www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 6164
زمان انتشار: 27 فوریه 2017
| |
کسی که منکر دستورات دین می شود، ظالم است

خانواده آسمانی (463) ؛ 95/12/5

کسی که منکر دستورات دین می شود، ظالم است

چشم بستن بر حقیقت و واقعیت، مساوی با کفر است و کفر همان ظلم است که با ظلم به خود شروع می شود.

ویژگی بدی که قرآن برای بسیاری از انسان ها معرفی می کند، «کفر» است. کفر یعنی پوشاندن و انکار کردن حقیقت. این پوشاندن دو نوع است: نظری و عملی. کفر نظری، کفری است که شخص در اعتقاداتش نسبت به کلام الهی و واقعیت های عالم دارد. حماقت و لجاجت برخی از انسان ها از نظر عقیدتی آنقدر زیاد است که هم بدیهیات عالم را انکار می کنند و هم وجود خدای تبارک و تعالی را. علت این انکار کردن ها این است که آدم های تنبل و بی حوصله، چون می خواهند آزاد باشند و هر گناهی را انجام دهند، منکر همه حقایق می شوند. احمقانه ترین و بی منطق ترین آدم ها همین ها هستند که حتی خدا را هم انکار می کنند. اگر از آنها سوال کنید که چه کسی تو را خلق کرده، پاسخی ندارند. آنها برای انکار کردن هایشان هیچ دلیلی ندارند. این در حالی است که می بینیم آفرینش اتم ها، الکترون ها، کهکشان ها، گیاهان، حیوانات و .... برای انسان تولید دانش می کند. میلیون ها آدم در دانشگاه‌ها و آزمایشگاه ها در حال کشف این منطق موجودات هستند. علت ایجاد میلیون ها اختراع بشر این است که هر دانشمندی نظمی را کشف کرده و اختراعی کرده است. وقتی سوال شود که این منطق را چه کسی به اینها داده و شعور واحد حاکم بر هستی نزد کیست؟ این منطق را چه کسی به آنها داده است؟ چه کسی این نظم و نظام را در عالم قرار داده است؟ چه کسی به اینها شعور داده است؟ چه کسی نطفه در رحم مادر را به نوزاد تبدیل می کند؟ اینها پاسخی ندارند. بنا بر این، نمی توان حقیقت را پوشاند، مگر این که عقل انسان تابع نفس و شهوتش شود. یک منطق دیگر این است که وقتی کسی چیزی دارد، اعم از مقام و فکر بلند و اختراع بزرگ و ....نباید به دیگران فخرفروشی کند. زیرا منشاء ایجاد همه چیز خداست. «الحمد لله» یعنی کسی از خودش چیزی ندارد که به خاطر آن، دیگران را تحقیر کند. چنین کسی موحد نیست. داشته های تو از کجا آمده؟ مگر تو از خودت کمالی داری؟ هر کمالی هم به دست آورده ای خدا به تو داده. قرآن کریم همه این گونه افراد را ظالم می نامد و می فرماید: «فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَی اللَّهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدْقِ= پس چه کسی ستمکارتر است از آن که بر خدا دروغ ببندد و سخن راست را هنگامی که به سراغ او آمده، تکذیب کند». (سوره زمر/آیه 32) «کَذَبَ عَلَی اللَّهِ» یعنی حرف هایی به خدا می بندند که در شرع مقدس نیامده است. «کَذَّبَ بِالصِّدْقِ» یعنی واقعیت ها را تکذیب می کنند. اینها هم به نوعی ظالم تلقی می شوند. برخی افراد کفر به اسماء الهی دارند. خدایی که هستی محض و بی نیاز مطلق است، آیا امکان دارد به بندگانش ظلم کند؟ نه. زیرا امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: «انَّمَا یَحْتَاجُ إِلَى الظُّلْمِ الضَّعِیف= کسی به ظلم احتیاج دارد که ضعیف است». ضعیف کسی است که برای جبران ضعف های خودش، حق کسی را می‌گیرد. خدای سبحان بی‌نیاز مطلق است و به مخلوقات خود نیازی ندارد. او لحظه به لحظه به همه موجودات و نظام هستی، حیات و وجود می دهد. عالم همه ظهور و جلوه ی اوست. پس در مقابل هستی مطلق، هستی دیگری قرار نمی گیرد. حضرت زهرا (سلام الله علیها) در خطبه معروفشان در مسجد کوفه فرمودند: «ابتدأ الأشیاء لا مِن شیء= خداوند اشیا را خلق کرد، اما از چیزی نیافرید(یعنی هیچ چیزی وجود نداشت)». یعنی خدا خلقت اشیا و عالم هستی را از چیزی خلق نکرد. پس اگر قائل باشیم که خدا ظلم می کند، در واقع اسماء الهی را تکذیب می کنیم.  تفاوت های نظام هستی همه بر اساس حکمت الهی است، نه این که ظلم به کسی یا چیزی شده باشد. در حقیقت، این ظلم از ناحیه خود انسان هاست. مثلا خدا نعمتی را به کسی می دهد، اما او با این نعمت، دیگران را کوچک و بی ارزش می بیند. درحالی که همه کمالات از آن خداست و انسان چیزی از خود ندارد که بخواهد با آن به دیگران فخر بفروشد.  بنابراین، در کفر نظری، انسان یک سلسله حقیقت های خارجی را تکذیب می کند. نوع دوم کفر، کفر عملی است. یعنی با این که انسان می داند یک کار و عملی بر حق است، اما آن را انجام نمی دهد. برخی انسان ها خدا را قبول دارند، اما دستورات الهی را انکار می کنند. مثلا دستوارت الهی که از آن نهی شده را خوب فرض می کنند و دستوراتی که امر به آن شده را بد می بینند. اینها هم ظالم هستند. برخی منکرین هیچ دانشی در باره زبان و ادبیات قرآنی ندارند، اما آن را به راحتی انکار می کنند. اینها هم به تصریح قرآن ظالم هستند. مثلا کسی که حجاب را قبول ندارد. وقتی می گوییم خدا ۱۷ آیه در قرآن در خصوص حجاب نازل فرموده ، می گوید دروغ است. آیا این آیات را دیده ای که تکذیب می کنی؟ خدا این همه آیه در مورد نماز نازل کرده و اینها که منکر نماز هستند بهانه می آورند که «دلت پاک باشه». کفر باطن انسان را «بد شکل» می کند. این که قرآن می فرماید: «وکل یعمل علی شاکلته=هر کس براساس شاکله ی خود عمل می کند» اشاره به همین دارد که هر کس شاکله خود را بر اساس اعمال و افکاری که دارد می سازد. پس کسی که با انواع کفر انواع ظلم ها را مرتکب می شود، در حقیقت شاکله بد شکلی را برای خود می سازد.  یعنی کسی که خدا را انکار می کند، جای او جز جهنم نیست؛ چون هیچ وقت به ملاقات خدا نمی رسد. ظلم نکن! چون خدا همواره تو را آزمایش می کند خداوند همواره انسان را در صحنه های مختلف زندگی مورد آزمایش و بلا قرار می دهد. مریضی، از دست دادن مال، از دست دادن عزیزان، ورشکستگی و...  اینها همه آزمایشات الهی است. مثل معلمی می ماند که اول اصول را به شاگرد یاد می دهد سپس از او امتحان می گیرد. خدا هم این گونه رفتار می کند. پس باید ببینیم که در این طوفان زندگی چقدر عقایدمان ثابت می ماند؟ «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِینَ مِنْكُمْ وَالصَّابِرِینَ وَ نَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ= و البته شما را مى ‏آزماییم تا مجاهدان و شكیبایان شما را باز شناسانیم و گزارش هاى شما را رسیدگى كنیم». (سوره محمد/آیه 31) یکی از مواردی که انسان سخت مورد آزمایش الهی قرار می گیرد، شبهه ها و شك‌هایی است كه برای تضعیف عقاید دینی به سراغ انسان می آید. گاهی دیده می شود آدمی به خداوند دروغ می بندد؛ یا او را اساساً انکار می کند. انسان چون نمی خواهد زیر بار دین، اعم از نماز، روزه، خمس، زکات و... برود. پس همه اینها را  انکار می کند تا معصیت می کند. از طرفی این مریضی و انحراف خود را به دیگران هم انتقال داده و آنها را فریب می دهند. کسی که «سبحان الله» را تکذیب می کند، یعنی خدا را از نظر عقیدتی و عملی باور ندارد. درحالی که اگر خدا به معنای حقیقی درک شود؛ این منشا قدرت، شادی، آرامش، عزت و درمان همه ی خرابی هاست؛ او بهترین مولا و یاری دهنده است. علت این که نمی توانیم از خدا کمک بخواهیم، به خاطر ظلم های (اعتقادی و عملی) است که در حق خود می کنیم. همه ما خدای حقیقی را کنار گذاشتیم و نمی توانیم با او شاد باشیم. پس ظلم از جائی شروع می شود که ما به دنبال خدای حقیقی نیستیم، حتی زمانی هم که او را می شناسیم، باز هم به دنبالش نیستیم و خدای توهمی خود را ترجیح می دهیم تا بتوانیم راحت تر به ضعف ها، تنبلی ها و بی حوصلگی هایمان بپردازیم. این بزرگترین ظلم است که انسان حقیقتی را شفاف می بیند، ولی باز هم آن را انکار می کند. اکنون باید از خود سوال کنیم که چه ظلم هایی را (در اعتقاد یا در عمل) مرتکب می شویم که نمی توانیم به آرامش برسیم؟

صوت

1 - کسی که منکر دستورات دین می شود، ظالم است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6137
زمان انتشار: 18 فوریه 2017
| |
شدیدترین غضب الهی بر کیست

خانواده آسمانی (462) ؛ 95/11/28

شدیدترین غضب الهی بر کیست

ستم نسبت به بندگان خداوند زشت و ناروا است، ولی اگر کسی بتواند از حق خود دفاع کند و دست بر سینه ی ظالم بزند، کمتر آسیب می بیند؛ ولی اگر کسی نتواند از حق خود دفاع کند و کسی را نداشته باشد که یاری اش نماید، ستم در حق او بدترین نوع ستم است و خداوند یارِ مظلومِ بی یاور است.

نبی اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: «اشتَدَّ غَضَبُ اللّه ِ عَلى مَن ظَلَمَ مَن لا یَجِدُ ناصِرا غَیرَ اللّه= خشم خداوند بر كسى که ستم مى كند و یاورى جز خدا ندارد، سخت است». یعنی هر چقدر طرف مقابل ضعیف تر باشد و شما به او ظلم کنید، شدت غضب خدا بیشتر است. یعنی عکس العمل شدیدی را از خداوند تبارک و تعالی دریافت می کنید. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «مَا مِنْ مَظْلِمَةٍ أَشَدَّ مِنْ مَظْلِمَةٍ لَا یَجِدُ صَاحِبُهَا عَلَیْهَا عَوْناً إِلَا اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ= هیچ ستمی سخت تر از آن نیست که ستم دیده در قبال آن ظلم، یاوری جز خدای عزوجل نداشته باشد». در زندگی ما افرادی هستند که باید مراقب باشیم به آنها، ظلم نکنیم. از خانواده شروع می شود تا همسایگان و دیگر افراد جامعه که دائما مورد امتحان شدید الهی قرار می گیرید. مثلا پدر و مادر تا زمانی که جوان هستند، انسان به آنها تکیه دارد، اما وقتی پیر و فرتوت می شوند، به شدت در همه ی جهات به فرزندان شان وابسته می شوند و مورد ظلم آنها قرار می گیرند. گاهی هم پدر و مادرها به بچه های خود که هیچ کسی را جز آنها ندارند، ظلم می کنند. همچنین موارد زیادی است که ما به خاطر خودشیفتگی و خودخواهی های مان، فشارهای بیش از حد به اطرافیان وارد می کنیم. مثل مردی  که توقع زیادی از زنش دارد که در توان او نیست یا زن از شوهرش توقع کارهایی دارد که برای او سخت است یا توان تهیه آنها را ندارد. همه اینها به نوعی ظلم محسوب می شود. خدا بانو دباغ را رحمت کند. ایشان می فرمودند: زمانی که من در پاریس  بودم برای امام مهمانی که می آمد، از آنها پذیرایی می کردم. یک شب مهمان ها زیاد بودند. امام هم مهمان ها را تا دیر وقت راه انداختند و بعد دیدم که ایشان به آشپزخانه آمدند و گفتند: امشب مهمان زیاد بود و ظرف هم خیلی دارید. من به کمک شما آمدم. ظلم های دیگری هم در اجتماع وجود دارد. مثل ظلم هایی که مردها سر مهریه به زن ها می کنند؛ یا گاهی زن ها به همسران شان ظلم های مالی می کنند. انسان باید خیلی دقت کند؛ چون این ظلم ها عواقب سختی هم در دنیا و هم در آخرت دارد.   نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «إنّ العَبدَ إذا ظُلِمَ فلَم یَنتَصِرْ، و لَم یَكُن لَهُ مَن یَنصُرُهُ، و رَفَعَ طَرفَهُ إلى السَّماءِ فَدَعا اللّهَ، قالَ اللّهُ: لَبَّیكَ أنا أنصُرُكَ عاجِلاً و آجِلاً= هرگاه به آدمى ستمى شود و انتقام نگیرد و كسى را نداشته باشد كه یاریش رساند، چون نگاهش را به آسمان بردارد و خدا را بخواند، خداوند فرماید: لبّیك، من در دنیا و آخرت تو را یارى مى رسانم». متأسفانه آنقدر شرک بر زوایای وجودی ما غلبه دارد که در زمان مورد ظلم قرار گرفتن، اول سراغ بندگان خدا می رویم و هیچ کمک و یاری از خداوند نمی طلبیم. ظالم ترین فرد کیست! اعراض از تذکّرات الهی، بالاترین ظلم و جرم به خود و جامعه است و مجرم در معرض انتقام الهی قرار دارد. خداوند در پاسخ به این سؤال که چه کسی از بقیه مردم ستمکارتر است، می فرماید: «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآیَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ مُنْتَقِمُونَ= و کیست ستمکارتر از کسی که به آیات پروردگارش تذکّر داده شود، ولی از آنها اعراض نماید؟ البتّه ما از مجرمان انتقام می گیریم». (سوره سجده/ آیه 22)  آیات یعنی نشانه های خدا. نشانه ی خدا یعنی هر چیزی که رنگ خدا دارد، یعنی آیه ای از آیات الهی، حدیثی، مسئله شرعی و... دامنه ی «روی بر گرداندن از آیات الهی» خیلی وسیع است. گاهی در حیطه مسائل شریعت است. یعنی مسائل فقهی. گاهی در حیطه طریقت و گاهی هم در حوزه اخلاق است. ظالم ترین انسان ها کسی است که وقتی یک امر صحیحی را به او تذکر دهند، بدش بیاید و ناراحت شود. مثلا اگر به شخص بگویند؛ قرائت نمازت اشتباه است یا رکوعت درست نیست یا وضویت غلط است... اگر ناراحت شد، جزو مجرمین است. همان طور که مهم است وقتی بیرون می روید، ظاهرتان مرتب باشد. اگر کسی به شما گفت: یک لکه روی صورتت یا لباست است، خوشحال می شوید یا ناراحت؟ مسلماَ خوشحال می شوید و تشکر می کنید. اما انسان مستکبر نمی پذیرد و زیر بار حق نمی رود. البته نحوه گفتن مهم است. گاهی انسان حرف بد می زند یا تحقیر و سرزنش می کند که آن خوب نیست. تذکر باید همراه با مهربانی باشد. وقتی سیدالشهدا علیه السلام و حضرت مجتبی علیه السلام می بینند پیرمردی وضویش غلط است. برای فهماندن او خیلی زیبا می گویند: آقا ما می خواهیم وضو بگیریم و اختلاف داریم. شما نگاه کنید ببینید وضوی کدام یک از ما درست است. هر دو وضوی کامل می گیرند. پیرمرد می فهمد و می گوید: وضوی شما درست است و وضوی من غلط است. بنابراین، اگر می خواهید به کسی تذکری بدهید، نباید تحقیرش کنید و دلش را بشکنید. حتی حق ندارید با دیدن فرد گناهکار در نزد خدا احساس پاکی کنید. این روحیه خیلی خطرناک است. اگر به شما بگویند: رفتارت با شوهرت درست نیست، رفتار با بچه ات درست نیست، رفتارت با عروست غلط است؛ اگر بتوانید مقاومت خودتان را در مقابل حق به صفر برسانید، رشد می کنید.  شما به میزان مقاومت هایی که در مقابل حق دارید، زیر بار حق نمی روید. آیات الهی را توجیه می کنید یا از آن فرار می کنید. اگر انسان نتواند این مقدار مقاومت را با توبه و جبران در خودش بشکند، ظلم خیلی بزرگی مرتکب شده است و عذاب دارد.  در روایت نقل است که آدم های متکبر را در قیامت حتی برای محاسبه هم تحویل شان نمی گیرد. در حیطه ی اخلاق و طریقت هم ظلم های زیادی صورت می گیرد. گاهی شخص می داند حسادت نوعی ظلم است، ولی اصرار بر این کار دارد. اعراض این گونه است که انسان در اثر حب و بغض های بیجا، از حق  دوری می کند. در ادامه آیه می فرماید: «البتّه ما از مجرمان انتقام می گیریم». حرف بزرگی است. انتقام یعنی مهر به قلب می خورد. در روایت داریم اگر کسی بفهمد که باید چکار کند و نکند، خدا ۷۰ بلا به سرش می آورد. کمترینش این است که لذت مناجات را از او می گیرد. در سیستم تکوینی انتقام سریع گرفته می شود. یعنی اگر شما سم بخورید، جا درجا شما را می کشد. اما در نظام تشریع، یعنی آنجایی که شما اختیار دارید و یک سلسله دستورالعمل ها به شما داده اند که انجام دهید. همین که اعراض و مخالفت کنید، به سمتی می روید که همان لحظه انتقام گرفته می شود. مثل تاریکی دل، جدایی از خانواده آسمانی و به ویژه امام زمان علیه السلام. ظالم ترین فرد کسی است که نسبت به امام زمانش بی توجه باشد اگر کسی مظلومی را ببیند و کمکش نکند، ظالم است. گاهی شخصی آنقدر قساوت قلب پیدا می کند که اصلا دلش تکان نمی خورد که امام زمانش تنهاست. مگرشوخی است که امام زمان علیه السلام هر روز بگوید: «هل من ناصر ینصرنی» و قلب شما هیچ تکانی نخورد و ناراحت نشوی. او جزء ظالم ترین انسان هاست. اعراض کردن، جرم است.  انتقام خدا هم این گونه نیست که حتما تو مریض شوی، تصادف کنی، سرطان بگیری، فقیر شوی، مشکل مالی پیدا کنی  و... نه این طور نیست. بلکه اعراض، جنایت با قلب است، یعنی قلب و نفس جنایت می کند؛ پس انتقام هم در قلبت صورت می گیرد. یعنی نمی توانی ذکر بگویی، تسبیح بگویی، صلوات بفرستی، نماز خوب بخوانی و ... این مقاومت ها در خود ماست؛ چون روش غلط را انتخاب کرده ایم.

صوت

1 - شدیدترین غضب الهی بر کیست

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6110
زمان انتشار: 11 فوریه 2017
| |
ستم کردن به «انسان های بزرگوار»، زشت ترین ظلم است

خانواده آسمانی (461) ؛ 95/11/21

ستم کردن به «انسان های بزرگوار»، زشت ترین ظلم است

هر چه شخصیت انسان به خداوند نزدیک می‌شود، تقربش بیشتر می شود و هر چه تقرب بیشتر باشد، مصیبت و بلا هم بیشتر می بیند. ظلم به چنین انسان های شریف و بزرگوار از زشت ترین ظلم ها به انسان محسوب می شود.

حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: «مِن أفحَشِ الظُّلمِ ظُلمُ الكِرامِ= از زشت ترین ظلم ها‏، ظلم به آدم های بزرگوار است». «مؤمن»، یکی از اسماء الهی است. همان طور که خداوند بیشتر از هر کسی مورد کفر و ناسپاسی قرار می گیرد، شخصیت مؤمن نیز این گونه است، یعنی بیشتر از سایرین مورد کفر و ناسپاسی قرار می گیرد. مثلاً به دیگران محبت می کند، اما ناسپاسی می‌بیند. احسان و خوبی می کند، اما بدی می بیند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «المُؤمِنَ مُكَفَّرٌ= مؤمن مورد ناسپاسی قرار می گیرد». بنابراین، اگر دیگران قدرمان را ندانستند، مثلا اگر پدر و مادر، خانواده، همکاران و .....قدرمان را ندانستند، نباید ناراحت شویم؛ چون روح مان بزرگ می شود.  هر چه شخصیت مؤمن به خداوند نزدیک تر می‌شود، سنخیت بیشتری با الله پیدا می کند و هر کس به خدا نزدیک تر می شود، بزرگوار تر شده و ظلم بیشتری می بیند. مثل اهل بیت (علیه السلام) که بیشترین ظلم را دیدند. درحالی که قرآن کریم سفارش به مودت خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) دارد. ولی تاریخ برعکس آن را نشان می دهد. بنابراین، هر چقدر انسان به خدا شبیه تر می شود، مثل اهل بیت (علیهم السلام) بیشتر در معرض مصیبت و ظلم قرار می گیرد. از امام صادق (علیه السلام) نقل است: «أَشَدُّ النَّاسِ بَلَاءً الْأَنْبِیَاءُ، ثُمَّ الْأَوْصِیَاءُ، ثُمَّ الْأَمَاثِلُ فَالْأَمَاثِلُ= شدیدترین مردم از نظر مصیبت انبیا هستند، بعد از آن، اوصیاى ایشان و سپس کسانی که از دیگران بهترند و به همین ترتیب». هر کس مصائبش بیشتر باشد، درجه اش هم بالاتر است. همان طور که امتحان دکترا سخت تر از امتحان کارشناسی ارشد است و امتحان ارشد سخت تر از امتحان کارشناسی. بنابراین، انسان هم اگر بخواهد به الله نزدیک تر شود و درجات آخرتی بالاتری پیدا کند، دنیایش سخت تر می گذرد. ظلم به کسی که تسلیم شده، بزرگ ترین ظلم است حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: «ظُلمُ المُستَسلِمِ أعظَمُ الجُرم= ظلم کردن به کسی که تسلیم شده است، بزرگترین گناه می باشد». این روایت دو بُعد دارد: یکی در بعد نظامی است و دیگری در بعد فردی. برخی افراد یا درجنگ اند یا تسلیم. ظلم کردن به کسی که تسلیم است، از بزرگ ترین گناهان محسوب می شود. ظلم به داشتن رنگ پوست خاص یا بودن در یک قومیت و اقلیت مذهبی، از بزرگ ترین ظلم ها به انسان هاست. وقتی کسی با ما سر جنگ و دعوائی ندارد، چرا باید به او ظلم کنیم! در داستان فتح مکه، در حالی که همه مخالفان، از پیامبر اسلام (صلوت الله علیه) فرار می کردند، حضرت اعلام کرد که هر کس به خانه ابوسفیان پناه ببرد، در امان است. این منش اسلام است. اگر کسی در حالت تسلیم با ماست، نباید به او ظلم کنیم؛ چه مسلمان باشد یا غیر مسلمان. فرقی نمی کند. فرق جهاد و جنگ در این است که جهاد یک امر مقدس است و فقط برای ارزش های الهی و انسانی صورت می گیرد. اما در جنگ، قوم ها برای مسائل دنیایی مثل مقام، پول، کشورگشایی با هم می جنگند، نه به امر خدا. بُعد دوم روایت این است که انسان در زندگی خودش با افرادی روبروست که زیر دست او هستند. مثل کارمند، کارگر، همسر، یتیم، قوم و خویش و.... بنابراین، ظلم کردن به این ها هم از بزرگ ترین جرم هاست؛ چون توان مقابله با ما را ندارند و سکوت می کنند. پس مراقب باشیم که به اینها هم ظلم نکنیم.

صوت

1 - ستم کردن به «انسان های بزرگوار»، زشت ترین ظلم است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6081
زمان انتشار: 4 فوریه 2017
| |
«ظلم به ضعیف»، زشت ترین نوع ظلم به انسان است

خانواده آسمانی (460) ؛ 95/11/14

«ظلم به ضعیف»، زشت ترین نوع ظلم به انسان است

انسان در مصیبت های دنیایی هیچ ضرری نمی کند، بلکه همه اش سود است. تنها در جائی ضرر می کند که ظلم به دیگران کند و در بین ظلم ها، زشت ترین ستم، «ظلم به ضعیف» است. ظلم به ضعیف وقتی صورت می گیرد که کسی نتواند در مقابل رفتار بد ما از خود دفاع کند.

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: «ظُلمُ الضَّعیفِ أفحَشُ الظُّلمِ= ستم كردن به ناتوان، زشت ترین نوع ستم است». حالا چرا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: ظلم به ضعیف، زشت ترین نوع ظلم است؟ چون وقتی با افراد قوی و قدرتمند که می توانند مقابله کنند و قدرت انتقام دارند، ظلم می کنید، آنها هم در مقابل ظلمی که به شما می کنند؟ مثلاً حرف زشتی زدید او هم در مقابل حرف زشتی به شما می زند. یکی از گناهانی که خیلی زود دامن انسان را می گیرد، ظلم کردن به کسی که زبان بسته است حالا یا از بزرگی و حیا بسته است یا ناچار و نیازمند است. مثلاً ظلم به کسی که نمی تواند (به دلائلی) از خود دفاع یا انتقام بگیرد یا گاهی سکوت می کند، این باعث می شود که کار انسان خراب شود. مثلاً پدر و مادر یا استاد یا زن مظلومی که در مقابل مرد بداخلاق سکوت می کند یا بالعکس مرد مظلومی که در مقابل زن بداخلاق سکوت می کند. در اینجاست که حضرت می فرماید: «ستم كردن به ناتوان، زشت ترین نوع ستم است». چون نمی تواند انتقامی بگیرد. پس آن کسی که به یک ضعیف ظلم می کند و نمی تواند دفاع کند، زشت ترین نوع ظلم است. عقوبت ظلم به دیگران سریعتر از گناهان دیگر است امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند: «لَمّا سُئلَ: أیُّ ذنبٍ أعجَلُ عُقوبَةً لِصاحِب: مَن ظَلَمَ مَن لا ناصِرَ لَهُ إلاّ اللّه ُو جاوَرَ النِّعمَةَ بِالتَّقصیرِ و استَطالَ بِالبَغیِ على الفَقیرِ= از حضرت سوال کردند کدام گناه است که عقوبتش زودتر به مجرم می رسد؟ ظلم کردن به کسی که جز خدا هیچ کس را ندارد، و كوتاهى در شكر نعمت و دراز كردن دست ستم بر فقیر». توجه کنید؛ سوء استفاده از عواطف بزرگترها، انسان را به هلاکت و  بدبختی می رساند، برکت عمر را می برد و در دنیا با مصیبت های زیاد روبرو می شود و تدریجا به جهنم کشیده می شود. پس در آنجائی که انسان با افراد حریم دار برخورد دارد؛ مثل پدر و مادر، استاد یا افراد ضعیف خیلی باید ترسید و مراقب رفتار بود؛ چون ناراحتی پدر ومادر باعث ساقط شدن انسان می شود، نورانیت از انسان می رود، عبادت و معنویت از انسان می رود، کسالت و گم شدن راه در غیب نصیب انسان می شود. کشف و شهود و رشد و قدرت و شادی و آرامش گرفته می شود.  حیوانی که نمی تواند حرفی بزند یا کاری کند. عقوبتش خیلی سنگین است. حتی باید حرمت اشیاء اطراف خود را هم داشت. لباس پرت نکنیم، چون لباس تسبیح دارند. دومین گروه که زود بلا به سراغشان می آید و تنبیه می شوند، کسانی اند که حق نعمت خدا را بجا نمی آورند. «وجاوَرَ النِّعمَةَ بِالتَّقصیرِ= و كوتاهى در شكر نعمت». کوتاهی حق پدر و مادر، معلم، همسر، فرزند یا کوتاهی در حق سلامتی یا ثروتی که به انسان داده می شود و کوتاهی در شکر دارد. درحالیکه حق نعمت این است که درست مصرف شود. اگر خدا نعتمی داد؛ آبرو، اعتبار، همسر خوب، هوش، دین و قرآن داده، علما، اهل بیت (علیهم السلام) و بالاتر از همه خود خدا که بالاترین نعمت است، خوب استفاده کنید. اما این انسان همیشه ناسپاس است و قرآن در خطاب به این انسان می فرماید: « قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَکْفَرَهُ= بمیرد این انسان که چقدر ناسپاس است». وقتی نعمت از انسان گرفته می شود تازه یادش می آید که چه چیزی را از دست داده. در ادامه روایت «و استَطالَ بِالبَغیِ على الفَقیرِ= و دراز كردن دست ستم بر فقیر». مثلاً صاحب خانه ای که می داند مستاجرش در فشار و سختی است اما باز هم به او فشار می آورد و کرایه خانه را زیاد می کند. شکایت می کند و او را به زندان می اندازد. مهریه را بدهید تا مصداق ظالم نباشید بحثی که در جامعه خیلی شایعه است، مهریه خانم هاست. مهریه علامت صداقت است. چتانکه پیامبر اکرم (صلی  الله علیه و آله) فرمودند: اثر وضعی مهریه زیاد، اختلاف و دعواست. این خوب نیست و نوعی ظلم محسوب می شود. از طرف دیگر اکثر مردان سر مهریه به همسرانشان ظلم می کنند.  از روز اول قرار بسته که فلان مقدار مهریه را به زن بدهد. این حقی است که بر گردن مرد می ماند و ندادن آن یکی از ظلم های خطرناک است تقسیم مساوی مصیبت ها در میان بندگان یک قاعده مهمی وجود دارد که عبارت است از: «المَصائبُ بِالسَّوِیَّةِ مَقسومَةٌ بَینَ البَرِیَّةِ= مصیبت ها بین انسانها به تساوی تقسیم شده است». یعنی همه انسان ها بهره ای مساوی از مصائب دارند. یکی از الطاف عظیم الهی، «بلا و مصائب» است و یک بنده می تواند با آنها به مقام جاودانگی برسد. انسان چون موجودی مختار است و می‌تواند هم مصائبش را در دنیا بگذراند و هم آن را به آخرت موکول کند. این موضوع مثل عمر می ماند که خداوند به عده ای عمر طولانی می دهد. اما خود انسان با معصیت و گناه، عمرش را کوتاه می کند. چنان که در روایت نقل است: کسانی که به واسطه گناه عمرشان کوتاه می شود  و می میرند، بیشتر از کسانی هستند که با عمر طبیعی از دنیا می روند. در مقابل، با انجام اعمالی مثل صدقه و صله ارحام، به طولانی شدن عمر کمک می کند. مصائبی که انسان در دنیا می بیند، باعث آمرزش گناهانش می شود. یعنی مصائب و سختی ها، کفاره گناهان هستند. از این رو، یکی از نعمت های مهم الهی، مصائبی است که بر سر انسان می آید. خداوند از روی مهربانی و لطفش، سهم همه انسان ها را در مصائب یکسان قرار داده است، فقط شکل ها و انواعش فرق می کند. پس مصیبت ها دارای آثار تربیتی است از جمله: 1. آمرزش گناهان 2. زمینه رشد و تقرب به خداوند حاصل می شود و به هدف خلقت نزدیک تر می شوید، همچنین اسماء الهی را بیشتر دریافت می کند و مسیر تشبه به حق تعالی و اخلاق الهی را طی می کند. در نظر داشته باشید که برای تحقق هر اسمی، نیاز به آزمایش و تمرین و میدان است. پس لازمه رسیدن به مقام محمود و مقام خلیفة الهی و رسیدن به مقام جاودانگی، حضور در دنیا، همراه با سختی، ابتلا و امتحان است. همین ها باعث فعال شدن اسم الهی در وجود انسان می شود. اما انسانی که در این مصیبت ها بی تابی، ناشکری و قهر کند، منجر به خراب شدن رابطه اش با خداوند متعال می شود و به هدف خلقت نمی رسد. مثل کسی که به باشگاه می رود، ولی تمرین نمی کند، معلوم است که او به جائی نمی رسد. اینسان گریبان گیر مصائبی می شود که از سه حالت خارج نیست: مصائبی که انسان در آن نقش داشته، مصائبی که از دیگران به ما می رسد و مصائبی که خداوند با لطفش ایجاد می کند. هر سه کفاره هستند و هیچ کدام فرقی ندارد. پس توجه کنید که انسان در مصیبت ها هیچ ضرری نمی کند، بلکه همه اش سود است. مسکین یعنی کسی که واقعا چیزی ندارد نمی تواند کار کند، پولی ندارد ولی فقیر درآمد دارد ولی دارائی اش به اندازه مخارج معقول زندگی اش نیست. یا مثلا طلبه یا دانشجوئی که می خواهد ازدواج کند ولی خانواده عروس او را در فشار مالی قرار می دهد. درحالیکه باید فرصت داد تا خودشان را پیدا کنند. اینها دامنگیر ظلم شدن است  که عقاب به همراه دارد.  

صوت

1 - «ظلم به ضعیف»، زشت ترین نوع ظلم به انسان است

فیلم

1 - «ظلم به ضعیف»، زشت ترین نوع ظلم به انسان است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6033
زمان انتشار: 22 ژانویه 2017
| |
حق الناس حتی با شهادت، از گردن کسی ساقط نمی شود

خانواده آسمانی (459) ؛ 95/10/30

حق الناس حتی با شهادت، از گردن کسی ساقط نمی شود

دایره حق الناس خیلی وسیع است؛ از حق الناس فردی گرفته تا اجتماعی؛ از حق الناس مادی تا معنوی؛ از حق انسان تا حق حیوان، از حق مسلمان تا حق کافر؛ از حق مردم تا حق پیامبر (صلی الله علیه و‌ آله) و  امام معصوم و حق خدا؛ از حق هم وطن تا حق مردم دیگر کشورها؛ از فشردن دستی که ممکن است موجب ظلمی شود تا شاخ زدن گوسفند شاخدار به گوسفند بی شاخ؛ چه سهوی باشد و چه عمدی؛ چه در دوره ی قبل از بلوغ باشد، و چه بعد از بلوغ. حتی اگر کسی شهید شود، حق الناس از گردنش ساقط نمی شود.

حضرت علی (علیه‌السلام) در توضیح مصداق های حقّ الناس می‌فرماید: «قالَ اللهُ تَعالی: و عِزَّتی وجَلالی، لایَجُوزُنی ظُلمُ ظالِمٍ ولَو کَفٌّ بِکَفٍّ ولَو مَسحَةٌ بِکَفٍّ، وَلَوْ نَطْحَةٌ مَا بَیْنَ الْقَرْنَاءِ اِلَى الْجَمَّاءِ فّیّقتَصُّ اللهُ لِلعبادِ بَعضِهِم مِن بَعضٍ، حتّی لایَبقی لِأحَدٍ عِندَ أحَدٍ مَظلِمَةٌ، ثُمّ یَبعَثُهُمُ اللهُ إلیَ الحِسابِ= خدای تعالی فرمود: به عزّت و جلالم سوگند، که از ظلم هیچ ظالمی نگذرم؛ گر چه فشردن دستی یا لمس کردن دستی باشد یا شاخ زدن گوسفند شاخ داری به گوسفند بی‌شاخ. پس خداوند تقاص بندگان را از یکدیگر می‌گیرد، تا جایی که هیچ کس به گردن دیگری مظلمه‌ای نداشته باشد، آن‌گاه ایشان را برای حسابرسی می‌فرستد». این آینده‌ای است که بر سر راه همه ما قرار می‌گیرد. این که حضرت از قول خدای تبارک و تعالی مثال می زند، اشاره ای است به حشر حیوانات. چون آنها شعور دارند، حشر هم دارند. حیوانات گاهی به همدیگر و حتی به انسان‌ها هم ظلم می کنند. خداوند حتی از این هم نمی‌گذرد. حق الناس به چند دسته تقسیم می شود: فردی و اجتماعی. حق الناس فردی، یعنی انسان به کسی بدهکار است. چه عمدا و چه سهوا. حق الناس چیزی نیست که عمدی یا سهوی و  بالغ یا غیربالغ داشته باشد.      حق الناس اجتماعی، مثل حق یک موسسه، حق یک شرکت و حق دولت است که باعث ضایع شدن میلیاردها حق انسان و سوءاستفاده از اموال آنان می‌شود. تقسیم بندی دیگری از حق الناس وجود دارد که عبارت است از: مادی و معنوی. گاهی انسان به مال کسی آسیب می زند، گاهی هم به روح کسی. این ظلم هم فردی و اجتماعی دارد. گاهی اوقات انسان با آبروی یک نفر یا چند نفر بازی می کند، گاهی وقت ها هم با آبروی یک کشور، یک صنف یا یک ملت بازی می کند و آنان صدمه می زند. این ظلم ها بسیار سنگین است و باعث جریحه دار شدن روح میلیاردها انسان می شود. پس انسان باید در سبک زندگی اش خیلی دقت کند. حتی به گیاهان و حیوانات هم نباید ظلم کند و با آنها بدرفتاری کند. ظلم و ستم مانع رستگاری است  امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: «أمّا الظُّلمُ الذی لا یُترَكُ فَظُلمُ العِبادِ بَعضِهِم بَعضا، القِصاصُ هُناكَ شَدِیدٌ، لیسَ هو جَرحا بِالمُدى، و لاضَربا بِالسِّیاطِ، و لكنَّهُ ما یُستَصغَرُ ذلكَ مَعهُ= آن ستمى كه بازخواست مى شود، ستم بندگان به یكدیگر است. قصاص آخرت بسیار سخت است؛ و آن فقط به زخم زدن با چاقو و ضربه زدن با تازیانه نیست، بلكه اینها در مقابل آن قصاص، بسیار كوچك و ناچیز است». یعنی در قصاص آخرت، مثل درد  زخم با چاقو یا تازیانه نیست. دردش بسیار سخت تر  و دردناک تر است. مواظب باشید در حق اطرافیان تان ظلم نکنید. در فرمایش دیگری از امام باقر (علیه‌السلام) آمده: «أمّا الظُّلمُ الذی لایَدَعُهُ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ فالمُدایَنَةُ بینَ العِبادِ= اما ظلمی که خداوند هرگز از آن صرف نظر نمی‌کند، دیونی است که مردم به یکدیگر دارند». مسئله دین و قرض به قدری مهم است که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «یُغفَرُ للشَّهیدِ كُلُّ ذَنبٍ إلّا الدَّینَ = برای شهید هر گناهی بخشیده می شود مگر بدهکاری». یعنی حق الناس در مورد شهید آمرزیده نمی شود و گرفتاری در برزخ خواهد داشت. نحوه محاسبه حق الناس در قیامت چگونه است در مورد مسائل  مالی خیلی باید دقت کرد که از راه حرام به دست نیاید. در مورد درآمدهای افراد اجازده داده شده که در راه های حلال صرف کنیم: مثل هدیه دادن‏، خرید وسایل شخصی برای منزل، سفر رفتن. اما بعد از یک سال از اولین درآمدتان باید خمس مالتان را حساب کنید که آیا پول اضافه‌ای دارد یا نه! اگر اضافه داشت، یک و پنجمش برای فرد نیست. کسی که خمس نمی دهد، در حقیقت به میلیونها نفر آدم نیازمند بدهکار است. او مورد لعنت امام زمان علیه السلام قرار می‌گیرد. چون حق الله و حق رسول خداست. بدهکار در قیامت وضعیتش به گونه ای است که عبادت های او را برمی دارند و به طلبکار می دهند. اگر عبادتی هم نداشته باشد‌، گناهان طلبکار را به گردن او می گذارند و به جای او هم باید جهنم برود و این خیلی سخت و وحشتناک است. از این سخت تر حق الناس‌های معنوی است. این که انسان به روح کسی لطمه بزند، با همسرش خوب برخورد نکند، آزار و اذیت و تندی و خشونت نسبت به دیگران نداشته باشد. دیگران از او بترسند، حضورش برای دیگران سنگین باشد و.. اینها همه نوعی از حق الناس معنوی است. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «یقولُ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ: و عِزَّتی و جلالِی لأَنتَقِمَنَّ مِن الظّالِمِ فی عاجِلِهِ و آجِلِهِ، و لأنتَقِمَنَّ مِمَّن رَأى مَظلوما فَقَدَرَ أن یَنصُرَهُ فلَم یَنصُرْهُ= خداوند عزّ و جلّ مى فرماید: به عزّت و جلالم سوگند كه حتماً حتماً حتماً از ستمگر در دنیا و آخرت انتقام مى‌گیرم، و از كسى هم كه ستمدیده اى را ببیند و بتواند یاریش کند و یاری نکند، بى گمان از او انتقام مى گیرم». مهم نیست مظلوم مسلمان باشد یا غیرمسلمان. هر جایی مظلومی کمکی بخواهد و انسان یاری نکند، خدا از او انتقام می‌گیرد. برای همین است که در قرآن کریم می فرماید: «وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها... = چرا در راه خدا و نجات بیچارگان از مردان و زنان و کودکان پیکار نمی کنند؟ بیچارگانی که می گویند بار الها ما را از این سرزمین که مردمش همه ستمگرند بیرون کن، و نجات بده...» (سوره نساء/آیه 75) مؤمن نسبت به کسی که ظلمی به او می شود بی تفاوت نیست. نمی توان به ظلم و جنایت های کشور افغانستان، عراق، یمن یا فلسطین ... بی تفاوت بود و اجازه  پناهندگی نداد. خدا نمی پسندد که ظلم را ببینیم و کمک نکنیم. گاهی لازم است برای مقابله با ظلم بجنگیم. یعنی باید رفت و جنگید. گاهی هم نمی توانیم بجنگیم، ولی می توانیم با راهپیمائی انزجار و خشم خود را از عمل کفار  نشان دهیم و اعلام برائت کنیم. این چه عرفان و عبادتی است که حق دیگران در آن دیده نمی شود. اعلام برائت با زبان، پیامک، تلفن، پلاکارت، راهپیمائی، کمک مالی کردن... باید گفت و نشان دادن. بعضی ها آنقدر درگیر مسائل زندگی خودشان هستند، که فرصتی برای پرداختن به حقوق دیگران ندارند. می گویند همسرم، شغلم، خانه ام، تحصیلم، موقعیتم و.... همه اش به فکر خود و خانواده اشان هستند. چنین کسی به خاطر پیله ای که به دور خودش بسته است و نمی تواند خارج شود، فشار قبر دارد. درحالی که ممکن است غیر از خود و خانواده اش میلیاردها آدم باشند که به کمک او احتیاج داشته باشند. اگر مسئولان به فکر ظهور امام زمان (علیه السلام) نباشد، خائن هستند. این که امام امت (ره) فرمودند: مسئولان جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان نباشند، خائن و خطرسازند، حتی اگر به مردم خدمت کنند»، برای این است که تأخیر در ظهور امام زمان (علیه السلام) بزرگترین جنایت و ظلم به انسانیت است. وقتی حضرت بیاید، همه ظلم ها برطرف می شود. اما کسی که یک روز راضی به غیبت ایشان باشد، جنایتکار است. مسئولین جمهوری اسلامی با امکاناتی که در اختیار دارند اگر موانع ظهور امام را برطرف نکنند، هر خدمتی هم در بخش های مختلف (مادی، گیاهی و بدنی، حیوانی و عقلی) به مردم بکنند، باز هم خائن و خطرساز هستند. اگر خدمت به اسلام و امام زمان (علیه السلام) نباشد، هیچ خدمتی سودی ندارد. چون بزرگترین مصیبت و مشکل انسانها، نبود امام است. حضرت که تشریف بیاورند، هیچ مشکلی در هیچ بُعدی نخواهیم داشت. مظلوم‌تر از امام زمان (علیه‌السلام) کیست! اگر کسی راضی به آوارگی، طردشدگی و تنهائی امام زمان باشد، ظالم است. اجابت نکردن دعوت امام زمان یک خیانت و ظلم بزرگ است. چنین کسی که کاری به کسی ندارد، اصلا حیات انسانی ندارد. این بزرگترین حق الناس است که بر گردن ما باقی مانده است.

صوت

1 - حق الناس حتی با شهادت، از گردن کسی ساقط نمی شود

فیلم

1 - حق الناس حتی با شهادت، از گردن کسی ساقط نمی شود

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6000
زمان انتشار: 15 ژانویه 2017
| |
بزرگترین نعمت الهی انس با خداست که فقط با شأن فوق عقلانی قابل حصول است

خانواده آسمانی (458)؛ 95/10/23

بزرگترین نعمت الهی انس با خداست که فقط با شأن فوق عقلانی قابل حصول است

خداوند به ما سهمیه ای از ارتباط و عشق بازی و خلوت با خود داده است که بزرگترین نعمت الهی و شرافت انسانی است. از این بالاتر نعمتی وجود ندارد که خدا به کسی داده باشد.

انسان نزد خدا سه دیوان و نامه اعمال دارد. در این خصوص نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «دِیوانٌ لایَعبَأُ اللّه ُ بهِ شیئا، و دِیوانٌ لایَترُكُ اللّه ُ مِنهُ شیئا، و دیوانٌ لا یَغفِرُهُ اللّه ُ فأمّا الدِّیوانُ الذی لایَغفِرُهُ اللّه ُ فالشِّركُ باِللّهِ، قالَ اللّه ُ عَزَّ و جَلَّ : «مَن یُشْرِكْ بِاللّه ِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّه ُ علَیهِ الجَنَّةَ» و أمّا الدِّیوانُ الذی لایَعبَأُ اللّه ُ بهِ شیئا فَظُلمُ العَبدِ نفسَهُ فیما بینَهُ و بینَ رَبِّهِ، مِن صومِ یومٍ تَرَكَهُ، أو صلاةٍ تَرَكَها، فإنَّ اللّه َ ـ عَزَّ و جَلَّ ـ یَغفِرُ ذلكَ و یَتَجاوَزُ إن‌شاءَ. و أمّا الدِّیوانُ الذی لایَترُكُ اللّه ُ مِنهُ شیئا فَظُلمُ العِبادِ بَعضِهِم بَعضا، القِصاصُ لا مَحالَةَ= دیوانها نزد خداوند سه دسته هستند:اول دیوانی است که خداوند سخت گیری نمی کند؛ دوم دیوانی است که خداوند چیزی را از آن فروگذار نمی کند و کسی را در آن خصوص رها نمی کند؛ و سوم دیوانی است که خداوند به هیچ وجه آن را نمی بخشد.اما دیوانی که خدا اصلا آن را نمی بخشد، «شرک به خداست». خداى عزیز و بلند مرتبه فرموده است: «هر كه به خدا شرك ورزد، همانا خداوند بهشت را بر او حرام كند». اما دیوانی که خداوند سخت نمی گیرد، ظلم بنده به خودش است در كارهایى كه به رابطه او با خدا مربوط مى شود. مانند نگرفتن روزه اى یا نخواندن نمازى. خداوند عزیز و بلند مرتبه اگر بخواهد اینها را مى بخشد و گذشت مى كند. امّا دیوانى كه خداوند كمترین چیزى از آن را فرو نمى گذارد، ظلم بندگان به یكدیگر است كه چاره اى جز قصاص ندارد». (ری شهرری، میزان الحکمه، ج1، ص229) خداوند به ما سهمیه ای از ارتباط و عشق بازی و خلوت با خود داده است که بزرگترین نعمت الهی و شرافت انسانی است. از این بالاتر نعمتی وجود ندارد که خدا به کسی داده باشد. امام سجاد (علیه السلام) در مناجات ذاکرین به خدا عرضه می دارد: «یا مَن ذِكرُهُ شَرَفٌ لِلذّاكِرینَ= ای کسی که یاد او یک شرافت است برای کسانی که یاد او می کنند». یا «وَ مِنْ أَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَیْنَا جَرَیَانُ ذِكْرِكَ= از بزرگترین نعمت های الهی بر ما، این است که اجازه داده که ذکرش بر زبان ما جاری بشود». این بزرگترین نعمت است که می توانیم با خدا حرف بزنیم . کسی آن را می فهمد که باطن انسانی اش فعال شده باشد. یعنی بفهمد چه نعمتی دارد. برای بعضی افراد بزرگترین نعمت، کمالات جمادی است. مثل پول درآوردن. برای بعضی ها بزرگترین نعمت در کمالات گیاهی است؛ مثل بچه دار شدن، داشتن اندام خوب و .. هر چند که اینها هم شکر خدا را می کنند، ولی این شکر، شکر در بخش گیاهی است. برای برخی هم نعمت های شان حیوانی آنها مهم است. برای بعضی هم نعمت های علمی مهم است؛ مثل استاد بودن،  تدریس کردن که انسان باید برای اینها هم شاکر باشد. پس انسان هر کدام از شان هایش فعال باشد، یعنی می داند نیازش چیست و شکر نعمت آن را بجا می آورد.   اما چه کسی از نماز لذت می برد و شاکر است؟ چه کسی از نشستن روی سجاده لذت می برد؟ از این که ذکر او را بگوید و مناجات کند لذت می برد؟ کسی که بخش «فوق عقلش» فعال شده باشد. اگر یک بچه ای به بلوغ برسد، به جنس مخالف نیاز پیدا می کند. یعنی این نیاز را حس و درک می کند. «یاد خدا» و «خلوت با او» را چه کسی احساس نیاز می کند و می فهمد؟ کسی که بخش فوق عقلانی اش فعال شده باشد. همان‌طور که انسان در بخش های خیالی و وهمی مثل دیدن فیلم ها و شنیدن ها نمی خواهد کس مزاحمش شود، در بخش فوق عقلانی هم کسی که بالغ شده باشد، دوست ندارد مزاحمی داشته باشد. دوست دارد تا ساعات ها راز و نیاز کند. پس فقط انسان است که عاشق خداست و به عنوان یک معشوق حقیقی فقط خدا را پرستش می کند. برای همین است که نه دوست ندارد فاصله ای بین او و خدا بیفتد، و نه حتی سهمیه اش کم شود. چون عاشقی در رابطه داشتن با خدا به گونه ای طراحی شده است که حواس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل همه را با خدا درگیر می کند. در این معاشقه هیچ کدام از پنج بخش وجودی انسان نیست که در ارتباط با خدا نباشد و کسی این را می فهمد که بخش فوق عقلانی اش  بالغ شده باشد. اما کسی که زوری نماز می خواند و از تعقیبات نمازش می گذرد؛ از آمدن ماه رمضان ناراحت می شود و از کوتاه شدن عبادت هایش غصه ای ندارد، انیها نشان می دهد که او هنوز بالغ نشده است. رمز شادی مؤمن هم درست در همین است؛ یعنی مؤمن در خلوت با معشوقش اصلا نمی خواهد یاد کسی باشد. این عظیم ترین نعمت است. این حسرتی است که بعد از رفتن از این دنیا آن را می فهمیم. آن وقت که چشممان به آن طرف باز شد، از فرشته مرگ حضرت عزرائیل (علیه السلام) می خواهیم که اجازه دهد دو رکعت نماز بخوانیم. حتی زمانی که به بهشت هم برویم، باز هم حسرت می خوریم به زمینی ها. چون درآن جا می فهمیم که اینها الآن در دنیا می توانند  چه کارهایی بکنند. پس ما الآن بزرگترین نعمت و فرصت را داریم. باید بدانیم که فرصت خلوت و صحبت کردن با خدا بزرگترین نعمت است و آن را از دست ندهیم. ناكام كسى است كه به وصال حق نرسیده باشد، نه کسی که  ازدواج نکرده باشد ناکام در فرهنگ دنیا به کسی می گویند که ازدواج نکرده و مثلا استاد دانشگاه و از نظر علمی پروفسور است؛ از نظر موقعیت اجتماعی و بخش حیوانی دارای مثلا مقام وزیری است؛ از نظر گیاهی خوش چهره و خوش هیکل است؛ از نظر مالی ثروتمند است. او وقتی می میرد، می نویسند که جوان ناکام از دنیا رفت. این چه فرهنگی است که با وجود این همه کمالات دنیایی، چون ازدواج نکرده، می گویند جوان ناکام. چون ملاک، ملاک حیوانی است اینطور می گویند. اما ناکام حقیقی کسی است که از خدا کام نگرفته باشد. او ناکام است. کسی که در دنیا مزه ی مناجات با خدا، لذت با خدا، ذکر و عشق بازی با خدا را نداشته باشد، ناکام به معنای حقیقی  است. توجه کنید خیال است که انسان را می سازد. داشتن خیالات قشنگ، و تمرین و تکرار باعث «رشد و شدن» انسان می شود. باید به جای خیالات گناه آلود و وهمی، انسان به سمت ارتباط با خدای تبارک و تعالی و خانواده آسمانی اش برود. زان شبی که وعده کردی روز وصل                           روز و شب را می‌شمارم روز و شب بزرگ ترین ظلم چیست؟ چرا ما نمی توانیم مرگ و تولد به ابدیت را عروسی خود بدانیم! چرا از مرگ می ترسیم؟ چون ظلم به خودمان کردیم. سهم ما از خدا یا اهل بیت یا ارتباطات قشنگ با آنان چقدر است؟ حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «اشدالبلاء الفقر النفس = بالاترین بلا فقر نفس است». فقط یک روح ثروتمند می تواند با پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام)  و بوسیدن تک تک آنها ارتباط بگیرد. باید اینها را در خیال پرورش دهیم. ما هیچ وقت به اینها فکر نمی کنیم. همه اش دنبال سهم خواهی برای بخش های دنیایی هستیم. بزرگترین ظلم به خود، محرومیت از ارتباط با خداست. به تعبیری انسان ظالم کودک عزیز روانش را از خدا دور نگه می دارد. مثل بچه ای که خود را از پدر و مادرش دور نگه می دارد. هرچه به او برسند و مادری غیر از مادر خودش برای او بگذارند باز هم او آرام نمی گیرد. ما هم همین طور هستیم. ترسم که این تن که حائل است به جانم                                        سقط کند کودک عزیز روانم منشا همه غصه ها، اضطراب ها، محرومیت ها، احساس حقارت ها و همه بدبختی ها، از این یک ظلم ناشی می شود آنجائی که تو حق خود اصلی ات را نمی دهی. وقتی که این گونه شد، اوضاع سایر بخش های وجودی ات به هم می ریزد. پس اول ارتباط با معشوقت را تنظیم کن. تا وقتی که با معشوقت آشنا نشده باشی، با خداوند در این چهار بخش وجودی ات هر چه موفق تر باشی، باز به شکست بیشتری خواهی رسید. امام سجاد (علیه السلام) فرمودند؛ «مَن ذَا الَّذی ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِكَ فَرامَ مِنكَ بَدَلاً = کیست که حلاوت محبت تو را چشید و جز تو را بخواهد». امکان ندارد کسی انس با خدا داشته باشد، ولی احساس کمبود در زندگی کند. منشأ همه مشکلات به عدم انس ما به حق تعالی بر می گردد. وقتی انس ایجاد شد؛ همه احساس‌های بی‌شخصیتی، تحقیر شدن ها، منیت ها، زودرنجی ها، سخت گیری ها ... همه از بین می رود. مشکل ما این است که باور نکردیم انسان هستیم و اله ما «الله» است. ما همه اش خودمان را یا خانم یا آقا می بینیم. همه اش به مسائل جنسی و نیازهای (مردانی یا زنانگی مان) توجه داریم. تا وقتی خود را این گونه  ببینیم، به آن شرافت انسانی نمی رسیم. خدا چه گناهی را نمی بخشد در ادامه روایت، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: « فإنَّ اللّه َ ـ عَزَّ و جَلَّ ـ یَغفِرُ ذلكَ و یَتَجاوَزُ إن‌شاءَ و أمّا الدِّیوانُ الذی لایَترُكُ اللّه ُ مِنهُ شیئا فَظُلمُ العِبادِ بَعضِهِم بَعضا، القِصاصُ لا مَحالَةَ = اما آن ظلمی که خدا هیچ چیزش را ترک نمی کند و نمی بخشد و اصلا کوتاه نمی آید، ظلم بعضی از بندگان به بندگان دیگر است.» خدای تعالی اشتباهات انسان نسبت به خود را می بخشد. اگر نمازی یا روزه ای یادش رفته باشد انشاء الله می بخشد اما در مورد قصاص خدا به راحتی از آن نمی گذرد. در آینده گفته خواهد شد چه جور ظلم هایی و تجاوزهایی هستند که بخشیده نمی شود. در «قصاص»، چاره ای نیست: مثلاً کسی که در دنیا چشمی را در آورده، یا دستی را قطع کرده، فقط با قصاص کردن تمام می شود. اما در قیامت این گونه نیست. اگر کسی را مسخره کرده باشی، ناسزا گفته باشی، تحقیر کرده باشی، ترسانده باشی، این خیلی خطرناک است. لذا انسان باید در اینجا به داد خودش برسد. البته فراموش نشود؛ در روایت داریم: «اگر کسی بین خود و خدایش را اصلاح کند، خدا بین او و بندگانش را اصلاح می کند». یعنی اول باید با خدا رفیق و دوست باشید. این چیزی است که ما در زندگی هایمان کم داریم و به خودمان ظلم می کنیم. وقتی با خدا خوب نباشیم، با هیچ کس دیگری نمی توانیم خوب باشیم. پس با خدا خوب باش تا با همه خوب باشی.

صوت

1 - بزرگترین نعمت الهی انس با خداست که فقط با شأن فوق عقلانی قابل حصول است

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 5965
زمان انتشار: 8 ژانویه 2017
| |
«شک» انسان را از کسب کمالات حقیقی باز می دارد

خانواده آسماانی 457 ؛ 95/10/16

«شک» انسان را از کسب کمالات حقیقی باز می دارد

بزرگترین ظلم به خود، پا گذاشتن روی ایمان است. این یعنی دچار شک و تردید شدن. «شک و تردید» برای انسان «توقف» ایجاد می کند و او را از حرکت به سوی کسب کمالات حقیقی وابدی باز می دارد.

اثر «شک» بر روی ایمان، مثل اثر «توقف» جنین در رحم مادر برای اندام سازی است. اگر جنین در رحم مادر، در اندام زایی‌اش دچار توقف شود و به جای آن که بعداز ساختن یکی از اندام ها به ساختن سایر اندام ها بپردازد، در یکی از اندام هایی که ساخته متوقف شود و ساختن همان اندام را تکرار کند، حاصل این توقف که در لحظه تولد به دنیا دیده می شود، این است که مثلا نوزاد با دو سر به دنیا می آید. چون در دوره ی جنینی، برای ساختن سر متوقف شده بود. یا مثلا با بیش از دو دست متولد می شود، چون در عالم رحم، در هنگام ساختن دست، حرکتش درهمان خصوص متوقف شده است. یا بیش از نیاز سر و صورت درست کرده و حالا با دو صورت به دنیا آمده است. «شک و تردید» انسان را از حرکت به سوی الله باز می دارد و باعث توقف در رحم دنیا به سمت ابدیت و ملکوت می‌شود. کسی که در دنیا انسی با خدا، خانواده آسمانی، نماز و سحر نداشته باشد، در واقع خود حقیقی‌اش را گم کرده است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) :«هر لحظه ای که بر فرزند آدم بگذرد و او به یاد خدا نباشد روز قیامت حسرتش را خواهد خورد».( نهج الفصاحه ص 707 ، ح 2677). غیب احاطه بر ما دارد. همان‌طور که رحم در دنیاست، دنیا هم در آخرت است و احاطه بر دنیا دارد. امام علی (علیه السلام) فرمودند: «الدُّنْیَا فِى الْأَخِرَةِ= دنیا در آخرت است»، یعنی حرکت دنیا به نور آخرت است.یعنی با انرژی آخرت است که همه کارهای دنیا پیش می رود؛ پس هیچ حرکتی نیست مگر اینکه انرژی اش را از برزخ می گیرد. کسی که با بروز یک مشکل در زندگی و در یکی از 4 بخش «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی»، خدا و ابدیتش را فراموش می کند، برای این است که قیمت خود اصلی اش را از این ها کمتر می بیند. ارتباط ما با آسمان و غیب، زمانی قطع می شود که اول ارتباط با خودمان را قطع کرده باشیم.ارتباط با غیب، فقط در بخش فوق عقلانی اتفاق می افتد، نه در سایر بخش ها. منشا همه ظلمها «شک» است ظالم ترین فرد، کسی است که دلش پر از شک و تردید باشد. سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلاَمُ)عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْم»، قَالَ: «بِشَكٍّ» = از امام صادق (علیه السلام) در مورد این قول خدا که فرمود: «آن‌ها که ایمان آوردند و ایمان خود را به ظلم (شرک و ستم) نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست و آنها هدایت یافتگانند» پرسیدم. حضرت فرمود: منظور از ظلم، «شک» است. شک باعث می شود که انسان برای خودش مشغله های «جمادی و بدنی، گیاهی، حیوانی و علمی» درست کند. در حالی که انسان اول باید به دنبال کمال خودحقیقی اش باشد. چون موقع مردن، کمالات سایر بخشها به دردمان نمی خورد. «ظلم به نفس» منشأ سایر ظلم هاست. هیج وقت انسان به الله، اهل بیت و مردم ظلم نمی کند، مگر این که اول به خود حقیقی اش ظلم کند و در رشد آن کوتاهی می کند.  مشغله های چهار بخش پایینی زندگی، باعث سقط در دنیا می شود.در نتیجه، چنین فردی نه دنیای قشنگ و نه آخرت قشنگی دارد.اما اگر کسی بخواهد سود دنیا و آخرت را ببرد، باید به خود اصلی اش برسد تا شادی و نشاط دنیایی و آخرتی را داشته باشد. راهش هم این است که جلوی رقابت در 4 بخش مذکور را بگیرد. رقابت های اقتصادی، مادی، گیاهی، حیوانی و حتی علمی.   برای همین است که خداوند می فرماید:کسی که ایمانش را به ظلم آغشته نکند، امنیت روحی و روانی دارد؛ دلشوره و ترس سراغش نمی‌آید و هدایت خواهد یافت. پس همین که شک سراغت آمد، ساقط می شوی. بنابراین، توصیه اکید این است که یک وقتی برای بیرون کردن «موش های شک» از انبار ایمان دلتان بگذارید. گر نه موش  دزد در انبار توست گندم اعمال چل ساله کجاست؟ اول ای جان دفع شر موش کن       وانگهان در جمع گندم جوش کن از آثار ظلم این است که ظالم با چهره تاریک وارد محشر می شود ظلم اقسامی دارد که شامل: ظلم به خداوند، ظلم به نفس و ظلم به مردم می شود. تاریكی های دل، نتیجه «ظلم و ستم» است. آدم ظالم در قیامت با همان تاریکی باطن محشور می شود. امنیت روانی و آرامش، دو نعمت بسیار بزرگ هستند؛ اما زود رنجی و عصبانیت و خودشیفتگی ها وجود انسان را تاریک و وحشتناک می کند. کسی که دچار خودشیفتگی می‌شود، دائما به این فکر می‌کند که دیگران چگونه با من رفتار می کنند. شخصی خدمت نبی اکرم (صلی الله علیه آله) رسید و گفت:دوست دارم در نور و روشنایی محشور شوم. حضرت فرمودند: «لاتَظلِمْ أحَدا، تُحشَرْ یَومَ القِیامَةِ فی النورِ= به هیچ کس ظلم نکن تا در روز قیامت در نور محشور شوی». احوالات انسان در روز قیامت مثل احوالات بچه ای است که از رحم مادر متولد می شود.اگر بچه ای دنیا را  تیره و تار می ببیند، به خاطر تاریکی دنیا نیست، بلکه ابزار دیدن و روشنایی را با خودش به دنیا نیاورده است. بنابراین تمام احوالات روز قیامت، بازتاب های نفس خودمان است. یعنی انسان در آخرت در نفس خودش محشور می شود. این که بزرگان فرمودند: بهشت و جهنم در نفس انسان است، نه در بهشت و جهنم. یعنی همه ی آنچه که در روز قیامت برای شما ظهور می کند، بازخوردهای باطن نفس انسانی هستند. حتی دیدن چهره حضرت عزرائیل (سلام الله علیه) بازخورد نفس خودمان است. زیبا یا زشت بودن، مهربان یا خشن بودن ایشان به باطن خودمان بر می گردد. چون عکس چهره باطن انسان به صورت او می افتد و آن حقیقت را نشان می دهد.  نتیجه «اضطراب ها، عصبانیت ها و زودرنجی های تو»، همان فشار قبری می شود که با خود از اینجا می بری. این که پیامبر (صلی الله علیه و آله» فرمود:«به هیچ کس ظلم نکنید»، یعنی خودتان را تاریک نکنید. یعنی ظلم، باطن انسان را تاریک می کند و خیلی از فهم ها را از انسان می گیرد. ظلم باعث می شود که انسان در دنیا به کوری و اشتباه و تاریکی بیفتد. تاریکی هم باعث اشتباهات، تصمیم ها و انتخاب های غلط می شود. علامه جعفری ره : «شک» معبری خوب و جای ماندنی بد است ایشان در مورد جایگاه شک در نگاه اسلام می فرمودند: دو نوع شک وجود دارد: «شک مقدس» و «شک شیطانی». شک مقدس آن است که معبر و گذرگاه خوبی است. اما شک شیطانی آن است که اگر کسی در آن باقی بماند، ضررهای زیادی برای انسان دارد.

صوت

1 - «شک» انسان را از کسب کمالات حقیقی باز می دارد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5934
زمان انتشار: 1 ژانویه 2017
| |
خدا برای برخی گناهان فرصت می دهد، اما در مورد ظلم، به سرعت عذاب می کند

خانواده آسمانی (456)؛ 95/10/09

خدا برای برخی گناهان فرصت می دهد، اما در مورد ظلم، به سرعت عذاب می کند

خداوند در مقابل بسیاری از گناهان فرصت می دهد و به سرعت عذاب نمی کند، اما در مورد برخی ظلمها به سرعت انتقام می گیرد. خیلی از مصائب، مشکل ها و گرفتاری های دنیایی و اخروی، حاصل ظلمی است که در حق دیگران روا می داریم که آثار بدی همچون کوتاه شدن عمر و تخریب قلوب دیگران به همراه دارد.

امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) مهمترین عامل شتاب گرفتن خشم و انتقام خدا و ازبین رفتن نعمتها را «ظلم و ستمگری» دانسته و فرمودند: «لیسَ شَیءٌ أدعى إلى تَغییرِ نِعمَةِ اللّه ِ و تَعجِیلِ نِقمَتِهِ مِن إقامَةٍ على ظُلمٍ فإنّ اللّه َ سَمیعُ دَعوَةِ المَظلومِینَ، و هُو للظالِمینَ بِالمِرصادِ= در از بین رفتن نعمت خدا و شتاب گرفتن به خشم و انتقام او، چیزى مؤثر تر از ستمگرى نیست؛ زیرا خداوند شنوای دعای ستمدیدگان است و همواره در کمین ستمکاران است».  از آثار ظلم، سلب نعمت است. بسیاری از چیزهای که ما دوست داریم داشته باشیم ولی ممکن است به آن نرسیم یا در آینده از ما گرفته می‌شود، ناشی از ظلم و ستم است. این ظلم در بعضی روایت به قلدری و زورگویی تعبیر شده است. حضرت در این روایت، دو اثر را مطرح می‌کند. یکی زائل شدن نعمت و دیگری انتقام و خشم خدا که متوجه خود فرد می‌شود. یعنی این‌گونه نیست که خداوند غافل از احوال ستمدیدگان باشد. گاهی می‌بینیم کسی ستمگری می‌کند و ما فکر می‌کنیم خدا غافل از اوست. در حالی‌که ظلمی که یک نفر می‌کند، گاهی از حد دنیا می‌گذرد. یعنی حکمت نظام هستی بر این قرار گرفته است که تمام مجازاتها در این دنیا نباشد، و اصولاً نمی‌‌توان در این دنیا تمام مجازات های برخی از ظالمان را اجرا کرد. مثلا فردی که هزاران نفر را به قتل رسانده، چه مجازاتی در این دنیا می‌‌تواند برایش مناسب باشد. پس  این گونه نیست که اگر خداوند بخواهد انتقام از شخص بگیرد، عذاب‌ها و سختی‌های دنیا جزای کار او باشد. حتی در نظام برزخی هم بسیاری از افراد، پرونده هایشان تا روز قیامت اصلا باز نمی‌شود. چون نظام برزخی فقط مختص جرم های کوچک است. اصل جزا و مجازات جرم های سنگین برای قیامت است. از بس ظلم عظیم است. درحالی که اینها حدشان گذشته و درست هم نمی شوند. لذا خدا به اینها فرصت می دهد که اشتباهتشان را زیاد کنند و به انتقام عظیم  الهی گرفتار ‌شوند. این مطلب در این آیه شریفه به خوبی بیان شده است: «وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا یُؤَخِّرُهُمْ لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فِیهِ الْأَبْصَارُ = و خدا را از آنچه ستمكاران مى كنند غافل مپندار. جز این نیست كه خداوند [كیفر] آنان را براى روزى به تاخیر مى‏ اندازد كه چشمها در آن خیره مى ‏شود. (ابراهیم۴۲)   اما مظلوم هیچ وقت نمی بازد. وقتی وارد نظام ابدی می شود، خیلی خوشحال می شود و آرزو می‌کند ای کاش بیشتر به او ظم می‌شد. البته عمدا نباید ظالم پروری کنیم و زیر بار ظلم برویم. مظلومی که ظلم را می پذیرد، خودش معصیت کرده است. اما خیلی وقت‌ها ظلم در سطح خانواده (همسر، پدر و مادر)، فامیل، دوستان، کشور (مسئولین)، جهانی است چون نمی‌توانیم آن ظلم‌ها را دفع کنیم. ازاین رو، همه اینها یک امتیازاتی است برای آخرت و درجات آخرتی. ظلم عمر را کوتاه می کند  امیرالمومنین علی (علیه السلام) در حدیث شریفی می‌فرماید:«مَن ظَلَمَ قُصِمَ عُمرُهُ= هرکس ظلم کند، عمرش شکسته می شود». حضرت کلمه عجیب و تکان دهنده‌ای به کار می‌برد. شکسته شدن عمر، یعنی عمرش ادامه پیدا نمی کند.  حضرت فرمودند: «راكِبُ الظُّلمِ یُدرِكُهُ البَوارُ = کسی که سوار مرکب ظلم است، به نیستی کشیده می شود». یعنی کسی که ظلم می‌کند و کارش را دانسته ادامه می دهد، به سوی نیستی و نابودی پیش می رود. مثلاَ در ظلم اقتصادی، رئیسی که به زیردستان خود ظلم می کند، یا پدر یا مادری که به خانواده اش ظلم می کنند، باید بدانند که این عمرشان دوام ندارد و عاقبت به شر شده و به تلخی و شکست کشیده می شود. در فرمایش دیگری فرمودند: «بِالظُّلمِ تَزولُ النِّعَمُ = به وسیله ظلم، نعمت ها زائل می شود». مثل رفاه، محبوبیت، عزت، ثروت، قوای بدنی، از انسان گرفته می شود. گاهی دیده می شود فردی جوان است ولی کارائی یک جوان را ندارد. ظلم در خانواده ظلم در حیطه خانواده و ازدواج بسیار دیده می شود. گاهی والدین فرزنداشان را قربانی بی تجربگی، نادانی یا  تعصبات و لجبازی می کنند. گاهی افراد قلدر و مردسالار هستند و به همه زور می گویند. بارها دیده شده که افراد گله می کنند از این که نمی‌توانند همسرشان را دوست داشته باشند و دلیلش اجبار پدر و مادر است. پس نباید زیر بار حرف بی منطق و زور والدین رفت. مثل پدری که به بچه ها زور می گوید و آنها را وادار به ازدواج ناخواسته می کند. علت این ظلم این است که اختیار عاطفی، روحی و روانی را از فرزند می گیرد. اما اگر والدین در امور دیگری مثل درخواست فرزند برای رفتن به یک سفر ، اجازه ندادند، باید از آنها اطاعت کرد. چون حق کسی در میان نیست. اما اگر بگویند که با این فرد ازدواج کن و فرزند راضی نباشد، نباید پذیرفت؛ چون حق کس دیگری در میان بوده و ظلم است. «زورگویی» انسان را منفور دیگران می کند زورگویی دایرۀ وسیعی دارد. هم از طرف فرزندان به بزرگترها و هم از طرف بزرگترها به فرزندان. یا کارمند به مدیر و مدیر به کارمند. این اخلاق خطرناکی است که انسان باید مراقب آن باشد. حضرت علی (علیه‌السلام) می فرمایند: «اِحذَرِ العَسفَ و الحَیفَ؛ فإنّ العَسفَ یَعودُ بِالجَلاءِ، و الحَیفَ یَدعُو الى السَّیفِ= از زورگویی و ظلم بپرهیزید. زیرا آدم‌ زورگو را به آوارگی وامی دارد و كار را به شمشیر مى كشانَد». آدم‌های قلدر از زورگویی و قدرتشان برای آزار و اذیت، تحقیر و دشنام به دیگران استفاده می‌کنند.  بعضی‌ها معتقدند اگر قلدری نکنیم، سوارمان می شوند و از ما سوء استفاده می کنند. برای همین زورگویی می کنند.  در زورگوئی اولین اتفاقی که می‌افتد، این است که انسان منفور دیگران می شود. مثلا وقتی که دنبال حساب رسی و حساب کشی از دیگران باشیم و سوالات متجاوزانه از آنها بکنیم و در کار آنها فضولی کنیم. اولین چیزی که از دست می دهیم، عشق و محبت طرف مقابل است. در زورگویی والدین چه اتفاقی می افتد؟ این می شود که بچه ها به آنها سر نمی زنند و کسی سراغشان را نمی گیرد. کسی آنها را دوست ندارد و همه از دستشان فراری هستند. زورگویی باعث تنهایی آدم، دوری و فاصله گرفتن اطرافیان می شود. این افراد وقتی منزوی می شوند، این طور قضاوت می کنند که من به هیچ کس اعتماد نمی کنم؛ آدم های بدی در کنار من هستند؛ همه سر همدیگر کلاه می گذارند؛ برای همین است که من با کسی رفت  و آمد نمی کنم. نتیجه این زورگوئی ها این است که انسان را به طرف شمشیر می‌کشد. یعنی بخاطر ظلم، طرف مقابلش تیز می شود و دست به شمشیر برده و گاه با زندان و جرم های سنگین روبرو خواهد شد که دیگر جبران ناپذیر خواهد بود. پس ما باید تلاش کنیم محبوب ترین عضو خانواده باشیم. این یک وظیفه است که باید برای آن مسابقه بگذاریم. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) درباره رفتار خود با خانواده فرموده است: «خَیرُكم خَیرُكم لأهله و أنا خیركم لأهلی= بهترین شما كسى است كه با خانواده‌اش رفتار نیكو داشته باشد و من بهترین شما در رفتار با خانواده خود هستم».

صوت

1 - خدا برای برخی گناهان فرصت می دهد، اما در مورد ظلم، به سرعت عذاب می کند

فیلم

1 - خدا برای برخی گناهان فرصت می دهد، اما در مورد ظلم، به سرعت عذاب می کند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5908
زمان انتشار: 25 دسامبر 2016
| |
ظلم به مظلوم سخت ترین نوع ظلم است

خانواده آسمانی (455) ؛ 95/10/2

ظلم به مظلوم سخت ترین نوع ظلم است

در میان ظلم هایی که به مردم می شود، ظلمی که مظلوم، یاور ندارد؛ خطرش بیشتر و عواقبش سخت تر است.

ظلم حتی به گرفتن دانه ای از مورچه نمی ارزد حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «واللّه، لو اُعْطیتُ الأقالِیمَ السَّبعةَ بما تَحتَ أفلاكِها على أن أعصِیَ اللّه َ فی نَمْلةٍ أسْلُبُها جُلْبَ شَعیرةٍ ما فَعَلْتُه= به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آنچه زیر آسمان هاى آنهاست به من دهند، تا با گرفتن پوست جوى از دهان مورچه اى خدا را نافرمانى كنم، چنین نخواهم كرد». (مجلسی، بحار الأنوار: ج 72، ص 359) روایت حضرت امیر حکایت از نظام خلقت می کند و کسی این حرف را می‌زند که همه محاسبات خلقت دست اوست . امام آن وجود مبارکی است که تمام اعداد و قیمتها و شمارش‌هایی که در نظام خلقت الهی هست، همه با وجود ایشان مدیریت می‌شود. وجود امام آنقدر وسیع است که قرآن می‌فرماید: «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ= در این شب فرشتگان و روح به اذن خدا از هر فرمان الهی نازل می‌شوند» کل امر یعنی هیچ چیز از امام خارج نیست. همه چیز به محضر او نازل می شود. در اینجا مردم سر پول به هم دروغ می‌گویند و کم فروشی و کم کاری می‌کنند و اضافه کاری بی مورد می‌گیرند. اینها همه نمونه‌های از ظلم هستند. ظلم به مورچه آن هم در حد گرفتن دانه نمی‌ارزد. یک کسی می‌نشیند در محل کارش احکامی را صادر می‌کند و عالمانه به زیر دست و بالادست خود مثل همسر، فرزند، خانواده، همسر، کارمند و... ظلم می‌کند. هیچ‌کدام از ما نیست که بتواند بگوید به کسی ظلم نکرده ام و حق کسی بر گردنم نیست. پس ما باید تلاش کنیم بعد از اعتراف به این همه ظلم‌های زیادی که به گردنمان هست، استغفار و توبه و جبران کنیم و بعد تلاش کنیم تا میزان ظلم‌مان را کم کنیم. چون این باری بر دوش ماست. امام صادق (علیه‌السلام) در این رابطه می فرمایند: «نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ یُؤْكَلَ مَا تَحْمِلُهُ النَّمْلَةُ بِفِیهَا وَ قَوَائِمِهَا= پیامبر نهی کرد مردم را از اینکه چیزی را بخورند که مورچه می‌تواند حمل کند و یا با دست و پایش بگیرد». در این روایت نبی  اکرم (صلی الله علیه و آله) نهی کرد از این که شما چیزی را بخورید که می تواند سهم مورچه یا حیوانات دیگری باشد.  بنابراین، اگر پسته‌ای، بادامی یا خرده نانی روی زمین افتاده و می تواند سهم مورچه ها یا پرنده ها باشد، نباید برداریم. اگر کسی ورودی هایش بیش از خروجی هایش باشد، برایش خطرآفرین می شود از قواعد مهم صدقه این است که برای دستیابی به «خیر و برکت»، باید 5 خروجی«مادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی» داشته باشیم. پس باید دائماً خیرات از وجود ما ظهور کند. یعنی هر چه خروجی کسی بیشتر باشد، خیر و برکت او هم بیشتر خواهد بود و در نتیجه، دارای روحی سبک تر، شادتر و آرام تر خواهد بود. وقتی که ورودی های ما جمع شود، ولی خروجی نداشته باشیم، خیلی خطرناک می شود. در نظام دنیا کسی برنده است که خروجی بیشتری داشته باشد. زیرا این برای انسان ماندگارتر است. یعنی هر چیز که خیرات دادیم، آن می‌ماند. خداوند در قرآن امر می کند که حتی فقرا هم باید انفاق کنند، چون برایشان خیر و برکت می‌آورد. یکی از انتقادهایی که امام باقر (علیه السلام) از شیعیانش می‌کند، این است که چرا شما ثروتتان را با صدقه زیاد نمی‌کنید. بنابراین، آنچه پیش ما می‌ماند، از دست می‌رود. اما آنچه که می‌فرستیم برایمان باقی می‌ماند. اگر پول یا خرده های غذا از دستتان رفت، آن را برنگردانید که استفاده کنید در روایت فرمودند اگر پول، تکه ای از گوشت و غذا از دستتان رفت سعی نکنید آن را برگردانید که از آن استفاده کنید، زیرا قرار بوده از دست شما برود. برگردان یک پول مثل این است که انسان استفراغ کند، بعد استفراغش را دوباره بخورد. خدا رحمت کند آیت الله بروجردی  را که من هم از آیت الله اراکی شنیدم که می فرمود: در حیات فیضیه آیت الله بروجردی نماز که می‌خواند کمی اسکناس کنار سجده‌اش گذاشته بود. سر نماز بادی می آید و پول‌هارا پخش می‌کند و بر سر طلبه ها می‌افتد. بعد از نماز، طلبه‌ها پول را می آورند و به آقا تحویل می‌دهند. اما آقا می فرماید: هرکس برایش هر چه آمد، مال خودش است. پس دنبال مالی که از دست رفته، نباشیم. چون با از دست رفتن آن، بلا و مریضی از انسان دور می شود. البته این مربوط به مسائل شخصی است نه مسائل بیت المال. همچنین در مورد پول های کلان نیست، بلکه مثلا بقیه پول کرایه تاکسی یا.....مورد نظر است. منظور از مفاد این روایت این است که انسان در مسایل مالی سخت گیر نباشد. آدم‌هایی که در مسائل مالی سخت می‌گیرند؛ نه دنیای خوبی دارند، نه آخرت خوبی. اخلاقشان بد می‌شود. همسر و فرزند و دیگران از او متنفر می‌شوند. مخصوصاً خدا خیلی متنفر می‌شود. سخت‌ترین گردنه در ملاقات با پروردگار نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «بینَ الجَنَّةِ و العَبدِ سَبعُ عِقابٍ، أهوَنُها المَوتُ. قالَ أنَسٌ: قلتُ: یا رسولَ اللّه ِ، فما أصعَبُها؟ قالَ: الوُقُوفُ بینَ یَدَیِ اللّهِ عَزَّوجلَّ إذا تَعَلَّقَ المَظلُومُونَ بِالظالِمِینَ= بین بهشت و انسان هفت گردنه است: سبک‌ترین آن‌ها مرگ است. عرض كردم: اى رسول خدا! پس سخت ترین آن‌ها چیست؟ فرمود: ایستادن در پیشگاه خداوند عزّ و جلّ آن گاه كه ستمدیدگان گریبان ستمگران را بگیرند». مرگ را باید در دنیا طی کنیم نه این که بی‌خیال باشیم. «مُوتُوا قَبْلَ اَنْ تَمُوتُوا= بمیرید قبل از آن که بمیرید». در دنیا تجربه مردن را بکنید و آن را رد کنید که باعث لذت بردن از زندگی می‌شود. به همین دلیل، مرگ چنین کسی هم عروسی اش می‌شود. پس هر روز برای مردن آماده باشید. ظلم‌ها از جمله ظلم به والدین به فرزند یا فرزند به والدین، خواهر و برادر، همسایه‌ها، کشورها به همدیگر... همه اینها ظلم های سنگینی است. آنجا هیچ کس هم نمی تواند برای کسی کاری بکند. چون حق الناس است. خیلی خطرناک است. ظلم نابودکننده حسنات است در روایت بعدی از خود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ادامه داستان آمده که می‌فرماید: «إنّه لَیَأتِی العَبدُ یَومَ القِیامَةِ وقد سَرَّتهُ حَسَناتُهُ، فَیَجِیءُ الرجُلُ فیقولُ: یا ربِّ ظَلَمَنی هَذا، فَیُؤخَذُ مِن حَسَناتِهِ فَیُجعَلُ فی حَسَناتِ الذی سَألَهُ، فما یَزالُ كذلكَ حتّى ما یَبقى لَهُ حَسَنةٌ، فإذا جاءَ مَن یَسألُهُ نَظَرَ إلى سَیِّئاتِهِ فَجُعِلَت مَع سیّئاتِ الرَّجُلِ، فلا یَزالُ یُستَوفى مِنهُ حتّى یَدخُلَ النارَ= روز قیامت، بنده خوش حال از حسنات خود، وارد محشر مى شود . مردى مى آید و مى گوید : «پروردگارا ! این مرد به من ظلم كرده است» پس، از حسنات او برداشته مى شود و در حسنات آن مرد دادخواه ، گذاشته مى شود . به همین ترتیب، افرادى كه وى در حقّ آنها ستم كرده است، مى آیند [و از حسنات او بر مى دارند]، تا جایى كه حتّى یك حسنه هم براى او باقى نمى مانَد. از آن پس، اگر كسى بیاید و حقّ خود را از او بخواهد، از گناهان آن مرد برداشته مى شود و به گناهان او افزوده مى شود. بدین سان، همچنان، داد مردم از او گرفته مى شود، تا آن كه وارد آتش شود». گاهی شخص بهشتی است، ولی آنقدر حق الناس به گردنش دارد و از او ثواب و حسنات گرفته می‌شود و گناه طلبکارها به او داده می‌شود تا اینکه جهنمی می‌شود. یک کسی می‌گوید: خدیا این به من ظلم کرده است. از حسناتش به او می دهند و دیگر حسنه ای باقی نمی‌ماند. طلبکارهای بعدی می‌آیند ثواب می‌خواهند بگیرند و او ندارد. در اینجا از گناهان طلبکار به او می‌دهند. همین جوری از او استیفا می‌کنند و گرفته می‌شود و گناه به او داده می‌شود تا اینکه شخص جهنمی می‌شود. ثواب‌های او را برمی دارند به صاحب ظلم می‌دهند تا راضی شود.  سعی کنیم در ملاقات با خدا طلبکار باشیم نه بدهکار. پس نگوییم همسرم به من ظلم کرده، من هم به او ظلم کنم. طلبکار باشی بهتر است. گاهی ظلم آنقدر بزرگ است که انسان گناهان صدها نفر را می‌پذیرد. مثل مسئولین سیاسی، استاندار شدن، شهردار شدن، رئیس جمهور شدن، وزیر شدن و.. این‌ها راحت نیستند و حق های عظیمی به گردن دارند. قلب اصل سرمایه ابدی ماست که با ظلم از بین می رود نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «إیّاكُم وَالظُّلمَ فَإِنَّهُ یُخَرِّبُ قُلوبَكُم= بپرهیز از ظلم که قلب‌های شما را خراب می‌کند». دارائی یک انسان در آخرت «قلب» اوست. اگر «قلب» در مهندسی عشق موفق شده باشد و سه معشوق در رأس همه معشوق هایش باشد، این بهترین دارائی است. عقل، وهم، خیال و حس وسیله هستند. آنچه برای تو می ماند قلب است. دل هم زمانی ارزش دارد که سه معشوق اصلی در رأس باشد: الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا. علاقه به مال و ماشین و خانه و فرزند و همسر به شرطی خوب هستند که عشق به الله بالاتر باشد. اما ظلم‌، قلب و روح را تخریب می‌کند. سیستم انسان را در همه جا بهم می‌ریزد. نماز، روزه، حجاب، دین انسان را خراب می‌کند. اخلاق روابط با همسر، فرزند و خانواده در هر جای که بخواهیم وارد شویم، بد بیاری می‌آورد. در تمام روابط و تصمیم گیری‌ها بد بیاری دارد. حتی در عشق  بدبیاری می آورد. ظلم؛ عشق‌های زمینی را نابود می‌کند؛ عشق پدری، عشق مادری، عشق دوستی و ... امروزه در کشورها از 4 یا 5 ازدواج 4 به شکست می‌خورد. آدم باید خیلی حواسش را جمع کند و تلاش کند رفته رفته این مسئله را در خود حل کند. اینکه انسان همیشه گرفتاری و مشکل دارد به شیوه زندگی اش نگاه کند. ببیند آیا مطابق با ریاضیات دین حرکت می‌کند یا نه! هنگام حضور در مساجد و امکان مقدس بهتر است بدنت بوی نداشته باشد. اگر پایت بوی بد می‌دهد یا سیر خورده باشی نروید؛ چون نوعی ظلم به دیگران است. یا ارسال عکس‌های بد در تلگرام و فضای مجازی که نوعی از ظلم به انسان‌هاست. یا در جائی که همه روزه هستند و کسی آب بخورد، این هم از مصادیق ظلم است. یا خانمی جلوی نامحرم در مهمانی یا جامعه به گونه‌ای ظاهر شود که مردانی که همسر نداردند برایشان گرفتاری ایجاد شود، این هم نوعی ظلم و جنایت است. این مسئله، شخصی نیست. همان‌طور که کسی حق ندارد در محاقل عمومی سیگار بکشد چون به بقیه آسیب می‌رساند. بی‌حجابی و بدحجابی هم نوعی ظلم و آسیب رساندن به حریم دیگران است؛ چون ظلم باعث بهم ریختن و خراب کردن قدرت تشخیص و برنامه ریزی انسان می‌شود.  

صوت

1 - ظلم به مظلوم سخت ترین نوع ظلم است

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5858
زمان انتشار: 14 دسامبر 2016
| |
ریشه تمام گناه ها و ظلم‎ها کبر در برابر خدا و خود برتر بینی است

خانواده آسمانی (454) ؛ 95/9/18

ریشه تمام گناه ها و ظلم‎ها کبر در برابر خدا و خود برتر بینی است

هر بدی و گناهی ریشه‌ای دارد و ریشه کبر و خودبرتربینی، «ظلم به نفس» است. تکبر و بزرگی از صفات برجسته خداوند است. بنده ای که چیزی از خود ندارد، با تکبر و غرورش، جهنم را برای خود می‌خرد.

محاسبه حق الناس در قیامت سخت است امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) فرمودند: «بِئْسَ الزَّادُ الَى الْمَعادِ الْعُدْوانُ عَلَى الْعِبادِ= چه بد توشه‌ای است برای آخرت، ظلم به بندگان خدا». آدم ممکن است موقع رفتن، گناهانی را با خودش ببرد. بویژه حقّ‌النّاس که جبرانش بسیار مشکل‌تر از جبران حقّ‌الله است، چون با مردم سرکار دارد . اگر کسی حق مردم را ادا نکند و بدون توبه از دنیا برود، با عذاب سختی مواجه خواهد شد. پس انسان در برزخ و قیامت به شدت فقیر می شود و آنرا احساس می‌کند.  به همین دلیل، طلبکار بودن از دیگران برایش غنیمت بزرگی است. حقوقی که آدمیان نسبت به یکدیگر و بر عهده همدیگر دارند، خیلی سخت است. در برزخ و قیامت هیچ‌کس حاضر به فداکاری نیست و به قول قرآن بار کسی را نمی‌کشد. و به قول قرآن بار کسی را نمی‌کشد. «لا تزر وازرة وزر اخری= هیچ کس بار کسی را برنمی دارد». حتی اعضای خانواده هم حاضر نیستند بار یکدیگر را بکشند. حالا اگر ظلمی هم به کسی داشته باشیم، او از ما طلبکار  می‌شود؛ چون خودش احتیاج دارد. این طور نیست که بتوانیم یک نفر را راضی کنیم. کار بسیار سختی است. حضرت علی (علیه‌السلام) در اهمیت حقوق مردم می‌فرماید: «به خدا قسم اگر شب را روی توده‌ای از خار بیدار بمانم، یا بسته به زنجیرم بر روى زمین بكشانند، خوش دارم از اینکه در روز قیامت با دامن آلوده به ستم بر یکی از بندگان خدا یا غصب کمترین چیزی از حطام دنیا بر خدا و رسول او وارد شوم. چگونه به خاطر جسمی که تار و پودش به سرعت به سوی پوسیدگی پیش می‌رود، و روزگاران درازی در زیر خاک می‌ماند بر کسی ستم کنم.». (نهج البلاغه/ خطبه 224) انسان باید همیشه خودش را موعظه کند تا جانش همیشه در عذاب نباشد. بخاطر شکم، شهوت یا آسایش موقتی دنیا، خودش را آلوده نکند. در فرمایش دیگری فرمودند: «فَاللَّهَ اللَّهَ فِی عَاجِلِ الْبَغْیِ، و آجِلِ وَخَامَةِ الظُّلْمِ و سُوءِ عَاقِبَةِ الْكِبْرِ= از خدا بترسید، درباره سركشى در این جهان و كیفر ناخوشایند ستم در آن جهان و بد فرجامى تكبّر، كه دام بزرگ شیطان و نیرنگ سترگ اوست». (خطبه 192) «ظلم» روزگار انسان را تباه می‌کند در روایت است که نزدیک ترین چیزی که خیلی زود بر انسان آثارش را می‌گذارد، «ظلم» است. این گونه است که خیلی اثر خودش را سریع در روح انسان می‌گذارد. همچنین در دنیای انسان و کارهای انسان را خراب می‌کند. حضرت امیر (علیه‌السلام) فرمودند: «إِیّاكَ وَ الظُّلْمَ فَمَنْ ظَلَمَ كَرُهَتْ أَیّامُهُ= از ستمگری بپرهیز! چون کسی که ستم کند، روزگارش ناگوار می‌شود». شما دارائی‌های دنیایی را هم داشته باشید، اما با ظلم هیچ وقت آرامش و خوشی نخواهید دید و حتی روزگار بدی را خواهید داشت. ظلم مثل سم است. همان‌طور که سم بدن را مسموم می‌کند و مانع رشد بدن می شود و اثر خودش را می گذارد، ظلم هم این گونه است. روزگار انسان را خراب می کند و آثار و تبعات خودش را برجای می‌گذارد.  گاهی وقت‌ها در مورد ظلم صحبت می‌کنیم، دزدی، آدم‌کشی به ذهن می‌آید، درحالی‌که ظلم فراتر از این است. مثل طلاق، یکی از نمونه های بارز ظلم است که امروزه در جامعه زیاد رخ می‌دهد یا ظلم‌هایی که زن و شوهر در حق هم می کنند، درحالی‌که نمی‌دانند ظلم به خودشان می‌کنند. قرآن کریم می‌فرماید: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا = اگر نیكى كنید، به خود نیكى كرده‏ اید و اگر بدى كنید به خود بد کردید». این قاعده «هو انت» قاعده مهمی است. انسان تا وقتی که خوبی می‌کند، به خودش بازمی‌گردد. وقتی هم کار بد می‌کنیم، درحقیقت به خودمان می کنیم. کسی که خاطر دیگران را می آزارد و عیب جوئی می‌کند، نمی‌داند که با خودش این کار را می‌کند. پس باید از عاقبت ناگوار ستمگری بترسد هم در دنیا و هم در آخرت. «کبر» منشأ ظلم به دیگران می شود علمای اخلاق می‌گویند: گاهی انسان در مقابل خدا کبر می‌ورزد؛ مثل نماز نخواندن یا عبادت نکردن. گاهی کبر در مقابل انبیا و ائمه است؛ یعنی اطاعت نکردن از سیره و منش آنان، گاهی هم کبر در مقابل مردم است. خودبزرگ بینی، خودبرتربینی که این هم زمینه‌های مختلفی دارد. کبر با کمالات جمادی، کبر با کمالات گیاهی، کبر با کمالات حیوانی یا عقلی. کسی که کبر دارد؛ با دیگران نرم نیست  و با مردم برخورد غرور آمیز دارد. تکبر صفت خداست و کبریایی برای کسی است که بزرگ است. او کمال بی‌نهایت و وجود مطلق است. لذا بنده حق ندارد، بزرگی کند؛ چون هستی‌اش از خودش نیست و کمالی از خود ندارد. اما متاسفانه هر چقدر انسان کمالاتش بیشتر شود، اگر اخبات و معرفت نداشته باشد، تکبرش هم بیشتر می‌شود. هم در مقابل خدا هم در مقابل اهل بیت و هم در مقابل مردم. بعضی‌ها دیپلم دارند و تا آن وقت آدم خوبی هستند، ولی به محض این که وارد تحصیلات دانشگاهی می شوند و مدرک می گیرند، عوض می شوند و دیگر نمی توانند با مردم برخورد خوبی داشته باشند. حتی نمازشان هم تغییر می کند. برخی از افراد مذهبی ما طاقت شنیدن حرف حق را ندارند. مثل بعضی از مداح‌ها که با خواندن شعری یا سبکی بدعت ایجاد می‌کنند؛ یا مثل کسی که انگشتر طلا به دست می کند و اگر بگوییم برای مرد حرام است نمی پذیرد؛ یا تذکری که والدین به بچه ها می دهند و نمی پذیرند؛ یا استاد دانشگاهی که دوست دارد شاگردان و دیگران جلو پایش بلند شوند، اینها همه به نوعی حکایت از  تکبر می‌کند. درحالی که یکی از نشانه های مومن این است که قدرش دانسته نمی شود. در روایت نقل است که «المومن مکفر= مومن مورد کفران قرار می‌گیرد». یعنی قیمتش دانسته نمی شود. توانایی و کمالات خوبی دارد. اما خانواده، اطرافیان، همسایگان و ... کسی تحویلش نمی گیرد و دیده نمی شود. این قشنگی مومن است که مثل خداوند سهمی از کفران را داشته باشد؛ یعنی مورد ناسپاسی و بی مهری قرار می‌گیرد و قدرش را نمی دانند. حتی خانواده و همسر و فرزندانش. در اینجاست که مومن شبیه خدا می شود. گاهی خود خدا می‌خواهد بنده اش دیده نشود. این غریبی قشنگ است؛ چون خودش یک مقام و اجر و کفاره است. مومن وصل به کانون  عواطف الهی است. آنقدر سیراب است که برایش مهم نیست که آیا او را تحویل می‌گیرند یا نه! دوستش بدارند یا نه؟ او ثروتمند است. پس زودرنجی و حساسیت که عذاب و فشار قبر زیادی دارد بخاطر داشتن کبری است که در وجود انسان هست و خیلی باید مراقب بود. چون هم دنیای انسان را خراب می‌کند و هم آخرت را. کسانی که در قیامت شبیه مورچه محشور و پایمال می‌شوند! در قیامت 50 هزار گروهی هستند که به حسابشان رسیدگی نمی‌شود و بلاتکلیف می‌ایستند و خدا او را به شکل مورچه‌ای درمی‌آورد و زیر دست و پای مردم می‌اندازد تا له می‌شود، ولی نمی میرد. چون در قیامت مرگی نیست. از بس در مقابل دستورات خدا مقاومت می کرده و انجام نمی داده، مثل قبول نداشتن خمس، حج، حرام بودن طلا برای مرد، قبول نکردن احکام شوهرداری یا زن داری که اسلام گفته است. اگر قبول نکنیم نوعی تکبر و مقاومت در برابر احکام الهی است. زندگی ما پر است از این مسائل. با حکمی از احکام الهی روبرو می شویم، ولی دوست نداریم انجام دهیم. پس بترسم از عواقب بد تکبر  و نخوت.

صوت

1 - ریشه تمام گناه ها و ظلم‎ها کبر در برابر خدا و خود برتر بینی است

فیلم

1 - ریشه تمام گناه ها و ظلم‎ها کبر در برابر خدا و خود برتر بینی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed