www.montazer.ir
شنبه 6 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 6095
زمان انتشار: 5 فوریه 2020
| |
انقلاب اسلامی پرچمدار استقرار حکومت حضرت مهدی (ع) است

استاد محمد شجاعی

انقلاب اسلامی پرچمدار استقرار حکومت حضرت مهدی (ع) است

حضرت مهدی موعود (علیه السلام) مجری همه نقشه های پیغمبر اسلام (صلوات الله علیه) و حضرات معصومین (علیهم السلام) بلکه تمام پیامبران است. در این میان انقلاب اسلامی ایران، بهترین الگوی زمینه ساز حکومت جهانی مهدی (عج الله تعالی) است که همه جوامع بشری را به سمت پذیرش مصلح جهانی و برقراری عدالت جهانی سوق می دهد.

انقلاب اسلامی ایران، ودیعه ای الهی بود كه همه ائمه منتظرش بودند. آیات و روایات فراوانی در باب این انقلاب وجود دارد، از جمله مژده‌ی بزرگی که خداوند در قرآن به ایرانیان بشارت می دهد: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ= اى كسانى كه ایمان آورده‏ اید هر كس از شما از دین خود برگردد به زودى خدا گروهى [دیگر] را مى ‏آورد كه آنان را دوست مى دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند [اینان] با مؤمنان فروتن [و] بر كافران سرفرازند در راه خدا جهاد مى‌كنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى‌ترسند این فضل خداست آن را به هر كه بخواهد مى‏ دهد و خدا گشایشگر داناست» - جایگاه و رابطه انقلاب ایران با ظهور امام زمان (علیه السلام) - راهپیمایی 22 بهمن واجب الهی است - راهپیمایی 22 بهمن مثل عملیات «فتح المبین» و یا «بیت المقدس» است -22 بهمن روز وفاداری به خدا و اهل بیت‌ (ع) است این آیه، یک قانون کلى به همه مسلمانان ارائه می‌دهد: اگر کسانى از شما از دین خود بیرون روند، زیانى به خدا و آئین او و جامعه مسلمین و آهنگ سریع پیشرفت آنها نمى‌رسانند. زیرا خداوند در آینده جمعیتى را براى حمایت از این آئین بر مى‌انگیزد. سپس صفات کسانى که باید این رسالت بزرگ را انجام دهند، شرح مى‌دهد: آنها به خدا عشق مى ورزند و جز به خشنودى او نمى‌اندیشند. هم خدا آنها را دوست دارد و هم آنها خدا را دوست دارند. (یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ).  آنها در راه انجام فرمان خدا و دفاع از حق، از ملامت هیچ ملامت کننده اى نمى‌هراسند. (وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ) روایت است: «چون این آیه نازل شد، اصحاب از پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) سوال کردند که این آیه در شأن چه کسانی نازل شده است؟ حضرت دست به شانه‌ى سلمان فارسى ‌زد و فرمود: هموطنان تو مصداق این آیه‌اند». در تاریخ آمده كه ایرانیان به راحتی اسلام را پذیرفتند و زمینه‌های پذیرش اسلام، از سوی ایرانیان و علاقه آنها به دین مقدس اسلام و حتی بالا بودن ایمان و یقین آنها نسبت به سایر قوم ها موجب شد که برخی از معصومان (علیهم‌السلام) از ایرانیان ستایش نمایند. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مورد ایرانیان فرمود: «أعظمُ النّاسِ نَصیباً فِى الاسلامِ أهْلُ الْفارسِ= بالاترین مردم از نظر ایمان ایرانیان هستند». همچنین امام امت (ره) فرمود: ملت ایران از ملت حجاز در عهد رسول الله و از ملت عراق در عهد امیرالمؤمنین بالاتر هستند، حتی بزرگترین دانشمندان اسلام و فیلسوفان هم ایرانیان هستند. آنها هستند که دین را حفظ کرده‌اند تا امروز به دست ما برسد. هنگامی که اعراب به ایران حمله کردند، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) جمله مهمی فرمودند: «همچنان که شما اعراب، برای حمایت از اسلام ایرانیان را با شمشیر می‌زنید، دنیا به پایان نمی رسد مگر این که ایرانیان بخاطر تازه کردن اسلام و حمایت از قرآن و پیاده شدن دستورات آسمانی این کتاب الهی، شما را با شمشیر خواهند زد و با شما خواهند جنگید». - انقلاب اسلامی یکی از مژده های ظهور امام زمان (علیه السلام) است - ایجاد تمدن نوین اسلامی و زمینه سازی ظهور رسالت انقلاب اسلامی است - انقلاب اسلامی ایران زمینه ساز ظهور حضرت است - انقلاب اسلامی انفجار نور معنویت و فرهنگ اهل بیت است این نکته مهمی است که انقلاب ما در قرآن و فرمایشات اهل بیت (علیهم‌السلام) معرفی و انجامش پیش بینی شده است. به ویژه در مورد مردم بزرگ ایران و رسالتی که حق تعالی برعهده این ملت قرار داده و قرار است پرچمدار اسلام و حکومت مهدی (علیه السلام) باشند. نبی‌اکرم‌(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)فرمودند:«مردمی از شرق قیام می کنند و زمینه سلطنت مهدی را فراهم می‌کنند». امام امت که معمار انقلاب اسلامی است و بیشترین حق را در تفسیر انقلاب دارند، او هم ماموریت بزرگ انقلاب اسلامی را مقدمه سازی ظهور حضرت مهدی معرفی می کند. امام‌خمینی‌ (ره) با وقوف‌ بر رسالت‌ خطیر و الهی خود، هدف‌ نهایی انقلاب‌ اسلامی‌ را در پیام مهمی بیان کردند: «انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم‌داری حضرت حجت ـ ارواحنا فداه ـ است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد». ایشان در پیامی دیگر می فرمایند: «مسئولین نظام جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان (علیه السلام) نباشند، خائن و خطرسازند حتی اگر به مردم خدمت کنند». پس ما نباید فراموش کنیم رسالت بزرگ انقلاب اسلامی، فراهم سازی حکومت حضرت مهدی (علیه السلام) است. استقامت، صبر و صبوری را تا تحویل دادن پرچم به دست حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) ادامه بدهیم. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6073
زمان انتشار: 31 دسامبر 2019
| |
زینب کبری (سلام الله علیها)، زینت خوبی و زیبائی هاست

استاد محمد شجاعی

زینب کبری (سلام الله علیها)، زینت خوبی و زیبائی هاست

قیمت هر انسانی به نوع غم ها و شادی­ های اوست. رمز شادی حضرت زینب (سلام الله علیها) همین است که بانو قیمت در دستش بود و یک معشوقی داشت که هر چیز و هرکس دیگر را دون شأن خودش می دانست. از این رو، غصه نخورد. به زینب کبری (سلام الله علیها) در موقع اسارت گفته شد: «دیدی که خدا با شما چه کرد؟» حضرت جواب داد: «و ما رایت الا جمیلا= چیزی جز زیبایی ندیدم». زینب کبری هر چه داشت، به پای خدا ریخت. برای همین، چون دید خیلی سود زیادی کرده فرمود: «وَ ما رَأَیتُ إِلاّ جَمیلاً». چون فرصتی شد تا من بیایم به کربلا و هر چه دارم را بریزم به پای خدایم. این مقام رضای اوست که توانست تولید زیبایی کند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6068
زمان انتشار: 6 فوریه 2020
| | |
انقلاب اسلامی یکی از مژده های ظهور امام زمان (ع) است

استاد محمد شجاعی

انقلاب اسلامی یکی از مژده های ظهور امام زمان (ع) است

انقلاب اسلامی معجزه ای بود که خدا هم منتظر آن بود، که ده ها روایت در باب آن نقل شده است، این معجزه زمینه ای برای برطرف کردن موانع ظهور امام زمان (علیه السلام) است.

چرا غروب جمعه دلگیر است؟

معارف مهدوی

مقالات مهدویت

مطالب مهدوی 

آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

فیلم

1 - انقلاب اسلامی یکی از مژده های ظهور امام زمان (ع) است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6029
زمان انتشار: 28 می 2020
| |
چرا غروب جمعه دلگیر است؟

چرا غروب جمعه دلگیر است؟

از یکی از بزرگان اهل معنی پرسیدم: علت این که عصرهای جمعه دل انسان می‌گیرد و غمگین می‌شود چیست؟ فرمود:«چون در آن لحظه قلب مقدّس امام عصر (ارواحنافداه) به سبب عرضه‌ی اعمال انسان‌ها، ناراحت و گرفته است، آدم و عالم متأثر می‌شوند. او قلب و مدار وجود است.»

رو به غروب می رود جمعه انتظار من ..                     رحم نمی‌کند خدا به صبر بی‌قرار من؟

"ندبه" به ندبه بی اثر سمت "سمات" می‌رود               کی به "سما"ت می‌رسد ندبه انتظار من؟ 

کلیپ، فیلم و مطالب زیبا و ناب مهدوی شرح زیارت آل یاسین آرشیو معارف مهدوی آیات مهدی (عج) سوالات مهدوی و پاسخ استاد شجاعی (برنامه پرسمان) کلیپ زیبای «ای آخرین یادگار علی ع» میراث انبیاء نزد امام زمان عج چرا امتحان الهی در آخر الزمان از سخت ترین امتحانات است؟ آثار انتظار در زندگی ما چیست؟ آیا محل زندگی امام زمان عج جزیره خضراست؟  پنج گام سلوک مهدوی در درسنامه مهدویت (فیلم) هر مقدار خودشناسی بیشتر باشد، به امام زمان(علیه‌السلام) نزدیکتریم ظهور امام زمان (علیه‌السلام) را جدی بگیریم داستان «صبانه ماشطه» یکی از 50 بانوی رجعت کننده هرکس در جمهوری اسلامی ایران به دنبال برپایی حکومت حضرت مهدی(علیه‌السلام) نباشد، خیانت کرده حقوق مدیران حکومت امام زمان عج کمتر از سایر افراد است اعتقاد یک محقق انگلیسی به امام زمان علیه‌السلام چه جوابی داریم؟ پیمان نامه حضرت مهدی با ۳۱۳ نفر از یارانشان سبک زندگی مهدوی خود شیفتگی عامل غیبت امام زمان (علیه‌السلام)  آیا ما در چادر حضرت مهدی (عج) هستیم؟ وفاداری به عهد امام زمان(علیه‌السلام)  شوق آمدنت داریم یابن الحسن  قمار برای امام زمان، یعنی بگویی« با همه زندگیم پای کار حضرت هستم» آثار منفی تعیین وقت ظهور  ایمان بعد از ظهور  صدای ظهور را می شنوید؟ اهمیت هزینه کردن برای امام زمان (علیه‌السلام) دعای مضطرانه برای ظهور امام زمان (علیه‌السلام)   «مهدوی بودن» یعنی هدف قرار دادن موانع ظهور و رفع آنها چه بغض ها در گلو رسوب شد نیامدی   چگونه سرباز امام زمان باشیم  (فیلم) فلسفه ساخت مسجد جمکران چیست؟ جایگاه امام عصر در سبک زندگی منتظر   خسارت‌های حضور نداشتن امام زمان (علیه‌السلام)  «طولانی شدن غیبت» از اعتمادم به امام زمان نمی کاهد؛ چون بعداز مرگ رجعت می کنم دو عامل مهم و مؤثر در غیبت امام زمان(علیه‌السلام)  ایجاد انگیزه قیام برای امام زمان (علیه‌السلام)  «مهدوی بودن» یعنی هدف قرار دادن موانع ظهور و رفع آنها ما صاحب داریم  امام زمان، باطن رمضان  «والاترین تقدیر» همراهی با امام زمان در زمان غیبت است وقف امام زمان (علیه‌السلام) باش  فراق امام زمان (علیه‌السلام) (فیلم) چه کنیم تا خائن به امام زمان (علیه‌السلام) نباشیم؟ دلیل تنهایی امام زمان (علیه‌السلام) راه عشق (فیلم) اوضاع کلی جهان در لحظه ظهور چگونه است؟ دعای فرج پادشاه زمانه وظایف ما و ظهور امام مهدی (علیه‌السلام) وقف امام زمان (علیه‌السلام) انتظار کجای لشکر امام زمانت هستی؟ چشم انتظار مهمترین سؤال قیامت تمدن آخرالزمان در دعای ندبه قرآن کریم: ما از مجرمین انتقام می گیریم!... به ندای کمک خواهی امام زمان (علیه‌السلام)  باطن همه فحشاها غفلت از امام زمان  فایل های صوتی برنامه پرسمان با موضوع مهدویت بزرگترین مصیبت یک انسان واقعی قطع ارتباط با پدر حقیقی اش است چطور برنامه ریزی کنیم که امام زمان (علیه السلام) ما را بخرد؟ با امام زمان (عجل الله فرجه الشریف)رفاقت بی حساب داشته باشیم (فیلم) چرا در زیارت آل یاسن به حضرت میثاق مؤکد گفته می‌شود؟ (فیلم) چگونه بفهمیم با این اعتقادی که داریم جزو سربازان امام زمان علیه السلام هستیم؟ به خیمه ی امام زمان (علیه‌السلام) پناه ببریم (فیلم) چطور درد دلم را به امام زمان بگویم؟ (فیلم) دو خصوصیت فرد منتظر از نظر اجتماعی (فیلم) امام زمان علیه السلام به چه میزان ما را خریده است؟ (فیلم) هر مقدار خودشناسی بیشتر باشد، به امام زمان(علیه‌السلام) نزدیکتریم (فیلم)اگر امام زمان (علیه‌السلام) از اوضاع همه مسلمانان با خبر هستندبا این همه ظلم در دنیا چرا کاری نمی‌کنند؟ (فیلم) چه کار کنیم تا محبت امام زمان در وجودمان بیشتر شود؟ چرا ما به یاری امام زمان علیه‌السلام نمی‌رویم؟ شمارش معکوس ظهور (کلیپ) امام زمان عج غایب نیست، ما غایب شده‌ایم ظهور امام زمان (علیه‌السلام) را جدی بگیریم «او» روزی همچون یوسف خود را معرفی خواهد کرد حضرت ولی‌عصر(عج) به او می‌فرمایند، هر چه می‌خواهی بخواه به تو می‌دهیم تشرف آقا سیدکریم کفاش خدمت حضرت حجت عج            

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5968
زمان انتشار: 16 نوامبر 2021
| |
شفاعت خواهی بهشتی ها و جهنمی ها از حضرت معصومه (س)

استاد محمد شجاعی

شفاعت خواهی بهشتی ها و جهنمی ها از حضرت معصومه (س)

دو نوع شفاعت خواهی وجود دارد: شفاعت خواهی یک فرد جهنمی برای خروج از جهنم، و شفاعت خواهی یک بهشتی برای درک درجات بالاتر بهشتی.

بنابراین، وقتی که یک آدم بهشتی از حضرت شفاعت خواهی می کند، درحقیقت دوست دارد، به درجات بالاتر بهشت برسد و با اهل بیت (علیهم السلام) همجوار شود. - شرح زیارت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها - پرثمر بودن زیارت حضرت معصومه (س) بسته به معرفتی که به ایشان داریم - سلام خاص به حضرت معصومه (س) - شرط حضور در حرم حضرت معصومه (س) زیارت با معرفت است - حضرت معصومه (س) مصداق یوم الله در فرازی از زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) می خوانیم: «یا فاطمة اشفعی لی فی الجنه= یا فاطمه شفاعت کن مرا در بهشت». اینجا حضرت معصومه (سلام الله علیها) را به اسم صدا می کنیم. چقدر خوب است که این درجه از صمیمیت و مهربانی بین ما برقرار باشد و با اسم صدا کنیم که یا فاطمه شفاعت کن مرا در بهشت.این مال افراد بهشتی است.  این جور شفاعت خواهی یک لطافتی دارد. چون شما در اول زیارت به خانم گفتید: «عرف الله بینا و بینکم فی الجنه = خدا من و شما را در بهشت به همدیگر معرفی کند». پس اگر کسی بخواهد در بهشت به حضرت معصومه (سلام الله علیها) معرفی شود، باید دراین جا خودش را به حضرت معصومه (سلام الله علیها) برساند، باید اینجا دستمان به حضرت معصومه (سلام الله علیها) برسد، لحظه ی روبرو شدن ما با این بانوی بزرگوار، خیلی لحظه باشکوهی است. «عرف الله بیننا و بینکم فی الجنه» یعنی خدا بین ما و شما آشنایی ایجاد کند. اول باید این شناخت و معرفت حاصل شود تا در فراز بعدی بتوانی بگویی: در بهشت مرا شفاعت کن. یک وقت شخصی جهنمی است و می گوید: «مرا شفاعت کن تا به جهنم نروم. یعنی مرا از جهنم نجات بده». یک موقع شخص بهشتی است و می گوید: «مرا در بهشت شفاعت کن». ما در بهشت هم باید به مدارج بالا برویم و نیاز به شفاعت داریم، یک کسی باید دست ما را بگیرد و از یک مقام به مقام دیگر ببرد. ما از حضرت درخواست شفاعت می کنیم و می گوییم: «فان لک عندالله شأن من شأن=تو نزد خدا شان و جایگاه بلندی داری» ازتو درخواست شفاعت می کنیم، چون تو پیش خدا یک شأنی از احترام و عظمت و مقبولیت داری. این شأن بالای تو آنقدر است که امام موسی کاظم (علیه السلام) فرمود: «اگر دخترم فاطمه همه اهل محشر را شفاعت کند، خدا از او می پذیرد». آنها مفتی به این مقام نرسیده اند و عزیز کرده ی بیجا هم نیستند، بلکه آنها سخت ترین امتحانات را پس داده اند. تلاش هایی کرده اندتا قدرت شفاعت پیدا کرده اند. یعنی از قِبَلِ وجود این خانم میلیونها نفر انسان نجات پیدا می کنند. اگر به زندگی شان نگاه کنیم، آیا در زندگی ایشان چنین اتفاقی افتاده یا نه؟ ما الان میلیونها عالم داریم که از قِبل خانم به این درجات علمی رسیده اند. ما انقلاب اسلامی را داریم. دهها میلیون انسان شیعه شده اند و دارند می شوند. این آثار وجودی حضرت معصومه (سلام الله علیها) است که هنوز هم ما داریم استفاده می کنیم و هنوز هم خانم حضرت معصومه (سلام الله علیها) به تک تک ما فکر می کند؛ با تک تک ما رابطه دارد؛ برای تک تک ما رزق آماده می کند. رزق های ما دست خانم خیلی زیاد است، چون رابطه ما با ایشان صمیمی است برای ما رزق های زیادی آماده می کنند. اما مشکل ما این است که نمی رویم بگیریم. یعنی در ذهن من و فکر من و آرزوهای من و ارزشی که برای خودم قائلم، این مسئله جا نیفتاده که تا نمرده ام باید با حضرت معصومه (سلام الله علیها) دوست شوم؛ صمیمی شوم؛ اهل شفاعتش شوم.برعکس، در ذهن من این است که بروم با آدم های کوچک رفیق شوم. محرومیت از این بزرگان را تنهایی و بدبختی نمی دانم، چون هنوز وارد برزخ نشده ام که ببینم چه خبر است و این بزرگان در آنجا چه پادشاهی دارند. قیمت یک آدم با هوس ها و انتخاب هایش معلوم می شود. تا ما باور نکنیم از خانواده اهل بیتیم و تا ما این ها را به عنوان دوستان حقیقی دنیایی مان ثبت نکرده باشیم در دل مان، زندگی ما یک زندگی مسخره است. تادر دنیا با آنها جفت نشویم، به جایی نمی رسیم. چون «شفاعت» یعنی «جفت شدن». پس وقتی می گوییم:«اشفعی لی فی الجنه». یعنی خانم بیاید و دست تو را بگیرد و ببرد. این لطف آنان مثل کار یک مربی و معلم است که خودش را در سطح دانش آموز پایین می آورد و با حد پایینِ فهم شاگرد پیوند می خورد و دست شاگرد را می گیرد و با خودش به مقام بالاتر می برد. شفاعت این گونه شکل می گیرد. یعنی باید با مربی و استاد بروی تا به تو درس رشد و پرواز بدهد.یعنی باید دل بدهی و همراهش بروی. شفاعت یعنی سبک زندگی ات را عاشقانه شبیه آنها کنی. نمی شود بگویی، حضرت زهرا (سلام الله علیها) و حضرت معصومه (سلام الله علیها)  راو سبک زندگی شان را دوست ندارم، و بعد بخواهی با آنها محشور شوی. پس داستان شفاعت از دنیا شروع می شود. شما وقتی می خواهید به علم یک استاد نائل شوید، خودتان را در معرض شفاعت او قرار می دهید. شفاعت یعنی تو برو و نزدیک شو، خوب گوش کن و یاد بگیر و عمل کن، تا شبیه استادت شوی. اهل بیت (علیهم السلام) مربیان ما هستند. ما باید خوب گوش کنیم. وقتی خدمت خانم می روید، اول با انبیا آشنایت می کند. انبیاء، صدیقین، صالحین و شهدا.اینها در زیارتنامه ایشان است. می گوید، اول با انبیا حرف بزن. تو زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) رفتی، ولی باید از انبیا شروع کنی. زیارت حضرت، یک سلوک واقعی و یک سیر دقیق ریاضی است. فهمیدن و رسیدن به این سلوک، احتیاج به وقت گذاری و تمرکز و فکر کردن و تمرین دارد. این طور می شود که زیارت هرکس با دیگری فرق می کند.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5930
زمان انتشار: 15 اکتبر 2020
| | |
پیامبر (ص) در راه انجام فرمان الهی زحمت و مشقت زیادی متحمل شد

بحث ستایش مقام پیامبر جلسه 4 (شرح دعای دوم صحیفه سجادیه)

پیامبر (ص) در راه انجام فرمان الهی زحمت و مشقت زیادی متحمل شد

امام سجاد (علیه السلام) در دعای دوم صحیفه به بیان زحمات و فداکاری های پیامبر (صلی الله علیه و آله) می پردازند، که در این فراز این گونه می خوانیم: «وَ مِفْتَاحِ الْبَرَكَةِ. كَمَا نَصَبَ لِأَمْرِكَ نَفْسَهُ وَ عَرَّضَ فِيكَ لِلْمَكْرُوهِ بَدَنَهُ وَ كَاشَفَ فِي الدُّعَاءِ إِلَيْكَ حَامَّتَهُ وَ حَارَبَ فِي رِضَاكَ أُسْرَتَهُ وَ قَطَعَ فِي إِحْيَاءِ دِينِكَ رَحِمَه = او كليد گنجينه‌هاي بركت است؛ زيرا در انجام دادنِ فرمان تو(خدا) خود را به رنج افكند، و جسمش را در راه تو هدف تيرهاي بلا گردانيد، و در راه فرا خواندنِ مردم به دين تو، آشكارا با خويشانش درافتاد و براي خشنودي تو با خاندان خود به پيكار برخاست، و از بستگانش بُريد تا دينِ تو را زنده بدارد».

حضرت می فرماید پیامبر (صلی الله علیه و آله) در راه انجام فرمان خداوند، خود را به زحمت انداخت و وقف تو کرد. اگر به زندگی نورانی حضرت پیامبر توجه کنید، می بینید که حضرت قبل از اینکه مبعوث شوند، مأنوس در کار های خیر و حق بودند و بعد از مأنوس شدن، یک لحظه هم استراحت نداشت. در تمام عمر 23 ساله پیامبری، به معنای حقیقی سرباز بود و کاری جز زحمت کشیدن نداشت. در دعای روز شنبه هم به زحمات پیامبرمان شهادت می دهیم که تو نهایت سعی و تلاش خود را برای اجرای دستور خدا به کار گرفتی. با خصوصیاتی که امام سجاد (علیه السلام) می فرمایند، باید دقت کنیم که پیامبر (صلی الله علیه و آله) چگونه زندگی و رفتار کرده اند تا به او ملحق شویم. بخصوص که هزار سال است، صدای «هل من ناصر ینصرنی» امام زمان ما بلند است. در یکی از نامه ها حضرت می فرماید: من شما را قسم می دهم به خدا و رسولش و حقی که من بر شما دارم، نگذارید به ما ستم شود. وقتی امام زمان شیعه ها را این گونه قسم می دهد، خیلی مسئولیت سنگین می شود. حالا شیعه چه طور رفتار کرده؟ چند نفر شیعه داریم که خودش را وقف امام زمان (علیه السلام) کرده باشد و بدن خودش را در راه او به زحمت انداخته باشد؟  تحمل سه سال تشنگی و محاصره غذایی و اقتصادی در شعب ابی طالب با خانواده و بچه های کوچک خیلی دشوار است. وقتی نوبت وظیفه مان می شود، حاضر به تحمل سختی بدنی نیستیم‏. نمی توانیم گرسنگی و تشنگی را تحمل کنیم؛ یا پول خرج کنیم؛ یا از خیلی لذتها و آسایشها و طمع ها بگذریم. ما یک دین مفت همراه با مفت خوری می خواهیم. بعضی ها به کمترین وظایف خود نیز عمل نمی کنند، نماز نمی خوانند، روزه نمی گیرند، حج نمی روند، پول هم دارند، حاضر نیستند از تنبلی و راحت طلبی دست بردارند. هر وقت صحبت از امام زمان، خدا و جهاد برای دین می شود، انواع عذرها را می آورند. امام علی(علیه السلام) در مورد چنین کسانی در نهج البلاغه می فرماید: اگر این افراد را به کار دنیایی دعوت کنیم، آماده اند، نه مریض است، نه بدن درد دارد، نه خسته است، نه تعطیلات سرش می شود، کار می کند و حاضر است دوری زن و فرزندش را تحمل کند. صاحبان اصناف که کار دولتی ندارند، در تعطیلات و عید نوروز هم کار می کنند. اگر روز جمعه بگویند یک ساعت نماز جمعه بروید، نمی روند و حاضر نیستند کارشان را تعطیل کنند. هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در نماز جمعه خطبه می خواند، یک نفر می گفت: فلان چیز را برای فروش آورده ام، الان تمام می شود. همه پیامبر (صلی الله علیه و آله) را تنها می گذاشتند و برای خرید و داد و ستد می رفتند. قرآن می فرماید: «وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَیْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقِینَ= و چون داد و ستد یا یک سرگرمى ببینند، به سوى آن روى‏آور مى ‏شوند و تو را در حالى كه ایستاده‏ اى ترك مى كنند. بگو آنچه نزد خداست، از سرگرمى و از داد و ستد بهتر است و خدا بهترین روزى دهندگان است» (جمعه/11). «أَوْ لَهْوًا» یعنی یک بازی را می بینند. مثلاً پهلوانی آمده و زنجیر پاره می کند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) را رها می کردند. یا امروز پای تلویزیون نشسته اند و نماز جمعه نمی روند. برای تماشای مسابقه فوتبال می روند، اما اگر وظیفه الهی داشته باشند، نمی رود. فیلم سینمایی می بیند، اما به وظیفه الهی عمل نمی کند! حتی عاشورا و تاسوعا بعضی مغازه ها باز است. اصلا امام را از خودش نمی داند که عزادار باشد. اگر به او بگویند، چیزی یاد بگیر، در این صورت به حقوقت اضافه می شود، حاضرند پول بدهند، شبانه درس بخوانند تا رتبه بالاتری بگیرند؛ اما برای احکام دین خود حاضر نیستند کلاس بروند و علم بیاموزند. برای قیامت لازم است 50 سوال قیامت را یاد بگیرد و عمل کند، اما50 سال سن دارد، اگر از او بپرسی 50 سؤال قیامت چیست؟ می گوید: نمی دانم! وقت نکردم یاد بگیرم. پیامبر (صلی الله علیه و آله) اینها را به انواع بلا ها نفرین می کند.  امام علی (علیه السلام) می فرماید: برای هر کار دنیا آماده است، اما برای متاع آخرت کسل و تنبل است. مثل اینکه دوندگی های دنیایی اش واجب است که صبح تا شب باید بدود. احکام حلال و حرام، محرم و نامحرم، خمس و زکات را بلد نیستند؛ اصول عقاید، توحید و معاد بلد نیستند، ائمه را نمی شناسند، معرفت الله ندارند، 60 سال نماز می خواند، حمد و سوره اش را درست بلد نیست. مثل این است که این کار ها اصلا واجب نبوده و نیست، یا اعمال مستحبی است. از جلوی کتابفروشی رد می شود، یک کتاب نمی خرد، روابط همسر داری بلد نیست، تربیت بچه بلد نیست. خانم خانه دار هزار کار می کند ولی یک کتاب نمی خواند، مراقبت های قبل از بارداری و تقویت ژنها را یاد نمی گیرد. چون شهوت های علمی دارند، برای درس های دانشگاه وقت می گذارند، اما برای معارف وقت ندارند. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می فرماید: نگذارید به ما ستم شود. شیعیان چه کار می‌کنند؟ کسی به فکر ایشان است که برای حضرت دلشوره دارد؟ چرا برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دلشوره طبیعی نداریم؟ چرا با او طبیعی نیستیم؟ او بابای ماست. اگر بگویند پدرت را بیمارستان بردیم، استرس می گیری؛ اما برای امام زمان اینطور نیستیم، باید ما را هل بدهند. اما پیامبر اینگونه نیست، با سختی و مشقت های زیادی زندگی کرده، بدن خود را در معرض همه سختی ها قرار داده، بار ها کتک خورده، بدنش زخم برداشته، چه قدر فحش و اتهام شنیده. خود حضرت فرمودند: «ما اُوذِیَ أحَدٌ مِثلَ ما اُوذیتُ فِی اللّهِ = هیچ پیغمبری به اندازه ای که من اذیت شدم، اذیت نشد». (بحارالأنوار: ج 39 ص 56). پیامبری بوده که می خواستند او را با اره نصف کنند اما پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: درد من از او بیشتر است، سختی من بیشتر از آن اره کردن بود. یک وجود نورانی در اوج لطافت، لطیف ترین مخلوق خدا - که مرحوم علامه در کتاب سنن می نویسد: حضرت به قدری نورانیت داشتند که بدنشان در آفتاب سایه نداشت – این موجود نورانی به خاطر ما تا این اندازه اذیت شد.   حالا ما برای امام زمان حاضریم چه کار کنیم؟ بدن پیامبر (صلی الله علیه و آله) درد، بیماری، بی خوابی، گرسنگی های طولانی تحمل می کرد، تا آخر عمرش سیر نخورد. اما مردم ایران به اندازه یک قاره میلیارد ها تومان نان و برنج دور می ریزند. ما 17 برابر ژاپن که میلیونها نفر جمعیت دارد و  2 برابر چین گاز مصرف می کنیم. گاز را مفت هدر می دهیم، بنزین هدر می دهیم، بلد نیستیم مصرف کنیم. اروپایی ها و آمریکایی ها اینقدر مفت مصرف نمی کنند؛ ما ادعا می کنیم، شیعه اهل بیت هستیم. امام علی (علیه السلام) می فرماید: شما نباید سیر بخورید. زندگی ما پر از اسراف و تبذیر است. در ادامه دعا می خوانیم: «كَاشَفَ فِی الدُّعَاءِ إِلَیْكَ حَامَّتَهُ وَ حَارَبَ فِی رِضَاكَ أُسْرَتَهُ» در دعوت به سوی خدا از تمام حامیان خودش دور شد. خیلی ها با او بودند، ولی وقتی به طرف خدا رفت، او را رها کردند، مثل عمویش. نزدیک ترین کسان او به جنگش رفتند؛ برای همین بود که حاضر شد با قبیله خودش به خاطر تو بجنگد. درود بر ملت شریف ایران که ثابت کردند، پیروان خوبی برای رسول خدا هستند. در انقلاب بچه های شان را دادند. اما رهبر و انقلاب را حمایت کردند. درود بر آنها. 5 تا شهید دادند دست از حمایت بر نداشتند. امام (رحمه الله علیه) فرمودند: ملت ایران، از ملت حجاز و عراق در عهد پیامبر و امام علی (علیه السلام) بالاتر است. در قرآن در شأن ایرانیان آیه داریم؛ از وفاداری شان حدیث داریم. در راه رسالت از حامیان خود جدا شد. با آنها جنگید. «وَ قَطَعَ فِی إِحْیَاءِ دِینِكَ رَحِمَهُ=  برای احیا دین خود با رحم خود قطع ارتباط کرد.» پیامبر با هیچ کس بدی نکرد، قهر نبود، کمک می کرد، صله رحم داشت، اما برای دین خدا با آنها جنگید. امام علی (علیه السلام) به فرزندشان امام حسین (علیه السلام) فرمود: « حسین! اگر بین حفظ ایمانم و کشتن تو مخیر شوم، حتما تو را می کشم». تعارف بردار نیستند به اینها عبد خدا می گویند، اول مال خداست، تا مال خانواده و زن و فرزندش. یکی از پادشاهان وزیر با معرفتی داشت، صبح دنبال وزیر فرستاده بود که سریع بیاید. گفت: نماز بخوانم چشم می آیم. بعد از نماز رفت، شاه عصبانی شد. گفت: من دنبال تو می فرستم، تو نماز می خوانی. وزیر گفت: من اول عبد خدا هستم، اگر من نتوانم عبد خوبی برای خدا باشم، چاکر خوبی هم برای شما نیستم. شاه خیلی خوشش آمد و گفت: پس همیشه عبد خوبی برای خدا باش؛ به شاه گفت من اگر خدا را به خاطر تو فراموش کنم یک جایی به تو ظلم می کنم. کسی که بنده خوبی نباشد، نه شوهر خوبی است، نه زن خوب و نه دوست خوب، نه سرباز خوب، نه شاگرد خوب، وقتی به خودش خیانت می کند، چطور می تواند به دیگران رحم کند؟ چگونه می شود کسی عدالت را در حق خودش رعایت کند به خودش خیانت کند، ولی با دیگران با عدالت رفتار کند؟!  خدا رحمت کند میرزای شیرازی را، وقتی حکم تحریم قلیان را داد، اول زن های شاه قلیان ها را شکستند، شاه گفت: چرا این کار را کردید؟ گفتند: همان کس که ما را به تو محرم کرد، همان هم گفته قلیان حرام است.  مؤمنین اهل «رحم ایمانی» همدیگرند  مؤمنین با همدیگر برادرند و اهل «رحم ایمانی» هستند. پس حقوق برادران ایمانی درصله رحم، از فامیل بیشتر است. ما در آموزه های دین «عقد اخوت» داریم. در عید غدیر دو مؤمن که به هم نزدیکند، عقد اخوت می خوانند و برادر می شوند، خانم ها هم همین طور. اما خطبه خواهر و برادری نداریم؛ خانم ها با هم و آقایان با هم عقد اخوت می خوانند و محرم می شوند. این رابطه برادری خیلی عمیق است و لذا اینجا بحث «رحم ایمانی» شکل می گیرد. ما «رحم سببی» و «رحم نسبی» داریم.  قرآن رحم خیلی بالاتری را مطرح کرده که از هر فامیل و اقاربی فامیل تر و اهل رحم تر هستند و از اعضای خانواده نزدیک تر هستند. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ= در حقیقت مؤمنان با هم برادرند» (حجرات/10). برادران ایمانی حق بیشتری نسبت به فامیل به گردن انسان دارند. ممکن است در یک فامیل، هم رحم الهی باشد و هم رحم نسبی، ولی صرف ایمان باشد. قرآن می گوید: وابستگی و هل «رحم ایمانی» بودن، بالاتر است. گاهی یک دوست و شاگرد از فرزند و یا خواهر و برادر به انسان نزدیکتر می شود. ممکن است گاهی فرزند فاسد شود، اما شاگرد مومن باشد. خطبه ی «أسْقَطْتُ عَنْکَ جَمِیعَ حُقُوقِ الاُخُوَّه ماخَلا الشَّفاعَه وَالدُّعاءَ وَالزِّیاره = ساقط کردم از تو جمیع حقوق برادری را غیر از شفاعت و دعا و زیارت»؛ « أَنِّی إِنْ کُنْتُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّه وَ الشَّفَاعَه وَ أُذِنَ لِی بِأَنْ أَدْخُلَ الْجَنَّه لا أَدْخُلُهَا إِلّا وَ أَنْتَ مَعِی = اگر من از اهل بهشت و شفاعت باشم و اجازه یابم که داخل بهشت شوم به بهشت نمی روم مگر اینکه تو با من باشی. اگر بهشت بروم بدون تو بهشت نمی روم». در فاصله ایمانی بین دو برادر اگر فردی بگوید: خدایا این برادرم بهشت رفته، خدا می گوید آن برای دنیا است، نمی شود فاصله ایمانی باشد و تو با آنها بهشت بروی. اما اگر عهد اخوت باشد؛ اگر بگوید خدایا! خودت گفتی که اگر او بهشت برود، من هم بروم می گوید باشد برو. در این فراز امام سجاد ع به همین نکات اشاره می فرماید: « وَ أَقْصَى الْأَدْنَیْنَ عَلَى جُحُودِهِمْ، وَ قَرَّبَ الْأَقْصَیْنَ عَلَى اسْتِجَابَتِهِمْ لَكَ = و نزدیکان خود را به خاطر کفرشان از خود دور کرد، و دُوران را بر اثر پذیرفتن‌شان، به خود نزدیك ساخت». شخصی مثل سلمان که نسبتی با پیامبر نداشت، به او نزدیک شد و اقارب پیامبر به خاطر کفرشان از او دور شدند. ملاک قرب، نزدیکی به خداست، هر کسی با خداتر است، نزدیکتر است، مومن تر است. آنها که مؤمن تر بودند، نزد پیامبر عزیزتر بودند. یعنی کسانی را بیشتر دوست داشت که در مبنای آخرتی ثروتمندتر بودند. دور ها را نزدیک کرد، چون اهل اجابت خدا و بنده ی خدا بودند، عزیزترین کسان خدا شدند و عزیزترین کسان خود را به خاطر کفر از خود دور کرد.  رحم ایمانی با امام معصوم، بالاترین رحم هاست بالاتر از رحم ایمانی «رحم امام معصوم» است که بیانگر ارتباط و نسبت ما با امام زمان ماست. «رحم» از «رحمت» می آید، یعنی برقراری روابط رحیمانه، انس گرفتن. مومنین در اجتماع در صف جماعت، سخنرانی، هیئت و ... کنار هم هستند، رفت و آمد دارند، خداوند با رحم ایمانی مؤمنین را نسبت به هم «خویش» قرار داده است. همانطور رحم بالاتر از این هم داریم که «رحم امام معصوم» است. درباره صله رحم در قرآن آیه هایی وجود دارد، اما غایت تأویل این است که با امام زمانت وصل باشی، که مهمترین رحم شماست. قطع رحم بزرگترین گناه است.  متأسفانه ما در اجتماع با رحم ایمانی کار نداریم، دزدی، احتکار و گرانفروشی می کنیم. هزار تا گرفتاری داریم، چون نمی دانیم، داریم با خودمان چه می کنیم. برای سعادت جامعه و حتی سعادت اقتصادی که مردم بی نیاز باشند، دو «رحم ایمانی» و «رحم امام معصوم» باید تقویت شوند، تا مردم یاد بگیرند به فکر امام شان باشند و فداکاری کنند. اگر مردم امام زمان را عضو خانواده خود ندانند هر چه جامعه ثروتمند تر باشد، باز رستگار نخواهد شد. امروز ثروت مردم بیشتر است یا در زمان جنگ تحمیلی؟ الان رفاه بیشتر است، اما صفا و صمیمیتِ دوران جنگ نیست. دلها به هم نزدیک نیستند. کلید در این نیست که کارشناس اقتصادی مشکل را حل کند؛ مشکل باید از طریق فعالیت درست فرهنگی حل شود، تا فرهنگ درست نشود، مشکل اقتصاد هم حل نمی شود. تا روح ها به هم نزدیک نشوند، آدمها بخیل تر و حریص تر می شوند. مثلاً می گویند برای مسجد پول بدهید فقرا بیشتر کمک می کنند، ثروتمندان کمتر. فقیری که نصف حقوق خود را می دهد، توانسته رابطه ی رحم ایمانی با ائمه برقرار کند، اما بعضی ها آنقدر پست هستند که حتی به زن و بچه خودشان هم رحم نمی کنند.  در فراز سوم امام به نکاتی اشاره می کند که بیانگر نیاز به وجود یک راهبر راستین و دلسوز است که مردم را از کج روی ها و کاستی ها نجات داده به ساحل رستگاری برساند. او می تواند در رفتار و کردار خود، صداقت و حق خود را به مردم ارائه کند و با عمل آنها را به هدایت بخواند. رهبر پس از عرضه صراط مستقیم به مردم هیچ چیزی را به غیر از آن راه، مورد عنایت قرار ندهد و به راهش ایمان داشته باشد. پیامبر راه خودش را قبول داشت. باور داشت آنچه را که مانع و مزاحم حرکت اوست بردارد.    آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5915
زمان انتشار: 13 اکتبر 2020
| | |
از بالاترین شکرگزاری ها، شکرگزاری برای نعمت وجود پیامبر اکرم است

ستایش مقام پیامبر (ص)، جلسه 3، 1387/02/07

از بالاترین شکرگزاری ها، شکرگزاری برای نعمت وجود پیامبر اکرم است

امام سجاد ع برای چیز هایی شکر می کند که زیاد مرسوم نیست و مردم عادی اینها را ندیده یا نمی بینند تا خدا را برای آنها شکر کنند. یکی از آن نعمتهای بزرگ و بزرگترین نعمت بعد از توحید، تجلی نور خدا و وجود نبی اکرم ص است. قیمت هر انسان به معرفت اوست و معرفت است که کیفیت و نوع عبادت را تعیین می کند. «شکر» هم که فعل انسانی است، تابع میزان معرفت است. پس هر چه معرفت بالاتر باشد، کیفیت و نوع شکر بالاتر و عمیق تر است.

ما از آنچه انسان، خدا را با آن شکر می کند، معرفت او را تشخیص می دهیم. گاهی افراد نعمتهای دنیا را می بینند و شکر می کنند و گاهی کسی ماورای دنیا را می بیند و به داشتن آنها دلشاد است و شکر می کند. این یک حس و روح ویژه می خواهد، کسی تا چیزی را به عنوان نعمت، خیر و دارایی نشناسد و نتواند با آن ارتباط برقرار کند، شکر آن را هم به جای نمی آورد. در فراز دوم دعای دوم صحیفه سجادیه می خوانیم: « اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ أَمِینِكَ عَلَى وَحْیِكَ، وَ نَجِیبِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَ صَفِیِّكَ مِنْ عِبَادِكَ، إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَ قَائِدِ الْخَیْرِ، وَ مِفْتَاحِ الْبَرَكَةِ. كَمَا نَصَبَ لِأَمْرِكَ نَفْسَهُ وَ عَرَّضَ فِیكَ لِلْمَكْرُوهِ بَدَنَهُ = خدایا، اینك بر محمد كه امانتدار وحی تو و برگزیده‌ی آفریدگان تو و مخلص در میان بندگان توست، درود فرست؛ او كه پیشوای رحمت و قافله‌سالار نیكی و كلید گنجینه‌های بركت است؛ زیرا او در انجام دادنِ فرمان تو خود را به رنج افكند، و جسمش را در راه تو هدف تیرهای بلا گردانید». در این فقره، برای اینکه ما این نعمت را بهتر بشناسیم و شاید بتوانیم، مثل ایشان خدا را بر آن شکر کنیم و دلشاد باشیم، حضرت چند خصوصیت از این نعمت را معرفی می کند: «أَمِینِكَ عَلَى وَحْیِكَ، وَ نَجِیبِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَ صَفِیِّكَ مِنْ عِبَادِكَ، إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَ قَائِدِ الْخَیْرِ». یعنی خدایا بر محمد (ص) درود فرست که امین وحی، نجیب ترین، برگزیده ترین بندگانت است. آنکه پیشرو در رحمت، رأفت، خیر، کلید برکات و خیرات بود و تن و جان در راه ادای تو به رنج انداخت. پیامبر امین وحی الهی است پیامبر امین بر وحی الهی است، آنچه از خدا گرفته در چهار مرحله حفظ کرده و بدون کم و کاست به مردم ابلاغ کرده، اشتباه و خطایی مرتکب نشده است. قرآن می فرماید: « وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى = و از سر هوس سخن نمى‏ گوید، این سخن بجز وحیى كه وحى مى ‏شود نیست» (نجم/3 و4).  اول اینکه هرگز از سر هوای نفس سخن نمی گوید، دوم اینکه هر چه می گوید وحی الهی است. آنچه حضرت از جبرئیل دریافت نمود، تمام آنچه بود که جبرئیل به ایشان تحویل داد. آنچه را که دریافت نمود با دقت تمام حفظ کرد. به طوری که هیچ چیز از آن کم نشد. سوم، آنچه به مردم ابلاغ فرمود، تمام چیزی بود که ماموریت بر ابلاغ آن داشت. چهارم، آنگاه که رسالت خود را به انجام می رساند به بهترین و عالی ترین نوع تبلیغ متوسل گشت و هنرمندانه ترین روش را از دعوت به مردم به کار گرفت. پس چیزی برای ما کم نگذاشت. هر چه برای سعادت دنیا و آخرت لازم بوده به ما رسانده. خودِ اینکه یک انسان امین وحی باشد، خیلی کار بزرگی است که خدا او را انتخاب کند، برگزیده مصطفی و مجتبایِ خدا شود و واسطه بین خدا و خلق باشد و برای خلق الهی پیام آور باشد. «پیشوای رحمت» و «نجیب ترین» فرد خلقت رسول الله ص است دومین صفت رسول خدا ص، نجیب ترین فرد در میان مردم بود. یعنی هیچ نقطه ضعفی در تاریخ از او سراغ نداشتند و او را به این کمال می شناختند. برای همین، او در میان آن مردم، برای رسالت برگزیده شد. پیامبر (ص) «امام الرحمه» است. مردم بدانند آنچه را پیامبر (ص) برای آنها آورده، تحمیل و بار مزاحمت نیست. همه زیبایی و رحمت و کرامت و خیرات است، احکام اسلام هدیه ای عظیم برای مردم است و باید توجیه شوند که چگونه از این احکام استفاده کنند. چگونه در این عالم زندگی کنند و برای ابدیت خود چگونه فکر کنند، شارع اسلام چراغی در ظلمات جهان است و طبیبی است که دارو و درمان خود را به همراه دارد. پیامبر(ص) مردم را به صلاح دعوت می کند.  خدا در آیه 107 سوره انبیا فرموده: «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ = و تو را جز رحمتى براى جهانیان نفرستادیم». ما از کنار این آیه ساده رد نشویم. ما فقط تو را به عنوان رحمت برای خلق فرستادیم، همه رحمت و معدن رحمت، وجود پیامبر (ص) است. او رحمت دنیا و آخرت است. اما آیا همه به پیامبر (ص) اینگونه نگاه می کنند؟ فکر می کنند مسلمانند و دست و پای شان بسته است و فکر نمی کنند در میان صدها مکتب که افراد را به انحراف و جهنم می کشانند، تنها مکتبی نصیب او شده که همه نور و هدایت است، سر در گم نیستند. پیامبر(ص) و راه روشن، نور هدایت نصیبشان شده است. نظام خلقت و تکوین، با نظام تشریع هماهنگ است نظام تکوین و تشریع با هم هماهنگی دارد؛ نظام دین و نظام جهان با هم هماهنگ است. یعنی هر آنچه در آسمان و زمین است، براساس نظام الهی تنظیم شده است. خداوند می فرماید: ماه، خورشید، ستاره، زمین، گیاهان و حیوانات را برای شما تسخیر کردم؛ دین را هم بر اساس این سیستم خلق کردم؛ پس نظام درونی شما با دین هماهنگ است و اگر با آن نظام هماهنگ شوید، به سمت آرامش و اطمینان و قدرت پیش می روید. اما وقتی کسی از دین فاصله گرفت و خودش برای خودش برنامه ریزی کرد، یا از کسانی که خودشان راهشان را گم کرده اند، برنامه و دستور گرفت، از مسیری که خدا تعیین کرده خارج می شود و دچار انواع انحرافات می شود. افتخار ما مسلمانان این است که پیامبر(ص) رهبر ماست که تمام موارد نیازمان را به طور مستقیم از خدا دریافت کرده و به ما رسانده است. هدایت پیامبر مثل درسهای دانشگاهی، علوم نسبی، فرضیه و نظریه های دنیا و دانشمندان نیست که هرکدام عوارض مخصوص به خودشان را دارند. فرق بین «علم» و «وحی» همین است. شما در وحی، با اطمینان حرکت می کنی؛ موش آزمایشگاهی نیستی که بگویند این دارو را امتحان کردیم، این عوارض را داشت و این تعداد افراد مریض شدند، پوستشان خراب شد. یا این تعداد افراد سکته کردند، تنگی نفس گرفتند، پس حالا باید مثلا دوز دارو یانوع دارو را تغییر بدهیم. وحی اینطور نیست. چون مبتنی است بر ساختار جسم و روح انسان؛ یعنی دین بر اساس ساختار روح و جسم تنظیم شده است. حاصل آن که خداوند می فرماید: اساسا شما را بر اساس ساختار دین خلق کرده ایم. این خیلی مسئله عمیق و عظیمی است که ساختار وجود ما براساس قرآن تنظیم شده است. می گوییم دستورات قرآن فطری است و با ساختار و فطرت انسان سازگار است. قرآن حتی بالاتر از آن می گوید؛ می فرماید ذرات اتمی وجود مردم را براساس قرآن خلق کرده ایم. هر چه به قرآن، احکام، اصول و عقایدش نزدیک تر می شوید، روح شما هماهنگ تر می شود و به قدرت و شادی بیشتری می رسید.  پس دقت کنید، راجع به «قائدالخیر» خیلی حرف است. امام سجاد (ع) یک دعا گفتند که همه حقایق در این دعاست. در دنیا سرت را بالا کنی و بگویی رهبر من امام الرحمه و قائدالخیر است. همه خیر و برکت به دست اوست. عدم تبعیت برخی افراد از دستورات دین، ناشی از ضعف در فهم آن است ضعف در عمل، ناشی از ضعف در نظر و معرفت است. تا در «حکمت نظری» قوی نشوید در «حکمت عملی» قدرت پیدا نمی کنید. علت این که با دستورات اسلام درگیر هستیم، سستی و تنبلی داریم، این است که معرفت نداریم. چقدر زنانی داریم که با حجاب کنار نمی آیند، مردانی که با احکام شرعی کنار نمی آیند، آنها با روزه، حج، حق الناس، انصاف، والدین، نماز، حقوق زن و شوهر و حق فرزند کنار نمی آیند. علت این است که اعتقاد نداریم رسول خدا (ص) امام الرحمه و پیشوای خیر است. اگر معتقد باشیم که «من پیرو کسی هستم که هر جا مرا ببرد، خیر است، دیگر ننگ و عار ندارم از اعلام پیروی از او و از رعایت احکامش خجالت نمی کشم. متأسفانه بعضی ها از دستورات اسلام احساس شرم دارند. چون هنوز به یقین نرسیده اند، بینش عمیق نسبت به خیر و برکت بودن و درست بودن آیین اسلام ندارند، به باور جدی نرسیده اند، دعایشان جدی نیست، نمی توانند با باور بگویند رسول خدا  این را گفته، ما هم با سربلندی و افتخار انجام می دهیم. پیامبر ص «قائدالخیر» است؛ راه رفته و مقصد شناس است و اشتباه نمی کند؛ از پیچ و خم ها آگاه است و می تواند کاروان هستی را به سعادت برساند. البته اگر ما دستمان را از دست او بیرون بکشیم، دیگر نمی تواند برایمان قائد باشد. زیرا «قائد» یعنی کشنده. قائدالخیر یعنی کسی که ما را به سوی خیر می کشاند. پیامبر دو قوس را طی کرده است: «فَكَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى= تا [فاصله‏ اش] به قدر [طول] دو [انتهاى] كمان یا نزدیكتر شد» (نجم/9). تمام مسیر و پیچ و خم راه را طی کرده است. نه تنها نفس خودش، بلکه از تمام عوالم رد شده است. احاطه کامل بر مسیر «آمد» و «برگشت یا معاد» دارد. ما برای این معاد داریم که یکبار این مسیر را آمده ایم و قوس نزول را طی کرده ایم. حالا می خواهیم برگردیم. این یعنی قوس سعود. پیامبر (ص) برای همه نفوس، میلیارد ها نسخه دارد. نفس چقدر از نظر ساختار پیچیدگی دارد. ما 8 هزار سال سابقه پزشکی داریم، ولی هنوز پزشکی نداریم که بگوید با همه ی پیچ و خم های بدن آشنایم. پیامبرص برای همه نفوس با این ساختار پیچیده فرمول دارد. ما چون با پیچیدگی های خلقت آشنا نیستیم، متوجه نیستیم، قائدالخیر کسی است که بهترین چیزها را شناسایی کرده و ما را به سوی آنها می کشد. اسلام در اخلاق، معنویت، معامله، سیاست، همسرداری، ازدواج، رفتار با همسر، فرزند، والدین، همسرداری و همه چیز قاعده دارد، برای همین است که مسلمان خوشبخت است، سر در گمی ندارد. خیالش در زندگی راحت است. مال و ثروت بدون پیامبر وزر و وبال است کلید همه برکات به معنای حقیقی و جذب مبارکات، وجود نازنین رسول (ص) است. یعنی شما هر چه می خواهید را اگر به برکت وجود پیامبر بخواهید و آن را جذب کنید، مبارک می شود. اما کسی که بدون ایمان پولدار می شود، این نه تنها برایش مبارک نیست، بلکه مایه عذابش می شود. قرآن می فرماید: ما وقتی به خیلی ها پول می دهیم به این دلیل نیست که دوستشان داریم، بلکه می خواهیم با پول و خانواده و فرزندان و مال بیشتر، عذابشان کنیم. به آنها مال می دهند تا حرص و جوش بخورند و اعصابشان خرد شود. مثلا فرزندانشان آزارشان دهند. در زندگی اینها برکت نیست. اما کاسبی که زیر نظر پیامبر کار می کند به مقام «حبیب اللهی» می رسد. برای همین بود که قدیمها می گفتند: «الکاسب حبیب الله=کاسب حبیب خداست». اسلام یک تاجر را رفیق خدا می داند. اما اگر اسلام را از تجارت بردارید، طرف وحشی می شود. کسی که اهل کم فروشی، گرانفروشی، جنس تقلبی، قاچاق و...است، مسلمان نیست. رسول (ص) هم تجارت می کرد. حتی فرمودند که برکت 10 قسم است و 9 قسم آن در تجارت است. اما به شرطی که برای الله باشد.  این خیلی قدرت می خواهد که کسی برود به بازار و کار و تجارت کند، اما دوست خدا هم باشد. کدام مکتب می تواند چنین کسی را تربیت کند؟ تنها رسول خدا است که می تواند تجارت کند و تجارتش برکت داشته باشد. سود هم بکند و تربیت هم بکند. رسول الله کلید خیر است و ما را به خزانه خیر و برکت می برد. برخی برکات معنوی وجود پیامبر اکرم شامل برکت علم، لیلة القدر و صلوات است وجود مبارک پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، علاوه بر برکت های مادی، برکات معنوی هم دارد. مثل برکت علم، برکت لیلة القدر و برکت صلوات. در مورد برکت عمر باید گفت که شخصی 5 کلاس درس خوانده، ولی علمش خیلی برکت دارد. اما افرادی هم داریم که 10 سال در دانشگاه یا حوزه درس خوانده، اما علمش به اندازه یک سال هم برکت ندارد. برخی از کتابهای اولیای خدا را داریم، مثل کتاب «مفاتیح الجنانِ» جناب شیخ عباس قمی که در خانه ی همه هست. در حالی که ما عالمانی با درجه بالاتر از ایشان هم داشته ایم، اما تنها کتاب مفاتیح ایشان در کنار قرآن آمده است و بعد از قرآن پر تیراژترین کتاب شده است. چرا؟ چون کتابش برکت داشته است. اسلام ما را طوری تربیت می کند که با حداقل ها، بیشترین ها را داشته باشیم.  این یعنی برکت. خداوند برکت لیلة القدر را به خاطر پیامبر اکرم به ما داده است خداوند به برکت پیامبر (صلی الله علیه و آله) لیلته القدر را به ما داده است. لیله القدر حداقل 80 سال است و حداکثر آن را نمی دانیم، چون حد ندارد. وجود نازنین پیامبر از خداوند متعال پرسیدند كه خدایا در برابر این عمر طولانی كه به امم گذشته عطا كردی و آن‌ها موفق به عبادات طولانی می ‌شدند، به امّت من چه عطا كرده ‌ای؟ آن‌گاه خداوند متعال سوره ‌ی قدر را بر وجود مقدس رسول الله (صلی الله علیه و آله) نازل كرد. یعنی خداوند به بركت حضرت به امتش شب قدر را داد. چه بسا خداوند عمر طولانی به کسی بدهد و این قدر عبادت نکند. اما اگر این شب را خوب کار کند، حداقل 80 سال خوبی ذخیره کرده است. یعنی کسی که  40 سال بعد از بلوغش عمر کرده، فقط  با سرمایه 40 سال محشور نمی شود، بلکه با سرمایه بالاتر از آن محشور می شود. صلوات از برکات مهم وجود پیامبر اکرم است از برکات مهم پیامبر (صلی الله علیه و آله) «صلوات» است که آثار نیکوی فراوانی دارد. یکی از اولیا می فرمود: صلوات اسم اعظم است که انسان با آن همه کاری می تواند انجام دهد،اما ما خیلی عادی از کنار این گنجینه رد می شویم. خیلی ها هستند که توفیق ندارند تا با این اسم اعظم یعنی صلوات، سر و کار داشته باشند. آنها در روز و شب و خواب و بیداری و جمعه و غیر جمعه، هیچ صلواتی به زبانشان نمی آید. آنها با صلوات سنخیتی ندارند.  ولی یک عده آدم های عادی هستند، خانم خانه دار است، یک آدم عادی است، ولی با همین صلوات در روز قیامت محشور می شود. صلوات آن قدر برکت دارد که از ملاک های ارزشی قیامت است. خدا ابراهیم را برای کثرت صلوات فرستادنش دوست خود قرار داده و از شدت آن خلیل الله شد. اما ما از صلوات غافل شده ایم. آدمهای خوب در برزخ، آرزو دارند برگردند تا صلوات بفرستند. ما عادت داریم خودرو و وسایل گرانقیمت می خریم، وسایلی که شاید به درد ما نخورد، ولی یک تسبیح نداریم. در روز باید همین طور صلوات بفرستیم تا شرور و بدی ها دفع شود و خیر و رحمت و برکت جلب شود. آدم باید دلتنگ پیامبر شود. از لذت های بهشت این است که بگویند 5 دقیقه راه رفتن پیامبر را نگاه کن. حرف زدن او را نگاه کن. با او حرف بزن و او را بغل کن و ببوس. ما نمی دانیم که حضرت چقدر دوست داشتنی است. همه خوبی ها و قشنگی های عالم در وجود اوست.    

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5891
زمان انتشار: 13 اکتبر 2020
| | |
وجود مقدس پیامبر اکرم ص بزرگترین هدیه و نعمت برای همه است

ستایش مقام پیامبر (ص)، جلسه 2، 1387/01/24

وجود مقدس پیامبر اکرم ص بزرگترین هدیه و نعمت برای همه است

بعد از خدا وجود پیامبر از همه نعمت ها بزرگ تر است. خداوند با دادن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بزرگترین هدیه و نعمت را به ما داده است‏، اگر این حقیقت را بفهمیم در قیامت از نزدیکترین اشخاص به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هستیم.

امام سجاد (علیه السلام) در این دعا بعد از حمد خداوند به طور ریاضی سراغ اول تجلی خدا یعنی نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رفته است‏، زیرا امام نعمت های الهی را با نظم منطقی الهی می بیند؛ لذا کاملترین انسان یعنی امام سجاد (علیه السلام) مهمترین نعمت را توحید می داند و بعد رسالت و پیامبر‌(صلی الله علیه و آله و سلم). محال است کسی که حیوانیت بر او حاکم است خدا را نعمت بداند، یا توحید را نعمت بداند. درک اینکه خدا هست، خودش را اله ما قرار داده، ما را آفریده، این کار آدمها است که باطن انسانی دارند. انسان بدون باطن انسانی نمی تواند این حمد ها را به جای آورد. ما اگر در کلاس صحیفه این حمد ها را ذهنی درک کنیم، اما باور نکنیم و به داشتن پیامبر سر مست نباشیم و وجود ما با حضرت اتحاد برقرار نکند، هنوز باطن انسانی پیدا نکرده ایم. اینکه قند در دل انسان آب شود که رسول الله را دارد، خیلی دلشاد باشد که رسول خدا مال اوست، تجلی حق مال اوست، خیلی سرمستی دارد. حمد خداوند برای وجود پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله) در دعای دوم صحیفه سجادیه حمد و ستایش مخصوص خدایی است که بر ما منت نهاده و پیامبر خود حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) را برای ما فرستاد. در این دعا حمد خداوند اینگونه آغاز می گردد:«وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی مَنَّ عَلیْنَا بِمُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ دُونَ الْأُمَمِ الْمَاضِیَةِ وَ الْقُرُونِ السَّالِفَةِ = ستایش برای خداست كه بر ما منّت نهاد و پیامبر خود، محمد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ، را به سوی ما فرستاد، نه به سوی امت‌های پیشین و مردمانِ گذشته». امتهای دیگر پیامبر داشتند، ولی هیچ کدام رسول الله را نداشتند. این خیلی مهم است که قرنها گذشته و ما رسول الله را داریم. معاویه در نامه تحقیرآمیز به امام علی (علیه السلام) این گونه می نویسد: «کسی نبود جلوی کتک خوردن تو و زن و بچه ات را بگیرد» – این حرف خیلی توهین آمیز بوده- امام در جواب، دارایی ها و ثروت خود را می شمارد و می فرماید: ما رسول الله را داریم. معاویه! دارایی تو هند جگر خواره است، پدرت معلوم نیست، کی است؟ اما ما پیامبر را داریم. خوش به حال کسی که پیامبر را در زندگی اش ببیند و با داشتن او احساس فقدان نکند ذلت نداشته باشد. امام سجاد (علیه السلام) در این دعا به دو مسئله اشاره کرده اند، «دین» و «رسول». پیامبر، رسولِ خاتم و دینِ اسلام، دین ِخاتم و آخرین دینی است که خدا بر خلق نازل کرده است. بنابراین هر کس بعد از محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ادعای نبوت و نزول جبرئیل کند، دروغگوست. غیر از نبوت خاتم النبیین، که «نبوت تشریعی» است و دین آورده، «نبوت باطنی» هم داریم که هیچ وقت به پایان نمی رسد، یعنی خدا به همه ائمه و امام زاده ها، بعضی از بندگانش، اولیا خدا و شاگردانشان وحی می فرستد، فرشته می فرستد. فرشته با آنها حرف می زند، ماموریت می دهد، ولی این ماموریت نبوتی نیست، نبوت باطنی و یک امر باطنی است. جبرئیل خدمت همه ائمه (علیهم السلام) و اولیا الهی می رسد‏ و آنها او را می بینند، خدا با آنها حرف می زند. نبوت تشریعی تمام شده، اما نبوت باطنی ادامه دارد و در روابط شخصی این راه بسته نیست. حقایق الهی و اسلامی که قرآن ما در بردارنده آن است، ناسخ ادیان قبلی بوده و ادعای یهود و نصارا را بر خاتمیت دین شان اشتباه و غلط می داند. امام سجاد هر دو وجه اثبات و نفی قضیه را بیان فرموده اند. ادیان سلف، خاتم نبوده اند و پس از آنها دین دیگری آمده و آن دین موعود است که خاتم همه ادیان است. سپس چند خاصیت از این دین موعود را فرموده اند: ما در انجیل و تورات فعلی (عهد جدید و عهد عتیق) آیاتی در مورد امام زمان (علیه السلام)‏، پیامبر و امام حسین(علیه السلام) داریم. اسناد تاریخی هم موجود است، مثل توسل حضرت نوح به رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) که سند کتبی آن هم موجود است. دیگر اینکه، جمیع خلایق تا برپایی قیامت موظف بر پیروی از این دین هستند و تخلف از این دستور عام بر هیچ کس جایز نیست. «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ = او كسى است كه پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند هر چند مشركان خوش نداشته باشند.» (توبه/33). مسئله بعدی اینکه، اعمال تمامی انسانها تا قیامت در نظارت کامل ائمه است. ادامه دعا این است:«بِقُدْرَتِهِ الَّتِی لَا تَعْجِزُ عَنْ شَیْ‏ءٍ وَ إِنْ عَظُمَ، وَ لَا یَفُوتُهَا شَیْ‏ءٌ وَ إِنْ لَطُفَ. فَخَتَمَ بِنَا عَلَى جَمِیعِ مَنْ ذَرَأَ وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى مَنْ جَحَدَ، وَ كَثَّرَنَا بِمَنِّهِ عَلَى مَنْ قَلَّ= با قدرتی كه در هیچ كاری، هر چند بزرگ، در نمانَد و هیچ چیز را، هر چند كوچك، فرو نگذارد، پس ما را واپسین آفریدگان خود قرار داد و بر خدا ناباوران گواه گردانید، و به احسانِ خویش، بر آنان كه اندك شمار بودند، فزونی بخشید». معنای «شاهد» بودن را گفتیم، که پیامبر شاهد بر ماست و دین ما شاهد بر سایر ادیان است. آیات سوره بقره را خواندیم:«وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَیَكُونَ الرَّسُولُ عَلَیْكُمْ شَهِیدًا= و بدین گونه شما را امتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد» (بقره/143). خداوند دین اسلام را رصد قرار داد تا دین نمونه و شاهد باشد. افتخار شیعه این است که 260 سال حضور فیزیکی معصوم را در کنار خود دارد و هیچ دینی به اندازه اسلام خلیفه الله و معصوم را زنده و حاضر و مرتبط با مردم به عنوان مرجع متخصص دینی معرفی نکرده است. حضرت عیسی (علیه السلام) از وقتی که مبعوث شد از بچگی اعلام نبوت کرد، از دوران کودکی تا زمان عروج 33 سال داشت. عمر موسی (علیه السلام) و نوح (علیه السلام) محدود بود. حضرت نوح 950 سال در بین امت خودش دعوت کرد، بیست نفر ایمان نیاوردند نه اثری، کتابی، نه دعایی، دو سه تا دعایش در قرآن است. ما یک ذخیره 260 ساله از آثار معصوم داریم که ماندگار است، دهها هزار حدیث، خطب و نامه موثق داریم. اسلام مجموعه آموزه های همه انبیاء را در قرآن بیان می کند. هر چه از نوح و موسی و ابراهیم (علیه السلام)است در قرآن آمده، به اضافه آموزشهای حضرت رسول به اضافه صحیفه سجادیه و ادعیه به فرمایشات امام مجتبی (علیه السلام)، امام باقر و صادق (علیه السلام) دعا های امام کاظم (علیه السلام) و امام رضا (علیه السلام)، امام جواد (علیه السلام) فرمایشات امام هادی مثل جامعه کبیره؛ 7 صحیفه ای که داریم: صحیفه پیغمبر، صحیفه علویه، صحیفه فاطمیه ...، از امام عسگری (علیه السلام) تفسیر داریم، از امام زمان (علیه السلام) که غائبند نامه، دعا و حدیث داریم، اینها گنجینه های بزرگی هستند. علت اینکه اسلام در 1400 سال با وجود همه توطئه های عظیم اینقدر قدرتمند مانده است، یک ذخیره چند صد ساله است. همیشه متخصصین و علما حضور داشتند، بعد از معصومین هیچ نعمتی به اندازه علما مهم نیستند، علما پاسدار دین بودند و تا الان اسلام را با خون دل به ما دادند. اعمال تمام انسانها در نظارت ائمه است. این نظارت بدین معنی است که خرد و کلانِ رفتار و اعمالِ مردم تحت سیطره احکام الهی است. و یا بدان معنی است که خداوند به ارواح قدسیه، علمی مطلق اعطا فرموده، که از خصوصیات و رفتار بندگان آگاهی دارند، قسم اول و دوم هر دو صحیحند. یعنی ایشان جمیع افعالی که از امت صادر می شود را می دانند. «نحن خزنته العلم الله = ما خزانه علم خدا هستیم»، «و عبیته الوحی الله = صندوق وحی خدا هستیم» در قرآن هم داریم که معصومین خزانه دار علم خدا هستند: «إِنَّ إِلَیْنَا إِیَابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا حِسَابَهُمْ = به یقین بازگشت همه آنان به سوى ماست، آن گاه بى تردید حساب آنان بر عهده ماست» (غاشیه/25و 26). خیلی از افراد این رمز را متوجه نمی شوند. حتی بزرگی را دیدم که ترجمه «إِنَّ إِلَیْنَا إِیَابَهُمْ» را متوجه نمی شد، در صورتی که در زیارت جامعه کبیره داریم: «وَ إِیَابُ الْخَلْقِ إِلَیْكُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَیْكُمْ = و بازگشت خلق به سوى شما، و حسابشان با شماست». خداوند می فرماید، در قیامت میزان می گذاریم، این میزان آنها هستند همه اندازه ها و ریاضیات. تعداد ذرات و اتم ها دست ما است همه کاره قیامت ما هستیم. در سوره یس می فرماید: «کل شی احصیناه فی امام مبین» امام حساب تمام اشیا را دارد. اسم شما و بچه های تان، نسلتان را می دانیم و منافقانی که از نسل شما بیرون می آید؛ امام علی (علیه السلام) وقتی به کسی شمشیر می زد، تمام اعقاب دین را می دید، اگر قرار بود در آینده یک شیعه از نسل او بیرون بیاید، فقط او را زخمی می کرد. وجود مقدس امام زمان (علیه السلام) چقدر عظمت دارد، هیچ پرده ای در وجود شما نیست که امام زمان نبیند. میرزا هاشم حداد به شاگردش که مخفی کاری و حقه بازی می کرد، گفت:« چی را از من مخفی می کنی؟ می خواهی بگویم آسمان چهارم چه خبر است؟». ائمه که جای خود دارند و خیلی با عظمتند.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5837
زمان انتشار: 16 اکتبر 2021
| |
بیعت با امام زمان علیه السلام‏‏، عهدی فطری است

از استاد محمد شجاعی

بیعت با امام زمان علیه السلام‏‏، عهدی فطری است

یکی از میثاق های الهی که خداوند تبارک و تعالی از ما گرفته است، امامت است. در زیارت آل یاسین می‌خوانیم: «اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مِيثاقَ اللهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ= سلام بر تو ای کسی که میثاق الهی هستی و خدا به این پیمان تأکید کرده است» در این زیارت‏، از ما این میثاق گرفته شده و روی آن تاکید شده است.

طبق آیه 177 سوره مبارکه بقره «وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَهَدُوا= و کسانیند که به عهد خود وقتی عهدی می بندند وفا می کنند». عهدها چند جور هستند: اول‎؛ عهدی است که انسان با دیگران دارد که حق الناس است و دیگری عهدی که خداوند تبارک و تعالی دارد که چند نوع عهد هستند: عهد و میثاق فطری برای عبادت خدا، میثاق فطری برای مخالفت کردن با شیطان. یکی از میثاق های الهی که خداوند تبارک و تعالی از ما گرفته است، امامت است. در زیارت آل یاسین می‌خوانیم: «اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مِیثاقَ اللهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ= سلام بر تو ای کسی که میثاق الهی هستی و خدا به این پیمان تأکید کرده است» در این زیارت‏، از ما این میثاق گرفته شده و روی آن تاکید شده است. تمام صفات جمال و جلال الهی را این آقا امام زمان علیه السلام دارد. او میثاق خداست. آنقدر تأکید خدا روی امام زمان زیاد است که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیْتَةً= هر کسی بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است». شناخت به این نیست که ما بگوییم پسر امام حسن عسکری علیه السلام و نرجس خاتون است. این ها را یهودی ها هم می دانند. امام نماینده خداست. یعنی خدا را به تو نشان می‌دهد. مگر نمی خواهی خدا را ببینی و با او ارتباط داشته باشی؟ پس با او بیعت کن. اگر می خواهی با خدا ارتباط داشته باشی، بدون این آقا امکان ندارد کسی به خدا وصل شود. میثاق و عهدی که نسبت به پدر و مادر داریم، این میثاق و عهد، فطری و الهی و انسانی است. ولی ما امام زمان را جزء قیودی که خدا اخذ کرده نمی دانیم. برای همین هم در برنامه ریزی های شبانه روزی ما امام زمان جایی ندارد. یک دغدغه برای ما نیست. امام زمان در زندگیتان چقدر تأثیرگذار است؟ یعنی در روابط و زندگی و خوش آمدن و بد آمدن هایتان روابطی که برقرارمی کنید؛ نوع برنامه های زندگی تان چقدر موثر است؟ چقدر در زندگی شما وجود این آقا سایه انداخته است؟ تو با امام زمان چه رابطه ای داشته ای؟   اگر خودت را نسبت به این عهد و میثاق الهی مسئول بدانی، هم شادتر در دنیا زندگی می کنی و هم شاد از این دنیا خواهی رفت. در سوره اسراء‏ آیه 34 می فرماید: «إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُولًا= از این عهد سوال می کنند. همانطور که از پدر و مادر‏ فرزند‏ خانواده سوال می کنند‏‏ از امام که یک عهد درونی و فطری هست سوال می کنند.  ما نباید به این وضعیت امام زمان از تنهایی اش، آوارگی اش، غصه هایش و اضطرابش راضی باشیم. امام باقر  (علیه السلام) فرمود: مضطر در آیه «اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ= وجود مقدس امام زمان علیه السلام است». خوب ما چه جوری وجدانمان را راحت بکنیم و سراغ زندگی های عادی خودمان برویم. این بی رحمی و قساوت نیست؟ بعضی ها فکر می کنند کار برای امام زمان یک کار مستحبی است. می­گوید حالا واجبات­مان را برسیم. درحالی که وقت گذاری برای امام زمان جزء اوجب واجبات است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5799
زمان انتشار: 14 ژولیه 2020
| |
آرشیو مباحث آسیب شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا (علیه السلام)

شهادت حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه السلام تسلیت باد

آرشیو مباحث آسیب شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا (علیه السلام)

جلسات آسیب شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا علیه السلام از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی جلسه اول: اصل حرکت و غایت طلبی انسان در نظام هستی.  جلسه دوم: «استغفار» اولین قدم سیر و سلوک است جلسه پرسش و پاسخ: آیا کسی که گناه کرده با کسی که معصیتی مرتکب نشده، با هم یکی هستند؟ جلسه سوم: «استغفار» دوای دردهای جسمی و روحی انسان است. جلسه چهارم: ضرورت استغفار جلسه پنجم: غفران نتیجه طلب استغفار و توبه است جلسه ششم: لازمه تولد سالم به آخرت، جدیت و تلاش در دنیاست جلسه هفتم: بزرگترین مصیبت زندگی، «نبود متخصص معصوم» است جلسه هشتم: توفیق بدون تلاش مسخرگی است جلسه نهم: دور اندیش و عاقبت نگر باشیم جلسه دهم: پرواز در بهشت با تحمل سختی های دنیا جلسه یادزهم: «سبقت» فقط در ذکر و انس با خدا و بخش فوق عقلانی انسان مجاز است جلسه دوازده: کسی که مرگ را یاد کند و خود را برای آن آماده نکند، خود را مسخره کرده است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed