www.montazer.ir
شنبه 6 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11015
زمان انتشار: 26 ژوئن 2019
| |
تنظیم نظام محبتی با خدا چگونه است؟

خانواده آسمانی؛ جلسه 504؛ 98/03/30

تنظیم نظام محبتی با خدا چگونه است؟

بعضی‌ها آدم‌های خیلی ویژه‌ای هستند و در کمترین زمان به عشق به خدا می‌­رسند، و خوب می‌فهمند و با سرعت آن را دریافت می‌کنند و آن‌ها را بر همه معشوق‌هایشان حاکم می‌کنند. سپس با هر کس یا هر چیزی که بخواهند ارتباط برقرار کنند، اگر رنگ خدا داشته باشد، قبولش می‌کنند؛ اما به‌محض اینکه رنگ خدا نداشته باشد، از آن متنفر می‌شوند. می‌خواهد درس و رشته تحصیلی و دانشگاه باشد یا هر چیز دیگری. چون همه چیز اینها براساس خداست، محال است کسی غیر از خدا برای دلشان تصمیم بگیرد. اینها همه چیزشان را به خدا فروخته اند.

خیلی عظمت دارد که عده‌ای نظام محبتی‌شان را با خدا تنظیم می‌کنند، یعنی آن عشق اصیل که عشق به خداست را جدی می‌گیرند. بعضی‌ها عشق‌های پایینی دارند و به زور باید از کمالات «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی» دل بکنند تا یواش یواش محبت خدا در دلشان جا بیفتد. چه زیبا گفت حافظ که: عاشق شو ورنه روزی کار جهان سرآید           ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی قرآن در مورد اینها می فرماید: «قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُكی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِله رَبِّ الْعالَمین= بگو: بى تردید نماز و عبادت من و زندگى و مرگ من براى خدا پروردگار همه جهان هاست‏». خدا همه ما را به عشق خودش دعوت کرده و می‌گوید غیر از من با کسی عاشقی نکنید، «لا اله الا الله» «لا تَدْعُ مَعَ اللهَ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ= و هرگز با خدای یکتا دیگری را به خدایی مخوان». یعنی غیر از خدا دنبال اله دیگری نباشید. چون غیر از خدا هر چه باشد، دروغ است. مقام ما بخش فوق عقلانی است. معشوق نباید پایین‌تر باشد؛ بلکه همیشه باید بالا باشد. چون هر چه پایین‌تر است برای تو انسان آفریده شده، اما متأسفانه اکثر آدم‌های روی زمین عاشق چیزهایی هستند که از خودشان پایین‌تر و ارزششان کمتر است. یعنی درحالی که آن‌ها به خاطر ما آفریده شده اند، ولی ما عاشق آن‌ها می‌شویم. خودت را به عشق کمتر از خدا نفروش قرآن همه ما را صدا کرده که یک عشق برتر داشته باشید، عشق الهی، عشق به خدا، عشق به خانواده آسمانی. ولی ما بی‌سلیقه هستیم. چون فهم و معرفت درستی نداریم، وابسته و اسیر معشوق‌های پایینی هستیم و اینها نمی‌گذارند به آسمان کشیده شویم و تکلیف دلمان را روشن کنیم. خدا می‌گوید که لیاقت دل تو معشوقی کمتر از من و اهل‌بیتم نیست. از نظر عملی، ازنظر اشتغال معشوقی بالاتر از جهاد نداری. پس به کمتر از این نپرداز و زندگی‌ات را برای خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام، و تلاش برای اهل‌بیت، تلاش برای امام زمان علیه‌السلام و وقف شدن در راه امام زمان علیه‌السلام بگذار. اگر جای دیگر خودت را بفروشی، مفت فروخته‌ای. در هر راه دیگری وقف بشوی، خودت را تلف کرده‌ای و دچار خسران می‌شوی، خیلی ضرر می‌کنی و حسرت سراغت می‌آید. اگر قرار است وقتت، جوانی­‌ات، عمرت، ذهنت، دوست‌داشتن‌هایت، خیالت، وهمت، دلدادگی‌هایت صرف یک چیزی بشود، آن را صرف آسمان کن. صرف یک چیز ماندگار و ابدی بکن که بماند. اما اگر به کمتر از آن دل بدهی، بی‌شخصیت و بی‌ارزش می‌شوی و باطنت را از دست می‌دهی و دیگر باطن انسانی نداری. دعوت خدا به «عشق برتر» خدا همه ما را به «عشق برتر» دعوت کرده، ولی اکثر ما اجابت نمی‌کنیم. مثل کربلا که وقتی امام حسین علیه‌السلام سراغ یک عده‌ای رفت که آنها را به مقام خودش برساند، اجابت نکردند. اکثر کسانی که امام حسین علیه‌السلام سراغشان رفت اجابت نکردند، فقط یک عدۀ معدودی قبول کردند که قیمت‌شان قیمت امام حسین علیه‌السلام بود و به کمتر از حضرت خودشان را نفروختند. امام زمان علیه‌السلام هم الان ما را به مقام خودش دعوت می‌کند. امام زمان هم الان «هل من ناصر ینصرنی» می‌گوید، اما ما چرتکه می‌اندازیم بعد با ذهن ناقص و بی‌معرفت خودمان می‌گوییم: نمی‌ارزد که برای امام زمان علیه‌السلام هزینه بشویم. چرا برای یک عشق زمینی مثلا نامزد است، زن است، شوهر است، پدر و مادر است، فرزند است، هر چه هست، حاضریم هزینه بدهیم، وقت بگذاریم، پول بگذاریم و عشق بخریم؟ امّا چرا در مورد اهل بیت و خدا اینطور نیستیم؟ چگونه همسایه خدا در بهشت باشیم! در روایت هفته گذشته گفتیم که عده‌ای روز قیامت به خاطر اخلاق خوبشان، بی‌حساب وارد بهشت می‌شوند. دسته‌ای را پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند که این‌ها تحت عنوان همسایگان خدا وارد بهشت می­‌شوند. این نشان‌دهنده نهایت نزدیکی و قرب به خداوند تبارک‌وتعالی است. وقتی فرشته‌ها آن‌ها را به بهشت دعوت می‌کنند، از آن‌ها سؤال می‌شود که شما چه فضیلتی داشتید که به‌واسطه آن در "دارالسلام"، یعنی خانه سلامتی به مقام همسایگی خدا رسیدید؟ اولین خصوصیتی که آن‌ها ذکر می‌کنند، این بود: «نَتَحَابُ‏ فِی اللهَ= عشق‌هایمان فقط با خدا تنظیم می‌شد». اگر می‌خواستیم از چیزی خوشمان بیاید، می‌گفتیم اول ببینیم خدا راضی است و آن را دوست دارد یا نه. اگر خدا دوست داشت و راضی بود، ما هم خوشمان می‌آمد. حتی اگر مطابق طبع‌مان نباشد. ولی چون خدا دوستش داشت، ما هم دوستش داشتیم. مثلا در لباس پوشیدن، آرایش داشتن، انتخاب سبک زندگی، ازدواج کردن، انتخاب شغل، کسب درآمد و.... پس باید بدانیم که چنین آدمی همسایه خداست. ببینید که چطور آدم همسایه خدا می‌شود. حالا چرا بعضی­ها همسایه خدا می‌شوند؟ چون خود اصلی آنها در رأس ارتباطات‌شان با معشوق حقیقی است، اصلاً اجازه نمی‌‌دهند کارهای علمی، تحقیقاتی، مدرک تحصیلی، دانشگاه رفتن، درس خواندن، کار اجتماعی، سیاسی، مقام، ریاست، کار حزبی، ازدواج، خانواده و ... در رابطه‌ ی آنان با خدا سایه بیندازد. پس حواست باشد هر چیزی که پیش خداست، بهتر از آن چیزی است که پیش مردم است. «خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ= بالاتر از تفریح و تجارت است». اما برخی افراد هنگامی که به کار برای امام زمان عج دعوت می‌شوند، می‌گویند: نمی‌توانم، شرمنده امام زمانم، کارم اینطوری است، اینقدر درآمد دارم، بخواهم بیایم کار امام زمان علیه‌السلام انجام بدهم، باید از خیلی از منافعم بگذرم. نمی‌‌توانم بگذرم خداحافظ شما». این چیزی است که سراغ همه ما آمده و می‌آید، کسی فکر نکند دیگران آسیب می‌بینند یا خدا ما را با اینها امتحان نمی­‌کند. تصریح آیه قرآن است: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ= حتماً حتماً حتما، شما را امتحان می‌کنیم»، یعنی وقتی که امام زمان علیه‌السلام تو را دعوت می‌کند، می‌گوید در لشکر من بیا، یک عالم چیزهای چشمک‌زن وجود دارد که به تو چشمک می‌زنند. چنانکه در سوره کهف می‌فرماید: «إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زینَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً= ما هر چه روی زمین است را بعنوان چشمک‌زن گذاشته ایم تا ببینیم چه کسی بهتر عمل می‌کند». جذابیت‌های اقتصادی، جذابیت‌های شکمی، جذابیت‌های مربوط به هیکل و اندام، جذابیت‌هایی که انسان نسبت به فرزندش پیدا می‌کند، جذابیت‌های خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، چیزهای بالاتر، جذابیت‌های علمی و دانشگاهی و پژوهشی و مدرک و....خیلی زیاد هستند. همه اینها این ویژگی را دارند که نمی‌گذارند انسان راه خدا را برود. خدا هم می‌گوید من اینها را سر راه هر آدمی می‌گذارم. یعنی برایش این امکانات را می‌گذارم که به او چشمک بخورد تا معلوم بشود که من را می‌خواهد یا آنها را می‌خواهد. اینهایی که همسایه خدا بودند، کسانی بودند که همسایگی خدا را با هیچ چشمکی عوض نکردند و خدا را رها نکردند. بعضی‌ها الان تا یک ذره گرانی به آنها فشار می‌آورد، قیمت‌ها فشار می‌آورد، اولین کاری که می‌کنند، این است که رابطه‌شان را با خدا، با خانواده آسمانی‌شان، با نماز و روزه و... قطع می‌کنند. شروع می‌کنند به نق زدن که چرا قیمت‌ها گران شده؟ چرا وضع اقتصادی اینطور شده؟ اما بعضی ها از این فشار اقتصادی و گرفتاری‌های زندگی یک پلی برای قرب به خدا می سازند. این‌ها همسایه خدا می­‌شوند. کلمه همسایه بار علمی و تخصصی و ریاضی دارد. چون همسایه بودن، یعنی بین من و خدا فاصله‌ای نیست. یعنی آن‌قدر دلدادگی به خدا دارد، آن‌قدر مشغول خداست و با عشق خدا سرپاست که اگر معشوق‌های دنیایی را از او بگیرند، ککش هم نمی‌گزد و اصلا ناراحت و عصبانی نمی‌شود و قهر نمی‌کند و با این کارها برای خودش جهنم درست نمی‌کند. «دوست داشتن برای خدا» انسان را همسایه خدا می‌کند دومین امتیازی که همسایگان خدا گفتند، این بود که گفتند: «وَ نَتَزَاوَرُ فِی اللهَ= و همدیگر را به خاطر خدا دوست داشتیم». اگر در جایی کسی می‌خواست راه خدا را نرود، ما اصراری به این راه نداشتیم. همه ملاقات‌ها و دیدار‌هایمان هم به عشق خدا بود. این آدم دیدار چند مؤمن نورانی برایش مهمتر از دیدن خواهر و برادر، خاله، عمو، عمه و دایی و... است. «نَتَزَاوَرُ فِی اللهَ» یعنی اگر کسی به خانه‌ات نیامد، نگو: با من قهر کرد، من هم با او قهر می‌کنم. ما را دعوت نکرد، من هم دعوتش نمی‌کنم. با ما مسافرت نیامد، ما هم با آن‌ها مسافرت نمی‌‌رویم. به ما امکاناتی که می‌خواستیم نداد، درخواستی داشتیم که اجابت نکرد، ما هم درخواست او را اجابت نمی‌کنیم. چون من را دوست ندارد، من هم او را دوست ندارم. اصلاً یک مؤمن این‌طور نیست. یک مؤمن می‌گوید: او من را دوست ندارد، اما من او را دوست دارم به خاطر خدا. او خانه ما نمی‌آید، ولی من خانه‌اش می‌روم به عشق خدا. او ما را دعوت نکرد؛ ولی من دعوتش می‌کنم به عشق خدا. او به من نداد و عطا نکرد؛ ولی او اگر کمکی بخواهد، من کمکش می‌کنم به عشق خدا. همسایه خدا کسی است که ملاقات و دید و بازدید و زیارتش به عشق خداست. همسایگان خدا برای همسایه خدا شدنشان گفتند ما این کارها را می کردیم: «صِلْ‏ مَنْ‏ قَطَعَكَ‏= او که از تو قطع کرد، تو به او وصل کن. «وَ نَتَوَاصَلُ فِی اللهِ= به خاطر خدا ارتباط می گرفتیم». «وَ نَتَبَاذَلُ فِی اللهَ» یعنی ما در راه خدا برای خدا به یکدیگر می‌بخشیدیم. یعنی من کاری به این آدم ندارم که به من نداد. من بخششم به خاطر خداست. علامت کسی که عاشق خداست، این است که تا یک فقیر، نیازمند یا مراجعه‌کننده می‌بیند، خوشحال می‌شود و می‌گوید این فرستاده خداست و آمده تا من به او رسیدگی کنم و به وسیله او عشقی به خدا پیدا کنم. برای همین هم این آدم هیچ گناهی برایش نمی‌ماند و گناهان گذشته و حال و آینده‌اش را هم خدا می‌بخشد، چون این آدم شبیه خداست. در نهایت، فرشتگان به آنها می‌گویند: «فَیُقَالُ لَهُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ فَأَنْتُمْ جِیرَانُ اللهِ فِی دَارِ السَّلَامِ= گفته می‌شود وارد بهشت بشوید. شما همسایگان خدا در دارالسلام هستید». کسانی که در راه خدا خروجی ندارند، این‌ها زندگی‌شان را نکبت و عفونت می‌گیرد و خیر نمی‌بینند، آسیب می‌بینند. این‌ها ورشکسته می‌شوند و گرفتاری در زندگی‌شان در بخش‌های مختلف پیش می‌آید. چون زندگی شان اصلاً مصرف الهی و مصرف بهشتی ندارد. مدام مصرف جهنمی و مادی و دنیایی دارند. کسی که از معامله با خدا فرار می‌کند، دیوانه است. قرآن وقتی آخرت را تعریف می‌کند که این معامله و این تجارت بهتر است، می‌گوید: «أَ فَلا تَعْقِلُون؟‏» مگر عقل ندارید؟ آخرت که بهتر است. ابدیت که بهتر است. تازه وقتی هم که برای خدا خرج می‌کنی، خدا دنیایت را چند برابر به تو برمی‌گرداند. خیلی بیشتر از آن که خرج کردی در دنیا به تو برمی‌گرداند و آخرت را هم داری. اما اکثر آدم­ها می‌ترسند وارد معامله با خدا بشوند. می‌ترسند امکاناتشان را به پای خدا بریزند. بنابراین، همسایه خدا رنگ خدا را دارد. این همسایگی با همسایگی دنیا یکی نیست. در همسایگی دنیا پول است که آدم­ها را همسایه هم می‌کند، اما شباهت شخصیتی نیست. در آخرت و در حکومت امام زمان علیه‌السلام قرب به خدا و حضرت، بر اساس شباهت شخصیتی است. پس خوش به حال کسی که هوس همسایه خدا شدن سراغش بیاید و بگوید من نمی‌توانم از خدا دوری بکنم. نمی‌توانم از خدا فاصله بگیرم. اینها مهم هستند که انسان دلش را تنظیم کند که همسایه خدا باشد و این راه برای همه ما باز است. فقط کافی است تو تصمیم بگیری همسایه خدا و اهل بیت بشوی. انتخابات و ارتباطاتمان و نوع تصمیمات زندگی‌مان نشان می‌دهد که ما واقعاً ادعا می‌کنیم یا نه و واقعا می‌خواهیم همسایه خدا باشیم. قا/189 بهشت/دارالسلام

صوت

1 - تنظیم نظام محبتی با خدا چگونه است؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11010
زمان انتشار: 25 ژوئن 2019
| |
سیره سیاسی اهل‌بیت ع مبنای فعالیت‌های سیاسی است

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 93؛ 98/04/30

سیره سیاسی اهل‌بیت ع مبنای فعالیت‌های سیاسی است

اهل‌بیت علیهم‌السلام منشأ و مرجع سیاست هستند و اگر کارهای اجتماعی و سیاسی ما با رهنمودها و خط‌کشی‌های سیاسی اهل‌بیت هماهنگ نباشد، یک شهوت سیاسی است که انسان را به قعر جهنم می‌برد. بنابراین، اگر کسی بخواهد به فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی ورود کند، باید در راستای سیاست‌گذاری اهل‌بیت علیهم‌السلام باشد.

گفتیم که اسلام یک مکتب سیاسی است و یک روش و منش سیاسی دارد. برای اینکه بتواند انسان‌ها را به هدف خلقتشان برساند، یکی از اموری که اسلام در آن دخالت می‌کند تا کسی مزاحم رشد انسان‌ها نشود، فعالیت‌های سیاسی است. بنابراین، اگر انجام فعالیت‌های سیاسی با رهنمودهای خداوند تبارک‌ و تعالی همراه باشد، انسان به هدف خلقتش می‌رسد و در مقابل، اگر انجام فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی، در راستای سیاست خداوند و سیاست اهل­‌بیت علیهم‌السلام نباشد، انسان از هدف خلقتش دور می‌شود و هم سعادت دنیا را از دست می‌دهد و هم سعادت آخرت را. مردم ایران در این زمان، مردم ویژه‌ای هستند و در یک جریان بی‌نظیر تاریخی در تاریخ بشریت مشارکت دارند، و خداوند این مردم را انتخاب کرده که آن تکلیف تاریخی بشر را مشخص کنند. به‌وسیله همین مردم انقلاب شد؛ به‌وسیله همین مردم 40 سال انقلاب مقاومت کرد؛ به‌وسیله همین مردم، این انقلاب تمام موانع ظهور آقا امام زمان علیه‌السلام را قطعاً و حتماً برطرف خواهد کرد. اما نکته خیلی مهم­تر این است که اگر ما این زمان را نفهمیم و درک نکنیم که در چه زمانی به سر می‌بریم، از این قافله دور خواهیم ماند. خداوند لشکریان خودش را دارد، کما اینکه خیلی‌ها در زمان انقلاب نبودند و انقلاب شد. خیلی­ها در زمان دوران دفاع مقدس نبودند؛ خیلی­ها در حفاظت از کشورشان نبودند و خداوند 40 سال توطئه دشمنان را به‌وسیله سربازانش خنثی کرد. ما باشیم یا نباشیم اراده خدا تعلق‌ گرفته که این انقلاب مأموریت خودش را انجام بدهد. پس در این مسیر باشیم تا با همراهی در این مسیر مقدس، به مقام منتظر و مقام همراهی با امام زمان علیه‌السلام در دنیا و آخرت برسیم. ولی اگر ما تصمیم نداشتیم که این کار را انجام بدهیم، در این جریان سیاسی عظیم که الهی هم هست، شرکت نکرده ایم. همان‌طور که خداوند در سوره مائده آیه 54 می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دینِه وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَكُمْ ثُمَّ لا یَكُونُوا أَمْثالَكُم‏= ای مؤمنین اگر شما بخواهید برگردید خداوند گروه دیگری به جای شما خواهد آورد که مثل شما نیست». این آیه توصیف مردم ایران است. شیعه و سنّی هم در مورد آیه فوق گفتند که پیغمبر (صلوات‌الله‌علیه) فرمود: منظور ایرانی‌ها هستند. اما می­‌بینیم که در خود ایرانی­ها هم یک عده نمی‌خواهند واقعاً این مسیر طی بشود. اصلاً با این مسیر انقلاب و درگیری با استکبار جهانی و برطرف کردن موانع ظهور و درگیر شدن با دشمنان امام زمانعلیه‌السلام و اهل‌بیت علیهم‌السلام راهی ندارند. این‌ها فقط از این کشور کمالات «جمادی، گیاهی، حیوانی، علمی» را می‌­دانند. یعنی علامت پیشرفت کشورشان فقط در همین‌هاست. به چیز دیگری فکر نمی‌کنند. اصلاً اینکه بخواهند در این مسیر فکر کنند که آلان ما در دوران برطرف کردن موانع ظهور حضرت هستیم و داریم قدم‌های مهمی را برمی‌داریم و این گام دومی که نائب امام زمان علیه‌السلام می‌گوید، باید به سمت این مسئله حرکت ‌کنیم، اصلا برایشان مهم نیست. حالا ما هم می‌توانیم در این گروه ثبت‌نام کنیم و از آن­ها باشیم؛ و هم می‌توانیم اهل غفلت باشیم و به کار خودمان برسیم. ولی این مسیری است که طی خواهد. این فهم تاریخی برای ما خیلی مهم است. چگونه از شبهات زمانه در امان باشیم! حضرت صادق علیه‌السلام فرمود:«الْعَالِمُ‏ بِزَمَانِهِ‏ لَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِس‏= شبهات به کسی که زمانه خود را بشناسد، هجوم نمی‌آورد». یعنی اگر کسی زمان‌شناس خوبی باشد، دیگر دچار اشتباه نمی‌شود؛ تصمیمات غلط در زندگی‌اش نمی‌گیرد؛ شگفت‌زده هم نخواهد شد. چون زمانش را کاملاً می‌شناسد، می‌داند چه کار ‌کند و به چه سمتی برود. اگر ما این را خوب فهمیدیم که در چه دورانی به سر می‌بریم، و اوضاع جهانی به چه سمتی می‌رود، اوضاع ایران، اوضاع خاورمیانه، اوضاع منطقه، اوضاع یمن، اوضاع سوریه، اوضاع کل نظام سیاسی جهان کجا می‌رود، دیگر غافلگیر نمی‌شویم. کسی که زمانش را خوب می‌فهمد و می‌داند در چه زمانی هست، برای عمر و وقت و جوانی و آینده‌اش اشتباه تصمیم نمی‌گیرد. دقیقاً به‌گونه‌ای تصمیم می‌گیرد که از لشکر امام زمان علیه‌السلام دور نشود و حتماً در چادر امام زمان علیه‌السلام باشد و حتماً جزء سربازان امام زمان علیه‌السلام باشد و بیرونش نکند. دعایی که ما از امام رضا علیه‌السلام داریم، شبیه دعایی است که در ماه مبارک داریم: «اللّهُمَ اجعلنی مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِینِكَ وَ لَا تَسْتَبْدِلْ بِی غَیْرِی= خدایا من را از کسانی قرار بده که به وسیله او، دینت را یاری می‌کنی و به‌جای من دیگری را نگذار». یعنی خدایا من را برای خدمت به خودت انتخاب کن. دغدغه بزرگ ائمه هم همین بوده. یعنی از بزرگ‌ترین آرزوهای ائمه این بوده که به خدا می‌گفتند: خدایا طوری برای زندگی ما برنامه‌ریزی کن که ما در همه تصمیمات زندگی‌مان وقف تو باشیم؛ خادم تو باشیم؛ در راه تو هزینه بشویم و جای دیگری نرویم و فریب نخوریم و کار دیگری نکنیم. اگر کسی دعوت خدا را اجابت نکند و در خدمت اهل‌بیت و خانواده آسمانش نباشد و ندای (هل من ناصر ینصرنی) امام زمان علیه‌السلام را جواب ندهد؛ عمر، جوانی و استعدادش در جهنم تلف می‌شود. این آدم در دنیا هرز می‌رود و باطل می‌شود. جز غصه، نکبت، ناراحتی، حسرت و مشکلات روحی و روانی، مثل احساس تنهایی و بی‌کسی و غربت در همین دنیا چیزی عایدش نمی شود. بنابراین، فهم اینکه ما آلان کجا هستیم و باید جوانی و عمر و استعدادمان را کجا صرف کنیم، بی‌نهایت مهم است که خدای‌نکرده غافلگیر نشویم. متأسفانه کمتر به این موضوع اهمیت داده می‌شود که انقلاب را جدی بگیریم. علیرغم اینکه امام ما آن ‌همه تأکید کرد که این مسئله را جدی بگیریم، همچنان در قبال آن سستی می‌کنیم. انقلاب، مسیرش را طی خواهد کرد؛ اما وظیفه ی ما چیست؟ باید بدانیم که انقلاب مسیر خودش را می‌رود. خداوند لشکر خودش را به‌موقع می‌رساند و این انقلاب مأموریت خودش را در برطرف کردن موانع ظهور حضرت حتماً انجام خواهد داد. ولی ما حضور خود را در این مسیر، جدی نمی‌گیریم. مثلا وقتی «بیانیه گام دوم انقلاب» را مقام معظم رهبری بیان فرمودند، آن را جدی نمی‌گیریم و نمی‌فهمیم که خودمان عقب می‌افتیم و نکبت سراغ زندگی‌مان می‌آید. بنابراین، من سفارش می‌کنم که این بیانه را ماهی یک‌بار مطالعه کنیم تا بفهمیم آلان در چه وضعیتی هستیم و خودمان را با این بیانیه گام دوم هماهنگ کنیم. چون هرکدام از ما نسبت به این بیانیه گام دوم واقعاً مسئولیت داریم، باید حتماً روی این بیانیه گام دوم مطالعه کنیم و زندگی و تصمیمات‌مان را براساس آن تنظیم کنیم. این منشور حرکت کشور است، که با فراز و فرودهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این حرکت متوقف نخواهد شد. خدا برای نصرت دینش لشکریانی دارد در این کشور، ما زمان‌هایی را دیدیم که برخی از بزرگان این کشور علیه آن قیام کردند و نخواستند این کشور موفق بشود. علیه این انقلاب کار کردند و به قول آن عزیز فاضلمان: «30 سال است که مسئولین می‌خواهند جمهوری اسلامی را نابود کنند، مردم نمی‌گذارند». این‌یک قاعده است. خیلی از مسئولین ما از قطار انقلاب پیاده شدند و به سمت دنیا رفتند و اساساً در نقطه مقابل اهداف انقلاب و امام زمان علیه‌السلام قرار گرفتند، از روحانیون و علما شما بگیرید تا بقیه که دور و بر این‌ها بودند، تا کسانی که شما فکرش را نمی‌کردید خودشان در انقلاب نقش داشتند، خودشان هم می‌خواستند انقلاب را نابود کنند؛ اما انقلاب مسیر خودش را رفت. خیلی‌ها در مجلس و دولت و جاهای دیگر که کار دستشان بود، تصمیمات زیادی برای نابودی این انقلاب گرفتند و اجرا کردند و فتنه‌های بزرگی را ایجاد کردند؛ ولی انقلاب مسیر خودش را می‌رود. بنابراین، من این را عرض می‌کنم که قطعاً این انقلاب با فراز و فرودهای اقتصادی، مسیر خود را طی خواهد کرد. این تصمیماتی که الآن دولت‌ها برای ما می‌گیرند، یا خارجی‌ها و بعضی از منافقین داخلی برای مردم مشکل درست می‌کنند تاثیری نخواهد داشت و انقلاب با فرازوفرودهای اجتماعی ـ سیاسی مسیرش تغییر نخواهد کرد. همین­طور که این 40 سال در مقابل بالاترین توطئه‌ها توانست مقاومت کند و مسیر خودش را طی کرد، از این به بعد هم مطمئن باشید بهتر، قوی‌تر، سریع‌تر از گذشته به سمت اهداف مقدسش حرکت خواهد کرد. حالا کسی می‌خواهد توطئه و فتنه کند و همراه انقلاب نباشد، خودش رسوا می‌شود و این مسیر حتماً طی شدنی است. چون اراده الهی این‌گونه تعلق‌گرفته است. کما اینکه معمار انقلاب فرمودند: این قرن به خواست خدا قرن غلبه مستضعفان بر مستبکران است. در همین چند ماه اخیر هرماه یک‌بار لااقل به ما مژده می‌دهد که شما مطمئن باشید که با چشم خودتان پیروزی نهایی را خواهید دید. این اتفاق حتماً خواهد افتاد. بنابراین، توجه کنیم که بیانیه گام دوم در زمانی صادر شد که ما اصلی‌ترین توطئه‌ها را پشت سر گذاشتیم و دشمن دیگر آن رمق قبلی برایش نمانده که بتواند مثل 40 سال گذشته آن فجایع را برای ما در بیاورد. ما خیلی قوی‌تر شده‌ایم و دشمن ضعیف‌تر شده. خیلی­ها تلاش کردند که ما را از پیشرفت باز بدارند. تحریم علمی و اقتصادی کردند اما نتیجه ای نگرفتند.، دانشجوهایمان را از دانشگاه بیرون کردند؛ اما علم در این کشور پیشرفت کرد.   یک‌زمانی ما نمی‌توانستیم یک سیم‌خاردار در این کشور بسازیم، و خارجی‌ها در دوران جنگ به ما چیزی نمی‌دادند. الآن به‌جایی رسیدیم که دشمن می‌ترسد به ما نگاه کند. دشمن از قدرت نظامی این مملکت ترس در وجودش افتاده. دشمنی که یک‌زمانی می‌گفت گزینه نظامی‌مان روی میز است، آلان مدام تأکید می‌کند که ما درصدد تغییر نظام ایران نیستیم. اصلاً به فکر جنگ نیستیم، اصلاً گزینه‌ای در کار نیست و همه آن‌ها به وحشت افتاده اند، چون قدرت را می‌دانند، با ما نجنگیدند ولی با سربازان واسطه ما جنگیدند. در خاک‌ریزهای خارج از کشور با سربازان ما جنگیدند و شکست خوردند. بنابراین، به آن وعده‌های الهی باید توجه داشته باشیم که ما روز به‌ روز قدرت سیاسی‌مان، قدرت نظامی‌مان، و به حول و قوه الهی قدرت اقتصادی‌مان قوی‌تر خواهد شد. بیانیه دوم مقام معظم رهبری من دوست دارم که این متن را یک قسمتش را برایتان بخوانم، خیلی دقیق طراحی‌شده. ایشان همان‌طور فرمودند که من برای این خیلی زحمت کشیدم یعنی کلمه به کلمه این حکمت و دقت به‌کار رفته است. ایشان فرمودند: «آن روز که جهان میان شرق و غرب مادی تقسیم‌شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمی‌برد. انقلاب اسلامی ایران باقدرت و شکوه پا به میدان نهاد، چارچوب‌ها را شکست، کهنگی کلیشه‌ها را به رخ دنیا کشید، دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد، و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود. طبیعی بود که سردمداران گمراهی و ستم واکنش نشان دهند. امّا این واکنش ناکام ماند، چپ و راست مدرنیته، از تظاهر به نشنیدن این صدای جدید و متفاوت، اول ادعا کردند که این چیزی نیست، تا تلاش گسترده و گونه‌گون برای خفه کردن آن، هر چه کردند به اجل محتوم خود نزدیک‌تر شدند. اکنون باگذشت 40 جشن سالانه انقلاب و 40 دهه فجر، یکی از آن دو کانون دشمنی نابود شد». اوضاع را نگاه کنید. آلان بعد از 40 سال، دشمن بیشتر آسیب‌پذیرتر شده یا ما؟ می بینیم که دشمن نابود می‌شود و ما موفق‌تر می­‌شویم. جالب است که این خبر نابودی و افول دشمن را ما فقط نمی‌دهیم. این را امام ما می‌گوید. ولی کارشناسان بزرگ غرب در دنیا می‌گویند صدای نابودی فرهنگ غرب و سلطه غرب به گوش می‌رسد. برای همه‌چیز می‌توان طول عمر مفید و تاریخ‌ مصرف فرض کرد. قرآن هم همین را می‌گوید: «لِکُلِّ شَیءٍ اَجَلّ= هر چیزی اجلی دارد». حکومت‌ها و دولت‌ها هر کدام زمانی دارند، اما شعارهای جهانی انقلاب دینی از این قاعده مستثنی است. یعنی 40 سال شعارهای ما کهنه نشد و تاریخ‌مصرف هم نداشت. روزبه‌روز شعارهای ما بر دنیا غلبه کرد و هیچ‌وقت کسی فکر نمی‌کرد در دنیا شعار «مرگ بر آمریکا» همه جای دنیا برود یا حتی در خود آمریکا یک عده مرگ بر آمریکا بگویند. هیچ‌کس بیداری اسلامی را فکر نمی‌کرد. هیچ‌کس شکست اسرائیل را باور نمی‌‌کرد که این‌طوری به خواری و ذلّت بیفتد. مطمئن باشید شعارهای شما هیچ‌وقت کهنه نمی‌شوند تا زمان ظهور امام زمان علیه‌السلام .چرا این اتفاق می‌افتد؟ زیرا فطرت بشر در همه عصرها با آن سرشته است. انسان‌های خوب با این شعارها آفریده شده اند. آزادی، اخلاق، معنویت، عدالت، استقلال، عزت، عقلانیت، برادری، هیچ‌ کدام به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست، تا در دوره‌ای بدرخشد و در دورۀ دیگر افول کند. هرگز نمی‌توان مردمی را تصور کرد که از این چشم‌اندازهای مبارک دل‌زده شوند. هرگاه دل‌زدگی پیش‌آمده از رویگردانی مسئولان از این ارزش‌های دینی بوده. از سیاست بازان بوده، نه از پایبندی به آن‌ها و کوشش برای تحقق آن‌ها. بخش بعدی این را می‌خواهد بگوید که انقلاب اسلامی زنده است و زنده هم خواهد بود. این همان‌ مطلبی است که امام باقر علیه‌السلام فرمود که اگر من انقلاب ایران را درک کنم، خودم را برای ظهور حفظ خواهم کرد و ایرانیان آن پرچم را خودشان به دست حضرت خواهند داد. «انقلاب اسلامی همچون پدیده‌ای زنده و بااراده همواره دارای انعطاف و آماده تصحیح خطاهای خویش است. اشتباه در این مسیر رخ می‌دهد، اما تجدیدنظرپذیر و اهل نفاق نیست. یعنی شعارهای اصلی­‌اش را کنار نمی‌گذارد. به نقدها حساسیت مثبت نشان می‌دهد، و آن‌ها را نعمت خدا می داند. اما به هیچ بهانه‌ای از ارزش‌هایش که باایمان دینی مردم آمیخته است، فاصله نمی‌گیرد. انقلاب اسلامی پس از نظام‌­سازی، نه تنها به رکود و خموشی دچار نشده و نمی‌شود و میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی و اجتماعی تضاد و ناسازگاری نمی‌بیند؛ بلکه از نظریه نظام انقلابی تا ابد دفاع می‌کند». یعنی پیشرفت‌ها را باارزش‌های انقلابی قاطی نمی‌کند و درعین‌حال که به پیشرفت‌های همه‌جانبه اقتصادی، علمی، اجتماعی، سیاسی توجه دارد؛ از ارزش‌های انقلابی­‌اش نیز دست برنمی‌دارد. «جمهوری اسلامی متحجر، و در برابر پدیده‌ها و موقعیت‌های نو به نو، فاقد احساس و ادراک نیست؛ بلکه کاملاً این‌ها را درک می‌کند. اما به اصول خود به‌شدت پایبند بوده و به مرزبندی‌های خود با رقیبان و دشمنان به‌شدت حساس است. با خطوط اصلی خود هرگز بی‌مبالاتی نمی‌کند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند. ما چرا باید بمانیم؟. برای این که مأموریتمان برطرف کردن موانع ظهور امام زمان علیه‌السلام است، چگونه بمانیم؟ این را هم می‌دانیم. «بی‌شک فاصله میان بایدها و واقعیت‌ها همواره وجدان‌های آرمان‌خواه را عذاب داده و می‌دهد؛ اما این فاصله طی شدنی است و در ۴۰ سال گذشته در مواردی بارها طی شده است و بی‌شک در آینده، با حضور نسل جوان مؤمن و دانا و پُرانگیزه، با قدرت بیشتر طی خواهد شد». یعنی همه می‌دانند که تا ظهور امام زمان علیه‌السلام ما یک‌فاصله‌ای داریم. این خیلی اذیتشان می‌کند. چون از آن آرمان‌های قشنگی که امام زمان دارد تا وضعیت فعلی فاصله زیاد است. ما برای دولت عدالت می‌جنگیم. درحالی‌که دولت خودمان خیلی جاها عدالت را رعایت نمی‌کند. می‌خواهیم یک دولت برابر و برادر بیاوریم. صلح جهانی بیاوریم. درحالی‌که در وضعیتی به سر می‌بریم که جهان صلح جهانی را دوست ندارد و مدام می‌خواهد جنگ راه بیندازد. آقا در ماه گذشته برای دانشجویان صحبت کردند و گفتند هرچقدر در کشور مشکلات می‌بینید، سختی می‌بینید، بی‌اعتقادی می‌بینید، تحمل‌کنید که بشارت برای شما هست که آن مژده نزدیک است. مطمئن باشید که آینده در اختیار شماست و هیچ‌وقت ناامید نشوید. ایشان در ادامه می‌فرمایند: «اینک در آغاز فصل جدیدی از زندگی جمهوری اسلامی، این بنده ناچیز مایل هستم با جوانان عزیزم نسلی که پا به میدان عمل می‌گذارد تا بخش دیگری از جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ را آغاز کند سخن بگویم». موضوع هفته آینده: سخن اول در مورد «گذشته» است. این «گذشته» که بحثی در مورد اینکه چه داستانی داشته و چه چیزی را در پیش داشته را برای جلسه آینده بحث می کنیم. قا/187 شرح زیارت جامعه کبیره/ مبانی سیاسی ولایت فقیه

صوت

1 - سیره سیاسی اهل‌بیت ع مبنای فعالیت‌های سیاسی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11001
زمان انتشار: 24 ژوئن 2019
| | |
یاران ویژه امام زمان علیه‌السلام

یاران ویژه امام زمان علیه‌السلام

ماموریت امام زمان علیه‌السلام مثل امام حسین علیه‌السلام در کربلا نیست. موقع شهادت آدم خود به خود خیلی درست می شود. آقا امام زمان علیه‌السلام می‌خواهد حکومت کند. تو مثل شهدای کربلا که شب عاشورا پاک‌باخته بودند در حکومت حضرت باید آنقدر پاک باشی...

فیلم

1 - یاران ویژه امام زمان علیه‌السلام

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10995
زمان انتشار: 19 ژوئن 2019
| |
راه ورود بدون حساب، به بهشت

خانواده آسمانی، جلسه 503، 98/03/23

راه ورود بدون حساب، به بهشت

برای این که چگونه وارد خانه سلامتی بهشت شویم، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند: «إِذَا كَانَ يَوْمُ اَلْقِيَامَةِ حَشَرَ اَللَّهُ اَلْخَلاَئِقَ نَادَى مُنَادٍ لِيَقُمْ أَهْلُ اَلْفَضْلِ فَيَقُومُ فِئَامٌ مِنَ اَلنَّاسِ فَتَسْتَقْبِلُهُمُ اَلْمَلاَئِكَةُ يُبَشِّرُونَهُمْ بِالْجَنَّةِ= چون روز رستاخیز شود، خداوند آفریدگان را گِرد مى‌آورد و یک منادى ندا می‌دهد که اهل فضل برخیزند! پس گروهى از مردم برمى­‌خیزند و فرشتگان به پیشوازشان مى­‌روند و آنان را به بهشت مژده مى­‌دهند». اینها بدون حساب وارد بهشت می‌شوند. سپس فرشته‌ها از آنها سؤال می‌کنند «وَ يَقُولُونَ مَا فَضْلُكُمْ هَذَا اَلَّذِي تَدْخُلُونَ بِهِ اَلْجَنَّةَ قَبْلَ اَلْحِسَابِ= این بخشایشگرىِ شما چه بوده که به سبب آن، پیش از حسابرسى، به بهشت مى­‌روید؟»

آنها در پاسخ سه خصوصیت را بیان کردند: 1ـ اینکه «كُنَّا نَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَنَا»، از کسانی که به ما ظلم می‌کردند می‌گذشتیم. 2ـ «وَ نَصِلُ مَنْ قَطَعَنَا»، از کسی که با ما قطع ارتباط می‌کرد، ما با او ارتباط برقرار می‌کردیم. 3ـ «وَ نَحْلُمُ‏ إِذَا جُهِلَ‏ عَلَیْنَا»، و موقعی که کسی در حق ما جهالتی می‌کرد، حلم می‌ورزیدیم . نتیجه این سه خصلت این است که به آنها گفته می‌شود وارد بهشت شوید: «فَیُقَالُ لَهُمْ اُدْخُلُوا اَلْجَنَّةَ فَنِعْمَ أَجْرُ اَلْعامِلِینَ= آن گاه به آنها گفته مى شود: به بهشت در آیید که چه نیکوست مزد عمل کنندگان!» اگر گذشت و بخشش ما موجب سوء استفاده طرف بشود چه کنیم؟ گذشت و بخشش خوب است؛ اما اگر قرار باشد گذشت ما کسی را بدتر کند و از آن سوءاستفاده کند، نباید چنین اجازه‌­ای داد. بخصوص بخشش پدر و مادر که با گذشت و عفوشان نباید زمینه جسارت و بی‌ادبی فرزندشان را فراهم کنند. پس اولین کاری که پدر و مادر باید بکنند، این است که برای خودشان حریم‌بندی ایجاد کنند تا بچه نتواند در حریم پدر و مادر بیاید یا جسارت و بی‌ادبی و تندی کند. این به خاطر آن است که پدر و مادر، از هر کسی برای بچه خطرناکتر هستند. چون اگر بچه بی‌ادبی کند و به حریم پدر و مادر وارد بشود، گرفتار عاق والدین می­‌شود و به جهنم می‌رود. گاهی ممکن است بچه ظلمی یا جهالتی کند و او را ببخشند؛ اما پدر و مادر باید جایگاه خودشان را حفظ کنند تا بچه به خودش اجازه بی‌ادبی و ورود در این حریم عاشقانه و دوستانه را ندهد. بهشت منتظر اهل صبر است بیش از آن که اهل صبر مشتاق بهشت باشند، بهشت مشتاق اهل صبر است. به همین گروه گفته می‌شود: سلام علیکم بما صبرتم= سلام بر شما بخاطر این که اهل صبر بودید». در قیامت منادی ندا می‌دهد که اهل صبر برخیزند. عده‌ای بلند می‌شوند. ملائکه به استقبالشان می‌روند و به آن­ها بشارت می‌دهند به بهشت و می‌گویند: این صبری که باعث شده شما قبل از حساب و بدون حساب به بهشت بروید، چیست؟ آن­ها می‌گویند: «كُنَّا نُصَبِّرُ أَنْفُسَنَا عَلَى طَاعَةِ اللهِ وَ نَصْبِرُ عَنْ مَعَاصِی اللهِ= خویشتن را بر طاعت خدا به صبر وا مى‌داشتیم و در ترک معاصى خدا، شکیبایى مى‌ورزیدیم». پس یکی از عوامل بهشت رفتن، صبر است. یکی از انواع صبر، صبر بر عبادت است. مثلاً شخص می‌خواهد نماز بخواند آن هم اول وقت، حوصله‌­ا‌ش نمی‌گیرد. کسی که اول وقت نماز نمی‌­خواند، فقط این نیست که اول وقت نماز نخوانده است؛ بلکه از شفاعت پیامبر ص محروم می‌شود. «نُصَبِّرُ أَنْفُسَنَا عَلَى طَاعَةِ اللهِ» یعنی روحیه حوصله نماز خواندن اول وقت را به خودت تحمیل کن. خیلی­‌ها ماه رمضان روزه نمی‌گیرند. چون حوصله روزه گرفتن ندارند. تحمل 16 ـ 17 ساعت را ندارد و نمی‌توانند خودشان را به صبر وادار کنند. برای همین از روزه گرفتن، طفره می‌روند؛ یا وقتی می‌خواهند خمس بدهند، نفسشان تحمل نمی‌کند؛ یا وقتی می‌خواهند جهاد و جبهه بروند، اکراه دارند و سختی های کار را تحمل نمی‌کنند. «طاعت الهی» اولش برای بخش حیوانی سخت است؛ ولی بعدش شیرین می‌شود. حتی برایش ملکه می‌شود و به آن افتخار می‌­کند. ما در مقابل دستورات خدا دو بخش داریم: یک بخش حیوانی و یک بخش انسانی. بخش انسانی در مقابل دستورات خدا اصلاً اذیت و ناراحت نمی‌شود. چون شأن انسانی­ از جنس اهل­‌بیت و خداست، از اینکه حجاب دارد و از آن لذت می‌برد، خوشحال است. بهشت، پاداش صبر بر گناه است دومین عاملی که به آن اشاره شد برای بهشتی شدن، صبر معصیت است. حضرت می‌فرماید: «وَ نَصْبِرُ عَنْ مَعَاصِی اللهِ». چون کسی که اهل گناه نیست و معصیت نمی‌­کند، می‌فهمد معصیت یعنی جهنم، یعنی ذلت دنیا و آخرت. ممکن است معصیت دقائقی لذت داشته باشد، ولی بعد ذلت و بی‌شخصیتی و افسردگی و بیماری‌های روحی و روانی می‌آورد. حالا تو برو دکتر روانپزشک و روانشناس، نمی‌تواند مشکل را حل کند. اینکه تو به هم ریختی با گناه، با قرص و دارو حل نمی‌شود، این استغفار می‌خواهد، توبه می‌خواهد، آشتی کردن با خدا می‌خواهد، جبران می‌خواهد تا روحت قشنگ و تمیز و سالم بشود، تا به نشاط برسی. بسیاری از گرفتاری‌های روحی و روانی‌ما مربوط به معصیت خداست، انسان باید استغفار کند و توجه داشته باشد که غفلت نکند و جبران کند. در پاسخ به چنین صبری، فرشته‌ها می‌­گویند: «فَیُقَالُ لَهُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِین‏= به آنها گفته می‌شود بفرمایید به بهشت که اجر خوبی است برای کاری که شما انجام دادید». پس توجه داشته باشید که صبر باعث می‌شود انسان بدون حساب بهشت برود. اصلاً صبر اسم یک گیاه است، چون خیلی تلخ است به آن صبر می‌گویند. یعنی جهنمت را در اینجا می‌توانی با صبرت طی کنی. وقتی که صبر بر طاعت می‌کنی، تمام گناهانت آمرزیده می‌شود. وقتی صبر بر معصیت می‌کنی، پاک می‌شوی. صبر بر مصیبت هم همینطور است. انسان باصبر تعالی پیدا می‌کند. در روایت داریم که در بهشت درجاتی هست که انسان جز با درد و بیماری به آن درجات نمی‌رسد. پس تحمل کن و نگذار اعصابت خرد شود. حالا یک اتفاقی برای بدنت افتاده و مجبور هستی یک دردی را تحمل کنی. حالا بالاخره مریضی پیش می‌آید، آسیب‌دیدگی پیش می‌آید. باید تحمل کنیم. چگونه همسایه خدا در بهشت باشیم؟ ندا دهنده‌اى ندا مى‌دهد که همسایگان خدا در سراى سلامت برخیزند. «ثُمَّ یُنَادِی مُنَادٍ لِیَقُمْ جِیرَانُ اللهِ فِی دَارِ السَّلَام‏». همسایه یعنی به همدیگر چسبیده هستیم و از همدیگر اطلاع داریم. به خانه‌مان رفت و آمد وجود دارد و از احوال هم خبر داریم و از هم کمک می‌گیریم و پشت هم هستیم و شریک شادی و غم‌های هم هستیم. حالا فرشته ندا می‌دهد: "همسایگان خدا"، یعنی کسانی که یک اتصالی با خدا دارند، یک ارتباطی با خدا دارند، یک رفت و آمدی با خدا دارند؛ برخیزند. اینها کسانی هستند که در بهشت تند و تند با خدا می‌توانند ارتباط داشته باشند. هر وقت دلشان برای خدا تنگ می‌شود، هم خدا با آنها حرف می‌زند و هم اینها با خدا حرف می‌زنند. یعنی یک طور دیگری سایه خدا بالای سرشان است. سایه خدا سر همه بندگانش هست، ولی همسایه، یعنی سایه‌مان روی هم است. این حمایت ویژه است. وقتی گفته می‌شود «جیران الله» یعنی همسایه خدا و این خیلی مقام بزرگی است. این همسایه خدا به این معناست که در دنیا اگر کسی همسایه خدا باشد، در آخرت هم همسایه خدا خواهد بود. این در حالی است که در قیامت خدا با افرادی اصلا نه حرف می‌زند و نه به آنها نگاه می‌کند. قرآن می‌فرماید:« لَا یُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ= خدا در قیامت با آنان حرف نمی زندو به آنان نظر هم نمی کند». گروهی که دوست داشتن هایشان برای خداست، همسایه خدا می شوند گروه دیگری که همسایه خدا می‌شوند، کسانی هستند که حب و بغضان برای خدا است. در مورد اینها حضرت می‌فرمایند: «فَیَقُومُ فِئَامٌ مِنَ النَّاس‏» یک دسته‌ای از مردم هم در آنجا بلند می‌شوند که فرشته‌ها به استقبالشان می‌آیند و بهشت را به آنان بشارت می‌دهند. بعد به آنها می‌گویند: «مَا فَضْلُكُمْ هَذَا الَّذِی جَاوَرْتُمْ بِهِ الله فِی دَارِ السَّلَام‏= فضیلت شما چه بود که شما در بهشت همسایه خدا شدید؟». «فَیَقُولُونَ كُنَّا نَتَحَابُّ فِی اللهِ= ما یکدیگر را براى خدا دوست مى داشتیم». پیامبر که از معراج می‌آمدند، خداوند مهمترین مسائل را به او گفت. از جمله این که محبّت تو به خاطر من است، زنت را دوست داری به خاطر من، شوهرت را دوست داری به خاطر من، بچه‌ات را دوست داری، کشورت را دوست داری، آدمها را دوست داری، یا هر چیزی را که دوست داری، به خاطر من دوست داشته باش. یعنی نسبت محبتی تو با آدمها بستگی به نسبت این آدمها با خدا دارد، پس به عشق خدا دوست داشته باش. خدا در قرآن می‌گوید فقط یک چیزی هست که می‌ارزد که شما به خاطرش یک چیزی را دوست داشته باشید یا از یک چیزی بدتان بیاید، یک چیزی را انتخاب کنید، یا یک چیزی را کنار بگذارید، قیمت شما همان است. پایین‌تر از آن، دیگر قیمت شما نیست و آن خود خود خداست. اینقدر خداوند به انسان شخصیت داده که به ما یاد میدهد که: «قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُكی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِله رَبِّ الْعالَمین= بگو محققا نمازم و اعمالم و زنده بودنم و مردنم برای خدا است». این آیه خیلی مهم است. باید هر روز گفته بشود، نمازم، عبادتم، زندگیم، مرگم فقط برای خداست. اگر کسی برای خانواده‌اش زندگی کرد و خدا در اولویت بعدی بود؛ بدبخت و خوار دنیا و آخرت است. علامتش هم این است که تا چشمش به چهار تا جاذبه‌ی دنیایی می‌خورد، نماز ظهرش می‌رود به دم غروب. نماز مغرب و عشایش می‌رود به ساعت 12 شب. چون با دنیا بیشتر صفا می‌کند و با امور دیگر بیشتر انس دارد تا خدا. کسی می‌خواهد پیش شما مقرب باشد، می‌خواهد به او امکاناتی بدهید، سه چیز را باید در نظر بگیرید: «عشق به خدا، عشق به اهل بیت، و جهاد در راه خدا». باید ملاک دوست‌داشتن‌مان را خدا قرار بدهیم. پس نگو من از این کار بدم می‌آید. اگر خدا خوشش می‌آید نگو از این کار بدم می‌آید. هر کاری را خدا گفته خوب است، خوب است و تو هم باید خوشت بیاید. وقتی که خدا می‌گویی بد است، باید بدت بیاید. اگر برخلاف این عملی انجام دهی، با خدا در می‌افتی، و این یعنی با خودت داری در می‌افتی. مثل کسی که چاقو بردارد و مدام در چشم و گوش و شکم خودش بزند. قا/182 دارالسلام

صوت

1 - راه ورود بدون حساب، به بهشت

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10994
زمان انتشار: 19 ژوئن 2019
| | |
تشرف حاج محمد علی فشندی خدمت امام عصر (عج)

تشرف حاج محمد علی فشندی خدمت امام عصر (عج)

فیلم

1 - تشرف حاج محمد علی فشندی خدمت امام عصر (عج)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10993
زمان انتشار: 7 ژوئن 2020
| | |
رازی که حضرت عبدالعظیم ع در سینه داشتند(کلیپ)

رازی که حضرت عبدالعظیم ع در سینه داشتند(کلیپ)

رازی در سینه ام حبس است که خواب را برمن حرام کرده!  و تا این راز به اهلش نرسد، مأموریت من، ناقص است ...  رازی که سخت ترین آزمون امّت پیامبر است و روزی در پسِ پرده ری ، فاش می شود...  

فیلم

1 - رازی که حضرت عبدالعظیم ع در سینه داشتند(کلیپ)

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10992
زمان انتشار: 18 ژوئن 2019
| |
چگونه بی حساب وارد بهشت شویم؟

خانواده آسمانی، جلسه 502، 98/03/23

چگونه بی حساب وارد بهشت شویم؟

اگر بخواهیم بی حساب وارد بهشت شویم، باید بدانیم که بهشت و جهنم شئونات و باطن نفس خود انسان هستند. هر جا که در زندگی از کسی گذشتی یا با کسی که با تو قطع ارتباط کرده، پیوند برقرار کردی یا در مقابل جهالت دیگران بردباری کردی، بی‌حساب وارد بهشت می شوی. پس فرصتهای زندگی را دریاب.

وقتی قرآن می‌فرماید: «بهشت به اندازه همه آسمان‌ها و زمین است» ، یعنی این بهشت برای نفس انسان است. آن قاعده همیشگی‌مان یادمان نرود که این بهشت و جهنمی که در نفس ماست، در همینجا و همین دنیا است، نه نفس ما در بهشت و جهنم. چون نفس وسعتش از بهشت بیشتر است و جایگاهش از بهشت بالاتر. بهشت و جهنم، شئونات و باطن نفس خود انسان هستند. هر چه که انسان در حیات ملکوتی خودش و نیز حیات قیامتی و ابدی خودش می‌بیند، ظهورات و جلوه‌های نفس خودش است. حتی آنچه که انسان در زندگی دنیایی خودش می‌بیند، باز از ظهورات نفس خودش است. کسانی که دائماً تاریکی و غصه و ناامیدی و بدبختی و نکبت و دشمنی و کینه و حسادت را در زندگی‌شان دارند، اینها مربوط به ظهور نفس خودشان است. البته می‌توانند آن را تغییر بدهند. دارالسلام نیز یکی از ظهورات نفس خود انسان است. انسان سالم، انسانی که با سلامت سر و کار دارد، عشق سلامت و توجه به سلامت دارد و اهتمام به سلامت نفس خودش دارد، آن را خواهد دید. باید ببینیم که آدم‌هایی که بی حساب به بهشت می‌روند چه خصوصیاتی دارند. اینها سه گروه هستند: گروه اول، اهل گذشت و گروه دوم، اهل صله رحم و گروه سوم اهل حلم هستند. در مورد گروه اول که اهل بخشش دیگران هستند، نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید: «إِذَا كَانَ‏ یَوْمُ‏ الْقِیَامَةِ حَشَرَ اللهُ الْخَلَائِق نَادَى مُنَادٍ لِیَقُمْ أَهْلُ الْفَضْلِ فَیَقُومُ فِئَامٌ مِنَ النَّاس فَتَسْتَقْبِلُهُم المَلائِكَةُ یُبَشِّرُونَهُم بِالجَنَّةِ= زمانی که روز قیامت بشود، خداوند خلائق را گِرد مى‌آورد و بانگ دهنده‌اى ندا مى‌دهد كه بخشایشگران برخیزند! پس گروهى از مردم برمى خیزند و فرشتگان به پیشوازشان مى‌روند و آنان را به بهشت مژده مى‌دهند». سپس فرشتگان به آنها می گویند: «مَا فَضْلُكُمْ هَذَا الَّذِی تَدْخُلُونَ بِهِ الْجَنَّةَ قَبْلَ الْحِسَاب‏= شما چه فضیلتی داشتید كه به سبب آن پیش از حسابرسى به بهشت مى روید؟». آنها در پاسخ می گویند: «كُنَّا نَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَنَا= از کسی که به ما ظلم می‌کرد، عفو می‌کردیم». پس هرگاه توسط کسی اذیت شدیم، بدانیم که انسانها در معرض ظلم قرار می‌گیرند تا اسم عفوّ خدا را تمرین کنند و مثل خدا عفوّ بشوند. بدیهیست که از پذیرش ظلم و عفو کردن، مخصوص کسی است که اهلیت داشته باشد؛ نه هر ظالمی. یکی از زیبایی‌ها و قشنگی‌های دنیا این است که در دنیا فرصت اینکه انسان مظلوم بشود هست؛ شوهرش به او ظلم می‌کند، زنش ظلم می‌کند، خانواده همسر ظلم می‌کند، بچه ظلم می‌کند. اینها فرصت های بی‌نظیری هستند برای اینکه انسان بتواند بزرگی و عفو کند، ببخشد. از همه مهمتر این است که با عفو کردن، شبیه خدا می‌شویم، شبیه خانواده آسمانی می‌شویم. از همه مهمتر اینکه انسان می‌شویم و حقیقت انسانیت همان حقیقت خداست. علاوه بر این، خدا از آدمی که کینه‌ای نیست، می‌گذرد. گذشت خدا شامل حال کسی می‌شود که در دلش چیزی نگه نمی‌دارد و با گذشته افراد و اینکه فلانی چه کار کرد و چه کار نکرد، کاری ندارد و با کسی درگیر نیست. چنین آدمی در قیامت هم معطل نمی‌شود. فرشته‌ها می‌آیند و از او استقبال می‌کنند و بشارت می‌دهند و با احترام این آدم را به بهشت می‌برند. پس این آدم جهنم و عذاب ندارد. اگر گناهی هم از او سر زده، در دنیا با گذشتن از دیگران، خودش آنها را سوزانده است. می‌گوید دلم می‌سوزد، جگرم می‌سوزد، چون فرزندم را کشته؛ اما او را می‌بخشم. اگر پدر و مادرت، همسرت، فرزندت، دوستت، همسایه، خانواده همسر، اذیتت می‌کنند و ظلمی می¬کنند، هر چند بخشیدن سخت است، چون بالاخره آدم اذیت می‌شود، ولی این جهنمی است که تو آن را طی می‌کنی و با سوختنت در آن، بهشت را کسب می کنی. یادتان نرود که گفتیم صراط در جهنم است. یعنی از داخل جهنم باید رد بشوید. ما الان روی صراط هستیم. اگر درست و مستقیم راه صراط را طی کنیم، تنها جایی که در دنیا خنک است و خوب است و انسان درآن امنین دارد، صراط مستقیم است. صراط مستقیم یک وجهش گذشت است. اینهایی که روز قیامت صدایشان می‌کنند که: بی‌حساب به بهشت بروید، اینها جهنم‌شان را در دنیا طی کرده اند. خداوند فرصت‌ها را برای ما گذاشته برای شبیه شدن به خودش، برای رفتن به بهشت. پس گذشتن از دیگران باعث می‌شود که تو بی‌حساب وارد بهشت بشوی، این کفاره تمام گناهانت است، خدا این را برای تو گذاشته و گذشته‌ات را می‌توانی با همین کار جبران کنی.  گروه دوم رعایت کنندگان حق اهل رحم هستند که می‌گویند: «وَ نَصِلُ مَنْ قَطَعَنَا= با کسی که با ما قطع ارتباط می‌کرد، ما با او پیوند برقرار می‌کردیم». اینکه شخصی می گوید: فلانی به خانه ما نیامد، پس با او قهر می کند، یا می‌گوید چون ما را دعوت نکرد، با او قهریم. این یک کار حیوانی است، اینکه او یک کار غلطی کرد، اگر تو هم آن کار را بکنی، درست نیست. مربی ما خداست و با این کارها مخالف است. شما از یک طرف می‌گویی رب من خداست، بعد از  طرف دیگر از کس دیگری تبعیت می‌کنی! این یادمان نرود که ما مأمور مقابله به مثل نیستیم. مقابله به مثل و تلافی کردن کار آدم‌های کوچک است. آنها هم خودشان را می‌سوزانند. پس این خیلی مهم است که با دیگران مقابله به مثل نکنیم. روی لج و لجبازی نیفتیم. چون تلافی کردن، وجود آدم را می‌سوزاند و انسان را از خدا دور می‌کند. حالا او بچه تو را دعوت نکرده تو بچه او را دعوت کن. پس این یک قاعده است برای تربیت یافتگان صراط مستقیم که این رابطه را یادمان نرود که اگر ظلم کردند، ببخشیم؛ قطع ارتباط کردند، ما اتصال برقرار کنیم و حداقل وظیفه‌مان را انجام بدهیم. اگر تحمل کردی، خدا به تو عزت می‌دهد. گروه سوم حلم ورزیدن در مقابل جاهل است. اینها می گویند: «وَ نَحْلُمُ‏ إِذَا جُهِلَ‏ عَلَیْنَا= موقعی که در حق ما یک جهالتی می‌شد، حلم می ورزیدیم». کلمۀ جهالت خیلی مهم است. یعنی طرف از روی نفهمیش یک کارهایی می‌کند. پس اگر از روی نفهمیش هست، تو بگذر. این جهالت که می‌گوییم نفهمی است، یعنی بی‌عقلی است. اگر کسی حواسش نیست و حرمت شما را رعایت نمی‌کند. مثلاً فرزندت هست، دخترت هست، پسرت هست، همسرت هست، یک جایی رفتی یک کسی در حق شما جهالت کرد؛ اگر حلم و بردباری کردی، نباید زود به ما بربخورد، و به هم بریزیم، بزرگ می شویم. خدا شرائطی را فراهم کرده. مثل اینکه یک جاهایی کسی قدر تو را نداند و یک جاهایی تحقیرت کنند و ضایع بشوی. اینها همه تو را بزرگ می‌کند. گاهی پدر و مادر یا معلمت هستند که حرمت را می‌شکنند. اینها ذوالحقوق هستند. اگر تو بخواهی مقابله به مثل بکنی، صاف به جهنم می‌روی. اینها کسی نیستند که تو بخواهی کارهای بدشان را مقابله به مثل کنی. یک جاهایی خوب است آدم کاری کند که شناخته شده نباشد. یک موقع آدم لازم است یک چیزی بگوید، ولی خیلی چیزها باید مخفی بماند. این جهالت دیگران در حق ما خیلی خوب است. یک موقعی لازم است در فضاهایی که به تو جهالت می‌شود، قرار بگیری. نگو آنجا اذیت می‌شوم و طاقت نمی‌آورم. انها برای تو لازم است. بگذار یک ذره خرد بشوی. چون با اینها بزرگ می‌شوی. پس اینکه آدم یک جاهایی ضایع می‌شود، این ضایع شدن بد نیست، چون به انسان خیلی قدرت می‌دهد و آدم را بالا می‌برد و توحید انسان را قوی می‌کند. قا/183 بهشت/ دارالسلام

صوت

1 - چگونه بی حساب وارد بهشت شویم؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10988
زمان انتشار: 18 نوامبر 2020
| |
ویژه نامه سیدالکریم (ع)

ویژه نامه سیدالکریم (ع)

حضرت عبدالعظیم حسنی قدس سره از مشهورترین امامزادگان مدفون در ایران است؛ زاده پنجشنبه چهارم ربیع ‏الثانی 173 و درگذشته جمعه پانزدهم شوال 235، پس از 79 سال و اندی زندگی سراسر بندگی و پرهیزگاری.

مقام معظم رهبری در سخنی جالب، او را «آبروی ری» می‌خوانند و می‏‌فرمایند: «ری مرکز بسیار مهمّی از لحاظ علمی و فرهنگی در تاریخ ماست و سرسلسله بزرگان هم ـ جناب عبدالعظیم ـ با اینکه اهل ری نیست، اما حقّاً و انصافاً به ری و تاریخ ری آبرو داد و حقّ عظیمی به گردن همه‌ تهرانی‏ها و اهل ری دارد». (سخنان مقام معظم رهبری، 12 خرداد 1382)

1. حجت شدن عبدالعظیم علیه‌السلام 2. حضرت عبدالعظیم (ع)؛ نیکوترین الگوی تواضع و ولایت مداری 3. با زیارت حضرت عبدالعظیم صله رحم کنیم تا مونسِ تنهائی قبر و قیامت مان شود 4. حضرت عبدالعظیم الحسنی، آبروی ری 5. نکته هایی درباره حضرت عبدالعظیم (ع) 6. «تبعیت حضرت عبدالعظیم (ع) از امام حاضر» سبب شد که زیارتش، مثل زیارت سیدالشهداء بشود 7. فضایل حضرت عبدالعظیم الحسنی(علیه السلام) 8. حضرت عبدالعظیم الحسنی؛ منشأ خیر و برکت 9. عبدالعظیم حسنی راوی روایت رضوی 10. نگاهی به زندگانی و شخصیت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) 11. کراماتی از حضرت عبد العظیم حسنی علیه‌السلام 12. حضرت عبدالعظیم الحسنی، آبروی ری 13. حضرت عبدالعظیم حسنی که بود و کجا می زیست و چگونه و در چه تاریخی به شهادت رسید؟ 14. تعبیر والای «شمس توس» درباره «نگین ری» 15. نگاهی به زندگانی و شخصیت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) 16. رازی که حضرت عبدالعظیم ع در سینه داشتند(کلیپ) 17. عبدالعظیم حسنی (ع) و روایات مهدویت 18. تحفه عبدالعظیم حسنی از سوی امام صادق ع برای شیعیان 19. راز عظمت و بزرگی حضرت عبدالعظیم الحسنی چیست؟ 20. حضرت عبدالعظیم (ع)؛ نیکوترین الگوی تواضع و ولایت مداری 21. توصیه های امام رضا (ع) به شیعیان به نقل از حضرت عبدالعظیم (ع) (کتاب) 22. ارتباط و انس با حضرت عبدالعظیم ع فضیلت بزرگی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10987
زمان انتشار: 16 ژوئن 2019
| |
هیچ عمل خیری نباید کوچک شمرده شود

احسان، جلسه 21، 92/10/26

هیچ عمل خیری نباید کوچک شمرده شود

انسان حق ندارد هیچ عمل خیری را کوچک بداند. چه بسا همان عمل کوچک، نجات بخش او باشد. در روایت داریم که هروقت کار خیری به شما محول شد، نگویید ما که زیاد از این کارها می‌کنیم، حالا از خیر این یکی بگذریم. چون انسان حالات و زمانهای مختلف را نمی شناسد. ممکن است در زمانی و درحالت و شرایط خاصی خداوند رحمت بیشتری را برای انسان بفرستد که او از آن غافل است.

مثلاً لطف یک خانم خانه همیشه شامل حال بچه‌ها و شوهرش می‌شود. همیشه چای، شربت و غذا آماده می‌کند؛ اما یک موقع خاص این چای، چای دیگریست و مثلا همسرش می‌گوید این چای خیلی به موقع بود؛ یا این غذا خیلی به موقع بود. یا مرد خانه خیلی وقت‌ها خرید می‌کند و می‌آید؛ ولی در یک موقع خاصی برای زن معنای دیگری دارد. الله تبارک و تعالی همیشه حُسنِ حال دارد و خوشحال است. برای همین است که در دعا از او می‌خواهیم:«اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک=خدایا! بدی حال مرا با خوبی حال خودت دگرگون کن». گاهی در یک زمان بخصوصی یک کار کوچک خیلی می‌گیرد و این حسن حال خداوند، بیشتر از زمان های دیگر شامل حال انسان می گردد. چه وقت یک کار خیر کوچک اثرگذار است؟ خیلی از افراد بوده‌اند که کارهای بزرگی کرده‌اند؛ ولی در لحظات خاصی یک کار کوچک که به جا و درست انجام شده، توانسته خیلی از آدمها را خوشحال کند. برای همین هیچ وقت انسان نباید این ها را ندید بگیرد و کوچک بشمارد. در جلسه قبل روایتی از امام صادق علیه‌السلام بیان کردیم که شخصی درباره علامت قبولی یک عمل یا شخص سوال کرد و حضرت پاسخ دادند که علامت قبولی یک عمل آن است که درست سر جای خودش قرار بگیرد. علامت اینکه خدا خیر یک نفر یا خود یک نفر را قبول می‌کند، این است که این خیر درست و به جا خرج شده باشد. مثلاً میلیاردها تومان برای امام حسین هزینه می‌شود؛ اما مقدار کمی از آن به جا است. بیشترین مقدار بی جا هزینه می‌شود و اسراف است. حضرت ثواب را هم ممکن است به طرف بدهد. چون بالاخره او یک کاری کرده؛ ولی این کجا و قبول شدن و پذیرفته شدن عمل او کجا؟ یک بنده خدایی می‌گفت، یک حسینیه داریم، خیلی شیک و عالی در یک جای خیلی خوب. گفتم چه می‌کنید در آنجا؟ گفت، فقط ده روز اول محرم عزاداری می‌کنیم؛ اما در طول سال درش بسته است. یعنی هیچ خاصیتی ندارد. بعضی مساجد هم همین طور هستند. مساجدی داریم شیک، عالی، خیلی هزینه های زیادی برایشان شده، چهار نفر یک دفعه داغ شده اند و این مساجد را بنا کرده اند. برای اثرگذاری بیشتر باید روی اهمِ کارها وقت گذاشت آدم زیرک اگر بخواهد کارش قبول شود، نه تنها باید کارش مهم باشد، بلکه باید اهم باشد. یعنی وقت نداریم که فقط به کارهای مهم بپردازیم. باید وقتمان را روی کارهای اهم بگذاریم. مقام معظم رهبری فرمود کار فرهنگی در کشور خیلی می‌شود؛ ولی اصلاً اثری برای مردم ندارد. آنقدر کارهای فرهنگی داریم که میلیاردها تومان هم برایش هزینه می‌شود. می‌بینیم که این همه مجلات، روزنامه‌ها، شب نامه‌ها، کلاس ها و جلسات هست، اما هیچ فایده ی اثر گذاری برای مردم ندارند. ما چقدر فعالیت های مذهبی داریم که اثر خوبی ندارند؛ بلکه بعضا ضد مذهب هم می‌شوند. ما در بخش های «حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی» تلفات زیاد داریم. پس اگر کار حسی می‌خواهیم بکنیم، به جا، کارهای خیالی به جا، وهمی به جا، کارهای عقلی و فوق عقلی هم باید به جا باشد. مثلاً یک فرد بی‌سلیقه برای شادی روح پدر و مادرش مثلاً دو کیلو خرما بگیرد و سر قبرشان پخش کند. خیلی ها این خرما را نمی خورند و این اسراف است. اگر می خواهی خوراکی برای میت خیرات کنی؛ یک کیلو را ببر بده به یک خانواده که  شکم سیر بخورند. چون بعضی ها در موطن حس هستند و هزینه ها و خیرهایشان حسی، بعضی ها خیالی، بعضی ها وهمی و بعضی ها هزینه های عقلی می کنند. بعضی ها که در موطن فوق عقل هستند، خیرهای فوق عقلی می‌کنند که هر کدام درجاتی دارند. آنقدر شام و ناهار دادن ها و سفره هایی که می‌افتد و کتاب هایی که چاپ می شود، قرآن هایی که چاپ می شوند، مجالس و روضه هایی که برگزار می شوند، دعاهای توسل، دعاهای کمیل، دعاهای ندبه، آنقدر تلفات دارند که نگو. ما بعد از انقلاب، بیش از هر زمان دیگری، به مردم مذهب خوراندیم. در همه شبکه های تلویزیون دارد مذهب داده می شود. نماز جمعه ها، مساجد، موقعیت ها و مناسبت ها، همه جا، مذهب به مردم می دهند. ولی می‌بینیم از نظر آمار طلاق، رتبه چهارم دنیا را داریم. این مذهب اگر قرار باشد اثر بگذارد، طلاق نباید باشد. چون حضرت فرمود، هرجا ایمان باشد، عشق به همسر بالا می رود. محال است اگر مذهب به معنای واقعی داده شود، طلاق اتفاق بیفتد. پس این مذهب هایی که دریافت کرده ایم که خیلی هم دریافت می کنیم، سر جای خودش نمی نشیند. این خطبه، این سخنرانی، این هیئت، این عزاداری و این سینه زدن، بر سرجایش نمی‌نشیند. چون اگر سر جایش می نشست، تولید شادی و آرامش می‌کرد. بنابراین، هر فعالیت مذهبی هم به درد نمی خورد. انجمن اسلامی و هیئت و موسسات فرهنگی زیادی داریم، وقتی محصول کار را نگاه می‌کنی، می بینی که هیچ قدرتی، نورانیتی، تحول و حرکتی ایجاد نمی‌کند. حال کسی با دقت، می آید روی تاثیرگذاری سرمایه گذاری می کند. «یکی مرد جنگی به از صد هزار» و نتایج خوبی هم می‌گیرد. دعا و کمک خواستن از خدا در انجام کارهای خیر گاهی کارهای خیر انسان، علیه خودش تمام می شود. از این رو باید دعا و توسل کنیم و از خدا بخواهیم، خدایا نگذار استعدادم، عمرم، پولم، سرمایه ام، ذهنم، هوشم علیه من بشوند. خدایا اعمال خیر من را علیه من تمام نکن. در دعای بعد از زیارت ائمه می‌گوییم: خدایا یک قلب پاک بده، عقل کامل بده؛ ولی اینها علیه من نشوند. آدم باید از کارهای خوبش خیلی بترسد. باید بیش از آنکه از گناهش می‌ترسد، از خوبی ها، از خیرات و خدمات و زحماتش بترسد. نمی‌دانیم روزی‌مان کجاست. نمی‌دانیم چه جوری باید زندگی کنیم. اما تسلیم بودن خیلی خوب است. راضی بودن خیلی خوب است. شاکر بودن خیلی خوب است. برای همین هم آدم به توسل و دعا خیلی احتیاج دارد. تعقیب نماز عشاء، یکی از زیباترین تعقیبات نماز است. «اللَّهُمَّ إِنَّهُ لَیْسَ لِی عِلْمٌ بِمَوْضِعِ رِزْقِی، وَ إِنَّمَا أَطْلُبُهُ بِخَطَرَاتٍ تَخْطُرُ عَلَى قَلْبِی، فَأَجُولُ فِی طَلَبِهِ الْبُلْدَانَ، فَأَنَا فِیمَا أَنَا طَالِبٌ كَالْحَیْرَانِ، لا أَدْرِی أَ فِی سَهْلٍ هُوَ أَمْ فِی جَبَلٍ، أَمْ فِی أَرْضٍ أَمْ فِی سَمَاءٍ= خدایا من نمی دانم روزی ام در کجاست، و آن را تنها بر پایه گمان هایی که بر خاطرم می گذرد می جویم، و از این رو در جستجوی آن شهرها را زیر پا می‌گذارم. پس در آنچه که خواهان آنم، همچون حیرت زدگانم. نمی دانم آیا در دشت است یا در کوه؟ در زمین است یا در آسمان؟» خدایا من نمی‌دانم رزق من کجاست. خدایا مسبب آن تویی. خدایا یک جای خوب ما را ببر. ما وقتی نداریم، سرمایه ای هم نداریم، عمر ما، جوانی ما، آنچه که هست، حداقل های ما را تو برکت بده. بعد از آن جمله قشنگی دارد:« وَ لا تُعَنِّنِی بِطَلَبِ مَا لَمْ تُقَدِّرْ لِی فِیهِ رِزْقاً فَإِنَّكَ غَنِیٌّ عَنْ عَذَابِی [عَنَائِی ] ، وَ أَنَا فَقِیرٌ إِلَى رَحْمَتِكَ = و با طلب آنچه برایم در آن روزی مقدر نکرده ای، به زحمتم میفکن، چرا که تو از آزردن من بی نیازی، و من به رحمتت نیازمندم». دیدید به خیلی ها می گویند، خوش به حالش. چقدر آدم موفقی است. در حالی که خدا اصلاً او را نپذیرفته است. خداوند در قرآن راجع به حضرت مریم سلام‌الله‌علیها می‌فرماید:« فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ = پس پروردگارش وى [=مریم] را با حسن قبول پذیرا شد.» خدا مریم را قبول کرد. یک موقع هایی آدم می‌گوید قبول باشد؛ یک موقعی باید گفت خدا آدم را قبول کند. این شک همیشه با ما هست که ما این همه تلاش می‌کنیم؛ اما نمی‌دانیم واقعاً امام زمان ما را قبول می‌کند یا نه. ما خیلی آدم موفق تر و بهتر و بزرگ تر از خودمان دیده ایم که قبول نشده اند. یک دفعه آدم می‌ترسد که اگر آن‌ها قبول نشدند، ما چه کنیم؟ این ترس، به حق و به جا است. گریه حق است. ذلت حق است. التماس حق است. دلشوره داشتن حق است. توسل حق است. ولی ناامید بودن حق نیست. مهم این است که ما بالاخره قبول می شویم یا نه. از مدینه چند هزار نفر با امام حسین علیه‌السلام تا کربلا آمدند؛ اما قبول نشدند. عده ای با ابن سعد به جنگ امام حسین آمدند؛ اما ده ها نفرشان برای یاری امام حسین علیه‌السلام قبول می شوند. حتی در لشکر عمر سعد قبولی بوده. پس آدم باید همیشه برای عاقبت به خیری خودش دعا کند.   ع ل 164

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10981
زمان انتشار: 16 ژوئن 2019
| |
اجر و پاداش احسان و معروف چیست؟

احسان جلسه 22، 93/02/11

اجر و پاداش احسان و معروف چیست؟

هر کار خیری ثوابی دارد. همان طور که هر گناهی جزایی دارد.

نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم یکی از این اثرات را اینگونه می‌فرماید:« مَن رَدَّ عَن قَومٍ مِنَ المُسلِمینَ عادِیَةَ ماءٍ أو نارٍ، وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ = هر کس از گروهی از مسلمانها خطر آب یا آتش را برطرف کند، بهشت بر او واجب می‌شود.» مثلاً در خیابان دارید می روید. ماشینی آتش گرفته، از ماشین پیاده می‌شوی، کپسولت را می‌گیری و به طرف کمک می‌کنی. جایی سیل می‌آید، آب است، می روی چهار نفر را نجات می دهی. پس اگر کسی آب یا آتشی را از سر راه مردم برطرف کند، بهشت بر او واجب می شود. جلسه قبل گفتیم هر کس برای مسلمان ها سایه بانی در جایی درست کند، خدا به واسطه آن سایه بان او را می آمرزد. ملاک غصه حقیقی که باعث آمرزش گناهان می‌شود، چیست؟ در روایت داریم اگر برادر مومن از کسی چیزی بخواهد که نمی‌تواند برآورده کند و صادقانه غصه بخورد که ای کاش من کاری از دستم بر می‌آمد؛ همین که می‌افتد به غصه، خدا به خاطر این غصه گناهانش را می‌آمرزد، زیرا این غصه، غصه حقیقی است. از کجا می‌فهمیم که این غصه، حقیقی و باعث آمرزش گناهان است؟ ملاکش این است که اگر امکانات داشت، حتماً مشکل طرف مقابل را حل می کرد. دروغ نمی‌گوید و صدق دارد، فریب ندارد. واقعاً اگر بتواند، انجام می‌دهد. اگر نتواند انجام دهد، غصه می‌خورد. خدا می‌گوید به خاطر همین غصه اش گناهش را می بخشم.         اساساً غم داشتن، کار بدی است. جهنمی‌ها غم و غصه دارند. غم خوردن برای دنیا، یک بیماری روانی است. اما غم حقیقی، غم مثبت است و یک مسلمان هیچ وقت غم شخصی و غم پایینی ندارد، اگر غم دارد، غم مثبت دارد. غم های مثبت یک مسلمان در او شادی تولید می‌کند. وقتی شما برای امام حسین علیه‌السلام گریه می کنید، غم است، ولی شادتان می‌کند. اگر گریه کنی شاد می کند و اگر گریه نکنی، غمگین می شوی. اصلاً مسلمان غم منفی ندارد. اگر داشته باشد، برای او آبروریزی و افتضاح است. «من بکی علی الدنیا دخل النار = دنیا اگر کسی را بتواند غمگین و پرخاشگری کند، داخل جهنم است.» خدا به نداده های کسی که غم حقیقی دارد، گناهانش را می بخشد. به این که دستت بسته و تنگ است، گناهانت را می بخشد. می گوید، خدایا من اگر دستم تنگ نبود، فلان جا شرمنده نمی شدم. فلان کار را می کردم. برعکس اگر کسی بتواند و نکند. کسی بداند کاری می تواند برای مسلمانی انجام بدهد و خودش را به تغافل و تجاهل بزند و نکند، در روایت داریم وقتی بمیرد این شخص هر چند به خاطر عبادت ها و ثوابهایش مغفور باشد، ولی به خاطر اینکه می توانست کاری بکند و نکرد، روزی یک بار در بهشت، یک مار او را می زند. عشق و شادی اش را در بهشت دارد؛ ولی در هر روز، این مار یکبار باید بیاید و او را بزند. این مار در واقع گزیدن کی است؟ گزیدن خودت است. مسلمان نیست کسی که برای امام زمان علیه‌السلام غصه نمی خورد کسی که دلش درگیر غصه های امام زمان علیه‌السلام و آوارگی، طردشدگی، مظلومیت و غربت حضرت نیست، مسلمان نیست. می شود امام زمان الان غصه بخورد، غریب، آواره و تنها باشد و دل من درگیر غم حضرت نباشد و اذیتم نکند؟ اگر اینطور باشد، پس من خیلی با پدرم (امام زمان علیه‌السلام) فاصله دارم. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:«من اصبح و لا یهتم بامور المسلمین فلیس مسلم= کسی که مسلمان باشد و صبح کند و اهتمام به حل مشکلات مسلمان ها نداشته باشد، مسلمان نیست.» اگر انسان بیفتد به غم و بیفتد به اهتمام؛ اهتمام یعنی همت دارم که کاری بکنم، ولی دستم بسته است. نه تنها برای گرفتاری یک مسلمان اگر غصه دار نشوی، مسلمان نیستی؛ بلکه اگر یک حیوان هم گرفتاری داشته باشد و تو در صدد حل مشکل او برنیایی، باز هم مسلمان نیستی. حتی وقتی انسان ببیند که یک درخت دارد خشک می شود و آب پایش نریزد؛ یک بوته را ببیند که آب می‌خواهد و به آن آب ندهد، مشمول این حدیث می شود. چون همه اینها مظاهر الله هستند. همه موجود زنده اند، همه شان عبادت و شعور و درک دارند. پیغمبر فرمود: من در معراج دیدم که کسی در بهشت برای خودش داشت گردش می‌کرد. پرسیدم: این شخص برای چی دارد اینجا گردش می کند؟ گفتند: این شخص یک درخت مزاحم را از سر راه مسلمانها برداشته و همه راحت شدند. مثلاً کسی سنگی را بر می دارد، پلی می زند، باتلاقی را بر می دارد، اینها خیلی قیمت دارد. به این دلیل که انسان پیش خدا خیلی قیمت دارد. انسان یعنی آن کسی که خلقت به خاطر او انجام شده، انسان یعنی کسی که «أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ[4] = خدا آنچه را كه در آسمانها و آنچه را كه در زمین است مسخر شما ساخته.»  چون انسان نزد خدا قیمت دارد، از این رو هر کس خدمتی به انسان بکند، خداوند برایش هزینه می‌کند. آخرین روایت از امیرالمومنین علیه‌السلام است که فرمودند:« مَنْ رَدَّ عَنِ الْمُسْلِمینَ عادِیَةَ ماءٍ اوْنارٍ اوْ عادِیَةَ عَدُوّ مُكابِرٍ لِلْمُسْلِمینَ غَفَرَاللَّهُ لَهُ ذَنْبَهُ=هر كس شرّ سیل و آتش سوزى یا شرّ دشمن كینه‌توزى را از سر مسلمانان رفع كند، خداوند گناهش را مى‌آمرزد.»           [1] . سوره حج/70 [2] . سوره مدثر/38. [3] . سوره بقره/117. [4] . سوره لقمان/20    ع ل 163

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed