اگر آفت ها را نشناسیم بعداً پشیمانی، گرفتاری و ناراحتی­ های زیادی به بار می آورد. «رابطه» تعریف و قاعده مشخصی دارد. نمی­ توان با حفظ خصوصیات نامناسب خود وارد رابطه شد. رابطه تعریف ریاضی دارد. سلام شروع داستان است. به محض این که با یک نفر هم مسیر می شویم، او حق به گردن ما پیدا می­کند. در اسلام چیزی به نام «به من چه» وجود ندارد. بی ­تفاوتی نسبت به مؤمنین (خواهر و برادر) نباید داشته باشیم. کسالت و زودرنجی و حساسیت، رابطه­ ها را خراب می­ کند. «فساد» تدریجی است. یک زن بی­ حوصله، مرد را متنفر می­ کند و برعکس. باید آن مقدار از نشاطی که حق است را در خانه داشته باشیم. نمی­ توان گفت: خلق من این­گونه است و نمی توانم آن را عوض کنم. مرد نمی­ تواند بگوید: من از زنم خوشم نمی آید، پس نفقه نمی دهم. اسلام و قانون این را نمی‌پذیرد و حتی دستور می‌دهد که با وجود پرداخت نفقه باید مهرورزی هم نسبت به او داشته باشید و این یک وظیفه واجب است که باید انجام داد. متأسفانه اکثر پدر و مادر ها در تقویت ۵ ژن­، فقط به ژن های «سلامت و زیبایی و هوش» توجه دارند و به بقیه موارد توجهی نمی­کنند و به عقلانیت و اخلاق و معنویت کاری ندارند.درحالی که موارد اخیر، همان عواملی هستند که باعث بقای شادی و آرامش شخص می شوند تا شخص بتواند روابط موفقی داشته باشد. اگر دوستت بفهمد افسرده هستی، از تو جدا می شود از دیگر آفت­ هاییکه موجب از دست دادن دوستان می­شود، افسردگی است که شناخت آن و آفاتش بسیار مهم است. امیرالمؤمنین علی (علیه­السلام) فرمودند: «اَلْمَلَلُ یُفْسِدُ الأُخُوَّةَ؛ افسردگى برادری را از بین می ­برد». «ملول بودن» یعنی آدم بی­ حوصله، زودرنج و حساس که زود خسته می­ شود. دائماً افسرده است. حالت نشاط و شادابی و اقبال در ارتباطاتش دیده نمی­شود. در اصطلاح، کسانی که ظرفیت­شان زود پر می­ شود و زود زده می­ شوند؛ آدم­های افسرده ­ای هستند. این وضعیت، اخوت را از بین می ­برد. پیوند بالاتر از جنسی و زمینی بین آدم ­ها هست که آن هم پیوند «خواهری و برادری دینی» است. پیوند از جنس آسمان است و بخاطر زمین به وجود نیامده است. یکی از عواملی که حرمت ها را از بینی می برد، افسردگی و نداشتن شادی و نشاط است. یعنی افراد چون بهانه­ گیر حساس هستند، کسی دوستندارد به طرف آنها برود. در اسلام به همه چیز تأکید شده از جمله خوب نگاه کردن، خوب صحبت کردن و... اما آدم بی نشاط نمی تواند این گونه باشد. «لا أُخُوَّةَ لِمَلُول؛شخص افسرده و بی حوصله، هیچ برادری ندارد»، یعنی همه از دور بر آدم افسرده دور و از او دل­زده می­شوند. وقتی خُلق شخص از حالت تعادلْ منحرف شد و به سوی افسردگی کشیده شد، در هیجانات و احساسات و عواطف شخصی اش نیز تغییر پدید می آید. بدین صورت که احساسات و تمایلات نیز همساز و هماهنگ با افکار و خُلق افسرده، تغییر می ­کنند. وقتی دل­مرده شد و اهل شادی و نشاط نبود، هر حادثه ای به راحتی او را ناراحت­ می­ کند، دیگر آن عشق و دوستی اولیه برایش نمی­ ماند؛ چون خُلق افسرده باعث زدگی اطرافیان­ می­ شود. گاهی اوقات شخص می­تواند شاد باشد ولی تنبل است. طبق فرمایش حضرت «کلید همه بدبختی ­ها تنبلی و بی­ حوصلگی است» هم در دنیا و هم در آخرت. آدم افسرده، تنبل و بی­حوصله است. با کنار گذاشتن این روحیه، هم شادی سراغش می­ آید و هم آرامش؛ چون شادی و نشاط خروجی­ های قشنگی دارد. انسان خروجی ­های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی دارد. هر چقدر خروجی های انسانی بیشتر باشد، دریافتش از الله بیشتر خواهد بود. اگر غصه ای دارید، بدانید که راه برطرف کردن غصه این نیست که بروید قرص بخورید یا آهنگ غمگین گوش کنید. این کار حال شما را بدتر می کند؛ اما با شاد کردن دیگران می توان غم و غصه های دیگران  را برطرف کرد. «شاد کردن» دیگران را می توان حتی با غذا دادن به یک حیوان یا آب دادن به گیاهان تمرین نمود. زیرا  به محض تولید خوبی و محبت، شادی آسمانی به سراغ انسان خواهد آمد. اگر وضع مالی­مان خوب نیست یا قرض داریم خوب خرج کنیم تا خیر و برکت به سراغ­مان بیاید، نه این که خساست به خرج دهیم ؛ زیرا خساست باعث بسته شدن درب آسمان می ­شود. کسی به معصوم(علیه السلام) گفت: اوضاع مالی من خیلی خراب است، چه کنم؟ فرمود: درراه خدا صدقه بده. گفت من می گویم ندارم شما می فرمایید صدقه بده. این آدم نمی فهمد که راه باز شدن در رحمت خدا و گشایش رزق و روزی، همان دادن صدقه است. اگر مشکل علمی دارید، سعی کنید آن چیزی را که می ­دانید به دیگران یاد دهید. چون مشکلات علمی خودتان حل می ­شود. کسی که با سخاوت علمش را در اختیار دیگران می گذارد، خداوند مستقیماً به او تعلیم می­ دهد. خروجی ­های فوق عقلانی هم این گونه است. کسی که خروجی ­های فوق عقلانی بسیاری دارد، عشق، قرب و معنویت از آسمان به سویش سرازیر می شود و حجاب هایش برداشته می شود. حتی رؤیا و خواب های قشنگی به سراغش خواهد آمد. آدم ­های بخیل و تنگ نظر، همیشه عفونت های اخلاقی و  فساد با خودشان دارند؛ پس باید یاد بگیریم که دوستی ­ها را با غم و غصه­های شخصی خراب نکنیم. چه بسیار افرادی بوده اند که با هم پیوند برقرار کردند ولی بعد از مدتی با بد اخلاقی و بی­ حوصلگی زن یا مرد عشق شان نابود شد. در فرمایش دیگری از حضرت نقل شده: «لاخُلَّةَ لِمَلُول؛ شخص افسرده، هیچ دوستی ندارد»؛ یعنی دوستی برایش نمی ­ماند و همه از او جدا می ­شوند. چون دیگران فکر می­ کنند که او آدم نق زن و غرغرویی است و دائماً از مشکلاتش می­ گوید. اما مشکلاتتان را به خدا و ائمه و امامزاده ها بگوئید؛ چون کسی که خدا را دارد و توکلش بر اوست با هیچ کس  درد دل نمی­کند و امیدی هم به آنها نمی بندد. غم ­هایمان را به کسی نگوئیم مگر این که بدانیم کاری می­تواند برایمان انجام دهد؛ مثلا برای مشاوره و درمان مشکل عیبی ندارد؛ اما در غیر این صورت بهتر است گفته نشود. مومن نشاطش دائمی است و امکان ندارد عبوس و گرفته باشد؛ چون گرفتگی و انقباض و زودرنجی از «ضعف ایمان» است. با افسردگی و گرفتگی و ...راه ما به سوی کانون عشق و آرامش بسته شده و ما نمی­ توانیم جذبی داشته باشیم؛ بدتر از آن این که برویم و از آدم ها این آرامش را بخواهیم. درحالی که آن­ها هم خودشان ضعیف هستند. حتی اگر هم چیزی از آرامش به دست بیاوریم، چون آفت­ های ارتباطات را نمی شناسیم، به سرعت از بین می رود.  

صوت

1 - اگر دوستت بفهمد افسرده هستی، از تو جدا می شود

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5377
زمان انتشار: 17 ژولیه 2016
| | | | | |
چه رفتارهایی دوستی را کمرنگ یا از بین می برد

خانواده آسمانی، 436، 95/04/24

چه رفتارهایی دوستی را کمرنگ یا از بین می برد

از جمله رفتارهای که به دوستی آفت می زند، بحث و جدل کردن، شوخی های بی جا و شرمنده کردن دیگران با برملا شدن اسرار و عیوب آنهاست،  این گونه اعمال ارتباط های دوستی و خانوادگی را از بین می برد.

از آفات و موانع دوستی، «قیل و قال و جدال» است که در روایت از آن تعبیر به «مراء» شده است. امام رضا (ع) در فرمایش گهربارشان به حضرت عبدالعظیم الحسنی سفارش کردند: «به شعیانم بگو که «... وَ تَركِ الجِدالِ فیما لا یَعنیهِم...؛ ... و بحث و جدل هاى بیهوده را رها كنند». یعنی به همدیگر پرخاشگری نکنند یا علیه یکدیگر چیزی نگویند که موجب ناراحتی شود. حضرت در پایان روایت این گونه تهدید کردند که اگر کسی چنین رفتاری داشته باشد، من او را نفرین می کنم که خیر دنیا و آخرت را نبیند. حتی زمانی که انسان حق با اوست، به سفارش پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) باید قیل و قال و جدال را ترک کرد. بسیاری از طلاق ها، فسادها، دعواهای خانوادگی، جرم های اجتماعی و حتی جنگ ها که موجب از بین رفتن جان ده ها و صدها انسان بی گناه می­شود، از بحث و کشمکش های بین انسان ها شروع می شود. افرادی که شخصیتاً اهل تنش و بحث کردن های بی جا هستند، حقارت نفس دارند. لذا بحثی را کش می دهند و به نتیجه پستی می رسند. اما انسان های پاک، حتی به مراء نزدیک هم نمی شوند؛ چون می دانند زمینه بحث و بگو و مگو برایشان فراهم شوند. بدی «مراء» فقط بخاطر بحث کردن نیست؛ بلکه از آثار بدی که برجای می گذارد این است که علاقه ها و عشق های بین خانواده ها، دوستان، و دیگران را از بین می برد. این شیوه بسیار خطرناک است. بنابراین انسان نباید نزدیک آن شود. آدم های بهشتی، خود به خود به سمت ارتباطاتی نمی روند که باب «درگیری  و جدال» باز شود؛ به عنوان مثال در انتخاب همسر وقتی می دانیم شخص مقابل بد اخلاق است، نباید به طرف او رفت.  در روایت هم بر آن تأکید شده که کسی که اهل دعوا و بدخلقی است، نباید او را انتخاب کرد؛ زیرا در این صورت است که جهنم برایش رقم می خورد. هر نوع پیوندی، شراکتی، رابطه دوستی یا حتی مسافرتی، اگر منجر به جر و بحث و غر و نق زدن بشود،  نباید شروع کرد. چون موجب سلب آرامش می شود و علاوه بر فشار قبر زیادی که دارد، سال ها گرفتاری در جهنم می آورد. لذا مومن باید از جر و بحث و ستیزه جوئی فرار کند. حتی نباید بویش را هم استشمام کرد. چون شیطان و شیاطین در نفس مان ما را به سمت گفتگو می برند. جدل و دعوا را می توان به خودشیفتگی و تکبر  انسان ربط داد. چون فرد در این حالت دوست دارد خودش را به نوعی نشان دهد و ثابت کند. در حالی که حضرت می فرماید: اگر طرف مقابل عذرخواهی کرد،حتی اگر دروغ باشد، بپذیرید. توجه داشته باشید اگر دروغ هم گفت نباید مچش را گرفت و به سراغش رفت و کار را به جر و بحث بکشانیم و اسرار او را فاش کنیم. زیرا این گونه اعمال، باعث تولید عذاب و جهنم های طولانی خواهد شد. مهمتر این که در قیامت برای انسان «دریدن و هاری» ایجاد می شود. علت این که نهی از خشونت شده آن است که این عمل در نفس انسان ذخیره می شود. انسان با خروجی های تیز و تندی که نسبت به دیگران دارد، باید ده ها و صدها سال جهنم را تحمل کند. هر یک بار عصبانیت برای انسان خیلی گران و سخت تمام می شود. اگر انسان کنترل بر خویش نداشته باشد، فشار قبر زیادی را باید تحمل کند. جهنم «خشونت و تندی» همان هاری و دریدن انسان در جهنم است. امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند: «لا مَحَبَّةَ مَعَ المِراءِ؛ با بگو، مگو کردن، هیچ دوستی برایت نمی­ماند». انسان ها در ارتباطات مختلف مانند زن و شوهر، پدر یا مادر و فرزندی، روابط دوستی و .... رو در روی هم به مراء و قیل و قال می پردازند و هر کدام تقصیر را به گردن دیگری می اندازد، این خود موجب از بین رفتن علاقه و مبحت ها می شود. یعنی آن چیزی که ما بخاطرش ازدواج کردیم و تشکیل خانواده دادیم از بینی می رود.  باباز شدن روی افراد به یکدیگر، رابطه پدر و فرزندی یا مادر و فرزندی در اثر خودشیفتگی و حقارت نفس خراب می شود. پدر و مادر عاقل هیچ وقت با فرزندان به تندی صحبت نمی کنند و آنها را سرزنش نمی کنند؛ چون وقتی حرمت شکسته شود دیگر چیزی باقی نمی ماند که بخاطر آن بخواهند زندگی کنند. از شوخی بی جا بپرهیز که دوستی را از بین می برد از دیگر آفات دوستی، شوخی های بی موردی است که گاهیً در روابط دیده می شود. این ها زندگی های خشک با ضد محبت هستند. در زندگی باید شادی و شوخی و مزاح باشد، البته به ظرفیت افراد بستگی دارد؛ اما وقتی این مسئله از حد گذشت، به ضد محبت تبدیل می شود. لذا باید مراقب بود که انسان تسلط بر خویش را از دست ندهد. باید توجه داشت که ظرفیت افراد یکسان نیست. برخی همسرشان از شوخی های کلامی خوشش نمی آید و آزرده می شود. لذا باید در انتخاب کلمات ملاحظه کرد. همچنین برخی هم شوخی بدنی را دوست ندارند و به این مسئله خیلی حساس هستند. این شوخی را جز در موارد نادر که باعث ایجاد محبتی شود، نباید انجام داد. لذا خیلی خاص است و باید رعایت کرد که دشمنی ایجاد نشود. حضرت علی فرمودند: «إیّاكَ وَ السَّفَهَ؛ فَإِنَّهُ یوحِشُ الرِّفاقَ؛ از حماقت بپرهیز كه دوستان را به وحشت مى‌افكند». یعنی کارهای احمقانه انجام ندهید که باعث رهانیدن دوستانتان شود. اگر قرار باشد چنین اتفاق نیفتد، خود انسان باید مراقب باشد که گرفتارش نشود. گاهی وقت ها پیش می آید که انسان خودش زمینه را برای بی ادبی دیگران باز می گذارد و اجازه می دهد که رفتارهای احمقانه داشته باشند. حتی در روایت نقل شده که «خدا لعنت کند پدر و مادرهایی را که به فرزندانشان بیش از حد محبت می کنند و آنها اجازه پیدا می کنند که به حریم آنها وارد شوند و بی حرمتی کنند».. لذا باید مواظب بود این حریم ها شکسته نشود که دنیا و آخرت فرزندان تباه می شود. شرمنده کردن دیگران موجب جدایی می شود امام علی (علیه السلام) می فرماید: «إذَا احتَشَمَ المُؤمِنُ أخاهُ فَقَد فارَقَهُ؛ هرگاه شخص مؤمن، برادرش را خجالت دهد، از او جدا شده است». سعی کنیم اطرافیان مان را  شرمنده نکنیم. شرمندگی مصادیق مختلفی دارد. مانند؛ علم به اسرار دیگران و برملا کردن آن، بی پرده صحبت کردن، به رخ کشیدن عیوبشان و ... گاهی اوقات مصلحت بالاتری وجود دارد یا حق شرعی است که نیاز به گفتن است که آن بحث دیگری است؛ هر چند باز هم نیاز به احتیاط است که فتنه ای ایجاد نشود. شرمنده شدن دیگران، بسیار عمل خشنی است که موجب مفتضح شدن انسان در دنیا و قیامت می شود. مخصوصا اگر این عمل با لذت و در جمع همراه باشد که عواقب خطرناکی در پی خواهد داشت. بعنوان مثال؛ مادری که به خاطر منفعت خودش مرد خانواده را نزد بچه ها ضایع کند؛ هر فساد و جهنمی که در آینده گرفتار فرزندان می شود، برعهده مادر است. زیرا  او این وضع را ایجاد کرده است. همچنین پدری که در خانواده پیش بچه ها شخصیت مادر را ضایع کند، هر فسادی که از بچه ها سر ز بزند، بر عهده مرد است و خودش باید پاسخگو باشد. لذا مراقب باشیم در ارتباطات فردی و خانوادگی، مخصوصاً والدین بچه ها را بر علیه همدیگر نشورانند.  چون مفاسد آن به گردن کسی است که او شروع کرده است.  امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مَنِ احتَشَمَ أخاهُ حَرُمَت وُ صلَتُهُ ، و مَنِ اغتَمَّهُ سَقَطَت حُرمَتُهُ؛ هر کس برادرش را خجالت دهد پیوند با او ناروا ست». آدم هایی که یک سره آبروی کسی را می برند و خجالت می دهند، حال دیگران را می گیرند؛ روابط با آنها حرام است؛ چون مانند کسی می مانند که قطع رحم کرده و رابطه ی رحمی را بریده است. گاهی اوقات تحقیر و سرزنش دیگران موجب ایجاد غم در دل دیگران می شود. مثلاً مادرشوهری که یکسره بر عروس سرکوفت می زند که تو شهرستانی هستی یا به رخ کشیدن کوتاهی قد، اعتیاد دیگران، زشتی صورت، یا بلندی قد، و.... این کلمات خیلی خطرناک هستند و باید مراقب بود.  چون نتیجه آن این است که حرمت ها ساقط می شود. عدالت و نسانیت به این است که انسان حریم ها را نگه دارد. گاهی اوقات مشکلات زیادی داریم که نباید آنها  را به خانه انتقال داد. کسی که از سکوت و مظلومیت دیگران سوء استفاده می کند جهنم های بسیاری را برای خود می خرد. پس نه کسی را خجالت دهیم و نه غمگینش کنیم. ناراحت کردن دیگران دو گونه است: گاهی اوقت بخاطر شرائط غمگین است؛ مثل اینکه حادثه سیاسی یا اجتماعی بدی در جامعه پیش آمده یا حقوقی از کسی گرفته شده و ... اما گاهی اوقات نفسانیت فرد در کار است؛ یعنی امر شخصی است و این خطرناک است. در این خصوص فرمایشی از امام صادق (علیه السلام) است که می فرمایند: «إذا قالَ الرَّجُلُ لِأَخیهِ المُؤمِنِ: اُفٍّ، خَرَجَ مِن وِلایَتِهِ؛ هرگاه شخص به برادر مؤمنش اُف بگوید، از [حریم] دوستى اش بیرون مى رود». همان طور که قرآن راجع به حقوق والدین دستور می دهد: «فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ؛ به پدر و مادر خود اف نگوئید». (سوره اسراء/ آیه23) این همان تعبیر عامیانه «اه» است؛ یعنی چیزی که نشان دهنده «من خوشم نیامد» یا یک «عکس العمل بد» است. این حدیث تذکر می دهد که نسبت به برادر مومن هم نباید حرفی کمتر از «اف» گفت؛ چون «المُؤمِنُ أعظَمَ حُرمَه مِنَ الکَعبة؛ مؤمن حرمتش از کعبه هم بالاتر است». همچنین به تعبیر قرآن مؤمنین برادر یکدیگرند: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» (سوره حجرات/آیه 10) متأسفانه ما فقط می شنویم ولی نمی فهمیم این کلمات چه معنایی دارند. اگر به برادر مومن اف گفته شود، نتیجه اش خروج از ولایت و دوستی است که در افق بالاتر خروج از ولایت خدا است. پس در رفتارهایمان نسبت به دیگران تند صحبت نکنیم، خشن حرف نزنیم، نسبت به یکدیگر پرخاشگر و بی ادب نباشیم. اگر اختلافی هم باشد با شیرینی آن را حل کنیم. بیاندیشیم؛ آیا حرمت دوستان و مومنین را رعایت می کنیم؟ آیا رفتارمان با دیگران به این شکل است؟؟

صوت

1 - چه رفتارهایی دوستی را کمرنگ یا از بین می برد

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5278
زمان انتشار: 28 ژوئن 2016
| | | | | |
حاصل «خرده گیری» تنها ماندن و آخرش جهنم است

خانواده آسمانی، 435، 95/04/03

حاصل «خرده گیری» تنها ماندن و آخرش جهنم است

آدم سخت گیر عقده ای، روانی و بی شخصیت است. چون اهل عیب جوئی و خرده گیری است. لذا نتیجه این خرده گیری ها این می شود که دوستان و دیگران از اطراف او بروند و او را ترک کنند و درهای آسمان و غیب نیز به روی او بسته شود.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 435 «خانواده آسمانی » مورخ 95/04/03 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که به شرخ ذیل میباشد . امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید: «مَن ناقَشَ الإِخوانَ قَلَّ صَدیقُهُ؛ هر کس در کار برادرانش خرده گیری کند، دوستانش کم خواهد شد». یعنی کسی که به ضعف و خطاهای دیگران خرده می گیرد؛ فرقی نمی کند که در چه جایگاهی باشد؛ والدین نسبت به فرزندانشان، زن و شوهر نسبت به یکدیگر، استاد نسبت به شاگرد، کارفرما نسبت به کارمند و ..... چنین فردی چون تند مزاج است، شخصیت شقی و جباری دارد و به جهنم نزدیک تر است. خرده گیری از خطاهای دیگران و مطرح کردن عیب ها، نشان دهنده نوعی پستی نفس است. کسانی که دائماً از کار دیگران خرده می گیرند، آدم های پست و کوچکی هستند که نتیجه این خباثت روحی، بدبختی و نزدیک شدن به جهنم است.  یکی دیگر از آفات دوستی«خرده گیری» است که در روابط اجتماعی خیلی شایع است. ایرادگیری و خرده گیری دلائل مختلفی دارد. اینکه انسان‌ها ازکار یکدیگر ایراد و خرده می‌گیرند، بعضی از دلائلش با دلائل بحث «عیب‌جوئی» مشترک است. قبلا گفتیم که «عیب جویی» نشانه حقارت نفس است. یعنی کسی که به دنبال عیب دیگران است، در حقیقت از خودش غافل است. چنین افرادی چون دچار خودشیفتگی هستند، دائماً به کار دیگران می پردازند. خودشیفتگی یعنی من از دیگران، همسرم، خانواده همسرم و ... بهترم. این فرد نمی داند که غرق در عذاب و جهنم خویش است؛اما کسی که خود را گناهکارتر از دیگران می‌بیند، اصلاً به ضعف ها و خطاهای دیگران کاری ندارد. بنابراین، کسی که عیب دیگران را ببیند، این ناشی از ضعف خودش است که عیب خویش را نمی بیند؛ این بیماری خیلی تکان دهنده و خطرناک است که در مسیر رشد خود، بقیه را جهنمی ببینیم. در «خرده‌گیری» و مناقشه نیز، همین‌طور است؛ یعنی تنها کسی از دیگران عیب می‌گیرد که پست و بی شخصیت باشد. چون اینآدم پست است که همیشه دیگران را تحقیر می‌ کند. او دیگران را کوچک و پست می­بیند. لذا دائماً خرده گیری و بهانه گیری می­کند؛ اما آدم کریم و بزرگ، سعی می‌کند که همیشه خوب ببیند و کاری به ضعف و خطاهای مردم نداشته باشد. از ارکان حفظ خانواده، حلم و بردباری نسبت به ضعف ها و خطاهای همسر و فرزندان است. مردسالاری و زن سالاری در خانواده،نمونه بارز صفت «شقی و جبار» است و به محض این که زن و مرد از اخلاق الهی دور می شوند، به شقاوت نزدیکخواهند شد. این را بدانید که هر وقت طرف مقابل، انسان نجیب و مظلومی باشد و ما او را تحقیر کنیم و بر او خرده بگیریم، به جهنم و عذاب های آن نزدیک تر خواهیم بود. آدم سخت گیر عقده ای، روانی و بی شخصیت است. چون اهل عیب جوئی و خرده گیری است. لذا نتیجه این خرده گیری ها این می شود که دوستان و دیگران از اطراف او بروند و او را ترک کنند و درهای آسمان و غیب نیز به روی او بسته شود. گاهی چنین افرادی انتظار دارند که محبوب باشند و دیگران او را دوست بدارند؛ درحالیکه اگر چنین اتفاقی هم بیفتد، از روی ترس خواهد بود. «محبوبیت» با اخلاق خوب، مهربانی و به دست آوردن دل دیگران حاصل می شود، نه با تسلط بر دیگران.

صوت

1 - حاصل «خرده گیری» تنها ماندن و آخرش جهنم است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed