www.montazer.ir
شنبه 6 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5797
زمان انتشار: 5 مارس 2020
| | | |
«استغفار» اولین قدم سیر و سلوک است

جلسه دوم آسیب شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا علیه السلام

«استغفار» اولین قدم سیر و سلوک است

استغفار یعنی حمام نفس. همان طور که بدن ما بیش از چند روز نمی تواند بدون حمام باشد، بدون استغفار هم هیچ حیثیتی برای نفس باقی نمی ماند.

 استغفار چه جایگاهی در سلوک انسانی دارد؟ و به چه معناست؟ طلب غفران الهی و «غفور» از اسماء الهی است. در وجه اختلاف «عفو» با «غفور» باید گفت که «عفو» یعنی کسی مرتکب جرمی شده و مستحق مجازات است و با عفو می خواهد که خدا از مجازاتش بگذرد، اما در «غفور»، شخص نه تنها می‌خواهد خدا از مجازاتش بگذرد، بلکه به گونه ای با او رفتار کنند که انگار جرمی مرتکب نشده است. پس وقتی می گوئیم «استغفرالله» یعنی من طلب غفران خدا را می کنم و می خواهم با او آشتی کنم. جرمی مرتکب شدم، ولی دوست ندارم رابطه ام با خدا خراب شود و نمی خواهم او  از من روی بگرداند و  قهر کند. انسان ها بسته به قیمت و ارزش وجودی شان، برخی از آدمها برایشان موضوع و محبوبیت دارند. مثلا معلم، همسر، فرزند و ... و سعی در حفظ آن رابطه دارند. اما برای کسی که به معنای واقعی انسان است و بلوغ انسانی پیدا کرده، مهمترین محبوب زندگی اش، " الله" است. مسئله اساسی، حفظ رابطه اش با الله و از دست ندادن اوست.  بنابراین، اولین نیاز انسان در ارتباط با حق تعالی این است که مانعی با او وجود نداشته باشد؛ چون عشق و عاطفه با حق تعالی قیمت دارد. یعنی همان طور که ما برای شرکت در یک مهمانی باید آراسته و معطر باشیم و با بدن کثیف و نامرتب نمی توانیم حضور داشته باشیم، در نزد خداوند و اهل آسمان هم اگر آلودگی و ناپاکی داشته باشیم راه مان نمی دهند. چون با جمع این آلودگی ها رابطه مان با غیب خراب می شود. استغفار یعنی حمام نفس. همان طور که بدن ما بیش از چند روز نمی تواند بدون حمام باشد، بدون استغفار هم هیچ حیثیتی برای نفس باقی نمی ماند. استغفار نیز در سلوک انسانی یک ضرورت است و آنقدر مهم است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌­فرمایند: «إِنَّهُ لَیُغَانُ عَلَى قَلْبِی وَ إِنِّی لَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فِی كُلِّ یَوْمٍ سَبْعِینَ مَرَّةً= همانا كه قلبم را غبارى مى‏‌پوشاند و من روزى ۷۰ مرتبه از درگاه خدا آمرزش مى‌‏طلبم». بر اثر بعضی گناه ها مثل نگاه های حرام، خیالات باطل، عکس های حرام،... روی قلب آدمی گردی می‌نشیند و اجازه نمی‌دهد به راحتی عبادتی در شب داشته باشیم؛ یا مکاشفه یا پروازی کنیم. به همین علت، با استغفار که حمام نفس است، در سه نوبت صبح، ظهر و شب، حتی اگر در رختخواب هم باشید، با 100 مرتبه ذکر استغفار انسان خودش را تخلیه و نفسش را پاک می‌کند تا بتواند مثل یک انسان زندگی کند. در کل اگر انسان تخلیه روح نداشته باشد، نه در زمین موفق خواهد شد و نه در آسمان. چرا باید استغفار را به زبان بیاوریم؟ امام رضا (علیه السلام) در فرمایش گهربارشان هفت چیز را بدون هفت چیز دیگر مسخره می‌داند. «سَبعَةُ أشیاءَ بِغَیرِ سَبعةِ أشیاءَ مِن الاسْتِهْزاءِ: مَنِ اسْتَغْفَرَ بلِسانِهِ و لَم یَنْدَمْ بقَلبِهِ فَقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ= هر کس با زبانش طلب استغفار کند، اما قلباً از گناهانش پشیمان نباشد، خودش را مسخره کرده است». استغفار زبانی اهمیت بسیاری دارد. چون "زبان در دهان ترجمان دل است». این یعنی لفظ بیانگر باطن است. مثلا در سلام کردن گاهی ممکن است: با ناراحتی، با سردی، با شادی و سرحالی گفته شود. اما هر کدام یک بار معنایی دارند. پس افراد درون خودشان را با لفظ بیان می کنند. چرا گفته می شود که ذکر را به زبان بیاورید و بگویید؟ چون «گفتن» خودش اثری در روح می‌گذارد و یک معنای جدیدی را ایجاد می کند که باعث تحول و اتفاقات قشنگی در قلب می شود. برای همین بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «کسی را که دوستش دارید، به او بگویید».   مطلب مرتبط: مباحث استاد شجاعی با عنوان «استغفار»

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5793
زمان انتشار: 26 اکتبر 2019
| |
همه خوبی های عالم در وجود پیامبر اسلام نهفته است

استاد محمد شجاعی

همه خوبی های عالم در وجود پیامبر اسلام نهفته است

قیمت هر انسان به معرفت اوست و معرفت است که کیفیت و نوع عبادت را تعیین می‌کند. برای این می‌گوییم همه‌ی خوبی ها و قشنگی های عالم در وجود پیامبر اسلام جمع است که ایشان از همه عارف تر است.

امام سجاد (علیه‌السلام) در دعای خود بر چیزی شکر می‌کند که در بین مردم مرسوم نیست؛ و  آن «وجود نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) است. امام (علیه‌السلام) با بیان این منتِ خدا بر انسان در فراز آغازین دعا، خداوند را در مقابل این نعمت بزرگ حمد و ستایش نموده و می‌فرماید: «اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ أَمِینِکَ عَلَی وَحْیکَ وَ نَجیبِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَصَفِیِّكَ مِنْ إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَ قَائِدِ الْخَیرِ، وَ مِفْتَاحِ الْبَرَکَةِ كَما نَصَبَ لِأَمْرِكَ نَفْسَهُ= خدایا بر محمد (صلی الله علیه و آله) درود فرست که امین وحی، نجیب ترین و برگزیده‌ترین بندگانت است. آنکه پیشرو در رحمت و رأفت و خیر و کلید برکات و خیرات بود و تن و جان در راه ادای تو به رنج انداخت». آن حضرت در این فراز دعا، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را این گونه معرفی می‌کند: امین وحی الهی( بی تغییر و تبدیل و کم و زیاد پیام خدا را به مردم رسانید)؛  برگزیده خدا، و برگزیده تو از میان آفریدگانت؛ دوست خدا، و دوست تو از بندگانت؛ پیشوای رحمت و مهربانی، امام الرحمه؛  پیشاهنگ خیر و نیکی، و قائد الخیر؛ و کلید برکت و نیکبختی. پیامبر «امین بر وحی الهی» است. یعنی آنچه از خدا گرفته، بدون کم و کاست به مردم ابلاغ نموده و اشتباه و خطایی نمی‌کند. به تعبیر قرآن کریم: «وَ مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى= و از سر هوس سخن نمى‏ گوید». یعنی آنچه از جبرئیل دریافت نمود، تمام آنچه بود که جبرئیل به ایشان تحویل داد. این که حضرت از سر هوای نفس سخن نمی‌‌گفت، فقط شامل وحی نیست، بلکه شامل سخن گفتن معمولی نیز هست. یعنی حضرت هرگز از سر هوای نفس حرفی نمی گوید. معنی «امام الرحمة» بودن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چیست؟ معنی «امام الرحمه» بودن حضرت این است که مردم باید بدانند که آنچه را پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای آن‌ها آورده، تحمیل و بار مزاحمت برای آنان نیست، بلکه همه زیبایی و رحمت و کرامت و خیرات و هدیه‌ای عظیم برای مردم بوده تا توجیه شوند که چگونه در این عالم زندگی کنند و برای ابدیت خود چگونه فکر و عمل کنند. خدا در آیه 107 سوره انبیا فرمود: «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ للعالمین= ما تو را فقط به عنوان رحمت برای خلق فرستادیم». معدن رحمت دنیا و آخرت، وجود پیامبر (صلی الله علیه و آله) است. رمز موفقیت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) در برقراری رابطه عاطفی خوب با اعراب متعصب است که توانست عرب جاهلی که از هیچ قومی تأثیر نمی‌گرفت و تغییر نمی‌کرد، آنچنان متغیر کند که بهترین افراد تربیت شدند. «وَ قَائِدِ الْخَیرِ= راه رفته و مقصدشناس است». راه خدا را اشتباه نمی گیرد و از پیچ و خم‌ها آگاه است تا کاروان هستی را به سعادت برساند. تمام مسیر و پیچ و خم را طی کرده است. نه تنها نفس خودش از تمام عوالم رد شده، بلکه احاطه کامل بر مسیر آمدن و بازگشت دارد. «قاعدالخیر» یعنی بهترین چیزها را شناسایی و به آنها راهنمایی می‌کند. کسی می‌تواند چنین ادعایی کند و بهترین ها را به بشر معرفی کند که تخصص داشته باشد و ساختار وجود انسان را بشناسد و چه کسی بهتر از رسول اکرم صلوات الله علیه. «وَ مِفْتَاحِ الْبَرَکَةِ= کلید برکت» است. کلید همه برکات به معنای حقیقی، وجود نازنین رسول (صلی الله علیه و آله) است. یعنی جذب مبارکات یعنی هر چه می خواهی جذب کنی، مبارک باشد، رسول الله کلید خیر است و ما را به خزانه خیر و برکت می برد. یکی از مصادیق برکت پیامبر(صلی الله علیه و آله)، لیله القدر است که خدا به ما داده است. حداقل 80 سال و حداکثر نمی دانیم؛ چون حد ندارد. بنابراین، اگر ما بخواهیم زندگی پیامبر گونه داشته باشیم، مبنایش اطاعت از خداوند تبارک و تعالی و پیامبر (صلی الله علیه و آله) است. انسان باید در لباس رسول الله برود و همه سختی‌ها را تحمل کند تا بتواند مثل پیامبر (صلی الله علیه و آله) شود.   برگرفته از شرح دعای صحیفه سجادیه جلسه 107

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5786
زمان انتشار: 7 اکتبر 2020
| | |
زیارت اربعین، شرحی عمیق بر شخصیت امام حسین ع

جلسه نهم سخنرانی استاد شجاعی در حسینیه یا لثارات الحسین 95/8/29

زیارت اربعین، شرحی عمیق بر شخصیت امام حسین ع

امام حسین (علیه السلام) مظهر خلیل خداست، وقتی می گوئیم «السلام علی خلیل الله و نجیبه» خلیل یعنی کسی که معشوقی غیر از الله خانواده آسمانی و جهاد  از دلش خارج کرده باشد. معشوق های قلابی اعم از تعلقات، خودشیفتگی ها و خودخواهی ها.

اصل شخصیت انسان بعد فوق عقلی اوست انسان از روحی که خدا در او دمیده، خلق شده است و دارای 5 خود (مادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و انسانی) است که هر خودی معشوق ویژه دارد. «خود انسانی» همان خودی است که از جنس محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) است که به آن فوق عقل یا فوق تجرد می گویند و انسانیت انسان به معنای حقیقی در این بخش قرار دارد. از این رو دین آمده تا انسانی را تربیت کندکه به رشد این بخش وجودش بها می دهد. تربیتی که خدا و معصومین (علیهم السلام) برای او در نظر گرفته اند، خاص همین بخش است. از این رو، انسان باید بتواند من های فرعی وجودش را فعال کند تا وجودش یکپارچه عشق به خداوند شود. «لا اله الا الله » یعنی انسان هیچ معشوقی ندارد، مگر الله تبارک و تعالی که سلطان قلب اوست. لذا براساس رضایت او تصمیم های زندگی را می گیرد و انبیا آمدند تا انسان را به جائی برسانند که معشوقی جز الله نداشته باشد. عاشورا ظهور غلبه خود بر ناخود است  خداوند در آیه 24 سوره توبه، امر مهمی را به انسان یادآوری می کند. قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِیرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ = بگو اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خاندان شما و اموالى كه گرد آورده‏ اید و تجارتى كه از كسادش بیمناكید و سراهایى را كه خوش مى دارید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه وى دوست‏ داشتنى‏ تر است، پس منتظر باشید تا خدا فرمانش را [به اجرا در]آورد و خداوند گروه فاسقان را راهنمایى نمى ‏كند (۲۴ توبه) خداوند دراین آیه، 8 معشوق بزرگ و قدرتمند که انسان ها را به زمین می زند و مانع پرواز و اوج او می شود را معرفی کرده و می فرماید:اگر اینها نزد شما محبوب تر از الله، رسول خدا و جهاد در راه خدا باشد، منتظر عذاب الهی باشید که خداوند فاسقان را دوست ندارد.  فاسق یعنی کسی که از حالت طبیعی خارج است و حالت طبیعی هر انسانی این است که معشوق های بخش مادی، گیاهی و حیوانی وعقلی اش بر معشوق بخش انسانی اش غلبه نداشته باشد. روز عاشورا روز ظهور «لا اله الا الله» است. یعنی سه معشوق : «خدا، اهل بیت و جهاد» از هر معشوقی بالاتر است. زمانی انسان باطن انسانی دارد که  بتواند این سه معشوق را بر سایر معشوق هایش غلبه دهد. اگر این گونه نباشد او دیگر تعادل ندارد. آنهائی که کربلا آمدند و با حضرت جنگیدند او را دوست داشتند، اما هیچ کدام به غیر از آن تعداد محدود که با حضرت ماندند، نتوانستند در کنار حضرت بمانند. پس آنهائی که در عاشورا در مقابل امام بودند، فهمیدند که چکار می کنند. اما چون غلبه سایرمعشوق ها بر آنها بیشتر بود، به فسق گرفتار شدند. آنها حضرت را دوست داشتند، ولی دوست داشتن هایشان ضعیف و سست بود. عامل این سقوط را از زبان خود حضرت می خوانیم که فرمودند: «شکم هایشان از لقمه حرام پر شده است». لقمه حرام، انسانیت را از انسان می گیرد و قساوت قلب و هاری نفس می آورد. امام حسین مظهر اسم خلیل خداست وقتی می گوئیم «السلام علی خلیل الله و نجیبه» خلیل خدا یعنی کسی که معشوقی غیر از الله و خانواده آسمانی و جهاد ندارد.  حب همه چیز بجز اینها را از دلش خارج کرده باشد. معشوق های قلابی اعم از تعلقات، خودشیفتگی ها و خودخواهی ها مانع راه خلیل خدا شدن است. نمونه بارز چنین عشقی را در شهدای مدافعان حرم می بینیم که مثل اصحاب عاشورا عمل می کنند و از هر نوع تعلقی خالی هستند.  در میان زائرین اربعین حسینی کسی بیشترین بهره را می برد که بتواند همه چیزش را برای خدا فدا کند. قشنگ ترین ذکر در حرم امام حسین (علیه السلام) ذکری است که حضرت به خاطر آن کشته شد و آن ذکر «لا اله الا الله» است. پس از حضرت بخواهیم از عشق به الله خودش را در دل ما بتاباند تا ما هم بتوانیم مثل اصحاب عاشورا خودمان را تخلیه کنیم. خدا از سیدالشهداء هر نوع تعلقی را گرفت در حالی که همه چیز به او داده بود. امروز هم، کشته شدن حسین است که انرژی لازم را برای جامعه اسلامی تا زمان ظهور ایجاد می کند. اگر امام حسین (علیه السلام) نبود، دینی نبود. این مجالس اهل بیت است که قدرت بسیج کردن مردم را دارد تا جائی که حاضرند برای حضرت جانشان را نثار کنند. فرهنگ ایجاد روحیه جهادی و فداکاری  و تعهد به خدا را باید از مجالس امام حسین یاد گرفت. امام حسین خلیفه خداست. یعنی جانشین خدا روی زمین. چرا جانشینی می گوئیم؟ چون همه چیز  را از درونشان خالی کردند. و تمام انگیزه هایشان الهی بود. یعنی همه چیز را می خواستند. حتی مسائل دنیائی شان را هم برای خدا می خواستند و در راه او خرج می کردند. اهل بیت نیز کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی داشتند، اما همه را برای خدا هدیه کردند. بویژه امام حسین که در روز عاشورا همه نوع تعلقاتش اعم از رابطه پدر و فرزندی، رابطه برادری، رابطه خواهر و برادری و... از او گرفته شد. اما حضرت در تمام سختی ها یک لذت و شادی داشت که توانست همه را به راحتی تحمل کند. حتی اصحاب عاشورا نیز هر کدامشان که شمشیر می خوردند درد را احساس نمی کردند. چون آمده بودند همه چیز را فدای خدا کنند.  این زینب کبری است که مسئله را آنقدر عمیق نگاه می کند که می گوید: «مارایت الا جمیلا= جز زیبایی چیزی ندیدم». حتی زمانی که شمر تصمیم گرفت سر مبارک حضرت را از بدن جدا کند، امام حسین لبخند می زند و می پرسد: تو خودت می دانی که من کی هستم که می خواهی سرم را از تنم جدا کنی! امام حسین برگزیده خداست در فقره بعدی زیارت اربعین می خوانیم: «السلام علی صفی الله و ابن صفیه/ السلام علی الحسین المظلوم الشهید». صفی الله یعنی بنده با صفا و برگزیده خداوند. وقتی ما می دانیم این حسین، امام و ولی و برگزیده و نجیب خداست، نمی توانیم عاشق او نباشیم. هر کس باطن پاکی داشته باشد، عاشق او می شود. دشمن سالهاست با تمام قدرت تلاش می کند که بر شیعه ضربه بزند، اما نتوانسته عشق اهل بیت را از ما بگیرد و همین عشق، ضامن بقا و توسعه ی دین تا ظهور امام زمان است. اربعین تمرین آمادگی حضور در لشکر امام زمان است اربعین تمرین برای ظهور امام زمان (علیه السلام) است. راهپیمائی اربعین تمرین آماده شدن لشکریان امام زمان (علیه السلام) است که در اربعین شکل می گیرد. این بالاترین ظرفیت برای ساختن تمدن اسلامی است. در اربعین همه مردم از هر قوم، مذهب، نژاد و ملتی حول یک محور دور هم جمع می شوند. در اینجاست که تمدن اسلامی شکل می گیرد. پس هر چه باشکوه تر باشد لشکر حضرت قوی تر می شود. وقتی می گوئیم سلام بر تو ای صفی خدا، یعنی او را برگزیده خدا می دانیم و از شخصیت و فرهنگ های غربی الگوگیری نمی کنیم. اینکه ما چقدر به اهل بیت اظهار محبت می کنیم، کافی نیست. بلکه مهم این است که چقدر از آنها الگو داریم. تبعیت از امام، یعنی در هر زمینه ای دنباله رو امام هستیم. نمی توان گفت ما عاشق حسینیم، ولی سبک و روش زندگی ما سازگاری با حضرت نداشته باشد. این دروغی بیش نیست.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5782
زمان انتشار: 7 اکتبر 2020
| | |
اربعین فرصتی است برای ایجاد تمدن اسلامی

جلسه هفتم سخنرانی استاد محمد شجاعی در حسینیه یا لثارات الحسین 95/8/28

اربعین فرصتی است برای ایجاد تمدن اسلامی

اربعین، بیشترین ظرفیت تمدن سازی اسلام را دارد. در اربعین حسینی همه به عشق امام شان شرکت می کنند و این نشان می دهد که جهان خودش را برای یک واقعه مهم آماده می کند و آن نهضت جهانی آقا امام زمان (علیه السلام) است. یعنی از یک طرف نیاز و تشنگی مردم و از طرفی عشق به حکومت ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) زمینه چنین تجمعی را فراهم می کند.

در دنیای کفر، فسق و فاسد امتی متولد می شود که به آگاهی اجتماعی، سیاسی و تاریخی مهمی رسیده است. ایمان به ظرفیت خودش و آنچه خدا به او داده است، باعث از دست رفتن آن خودباختگی ها و احساس ضعف در مقابل دشمن می شود و آهسته آهسته قدرت خود را پیدا می کند تا به توانائی و دارای هایی خودش پی ببرد و در مقابل سایر فرهنگ ها مستقل باشد.  از طرف دیگر می خواهد این فرهنگ را در سراسر جهان گسترش دهد و زمینه را برای ظهور جهانی مصلح کل آماده کند. اربعین بخاطر ترکیب و کثرت و بسیاری از خصوصیت های بی نظیری که دارد، یک ظرفیت بی نظیری برای تولید لشکر امام زمان دارد. کسانی که در اربعین شرکت می کنند و در برگزاری آن نقش دارند، یک پیوند و ارتباط عاطفی و معرفتی با هم دارند که از آن برای ساخته شدن خود و لشکر و سردار امام زمان استفاده می کند. در هیچ فضا و مکانی به اندازه اربعین زمینه ی سازندگی برای «نهضت ظهور» وجود ندارد. اربعین بیشترین قدرت برای حفظ اسلام و رشد اسلام در سراسر جهان دارد. بویژه برای رشد شیعه و فرهنگ مهدویت در سراسر جهان. پس  بزرگداشت اربعین و خوب برگزارشدن آن یک وظیفه است. زیارت سیدالشهداء یک نقشه از طرف معصومین، برای تولید نسل شیعه است اسلام برای زیارت سیدالشهداء ثواب هایی ذکر کرده که همه آنها مربوط به نقشه معصومین بوده است. سیدالشهداء قبل از اینکه به دنیا بیاید، یک شخصیت شناخته شده در زمان همه انبیا بوده است. از حضرت آدم تا آخرین پیامبر و همچنین در قرآن کریم، آیاتی هست که به وجود مقدس حضرت اشاره شده است. این نقشه تاریخی بوده و تا کنون جریان داشته است. پس داستان ثواب برای زیارت و روایات برای امام حسین، طبق یک نقشه ی از قبل طراحی شده بوده است که نیروی لازم برای پیشرفت شیعه در این مجالس تولید شود. اربعین فرصتی است برای تمرین «وفاداری و همدلی» اربعین ظرفیتی بی نظیری دارد برای تمریناتی که ما را به ظهور حضرت نزدیک می کند و باید از آنها استفاده کرد. در روایت قبل، بیان شد که کسی که به زیارت امام حسین می رود، هم حزبی خدا و پیامبر و اهل بیت است و این خود، برای انسان مسئولیت می آورد که باید آن را حفظ کرد. اگر امروز برای امام حسین سال 61  هجری گریه می کنیم برای این است که باید به تنهایی و آوارگی حسین زمان نیز، گریه کنیم و توجه به آن هم داشته باشیم. امام زمان هم می فرماید: دعا می کنم برای کسی که برای جدم حسین  و ظهور من دعا کند. ما باید «لبیک یا حسین و لبیک یا علی و لبیک یاابوالفضل» را به «لبیک یا مهدی» برای رضایت خدا و رسول خدا و اهل بیت تبدیل کنیم. انتقام امام حسین توسط امام زمان گرفته می شود. زیارت عاشورا یک حدیث قدسی است و در آن انتقام سیدالشهدا توسط امام زمان بیان می شود. پس ما باید برای لشکر امام زمان خاصیت داشته باشیم. کال نباشیم؛ یعنی بی خاصیت نباشیم. کسانی که به زیارت اربعین می آیند، برای امام زمان خاصیت دارند. چون این ماجرا لشکر ساز است. آنها به مقام حزب خدا و رسول خدا و اهل بیت می رسد. خدا برای زائر امام حسین مقام مصلح برگزیده شده را می نویسد. لازمه رسیدن به این دو مقام این است که باید مسئولیت و تکلیف هایمان را بعد از زیارت انجام دهیم تا اسم ما در لشکر خدا ثبت شود. پس باید به وظیفه مان عمل کنیم؛ یعنی مردم را با فرهنگ امام حسین و عاشورا آشنا کنیم؛ چون از دل این فرهنگ است که لشکریان امام زمان ساخته می شوند. از دل راهپیمائی ها و گریه ها و عزاداری ها آن نیروی لازم برای حرکت جهانی پرورده می شود. پس باید با این احساس مسئولیت از کربلا خارج شویم. امام زمان هر روز ندای «هل ناصر من ینصرنی»سر می دهد. یعنی حضرت از من کار می خواهد. نمی شود نسبت به او بی خیال و بی تفاوت شد. باید «یا حسین یا حسین» ها به «یامهدی، یامهدی» گفتن تبدیل شود. در زیارت عاشورا می خوانیم «ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور» پس عزاداری که مهدوی نباشد عزاداری نیست. ما نباید یک لحظه از امام زمان غفلت کنیم. ما در هر نقشی که هستیم؛ اعم از خانه دار، کارمند، فرزند، والدین  می توانیم برای امام زمان کار کنیم. حداقل کار هم دعا کردن است. دعا کم کاری نیست. ولی دعای مضطرانه نه عادی. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: دعا اگر با اضطرار باشد موانع ظهور برداشته می شود. حضرت در غیبت امام زمان دعایی مثل ندبه سر می دهد و کلماتی همچون أینَ... أینَ... أینَ... سر می دهد. اگر واقعا این حس را داشته باشیم و تشنه ی انتظار باشیم و نبود حضرت و فراقش ما را مضطر کرده باشد، اگر دعا کنیم، خدا دعاهایمان را مستجاب می کند. اما متأسفانه ما دعای مضطرانه نداریم. چرا ما نمی دانیم کلید حل مشکلماتمان، آمدن امام زمان است؟ چرا نمی دانیم که مشکلاتی مثل طلاق، بیماری های جسمی و روحی،  مشکلات فقر و فساد و...... درجامعه بخاطر نبود امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. اگر او بیاید همه چیز درست می شود. اگر همین جمعیت چند ده میلیونی پیاده روندگان اربعین، مضطرانه به سمت امام حسین بیایند و در رأس حاجت هایشان ظهور حضرت باشد، به قول امام صادق موانع ظهور برداشته می شود. اما امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنوز مظلوم و طرد شده و آواره است. هنوز نبود حضرت، آوارگی حضرت، دلشکستگی حضرت و فشاری که به قلب مبارکشان می آید، موضوع دردها و مشکلات ما نشده است. ما یادمان می رود که مهمترین نیازمان چیست؟ دعاهایمان همه رنگ های طبیعی و مادی گرفته است. اگر برای حضرت دعا می کنیم، حسی و مضطرانه نیست، بلکه ادبی و فانتزی است. کمترین کار برای حضرت دعا کردن است. چرا باید دعا کنیم؟ چون طلب ما شرط ظهور حضرت است. اگر در طلب کننده دو شرط «همدلی و وفاداری» ایجاد می شود. حضرت ظهور می کند. مراسم اربعین حسینی «وفادار و همدل ساز» است. هم تولید وفاداری می کند و هم تولید همدلی. پس اگر با زیارت سیدالشهداء به مقام حزب الله رسیدیم آن را از دست ندهیم. و در چادر حضرت بمانیم و نگذاریم مشکلات و مسائل دنیای مان ما را از حضرت جدا کند. مثل اصحاب عاشورا که گروهی حضرت را تنها گذاشتند و گروهی هم وفادار ماندند. در جلسات گذشته روایتی از امام رضا (علیه السلام) نقل شد که برای زیارت سه شرط را مهم دانستند: 1. زیارت عهدی بر گردن شیعه است. 2. زیارت باید با حس و عشق باشد. 3. تصدیق به آنچه که امام به آن رغبت دارد. لذا زیارت عهدی است. به اقتضای آن اربعین هم عهدی واجب است. همان طور که ملاقات و دیدار اطرافیان و وابستگان واجب است زیارت امامان معصوم و امام زادگان نیز به مراتب واجب تر است. یکی از چیزهای که اهل بیت به آن رغبت دارند، ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) است. آنقدر غیبت حضرت به آنها فشار می آورد که امام صادق (علیه السلام) از دوری فراق حضرت دعای ندبه سر می دهد. بنابراین این فرصت بی نظیری است که برای ما داده شده است. همان طور که برای مردم زمان امام حسین شرایط حضور در چادر حضرت فراهم بود ولی استفاده نکردند امروز هم برای ما این فرصت مهیاست. در زیارت عاشورا از خدا طلب می کنیم: «ان یجعلنی مقام المحمود لکم عندالله» راه رسیدن به مقام محمود، داشتن حس انتقام است. اگر صرفا در عزاداری ها گریه باشد بدون غیرت انتقام، گریه های سودی ندارد. عزادار حقیقی مثل علی اکبر، حضرت ابوالفضل و امام حسین (علیهم السلام) غیرت دارد و اهل انتقام برای مصیبت اعظم که تنهائی و غیبت امام زمان که 1180 سال ندای «هل ناصر من ینصرنی» سر می دهد. چرا ما برای این مصیبت اعظم گریه نمی کنیم ولی برای حسین سال 61 راهپیمائی به بزرگی اربعین برگزار می کنیم و عزاداری می کنیم.؟ آیا برای غربت و تنهائی حسین زمانه خودمان تجمع کردیم و یک دعای مضطرانه داشتیم؟ بنابراین باید جدی به حضرت مهدی توجه کنیم. یک لحظه نباید یادش را فراموش کنیم. چون او زنده است و ندایش را در گوش مان دائما داشته باشیم. پس به فکر کار عملیاتی برای اصل ظهور باشد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5777
زمان انتشار: 7 اکتبر 2020
| | | | |
اربعین حسینی، رمز ظهور مهدی

سخنرانی استاد محمد شجاعی، جلسه 5؛حسینیه یالثارات الحسین (اربعین) 95/8/27

اربعین حسینی، رمز ظهور مهدی

راه پیمایی و اجتماعات اربعین حسینی زمینه ساز ظهور و تمدن سازی اسلامی است. پیاده روی اربعین و حوادث آینده تاریخ و جهان اسلام از گذشته مورد توجه خداوند و اهل بیت (علیهم السلام) بوده است. نحوه ارتباط مردم با اهل بیت و امامزادگان و شهادت آنان به ویژه سیدالشهداء به گونه ای طراحی شده است که شیعه بتواند در طول تاریخ دوام بیاورد و انرژی لازم را برای تمدن سازی و تغییر نظام جهانی داشته باشد.

نفس اجتماعات جریان ساز است. یعنی بدون اجتماعات کاری از پیش نمی رود. شیعه ای که بعداز رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به چند نفر تقلیل پیدا کرد، حالا باید به جمعیت های میلیونی تکثیر شود تا بتواند سرنوشت تاریخ را عوض کند. این حرکت نیاز به طراحی و نقشه دارد تا بتواند در سطح جهان جریان سازی و تمدن سازی کند. عزاداری زمینه ساز همین اجتماعات می شود. برای همین اهل بیت (علیهم السلام) همیشه توصیه به عزاداری داشتند.امام باقر (علیه السلام) به یکی از اصحابش پول دادند و فرمودند: «برای من و جدم ده سال عزاداری کنید». این اجتماعات باعث زنده ماندن شیعه شده و امروز هم باید ادامه یابد تا رفته رفته بتواند تکثیر شود و قدرت پیدا کند. اجتماعات تمدن سازند. همان طور که در طول تاریخ دیده شده، مسافت های اماکن زیارتی، از مبدأ تا مقصد، همراه با آبادانی بوده است. این آبادانی ها شامل ساختن دانشگاه و حوزه برای تربیت دانشمند و عالم، توسعه دین و مفاهیم اسلامی، آبادانی اقتصادی و ارتقاء آگاهی های سیاسی بوده است. بستر ساز ایجاد نهضت ها و جریان های سیاسی علیه طاغوت ها نیز، همین اجتماعات دینی بوده که مبنای آن هم اماکن زیارتی بوده است. بسیاری از نهضت ها در همین اماکن زیارتی شکل گرفته است. این جریان سازی باید به گونه ای باشد که بتواند انرژی لازم برای انقلاب اسلامی جهانی که مژده آن قبلا داده شده را ایجاد کند. ائمه (علیهم السلام) نیز طوری طراحی کرده اند که اجتماعات منجر به ساخته شدن نسل ها و افرادی شود که توانایی ایجاد انقلاب اسلامی در دنیای کفر را داشته باشند. جمعیت چند ده میلیونی اربعین به برکت همان «تجمع های» کوچکتری است که مردم بخاطر دین، سیدالشهداء و سایر معصومین در محل زندگی خود داشته اند. پرواضح است که این تجمع ها و شکل گیری افکار مردم تحت رهبری مراجع عظام بوده که  منجر به پیروزی انقلاب اسلامی ایران شده است. از فاصله انقلاب ما تا ظهور حضرت، این ماجرا ادامه خواهد داشت. بنابراین، برای دستیابی به آوردن حضرت برای سرپرستی مردم جهان، اول باید به تراز و اندازه امام زمان شیعه تربیت شود و آماده سازی ایجاد شود. یکی از این وظایف عمومی همان نامه ی امام زمان عج به شیخ مفید است که طی آن، دو شرط ظهور را چنین بیان فرموده اند:«وفاداری» و «همدلی». تجمع اربعین تمرینِ وفاداری و همدلی است راهپیمایی اربعین تمرین وفاداری به امام حسین (علیه السلام) و خاندان او و تمرین همدلی با یکدیگر است. وقتی تجمع شد و مردم کنار هم قرار گرفتند، نفس این عمل موجب می شود که همدلی را یاد بگیرند. با کنار گذاشتن اختلاف ها، حسادت ها، تنگ نظری ها، محدود بینی ها و.... همه یک نفر می شوند و برای یک هدف و حول یک محور جمع می شوند. مثل امروز که همه گرد امام حسین (علیه السلام) تجمع می کنند. هیچ جای دنیا مثل اجتماع اربعین وجود ندارد. در ایام اربعین امام حسین (علیه السلام) می بینیم که مردم با اختلافات اقلیمی، جغرافیایی، رنگی، نژادی و حتی مذهبی (اهل سنت، مسیحیان و ...) حول محور یک امام جمع می شوند و موکب می زنند و خدمت به زوّار را وظیفه خود می دانند. امکانات و خانه هایشان را در خدمت زوار قرار می دهند. ملت عزیز عراق در این ایام، میزبان این جمعیت چند ده میلیونی زائران حسینی هستند. آنها در طول سال پول هایشان را جمع می کنند تا بتوانند در اربعین نقش داشته باشند و به امام شان خدمتی بکنند. در این مراسم حتی تهدیدات دشمن و تروریست ها که دست پرورده صهیونیست ها و آل سعود هستند، باعث ترس مردم از مرگ نشده است. آنان با تجمع در عزاداری و راهپیمایی، حتی کشته شدن برای امام حسین (علیه السلام) را برای خود، یک نوع رزق و روزی و سعادت می دانند. برای همین است که ترسی از مرگ ندارند. این همان لشکر لایقی است که برای ظهور امام زمان باید تربیت شود. مسیر تربیت انسانی، عقیدتی، اخلاقی و سیاسی برای نهضت ظهور، مسیر مبارکی است. پس ما هم باید درس بگیریم، همان طور که آنها فداکاری می کنند ما نیز این گونه باشیم. یکی از آداب مهرورزی و ارتباط با مردم قاعده «هو أنت» است. یعنی با  دیگران به گونه ای رفتار کنید که دوست دارید با خود شما آن گونه رفتار  شود. حسادت ها، تنگ نظری ها و درندگی و تجاوزهای نفس انسان نسبت به اطرافیانش همه برای این است که انسان دیگران را مثل خودش نمی بیند. اگر کسی بخواهد در مسیر رشد و تربیت بیفتد، باید قاعده ی «هو أنت» را رعایت کند. در روایت نقل شده که مومن در بین 5 شدت قرار گرفته: «نفس، شیطان، منافق، کفار و مومن حسود». نفس به گونه ای است که دوست دارد آزاد باشد، و هر کاری که دلش می خواهد انجام دهد، درحالی که باید کنترل نفس داشته باشیم. از طرفی شیطان دائما در انسان افکار ترسناک، ناامید کننده و غم ایجاد می کند. اما یک مؤمن همیشه شاد و آرام است. اگر این گونه نبود باید بداند که مورد حمله شیطان قرار گرفته است. یکی دیگر از شدت های مؤمن، گرفتار مؤمن حسود شدن است. در میان مومنین کسانی هستند که چشم دیدن موفقیت و کمالات دیگران را ندارند. از شدت حسادت به شکل های مختلف حتی با ظاهر دینی نسبت به او حسادت خود را بروز داده و با او مبارزه می کنند. چرا مؤمن سقوط می کند و گرفتار چنین جهنمی می شود؟ چون او قاعده «هو انت» را رعایت نکرده و خودش را بهتر از دیگران می بیند. پیاده روی اربعین، قدرتمندترین وسیله برای تشکیل لشکر امام زمان علیه السلام است جمعیت چند ده میلیونی در پیاده روی اربعین باید روز به روز قوی تر و بیشتر شود. در زمان صدام چنین اجازه ای برای برپایی پیاده روی اربعین داده نمی شد. اما اکنون که این آزادی هاوجوددارد، این جمعیت در طول سال، باید حفظ شود و تبدیل به یک قدرت بی نظیر شود. در ایام اربعین، یکی از بزرگ ترین و مهمترین خبرهای دنیا پیاده روی اربعین است. اما رسانه های استعمارگر به خوبی آن را نشان نمی دهند. پس این وظیفه ماست که این عظمت را به دنیا نشان دهیم. راهپیمایی اربعین یک مقدمه ی مهم و ضروری است برای تمدن بزرگ اسلامی و برای رسیدن به آن، قدرت لازم است و بزرگ ترین قدرتی که می تواند زمینه تمدن اسلامی باشد، اربعین و پیاده روی اربعین حسینی است. افراد باید بصیرت داشته باشند. در این راهپیمایی یک جریانی شکل می گیرد و توجهاتی می شود. یک قدرت و حس ها و ایمان ها و سازندگی های بسیار مبارکی بوجود می آید. مردم در این راهپیمایی آماده می شوند برای تمرین فداکاری برای نهضت جهانی ظهور. چون مردم در این راهپیمایی توجه به انسان کامل می کنند. در اربعین مردم نشان می دهند که از حزب و حکومت های ضعیف و فرهنگ های غلط بیزار و خسته شده اند. این مردم یک فرهنگ و یک امام معصوم را می خواهند . آنها همان طور که عاشق امام حسین (علیه السلام) هستند، عاشق حسین زمان خود نیز هستند. البته حسین زمان ما نزدیک به  1180 سال است که آماده قیام هستند. حال چه کسانی آماده قیام نیستند؟ شیعیانی که آماده قیام نبودند. پس باید این آمادگی ایجاد شود. امام زمان علیه السلام در نامه خود به شیخ مفید یادآور می شود که هر وقت شما بخواهید من می آیم. اما دو شرط دارد: وفاداری و همدل بودن. یعنی حذف منیت ها، فردیت ها و در مقابل ایجاد روحیه ی فدا شدن برای دیگران و زحمت کشیدن برای دیگران، تا تبدیل به یک لشکر بزرگ حول محور امام معصوم شویم. راهپیمایی اربعین قدرتمندترین وسیله برای به وجود آمدن آن لشکر و شبیه شدن به امام است که دو شرط دارد یکی این که وفادار باشند و دیگری همدل شدن است.یک راهکار این امر آن است: کسانی که به زیارت امام حسین علیه السلام می روند باید تک تک زائرین امام را بعنوان لشکر امام زمان علیه السلام دوست داشته باشند و آنان را بهتر از خود بداند؛ چون برای پدر و خانواده آسمانی اش آمده اند. قدرت اربعین در هیچ جای دنیا وجود ندارد. کشورهای اروپایی برای نپذیرفتن پناهنده، مرزهای خودشان را می بندند. اما در عراق هر سال چند ده میلیون زائر وارد می شوند. این لطف خداست که چنین سیل جمعیتی موج می زند و همه چیز و امکانات هم فراهم است. پس آن اتفاق مهمی که در اربعین می افتد، این است که روح مومنین به روح حقیقی خودشان، یعنی روحی که از خدا در آنها دمیده شده گرایش پیدا می کنند. مثل بچه ای که به پدر و مادر خودش گرایش دارد.  آن چیزی که به عنوان یک وظیفه بر عهده ما لازم است این است که به معارف دینی دقت کنیم و ساده از واقعه ی اربعین رد نشویم. ممکن است حجاب عادت، ما را کور کند. چون در داخل این  مجموعه قرار داریم. ولی کسانی که از دور مسئله اربعین را پیگیری می کنند، می بینند که چه اتفاق عظیمی در حال رخ دادن است. پس مراقب باشیم حجاب عادت ما را کور نکند و تلاش کنیم این مسئله را به سایر مردم منتقل کنیم. ندای «لبیک یا مهدی» یعنی ظهور این را از خود بپرسیم که وقتی به عشق امام حسین (علیه السلام) تجمع می کنیم، آیا حاضر هستیم برای حسین زمانه خود جمع شویم و کاری بکنیم! اگر می گوئیم «لبیک یا حسین» «لبیک یا ابوالفضل» آیا می توانیم «لبیک یا مهدی» هم بگوئیم. اگر حاضر شویم و سرمایه گذاری کنیم، تمام موانع ظهور حضر برداشته می شود. لذا حادثه اربعین از این جهت مبارک است که آهسته آهسته پرده ی غربت را از چهره غیبت امام زمان بر می دارد. اما هنوز راه زیادی مانده است تا حضرت از تنهائی، غربت، طرد شدگی و آوارگی در بیاید. باید تمام لبیک های ما تبدیل به «لبیک یا مهدی» شود. اگر چنین اتفاقی در اربعین بیفتد، آن وقت است که می توان گفت موانع ظهور رفع شده است. اکنون روشن شد که رمز ظهور اربعین است. پس بیائید برای هر چه زودتر برطرف شدن موانع ظهور، قدمی بر داریم و ایشان را از غربت و تنهائی در بیاوریم. مراقب باشیم سینه زنی و عزاداری برای حسین سال 61 هجری، ما را از حسین زمان خودمان غافل نکند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5733
زمان انتشار: 12 سپتامبر 2021
| |
شهادت حضرت رقیه (س) دختر امام حسین (ع) تسلیت باد

شهادت حضرت رقیه (س) دختر امام حسین (ع) تسلیت باد

هلال بن نافع می گوید در میان دو صف لشگر (دشمن) ایستاده بودم، دیدم کودکی از حرم امام حسین (علیه السلام) بیرون آمد، امام به سوی میدان آمد، کودک با گام های لرزان دوان دوان خود را به امام (علیه السلام) رسانید دامن آن حضرت را گرفت و گفت:«یا أبَه!اُنظُر اِلَیَّ فَإنّی عَطشانٌ = ای پدر به من بنگر و ببین من تشنه ام». این تقاضای جگرسوز از آن کودک شیرین زبان مانند نمکی بود که بر زخم های امام (علیه السلام) پاشیده شد، به طوری که اشک از دیدگان حسین (علیه السلام) جاری گشت و فرمود:« بُنَیَّه الله یُسقیکِ فَإنَّهُ وَکیلی =دخترم می دانم تشنه ای خداوند تو را سیرآب کند که او وکیل و پناهگاه من است».هلال گفت: پرسیدم این دختر کیست و با امام حسین (علیه السلام) چه نسبتی دارد؟ گفتند : او رقیه سلام الله علیها دختر سه ساله ی امام حسین علیه السلام بود.(27)

- دختری به نام رقیه - گفتاری پیرامون حضرت رقیه سلام الله علیها - رقیه سلام الله علیها در منابع تاریخی عصر عاشورا که دشمنان برای غارت به خیمه ها ریختند، در درون خیمه ها مجموعا 23 کودک از اهل البیت (علیهم السلام) را یافتند.به عمر سعد (لعنه الله علیه) گزارش دادند که این 23 کودک بر اثر شدت تشنگی در خطر مرگ هستند، عمر سعد (لعنه الله علیه) اجازه داد به آنها آب بدهند وقتی که نوبت به حضرت رقیه (سلام الله علیها) رسید آن حضرت ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوی قتله گاه حرکت کرد یکی از سپاهیان دشمن پرسید، کجا میروی؟حضرت رقیه (سلام الله علیها) فرمود:بابایم تشنه بود می خواهم او را پیدا کنم و برایش آب ببرم.او گفت: آب را خودت بخور. پدرت را با لب تشنه شهید کردند! حضرت رقیه سلام الله علیها در حالی که گریه می کرد فرمود:پس من هم آب نمی آشامم.(28) در کتاب بحر الغرائب ج2 قریب به این مضامین می نویسد:حارث که یکی از لشگریان یزید (لعنه الله علیه) بود گفت:یزید (لعنه الله علیه) دستور داد سه روز اهل بیت علیهم السلام را پشت دروازه ی شام نگاه بدارند تا تزئین شهر کامل شود.حارث گوید شب اول من به شکل خواب بودم دیدم دختری کوچک بلند شد و نگاهی کرد دید لشکر از خستگی راه خوابیده اند و کسی بیدار نیست، امّا فوراً از ترسش باز نشست و باز بلند شد و چند قدم آمد به طرف سر امام حسین (علیه السلام) که به درختی که نزدیک خرابه دم دروازه ی شام آویزان بود.آری به طرف آن درخت و سر مقدس آمد و از ترس برگشت. تاچند مرتبه. آخر الامر زیر درخت ایستاد و به سر بابایش نگاه کرد، و کلماتی فرمود و اشک ریخت. سپس دیدم سر مقدس امام حسین (علیه السلام) پایین آمد و در مقابل نازدانه قرار گرفت و رقیه (سلام الله علیها) گفت:السَلامُ عَلَیکَ یا أبَتاه وا مُصیبَتاهُ بَعدَ فِراقِک و اغُربَتاه بَعدَ شَهادَتِک.بعد دیدم سر مقدس با زبان فصیح فرمود:دختر من مصیبت تو و زجر و تازیانه و روی خار مغیلان دویدن تو تمام شد و اسیری ات به پایان رسید ای نور دیده چند شب دیگر به نزد ما خواهی آمد بر آنچه بر شما وارد شد صبر کن که جزاء و مزد او شفاعت را در بر دارد.حارث می گوید من خانه ام نزدیک خرابه ی شام بود، از این که حضرت به او فرموده بود نزد ما خواهی آمد منتظر بودم کی از دنیا می رود، تا یک شبی شنیدم صدای ناله و فریاد از میان خرابه بلند است، پرسیدم چه خبر ا ست گفتند:حضرت رقیه سلام الله علیها از دنیا رفته است.(31)   پینوشت: 27- سوگنامه ی آل محمّد ص340 به نقل از انوار الشهاده مطابق نقل الوقایع الحوادث ج3 ص192. 28- ستاره ی درخشان شام ص201به نقل از سرگذشت جان سوز حضرت رقیه3 ص29 به نقل از ثمرات الحیاه ج 2 ص38 . 31- ستاره ی درخشان شام ص215 به نقل از کتاب حضرت رقیه3 ص26.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5695
زمان انتشار: 16 سپتامبر 2020
| |
علامت عشق به امام حسین (علیه السلام) انتخاب سبک زندگی حسینی است

استاد محمد شجاعی

علامت عشق به امام حسین (علیه السلام) انتخاب سبک زندگی حسینی است

سبک زندگی هرکس نشان می دهد که او در حقیقت می خواهد به چه کسی شبیه شود و به کجا برود. سبک زندگی امام حسینی، یعنی شبیه شدن به زندگی امام حسین (علیه السلام).

زندگی امام حسین این ویژگی را دارد که حیات طیبه و همه جلوه های حیات زندگی را متبلور می کند و هرکس به آن علاقمند شد، از هر سبک زندگی به جز سبک زندگی امام حسینی و خانواده آسمانی­ متنفر می ­شود. بنابراین، مومن باید قیمت خودش را بداند. مومن دوست ندارد سبک زندگی غیر از سبک زندگی امام حسین (علیه السلام) انتخاب کند. در قاعده عشق و جنون، هدیه دادن به یکدیگر، نشانه ی دوست داشتن و علاقه است که باید توام با راستی و صداقت باشد. کسی که در دنیا معیت و همراهی با خانواده آسمانی و اصلی خودش ندارد، در آخرت نمی تواند با آنها باشد. پس باید معیت را در این دنیا کسب کنیم. لذا انسان مؤمن در زیارت عاشورا از خدا چنین طلب کرده و زمزمه می کند: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ محمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ=خدایا زندگی و مردن مرا مثل زندگی ومردن محمد وآل محمد قرار بده».  این زمزمه آرام آرام در لحظه های زندگی و محیایش جاری می شود. این مربوط به دل عاشقی است که سنخیت با اهل بیت دارد و چون به آنها عشق دارد، سبکی زندگی آنان را انتخاب می کند. در مباحث انسان شناسی گفتیم که «قیمت هر انسانی در گرو انتخاب های اوست و رشد هر انسانی، براساس انتخاب های او شکل می گیرد. پس مجموعه انتخاب‌های هر فرد، سبک زندگی خاصی را برای او رقم می‌‏زنند. انتخاب هایی که انسان در لباس، غذا، همسر، رشته تحصیلی، محل زندگی و چیزهای دیگر دارد، همه نشان دهنده سنخیت و شباهت او به همان انتخاب هاست. یکی از عوامل موثر در انتخاب‌های انسان، نوع «غذا»یی است که می خورد. این که انسان در انتخاب هایش به کدام سمت می رود و چه چیزی را انتخاب می کند، بسته به غلبه نوع غذاهایی است که قبلاْ استفاده کرده است. اثر خوراک های انسان در انتخاب هایش یکسان نیست و هر نوع غذایی اثر مربوط به خود را برجای می گذارد. گاهی انتخاب انسان حسی است؛ مثل زیاده روی در مصرف غذا، گاهی گیاهی، گاهی خیالی و گاهی عقلی است. اما مهمترین انتخاب، انتخاب فوق عقلی و انسانی است. انسان همیشه در کشمکش بین این ۵ گزینه در می ماند که کدامش را انتخاب کند. بنابراین، هر چه خوراک بخش«فوق عقلی» انسان بیشتر باشد، روح انسانی قوی تری پیدا می کند. انسان در لحظه به لحظه ی زندگیش، انتخاب هایی می کند که سعادت یا شقاوت خود را رقم می زند. یعنی شانس و اتفاقی درکار نیست. اما این که انسان چه سبکی از زندگی را انتخاب کند، بستگی به این دارد که مثلا در غذا خوردن، نفس او چه نوع خوارک هایی را دریافت کرده است. بر این اساس، غذاها نقشی تعیین‏‌کننده ای در ساختار سبک زندگی انسان دارد. اینکه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «امت من بصورت ده نوع حیوان محشور می شود»، نشان دهنده آن است که همه نمی توانند انتخاب های انسانی کنند. هرچندکه مسلمان هستند، اما گرایش و کشش آنها به سمت کمالات انسانی نیست.    

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5688
زمان انتشار: 7 سپتامبر 2019
| |
مهمترین هدف عزاداری توجه به منجی جهانی است

استاد محمد شجاعی

مهمترین هدف عزاداری توجه به منجی جهانی است

وحشتناک ترین فاجعه جهانی که جامعه امروز را تهدید می کند، فقدان حضور امام زمان (علیه السلام) است. عزاداری برای اباعبدالله (علیه السلام) باید جهت دار باشد و ما را برای یاری منجی جهان حضرت مهدی (علیه السلام) آماده کند.

اگر برای تحقق این هدف تلاش نکنیم، از حیثیت انسانی و ایمانی ساقط هستیم. یکی از راه های تحقق این هدف عظیم، عزاداری بر حضرت اباعبدالله (علیه السلام) است. عزاداری یک مسأله ی جهت دار است، خداوند از ابتدای خلقت این جهت را برای سرنوشت انسان مشخص کرده است. بیهوده نیست که خداوند عزاداری سیدالشهدا را از زمان حضرت آدم (علیه السلام) رقم زده و تأکید کرده که همه انبیاء برای سیدالشهدا گریه کنند. هزاران سال قبل از آمدن سیدالشهدا، تک­ تک انبیاء به وجود مقدس سیدالشهدا توجه داشتند. ما با عزاداری و گریه بر امام حسین (علیه السلام) به فکر انتقام «ثارالله» هستیم تا با آمدن امام زمان مان آن را جبران کنیم. «ثارالله» یا خون خدایی که ریخته شده، خون بدن امام حسین (علیه السلام) نیست، بلکه خون خدا، روح و شخصیت امام حسین (علیه السلام) است. اگر فکر کنیم که خداوند بدون هدف و غرض مهمی می خواسته، یک عزیز و دُردانه ­ای خلق کند که همه او را دوست داشته باشند و برایش گریه کنند، سخت در اشتباهیم. آن هدف و غرض مهم وجود مقدس منجی جهان و قطب عالم امکان، امام زمان ماست. زیرا قبل از این که واقعه کربلا اتفاق بیفتد، خداوند زیارت عاشورا (حدیث قدسی) را بیان فرموده و قبل از آمدن آقا امام زمان (علیه السلام) دو بار اسم مبارک ایشان در زیارت آورده شده است؛ این نشان می دهد که مهمترین هدف عزاداری توجه به منجی جهانی، نهضت انتظار و نجات جامعه جهانی از ظلمتی است که در اثر دوری از رهبر معصوم به وجود آمده است. فقدانِ متخصص معصوم، بزرگترین فاجعه ای است که تاریخ جهان به خودش دیده است. به همین دلیل، خداوند تبارک و تعالی سرمایه­ گذاری عظیمی کرده تا بشر بفهمد که به جز خدا و معصوم کسی نمی تواند انسان را نجات دهد. اگر خوب عزاداری کنیم، امام زمان (علیه السلام) برایمان دعا می کند نتیجه ی عزاداری که مطلوب امام زمان (علیه السلام) باشد، این است که حضرت برای ما دعا می کند. ایشان می فرمایند: « ادعُوا لِمَن یَذکُرُ مُصیبَتَ جَدّی اَلحُسَین = من دعا می کنم، برای کسی که مصیبت جدم حسین را یاد کرده و سپس برای فرج من دعا کند.» این فرمایش حضرت باید نصب العین ما در تمام مراحل زندگی باشد. حضرت برای کسی که مصیبت امام حسین را می شنود و می داند که این مصیبت تنها مصیبت جسمی، کشتن، سربریدن، قطع دست و پا و تشنگی نیست، دعا می کند. اینها مصیبت عظیمند، اما مصیبت اعظم حذف امام حسین از مقام ریاست و حاکمیتِ جامعه جهانی است. دعا برای فرج حضرت، باید با اضطرار و با توجه به رابطه عمیق پدر و فرزندی ما با امام زمان (علیه السلام) صورت بگیرد و برای رسیدن به مرحله دعای حقیقی، به «خودسازی» و «معرفت» احتیاج داریم. دعای با اضطرار برای حضرت به خودی خود یک «مقام» است. ما باید به جایی برسیم که برای حضرت به دلشوره بیفتیم؛ دغدغه و سوز قلب داشته باشیم؛ غصه بخوریم؛ اگر اینگونه نیستیم، قسی القلب هستیم و نفس ما دچار توحش است. در آداب دعا داریم تا انسان روی چیزی که می خواهد، اصرار نداشته باشد و حقیقتاً کارد به استخوانش نرسیده باشد، اجابت نمی شود. طبق فرمایش امام رضا (علیه السلام) دعای ما باید پشتوانه ی قلبی و عملی داشته باشد. مهمترین سؤال شب اول قبر و آخرت، سؤال درباره کیفیت ارتباط انسان با امام زمانش است. هنگام دعا علاوه بر اینکه با اضطرار دعا می کنیم، باید این سوز و اضطرار و این مطالبه را به اطرافیان مان و سایر افراد نیز منتقل کنیم، اما موضوع این است که کارد به استخوان ما نرسیده است. پس باید منتظر فجایع، فتنه­ ها، آسیب­ ها، قحطی ­ها، انواع مرگ ها، انواع مصیبت ها و مشکلات باشیم. هر مشکلی مثل بدهکاری، زندان، گرفتاری، دعوا، درگیری، بداخلاقی، فساد و ظلمی که در دنیا می بینیم، حتی زمانی که از دست خودمان هم ناراحت هستیم، همه این مشکلات با آمدن امام زمان (علیه السلام) حل می شود. لذا باید قاعده دعا را یاد بگیریم، هر کدام از ما از خانواده خودمان، محله، شهر و کشورمان باید شروع کنیم تا خارج از کشور، تلاش کنیم که طلبِ امام زمان (علیه السلام) یک مطالبه جهانی شود. نگوییم این مسئله آسمانی و الهی است و هر وقت خدا بخواهد انجام می شود، خیر. خدا می فرماید: هر وقت شما بخواهید. «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ= خداوند هرگز سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر اینکه خودشان بخواهند سرنوشت شان را تغییر دهند» (رعد/11).   بحث جهاد جلسه سوم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5682
زمان انتشار: 11 اوت 2021
| |
«عاشورا» و «مهدویت» ما را در مقابل مفاسد واکسینه می کنند

«عاشورا» و «مهدویت» ما را در مقابل مفاسد واکسینه می کنند

فرهنگ «عاشورا» به انسان قدرت اقدام به جهاد، و فرهنگ «مهدویت» امید و نشاط می دهد. هر دو اینها در کنار هم، ما را در مقابل مفاسد مقاوم می سازد.

اگر بحث عزاداری و محرم برای مردم به خصوص جوانان ما خوب تبیین شود، قطعاً در برابر آسیب های فردی، اجتماعی، شبیخون فرهنگی دشمن از ایمنی بالایی بهره مند می شوند. دشمن به خاطر زخم زیادی که از انقلاب و مردم ما خورده، درهایی از شرّ و پلیدی به روی مردم باز کرده است. بعضی ای این درها شامل مواد مخدر، حجاب، روابط دختر و پسر و مواد روان گردان، فیلم های مبتذل و موضوعاتی است که امروز جوانان و مدارس ما را درگیر کرده است. طبق آماری که آموزش و پرورش اعلام کرده، رشد اعتیاد در طول یک سال، صد در صد بوده است. اگر مسائل دینی از جمله همین مسأله محرم، صفر و ماه مبارک  برای جوانان خوب تبیین شود، درهای شر به روی آنان بسته می شوند. یعنی کافی است، ما روی همین بخش هزینه کنیم. اگر چنین شود، دشمنان هر چقدر هزینه کنند، نتیجه ای نمی گیرند؛ یعنی در مدارس، در مقاطع مختلف تحصیلی، فرزندان و جوانان را با فرهنگ امام حسین ع و عاشورا آشنا کنیم تا با این فرهنگ انس بگیرند، در این صورت برای آلوده نشدن به مفاسد مختلف، احتیاج به مبارزه و هزینه کردن ندارند، بلکه ذاتاً فساد را قبول نمی کنند. گاهی یک فرد باید خیلی به خودش غلبه کند تا حجاب را رعایت کند؛ عفت داشته باشد؛ از فواحش باطنی خودداری کند؛ سراغ مواد مخدر و مواد روان گردان نرود؛ به فیلم های مبتذل نگاه نکند؛ اما زمانی یک نفر به آسانی از این مفاسد می گذرد، چون در وجودش زیبایی ها و فرهنگی برگرفته از فرهنگ زیبای عاشورا ایجاد شده، فرهنگی که از ذلت و آلودگی و معصیت ابا دارد. دو فرهنگ «مهدویت» و «عاشورا» شاه کلیدند، راه میان بری هستند که با هزینه ی کم آثار ماندگاری را ایجاد می کنند. یکی از مسئولینی که کارش مبارزه با فرهنگ جمهوری اسلامی است، در مقاله ای می گوید: «ما باید دو چیز را در جمهوری اسلامی هدف قرار دهیم، یکی فرهنگ عاشورا و دیگری فرهنگ مهدویت». جالب این است، آنها هم به این مسأله پی برده اند که «فرهنگ عاشورا» به ما قدرت خاص و «فرهنگ مهدویت» امید و نشاط می دهد. مثلاً ممکن است ما روی موضوع نماز یا حجاب یا موضوع دیگری که جزء ارزش های ما هستند، سرمایه گذاری کنیم، هر یک از آنها با تمام اهمیتی که دارند یک موضوعند؛ اما فرهنگ «عاشورا» و «مهدویت» همه چیز است و همه چیز را در خود دارد. مسئولین فرهنگی و مربیان و معلمان آموزش و پرورش به عنوان کسانی که خداوند سرپرستی تعداد زیادی از ایتام فرهنگی و معنوی آل محمد ع را به آنها سپرده، به معنای حقیقی پدران و مادران این ایتام هستند. زیرا تأثیری که این مربیان و معلمان روی کودکان و جوانان دارند، خیلی قویتر از تأثیری است که والدین شان روی آنها می گذارد. به فرموده ی قرآن: « وَ مَنْ أَحْیَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا = و هر كس انسانی را از مرگ رهائی بخشد چنان است كه گوئی همه مردم را زنده كرده است» (مائده/32). اگر در آموزش و پرورش ما یک «انسان» تربیت شود، به معنی نجات و حیات همه انسان هاست. گاهی پیامبر ص تا طائف می رفت تا بتواند یک نفر را مسلمان کند، آن هم با کتک زیادی که می خورد؛ می گفت: می ارزد، حتی اگر یک نفر هدایت شود. نوح 950 سال تبلیغ کرد، اما فقط حدود 70  نفر به او ایمان آوردند. میدانی که خداوند در اختیار معلمان و مربیان گذاشته، خیلی وسیع است. جوانانی که به وسیله این معلمان با فرهنگ عاشورا آشنا می شوند، این جوانان در آخرت جزء شئون نفس آنها می شوند. فرمایش صریح معصوم است که آنها به عنوان یک فرد محشور نشده، بلکه به تعداد بچه هایی که زیر دست شان پرورش یافته اند، محشور می شوند و روز قیامت قدرت شفاعت پیدا می کنند. چون اصل شفاعت در دنیاست و در آخرت فقط نتیجه کارها نشان داده می شود.   برگرفته از مبحث عزاداری حقیقی جلسه دوم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5681
زمان انتشار: 24 اوت 2020
| |
«انتقام» چیست و «منتقم» کیست؟

استاد محمد شجاعی

«انتقام» چیست و «منتقم» کیست؟

در زیارت عاشورا می خوانیم:« أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ ... الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِي (ثَارَكُمْ) مَعَ إِمَامٍ هُدًى (مَهْدِيٍّ)». زیارت عاشورا به ما یاد می دهد که اگر بخواهید، واقعاً عزادار حقیقی باشید، باید «منتقم» باشید. امروز گرفتنِ انتقام امام حسین(علیه السلام) به کشتن کسی نیست، زیرا قاتلین امام حسین(علیه السلام) به وسیله ی مختار و دیگران کشته شدند.

 

وقتی در زیارت عاشورا می خوانیم : «وَالوِترَ المَوتُور» وتر به معنی فرد است و موتور به کسی می گویند که از بستگان وی کسی یا کسانی کشته شوند، اما او نتواند حق آنان را از قاتلین باز بستاند. به همین سبب، به امام حسین (علیه السلام) الوتر الموتور می گویند. منظور جنبه حقوقی اهل بیت است که به آن «ثَارَالله = خون خدا» می گوییم. «خون خدا» یعنی هدایت الهی در رگ های جامعه. معصومین مظهر ثارالله و عوامل هدایت روح انسانها به سمت هدف خلقت شان هستند. بنابراین، در مجالس اهل بیت باید روح انتقام در یک عزادار زنده شود. «انتقام» یعنی برطرف کردن موانع ظهور امام زمان. وقتی عزادار به مرحله ی انتقام رسید، مثل اصحاب عاشورا تصمیم می گیرد، یعنی نسبت به «منتقم اصلی» به معرفت می رسد. منتقم اصلی کسی نیست جز، وجود مقدس امام زمان(علیه السلام). پس عزادارِ منتقم برای حاکمیت جهانی امام حسین(علیه السلام) و تمام انبیا تلاش می کند، زیرا ما امام زمان(علیه السلام) را فقط منتقم امام حسین(علیه السلام) نمی دانیم، منتقم همه انبیاء و فرزندان آنها می دانیم. سندش هم این است که در دعای ندبه می خوانیم: «أَیْنَ الطّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیاءِ وَ أَبْناءِ الأَنْبِیاءِ = کجاست آن منتقمی که خون پیغمبران و اولاد پیغمبران را مطالبه نماید»، این یک مرحله ی فکری - معرفتی و عملیاتی است، یعنی عزادار ذهن، فکر و قلبش را متوجه حسین زمان خود می کند. خداوند حکیم از روی حکمت خود در زیارت عاشورا دو بار اسم امام زمان(علیه السلام) را آورده که بیانگر هدفی است؛ هدف این است که ما به عنوان انسان لیاقت و روزی مان امام زمان بوده است. ما بدون این روزی نمی توانیم، رزق انسانی داشته باشیم. فقط با آموزش تحت نظر یک معصوم و با پذیرش رهبری یک معصوم است که ما حیات انسانی پیدا می کنیم. خداوند می فرماید:« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا یُحْیِیكُمْ = اى كسانى كه ایمان آورده‏ اید، چون خدا و پیامبرش شما را به چیزى فرا خواندند كه به شما حیات مى ‏بخشد، آنان را اجابت كنید» (سوره انفال/آیه 29). در این آیه، فرد مؤمن برای «اجابت خدا و رسول» مورد خطاب قرار گرفته و پاداش آن «حیات انسانی» است، نه حیات حیوانی؛ وگر نه آنهایی هم که اجابت نمی کنند، زندگی می کنند. حسین زمان که ثار الله است، عامل حیات انسانی است، اما امروز کجاست؟ این سؤال خیلی مهم است. وقتی به زندگی حضرت مراجعه می کنیم، ایشان در 255 هجری متولد شده، از تولد ایشان بیش از 1180 سال گذشته، اما ایشان چرا غایبند؟ چرا ما به او دسترسی نداریم؟ چرا نمی توانیم ایشان را حاکم بر خود و جهان کنیم؟ علت غیبت یک متخصص معصوم چیست؟ آیا واقعاً خداوند راضی به غیبت ایشان است؟ قطعاً راضی نیست. وجود مقدس امیرالمومنین(علیه السلام) درباره ی ایشان می فرماید: «صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ الشَّرِیدُ الطَّرِیدُ الْفَرِیدُ الْوَحِیدُ = آواره ی طرد شده تنها و یگانه»، خیلی این کلمات کمرشکن و کشنده است. یعنی غربتی عمیقتر و طولانی تر از غربت همه ی معصومین ع، نه فقط سیدالشهدا. عزادار حقیقی وقتی به این معرفت رسید که جامعه جهانی به متخصص معصوم نیاز دارد و تنها این شخص است که مایه ی حیات انسانیست و تنها این شخص ثارالله یعنی خون مورد نیاز برای حیات انسانی است، و وقتی می بیند او غریب، آواره و طرد شده و تنهاست؛ درک می کند که: انتقام یعنی برطرف کردن موانع ظهور امام زمان (علیه السلام) ، و هیچ معنای دیگری جز این ندارد انتقام یعنی تغییر ذائقه ی جامعه انتقام یعنی تغییر فرهنگ و سطح کیفیت عزاداری ها انتقام یعنی بالابردن سطح معرفت عزادارها انتقام یعنی تولید یک محتوای قدرتمند در مجالس اهل بیت (علیهم السلام) انتقام یعنی تبدیل شدن عزاداری ها از یک رسم و صرفاً سنت و هدف، به یک وسیله قدرتمند برای ایجاد حس انتقام نسبت به موانعی که نمی گذارند، امام زمان (علیه السلام)  در بین مردم باشد انتقام یعنی عملیات، انتقام یعنی روح جهاد، یعنی حرکت به سمت حسین زمان انتقام یعنی داشتنِ روح اصحاب عاشورا و اصحاب امام حسین (علیه السلام) انتقام یعنی تغییر سبک زندگی برای حرکت به طرف چادر حسین زمان انتقام یعنی قطع دلبستگی ها و وابستگی های بخش های حیوانی و بخش های پایینی، برای آزادی و حرکت به سمت قرارگاه حسین زمان انتقام یعنی عشق ورزی و عاطفه ی نسبت به حسین زمان انتقام یعنی سوختن از طرد شدگی، آوارگی، غربت و مظلومیت امام زمان(علیه السلام) انتقام یعنی شبیه شدن به اصحاب عاشورا، در ترکیبِ اصحابِ عاشورا، از همه اقشار جامعه وجود دارد، از اساتید بزرگ گرفته تا مسیحی، طفل، مرد، زن، پیرمرد، جوان، نوجوان و شخصیت های بسیار متنوع؛ یعنی هر کسی که باشید و در هر مقامی، می توانید به حسین زمانتان کمک کنید و به او ملحق شوید و خود را به خیمه و چادر او برسانید. انتقام یعنی هر کس که هستی، سبک زندگی ات، انتخابات، رفتار ها، افکار، ارتباطات و چینش های فکری ات را به گونه ای باید تنظیم کنی که مانع رسیدن تو به چادر حضرت نشود، مانع از خدمت تو به حسین زمانت نشود. انتقام یعنی مفید بودن برای امام زمان(علیه السلام) انتقام یعنی توان برطرف کردنِ موانع ظهور امام زمان (علیه السلام)   انتقام یعنی از میان برداشتن یک رابطه ی انگلی نسبت به اهل بیت(علیهم السلام) و سیدالشهدا و امام زمان(علیه السلام) و تبدیل این رابطه به یک رابطه دوطرفه فعال انتقام یعنی تو بفهمی که او پدر حقیقی توست، و تو نسبت به او وظایفی داری انتقام یعنی تبدیل شدن «محبت» به «مودت»، مودتی که قرآن در مورد اهل بیت از ما خواسته انتقام یعنی تغییر عزاداری های محبتی، به عزاداری های مودتی انتقام یعنی تبدیل شخصیت های عزادار از عزادار محب به عزاداری که مودت دارد نسبت به اهل بیت و دستور مودت اهل بیت را پذیرفته است انتقام یعنی حضور امام زمان(علیه السلام) در همه ی عرصه های زندگی فردی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و هنری و مهمتر از همه عرصه عاطفی و معرفتی ما فقط برای حسین سال 61 عزاداری برپا می کنیم ولی برای حسین زمان خودمان گریه نمی کنیم و به فکر غریبی، آوارگی، طرد شدگی و مظلومیت حسین زمان خودمان که بسیار شدیدتر از امام حسین(علیه السلام) است، نیستیم. یعنی دل ما باید برای این آوارگی و طردشدگی بسوزد و اشکی بیاید، به همین دلیل خود امام زمان (علیه السلام) فرمود:«من دعا می کنم، برای کسی که برای جدم حسین(علیه السلام) گریه کند، ولی به یاد و به فکر من باشد و برای ظهور من دعا کند».   برگرفته از  سلسله بحث عزادار حقیقی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed