www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5826
زمان انتشار: 5 دسامبر 2016
| |
«ظلم به خود» موجب تزلزل در شخصیت انسان می شود

خانواده آسمانی 453 ؛ 95/9/11

«ظلم به خود» موجب تزلزل در شخصیت انسان می شود

امیرالمؤمنین علی (علیه ­السلام) فرمودند: «الظُّلمُ يُزِلُّ القَدَمَ، و يَسلُبُ النِّعَمَ، ويُهلِكُ الاُمَمَ= ظلم قدم انسان را متزلزل می کند، نعمت­ها را مى بَرد و امّت ها را نابود مى­ كند».

انسان در مسیرهای دنیایی و آخرتی نیاز به استحکام، آرامش و قدرت روحی و ثبات قدم دارد، اما ظلم، موجب ناآرامی و تزلزل در درون و عدم ثبات قدم می شود. یعنی حفظ تعادل در نظام جسمی و روحی و معنوی مهم است. ظلم به بدن، مثل خوردن و آشامیدن و مصرف چیزهایی است که برای سلامتی ما خوب است، ولی مصرف نمی کنیم، یا چیزهایی برایمان خوب نیست و آنها را مصرف می کنیم. این باعث تزلزل بدن و بروز مریضی بدن می شود و انسان استحکام و قدرت و نشاط لازم را از دست می دهد. روح هم همین طور است. اگر شما غذای روحی را دریافت کنید که مناسب تعادل روحی شما نباشد، تعادل روح به هم می ریزد. مثل پذیرفتن خرافه، افکار منفی، هیجانات، شنیدنی ها و دیدنی های حرام. چون اینها با ساختار روحی و استحکام شخصیتی انسان سازگاری ندارد، به محض جذب، نفس در تصمیم گیری های دنیایی و آخرتی تزلزل پیدا می کند. معصیت و ظلم، قدم های انسان را سست می­ کند و این سستی، خودش بدترین درد است. چون  باعث بی­ حالی و بی ثباتی و تلوّن نفس می­ شود. یعنی دائما رنگ عوض می ­کند. «سقط روح» مثل سقط جنین است هر کدام از قوای حسی، خیالی، وهمی و عقلی ما نیاز به غذا دارد. بخش فوق عقلانی که بخش جاودانگی ماست از جنس محمد و آل محمد است، این هم غذای ویژه که ارتباط و خلوت با معشوق حقیقی است را می خواهد. مادران در دوران بارداری گاهی وقت ها رفتارها و جذب­ های نامناسب دارند. مثلا خوراکی که نباید بخورد، هر چند خوب و مقوی است، ولی برای بارداریش مضر است، دانسته یا ندانسته می خورد و باعث سقط جنین اش می شود. روح ما نیز، که از جنس محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) است، «من اصلی» و خود جاودانه ی ما و امانت خدا در دست ماست. پس باید به طور مرتب به آن رسیدگی کرد. کسی که حق خود اصلی، یعنی «کودک عزیز روان» را که از خدا در او دمیده شده  است، ادا نکند، این کودک، در رحم وجودی اش در اثر بدفتاری و سوء تغذیه، سقط خواهد شد و به عدم تعادل، تصمیمات بد و  اشتباه و عدم استحکام شخصیتی گرفتار می شود. ترسم این تن که حائل است به جانم                  سقط کند کودک عزیز روانم                           معمولا وقتی افراد که مشغله و کار زیادی دارند، اولین چیزهای که فدا می کنند، بخش اصلی یا همان بخش جاودانگی شان است. مثل کنار گذاشتن نماز، دزدی از تعقیبات نماز؛ یا کم گذاشتن در ارتباط با خانواده آسمانی. اما همین فرد برای شکمش یا برای تفریح و مهمانی و این نوع امور، برنامه ریزی دارد، ولی آنچه که در ما غریب و مظلوم است، بخش آسمانی و روحانی ماست. این ها باعث می شود که در سایر ابعاد زندگی مان خیر نبینیم. چون به امور اصلی ظلم می کنیم. ظلم، نعمت را از بین می برد حضرت فرمودند: «و یَسلُبُ النِّعَمَ= و نعمت را از انسان سلب می­ کند». یعنی ظلم موجب می شود که  انسان خیر چیزهای را که دارد را نبیند و از دستشان بدهد. خدا در سور رعد آیه 11 می فرماید: «إنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم= خدا حال قومى را تغییر نمى‏ دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند». یعنی خداوند نعمتی را از کسی نمی گیرد تا وقتی که شخص قدر نعمت را بداند و برعکس هر جا که نعمتی گرفته بشود از ضایع کردن و قدر ندانستن نعمت است و لیاقت از آن گرفته می شود. بالاترین لیاقت ارتباط معنوی و لیاقت تشرف به محضر خدا و اهل بیت و ملائکه الله است. اگر خواب خوبی ندیده اید؛ نمازی ندارید که به شما بچسبد؛ ذکری نگفته اید که به جانتان بنشیند و اگر در میزنید و کسی در  را به شما باز نمیکند؛ اینها نشانه ی این است که روش های شما غلط است. نشانه ی ظلم به خود و دیگران است که مانع تلاش های شما شده است. ظلم ملت ها را نابود می کند حضرت فرمودند: «ویُهلِكُ الاُمَمَ؛ ظلم امت ها را هلاک می کند.» در نظام تاریخ نگاری فطری، تاریخ را براساس انسان های خوب می نویسند. مثلا حضرت آدم اول بود بعد .... اما در تاریخ ظلمه، همیشه امت ها آمدند و نابود شدند. مثلا صدها هزار انسان بخاطر جنگ نابود شدند. اکثر جنگ ها بخاطر دنیاطلبی و حبّ جاه و قانع نبودن انسان هاست و این اتفاق همیشه در حال تکرار است. هر چند که امروز علم پیشرفت کرده، اما هنوز نتوانسته صلح بیاورد، اما در عوض، جنگ ها، آدم کشی ها، ساخت بمب ها که هزاران نفر را یکجا می کشد، بیشتر شده است. اینها همه در اثر ظلم است که باعث هلاک شدن مردم  و مهمتر از همه خود ملت ها و نظام اجتماعی می شود. ظالم خیری از زندگی نمی بیند حضرت می فرماید: «اِقدَمُوا علَى اللّهِ مَظلومِینَ، و لاتَقدَموا علَیهِ ظالِمِینَ= سعی كنید نزد خدا مظلوم حاضر شوید، ولی ظالم حاضر نگردید.» اگر کسی ظلم را بپذیرد، خودش هم ظالم است. اما مظلومی که زورش به ظالم نرسد، این به نفع او است تا این که ظالم باشد. مثل پدر یا مادر یا خواهر یا برادر که به آنها ظلمی بشود. ولی اگر ظالم وارد آن جهان بشویم، خدا دشمن ماست. انسان ظالم به محض این که از اینجا برود، تمام ملائکه و اهل غیب، دشمن او می شوند. حتی در زندگی دنیایی، یک سره در سختی و آسیب و تلخی و فشار روانی و مشکلات خواهد بود. پس بهتر است مظلوم وارد شویم و موقع رفتن، بدهکاری نداشته باشیم. چون خیلی سخت است و دستمان خالی است و هیچ کاری نمی توانیم بکنیم. اما کسانی که ظالم هستند، مثل کسانی که مسئولیت دارند و زیر دست دارند، ارباب رجوع دارند، در انواع وزارت خانه ها و سازمان ها، یا کسانی که غذای آلوده یا داروی تقلبی دارند، یا کسانی که قوانینی وضع می کنند که باعث له شدن و بیکار شدن مردم و از بین رفتن سرمایه یک عده می شوند؛ بهره های ناعادلانه بانک ها که همه فساد و مرگ بد و بلا به بار می آورد، این ها همه ظلم است.

صوت

1 - «ظلم به خود» موجب تزلزل در شخصیت انسان می شود

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5796
زمان انتشار: 27 نوامبر 2016
| |
ظلم مایه نابودی و هلاکت در دنیا وآخرت

خانواده آسمانی، 452، 95/09/4

ظلم مایه نابودی و هلاکت در دنیا وآخرت

یکی از مهمترین دلایل دور ماندن  از عدالت و انصاف، ظلم و ستم است که به روش های مختلف صورت می پذیرد؛ گاهی ظلم در حق خودمان و گاهی در حق مردم و هم نوعان است که اثر وضعی اش یا در دنیا یا در آخرت نمایان می شود.

ظلم و بی‌انصافی نقطه مقابل عدل است. یعنی محروم کردن حق هر صاحب حقی؛ حتی اشیایی مثل لباسی که بر تن داریم؛ ظلم به گیاهان و درختان؛ یا ظلم به فرشتگان.  یک علت این که گفته شده روز قیامت همه از هم فرار می‌کنند، این است که حقوقی که بر گردن هم داشتند را به خوبی ادا نکردند. «ظلم» یکی از آسیب هایی است که کسی نمی تواند ادعا کند به آن گرفتار نشده است. ظلم یک گناه نیست. چون ما 50 نوع حق داریم؛ یعنی 50 دریچه ظلم به روی ما باز است. از ظلم به اشیا، ظلم به حیوانات، گیاهان، انسان‌ها، ظلم به خود، خدا، اهل‌بیت، فرشتگان، آسمان و قرآن، نماز، ماه مبارک رمضان و.... امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) فرمودند: «الظُّلمُ ألأمُ الرَّذائلِ= ظلم پست‌ترین رذیلت‌هاست» چون نوعی تجاوز، هاری نفس و تعدی است. این که یک موجودی تعدی به حق دیگران می کند و حاضر است کسی یا چیزی را فدای خودش کند. مصداق ظلم به دیگران است. اما آغاز ظلم از کجاست؟ شروع ظلم از تنبلی، رفاه‌زدگی، بی‌حوصلگی انسان برای رسیدن به اهداف و مقاصد شخصی است در این صورت، حق کسی را به راحتی زیر پا می گذارد. در فرمایش دیگری از حضرت آمده: «الظُّلمُ فی الدُّنیا بَوارٌ و فی الآخِرَةِ دَمارٌ=  ظلم در دنیا مایه ی نابودی و در آخرت مایه هلاکت انسان است». آثار ظلم ساختار ریاضی دارد ظلم ساختار ریاضی و عدد و اندازه دارد. یعنی همان طور که با خوردن یک میوه فاسد، بد حالی و درد به وجود می آید و این درد در علم پزشکی اندازه دارد و طبق آن،  و متناسب با آن دوز دارو تجویز می شود، نفس هم این گونه است. یعنی نفس هم مثل بدن، ساختار منظم ریاضی دارد و وقتی قواعدش رعایت نشود، تعادلش به هم می ریزد. یعنی همان طور که آثار بعضی از غذاها بر بدن، در طول مدت زمانی دیده می شود، نفس هم این گونه است. این مطلب اشاره دارد به احادیث متعددی که از معصوم (علیه السلام) به ما رسیده است. از جمله این حدیث که فرمود: «وقتی انسان یک گناه می کند، نقطه ی سیاهی در نفس او ایجاد می شود و....». یا حدیثی که فرمود: فرشته ها انسان ها را بو می کنند و فساد و صلاح آنها را شناسایی می کنند. همان طور که ما برای شرکت در یک مهمانی باید آراسته و معطر باشیم و با بدن کثیف و نامرتب نمی‌توانیم حضور داشته باشیم، نفس ما نیز در نزد خداوند و اهل آسمان، اگر آلودگی و ناپاکی داشته باشد راهش نمی دهند. زیرا که نفس نمی تواند با آلودگی هایی که دارد، با غیب رابطه برقرار کند. زمان بروز آثار «ظلم نفس» مختلف است مختلف بودن زمان بروز آثار ظلم نفس، چنین است که بعضی از آن ها سه ماه بعد، برخی 6 ماه بعد و برخی در مدت زمان بیشتر، اثر خودش را نشان می دهد. اما بعضی از ظلم‌ها اثرش فوری است. یعنی همانطور که خوراک فاسدی که وقتی وارد بدن می شود، اثر خودش را فوری نشان می‌دهد، بعضی از ظلم ها آثار خود را به سرعت نشان می دهد. مثل  ظلمی که به پدر و مادر می شود. خانواده، فرزند یا همسر نیز چنین است. یعنی اثرش در دنیا فوری ظهور پیدا می‌کند. اما ظلم های عمیق و وسیع که دنیا ظرفیت جواب برای آن ندارد،  به برزخ منتقل می‌شود. مثل کسی که با داروی تقلبی صدها نفر را می کشد یا عطرهای تقلبی که باعث عقیم شدن مردان می شود. یعنی قتل نفس عمومی آن قدر مهم است که دنیا ظرفیت جزای آن را ندارد. به همین علت به عالم برزخ منتقل می شود. «بداخلاقی» و «تندخوئی» نیز، ظلمی در حق دیگران است. پیامبر فرمودند چنین کسی آمرزیده نمی شود. فرمودند: «سوء الخلق ذنب لایغفر» چرا ؟ چون بداخلاقی، خلقی است که اثرش دائما روی اعصاب همسر و فرزند و اطرافیان است. 

صوت

1 - ظلم مایه نابودی و هلاکت در دنیا وآخرت

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5742
زمان انتشار: 8 نوامبر 2016
| |
«ظلم به نفس» ریشه بی انصافی و بی عدالتی است

خانواده آسمانی، 451، 95/08/13

«ظلم به نفس» ریشه بی انصافی و بی عدالتی است

هر پدیده‌ای علتی دارد و ریشه بی‌انصافی، «ظلم به خود» است که زمینه ظلم به دیگران را فراهم می‌کند.

امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) فرمودند: «كیفَ یَعدِلُ فی غَیرِهِ مَن یَظلِمُ نفسَهُ = كسى كه به خود ظلم مى‌كند، چگونه ممكن است در حق دیگران عدالت بورزد». حضرت می فرمایند: «عَجِبتُ لِمَن یَظلِمُ نفسَه، كیفَ یُنصِفُ غَیرَهُ = من تعجب می‌کنم از کسی که به خودش ظلم می‌کند، چگونه می‌تواند در حق دیگران انصاف داشته باشد». در واقع حضرت محال می‌داند کسی که به خودش ظلم کند، بتواند با دیگران انصاف بورزد. زیرا کسی که از خودش عبور کند، از دیگران به طریق اولی عبور می‌کند. تندی زبان، بی‌محبتی، تحقیر دیگران و .. جزء انواع ظلم و تجاوزی است که ظالم مرتکب می شود و کسی می‌تواند به‌راحتی این رفتارها را داشته باشد که اول از خودش گذشته باشد. پس قاعده «هو أنت» یکی از قواعد مهمی است که شما هر کاری با دیگران می‌کنی در حقیقت با خودت کرده ای. عاقبت ظلم به دیگران؛ «بدحالی» است ظلم، آثار و پیامدهای منفی به همراه دارد که به دو نمونه اشاره می‌شود. یکی از آثار ظلم که به خود فرد بر می‌گردد، «بدحالی» است. در روایت نقل است که سریع ترین چیزی که حاصلش به انسان می‌رسد، ظلم و بی‌عدالتی است. هر جا انصاف را زیر پا بگذارید، اولین کسی که آسیب می‌بیند، خود فرد است. مثل ظلم به پدر و مادر، ظلم به همسر، ظلم به فرزند، ظلم به همسایه و.... که آثار بدی برجا می‌گذارد، و اولین اثرش، "بدحالی" خود فرد است. این سؤال را همیشه از خودتان داشته باشید که من نسبت به دیگران چگونه هستم! پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خَیرُكُم خَیرُكُم لأَهلِهِ و َأَنَا خَیرُكُم لأَهلی= بهترین شما کسی  است که برای اهل خودش بهترین باشد و من برای اهلم بهترین هستم». ظلم با چیزی قابل جبران نیست. وقتی شیوه ی کسی ظالمانه باشد، بیماری «بدحالی» اتفاق می‌افتد. او مثل حسود است. در روایت داریم شبیه‌ترین ظالم به مظلوم، حسود است. پس ظلم، بیماری بدحالی و بی‌تعادلی می‌آورد. به ندرت پیدا می‌شود کسی بیماری و فشار روحی و روانی داشته باشد و اهل ظلم به خودش نباشد. ظلم به نفس، منشأ ناآرامی، زودرنجی، خواب‌های وحشتناک در انسان می‌شود. همان‌طور کمبود فسفر، آهن و ویتامین های مختلف در بدن نشانه ها و عوارضی دارند و زنگ خطری برای سلامت بدن هستند و کم گذاشتن نوعی ظلم تلقی می‌شود. روح نیز این‌گونه است و به مراتب حساس‌تر از بدن است. کسی که خوراک معنوی به اندازه کافی ندارد یا زیاده‌روی می‌کند، به انواع بیماری های روحی دچار می شود.  بنابراین، حد تعادل شادی و آرامش است. همان‌طور که قرآن می‌گوید: «لَاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ= نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى‏ شوند» (سوره یونس/آیه 62)  یا در روایتی که فرمودند: «المؤمن دائمٌ نَشاطُهُ= نشاط مؤمن دائمی است» و «الغَمُّ مَرَضُ النَّفْسِ= غم، بیماری روح است. » این بیماری ناشی از عدم تعادل روح است؛ یعنی یک جائی مصرف خوراک کم یا بیش از حد بوده است. احترام به خود انسانی انسان دارای خودهای متعددی است: خود جمادی، خود گیاهی، خود حیوانی، خود فرشته ای و خود انسانی. وقتی به نیازهای خودانسانی توجهی نمی‌شود، امکان ندارد به ثبات شخصیتی برسید. زیرا تعادل روحتان از دست می رود و دچار غصه ها، پژمردگی و محرومیت‌های زیادی می‌شوید. به محض این که انسان به یکی از این بخش‌ها ظلم می‌کند، تعادل به هم می‌ریزد. مخصوصاً بخش فوق عقلی یا بخش انسانی که از جنس محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) است. یعنی دیگر خوشی و شادی بدست نمی‌آید و باعث بروز مشکلاتی مثل از هم پاشیدگی خانواده، فرار فرزندان از خانه، ... می‌شود. متأسفانه یکی از آفت‌هایی که امروز والدین گرفتار آن هستند، این است که به خودهای حیوانی فرزندان شان توجه زیادی دارند. یکسره دعوت به درس و تحصیل و.. می‌کنند و از خود انسانی‌شان غفلت می‌کنند و به آن احترام نمی‌گذارند. همان‌طور که کودک نیاز به پدر و مادر دارد و در نبودشان به آرامش نمی‌رسد. «من» انسان هم دائماً به خدا نیاز دارد که اگر آن را درک نکند، همان ظلمی است که به صورت مخفی شکل می‌گیرد. ظلم به خانواده، ناشی از ظلم به خود است «ظلم به خانواده» از جمله آثار و پیامدهای منفی است که از ظلم به خود نشأت می گیرد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «لا یَلْقَى اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَحَدٌ بِذَنْبٍ أَعْظَمَ مِنْ جَهَالَةِ أَهْلِهِ= هیچ کس خدای سبحان را به گناهی بزرگتر از ظلم به خانواده و فرزندانش ملاقات نمی‌کند». اگر همسر اختیار کردی، این همسر بخش عقلانی‌ای دارد که باید تأمین شود. صرفاً او یک کُلفت نیست که فقط در مسائل حیوانی از او خدمت بگیری، بلکه از بخش های عقلانی و فوق عقلی برخوردار است که باید تأمین شود. فرزندان هم این گونه هستند که باید آنها را با خانواده آسمانی‌شان آشنا کنیم. در غیر این صورت دچار بی‌تعادلی روح می شوند. قرآن کریم می فرماید: «أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ= آگاه باشید که دل‌ها به یاد خدا آرامش می‌یابد» نفس به الله و معنویت لازم دارد اما اگر در اختیارش قرار ندهی، نباید انتظار خوشبختی در دنیا و آخرت را داشته باشی. پس پدر و مادر یا استاد یا مربی که خودش را از معنویت و تقوا محروم می‌کنند، دیگران را به طریق اولی محروم می‌کند. این قاعده و یک فرمول است که باید به آن توجه کرد. انحراف اصلی از کجا شروع می شود انسا ن سه مرحله حیات دارد: قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا نفس انسان­ها نیز، از یک حقیقت ناشی می‌شود، و آن نور محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) است. همه ما از یک حقیقت واحد هستیم. وقتی آن حقیقت به بدن تعلق گرفت در قالب های مختلف زنانه و مردانه قرار می گیرد. مرحله دوم، دنیاست که زن و مرد با ویژگی های دنیایی مثل قومیت، رنگ پوست و ... مرحله سوم حیات که مهمترین مرحله ی حیات انسان است، مرحله بعد از دنیاست که شامل 4 مرحله؛ وفات که از دنیا خارج می‌شویم، بعد وارد برزخ می شویم، بعد ملکوت تا قیامت و بعد از قیامت، مرحله جاودانگی انسان شروع می شود. این مرحله بی نهایت ادامه دارد و انتها ندارد و به اندازه ای که خدا زنده است، انسان نیز زنده است. مرگ و نابودی برای او وجود ندارد. حالا سؤالی که مطرح می شود این است که خیانت و ظلم در کجا شروع می‌شود؟ از آنجائی که ما فقط بخش دنیایی‌مان را در نظر می‌گیریم و بریده از بخش قبلی که همان روح خدا و بریده از ابدیت، یعنی زندگی جاودانگی می‌شویم، دچار انواع تجاوز و ظلم‌ها می‌شویم. روایت حضرت امیر را توجه کنید: «ظَلَمَ نفسَهُ مَن رَضِیَ بِدارِ الفَناءِ عِوَضا عن دارِ البَقاءِ= کسی که به جاى خانه جاودانه به خانه نابود شدنی راضی باشد، به خودش ظلم كرده است». به این منظور کسی که ابدیت جلوی چشمش نیست، دست به رفتار احمقانه ای می زند که اثرش به دیگران هم می رسد. اما اگر کسی استمرار در ایمان به ابدیت داشته باشد، امید، آرامش و شادی اش بیشتر است. چون روحش بزرگ شده و برای رفتن آماده و خوشحال است و در لحظه ورود به برزخ با استقبال گرم اهل بیت، شهدا، صدیقین روبرو می شود. اما ظالم این گونه نیست. او از مردن می ترسد چون حرمت خود جاودانه اش را نگه نداشته و نسبت به خود ودیگران با بدرفتاری عمل کرد است.. حاصل کلام آن که، ظلم به دیگران زمانی شروع می‌شود که اول به خود ظلم کرده باشیم.

صوت

1 - «ظلم به نفس» ریشه بی انصافی و بی عدالتی است

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5720
زمان انتشار: 2 نوامبر 2016
| |
مهمترین شاخص مؤمن انصاف است

خانواده آسمانی، 450، 95/08/6

مهمترین شاخص مؤمن انصاف است

در ادبیات الهی مؤمن مساوی با انصاف است و از نظر خداوند فقط مؤمن "انسان" است و باطن انسانی دارد.

قرآن کریم از دو دسته از انسان­ ها سخن می­ گوید. «أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَایَسْتَوُونَ= آیا کسی که مؤمن است با کسی که فاسق است یکی است» (سوره سجده/آیه 18) گروهی كه مومن ­اند چون به امنیت و شادی و آرامش رسیدند و به ابدیت سالم متولد می­ شوند و گروه دوم «فاسقان» كه اهل عناد و تكذیب اند و به 5 دسته تقسیم می­­ شوند: کسانی که ارزش جمادی یا ارزش گیاهی یا حیوان و کمتر از حیوان یا شیاطین دارند و فقط یک گروه هستند، که آن­ها انسان هستند: «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ؛ همانا انسان در زیان است* مگر كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده و همدیگر را به حق سفارش و به شكیبایى توصیه كرده‏ اند». وای به حال کسی که مؤمن نیست. چون نه زندگی دنیایی خوبی خواهد داشت و نه آخرت خوبی. این مسئله که "هر کس باید فکر کند آیا او مؤمن است یا نه!" امروزه، متأسفانه دغدغه ­های اکثر آدم­ ها در طول زندگی ارزش ­های است که هیچ کدامشان به درد آخرت نمی­ خورد. مسائلی مثلاً ازدواج کردم یا نه، خانه دارم یا نه، پولدار هستم یا نه! بچه دارم یا نه! ... چون نگاه بر خود، نگاه جنسی است. لذا نوع مشکلات و ارزش ­های که با خودمان می­ سنجیم، ارزش ­های جنسی است؛  به این منظور که ذهن و قلب خیلی از افراد به این ارزش ها مشغول بوده و با همین ملاک­ ها تا آخر عمر می خواهد سرپا زندگی کنند و فکر برزخ نمی­ کنند که آیا در شب اول قبر گیر دارند یا نه! ایمان دارند یا نه! وقتی وارد آخرت می ­شوند آیا مؤمن محسوب می­ شود یا نه! درحالی­ که در آخرت اگر کسی مؤمن نباشد، بدبخت خواهد بود. چنانکه روایتی از امام صادق (علیه ­السلام) که فرمودند: «أَتَخَوَّفُ عَلَیْكُمْ فِی الْبَرْزَخِ= من از برزخ برای شما می ­ترسم» که خبر از سختی برزخ است. لذا این خیلی مهم است که انسان در سبک زندگی­ اش به این فکر کند که اگر من مُردم، مؤمن هستم یا خیر! آیا بشیر و مبشر برای حسابرسی می­ آیند یا نکیر و منکر! ... این را جز بدهی ­ها و ضروری­ت ­های که باید در زندگی خودمان پیاده کنیم، حساب نمی­ کنیم و به آرزوهای داشتن فرزند، همسر، پول، مقام و .... سرگرم هستیم. دادن سهم فقیران در مال از شاخصه ­های مؤمن است نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مَن واسَى الفَقیرَ، وأنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ، فذلكَ المؤمِنُ حَقّا= کسی که نسبت به فقیر مواسات داشته باشد و با مردم با انصاف رفتار کند، او مؤمن حقیقى است». در فقره اول روایت «مَن واسَى الفَقیرَ» پیامبر اسلام کسی را مؤمن می­ داند که یعنی با فقیر زندگی می­ کند. فقرا در زندگی شخص نقش دارد و آن­ها به او تکیه دارند. دوستش دارند. او به استقبال فقرا می­ رود. قرآن کریم در سوره ذاریات آیه 19 می ­فرماید: «وَ فِی أَموالِهِم حَقٌّ لِلسّائِلِ وَالمَحرومِ=و در اموالشان براى سائل و محروم حقى [معین] بود» مؤمن کسی است که همیشه درآمدی که دارد، حق فقیر را بجا می آورد. مؤمن کسی که دلش به رفتار خدا و اخلاق خدا امنیت و آرامش دارد و چه در سختی­ و تنگ­نا و چه در خوشی و رفاه حق فقیر را ادا می ­کند. در سیره ی اخلاقی امام سجاد (علیه ­السلام) آمده که ایشان صد خانوار را تحت پوشش داشت و اصرار بر این هم می کرد که خودش به امورات تک تک خانواده ها رسیدگی کند. او کسی است که در عمرش دو بار نصف اموالش را بخشید. او دغدغه ی فقرا و نیازمندان و بیماران و گرفتاران و از همه مهم­تر ایتام فرهنگی و معنوی که دستشان به اهل­ بیت نمی ­رسد، را داشته باشد. شدیدترین بلا برای انسان فقر روحی و تشنگی نفس انسان است که نداند با کدام آب روحش را سیراب کند. چنانکه حضرت علی فرمودند: «أكبَرُ البلاءِ فَقرُ النَّفسِ؛ شدیدترین بلا فقر نفس است».انسان در این حالت نمی داند با چه چیزی به غنای نفسش بپردازد. لذا فقر فرهنگی بالاتر از فقر مادی است. یعنی فقر ملکوت و قیامت بدتر از فقر دنیاست. اگر در دنیا فقری داشته باشیم خدا در آخرت جبران می­ کند اما اگر کسی فقر عقیدتی، اخلاقی و معنوی و باطن انسانی داشته باشد خیلی خطرناک است. پس اگر خدا به ما انواع روزی اعم از؛ روزی مادی، روزی که در شأن گیاهی باشد، روزی های بخش حیوانی، روزی عقلانی و همین طور روزی فوق عقلانی عطا کرد باید سهمی از فقرا در هر شأنی که باشند را نیز داشته باشیم. دادخواهی از خود در ادامه روایت، پیامبر انصاف نسبت به مردم را از شاخصه های مؤمن می­ داند: «وأنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ فذلكَ المؤمِنُ حَقّا = و با مردم با انصاف رفتار کند و او مؤمن حقیقی است». یعنی آدم با وجدان و منصفی باشید و خودتان را محاکمه کنید. با انصاف­ترین مردم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: «أنْصِفِ النّاسَ مِنْ نَفْسِكَ، وَأهْلِكَ، وَخاصَّتِكَ، ومَنْ لَكَ فیهِ هَوًى، وَأعْدِلْ فِی العَدُوِّ وَالصَّدِیقِ» مخاطب این روایت همه مردم می تواند باشد اما مخاطب اصلی آن مسئولین و کسانی که ثروت و جایگاه و موقعیتی در کشور دارند، می ­باشد. «أنْصِفِ النّاسَ مِنْ نَفْسِكَ = منصف کسی است که دادِ مردم را از خودش بگیرد.» به طور مثال در جایگاه همسری، آیا همسر باانصافی هستی یا نه! آیا برای پدر و مادرت فرزند خوبی هستی! گاهی اوقات دیده می شود مرد به جای اینکه بنشیند و فکر کند که آیا مرد خوبی است یا نه! با ضعف ­های زنش خودش را مقایسه می­ کند. چنین روحیه ای جهنمی است. پس خود را محاکمه کنیم قبل از اینکه در قیامت محاکمه شویم و نتوانیم جوابی داشته باشیم. همه فرق انسان با حیوان همین در این است که حیوانات مقابله به مثل هم دارند. اگر به حیوانات محبت کنید او هم به شما محبت می ­کند. پس وظیفه انسان  سنگین تر است و کسی که می خواهد شبیه به خدا و اهل بیت بشود خودش را ارزیابی کند که آیا وظیفه اش را نسبت به همسر، پدر و مادر و فرزند درست انجام داده است یا نه! «وَأهْلِكَ، وَ خاصَّتِكَ وَ مَن لَكَ فیهِ هَوىً؛ داد مردم را از خانواده ات و کسانی که نزد تو ویژه هستند، بگیر». چون ممکن است خانواده ات (برادر یا خواهر یا همسر یا فرزند) بواسطه تو به مردم ظلم کنند، ما خیلی وقت­ها به خاطر خانواده مان به دیگران ظلم می­ کنیم. مثل مشکل بعضی از آقازاده ­های نمایندگان که در کشور ما مطرح است. چون ویژه هستند، حق دیگران را ضایع می­ کنند. پس مراقب باشید آن­هائی که ویژه هستند مثل دوستان که علاقه ویژه به آن­ها نیز داری، به خاطر این علاقه حق کسی خورده نشود و ظلمی نشود. «وَ أعْدِلْ فِی العَدُوِّ وَالصَّدِیقِ؛ در مورد دشمن و دوست عادلانه رفتار کن». رفتار عادلانه نسبت به دوست و دشمن یکی از رفتارهای است که اسلام تأکید بر آن دارد. عمل بسیار سختی است. چون فشار به بخش حیوانی انسان می­ آید امّا در دل این فشارها انسانی شبیه به خدا و اهل بیت (علیهم السلام) شکل می ­گیرد. یکی از مواردی که متأسفانه کمتر دیده می­ شود، "انصاف در طلاق" است. ندادن مهریه، فشار عاطفی و روحی بر زن، اینها همه جهنم ­هایی هستند که توجهی به آن نمی­ کنند و با منصف نبودن دیده می ­شود. اخلاق و انسانیت اقتضا می­ کند که انصاف رعایت کنیم. متأسفانه خیلی از آقایان با بی­ انصافی مهریه نمی­ دهند و زن را طلاق می ­دهند. رعایت انصاف ارزشت را بالا می­برد امیرالمؤمنین علی (علیه ­السلام) فرمودند: «أنصِفْ مِن نَفسِكَ قَبلَ أن یُنتَصَفَ مِنكَ؛ فإنَّ ذلكَ أجَلُّ لقَدرِكَ، و أجدَرُ برِضا رَبِّكَ= پیش از آنكه از تو دادخواهى كنند تو خود از خویشتن دادخواهى كن؛ زیرا این كار منزلت تو را بالاتر مى­ برد و پروردگارت را بیشتر خشنود مى كند.». اگر این حق را به دیگران ندهیم، ممکن است در دنیا از ما نگیرند، ولی در آخرت با تلخی و سختی گرفته می­ شود. اگر کسی خودش را مقصر در خطاها ببینید و اعتراف کند، در هر صنف و جایگاهی مثل عالم، دانشمند، و.... باید اعتراف کند و این اعتراف نه تنها موجب کم­ شدن عظمت شخصیت انسان نمی­ شود، بلکه منجر به بالا رفتن ارزش فرد شده و آبروی او حفظ می ­شود. از دیگر نتایج این خصلت، راضی شدن خداوند از بنده است و خدا از بنده­ ای که منصف باشد از او خشنود می شود و به او مباهات می ­کند.

صوت

1 - مهمترین شاخص مؤمن انصاف است

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5713
زمان انتشار: 12 ژولیه 2017
| |
جلسات خانواده آسمانی

استاد محمد شجاعی

جلسات خانواده آسمانی

عناوین مباحث شرح زیارت جامعه کبیره عناوین جلسات خانواده آسمانی: جلسه 474: انسان نباید به خودش صدمه بزند. ادامه جلسه 473: «خودفراموشی» منشأ دوری از خدا و اهل بیت (علیهم السلام) است. ادامه جلسه 472: از دعای مظلوم بترسید که سوار بر ابرهاست. ادامه جلسه 471: نفوذی های دستگاه ظالمان، برای کارگشایی از مشکل شیعیان انتخاب می شوند. ادامه جلسه 470: نسبت به ظلم، بی تفاوت نباشید. ادامه جلسه 469: پاداش و گناه کسی که به گیاه، حیوان، حتی انسان کافر یا مؤمن مظلوم یاری برساند یا نه، متفاوت است.ادامه جلسه 468: ریاست جمهوری و عضو شورای شهر شدن، باید برای خدمت به مردم و رفع ظلم باشد. ادامه جلسه 467: «ظالم» چه رییس جمهور باشد و چه هر مقام دیگر، حتی همسر انسان، نشانه هایی دارد. ادامه جلسه 466:‌ کوتاهی در انس به اهل بیت، حسرت و پشیمانی به همراه دارد. ادامه جلسه 465: علت سکوت خداوند در برابر ظلم ظالمان چیست؟ ادامه جلسه 464: هنگام ستم کردن، قدرت خدا را به یاد آور. ادامه جلسه 463: کسی که منکر دستورات دین می شود، ظالم است. ادامه جلسه 462: شدیدترین غضب الهی بر مظلومی است که جز خدا یاری ندارد. ادامه جلسه 461: ستم کردن به «انسان های بزرگوار»، زشت ترین ظلم است. ادامه جلسه 460: «ظلم به ضعیف»، زشت ترین نوع ظلم به انسان است. ادامه جلسه 459: حق الناس حتی با شهادت، از گردن کسی ساقط نمی شود. ادامه جلسه 458: بزرگترین نعمت الهی انس با خداست که فقط با شأن فوق عقلانی قابل حصول است. ادامه جلسه 457: «شک» انسان را از کسب کمالات حقیقی باز می دارد. ادامه جلسه 456: خدا برای برخی گناهان فرصت می دهد، اما در مورد ظلم، به سرعت عذاب می کند. ادامه جلسه 455: ظلم به مظلوم سخت ترین نوع ظلم است. ادامه جلسه 454: ریشه تمام گناه ها و ظلم‎ها کبر در برابر خدا و خود برتر بینی است. ادامه جلسه 453: «ظلم به خود» موجب تزلزل در شخصیت انسان می شود. ادامه  جلسه 452: ظلم مایه نابودی و هلاکت در دنیا وآخرت. ادامه  جلسه 451: «ظلم به نفس» ریشه بی انصافی و بی عدالتی است. ادامه جلسه 450: مهمترین شاخص مؤمن انصاف است. ادامه جلسه 449: آثار و برکات مراعات انصاف. ادامه جلسه 448: انصاف و و جدان در عمل، لازمه سبک زندگی است. ادامه جلسه 447: «منصف بودن»، سخت ترین و با فضیلت ترین عمل است. ادامه جلسه 446: انصاف تابلوی ایمان است. ادامه جلسه 445: «انصاف» از مهمترین حقوق انسان ها است. ادامه   خلاصه سایر جلسات

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5690
زمان انتشار: 29 اکتبر 2016
| |
آثار و برکات مراعات انصاف

خانواده آسمانی (449)؛ 1395/7/29

آثار و برکات مراعات انصاف

از دیگر آثار مراعات انصاف آن است كه شخص نه تنها خود از عذاب در دنيا رهايی می يابد، بلكه جامعه­ ای كه در آن زندگی می كند به سبب وجود انسان منصف از عذاب و خشم الهی درامان خواهد بود و خداوند به خاطر همين افراد منصف بر آن شهر و جامعه رحم

می كند.

از مهم‌ترین آثار انصاف این است که در همین دنیا مردم به فرد منصف اعتماد دارند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مَنْ أَنْصَفَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ رُضِیَ بِهِ حَكَماً لِغَیْرِهِ‌؛ هر کس با مردم انصاف بورزد، به داوری اش رضایت می دهند.» پس مراقب باشیم که ظلم به کسی نکنیم و اگر کردیم انصاف این است که خودانتقادی و شجاعت پذیرش آن را داشته باشیم و ظلم خود را جبران کنیم. کسی که همیشه به داد مردم می­ رسد و شجاعت خودانتقادی دارد و به کسی ظلم نمی ­کند، چنین فردی باعث می شود دیگران به داوری اش راضی شوند. چون آدم پسندیده­ ای است و زیر بار ظلم نمی ­رود و حتی داد دیگران را از خودش می ­گیرد، انسان با چنین خصلتی داوری اش مورد قبول دیگران واقع می شود. از دیگر آثار مراعات انصاف آن است كه شخص نه تنها خود از عذاب در دنیا رهایی می ­یابد، بلكه جامعه­ ای كه در آن زندگی می­ كند به سبب وجود انسان منصف از عذاب و خشم الهی درامان خواهد بود و خداوند به خاطر همین افراد منصف بر آن شهر و جامعه رحم می كند. در این خصوص نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) درسه سفارش مهم به ابن مسعود می­ فرماید: «یابنَ مَسعودٍ، أنصِفِ النّاسَ مِن نَفسِكَ، وانصَحِ الاُمَّةَ وارحَمْهُم، فإذا كُنتَ كذلكَ وغَضِبَ اللّه ُ على أهلِ بَلدَةٍ أنتَ فیها وأرادَ أن یُنزِلَ علَیهِمُ العَذابَ نَظَرَ إلَیكَ فرَحِمَهُم بِكَ، یقولُ اللّه ُ تعالی :« وماكانَ رَبُّكَ لِیُهْلِكَ القُرى بِظُلْمٍ وأهْلُها مُصْلِحونَ». آن سه سفارش این هاست: 1. «أنصِفِ النّاسَ مِن نَفسِكَ؛ از جانب خودت به مردم حق بده». باید فکر کنیم که اگر من جای فلانی بودم چه کار می­ کردم. در اکثر اوقات انتقادهایی که از اشکالات مردم می­ کنیم، همان اشکالات به نحوی در خودمان وجود دارد. انصاف این است که فکر کنیم که حتی اگر آن اشکال در وجود ما نباشد، اگر ما جای او بودیم چه کار می ­کردیم. اگر کسی تا این حد انصاف داشت، چنین فردی مورد پسند خداست. 2. « و انصَحِ الاُمَّةَ و ارحَمْهُم؛ خیرخواه امت باش و با آنان با مهربانی رفتار کن». پس باید سعی کنیم همیشه خیر مردم را بخواهیم. در هر جایگاه و منصبی که قرار داریم، خودمان را جای طرف مقابل بگذاریم و با انصاف درمورد او قضاوت و رفتار کنیم. «مهربانی» و «بلوغ انسانی»، محصول سیر و سلوک شکوفا شده است اگر انسان در سیر و سلوکش خام باشد، سیر و سلوکش به درد نمی­ خورد. حاصل سیر و سلوک پخته شده و شکوفا شده، این است که انسان مهربان می­ شود و به بلوغ انسانی می رسد. یعنی زمانی که حس کردید هیچ کینه­ ای در دل ندارید و از کسی بدتان نمی آید و مردم را دوست دارید، اینها باعث می شود که جامعه و دنیا در نگاه شما تغییر کند و  دنیا در نگاه شما تاریک و تیره نشود.  یعنی برسید به جایی که هیچ وقت با مردمی که زندگی می کنید، بدتر از خودتان را سراغ نداشته باشید.  یعنی بدانیم خدا کسی را دوست دارد که وقتی به مردم نگاه می کند، از چشم خدا نگاه کند، نه از چشم پر از کینه ی خودش. بنابراین، راه رسیدن به بلوغ انسانی، «رحمت و رأفت» داشتن به مردم است. اما تا وقتی که انسان بالغ نشود و روح انسانی پیدا نکند، به رحمت نمی افتد. زمانی که انسان از ارتباط با غیب و الله و اهل بیت به شادی می افتد، مهربان می ­شود. اما اگر ارتباطش را با غیب تنظیم نکند، به کینه ها و رقابت ها و جدایی ها و طلاق ها  و... می افتد و در آن­ها گیر می ­افتد. قلبش پر می شود از جهنم اختلاف و سوء­ظن و دل گرفتگی، غصه، افسردگی، قهر کردن و ...چنین فردی هنوز به بلوغ نرسیده است. یک راه تحکیم ارتباط با غیب این است که اگر کسی در نماز خواندن به این مسئله دقت کند که در محضر چه کسی است، اصلا ضعف شخصیتی و خلا عاطفی و سستی نخواهد داشت. اگر انسان باور کند که چقدر عنایت ویژه خدا و اهل بیت و فرشتگان به او شده است که توانسته بایستد و نماز بخواند، دیگر دنیا در نگاه او تیره و تار نخواهد بود. چنین کسی باید قدر خود را بدانید و شاکر باشد. اما انسان در قیامت می­ فهمد که عظیم ترین نعمت در دنیا این بوده که خدا بی دریغ او را در شب و روز می­ پذیرفته و اجازه سخن گفتن با خدا را داشته است. ۳. «فإذا كُنتَ كذلكَ وغَضِبَ اللّه ُ على أهلِ بَلدَةٍ أنتَ فیها وأرادَ أن یُنزِلَ علَیهِمُ العَذابَ نَظَرَ إلَیكَ فرَحِمَهُم بِكَ، یقولُ اللّه ُ تعالی :« وماكانَ رَبُّكَ لِیُهْلِكَ القُرى بِظُلْمٍ وأهْلُها مُصْلِحونَ؛ كه اگر چنین باشى، خداوند بر اهل شهرى كه تو در آنى خشم گرفت و خواست عذاب برایشان نازل كند، به تو مى نگرد و به واسطه تو بر آنان رَحْم مى ­آورد. خداوند متعال مى فرماید: «و پروردگار تو [هرگز] بر آن نبوده كه شهرهایى را كه مردمش اصلاح­ گرند، به ستم هلاك كند». آدم های خوب و مهربان بلا را از یک شهر و کشور دفع می کنند. چون این آدم خوب در رفتار و زندگی اش هیچ وقت خودش را با دیگران مقایسه نمی ­کند. او همیشه همه سختی­ های زندگی اش را پای خدا می­ گذارد. او مصداق آیه «قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُکی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ؛ بگو به راستی که نمازم و اعمالم و زندگی و مردنم برای پروردگار جهان هاست» (سوره انعام/آیه 162). چنین آدمی با مردم معامله نمی کند، بلکه با خدا معامله می کند. او مردم را دوست دارد و اصلا با رفتارهای مردم کوچک نمی شود. این طور است که قدرتی می یابد که می تواند بلا را از مردم دفع کند. از دیگر برکات انصاف، در فرمایشی از حضرت علی (علیه السلام) است که فرمودند: «ثَلاثَةٌ لا یَنْتَصِفُونَ مِنْ ثَلاثَ: العاقِلُ مِنَ الْأَحْمَقِ، والبَرُّ مِن الفاجِرِ، والكَریمُ مِن اللَّئیم؛ سه گروهند که هرگز از سه گروه انتقام نمی گیرند. - «العاقِلُ مِنَ الْأَحْمَقِ؛ هیچ وقت آدم عاقل از احمق داد نمی گیرد». آدم عاقل هیچ وقت حق خود را از احمق نمی گیرد. اگر بی ادبی و جسارتی کرده، او دنبال انتقام نیست. مراء هم نمی کند. یعنی حتی اگر حق با او باشد به دنبال جدال نمی رود. برخی آدم ها هستند که هر چند دین ندارند، ولی اخلاق های حسنه و مرام های الهی دارند و خدا هم آنها را دوست دارد. مثلاً درگیری با خانم ندارند. این حفظ حرمت بسیار خوب است که جلو فسادهای زیادی را می گیرد. - «والبَرُّ مِن الفاجِرِ؛ آدم نیکوکار از آدم فاجر دنبال دادخواهی نیست». جزای قدرنشناسی، نابکاری است. جزای این آدمی که قدر ناشناس باشد، این است که نابکار می شود. خود این گناه خیلی بزرگ است. مثلاً برادری که برای خواهر و برادرهایش فداکاری کرده است ولی قدرش را نمی دانند. او نباید کینه به دل بگیرد، بلکه با خدا باید معامله کند. چون به محض کینه گرفتن، انسان سقوط می کند. - «والكَریمُ مِن اللَّئیم؛ هیچ وقت نیکوکار از بدکار انتقام نمی­ گیرد». آدم بزرگ و باکرامت، از آدم پست انتقام نمی گیرد. آدم کریم دنبال این نیست که از آدمی که پست و کوچک است انتقام بگیرد.

صوت

1 - آثار و برکات مراعات انصاف

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5684
زمان انتشار: 20 اکتبر 2016
| |
انصاف و و جدان در عمل، لازمه سبک زندگی است

خانواده آسمانی (جلسه 448)؛ 15/7/95

انصاف و و جدان در عمل، لازمه سبک زندگی است

«انصاف و عدالت» از دیگر اصولى است كه در رشد روابط انسان با ديگران مؤثر است و گفته شد منصف كسی است كه برای ديگران حقوق برابر قائل باشد و مزايای زندگی را ميان خود و مردم تقسيم كند.  اوج آن در این است که انسان خودش را محاکمه کند و یک وجدان بیدار داشته باشد. 

هر كس  واعـظى درونـى داشته باشد، او را از گناهان ترسی نیست انسان براى رشد و تكامل معنوى به سه چیز مهم نیازمند است که یکی از آن ها «وَاعِظٌ مِنْ نَفْسِهِ؛ واعظی از درون» است. همان­طور که بدن برای زنده ماندن نیاز به سیستم دفاعی دارد، روح نیز این گونه است. مؤمن در حرکتش بیش از هر چیز، نیاز به واعظ درونی دارد كه در همه حال با او باشد و از اسرار درونش با خبر باشد، و همواره او را تحت مراقبت خود قرار دهد. چه عاملى جز واعظ درون یعنى وجدان بیدار، مى‌تواند این نقش را عملى كند، و در لغزش ها و خطاها در اوّلین فرصت به انسان هشدار دهد و او را از سقوط در پرتگاه جهنم باز دارد؟ اگر این واعظ درونی که از آن به نام «نفس لوامه» تعبیر می ­شود، در انسان نباشد، نسبت به گناهان بی خیال می شود و به راحتی معصیت و انحراف پیدا می کند، و از این کار خود ناراحت هم نمی شود. عجیب تر آن است که خیلی از افراد با وجود این که معصیت می کنند، دیگران را هم دعوت به این کار می کنند. گاهی انسان با افراد مغرض و جاهل روبروست که باید بترسد و توجه داشته باشد که عصبانیت و تصمیمات زودگذر او را تهدید می کند و از طرفی در پرتگاه جهنم قرار دارد و هر لحظه ممکن است، سقوط کند. موعظه مثل سیستم عامل در درون انسان عمل می کند. آدمی که از درون موعظه گری ندارد، به این معناست که سیستم عاملی ندارد که در درونش اعلام خطر کند. از این رو گناه در درون چنین فردی، باعث انبار شدن آلودگی­ ها می شود، تا جائی که همه چیز را مسخره می­ کند. قرآن کریم عاقبت چنین افرادی را این گونه بیان می کند: «ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساءُوا السّوأی أَن کَذَّبوا بِآیاتِ اللَّهِ؛ عاقبت کسانی که  گناه می کنند و ادامه می دهند این است که آیات الهی را تکذیب می کنند». (سوره روم/آیه 10) یعنی انسان به جائی می­ رسد که در گناه و معصیت و استمرار بر آن، به انکار شریعت، عقائد دینی، خدا و آخرت می رسد و همه را زیر سؤال می ­برد. افرادی که وجدان و نفس لوامه فعالی دارند، اهل نجات هستند، حتی اگر سقوط ­های بدی هم داشته باشند، وجدان بیدار می تواند نجات دهنده آنها باشد.  بنابراین، بسیار مهم است که وجدان را جدی بگیریم و به پیام ­هایش توجه کنیم. اما اگر به این مهم توجه نشود و از آن فرار کنیم، آن وقت فاجعه بزرگ اتفاق می افتد. انصاف در کلام امیرالمؤمنین (علیه السلام) حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «إنَّ أفضَلَ الإِیمانِ إنصافُ الرَّجُلِ مِن نَفسِهِ؛ بالاترین ایمان آن است كه آدمى انصاف داشته باشد». قرآن کریم فقط مؤمن را انسان می ­داند. «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ* إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا» همه انسان ها در خسران هستند* مگر کسانی که ایمان بیاورند.» یعنی فقط «مؤمن» که خسارت نمی دهد و مسیر انسانیت را طی می­ کند. بنابراین ایمان مساوی است با انسانیت. کلامی ‌دیگر از امیرمؤمنان (علیه السلام) است که فرمودند: «أنصَفُ النّاسِ مَن أنصَفَ مِن نَفسِهِ مِن غَیرِ حاكِمٍ علَیهِ؛ با انصاف ترین مردم کسی است که بى آنكه پاى داورى در میان باشد، نزد خودش انصاف را رعایت می کند». در کلام حضرت این طور است که انصاف از درون می جوشد. یعنی منتظر قانون، جامعه و تذکرات دیگران نیست. پس منصف کسی است که اگر به کسی بدی کرده، قبول کند که بد عمل کرده؛ چه نسبت به خانواده، چه دوست و پدر و مادر و همکار و .... اگر بخواهید روابط عرفانی و عاشقانه با معصومین (علیهم السلام) داشته باشید و قوی شوید، یا سرعت در قرب الی الله بگیرید، فرمول فوق العاده مهمی وجود دارد. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند: «إنَّكَ إن أنصَفتَ مِن نَفسِكَ أزلَفَكَ اللّه ُ= اگر انصاف داشته باشی، خدا تو را به خودش نزدیک می ­کند». مثلاً در نشستن بر سر سفره ، راه رفتن، جا گرفتن، در برخورد با امتیازها و آدم­ ها کسی به تو نگوید: انصاف داشته باشید. حضرت امیر به چنین فردی مژده می دهد که خدا تو را به خودش نزدیک می کند. برخی افراد در عین این که مومن نیستند و رعایت ظواهر اسلامی را نمی­ کنند، خواب­ های قشنگی دارند؛ یا خداوند خیلی چیزها به آنها داده که موجب تعجب مومنین می شود. این برای آن است که آن­ها اعمالی دارند که مؤمنانی که بسیاری از ظواهر را رعایت می کنند، فاقد آن هستند. درست  است که آنها ظواهر اسلامی را رعایت نمی ­کنند و باید برای همین عذاب شوند، ولی چون افراد با وجدان، دلسوز و مهربانی هستند، در همین دنیا مورد لطف خداوند قرار می گیرند. اینها قواعد و سنت هایی است که خداوند حاصل آن را به چنین افرادی درهمین دنیا می دهد. در تمام مشاغل و ارتباطات، انسان برای «انصاف» مورد آزمایش قرار می گیرد و هیچ صحنه ای از صحنه های زندگی نیست که انسان در این خصوص، مورد آزمایش الهی قرار نگیرد. متأسفانه در خیلی از جاها جمله ی «به من ربطی ندارد» بیان می شود که نوعی بی ­انصافی است. اگر کسی شجاعت معذرت ­خواهی و جبران، پذیرش کوتاهی ­ها، تقصیرات و معصیت­ ها را داشته باشد و علیه خودش قیام کند و از شکستن خودش نترسد. درهای غیب به روی او باز می شود. در سیر و سلوک هر چقدر انسان بتواند چهار من خودش (من جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) را از میان بردارد، در های غیب به رویش باز می شود و خیرات و برکات به سویش سرازیر می ­شود و من حقیقی اش(من فوق عقلانی) رشد می کند. مصادیق بی انصافی گاهی یک استاد مطلب، طرح یا اختراعی را از دانشجوئی می گیرد و به اسم خودش ثبت می­ کند؛ و گاهی اعلام می کند که آن طرح یا اختراع مال خودش نیست و به شاگردش تعلق دارد، در اینجاست که خدا به چنین استادی خیر و برکت علمی می دهد و بدون اینکه از جائی تعلیم دیده باشد، خداوند حکمت، نورانیت و معنویت و علم را به دامان او می ریزد. چون منصف بوده و دروغ نگفته است. بنابراین، هر چه انسان «من»های سطح پایینش را حذف کند، من حقیقی و وجدانش قوی تر می شود. این همان است که حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «خُذُوا مِنْ أَجْسادِكُمْ ما تَجُودُوا بِها عَلى أَنْفُسِكُمْ؛ هر چقدر به جسدهای خودتان فشار بیاورید، نفس تان قدرتمند می شود».  برای قدرتمند شدن روح، باید هر چه جسم بخواهد جلویش را بگیریم و ندهیم و به آن ریاضت بدهیم؛ هر چقدر خواسته های جسم را بطور منطقی از او بگیریم، روح قدرتمندتر می شود. اگر انسان هر چهار بخش سطح پایینش را کنترل کند، روحش قدرت بیشتری پیدا می کند. پس در برخورد با دیگران، اگر طرف مقابل مان را خدا بدانیم، یعنی حواسمان باشد که خدا ما را می بیند، بی انصافی نمی کنیم. پس ظالم کسی است که جایگاه و حدّ واقعی خود را مراعات نمی کند. یکی از مصادیق بی انصافی، حسادت است. آدمی که حریف حسادت خودش نباشد، به تعبیر روایت او «ظالم» است. کسی که توانایی مهرورزی و محبت به پدر و مادر، خواهر و برادر و ... ندارد، نشان دهنده ظالم بودن اوست. چنین خصلتی باعث از دست رفتن دنیا و آخرت انسان می شود. ما در تمام صحنه های زندگی در مورد انصاف امتحان می شویم. این امتحانها زمینه قرب ما هستند و به میزان انصافی که داریم، برایمان قرب و نزدیکی به خدا ایجاد می شود. همچنین انصاف عامل برداشته شدن پرده ها و حجاب ها می شود. یکی از دلایل بوجود آمدن مشکلات و گره های زندگی، «بی انصافی» است. درحالی که دریچه روزی ها در درون خود فرد است و درمان هم به دست خود اوست. یعنی حتی دردهای جسمی مثل سردرد های مزمن، بی خوابی ها و ... کاهش دهنده این دردها، «آرام کردن خود» است که اگر این مسئله به خوبی حل شود، حتی سخت ترین دردها تحملش برای ما راحت می شود. پس آرام کردن خود خیلی مهم است. انصاف از اکسیرهای عظیمی است که خیلی آرامش و قدرت به انسان می دهد و بسیاری از موانع و مشکلات زندگی ما را حل می کند.

صوت

1 - انصاف و و جدان در عمل، لازمه سبک زندگی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5667
زمان انتشار: 5 اکتبر 2016
| |
«منصف بودن»، سخت ترین و با فضیلت ترین عمل است

خانواده آسمانی، 447، 95/7/08

«منصف بودن»، سخت ترین و با فضیلت ترین عمل است

رعایت انصاف در حق خود و مردم، به این است که چیزى را براى خودت نخواهى، مگر اینکه همانندش را براى دیگران بخواهى. این سخت ترین عمل دنیاست.

انصاف در کلام امیرالمؤمنین علی (علیه ­السلام) انصاف امری فطری در وجود آدمی است که حتی کودکان هم به راحتی آن را درک می کنند. «انصاف» صفت برجسته و زیبای مؤمن است. او با کسی که به او بدی و ظلم کرده، منصفانه رفتار می­ کند. یعنی ظلم دیگران باعث نمی ­شود که عدالت را زیر پا بگذارد. حضرت امیر علی (علیه ­السلام) فرمودند: «أعدَلُ النّاسِ مَن أنصَفَ مَن ظَلَمَهُ؛ عادل­ترین مردم کسی است که وقتی به او ظلم می شود، با انصاف رفتار کند». دلیل این که حضرت عادل ترین مردم را این گونه تعریف کرده، این است که انسان در حالت عادی می ­تواند عدالت را رعایت کند، هر چند یک کمال است، اما زمانی که مورد ظلم واقع شود، سخت است که بتواند خودش را کنترل کند و عدالت را رعایت کند. بنابراین، باید بدانیم که دیگران الگوی رفتاری ما نیستند، بلکه دستورات خداوند باید ملاک عمل و الگوی رفتار ما باشد. در فرمایش دیگری از حضرت آمده: «إنَّ أفضَلَ الإِیمانِ إنصافُ الرَّجُلِ مِن نَفسِهِ؛ بالاترین ایمان این است که شخص از ناحیه خودش دادخواهی کند». یعنی حق دیگران را اول از خودش بگیرد. این  اصطلاح در فارسی به «وجدان» تعبیر شده است. وجدان یعنی «یافتن» و این مسئله ربطی به دین و اعتقاد شخص ندارد. وجدان یعنی شخص اهل یقه گیری از خودش باشد، یعنی مردانگی، جوانمردی و آگاهی درونی در وجودش باشد، خودش را قضاوت کند و انصاف درونی داشته باشد که این کلید ارتقاء، رشد معنوی و آرامش روانی انسان است. در فرمایش دیگری، حضرت فرمودند: «إنَّ مِن فَضلِ الرّجُلِ أن یُنصِفَ مِن نَفسِهِ، و یُحسِنَ إلى مَن أساءَ إلَیهِ؛ از فضیلت مرد است كه از خود انصاف به خرج دهد و به كسى كه به او بدى كرده است خوبى كند.» در انصاف بهتر است انسان محاکمه کننده خودش باشد و بگوید چکار می­ کنم و باید چه کاری انجام دهم». این محاکمه در برخورد با دیگران، اعم از پدر و مادر، دوست، اطرافیان و مهمتر از همه امام عصر (عج الله تعالی) که حق ویژه به گردن ما دارد، باید صورت ­گیرد. سؤالاتی که باید از خود بپرسیم: آیا ما با امام زمان (علیه ­السلام) منصفانه رفتار می­ کنیم؟ آیا ظلمی از ناحیه ما به ایشان نمی ­رسد؟ آیا حقی توسط ما از حضرت خورده یا ضایع نشده است؟ مثل خمس دادن. چون امام زمان (علیه­ السلام) در فرمایش گهربارشان فرمودند: «خدا لعنت کند کسی که سهم ما در دست او بماند». لعن در لغت به معنای "دور باد" است و در اصطلاح دینی انسان ملعون از رحمت و فیض الهی دور می شود. وقتی قطب عالم کسی را لعنت کند، زندگی طبیعی نخواهد داشت و دچار مشکلات روحی، معنوی، مالی و بیماری بسیاری خواهد شد. پس خمس، سهم امام و سادات است و کسی حق تصرف در آن ندارد که در صورت عدم پرداخت آن ظلم زیادی به سادات و امام می­ کند. انصاف باعث می شود انسان از پل صراط که در جهنم قرار دارد و برای ورود به بهشت است، سقوط نکند و به راحتی بگذرد. پس در هیجانات زندگی، تصمیمات نادرست نگیرید. در حالت عصبانیت حرفی نزنید و در قضاوت نسبت به دیگران اول خود را جای دیگران بگذارید. گاهی ممکن است نسبت به کسانی تنفر پیدا کنیم، اما اگر خود را در موقعیت آن­ها قرار دهیم، ما هم همان عمل و رفتار را انجام می دهیم. پس وقتی دیگران را سرزنش و مذمت می کنیم، یقین داشته باشیم سر خودتان هم می ­آید. چرا انسان با رعایت انصاف به آرامش می­ رسد «انصاف»، انسان را متعادل و آرام می­ کند. خانواده امانتی دست ما هستند. پس همان گونه که دوست داریم با خویشان ما درست رفتار شود، ما هم نسبت به دیگران این گونه رفتار کنیم. قیامت، صحنه وحشتناکی است و کسی جز خدا نمی ­داند حقایق آن چیست. اما این خود ما هستیم که تعیین می کنیم که در قیامت دوست داریم چه کسانی نزد ما باشند و با آن­ها آرامش داشته باشیم. یکی از چیزهایی که می ­تواند در حرکت به سمت انسانیت و تولد سالم در آخرت به انسان سرعت و قدرت بدهد و جهنم وجود انسان را خاموش کند؛ تمرین و تمرکز است که اگر کسی به او بدی کرد، با بدی جبران نکند و تمرین کند که شبیه معصوم و الله شود. چه کسانی به خدا شبیه ­اند؟ کسانی به خدا شبیه هستند که سبقت بیشتری از دیگران داشته باشند و لازمه ی این خصلت، خوبی نسبت به کسی است که به انسان بدی کرده و او هم با بدی جواب نداده باشد. ما باید با الله قرابت شخصیتی داشته باشیم. سرمایه هر انسانی در شباهت به حق تعالی این است که ما در عمرمان چقدر به آدم هایی که به ما بدی کرده ­اند، خوبی کرده ایم! یا چقدر اهل تغافل و بخشیدن و ندید گرفتن بوده ­ایم و چقدر کینه­ ها را برطرف کرده ­ایم.

صوت

1 - «منصف بودن»، سخت ترین و با فضیلت ترین عمل است

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5632
زمان انتشار: 26 سپتامبر 2016
| |
انصاف تابلوی ایمان است

خانواده آسمانی، 446، 95/7/01

انصاف تابلوی ایمان است

«انصاف» از زیباترین خصلت‌های اخلاقی و از ویژگی‌های اهل ایمان است و از زیر شاخه های قسط و عدالت است، یعنی خود را نسبت به ديگران صاحب امتياز ندانستن، به خود نسبت به ديگران ويژگی خاص ندادن و سلوکی چون ديگر مردم در پيش گرفتن.

از دیگر وظائف اعضای خانواده آسمانی نسبت به یکدیگر، رعایت انصاف است که دارای انواع و اقسام متعددی است از جمله: انصاف در سخن، انصاف در عمل، انصاف در قضاوت و ...که رعایت آن بسیار سخت و دشوار است. حال برای مزین شدن به این صفت چه باید کرد؟ و در کدام مسیر باید حرکت نمود تا بتوان به سلامت، به اوج انسانیت رسید؟ در قدم نخست، اگر کسی بخواهد موفق به رعایت «انصاف» شود، باید از هر چیزی که خدا متنفر است، دوری کند و هر چیزی را که خدا دوست دارد، دوست داشته باشد؛ یعنی ملاک حب و بغض هایش را الهی کند تا با رضایت الله و خانواده آسمانی اش به "اخلاص" برسد. ما برای ولی خدا شدن، نیازی به چله نشینی و ریاضیت کشیدن نداریم، بلکه با یک شوهرداری و زن داری شرعی و رفتار صحیح با پدر و مادر یا فرزندان، می توان از اولیا الهی شد. پس هر کس در مختصات شخصی خودش درست رفتار کند، هم درجه ی انبیا و معصومین (علیهم السلام) می شود. خداوند متعال در آیه 162 سوره انعام در " اهمیت اخلاص" فرموده: « قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُکی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ= بگو به درستی که نماز و عبادت و زندگی و مرگ من برای پروردگار جهانیان است». پس کسی که ملاک های حب و بغض هایش را با خدا تنظیم می کند، می تواند فرد منصفی باشد. انصاف یا ایثار کدام بهتر است انصاف آن است که اگـر آدمـى بـا كـسى نزاع مى كند، و خود مقصر است، اعتراف به تقصیر كند و از طرفش عـذرخواهى نماید، اگر حق كسى را خورده یا ضایع کرده، اعتراف كند و حق را برگرداند، اگر قضاوت بى جایى كرده، جبران نماید و معذرت خواهى كند و اگر همسرش حق مى گوید، بپذیرد. از این رو با رعایت انصاف، خیلی از بدی ها برطرف می شود. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: «عامِلْ سائرَ النّاسِ بالإنصافِ وَ عامِلِ المؤمنینَ بِالإیثار= با دیگر مردمان به انصاف رفتار كن و با مؤمنان به ایثار». با مردم منصفانه رفتار کنیم، حتی اگر دشمن ما باشد؛ ولی با مؤمنین با ایثار رفتار باید کرد. چون ایثار در روایت تعبیر به "تاج المکارم" شده؛ یعنی زیبائی و تاج یک انسان که روی سر او قرار می گیرد، «ایثار» است. یعنی ترجیح دیگران بر خود، یعنی در روابط صحبت از من و تو نیست، بلکه نوعی فداکاری کردن برای همدیگر است که در این صورت، انسان را به سرعت متخلق به اخلاقی الهی می کند و از جهنم دنیا خارج می کند و به عالم ملکوت می رساند. پس انصاف داشتن، کار راحتی نیست؛ چون باید «خود» طبیعی مان را حذف کنیم. برای نزدیک شدن به الله، ممکن است صدها صفت خوب داشته باشیم، ولی اگر بخواهیم برای اوج گرفتن، از بین  هزاران صفت الهی، گل سرسبدش را انتخاب کنیم، صفت «انصاف» از همه بهتر است. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: «العَدلُ الإنصافُ= عدل همان انصاف است». از این سخن امیرمومنان علی(علیه السلام) نکته ای دیگر به دست می آید و آن این مطلب است که انصاف به یک معنا از زیرشاخه های عدالت است که اهمیت موضوع را نشان می دهد. اخلاق مومن در کلام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نشانه مؤمن «انصاف» است. انصاف با همگان و عموم مردم، ویژگی بارز اهل ایمان است. حضرت امیر علی (علیه السلام) انصاف را از اخلاق مؤمن بر می شمارد و می فرماید: «المؤمِنُ یُنصِفُ مَن لا یُنصِفُهُ= مؤمن با كسى كـه نسبت به او انصاف به خرج نمى دهد، با انصاف عمل مى­ كند». چون ملاک مومن الله است؛ پس در عملکردش فقط با نگاه الهی رفتار می کند؛ حتی کینه به دل نمی گیرد؛ چشم و هم چشمی با کسی ندارد؛ چون فقط با خدا معامله می کند. این ویژگی پایه های عظیم و اساسی در عرفان اسلامی و ترقی سیر و سلوک ماست. اگر کسی این صفت را ملکه خودش قرار ندهد به حب و بغضی های نفسانی می افتد و در جهنم دنیا سقوط می کند.  

صوت

1 - انصاف تابلوی ایمان است

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5600
زمان انتشار: 18 سپتامبر 2016
| |
«انصاف» از مهمترین حقوق انسان ها است

خانواده آسمانی، 445، 95/6/18

«انصاف» از مهمترین حقوق انسان ها است

انصاف از زيباترين خصلت‌هاى اخلاقى بوده و به معناى رعایت عدالت  و احسان است. انصاف اقسامی دارد: انصاف در خانواده، در روابط دوستان و دیگران، در ستایش یا نکوهش، در اظهار نظر در مورد خواستگار، در رعایت حق اهل بیت (علیهم السلام) و ناسپاسی نکردن و انصاف در سایر امور.

رعایت عدالت و انصاف در مشاجرات خانوادگی پدر و مادرها نباید طرف دختر یا پسر خود را بگیرند و از یکی در مقابل دیگری با بی انصافی دفاع کنند. اگر والدین می بینند هر کدام از عروس یا دامادها حق را می گویند، باید انصاف و عدالت را رعایت کنند و حق را به کسی بدهند که درست می گوید. اگر این مسئله رعایت شود، با این که یکی از طرفین ناراحت می شود، اما در باطن خود می فهمد که عدالت رعایت شده، پس کینه ای به دل نمی‌گیرد و محبتش بیشتر می شود. بنابراین، از جاری کردن عدالت و انصاف نترسید، چون حب و بغض ها به دست خداست. گاهی در جایی که یک زن می خواهد بدی های شوهرش را بگوید، از او یک دیو می سازد یا مرد، چهره دیوی از زن ارائه می دهد. درست نیست که همه تقصیرها را به گردن یک طرف بیندازیم و فرافکنی کنیم. در گفتن بدی ها، متأسفانه ما نسبت به محاسن دیگران کور می شویم و از طرفی شیطان هم کمک می کند که محاسن را نبینیم و فقط زشتی و عیب ها را بازگو کنیم. در حقیقت قوه واهمه و شیطان در منفور کردن افراد در ذهن مان نقش زیادی دارند. یعنی قوه واهمه و شیطان در خراب کردن افراد کمک می کند تا عیبی برای دیگران بسازیم. در حالی که بیشتر اوقات این عیب ساخته ی ذهن خود ما است؛ نه این که واقعاً طرف، این عیب را داشته باشد. مثل این که مردی به زنش بی خودی بدبین است. شیطان آنقدر وسوسه می کند که مرد به باور خودش فکر می کند که زنش به او خیانت کرده است. رفتار با همسرمان باید بالاتر از انصاف باشد انصاف یعنی عدالت؛ اما احسان بالاتر از عدالت است. رفتار ما با همسرمان باید بالاتر از انصاف باشد. علی (علیه السلام) در تفسیر آیه ی «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ ...» فرمود: «العَدلُ الإنصافُ، و الإحسانُ التَّفَضُّلُ= عدل همان انصاف است و احسان همان بخشندگی است». «احسان» به این دلیل از عدالت بالاتر است که رفتاری بیش از حد عدالت است؛ احسان یعنی کرم و بخشندگی. یعنی اگر انسان توانائی داشت، با عدل رفتار کند و اگر توانائی بیشتری داشت، بیش از آنچه وظیفه دارد، عمل کند. قرآن نیز، در این خصوص می فرماید: وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَكُمْ = فضل را در میان خودتان فراموش نکنید» (بقره ۲۳۷). علت این که خداوند دستور به رعایت احسان که بالاتر از انصاف است می دهد، این است که انسان به سختی می تواند انصاف را رعایت کند و معمولاً از حد عدالت خارج می شود.  به خاطر همین قرآن دستور مهمی برای کیفیت صحبت کردن داده و می فرماید: « وَ قُلْ لِعِبادی یَقُولُوا الَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبیناً= و به بندگانم بگو سخنی که بهتر است بگوئید، چون شیطان می خواهد میان آنان کدورت بیفکند که شیطان برای انسان دشمنی آشکار است» (سوره اسراء/آیه 53) در هر جای قرآن وقتی کلمه «قل» بیاید، یعنی مسئله خیلی مهمی مطرح می شود. خداوند می گوید: «به بندگانم بگو وقتی می خواهید حرف بزنند از بهترین کلمات استفاده کنند، چون شیطان حتما از کلمات منفی سوء استفاده می کند». اکثر طلاق ها، دعواها، جنگ ها و قتل ها بخاطر استخدام کلمات نامناسب بوده است. مثلاً زن در ابراز احساساتش به گونه ای حرف زده که مرد را به نوعی نابود کرده است. بنابر این، باید به نقش شیطان و نفس اماره توجه کنیم. چون نفس بی انصاف است. ما در انتقاد یک نفر باید خوبی ها، عملکردها و نقش او در گذشته و حال توجه داشته باشیم و صرفاً بخاطر یک خطا خوبی های طرف را فراموش نکنیم. ناسپاسی در حقوق اهل بیت (علیهم السلام) موجب بی انصافی و سقوط در جهنم است یکی دیگر از موارد بی ­انصافی، ناسپاسی و کفران نعمت های الهی است. این بی انصافی زمانی است که انسان نسبت به خدا و اهل بیت (علیهم السلام) شکایت می کند. قطعاً چنین فردی بنده شیطان است. پس کسی که انصاف ندارد، عاقبتش سقوط در جهنم است. چون صراط اکنون بر روی جهنم است و کسی که در رفتار با دیگران ظلم و ستم می کند، به جای عبور از صراط، از آن سقوط می کند. جهنمی شدن او برای این است که در دنیا همیشه سقوط داشته، و نه حرکت بر روی صراط. رعایت حد عدالت در ستایش و نکوهش افراد امیرالمومنین علی (علیه السلام) در مورد سختی رعایت انصاف در ستایش و نکوهش می فرماید: «قَلَّ مَا یُنْصِفُ اللِّسَانُ فِی نَشْرِ قَبِیحٍ أَوْ إِحْسَانٍ = خیلی کم اتفاق می افتد که زبان در تقبیح یا تعریف افراد، انصاف را رعایت کند». یعنی گاهی در ستایش کسی، یا بیش از حد شایستگی کسی از او می گوییم و به اصطلاح او را تا به آسمان بالا می بریم؛ و گاهی در نکوهش کسی از حد بدی فرد تجاوز می کنیم. یک نمونه انصاف وقتی است که ما می خواهیم در مورد کسی که به خواستگاری دختری آمده اظهار نظر کنیم. یکی از موارد جواز غیبت، مشاوره است؛ یعنی وقتی از شما برای ازدواج در مورد کسی پرسیدند ایشان چگونه فردی است؟ ما نباید اگر مشکلی دارد، آن را بازگو نکنیم و حداقل ها را بگوئیم؛ مثلا بگوییم: «او نمی تواند دختر شما را خوشبخت کند» یا «تناسب با دختر شما ندارد».  یعنی حق پنهان کاری نداریم، اما بدی ها و خوبی ها باید به اندازه گفته شود. نه این که یک سره خوبی ها را بیان کنیم. گاهی خواستگار؛ اعتیاد یا بیماری خاص، یا دو شخصیتی و... دارد. باید این موارد به صراحت گفته شود. اما اگر کینه ای شخصی با فرد مورد نظر داریم، در حالی که او هیچ مشکلی ندارد، این بی انصافی است که کینه شخصی را در اظهار نظرمان دخالت دهیم و مانع ازدواج دو نفر شویم. پس انصاف این است که متن واقعیت بیان شود و از حداقل ها شروع شود. چگونه مشکل بی انصافی را درمان کنیم؟ هر چند که برای درمان مشکل بی انصافی راهکارهای زیادی وجود دارد که برخی از آنها در طی همین بحث ها مطرح شده، اما جذر گرفتن از بدی ها یک راهکار خوب محسوب می شود. وقتی بخواهیم از کسی انتقاد کنیم، باید در دادن نمره بد، جذر بگیریم؛ یعنی کمتر حساب کنیم. یعنی اگر نمره 16 می دهیم، با جذر گرفتن می شود 4 و آن عدد جذر گرفته را بگوییم. بنابراین، ما همیشه در دیدن بدی ها و ضعف های اطرافیان، با درجه بالای از دروغ روبرو هستیم. دروغ هایی که خود شخص گوینده هم باورش کرده است. ما باید آدم ها را با همه ضعف ها و عیب هایشان بپذیریم و خود را بهتر از کسی نبینیم.  چون نفس در هر کاری زیاده روی می کند؛ چه موقع انتقاد و چه موقع تعریف. همان طور که نفس من این طور است، نفس دیگران هم همین طور است. پس از دیگران توقع زیادی نداشته باشیم.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

صوت

1 - «انصاف» از مهمترین حقوق انسان ها است

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed