www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه پرسش: 4135
13 دسامبر 2015
| |
پرسش 29.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

شناسه مطلب: 4118
زمان انتشار: 8 مارس 2019
| |
خداوند را متهم نکنید!

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خداوند را متهم نکنید!

مؤمن، خویش را در کنف حمایت خداوند می‌بیند و تمام قضای الهی را مجرایی برای رشد فطرت خویش می‌داند. او در دولتِ خداوند، تمام جریانات را به نفع خویش دانسته و در هنگام مواجهه با قضای الهی با اتکال به قدرت و رحمت اِله حقیقی‌اش، خود را آرام و راضی نگه می‌دارد.

با اندکی توجه در سیره‌ی شیرین نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» مقام تسلیم را در عالی‌ترین درجاتش در اعمال ایشان به وضوح مشاهده می‌کنیم. امام صادق «علیه‌السلام» در این‌باره می‌فرمایند: «لم یکن رسول الله یقول لشیءٍ قد مضی، لو کان غیره= پیامبر هرگز در مورد چیزی که گذشته بود، نمی‌فرمودند ای کاش جور دیگری می‌شد.» گاه انسان در روند زندگی خود با اموری رو به رو می‌گردد که ناگزیر از پذیرفتن آن است (قضای الهی). با توجه به روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) آموختیم که وظیفه‌ی مؤمن تسلیم و صبر در برابر قضای الهی است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان اسوه‌ی حسنه مؤمنین، هرگز در برابر چنین شرایطی، اتفاقِ دیگری را آرزو ننموده و با رضایت و شادی در برابر قضای الهی تسلیم می‌شدند. انسان زیرک و عاقل نیز در برابر قضاهای الهی کاملاً تسلیم بوده و بدون جزع و فزع و با آرامش و رضایت، بر چنین شرایطی مسلّط شده و از آن عبور می‌کند. فراموش نکنیم که جزع و فزع، اَجر انسان را نابود نموده و «افسوس خوردن‌ها» و «ایکاش گفتن‌ها» هم دنیا و هم آخرت او را به نابودی می‌کشانند. در سیره‌ی امام باقر (علیه‌السلام) نیز آمده است که ایشان فرزند بیماری داشتند (بلاء الهی) و بر این بلاء الهی اهتمام داشتند. اما به محض آنکه خبر فوتِ فرزندشان را شنیدند، انبساط یافته و تبسمی نمودند و فرمودند: «انّا لنُحبُّ أن نُعافی فیمن نُحب، فاذا جاء أمرالله، سلّمنا فیما یُحب= ما در مورد کسانی که دوستشان داریم همواره عافیت را می‌طلبیم. اما وقتی امر خداوند فرا رسد، تسلیم امری می‌شویم که خداوند دوست دارد.» همانگونه که در مباحث غم و شادی آموختیم، یکی از غم‌های زیبا، مثبت و رشددهنده‌ی انسانها، اهتمام (درگیر شدن) در غم‌های عزیزانشان است، به طوری که برای رفع این غم از تلاش و دعا باز نمی‌ایستند. اما به محض آنکه قضایی از سوی خداوند محکم شد، رضایت به آن قضا و تسلیم در برابر آن، و عدم بی‌تابی و جزع و فزع، زیباترین نوع برخورد است. زیرا پروردگار مهربان از مسیر ربوبیت خویش، دقیقاً قضایی را برای انسان انتخاب می‌کند که در آن بُرهه‌ی زمانی، برای او لازم و ارتقاء دهنده بوده است، و این ربّ رئوف در تمام این مسیر، تکیه‌گاه و پناه انسانی است که او را به قضای خود مبتلا نموده است. عاقلترین انسان‌ها در این زمان، سریعاً به آغوش پروردگار پناه برده و با رضایت به رضای اِله خود، از او برای ادامه‌ی مسیر کمک می‌گیرند. و این قضاء دوباره برای امام صادق «علیه‌السلام» نیز اتفاق می‌افتد، ایشان نیز تبسمی می‌کنند و می‌فرمایند: «سبحان من یقتل اولادناء و لا نزداد لَه الاّ حُبّا» فراموش نکنیم که انتخاب‌های خداوند، همواره به نفع دنیا و آخرت ماست و تسلیم در برابر آن، تنها به خاطر رشد و قدرت گرفتن ما می‌باشد. اعتراض به خداوند، علامت آن است که انسان خودش و یا دیگران را از خداوند بیشتر دوست می‌دارد. امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند:«اذا اَردنا امراً و ارادَ اللهُ امرا، فسلّمنا لآمرالله= هرگاه ما امری را می‌طلبیم و خداوند نیز امر دیگری را اراده می‌کند، پس ما تسلیم امر خداوند می‌شویم.» تفاخر خداوند بر فرشتگان در هنگام تسلیم بندگانش امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: «اذا قال العبد؛ ما شاءالله لاحول و لاقوه إلاّ بالله، قال الله ملائکتی اِستسلم عبدی، أعینوه و أدرکوه = هرگاه بنده (در مصیبتی) بگوید؛ هر چه خداوند بخواهد و هیچ حول و قوه‌ای جز به اذن خداوند نیست، خداوند می‌فرماید: ملائکه من، بنده‌ی من تسلیم شد، یاری‌اش کنید و او را دریابید...» مؤمن، خویش را در کنف حمایت خداوند می‌بیند و تمام قضای الهی را مجرایی برای رشد فطرت خویش می‌داند. او در دولتِ خداوند، تمام جریانات را به نفع خویش دانسته و در هنگام مواجهه با قضای الهی با اتکال به قدرت و رحمت اِله حقیقی‌اش، خود را آرام و راضی نگه می‌دارد. خداوند نیز به واسطه‌ی تسلیم بنده‌ی مؤمنش بر ملائکه تفاخر نموده و آنها را به یاریِ بنده‌اش اعزام می‌دارد، تا از مسیرهایی غیر قابلِ انتظار، دست او را گرفته و راه را برایش باز نمایند. باید تا دیر نشده، شاد بودن در کنار خداوند و آرام زیستن در پناه او را بیاموزیم تا بتوانیم در تمام احوالات روزگار با قدرت و آرامش زندگی کنیم. از تسلیم تا سعادت حضرت علی (علیه‌السلام):« التّسلیم ان لا تتّهِم = بهترین تسلیم آن است که خداوند را متهم نکنید (به او ایراد نگیرید).» یک نگاه درست به خودِ حقیقی انسان، قطعاً در نهایت انسان را به مقام تسلیم خواهد رساند. اگر باور کنیم که ما قرار است تحت مربی‌گریِ بی‌واسطه ربّ عظیم‌مان، تراش خورده و بزرگ و بزرگ‌تر شویم تا در زیباترین مقام به نزد او بازگردیم؛ حتماً بلاها و قضاها را به عنوان ابزارهای تراش خود پذیرفته و از رو به رو شدن با آنان هراس نخواهیم داشت. البته لازم به ذکراست که این تراش‌ها، خالی از درد و عذاب نخواهند بود اما اگر بیاموزیم که خود را با تسلیم به مربی کاردان‌مان بسپاریم و درد این تراش را با رضایت تحمل کنیم آرام آرام تمام مراتب شرک از وجودمان پاک شده و به خوشبختی عظیمی که مورد نظر خداوند است، دست خواهیم یافت.   برگرفته از مباحث خانواده آسمانی، استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 4117
8 دسامبر 2015
| |
پرسش 26.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

شناسه پرسش: 4116
8 دسامبر 2015
| |
پرسش 25.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

شناسه پرسش: 4115
8 دسامبر 2015
| |
پرسش 24.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

شناسه پرسش: 4112
8 دسامبر 2015
| |
پرسش 23.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

شناسه پرسش: 4101
6 دسامبر 2015
| |
پرسش 22.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

شناسه مطلب: 4100
زمان انتشار: 12 دسامبر 2015
| |
مسئولیت های زمینی؛ امانت های آسمانی

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

مسئولیت های زمینی؛ امانت های آسمانی

انسان، به هیچ وجه مجاز نیست به بهانه ی دوست نداشتن کسی که زیرمجموعه ی مسئولیت اوست، از ایفای صحیح نقش و ادایِ مسئولیتش سرباز زند. این عدم محبت انسان نسبت به کسی، مسئولیت و ادای صحیح آن را از او سلب نمی کند.

پذیرفتن هر مسئولیت و یا مدیریتی، یکی از مصادیق امانات الهی است. مادر بودن و پدر بودن، مقام هایی هستند که مسئولیت های خاص خویش را دارا بوده و اگر صحیح انجام شدند. انسان را تا بهشت می رسانند. تمام روابط خانوادگی مثل خواهری، برادری و ... و یا در سطوح بالاتر جامعه مثل مقامات دینی، سیاسی، اجتماعی و ... همه از مصادیق امانات خداوند بوده و به محض پذیرفتن مسئولیت آنها، موظف به رعایت حقوق تمام کسانی هستیم که تحت مسئولیت ما قرار گرفته اند. اگر کسی مقام همسری را نمی شناسد و از قوانین و حقوق همسرداری آگاه نیست، حق ازدواج نخواهد داشت. یا اگر زن و مردی به حقوق فرزند داری آگاه نبوده و آداب رعایت این امانت خداوند را ندانند هرگز نباید تن به بچه دار شدن بدهند. انسان، به هیچ وجه مجاز نیست به بهانه ی دوست نداشتن کسی که زیرمجموعه ی مسئولیت اوست، از ایفای صحیح نقش و ادایِ مسئولیتش سرباز زند. این عدم محبت انسان نسبت به کسی، مسئولیت و ادای صحیح آن را از او سلب نمی کند. انرژی و قدرتی که برای امانت داری های صحیح لازم داریم. باید از یک معشوق قدرتمند والا تأمین شود. کسی که به آسمان وصل است و عشق حقیقی را از الله دریافت می کند، حتی به پای کسی که زیر مجموعه مسئولیت اوست و دوستش هم ندارد، عاطفه ریخته و مهرورزی می کند و در رعایت تمام حقوقِ این امانت می کوشد. انسانی که انرژی اش را از الله دریافت نکند، قطعاً در رعایت حقوق اماناتِ الهی موفق نخواهد شد. بنابراین هر چه میزان مسئولیت های انسان بیشتر و تعداد زیرمجموعه های مسئولیتی اش اضافه گردد، به تأمین انرژی بالاتری از خداوند نیاز دارد تا بتواند حقوق تمام اماناتش را ادا کند. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» می فرماید: «من دلّی عملاً و هو یعلم أنه لیس لذلک العمل اهل، فلیتوا معقده من النّار.» اگر کسی مسئولیتی را قبول کند و خودش هم بداند که اهل این مسئولیت نیست، پس جایگاه خودش را در جهنم فراهم کرده است. به هیچ وجه نباید در جایی که توان انجام صحیح مسئولیتی را نداریم، آنرا بپذیریم. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله»: «من استعمل رجلاً من اصابه و فیه من هو أرضی لله منه، فقد خانه الله و رسوله و المؤمنین» هر کس از بین گروهی (حزبی) کسی را برای ریاست انتخاب کند، در حالی که در آن گروه آدم لایق تری که خداوند به مسئولیت او راضی تر است، وجود دارد، به خدا پیامبرش و همه ی مؤمنین خیانت کرده است. البته گاهی نیز اتفاق می افتد که مدیری یا کسی تشخیص می دهد، که انتصاب انسان خاصی برای بقیه ی مردم خیرات فراوانی داشته و به صلاح آنهاست. اما گروه زیادی از این انتصاب راضی نیستند. در اینصورت نیز، اهمیت دادن به نظرات اشتباه دیگران لازم نیست. مالک اشتر به امیرالمؤمنین در جمعِ گروهی از مردم، نسبت به انتصاب چند تن از بستگان شان به ریاستِ بعضی امور، اعتراض کرد. امیرالمؤمنین فرمود: اگر این ها، لیاقت و شایستگی مسئولیت داشتند، به صِرف اینکه بستگان من هستند، می توانستم در حق مردم خیانت کرده و از انتصاب شان خودداری کنم؟ مالک اشتر گفت: حق با شماست یا علی. پس هوشیار باشیم که حقوق اماناتِ خداوند را در هر مقامی که هستیم، به شایستگی رعایت کنیم، خیانت در اماناتِ خدا، خیانت در حق خودمان است.   برگرفته از مباحث خانواده آسمانی، استاد محمد شجاعی مطالب بیشتر: پای درس استاد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4099
زمان انتشار: 13 دسامبر 2015
| |
یک درمان معجزه گر

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

یک درمان معجزه گر

فراموش نکنیم کسی که از آسمان قدرت می‌گیرد، چیزی در زمین تکانش نخواهد داد. انسانی که رحمت، عزت و عاطفه را از آسمان دریافت می‌کند، حتی اگر محبت و رحمتی نیز از دیگران دریافت نکند، باز هم به سادگی همگان را از سرچشمه‌ی رحمت و محبت خود سیراب خواهد کرد.

برای رسیدن به مقام رحمت و حلم، اولین قدم، غلبه بر تمام انواع خودخواهی‌ها و خودشیفتگی‌های بیهوده است. به گونه‌ای که در هیچ کمالی (حتی کمالات اخلاقی و معنوی) خود را از دیگران برتر نبیند، چرا که خودخواهیِ نفس، عامل اصلیِ بروزِ اختلافات و  درگیری‌هاست. ذکر الحمدلله، درمانی معجزه‌گر برای خودشیفتگی و غلبه‌ی انسان بر نفس است. الحمدلله، انتسابِ تمام کمالات به الله است، به طوری که دیگر جای هیچ تکبری در وجود انسان باقی نمی‌ماند. غلبه بر خودشیفتگی‌ها، کار آسانی نیست و نیاز به تمارین جدّی و مراقبت‌هایِ خاص دارد. در جلسه گذشته با آیه‌ی زیر آشنا شدیم؛ «و اطیعوا الله و رسوله و لا تنازعوا، فتفشلوا، تذهب ریحکم و اصبروا، انّ الله مع الصّابرین» (سوره انفال آیه 46) و آموختیم که اطاعت از خدا و رسول، عاملی مؤثر در غلبه‌ی انسان بر خودشیفتگی‌هایش می‌باشد، زیرا محور اطاعت دیگر خداوند و رسول او می‌باشند نه خود طبیعی‌ انسان. اما نکته‌ی بسیار جالب و کلیدی آن است که بدانیم هرگاه نتوانستیم مانع ورود یک فکر منفی به قلب‌مان شده و برخلافِ آن عمل نماییم، در حقیقت دچار ضعف و سستی ارتباط با الله و خانواده آسمانی شده و روحمان به ضعف گرائیده است، به همین سبب نیز یک فکر منفی تولید شده توسط شیطان توانسته، روحمان را بر زمین بکوبد. بنابراین به محض آنکه دچار مشکلات روحی و اخلاقی شدیم (فتفشلوا) و یا در ارتباطمان با خودمان و انسان‌های دیگر کلافه، بی‌طاقت شده و آرامش‌مان را از دست دادیم، اگر دیگران از ما دلگیر و عصبانی‌اند و دوستمان ندارند، اگر عزت و آبروی‌مان در خطر است و ... باید بدانیم که روح ما تضعیف شده و ارتباطمان با آسمان سست گردیده است. تنها راه چاره در چنین مواقعی، دریافت خوراک های معنوی است، شنیدن مباحثِ معرفتی و اخلاقی، مطالعاتِ معرفتی، تلاوت و تفکر در قرآن، ذکر، نماز و ... «ذکرالله، قوت الارواح» یاد خدا، خوراک قلب انسان است. قلبی که به موقع خوراک‌های خود را دریافت می‌کند، سالم، آرام و با انرژی است و تمام بیمار‌هایی که ناشی از پذیرش افکار منفی است، به آسانی از بین رفته و درمان می‌شود. ساختار روح کاملاً ریاضی است و به محض بروز مشکل، خود ما می‌توانیم درمانگرش باشیم. بروز مشکلاتِ روحی و اخلاقی در حقیقت به منزله‌ی کاهش ارتباطِ مؤثر و قدرتمند با غیب و دریافت رحمت، عزت، شخصیت، و قدرت از آسمان است. فراموش نکنیم کسی که از آسمان قدرت می‌گیرد، چیزی در زمین تکانش نخواهد داد. انسانی که رحمت، عزت و عاطفه را از آسمان دریافت می‌کند، حتی اگر محبت و رحمتی نیز از دیگران دریافت نکند، باز هم به سادگی همگان را از سرچشمه‌ی رحمت و محبت خود سیراب خواهد کرد. احساسِ نیاز ما به زمین و اهل زمین نشانه‌ی عدم دریافتِ ما از آسمان است، چرا که ما می‌توانیم هر نوع نیازی را در زمین، از آسمان تأمین کنیم، به شرطی که ارتباط ما با آسمان صحیح و حقیقی باشد. اگر حقیقتاً به دنبال شادی می‌گردیم، اگر به دنبال قدرتی هستیم که به واسطه‌ی آن چیزی در زمین تکان‌مان ندهد، باید از دنیا و اموراتِ آن بزرگتر شویم، تنها کسی می‌تواند در برابر آسیب‌های دنیا (از دست دادن عزیزان، بیماری، توهین‌های دیگران، برشکستگی و ...) آرام باشد که ثروت قلب او و دارایی‌های انسانی‌اش بزرگتر از دنیا باشد. اگر کسی بزرگتر از دنیا شد، شرم دارد از آنکه به واسطه‌ی امری از امورات دنیا عصبانی و یا غمگین گردد و این خشم و غم را برای خود بی‌آبرویی و فحشای بزرگی می‌داند. ذاتِ ایمان و دین (اطاعت از الله و رسول) رسیدن به شادی، آرامش، قدرت، استحکام، عزت و شخصیت است. و هر نوع ناآرامی، نشانه‌ی ضعف ایمان. محال است انسان با یاد خدا و با حضور قلب در برابر دنیا به ذلت و غم دچار گردد. یادمان باشد، که تنها با یاد الله جان‌ها آرام می‌گیرند. تنها جانی که با بی‌نهایت پیوند می‌خورد، دیگر جیفه‌ای از دنیا نمی‌تواند آرامش را از او بگیرد.   برگرفته از مباحث خانواده آسمانی، استاد محمد شجاعی مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4098
زمان انتشار: 10 دسامبر 2015
| |
راهکارهای عملی برای مهربان‌تر شدن

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

راهکارهای عملی برای مهربان‌تر شدن

ثانیاً مراقب باشد زمانی که دیگران در معرض آتش گرفتن هستند، تا جایی که می‌تواند در فرونشاندن آن آتش تلاش نماید، نه آنکه خود نیز به خشم آمده و به این آتش دامن بزند.

 لازمه‌ی دریافتِ هر کدام از اسماء خداوند، قبل از هر اقدامی، دریافتِ اسم رحمان است. هر چه نام رحمان بیشتر در انسان تجلی می‌یابد، او نسبت به تمام آنچه در پیرامونش است (گیاهان، حیوانات، اشیاء، انسان‌های دیگر...) روز به روز مهربان‌تر می‌گردد. درست در لحظه‌ای که رحمت در انسان متوقف می‌گردد، سیر إلی الله نیز در او متوقف می‌شود. برای مهربان‌تر شدن، لازم است که؛ اولاً انسان بر مجموعه‌ی کشش‌هایی که او را به سمت اختلاف انگیزی با دیگران (خدا، فرشتگان، معصومین، افراد خانواده، انسان‌های دیگر و ...) دعوت می‌کند غلبه نموده و ثانیاً دائماً به این موضوع توجه داشته باشد که اطرافیان او نیز ممکن است تحت تأثیر نفس و شیطان، به سمت اختلاف و درگیری ترغیب شده باشند. بنابراین لازم است درست در زمان‌هایی که آنها را تحت حمله‌ی نفس و شیطان یافت، کاملاً هوشیارانه و آرام رفتار نموده و مراقب باشد تا آتشی در این میان شعله نگیرد. بنابراین انسانی که می‌خواهد اسم رحمان را دریافت نماید و هم درجه‌ی خانواده‌ی آسمانی‌اش به آنان ملحق گردد، اولاً باید دائماً مراقب باشد که قلبش در آرامش و سِلم با دیگران بوده و از سوی او هرگز آتشی برنخیزد. ثانیاً مراقب باشد زمانی که دیگران در معرض آتش گرفتن هستند، تا جایی که می‌تواند در فرونشاندن آن آتش تلاش نماید، نه آنکه خود نیز به خشم آمده و به این آتش دامن بزند. درست به همین دلیل است که روایات ما، تجهیزِ به حلم را امری ضروری دانسته و تأکید نموده‌اند که اگر انسان مجهز به حِلمی نباشد که بتواند به واسطه‌ی آن جهل جاهلان (آتش تولید شده توسط جاهلان) را رد نماید، هیچ عملی برایش باقی نمی‌ماند.     برگرفته از مباحث خانواده آسمانی، استاد محمد شجاعی مطالب بیشتر: پای درس استاد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed