www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 4639
زمان انتشار: 26 ژانویه 2016
| | | | |
نقش دوست در سرنوشت انسان

خانواده آسمانی ۴14 ، ۱۳۹۴/11/01

نقش دوست در سرنوشت انسان

دوست، یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیر بر شکل‌گیری شخصیت و سرنوشت انسان است. به فرموده‌ی قرآن کریم «يا وَيلَتى‏ لَيتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلاً؛ ای وای بر من ای کاش فلانی را رفیق نمی‌گرفتم» دوست آینده انسان را شکل ‌داده و ابدیت او را می سازد. اینکه با چه کسی دوست باشیم و چه کسانی را دوست بداریم در سرنوشت و سعادت و شقاوت انسان تأثیرگذارند و تاثیر دوست بد به گونه‌ای است که می تواند انسان را از یاد خدا و رهبر الهی دور کند و آینده انسان را به خطر بیاندازد.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 414 «خانواده آسمانی » مورخ 94/11/01 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   «تأثیرگذاریِ همه‌ی اشیا بر نفس» گفتیم که رابطه‌ی دنیا و آخرت، مانند رابطه رحم مادر و دنیاست. به این مفهوم که همه‌ی انسان‌ها، در رحم دنیا، در حال حرکت و رشد به سمت آخرت هستند، اما از نگاه قرآن حرکت بعضی از انسان‌ها، حرکت رو به بالا و موفق بوده و حرکت بعضی دیگر حرکت منفی و رو به عقب است. دسته دوم، کسانی هستند که در دنیا زندگی می‌کنند، تشکیل خانواده می‌دهند، و حتی سال‌های طولانی عمر می‌کنند، اما زندگی‌شان، دقیقاً مانند یک جنین که فقط از نظر اندازه، بزرگ شده است. اما هیچ اندام و ارگانی برای زندگی در دنیا برای خود نساخته است، شبیه می‌باشد. تولد این دسته از افراد، تولدی دردناک به عالم برزخ می‌باشد، زیرا هیچ گونه آمادگیِ خاصی برای این تولد عظیم، در آنان بوجود نیامده است. تمام آنچه که در پیرامون ما می‌گذرد و همه آنچه که در درونِ ما جریان دارد (افکار، هیجانات، اخلاقیات، رفتارها، و ... ) همه و همه در حال تغذیه‌ی نفس ما می‌باشند. به گونه‌ای که شکل باطنی‌ِ ما و نحوه‌ی رشد نفس ما، کاملاً با نوع خوراک‌های ما، ارتباط مستقیم دارد. هیچ چیز در رحم دنیا، نابود نمی‌شود. بلکه هر آنچه که در ارتباط با نفس ما می‌گذرد، بر روی نوار نفسمان ضبط و ثبت گردیده و به آن شکل تازه‌ای می‌بخشد. دیدنی‌ها، خوردنی‌ها، شنیدنی‌ها، بوئیدنی‌ها، افکار، خیالات، عقاید، رفتارها، کلام، رنگ‌ها، نواها و موسیقی‌ها و ... حتی نوع انسان‌هایی که انسان آنها را ملاقات می‌کند؛ دائماً در حال تغییر شکل نفس او شده و او را به سمتِ آماده شدن برای آخرت پیش می‌برند. حال این آمادگی می‌تواند مثبت باشد، یا آمادگی منفی. رفاقت‌هایت از جنس آخرت باشد! درصد تأثیرگذاریِ امور گوناگون و یا اشیاء مختلف بر نفس انسان، متفاوت است. بسته به ساختار وجودی هر نفس، تأثیری که امور پیرامون آن، می‌توانند در نفس ایجاد کنند، متفاوت می‌باشد. یکی از تأثیرگذارترین امور بر نفس انسان، دوستان او می‌باشند، کسانی که او با آنها رفت و آمد کرده، دوستشان می‌دارد و با آنها وارد تعاملات عاطفی می‌گردد؛ بر نفس او تأثیر گذاشته و به آن شکل می‌دهند. به محض اینکه انسان با کسی رفاقت برقرار می‌کند، نفس او، شروع به تغذیه از این رابطه‌ی دوستی نموده و شکل تازه‌ای به خود می‌گیرد. قرآن کریم؛ آیات بسیاری را به نقش دوستان در سلامت نفس و سعادت ابدیِ انسان اختصاص داده است. به آیه‌ی زیر دقت کنید: «وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا؛ روزی که شخص ظالم (کسی که بر نفس خود ظلم کرده و از مسیر صراط خارج شده است)، دو دستش را گاز می‌گیرد، و می‌گوید: ای کاش من، یک رابطه‌ای را با پیامبر حفظ می‌کردم. (سوره فرقان/ آیه 23) ای وای بر من، کاش فلانی را بعنوان دوست انتخاب نمی‌کردم، مرا از یاد خدا غافل کرد، بعد از اینکه من حق را شناخته بودم و شیطان، انسان را رها می‌کند! عذاب آخرت، به قدری سنگین است که شخص چنان به ترس و اضطراب می‌افتد که هر دو دست خود را گاز می‌گیرد، او در این حسرت کُشنده دست و پا می‌زند که؛ چرا در دنیا ارتباطی با پیامبران الهی برقرار نکرده است. این قسمت از آیه نشاندهنده‌ی این نکته است؛ که رها کردن دست پیامبران و قطع ارتباط با حقیقت دین، از دینداری، داشتن یک ارتباط دو نفره و قلبی با پیامبران و اولیاء و رهبران دین می‌باشد. چه بسا افرادی را که ظاهراً دیندار و متدین هستند، اما رابطه‌ی قلبی و وجودی با رهبران دین ندارند. این آیه، توجیه محکمی در برابر کسانی است که ادعا می‌کنند بعد از شهادت رهبران دین، امکان ارتباط با آنان وجود ندارد. طبق این آیه؛ رفاقت‌ها، دوستی‌ها و ارتباطات، تعیین‌کننده‌ی نوع سعادت و یا شقاوت ابدی هستند. بطوری که یک دوستیِ اشتباه، تمام آینده او را تباه می‌کند، آینده‌ای که بعد از تولد به برزخ، دیگر امکان جبران آن وجود ندارد. گاه یک رفاقت غلط یک ازدواج اشتباه و ... بنیانِ عقاید و باورهای انسان را سست می‌کند بطوری که تمام دارایی های اعتقادیِ او را از درونش حذف می‌کند. عواطف و عشق‌های زمینی، براحتی حتی  برهان‌ها و استدلال‌های عقلی را نابود می‌کند.   قال علی (علیه‌السلام): «الوَحدَةُ خَیرٌ مِن رَفیقِ السَّوءِ؛ تنهایی، بهتر از داشتن یک رفیق بد است». گاه یک عمر تجرّد و ازدواج نکردن، بهتر از ازدواج با یک انسان جهنمی است. کمی فکر کنیم؛ بعد از اینکه حق بودن امیرمؤمنان و فرزندان او برایمان مسجّل شد، چقدر از رفاقت‌ها، ارتباطات و معاشرت های ما، ما را از یاد امام زمان‌مان غافل می‌کند. چقدر شیفتگی‌های ما به شغل، فرزند، ثروت، مقام و ... ما را از حرکت کردن برای برداشتن موانع ظهور باز می‌دارد؟ چقدر از دل مشغولی‌های بی‌فایده‌ی ما، قلب ما را از برقراری ارتباط با امام زمان باز می‌دارد؟ ارتباط با امام زمان یعنی با او ارتباط شخصی و قلبی برقرار کنیم؛ یعنی قلب ما، ایشان را خوب بشناسد، ایشان نیز ما را به خوبی بشناسند. اگر قرار باشد، ما به محض تولدمان به برزخ، به اشرافِ بهشت معرفی شویم؛ باید در این دنیا، دائماً در ارتباط قلبی و عاطفی با آنها بوده و در زیر سایه‌ی حمایت‌ها و ارتباطات عاطفی با آنها زندگی کنیم. عالم برزخ، بی‌نهایت از دنیا کامل‌تر، شلوغ‌تر، پرهیجان‌تر و ... است. خدا نکند آنجا، انسان آشنایی نداشته باشد که به سراغش آمده و او را از آن همه تحیّر و اضطراب لحظه‌ی ورود برهاند. تنها انس و رفاقت با اشراف و ثروتمندان آخرت (انبیا، شهدا، صدیقین صالحین و ملائکه و ...) است که می‌تواند ما را از تنهایی لحظه‌ی تولد به برزخ نجات دهد. تا دیر نشده، باب رفاقت با آنان را باز کنیم. «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - نقش دوست در سرنوشت انسان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4634
زمان انتشار: 24 ژانویه 2016
| | | | |
پرهیز از خوارشمردن و سرزنش دیگران

خانواده آسمانی ۴۱3 ، ۱۳۹۴/۱۰/۲۴

پرهیز از خوارشمردن و سرزنش دیگران

سرزنش و تحقیر بدلیل اشتباهات و خطاهای دیگران، سبب دوری از اخلاق پیامبر و معصومین (علیهم السلام) می‌شود. امام صادق (علیه السلام) به اصحاب و پيروان خويش چنين سفارش نمودند: «كسى كه برای دوستی به شما رو کرده بخاط لغزش‌هاىش سرزنش نکنید و او را به گناهى آگاه نسازيد تا مرتكب آن شود، چنين خصلتى از اخلاق پيامبر صلى الله عليه و آله نيست.» چون به رخ کشیدن عیوب  و گذشته دیگران عملی غیرانسانی است و با يادآورى لغزشِ فرد، جهنمی درست می‌شود که ادامه یک رابطه خوب را از دست می‌دهد. 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 413 «خانواده آسمانی » مورخ 94/10/24 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   سرزنش و قهر با گنهکاران؛ ممنوع آلوده شدنِ یکی از اعضای خانواده، فامیل، دوستان و ... به گناهی، هرگز نباید، مانع ادامه‌ی رفاقتِ ما با آنان گردد. گاه اتفاق می‌افتد که ارتکاب یکی از اعضای خانواده به یک گناه، با چنان واکنش شدیدی از سوی بقیه‌ی اعضای خانواده پاسخ داده می‌شود، که شخص اساساً فرصتی برای جبران و یا پیدا کردن شخصیت حقیقی خودش را ندارد. بعنوان مثال ممکن است فرزندان، یا والدین به گناه و یا فحشایی مبتلا شوند، هر گونه طرد کردن یا قهر کردن و ... از سوی دیگر اعضا، نه تنها کمکی به حل موضوع نمی‌کند، بلکه مصیبت دومی را به مصیبت اول ما (ارتکاب گناه) اضافه خواهد کرد. اولین قدم در چنین شرایطی آن است که اول خودمان را مورد بررسی قرار دهیم، آیا کوتاهی‌های ما، سبب ارتکاب او به گناه نشده است؟ آیا عدم مراقبت‌های ما و تأمین‌های عاطفی ما، منجر به چنین حادثه‌ای نشده است؟ آیا ما نقشی در این لغزش او نداشته‌ایم؟ به فرض اینکه، ما تمام مسئولیت‌ها و مراقبت‌هایمان را به انجام رسانیده باشیم، باز هم حق سرزنش کردن او و یا غیبت کردن از او را نداریم. بلکه باید با مهربانی، دست او را گرفته و از این منجلاب خارجش کنیم. حفظ آبروی او در این شرایط اصلی‌ترین وظیفه است که برعهده‌ی ماست ما حق نداریم، این ماجرا را برای کسی بازگو کنیم ... این اخلاق، جز خلقیات پیامبر و اولیائش نیست، زیرا خداوند اساساً آشکار شدن فحشا، و یا مچ‌گیری از بندگانش را دوست ندارد. لذا امام صادق (علیه‌السلام) بسیار محترمانه و عاشقانه از ما رعایت این نکته را می‌خواهد؛ «این از اخلاق رسول الله و اولیائش نیست»... این جمله نشان می‌دهد که قیمت ما؛ رسیدن به خلق الهی است. ارزشِ حقیقی ما، شبیه شدن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اولیائش است. پس خودمان را ارزان نفروشیم.... ابتلای به خُلق‌هایی مثل طعنه زدن، سرزنش کردن، و ... انسان را از تخلق به اخلاق رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) باز می‌دارد. انتخاب الگوهای اخلاقی، تعیین کننده‌ی قیمت ماست... ما زمانی ارزشمند و قیمت دار خواهیم بود، که الگویِ زندگی‌مان در همه‌ی ابعاد، الله و الگوهای معرفی شده از سوی او «لَقَد كانَ لَكُم فی رَسولِ اللَّهِ أُسوَةٌ حَسَنَةٌ» (سوره احزاب/آیه 21) باشند. کسی که رسول الله و اولیاء او را به عنوان الگو و مربی خود پذیرفته است؛ نمی‌تواند بدون هم قدمی، رفاقت، و نزدیکی دائمی با آنان، به شباهت با آنان برسد. تمام دلگرمی و اطمینان خاطر یک مؤمن، همین انتسابش به مربیان معصومش می‌باشد، زیرا مطمئن است که هرگز در الگوگیری خطا نکرده و به بیراها نمی‌رود. از همین رو به محض آنکه، خلقی را از اخلاق رسول الله نمی‌بیند، به سرعت آن را از خود دور می‌کند. چرا که می‌داند هر لحظه درنگ، در آنچه که رنگ و بوی الگوهای او را ندارد، او را به سرعت از شبیه شدن به مربیان و الگوهای حقیقی اش باز می‌دارد. چنین کسی، لحظه به لحظه در زندگی‌اش برای تخلق به اخلاق رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، تلاش می‌کند. او آنقدر درگیرِ برطرف کردن نقص‌ها و ضعف‌های خودش می‌باشد که از دیدن عیوب دیگران و طعنه زدن به آنان باز می‌ماند. او رفته رفته به روحی نرم‌تر، لطیف‌تر، مهربان‌تر و آرام‌تر دست می‌یابد. زیرا تنها انگیزه او از خوب بودن، جلوه کردن در نگاه محبوبش (الله) است. او اساساً برای مهربانی کردن، کاری به نحوه‌ی رفتارهای دیگران ندارد، مهربانی می‌کند، چون خداوند، مهربانان را دوست دارد. فراموش نکنیم که؛ هرگز بدون تنظیم سبک زندگی و اخلاقی‌مان، با تنها الگوهای مورد تأیید الله، محال است در آخرت با آنان محشور شویم. تنها تشبّه به این الگوها در دنیاست که انسان را به معیّت آنان در آخرت می‌رساند. برای یک انسان حقیقی، همین یک جمله‌ی امام صادق (علیه‌السلام) کافی است که هرگز کسی را به خاطر گناهش مورد عتاب و قهر قرار ندهد؛ «این از اخلاق رسول الله نیست»... او می‌داند که عدم شباهتش به اخلاقِ رسول الله، یعنی جهنم، یعنی آتش؛ یعنی نکبت و شقاوت ... اساساً او به دنبال هیچ چیزی جز رسیدن به معیت رسول الله و اولیائش نمی‌باشد. و همین عدم تشبه و عدم معیت، برای او نکبتی عظیم است. امام سجاد (علیه‌السلام) در مناجات‌شان می‌فرمایند: « آه وا نفساه إن حیل بینی وبین محمد المصطفى..» و معنای این آه، را فقط کسی می‌فهمد که عاشق است ... او می‌دود، می‌دود، می‌دود تا در لحظه‌ای که به بی‌نهایت متولد می‌گردد، رسول الله را در آغوش کشیده و به سعادتی عظیم که همان، معیت با اهل بیت است، برسد. او آنقدر بی‌وقفه زحمت می‌کشد که زیباترین هیبت انسانی را در   لحظه‌ی تولدش به برزخ داشته باشد. باید تا دیر نشده، آشتی کنیم، عاشق شویم، و برای نزدیک شدن به معشوق‌مان، آنچه را که باطن‌ِ ما را از تشبّه به آنان دور می‌کند، پاک کنیم... برای این پاک شدن، باید تنبلی‌ها را دور کنیم ... عاشقانه زحمت بکشیم، عاشقانه تلاش کنیم و ... «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - پرهیز از خوارشمردن و سرزنش دیگران

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4628
زمان انتشار: 21 ژانویه 2016
| | | | |
​مرز صداقت در دوستی (2)

خانواده آسمانی ۴۱2 ، ۱۳۹۴/۱۰/24

​مرز صداقت در دوستی (2)

دوستی مانند هر چیز دیگری در زندگی محدود به حدودی است. امام صادق (علیه السلام) نیز می‌فرماید: «... دوست تو کسی است که درگرفتاری‌ها تنهایت نگذارد» یعنی در مشکلات و سختی‌ها دوست خود را رها نکند و نسبت به تو بی‌خیال نباشد. بنابراین چه نیکوست کسی که فرمول و قواعد ارتباطات را چه در نظام فردی و چه در نظام اجتماعی رعایت کند و بشناسد چون منشأ خیر و آرامش و سعادت در زندگی انسان است.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 412 «خانواده آسمانی » مورخ 94/10/24 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   نشانه‌های حریم دوستی از نگاه امام صادق (علیه‌السلام) در جلسه‌ی گذشته طبق روایت امام صادق (علیه‌السلام)، آموختیم که روابط دوستی، دارای حدود و اندازه‌ای است، همان‌گونه که همه چیز در عالم از اندازه‌ی مشخصی پیروی می‌کنند. هر ارتباطی بر نفس، تأثیرگذار است، درست مانند اینکه بعد از خوردن چیزی، بدن ما از موادِ دریافت شده، تأثیر گرفته و بر طبق آن رشد می‌کند. اگر فرمول‌ها و روابط ارتباط سالم و الهی شناخته شده و رعایت شود، حتماً از ارتباطات خود نهایت لذت و خیر را دریافت کرده و به رشد می‌رسد. در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) که در جلسه‌ی قبل بررسی شد، تا حدودی، نشانه‌های یک شخصِ مورد اعتماد برای یک رابطه‌ی دوستی را برایمان به تصویر کشیدند. که چند نمونه از آن را در جلسه‌ی گذشته شرح داده شد. عدم دورویی و چاپلوسی فرد، اولین نشانه دوستی است. از موفقیت‌های ما همان‌قدر لذت ببرد که از موفقیت‌های خودش، و از سختی‌ها و مشکلاتِ ما همانقدر احساس سختی کند که از مشکلات و مصائب خود ادراک می‌کند، دومین علامت رابطه‌ی دوستی است. این ویژگی، درک قاعده‌ی هو أنت بوده، و از اصلی‌ترین و مهم‌ترین ویژگی‌هائی است که یک دوست را برای ما، قابل اعتماد می‌سازد. البته باید توجه داشته باشیم که «خیر» همان چیزهاییست که ما را به سوی الله نزدیک می‌کند، و «شرّ» همان چیزی است که ما را از تشبّه و تقرب به الله باز می‌دارد. دوست حقیقی کسی است که خیر و شر را از دریچه‌ی حقیقی دیده و آن را تنها با مقیاس‌های دنیایی، مقایسه نکند. گاهی، نعمتی ظاهراً از نگاه دیگران، یک نعمت و یا یک موفقیت محسوب می‌شود، امّا اگر همین نعمت، سبب دور شدن فرد از الله شود، در حقیقت شرّی بزرگ برای زندگی او محسوب می‌شود. و یا گاهی یک مصیبت، ظاهراً از نگاه دیگران، مشکل و سختی محسوب می‌شود، امّا همین مشکل، سبب نزدیک شدن و تقرب انسان به الله می‌گردد، پس در حقیقت این مشکل، خیری عظیم برای او بوده است. خوشحالی انسان در مصیبت‌های دیگران، حاکی از یک بیماری وحشتناک و خطرناک در نفس  انسان است. باید به دنبال، راه درمان باشیم. نشانه سوم؛ تداوم رابطه‌ی دوستی در زمانی که به ثروت و یا موقعیتی رسید. نشانه چهارم؛ هرکاری که از دست او بر می‌آید، در زمان نیاز دوستش، دریغ نکند. نشانه‌ی پنجم که بقیه‌ی نشانه‌ها را در خود جمع کرده است، این است که؛ دوستش را در زمان گرفتاری‌ها، رها نکند... گاهی انسان، در هنگام گرفتاری‌ها و مشغله‌ی اطرافیانش، کاملاً غافل و مشغول خودش می‌باشد. به عنوان مثال عدم همکاری‌های همسران، در زمان مشغله‌هایِ همسرشان ... عدم درک فرزندان از شرایط سخت والدین، از نمونه‌های این رها کردن‌ها هستند. سرور یک جمع کسی است که به دیگران توجه و خدمت بیشتری می‌کند و حواسش بیشتر به اطرافیانش می‌باشد. رها نکردن در گرفتاری‌ها، صرفاً شامل زمان‌های مصیبت و سختی نیست؛ بلکه توجه انسان به رفع نیازهای اعضای خانواده، اعضای فامیل، دوستان و ... نشان‌دهنده‌ی عدم رها کردنِ آنان است. یک دوست خوب و یک رفیق الهی، کسی است که منتظر اعلام نیاز اطرافیانش نمی‌ماند، بلکه دائماً رصد کرده و نیازهای دیگران را کشف کرده و رفع می‌کند، نه اینکه با خودخواهیِ تمام، سعی کند از دیگران، حداکثر استفاده را برده و خودش نسبت به دیگران بی‌اعتنا باشد. چنین کسی هرگز به دنبال اثباتِ خودش و بزرگ جلوه کردن در نگاه دیگران نیست، تا به بهای له کردن دیگران، به مقاصد خود برسد. او دائماً به وسیله‌ی یاری و امداد دیگران، سعی در جلب توجه اهل آسمان داشته و از هر شرایط خیر و شری که برای خود و دیگران اتفاق می‌افتد، حداکثرِ نور را جذب کرده و رشد می‌کند. گذشته‌ی رفیقت را به رخ نکش! امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «لا تَطْعَنُوا فى‌ عُیُوبِ مَنْ اقْبَلَ الَیْكُمْ بِمَوَدَّتِهِ وَ لا تُوقِفُوهُ عَلى‌ سَیِّئَةٍ یَخْضَعُ لَها فَانَّها لَیْسَتْ مِنْ اخْلاقِ رَسُولِ اللَّهِ؛ به عیب‌های کسی که به دوستی شما، روی آورده، طعنه نزنید، به به خاطر گناهی که مرتکب می‌شود، از دوستی خودت، او را باز مدار (قهر نکن)، که این، از اخلاق پیامبر و دوستانش نمی‌باشد». طعنه زدن به دیگران و عزیزان به خاطر اشتباهات شان، در اثر حملاتِ شیطان از عقب بوجود می‌آید. زیرا شخص با تکرار عیوب دیگران در ذهن خودش، آنها را در ذهن خویش ثبت کرده و نگه می‌دارد و گاهاً در شرایط مهیا شده، بصورت طعنه، به زبان می‌آورد. فراموش نکنیم، که از نظر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، بدترین بدترین بدترین انسان‌ها، کسی است که نه عذر دیگران را نمی‌پذیرد. طعنه زدن به همسر، فرزندان و ... از مصادیق این روایت است. باید بیاموزیم؛ همانگونه با دیگران رفتار کنیم که دوست داریم، خدا با ما رفتار کند.   «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - ​مرز صداقت در دوستی (2)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4607
زمان انتشار: 19 ژانویه 2016
| | | | |
مرز صداقت در دوستی

خانواده آسمانی ۴11 ، ۱۳۹۴/۱۰/۱۷

مرز صداقت در دوستی

صداقت در دوستی یعنی رفاقتی که براساس دروغ و حقه بازی نباشد و ملاکش فقط راستی و رفتار صادقانه است. امام صادق (علیه السلام) درباره حدود و مرزهایی دوستی می فرماید: ظاهر و باطنش با تو یكسان باشد. این جور نباشد كه در ظاهر اظهار دوستی كند، اما در باطن با تو دشمن باشد. این اولین شرط صداقت است. همچنین آنچه را كه زینت توست، زینت خود بداند؛ اگر شما به نعمتی دست پیدا کردید که زینت برای شماست این را برای خودش بداند و خوشحال شود. 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 411 «خانواده آسمانی » مورخ 94/10/17 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   نشانه‌های دوستی الهی در کلام امام صادق (علیه‌السلام) امام صادق (علیه‌السلام): «لا تَكونُ الصَّداقَةُ إلاّ بِحُدودِها ، فَمَن كانَت فیهِ هذِهِ الحُدودُ أو شَیءٌ مِنها فَانسِبهُ إلَى الصَّداقَةِ ، ومَن لَم یَكُن فیهِ شَیءٌ مِنها فَلا تَنسِبهُ إلى شَیءٍ مِنَ الصَّداقَةِ ؛ فَأَوَّلُها : أن تَكونَ سَریرَتُهُ وعَلانِیَتُهُ لَكَ واحِدَةً . وَالثّانی: أن یَرى زَینَكَ زَینَهُ، وشَینَكَ شَینَهُ. وَالثّالِثَةُ: أن لا تُغَیِّرَهُ عَلَیكَ وِلایَةٌ ولا مالٌ. وَالرّابِعَةُ: أن لا یَمنَعَكَ شَیئا تَنالُهُ مَقدُرَتُهُ... ؛ هیچ رفاقتی حقیقی نیست، مگر در اندازه‌های خود اگر کسی این اندازه‌ها یا بعضی از آنها را داشت، می‌توانی به دوستی منصوبش کنی، در غیر اینصورت، او را به دوستی منتصب مکن. اولین نشانه آن است که در پنهان و آشکار با تو یک جور باشد، دومین آنکه زیبایی‌ها و زشتی‌های او را از خود ببیند، و سوم؛ ریاست و پول رفاقتش را با تو تغییر ندهد. چهارم؛ هر چه که دارد را از تو دریغ نکند...». نظام اندازها در عالم؛ دوستی و صداقت، دارای حدود مشخصی است، زیرا هر چیزی در نزد خداوند اندازه‌ی مشخصی دارد. اساساً همه‌ی ما می‌دانیم که عظیم‌ترین و پر منزلت‌ترین ایّام در نزد خداوند، شب قدر است. شب قدر، به معنای شب اندازه‌گیری است. در این شب تقدیراتِ یک سال کل نظام خلقت مشخص می‌شود. این تقدیرات (اندازه‌گیری‌ها) فقط مخصوص مسائل مادی و جسمی نیست، بلکه مشمولِ مسائل روحی و معنوی نیز هست. روح با تمام ساختار مجردش،‌ نیز مشمول اندازه‌های الهی است. به عنوان مثال، نوع صادراتِ باطن ما، شکل و هیبتِ آن را برایمان مشخص می‌کند. بنابراین طبق قاعده‌ها و فرمول‌هایی که ائمه (علیهم‌السلام) در اختیار ما قرار دادند، کاملاً می‌توانیم، نوع باطن خود را تشخیص دهیم. تنها کسی صاحب باطن انسانی است که بخش فوق عقلانی‌اش، حاکم وجود او بوده و بر بخش‌های دیگر مسلط باشد. علم خداوند که خالق نفس ماست و علم اهل بیت که تجلی کامل الله در زمین بوده و روح ما، صادر شده از آنان است، بر تمام علوم دیگر برتری داشته و گزارشی که آنان از روح و ساختار آن در اختیار ما قرار می‌دهند، بی‌نهایت کاملتر و صحیح‌تر از گزارشی است که علوم روان‌شناسیِ دیگر در اختیار ما قرار می‌دهند. حدود شش هزار حدیث از معصومین در مورد مسائل مربوط به کنترل روح در اختیار ماست که هیچ علمی به این مقدار، کامل و جامع نیست. پس آموختیم همه چیز در عالم دارای حد و اندازه است، و نمی‌توان با هیچ چیزی، بدون رعایت اندازه‌ها، ارتباطِ صحیح برقرار کرد. دین اسلام، دینِ اندازه‌هاست. و تمام قوانین این دین، طبق ریاضیات نفس انسان، پایه‌گذاری و طراحی شده است. کتاب رساله، کتابی کاملاً ریاضی، و پر از حدود و اندازه‌هایی است که رعایت آن، به سلامتِ روح منجر می‌شود. نظام آخرت نیز؛ درست مانند نظام دنیا، کاملاً ریاضی و کلاً مطابق با ساختار نفس انسان، طراحی شده است. بعنوان مثال، خداوند تعداد فرشتگان جهنم را نوزده عدد، تعداد درهای جهنم را هفت عدد و تعداد درهای بهشت را هشت عدد اعلام می‌کند و تمام این اعداد دقیقاً با علت مشخص و ریشه‌دار در نفسِ انسان، تعیین شده است. نظام اندازه‌ها در روابط دوستی «دوستی» نیز در اسلام، حدود مشخص و اندازه‌های تعیین شده دارد. در زبان عربی، به دوستی، واژه‌ی صداقت اطلاق می‌شود. یعنی رابطه‌ای که در پای صدق و راستی در میان است. این کلمه، نشان می‌دهد، که رابطه‌ی دوستی حقیقی، بر پایه‌ی دروغ، توهم، دروغ و کلک استوار نیست، بلکه کاملاً براساس درستی و راستی پایه‌ریزی شده است. حال یک سؤال؛ از کجا بفهمیم که روابط دوستیِ ما، از نگاه الله، یک دوستیِ حقیقی است؟ قرآن می‌فرماید: چه بسیار دوستانی که در دنیا، با هم روابط بدی نداشتند، اما در قیامت، دشمن یکدیگر می‌شوند و از دوستی‌های خود اظهار پشیمانی می‌کنند. تنها انسان‌های باتقوا هستند، که از روابط خود احساس پشیمانی نکرده و هرگز به دشمنی و انزجار نمی‌رسند. حضرت امیرمؤمنان (علیه‌السلام) می‌فرمایند: اگر دیدید که روابط میان دو دوست، تخریب شده است، بدانید که حداقل یکی از آنها، بی‌تقوایی کرده و در ایجاد این تنفر، مقصر بوده است. بنابراین برای شناخت روابطِ دوستی حقیقی، باید قواعد و اندازه‌‌های این رابطه را بشناسیم، در غیر این‌صورت روابط ما یک رابطه‌ی دوستی حقیقی از نگاه اهل آسمان نیست. بعد از شناختِ اندازه‌های روابط دوستیِ حقیقی، دیگر به هیچ قیمتی نباید به دوستی‌هایی که آن را در نگاه اهل آسمان محترم نیافتیم، ادامه داده و بواسطه‌ی آن به روح جاودانه‌ی خود خیانت کنیم. بهانه‌هایی مثل سابقه‌ی دوستی طولانی، دوست داشتن، نیاز به دیگری داشتن و ... نمی‌تواند توجیهی برای ادامه‌ی دوستی‌های غیر الهی باشد. اولین نشانه‌ی یک دوستیِ مورد تأیید خداوند، رفاقت روراست و بدون دورویی است. به گونه‌ای که دو نفر در حضور همدیگر و یا در غیاب هم، نسبت به هم، یک احساس و رفتار را صادر کنند. دومین نشانه؛ شراکت حقیقی در شادی‌ها و غم‌های یکدیگر است. اگر کسی حقیقتاً از زیبایی‌ها، کمالات، موفقیت‌ها و دارایی‌های ما، لذت برد، به گونه‌‌ای که گویی خودش به چنین موقعیت‌هایی رسیده است. و یا در ناراحتی‌ها و شکست‌های ما به گونه‌ای غمگین شد، که گویی خود در چنین بحرانی وارد شده است، او از نگاه الله دوستی حقیقی برای ما به شمار می‌رود. چنین کسی در هیچ شرایطی، حاضر به تعویض تو، با هیچ چیز دیگری نیست. افراد بدبین، حسود، کینه‌توز، بی‌مهر و بی‌عاطففه، اساساً از نگاه الله، لایقِ رفاقت و دوستی نیستند. سومین نشانه‌ی یک عشق و رفاقت حقیقی؛ پایداری آن در صورت رشد مالی و اجتماعی است. نهایتِ رذالت و پستیِ یک انسان، زمانی است که با رسیدن به کمالی جدید، رفاقتش را با دوستان و اعضایِ خانواده‌اش، بر هم زده و با فخرفروشی، آنان را ریز ببیند. اساساً کمترین مقدارِ فخرفروشی، نیز، مانعی عظیم در برابر ورود انسان به بهشت است. کسانی که برای خود شأنی قائل شده و در هر ارتباطی با دیگران، شئونِ خود را در نظر می‌گیرند، اساساً و به هیچ وجه قابل اعتماد و رفاقت نیستند. چنین کسانی، غالباً حتی در حال نماز هم، با شئوناتِ خود، در مقابل الله حاضر شده، اساساً حالِ یک عبد مسکین و مستکین را که توان هیچ نفع و ضرری برای خود را ندارند، را تجربه نمی‌کنند. تواضع، تنها ثروتی است که در نزد الله قیمت دار و ارزشمند است. چهارمین نشانه؛ دریغ نکردن کمک و یاریِ خود از دوستان است. اگر کسی از کاری که در توانش هست، از تو دریغ نمی‌کند، یقیناً رفیق خوبی برایت خواهد بود. بُخل، صفتی است که نفس را از کرامت و وسعت ساقط کرده و قدرت رأفت و مهرورزی به دیگران را از انسان سلب می‌کند. لذا شخص بخیل، محال است، دوست مناسبی برای کسی باشد. «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - مرز صداقت در دوستی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4603
زمان انتشار: 16 ژانویه 2016
| | | | |
نقش طلب خیر در تولید نور

خانواده آسمانی ۴10 ، ۱۳۹۴/۱۰/17

نقش طلب خیر در تولید نور

وقتی خیری به کسی می رسد شما با گفتن «الحمدلله» و خوشحال شدن از آن نعمت، نور کسب می کنید. و این نوری که از گفتن «الحمدلله» دریافت می کنید  ارزشش خیلی بیشتر از آن موفقیتی است که دیگران کسب کرده اند. چون شما با گفتن «الحمدلله به خیری کثیری می رسید و این امر موجب می شود که به عشق خدا و اهل بیت (علیهم السلام) نزدیک شوید و این غیر از آن نعمتی است که دریافت کرده اید.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 410 «خانواده آسمانی » مورخ 94/10/17 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   باور یگانگی من و مؤمنان دیگر در جلسه گذشته با فرمایشی از امام صادق (علیه‌السلام)، پیرامون حقوق مؤمنین آشنا شدیم. در آخر این روایت، امام صادق، علت وجوبِ این حقوق‌ها را با این جمله بیان می‌فرمایند؛ که تو از او هستی و او از توست... ریشه‌ی مشترکی الهی در وجود مؤمنان، سبب وجوبِ حقوق برادری میان آنان شده است، بطوری‌که هیچ یک از آنان نباید یکدیگر را از خود جدا دانسته و هم دیگر را از هم بدانند. این یگانگی طوری است که مؤمنان خیر همدیگر را خیر خود دانسته و شر همدیگر را شرّ‌برای خود می‌دانند. بنابراین در میان مؤمنان، کلمه‌ای به نام غریبگی، معنایی ندارد. در امت اسلامی، همه از هم بوده و غریبه‌ای وجود ندارد. و همه‌ی مؤمنان باید تلاش کنند، تا به این باور برسند. باور به یگانگیِ مؤمنان، تمام درهای جهنم را به روی انسان می‌بندد، زیرا در هر ارتباطش، دیگران را خودش، دانسته و به گونه‌ای با آنان رفتار می‌کند، دوست دارد با او رفتار کنند. مهارت دلجویی و عذرخواهی از مؤمنان امام صادق (علیه‌السلام) در ادامه‌ی فرمایش‌شان؛ حقوق دیگری را ذکر می‌فرماید: «فَإِنْ كَانَ عَلَیْكَ عَاتِباً فَلَا تُفَارِقْهُ حَتّى تَسِلَّ سَخِیمَتَهُ؛ پس اگر دوستت از دست تو ناراحت شد، و تو را توبیخ مرد، از او جدا مشو، تا از او عذرخواهی کرده و آرامَش کنی» هرگز نباید اجازه بدهیم،‌ دلخوری‌های میان ما و مؤمنان، طولانی شده و به کینه بیانجامد. حتی اگر به گله‌گذاری و صحبت‌های دلخورانه هم کشید، بهتر است از آنکه به کینه و قطع ارتباط بینجامد. نگه داشتن دلخوری‌ها و کینه‌ها، گاه با یک اتفاق ساده،‌ یک ارتباط چند ساله را، خاتمه داده و قطع می‌کند. البته انسان‌های زیرک و قدرتمند به سلاح تغافل و تجاهل مجهزاند. و اشتباهات دیگران را براحتی در درون خود ذوب کرده و اصلاً آن را در خود نگه نمی‌دارند. لذا چنین افرادی اساساً حتی نیاز به گله‌گذاری نیز ندارند، چون براحتی از کنار خطاهای دیگران عبور می‌کنند، بی‌آنکه لکه‌ی سیاهی از آنان، قلب‌شان را آلوده نماید. این دسته از افراد، انسان‌هایی بزرگی هستند، که خودشان را به بلندای ابدیت دیده و برای رسیدن به معیّتِ اهل بیت زندگی کرده و تلاش می‌نمایند. لذا اساساً حیف می‌دانند که حتی چند دقیقه، قلب خود را به آلودگی‌های رفتاری دیگران، درگیر و آلوده نمایند. به همین دلیل، براحتی در برخورد با اشتباهات و ظلم‌های دیگران، نور جذب کرده و قلبشان را برای ارتباط با اهل آسمان، «رها و خالی و سبک» نگه می‌دارند. آنان، با استمداد از اسم مبدّل خداوند، قادرند از میان ارتباطاتِ آلوده، نورانیت دریافت کرده و به نفس خود، وسعت و قدرت می‌بخشند. تجهیزِ این افراد به اسم مبدّل، سبب می‌شود به محض تولد به برزخ، تمام آتش‌ها، اژدها، مارها و عقرب‌های جهنم و ... تبدیل به انوار و نعمات بهشتی گردد. بنابراین آنچه که سبب نجاتِ انسان از آتش جهنم می‌گردد، تعداد اسم‌هایی از خداوند است که در او فعال شده است، خصوصاً اسم شریف "مبدّل". در عالم برزخ، شرایط زیستی، بی‌نهایت با دنیا متفاوت است و آنچه که انسان را آماده‌ی استفاده از آن شرایطِ زیستیِ عظیم می‌نماید، دارایی‌هایی است که او از دنیا با خود، متولد کرده است. بنابراین، اختلاف‌ها و تنش‌ها، میادینی برای جذب نور و قدرت گرفتنِ انسان‌ها هستند، البته به شرطی که انسان با زیرکی، آتش‌های این میادین را رد کرده و با استمداد از آسمان، بر نورانیت و قدرتِ خویش بیفزاید. انسان‌های بزرگ، به سببِ اتصال دایمی‌شان به اهل آسمان، و جذب عاطفه از آنان، براحتی به دیگران عاطفه می‌بخشند، بی‌آنکه توقع جبران داشته باشند. چنین کسانی، دائماً از قلب خودشان محافظت می‌کنند تا نکند از سوی کسی دچار سیاهی و آلودگی گردد، چرا که می‌دانند تنها ثروتِ لازم برای ارتباط با اهل آسمان یک قلب خالی و رها از اتصالاتِ زمینی است. از همین رو، براحتی قلبِ خود را ورطه‌ی اشتباهات دیگران رهانیده و آن را به مبدأ آرامش و شادی خود پیوند می‌زنند. هر وابستگی در قلبِ ما به زمین و اهلِ آن، مانع ارتباط ما با غیب می‌گردد. رفت و آمد انسان با غیب، زمانی برقرار می‌گردد، که قلبش،‌خالی خالی خالی باشد. شکر بخاطر خیراتی که به مؤمنان می‌رسد «و إن أصابَُه خَیرٌ، فَحَمدُلِله؛ تا به او خیری رسید، خدا را شکر کن» اگر کسی می‌خواهد باطن خودش را محک بزند، باید ببیند در صورتی که به برادران مؤمنش خیری می‌رسد، قلباً خوشحال می‌شود یا نه ... خصوصاً در زمانی خودش از آن نعمت خاص محروم است. کسی که به خاطر رسیدن نعمتی به دیگری، غصه‌دار شده و یا حسادت می‌ورزد، حتماً باید برای اصطلاح باطنش به پا خواسته و تلاش کند، زیرا چنین حالتی، تنها از یک باطن بیمار، صادر می‌شود. در مواقعی که اطرافیان ما به موفقیت‌هایی می‌رسند که ما از آن محرومیم؛ احتمال دو عکس‌العمل از ما، وجود دارد؛ در حالت اول، ما خوشحال شده و به سرعت خداوند را به خاطر موفقیت او شکر می‌کنیم؛ در این صورت ما،‌ توانسته‌ایم از صحنه‌ی موفقیتِ دیگران، نور جذب کرده و رشد کنیم. این نور جذب شده، ارزشمندتری از موفقیتی است که به او رسیده است و قیمت این الحمدلله، با هیچ معیاری، قابل اندازه‌گیری نیست. علاوه بر این نور، او عشق و رضایت اهلِ آسمان را که عظیم‌ترین سرمایه‌ی عالم است، جذب می‌کند. در حالت دوم، ما ناراحت شده و حسادتمان به موفقیت و موقعیت او تحریک می‌شود، در این‌صورت، ما از صحنه‌ی موفقیتتِ او نار جذب کرده و روز به روز ضعیف‌تر می‌شویم. و یا اینکه اگر اتفاق ناخوشایندی برای کسی بیفتد و ما از آن خوشحال شویم. باطن بسیار خطرناکی داریم و باید برای درمانش اقدام کنیم. اگر انسان باور کند، که دیگران، عینِ خودِ او هستند، یقین دارد که هر خیری به دیگران برسد، در حقیقت به او رسیده است. او می‌داند تا زمانی که دستانش به دعا برای دیگران بلند باشد، در حقیقت، این خودِ‌ اوست، که در حال دریافتِ‌ رحمت و عشق خداوند، و اهل آسمان است. چنین کسی، دائماً از ظهوراتِ الله در پیرامون خود شاد است و از آن لذت می‌برد. لذا از تمام خیراتی که برای دیگران حادث می‌شود، خوشحال شده و حمد خداوند را بر زبان می‌آورد. فراموش نکنیم که؛ دیدن نقاط منفی دیگران و بزرگ کردن این نکات و یا بازگو کردن آن، نشانه‌ی روح بسیار کوچک ماست، باید برایش فکری کنیم... راستی! خوب است این سؤال را از خودمان بپرسیم؛ من شخصیتاً چطور انسانی هستم؟ آیا با شادی‌های دیگران، شاد و شاکر می‌شویم؟ آیا با ناراحتی‌های آنان غمگین می‌شویم؟ یا اینکه دقیقاً واکنش عکسِ این واکنش در ما تولید می‌شود؟ رازداری‌های دیگران، مخصوصاً در زمانی که آنان به دشمنی با ما برخاسته اند، نیز از نشانه‌های بزرگی روح ماست، و اگر این حالت در ما نیست، از ضعف نفس ما ناشی شده و باید به دنبال چاره باشیم.

صوت

1 - نقش طلب خیر در تولید نور

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4568
زمان انتشار: 10 ژانویه 2016
| | | | |
او از توست و تو از او هستی

خانواده آسمانی ۴۰9 ، ۱۳۹۴/۱۰/۱۰

او از توست و تو از او هستی

همه ما یک روح واحد داریم و فقط بدن ها با هم فرق می کنند. به فرموده قرآن تولیدات هر کس مکتسبات اوست. کسی که چنین نگاهی داشته باشد به راحتی ناراحتی و دعوا با کسی ندارد. چون می داند هر گونه رفتار و برخورد نادرست به خودش برمی گردد و نفسش شکل می گیرد. 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۴۰9 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۱۰/۱۰ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ظلم در حق دیگران، ظلم در حق خودمان است! ادامه‌ی فرمایش امام صادق (علیه‌السلام) که فرموده بودند: «... زیرا او از توست، و تو از او هستی!!! در ادامه‌ی فرمایش، ‌‌امام صادق (علیه‌السلام)، به علتِ سفارشاتِ خود، در خصوص رعایت حقوق مؤمنین، اشاره می‌کند؛ او از توست، و تو از او هستی... این جمله، اشاره به ریشه‌ی مشترک همه‌ی انسان‌ها داشته و به حقیقت الهیِ وجود آن‌ها اشاره می‌کند. می‌دانیم که نفسِ انسان‌ها، مجرد است و عددپذیر نیست. نفس، ‌یک حقیقت واحد است که به نطفه‌های مختلف تعلق گرفته و در بدن‌های مختلف، شخصیت‌های مختلف را می‌سازد. امّا آنچه مسلم است، حقیقتِ وجودِ همه‌ی ما، یک حقیقتِ مشترک است که همان نور محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است. این روحِ الهی مشترک، در وجودِ همه‌ی انسان‌ها موجود است، بطوری که همه‌ی آن‌ها، چون تار و پودهای یک ریسمان، به هم وابسته‌اند. مثل روح یک پدر و مادر که به یک میزان در تمام فرزندانشان حضور داشته و محبت والدین به یکی از فرزندان، منجر به کم شدنِ محبت او به دیگری نمی‌گردد. طبق این مفهوم، هیچ کس،‌ قادر به فخرفروشی به دیگران نیست. چون ذات بقیه، در حقیقت ذاتِ خودِ اوست. همه‌ی حسادت‌ها، چشم و هم‌چشمی‌ها، مسابقات دنیایی و ... همه و همه زاییده یک توهم است، چرا که کسی، با او تفاوتی ندارد. تا انسان نیاموزد، دیگران را عینِ خودش بداند، امکان ندارد به غیب راه پیدا کند. هر گونه ظلمِ ما به دیگران (غیبت، پرخاش، حسادت، تکبر، کینه و...) در حقیقت ظلم در حق خودمان است، و اولین کسی که از این ظلم، به بدبختی و شقاوت می‌افتد، خودمان هستیم! لذا، امام صادق (علیه‌السلام)، دست روی حقیقتِ اصلی وجودِ انسان‌ها می‌گذارد و به طریقی کاملاً ‌عملی و منطقی،‌ آن‌ها را برای رعایت حقوق یکدیگر مُجاب می‌کند. نفس ما، مطابقِ اکتساباتِ ما، شکل می‌گیرد! نفسِ ما، دقیقاً توسطِ اکتساباتِ ما، شکل می‌گیرد. هر یک رفتار ما، هر یک تفکر ما، دیدنی ما، و هر یک شنیدنیِ ما و ... دقیقاً جذبِ نفسِ‌ما شده و به آن شکل می‌دهد. این‌گونه نیست، که بتوان ارتباطی را برقرار کرد، ولی آثار آن را جذب ننمود. بزرگترین عاملِ شکل‌دهنده‌ی نفس انسان، خیالاتِ انسان است. خیالِ پاک، قطعاً نفس پاک را خواهد ساخت. کسانی که دائماً‌ در حال تولید خیالات زیبا هستند، دائماً‌ در حال قدرت گرفتن و رشد دادن ِ نفس خود می‌باشند. امّا بالعکس کسانی که دائماً در حال زیر و رو کردن گناهان دیگران، رفتارهای دیگران، عیوب و لغزش‌های آنان و ... هستند، دائماً در حال وارد کردن آلودگی و کثافات به نفس خود بوده، و از آن، موجودی بدترکیب و زشت هیبت می‌سازند. هر بار یادآوری خاطره‌ی گناه کسی در ذهن، به همان اندازه نفسِ انسان را دچار آسیب می‌کند. هر بار غیبت از کسی، به اندازه‌ی هفتاد بار زنا، به نفسِ انسان ضربه وارد کرده و تمام آثاری که از غیبتِ ما در نفسِ دیگران تولید می‌شود نیز تا قیامت در کارنامه‌ی نفسِ ما ثبت می‌گردد. تکرارِ مداوم خیالاتِ زیبا، آرام آرام نفس را به سمت پاکی و زیبایی پیش می‌برد. باید تمرین کنیم که از نفس ما، دائماً خیالات، نیات و افکار پاک و خیرخواهانه صادر شود. باید تمرین کنیم، دائماً از وجود ما، برای دیگران مهربانی و خیر، تولید گردد، وگرنه ما بازنده‌ی میدان زندگی خواهیم بود. زیرا هر مهربانیِ ما در حق دیگران، در حقیقت، مهربانی در حق خودمان است. این نوع تفکرِ حقیقی، سبب می‌شود، در جامعه هر کس مشغولِ خودش بوده و ریشه‌ی غیبت، دروغ، حقه‌بازی، کلک و ... به طور کلی برچیده می‌شود. با این تفکر، هیچ کس به خاطر گناهش، تحقیر و سرزنش نخواهد شد، بلکه با یاری دیگران، برای ترک گناهش، روبرو شده و آرام آرام به سمت سلامت پیش خواهد رفت. با چنین تفکری، هیچ کس به دنبال جلو افتادن از دیگران نیست، بلکه هر بار از دیگران پیشی گرفت. دست آنان را هم گرفته و به رشد می‌رساند، با چنین تفکری، هیچ کس با تنبلی، کارهای خود را به دوش دیگران نمی‌اندازد، چون یقین دارد، اولین بازنده‌ی چنین واکنشی، خود اوست. هر نوع کوتاهی در انجام مسئولیت‌های زندگی‌مان (همسری، پدری، مادری، فرزندی،‌کارمندی و ...) آسیب زدن به نفس خودمان است و گاه این کوتاهی‌ها، هزاران سال ما را از رسیدن به سعادت باز خواهد داشت. وقتی مسئولیتی را در زندگی پذیرفته‌ایم باید در قبال این مسئولیت، پاسخگو باشیم. تنها کسی قادر است، خودش و دیگران را خوب بشناسد، که به بلوغ بخش انسانی رسیده باشد و بخواهد با رشدِ این بخش به هدفِ نهایی خلقتش نائل شود. چنین کسی هر روز از سطح خشونت‌های نفس خود کاسته و بر سطح رحمانیت خود،‌ می‌افزاید، تا جایی که دیگر در نفس او چیزی جز رحمتِ به غیر،‌ باقی نمی‌ماند. و این رحمت، ابتدا به نفس خودِ‌ او برگشته، بر وسعت نفس او و تقربش و تشبه‌اش به الله، می‌افزاید.

صوت

1 - او از توست و تو از او هستی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4566
زمان انتشار: 10 ژانویه 2016
| | | | |
تکریم و بزرگداشت برادر مومن

خانواده آسمانی ۴۰8 ، ۱۳۹۴/۱۰/10

تکریم و بزرگداشت برادر مومن

برادر مومن خود را بزرگ و گرامی دار یعنی با بزرگ شمردن به گونه ای رفتار کن که طرف مقابلت احساس شخصیت کند و این حس به او دست بدهد که چقدر برای تو مهم و عزیز است. کسی که نمی تواند چنین رفتاری داشته باشد که نقاط قوت دیگران ببیند و اکرام کند، بخیل و فشار قبر زیادی دارد. 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۴۰8 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۱۰/10 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   حقوق مؤمنین در قبال یکدیگر از نگاه امام صادق (علیه‌السلام) در جلسه‌ی گذشته با روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) با مضمون زیر آشنا شدیم، که در این مجال به ادامه‌ی شرح آن خواهیم پرداخت. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «حق مسلمان بر مسلمان دیگر آن است که: سیر نباشد درحالیکه برادر مسلمانش گرسنه است، و سیراب نباشد در حالیکه او تشنه است، و پوشیده نباشد در حالی که برادرش عریان است...» و چقدر حق مسلمان بر مسلمان دیگر، عظیم است!!! برای برادر مسلمانت، آن چه را بپسند که برای خودت می‌پسندی، و اگر نیازمند شدی، از او کمک بخواه، و اگر از تو کمک خواست،‌ تو نیز به او عطا کن. به سبب نیکی کردنِ به او، افسرده‌اش مکن، و او نیز همین‌طور ... پشتیبان او باش، که او نیز پشتیبان توست. هرگاه غایب بود، منافع او را حفظ کن، و اگر حاضر بود به زیارتش برو. و او را بزرگ بدار و تکریمش کن. زیرا او از توست، و تو از اویی!!! *گاه انسان‌ها، عزت نفس را با نخوت و تکبر اشتباه می‌گیرند. حتی گاهاً‌ از دریافت کمک از والدین خود نیز اِبا می‌کنند تا نکند زیر دینِ دیگران قرار بگیرند. این توهم، ریشه در نخوت و تکبر انسان دارد، که البته او آن را با نام «عزت نفس» توجیه کرده و خود را از محبت‌ها، حمایت‌ها و پیوندهای عاطفیِ مؤمنان دیگر، محروم می‌سازد. *حمایت دیگران در مشکلات، از وظایفِ ما در حق دیگران است. خصوصاً در زمانی که آن‌ها به سبب مشکلی، از حفظِ منافع خود و یا انجام وظایف خود،‌ عاجز شده‌اند. گاه همسران، برای حفظ آرامش، باید پاره‌ای از مسئولیت‌های یکدیگر را پذیرفته و به انجام رسانند. و این همکاری در زمان‌هایی که برای هر کدام از آنان مشکلی و یا بیماری پیش می‌آید، محکم‌تر و قطعی‌تر رخ می‌نماید. پوشش دهیِ همکاران در مواقع بحران، نسبت به وظایفِ همکار دیگر، نمونه‌ای از این نوع حمایت‌ها و ادای حقوق ما می‌باشد. *زیارت مؤمنین، خیراتِ بسیار کثیری دارد که سبب رشد نفس آنان و قدرت گرفتن در مسیر حرکتشان به سوی الله می‌باشد. وقتی چندین نفر از مؤمنان، حول محور الله، و با ریشه‌های آسمانی مشترک، و با محبت و علاقه‌ی به یکدیگر در یک مجلس جمع می‌شوند، نه تنها احساس تنهایی نمی‌کنند؛ بلکه در خلالِ این ملاقات‌ها، قادرند با یکدیگر انس گرفته،‌ هم کلام شده و بسیاری از مشکلات همدیگر را گره‌گشایی نمایند. «محبت و علاقه‌ی مؤمنان» براساس حبِّ الله، عنصر اصلی اجتماعاتِ‌ مؤمنین است، و همین عنصرِ معجزه کننده است که قابلیت رشد نفوسِ آنان را دارد. اگر اجتماع مؤمنان، فاقد محبت، همدلی و احساس برادری باشد، نه تنها در نگاه اهل آسمان ارزشمند نیست؛ بلکه تأثیری در آرامشِ جان آنان نخواهد داشت. اجتماع مؤمنان باید به گونه‌ای باشد، که آنان در کنار یکدیگر احساس آرامش و قوت قلب نمایند. چگونه رفتار کنیم تا بزرگ به نظر رسیم! هر چه انسان مهربان‌تر شده و دامنه‌ی خیرات او، طیفِ بیشتری از انسان‌ها را در بر گیرد، در نگاه اهل آسمان عزیزتر شده و به سعادتِ ابدی نزدیک‌تر می‌شود. کسانی که قادر به مهرورزی، و الفت گرفتنِ با دیگران نیستند، هیچ خیری در وجودشان، نبوده و در نگاه اهل آسمان نیز،‌ ارزشمند نخواهند بود. کمی دقت کنیم؛ ما چه طور شخصیت‌هایی داریم؟ آیا باطن ما، برای دیگران دائماً‌در طلب خیر است؟ یا خودمان، ذاتاً آتش گیرنده و برهم زننده‌ی اجتماع مؤمنین و جداکننده‌ی قلوب آنها هستیم؟ آیا عکس العمل‌های دیگران، به سرعت آرامش ما را به هم ریخته و باطن‌مان را به آتش می‌کشد یا اینکه راحت از کنار آتش‌هایی که دیگران با پا می‌کنند، می‌گذریم؟ *دیدن کمالات دیگران، سبب می‌شود که آنان در نظر او بزرگ شوند. تنها در این صورت است که انسان توانِ تکریم دیدن را پیدا می‌کند. برعکس کسانی که دائماً‌ دنبال عیب‌ها و ضعف‌های دیگران هستند، اصلاً توانِ‌دیدن بزرگی‌ها دیگران و اهمیّت دادن به آنان را ندارند. چنین کسانی نفسِ وسیعی ندارند. و فشارهای زیادی را در نفس خود به همراه دارند. 

صوت

1 - تکریم و بزرگداشت برادر مومن

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4231
زمان انتشار: 31 دسامبر 2015
| | | | |
حقوق مسلمانان نسبت به یکدیگر

خانواده آسمانی ۴۰7 ، ۱۳۹۴/10/03

حقوق مسلمانان نسبت به یکدیگر

اگر همه‌ی مسلمانان، به عظمت حق مسلمانان دیگر توجه می‌کردند، امروز جوامعِ اسلامی، به چنین فقرهای گسترده و شرمسارکننده‌ای مبتلا نمی‌شدند. طبق این روایت، هیچ مسلمانی، نمی‌تواند خود را در فجایع سوریه و یمن و ... دخیل ندانسته و از همدردی و کمک به آنان دریغ کند.

جملات ناب دراین جلسه : از منظر قرآن مسلمانان حق عظیمی بر هم دارند. چون هر انسانی فرستاده خداست که اگر نسبت به خواسته اش کوتاهی شود خدا از ما بازخواست خواهد نمود.  از جمله حقوق مسلمان این است که خودش سیر نباشد در حالیکه برادرش گرسنه باشد، هر چه که برای خود می پسندد برای دیگران هم بپسندد، نیاز و درخواست برادر مسلمانش را اجابت کند و .... به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 407 «خانواده آسمانی » مورخ 94/10/03 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   حقوق مسلمانان در برابر یکدیگر، در مکتب امام صادق (علیه‌السلام) امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «حقُّ المسلمِ على المسلمِ أنْ لا یَشبَعَ و یَجوعَ أخوهُ، و لا یَروى و یَعْطَشَ أخوهُ، و لایَكْتَسی و یَعْرى أخوهُ، فَما اعْظَمَ حَقِّ الْمُسْلِمِ عَلى‌ اخیهِ الْمُسْلِمِ، وَ قَالَ: «أَحِبَّ لِأَخِیكَ الْمُسْلِمِ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ؛ وَإِذَا احْتَجْتَ فَسَلْهُ، وَإِنْ سَأَلَكَ فَأَعْطِهِ، لَا تَمَلَّهُ خَیْراً، وَلَا یَمَلَّهُ لَكَ، كُنْ لَهُ ظَهْراً؛ فَإِنَّهُ لَكَ ظَهْرٌ؛ حق مسلمان بر مسلمان دیگر آن است که خودش سیر نباشد، در حالیکه برادر مسلمانش گرسنه است. و خودش سیراب نباشد، در حالی که برادر مسلمانش، در عطش تشنگی به سر می‌برد، و پوشیده نباشد، در حالیکه برادر مسلمانش، برهنه است. و ... چقدر عظیم است حق مسلمان بر برادر مسلمانش. برای برادر مسلمانت هر چه را که برای خودت می‌پسندی، بپسند. و اگر محتاج شدی، از برادر مسلمانت کمک بگیر، و اگر او از تو درخواست کرد، به او ببخش. در کارهای خیر، یکدیگر را منتظر نگذارید، سریع انجامش دهید، برایش پشتیبان باش، که او هم برای تو پشتیبان است». اندکی توجه به سبک زندگی مسلمانان، کاملاً روشن می‌کند که مسلمانان در ادای چنین حقی عموماً کوتاهی می‌کنند، به عنوان مثال می‌توان گفت که میلیون­ها مسلمان امروزه در فقر و گرسنگی به سر می‌برند، امّا میلیون­ها مسلمان دیگر، از پرخوری، به اضافه وزن‌های مفرط دچار شده‌اند. امروزه در سوریه، یمن، عراق، نیجریه، افغانستان، آمریکا و اروپا و ... بسیاری از مسلمانان در فقر و سختی دست و پا می‌زنند، بطوری که یک گذرانِ زندگی ساده نیز برایشان ممکن نیست. اگر همه‌ی مسلمانان، به عظمت حق مسلمانان دیگر توجه می‌کردند، امروز جوامعِ اسلامی، به چنین فقرهای گسترده و شرمسارکننده‌ای مبتلا نمی‌شدند. طبق این روایت، هیچ مسلمانی، نمی‌تواند خود را در فجایع سوریه و یمن و ... دخیل ندانسته و از همدردی و کمک به آنان دریغ کند. این حق، به قدری عظیم است، که خداوند در قرآن کریم، کناره‌گیران از جهاد را با لحنی استفهامی و توبیخی مورد خطاب قرار می‌دهد؛ «وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها؛ و چرا در راه خدا و [نجات‏] مردان و زنان و کودکانى که زبون شمرده شده اند نمى‏جنگید؟ همانان که مى‏گویند: پروردگارا! ما را از این شهرى که اهلش ستمکارند بیرون ببر». (سوره نساء/آیه 75) شما را چه شده است که؛ در راه خدا و مستضعفین (مردان، زنان و کودکانی که فریاد می‌زنند خدایا ما را از شهری که اهلش ظالمند رها کن) جهاد نمی‌کنید؟ در این آیه، خدا نام خود را در کنار مستضعفین آورده است. یعنی جهاد در راه خدا، درست در هر جایی که بر گروهی ستم روا می‌شود، واجب و لازم می‌گردد. باید تا می‌توانیم تلاش کنیم، تا بدبختی‌ها و استضعافِ مسلمانان و همه‌ی انسان­ها را برطرف کنیم. مَحال است کسی نسبت به فقر و بدبختی‌ِ دیگران بی‌اهمیت باشد، امّا بتواند به سمت الله و رشد انسانی حرکت کرده و موفق گردد. کسانی که مال اندوزی، و تجمل‌گرایی مانع کمک کردن آنان به دیگران شده و اهتمامِ رفع نیازهای دیگران را از قلب آنان می‌زداید، از باطن دین به دورند. و محال است به کمال انسانی نائل شوند، مگر آنکه دردِ انسان­های دیگر، در قلبشان نفوذ کرده و آنان را به تکاپو وادارد. باید بیاموزیم، همه‌ی آنچه را که برای خودمان می‌پسندیم، برای دیگر مسلمانان نیز ترجیح بدهیم. به عنوان مثال، از همان غذا و لباسی انفاق کنیم که برای خودمان می‌پسندیم، نه آنکه چیزی را دون شأن خودمان دانسته و برای کمک به دیگران در نظر بگیریم. مسلمانان باید به نحوی با هم رفتار کنند، که به محض احتیاج و نیاز، از همدیگر کمک بگیرند، و هرگز در خواست‌های یکدیگر را رد نکنند. اگر همه‌ی مسلمانان این حق را در قبال یکدیگر جدی بگیرند، جامعه‌ی اسلامی، مشکلی نخواهد داشت. در جوامع اسلامی، باید مسلمانان، نیاز دیگران را به سوی خود، نعمت و فرستاده‌ی خدا بدانند؛ «السّائل رسول الله». نیازمندان در دین اسلام، فرستادگان خدا هستند، و مسلمانان وظیفه‌ای جز اکرامِ فرستادگان خداوند را ندارند. در دین اسلام، براحتی نمی‌توان به سائل و گرفتار جواب منفی داد، حتی اگر از دست خودمان هم کاری بر نمی‌آید، باید از آبرو و اعتبارمان استفاده کنیم. از سویی کار خیر را باید سریع به انجام برسانیم، ما حقّ معطل کردن مسلمانان را نداریم. اگر کرای از دستمان بر می‌آید، باید سریع به انجام برسانیم، و گرنه شیطان از فرصت استفاده کرده و ما را سرد می‌کند. باید همانگونه در رفع نیازهای دیگران بکوشیم که دوست داریم دیگران در رفع نیازهای ما بکوشند. دروغگویی‌ها، معطل کردن‌ها، امروز و فردا کردن‌ها، بدقولی‌ها، عدم وفای به عهدها و ... در حق دیگران خیانتی عظیم در حق مسلمانان، در حق خودمان و در حق خداوند است، به گونه‌ای که در قیامت، قرنها زمین‌گیرمان خواهد کرد. اگر کاری را می‌توانیم همین امروز انجام دهیم، حق نداریم به فردا موکول کنیم. با تکبّر با مسلمانان برخورد کردن و عدم بکارگیریِ همه‌ی وسع‌مان در رفع نیازهای دیگران و انجام وظایفمان، ما را در قیامت چنان خوار خواهد کرد که چون موری هزاران سال در زیر دست و پای دیگران، له خواهد کرد. هیچ کس در قاموسِ خدا، نمی‌تواند بدلخواهِ خود با دیگران رفتار کند، همه‌ی ما در حق دیگران مسئولیم، و باید برای این حقوق، پاسخگو باشیم. ادامه روایت را در جلسه‌ی بعد پی خواهیم گرفت.   «والحمدلله رَبّ العالمین» 

صوت

1 - حقوق مسلمانان نسبت به یکدیگر

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4230
زمان انتشار: 31 دسامبر 2015
| | | | |
حق دوستی

خانواده آسمانی ۴۰6 ، ۱۳۹۴/10/03

حق دوستی

باید بیاموزیم، طرفِ حسابِ ما برای رفتارهای کریمانه، فقط خداوند است. هیچ کدام از فضل و کرم‌های انسان، در نگاه خداوند گم نخواهد شد؛ بلکه به وسعتِ الله، پاداش دریافت خواهیم کرد. بنابراین آموختیم که رفتار سرشار از فضل، و در عین حال بدون توقع جبران، از حقوق مصاحبان و همراهانِ زندگی ما می‌شود.

جملات ناب دراین جلسه : یکی از موضوعاتی که در روابط دوستی مهم است، رعایت حقوق یکدیگر است. تا آنجائی که می توانیم در دوستی­ها نباید کوتاهی کنیم، که ممکن است به شکل های مختلف بخل، تنبلی و بی حوصلگی بوجود ­آید و همچنین حامی و پشتیبان هم در فرمان برداری از پروردگار باشیم. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 406 «خانواده آسمانی » مورخ 94/10/03 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   نُه حق از حقوق هم‌نشینان، در کلام حضرت سجاد (علیه‌السلام) امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «مّا حَقُّ الصّاحِبِ فَأَن تَصحَبَهُ بِالفَضلِ ما وَجَدتَ إلَیهِ سَبیلاً، وإلّا فَلا أقَلَّ مِنَ الإِنصافِ. وأن تُكرِمَهُ كَما یُكرِمُكَ، وتَحفَظَهُ كَما یَحفَظُكَ، ولا یَسبِقَكَ فیما بَینَكَ وبَینَهُ إلى مَكرُمَةٍ، فَإِن سَبَقَكَ كافَأتَهُ. ولا تُقَصِّرَ بِهِ عَمّا یَستَحِقُّ مِنَ المَوَدَّةِ ؛ تُلزِمَ نَفسَكَ نَصیحَتَهُ، وحِیاطَتَهُ، و مُعاضَدَتَهُ عَلى طاعَةِ رَبِّهِ، ومَعونَتَهُ عَلى نَفسِهِ فیما لا یَهُمُّ بِهِ مِن مَعصِیَةِ رَبِّهِ، ثُمَّ تَكونَ عَلَیهِ رَحمَةً، ولا تَكونَ عَلَیهِ عَذابا؛ و اما حق هم صحبت تو (کسی که با تو مصاحبت دارد، آن است که «هر چه می‌توانی» در حقش خوبی کرده و با او با فضل رفتار کنی، البته اگر می‌توانی!! و اگر شرایطش را نداری، با او با انصاف رفتار کن. و او را مورد اکرام قرار بده، همانگونه که به تو احترام می گذارد. و از او مراقبت کن، همانگونه که او تو را حفظ می‌کند، و مراقب باش تا او در هیچ بزرگواری از تو پیشی نگیرد. و اگر از تو سبقت گرفت، برایش جبران کن (خودت را به او برسان). و در خدمت به اهل مودت خود، کوتاهی مکن. و خودت را ملزم بدان به هم صحبتی، حمایت و پشتیبانی او در فرمانبرداری از پروردگارش. و به گونه‌ای یاری‌اش کن که ضعف‌هایش او را به قصدِ انجام گناه، نکشاند و سپس برای او مایه‌ی رحمت باش، نه مایه‌ی عذاب». با مصاحبانت با فضل رفتار کن «حق» یعنی آنچه که از ما در مورد آن سؤال می‌شود. پس فراموش نکنیم که در هر روایتی با کلمه‌ی (حق) روبرو شدیم، نشان­دهنده‌ی یک سؤال از سؤالات قیامتیِ ما بوده و ما در قبال آن مسئول خواهیم بود. «صاحب» به معنای کسی است که با ما هم‌صحبتی و همراهی دارد، اعم از والدین، همسر و فرزندان، دوستان، همراهان و ... . «انصاف» از ریشه‌ی «نصف» می‌آید. (نصف به نصف، نیم به نیم ...) کلمه‌ی انصاف، در حقیقت به این معناست که انسان هر چه را برای خودش دوست دارد، برای مصاحبانش هم دوست بدارد، و هر چه را برای خود نمی‌پسندد، برای او نیز ناپسند بدارد. انصاف، در نظر گرفتنِ کاملِ حق طرفین است. امّا امام سجاد (علیه‌السلام) در این روایت از ما رعایت انصاف را در حق مصاحبانمان نمی‌خواهد؛ بلکه ما را به فضل در برابر آنان توصیه می‌کند، به طوری که حقی بالاتر از خودمان برای آن­ها قائل باشیم. به عنوان مثال وظایف سنگین‌تر را ما بر عهده بگیریم، تلاش بیشتر از سوی ما هزینه شود، سنگ زیرین در روابط دوستی، ما باشیم و ... البته تمامِ این رفتارها در صورتی است که ما توان و قدرتِ تلاش بیشتر و یا هزینه بیشتر را داشته باشیم. «ما وَجَدتَ إلَیهِ سَبیلاً» یعنی اگر می‌توانیم، اگر راهی دارد، اگر قادر هستیم و ... وقتی توانایی ما (در مال، یا در قدرت جسمی و روحی و ...) نسبت به دوستان و مصاحبانمان، توانایی بیشتری داریم، برای تشبّه به الله، باید صفت کریم او را جذب کنیم. انصاف در زمانی، ارجح است که انسان از لحاظ شرایط مالی و توان جسمی و ... با دیگران برابر و یا پایین‌تر از آنان باشد. برای جذب صفت کرامت، و رشد انسانی، باید با فضل با دیگران رفتار نماییم. نفع این رفتار، اول از همه، به خودمان می‌رسد، چون در حرکت به سوی الله، به سرعت رشد کرده و قدرت خواهیم گرفت. باید بیاموزیم، طرفِ حسابِ ما برای رفتارهای کریمانه، فقط خداوند است. هیچ کدام از فضل و کرم‌های انسان، در نگاه خداوند گم نخواهد شد؛ بلکه به وسعتِ الله، پاداش دریافت خواهیم کرد. بنابراین آموختیم که رفتار سرشار از فضل، و در عین حال بدون توقع جبران، از حقوق مصاحبان و همراهانِ زندگی ما می‌شود. فراموش نکنیم که باید دائماً مراقب باشیم که در روابطمان با بقیه‌ی همراهانمان، بدهکارِ خوبی‌هایشان نباشیم؛ بلکه تمام سعی‌مان را بکنیم که همیشه شخص اول در مهرورزی‌ها، یاری‌ها، هزینه‌ها و ... بوده و نسبت به دیگران از تلاش بیشتری برخوردار باشیم. حفظ اکرام و احترام مصاحبان؛ اکرام و حفظ احترام، از حقوق مؤکّد همراهان و مصاحبان ماست. بطوری­که هر چه مدت و عمق این روابط طولانی‌تر و بیشتر می‌گردد، حفظ احترام نیز واجب‌تر و مؤکّدتر می‌گردد. موشکافانه‌ باید مراقبت کنیم که صمیمیت ما با کسی، مانعِ رعایتِ احترام و اکرام ویژه‌ی او نشده و زبان ما را به انواع حرف‌ها و شوخی‌های نامربوط باز نکند.  محافظت و مراقبت از مصاحبان؛ محافظت و مراقبت از دوستان در تمام شرایط و احوال بر ما واجب است، بطوری که آنان با وجود ما احساسِ بی‌پناهی، بی‌یاوری، تنهایی و ... نکنند. گاهی اوقات دوستان انسان، بواسطه‌ی مراقبت‌های ویژه‌ی خود در زمان‌های سختی، شکست، اضطرار و ... مانع وقوع بسیاری از فجایع در زندگی او می‌شوند. و اساساً شرطِ ماندگاریِ بسیاری از دوستی‌ها و رفاقت‌ها، همین مراقبت‌ها و محافظت‌های کریمانه و صادقانه بوده است. برنده‌ی مسابقه‌ی نیکی‌ها باش پیشی گرفتن در کرامت‌ها، یکی دیگر از حقوق مصاحبان و همراهان ماست. باید سعی کنیم، همیشه دَهش‌ها، گذشت‌ها، عفوها، خرج کردن‌ها، هدیه خریدن‌ها، و ... از سوی ما بیشتر از افراد خانواده ما، همسایگانِ ما، دوستانِ ما، همراهان ما و ... باشد. باید تمرین کنیم؛ که بیشترین خاصیت را برای دیگران داشته باشیم. یاد بگیریم برای دیگران سرشار از رحمت باشیم. باید سبقت گرفتن در خوبی­ها، عادت ما شود. و این روح فدارکاری را می‌طلبد، باید خودخواهی‌هایمان را رها کرده و در میدان بزرگواری‌ها، بر دیگران پیشی بگیریم. نیکی‌های مصاحبانت را بهتر جبران کن... اهل جبران باش در مواقعی که همراه تو در نیکی، از تو سبقت می‌گیرد. در چنین مواقعی باید به نحو احسن، نیکیِ او را جبران کنی، تا از او عقب نمانی. بعضی از افراد، برای عقب نماندن از دیگران، نیکی‌های دیگران را رد می‌کنند. به عنوان مثال از کسی هدیه نمی‌پذیرند، به در مهمانی‌ها شرکت نمی‌کنند و ... راه الفت دیگران را به سوی خود می‌بندد، تا نکند، مجبور به جبرانِ نیکی‌های آنان شوند. در روایات، به این گونه افراد اینگونه اشاره شده است: «لا یُرَدّ الإحسان إلّا الحِمار؛ محبت را دفع نمی‌کند، مگر الاغ ...» باید محبت دیگران را با آغوش باز بپذیریم، و در نهایت وسع‌مان نیز جبران کنیم.  از هیچ خدمتی در حقشان کوتاهی نکن. کوتاهی نکنید، در خدمت به همراهان  خود، بُخل، تنبلی، بی‌حوصلگی، حسادت و ... ریشه‌های کوتاهیِ انسان در حق دیگران است. مراقب باشیم تا از هیچ کاری که از دستمان بر می‌آید، کوتاهی نکنیم. در اطاعت الله، یاری‌شان کن خودمان را ملزم کنیم، به حمایت و پشتیبانی همراهانمان در اطاعت از الله. گاهی اوقات لازم است دستِ دوستان و همراهانمان را گرفته و از افتادن نجاتشان دهیم. گاه یک هزینه‌ی ساده در تهیه‌ی یک کتاب مناسب یک سی دی اخلاقی و ... می‌تواند حیاتِ نسلِ یک دوست از دوستان ما را نجات دهد. پس باید خود را ملزم به حمایت آنان در مسیر حرکت به سوی الله نماییم.  نگذار به معصیت خدا دچار شود نگذاریم، که او به فکر معصیت خدا بیفتد. باید کاری کنیم که شرایط انجام گناه برای عزیزان و همراهانمان به حداقلِ ممکن برسد. نباید دوستانمان را در حالت ضعف رها کنیم تا فکر گناه بر آنان چیره شود. گاه آماده کردن یک بستر مناسب شغلی، حمایت‌های روانی، حمایت‌های مالی، حمایت‌های معرفتی و علمیِ ما می‌تواند زمینه‌ی گناه را برای انسان نابود کند.  برای مصاحبانت، مایه‌ی رحمت باش، نه مایه‌ی عذاب مایه‌ی عذاب همراهانمان نباشیم. بدترین انسان‌ها کسانی هستند که دیگران، آنان را تحمل می‌کنند. باید همه‌ی تلاشمان را هزینه کنیم، تا مایه‌ی رحمتِ دیگران باشیم نه مایه‌ی عذابشان. البته فراموش نکنیم که؛ تحمل بدی‌های دیگران، فضار قبر را از انسان دور کرده و بر وسعتِ نفس انسان می‌افزاید. سعی کنیم که تنش‌های دیگران را تحمل کنیم. اما خودمان برای دیگران، مایه‌ی عذاب و تنش نباشیم. تحمل بدی‌ها، سختی‌ها، مشکلات، مصائب و .... نفس انسان را باز و وسیع کرده، بر سطح رشد انسانی او و میزان تشبه او به الله می‌افزاید. اما اگر دیگران مجبور به تحمل ما شوند، به همان میزان، نفس ما دچار عذاب، گرفتگی، و تنگی شده و از رشد آخرتی باز می‌ماند.     «وَالحَمدُلِلهِ رَبِّ العَالمین»

صوت

1 - حق دوستی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4207
زمان انتشار: 23 دسامبر 2015
| | | | |
زمینه غفلت دیگران نباشیم!

خانواده آسمانی 405 ، ۱۳۹۴/۰۹/۲۶

زمینه غفلت دیگران نباشیم!

 گاهی انسان، ضعف‌هایی دارد که بواسطه‌ی آن، می‌تواند در دوستان و عزیزانش تأثیر منفی گذاشته و آن­ها را به غفلت بکشاند. به عنوان مثال یک پدر غافل، با وارد کردن ماهواره در منزل، بقیه‌ی اعضای را به غفلت و نابودی می‌کشاند و گاه ورود انسان به بعضی از شغل‌ها، سبب غفلت او و نابودیِ حیاتِ انسانی در قلب او می‌گردد.

جملات ناب دراین جلسه : مراقبت باشیم زمینه غفلت در دیگران نباشیم؛ یعنی کاری نکنیم که او از خانواده آسمانی و رسیدن به مقام محمود دور بماند. گاهی وقت ها خداوند انواع هوس و شهوت ها سر راه انسان قرار می دهد تا او را امتحان کند. اعم از موقعیت شغلی، رشته تحصیلی، درآمد، رابطه دوستی و ... بدانید هر چیزی که انسان را از چادر امام زمان (علیه السلام) خارج کند، غفلت زا و جهنمی است. هر کاری که می خواهید انجام دهید باید اذن داشته باشید یعنی ببینید که امام زمان (علیه السلام) از تو راضی است یا نه !! ...  به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 405 «خانواده آسمانی » مورخ 94/09/26 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ورود ممنوع (آنچه که نباید در حق برادران دینی‌مان انجام دهیم) امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند: « أمّا حَقُّ الخَلیطِ فَأَن لا تَغُرَّهُ، ولا تَغُشَّهُ، ولا تُكَذِّبَهُ، ولا تُغَفِّلَهُ، ولا تَخدَعَهُ، ولا تَعمَلَ فِی انتِقاضِهِ؛ عَمَلَ العَدُوِّ الَّذی لا یُبقی عَلى صاحِبِهِ. وإنِ اطمَأَنَّ إلَیكَ استَقصَیتَ لَهُ عَلى نَفسِكَ، وعَلِمتَ أنَّ غَبنَ المُستَرسِلِ رِبا؛ و امّا حق کسی که با او یگانه‌ای، آن است که او را به غرور می­اندازی، و با او غش نکنی، و او را تکذیب نکنی، و غافلش نگردانی و مثل یک دشمن که بر ضد دشمنش تلاش می‌کند، با او نباش، اگر به تو اعتماد کرد، هر چه می‌توانی برایش انجام بدهد و بدانی که گناه فریفتن او که به تو اعتماد کرده است، از رباخواری بیشتر است». * یکی از حقوق برادران دینی آن است که تصویری وهمی و غرورآفرین در پیش چشمان او ترسیم نکنید، بطوری که به غرور و خودبینی دچار گردد. معنای کلمه‌ی غرور (فریب) با معنای کلمه خُدعه (نیرنگ) متفاوت است. فریب به معنای بزرگ جلوه دادن و یا کوچک جلوه دادنِ غیر واقعی است. بطوری که رفتار انسان از صداقت خارج شده و از محدوده‌ی حقیقت فراتر می‌رود. * غشّ، به معنای پوشاندن عیب در معاملات و مشاورات است. به گونه‌ای که این پنهان کاری‌ها، سبب ضررِ طرفِ مقابل در امر مورد نظر می‌گردد. اساساً حق مسلم همه‌ی مؤمنان در تمام معاملات و مشاورات‌شان نسبت به یکدیگر، رعایتِ صداقت و انصاف است. * یکی از حقوق واجب دو رفیق در حق هم، تأیید نمودن یکدیگر است، بطوری که حرفِ شان برای هم سند بوده و هرگز همدیگر را به دروغ متهم نکنند. * گاهی انسان، ضعف‌هایی دارد که بواسطه‌ی آن، می‌تواند در دوستان و عزیزانش تأثیر منفی گذاشته و آن­ها را به غفلت بکشاند. به عنوان مثال یک پدر غافل، با وارد کردن ماهواره در منزل، بقیه‌ی اعضای را به غفلت و نابودی می‌کشاند و گاه ورود انسان به بعضی از شغل‌ها، سبب غفلت او و نابودیِ حیاتِ انسانی در قلب او می‌گردد. ما موظفیم دائماً چه در مورد خودمان و چه در مورد مؤمنان و عزیزانمان مراقبت کنیم که رابطه‌ی ما با غیب، دچار خدشه و آسیب نگردد. هر انتخاب و ارتباطی که ما را از آسمان خصوصاً از امام زمانم (علیه السلام) دور می‌کند، نامبارک و جهنمی است. فراموش نکنیم که تمام انتخاب‌ها و ارتباط‌های ما در حقیقت نوعی آزمون الهی بوده و میزان یقین ما را محک می‌زنند. آیا ما حاضریم بخاطر حفظ اتصال­مان به آسمان، از بسیاری از موقعیت‌های اجتماعی، شغلی، خانوادگی، تحصیلی ... که چشمک زن و متحیر کننده‌اند، بگذریم؟ باید بیاموزیم تمام زیر و بم سبک زندگی خودمان را خصوصاً روابط‌مان با دیگران را به گونه‌ای تنظیم کنیم که به غفلت نیفتاده و از حیات انسانی باز نمانیم. وظیفه‌ی هر کدام از ما، ایجاد بستری برای رشد انسانی است هم برای خودمان، هم برای اعضای خانواده و هم برای همه‌ی مؤمنان دیگر ... و این یعنی یک عشق ابدی و جاودانه. * حق دیگر مؤمن بر مؤمن آن است که برایش نیرنگ نداشته باشی. تهمت زدن، زیر آب زدن، غیبت کردن، و ... نسبت به مؤمنان دیگر، خدعه و نیرنگ در حق آنان بوده و عواقب خطرناکی را بدنبال خواهد داشت. * در زمانی که اختلافی با کسی از مؤمنان پیدا کردیم، باید حد نگه داریم و انصاف را رعایت کنیم، نباید اختلافات ما با دیگران، ما را به سمت دشمنی با آنان سوق دهد. باید بیاموزیم با توجه به عیوب و ضعف‌های خودمان، از دیدن ضعف‌های دیگران باز بمانیم. دیدن ضعف‌‌های دیگران، جهنمی بزرگ است. باید چشم فروبستن از عیب‌های دیگران را بیاموزیم تا راحت و آسان در کنار همه زندگی کنیم. * بر ما واجب است که به اندازه‌ی وسع‌مان، (نهایتِ توانایی‌مان در انجام یک کار) به مؤمنان دیگر امداد رسانده و گره‌هایشان را باز کنیم. چشم فروبستن از یاری دیگران، خیانتی در حق خداوند است. حال اندکی فکر کنیم؛ فرو گذاشتن یاریِ مؤمنی، خیانت در حق خداوند است. خیانت در حق امامِ مؤمنان، حضرت مهدی (علیه‌السلام)، قطعاً خیانتی سنگین‌تر و عظیم‌تر بود. تنها گذاشتن امام زمان (علیه‌السلام)، و چشم فروبستن از آوارگی هزار ساله‌اش، جرمی است که بالاتر از آن یافت نمی‌شود. قرآن می‌فرماید: ما همه‌ی شما را در مورد نحوه‌ی عملکردتان با امام زمان‌تان مورد سؤال قرار خواهیم داد؛ «یوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ...» کوتاهی در حق امام زمان (علیه‌السلام)، گرفتاری عظیمی برای ما به دنبال خواهد داشت، چه در دنیا و چه در آخرت. ما باید تمامِ وسع‌مان را در جهت یاریِ امام زمان بکار بگیریم. تمام آنچه را که از دستان بر می‌آید ... نه این چند قدمی که برایش بر می‌داریم و قدرتِ رفع موانع ظهورش را ندارد. باید قدم‌هایمان را محکم برداریم، همّت‌هایمان را والا کنیم، جهاد، خستگی‌ناپذیری می‌خواهد. باید تمرین کنیم، به خستگی‌ناپذیری برسیم... .   «وَ الحَمدُلله ربّ العالمین» 

صوت

1 - زمینه غفلت دیگران نباشیم!

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed