www.montazer.ir
شنبه 6 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 10978
زمان انتشار: 15 ژوئن 2019
| |
ترس، مانع شادی است

شادی (مرزداران)، جلسه 8، 98/01/31

ترس، مانع شادی است

ترس است که ما را در زندگی از حرکت کردن به جلو و شاد بودن باز می‌دارد. برای اینکه بر ترس‌هایمان غلبه کنیم، اول طبع سنجی کنیم، سپس به ورزش بپردازیم و خودشناسی داشته باشیم.

آخرین مانعی که از موانع شادی خواندیم، بحث آرزوها بود. گفتیم اگر کسی مدیریت هوس‌ها، دغدغه‌ها و آرزوهایش را نداشته باشد، همیشه غمگین است. حتی اگر به کامیابی‌های زیادی دست پیدا کند و نسبت به همۀ مردم جهان از امکانات بالایی برخوردار باشد، باز غمگین خواهد بود. بنابراین، باید خواسته‌ها و آرزوهایش را مدیریت کند. در بحث «مهندسی آرزوها» به طور مفصل در این خصوص صحبت کردیم. وقتی که انسان نوع «روابط، انتخاب­ها، ارتباطات» و چینش‌های فکری­‌اش به گونه­‌ای است که نمی­‌تواند امنیت داشته باشد، چنین کسی نمی­‌تواند از زندگی­‌اش لذت ببرد و خوشحال باشد. این ناامنی می‌­تواند در روابط زناشویی یا محیط کار یا امنیت اجتماعی و سایر امنیت‌ها باشد. وقتی امنیت نباشد، نمی­‌توانیم شادی خود را به دست بیاوریم یا آن را حفظ کنیم. در این خصوص، به احادیثی اشاره خواهیم کرد که تأئید مطلب فوق است. اولین فرمایش از امیرالمومنین علی علیه‌السلام است که می‌فرماید: «كُلُّ سُرُورٍ یَحْتَاجُ إِلَى أَمْنٍ= هر شادی نیازمند به امنیت است». گاهی برای پز دادن یا فخرفروشی مکانی را برای زندگی انتخاب می‌کنیم که اصلاً امنیت ندارد، و می‌خواهیم ادا در بیاوریم که ما اینجا خیلی خوشبخت هستیم، ولی در حقیقت نیستم. چون همیشه ترس از این داریم که نکند حقوق یا جانمان آسیب ببیند. معلوم است که نمی­‌توان در چنین شرایطی راحت زندگی کرد و لذت برد. بنابراین، انتخاب مسیرها و مکان‌های غلط، می‌تواند در ناامنی ما تأثیر بگذارد و شادی ما را از بین ببرد. ترس هم چند شکل دارد. یکی ترس معقول است که از آن به "خوف" تعبیر می‌کنند. یکی هم ترس غیر معقول است که بطور غیر منطقی در وجود انسان وارد می‌شود و به آن "جُبن" می‌گویند. ترس‌های معقول، از نوع خوف مثل این است که کسی احتیاط می‌کند و دندانش را مسواک می‌زند و بهداشت را رعایت می‌کند؛ یا برای رفت و آمد کمربندش را می‌بندد؛ یا وقتی می‌خواهد به سفر برود، احتیاطات لازم را دارد. اینها ترسهای خوبی هستند که به ما امنیت و آرامش می‌دهند و ما را از بلاها حفظ می‌کنند و در خوشبختی و سعادت انسان تاثیرگذارند. در مباحث معنوی ترس­‌های معقول، مثل ترس از آخرت، ترس از بدمردن، ترس از گناه، ترس از خودمان در رابطه با خدا، ترس از انتخابات غلط، ترس از ارتباطات غلط است. اینها همه ترس‌­هائی هستند که لازم و خوب هستند.   در مقابل ترس‌های معقول، ترس‌­های بد و نامعقول اند که ضد شادی هستند. مثل ترس از سوسک یا موش یا ترس از سایه و تاریکی یا اضطراب­‌های بی‌جا و... چنین ترس­‌هائی آرامش را از انسان می­‌گیرند و انسان نمی‌تواند از خود و زندگی‌­اش لذت ببرد. چگونه بر ترس غلبه کنیم! برای اینکه بتوانیم بر ترس­‌هایی که نمی‌گذارند انسان شاد باشد، غلبه کنیم، اولین کار این است که انسان خودش و توکلش را تقویت کند که این بخش از این مسئله مربوط به طبع می­‌شود و متأسفانه خیلی‌ از افراد تا یک مقدار روحیه ترس بر آنها غلبه می­‌کند، پیش روانپزشک یا روانشناس می‌روند. در حالی که اگر طبعشان را کنترل کنند، یعنی اول پیش یک طبیبی بروند که در طب تخصص دارد، کارشان زودتر راه می‌افتد. می‌گویم طبیب و نه پزشک. کسی که طب سنتی یا طب اسلامی کار کرده را طبیب می‌گوییم. او می‌تواند با کنترل طبع­ افراد، مسئله را حل کند. در کنار طبع سنجی، ورزش کردن تاثیر بسزایی در روحیه و سعادت دنیایی و آخرتی انسان دارد. ورزش کردن هم در مسائل جسمی، هم در مسائل روانی و هم در مسائل معنوی و روحی، و حتی مسائل الهی انسان، نقش مثبتی دارد که نباید از آن غفلت کرد. بعد از اینکه شخص طبع سنجی کرد، اگر مشکل ترسش حل نشد، حالا باید سراغ روانشناس یا مربی برود تا منشأ ترس‌های او را پیدا کند. این دیگر مربوط به بخش‌های شخصیتی و انسان‌شناسی است. یعنی اگر کسی خودش را خوب بشناسد و نظام شخصیتی خودش را تقویت کند، او باید یک آدم شجاعی باشد. ما افراد زیادی داشته‌ایم که می‌ترسیدند، ولی وقتی به شخصیت خودشان پی بردند و توکل پیدا کردند و به توحید رسیدند، دیگر اصلاً از چیزی نمی‌ترسیدند. انسان هر چقدر توحیدش قوی تر بشود، راحت است و از چیزی نمی‌­ترسد اگر از آزار و اذیت کسی یا از حادثه‌ای می‌ترسی، به رب العالمین پناه ببر. چون همه چیز دست اوست: «بِیَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَیْ‏ءٍ= ملکوت و اصل هر چیزی در دست اوست». با وجود خدا و با معنویتی که دارید، از چه چیزی می‌ترسید؟ وقتی انسان خدا را ببیند، همیشه امنیت دارد. پس برخورد با ترس، مراحل مختلفی دارد. یعنی اول باید وضعیت طبع‌مان را باید بسنجیم. طبیب طبع‌سنج اگر دارویی را تجویز کرد،‌ باید مصرف کنیم. سپس ورزش و بعد خودشناسی و معنویت است که انسان را قوی می‌کند. بعد از اینها دیگر اضطراب و ترس ندارد. تفکر تو در بلایی بر سرت می‌آید، نقش دارد یک اصل بسیار مهمی در قرآن وجود دارد که تفکرات تو، در مقابل بلاهایی که سرت می‌آید، نقش دارد. ما چون به خدا باور نداریم، می­‌ترسیم. می‌‌ترسیم از اینکه با خدا معامله کنیم. اگر گذشته خودتان را مرور کنید، می­‌بینید خدا چقدر بلاها را از ما دور کرده. قرآن می‌‌فرماید ما از جلوی شما و پشت سر شما، فرشته‌هایی را گذاشته ایم تا شما را حفظ ‌کنند. «لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ». آدم با این فرشته ها باید رابطه برقرار کند، و با وجود اینها اطمینان داشته باشد. حالا اگر بعد از این یک خطری پیش آمد، آن دیگر هدیه است، مقام است، کفاره گناهان است، درجات است. بدانیم که خدا بهترین رفیق ماست و دوستمان دارد. پس به او اعتماد و تکیه کنیم. با این خدا ترس و اضطراب معنایی ندارد. اما بدون خدا، هر چقدر هم موفقیت داشته باشیم، باز هم احساس خوشبختی نداریم. بنابراین، انتخاب­ها و افکارمان را به گونه‌­ای تنظیم کنیم تا اضطراب و ترس به سراغ مان نیاید. آدم ترسو زندگی ندارد حضرت امیر علی علیه‌السلام همچنین می­‌فرمایند: «اَلْخَائِفُ لاَ عَیْشَ لَهُ= آدم ترسو نمی­‌تواند زندگی کند». چرا نمی‌تواند زندگی کند؟ چون آدم ترسو آرامش ندارد. یک سلسله چیزهایی هست که در انسان ترس ایجاد می‌کند؛ پس باید از آنها نترسید و وارد آنها شد. مثلاً شخص می‌خواهد سخنرانی یا کنفرانس بدهد، اما می‌ترسد خراب کند و نمی‌تواند. امیرالمؤمنین می‌فرماید از چیزی که می‌ترسید خودتان را در آن بینداز. چون بعداً می‌بینی آنکه از آن می ترسیدی، توهم یا شیطان بود. اینکه امام می‌فرماید انسان بدون تلقین به هیچ چیزی نمی‌رسد، واقعاً همینطور است. چنین کسی «خَسِرَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةَ» می‌شود. یعنی هم دنیایش را از دست می‌دهد، و هم آخرتش را. پس آدم باید خودش را مدیریت کند و اراده‌اش را قوی کند. یعنی خودش را هُل بدهد تا ترس‌های غیر معقول از بین برود. موانع شادی/ ترس قا/180

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10976
زمان انتشار: 25 اوت 2019
| | | | |
راه رفع موانع ظهور امام زمان علیه‌السلام

راه رفع موانع ظهور امام زمان علیه‌السلام

فیلم

1 - راه رفع موانع ظهور امام زمان علیه‌السلام

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10966
زمان انتشار: 19 می 2021
| |
سالروز تخریب قبور ائمه اطهار علیهم السلام در بقیع

سالروز تخریب قبور ائمه اطهار علیهم السلام در بقیع

فرقه ضاله وهابی بر اساس تفکر غلط با کمک آل سعود بسیاری از آثار دینی را تخریب و به هتک حرمت قبور ائمه بقیع و دیگر اماکن پرداختند. در طول تاریخ جنایات زیادی کرده و امروزه نیز همان تفکر را دنبال میکند؛ در حالی که این عقیده بر خلاف کتاب و سنت است.

آشنایی با قبرستان بقیع یکی از پر خاطره ترین مکانهای مدینه، بقیع است؛ جایی که نخست آن را بقیع الغرقد می نامیدند. «غرقد» نوعی درخت بوده که در گذشته، در محل این قبرستان و یا در کنار آن قرار داشته و محتملا به تدریج با گسترش قبرستان، آن درختها (که به نظر برخی توتستان بوده) از میان رفته است. بقیع پیش از اسلام، گورستان مردم یثرب بوده و پس از اسلام نیز به عنوان مهمترین گورستان مدینه شناخته شده است. این گورستان با وسعت نسبتا زیاد خود، در طول قرون مختلف اسلامی مدفن صحابه، تابعین و مهمتر از همه، چهار تن از امامان (علیهم السلام) بوده و از این رو محل زیارت تمامی زائران مدینه منوره است. بقیع در ناحیه شرقی مسجد النبی و تقریبا در فاصله دویست متری آن قرار دارد. این قبرستان تا یکصد سال پیش خارج از حصار قرار داشت، اما اکنون تقریبا در میان شهر مدینه واقع شده و با چهار خیابان محاصره گردیده است ; ستین، عبد العزیز، ابی ذر، باب العوالی. بقیع در زمان رسول خدا (ص) نیز زیارتگاه بوده و آن حضرت برخی شبها خانه را ترک کرده و تنها به بقیع می رفته و در آنجا به راز و نیاز با خدا می پرداخته است. برخی دختران آن حضرت و نیز برخی از یاران نزدیکش در بقیع مدفونند؛ کسانی چون عثمان بن مظعون که از صحابی مورد علاقه رسول خدا (ص) بود. قبرستان بقیع تا قبل از تسلط آل سعود، قبه های متعددی داشت که بر روی قبور خاصی ساخته شده بود. اما اکنون به صورت فضای باز و ساده ای در آمده است و قبرها جز نشانی ساده، به صورت سنگی که بالای سر آنها گذاشته شده، چیزی ندارد. با وجود این، تعلق خاطر مسلمانان به مدفون شدگان بقیع باعث گردیده است تا قبر عده ای از بزرگان مدفون، مشخص باقی بماند؛ گرچه به مرور زمان، قبور صدها بلکه هزاران تن از صحابه و تابعین به دست فراموشی سپرده شده و قبر آنان نا مشخص مانده است. مزار ائمه معصومین علیهم السلام در بقیع حرم ائمه بقیع که در کتب تاریخ بعنوان «مشهد» و «حرم» اهل بیت معروف گردیده، در سمت غربی و منتهی الیه بقیع واقع شده است که در این حرم مطهر قبر چهارتن از ائمه اهل بیت؛ امام مجتبی، امام سجاد، امام باقر و امام صادق ـ علیهم السلام ـ در کنار هم و بفاصله 3ـ2 متری این قبرها، قبر عباس عموی گرامی رسول خدا ـ ص ـ قرار گرفته و در کنار آن نیز قبر دیگری است متعلق به فاطمه بنت اسد و بـه احتـمال ضعیـف متعـلق بـه فاطمه دختر رسول خدا ـ ص ـ که قبل از ویرانی ساختمان این حرم مطهر، همه این قبور ششگانه در زیر یک گنبد و دارای ضریح و صندوق زیبا بودند. سایر مزارهای بقیع بقیع، قبرستان قدیمی مدینه است که بهترین عزیزان پیامبر(ص) و سربازان فداکار اسلام، در آنجا مدفونند؛ اینک به نام برخی از آنها اشاره می کنیم: 1 مرقد چهار امام معصوم از ائمه شیعه(ع): امام مجتبی(ع)، امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) 2 (بنابه نقلی) قبرپنهان فاطمه زهرا(س) 3 قبور فرزندان پیامبر(ص) مانند ابراهیم، زینب، ام کلثوم و رقیّه. 4 قبور همسران آن حضرت. 5 قبر فاطمه بنت اسد مادر علی بن ابی طالب(ع) 6 قبر عباس عموی پیغمبر(ص) 7 قبر صفیّه و عاتکه، عمه های پیامبر(ص) 8 قبر حلیمه سعدیه، مادر رضاعی آن حضرت. 9 قبر عقیل برادر علی(ع)، و عبداللّه بن جعفر، همسر زینب کبری(س) 10 قبر سعد بن معاذ، و ابوسعید خدری. 11 قبر اسماعیل فرزند امام صادق(ع) 12 قبر امّ البنین مادر حضرت ابی الفضل(ع) 13 قبر عثمان بن مظعون، و سفیان بن الحارث بن عبدالمطلب. 14 قبر جمعی از شهدای اُحُد و شهدای واقعه حرّه که محل آنها معلوم و مشخص است. 15 قبور برخی از فرزندان ائمه و بستگان پیامبر گرامی اسلام(ص) و برخی از صحابه بزرگوار آن حضرت. 16 قبور گروهی از راویان حدیث، و عده ای از علما، شهدا و قرّاء و مبلغین بزرگ اسلام. و سرانجام بسیاری از شخصیتهای برجسته و افراد والامقام که از صدر اسلام تاکنون، در این سرزمین مقدس آرمیده اند و قبورشان مجهول است. بیت الاحزان پیش از این در نزدیکی بقیع و در محدوده ای که در نزدیکی قبور ائمه (علیهم السلام) بوده، محلی با عنوان «بیت الاحزان» شناخته شده و در متون تاریخی قرون آغازین اسلامی، از آن یاد شده است. آنجا به عنوان محل گریه آن حضرت پس از رحلت پدرش بوده است. طبق برخی نقلهای دیگر، در کنار بقیع، در همین حدود، خانه محقری برای آن حضرت ذکر شده که بعدها به عنوان «بیت الاحزان» یا «قبة الحزن» شهرت داشته و زمانی نیز به عنوان «مسجد فاطمه» از آن یاد می شده است. این محل در شمال قبر عباس بن عبد المطلب و قبور ائمه (علیهم السلام) قرار داشته و بعدها ضمیمه بقیع شده است. در مدینه جای دیگری به عنوان بیت الاحزان مطرح نبوده است. پیدایش فرقه ضاله وهابیت وهابیها که در دو قرن اخیر به رهبری "محمدبن عبدالوهاب بن سلیمان" سرزمین حجاز را تحت نفوذ افکار خود قرار داده اند، در معتقدات تند خود که بیشتر در زمینه توحید است، نه تنها از مخالفان سر سخت شیعه اند بلکه با غالب مسلمانان اهل تسنن نیز شدیدا مخالفند. "محمد بن عبدالوهاب" در حقیقت مجری افکار و اعتقادات ابن تیمیه - احمدبن عبدالحلیم دمشقی متوفی 728 ه. ق- که تقریبا چهار قرن قبل از او می زیسته، بود. محمد بن عبدالوهاب در خلال سالهای 1160 تا 1206 ه.ق با همکاری زمامداران محلی و برانگیختن آتش تعصبهای خشن در میان اقوام بیابانگرد و بدوی حجاز توانست به نام دفاع از توحید و مبارزه با شرک، مخالفان خود را عقب بزند و بر دستگاه حکومت و رهبری سیاسی بطور مستقیم و غیر مستقیم تسلط یابد. در این راه خونهای زیادی از مسلمانان حجاز و غیر حجاز ریخته شد. کشمکشهای پیروان محمدبن عبدالوهاب محدود به محیط حجاز نبود; بلکه در سال 1216 (ده سال پس از مرگ محمدبن عبدالوهاب) پیروان او از طریق بیابانهای حجاز با یک حمله غافلگیرانه به کربلا وارد شدند و با استفاده از تعطیل بودن شهر به مناسبت روز عید غدیر و مسافرت بسیاری از اهالی به نجف برای مراسم غدیر، به تخریب حرم مطهر امام حسین «علیه السلام» و سایر اماکن مقدس شیعه در کربلا پرداختند و در ضمن تمام درهای گرانقیمت و تابلوها و هدایای نفیس و وسایل تزیینی را با خود بردند. آنان حدود پنجاه نفر را در نزدیکی ضریح مطهر و پانصد نفر را در صحن و تعداد زیادی را در شهر کشتند. وهابیون و تخریب بقیع پس از تسلّط سعودیان بر حجاز، با توجه به پیوند فکری و مذهبی آنان با محمدبن عبدالوهاب، در هر شهر و منطقه‌ای که وارد می‌شدند، آثار و ابنیه ساخته شده بر روی قبور بزرگان صدر اسلام را خراب و ویران می‌کردند. وهابیان، بار نخست در سال 1221هـ.ق. بخشی از بناهای قبرستان بقیع را ویران نموده و سپس با تکمیل سلطه خود بر حجاز در شوال سال 1344هـ.ق. کلیه این بناها و گنبدها و آثار را ویران و اموال و اشیای گرانقیمت موجود در این اماکن را به تاراج بردند و نه تنها در مدینه، بلکه در هرجا گنبد و بارگاه و زیارتگاهی بود، به ویرانی آن اقدام کردند. مرحوم سید محسن امین، ابعاد ویرانیهای وهابیان در حجاز را اینگونه وصف می‌کند: وقتی وهابیان وارد طائف شدند، گنبد مدفن ابن عباس را خراب کردند، چنانکه یکبار دیگر این کار را کرده بودند. آنان هنگامی که وارد مکه شدند، گنبدهای قبر عبدالمطّلب، ابوطالب و خدیجه امّ المؤمنین(علیها‌السلام) را ویران نمودند و زادگاه پیامبر(صلی‌الله‌علیه وآله) و فاطمه زهرا(علیها‌السلام) را با خاک یکسان کردند و آنگاه که وارد جده شدند، گنبد و قبر حوّا را خراب کردند و به طور کلّی، تمام مقابر و مزارات را در مکه، جده، طائف و نواحی آنها ویران نمودند و زمانی هم که مدینه منوره را محاصره کردند، به ویران کردن مسجد و مزار حمزه پرداختند. پس از تسلّط وهابیان بر مدینه منوره، قاضی القضات وهابیان، شیخ عبدالله بن بلیهد، در رمضان 1344هـ.ق. از مکه به جانب مدینه حرکت کرد و اعلامیه ای صادر نمود و ضمن آن، جواز ویران کردن گنبدها و زیارتگاه‌ها را از مردم سؤال کرده بود. بسیاری از مردم از ترس به آن پاسخ نداده و برخی نیز لزوم ویران کردن را خواستار شده بودند! البته هدف او از این اعلامیه و سؤال، نظرخواهی واقعی نبود، بلکه می خواست در میان مردم آمادگی ایجاد کند، چون وهابیان در هیچیک از اعمال خود و در ویران کردن گنبدها و ضریحها، حتی گنبد مرقد حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) منتظر نظر مردم نبودند و این اعمال، پایه مذهب آنان است. شاهد سخن آنکه، آنان پس از نشر این اعلامیه و سؤال و جواب، همه گنبدها و زیارتگاهها را در مدینه و اطراف آن ویران کردند و حتی گنبد مضاجع ائمه اهلبیت(علیهم السلام) را در بقیع، که قبر عباس عموی پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیز در کنار آنها بود، خراب نمودند و دیوارها و صندوقها و ضریحهایی که روی قبرهای شریف قرار داشت، همه را از بین بردند، در حالی که برای آن، هزار ریال مجیدی هزینه کرده بودند. آنها در این زیارتگاهها، جز تلّی سنگ و خاک، به عنوان علامت باقی نگذاشتند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10961
زمان انتشار: 12 می 2021
| |
شرح دعای روز بیست‌ونهم ماه رمضان+صوت

شرح دعای روز بیست‌ونهم ماه رمضان+صوت

در دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان آمده است: «خدایا، همان‌طور که او در معامله عیب را می‌پوشاند تو هم به رحمت خودت عیب من را بپوشان. از سال‌ها پیش روز بیست و نهم رمضان در میان خانم‌ها به روز «غشنی» معروف است و آنها در مساجد حضور می‌یافتند و «غشنی» معنای پوشاندن می‌دهد.»

بسم الله الرحمن الرحیم «اللهمّ غَشّنی فیهِ بالرّحْمَةِ وارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ والعِصْمَةِ وطَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَةِ یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین. » «خدایا، بپوشان در آن با مهر و رحمت و روزی کن مرا در آن توفیق و خودداری و پاک کن دلم را از تیرگی‌ها و گرفتگی‌های تهمت، ای مهربان به بندگان با ایمان خود. » آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح فراز «اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَةِ» می‌گوید: ای خدا، من را به رحمت خودت بپوشان. «غش» یعنی پوشاندن. اگر کسی به طرف معامله، گندم نشان دهد و جو بفروشد، در معامله «غش» کرده و آن معامله باطل است. در تاریکی این نوع معامله انجام می‌شود و به همین دلیل می‌گویند که معامله در تاریکی کراهت دارد. وی ادامه داد: کسی که عیب جنس را بپوشاند، در معامله غش کرده است و حدیث داریم کسی که آب به شیر ببندد، مسلمان نیست. آنها که در معامله غش می‌کنند خیر نخواهند دید. این استاد اخلاق در ادامه بیان می‌کند: حال در این دعا می‌گوییم که خدایا، همان‌طور که او در معامله عیب را می‌پوشاند تو هم  به رحمت خودت عیب من را بپوشان. این استاد اخلاق ادامه می‌دهد: از سال‌ها پیش روز بیست و نهم رمضان در میان خانم‌ها به روز «غشنی» معروف است و آنها در مساجد حضور می‌یافتند. اما فکر می‌کنند که این غشنی به معنای ضعف کردن است و با لحن ضعیف به خدا می‌گویند که خدایا من غش کردم، در حالی که این طور نیست و معنای پوشاندن می‌دهد. آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح فراز بعدی دعای روز بیست و نهم می‌گوید: در این بخش از دعا از خدا می‌خواهیم که به ما توفیق اعطا کند تا موفق به نماز شب و قرائت دعای ابوحمزه ثمالی شویم. توفیق رفیقی است که به هر کس ندهندش. وی در ادامه به حدیثی از امام جواد (ع) اشاره می‌کند و می‌گوید، امام جواد (ع) می‌فرماید: «مومن ۳ خصلت دارد. اولین آنها این است که توفیق داشته باشد. » زیارت، کمک به مستحق، نماز شب، حضور در جشن‌های نیکوکاری، فعالیت در مدرسه‌سازی کمک به حوزه‌های علمیه و ... از توفیقاتی است که نصیب مومن می‌شود. وی با ابراز ناراحتی از کسانی که بخشی از مال خود را در راه خدا انفاق نمی‌کنند تصریح می‌کند: این افراد توفیق ندارند و حتی توفیق زیارت حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) را هم پیدا نمی‌کنند. آیت‌الله مجتهدی تهرانی در بخشی از سخنان خود با بیان ویژگی‌های برجسته حضرت عبدالعظیم حسنی می‌گوید: حضرت عبدالعظیم (ع) از علما و محدثین و وکیل امام هادی بود. برخی قائلند که دشمنان، حضرت را زنده دفن کردند و وی را به شهادت رساندند. وی ادامه می‌دهد: روزی دیدم آیت‌الله وحید خراسانی از قم برای زیارت به شهر ری آمدند. تقاضا کردم تشریف بیاورید در منزل و مسجد میهمان ما با باشند که گفت تنها برای زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) آمده‌اند. این را باید به تمام امامان جماعت بیان کنیم تا هم خودشان مشرف شوند و هم مریدان خود و مسجدی‌ها را به زیارت حضرت عبدالعظیم(ع) تشویق کنند. وی در بیان ادامه حدیث می‌گوید: طبق حدیث امام جواد (ع) دومین خصلت مومن این است که گاهی خودش را موعظه کند و سومین خصلت این است که هر کس او را نصیحت کند قبول کند. این عالم ربانی در ادامه شرح دعای روز بیست و نهم می‌گوید: در ادامه دعا از خدا می‌خواهیم که ما را ازگناهان حفظ کند و قلبمان را از آلودگی‌های شک برطرف کند و قلب ما گرفتار شک نباشد. وی ادامه می‌دهد: آنها که قلبشان گرفتار شک است، ذکر «لاحول ولاقوة إلا بالله العلی العظیم» را زیاد تکرار کنند. این ذکر برای رهایی از وسوسه‌های شیطان بسیار موثر است. آیت‌الله مجتهدی تهرانی ادامه می‌دهد: ابوذر می‌گوید که رسول خدا (ص) فرموده: «ابوذر این ذکر را زیاد بگو که از گنج‌های بهشت است. » بعد از نمازهای مغرب و صبح، هفت بار این ذکر را بیان کنید که جزو تعقیبات است ولی قبل از بیان هر یک از آنها باید یک بار «بسم الله الرحمن الرحیم» بگویید. وی ادامه می‌دهد: دعای روز بیست و نهم را این‌گونه به پایان می‌رسانیم. ای خدایی که به بندگان مومنت رحم می‌کنی، این دعاها را درباره ما اجابت کن. خدا بسیار مهربان است. خدا نعمت‌هایی به ما می‌دهد که اصلاً ما از او نخواسته‌ایم و تقاضا نکرده‌ایم. به قدری ما را دوست دارد که هر چه در دلمان است را ولو اگر نخواهیم به ما می‌دهد.

صوت

1 - شرح دعای روز بیست‌ونهم ماه رمضان+صوت

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10960
زمان انتشار: 11 می 2021
| |
شرح دعای روز بیست‌وهشتم ماه رمضان+صوت 

شرح دعای روز بیست‌وهشتم ماه رمضان+صوت 

در دعای روز بیست‌وهشتم ماه مبارک رمضان می‌خوانیم: «اگر همه عالم با خدا حرف بزنند، خدا را از دیگری غافل نمی‌کند و در آنِ واحد به همه بندگان توجه دارد؛ از تو می‌خواهیم که دعاهای من را مستجاب کنی.»

بسم الله الرحمن الرحیم «اللهمّ وفّر حظّی فیهِ من النّوافِلِ واکْرِمْنی فیهِ بإحْضارِ المَسائِلِ وقَرّبِ فیهِ وسیلتی الیکَ من بینِ الوسائل یا من لا یَشْغَلُهُ الحاحُ المُلِحّین. » «خدایا زیاد کن بهره مرا در آن از اقدام به مستحبات و گرامی‌دار در آن به حاضر کردن و یا داشتن مسائل و نزدیک گردان در آن وسیله‌ام به سویت از میـان وسیله‌ها، ای آنکه سرگرمش نکند اصرار و سماجت اصرارکنندگان. » آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح فراز دعای روز بیست‌وهشتم ماه مبارک رمضان می‌گوید: دعا موجب کمال انسان است دعا خواندن برای رسیدن به کمالات می‌باشد بر خلاف تصور عموم مردم که فکر می‌کنند هدف از خواندن دعا رسیدن به ثواب الهی است، مضامین ادعیه سراسر پر از درس‌های اخلاق و حکمت است که توجه به آن معانی سبب کمال انسان می‌گردد. اگر هم کسی با زبان عربی آشنا نیست به ترجمه ادعیه مراجعه کند و به مضامین و نکات آموزنده ادعیه توجه کند تا به برکت آن به کمالات والای انسانی برسد؛ امثال دعای کمیل و ابو حمزه ثمالی و... برای کمال یافتن من و شما می‌باشد. این که در دعای ابو حمزه امام سجاد علیه السلام می‌فرمایند: «خدایا آیا بدتر از من هم بنده‌ای داری؟ » این برای کمال است و درس مبارزه با غرور را به ما می‌دهد؛ جایی که امام معصوم چنین حرفی می‌زند دیگر تکلیف من و شما روشن است و جایی ندارد که ما به خاطر دو رکعت نافله و نماز شب دچار عجب و غرور بشویم. آمادگی برای مرگ باز دعای ابو حمزه می‌فرماید: «خدایا اگر من با این حال بمیرم چه کنم؟ امروز داشتم فکر می‌کردم که خدایا اگر من امروز دست خالی بمیرم چه کنم؟ گفتم خدایا یک موقعی بمیرم که آماده باشم و الان آماده نیستم! یادی از آیت الله خوانساری(ره) : آیت‌الله‌العظمی‌خوانساری(ره) با آن مقام و عظمت می‌فرمود: از این دنیا می‌روم در حالی که دست خالی هستم! امام(ره) در باره ایشان فرموده بودند: آیت الله خوانساری مرجع متقین بود؛ و ایشان را صاحب نفس قدسیه می‌دانستند. وقتی از عدالت آیت الله خوانساری سوال شد؛ امام گفتند: ما در عصمت ایشان مشکوک هستیم و شما از عدالت ایشان می‌پرسید!؟ به اشک‌هایم امید دارم در عمر خود مرجعی بی‌هوی؛ مثل آیت الله خوانساری ندیده‌ام و درباره ایشان مطالب زیادی دارم که الان فرصت گفتن آن مطالب نیست این مرجع عظیم می‌گفت: من از این دنیا می‌روم در حالی که دست خالی هستم ایشان می‌فرمود؛ فقط به یک عملم امید دارم که باعث نجاتم شود آن هم به اشکهایی است که در مجالس عزای اهل بیت (ع) عصمت و طهارت می‌ریختم. اهمیت مجالس روضة اهل بیت (ع) مثل پیر زنها به دنبال مجالس روضه بگردید و گریه برای امام حسین (علیه السلام) را کوچک نشمارید؛ وقتی حبیب بن مظاهر را در رویا دیدند؛ ایشان فرموده بودند: خیلی دوست دارم که به دنیا برگردم؛ و در مجالس عزای ابا عبد الله (ع) گریه کنم. ادعیه را نوبر کنید خدایا توفیق نوافل و اعمال مستحبی بده و بهره من را از نوافل زیاد کن. استاد من آقای برهان(ره) می‌گفتند:گاهی اوقات انسان باید مستحبات را هم نوبر کند همانطوری که اگر میوه جدید به بازار می‌آید می‌خرید و نوبر می‌کنید گاهی اوقات نماز شب را هم نوبر کنید؛ دعای مجیر را هم نوبر کنید؛ آدمی که اهل مستحبات نیست بدرد نمی‌خورد  اگر همیشه هم توفیق ندارید لا اقل گاهی اوقات مستحبات را نوبر کنید. وَ أَکْرِمْنِی فِیهِ بِإِحْضَارِ الْمَسَائِلِ؛ خدایا من را گرامی بدار تا مسائل شرعی‌ام را بدانم انسان باید مسائل دین خود را بداند مخصوصا طلبه که باید مشتش پر باشد و بتواند جواب مسائل مردم را بدهد. (مثلا درباره ارث خواهر و برادر) وَ قَرِّبْ فِیهِ وَسِیلَتِی إِلَیْکَ مِنْ بَیْنِ الْوَسَائِلِ؛ خدایا در بین وسائل آن وسیله‌ای که من را زودتر به تو می‌رساند به من نزدیک کن بهترین وسیله هم اهل بیت(ع) هستند. توسل به حضرت نرجس خاتون (سلام الله علیها) یکی از علماء به من یاد دادند که برای مشکلاتم متوسل شوم به حضرت نرجس خاتون(سلام الله علیها) مادر امام زمان(علیه السلام) اگر به ایشان توسل داشته باشید، امام زمان به حرمت مادر بزرگوارشان توسل شما را اجابت می‌کنند و از خواص این توسل سرعت اجابت آن است. یَا مَنْ لاَ یَشْغَلُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّین؛ ای خدایی که سماجت و الحاح بندگان تو را باز نخواهد داشت اگر همه عالم با خدا حرف بزنند؛ خدا را از دیگری غافل نمی‌کند و در آن واحد به همه بندگان توجه دارد؛ از تو می‌خواهیم که دعاهای من را مستجاب کنی.

صوت

1 - شرح دعای روز بیست‌وهشتم ماه رمضان+صوت 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10959
زمان انتشار: 10 می 2021
| |
شرح دعای روز بیست‌وهفتم ماه رمضان+صوت

شرح دعای روز بیست‌وهفتم ماه رمضان+صوت

در دعای روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان آمده است: «ای خدا، برتری فضیلت شب قدر را روزی‌ام کن، در روایات، راجع به شب قدر اختلافاتی وجود دارد. برخی اولیاء، تمام سال را احیاء می‌گرفتند تا آن شب قدر که معلوم نیست چه وقت است را درک کنند.»

بسم الله الرحمن الرحیم «اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ فَضْلَ لَیلَةِ القَدْرِ وصَیرْ أموری فیهِ من العُسْرِ الی الیسْرِ واقْبَلْ مَعاذیری وحُطّ عنّی الذّنب والوِزْرِ یا رؤوفاً بِعبادِهِ الصّالِحین. » «خدایا روزی کن مرا در آن فضیلت شب قدر را و بگردان در آن کارهای مرا از سختی به آسانی و بپذیر عذرهایم و بریز از من گناه و بارگران را، ای مهربان به بندگان شایسته خویش. » آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح فراز «اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ فَضْلَ لَیلَةِ القَدْرِ» می‌گوید: در این بخش از دعا می‌خوانیم، ای خدا، برتری فضیلت شب قدر را روزی‌ام کن. از این دعا برخی احتمال می‌دهند که شب بیست ‌و هفتم ماه رمضان، شب قدر است. در روایات، راجع به شب قدر اختلافاتی وجود دارد. شیعه اعتقاد دارد که به احتمال قوی شب بیست ‌و سوم، شب قدر است و اعمال بیست ‌و سوم مهم‌تر از اعمال شب نوزدهم‌ و بیست‌ و یکم است. شب‌های نوزدهم و بیست‌ و یکم، یک غسل مستحبی دارند؛ اما شب بیست ‌و سوم دو غسل دارد. خواندن سوره‌های «دخان»، «روم» و «عنکبوت» در شب بیست ‌و سوم سفارش شده است. وی می‌افزاید: برادران اهل تسنن به بیست ‌و هفتم اعتقاد دارند و این شب را احیاء نگه می‌دارند و اعمال شب قدر را به جا می‌آورند. شیعه هم البته شب بیست ‌و هفتم احیاء دارد؛ اما تنها در اول شب. این استاد اخلاق با بیان اینکه برخی قایل به شب قدر بودن شب نیمه شعبان هستند، ادامه می‌دهد: اندازه‌گیری برنامه‌های ما اعم از سلامتی، عمر طولانی، رفاه، بلا، گرفتاری و هر پیشامدی در شب قدر اتفاق می‌افتد. شبی که مورد اختلاف است و حتی برخی، عید فطر را برای آن قائلند. این عالم ربانی در ادامه اظهار می‌کند: برخی اولیاء، تمام سال را احیاء می‌گرفتند تا آن شب قدر که معلوم نیست چه وقت است را درک کنند. آیت‌الله مجتهدی تهرانی درباره جایگاه شب قدر تصریح می‌کند: شب قدر بهترین ایام سال است. ملائکه به اذن خدا به روی زمین می‌آیند تا مقدرات ما را معلوم می‌کنند. ملائکه می‌آیند و دور دل ما می‌گردند؛ اما جای خالی نمی‌بینند که وارد شوند. فرودگاه دل ما برای فرود ملائکه خالی نیست. وی می‌افزاید: گوشه‌ای از آن جای محبت زن و بچه است. گوشه‌ای از آن جای محبت پول، ریاست و علاقه‌های گوناگون است و به همین دلیل ما فضای خالی در دل نداریم تا ملائکه در آن فرود بیایند. وی در ادامه در خصوص فراز «وصَیرْ أموری فیهِ من العُسْرِ الی الیسْرِ» می‌گوید: در جمله دوم دعا می‌خوانیم که خدایا امورات من را از سختی به آسانی مبدل کن. ‌ غالب مردم گرفتار هستند. گرفتار همسایه بد، عروس بد، داماد بد و گرفتارهای دیگر و در این دعا از خدا می‌خواهیم که این گرفتاری‌ها و سختی‌ها را برای ما به آسانی مبدل کند. آیت‌الله مجتهدی تهرانی همچنین در توضیح فراز «واقْبَلْ مَعاذیری» اظهار می‌کند: خدایا عذر من را بپذیر. گاهی کسی از شما غیبت کرده یا در عصبانیت حرفی می‌زند و عذرخواهی می‌کند؛ ما هم با این دعا به در خانه خدا می‌رویم و از او به خاطر کارهایی که انجام داده‌ایم عذرخواهی می‌کنیم. اگر کودکی از پدرش عذرخواهی کند، پدر منقلب می‌شود حالا که ما از خدا عذرخواهی کنیم، خدا بسیار بیشتر از والدین مهربان است و حتماً می‌بخشد. وی با تاکید بر اینکه همیشه از خدا عذرخواهی کنید، در شرح بخش پایانی دعا می‌گوید: در آخر دعای روز بیست ‌و هفتم ماه رمضان می‌خوانیم «وحُطّ عنّی الذّنب والوِزْرِ یا رؤوفاً بِعبادِهِ الصّالِحین» یعنی، خدایا گناهانم را محور کن. ای خدایی که به بندگان صالحت مهربانی. مهربانی خدا بسیار زیاد است. آدم هرگاه رو به خدا عذرخواهی می‌کند، خدا او را می‌پذیرد ولو اگر یک عمر نا اهل باشد. در گذشته جوان‌های منحرفی بودند که در ایام محرم، امام حسین (ع) از آنها دستگیری می‌کرد و در آخر محرم تمام گناهان خود را ترک می‌کردند. در شب‌های تاریک و در خلوت و تنهایی با خدا صحبت و از او عذرخواهی کنید. خدا دست شما را می‌گیرد و اصلاح می‌شوید.

صوت

1 - شرح دعای روز بیست‌وهفتم ماه رمضان+صوت

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10958
زمان انتشار: 9 می 2021
| |
شرح دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان+صوت

شرح دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان+صوت

در دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان آمده است: «این روایت کنایه از این است که انسان عیب‌های بزرگ خود را نمی‌بیند؛ اما عیب کوچک مردم را می‌بیند. این حدیث از معصوم (ع) است که خوش به حال کسی که عیب خودش را می‌بیند و به عیب کس دیگری کاری ندارد.»

بسم الله الرحمن الرحیم «اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً وعَیبی فیهِ مَسْتوراً یا أسْمَعِ السّامعین.» «خدایا قرار بده کوشش مرا در این ماه قدردانی شده و گناه مرا در این ماه آمرزیده و کردارم را در آن مورد قبول و عیب مرا در آن پوشیده، ای شنواترین شنوایان. » آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح فراز «اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً» می‌گوید: در این بخش از دعا می‌خوانیم، خدایا سعی و تلاش ما در ماه رمضان را بپذیر. واژه «مشکوراً» به معنای «تشکر کن» است و مقصود آن در این دعا «بپذیر» و «قبول کن» است. وی می‌افزاید: آدم زحمت می‌کشد و روزه می‌گیرد، گرسنه و تشنه می‌شود؛ اما غذا و آب نمی‌خورد و کم‌خوابی ماه رمضان را تحمل می‌کند و اگر خدا تلاش‌های ما را قبول نکند، کاری از ما ساخته نیست. اگر زحمتی و رنجی کشیده شود و حاصلی در پی نداشته باشد، اتفاق ناگواری افتاده است. ما باید غصه بخوریم که نکند اعمال ما را آفت بزند. مثلاً یک غیبت می‌تواند تمام زحمات ما را هدر دهد. اگر غیبت کنید ۴۰ روز اعمال خوب شما در نامه اعمال شخص غیبت شونده نوشته می‌شود و اگر عمل خوبی نداشته باشید، گناهان آن شخص در نامه اعمال شما نوشته می‌شود. این روایت از معصوم (ع) است. باید به خودمان بپردازیم و ببینیم که خودمان چه کار کرده‌ایم؛ آیا هیچ عیبی نداریم؟ گل بی‌عیب خداست و ممکن نیست که ما عیب نداشته باشیم. در روایت آمده که «چه می‌شود انسان را، یک خار کوچک را در چشم رفیقش می‌بیند؛ اما شاخه‌ای که در چشم خودش رفته را نمی‌بیند. » آیت‌الله مجتهدی تهرانی تصریح می‌کند: این روایت کنایه از این است که انسان عیب‌های بزرگ خود را نمی‌بیند؛ اما عیب کوچک مردم را می‌بیند. این عالم ربانی در ادامه اظهار می‌کند: این حدیث از معصوم (ع) است که خوش به حال کسی که عیب خودش را می‌بیند و به عیب کس دیگری کاری ندارد. وی در ادامه در شرح «وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً» می‌گوید: در این فراز از دعای روز بیست‌ و ششم ماه رمضان خدا می‌خواهیم تا گناهان ما را بیامرزد و اعمالمان را قبول کند. از خدا می‌خواهیم تا گناهانی که پیش از ماه رمضان انجام داده‌ایم را ببخشد؛ چون ماه رمضان، فصل درآمد معنوی و کسب ثواب است، حتی خوابیدن و نفس کشیدن در این ماه عبادت محسوب می‌شود. آیت‌الله مجتهدی تهرانی تاکید می‌کند: در ماه رمضان این همه درآمد وجود دارد و آیا امکان ندارد با این همه درآمد کسب شده، انسان جان خودش را از گرو دربیاورد؟ پیامبر اسلام در خطبه شعبانیه می‌فرماید: «پشتتان از گناه سنگین شده و به گرو رفته است و در ماه رمضان بدنتان را از گرو در بیاورید. » برخی هنگام نماز صبح نمی‌توانند به خاطر سنگینی بلند شوند که از آثار گناه است. شخصی به امام حسن عسگری (ع) گفت که هر شب قصد می‌کنم تا نماز شب بخوانم؛ اما نمی‌شود. امام فرمود: «گناه تو را زنجیر کرده است. » دلیل اینکه کسی دلش می‌خواهد نماز شب بخواند اما نمی‌تواند، انجام گناه است و با استغفار می‌تواند آن را رفع کند. این استاد بزرگ اخلاق و حوزه در ادامه سخنان خود درباره بیدار شدن در هنگام سحر و استفاده کردن از برکات آن تاکید و بیان کرد: شعری هست که می‌گوید «هر که سحر ندارد از خود خبر ندارد»، هر کسی که هنگام سحر خواب است، نمی‌داند که کیست و باید خود را پیدا کند. حدیث از معصوم (ص) است که می‌فرماید، عجب است که مردم به دنبال گمشده خود هستند اما به دنبال خود نمی‌گردند. وضو بگیرید و شب در تاریکی صد بار از خودتان بپرسید که من که هستم؟ شاید خودتان را پیدا کنید. اگر خودت را پیدا کردی هوس نماز شب پیدا می‌کنی. وی در ادامه در شرح «وعَیبی فیهِ مَسْتوراً» می‌گوید: خدایا کاری کن تا عیب من مستور باشد و کسی از عیبم مطلع نباشد. خدا «ستارالعیوب» است و نگذاشته تا کسی از گناهان ما اطلاع پیدا کند. حدیث است اگر گناه بو داشت دو نفر کنار هم نمی‌نشستند. اگر عیب آدم عیان می‌شد کسی جنازه کسی را دفن نمی‌کرد. آیت‌الله مجتهدی در شرح فراز پایانی دعا می‌گوید: در پایان دعا می‌گویم ای خدایی که از همه شنونده‌ها تو شنواتری. خدا همه چیز را می‌شنود. اگر یواش هر حرف بزنیم خدا باز هم می‌شنود. حضرت موسی (ع) به خدا گفت که خدایا، اگر نزدیکی من یواش صحبت کنم و اگر دوری بلند صحبت کنم؛ خدا فرمود: «من همنشین کسی هستم که یاد من باشد. » خدا شنواترین است؛ پس می‌گوییم، ای خدایی که از همه شنوایان شنواتری، این دعاها را درباره ما مستجاب کن.

صوت

1 - شرح دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان+صوت

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10957
زمان انتشار: 8 می 2021
| |
شرح دعای روز بیست‌وپنجم ماه مبارک رمضان+صوت

شرح دعای روز بیست‌وپنجم ماه مبارک رمضان+صوت

در شرح دعای روز بیست و پنجم ماه مبارک رمضان آمده است: «در دوره آخرالزمان قلب مومن آب می‌شود؛ زیرا گناه را می‌بیند و استطاعات تغییر وضع را ندارد.»

بسم الله الرحمن الرحیم «اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً لأوْلیائِکَ ومُعادیاً لأعْدائِکَ مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِکَ یا عاصِمَ قُلوبِ النّبییّن.» «خدایا قرار بده در این روز دوست دوستانت و دشمن دشمنانت و پیرو راه و روش خاتم پیغمبرانت، ای نگهدار دل‌های پیامبران.» آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح فراز «اللّهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً لأوْلیائِکَ ومُعادیاً لأعْدائِکَ» می‌گوید: خدایا کاری کن تا در ماه رمضان، خوبان را دوست بدارم و دشمن دشمنانت باشم. در مورد خودم، عملی که به من امید می‌دهد تا در قیامت جزو نجات‌یافتگان باشم، این است که خوبان و اشخاص با تقوا را دوست دارم و از بی‌تقوایان بیزاری می‌جویم. وی تاکید می‌کند: اگر پسرتان بی‌تقواست و نماز نمی‌خواند، نباید او را دوست داشته باشید، حدیث است که به حقیقت ایمان نمی‌رسید، مگر آنکه نزدیک‌ترین خویشان خود را برای خدا دوست نداشته باشید، چون متدین نسبت و دورترین افراد را برای اینکه متدین است، دوست داشته باشید. این استاد اخلاق در ادامه با بیان حدیثی دیگر، اظهار می‌کند: امام باقر (ع) به شخصی فرمودند: «اگر اراده کردی که بفهمی بهشتی و یا جهنمی هستی، به قلبت مراجعه کن، اگر دیدی اهل طاعت را دوست داری، اهل بهشت و اگر اهل گناه را دوست داری، اهل جهنم هستی و انسان در قیامت با کسی که او را دوست دارد، محشور می‌شود.» وی همچنین به حدیث دیگری از معصوم (ع) اشاره می‌کند و می‌گوید: در دوره آخرالزمان قلب مومن آب می‌شود؛ زیرا گناه را می‌بیند و استطاعات تغییر وضع را ندارد. آیت‌الله تهرانی با انتقاد از وضع موجود جامعه می‌گوید: الان روزگاری شده است که ما نمی‌توانیم امر به معروف و نهی از منکر کنیم. هر کس که مومنی را دوست دارد، حتی اگر منحرف باشد، پس از مدتی رستگار خواهد شد. این استاد بزرگ اخلاق در شرح فراز «مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِکَ» اظهار می‌کند: در این بخش از خدا می‌خواهیم تا ما را یاری رساند، برای اینکه به طریقه پیغمبر در مستحبات، دعاها و دستورات اسلام عمل کنیم، از خدا می‌خواهیم تا هر چه پیامبر (ص) به ما فرموده است، درباره مستحب و واجب عمل کنم و مکروهات را از خود دور و حرام را ترک کنیم.

صوت

1 - شرح دعای روز بیست‌وپنجم ماه مبارک رمضان+صوت

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10956
زمان انتشار: 7 می 2021
| |
شرح دعای روز بیست‌وچهارم ماه رمضان+صوت

شرح دعای روز بیست‌وچهارم ماه رمضان+صوت

در دعای روز بیست و چهارم ماه مبارک رمضان آمده است: «اگر در مصیبت‌ها و نداری‌ها از خدا گله نکنیم و تسلیم خدا باشیم، یعنی اینکه ما از خدای راضی هستیم و خدا هم از ما رضایت دارد. اما خیلی سخت است که انسان ذره‌ای گله‌ از خدا نداشته باشد. روایت داریم از امام نهم (ع) که فرمود: ‌مومن باید سه خصلت داشته باشد؛ اول توفیق داشته باشد، دوم خودش را موعظه کند و سوم اینکه نصیحت دیگران را قبول کند. »

بسم الله الرحمن الرحیم «اللهمّ إنّی أسْألُکَ فیه ما یُرْضیکَ وأعوذُ بِکَ ممّا یؤذیک وأسألُکَ التّوفیقَ فیهِ لأنْ أطیعَکَ ولا أعْصیکَ یا جَوادَ السّائلین» «خدایا در این روز از تو درخواست می‌کنم آنچه را که رضای تو در اوست، و به تو پناه می‌برم از آنچه تو را پسند است و از تو توفیق می‌خواهم که در این روز به فرمان تو باشم و هیچ نافرمانی نکنم، ای عطا بخش سوال‌کنندگان. » آیت‌الله مجتهدی تهرانی در ترجمه این دعا می‌گوید: در این دعا رو به پروردگار می‌گوییم؛ «‌ای خدا، من از تو چند چیز را در ماه رمضان سوال می‌کنم، اول اینکه تو از من راضی شوی و زندگی من طوری باشد که از من رضایت داشته باشم. این توفیق است که آدم کارهای خود را به گونه‌ای انجام دهد که خدا از او راضی باشد و پناه می‌برم به تو از چیزهایی که تو را اذیت می‌کند، یعنی از گناه و اطاعت از شیطان و اطاعت از نفس. » وی می‌گوید: اگر می‌خواهید بدانید که خدا از شما راضی هست یا نه، ببینید خودتان در ته دل از خدا راضی هستید؟ اگر راضی باشید، خدا هم از شما راضی است. این عالم ربانی می‌افزاید: حدیث داریم که شما مانند بیمار هستید و خدا مانند دکتر و طبیب. همان‌طور که دکتر هر چه بگوید، بیمار می‌پذیرد، خدا هر چه به ما داد، ما هم باید رضایت داشته باشیم. آیت‌الله مجتهدی تهرانی ادامه می‌دهد: اگر در مصیبت‌ها و نداری‌ها از خدا گله نکنیم و تسلیم خدا باشیم، یعنی اینکه ما از خدای راضی هستیم و خدا هم از ما رضایت دارد. اما خیلی سخت است که انسان ذره‌ای گله‌ از خدا نداشته باشد. وی در شرح فراز «وأسألُکَ التّوفیقَ فیهِ لأنْ أطیعَکَ» می‌گوید: خدایا از تو توفیق می‌خواهم که در ماه رمضان اطاعت تو را کنم و گناه انجام ندهم. روایت داریم از امام نهم (ع) که فرمود: ‌مومن باید  سه خصلت داشته باشد؛ اول توفیق داشته باشد، دوم خودش را موعظه کند و سوم اینکه نصیحت دیگران را قبول کند. این استاد اخلاق با اشاره به مال‌اندوزی برخی از مردم برای وراث، گفت: وارثان خود را به خدا بسپارید و نه به پول. حدیث داریم که اگر وارث خوب هستند، خدا خودش نگهبان آنهاست و اگر بد و دشمن خدا هستند؛ چرا برای دشمنان خدا زحمت می‌کشید؟ آیت‌الله مجتهدی تهرانی می‌گوید: در پایان دعا برای استجابت دعا می‌گوییم؛ ای خدایی که به هر کسی که از تو چیزی سوال می‌کند، تو جود می‌کنی و نسبت به او بخشش داری، دعای ما را استجابت کن. ما گاهی سائلین را رد می‌کنیم؛ اما خدا درخواست همه را می‌دهد و رد نمی‌کند؛ ولی گاهی چیزی که صلاح ما نیست را از خدا می‌خواهیم و خدا نمی‌دهد؛ البته آن خواسته را هم در قیامت برآورده می‌کند. وی در پایان می‌گوید:‌ در قیامت بندگان می‌پرسند؛ خدایا اینها که به ما می‌دهی، چیست؟ خطاب می‌آید که در دنیا خواستی صلاح نبود بدهیم و الان آن را برآورده می‌کنیم.

صوت

1 - شرح دعای روز بیست‌وچهارم ماه رمضان+صوت

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10952
زمان انتشار: 26 می 2019
| |
علامت قبول شدن کارهای خیر

احسان، جلسه 19؛ 92/11/24

علامت قبول شدن کارهای خیر

امام صادق(علیه‌السلام) درباره نشانه پذیرفته شدن بنده به درگاه خدا فرمودند:«عَلامَة قَبولِ العَبدِ عِندَاللّه أن يُصيبَ بِمَعروفِهِ مَواضِعَهُ، فإن لَم يَكُن كذلكَ فلَيسَ كذلكَ[1]= نشانه پذيرفته شدن بنده به درگاه خدا، اين است كه احسان و كمكش به جا صورت گيرد، اگر چنين نباشد، چنان نيز نخواهد بود.»

خیلی وقت ها ما می‌خواهیم بفهمیم که آیا کارهای عبادی و معرفتی ما مثل عبادات، روزه، نماز، حج، کربلا و زیارات، قرآن خواندن ها، احیاءها، کلاس رفتن و جلسه رفتن‌ها و کارهای مطالعاتی ما مورد قبول خداوند قرار گرفته یا خیر. جوابش این است که قبولی خداوند، منوط به قبولی خود شماست. یعنی اگر شما خودتان کار خودتان را قبول کنید، خدا هم قبول می‌کند. این یعنی چه؟ یعنی اگر خدا از تو بپرسد، این کاری که کردی، آیا خودت می پسندی؟ این چیزی که در راه خدا دادی، آیا اگر به خودت بدهند، آن را می‌پسندی؟ اگر بگویی بله می‌پسندم، خدا هم می‌گوید ما هم قبول می‌کنیم. مثلاً نماز می‌خوانیم. می‌گوید این نمازی که خواندی، آیا خودت آن را قبول داری و می‌پذیری که یک نماز خوبی بود؟ اگر بگویی بله نماز بود، خواندم، صفا کردم، خوشم آمد؛ خدا هم خوشش می‌آید. نه آن بنده خدایی که وقتی نماز می‌خواند و سلام نماز را می‌داد و سپس یک شیرجه می‌رفت. از او پرسیدند چرا شیرجه می‌روی؟ گفت: موقعی که فرشته ها می‌خواهند نمازم را بزنند توی سرم، شیرجه می‌زنم که به من نخورد. پس بین «قبول شدن» و «درست بودن» نماز و سایر اعمال تفاوت وجود دارد و این بحث مهمی است، عمرهای زیادی در همین عبادت‌ها تلف می‌شود در حالی که هیچ فایده‌ای ندارد. علی علیه‌السلام می‌فرماید:«رُبَّ مُتَنَسِکٍ وَ لا دینَ لَه= بسیار عبادت­کننده­ هست که دین ندارد.» در جهان اسلام آدمهایی که اهل عبادتند و واقعاً بی­دین هستند، کم نیستتند. و«رُبَّ تالِ القرآن وَ القرآنُ یَلعَنهُ= بسیار قرآن­خوانی که قرآن آنها را لعنت می‌کند. «رُبَّ صائِمٍ لَیسَ لَهُ مِن صیامِهِ اِلاَّ الجُوع وَ ضَمَأ= بسیار روزه­داری که جز گرسنگی و تشنگی چیزی را درک نمی‌کند. اگر عملی منجر به «دارایی و توانایی» شد، نشانه‌ی قبولی آن است اگر کار خیری به انسان دارایی داد، قبول شده و اگر صرفاً دانایی باشد و یک عمل خارجی باشد؛ بدون اینکه به انسان توانایی و دارایی بدهد، معلوم می‌شود که قبول نشده و نفس آن را قبول نکرده است. پس علامت قبول شدن نزد حق تعالی، قبولِ نفس خود شماست. این فرمول خیلی مهم است. قبول شود، یعنی منشأ اثر بشود. مثل اینکه فرد 6 ماه زبان خارجی خوانده، اما خودش قبول ندارد. می‌گوید، زبان خواندیم؛ ولی اصلاً چیزی حالیم نیست. نه می‌توانم صحبت کنم و نه می‌توانم چیزی بنویسم. پس این زبان خواندن، قبول نیست. چون این زبانی که خوانده به دردش نمی‌خورد. برای این که به دارایی نرسیده. یا نماز خوانده؛ ولی «تنهی عنِ الفحشاء و المنکر» اتفاق نیفتاده. نماز خوانده، ولی نشاط ندارد. اشتیاق به ذکر ندارد. حضرت رضا علیه‌السلام فرمود:« کسی که ذکر خدا را می‌گوید، ولی مشتاق خدا نیست، خودش را مسخره می‌کند.» اشتیاق علامت قبولی است. اگر دیدی بعد از 30- 40 سال نمازخواندن، وقتی در مسافرت نماز 4 رکعتی‌ات می‌شود 2 رکعت، خوشحال می‌شوی، معلوم می‌شود که نماز را دوست نداری. پس قبول شدن، یعنی آن کار، یک تأثیری روی من بگذارد. اگر تأثیر روی من گذاشت و تبدیل شد به دارایی، پس قبول است. معلوم است روز به روز دارد رشد می‌کند و شبیه خدا می‌شود. دارد اسم های الهی را دریافت می‌کند. اسمهای بیشتری دارد از جوشن کبیر می‌گیرد. جواد می‌شود؛ کریم می‌شود؛ مهربان می‌شود؛ متواضع می‌شود. یکی هم برعکس، روز به روز هارتر و خشن تر می شود. این نشان می‌دهد که او هیچ رشدی نکرده و اصلاً اسمی از خدا را دریافت نکرده و فقط عمل را انجام داده و پرروتر شده، قسی القلب­تر شده است. بحث «قبولی» را در دروس انسان شناسی قم در بحث «عمل» بطور مفصل صحبت کرده ایم. پس قبول شدن، یعنی تبدیلِ دانایی به دارایی. اگر تبدیل شد، فرد خوشحالتر، مهربانتر، با تواضع­تر است و برای امام زمان کارایی بیشتری دارد. روز به روز انسش با غیب و خانواده آسمانیش بیشتر می‌شود. و گرنه صرفاً کار بکند و اثری در ذات خود این شخص ایجاد نشود، فایده ای ندارد. گاهی کسی کارهای خیر زیاد می‌کند؛ ولی هیچ چیز از آن را خودش نمی‌تواند برداشت کند. به جا انجام دادن احسان، نشانه دیگری از قبولی آن است یکی دیگر از نشانه های قبولی کار خیر، این است که آن کار به جا صورت گرفته باشد. امام صادق علیه‌السلام فرمود:«عَلامَتُ قَبولِ العَبد عِندَ الله اَن یُصیبَ بِمَعروفِهِ مَواضِعَه فَاِن لَم یَکُن کَذلِک فَلَیسَ کَذلِک[2]= نشانه پذیرفته شدن بنده به درگاه خدا، این است كه احسان و كمكش به جا صورت گیرد، اگر چنین نباشد، چنان نیز نخواهد بود.» اگر فردی کار خیری انجام می‌دهد؛ مثلا پولی خرج می‌کند، باید دقیقاً در موضع نیازش آن را انجام دهد یا خرج کند، به این امر به معروف می‌گویند. مثلاً شما الان سیر هستید. اگر غذا بخورید، غذا جذب بدن شما نمی‌شود. چون بدن شما نیاز ندارد. کاری که معمولاً مردم ما دارند انجام می‌دهند، این است که از روی عادت، سفره پهن می‌کنند. حتی اگر گرسنه نباشند. مردم ما معمولاً درد گرسنگی را نمی‌کشند و به طرف غذا می‌روند. یعنی نمی‌گذارند بدن گرسنه شود و بعد غذا بخورند. این فسادآور است. هم روحی، روانی و آخرتی، و هم جسمی و دنیایی. مثل کار فرهنگی که مقام معظم رهبری فرمودند، خیلی ها کار فرهنگی می‌کنند، اما بی­‌اثر است. کلاس می‌گذارند و درس می‌دهند. افرادی هستند که یکسره این طرف و آن طرف کار و تلاش می‌کنند، ولی فایده­ای ندارد. بعضیها سال ها کلاس می‌روند، استادهای مختلف می‌بینند؛ کتابهای مختلف می‌بینند؛ درس می‌خوانند؛ سخنرانی می‌شنوند؛ برنامه های متعدد دارند؛ کتاب می‌خوانند؛ اما همان آدم پرتکبر، زودرنج، حساس، بداخلاق و حسود باقی می‌مانند و هیچ تغییر و تبدیلی در آنها صورت نمی‌گیرد. پس باید بدانیم که یک عمل خیر باید برود در جای خودش بنشیند. انواع خیرات، بسته به شخصیت هر آدمی، متفاوت است همانگونه که آدم‌ها شخصیت‌های متفاوتی دارند، خیرات آنها هم متفاوت است. بعضی ها شخصیت‌های حسی هستند، بعضی خیالی و بعضی وهمی و بعضی عقلی و گروهی هم فوق عقلی هستند. نوع خیرات آنها هم به همین ترتیب با هم فرق می‌کند. بعضیها خیراتشان حسی و از محسوساتی مثل شکمی و پولی است. خیرات بعضی ها وهمی است و این نوع خیرات، فوق‌العاده قیمت دارد. محبت‌های وهمی خیلی قیمت دارد. مثلا شما یک یتیم را نوازش بکنی؛ یا به کسی که نیاز به محبت دارد، محبت کنی؛ یا در حق کسی پدری یا برادری کنی؛ یا برای کسی تأمین نیاز عاطفی کنی؛ اینها همه خیرات وهمی هستند. حتی اگر به یک گیاه محبت کنید و به آن آب بدهید، مثل این است که به یک مؤمن آب می‌دهید. مؤمنی که حرمتش از کعبه بالاتر است. خیرات های عقلی، یعنی شخص معروفِ عقلی دارد، آموزش دارد و به دیگران علم یاد می‌دهد. مثل کسی که پزشک است و بدن را درمان می‌کند. این خیلی ارزش و قیمت دارد. حال کسی که روح بیمار کسی را شفا می‌دهد، در حقیقت، شخصیت او را شفا داده، طبیعتاً قیمت بالاتری دارد. بعضیها می‌روند یک جایی مسجد می‌سازند، یک جایی سرپناهی درست می‌کنند، یک جایی عبادتگاهی برای دیگران درست می‌کنند. این ها همه ارزش و قیمت دارد. پاداش خیرات های مختلف در قیامت پیامبر می‌فرماید: هر کس در کنار راه سرپناهی برای رهگذران بسازد، خداوند در روز قیامت او را بر شتری از مروارید محشور گرداند. یعنی سوار شتری می‌شود که ابزار و تجهیزات این شتر از مروارید است؛ در حالی که چهره‌­اش برای بهشتیان نورافشانی می‌کند. این شخص وقتی هم می‌میرد، صدها و هزاران نفر از کار خیر او استفاده می‌کنند. یک کسی درمانگاه می‌‌سازد. ببینید چقدر این معروف‌ها قیمت دارند! هر معروف هم قیمت خاص خودش را دارد. اینجا ما داریم معروف‌های حسی را بیان می‌کنیم که پایین ترین درجه را دارند. شما از این حسی ها شروع کن و برو بالا تا به فوق عقلی‌ها برسید که خیلی قیمت شان بالاتر است. در حدیث معراج حضرت می‌فرماید، من مردی را دیدم که به علت بریدن درختی که در کنار راه، باعث آزار و زحمت مسلمانان شده بود، در بهشت گردش می‌کرد. حال از این پایینتر هم هست، هر کس از سر راه مسلمانان چیزی را که به آنان آزار می‌رساند دور کند، خداوند پاداش خواندن چهارصد آیه از قرآن را برایش می‌نویسد و به تعداد هر حرفی از آنها ده ثواب می‌دهد. امام صادق علیه‌السلام درباره یکی از سیره‌های حضرت سجاد می‌فرماید، علی بن الحسین علیه السلام هرگاه از راهی می‌گذشت و کلوخی را در وسط راه می‌دید، از چهارپایش پیاده می‌شد و با دست آن را از جاده دور می‌کرد. نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: «مَن قادَ ضَریرا أربَعینَ خُطوَةً عَلى أرضٍ سَهلَةٍ، لا یَفی بِقَدرِ إبرَةٍ مِن جَمیعِهِ طِلاعُ الأرضِ ذَهَبا، فإن كانَ فیما قادَهُ مَهلَكَةٌ جَوَّزَهُ عَنها وَجَدَ ذلكَ فی میزانِ حَسَناتِهِ یَومَ القِیامَةِ أوسَعَ مِنَ الدُّنیا مِائةَ ألفِ مَرَّةٍ[3] = هر كس نابینایى را در دشتى چهل قدم راه ببرد، اگر همه زمین پر از طلا گردد [و به او داده شود] به اندازه سوزنى از پاداش این كار او داده نشده است. چنانچه او را از خطرى كه بر سر راهش قرار داشته باشد بگذراند، روز قیامت این كار در ترازوى حسنات او صد هزار بار بزرگتر از دنیا باشد.» چرا زمین صاف را مثال می‌زند؟ چون یک ظرافتی دارد. اگر همه زمین پر از طلا بشود، به اندازه سوزنی پاداش این کار او داده نشده است. مثل این می‌ماند که شما در خیابانی که چاله زیاد دارد، خاک می‌ریزید و چاله‌هایش را پر می‌کنید، بعد آسفالت می‌کنید. می‌بینید صاف و قشنگ می‌شود. معروف هم این گونه است که وقتی در جای خودش بنشیند، قشنگ می شود. حال اگر در یک خیابان صاف، خاک و آسفالت بریزید، این دیگر معروف نیست. مثل غذا خوردن اضافه است. مثل اسراف است. در یک مجلس ختم دیدم ده میلیون تومان فقط گل آورده بودند. در حالی که آدم‌هایی هستند که با پول این گل‌ها زندگی شان زیرو رو می شود. یا شخص می‌داند برادرش الان پول احتیاج دارد. به جای کمک به برادرش به کربلا می‌رود. این زیارت هیچ فایده ای‌ ندارد، وقتی برادر و خواهر ذوالحقوق تو محتاج هستند، اولویت این است که به آنان کمک کنی. یک معروف ساده ولی به جا خیلی ارزش دارد تا یک معروف پرخرج و پرتشریفات، ولی بیجا. مثلاً ماه رمضان در حرم ها بیشتر دیده می‌شود، کسی یک قابلمه آش می‌آورد. یا آب جوشی برای افطار می گذارد. در مدینه و مکه رسم خوبی دارند. مردم دور کعبه هم که هستند، همان جا موقع افطار سفره می اندازند و می نشینند یک مقدار خرما و نان و چای می خورند. ذائقه­‌ها عوض می‌شود و مردم حس عبادی پیدا می‌کنند و قدرت می‌گیرند. مثلاً یک جا خیابان شلوغ است، شخصی می‌رود تا به یک نفر نابینا کمک کند و او را از خیابان رد ‌کند که زمین نخورد و یا از خطرات دیگر او را نجات دهد. حال کسی نابینا نیست؛ اما ممکن است چشمش کم­سو باشد، یا یک نفر ناشنواست و لازم است که شما برای او چیزی را بشنوی و برایش ترجمه کنی. یا کسی زبان بلد نیست و شما می روی و برایش ترجمه می کنی و مشکلش را حل می‌کنی. مثلاً برای یک مسافر که زبان بلد نیست؛ برایش بلیت می‌خری. یا در مراسم حج اتفاق می‌افتد، یکی می‌گوید من اعمالم را انجام نداده ام، کمکم می‌کنید انجام بدهم؟ یا کسی از شما می‌خواهد که یک زیارت نامه برایش بخوانید. از همین کارهای ساده و از داخل خانه انسان باید تمرین بکند. گاهی برعکس، یک نفر جایی می رود که نیازی به کمک او نیست. این کار هم درست نیست که به آنجا بروی. الان که به تو احتیاجی نیست، چرا جلوی دست و پای بقیه را می گیری. یک مرد خودخواه، یک جا که زن و بچه اش اصلاً احتیاجی به کمک ندارند، می‌رود که کمک کند. ولی موقعی که زنش به کمک او نیاز دارد، به کمک او نمی رود. مثلاً در یک مهمانی، خانم ها هستند و نمی‌گذارند مرد ظرف بشوید. حال یک مرد، آن وسط برود و خودشیرینی کند و بخواهد ظرف بشوید. این بد است. گاهی همین مرد، یک موقعی که کسی خانه نیست و همه مهمانها رفته اند وخیلی ظرف کثیف مانده و خانمش هم کار زیادی دارد، این مرد بلند نمی‌شود به خانمش کمک کند. الان که به کمک تو نیاز دارد برو و ظرف بشوی، جارو کن، نان بخر و ... . مشکلی از اعضای خانواده ات را برطرف کن. این آن معروفی است که سر جای خودش می‌نشیند. در روایت داریم، کسی که یک صلوات می‌فرستد؛ خداوند برای او در جمع عالم بالا هزار صلوات می‌فرستد. بعد ملائکه صلوات می‌فرستند؛ اهل آسمان صلوات می‌فرستند. حضرت فرمود: کسی که این حرف را بشنود و رغبت به صلوات پیدا نکند، ما اهل بیت از او بیزاریم. صلوات کاری است که به زبان بسیار سبک و در نامه عمل فوق العاده سنگین است. صلوات خیلی کار می‌کند. نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:«دَخَلَ عَبدٌ الجَنَّهَ بِغُصنٍ مِن شَوكٍ كانَ عَلى طَریقِ المُسلِمینَ فأماطَهُ عَنهُ[4] = بنده‌اى به سبب برداشتن شاخه خارى از سر راه مسلمانان، به بهشت رفت.» ممکن است خار نباشد و پوست میوه یا یک سنگ باشد، یا یک آیه قرآن یا عکس مقدسی که افتاده سر راه و کسی خم شود و آن را از سر راه بردارد که زیر دست و پا نباشد. گاهی پولی افتاده، روی این پول حرم حضرت معصومه یا بارگاه امام رضا یا اسم امام رضا علیه‌السلام نوشته شده، کسی آن را برمی‌دارد. خدا رحمت کند امام خمینی رحمه الله علیه را که می‌گفت در زمان طاغوت، ایشان هر جا می‌رفت که روزنامه پهن بود روی روزنامه­‌های زمان طاغوت پا نمی‌گذاشت. می‌گفت در اینها بالاخره اسم یک مسلمان هست، اسمهای اهل بیت نوشته شده، مثل خداداد، عبدالحسین، یا ... بهتر است پا نگذارم. چون اینها حرمت دارند. از چیزهای خیلی کوچک و خیلی ساده و حسی دارم حرف می‌زنم تا برسیم به بخشهای خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی. فعلاً در حس داریم کار می‌کنیم. می‌بینید که برای این امور حسی چقدر ثواب و پاداش در نظر گرفته اند. حال اگر کسی در بخش های فوق عقلانی، خدمات فوق عقلانی بدهد؛ یا در بخش وهم، خدمات وهمی بدهد، قطعاً قیمت اینها خیلی بالاتر از حسی هاست. پس علامت قبول کار خیر یا علامت قبول یک بنده، این است که او به رشد برسد، باید ببینیم این کار به جا صورت گرفته است یا نه. احسان به اهلش، نشان می‌دهد انسان بر خیر و خوبی است امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرماید: ای مفضل! هرگاه خواستی بدانی که مردی بدبخت است یا خوشبخت، ببین که به چه کسی خوبی و کمک می‌کند. زحمات او را چطور آدمهایی دارند دریافت می‌کنند. چه کسانی دارند محصول کار عمر و جوانی او را دریافت می‌کنند و به چه کسی دارد خدمات می‌دهد. از نوع آنها می‌توانی بفهمی، اگر به کسی که اهلیت آن را دارد، خوبی کرد، بدان که او بر خیر و خوبی است و اگر به نااهل خوبی و کمک کرد، بدان که او را نزد خدا خیر و منزلتی نیست. خیلی خط­کشی دقیقی است. باید دید که محصول کار یک آدم را چه کسانی دریافت می‌کنند. ما الان خیلی داریم کسانی را که خدمات عاطفی می‌دهند. این خیلی خوب است؛ ولی دارند خدمات را به کسانی می‌دهند که نااهل هستند. به کسی خدمات عاطفی می‌دهند که زیادی محبت دریافت کرده. ولی یک جایی که فقر خدمات عاطفی وجود دارد، هیچ کمکی نمی کند. ما خدمات معنوی و مذهبی زیادی داریم که بیجا مصرف می‌شوند و باید قطع شوند. چون یک آدم هر چقدر این خدمات مذهبی را دریافت می‌کند از خدا دورتر می‌شود. باید این خدمات را قطع کنیم. مثل کسی که ویتامین ث بدنش زیاد شده؛ یا گوشت زیادی خورده و نقرس گرفته، باید مصرف گوشتش را قطع کند. این قضیه، در مهندسی فرهنگی هم کاملاً باید رعایت شود. بعضی مراسم ها که می روم می‌گویم الان برنامه چیست؟ می‌گویند دعای کمیل است. بعد می‌گویند جوانها نمی‌آیند. فقط افراد پیر می‌آیند. می گویم پس دعای کمیل را بردارید و جایش یک چیز دیگر بگذارید که جوان ها رغبت کنند و بیایند. زیارت امام رضا علیه‌السلام اگر بیش از حد شود، خطرناک می شود. الله، مسجد، نماز شب، قرآن خواندن و ... زیادتر از حد دریافت شود، فساد ایجاد می‌کند. حال چه کار کنیم که اینگونه نشود؟ باید معرفتش را بالا ببرید. تو مرتب داری به او دعا می‌دهی. از این و از آن به او تزریق می‌کنی، این دیگر جذب ندارد. امام فرمود: عبادت و ذکر خدا را به خودتان تحمیل نکنید. اگر دریافت ندارید، آن را نخورید. حضرت فرمود:«اَلقَصدُ اِلَی الله تَعالی بِالقُلوب اَبلَغُ مِن اِتعابِ الجَوارِحِ بِالاَعمال= حرکت با قلب، زودتر آدم را می‌رساند تا اینکه بدنش را به زحمت بیندازد.» بزرگان اولیاء خدا وقتی می‌خواستند به کسی توصیه کنند که نماز شب بخواند؛ می‌گفتند یک شب بخوان و بیشتر نه. چون می‌داند که به او باید بگوید: فقط یک شب بخوان و بیشتر نخوان. یا اصلاً تو نخوان. الآن وقت نماز شب خواندن تو نیست. ما آنقدر حفظ قرآن بی ­موقع داریم که آدمها را پژمرده کرده و وقت‌شان را تلف کرده ایم. توجه نمی کنیم که این نباید الان قرآن را حفظ کند، بی­موقع است. اگر کسی ظرفیت ندارد، خدمات مذهبی، او را بدتر می کند. بچه ای که خدمات عاطفی بیش از حد و بی موقع دریافت می کند، فاسد می‌شود. در روایت داریم کسی که بیش از حد به فرزندش محبت بکند را لعنت کردند. از نوزاد تا آدم بزرگ، هر کسی دوز معینی دارد. اگر یک ذره از این دوز، بالا و پایین شود، کار خراب می شود. ع ل 161 [1] . البحار : 74 / 419 / 47 . [2] . البحار : 74 / 419 / 47 . [3] . بحار الأنوار : 75/15/8. [4] . امالى طوسى: 673

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed