www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 4670
زمان انتشار: 3 ژولیه 2019
| | | |
مهندسی غم‌ها و شادی‌ها در زیارت حضرت معصومه(س)

حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) (5)، ۹3/11/11

مهندسی غم‌ها و شادی‌ها در زیارت حضرت معصومه(س)

به مناسبت فرخنده میلاد بانوی کرامت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها، به بخشی از شرح زیارت حضرت که از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی می‌باشد، می‌پردازیم. 

ادامه شرح زیارتنامه حضرت معصومه (سلام الله علیها) و أن لا یسلبنا معرفتکم، انّه ولیٌّ قدیر... از این فراز به بعد، غصه‌ها و دلواپسی‌های زائر، رخ می‌نمایند. یک زائر حقیقی، زائری است که قلبش، درگیر غصه‌های فوق عقلانی باشد. در مباحث گذشته آموختیم که قیمت هر انسان به هوس‌ها، آرزوها، دغدغه‌ها و آرمان‌های اوست، و از سویی، نوع غم‌ها، ترس‌ها، اضطراب‌ها، دلشوره‌های او را نیز شاخص اصلی و بزرگی در قیمت‌گذاری و ارزش‌بندیِ باطنش برشمردیم. نکته حائز اهمیت در مهندسی نظام غمهای انسان، آن است که غمِ برای دنیا. یک نقص و ضعف برای حقیقتِ وجودی او محسوب می‌گردد، به طوری که ابتلا به هر کدام از غم‌های دنیایی، بخش عظیمی از حسرت‌های آخرتی را برای انسان ذخیره خواهد کرد. حسرت اینکه، چرا قلبِ خود را به جای پر کردن از عشق به الله و غیب، به غمهای بی‌اساس و زودگذر دنیا مبتلا نموده‌ایم. غم‌های دنیایی، به منزله یک رذیله، حقارت و حتی یک فحشا برای بخش فوق عقلانی (انسانی) وجود ما محسوب می‌شوند. البته ممکن است خود شخص در این دنیا آن را احساس نکند، اما در آخرت متوجه حقارت و فحشایش خواهد شد. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» کسی را که برای دنیا و غمهایش به گریه می‌افتد، اهل جهنم می‌داند، «من بکاء علی الدنیا دخل النار» اما یک سلسله غم‌های بسیار زیبا در همین دنیا وجود دارند که اگر در قلب انسان وارد شوند، هم در دنیا برای انسان تولید شادی می‌کنند و هم حجم عظیمی از آخرت او را به سعادت می‌رسانند. در زیارت نامه حضرت معصومه، نه تنها تمام حوائجی که زائر می‌طلبد، از جنس حوائج فوق عقلانی است، بلکه تمام دلواپسی‌ها و دل‌نگرانی‌هایش نیز رنگ و بوی انسانی دارند. این طراحی‌ کاملاً مهندسی شده در نظام غمها و شادی‌های یک زائر نشان می‌دهد، که افق معرفت یک زائر حقیقی باید در چه سطحی باشد تا زیارتِ او را از حالت رسمی و تعارف به مرحله صدق برساند. تنها کسی قادر است صادقانه با حضرت معصومه حرف بزند که دغدغه‌ها و شادی های انسانی، بزرگترین اهمیت را در سبک زندگی او داشته باشند، به طوری که الله، خانواده آسمانی و جهاد بالاترین معشوق‌های زندگی او را تشکیل دهند. کسی که زندگی‌اش با جهاد می‌گذرد و به خاطر یاری دین خدا، هر گونه خستگی و زحمت را به جان می‌خرد، می‌تواند، صادقانه روبروی معصوم بایستد و تمام جان و مال و نفس خود را فدای آنان کند. لینک تمامی جلسات شرح زیارت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها معرفت، راه‌یابِ انسان به سوی الله معرفت ما نسبت به اهل‌بیت، تنها راه‌یابِ ما برای حرکت به دنبال آنان در مسیر الله است. اگر این معرفت، از انسان سلب شود، قطعاً در حرکت به سوی الله راه را گم خواهیم کرد، به طوری که تمام آرمان‌ها، برنامه‌ریزی‌ها، هوس‌ها و هدف‌های والایمان را از دست خواهیم داد. به طور کلی، هر آنچه که مانع حرکت انسان به سوی الله شود، عامل محدود کننده اوست. و قرآن به این عواملِ محدودکننده، اصطلاح شیطان را اطلاق می‌کند. این عوامل و یا به عبارت دیگر این شیاطین، می‌توانند از جنس هر کدام از شهوت‌های چهاربخش پایینی باشند. گاه شهوت‌های علمی (رسیدن به مدارج بالای علمی و ...)، گاه شهوت‌های وهمی (رسیدن به پُست و مقام و شهرت و ...) گاه شهوت‌های خیالی (هنرمند شدن ...) و گاه شهوت‌های حسی (ثروتمند شدن و ...) می‌توانند عامل محدودکننده انسان (عوامل شیطانی او) باشند. معرفت، با علم کاملاً متفاوت است. علم دانستن مسئله‌ایست و معرفت، باور کردن آن. علم، مجموعه‌ای از اطلاعات کلی است، اما معرفت به یقین رسانیدن علم در قلب است، به طوری که انسان چنان، در مسئله‌ای به یقین برسد که هیچ چراغی چشمک زنی نتواند، او را از باورش باز بدارد. خداوند در مسیر حرکت به سوی خود، زینت‌های بسیاری را برای انسانها طراحی نموده است. انّا جعلنا ما علی الارض زینته لها، لنبلوکم ایّکم أحسن عملا... ما آنچه راکه در زمین است، چشمک زن آفریدیم تا ببینیم کدامیک از شما بهتر عمل می‌کنید. چه بسا انسان‌های با معرفت و مؤمنی که در نیمه راه با یک پُست و مقام و یا ... معرفت‌شان را از دست داده و از راه به در شدند، لذا دچار سردرگمی در مسیر گشتند. در لشکر یزید، کسانی بودند که تا عصر عاشورا، مقابلِ امام حسین جنگیدند، اما درست در لحظه‌های تنهایی و غربت امام حسین به او پیوستند و سعادتمند شدند. و چه بسا کسانی که تا عصر عاشورا در لشکر امام حسین شمشیر زدند، اما به طمع یک پُست و یا ثروت به سوی لکشر یزید فرار کردند. برای خرید سی دی شرح زیارت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها کلیک کنید. یکی از اضطراب‌آورترین صحنه‌های زیارت نامه حضرت معصومه، اقرار به دلواپسیِ از دست دادن معرفت به اهل‌بیت است، چرا که کسی که در حال تنظیمِ قرار ملاقات با حضرت معصومه در بهشت است، دائماً در هراس است که نکند نتواند بر سر قرار خود حاضر شود... انّهُ ولیٌّ قدیر ... (حرکت در سایه معصوم) اگر ما حقیقتاً طالب آنیم که معرفت‌مان از ما سلب نشود، باید حتی لحظه‌ای دستمان را از دست ولیّ و راهنمایمان بیرون نیاوریم. عبارت انّهُ ولیّ قدیر درست بعد از اقرار به این دلواپسی، نشان می‌دهدکه انسان جز در سایه حرکت قدم به قدم و سایه به سایه ولی معصوم. امکانِ رسیدن به مقصد را نخواهد داشت. تنها کسی که رفت و آمدش به حرم را عنایت و مزد خاص ولیّ معصومش می‌داند، قادر است با چنین دلشوره‌های عظیمی با آنان سخن بگوید. اللهم إنّی أسئلک أن تختم لی بالسّعاده ... یک انسان با معرفت، خوب می‌فهمد که خطرات و پرتگاه های دنیا به قدری زیاد است که جز در سایه حمایت معصوم ختم به خیر و سعادت نمی‌شود. او می‌فهمد که به تنهایی از پس عاقبت به خیری خودش بر نمی‌آید، و تنها اتکاء به اهل آسمان است که می‌تواند او را به سلامت به مقصد برساند. و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم... زائر حقیقی می‌فهمد، لطف و قوت خداوند او را به آغوش معصوم رسانده است، به تخاطبِ دو نفره با حضرت معصومه، به ملاقاتی بالاتر از بهشت ... . لاحول و لا قوه الا بالله، سپرِ عظیم زائر است در برابر عُجب و خودبینی. او هرگاه توفیقی پیدا می‌کند، با ذکر از خود در برابر حملات از سمت راست شیطان محافظت می‌کند. او تمام تلاشش را می‌کند، که هرگز شیفته کمالاتِ خودش نشود، بلکه عاشق و شیدای قدرتی باشد که در او تجلی نموده است. او از ترس اینکه نکند به سلامت به آغوش الله متولد نگردد، دائماً در خوف و رجا به سر می‌برد و به خداوند متعال تکیه می‌کند ... .   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4648
زمان انتشار: 31 ژانویه 2016
| | | | |
چگونه گرفتار همنشین بد نشویم

خانواده آسمانی ۴۱6 ، ۱۳۹۴/۱۱/۰8

چگونه گرفتار همنشین بد نشویم

 انسانی که انس به الله دارد، همنشین بد انتخاب نمی‌کند. لذا هیچ وقت گرفتار دوست بد نمی شود. به فرموده‌ی قرآن، یکی از شیوه‌های تسلط شیطان، دوری از یاد خداست. پس هر چه توجه انسان به حق بیشتر باشد از همنشینی با شیاطین جن و انس فاصله می‌گیرد. بنابراین برای دوری از ضلالت باید با خدا همنشین شد؛ یعنی همیشه خدا را در کنارمان ببینیم تا از وسوسه‌های دوست بد درامان باشیم. 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 416 «خانواده آسمانی » مورخ 94/11/08 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   آثار همنشین بد؛ از نگاه قرآن خدای تبارک و تعالی می فرماید: «وَمَن یَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ/ وَ إِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبیلِ وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ/ حَتَّی إِذا جاءَنا قالَ یا لَیْتَ بَیْنی‏ وَ بَیْنَکَ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ فَبِئْسَ الْقَرینُ؛ هر کس که از یاد خدای مهربان، دوری کند، شیطانی را بر او می‌گماریم، که همنشین او باشد. این شیاطین، انسان را از یاد خداوند باز می‌دارند. حال آنکه، این انسان‌ها در خیالشان تصور می‌کنند، انسان‌های هدایت یافته‌ای هستند. تا زمانی‌که وفات‌شان رسیده و به نزد ما می‌آیند. آن وقت می‌گویند؛ کاش به اندازه‌ی دوری مشرق و مغرب، بین من و تو (شیطان) فاصله بود پس تو همنشین بدی هستی!!». (سوره زخرف/36 الی 38) همنشین بد ... بر زمینت می‌زند !!! خداوند بزرگ در این آیه، از قوانین خلقت، پرده برداشته و آن را بصورت فرمول‌هایی کاربردی در اختیار انسان قرار می‌دهد. این آیه صرفاً یک موعظه‌ی اخلاقی نیست، بلکه یک قانون تثبیت شده در نظامِ کاملاً قانونمند خلقت است. بر طبق این آیه، در می‌یابیم که نظام خلقت، بگونه‌ای طراحی شده است که؛ هر کس از یاد خدا فاصله بگیرد، گرفتار همنشین بد، خواهد شد. « نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ» منظور از شیان، هم شیاطین انس را در بر می‌گیرد، و هم شیاطین جن را... کاملاً واضح است که انسان مؤمنی که دائماً در اتصال با الله، روزها و شبهایش را سپری می‌کند اهل معنویات و مراقبت از نفس می‌باشد؛ هرگز همنشین بدی را که رنگ و بوی الله ندارد، انتخاب نمی‌کند. اساساً قلب کسی که حقیقتاً با الله مأنوس است؛ (فقط ظاهر دینداری ملاک نیست) گرایشی به رفاقت و همنشینی با غیر مؤمنان ندارد. امّا قلب کسانی که با الله مأنوس و رفیق نیستند، براحتی به سمت همنشینانی متمایل می‌گردد، که رنگ و بویی از الله ندارند، زیرا اساساً لذت همنشینی با الله، از قلب آنان دور شده است، بطوری‌که، قادر نخواهند بود، دوستی‌هایشان را حولِ محور الله، تنظیم کنند. لذا قرآن چنین انسان‌هایی را، در معرض خطر همنشینی با شیطان، معرفی می‌کند. این شیطان می‌تواند، یک همسر، همسایه، خانواده ‌همسر، رفیق و ... باشد که رنگ و بویی از خدا نداشته و آنان را بیشتر از یاد خداوند غافل می‌کند. البته شیاطین جن، که در مسیر هر دو دسته‌ی (مؤمنان، و غیر مؤمنان) قرار دارند، نیز به آنان حمله خواهند نمود. امّا مؤمنان بواسطه‌ی دریافت انرژی از الله و تمرین‌های مکرر در دفع حملات شیطان، آرام ارام به قدرتِ لازم برای مبارزه با شیطان رسیده و با اتکال به الله، به راحتی حملات شیطان را از خود دور می‌کنند. امّا کسانی که با الله انس نداشته و رفاقتی با اهل آسمان ندارند، براحتی تسلیم وسوسه‌های شیطان شده، و آن‌ها را می‌پذیرند. هر بار پذیرشِ یک وسوسه از جانب شیطان، انسان را ضعیف‌تر از دفعات قبل می‌کند، بطوری که دفعات بعدی، این وسوسه‌ها را آسان‌تر می‌پذیرد. به همین ترتیب، آرام آرام شیطان تمام نفسِ او را در دست گرفته و او را از راه خداوند و طیّ مسیر کمال باز می‌دارد. «وَ إِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبیلِ»... و این در حالی است که او تصور می‌کند، هدایت یافته است و در مسیر صحیح، گام بر می‌دارد. «وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ». در این صورت شروع به تمسخر اهل ایمان نموده و آن‌ها را ابله و نادان فرض می‌کند. امّا مؤمنان، بواسطه‌ی اتصال به الله. با هر بار مقاومت در برابر وسوسه‌های شیاطین جن و یا شیاطین انس، قدرتمندتر شده، و راهِ حمله‌های بعدی را، برای شیاطین مسدود و مسدودتر می‌کنند. گاهی مقاومت یک مؤمن حقیقی، در برابر یک وسوسه‌ی شیطان، بسیاری از پرده‌ها و حجاب‌ها را از جلوی دیدگانش برداشته، و بابِ بسیاری از حکمت‌ها و معارف الهی را برایش می‌گشاید. 1-یا انسان بواسطه‌ی امداد خداوند و دریافت انرژی از او، در برابر شیطان پیروز شده، قدرت گرفته و رشد می‌کند. که این حالت، خاصّ مؤمنان است. 2- یا بواسطه‌ی غفلت از خداوند، در برابر وسوسه‌ی شیطان، شکست خورده، و راه حمله‌های بعدی را برایش هموارتر می‌نماید، تا جایی که نهایتاً شیطان، کاملاً بر نفس او مسلط شده، و او را از مسیر قربّ به الله باز می‌دارد. این حالت نیز مخصوص غیر مؤمنان و کفار است. عدم اتصال به الله و اهل غیب، روح انسان را از تغذیه‌ی انسانی باز می‌دارد، لذا نفس، به قدری ضعیف می‌گردد که توان ایستادگی در مقابل شیطان را نداشته و با هر بار حمله، شکستِ جدیدی را تجربه می‌کند. و شکست پشتِ شکست، آن را کاملاً از پای درآورده و تحت سلطه‌ی شیطان درمی‌آورد. تردد در میان مؤمنان قدرتمند و رفاقت با آنان، لحظه به لحظه انسان را قدرتمندتر کرده و او را به الله شبیه‌تر می‌کند. اما دوستانِ غافل و تردد در جمع‌های آنان، انسان را لحظه به لحظه از مرکز آرامش و شادی (الله) دورتر نموده و یا شیطان مأنوس‌تر و قرین‌ترش می‌کند. انسانی که نمی‌خواهد گرفتار چنگال شیطان باشد؛ باید اهلِ تحفّظ باشد. یعنی در اجرای دستورات دین، محکم عمل کند. اگر انسان در یک زمینه، کمی ضعیف شود. راه زمینه‌های بعدی هم باز می‌شود. به عنوان مثال، اگر شیطان بتواند، حجاب یک بانو را کمی ضعیف بگرداند، قادر خواهد بود در زمینه‌های دیگر، راحت‌تر به او حمله نموده و به زمینش بیندازد. بر دشمنان امام حسین (علیه‌السلام) و اوصافشان کمی تأمّل کنید. همه‌ی آنان اهل عبادت، نماز شب، قرائت قرآن و ... بودند، اما در یک زمینه، راه نفوذ شیطان را به روی خود باز گذاشته بودند؛ لقمه‌ی حرام!!! لقمه‌ی حرام، مانند یک ویروس کامپیوتری، که کلّ سیستم را از کار می‌اندازد، عمل کرده، و تمام اعمال و عبادات، او را حبط و نابود می‌کند، تا جایی که او را به قتل فرزند پیامبر، وا می‌دارد. در روایات آمده است؛ استماع چهل روز و موسیقی حرام، حیات و غیرت را در انسان نابود می‌کند. شیطان، نیز از همین مسیر، حمله کرده و شخص را به استماع چنین موسیقی‌هایی وامی‌دارد، تا او را به درد بی‌حیایی و بی‌غیرتی مبتلا کند. آمار بالای بد حجابی‌های زنان و بی‌غیرتی‌های مردان، نشان می‌دهد که شیطان، انسان‌های جامعه‌ی ما را چگونه از گناهان به ظاهر کوچک، به گناهانِ این چنینی کشانده است. به محض اینکه انسان از الله، از آسمان، از بهشت، فاصله بگیرد، وارد جهنم می‌شود. محال است، کسی از مرکز امنیت و آرامش فاصله بگیرد، امّا در آتش اضطراب و آشفتگی فرو نرود. روحی که از تغذیه‌ی انسانی، محروم شود، قطعاً نابود می‌شود. حیات روح در گرویِ اتصال به الله است. در غیر این‌صورت، انسان جز پنج گروه دیگر، از تقسیم‌بندی قرآن (سنگ، کمتر از سنگ، حیوان، کمتر از حیوان، شیطان) طبقه‌بندی شده و اساساً از نظر خداوند، صاحب باطن انسانی نخواهد بود. از نظر قرآن تنها کسانی، انسان، محسوب می‌شوند که؛ «انّ الّذین آمنوا، و عملوالصّالحات» ایمان و عمل صالح، شرط اصلیِ انسانیت است. محال است بی‌الله، انسان بود، محال است!!! شیطان، توان تسلط یافتن، بر آشنایان و محرمانِ الله را ندارد. بلکه تنها بر کسانی تسلط می‌یابد که: از الله، از آسمان، از غیب دور افتاده‌اند. وقتی شیطان بر قلب کسی مسلط شد؛ طبع و ذائقه‌اش را عوض می‌کند «وَ إِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبیلِ» بطوری که چنین فردی دیگر از مظاهر الله و آسمان لذت نمی‌برد (موسیقی‌های فطری، مظاهر حجاب، مساجد، هیئات، اسم‌های اهل بیت، مجالسِ معنوی و غیر آلوده و ... ) حال آنکه از ارتباط با دوستان غافل و غیرمعنوی، شرکت در مجالس آلوده، مظاهر بدحجابی و بی‌عفتی، موسیقی‌های حرام و ... به لذت و شادی می‌رسند. برای این انسان، مظاهر (سبیل الله) اساساً خوشایند نیست. در حالی که؛ «وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ». تصور می‌کنند، مسیر را درست انتخاب کرده و بقیه را گمراه می‌پندارند. تمسخر مؤمنان از سوی انسان‌هایی که تصور می‌کنند، کار درست هستند، دقیقاً نمونه‌ی همین آیه است. امّا به محض تولد به برزخ و روشن شدن حقیقت، و کنار رفتن حجاب‌ها، آن کسانی که مورد تحقیر و طعنه قرار خواهند گرفت؛ همین انسان‌ها خواهند بود.   «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - چگونه گرفتار همنشین بد نشویم

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4644
زمان انتشار: 30 ژانویه 2016
| | | | |
خدا بهترین دوست انسان

خانواده آسمانی ۴۱5 ، ۱۳۹۴/۱۱/۰۱

خدا بهترین دوست انسان

بهترین دوست انسان کسی است که در صحنه‌های سخت و آسایش انسان را رها نکند. تنها کسی که همیشه وفادار به انسان است، خداوند مهربان می‌باشد که  به هیچ وجه انسان را رها نمی کنند حتی با تمام اشتباهاتی که از انسان ها سر می زند، همیشه آغوشش باز و پذیرای انسان می‌باشد.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 415 «خانواده آسمانی » مورخ 94/11/01 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   رفاقت با  اهل بهشت؛ ضامن پروازهای توست! در جلسه‌ی گذشته آموختیم که نفس ما، دائماً در حال جذب از درون و بیرونِ ماست. بطوری که همه‌ی ورودی‌ها، به نفس ما شکل جدیدی می‌دهند. به عنوان مثال هر فکری که از خاطرِ ما می‌گذرد، نیز، بر نفس ما تأثیر گذاشته و این تأثیرپذیری حتی در خواب و یا بیهوشی نیز قطع نخواهد شد. پس نفس شما، دائماً در حال رشد و یا در اصطلاح، در حال «شدن» (صیرورت) است. حال اگر این رشد و صیرورت، مطابق با شرایط آخرت باشد؛ که به سعادت ابدی انسان ختم می‌شود. اما اگر مطابق با شرایط زیستی آخرت نباشد، به تولد بیمار و یا ناقص انسان به برزخ خاتمه یافته و عذاب‌های عظیم و دردناک آخرتی را با خود به دنبال خواهد داشت. گفتیم که یکی از عواملِ فوق‌العاده قدرتمند در صیرورتِ انسان، معاشرین و دوستانِ او می‌باشند. همچنین در شرح آیه‌ی 23 سوره فرقان آموختیم که یکی از حسرت‌های بزرگ اهل جهنم، دوستی‌های آنها با کسانی بودند که آنان از ذکر غافل نمودند. و همچنین آموختیم که مصداق اول ذکر، طبق روایات، حجت و راهنمای خدا در زمین یعنی امام زمان هر عصر می‌باشد. زیرا تنها کسی که می‌تواند انسان را به الله برساند، همان راهنمایی است که خداوند برای هدایتِ آنان در زمین، تعیین نموده است. حجت خدا در زمین، تنها متخصص کامل و معصومی است که بر تمام این مسیر، اشراف داشته، و می‌تواند او را به هدف نهایی خلقتش برساند. لذا هر گونه فاصله گرفتن و قطع ارتباط با پیامبران و رهبران الهی در هر عصر، مساوی است با عدم نیلِ انسان به هدف خلقت. رفاقت با دوستانِ ناشایست، قطعاً انسان را از ارتباط‌های بهشتی، باز می‌دارد، و مانع انس گرفتنِ او و رفاقت با امام زمانش می‌گردد. گاه یک شغل، یک سفر خارجی، یک مدرک تحصیلی، یک عضویت در شبکه‌های مجازی ... می‌تواند انسان را از مسیر بهشت خارج کرده و تمام آخرت او را به آتش بکشاند. هر انسان باید، رفت و آمد با خانواده‌ی آسمانی‌اش را بیاموزد. باید آنقدر به این رفت و آمدها ادامه بدهد که ارتباطش با تک تک اهل بیت، فرشتگان، اولیاء الهی و ... به یک رابطه شخصی، خصوصی و دوستانه، تبدیل شود. جز یک انسان حقیقی که شرافت خود را شناخته است، کسی به چنین دغدغه‌ای نخواهد رسید. خوشا به سعادت قلبی که خداوند، اذن عاشقی به آنها داده است. کمی در قلب‌هایمان تفکر کنیم، آیا قلبِ ما، تحریم رفت و آمد اهل بیت هست؟ آیا فرشتگان به قلوب ما سر می‌زنند؟ روزی چند بار، قلبمان، به فکر سر زدن به آسمان می‌افتد؟ در طول روز، چندبار هوس بهشت و اهل بهشت، قلبمان را مشغول می‌کند؟ اکتسابات روزانه‌ی ما، مشغولیات و دغدغه‌های بخش‌های پایینی ما، مانع پروازِ نفسِ ما و قد کشیدنِ روح ما می‌گردد. قلب ما، تا از مین و تعلقاتش خالی نشود، محال است هوس آسمان، در آن راه پیدا کند. اگر امروز برای رفاقت‌های آخرتی زحمت نکشیم، حسرت عظیم آخرت، گیریبانگیرمان خواهد شد. باید مراقب باشیم؛ بی‌موقع دست به هیچ انتخاب و ارتباطی نزنیم. باید کنکاش کنیم؛ هر آنچه که بوی غیب نمی‌دهد، نباید قلب ما را به خود مشغول کند. تنها در محدوده‌ی بهشت، باید وارد انتخاب و ارتباط احساسات و عواطف زمینی به قدری قدرتمند هستند، که قادرند انسان را از صراط جدا کرده و به قعر جهنم بکشانند. باید دائماً به آغوش خدا فرار کنیم. مدام دستمان را به دست امام زمان(علیه السلام) بدهیم تا از لجن‌زار نفسمان رها شویم. رهایِ رها، آنقدر که تا خودِ خدا بتوانیم پرواز کنیم. باید عاشقی را بیاموزیم، انتخاب کردن حول محور عاشقی را بیاموزیم، ارتباط برقرار کردن حول محور عاشقی را بیاموزیم ... و فرزندانمان را به بلندای این عشق تربیت کنیم. در آخر این آیه می‌خوانیم؛ «...وَكَانَ الشَّیْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا؛ و شیطان همواره فروگذارنده انسان است». (سوره فرقان/آیه29) خداوند چنین رفقایی را به نام شیطان معرفی کرده و آنها را مزاحم سعادت انسان می‌داند. اساساً از نگاه خداوند، معشوق‌هایی که مزاحمِ ارتباط و عشق بازی انسان با آسمان می‌شوند، شیطانِ زندگی هر انسان است. شاید بسیاری از صورت‌های مقدس، و فعالیت‌های مذهبی ما، همان شیاطینِ مورد نظر قرآن باشند و ما را از ارتباط عاشقانه و رفاقتی با آسمان، مخصوصاً امام عصرمان (عج الله) باز دارند. مراقب باشیم؛ که هیچ معشوقی، میان ما و پروازهای عاشقانه‌ی ما، فاصله نیندازد. اگر حس کردیم، سجاده‌ی ما، پر شده از زنجیرهایی که مانع عشق‌بازیِ ما شده‌اند، سریعاً یک به یک زنجیرهایمان را پاره کنیم. شیاطین، دقیقاً در زمانی که انسان، به آن‌ها چشم امید می‌بندد، رهایش می‌کنند؛ «وَكَانَ الشَّیْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا». اما اهل آسمان، رهایمان نمی‌کنند؛ هر لحظه و هر ثانیه منتظرند تا برگردیم و دستانمان را بگیرند و بالا بکشند. والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - خدا بهترین دوست انسان

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4639
زمان انتشار: 26 ژانویه 2016
| | | | |
نقش دوست در سرنوشت انسان

خانواده آسمانی ۴14 ، ۱۳۹۴/11/01

نقش دوست در سرنوشت انسان

دوست، یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیر بر شکل‌گیری شخصیت و سرنوشت انسان است. به فرموده‌ی قرآن کریم «يا وَيلَتى‏ لَيتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلاً؛ ای وای بر من ای کاش فلانی را رفیق نمی‌گرفتم» دوست آینده انسان را شکل ‌داده و ابدیت او را می سازد. اینکه با چه کسی دوست باشیم و چه کسانی را دوست بداریم در سرنوشت و سعادت و شقاوت انسان تأثیرگذارند و تاثیر دوست بد به گونه‌ای است که می تواند انسان را از یاد خدا و رهبر الهی دور کند و آینده انسان را به خطر بیاندازد.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 414 «خانواده آسمانی » مورخ 94/11/01 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   «تأثیرگذاریِ همه‌ی اشیا بر نفس» گفتیم که رابطه‌ی دنیا و آخرت، مانند رابطه رحم مادر و دنیاست. به این مفهوم که همه‌ی انسان‌ها، در رحم دنیا، در حال حرکت و رشد به سمت آخرت هستند، اما از نگاه قرآن حرکت بعضی از انسان‌ها، حرکت رو به بالا و موفق بوده و حرکت بعضی دیگر حرکت منفی و رو به عقب است. دسته دوم، کسانی هستند که در دنیا زندگی می‌کنند، تشکیل خانواده می‌دهند، و حتی سال‌های طولانی عمر می‌کنند، اما زندگی‌شان، دقیقاً مانند یک جنین که فقط از نظر اندازه، بزرگ شده است. اما هیچ اندام و ارگانی برای زندگی در دنیا برای خود نساخته است، شبیه می‌باشد. تولد این دسته از افراد، تولدی دردناک به عالم برزخ می‌باشد، زیرا هیچ گونه آمادگیِ خاصی برای این تولد عظیم، در آنان بوجود نیامده است. تمام آنچه که در پیرامون ما می‌گذرد و همه آنچه که در درونِ ما جریان دارد (افکار، هیجانات، اخلاقیات، رفتارها، و ... ) همه و همه در حال تغذیه‌ی نفس ما می‌باشند. به گونه‌ای که شکل باطنی‌ِ ما و نحوه‌ی رشد نفس ما، کاملاً با نوع خوراک‌های ما، ارتباط مستقیم دارد. هیچ چیز در رحم دنیا، نابود نمی‌شود. بلکه هر آنچه که در ارتباط با نفس ما می‌گذرد، بر روی نوار نفسمان ضبط و ثبت گردیده و به آن شکل تازه‌ای می‌بخشد. دیدنی‌ها، خوردنی‌ها، شنیدنی‌ها، بوئیدنی‌ها، افکار، خیالات، عقاید، رفتارها، کلام، رنگ‌ها، نواها و موسیقی‌ها و ... حتی نوع انسان‌هایی که انسان آنها را ملاقات می‌کند؛ دائماً در حال تغییر شکل نفس او شده و او را به سمتِ آماده شدن برای آخرت پیش می‌برند. حال این آمادگی می‌تواند مثبت باشد، یا آمادگی منفی. رفاقت‌هایت از جنس آخرت باشد! درصد تأثیرگذاریِ امور گوناگون و یا اشیاء مختلف بر نفس انسان، متفاوت است. بسته به ساختار وجودی هر نفس، تأثیری که امور پیرامون آن، می‌توانند در نفس ایجاد کنند، متفاوت می‌باشد. یکی از تأثیرگذارترین امور بر نفس انسان، دوستان او می‌باشند، کسانی که او با آنها رفت و آمد کرده، دوستشان می‌دارد و با آنها وارد تعاملات عاطفی می‌گردد؛ بر نفس او تأثیر گذاشته و به آن شکل می‌دهند. به محض اینکه انسان با کسی رفاقت برقرار می‌کند، نفس او، شروع به تغذیه از این رابطه‌ی دوستی نموده و شکل تازه‌ای به خود می‌گیرد. قرآن کریم؛ آیات بسیاری را به نقش دوستان در سلامت نفس و سعادت ابدیِ انسان اختصاص داده است. به آیه‌ی زیر دقت کنید: «وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا؛ روزی که شخص ظالم (کسی که بر نفس خود ظلم کرده و از مسیر صراط خارج شده است)، دو دستش را گاز می‌گیرد، و می‌گوید: ای کاش من، یک رابطه‌ای را با پیامبر حفظ می‌کردم. (سوره فرقان/ آیه 23) ای وای بر من، کاش فلانی را بعنوان دوست انتخاب نمی‌کردم، مرا از یاد خدا غافل کرد، بعد از اینکه من حق را شناخته بودم و شیطان، انسان را رها می‌کند! عذاب آخرت، به قدری سنگین است که شخص چنان به ترس و اضطراب می‌افتد که هر دو دست خود را گاز می‌گیرد، او در این حسرت کُشنده دست و پا می‌زند که؛ چرا در دنیا ارتباطی با پیامبران الهی برقرار نکرده است. این قسمت از آیه نشاندهنده‌ی این نکته است؛ که رها کردن دست پیامبران و قطع ارتباط با حقیقت دین، از دینداری، داشتن یک ارتباط دو نفره و قلبی با پیامبران و اولیاء و رهبران دین می‌باشد. چه بسا افرادی را که ظاهراً دیندار و متدین هستند، اما رابطه‌ی قلبی و وجودی با رهبران دین ندارند. این آیه، توجیه محکمی در برابر کسانی است که ادعا می‌کنند بعد از شهادت رهبران دین، امکان ارتباط با آنان وجود ندارد. طبق این آیه؛ رفاقت‌ها، دوستی‌ها و ارتباطات، تعیین‌کننده‌ی نوع سعادت و یا شقاوت ابدی هستند. بطوری که یک دوستیِ اشتباه، تمام آینده او را تباه می‌کند، آینده‌ای که بعد از تولد به برزخ، دیگر امکان جبران آن وجود ندارد. گاه یک رفاقت غلط یک ازدواج اشتباه و ... بنیانِ عقاید و باورهای انسان را سست می‌کند بطوری که تمام دارایی های اعتقادیِ او را از درونش حذف می‌کند. عواطف و عشق‌های زمینی، براحتی حتی  برهان‌ها و استدلال‌های عقلی را نابود می‌کند.   قال علی (علیه‌السلام): «الوَحدَةُ خَیرٌ مِن رَفیقِ السَّوءِ؛ تنهایی، بهتر از داشتن یک رفیق بد است». گاه یک عمر تجرّد و ازدواج نکردن، بهتر از ازدواج با یک انسان جهنمی است. کمی فکر کنیم؛ بعد از اینکه حق بودن امیرمؤمنان و فرزندان او برایمان مسجّل شد، چقدر از رفاقت‌ها، ارتباطات و معاشرت های ما، ما را از یاد امام زمان‌مان غافل می‌کند. چقدر شیفتگی‌های ما به شغل، فرزند، ثروت، مقام و ... ما را از حرکت کردن برای برداشتن موانع ظهور باز می‌دارد؟ چقدر از دل مشغولی‌های بی‌فایده‌ی ما، قلب ما را از برقراری ارتباط با امام زمان باز می‌دارد؟ ارتباط با امام زمان یعنی با او ارتباط شخصی و قلبی برقرار کنیم؛ یعنی قلب ما، ایشان را خوب بشناسد، ایشان نیز ما را به خوبی بشناسند. اگر قرار باشد، ما به محض تولدمان به برزخ، به اشرافِ بهشت معرفی شویم؛ باید در این دنیا، دائماً در ارتباط قلبی و عاطفی با آنها بوده و در زیر سایه‌ی حمایت‌ها و ارتباطات عاطفی با آنها زندگی کنیم. عالم برزخ، بی‌نهایت از دنیا کامل‌تر، شلوغ‌تر، پرهیجان‌تر و ... است. خدا نکند آنجا، انسان آشنایی نداشته باشد که به سراغش آمده و او را از آن همه تحیّر و اضطراب لحظه‌ی ورود برهاند. تنها انس و رفاقت با اشراف و ثروتمندان آخرت (انبیا، شهدا، صدیقین صالحین و ملائکه و ...) است که می‌تواند ما را از تنهایی لحظه‌ی تولد به برزخ نجات دهد. تا دیر نشده، باب رفاقت با آنان را باز کنیم. «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - نقش دوست در سرنوشت انسان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 4638
24 ژانویه 2016
| |
پرسش43.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

شناسه مطلب: 4628
زمان انتشار: 21 ژانویه 2016
| | | | |
​مرز صداقت در دوستی (2)

خانواده آسمانی ۴۱2 ، ۱۳۹۴/۱۰/24

​مرز صداقت در دوستی (2)

دوستی مانند هر چیز دیگری در زندگی محدود به حدودی است. امام صادق (علیه السلام) نیز می‌فرماید: «... دوست تو کسی است که درگرفتاری‌ها تنهایت نگذارد» یعنی در مشکلات و سختی‌ها دوست خود را رها نکند و نسبت به تو بی‌خیال نباشد. بنابراین چه نیکوست کسی که فرمول و قواعد ارتباطات را چه در نظام فردی و چه در نظام اجتماعی رعایت کند و بشناسد چون منشأ خیر و آرامش و سعادت در زندگی انسان است.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 412 «خانواده آسمانی » مورخ 94/10/24 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   نشانه‌های حریم دوستی از نگاه امام صادق (علیه‌السلام) در جلسه‌ی گذشته طبق روایت امام صادق (علیه‌السلام)، آموختیم که روابط دوستی، دارای حدود و اندازه‌ای است، همان‌گونه که همه چیز در عالم از اندازه‌ی مشخصی پیروی می‌کنند. هر ارتباطی بر نفس، تأثیرگذار است، درست مانند اینکه بعد از خوردن چیزی، بدن ما از موادِ دریافت شده، تأثیر گرفته و بر طبق آن رشد می‌کند. اگر فرمول‌ها و روابط ارتباط سالم و الهی شناخته شده و رعایت شود، حتماً از ارتباطات خود نهایت لذت و خیر را دریافت کرده و به رشد می‌رسد. در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) که در جلسه‌ی قبل بررسی شد، تا حدودی، نشانه‌های یک شخصِ مورد اعتماد برای یک رابطه‌ی دوستی را برایمان به تصویر کشیدند. که چند نمونه از آن را در جلسه‌ی گذشته شرح داده شد. عدم دورویی و چاپلوسی فرد، اولین نشانه دوستی است. از موفقیت‌های ما همان‌قدر لذت ببرد که از موفقیت‌های خودش، و از سختی‌ها و مشکلاتِ ما همانقدر احساس سختی کند که از مشکلات و مصائب خود ادراک می‌کند، دومین علامت رابطه‌ی دوستی است. این ویژگی، درک قاعده‌ی هو أنت بوده، و از اصلی‌ترین و مهم‌ترین ویژگی‌هائی است که یک دوست را برای ما، قابل اعتماد می‌سازد. البته باید توجه داشته باشیم که «خیر» همان چیزهاییست که ما را به سوی الله نزدیک می‌کند، و «شرّ» همان چیزی است که ما را از تشبّه و تقرب به الله باز می‌دارد. دوست حقیقی کسی است که خیر و شر را از دریچه‌ی حقیقی دیده و آن را تنها با مقیاس‌های دنیایی، مقایسه نکند. گاهی، نعمتی ظاهراً از نگاه دیگران، یک نعمت و یا یک موفقیت محسوب می‌شود، امّا اگر همین نعمت، سبب دور شدن فرد از الله شود، در حقیقت شرّی بزرگ برای زندگی او محسوب می‌شود. و یا گاهی یک مصیبت، ظاهراً از نگاه دیگران، مشکل و سختی محسوب می‌شود، امّا همین مشکل، سبب نزدیک شدن و تقرب انسان به الله می‌گردد، پس در حقیقت این مشکل، خیری عظیم برای او بوده است. خوشحالی انسان در مصیبت‌های دیگران، حاکی از یک بیماری وحشتناک و خطرناک در نفس  انسان است. باید به دنبال، راه درمان باشیم. نشانه سوم؛ تداوم رابطه‌ی دوستی در زمانی که به ثروت و یا موقعیتی رسید. نشانه چهارم؛ هرکاری که از دست او بر می‌آید، در زمان نیاز دوستش، دریغ نکند. نشانه‌ی پنجم که بقیه‌ی نشانه‌ها را در خود جمع کرده است، این است که؛ دوستش را در زمان گرفتاری‌ها، رها نکند... گاهی انسان، در هنگام گرفتاری‌ها و مشغله‌ی اطرافیانش، کاملاً غافل و مشغول خودش می‌باشد. به عنوان مثال عدم همکاری‌های همسران، در زمان مشغله‌هایِ همسرشان ... عدم درک فرزندان از شرایط سخت والدین، از نمونه‌های این رها کردن‌ها هستند. سرور یک جمع کسی است که به دیگران توجه و خدمت بیشتری می‌کند و حواسش بیشتر به اطرافیانش می‌باشد. رها نکردن در گرفتاری‌ها، صرفاً شامل زمان‌های مصیبت و سختی نیست؛ بلکه توجه انسان به رفع نیازهای اعضای خانواده، اعضای فامیل، دوستان و ... نشان‌دهنده‌ی عدم رها کردنِ آنان است. یک دوست خوب و یک رفیق الهی، کسی است که منتظر اعلام نیاز اطرافیانش نمی‌ماند، بلکه دائماً رصد کرده و نیازهای دیگران را کشف کرده و رفع می‌کند، نه اینکه با خودخواهیِ تمام، سعی کند از دیگران، حداکثر استفاده را برده و خودش نسبت به دیگران بی‌اعتنا باشد. چنین کسی هرگز به دنبال اثباتِ خودش و بزرگ جلوه کردن در نگاه دیگران نیست، تا به بهای له کردن دیگران، به مقاصد خود برسد. او دائماً به وسیله‌ی یاری و امداد دیگران، سعی در جلب توجه اهل آسمان داشته و از هر شرایط خیر و شری که برای خود و دیگران اتفاق می‌افتد، حداکثرِ نور را جذب کرده و رشد می‌کند. گذشته‌ی رفیقت را به رخ نکش! امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «لا تَطْعَنُوا فى‌ عُیُوبِ مَنْ اقْبَلَ الَیْكُمْ بِمَوَدَّتِهِ وَ لا تُوقِفُوهُ عَلى‌ سَیِّئَةٍ یَخْضَعُ لَها فَانَّها لَیْسَتْ مِنْ اخْلاقِ رَسُولِ اللَّهِ؛ به عیب‌های کسی که به دوستی شما، روی آورده، طعنه نزنید، به به خاطر گناهی که مرتکب می‌شود، از دوستی خودت، او را باز مدار (قهر نکن)، که این، از اخلاق پیامبر و دوستانش نمی‌باشد». طعنه زدن به دیگران و عزیزان به خاطر اشتباهات شان، در اثر حملاتِ شیطان از عقب بوجود می‌آید. زیرا شخص با تکرار عیوب دیگران در ذهن خودش، آنها را در ذهن خویش ثبت کرده و نگه می‌دارد و گاهاً در شرایط مهیا شده، بصورت طعنه، به زبان می‌آورد. فراموش نکنیم، که از نظر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، بدترین بدترین بدترین انسان‌ها، کسی است که نه عذر دیگران را نمی‌پذیرد. طعنه زدن به همسر، فرزندان و ... از مصادیق این روایت است. باید بیاموزیم؛ همانگونه با دیگران رفتار کنیم که دوست داریم، خدا با ما رفتار کند.   «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - ​مرز صداقت در دوستی (2)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4603
زمان انتشار: 16 ژانویه 2016
| | | | |
نقش طلب خیر در تولید نور

خانواده آسمانی ۴10 ، ۱۳۹۴/۱۰/17

نقش طلب خیر در تولید نور

وقتی خیری به کسی می رسد شما با گفتن «الحمدلله» و خوشحال شدن از آن نعمت، نور کسب می کنید. و این نوری که از گفتن «الحمدلله» دریافت می کنید  ارزشش خیلی بیشتر از آن موفقیتی است که دیگران کسب کرده اند. چون شما با گفتن «الحمدلله به خیری کثیری می رسید و این امر موجب می شود که به عشق خدا و اهل بیت (علیهم السلام) نزدیک شوید و این غیر از آن نعمتی است که دریافت کرده اید.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 410 «خانواده آسمانی » مورخ 94/10/17 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   باور یگانگی من و مؤمنان دیگر در جلسه گذشته با فرمایشی از امام صادق (علیه‌السلام)، پیرامون حقوق مؤمنین آشنا شدیم. در آخر این روایت، امام صادق، علت وجوبِ این حقوق‌ها را با این جمله بیان می‌فرمایند؛ که تو از او هستی و او از توست... ریشه‌ی مشترکی الهی در وجود مؤمنان، سبب وجوبِ حقوق برادری میان آنان شده است، بطوری‌که هیچ یک از آنان نباید یکدیگر را از خود جدا دانسته و هم دیگر را از هم بدانند. این یگانگی طوری است که مؤمنان خیر همدیگر را خیر خود دانسته و شر همدیگر را شرّ‌برای خود می‌دانند. بنابراین در میان مؤمنان، کلمه‌ای به نام غریبگی، معنایی ندارد. در امت اسلامی، همه از هم بوده و غریبه‌ای وجود ندارد. و همه‌ی مؤمنان باید تلاش کنند، تا به این باور برسند. باور به یگانگیِ مؤمنان، تمام درهای جهنم را به روی انسان می‌بندد، زیرا در هر ارتباطش، دیگران را خودش، دانسته و به گونه‌ای با آنان رفتار می‌کند، دوست دارد با او رفتار کنند. مهارت دلجویی و عذرخواهی از مؤمنان امام صادق (علیه‌السلام) در ادامه‌ی فرمایش‌شان؛ حقوق دیگری را ذکر می‌فرماید: «فَإِنْ كَانَ عَلَیْكَ عَاتِباً فَلَا تُفَارِقْهُ حَتّى تَسِلَّ سَخِیمَتَهُ؛ پس اگر دوستت از دست تو ناراحت شد، و تو را توبیخ مرد، از او جدا مشو، تا از او عذرخواهی کرده و آرامَش کنی» هرگز نباید اجازه بدهیم،‌ دلخوری‌های میان ما و مؤمنان، طولانی شده و به کینه بیانجامد. حتی اگر به گله‌گذاری و صحبت‌های دلخورانه هم کشید، بهتر است از آنکه به کینه و قطع ارتباط بینجامد. نگه داشتن دلخوری‌ها و کینه‌ها، گاه با یک اتفاق ساده،‌ یک ارتباط چند ساله را، خاتمه داده و قطع می‌کند. البته انسان‌های زیرک و قدرتمند به سلاح تغافل و تجاهل مجهزاند. و اشتباهات دیگران را براحتی در درون خود ذوب کرده و اصلاً آن را در خود نگه نمی‌دارند. لذا چنین افرادی اساساً حتی نیاز به گله‌گذاری نیز ندارند، چون براحتی از کنار خطاهای دیگران عبور می‌کنند، بی‌آنکه لکه‌ی سیاهی از آنان، قلب‌شان را آلوده نماید. این دسته از افراد، انسان‌هایی بزرگی هستند، که خودشان را به بلندای ابدیت دیده و برای رسیدن به معیّتِ اهل بیت زندگی کرده و تلاش می‌نمایند. لذا اساساً حیف می‌دانند که حتی چند دقیقه، قلب خود را به آلودگی‌های رفتاری دیگران، درگیر و آلوده نمایند. به همین دلیل، براحتی در برخورد با اشتباهات و ظلم‌های دیگران، نور جذب کرده و قلبشان را برای ارتباط با اهل آسمان، «رها و خالی و سبک» نگه می‌دارند. آنان، با استمداد از اسم مبدّل خداوند، قادرند از میان ارتباطاتِ آلوده، نورانیت دریافت کرده و به نفس خود، وسعت و قدرت می‌بخشند. تجهیزِ این افراد به اسم مبدّل، سبب می‌شود به محض تولد به برزخ، تمام آتش‌ها، اژدها، مارها و عقرب‌های جهنم و ... تبدیل به انوار و نعمات بهشتی گردد. بنابراین آنچه که سبب نجاتِ انسان از آتش جهنم می‌گردد، تعداد اسم‌هایی از خداوند است که در او فعال شده است، خصوصاً اسم شریف "مبدّل". در عالم برزخ، شرایط زیستی، بی‌نهایت با دنیا متفاوت است و آنچه که انسان را آماده‌ی استفاده از آن شرایطِ زیستیِ عظیم می‌نماید، دارایی‌هایی است که او از دنیا با خود، متولد کرده است. بنابراین، اختلاف‌ها و تنش‌ها، میادینی برای جذب نور و قدرت گرفتنِ انسان‌ها هستند، البته به شرطی که انسان با زیرکی، آتش‌های این میادین را رد کرده و با استمداد از آسمان، بر نورانیت و قدرتِ خویش بیفزاید. انسان‌های بزرگ، به سببِ اتصال دایمی‌شان به اهل آسمان، و جذب عاطفه از آنان، براحتی به دیگران عاطفه می‌بخشند، بی‌آنکه توقع جبران داشته باشند. چنین کسانی، دائماً از قلب خودشان محافظت می‌کنند تا نکند از سوی کسی دچار سیاهی و آلودگی گردد، چرا که می‌دانند تنها ثروتِ لازم برای ارتباط با اهل آسمان یک قلب خالی و رها از اتصالاتِ زمینی است. از همین رو، براحتی قلبِ خود را ورطه‌ی اشتباهات دیگران رهانیده و آن را به مبدأ آرامش و شادی خود پیوند می‌زنند. هر وابستگی در قلبِ ما به زمین و اهلِ آن، مانع ارتباط ما با غیب می‌گردد. رفت و آمد انسان با غیب، زمانی برقرار می‌گردد، که قلبش،‌خالی خالی خالی باشد. شکر بخاطر خیراتی که به مؤمنان می‌رسد «و إن أصابَُه خَیرٌ، فَحَمدُلِله؛ تا به او خیری رسید، خدا را شکر کن» اگر کسی می‌خواهد باطن خودش را محک بزند، باید ببیند در صورتی که به برادران مؤمنش خیری می‌رسد، قلباً خوشحال می‌شود یا نه ... خصوصاً در زمانی خودش از آن نعمت خاص محروم است. کسی که به خاطر رسیدن نعمتی به دیگری، غصه‌دار شده و یا حسادت می‌ورزد، حتماً باید برای اصطلاح باطنش به پا خواسته و تلاش کند، زیرا چنین حالتی، تنها از یک باطن بیمار، صادر می‌شود. در مواقعی که اطرافیان ما به موفقیت‌هایی می‌رسند که ما از آن محرومیم؛ احتمال دو عکس‌العمل از ما، وجود دارد؛ در حالت اول، ما خوشحال شده و به سرعت خداوند را به خاطر موفقیت او شکر می‌کنیم؛ در این صورت ما،‌ توانسته‌ایم از صحنه‌ی موفقیتِ دیگران، نور جذب کرده و رشد کنیم. این نور جذب شده، ارزشمندتری از موفقیتی است که به او رسیده است و قیمت این الحمدلله، با هیچ معیاری، قابل اندازه‌گیری نیست. علاوه بر این نور، او عشق و رضایت اهلِ آسمان را که عظیم‌ترین سرمایه‌ی عالم است، جذب می‌کند. در حالت دوم، ما ناراحت شده و حسادتمان به موفقیت و موقعیت او تحریک می‌شود، در این‌صورت، ما از صحنه‌ی موفقیتتِ او نار جذب کرده و روز به روز ضعیف‌تر می‌شویم. و یا اینکه اگر اتفاق ناخوشایندی برای کسی بیفتد و ما از آن خوشحال شویم. باطن بسیار خطرناکی داریم و باید برای درمانش اقدام کنیم. اگر انسان باور کند، که دیگران، عینِ خودِ او هستند، یقین دارد که هر خیری به دیگران برسد، در حقیقت به او رسیده است. او می‌داند تا زمانی که دستانش به دعا برای دیگران بلند باشد، در حقیقت، این خودِ‌ اوست، که در حال دریافتِ‌ رحمت و عشق خداوند، و اهل آسمان است. چنین کسی، دائماً از ظهوراتِ الله در پیرامون خود شاد است و از آن لذت می‌برد. لذا از تمام خیراتی که برای دیگران حادث می‌شود، خوشحال شده و حمد خداوند را بر زبان می‌آورد. فراموش نکنیم که؛ دیدن نقاط منفی دیگران و بزرگ کردن این نکات و یا بازگو کردن آن، نشانه‌ی روح بسیار کوچک ماست، باید برایش فکری کنیم... راستی! خوب است این سؤال را از خودمان بپرسیم؛ من شخصیتاً چطور انسانی هستم؟ آیا با شادی‌های دیگران، شاد و شاکر می‌شویم؟ آیا با ناراحتی‌های آنان غمگین می‌شویم؟ یا اینکه دقیقاً واکنش عکسِ این واکنش در ما تولید می‌شود؟ رازداری‌های دیگران، مخصوصاً در زمانی که آنان به دشمنی با ما برخاسته اند، نیز از نشانه‌های بزرگی روح ماست، و اگر این حالت در ما نیست، از ضعف نفس ما ناشی شده و باید به دنبال چاره باشیم.

صوت

1 - نقش طلب خیر در تولید نور

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4575
زمان انتشار: 12 ژانویه 2016
| | | |
شاخص‌های تعیین سطحِ انسانی

بحث غفلت (6)؛ 93/8/27؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

شاخص‌های تعیین سطحِ انسانی

برای یک انسان نیز که در باشگاهِ قدرتمندِ دنیا برای کسبِ کمالاتِ انسانی حضور یافته است، تنها میزانِ پیشرفتِ او در جهت رسیدن به باطن انسانی، ارزشمند می‌باشد. به طوریکه بقیه موفقیت‌های او در کسب کمالاتِ گوناگونِ غیر انسانی، تنها ابزار و مقدمه‌ای برای پیشرفت اصلی و حقیقی او یعنی همان پیشرفت انسانی‌اش می‌باشند.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 6«بحث غفلت » مورخ 93/8/27، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: تعیین سطح پیشرفت‌های انسانی امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «فیها لها حسرهً علی کلّ ذی غفله، أن یکون عُمرهُ علیه حجّه، و أن تؤدّیه ایّامه إلی الشّقوه.» وای بر هر غافلی که گذران عمر او، بر علیه او حجت باشد و گذران روزگارش او را به سوی بدبختی بکشاند. شاید بعد از اندکی تأمل در این روایت، این سؤال در ذهن شما نقش ببندد که عمر یک نفر چگونه می‌تواند علیه او حجت باشد؟؟؟ در پاسخ باید گفت که طبق یک توقع کاملاً منطقی، همه انسانها از کسی که در یک دوره آموزشیِ علمی یا مهارتی شرکت می‌کند، انتظارِ جدیّت و تلاش داشته و بعد از گذشت مدت زمانی، پیشرفتی نسبی را از او طلب می‌نمایند. به طوری که تنها مسأله مهم بعد از شرکت در یک دوره آموزشی، میزان دریافت‌ها، مهارتها و یا محصولاتی است که شخص بدانها دست یافته است. برای یک انسان نیز که در باشگاهِ قدرتمندِ دنیا برای کسبِ کمالاتِ انسانی حضور یافته است، تنها میزانِ پیشرفتِ او در جهت رسیدن به باطن انسانی، ارزشمند می‌باشد. به طوریکه بقیه موفقیت‌های او در کسب کمالاتِ گوناگونِ غیر انسانی، تنها ابزار و مقدمه‌ای برای پیشرفت اصلی و حقیقی او یعنی همان پیشرفت انسانی‌اش می‌باشند. پیشرفت‌های بخش انسانی، با توجه به شاخص‌های این بخش قابل ارزیابی می‌باشند، و هر انسان می‌تواند با دیدن چهره باطن خود در آیینه‌های انسانی، میزانِ انسانیت خود را مَحک زند. اما غالب انسانها از حضور در برابر این آیینه‌ها و دیدن چهره‌ی باطن خود می‌هراسند و تا زمان تولدشان به برزخ، اساساً تصویری از باطن خویش ندارند. علی «علیه‌السلام» غفلت از چنین مسئله مهمی را بسیار تأسف‌بار و منشأ شقاوتِ انسانها می‌داند. شاخص‌های تعیین سطحِ انسانی توقع انسان از یک دوره بارداری 9 ماهه، تولد یک نوزاد سالم است و زمانی این توقع به حسرت تبدیل می‌گردد که بعد از 9 ماه انتظار با نوزادی بیمار و یا ناقص روبرو گردد. حسرتِ حقیقی انسانها نیز درست در زمانی به وجود می‌‌‌آید که بعد از گذراندن سالهای عمر خود با بیماری و نقص به برزخ متولد شده و چهره باطنشان، اساساً شباهتی به باطن انسانی نداشته باشد. فراموش نکنیم همانگونه که در طول دوران بارداری می‌توان با انواع آزمایشات و تصویربرداری‌ها، میزان سلامت جنین را سنجید، در طول عمر دنیایی‌ِ انسان‌ها نیز، می‌توان با توجه به شاخص‌های انسانی، میزان سلامتِ باطن آنها را محک زده و سطح پیشرفت انسانی‌شان را تعیین کرد. بعضی از این شاخص‌ها، عبارتند از: 1- مهندسی محبوب‌ها؛ شکست در مهندسی معشوق، نشانه خروج نفس از حالت تعادل انسانی و ابتلای آن به فسق است. اساساً کسی که سه معشوق الله، خانواده آسمانی و جهاد، در رأس محبوب‌های او نبوده و رسیدنِ به آنها هدف اصلی و نهایی او را تشکیل نمی‌دهد، از نگاه قرآن «فاسق» بوده و از باطن انسانی برخوردار نیست و باید منتظر عذاب دردناک الهی باشد. (سوره توبه، آیه 24) 2- نماز؛ میزان تمرکز انسان در نماز و به طور کلی در عباداتِ گوناگون نشان می‌دهد که او در چه سطحی از سلامت نفس قرار دارد. میزان حضور قلب در نماز نشان می‌دهد که انسان با باطن خود چه کرده است. 3- سبک زندگی؛ سبک زندگی و نوع فرهنگ انسان شاخصِ روشن دیگری است که میزان پیشرفتِ انسانی او را مشخص می‌کند. الگوهای عملی که انسان را به پیروی از خود وا می‌دارد، نشان می‌دهد که او به باطن انسانی رسیده است یا نه؟ نمی‌توان از الگوهای غیر الهی پیروی کرد اما به باطن انسانی رسید. اساساً کسی که روح جهاد در او شکل نگرفته و به غیرت دینی نرسیده است، به فسق مبتلاست و در جهت کسب باطن انسانی گام بر نمی‌دارد. توحید یعنی عشق به رسیدن به الله، به طوری که تمام موانع مزاحم را در این مسیر، با شیرینی از میان برداریم. از خود بپرسیم؛ چه چیزی در سبک زندگی من جای دارد که مانع حرکت صحیح من به سوی الله شده و مرا از پیوستن به امام زمانم باز می‌دارد؟ فراموش نکنیم که این عوامل غفلت نامبارک بوده و باید به سرعت از مسیر حرکت ما حذف گردند. هر کدام از هویت‌های سیاسی، اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی و ... که مانع تلاش‌ِ ما برای برداشتن موانع ظهور می‌گردند، از عواملِ اصلی غفلت در سبک زندگی ما محسوب شده و باید تغییر یابند. سکون در چنین هویت‌هایی حتماً انسان را به شقاوت خواهد رساند. به این سفارش امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» دقت کنید: «فی السّکون إلی الغفله، اغترار؛ توقف در غفلت، سبب فریب انسان می‌گردد.» به محض آنکه دریافتیم، عاملی از عوامل غفلت در سبک زندگی ما جای دارد، باید به سرعت برای رفع و یا تغییر آن اقدام کنیم. هرگز از خاطر نبریم که ما انسانیم و هدف‌مان تشبه به الله است و بقیه شئونات در سبک زندگی ما، تنها ابزاری برای رسیدن به هدف‌اند. اگر ابزاری غفلت آفرین بود به سرعت باید تغییر کند، در غیر اینصورت زندگی دنیا و آخرت‌مان را به تباهی می‌کشاند. ما از خانواده محمد «صلی الله علیه و آله و سلم» و آل محمدیم و باید تمام شئونات زندگی خود را در جهت عضویت در این خانواده تنظیم نماییم. لا اله الا الله، ذبحِ تمام شئونات در پای الله است. و عاشورا روز ظهور لا اله الا الله بود. جایی که پای الله در میان است، باید همه چیز را برای در آغوش کشیدنش فدا کرد. و این است سبکِ زندگی اسلامی... .     مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4568
زمان انتشار: 10 ژانویه 2016
| | | | |
او از توست و تو از او هستی

خانواده آسمانی ۴۰9 ، ۱۳۹۴/۱۰/۱۰

او از توست و تو از او هستی

همه ما یک روح واحد داریم و فقط بدن ها با هم فرق می کنند. به فرموده قرآن تولیدات هر کس مکتسبات اوست. کسی که چنین نگاهی داشته باشد به راحتی ناراحتی و دعوا با کسی ندارد. چون می داند هر گونه رفتار و برخورد نادرست به خودش برمی گردد و نفسش شکل می گیرد. 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۴۰9 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۱۰/۱۰ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ظلم در حق دیگران، ظلم در حق خودمان است! ادامه‌ی فرمایش امام صادق (علیه‌السلام) که فرموده بودند: «... زیرا او از توست، و تو از او هستی!!! در ادامه‌ی فرمایش، ‌‌امام صادق (علیه‌السلام)، به علتِ سفارشاتِ خود، در خصوص رعایت حقوق مؤمنین، اشاره می‌کند؛ او از توست، و تو از او هستی... این جمله، اشاره به ریشه‌ی مشترک همه‌ی انسان‌ها داشته و به حقیقت الهیِ وجود آن‌ها اشاره می‌کند. می‌دانیم که نفسِ انسان‌ها، مجرد است و عددپذیر نیست. نفس، ‌یک حقیقت واحد است که به نطفه‌های مختلف تعلق گرفته و در بدن‌های مختلف، شخصیت‌های مختلف را می‌سازد. امّا آنچه مسلم است، حقیقتِ وجودِ همه‌ی ما، یک حقیقتِ مشترک است که همان نور محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است. این روحِ الهی مشترک، در وجودِ همه‌ی انسان‌ها موجود است، بطوری که همه‌ی آن‌ها، چون تار و پودهای یک ریسمان، به هم وابسته‌اند. مثل روح یک پدر و مادر که به یک میزان در تمام فرزندانشان حضور داشته و محبت والدین به یکی از فرزندان، منجر به کم شدنِ محبت او به دیگری نمی‌گردد. طبق این مفهوم، هیچ کس،‌ قادر به فخرفروشی به دیگران نیست. چون ذات بقیه، در حقیقت ذاتِ خودِ اوست. همه‌ی حسادت‌ها، چشم و هم‌چشمی‌ها، مسابقات دنیایی و ... همه و همه زاییده یک توهم است، چرا که کسی، با او تفاوتی ندارد. تا انسان نیاموزد، دیگران را عینِ خودش بداند، امکان ندارد به غیب راه پیدا کند. هر گونه ظلمِ ما به دیگران (غیبت، پرخاش، حسادت، تکبر، کینه و...) در حقیقت ظلم در حق خودمان است، و اولین کسی که از این ظلم، به بدبختی و شقاوت می‌افتد، خودمان هستیم! لذا، امام صادق (علیه‌السلام)، دست روی حقیقتِ اصلی وجودِ انسان‌ها می‌گذارد و به طریقی کاملاً ‌عملی و منطقی،‌ آن‌ها را برای رعایت حقوق یکدیگر مُجاب می‌کند. نفس ما، مطابقِ اکتساباتِ ما، شکل می‌گیرد! نفسِ ما، دقیقاً توسطِ اکتساباتِ ما، شکل می‌گیرد. هر یک رفتار ما، هر یک تفکر ما، دیدنی ما، و هر یک شنیدنیِ ما و ... دقیقاً جذبِ نفسِ‌ما شده و به آن شکل می‌دهد. این‌گونه نیست، که بتوان ارتباطی را برقرار کرد، ولی آثار آن را جذب ننمود. بزرگترین عاملِ شکل‌دهنده‌ی نفس انسان، خیالاتِ انسان است. خیالِ پاک، قطعاً نفس پاک را خواهد ساخت. کسانی که دائماً‌ در حال تولید خیالات زیبا هستند، دائماً‌ در حال قدرت گرفتن و رشد دادن ِ نفس خود می‌باشند. امّا بالعکس کسانی که دائماً در حال زیر و رو کردن گناهان دیگران، رفتارهای دیگران، عیوب و لغزش‌های آنان و ... هستند، دائماً در حال وارد کردن آلودگی و کثافات به نفس خود بوده، و از آن، موجودی بدترکیب و زشت هیبت می‌سازند. هر بار یادآوری خاطره‌ی گناه کسی در ذهن، به همان اندازه نفسِ انسان را دچار آسیب می‌کند. هر بار غیبت از کسی، به اندازه‌ی هفتاد بار زنا، به نفسِ انسان ضربه وارد کرده و تمام آثاری که از غیبتِ ما در نفسِ دیگران تولید می‌شود نیز تا قیامت در کارنامه‌ی نفسِ ما ثبت می‌گردد. تکرارِ مداوم خیالاتِ زیبا، آرام آرام نفس را به سمت پاکی و زیبایی پیش می‌برد. باید تمرین کنیم که از نفس ما، دائماً خیالات، نیات و افکار پاک و خیرخواهانه صادر شود. باید تمرین کنیم، دائماً از وجود ما، برای دیگران مهربانی و خیر، تولید گردد، وگرنه ما بازنده‌ی میدان زندگی خواهیم بود. زیرا هر مهربانیِ ما در حق دیگران، در حقیقت، مهربانی در حق خودمان است. این نوع تفکرِ حقیقی، سبب می‌شود، در جامعه هر کس مشغولِ خودش بوده و ریشه‌ی غیبت، دروغ، حقه‌بازی، کلک و ... به طور کلی برچیده می‌شود. با این تفکر، هیچ کس به خاطر گناهش، تحقیر و سرزنش نخواهد شد، بلکه با یاری دیگران، برای ترک گناهش، روبرو شده و آرام آرام به سمت سلامت پیش خواهد رفت. با چنین تفکری، هیچ کس به دنبال جلو افتادن از دیگران نیست، بلکه هر بار از دیگران پیشی گرفت. دست آنان را هم گرفته و به رشد می‌رساند، با چنین تفکری، هیچ کس با تنبلی، کارهای خود را به دوش دیگران نمی‌اندازد، چون یقین دارد، اولین بازنده‌ی چنین واکنشی، خود اوست. هر نوع کوتاهی در انجام مسئولیت‌های زندگی‌مان (همسری، پدری، مادری، فرزندی،‌کارمندی و ...) آسیب زدن به نفس خودمان است و گاه این کوتاهی‌ها، هزاران سال ما را از رسیدن به سعادت باز خواهد داشت. وقتی مسئولیتی را در زندگی پذیرفته‌ایم باید در قبال این مسئولیت، پاسخگو باشیم. تنها کسی قادر است، خودش و دیگران را خوب بشناسد، که به بلوغ بخش انسانی رسیده باشد و بخواهد با رشدِ این بخش به هدفِ نهایی خلقتش نائل شود. چنین کسی هر روز از سطح خشونت‌های نفس خود کاسته و بر سطح رحمانیت خود،‌ می‌افزاید، تا جایی که دیگر در نفس او چیزی جز رحمتِ به غیر،‌ باقی نمی‌ماند. و این رحمت، ابتدا به نفس خودِ‌ او برگشته، بر وسعت نفس او و تقربش و تشبه‌اش به الله، می‌افزاید.

صوت

1 - او از توست و تو از او هستی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4566
زمان انتشار: 10 ژانویه 2016
| | | | |
تکریم و بزرگداشت برادر مومن

خانواده آسمانی ۴۰8 ، ۱۳۹۴/۱۰/10

تکریم و بزرگداشت برادر مومن

برادر مومن خود را بزرگ و گرامی دار یعنی با بزرگ شمردن به گونه ای رفتار کن که طرف مقابلت احساس شخصیت کند و این حس به او دست بدهد که چقدر برای تو مهم و عزیز است. کسی که نمی تواند چنین رفتاری داشته باشد که نقاط قوت دیگران ببیند و اکرام کند، بخیل و فشار قبر زیادی دارد. 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۴۰8 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۱۰/10 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   حقوق مؤمنین در قبال یکدیگر از نگاه امام صادق (علیه‌السلام) در جلسه‌ی گذشته با روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) با مضمون زیر آشنا شدیم، که در این مجال به ادامه‌ی شرح آن خواهیم پرداخت. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «حق مسلمان بر مسلمان دیگر آن است که: سیر نباشد درحالیکه برادر مسلمانش گرسنه است، و سیراب نباشد در حالیکه او تشنه است، و پوشیده نباشد در حالی که برادرش عریان است...» و چقدر حق مسلمان بر مسلمان دیگر، عظیم است!!! برای برادر مسلمانت، آن چه را بپسند که برای خودت می‌پسندی، و اگر نیازمند شدی، از او کمک بخواه، و اگر از تو کمک خواست،‌ تو نیز به او عطا کن. به سبب نیکی کردنِ به او، افسرده‌اش مکن، و او نیز همین‌طور ... پشتیبان او باش، که او نیز پشتیبان توست. هرگاه غایب بود، منافع او را حفظ کن، و اگر حاضر بود به زیارتش برو. و او را بزرگ بدار و تکریمش کن. زیرا او از توست، و تو از اویی!!! *گاه انسان‌ها، عزت نفس را با نخوت و تکبر اشتباه می‌گیرند. حتی گاهاً‌ از دریافت کمک از والدین خود نیز اِبا می‌کنند تا نکند زیر دینِ دیگران قرار بگیرند. این توهم، ریشه در نخوت و تکبر انسان دارد، که البته او آن را با نام «عزت نفس» توجیه کرده و خود را از محبت‌ها، حمایت‌ها و پیوندهای عاطفیِ مؤمنان دیگر، محروم می‌سازد. *حمایت دیگران در مشکلات، از وظایفِ ما در حق دیگران است. خصوصاً در زمانی که آن‌ها به سبب مشکلی، از حفظِ منافع خود و یا انجام وظایف خود،‌ عاجز شده‌اند. گاه همسران، برای حفظ آرامش، باید پاره‌ای از مسئولیت‌های یکدیگر را پذیرفته و به انجام رسانند. و این همکاری در زمان‌هایی که برای هر کدام از آنان مشکلی و یا بیماری پیش می‌آید، محکم‌تر و قطعی‌تر رخ می‌نماید. پوشش دهیِ همکاران در مواقع بحران، نسبت به وظایفِ همکار دیگر، نمونه‌ای از این نوع حمایت‌ها و ادای حقوق ما می‌باشد. *زیارت مؤمنین، خیراتِ بسیار کثیری دارد که سبب رشد نفس آنان و قدرت گرفتن در مسیر حرکتشان به سوی الله می‌باشد. وقتی چندین نفر از مؤمنان، حول محور الله، و با ریشه‌های آسمانی مشترک، و با محبت و علاقه‌ی به یکدیگر در یک مجلس جمع می‌شوند، نه تنها احساس تنهایی نمی‌کنند؛ بلکه در خلالِ این ملاقات‌ها، قادرند با یکدیگر انس گرفته،‌ هم کلام شده و بسیاری از مشکلات همدیگر را گره‌گشایی نمایند. «محبت و علاقه‌ی مؤمنان» براساس حبِّ الله، عنصر اصلی اجتماعاتِ‌ مؤمنین است، و همین عنصرِ معجزه کننده است که قابلیت رشد نفوسِ آنان را دارد. اگر اجتماع مؤمنان، فاقد محبت، همدلی و احساس برادری باشد، نه تنها در نگاه اهل آسمان ارزشمند نیست؛ بلکه تأثیری در آرامشِ جان آنان نخواهد داشت. اجتماع مؤمنان باید به گونه‌ای باشد، که آنان در کنار یکدیگر احساس آرامش و قوت قلب نمایند. چگونه رفتار کنیم تا بزرگ به نظر رسیم! هر چه انسان مهربان‌تر شده و دامنه‌ی خیرات او، طیفِ بیشتری از انسان‌ها را در بر گیرد، در نگاه اهل آسمان عزیزتر شده و به سعادتِ ابدی نزدیک‌تر می‌شود. کسانی که قادر به مهرورزی، و الفت گرفتنِ با دیگران نیستند، هیچ خیری در وجودشان، نبوده و در نگاه اهل آسمان نیز،‌ ارزشمند نخواهند بود. کمی دقت کنیم؛ ما چه طور شخصیت‌هایی داریم؟ آیا باطن ما، برای دیگران دائماً‌در طلب خیر است؟ یا خودمان، ذاتاً آتش گیرنده و برهم زننده‌ی اجتماع مؤمنین و جداکننده‌ی قلوب آنها هستیم؟ آیا عکس العمل‌های دیگران، به سرعت آرامش ما را به هم ریخته و باطن‌مان را به آتش می‌کشد یا اینکه راحت از کنار آتش‌هایی که دیگران با پا می‌کنند، می‌گذریم؟ *دیدن کمالات دیگران، سبب می‌شود که آنان در نظر او بزرگ شوند. تنها در این صورت است که انسان توانِ تکریم دیدن را پیدا می‌کند. برعکس کسانی که دائماً‌ دنبال عیب‌ها و ضعف‌های دیگران هستند، اصلاً توانِ‌دیدن بزرگی‌ها دیگران و اهمیّت دادن به آنان را ندارند. چنین کسانی نفسِ وسیعی ندارند. و فشارهای زیادی را در نفس خود به همراه دارند. 

صوت

1 - تکریم و بزرگداشت برادر مومن

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed