www.montazer.ir
شنبه 6 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11097
زمان انتشار: 24 ژولیه 2019
| |
جهنم، حاصل عدم تطبیق با بهشت است

خانواده آسمانی، جلسه 507، 98/04/27

جهنم، حاصل عدم تطبیق با بهشت است

جهنم یک امر عارضی است. یعنی آنچه که ذاتی و حقیقی است، بهشت است. جهنم یعنی عدم تطبیق با بهشت.

گفتیم رابطه دنیا با آخرت، مثل رحم مادر با دنیاست. همان­طور که ما از رحم مادر به دنیا شش نوع تولد داریم، از رحم دنیا به آخرت هم شش نوع تولد داریم: سالم، سالم قوی، ضعیف، بیمار، ناقص و معلول. بسته به اینکه چگونه متولد می‌شوند، حیاتشان در آنجا شروع می‌شود. اگر ناقص و معلول باشد که اینها برای همیشه در جهنم گرفتار می‌شوند. اگر بیمار باشد، بسته به سه عامل نوع بیماری، شدت بیماری و تعداد بیماری باید رنج درمان را تحمل کنند. اگر ضعیف باشند، باید تقویت ‌شوند. اگر سالم و سالم قوی باشند که به بهشت می‌روند و روز به ‌روز در بهشت ترقی می‌کنند. جهنم چیست؟ جهنمی مثل بچه‌ای است که در اینجا متولد می‌شود؛ ولی مریض است. یعنی با آب و هوا و شرایط زیستی اینجا تطبیق ندارد. این مریضی هم امر ذاتی نیست؛ بلکه عارضی است. نبود سلامتی و نبود شرایط موجب مریضی می‌شود. اگر کسی با شرائط بهشت سازگاری نداشته باشد، خودبه‌خود وارد جهنم می‌شود و می‌سوزد. مثل آدمی که در اینجا با شرایط زیستی دنیا تطبیق ندارد. تنگی نفس دارد، درد دارد، مریضی دارد، انواع و اقسام بیماری‌ها را دارد. بنابراین، جهنم یک امر عارضی است. انسان باید مظاهر سه نوع جهنم را در زندگی دنیایی‌­اش بشناسد: «جهنم اعمال، جهنم اخلاق و جهنم عقاید». پس سه نوع جهنم داریم. بعضی‌ها عقایدشان سالم است، اخلاقشان خوب است، ولی به خاطر اعمال­شان که توبه نکردند و گردنشان مانده و اگر بمیرند آن طرف گرفتار می­‌شوند. بعضیها شاید عمل بدی هم نداشته باشند، اما خُلقیات‌شان بد است. این دیگر خیلی سخت‌ است. بعضی­ها هم اعتقاداتشان سالم نیست. تولدهای اینها خیلی وحشتناک خواهد بود. پس مظاهر جهنم را باید در زندگی‌مان بشناسیم. بدانیم کدام عمل، کدام اخلاق، کدام تصمیم ما حالت جهنمی است و از آن پرهیز کنیم. این خیلی مهم است. در رابطه با اعمال‌مان باید وظایف عملی‌مان را یاد بگیریم و انجام بدهیم. یعنی با رساله خودمان را تنظیم کنیم. در جهنم اخلاق‌ هم باید اول رذائل و اخلاق بد را بشناسیم. صرف داشتن اخلاق خوب کافی نیست. حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: «الْجَهْلُ‏ بِالْفَضَائِلِ‏ مِنْ أَقْبَحِ الرَّذَائِل‏= نادانی به فضیلت‌ها از زشت ترین رذائل است». اینکه ما نشناسیم فضیلت‌ها چه چیزی هستند و رذیلت‌ها چه چیزی هستند، این خودش یک رذیله است. اگر می‌بینی پدرت یک اخلاق جهنمی دارد، مادرت یک اخلاق جهنمی دارد یا هر دو، ما باید یاد بگیریم که به سمت این اخلاق نرویم. بگویید ممکن است در من هم باشد. بگویید حالا باید شروع کنم به غلبه کردن بر این و نگذارم این در زندگی‌ام بیاید و از آن پرهیز کنیم. بنابراین، اینکه می‌گویند دائماً به خدا از شر جهنم پناه ببرید، برای همین است. خیلی سفارش شده که شما آن حالت پناهندگی و ترس از جهنم را در خودتان تقویت کنید. جهنم مردم را از آتش خودش به خدا پناه می‌دهد از نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله دعایی نقل است که بهتر است  هر روز آن را بخوانید. «مَا مِنْ‏ عَبْدٍ یَقُولُ‏ كُلَ‏ یَوْمٍ‏ سَبْعَ‏ مَرَّات أَسْأَلُ اللهَ الْجَنَّةَ وَ أَعُوذُ بِاللهَ مِنَ النَّارِ إِلاَّ قَالَتِ اَلنَّارُ یَا رَبِّ أَعِذْهُ مِنِّی[1]= هیچ بنده‌اى نیست كه در هر روز ۷ مرتبه بگوید از خداوند بهشت را مسألت مى‌كنم و به خداوند از آتش پناه مى‌برم،‌ مگر این که آتش بگوید پروردگارا! او را از من در پناه خود بگیر‏». دقت داشته باشیم که عاطفه و مهربانی خداوند نسبت به ما بی­نهایت است. اگر کسی هر روز این دعا را بگوید، حتی خود جهنم به کمکش می‌آید. این خیلی جالب است. چون جهنم خودش مظهر رحمت خدا و مظهر درمان الهی است. جهنم می‌گوید خدایا این بنده‌ات را پیش من نیاور: «أَعِذْهُ مِنِّی». درواقع جهنم برای انسان دعا می‌کند. این نگاه رحمت دین نسبت به ماست که جهنمش هم برای بنده دعا می‌کند. پس این دعا از یادمان نرود. چون به ما خیلی کمک می‌کند. کمکش هم این است که وقتی یک عمل جهنمی یا خُلق جهنمی یا اعتقاد جهنمی به سراغ ما ‌آمد، با گفتن این دعا حواسمان هست که باید پرهیز کنیم. انسان در برابر آتش جهنم کم‌طاقت است امیرالمومنین امام على علیه‌السلام درباره کم‌­طاقتی انسان در برابر آتش جهنم می‌فرماید: «اعْلَمُوا أَنَّهُ‏ لَیْسَ‏ لِهَذَا الْجِلْدِ الرَّقِیقِ صَبْرٌ عَلَى النَّارِ فَارْحَمُوا نُفُوسَكُمْ فَإِنَّكُمْ قَدْ جَرَّبْتُمُوهَا فِی مَصَائِبِ الدُّنْیَا أَفَرَأَیْتُمْ جَزَعَ أَحَدِكُمْ مِنَ الشَّوْكَةِ تُصِیبُهُ وَ الْعَثْرَةِ تُدْمِیهِ وَ الرَّمْضَاءِ تُحْرِقُهُ فَکَیْفَ إِذَا کَانَ بَیْنَ طَابَقَیْنِ مِنْ نَارٍ ضَجِیعَ حَجَرٍ وَ قَرِینَ شَیْطَان = بدانید که این پوست نازک، تحمل آتش را ندارد. پس به خودتان رحم کنید، شما در مصیبت‏هاى دنیا آزمایش کرده‌‏اید که وقتى خارى به بدن یکى از شما مى‏‌رود و یا به زمین مى‌خورد و خونى مى‏‌شود و یا شن‌هاى داغ پایش را مى‏‌سوزاند چگونه بی‌تابى مى‏‌کند؟ پس چگونه خواهد بود، اگر میان دو لایه از آتش قرار گیرد و بسترش سنگ و همدمش شیطان باشد؟». ما تحمل جهنم را نداریم. یک کبریت بگیر ببین می‌توانی آتش آن را تحمل کنی یا نه؟ در حالی که کم درجه‌تر از کبریت نداریم. آیا می­‌توانی آفتاب تیز را تحمل کنی؟ نمی‌توانی تحمل کنی. پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «خدا هیچ کس را به جهنم نمی‌برد، مگر اینکه کسی دوست داشته باشد به جهنم برود». اگر کسی از جهنم بترسد، خدا او را به جهنم نمی‌برد؛ مگر اینکه خودش اصرار داشته باشد که جهنمی باشد و آن را بخواهد و جهنم را دوست داشته باشد. قرآن می‌فرماید: «فَاتَّقُوا اللهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَیْنِكُمْ[2]= پس از خدا بترسید و روابط مابین خودتان را اصلاح کنید». نگذارید کینه، ناراحتی و دلخوری در بین‌تان ادامه پیدا کند، اگر یک چیزی هست، آن را حل کنید. اگر از دست همدیگر دلخورید، آن را نگه ندارید؛ بلکه به هم بگویید که دلخورید. بگویید که مثلاً از این کاری که کردی یا از این کاری که می‌خواهی بکنی، یا از این اخلاقت ناراحتم. نگذارید در دلتان بماند که جهنم ساخته بشود و جهنم خلق بشود. این خوب نیست. وقتی انسان خود هیزم جهنم می شود قرآن می‌فرماید: جهنم سوختش را از دو جا می‌آورد: یکی مردم و دیگری سنگ: «وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ= آتشی که هیزم آن مردم و سنگ­ها هستند[3]» آنقدر حرارت جهنم زیاد است که سنگها سوخت آن می‌شوند. مثل ذغال سنگ که یک ذره باید آتش زیاد باشد. «و النّاس» مردم هم سوخت جهنم هستند. خُلقیات بعضی افراد جهنمی است، آتش درست می‌کنند. در خانه و در محل کار، همه را آتش می‌زنند. با وسواس، با خودخوری، با زودرنجی، با حساسیت، با عصبانیت، با بدبینی، با بدخُلقی، با قضاوت‌های بد، دائماً خودشان را می‌سوزانند. همین را هم به آد‌‌‌م‌­های دیگر منتقل می‌کنند و آدم­های دیگر را هم آتش می‌زنند. این جور آدمها سوخت جهنم هستند. خیلی مهم است که انسان در سلوکش خودش را به جایی برساند که سرد بشود و آتشش را بخواباند. پس یکی از کارهای مهم‌ ما این است که خود را خاموش کنیم. یعنی هر چه در وجود ما هست که با جهنم سنخیت دارد، خاموشش کنیم. چون جهنم در روز قیامت، هم سنخ‌های خودش را می‌گیرد. همه بدون استثناء باید از جهنم وارد بهشت بشوند. چنانکه قرآن می­‌فرماید: «إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها[4]= و هیچ یک از شما (نوع بشر) باقی نمی ماند، جز آنکه به دوزخ وارد می‌شود». اگر هنگام رد شدن از صراط، چیزی داشته باشی که سوزاندنی باشد، شما را می‌سوزاند. هیچ کس را با سوخت جهنمی به بهشت راه نمی‌دهند. بنابراین، آدم باید از الان تلاش کند و تمرین کند چیز جهنمی با خودش نداشته باشد. گیرم که سر مادرت کلاه گذاشتی، سر پدرت کلاه گذاشتی، سر شوهرت کلاه گذاشتی، سر مردم کلاه گذاشتی؛ اما سر خدا را که نمی‌توانی کلاه بگذاری، سر جهنم را که نمی‌توانی کلاه بگذاری، او معصوم است هم‌سنخ خودش را دریافت می‌کند. اگر سر بقیه را هم که کلاه بگذاریم، خودمان که می‌دانیم در وجودمان چه چیزی می‌سوزاند. برای همین انسان باید از خودش مراقبت کند که هیچ چیز جهنمی را با خودش نبرد و آن را به همراه نداشته باشد؛ چه در اعمالش، چه در اخلاقش، چه در اعتقاداتش. با «یاد جهنم» سختی های زندگی را بر خود آسان کنید یک موقع انسان حجم زیادی از مظاهر جهنم در وجودش دارد. اگر بخواهد آن­ها را از بین ببرد، عمرش کفاف نمی‌دهد. خدا یک سیستم‌هایی قرار داده که در آن سیستم‌ها تو را درستت می‌کند و کاری می‌کند که از جهنم رد بشوی. آن سیستم ها عبارتند از: رحم زمانی، مکانی، استاد یا رحم شخصیتی. انسان در یکی از این سه رحم می‌تواند جهنم‌هایش را زود از بین ببرد و زود خودش را خنک کند: «زمان‌های خاص، مکان‌های خاص، و شخصیت‌های خاص»، مثل اساتید ما، مربی‌های ما، که شخصیت‌های نورانی و بهشتی هستند. کنارشان که قرار می‌گیری می‌بینی 20 سال جهنم را از تو بیرون می‌کشد و تو را خاموش و سرد می‌‌کند. بعد به یک شادی و آرامش می‌رسی و دیگر نمی‌سوزی، به راحتی عصبی نمی‌شوی، به راحتی غر نمی‌زنی، به راحتی افسرده و غمگین نمی‌شوی. پس سعی کن دوستان بهشتی انتخاب کنی و از دوستان جهنمی فرار کنی. چون دوست جهنمی تو را می‌سوزاند. ما نباید کنار شیطان قرار بگیریم و قرین شیطان باشیم. وقتی با آدم­هایی که اخلاقشان شیطانی است، رفیقمی‌شوی یا رفت و آمد می‌کنی، تو را می‌سوزانند. از این­گونه افراد بپرهیزید. بعضی‌ها جهنم هستند؛ ولی تو مجبوری کنارشان باشی. مثلاً پدر و مادرت، همسرت. نمی‌شود به راحتی قطع کنی. حالا باید اینها را تحمل کنی. چگونه تحمل کنی و چه کار باید بکنی؟ یک کولر کنار خودت داشته باش و خودت را خنک کن. در روایت داریم که بعضی­ها در جهنم نمی‌سوزند. یعنی اینها طوری هستند که به بهشت راهشان نمی‌دهند، اما در جهنم هم عذاب نمی‌بینند. چون یک چیزهای خنک‌کننده از دنیا با خودشان آورده اند. حالا درست است جایش در جهنم است؛ ولی نمی‌سوزد. ما هم در زندگی گاهی شرایطی برایمان به وجود می‌­آید که جهنمی است. ولی نباید بسوزیم. از کولرهایت استفاده کن تا از طریق آن، تو را خنک کنند. آن کولرها چیست؟ چه چیزی می‌تواند من را کنار یک پدر بداخلاق، یک مادر بداخلاق، یک همسر بداخلاق، یک فرزند پر از آتش، خنک نگه دارد؟ خود «یاد جهنم»، آدم را خنک می‌کند، امّا یاد بهشت بیشتر خنک می‌کند. یاد خدا که اصلاً آن فضا را نه تنها خنک می‌کند؛ بلکه شیرین می‌کند. پس آدم می‌تواند کنار آتش خنک باشد و نسوزد؛ بلکه کنار این آتش بهشت درست کند. باید مثل یک آتش نشان، آتش جهنم بدیها را خاموش کنیم امیرالمومنین علی علیه‌السلام می­‌فرماید: «أَعَلِمْتُمْ أَنَّ مَالِكاً إِذَا غَضِبَ عَلَى النَّارِ حَطَمَ بَعْضُهَا بَعْضاً لِغَضَبِهِ وَ إِذَا زَجَرَهَا تَوَثَّبَتْ بَیْنَ أَبْوَابِهَا جَزَعاً مِنْ زَجْرَتِهِ= آیا می‌دانید که مالک (فرشته جهنمیان) هرگاه که بر آتش خشم بگیرد، از خشم او آتش به تلاطم در می‌آید و یک دفعه شعله را بالا می‌برد، همه چیز در دست اوست، و آنگاه که بر آن نهیب زند، از نهیب او قطعات عظیم آتش، در میان درهاى جهنم به هر سو پرتاب مى شوند.» در ادامه حضرت می فرماید: «أَیُّهَا الْیَفَنُ الْكَبِیرُ الَّذِی قَدْ لَهَزَهُ الْقَتِیرُ كَیْفَ أَنْتَ إِذَا الْتَحَمَتْ أَطْوَاقُ النَّارِ بِعِظَامِ الْأَعْنَاقِ وَ نَشِبَتِ الْجَوَامِعُ‏ حَتَّى أَكَلَتْ لُحُومَ السَّوَاعِد= ای پیر سالخورده كه ناتوانى پیرى دامن گیرش شده! چه حالی خواهی داشت آنگاه که طوق‌های آتش بر استخوان‌های گردن فروچسبد و غلّ و زنجیرها بچسبد تا گوشتهاى بازوها را بخورد». پس ما باید مظاهر جهنم را بشناسیم و اصرار به جهنم رفتن نکنیم. وقتی تو می‌دانی این مهمانی که می‌روی، بیچاره‌ات می‌کند، برای چه پا در این مهمانی می‌گذاری؟ تازه ذوق هم می‌کند و خوشش هم می‌آید که امشب عروسی دعوت داریم. می‌دانی در آن عروسی چه اتفاقاتی می‌افتد و چه آتشی برایت آماده می شود؟ بعضی­ها برای جهنم رفتن، لحظه‌شماری می‌کنند. با شهوت و حرص جهنم می‌روند. حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید: «مَنْ‏ أَذْنَبَ‏ ذَنْباً وَ هُوَ ضَاحِكٌ‏ دَخَلَ النَّارَ وَ هُوَ بَاکٍ= هر کس گناهی کند و برای گناهانش بخندد، داخل جهنم می‌شود، در حالی که گریه می‌کند». پشت این خنده‌ها خیلی غصه‌ها و گریه‌ها و عربد‌ه‌ها و خیلی ضجه‌ها و ناله‌ها وجود دارد. پس چه اصراری هست که حسود بمانی، عصبی باشی، زودرنج باشی، بی‌عاطفه باشی؟ اینها را خاموش کن. «بی‌عاطفگی» یعنی تو با رحمت و بهشت سنخیت نداری. کسی که نمی‌تواند بغل کند، نمی‌تواند نوازش کند، نمی‌‌تواند ببوسد، نمی‌تواند حرف قشنگ بزند، این با خودش جهنم دارد. چون روحیاتش با رحمت خدا سازگاری ندارد. بهشت یعنی انسان وقتی در آن قرار می‌گیرد، شاد است و رحمت خدا روی آدم سراریز می‌شود. تو  کاری بکن که وقتی کنار یک نفر هستی، زنت هست، شوهرت هست، بچه‌ات هست، پدر و مادرت هست، همه احساس آرامش و شادی کنند. نه اینکه مدام از تو بترسند. اصلاً کسی در کنار یک آدم بهشتی نمی‌ترسد. چون همیشه مثل یک آتش­نشان، نقش خاموش کردن را دارد. وقتی روز قیامت هم محشور می‌شود، یک دفعه خدا او را در صحنه قیامت نگه می‌دارد و می‌گوید کجا می‌روی؟ می‌گوید بهشت می‌روم. خدا می‌گوید بایست. تو یک عالم در دنیا آتش خاموش کردی، حالا هر چقدر دلت می‌خواهد از این جهنمیان به بهشت ببر. چه کسی می‌تواند آتش دیگران را خاموش کند؟ کسی که اول آتش خودش را خاموش کند، نه اینکه کینه بگیری، درگیر بشوی، دهان به دهان بشوی و مراء کنی. فرمود: اگر کسی بگو مگو کند، حتی اگر حق با او باشد، من او را شفاعت نمی‌کنم. پس با کسی دهان به دهان نشوید. دهان به دهان شدن یعنی سوختن و محرومیت از شفاعت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله. پس اگر دیدید که یک کسی حوصله دارد با شما دهان به دهان بشود، فورا ردش کن و آتش او را خاموش کن. اگر تو هم بایستی دهان به دهان بشوی، حتی اگر حق با تو باشد، سر از جهنم در می‌آوری. امیرالمومنین علی علیه‌السلام می‌فرماید: «كَفَى بِجَهَنَّمَ‏ نَكَالاً= جهنّم مجازات كافى است». «نکال» یعنی گوشمالی دادن. یعنی جهنم برای گوشمالی دادن، کافی است. خدا می‌گوید خودتان را عصبانی نکنید، کینه به دل نگیرید، اینطور چیزها را جدی نگیرید. اگر کسی برضد شما کاری کرد، من خدا او را گوشمالی می‌دهم. اگر می‌خواهی امام زمان علیه‌السلام را بخندانی و اگر می‌خواهی امام زمان علیه‌السلام ذوق‌زده بشود و از دست تو قهقهه بزند، برو یک جا بهشت راه بینداز. برو فتنه را بخوابان. نه اینکه خودت هم یک طرف فتنه بشوی. عروس خانه‌شان می‌آید او را له می‌کنند. می‌گویند این پدرش معتاد است. این مادرش اینطوری است. اینها دهاتی هستند. اینها پایین‌شهری هستند. یکسره به عروس و داماد تحقیر و توهین می‌کنند. بین عروس و دخترانش فرق می‌گذارد. بین داماد و پسرانش فرق می‌گذارد. این کار خوب نیست. عروس خیلی عظمت و احترام دارد. داماد خیلی عظمت و احترام دارد. باید حرمت اینها را نگه داریم. بعضی­ها خیلی راحت عروس و داماد جلوی چشمشان کوچک می‌شوند. راحت به عروسشان تحقیر و توهین می‌کنند؛ یا از آنها بیگاری می‌کشند. انتظار دارند عروس در این خانه بیاید و همه کاری برای اینها بکند. اینها توقعات جهنمی است. اگر شما در ذهنت بیاید که این عروس باید خانه من را جارو کند، خدا بعداً پوست تو را می‌کَند. بگذار به حال خودش. اگر دوست داشت، این کار را می‌کند و اگر دوست نداشت، تو چه توقعی داری؟ تو چه توقعی داری که داماد باید بیاید یک کاری برایت بکند. حالا داماد است؛ برای چی بیگاری از او می‌کشی؟ رفاقت و صمیمیت و دوستی یک چیز دیگری است. از شوهرت چرا اینقدر توقع بیجا داری؟ چرا از زنت اینقدر توقع بیجا داری؟ این توقعات بیجا انسان را نابود می‌کند. اینها فرصت‌هایی هستند برای اینکه ما آتش‌ها را خاموش کنیم و به بهشت برویم. قا /185 بهشت و جهنم [1] . شیخ صدوق، امالی، ج1، ص98. [2] . سوره انفال/ آیه 1. [3] . سوره تحریم/ آیه 6. [4] . سوره مریم/ آیه 71. مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

صوت

1 - جهنم، حاصل عدم تطبیق با بهشت است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11087
زمان انتشار: 19 ژولیه 2020
| |
نماز روز يكشنبه ماه ذی قعده نمازی برای توبه

نماز روز يكشنبه ماه ذی قعده نمازی برای توبه

این ماه آغاز ماه هاى حرام است، كه حق تعالى در قرآن مجید ذكر فرموده، و سیّد ابن طاووس روایتى نقل كرده كه‏ ذو القعده به هنگام سختى شدید گاه استجابت دعاست. براى روز یكشنبه این ماه نمازى با فضیلت بسیار از رسول خدا صلى اللّه علیه و آله‏ روایت كرده: مختصر آن فضیلت این است كه، هركه آن را بجا آورد، توبه ‏اش پذیرفته حق و گناهش آمرزیده مى‏ شود، و طلبكاران او در قیامت از وى راضى گردند، و با ایمان از دنیا برود، و ایمانش از او گرفته نشود و قبرش وسیع و نورانى گردد و پدر و مادرش از او راضى شوند، و آمرزش حق نصیب پدر و مادر و فرزندان و نژاد او گردد و روزى او توسعه یابد و فرشته مرگ در وقت مردن با او مدارا كند و جانش را به آسانى بستاند و كیفیت آن نماز چنین است: روز یكشنبه غسل بجا آورد و وضو بگیرد و چهار ركعت (دو نماز دو رکعتی) نماز بخواند، در هر ركعت سوره «حمد» را یك مرتبه و سوره «توحید» را سه مرتبه و سوره «فلق» را یك مرتبه و سوره‏ «ناس» را یك مرتبه بخواند و پس از نماز 70 مرتبه اسغفار كند، و استغفار را با: لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ = جنبش و نیرویى جز به خداى والاى بزرگ نیست ختم نماید. سپس بگوید: یَا عَزِیزُ یَا غَفَّارُ اغْفِرْ لِی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلا أَنْتَ = اى توانا،اى آمرزنده،گناهان من و همه مردان و زنان مؤمن را بیامرز،كه گناهان را جز تو كسى نمى‏ آمرزد. روایت شده هركه در یكى از ماه‌هاى حرام سه روزى پى ‏درپى كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بگیرد، ثواب نهصد سال عبادت‏ براى او نوشته شود. شیخ بزرگوار على بن ابراهیم قمى فرموده در ماه‌هاى حرام گناه ها و حسنات دوچندان مى‏ شود. گناه سوزی در یکشنبه های ذیقعده تبصره: دستور كلی نمازهای مستحبی در فقه آنست كه، به صورت دو ركعتی خوانده می شوند، لذا این نماز باید به صورت دو نماز دو ركعتی خوانده شود. سوال : آیا نماز یكشنبه اول ماه ذی قعده اختصاص به همین روز دارد و یا می توان در بقیه ایام سال هم آن را انجام داد؟ پاسخ: در كتاب اقبال سید بن طاووس در ادامه عمل آمده است كه: «… عرض كردیم: ای رسول خدا، اگر بنده ای این عمل را در غیر این ماه انجام دهد، چه اثری خواهد داشت؟ فرمود: «همانند آنچه توصیف كردم برای او خواهد بود». ».   توبه اى منقول از پیامبر اكرم (صلى الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و فضیلت توبه و استغفار از منظر عارف ربانی میرزا جواد آقا ملکی تبریزی براى بدست آوردن طاعت خدا در این ماه قبل از هر چیزى از تمام مسائلى كه قبلا گرفتار آن بودى توبه كن ؛ توبه اى صادقانه . از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) روایت شده است كه در روز یكشنبه ماه ذى القعده فرمود: مردم ! كدامیك از شما مى خواهید توبه كنید؟ راوى مى گوید: گفتیم : رسول خدا! همه ما مى خواهیم توبه كنیم . حضرت فرمودند: غسل كرده، وضو گرفته و چهار ركعت نماز بجا آورید. در هر ركعت یك بار ((فاتحه الكتاب ))، سه بار ((قل هو الله احد)) و یك بار ((معوذتین )) (قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق ) بخوانید. آنگاه هفتاد بار استغفار نموده و در پایان ((لا حول و لا قوه الا بالله )) بگویید. سپس بگویید: یا عزیز! یا غفار! اغفر لى ذنوبى و ذنوب جمیع المؤ منین و المؤ منات فانه لا یغفر الذنوب الا اءنت (اى عزیز! اى بخشاینده ! گناهان من و گناهان تمام مردان و زنان مؤ من را ببخش كه جز تو كسى گناهان را نمى بخشد.) آنگاه فرمود: بنده اى از امت من چنین عملى را انجام نمى دهد، مگر این كه از آسمان به او ندا مى رسد: بنده خدا! عمل را از نو شروع كن كه توبه تو قبول ، و گناهانت بخشیده شد. فرشته دیگر از زیر عرش ندا مى كند: اى بنده ! مبارك باد بر تو و بر خانواده و خاندانت . منادى دیگرى صدا مى زند: در روز قیامت ، دشمنانت را از تو راضى مى نمایند. فرشته دیگرى ندا مى كند: اى بنده ! با ایمان از دنیا مى روى . دینت از تو گرفته نشده و قبر تو وسیع و نورانى خواهد شد. منادى دیگرى صدا مى زند: پدر و مادر تو و خاندانت بخشیده شده و در دنیا و آخرت خوش رزق خواهى بود. جبرئیل ندا مى كند: من با فرشته مرگ پیش تو آمده و به او دستور مى دهم كه با تو خوش رفتار بوده ، بخاطر مرگ آسیبى به تو نرسانیده و بنرمى روح را از بدنت خارج نماید. گفتیم : رسول خدا! اگر كسى در زمان دیگرى چنین بگوید چطور؟ فرمودند: چیزهایى را كه گفتم براى او نیز خواهد بود. جبرئیل این مطالب را در شب معراج به من گفت . امام باقر (علیه السلام ) فرمودند:«خداوند از توبه بنده خود بیش از شخصى كه در شب دراز و بسیار تاریك مركب سوارى و آذوقه خود را گم كرده و سپس پیدا كند، خوشحال مى شود.» [مراحل توبه] و نیز از امیرالمؤمنین (علیه السلام ) روایت شده است كه : «به شخصى كه در حضور حضرت گفت : استغفر الله، فرمودند: مادرت به عزایت بنشیند. مى دانى استغفار چیست ؟ استغفار درجه بلند مرتبگان بوده و شش شرط دارد: اول – پشیمانى از گذشته . دوم – تصمیم بگیرى كه هیچگاه آن را انجام ندهى . سوم – این كه حقوق تمام مخلوقات را ادا كرده تا جایى كه خداوند را سبكبار دیدار نمایى . چهارم – تمام واجباتى را كه ضایع كرده اى جبران نمایى . پنجم – گوشتى را كه از مال حرام روئیده با اندوه ذوب كرده تا پوست به استخوان بچسبد و گوشت جدیدى بوجود آید. ششم – رنج فرمانبردارى را به جسم بچشانى ، همانگونه كه شیرینى گناه را به آن چشانیده اى . و در این هنگام بگو: استغفر الله )). شرح حقیقت توبه و چیزهایى را كه باید از آن توبه كرد در جاى خود آمده ، و اینجا همین مقدار بیان كافى است . منبع: سایت هدانا برگرفته از المراقبات میرزا جواد آقا ملکی تبریزی.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11084
زمان انتشار: 18 ژولیه 2019
| |
مهندسی فرهنگی سه ساحت دارد

مهندسی فرهنگی، جلسه 2 ، 92/08/01

مهندسی فرهنگی سه ساحت دارد

مهندسی فرهنگی سه ساحت دارد: مدیریت فرهنگی، محتوا، شیوه ها این سه ساحت شامل این موارد است: الف) طرح مدیریت فرهنگی  ب) طرح محتوا  ج) شیوه‌ها فعلا فقط به «محتوا» می‌پردازیم و راجع به «مدیریت فرهنگی» و «شیوه ها» سخن نمی‌گوییم و تنها در خلال بحث «محتوا»، اشاره‌هایی به آن دو می‌کنیم. اولین گام در کار فرهنگی: «خود» فرد را به او بشناسانیم هسته مرکزی و مبنای همه فعالیت‌های فرهنگی، «خودشناسی» است. زیرا مردم جذب‌هایی دارند که با خودشان هماهنگ است و آنها را دوست دارند. این یعنی «مدیریت خویشتن» یا درک و شناختی که فرد از خودش دارد. این زبان، برای همه قابل فهم بوده و روش تربیتی اهل بیت ع است. حتی خداشناسی باید بعد از خودشناسی باشد. الف) «خود شناسی» در اکثر فعالیت‌های فرهنگی وجود ندارد. اشتباه بزرگ در فعالیت‌های فرهنگی این است که خود شخص فراموش شده و اصلاً چیزی به اسم «خودشناسی، انسان‌شناسی و معرفت نفس»ً مطرح نیست. اگر هم مطرح باشد، به عنوان یک موضوع در عرض موضوعات مذهبی دیگر بیان می‌شود. می‌گویند نهج‌البلاغه، تفسیر قرآن، فقه و اصول، مباحث اجتماعی، سیاسی و هنری داریم. یکی از موضوعات هم «انسان‌شناسی» است. ب) خدا شناسی باید بعد از خودشناسی مطرح شود با این که از نظر قانون «شناخت»، اولین چیزی که می‌بینیم و می‌شناسیم الله است و خود را هم در سایه الله می‌شناسیم. اما ابتدا باید از خودشناسی آغاز کنیم. اگر بخواهیم به معرفت الله برسیم، این معرفت باید از معرفت نفس شروع شود (مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه= هرکس خودش را بشناسد، خدایش را شناخته است) اگر رب را و الله را بخواهی بشناسی و به اسماء او پی ببری، باید اول خودت را بشناسی. ج) فعالت فرهنگی نباید با «حب ذات» افراد، در تقابل باشد از آسیب‌های کار فرهنگی این است که برخی تلاش‌های ما، با حب ذات افراد در تقابل است. در حالی که اولین چیزی که خدا به انسان داده حب ذات است. انسان عاشق خودش است. انسان حتی اگر دین، الله و قیامت و هر چیزی را که می‌خواهد، برای «خودش» می‌خواهد. می‌خواهد سعادتمند بشود. این حب ذات را نمی‌شود از افراد گرفت. افراد مغرض از همین نقطه سوء‌استفاده کرده و دین را مزاحم مردم معرفی کردند. آنها گفتند: دین مردم را محدود می‌کند؛ دین آزادی‌ها را سلب می‌کند؛ هرکس بخواهد به سمت دین برود، باید جلوی لذاتش را بگیرد؛  باید از عیش و کیف دست بردارد؛ باید خودش را نابود کند؛ باید برود سراغ غصه و افسردگی و پژمردگی و گوشه‌نشینی و عزلت و جدا شدن از جمع. تبلیغ کردند که دین با شادی و آرامش سازگاری ندارد. حتی خیلی از روان‌پزشک‌ها به بیمارشان توصیه می‌کنند: نماز نخوان؛ روزه نگیر؛ روضه نرو؛ در حرم‌ها پیدایت نشود. چون تو افسرده‌ای نباید بروی. این تلقی جا افتاده که دین با خوشی، شادی، آرامش، لذت بردن از دنیا حتی منافات دارد. بدترین آغاز، تبلیغ ظاهر است، بدون ساختن و شهود باطن الف) قبل از به شهود رساندن فرد، نباید از او توقع عمل داشت بدترین جای آغاز کردن یک کار فرهنگی این است که مخاطب کار فرهنگی را بدون این که به شهود و باطن برسانی، از او توقع حفظ ظواهر اسلام را داشته باشی. تا دیدی بی‌حجاب است بگویی:«حجاب کن». تا یک فرد ناآشنا با اسلام پرسید: اسلام چیست؟ از او بخواهی شهادتین را بگوید. پاسخ فرد بی‌حجاب این خواهد بود که: حجاب را دوست ندارم. خوشم نمی‌آید. می‌خواهم آزاد، راحت و شاد باشم. با پسرها بروم بیرون با دخترها بروم بیرون. ما هم دست می‌گذاریم درست همان جایی که نباید بگذاریم. یعنی از ظاهر شروع می‌کنیم. خانواده‌ها بیشتر به ظاهر توجه دارند. می گویند نماز بخوان؛ حجاب کن و.... اما دین از اینجا شروع نمی‌کند. در سیر تکاملی احکام اسلام، نماز چند سال بعد از بعثت پیغمبر آمد. حرمت شراب چند سال بعد آمد. دوران فطری را طی کرد. وقتی ما کارشناس نیستیم، دین را از ظاهر شروع می‌کنیم، از جایی که یک جوان خوشش نمی‌آید. خارجی‌های زیادی را سراغ داریم، هم در کشور و بیرون از کشور، به تور مبلغین نادان افتادند. تا می‌پرسند: دین چیست؟ می‌گویند: بگو «اشهد‌ان‌لا اله الا الله». این خیلی خوب است. اما آیا زمینه شهود و شهادت دادن را برایش فراهم کردی؟ یا فقط گفتی شهادتین را بگو؟ اول باید او را به شهود برسانی تا بعد خودش شهادت بدهد. در گزارش یک مبلغ فرهنگی خارج از کشور آمده بود: «ما تعداد صد و چند نفر را ختنه کردیم». این مبلغ فرهنگی، دین را از جای مناسبی شروع نکرده است. اگر آن «خود»ی که الهش الله است، خودش را نشناسد، شما مدام بگو «اشهد ان لا اله الا الله» شهادت نمی‌دهد. دین دارد به شما می‌گوید دستور بیرونی است؛ دین می‌گوید این کار را نکن. مردم باید شهود کنند، شهود دستوری نیست. نمی‌شود دستور دهیم: هرچه که من می‌گویم، تو ببین؛ یا هرچه من می‌گویم، تو اعتقاد داشته باش. وقتی که شعارهای اساسی دین ما سه تا شهادت است، یعنی سه اصل توحید، رسالت و امامت؛ وقتی کسی دارد شهادت‌ها را می‌گوید، این نشانه آن است که شما قبلاً در باطن او، شهودی فراهم کرده‌اید که شخص بتواند داد بزند: «اشهد ان لا اله الا الله» و به رسالت و امامت هم شهادت بدهد. به شهود رساندن، زمان زیادی نمی‌برد. 10 یا 15 دقیقه، یا نیم ساعت بیشتر کار نمی‌برد. در موارد سخت هم یک ساعت طول می‌کشد. یک بسته فرهنگی و الگوی فرهنگی اول شخص را به شهود می‌رساند بعد بر لوازم آن شهود می‌گوید. این شهود یک سلسله لوازم دارد که آن لوازم خود به خود شهودی است. دیگر لازم نیست به او بگویی برو نماز بخوان؛ برو حجاب را رعایت بکن اگر کسی درونش فعال شد به عقلانیت رسید، واجبات را خودش انجام می‌دهد و اگر با محرمات روبرو بشود، از محرمات پرهیز می‌کند. اگر کسی به شهود نرسد، نمی‌تواند در استمرار عمل، موفق باشد. بنابراین، تا شهود نباشد، تربیت صحیح وجود نخواهد داشت. یک طلبه اگر قرار است سکولار نشود، باید طلبگی را از شهود آغاز کند. اگر شهود در کار یک طلبه باشد، در حوزه یک پیغمبر می‌شود؛ وارث پیغمبر می‌شود. این همان حدیث پیامبر اکرم است که فرمود:«اَلعُلَماءُ وَرَثَۀُ الاَنبیاء= علما وارثان انبیاهستند». ب) حجم زیاد تکالیف را نباید در ابتدای کار به مخاطب بار کنیم اگر در ابتدای کار فرهنگی به مخاطب بگوییم نماز را باید این طور بخوانی و وضو و روزه این طور و حجم زیادی از مسایل دینی را از او بخواهیم، فرار می‌کند. نباید او را از لذت‌هایی که به آنها عادت کرده، یک باره جدا کنیم. ج) بینشی به مخاطب بدهیم که اعمال اسلامی را دوست داشته باشد باید بینشی به مخاطب کار فرهنگی بدهیم که اعمال اسلامی را دوست بدارد و عاشق آن شود و دیگر در آن تردید نکند. این قاعده‌ که علی(ع) به ما یاد می‌دهد، یک فرمول اساسی است: «اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن= ظاهر بیانگر باطن است» علی(ع) فرمودند اگر از کسی ظهور خاصی می‌خواهید، اول باطن آن مطلب مورد نظر را به او بدهید تا او خودش ظاهرش را درست کند.   د) مشکل هرکس را باید از درون او حل کرد اگر بدون حل کردن مشکل فرد از درون، او را اجبار به عملی کنیم، مشکل از جای دیگر بیرون می‌زند. «صورتی در زیر دارد، آن چه در بالاستی». مشکل ناخن جویدن، اگر با اجبار جلویش گرفته شود، از جای دیگری مثل لکنت زبان، یا شب ادراری و تیک‌های عصبی بیرون می‌زند. در طرح‌های فرهنگی نیز، به جای آن که باطن فرد را اصلاح کنیم، به اجبار و تغییر صورتها بسنده کردیم. یک مادر ناآگاه وقتی می‌بیند بچه‌اش ناخن‌ می‌جود؛ بی‌حجابی می‌کند، بی‌نمازی می‌کند، به اجبار روی می‌آورد و بدون حل کردن مشکل از درون و برطرف کردن آن، فلفل می‌زند سر ناخن فرزندش که دیگر انگشت در دهانش نبرد تا ناخن‌ جویدنش برطرف شود. این مادر توجه نمی‌کند که این ناخن‌جویدن، یک ظهور است و ناشی از یک مشکل درونی است. یک باطن همیشه وجود دارد که یک چیزی ظاهر می شود. در تمام نظام خلقت، این اصل وجود دارد که(اَلظاهِرُ عِنوانَُ الباطِن= ظاهر بیانگر باطن است) شما هر ظاهری را که می‌بینید یک باطن دارد این ظاهر را ایجاد می‌کند. این گلهای به این قشنگی را نگاه کنید. یک باطنی از برزخ این همه گلها را طراحی می‌کند و می‌فرستد. وقتی به زمین می‌رسد، به شکل این گلهای زیبا دیده می‌شود. هزاران نوع گل با رنگهای مختلف هر چه زیبایی و کمال می‌بینید، از یک باطنی ظهور می‌کند. الان ما با ظاهرش سر و کار داریم؛ اما این ظاهر، یک باطن فوق‌العاده زیبا دارد که این را دارد بیرون می‌دهد. در رفتارهای شخصی خودت و دیگران هر چه می‌بینی، نشان می‌دهد که یک باطنی این ظاهر را ساخته است. وقتی سر کسی مو ندارد، یک باطنی موجب آن شده است. یعنی یک مشکل باطنی وجود داشته که منجر شده موهای او بریزد. ریختن مو که طبیعی نیست؛ مشکل پوست که طبیعی نیست؛ خراب شدن ناخن که طبیعی نیست. بیماری که طبیعی نیست؛ یک باطنی وجود داشته که باعث شده این مشکل اتفاق بیفتد. حالا مادری که جلوی ناخن‌جویدن را می‌گیرد، مشکلی که در باطن بود بر سر جای خود باقی است. الان جلوی ظهورش را گرفته، بعدا یک طور دیگری ظهور می‌کند. هر چند که در یک طرح فرهنگی رعایت ظاهر هم باید بشود. اما طرح فرهنگی، زمانی مردم را به عمل دعوت می‌کند که ابتدا پیش نیازهای باطنی آن دیده شده و تأمین شده باشد. وقتی که مسیر استدلال طی شد، می‌شود گفت: ببین! من اینها را تأمین کردم؛ توقع دارم تو دیگر حجابت را رعایت کنی؛ توقع دارم نماز بخوانی؛ روزه بگیری. بعد از اصلاح درون، نفسانیات موجب عدم عمل فرد می‌شود بعد از آن که درون فرد را با استدلال اصلاح کردیم و با او اتمام حجت شد، هنوز عوامل دیگری مانع از عمل فرد به دستورات دینی می‌شود. مثل تنبلی، هوای نفس، لجبازی، تربیت نادرست، اگر کسی بعد از اصلاح از درون به کمک استدلال، باز هم به امر خدا عمل نکرد، ممکن است علتش تنبلی، بی‌حوصلگی و هوای نفس باشد. گاهی اصلاً کسی با دین مشکلی ندارد. با حجاب و نماز مشکلی ندارد. اگر فعلا نماز نمی‌خواند با پدر یا مادرش مشکل دارد. تربیتش درست نبوده. لذا لجبازی می‌کند. می‌گوید این پدر یا مادر من که نماز می‌خوانند فلانند. شما که نماز خواندید چه شدید که ما چه بشویم؟ هوای نفس هم کمک می‌کند. به قول علی (ع) «تزیین عدو =تزیین دشمن» هم کمک می‌کند. خیلی وقتها که افراد ظواهر دینی را رعایت نمی‌کنند و می‌افتند در لجبازی، چه در سطح فردی و چه در سطح کلان، با خدا و دین و معصوم ع مشکلی ندارند. واقعاً با قرآن مشکل ندارد. با مجری مشکل دارند. با گوینده مشکل دارند. کتاب «مهندسی فرهنگی‌» از سری کتاب های بیان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11083
زمان انتشار: 17 ژولیه 2019
| |
شناخت خصوصیت های دشمن، بصیرت سیاسی است

شرح زیارت جامعه کبیره، جلسه 95، 98/04/20

شناخت خصوصیت های دشمن، بصیرت سیاسی است

در ادامه بیانیه «گام دوم انقلاب»، بحث موردنظرمان تأکید بر بصیرت سیاسی و اجتماعی بود. گفتیم که بخشی از این دانش و بصیرت، شناخت خصوصیات دشمن‌ است. چند اصل را در مورد دشمن بیان کردیم که دشمنان ما چه خصوصیت‌های روحی و روانی دارند و اگر ما روان‌شناسی دشمنان اسلام را خوب ندانیم در مقابله با آن‌ها عاجز خواهیم بود و آسیب می‌‌بینیم و این آسیب هم فقط مربوط به یک قشر خاص نیست. چون وقتی یک کشور آسیب ببیند همه مردم و اسلام  آسیب می‌بیند. در جلسه گذشته دو خصوصیات مهم دشمن را خدمت شما عرض کردیم که عبارتند از: 1- حسادت معنوی به شما دارند. 2ـ حسادت دنیایی و مادی هم دارند. یعنی دوست ندارند هیچ خیری به شما برسد و هیچ امکاناتی دست شما باشد. می‌خواهند شما فقیر و عقب‌مانده باشید و خودشان آقا و پیشرفته باشند. کما اینکه بلاهای زیادی در این قرن­ها سر کشور ما و خیلی از کشورهای دیگر بخصوص کل جهان اسلام آوردند. با توجه به این نکته که توضیح مختصری دادم سراغ بقیه داستان انقلاب اسلامی از زبان مقام معظم رهبری می­رویم. ایشان در ادامه فرمایشات­شان در بیانه «گام دوم انقلاب» فرمودند: «انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از انقلاب اسلامی از نقطه صفر آغاز شد. اولاً همه‌چیز علیه ما بود. چه رژیم فاسد طاغوت که علاوه ‌بر وابستگی و فساد و استبداد و کودتایی بودن، اوّلین رژیم سلطنتی در ایران بود که به دست بیگانه -و نه به‌زور شمشیر خود- بر سرِ کار آمده بود، و چه دولت آمریکا و برخی دیگر از دولت‌های غربی، و چه وضع به شدّت نابسامان داخلی و عقب‌افتادگی شرم‌آور در علم و فنّاوری و سیاست و معنویّت و هر فضیلت دیگر. ثانیاً: هیچ تجربه‌ی پیشینی و راه طی شده‌ای در برابر ما وجود نداشت. بدیهی است که قیام‌های مارکسیستی و امثال آن نمی‌توانست برای انقلابی که از متن ایمان و معرفت اسلامی پدید آمده است، الگو محسوب شود. انقلابیون اسلامی بدون سرمشق و تجربه آغاز کردند و ترکیب جمهوریّت و اسلامیّت و ابزارهای تشکیل و پیشرفت آن، جز با هدایت الهی و قلب نورانی و اندیشه‌ی بزرگ امام خمینی، به دست نیامد. و این نخستین درخشش انقلاب بود». اینکه آقا می­‌فرماید: انقلاب اسلامی از صفر آغاز شد، حرف درستی است. چون پس از حاکمیت طاغوت و شکل گرفتن انقلاب، کشور در هیچ زمینه­‌ای تجربه‌ای نداشت، همه صفر بودند. هیچ چیز به نفع ما نبود، تمام دنیا علیه ما بود، حتی وضعیت داخلی هم علیه ما بود. یک کشور بسیار بسیار عقب‌مانده بودیم: اقتصادی نداشتیم، صنعتی نداشتیم، ثروتی نداشتیم، ذخیره ارزی نداشتیم. از طرفی هم می‌خواستیم یک حکومت و دولت و نظامی را ایجاد کنیم که بتواند زمینه سلطنت امام زمان علیه‌السلام را فراهم کند. ناگفته نماند که رژیم پهلوی را هم غربی‌ ها آوردند و بر ما حاکم کردند، برای اینکه بتواند منافع آنها را تأمین کند و راحت بتوانند هر روز شش میلیون بشکه نفت دزدی کنند. تصورش را بکنید یعنی چی. معادن و امکانات دیگر ما را هم می‌بردند. اینها همه علیه ما بودند. ابرقدرتها کلاً علیه ما بودند. یعنی جهان تقسیم شده بود به دو قطب شرق و غرب (آمریکا و شوروی). ما حتی پزشک از خارج وارد می‌کردیم. یک کشور کاملاً پست و آلوده و عقب مانده بودیم. نکته دوم اینکه تجربه قبلی هم نداشتیم. یعنی ما تمرین نکرده بودیم که بگوییم قبلاً انقلاب کرده‌ایم، حکومت‌داری کرده‌ایم و می‌دانیم حالا چطور باید حکومت را اداره کنیم. مسئولین ما هیچ تجربه‌ای از اداره حکومت نداشتند. حالا مانده بودند که حکومت را چه نام بگذارند، پیشنهادهای مختلفی شد. بعضی­ها گفته بودند که فقط جمهوری‌. یعنی فقط با رأی مردم مثل خیلی جاهای دیگر به اسم دموکراسی، بعضیها هم می‌گفتند: سوسیالیستی. بعضیها هم می‌گفتند چنین و چنان کنند. هر گروهی پیشنهادهای مختلف می‌دادند. برای اولین بار در دنیا یک ترکیبی پیشنهاد شد از طریق بنیانگذار انقلاب اسلامی با ترکیب «جمهوریت و اسلامیت» که ما جمهوریت را قبول داریم، یعنی تکیه بر رأی مردم است؛ امّا باید این جمهوریت متکی بر قوانین اسلامی باشد و مصوبات این نظام در همه زمینه‌ها باید فقه اسلامی و فقه شیعی باشد.  انقلاب اینطور شروع شد. مثل انقلاب پیغمبر که در جای کوچکی مثل مکه شروع شد. یواش یواش به مدینه رسید با مشکلات خاص خودش. هیچ کس هم فکر نمی‌کرد در مکه که عقب‌افتاده‌ترین جای کره زمین است، یکدفعه یک پیغمبری ظهور کند که قرار است نور اسلام را جهانگیر کند. انقلاب اسلامی هم همین داستان دارد. تقابل دوگانه‌ی «اسلام و کفر»؛ پدیده‌ی برجسته‌ی جهان معاصر است در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، سیستم مدیریتی در جهان یک سیستم دو قطبی بود، یعنی هر کشوری یا باید شرقی باشد یا غربی. دو ابرقدرت گردن کلفت، کل دنیا را نصف کرده بودند: نصف سرمایه‌داری، نصف سوسیالیست. حالا ایران با آن امکانات ضعیف و با آن عقب‌افتادگی شدید، انقلاب کرده و می‌خواهد با تمام قدرت، جلوی هر دو قدرت بزرگ جهانی بایستد و بگوید: من نه شرقی­‌ام نه غربی، یعنی شعارش (نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی) است. شما به هر کارشناسی بگویید این مسئله را تحلیل کند، می‌گوید این دیوانگی است و اصلاً شدنی نیست. شما تاریخ انقلاب را هم مطالعه کنید، متوجه می­‌شوید که بزرگان این انقلاب خودشان هم فکر نمی‌کردند (البته غیر از حضرت امام و شاید یکی دو سه نفر دیگر) که یکدفعه این انقلاب به این سرعت پیش برود. خدا بدون اسلحه و دست خالی این مردم را بر همه قدرتها پیروز کرد. اصلاً معجزه یعنی این، مردم دست خالی قیام کنند و پیروز هم بشوند. خوب دقت کنید توحید یعنی این، یعنی از صفر شروع کردن، همان که انبیاء از صفر شروع کردند، یعنی تنهایی شروع می‌کردند و کار را جلو می‌بردند. خدا می‌خواهد بگوید من اگر بخواهم به یک نفر قدرت بدهم، می‌توانم در مقابل یک امپراطور پیروزش کنم و خدا این کار را کرد. این نکته خیلی مهم است. تعبیر فوق‌العاده مهمی که مقام معظم رهبری در بیانیه خود فرمودند این است: «پس آ‌نگاه انقلاب ملّت ایران، جهان دوقطبی آن روز را به جهان سه‌قطبی تبدیل کرد». یعنی کس دیگری پیدا شد جلوی دو قدرت ایستاد و گفت ما هم هستیم و به هیچ کدام شما باج نمی‌دهیم. ما برای خودمان حرف داریم. ما می‌خواهیم الگوسازی کنیم، مستضعفان عالم را سازماندهی کنیم و زمینه را برای ظهور پسر پیغمبر اسلام آماده کنیم. در واقع، سخن از تاریخ نبرد هابیل و قابیل است. جنگ­ها سر عقیده شکل گرفته. رؤسای جمهور آمریکا را نگاه کنید. نوع مبارزه‌شان فقط یک مبارزه سیاسی و اقتصادی نیست، یک مبارزه عقیدتی است. می‌گویند ما تکلیف آخرالزمان را مشخص می‌کنیم. نظریه پایان تاریخ آمریکا همین را می‌گوید. ایران هم می‌گوید ما مشخص می‌کنیم. دعوا سر نبرد آخرالزمان است. سر تکلیف آخرالزمان است. سر جنگ آخرالزمان است. سر کره زمین است که حاکمیت را چه کسی می‌خواهد به عهده بگیرد. دنیا با ما مبارزه عقیدتی می‌کند و ایران هم حرفش سر همین است. می‌گوید من بحث دنیایی ندارم. چنانکه امام (ره) هم همین را فرمودند: «جمهوری اسلامی برای تأمین علف مردم نیامده، آمده برای یک هدف مقدس، باید تکلیف تاریخ روشن بشود». امام زمان علیه‌السلام باید از تنهایی و آوارگی، غایب بودن در بیاید. بحث سر این است. امام این حکومت و این دولت می‌فرماید: «انقلاب ملت ایران جهان دوقطبی آن روز را به جهان سه قطبی تبدیل کرد و سپس با سقوط و حذف شوروی و اقمارش و پدید آمدن قطبهای جدید قدرت، تقابل دوگانۀ جدید «اسلام و استکبار» پدیده‌ی برجستۀ جهان معاصر و کانون توجّه جهانیان شد». پس بحث اصلاً بحث قطب شوروی و آمریکا نبود. بحث سر اسلام و کفر بود. الان نزاع‌­های کره زمین شکل سیاسی و نظامی دارد؛ اما پشت پرده و باطنش داستان کفر و ایمان است. این را دقت کنیم. جهان تبدیل شد به دو قطب مؤمن و مستضعف و قطب کافر و مستکبر. حالا این دو قطب شروع کرده اند به یارگیری کردن. انقلاب اسلامی، نقطه آغاز تغییر تاریخ جهان است خدا در عظمت مردم ایران و انقلاب اسلامی آیه نازل کرده و صدها حدیث در این زمینه داریم. انسان باید بتواند این­ها را درک کند و مطمئن باشید که جمهوری اسلامی ایران تا زمان ظهور و بعد از ظهور پابرجاست و پایگاه اهل‌بیت و دین خدا خواهد بود. نکته مهم دیگر، این‌ است که انقلابی که خدا ایجاد کرد، یک موجود باشعور و زنده است. مثل یک روح در بدن می‌ماند. موجودی که حیات دارد، زنده است و شعور دارد و عملیات می‌کند، کار می‌کند، حرکت می‌کند، بالا و پایین دارد. گاهی توقف دارد، گاهی هم آسیب می‌بیند. گاهی هم بازسازی می‌شود. ولی زنده است و حرکت می‌کند. پس بهتر است انسان با دیدِ فوق عقلانی و انسانی به کشورش نگاه کند و عاشقش بشود، یعنی یک عشق ابدی و جاودانه داشته باشد و از نگاه طبیعی و حیوانی بیرون بیاید و بداند که کشور ایران جایی است که خدا انتخابش کرده و اهل‌بیت روی آن دست گذاشته اند برای تغییر مسیر تاریخ. مرحوم علامه از پیامبر ص نقل می‌کند که خداوند عمر جهان را صد هزار سال قرار داده که فقط 20 هزار سالش برای دشمنان اهل‌بیت است. 80 هزار سالش برای اهل‌بیت است. قرار است این 20 هزار سال که دشمنان اهل‌بیت روی کره زمین حاکم هستند تغییر کند و حکومت زمین به دست اهل‌بیت علیهم‌السلام بیفتد. آنجایی که تغییر مسیر تاریخ در کره زمین شروع می‌شود و حاکمیت از طاغوت‌ها به اهل‌بیت علیهم‌السلام منتقل می‌شود، «ایران» است، یعنی داستان از انقلاب اسلامی ایران شروع می‌شود. آلان هم ما می‌بینیم که چه تغییر و تحولاتی در این 40 سال اتفاق افتاده، ما چقدر به این ماجرا نزدیک شده‌ایم. با روشن شدن هدف انقلاب اسلامی، مأموریت این کشور، نجات امام زمان علیه‌السلام از غیبت و آوارگی و تنهایی و طردشدگی است. این نگاه، نگاه فوق عقلانی، فطری و انسانی است. چون انقلاب اسلامی به‌عنوان بزرگ‌ترین هدیه خدا و اهل‌بیت است برای انفجار نور در جهان، برای حاکمیت اهل‌بیت در جهان. پس کسی که عاشق الله و اهل‌بیت علیهم‌السلام است، نمی‌تواند نگاه درستی به کشورش نداشته باشد و اینها هستند که وفادار و پاکار می­‌مانند. عملکرد بعضی از دولتمردان آن‌قدر بد و زشت و کثیف بوده که حال خیلی‌ها از افراد در مسائل سیاسی را به هم می‌زند و خیلی‌ها فکر می‌کنند انقلاب و نظام اسلامی با دولت یکی است. در حالی که این طور نیست. نظام اسلامی یعنی آن ساختار سیاسی که اهل‌بیت طراحی کرده‌اند در ایران ایجاد بشود و این ساختار بتواند زمینه را برای پذیرش امام زمان علیه‌السلام در سطح جهان آماده کند. حالا در این ساختار، کسانی می‌آیند و مسئولیت‌های دولتی می‌گیرند و اداره امور مردم را به عهده می‌گیرند که بعضی‌ها خوب هستند و بعضی‌ها بد هستند و بعضی‌ها بدترند، بالأخره همه جور افراد می‌آیند. این‌ها را نباید باهم یکی بدانیم. بحث سر دولت نیست؛ بلکه نظام اسلامی است، بحث انسانیت و بشریت است، بحث حاکمیت مستضعفان و حاکمیت دین خدا و دین اهل‌بیت علیهم‌السلام بر سراسر جهان است. این را حواسمان باشد، این دو را قاطی نکنیم، خیلی‌ها این‌ دو را با هم می‌کنند، یک‌دفعه از رسالت الهی و انسانی و انقلابی خودشان کَنده و جدا می‌شوند. فکر می‌کنند مثلاً اگر دولت دزدی می‌کند، خیانت می‌کند، معنایش بد بودن نظام اسلامی است. این‌طور نیست. حفظ انقلاب اسلامی در سایه عشق به خدا عبادت است این نکته خیلی مهمی است که بدانیم امروز ما و کشورمان در چه موقعیت و جایگاه تاریخی و اجتماعی قرار داریم. اگر کسی این را نفهمد، امکان ندارد در لشکر و در چادر امام زمان علیه‌السلام بتواند کمکی به حضرت بکند. اینکه امام امت (ره) می‌فرماید: «حفظ جمهوری اسلامی از نماز هم بالاتر است». چون تمام اصول دین و مکتب اهل‌بیت و تشیّع و آن حکومتی که زمینه‌ساز ظهور آقا امام زمان علیه‌السلام است، وابسته به این نظام و انقلاب است. اگر ما شکست بخوریم، این شکست فقط شکست یک ملت نیست، شکست یک فرهنگ نیست، شکست ده­ها میلیون در داخل و میلیاردها انسان در خارج از کشور است که وابسته به این نظام و انقلاب‌اند. کسانی هستند که نگاه‌شان به کشور یک نگاه دنیایی است. یعنی با یک نگاه ملی و با دین و مذهب و مکتب و امام زمان علیه‌السلام و آینده جهان و این‌طور چیزها کاری ندارند. آنچه برایشان مهم است، کشورشان است. خود این دوست داشتن هم یک کمال است که انسان وطنش را دوست داشته باشد و عزت وطنش را بخواهد. چنانکه در روایت هم نقل‌شده که اگر کسی وطن‌دوست باشد، بخشی از ایمان را دارد: «حبّ الوطن من الإیمان= دوست داشتن وطن، از نشانه‌های ایمان است». این هم بسیار خوب است که انسان غرور ملی و ایرانی داشته باشد و سربلندی و پیروزی و موفقیت و پیشرفت کشورش را بخواهد. این‌طور آدم­ها هرگز خیانت به کشور نمی‌کنند. حتی اگر با دین همراهی نداشته باشند. امّا یک عده نگاه انسانی به کشور دارند، یعنی از نگاه اهل‌بیت به کشورش نگاه می‌کنند که این کشور، کشور اهل‌بیت است. مرکز تشیّع است. مرکز دین خدا و اسلام ناب محمدی ص است. اینها عِرقی که به این کشور دارند، زمینی نیست؛ بلکه به‌عنوان یک ارزش انسانی، الهی و ابدی به آن نگاه می‌کنند. این نوع کشور دوستی و تلاش برای پیشرفت کشور طوری است که از این نگاه، شب تا صبح عبادت است. یعنی این شخص دائماً در جهاد است. چون نگاهش، نگاه جهانی است، به کشورش به‌عنوان پایگاهی که قرار است کره زمین را نجات بدهد، نگاه می‌کند. هر دو نگاه خوب است؛ اما این کجا و آن کجا، تفاوتش از زمین تا بی­نهایت است که کسی عشق الهی به کشورش داشته باشد و به‌عنوان یک موجود الهی نگاه کند. ایران تنها کشوری است که اسلام، تشیّع و دین اهل‌بیت را سرپا نگه‌داشته، تا ان‌شاءالله به دست امام زمان علیه‌السلام برسد. بقیه هم وابسته به او هستند. پس این نگاه مهمی است که من کشورم را دوست دارم، امّا به عشق الله، نه به خاطر یک عشق زمینی و جغرافیایی. کسی که این‌طور به کشورش نگاه می‌کند، هر نوع کاری برای کشور انجام بدهد، تقرب به خدا پیدا می‌کند. قا/183 انقلاب اسلامی، تعیین کننده آخر زمان

صوت

1 - شناخت خصوصیت های دشمن، بصیرت سیاسی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11069
زمان انتشار: 14 ژولیه 2020
| |
شرح نامه امام رضا (ع)

شرح نامه امام رضا ع به شیعیان، توسط استاد شجاعی

شرح نامه امام رضا (ع)

برخی از روایات اگر شرح نشود، به طور کامل نمی‌توان از این گنجینه‌ها استفاده کرد. این بخشنامه حضرت حاوی ۸ نکته و ۳ هشدار است که شرح آن تقدیم مخاطبان گرامی می‌شود.

شهادت امام رضا (علیه‌السلام) تسلیت باد

مباحث آسیب شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا علیه السلام

فضيلت و پاداش زيارت امام رضا (عليه السلام)

شاخصه های اخلاقی امام رضا (علیه السلام) از منظر روایت

حضرت در نامه‌ای که از طریق حضرت عبد العظیم ارسال می‌فرمایند و در حقیقت بخشنامه ای به شیعیان در همه زمانها است، تاکید می فرماید: من با خود عهد کرده ام که هر کس مرتکب اعمال ناشایستی که گفتم بشود، از خدا بخواهم که او را به سخت ترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز از زیان کاران خواهد بود. حضرت می‌فرماید: به دوستان ما توجه بده که خداوند همه نیکوکرداران و حتی بدکاران آنان را مورد عفو خویش قرار خواهد داد. اما از سه گروه نخواهد گذشت و آنان را مورد بخشایش خویش قرار نخواهد داد.جز اینکه از نیت خود بازگردند و اگر از این اندیشه و عمل زشت خویش بازگردند، مورد آمرزش خواهند بود. اما اگر همچنان باقی باشند، خداوند روح ایمان را برای همیشه از دل آنان خارج ساخته و از ولایت ما نیز بیرون خواهد برد و از دوستی ما اهل بیت(ع) نیز بی بهره خواهند بود و من از این لغزشها به خدا پناه می برم. سه گروهی که امام رضا ع هشدار داده که مورد بخشایش خدا نخواهند بود: الف) کسانی که مرتکب اعمال ناشایستی شوند که بیان می شود. ب) کسانی که  به خدا شرک ورزند. ج) کسانی که یکی از دوستانم را برنجانند، یا به یکی از دوستان  و رهروانم خشم کنند و یا به او آسیب برسانند و یا در دل نسبت به آنان کینه بورزند. متن نامه: بسم الله الرحمن الرحیم. یا عبدالعظیم! أبلغْ عنّی أولیائی السلامَ؛ و قل لهم: أن لا یجعلوا للشیطان على أنفسهم سبیلاً؛ و مُرْهم بالصدق فی الحدیث؛ و أداء الأمانة؛ و مُرْهم بالسکوت وترک الجدال فیما لا یَعْنیهم، وإقبالِ بعضهم على بعض والمُزاوَرة، فإنّ ذلک قربة إلیّ. ولا یشغلوا أنفسهم بتمزیق بعضهم بعضاً. فإنّی آلیتُ على نفسی أنّه مَن فعل ذلک وأسخط ولیّاً من أولیائی دعوتُ الله لِیعذّبه فی الدنیا أشدّ العذاب، وکان فی الآخرة من الخاسرین. وعرِّفْهم أنّ الله قد غفر لمحسنهم، وتجاوز عن مسیئهم، إلاّ مَن أشرک به أو آذى ولیّاً من أولیائی أو أضمر له سوءً، فإنّ الله لا یغفر له حتّى یرجع عنه، فإنْ رجع وإلاّ نُزع رُوح الإیمان عن قلبه، وخرج عن ولایتی، ولم یکن له نصیب فی ولایتنا، وأعوذ بالله من ذلک.  نکته ها: نکته ۱- «أبلغْ عنّی أولیائی السلامَ= سلام گرم مرا به دوستدارانم برسان». هر کس از شیعیان حضرت به محض این که متوجه سلام ایشان شد، بر او واجب است که جواب سلام امام را بدهد. این که در سلام حضرت به ما چه برکاتی وجود دارد، شرح مفصلی نیاز دارد. نکته ۲- «وقل لهم: أن لا یجعلوا للشیطان على أنفسهم سبیلاً= و به آنان بگو: در دلهای خویش برای شیطان راهی نگشایند». استاد محمد شجاعی بحث مفصلی در موضوع شیطان شناسی دارد که باید به آن مراجعه کرد. اما توضیح کوتاهی در اینجا تقدیم می شود: بستن راه دل بر شیطان) یکی از مهم‌ترین مشکلات بشر و ریشه بسیاری از اختلافات در دین و دنیا ابلیس و وسوسه های اوست. خداوند در آیات بسیاری بیان کرده است که شیطان سوگند خورده جز بندگان مخلص خداوند، همه بشر را گمراه کرده و به دوزخ گرفتار کند. (حجر، آیات 39 و 40؛ ص، آیات 82 و 83) شیطان هر چند که از نظر حیله‌گری دارای ضعف است اما به سبب دو عامل می‌تواند به مقاصد خویش برسد.  هواهای نفسانی انسان) ابلیس و شیاطین با بهره‌گیری از این نقطه ضعف انسانی امکان آن را می‌یابند تا به مقاصد شوم خویش برسند و او را به سقوط بکشانند و از خداوند و صراط مستقیم عبودیت که هدف و فلسفه آفرینش انسان و جن است دور سازند. نهان بودن آنان از چشم انسان‌ها) چون شیاطین از عصاره آتش هستند، دارای جسمی بسیار لطیفند که امکان دیدن آنان نیست. آنان ما را می‌بینند؛ ولی ما نمی توانیم. البته این بدان معنا نیست که آنها از امور غیبی، مانند نیات باطنی ما خبر داشته باشند. این شیاطین تنها از راه نشانه‌های ظاهری می‌توانند به باطن و نیات درونی ما آگاه شوند . به هر حال، ابلیس و شیاطین هر چند که دارای موقعیت برتری از یک جهت هستند، ولی انسان‌ها از موقعیت‌هایی برخوردارند که آنها در اختیار ندارند؛ از این رو می‌توانند با تلاش‌ها و کمین‌های شیطانی مقابله کنند؛ ولی اگر اجازه دهند تا ابلیس به درون دلشان راه یابد، دیگر خود این انسان است که خود را تحت ولایت شیطان درآورده و زمام امورش را به او سپرده است. در این حالت، این ابلیس و شیطان است که افکار و اعمال فرد را مدیریت می‌کند و شخص، بازیچه‌ای در دست شیطان می‌شود. این همان چیزی است که خداوند به عنوان اولیای شیطان از آن یاد کرده و در برخی از موارد، شخص انسانی و جنی، ایمان خود را از دست داده و هویت شیطان را پیدا کرده است، به عنوان شیاطین‌ انس و جن از آنان یاد می‌کند. نکته ۳- و مُرْهم بالصدق فی الحدیث= و آنان را به راستگویی در گفتار امر کن. استاد شجاعی در فراز «و ثبتنی قدم صدق فی الدنیا و الآخره» در زیارت عاشورا طی چند جلسه به مساله راستگویی و قدم صدق در دنیا و آخرت پرداخته است. صداقت در گفتار) بی‌گمان کلید بسیاری از گناهان، دروغ و عدم صداقت در گفتار است. امام حسن عسگری(ع) می‌فرماید: تمام زشتی‌ها در اتاقی قرار داده شده و کلید آن، دروغ است. (بحارالانوار، ج 72، ص 262) در روایت است که شخصی به حضور پیامبر اکرم(ص) رسید و گفت: من بیشتر گناهان را مرتکب می‌شوم، ولی تصمیم گرفته‌ام که خود را اصلاح کنم، ولی نمی‌دانم چگونه؟ حضرت فرمود: دروغ نگو و هر گناهی که می‌خواهی انجام بده. پس از مدت کوتاهی، شیطان او را وسوسه کرد تا کار خلافی انجام دهد. بی درنگ به فکر فرو رفت که اگر من مرتکب چنین عملی شوم و فردا رسول خدا (ص) از من در این باره بپرسد، چه بگویم. اگر راست بگویم، حد بر من جاری می‌کند و اگر دروغ بگویم، که خلاف تعهد است. به همین ترتیب، هر گاه می‌خواست مرتکب گناهی شود، قدری اندیشه می‌کرد و به این ترتیب، ترک دروغ سبب شد دیگر گناهان را نیز ترک کند.(امالی، ص 419) در آیات و روایات نخستین شرط سلامت نفسانی، صداقت دانسته شده است. خداوند دروغ را دشمن می‌دارد و آن را جزء گناهان کبیره قرار داده و وعده دوزخ به دروغگویان داده است. پیامبر (ص) دروغ را به هر شکلی باطل می‌داند حتی اگر برای شادی و سرور دیگران باشد. ایشان می‌فرماید: وای بر کسی که کلام دروغی را نقل کند تا دیگران بخندند. وای بر او، وای بر او. نکته ۴- « و أداء الأمانة= و ادا کردن امانت» ادای امانت: در آیات و روایات بر ادای امانت و ترک خیانت، بسیار تاکید شده است. خداوند در (آیه 58 سوره نساء و آیه 27 سوره انفال)، فرمان می‌دهد که امانت را چنان‌ که تحویل گرفته‌ اید، به صاحبان آن برگردانید. خیانت در امانت نسبت به هر کسی چه مومن و چه کافر جایز نیست. امیر مومنان (ع)- فرمود: لحظه‌ای قبل از وفات پیامبر (ص) سه بار از او شنیدم که فرمود: ای علی! امانت را به نیکوکار و بدکار پس بده، کم باشد یا زیاد، حتی نخ و سوزن. (بحارالانوار، ج 77، ص 275) همچنین آن حضرت (ع) در یکی از وصیت هایش فرمود: امانت ها را رد کنید، گرچه به قاتلان پیامبران باشد. (تحف، العقول، ص 74) اصولا از ویژگی‌های هر مومنی، وفای به عهد (مومنون، آیه 8) و ادای امانت و ترک خیانت است. (انفال، آیه 27) در برخی از روایات آمده که علی (ع) فرمود: راس الاسلام الامانه= سر اسلام، امانتداری است. (شرح غرر الحکم، ج 4، ص 47) نکته ۵- «و مُرْهم بالسکوت= و آنان را به سکوت دعوت کن». استاد شجاعی در باره «سکوت و جدل»، در ۱۲ جلسه سخن گفته و همچنین طی ۱۲ جلسه دیگر به بحث «تفکر» که حاصل سکوت است پرداخته است. اما تاکنون فقط 4 جلسه از آن تنظیم شده و در سایت موسسه قابل رویت است و این کار ادامه دارد. سکوت پر معنا) فرمودند اگر سخن گفتن نقره و سیم باشد، سکوت، طلای ناب است؛ زیرا در سخن گفتن به ویژه پر گویی، ممکن است خلاف گویی رخ دهد و فرد، سخنی را به سهو و یا عمد بگوید که موجب رنجش دیگران شود. البته هر سکوتی خوب نیست، بلکه سکوتی پسندیده است که انسان به جای خیال‌بافی، به اذکار و اوراد و یا به تفکر و تدبر و تعقل بپردازد. در زمینه تاثیر سکوت بر تعمیق تفکر و استواری عقل از رسول‌خدا (ص) نقل شده است که فرمود: هرگاه مومنی را بسیار ساکت یافتید، به او نزدیک شوید. زیرا در حالت سکوت بر قلب مومن حکمت جاری می‌شود. مومن، کم‌گو و پر عمل است. اما منافق، پرگو و کم عمل است. (مستدرک الوسایل، محدث نوری، ج 9، ص 18) در روایات اسلامی صمت به عنوان نشانه‌ی مومن معرفی شده؛ چرا که آغاز عبادت با صمت و سکوت همراه است و با سکوت این امر فراهم می‌آید که انسان به تفکر بپردازد یا به ذکر الهی اقدام کند و عبادت خداوندگار کند. امام رضا (ع) درباره فواید سکوت می‌فرماید: از نشانه‌های فهم عمیق و درست، بردباری، دانش و سکوت است دری از درهای حکمت است. سکوت محبت می‌آورد و راهنمای هر خیری است.( اصول کافی، ج 2، ص 113، باب الصمت و حفظ اللسان، حدیث 1) نکته ۶- «و ترک الجدال فیما لا یَعْنیهم= و آنان را به ترک درگیری و جدال در کارهای بیهوده و بی فایده فرابخوان». با وجودی که خداوند در قرآن از «جدال احسن» به عنوان یک روش نیکو یاد می کند، اما از جدل، جز به مجادله به روش نیک نهی شده است.(نحل، آیه 125). «جدال احسن» که با هدف تعلیم و بیان حقیقت صورت می‌گیرد، با استفاده از معقولات مقبول در نزد مخاطب است. اما روش‌های دیگر جدل، جز زیان برای دو طرف چیزی در بر ندارد. برای همین است که خداوند در بهترین موقعیتهایی که انسان می تواند رشد کند، ما را از جدل پرهیز داده و می فرماید: لا جدال فی الحج= در حج جدل نکنید». قطعا این تمرینی است برای سایر مراحل زندگی. چه بسیار دعواهایی که به نقص عضو منجر شده و با یک جدل کوچک شروع شده است؛ چه بسیار دوستان خوبی که بخاطر یک جدل، بینشان جدایی افتاده است؛ جه بسیار خانواده ها که با یک جدل، کارشان به طلاق کشیده شده است. اینها همان «جدال فیما لا یعنی=جدل کردن در امور بیهوده» است. نکته ۷- «و إقبالِ بعضهم على بعض و المُزاوَرة= به یکدیگر روی آوردن و زیارت یکدیگر». حضرت می فرمایند: دوستان ما را به صله رحم و رفت و آمد با یکدیگر و رابطه گرم و دوستانه با هم، دعوت کن. چرا که این کار باعث تقرب به خدا و من و دیگر اولیاء اوست. استاد شجاعی در مورد دوستی و همدلی منتظران منجی و حقوقی که نسبت به یکدیگر دارند نکته ۸- «و لا یشغلوا أنفسهم بتمزیق بعضهم بعضاً= و خود را مشغول نکنند به درگیری با یکدیگر». این همان آیه ای است که می فرماید: لَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَت َذْهَبَ رِیحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ = با یکدیگر نزاع نکنید که فشل و سست خواهید شد و  مهابت‏ شما از بین برود؛ و صبر كنید كه خدا با شكیبایان است. تاکید حضرت بر این است که «دوستان ما نباید فرصتهای گرانبهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند».

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11065
زمان انتشار: 14 ژولیه 2019
| | |
عنایت و شفای امام رضا ع به یک پسر بچه سرطانی در زرند کرمان همین دهه کرامت ۹۸

عنایت و شفای امام رضا ع به یک پسر بچه سرطانی در زرند کرمان همین دهه کرامت ۹۸

فیلم

1 - عنایت و شفای امام رضا ع به یک پسر بچه سرطانی در زرند کرمان همین دهه کرامت ۹۸

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11051
زمان انتشار: 10 ژولیه 2019
| | | | |
چرا می‌گوییم فرج نزدیک است؟

چرا می‌گوییم فرج نزدیک است؟

فیلم

1 - چرا می‌گوییم فرج نزدیک است؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11033
زمان انتشار: 6 دسامبر 2019
| | |
از حضرت معصومه(س) فرج امام زمان (ع) را بخواهیم

از حضرت معصومه(س) فرج امام زمان (ع) را بخواهیم

السلام علیک یا فاطمه معصومه 
یا فاطمةُ اشفعی‌ لی فی‌ الْجَنَّةِ

فیلم

1 - از حضرت معصومه(س) فرج امام زمان (ع) را بخواهیم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11024
زمان انتشار: 28 ژوئن 2020
| |
دهه کرامت و ماه رضوی ع

دهه کرامت و ماه رضوی ع

از جمله ایام الله، دهه کرامت است که آغاز و انجام آن به ولادت دو کریم از خاندان کرامت و مجلای اسم اعظم کریم خداوندی، مزین گشته است، البته نامگذاری این ایام به دهۀ کرامت حکمتی اجتماعی دارد که برخاسته از روح کریمانه و قلب پاک مردم جامعۀ ماست، ولی شایسته است که به این مناسبت، از خوان کرم اهل بیت علیهم‌السلام و احادیث شریف رسیده از آن بزرگواران، بهره مند شویم.

ماه ذیقعده، ماه رضوی(ع) در هر یک از ماه های قمری مناسبت‌هایی مـرتبط بـا اهـل بیت(ع) وجود دارد که می توان آن ماه را به نام آن امام نامید؛ در ماه ذی قعده می‌توان به خاطر مناسبتهای مـربوط به امام رضا(ع) آن را ماه امام رضا(ع) نامید؛ چرا که ولادت و شهادت آن حضرت (بنا بـر قولی) در این ماه واقع شـده اسـت و ازطرفی دیگر بهترین فصل زیارت آن حضرت؛ بلکه زیارت مخصوص ایشان است. همچنین ابتدای این ماه با ولادت خواهر گرانقدرش حضرت معصومه(س) مزین گشته و آخر این ماه نیز با شهادت حضرت جواد(ع) فرزند دلبند آن حضرت سـیاهپوش گردیده است. علاوه بر این، چند سالی است که اوّل تا یازدهم آن را «دهه کرامت» نامیده اند. دهه کرامت سالروز میلاد حضرت فاطمه معصومه و وجود مبارک امام هشتم (سلام الله علیهما) این دهه، دهه کرامت است؛ یعنی در این دهه می‌توان فرشته شد، چون کرامت در شناسنامه ملائکه است. وقتی ذات اقدس الهی فرشته ها را معرفی می‌کند در سوره مبارکه «انبیاء» می‌فرماید: ﴿بَلْ عِبادٌ مُکرَمُونَ٭ لا یسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یعْمَلُونَ﴾ فرشته را بندگان کریم می‌داند و معرّفی این کرامت را به این دو عنصر محوری قرار می‌دهد که نه اهل افراط اند نه اهل تفریط اند. این جمله ﴿لا یسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یعْمَلُونَ﴾ این به منزله حدّ تامّ کرامت است؛ ﴿بَلْ عِبادٌ مُکرَمُونَ﴾ چرا؟ چون ﴿لا یسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یعْمَلُونَ﴾ نه جلو می‎افتند نه دنبال، این اصل اوّل که ذات اقدس الهی در سوره «انبیاء» فرشته ها را به عنوان بندگان مکرّم معرفی می کند. کرامت در کلام کریمان کرامت در لغت به مـعنی سـخاوت، شـرافت و عزّت است: «کرم اگر وصف خدا واقع شود، مراد از آن احـسان و نعمت آشکار خداست و اگر وصف انسان باشد، نام اخلاق و افعال پسندیدۀ اوست که از وی ظاهر می‌شود. به کسی کریم نمی‌گویند؛ مـگر بـعد از آنـکه آن اخلاق و افعال از وی ظاهر شود و هر چیزی که در نوع خود شریف است، بـا کرم تـوصیف می‌شود.» قرآن آشکارا اعلام می‌کند که انسان از کرامت و شرافت ذاتی برخوردار است. مهم ترین آیۀ مربوط به کرامـت ذاتـی و اکـتسابی عبارت است از: «وَ لَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مـِنَ الطـَّیبَاتِ وَ فـَضَّلْنَاهُمْ عَلَی کثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً»؛ «ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا (بر مرکبهای راهـوار) حـمل کردیم و از انـواع روزی‌های پاکیزه به آنان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم، برتری بخشیدیم.» در سخنی از امام صادق(علیه السلام)، سه ویژگی به عـنوان نـشانه های «کرم» معرفی شده است: «ثلاثة تدل علی کرم المرء: حسن الخلق و کظم الغیظ و غضّ الطرف» خوش خلقی و فرو خوردن خشم و چشم پوشی از اشتباهات دیگران. روایتی از امام علی(علیه‌السلام) نقل شده که فـرمود: «الکرم، مـِلک اللسان و بذل الاحسان» کرم آن است که انسان بر زبان خود، مسلط باشد و به دیگران احسان نماید. در روایتی دیگر، کرامت به خودداری از محرمات الهی و دور بودن از عیب و نقص تعریف شده: «الکریم من تجنب المـحارم و تـنزه عن العیوب». مولای موحدان علی (علیه السلام) در کلامی، ویژگی فرد کریم را با عبارتی دیگر بیان فرموده است: «الکریم من یعفو مع القدرة و یعدل مع الأمرة و یکفّ لسانه و یبذل احسانه» کریم کسی اسـت که در حـال اقتدار، از خطای دیگران بگذرد و زمـانی که حـکومت در دسـت اوست، به عدالت رفتار کند و زبانش را نگه دارد و به دیگران نیکی کند. گرچه هر یک از این گوهرهای خزانه کرامت، ظاهراً به گونه‌ای مـتفاوت، وصـف کریم و کرامـت را بیان فرموده، ولی می‌توان به اتفاق آن ها در یک امر دسـت یافـت که نیکو است آن وجه اتفاق و اشتراک را نیز از خود حضرت بشنویم. آن امام همام(علیه السلام)، در گفتاری کوتاه به آن اشاره فرموده: «الکرم نـتیجة عـلوّ المـهمة» کرم، ثمره و نتیجه‌ی بلندی همت انسان است و چه نکته زیبایی در این کلام کوتـاه نهفته است. بلند همتان، کریمان تاریخ اند و بلند همت، کسی است که زبانش رها و بی مهار، غضبش خروشان، گذشتش در حال ضـعف و حـکومتش هـمراه با ظلم و تبعیض و ستم به زیر دستان نباشد. از مرزهای الهی نگذرد و مـرتکب مـحرمات نشود و در برطرف کردن نقص و عیب خود تلاش کند و خوش خلق و نیکوکار باشد. مطلب آخر این که شاید بـتوان اسـتنباط نـمود که در مکتب انسان کامل، مراد از کرم، نیکی و احسان به بشریت است که در دو قالب ظـهور مـی کند: نـیکی به دیگران با بذل و بخشش به آن ها و نیکی به خود با نگه داری زبان، دوری از گـناه و پاکی از نـقایص روحـی که با نگاهی دقیق، این هم نوعی دیگر از احسان به دیگران است، آن گاه که جامعه از آلودگـی و گـناه پاک شود، بخل و ظلم و ستم و تبعیض رخت بر می بندد و کرم به معنای واقعی تحقق خـواهد یافـت. (نامه جامعه آبان 1388 - شماره 62) بر خوان کرم دﻫﻪ ﮐﺮاﻣﺖ ﯾﺎدآور ﻋﺎﻟﯽ ﺗﺮﯾﻦ و ﭘﺮﻣﻌﻨﺎﺗﺮﯾﻦ ﻋﻼیق ﻣﻬﺮ و وﻓﺎی ﯾﮏ ﺧﻮاﻫﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻘﺎم ﺷﺎﻣﺦ اﻣﺎم و ﻣﻘﺘﺪا در ﻗﺎﻣﺖ ﯾﮏ ﺑﺮادر دﻟﺒﻨﺪ اﺳﺖ و ﻣﻈﻬﺮ ﺗﻤﺎم اﯾﺜﺎر و ﻋﺸﻖ ﮐﺎروان ﺧﺎﻧﺪان رﺳﺎﻟﺖ ﺑﻪ ﺳﺮﮐﺮدﮔﯽ ﺣﻀﺮت اﻣﯿﺮ اﺣﻤﺪﺑﻦ ﻣﻮﺳﯽ ﻋﻠﯿﻬﻤﺎاﻟﺴﻼم، اﻣﯿﺮ ﺟﺎوداﻧﻪ ﻋﺸﻖ و وﻓﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻣﺎم، ﺑﺮادر و وﻟﯽ اﻣﺮ اﺳﺖ. ﻣﻬﺮ و وﻓﺎ و ﻋﺸﻖ و اﯾﺜﺎری ﮐﻪ ﺧﻮاﻫﺮ ﻣﻬﺮﺑﺎن و دﻟﺪاده را ﺑﻪ ﻫﺠﺮت ﮐﺸﺎﻧﺪ و ﻏﺮﺑﺖ و ﺑﯿﻤﺎری و ﻣﺮگ در ﻓﺼﻞ ﺟﻮاﻧﯽ را ﺑﺮای او آﺳﺎن ﮐﺮد و ﺑﺮادر آزاده و ﺳﺮاﻓﺮاز ﺣﻀﺮت ﺷﺎﻫﭽﺮاغ ﻋﻠﯿﻪ اﻟﺴﻼم را وادار ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺒﺎزی و ﺷﻬﺎدت ﮐﺮد. ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ و ﻋﺸﻘﯽ ﮐﻪ ﺟﺰ در ﻣﻮرد ﻋﺸﻖ ﺣﻀﺮت زﯾﻨﺐ ﮐﺒﺮی و ﺑﺮادر ﺑﺎ وﻓﺎﯾﺶ ﺣﻀﺮت اﺑﻮاﻟﻔﻀﻞ ﻋﺒﺎس ﻋﻠﯿﻪ اﻟﺴﻼم ﻣﺼﺪاق ﻧﺪارد. آری درود ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺮ اﻫﻞ ﺑﯿﺖ ﻋﻠﯿﻬﻢ‌اﻟﺴﻼم و ﺻﺪﻫﺎ ﺳﻼم و درود ﺑﺮ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ اﯾﺜﺎر و ﺷﺠﺎﻋﺖ و وﻓﺎﯾﺸﺎن. ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن و ﺷﯿﻌﯿﺎن ﻋﺎﺷﻖ آل ﷲ در اﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻣﻪ ﺷﺎدی، ﮐﻪ ﺳﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﺑﺰرگ اﻟﻬﯽ را ﺑﻪ ﺧﻮد اﺧﺘﺼﺎص داده اﺳﺖ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﻮاز ﻣﯽ‌روﻧﺪ. ﺳﺮاﺳﺮ اﯾﺮان اﺳﻼﻣﯽ ﺑﺎ ﻣﺤﻮرﯾﺖ ﺳﻪ ﮐﺎﻧﻮن ﻣﻬﻢ، ﺷﻬﺮﻫﺎی ﻣﻘﺪس ﻣﺸﻬﺪ، ﻗﻢ و ﺷﯿﺮاز آذﯾﻦ ﺑﻨﺪی ﻣﯽ‌ﺷﻮد و اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﻋﺎﺷﻖ ﺧﺎﻧﺪان رﺳﻮل اﷲ ﺻﻠﯽ‌ﷲ‌ﻋﻠﯿﻪ‌و‌آﻟﻪ و ﺳﻠﻢ ﻫﻤﮕﺎم ﺑﺎ ﺷﯿﻌﯿﺎن ﺟﻬﺎن اﯾﻦ ﺳﺎﻋﺎت و اﯾﺎم را ﮔﺮاﻣﯽ ﻣﯽ دارﻧﺪ.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11016
زمان انتشار: 14 نوامبر 2019
| |
سفارشات گهربار امام جعفر صادق علیه‌السلام

میلاد مسعود امام جعفر صادق علیه السلام مبارک باد

سفارشات گهربار امام جعفر صادق علیه‌السلام

عنوان بصرى مى‌گويد: از امام صادق عليه‌السلام خواستم به من پند و اندرز بدهند. فرمود: تو را به انجام نُه چيز سفارش مى‌كنم، آن سفارش ها نه تنها براى شما بلكه به همه كسانى است كه مى‌خواهند در راه خداوند قدم بردارند و از خداوند مى خواهم تو را نيز در انجام آنها يارى فرمايد.

سه تاى آنها در تهذيب اخلاق و تربيت نفس است .
و سه تاى ديگر در صبر و شكيبايى است .
و سه تاى هم در علم و دانش است .
به آنها مواظب باش هرگز آنها را سبك مشمار...

عنوان بصرى مى‌گوید: خود را براى یاد گرفتن آنها آماده كردم. آنگاه امام علیه السلام فرمود: اما آن سه چیز كه در ریاضت و تهذیب نفس است، عبارتند از: 1. بپرهیز! از خوردن چیزى كه به آن میل ندارى. زیرا باعث نادانى و كودنى مى گردد. 2. هرگز غذا نخور! مگر وقتى كه گرسنه هستى. 3. همواره غذاى حلال بخور و هنگام خوردن نام خدا را ببر. (بسم الله بگو) همواره فرمایش رسول خدا صلى الله علیه و آله را در نظر داشته باش كه درباره مذمت پرخورى فرمود: «انسان هیچ ظرفى را پر نكرده كه بدتر از شكم باشد». چنانچه به میل غذا ناگزیرى، شكم را سه قسمت كن! یك قسمت آن را به خوراك و یك قسمت دیگرش را به نوشیدنى و قسمت سومش را براى نفس كشیدن اختصاص بده. اما آن سه چیز كه در حلم و بردبارى است، عبارتند از: 1. هرگاه كسى به تو گفت :اگر یك حرف دشنام و ناسزا بگویى در مقابل ده تا مى شنوى، تو در جواب بگو: اگر ده تا سخن زشت بگویى یك حرف از من نخواهى شنید. 2. هرگاه كسى تو را فحش داد و بد گفت، در پاسخ بگو: اگر آنچه را كه گفتى راست است از خداوند مى خواهم مرا ببخشد و از تقصیراتم بگذرد و اگر آنچه را كه گفتى دروغ است و ابداً در من نیست از خداوند مى خواهم تو را ببخشد. 3. هر كس تو را وعده فحش و دشنام داد، تو به او وعده پند و اندرز و احترام بده ! و اما آن سه چیز كه در علم و دانش است ، عبارتند از: 1. آنچه را كه نمى دانى از دانشمندان بپرس و بپرهیز از این كه پرسش تو به قصد اذیت و یا امتحان آنان باشد. 2. در هیچ چیز تنها رأى و عقیده خود عمل نكن (با مشورت كارها را انجام بده ) و در تمام كارها جانب احتیاط را رعایت كن ! 3. از فتوى دادن فرار كن همانندى كه از شیر فرار مى كنى و خودت را پلى براى سود و زیان مردم قرار نده ! امام صادق علیه السلام پس از بیان این پند و موعظه هاى حكمت آمیز، به عنوان بصرى فرمود: حقاً تو را نصیحت كردم ، بلند شو برو! وقت عبادت من است ، وقتم را بیش تر از این نگیر! زیرا من بر نفس خود تنگ نظرم و حاضر نیستم وقت خود را تلف كرده و بیهوده بگذرانم و سلام و رحمت خداوند بر كسى باد كه از ارشاد و راهنمایى پیروى مى كند.   بحارالانوار جلد 1، ص 226 برای مطالعه شرح و توضیح حدیث گهربار امام جعفر صادق علیه‌السلام توصیه می‌شود، سی دی شرح حدیث عنوان بصری را از فروشگاه مؤسسه منتظران منجی عج و فروشگاه آنلاین منتظران منجی عج تهیه کنید. 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed