www.montazer.ir
شنبه 6 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 9843
زمان انتشار: 18 نوامبر 2020
| |
عبدالعظیم حسنی و روایات مهدویت

به مناسبت فرخنده میلاد حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام

عبدالعظیم حسنی و روایات مهدویت

آنچه فرا روی شماست، مجموعه ایست کوچک از هشت روایتی که از عبدالعظیم‌حسنی (علیه‌السلام) درباره امام زمان (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) رسیده‌است. ای روایت ها که واجد سندهای پذیرفته ای هم هستند در موضوعاتی بسان ویژگی های امام عصر (اروحنافداه) ، غیبت و آثار آن، انتظار و فضیلت آن، عصر ظهور و رخدادهای آن و نیز برتری منتظران بر غیرمنتظران آمده است کوشیده ایم این اخبار را از مصادر و منابع اولیه نقل کنیم.

گفتنی است که از جمله راوایت که در این مجموعه آمده است روایت مشهور به عرض دین است. این روایت بلندترین روایت رسیده از حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) است که تاکنون شرح‌هایی هم بر آن نگاشته شده است. علت اینکه این روایت در این مجموعه نشسته است، بحث مهدویتی است که در پایان آن مطرح شده است. [قیام قائم (علیه‌السلام)] عن عبدالعظیم الحسنی (رضی عنه الله) قال: قلت لمحمد بن علی بن موسی (علیهم السلام) : یا مولای انی لارجو ان تکون القائم من اهل بیت محمد الذی یملا الارض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا . فقال (علیه السلام) : مامنا الا قائم بامر الله . ولکن القائم الذی یطهر الله به الارض من اهل الکفر والجحود ویملا الارض قسطا وعدلا هو الذی یخفی علی الناس ولادته، و یغیب عنهم شخصه، و یحرم علیهم تسمیته، و هو سمی رسول الله و کنیه، و هو الذی تطوی له الارض ویذل له کل صعب، یجتمع الیه من اصحابه عدة اهل بدر: ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا من اقاصی الارض وذلک قول الله: «این ما تکونوا یات بکم الله جمیعا ان الله علی کل شی ء قدیر» (30) فاذا اجتمعت له هذه العدد من اهل الاخلاص اظهر الله امره، فاذا کمل له العقد و هو: عشرة آلاف رجل خرج باذن الله، فلایزال یقتل اعداء الله حتی یرضی عزوجل . قال عبدالعظیم: فقلت له: یا سیدی! فکیف یعلم ان الله قد رضی؟ قال: یلقی فی قلبه الرحمة، فاذا دخل المدینة اخرج اللات والعزی فاحرقهما (31) . عبدالعظیم حسنی گفت: به حضرت جواد عرض کردم: من امیدوارم که آن «قائم » که زمین را پر از عدل و داد کند پس از آنکه از جور و ستم پر شده باشد از خاندان حضرت رسول الله، شما باشی. حضرت فرمود: ای ابوالقاسم! ما اهل بیت همه قائم به امر خداوندیم و راهنمای دین او هستیم، لیکن آن قائم که خداوند بوسیله او جهان را از کفر و آلودگی و ظلم و جنایت پاک خواهد کرد، و جهان را پر از عدل و داد می نماید، کسی است که ولادت او از انظار مخفی می ماند و شخص او از مدم پنهان می شود، و بردن نام او بر مردم حرام می گردد، آن حضرت با پیغمبر هم نام و هم کنیه است، وی آن شخصی است که زمین از برای او در هم پیچیده می‌گردد و هر دشواری برایش آسان می شود، یاران وی که به اندازه ی اصحاب بدر هستند در هر کجای دنیا باشند پیرامونش جمع می‌شوند، و تفسیر آیه‌ی شریفه‌ی «اینما تکونوا یات بکم الله بکم الله جمیعا ان الله علی کل شی ء قدیر» در هر جایی که باشید خداوند همه شما را جمع می‌کند و پروردگار به همه چیز توانا است ناظر به این خداوند همه شما را جمع می کند و پروردگار به همه چیز توانا است ناظر به این معنی است، هر گاه این عده که از اهل اخلاص اند اجتماعی کنند، خداوند امر او را اظهار خواهد نمود، وقتی که لشگریان آن حضرت که ده هزار نفرند بهم بپیوندند در این هنگام به فرمان و اذن پروردگار ظهور خواهد نمود، و دشمنان خداوند را خواهد کشت تا از وی راضی گردد . عبدالعظمی حسنی گوید: عرض کردم: آن بزرگوار از کجا می داند که خدا از وی راضی شده است؟ فرمود: در دل وی رحمت و عاطفه ای پیدا می شود که حاکی از رضایت خداوند است و هرگاه داخل مدینه شود، لات و عزی را از قبر بیرون می کند و می سوزاند. [سنگ باران کردن شیطان در زمان ظهور] 2 . حدتنا محمد بن احمد الشیبانی (رضی عنه الله) قال: حدثنا محمد بن ابی عبدالله الکوفی قال: حدثنا سهل بن زیاد، عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی قال: سمعت اباالحسن علی بن محمد العسکری ( علیهم السلام) یقول: معنی الرجیم انه مرجوم باللعن، مطرود من مواضع الخیر، لا یذکره مؤمن الا لعنه، و ان فی علم الله السابق انه اذا خرج القائم ( علیه السلام) لایبقی مؤمن فی زمانه الا رجمه بالحجارة کما کان قبل ذلک مرجوما باللعن (32). از عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) رسیده است که گفت از حضرت هادی (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: مقصود از «رجیم » از رحمت و آمرزش دور شدن و از درگاه خداوند رانده گردیدن، و از منبع فیض طرد شدن است، هیچ مؤمنی او را بیاد نمی آورد مگر با لعن و نفرت، و از علم خداوند گذشته که هرگاه ولی عصر ظهور نماید همه ی مؤمنین زمان آن حضرت، شیطان را سنگ باران خواهند کرد، همان طور که پیش از او بالعن و نفرین رانده شده بود. [نامه ی نبوی - علوی] 3 . محمد بن علی بن الحسین قال: حدثنا ابوالعباس محمد بن ابراهیم بن ابراهیم بن اسحاق الطالقانی (رضی عنه الله) قال: حدثنا الحسن بن اسماعیل قال: حدثنا سعید بن محمد بن القطان قال: حدثنا عبیدالله بن موسی الرویانی عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی، عن علی بن الحسن بن زید بن الحسن بن علی بن ابی طالب قال: حدثنی عبدالله بن محمد بن جعفر، عن ابیه عن جده ان محمد بن علی باقر العلم ( علیه السلام) جمع ولده و فیهم عمهم زید بن علی، ثم اخرجا کتابا الیهم بخط علی و املاء رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم) مکتوب فیه: بسم الله الرحمن الرحیم هذا کتاب من الله العزیز الحکیم الی محمد نوره وسفیره، وحجابه ودلیله، نزل به الروح الامین من عند رب العالمین . عظم یا محمد اسمائی، واشکر نعمائی، ولاتجحد آلائی، انی انا الله لا اله الا انا، قاصم الجبارین، ومذل الظالمین، ومبیر المتکبرین، ودیان یوم الدین، انی انا الله لا اله الا انا، فمن رجا غیر فضلی، او خاف غیرعدلی عذبته عذابا لا اعذبه احدا من العالمین; فایای فاعبد، وعلی فتوکل، انی لم ابعث نبیا فاکملت ایامه وانقضت مدته الا جعلت له وصیا وانی فضلتک علی الانبیاء، وفضلت وصیک علی الاوصیاء، واکرمتک بشبلیک بعده و بسبطیک الحسن والحسین، وجعلت حسنا معدن علمی بعد انقضاء مدة ابیه، وجعلت حسینا خازن و حیی واکرمته بالشهادة وختمت له بالسعادة فهو افضل من استشهد و ارفع الشهداء درجة، جعلت کلمتی التامة معه والحجة البالغة عنده، بعترته اثیب واعاقب، اولهم «علی » سید العابدین، وزین اولیائی الماضین، وابنه سمی جده المحمود «محمد» الباقر لعلمی والمعدن الحکمتی، سیهلک المرتابون فی «جعفر» الراد علیه کالراد علی، حق القول منی لاکر من مثوی جعفر، ولاسرنه فی اشیاعه وانصاره واولیائه وانتحبت بعد «موسی » فتنة عمیاء حندس; لان خیط فرضی لاینقطع، و حجتی لاتخفی، وان اولیائی یسقون بالکاس الاوفی، من جحد واحدا منهم فقد حجد نعمتی، ومن غیر آیة من کتابی فقد افتری علی، ویل للمفترین الجاحدین عند انقضاء مدة موسی، عبدی و حبیبی، وخیرتی فی «علی » ولیی وناصری ومن اضع علیه اعباء النبوة، وامتحنه بالاضطلاع بها یقتله عفریت متکبر، یدفن فی المدینة التی بناها العبد الصالح الی جنب شر خلقی . حق القول منی لاسرنه «محمد» ابنه، وخلیفته من بعده و وارث علمه، فهو معدن علمی وموضع سری وحجتی علی خلقی، لا یؤمن به عبد الا جعلت الجنة مثواه و شفعته فی سبعین من اهل بیته کلهم قد استوجبوا النار، واختم بالسعادة لابنه «علی » ولیی وناصری، والشاهد فی خلقی، و امینی علی وحیی، اخرج منه الداعی الی سبیلی، والخازن لعلمی «الحسن » واکمل ذلک بابنه «م ح م د» رحمة للعالمین، علیه کمال موسی و بها عیسی و صبر ایوب، فیذل اولیائی فی زمانه، وتتهادی رؤوسهم کما تتهادی رؤوس الترک والدیلم، فیقتلون، ویحرقون و یکونون خائفین، مرعوبین وجلین، تصبغ الارض بدمائهم، ویفشو الویل والرنة فی نسائهم، اولئک اولیائی حقا، بهم ادفع کل فتنة عمیاء حندس، وبهم اکشف الزلازل، وادفع الآصار والاغلال، اولئک علیهم صلوات من ربهم واولئک هم المهتدون . ثم قال فی آخره: قال عبدالعظیم: العجب کل العجب لمحمد بن جعفر وخروجه اذ سمع اباه ( علیه السلام) یقول هکذا ویحکیه . ثم قال: هذا سر الله ودینه ودین ملائکته; فصنه الا اهله واولیائه (33) 3 - عبدالله بن محمد بن جعفر از پدرش و او از جدش روایت کرده که حضرت باقر ( علیه السلام) فرزندان خود را پیرامونش جمع نمود و در میان آنها عم آن حضرت زید بن علی هم بود، پس از آن حضرت باقر ( علیه السلام) کتابی را بیرون آورد که بخط امیرالمؤمنین ( علیه السلام) و املاء حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله وسلم) بود، و در آن کتاب مطالب ذیل نوشته شده بود: بسم الله الرحمن الرحیم این کتابی است از خداوند توانا و درستکار بسوی محمد که نور او و سفیر او و حجاب او و رهنمای اوست، این نامه را جبرئیل امین از نزد خداوند جهانیان فرود آورده . ای محمد! نامهای مرا بزرگ بشمار و از نعمتهای من سپاسگزاری کن، منم خدایی که جز من معبودی نیست، شکننده ی ستمگران و عزت دهنده ی ستمدیدگان، و قاضی و حاکم روز رستاخیز. منم خداوندی که جز من معبودی نیست، هر کس غیر از احسان من از دیگری امیدوار باشد، و یا غیر از عدل من از دیگری بترسد او را عذابی دهم که احدی را مانند آن عذاب نکرده باشم اکنون مرا عبادت کن و بر من توکل نما. پیغمبری را مبعوث نمی کنم مگر اینکه در هنگام انقضای زمان او برایش وصیی قرار می دهم، و من تو را بر همه پیغمبران برتری دادم و وصیت را نیز بر سایر اوصیاء برگزیدم، و تو را گرامی داشتم به دو فرزندت حسن و حسین که دو شیر بچه اند، حسن را بعد از گذشتن زمان پدرش معدن علم خود قرار دادم، و حسین را گنجور وحی خویش ساختم و او را به شهادت گرامی داشتم، و عاقبت کار او را به سعادت ختم نمودم، او افضل شهداء است و بلندترین مقام را در میان آنها دارد، کلمه ی تامه و حجت بالغه خود را در نزد او گذاشتم، بوسیله عترت او جزا می‌دهم و عقاب می‌کنم اولین آن عترت «علی» است که پیشوای عبادت کنندگان و زینت دوستان گذاشته ام هست، و فرزندش «محمد» که همنام جدش می‌باشد شکافنده ی علم و معدن حکمت من است، زود است که مردم درباره ی «جعفر» به شک افتند و هلاک گردند، کسی که وی را تکذیب کند گویا مرا تکذیب کرده است، و من جایگاه جعفر را گرامی خواهم داشت، و او را بوسیله شیعیان و دوستان و پیروانش خوشنود خواهم ساخت. پس از وی به «موسی» فتنه ی تاریک و ظلمانی نازل خواهد شد، رشته تقدیراتم بریده نمی شود و برهانم پنهان نمی ماند و دوستانم از جام پری سیراب می گردند، هر کس یکی از آنها را انکار نماید به نعمت من ناسپاسی کرده، هر که آیه ای از کتاب مرا جا به جا کند بر من دروغ بسته، وای بر مفترین و منکرین. در این هنگام که زمان «موسی» منقضی شود، بنده و دوست و برگزیده ام «علی» که ولی و یاری کننده ی من است خواهد آمد، کسی که سنگینی های نبوت را بر دوش او می‌گذارم و او را به قوت و نیرو در حمل اعباء رسالت آزمایش می‌کنم، او را دیوی سرکش و خودپرست خواهد کشت، و در شهری که بنای آن بدست بنده صالح گذاشته شده در نزد بدترین مخلوقات من دفع خواهد گردید. گفتارم ثابت است او را بوسیله فرزندش «محمد» که جانشین و وارث علم و دانش اوست مسرور خواهم ساخت، او معدن علم و محل اسرار و بر مخلوقاتم حجت است، هیچ بنده ای به او ایمان نیاورد مگر اینکه بهشت را جایگاه او قرار خواهم داد، و او را در هفتاد نفر از خویشاوندانش که آتش جهنم بر آنها لازم شده باشد شفیع خواهم ساخت. فرزند او «علی » را که دوست و یاری کننده من است عاقبت کارش را به سعادت و خوشبختی پایان می دهم و او را گواه در میان مردمان و امین در وحی خود قرار خواهم داد و از وی دعوت کننده به طریقم و خازن علم خود «حسن » را بیرون خواهم آورد، و او را به فرزندش «م ح م د» که وسیله آمرزش برای جهانیان است تکمیل خواهم نمود. در این فرزند کمال موسی و بهاء عیسی و صبر ایوب نهفته است، در زمان او دوستانم خوار خواهند شد و سرهای آنها را به یکدیگر هدیه خواهند داد همان طور که سرهای ترک و دیلم را به هم هدیه می‌دادند، اینان کشته می شوند و سوخته می گردند، آنان همواره ترسان، مرعوب و اندیشه مند هستند، زمین به خون اینها رنگین می شود، فریاد و ناله و بانک و شیون از زنان آنها بلند است، و اینها از دوستان واقعی من هستند، بوسیله اینها هر فتنه تاریک و ظلمانی را دفع خواهم ساخت، و به خاطر اینها زلزله ها را برطرف می‌کنم و سختی‌ها و ظلم‌ها را بر می دارم، این دسته از مردم مشمول رحمت خداوند بوده و صلوات او شامل حال آنها می باشد و اینان هدایت شده هستند . در پایان حدیث عبدالعظیم فرمود: از محمد بن جعفر تعجب است پس از اینکه این حدیث را از پدرش شنید و آن را از برای مردم بازگو کرد، به گفتار او توجهی نکرد و خروج نمود، این از اسرار پروردگار است، او را از نااهلان نگهدارید . [عرض دین بر معصوم] حدثنا علی بن احمد بن موسی الدقان (رضی عنه الله) وعلی بن عبدالله الوراق جمیعا قالا: حدثنا محمد بن هارون الصوفی قال: حدثنا ابو تراب عبیدالله بن موسی الرویانی، عن عبدالعظیم ابن عبدالله الحسنی قال: دخلت علی سیدی علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ( علیهم السلام) فلما بصر بی قال لی: مرحبا بک یا اباالقاسم، انت ولینا حقا قال: فقلت له: یابن رسول الله! انی ارید ان اعرض علیک دینی، فان کان مرضیا ثبت علیه حتی الفی الله عزوجل . فقال: هات یا اباالقاسم . فقلت: انی اقول ان الله تعالی واحد لیس کمثله شی ء، خارج من الحدین: حد الابطال و حد التشبیه، و انه لیس بجسم ولا صورة ولا عرض ولا جوهر، بل هو مجسم الاجسام، ومصور الصور، وخالق الاعراض والجواهر، ورب کل شی ء و مالکه و خالقه، وجاعله ومحدثه، وان محمدا عبده ورسوله خاتم النبیین، فلا نبی بعده الی یوم القیامة، وان شریعته خاتمة الشرائع، فلا شریعة بعدها الی یوم القیامة، واقول ان الامام والخلیفة وولی الامر بعده امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب ( علیه السلام)، ثم الحسن، ثم الحسین، ثم علی بن الحسین، ثم محمد بن علی، ثم جعفر بن محمد، ثم موسی جعفر، ثم علی بن موسی، ثم محمد بن علی، ثم انت یا مولای . فقال علی ( علیه السلام) : و من بعدی الحسن ابنی، فکیف للناس بالخلف من بعده؟ قال: قلت، وکیف ذاک یا مولای؟ قال: لانه لایری شخصه، ولا یحل ذکره باسمه حتی یخرج فیملا الارض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا قال: فقلت: اقررت، واقول ان ولیهم ولی الله، وعدوهم عدو الله، وطاعتهم طاعة الله، ومعصیتهم معصیة الله، اقول ان المعراج حق، والمسالة فی القبر حق، و ان الجنة حق، و النار حق، والصراط حق، و المیزان حق، والمیزان حق، والمیزان حق، وان الساعة آتیة لاریب فیها، وان الله یبعث من فی القبور، واقول ان الفرائض الواجبة بعد الولایة الصلاة، والزکاة، والصوم، والحج، والجهاد، والامر بالمعروف و النهی عن المنکر . فقال علی بن محمد ( علیهماالسلام) : یا اباالقاسم! هذا والله دین الله الذی ارتضاه لعباده فاثبت علیه، ثبتک الله بالقول الثابت فی الحیاة الدنیا وفی الآخرة (34) . عبدالعظیم حسنی فرمود: بر آقا و مولای خود علی بن محمد (علیهماالسلام) وارد شدم، چون نظر آن حضرت بر من افتاد، فرمود: مرحبا ای ابوالقاسم! تو حقا از دوستان ما هستی. عبدالعظیم گفت: عرض کردم: ای پسر پیغمبر! میل دارم عقائد دینی خود را بر شما عرضه بدارم، اگر مورد پسند باشد بر او ابت باشم تا به لقای خداوند برسم. امام (علیه السلام) فرمود: عقائد خود را اظهار نما . گفت: عرض کردم: من معتقدم خدا یکی است و مانند او چیزی نیست، و از دو حد ابطال و تشبیه بیرون است، خداوند جسم و صورت و عرض و جوهر نیست، بلکه پروردگار اجسام را جسمیت داده و صورت ها را تصویر فرموده، و اعراض و جواهر را آفریده است، او خداوند همه چیز و مالک و محدث اشیاء است . عقیده دارم محمد ( صلی الله علیه و آله وسلم) بنده و فرستاده ی او خاتم پیغمبران است، و پس از وی تا روز قیامت پیغمبری نخواهد بود، شریعت وی آخرین شرایع بوده و پس از او دینی و مذهبی نخواهد آمد . عقیده ی من درباره ی امامت این است که امام بعد از حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله وسلم) امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب ( صلی الله علیه و آله وسلم) است، بعد از او حسن، پس از وی حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی ( علیهم السلام)، بعد از اینها امام مفترض الطاعه شما هستید. در این هنگام حضرت هادی ( علیه السلام) فرمود: پس از من فرزندم حسن امام است لیکن مردم درباره ی امام بعد از او چه خواهند کرد؟ گوید: عرض کردم: ای مولای من! مگر جریان زندگی امام بعد از او از چه قرار است؟ فرمود: امام بعد از فرزندم حسن شخصش دیده نمی شود و اسمش در زبانها جایز نیست تا آن گاه که از پس پرده غیب بیرون شود و زمین را از عدل و داد پر نماید، همان طور که از ظلم و ستم پر شده باشد . عبدالعظیم گفت: عرض کردم: به این امام غائب هم معتقد شدم و اکنون می گویم: دوست آنان دوست خدا، و دشمن ایشان دشمنان خدا هستند. طاعت آنان طاعت پروردگار و معصیت و نافرمانی از آنها موجب معصیت اوست. من عقیده دارم که معراج و پرسش در قبر و هم چنین بهشت و دوزخ و صراط و میزان حقند، و روز قیامت خواهد آمد و در وجود آن شکی نیست، و خداوند همه ی مردگان را زنده خواهد کرد، و نیز عقیده دارم که واجبات بعد از اعتقاد به ولایت و امامت عبارت اند از: نماز، زکات، روزه، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر . در این هنگام حضرت هادی (علیه‌السلام) فرمود: ای ابوالقاسم! به خدا سوگند این معتقدات شما دین خداست که برای بندگانش برگزیده، بر این عقیده ثابت باش خداوند تو را به همین طریق در زندگی دنیا و آخرت پایدار بدارد . [ویژگی انتظار] 5 . الحسین بن علی العلوی، عن سهل بن جمهور، عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی، عن الحسن بن الحسین العرنی، عن علی بن هاشم، عن ابیه، عن ابی جعفر ( علیه السلام) قال: ما ضر من مات منتظرا لامرنا الا یموت فی وسط فسطاط المهدی وعسکره (35) . علی بن هاشم از پدرش از حضرت باقر (علیه السلام) روایت کرده که آن جناب فرمود: کسی که در انتظار «امر» ما باشد زیانی به او نخواهد رسید، و این شخص مانند این است که در وسط خیمه ی حضرت مهدی و در میان لشگر آن جناب مرده باشد . [شرایط غیبت] 6 . حدثنا محمد بن احمد الشیبانی (رضی الله عنه)، عن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ( علیهم السلام) عن ابیه عن آبائه عن امیرالمؤمنین ( علیهم السلام) قال: للقائم منا غیبة امدها طویل، کانی بالشیعة یجولون جولان النعم فی غیبته، یطلبون المرعی فلایجدونه، الا فمن ثبت منهم علی دینه ولم یقس قلبه لطول امد غیبة امامه فهو معی فی درجتی یوم القیامة . ثم قال ( علیه السلام) : ان القائم منا اذا قام لم یکن لاحد فی عنقه بیعة فلذلک تخفی ولادته ویغیب شخصه . (36) عبدالعظیم حسنی از حضرت جواد ( علیه السلام) و او از آباء گرامش از امیرالمؤمنین روایت نموده که آن بزرگوار فرمود: برای قائم ما غیبتی است که زمان آن بطول خواهد انجامید، من شیعیان را می‌بینم در غیبت او مانند گوسفندان که در جستجوی چرا گاه این طرف و آن طرف می‌روند سرگردان خواهند شد، و هرگز بوجود شریف آن حضرت راه پیدا نخواهند کرد. اکنون متوجه باشید هر کس از شیعیان ما در زمان غیبت بر دین و عقیده ی خود ثابت بماند، و دلش از طول غیبت خسته نگردد، وی در روز قیامت در نزد خودم قرار خواهد گرفت. بعد از آن حضرت فرمود: قائم ما هر گاه قیام نماید تحت تبعیت احدی نخواهد بود، و برای این است که ولادت او از مردم مخفی می ماند، و وجود مقدسش از انظار غایب می گردد . [منتظران، بهترین اهل زمان] 7 . حدثنا علی بن عبدالله الوراق قال: حدثنا محمد بن هارون الصوفی، عن عبدالله بن موسی، عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی (رضی الله عنه) قال: حدثنی صفوان بن یحیی، عن ابراهیم بن ابی زیاد، عن ابی حمزة الثمالی، عن ابی خالد الکابلی قال: دخلت علی سیدی علی بن الحسین زین العابدین ( علیهماالسلام) فقلت له: یابن رسول الله! اخبرنی بالذین فرض اللخه عزوجل طاعتهم و مودتهم، واوجب علی عباده الاقتداء بهم بعد رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم) . فقال لی: یا کابلی! ان اولی الامر الذین جعلهم الله عزوجل ائمة للناس و اوجب علیهم طاعتهم: امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب ( علیه السلام)، ثم الحسن، ثم الحسین ابنا علی بن ابی طالب . ثم انتهی الامر الینا، ثم سکت . فقلت له: سیدی! روی لنا عن امیرالمؤمنین (علی) ( علیه السلام) ان الارض لاتخلو من حجة لله عزوجل علی عباده، فمن الحجه و الامام بعدک؟ قال: ابنی جعفر، واسمه فی التوراة باقر; یبقر العلم بقرا، هو الحجة والامام بعدی، و من بعد محمد ابنه جعفر، واسمه عند اهل السماء الصادق . فقلت له: یا سیدی! فقلت فکیف صار اسمه الصادق و کلکم صادقون؟ قال: حدثنی ابی ابیه ( علیهماالسلام) ان رسول الله ( علیه السلام) قال: اذا ولد ابنی جعفر بن محمد علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ( علیهم السلام) فسموه الصادق; فان للخامس بن ولده ولدا اسمه جعفر یدعی الامامة اجتراء علی الله و کذبا علیه فهو عند الله جعفر الکذاب المفتری علی الله عزوجل، والمدعی لما لیس له باهل، المخاف علی ابیه والحاسد لاخیه، ذلک الذی یروم کشف ستر الله عند غیبة ولی الله عزوجل . ثم بکی علی بن الحسین ( علیهماالسلام) بکاء شدیدا ثم قال: کانی بجعفر الکذاب وقد حمل طاغیة زمانه علی تفتیش امر ولی الله، والمغیب فی حفظ الله والتوکیل بحرم ابیه جهلا منه بولادته، وحرصا منه علی قتله ان ظفر به (و) صمعا فی میراثه حتی یاخذه بغیر حقه . قال ابو خالد: فقلت له: یابن رسول الله! وان ذلک لکائن؟ فقال: ای و ربی ان ذلک لمکتوب عندنا فی الصحیفة التی فیها ذکر المحن التی تجری علینا بعد رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم) . قال ابو خالد: فقلت: یابن رسول الله! ثم یکون ماذا؟ قال: ثم تمتد الغیبة بولی الله عزوجل الثانی عشر من اوصیاء رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم) والائمة بعده . یا ابا خالد! ان اهل زمان غیبته القائلین بامامته والمنتظرین لظهوره افضل من اهل کل زمان; لان الله تبارک و تعالی اعطاهم من العقول و الافهام والمعرفتة ما صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهدة، وجعلهم فی ذلک الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدی رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم) بالسیف، اولئک المخلصون حقا وشیعتننا صدقا، والدعاة الی دین الله عزوجل سرا وجهرا . و قال علی بن الحسین ( علیهماالسلام) : انتظار الفرج من اعظم الفرج (37) . ابو خالد کابلی گوید: بر سید خود علی بن الحسین (علیهماالسلام) وارد شدم و به آن حضرت عرض کردم: ای فرزند پیغمبر! از کسانی که خداوند اطاعت از آنها را پس از پیغمبر واجب نموده و بندگان خود را به اقتدای آنان ملزم ساخته است مرا آگاه نما . حضرت فرمود: ای کابلی! اولوالامری که پروردگار آنها را برای مردم پیشوا قرار داده و اطلاعت ایشان را واجب نموده است، اولین آنها امیرالمؤمنین (علیه السلام) و بعد از وی دو فرزندش حسن و حسین (علیهماالسلام) هستند، پس از این دو نفر مقام آنان به ما رسیده، پس حضرت ساکت شدند. ابو خالد گوید: عرض کردم: ای سرور من! برای ما روایت کرده اند که امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: زمین هیچگاه از حجت خدا خالی نمی ماند پس حجت و امام بعد از تو کیست؟ حضرت فرمود: فرزند من محمد که نام او در تورات باقر است; زیرا که علم را از هم خواهد شکافت و حقائق آن را برای مردم بازگو خواهد کرد او امام و حجت بعد از من است، پس از وی فرزندش «جعفر» حجت و امام است و نام او در نزد اهل آسمان «صادق » است. راوی گوید: عرض کردم: ای سید من! چگونه وی را «صادق » نامیده اند در حالی که شما اهل بیت همه صادق و راستگو هستید؟ حضرت فرمود: پدرم از پدرش روایت کرده که حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: هر گاه فرزندم جعفر بن محمد متولد شد او را صادق نام بگذارید; زیرا که پنجمین فرزند او که جعفر نام خواهد داشت مدعی مقام امامت خواهد شد، وی در نزد پروردگار کذاب و مفتری محسوب است و مدعی مقامی است که اهلیت آن را ندارد، او با پدرش مخالفت می نماید و به برادرش حسد می ورزد، او در هنگامی که ولی خدا غایب است قصد افشای اسرار پروردگار را خواهد کرد . پس از این حضرت سجاد (علیه‌السلام) گریه زیادی نموده و فرمود: گویا می بینم جعفر کذاب را در حالیکه طاغیه‌ی زمان خود را در جستجوی امر ولی خدا راهنمایی می‌کند، و حال اینکه ولی پروردگار در محافظت خداوند قرار گرفته و وکالت حرم پدرش بعهده ی وی نهاده شده، جعفر کذاب از روی جهلی که به ولادت ولی عصر دارد حریص است که آن حضرت را بعد از ولادت بقتل برساند برای اینکه به میراث پدرش دست پیدا کند و ارث او را بدون استحقاق دریافت نماید . ابو خالد گوید: عرض کردم: ای پسر رسول خدا! این اموری که فرمودید انجام خواهد گرفت؟ حضرت فرمود: آری به پروردگارم سوگند این مطالب در صحیفه ای که نزد ما موجود است نوشته شده، و در آن صحیفه تمام سختیها و پیش آمدهایی که برای ما پیش آمد خواهد کرد مضبوط است. ابو خالد گوید: عرض کردم: پس از آن چه خواهد شد؟ حضرت فرمود: پس از آن غیبت ولی خدا و دوازدهمین وصی حضرت رسول و ائمه (علیهم السلام) به درازا خواهد کشید. فرمود: ای ابو خالد! مردمان زمان غیبت که به امامت او معتقد گردند و منتظر ظهور او باشند بهترین مردمان هستند; زیرا خداوند به اندازه ای به آنان فهم و خرد و شناخت مرحمت فرموده که غیبت در نزد آنها بمنزله مشاهده، و مردم آن زمان مانند کسانی که در پیشاپیش مقابل حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) به جهاد پرداخته باشند محسوب خواهند شد، آنها حقا بندگان خالص و شیعیان راستگو هستند، و آنانند که مردم را بسوی دین خدا در آشکار و پنهان دعوت می کنند. و در پایان حدیث حضرت فرمود: انتظار فرج از بهترین اعمال است . [ویژگی های مهدی ( علیه السلام)] 8 . حدثنا علی بن احمد بن موسی الدقاق (رضی الله عنه) قال: حدثنا محمد بن هارون الصوفی قال: حدثنا ابو تراب عبدالله بن موسی الرویانی قال: حدثنا عبدالعظیم ابی عبدالله بن علی بن الحسین بن زید بن الحسن بن علی بن ابی طالب ( علیهم السلام) [الحسنی] قال: دخلت علی سیدی محمد بن علی موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین ابن علی بن ابی طالب ( علیهم السلام) وانا ارید ان اساله عن القائم اهو المهدی او غیره، فابتد انی فقال لی: یا اباالقاسم! ان القائم منا هو المهدی یجب ان ینتظر فی غیبته، ویطاع فی ظهوره، وهو الثالث من ولدی، والذی محمدا ( صلی الله علیه و آله وسلم) بالنبوة وخصنا بالامامة انه لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج فیه فیملا الارض قسطا وعدلا کما ملئت جورا وظلما، وان الله تبارک وتعالی لیصلح له امره فی لیلة کما اصلح امر کلیمه موسی ( علیه السلام) اذ ذهب لیقتبس لاهله نارا فرجع و هو رسول نبی . ثم قال ( علیه السلام) : افضل اعمال شیعتنا انتظار الفرج (38) عبدالعظیم حسین گفت: بر ابوجعفر محمد بن علی (علیهماالسلام) وارد شدم و قصد داشتم که از آن حضرت راجع به «قائم » که آیا مهدی همان است پرسش نمایم . قبل از این که من موضع سؤال را مطرح کنم، آن بزرگوار خود آغاز سخن فرمود، گفت: ای ابوالقاسم! بدرستی که قائم از خاندان ما همان «مهدی » است که واجب است انتظار او کشیده شود در غیبتش، و اطاعت گردد در ظهورش، وی سومین فرزند از اولاد من است . سوگند به خدایی که محمد را براستی برانگیخت، و ما را به امامت مخصوص گردانید اگر از دنیا نماند مگر یک روز، خداوند آن روز را چنان طول خواهد داد که تا مهدی از پشت پرده ی غیبت بیرون گردد، و زمین را از عدل و داد پر نماید همان طور که از جور و ستم پر شده باشد، خداوند امور ولی عصر را در یک شب اصلاح خواهد نمود، به همان روشی که امر موسی بن عمران را در هنگامی که رفت از کوه آتش بیاورد اصلاح فرمود و او را به اهلش برگردانید در حالیکه پیغمبر بود . و در پایان حدیث حضرت فرمود: بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است . نتیجه: از روایت نقل شده از طریق عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) در باره امام عصر (علیه السلام) می توان به نتایج و تعالیم زیر دست پیدا کرد: 1 . امام زمان (علیه السلام) سومین فرزند امام محمدتقی (علیه السلام) و همنام و هم کنیه با پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) است. 2 . امام عصر ( علیه السلام)، پس از آنکه جهان سرشار از ظلم و ستم شده است، آن را از عدل و داد آکنده می کند. 3 . تعداد یاران اولیه او در ابتدا 313 نفر و به تعداد نفرات لشکر اسلام در جنگ بدر است و پس از آن با سپاهی که ده هزار نفر می باشند به فرمان الهی قیام می کند. 4 . بیعت هیچ کسی در گردن او نیست. 5 . از دشمنان خدا، آنقدر می کشد تا خداوند خشنود گردد. 6 . خداوند کار او را در یک شب اصلاح می کند، چنانکه مشکل موسی کلیم را در یک شب اصلاح کرد. 7 . بهترین اعمال شیعیان، انتظار فرج است و بهترین افراد منتظران ظهور اویند. فیارب عجل فی ظهور امامنا فهذا دعاء للبریة شامل . پی نوشت: 1) جنة النعیم والعیش السلیم، المولی باقر بن اسماعیل المازندرانی (م 1313 ه . ق) ص 444 چاپ سنگی تهران . 2) جنة النعیم، ص 402 . 3) الذریعة، ذیل عنوان خطیب امیرالمؤمنین ( علیه السلام) . 4) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 80 . 5) روضات الجنات، محمدباقر الخوانساری، ج 4، ص 210 . 6) قاموس الرجال، التستری، ج 5، ص 374 . 7) معجم رجال الحدیث، ج 10، ص 49 . 8) رسالة صاحب بن عباد به نقل ری باستان، حسین کریمان، ج 1، ص 356; روضات، ج 4، ص 208 حضرت آیة الله خویی نوشته اند این روایت لااقل از جهت مرسل بودن ضعیف است (معجم رجال الحدیث، ج 10، ص 49) . 9) توحید، ص 81 - 82، روضات، ج 4، ص 207 و 208 . 10) ترتیب قرن بر حسب درگذشت نویسنده است . 11) ریحانة الادب، محمدعلی مدرس تبریزی . 12) جنة النعیم . 13) روضات، ج 4، ص 208 . 14) سرالانساب، ص 10، به نقل ری باستان، ج 1، ص 389 . 15) رجال نجاشی، چاپ سنگی، تهران، 1317 ه . ق . 16) جنة النعیم، ص 471 . 17) منتقلة الطالبیة، نسخه عکسی کتابخانه لغت نامه دهخدا . 18) امام فخر رازی (م 606 ه) از دانشمندان اهل سنت است . 19) الشجرة المبارکة، ص 64، منشورات کتابخانه آیة الله مرعشی . 20) جنة النعیم، ص 401 . 21) کتاب الرجال، چاپ مرحوم محدث، ص 226 . 22) روضات، ج 4، ص 210 . 23) عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب، ص 75 . 24) الفصول الفخریة، چاپ مرحوم محدث، ص 107 . 25) روضات، ج 4، ص 209 و آن از ارواشح . 26) مستدرک الوسائل، ج 10، ص 367 . 27) وسائل، چاپ دار احیاء التراث، ج 20، ص 228 - 229 . 28) جامع الرواة، الاردبیلی، ص 460 . 29) شعب المقال، النراقی، ص 70 - 71 ر . ک: مقاله «عظمت شخصیت عبدالعظیم حسنی ( علیه السلام)» ، سید جعفر شهیدی، مجله علوم حدیث، ش 1 . 30) البقرة/148 . 31) کمال الدین 1/36; الاحتجاج 2/249 . 32) معانی الاخبار ص 139، باب معنی الرجیم . 33) کمال الدین، ب 28، ح 3 . 34) الامالی للصدوق 419; روضة الواعظین 31; کفایة الاثر 286 . 35) الکافی 1/372 . 36) کمال الدین، ج 1، ص 303 . 37) کمال الدین و تمام النعمة 319 . 38) کمال الدین، ص 377 . پایگاه اطلاع رسانی حوزه

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9808
زمان انتشار: 14 نوامبر 2019
| | |
ارتباط میلاد پیامبر(ص) با حوادثی که در ایران اتفاق افتاد

ارتباط میلاد پیامبر(ص) با حوادثی که در ایران اتفاق افتاد

فیلم

1 - ارتباط میلاد پیامبر(ص) با حوادثی که در ایران اتفاق افتاد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9780
زمان انتشار: 25 اکتبر 2020
| |
نهم ربیع الاول، آغاز امامت امام مهدی علیه‌السلام مبارک باد

نهم ربیع الاول، آغاز امامت امام مهدی علیه‌السلام مبارک باد

یکی از روزهای مهم ماه ربیع الاول، روز نهم این ماه است؛ نهم ربیع الاول نخستین روز امامت و ولایت یگانه منجی عالم بشریت، حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف است که پس از شهادت پدر بزرگوارشان امام حسن عسکری علیه السلام، به این مقام نائل شده اند.

نهم ربیع الاول هر سال هجری قمری، مصادف با آغاز امامت خورشید درخشانِ جهانِ بشریّت و مرواریدِ فروزانِ اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام احیاگر معالمِ دین و نابود کننده ی ظلم و ستم و شوکتِ تجاوزکاران و برقرار کننده ی حکومت عدل در سرتاسر جهان و بزرگ منادی توحید و عدالت و وارث راستین پیـامبر اعـظم صلی الله علیه و آله و ائمـه معصـومین علیهم السلام حضرت حجت بن الحسن العسکری، مهدی موعود علیه السلام است. - بیعت با امام زمان علیه السلام‏‏، عهدی فطری است - نهم ربیع، چرا و چگونه؟ - معارف مهدوی - مهدویت - مقالات مهدوی - عید بیعت یعنی چه؟ چه بیعتی باید ببندیم؟ - چطور بعضی ها برای امام زمان (ع) ویژه می شوند؟ منتظران واقعی مهدی علیه السلام در طول تاریخ انتظار و هم اکنون به دنبال تحقق عدالت راستین درونی و بیرونی هستند که لازمه این چنین عدالتی، امید، تحرک، شور، حماسه، مقاومت، نفی باطل و طلب حق، خروش، صلابت و قیام (ضد قعود و سکون) به همراه اعتقاد صحیح توحیدی، محمّدی، علوی و عمل به واجبات و ترک محرمات می باشد. یکی از مسائل و اموری که فرق اسلام بر آن، اجتماع و اتفاق نموده اند، ظهور مهدی اهل بیت حضرت قائم آل محمد - صلوات الله علیهم اجمعین - در آخر الزمان است که همه متفق الکلمه انتظار یک قیام روحانی جهانی و ظهور مصلحی را می کشند که عدالت اجتماعی و نظام جهان را بر اساس ایمان به خدا و احکام دین اسلام برقرار سازد و دنیا را از چنگال ستمکاران و جباران نجات بخشد و پرچم عزیز اسلام را در تمام نقاط به اهتزاز در آورد. همه چشم به راهند و انتظار دارند که شایسته ترین فرزندان پیغمبر قیام کرده، آئین توحید و رسم برادری و مساوات اسلامی را زنده نموده بشر را از نعمت آسایش بهره مند سازد و موجبات تفرقه و محرومیت و ناکامی را از میان بردارد. این وعده الهی است و تخلف پذیر نیست. دنیا به طرف آن عصر درخشان در حرکت است، سیر زمان، گردش دوران هر دم بشر را به چنین روزگاری نزدیک تر می سازد. ایمان به ظهور حضرت مهدی - علیه الصلاة و السلام - و جهانگیر شدن دین اسلام به آیات متعددی از قرآن مجید و متواترترین روایات و قوی ترین اجماعات اتکاء و استناد دارد که هر مسلمان معتقد به قرآن و رسالت پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم باید به این ظهور، ایمان راسخ و ثابت داشته باشد. با مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در گذر تاریخ در سال 260 ه . ق حضرت امام حسن عسکری علیه السلام به دست خلیفه عباسی شهید شد. از این پس، دوره جدیدی از زندگی امام مهدی (عج)، که به غیبت صغری معروف است، آغاز شد. این دوره حدود شصت و نه سال یعنی تا سال سیصد و بیست و نه هجری طول کشد. گرچه در این مدت به دلیل برخی مصالح، از جمله در امان ماندن از خطراتی که جان آن حضرت را از سوی دشمنان تهدید می کرد، امام علیه السلام از نظرها پنهان بودند، اما حضرت تعدادی افراد وارسته و با تقوا را به عنوان نائب خاص خود به مردم معرفی کردند تا هر یک از ایشان سؤالات و مشکلات خود را به وسیله آنان به امام علیه السلام برسانند و از طریق امام پاسخ دریافت نمایند. به منظور ترویج فرهنگ مهدوی و دمیدن روح انتظار در تار و پود جامعه باید: 1. در هر فرصتی و با هر بهانه ای به ویژه در کنگره بزرگ حج از مهدی گفت و از جهانی که خواهد ساخت. 2. با برگزاری گردهمایی ها و همایش ها، به شناخت و معرفی ویژگی های شخصیتی حضرت و عصر ظهور کمک کرد. 3. در روزهای جمعه، نیمه شعبان و در هر مناسبتی، با نام و یاد حضرت مهدیعج) به فرزندان و دوستان هدیه داد. 4. با برگزاری مراسم شعر و داستان و با زبان هنر، جامعه را از فرهنگ انتظار لبریز کرد. 5. با ساخت فیلم های سینمایی و مجموعه های تلویزیونی، فرهنگ انتظار و مهدی باوری را در جامعه نهادینه کرد. 6. با حمایت از طرح های تحقیقاتی و پژوهشی و پایان نامه های دانشجویی با موضوع انتظار و مهدویت، از فرهیختگان و نخبگان جامعه بهره برد. باید چشم به راه مردی بود که در انقلاب جهانی خود، پیشاپیش 313 نفر مجاهد ازجان گذشته، با شمشیر علی و زره پیغمبر و با شعار «یالثارات الحسین» ایمان و عدالت را برای همه مستضعفان جهان به ارمغان آورد. 7. و در این چند سال اخیر به برکت خون سیدالشهدا علیه‌السلام، بزرگترین اتفاق بین المللی یعنی راهپیمایی عظیم اربعین توسط همه انسانهای کره زمین برگزار می گردد که خود زمینه ساز شناساندن امام حسین علیه السلام جد بزرگوار حضرت امام زمان علیه السلام و به تبع آن تبلیغ قیام قائم علیه السلام در جهان می باشد. مسیر اربعین تنها مسیر منتهی به ظهور و بهترین زمان برای ترویج فرهنگ مهدوی و دمیدن روح انتظار در تار و پود همه جهانیان به شمار می رود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9748
زمان انتشار: 14 سپتامبر 2021
| |
درسهایی از امام حسن مجتبی علیه السلام

درسهایی از امام حسن مجتبی علیه السلام

شخصی خدمت حضرت مجتبی علیه السلام رسید و عرض کرد: ای فرزند امیرمؤمنان! تو را به خدایی که به شما نعمت فراوان داده سوگند می دهم به فریاد من برس که دشمنی ستمکار دارم که نه حرمت پیران را پاس می دارد، و نه به کوچکی صغیران ترحّم می کند. حضرت که به جایی تکیه داده بودند، با شنیدن این سخن برخاسته و فرمودند: این دشمن کیست تا داد تو را از او بگیرم؟

عرض کرد: دشمن من فقر و نداری است. حضرت اندکی سر به زیر انداخته، سپس به خدمتکار خویش فرمودند: آنچه از مال نزد تو موجود است حاضر کن. او نیز پنج هزار درهم آورد و به آن مرد داد. و بعد، حضرت فرمودند: تو را به خدا سوگند می دهم هرگاه بار دیگر این دشمن به تو حمله کرد و در حق تو ستم روا داشت، او را نزد من بیاور تا [شرّ] او را از تو دور گردانم.»

1. سخاوت بی بدیل مورّخان نوشته اند: «حضرت مجتبی علیه السلام » در طول عمر خویش دو بار تمام اموال و دارایی خود را در راه خدا خرج کرد و سه بار ثروت خود را به دو نیم تقسیم کرده و نصف آن را برای خود نگهداشت و نصف دیگر را در راه خدا بخشید.» 2. بخشش و عنایت همراه با هدایت عثمان در کنار مسجد مدینه نشسته بود. مرد فقیری از او کمک مالی خواست. او پنج درهم به وی داد. فقیر گفت: مرا نزد کسی راهنمایی کن که کمک بیشتری به من کند. عثمان به طرف حضرت مجتبی و حسین بن علی علیهماالسلام و عبداللّه جعفر، که در گوشه ای از مسجد نشسته بودند اشاره کرد و گفت: نزد این چند نفر جوان که در آنجا نشسته اند رفته، از آنها تقاضای کمک می کنی. وی نزد آنها رفت و درخواست کمک نمود. امام حسن علیه السلام فرمود: از دیگران کمک مالی خواستن، تنها در سه مورد رواست: دیه ای (خونبها) به گردن انسان باشد و از پرداخت آن به کلّی عاجز باشد، یا بدهی کمرشکن داشته باشد که از عهده پرداخت آن ناتوان است، و یا فقیر و درمانده گردد، به گونه ای که دستش به جایی نرسد. پس در مورد کدامیک از این سه مورد درخواست کمک می کنی؟ گفت: اتفاقا گرفتاری من یکی از همین سه چیز است. حضرت مجتبی علیه السلام پنجاه دینار به وی داد، و امام حسین علیه السلام به پیروی از آن حضرت [و با حفظ حرمت او] چهل و نُه دینار، و عبداللّه بن جعفر چهل و هشت دینار به وی دادند. مرد فقیر هنگام برگشت، از کنار عثمان گذشت. عثمان گفت: چه کردی؟ جواب داد: از تو پول خواستم، تو [اوّلاً کم] پول دادی و [ثانیا[ نپرسیدی پول را برای چه منظوری می خواهم؟ امّا هنگامی که نزد آن سه نفر رفتم، یکی از آنها (حسن بن علی) در مورد مصرف پول از من پرسش نمود و آن گاه هر کدام مبالغی را به من عطا کردند. عثمان گفت: این خاندان، منبع علم و حکمت، و سرچشمه نیکی و فضیلتند. نظیر آنها را نمی توان یافت.» 3. جواب هدیه یکی از کنیزان حضرت، دست گلی را به عنوان هدیه به آن حضرت تقدیم کرد. حضرت او را در مقابل آزاد نمود. وقتی به آن حضرت گفتند: چگونه کنیزی را که قیمت گزافی دارد در مقابل یک دسته گل آزاد کردی؟ فرمود: خداوند ما را این چنین تربیت نموده و فرموده است: «وَ اِذا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِاَحْسَنَ مِنْها اَوْ رُدُّوها»؛ «هرگاه با تحیّتی به شما تحیّت گفته شد، شما نیز تحیّتی بهتر یا همانند آن بفرستید.» و من هدیه ای را بهتر برای این کنیز از آزادی او نیافتم. 4. کمک از طریق راهنمایی گاه حضرت دست خالی بود و نمی توانست مستقیم به فقیری کمک کند، از این رو از طریق راهنمایی صحیح مشکل او را حل می کرد. روزی فقیری نزد آن حضرت آمد و درخواست کمک نمود. حضرت پولی نداشت به او کمک کند و از اینکه مرد فقیر ناامید برگردد، شرمسار بود؛ لذا فرمود: آیا حاضری تو را به کاری راهنمایی کنم که به مقصودت برسی؟ فقیر گفت: چه کاری؟ حضرت فرمود: امروز دختر خلیفه از دنیا رفته و خلیفه [سخت] عزادار است، ولی هنوز کسی [جرأت نکرده] به او تسلیت بگوید. نزد خلیفه می روی و با سخنانی که به تو می گویم، او را تسلیت می گویی. فقیر گفت: چگونه تسلیت بگویم؟ حضرت فرمود: وقتی نزد خلیفه رسیدی بگو: «اَلْحَمْدُ لِلّهِ الّذی سَتَرَها بِجُلُوسِکَ عَلی قَبْرِها وَلاهَتَکَها بِجُلُوسِها عَلی قَبْرِکَ؛ ستایش خدای را که او را مستور کرد [و زیر خاک پنهان نمود] با نشستن تو بر قبر او (یعنی زیر سایه پدر از دنیا رفت) و او را هتک و اهانت نکرد با نشستن او بر سر قبر تو (یعنی ممکن بود بعد از تو دخترت در عالم تنهایی مورد هتک و بی حرمتی قرار بگیرد).» مرد فقیر طبق گفته حضرت عمل کرد. این جملات عاطفی اثر عمیقی بر روح خلیفه گذارد و از حُزن و اندوه او کاست؛ از این رو دستور داد جایزه ای به وی بدهند. آن گاه پرسید: این سخن از آنِ تو بود؟ گفت: نه، حسن بن علی علیهماالسلام آن را به من آموخته است. خلیفه گفت: راست می گویی، او منبع سخنان فصیح و شیرین است. 5. نجات از دست دشمن بی رحم شخصی خدمت حضرت مجتبی علیه السلام رسید و عرض کرد: ای فرزند امیرمؤمنان! تو را به خدایی که به شما نعمت فراوان داده سوگند می دهم به فریاد من برس که دشمنی ستمکار دارم که نه حرمت پیران را پاس می دارد، و نه به کوچکی صغیران ترحّم می کند. حضرت که به جایی تکیه داده بودند، با شنیدن این سخن برخاسته و فرمودند: این دشمن کیست تا داد تو را از او بگیرم؟ عرض کرد: دشمن من فقر و نداری است. حضرت اندکی سر به زیر انداخته، سپس به خدمتکار خویش فرمودند: آنچه از مال نزد تو موجود است حاضر کن. او نیز پنج هزار درهم آورد و به آن مرد داد. و بعد، حضرت فرمودند: تو را به خدا سوگند می دهم هرگاه بار دیگر این دشمن به تو حمله کرد و در حق تو ستم روا داشت، او را نزد من بیاور تا [شرّ] او را از تو دور گردانم.» 6. گره گشایی یا عبادت مستحبّی امام حسن مجتبی علیه السلام در حال اعتکاف در مسجدالحرام، مشغول طواف خانه خدا بود که ناگهان مردی نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: من [به فردی[ بدهکارم و طلبکارم تهدید کرده اگر قرض او را ادا نکنم آبرویم ببرد. حضرت طواف را قطع کرد و از مسجد الحرام خارج شد تا همراه وی به نزد طلبکارش رود و برای او مهلت بگیرد. ابن عبّاس که گمان برد حضرت اعتکاف خویش را از یاد برده است عرض کرد: گویا اعتکاف خود را فراموش کرده اید؟ حضرت فرمود: «لَمْ اَنْسٍ وَلکِنّی سَمِعْتُ اَبی یُحَدِّثُ عَنْ جَدّی رَسُولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله اِنَّهُ قالَ مَنْ سَعی فی حاجَةِ اَخیهِ الْمُسْلِمِ فَکَانَّما عَبَدَ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ تِسْعَةَ آلافٍ سَنَةٍ صائِما نَهارَهُ قائِما لَیْلَهُ؛ از یاد نبرده ام، ولی از پدرم شنیدم که از جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کرد که او فرمود: هر کس در مورد حاجت برادر مسلمانش تلاش کند، مانند آن است که خدای عزیز و جلیل را نُه هزار سال عبادت کرده باشد، که روزهایش را روزه بوده و شبهایش را به قیام گذرانده باشد.» 7. برتر از گذشت حضرت مجتبی علیه السلام گوسفندی داشتند. روزی می بیند که پای گوسفند شکسته است. به غلام خود فرمود: چه کسی این کار را کرده است؟ غلام عرض کرد: من این کار را انجام داده ام. حضرت فرمود: چرا چنین کردی؟ غلام عرض کرد: می خواستم شما را ناراحت و اندوهگین کنم. حضرت تبسّم کرد و آن گاه فرمود: این عمل به خاطر این است که تو آزاد نیستی. پس او را آزاد کرد و به او هدیه خوبی نیز عطا فرمود. راستی حضرت حقیقتا مصداق این آیه است که می فرماید: «وَالْکاظِمینَ الْغَیْظَ وَالْعافینَ عَنِ النّاسِ وَاللّه ُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ»؛ «و خشم خود را فرو می برند، و از خطای مردم در می گذرند، و خدا نیکوکاران را دوست دارد.» 8. قناعت و ساده زیستی روزی حضرت مجتبی علیه السلام با برادرش حسین بن علی علیهماالسلام و فرزندان عباس به باغ یکی از ارادتمندان رفتند و در باغ گردشی نمودند و در گوشه ای نشستند. امام مجتبی علیه السلام به شخصی به نام مُدرِک بن زیاد فرمود: ای مرد! آیا غذا و خوردنی پیدا نمی شود تا میل کنیم. مُدْرک فورا مقداری نان و سبزی و نمک آورد و حضرت تناول کرد و فرمود: چقدر خوشمزه و پاکیزه بود! طولی نکشید که غذای بسیار لذیذ و خوشمزه ای آوردند. امام به مُدرک فرمود: تمام غلامان و خدمتگزاران را فراخوان تا از این غذا بخورند. غلامان آمدند و از غذا خوردند، ولی امام خود تناول نفرمود. مُدرک علّت را پرسید. حضرت فرمود: آن نان و نمک و سبزی غذای محرومان بود و همان غذای محبوب من می باشد. 9. مهربانی بر کودکان جمعی از کودکان مشغول غذا خوردن بودند. امام حسن علیه السلام به آنان رسید. آنها از امام برای خوردن غذا دعوت کردند. حضرت اجابت کرد و کنار آنان نشست و با آنان غذا خورد. سپس آنها را به منزل خویش دعوت نمود و هدایای ارزشمند و قابل توجّهی به آنها عطا کرد و چنین فرمود: ارزش کار آنها بیشتر از ارزش کار من بود. چرا که آنان از تمام آنچه خود داشتند به من خورانیدند، و غیر از آن چیزی نداشتند؛ ولی ما از آنچه که داریم به آنها عطا کردیم و غیر از آن نیز داریم. 10. شجاعت بی نظیر امام مجتبی علیه السلام در جنگ جمل، در رکاب پدر خود امیرمؤمنان علیه السلام در خط مقدّم جبهه می جنگید و از یاران دلاور و شجاع علی علیه السلام سبقت می گرفت و بر قلب سپاه دشمن حملات سختی می کرد. شجاعت حضرت به قدری بود که امیرمؤمنان علیه السلام در جنگ صفین از یاران خود خواست که حسن و حسین علیهماالسلام را از ادامه جنگ باز دارند؛ چنان که می خوانیم: «اِسْلَکُوا عَنّی هذَا الْغُلام لا یَهُدُّنی فَاِنّی اَنْفَسُ بِهذَیْنِ (اَلْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ) عَلَی الْمَوْتِ لِئَلاّ یَنْقَطِعَ بِهِما نَسْلُ رَسُولِ اللّه صلی الله علیه و آله ؛ جلو این جوان را بگیرید که [با کشتنش] من از پا در می آیم، به راستی من از فرستادن این دو (حسنین علیهماالسلام ) به کام مرگ دریغ می ورزم؛ چرا که با از بین رفتن این دو، نسل پیامبر قطع خواهد شد.» 11. موعظه و نصیحت ماندگار جنادة بن امیّه می گوید: در واپسین لحظه های بیماری امام حسن مجتبی علیه السلام به محضر آن حضرت رسیدم، در حالی که در مقابل آن حضرت تشتی که در آن لخته های خون بود، قرار داشت، عرض کردم، چرا خود را درمان نمی کنید؟ حضرت فرمود: کار از درمان گذشته است. عرض کردم: ای پسر رسول خدا نصیحتی بفرمایید. فرمود: «اِسْتَعِدَّ لِسَفَرِکَ وَ حَصِّلْ زادَکَ قَبْلَ حُلُولِ اَجَلِکَ وَاعْلَمْ اَنَّکَ تَطْلُبُ الدُّنْیا وَالْمَوْتُ یَطْلُبُکَ وَلا تَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِکَ الَّذی لَمْ یَأْتِ عَلی یَوْمِکَ الَّذی اَنْتَ فیهِ وَاعْلَمْ اَنَّکَ لاتَکْسِبُ مِنَ الْمالِ شَیْئا فَوْقَ قُوْتِکَ اِلاّ کُنْتَ خازِنا لِغَیْرِکَ وَاعْلَمْ اَنَّ فی حَلالِها حِسابٌ وَ فی حَرامِها عِقابٌ وَ فیِ الشُّبَهاتِ عِتابٌ؛ خود را برای سفر آخرتت آماده کن، و قبل از فرا رسیدن مرگ، زاد و توشه تهیه کن، و بدان که به راستی تو به دنبال دُنیا هستی در حالی که مرگ به دنبال توست، و غصّه روزی را که هنوز نیامده [یعنی فردا] بر روزی که در آن قرار داری تحمیل نکن [بلکه از امروزت استفاده کن]. و بدان که آنچه بیش از غذای خود از مال کسب می کنی، خزانه دار و نگهبان [وارثان و] دیگران هستی. بدان که به حقیقت در حلال آن حساب و در حرام آن عقاب و در شبهناک آن سرزنش است.» «فَاَنْزِلِ الدُّنْیا بِمَنْزِلَةِ الْمَیْتَةِ خُذْ مِنْها ما یَکْفیکَ، فَاِنْ کانَ ذلِکَ حَلالاً قَدْ زَهِدْتَ فیها وَ اِنْ کانَ حَراما لَمْ یَکُنْ فیهِ وِزْرٌ، فَاَخَذْتَ کَما اَخَذْتَ مِنَ الْمَیْتَةِ، فَاِنْ کانَ الْعِتابُ فَاِنَّ الْعِتابَ یَسیرٌ؛ پس دنیا را به منزله مرداری قرار بده و به اندازه کفایت [و در حد ضرورت] از آن بگیر. پس اگر آن [مال[ حلال باشد [با مصرف اندک] زهد ورزیده ای و اگر حرام باشد گناهی بر تو نیست؛ چرا [که به اندازه ضرورت و در حال اضطرار از آن استفاده برده ای و] از آن برگرفته ای، چنانکه از مردار [در حال اضطرار] بهره می بری. پس اگر [هم] عتابی باشد، بسیار اندک است.» «وَاعْمَلْ لِدُنْیاکَ کَاَنَّکَ تَعیشُ اَبَدا وَاعْمَلْ لآِخِرَتِکْ کَانَّکَ تَمُوتُ غَدا وَ اِذا اَرَدْتَ عِزّا بِلا عَشیرَةٍ وَ هَیْبَةً بِلا سُلْطانٍ فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیَةِ اللّه ِ اِلی عِزِّ طاعَةِ اللّه ؛ برای دنیایت به گونه ای کار کن که گویا همواره زنده هستی، و برای آخرتت [نیز] به گونه ای کار کن که گویا فردا می میری [و همواره آماده باش]. و اگر می خواهی بدون عشیره و قبیله عزیز باشی و بدون سلطنت [و حکومت داری[ هیبت و شکوه داشته باشی، پس از ذلّت معصیت خدا خارج شود [و] به عزّت طاعت الهی [پناه ببر].» ختام بحث از ماتم حسن همه کون و مکان گریستچون در کنار او شه لب تشنگان گریست زهر جفا چو بر جگرش کارگر شدیزهرا و مرتضی و نبی در جنان گریست زینب چو دید لخت جگر از برادرشچندان گریست کز اَلَمش آسمان گریست عباس نوجوان به کنار جنازه اشبر سر زنان زماتم شاه جهان گریست زان تیرها که بر تنش آمد زجور کینتا روز حشر حضرت صاحب زمان گریست بر قبر بی چراغ و به مظلومیش فلکبا عرش و فرش و جمله کروبیان گریست

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9716
زمان انتشار: 20 سپتامبر 2020
| | | | |
اربعین، تمنایِ حاکمیت متخصص معصوم، بر جهان است

48)سخنان استاد شجاعی در شبکه ولایت با موضوع حماسه اربعین

اربعین، تمنایِ حاکمیت متخصص معصوم، بر جهان است

بحث ما درباره جنبه های مهدوی اربعین است. فضای اربعین در کلیت چند ده میلیونی خودش در این دریای عظیم از روح پاک انسانها در باطن خودش و محتوای خودش یک فضایی است برای تمنا و التماس بزرگترین معروف جهان؛ یعنی حاکمیت امام متخصص معصوم. امامی که از طرف خداوند برای هدایت مردم و حاکمیت مردم معرفی شده هیچ معروفی در جهان بالاتر از این نیست که یک متخصص معروف و معصوم بر انسان حاکمیت داشته باشد...

فیلم

1 - اربعین، تمنایِ حاکمیت متخصص معصوم، بر جهان است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9712
زمان انتشار: 20 سپتامبر 2020
| | | | |
حماسه اربعین، چرا و چگونه؟

44) سخنان استاد شجاعی در شبکه ولایت با موضوع حماسه اربعین

حماسه اربعین، چرا و چگونه؟

بعد از مباحث مبسوطی که درباره ابعاد سازنده زیارت سیدالشهدا و سایر معصومین علیهم السلام مطالبی را عرض کردیم، این جلسات باقی مانده را درباره حماسه اربعین مطالبی را تقدیم می کنیم. امام حسین کیست؟ و چرا و چگونه می تواند ده ها میلیون انسان را از ده ها کشور و با وجود مذاهب مختلف و نژادهای مختلف به دور خودش جمع کند؟ چگونه می تواند امام حسین این همه آدم را در باصفاترین جای این عالم جمع کند؟...

فیلم

1 - حماسه اربعین، چرا و چگونه؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9708
زمان انتشار: 17 اکتبر 2019
| | | | | | |
تپش اربعین برای ظهور امام زمان علیه‌السلام

زیارت اربعین؛ جلسه 2: 97/07/19

تپش اربعین برای ظهور امام زمان علیه‌السلام

گرد همایی بزرگی مثل اربعین، در هیچ جای تاریخ و هیچ جای کره زمین، نه سابقه‌ دارد و نه امکان‌پذیر است. این گردهمایی فقط در اربعین امام حسین و در کربلا اتفاق می‌افتد. بنابراین، هر کس کربلا می‌رود و هزینه‌ای هم می دهد، نباید فکر نکند که خودش هزینه کرده است. نه. خدا تضمین‌ کرده که هر هزینه ای را در این خصوص، به شخص برمی‌گرداند و بیشتر هم برمی‌گرداند. بنابراین، هزینه کردن برای حضرت، فقط یک جابه‌جایی است که حتی یک اضافه رزق هم به شخص تعلق می‌گیرد.

اکنون ما در آستانه یک حماسه و انقلاب عظیم جهانی هستیم که یقیناً از مهم­ترین و بزرگترین عوامل برطرف کردن ظهور آقا امام زمان علیه‌السلام است؛‏ یعنی حرکت جهانی اربعین، حرکتی است که برای اولین بار در تاریخ بشر، پیروان ادیان آسمانی و غیرآسمانی حول محور یک امام معصوم و یک خلیفة الله با عشق و محبت دور هم جمع می‌شوند. در هیچ دوره‌ای از تاریخ بشر چنین چیزی سابقه نداشته است. اتفاقی که در اربعین می‌افتد، برای هیچ امامی و برای هیچ پیغمبری صورت نگرفته است. ما چون در بطن این معجزه قرار داریم و به آن عادت کرده‌ایم و حجاب عادت باعث کور شدن فهم و معرفت بسیاری از ما ‌شده، متوجه نمی‌شویم که چه انقلاب عظیم و چه تحول بی‌نظیری در دنیا اتفاق افتاده است. از اول خلقت بشر تاکنون سابقه نداشته است که این همه آدم، آن هم از همه ادیان آسمانی و غیرآسمانی و حتی کسانی که دین ندارند، عاشقانه حول محور یک امام جمع می‌شوند. ضمن اینکه عاشق امام هستند و عشق به همدیگر هم دارند و بالاترین درجه وفاداری، همدلی، دوستی، وحدت، فداکاری در بین آن­ها جریان دارد. اگر کسی دقت کند، در واقع، حال و هوای اربعین، به هیچ وجه حال و هوای زمین نیست؛ یعنی هیچ جای کره زمین مردم چنین حال و هوایی ندارند. یک انقلابی در یک زمان خاص و در یک فضای خاص در مردم اتفاق می‌افتد و روحیه مردم، مثل روحیه دوران ظهور آقا امام زمان علیه‌السلام می‌شود و این خود یک بشارت بزرگی است که مردم جهان خودشان را برای یک تحول عظیم آماده می‌کنند. ما در روایت هم داریم که حوادث و نشانه های ظهور آقا امام زمان علیه‌السلام خیلی دفعی، سریع و پشت سر هم اتفاق می‌افتد. ما در این حوادث غرق هستیم و متوجه هم نیستیم که اطرافمان چه می‌گذرد. گاهی آنقدر نزدیک هستیم که غافلگیر می‌شویم و حتماً این غافلگیری وجود دارد. تأکیدم در بحث حرکت جهانی مهدوی اربعین، این است که عادت نکنیم و کور نباشیم. چون انسان در عادت و کوری خیلی ضرر می‌کند. سود ما در درست دیدن و معرفت داشتن است. اینکه نگاه عادی‌­اش را از حوادثی که اطرافش اتفاق می‌افتد بردارد و با یک نگاه عمیق و یک معرفت صحیح به حوادث جهانی اطرافش نگاه کند. این گردهمایی بزرگ، فقط در اربعین امام حسین و در کربلای امام حسین اتفاق می‌افتد. الحمدلله رب العالمین گستره این فرهنگ و گسترۀ این اجتماع وسعت پیدا می‌کند و دائماً بیشتر می‌شود. قبلاً یک فضای خیلی محدود با یک جمعیت بسیار محدود بوده، الان در میان جمعیت عظیم از خارج از عراق هم این داستان شروع شده، یعنی موکب‌ها الان به مرزهای پاکستان و داخل پاکستان، از ایران، از داخل مشهد شروع می‌شود و حال و هوای اربعینی دارد. اینها دارد کم کم شیوع پیدا می‌کند و به سایر نقاط جهان سرایت می‌کند تا کاملاً این آمادگی جهانی ایجاد بشود. واقعاً فضای دل‌انگیزی است. انسان در تمام این فضا وقت خیلی کمی هم دارد و احساس می‌کند ثانیه‌ها به سرعت از دست می‌روند و باید بایستد و این همه عجایب، این همه عشق، این همه وحدت، همدلی، فداکاری، و معنویت و انسانیت را ببیند. جذاب­ترینش این است که در آنجا تمام تمایزها از بین می‌رود؛ یعنی آنجا چیزی به اسم مسلمان، مسیحی، یهودی، در بین مسلمانان شیعه و سنی و قشرهای مختلف مسیحیت، یهودیت، بودیسم، هندوییسم، لائیک‌ها، زرتشتی‌ها، صائبین و دیگران  وجود ندارد. آنجا همه یک نفر هستند. تمام تمایزها از بین می‌رود و همه حول محور یک امام و به عشق یک معصوم و خلیفة الله دور هم جمع می‌شوند. امروز امر به زیارت اربعین، از بزرگترین معروفهاست یکی از قشنگ‌ترین معروف­ها، همین امر به سفر کربلا است؛ زیرا با این امر کردن، زمینه زیباترین و مهم­ترین معروف عالم، یعنی حاکمیت معصوم بر جهان را فراهم می‌کند. اگر کسی به دیگران سفارش رفتن کند، اجر بزرگی نصیب او شده و اگر در اثر سفارش او خیلی‌ها بروند، به تعداد کسانی که می‌روند، شما در نفس خودت زائر داری. روز قیامت هم آن همه درجات و ثواب­ها مال شما می­‌شود. حتی آثاری که در دنیا دارد، از آنِ شما هم هست. امام باقر علیه‌السلام فرمودند: «مُرُوا شِیعَتَنَا بِزِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ‎= امر کنید شیعیان ما را به اینکه به زیارت قبر حسین بروند»‍. این عشق، عشق مهمی است که حضرت می فرمایند دیگران را امر کنید. ما افراد زیادی داریم که تحولات عظیمی در زندگی­شان با همین «امر» اتفاق افتاده است. مثلاً دوست کسی به او گفته: "بیا بریم کربلا"، زیرا که با رفتنش یک دفعه تحول عظیمی پیدا کرده است. اینکه حضرت می‌گوید: «مروا» خیلی قیمت دارد که شما به بقیه بگویید: "بروند"، یعنی هر کس می‌تواند به زیارت برود. ممکن است انسان امکانات مالی نداشته باشد، امّا باید امر کند به رفتن؛ این هم جزء امر به معروف است. این تأکید خیلی قشنگ است که انسان بتواند "امر" کند. گاهی شخص هم خودش امر می‌کند و هم هزینه ده نفر، صد نفر، پانصد نفر را می‌دهد تا مردم به زیارت بروند. آن یک بحث دیگر است که درجات ثواب دیگری دارد، حتی اگر خودش هم نتواند برود، در روایت داریم که اگر امر کند به دیگری برای رفتن، انگار خودش رفته و هر چقدر تعداد بیشتر باشد، انگار این زیارت او مکرر شده است. ولی در اینجا بحث، بحث امر است. «مروا= امر کنید» یعنی امر کنید که بقیه هم به زیارت بروند. این فوق‌العاده مهم است. در روایت داریم که اگر کسی نیتش واقعاً رفتن باشد و نتواند برود، ثوابش را به او می‌دهند. این نیت خیلی قشنگ است. این دلسوزی در فراق امام حسین خیلی قیمت دارد. این یک طرف قضیه است. گاهی شما می‌گویید مسائل مردم چه می‌شود؟ گرفتاری مردم چه می‌شود؟ این همّت است که باید اتفاق بیفتد. شرط دریافت رزق الهی، شکسته شدن دل است یکی از قوانین جذب الهی و اسلامی این است که وقتی شما می‌خواهید رزق را از خدا دریافت کنید، اول باید دلت بشکند تا یک ظرفیتی ایجاد شود و آن رزق بیاید؛ یعنی اول باید فضای خالی برای آن رزق داشته باشید. اگر کسی فضای خالی برای رزق نداشته باشد یا دروغ می‌گوید یا شوخی می‌کند. چون با عملش سازگاری ندارد. باید عمل با نیت، با دل و با قلب هماهنگ باشد. این خیلی خوب است. کسی که به دلش می‌افتد که کربلا برود، به محض اینکه تمنا و ظرفیت ایجاد بشود، فیض از آسمان می‌آید؛ ولی اگر در کسی تمنا و درخواست و همتی و میلی وجود نداشته باشد، فیضی هم نخواهد بود. امام باقر علیه‌السلام فرمودند:«فَإِنَّ إِتْیَانَهُ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ= زیرا زیارت حسین مایه‌ی زیادتی در رزق است. یعنی اولین اتفاقی که با زیارت امام حسین برای ما می‌افتد، زیاد شدن رزق است،؛ یعنی ظرفیت برای دریافت روزی جدید پیدا می‌کند. پس هر کس کربلا می‌رود و هزینه‌ای هم می‌دهد، فکر نکند که خودش هزینه کرده. نه، اینطور نیست. خدا تضمین‌ کرده آن را به شخص برمی‌گرداند و بیشتر هم برمی‌گرداند. فقط یک جابه‌جایی صورت می‌گیرد. حتی یک اضافه رزق هم به شخص تعلق می‌گیرد. این فقط در رابطه با امام حسین نیست. در رابطه با سایر ائمه هم همین­طور است. در رابطه با خانه خدا هم همین­طور است. هر جا قرار است عشقی، رحمتی و مهربانی ایجاد بشود، رزقش آماده است. رزقش را می‌گیری، عشق را تولید می‌کنی. حتی اگر این مهرورزی و عشق به خانواده آسمانی نباشد، به خانواده زمینی باشد یا به گیاه یا حیوانی کنید، رزقت آماده است. خدا می‌گوید: می‌خواهی رحمان بشوی، هزینه‌ات را من می‌دهم. اگر قرار است رحمانیتی در دلت اتفاق بیفتد، هزینه‌‌اش با من، تو فقط در رحمانیت و مهربانی را باز کن. زیارت امام حسین علیه‌السلام، عمر را زیاد می کند «وَ یَمُدُّ فِی الْعُمُرِ= عمر را طولانی می‌کند»، زیارت امام حسین علیه‌السلام علاوه بر اینکه رزق را زیاد می‌کند، برکت عمر هم انسان پیدا می‌کند. اینکه می‌­فرماید: رزق را زیاد می‌کند نه اینکه پولتان را زیاد می‌کند. چون رزق اعم از رزق جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی و فوق عقلی است. طولانی شدن عمر، رزق گیاهی است. اینکه علامه می‌گوید هر کس به هر جا می‌رسد، از مجلس یا از زیارت امام حسین علیه‌السلام است. یک فرمول دقیقی است؛ به شرط اینکه با این مجلس اهلیت داشته باشد، یعنی اهل این مجلس باشد. خدا مرحوم قاضی را رحمت کند. ایشان فرمود: من به هر جا و هر چیزی رسیدم از سیدالشهداء رسیدم. «وَ یَدْفَعُ مَدَافِعَ السُّوءِ وَ إِتْیَانَهُ مُفْتَرَضٌ عَلَى کُلِّ مُؤْمِنٍ یُقِرُّ لَهُ بِالْإِمَامَةِ مِنَ اللهِ= و رفع سوء و بدی خواهد بود. زیارت حسین علیه‌السلام، بر هر مؤمنی كه به امامت او معترف است، یك فریضه است». زیارت امام حسین علیه‌السلام بر هر مؤمنی که اعتراف دارد که حسین امامی از ناحیه خداست، زیارتش واجب است. حالا ما آدم­هایی داریم که ادعای محبت و دوستی دارند، ولی هیچ انگیزه‌ای برای زیارت امام حسین و خانواده آسمانی­ و پدرش ندارد. خیلی عجیب است. حالا چرا واجب است؟ چون صله ارحام واجب است. صله ارحام همان­طور که برای خانواده زمینی واجب است، برای خانواده آسمانی واجب‌تر است. کسی که صله ارحام زمینی ­اش بیشتر از صله ارحام آسمانی ­اش است، باطنش زمینی است، باطنش آسمانی نیست. انسان زمانی باطنش، باطن انسانی است و می‌تواند به ­صورت یک انسان وارد برزخ شود که عشق و دلدادگی‌های آسمانی ­اش بیشتر از عشق و دلدادگی‌های زمینی ­اش باشد. امام حسن علیه‌السلام می‌فرماید: «ما پدر و مادر دینی شما هستیم. شما باید حرمت ما را بیشتر از خانواده دنیایی­ تان داشته باشید». چون اصل، روح و جنبه آسمانی و الهی من است که از اهل بیت است. این روح ما که جاودانه است، از پدر و مادر زمینی نیست. پس اهل بیت بیشتر در ما سهم و حق دارند. بنابراین، با توجه به این اصل، باید صله ارحام کنیم. صله ارحام آسمانی ما باید بیشتر باشد. زیارت و ملاقات، باید یک چیز عادی روزانۀ ما باشد. همان­طور که تلفن زدن، دیدن، با هم صحبت کردن برای کسانی که مال هم هستند، یک چیز جدی و عادی است، ارتباط با خانواده آسمانی هم همین­طور باید باشد. چرا زیارت امام حسین علیه‌السلام عمر را زیاد می کند؟ حالا چرا حضرت می‌گوید: عمر را طولانی می‌کند؟ این رمز رزق و طولانی شدن عمر چیست؟ صله ارحام خاصیتش این است. گفتم هر عشق‌ورزی و هر مهرورزی و هر رحمانیتی این خاصیت را دارد. اگر شما صله ارحام نروید، عمرتان کوتاه می‌شود. کسی که قطع رحم می‌کند، عمر بی‌برکتی پیدا می‌کند. کسی که عرضه ندارد با خانواده آسمانی ­اش ارتباطی بگیرد یا رفت و آمدی کند، مشکلات و غصه­‌ها به سراغ او می‌­آیند. وابستگی عاطفی و مالی پیدا می‌­کند. اسیر و گرفتار می‌شود، در هر زمینه‌ای التماس این و آن را می‌کند. در حالی که خانواده خودمان همه این نیازهای ما را می‌توانند تأمین کنند: نیازهای عاطفی، نیازهای علمی، نیازهای معنوی. اصلاً همه چیز دستشان است. ما نمی‌رویم دریافت کنیم. ما عاجز هستیم و دل نداریم، معرفت نداریم تا از این کان بی‌نهایت استفاده کنیم، ما اعتماد به خانواده آسمانی نداریم. برای همین در زندگی‌مان دائماً گرفتاری ایجاد می‌شود؛ دائماً گره می‌خورد و مشکلات دارد. درحالی­که هر چقدر شما اعتمادت به آسمان باشد، آسمان هم به تو توجه بیشتری می‌کند.   امام حسین/ اربعین

صوت

1 - تپش اربعین برای ظهور امام زمان علیه‌السلام

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9705
زمان انتشار: 4 اکتبر 2021
| |
به مناسبت شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی ع

به مناسبت شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی ع

امروز به یاد سبط اکبر رسول خدا، امام حسن مجتبی علیه‌السلام و آن همه مصیبت و اندوه و درد و رنج و مظلومیت جانکاه، چشمان تمامی دوستدارانِ حتّی و عاشقان معنویّت و شیفتگان ولایت علوی می‌گرید. در روزهای ماه صفر واقعه جانگداز شهادتش، طراوت و شادابی همه بوستان‌های جهان را به خزان کشید. شقایق با داغ از زمین می‌روید و لاله، رنگِ خون مطهر او را بر چهره دارد. بنفشه از اندوه او سر به گریبان است و چشم نرگس به یاد او نگران است. اگر ابر می‌بارد غربت او را می‌گرید و اگر رعد می‌غرّد، حماسه‌های حیات جاودانه او را فریاد می‌زند. هر صخره استوار نشان از عزم راسخ او دارد و هر قلّه سترگِ کوهسار از همّت بلند او سخن می‌گوید.

شناسنامه امام حسن مجتبی(ع) امام مجتبی علیه السلام، در 15 ماه مبارک رمضان سال سوم هجری، در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود. هفت سال از عمر شریفش مصادف با حیات پربار خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم بود. پدر گرامی اش امام علی بن ابیطالب علیه السلام و مادر ارجمندش حضرت فاطمه زهرا علیها السلام، دختر پیامبر خداست. تنها کنیه امام مجتبی علیه السلام «ابو محمّد» است. ولی در القاب حضرت تعابیر مختلفی ذکر شده است. مشهورترین القاب حضرتش عبارتند از: تقیّ، زکیّ، سیّد، سبط، ولیّ. سیره نگاران، عبارات زیر را نقش نگین حضرت دانسته اند: «العزّة للّه وحده»؛ «العزّة للّه»؛ «اللّه اکبر»؛ «به نستعین» و «حسبی اللّه». امام حسن علیه السلام روز پنجشنبه هفتم صفر، و به قولی بیست و هشتم و به قول دیگر در آخر ماه صفر سال 49ه.ق در سن 47 سالگی بر اثر زهری که به او خوراندند به شهادت رسید، و در قبرستان بقیع (واقع در مدینه) به خاک سپرده شد. پیش از امامت امام حسن(ع)در طول سی و هفت سالی که در کنار پدر زیست نه فقط فرزندی مطیع و امام شناس بود، بلکه همواره بازوی نیرومند، یاوری صدیق، مسئولی امین و با تجربه و سربازی عاشق و فداکار برای امیرمومنان به حساب می آمد. وی با شناخت کاملی که از پدر داشت، خود را وقف خدمت به امیرالمؤمنین کرده بود. روزی بازوی نظامی پدر می شود و به فرمانش به طرف کوفه روانه می شود تا مردم آن سامان را از توطئه شوم دشمنان اسلام آگاهی دهد و آنها را جهت مقابله با پیمان شکنان و ناکثان بسیج کند. روزدیگر بازوی سیاسی امام می شود و در جریانات سیاسی دوران عثمان وارد صحنه می شود و او را نسبت به وضع ناهنجار دستگاه خلافتش وکثرت انحرافات آگاه می سازد و یا در مسئله حکمیت به دستور آن حضرت و با بیانات شیوا و دلنشین، اعلام موضع می نماید و دست به افشاگری می زند. آن حضرت در سمت قضاوت و دیگر مسوولیت ها به کمک و یاری پدر می شتابد. امامت و خلافت شامگاه بیست و یکم رمضان سال چهلم از هجرت، حضرت علی علیه السلام، شهید شد. بامداد آن روز، مردم در مسجد جامع شهر، گرد آمدند، حضرت امام حسن (ع) که در آنوقت 37 سال داشتند بر منبر فراز آمدند و فرمودند: دیشب، مرد یگانه ای از جهان رخت بست که در میان گذشتگان و هم در بین آیندگان، به دانش و کردار، یکتا بود. همراه پیامبر، جنگها کرد و در نگاهبانی اسلام و پیامبر، مجاهدانه کوشید، و پیامبر در جنگها، او را به سپاهسالاری می فرستاد و او هماره پیروز باز می گشت... از زرد و سفید (اشاره به زر و سیم) دنیا، بیش از 700 درهم نگذاشت، آنهم سهمیه ی او و بر آن بود که با آن خدمتگاری برای خانواده ی خود فراهم آورد. بدین هنگام، امام به سختی گریست و مردم نیز گریستند... آنگاه،امام نشست و عبد الله بن عباس برخاست و گفت: مردم!، این (اشاره به امام حسن (ع)) فرزند پیامبر شما و جانشین علی (ع) و امام شماست، با او بیعت کنید! مردم، گروها گروه، بدو روی آوردند و بیعت کردند. صلح امام حسن مجتبی(ع) یکی از پرسش های مهم این است که: چرا معصومان علیهم السلام در فعالیت های سیاسی و اجتماعی خود، سیاست ثابتی نداشتند؟ اصولاً تعیین خطّ مشی ها و سیاست های آنان، برچه اساس و چه معیارهایی بوده است؟ در جواب باید گفت: شرایط و تحوّلات جامعه، نقش بنیادینی در شکل گیری سیاست آنان دارد. آنان رهبران مردم بودند که با شناخت شرایط زمان به رهبری آنان می پرداختند. طبیعی است که شرایط زمان و مکان یک معصوم، با شرایط معصوم دیگر، متفاوت است و حتی در عصر یک معصوم نیز ممکن است شرایط تفاوت پیدا کرده و همین تفاوت سبب تغییر استراتژی شود. از سوی دیگر، اهداف اصلی معصومان حفظ و اجرای قوانین الهی و رعایت مصالح عمومی است که این عناصر با بهره گیری از اهرم صلح، قیام، سکوت و... تأمین می شود. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم با مشرکان و یهودیان می جنگد و در شرایطی دیگر با مشرکان صلح می کند که به عنوان «صلح حدیبیه» شهرت یافته است. امام علی علیه السلام 25 سال در برابر خلفا سکوت می کند، که از آن به عنوان «خار در چشم و استخوان درگلو» یاد کرده است. بی تردید، سکوت علی علیه السلام بدان معنا نیست که او خلفا را شایسته رهبری می دانست؛ بلکه به خاطر رعایت مصالح عمومی و حفظ دین سکوت کرد. شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام ابن ابی الحدید می نویسد: «چون معاویه خواست برای پسرش یزید بیعت بگیرد، اقدام به مسموم نمودن امام مجتبی(ع) کرد، زیرا معاویه برای گرفتن بیعت به نفع پسرش و موروثی کردن حکومتش مانعی بزرگ تر و قوی تر از حسن بن علی(ع) نمی دید، پس معاویه توطئه کرد، آن حضرت را مسموم نمود و سبب مرگش شد.» در این توطئه، بیش ترین نقش را مروان بن حکم که فرماندار مدینه بود ایفا کرد. وقتی معاویه تصمیم بر این جنایت هولناک گرفت، آخرین مرتبه، طی نامه ای سری از مروان فرماندار خویش خواست تا در مسمومیت حسن بن علی(ع) سرعت گیرد و آن را در اولویت قرار دهد. مروان جهت اجرای این توطئه مامور شد با جعده دختر اشعث همسر امام مجتبی(ع) تماس برقرار کند. معاویه در نامه اش نوشته بود که جعده یک عنصر ناراضی و ناراحت است و از جهت روحی می تواند با ما همکاری داشته باشد و سفارش کرده بود که به جعده وعده دهد بعد از انجام ماموریتش او را به همسری پسرش یزید درخواهد آورد و نیز توصیه کرده بود صد هزار درهم به او بدهد. امام صادق(ع) فرمود: جعده -لعنة الله علیها- زهر را گرفت و به منزل آورد. آن روزها امام مجتبی(ع) روزه داشت و روزهای بسیار گرمی بود، به هنگام افطار خواست مقداری شیر بنوشد، آن ملعون زهر را در میان آن شیر ریخته بود، به مجرد این که شیر را آشامید، پس از چند دقیقه امام(ع) فریاد برآورد: «دشمن خدا! تو مرا کشتی، خداوند تو را نابود کند. سوگند به خدا! بعد از من بهره و سودی (خوشحالی) برای تو نخواهد بود. تو را گول زدند و مفت و رایگان در راستای اهدافشان به کار گرفتند. سوگند به خدا معاویه تو را بیچاره و بدبخت نمود و خود را خوار و ذلیل کرد.» امام صادق(ع) در ادامه سخنان خود فرمودند: «امام مجتبی(ع) بعد از این که جعده او را مسموم کرد، دو روز بیش تر باقی نماند و از دنیا رفت و معاویه هم بدانچه وعده کرده بود وفا ننمود.»

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9702
زمان انتشار: 8 اکتبر 2019
| | | | |
قوت جان

جلد اول از مجموعه کتابهای «قُوتِ جان» اثر استاد شجاعی منتشر شد

قوت جان

جلد اول از مجموعه کتاب های «قُوتِ جان»، گزیده‌ی ناب از سخنان استاد محمد شجاعی در موضوعات حسینی و مهدوی در قطع پالتویی، مناسب برای پیاده روی اربعین منتشر شد. اولین اثر موضوعی و دو زبانه استاد شجاعی در موضوع اربعین به زبان های انگلیسی و فارسی عرضه در فروشگاه مؤسسه منتظران منجی عج  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9668
زمان انتشار: 21 اوت 2021
| |
امام سجاد، تداوم بخش عزت و افتخار حسینی

امام سجاد، تداوم بخش عزت و افتخار حسینی

پیشوای چهارم شیعیان علیه السلام بعد از حضور در حماسه افتخار آفرین و عزت بخش عاشورای حسینی، از لحظه ای که در غروب عاشورا با شهادت پدر بزرگوار و سایر عزیزانش مواجه گردید برای ادامه راه آنان، مسئولیت سنگینی را به دوش کشید . امامت امت، سرپرستی اطفال و بانوان، رساندن پیام عاشورا به گوش جهانیان، تداوم مبارزه با طاغوت و طاغوتیان و از همه مهمتر پاسداری از اهداف متعالی امام حسین علیه السلام که موجب عزت و افتخار عالم اسلام گردید، از جمله مسئولیتهای آن امام همام به شمار می آید . امام سجاد علیه السلام که در دوران امامت خویش در محدودیت شدیدی به سر می برد و حاکمان مستبد اموی سایه شوم خود را بر شهرهای اسلامی گسترده بودند و اهل ایمان از ترس مال و جان خود مخفی می شدند، با اتخاذ صحیحترین تصمیمها و موضعگیریهای مناسب و بجا و با استفاده از مؤثرترین شیوه ها توانست از فرهنگ عاشورا و دستآوردهای ارزشمند آن - که همان عزت و افتخار ابدی برای اسلام و مسلمانان و بلکه برای جهان بشریت بود - به صورت شایسته ای پاسداری کرده و راه حماسه آفرینان کربلا را تداوم بخشد و یاد و نام و خاطره سالار شهیدان حضرت حسین بن علی علیهما السلام را جاودانه ساخته و بر بلندای تاریخ ابدی نماید . در این فرصت با مهمترن فعالیتهای آن یادگار امامت در پاسداری از فرهنگ عزت و افتخار حسینی علیه السلام آشنا می شویم:

1- خطابه های حماسی و تاثیرگذار بدون تردید روشنگریهای امام سجاد علیه السلام و حضرت زینب کبری علیها السلام و برخی دیگر از خاندان حضرت ابا عبدالله علیه السلام بعد از ماجرای غمبار کربلا در تداوم آن نهضت عظیم اسلامی نقشی به سزا داشته است . مهمترین دستآورد سخنان آن بزرگوار آگاه نمودن مردم غفلت زده، بیدار کردن وجدانهای خفته، افشای جنایات دشمنان اهل بیت علیهم السلام، نمایاندن چهره حقیقی زمامداران ستمگر اموی و انتشار فضائل و مناقب اهلبیت علیهم السلام و معرفی آن گرامیان به عنوان جانشینان بر حق پیامبر صلی الله علیه و آله بود . امام سجاد علیه السلام در شهر کوفه با مردم ساده، سطحی نگر، تاثیرپذیر و پیمان شکن آن شهر سخن گفته و بعد از شناساندن خویش و افشای جنایات امویان فرمود: «ای مردم! شما را به خدا سوگند می دهم، آیا شما برای پدرم نامه ننوشتید و آنگاه بی وفایی نکردید؟ ! آیا با او عهدها و پیمانهای محکم نبستید و سپس با او پیکار کرده و او را به شهادت رساندید؟ ! وای بر شما! چه کار زشتی انجام دادید، شما چگونه به سیمای رسول الله صلی الله علیه و آله نظاره خواهید کرد، هنگامی که به شما بگوید: فرزندان مرا کشتید، احترامم را از میان بردید، پس، از امت من نیستید!» هنوز سخنان امام تمام نشده بود که مردم گریه کنان و ضجه زنان همدیگر را ملامت کرده و به نگون بختی خود، - که خود برگزیده بودند - تاسف خورده و اشک ندامت و پشیمانی می ریختند . (1) مهمترین تاثیر این خطابه را می توان در سال 65 هجری در قیام توابین به وضوح به نظاره نشست . همچنین پیشوای چهارم هنگامی که در شام به مجلس جشن پیروزی یزید برده شد، ضمن تحقیر خطیب متملق دربار اموی، در کرسی خطابه قرار گرفته و با بهره گیری از زیباترین و بلیغ ترین جملات، فجایع کربلا را بازگو کرده و ضمن افشای چهره زشت جنایتکاران، تبلیغات سوء دشمنان اهلبیت علیهم السلام را خنثی کرده و سیمای سراسر فضیلت و افتخار آل محمد صلی الله علیه و آله را برای مردم نا آگاه شام نمایان ساخت . آن حضرت فرمود: «ایها الناس اعطینا ستا و فضلنا بسبع، اعطینا العلم والحلم و السماحة والفصاحة والشجاعة و المحبة فی قلوب المؤمنین، و فضلنا بان منا النبی المختار محمدا و منا الصدیق و منا الطیار و منا اسدالله و اسد رسوله و منا سبطا هذه الامة و منا مهدی هذه الامة; (2) ای مردم! به ما شش چیز عطا شده و به هفت نعمت [بر دیگران] برتری یافته ایم . به ما علم، حلم، جوانمری، فصاحت، شجاعت و دوستی در دل مؤمنان عطا شده است و ما به اینکه رسول برگزیده خداوند، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و [حضرت علی علیه السلام نخستین] تصدیق کننده [پیامبر صلی الله علیه و آله] و جعفر طیار و [حمزه،] شیر خدا و رسول او و حسن و حسین علیهما السلام و مهدی این امت از ما هستند، فضیلت داده شده ایم .» آن حضرت در ادامه به فضائل بی شمار امیرمؤمنان علیه السلام پرداخته و از چهره درخشان علی علیه السلام به نحو زیبایی دفاع نموده و در خاتمه با معرفی امام حسین علیه السلام، به ذکر مصیبت آن حضرت پرداخت . این سخنان آتشین، منطقی و روشنگر، آنچنان فضای جهل و غفلت و خفقان را درهم شست که یزید در مقام دفاع از خود و سلطنتش برآمد . (3) امام سجاد علیه السلام خطبه دیگری را نیز در نزدیکی مدینه برای مردمی ایراد نمود که به استقبال قافله خسته دل و دل شکسته حسینی آمده بودند . این خطابه نیز آثار فراوانی در روحیه مردم مدینه گذاشت که یکسال بعد از حادثه عاشورا، قیام خودجوشی از سوی اهالی مدینه بر علیه دستگاه طاغوتی بنی امیه رخ نمود که به «واقعه حره » معروف است . 2- گفتگوهای دشمن شکن امام چهارم علیه السلام در پاسداری از اهداف عاشورا هر جا که احساس می کرد دشمن می خواهد قیام کربلا را زیر سؤال برده و آن حماسه تاریخی را پوچ و باطل جلوه دهد، در مقام دفاع برآمده و با پاسخهای کوبنده با نقشه های شیطانی آنان به ستیز بر می خواست که بارزترین نمونه های آن در مجلس عبیدالله بن زیاد و یزید بن معاویه به چشم می خورد . هنگامی که در مجلس ابن زیاد، حضرت زینب کبری علیها السلام وی را با نطق خویش رسوا نمود، ابن زیاد متوجه امام زین العابدین علیه السلام گشته و پرسید: این جوان کیست؟ گفتند: او علی بن الحسین علیهما السلام است . ابن زیاد گفت: مگر خدا علی بن الحسین را نکشت؟ امام چهارم علیه السلام فرمود: من برادری بنام علی بن الحسین علیهما السلام داشتم که مردم او را به شهادت رساندند . ابن زیاد گفت: چنین نیست، خدا او را کشت . امام سجاد علیه السلام آیه «الله یتوفی الانفس . . .» را قرائت نمود . ابن زیاد از پاسخ صریح امام خشمگین شده و فریاد زد: آیا در مقابل من جرات کرده و پاسخ می دهی؟ او را ببرید و گردن بزنید . حضرت سجاد علیه السلام در ادامه گفتگو فرمود: «ابالقتل تهددنی یابن زیاد، اما علمت ان القتل لنا عادة و کرامتنا الشهادة; (4) ای پسر زیاد! آیا مرا به قتل تهدید می کنی؟ مگر نمی دانی کشته شدن [در راه حق] عادت ما و شهادت [برای خدا عزت و] کرامت ماست .» آن حضرت در مجلس یزید نیز با اینکه اسیر بود، هیچگاه حرکت و یا سخنی که نمایانگر عجز و خواری باشد از خود نشان نداد; بلکه همانند آزاده ای با شهامت، عزت و افتخار حسینی را به نمایش گذاشت . آنگاه که یزید در مجلس خویش اسرای کربلا را برای تحقیر و شکستن ابهت و عظمت خاندان آل محمد صلی الله علیه و آله حاضر کرده بود، خطاب به امام سجاد علیه السلام گفت: دیدی که خدا با پدرت چه کرد؟ حضرت فرمود: ما جز قضای الهی که حکمش در آسمان و زمین جریان دارد چیز دیگری ندیدیم . یزد گفت: «انت ابن الذی قتله الله; تو فرزند کسی هستی که خدا او را کشت .» امام فرمود: «انا علی، ابن من قتلته; من علی; فرزند کسی هستم که تو او را به شهادت رساندی .» و در ادامه با تمسک به آیه قرآن فرمود: «و من یقتل مؤمنا متعمدا فجزاءه جهنم خالدا فیها و غضب الله علیه و لعنه و اعد له عذابا عظیما» (5) ; و هرکس، مؤمنی را عمدا به قتل برساند مجازات او جهنم است، در آنجا همیشه می ماند، خداوند بر او غضب می کند و از رحمتش دور می سازد و عذاب بزرگی برای او آماده کرده است .» یزید که نتوانست این پاسخهای محکم را - که جهنمی بودن وی را اثبات می کرد - تحمل کند، با خشم و غضب فرمان قتل امام را صادر کرد، اما امام سجاد علیه السلام با قاطعیت تمام فرمود: هیچگاه «فرزندان اسیران آزاد شده » نمی توانند به قتل انبیاء و اوصیا فرمان دهند، مگر اینکه از دین اسلام خارج شوند . (6) 3- گریه های تاثرانگیز امام سجاد علیه السلام برای زنده نگه داشتن خاطره شهیدان کربلا، در مناسبتهای گوناگون بر عزیزانش گریه می کرد . اشکهای حضرت زین العابدین علیه السلام که عواطف را برانگیخته و در اذهان مخاطبان، ناخواسته مظلومیت شهدای کربلا را ترسیم می کرد، آثار پرباری برای تداوم نهضت عاشورا داشت و امروز این روش با پیروی از آن گرامی همچنان ادامه دارد و فرهنگ گریه بر سالار شهیدان عالم، همچنان تاثیرگذار بوده و در پیوند دادن عواطف و احساسات میلیونها عزادار عاشق با راه و هدف حضرت ابا عبدالله علیه السلام مهمترین عامل محسوب می شود . عشق به امام حسین علیه السلام در سوگواریها اشک می آفریند و این گریه های عزت بخش که افتخار شیعه می باشند هر سال در دهه محرم سیمای کشور اسلامی را به حماسه عاشورا نزدیک نموده و قیام امام حسین علیه السلام را در خاطره ها زنده می سازد . حضرت سجاد علیه السلام بنیانگذار فرهنگ سوگواری و گریه در میان مؤمنان، بعد از شهادت پدر ارجمند خویش در حدود 35 سال امامتش به این روش ادامه داد تا جایی که یکی از بکائین پنجگانه تاریخ نامیده شد . (7) وقتی علت این همه اشک و ناله را از او می پرسیدند در جواب می فرمود: «مرا ملامت نکنید . یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم، پیامبر و پیامبرزاده بود، او دوازده پسر داشت، خداوند متعال یکی از آنان را مدتی از نظرش غایب کرد، در اندوه این فراق موقتی، موهای سر یعقوب سفید شده، کمرش خمیده گشت و نور چشمانش را از شدت گریه از دست داد، در حالیکه پسرش در این دنیا زنده بود . اما من با چشمان خودم پدر و برادر و 17 تن از خانواده ام را دیدم که مظلومانه کشته شده و بر زمین افتادند . پس چگونه اندوه من تمام شده و گریه ام کم شود؟» (8) 4- حمایت از قیامهای طاغوت ستیز یکی از آثار نهضت جاویدان کربلا، دمیدن روح حماسه و شجاعت و ایثار در میان مسلمانان بود . آنان باالهام از جنبش شورآفرین و حماسه ساز امام حسین علیه السلام و با تاثیرپذیری از خطابه های بیدارگر امام سجاد و حضرت زینب علیهما السلام روحیه اسلامخواهی و طاغوت ستیزی خود را در قالب قیامهای مردمی متبلور ساخته و بر علیه حکمرانان خودسر اموی دست به شورشهایی زدند که در نهایت بعد از مدتی اساس حکومت آنان را متزلزل ساخته و از میان بردند . شاخصترین این جنبشها بعد از حادثه جانسوز کربلا، سه قیام معروف است که به نامهای قیام توابین، قیام مختار و قیام مدینه در تاریخ مطرح است . رهبران سه قیام، تداوم راه حضرت ابا عبدالله علیه السلام، غیرت دینی، اسلامخواهی و در نهایت محبت شدید به اهل بیت علیهم السلام را در شعارها و خواسته های خود نشان می دادند . امام سجاد علیه السلام گرچه در ظاهر - به علت خفقان شدید و استبداد حاکم - در این قیامها نقشی نداشت و در حالت تقیه به سر می برد، اما در واقع از رهبران اینها اعلام رضایت کرده و عملا آنها را تایید می نمود . به عنوان نمونه هنگامی که عده ای از دوستان اهل بیت علیهم السلام به نزد محمد حنفیه آمدند و اظهار داشتند: مختار در کوفه قیام کرده و ما را نیز به همیاری و همکاری فراخوانده است، اما نمی دانیم که آیا او مورد تایید اهل بیت علیهم السلام هست یا نه؟ محمد حنفیه گفت: برخیزید به نزد امام من و امام شما، حضرت سجاد علیه السلام رفته و کسب تکلیف نماییم . هنگامی که موضوع را به عرض امام علیه السلام رساندند، آن حضرت فرمود: ای عمو! اگر غلامی به خونخواهی ما مردم را دعوت به قیام کند، بر همه مردم واجب است که او را یاری دهند و من تو را در این کار نماینده خود قرار می دهم، هر کاری در این زمینه صلاح می دانی انجام ده . آنان به همراه محمد حنفیه از نزد امام خارج شدند، در حالیکه سخنان امام سجاد علیه السلام را شنیده بودند و می گفتند: امام سجاد علیه السلام و محمد بن حنفیه به ما اذن قیام داده اند . (9) 5- نیایشهای عارفانه و بیدارگر از بهترین روشهای امام سجاد علیه السلام برای پاسداری از فرهنگ عاشورایی اسلام، که حکایت از بینش عمیق و زمان شناسی آن حضرت دارد، عرضه نیایشهای عرفانی و روشنگر می باشد . دعاهای حضرت سیدالساجدین علیه السلام که در مجموعه های ارزشمندی همچون صحیفه سجادیه، مناجات خمسة عشر، دعای ابو حمزه ثمالی، نیایشهای روزانه و . . . گرد آمده است، دل هر شنونده عارف و اندیشمندی را می لرزاند و توجه به معانی بلند و با شکوه آن، تشنگان وادی کمال و معرفت را سیراب می سازد . در لابلای این عبارات وحی گونه، - گذشته از اینکه مملو از حقایق و معارف حیاتبخش اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است و آدمی را با توجه دادن به شگفتیهای آفرینش، با خالق هستی مرتبط ساخته و به روح و جانش صفا می بخشد - فلسفه قیام حسینی تبیین می گردد و انسان نیایشگر ناخواسته از حالت انزوا و خمودی به صحنه مبارزه با طاغوت و ستمگران سوق داده شده و راه عزت حقیقی به وی نشان داده می شود . در حقیقت آمیزش عرفان و حماسه یکی از بارزترین جلوه های معنوی فرهنگ عاشوراست، همچنانکه سید بن طاووس در مورد عرفان و معنویت عاشورائیان می نویسد: در شب عاشورا، امام حسین علیه السلام و یارانش آنچنان به عبادت و مناجات مشغول بودند که زمزمه های عاشقانه آنان همانند صدای زنبور عسل به گوش هر شنونده ای می رسید . برخی در حال رکوع وعده ای در حال سجده و یا در قیام و قعود بودند . (10) این نیایشگران عارف همان کسانی بودند که فردای آن روز آنچنان جانبازی کرده و حماسه آفریدند که اهل آسمان و زمین را به تحیر واداشتند . امام سجاد علیه السلام میراث دار این قافله حماسه و عرفان و عشق بود که برای احیا و پاسداری از آن، در مقابل شیطان و شیطان صفتان جبهه ای باطنی گشود و ارتباط حقیقی با آفریدگار جهان را به عنوان یکی از علل و عوامل قیام عاشورا برای تمام انسانهای خداجو و حقیقت طلب عرضه نمود و از این طریق عزت واقعی را به آنان شناساند که «ان العزة لله جمیعا» (11) ; «به درستی که همه عزت از آن خداوند است .» امام سجاد علیه السلام در بخشی از دعای 48 صحیفه سجادیه به تبیین جایگاه امامان شیعه و مظلومیت آنان پرداخته و عرض می کند: «اللهم ان هذا المقام لخلفائک و اصفیائک و مواضع امنائک فی الدرجة الرفیعة التی اختصصتهم بها، قد ابتزوها; بارالها! این مقام [امامت] شایسته جانشینان و برگزیدگان و امنای تو در درجات بلندی است که خودت آنان را به آن اختصاص داده ای [و غاصبان] آن را به غارت برده اند .» آن حضرت در فرازی از مناجات محبین به عاشقان عارف و حقیقت طلب چنین می آموزد: «الهی! من ذاالذی ذاق حلاوة محبتک فرام منک بدلا و من ذاالذی انس بقربک فابتغی عنک حولا، الهی فاجعلنا ممن اصطفیته لقربک و ولایتک و اخلصته لودک و محبتک و شوقته الی لقاءک; (12)خداوندا! کیست که شیرینی محبتت را چشیده باشد و بجای تو دوستی دیگران را برگزیده باشد، و کیست که به مقام قرب تو مانوس شده و [بعد از آن] لحظه ای از تو روی گردانیده باشد؟ ! بارالها! ما را از کسانی قرار ده که برای قرب و دوستی خودت برگزیده ای و آنان را برای مهر و محبت خود خالص گردانیدی و آنان را برای ملاقات خود شائق ساختی .» مهمترین نکته ای که در نیایشهای امام سجاد علیه السلام جلب توجه می کند، اهتمام آن حضرت به صلوات بر محمد و آل اوست که با توجه به عصری که مبارزه با اهل بیت علیهم السلام و یاران آنان در راس برنامه های حکومت اموی بوده است و حتی لعن و سب علی علیه السلام و خاندانش همچنان ترویج می شد، شایان دقت است . همچنین نمایاندن عظمت اهل بیت علیه السلام، ارزش محبت آنان و توسل به آنان در آن دوران نوعی مبارزه با دشمنان و مخالفین اهلبیت علیهم السلام به شمار می آید . 6- تربیت شاگردان یکی از مهمترین شیوه های امام سجاد علیه السلام در پیشبرد اهداف قرآن و اهلبیت علیهم السلام، پرورش انسانهای مستعد و آماده کردن آنان برای مبارزه فرهنگی - عقیدتی با معارضان و مخالفان قرآن و اهل بیت علیهم السلام بود . شیخ طوسی در حدود 170 نفر از یاران و شاگردان آن حضرت را فهرست کرده است که بیشتر آنان از امام سجاد علیه السلام بهره های علمی برده و روایت نقل کرده اند . در اینجا به چند تن از چهره های معروف آنان اشاره می کنیم: 1- ابو حمزه ثمالی: وی رهبری شیعیان کوفه را به عهده داشت و در علم حدیث و تفسیر به مراتب عالی دست یافته و مورد علاقه و اعتماد امامان معصوم علیهم السلام قرار گرفته بود . ابو حمزه از جمله یاران نزدیک امام بود که امام سجاد علیه السلام برای اولین بار قبر امام علی را - که تا آن زمان نامعلوم بود - به وی شناساند و او به همراه شماری از فقیهان شیعه به زیارت حضرت علی علیه السلام می رفت . تفسیر قرآن، کتاب نوادر، کتاب زهد، رساله حقوق امام سجاد علیه السلام، دعای ابو حمزه ثمالی از جمله آثار این شایسته ترین شاگرد مکتب امام چهارم علیه السلام می باشد . 2- یحیی بن ام طویل مطعمی: وی از شاگردان نزدیک امام چهارم علیه السلام بود و با شهامت و جرات تمام، طرفداری خود را از اهلبیت علیهم السلام و دشمنی اش را با ستمگران عصر علنی کرده و بدون واهمه ابراز می داشت . او وارد مسجد پیامبر شده و با کمال شجاعت، در میان مردم حاضر، خطاب به زمامداران مستبد و خودخواه می گفت: ما مخالف شما و منکر راه و روش شما هستیم، میان ما و شما دشمنی آشکار و همیشگی است . (13) و گاهی در میدان بزرگ کوفه ایستاده و با صدای رسا می گفت: هر کس علی را سب کند، لعنت خدا بر او باد . ما از آل مروان بیزار هستیم . (14) 3- محمد بن مسلم بن شهاب زهری: وی که در ابتدا از علمای اهل سنت بود، در اثر معاشرت با امام چهارم و بهره های شایان علمی که از آن حضرت می برد، به حضرت سجاد علیه السلام علاقه شدیدی پیدا کرد و از آن حضرت همیشه با لقب زین العابدین علیه السلام یاد می کرد . امام چهارم نیز از این ارتباط استفاده کرده و در مناسبتهای مختلف او را از یاری رساندن به ستمگران بر حذر می داشت و در نامه مفصلی، عواقب ارتباط و تمایل به زمامداران ستم پیشه را به وی گوشزد نمود . او از افرادی است که بیشترین بهره را از امام چهارم علیه السلام برده است . روزی زهری به حضور حضرت سجاد علیه السلام آمد، امام وی را افسرده و اندوهگین دیده و علت را پرسید . زهری گفت: ای پسر پیامبر! اندوه من از سوی برخی مردم بویژه افرادی است که به آنان خدمت کرده ام ولی آنها بر خلاف انتظار من به من حسد ورزیده و چشم طمع به اموالم دوخته اند . امام چهارم در ضمن ارائه رهنمودهای راهگشایی، به وی فرمود: «احفظ علیک لسانک تملک به اخوانک; اگر از زبانت مواظبت کنی همه دوستان و آشنایانت در اختیار تو خواهند بود .» آنگاه حضرت افزود: زهری! کسی که عقلش کاملترین اعضاء وجودش نباشد، با کوچکترین اعضایش (زبان) هلاک می شود .» پیشوای چهارم ضمن اشاره به مهمترین رمز توفیق در زندگی فرمود: اگر دیدی که مسلمانان تو را احترام می کنند و بزرگ می شمارند، بگو آنها بزرگوارند که با من چنین رفتار می کنند و اگر از مردم نسبت به خود بی توجهی مشاهده کردی، بگو از من خطایی سر زده که مستوجب چنین بی احترامی شده ام . هرگاه چنین اندیشیده باشی و طبق این اندیشه عمل کنی، خداوند متعال زندگی را بر تو آسان کرده، دوستانت زیاد و دشمنانت به حداقل خواهند رسید . در این صورت نیکیهای دیگران تو را خوشحال می کند و از بدی و اذیتهای آنان آزرده نخواهی شد . (15) ابان بن تغلب، بشر بن غالب اسدی، جابر بن عبدالله انصاری، حسن بن محمد بن حنفیه، زید بن علی بن الحسین علیه السلام، سعید بن جبیر، سلیم بن قیس هلالی، ابو الاسود دؤلی، فرزدق شاعر، منهال بن عمرو اسدی، معروف بن خربوذ مکی و حبابه والبیه از جمله معروفترین شاگردان و یاران امام سجاد علیه السلام محسوب می شوند که در تداوم نهضت کربلا و رساند پیام امام سجاد علیه السلام به نسلهای آینده نقش مهمی داشته اند . همچنین حضرت زین العابدین علیه السلام با گرامی داشتن شعرای متعهد، از آنان به عنوان زبان گویای اهل بیت علیهم السلام بهره می برد . کمیت بن زیاد اسدی و فرزدق شاعر از جمله آنان می باشند . پی نوشت ها: 1) احتجاج طبرسی، ج 2، ص 32 . 2) مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 305; بحار الانوار، ج 45، ص 137 و 174; معالی السبطین، ج 2، ص 178 . 3) همان . 4) همان، ص 296 . 5) نساء/93 . 6) شرح الاخبار مغربی، ج 3، ص 253; ذریعة النجاة، ص 234 . 7) امالی صدوق، ص 140 . 8) لهوف سید بن طاووس، ص 380 . 9) ذوب النضار، ص 97; معجم رجال الحدیث، ج 19، ص 109 . 10) لهوف، ابن طاووس، ص 172 . 11) یونس/65 . 12) مفاتیح الجنان، مناجات نهم . 13) معجم رجال الحدیث، ج 21، ص 38 . 14) اصول کافی، باب مجالسة اهل المعاصی، حدیث 16 . 15) بحار الانوار، ج 71، ص 156 .

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed