www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5177
زمان انتشار: 8 ژوئن 2016
| |
برای انتخاب دوست، دنبال رفیق بی عیب نگردید

خانواده آسمانی، 434، 95/3/13

برای انتخاب دوست، دنبال رفیق بی عیب نگردید

اگر توجه به خطا و اشتباهات خودت داشته باشی، می توانی از خطاهای دوستت بگذری و تنها نباشی. وقتی از گذشته دیگران دست برنداریم خدا هم از گذشته ما دست برنمی دارند. پس به دنبال دوست صددرصد  خالص نباشیم. هر چند باید تلاش کنیمِ ولی سخت گیری نداشته باشیم.

 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 434 «خانواده آسمانی » مورخ 95/03/13 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که به شرخ ذیل میباشد . در ادامه بحث آفات دوستی به فرمایش امام صادق (ع) اشاره خواهد شد. ایشان می فرمایند: حضرت فرمود: «لا تَطلُب مِنَ الدُّنیا أربَعَةً؛ فَإِنَّكَ لا تَجِدُها و أنتَ لابُدَّ لَكَ مِنها:عالِما یَستَعمِلُ عِلمَهُ؛ فَتَبقى بِلا عالِمٍ، و عَمَلاً بِغَیرِ رِیاءٍ؛ فَتَبقى بِلا عَمَلٍ، و طَعاما بِلا شُبهَةٍ؛ فَتَبقى بِلا طَعامٍ، و صَدیقا بِلا عَیبٍ؛ فَتَبقى بِلا صَدیقٍ=در دنیا جویاى چهار چیز مباش كه آنها را نخواهى یافت ، حال آن كه به آنها نیازمندى: عالمى كه علم خود را به كار بندد، پس بى عالم مى‌مانى؛ عملى پاك از ریاكارى، كه در این صورت، بى عمل مى مانى؛ غذایى دور از شبهه، كه بى غذا مى مانى؛ و دوستى بى عیب، كه بى دوست مى مانى». ضرورت حضور عالمان دینی اولین چیزی که حضرت بر آن تاکید کردند، ضرورت مراجعه به «عالم و کارشناس دینی» است. انسان در هر شأنی از شئونات مختلف اعم از (جسمی، گیاهی و حیوانی) نیاز به عالم دارد. مثلاً در شأن حیوانی اشه مچون ازدواج، اقتصاد، سیاست و .... نیاز به عالم دارد. در بخش عقلانی و فوق عقلانی هم نیاز به عالم و کارشناس دارد. آنان می‌توانند ما را از تنگناهای چهارگانه؛ حس، خیال، وهم و عقل به عالم شیرین و زیبای فوق عقلانی برسانند.همچنین مارا از تنگناهای کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلانی، به کمالات فوق عقلانی و عالم بی نهایت و خانواده آسمانی نزدیک کنند. شاخه های اصلی مذهب: شریعت، طریقت و اخلاق است از دیگر ضروریات توجه به کارشناس و مجتهد دینی، نیاز در سه شاخه اصلی مذهب یعنیشریعت، طریقت و اخلاق است. علمایی که تخصص در فقه اصغر دارند شریعت گفته می شود، یعنی عالم و مجتهدی که فقیه و دانشمند در مسائل دینی استو احکام شرعی را به ما یاد می دهد؛ مثل نماز، حج، خمس و ... ما به علم آن‌ها احتیاج داریمو باید در حلال و حرام ها از آنان تقلید کنیم. گروه دیگر علمایی هستند که سیروسلوک، رفتار و اخلاق را به ما یاد می دهند کهاهل «طریقت»نامیده می شوند.گروه دیگر که مهمترین علما هستند،کسانی اند که معارف الهی و جهان بینی اصلی را به ما یاد می دهند. ازاین گروه در زبان دین به اهل «حقیقت» تعبیر می شود. هرکسی اول باید عقائدش را درست و محکم کند تا بتواند در اخلاق هم قوی عمل کند. اما کسی که اصول دینش ضعیف است به جایی نمی رسد. علمای قدیم ابتدا عقاید یک شخص را می ساختند؛ بعد اخلاق و در آخر میوه آن عقاید و اخلاق، انجام درست عمل بود. امام صادق (ع)می فرماید با توجه به ضرورت نیاز ما به عالم،نباید انتظار داشته باشیم که آنان بی عیب باشند که در این صورت بی استاد می مانیم. استاد هر چند هم خوب باشد، ولی ضعف هایی هم دارد که نباید به آن توجهی داشت و سخت گیری داشته باشیم. دنبال «عمل بی ریا» نگرد که بی عمل می مانی دومین مسئله ای که در عین نیازمندی به آن نخواهیم رسید، عمل «بدون ریا»است که در این صورت بی عمل خواهیم ماند. بعضی می گویند نماز جماعت نمی رویم؛ چون احساس ریا می‌کنیم. این حرف غلط است؛ چون ریا و شرک به مرور زمان در انسان از بین می رود. اینکه کسی از خود یا عمل دیگران توقع صدردرصد خالص داشته باشد، اشتباه است؛ چوندر عمل کردن گاهی انسان پایش می لغزد؛اما به مرور زمان به اخلاص می رسد و اعمالش از شرک پاک می شود و خدا هم می پذیرد. لذا نباید سخت گیری کرد. کسانی که مهریه سنگین می گیرند، مشرک اند؛ چون تکیه اش در روابط زناشویی به خدا نیست. یا کسانی که با سواد و علمفخر فروشی می کنند،دچار شرک هستند. انسان زمانی باید خوشحال باشد که سه معشوق اصلی؛ خدا و رسول و جهاد در دلش داشته باشدکه دائما در او تولید شادی می کند. وقتی به این مرحله رسید، مرحله ی شادی اوست. اگر شاد و آرام نیست یعنی اله های دیگری غیر از این سه معشوق در دل دارد که او را بهم می ریزد. دنبال غذای شبهناک نباش در ادامه روایت آمده:«و طَعاما بِلا شُبهَةٍ= غذای بدون شبهه». اینکه بخواهیم همیشه غذای بدون شبهه بخوریم، حرف درستی نیست. چون روابط اقتصادی مردم امروزه خیلی گسترده و پول ها در هم ادغام شده، ما نمی توانیم به طور دقیق غذای بدون شبهه پیدا کنیم. باید به فکر این باشیم که حرمتظاهری نداشته باشد. اینکه در مال مردم بگردیم که فلانی خمس می دهد یا نمی دهد، کار اشتتباهی است و حق چنین کاری نداریم. لذا سخت نگیریم؛ چون این اعمال، عامل قطع ارتباط و صله رحم است وموجب غلبه شیطان و طرد شدن از جامعه و ارتباطات اجتماعی شدهوفرد منزوی می‌شود. به تعبیر قرآن، شیطان از چهار طرف به انسان حمله می کند: راست، چپ، عقب و جلو. بدترین نوع حمله شیطان، "راست" یعنی "بی‌گناهی" است. وقتی انسان از گناه فاصله گرفت و دیگران را آلوده و فاسق و فاجر دید، این شروع جهنمی شدن اوست. بیشترین کسانی که به جهنم می روند، کسانی اند که گناه نمی کنند. چون گرفتار خودخواهی ها می شود. پس انسان حق ندارد خودش را از کسی بهتر بداند. بنابراین از نظر شارع مقدس، باید در پاک بودن غذا اطمینان داشته باشیم، مگر خلاف آن ثابت شود. البته ناگفته نماند کسانی که این مسئله برایشان مهم است، می توانند بعد از غذا، رد مظالم کنار بگذارند. دنبال دوست بی عیب نگرد «و صَدیقا بِلا عَیبٍ؛ فَتَبقى بِلا صَدیقٍ= و دوستى بى عیب، كه بى دوست مى مانى».این همان ضرب المثل معروف است که می گویند:گل بی عیب خداست. اگر انسان سخت گیر نباشد با همه سازش می کند؛ البته سازشی که خدا می گوید؛ نه سازشی که شیطان می خواهد؛ با مومنین و شیعیان؛ نه با آمریکا و آل سعودو صهیونیسم. کسانی که با دشمنان سازش می کنند، دین ندارند. کسانی که از اصول انقلاب و اصول دین کوتاه می آیند و عزت مومنین را به حراج می گذارند، در اصل دین ندارند. سازشی که خدا می خواهد؛ سازش با مسلمان، شیعیان، همسایگان، فامیل و دوستان است. جان کلام آنکه حضرت نهی کامل از هیچ عالمی، غذا، دوست نمی کند و بر وجود هر یک تأکید می کند.  

صوت

1 - برای انتخاب دوست، دنبال رفیق بی عیب نگردید

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5170
زمان انتشار: 6 ژوئن 2016
| |
«عیب سازی» بدتر از «عیب جویی» است

خانواده آسمانی 433، 13/3/95

«عیب سازی» بدتر از «عیب جویی» است

هر چند که «عیب جویی» از گناهان بزرگ است، اما «عیب سازی» بدتر از آن است. عیب سازی یعنی بگردیم و عیوبی را در کسی پیدا کنیم. این همان «تجسس» است که قرآن می فرماید: «وَ لاتَجَسَّسوا؛ درمورد دیگران تجسس نکنید.»

 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 433 «خانواده آسمانی » مورخ 95/03/13 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که به شرخ ذیل میباشد .   یکی از آفات دوستی، دیدن لغزش ها و خطاهای دیگران است. افرادی که ذهنشان آلوده است، هیچ وقت نمی توانند خوبی ها را ببینند. آنان بخاطر داشتن روح تیره، می خواهند که دیگران چنین عیب هایی داشته باشند؛ حتی در ارتباط های دوستی و زناشوئی هر چند در آن عشق یا سنخیت وجود داشته باشد اما ادامه این ارتباط، تضمین کننده نیست. لذا این افراد به راحتی به هر کسی اعتماد نمی‌کنند و هیچ کس هم از نظر آن‌ها سالم نیست اما افراد کریم کسانی ­اند که عیوب دیگران را ندید می‌گیرند و تغافل دارند و مشغول دیدن عیب های خودشان هستند. چنین افرادی چون مسیر  بهشت را طی می کنند به دنبال عیب دیگران نیستند. چنین افراد در صراط به راحتی رد می شوند. اینکه تعداد آمار طلاقدر جامعه امروزی بالا می رود، بخاطر عدم دوست داشتن زوجین نیست، بلکه آنچه یک زندگی را به هم می‌زند، آفاتی‌های است که ممکن است در ارتباط به وجود بیاورد و باعث نابود شدن آن ارتباط شود. این ارتباط می‌تواند بین دو دوست باشد، خانواده، حتی ارتباط با خدا و اهل بیت که اگر آفات آن شناخته نشود باعث از بین رفتن آن می‌شود. در گذشته به دو آفت دوستی اشاره شد؛ بدجنسی و بداخلاقی. در این جلسه به نوع دیگر از آفت که «عیب جوئی» است،  پرداخته خواهد شد. سیدالشهداء (ع) می‌فرمایند: «خوش به حال کسی که مشغول شدن به عیب های خودش، سبب می شود از عیب های دیگران غافل شود». یعنی فرد به یک مقام و شایستگی می رسد که مشغول عیب های خودش است و به دیگران کاری ندارد. فرد عیب‌جو، بدجنس و بدذات است؛ چون حبّ ذات دارد، مسامحه می کند و عیب های خودش را کاملاً ندید می گیرد اما همان عیب را در همسرش، فرزندش و دیگران بزرگ می بیند و به رخ می کشد و سرزنش می‌کند. آدم عاقل و باشرافت به راحتی از کسی عیب جوئی نمی‌کند، بلکه ضعف‌ها را به عنوان یک طیبب از سر دلسوزی مطرح می کند. دنبال عیب نگرد که منفور خدا می شوی مرتبه پائین‌تر از دیدن عیوب و به رخ کشیدن آن، دنبال گشتن عیب دیگران است. امیر کلام، امیرالمومنین علی (ع) می فرماید: «مَنْ طَلَبَ عَیْباً وَجَدَهُ= هر کس دنبال عیبی بگردد آن را پیدا می کند». مریض کسی است که دنبال عیب می گردد؛ چون ذهنش آلوده است و عیب را می سازد. فرد بدبین همیشه به خودش این حق را می دهد که درست می بیند. لذا لغزش ها  رادر فرد پیدا می کند. در فرمایش دیگری از ایشان نقل شده: «الرَّجُلُ السَّوءُ لا یَظُنُّ بأحَدٍ خَیرا؛ لأنّهُ لا یَراهُ إلاّ بِوَصفِ نَفسِهِ= آدم بد، هیچ حسن ظنی به دیگران ندارد؛ برای این که او  با صفات نفسانی خودش به دیگران نگاه می کند». یعنی با صفات بد خودش به دیگران می نگرد و دیگر فکر نمی کند که عینک بدبینی به چشمش زده، بلکه فکر می کند که طرف مقابل عیب دارد. عیب‌جوئی از فعالیت‌های وهمی است و غلبه این قوه بر سایر قوای دیگر باعث می شود که زیر پا گذاشتن عقاید می شود. در حقیقت، آدم‌های که پر از عیب هستند، دیگران را پر از عیب می بینند، حتی از خدا و دستورات دین و اهل بیت عیب می گیرند. لذا پا روی عقایدش می گذارد. مثل شیطان که در اثر حسادت نتوانست تحمل کند که خدا یک نفر را برتر از او خلق کرده و در مقابل خدا می ایستد. چرا عیب جو می شویم یکی از دلائل عیب جوئی، بی انصافی و بی توجهی ما نسبت به وظائفی که داریم. بعضی از افراد هستند که عیب را پیدا می‌کنند البته اگر ثابت شود که این عیب وجود دارد؛ چون ممکن است که عیب نباشد، بلکه یک توهم صرف است و خود فرد آن عیب را پیدا می کند. پس او مریض بیش نیست. در اختلافات زناشویی بسیاری از توقعات بی جائی وجود دارد.؛ مرد یا زن توقع دارد که طرف مقابل باید خودش را با او تنظیم کند که این امر باعث از هم پاشیدن شدن کانون گرم خانواده می شود. حضرت امیر علی (ع) می فرماید: «مَن تَتَبَّعَ خَفِیّاتِ العُیوبِ حَرَمَهُ اللّه ُ مَوَدّاتِ القُلوبِ= كسى كه در جستجوى عیوب پنهانى دیگران باشد، خداوند او را از دوستى دل‌هاى مردم محروم مى‌سازد». آدمی که دنبال عیب‌های مخفی مردم است، متجاوز به حریم دیگران تعبیر می‌شود، یعنی با تجسس در عیب پنهان شده، آن را برملا می‌کند؛ مثل خواندن پیامک های دیگران، قرار دادن دوربین‌های مخفی در حریم شخصی دیگران و ... او متجاوز به حریم دیگران است. نتیجه این تجاوز، منفور شدن در نگاه دیگران و از دست رفتن محبوبیت است. و این منفور شدن، نخست در نگاه خداوند است که نتیجه آن نزد مردم است. خداوند مودّت و دوستی دل‌ها را نسبت به این فرد حرام می کند. در خیلی از جاها از اطرافیانش کمک می خواهد ولی کسی یاری نمی کند؛ چون منفور است. امام صادق (علیه السلام) در فرمایش گهربارشان فرمودند: «لا تُفَتِّش النّاسَ عَن أدیانِهِم فَتَبقى بِلا صَدیقٍ= درباره عقائد مردم تفتیش نكن كه بى‌دوست خواهى ماند». روایت بیان می‌کند که در دین مردم نباید خیلی جستجو کرد که چقدر دین دارد. خیلی سخت گیری نباید باشد. چون گرفتار تکیر و غرور خواهیم شد و کسی که خودش را بهتر از کسی بداند مستکبر است. لذا نباید دین را به مردم تحمیل کرد. گاهی وقت ها افراد در یک مصداق دینی ضعیف عمل می‌کنند ولی در ده تای آن قوی هستند؛ بنابراین نباید سخت گرفت.  باید مثل پیامبر حواسمان به ضعفا باشد و با مدارا با مردم صحبت کنیم. آدم بدبین از باطن ایمان دور است. لذا این افراد فاصله زیادی تا بهشت دارند. امام (ره) فرمودند: فحشای باطنی جهمش خیلی عمیق تر از فحشای ظاهری است. بدبین هم نوعی از فحشای باطنی است که جهنم آن هزاران برابر از فحشای ظاهری بدتر است. ما چند نوع جهنم داریم: جهنم اعمال و جهنم اخلاق و جهنم اخلاق طولانی تر و دردناک تر از جهنم اعمال است.          

صوت

1 - «عیب سازی» بدتر از «عیب جویی» است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5167
زمان انتشار: 5 ژوئن 2016
| | | | | |
مومن نرم خو هدف زمینی ندارد

خانواده آسمانی 432 ، 1395/03/06

مومن نرم خو هدف زمینی ندارد

از آنجا که مومن همیشه مهربان است و وصل به خداست،نه کسی و نه چیزی در کره زمین هدفش نیست و اساساً وجوش برای ماورای دنیا شلیک شده است. لذا مقاصد زمینی ندارد.

مؤمن هیچ هدفی را در زمین بدنبال نمی کند. اگر فعالیتی هم انجام می دهد فقط بخاطر حس مسئولیت­ پذیری و وظیفه شناسی اوست  و وجودش با معشوق های آسمانی سنخیت دارد.

یکی از آفات دوستی، تندی زبان و بداخلاقی است که عامل دوری و فرار دیگران،افزایش دشمنان ، کم شدن دوست و تنها شدن انسان می شود.

 بداخلاقی کار مومن نرم خو نیست.  چون قدرت روحی و دینی دارد و به راحتی به غم و غصه دچار نمی شود. اما وقتی دنیا توانست او را مچاله کند، یعنی بداخلاق شود، نشانه از دست دادن پیوند با غیب و آسمان و معشوق حقیقی است و این منشأ افت روح مومن است.

مؤمن مهربان و با گذشت است و برایش مهم نیست که دیگران نسبت به او چه فکری دارند و اگر درجائی از حرف کسی دلخور شد، نشان دهنده ضعف ایمانی او خواهد بود.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 432 «خانواده آسمانی » مورخ 95/03/06 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که به شرخ ذیل میباشد . آفات و موانع دوستی بدخلقی؛ عاملِ اصلی تولید نفرت در روابط انسانی یکی از آفت‌های مهم ارتباطات، بداخلاقی (بدخویی، و تندخویی) است. روایات، مؤمن را نرمخو و کریم و گناهکاران را تند و خبیث معرفی می کند. مؤمنان، برای محبت کردن، برای بخشیدن و برای صدورِ خروجیِ خیر، نیاز به دلیل و بهانه ندارند، بلکه دائماً از وجودشان محبت صادر می‌گردد. وجود آنان به قدری نرم است که به راحتی از خطاهای دیگران می‌گذرند و عذرشان را (حتی عذرهای دروغین‌شان) را می‌پذیرند. حجم تغافل و تجاهل مؤمنان به قدری زیات است که دیگران آن ها را احمق می‌پندارند اما از نگاهِ الله، احمق، گروهی از انسان ها هستند که براحتی در آتش اختلافات خود را گرفتار می‌کنند و زمانِ با ارزش عمر خود را در آتش نزاع و درگیری‌های بی‌موردِ دنیایی، می‌سوزانند. مؤمن، اساساً هدفی در زمین ندارد، بلکه تنها بهشت و ماورای بهشت را نشانه گرفته و به سرعت به سمتِ هدف خلقتش در حرکت است. لذا برای کسی که در زمین، مقصدی ندارد، چیزی توان درگیر کردنِ ‌او را ندارد ...  آگاچنین کسی به سرعت از کنار آتش‌های وجود دیگران رد می‌شود تا حتی اندکی از میزان سرعت و سبقتش به سمت الله، کم نشود. مؤمن به قدری در دینِ خود، قدرتمند است که در هیچ رابطه‌ای، با همه‌ی دل خود،‌ وارد نمی‌شود، بلکه دلش را تنها برای الله و اهل آسمان خالی نگه می‌دارد. وقتی قلب، در یک رابطه وارد می‌گردد، آرامش و سکونِ لازم را برای ارتباطِ با الله، از دست می‌دهد. لذا از سرعتِ حرکت انسان به سمت هدف خلقتش کاسته می‌گردد؛ بنابراین انسان مؤمن، انواع ارتباطاتش را با اهل زمین، به گونه‌ای تنظیم می‌کند که فقط ذهن و بدنش در این ارتباط وارد شده، و قلبش،‌ با انواع اضطراب‌ها و هیجاناتِ مربوط به ارتباطاتِ زمینی، درگیر و آلوده نگردد. شادی‌ها و موفقیت‌ها و ... یا بالعکس شکست‌ها و کمبودهای دنیا، فقط و فقط در ذهن انسان مؤمن نفوذ می‌کنند اما هرگز قلب او را به خود مشغول نکرده و بسترِ عشق بازی با الله را از او نمی‌ربایند. برای مؤمن، نگاهِ هیچ کسی در دنیا مهم نیست، و هیچ شأن و مقامی او را به خود مشغول نمی‌کند. رهایی او از زمین، و عدم اتصالش به اهل زمین، موجب می‌شود که بی‌احترامی‌ها، تحقیرها، خیانت‌ها، و ظلم‌های دیگران، توانِ‌دامنگیر کردنِ‌او را نداشته و لذا به سرعت از کنار همه‌ی خطاهای دیگران می‌گذرد. انسان‌هایی که زود در لابه‌لای خطاهای دیگران، ‌درگیر شده و قلبشان را آلوده می‌کنند، حتماً در باطن خود،‌ جهنم ذخیره کرده‌اند. اساساً مؤمن، به دلیل عدم دلبستگی‌اش به زمین، هرگز روحیه‌ی علو و برتری‌جویی ندارد ... و با همه‌ی انسان ها، درست مثل خودش رفتار می‌کند. هدفِ بالاییِ مؤمن، به قدری برایش جدی و ارزشمند است که هرگز زمانِ عمرش را صرف اموری لغو و بیهوده مثل انواع سرگرمی‌های بی‌فایده‌ی دنیا نمی‌کند. بدخلقی؛ از نگاه معصومین (علیهم‌السلام) حضرت علی (علیه‌السلام) در فرمایش گهربارشان می‌فرمایند:‌ «مَن ساءَ خُلُقُهُ قَلاهُ مُصاحِبُهُ و رَفیقُهُ؛ هر کس بدخلق باشد، همنشین‌ها و رفیقانش، دشمنِ او می‌شوند». بدخلقی، اولین آفتِ خطرناک، برای ادامه‌ی هر پیوندی است، بطوری که عاشق‌ترین دوستانِ انسان را به نفرت می‌رساند. همچنین در فرمایش دیگری فرمودند:  «مَنْ ساءَ خُلْقُهُ أعْوَزَهُ الصَّدیقُ ، والرَّفیقُ؛ هر کس بدخو باشد، دوست و رفیقِ‌او، نایاب می‌شوند. تندخویی‌ها و بداخلاقی‌ها، باعث می‌شود و حتی نزدیک‌ترین افراد زندگی انسان، حوصله‌ی او را نداشته، و از دور و برش پراکنده می‌شوند. بنابراین چنین انسان هایی که نفس‌شان برای دیگران شیرین و جذاب نیست، و دیگران براحتی از روی آن ها عبور می‌کنند، حتماً‌ در نفس خود، حجم عظیمی از آتش را ذخیره کرده‌اند که فرصتِ زیستن در بهشت را از انان سلب خواهد کرد. والحمدلله رب العالمین  

صوت

1 - مومن نرم خو هدف زمینی ندارد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5166
زمان انتشار: 2 ژوئن 2016
| | | | | |
علت بروز بیماری های روحی و جسمی و رمز خروج از آنها

خانواده آسمانی 431 ، 1395/03/06

علت بروز بیماری های روحی و جسمی و رمز خروج از آنها

علت بروز بیماری های جسمی و روحی، بدجنسی و نیت بد داشتن نسبت به اطرافیان و دوستان است. افرادی که روح  آلوده و منقبض دارند، بیشتر مبتلا به بیماریهای جسمی و روحی می شوند.

پس برای آنکه از آلودگی و گناهان خارج شویم و با آسمان آشتی کنیم، کاغذ وقلم برداریم و بنویسیم که «برای نفع دیگران چه خروجی هایی داریم؟ یا برای دیگران چه کارمفیدی میتوانیم انجامدهیم؟ این رمز خروج از بیماری های جسم و روح است و باعث شادی و آرامش روح و جسم می شود.

 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 431 «خانواده آسمانی » مورخ 95/03/06 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که به شرخ ذیل میباشد . لزوم آفت شناسی در زندگی انسان آفت شناسی، در هر کاری، امری کاملاً واجب و ضروری است. در سیر و سلوک نیز، آفت‌شناسی،‌ امری بسیار مهم و ضروری است. آفت شناسی در سلوک، انسان را از گرفتارشدن در جهنم دور نگه می‌دارد. زیرا حقیقت انسان، ذاتاً از جنسِ بهشت آفریده شده است، و‌ آنچه او را به جهنم می‌رساند، عدم احاطه‌ی او به آفت‌شناسیِ‌ مسیر سلوک است؛ بنابراین اگر کسی سعی کند که سرانجام زندگی‌اش به جهنم ختم نشود؛ برای سعادت آخرتی او کافی است؛ زیرا اصلی‌ترین وظیفه‌ی انسان در زمین، گناه نکردن است. «اجْتِنابُ السَّیِّئاتِ أَوْلى مِنِ اكْتِسابِ الْحَسَناتِ». یادمان باشد که، اولین قدم در کسب قدرت روحی و رشد انسانی، گناه‌شناسی و آفت‌شناسی است. وقتی انسان، خود را از آفات و گناهان دور نگه داشته و به واجباتش تن می‌دهد؛ قدم قدم به هدف نهایی خلقت خود نزدیک‌تر شده و با استحکام ایمان، به سلوک خود ادامه خواهد داد. چنین کسی، به رشد انسانی و نشاط معنوی نزدیک‌تر از کسی است که به واجبات و مستحبات مشغول است اما هنوز در گناه‌شناسی و آفت‌شناسی، رشدی نکرده و لذا توانایی اجتنابِ از گناهان را ندارد. گناه، مثل شکاف باریکی است که در یک سدّ ایجاد می‌شود و همین شکاف باریک به مرور زمان، یک سدّ محکم را خواهد شکست. استمرار یک گناه،‌ قطعاً‌انسان را از رسیدن به هدف باز می‌دارد. بنابراین برای اهل بهشت بودن، فقط کافی است که؛ گناه نکنیم... بطوری که گناه نکردن،‌ اولین و مهمترین عامل در موفقیت انسان در هر ارتباطی است. خصوصاً موفقیت او در مسیر حرکت به سمت الله. آفت‌شناسی؛ لازمه‌ی ارتباطات موفق یک ارتباط دوستی، زمانی موفق و پایدار خواهد بود که طرفین‌ِ ارتباط، به آفات و خطراتی که ارتباط دوستانه‌ی آنان را تهدید می‌کنند، آگاهی داشته و با دقت از آن ها، اجتناب کنند. همسران در یک خانواده نیز، اگر به آفاتِ ارتباط میان خود، آگاه بوده و چگونگیِ حفظ حریمِ عاشقانه‌ی خود را از این آفات، بشناسند. با کمترین میزان عشق نیز،‌ بالاترین موفقیت‌ها را کسب خواهند نمود.اما عدم آفت‌شناسی طرفین، حتی عاشقانه‌ترین پیوندها را به نفرت و جدایی خواهد کشاند. بطور کلی می‌توان گفت که همه‌ی ارتباطات عالم،‌ در سایه‌ی آفت‌شناسی، و تلاش برای دورماندن از آن آفات، رشد کرده، و به نتیجه‌ی لازم و موفق خواهد انجامید. توجه داشته باشیم که دوستی و رفاقت با الله و اهل آسمان نیز از این قاعده‌ی کلی مستثنی نیست. اگر انسان آفاتِ پیوندش با اهل آسمان را نشناسد، یقیناً‌ پیوند موفق،‌ عاشقانه، و رشددهنده‌ای را با آنان برقرار نخواهد کرد. 1. بدجنسی؛ آفت بزرگ ارتباطاتِ انسانی یکی از آفاتِ بزرگ که پیوندهای دوستی را تهدید می‌کند، بدجنسی است. بطوری که امام رضا (علیه‌السلام) در نامه‌ی خود به حضرت عبدالعظیم، این آفت را، مایه‌ی نفرین خود دانسته و آن را عامل نابود شدن همه‌ی حرکت‌های خیر انسان، می‌دانند. یکی از نمونه‌های بدجنسی در نفس انسان؛ ترجیح خود به دیگران است، که عاملی بسیار خطرناک و تهدید کننده، برای تمام ارتباطاتِ انسان است. امیرمؤمنان (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «إنَّما أنتُم إخوانٌ عَلى دینِ اللّهِ، ما فَرَّقَ بَینَكُم إلاّ خُبثُ السَّرائِرِ، وسوءُ الضَّمائِرِ فَلا تَوازَرونَ (تَأزِرونَ) ولا تَناصَحونَ، ولا تَباذَلونَ ولا تَوادّونَ؛ همانا شما برادران دینى یكدیگرید . چیزى شما را از هم جدا نكرده، جز درون پلید و نهادِ بد كه با آن به سر مى برید. نه هم را یارى مى كنید، نه خیرخواه همید، نه به یكدیگر چیزى مى بخشید ، و نه با هم دوستى مى ورزید». با اندک دقتی می‌توان فهمید که اکثر اختلافات و دعواها، ریشه‌ای جز آلودگی‌های درونی میانِ انسان‌ها، ندارد. اگر همه‌ی انسان‌ها، به دیگران، حقیقتاً با چشم برادر و خواهر نگاه می‌کردند، مَحال بود که این همه کلاه‌برداری‌ها، اخلاس‌ها، تقلب‌ها، کم‌فروشی‌ها و ... در جامعه رواج پیدا کند. زمانی انسان، خودش را به دیگران ترجیح داده و حاضر است دیگران را نربان ترقی خود کند که، ریشه‌ی مشترک خود با همه‌ی انسان‌ها را فراموش کرده و رابطه‌ی برادری‌اش با دیگران و حقوقی که از آنان بر گرده‌اش هست را از خاطر ببرد... در چنین مواقعی است که انسان خود را بر دیگران مقدم دانسته و حاضر است برای رسیدن به خواهش‌های نفس خودش، دیگران را مورد بی‌رحمی‌اش قرار دهد. بدجنسی انسان‌ها، آنان را به جایی می‌کشاند که به فرموده‌ی امیرمؤمنان، یاری یکدیگر را فرو می‌گذارند، و خود را در مشکلات دیگران،‌ شریک و سهیم نمی‌دانند. و گاه آنقدر در این پلیدی باطن فرو می‌روند که از مشکلات و گرفتاری‌ها و بیماری‌های گوناگون لذت برده و خوشحال می‌شوند. که چنین آدمی، خودش به عنوان هیزم جهنم بوده و هرجا که باشد، اختلاف و آتش، تولید خواهد کرد. به راستی! آیا ما دوست خوبی برای دوستان مان هستیم؟ آیا نوعِ ارتباط من با دیگران، ارتباطی تأیید شده از نگاه الله است؟ آیا من در رابطه‌ی دوستی‌ام، قدرت بخشندگی دارم؟ آیا حاضرم برای حفظ رفاقتم، خوب هزینه کنم؟ چقدر برای دیگران نگران می‌شویم؟ چقدر مشکلاتشان، ما را به یاری کردنِ آنان، بر می‌انگیزاند؟ چقدر دیگران در گرفتاری‌هایشان، روی کمکِ ما حساب می‌کنند؟ فراموش نکنیم که بسیاری از گره‌های زندگی ما، ریشه در بی‌فایدگی‌ِ ما برای دیگران دارد. بخل ما در حمایت از دیگران و کمک به آن ها، تولیدکننده‌ی انواع گره‌ها در زندگی ما خواهد بود. خیر و برکت در زندگی ما، زمانی جریان خواهند یافت که از وجود ما برای دیگران، خروجی صادر گردد. هر چه خروجی‌های ما برای دیگران بیشتر باشد؛ ورودی‌های ما نیز از سوی آسمان، بیشتر خواهند بود. توجه داشته باشیم که بسیاری از دردها و آلامِ جسم ما نیز‌، ریشه در بدجنسی ما و انقباضات روحِ ما داشته و با گشایش و وسعت قلبمان، رفع خواهند شد. «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - علت بروز بیماری های روحی و جسمی و رمز خروج از آنها

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5024
زمان انتشار: 15 می 2016
| | | | | |
بهترین دوستان باصداقت‌ترین آن‌هاست

خانواده آسمانی 430 ، 1395/02/23

بهترین دوستان باصداقت‌ترین آن‌هاست

یک دوست واقعی کسی است که با شما صادق باشد؛ یعنی شما را محدود به دنیا نبیند، بلکه اگر نیازش را هم نتوانستی برآورده کنی، برنگردد. دوست حقیقی، شما را دعوت به زندگی ابدی می‌کند، و یادآور آخریت و ابدیت شماست.

 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 430 «خانواده آسمانی » مورخ 95/02/23 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که به شرخ ذیل میباشد . بحث در روابط اعضای خانواده آسمانی رسید به صدق در اخوت. صدق در اخوت یعنی صادق‌ترین دوست‌ها و راستی‌ترین دوستی‌ها. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: «دوست مهربان کسی است که تو را به آخرت و ابدیت دعوت کند». دوست مهربان کسی است که با نگاه ابدی و آخرتی به انسان نگاه می‌کند و به بخش ماندگار حیات او توجه دارد و ما را به اندازه عمرمان که اندازه عمر خداوند است دوست دارد. اگر کسی فقط با مقیاس دنیایی به انسان نگاه کند یعنی از تولد تا مرگ، اصلاً‌ مهربان نیست و این دید محدود باعث می‌شود که حتی لطف‌ها و محبت‌هایش هم دشمنی باشد. دقیقاً مانند پدر و مادری که چون فرزندان خود را محدود به دنیا دوست دارند، آخرت و ابدیت‌شان را از آن ها می‌گیرند و یا همسرانی که به نام عشق، آخرت یکدیگر را فاسد می‌کنند و ... این افراد هیچ کدام در عمل اظهار دشمنی و خشونت نمی‌کنند، بلکه برعکس اظهار محبت و دوستی می‌کنند اما چون نگاه آن ها، نگاه آخرتی نیست، در نهایت منجر به خشونت می‌شود. گاهی این خشونت‌ها در زندگی دنیایی هم ظاهر می‌شود. مثلاً‌ زن و شوهری که به بلندای ابدیت یکدیگر را دوست ندارند، بر سر کوچک‌ترین مسئله دنیایی دعوا می‌کنند که دلیل همه این دعواها، آزار و اذیت‌ها،‌ خشونت‌ها، غیبت‌ها و تهمت‌ها و ... محدود دیدن یکدیگر و نداشتن نگاه ابدی به یکدیگر است. یک دوست خوب و صدیق چون نگاه صدیقی دارد، دوستی و رابطه‌اش را به راحتی نابود نمی کند. دوست حقیقی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: «لا یَحوُلُ الصَّدیقُ الصَّدوُقُ عَنْ المَوَدةِ و ان جُفِیَ؛ دوست حقیقی هرگز از دوستی‌اش بر نمی‌گردد هرچند به او جفا شود». دوست حقیقی کسی است که نگاه ابزاری و کوچک به دیگران ندارد. دوستی هایی که رابطه‌ها را قطع می‌کنند، مشخص است که نگاه آن ها، نگاهی دنیایی و موقت است. اگر نگاه‌ها درست شد، رفتارها اصلاح  و محبت‌ها هم خالص و عمیق می‌شود و علاقه‌ها به یکدیگر ابدی خواهد بود و همّ و غم ما دیگر فقط دنیا نیست، بلکه نگران آخرت و دین یکدیگر می‌شویم، نگران تربیت صحیح و اخلاق و رفتار و آماده شدن برای برزخ و قیامت می‌شویم که این دل‌شوره‌ها از یک نگاه متعالی در درون انسان به وجود می‌آید و این نگاه ی جاودانه و ابدی است. اما زمانی که انسان فرزند خود را کوچک دید، دیگر حواس اش به ابدیت و قیامت و برزخ و بعد از قیامت او نخواهد بود، بلکه فقط او را با مقیاس دنیایی می‌بیند که سالم باشد یا درس بخواند، شغل مناسب داشته باشد ازدواج کند و ... و بعد هم ادعا می‌کنیم که در تربیت فرزندمان موفق بوده‌ایم که صد البته این موفقیت نیست. تنها پدر و مادرهایی در تربیت فرزندان موفق اند که فرزندان خود را به بلندای نگاه و تربیت کنند ولازمة‌ این کار آن است که شخص اول خودش را به بلندای ابدیت دوست داشته باشد و عاشق خودش باشد و به تربیت خود بپردازند. قرآن کریم می‌فرماید: «قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِیكُمْ نَارًا» اول خودتان بعد خانواده‌تان را از جهنم نجات دهید. (سوره تحریم: آیه 6) اگر کسی عرضه نداشته باشد که خودش را از جهنم نجات دهد نمی‌تواند خانواده‌اش را از جهنم نجات دهد و اگر به خودش عشق ابدی نداشته باشد، محال است که به دیگران عشق ابدی داشته باشد. انسان باید اول خودش را برای آخرت و قیامت تربیت کند تا بقیه هم این نوع تربیت را از از قبول کنند. الصدیق الشفیق امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: «مَنْ دعاکَ الی الدَّارِ الباقیةِ و اَعانَکَ علی العَمَلِ لَها فَهُوَ الصَّدیقُ الشَّفیقُ ؛ آنکه تو را به سرای ابدی دعوت می‌کند، و در عمل هم کمک می‌کند او یک دوست مهربان است».  امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) برای کسی که به بلندای ابدیت به دیگران نگاه می‌کند، تعبیر دوست شفیق دارد که او دوست مهربان است. دوست مهربان کسی است که تو را دعوت به سرای ابدی و جاودانه می‌کند و در عمل هم برای حفظ این شرافت و عزت و کرامت به تو کمک می‌کند و چون نگاه ابدی دارد، کمک‌هایش همیشه برای تو آماده و حاضر است. کسانی که در ظاهر دنیایی عاشق یکدیگرند و با چسب دنیایی در کنار هم قرار دارند؛ با کوچک‌ترین اختلافی حتی تا قتل یکدیگر پیش می‌روند؛ چون عاملی که آن ها را کنار هم قرار داده است دنیاست ولی اگر دو نفر را آخرت به هم نزدیک کرد، روز به روز به عشق و علاقه‌شان افزوده   می‌شود. به همین دلیل است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: هرچقدر انسان آخرتی‌تر شود، عشق او به همسرش بیشتر می‌شود. هر چه قدر انسان مؤمن‌تر باشد،‌ علاقه و محبت‌اش به اطرافیان بیشتر می‌شود. هر اندازه نگاه جاودانه و ابدی بیشتر به سراغ انسان می‌آید، این عشق شورانگیزتر، بهتر و باصفاتر است. جاهایی بیشتر تنفر و درگیری و طلاق و ... وجود دارد که نگاه انسان‌ها به یکدیگر نگاه مادی و ابزاری، کوتاه و کوچک است. Eهر چه فاصله ما از ابدیت، خدا و نگاه جاودانه بیشتر شود؛ آمادگی در ما برای اختلاف و تنفر و درگیری بیشتر می‌شود و هر چه به ابدیت نزدیک‌تر می‌شویم آرامش، علاقه و ... و حتی عشق‌های زمینی هم در ما بیشتر می‌شود. قواعد عشق و دوستی ما انسان‌ها به دلیل حبّ ذات، عاشق خودمان هستیم و دوست داشتن دیگران هم دقیقاً به همین دلیل است. حال اگر خود را جاودانه ببینم این حبّ ذات و علاقه به خود و دیگران هم جاودانه خواهد بود و تا زمانی که دیگران و خود را ابدی نبینیم، نمی‌توانیم به دیگران عشق و علاقه ابدی بدهیم. لذا محل است یک نفر به معنای واقعی ایمان به خدا و آخرت داشته باشد و مهربان نباشد. شفقت و مهربانی حتماً همراه نگاه آسمانی و ابدی می‌آید. اگر کسی به دنبال کینه و حسادت، رقابت و چشم و همچشمی، غیبت کردن و ... باشد؛ یعنی ایمان و محبت ندارد. انسان‌های تند و خشن کسانی هستند که حتماً نگاه جاودانه به خود و اطرافیان ندارند. تولید مهربانی برای تولید مهربانی باید نگاه جاودانه داشت. اگر نگاه ما به دیگران نگاه حسی، گیاهی، حیوانی و عقلانی نباشد و نگاه جاودانه و ابدی به خود و دیگران داشته باشیم، تأمین نیازهایمان هم فرق می‌کند، به همین دلیل نیاز به نماز و روزه و ماه شعبان و حرم و ... پیدا می‌شود و اگر کسی خود جاودانه‌اش را از دست بدهد، اصلاً به فکر تأمین نیازهای بخش فوق عقلانی‌اش نیست. نوع نگاهمان به زندگی، حیوانی و گیاهی است و همین که نیازهای گیاهی و حیوانی ما تأمین شود رضایت پیدا می‌کنیم و چون نگاه جاودانه نداریم، نوع خدمت‌مان به اطرافیان و فرزندانمان هم، خدمتی حیوانی می‌شود و اصلاً به فکر داشتن آخرت سالم برای فرزندانمان نیستیم و به این سؤال فکر نمی‌کنیم که آیا برای تولد به برزخ آماده هستیم یا خیر! این نوع نگاه، خیانتب در حق خود و فرزندانمان است؛ زیرا به محض اینکه نگاه ابدی به خود و دیگران را  از دست دادیم خواه ناخواه خیانت کرده‌ایم و حتی مهربانه‌ترین رفتار ما هم خیانت در حق اوست. اما اگر ما خود و دیگران را به بلندای ابدیت نگاه کردیم، به همان اندازه هم برایش سرمایه‌گذاری می‌کنیم. در نتیجه به فکر آخرت و برزخ و قیامت هم هستیم و باید تمام تلاش‌مان را کنیم تا در مسیر آخرتی قرار بگیریم. ما باید نگران قیامت یکدیگر باشیم؛ وقتی نگاه ابدی از بین برود؛ امر به معروف و نهی از منکر هم از بین می‌رود و دیگر هیچ کس کاری به بی‌تقوایی و بی‌نمازی اطرافیان و خانواده ندارد و این ناشی از یک نگاه دنیایی و مادی است که بسیار خطرناک است. نگاه اصیل در نهایت به این نتیجه می‌رسیم که نگاه جاودانه منجر به عشق جاودانه می‌شود. عشق جاودانه و حقیقی آنجایی است که شخص به طرف مقابل احتیاج و نیازی ندارد ولی او را به بلندای ابدیت دوست دارد و براساس آخرت به او کمک می‌کند. نه درخواستی از او دارد و نه طمعی؛ که این نگاه، نگاه درست و اصیل است. «والحمدلله رب العالمین»    

صوت

1 - بهترین دوستان باصداقت‌ترین آن‌هاست

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4989
زمان انتشار: 10 می 2016
| | | | |
دوست تو کسی است که خیرخواه باشد

خانواده آسمانی 429 ، 1395/02/09

دوست تو کسی است که خیرخواه باشد

دوست واقعی کسی است که از سر حسن نیت و خیرخواهی توجه به تو داشته باشد. به تعبیر دیگر کسی که به همه ابعاد دوستش احترام می­گذارد و خیرخواه اوست، «صدیق» و «دوست» نامیده می­شود.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 429 «خانواده آسمانی » مورخ 95/02/09 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که به شرح ذیل میباشد.   بهترین برادر تو؛ هم غفور است، هم شکور... ! امام حسن عسکری (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «خَیرُ إخوانِكَ مَن نَسِیَ ذَنبَكَ، وذَكَرَ إحسانَكَ إلَیهِ؛ بهترین برادر تو کسی است که گناهت را فراموش کند و احسان تو را در حق خودش، به یاد داشته باشد». می‌دانیم که هدف از سفرِ انسان به زمین؛ تشبه و تخلق به اخلاق الهی است. استعداد بی‌نهایتی برای این تشبّه، در وجودِ همه‌ی ما قرار دارد، و تنها وظیفه‌ی ما در زمین، به فعلیت رساندنِ این استعداد بالقوه است. تخلّق به اخلاقِ خداوند، منشأ قدرت در انسان است؛ بطوری که باعث می‌شود تمام کمالات لازم برای رشد انسانی، در وجود او نهادینه می‌گردد. هر چه مقدار اسم‌هایی که انسان از خداوند دریافت می‌کند، بیشتر می‌شود. میزان قرب او، و در نهایت قیمت انسانیِ او، بیشتر می‌شود. اسم به معنای کمال یا توانایی است و انسان زمانی صاحبِ یک اسم از اسماء الهی می‌شود که ذاتِ او، صفتی را پیدا می‌کند و در آن صفت، به دارایی و مهارت می‌رسد. لذا، امام حسن عسکری (علیه‌السلام) در این روایت، کسی را که گناهِ‌ دیگران را فراموش می‌کند، صاحبِ اسم غفور خداوند دانسته و او را بهترین برادر مؤمنان معرفی می‌کند. انسان‌های زودرنج و حساس، که براحتی از اعمال دیگران، رنجیده خاطر و عصبانی می‌شوند؛ در وجود خویش، جهنم ذخیره کرده‌اند. مؤمن حقیقی، به قدری خنک است که از کنار اشتباهات و گناهان دیگران، براحتی عبور می‌کند و در آتش‌هایی که دیگران به پا می‌کنند، آسان نمی‌سوزند. تغافل و تجاهل، دو بال قدرتمندِ پرواز، در زندگی یک مؤمن هستند،؛ بطوری که درست مانند خداوند،‌ از کنار اشتباهات دیگران، آرام می‌گذرد و آنها را در آبِ کُر وجودش، حل می‌کنید. هر چه فاصله‌ی انسان تا خداوند، بیشتر می‌شود، تجلی اسماء خداوند نیز در او متر شده، و روز به روز از میزان تخلّقِ او به اخلاقی الهی، کاسته می‌گردد. لذا چنین کسی، گناهان دیگران را براحتی در وجود خویش نگه داشته و توان بخشیدن و رد شدن از کنارشان را ندارد؛ بنابراین از نگاه حضرت چنین کسی، شایسته‌ی رفاقت نمی‌باشد. مؤمن حقیقی کسی است که نه تنها خطاهای دیگران نادیده می‌گیرند؛ بلکه محبت‌ها و احسان‌هایشان را همیشه در خاطر خود حفظ نموده، به زبان آورده و در حد وسع خود، جبرانش می‌کنند. بعضی از فرزندان، حتی محبت‌های والدین خود را فراموش کرده و یا با کوچکترین خطایی از آنان، به همه‌ی احسان‌هایی که در حقّ شان کرده‌اند، پشت پا می‌زنند. حق پدر و مادر و از این دو بزرگتر؛ حق استاد... بر انسان بسیار عظیم است. نمی‌توان از محبت‌های آنان بهره برد اما بخاطر چند ضعف در وجودشان، از آنها کناره گرفت. مؤمن حقیقی کسی است که روز به روز به سمت دیدن کمالات و خوبی‌های دیگران، پیش رفته و چشم و قلبِ خود را متوجهِ زیبایی‌های وجودِ آنان می‌کند. چنین کسی است که افتخار می‌یابد که از نگاه اهل بیت، در زمره‌ی بهترین برادران و هم‌نشینان طبقه‌بندی می‌گردد. صفت شکورِ خداوند، زمانی در وجود انسان، نهادینه می‌گردد که؛ قادر باشد، احسانِ دیگران را دیده آنها را برای همیشه در ذهن خود حفظ کند. چنین فردی، حتماً برای جبرانِ احسانِ دیگران، تمامِ‌ تلاش خود را هزینه می‌کند. باید تمرین کنیم؛ بهتر است فهرستی از انسان‌های دور و برمان تهیه کرده و به نقش و جایگاه آن ها در زندگی‌مان توجه کنیم. دیدنِ نقش سازنده‌ی دیگران در   زندگی ما و میزان آرامش و خیراتی که بواسطه‌ی حضور آنان در زندگی ما، جاری می‌گردد... زبان ما را به سپاس گذاری باز کرده و ما را از پوسته‌ی منیت‌هایمان رها می‌کند؛ بطوری که بسیاری از موانعِ حرکت‌مان در مسیر الله را از جلوی گام‌هایمان برمی‌دارد. کسی که می‌آموزد از کمالاتِ دیگران تشکر کند، براحتی از نعمت و کمالاتِ خداوند نیز تشکر خواهد کرد ... چنین کسی به دریافتِ اسم شکور خداوند نزدیک و نزدیک‌تر خواهد شد. دوستی حقیقی، فراموش کردن خطاها و به یادآوردن خوبی‌هاست. هر چقدر به این دو اسم (غفور و شکور) نزدیک‌تر می‌شویم، بیشتر در زمره‌ی بهترین برادرانِ‌ مؤمنان، قرار خواهیم گرفت. مراقب باشیم که اگر اهلِ‌دیدن عیب‌ها و اشتباهات دیگران، و یا سرزنشِ آنان هستیم؛ تا دیر نشده، به درمانِ این بیماری در وجودمان بپردازیم... اعضای خانواده، وقتی مورد تأیید اعضای دیگر قرار می‌گیرد، انگیزه‌ی ادامه‌ی کمالاتِ خود را می‌یابند. گفتنِ کمالات دیگران، اعجاز انگیز است، بطوری که بسیاری از آلامِ روحی آنان را شفا می‌بخشد. شکرگزاری از کمالاتِ‌ دیگران، هم راهِ نور را به سوی خودمان باز می‌کند، هم به سوی دیگران ... هر چه شکرگزارتر باشیم، به الله شبیه‌تر و نزدیک‌تر خواهیم بود.   «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - دوست تو کسی است که خیرخواه باشد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4969
زمان انتشار: 4 می 2016
| | | | |
بهترین دوست شویم تا غفور باشیم

خانواده آسمانی 428 ، 1395/02/09

بهترین دوست شویم تا غفور باشیم

بهترین دوست تو کسی است که خطاهایت را فراموش کند و خوبی­هایت را به یاد ­آورد. از آن­جائی­که اسم «غفوریت» خداوند در وجود شخص تجلی می­کند، به بهترین دوست تعبیر می­شود. زیرا نه تنها گناهان انسان را ندید می گیرد، بلکه آن را پاک هم می­کند. 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 428 «خانواده آسمانی » مورخ 95/02/09 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که به شرح ذیل میباشد.   در جامعه‌ی ایمانی، هیچ کس، غریبه نیست! می‌دانیم که خداوند همه‌ی مؤمنان را در یک اعلام عمومی، «برادر» معرفی کرده است؛ « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ...» إخوه، با ریشه‌ی اخو، به دو صورت أخ (برادر) و أخت (خواهر) نمایش می‌یابد. ریشه‌ی أخ و أخت یکی است. لذا هر جا صحبت از برادرانِ مؤمن شد؛ خواهران را نیز در بر می‌گیرد. فراموش نکنیم که این برادری، براساس یک ریشه‌ی مشترک و یک پدر و مادر حقیقی، استوار است؛ که این ریشه، بسیار اصیل‌تر، مهم‌تر و عمیق‌تر از ریشه‌های زمینی ما می‌باشد. لذا برادران ایمانی موظف اند نسبت به این ریشه‌ی عمیق، وفادار بوده و پیوند برادری خود را همیشه حفظ کنند. عدم وفاداری به این ریشه‌ی آسمانی، سبب می‌شود که انسان دیگر مؤمنان را «غریبه» پنداشته و از انجامِ وظایف خود و رعایت حقوق آنان،‌ سرباز زند. فراموش نکنیم که اسلام؛ حفظ حرمتِ برادران مؤمن و وفاداری نسبت به عقد أخوت آنان را بسیار مؤکد و لازم می‌داند، تا جایی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرمایند: «هر کس صبح کند و برای رفع مشکلات برادرانش، اهتمام نورزد، اصلاً مسلمان نیست!»؛ یعنی کسی که مسلمان نباشد، اصلاً از جرگه‌ی انسانیت خارج بوده و صاحب باطن انسانی نخواهد بود!! هرگونه روحیه‌ی فریبکاری، سخت‌گیری، خشونت، ظلم، کم‌فروشی، گران‌فروشی، تقلب در تولید، تقلب در تجارت و ... روح انسانی بشر را نابود کرده و اولین قربانی این جنایت، خودِ شخص می‌باشد. آیا من، یک رفیق حقیقی، از نگاه خدا هستم از دوست حقیقی در روایات به واژه‌ی صدیق تعبیر می شود؛ یعنی کسی که در رفاقت، رحمت،‌ محبت و ...! انسان صادق و روراست می‌باشد. کسی که در حضور و غیاب رفیقش،‌حافظ منافع و آبرویش است. صدیق کسی است که دوستش برایش مهم است، به او فکر می‌کند،‌ برایش سرمایه‌گذاری می‌کند، مشکل او را، مشکل خودش می‌داند، نسبت به او حسادت ندارد، و با تحقق آرزوهای دوستش، به اندازه‌ی تحقق آرزوهای خودش، شاد می‌شود. او با شکست دوستش احساس شکست و خطر می‌کند و برای دفاع و کمک او به پا می‌خیزد. صدیق کسی است که نگران کج رفتن‌های دوستش است؛ و همانگونه که مراقب خودش هست، از سفر رفیقش نیز به سوی الله، مراقبت می‌کند. «دوست دارم» های حقیقی، در حقیقت «دوستت دارم» هایی است که به رشد انسانی دو رفیق منجر شود. رفیق واقعی، کسی است که در مشکلات و لحظات سخت، چونان تکیه‌گاهی، در کنار رفیقش ایستاده و از آسایش و رفاه خود،‌ برای کمک به او، می‌گذرد. به فرمایش اعجاز‌انگیز زیر دقت کنید: امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «صَدیقاً حَتّی یَحفَظَ أَخاهُ فی ثلاثٍ: فی نِكبَتِهِ و غَیبَتِهِ و وفاتِهِ؛ یک دوست، دوست حقیقی نیست مگر آنکه برادرش را در سه مرحله‌ی زیر حفظ کند:  1. آنجایی که برادرش دچار سختی و گرفتاری شده است؛ 2. در زمانی که او حضور ندارد؛ 3. و بعد از مرگش (یادش می‌کند). یک رفیق حقیقی، اهل نفاق نیست و در زمان غیبتِ دوستش، از آبرو و همه‌ی اعتبارات او دفاع می‌کند. او حتی بعد از وفات دوستش‌ نیز، دائماً با هدایایی که به برزخ می‌فرستد، او را شاد و همراهی می‌کند. امیرمؤمنان فرمایش گهربارشان می‌فرمایند: «...ومِن صَداقَتِهِ كَثرةُ مُوافَقَتِهِ؛ مؤمن کسی است... در دوستی کردن (تا جایی که محدوده‌ی شرع اجازه می‌دهد) با دوستانش موافقت و سازگاری دارد. همسرانی که دائماً گوی سبقت را در موافقتِ با یکدیگر از هم می‌ربایند، هم الگوی عملی مناسبی برای فرزندانشان هستند و هم روزگاری برابر آرامش و رحمت را تجربه می‌کنند. همراهی و مرافقتِ دو دوست و دو همنشین، نشانه‌ی صداقت رفاقتِ میان آنان می‌باشد. کسانی که دائماً به دنبال اثبات نظراتِ خود می‌باشند، و حجم عظیمی از جهنم را وجود خویش نگه داشته اند، زن‌سالاری و مردسالاری و ... از نمونه‌های این جهنم می‌باشند. هر چه مرافقت، موافقت، همراهی، نرمش، مهربانی و ... در انسان بیشتر می‌شود، انسان به الله، شبیه‌تر و نزدیک‌تر می‌گردد و هر چه لجبازی، خودمحوری و خشونت در انسان افزایش می‌یابد، او روز به روز از الله دورتر شده و به جهنم نزدیک‌تر می‌شود... باید سعی کنیم با مهربانی و نرمش، در نگاه اهل آسمان محبوب شویم. «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - بهترین دوست شویم تا غفور باشیم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4895
زمان انتشار: 13 آوریل 2016
| | | | |
مدارا؛ فرصت دادن به دیگران برای اصلاح و بازسازی است

خانواده آسمانی 427 ، 1395/01/19

مدارا؛ فرصت دادن به دیگران برای اصلاح و بازسازی است

مدارا نوعی فرصت دادن به دیگران برای اصلاح و بازسازی و کلید پیشرفت آدمی است و شیطان و رقابت های دنیایی را از انسان دفع می کند. اما کسی که اهل مدارا نیست هیچ رشدی در بخش انسانی نخواهد داشت. 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 427 «خانواده آسمانی » مورخ 95/01/19 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   بهترین هم نشینان، اهل مدارا هستند! در ادامه روایت جلسسه گذشته به بحث رفق رسیدیم. رفق در لغت به معنای مدارا کردن است. همه‌ی انسان ­ها در طول روز، طول هفته ... احوالات متغیری دارند. عوامل مختلفی در تغییر حالات انسان‌ها نقش دارند. به گونه‌ای که گاهی او را به شادی و سرمستی می‌رسانند، و گاهی بی‌حوصله و کسل و بی انگیزه‌اش، می‌نمایند. لذا در روایات آمده است که؛ « وَفِی تقلب الْأَحْوَال، علم جَوَاهِر الرِّجَال» در بالا و پایین شدنِ احوالات است که درون انسان ها، مشهود می‌گردد. در حقیقت، شخصیت حقیقی انسان‌ها، در زمان هایی شناخته می‌شود که انسان تغییر احوال شدیدی پیدا می‌کند. به عنوان مثال؛ زمان سفر که عواملِ ثابت زندگی تغییر زیادی پیدا می‌کنند، فرصت مناسبی است که خودمان و یا دیگران را بهتر بشناسیم. البته گاهی استفاده از غذاهایی که با طبع انسان سازگار نیست، ممکن است در او حالات کسلی،‌ رخوت، بی‌حوصلگی، و یا تندی و عصبانیت تولید کند. این مسئله، حائز اهمیت نیست؛ زیرا این فرد ذاتاً چنین صفاتی را در نفس خود ندارد، و با اصلاح این تغذیه‌ی اشتباه، می‌تواند به حالت تعادل برگردد. آنچه که خیلی برای یک انسان حقیقی، حائز اهمیت است، مدیریت خویشتن است. یعنی داشتنِ قدرتی، که قادر باشد نفسِ خود را در حالات مختلف به گونه‌ای مدیریت کند، که به سلامتِ‌ اصلی نفسش لطمه‌ای وارد نشود. و حتی در مراتب بالاتر، به گونه‌ای خود را مدیریت کند که در تغییر حالات مختلف، حتی شادی و آرامش نیز، دچار تغیر و تذلل نگردد. چنین کسی ضمن اینکه تغییر حالات خود را به رسمیت می‌شناسد. اما آن ها را باور نمی‌کند. او می‌داند در اوقاتی که نفس او به کسالت مبتلا شده، قادر به بهره‌برداری خوبی از شرایط معنوی نخواهد بود. لذا در این شرایط، به نفسِ خود، بار بیشتری را تحمیل کرده و تا رسیدن به حالت تعادل، صبر می‌کند. فراموش نکنیم که؛ تحمیل بار اضافی بر نفس، و توقع زیاد داشتن از خودمان، ما را به شکست‌هایی می‌رساند که نتیجه‌اش احساس شکست خوردگی، عدم توانایی، و احساس بی‌مصرفی و بی‌فایده بودن است. مهارتِ تشخیص اولویت‌ها در زندگی، سبب می‌شود که انسان، در موقع صحیح و لازم، به سمت یک فعالیت و انتخاب خاص، پیش برود. در این صورت، در مواقعی که از نظر روحی، آماده نیست، سطح توقع خود را نفسش کم کرده و از تحمیل بار اضافی بر آن، خودداری می‌کند. این مهارت سبب می‌شود که انسان، چنین موقعیت‌هایی را در دیگران نیز، به خوبی درک نموده و با آنان مدارا می‌کند. بنابراین، به درکِ حالاتِ گوناگون نفس،‌ و تصمیم‌گیری صحیح براساس این حالات، چه در مورد خودمان، چه در مورد دیگران، رفق (مدارا) گفته می‌شود. عدم مدارا کردن و با خودمان یا با دیگران، سبب می‌شود که ما کلاً از مسیر آخرت و ابدیت خارج شویم. بطوری که بسیاری از انسان‌ها در اثر عدم تجهیز به صفت رفق، در رحم دنیا سقط شده، و اساساً به سوی آخرت، در حرکت نخواهند بود. کسانی که اهل مدارا نیستند، توسط شیطان محاصره شده و به بازی خطرناکِ رقابت‌های دنیایی وارد می‌شوند و هرگز قدرت کنترل طمع‌ها و حرص‌هایشان را نمی‌یابند. لذا دائماً در دلشوره‌ها و اضطراب‌ها ترس‌های آینده، دست و پا می‌زنند. فراموش نکنیم که گاهی عدم مدارای ما با دیگران، صدمات جبران‌ناپذیری را به بار می‌آورد. عدم مدارای ما با جوانان و نادیده گرفتن خطاهایشان، آنان را دین‌گریز و دین زده نموده و بازگشت‌شان را به سوی نور، ‌به تأخیر انداخته و یا غیر ممکن می‌سازد. والدینی که اهل مدارا با فرزندان خود در هفت سال اول زندگی نیستند، منتظر اطاعت آنان در هفت سال دوم، نباشند. اساساً والدین موظفند خود را به صفت رفق، مجهز نمایند، زیرا این اسلحه، از مهمترین اسلحه‌ها در تربیت و پرورش فرزندان است. تکلّف‌ها و تجمل‌گرایی‌هایی که امروزه انسان‌ها را از پرداختن به ابدیت‌شان باز داشته است. نشانه‌ی عدم تجهیز آنان به صفت رفق است. کسانی که اهل مدارا نیستند، حتی به خودشان هم دائماً‌ سخت گرفته با چشم و هم‌چشمی‌ها و تجمل‌گرایی‌ها، خودشان را از حرکت به سوی آخرت باز می‌دارند. چنین انسان‌هایی قطعاً با دیگران نیز،‌اهل مدارا نخواهند بود. «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - مدارا؛ فرصت دادن به دیگران برای اصلاح و بازسازی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4894
زمان انتشار: 13 آوریل 2016
| | | | |
بهترین دوست کسی است که تو را به دیگران محتاجت نکند.

خانواده آسمانی 426 ، 1395/01/19

بهترین دوست کسی است که تو را به دیگران محتاجت نکند.

بهترین دوست کسی است که تو را به دیگران محتاجت نکند. یعنی اگر می­توانی برای دیگران کاری انجام بدهی او را به کسی واگذار نکن. حتی اگر هم نمی­توانی کاری برایش کنی همراهی اش کن. چون قوت قلبی برای اوست. از مصادیق رفع نیاز دوست؛ برطرف کردن نیازهای مالی، دفاع کردن، پناهندگی، محافظت کردن، همراهی کردن، پشتیبانی کردن است. 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 426 «خانواده آسمانی » مورخ 95/01/19 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   بهترین همنشینان در جلسه‌ی گذشته، به علل ضرورتِ شناختِ ویژگی‌های بهترین همنشینان اشاره شد و پیرامون موارد زیر صحبت کردیم؛ 1- تنظیم روابط‌مان با انسان‌‌های دیگر (بهترین‌ها، و بدترین ها) 2- شناخت بیشتر خود و دیگران؛ به گونه‌ای که خودمان را ارزیابی کرده و ببینیم ما از نگاه اهل بیت، جز بهترین یا بدترین همنشینان هستیم. و از سوئی، در جریان ارتباطات با دیگران، می توان به راحتی، به شناختِ بیشتری از آنان دست یافته، و قادر به برقراری ارتباطی مؤثر و غیر مخرّب با دیگران باشیم. هم نشینانت را از احتیاج به غیر، حفظ کن! امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «خیرُ الإخْوانِ مَن لا یُحْوِجُ إخْوانَهُ إلى سِواهُ؛ بهترین برادران،‌کسی است که برادرانش را به دیگران محتاج نکند». از نگاه امیرمؤمنان، بهترین همنشین کسی است که نهایتِ‌سعی خود را در رفع مشکلات و گرفتاری‌های دوستانش، هزینه می‌کند. بطوری که آنان را از واگذاشتنِ به دیگران،‌ حفظ می‌کند. این فرمایش گهربار، دایره‌ی وسیعی از امورِ انسانی را در بر می‌گیرد؛ بعنوان مثال در امور اقتصادی، بهترین مدیر و سرپرست خانواده کسی است که نهایتِ‌ تلاش خود را برای تأمین نیازهای افراد خانواده بکار گرفته و آنان را از محتاج شدن به غیر، حفظ می‌کند. از سوئی در میزان خرج کردن افراد خانواده نیز، کنترل لازم را بکار می‌گیرد، تا جریان اقتصادی خانواده، به سوی اسراف، تجمل‌گرایی، بی‌ادبی و هتک حرمتِ والدین از سوی فرزندان، و... سوق نیابد. همچنین در مسائل عاطفی و معنوی نیز،‌ بهترین والدین و یا همسران کسانی هستند که در تأمین نیازهای افراد خانواده، در حد وسع خود تلاش نموده و آنان را از احتیاج به غیر، باز می‌دارند. برترین افراد در نظام خانواده کسانی هستند که با تعدیل و تأمین نیازهای سه‌گانه دیگر اعضا (اقتصادی، عاطفی، معنوی) مسیر زمین تا الله را برایشان هموار کرده و آنان را در رسیدن به حقیقت بندگی یاری می‌کنند. توجه داشته باشیم که تعبیر «هم‌نشینان» همه‌ی نقش‌های انسان را در زندگی دنیا، شامل می‌شود: نقش‌های پدری، مادری،‌ برادری، خواهری، رفاقت، و انواع نقش‌های خانوادگی و اجتماعی،‌ مشمولِ کلمه‌ی همنشین قرار می‌گیرند. توجه داشته باشیم که ما اگر قادر به رفع نیازی از کسی باشیم، اما از او دریغ نماییم؛ از چشم خدا سقوط خواهیم کرد. خطرناک‌ترین تنبلی، باز کردن دیگران از سرمان است. زیرا در مسیر زمین تا الله، به هیچ وجه به ما اجازه‌ی طفره رفتن از رفع نیاز دیگران را در جایی که توانایی‌اش را داریم: نداده اند. حتی اگر توانایی رفع نیاز، یا باز نکردن گره او را نداریم، همراهی‌اش نموده و از لحاظ روحی در کنار او باشیم. پیگیری‌های ما در این موارد، در قوتِ روحی او، حتماً مؤثر خواهد بود. بهترین هم‌نشینان، سخاوتمندترین آنان است! امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «خیرُ إخْوانِكَ مَن و اساكَ بخیرِهِ، و خیرٌ مِنه مَن أغناكَ عن غیرِهِ؛ بهترین برارد تو کسی است که از مال خودش به تو ببخشد، و از این بهتر هم کسی است که تو را از دیگران بی‌نیاز کند». توجه داشته باشیم که هر چه میزان خروجی‌هایمان، برای دیگران، در هر کدام از پنج بخش وجودی، بیشتر باشد، میزان دریافتمان از الله نیز بیشتر خواهد بود. لذا هر چه انسان برای دیگران مفیدتر می‌باشد، به الله نیز شبیه‌تر و نزدیک‌تر خواهد بود. عدم خروجی در هر کدام از قوای پنج‌گانه، راه دریافت‌ها را از الله خواهد بست. لذا برای رشد بیشتر، باید برای دیگران، خیرات صادر کرد. فراموش نکنیم که؛ تنها کسانی به فقر عاطفی مبتلا نخواهند شد که انسان‌های مهربان‌تری بوده و دیگران را از خزینه‌ی رحمت خود سرشار سازند. تنها در اینصورت است که انسان به قدری از آسمان، سرشار خواهد شد که اساساً نیازی به عاطفه‌ی اهل زمین نخواهد داشت. آنان همیشه با قلبی غنی و با سخاوت آماده‌ی پذیرش دیگران و رفع حوائج آنان می‌باشند. السابقون بالخیرات = بهترین هم‌نشینان قال علی (علیه‌السلام): «خیرُ الإخْوان أعْونُهُم على الخیرِ، و أعْمَلُهُم بالبِرِّ، و أرفقُهُم بالمُصاحِبِ؛ برترین برادران تو کسی است که در به جا آوردن عمل خیر، بهترین یاور باشد. و بیشتر از هر کس دیگری در نیکی کردن، عاملند، و بیشتر از هر کسی دیگری، اهل مدارا باشد». کسانی که همیشه در انجام کار خیر، مددکار ما هستند، و برای هر عمل خیری، می‌شتابند، از نگاه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، در ردیف بهترین همنشینان محسوب می‌شوند. اینان هستند که زمینه‌ی حضور امام زمان را می‌توانند آماده کنند. این دسته از افراد همیشه برای نیکی کردن آماده اند و در نیکوکاری، همیشه از دیگران سبقت می‌گیرند. بنابراین جزو مقربان و نزدیکان اهل آسمان خواهند بود. نوع سبک زندگی سرشار از خیر آنان، نشان می‌دهد که در برزخ با اشرافِ آخرت همراه بوده و در کنارشان خواهند بود. مأنوس بودن آنان با اهل خیر، به یقین آنان را به انس ابدی، با اهل خیر در آخرت خواهد رساند. در جلسه آینده پیرامون صفت (مدارا کردن) سخن خواهیم گفت. ان شاءالله والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - بهترین دوست کسی است که تو را به دیگران محتاجت نکند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4816
زمان انتشار: 14 مارس 2016
| | | | |
دوست خوب ارزش انسان را در صورت نیازمندی حفظ می­کند

خانواده آسمانی 425 ، 1394/12/20

دوست خوب ارزش انسان را در صورت نیازمندی حفظ می­کند

دوست خوب یعنی در صورت نیاز از تو حمایت کند. به فرموده امیرالمومنین علی (علیهم ­السلام) دوست خوب  کسی است که اگر به او نیاز داشتی در نزد او  ذلیل و خوار نشوی؛ یعنی شخصیتت را حفظ کند و با یک نگاه انسانی نیازت را برآورده کند. 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 425 «خانواده آسمانی » مورخ 94/12/20 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   دوستانی که تو را به خاطر خدا، توبیخ و مؤاخذه می‌کنند ... در مباحث شناخت ویژگی‌های بهترین همنشینان، به روایت زیر رسیدیم؛ امیرمؤمنان (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «خَیرُ إخوانِكَ مَن عَنَّفَكَ فی طاعَةِ اللّه ِ سُبحانَهُ؛ بهترین برادر تو کسی است که تو را در راه طاعت خداوند توبیخ کند». همه‌ی انسان ها به دلیل،‌ حبّ ذات در وجودشان، خودشان را دوست دارند و یا به عبارت دیگر عاشق خودشان هستند. البته نکته‌ی مهمی در این جمله مستتر است، اینکه هر انسان، چه برداشتی از «خودش» دارد و یا خودش را چگونه، معنا می‌کند. می‌دانیم که تمام خروجی‌های انسان در زندگی‌اش (تصمیم‌ها، انتخاب‌ها، ارتباطات و تنظیم افکارش) تابع دو عامل زیر است؛ 1- نگاه به خودش 2- احساس به خودش در بخش احساس، همه‌ی انسان ها حبّ ذات داشته و خودشان را دوست دارند، امّا این احساس، تابعِ نگاه آنها به خودشان است. بنابراین نوع عشقِ انسان‌ها به خودشان، براساس نوع نگاهِ آنها به خودشان تغییر می‌کند. اگر کسی فقط خودش را منحصر در بخش‌های جمادی و گیاهی دیده و به همین اندازه، عاشق خودش باشد، تمام خروجی‌های او نیز در همین محدوده، رنگ گرفته و شکل می‌یابند. یا اگر کسی، خودش را، تنها بعنوان یک آقا و یک خانم، معنا کرد (در بخش حیوانی متوقف شد)؛ تمام تصمیم‌گیریها، انتخابها، ارتباطات و افکارش نیز منحصر به همین بخش خواهد بود. گاهی، سطحِ نگاهِ انسان از مراتب جمادی، گیاهی و حیوانی بالاتر رفته و او در بخش عقلانی نیز، خودش را معنا می‌کند، در این صورت به دنبال مطالعاتِ علمی رفته و به نیاز بخش عقلانی خود، پاسخ مثبت می‌دهد.     امّا تنها دریک صورت است که کسی می‌تواند خودش را به معنای حقیقی و درست، شناخته و براساس این نگاه دست به انتخاب و ارتباط و ... بزند. تنها زمانی که انسان بخش فوق عقلانی خود را کشف کرده، و به تمام بخش‌های دیگرش، از دریچه‌ی این بخش بنگرد؛ حتماً حتماً به بلندای ابدیت عاشق خودش خواهد شد. چنین انسانی، اصالتِ وجودش را به بخش فوق عقلانی‌اش (انسانی‌اش) اختصاص داده و به بقیه‌ی بخش‌ها به عنوان ابزاری در جهت رشد و ارتقای این بخش می‌نگرند. او در تمام مراحل زندگی‌اش (ازدواج، انتخاب شغل، انتخاب دوست،انتخاب محل سفر، نوع پوشش، نوع رفتار، خوردنی‌ها، شنیدنی‌ها و ...) اول به بخش انسانی‌اش اصالت داده و حول محور این بخش، دست به انتخاب می‌زند. او حتی در انتخاب علومی که برای مطالعه بر می‌گزیند، بخش انسانی‌اش را در نظر می‌گیرد؛ یعنی علومی را انتخاب می‌کند، که بواسطه‌ی آنها قادر به رشد بخش انسانی و نزدیک شدن به هدف خلقتش باشد. این روایت حضرتِ امیر را تنها کسی درک می‌کند، که به بلوغ بخش فوق عقلانی رسیده و خودش را با نگاه الله (نگاهِ انسانی) ارزیابی می‌کند. چنین کسی، دائماً به دنبال هم‌نشینی می‌گردد که اگر در حال دور شدن از آغوش الله، است، با تلنگرها و توبیخ‌های گاه و بیگاهش، او را از منحرف شدن از مسیر بندگی باز داشته و به جریانِ حرکتش به سوی الله، سرعت ببخشد. دوست حقیقی که مورد تأیید خداوند است، کسی است که؛ انسان را به بلندای ابدیت دوست داشته و او را در جهت تشبّه به الله و نیل به هدف خقلتش، یاری نماید. ثروت حقیقی یک انسان، به داشتنِ چنین دوستانی در زندگی است، نه به تعدادِ دوستانی که شاید از نظر آماری، زیاد باشند، امّا در نگاهِ اهل آسمان، انسان هایی فقیر و بی‌ارزش محسوب می‌شوند. به روایت زیر دقت کنید؛ در فرمایش دیگری از ایشان آمده: «خَیرُ الإِخوانِ مَن لَم تَكُن عَلَى الدُّنیا اُخُوَّتُهُ؛  بهترین برادران تو، کسی است که دوستی‌اش با تو، براساس نیازهای دنیایی‌اش نباشند. دوستانی که انسان را به خاطر انسانی‌اش، دوست داشته و به او به بلندای جاودانگی، نگاه می‌کنند، ثروت حقیقیِ او هم در این دنیا و هم در آخرت هستند. «خَیرُ إخْوانِك مَن كثُرَ إغْضابُهُ لكَ فی الحقِّ؛ بهترین برادران تو کسی است که در راه حق، زیاد با تو غضب می‌کند» طبق این روایت کاملاً مشخص است که؛ چنین دوستانی به محض اینکه رفقای خود را در معرض خطر می‌بینند، با انواع تلنگرها از جمله (اخم و غضب)، آنها را به مسیر حق باز می‌گردانند. چنین کسانی بیشتر از آنکه، با تملق و چاپلوسی بخواهند، دل دیگران را بدست آورند یا منتظر تملق دیگران باشد؛ سعی می‌کند با جدیّت خودشان و دیگران را به سمت نور، با سرعت و سبقت پیش ببرند. «خَیرُ الإِخوانِ أقَلُّهُم مُصانَعَةً فِی النَّصیحَةِ؛ بهترین برادران تو کسی است که در خیرخواهی‌اش، کمتر تملق و چاپلوسی می‌کند». طبق این روایت؛ اساساً کسی که در حرکت به سمت الله جدی است؛ نیاز به تشکر، تملق و چاپلوسی کسی ندارد. او اگر کمالی هم در درونش هست، آن را از خدا می‌داند. لذا نه منتظر تملق کسی است و نه خودش تملق گویِ دیگران می‌شود؛ او تنها به دنبال تأیید نگاهِ اهل آسمان است، هم برای خودش، هم برای دیگران ... دوستان کم توقع، بهترین دوستانند... امیر کلام در فرمایش دیگری فرمودند: «خَیرُ الإِخوانِ مَن لَم یَكُن عَلى إخوانِهِ مُستَقصِیا؛ بهترین برادران کسی است که از برادرانش، پرتوقع نباشند». فراموش نکنیم که؛ توقعِ از دیگران، یک ضعف محسوب می‌شود. توقع، صفّت ناپسندی است؛ هم از دیگران و هم از خدا، توقع از دیگران، ثابت می‌کند، که رفاقتِ ما با آنان، براساس نیازهایمان بوده است، نه حولِ محورِ الله. کسانی که از سر طمع، عبادت می‌کنند. یا به دنبال حاجت، به زیارات می‌روند، نیز مشمولِ همین مسئله هستند. البته طلب کردن حاجات از اهل آسمان، عیب نیست. اما توقع داشتن، حتی از اهل آسمان نیز ضعف بزرگی است. فراموش نکنیم که «توقع» انسان را از توحید جدا کرده و به «شرک» مبتلا می‌کند. عبادت کردن تنها از سر عاشقی است که انسان را به مقام بندگی می‌رساند... یادمان باشد که لطفِ دیگران را بپذیریم؛ اما توقعِ لطف و محبت از کسی نداشته باشیم؛ زیرا توقع، توکل را از انسان سلب می‌کند، زیرا انسان از امداد گرفتنِ از اهل آسمان بازمانده و بابِ خیراتِ غیب را به رویمان می‌بندد. مراقب باشیم که مهربانی‌ها و دوستی‌های ما به دیگران، تابعِ توقعمان نباشد! چنین مهربانی‌هایی اساساً در نگاه خداوند، ارزشی نخواهد داشت. امیر کلام (علیه‌السلام) می‌فرمایند: بهترین برادرانِ تو، کسی است که اگر به او نیازمند شدی، از ارزشت در نزد او کم نشود.   والحمدلله رب العالمین 

صوت

1 - دوست خوب ارزش انسان را در صورت نیازمندی حفظ می­کند

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed