www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 1583
زمان انتشار: 15 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 332، ۹۳/۱۰/۱۱

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 332، ۹۳/۱۰/۱۱

در توبه، حقیقتِ پشیمانی از گناه و حیا کردن از انجام معصیّت ابتدا از سوی پروردگار به قلب انسان القاء شده و بعد او موفق به توبه می‌گردد. اساساً باید به این نکته توجه داشت که هرگونه عبادت، ذکر و عمل صالح و رشدی، ابتدا از سوی خداوند به انسان القاء شده و سپس او به آن عمل رغبت می‌یابد. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و سی و دوم «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: دو مژده امیرالمؤمنین به توّابین حضرت علی علیه السلام: 1- «... و مَنْ أُعْطِیَ التَّوْبَهَ لَمْ یُحْرَمِ الْقَبُولَ، وَمَنْ أُعْطِیَ الإسْتِغْفَارَ لَمْ یُحْرَمِ الْمَغْفِرَه» کسی که توفیق توبه به او داده شده، از قبول توبه محروم نمی‌شود و کسی که به او توفیق استغفار داده شود، حتماً مورد مغفرت قرار می‌گیرد. این روایت، مژده بسیار بزرگی است از سوی پدر مهربان همه انسان‌ها حضرت علی «علیه‌السلام» به آنان که به سوی خداوند بازمی‌گردند. به فرموده ایشان هر آنکه خداوند به او توفیق توبه را عنایت فرموده است، مورد عنایت حضرت حق قرار گرفته و به آغوش او ملحق خواهد شد. بنابراین هرگونه تردید در پذیرش توبه از سوی خداوند توهمی از شیطان بوده و خیالِ باطلی بیش نخواهد بود. چرا که تا توفیق توبه از سوی خداوند به کسی عنایت نگردد، او نیز به توبه موفّق نخواهد شد. در توبه، حقیقتِ پشیمانی از گناه و حیا کردن از انجام معصیّت ابتدا از سوی پروردگار به قلب انسان القاء شده و بعد او موفق به توبه می‌گردد. اساساً باید به این نکته توجه داشت که هرگونه عبادت، ذکر و عمل صالح و رشدی، ابتدا از سوی خداوند به انسان القاء شده و سپس او به آن عمل رغبت می‌یابد.   2- حضرت علی «علیه‌السلام»: «التوبهُ تستنزلُ الرّحمه»؛ توبه رحمت را به سوی شخص نازل می‌کند. همانگونه که والدین بعد از پشیمانی فرزند از انجام عملی گناه آلود و بازگشت او برای پیوستن به خانواده، با آغوش باز و سرشار از مهربانی پذیرای او بوده و بدون توجه به گذشته او رحمت خود را بر روح و جانش می‌نشانند. خداوند بزرگ نیز از انسان توّاب با آغوش باز پذیرایی نموده و بی‌توجه به سوابق گذشته‌اش او را از رحمت بی‌پایان خود سرشار می‌سازد.     مکانیسم تبدیلِ یک عمر گناه به یک عمر حسنه خداوند در آیه 70 از سوره فرقان مراحل تبدیل سیئات به حسنات را برای انسان برمی‌شمرد. «إلاّ مَن تاب و آمنَ و عمِل صالحاً فأولئکَ یبدّلُ اللهُ سیئاتهم حسنات...»؛ مگر کسانی که توبه نموده، ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند. آنان کسانی هستند که خداوند گناهانشان را به حسنات تبدیل می‌کند.   همان‌گونه که در مباحث گذشته آموختیم، یکی از اسماء بسیار شیرین و مبارک خداوند، نام شریف مبدّل است. بواسطه این نام خداوند، یک حقیقت، به حقیقت دیگری تبدیل می‌گردد. کسی که اسم مبدّل در او فعال شده است، از تمام شرایط متضاد، حرام، سخت و .... استفاده نموده و نور و قدرت دریافت می‌کند. لذا این شرایط را به عنوان شرایط رشد تلقّی کرده و در رسیدن به قرب خداوند می‌شتابند. این انسان‌ها از لابه‌لای مصائب، بلاها، سختی‌ها، ریاضت‌ها، عبادات و ..... تمام نارها را دفع و نورها را جذب می‌کنند، از همین رو هر روز که می‌گذرد، شادتر و آرام تر می‌شوند.   امّا کسانی که سال‌هایی را در گناه گذرانده باید به این نکته توجه داشته باشند که در صورتی قادر به استفاده از اسم مبدّل خداوند شده و عمری گناه را در کارنامه اعمال خویش، به حسنات تبدیل خواهند نمود که در مرحله اول، این نام را در درون خود فعال نمایند. در این صورت توانائی تبدیل نار به نور را کسب نموده و بواسطه نام شریف مبدّل، نه تنها آثار تمام سال‌های گناه را از نفس خود می‌زدایند، بلکه نفس خود را به همان میزان از نور پُر می‌کنند.   امّا فراموش نکنیم که هر چه سال‌های گناه ‌آلود عمر انسان بیشتر باشد، احتمال غلبه بر نفس و ترک گناه و دریافت اسم مبدّل کمتر و سخت‌تر خواهد بود. دوران جوانی برای بازگشت و تبدیل، فرصت طلائی و کلیدی است. زیرا انسان در این دوران، فرصتِ کمتری را برای گناه داشته است. اساساً جوانی، زمان اصلی بازگشت و فصلی عالی برای عاشقی است. چرا که هر چه توبه زودتر انجام گیرد، دریافت اسم مبدّل آسان‌تر، و امکان تبدیل نارهای نفس به نور بیشتر خواهد بود.     مراحل دریافت اسم مبدّل طبق آیه قبل (آیه 70 سوره فرقان) مراحل تبدیل نار به نور در نفس را مرور می‌کنیم: 1- توبه حقیقی با قلب و زبان و ترک گناه 2- ایمان 3- انجام اعمال صالح برای دریافت اسم مبدّل   با طی این سه مرحله، در نفس انسان، تبدیل نار به نور صورت خواهد پذیرفت. امّا فراموش نکنیم که پای نهادن بر روی همه سوابق گناه آلود، شجاعتی را می‌طلبد که با تأخیر توبه کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌گردد. مراقب باشیم تا دیر نشده تمام عزّت‌های دروغین و لذّت‌های واهی را از نفس خود دور کنیم. غرورهای کاذب و تکبّرهای بی‌جا که مانع از اعتراف به تقصیر و گناه در انسان می‌گردد، از موانع بزرگ در مسیر دریافت اسم مبدّل می‌باشد. برای این منظور، باید از خانواده آسمانی‌مان خصوصاً امام زمان مدد گرفته و با توسل بر ایشان بر نفس خویش غلبه نمائیم. برای شروع توبه ابتدا باید غرور خود را در برابر کسانی که حقّی از آنها تضییع نموده‌ایم، شکسته و از آنان حلالیّت بطلبیم. هرگز فراموش نکنیم که راهِ انسان خودبین و متکبّر هرگز باز نخواهد نشد، مگر آنکه عزّت‌های کاذب را از خود دور نماید.   والحمدلله ربّ العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1572
زمان انتشار: 13 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 331، 93/10/11

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 331، 93/10/11

استاد شجاعی: در عالم هیچ مخلوقِ اضافه‌ای خلق نشده است و همه مخلوقات در چهارچوبِ مقدّرات خداوند و ریاضیات خلقت، آفریده شده‌اند. توجه به این موضوع اساسی، سبب می‌شود که انسان‌ها، دینِ خود را بهتر و آسان‌تر درک نموده و بپذیرند. انسانی که ساختار ریاضیِ عالم را حتّی در ریزترین مخلوقات عالم می‌شناسد، براحتی می‌فهمد که ساختار روحِ او نیز کاملاً ریاضی و اندازه‌دار است، لذا تمام روابط خود را در جهت محافظت از سلامتِ این ساختار تنظیم می‌نماید. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و سی و یکم «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: شناخت مکانیسم توبه برای شناخت ساختار توبه، نکته بسیار مهم و کلیدی، توجه به ساختار ریاضی نظام خلقت است. نظام خلقت، نظامی کاملاً ریاضی است. بطوری که هیچ مخلوقی از مخلوقات خداوند (از ریزترین تا بزرگترین آنها) از این قانون مستثنی نمی‌باشد.   «إِنَّا كُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ» سوره قمر آیه 49. در عالم هیچ مخلوقِ اضافه‌ای خلق نشده است و همه مخلوقات در چهارچوبِ مقدّرات خداوند و ریاضیات خلقت، آفریده شده‌اند. توجه به این موضوع اساسی، سبب می‌شود که انسان‌ها، دینِ خود را بهتر و آسان‌تر درک نموده و بپذیرند. انسانی که ساختار ریاضیِ عالم را حتّی در ریزترین مخلوقات عالم می‌شناسد، براحتی می‌فهمد که ساختار روحِ او نیز کاملاً ریاضی و اندازه‌دار است، لذا تمام روابط خود را در جهت محافظت از سلامتِ این ساختار تنظیم می‌نماید.   توبه، یک عمل حقیقی است که باید در نفس انسان اتفاق بیفتد. توبه نیز ساختاری کاملاً ریاضی داشته و امری توهمی نیست که با گفتن استغفرالله، به حقیقت بپیوندد. انسان، با ارتکاب هر گناهی از مسیر صراط مستقیم خارج شده و باید برای توبه، خود را به صراط بازگرداند. چرا که تنها مسیر امن و خنک در زندگی دنیایی و آخرتی انسان مسیر صراط مستقیم است.   با گناه ضایعه‌ای در حرکت انسان به سوی الله ایجاد می‌گردد که انسان برای رسیدن به حقیقت توبه، باید این ضایعه را جبران نموده و آثارش را از نفس خویش بزداید.     مسیر اشتباه را برگرد، تا به توبه برسی! بطور کلی می‌توان انواع گناهان را به سه دسته زیر تقسیم نمود: 1- گناهانی که انسان در ارتباط با خود (بصورت فردی) مرتکب شده و به دو صورت جوارحی (بدنی) و جوانحی (روحی و قلبی) طبقه‌بندی می‌گردد. 2- گناهانی که انسان در نظام ارتباطیِ خود با الله مرتکب شده و شامل ترک واجبات و انجامِ محرّمات می‌باشد. 3- گناهانی که انسان در نظام ارتباط با غیر خود (دیگران) مرتکب شده و در اصطلاح از آن به حقّ النّاس تعبیر می‌گردد.   حق النّاس‌ها چه در زمینه مادی و چه در بُعد معنوی می‌تواند در حق یک فرد صورت گرفته و یا یک گروه و یا جامعه را دربرگیرد. در هر صورت توبه زمانی به حقیقت می‌پیوندد که انسان مسیر اشتباهی را که بواسطه هر کدام از گناهان طی نموده است، بازگردد و خود را به صراط برساند. در این‌صورت باید آسیبی را که به خود یا به دیگران وارد نموده است، جبران و آثار گناه را چه از نفس خود و چه از نفس دیگران بزداید.   اولین مرحله توبه، ایجاد حالت تنفر از گناه در قلب انسان است. و این علامت شروع یک توبه حقیقی است. در مرحله دوم، شخص توّاب به سمت جبران آثار گناه حرکت می‌کند. به عنوان مثال اگر واجباتی را ترک نموده است، آرام آرام آنها را قضا نموده و در وصیّت نامه‌اش ذکر می‌کند. اگر در پرداخت خمس کوتاهی نموده، آن را می‌پردازد و.... و یا اگر از گناهی به لذّت حرامی رسیده بود به وسیله استغفار و به زحمت انداختن نفس خود (ریاضت) این لذّت را از نفس خود خارج می‌سازد. فراموش نکنیم که آثار لذّات حرام را با ریاضت می‌توان از نفس زدود.   برای جبران حق الناس‌ها نیز باید اموال به ناحق گرفته شده را به صاحبانشان بازگردانیم و اگر احتمال فتنه‌ای در میان است، از طریق دیگران این کار را انجام دهیم و اگر چنانچه این فرد یا افراد از دنیا رفته‌اند از اموال حلال خود برای آنها ردّ مظالم بپردازیم و در وصیّت نامه نیز سهمی از اموالمان را برای ردّ مظالم تعیین نماییم. در حق النّاس‌های اجتماعی نیز ردّ مظالم به حساب بانکی تعیین شده توسط دولت پرداخت گردد.   برای جبران حق النّاس‌های معنوی در بُعد فردی لازم است که از شخص حلالیّت گرفته شود، و چنانچه شخص در دسترس نمی‌باشد، برای او استغفار نموده و از خداوند آمرزش طلبیم.   برای جبران حق النّاس‌های (معنوی) اجتماعی که منجر به انحراف گروهی شده است، باید با تلاش فراوان به رشد انسانی رسیده و آثار هدایت‌های اجتماعی را به وسیله فعالیت‌های معنوی برای اجتماع برجای گذاشت.   از خاطر نبریم که بدون جبرانِ مسیری که اشتباه طی شده بود، توبه برای انسان تنها یک توهم بوده و هرگز به حقیقت نخواهد پیوست. امیرالمؤمنین «علیه السلام» در توصیف حقانیت توبه می‌فرمایند: «التوبه الندمُ بالقلب و الإستغفار باللّسان و ترک بالجوارح و إضمارٌ أن لایَعودَ»؛ توبه، پشیمانی به قلب، استغفار به زبان و ترک گناه با بدن است و اینکه در باطن قصد بازگشت به گناه را نداشته باشد. با توبه حقیقی، سبکِ زندگی گناه آلود انسان، تغییر می‌کند. نمی‌توان توبه کرد، امّا دوباره همان مسیر اشتباه را پیمود.   والحمدلله ربّ العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1433
زمان انتشار: 7 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 330، 93/10/4

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 330، 93/10/4

استغفار مانند صدقه هر شب و هر صبح، سبب پاکی و صافی روح می‌گردد. روح همه ما در طول روز با روابط گوناگون، چرک‌آلوده و سیاه می‌گردد و استحمام در گرمابه استغفار است که می‌تواند حیاتِ دوباره‌ای به روح داده و آن را آماده هم آغوشی با الله و پروازی موفق از سجاده عاشقی گرداند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و سی «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: توبه در این مجال به بررسی بخش بعدی نامه امام رضا «علیه‌السلام» با محوریت «توبه» می‌پردازیم: «فإنّ الله لا یغفر له، حتی یرجع عنه» همراهیِ «إنّ» در ابتدای این جمله نشانه قطعیت و تأکید این نکته است که حضور سوء نیت و شرک در باطن انسان، حتماً او را از حیطه‌ی مغفرت خداوند دور خواهد نمود، مگر آنکه توبه نموده و از این دو عامل دست بردارد.   توبه = تغییر سبک زندگی تا رسیدن به سلامت نفس توبه در لغت به معنای بازگشت است. توبه یک عمل است که باید به انجام رساند. شخص توبه کننده، پس از طی یک مسیر اشتباه باز می‌گردد و خود را به مسیر صحیح (صراط مستقیم) می‌رساند.   از نگاه آخرتی، جهنم، محیطی سوزاننده است که صراط مستقیم با همه امنیت، سلامت و خنکی‌اش از داخلِ آن می‌گذرد. همه انسانها از جهنم عبور می‌کنند اما تنها تا زمانی در امنیت و سلامت از آتش جهنم خواهند بود که در مسیر صراط در حال حرکت بوده و از آن نلغزند.   لغزش از صراط مستقیم، مساوی است با سقوط در آتش جهنم، و توبه، دست برداشتن از این لغزش و حرکتِ دوباره بر روی صراط است. (حتی یرجع عنه) فراموش نکنیم که حتی اصرار بر یک گناه و عدم حیا از انجام آن، انسان را از صراط خارج نموده و او را از سلامت نفس باز می‌دارد.   توبه، در حقیقت تغییر سبک زندگی در آن نقطه‌ای است که انسان به لغزش دچار شده است. نمی‌توان با سبک زندگی آلوده، بر صراط ثابت ماند. نحوه سبک زندگی و الگوگیری انسان‌ها نشان می‌دهد که آنان، بر روی صراط مستقیم در حرکت هستند و یا در جهنمی غوطه‌ورند که هنوز شعله‌های آتش را نمی‌بینند.   خوب است بدانیم، که عبادت و یا عمل صالح زمانی در رشد نفس مؤثر بوده و آن را به باطن انسانی می‌رساند که قلبمان آن را پذیرفته باشد. آنچه را که قلب انسان با محبت و عشق می‌پذیرد، در نفس او و یا در اصطلاح ساده‌تر در نامه عمل او ثبت می‌گردد. در غیر اینصورت به زحمت انداختن بدن در اعمال خیر و عبادات تأثیری در رشد انسانی او نخواهد داشت.   توبه نیز باید در قلب اتفاق بیفتد. و پشیمانیِ قلب از انجام یک گناه و تصمیم جدّی برای ترک آن، سبب پذیریش توبه از سوی خداوند می‌گردد. چنین کسی اگر چند دقیقه بعد از توبه نیز از دنیا برود، خداوند را در حالی ملاقات می‌کند که به این گناه‌ آلوده نخواهد بود. اما توبه‌ای که از سر اجبار است و یا در لحظه مرگ که تمام امیدها از عوامل دیگر قطع می‌گردد رخ می‌دهد، پذیرفته نمی‌باشد.   به آیه هجدهم سوره نساء توجه کنید: «و لیست التوبه للذین یعملون السّیئات حتی إذ حضر أحدهم الموت، قال إنّی تُبتُ الآن و لاَ الّذین یموتون و هم کفّارٌ، اولئک اعتدنا لهم عذاباً الیماً» کسی که در تمام عمر به اعمال زشت مشغول باشد تا آنگاه که به یقین مرگ را مشاهده کند در آن ساعت پشیمان شود و گوید اکنون توبه کردم، توبه او پذیرفته نیست چنانکه هر کس در حال کفر بمیرد، توبه‌اش پذیرفته نیست، برای این دو گروه عذابی بس دردناک مهیا ساخته‌ایم.   این آیه، توبه را ویژگی کسانی می‌داند که بعد از گناه به سرعت پشیمان شده و بر می‌گردند. نه آنکه آنقدر به بدکرداری و گناه خود ادامه می‌دهند تا اینکه به یقین، مرگ را نزدیک دیده و سپس توبه می‌کنند، چرا که اساساً دیگر زمانی برای گناهکاری ندارند. اساسِ این تفکر که انسان مرگ خود را دور می‌پندارد سببِ به تأخیرانداختن توبه و پافشاری بر سبک زندگی گناه‌آلود می‌گردد و در نهایت توفیق توبه را از انسان سلب می‌نماید.   امام رضا «علیه‌السلام» می‌فرماید: «من استغفر بلسانه و لم یَندب بقلبه، فقد استهزءَ بنفسه؛ کسی که استغفار کند، ولی قلباً پشیمان نیست (تصمیم بر تغییر سبک زندگی گناه‌آلودش ندارد) خودش را مسخره نموده است.   آیات و روایات با محوریت توبه 1- إنّ الله یحب التّوابین  (سوره بقره آیه222) گناه سالیان متمادی نیز نمی‌تواند انسان را منفور خداوند گرداند، چرا که همین انسان گناهکار، به محض توبه، محبوب خداوند می‌گردد. مراقب باشیم که نگاه ما به دیگران با نگاه خداوند مغایر نباشد. نکند کسی به واسطه گناهی از چشم ما افتاده اما با یک توبه محبوب خداوند گردد. آن وقت این تفاوتِ نگاه ما با خداوند است که ما را از چشمان خداوند بیندازد. 2- قُل یا عبادی الذین اسرفوا علی أنفسهم، لا تقنطوا من رحمه الله، إنّ الله یغفر الذّنوب جمیعاً، إنّه هو الغفور الرحیم»  (سوره زمر آیه 53) ترجمه: بگو: «اى بندگان من- كه بر خویشتن زیاده‏روى روا داشته‏اید- از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است. این آیه سرشار از قیدهای تأکید است تا ما را در پذیرش توبه از سوی خداوند به یقین برساند. این اله غفور در لحظه بازگشت عبد گنهکارش، چنان او را به آغوش کشیده و می‌پذیرد که گویی گذشته سیاهی اساساً در میان نبوده است. او هرگز نمی‌پسندد که کسی گناه بنده‌اش را فاش نموده و یا در میان دیگران پخش کند، چرا که به انتظار لحظه‌ای نشسته است که او بر می‌گردد تا تمام گذشته‌اش را از نامه اعمالش پاک نماید.   3- امام باقر «علیه‌السلام»: «إنّ من أحبَّ عبادالله إلی الله المفتن التوّاب» از محبوب‌ترین بندگان خداوند در نزد او، انسان فتنه‌انگیز و شروری است که توبه می‌کند. مبادا نگاه گناه‌آلود به انسانی بدوزیم که تنها در یک لحظه، با توبه‌ای حقیقی از محبوب‌ترین بندگان خداوند خواهد شد.   4- نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم»: «لله أفرحُ بتوبه عبده، من العقیم الوالد و من الضال الواجد» شادی خداوند از توبه بنده‌اش، بیشتر از والدین عقیمی است (که فرزنددار می شوند) و از کسی که عزیزترین گوهرشان را گم کرده و آن را می‌یابند. خداوند هرگز از سوختن بندگانش شاد نیست. او زمانی شادمان است که بنده‌اش باز می‌گردد توبه می‌کند.   5- توبوا إلی اله جمیعاً، ایها المؤمنون، لعلّکم تفلحون. (سوره نور آیه31) ترجمه: ای مؤمنان ! همگی به درگاه خدا توبه کنید باشد که رستگار شوید. هیچ مؤمنی نباید خود را از توبه بی‌نیاز ببیند. چرا که هر چه مراتب ایمان در انسان بالاتر می‌رود، آلودگی‌های مخفیِ نفسش بیشتر بر او هویدا شده و نیازش به استغفار بیشتر می‌گردد.   استغفار مانند صدقه هر شب و هر صبح، سبب پاکی و صافی روح می‌گردد. روح همه ما در طول روز با روابط گوناگون، چرک‌آلوده و سیاه می‌گردد و استحمام در گرمابه استغفار است که می‌تواند حیاتِ دوباره‌ای به روح داده و آن را آماده هم آغوشی با الله و پروازی موفق از سجاده عاشقی گرداند. روحِ بدون استغفار، هرگز به قدرت نخواهد رسید.   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1432
زمان انتشار: 7 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 329، 93/10/4

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 329، 93/10/4

علوّ، به حالتی اطلاق می‌گردد که انسان از اینکه در کمالی از دیگران جلوتر بوده و یا در آن از دیگران برتر باشد لذت می‌برد و همواره به دنبال چنین مقامی می‌گردد. برتری‌جویی انسانها می‌تواند در مسائل مادی و یا معنوی اتفاق بیفتد. علوّ در امور مادی، از موانع بزرگ دستیابی انسان به سعادت است و نشان می‌دهد که شخص حقیقتِ خود را نشناخته است. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و بیست و نهم «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: سوء نیت؛ گناهی عظیم و شرک‌آلود امام رضا «علیه‌السلام» در نامه حکیمانه خود به حضرت عبدالعظیم حسنی«علیه السلام»، سوءنیت را در حد شرک به خداوند دانسته و این دو عامل (سوء نیت و شرک به خدا) را عامل دور ماندن انسان از مغفرت خداوند می‌داند. اما به راستی سرّ این تشبیهِ ابالحسن «علیه‌السلام» در چیست؟   به این قاعده بسیار مهم که وسیله‌ای برای رهایی قلب از جمیع بیماری‌ها در هنگام ارتباط با دیگران می‌گردد، توجه کنید؛ هرگاه انسان به بدخواهی، حسادت و بدجنسی نسبت به دیگران مبتلا گردد، بی‌آنکه خود بداند، منشأ اثر دیگری را در کنار خداوند بزرگ پذیرفته و تصور می‌کند که سوءنیت‌ها و حسادت‌های او می‌تواند بدون اذن خداوند، تأثیری در طرف مقابل داشته باشد. بدجنسی‌ها و حسادت‌ها در حقیقت اعتراضی است به افعال خداوند در حق دیگران که نه تنها در حق آنان مؤثر نمی‌افتد، بلکه انسان را از حریم توحید خداوند دور می‌اندازد. چنین فردی نه تنها از نظر عقیدتی از خداوند فاصله می‌گیرد، بلکه از نظر اخلاقی نیز روز به روز از مسیر تشبّه به الله دورتر شده و از رشد انسانی باز می‌ماند.   او به جای لذت بردن از کمالی که از الله در کسی ظهور نموده است، غمگین شده و به حسادت می‌افتد. حسادت، در حقیقت در افتادن با تمام کمالاتی است که توسط دیگران انجام می‌گیرد. شخص حسود، زیبایی‌ها و کمالات را تنها در صورتی زیبا می‌بیند که توسط او ظهور یابد، در غیر اینصورت، آنان را زیبا نخواهد دید.   طبق قاعده «هو أنت»، طلب کردن هر نوع فساد، فحشا، بدی، انحراف، فقر، ذلت، غم و شکست برای انسانِ دیگری، در حقیقت طلب کردن آن برای خودمان است و پیامدش دامنگیر نفس خودمان می‌گردد. این مسئله به قدری خطرناک و خسارت برانگیز است که اهل‌بیت «علیهم‌السلام» هرگز کوچکترین بدخواهی را حتی به سرسخت‌ترین دشمنانشان نداشته و در شرایط گوناگون برای دستگیری و سعادتمندی آنان تلاش می‌نمودند. فراموش نکنیم که لذت بردن از زیبایی‌ها و کمالات دیگران، سبب رشد نفس انسان و ارتقاء درجات آخرتی‌اش می‌گردد.   علوّ؛ مانعی بزرگ در مسیر رشد انسانی علوّ، یا برتری‌جویی، از نگاه خداوند صفت بسیار نکوهیده‌ای است به گونه‌ای که قرآن آن را عاملِ دور ماندن انسان از بهشت معرفی می‌نماید؛ «تلک الدّار الاخره، نجعلها للذّین لا یریدون علوّاً فی الارض و لا فساداً» (سوره قصص آیه83) ترجمه: آن سراى آخرت است كه براى كسانى قرار مى‏دهیم كه در زمین خواستار برترى جویى و فساد نیستند، و عاقبت (خوش) از آن پرهیزگاران است.   علوّ، به حالتی اطلاق می‌گردد که انسان از اینکه در کمالی از دیگران جلوتر بوده و یا در آن از دیگران برتر باشد لذت می‌برد و همواره به دنبال چنین مقامی می‌گردد. برتری‌جویی انسانها می‌تواند در مسائل مادی و یا معنوی اتفاق بیفتد. علوّ در امور مادی، از موانع بزرگ دستیابی انسان به سعادت است و نشان می‌دهد که شخص حقیقتِ خود را نشناخته است. یک انسان آگاه می‌داند، که تمام ثروت‌های او (آبرو، عزت، آرامش، شادی، انواع نعمت‌ها و ...) به انسانهای دیگر نیز متعلق بوده و باید آنها را در میان دیگران تقسیم نموده و تا سطح خویش ارتقا دهد.   رقابت در امور معنوی، برای رسیدن به رشد انسانی بالاتر، سفارش مؤکد قرآن است (فاستبقوالخیرات) اما کسی که در دایره رقابت‌های انسانی وارد می‌شود، هرگز قاعده «هو أنت» را فراموش نکرده و این قاعده را با تمام روح خود پذیرفته است، لذا تمام مقامات و کمالات خود را برای دیگران نیز طلب می‌کند. او پیرو امامانِ معصومی است که در نزدیک‌ترین مقام به خداوند تبارک و تعالی قرار دارند و از ما نیز طلب کردن این مقام و تلاش نمودن برای رسیدن به آن را انتظار دارند. بنابراین کسی که در جریان حقیقیِ رشد معنوی قرار گرفته است هر روز نسبت به دیگران متواضع‌تر شده و تمام کمالات و دارایی‌های انسانی‌اش را در طَبَق اخلاص می‌گذارد تا دیگران را نیز به کمال برساند. او حتی از سبقت گرفتن دیگران از خودش خوشحال‌تر شده و از کمالات ظهور یافته در آنان لذت می‌برد. درست مانند پدر و مادری که در محبت به فرزند خویش آنقدر خالص‌اند که اگر فرزند خود را موفق‌تر از خود ببیند، لذت برده و به اوج شادی می‌رسند.   هوشیار باشیم که اگر نیت‌های ما در رقابت‌های معنوی با دیگران خالص نباشد، اساساً به رشدی نخواهیم رسید. ناموفق‌ترین انسان‌ها در برداشتن سوء‌نیت‌ها از نفس، کسانی هستند که به جناح‌بندی‌ها و حز‌ب‌گرایی‌های گوناگون ملحق شده و به سبب تعلق به گروه خود (حتی گروه‌های مذهبی) به حریم رقابت‌های ناسالم وارد می‌گردند.   انتصاب مدیران نالایق؛ مصداق مهمی از سوء نیت یکی از مصادیق سوء نیت و بدجنسی، انتصاب کسانی است که حقیقتاً شایسته و لایق پُستِ شخص و یا مدیریت مجموعه‌ای نیستند و به علل گوناگون شهوانی در آن مقام قرار گرفته‌اند. از نگاه روایات، چنین سوء نیت‌هایی در حق انسانهای زیر گروه مجموعه، خیانت در حق الله و خانواده آسمانی محسوب می‌گردد. اگر مدیران و مسئولان و دسته‌جات سیاسی به همین دستورالعمل امام رضا «علیه‌السلام» عمل نمایند، قطعاً جامعه مسلمان ایران به پیشرفت‌‌های عظیمی نائل خواهد شد.     والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1431
زمان انتشار: 7 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 328، 93/9/27

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 328، 93/9/27

اما قاعده‌ی اصلی آن است که انسان‌ها به میزانی که در نفس خودشان مؤثرند می‌توانند در دیگران مؤثر باشند. اساساً کسانی می‌توانند رهبری گروه عظیمی از انسان‌ها را بر عهده بگیرند که عظیم‌ترین تحولات و موفقیت‌های روحی را در نفس خود ایجاد کرده باشند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و بیست و هشتم «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: چگونه می‌توان باطن انسانها را از نوع رفتارهایشان شناسایی کرد؟ حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «ما أضمر أحدٌ شیئا، إلاّ ظهر فی فلتات لسانه و صفحات وجهه؛ هیچ کس چیزی را در دلش نمی‌تواند پنهان کند، مگر آنکه حتماً در لغزش‌های کلامی (بالا و پایین شدن الفاظش) و یا در چهره‌اش مشخص می‌گردد.   این کلام امیرالؤمنین «علیه‌السلام» نیز از دریچه علم باطنِ ایشان مطرح شده و کسی که بتواند به این علم دست یابد، می‌تواند باطن انسان‌ها را از میان الفاظ و چهره‌هایشان تشخیص دهد. میزان علاقه و محبتِ انسانی که واقعاً، کسی را دوست دارد، در نحوه بوسیدن، در آغوش کشیدن، حرف زدن و خدماتی که به او می‌دهد، کاملاً هویداست و تا زمانی که کینه‌ای، حسادتی، تنفری، تکبری و ... از او در قلبش وجود داشته باشد این ظهوراتِ حقیقی و قابل درک از او صادر نخواهد گشت.   «دنیا»، تنها باشگاه قدرتمند برای کسب، باطن انسانی و تشبّهِ ما به الله است و بدجنسی‌ها و شرارت‌های دیگران در حق ما در این مسیر، فرصت‌های تمرینِ ما در این باشگاه‌اند. اما نکته مهم آن است که ما تنها در یک صورت در این باشگاه موفق شده و رشد خواهیم کرد که فقط الله را به عنوان طرف مقابل برای تمرین بپذیریم، نه انسانهای دیگر را. حریف قرار دادن کسی غیر از خدا سبب سقوط ما از مرتبه انسانی شده و ما را به همان اندازه‌ی حریف‌مان، کوچک و پست خواهد کرد.   باید در این باشگاه بیاموزیم که تمام تمرین‌‌هایمان را تنها به خداوند بفروشیم. برای این منظور باید تمام کارهایمان را به قصد تشبّهِ به الله به انجام برسانیم نه به توقع جبران و ... و تنها در اینصورت است که توانسته‌ایم شأن حقیقی خود را حفظ نماییم.   چگونه می‌توان در نفس‌های دیگر مؤثر بود؟ انسانهای پیرامون ما، از طرف خداوند برای تولید فرصت‌های تمرینی در مسیر زندگی‌ ما طراحی شده‌اند. توهین‌ها، بدجنسی‌ها، فحاشی‌ها و بدی‌های دیگران، مراحل این فرصت‌های تمرینی‌اند. بنابراین کینه گرفتن از آنها، کار عاقلانه‌ای به نظر نمی‌رسد. فراموش نکنیم که برای تشبّه به الله، اولین قدم پاکی و صافی ظرف دل ماست. و ما حق آلوده ساختن آن را نداریم. نوع رفتارهای صادر شده از یک قلب پاک، آنقدر پر انرژی و زیباست که می‌تواند کینه‌ها و شرهای گوناگون را از قلب دیگران بردارد. قلب انسان‌ها، تنها شاهدهایی هستند که دروغ به آنها راه ندارد. قلبها با هم سخن می‌گویند اما بی‌پرده، بی‌ظاهرسازی و بی‌دروغ.   نفوس کاملاً شعور دارند. حتی اشیاء، گیاهان و حیوانات نیز شعور دارند. بنابراین کسی که به دنبال تحول در نفس کس دیگری است، اول باید این تحول را در نفس خودش ایجاد نماید. این حقیقت، یک شاخه فرعی از یک حقیقت بالاتر است، یا یک قاعده فرعی از یک قاعده اصلی و مهم دیگر. اما این قاعده‌ی اصلی آن است که انسان‌ها به میزانی که در نفس خودشان مؤثرند می‌توانند در دیگران مؤثر باشند. اساساً کسانی می‌توانند رهبری گروه عظیمی از انسان‌ها را بر عهده بگیرند که عظیم‌ترین تحولات و موفقیت‌های روحی را در نفس خود ایجاد کرده باشند.   «إنّ الذین آمنوا و عملوا الصّالحات، سیجعل لهم الرّحمن وُدّا» (سوره مریم آیه96) ترجمه: كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده ‏اند، به زودى [خداى‏] رحمان براى آنان محبتى [در دلها] قرار می ‏دهد. این آیه نشان می‌دهد که خداوند انسان‌هایی را که در جهت کسب رضایت و تشبّه به او گام برمی‌دارند، محبوبِ قلوبِ دیگران قرار می‌دهد. البته برای چنین کسی دوست داشتن‌ها و محبت‌های دیگران، مسئله مهمی نیست. اما عشق او به الله و اخلاق حسنه‌ای که تحت این عشق از او صادر می‌شود. او را محبوبِ دلهای دیگران می‌گرداند.   بنابراین برای مؤثر بودن در قلب دیگران، ابتدا باید در قلب خودمان مؤثر بوده و آلودگی‌هایش را بزداییم. درست در همان لحظه، کسی که خود حقیقی‌اش را باور نموده و به آن احترام می‌گذارد، می‌تواند تمام گذشته خود را بخشیده و دیگر از آن پس در قلب خودش مؤثر باشد.   اما کسی که حقیقت انسانی خودش را باور نکرده است، هرگز نمی‌تواند با خود حقیقی‌اش و در نهایت با الله آشتی نماید، لذا هرگز نمی‌تواند در قلب خودش و در قلب دیگران مؤثر باشد. از چنین کسی به فرموده امام هادی «علیه‌السلام» باید احتمال خطر و دریافت شرّ را داشت: «من هانت علیه نفسه، فلا تأمن شرّه؛ کسی که نفسش در نزد او حقیر است، نمی‌توانی از شرّ آن در امان بمانی.» کسی که شخصیت انسانی خود را نمی‌شناسد، علیرغم آنکه اطرافیانش را دوست دارد، به رفتارهایی تن داده و یا به کارهایی دست می‌زند که اساساً درخور قیمت انسانی او و، عزیزانش نمی‌باشد. لذا با نحوه‌ی رفتارش، دیگران را به تنفر رسانده و هرگز به محبوبیت در قلوب دیگران نمی‌رسد.   انسان‌ها به محض شناخت خود حقیقی‌شان و کشف قیمت انسانی‌شان، بی‌هیچ تلاش گزافی، به سمت حذف رذایل باطنی پیش می‌رود. چنین کسانی از یکبار عصبانیت و یا یکبار حسادت و یا کینه، به اندازه صدها فحشای ظاهری به احساس عذاب دچار می‌شوند. چرا که آرامش ناشی از سلامت قلب را تجربه کرده و قیمت پاکی و سلامت نفس را خوب می‌دانند. به همین دلیل وقتی در معرض گناه قرار می‌گیرند، به قدری از آن متنفرند که اگر هم آلوده گردند، هزاران بار از این آلودگی سوخته و عذاب می‌کشند. به همین دلیل گناه اساساً توسط نفسشان جذب نمی‌گردد.   فراموش نکنیم که برای محترم بودن در یک جمع، اول باید در نزد خودمان محترم باشیم. اساساً انسانها به میزان قیمتی که ما برای خودمان قائلیم، برایمان قیمت و ارزش قائل خواهند بود. اصلاح نگاهها نسبت به خودمان، سبب اصلاح نگاه دیگران نسبت به ما خواهد شد. هرگاه با نفسمان به صلح رسیدیم، قلب دیگران نیز با ما در صلح خواهد بود.   والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1429
زمان انتشار: 7 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 327، 93/9/27

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 327، 93/9/27

طبق قاعده‌ی «هو أنت»، نفوس انسان‌ها آئینه‌ی یکدیگر اند. به طوری که طبق روایت گوناگون انسان برای فهمیدن این نکته که آیا دیگران او را دوست دارند یا نه می‌تواند به نفس خود رجوع کند، اگر او آنان را قلباً دوست داشت، مطمئن باشد که دیگران هم دوستش دارند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و بیست و هفتم «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: چگونه سوء نیت‌ها انسان را از مسیر قُرب باز می‌دارند؟ در جلسه گذشته آموختیم که وجود هر گونه سوءنیت نسبت به کسی در قلب انسان، او را از مسیر سعادت دنیا و آخرت خارج می‌سازد. علت اصلی ابتلا به سوءنیت در انسان‌ها، کمرنگ شدن قاعده «هو أنت» در نفس آنها و با فراموش نمودن این قاعده است. قرآن کریم این قاعده را در آیه زیر اینگونه به تصویر می‌کشد: «إن أحسنتم، أحسنتم لأنفسکم، و إن أسأتم فلها...» (سوره اسراء، آیه7) ترجمه: اگر نیکی کنید به خودتان نیکی می کنید و اگر بدی کنید پس به خودتان بدی می کنید.   این آیه، فرمولی اساسی و پایه‌ای در قوانین ریاضی عالم خلقت است. طبق این فرمول، هرگونه نیت و یا عمل خیری در حق دیگران به نفسِ خود انسان باز می‌گردد و پیامدهایِ بدی‌ها و یا سوءنیت‌ها نیز دامنگیر نفس خودش می‌گردد. نفسی که تصمیم دارد در حق کسی، خیر و یا شرّی را آرزو کرده و یا عملی کند، ابتدا باید آن را در درون خود خلق نماید تا بتواند آن را ظهور دهد. بدجنسی‌ها قبل از آنکه از نفس کسی خارج شده و دامنگیرِ انسان دیگری گردند، ابتدا شکل باطن او را تغییر می‌دهند، حتی اگر هرگز ظهور نیافته و صادر نگردند.   نیّاتِ خیر نیز قبل از آنکه از وجود کسی صادر شده و به دیگری رسند، به باطن او هیبتی زیبا می‌بخشند. با این توضیح، مفهوم روایت زیر را به خوبی در می‌یابیم: امام علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «فاعل الخیر، خیرٌ منه و فاعل الشّر، شرٌّ منه» انجام دهنده کار خیر، بسیار بهتر از عملش و انجام دهنده عمل بد، بسیار بدتر از عملش می‌باشد.   با توجه به آنچه که آموختیم، مفهوم نفرین امام رضا «علیه‌السلام» را در حق کسانی که سوء نیتی در باطن خویش دارند، به آسانی درک می‌کنیم؛ هر گونه سوءنیت باطن انسان را از شباهت به اهل‌بیت «علیهم‌السلام» خارج نموده و هیبتی هولناک به آن می‌بخشد، لذا انسان به سرعت از مسیر قُرب فاصله گرفته و لحظه به لحظه دورتر می‌گردد.   ارتباط میان نفوس در کلام امیر «علیه‌السلام» حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «اُحصد الشرّ من صدر غیرک، بقلعه من صدرک؛ براى دِرو كردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه كَن كُن. » عموماً انسانها به وسیله کلام (قوای حسی) با یکدیگر سخن می‌گویند و مفاهیمِ لازم را به یکدیگر منتقل می‌کنند. گاه نیز این تبادل مفاهیم به واسطه حرکات در رفتارهای خاص صورت می‌گیرد. اما گاه اتفاق می‌افتد که نفسِ دو انسان که سنخیت بیشتر و ارتباط نزدیک‌تری با هم دارند، تنها به واسطه نگاه کردن مفهوم و منظور یکدیگر را درک کرده و با هم سخن بگویند و حتی گاه از فاصله‌هایی بسیار دور احساسات و احوالات یکدیگر را کاملاً ادراک نمایند. به عنوان تبادل، ارتباطِ با الله و یا با خانواده آسمانی‌مان، یک رابطه بدنی و حسی نیست، بلکه رابطه‌ای قلبی است که نفس ما آن را بی‌هیچ واسطه‌ای درک می‌کند.   پس دریافتیم که رابطه انسانها با یکدیگر، صرفاً یک رابطه ظاهری و بدنی نیست، بلکه این گونه روابط، پایین‌ترین مرتبه ارتباط بوده و در بسیاری از اوقات، از ارزش چندانی برخوردار نمی‌باشد. آنچه که در این میان، صاحب ارزش و اعتبار است، رابطه‌ای است که میان نفوس (روح ما) برقرار است. اعجاز این روایت به سبب احاطه امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» بر علم باطن است که او را به بیان یکی از عجایب خلقت واداشته است. و این اعجاز را تنها کسانی درک می‌کنند که این مراتب را طی کرده باشند.   دفع شرّ از نفوس دیگران با راهکاری معجزه‌آسا از امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» مفهوم این روایت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»، تنها منحصر به کینه و درمان آن از قلب‌های دیگران نیست. بلکه این روایت تمام انواع شرّ را که ممکن است قلوب انسانها را گرفتار نماید (حسادت، بدبینی، تکبر، بدخلقی و ...) در بر می‌گیرد. هر کدام از این شرها اگر در قلب ما وجود داشته باشند، سبب جذب نور قلبِ ما توسط کسی می‌گردد که نسبت به او شرّی در ما وجود دارد و بالعکس، تمام سیاهی‌ها و ظلمات نفسِ او توسط نفسِ ما جذب می‌گردد، بنابراین در نهایت، این شرّ به ضرر خود ما به نفع او خاتمه می‌یابد.   علی «علیه‌السلام» در این روایت اعجاب‌انگیز راهکار حذف شر از نفوس دیگران، نسبت به خودمان را در دفع آن شرّ از سینه خودمان معرفی می‌کند. یکی از بزرگترین راههای تشبّه به الله و جذب اسماءالله، عدم نگهداری بدی‌های دیگران در قلب و نیکی کردن در حق کسانی است که نسبت به انسان شرّی در دل داشته و یا عملاً به او شرّی وارد می‌کنند.   اساساً یک انسان زیرک، روزی‌های عظیم خود را برای شبیه شدن به الله در محیط‌هایی پرتضاد و از این دست می‌طلبد. او تمرین می‌کند که در چنین محیط‌هایی، نقش الله را ایفا نماید. بر این اساس، طبق توصیه‌ی امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»، اولین قدم دفع هر گونه دل‌چرکینی، علامت سؤال و کدورت از طرف مقابل از قلب ماست.   تنها یک قلب کاملاً صاف می‌تواند دلهای دیگران را نسبت به خودش صاف و پاک نگه دارد. حتی اگر انسان در ظاهر نیز تواضع داشته و نقش انسانهای خوب را ایفا کند. اما قلبش نسبت به طرف مقابل، صاف و پاک نباشد، باز هم نمی‌تواند سیاهی‌های قلب او را درو کند. بنابراین اولین اقدام در خاموش نمودن جهنم‌های وجود دیگران و یا در امان ماندن از شرّ آنها، دفع شرّ نسبت به آنان از نفس خودِ ماست. فراموش نکنیم که صافی و پاکی دل تأثیر عظیمی در مهار قلوب دیگران از هجوم شرهای مختلف نسبت به ما خواهد داشت.   مهار قلب ما از انواع شرّ چگونه می‌تواند سبب مهار قلب دیگران گردد؟ طبق قاعده‌ی «هو أنت»، نفوس انسان‌ها آئینه‌ی یکدیگر اند. به طوری که طبق روایت گوناگون انسان برای فهمیدن این نکته که آیا دیگران او را دوست دارند یا نه می‌تواند به نفس خود رجوع کند، اگر او آنان را قلباً دوست داشت، مطمئن باشد که دیگران هم دوستش دارند.   هرگز از خاطر نبریم که اصلاح قلبِ ما، اصلاح قلب دیگران را نسبتِ به ما به دنبال دارد. قلب‌ها آئینه‌ی یکدیگرند و احساساتِ همدیگر را به طور شفاف ادارک می‌کنند. از همین رو ظاهرسازی و اصلاحِ رفتار، نمی‌تواند، تأثیری در قلب دیگران داشته باشد مگر آنکه ریشه‌ی ناپاکی از قلبِ انسان برکنده گردد. والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1428
زمان انتشار: 7 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 326، 93/9/13

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 326، 93/9/13

راه بهشت مسیری طولانی و پیچ در پیچ است و باید این راه را پیمود تا به بهشت رسید. تنها با تمنای بهشت این راه را نمی‌‌توان پیمود. باید مقاوم بود، تحمل کرد، ناملایمات را به جان خرید، تضادها را در آغوش کشید و ... تا شاید به مقصد رسید. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و بیست و ششم «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: 3- طلب فضیلت برای جلوه کردن و زیبا بودن در نظر الله و خانواده آسمانی‌مان، باید نفسی زیبا بسازیم. و رسیدن به سلامت و زیبایی نفس، جز با حذف زواید حیوانی از باطن امکان‌پذیر نیست، چرا که هر کدام از بیماری‌های اخلاقی و روحی ما، به یقین، ما را در نگاه غیب زشت و بد ترکیب جلوه می‌دهند.   برای درخشیدن در نگاه اهل‌ بهشت، باید باطنی بهشتی ساخت. برای این منظور، ابتدا باید به این موضوع فکر کرده و آرام، آرام آن را به دغدغه‌ای اصلی و مهم در زندگی‌مان تبدیل کنیم. اساساً کسی که به زیبایی باطن خویش می‌اندیشد، قیمتِ خود را خوب می‌شناسد و قبل از آنکه دیگران از بیماری‌های اخلاقی او در رنج باشند، از رذایل نفس خویش در عذاب و هراس می‌باشد. چنین کسی حرمت رفاقت خود را با غیب حفظ نموده و روز به روز برای رسیدن به صمیمیت بیشتر با غیب، با قدرت و جدیّت بالاتر به مبارزه با نفس خویش و حذف رذایل آن می‌پردازد. او به شوق زیستن در کنار رفقای بهشتی خود، برای کسب ثروت‌های آخرتی بی‌وقفه تلاش می‌کند.   برای او هیچ چیز به اندازه بی‌آبرویی در نگاه اهل‌ غیب شرم‌آور و دردناک نیست، چرا که دغدغه بزرگ او، آبروداری در نگاه برزخیان است. از همین رو، از هیچ تلاشی برای رسیدن به این هدف بزرگ فروگذار نمی‌کند. کسب فضیلت، راهی برای آبروداری در نزد اهل غیب و درخشیدن در نگاه آنان است.   اما فراموش نکنیم که فضیلت، رایگان و بی‌تلاش به دست نمی‌آید. راه بهشت مسیری طولانی و پیچ در پیچ است و باید این راه را پیمود تا به بهشت رسید. تنها با تمنای بهشت این راه را نمی‌‌توان پیمود. باید مقاوم بود، تحمل کرد، ناملایمات را به جان خرید، تضادها را در آغوش کشید و ... تا شاید به مقصد رسید: «حُفَّه الجنّه بالمکاره و الصّبر و حُفّه النّارُ بالشَّهوات؛ بهشت با سختی‌ها و صبر پیچیده شده و جهنم با انواع شهوات (حسی، خیالی، وهمی و عقلی). 4- اصلاح آخرت ما به عنوان موجودی جاودانه و ابدی نیاز به سرمایه‌های ابدی داریم تا بتوانیم بعد از تولد به برزخ، زندگی سعادتمندانه‌ای را آغاز کنیم. سرزمین‌ها و املاک بهشتی، رفقای بهشتی، همسران بهشتی، عزت و رخصتِ سلطنت، اجازه پرواز و ... همه و همه دارایی‌هایی است که باید در رحم دنیا آنها را کسب کنیم. اگر این سرمایه‌ها را باور نکرده و حقیقتاً آنها را به عنوان آرمان، آرزو، هدف و دغدغه به رسمیت نشناسیم، قطعاً برای کسب آنها نیز به تلاش و تکاپو نخواهیم پرداخت. بهشت را باور کنیم و برای این باور، تلاش نماییم.   5- لزوم بردباری حلم به معنای «تحریک نشدن»، لازمه رسیدن به سلامت باطن است. انسانها در برخورد با عوامل تحریک کننده به یکی از سه روش زیر، واکنش نشان می‌دهند؛   1- تحریک شده و با پرخاش و داد و دعوا عکس العمل نشان می‌دهند. در اینصورت علاوه بر فشار قبر حیوانات گزنده‌ای چون مار و عقرب را نیز در باطن خود حفظ می‌کنند.   2- گاه تحریک شده، اما آن را بروز نمی‌دهند، کسی را آزار نداده و یا دیگران را تحت فشار قرار نمی‌دهند. در نفس این دسته از انسان‌ها تیزی و درندگی وجود ندارد، بنابراین باطن‌شان نیز حامل مار و عقرب نیست، اما به علت فشاری که در نفسشان ایجاد می‌شود، فشار قبر خواهند داشت.   3- دسته سوم کسانی هستند که به راحتی تحریک نشده، ضربه‌ها را دریافت و به راحتی رد می‌کنند. برای این گروه، تنها رَد شدن از صراط مهم است. لذا از توقف در صراط و سوختن در آتش به سرعت می‌گریزند. از همین رو به هیچ وجه در مراء و جدال وارد نشده و نفس خود را در همه احوال آرام نگه می‌دارند.   بدون تجهیز شدن به اسلحه حلم، تمام ثروت‌های جمع‌آوری شده آخرتی، نابود شده و از بین خواهد رفت. اگر انسان حلیمی نیستیم، قبل از هر اقدامی باید، تمرین حلم نموده و بیاموزیم که چگونه نفس خود را از تحریک و فشار در امان بداریم. چرا که بدون حلم، توانِ نگهداری دارایی‌های آخرتی‌مان را نخواهیم داشت.   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1370
زمان انتشار: 4 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 325، 93/9/13

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 325، 93/9/13

استاد شجاعی: رذایل در انسان‌ها، به باطنِ آنان هیبتی حیوانی می‌بخشند، و نگهداری آنها در نفس، به معنای حبسِ فشار و آتش در نفس می‌باشد. بنابراین مبارزه با رذایل، فعلی واجب از نگاه هر انسان عاقلی می‌باشد. قلبی که دلتنگ امام زمانش است، بداند که امام زمانش نیز دلتنگ اوست، به این حالت، در اصطلاح علوم معرفتی، «اتصال عشق، عاشق و معشوق» اطلاق می‌گردد. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و بیست و پنجم «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: عاشق خودت که شوی، راه آسمان باز می‌شود... در جلسه گذشته با این روایت از امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» آشنا شدیم که: - خودتان را از تندیِ بخل، کینه، خشم و حسد حفظ کنید و برای مبارزه با هر کدام از آنها، از جنگ افزارهایی چون اندیشه در عاقبت خُلق، مبارزه با رذیله، طلب فضیلت، اصلاح کار آخرت و لزوم بردباری کمک بگیرید. و آموختیم که از نگاه پدر آسمانی ما حضرت علی «علیه‌السلام»، پنج اسلحه زیر جنگ‌افزارهایی قدرتمند و کارآمد برای حذف رذایل از باطن و رسیدن به سلامت نفس و باطن انسانی می‌باشند؛ 1ـ اندیشیدن در عاقبت رذیله                      2ـ مبارزه با رذیله               3- طلب فضیلت                 4- اصلاح امرِ آخرت 5ـ لزوم بردباری   خوب است بدانیم که این پنج اسلحه‌، در حقیقت پنج بُعد اصلی و مهم از یک مراقبه صحیح در مسیر انسانی بوده و انسان‌ها بدین وسیله قادر به حذف بیماری‌های اخلاقی و روحی گوناگون از نفس خویش خواهند بود.   اما فراموش نکنیم که ابتدایی‌ترین قدم برای ترک رذایل، قبل از توجه به بیماری و مبارزه با آن، رسیدن به نگاهی حقیقی به خویش و در نتیجه عشق به خود در مقیاس ابدی است. انسانی که تصمیم به مبارزه با ضعف و بیماری‌های اخلاقی خود گرفته است، باید قبل از هر چیز، «خودِ» ابدی‌اش را شناخته و به بلندای ابدیت عاشقِ این «خودِ حقیقی‌اش» شود. برای این منظور ابتدا باید «بهشت» و «جهنم» را باور کرد. البته مهمتر از باورِ جهنم، یقین به بهشت است که می‌تواند در انسان انگیزه و رغبت برای مبارزه با نفس ایجاد نماید. «بهشت» یک حیاتِ طبیعیِ حداقل در شرایط ابدی است. کسی که بهشت را باور نموده و آن را از آنِ خود می‌داند، با خیالِ بهشت و نعمت‌های گوناگون آن نیز به قدرت رسیده و از آن لذت می‌برد.   در گذشته آموختیم که بیداری (یقظه) زمانی حاصل می‌شود که انسان باور می‌کند، تنها یک زن و یا یک مرد نیست و سطح آرزوها، آرمان‌ها، هوس‌ها و دغدغه‌هایش به گستره‌ای فراتر از یک زن و یا مرد، تعلق می‌گیرد. آرزوهای او دیگر در حیطه مسائل جنسی، فرزندان، سلامت، بیماری، مسائل اجتماعی و ... تحریف نمی‌شود، بلکه جنس آرزوهایش، هم جنس حقیقت ابدی‌اش بوده و در قلب او جریان دارد.   کسی که خودش را درست شناخته، هرگز به خودکم‌بینی مبتلا نمی‌شود چرا که آخرت را از آنِ خود دانسته و با آن زندگی می‌کند. لذا در قلب او همواره موجی از سازندگی و نشاط در جریان است. اساساً کسی که خدا را انتخاب می‌کند، به یقین او نیز منتخب پروردگارش خواهد بود، چرا که آغوش اِله ما همواره برای پیوندِ ما، باز است: «ما کانَ لله، کانَ الله لَهُ؛ هر که از آنِ خدا شد، خداوند از آنِ او خواهد بود.»   حضور هوس‌های بلند مانند دغدغه‌ی رسیدن به الله، معیّت با خانواده آسمانی و پیوند با غیب، نشانه‌ی پذیرش از سوی آنان است. قلبی که دلتنگ امام زمانش است، بداند که امام زمانش نیز دلتنگ اوست، به این حالت، در اصطلاح علوم معرفتی، «اتصال عشق، عاشق و معشوق» اطلاق می‌گردد. بنابراین حضور دغدغه‌های ارزشمند در قلب کسی، حاکی از ارزش و قیمتِ بالای این قلب داشته و علامتِ بیداریِ آن می‌باشد.   قطعاً چنین انسانی که عاشقِ خود حقیقی و حیاتِ جاودانه‌اش شده است، از هر آنچه که میان او و معشوقش فاصله انداخته و زندگی ابدی‌اش را تهدید می‌کند متنفر است. چرا که عشق و نفرت دو روی یک سکه‌اند، و اساساً هر جا عشقی وجود دارد، قطعاً تنفری هم در میان است.   کسی که یقین یافته است آتش کینه، حسادت، عصبانیت، بدبینی، غم‌های بیهوده دنیایی و ... قادر است حجم عظیمی از دارایی‌های بهشتِ او را نابود نموده و خیل کثیری از دوستان بهشتی‌اش را از بین ببرد، قلباً از خُلق‌های زشت متنفر شده و به هیچ وجه از آنها لذت نمی‌برد.   اساساً احساس لذت از یک گناه، نشانه آن است که شخص هنوز به بیداری نرسیده و خود را به عنوان موجودی ابدی باور نکرده است. لذا به علت حضور در مرحله غفلت (خواب) می‌تواند از لذت‌های وهمی و خیالی و ... لذت ببرد. بنابراین باید ابتدا بیدار شد و حقیقت خود را باور نمود. سپس با جنگ افزارهایی که امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» آنها را برایمان برشمرده است به جنگ با رذایل رفته و آرام آرام به سلامت قلبمان نزدیک و نزدیک‌تر شویم. اکنون به بررسی این پنج اسلحه به صورت مجزّا می‌پردازیم.   1- اندیشیدن در عاقبت رذایل تفکر در عواقبی که رذایل اخلاقی با خود به دنبال دارند، از اصلی‌ترین عوامل بازدارنده انسان از ابتلای به آنها و یا عادتِ به آنهاست. چرا که گاهی انسانها بدون توجه به پیامدهای بیماری‌های اخلاقیِ خود، شیفته این عاداتِ گناه‌آلود شده و قادر بر ترک آنها نمی‌باشند. به عنوان مثال انسانی که با بیماری «وسواس» در خود انس گرفته و به آن عادت نموده است، تا عواقبِ هولناک آن را باور ننماید قادر به جدا شدنِ از آن نخواهد بود.   «تفکر» اولین جنگ افزارِ نبرد با رذایل نفس است. تفکر در این موضوع که اگر من با بیماریِ حسادت به برزخ متولد شوم، چه عاقبتی در انتظارم خواهد بود. بدبینی، خودشیفتگی، بی‌انصافی، پرخاشگری، تنبلی و تن‌پروری، زودرنجی و ... . هر کدام چه هیبتِ هولناکی به باطنِ من خواهد بخشید؟ ...   خوب است بدانیم که اولین اثر بیماری‌های اخلاقی در انسان، سلب شادی و آرامش از نفس او می‌باشد. بدین ترتیب او علاوه بر آخرتِ دردناک، دنیای ناآرامی را نیز تجربه خواهد کرد. قیمت تفکر در نگاه خداوند از عبادتِ 60 سال، بالاتر است. «حُر بن یزید ریاحی» به وسیله تفکر، از پایین‌ترین درجات دوزخ به بالاترین مراتب بهشت صعود نمود. مرکَبِ رساننده تفکر بود که دهها نفر از لشکر عمر سعد را به لشکر حسین ملحق نمود. و اساساً علتِ آشتی میلیونها گناهکار با الله، تفکر بوده است. از همین رو هر آنچه که فرصت تفکر را برای انسان فراهم آورده و او را به اندیشه وادارد، عامل و فرصتی بسیار مبارک در زندگی او می‌باشد. لذا در روایات آمده است که تمام موجودات عالم برای کسی که در جهت کسب معارف الهی قدم برداشته و در این معارف اندیشه می‌کند، استغفار می‌نمایند.   اما فراموش نکنیم که شیاطین انس و جن، از تفکر انسانها، بسیار در هراس‌اند. به همین سبب به وسیله طراحیِ ابزارها و فرصت‌های سرگرم کننده و مشغول نمودن انسانها بدین ابزارها، فرصت تفکر را از آنان سلب می‌نمایند.   جذابیت این نوع طراحی‌ها، برای بخش حیوانی، به قدری زیاد است که اساساً انسان توان فکر کردن به اینکه «از کجا آمده است و قرار است به کجا منتقل گردد» را ندارد. شعار بزرگ قرآن برای هدایت انسانها، استفاده از ابزار تفکر و تدبّر است: «أفلا یتدبّرون القرآن، أم علی قلوبٍ اقفالها» (سوره محمد، آیه 24) آیاتی از قرآن که پیرامون جهنم و عواقب گناهان سخن می‌گوید و یا آیاتی که بهشت و پاداش‌های طاعت خداوند را بر می‌شمرد، همگی برای به فکر واداشتنِ انسانها طراحی شده‌اند.   تدبر، به معنای نگریستن در عاقبت امری می‌باشد. اینکه آینده این «امر خاص» به کجا منتهی می‌گردد. این سؤالِ بسیار مبارک، قطعاً عاملی قدرت دهنده برای صعود از نردبان انسانیت است و اگر ذهن کسی را به خود مشغول نماید، سرگرمی‌ها و مستی‌های دیگر را از او می‌رُباید. جوانانی که در اوج مستی‌های جوانی به چنین سؤال مبارکی مشغول می‌گردند، از نگاه حضرت علی «علیه‌السلام»، جوانان بسیار مبارک و مقدسی می‌باشند، چرا که از نیروها و عشق‌های این دوره زیبا از زندگی خود در جهت عشق‌بازی با غیب و تشبّه به خانواده آسمانی خود و در نهایت تشبّه به الله استفاده می‌کنند.   خوب است برای یک بار هم شده این سؤالات را از خود بپرسیم؛ چرا نفس من برای ارتباط با غیب اشتیاق ندارد؟ چرا من مشتاق ملاقات با خانواده آسمانی‌ام نیستم؟ چرا من با تلاوت قرآن به مستی نمی‌رسم؟ و ... تمام این پرسش‌‌ها، ریشه‌ای در نفس ما دارند که باید به واسطه تفکر این ریشه‌ها را بیابیم. قدم دوم بعد از یافتن ریشه‌ها، تصمیم مؤثر و جدی برای حذف آنها از روحمان می‌باشد.   2- مبارزه با رذیله جهاد با نفس، یک وظیفه واجب برای هر انسان است که نتیجه‌ی رشد انسانیِ او خواهد بود. اگر کسی اهل مبارزه و جهاد با نفس نباشد، اساساً «انسان» نیست. استعدادهای بی‌نهایت انسان، بدون درگیرشدن با نفس و مبارزه با شیطان، شکوفا نخواهند شد. هزاران اسم از اسماء خداوند، به صورت بالقوه در نفسِ تمام انسان‌ها وجود دارد که بدون قرار گرفتن در شرایط تضاد و مبارزه و درگیر شدن با نفس در چنین شرایطی، به فعلیت نخواهند رسید.   خداوند حکیم از مجرای ربوبیّت خویش، همواره مؤمن را در میان 5 شدّتِ زیر وارد می‌کند تا در چنین شرایطِ تضادی بتواند سر از خاکِ طبیعت بیرون آورده، رشد کند، قد بکشد و شکوفه دهد: 1- مؤمنی که حسادت او را در دل دارد.                                    2- منافقی که بغض او را در دل دارد. 3- کافری که با او می‌جنگد.                                                            4- شیطانی که او را گمراه می‌کند. 5- نفسی که دائماً با آن درگیر است. این 5 شدّت، در حقیقت پنج باشگاه قدرتمند و مبارک برای انسانی هستند که در حال حرکت به سمت الله بوده و روز به روز به باطنی زیباتر، قوی‌تر، ورزیده‌تر و انسانی‌تر دست می‌یابد.   رذایل در انسان‌ها، به باطنِ آنان هیبتی حیوانی می‌بخشند، و نگهداری آنها در نفس، به معنای حبسِ فشار و آتش در نفس می‌باشد. بنابراین مبارزه با رذایل، فعلی واجب از نگاه هر انسان عاقلی می‌باشد.   اما فراموش نکنیم که تنها تا زمانی که در رحم دنیا، زندگی می‌کنیم می‌توانیم برای رسیدن به سلامت باطن، بجنگیم و این تنها کار مهم و ضروری ما در رحم دنیا به شمار می‌آید. ما برای آماده شدن، جهت یک تولد سالم، مبارک و باشکوه، فرصتِ زیادی نداریم، چه رسد به اینکه بخواهیم این فرصتِ اندک را با زینت‌های موجود در این رحم تلف نموده و مشغولِ اموری شویم که در زندگی ابدی‌مان هیچ کاربردی ندارند.   اگر کسی «خود حقیقی‌اش» را شناخت، از بیماریهای روحی خود متنفر می‌گردد. او با آغوش باز از کسانی که نسبت به او انتقادی داشته و ایرادی از او را متذکر می‌گردند، استقبال می‌کند. حقیقتِ موضوع آن است که باید از چنین کسانی تشکر نموده و از کشف ایرادها و بیماری‌هایمان خوشحال شویم. چرا که ریشه‌یابی بیماری‌ها در نفس، اولین قدم برای حذف آنهاست. که این افراد، یاری کنندگان ما در این اولین گام بوده‌اند.   به خشم آمدن، ناراحت شدن، کینه برداشتن از ایرادگیری و یا انتقاد دیگران نسبت به ما، قطعاً ما را از چشم خداوند خواهد انداخت. اگر ایرادی بر ما وارد نبود، باز هم کفاره گناهان ما بوده و رشددهنده می‌باشد، تمرین کنیم که انتقادهای دیگران را با شیرینی بپذیریم. زیرا انسانیت ما زمانی مشخص می‌گردد که در برابر ایرادگیری‌ها، انتقادها و نق و قرهای دیگران، در مقام دفاع و خشم برنیاییم.   فراموش نکنیم که برای مبارزه با رذایل، باید نگاه خود را به هدف متمرکز نموده و برای رسیدنِ به آن، موانع را از نفسمان برداریم. اما مراقب باشیم در این مسیر، آلودگی محیط و گناهان اطرافیان‌مان، مانعِ مبارزات ما در جهت رسیدن به سلامت نفس نگردد. گاه انسان در محیطی قرار می‌گیرد که تمام افراد آن در جهت دور شدنِ از هدف گام بر می‌دارند و او ناگزیر به حرکت در جهت خلافِ حرکت دیگران و به سمت هدف می‌باشد.   اساساً صبر بر تنهایی در جهت رسیدن به سلامتِ نفس، از نشانه‌های یک عقل قدرتمند است: «الصّبر علی الوحده، علامه قوّه العقل» یادمان باشد که برای رسیدن به جاودانگی، خودمان را با انسانهای بزرگ مقایسه کنیم!   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1328
زمان انتشار: 1 ژانویه 2015
| |
(جلسه 324) بیداری قبل از مرگ

خانواده آسمانی، جلسه 324، 93/9/6

(جلسه 324) بیداری قبل از مرگ

باور جاودانگیِ، انسان را به جایی می‌رساند که فقط قیمت خود را الله می‌داند. به چنین لحظه‌ای که انسان بیدار شده و به این باور می‌رسد، در اصطلاحِ علم اخلاق و عرفان یقضه اطلاق می‌شود. کسی که به یقضه رسیده است می‌تواند حرکت انسانی خود را آغاز نموده و با تلاش آن را ادامه دهد. باور جاودانگی = بیداری قبل از مرگ هر گاه غمی به سراغ ما آمد، باید در ابتدا کمی بیندیشیم که آیا این غم از مقوله دنیا (چهار قوه پایینی) است یا از مقوله ابدی (فوق عقلانی)؟ اگر این غم، غمی انسانی بود، یقیناً شادی‌آور و انبساط آفرین است. اما اگر از جنس دنیا بود باید هشیار باشیم که این غم، از جنس ما نیست. جنس حقیقی ما، همان جنس الله است و تنها غم‌هایی با حقیقت ما سازگار اند که از جنس بخش فوق عقلانی (بی‌نهایت طلبی) باشند. ما بعد از خداوند نفر دوم خلقت هستیم و تمام آنچه که به دست خداوند خلق شده است، تنها به خاطر ما بوده است. بنابراین برای ما معشوقی جز آنچه که بالاتر از خودمان است وجود ندارد. و جز الله در این عالم، مخلوقی بالاتر از حقیقتِ انسانیِ ما آفریده نشده است. بنابراین پذیرش هر غمی که از جنس حقیقت ما نیست، فقط برای ما تحقیرکننده می‌باشد. باور جاودانگیِ، انسان را به جایی می‌رساند که فقط قیمت خود را الله می‌داند. به چنین لحظه‌ای که انسان بیدار شده و به این باور می‌رسد، در اصطلاحِ علم اخلاق و عرفان یقضه اطلاق می‌شود. کسی که به یقضه رسیده است می‌تواند حرکت انسانی خود را آغاز نموده و با تلاش آن را ادامه دهد. چنین کسی، دیگر جز غم‌های همجنس خود، غمی را به قلب خویش راه نخواهد داد. در اخلاق، اولین قدم باور خود انسانی و یا رسیدن به لحظه بیداری است. انسانی که بیدار شده، با باطن انسانی، اعمال عبادی‌اش را به جا می‌آورد. اما کسی که هنوز در خواب است، با باطن حیوانی دینداری نموده و عبادت می‌کند. برای کسی که بیداری او با لحظه تولدش به برزخ همراه باشد، کار از کار گذشته است، زیرا بیدار شدن بعد از تولد با باطن حیوانی، دیگر بی‌فایده خواهد بود. اما همه انسان‌ها قادر اند قبل از مرگ (تولد به برزخ)، بیدار شده و به باطن انسانی برسند. ممانعت از طغیان بخش‌های پایینی سبب موتِ آن‌ها شده و انسان را به یقضه می‌رساند. انسان‌ها تا به این قدرت نرسند که بتوانند از الله لذت ببرند، اساساً هنوز بیدار نشده و به بلوغ انسانی نرسیده‌اند. و تمام عبادات شان در خواب و توهم صورت می‌گیرد. انسان‌ها درست در همان لحظه‌ای بیدار می‌شوند که حس می‌کنند می‌توانند نماز را سر بکشند، می‌توانند به تنهایی به حجله عشق رفته و الله را در آغوش بکشند. می‌توانند با غیب رفاقت کنند و تنها به وجود آنان دلگرم و شاد باشند... . و درست در لحظه‌ای که انسان بیدار می‌گردد، بیماری‌های اخلاقی (غیبت، تهمت، تجسس، کینه، خشم و ...) یکی پس از دیگری به سرعت از بین می‌روند، زیرا چنین کسی که قیمت حقیقی خود را شناخته است، با هر کدام از این آلودگی‌ها، احساس بی‌شرمی و بی‌آبرویی عظیمی در خود نموده و چونان حیوان خطرناکی از آن‌ها می‌گریزد. خودشناسی، اساساً بهترین روش برای ترک یک خُلق است تا بدون درگیر شدن با آن رذیله، بتوانیم آن را از نفس خویش بزداییم. زیرا درگیر شدن با یک صفت، انرژی زیادی را از انسان سلب می‌کند. خودشناسی، افق پرواز انسان را بلند و بلندتر می‌کند، به گونه‌ای که بسیاری از جهنم‌ها توان سوزاندنِ بال‌های او را ندارند. 5 راه غلبه بر بیماری‌های اخلاقی قال امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»: «احتراسوا من صوره الجم و الحقد و الغضب و الحسد و أعدّوا لکل شیءٍ من ذلک عُدّهً تجاهدونَهُ بها، من الفکر فی العاقبه، و منع الرّذیله، و طلب الفضیله، و صلاح الاخره، و لزوم الحلم.» خودتان را نگه دارید از تندیِ بخل و کینه‌توزی و خشم و حسد. و برای مبارزه با هر کدام از آن‌ها از جنگ افزارهای زیر کمک بگیرید؛ 1- اندیشیدن در عاقبت این خُلق،  2- مبارزه با رذیله  3- طلب نمودن فضیلت،  4- اصلاح کار آخرت   5- لزوم بردباری ریشه تمام این 5 اسلحه، تفکر است. باید برای داشتن یک «فکر سالم»، خوب و با تمرکز، آن را تغذیه نمود. شنیدن مباحث معرفتی و مطالعاتِ الهی با کیفیت و تمرکز خوب، نفس را به دارایی و تفکرِ سالم می‌رساند. شنیدن‌ها و خواندن‌های بی‌تمرکز، هرگز رشدی به دنبال نخواهد داشت. به یاری خداوند در جلسه آینده این 5 اسلحه سفارش شده توسط حضرت امیر را مورد بررسی قرار می‌دهیم.   والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - (جلسه 324) بیداری قبل از مرگ

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1263
زمان انتشار: 25 دسامبر 2014
| |
(جلسه 323) باور حقارت دنیا و عظمت نفس

خانواده آسمانی،جلسه 323، 93/9/6

(جلسه 323) باور حقارت دنیا و عظمت نفس

دنیا در مقایسه با آخرت، حقیقتاً به اندازه رحم مادر است و این مقایسه، یک قیاس کاملاً حقیقی است. اما در همین رحمِ کوچک، انسان‌هایی وجود دارند که به اندازه بی‌نهایت بزرگ و ارزشمند اند. حال همین انسانها، گاه به علت عدم شناخت صحیح خود و یا گاه به علت فراموش نمودن عظمت نفسشان، خود را برای مسائلِ ناچیز و بی‌ارزشی که مختصِ شرایط رحمیِ آنهاست، به انواع غصه‌ها، هیجانات، دغدغه‌ها و احساس حقارت‌های بی‌ارزش مبتلا می‌سازند. روشهای درمان بیماری‌های قلبی و اخلاقی در مکتب امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» 1- خودشناسی = باور حقارت دنیا و عظمت نفس قال علی «علیه‌السلام»: «الدنیا أصغر و أحقر و أنذر من أن تُطاعَ فیها الا حقاد؛ دنیا کوچکتر، خوارتر و اندک‌تر از آن است که در آن از کینه‌ها پیروی شود.» این روایت، آب خنک و خاموش کننده‌ای است برای قلبی که قرار است با کینه آتش گرفته و بسوزد. انسان درست در زمانی که عظمت آخرت و جاودانگی و بزرگیِ نفس خود را باور می‌کند به حقارت و ناچیزی دنیا یقین پیدا کرده و حقیقتاً نفس خود را رها شده و آرام می‌یابد. توجه کنید! منظومه شمسی با تمام وسعت خود، در مقایسه با فضا، به اندازه یک دانه ارزن و یا حتی کوچکتر از آن است. حال با چنین تصویری می‌توانیم کوچکی زمین را در مقایسه با منظومه شمسی و سپس در مقایسه با عالم تصور کنیم. بنابراین درمی یابیم که ما در دنیایی بسیار کوچک و ناچیز زندگی می‌کنیم، اما هر کدام از ما، می‌توانیم به مقام خلیفه اللهی رسیده و جانشین خداوند در روی زمین باشیم. عظمت هر انسان، به «وسعت روح» و ساختار نفسش بستگی دارد.  و اساساً تنها مخلوقِ ارزشمند در عالم، همین روح جاودانه انسانهاست. دنیا در مقایسه با آخرت، حقیقتاً به اندازه رحم مادر است و این مقایسه، یک قیاس کاملاً حقیقی است. اما در همین رحمِ کوچک، انسان‌هایی وجود دارند که به اندازه بی‌نهایت بزرگ و ارزشمند اند. حال همین انسانها، گاه به علت عدم شناخت صحیح خود و یا گاه به علت فراموش نمودن عظمت نفسشان، خود را برای مسائلِ ناچیز و بی‌ارزشی که مختصِ شرایط رحمیِ آنهاست، به انواع غصه‌ها، هیجانات، دغدغه‌ها و احساس حقارت‌های بی‌ارزش مبتلا می‌سازند. کاش انسانها هرگز فراموش نمی‌کردند که عظمتشان بی‌نهایت بالاتر از آن است که امور حسی، خیالی، وهمی و عقلی بخواهند، قلب او را گرفتار نمایند. هم دنیا و هم آخرت، ساخته دست یک خالق اند و همین خالقِ مشترک، دنیا را «ناچیز» و آخرت را «عظیم» معرفی می‌نماید. حقیقتاً اگر کسی خود حقیقی‌اش را نشناسد و یا آن را گم کرده و فراموش کند، سطحِ انسانی خود را به قدری نازل می‌بیند که امورات مربوط به دنیا می‌توانند او را تحقیر و خوار نمایند. چنین انسانی آنقدر سقوط می‌کند که تمام آرزوهایش در دریچه بسیار کوچک زنانگی و یا مردانگی تعریف می‌شود. او روح با عظمت انسانی‌اش را به اسارت کشانده و از همین رو با جیفه‌های دنیا غمگین و یا شاد می‌گردند. با چنین دریافتی، به راحتی مفهوم این حدیث نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» را در می‌یابیم: «من بَکاء علی الدنیا، دَخل النار» گریه بر امورات دنیا، علامتی روشن از روحی است که کوچک مانده و راهی به بهشت پیدا نکرده است، لذا دنیا تمام آرزوی او شده است. اما انسانی که قیمتِ حقیقی خود را می‌شناسد، آنقدر در عواطفی که از الله و خانواده آسمانی‌اش جذب می‌کند، غرق و سرشار است که محتاج عاطفه هیچ انسان دیگری نمی‌باشد. او می‌تواند همه انسانها را از عشق و محبت خود لبریز کند بی‌آنکه از کسی توقعِ مهرورزی و عاطفه داشته باشد. او اللهی را در آغوش دارد که بدون منت و بی‌نیاز از او، به بلندای ابدیت عاشقش بوده و او را از محبت خود سرشار می‌کند. اگر تک تکِ ما، چند لحظه قبل از نماز فکر کنیم که قرار است چند لحظه دیگر در مقابل چه کسی ایستاده و چه معبودی را در آغوش می کشیم، قطعاً نمازهایمان حال دیگری خواهد یافت. سجاده برای یک انسان بیدار، حجله‌ی عاشقی با الله است که معشوقش به او اجازه ورود به این حجله را داده است. و هزاران افسوس که ما زمانی قدر آن را درک می‌کنیم که به برزخ متولد شده‌ایم و دیگر فرصت عاشقی به پایان رسیده است. انسانی که خود را شناخته است، می‌داند که قلبش، ابزاری برای عشق بازیِ او و ارتباطش با غیب است. بنابراین با نهایت مراقبه و وسواس آن را خالی نگه داشته و با امورات تحقیرکننده، مشغولش نمی‌دارد.   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed