www.montazer.ir
شنبه 6 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5117
زمان انتشار: 30 می 2016
| | | |
انفاق ؛ اولین قدم انسان، برای شباهت به الله

مهارتهای زندگی (39) ؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

انفاق ؛ اولین قدم انسان، برای شباهت به الله

در مسائل اقتصاد خانواده، اگر زن و مرد دچار صفت پلید بخل شده، یکدیگر و فرزندان را از نیاز های معقول و منطقی شان محروم نموده، و از خرج کردن و هزینه در خانواده بترسند؛ بطور حتم راه برکت و خیر را به روی خود و خانواده شان بسته اند. ‼️ مسأله اقتصاد و خرج کردن در زندگی به مشابه چشمه ایست... به این معنا که هر چه مقدار از اب چشمه برداشته شود به همان نسبت آب جایگزینش میشود. بنابراین بخل ورزیدن ،ترسیدن از خرج کردن ،سخت گیری، منت گذاشتن  و له کردن دیگران جز اینکه انسان را بدبخت کند و راه خیر و برکت را به روی او بندد،، هیچ سود دیگری برای فرد نخواهد داشت!! البته آثار منفی دیگری هم دارد اما فایده هرگز.  امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: ان کان خلف من الله عزوجل حقا فی البخل لماذا... اگر جایگزین شدن مال از طرف خدا حق است،، به چه دلیل انسان بخل ورزیده و به دیگران سخت بگیرد؟؟؟ حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می فرمایند:  من تعجب میکنم از آدم بخیل ، درحالیکه از فقر فرار می کند،، اما نمیداند خود را با عجله در این فقر انداخته است. (بسیاری از افراد از اینکه می ترسند مبادا یک روزی فقیر شوند یک عمر فقیرانه زندگی می کنند.)  آن غنا و بی نیازی و آرامشی که شخص بخیل به دنبالش می گردد، در اثر همین صفت از بین میرود و هیچ زمانی روی آرامش و آسایش را نخواهد دید...  او همیشه مانند فقرا زندگی خواهد کرد، و در آخرت هم باید مانند اغنیاء حساب پس دهد...یعنی بعنوان یک فرد ثروتمند به حسابش رسیده می شود. و در حدیث دیگر امام می فرمایند: آدم بخیل شخصیتا این طوری است که نسبت به خودش هم بخل می ورزد. اما نسبت به وراث کاملا سخاوتمندانه عمل می کند و هر چه دارد به آنها می بخشد. خداوند در قرآن کریم می فرماید: از دلایلی که شما را نماینده خود قرار دادیم، آن است که؛   انفاق کنید..... به این معنا که ما شما بندگان را نماینده خودمان قرار داده ایم که شما هم مانند ما کریم شوید ...و صفات کرامت وجود ما را در خود پرورش داده و در نهایت به داد دیگر بندگان ، برسید. اساسا ، هدف خلقت نیز چیزی جز این  نیست؛ که بندگان شبیه خدا شده و اخلاق الهی پیدا کنند.  ولی متأسفانه بسیاری از افراد زمانی که صاحب ثروت می شوند در این امتحان می بازند و اصلا نمیتوانند ذره ای شبیه خدا شوند. حضرت علی(علیه السلام) میفرمایند: آه آه از کمی توشه و طولانی بودن راه. بسیاری از اشخاص از ثواب هایی که می تواند راه نجات آنها در قیامت باشد به راحتی و خیلی ساده عبور می کنند. راستی!!!! ما چه مقدار از این راه نجات هایی که خداوند در زندگی ما قرار می دهد استفاده می کنیم؟؟؟   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

صوت

1 - انفاق ؛ اولین قدم انسان، برای شباهت به الله

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 5017
زمان انتشار: 9 آوریل 2020
| | |
نهمین فرزند حسین علیه السلام

نهمین فرزند حسین علیه السلام

" أَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ" رایحه ظهور موعود دل شیفتگان حق را بیتاب کرده است و آنان را صحنه حضور کشانده. وجود مقدس امام زمان (علیه السلام) که روح زیارت عاشورا هستند، میدانید که در زیارت عاشورا در دو جا در دهان ما گذاشتند این حرف را و ، فرمودند: بخواهید و بگویید که خداوند انتقام و خونخواهی سیدالشهدا و طلب خون حضرت را به همراه امام زمان علیه السلام نصیب ما بگرداند. در روایتی از امام حسین علیه السلام  که خطاب  به امام سجاد می فرمایند، نقل شده است : خون من را می ریزند پسرم این خون تا روز ظهور همینطور میجوشد، خاموشی ندارد تا روزی که نهمین فرزند من می آید که از نسل خود تو هست. در سیصد و هشت روایت داریم که امام زمان نهمین فرزند حسین است. بگذار اغیار هرگز درنیابند که این قلب های ما از چه اشتیاق و شور و نشاطی مالامال است و روح ما در چه ملکوتی شادمانه سر میکند و سره ما در هوای کدامین یار خود را از پا نمیشناسد بگذار اغیار هرگز درنیابند.

صوت

1 - نهمین فرزند حسین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4982
زمان انتشار: 28 مارس 2020
| |
میلاد فرخنده  ابوالاحرار حضرت امام حسین علیه‌السلام مبارک!

میلاد فرخنده ابوالاحرار حضرت امام حسین علیه‌السلام مبارک!

امام حسین (علیه السلام)؛ آموزگار عشق و حماسه است 

در ماه شعبان سال چهارم مطابق قول مشهور خدای تعالی مولود جدیدی از فاطمه زهرا(سلام الله علیها)به رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلم) و علی بن ابیطالب(علیه السلام)عنایت فرمود و نام او را حسین گذاردند و چون روز هفتم ولادت آن حضرت شد گوسفندی برای او عقیقه کردند و سر او را تراشیده و به وزن موی آن حضرت، نقره صدقه دادند.

خاندان تابناک امام حسین علیه السلام در شریف ترین و اصیل ترین خانواده ها به دنیا آمد. مادرش، فاطمه زهرا علیهاالسلام در پاک دامنی و تقوا یگانه بود و پدرش، علی علیه السلام ، نماد فضیلت، شهامت و مردانگی به شمار می آمد. روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، حسین علیه السلام را بر شانه خود گذاشت و در برابر مردم فرمود: «این حسین بن علی، بهترین مردان امت من است. جدّش، محمد رسول خدا صلی الله علیه و آله ، بزرگ پیامبران است و جدّ مادری اش، خدیجه دختر خُوَیلد، پیشی گیرنده زنان جهان به سوی ایمان به خدا و رسول خداست و مادر او فاطمه زهرا علیهاالسلام ، دختر محمد صلی الله علیه و آله وسلم بهترین و سرور زنان جهان است.» امام حسین علیه السلام نیز می فرمود: «در میان همگان کیست که جدی مانند من یا معلمی همچون علی داشته باشد؟ من فرزند دو ماه تابناکم. مادرم، فاطمه زهرا علیهاالسلام و پدرم، درهم کوبنده کفر در بدر و حُنین بود». به روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (1) دومین فرزند برومند حضرت علی و فاطمه،که درود خدا بر ایشان باد،در خانه ی وحی و ولایت،چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) رسید،به خانه ی حضرت علی و فاطمه (علیه السلام) آمد و اسماء (2) را فرمود تا کودکش را بیاورد.اسماء او را در پارچه یی سپید پیچید و خدمت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) برد، آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت (3). به روزهای اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش، امین وحی الهی، جبرئیل، فرود آمد و گفت: سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون «شبیر» (4) که به عربی «حسین» خوانده می شود، نام بگذار. (5) چون علی (علیه السلام) برای تو بسان هارون برای موسی بن عمران است جز آنکه تو خاتم پیغمبران هستی. و به این ترتیب نام پر عظمت «حسین» از جانب پروردگار، برای دومین فرزند فاطمه انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش،فاطمه ی زهراء که سلام خداوند بر او باد،گوسفندی را برای فرزندش به عنوان عقیقه (6) کشت،و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او نقره صدقه داد. (7) حسین و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از ولادت حسین بن علی (علیه السلام) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که پیامبر راستین اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در باره ی حسین (علیه السلام) ابراز می داشت،به بزرگواری و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند. سلمان فارسی می گوید:دیدم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) حسین (علیه السلام) را بر زانوی خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی،تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی،تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجت های خدایی که نه نفرند و خاتم ایشان، قائم ایشان (امام زمان عج) می باشد. (8) انس بن مالک روایت می کند: وقتی از پیامبر پرسیدند کدامیک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می داری،فرمود:حسن و حسین را، (9) بارها رسول گرامی حسن و حسین را به سینه می فشرد و آنان را می بویید و می بوسید. (10) ابو هریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است در عین حال اعتراف می کند که: رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) را دیدم که حسن و حسین (علیهم السلام) را بر شانه های خویش نشانده بود و به سوی ما می آمد،وقتی به ما رسید فرمود: هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است. (11) عالی ترین،صمیمی ترین و گویاترین رابطه ی معنوی و ملکوتی بین پیامبر و حسین را می توان در این جمله ی رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) خواند که فرمود: حسین از من و من از حسینم. (12) احترام امام حسن علیه السلام امام حسن مجتبی علیه السلام برای برادرش امام حسین علیه السلام به گونه ای احترام می گذاشت که گویا ایشان از وی بزرگ تر است. ابن عباس از یاران امیرمؤمنان علیه السلام می گوید: امام حسن علیه السلام در مجالس، با ما عادی می نشست، ولی هرگاه حسین علیه السلام وارد می شد، به احترام او خود را جمع می کرد و تغییر حالت می داد. این موضوع برای من نامفهوم بود و علت آن را از حسن بن علی علیه السلام پرسیدم، فرمود: «من هیبت او را مانند هیبت پدرم می دانم.» ابن عباس می افزاید: حسین علیه السلام از کودکی و جوانی، شخصیتی زاهد و شگفت بود. همراه با پدرش علی علیه السلام غذا می خورد و به غذایی همانند غذای ایشان قناعت می کرد و در گرفتاری ها و مشکلات در کنار پدرش بود. خداوند این پدر و پسر را پیشوای امت قرار داده بود. سپس میان آنان فاصله انداخت تا مردم از سنت و اخلاق نیکوی هر دو در دو عصر و زمان مختلف و گسترده بهره مند شوند و اگر خدای تعالی هر دو را در یک برهه جمع می کرد برای بهره گیری دیگران مجالی باقی نمی ماند». پی نوشتها: 1- در سال و ماه و روز ولادت امام حسین (علیه السلام) اقوال دیگری هم گفته شده است،ولی ما قول مشهور بین شیعه را نقل کردیم.ر.به. ک.اعلام الوری طبرسی ص 213 2- احتمال دارد منظور از اسماء،دختر یزید بن سکن انصاری باشد.ر.به.ک.اعیان الشیعه جزء 11 ص 167 3- امالی شیخ طوسی ج 1 ص 377 4- شبر بر وزن حسن و شبیر بر وزن حسین و مشبر بر وزن محسن نام پسران هارون بوده است و پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) فرزندان خود حسن و حسین و محسن را به این سه نام نامیده است- تاج العروس ج 3 ص 389،این سه کلمه در زبان عبری همان معنی را دارد که حسن و حسین و محسن در زبان عربی دارد- لسان العرب ج 6 ص 60 5- معانی الاخبار ص 57 6- در منابع اسلامی در باره ی عقیقه سفارش فراوان شده و برای سلامتی فرزند بسیار مؤثر دانسته شده است،ر.به.ک.وسائل الشیعه ج 15 ص 143 به بعد. 7- کافی ج 6 ص 33. 8- مقتل خوارزمی ج 1 ص 146- کمال الدین صدوق ص 152. 9- سنن ترمذی ج 5 ص 323. 10- ذخائر العقبی ص 122. 11- الاصابه ج 11 ص 330. 12- سنن ترمذی ج 5 ص 324- در این قسمت روایاتی که در کتابهای اهل تسنن آمده است نقل شد تا برای آنها هم سندیت داشته باشد. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4896
زمان انتشار: 27 فوریه 2020
| | | |
در شب لیله الرغائب چه دعائی بخوانیم

در شب لیله الرغائب چه دعائی بخوانیم

کارشناس دین، استاد محمد شجاعی، لیلة الرغائب را شب بخشش­های فراوان و فرصت ممتازی برای خواستن دعا و آرزوها خواندند.

ماه رجب یکی از ماه های بسیار بزرگی است که آمادگی کامل برای ورود به شعبان را در انسان ایجاد می کند. و از جمله شب انحصاری ماه رجب، لیلة الرغائب است. یعنی شب رغبت و آرزوها. بنابراین دعاهایی که در ماه رجب قرار داده شده فرصتی است که از خداوند بخواهیم با اهل بیت محشور شویم و با آنها وارد بهشت شویم. به طور کلی سه ماه رجب، شعبان و رمضان فصل ارتباط بندگان با خداوند است. ظرفیتی در این ایام برای مومنان پیدا می شود که به نوعی به خدای تعالی نزدیک شوند. به نظر می رسد اگر کسی بخواهد برای خودش رغبتی ایجاد کند آرزوهایش را تنظیم و هدف گذاری کند که اگر  این امر صورت نگیرد فرد نمی­تواند استفاده درستی از ماه شعبان و رمضان ببرید.  حتی اگر ماه رمضان را هم درک کند هیچ رغبتی نخواهد داشت. از نظر قرآن آدم ها با رغائب و آرزوهایشان پیش خدا قیمت دارند. در سوره مبارکه توبه آیه 24 آمده است: «اگر پدر مادرتان، پسرها و دختران تان، خواهر و برادران تان، همسرانتان، قوم و قبیله ­تان، اموال تان شغل و تجارت تان و خانه ­هایی که خوشتان آمده که اگر آنها عزیزتر و لذیذتر از الله اهل بیت و جهاد در نزد شما هستند شما فاسقید». یعنی رغبت هایتان خیلی ضعیف است.  آدم طبیعی کسی است که عاشق بینهایت و اهل بیت باشد، با اهل بیت زندگی کند و عاشق جهاد باشد. حاضر باشد در آن همه چیزش را فدای اسلام کند. بنابراین در شب لیله الرغائب فقط آرزوهای دنیائی را نخواهیم هر چند لازم است انسان برای همه مسائلش دعا کند. اما بهترین دعائی که در شب لیلۀ الرغائب باید از خداوند بخواهیم، فرج امام زمان (علیه السلام) است. به خدا چنین عرضه کنیم: خدایا دل من دست تو است، مبدأ میل و دل ما را تو عوض کن. میل های انسانیمان را فعال کن و فرج امام زمان (علیه السلام) را نزدیک گردان. و کلام آخر اینکه در چنین شب با عظمتی چه دعایی بهتر از طلب فرج و ظهور هر چه زودتر مولای مان آقا امام زمان (علیه السلام) و بخشیده شدن بقیه غیبت حضرت که دارد خیلی طولانی می شود. امشب باید از خدا بخواهیم که خدایا به ما رحم کن، بقیه غیبت را بر ما ببخش و فرج پدر آسمانی مان حضرت مهدی (علیه السلام) را برسان.  ما آرزویی نداریم جز ظهور و برپایی دولت کریمه امام زمان مان. خدایا ما خسته شده ایم از بس که شب و روز می آید و ما از همنشینی با امام زمان مان محرومیم. دل مان به درد آمده از اینکه امام معصوم و حجت بر حق تو طردشده، تنها و یگانه و آواره است و ما بی دغدغه داریم زندگی می کنیم. دنیا و کائنات هم دیگر روی خوش به بشر نشان نمی دهد. سختی ها، حوادث و گرفتاری های آخرالزمانی یکی پشت دیگری بر ما وارد می شود. اللهم عجل لولیک الفرج

صوت

1 - در شب لیله الرغائب چه دعائی بخوانیم
2 - در شب لیله الرغائب چه دعائی بخوانیم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4772
زمان انتشار: 19 فوریه 2020
| |
دعایی، که حتماً مستجاب می‌شود

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی، خانواده آسمانی

دعایی، که حتماً مستجاب می‌شود

دعای انسان در حق خودش، ممکن است با موانعی مثل گناهانش برخورد کرده و به هدف نرسد، امّا دعای در حق دیگران، به طور یقین مستجاب است؛ زیرا این دعا، از زبانی برآمده است که شخص با آن گناه نکرده است. این دعا معجزه می‌کند.

شخصی به نام ابراهیم بن هاشم تعریف می‌کند؛ عبدالله بن جُندَب را در موقِف دیدم (در حالت ایستاده به دعا) که تا کنون ایستادنی به این زیبایی ندیده بودم. یکسره دستانش را به سوی آسمان بالا برده و اشک‌هایش بر گونه‌هایش سرازیر می‌شد و به زمین می‌رسید، چون مردم به راه افتادند، به او گفتم، ای ابا محمد، ایستادنی به زیبایی ایستادن تو ندیده بودم. پاسخ داد: به خدا سوگند جز برای برادرانم دعا نمی‌کردم، زیرا امام کاظم «علیه‌السلام» فرمود: هر که در نبودِ برادرش، برای او دعا کند. از عرش به او ندا می‌دهند، برای تو صدهزار برابرِ آن است، لذا ناخوش داشتم که صدهزار دعای مستجاب را برای یک دعا (دعا برای خودم) که نمی‌دانم مستجاب می‌شود یا نه، واگذارم... زیباست اگر قلب انسان برای کسی بلرزد و برای او به دعای مضطرانه، دست بلند کند... اگر انسان بیاموزد که خودش را به جای دیگران گذاشته و آنان را درک کند، می‌تواند به دعایی حقیقی و مستجاب برای آنان دست پیدا کند، علاوه بر اینکه، خیرات این دعا برای خودش نیز چندین برابر شخصی است که برایش دعا نموده است. فراموش نکنیم که دعای انسان در حق خودش، ممکن است با موانعی مثل گناهانش برخورد کرده و به هدف نرسد، امّا دعای در حق دیگران، به طور یقین مستجاب است؛ زیرا این دعا، از زبانی برآمده است که شخص با آن گناه نکرده است. این دعا معجزه می‌کند. هم برای او و هم برای ما. چه تجارتی است رسیدن به مقامی که هم برای دیگران اعجاز در پی دارد، هم برای خودمان... انسان‌های کوچک، کسانی هستند که ایرادها را در قلب خود نگه می‌دارند، به دنبال تلافی هستند و نمی‌توانند از دیگران بگذرند. انسان‌های بزرگ، آنان اند که حاضر اند از درجات بهشتیِ خودشان بکاهند، امّا دیگران را شفاعت کرده و از جهنم برهانند. چنین کسانی در عاشقانه‌ترین خلوت‌هایشان، دیگران برای طلب خیر، پیش می‌اندازند، و همواره به دنبال جلوتر بردن دیگران و هُل دادنِ آنان به سمت بهشت هستند. دعا کردن در حق دیگران در حقیقت، خارج شدن انسان از نفس خودش برای انسان‌های دیگر و از علائم جذب اسم رحمان است. وقتی انسان در محضر الله و اهل آسمان حضور می‌یابد، و به جای اینکه تمام برکاتی را که در این حضور، بر وی نازل می‌شود، برای خودش طلب کند، برای دیگران خواسته و آرزو می‌کند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4768
زمان انتشار: 6 ژانویه 2021
| |
اولین شهیده راه ولایت حضرت زهرا (س)

اولین شهیده راه ولایت حضرت زهرا (س)

به رغم عمر بسيار کوتاه حضرت صديقه طاهره عليها السلام، پس از ارتحال پدر بزرگوارشان، آثار به يادگار مانده از ايشان در آن دوران بحراني و پرتنش، بيانگر عزم راسخ و صلابت و شجاعت فوق العاده حضرت در دفاع از ولايت اميرمؤمنان عليه السلام درجريان غدير خم  است.
جديت ايشان در اين راه، که منجر به شهادت مظلومانه اش شد، نشان از توجه ويژه و اهتمام خاص حضرت به مسأله امامت امت و زمامداري جامعه مسلمانان داردعملکرد سیاسی حضرت زهرا علیهاالسلام در دفاع از حریم ولایت، پس از دوران رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تا زمان شهادت ایشان، از فرازهای مهم تاریخ اسلام است.

هیچ کس مانند حضرت فاطمه زهرا (س) عمق و ژرفاى امامت را نشناخت و هیچ فردى چون او در راه تبیین امامت و شناسایى آن و دفاع از امام خویش تلاش نکرد. او از طرق مختلف براى دفاع از امامت امامان بر حق، سعى و کوشش کرد، گاه با بیان خطبه هاى غرّا و روشنگرانه عظمت و فضیلت مقام امامت و شخص امام على (ع) را آشکار ساخت گاه با منطق و استدلال امامت دوازده امام را به اثبات رساند و فواید و مزایاى بى شمار آن را برشمرد و گاه براى اثبات امامت امام على (ع) به محاجّه و دفاع پرداخت و آنجا که لازم دید، براى دفاع از امام خویش، جان خود را به خطر انداخت تا آنجا که اوّلین شهید راه امامت و دفاع از آن لقب گرفت. باید دانست ولایت عشق و محبت نیست بلكه لازمه ی ولایت عشق و محبت است. ولایت یك چینش اجتماعی است و چینش یك نظم همراه با جلو رفتن به سوی كمال انسانی. اگر در جامعه مظهر خدا كه امام معصوم است، در راس مخروط جامعه قرار گیرد جامعه ای ولائی تشكیل می شود كه به رفع تمام نیازهای مردم می پردازد. پس جریان سقیفه به ما مربوط می شود زیرا اگر در آن زمان حاكمیت در مسیر امامت قرار می گرفت. دیگر وضعیت بشر به این شكل نبود. حضرت فاطمه زهرا سلام ا... علیها به خوبی از آینده ی بشر آگاه بود. فلذا به ایستادگی در مقابل جریان ولایت ستیز پرداخت و با آنان مبارزه نمود در راه اثبات جریان رخ داده در غدیر  و در این راه از روش های مختلف استفاده كرد تا بتواند صدای حقانیت اسلام را به گوش همه ی مسلمانان برساند و آنان را از خواب غفلت بیدار نماید. راهكار مبارزاتی حضرت زهرا سلام ا... علیها، مقابله با تبلیغات دشمن بود و بصیرت دادن به مسلمانان از گذشته و یادآوری آن چه كه گذشته است و آن چه در حال وقوع می باشد، بوده است. فاطمه علیه السلام با تمامی توان خود به مبارزه برای احقاق حقوق از دست رفته می پرداخت. او با بینشی عمیق و آگاهانه دریافته بود كه در آینده خسارت های سنگینی به خاطر انحراف رهبری متوجه اسلام و مسلمانان خواهد شد و شاید این اندوه و رنج بیش از تمامی مصائب و ستم هایی كه بر او رفته بود عمق جانش را می گداخت. آخر پدرش بار گران رسالت را سال ها با سختی و با تلاش بردوش كشید و در سخت ترین نبردها برای اسلام عزیز مقاومت كرد و بهترین یارانش در این راه شهید شدند. شوهرش علی علیه السلام چه در میدان های نبرد و چه در صحنه های دیگر برای اسلام رنج فراوان برد. همه ی این تلاش ها و ایثارها برای حاكمیت اسلام راستین و گسترش عدل و داد بود كه تنها در سایه ی پرچم امامت ادامه ی آن ممكن بود. فاطمه سلام ا... علیها به از دست دادن موقعیت ظاهر اجتماعی علی علیه السلام در مسئله ی خلافت نمی اندیشید. مگر خلافت و پست و مقام ظاهری چه تاثیری در زندگی رفاهی و مادی این خانواده داشت فاطمه سلام ا... علیها به امانتی الهی می اندیشید كه در غدیر خم رسماً به عهده ی علی علیه السلام و خاندانش واگذار شده بود. او نگران اداء امانت و در پی انجام وظیفه ی دینی و شرعی اش بود و برای بازگردانیدن خلافت به مسیر اصلیش از همان روزهای آغازین مبارزه ی مسالمت جویانه ای را آغاز كرد. در روزگارى که دیگران به شدّت بر اوضاع مسلّط بودند و اجازه مخالفت و نفس کشیدن به کسى نمى دادند، حضرت زهرا (س) با تمام قدرت به دفاع از حق غصب شده و پامال شده على (ع) برخاست و صریحاً فریاد کشید که خلافت از على (ع) غصب شده است. از حضرت صادق (ع) نقل شده است که حضرت فاطمه (س) بعد از پیامبر (ص) این گونه از دست امّت بى تفاوت شکوه نمود: «اللّهُمَّ إلَیکَ نَشکُو فَقدَ نَبِیِّکَ...وَ مَنعَهُم إیَّانَا حَقَّنَا الَّذِى جَعَلتَهُ لَنَا فِى کِتابِکَ المُنزَلِ عَلَى نَبِیِّکَ المُرسَل خدایا! به سوى تو شکایت مى کنیم به خاطر اندوه از دست دادن پیامبرت... و اینکه ما را از حقّمان باز داشتند، همان حقّى که در کتاب نازل شده بر پیامبرت، براى ما قرار دادى.»( بحارالانوار، ج 53، ص 19، و ج 43، ص 156 و 214) در نتیجه در می یابیم اگر مبارزات سیاسی فاطمه زهرا علیهاالسلام در دفاع از حریم امامت و ولایت نبودند جریان امامت در همان «سقیفه بنی ساعده» خاتمه می یافت. اما خداوند اراده کرده بود که ریحانه نبی و همسر ولایت بار سنگین مبارزات سیاسی را در مدت کوتاهی بر دوش بگیرد و جامعه خفته را بیدار سازد و همچون پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله رسالت را به امامت متصل سازد و وجود آن حضرت، تجلّی بخش امامت بود. دفاع فاطمه زهرا علیهاالسلام از حریم امامت و ولایت بود که توانست از قتل حضرت علی علیه السلام جلوگیری کند و تا حدی جوّ متشنّج سیاسی آن روز مدینه را کنترل نماید و حقّانیت حضرت علی علیه السلام را به مرور زمان ثابت کند تا در سال های بعد، با بیعت مردم با حضرت علی علیه السلام مسیر امامت تداوم یابد و فرزندان آن حضرت ادامه دهنده خط مشی سیاسی و مبارزاتی مادر نمونه شان باشند. همو بود که دختری همچون زینب علیهاالسلام را در کانون تربیتی خویش پرورش داد تا در کربلا ادامه دهنده و پیامبر خون امام حسین علیه السلام باشد. مبارزات سیاسی حضرت زهرا علیهاالسلام نشان دادند که یک زن، که عنصر پیونددهنده بین رسالت و امامت است، چگونه می تواند با جثه ضعیف خود و روح عظیم الهی خویش، بار سنگین مبارزه را بر دوش کشد و با جان و مال خود تا آخرین نفس، خط الهی را دنبال کند و فریب سیاست پیشگان زر و زور و تزویر را نخورد و نشان دهد که در سخت ترین عرصه های سیاسی و اجتماعی جامعه، که حتی مردان رزم دیده و مقاوم هم دچار تزلزل می شوند، یک زن ایستا و مقاوم می تواند در مقام دفاع از حق و ولایت بایستد و رسالت خویش را جانانه به ثمر برساند. حضور سیاسی فاطمه زهرا علیهاالسلام نشان داد که یک زن با آگاهی و اتخاذ شیوه های سیاسی مدبّرانه می تواند در صحنه های گوناگون جامعه به مبارزه بپردازد. این حضور نه تنها تفکر «عدم حضور زن در اجتماع» را نفی می کند، بلکه انحصار حضور مردان در عرصه های سیاسی را به نقّادی می کشاند و بر آن مهر ابطال می زند. راضیه مرضیه علیهاالسلام با زندگی و مبارزه خود، در عرصه های گوناگون اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، عبادی، خانه داری، همسرداری، تربیت فرزند و بخصوص در صحنه های گوناگون سیاسی، نشان داد که یک زن می تواند با حفظ حریم عفّت و ارزش های انسانی، در تمامی عرصه های جامعه حضور داشته باشد و اسلام چنین می خواهد که زن نیز همچون مرد، در تمام عرصه های جامعه عنصری فعّال و پویا باشد و با پیروزی انقلاب اسلامی، این تحوّل و نگرش نسبت به زن در جامعه ایجاد شد و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی رحمه الله ، و مقام معظّم رهبری، حضرت آیة الله خامنه ای (مدطله العالی)، نیز در سخنان خود بر این امر تأکید داشته و صحّه گذاشته اند. دخت گرامی پیامبر صلی الله علیه و آله و انسیه حورا، حضرت فاطمه علیهاالسلام ، با اخلاق و رفتار و کارنامه عملی و فکری خویش، مکتبی را برای زنان پایه گذاری کرد که زمزم تکامل و تعالی و چشمه سار والای کرامت انسانی است، که زنان امروز نیز با تأسّی به این اسوه و الگوی برتر، می توانند به گسترش ارزش های دینی بپردازند و با ایجاد حسّ مسئولیت پذیری، خودسازی، روحیه شهادت طلبی، دفاع، انفاق و ایثار و استقامت و پایداری و صبر، تلاش کنند تا در جهان امروز، به جایگاه حقیقی خویش دست یابند و بدین وسیله، با بازبینی سنّت های جاهلی و احقاق حقوق الهی و شرعی و تکیه بر هویّت اسلامی، با حفظ حجاب به عنوان نماد استقام و پایداری، مسیر فاطمی را ادامه دهند. بی سبب نیست که یوسف زهرا علیهاالسلام الگوی تمام عیار خویش را در زمان ظهور این گونه معرفی می کند: «فی ابنة رسول اللّه لی اسوةٌ حسنه»؛ در دختر رسول خدا، فاطمه زهرا علیهاالسلام برای من، اسوه ای نیکو و شایسته است. از بهترین شیوه هاى دفاع این است که مردم را نسبت به جایگاه و عظمت یک امر مهم آشنا سازیم. فاطمه زهرا(س) از این شیوه بهترین بهره ها را برد و در قالبهاى مختلف، عظمت و جایگاه رفیع و بلند امامت را بیان کرد. زهرای اطهرعلیها السلام دفاع جانانه ای از ولایت امیرمؤمنان علیه السلام نمود و در این راه، مشتاقانه جام پرافتخار شهادت را سر کشید و افتخار اولین شهید راه ولایت را تا ابد به نام خود ثبت کرد. ذكربرخی منابع وكتب استفاده شده در مقاله جهت مطالعه بیشتر علاقه مندان : . الامالی، شیخ مفید، چاپ کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، قم، چاپ دوم، 1413 ق. . الامامة والسیاسة، ابن قتیبة الدینوری، انتشارات الشریف الرضی، قم، چاپ اوّل، 1413 ق. بحارالانوار، علامه مجلسی، مؤسّسة الوفاء، بیروت، 1404 ق. . الخصال، شیخ صدوق، انتشارات جامعه مدرّسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 1403 ق. . دلائل الامامة، محمد بن جریر طبری، کتابخانه حیدریه، نجف اشرف، 1383 ق. . الصراط المستقیم، علامه زین‏الدین علی بن یونس نباطی بیاضی، کتابخانه حیدریه، نجف اشرف، چاپ اوّل 1384 ق. الغدیر، علامه امینی، دارالکتاب العربی، بیروت، چاپ سوم، 1387 ق. . کفایة‏الاثر، ابوالقاسم علی بن محمد بن علی خزّاز قمی رازی، انتشارات بیدار، قم، 140 - دیانی دردشتی، زهرا، بررسی و تحلیل قرآن خطبه ی حضرت فاطمه(س) در مسجد مدینه، ناشر: مدیر فلاح، چاپ اول، كرج، 1385 - شجاعی ، مهدی، كشتی پهلو گرفته، نشر مدرسه چاپ هشتم تهران 1373 - قائمی، علی، فاطمه(س) برترین بانوی اسلام، نشرهجرت، قم، 1377 - قزوینی، محمد كاظم، مترجم: فریدونی، حسن، فاطمه زهرا(س) از ولادت تا شهادت، نشر آفاق ، چاپ پنجم، تهران 1375 - مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، الجامعه .... اخبار الائمه الاظهار، اسلامیه، تهران 1111 قمری شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، بیروت، دارالکتب العلمیّه، ج 6، ص 211. -ریاحین الشریعة، ذبیح الله محلاتى، تهران دارالکتب الاسلامیة، ج 1، ص 93؛ -فرهنگ سخنان فاطمه(س) محمددشتی انتشارات مشهور -الاحتجاج، احمد طبرسى، قم، اسوه، اوّل، 1413 ق، ج 1، ص 258؛). گرداروری:صدراله زین العبادی-کارشناس ارشدتاریخ تشیع آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 4742
زمان انتشار: 26 دسامبر 2020
| |
فاطمه (سلام الله علیها) در کلام الهی

فاطمه (سلام الله علیها) در کلام الهی

قرآن مجید که کلام راستین خداست و در نهایت اتقان و درستی قرار دارد، بی هیچ شک و شائبه ای بازگوکننده حقایقی است که ذهن بشری از نیل به بسیاری از آنها، عاجز و ناتوان است. فاطمه زهرا (ع) نیز حقیقتی بی مانند دارد که جز در سایه سار قرآن و کلام معصومان نمی توان بدان دست یافت. بدین لحاظ، در این مجال به بررسی برخی از آیات قرآن و بیان پاره ای از این حقایق می پردازیم. 1.خانه فاطمه (ع) جلوه گاه نور هدایت الهی قرآن کریم، خداوند را نور آسمان ها و زمین می خواند و تصریح می کند که او هر فردی را که بخواهد، به نور خویش هدایت می کند. در ادامه می فرماید:«[ این نور هدایت] در خانه هایی است که خداوند اذن فرموده است رفعت بیابند؛ خانه هایی که نام خدا در آنها ذکر می شود و مردانی که تجارت و معامله، آنان را از یاد الهی غافل نمی کند و می ترسند از روزی که در آن، دل ها و چشم ها زیر و رو می شود، صبح و شام در آنها، تسبیح او می گویند.»(1) هنگامی که پیامبر خدا (ص) آیات مذکور را تلاوت کرد، یکی از اطرافیان حضرت پرسید: یا رسول الله! این خانه ها کدام خانه هایند؟ فرمود:«خانه های انبیا». ابوبکر برخاست و گفت: یا رسول الله! آیا خانه فاطمه و علی از مصادیق این آیه است؟ پاسخ شنید:«آری، از برترین مصادیق آن است.»(2) 2. مشکات الهی قرآن برای تبیین و معرفی نور خداوند، مثالی ذکر می کند: «مثل نور خداوند، مثل چراغدانی است که درون آن، چراغی گذارده باشند...»(3). راوی می گوید: از امام (ع) درباره این کلام الهی پرسیدم. فرمود:«آن چراغدان، فاطمه (ع) است و آن چراغ، امام حسن (ع)و آن زجاجه (فانوس یا حباب شفاف)، امام حسین (ع) است.»(4) این بیان در حقیقت اشاره به جایگاه والا و متعالی فاطمه (ع) و فرزندانش در عالم تکوین و هدایت بشر دارد. 3. ستاره فروزان امام (ع)، ذیل این آیه قرآن که می فرماید:«ستاره ای درخشنده چون مروارید»(5)، فرمود:«فاطمه ستاره درخشان و فروزانی از میان جمله زنان عالم است.»(6) 4. انسان بزرگ الهی امام باقر (ع) درباره آیه «همانا آن از مسائل مهم است (و) هشدار و انذاری است برای همه انسان ها» (7) فرمود:«یعنی فاطمه»(8). واژه «کُبَر»جمع«کبری» و تأنیث اکبر است. بنابراین، آیه مذکور چنین معنا می شود:«فاطمه زهرا (ع) یکی از بزرگان است»(9). در بیانی کوتاه می توان گفت: این تفسیر، عظمت معنوی آن بانوی بزرگوار اسلام را بازگو می کند که در اثر آراسته شدن وی به سجایا و کمالات الهی برایش حاصل گشته است. 5. دریای فضیلت ذیل این آیه که می فرماید:«(خداوند) دو دریا را در کنار یکدیگر قرار داد؛ در حالی که با هم تماس دارند. در میان آن دو، برزخی است که یکی بر دیگری غلبه نمی کند.»(10)، از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود:«علی و فاطمه، آن دو بحر عمیقی اند که هیچ یک را بر دیگری برتری نیست. بین آن دو، واسطه ای است که همان رسول خداست و محصول این بحر عمیق، لؤلؤ و مرجان است که آن دو، حسن و حسین هستند.»(11) ثعلبی در تفسیر خود، از سفیان ثوری نقل می کند:«مرج البحرین یلتقیان» یعنی فاطمه و علی، و منظور از «یخرج منهما اللؤلؤ و المرجان» حسن و حسین و مراد از «بینهما برزخ» رسول خداست.»(12) ابوسعید خدری نیز آیات یاد شده را همین سان تبیین و تفسیر می کند.(13) 6. کوثر رسول الله(ص) حضرت خدیجه برای پیامبر (ص) فرزند پسری به دنیا آورده بود که عبدالله نام گرفت، اما پس از مدتی از دنیا رفت. روزی از روزها، یکی از سران مشرکان به نام عاص بن وائل، پیامبر (ص) را هنگام خروج از مسجدالحرام ملاقات کرد و با وی به گفتگو پرداخت. گروهی از سران قریش که این گفتگو را دیده بودند، به محض ورود عاص بن وائل به مسجد از او پرسیدند: با چه کسی گفتگو می کردی؟ گفت: با آن «ابتر»(14)! خداوند در حمایت از پیامبر (ص) خویش، سوره کوثر را نازل کرد و فرمود:«( ای پیامبر (ص))! ما به تو کوثر ( خیر و برکت فراوان) عطا کردیم. پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن و بدان که دشمن تو قطعاً بریده نسل و دم بریده خواهد بود.»(15) مفسران کلام الهی، «کوثر» را خیر و برکت بسیار معنا کرده و گفته اند:«مقصود از آن، فراوانی نسل و ذریه پیامبر (ص) است و این معنا از طریق فرزندان فاطمه (ع) محقق شده است؛ به گونه ای که عدد ذریه او از شمارش خارج است و این روند تا روز قیامت تداوم دارد.»(16). بسیاری از بزرگان علمای شیعه، وجود مبارک فاطمه زهرا (ع) را روشن ترین مصداق کوثر قلمداد کرده اند؛ زیرا شأن نزول آیه، بیانگر این است که بت پرستان مکه، پیامبر (ص) را متهم به مقطوع النسل بودن می کردند و قرآن ضمن نفی گفتار آنان، به پیامبر (ص) می فرماید:«ما به تو کوثر عطا کردیم.» از این تعبیر چنین برداشت می شود که این خیر کثیر (کوثر)، همان فاطمه زهرا (ع) است.(17) 7. شاخه ای از شجره الهی خدای متعال کلمه طیبه را به شجره طیبه ای مانند می کند و می فرماید:«آیا ندیدی که خداوند چه سان مثل زده؟ کلمه طیبه ( سخن و ایمان پاک) همانند درختی پاک است که ریشه اش ثابت و شاخه اش در آسمان است.»(18) یکی از یاران امام باقر (ع) نقل می کند: خدمت آن حضرت رسیدم و درباره آیه یاد شده پرسیدم. حضرت (ع) پاسخ داد: «آن درخت (شجره طیبه)، محمد مصطفی (ص) است. تنه آن درخت، امیرمؤمنان علی (ع)، میوه آن، امام حسن و امام حسین (ع)، شاخه اصلی آن فاطمه (ع) است و شاخه های کوچک آن، ائمه اطهار از فرزندان فاطمه (ع)، و برگ های این درخت، شیعیان و دوستداران ما اهل بیت اند.»(19) 8. حقیقت شب قدر امام صادق (ع) درباره آیات نخستین سوره قدر(20) فرمود:«لیله ( مقصود حقیقی از آن شب)، فاطمه است و قدر، خداوند است. بنابراین هرکس فاطمه را آن سان که حق معرفت اوست، بشناسد، شب قدر را درک کرده است و حقیقت این است که فاطمه (ع) فاطمه نامیده شد، چون خلایق از شناختش ناتوان گشتند.(21) 9. فاطمه (ع)، صراط مستقیم الهی حداقل ده مرتبه در نمازهای شبانه روز، از خدای بزرگ می خواهیم که ما را به «صراط مستقیم» هدایت و راهنمایی کند. پیامبر (ص) عظیم الشأن اسلام در تفسیر صراط مستقیم می فرماید:«همانا خداوند، علی (ع)، و همسرش و فرزندانش را حجت خویش بر خلق خود قرار داده است و آنها دروازه های علم در امت من اند. هرکه به سوی آنان رهنمون شود، به صراط مستقیم هدایت گشته است.»(22) 10. ایمان به فاطمه (ع)، شرط هدایت امام باقر (ع) در تفسیر آیه 136 و 137 سوره بقره می فرماید:«از آیه «آمنا بالله و ما انزل الینا»، علی، حسن، حسین و فاطمه اراده گشته و این حکم، بر امامان پس از ایشان نیز جاری است» و نیز فرمود:«فان آمنوا»یعنی: مردم. «بمثل ما آمنتم به» یعنی: به علی، فاطمه، حسن، حسین (ع) و ائمه پس از آنان. «فقد اهتدوا و ان تولوا فانما هم فی شقاق»(23). 11. پذیرش توبه با توسل به فاطمه (ع) قرآن کریم می فرماید: وقتی حضرت آدم (ع) و همسرش حوا (ع) به رغم نهی الهی، از میوه درخت ممنوعه تناول کردند، به سبب تخلف از دستور الهی از بهشت اخراج شدند و به زمین هبوط کردند. «سپس آدم از سوی پروردگارش کلماتی دریافت کرد (و با آن کلمات توبه کرد) و به درستی که خداوند، توبه پذیر و مهربان است.»(24) ابن عباس می گوید: از رسول خدا (ص) درباره کلماتی که حضرت آدم از پروردگار خویش دریافت کرد و با آن کلمات توبه کرد، پرسیدم. فرمود: «از خدا خواست که به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین (ع) توبه اش را بپذیرد. خداوند نیز پذیرفت.»(25) 12. صالح درگاه الهی قرآن کسانی را که فرمان بردار خدا و رسول وی اند، به هم نشینی با آنانی وعده می دهد که از نعمت های بی پایان و ابدی الهی بهره مندند.(26) انس بن مالک می گوید: یک روز صبح، پس از آنکه نماز صبح را با پیامبر (ص) به جای آوردیم، به آن حضرت عرض کردم: یا رسول الله! آیا این سخن خدای را برایمان تفسیر می کنی که می فرماید:«و کسی که خدا و پیامبر (ص) را اطاعت کند، ( در روز رستاخیز) هم نشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده، از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان، و آنها رفیقان خوبی اند.»(27) فرمود: مقصود از «پیامبران» منم. منظور از «صدیقان» برادرم علی (ع) است. مقصود از «شهدا» عمویم حمزه است و مقصود از «صالحان» نیز دخترم فاطمه (ع) و دو فرزندش (حسن و حسین (ع)) اند.(28) 13. مقرب الهی و ناظر اعمال نیکان خدای متعال در کتاب آسمانی خویش هنگام خبردادن از مواهب عظیم و نعمت های روح پرور بهشت برای نیکوکاران می فرماید:«نامه اعمال ابرار و نیکان در علیین است و تو چه می دانی که علیین چیست؟! نامه ای است رقم خورده و سرنوشتی است قطعی که مقربان (خاصان و برگزیدگان درگاه الهی) شاهد آن اند.»(29) امام باقر (ع) در تفسیر این کلام الهی می فرماید: منظور از آن «مقربان» پیامبرخدا (ص)، علی، فاطمه، امام حسن و امام حسین(ع) است.(30) بنابراین فاطمه (ع) یکی از مقربان و خاصان درگاه الهی است و شاهد و ناظر بر نامه اعمال نیکان در روز رستاخیز خواهد بود. 14. فاطمه (ع)، مبرا از هر ناپاکی آیه تطهیر در خانه ام سلمه بر پیامبر (ص) فرستاده شد:«خداوند می خواهد که پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و شما را کاملاً پاک سازد»(31). علت نزول آن نیز چنین است که پیامبر (ص) خدا امیرمؤمنان علی، فاطمه، امام حسن و امام حسین (ع) را فراخواند. عبایی را روی آنها کشید و وقتی هر پنج نفر زیر عبا قرار گرفتند، فرمود:«بار خدایا! اینان اهل بیت من اند. پس آلودگی و ناپاکی را از ایشان دور ساز و پاک و پاکیزه بگردانشان».(32) زمخشری می نویسد: رسول خدا (ص) عبای پشمینه سیاه رنگی بر دوش داشت. وقتی امام حسن (ع) به محضرش شرفیاب شد، پیامبر (ص) وی را به زیر عبای خود فراخواند. پس از مدتی امام حسین (ع) آمد، او را نیز بدانجا فراخواند. پس از وی فاطمه (ع) و سپس امیرمؤمنان (ع) آمد و به زیر عبای رسول الله (ص) رفتند. پس از آن، پیامبر (ص) فرمود:«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت...»(33) ابوسعید خدری تصریح می کند: این آیه در شأن پیامبر (ص) خدا، علی، فاطمه، امام حسن و امام حسین (ع) نازل شده است.(34) ام سلمه نیز بدین مطلب تصریح دارد.(35) ابن حجر هیثمی نیز اذعان می کند که اکثر مفسران بر این عقیده اند که آیه تطهیر در شأن علی، فاطمه و حسن و حسین (ع) نازل شده است.(36) 15. فاطمه (ع)، بهترین الگو خداوند به پیامبر (ص) خویش می فرماید:«خانواده ات را به نماز فرمان بده و بر آن پایدار باش.»(37) در این زمینه می نویسند: از زمانی که این آیه نازل شد، پیامبر (ص) خدا پیوسته، هنگام نماز، بر در خانه علی و فاطمه (ع) حاضر می شد و می فرمود:«خداوند، شما را رحمت کند؛ هنگام نماز است. به درستی جز این نیست که خداوند می خواهد پلیدی و ناپاکی را از شما اهل بیت دور کند.(38)»(39). پیامبر خدا (ص) با عبارات «خداوند می خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور کند»، به همگان فهماند که آیه تطهیر، در شأن اهل بیت است و علت دعوت به نماز، بی تفاوتی علی و فاطمه (ع) به عبادت نیست، بلکه از باب الگودهی به مسلمانان است و آن دو بزرگوار، مبرا از هر قصور و تقصیری در اجرای دستورهای الهی اند. برخی از اصحاب در این رابطه نقل می کنند: پیامبر (ص) نه ماه پی در پی این کار را انجام داد.(40) 16. پاداش بیکران برای فاطمه (ع) صادق آل محمد (ع) نقل می کند: رسول خدا (ص) وارد خانه فاطمه (ع) شد؛ در حالی که فاطمه لباس خشنی از پشم شتر بر تن داشت، با یک دست، آسیاب می کرد و با دست دیگر، کودکش را شیر می داد. با مشاهده این وضعیت، اشک از چشمان پیامبر (ص) سرازیر شد. فرمود: «دخترم! تلخی دنیا را در برابر شیرینی آخرت تحمل کن؛ زیرا خداوند این آیه را بر من نازل کرده است: به زودی پروردگارت آن قدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی(41).»(42) 17. سربلند از امتحان الهی عبدالله بن مسعود در تفسیر این آیه که می فرماید:«امروز آنها را به سبب صبر و استقامتشان پاداش بخشیدم؛ آنها پیروز و رستگارند»(43)، می گوید: یعنی امروز به سبب اینکه علی بن ابی طالب، فاطمه، حسن و حسین (ع) بر طاعت، گرسنگی، فقر، و امتحانات الهی در دنیا صبر پیشه کردند، بهشت را بدانان پاداش دادم و به درستی که آنها رستگار و سربلند از حساب و کتاب الهی هستند.(44) 18. اسوه ایثار و اخلاص امام حسن و امام حسین (ع) در خردسالی بیمار شدند. رسول الله (ع) همراه جمعی از یاران خویش به عیادت آنها آمدند. سپس به علی (ع) فرمودند: ای اباالحسن! خوب است برای شفای دو فرزند خویش، نذری کنی. از این رو، علی (ع)، فاطمه (ع) و فضه خادمه، هر سه نذر کردند که در صورت شفای این دو کودک، سه روز «روزه » بگیرند... در پایان داستان ایثار و فداکاری اهل بیت (ع) آمده است که فرشته وحی الهی نازل شد و فرمود: ای محمد! خداوند با چنین خاندانی به تو تهنیت می گوید. سپس، سوره «هل اتی» را بر او خواند.(45) خداوند در این سوره، سه صفت آشکار و برجسته این خانواده را- که فاطمه (ع) نیز یکی از آنان است- متذکر می شود که عبارت است از :1. وفای به نذر: «به نذر خود وفا می کنند و از روزی که شر و عذابش گسترده است، بیمناک اند»(46)؛ 2. ایثار:«و غذای خود را با اینکه به آن علاقه و نیاز دارند، به مسکین و یتیم و اسیر می دهند»؛ (47) 3. اخلاص:«ما، شما را فقط به خاطر خدا اطعام می کنیم و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم».(48) 19. برترین زن مسلمان هنگامی که پیامبر (ص) با مسیحیان نجران درباره مسیحیت و نفی الوهیت حضرت عیسی (ع) گفتگو می کرد و آنان با وجود استدلال آن حضرت، سخن او را نپذیرفتند، خداوند به پیامبر (ص) خویش دستور داد با آنها «مباهله » کند. آن حضرت در حالی که برای مباهله حضور یافت که حسین (ع) را در آغوش داشت و دست حسن (ع) را گرفته بود و فاطمه (ع) پشت سرش می آمد و علی هم پشت سر فاطمه (ع) قرار گرفته بود. پیامبر(ص) به اهل بیت خود فرمود:«وقتی دعا کردم، آمین بگویید». اما اسقف نجران با دیدن آن چهره های پرجاذبه الهی گفت: اگر آنان از خدا بخواهند کوه را از جایش برکند، می کند، مباهله نکنید که هلاک می شویم و بر روی زمین یک نصرانی تا روز قیامت باقی نمی ماند. بنابراین، آنان مباهله نکردند و خواستند بر دین خود باقی بمانند و در نهایت، با آن حضرت توافق کردند که جزیه بپردازند.(49) این واقعه زمانی بود که خداوند فرمود:«هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز هم) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا بر دروغگویان قرار دهیم.»(50) ابن عباس در تفسیر این آیه می گوید: منظور پیامبر (ص) از فرزندان ما، حسن و حسین، مقصود از زنان ما، فاطمه و منظور از نفوس ما، شخص پیامبر (ص) و علی است.(51) ابوسعید خدری نیز می گوید: زمانی که این آیه نازل شد، رسول الله، علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) را فراخواند و فرمود:«بارخدایا! اینها اهل من اند.»(52) درواقع، تعبیر «ابنائنا» و «نسائنا» و «انفسنا» درباره این چهار معصوم، بیانگر برتری و فضیلت آنان بر سایرین است؛ زیرا پیامبر (ص) از میان همگان، فقط آن چهار نفر را برگزید. 20. محبت کوثر، مزد رسالت خداوند خطاب به پیامبر (ص) خویش می فرماید:«بگو هیچ پاداشی از شما (بر رسالتم) درخواست نمی کنم، جز دوست داشتن نزدیکان را»(53). این آیه، مودت و محبت نسبت به نزدیکان پیامبر (ص) را به عنوان اجر و مزد رسالت پیغمبر (ص) معرفی می کند و آن را از امت مسلمان می خواهد. ابن عباس روایت می کند: وقتی این آیه نازل شد، به پیامبر (ص) عرض کردند:«یا رسول الله! آنانی که محبت و مودت آنها بر ما واجب شده است، چه کسانی اند؟» فرمود:«علی، فاطمه، حسن و حسین (ع)»(54). نویسنده:مرتضی حسینی شاه ترابی پی نوشت ها : 1. «فی بیوت اذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال...»نور/36 و 37. 2. الکشف و البیان(تفسیر ثعلبی)، تحقیق: ابومحمد ابن عاشور، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چ1، 1422ق، ج7، ص 107. 3. «مثل نوره کمشکاة فیها مصباحٌ...»نور/35. 4. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ابن مغازلی، بیروت، دارالاضواء، چ3، 1424ق، ص 263، ح361. 5. «کانها کوکبٌ درّی».نور/35. 6. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص 263، ح 361. 7. «إنها لاحدی الکبر نذیراً للبشر».مدثر/ 35 و 36. 8. تفسیر نورالثقلین، عبدعلی بن جمعه عروسی حویزی، تحقیق: سید هاشم رسولی محلاتی، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چ4، 1412ق، ص 458، ح22. 9. همان. 10. «مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان». الرحمن/ 19 و 20. 11. ینابیع الموده، سلیمان قندوزی، تحقیق: علاء الدین اعلمی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چ1، 1418ق، ج1، ص 139. 12. الکشف و البیان، ج9، ص 182. 13. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص 277، ح390. 14. «مشرکان مکه، پیامبر(ص) را پس از وفات پسرانش از روی طعنه «ابتر» صدا می زدند؛ چون فرزند پسری نداشت.» 15. «انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر».کوثر/1-3. 16. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1415ق، ج10، ص 458-460. 17. برگزیده تفسیر نمونه، احمد علی بابایی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ6، 1379ش، ج5، ص 599-560. 18. «الم تر کیف ضرب الله مثلاً کلمة طیبه کشجرة طیبة اصلها ثابت و فرعها فی السماء». ابراهیم/ 24. 19. شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، تحقیق: محمد باقر محمودی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چ1، 1393ق، ج1، ص 311. 20. «انا انزلناه فی لیله القدر».قدر/1. 21. تفسیر فرات کوفی، تحقیق: محمد الکاظم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1416ق، ص 581 و 582، رقم 747؛ بحارالانوار، تحقیق: محمود دریاب، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، چ1، 1421ق، ج18، ص 52. 22. شواهد التنزیل، ج1، ص 58، ح 89. 23. التفسیر للعیاشی، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیه مؤسسه البعثه؛ قم، بنیاد بعثت، چ1، 1421ق، ج1، ص 159، رقم 212/ 111. 24. «فتلقی ادم من ربه کلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم»بقره/37. 25. ینابیع الموده، ج1، ص 112؛ الطرائف، سید بن طاووس، قم، نشر خیام، چ 1371ق، ص 112، ح 166؛ الدرالمنثور، جلال الدین سیوطی، بیروت، دارالفکر، 1414ق، ج1، ص 19. 26. «و من یطع الله و الرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا». نساء/69. 27. همان. 28. بحارالانوار، ج10، ص 361. 29. «ان کتاب الابرار لفی علییین و ما ادریک ما علییون کتاب مرقوم یشهده المقربون». مطففین/18-21. 30. بحارالانوار، ج10، ص 361. 31.احزاب/ 33. 32. ینابیع الموده، ج1، ص 125. 33. الکشاف، تحقیق: عبدالرزاق المهدی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چ2، 1421ق، ج1، ص 396. 34. الکشف و البیان، ج8، ص 42؛ ینابیع الموده، ج1، ص 127؛ شواهد التنزیل، ج1، ص 25، ح 661؛ ذخائر العقبی، مکتبه القدسی، 1356ق، ص 24؛ فرائد السمطین، ابراهیم بن محمد جوینی، تحقیق: محمدباقر محمودی، بیروت، مؤسسه المحمودی للطباعه و النشر، چ1، 1400ق، ج2، ص 10، ح356؛ جامع البیان عن تأویل آیات القرآن، محمد بن جریر طبری، تحقیق: صدقی جمیل العطار، بیروت، دارالفکر، 1415ق، ج22، ص 9، ح 21727. 35. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص 254، حدیث 345؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، ابن حجر عسقلانی، تحقیق: عادل احمد عبدالموجود، بیروت، دارالکتب العلمیه، چ1، 1415ق، ج8، ص 265؛ اسد الغابه، بیروت، دارالفکر، چ1، 1419ق، ج6، ص 225. 36. الصواعق المحرقه، تحقیق، عبدالوهاب عبداللطیف، مکتبة القاهره، چ2، 1385ق، ص 143. 37. «وامر اهلک بالصلاة و اصطبر علیها». طه/132. 38. «الصلاة رحمکم الله «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت». 39. شواهد التنزیل، ج1، ص 381، ح 526. 40. الکشف و البیان، ج8، ص 42. 41. «و لسوف یعطیک ربک فترضی». ضحی/5. 42. مجمع البیان، ج10، ص 382؛ الکشف و البیان، ج10، ص 225؛ موفق؛ مقتل الحسین خوارزمی، ابن احمد مکی، تحقیق: محمد سماوی، قم، انوارالهدی، چ1، 1418ق، ج1، ص 105، ح34. 43. «انی جزیتهم الیوم بما صبروا انهم هم الفائزون».مؤمنون/ 111. 44. شواهد التنزیل، ج1، ص 408، ح 665. 45. الکشاف، ج4، ص 670 و 671؛ التفسیر للعیاشی، ج3، ص 163-165؛ الکشف و البیان، ج10، ص 99-101؛ مجمع البیان، ج10، ص 209 و 210؛ شواهد التنزیل، ج2، ص 300-302، ح 1042؛ تذکرة الخواص، ابن جوزی، بیروت، مؤسسه اهل البیت، 1401ق، ص 281-283؛ ینابیع الموده، ج1، ص 108 و 109. 46. «یوفون بالنذر و یخافون یوماً کان شره مستطیراً».انسان/ 7. 47. «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا». انسان/ 8. 48. «انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاءً و لا شکورا». انسان/ 9. 49. ر.ک: الکشاف، ج1، ص 396 و 397؛ الکشف و البیان، ج3، ص 85 و 86. 50. «فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین». آل عمران/61. 51. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص 264، ح 362؛ شواهد التنزیل، ج1، ص 142، ح 194. 52. «اللهم هؤلاء اهلی»، ذخائر العقبی، احمد بن عبدالله طبری، ص 25. 53. «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی». شوری/ 23. 54. ینابیع المودة، ج1، ص 124؛ الطرائف، ص 112، ح 167؛ الکشف و البیان، ج8، ص 310؛ مجمع البیان، ج9، ص 48؛ مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص 258، ح 352؛ فرائد السمطین، ج2، ص 13، ح 359؛ بحارالانوار، ج10، ص 196.   منبع:نشریه فرهنگ کوثر، شماره 77. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4670
زمان انتشار: 3 ژولیه 2019
| | | |
مهندسی غم‌ها و شادی‌ها در زیارت حضرت معصومه(س)

حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) (5)، ۹3/11/11

مهندسی غم‌ها و شادی‌ها در زیارت حضرت معصومه(س)

به مناسبت فرخنده میلاد بانوی کرامت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها، به بخشی از شرح زیارت حضرت که از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی می‌باشد، می‌پردازیم. 

ادامه شرح زیارتنامه حضرت معصومه (سلام الله علیها) و أن لا یسلبنا معرفتکم، انّه ولیٌّ قدیر... از این فراز به بعد، غصه‌ها و دلواپسی‌های زائر، رخ می‌نمایند. یک زائر حقیقی، زائری است که قلبش، درگیر غصه‌های فوق عقلانی باشد. در مباحث گذشته آموختیم که قیمت هر انسان به هوس‌ها، آرزوها، دغدغه‌ها و آرمان‌های اوست، و از سویی، نوع غم‌ها، ترس‌ها، اضطراب‌ها، دلشوره‌های او را نیز شاخص اصلی و بزرگی در قیمت‌گذاری و ارزش‌بندیِ باطنش برشمردیم. نکته حائز اهمیت در مهندسی نظام غمهای انسان، آن است که غمِ برای دنیا. یک نقص و ضعف برای حقیقتِ وجودی او محسوب می‌گردد، به طوری که ابتلا به هر کدام از غم‌های دنیایی، بخش عظیمی از حسرت‌های آخرتی را برای انسان ذخیره خواهد کرد. حسرت اینکه، چرا قلبِ خود را به جای پر کردن از عشق به الله و غیب، به غمهای بی‌اساس و زودگذر دنیا مبتلا نموده‌ایم. غم‌های دنیایی، به منزله یک رذیله، حقارت و حتی یک فحشا برای بخش فوق عقلانی (انسانی) وجود ما محسوب می‌شوند. البته ممکن است خود شخص در این دنیا آن را احساس نکند، اما در آخرت متوجه حقارت و فحشایش خواهد شد. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» کسی را که برای دنیا و غمهایش به گریه می‌افتد، اهل جهنم می‌داند، «من بکاء علی الدنیا دخل النار» اما یک سلسله غم‌های بسیار زیبا در همین دنیا وجود دارند که اگر در قلب انسان وارد شوند، هم در دنیا برای انسان تولید شادی می‌کنند و هم حجم عظیمی از آخرت او را به سعادت می‌رسانند. در زیارت نامه حضرت معصومه، نه تنها تمام حوائجی که زائر می‌طلبد، از جنس حوائج فوق عقلانی است، بلکه تمام دلواپسی‌ها و دل‌نگرانی‌هایش نیز رنگ و بوی انسانی دارند. این طراحی‌ کاملاً مهندسی شده در نظام غمها و شادی‌های یک زائر نشان می‌دهد، که افق معرفت یک زائر حقیقی باید در چه سطحی باشد تا زیارتِ او را از حالت رسمی و تعارف به مرحله صدق برساند. تنها کسی قادر است صادقانه با حضرت معصومه حرف بزند که دغدغه‌ها و شادی های انسانی، بزرگترین اهمیت را در سبک زندگی او داشته باشند، به طوری که الله، خانواده آسمانی و جهاد بالاترین معشوق‌های زندگی او را تشکیل دهند. کسی که زندگی‌اش با جهاد می‌گذرد و به خاطر یاری دین خدا، هر گونه خستگی و زحمت را به جان می‌خرد، می‌تواند، صادقانه روبروی معصوم بایستد و تمام جان و مال و نفس خود را فدای آنان کند. لینک تمامی جلسات شرح زیارت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها معرفت، راه‌یابِ انسان به سوی الله معرفت ما نسبت به اهل‌بیت، تنها راه‌یابِ ما برای حرکت به دنبال آنان در مسیر الله است. اگر این معرفت، از انسان سلب شود، قطعاً در حرکت به سوی الله راه را گم خواهیم کرد، به طوری که تمام آرمان‌ها، برنامه‌ریزی‌ها، هوس‌ها و هدف‌های والایمان را از دست خواهیم داد. به طور کلی، هر آنچه که مانع حرکت انسان به سوی الله شود، عامل محدود کننده اوست. و قرآن به این عواملِ محدودکننده، اصطلاح شیطان را اطلاق می‌کند. این عوامل و یا به عبارت دیگر این شیاطین، می‌توانند از جنس هر کدام از شهوت‌های چهاربخش پایینی باشند. گاه شهوت‌های علمی (رسیدن به مدارج بالای علمی و ...)، گاه شهوت‌های وهمی (رسیدن به پُست و مقام و شهرت و ...) گاه شهوت‌های خیالی (هنرمند شدن ...) و گاه شهوت‌های حسی (ثروتمند شدن و ...) می‌توانند عامل محدودکننده انسان (عوامل شیطانی او) باشند. معرفت، با علم کاملاً متفاوت است. علم دانستن مسئله‌ایست و معرفت، باور کردن آن. علم، مجموعه‌ای از اطلاعات کلی است، اما معرفت به یقین رسانیدن علم در قلب است، به طوری که انسان چنان، در مسئله‌ای به یقین برسد که هیچ چراغی چشمک زنی نتواند، او را از باورش باز بدارد. خداوند در مسیر حرکت به سوی خود، زینت‌های بسیاری را برای انسانها طراحی نموده است. انّا جعلنا ما علی الارض زینته لها، لنبلوکم ایّکم أحسن عملا... ما آنچه راکه در زمین است، چشمک زن آفریدیم تا ببینیم کدامیک از شما بهتر عمل می‌کنید. چه بسا انسان‌های با معرفت و مؤمنی که در نیمه راه با یک پُست و مقام و یا ... معرفت‌شان را از دست داده و از راه به در شدند، لذا دچار سردرگمی در مسیر گشتند. در لشکر یزید، کسانی بودند که تا عصر عاشورا، مقابلِ امام حسین جنگیدند، اما درست در لحظه‌های تنهایی و غربت امام حسین به او پیوستند و سعادتمند شدند. و چه بسا کسانی که تا عصر عاشورا در لشکر امام حسین شمشیر زدند، اما به طمع یک پُست و یا ثروت به سوی لکشر یزید فرار کردند. برای خرید سی دی شرح زیارت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها کلیک کنید. یکی از اضطراب‌آورترین صحنه‌های زیارت نامه حضرت معصومه، اقرار به دلواپسیِ از دست دادن معرفت به اهل‌بیت است، چرا که کسی که در حال تنظیمِ قرار ملاقات با حضرت معصومه در بهشت است، دائماً در هراس است که نکند نتواند بر سر قرار خود حاضر شود... انّهُ ولیٌّ قدیر ... (حرکت در سایه معصوم) اگر ما حقیقتاً طالب آنیم که معرفت‌مان از ما سلب نشود، باید حتی لحظه‌ای دستمان را از دست ولیّ و راهنمایمان بیرون نیاوریم. عبارت انّهُ ولیّ قدیر درست بعد از اقرار به این دلواپسی، نشان می‌دهدکه انسان جز در سایه حرکت قدم به قدم و سایه به سایه ولی معصوم. امکانِ رسیدن به مقصد را نخواهد داشت. تنها کسی که رفت و آمدش به حرم را عنایت و مزد خاص ولیّ معصومش می‌داند، قادر است با چنین دلشوره‌های عظیمی با آنان سخن بگوید. اللهم إنّی أسئلک أن تختم لی بالسّعاده ... یک انسان با معرفت، خوب می‌فهمد که خطرات و پرتگاه های دنیا به قدری زیاد است که جز در سایه حمایت معصوم ختم به خیر و سعادت نمی‌شود. او می‌فهمد که به تنهایی از پس عاقبت به خیری خودش بر نمی‌آید، و تنها اتکاء به اهل آسمان است که می‌تواند او را به سلامت به مقصد برساند. و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم... زائر حقیقی می‌فهمد، لطف و قوت خداوند او را به آغوش معصوم رسانده است، به تخاطبِ دو نفره با حضرت معصومه، به ملاقاتی بالاتر از بهشت ... . لاحول و لا قوه الا بالله، سپرِ عظیم زائر است در برابر عُجب و خودبینی. او هرگاه توفیقی پیدا می‌کند، با ذکر از خود در برابر حملات از سمت راست شیطان محافظت می‌کند. او تمام تلاشش را می‌کند، که هرگز شیفته کمالاتِ خودش نشود، بلکه عاشق و شیدای قدرتی باشد که در او تجلی نموده است. او از ترس اینکه نکند به سلامت به آغوش الله متولد نگردد، دائماً در خوف و رجا به سر می‌برد و به خداوند متعال تکیه می‌کند ... .   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4669
زمان انتشار: 22 ژوئن 2020
| | | |
از زیارت حضرت معصومه(س)، تا انتظار لحظه پر تپش ظهور

حضرت معصومه (سلام الله علیها) (4)، 93/10/13؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

از زیارت حضرت معصومه(س)، تا انتظار لحظه پر تپش ظهور

زائری که حرم حضرت معصومه را آشیانه آل محمد می‌داند، نه تنها به ارتباط حقیقی با ایشان در حرم نائل می‌شود، بلکه با تک تک 14 معصوم، ارتباطی عینی و شهودی برقرار نموده و به چهره به چهره به هر کدام از آنها سلام گفته و آنان را در آغوش می‌کشد. فراموش نکنیم که تک تک این سلام‌ها و بوسه‌ها، جذبِ نفس انسان شده و به آن هیبتی بسیار زیبا بخشند.

از زیارت حضرت معصومه، تا انتظار لحظه پر تپش ظهور اسئل الله أن یرینا فیکم السرور و الفرج... می‌دانیم که قیمت هر انسان به نوع آرزوها، دغدغه‌ها، آرمان‌ها و اهداف اوست. نوع دغدغه‌های انسانی که به زیارت حضرت معصومه «سلام‌الله‌علیها» مشرف شده است نیز دقیقاً مطابق با مقامی است که خداوند برای ایشان وضع نموده است. مقام این بانوی گرانقدر، به قدری عظیم و والاست که به تنهایی قدرتِ شفاعتِ تمام اهل محشر را دارا می‌باشند. دغدغه رسیدن به لحظه شادی اهل‌بیت که همان لحظه فرج آخرین ذخیره آنان است، دغدغه یک انسان حقیقی است. اساساً دغدغه‌های این زیارت نامه، به قدری متعالی تنظیم شده‌اند که زائر را از سطوح پایین دنیایی به پروازهای بلند انسان می‌رسانند. زائران با چنین دغدغه‌هایی است که می‌توانند به گروه خانواده آسمانی خود پیوسته و شادیِ حقیقی خود را تنها در لحظه ظهور به انتظار بایستند. البته شرط اصلی چنین دغدغه‌هایی، صادق بودن در آنها می‌باشد. صدق در گفتار این زائران سبب می‌شود که حضرت معصومه «سلام‌الله علیها» نیز آنان را برای تحقق آرمانهایشان، یاری نموده و دعاهایشان را به مُهر «آمین» خود زینت دهند. زائری که حرم حضرت معصومه را آشیانه آل محمد می‌داند، نه تنها به ارتباط حقیقی با ایشان در حرم نائل می‌شود، بلکه با تک تک 14 معصوم، ارتباطی عینی و شهودی برقرار نموده و به چهره به چهره به هر کدام از آنها سلام گفته و آنان را در آغوش می‌کشد. فراموش نکنیم که تک تک این سلام‌ها و بوسه‌ها، جذبِ نفس انسان شده و به آن هیبتی بسیار زیبا بخشند. زیباترین و عالی‌ترین دعایی که انسان می‌تواند در حق معصومین روا دارد، همین فراز (اسئل الله أن یرینا فیکم السرور) تا زیارتنامه است. اما شرط این دعای متعالی، صدق در دعا می‌باشد. صدق در این دعا، حقیقتاً انسان را در زمره محمد و آلش جمع خواهد کرد، چرا که این انسان با سبک زندگی اهل‌بیت زندگی نموده و دغدغه‌های این گروه در تمام رگهایش جریان دارد. او در بهشت نیز غصه‌دارِ تنهایی و آوارگیِ امام زمانش است و به یقین در زمان ظهورش در رکاب او، رجعت خواهد نمود، چرا که او تمام عمرش را به دغدغه یاری امامش سپری کرده بودند نه به امید بهشت. از سبک زندگی الهی تا پیوستن به جمع محمد «صلی الله علیه و آله و سلم» و آل و أن یجمعنا و ایّاکم فی زمره جدّکم محمداً صلی الله علیه و آله و سلم برای پیوستن به جمع محمد و آلش، شرط اساسی، زیستن به سبک زندگی آنان است. باید به نحوی زندگی کنیم که خودمان، پیوستن‌مان به گروه اهل‌بیت را باور کنیم. کسی که سبک زندگی او، فرسنگها از قواعد و قوانین اهل‌بیت فاصله دارد، نمی‌تواند انتظار پیوستن به گروه پیامبر و آلش را در سر بپروراند. تنها سبک زندگی الهی است که می‌تواند انسان را در رمزه محمد و آلش جمع نماید. کسی که پیوستنِ خود را به این گروه باور نموده است، به راحتی به اطاعت از معصومین تن داده و به سادگی از اموال، استعداد، آبرو، اولاد و اهلش برای رسیدن به اهداف اهل‌بیت هزینه می‌کند. کسی که عاشق اهل‌بیت است به دنبال، بدست آوردنِ توجه مخصوص آنان، از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کند. او به دنبال باز نمودن جایی برای خود در این گروه، هر گونه خستگی را در آغوش می‌کشد. کسی می‌تواند این فراز از زیارت نامه را صادقانه به زبان آورد که عاشق ملحق شدن به این جمع باشد، و برای این منظور بی‌توقع بی‌حساب و بی‌چرتکه اندازی به این در و آن در بزند. تمام ارتباطات او (جمع‌ها، دوستان، مهمانی‌ها، سفرها و ...) در معیت اهل‌بیت صورت می‌گیرد. با ادعاها، شعاردادن‌ها و احساسات بی‌عمل، نمی‌توان به معیت با اهل‌بیت «علیهم‌السلام» رسید. همانگونه که از خیل یاران حسین تنها 72 نفر صادق بودند و بقیه امام زمانشان را ترک نمودند. تک تک فرازهای این زیارتنامه، یک هم‌آغوشی با آسمان را به دنبال دارد. بیاموزیم با هر کدام از آنها، تا آغوشِ آسمان پرواز کنیم...   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4617
زمان انتشار: 26 نوامبر 2020
| |
مقامات معنوي حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)

مقامات معنوي حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)

عوامل قرب الهي

بدون ترديد از عوامل مهم قرب به خداي متعال محبت و دوستي پيامبر اكرم حضرت محمد(ص) و امامان معصوم(ع) و فرزندان و ذراري آن بزرگواران است.اين موضوع مستفاد از قرآن و سنت است؛ اما از قرآن، آيات زيادي بر آن دلالت دارد و روشن ترين آيات، اين آيه شريفه است كه مي فرمايد: «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده في القربي»(1)، اي پيامبر! به مردم بگو من از شما درخواست هيچ اجر و مزدي براي رسالتم نمي كنم، جز محبت و دوستي با خويشانم.»
روايات زيادي هم در اين زمينه وارد شده است كه مضمون آنها اين است كه پيامبر اكرم و امامان(ع) از مردم خواسته اند كه با فرزندان آنان دوستي نمايند. ما يك روايت را در اينجا ذكر مي كنيم.از پيامبر اكرم(ص) روايت شده است كه فرمودند: «احبوا الله لما يغذوكم من نعمته و احبوا في لحب الله و احبوا ذريتي لحبي اياهم(2)؛ خدا را دوست بداريد به خاطر نعمت هايي كه به شمار ارزاني داشته است و مرا هم دوست بداريد به جهت دوستي با خدا (چون من پيامبر الهي هستم) و با فرزندان من دوستي نماييد، چون من آنها را دوست دارم.»

از متون بسیاری از زیارات امامان و فرزندان آنها نیز همین مطلب استفاده می شود؛ مثلا در زیارت عاشورا آمده است: «اتقرب الی الله بحبكم و البرائه من اعدائكم؛ تقرب می جویم به خداوند به واسطه دوستی با شما و بیزاری جستن از دشمنان شما(3)». پیامبر عظیم الشأن و امامان معصوم(ع) و فرزندان بزرگوار آنان واسطه های فیض الهی هستند و خداوند متعال به واسطه آنان بر تمام انسان ها و كل عالم هستی فیض بخشی می كند و هر اندازه ای كه انسان به خدا ایمان داشته باشد و به خداوند عشق بورزد، باید به همان نسبت اولیای الهی را دوست بدارد.این محبت و دوستی كه از مطالبات خدا و پیامبر و امامان معصوم(ع) است. نصیب كسی می شود كه عظمت خدا و پیامبران و سایر اولیای خدا را درك كند و آنان را بیشتر بشناسد؛ زیرا محبت فرع بر معرفت است؛ اگر معرفت نباشد و یا از انسان سلب شود، محبت هم از بین می رود؛ چنان كه در زیارت حضرت فاطمه معصومه(ع) آمده است: «و ان لایسلبنا معرفتكم انه ولی قدیر؛ از خدا می خواهم كه معرفت شما خانواده را از من سلب نكند(4)». معرفت و شناخت مقامات معنوی و بلندی شأن اولیای الهی عطیه و اكرامی است از جانب خداوند متعال؛ چنان كه در زیارت شریف عاشورا می خوانیم: «فاسئل الله الذی اكرمنی بمعرفتكم و معرفه اولیائكم و رزقنی البرائه من اعدائكم ان یجعلنی معكم فی الدنیا و الاخره (5)؛ از آن خدایی مسألت می كنم كه مرا به شناخت و اعتقاد به شما خانواده اكرام كرده و بیزاری از دشمنانتان را به من روزی كرده است، اینكه مرا در این دنیا و آخرت با شما قرار دهد.» به طور مسلم یكی از راه های تحصیل معرفت به اولیا، تأمل و مطالعه در شرح حال و سیره و زندگانی آنان و نیز ذكر مقامات معنوی و فضایل اخلاقی و مناقب، مانند: معجزات و كرامات آنان است. این نوع معرفت علاوه بر اینكه در اصل محبت و ازدیاد آن اثری مهم دارد، موجب تربیت و الگو گرفتن از آنان نیز می گردد؛ زیرا هیچ كس نمی تواند به ترتیب صحیح و سعادت و كمال برسد، مگر از راه الگو پذیری از كسانی كه خود به مقام قرب الهی نایل آمده باشند و از طریق اصلاح خود گذشته و به هدف نهایی رسیده باشند.از جمله این بزرگان سیده جلیله فاطمه معصومه(ع) دختر بزرگوار حضرت امام موسی بن جعفر(ع) است.این بانوی بزرگ در عظمت و بلندای معنویت در حد بانوان بزرگ اسلام است و كسی است كه ملقب شده است به «معصومه» كه نشان دهنده اوج عظمت و بزرگی است و اخبار و روایات و نیز قراین و شواهد موجود در زندگی ایشان بیان كننده كمالات و فضایل نفسانی و مقامات معنوی برای ایشان است. نسب فاطمه معصومه(علیهاسلام) نام آن حضرت «فاطمه» ملقب به «معصومه»، پدر آن بزرگوار امام موسی كاظم(ع) و مادر آن حضرت علیا مكرمه، نجمه خاتون كه قبر شریفش در مدینه طیبه است. ایشان و برادرشان حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) از یك مادر بودند.ولادت فاطمه معصومه(ع) در اول ذی قعده بوده است. بنابراین، عمر شریفش 27سال بوده و در سال دویست و یك از هجرت، روز دهم ربیع الثانی در قم از دنیا رفته است. نه تنها حضرت فاطمه، دختر امام موسی(ع) ازدواج نكرده است، بلكه سایر دختران آن حضرت ازدواج نكرده بودند. صاحب «تاریخ قم» نیز به این مطلب اشاره نموده است و درباره دختران رضائیه فرموده است: «چنین به من رسیده كه رضائیه دختران خود را شوهر نمی دادند؛ زیرا كه هم كفوی برای ایشان نمی یافتند و موسی بن جعفر(ع) را بیست ویك دختر بوده. از این جهت، هیچ یك را به شوهر ندادند.»(6) روشن است كه خود این مطلب دلیل و شاهدی است قوی بر عظمت و جلالت بی بی فاطمه معصومه(ع) كه همتایی برای ایشان در ازدواج نبوده است. مقامات معنوی فاطمه معصومه(علیهاسلام) نمونه بسیار مهم از سلسله زنان به كمال رسیده، سیده جلیله، فاطمه معصومه(ع)، دختر امام موسی كاظم(ع) است كه قبر شریفش مزار و مطاف میلیونها مسلمان شیعه می باشد كه از اطراف بلاد اسلامی و كشورهای مختلف به زیارت آن حضرت نایل می شوند و از بركات قبر شریفش استفاده می كنند. باید گفت: قلم و بیان و زبان عاجز است كه مقام والای آن حضرت را بیان كند.صاحب «ناسخ التواریخ» درباره ایشان می گوید: «حضرت فاطمه معصومه(ع) حضرت ولیه الله تعالی و صفیه خاتون خلق جهان و ناموس خداوند عالمیان، عابده زاهده متقیه عارفه كامله مستوره مخدره معصومه فاطمه، دختر حضرت موسی بن جعفركاظم(ع) را مقامی و منزلتی متعالی و شأنی رفیع و مكانی عظیم است كه خداوند عطایش فرموده است.» سپس می گوید: «موسی بن جعفر(ع) را به قولی چهار دختر فاطمه نام داشت: كبری و وسطی و صغری و اخری؛ اما مشخص نیست كه صاحب ترجمه (شرح حال) كبری است یا صغری و یا وسطی، اما از حیث شأن و مقام جلیل، البته كبری است و مخدره عظمی است؛ چنان كه لقب شریف این مخدره معصومه بر این معنی دلالت دارد.(7) عظمت و جلالت قدر این مكرمه معظمه علاوه بر محدثان و مورخان و سیره نویسان، تمام جهان اسلام را پر كرده است و مطلبی است كه جملگی بر آن اتفاق نظر دارند. این جانب در مكه مكرمه و مدینه منوره دیدم مسلمانان عرب زبان وقتی نام مقدس قم را می شنیدند، می گفتند: در آن شهر قبر مطهر حضرت معصومه(ع) است و آرزوی زیارتش را می كردند و شگفت انگیز این بود كه نام اصلی ایشان كه فاطمه است را نمی بردند، بلكه ایشان را به نام معصومه می شناختند كه این خود بر عظمت این بانو دلالت دارد. دلایل مقامات معنوی فاطمه معصومه(علیهاسلام) 1- محدثه بودن آن حضرت شكی نیست كه نخستین عامل سعادت و كمال انسان و قرب او به خداوند متعال، علم و معرفت به ویژه علم و معرفت به خدای متعال است: زیرا علم و معرفت شرط لازم برای ایمان به خداوند است. امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: «اول الدین معرفته؛(8) نخستین مرتبه در دین، شناخت خداوند است.» این مقام بزرگ به طور كامل در پیامبران الهی موجود است و بعد در وجود امامان(ع) و فرزندان آنان از جمله، سیده جلیله كریمه اهل بیت، فاطمه معصومه(ع) است كه در دامان پدر بزرگواری مانند: امام موسی بن جعفر(ع) تربیت شده است و در سایه برادری، مانند: امام علی بن موسی الرضا(ع) ادامه زندگی داده است و قطعاً معرفت در وجود آن حضرت در حد بسیار بالایی وجود داشته است. افزون بر اصالت خانواده، موضوع محدثه بودن ایشان است كه دلیل بزرگی بر مقام معرفت آن حضرت است؛ زیرا محدثه بودن علامت عالم بودن می باشد. گرچه احادیث زیادی در این زمینه در دست نیست، ولی خوشبختانه نمونه ای برای شناخت مقام علم و فضیلت آن حضرت در دست می باشد. «شیخ صدوق از فاطمه دختر موسی بن جعفر(ع) از یكی از فرزندان امام سجاد به نام عمر از فاطمه دختر امام حسین(ع) از اسما دختر ابی بكر از صفیه دختر عبدالمطلب، عمه پیامبر نقل می كند كه گفت: من قابلگی امام حسین(ع) را برعهده داشتم. وقتی او از مادر متولدشد، پیامبر(ص) فرمود: عمه جان! فرزندم را بیاور! و در جواب گفتم: هنوز او را پاكیزه نكرده ام. پیامبر فرمود: ای عمه! آیا تو او را پاكیزه می كنی! نه خداوند او را پاكیزه كرده است.»(9) از این روایت مقام بلند علمی و فضیلت و معرفت حضرت فاطمه معصومه(ع) به طور روشن استفاده می شود؛ زیرا عنوان محدثه بودن و به خصوص شهرت آن بین اصحاب حدیث، عالمه بودن ایشان را ثابت می كند.بدون مناسبت نخواهدبود كه شهر مقدس قم در طول تاریخ همیشه مأوا و مسكن عالمان و فقیهان و محدثان بسیار بزرگی، همانند: اشعریون و ابن قولویه و صدوقین و دیگران بوده است و بخصوص در این زمان كه حوزه علمیه با بركت و با عظمت قم در كنار قبر مقدس آن حضرت برقرارگشته و باغبانی همچون مرحوم آیت الله العظمی حائری یزدی و آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی و دیگران داشته است و هم اكنون دنیای اسلام، بلكه جهان ازفیض و نورانیت این حوزه استفاده می كند و علم و دانش از قم بر سایر بلاد می رود و تمام اینها از بركات قبر مطهر كریمه اهل بیت(ع) است و جایگاه فرهنگی قم دراین زمان و زمانهای گذشته، از این بانوی بزرگ توان می گیرد. 2- ایمان و عمل صالح بدون شك اصلی ترین عامل سعادت و كمال انسان و قرب او به خدای متعال، ایمان محكم به ذات مقدس الهی و عمل خالص و شایسته به دستورهای اوست و در این راستا، بین مردان و زنان فرقی وجود ندارد. خداوند حیات طیبه را مرهون ایمان و عمل صالح دانسته است و در سوره نحل می فرماید: «من عمل صالحا من ذكر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه و لنجزینهم باحسن ما كانوا یعملون.» (10) فاطمه معصومه(ع) از جمله زنانی است كه دراین جهت، گوی سبقت را از دیگران ربوده است؛ چرا چنین نباشد كه با استعداد ذاتی در تحت تعلیم و تربیت دو امام بزرگوار، یعنی پدر آن حضرت، امام موسی بن جعفر(ع) و برادرش، عالم آل محمد امام رضا(ع) بوده است و از خاندانی است كه اصل شجره طیبه هستند. و جمله بلندی كه در زیارت آن حضرت آمده است: «فان لك عندالله شأنا من الشأن» شاهد این مدعاست و این شأن و مرتبت عظیم، مرهون ایمان و عمل صالح است. 3- فضیلت زیارت آن حضرت از دلایل روشن بر مقامات بلند معنوی حضرت فاطمه معصومه(ع) روایاتی است كه درفضیلت و اهمیت زیارت آن حضرت رسیده است. 1- شیخ صدوق در كتاب «ثواب الاعمال» و «عیون الاخبارالرضا»(ع) با سند معتبر از امام رضا(ع) روایت كرده است كه سعدبن سعد اشعری می گوید: «از امام رضا(ع) درباره فاطمه دختر امام موسی (ع) سوال كردم. فرمودند: هركس او را زیارت كند، برای او بهشت است.» و همین روایت را ابن قولویه در كناب كامل الزیارات روایت كرده است.(11) 2- امام جواد(ع) می فرماید: «من زار عمتی بقم فله الجنه ؛(12) هر كس عمه من را در شهر قم زیارت كند برای او بهشت است.» 3- علامه مجلسی از «تاریخ قم» نیز روایتی به نقل از امام صادق(ع) به این مضمون نقل كرده است(13) قطعا برای زیارت انسان های عادی بهشت واجب نمی شود آن هم از سه امام معصوم كه به همین مضمون باشد. از این روایات صحیح و معتبر كه در فضیلت زیارت آن جناب رسیده، به روشنی استفاده می شود كه مقامات معنوی فاطمه معصومه(س) همان مقامات بندگان حقیقی و خالص خداوند، نظیر مقاماتی كه پیشوایان معصوم دارند، است. 4- مقام عظمای شفاعت از اموری كه بر علو مقام و مرتبت بسیار بلند آن حضرت نزد خداوند متعال دلالت می كند و اینكه ایشان هم ردیف با مرتبه معصومین می باشد، این است كه خداوند مقام شفاعت را به آن حضرت كرامت كرده و تمام شیعیان به شفاعت ایشان وارد بهشت و كرامت الهی می شوند. محدث قمی(ره) در شرح حال آن حضرت از كتاب «مجالس المؤمنین» قاضی نورالله شوشتری شهید روایت كرده كه امام صادق می فرماید: «از برای خدا حرمی است و آن مكه مكرمه است و از برای رسول خدا(ص) حرمی است و آن مدینه و از برای امیرالمؤمنین(ع) حرمی است و آن كوفه است. آگاه باش كه حرم من وحرم اولاد من در قم است. آگاه باش قم كوفه صغیره است و همانا برای بهشت هشت در است كه سه در آنها به سوی قم باز می شود و وفات كند در قم زنی كه از اولاد من است. نام او فاطمه دختر موسی بن جعفر(ع) است كه داخل بهشت می شوند به سبب شفاعت او از جمیع شیعیان من».(41) جمله شریفه ای در زیارت نامه آن حضرت رسیده است كه زائر از ایشان درخواست می كند: «یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه فان لك عندالله شأنا من الشأن؛ ای فاطمه! برای من شفاعت در بهشت شفاعت كن؛ زیرا برای توست در نزد خداوند مقام بسیار بزرگ و با عظمت كه غیر از خدا كسی نمی داند.» كه این عبارت بر مقام شفاعت آن حضرت دلالت می كند. و كلمه شأن برای تفخیم و عظمت آن حضرت آمده است. 5- وجود فضایل نفسانی و ملكات فاضله از دلایل عظمت روحی و مقامات معنوی و اینكه آن بزرگوار از جمله مقربان است، وجود اخلاق حسنه و صفات جمیله، مانند: صبر و تحمل و استقامت در راه خدا و رضا بر رضای الهی و تسلیم در مقابل قضا و قدر الهی است كه ایشان در طول عمر كوتاه خود به این صفات و نظایر آنها مشهورند.آنچه قابل توجه است اینكه همه فرزندان شریف امام موسی(ع) به ظلم ها و فشارهایی كه از ناحیه دشمنان مثل خلفای بنی عباس وارد می شد مبتلا شدند و مهم تر از همه زندانی شدن امام موسی(ع) توسط هارون برای مدت طولانی بود كه همه فرزندان حضرت از فراق و دوری و مصیبت پدرشان در رنج شدید بودند.از همه بالاتر مصیبت شهادت آن حضرت در زندان بغداد توسط عمال هارون الرشید و بعد از آن حكومت فرزندش مأمون است كه بسیار شخص زیرك و شیطانی بوده است و در زمان او فرزندان موسی بن جعفر(ع) تبعید شده، در بلاد اسلامی آواره شدند و عده زیادی به شهادت رسیدند، مانند: احمدبن موسی شاه چراغ و برادران و برادرزادگان آن حضرت كه هر كدام داستان غم انگیزی دارند. از مصایب مهم، هجرت اجباری بزرگ این خاندان، امام رضا(ع) است كه هر یك از این امور برای حضرت معصومه(س) و فرزندان موسی بن جعفر(ع) طاقت فرسا بوده است كه آن بزرگواران به جان خریدند و برای رضای خدا صبر پیشه كردند و با این كار عظمت روحی و جلالت قدر اولاد موسی بن جعفر(ع) برای همگان روشن گردید. حضرت معصومه با تلاش های خود و مجاهدت های طاقت فرسا، حقیقت اسلام و مذهب شیعه امامیه را حفظ و حراست كردند. شاهد آن هجرت مهم و غریبانه و ارتحال آن حضرت در شهر مقدس قم است كه نشان دهنده فضایل نفسانی و صبر و استقامت آن مخدره جلیله است.گرچه به ظاهر این هجرت به منظور دیدار با برادرش امام علی بن موسی الرضا(ع) بوده كه حتما با عده ای از برادران و محارم صورت گرفته است، اما جنبه های سیاسی هم بر این هجرت مترتب بوده است و می تواند از یك جهت به منظور پشتیبانی از ولایت عهدی امام رضا و از جهت دیگر افشای مكر و خدعه مأمون باشد، ولی قضا و قدر الهی بر این تعلق گرفته بود كه آن بزرگوار در بین راه به عالم ملكوت پرواز كند و به دیدار برادر نایل نیاید؛ چنان كه از امام رضا(ع) نقل شده آن حضرت به حضرت فاطمه معصومه(ع) خبر داده بودند كه «تو قصد خراسان می كنی، لكن در ساوه كه می رسی، مریض خواهی شد و در قم وفات خواهی كرد».(15) شهرت آن سیده جلیله به لقب معصومه در میان مسلمانان و اهل تاریخ و حدیث بی جهت نیست، بلكه متناسب با مقام بلند عصمت است كه آن بانوی بزرگ تاریخ دارا بوده است و هیچ گونه تعجبی در مطلب نیست؛ چون در جای خودش ثابت شده است كه مقام عصمت تنها به پیامبر و امام اختصاص ندارد، بلكه مردان و زنان دیگری هم به این مقام بلند نایل آمده اند، مانند: حضرت مریم كه خداوند شهادت به طهارت او داده است. چون ملاك تقرب انسان به مقام قرب الهی، رعایت تمام احكام و دستورهای خدای متعال است كه از راه ریاضت و مجاهدت در راه خدا به دست می آید. این بانوی بزرگ اسلام نمونه كامل زهد و تقوا و عفاف و عبادت و دعا و راز و نیاز با خداوند متعال بوده است؛ حتی دوران كوتاهی كه در قم در حال حیات بوده اند، عبادت او زبانزد عام و خاص بوده و محراب عبادت ایشان در خانه موسی بن خزرج كه در محله میدان میر واقع است، شاهدی بر این مدعا است كه بعد از چند قرن مورد طواف و زیارت ارادتمندان اهل بیت(ع) می باشد؛ در حالی كه مدت اقامت ایشان در قم، هفده یا شانزده روز بیشتر نبوده است و در این مدت بیمار و مشغول معالجه و مداوا بودند. .6 كرامات آشكار یكی از دلایل مقامات بلند معنوی و قرب حضرت فاطمه معصومه(ع) بروز كرامات باهره ای است كه از آن سیده جلیله صادر شده است این كرامات بسیار است و هر ساله از آن حضرت بروز می كند و این امری است كه جای انكار ندارد و به حد تواتر رسیده است.كسی كه معجزات و كرامات از او صادر شود، قطعا از اولیای خدا و صاحب مقامات عالیه معنوی در حد معصومین است كه در اثر قرب الهی دعای او مستجاب است و خدای متعال او را واسطه فیض خود قرار داده است؛ همان گونه كه امامان ما این چنین بودند و از جمله این بزرگان حضرت فاطمه معصومه(ع)، دختر امام موسی بن جعفر(ع) است كه تمام شیعیان عالم، خاصه شیعیان ایران و بالاخص ساكنان جوار قبرش از فیض او بهره های فراوانی برده و می برند. غریب چون برادر با وجود آنكه آن مخدره بیمار بوده، ولی مشغول عبادت پروردگار عالم بوده و محراب عبادتش در قم تاامروز موجود است و تا وقتی كه ندای «یا ایتها النفس المطمئنه » را اجابت و دار فانی را وداع نمود به همین حالت، مشغول عبادت بود و آخرالامر امید آن مظلومه معصومه مبدل به ناامیدی شد و به وصال برادر نرسید و در شهر غربت با دلی پر از غم و غصه وفات نمود.(16) صاحب تاریخ قم گوید: «حدیث كرد مرا حسین بن علی بن بابویه از محمد بن الولید كه چون فاطمه معصومه(ع) وفات كرد، او را غسل دادند و كفن كردند و حركت دادند او را و بردند به بابلان و گذاشتند او را نزدیك سردابی كه برای او كنده بودند. پس آل سعد با هم گفتگو كردند كه كیست داخل سرداب شود و جنازه بی بی را دفن نماید؟ بعد از گفتگوها رأی ایشان بر آن قرار گرفت كه خادمی بود برای ایشان به غایت پیر كه نامش قادر بوده و مرد صالحی بوده او متصدی دفن شود. چون فرستادند عقب آن شیخ صالح، دیدند دو نفر سوار كه دهان خود را بسته بودند به لثام به تعجیل تمام از جانب رمله، یعنی ریگزار پیدا شدند. چون نزدیك جنازه رسیدند، پیاده شدند و نماز بر آن مخدره خواندند و داخل سرداب شدند و او را دفن كردند و بیرون آمدند و سوار گشتند و رفتند و كسی نفهمید كه اینان چه كس بودند».(17) این جریان نشان دهنده اوج كمال و تقرب آن حضرت به خداوند متعال است؛ چون این سیده جلیله كه در شهر غربت از دنیا رفته محرمی نداشته است كه او را به خاك بسپارد، خداوند متعال كسانی را كه محرم بوده اند فرستاد كه با این جلالت و عظمت متكفل دفن و نماز او بشوند. نویسنده:علی محامد یزدی منبع:روزنامه کیهان

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed