www.montazer.ir
شنبه 6 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 12048
زمان انتشار: 31 اکتبر 2020
| | |
سیاست اهل بیت ع، در مواجهه با تفرقه افکنی چه بوده است؟ 

سیاست اهل بیت ع، در مواجهه با تفرقه افکنی چه بوده است؟ 

این روزها که سقوط سیاستمداران مستکبر دنیا، و احساس خلاء مردم، برای یافتن سبک زندگی آرام و انسانی، به اوج خود نزدیک می‌شود؛ بوی خطر، شامه‌ی قدرت‌طلبان دنیا را سخت می‌آزارد! روی آورده‌اند به همان سیاست همیشگی که قرآن، هشدارش را ۱۴ قرن پیش داده است: «تفرقه افکنی».

سیاست اهل بیت علیهم‌السلام، در مواجهه با چنین موقعیت‌هایی چه بوده است؟ 

فیلم

1 - سیاست اهل بیت ع، در مواجهه با تفرقه افکنی چه بوده است؟ 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12047
زمان انتشار: 31 اکتبر 2020
| |
جهنم، جزای تکذیب های انسان در دنیاست

خانواده آسمانی؛ جلسه 541؛ 1399/08/01

جهنم، جزای تکذیب های انسان در دنیاست

گاهی انسان به خودش بدی و ظلم به نفس می کند. خدا به انسان صبر و فرصت می‌‌دهد تا بتواند ظلم به نفس را از خودش دور کند. اما گاهی تجاوز و تعدی به دیگران، مثل والدین و زن و بچه و کسی که به ما خوبی کرده، نتیجه اش زود و در همین دنیا به آدم می‌‌رسد. یعنی سریعترین جزاها، جزای همین نوع ظلم ها است.

بحثمان در موضوع جهنم درباره ظلم بود. امروز می‌‌خواهیم آیاتی را درباره ظلم به ویژه «ظلم به مردم» مطرح کنیم. البته آیات و روایاتی که وجود دارند، بیشتر در مورد مطلق ظلم گفته شده است که یک مقدارش هم ظلم به مردم است. مکانیزم خلقت، به قدری پیچیده است که میلیاردها انسان در طول ده ها هزار سال می‌‌آیند و می‌‌روند و تمام آنها تحت قاعده «عمل و عکس‌‌العمل» هستند. انسانها معمولاً به جزای چیزی می‌‌رسند که آن را تکذیب می‌‌کنند و قبولش ندارند و اعتقادی به آن ندارند. نظام خلقت، یک نظام علّی و معلولی یا به تعبیر قرآن، نظام «قضا و قدری» است. یعنی شما هر قدَری را که انتخاب کنید، «چه قدرهای جمادی، چه گیاهی، چه حیوانی، چه عقلی یا فوق عقلی»، به تناسب آن، یک قضا یعنی یک نتیجه دریافت می‌‌کنید. یعنی در ذات عمل، خودِ نتیجه هم قرار داده شده است و این داستان، تا برزخ و قیامت ادامه دارد. چون انسان یک موجود جاودانه است. گاهی حجم عملکردهای خوب یا بد انسان در نظام قضا و قدریِ دنیا قابل پاسخگویی نیست. گاهی کسی آن قدر خوب بوده و بنیان‌‌های خوبی گذاشته که نمی‌‌شود آثارش را در دنیا حساب کرد و به او داد. کارهای بد هم همین طور است. آثارش چنان ماندگار است که اصلاً دنیا پاسخگوی همه بدی های او نیست. مثلاً آنهایی که تصمیم گرفتند کرونا را در این کره زمین فعال کنند و باعث شدند ده ها میلیون انسان را به خاک سیاه بشانند، مریضی جدا، فشار اقتصادی جدا، غصه‌‌ها جدا، از دست دادنها و فقدان‌‌ها جدا، مرگ‌‌ها جدا، عزایی که انسان از عزیزترین کسانش باید تحمل کند به خاطر کرونا، در ازای این ظلم بزرگ، چند نفر آدم باید از بانیان آن کشته شوند؟ چه کسی می‌‌خواهد جواب بدهد؟ این ظلم ها را چه کسی باید جبران کند؟ در کجا باید جبران شود؟ برای همین است که ما معاد را قبول داریم. معاد یعنی استمرار دنیا که اگر نباشد، ظلم به بندگان است. بنابراین، معاد هست تا کسی به کل نتیجه اعمالش برسد. اعمال خوب یا اعمال بد، فرقی نمی‌‌کند. «فَالْیَوْمَ لا یَمْلِكُ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ نَفْعاً وَ لاضَرًّا وَ نَقُولُ لِلَّذینَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّتی‏ كُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُون[1]‏= پس امروز شما هیچ مالک نفع و ضرر یکدیگر نیستند و ما آنان را که ظلم و ستم کردند گوییم: اینک بچشید عذاب آتشی را که آن را تکذیب می‌کردید». ما به ظالمین می‌‌گوییم: بچشید عذاب آتشی را که تکذیب می‌‌کردید. کسی که عذاب را می‌‌چشد، این نتیجه کار خودش است. نتیجه تکذیب خودش است.  شما نگاه کنید. الان در طول سال، هزار و چند صد نفر به دریا می‌‌روند و غرق می‌‌شوند. قبلش هزاران بار شنیده اند و به آنها گفته اند و در آنجا تابلو هم زده شده که دریا مواج و خطرناک است و کسی که شنا بلد نیست، به دریا نرود یا احتیاط بکند، اما می‌‌روند و غرق می‌‌شوند. یعنی جزای تکذیبش را می‌‌بیند. الان بسیاری از آدم ها هستند که کرونا را مسخره و تبعات آن را تکذیب می‌‌کنند. وقتی هم کرونا می‌‌گیرند، می‌میرند. اینها جزای چیزی را می‌‌دهند که تکذیبش می کردند و می‌‌گفتند کرونا چیه؟ ما نمی‌‌گیریم. هزاران بلایی که سر انسان می‌‌آید، برای این است که قضا و قدر را تکذیب می‌‌کند. فرمول ها و قاعده های عالم را تکذیب می‌‌کنند. مربی اش را تکذیب می‌‌کند و بعد نتیجه اش به او می‌‌رسد. پس اصل عذاب و جهنم از طرف خداوند و نظام خلقت، نتیجه طبیعی تکذیب انسان است. یعنی اینطور نیست که بگوید شما من را تکذیب کردید. من را قبول نداشتید. جهنم را قبول نداشتید. پس حالا به جهنم بروید. نه این طور نیست. جهنم اثر ذاتی تکذیب خدا است. «جَزاءً بِما كانُوا یَعْمَلُونَ[2]= [اینها] پاداشى است براى آنچه می کردند». مثل دندان درد و کرم خوردن دندان که مال کسی است که مسواک نمی‌‌زند و از دندانش مراقب نمی کند. جهنم در گرو مکتسبات و دستاوردهای خود است «ثُمَّ قیلَ لِلَّذینَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ[3]= سپس به کسانی که ظلم کردند گفته می‌‌شود بچشید عذاب جاودان را، آیا شما غیر از آنچه که خودتان کسب کردید، جزا داده می‌‌شوید؟». مثل اینکه شما با بی‌‌احتیاطی کرونا را کسب می‌‌کنید.» ممکن است این بیماری من را بکشد. انواع زجرها و اذیت‌‌ها را دارد. اما همه اینها به خاطر این است که خودتان این را کسب کردید. اگر انسان حسادت و بدجنسی و بداخلاقی و غیبت و تهمت و له کردن دیگران و بازی با آبروی دیگران را کسب می‌‌کند، باید نتیجه اش را هم ببیند. یعنی شما هر کاری می‌‌کنید، همان کار، بخشی از وجودت می‌‌شود. مثل غذا است که وقتی می‌‌خوری، بخشی از وجود شما می‌‌‌‌شود. حالا قند بخوری، چربی بخوری، نمک بخوری، هر چه که بخوری با شما یکی می‌‌شود. حتی دیدنی های انسان با انسان یکی می‌‌شود. خیالات، توهمات، افکار و احساسات انسان تمامش با او یکی می شود. گفتیم رابطه دنیا با آخرت، مثل رابطه رحم مادر با دنیاست. جنین هر چیزی که از مادر می‌‌گیرد، آن را کسب می‌‌کند. یعنی مادر غذایی که می‌‌خورد، احساساتش، خیالاتش، تفکراتش، حرص و جوش ‌‌هایش، خوشحالی‌‌ هایش، معنویتش، عدم معنویتش، حسادتش، هر چیزی را که کسب می‌‌کند، از طریق رحم خودش به جنین می‌‌دهد. جنین دائماً در طول 9 ماه در رحم مادر اکتساب می‌‌کند. محصول این اکتساب در زمان زایمان عیان و آشکار می‌‌شود. انسان هم در رحم دنیا باید برای فضای بهشت خودش را آماده کند. ما یک فضا بیشتر در آنجا نداریم. آن هم فضای بهشت است. جهنم نیز، معلول عدم تطبیق با بهشت است. یعنی هر چه فضا پیشرفته است، شما وقتی فقر داری زجرت هم بیشتر است. کسی که الان در دنیا اکتسابات آلوده دارد، وقتی وارد مسجد می‌‌شود، در آن عذاب می‌‌کشد. در حالی که همه دارند لذت می‌‌برند و احساس می‌‌کنند در بهشت نشسته اند. همین کسی که در مسجد ناراحت است، اگر به مجلس فسق و فجور برود، می‌‌بینی حالش خوب می‌‌شود. چون با آن جهنم تطبیق دارد. پس این را توجه کنید که کسی با شما کاری ندارد. شما جزای چیزی را می‌‌دهید که خودتان کسب کرده اید. قلب ها، گواهانی صادقی هستند کلمه «کسب» خیلی مهم است. اگر شما الان حالتان خوب است، نتیجه ی کسب خودتان است. هر کس می‌‌خواهد مکتسَبات خودش را ببیند،  علمی و عملی می‌‌تواند بفهمد. علمی می‌‌گوید: به دلت نگاه کن و شاهد باش. چون قلب انسان که نمی‌‌تواند دروغ بگوید. این که قرآن می فرماید:«مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى= قلب آن چه را که می بیند دروغ نیست»، به همین معنی است. می‌‌گوید هر وقت می‌‌خواهید درباره عشق و دوست داشتن سؤال کنید، از قلبتان سؤال کنید. یعنی با فکر نمی‌‌شود راجع به عشق سؤال کرد. می فرماید:«سَلُوا الْقُلُوبَ عَنِ الْمَوَدَّاتِ فَإِنَّهَا شَوَاهِدُ لَا تَقْبَلُ‏ الرُّشَا= دوستی و محبت را از دل‌ها بپرسید كه دل‌ها گواهانی هستند كه رشوه نمی‌پذیرند». پس راجع به مودت ها، عشق‌‌ها، دوست‌‌داشتن‌‌ها، تنفرها از قلبتان سؤال کنید. چون شاهدانی هستند که دروغ نمی‌‌گویند. اینکه من فلانی را دوست دارم یانه، این را از قلبت سؤال کن. این دوست داشتن تعریف ریاضی دارد. وقتی  پشت سرش غیبت می‌‌کنی، تهمت می‌‌زنی، آبرویش را می‌‌بری، کاری را که دوست ندارد انجام می‌‌دهی، این اسمش کینه و ظلم است. آن وقت می‌‌گویی دوستش دارم؟ تو در واقع عاشق خودت هستی. می‌‌گوید از قلبتان راجع به سه عشق سؤال کنید. این شهودی است. اگر عشق به «الله، اهل بیت و جهاد»، برای شما شیرین‌‌تر و جذابتر از عشق‌‌های زمینی است، شما سالم هستید. علامت سلامت هم این است که تو چقدر شاد هستی، چقدر آرامش داری و چقدر مهربان هستی. چقدر دلت را می‌‌توانی از کینه‌‌ها، از بدی ها، از حسادت، از بدجنسی، از مقایسه های بیجا، و از چشم و هم‌‌چشمی دور نگه داری. اگر گرفتار اینها هستی، آن سه معشوقت قلابی هستند. چون به دادت نمی‌‌رسند. و گرنه اگر کسی خدا معشوقش باشد، شاد است. نماز آینه‌ شفافی است برای دیدن باطن حقیقی‌ خود شخصیت انسان ظالم از اینجا شکل می‌‌گیرد که در مهندسی آرزوها و مهندسی معشوق‌‌هایش موفق نیست. وقت هم دارد، استاد دارد، مربی دارد، متن دارد، کتاب درسی دارد، فرصت دارد که این تبدیل صورت بگیرد، اما همت ندارد. «أَكثَرُ صِیاحِ‏ أَهلِ النّارِ مِنَ التَسوِیف= بیشترین ناله‌‌های جهنمیان مال امروز و فردا کردنشان است».یعنی اینها فرصت خودسازی داشتند، اما وقتشان را صرف ۴ بخش پایینی وجودشان کردند و جهنمی شدند.   من از کجا بفهمم که در مقام عمل ظالم هستم یا ظالم نیستم؟ درست زندگی کرده ام یا نه؟ مکتسَباتم چیست؟ در جواب می گوییم: چند صحنه هست که شما می‌‌توانید در این صحنه‌‌ها کاملاً تشخیص بدهید که آیا ظالم هستید یا نه. یکی از آنها، «نماز» است. نمازهای یک آدم، مکتسَبات یک آدم را کاملاً نشان می‌‌دهد. آینه نماز، خیلی قدرتمند است. وقتی به نماز می‌‌ایستی و می‌‌خواهی با خدا حرف بزنی، می بینی نیازهای پایینی، یعنی «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی» به تو حمله می‌‌کنند. معشوق‌‌های چهارگانه به تو حمله می‌‌کنند و تو هم نمی‌‌توانی در مقابلشان مقاومت بکنی. نماز کاملاً باطن آدم را بیرون می‌‌ریزد. نمازِ یک آدم، روزه ی یک آدم، زن‌‌داری، شوهرداری، بچه‌‌داری یک آدم، کاملاً نشان می‌‌دهد که مکتسَبات او چیست. این که خمس می‌‌دهی یا نمی‌‌دهی، حلال‌‌خور هستی یا نیستی، عشق داری یانه، همه را نشان می دهد. پس ما هم به صورت علمی، و هم به صورت عملی، می‌‌توانیم باطن خودمان را اسکن کنیم و ببینیم چه کاره هستیم. برو سر سجاده بایست تا معلوم ‌‌شود. برو در حرم با معصوم و امامزاده روبرو شو، ببین حالت چطور است. درآن جا بایست و یک آل یاسین بخوان تا معلوم ‌‌شود حالت چطور است. مداح روضه می‌‌خواند، ذکر مصیبت می‌‌گوید، معلوم می شود تو با خودت چه کار کرده ای. پس قضیه ظلم، قضیه اکتساب است. چون اکتسابات مان همیشه با ماست. قرآن می‌‌گوید: «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهینَةٌ= هر نفسی در گرو مکتسبات خودش است». گاهی این مکتسبات روحی نیست. یک موقعی افراد به خودشان بدبین نشوند و فکر کنند آدم های بدی هستند. خیلی وقتها این مکتسبات، مکتسبات جسمی است. تغذیه‌‌ات بد است. وقتی یک کسی نوع خوراکش سردی جات است، مغزش سرد می‌‌شود. از این رو، بی‌‌حالی، خواب‌‌آلودگی و خواب زیاد به سراغش می‌‌آید. این اوضاع جسمی که تو داری، بی‌‌حالی‌‌های طولانی برایت می‌آورد. بی‌‌رمقی‌‌ها، بی‌‌حسی‌‌ها، بی‌‌انگیزگی‌‌های تو، در گرو  مکتسبات خودت است. در حالی که فکر می‌‌کردی مشکل روحی یا روانی داری، می‌‌خواستی مشاوره بروی، مشاوره هم کاری برایت نمی‌‌کند. پس اول به جسممان باید خیلی توجه کنیم. گاهی هم اکتسابات روحی است. مثلا آشپزخانه ذهن انسان شروع می‌‌کند به پختن حسادت. و همین را به نفس خودش می‌‌خوراند. دائماً از صبح تا شب یکسره بدبینی، حسادت، کینه، بداخلاقی و مقایسه را به خورد خودش می‌‌دهد. این کسب است. بعد حالش بدتر می‌‌شود. حالا مدام روانپزشک می‌‌رود، روانشناس می‌‌رود، مشاور می‌‌رود. ولی مشکل این است که یک آشپزخانه فعال در ذهن و قلبش دارد که خودش را آزار می‌‌دهد. می‌‌گوید من با مادرشوهرم مشکل دارم، من با پدرشوهرم مشکل دارم، من با زنم مشکل دارم، با شوهرم مشکل دارم. انسان تا مشکلش را با خودش حل نکند، مشکلش با هیچ کس حل نمی‌‌شود. قرآن می‌‌گوید: «عَلَیْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا یَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ[4]= خود را محکم نگاه دارید که اگر همه عالم گمراه شوند و شما به راه هدایت باشید، زیانی از آنها به شما نمی رسد». پس اگر حواست به خودت باشد، هیچ کس به شما نمی‌‌تواند ضرر بزند. اگر شما هدایت شده باشید، کسی نمی تواند شما را گمراه کند. پس این فرافکنی‌‌ها که پدر یا مادرم اینطوری است، شوهر یا زنم اینطوری است، بچه‌‌ام اینطوری است، مادرشوهرم اینطوری است، باجناقم اینطوری است، پدرزنم اینطوری است. اینها را باید کنار بگذاریم. اگر دائماً از وجود آدم های مختلف حرص و جوش می‌‌خوریم و اعصاب مان خرد می‌‌شود، علتش این است که داخل ما خراب و در حال فاسدشدن است. پس اینکه تو با آدم های مختلف مشکل پیدا می‌‌کنی یا با آدم های خاص مشکل پیدا می‌‌کنی و نمی‌‌توانی با آنها یک رابطه انسانی خوب، یک رابطه دوستانه خوب برقرار کنی، ناشی از همین مشکلات است. راه حلش هم این است که یک مقدار به خودت توجه کنی. یک مقدار حواست به خودت باشد. انسانی که حواسش به خودش هست، دیگر آسیب‌‌‌‌پذیر نیست. جزای ظلم، در همین دنیا دست و پای انسان را می‌گیرد نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «قالَ رَبُّکُم عِزَّتِی‏ وَ جَلَالِی‏ لَأَنْتَقِمَنَ‏ مِنَ الظّالِمِ فِی عاجِلِهِ وَ آجِلِهِ= خداوند می‌‌فرماید به عزت و جلالم سوگند، حتماً حتماً حتماً انتقام می‌‌گیرم از ظالم، چه در دنیا و چه در آخرت». عزت یعنی خدا شکست نمی‌‌خورد. از کسی ضربه نمی‌‌خورد و مغلوب کسی نیست. اگر کسی ظلم می‌‌کند و حرف های خدا را گوش نمی‌‌کند، بندگان خدا را اذیت می‌‌کند، باید بداند که عزت و جلال خدا این را نمی‌‌پذیرد. تو نمی‌‌توانی در مقابل یک سلطانِ با عظمت، راحت هر کاری دلت خواست در محضرش انجام بدهی. ولی اگر به تو فرصت می‌‌دهد، علتش این است که تو را دوست دارد. رحمت رحمانیه و رحیمیه دارد. روایت بعدی نیز از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است که می فرمایند: «وَ الَّذِی‏ نَفْسُ‏ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لَیَأتی یَومَ القِیامَةِ لَهُ حَسَنَاتٌ‏ كَأَمْثَالِ‏ الْجِبَالِ یَظُنَّنُ سَیُدخَلُ بِهَا الجَنَّة فَلا تَزالُ مَظلِمَتُهُ تَأتِیهِ حَتّی ما یَبقی لَهُ حَسَنَةٌ وَ حَتّی یُجعَلَ عَلَیهِ مِنَ السَیِّئات اَمثالُ الجِبالِ الرَواسی وَ یُؤمَرُ بِهِ اِلَی النّار= سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، روز قیامت، بنده در حالى مى‌آید كه به اندازه كوه‌هاى استوار، كار نیك دارد و مى‌پندارد كه به سبب آنها به زودى وارد بهشت خواهد شد؛ امّا ستم‌هایى كه كرده است، پیوسته نزد او مى‌آیند، تا جایى كه حتّى یك كار نیك هم برایش باقى نمى‌ماند و گناهانى به اندازه كوه‌هاى استوار، برایش قرار داده مى‌شود. آن گاه، فرمان مى‌رسد كه او را به آتش برند». یعنی شخص خیال می کند که من با این درجه از ثواب که به اندازه کوه های استوار است، به بهشت می‌‌روم. درحالی که ظلم هائی کرده، دامنش او را می گیرد تا جائی که هیچ حسنه‌‌ای برایش نمی‌‌ماند. اینکه غیبت عروسش را کرده، غیبت دامادش را کرده، نسبت به فلان کس حسادت کرده، نسبت به یک کسی بدگویی کرده، اعصابش خرد شده، نسبت به دیگران بدجنسی کرده، قضاوت های بد کرده، تهمت زده، اسرارشان را فاش کرده و... . حماقت از این بدتر که انسان بنشیند غیبت کند، تهمت بزند و دیگران را اذیت کند. حرفی را این‌طرف و آن‌طرف ببرد؟ پس ظلم خیلی کار وحشتناکی است. ظلم مثل این است که یک کسی چاقو بردارد و به خودش فرو و خودزنی کند. حضرت در فرمایش دیگری فرمودند: «مَنْ طَلَبَ قَضَاءَ الْمُسْلِمِینَ حَتَّى یَنَالَهُ ثُمَّ غَلَبَ عَدْلُهُ جَوْرَهُ فَلَهُ الْجَنَّةُ وَمَنْ غَلَبَ جَوْرُهُ عَدْلَهُ فَلَهُ النَّارُ= هر كس در جستجوى مسند قضاى مسلمانان بر آید و هنگامى كه به آن دست یافت، عدالت او بر ستمش چیره آید، بهشتى خواهد بود؛ ولى آن كه ستم او بر عدالتش چیره آید، دوزخى است». من شاید با هزار قاضی و دانشجویان قضا و دادگستری و رؤسایشان، کسانی که شاید 20 ـ 30 سال کار کرده اند، زیاد جلسه داشتم. می گوید: ذهنم درگیر پرونده است. می‌‌بینی یک سویچ ماشین 5 میلیاردی آورده و روی میزم گذاشته، یا آمده می‌‌گوید آقا بیا کنار پنجره آن ماشین را ببین. هدیه است خدمت شما. این برای آن است که قاضی به نفعش حکم بدهد. چه کسی جگر دارد مقاومت کند؟ این آدم ها حسنه که ندارند، حالا داشته باشد، این آن کسی هست که باید روز قیامت در صحنه بایستد و مردم بیایند گناه بگذارند و بهشت بروند. آنها که به فحشا کشیده شدند، آنهایی که خودکشی کردند، آنهایی که زندگیشان به طلاق کشیده شد، مردانی که سال ها شرمندگی زن و فرزندشان را کشیدند، خانم ها و فرزندان شان که چه مصیبت ها کشیدند. کسی می‌‌گوید داروی کرونا داریم بیا بخر، 56 میلیون تومان داروی قلابی. یعنی داروهای تقلبی به مردم می‌‌فروشند و با جان مردم بازی می‌‌کنند. شرکت هایی که مواد مسموم و تراریخته و گرفتاری های دیگری که برای مردم درست می‌‌کنند به خاطر پول، مردم اصلاً تعادل شان را از دست داده اند و به جان هم افتاده اند. به قول امام رضا (علیه السّلام) همدیگر را می‌‌درند. البته همه نه. در میان همه ظالم ها، قشر مظلوم و مستضعف و مؤمن امتحانات شان را خوب پس می‌‌دهند. جهنم/ظلم پی نوشت: [1] . سوره مبارکه سباء آیه 42. [2] . سوره واقعه، آیه 26. [3] . سوره یونس، آیه 52. [4] . سوره مائده، آیه 105. قا/231

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12046
زمان انتشار: 19 اکتبر 2021
| |
ویژه نامه میلاد پیامبر ص و هفته وحدت

میلاد پیامبر گرامی اسلام و امام صادق ع و هفته وحدت مبارک باد

ویژه نامه میلاد پیامبر ص و هفته وحدت

برای ایستادگی در برابر توطئه های دشمنان اسلام، «وحدت» مهمترین عامل موفقیت به حساب آمده و هرگونه کوتاهی در این راه سبب دوری از اهداف و آرمانهای بلند اسلام خواهد بود. پیامبران الهی که خود نیز از میان مردم برانگیخته شده اند، با اتّصال و ارتباط با مجاری وحی کوشیده اند تا آدمی را حول یک محور گرد هم آورند تا در پرتو وحدت کلمه، عظمت و اقتدار نظام الهی را به نمایش گذاشته شود و مردم به سعادت حقیقی دست یابند. ایام ولادت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله فرصت مغتنمی است تا امت اسلام در سایه این پیامبر رحمت، به ریسمان الهی چنگ زده و از تفرقه بپرهیزند.

مفهوم اتحاد اسلامی که در صد سال اخیر میان علما و فضلا و روشن فکران اسلامی مطرح است، این نیست که فرقه های اسلامی به خاطر اتحاد اسلامی، از اصول اعتقادی یا غیراعتقادی خود صرف نظر کنند و به اصطلاح، مشترکات همه فِرَق را بگیرند و مختصات همه را کنار بگذارند؛ چه، این کار نه منطقی است و نه عقلی. آنچه بزرگان اسلامی در نظر داشتند، این بود که فرقه های اسلامی در عین اختلافاتی که در کلام و فقه و غیره با هم دارند، به واسطه مشترکات بیشتری که در میان آنها هست، می توانند در مقابل دشمنان خطرناک اسلام، دست برادری بدهند و جبهه واحدی تشکیل دهند. این بزرگان هرگز درصدد طرح وحدت مذهبی تحت عنوان وحدت اسلامی که هیچ گاه عملی نیست، نبودند. مطالب این ویژه نامه 1. وحدت اسلامی از پیدایش تاریخی تا گرایش واقعی 2. میلاد پیامبر اکرم (ص) و هفته وحدت 3. وحدت و نظام تربیت نبوی 4. دو خاطره جالب از اعتقاد قلبی رهبر انقلاب به وحدت شیعه و سنی 5. امام خمینی ره: اگر مسلمانان وحدت داشته باشند، هندو به کشمیر طمع نمی‌کند 6. وحدت بین مذاهب 7. رهبر انقلاب: وحدت، مهمترین اولویت امروز دنیای اسلام 8. وحدت در سیره پیامبر (ص) 9. وحدت از منظر مقام معظم رهبری 10. همه خوبی های عالم در وجود پیامبر اسلام نهفته است 11. ستایش مقام پیامبر (ص) 12. به پاس فرخنده میلاد امام صادق (ع) 13. به فرمایش امام صادق ع، 4 چیز، زکات 4 چیز است 14. امام صادق (ع) فرد سیاسی بودند 15. امام صادق (ع) و بصیرت آفرینی  16. معجزات کلام امام صادق علیه السلام و توحید مفضّل 17. سفارشات گهربار امام جعفر صادق (ع) 18. میلاد مسعود امام جعفر صادق (ع) 19. نگاهی به سیره امام صادق (ع) 20. امام جعفر صادق (ع) و بنیان گذاری مكتب تشیّع جعفری 21. برخى وصیتهاى امام جعفر صادق (ع) براى شیعیان 22. ششمین پیشوا

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12045
زمان انتشار: 28 اکتبر 2020
| |
وحدت اسلامی از پیدایش تاریخی تا گرایش واقعی

هفته وحدت گرامی باد

وحدت اسلامی از پیدایش تاریخی تا گرایش واقعی

منظور از وحدت مسلمانان این است که همه مسلمانان با وجود دیدگاه ها و سلیقه های متفاوت، در برابر دشمنان مشترک هماهنگ و منسجم عمل کنند. وحدت به معنای کنار گذاشتن مذاهب و آرای آن و ایجاد مذهب جدید نیست. از دیدگاه قرآن، ضرورت و اهمیت اتحاد، از اساسی ترین مسائل اجتماعی و دینی مسلمانان است. هدف واحد در سایه پرستش خدایی واحد، هشدار قرآن به پیامد اختلاف، چنگ زدن به ریسمان الهی و...، از بارزترین موارد تأکید قرآن بر وحدت است. در اینجا با محوریت وحدت به بررسی و شناخت آیات، روایات، سیره معصومین علیهم السلام و سیره علماء و اندیشمندان معاصر می پردازیم.

در ماه ربیع الاول به مناسبت میلاد رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ولادت امام صادق علیه السلام، در فاصله 12 تا17 ربیع الاول در بسیاری از کشورهای اسلامی، هفته وحدت برگزار می گردد، آنچه که از لابلای احادیت و متون دینی گزارش شده این است که در تاریخ ولادت پیامبر بین مسلمانان اختلاف نظری وجود دارد. بنا به نظر اکثر اهل سنت 12 ربیع الاول و بنابر نظر شیعه 17 ربیع الاول را روز ولادت رسول گرامی اسلام می دانند. برخی از دانشمندان شیعه مانند کلینی[1] و یعقوبی[2] روز 12 ربیع الاول و برخی از مورخان فرقین[3]هم روز دوم یا دهم ربیع الاول گفته اند. بنابراین، در هیچ یک از دو طرف، روز میلاد، پیامبر قطعی و اتفاقی نیست. به خاطر همین موضوع، هفته وحدت به خاطر انسجام و اتحاد بیشتر امت مسلمان نام گذاری شده تا به همدلی و وحدت بیشتر بیانجامد. هفته وحدت، هفته خرّم گل های زیبای بهاری است. ایام شادی بخشِ مسلمان و عید فرخنده احمد و پیشوای بزرگ جهان تشیّع، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام است. شرایط کنونی مسلمین مانند عصر رسول الله صلی الله علیه و آله است و به همین جهت  نیازمند شناخت سیره پیامبر در برخورد با مردم و امت مسلمان عصر پیامبر صلی الله علیه و آله می باشیم تا با عمل به آن سیره شریف، در مقابل تهدیدهای دشمنان و تکفیری ها ایستادگی و مقاومت نموده و امتِ مسلمانِ متفرق را متحد سازیم. در اینجا با محوریت وحدت به برسی و شناخت آیات، روایات، سیره معصومین علیم السلام و سیره علماء و اندیشمندان معاصر می پردازیم. ضرورت اتحاد و همدلی در قرآن کریم در قرآن کریم آیاتی را می توان یافت که در آنها به این موضوع اشاره شده است؛ از جمله مفاهیمی، چون «و اعتصموا»[4]، «تعاونوا»[5]، «اصلحوا ذات بینکم»[6]، «اصلاح بین الناس»[7] «الَّف بینهم»[8]، «امّةٌ واحدة»[9]، «امّة وسطا»[10]، «حزب الله»[11] «صبغة الله»[12] و «اخوة».[13] و... که فقط در اینجا اشاره ای گذارا به آیه اعتصام می شود. در اهمیت و ضرورت اتحاد و همدلی در میان مسلمانان از دیدگاه قرآن، هیچ تردیدی وجود ندارد و قاطعانه می توان گفت که یکی از مسائل اجتماعی، که قرآن بیش از هرچیز دیگر بر آن تأکید دارد، وحدت میان پیروان آن است. قرآن این مهم را در قالب آیات متعدد و شکلهای گوناگون، مورد توجه ویژه قرار داده است و نه تنها همسویی و همرنگی مسلمانان را برای نیل به اهداف بلند اسلام دانسته، که آن را یکی از اساسی ترین و اصلی ترین آرمان های خود برشمرده است. محور وحدت در دیدگاه قرآنی «توحید» و در مرتبه دیگر دین اسلام است. قرآن کریم پیامبر را به سوی اهل کتاب می فرستد و از آنان برای پیوستن به شعار توحید و جدایی از غیر او دعوت می کند: «ای پیامبر! به اهل کتاب بگو، بیایید بر اساس کلمه ای که بین ما و شما مشترک است، غیر از خدا را نپرستیم و یک دیگر را در برابر خداوند بعنوان رب و پروردگار نگیریم (وحدت کنیم). پس اگر روی برگرداندند بگویید، شاهد باشید که ما اهل تسلیم در برابر حق هستیم. وحدت واقعی با توجه به این آیات تفسیر می شود: در سوره «آل عمران» آمده است: «و اعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرّقوا»[14]؛ یعنی همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و متفرّق نشوید. این آیه شریفه از مسلمانان می خواهد که با اسلام از دنیا خارج شوند، از این رو اعتصام به ریسمان الهی با توحید منهای نبوّت پیامبر و لوازم آن صادق نیست. قرآن نیز مسلمانان را برادر خوانده[15] و به وحدت سفارش می کند. واژه «حبل»، در اصل به معنای وسیله ای است که انسان توسط آن به مقصد و حاجت خود برسد، مانند ریسمانی که انسان با چنگ زدن به او خود را از تهِ چاهی و مانند آن نجات دهد.[16] شأن نزول آیه شریفه که دو قبیله «اوس» و «خزرج» اند، این خصوصیت را داشته اند که به طور دسته جمعی به «حبل الله» متمسک شده اند و از این قضیه زمانی نگذشت که آثار سعادت و حلاوت نعمت های الهی در زندگی برای آنان پدیدار گشت.[17]البته مفسران شیعه و اهل سنت در ذیل این آیه بحث های مفصلی ذکر کرده اند که در این مجال نمی گنجد. مقصود از وحدت شاید برخی تصور کنند که مقصود از وحدت و اتحاد مسلمانان این است که پیروان دین اسلام در هیچ موردی نباید دوگانگی و اختلاف داشته باشند و از عقیده گرفته تا عمل و از عبادات تا معاملات، در اصول و فروع و همه امور زندگی، آداب، رسوم، طرز فکر و شیوه های معاشرت و...باید وحدت داشته باشند؛ یا همه مسلمانان زیر لوایی واحد در آیند و به قانون واحد و سیاست یگانه، تن در دهند و از یک سیاست و یک رژیم سیاسی و اقتصادی پیروی نمایند. طبیعی است که این تصور خام، نه جامه عمل خواهد پوشید و نه ممکن و معقول است؛ زیرا وحدتی بدین معنا بر خلاف سنت الهی و فطرت انسانی و طبیعت بشر است.[18]شهید مطهری(ره) با طرح این پرسش که «مقصود از وحدت چیست؟» می گوید: بدیهی است که منظور علمای روشنفکر اسلامی از وحدت اسلامی، حصر مذاهب در یک مذهب و یا اخذ مشترکات مذاهب و طرد مفترقات آنها که نه معقول و نه منطقی است و نه مطلوب و عملی، نیست؛ منظور دانشمندان، متشکل شدن مسلمانان است در یک صف در برابر دشمنان مشترکشان.[19] اخوت و وحدت، در سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خط انبیاء الهی در طول تاریخ، خط وحدت بوده و این که اختلاف ناشی از دشمنی و کینه بوده است. آنچه را رسول اکرم صلی الله علیه و آله خواسته است همانا زندگی امت واحده است که با همکاری و تعاون و تضامن در راه کسب رضای خداوند حرکت کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در راه ایجاد وحدت چنان کوشیده است که جای هیچ شکی نیست. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مؤمنین را برادر یکدیگر خوانده است. و در آغاز رسالتش همت به تشکیل جامعه و ایجاد وحدت گماشت، و در راه تالیف قلوب مردم تلاش کرد. هجرت پیامبر به مدینه نیز در راستای ایجاد وحدت و اخوت بین مسلمانان انجام گرفت. عمل به کتاب و سنت از مشترکات مورد اتفاق مسلمین است. وحدت بین مسلمانان بر اساس وحدت عقیدتی و فکری و فرهنگی است و همین وحدت عقیدتی و فکری بود که توانست در برابر عقاید وثنی و خرافی رایج در عصر رسول اکرم، مقاومت کند و بر آنها فایق آید و انسانی نیرومند بسازد. وحدت امت پیامبر صلی الله علیه و آله را چه بهانه بهتر از این که همه به یک خدا، یک رسول و یک کتاب باور داریم. طنین کلام مبارک حضرت رسول اسلام صلی الله علیه و آله را به گوش جان باید شنید؛ کلامی که تاریخ را در می نوردد، قومیت را درهم می شکند و ملیت را در هم می کوبد و به انسانیت انسان، رنگ فطرت می بخشد. وجود نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، بزرگ ترین مایه وحدت در همه ادوار اسلامی بوده است. چون اعتقاد آحاد مسلمانان به آن وجود اقدس بزرگوار، با عاطفه و عشق توأم است. پیامبر عظیم الشان، مرکز و محور عواطف و عقاید همه مسلمانان است. و همین محوریت، یکی از موجبات انس دل های مسلمین و نزدیکی فرق اسلامی با یکدیگر به حساب می آید. ابعاد شخصیت نبی اکرم را هیچ انسانی قادر نیست به نحو کامل بیان کند و تصویر نزدیک به واقعی از شخصیت آن بزرگوار ارایه نماید. آنچه ما از برگزیده پروردگار عالم و سرور پیامبران سراسر تاریخ شناخته و دانسته ایم، سایه و شبحی از وجود معنوی و باطنی و حقیقی آن بزرگوار است؛ اما همین مقدار معرفت هم برای مسلمانان کافی است تا اولا، حرکت آنها را به سمت کمال تضمین کند و قله انسانیت و اوج تکامل بشری را در مقابل چشم آنان قرار بدهد و ثانیا، آنها را به وحدت اسلامی و تجمع حول آن محور تشویق کند. بنابراین، توصیه ی ما به همه مسلمانان عالم این است که روی ابعاد شخصیت پیامبر و زندگی و سیره و اخلاق آن حضرت و تعالیمی که از آن بزرگوار مأثور و منصوص است، کار زیادی بشود.[20] البته لزوم و ضرورت وحدت بدین معنا نیست که از اعتقادات خود دست برداریم و بدون دلیل تابع هر سخن و عقیده مطرح شده باشیم و یا از طرح مبانی اعتقادی خود به طور مستدل و منطقی چشم بپوشیم. بسیار به جاست که مسلمانان، نغمه های تازه ای آغاز کنند و به سمت همگرایی و اتحاد گام بردارند.گرچه همه قبول داریم که نسبت به خاندان پیامبر(ص) ظلم ها روا داشته شده، ولایت که حق آنان بود، از آنها گرفته شده است،[21] ولی این امر موجب نمی شود که با اهل سنت همسویی و همگرایی نداشته باشیم؛ ناگفته پیداست که بسیاری از آنان به حکم آیه «قل لا أسئلکم علیه أجراً إلاّ المودة فی القربی...»[22] خاندان پیامبر را دوست دارند و مودت آنان را واجب می دانند. آن چه از مجموع مفاهیم قرآنی، بیانات و سیره پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام فهمیده می شود، این است که همواره حفظ نظام اسلامی و مصالح عمومی بر منافع شخصی و گروهی مقدم بوده است و اینان از هر اقدامی که تفرقه و شکاف میان جماعت اسلامی را به دنبال داشته باشد، اگرچه نفع شخصی در آن می دیده اند، احتراز می کرده اند. مهم تر از همه آن که مصالح عمومی جهان اسلامبه ویژه در شرایط امروزی، اقتضا می کند که مسلمانان از هر گونه تفرقه و غیرت سازی پرهیز نموده و وحدت داشته باشند. سیره پیشوایان دین در وحدت اسلامی بزرگان و امامان معصوم علیهم السلام هموراه تاکید و دعوت به وحدت بین امت و اجتماع مسلمانان نموده اند. رمز موفقیت و سعادت جامعه اسلامی را همان وحدت و دوری از تفرقه و اختلاف می دانند. حتی دستور به شرکت در نماز جماعت آنان داده شده است. مانند آنکه سماعه از امام صادق(ع)، از ازدواج و نماز خواندن با اهل سنت پرسش نمود، در پاسخ فرمود. پیامبر خدا با آنان وصلت نمود.[23]یا آنکه یکی از یاران امام صادق(ع) به حضرت می گوید: امام جماعتی داریم که تمام همفکران و یاران ما را دشمن می دارد (آیا به او اقتدا کنم) حضرت می فرماید: دیدگاه او، به تو زیانی نمی رساند. سوگند به خدا، اگر دارای صداقت باشی، از او سزاوارتری که به مسجد بروی، پس اولین فردی باش که داخل مسجد می شود و آخرین کسی باش که از مسجد خارج می شوی. اخلاقت را با مردم نیک گردان و سخن نیک بر زبان جاری کن.[24] علی علیه السلام منادی وحدت در روایات و سیره پیشوایان و بزرگان دین مورد تاکید و سفارش بوده که باید مسلمانان متحد باشند. وحدت و یکپارچگی امت اسلامی نزد آنان از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد؛ چنان که امام علی(ع) در مقابل حق سکوت کرد، ولی از هیچ تلاشی برای اتحاد مسلمانان خودداری نورزید. امام یکی از علل اتحاد خود با خلفا را حفظ اسلام و رعایت مصالح اسلامی دانست: «به خدا سوگند! اگر بیم تفرقه میان مسلمانان و بازگشت کفر و تباهی دین نبود، رفتار ما با آنها طور دیگر بود...».[25] یا حضرت در جای دیگر می فرماید: لَیسَ رَجُلٌ فَاعْلَمْ أَحْرَصَ عَلَی جَمَاعَةِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ص وَ أُلْفَتِهَا مِنِّی بِدان که هیچ کس بر وحدت و همدلی امّت محمّد(ص)، از من حریص تر نیست.[26] ازاین رو در روایات به معاشرت نیکو با اهل سنت تاکید و سفارش شدهاست. امامان معصوم در بایسته های معاشرت با آنان سخنانی بسیاری دارند که در یک پاسخ نمی گنجد و می طلبد که خود به کتب و مقالات مفصل مراجعه نمایید. امروزه نیز یکی از بایسته های مهم مسلمانان همگرایی است، زیرا مصالح و منافع مشترک جهان اسلام اقتضا می کند که آنان در صفوف فشرده و وحدت اسلامی در برابر دشمنان قرار گیرند و از تفرقه و اختلافات غیر اصولی پرهیز نمایند. البته مقصود از وحدت اسلامی آن نیست که شیعیان سنی و سنیان شیعه شوند، بلکه مقصود از وحدت اسلامی، وحدت عملی است، بدین معنا که جهان اسلام در برابر دشمنان مشترک خود متحد شوند. دعوت به وحدت در سیره علماء دین به طور قطع در قرن معاصر افراد زیادی هستند که در این امر خطیر به فعالیت مشغولند که در این مجال امکان انعکاس نام و فعالیت های آنان نیست، و بیان زوایای تفکرات ایشان فرصتی جداگانه و به طور مستقل را می طلبد، که متأسفانه در این مقال، نمی گنجد. علمای بلاد و کشورها و دولت های اسلامی می توانند با اتخاذ سیاست های مشترک در برابر دشمنان خود ایستاده و از اختلافات پرهیز نمایند. بدین سان مقصود از وحدت، وحدت عقیدتی نیست، بلکه وحدت عملی است. این امر هم ضرور است و هم به معنای دست برداشتن از اصول و اعتقادات نیست. البته در این شرایط باید از هر گونه عوامل تنش زا و تفرقه پرهیز شود، زیرا دنیای استکبار در برابر دنیای اسلام ایستاده و در صدد نابودی آن می باشد. وحدت در اندیشه آیت الله بروجردی(ره)  ایشان وحدت میان مذاهب را از وظایف حیاتی هر عالم شیعی می دانست و به همین جهت علاقه مند بود تا حُسن تفاهمی بین شیعه و سنی برقرار شود تا از طرفی وحدت اسلامی که منظورِ بزرگ این دین مقدس است، تأمین گردد و از طرف دیگر، فقه شیعه و معارف شیعه آن طور که هست، به جامعة تسنّن که اکثریتِ مسلمانان را تشکیل می دهند معرفی شود. هر گونه تفرقه، و دامن زدن به آن زمینه نابودی جهان اسلام را فراهم می کند. از این رو مصلحان جهان اسلام مانند آیت الله بروجردی همواره دم از «جهان اسلام» و «وحدت امت اسلامی» می زد و اصطلاحات دیگر مانند «تقریب مذاهب»، «انسجام اسلامی»، «اصلاح امور مسلمین» را به کار نمی برد، اما اندیشه داوری او همه این مفاهیم را در بر می گرفت.[27] هدف ایشان از وحدت اسلامی، هرگز این نبود که یک گروه در گروه دیگر هضم شود و همة آن ها یک گروه و یک فرقه شوند؛ بلکه تأکید داشت با بیان نقاط مشترک همة گروه ها، دوستی، محبت و صمیمیت در میان آن ها به وجود آید و همه در برابر دشمنان اسلام به ید واحده تبدیل گردند. در نظر مرحوم آیت الله بروجردی(ره)، نیل به این هدف مقدس، از راه تمسک به حدیث ثقلین و معرفی امامان معصوم(ع) به عنوان مصداق بارز اهل بیت(ع)، بهترین، آسان ترین، کم هزینه ترین و معقول ترین راه می باشد. شیخ محمود شلتوت شیخ محمود شلتوت از علمای معروف اهل سنت نیز قایل به وحدت و همگرایی بین مسلمانان بود و از اهل سنت درخواست می نمود که از برخوردهای فیزیکی، و عوامل تفرقه پرهیز نموده و با شیعیان اتحاد داشته باشند. بی شک علامه محمود شلتوت از معدود عالمانی بود که به وحدت اسلامی اهتمام ویژه داشت. وی وحدت اسلامی را این­گونه تعریف می ­کند: «برادر دینی بین قلوب مسلمین پیوند برقرار می ­کند و آنها را همچون خانواده­ای واحد می ­سازد. مسلمان از خوشحالی مسلمانان، خوشحال و از ناراحتی او ناراحت می­ شود. هنگامی که گمراه شد او را هدایت و هنگامی که اغفال شد او را ارشاد و هنگامی که ضعیف شد به او رحم می­ کند؛ و در یک جمله، آن ­گونه که برای خود می ­پسندد با او رفتار می ­کند.»[28] شیخ شلتوت کتاب خدا و سنت رسول الله(ص) را وجه اشتراک همه مذاهب می دانست.[29] وحدت در اندیشه حضرت امام خمینی ره اندیشه وحدت امام خمینی (ره) از مهم ترین و نابترین اندیشه های آرمانی محسوب می شود که این اندیشه نقطه عطف تاریخی در وحدت اسلامی محسوب می شود، آرمان وحدت امام از آنجا ناشی می شود که تفرقه در میان امت اسلامی نتایج ذلت باری ببار آورده که جبران آنها شاید هرگز امکان پذیر نباشد، زیرا اجانب بر مسلمین سیطره یافته و جوامع اسلامی تحت سلطه استعمار فروپاشیده اند، مسلمانان شخصیت و شرافت انسانی خود را از دست داده و در همه ابعاد عقب مانده اند بنابراین استقلال و آزادی و عظمت خود را از کف داده و به شرق و غرب وابسته شده اند، با توجه به این شرایط ننگین است که امام ضرورت وحدت را شدیدا لمس و احساس می کند و برای اصلاح جامعه بشری قیام می نماید تا با ایجاد همبستگی اسلامی و بالاتر از آن بین مستضعفین جهان از دخالت ابرقدرتها در مقدرات کشورهای اسلامی جلوگیری نموده و آنان را به سر منزل پیروزی رهنمون گردد. حضرت امام خمینی همواره امت مسلمان را دعوت به اتحاد و وحدت نموده اند. وتلاش کرده اند که مسلمانان متحد با هم متحد شوند.[30] آغاز نهضت اسلامی امام خمینی در سال 1342 و وقوع انقلاب اسلامی 1357 ایران نقطه عطف تفکر وحدت اسلامی - وحدت شیعه و سنی از یک طرف و وحدت کشورهای اسلامی از طرف دیگر - بود که شخص امام خمینی (ره) منادی این وحدت بود. اندیشه وحدت از دیدگاه امام خمینی وسیله و ابزار اصلی نفی سبیل و سلطه غیر مسلمان بر امت اسلامی بوده و وحدت رمز پیروزی و بقای امت اسلامی است.[31] وحدت در اندیشه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای به حق و به جرات می توان گفت بزرگ ترین منادی وحدت در عصر حاضر و پرچمدار تقریب بین مذاهب، مقام معظم رهبری است که ایشان همیشه و همواره به عنوان رهبر و شخصیت برجسته دینی، دعوت به وحدت و همبستگی بین مسلمانان می نمایند. در اینجا فقط به چند نمونه از بیانات ارشمند ایشان اکتفا می کنیم. ایشان می فرماید: من از قدیم این اعتقاد و تفکر را داشتم و دارم و آن را یک مسئله استراتژیک می دانم؛ یک مسئله تاکتیکی و مصلحتی هم نیست که حالا بگوییم مصلحت ما ایجاد می کند که با مسلمین غیرشیعه ارتباطات داشته باشیم. مسلمانان به تدریج این اختلافات مذهبی و طایفه ای را کم کنند و از بین ببرند؛ چون در خدمت دشمن است. ما با این انگیزه صحیح، مسئله وحدت مسلمین را در جمهوری اسلامی، یک مسئله اساسی قرار داده ایم.[32] در جایی دیگر می فرماید:«...تدوین منشور وحدت اسلامی به همت علمای اسلام، ضروری و مطالبه ای تاریخی است، که اگر امروز به این وظیفه عمل نشود، نسل های بعدی ما را مؤاخذه خواهند کرد. در شرایطی که دنیای استکبار سعی در تخریب چهرة مسلمانان دارد... و بیداری اسلامی را میان شیعه و سنی، برای خود خطر می داند... آیا عاقلانه است که مسلمانان درگیر نزاع قومی و مذهبی شوند و دشمن مشترک خود را فراموش کنند؟[33] مقام رهبری در جایی دیگر می فرماید: این قدر ما در روایات، در ثواب شرکت در نماز جماعت اهل سنت در زمان ائمه: داریم که روایت دارد که در مسجدالحرام پشت سر این ها نماز بخوانید؛ مثل این که پشت سر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نماز خوانده اید. این معنایش چیست؟ معلوم است امام صادق (علیه السلام) نماز آن امام جماعت را با نماز پیامبر مقایسه نمی کند. مقایسه با نماز یک پیرو خودش هم نمی کند؛ اما می گوید پشت سر او نماز بخوانید؛ این یعنی چه؟ این نمایش وحدت است. عملاً وحدت را نشان بدهید.[34] اگر وحدت و نزدیکی فرق اسلامی چیزی است که در خدمت اسلام می باشد و اگر قبول داریم که اتحاد مسلمین به حال مسلمین مفید است و در جهت عظمت اسلام می باشد، یقینا بایدمعتقد باشیم که از سوی دشمنان اسلام، سخت ترین تلاشها و پیچیده ترین توطئه ها، علیه این وحدت و اتحاد در جریان است. این دو از هم غیرقابل انفکاک است. امروز، هر چیزی که برای اسلام نافعتر است، از نظر دشمنان اسلام مبغوضتر می باشد. امروز، هر چیزی که بیشتر در جهت عظمت اسلام باشد، بیشتر هم مورد تهاجم دشمنان اسلام است. این، یک معادله ی قطعی است. [35] نتیجه گیری منظور از وحدت مسلمانان این است که همه مسلمانان با وجود دیدگاهها وسلیقه های متفاوت، در برابر دشمنان مشترک یکدست و هماهنگ و منسجم عمل کنند. وحدت به معنای کنار گذاشتن مذاهب و آرای آن و ایجاد مذهب جدید نیست. از دیدگاه قرآن، ضرورت و اهمیت اتحاد، از اساسی ترین مسائل اجتماعی و دینی مسلمانان است. هدف واحد در سایه پرستش خدایی واحد، هشدار قرآن به پیامد اختلاف، چنگ زدن به ریسمان الهی و...، از بارزترین موارد تأکید قرآن بر وحدت است. اختلاف، ضعف و ناتوانی در برابر دشمنان و از دست دادن ابهت و عظمت و...را در پی دارد و سرانجامی دردناک و در نتیجه تسلط دشمنان را به ارمغان می آورد! ایجاد اتحاد و اخوت میان ملت ها و آحاد مسلمانان در سراسر جهان، از اهداف و آرمان های اصیل اسلام است که ریشه در قرآن و سنت و آرای اندیشمندان مذاهب اسلامی دارد. برای عملی شدن این هدف و شکل گیری امت واحده اسلامی که در جهت اعتلا و عزت و عظمت و اقتدار جهان اسلام است، وحدت بر محور اصول دین و مشترکات اعتقادی و دامن نزدن به مسائل اختلافی در این عرصه از ضروریات است.خداوند متعال، وحدت بر محوری رهبری خدا و رسول و جانشینان آن حضرت را عامل حفظ همبستگی و اتحاد مردم معرفی می کند و این محوریت، می تواند برکات و آثار فراوانی را به ارمغان آورد. بنابراین، تنها در جامعه ای که گل همیشه بهارِ «وحدت کلمه» می روید، می توان بوی خوش شکوفایی و نوآوری را به مشام جان شنید و به استوارسازی ارزش های اخلاقی و انسانی و گسترش عدالت و معنویت امیدوار بود و بارش رحمت الهی و وزش نسیم اصلاح و سازندگی حقیقی را نظاره گر شد. باشد که امت مسلمان در این شرایط خاص جهانی و منطقه ای اتحاد و وحدت خویش را بیش از پیش تقویت نمایند. پی نوشت ها [1] اصول کافی، ج 1، ص 439. [2] تاریخ یعقوبی، چاپ نجف، جزء 2، ص 4 به نقل از جعفربن محمدعلیه السلام. [3] کامل التواریخ ج 1، ص 458 و تاریخ یعقوبی ج 2، ص 4. [4] نساء/ 164. [5] مائده/ 2. [6] انفال/1. [7] نساء/ 114. [8] انفال/ 63. [9] انبیاء/ 92 [10] بقره/ 142. [11] مجادله/ 22. [12] بقره/ 128. [13] حجرات/ 10. [14] آل عمران /۱۰۳. [15] حجرات / ۱۰. [16] طبرسی، مجمع البیان، ج1ـ2، ص803 [17] المیزان، ج3، ص576. [18] واعظ زاده خراسانی، محمد، کتاب وحدت (مجموعه مقالات)، ص204. [19] همان، ص384. [20] حدیث ولایت، ج 2، دفتر مقام معظم رهبری [21] نهج البلاغه، خطبه شقشقیه. [22] شوری/۲۳. [23] وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۳۸۳، ح ۱۰. [24] همان، ص ۳۸۲، ح ۶. [25] شهید مطهری، سیری در نهج البلاغه، ص ۱۸۰. [26] نهج البلاغه، نامه 78 [27] مجله حوزه، شماره 43 و 44، 1370ش. [28] الاسلام عقیده و شریعه،ص ۴۴۵ [29] طلایه‌داران تقریب(2)، ص 98. [30] خمینی، صحیفه امام، ج6، ص434 [31] امام خمینی، صحیفه انقلاب، وصیتنامه سیاسی - الهی رهبر کبیر انقلاب اسلامی [32] بیانات مقام معظم رهبری،در تاریخ 19مهر 1368 [33] بیانات مقام معظم رهبری،در تاریخ 18 فروردین 1386 [34] بیانات مقام معظم رهبری،در تاریخ 4 آبان 1388 [35] حدیث ولایت، ج 2، دفتر مقام معظم رهبری پایگاه اطلاع رسانی حوزه

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 12042
زمان انتشار: 28 اکتبر 2020
| |
سه عامل رقت قلب در کلام نبی اکرم (ص)

قلب، جلسه 57، 1391/02/09

سه عامل رقت قلب در کلام نبی اکرم (ص)

جلسه گذشته روایتی از وجود مقدس نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) خواندیم:«عَوِّدُوا قُلوبَكُمُ الرِّقَّةَ، وأكثِرُوا مِن التَّفَكُّرِ والبُكاءِ مِن خَشيَةِ اللّه[1] = دلهاى خود را به رقّت عادت دهيد و زياد بينديشيد و از خوف خدا بسيار بگرييد.»

بخش اول این روایت را که گفته شده «دل های تان را عادت بدهید به نرمی»، توضیح دادیم. یک سری نکات را در سبک زندگی بیان کردیم و گفتیم نوع برنامه‌ریزی‌ها باید به گونه‌ای باشد که دل انسان به قساوت نیفتد. یعنی دیدنی‌ها و شنیدنی‌ها کنترل شود. بحث حلال و حرام رعایت شود و حتماً لقمه باید حلال و طیب باشد. نوع مطالعات و ورودی‌های قلب را طوری باید قرار داد که همیشه این دل نرم بماند.

خشکی، چه خشکی ظاهری و چه باطنی، آسیب زاست. یعنی روح هم اگر به خشکی بگراید، تبعات بد و مرده ­گی‌های زیادی برای انسان ایجاد می‌کند و باعث می‌شود انسان از حیات حقیقی و حیات حقه خود که حیات اصلی او می‌باشد، فاصله بگیرد. وقتی که این طور شد، انسان دچار غم، غصه، افسردگی، اضطراب، زودرنجی، عصبانیت، حسادت می‌شود. ملاک یک روح سالم، شادی و آرامش است. روح نرم، شاد و آرام است. اگر ما از شادی و آرامش فاصله می‌گیریم، به این معناست که در ما یک مقداری قساوت و سختی نفوذ کرده است. تفکر زیاد، باعث نرمی دل می‌شود در قسمت دوم روایت، «وَ أکثِرُوا مِنَ التَّفَکُر» می‌فرماید: زیاد تفکر کنید. مقوله فکر، مقوله‌ی مهمی است که قبلاً در بحث «مهندسی فکر و مهندسی آرزوها» راجع به آن صحبت کرده ایم. در واقع ۴ بحث «دشمن شناسی، وسوسه، مهندسی فکر و مهندسی آرزوها» در قساوت و نرمی دل مؤثرند. عزیزان می‌توانند سی دی های این مباحث را تهیه کرده و استفاده کنند. «وَ البُکاءُ مِن خَشیَۀِ الله= گریه از ترس خدا». اساساً گریه ­ای که انسان با خدا و برای خدا می‌کند، نرم ­کننده دل است. گوش دادن به موعظه دل را نرم می‌کند شنیدن موعظه نیز در نرمی دل، بی‌تأثیر نیست. بعضی ها فقط می‌خواهند شهوت علمی شان را ارضا کنند و برای همین فقط دنبال کسب اطلاعات هستند و این باعث قساوت دل شان می‌شود. اما بعضی‌ها فقط دنبال کسب اطلاعات نیستند، بلکه می‌خواهند دل شان را پرورش دهند و قدرت بگیرند/ اینها  صرفاً به دنبال دانایی نیستند، بلکه دارایی هم برایشان مهم است. زیرا آنها می‌خواهند به شادی و آرامش برسند. انسان دائماً به تکرار و موعظه و به خوردن شلاق‌های موعظه نیاز دارد تا نرم بشود. خداوند در قرآن موعظه می‌کند و موعظه را برای ما لازم دانسته است. بخشی از عذاب‌های جهنم و جاهای جهنم اختصاص به آدم‌های متکبری دارد که از موعظه خوش‌شان نمی‌آید. تکرار باعث نرمش دل می‌شود شما هنگام نرمش و ورزش، یک حرکت را چندین بار تکرار می‌کنید. روح هم دائماً با تکرار به نرمی مطلوب می‌رسد. در قرآن این همه تکرارِ آیات داریم. نماز را هر روز تکرار می‌کنیم. در همه این تکرارها تجلی‌هایی از قرآن و نماز کسب می‌کنیم که واقعاً تکراری نیستند. بلکه هر بار یک معنا و مفهوم تازه‌ای دارند. مثلاً شما یک موقع، یک کتاب را چندین بار می‌خوانید و ممکن است هر بار یک برداشت جدیدی داشته باشید. یا چندین بار زیارت مشهد یا به مکه بروید، ولی در هر دفعه با دفعه قبل یا بعد، لذت خاص یا حالت خاصی داشته باشید. تغییری در مکه و مشهد و یا در عنایت خدا و امام رضا ایجاد نشده، بلکه تغییر در ورودی‌های ما ایجاد شده و نوع گیرایی‌های‌تان فرق کرده، نوع حالت‌های قلبی فرق کرده است. بنابراین، ما همیشه احتیاج به تکرار داریم، چون در واقع هیچ وقت حالت‌های ما یکسان نیست. درست است که شما همان مطلب را می‌شنوید یا می‌خوانید، اما چون حالت‌های ما دائماً در حال تغییر است، پس نوع تأثیرگذاری‌ها هم گوناگون می‌شود. برای همین شما یک فیلم را که نگاه می‌کنید، یک موقع یک نوع برداشت می‌کنید، و در زمانی دیگر، نوع دیگری برداشت می‌کنید. آنهایی که در سنی هستند که حالت‌های تخیلی و توهمی دارند، وقتی یک فیلم یا سریال را می‌بینند و یا داستانی را می‌خوانند، یک نوع احساس دارند و بعداً که عقلانیت‌شان قوی می‌شود و روح خاصی پیدا می‌کنند و همان فیلم و سریال را می‌بینند، به نظرشان خیلی مسخره می‌آید. علتش این است که درست است که اصل مطلب دارد تکرار می‌شود، اما روح کاملاً تغییر کرده و متفاوت شده است. مثلاً شما گاهی قرآن می‌شنوید و گریه می‌کنید. گاهی قرآن می‌شنوید و حالتان هیچ تغییری نمی‌کند. همان سوره و همان آیه است. همان نوا و همان قرائت است، ولی باز می‌بینید که برداشت‌ها کاملاً متفاوت است. کسی که هیچ وقت صابون و کرم خودش را فراموش نمی‌کند و همیشه همراهش هست، اگر هم همراهش نباشد آن را می‌خرد که یک موقعی پوستش یا بدنش خشکی نزند. به همین ترتبیب، ما باید حتماً مواد نرم ­کننده برای دلمان داشته باشیم که دائماً دل ما نرم باشد. نوع ارتباطات و سبک زندگی‌مان باید به گونه ­ای باشد که بتوانیم این دل را نرم نگه داریم و گرنه حتی دل‌های خیلی خیلی نرم و عالی و نورانی، اگر مداومت نداشته باشند و به طور مداوم غذا نخورند و موعظه مداوم نشوند، قسی می‌شوند. چون روح مثل بدن می‌ماند. اینطور نیست که شما بگویید، پوستم خوب و بدنم نرم است و همیشه هم نرم می‌ماند. همیشه پوست خوب نمی‌ماند و باید با تکرار و ورزش، بدن را همیشه نرم نگه داشت و با مراقبت و استفاده مداوم از کرم و نرم کننده ها، پوست را نرم نگه داشت. خیلی‌ها هستند که آدم‌های اهل نماز شب، اهل معنویت، اهل ذکر، اهل نورایت های بالا، اهل خواب‌های خوب و رؤیت‌های زیبا هستند، ولی متأسفانه یک دفعه، نوع تصمیم­ گیری‌های زندگی شان باعث می‌شود که تغذیه­ شان کم و یا قطع شود و بدون حساب و کتاب فضای‌شان را عوض بکنند، بدون اینکه غذای‌شان را با خودشان ببرند. نفس وحشیِ که دل را قسی می‌کند، با یاد مرگ رام کنید حضرت امیر (علیه‌السلام) فرمودند:«و ذَلِّلْهُ بذِكرِ المَوتِ [2]= دلت را خوار کن با یاد مرگ». خوارش کن یعنی نگذار تیز شود. چون وقتی دل از حالت ذلت و رام بودن در می‌آید، وحشی می‌شود و به جان خود آدم می‌افتد و دیگر آدم را ول نمی‌کند. از آدم توقع‌های زیادی می‌کند که همه ­اش جهنمی است. یکسره دیدنی‌های زیاد از تو می‌خواهد، شنیدنی‌های زیاد و متنوع از تو می‌خواهد، خوردنی‌های زیاد از تو می‌خواهد، تفریح‌های بیش از حد لازم می‌خواهد، خرج کردن‌های بیش از حد لازم می‌خواهد. طرف می‌بینی با 100 هزار تومان مشکلش حل می‌شود، ولی چون نفسش وحشی شده، یک دفعه می‌بینی به جای 100 هزار تومان، 500 هزار تومان خرید می‌کند. نفس سرکش، انسان را وادار می‌کند که دائماً به سوی دنیازدگی و مصرف‌های بالاتر برود. نفس تند و تیز و وحشی که سوار آدم است، یک دفعه به آدم دستورات عجیب و غریب می‌دهد. این نفس، آرام و نرم نیست و چموش است. نفس وقتی وحشی می‌شود، به جان علم مان هم می‌افتد، به جان عقل‌مان و فوق عقل‌مان هم می‌افتد، یعنی دائماً سهم بالایی ها را می‌خورد و یک وقت می‌بینید در طول روز 5 دقیقه هم به نیاز بخش های بالایی وجودت نمی‌رسی و اصلا نمی توانی غذای معنوی بخوری. 17 رکعت نماز خواندی، اما یک دقیقه هم تمرکز نداشتی. چون نفس وحشی است و اصلاً نمی‌گذارد. یعنی وقتی غذا و خوابش را هم می‌دهی، باز سر نماز می‌خواهد غذا بخورد. دوباره سر نماز حواست به بخش‌های پایینی است. این برای آن است که نفس وحشی شده و سر نماز هم 5 دقیقه بخش فوق عقل را رها نمی‌کند که لااقل این بخش تغذیه بکند. ما یکسره داریم، بخش پایینی و طبیعت و حیوانیت را تغذیه می‌کنیم. دو دقیقه می‌خواهیم با خدا راحت باشیم و نماز بخوانیم، می‌بینیم که نمی‌گذارد. بعد می‌بینی که این بخش غذا کم می‌آورد و تغذیه به او نمی‌رسد. بعد به مرور زمان، دچار خشکی شده و ضعیف می‌شود. یعنی ذلیل بخش حیوانی می‌شود. کسانی که کارشناس خرید و اقتصاد هستند، می‌گویند وقتی کسی می‌خواهد به بازار برود و مواد خوراکی بخرد، اول در خانه خودش خوراکی بخورد و سیر باشد. زیرا وقتی شما بازار می‌روی و گرسنه ­ات هست، چون میلت زیاد است، زیاد خرید می‌کنی. اما وقتی شخص گرسنه نباشد، نوع خریدش تعادل پیدا می‌کند. یعنی آن نفست را یک ذره رام کن، بعد برو خرید بکن. از این رو جهاد و مبارزه با نفس، مهم و کاربردی است. برای حضرت علی (علیه‌السلام) دوتا لباس آوردند. یکی از این لباس‌ها خیلی زیبا و خوش‌آیند بود. حضرت آن لباس زیباتر را به غلامش قنبر داد. دیدند حضرت جامه‌ای به تن دارد که خیلی وصله خورده است.[3] پرسیدند: آقا چرا این لباس وصله دار تن تان است؟ فرمود: پوشیدن این لباس، دل را فروتن می‌کند و نفس را خوار و رام می‌کند. با صدقه دادن از فقرِ آخرت جلوگیری کنیم بعضی‌ها هر چه دارند، از پول و ثروت، همین‌جا مصرف می‌کنند. اصلاً به کم قانع نیستند. همه سهم‌شان را در دنیا مصرف می‌کنند و شب اول قبر، گدای آخرت می‌شوند و التماس این و آن را می‌کنند که کسی به آنها کمکی بکند. خدا که در دنیا به شما داده بود، می‌توانستی آخرتت را آباد بکنی. مادرمان فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) فرمود: من از دنیای شما سه چیز را انتخاب کرد. یکی از آن سه چیز، انفاق در راه خداست. یکی از لذت‌های مادر ما فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) این بوده که هر چه دارایی داشت، به آخرت و ابدیت می‌فرستاد. ولی ما اینطور نیستیم. ما هر چه داریم، همه را برای دنیا مصرف می‌کنیم. در حالی که دریافت­ کننده آخرت، خودمان هستیم. من در آن جا در تنهایی هم هستم و هیچ کس کنارم نیست. ما اگر صدقه می‌دهیم در واقع به خودمان صدقه می‌دهیم. همیشه یکی از زشت­ ترین و شرم­ آورترین رفتارها این است که وقتی می‌خواهیم صدقه بدهیم، دنبال پول خرد می‌گردیم که به امام زمان رد بکنیم. بخش‌های اضافه و چرک را می‌دهیم. آن بخش مهم را به امام زمان هدیه نمی‌کنیم. چون نه او را می‌بینیم و نه قبولش داریم و نه او را به عنوان پدر و امام پذیرفته‌ایم. یعنی برای آخرت که خودمان دریافت­ کننده­ اش هستیم، حاضر نیستیم مبلغی را بپردازیم. فردی می گفت: بنده خدایی را خواب دیدم که می‌گفت: اگر شما می‌دانستید که ما چقدر در اینجا محتاج هستیم، آن استخوانی را که جلوی سگ می‌انداختید را به نیت ما می‌انداختید که به ما چیزی برسد. انسان آنقدر در آنجا محتاج و گدا می‌شود، آنقدر آنجا التماس می‌کند که کسی برایش یک صلواتی یک فاتحه­ای یک خدابیامرزی بفرستد تا یک‌ذره از عذاب و فشار و ناراحتی­اش کم شود که در اینجا این را درک نمی کند. این بخش حیوانی ما اصلاً رحمی به بخش آخرتی ندارد. این ناخود ما، رحمی به خود ما نمی کند و تا بر سرش نزنی و او را سر جایش ننشانی، حق را رعایت نمی‌کند. وقتی که خود ما قرار است در آخرت برداشت بکنیم، پس بهترین ها را بفرستیم. مادر ما فاطمه زهرا و پدرمان امیرالمؤمنین بهترین‌ها و بیشترین‌های خود را به آخرت می‌فرستادند. یک بنده خدایی وصیت کرده بود که اموالش را بعد از خودش در راه خدا بدهند. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) همه این اموال را در راه خدا داد و آخرش ته انبار، یک خرمای خشکیده و پوسیده پیدا کرد و گفت: اگر این خرمای خشکیده را خودش با دست خودش می‌داد، بهتر از کل این اموال بود که وصیت کرد و در راه خدا داد. پس بهتر است که تا زنده هستیم، با دست خودمان بفرستیم. تا این اتفاق نیافتد، ما «اسم های الهی» کسب نمی‌کنیم و به خدا نزدیک نمی‌شویم. روش های مختلف مبارزه با نفس ذلیل کردن نفس، مبارزه کردن با آن و ایستادن جلوی زیاده­ خواهی‌هایش خیلی مهم است. نفس انسان باج ­گیر است. باید جلویش قد علم کنی. قد علم کردن هم دعوا دارد. نمی‌توانی مفتی به او بگویی: تو برو کنار. نفس با تو می‌جنگد. باید بر سرش بزنی، باید با آن بجنگی. خون و خونریزی دارد تا آرام شود و دست از سرت بردارد. خوب است که گاهی آدم آگاهانه به لباسش وصله ­ای بزند. حالا اگر لباس رو را نمی‌تواند، لباس کهنه ای زیر لباس رویی اش بپوشد. چون حضرت می‌فرماید: لباس کهنه، بخش حیوانی را خوار می‌کند و در نتیجه قلب را نرم و دل را صاف می‌کند. یعنی آدم باید خاکی باشد. شنیده اید که می‌گویند فلانی خاکی است؟ خاکی بودن خیلی خوب است. یک لقب امیرالمومنین ع ابوتراب بود. ما از خاک که فاصله می‌گیریم، روح‌مان فاسد می‌شود. یک موقع‌هایی بگوییم یک بار هم که شده، امروز می‌خواهم نان خالی بخورم. نگذاریم این نفس وحشی شود. گاهی بگوییم: امشب غذای همه، نان و پنیر و گوجه است. بچه ­ها را هم همینطور باید شاکر بار بیاوریم. اگر این کار را نکنیم، به بچه ­ها هم خیانت کرده‌ایم. این بچه فردا نمی‌تواند آخرت­سازی کند. این بچه فردا نمی‌تواند حرکت‌های بزرگ، پروازهای بُرد بلند را انجام بدهد. اگر هم پرواز انجام بدهد، همه­ اش بُرد کوتاه است. نه به بُرد متوسط می‌رسد و نه به بُرد بلند. خودمان هم همینطور، از بس خود را به انواع خواسته ­های طبیعی عادت داده ایم، اصلاً بُردهای متوسط نداریم، چه برسد به بُردهای بلند. آرامش دل با یاد مرگ میسر می شود فرمود:«بِذِکرِ المَوت». یعنی با یاد مردن و مرگ است که نفس خیلی آرام می‌شود. مرگ را زیاد جلوی چشمش بیاورید. حتماً انسان باید به قبرستان سر بزند و روی این قبرهای خالی‌ بنشیند. بزرگان ما ساعت‌ها در قبر می‌خوابیدند تا این نفس آرام شود و مرتب سفارش می‌کردند که آخر جایت همین جاست. آخر تنها هستی و یک کفن بیشتر برنمی‌داری. «مرگ ­باوری» خیلی خوب است. انسان باید روزی چند بار، مردن را یاد کند. این یاد باعث شیرین شدن زندگی می‌شود. بعضی‌ها از یاد مرگ می‌ترسند و فکر می‌کنند با یاد مرگ، زندگی تلخ می‌شود. نه، مرگ زندگی را واقعاً شیرین می‌کند. یاد مرگ، سختگیری، حسادت، زودرنجی، عصبانیت و ... را از بین می‌برد و باعث می‌شود انسان تکبر نداشته باشد. باعث می‌شود از کسی قهر نکند. با فامیل راحت بتواند بسازد. با همسرش سختگیری و تلخی نکند. حضرت می‌فرماید:«ذَلِّلهُ بذکر الموت = نفس را با یاد مرگ ذلیل کن». وقتی نفس را با یاد مرگ خوار و رام کرد، دیگر هوس های بزرگ نمی‌کند و اجازه نمی دهد که نفس سفارش‌های پشت سر هم به تو بدهد. آنهایی که از دنیا رفته اند را به یادش بیاور. جوانتر از خودت را به یادش بیاور. مرحوم نجمه خاتون (سلام‌الله‌علیها) نوه امام مجتبی (علیه‌السلام) 6 هزار ختم قرآن فقط در داخل قبر انجام داده است. از بس این زن کرامت داشت. صورت بچه‌ی  یک یهودی خال­خالی و جوش­دار و مریض شده بود. او را پیش این بانو آوردند. همین که وضو گرفت و چند قطره از آب وضویش را روی صورت او پاشید، صورتش براق و صاف شد. ما عوام هستیم و زندگی­ مان عوامانه است. ما آدم های عادی هستیم. ولی بالأخره کاری می‌توانیم بکنیم. در روایت داریم که وقتی خیلی غمگین می‌شوید، به قبرستان بروید تا دلتان شاد شود. چون ضیق و گرفتاری‌های آنجا را می‌بینید. وقتی هم خیلی خوشحال هستید، بروید تا متعادل شوید. فرموده‌اند، هر وقت جنازه‌ای تشییع می‌شود، چند قدمی دنبال جنازه بروید. همین 7 قدمی که حداقل مستحب است. بعد تصور کن که جنازه ی خودت را دارند می‌برند و در تابوت التماس کردی که تو را به بیرون برگردانند و حالا تو بیرون آمده ای. حضرت می‌فرماید، ببین حالا می‌خواهی چه کار بکنی؟ زندگی جدیدت را می‌خواهی چطوری شروع کنی؟ اینها خیلی مهم است. این نوع تلقینات دل را نرم می‌کند. ما به نرمی دل، خیلی احتیاج داریم. زبری دل، واقعاً خشونت آور است. چون قبر ما نفس ماست. پس هر وقت دل ما خشن می‌شود، یعنی خود ما خشن شده‌ایم. قبر ما بعداً برای ما گرفتاری می‌آورد. در برزخ، قبر خشک مایه‌ی عذاب انسان می‌شود. قبر خشک، یعنی روزها، شب‌ها، هفته­ ها انسان جیغ می‌زند که من تشنه­ام، یک قطره آب می‌خواهم. ولی قبر خشک است و هیچ خبری نیست. چون آب و خرمی قبر، از از دنیا تأمین می‌شود. هر چه در آن قبر هست، خودت باید از خودت تولید بکنی. کسی که همیشه در دنیا مچاله و افسرده و زودرنج و حساس و عصبی و متکبر است و دلش پر از جهنم رقابت‌ها و چشم ­و هم ­چشمی‌ها  و مقایسه کردن‌ها با این و آن است، این چگونه می‌تواند شادی داشته باشد. پس خشکی، خیلی خطرناک است. خشکی گدایی و فقر و بدبختی می‌آورد. ما تا می توانیم باید دلمان را نرم نگه داریم. پی نوشت: [1] . أعلام الدین : 365 /33 . [2] . امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «اُوصِیكَ بتَقوَى اللّه ِ ـ أی بُنَیَّ ـ و لُزُومِ أمرِهِ، و عِمارَةِ قَلبِكَ بذِكرِهِ، و الاعتِصامِ بحَبلِهِ، و أیُّ سَبَبٍ أوثَقُ مِن سَبَبٍ بَینَكَ و بَینَ اللّه ِ إن أنتَ أخَذتَ بهِ ؟! أحْیِ قَلبَكَ بِالمَوعِظَةِ، و أمِتْهُ بِالزَّهادَةِ، و قَوِّهِ بِالیَقینِ، و نَوِّرْهُ بِالحِكمَةِ ، و ذَلِّلْهُ بذِكرِ المَوتِ، و قَرِّرْهُ بِالفَناءِ، و بَصِّرْهُ فَجائعَ الدُّنیا... و اعلَمْ یا بُنَیَّ أنّ أحَبَّ ما أنتَ آخِذٌ بهِ إلَیَّ مِن وَصِیَّتی تَقوَى اللّه ِ و الاقتِصارُ على ما فَرَضَهُ اللّه ُ علَیكَ، و الأخذُ بما مَضى علَیهِ الأوَّلونَ مِن آبائكَ، و الصّالِحونَ مِن أهلِ بَیتِكَ = اى فرزندم! تو را سفارش مى كنم به پرواى از خدا و پیروى از فرمان او و آباد كردن دلت با یاد او و چنگ زدن به ریسمان او، و كدام رشته محكمتر از رشته اى است كه میان تو و او باشد اگر بدان چنگ زنى؟ دلت را با اندرز زنده بدار و با بى رغبتى به دنیا بمیرانش و به وسیله یقین نیرویش بخش و با حكمت روشنش گردان و با یاد مرگ زبونش ساز و به فنا و نیستى معترفش گردان و به رنج ها و گرفتارى هاى دنیا بینایش كن. فرزندم! بدان كه بهترین سفارشى كه از من به كار بندى، تقوا داشتن از خداست و بسنده كردن به آنچه خداوند بر تو واجب گردانیده و به كار بستن آنچه نیاكان تو و نیكان خاندانت بر آن بوده اند.» (نهج البلاغة : الكتاب 31.) [3] . وَ رُئِیَ عَلَیْهِ إِزَارٌ خَلَقٌ مَرْقُوعٌ فَقِیلَ لَهُ فِى ذَلِکَ فَقَالَ :یَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ وَ تَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ وَ یَقْتَدِى بِهِ الْمُؤْمِنُونَ إِنَّ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهَ عَدُوَّانِ مُتَفَاوِتَانِ وَ سَبِیلَانِ مُخْتَلِفَانِ فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنْیَا وَ تَوَلَّاهَا أَبْغَضَ الْآخِرَهَ وَ عَادَاهَا وَ هُمَا بِمَنْزِلَهِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مَاشٍ بَیْنَهُمَا کُلَّمَا قَرُبَ مِنْ وَاحِدٍ بَعُدَ مِنَ الْآخَرِ وَ هُمَا بَعْدُ ضَرَّتَانِ . و درود خدا بر او : (پیراهن وصله دارى بر اندام امام بود شخصى پرسید چرا پیراهن وصله دار مى پوشى ؟فرمود : دل با آن فروتن ، و نفس رام مى شود و مؤمنان از آن سرمشق مى گیرند .دنیاى (حرام) و آخرت ، دو دشمن متفاوت ، و دو راه جداى از یکدیگرند ، پس کسى که دنیا پرست باشد و به آن عشق ورزد ، به آخرت کینه ورزد و با آن دشمنى خواهد کرد. و آن دو همانند شرق و غرب و انسانى هستند که بین این دو راه مى رود ، هرگاه به یکى نزدیک شود از دیگر دور مى گردد ، و آن دو همواره به یکدیگر زیان رسانند. (حکمت 103 نهج البلاغه). ع ل 348

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12040
زمان انتشار: 27 اکتبر 2020
| |
مقام «امن» برای متقین چه جایگاهی است؟

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 119؛  1399/08/01

مقام «امن» برای متقین چه جایگاهی است؟

اهل تقوا به پاس ایمان و تسلیم در برابر حق، در قیامت در پیشگاه خدای متعال، مقامی خواهند داشت که از آن به «مقام امن» یا «مقام امین» تعبیر می‌شود.

بحثمان در شرح زیارت شریف جامعه کبیره به موضوع «أعلام التقی» رسید. در ادامه تفسیر حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله تعالی) درباره آثار تقوا، قرار شد که این بحث را برایتان از روی کتاب مربوط به ایشان توضیح بدهم.

در جلسات گذشته بعد از معنای تقوا، چند اثر از آثار تقوا را ذکر کردیم که عبارت بودند از: 1) بهره‌برداری از هدایت قرآن و موعظه و تذکرات آن. 2) معیت خاصه خدا. 3) اهل تقوا محبوب خدا هستند. 4) متقین عاقبت به خیر می‌شوند. آیاتی را که حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله تعالی) انتخاب کردند، به قدری زیبا بود که نتوانستم هیچ کدامش را نخوانم و برای همین، یک آیه را که از قلم افتاده بود را در اینجا می آورم: «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی مَقامٍ أَمِینٍ[1]= همانا آنان که متّقی و خداترس بودند مقام امن و امان یابند». مقام امین یعنی جایگاه امن. یعنی متقین علاوه بر بهشت، در دنیا هم جایگاه امن دارند. چون متقین کسانی هستند که دلشان را به این ۴ معشوق «جمادی، گیاهی، حیوانی و علمی» نبسته اند. برای همین، آسیب نمی‌بینند. یعنی آدم با تقوا در کنار مادرشوهر و پدرشوهر بدجنس یا مادرزن و پدرزن بدجنس یا هر کس دیگری، امنیت دارد و آسیب زیادی نمی‌بیند. اگر مالش هم رفت، نمی‌نشیند غصه بخورد. چنین آدمی امنیت خاطر دارد. او اینطور نیست که اگر به او بگویند فلانی علیه تو چنین حرف هایی زد، ناراحت بشود یا به او بربخورد: «الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً[2]=  آن مؤمنانی که چون مردم به آنها گفتند: لشکری بسیار بر علیه شما مؤمنان فراهم شده، از آنان در اندیشه و بر حذر باشید، بر ایمان شان بیافزود». یعنی آنها کسانی هستند که وقتی تمام دنیا هم علیه آنان بسیج شوند، ایمانش بیشتر می‌شود و نیز آرامتر و شادتر است و به هم نمی‌ریزند. یعنی آسیب‌پذیر نیست. اهل تقوا در هر وادی اعم از اقتصادی، اجتماعی و سیاسی وارد ‌شود، آسیب نمی‌بیند. چون مقامش، مقام تقواست. از چیزی که نباید به آن نزدیک بشود یا به او آسیب می‌زند، فرار می‌کند. بنابراین، مقامش امنیت دارد. در ادامه آیه می فرماید: «فِی جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ[3]= در باغ ها و کنار چشمه‌ها و نهرها بیارامند». وقتی می‌گوید (و عیون= چشمه ها) ما نمی‌فهمیم ماجرای آب در آنجا چیست. آب یک حقیقت فوق‌العاده و بی‌نهایت حیات‌بخش و زیباست. وقتی از آن عالم نازل می‌شود تا عوالم مختلف را طی کند تا پایین بیاید، به این زیبایی، تمیزی، شفافی و حیات‌بخشی می شود. شیخ صدوق در عقاب الأعمال می نویسد: کسی که از آب لذت نمی‌برد، عقاب دارد. دیدن، خوردن، بوییدن و استفاده از آب، یکی از لذتها و تفریحات انسان است. آن صورتی که خدا از آب می‌خواهد به ما بدهد، غیر از آب های اینجاست. آیه بعدی این است: «یَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَقابِلِینَ[4]= لباس از سندس و استبرق (حریر نازک و ستبر) پوشند و رو به روی هم بر تختها تکیه زنند». در بهشت همه جور مدل هست. حریر آنجا نازل شده‌ است که ما در اینجا می‌بینیم. به تناسب که بالا بروید، داستان دیگری دارد. می‌گوید آنجا لباس شان حریر است و این لباس ها را می‌پوشند. اینها حالا با این لباس هایی که می‌پوشند، کنار و روبروی رفیق ها و دوستان شان می‌نشینند و روی آن تخت ها و بالش ها با دوستان شان لَم می‌دهند. آیه بعدی مربوط به حور العین است: «كَذلِكَ وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِینٍ[5]=همچنین است و با حوریان زیبا چشمشان جفت قرار داده‌ایم». قبلاً گفتیم که این حور و حوریه، هم برای زنان است و هم برای مردان. فقط اختصاص مردان ندارد. آیه بعدی این است: «یَدْعُونَ فِیها بِكُلِّ فاكِهَةٍ آمِنِینَ[6]= در آن بهشت پر نعمت از هر نوع میوه‌ای بخواهند بر آنان حاضر و ایمن و آسوده‌اند». بهشتیان هر چه که می‌خواهند، هر میوه‌ای که دوست دارند سفارش می‌دهند. میوه در نظام غذایی آدم‌ها جایگاه خاصی دارد. حجاب عادت، باعث می‌شود که ما به میوه‌ها بی‌محبتی کنیم و نسبت به آنها قساوت داشته باشیم. میوه یک دلبری خاصی دارد. قرآن میوه را مهمتر از خیلی چیزها می‌داند. انسان درواقع گوشت‌خوار نیست و میوه باید جزء برنامه‌های اصلی انسان باشد. اگر انسان لطافت پیدا کند، می تواند با آب و با میوه ارتباط برقرار کند. یعنی نه تنها میوه را با دهانش بخورد، بلکه با چشمش هم آن را بخورد، با دستش لمسش کند و آن را بو کند. یعنی با همه وجودش میوه را بخورد. میوه ای که خدا برای بشر هدیه فرستاده. فرشته‌های الهی اتم به اتم، الکترون به الکترون این میوه ها را به خاطر ما چیده اند.    چقدر خدا در بحثهای بهشت تأکید روی میوه دارد! فقط بهشتیان نیستند که میوه می‌خورند. بحث این است که راهکار می‌دهد که ارتباطت را برای حفظ سلامتت و درمان بیماری هایت با میوه‌ها حفظ کنی. متاسفانه ما با میوه‌ها خیلی قهر هستیم و با این نگاه به میوه فاصله داریم. توصیه‌ای که خداوند در معراج به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید، این است که اسیر ترش و شیرین نشو. انسان باید با عقلش و با عشقش و با فوق عقلش سراغ خوردنی ها برود و از خوردنی ها هم بیشتر لذت می‌برد. اینطوری انتخاب شان کند. ببینید چقدر مهم است که خدا با این عظمت درباره میل بهشتیان این گونه حرف می‌زند. هر نوع میوه‌ای که بخواهند، آن هم در نهایت امنیت، در بهشت وجود دارد. اشتباهی که شیطان به ما خیلی تحمیل می‌کند، این است که ما این را خیلی دور می‌بینیم. شما می بینید در روز چند هزار آدم از اینجا وارد برزخ می‌شوند. تند تند به برزخ می‌روند. برزخ هم برای خودش ماجرایی دارد. به هر حال، برزخ به اندازه اینکه دنیا نسبت به رحم مادر عظمت دارد، برزخ نسبت به اینجا عظمت دارد. برزخ شوخی نیست: «وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ[7]= و در برابر آنها عالم برزخ است تا روزی که برانگیخته شوند». تا قیامت حیات برزخی داریم. نمی‌توانیم بگوییم چقدر است و چقدر عظمت دارد. چقدر دست انسان باز می‌شود. چقدر قدرت انسان در آنجا زیاد می‌شود. اهل تقوا زیرکند، چون شامه‌شان قوی است خدا آیت الله ممدوحی را رحمت کند. سر درس نهج‌البلاغه‌شان یک طلبه‌ای سؤال کرد که حاج آقا دوست دارید به گذشته برگردید و جوان شوید؟ ایشان گفت: مگر دیوانه‌ام؟ من این همه زحمت کشیده ام و تا اینجا خودم را رسانده ام، حالا دوباره برگردم خودم را بیاندازم در مشکلات زندگی و سختی‌ها و امتحانات زیاد؟! آدمی که اهل تقواست، هر چه سنش بالاتر می‌رود، شوقش بیشتر، خوشحال‌تر و ذوق‌زده‌تر است. مثل کسی که در زندان است و دائم می‌گوید یک سالش گذشت، دو سالش گذشت، سه سالش گذشت، دیگر الان به زودی آزاد می‌شوم. اهل تقوا هم هر چه سنش می گذرد، می گوید: یک سال گذشت و به برزخ نزدیکتر شدم. مومن فریب دنیا را نمی خورد پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «اَلْمُؤْمِنُ فِی اَلدُّنْیَا غَرِیبٌ لا یأنس بعزها= مؤمن در دنیا مثل یک غریبه است» که با عزت های دنیایی‌اش انس نمی‌گیرد. یعنی ثروتمندترین مرد یا زن عالم هم که بشوید، زیباترین و قوی‌ترین آدم هم باشید، بهترین غذاهای دنیا را هم بخورید، در شئون حیوانی با آن همه عظمتش، در شئون علمی با آن همه عظمتش، حتی در شئون معنوی، مومن با اینها انس نمی‌گیرد. با عزت های دنیا از تعریف و تمجید و بزرگ کردنش گول نمی‌خورد. چون مسلح به الحمدلله است. هر چه بزرگش کنند، او آسیب نمی‌بیند و مغرور و خراب نمی‌شود. «لاَ یَجْزَعُ مِنْ ذُلِّهَا » نسبت به ذلت های ۴ گانه، اصلاً جزع و فزع ندارد و بی‌تاب نیست. عالیترین مقام دنیا را هم که داشته باشد، اصلاً انگار یک پشه‌ای بوده آمده روی شانه‌اش نشسته و رفته، یا آن موقع که رئیس جمهور است، با آن موقعی که یک فرد عادی است، هیچ فرقی برایش نمی‌کند. چون این آدم عزتش ذاتی است. آنقدر عزتش بزرگ است که اصلاً با مقام و پُست، عزت نگرفته است؛ یا اگر کسی تحویلش نگرفت و به او محل نگذاشت و دوستش نداشت و به او بی‌مهری کرد، اصلا تحقیر و کوچک نمی شود. مومن طبق وظیفه‌اش با دنیا زندگی می‌کند. به همه دنیایش هم می‌رسد. ولی روح و دلش، خانه‌اش، خانواده آسمانی‌اش، مسکن و محلش است. ماندگاری اعمال در گرو بنیان و زیرساخت آن اعمال است اثر پنجم، اساسی‌ترین و استوارترین بنیان است. انسانها هر کاری که می‌خواهند بکنند، باید ابتدا زیرساخت بسازند. چه کار اقتصادی، چه کار گیاهی، چه کار حیوانی، چه کار عقلی و چه کار فوق عقلی. و گرنه لطمه و آسیب می‌بینند و زحماتشان را هدر می‌دهند. امام صادق (علیه السلام) فرمود: به خدا قسم بعضی از شما 50 سال نماز می‌خوانید و یک رکعتش هم قبول نیست. چرا؟ چون بنیان ندارد و این نماز روی چیزی بند نیست. فقط نماز خوانده، اما یک رکعتش را هم خدا قبول نمی‌کند. می فرماید: «رُبَّ متنسک و لا دین له= چه بسیار عبادت‌کننده‌ای که دین ندارد». تعبیر را نگاه کنید: "بسیار عبادت‌کننده بی‌دین". چون بنیان ندارد و روی یک چیز محکمی بند نیست، عبادتش هم او را به جایی نمی رساند. وقتی سلول تخم تشکیل می‌شود. این سلول تخم در رحم مادر حرکت می‌کند. اول یک جای محکم برای خودش انتخاب می‌کند که با تکان ها و بالا و پریدنهای مادر نیفتد و سقط نشود. برای همین است که جایش را محکم می‌کند. در اصطلاح قرآنی اسم آن محل محکم «فِی قَرارٍ مَكِینٍ» است.جایی که 9 ماه مادر هر کاری بکند او جایش سفت است تا قشنگ رشد کند و بعد به این دنیا بیاید. ما هم در رحم دنیا باید کارمان بنیان داشته باشد. مثلا اگر کار اقتصادی بنیاد نداشته باشد، تو را به جهنم می‌برد. کار خانوادگی، علمی به یک جایی باید بند باشد. یک اصل و اصولی باید داشته باشد. بدانید که اگر کسی کارش بنیان نداشته باشد، وقتی که به عالیترین درجات اجتماعی هم می‌رسد، حتی در مقدس‌ترین چهره، ولی باز هم سقوط می‌کند. در این 40 سال انقلاب نگاه کنید. ما از آنها که سقوط کردند، بهتر و قوی‌تر نیستیم. باید به خدا پناه ببریم و بگوییم: «لا أملک لنفسی نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیاتا و لا نشورا= هیچ سود و زیان و مرگ و زندگانى و محشور شدن براى خودم قائل نیستم». برای همین آدم باید از خودش خیلی بترسد. یعنی دائم گریه کند، سحرها بلند شود یک مقدار روی سجاده باید بیافتد و گریه کند و بگوید: خدایا «لا تکلنی الی نفسی=خدایا! من را به خودم وامگذار». مرا نگه دار. من خودم نمی‌توانم و عرضه ندارم. من تسلیم تو هستم. «لا أملک لنفسی نفعا» یعنی من نمی‌توانم به خودم نفعی برسانم. حتی عرضه ندارم یک ضرر را از خودم برطرف کنم. اگر کسی گریه نداشته باشد و مغرور به شخصیت خودش حتی مغرور به عبادتهای خودش و کارهای خیر خودش باشد، او قطعاً سقوط می‌کند. خدا او را یک جا رها می‌کند. در قرآن می فرماید: «قُلْ ما یَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُكُمْ= اگر دعا نداشته باشید، خدا به شما اصلاً محل نمی‌گذارد». اگر کسی اشک و گریه نداشته باشد، خدا به او محل نمی‌گذارد. آدم بی‌دعا و آدمی که اصلاً پناه نمی‌برد به کانون قدرت و مغرور به ثروت و مدیریت و علم و تقوای خودش است، او زود در گرفتاریها سقوط می‌کند. حالا نگاه کنید چه چیزی می‌تواند برای ما بنیان باشد. اینها را مثال زدم که بدانیم وقتی که می‌گوید تقوا بنیان است، چقدر مهم است. تقوا یعنی از خطراتی که در این ۴ مرحله ممکن است تو را از مرحله انسانی بیاندازد، بپرهیز. پرهیز یعنی خیلی نزدیک نشو. یعنی با اهل دنیا بخاطر ثروت، تظاهرات زیبایی و تجملات بر سر فرش و خانه و مبل و تلفن همراه و لباس و بچه و...به مسابقه دادن نیافت. «أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلى‏ تَقْوى‏ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٍ خَیْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلى‏ شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فِی نارِ جَهَنَّمَ[8]=  آیا کسی که مسجدی به نیت تقوا تأسیس کرده و رضای حق را طالب است مانند کسی است که بنایی سازد بر پایه سستی در کنار مسیل (لبه پرتگاه دوزخ) که زود به ویرانی کشد و عاقبت او را به آتش دوزخ درافکند». خدا سؤال می‌کند و ما باید جوابش را بدهیم. کسی که بنیانش را می‌گذارد روی تقوا، آسیب نمی بیند. در هر چیزی اینقدر جلو نمی رود که آسیب ببیند. کار مالی، اقتصادی یک حدودی دارد. کار گیاهی یک حدودی دارد. کار حیوانی یک حدودی دارد. کار عقلی یک حدودی دارد. کار فوق عقلی هم داستان خاص خودش را دارد. آدمی که حواسش هست به این حدود، آسیب و صدمه نمی بیند. به «تَقْوى‏ مِنَ اللَّهِ» دقت کنید. خدا رب و مربی ماست. انسان در برخورد با مربی‌اش باید تقوا داشته باشد. تقوا نسبت به مربی، یعنی هر چه که او گفته قبول داشته باشد و اطاعت و رعایت کند و بی‌حیایی هم نکند. زحمت های مربی و استادش را هدر ندهد. نباید بی‌خیال باشد و همه را هدر بدهد. باید فکر کند که این مربی من، برای من زحمت کشیده و وقت گذاشته و فکر گذاشته و برای من دعا کرده است. غیر از تقوا، یک چیز عاشقانه هم کنارش گذاشته که دیگر تو جانت کیف می‌کند و آن رضایت خداست. باید ببینیم که خدا راضی است یا راضی نیست. ملاک این دوتاست: تقوا تقوا را رعایت کن تا جانت آسیب نبیند و به حسادت و چشم و هم‌چشمی و رقابت و رو کم کردن این و آن، و خودشیفتگی و خودبرتربینی و این چیزها کشیده نشوی؛ حتی کار برای خدا.  رضایت خدا را در نظر بگیر. کار خوب سر راه آدم خیلی قرار می‌گیرد. کارهای قشنگ سر راه آدم خیلی قرار می‌گیرد. ولی آدم باید خیلی حواسش به خودش باشد. باید خیلی مراقبت بکند که دیگران هم هولش ندهند. هولش نکنند که یکدفعه یک کاری بکند که در آن، فقط ارضاء نفس است. فقط رو کم کنی است. فقط خود مطرح کردن است. فقط موفقیت در ظاهر است. اعلام التقی/آثار تقوا پی نوشت: [1] . سوره دخان، آیه 51. [2] . سوره آل عمران، آیه 173. [3] . سوره دخان، آیه 52. [4] . همان، آیه 53. [5] . همان، آیه 54. [6] . همان، آیه 56. [7] . سوره مومنون، آیه 100. [8] . سوره توبه، آیه 109. قا/230

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 12038
زمان انتشار: 26 اکتبر 2020
| | | | |
آغاز ولایتت بر پهنای گیتی، بر ما مبارک است!

آغاز ولایتت بر پهنای گیتی، بر ما مبارک است!

آل‌یس ترانه‌ی عاشقانه‌ایست؛ که از دلتنگی های عمیق شروع می‌شود ... و به انتظاری پر از دغدغه ختم می‌گردد! آل یس عاشق‌نامه ایست برای انتظار؛ انتظاری با معنای ؛ آماده باش 

أشهد أنّ لا حبیبَ الّا ... تو   أشهد أنّ لا أمل الّا .... تو  أشهد أن لا عمل الّا .. تو  شهادت می‌دهم ؛ نه رفیقی ... نه آرزویی ... و نه هیچ عمل صالحی... جز تو و انتظار تو نیســـت!!! آغاز ولایتت بر پهنای گیتی، بر ما مبارک است! و مبارک تر آن روز که؛ چشمان مهربانت، پناه تمام دلشوره‌هایمان شود!   

فیلم

1 - آغاز ولایتت بر پهنای گیتی، بر ما مبارک است!

کلیدواژه ها:

Top
شناسه مطلب: 12037
زمان انتشار: 15 اوت 2021
| | |
انتظار یعنی آماده باش برای ظهور

انتظار یعنی آماده باش برای ظهور

یاد امام زمان (عج) تداعی کننده این است که خورشید طلوع خواهد کرد، روز خواهد آمد...

فیلم

1 - انتظار یعنی آماده باش برای ظهور

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12035
زمان انتشار: 24 اکتبر 2020
| | | | |
اثبات لزوم تشکیل حکومت اسلامی قبل از ظهور

ویژه عید بیعت

اثبات لزوم تشکیل حکومت اسلامی قبل از ظهور

چرا شبکه‌های ماهواره‌ای که مواجب بگیرانِ رژیم صهیونیست، سعودی، آمریکا و ... هستند، نگران انقلاب ایران شده‌اند؟ چه حادثه‌ای بعد از چهل سالگی انقلاب، این نگرانی را در آنان تشدید کرده است؟

aparat.com/v/VloKG

"اثبات لزوم تشکیل حکومت اسلامی قبل‌ از ظهور"
ـ با حضور اساتید بزرگ و مطرح مهدویت

فیلم

1 - اثبات لزوم تشکیل حکومت اسلامی قبل از ظهور

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12033
زمان انتشار: 24 اکتبر 2020
| | | | |
چطور بعضی ها برای امام زمان (ع) ویژه می شوند؟

ویژه عید بیعت

چطور بعضی ها برای امام زمان (ع) ویژه می شوند؟

یک فرمول، یا شاید یک راز بزرگ، برای اینکه؛ هرکدوم از ما بتونیم برای امام زمان "عج" ویژه باشیم! 

 چطور بعضی‌ها ویژه میشن و ره صدساله رو یک‌شبه طی میکنند ؟
 

فیلم

1 - چطور بعضی ها برای امام زمان (ع) ویژه می شوند؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed