www.montazer.ir
شنبه 6 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5649
زمان انتشار: 14 سپتامبر 2019
| |
در واقعه ی کربلا عزادار دو«مصیبت عظیم» و «مصیبت اعظم» هستیم

استاد محمد شجاعی

در واقعه ی کربلا عزادار دو«مصیبت عظیم» و «مصیبت اعظم» هستیم

در جریان کربلا دو مصیبت «عظیم» و «اعظم» بر جامعه مسلمین وارد شد. «مصیبت عظیم» کشته شدن، تشنگی، سربریدنِ سیدالشهدا و فرزندان و اصحابش و اسارت خانواده ی اوست؛ و «مصیبت اعظم» که بزرگتر و ناگوارتر از مصیبت عظیم است، حاکمیت حاکم غیرمتخصص و فاسد بر جامعه است.

«مصیبت اعظم» یعنی حذف معصوم از حاکمیت جامعه، (ازالتکم عن مراتبکم). متأسفانه الان جامعه ما دچار مصیبت اعظم است. مثلاً دانشگاهی را در نظر بگیرید، فرزندتان را که با خون دل بزرگ کرده اید، می خواهید به دانشگاه بفرستید؛ دانشگاه بگوید ما دانشجو می پذیریم، کنکور را قبول نداریم، هزینه هم بپردازید، ولی ما استاد نداریم، اما دانشجوها می توانند بیایند و در محیط دانشگاه درس بخوانند؛ آیا دانشگاه بدون استاد ارزش دارد؟ خیر. زیرا متخصصی از آن فارغ التحصیل نمی شود؛ یعنی درسی خوانده نمی شود تا محصول آن یک فرد تحصیل کرده باشد. مثلاً مریض سرطانی دارید و او را به بیمارستان می برید، بیمارستان مریض را پذیرش می کند، ولی می گوید دکتر نداریم؛ شما چنین بیمارستانی را قبول می کنید؟ خیر. ارزش یک بیمارستان به پزشک و متخصصین آن است؛ ارزش دانشگاه به استاد است؛ ارزش عالم و کره زمین و انسان به «متخصص معصوم» است که هدایت انسانها را به عهده بگیرد. متخصص معصومی که بتواند آنها را به اندازه خلیفۀ الله تربیت کند؛ حال تصور کنید در جامعه ای امام، هدایتگر، و متخصص معصوم نباشد، این جامعه چه ارزش و اعتباری خواهد داشت؟ این همان مصیبت اعظمی است که مردم را از وجود معصوم متخصص محروم کردند. مصیبت اعظم یک فاجعه است؛ یعنی کسی بر مردم حاکم شود که صلاحیت اداره آنها را نداشته باشد. در نبودِ متخصص معصوم، مردم نمی دانند، چگونه باید رشد کنند. شما 7-8 میلیارد جمعیت را روی کره زمین می بینید که چطور دارند زندگی می کنند. چند نفر از آنها شبیه به الله می شوند؟ چند نفر شبیه فاطمه زهرا س تربیت می شوند؟ خدا انسانها را آفریده برای این که به اندازه امام حسین علیه السلام بزرگ شوند. در حدیث قدسی خداوند می فرماید:« عَبدِی أَطِعنِی حتی أجعَلَكَ مِثلِی؛ أنا حَیُّ لا اَمُوت، أجعَلَكَ حَیّاً لا تَمُوت؛ أنا غَنِیُّ لا أفتَقِر، أجعَلَكَ غَنِیّاً لا تَفتَقِر؛ أنا مَهما أشاءَ یَكون، أجعَلَكَ مَهما تَشاء یَكون= بنده‏ ی من! مرا اطاعت كن تا تو را مثل خود سازم. من زنده ای هستم که نمى‏ میرم، تو را هم زنده ای قرار می دهم که نمیری؛ من غنی ای هستم که فقیر نمى‏ شوم، تو را هم چنان سازم که فقیر نگردی؛ من هر چه را اراده كنم مى ‏شود، تو را هم چنان قرار دهم که هر چه اراده کنی، بشود». پس انسان آفریده شده تا شبیه الله شود. این که گفته می شود، برای مصیبت عظیم گریه کنید، سیاه بپوشید، پرچم بزنید، دسته راه بیاندازید و عزاداری کنید، به خاطر این است که مردم دائماً متوجه مصیبت عظیم شوند و فراموش نکنند که امروز هم امامی هست و ما را به کمک فرا می خواند؛ او تمام تخصص های لازم برای هدایت و خوشبختی انسان ها را دارد و روی این کره خاکی زنده است، ولی آواره، تنها و غریب است. ما مثل مردم زمان امام حسین(علیه السلام) نباشیم، باید یزیدها و شمرها، خولی ها، جنایتکارها و حرمله ­های زمان خودمان را بشناسیم. حسین زمان خود را نیز بشناسیم و به کمک او برویم تا همه مردم جهان خوشبخت شوند. در «مصیبت عظیم» باید گریه کنیم، ذکر مصیبت بگوییم، سینه زنی کنیم و تظاهرات شورانگیز مذهبی را برپا کنیم و در «مصیبت اعظم» که مهمتر است، علاوه بر اقامه مصیبت عظیم، همواره وفادار و آماده کمک به امام زمان و حسین زمان باشیم. برگرفته از مبحث محرم جلسه 2

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5647
زمان انتشار: 27 اوت 2020
| |
حسین زمان ما در غربت و آوارگی است و به منتظر حقیقی نیاز دارد

استاد محمد شجاعی

حسین زمان ما در غربت و آوارگی است و به منتظر حقیقی نیاز دارد

معصوم متخصص زمان ما، صاحب الزمان در غربت و تنهایی، منتظر یاری ماست. کمک به او، تلاش، عملیات، برنامه ریزی و سبک زندگی نیاز دارد، امام از ما انتظار دارد تا اول از همه خودمان را به عنوان یک منتظر حقیقی تربیت کنیم.

حضرت جواد از امیر مؤمنان علیهما السّلام نقل فرمود:«قائم ما را غیبتى خواهد بود تا این‌كه فرمود: پس هركس بر دین خود ثابت بماند و به‌سبب طولانى شدن غیبت امامش، قساوت پیدا نكند.پس او در روز قیامت در درجۀ من و با من خواهد بود.» (1) یک انسان حقیقی منتظر عمل است، انتظار یعنی عمل. از این رو پیغمبر فرمود:«أفضَلُ أعمالُ أمَّتی إنتظارُ الفَرَج= بالاترین اعمال امت من انتظار فرج است». (2) مثالی برای انتظار این است که خانمی که شب مهمان دارد، «انتظار» درست این است که او بی کار نمی نشیند و منزل را آماده می کند؛ شرائط و مواد لازم برای پذیرایی را آماده کرده و موانع را برطرف می کند. «انتظار» به معنی کار کردن است، نه بی کاری و بی عملی؛ «انتظار» یعنی من حاضرم و پای کار هستم. «منتظر» واقعی کسانی بودند که به چادر امام حسین ع ملحق شدند و تا آخر پای کار ماندند. اما چند هزار نفری که از مدینه آمده بودند، تعدادی هم در راه به حضرت پیوستند و تعدادی هم شب عاشورا به حضرت ملحق شدند؛ شب عاشورا که امام حسین(علیه السلام) اتمام حجت کرد و ماهیت و هدف قیام را بیان فرمود، همه فرار کردند و رفتند؛ چون فهمیدند که حکومتی در کار نیست تا در آینده در آن شریک شوند؛ دیدند حضرت می فرماید که همه کشته می شوند؛ برای همین همه رفتند؛ آنها منتظر واقعی نبودند و برای دنیا آمده بودند. تعدادی از سربازهای عمر سعد در آخرین لحظات به امام حسین پیوستند. چند ساعت قبل از آن، حتی تا چند دقیقه قبل با امام جنگیده بودند؛ ولی وقتی فکر می کنند که این امام و پسر پیغمبر است و تنها و غریب است و من وظیفه ­ام است به او کمک کنم، توبه می کنند و به لشکر امام می روند. این سربازان را حدود ۳۰ نفر ذکر کرده اند که به کمک امام رفتند و شهید شدند. آنها منتظران واقعی بودند که به محض آگاه شدن به وظیفه شان عمل کردند. «انسان حقیقی» یک منتظر واقعی است که تنهایی و نیاز امام زمانش را درک کند. او یک عنصر بی­ خاصیت و بی ­مصرف برای امام زمان نیست. «منتظر» یعنی انسان در زندگی هزینه عشق به پدر آسمانی اش را بپردازد. همانگونه که عشق به همسر، پدر و مادر، خواهر و برادر هزینه دارد و انسان بار محبت دیگران را در زندگی باید تحمل کند و هزینه این محبت را بپردازد، ما هم باید بدانیم که هزینه عشق ما به پدر و امام زمان مان در کجای زندگی مان پرداخته می شود. آیا اصلاً در برنامه ­ریزی های روزانه و هفتگی و ماهانه و سالانه ما جایی برای کمک به امام زمان مان و برطرف کردن موانع ظهورش وجود دارد؟ یک منتظر جدا از این که شأن گیاهی دارد و به امور گیاهی خودش می رسد، ورزش می کند و به بدنش می رسد، تغذیه می کند، شأن حیوانی دارد و به خانواده و مسائل اجتماعی­ اش می رسد، شأن عقلی دارد و کار علمی می کند، باید بداند که بالاتر از همه اینها یک انسان است، شأن انسانی و جاودانه نیز دارد؛ باید بداند که  این شأن، عشق ورزی ها و مهرورزی های خاص خودش را دارد و در این شأن باید به کمک امام زمانش برود. مهمترین سوال در قیامت چیست؟ مهمترین سؤالی که در قیامت و چهره به چهره در مقابل امام زمان از انسان پرسیده می شود و اگر درست پاسخ داده شود، پاسخ گویی به بقیه سؤالات نیز راحت تر می شود، این است که آیا امام تو تنها و آواره بود یا نبود؟ این همان است که قرآن می فرماید: «لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ= در آن روز درباره نعیم( امام زمان) مورد سوال قرار خواهید گرفت»(3). سوال می شود که آیا حضرت به کمک تو احتیاج داشت یا نه؟ تو برایش چه کاری کردی؟ آیا زندگی ­ات را با این او هماهنگ کردی؟ مگر در قیامت از پدر و مادر زمینی مان نمی پرسند؟ جزء سؤالات مهم قیامت پرسش از والدین است؛ حضرت فرمود: «بوی بهشت از 500 سال راه می رسد؛ اما کسی که پدر و مادرش از او راضی نیستند، بوی بهشت را استشمام نمی کند. اما حق پدر و مادر آسمانی ما به مراتب سنگین تر از حق والدین زمینی است. اگر پدر و مادر زمینی ما را در قیامت تأیید کنند و رد شویم، ولی پدر و مادر آسمانی امضا و تأیید نکنند، 70 سال هم نماز خوانده باشیم، تمام عمرمان را روزه گرفته باشیم، در آن جا فایده ای ندارد. ما باید جواب این سؤال ها را در دنیا برای خودمان آماده کنیم، وگرنه در آن جا جواب نخواهیم داشت. بنا به فرموده ی خودِ حضرت باید با ایشان و با همدیگر «همدل و وفادار» باشیم تا حضرت با عجله ظهور کند. 1) كمال الدّین:٣٠٣/١ ب ٢۶ ح ١۴. 2) کمال‌الدین/2/644. 3) سوره تکاثر/8. برگرفته از مبحث محرم جلسه 2

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5645
زمان انتشار: 26 اکتبر 2019
| |
نتیجه بی وفایی شیعیان به امام حسن(علیه السلام) برقراری حکومت فاسد بود

استاد محمد شجاعی

نتیجه بی وفایی شیعیان به امام حسن(علیه السلام) برقراری حکومت فاسد بود

بعد از امیرالمؤمنین(علیه السلام) امام حسن مجتبی(علیه السلام) به امامت رسیدند و تمام علوم مورد نیاز بشریت بعد از امیرالمؤمنین در دست ایشان بود. امام حسن(علیه السلام) ۶ ماه اول امامت را برای استقرار حکومت اسلامی مبارزه کرد تا بتواند مظهر و خلیفه خدا را در جایگاه خود و برای هدایت انسان ها نگه دارد و خیرش به میلیاردها انسان برسد. (مراتبکم التی رتبکم الله فیها=مراتب و جایگاه بلندی که خدا شما را در آن قرار داد). اما مردم کمک نکردند، تنبلی کردند، ترسیدند، هوسرانی کردند، متخصص معصوم را تنها گذاشتند و نتیجه این شد که امام مجبور به صلح شد.

 

حضرت امام(ره) فرمود:«شکستی که شیعیان و دوستان حضرت مجتبی(علیه السلام) به او دادند، دشمنانش ندادند». دوستان و شیعیان تنبل، ضعیف، هوسباز و ترسو به امام زمان شان کمک نکردند و امام را مجبور کردند که خلافت و حاکمیت انسانها را به دست آدم فاسدی مثل معاویه بسپارد. علت بیان این مطلب این است که تصور نشود، امام حسن(علیه السلام)  برخلاف امام حسین(علیه السلام)  انسان سازشکاری بوده و روحیه جنگ و جهاد نداشته است. پیغمبر(صل الله علیه و آله) فرمود: «الحَسنُ وَ الحُسَین إمامان قاما أو قَعَدا = حسن و حسین(علیهم السلام)  هر دو امام هستند، چه قیام کنند، چه بنشینند»، هر دو وظیفه­ و تکلیفی را که خدا برایشان مشخص کرده انجام می دهند. امام حسن(علیه السلام)  زمانی پیمان صلح را می پذیرد که شیعیانش با او «همدل و وفادار» نبودند. یعنی همان دو عاملی که صاحب الزمان(علیه السلام)  فرمود اگر داشته باشید فورا ظهور خواهم کرد. امام مجتبی(علیه السلام) وقتی به شهادت می رسند، بعد از ایشان حضرت سیدالشهدا نیز 10 سال به صلح امام حسن(علیه السلام)  احترام می گذارد، یعنی پس از 6 ماه خلافت  برادرش و 10 سال صلح امام حسن مجتبی(علیه السلام) ، 10 سالِ بعد امام حسین(علیه السلام)  صلح را ادامه می دهد و دست به شمشیر نمی برد. در پیمان صلح، معاویه تعهد کرده بود که بعد از خودش حاکمی را برای مسلمانها نصب نکند و خلافت به دست اهلش برسد، اما معاویه برخلاف آن عمل کرد؛ اینجا بود که سیدالشهدا تحمل نمی کند، چون می بیند خلاف عهدنامه عمل شده، امام برای این که از حاکمیت آدم فاسد دیگری بر مسلمانها جلوگیری کند، علیه اقدام معاویه ایستادگی می کند.   برگرفته از مبحث محرم جلسه 2

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5641
زمان انتشار: 11 اوت 2021
| |
ویژه نامه محرم

استاد محمد شجاعی

ویژه نامه محرم

ماه محرم ماه عزای مظلومیت، غربت و شهادت پدر آسمانی ما سیدالشهدا است. عاطفه ی ما نسبت به امام حسین(علیه السلام) صرفاً عاطفه ی یک پیرو به امامش نیست، بلکه عاطفه ی انسانی پدر و فرزندی است. ما در محرم و عاشورا عزادار فقدانِ پدر آسمانی مان هستیم.

وجوب زیارت امام حسین ع مباحث قدم صدق مباحث شرح زیارت عاشورا مباحث مقام محمود شب اول محرم، مسلم ابن عقیل شب دوم، ورود به کربلا سوم محرم، شهادت حضرت رقیه‌س چهارم محرم، فرزندان حضرت‌زینب‌س پنجم محرم، عبدالله بن الحسن ع و زهیر ششم محرم، قاسم بن الحسن ع هفتم محرم، شهادت علی اصغر ع هشتم محرم، شهادت علی اکبر ع نهم محرم شهادت حضرت عباس ع ثواب زیارت امام حسین ع ماه محرم اقامه ی عزا بر فقدانِ متخصص معصوم ماهیت عزاداری بر اباعبدالله ع نتیجه بی‌وفایی شیعیان به امام حسن ع... درعزاداری ماه محرم باید به رابطه «حقوقی» و ... همه انسان ها در همه مذاهب، عزادار سیدالشهدا... حسین زمان ما در غربت و آوارگی و طردشدگی... فلسفه زیارت اهل بیت ع... اهل بیت، والدین آسمانی ما و زیارت شان،... زود به زود، زیارت رفتن، موجب پاکی از گناهان می شود کسی که زیارت حسین ع را ترک کند، از دعای... دلایل قرآنی وجوب برپایی مجالس عزاداری ... در واقعه ی کربلا عزادار دو«مصیبت عظیم» و ... «انتقام» چیست و «منتقم» کیست؟ «عاشورا» و «مهدویت» ما را در مقابل مفاسد ... علامت عشق به امام حسین ع... «روح جمعی» مجالس اهل بیت ع... عزاداری امام حسین ع... امام زمان(علیه السلام) در میان دسته عزاداران... مراتب و مراحل مختلف عزاداری فعال شدن بخش فوق عقل، هم آغوشی با خداوند... مصیبت عاشورا، حذفِ حاکمیتِ امامِ معصوم از جامعه... مصیبت عاشورا مصیبت یتیم شدنِ میلیاردها نفر ... لا اله الا الله، بالاترین پیام عاشورا حضور در جبهه امام حسین ع... آموزش علوم مختلف در مجالس اهل بیت ع... آثار تربیتی مجالس عزاداری اباعبدالله ع... «عزاداری حقیقی» و «ولایت به روز» یعنی امروز... مهمترین هدف عزاداری توجه به منجی جهانی است روح جهاد و انتقامِ امامِ معصوم مبارزه با شبیخون... زیارت عاشورا مملو از مقامات انسانی است «مقام محمود» چیست؟ خداوند با رحمت رحیمیه اش امکان همراهی با امام حسین ... از امام حسین علیه السلام مقام خودِ او را بخواهید فردی که خواسته‌اش امام حسین علیه السلام باشد،... در زیارت عاشورا می خواهیم در دنیا و آخرت با اهل بیت باشیم صادقانه از امام حسین ع مقام محمود را بخواه زیارت عاشورا فهرستی از آرزوهای بزرگ و ماندنی است زیارت حسین ع بر عمر انسان می افزاید "اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ" معیاری برای... مهمترین پیام عاشورا، مهندسی عشق است همه جا کرببلا و همه روز عاشوراست سیاسی‌ترین دهه‌ی سال؛ دهه‌ی اول محرم مطالب محرم صداقت لازمه عشق به امام حسین (علیه السلام) سرّ عشق به امام حسین (ع)، عشق به جمال معشوق است بزرگترین و پرسودترین تجارت تاریخ در روز عاشورا رقم خورد نتیجه ­گرایی در دعای زیارت عاشورا مراحل کسب مقام محمود در زیارت عاشورا        

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5621
زمان انتشار: 6 اوت 2020
| |
با درک غدیر می توانیم عاشورای امام حسین (علیه السلام) را درک کنیم

با درک غدیر می توانیم عاشورای امام حسین (علیه السلام) را درک کنیم

علامه امینی صاحب کتاب ارزشمند «الغدیر» می نویسد: هر کس غدیر را خوب بفهمد، می تواند عاشورا را درک کند. ایشان تاکید می کند: جامعه اسلامی ای که غدیر را رد کرد، موجب شد که حدود دو ماه بعد از آن، حضرت فاطمه سلام الله علیها به شهادت برسد و 50 سال بعد، سیدالشهدا زیر سم اسبها بماند.

علامه امینی نتیجه گیری می کند که اگر جامعه اسلامی از این الگوها درس نگیرد، طبعاً با چالش روبرو خواهد شد. همان طور که داریم می بینیم الان مسلمان، مسلمان را می کشد. جالب این است که علامه امینی ره در زمانی سخن از کشتن مسلمان به دست مسلمان گفت که هنوز وضعیت امروزی جهان و داعش و مسلمان کشی عربستان سعودی و ...پیش نیامده بود. بی وفایی شیعیان به امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام ناشی از عدم درک غدیر بود استاد محمد شجاعی نیز می گوید: بعد از امیرالمؤمنین علیه السلام امام حسن مجتبی علیه السلام مثل پدرش، تمام علوم مورد نیاز بشریت را در دست داشت. امام حسن علیه السلام  ماه اول امامتش را برای استقرار حکومت اسلامی مبارزه کرد تا بتواند مظهر و خلیفه خدا را در جایگاه خود و برای هدایت انسان ها نگه دارد و خیرش به میلیاردها انسان برسد. (مراتبکم التی رتبکم الله فیها= مراتب و جایگاه بلندی که خدا شما را در آن قرار داد). اما مردم کمک نکردند، تنبلی کردند، ترسیدند، هوسرانی کردند و متخصص معصوم را تنها گذاشتند و نتیجه این شد که امام مجبور به صلح شد. بعداز ایشان هم امام حسین علیه السلام ناچار به ورود به کربلا و ماجرای عاشور شدند. این همه ناشی از عدم درک غدیر توسط شیعیان بود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5589
زمان انتشار: 10 اوت 2019
| |
«عرفه» گذشته انسان را جبران می‌کند

استاد محمد شجاعی

«عرفه» گذشته انسان را جبران می‌کند

«عرفه» به معنی «معرفت» است و به دلیل اهمیتی که «معرفت» در زندگی انسان دارد، درک کردن آن، موجب جبران گذشته گناه آلود انسان می شود.

«معرفت» خداوند تنها کالایی است که انسان می تواند با خود از این دنیا ببرد، چون در آخرت به آن احتیاج دارد. هرچند که انجام اعمالِ دیگر انسان ثواب دارد؛ اما همه آنها رنگ دنیایی دارند و در آخرت چیزی به ما اضافه نمی شود. نماز، روزه، حج، جهاد، خمس، زکات، امر به معروف و نهی از منکر و شهادت، همه در محدوده ی زمانی دنیا قابل انجام هستند و بعد از دنیا دیگر فرصتی برای انجام آنها نیست. امّا یک فرصت همیشگی برای انسان وجود دارد و آن فرصت رسیدن به «معرفت» است. حضرت سیهدالشهدا علیه‌السلام در دعای عرفه باب های گوناگونی از معرفت را به روی ما باز کرده است و ما را دعوت کرده تا «خود» حقیقی مان را و طبیعت و مراحل خلقت را بشناسیم. «خودِ» حقیقی ما  که از حق تعالی در وجود ما دمیده شده که همان بخش فوق عقلانی وجود ماست، همان بخشی از ماست که فقط با الله انس می گیرد و با الله با آرامش می رسد. در انتقال به عالم برزخ، تنها چیزی که سنجیده می شود، میزان معرفت انسان است. به خاطر اهمیت بحث «معرفت»، شب و روز «عرفه» به تنهایی، معادل یک ماه مبارک رمضان ارزش دارد. زیرا کسی که در ماه مبارک رمضان موفق نشده باشد که به مغفرت الهی دست یابد، در عرفه، فرجه و فرصت دیگری برایش باز شده است تا گذشته را جبران کند. امام صادق علیه السلام فرمودند: « مَن لَم یَغفِر لَه فِی شَهر رَمضان، لَم یَغفِر لَهُ إلى مِثِله مِن قابِل إلا أن یَشهد عرفة  قابِلٍ اِلاَّ اَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ = کسی که در ماه رمضان بخشیده نشود، تا سال آینده بخشیده نمی شود، مگر این که روز عرفه را درک کند.» بنابراین، روز عرفه یک رحم زمانی فوق العاده قدرتمندی است، یعنی اگر انسان به درک روز عرفه نائل شود، می تواند گذشته اش را جبران کند. در این صورت انسان قدرت کنترل بر نفس خود را می یابد. معرفت که بیاید، تمام مشکلات انسان حل می شود. حضرت علی علیه السلام درباره ی آثار معرفت می فرماید: « مَن صَحَّت مَعرِفَتُهُ، انصَرَفَت عَنِ العالَمِ الفانی نَفسُهُ و هِمَّتُهُ = آن كه [از خدا] شناخت درستى داشته باشد، جانش و خواست و همتش از این جهانِ فناپذیر روى گردان مى شود». یعنی با معرفت صحیح، انسان همتش را در دنیا قرار نمی دهد، یعنی نوع برنامه ریزی هایش کاملاً تغییر می کند؛ در دنیا فقط مشغول به امور دنیایی نمی شود تا از درک ارزش «معرفت» باز بماند، زیرا در چنین روزی خدا، آسمان، غیب و فرشته ها او را صدا می زنند تا احیایش کنند، ولی او در جواب می گوید: «من وقت ندارم»، «نمی رسم»، «سرم شلوغ است» و ... امام زمان علیه السلام او را صدا می زند، اما چون به معرفت نرسیده، به ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام زمان پاسخ نمی دهد. شب عرفه از خدا چه بخواهیم؟ عرفه، فرصتی کوتاه برای جاماندگان است​ برگرفته از بحث عرفه استاد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5532
زمان انتشار: 6 آوریل 2020
| | | |
عرفان در مناجات شعبانیه

عرفان در مناجات شعبانیه

در دعاهای اسلامی، دریایی از حقایق ناب عرفانی موج می‏‌زند. یکی از نغزترین، معروف‏ترین و زیباترین ادعیه، «مناجات شعبانیه‏» است که به روایت «ابن‏ خالویه‏»، این مناجات را حضرت امیر(ع) و امامان دیگر در «ماه شعبان‏» می‏‌خواندند. در «مفاتیح ‏الجنان‏» نیز در اعمال مشترکه ماه شعبان، به عنوان «عمل هشتم‏» آمده است.

بجاست که از عارف کامل، امام راحل، خمینی عزیز(قدس ‏سره) یاد کنیم که با یاد کرد پیوسته از این دعا و مضامین بلندش، آن هم با زبان و لحنی خاص و شوق ‏انگیز، توجه امت ما را به این گنجینه عرفانی بیشتر معطوف ساخت. به این چند نمونه دقت کنید: «مناجات شعبانیه از مناجاتهایی است که اگر یک نفر انسان دلسوخته، یک عارف دلسوخته - نه از این عارفهای لفظی - بخواهد آن را شرح کند، و شرح کند از برای دیگران، بسیار ارزشمند است و محتاج به شرح است ...» (1) «چه بسا مسائل عرفانی که در قرآن و این مناجاتهای ائمه اطهار(ع) و همین «مناجات شعبانیه‏» مسائل عرفانی هست که اشخاص، فلاسفه، عرفا، تا حدودی ممکن است ادراک کنند، بفهمند عناوین را، لکن آن ذوق عرفانی چون حاصل نشده است، نمی‌‏توانند وجدان کنند.» (2) و می‏‌فرماید: «مناجات «شعبانیه‏» را خواندید؟ بخوانید آقا! مناجات شعبانیه از مناجاتهایی هست که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایی می‏‌رساند ... همه ائمه هم به حسب روایت می‏‌خواندند.» (3) با وصفی که یاد شد، برای چشیدن قطره ‏ای از معارف زلال این دعای بلند، بر ساحل این دریا می‏‌نشینیم. متن این دعا به همراه ترجمه شیوای استاد کریم زمانی شارح مثنوی معنوی مولوی؛ از این دعای شریف است که در کتاب <زبده مفاتیح الجنان> چاپ انتشارات اطلا‌عات آمده است. «بسم الله الرحمن الرحیم» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْكَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْكَ مُسْتَكِینا لَكَ مُتَضَرِّعا إِلَیْكَ رَاجِیا لِمَا لَدَیْكَ ثَوَابِی خداوندا، برمحمد و خاندان محمد درود فرست و آن دم که تو را خوانم، دعایم بشنو؛ و چون تو را ندا دهم ندایم بشنو؛ و آنگاه که با تو راز گویم، به من رخ بنمای که [از همه جهان و جهانیان] به سوی تو گریخته‌ام و در پیشگاهت ایستاده‌ام، نالان و زاران و بی‌برگ و نوا، و به پاداشی که نزد توست امیدوارم. وَ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَ تَخْبُرُ حَاجَتِی وَ تَعْرِفُ ضَمِیرِی وَ لا یَخْفَى عَلَیْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِی وَ مَثْوَایَ وَ مَا أُرِیدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِی وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِی وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِی و تودانی که در دل چه دارم و از نیازم آگهی و نهادم می‌شناسی؛ و کار این سرای و آن سرایم برتو پوشیده نیست. [و تودانی] آنچه خواهم که به زبانم رانم و بنمایم و خواسته‌ام گویم و آنچه برای سرانجام خویش بدان امیدوارم. وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِیرُكَ عَلَیَّ یَا سَیِّدِی فِیمَا یَكُونُ مِنِّی إِلَى آخِرِ عُمْرِی مِنْ سَرِیرَتِی وَ عَلانِیَتِی وَ بِیَدِكَ لا بِیَدِ غَیْرِكَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی سرورا، سرنوشتم به دست توست و هر آنچه تا واپسین دم حیاتم، نهان و عیان از من سرزند، تو دانی. و کاستی و فزود و سود و زیانم تنها به دست توست نه دگری. إِلَهِی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْزُقُنِی وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُنِی معبودا، اگر مرا از رزقت ناکام گردانی، کیست که روزی‌ام دهد؟ و اگر به خواری‌ام کشانی، کیست که یاری‌ام دهد؟ إِلَهِی أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ معبودا، از خشم تو و فرود آمدن کیفرت به تو پناه برم.  إِلَهِی إِنْ كُنْتُ غَیْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَیَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ معبودا، اگر من سزاوار رحمت تو نیستم، تو خود سزاواری که مرا از مهر و بخشش بی‌شمارت برخوردار کنی. إِلَهِی كَأَنِّی بِنَفْسِی وَاقِفَةٌ بَیْنَ یَدَیْكَ وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَكُّلِی عَلَیْكَ فَقُلْتَ [فَفَعَلْتَ‏] مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنِی بِعَفْوِكَ معبودا، آن سان به رحمت تو امیدوارم که گویی در پیشگاهت ایستاده‌ام و توکل بسزایم به تو برسرم سایه گسترده است، پس تو فرمانی را که سزاوار آنی، رانده‌ای و مرا در عفو و گذشتت پوشانده‌ای! إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْكَ بِذَلِكَ وَ إِنْ كَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَ لَمْ یُدْنِنِی [یَدْنُ‏] مِنْكَ عَمَلِی فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَیْكَ وَسِیلَتِی معبودا، اگر بر من بخشش آری، کیست که در بخشودن، سزاوارتر از تو باشد؟ و اگر مرگم در رسد در حالی که کردارم مرا به تو نزدیک نکرده [به یکایک گناهانم اعتراف می‌کنم] و اقرار به گناهانم را وسیله‌ای برای وصال به تو قرار می‌دهم. إِلَهِی قَدْ جُرْتُ عَلَى نَفْسِی فِی النَّظَرِ لَهَا فَلَهَا الْوَیْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَهَا معبودا، با گرایشم به خواهش نفس، برخود ستم کردم. پس وای بر من اگر بر آن آمرزش نیاوری! إِلَهِی لَمْ یَزَلْ بِرُّكَ عَلَیَّ أَیَّامَ حَیَاتِی فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنِّی فِی مَمَاتِی معبودا، هماره نیکی تو در طول زندگانی‌ام به من رسیده، و اینک نیکی و احساس خود را به گاه مرگم نیز بر من ارزانی دار.  إِلَهِی كَیْفَ آیَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِی بَعْدَ مَمَاتِی وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِی [تُولِنِی‏] إِلا الْجَمِیلَ فِی حَیَاتِی معبودا، چگونه پس از مرگم از الطافت نومید شوم در حالی که در سراسر زندگانی‌ام چیزی جز نیکی برمن روا نداشته‌ای؟   إِلَهِی تَوَلَّ مِنْ أَمْرِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ عُدْ عَلَیَّ بِفَضْلِكَ عَلَى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ معبودا، کارم را آن سان برعهده گیر که تو خود سزاوار آنی، و از فضلت بر بنده‌ گنهکاری چون من بخش که نادانی‌اش او را در گرداب خود فرو برده است. إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوبا فِی الدُّنْیَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْكَ فِی الْأُخْرَى [إِلَهِی قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَیَ‏] إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِینَ فَلا تَفْضَحْنِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ معبودا، تو گناهانی از من در دنیا پوشاندی که من به پوشاندن آنها در آخرت نیازمندترم. اینک اگر این گناهان را بر احدی از بندگان شایسته‌‌ات نمایان نکرده‌ای، مرا در روز رستاخیز نیز در حضور مردم رسوا مفرما! إِلَهِی جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِی وَ عَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِی معبودا، بخشایندگی‌ات بساط امید و آرزویم گسترد و گذشت تو از کردارم برتر آمد.  إِلَهِی فَسُرَّنِی بِلِقَائِكَ یَوْمَ تَقْضِی فِیهِ بَیْنَ عِبَادِكَ معبودا، روزی که در میان مردم داوری کنی، مرا به دیدارت شاد گردان. إِلَهِی اعْتِذَارِی إِلَیْكَ اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرِی یَا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیْهِ الْمُسِیئُونَ معبودا، عذرخواهی‌ام به درگاه تو مانند عذرخواهی کسی است که به پذیرش عذرش سخت نیازمند است. از این رو پوزشم پذیر، ای بزرگوارترین کسی که بدکاران از او پوزش خواهند.  إِلَهِی لا تَرُدَّ حَاجَتِی وَ لا تُخَیِّبْ طَمَعِی وَ لا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجَائِی وَ أَمَلِی معبودا، [دست] نیازم[خالی] باز مگردان و چشم امیدم نومید مساز، و [رشته‌] امید و آمالم مگسل. إِلَهِی إِنْ كَانَ صَغُرَ فِی جَنْبِ طَاعَتِكَ عَمَلِی فَقَدْ كَبُرَ فِی جَنْبِ رَجَائِكَ أَمَلِی معبودا، حاجتم را باز مگردان و طمعم را به نومیدى مكشان و امید و آرزویم را از درگاهت قطع مفرما. إِلَهِی لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِی لَمْ تَهْدِنِی وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِیحَتِی لَمْ تُعَافِنِی معبودا، اگر خواری‌ام می‌خواستی، هدایتم نمی‌کردی و اگر رسوایی‌ام می‌خواستی، عافیتم نمی‌بخشیدی.  إِلَهِی مَا أَظُنُّكَ تَرُدُّنِی فِی حَاجَةٍ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی طَلَبِهَا مِنْكَ معبودا، چنین گمان ندارم که تو، بنده نیازمندی همچون مرا که برای رفع نیازم عمری در پیشگاهت سپری کرده‌ام، از خود برانی.  إِلَهِی فَلَكَ الْحَمْدُ أَبَدا أَبَدا دَائِما سَرْمَدا یَزِیدُ وَ لا یَبِیدُ كَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى معبودا، ستایش جاودان و پایدار و همیشگی از آن توست؛ ستایشی که فزونی گیرد و به نیستی نرود و آن سان باشد که تو دوست داری و پسندی.  إِلَهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّكَ معبودا، اگر مرا به جرم و جریرتم گیری، تو را به عفو و گذشتت گیرم؛ و اگر مرا به گناهم‌گیری، تو را به آمرزشت گیرم؛ و اگر مرا به آتشم اندرسازی، به دوزخیان گویم که: <منم دوستدار تو!>‌ اِلهى اِنْ كانَ صَغُرَ فى جَنْبِ طاعَتِكَ عَمَلى فَقَدْ كَبُرَ فى جَنْبِ رَجاَّئِكَ اَمَلى معبودا، اگر در برابر طاعتِ تو کردارم خوار و بی‌مقدار آید، ولی در برابر امید [به بزرگواری‌ات] آرزویم بسی بزرگ است.  إِلَهِی كَیْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَیْبَةِ مَحْرُوما وَ قَدْ كَانَ حُسْنُ ظَنِّی بِجُودِكَ أَنْ تَقْلِبَنِی بِالنَّجَاةِ مَرْحُوما معبودا، چه سان از درگاهت ناکام بازگردم که به تو بس خوش‌گمانم که مرا کامروا و برخوردار از مِهرت بازگردانی؟  إِلَهِی وَ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ أَبْلَیْتُ شَبَابِی فِی سَكْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْكَ معبودا، عمرم را در بی‌خبری از تو سپری کردم و جوانی‌ام را در سرمستیِ دوری از تو فرسودم! إِلَهِی فَلَمْ أَسْتَیْقِظْ أَیَّامَ اغْتِرَارِی بِكَ وَ رُكُونِی إِلَى سَبِیلِ سَخَطِكَ معبودا، در روزگارانِ غرور به تو بیدار نشدم و هماره رهِ خشم تو پوییدم. إِلَهِی وَ أَنَا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ قَائِمٌ بَیْنَ یَدَیْكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ إِلَیْكَ معبودا، اینک منم بنده تو و زاده بنده تو. در پیشگاهت ایستاده‌ام و به بزرگواری و بخشندگی‌ات توسل جسته‌ام.  إِلَهِی أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَیْكَ مِمَّا كُنْتُ أُوَاجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْیَائِی مِنْ نَظَرِكَ وَ أَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ معبودا، منم بنده‌ای که از سرِ شوخ‌چشمی در پیشگاه تو گنه کردم، و اینک از تو عفو خواهم؛ زیرا که عفو، صفتِ بزرگواری و بخشندگی توست. إِلَهِی لَمْ یَكُنْ لِی حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِكَ إِلا فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِكَ وَ كَمَا أَرَدْتَ أَنْ أَكُونَ كُنْتُ فَشَكَرْتُكَ بِإِدْخَالِی فِی كَرَمِكَ وَ لِتَطْهِیرِ قَلْبِی مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ معبودا، مرا توانی نیست که بدان از چنگ گناهانم گریزم، مگر وقتی که تو با دوستی‌ات بیدارم کنی و آن سان شوم که تو خواهی؛ پس سپاست گویم از آن رو که مرا به [دریایِ] کرمت درآوردی و دلم از پلیدی غفلت از حضرت تو زدودی. إِلَهِی انْظُرْ إِلَیَّ نَظَرَ مَنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ اسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَأَطَاعَكَ یَا قَرِیبا لا یَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ وَ یَا جَوَادا لا یَبْخَلُ عَمَّنْ رَجَا ثَوَابَهُ معبودا، مرا به چشم آن بنده‌ای نگر که او را خواندی و پاسخت داد [و به سویت شتافت] و او را بر طاعتت گماردی و از تو فرمان بُرد. ای نزدیکی که [از هیچ بنده‌ای] دور نشوی [و حتی] از بندگان مغرورت نیز دوری نمی‌گزینی. و ای بخشنده‌ای که به امیدواران پاداشت، تنگ‌چشمی نمی‌کنی!‌ إِلَهِی هَبْ لِی قَلْبا یُدْنِیهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَ لِسَانا یُرْفَعُ إِلَیْكَ صِدْقُهُ وَ نَظَرا یُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ معبودا، به من دلی بخش که مشتاق مقام قرب تو شود، و زبانی که صدقش به سوی درگاهت بالا رود، و دیده‌ای حقیقت‌بین که به تو تقرب جوید. إِلَهِی إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَیْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِكَ غَیْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوكٍ [مَمْلُولٍ‏] معبودا، هر که به تو شناخته شود، گمنام نگردد [یا: هر که تو را شناسد، جهل و نادانی به او روی نکند.] و هر که به تو پناه جوید، خوار نشود. و هر که تو به او رخ بنمایی، بنده‌ دگری نشود.  إِلَهِی إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِیرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِیرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِكَ معبودا، هر که به نور تو راه پوید، هماره روشن ضمیر باشد و هر که آستانِ تو جوید، هماره در پناهت سر کند. یَا إِلَهِی فَلا تُخَیِّبْ ظَنِّی مِنْ رَحْمَتِكَ وَ لا تَحْجُبْنِی عَنْ رَأْفَتِكَ معبودا، به تو پناه جستم؛ مباد که برخلاف آنچه به تو گمان دارم، با من رفتار کنی و از رحمتت دورم سازی! إِلَهِی أَقِمْنِی فِی أَهْلِ وَلایَتِكَ مُقَامَ مَنْ رَجَا الزِّیَادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ معبودا، مرا در شمار دوستانت قرار ده، همانها که به فزونیِ دوستی‌ات امید بسته‌اند.  إِلَهِی وَ أَلْهِمْنِی وَلَها بِذِكْرِكَ إِلَى ذِكْرِكَ وَ هِمَّتِی فِی رَوْحِ نَجَاحِ أَسْمَائِكَ وَ مَحَلِّ قُدْسِكَ معبودا، هماره مرا شیفته یادت گردان؛ آن‌سان شیفتگی که جلوه نامهایت وجودم را فرا گیرد و مرا به مقام قدس تو رساند. إِلَهِی بِكَ عَلَیْكَ إِلا أَلْحَقْتَنِی بِمَحَلِّ أَهْلِ طَاعَتِكَ وَ الْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِكَ فَإِنِّی لا أَقْدِرُ لِنَفْسِی دَفْعا وَ لا أَمْلِكُ لَهَا نَفْعا معبودا، به ذات تو بر تو سوگند که مرا به جایگاه بندگان فرمانبردار و شایسته‌ات رسانی، که مرا توانی نیست که از خود زیانی رانم و برای خود سودی به دست آرَم. إِلَهِی أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِیفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوكُكَ الْمُنِیبُ [الْمَعِیبُ‏] فَلا تَجْعَلْنِی مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ معبودا، منم بنده ناتوان گنهکار و برده‌ توبه‌کننده‌ات. مرا در شمار کسانی قرار مده که از آنان رخ برتافته‌ای و از فریطِ غفلت، هرگز مشمول گذشت تو نگردند! إِلَهِی هَبْ لِی كَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْكَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ معبودا، مرا به کمالِ گسستن [از خلق] و پیوستن به خودت رسان و دیده‌ قلبمان را با فروغی که بدان تو را مشاهده کنند، روشن فرما تا دیده دل ما حجابهای نورانی را بر درَد و به کانِ عظمت و جلال رسد و جانهای ما به مقام والای قدس تو بپیوندد.‌ إِلَهِی وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ فَنَاجَیْتَهُ سِرّا وَ عَمِلَ لَكَ جَهْرا معبودا، مرا در شمار کسانی قرار ده که چون آنان را خواندی، پاسخت دادند و چون بدانان نگریستی، بر اثر تجلّی شکوه و جلالت، مدهوش شدند. پس تو با آنها به نهان، راز گفتی و آنان به عیان، به طاعت تو پرداختند. إِلَهِی لَمْ أُسَلِّطْ عَلَى حُسْنِ ظَنِّی قُنُوطَ الْإِیَاسِ وَ لا انْقَطَعَ رَجَائِی مِنْ جَمِیلِ كَرَمِكَ معبودا، بر نیک گمانی‌ام [به تو] زنگار نومیدی ننشانم که هرگز امیدم به بزرگواری زیبای تو گسسته نشود.  إِلَهِی إِنْ كَانَتِ الْخَطَایَا قَدْ أَسْقَطَتْنِی لَدَیْكَ فَاصْفَحْ عَنِّی بِحُسْنِ تَوَكُّلِی عَلَیْكَ معبودا، اگر خطاها مرا از نظر تو انداخته، به خاطر توکل و اعتماد شایسته‌ام به تو، از من درگذر! إِلَهِی إِنْ حَطَّتْنِی الذُّنُوبُ مِنْ مَكَارِمِ لُطْفِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِی الْیَقِینُ إِلَى كَرَمِ عَطْفِكَ معبودا، اگر گناهان، مرا از بلندای الطاف شایانت به نشیبِ [حرمان] فرو کشد، ولی یقینم به کرمت همچنان بیدار و آگاهم نگه داشته است.‌ إِلَهِی إِنْ أَنَامَتْنِی الْغَفْلَةُ عَنِ الاسْتِعْدَادِ لِلِقَائِكَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِی الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلائِكَ معبودا، اگرچه خواب غفلت مرا درربود و نگذاشت که آماده دیدارت شوم، ولی شناختی که به نعمت‌هایم دارم، مرا بیدار داشته است.‌ إِلَهِی إِنْ دَعَانِی إِلَى النَّارِ عَظِیمُ عِقَابِكَ فَقَدْ دَعَانِی إِلَى الْجَنَّةِ جَزِیلُ ثَوَابِكَ معبودا، اگر کیفر بزرگت مرا به سوی آتش رانَد، ولی لطف فراوانت مرا به سوی بهشت خوانَد.‌ إِلَهِی فَلَكَ أَسْأَلُ وَ إِلَیْكَ أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ یُدِیمُ ذِكْرَكَ وَ لا یَنْقُضُ عَهْدَكَ وَ لا یَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَ لا یَسْتَخِفُّ بِأَمْرِكَ معبودا، از تو خواهم و به درگاه تو نالم و به تو گرایم. و از تو خواهم که بر محمد و خاندان محمد درود فرستی و مرا در شمار کسانی قرار دهی که هماره یاد تو کنند و پیمانت نگه دارند و از سپاست غفلت نورزند و فرمانت خوار نشمرند.‌ إِلَهِی وَ أَلْحِقْنِی بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عَارِفا وَ عَنْ سِوَاكَ مُنْحَرِفا وَ مِنْكَ خَائِفا مُرَاقِبا یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیما كَثِیرا. معبودا، مرا به نور گرانقدر خویش رسان تا تو را شناسم و از جز تو رخ برتابم و از تو ترسم و فرمانت برم؛ ای دارنده‌ شکوه و بزرگواری و درود و سلام فراوان خدا بر محمد فرستاده‌اش و خاندان پاکش باد.‌ پی ‏نوشتها: 1- صحیفه نور، ج 20، ص‏189. 2- همان، ج‏17، ص 265. 3- همان، ج‏19، ص 158. آوینی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5422
زمان انتشار: 6 دسامبر 2019
| | | |
سلام خاص به حضرت معصومه(سلام الله علیها)

شرح زیارت نامه حضرت معصومه (سلام الله علیها)؛ استاد محمد شجاعی

سلام خاص به حضرت معصومه(سلام الله علیها)

هر چه داریم از دختر موسی بن جعفر (علیه‌السلام) داریم.

بعد از  سلام به انبیاء و معصومین (علیهم السلام) که یادآور شجره نامه حضرت معصومه (سلام الله علیها) است، نوبت می‌رسد به خود حضرت که به طور خاص به ایشان سلام می‌کنیم و می‌گوییم: السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِیجَةَ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا أُخْتَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا عَمَّةَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ. وقتی در ابتدا می‌گوییم «سلام به دختر رسول خدا». توجه کنیم که این دختر چه کسی است؟ مسئله، مسئله ژنتیکی و بدنی نیست. وقتی می‌گوییم «السَّلامُ عَلَیکِ یا بِنتَ رَسولِ الله» شرافت در اوج را می‌رساند. آنقدر که پیغمبر قیامت خودش را کنار بکشد. می‌گوید دخترم معصومه تو برو همه را شفاعت بکن و بهشت ببر. در سلامی بعدی به حضرت معصومه می‌گوئیم «سلام بر تو ای دختر فاطمه و خدیجه». حضرت خدیجه (سلام الله علیها) شخصیت بزرگ و برجسته‌ای است که فاطمه معصومه را با عنوان دختر او خطاب می‌کنیم. «سلام بر تو ای دختر امیرالمؤمنین» هر کدام از سلام‌ها با انتساب به شخصیت‌های گفته شده خودش شئونات و مقاماتی دارد. شرح زیارت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها  «سلام بر تو ای دختر حسن و حسین» اگر مسئله، مسئله ژنتیکی بود نباید دختر امام حسن (علیه‌السلام) می‌گفت چون ظاهراً حضرت معصومه دختر امام حسن (علیه‌السلام) نیست، پس دختر کیست؟ دختر امام حسین (علیه‌السلام) است. می‌گوید: نه «بِنتَ الحَسَنِ وَ الحُسَین» این «بنت» مثل همان «ابن» صاحب سِر بودن و همه کاره بودن است.تا به اینجا سلام ها تمام می­‌شود. ادامه‌ای ندارد. تا به این فقره می رسد: «السَّلامُ عَلَیکِ یا بِنتَ وَلیِ الله* یا اُختَ وَلیِ الله* یا عَمَۀَ وَلیِ الله» فاطمه معصومه در حقیقت دختر ولی خدا، خواهر ولی خدا و عمه ولی خداست. یعنی این بانو از همه طرفه غرق شرافت است، اگر ندانیم پیش چه کسی رفتیم، با چه کسی حرف می‌­زنیم در فرازهای بعدی زیارت نمی‌توایم پیشرفت کنیم و به باور برسیم. در روایت آمده کسی که دعا می‌کند ولی باور نداشته باشد، دعایش به اجابت نمی‌رسد. حالا تو می‌خواهی با خانم حرف بزنی، خواسته‌­های بخش انسانی­ات را بگویی،اگر باور نداشته باشی نمی‌توانی. در حالیکه بانو انتظار دارد اگر می‌خواهی با او حرف بزنی، می‌تواند تو را پیش خدا و همه انبیاء ببرد اما شرطش اینست که او را باور داشته باشی، در واقع تو را به زیارت و ملاقات همه آنها می‌برد تا بفهمی او کیست. شما باید این رمز را بفهمید وگرنه وقتی آنجا می­‌روی درخواست هایت همه دفن می‌شوند. پس اول که این شخصیت را بشناس که چقدر بزرگ است وقتی بزرگی او را دیدی آن موقع است که می‌توانی با او  حرف بزنی. در اینجاست که می‌گوئی: «السَّلامُ عَلَیکِ یا بِنتَ مُوسی بن جعفر» سلام بر تو ای دختر موسی بن جعفر.  شرح زیارت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5306
زمان انتشار: 9 ژولیه 2020
| |
ویژه نامه حجاب و عفاف

به مناسبت 21 تیر روز عفاف و حجاب

ویژه نامه حجاب و عفاف

به دنبال اجباری شدن کلاه شاپو و ممنوعیت حجاب و سیاست‌های تغییر لباس در دوران پهلوی اول، در تیرماه ۱۳۱۴، آیت‌الله سید حسین طباطبایی قمی به پیشنهاد علمای مشهد جهت مذاکره با رضاخان در مورد این سیاست‌ها راهی تهران شد. قمی در تهران در حصر قرار گرفت و ممنوع‌الملاقات شد. در ۲۱ تیرماه ۱۳۱۴ مردم مشهد در اعتراض به این اقدام حکومت در مسجد گوهرشاد تجمع کردند. با حضور قوای نظامی این تحصن به شدت سرکوب و بیش از ۱۶۰۰ نفر کشته و زخمی شدند. پس از واقعه مسجد گوهرشاد روحانیان سرشناس مشهد دستگیر شدند و تبعید شدند و به دستور رضا شاه برخی از روسای ادارات مشهد تغییر کردند. شورای فرهنگ عمومی کشور، این روز را به عنوان روز عفاف و حجاب نام‌گذاری کرده‌است.

بی حجابی و بد حجابی از آن جهت که مانع توجه زن به ارزش واقعی خویش می‌شود. محدودیت و اسارت است، نه آزادی. آیا حیف نیست یک زن که می تواند دوست خدا و محبوب ملائکه و مصومان (علیهم‌السلام) باشد در سنگر مخالفت و دشمنی با خدا قرار گیرد و منفور ملائکه باشد و قلب مقدّس امام زمان (علیه‌السلام) را از خود برنجاند و دوستان را ناراحت و دشمنان را شاد کند؟

گزیده ای از نظرات استاد شجاعی درباره حجاب در برنامه هنگام درنگ (ادامه مطلب) حجاب محدودیت نیست، مصونیت است (ادامه مطلب)  معیار لباس عرف در جامعه؛ ارزش‏هاى انسانى و قرآنى است (ادامه مطلب)  ارزش زیبائی انسان در گرو کرامت انسانی اوست، نه ظواهر بدنی (ادامه مطلب)  استفاده نادرست از زیبائی های بدنی، مشمول غضب خداست (ادامه مطلب)  استفاده نادرست از زیبائی های بدنی، نردبان قربانی شدن شرافت انسانی است (ادامه مطلب)  لباس شهرت، تشبه به کفار، خواری را در پی داشته و فرد را از رحمت خدا دور می کند (ادامه مطلب)  بی حجابی و بی حیایی زنان، سیلی به صورت اهل بیت (علیهم السلام) است (ادامه مطلب)  زن بى‏ حجاب یا بدحجاب، یک سنگر فتح شده‏ برای دشمن دین است (ادامه مطلب) لباس، پوشش است نه ابزار تحریك (ادامه مطلب) لعنت خدا شامل حال کسی است که در لباس پوشیدن، تشبه به جنس مخالف خود دارد (ادامه مطلب)  امید به نفوذ در شخصیت زن با خوشرویی بی جا (ادامه مطلب)  چه مواردی منجر به روابط نامشروع زن و مرد و ایجاد مفاسد فردى و اجتماعى می شوند؟ (ادامه مطلب) «خودنمایی و حرکات تحریک آمیز» پیروی از زنان دوران جاهلیت است (ادامه مطلب) علت نامگذاری 21 تیر ماه، به عنوان روز حجاب و عفاف (ادامه مطلب) زن با عطر زدن و خروج از خانه، لعنت الهی را برای خود می خرد (ادامه مطلب) زنان باحجابی که بی حجابند و بوی بهشت را استشمام نمی کنند (ادامه مطلب) لحن متواضعانه و محرك شهوت، بیمار دلان را به طمع می اندازد (ادامه مطلب)  یک دلیل عرفانی زیبا در مورد حجاب (ادامه مطلب) خانم های باحجابی که در آخرت بی حجاب محشور می شوند (ادامه مطب) حجاب و عفاف (ادامه مطلب) انیمیشن درباره «حجاب مصونیت است نه محدودیت» (ادامه مطلب) فقط کسانی بی حجاب و فاسد می شوند که زمینه اش را داشته باشند (ادامه مطلب) حجاب یعنی پوشیده بودن اندام یک زن (ادامه مطلب) زنان باحجابی که حجاب را انتخاب نکرده و اجباری حجاب می کنند، با اهل حرام محشور می شوند (ادامه مطلب) یک خانم ژاپنی مسلمان شده، برای حفظ حجابش پایداری های زیادی کرد (ادامه مطلب) زمینه های به خاک و خون کشیده شدن حامیان حجاب در مشهد (ادامه مطلب) کشف حجاب و تغییر لباس تاثیر اقتصادی بر ایران تحمیل کرد (ادامه مطلب) علم نوروبیولوژی چگونه حجاب را اثبات می کند؟ (ادامه مطلب) خاطره زیبای یک پرستار دفاع مقدس از رزمنده ای که در شرف شهادت بود (ادامه مطلب)  شهدا و حجاب (ادامه مطلب) حجاب ملاک پاکدامنی زن (ادامه مطلب) حجاب در وصیت نامه ی شهدا (ادامه مطلب) ریشه‌یابی جامعه‌شناختی و روان‌شناختی «بدحجابی» (ادامه مطلب) آنها که حجاب را از خون خود مهمتر می دانستند (1) (ادامه مطلب) حجاب بانوان از نظر امام على (علیه السلام) (ادامه مطلب) ده گام برای حجاب دختران (ادامه مطلب)  نقشه سران مسیحیت برای سقوط اسلام: بی‌حجابی را ترویج کنید (ادامه مطلب)  حجاب برای افراد بی‌دین هم لازم است (ادامه مطلب) با تبلیغ حجاب خود خادم امام رضا علیه‌السلام شویم (ادامه مطلب) وصیت نامه شهدا درباره حجاب (ادامه مطلب)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5151
زمان انتشار: 2 ژوئن 2020
| | | |
قیام خونین پانزده خرداد

قیام خونین پانزده خرداد

پانزده خرداد، روز قیام خونین مردم جان بر کفی است که به نام اسلام و برای اسلام به میدان آمدند تا سلطه طاغوتیان را از کشورشان برچینند.

روز قیام خونین پانزدهم خرداد، نقطه عطفی است در تاریخ معاصر؛ یادگاری است از پیوند معنوی توده های عظیم مردم کشور ما؛ واکنشی است از احساس عمیق مذهبی ملّت ایران ؛ نمایشی است از به پا خاستن مردمی که می خواستند ظلم و ستم را از بُن بر کنند؛ تجسّمی است از تاریخ اسلام و درجه ای است برای سنجش فداکاری و از خودگذشتگی انسان هایی که به دنبال آرمان الهی حرکت می کنند. قیام پانزدهم خرداد قم پس از انتشار خبر دستگیری امام رحمه (الله) در پانزده خرداد 1342، بسیاری از مردم قم، به منزل ایشان رفتند و به اتفاق فرزندشان، حاج آقا مصطفی رحمه الله ، در حدود ساعت شش بامداد، به سمت حرم مطهر حضرت معصومه علیهاالسلام حرکت کردند. پس از مدتی، صحن مطهر و خیابان های اطراف، لبریز از جمعیّت شد که شعارِ «یا مرگ یا خمینی» را با هیجان شدیدی تکرار می کردند. در همان زمان، علما و مراجع وقت هم با صدور بیانیه هایی، خواستار آزادی فوری حضرت امام شدند. در حدود ساعت ده صبح، با ورود نیروهای مسلّح برای تقویت نیروهای شهربانی قم، تیراندازی و رگبار مسلسل ها شروع شد و تعداد زیادی از مردم زخمی شده یا به شهادت رسیدند. شدّت تیراندازی به حدّی بود که امکان انتقال زخمی ها و اجساد شهیدان نبود و این کشتار، تا ساعت پنج عصر ادامه یافت. پانزدهم خرداد در مطبوعات جهان پس از قیام پانزدهم خرداد 1342، مطبوعات خارجی به صورت های مختلف و با تیترهایی درشت، از این روز نام بردند. برای مثال روزنامه «دی ولت» در شماره 129 خود نوشت: «در تهران، صدها نفر کشته شده اند. دولت عَلَم، حکومت نظامی اعلام کرد. ارتش با تانک و مسلسل، بر ضد طرفداران رهبر مسلمانان، [امام] خمینی که علیه اصلاحات شاه دست به اعتراض زده اند، وارد عمل شد». یا روزنامه «الاهرام» در 16 خرداد نوشت: «دیروز تهران در آتشِ خشم شعله ور شد... این، شدیدترین تظاهرات ضد شاه بود و هنگامی آغاز شد که رهبر دینی، روح اللّه خمینی و یاوران او دستگیر گردیدند». انعکاس نهضت پانزدهم خرداد پس از واقعه پانزدهم خرداد 1342، با وجود سانسورهای شدید دستگاه شاه، خبرهای دستگیری امام خمینی رحمه الله و قیام 15 خرداد؛ در مدّت کوتاهی، نه تنها در سراسر کشور، که به فراتر از مرزها گسترش یافت و موجی از نفرت و خشم بر ضد شاه به راه افتاد. حوزه های علمیه نجف، کربلا و کاظمین، به حمایت از امام خمینی رحمه الله ، تلگراف هایی به سران کشورهای اسلامی و سازمان های بین المللی مخابره و کشتار پانزدهم خرداد رژیم را به شدّت محکوم کردند. تمام این جریان ها در حالی صورت می پذیرفت که در مطبوعات کشور هیچ خبری از حقایق و وقایع منعکس نمی شد. ندای ملکوتی امام حادثه سترگ پانزده خرداد 1342، در اوج اصلاحات دروغین شاه خائن اتفاق افتاد؛ چرا که در آن زمان، اختناقی فراگیر بر ایران سایه افکنده بود. در این جوّ، ناگهان ندای ملکوتی امام از شهر مقدس قم بلند شد و با افشای نقشه خائنانه شاه، مردم را از آن چه در پشت پرده ها می گذشت، آگاه کرد. آری، امام در ضمن بیدار کردن مردم، آنان را برای قیامی صد در صد اسلامی دعوت کرد و چارچوب قیام را به آنان نشان داد. از این رو در روز پانزده خرداد گروهی از متعهدان و مخلصان که خبر دستگیری امام را شنیدند، قیام خویش را آغاز نمودند و با شعارهای «لااله الا اللّه » و «یا مرگ یا خمینی» دیگران را از خواب غفلت بیدار و بنیان های انقلابی استوار را پایه ریزی کردند. اسلامی بودن قیام پانزده خرداد در قیام پانزدهم خرداد 1342، شعارهایی که از حنجره های دردمند ملّت ایران بلند می شد، صرفا اسلامی و مذهبی بود و به طور کلّی حرکت پانزده خرداد، به دلیل توهین به اسلام و رهبری اسلام که از هر طرف مورد هجوم قرار گرفته بود، بر پا شد. اگر این نهضت خداجویانه مردم در آن روز با آن وسعت به وجود نمی آمد، رژیم ستم شاهی جرأت بیشتری از خود نشان می داد و اساس اسلام را در کشورمان از بین می برد و اهداف اربابان آمریکایی خود را محقق می گرداند. مردمی بودن نهضت پانزده خرداد قیام پانزدهم خرداد 1342، قیامی کاملاً مردمی بود و تکیه گاهی جز مردم رنج دیده و مظلوم ایران نداشت. اصالت این قیام، در خروش عاشقانی بود که عارفانه در راه رضای معبود خویش، به ندای رهبر دل سوزشان پاسخ مثبت دادند و برای حمایت از آرمان های او، آماده شهادت و جان فشانی شدند. اینان، نه چهره های سیاسی محض بودند و نه مردمی که برای هواهای نفسانی و مادّی قیام کرده باشند، بلکه همین مردم پاک دلِ کوچه و بازار بودند که یک صدا و یک نوا بر ضد ظلم و خیانت رژیم ستم شاهی پهلوی به پاخاستند. به همین دلیل، رژیم شاه سخت به وحشت افتاد و چاره ای جز گلوله باران مردم ندید. پانزده خرداد در کلام امام خمینی (رحمه الله) امام خمینی (رحمه الله) آن پیر فرزانه انقلاب، درباره روز پانزده خرداد 1342 چنین فرمودند: «روز پانزده خرداد، در عین حال که چون عاشورا، روز عزای عمومی ملّت مظلوم است، روز حماسه و تولد جدید اسلام و مسلمانان است. بزرگداشت روز حماسه آفرین 15 خرداد، بزرگداشت ارزش های انسانی در طول تاریخ است». ایشان در سخنانی دیگر فرمودند: «قیام پانزده خرداد، اسطوره قدرت ستم شاهی را در هم شکست و افسانه ها و افسون ها را باطل کرد. شهادت جوانان رشید و زنان و مردان در آن روز، سدّ عظیم قدرت شیطانی را از بنیان سست کرد. خون سلحشوران کوخ نشین، کاخ های ستم را در هم کوبید. ملّت عظیم الشأن با قیام و نثار خون فرزندان عزیز خویش، راه قیام را برای نسل های آینده گشود و ناشدنی ها را شدنی کرد». گرمی بخش جان قیام پانزده خرداد سال 1342، جرقّه ای آتش بار بر خرمن باروت جامعه خفقان گرفته و شب زده ایران افکند و زمینه جنب و جوش و شور و خروش ایثارگرانه و فداکارانه را فراهم کرد. ملّت ایران با الهام از راه و روند حماسه آفرینان پانزدهم خرداد، به عنوان اسوه های ایثار و شهادت، درس جانبازی، فداکاری و پایداری آموختند، روزهای شور و حماسه فراوانی پدید آوردند و نهضت اسلامی امام بر ضد طاغوت را تداوم بخشیدند. مبارزه پی گیر و مقاومت خستگی ناپذیر ملّت ایران، از سال 42 تا 57 که به انقلابی اسلامی کشیده شد، ریشه در قیام خونین پانزده خرداد داشت و برگرفته از جانبازی های زنان و مردان قهرمان آن روز تاریخی بود.   منبع : سایت حوزه  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed