www.montazer.ir
شنبه 6 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 9183
زمان انتشار: 14 می 2020
| |
دعا برای ظهور یگانه غریب و طرد شده ی عالم در شب قدر

استاد محمد شجاعی

دعا برای ظهور یگانه غریب و طرد شده ی عالم در شب قدر

همانطور که می دانید دعای فرج آقا امام زمان(علیه‌السلام) در شب قدر وارد شده. امشب شب قدر و شب اندازه است. اندازه یعنی محاسباتی که در تمام کیهان ها و کهکشان ها و عالم برزخ وجود دارد. «كُلُّ شَيْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍقَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْرا=همه چیز نزد خدا با مقدار و اندازه است و خدا برای همه چیز قدر واندازه تعیین کرده است». تمام خلقت خدا ریاضی است. اصلا سیستم عالم، سیستم قضا و قدر است که در فلسفه به آن «علت و معلول» می گویند. در فیزیک به آن «عمل و عکس العمل» می گویند.

وظیفه ما این است که بهترین قدرها را برای خود انتخاب کنیم، تا بهترین قضاها نصیب مان شود. قضا یعنی نتیجه. و این جز با کار علمی، مطالعه، استاد دیدن به دست نمی آید. امشب بهترین قدری که ما می توانیم ببریم آشتی و تجه به امام زمان است. بیشترین قضایی که نصیب مان می شود، غیر از مغفرت الهی این است که ان شاء الله خداوند ما را در دنیا و آخرت با امام زمان(علیه السلام) قرار دهد. تمام محاسبات عالم امشب در یک شخصیت، در یک ماشین حساب، در یک خزانه­ دار به نام امام زمان(علیه السلام) انجام می شود. تقدیرات در هر جای ماسوی الله یعنی در همه عوالم خلقت، برای کوچکترین موجود از یک اتم و الکترون و نوترون و پایین­تر بگیر تا بالاترین اجرام و موجودات، همه به دست امام زمان و باید به امضای ایشان برسد. ببین ما با چه موجود باعظمتی سروکار داریم و این موجود باعظمت هم امام متخصص و معصومی است که ولایت و مودتش بر ما واجب است. پدر حقیقی ماست که از پدر طبیعی ما به ما نزدیکتر است. ولی این آقا بر اثر بی ­غیرتی های ما بی­ وفایی ها و همدلی نکردن و اختلافات ما، الان در آوارگی، تنهایی، طردشدگی، مظلومیت و غربت و اضطرار است. پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: ما پدران شما هستیم، حق پدر بر فرزند این است که فرزند به پدر رحم داشته باشد. خیلی جمله عجیب و تکان دهنده ای است. یعنی دلت بسوزد. ما نمی توانیم همینطوری بی توجه احیا را بگذرانیم. باید توجه کنیم که یک آدمی به این بزرگی الان در همین کره زمین زنده است و در همین نزدیکی های ما، یک جایی آواره، طرد شده، تنها و غریب است و ما با این همه توان که داریم و می توانیم کاری برای ظهورش بکنیم، نمی کنیم؛ این یعنی سقوط یک انسان، بی­رحمی و بی­ عاطفه ­گی یک انسان. همین الان اگر به شما خبر بدهند، فرزند شما را بردند به بیمارستان، همسرتان، نامزدتان، شوهرتان، پدرتان، مادرتان را دستگیرش کردند و بردند به زندان یا گروگان گرفتند، چه حسی به شما دست می دهد؟ چطوری دعا می کنید؟ اصلا قرار و آرام داری اینجا بمانی؟ نه. می گویی: من باید بروم مشکل را حل کنم؛ نمی توانم بایستم. ما خیلی راحت داریم زندگی می کنیم  و با آرامش با ب ی­غیرتی و بی­خیالی نسبت به امام زمان. برای او بی­قرار نیستیم؛ فعال نیستیم،. این مشکل و مصیبت بزرگ ماست.   برگرفته از سلسله مباحث منازل الاخره، جلسه 37

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9089
زمان انتشار: 28 آوریل 2020
| |
هرکس بنابر درجات روحی اش از ضیافت الله بهره می برد

استاد محمد شجاعی

هرکس بنابر درجات روحی اش از ضیافت الله بهره می برد

افراد مورد خطاب این ضیافت به این شرح هستند:

1- مهمانهای عام) این افراد به میزان تلاشی که برای ورود به این ضیافت انجام داده اند، پذیرایی می شوند و مورد توجهات، الطاف، نعمات و پذیرایی های عام قرار می گیرند. اینها مثل سایر مهمان ها سر این سفره می نشینند و غذای خوبی هم می خورند.

2- مهمان های خاص) کسانی که معنی ضیافت را خوب می فهمند و با آن سنخیت دارند؛ دلتنگ ضیافت هستند. اینها تلاش می کنند که صادقانه، راه تغذیه حیوانی را ببندند و حتی قبل از ماه مبارک، خود را برای این ضیافت آماده می کنند. اینها مورد توجه خاص و لطف صاحبخانه قرار دارند. اینها با خود صاحبخانه و مهماندار انس می گیرند. یک درجه خاصی نسبت به سایر شرکت کنندگان در ضیافت دارند. شریفه ی «یختص برحمته من یشاء=خدا هرکس را که بخواهد رحمت خاصش را شامل حالش می کند» ویژه اینهاست. 3- متدین هایی که از مهمانی محروم می شوند) عده ای از دینداران از این مهمانی محروم می شوند. اینها با این که لیاقت شرکت در این ضیافت را دارند، اما نمی رسند که شرکت کنند؛ سرشان شلوغ است. مثلاً کسی به یک مهمانی دعوت می شود. اما آنقدر تکلف دارد و خودش را درگیر امور مختلف کرده که به اصل مهمانی نمی رسد. مثلاً لباسش را آماده نکرده، حمام نکرده و شئون دیگرش را آماده نکرده است. اینها نتوانسته اند روابط شان را با «غیرخدا» طوری تنظیم کنند که بتوانند به موقع به مهمانی برسند؛ آنقدر به خیلی از چیزها گره خورده اند و در آنها گیر کرده اند که از مواهب این ضیافت محروم می شوند. بنابراین برای استفاده از این مهمانی، تنظیم روابط ما با دیگران مهم است. ما باید روابط مان را با شئون حیوانی خود، اطرافیان، کار، همسر، فرزند و درس طوری تنظیم کنیم تا هنگامی که دعوت شدیم به مهمانی، هیچ چیز مانع حضور ما نشود و خود را سر وقت به مهمانی برسانیم. برای همین گفته اند که در ماه مبارک رمضان، کارهایتان را سبک کنید. از کارهای اضافی بزنید و مثل سایر ماه ها رفتار نکنید. اینها چون یک نیمچه اعتقادی دارند و از عذاب آتش و جهنم می ترسند، روزه می گیرند، اما وارد ضیافت نمی شوند. دهان را می بندند؛ اما در مدتی که دهانشان از راه حیوانیت بسته شده، یکسره به فکر این هستند که چطور این را جبران کنند. به همین دلیل است که می بینید موقع افطار که می شود، سفره های رنگین،و غذاهای آنچنانی فراهم می کنند و چند برابر آن مقداری که نخورده اند، در موقع افطار می خورند. سحر هم که دیگر بدتر، چنان ذخیره می کنند که مبادا از حیوانیت کم بیاورند و به حیوانیت شان فشار بیاید. برای این که دل حیوانیت شان را به دست بیاورند، غذاها و نوشیدنی هایی می خورند که در غیر ماه رمضان نمی خورند. اینها چون دیر می جنبند، هر چند که در مهمانی شرکت کرده اند، اما غذاهای معنوی به آنها کم می رسد. به عده ای ته مانده غذا می رسد و عده ای فقط بوی آن را استشمام می کنند و فقط از بوی غذاهای معنوی لذت می برند. 4- غیر متدینان محروم از مهمانی) عده ای اصلا موفق به شرکت نمی شوند. زیرا لیاقت شرکت در ضیافت را ندارند. اسم ضیافت در ذهن آنها هیچ معنای خاصی ندارد و از آن تنفر دارند. هم از آمدن ماه مبارک به دلشان غم و غصه وارد می شود، و هم  از رفتن آن خیلی خوشحال می شوند. اینها اصلا اهل روزه نیستند. قرآن در مورد آنها می فرماید: «وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ = هنگامی که خداوند به وحدانیت یاد می شود، قلب کسانی که به آخرت ایمان ندارند، پر از اشمئزاز می شود. اما وقتی از غیر خدا یاد می شود، شاد می شوند.» ﴿۴۵زمر﴾ اسم دین، مسجد، محدودیت ماه مبارک، ضیافت، قرآن، مجلس دعا، مجلس روضه که می آید، اینها چنان کسل می شوند که احساس دلتنگی و ناراحتی می کنند و برعکس وقتی که دعوت می شوند به حیوانیت ها و مجالس آنچنانی، بسیار شاد می شوند. اینها همان کسانی هستند که این تمثیل را در زبان فارسی مشهور کرده اندکه در مورد کاری که زیاد طول بکشد، به کار برده می شود: » این کار یک ماه رمضان طول می کشد».   مباحث مراقبات ماه مبارک رمضان جلسه اول

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9001
زمان انتشار: 30 مارس 2020
| |
میلاد امام زین العابدین علیه‌السلام مبارک باد

میلاد امام زین العابدین علیه‌السلام مبارک باد

امام سجاد عیه السلام، در روز 5 شعبان سال 38 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود. مادرش شهربانو دختر یزدگرد بود.امام سجاد وقتی به نماز می ایستاد، بدنش می لرزید، رنگش تغییر می کرد و چون سعف نخل از ترس خدا به لرزه می افتاد. امام سجاد دعوت هیچ کس را رد نمی کرد و همواره با مستمندان و محرومان هم غذا می شد. امام سجاد شب ها بر دوش خود طعام حمل می کرد، و در خانه ی فقرا را می زد و بر آنها تقسیم می نمود. امام سجاد بیست سال بر پدرش گریست و هیچ وقت غذائی برای او نیاوردند، جز اینکه گریه کرد.

حضرت علی بن حسین(ع) ملقب به «زین العابدین» و «سید السجادین» در پنجم شعبان سال ۳۸ هجری در مدینه به دنیا آمد. مادر گرامی ایشان شهربانو دختر یزدْگِرد (آخرین پادشاه ساسانی) است. در مورد شهربانو مطالب گوناگونی گفته شده است اما در الکافی به نقل از جابر و او از امام باقر(ع) آمده که حضرت فرمود: «هنگامی که دختر یزدگِرد را بر عُمَر، وارد کردند، دوشیزگان مدینه برای تماشایش آمدند و مسجد [پیامبر(ص)] از نور ورودش روشن شد. چون عمر بر او نگریست، [آن بانو ]صورت خود را پوشاند و گفت: اُف به روزگار هرمز باد! عمر گفت: آیا به من دشنام می دهد؟ و قصد [تنبیه] او را کرد. امیرمؤمنان، علی(ع) به او فرمود: تو چنین حقّی نداری. او را در گزینش مردی از مسلمانان، آزاد بگذار و او را سهم غنیمتی همان مردی قرار ده که برگزیده است. آن دختر آمد تا دستش را بر سر حسین(ع) گذاشت. امیرمؤمنان، علی(ع) به او فرمود: نام تو چیست؟ گفت: جهانشاه. امیر مؤمنان(ع) به او فرمود: بلکه شهربانو. سپس به حسین(ع) فرمود: ای ابوعبدالله! همانا او برایت بهترینِ زمینیان را به دنیا می آورد. او علی بن الحسین (امام زین العابدین(ع)) را به دنیا آورد. از این رو به علی بن الحسین(ع) را ابن الخیرتین، فرزند دو سلسله برگزیده می گفتند: برگزیده عرب، هاشم و برگزیده غیر عرب، فارس». برگی هایی از دفتر فضائل امام سجاد علیه السلام امام سجاد(ع) در عین آن که زینت عبادت کنندگان، بزرگمرد عبادت، عرفان وسجده بود، مجاهد بزرگ فی سبیل الله بود، او در عین آن که کانون علم و اندیشه ومعرفت بود، تواضع ویژه ای داشت، و در عین آن که شکوه و جلال و ابهت خاصی داشت، دارای حلم و بردباری و سعه صدر مخصوصی بود، و در یک کلمه کانون همه کمالات انسانی و ارزش های والای معنوی بود. آن حضرت با عنوان زین العابدین و سجاد خوانده می شود،چرا که او قبل از هر چیز بنده خالص و صالح خدا بود، و سجده های طولانی او، هربیننده را به سوی خدا و پرستش خدا جذب می کرد. خداوند در حدیث لوح که آن نامه ای از سوی خدا به پیامبر اکرم(ص) است او راچنین معرفی کرده است: «سید العابدین و زین اولیائی الماضین؛ او آقای عبادت کنندگان و زینت اولیای پیشین من است.» اوضاع سیاسی و اجتماعی عصر امام سجاد علیه السلام امام سجاد (ع) با شش خلیفه معاصر بود که هیچ یک بااهل بیت (علیهم السلام) مهر نورزیدند. این خلفا عبارتند از: 1.یزید بن معاویه 2.عبدالله بن زبیر 3.معاویه بن یزید 4.مروان بن حکم 5.عبدالملک بن مروان 6.ولیدبن عبدالملک امام سجاد (ع) پس از شهادت پدر، درایام اسارت و در شرایط اختناق، امامت را به عهده گرفت. این شرایط سخت تا پایان امامت وی ادامه یافت. مسعودی نوشته است: «قام ابومحمد علی بن الحسین(ع) بالامر مستخفیا علی تقیه شدیده فی زمان صعب؛ حضرت سجاد(ع) امامت را به صورت مخفی و با تقیه شدید و درزمانی دشوار عهده دار گردید.» سیره سیاسی امام سجاد علیه السلام بیشترین دوران امامت حضرت سجاد (ع) مصادف بود با دوران خلافت عبدالملک بن مروان که مدت 21 سال طول کشید. با توجه به فضای سیاسی آن زمان که رعب و اختناق شدیدی در جامعه حکم فرما شده بود و با کنترل و تسلط شدیدی که حکومت جبار اموی برقرار ساخته بود، مسلّماً هرگونه جنبش و حرکت مسلّحانه، محکوم به شکست بود و لذا امام سجاد (ع) با تدبیری سنجیده کوشید احساسات سطحی مردم را مهار کند و سعی داشت تا ابتدا مقدمات لازم را فراهم آورد و عناصری صالح را برای شروع کاری بزرگ (تجدید حیات اسلام و بازآفرینی جامعه اسلامی) تأمین کند و جان خود و تعداد بسیار معدود یاران قابل اتکای خود را حراست نماید و میدان را در برابر حریف رها نکند. تا زنده است و تا از چشم جست وجوگر و هراسان دستگاه بنی امیّه پنهان است، به مبارزه ای بی امان، ولی پنهان مشغول باشد و آن گاه ادامه این راه را که بی گمان به سرمنزل مقصود بسیار نزدیک تر بود، به امام پس از خود بسپارد. امام چهارم با یک سلسله برنامه های ارشادی و فرهنگی و تربیتی، مبارزات غیر مستقیم خود را آغاز کرد و امامت را به صورت مخفی و با تقیّه و در زمانی دشوار عهده دار گردید. سیره فرهنگی امام سجاد علیه السلام حضرت امام سجاد علیه السلام را می توان احیاگر فقه و علوم آل محمد صلی الله علیه وآله و زمینه ساز و در واقع بنیان گذار مراکز علمی و مکاتب فرهنگی و فکری شیعه دانست؛ مکاتب و مراکزی که توسط شاگرد و فرزندش، امام باقر علیه السلام گسترش یافته، علوم اهل بیت علیهم السلام را در جهان آن عصر، منتشر کردند. امام سجاد علیه السلام، با فقهای مذاهب مختلف اموی، عثمانی، زبیری و... جلسة مذاکره، مباحثه و مناظرة علمی برقرار می کرد و تعالیم حیات بخش اسلامی را برای آنان، بیان می کرد. آن حضرت با ستایش علم و تکریم عالمان و تربیت آنها زمینه های نهضت علمی – فرهنگی، معرفتی امام باقر و امام صادق علیهماالسلام را مهیا کرد. نشر صحیح احکام و حلال و حرام های الهی، بیان معارف الهی، تربیت شاگردان و نیروهای عالم و شایسته، درس صبر و تحمل و مدارا، بی اعتنایی به دنیا، توجه به خداوند و راز و نیاز با خداوند، بخشی از معارف معرفتی و فرهنگی امام سجاد علیه السلام بوده است. امام سجاد علیه السلام با بیان حلال ها و حرام های الهی، احیای مبانی دینی، اخلاق، دعا، تفسیر و تبیین قرآن و روایات پیامبر صلی الله علیه وآله، وظیفة فرهنگی و علمی و معرفتی خود را انجام داد. امام سجاد علیه السلام و زنده نگه داشتن فرهنگ عاشورا از آن جا که شهادت سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفایش از منظر عمومی، آثار ویرانگری برای حکومت بنی امیه داشت و مشروعیت آن را زیر سؤال برده بود و نیز برای این که این تراژدی غم بار به دست فراموشی سپرده نشود، امام چهارم با گریه بر شهیدان نینوا و زنده نگهداشتن یاد و خاطره جانبازی آنان اهداف شهیدان کربلا را دنبال می کرد. ظمت حادثه کربلا و قیام جاودانه عاشورا به قدری دلخراش بود که شاهدان آن مصیبت عظیم تا زنده بودند آن را فراموش نکردند. هر وقت امام می خواست آب بیاشامد، تا چشمش به آب می افتاد، اشک از چشمانش سرازیر می شد. هنگامی که سبب گریه آن حضرت را می پرسیدند می فرمود: «چگونه گریه نکنم، در حالی که یزیدیان آب را برای وحوش و درندگان بیابان آزاد گذاشتند ولی به روی پدرم بستند و او را تشنه به شهادت رساندند.» بزرگ مبلغ قیام عاشورا، حضرت امام سجاد علیه السلام، با سخنرانی و خطبه های آتشین خود توانست نهضت حق طلبانه سالار شهیدان را از هجوم تحریف نجات بخشد. اینک بعد از گذشت پانزده قرن همچنان این قیام، پرشکوه و جاودانه است. دعا و نیایش، استراتژی فرهنگی امام سجاد علیه السلام امام در شرایط خفقان اموی و مروانی می بایست شیوه ای نوین برای مبارزه در پیش گیرد تا بتواند آن محیط تاریک و ظلمانی و آن مردم غافل و بی خبر را از چنگ شهوات و نیز ازتسلّط دستگاه های اهریمنی خلاص کند؛ شیوه ای که هم بتواند مردم را با حقایق و معارف دین آشنا سازد و انقلابی در دنیای اسلام ایجاد کند و هم بهانه دست دشمن ندهد. این بود که برای بیان مفاهیم مورد نظرشان از دو شیوه استفاده کرد که عبارت اند از: الف-شیوه دعا که در صحیفه سجّادیه متجلی است. به شیوه موعظه که در قالب سخنان و روایات آن حضرت تبلور یافته است. از میان این دو شیوه حکیمانه، بهره گیری از شیوه دعا طرحی نو در تبیین عقاید و معارف ناب اسلام و مبارزه ای نامرئی بر ضد دستگاه حاکم بود. با این شیوه مردم آرام آرام به بهترین شکل با اندیشه های ناب دینی آشنا شدند و یک مجموعه مؤمن، علاقه مند و صالح برای کارهای آینده به وجود آمد. دعاهای امام در عین اینکه حرکتی اخلاقی بود، مبارزه ای آرام در برابر قدرتهای اهریمنی، ولی ریشه کن کننده بود. او با این عمل و برنامه خود نشان داد که راه مبارزه در شمشیر منحصر نمی شود؛ زیرا در بعضی شرایط، شمشیر کارایی خود را به کلّی از دست می دهد و حتی نتیجه عکس می دهد. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9000
زمان انتشار: 29 مارس 2020
| |
میلاد حضرت ابالفضل العباس علیه‌السلام مبارک باد

میلاد حضرت ابالفضل العباس علیه‌السلام مبارک باد

حضرت ابوالفضل العباس فرزند امیرالمؤمنین علیهماالسلام، در 4 شعبان سال 26 هجری در مدینه به دنیا آمد. مادرش فاطمه کلابیه بود که بعدها با کنیه «ام البنین» شهرت یافت. آن حضرت، قامتی رشید، چهره ای زیبا و شجاعتی کم نظیر داشت و به خاطر سیمای جذابش او را «قمربنی هاشم» می گفتند. در حادثه کربلا، سمت پرچمداری سپاه حسین (ع) و سقایی خیمه های اطفال و اهل بیت امام را داشت. به خاطر فداکاری و جانبازی آن حضرت در روز عاشورا، روز میلادش به نام روز جانباز نامگذاری شده است.

شناسنامه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام امام علی علیه السلام بعد از فاطمه زهرا علیهاالسلام طبق وصیت همسر با امامه ازدواج کرد و مدتی بعد در صدد برآمد با یکی از زنان که از خانواده ای شجاع و دلیر باشد، ازدواج کند تا خداوند فرزندی دلیر از وی به او عطا فرماید. به این منظور از برادرش عقیل که در علم انساب تبحّر داشت، خواست بانویی از خاندانی اصیل را برگزیند و خود نیز به خواستگاریش برود. و به این ترتیب بود که برادر بزرگتر برای یافتن و سپس خواستگاری از چنین بانویی به فکر فرو رفت و اندکی بعد به یاد دختری از قبیله ی کلابیه افتاد و گفت با ام البنین کلابیه ازدواج کن که در عرب شجاع تر از پدران او کسی نیست. در پی این اظهار نظر، وی از طرف علی علیه السلام برای خواستگاری ام البنین به نزد قبیله کلابیه رفت و مراسم خواستگاری را انجام داد. هر چند اطلاعی از تاریخ این خواستگاری و ازدواج در دست نیست ولی می توان محدوده زمانی این مراسم را با مراجعه به منابع تاریخی مشخص کرد؛ زیرا می دانیم که تولد حضرت ابوالفضل علیه السلام در چهارم شعبان سال 26 هجری قمری ذکر شده است. صفحاتی از زندگی نامه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام همراهی حضرت ابوالفضل علیه السلام با پدر، فرصتی زرّین در بهره گیری از صفات و فضائل علی علیه السلام در سفر و وطن، حرب و محراب برای او پدید آورد تا در حوادث آینده یکایک این اندوخته های ارزشمند را به کار گیرد و در لحظه های خطر استفاده نماید. مهم ترین رشادت ابوالفضل علیه السلام در این دوران، به خاک افکندن هفت پسر ابوشعثا و پدر خیره سر آنان در نبرد صفّین بود، که نمونه ای از انبوه فضایل وی به حساب می آید؛ لحظه هایی که برق عشق و شوق از سیمای سپاه علی علیه السلام می درخشید و سنگینی و شرمندگی معاویه و همراهانش را در صفّین سر بزیر ساخت. حضرت ابوالفضل العبّاس حدود 15 سال از زندگانی بابرکت خویش را در کنار پدر بزرگوارش حضرت علی علیه السلام گذرانید و بعد از آن هم در سایه لطف و مرحمت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام زندگی کرد و همچون عبدی فرمان بردار، در خدمت این دو بزرگوار بود.  آری، پدر و مادر گرانقدرش او را این چنین تربیت کرده اند که باید در برابر امام خود، متواضع و مطیع باشد. و چه خوب عباس علیه السلام این معنا را درک نمود! همدلی و همراهی عباس علیه السلام با برادران و شیفتگی او نسبت به سخنان و دستورات پدر و مادرش، نشانه ای صریح از شعور و درک والای او بود، که هر روز بیشتر از گذشته، شهد دانش و دانایی را در کام اندیشه اش شیرین تر می کرد و با آداب و اخلاق اسلامی آشناتر می گشت. برگ هایی از دفاتر فضائل و مناقب حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام حضرت عبّاس سلام الله علیه، جمال ظاهر و کمال باطن را جمع کرده بود. وی آن قدر زیبا و نورانی بود که ملقّب به «قمر بنی هاشم» شده بود؛ امام جعفر صادق علیه السّلام، عمویش حضرت عبّاس سلام الله علیه را با وصف عرشی «عبد صالح» می ستوده و می فرمود: «اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا الْعَبْدُ الصّالِحُ». همچنین امام صادق علیه السلام فرموده: «او ایمانی قوی و پر صلابت داشت». و در تعبیر دیگری فرموده است: «او دارای بصیرتی نافذ و عمیق بود». در زیارت ناحیهٔ مقدّسه آمده است: «گواهی می دهم که تو خیرخواه خداوند و رسولش و برادرت بودی». امام سجاد علیه السلام فرمود: رحمت خدا بر عبّاس! پس سوگند به خدا! او از خود گذشتگی کرد و شجاعتش را در جنگ نشان داد و به قلب لشکر زد و لشکریان، گرد او را گرفتند و به زحمتش انداختند و او جانش را فدای برادرش کرد؛ تا این که دستانش قطع شدند؛ پس خدای عزّ و جلّ به جای آن دو دست، دو بال به او داد که با ملائکه در بهشت پرواز می کند؛ همان گونه که به جعفر بن ابیطالب، عنایت کرد و قطعاً برای عبّاس، نزد خدای تبارک و تعالی، مقام و منزلتی است که همة شهیدان در روز قیامت، به آن غبطه می خورند. الگوهای رفتاری در شخصیت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام تمام ویژگی ها و فضایل و کمالات حضرت عباس(ع) شعاعی از یک دایره است؛ دایره ای که بایستی آن را «ولایت پذیری» و اطاعت بی چون و چرا از «ولایت» نام نهاد. به عبارت دیگر تمام ویژگی ها و کمالات ابوالفضل العباس(ع) در پرتو پیروی محض از ولی الله زمان خود یعنی برادرش، حسین(ع) رنگ می گیرد. همین ولایت پذیری است که شالوده اصلی دیگر فضایل و صفات آن بزرگوار را تشکیل می دهد. اگر این اطاعت پذیری از زندگی حضرت عباس(ع) حذف شود، دیگر فضایل حضرتش در بازار الهی قدر و بهایی نخواهند داشت. در حقیقت، پذیرش ولایت حجت زمان و پیروی مطلق از حجت الهی، حرکات حضرت عباس را نه تنها در روز عاشورا، بلکه قبل از آن جهت داد و کرامات حضرتش به عنوان «باب الحوائج» در گشودن گره های کور زندگی متوسلین به آن حضرت، تنها گوشه ای از مزد دنیایی پروردگار به ایشان می باشد؛ طبیعتاً ذخایری که خداوند متعال برای آن بزرگوار در قیامت تدارک دیده است، به تصور ما در نخواهد آمد، و این اجر ولایت پذیری قمر بنی هاشم است. بر خوان کرامت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام آیت الله حاج سید عباس کاشانی حائری نقل می کرد: «روزی در خانه آیت الله العظمی حکیم بودم که کلیددار آستان مقدس حضرت ابوالفضل، علیه السلام، تلفن کرد و گفت: سرداب مقدس ابوالفضل، علیه السلام، را آب گرفته و بیم آن می رود که ویران گردد و به حرم مطهر و گنبد و مناره ها نیز آسیب کلی وارد شود، شما کاری بکنید. آیت الله حکیم فرمودند: من جمعه خواهم آمد و هرآنچه در توان دارم انجام خواهم داد. آنگاه گروهی از علمای نجف از جمله اینجانب به همراه ایشان به کربلا و به حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس، علیه السلام، رفتیم، آن مرجع بزرگ برای بازدید به طرف سرداب مقدس رفت و ما نیز از پی او آمدیم، اما همین که چند پله پایین رفتند، دیدم نشستند و با صدای بسیار بلند که تا آن روز ندیده بودم، شروع به گریه کردند. همه شگفت زده و هراسان شدیم که چه شده است؟ من گردن کشیدم دیدم شگفتا منظره عجیبی است که مرا هم گریان ساخت. قبر شریف حضرت ابوالفضل، علیه السلام، در میان آب مثل جایی که از هر سو به وسیله دیوار بتنی بسیار محکم حفاظت شود، در وسط آب قرار داشت، اما آب آن را نمی گرفت. درست همانند قبر سالارش حسین، علیه السلام، که متوکل عباسی بر آن آب بست اما آب به سوی قبر پیشروی نکرد. پایگاه اطلاع رسانی حوزه آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 8999
زمان انتشار: 4 فوریه 2020
| |
انقلاب اسلامی انفجار نور معنویت و فرهنگ اهل بیت است

مقام عرشی حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها)؛ جلسه 14؛ 97/01/23

انقلاب اسلامی انفجار نور معنویت و فرهنگ اهل بیت است

وقتی جامعه به این سطح از درک برسد که از همه مکاتب، ایسم‌ها و نحله‌ها دل ببرد و معتقد باشد که وجود یک منجی آسمانی نیاز است برای نجات بشریت، این آمادگی عمومی در اربعین تجلی می‌یابد.

بحث مان درباره نتیجه تلاش‌ها و زحمات اهل بیت (علیهم‌السّلام) یعنی انقلاب اسلامی بود. این نکته را عرض کردیم که انقلاب اسلامی همانطور که ائمه فرمودند: «نقطه آغاز تغییر تاریخ است». معمار انقلاب اسلامی نیز فرمودند:«انقلاب اسلامی نقطه آغاز انقلاب جهانی اسلام، به پرچمداری حضرت حجت (ارواحنا فداه) است». این نکته خیلی مهم است. چون انقلاب اسلامی کاری می‌کند تا زمینه برای ظهور حضرت و پذیرش انقلاب جهانی حضرت و فرهنگ اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) در مردم جهان ایجاد ‌شود، یعنی دنیا به سمت پذیرش فرهنگ اهل بیت (علیهم السّلام) و فرهنگ تشیع می‌رود؛ به سمتی که مردم دیگر از مکاتب خسته شدند. فقط یک راه را مناسب خودش می‌بیند و می‌پسندد و آمادگی پیوستن به این راه و مسیر را با انقلاب اسلامی پیدا می‌کند. در واقع مأموریت انقلاب اسلامی این است که دنیا و مردم را که غرق ظلم و فساد، گمراهی و تباهی شده اند، متوجه فرهنگ آسمانی اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) کند. انقلاب اسلامی یک انفجاری از معنویت در جهان ایجاد کرد که این انفجار به مرور زمان تبعات و آثارش به همه جای دنیا می‌رسد. بعد از انقلاب اسلامی، دنیا در طول تاریخ هیچ‌وقت به اندازه الان که مردم به سمت خدا و معنویت حرکت کنند، توجه نشان نداده. مثلاً در کشورهای کمونیستی در شوروی سابق که به کشورهای مختلف تقسیم شد، اتفاقی که افتاده این است که صدای اذان در تمام این کشورها بلند است و آن رهبرانی که یک زمانی با خداوند می‌جنگیدند، الان مساجد را افتتاح می‌کنند، یعنی خود آن رهبرانی که در یک زمانی با الله مقابله می‌کردند، الان افتتاح کننده مراکز معنوی و مساجد هستند، تشویق‌کننده مردم به الهیات شده اند. اینها همه در اثر نور انقلاب اسلامی است که در جاهایی که اصلاً گمانش را نمی‌کردیم که نور انقلاب برود و مؤثر باشد، مردم به سمت دین و معنویت آمده اند و تا اقصی نقاط عالم را این نور فرا گرفته است. بنابراین، سرعت رشد اسلام و تشیع بسیار شدت گرفته است و با یک سرعت غیرقابل باور و غیرقابل کنترل نور انقلاب اسلامی و نور اهل بیت (علیهم السّلام) در حال گسترش است. این مسئله باعث شد که وقتی دنیا فهمید که نمی‌تواند جلوی رشد معنویت، اسلام و توجه به الهیات را بگیرد، اقدام به ایجاد و تولید انحرافهایی از طریق مذهب و عرفان و نیز ترور شخصیت‌ها، جنگ های داخلی در قسمتهای مختلف کشور، جنگ هشت ساله تحمیلی که همه دنیا حضور داشتند، کردند ولی به لطف خدا همه این توطئه ها شکست خوردند و این یک معجزه بسیار بزرگ است. ضربه زدن به انقلاب موجب استحکام انقلاب می شود بافت انقلاب اسلامی به گونه‌ای است که هر چه بیشتر مورد تهاجم قرار می گیرد، انقلاب قوی‌تر شده و رویش‌های بیشتری پیدا می کند و نیز گسترش بیشتری در عالم دارد. مثلا در آمریکا عده زیادی در جریان آتش زدن قرآن، مسلمان شدند. در داخل کشور هم ما مشکلات و فراز و نشیب و فتنه های زیادی داریم، اما آن که رشد، نورانیت و قدرت پیدا می‌کند، اسلام ناب است. همانطور که مقام معظم رهبری فرمود: «آینده از آنِ حزب‌اللهی هاست»، یعنی قطعاً این اتفاق خواهد افتاد. چون محال است این انقلاب شکست بخورد و منجر به ظهور نشود. بافت انقلاب و تقدیر الهی اینگونه تعلق گرفته که این انقلاب ظهور را محقق کند. بنابراین، نسبت به آینده هیچ ناامیدی، تزلزل، شک و تردیدی وجود ندارد. مژده این خبر را قرآن و ائمه (علیهم‌السّلام) داده اند. وقتی امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرماید: «اگر من انقلاب ایران را درک کنم، خودم را برای ظهور حفظ می‌کنم» به چه معناست؟ یعنی من منتظر انقلاب اسلامی هستم. حضرت به ما خط می‌دهد که ما در مقابل این مسئله باید چکار کنیم. موضع ما نسبت به این انقلاب چیست. چون خیلی از افراد پُزشان به این است که انقلابی نیستند. در حالی که ساختار انقلاب اسلامی به گونه ای است که قرآن مژده‌اش را داده، ائمه تأیید و طراحی‌اش کرده اند برای برطرف کردن موانع منجی عالم.   موضوعیت «منجی آخرالزمان» در غرب از جمله چیزهایی که به طور شگفت‌انگیزی بعد از انقلاب اسلامی مطرح شد، مسئله «منجی آخرالزمان» است که همان مسئله امام زمان (علیه السلام) است. دشمنان ما هم این مسئله را مطرح کردند. مثلا در سال 1979 که انقلاب صورت گرفت، سال بعد 1980 فیلم «مردی که آینده را دید»، توسط آمریکا ساخته شد. موضوع فیلم پیشگویی‌های یک فیلسوف، کشیش و پزشک مسیحی به نام «نوستراداموس» است که ایشان از 400 سال پیش، حوادث جهان را پیش‌بینی کرده و تمام دنیا شخصیتهای سیاسی، نظامی به پیشگویی‌های او توجه داشتند. در نسخه اصل این کتاب، داموس چند پیشگویی کرده. یکی این که در ایران شاهی می‌آید و آن را معرفی می‌کند. بعد از ذکر تاریخ می‌گوید که شخصی به نام «ایمان بزرگ» می‌آید و با این شخص مبارزه و انقلاب ایجاد می‌کند. در حالی که باور به انقلاب ایران برای خود آمریکایی‌ها و دشمنان مردم ایران هم امکان پذیر نبود. چون می‌گفتند: ایران دست ماست و امکان ندارد کسی بتواند از ما بگیرد. ولی از طرفی ترس هم داشتند. چون بیشتر پیشگوئی های این شخص درست از آب در آمده بود.  نکته مهم دیگر این که داموس می‌گوید: بعد از آمدن ایمان بزرگ، پسر پیغمبر اسلام از مکه ظهور می‌کند. تصریح این قضیه خیلی مهم است. از اینجا شد که به این مسئله به صورت جدی توجه شد. دهها فیلم سینمایی آخرالزمانی با یک هجمه و اجماع جهانی علیه انقلاب اسلامی که مقدمه آمدن پسر پیغمبر اسلام هست، ایجاد کردند و در سراسر دنیا پخش کردند. اینها در نابودی امام زمان (علیه السلام) جدی هستند. خودشان هم اعلام کرده اند که حمله به افغانستان و عراق یک بهانه‌ای بود برای جلوگیری از ظهور و نابودی پسر پیغمبر اسلام. انقلاب اسلامی آنها را تکان داد که آن افکار خبیثی که در نهادشان داشتند را زودتر رو کنند، ولی جدای از این قضیه، مسئله منجی‌گرایی، توجه به موعود جهان، آینده‌نگری و به وجود آمدن یک رشته از علوم در دانشگاه‌ها به نام «آینده‌پژوهی» خودش یک داستانی شد به وسیله انقلاب اسلامی که الان در دنیا معروف است. پس جدا از رشد اسلام و تشیع در جهان، مسئله وجود مقدس امام زمان (علیه السّلام)، منجی عالم در دنیا به شدت مطرح شد و دنیا به این سمت رفت. این معجزه انقلاب اسلامی است. چون مأموریت انقلاب اسلامی تغییر تاریخ و مقدمه‌سازی ظهور است. پس این انقلاب اگر قرار باشد پیروز بشود و محصول بدهد، باید توجه به امام زمان (علیه السّلام) و منجی عالم را در دنیا رواج بدهد و نیز به خسته شدن مردم از مکاتب مختلف و سیاستهای جهانی توجه بدهد. دیگر دوران مکاتب ماتریالیستی، صهیونیستی، سوسیالیستی، کاپیتالیستی، امپریالیستی تمام شده. بنابراین، آن موج ایجاد شده در کل عالم نسبت به مقوله معرفت، دین، اسلام، خدا، قرآن، تشیع و امام زمان (علیه السّلام)، یک مقوله رو به رشد با سرعت غیرقابل کنترل است. یک سرعت فوق‌العاده زیاد که موجهای زیادی هم داشت. نمونه‌اش بیداری اسلامی است که چه حجم زیادی تحول در جهان ایجاد کرد. هر چند استکبار و غربیها سعی کردند آن را کنترل کنند. آن صحنه‌ای از فساد، تباهی و غفلتی که شما در دنیا و حتی در کشور خودمان می‌بینید، یک باطن نورانی و معنوی دارد و شما به زودی زود، شاهد یک تحول بزرگ جهانی در این رویه پر از فساد خواهید بود که در یک لحظه خدا از آن پرده‌ برمی دارد و شما خواهی دید  که دنیا همه‌شان نورانی و معنوی بود. اربعین حسینی ماکتی زیبا از تحول جهانی برای ظهور است بحث اصلی من این است که ما به این سمت حرکت می کنیم و دنیا برای مسئله ظهور امام زمان (علیه السّلام) آماده می‌شود. نمونه کوچک این قضیه که در واقع اصلی‌ترین نمونه هم است، یک ماکت کوچی به نام «اربعین حسینی» است. حالا نشانه‌هایش چیست؟ اربعین، یک حقیقت قابل انکار نیست. مردمی که به این سمت می‌آیند، اجبار و زوری ندارند. همه حول محور یک امام معصوم به زیارت و راهپیمایی می روند.  حماسه بزرگ اربعین یک انقلاب بدون خونریزی و یک انقلاب جهانی است. انقلاب کشوری نیست که بگوییم در یک کشور انقلاب شده، بلکه نزدیک به 30 میلیون از مردم با زبان های مختلف حضور دارند. این گردهمائی و تجمع  را چگونه می توان تحلیل کرد؟   آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب  امام حسین/ اربعین/ظهور

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 8893
زمان انتشار: 18 ژانویه 2020
| |
چه اخباری قلب فاطمه زهرا را تسکین می داد!

مقام عرشی حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها)، جلسه 8؛ 96/12/3

چه اخباری قلب فاطمه زهرا را تسکین می داد!

در ایام بعد از رحلت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) تا شهادت خانم فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) به فرمودۀ امام صادق(علیه‌السلام) جبرئیل بر حضرت زهرا نازل می‌شد و اخبار امت را بعد از رسول خدا تا همه‌ی طول تاریخ به ایشان اعلام می‌کردند که آن ناراحتی‌ و غصه‌ها را تسکین می داد.

در میان اخباری که قلب ایشان را تسکین می‌داد، دو خبر مهم وجود داشت و ما باید بدانیم که وقتی این دو خبر قلب حضرت زهرا را آرام می‌کند، پس جان ما را هم باید آرام کند و امروز برای ما باید مهم باشد و در تحقق آنچه که حضرت زهرا را آرام کرده تلاش کنیم. حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها همان روح مؤیِد مِن عِندالله نسبت به همه انبیاء، ائمه و اولیاء خداست و هم مؤید ما در رشد و تعالی‌ ماست. یکی از آن دو خبر، این است که سرنوشت همه انسانها و همه تاریخ بشر با آن خبر تغییر می‌کند و زمینه تعالی و نجات همه انسان ها به آن اتفاق مربوط می‌شود و آن خبر ظهور آقا امام زمان (علیه السلام) است. همیشه طاغوت‌ها، مستکبرین، مفسدان و ظالمین به طور کلی در زمین حاکم بوده اند. ­گاهی یک حکومت الهی هم تشکیل شده، اما محدود و موقت بوده است. اما غلبه با استکبار، طاغوت، فرعونیان و ظالمین در همه زمان ها بوده و با گذر زمان است که حق بر باطل غلبه می‌کند. همانطور که قرآن خبر می‌دهد: «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ[1]= و ما اراده کرده‌ایم بر كسانى كه در آن سرزمین مستضعف شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم و ایشان را وارث [زمین] كنیم». وقتی می گوید: «اراده کرده ایم» یعنی قطعی و تخلف‌ناپذیر است. مستضعف هم یعنی کسی که قدرتش را گرفته اند، ضعیفش کرده اند و در یک کلام «امام معصوم» است که در جایی بیان شده: ما همان ضعیف‌شدگان و مستضعفین هستیم. خود امام زمان (علیه السلام) هنگام ظهور همین را می‌فرماید و از طرفی فرزندان اهل بیت (علیهم السلام) نیز مستضعفین عالم هستند و لیاقت شان داشتن متخصص معصوم بود؛ اما به زور از آنها غصب کردند. بنابراین، وقتی می‌گوید اراده کرده‌ایم که این کار را بکنیم، یعنی هم امام از استضعاف در می‌آید، هم خود فرزندان امام وارث زمین می‌شوند و به نوعی امام زمین می‌شوند، پس قرآن به ما این مژده را می‌دهد. آنچه که دل حضرت زهرا را شاد کرد و به عنوان یک خبر مقدماتی برای ظهور امام زمان (علیه­‌السلام) مطرح شد، اخبار انقلاب اسلامی ایران بود که به قول امام خمینی (ره)، جبرئیل با اخبار ایران و انقلاب اسلامی ایران، دل حضرت زهرا (سلام الله علیها) را آرام کرد. پس دو چیز بود که حضرت زهرا (سلام الله علیها) را آرام کرد و دل حضرت زهرا را به طمأنینه و سکینه رساند. یکی ظهور امام زمان و دیگری اخبار قبل از ظهور که مربوط به پیروزی انقلاب اسلامی بود. اگر این دغدغه ما نباشد و ما نفهمیم که اساساً جایگاه حاکمیت متخصص معصوم در عالم چیست و ضرورتش برای ما چیست، هیچ درکی نه از حضرت زهرا و نه از انقلاب اسلامی خواهیم داشت. گلشن ظهور ظهور امام زمان (علیه السلام) یعنی پایان غم های تاریخ، پایان غم های همه انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین، مستضعفین و مردم جهان.  ظهور امام زمان (علیه­السلام) شروع شادی، آرامش، امنیت، قدرت، ثروت، سلامتی و سعادت همه مردم جهان است.  ظهور امام زمان یعنی تمام جهات منفی زندگی بشر از بین می‌رود و آنچه در بشر حاکمیت پیدا خواهد کرد، تمام خوبیها و قشنگی های خلقت و زمانی است که می‌توان در کمترین زمان، مقامات عالیه‌ی انسانی را طی کرد. در آن زمان، هزاران اسم از اسماء الهی در انسان شکوفا می‌شود. انسان علاوه بر سعادت دنیایی، به غیب و برزخ و به بالاتر از برزخ راه پیدا می‌کند، در آن زمان بین غیب و شهود؛ و بین زمین و آسمان ارتباط برقرار می‌شود و انسان ها دیگر با یک حیات فوق عقلانی زندگی خواهند کرد. حیات انسانی، عالمی است که انسان باید وارد آن عالم بشود تا بفهمد کرۀ زمین بعد از ظهور امام زمان (علیه­‌السلام) یعنی چه؟ یعنی شما نه مشکل جمادی دارید، نه مشکل گیاهی دارید، نه مشکل حیوانی دارید، نه مشکل عقلانی دارید و مهمتر از همه این است که سنگ های سر راه رشد بخش «فوق عقلانی» انسان برداشته می‌شود و انسان می‌تواند خلیفة الله به معنای واقعی شود. انسان می‌تواند این مقام را درک کند و بچشد. آیا باید زمین پر از ظلم شود تا حضرت ظهور کند؟ می‌پرسند امام زمان چه موقع ظهور می‌کند و زمین را پر از عدل و داد می‌کند؟ برخی می‌گویند: بعد از اینکه زمین پر از ظلم و جور شده باشد. اما اگر زمین پر از ظلم و جور شده باشد، زمینه‌ای برای ظهور حضرت نیست. زمینی که پر از ظلم و جور بشود، دیگر امام زمان (علیه‌­السلام) را نمی‌خواهد؛ چون هیچ کس خواهان او نیست. امام زمان (علیه‌­السلام) فقط در صورتی ظهور می‌کند به فرموده خود حضرت زهرا که مردم او را واقعاً بخواهند، یعنی مردمی که گرفتار انواع ظلم و فساد و جور شده اند، به جایی برسند که احساس اضطرار کنند، به فریاد بیایند و از خدا منجی را بخواهند. پس این نشان می‌دهد مردم در عین حالی که غرق هستند، منجی را می‌شناسند و منجی را دوست دارند و طالبش هستند که منجی بیاید. همانطور که حضرت زهرا از زبان پیامبر فرمود که امام مثل کعبه است که به دنبال مردم نمی‌رود. مردم هستند که باید به دنبال امام بروند. امام زمانی می‌تواند حاکمیت بر عالم پیدا کند که مردم او را بخواهند و خودشان عرضه و لیاقت حمایت از امام و اجرای دستورات او را داشته باشند و خطری امام را تهدید نکند. چون خدا 11 امام را به مردم داد، ولی عرضه نداشتند از آنها محافظت کنند و ظالمان همه انها را کشتند. اما خداوند اینطور قرار داده است که این اما آن قدر غیبتش ادامه پیدا می کند تا مردم به رشدی برسند تا همه او را بخواهند و بتوانند از او محافظت و حمایت کنند. نبود امام، بزرگترین فاجعه انسانی است حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) بخاطر حذف متخصص معصوم حاضر شد آن همه مصیبت را تحمل کند. یکی مصیبت عظیم و دیگری مصیبت اعظم. مصیبت عظیم یعنی شهادت حضرت زهرا و سقط شدن فرزندش، یتیمی فرزندانش، بی‌همسر شدن امیرالمؤمنین، کشته شدن تک‌تک امامان، عاشورا و همه اینها را مصیبت عظیم می‌گویند، اما مصیبت اعظم محرومیت مردم از متخصص معصوم و محروم شدن معصوم از حاکمیت بر فرزندانش برای رساندن آنها به هدف خلقت است که به این مصیبت اعظم می‌گویند. حضرت زهرا به ما یاد می‌دهد آنجایی که مصیبت اعظم قرار است برای جامعه پیش بیاید، ما باید تن به مصیبت عظیم بدهیم، یعنی باید تمام جانمان را فدا کنیم. آنجایی که آبرو لازم است، مال لازم است، وقت لازم است، سرمایه‌گذاری لازم است، باید با همه وجودت وسط بیایی تا نگذاری معصوم از حاکمیت خودش محروم بشود. نباید بگذاری جمعیت چند میلیاردی بشر از داشتن امام و متخصص معصوم محروم بشود. این فاجعه، بزرگترین فاجعه انسانی است.  عرض کردیم آن گریه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) که عرش به خاطرش گریه کرد و همچنان ادامه دارد، همان مصیبت اعظم است. بنابراین، شما در زیارت عاشورا مهمترین چیزی که لعنت می‌کنید، عواملی هستند که بزرگترین مصیبت انسانی را به مردم جهان و کرۀ زمین تحمیل کردند، «وَ لَعَنَ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَ اَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللهُ فیها= خدا لعنت کند کسانی را که شما را از آن جایگاهی که در آن قرار داشتید کنار گذاشتند و خدا لعنت کند امتى را كه شما را از مقام و مرتبه (خلافت) خود منع كردند». این همان بزرگترین مصیبت جامعه بشری است که ما هنوز هم به آن دچار هستیم. ولی ما چون عادت کرده ایم به حیات گیاهی، جمادی، حیوانی، متوجه نیستیم که الان چقدر خسارت می‌پردازیم. وقتی که پرده کنار رفت و فهمیدیم چه چیزی می‌توانستیم باشیم و نشدیم، آن موقع است که متوجه می‌شویم چه جنایتی بر سر بشریت آمده و این جنایت هنوز هم اجرا می‌شود و ادامه دارد. برای همین همه نبی اکرم و ائمه نسبت به این مصیبت عکس‌العمل نشان دادند. به عنوان مثال، حضرت رسول در فرمایش گرانقدرشان فرمودند: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّة = هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است». از حضرت پرسیدند: یا رسول الله مرگ جاهلیت یعنی چه؟ فرمود: «کفر و ضلال و نفاق».  پیغمبر به ما یاد می‌دهد که هر کس در هر زمان باید امام زمان خودش را بشناسد و این شناخت یک شناخت مقدماتی است. این در تاریخ ماند که هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده و حضرت زهرا با وجود خودش یک شاخص برای امام زمان شد. در فرمایش دیگری نبی اکرم (صلی الله علیه و آله)، یک شاخص مهم ارائه داد و همه را به آن شاخص دعوت کرد و فرمود: «اَفضَلُ اَعمالِ أُمَّتی اِنْتِـظارُ الْفَرَجِ= برترین اعمال امّت من انتظار فرج از خداى عزوجل مى باشد»، یعنی همه باید در مقوله برطرف کردن موانع ظهور حضرت تلاش کنند. این یعنی انتظار، یک عمل است؛ انتظار حالت بی‌عملی نیست که کسی بگوید نشسته‌ام و منتظر هستم. مثل بعضی از متدینین بی‌دین، متدینین فاسق و فاسد که می‌گویند هر وقت خدا خواست می‌آید، ما تکلیف و وظیفه‌ای نداریم که برای حضرت کاری انجام بدهیم. مسئله دور افتادن، یک مسئله بسیار کلیدی است. وقتی قرار است متخصص معصوم حذف بشود، برای برگشتن متخصص معصوم احتیاج به کشته‌شدن‌ها، اسارتها و آوارگی‌ها هست. اینجاست که کشته شدن، اسارت و آمادگی زمینه ظهور متخصص معصوم را فراهم می‌کند. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب  امامت/فاطمه زهرا/مقام عرشی/ظهور [1] . سوره قصص/آیه 5.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 8833
زمان انتشار: 2 ژوئن 2020
| |
امام خمینی(رحمه الله علیه) به گردن همه بشریت حق دارد

سخنرانی استاد نیکنام، جلسه 15، 96/11/12

امام خمینی(رحمه الله علیه) به گردن همه بشریت حق دارد

در ایام دهه مبارکه فجر هستیم و باید یاد امام را خیلی گرامی بداریم. ایشان نه تنها به گردن ما و به گردن عالم اسلام و عالم تشیع، بلکه به گردن تمام بشریت حق دارند.

امام با این انقلاب باعث رونق کلیساها و عبادت گاه‌های فِرَقِ دیگر در جهان شدند. با امام خمینی مردم فهمیدند، دین حرف دارد؛ دین در زندگی نقش دارد؛ دین می‌تواند موثر باشد و ریشه یک حکومت 2500 ساله را از جا بکَند. کار امام به دین و قرآن آبرو داد و احیا گر معارف دین اسلام شد. هیچ کس نمی تواند بگوید من امام را بطور کامل می شناسم؛ باید صدها سال بگذرد تا مشخص شود که این شخصیت که بود. بعد از معصومین علیهم‌السلام شخصیتی با این شعاع وجودی و به این جامعیت نداشته‌ایم که در فقه و فلسفه و عرفان و اخلاق و انقلابی‌گری و ستیزه جویی با دشمنان سرآمد باشد. در واقع، وجود حضرت امام جمع اضداد بود. همین کسی که مشتش را گره می کرد و کاخ سرخ و سفید شرق و غرب به لرزه در می آمدند، شب از خوف خدا به خودش می پیچید. همین کسی که تمام دشمنان اسلام را پشیزی به حساب نمی آورد، در مقابل یک بچه‌ی یتیم و بچه‌ی شهید و بچه بی کس، مثلِ جد بزرگوارش علی علیه السلام زانوهایش خم می شد.   ادب، نزاکت، صفا، طمانینه، خدا خواهی و حقیقت جویی و پرهیز از هوای نفس و منیت و خودخواهی، درسهایی بود که امام (رحمه‌الله‌علیه) به ما دادند و در رأس همه درس اخلاص بود. خودشان فرمودند: به خدا قسم در دوران نهضت یک لحظه نترسیدم. مگر می شود، انسان پنجه در پنجه گرگ های عالم داشته باشد و نترسد؟ بله، می شود، به شرطی که دستش در دست خدا باشد. قدرت بی منتهای الهی آرامش بخش امام خمینی بود.   فرمودند: فرودگاه به فرودگاه و کشور به کشور و پایتخت به پایتخت خواهم رفت و فریاد خواهم زد و ریشه ظلم و ستم را در ایران خواهم کَند. و واقعاً هم این کار را کرد. همه قدرت های اهریمنی در اختیار دشمنان بود. چاه های نفت، پول، ثروت و جواهرات در اختیار دشمن بود. پشتیبان های خارجی از دشمن بود. امام یک نفر بود و قیام کرد. ملت عزیز ایران هم دل به او سپرد و به خدا دل داد. امام یک سلاح را در بین ما تقسیم کرد و آن سلاح این بود: ما مسلح به الله اکبریم، بر سر دشمنان حمله می بریم. ما چیز دیگری نداشتیم. همین کمر دشمن را شکست. « وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ[1] = و كسانى كه در راه ما كوشیدند به یقین راه ‏هاى خود را بر آنان مى‌‏نماییم و در حقیقت خدا با نیكوكاران است».  امام خمینی روز 22 بهمن به مردم گفتند: به خیابان ها بریزد. بعداً گفتند من نمی دانستم که اینها می خواهند کودتا کنند، خدا به دلم انداخت که به مردم بگویم بریزید بیرون. خدا به دل امام می اندازد. خداوند گام های امام را محکم می کرد. 17 شهریور آن حادثه ای که رخ داد، همه گفتند: انقلاب تمام شد؛ انقلاب در نطفه خفه شد. اما فردا اعلامیه از نوفل لوشاتو آمد که امام فرمودند: نترسید و نگران نباشید. این تیر خلاصی بود که رژیم شاه به مغز خودش شلیک کرد. این انقلاب مثل درخت پربرکتی است که خون علی ها و زهرا ها و حسین ها و علی اکبرها و عباس او پای آن ریخته شده، این درخت، خشکی نمی پذیرد. با این پیامِ امام، مردم دوباره جان گرفتند. دوباره فردا مردم به خیابان ها ریختند. اگر خدا با شما بود، هیچ کس حریف شما نمی شود. یک روز به شهید بهشتی گفتم: «چرا شما از خودتان دفاع نمی کنید، این همه راجع به شما حرف می زنند؟». گفت: «نیکنام، دفاع کار ما نیست، ایمان کار ماست؛ «إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا[2]= قطعا خداوند از كسانى كه ایمان آورده‏ اند دفاع مى ‏كند».  درود بر امام عزیز، می گفتند: ‌لحظه به لحظه وقتی که وضعیت خیلی حاد و حساس می شد، امام می رفت در اتاق و می گفت: کسی با من کار نداشته باشد. حالا در آن اتاق چی می کردند، چی می گفتند و چی می شنیدند ما نمی دانیم. آیا با امام زمان در ارتباط بودند؟ من اخیرا از یکی از افراد بیت امام پرسیدم که چند خاطره از امام برایم تعریف کن. گفت: از پاریس که می آمدیم، من پشت صندلی امام نشسته بودم. امام گفتند: بیایید جلو، کارتان دارم. گفت: امام پاسپورت و شناسنامه شان را دادند و گفتند: قبل از این که ما وارد شویم، بروید این را ورودی بزنید. من نمی خواهم غیر قانونی وارد کشور شوم. ایشان می خواهند ریشه این نظام را بکَند، اما نظم و انضباط دارند و به قانون پای بندند. حضرت امام در بسیجی ها روحیه ی خاصی ایجاد کرده بود در میدان های جنگ هم جلوه های خلوص و دلدادگی امام را در چهره بچه های ارتشی و سپاهی می دیدیم. در محور «رُفیّه» با یکی از فرماندهان صحبت می کردم. گفتم: خاطرات تان را بگویید. گفتند: یک هواپیما را در جزیره مجنون بچه ها سرنگون کردند. از هر کسی که پرسیدیم، آن پدافندی که این کار را کرده کدام است؟ به هر که رسیدیم، گفت: ما نکردیم. گفتیم: پس کی کرده؟ گفتند: «وَ مَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى[3]= و چون تیر انداختى، به حقیقت تو نبودى كه تیر مى‏انداختى؛ بلكه خداوند بود كه مى‏انداخت».  این روحیه را ببینید که چگونه امام این را در وجود بچه های جبهه اش ایجاد کرده بود. خود را نمی دیدند، خدا را می دیدند. عظمت خدا را می دیدند به خودشان چیزی نسبت نمی دادند.  خاطره‌ی دیگر را اینگونه تعریف کرد: ما یک میدان مین را می خواستیم شناسایی کنیم که خیلی خطرناک بود. یک سیدی بود، گفت: موقعیت این عملیات را به من بسپارید، من موقعیت را می شناسم، فرزند پیغمبر هم هستم، خدا عنایت کند، این برنامه را با موفقیت پیش ببریم. دیدیم راست می گوید، هم آگاهی دارد و هم کارآمد است. گفت: رفتیم و بعد از شناسایی برگشتیم، دیدیم همه بچه ها سالم برگشتند. گفتیم: چی شد؟ ما فکر نمی کردیم سالم برگردید. گفت: شب ظلمانی و غیر مهتابی بود. به افرادم گفتم: شما اینجا بایستید. 10- 15 قدم از آنها فاصله گرفتم. گفتم: یا حجت بن الحسن العسکری ادرکنی، در آن فضای تاریک، خورشید وجود آقا طلوع کردند و فرمودند: چه می خواهی؟ گفتم: شما می دانید که ما چه کار داریم. گفتم: اینها به این اعتبار به من فرماندهی دادند که فرزند مادر شما هستم. عنایتی کنید ما آبروی مادرمان را بخریم. فرمودند: نگران نباش من جلو می روم، شما دنبال من بیا. من هر کجا پایم را گذاشتم، پایت را بگذار جای پای من. به سربازها هم بگو پشت سر تو بیایند. اینطوری رفتیم و برگشتیم. سپس حضرت حجت (ارواحنا فداه) فرمودند: با من کاری ندارید؟ گفتم: جانم فدای شما. سرنگونی هواپیماهای آمریکایی در طبس یکی از پاسداران ویژه بیت امام برای خود من نقل می کرد، واسطه ندارد. می گفت: یک شب احمدآقا گفتند: اتومبیل را آماده کنید تا جایی برویم. من اتومبیل را آماده کردم. حضرت امام آمدند. بعد احمد آقا آمدند و نشستند داخل اتومبیل. گفتم: کجا برویم؟ گفتند: امامزاده صالح تجریش. وقتی رسیدیم، هر دو رفتند نماز خواندند و سجده امام خیلی طولانی شد. وقتی سر از سجده برداشتند، گفتند: احمد برویم، درست شد. من متوجه نشدم که منظور امام چیست. فردا صبح که رادیو را روشن کردیم، اخبار گفت: هواپیماهای مهاجم آمریکایی در طبس شن گیر و سرنگون شدند. من این داستان را برای فرماندهان سپاه در همایشی در مشهد تعریف کردم. فرمانده سپاه یزد پیش من آمد و گفت: این داستانی که شما گفتید 50 درصد قضیه بود. 50 درصدش هم پیش من است. گفتم: تعریف کن. گفت: فرمانده آمریکایی در این عملیات سرهنگ چارلی نامی بوده و وقتی در این قضیه شکست می خورند، با او مصاحبه می کنند که چرا شما شکست خوردید؟ شما که یک سال در این برنامه تمرین کرده بودید.(اشاره به بیش از ۱۰۰ بار اجرای تمرینی واقعه ی طبس) گفت: نمی دانم ما وارد ایران شدیم. خوشحال بودیم که قرار است یکی پس از دیگری شهر های ایران را بگیریم و اصلا خود را در تهران می دیدیم. یک دفعه به صحرای طبس که رسیدیم، من خمینی را دیدم، میان صحرا بین زمین و آسمان دو دستش را به هم کوبید، همین که دستهایش به هم کوبیده شد، ما سقوط کردیم. آمریکا دید که برایش بد می شود. برای همین بود که بعد از یکی دو ماه او را در حمام کشتند و علت مرگش را چیز دیگری اعلام کردند. اینها عنایات خداست. می گوید تو دستت را به دست من بده اهل ریا نباش من تو را اداره می کنم. من در سفر حج، در خانه خدا نشسته بودم. کسی آرام در گوش من گفت: من سرهنگ ارتش مصر هستم. بعد گفت: قدر امام را بدانید. گفتم: مردم قدر امام را می دانند. امام بیمار شدند. مردم جمع شدند گوشه بیمارستان که قلب ما را بگیرید و به امام بدهید. این از دعاهای ماست که از می گوییم «از عمر ما بکاه و به عمر امام خمینی بیفزا». سرهنگ مصری گفت: اگر تمام ملت ایران تمام هستی و دارایی شان را پای امام بریزند، حق امام ادا نمی شود. از من پرسید، شما کوهستان رفته اید؟ گفتم: بله. گفت: زمانی که جلوی کوه سر به فلک کشیده ایستاده ای، چقدر از کوه را می بینی؟ گفتم: دو متر در دو متر. گفت: 5 کیلومتر که بیایی دورتر آن وقت قله سر به فلک کشیده را بهتر خواهی دید. شما به مصر بیا، آن وقت مقام امام خمینی برای تان مشخص می‌شود. امام خمینی شاگردِ مکتب ائمه علیهم‌السلام بود امام شاگرد ارزشمندی برای ائمه علیهم‌السلام بود. امام باقر(علیه‌السلام) در مقام حضرت زهرای مرضیه که در ایام شهادت ایشان هستیم، فرمودند: «به خدا قسم هر کس می خواهد، راه کمال را پیدا کند، باید دنبال ما بیاید. ما خودمان دنبال مادرمان فاطمه می رویم». این خانم 18 ساله چقدر عظمت دارد؛ چقدر کمالات و معنویات دارد. فرمود: به خدا قسم پاهای مادر ما متورم شد، از بس در مقابل خدا به راز و نیاز ایستاد. به هر میزان که ما روحیه عبادت و نماز و روحیه خشیت در مقابل خدا داریم، به همان مقدار فاطمی هستیم. همین خانم در خانه چطور زندگی می‌کرد. برای همسرش علی که استخوان در گلو و خار در چشم داشت، بهترین همسر بود. چگونه فرزندداری می کند؟ حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) یک خادمه به نام فضه دارد. 20 سال بعد از شهادت حضرت زهرا فضه زنده بود. یک کلمه با کسی حرف نزد. در این 20 سال فقط قرآن می خواند. هر کس سخنی می گفت که لازم بود پاسخ بدهد، یک آیه از قرآن را می خواند و منظور خودش را می رساند. ببینید حضرت زهرا چی تربیت کرده است. چقدر حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) اهل انصاف بودند، روز اول به فضه می گوید: تو غیر از کارهای منزل، کارهای شخصی هم داری که به آنها باید برسی. یک روز به من کمک کن. یک روز هم کارها را من انجام می دهم و تو استراحت کن. انقلاب اسلامی/ امام خمینی/ حضرت زهرا سلام الله علیها [1] - سوره عنکبوت/69. [2] - سوره حج/38. [3] - سوره انفال/17.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 8831
زمان انتشار: 8 ژانویه 2020
| |
ویژه‌نامه ایام سوگواری صدیقه طاهره (سلام‌الله‌علیها)

ویژه‌نامه ایام سوگواری صدیقه طاهره (سلام‌الله‌علیها)

حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) یک حقیقت مبسوط عرشی است که تا زمین آمده و همچون کانالی است که با جلوه‌های مختلف به نام علی، حسن، حسین، سجاد و ... تجلی کرده است. بعضی افراد با جلوه زهرائی می‌توانند ارتباط بگیرند، ولی با جلوه‌ی علوی‌اش نمی‌توانند. بعضی دیگر با جلوه مجتبایی‌اش می‌توانند ارتباط بگیرند، ولی با جلوه سجادی‌اش نمی‌توانند. 1- سوگنامه یاس کبود 2- فاطمه (سلام‌الله‌علیها) حجت خدا بر ائمه(علیهم‌السلام) است (فیلم) 3- تنها راه رسیدن به عشق حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) تبعیت است (فیلم) 4- درسی که فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) به ما دادند 5- «اقتدا کردن» به حضرت زهرا (سلام الله علیها) یعنی «داشتن سبک زندگی فاطمی» 6- اهمیت دین شناسی در سیره فاطمی​ 7- رضایت خدا در رضایت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) است (فیلم) 8- تجلی عظمت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بر اهل محشر 9- حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) به آقاسید قوام گفت: برو بچه من را نجات بده (فیلم) 10- شناختِ حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) به عنوان مادرآسمانی ما باعث بزرگی می‌شود 11- «مادر مهربانی»، حضرت زهرا سلام الله علیها واسطه خیر بین خدا و بندگان است 12- جایگاه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) در نظام هستی 13- مقام عرشی فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) 14- حمله هایی که به خانه فاطمه سلام الله علیها شد و حمایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) از حضرت زهرا س 15- «ایمان» یعنی باور کنیم که فرزند حضرت زهرا (سلام الله علیها) هستیم​ 16- سبک زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) راه نجات ما​ 17- عزت اسلام حاصل جان فشانی های حضرت زهرا (سلام الله علیها) است​ 18- اگر بخواهی به مادرت فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها ملحق شویی، باید عقربه دلت مثل حضرت باشد​ 19- فاطمه (علیه السلام) در کلام الهی​ 20- اولین شهیده راه ولایت حضرت زهرا (سلام‌اللهعلیها) 21- شناخت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در بیانات استاد محمّد شجاعی​ 22- فاطمه سلام‌الله‌علیها، مردآفرین دهر 23- جایگاه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) در نظام هستی 24- هر کس حضرت زهرا از او راضی باشد، خدا از او راضی می شود 26- 6 ویژگی خانه حضرت زهرا سلام الله علیها! 27- تبعیت از فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) 28- چه اخباری قلب فاطمه زهرا را تسکین می داد! 29- این که خدا حضرت فاطمه را مادر ما قرار داده بزرگ ترین نعمت است 30- برای رسیدن به عرش باید از راه فاطمه(سلام‌الله‌علیها) رفت 31- مومنین در هنگام مرگ، فاطمه سلام‌الله‌علیها را می بینند 32- حضرت زهرا (سلام الله علیها) حجت خدا بر سایرحجت های الهی است 33- «اقتدا کردن» به حضرت زهرا (سلام الله علیها) یعنی «داشتن سبک زندگی فاطمی» 34- اولین شهیده راه ولایت حضرت زهرا (سلام ا... علیها) 35- روش های تبلیغی حضرت زهرا(س) در دفاع از ولایت 36- کلامی گهربار از حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها 37- دانستن اینکه فرشتگان الهی به محضر حضرت زهرا س می رسید چه فوایدی دارد؟ 38- فاطمیه را عاشورایی برگزار کنید 39- حضرت فاطمه زهرا (س)، فرشته نجات بشریت 40- فاطمه (س) سوغاتی از معراج 41- سرّ حجیّت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بر ائمه معصومین 42- وصایای حضرت فاطمه سلام الله علیها 43- فاطمه سلام الله علیها را بشناسید و به مردم بشناسانید 44- چهارده منزلت حضرت فاطمه زهرا(س) از دیدگاه پیامبر اعظم(ص) 45- حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، محبوبه خداوند 46- مصحف فاطمه(س) چیست؟ 47- چرا حضرت زهرا در میان مردم خطبه خواندند‌ 48- نکاتی در مورد تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) 49- اسرار و آثار تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها 50- حضرت زهرا (س)؛ الگویی برای همه‌ی انسان‌ها 51- رابطه توحید و اخلاص و فطرت در خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها 52- زندگی امروز با حضرت زهرا(سلام الله علیها) 53- راز تولد حضرت زهرا سلام الله علیها 54- دفاع از حریم ولایت، مهمترین کار فاطمه س بود 55- طلب حلالیت فاطمه س از مولا برای چه بود؟ 56- درد اصلی حضرت، نه فقط شکستن پهلویش، بلکه از عدم تبعیت مردم از علی ع بود آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب   

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 8824
زمان انتشار: 31 دسامبر 2020
| | | | |
فاطمه (سلام‌الله‌علیها) حجت خدا بر ائمه (علیهم‌السلام) است

فاطمه (سلام‌الله‌علیها) حجت خدا بر ائمه (علیهم‌السلام) است

در عظمت این بانوی بزرگوار و نورانی همین بس که امام عسکری (علیه السلام) فرمود: «نَحْنُ حُجَجُ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ وَ فاطمةُ حُجةٌ عَلیَنا = ما حجّت‌‏های خدا بر آفریدگانش مى‌‏باشیم، و فاطمه، حجّت خدا بر ما است. (تفسیر أطیب البیان، ج 13، ص 236). هر کس باید رابطه ی شخصی خود را با فاطمه زهرا (سلام الله علیها) تقویت کند و روز به روز انس خود را با مادر آسمانی اش  بیشتر کند. از کجا بفهمیم 14 معصوم بخصوص بخصوص حضرت زهرا (سلام الله علیها) بخشی از وجود ماست؟ امکان ندارد یک نفر الله و زهرا و حسین به معنای حقیقی نه توهمی در وجودش داشته باشد و زودرنج و حساس و عصبی حسود و باشد. کسی که فاطمه عنصر وجودی اش است؛ اساساَ‌ آدم تنشه و گدایی نیست. چون چیزی دارد که شاید دیگران به او غبطه بخورند. در زیارت جامعه کبیره به معصوم می گوییم: «انتم عناصر الابرار= شما عناصر خوبان هستید. اگر یک کسی خوب باشد، عنصر دارد. اگر چنین کمالاتی را به کسی دادند یعنی او خودش خوب بوده که این عناصر را به او دادند. خوبی هر کسی هم به این است که چقدر فاطمه دارد. اینها عنصر حقیقت یک نفس هستند. بدن نیست که بگوییم آهن و روی و مسش قوی است. در نفس روح هر کس به این است که چقدر فاطمه دارد که چقدر انس با فاطمه دارد. پیامبر (صلی الله علیه و‌آله و سلم) فرمود: «مَنْ أَحَبَّ فَاطِمَةَ ابْنَتِی فَهُوَ فِی الْجَنَّةِ مَعِی وَ مَنْ أَبْغَضَهَا فَهُوَ فِی النَّارِ = هرکه دخترم فاطمه را دوست بدارد در بهشت در کنار من خواهد بود، و هرکه او را دشمن بدارد در آتش جهنم خواهد بود.» (بحارالانوار، ج٢٧، ص١١۶). چه مژده ای با آن آدم احساس سرمستی و افتخار می کند.  امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «مَفْرُوضَة الطَّاعَة عَلَى جَمِیعِ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْس وَ الطَّیْرِ وَ الْوَحْشِ وَ اَلاَنبیاء وَ الْمَلَائِكَةُ = اطاعت فاطمه‏ علیها السلام بر تمام بندگان الهى حتى جن و انس، پرندگان و حیوانات، پیامبران و ملائكه واجب است» (عوالم، ج 11، ص 190؛ دلائل الامامة، ص 28). فاطمه (سلام الله علیها) واجب الاطاعه است بر همه ی مخلوقات خدا. مقام مادر ما فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  خیلی والاست. که پیامبر(صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) فرمود که هر چه فاطمه امر کرد و دستور داد اجرا کند. لذا علی یکبار روی حرف فاطمه حرف نزد، همانطور که فاطمه هم یکبار روی حرف علی حرف نزد. فاطمه یعنی جدا شده‏ و او فاطمه نامیده شد زیرا خدا او را و هر که او را دوست داشته باشد از آتش جدا می کند. شخصی اسم دخترش را فاطمه گذاشته بود. حضرت فرمود: اگر اسمش را فاطمه گذاشتی، «و لا تلعنها = نفرینش نکن». «لا تضربها= کتکش نزن». اسمش فاطمه است و حرمت دارد. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

فیلم

1 - حجت خدا بر ائمه

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 8815
زمان انتشار: 31 ژانویه 2020
| |
ورود امام خمینی به میهن اسلامی 12 بهمن 1357

ورود امام خمینی به میهن اسلامی 12 بهمن 1357

جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ اِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً

روز 12 بهمن ماه در تقویم ایران با عنوان بازگشت امام خمینی (ره) به ایران در سال 1357 و آغاز دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی به ثبت رسیده است. روزی که انقلاب اسلامی لحظه های سرنوشت سازی را سپری می کرد. در گرماگرم آن روزها، حوادث و رویدادها به سرعت برق و باد سپری می شدند و تاریخ نظاره گر یک تحول ژرف در عرصه جهان بود. نگاه ها به تهران و فرودگاه مهرآباد دوخته شده بود. 

ساعت 11 به وقت محلی فرانسه و 3:30 به وقت تهران، فرودگاه شارل دوگل مردی را سوار بر هواپیما کرد که مسیر تاریخ را تغییر داد. اما چه شد که ایرفرانس حاضر به رساندن امام  خمینی (ره) با وجود خطرات و تهدیداتی که از سوی دولت بختیار و ارتشی ها به تهران شد. بازاریان ایرانی هواپیمای ایرفرانس را بیمه می کنند تا در صورت هر خسارتی، زیانی به این شرکت وارد نشود.  وقتی بختیار تهدید کرد فرودگاه ها را بسته و هر هواپیمایی را با موشک خواهد زد، ایرفرانس حاضر نشد هواپیمایی برای حضور امام به تهران اختصاص دهد، علاء میرمحمد صادقی، بازاری معروف اصفهانی، وارد دفتر ایرفرانس در پاریس شد و با یک چک در جا که می گویند ۲میلیون دلار بوده ، هواپیما و مسافرانش را یکجا بیمه کرد تا پرواز انقلاب انجام شود. پیش از طلوع خورشید، امام خمینی به نماز ایستادند و یاران نیز به او پیوستند و نماز صبح را با جماعت در هواپیما اقامه کردند. ساعت نزدیک هشت به وقت ایران بود که مهماندار پشت بلندگو رفت و اعلام کرد: هم اکنون در آسمان ایران وارد شدیم. امام خمینی با شنیدن این جمله، لبخندی بر لبانش نقش بست.  پرواز تاریخی در فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست و تاریخ در ایران بار دیگر ورق خورد. میلیون ها مشتاق منتظر ورود امام بودند و بیش از 175 هزار نفر ستاد استقبال از ایشان را تشکیل داده بودند. این واقعه مهم را می توان از زوایای گوناگونی نگریست و موضوعات جذابی را از آن بیرون کشید اما در این میان سرنوشت کسانی که در پرواز ایرفرانس امام را همراهی می کردند، می تواند هم جذاب و هم آموزنده باشد. براساس گزارش ها، اخبار و خاطرات منتشر شده نزدیک به 30 نفر از اطرافیان و یاران امام خمینی (ره) در فرانسه ایشان را در این سفر همراهی می کردند. همچنین دهها خبرنگار خارجی و چند خبرنگار ایرانی نیز در این سفر تاریخی حضور داشتند. این ایام که مصادف با اربعین امام حسین(علیه السلام) و گسترش راهپیمایی ها و اعتراضات مردمی بود، امام« قدس سره» طی پیامی، نکات تازه ای را برای هوشیاری مردم یادآور می شوند. همزمان با سایر شهرها، در تهران نیز راهپیمایی ها ادامه می یابد و فریاد الله اکبر جمعیت میلیونی لرزه بر اندام آخرین بقایای طاغوت می اندازد. انسان های بپا خاسته و از جان گذشته با عزمی پولادین می روند تا سرنوشت مملکت خود را به دست بگیرند و همگی خواستار انحلال حکومت پهلوی و تشکیل حکومت اسلامی هستند و با شعار « استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» خط مشی آینده را ترسیم می نمایند. به دنبال گسترش قیام مردمی، امام قدس سره در پیامی عزم خود را مبنی بر بازگشت به ایران اعلام می دارد. بختیار که با حمایت امریکا و به عنوان یک چهره ی ملی قصد مهار انقلاب و خاموش کردن شعله های قیام را دارد، خود را در این امر ناتوان می یابد و می کوشد که با قانونی جلوه دادن دولت خود، قیام مردم را سرکوب نماید. مخالفت خود را با بازگشت امام قدس سره اعلام، و دستور بسته شدن فرودگاه های کشور را می دهد. در پی انتشار این دستور مردم خشمگین، به خیابان ها ریخته  و با تحصن و شعارهای کوبنده دولت بختیار را مخاطب قرار می دهند. امام« قدس سره» در روز پنج شنبه پنجم بهمن که از بازگشت ایشان به ایران جلوگیری شد، ضمن مصاحبه ای فرمود:(1) «من از ایرانیانی که با من همراهی کرده اند متشکرم. من می خواستم فردا را در میان ملت باشم و هر رنجی که آنها می برند من هم با آنها باشم. لکن دولت خائن از این امر مانع شده و همه ی فرودگاه های ایران را بست. من پس از باز شدن فرودگاه ها، بلافاصله به ایران خواهم رفت  به او خواهم فهماند که شما غاصب هستید و خائن به ملت ما، و ملت ما دیگر تحمل شما نوکرهای خارجی را نخواهد کرد. باری اینها باید بدانند که وقت آن که قلدری بکنند گذشت. من ملت ایران را به ادامه ی نضهت دعوت می کنم تا این قلدرها را بر جای خودشان بنشانند، لکن آرامش را از دست ندهند. من از همه ی ملت ایران تشکر می کنم و در اولین فرصت پیش مردمم به ایران خواهم رفت تا با آنها یا کشته شوم و یا حقوق ملت را بگیرم که به ملت برگردانم. خداوند همه ی شما را توفیق بدهد، ملت ایران باید بداند که این شخص که متکفل حکومت شده است، به ایل خودش خیانت می کند. آن ایلی که پشتوانه ی ایران بودند و رضاشاه آنها را از پای در آورد. این شخص به ایل خودش، به ملت خودش خیانت می کند. باید ایل بختیاری بداند که این اشخاص را که به آنها خیانت می کنند از جلو راه ملت بردارند. باید ارتش بداند که اینها خیانتکارند و به آنها کمک نکنند. باید همه ی ایران بدانند که توطئه ای در کار است. از این توطئه باید جلوگیری شود. این آخرین قدمی است که این خائنین بر می دارند و ما ان شاء الله این قدم را هم می شکنیم و پیش شما می آییم و آنها را به جای خودشان خواهیم نشاند.» از امام« قدس سره» سؤال شد: چه وقت تصور می کنید که خواهید توانست به ایران بروید؟ فرمود: «هر وقت که منع برداشته شود و فرودگاه ها باز شود من به ایران خواهم رفت و اگر بنا باشد خون من بریزد، در پیش رفقای خودم و همراه جوان های ایران بریزد. ما از این هیچ باکی نداریم و سرافرازی اسلام و ایران را می خواهیم.» از ایشان سؤال شد: آیا توصیه می کنید که مردم با برداشتن سلاح فرودگاه را برای بازگشت شما باز کنند؟ امام خمینی پاسخ دادند: «عجالتاً بنا ندارم که امر به برداشتن سلاح بکنم. هر وقت صلاح دیدم این امر را می کنم و به آنها می فهمانم که چه باید بکنند.» از امام« قدس سره» سؤال شد: ممکن است به یک فرودگاه کشور نزدیک ایران بروید و از آنجا عازم ایران شوید؟ ایشان پاسخ دادند: «باید مطالعه شود.» پرسیده شد: با توجه به این که بازگشت شما ممکن است باعث خونریزی های بیشتر شود، آیا باز هم اصرار به بازگشت خواهید داشت؟ امام خمینی فرمودند: «من باید پیش برادرهایم باشم.» و در پاسخ به این پرسش که آیا این آغاز یک جهاد جدید است؟ فرمود: «ممکن است.» بختیار مدعی می شود که به امام قدس سره نزدیک شده و قرار ملاقات با ایشان دارد. امام بلافاصله ادعای وی را تکذیب و عموم را از فریبکاری های او بر حذر داشتند. در همین زمان رییس شورای سلطنت در پاریس ضمن استعفا اعلام کرد که شورای سلطنت غیر قانونی است.   آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed