www.montazer.ir
شنبه 6 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11551
زمان انتشار: 27 فوریه 2020
| |
سلام بر امامان هدايت گر

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 109 ؛ 1398/12/01

سلام بر امامان هدايت گر

«هدايت» در مقابل «ضلالت» است و به معناي بيان راه رشد و دلالت و راهنمايي كردن به چيزي است. وقتی می­ گوییم: «السَّلَامُ‏ عَلَى‏ أَئِمَّةِ الْهُدَى»، یعنی من غیراز متخصص معصوم را نمی‌پذیرم و شما را هم به عنوان متخصص معصوم قبول دارم. پس به شما سلام می‌دهم. یعنی شما الگوی عملی من هستید. نه این که من مدام به شما احترام بگذارم، اما یک روش دیگری برای زندگی انتخاب کنم و یک جای دیگری عمرم را تلف کنم؛ بلکه فقط از شما الگو می گیرم. اگر از ولی فقیه اطاعت می کنم هم به خاطر امر شماست.

بحثمان در ادامه شرح زیارت شریف جامعه کبیره، به فراز جدیدی رسید. در خطاب به معصومین علیهم السلام می ­گوئیم: السَّلَامُ‏ عَلَى‏ أَئِمَّةِ الْهُدَى= سلام بر شما که امامان هدایت هستید. قبلاً بیان شد که «سلام» اسم خداست و از جانب خداست و مثل هر نعمت دیگری که هر کسی دارد، از خداوند تبارک و تعالی است. سلام همچنین یک دعاست. یعنی ما سلامتی را از خداوند تبارک و تعالی برای شما می‌خواهیم. امام یعنی کسی که قصدش را می‌‌کنی. یعنی کسی است که اصلاً نمی‌توانم از او جدا بشوم، من فقط و فقط به این فکر می‌کنم که در دنیا و آخرت با او باشم. ذات انسان نمی‌تواند غیر از متخصص معصوم کسی را بپذیرد. اگر سراغ غیرمتخصص یا غیرمعصوم رفتی، خدا بازخواستت می کند که چرا عقلت را به کار نیانداختی! چرا از شعورت استفاده نکردی؟ مگر می‌شود آدمی که تخصص ندارد، امام و الگوی عملی انسان شود. تمام کره زمین برای انسان خلق شده. آسمانها به افتخار انسان خلق شده، انبیاء به افتخار انسان آمدند، قرآن برای هدایت انسان نازل شده: «هُدىً لِلنَّاسِ». پس چرا سراغ کسی می‌روی که تخصص ندارد! چه حجت و دلیلی داری! چه منطقی داری که غیر از اهل بیت را به عنوان راهنما و الگوی خودت پذیرفتی! امام اصل است. بدون امام تو اصلاً نمی‌توانی یک حرکت موفق انجام بدهی. ممکن است در بعضی جاها خوب باشی یا قشنگ عمل کنی، اما عقل خودش اعتراف دارد که عقل به تنهایی برای هدایت بشر به سمت بینهایت کافی نیست. عقل فقط می‌تواند بگوید که چه کسانی به درد می‌خورند. ولی اینکه چه کار باید کنی، خیلی رمز و راز دارد.  یک متخصص مغز و اعصاب وقتی قلب درد داشته باشد، در مقابل پزشک متخصص قلب می‌گوید هر چه شما بگویید. چون رشته و تخصص ما با همدیگر فرق دارد. ما می‌خواهیم انسانی که از این رحم دنیا متولد می شود، یک کسی شبیه امام حسین علیه السلام شود. ذات هر کدام از ما همین را می‌طلبد. ما اگر به کمتر از این برسیم، باخته ایم و ضرر کرده ایم. چون وقتی شخص اطلاعات ندارد، عقلش را به کار نمی‌برد، در نتیجه، وقت و عمرش را در کمالات جمادی و گیاهی تلف می‌کند و حس بینهایت‌طلبی اش را اینجا پیاده می‌کند، نه به سمت هدف اصلی. پس امامت اصل است. امام در جامعه، مثل مغز و قلب در بدن است نقش امام در جامعه، چنان دارای اهمیت است که مغز یا قلب در بدن اهمیت دارد. اگر کسی دو کلمه «أَئِمَّةِ الْهُدَى= امامان هدایت» را بفهمد، نجات پیدا کرده است. یعنی بفهمد که امامان هدایتی وجود دارند، و انسان ساختارش هدایت‌پذیر است و نیاز به هدایت دارد. این اصل، عامل سلامتی قلب انسان است. یعنی گاهی انسان دستش می‌‌شکند، پایش می‌‌شکند، ممکن است چشمش نابینا بشود، یا به اعضای دیگر بدنش صدمه وارد شود. اما اصل سلامتی ­اش که مغز و قلب است را از دست نمی‌دهد. چون اینها اعضای رئیسه هستند. اما اگر به اینها صدمه وارد شود، این اختلال به همه جای بدن آسیب می‌زند و ممکن است حیات انسان را بگیرد. امام هم برای انسان و دین خدا چنین نقشی دارد. چطور یک مجتهد ممکن است جهنمی شود، اما یک آدم منقص در ایمان بهشتی شود؟ ما آدمی داریم که باتقواست، نماز اول وقت می‌خواند، روزه می‌گیرد، در نماز جماعت و جمعه شرکت می کند و در امور دینی بسیار مقید و مؤدب است و دارای اخلاق‌ خوبی هم هست، اما با امام ارتباط ندارد. خداوند قسم خورده پایان چنین شخصی جهنم می‌شود. اما آدمی هم داریم که ممکن است نماز نخواند، حجاب را رعایت نکند و در بسیاری از امور دینی مقید نباشد، اما امام را از بُن دندان قبول داشته باشد و به او اعتقاد داشته باشد و برایش احترام قائل باشد. خداوند چنین کسی که در بُعد اعتقادی پاکار امام است را می‌بخشد و مغفرت شامل حالش می‌شود و نجات پیدا می کند. حالا چرا خدا کسی را که در دینداری آدم مؤدب و مرتبی است، نمازش اول وقت، کارهایش خیلی درست و عالی است را اگر ارتباط با امام نداشته باشد، نمی بخشد؛ ولی یک کسی که خیلی بی‌در و پیکر است و ممکن است چند تا غلطی هم بکند، اما پای کار امام ایستاده و به دستگاه امام وصل است را می بخشد و این آدم اهل نجات می­ شود؟ فهم این قضیه آنقدر مهم است که می‌تواند در تمام شرائط زندگی انسان تأثیر بگذارد. اگر انسان این فرمول را بفهمد، هم در مورد خودش، هم در رابطه با دیگران، به گنجی دست پیدا می‌کند که این گنج، یک اسم اعظمی به او می دهد و یک اکسیری پیدا می‌کند که حتی اگر آسیب‌های زیادی هم داشته باشد، می تواند هم خودش را و هم آدم­ های اطراف خود را بازسازی کند. این فرمول بیشتر و به خصوص برای کسانی مفیدتر است که کار تربیتی می‌کنند. یعنی روی فرزندانشان کار می‌کنند، یا معلم و استاد هستند و کار فرهنگی می‌کنند، یا می‌خواهند کار کلان فرهنگی در سطح شهرشان، استان‌شان، کشورشان و جهان انجام بدهند. فهم این فرمول فوق‌العاده مهم است. اگر کسی این فرمول را فهمید، به یک اکسیر و اسم اعظمی دست پیدا می‌‌کند که با آن می تواند خیلی از مشکلاتش را حل کند. نقش کلیدی امام معصوم در راهنمایی زندگی «السَّلَامُ‏ عَلَى‏ أَئِمَّةِ الْهُدَى»؛ ائمه جمع امام است. امام از ریشه (الف، میم، میم) یا (همزه، میم، میم) است. این ماده که در اُمّ هم داریم به معنای مادر است. یعنی آنچه که مورد قصد است، آنچه اصالت دارد. آنچه که حیاتی است. «اُمّ» ریشه است. امام یعنی آن کسی که جلوی خودت می‌گذاری و قصد می‌کنی که به او برسی و با او هماهنگ باشی. آن توجهی که می‌کنی و او را مدنظر قرار می دهی تبعیت از امام است. مثلاً کسی می‌گوید من دوست دارم شبیه فلانی بشوم. آن آدم امام او می‌شود. چون او را مورد توجه قرار داده. چه در حیطه ورزشی، چه در حیطه هنری یا امور دیگر. یعنی او را مورد توجه خودش قرار ‌داده که شبیه و مثل او باشد. ممکن است حق باشد، ممکن است باطل باشد. «السَّلَامُ‏ عَلَى‏ أَئِمَّةِ الْهُدَى»؛ هدایت از ریشه «هَدَیَ» است. وقتی شما یک حقی را بیان می‌‌کنی و می‌گویی این هادی است. هادی یعنی کسی که ما را به راه حق راهنمایی می‌کند. پس بیان حق را هدایت می‌گویند. مثلاً کسی مسیری را اشتباه برود و شما هدایتش کنید. یعنی درست راهنمایی اش کنید. اگر درست راهنمایی نکنید، گمراه می‌شود. ائمه نیز ما را به حق هدایت می‌کنند.  حق یعنی به آنچه که شایسته و سزاوار است، ما را هدایت می‌کنند. در تمام ابعاد زندگی ما به امام نیاز داریم. در بخش جمادی اگر می‌خواهی کار اقتصادی بکنی، احتیاج به مربی، استاد، الگو و یک کسی که درس خوانده باشد، داری. در واقع باید از او تبعیت ‌کنی. در بخش بدنی و گیاهی اگر می‌خواهی هیکلت را چند کیلو چاق یا لاغر کنی، یا پوستت را زیبا کنی، نیاز به کسی داری که تو را راهنمایی ‌کند. او می‌گوید این دستورالعمل‌ها را انجام بده. شما را هدایت می‌کند به سمت یک جنبه گیاهی. او همان امام و الگوی تو است. او به شما روش می‌دهد و شما هم از او تبعیت می‌کنی. در بعد حیوانی همین طور است. مثلاً می‌خواهی انتخاب همسر کنی، استاد لازم داری. می­ خواهی انعقاد نطفه داشته باشی، مربی می‌خواهی که مراحل انعقاد نطفه را برای شما بگوید و شما را راهنمایی کند که چه کارهایی را انجام بدهی که بچه در ۵ بخش «سلامت، زیبایی، هوش، عقل، اخلاق و معنویت» آسیب نبیند و نطفه‌ بهتر صورت بگیرد. همچنین در تمام بخش­ های حیوانی مثل سیاست و غیره، مربی می‌خواهد که آدم تربیت سیاسی بشود. در بخش های تربیت اجتماعی، تربیت اخلاقی، تربیت تجاری، تربیت هنری و تمام رشته‌های هنری، نیاز به مربی هست. در بعد علمی هم همینطور. مثلاً برای انتخاب درست یک رشته علمی، نیاز به یک مربی و معلم داریم که باید بالای سرمان باشد و آموزش بدهد تا بهتر بتوانیم انتخاب کنیم. در بخش فوق عقلی و انسانی هم نیاز به مربی داریم. چون انسان در بخش فطری ­اش از جنس اهل بیت است و از آسمان آمده و می‌خواهد به خانه خودش برگردد. پس باید کسی هدایتش کند تا سقط نشود.  ما برای ثروتمند شدن، خوشگل و خوش‌تیپ شدن، پدر و مادر شدن، قهرمان ورزشی یا رئیس‌جمهور شدن، نماینده مجلس شدن، استاندار و فرماندار شدن به دنیا نیامده ایم. اینها همه جنبه‌های حیوانی و طبیعی ما هستند که ابزار و وسیله‌ هستند تا آن رشد حقیقی حاصل شود. بنابراین، اینها ضمن اینکه مقدس و مهم هستند، ارزش و ثواب هم دارند. اما نباید مزاحم بخش انسانی ما بشوند. چون هدف از تشکیل این رحم به این بزرگی، این است که با روح سالم پیش خدا و اهل بیت و خانواده آسمانی مان برگردیم. خدا هم فقط سالم ­ها را می‌پذیرد. مثل دنیا که فقط بچه‌های سالم را از رحم مادر می‌پذیرد یا سالم‌های قوی را می پذیرد. بقیه اعم از ضعیفان، بیماران، ناقص‌ها و معلولان اذیت می‌شوند. دو دسته هم اذیت‌هایشان موقت است، اما سخت. مثل کسانی که ضعیف و بیمار به دنیا می‌آیند. دو دسته دیگر اصلاً اذیت‌هایشان تمامی ندارد. چون هیچ چیز مناسبی را از رحم مادر برای دنیا نیاورده اند. ما هم دقیقاً این شش نوع تولد را بعد از مرگ داریم. پس برای اینکه بتوانیم این مسیر را درست طی کنیم، احتیاج به امام داریم. «معیت» با امام، رمز شادی و آرامش است اگر کسی با اهل بیت علیهم السلام «معیت» داشته باشد، گدایی عاطفی ندارد و آدم آسیب‌‌پذیری نیست. این آدم را حتی اگر بکشند می‌گوید: «ما رأیت الا جمیلا». چون معیت دارد و با حضرت همراهی دارد. معیت با اهل بیت در شما سه خصوصیت ایجاد می‌کند: شادی، آرامش و محبت. اگر این معیت بیاید، حتی اگر در کنارش مشکلات «جمادی، گیاهی، حیوانی و علمی» هم داشته باشید، باز شاد، آرام و خوشحال هستید. چون قدرت را از جای دیگری کسب کرده اید. هر چیزی که به این سه ملاک لطمه بزند، بدانید که از مرز گذرانده اید. اگر کینه ایجاد کرد، خراب کرده ای. اگر در دل دل‌چرکین شد، خراب کرده اید. امام یعنی من می‌خواهم واقعاً مثل او باشم، می‌خواهم با او زندگی کنم. انتخابش کرده ام نه برای آخرت؛ بلکه برای دنیا. امام یعنی آن کسی که در زندگیت با تو زندگی می‌کند و تو با او زندگی می‌کنی. با او رفت و آمد داری و وجودش از همسرت، فرزندت، پدر و مادرت و بهترین دوستانت پررنگ‌تر است. او در همه جای زندگی­ ات از تو هدیه قبول می‌کند. اجازه می‌دهد برایش هزینه کنی. اجازه می‌‌دهد برایش وقت صرف کنی. اجازه می‌دهد برایش آبرو بگذاری. اجازه می‌دهد از علمت برایش انفاق کنی. اجازه می‌دهد به او دل بدهی و او هم با دلت راه می­ آید. اجازه می‌دهد عاشقش بشوی. هیچ وقت تو را پس نمی‌زند. حتی اگر گناهکار باشی، هیچ وقت تو را برنمی‌‌گرداند. هیچ وقت در را به روی تو نمی‌بندد. خواهش می‌کنم خیلی دقت کنید. چون روایات بسیار تخصصی و دقیق و ریاضی هستند و ما باید نسبت به اینها کاملاً معرفت پیدا کنیم. وجود ما باید با این راهنمایی‌ها عجین بشود و پیوند بخورد. زیرا زندگی آن است که تو با امام بگذرانی. بقیه‌اش وقت تلف کردن است. هوس های «جمادی، گیاهی و حیوانی و عقلی» است، نه اینکه اینها را منکوب کنیم. اینها کمال و نورانیت دارند. دنبالش هم بروید. ولی با خانواده‌ آسمانی­ ات. اینها نباید تو را از خانواده حقیقی ات بیندازد. از انس، عشق، رفت و آمد تو را نیندازد. اگر می‌بینی یکی از اینها قرار است تو را بیندازد، توقف کن. درجه و رابطه انسان با امام، باید به گونه‌ای باشد که وقتی به امام نزدیک می‌شوی، خودت امام می‌‌شوی. مثل یک شاگردی که الان رفته سر کلاس یک استاد و می‌گوید می‌‌خواهم پای درس این استاد تا آخرین مرحله اش بمانم و علم کسب کنم. معنایش این است که این شاگرد، یک روزی خودش استاد می‌شود. در بخش انسانی کمال یک چیز دیگر است. در بخش انسانی وقتی شما امام را قصد می‌کنی، خودت امام می‌شوی. ببین خدا با بنده‌اش چه کار کرده!! هیچ کس غیر از خدا، نمی تواند اینطوری حرف بزند: «وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً[1]= و ما را امام اهل تقوا قرار بده». در این آیه شریفه پیغمبر دعا می کند که خدایا ما را امام متقین قرار بده. چون امام شخصیتش حقیقی است. اما وقتی دکتر و مهندس می‌شوی، معلوم نیست دکتر و مهندس شدن به نفعت هست یا نه! ممکن است با همین درجه به جهنم بروی.   جامعه کبیره/ السلام علی ائمه الهدی [1] . سوره فرقان/آیه 74. ق/221

صوت

1 - سلام بر امامان هدايت گر

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11550
زمان انتشار: 27 فوریه 2020
| |
اهمیت زیارت امام حسین(علیه السلام) در ماه رجب

اهمیت زیارت امام حسین(علیه السلام) در ماه رجب

یکی از زیباترین و شریف ترین ماه های سال ماه رجب ماه مغفرت الهی است. در متون و منابع روایی اعمال عبادی و ارزشمندی همچون دعا، استغفار و روزه، برای این ماه مبارک ذکر شده است.

در روایاتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: «نوح (علیه السلام) روز اول ماه رجب بر کشتى سوار شد و به آنان که همراهش بودند فرمان داد آن روز را روزه بگیرند. و فرمود هر کس آن روز را روزه بگیرد، آتش به اندازه مسیر یک سال از او فاصله مى گیرد و هر کس هفت روز روزه بگیرد، درهاى دوزخ بر او بسته مى شود و هر کس بیفزاید، خداى تعالى بر عمرش مى افزاید.[1] امام باقر (علیه السلام) فرموده است، هر کس از ماه رجب یک روز از آغاز یا روزهاى وسط یا آخر آن روزه بگیرد، خداوند بهشت را بر او واجب مى فرماید و روز رستاخیز درجه او را در بهشت با ما قرار مى دهد و هر کس دو روز از آن ماه روزه بگیرد، به او گفته مى شود خداى تعالى گناهان گذشته ات را آمرزید. [2] شاخص ترین عمل عبادی ماه رجب علاوه بر اعمال ارزشمندی که برای این ماه ذکر شد می توان به یکی دیگر از زیباترین و شاخص ترین اعمال عبادی که در متون و منابع روایی برای این ماه ذکر شده است اشاره کرد؛ زیارت ارزشمند امام حسین (علیه السلام) دراین ماه از جمله با ارزش ترین اعمالی است که به آن سفارش شده است. از امام صادق (علیه اسلام) در خصوص اعمال عبادی این ماه نقل شده است «هر کس در روز اول رجب امام حسین (علیه السلام) را زیارت کند حتما آمرزیده گردد. بزنطی گوید: از حضرت رضا (علیه السلام) پرسیدم: شما در چه ماهی امام حسین (علیه السلام) را زیارت می کنید؟ فرمود: در نیمه رجب و نیمه شعبان. [3] بی شک جایگاه و اهمیت ولایت و امامت امامان معصوم بخصوص امام مظلوم حضرت ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) بر اهل بصیرت و  آگاهی پوشیده نیست. چه بسیار افرادی که با وجود بهره مندی از اعمال عبادی فراوان به واسطه محروم کردن خود از نعمت ولایت حظ و بهره واقعی از عبودیت و بندگی خدای متعال نبرده اند؛ چرا که خداوند متعال خود سفارش به دوستی و همراهی با امامان معصوم را داده است: «ذلِکَ الَّذی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى [سوره شوری، آیه 23] این همان چیزى است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند به آن نوید مى دهد! بگو: «من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى کنم جز دوست داشتن نزدیکانم [اهل بیتم]». امام حسین (علیه السلام) مصداق ذوی القربی سیوطى در الدر المنثور از ابن جریر از ابى الدیلم چنین نقل مى کند: هنگامى که على بن الحسین (علیه السلام) را به اسارت آوردند، و بر در دروازه دمشق نگهداشتند، مردى از اهل شام گفت: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی قَتَلَکُمْ وَ اسْتَأْصَلَکُم .!: خدا را شکر که شما را کشت، و ریشه کن ساخت! على بن الحسین علیه السلام فرمود: آیا قرآن را خوانده اى؟ گفت آرى، فرمود: سوره هاى حامیم را خوانده اى، عرض کرد نه، فرمود آیا این آیه را نخوانده اى قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى ؟! گفت: آیا شما همانها هستید که در این آیه اشاره شده؟ فرمود: آرى.[4] شیعه  و دوست دار حسین (علیه السلام) مورد مغفرت الهی است: مگر نه این است که یکی از چیز های که ما را به عبودیت و بندگی خدا در این ماه ترغیب می نماید تمنای مغفرت و رحمت الهی است؛ آن دسته از کسانی که این هدف عالی را تنها در عبودیت خدا و به دور از ولایت امامان معصوم (علیه السلام) جستجو می کنند باید بدانند که علمای اهل سنت در کتب تفسیریشان در اهمیت این دوستی این چنین ذکر کرده اند: «عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ: مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِیداً أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مَغْفُوراً لَهُ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ تَائِباً أَلَا...؛[5] هر کس بر محبت آل محمّد از دنیا برود شهید مرده. متوجه باشید هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد آمرزیده است توجه کنید هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد با توبه از دنیا رفته هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد با ایمان کامل از دنیا رفته و هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد ملک الموت به او بشارت بهشت میدهد بعد از او نکیر و منکر هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد چنان با جلال او را به بهشت میبرند مانند عروسى که به خانه شوهر میرود هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد دربى از قبرش به بهشت گشوده مى شود. توجه کنید هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد خداوند قبر او را جایگاه زیارت ملائکه رحمت قرار میدهد هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد بر راه و روش پیامبر و جماعت مؤمنین مرده هر کس با کینه آل محمّد بمیرد روز قیامت که مى آید بر پیشانى او نوشته است: مأیوس از رحمت خداست. هر کس بر بغض آل محمّد بمیرد کافر از دنیا رفته و هر کس بر بغض آل محمّد بمیرد بوى بهشت را استشمام نخواهد کرد». برخی از فواید زیارت امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت در تمام فصول 1) کسب طهارت و دوری از گناهان: زیارت حضرات معصومین (علیهم السلام) بخصوص امام حسین (علیه السلام) تأثیر شگرفی در روح و جان زوار بر جای می گذارد، زیارت تجدید پیمانی با آن رهبران صداقت و پاکی است، زیارت این ذوات مقدسه روح انسان را جلا می بخشد و او را به سوی معنویان و مکارم اخلاقی سوق می دهد. در تفسیر فرازی از آیه 29 سوره مبارکه حج نقل شده است: «ذریح محاربىّ گوید: به امام صادق (علیه السّلام) عرض کردم: خداوند در کتابش مرا به کارى مأمور ساخته، دوست دارم آن را بدانم، فرمود: آن چیست؟ گفتم: قول خداوند« ثُمَّ لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْیُوفُوا نُذُورَهُمْ فرمود: منظور از لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ؛ (پاک نمودن خود به) دیدار امام است،[6]در واقع در پرتو زیارت و ملاقات توأم با معرفت امام (علیه السلام)رذایل اخلاقی و کدورت های ظلمانی زدوده می شود. 2) تقرب و نزدیکی  به خدای متعال: یکی از زیباترین و مهمترین اسرار زیارت و توسل به امامان معصوم (علیه السلام) تقرب و نزدیکی به خداوند متعال است، برخلاف نظر و تفکر وهابی زیارت امامان معصوم نه تنها موجب شرک و دوری از خدوند نیست بلکه وسیله ای برای نزدیکی و تقرب به باری تعالی به حساب می آید: در روایتی زیبا از پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله نقل شده است که فرمودند: «یَا أَبَا الْحَسَنِ إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ قَبْرَکَ وَ قَبْرَ وُلْدِکَ بِقَاعاً مِنْ بِقَاعِ الْجَنَّةِ وَ عَرْصَةً مِنْ عَرَصَاتِهَا وَ إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ قُلُوبَ نُجَبَاءَ مِنْ خَلْقِهِ وَ صَفْوَتِهِ مِنْ عِبَادِهِ تَحِنُّ إِلَیْکُمْ وَ تَحْتَمِلُ الْمَذَلَّةَ وَ الْأَذَى فِیکُمْ فَیَعْمُرُونَ قُبُورَکُمْ وَ یُکْثِرُونَ زِیَارَتَهَا تَقَرُّباً مِنْهُمْ إِلَى اللَّهِ مَوَدَّةً مِنْهُمْ لِرَسُولِهِ أُولَئِکَ یَا عَلِیُّ الْمَخْصُوصُونَ بِشَفَاعَتِی وَ الْوَارِدُونَ حَوْضِی وَ هُمْ زُوَّارِی غَداً فِی الْجَنَّة؛ [7] اى ابوالحسن! همانا خداوند قبر تو و قبر فرزندت را بقعه هایى از بقعه هاى بهشت و عرصه اى از عرصه هاى بهشت قرار داده است و این که خداوند قلب هاى نجیبانى از خلقش و برگزیدگانى از بندگانش را به سوى شما متمایل نموده که در راه شما ذلت و آزار را به تن مى خرند و قبرهاى شما را آباد کرده و زیاد به زیارت آنها مى آیند تا از راه شما به خدا تقرب جسته و به رسولش مودت پیدا نمایند. اى على! آنان مخصوص شفاعت من و وارد شوندگان بر حوض من و زائران من در آینده در بهشت مى باشند» نتیجه و حاصل کلام: هدف از این  نوشتار این بود که مسلمان در این ماه رحمت و مغفرت الهی سزاوار است علاوه بر توجه بر اعمال عبادی همچون نماز، روزه و استغاثه و توبه، به وظیفه و مسئولیت خود در قبال امامان معصوم(علیهم السلام) و محبت و ارادت به ایشان بخصوص در قالب زیارت توجه خاص داشته باشند. پی نوشت ها: [1].  روضة الواعظین (ترجمه مهدوى دامغانى)، ص628. [2]. همان [3]. کامل الزیارات، ص 182. [4]. تفسیر نمونه به نقل از: الدر المنثور: ج6، ص7. [5]. تفسیر کشاف: ج4، ص220 و 221؛ تفسیر فخر رازى: ج27 ، ص165 و 166؛ تفسیر قرطبى: ج8 ،ص5843. [6]. الکافی، ج 4، ص549، ح4. [7]. تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج 6، ص107، ح189. منبع: تبیان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11539
زمان انتشار: 23 فوریه 2020
| |
اشاره امام باقر ع به حکومت جهانی امام زمان ع در مجلس هشام

اشاره امام باقر ع به حکومت جهانی امام زمان ع در مجلس هشام

«ای مردم به کدامین سو می روید! و شما را به کجا می برند! خداوند نسل پیشین شما را به وسیله ما خاندان هدایت کرد و نسلهای آینده شما نیز باید به وسیله ما راه یابند.اگر شما پادشاهی زود گذر دنیا را دارید، ما در آینده فرمانروایی خواهیم داشت. پس از فرمانروایی ما، هیچ حاکمیتی و پادشاهی نیست، زیرا ما اهل فرجامیم و خداوند فرموده است: «و العاقبة للمتقین»». این سخنان را امام باقر (علیه‌السلام) در مجلس هشام زمانی که مورد سرزنش او قرار گرفت بیان فرمودند.

در یکی از سالها که هشام بن عبدالملک برای انجام مراسم حج به مکه آمده بود، امام باقر (علیه‌السلام) نیز در مکه حضور داشت. در آن سفر امام باقر (علیه‌السلام) برای مردم سخنرانی کرد و از جمله سخنان آن حضرت چنین بود:«سپاس مخصوص خداوندی است که محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را به پیامبری مبعوث کرد و ما خاندان نبوت را به وسیله او کرامت بخشید. ما برگزیدگان خدا بر خلق اوییم و انتخاب شده از میان بندگان وی هستیم و ما خلفای الهی می باشیم. پس آن کس که از ما پیروی کند، سعادتمند است و کسی که ما را دشمن بدارد و با ما مخالفت کند، شقی و نگونبخت خواهد بود.» وقتی این سخنان به گوش هشام رسید، زمینه خشم شدید او را فراهم آورد، اما در چنان شرایطی صلاح ندید که متعرض امام باقر (علیه‌السلام) شود. زمانی که به دمشق بازگشت از کارگزار خود در مدینه خواست تا امام را به دمشق بفرستد. وقتی امام در دمشق بر هشام وارد شد. هشام که نفرین خدا بر او باد به اطرافیانش دستور داده بود تا پس از او، هر یک به امام باقر (علیه‌السلام) ناسزا بگویند و وی را سرزنش کنند! امام باقر (علیه‌السلام) وارد محفل هشام شد، و بدون این که توجه خاصی به هشام داشته باشد و احترام ویژه ای برای او قایل شود، در جمله ای عام که شامل همه اهل مجلس می شد گفت: السلام علیکم، سپس بدون اجازه خواستن از هشام، در مکان مناسب بر زمین نشست. هشام به شدت خشمگین شد، زیرا اولا به شخص او سلام ویژه ای که به خلفا داده می شد، داده نشد، و ثانیا امام باقر (علیه‌السلام) برای نشستن از او اجازه نخواست! هشام گفت: ای محمد بن علی! همواره یک نفر از شما خاندان، وحدت مسلمانان را شکسته و می شکند و مردم را به سوی خود فرا می خواند و از روی سفاهت و جهل، گمان دارد که امام است. بعد از این که هشام از سرزنش امام ساکت شد، مجلسیان نیز شروع به توهین و سرزنش امام کردند. چون سخنانشان پایان یافت، امام باقر از مکانی که نشسته بود برخاست و ایستاده چنین سخن گفت: «ای مردم به کدامین سو می روید! و شما را به کجا می برند! خداوند نسل پیشین شما را به وسیله ما خاندان هدایت کرد و نسلهای آینده شما نیز باید به وسیله ما راه یابند.اگر شما پادشاهی زود گذر دنیا را دارید، ما در آینده فرمانروایی خواهیم داشت.پس از فرمانروایی ما، هیچ حاکمیتی و پادشاهی نیست، زیرا ما اهل فرجامیم و خداوند فرموده است: «و العاقبة للمتقین».  امام در این فرمایشات شان به حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اشاره می کنند. بعد از اینکه مردم را از کاری که در پیش گرفته اند انذار می‌دهند، به آنها یادآوری می‌کنند که نسل های پیشین آنها نیز به وسیله پدران طاهرینش هدایت شده اند و خودِ آنها نیز به وسیله امام هدایت خواهند شد. حضرت به آنها گوشزد می‌کنند که به پادشاهی زودگذر دنیا مغرور نشوند؛ زیرا فرمانروایی آینده که منظور حکومت جهانی حضرت مهدی (علیه‌السلام) است از آنِ سلاله پاک ایشان خواهد بود و این پادشاهی حقیقی فقط برای متقین در نظر گرفته شده و متقین هستند که اهل فرجام و پایان ظلم و ستم و برپادارنده قسط و عدل خواهند بود. چرا غروب جمعه دلگیر است؟ معارف مهدوی مقالات مهدویت مطالب مهدوی 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11537
زمان انتشار: 23 فوریه 2020
| |
امام باقر ع در مبارزه با کج روی های سیاسی

امام باقر ع در مبارزه با کج روی های سیاسی

امام باقر(ع) در ماه محرم سال 95 هجری، عهده دار مقام امامت شد و این مصادف بود با حکمرانی آل مروان. آنان مسلمانان را مجبور می کردند که آنان را جانشین رسول خدا بشمارند و افرادی را که منتهای رذالت و فرومایگی در پلید ترین منکرات غوطه می خوردند، خلیفه الهی بنامند. امام باقر(ع) از چنین وضع آشفته ای رنج می برد.

منهال می گوید: در محضر امام بودم. مردی وارد شد. پس از سلام، فرد تازه وارد پرسید: حالتان چطور است؟ امام فرمود: آیا به راستی درنیافته اید که بر ما چه می گذرد؟ مَثَل ما در میان امّت، مانند بنی اسرائیل است که طاغی زمانشان، پسران آنها را می کشت و زنانشان را زنده می گذاشت. این والیان و حاکمان نیز فرزندان ما را به قتل می رسانند و زنانمان را باقی می گذارند. اگر به راستی این منطق درست باشد که عرب و قریش به دلیل اینکه رسول اکرم(ص) از میان آنان برخاسته است، بر دیگران فضیلت دارند، پس باید ما خاندان نبوت و اهل بیت رسالت بر همه مردم شرافت داشته باشیم و هیچ کس به پایه ما نرسد. چون سخن امام بدین جا رسید، آن مرد گفت: سوگند به خداوند، شما خاندان را دوست دارم. امام فرمود: پس بر تن خویش جامه ای از بلا و ناگواری بپوشان. والله رنج ها شتابان تر از سیلِ دره ها به سوی ما و شیعیان ما پیش می تازد. نخست مشکلات به ما می رسد و سپس به شما.[1] این بیان نگرانی بسیار امام را از تنگناهای سیاسی آن عصر می رساند. در جای دیگر امام باقر(ع) فرموده اند: مدام ما اهل بیت مورد ستم قرار می گیریم، ما را دور و محروم می کنند، بر خون خویش و دوستانمان ایمن نیستیم. دروغ گویان و منکران به سبب کذب و انکارشان، جایگاهی یافته اند که بدان وسیله به دوستان خود تقرب می جویند، قاضیان و کارگزاران بد در هر شهری به ایشان خبر مجعول می دهند[2] و ... . نهضت بزرگ علمی امام باقر (علیه‌السلام) دوران زندگی و سیره سیاسی امام محمد باقر (علیه السلام) زندگینامه امام باقر (علیه السلام) سیمای شیعیان از منظر امام باقر علیه السلام با امام باقر (علیه السلام) در سایه قرآن اشاره امام باقر ع به حکومت جهانی امام زمان ع در مجلس هشام امام در برابر این تیرگی ها، خاموش ننشست و علیه حاکمان ستمگر جبهه گیری کرد و فرمود: کسی که به جانب فرمانروای ستم پیشه ای حرکت کند تا او را به تقوای الهی فرمان دهد و از عواقب ستم بترساند و موعظه کند، پاداش او همانند ثواب جن و انس و کار او برابر با عمل آنان است.[3] در نکوهش جفاکاران و حامیانشان فرمود: همانا ستمکاران و پیروانشان از دین الهی کناره گیری کرده اند.[4] چنان که می بینیم، از دیدگاه آن حضرت، هیچ حاکم جور پیشه ای نمی تواند مدعی دین داری باشد و به بهانه خلافت دینی، بندگان خدا را مورد ستم قرار دهد و مردم هم باید فریب ادعاهای دروغین چنین حاکمانی را نخورند و گمان نکنند مخالفت با آنان، طغیان علیه دین است. از این رو، امام پیروان خود را از تقرب به سلاطین جور منع می کرد و می فرمود: هرگز به خدمت آنان در نیایید، حتی اگر این خدمت به اندازه یک مرتبه فرو بردن قلم در مُرکَّب باشد، به دین آسیب وارد می شود.[5] امام وقتی مشاهده می کرد فرمانروایان از کج روی دست بر نمی دارند، به صراحت انحرافات آنان را بر می شمرد. او در نامه ای به یکی از آنان نوشت: از جمله کارهای نادرست این است که جهاد در جامعه اسلامی ضایع شده و ارزش خود را از دست داده است. در پرتو جهاد است که دین در میان جوامع دیگر طلوع کند و دشمنان در هم کوبیده می شوند. در پرتو همین ارزش، خداوند جان و مال مؤمنان را خریده و ایشان را به بهشت نوید داده است. خداوند با مؤمنان شرط کرده است که در جهاد، حدود و قوانین الهی مراعات شود. جهاد برای این نیست که مردم را از اطاعت بنده ای به پیروی از بنده ای همانند او وادارند. هر گاه کافران در قلمرو حاکمیت اسلامی، جزیه را قبول کردند، نباید به آنان ستم شود و نیز روا نیست پیمانی که با آنان بسته اند، نقض گردد. مالیاتی که بر ایشان تعیین می شود، باید فروتر از توانشان باشد. اموال و غنایمی که در پرتو جهاد و گشایش سرزمین های دیگر به دست می آید، از آنِ همه مسلمانان است، نه گروهی خاص. در برخورد با اسیران باید به سیره پیامبر و قانون الهی عمل کرد. امام در ادامه تأکید می فرمایند که در فتوحات و جهاد اسلامی، سوگمندانه رهنمودهای دینی مورد توجه قرار نمیگیرد و به افرادی تکلیف میکنند که امکان جهاد برایشان فراهم نیست و خداوند عذرشان را پذیرفته است و همان افراد توانمند نیز تحت تکالیف سخت، طاقت فرسا و ناگوار قرار می گیرند. در گذشته وقتی مردم مصر با دشمنان خود و یا سرکشان هم جوار می جنگیدند، در اعزام نیروها برای نبرد، میان آنان به عدالت رفتار می شد. افسوس که امروزه همه آن ارزش ها از میان رفته است و مردم در دو گروه خلاصه شده اند: عده ای که موظف به جهادند و به جای آنکه مال و جان خویش را با خدا معامله کنند، در این راه اجیر دیگران شده اند و برای رفتن به جهاد مزد می گیرند! و گروهی دیگر که افرادی ناتوان هستند، ولی وادار می شوند تا کسانی را اجیر کرده، به جایشان به جهاد بفرستند. حج از میان رفته و مردم بینوا شده اند. کسی که این کژی ها را پدید آورده، به راستی منحرف ترین افراد است.[6] عمر بن عبدالعزیز در میان خلفای معاصر امام باقر(ع) اگر چه حق امامت معصومان را غصب کرده بود، ولی رفتارش با دیگر غاصبان متفاوت بود. این وضع زمینه را مساعد کرد تا حضرت برخی مسائل را به او تذکر و هشدار دهد. هنگامی که عمر بن عبدالعزیز به مدینه سفر کرده بود به او خبر دادند محمد بن علی (امام باقر(ع)) آمده است تا او را ملاقات کند. او هم پذیرفت و امام به مجلس او وارد شد. امام رو به وی کرد و فرمود: ای عمر، دنیا همچون بازاری است که عده ای با منفعت از آن بیرون می آیند و گروهی با خسران آن را ترک می کنند. عده ای که اکنون دنیا را ترک گفته اند، مغرور این سرای فانی شدند تا مرگ بر آنان سایه افکند و با دنیا در حالی وداع کردند که ملامت می شدند. اکنون سزاوار است که ما در رفتار گذشتگان بیندیشیم و کارهایی را که آنان انجام داده اند و ما آنها را مایه گرفتاری می دانیم، از برنامه خویش حذف کنیم.[7] خصایص امام محمد باقر (علیه السلام) دعای امام باقر (علیه السلام) در سجده نماز برای افزایش رزق شکافنده ی دانش ها امام باقر(علیه السلام) بنیانگذار انقلاب فرهنگی و نهضت علمی اسلام پرتویی از سیره و فضایل باقرالعلوم علیه السلام ضرب سکه ی اسلامی به دستور امام باقر علیه السلام در سفارش های دیگری، امام به وی تأکید فرمود: ای عمر! تقوای الهی داشته باش، درها را بر روی مردم گشوده دار، حجاب ها و موانع را از پیش پای مردم بردار تا به راحتی با تو تماس گیرند، ستم دیدگان را یاری ده و حقوق ضایع شده را به صاحبان آنان بازگردان. نصایح امام چنان وی را تحت تأثیر قرار داد که تصمیم گرفت حق غصب شده اهل بیت یعنی فدک را به ایشان بازگرداند و همان جا فرمان پس دادن فدک را صادر کرد.[8] از طرف طاغوت وقت، فرماندار جدیدی برای مدینه تعیین شد و مردم برای عرض تبریک به جانب محل استقرار او می رفتند. محمد بن مسلم می گوید: ما جمعی از شیعیان در جوار خانه امام در مدینه بودیم. امام از برخی حاضران پرسید: آیا در شهر اتفاق تازه ای رخ داده است؟ عرض شد: والی جدیدی برای مدینه انتخاب شده است و مردم می روند تا ورود او و انتصابش به این مقام را شادباش گویند. امام فرمود: همانا آدمی برای تبریک به خاطر امری حرکت می کند، (غافل از آنکه) همان شخص خود را به در خانه ای می رساند که درهای خانه های آتش دوزخ است( کنایه از اینکه خانه حاکم مدینه، دری از درهای آتش جهنم است).[9] امام در وصیت نامه خود نیز مبارزه ای سیاسی با جفاکاران را در پیش گرفت. امام صادق(ع) فرمود: پدرم وصیت کرد: بخشی از اموالم را وقف کن تا ده سال در سرزمین منا در مکه و موسم حج برایم عزاداری و برای مظلومیت من زاری کنند.[10] این وصیت برای آن است که اجتماع بزرگ اسلامی در آن مکان مقدس با رهبر راستین، آشنا و ارشاد شوند و از دیگران بریده، به حق بپیوندند. هدف دیگر امام این بود که مردم مسلمانی که از همه نقاط قلمرو اسلامی در آنجا گرد هم می آمدند، به مظلومیت ائمه پی ببرند.[11] امام باقر(ع) بارها باطل بودن کار هیئت حاکمه و زمامداران وقت را اعلام می داشت و لزوم روی کار آمدن جانشینان راستین را گوشزد می کرد و می فرمود: ای محمد بن مسلم، هر کس از این امت اسلامی، بدون امامی آشکار و عدالت پیشه و منصوب شده از سوی خداوند به سر برد،[12] گمراه می شود و در مسیر تردید قرار می گیرد و اگر در این حال، مرگش فرا رسد، در حال کفر و دورویی مرده است. امام در برابر هشام بن عبدالملک موضوع رهبری واقعی را به طور جامع و کامل مطرح ساخت و چنین به وی فهمانید که او و دستگاهش بر باطل است و باید منصب خلافت را ترک کند و نحوه رهبری و اداره جامعه اسلامی و قلمرو مسلمین دگرگون شود. این گفتگو در درون دربار اموی و مروانی صورت گرفت و عده ای از فرماندهان ارتش، روسای قبایل، والیان، قضات و فقها به عنوان مدافعان خلیفه غاصب در آنجا حضور داشتند. هشام در آن لحظات، اگر چه خشمناک و عصبانی بود، ولی جرئت نداشت به جلادان خون آشام خود دستور دهد امام را به شهادت برسانند؛ زیرا اگر چنین می شد، مسلمانان به قیام هایی که در حال شکل گرفتن بود، می پیوستند و در نتیجه خود، زمینه های سقوط خویش را فراهم می کرد.[13] از سوی دیگر، نمی توانست منکر نفوذ معنوی و اجتماعی امام شوند. کسانی بودند که شهر ها و مسیر های طولانی را پشت سر می نهادند تا به محضر امام برسند و علاقه مندی خویش را به ساحت حضرت ابراز دارند. رهبری حضرت فراتر از تقسیمات سیاسی امویان و مروانیان و نیز ماورای مرزبندی های قبیله ای و قومی بود. میان دو قبیله مضر و حمیر نزاع شدیدی وجود داشت و همواره جنگ و خونریزی بین آنان شعله ور بود، اما هر دو از یاران امام بودند و دو شاعر بزرگ شیعه از هر دو سوی یعنی فرزدق تمیمی مغیری و کمیت اسدی حمیری در دوستی امام و اشتیاق به اهل بیت اتفاق داشتند.[14] حضور مؤثر امام در متن اجتماع و مجامع علمی و فرهنگی نیز در روشن گردیدن حقایق و افشای نا راستی ها دخالت داشت. در مسجد مدینه مردمانی از نقاط دور به محضر امام می رسیدند و نیاز های فکری، فرهنگی و اجتماعی را مطرح می کردند و امام هم رسیدگی می فرمود. انفاق به محتاجان و تکریم فقیران، سخاوت و مروت در حق دوستان و پیروان، شکیبایی و بردباری در روابط اجتماعی، صمیمیّت و محبت در حق اصحاب و آشنایان و خویشاوندان، خصالی بود که نفوذ اجتماعی امام را ریشه د ار می ساخت و این حضور مؤثر، برای دستگاه ستم نگران کننده بود.[15] پی نوشت ها 1 . بحارالانوار، ج46، ص360؛ امالی، شیخ طوسی، ص95. 2 . تلخیص الریاض، سید ابوالفضل حسینی، تهران، 1381 ه .ق. ج1، ص12. 3 . وسایل الشیعه، ج11، ص406. 4 . اصول کافی، ج1، ص184. 5 . ر.ک: بحارالانوار، ج75، ص377؛ فروع کافی، ج5، ص106. 6 . فروع کافی، ج5، کتاب جهاد، حدیث چهارم. 7 . بحارالانوار،ج46، ص326. 8 . اقتباس از خصال صدوق، باب الثلاثه، ص118. 9 . وسایل الشیعه، ج12، ص135؛ فروع کافی، ج5، ص106. 10 . منتهی الامال، ج2، ص79. 11 . امام در عینیت جامعه، محمدرضا حکیمی، ص53 به بعد؛ چهارده اختر تابناک، احمدی بیرجندی، ص152؛ فرازهایی برجسته از سیره امامان شیعه، ج1، ص95-96. 12 . اصول کافی، ج1، ص183. 13 . امامان شیعه و جنبش های مکتبی، ص121 و نیز ر.ک: بحارالانوار، ج46، ص306 و ج48، ص210. 14 . زندگانی تحلیلی پیشوایان ما، عادل ادیب، ص172. 15 . امام باقر(ع) جلوه امامت در افق دانش، احمد ترابی، ص210 219.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11535
زمان انتشار: 19 فوریه 2020
| |
رهبر انقلاب: مردم با انتخاب خوب، مجلس قوی برای ایران قوی بسازند

رهبر انقلاب: مردم با انتخاب خوب، مجلس قوی برای ایران قوی بسازند

مقام معظم رهبری فرمودند: می‌بینید تبلیغات آمریکایی‌ها را که چطور می خواهند بین نظام اسلامی و بین مردم فاصله بیندازند؟ دائم مشغول کارند، به قول خودشان اتاق فکر تشکیل می دهند، برنامه‌ریزی می کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح سه‌شنبه در دیدار هزاران نفر از مردم آذربایجان شرقی، حضور در انتخابات مجلس را وظیفه شرعی، ملی، انقلابی و حق مدنی آحاد مردم برشمردند و با اشاره به دو رکن مهم «حضور پر شور» و «انتخاب خوب» گفتند: انتخابات یک جهاد عمومی و نعمت و امتحان الهی است که اگر با حضور حداکثری مردم همراه شود، مایه آبروی نظام اسلامی و تقویت کشور و مصونیت بخش در برابر توطئه ها و زمینه ساز ایران قوی خواهد بود.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به مشکلات عمیق و گسترده اجتماعی و اقتصادی جامعه امریکا برخلاف ظاهر بزک کرده آن، افزودند: امریکا در حال حرکت به سمت فروپاشی از درون است و شکوه و جلال ظاهری آن مانع از غرق شدنش نخواهد شد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار که به مناسبت چهل و دومین سالروز قیام تاریخی مردم تبریز در ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۶ برگزار شد، مهمترین ویژگی مردم آذربایجان را تبلور عزت ملی، دینی و انقلابی و حضور در صحنه به وقت نیاز و دفاع از کشور و انقلاب و هویت دینی برشمردند و گفتند: حضور بهنگام مردم تبریز در چهلم قیام ۱۹ دی مردم قم مایه برکت خداوند متعال شد و این حرکت به‌صورت سلسله وار تا آغاز حرکت عمومی ملت و سقوط رژیم طاغوت و استقرار حکومت اسلامی ادامه یافت. ایشان انتخابات بسیار مهم روز جمعه دوم اسفند را از مصادیق میدان های نیاز به حضور بهنگام دانستند و افزودند: انتخابات جهاد عمومی، مایه تقویت کشور و آبروی نظام اسلامی است و حضور گسترده و پر شور مردم در پای صندوق های رأی، به توفیق الهی مایه برکت و تأثیرات تحول آفرین در کشور خواهد شد. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تبلیغات و تلاشهای گسترده امریکایی‌ها برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی ایران و جدا کردن مردم و جوانان از نظام اسلامی خاطرنشان کردند: با وجود همه این تلاشها، آنها به نتیجه نرسیده اند که نمونه بارز آن، تشییع شهید سلیمانی و راهپیمایی ۲۲ بهمن بود و انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز بار دیگر نشان خواهد داد مردم در کنار نظام اسلامی و پشتیبان آن هستند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه چشم دوستان و دشمنان به انتخابات روز جمعه است، افزودند: دشمنان می خواهند ببینند نتیجه فشار حداکثری آمریکا و بدعهدی های اروپایی‌ها و مشکلات اقتصادی که در کشور وجود دارد، چه بوده است و دوستان هم با نگرانی منتظر نحوه حضور مردم در انتخابات هستند. ایشان گفتند: البته من همواره به دوستان نظام اسلامی گفته‌ام، از ملت ایران نگران نباشید زیرا این ملت کاربلد است و می‌داند که چه بکند. رهبر انقلاب اسلامی، انتخابات را خنثی کننده بسیاری از نیت‌های شوم امریکایی‌ها و صهیونیستها و بدلِ فنِ مکر و کَید آنها دانستند و خاطرنشان کردند: تنها راه مأیوس شدن دشمنان، قوی شدن ایران است و یکی از مصادیق ایرانِ قوی، مجلسِ قوی است، مجلسی که بتواند با تصویب قوانین لازم و با هدایت دولتها به مسیر مطلوب، کشور را مصونیت ببخشد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یک رکن قوی بودن مجلس را حضور هرچه بیشتر مردم در پای صندوق های رأی برشمردند و افزودند: تأثیرات مجلس فقط محدود به چهار سال نیست بلکه مجلس قوی و یا مجلس ضعیف و خود باخته با تصمیمات خود می توانند تأثیرات بلندمدتی بر کشور بگذارند. ایشان افزودند: انتخابات و رأی دادن، وظیفه شرعی، ملی و انقلابی، جشن ملی و احقاق حق آحاد مردم برای دخالت در سرنوشت کشورشان است. رهبر انقلاب اسلامی، رکنِ دوم یک مجلس قوی را کیفیت انتخاب دانستند و در تبیین ویژگی‌های نمایندگان شایسته ملت بزرگ ایران تأکید کردند: باید برای مجلس شورای اسلامی، افراد «با ایمان»، «شجاع»، «کارآمد»، «وظیفه‌شناس»، «پرانگیزه»، «وفادار به اسلام، مردم، انقلاب و کشور»، «سرسخت در مقابل دشمنان» و «دل نبسته به دنیا و مطامع مالی» برگزیده شوند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: مردم باید در انتخاب نمایندگان بسیار مراقبت کنند زیرا ما در همین دوره انقلاب، نمایندگانی در مجلس داشتیم که اکنون نوکر و کُلفَت امریکا و دشمنان ایران هستند. ایشان همچنین درباره حضور جوانان و افراد با تجربه در مجلس گفتند: مجلس باید یک ترکیب متناسبی از جوانان و افراد مجرب، دانا و راه بلد باشد. جوان‌گرایی یک ضرورت قطعی برای کشور است و کُنشگر اصلی و پیشران حرکت رو به جلو جوانان هستند اما تکیه بر جوانان به معنای چشم پوشی از افراد با تجربه نیست. رهبر انقلاب اسلامی، سابقه دلبستگی به دشمنان و انفعال در برابر آنها را یک نکته منفی برشمردند و تأکید کردند: ملت ایران دارای روحیه اعتماد به نفس ملی است و بسیاری از اندیشمندان و سیاسیون جهان نیز ملت ایران را رشید و بزرگ و نیرومند و نترس توصیف می‌کنند، بنابراین کسی که قدرت ایستادگی و اعتماد به نفس، در برابر دشمنان را ندارد، برای نمایندگی ملت ایران مناسب نیست. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین اهمیت بالای انتخابات میان دوره‌ای مجلس خبرگان را یادآور شدند و افزودند: وظیفه مجلس خبرگان بسیار مهم است و نباید انتخابات میان دوره‌ای مجلس خبرگان در برخی شهرها به حاشیه برود. ایشان تأکید کردند: همه کسانی که دوستدار اسلام، انقلاب، نظام اسلامی و ایران هستند باید در انتخابات شرکت کنند و انتخاب خوب و درست انجام دهند. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به گزارشی مبنی بر پرداخت مبالغ زیادی دلار نفتی از جانب یکی از کشورهای عَنود منطقه به یکی از رسانه های انگلیسی فارسی‌زبان برای منصرف کردن مردم ایران از گرایش به افراد انقلابی در انتخابات، افزودند: این گزارش نشان می‌دهد کیفیت و چگونگی انتخاب تا چه حد مهم است. ایشان انتخابات را میدان امتحان الهی دانستند و ابراز امیدواری کردند ملت ایران در این امتحان، سربلند بیرون بیاید. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان درباره یاوه‌گویی‌های اخیر مقام‌های آمریکایی درباره ایران و انتخابات، گفتند: بخشی از اظهارات این احمق‌های درجه‌یک برای تأثیرگذاری در انتخابات و با هدف مأیوس کردن مردم از صندوق رأی است اما بخش دیگری از آن، ناشی از انفعال است. رهبر انقلاب اسلامی انفعال آمریکایی‌ها را نتیجه اثرات معکوس ترور سردار سلیمانی دانستند و خاطرنشان کردند: در این قضیه رئیس‌جمهور آمریکا و اطرافیان او منفعل و متوجه شدند کارشان حساب‌نشده بود چرا که هم در داخل آمریکا و هم در دنیا به شدت به آنها حمله شد. ایشان افزودند: آمریکا می‌خواست با ترور سردار عزیز ما که تأثیرات عمیقی در منطقه داشت، بر منطقه مسلط شود اما ماجرا بر عکس شد و راهپیمایی بزرگ ضدآمریکایی در بغداد، مسائل سوریه  و حلب و قضایای دیگر منطقه، درست نقطه مقابل خواست آنها را رقم زد، بنابراین یک هدف از یاوه‌گویی‌ها اخیر آنها، جبران این انفعال است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای شهادت سردار سلیمانی را یک فقدان تلخ خواندند و گفتند: شهید سلیمانی حقیقتاً بسیار خوب، مفید و تحسین‌برانگیز بود اما در این حادثه غلبه با لطف الهی بود زیرا آن بزرگوار به هر دو حُسن «پیروزی» و «شهادت» دست یافت، چرا که در این سالها در منطقه، پیروزِ میدان سلیمانی بود و مغلوب میدان، آمریکا و عوامل آن، و در نهایت به فوز شهادت هم رسید. رهبر انقلاب اسلامی، اجتماعات بی‌نظیر و دهها میلیونی مردم در تشییع شهید سلیمانی را از برکات الهی و نشان‌دهنده عظمت، اتحاد، حضور، قدرشناسی و بصیرت ملت ایران دانستند و با اشاره به همدردی بسیاری از ملتها با مردم ایران در این قضیه افزودند: در یکی از کشورها هزار مجلس به یاد شهید سلیمانی برگزار شد که این واقعیت‌های شوق‌انگیز نشانه عمق راهبردی نظام اسلامی است، بنابراین باطن این قضیه برخلاف ظاهر بسیار تلخ آن، برای جبهه حق سراسر پیروزی است. ایشان با یادآوری تعبیر امام بزرگوار از درگذشت فرزند فاضل و برجسته خود مرحوم حاج‌آقا مصطفی به «الطاف خفیه الهی» خاطرنشان کردند: آن‌زمان کسی متوجه مفهوم تعبیر امام نشد اما پس از حرکت مردم ایران و عکس‌العمل دربار و حوادث قم و تبریز و آغاز حرکت عمومی ملت که به سقوط حکومت طاغوت منجر شد، مفهوم آن مشخص شد، همچنانکه در حادثه تلخ شهادت سردار سلیمانی نیز دشمن تصور کرد ضربه ای زده است اما باطن قضیه، پیروزی و شکست دشمن خبیث است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه دشمن نه فقط در این ماجرا بلکه در یک نبرد ۴۰ ساله دائماً از ملت ایران ضربه و شکست خورده است، افزودند: آمریکایی‌ها در این ۴۰ سال همه سلاحهای سیاسی، نظامی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی، رسانه‌ای و هر اقدام ممکن را برای ساقط کردن نظام اسلامی به‌کار گرفتند اما نظام اسلامی نه تنها ساقط نشد بلکه هزار برابر قوی‌تر و در مقابل، آمریکا ضعیف‌تر از قبل شده است. رهبر انقلاب اسلامی در تبیین ضعف روزافزون امریکا، ظاهر فعلی آن را بزک کرده خواندند و افزودند: امروز آمریکا با ۲۲ هزار میلیارد دلار بدهی، مقروض‌ترین دولتهای دنیا است و اختلاف طبقاتی در این کشور، وحشتناک و از همیشه بیشتر است. ایشان با اشاره به نمونه‌هایی از مشکلات عمیق آمریکا از زبان یکی از سناتورهای برجسته این کشور گفتند: این سیاستمدار آمریکایی می‌گوید در دولت ترامپ به ثروت پنج تن از ثروتمندترین‌های آمریکا بیش از صد میلیارد دلار اضافه شده و ثروت سه نفر از آنها به اندازه نیمی از جمعیت آمریکا است. ۸۰درصد کارگران فقیرند و حقوقشان کفاف زندگی آنها را نمی‌دهد. از هر پنج آمریکایی تنها یک نفر توان خرید داروهای تجویز شده‌اش را دارد و فاصله ثروت سفیدپوستان و سیاه‌پوستان آمریکایی در ۵۰ سال گذشته سه برابر شده است. رهبر انقلاب اسلامی در ادامه نقل قول از این مقام امریکایی افزودند: رئیس جمهور امریکا می‌گوید اوضاع در دوران وی بهتر شده، بله، اما نه برای مردم بلکه برای میلیاردرها و به قول یکی از رؤسای جمهور سابق آمریکا، «آمریکا حکومت یک طبقه خاص بدون خالت مردم و با رشوه‌خواری سیاسیِ نامحدود» است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به آمارها و واقعیت‌های تکان‌دهنده از تبعیض، فاصله طبقاتی فقر و جنایت در آمریکا که مانند خوره به جان این کشور افتاده است، تأکید کردند: همچنانکه شکوه و جلال کشتی معروف تایتانیک مانع از غرق شدن آن نشد، تلاش برای آرایش ظاهر آمریکا و شکوه و جلال آن نیز مانع از غرق شدنش نیست و آمریکا غرق خواهد شد. رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی با هیچ ملت و نژادی مخالف نیست بلکه با استکبار، ظلم و طغیان علیه ارزشهای انسانی مخالف است، گفتند: امروز قله طغیان و استکبار، آمریکایی است که در دست ثروتمندان و کمپانی‌دارهای صهیونیست می‌چرخد و در دنیا نیز منفور است. ایشان  افزودند: آمریکا در کشورهای اطراف ما دهها پایگاه نظامی دارد اما اگر روزی مسئله‌ای پیش بیاید، این پایگاهها نه به درد آمریکا خواهد خورد و نه به درد آنها که پولشان را به آمریکا می‌دهند و چشم امید به آن دارند، چرا که استکبار آمریکایی در حال فرو ریختن است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر لزوم حفظ حرکت پر شتاب نظام اسلامی به سمت اهداف والا، وجود جوانان را برای ادامه این حرکت امیدبخش خواندند و خطاب به آنان گفتند: جوانان عزیز خود را از لحاظ علمی، عملی، تجربی و ایمانی آماده کنید چراکه فردای این کشور در دستان شماست و باید بتوانید این مملکت را به اوج برسانید که ان‌شاءالله این کار را خواهید کرد. رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به نقش تأثیرگذار مردم آذربایجان و تبریز در حوادث تاریخی و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، گفتند: مردم آذربایجان همواره در مقاطع و حوادث مختلف جلودار بوده اند که نمونه های آن را می توان حرکت ۲۹ بهمن سال ۵۶، دوران دفاع مقدس، فتنه سال ۸۸، اجتماع عظیم در تجلیل از سردار سلیمانی و در راهپیمایی امسال ۲۲ بهمن دید که با وجود بارش شدید برف، مردم حضور پرشوری داشتند. پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، حجت الاسلام والمسلمین آل هاشم نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان شرقی و امام جمعه تبریز، لحظه شناسی و اقدام به هنگام در میادین دفاع از انقلاب را از خصوصیات برجسته مردم تبریز خواند و با بیان گزارشی از اقدامات انجام شده در زمینه استفاده از ظرفیت های جوانان در گام دوم انقلاب گفت: در مقابل جنگ شناختی دشمن که امید و باورهای جوانان را هدف گرفته است، معتقدیم مساجد به‌عنوان خاستگاه اصلی نیروهای انقلاب باید مرکز طراحی، اندیشه ورزی و فعالیت باشند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11533
زمان انتشار: 18 فوریه 2020
| | |
چرا هنوز ایران به استقلال اقتصادی نرسیده است؟

چرا هنوز ایران به استقلال اقتصادی نرسیده است؟

فیلم

1 - چرا هنوز ایران به استقلال اقتصادی نرسیده است؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11529
زمان انتشار: 16 فوریه 2020
| |
 نماز مستحبی در ماه جمادی الثانی

 نماز مستحبی در ماه جمادی الثانی

سيد بن طاوس رضي الله عنه نقل كرده است كه در اين ماه در هر وقت كه خواهد 4 ركعت نماز بكند، يعنى به دو سلام در ركعت اول بخواند حمد و يك مرتبه آية الكرسي و 25 مرتبه سوره قدر و در ركعت دوم حمد و يك مرتبه سوره تکاثر و 25 مرتبه اخلاص و در ركعت سوم حمد و يك مرتبه کافرون و 25 مرتبه فلق و در ركعت چهارم حمد و يك مرتبه نصر و 25 مرتبه ناس را بخواند. 

(البته کمتر از دوهفته از این ماه باقی مانده و در همین زمان کم نیز، بجا آوردن این نماز خالی از لطف نخواهد بود)

و بعد از سلام ركعت چهارم 70 مرتبه بگوید: سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ منزه است خداى و حمد خداى راست و نیست معبود حقى جز خدا و خدا بزرگ است و 70 مرتبه‏ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بار خدایا رحمت فرست بر محمد و آل محمد پس 3 مرتبه بگوید: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ‏ بار خدایا بیامرز مؤمنین و مؤمنات را پس سر به سجده گذارد و 3 مرتبه بگوید: یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ یَا ذَا الْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ‏ اى زنده اى پاینده اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى خدا اى بخشاینده اى مهربان اى مهربانترین مهربانان عالم پس هر حاجت كه دارد از حق تعالى طلب نماید هر كه چنین كند خدا خودش را و مالش را و زنان و فرزندان او را و دین و دنیاى او را تا سال دیگر حفظ كند و اگر در این سال بمیرد بر شهادت بمیرد. یعنى ثواب شهیدان داشته باشد. منبع: مفاتیح الجنان

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11524
زمان انتشار: 14 ژانویه 2021
| | |
چگونه می توانم فرزند شایسته برای مادرم زهرا س باشم؟

چگونه می توانم فرزند شایسته برای مادرم زهرا س باشم؟

حضرت زهرا س کجاست؟ عرش. عرش مرکز چیست؟ مرکز فرمانروایی، حاکمیت، تدبیر و مدیریت. اگر می خواهی برسی به عرش و زود هم برسی به جای معطلی روی زمین، برو در دغدغه های حاکمیتی حضرت زهرا س شرکت کن. اگر دغدغه هایت با دغدغه های حضرت زهرا س و امام زمان ع یکی شد تو ره صد ساله را یک شبه رفتی.... 

صوت

1 - چگونه می توانم فرزند شایسته برای مادرم زهرا س باشم؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11519
زمان انتشار: 12 فوریه 2020
| |
فاطمه س اسوه ی حیات زیبا

سیره رفتاری حضرت زهرا علیهاالسلام

فاطمه س اسوه ی حیات زیبا

گاهی شکوه بانوی بزرگ جهان، چنان دل و جان را لبریز می سازد که توان سخن گفتن را از انسان می گیرد. جایگاه رفیع فاطمه اطهر علیهاالسلام خیره کننده دیدگان هر بیناست. باری! برخی در شناختن و شناساندن این بانو، که مادرِ عصمت و آینه عفاف است، به دامن روایات و آیاتی پناه می برند که گویای شأن والای اوست.

در شأن فاطمه علیهاالسلام آیات بسیاری نازل گشته و روایات نیز همچون دریایی موّاج و متلاطم طراوت بخش ساحل اندیشه ها و کرانه های معرفت است.

امّا در این میان، راه دیگری نیز وجود دارد که ما را با ژرفای کمالات و جلوه فضیلت های این بانو آشنا می سازد، آن هم نگریستن به سیره عملی و شیوه رفتاری آن بزرگوار است. در واقع، زندگینامه زیبا و پرنکته و آموزنده او در ابعاد گونه گون، آینه ای است که نوری از بزرگی ها و فضیلت های او را بر رواق دلمان می تاباند و شبستان جان را همچون روز، روشن می سازد. نگارنده در این نوشته مروری دارد بر چند فراز برجسته از زندگی حضرت زهرا علیهاالسلام که بیشتر کاربردی و عملی است؛ چرا که فاطمه علیهاالسلام «اسوه» و «الگو» است. پس شایسته است که در بند بند این بخش های نورانی از حیات فاطمه علیهاالسلام ، به دقت بنگریم و با نگرشی جامع درس هایی را که از این نمونه ها می آموزیم، در کلاس زندگی به کار بندیم. شناخت مقام حضرت زهرا س و شناخت مقام انسان 1. معنویت در خانه فاطمه علیهاالسلام زندگی حضرت فاطمه علیهاالسلام سراسر نور و پر از معنویت بود. او توانست در خانه کوچک خود، با تمام مشکلات، به عرفان کامل برسد. وی به جایی رسید که جبرئیل امین بر او نازل می شد. فاطمه علیهاالسلام عاشق عبادت بود. او در تسلیم و اطاعت و در استقبال از عبادت، چنان به پیش رفت که حتی سلامت خویش را از یاد بُرد. امام باقر علیه السلام در شأن عبادت او فرمود: «کانت تَقُومُ حَتّی تَورَّمَ قدماها» روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به او فرمود: «دخترم از خدا چیزی بخواه که جبرئیل از جانب خدا وعده اجابت داده است.»، فاطمه علیهاالسلام عرض کرد: «حاجتی جز توفیق در بندگی خدا ندارم. آرزویم این است ناظر جمال او باشم و به وجه کریمش نظاره کنم» و خود در مناجاتش می فرمود: «أسالک لذّة النّظر الی وجهک». همسر و فرزندان او، عاشق معبود یگانه بودند. خانه ای که پر از نور و نماز و قرآن و عبادت است، ارزشمند است. حضرت علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام هر دو عاشقانه و خالصانه عبادت می کردند. این طور نبود که فقط علی علیه السلام در نماز غرق شود؛ بلکه فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز چنان در محراب به عبادت می ایستاد که از شدّت ترس، نَفَسش به شماره می افتاد. امروز باید زن و مرد به این زوج ملکوتی اقتدا کنند و هر دو به معراج عرفان، معنویّت و سیر و سلوک برسند. علاّمه مجلسی قدس سره در مورد خانه علی و فاطمه علیهماالسلام از انس بن مالک، و بُریره نقل می کند: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم این آیه شریفه را خواند: «فی بیوتٍ اَذِنَ اللّهُ اَن تُرْفَعَ و یُذْکَرَ فیها اسمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بالْغُدُوِّ والآصالِ»1؛ در خانه هایی (مانند معابد، مساجد و منازل انبیا و اولیا) خدا رخصت داده که آنجا رفعت یابد و در آن، ذکر نام خدا شود و صبح و شام تسبیح و تنزیه ذات پاک او کنند. مردی برخاست و سؤال کرد: ای رسول خدا! این خانه ها کدامند؟ حضرت فرمود: خانه های انبیا. سپس ابوبکر برخاست و پرسید: ای رسول خدا! آیا این خانه (اشاره به خانه علی و فاطمه) نیز از همان خانه هاست؟ حضرت فرمود: آری و از برترین آنان است. ابن عباس می گوید: در مسجد پیامبر بودیم که یکی از قاریان قرآن آیه «فی بیوتٍ اذِنَ اللّهُ...» را تلاوت کرد. پرسیدم: ای رسول خدا! این خانه ها کدام خانه ها هستند؟ حضرت فرمود: خانه های انبیا. و سپس با دست خویش به خانه فاطمه زهرا علیهاالسلام اشاره کرد.2 2. ایمان فاطمه علیهاالسلام امام باقر علیه السلام می فرماید: روزی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم سلمان را برای رساندن پیامی به خانه فاطمه علیهاالسلام فرستاد. سلمان می گوید: سپس از درنگ کوتاهی در پشت درخانه آن حضرت، سلام گفتم، صدای فاطمه علیهاالسلام را از داخل خانه شنیدم که قرآن می خواند و در بیرون اتاق، دستاس در حال چرخیدن بود. ماجرا را به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم خبر دادم. آن حضرت تبسّمی کرده و فرمود: «یا سلمانُ اِنَّ ابنَتی فاطمةَ مَلاءَ اللّهُ قَلْبَها و جَوارِحَها الی مشاشِها...؛ ای سلمان! خداوند قلب، اعضا و جوارح دخترم فاطمه را تا فرق سرش مملوّ از ایمان کرده است. دخترم خود را در اطاعت و عبادت خدا قرار داده. پس خداوند فرشته ای را به نام زوقابیل (جبرئیل) فرستاده تا به جای او دستاس را بگرداند.»3 3. در محراب عبادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: دخترم فاطمه، سرور زنان جهان از اوّلین و آخرین است. هنگامی که او در محراب عبادت می ایستد، هفتاد هزار فرشته از فرشتگان مقرّبین بر او سلام گفته و همان ندایی را که به مریم می گفتند، به فاطمه علیهاالسلام می گویند که: «اِنَّ اللّهَ اصطَفاکِ و طَهَّرَکِ واصْطفاکِ علی نِساءالعالمینَ»4 حَسن بَصری (زاهد معروف) می گوید: «لم یَکُنْ فی الاُمّةِ اَزْهَدَ و لا اَعْبَدَ مِنْ فاطِمَةَ...؛ در امت اسلام عابدتر از فاطمه علیهاالسلام نبود. وی آنقدر نماز می خواند و عبادت می کرد که دو پای مبارکش ورم می نمود.»5 4. فاطمه علیهاالسلام و مائده آسمانی حضرت فاطمه علیهاالسلام به نماز، علاقه فراوانی داشت و هرگاه حاجتی داشت، به نماز متوسّل می شد. سه روز بود که در خانه علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام غذا یافت نمی شد و آنان این مدت را بدون غذا سپری کردند. علی علیه السلام وارد منزل شد در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نشسته و فاطمه علیهاالسلام نماز می خواند و بین این دو نفر ظرفی سرپوشیده بود. وقتی فاطمه علیهاالسلام از نماز فارغ شد، سرپوش را از آن ظرف برداشت اما ظرف مملوّ از نان و گوشت بود. علی علیه السلام فرمود: ای فاطمه! این از کجا برایت رسیده؟ گفت: از جانب خدا نازل شده است. خداوند به هر که بخواهد، روزی می دهد. رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: آیا می خواهید نظیر این را برای شما نقل کنم؟ گفتند: بله، ای رسول خدا! فرمود: ای علی! مَثَل شما مثل زکریاست که هر وقت بر حضرت مریم علیهاالسلام وارد می شد، می دید که در محراب عبادت است و در نزد وی خوراک نهاده شده است. زکریا می فرمود: ای مریم! این از کجا آمده است؟ مریم در جواب می گفت: از جانب خدا! خدا هرکس را که بخواهد، روزی می دهد. آن گاه آن غذا را یک ماه خوردند و آن کاسه همان ظرفی است که حضرت مهدی «قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله وسلم » در آن غذا می خورد.6 5. حضرت زهرا علیهاالسلام و ترس از قیامت حضرت زهرا علیهاالسلام به شدّت از روز قیامت و سختی آن نگران بود. او از پدرش رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم درباره چگونگی زنده شدن و احوال قیامت سؤالات بسیاری می نمود. علاّمه مجلسی قدس سره می نویسد: هنگامی که آیه «و اِنَّ جَهَنَّم لَمَوعِدُهُم اجمعین لها سبعةُ ابوابٍ لِکُلِّ بابٍ مِنهُمْ جُزءٌ مَقْسومٌ»7 بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نازل شد، آن حضرت به شدّت گریست و یارانش نیز با گریه آن حضرت، گریه کردند؛ اما کسی نمی دانست که پیامبر چرا می گرید و جبرئیل چه چیزی را بر او نازل کرده که باعث گریه فراوان پیامبر شده است. از طرفی، هیچ کس یارای سخن گفتن با آن حضرت را نداشت. اصحاب چون می دانستند وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نگاهش به فاطمه علیهاالسلام می افتد، شاد می گردد، فردی را به خانه فاطمه علیهاالسلام فرستادند تا وی را از این ماجرا و گریه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم باخبر سازد. دختر رسول خدا با شنیدن این خبر برآشفت و خانه را به قصد مسجد و دیدار پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ترک گفت. هنگامی که فاطمه علیهاالسلام نزد پیامبر آمد، فرمود: «پدرجان! جانم فدایت باد! چه چیز تو را به گریه درآورده است؟!». پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آنچه را که جبرئیل بر او نازل کرده بود، بر دخترش تلاوت کرد. فاطمه علیهاالسلام از شدّت ترس و وحشت، با صورت بر زمین افتاد، در حالی که می فرمود: «اَلوَیْلُ وِ ثُمَّ الوَیْلُ لِمَنْ دَخَلَ فِی النّار؛ وای، پس وای بر کسی که وارد دوزخ شود!» علی علیه السلام دست بر سر می گذاشت و فریاد می زد: «وا بُعْدَ سَفَراه وا قِلّة زاداهُ فی سَفَرِالقیامة؛ وای از دوری سفر، وای از کمی توشه راه سفر قیامت!» 6. اُنس با قرآن کریم توجّه ویژه حضرت زهرا علیهاالسلام به قرآن کریم، درس دیگری به شیفتگان این کتاب آسمانی می دهد. حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود: «حُبِّبَ اِلیَّ مِنْ دنیاکُمْ ثلاث، تِلاوَتُ کتاب اللّهِ، والنَّظَرُ فی وجه رسول اللّهِ وَالإِنفاقُ فی سبیل اللّه؛ سه چیز از دنیای شما را دوست دارم: تلاوت قرآن کریم، نگاه به چهره مقدّس پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ؛ انفاق در راه خدا.»8 فاطمه زهرا علیهاالسلام ، با قرآن مأنوس بود و پیوسته از خانه کوچکش آوای خوش قرآن به گوش می رسید. گفته های یاران و اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم مؤیّد این سیره و شیوه آن بانوی باعظمت است. حضرت فاطمه علیهاالسلام به قرآن اهمیت می داد به گونه ای که وصیّت کرد در شب اوّل قبر، علی علیه السلام بر مزارش بسیار قرآن بخواند. حتّی خادمه اش فضّه نیز تا بیست سال به غیر قرآن لب نگشود و جز با قرآن پاسخ نداد. 7. دعا برای دیگران فاطمه علیهاالسلام چگونه سخن گفتن با خدا و دعا کردن را به آیندگان آموخت. او در دعا نیز همه را بر خود مقدّم می داشت. امام حسن علیه السلام می فرماید: مادرم فاطمه علیهاالسلام را در شب جمعه ای دیدم که پیوسته در حال رکوع و سجود بود تا این که صبح دمید و شنیدم که مردان و زنان با ایمان را نام می بُرد و بسیار برای آنان دعا می کرد؛ اما ندیدم حتّی یک بار برای خود دعا کند. از روی تعجّب گفتم: مادر! چرا برای خودت دعا نمی کنی و از خدا چیزی نمی خواهی ؛ همان گونه که برای دیگران دعا می کنی؟ مادرم در پاسخ فرمود: «یا بُنیَّ! اَلْجار ثُمّ الدّار؛ فرزندم! اوّل همسایه سپس اهل خانه.»9 8. احترام به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم هنگامی که آیه «لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً»10 بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نازل گشت؛ حضرت فاطمه علیهاالسلام پدر را «رسول اللّه» خطاب کرد. امام حسین علیه السلام از مادرش فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل می کند: از آن روزی که این آیه بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نازل شد، هیبت آن حضرت، مانع شد که او را «پدر» خطاب کنم، از این رو می گفتم: یا رسول اللّه. چون پیامبر چنین دید، فرمود: «دخترم! این آیه درباره تو و اهل بیت تو نازل نشده است؛ زیرا تو از من هستی و من از تو. تو مرا پدر خطاب کن. دخترم! این آیه درباره مُستکبران نازل گشته که احترام مرا نگه نمی دارند. پدر گفتن تو برای آرامش قلب من بهتر و به خشنودی خداوند نزدیک تر است.» سپس پیشانی مرا بوسید و مقداری از آب دهان خود را به [صورت] من کشید که از آن پس هرگز نیاز به عطر پیدا نکردم.11 «ادب» نمودار شخصیت انسان و بزرگ ترین سرمایه است. علی علیه السلام فرمود: «لامیراث کَالأَدَب؛ هیچ ارثی گران بهاتر از ادب نیست.» ادب، سیره رایج بین این دختر و پدر بزرگوارش بود. هرگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نزد فاطمه علیهاالسلام می رفت، او بر می خاست و پدر را می بوسید و او را در جای خود می نشانید. البته رسول خدا هم به فاطمه اش عنایت ویژه داشت؛ چرا که وی کوثر الهی بود که به او کرامت شده است. 9. سبقت گرفتن در سلام آن حضرت به پیروی از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به سلام کردن بسیار اهمیت می داد. در روایت آمده است که شخصی گفت: نزد حضرت فاطمه علیه السلام آمدم، تا مرا دید، سلام کرد و در این امرِ نیکو بر من پیشی گرفت. سپس فرمود: چه چیز تو را به اینجا آورده است؟ عرض کردم: به جهت به دست آوردن خیر و برکت. فاطمه علیهاالسلام فرمود: پدرم مرا خبر داد که هرکس سه روز نزد من و یا پدرم آید و سلام کند، خداوند بهشت را بر وی واجب می گرداند.12 10. تحمّل سختی ها در روزهای نخست شکل گیری حکومت اسلامی در مدینه، مسلمانان با مشکلات بسیاری مواجه بودند. بسیاری از مهاجران و انصار، با تنگدستی روزگار می گذراندند. در این حال علی علیه السلام نیز همانند سایر مسلمانان زندگی می کرد و هنگام توانمندی، دیگران را برخود مقدّم می داشت. تا چند سال، وضع به همین منوال سپری شد. علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام در خانه زیراندازی جز یک پوست گوسفند نداشتند. فاطمه علیهاالسلام صبر کرد و سختی های زندگی را به خاطر رضای خدا و خشنودی پدر و شوهر خویش تحمّل نمود. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ضمن باخبر بودن از وضع زندگی علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام ، پیوسته دختر خود را به صبر و شکیبایی در برابر مشکلات زندگی فرامی خواند. اَنَس می گوید: روزی فاطمه علیهاالسلام خدمت پدر آمد و عرض کرد: یا رسول اللّه! من و پسر عمویم زیراندازی جز یک پوست گوسفند نداریم. شب ها خودمان از آن استفاده می کنیم و روزها علف شترمان را روی آن پهن می نماییم. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: دخترم! صبر کن؛ زیرا موسی بن عمران تا ده سال از روزهای زندگی خود را سپری کرد، در حالی که چیزی جز یک عبای قطوانیه نداشت.13 فاطمه علیهاالسلام هنگام سختی ها می فرمود: «یا رسول اللّه! خداوند را در برابر نعمت هایش ستایش می کنم و بر نعمت های ظاهری اش شکر گزارم.»14 او ساده زندگی می کرد و از تحمّل مشکلات زندگی پرهیز نداشت تا به شیرینی های آخرت برسد. وسایل زندگی حضرت ساده و مهریه اش اندک بود. او آیین خانه داری و همسر داری را به خوبی مراعات می کرد و در زندگی، واقعاً شریک همسرش بود. گاهی که در خانه غذایی نبود و کودکان گرسنه بودند، فاطمه علیهاالسلام به علی علیه السلام چیزی نمی گفت و چیزی از او درخواست نمی کرد. او بیم داشت از این که همسرش نتواند خواسته او را برآورده کند و شرمنده شود. فاطمه علیهاالسلام در جواب علی علیه السلام که می فرمود: چرا به من خبر ندادی تا غذایی برای شما تهیه کنم؟ می گفت: ای ابوالحسن! من از خدایم شرم می کنم که تو را به چیزی که بر آن قدرت نداری، تکلیف کنم! آری، فاطمه علیهاالسلام در تمام عرصه ها نمونه و الگوست. در خانواده، همدم رنج ها و غصّه های شوهر بود و پناه او. علی علیه السلام می فرمود: وقتی به خانه می آمدم و به زهرا نگاه می کردم، تمام غم و اندوهم برطرف می شد. هرگز کاری نکردم که فاطمه از من خشمناک و ناراحت شود. فاطمه نیز هرگز مرا خشمناک نساخت. 11. حجاب و عفاف حضرت زهرا علیهاالسلام هم در سخن، معلّم حجاب بود، هم در رفتار، اسوه عفاف. وی عقیده داشت: «بهترین چیز برای زن، آن است که نه مردان نامحرم او را ببینند و نه او مردان نامحرم را.» علی علیه السلام می فرماید: روزی با گروهی از اصحاب، خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بودیم. آن حضرت به اصحاب فرمود: صلاح و مصلحت زن در چیست؟ هیچ کس نتوانست پاسخ صحیحی بدهد، وقتی که اصحاب متفرّق شدند، من به خانه رفتم و موضوع سؤال رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را به فاطمه علیهاالسلام گفتم. فرمود: من جوابش را می دانم:«صلاح زن در آن است که مردان بیگانه را نبیند و مردان بیگانه هم او را نبینند.» من هنگامی که خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم رسیدم، عرض کردم: فاطمه علیهاالسلام در پاسخ سؤال شما چنین فرموده است. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم سخنِ پخته و منطقی زهرا علیهاالسلام را پسندید و فرمود: «فاطمه علیهاالسلام پاره تن من است.»15 البته در توضیح فرموده حضرت زهرا علیهاالسلام می توان گفت که عدم رعایت پوشش از طرف زنان در جامعه، می تواند فساد مردان را به دنبال داشته باشد که سرانجام این بی مبالاتی، به سستی بنیان خانواده و اجتماع خواهد انجامید. پس بهترین، زیباترین و با صفاترین زندگی برای زنان در پرتو سخن پرمغز زهرا علیهاالسلام خلاصه می شود که: «صلاح زن در آن است که نه او مرد بیگانه را ببیند و نه مرد بیگانه او را.» حضرت زهرا علیهاالسلام همان گونه که فرمود، طبق آن نیز رفتار کرد. تا آنجا حجاب را رعایت می کرد که روزی یکی از مسلمانان به نام «ابن مکتوم» که نابینا بود، به خانه فاطمه علیهاالسلام آمد. فاطمه از آن اتاق به اتاق دیگری رفت، به او گفتند: ابن مکتوم نابیناست. حضرت فرمود: او نابیناست؛ اما من که نابینا نیستم...! از وصیّت های فاطمه علیهاالسلام این بود که: «پس از مرگ، بدن مرا داخل تابوتی بگذارید، تا حجم بدنم پیدا نشود.» این شیوه تا آن زمان مرسوم نبود و این وصیّت، درسی از عفاف و حجاب و حیا بود که بانوان باید آن را مورد توجّه قرار دهند. ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است ارزنده ترین زینت زن، حفظ حجاب است فرمان خدا، قول نبیّ، نصّ کتاب است از بهر زنان افضلِ طاعات، حجاب است 12. انفاق و ایثار نمونه بارز انفاق و ایثار آن بزرگوار، بخشش «لباس عروسی» به زن فقیر، آن هم در شب عروسی است. هنگامی که موکب عروس رهسپار خانه علی علیه السلام بود، زن سائلی پیش آمد، و در برابر عروس اظهار احتیاج به لباس نمود. فاطمه علیهاالسلام مظهر تقوا و ایثار، همراهان را به دور خود جمع کرد، و بی درنگ «لباس عروسی» را از تن در آورد و به آن زن فقیر بخشید. حضرت با این عمل، دیگری را برخود مقدّم داشت. این عمل وی به قدری جالب و این فداکاری، به اندازه ای بزرگ است که تاکنون تاریخ نتوانسته نمونه ای از آن را در خاطره خود ثبت نماید. آری، زهرای اطهر با همان لباس معمولی به خانه شوهر رفت و سند ایثار در چهره درخشان زندگی اش ثبت گردید.16 فاطمه علیهاالسلام و خانواده اش، مأوای بیچارگان و نیازمندان بودند. علی علیه السلام و زهرا سه روز روزه نذر گرفتند و هر سه روز، غذای افطار خود را به یتیم، مسکین و اسیر دادند. خدای متعال در تقدیر از این ایثار خالصانه، که جز به خاطر خدا انگیزه دیگری نداشت، سوره «هل أتی» را نازل فرمود. 13. فعالیت های سیاسی ـ اجتماعی فاطمه علیهاالسلام در برابر مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی، بی تفاوت نبود و پیوسته جبهه حق را یاری می کرد. در صحنه های اجتماعی و دفاع از دین و رهبر، حاضر بود. حضرت در جنگ اُحُد شرکت داشت و به امدادگری و مداوای زخم های رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم مشغول بود. پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم که خلافت غصب شد و «فدک» را از او گرفتند، همراه زنان بنی هاشم به مسجد آمد و در جمع مسلمانان حاضر، در خطبه ای غرّا که پشت پرده خواند، از بدعت ها، ستم ها، حق کشی ها، فراموش کردن وصیّت پیامبر و احیای سنّت های جاهلی انتقاد کرد. فاطمه علیهاالسلام در اثبات حق و مقابله با انحراف در رهبری امت اسلامی، از هیچ کوششی فروگذار نکرد و این امر را تکلیف خود دانست. گاهی شب ها همراه علی علیه السلام به در خانه مهاجرین و انصار می رفت و حمایت از ولایت و وصیت رسول را در یادها زنده می کرد و آنان را به دفاع از حقّ شوهرش در مسئله خلافت و حقّ خودش فرا می خواند، اگرچه جز کلامی سرد و بی مهر نمی شنید! فاطمه علیهاالسلام عنایت ویژه ای به مسئله دفاع از امامت و ولایت امام علی علیه السلام داشت و به عنوان یک وظیفه اجتماعی در قالب های مختلف، روی آن اهتمام و جدّیت می ورزید. در مسئله «فدک» آن چیزی که جوهر اصلی کارها و پیگیری های حضرت فاطمه علیهاالسلام بود، همان دفاع از «حقّ ولایت حضرت امیرمؤمنان علیه السلام » بود. حتّی آخرین وصیّت او یعنی تشییع، به خاک سپاری و مخفی نگه داشتن قبر هم در واقع تداوم حضور سیاسی و اجتماعی حضرت زهرا علیهاالسلام بود. این وصیّت، میزان هدفداری و بزرگواری ایشان را نشان می دهد. تا حضرت زنده بود، علی علیه السلام حامی نیرومندی داشت. به تعبیر بعضی از بزرگان: «به خاطر فاطمه علیهاالسلام ، حُرمت حضرت امیرمؤمنان علیه السلام را تا حدّی پاس می داشتند؛ اما پس از شهادت آن مظلومه، علی علیه السلام تنها و بی پناه و مظلوم تر شد.» در یک جمله، فاطمه، فدایی امامت و رهبریت شد. اینها و نمونه هایی دیگر از سیره رفتاری آن بانوی بی همتا، جلوه های الگو بودن او برای همه فضیلت خواهان و حق جویان است که در پی «اُسوه» و سر مشق «چگونه زیستن»اند. امید است این خصلت ها و رفتارها، چون تابلویی، پیوسته در برابر دیدگان مان باشد. و اگر همواره آن حضرت را سرمشق و اسوه می دانیم و معرّفی می کنیم، «ابعاد الگویی» او را نیز در قالب سیره عملی و رفتاری حضرتش بشناسیم و بشناسانیم. زیرا این گونه، بهتر می توان مَشی و مرام فاطمی را در بستر زندگی و اخلاق عینی پیاده کرد. نکته ها الف) ناگفته نماند آنچه فاطمه علیهاالسلام را اسوه و نمونه ساخته، کمال انسانی اوست و بدین خاطر، متعلّق به عالم انسانیت است. ارزش های انسانی، اختصاص به زن یا مرد ندارد و به تبع آن، اسوه های انسانی نیز همین گونه اند. در یک جمله، فاطمه علیهاالسلام چنان که اسوه زنان است، اسوه مردان نیز هست. همان گونه که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و امامان علیهم السلام این چنین اند. ب) باید توجّه داشت که سنّت های الهی و قوانین هستی، که قواعد حاکم بر زندگی انسان بخشی از آن است، همه ثابت و غیر قابل تغییرند. رابطه انسان با خدا و با جامعه و طبیعت، رابطه ای است که در جوهر خود از اصول ثابتی تبعیت می کند و قابل تغییر نیست و حضرت زهرا علیهاالسلام به عنوان زنی که عالِم به این ارزش ها بوده و بر طبق موازین الهی و انسانی زندگی می کرده، می تواند الگوی همه انسان ها تا «انتهای تاریخ» باشد. به عبارت دیگر، همان طور که «دین» امر ثابتی است، «الگو»هم می تواند ثابت و جاودانه باشد؛ لذا زندگی و سلوک آن حضرت همواره برای انسان ها «چه در حال و چه در آینده» اسوه و الگوست. ج) از خصوصیات اسوه های الهی این است که همواره از سایر افراد بشر در مراتب کمال انسانی پیشقدم هستند و این تقدّم به صورتی است که بشر هرچه در ابعاد مختلف رشد کند، بازهم نمی تواند بی نیاز از آنان باشد. ما انسان ها هرچه سعی و تلاش کنیم، به افق فضائل آنان نمی رسیم و نمی توانیم در حدود آنان و مانند آنها عمل کنیم، ولی باید در محدوده توان و استعداد خود در مسیر آنان حرکت نماییم. این که می گوییم فاطمه علیهاالسلام یا سایر حضرات معصومان علیهم السلام الگوی همگانند، بدان معنا نیست که باید فاطمه علیهاالسلام یا علی علیه السلام شد، بلکه مقصود «فاطمه وار بودن و فاطمه گونه زیستن» است... . در سخنی از صادق آل محمّد علیه السلام آمده است: به خدا سوگند! من شما و روح های تان و بوی خوش تان را دوست می دارم. ما را در این جهت با پرهیزکاری و تلاش خود یاری کنید. هرگز به ولایت ما نمی رسید جز با کوشش و تقوا. و کسی که دیگری را به عنوان «امام» و «اسوه» برگزیده است، باید عملش مطابق با عمل او باشد.17 پی نوشت ها: 1. نور / 35. 2. فاطمه در کلام اهل سنّت، ص 343. 3. مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 338. 4. آل عمران / 42؛ اَمالی، صدوق، ص 437. 5. ربیع الابرار، ج 2، ص 104. 6. بحارالانوار، ج 42، ص 31. 7. حجر / 44. 8. اخلاق حضرت فاطمه(س)، ص 17. 9. علل الشرایع، ص 215. 10. نور، / 63. 11. بحارالانوار، ج 43، ص 93. 12. اخلاق حضرت فاطمه(س)، ص 63. 13. احقاق الحق، ج 10، ص 400. 14. سفینة البحار، ج 1، ص 571. 15. کشف الغمّه، ج 2، ص 92. البته در بعضی از روایات آمده امام حسن(ع) سؤال رسول خدا(ص) را از مادرش پرسید و زهرا(س) جواب فوق را داد. ر.ک: وسایل الشیعه، ج 2، ص 9. 16.بااقتباس ازالوقایع والحوادث،ملبوبی،ج4،ص186. 17. ارشاد القلوب، دیلمی، ص 101، چ بیروت.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11513
زمان انتشار: 9 فوریه 2020
| | |
انقلاب اسلامی بستر پیروزی آخرالزمانی حق علیه باطل است

انقلاب اسلامی بستر پیروزی آخرالزمانی حق علیه باطل است

فیلم

1 - انقلاب اسلامی بستر پیروزی آخرالزمانی حق علیه باطل است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed