www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه پرسش: 5967
8 ژانویه 2017
| |
پرسش 115.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

شناسه مطلب: 5910
زمان انتشار: 25 دسامبر 2016
| |
بدترین ظلمها، ظلم به مظلوم است

از استاد محمد شجاعی

بدترین ظلمها، ظلم به مظلوم است

در میان ظلم هایی که به مردم می شود، ظلمی که مظلوم، یاور ندارد؛ خطرش بیشتر و عواقبش سخت تر است.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5858
زمان انتشار: 14 دسامبر 2016
| |
ریشه تمام گناه ها و ظلم‎ها کبر در برابر خدا و خود برتر بینی است

خانواده آسمانی (454) ؛ 95/9/18

ریشه تمام گناه ها و ظلم‎ها کبر در برابر خدا و خود برتر بینی است

هر بدی و گناهی ریشه‌ای دارد و ریشه کبر و خودبرتربینی، «ظلم به نفس» است. تکبر و بزرگی از صفات برجسته خداوند است. بنده ای که چیزی از خود ندارد، با تکبر و غرورش، جهنم را برای خود می‌خرد.

محاسبه حق الناس در قیامت سخت است امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) فرمودند: «بِئْسَ الزَّادُ الَى الْمَعادِ الْعُدْوانُ عَلَى الْعِبادِ= چه بد توشه‌ای است برای آخرت، ظلم به بندگان خدا». آدم ممکن است موقع رفتن، گناهانی را با خودش ببرد. بویژه حقّ‌النّاس که جبرانش بسیار مشکل‌تر از جبران حقّ‌الله است، چون با مردم سرکار دارد . اگر کسی حق مردم را ادا نکند و بدون توبه از دنیا برود، با عذاب سختی مواجه خواهد شد. پس انسان در برزخ و قیامت به شدت فقیر می شود و آنرا احساس می‌کند.  به همین دلیل، طلبکار بودن از دیگران برایش غنیمت بزرگی است. حقوقی که آدمیان نسبت به یکدیگر و بر عهده همدیگر دارند، خیلی سخت است. در برزخ و قیامت هیچ‌کس حاضر به فداکاری نیست و به قول قرآن بار کسی را نمی‌کشد. و به قول قرآن بار کسی را نمی‌کشد. «لا تزر وازرة وزر اخری= هیچ کس بار کسی را برنمی دارد». حتی اعضای خانواده هم حاضر نیستند بار یکدیگر را بکشند. حالا اگر ظلمی هم به کسی داشته باشیم، او از ما طلبکار  می‌شود؛ چون خودش احتیاج دارد. این طور نیست که بتوانیم یک نفر را راضی کنیم. کار بسیار سختی است. حضرت علی (علیه‌السلام) در اهمیت حقوق مردم می‌فرماید: «به خدا قسم اگر شب را روی توده‌ای از خار بیدار بمانم، یا بسته به زنجیرم بر روى زمین بكشانند، خوش دارم از اینکه در روز قیامت با دامن آلوده به ستم بر یکی از بندگان خدا یا غصب کمترین چیزی از حطام دنیا بر خدا و رسول او وارد شوم. چگونه به خاطر جسمی که تار و پودش به سرعت به سوی پوسیدگی پیش می‌رود، و روزگاران درازی در زیر خاک می‌ماند بر کسی ستم کنم.». (نهج البلاغه/ خطبه 224) انسان باید همیشه خودش را موعظه کند تا جانش همیشه در عذاب نباشد. بخاطر شکم، شهوت یا آسایش موقتی دنیا، خودش را آلوده نکند. در فرمایش دیگری فرمودند: «فَاللَّهَ اللَّهَ فِی عَاجِلِ الْبَغْیِ، و آجِلِ وَخَامَةِ الظُّلْمِ و سُوءِ عَاقِبَةِ الْكِبْرِ= از خدا بترسید، درباره سركشى در این جهان و كیفر ناخوشایند ستم در آن جهان و بد فرجامى تكبّر، كه دام بزرگ شیطان و نیرنگ سترگ اوست». (خطبه 192) «ظلم» روزگار انسان را تباه می‌کند در روایت است که نزدیک ترین چیزی که خیلی زود بر انسان آثارش را می‌گذارد، «ظلم» است. این گونه است که خیلی اثر خودش را سریع در روح انسان می‌گذارد. همچنین در دنیای انسان و کارهای انسان را خراب می‌کند. حضرت امیر (علیه‌السلام) فرمودند: «إِیّاكَ وَ الظُّلْمَ فَمَنْ ظَلَمَ كَرُهَتْ أَیّامُهُ= از ستمگری بپرهیز! چون کسی که ستم کند، روزگارش ناگوار می‌شود». شما دارائی‌های دنیایی را هم داشته باشید، اما با ظلم هیچ وقت آرامش و خوشی نخواهید دید و حتی روزگار بدی را خواهید داشت. ظلم مثل سم است. همان‌طور که سم بدن را مسموم می‌کند و مانع رشد بدن می شود و اثر خودش را می گذارد، ظلم هم این گونه است. روزگار انسان را خراب می کند و آثار و تبعات خودش را برجای می‌گذارد.  گاهی وقت‌ها در مورد ظلم صحبت می‌کنیم، دزدی، آدم‌کشی به ذهن می‌آید، درحالی‌که ظلم فراتر از این است. مثل طلاق، یکی از نمونه های بارز ظلم است که امروزه در جامعه زیاد رخ می‌دهد یا ظلم‌هایی که زن و شوهر در حق هم می کنند، درحالی‌که نمی‌دانند ظلم به خودشان می‌کنند. قرآن کریم می‌فرماید: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا = اگر نیكى كنید، به خود نیكى كرده‏ اید و اگر بدى كنید به خود بد کردید». این قاعده «هو انت» قاعده مهمی است. انسان تا وقتی که خوبی می‌کند، به خودش بازمی‌گردد. وقتی هم کار بد می‌کنیم، درحقیقت به خودمان می کنیم. کسی که خاطر دیگران را می آزارد و عیب جوئی می‌کند، نمی‌داند که با خودش این کار را می‌کند. پس باید از عاقبت ناگوار ستمگری بترسد هم در دنیا و هم در آخرت. «کبر» منشأ ظلم به دیگران می شود علمای اخلاق می‌گویند: گاهی انسان در مقابل خدا کبر می‌ورزد؛ مثل نماز نخواندن یا عبادت نکردن. گاهی کبر در مقابل انبیا و ائمه است؛ یعنی اطاعت نکردن از سیره و منش آنان، گاهی هم کبر در مقابل مردم است. خودبزرگ بینی، خودبرتربینی که این هم زمینه‌های مختلفی دارد. کبر با کمالات جمادی، کبر با کمالات گیاهی، کبر با کمالات حیوانی یا عقلی. کسی که کبر دارد؛ با دیگران نرم نیست  و با مردم برخورد غرور آمیز دارد. تکبر صفت خداست و کبریایی برای کسی است که بزرگ است. او کمال بی‌نهایت و وجود مطلق است. لذا بنده حق ندارد، بزرگی کند؛ چون هستی‌اش از خودش نیست و کمالی از خود ندارد. اما متاسفانه هر چقدر انسان کمالاتش بیشتر شود، اگر اخبات و معرفت نداشته باشد، تکبرش هم بیشتر می‌شود. هم در مقابل خدا هم در مقابل اهل بیت و هم در مقابل مردم. بعضی‌ها دیپلم دارند و تا آن وقت آدم خوبی هستند، ولی به محض این که وارد تحصیلات دانشگاهی می شوند و مدرک می گیرند، عوض می شوند و دیگر نمی توانند با مردم برخورد خوبی داشته باشند. حتی نمازشان هم تغییر می کند. برخی از افراد مذهبی ما طاقت شنیدن حرف حق را ندارند. مثل بعضی از مداح‌ها که با خواندن شعری یا سبکی بدعت ایجاد می‌کنند؛ یا مثل کسی که انگشتر طلا به دست می کند و اگر بگوییم برای مرد حرام است نمی پذیرد؛ یا تذکری که والدین به بچه ها می دهند و نمی پذیرند؛ یا استاد دانشگاهی که دوست دارد شاگردان و دیگران جلو پایش بلند شوند، اینها همه به نوعی حکایت از  تکبر می‌کند. درحالی که یکی از نشانه های مومن این است که قدرش دانسته نمی شود. در روایت نقل است که «المومن مکفر= مومن مورد کفران قرار می‌گیرد». یعنی قیمتش دانسته نمی شود. توانایی و کمالات خوبی دارد. اما خانواده، اطرافیان، همسایگان و ... کسی تحویلش نمی گیرد و دیده نمی شود. این قشنگی مومن است که مثل خداوند سهمی از کفران را داشته باشد؛ یعنی مورد ناسپاسی و بی مهری قرار می‌گیرد و قدرش را نمی دانند. حتی خانواده و همسر و فرزندانش. در اینجاست که مومن شبیه خدا می شود. گاهی خود خدا می‌خواهد بنده اش دیده نشود. این غریبی قشنگ است؛ چون خودش یک مقام و اجر و کفاره است. مومن وصل به کانون  عواطف الهی است. آنقدر سیراب است که برایش مهم نیست که آیا او را تحویل می‌گیرند یا نه! دوستش بدارند یا نه؟ او ثروتمند است. پس زودرنجی و حساسیت که عذاب و فشار قبر زیادی دارد بخاطر داشتن کبری است که در وجود انسان هست و خیلی باید مراقب بود. چون هم دنیای انسان را خراب می‌کند و هم آخرت را. کسانی که در قیامت شبیه مورچه محشور و پایمال می‌شوند! در قیامت 50 هزار گروهی هستند که به حسابشان رسیدگی نمی‌شود و بلاتکلیف می‌ایستند و خدا او را به شکل مورچه‌ای درمی‌آورد و زیر دست و پای مردم می‌اندازد تا له می‌شود، ولی نمی میرد. چون در قیامت مرگی نیست. از بس در مقابل دستورات خدا مقاومت می کرده و انجام نمی داده، مثل قبول نداشتن خمس، حج، حرام بودن طلا برای مرد، قبول نکردن احکام شوهرداری یا زن داری که اسلام گفته است. اگر قبول نکنیم نوعی تکبر و مقاومت در برابر احکام الهی است. زندگی ما پر است از این مسائل. با حکمی از احکام الهی روبرو می شویم، ولی دوست نداریم انجام دهیم. پس بترسم از عواقب بد تکبر  و نخوت.

صوت

1 - ریشه تمام گناه ها و ظلم‎ها کبر در برابر خدا و خود برتر بینی است

فیلم

1 - ریشه تمام گناه ها و ظلم‎ها کبر در برابر خدا و خود برتر بینی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5796
زمان انتشار: 27 نوامبر 2016
| |
ظلم مایه نابودی و هلاکت در دنیا وآخرت

خانواده آسمانی، 452، 95/09/4

ظلم مایه نابودی و هلاکت در دنیا وآخرت

یکی از مهمترین دلایل دور ماندن  از عدالت و انصاف، ظلم و ستم است که به روش های مختلف صورت می پذیرد؛ گاهی ظلم در حق خودمان و گاهی در حق مردم و هم نوعان است که اثر وضعی اش یا در دنیا یا در آخرت نمایان می شود.

ظلم و بی‌انصافی نقطه مقابل عدل است. یعنی محروم کردن حق هر صاحب حقی؛ حتی اشیایی مثل لباسی که بر تن داریم؛ ظلم به گیاهان و درختان؛ یا ظلم به فرشتگان.  یک علت این که گفته شده روز قیامت همه از هم فرار می‌کنند، این است که حقوقی که بر گردن هم داشتند را به خوبی ادا نکردند. «ظلم» یکی از آسیب هایی است که کسی نمی تواند ادعا کند به آن گرفتار نشده است. ظلم یک گناه نیست. چون ما 50 نوع حق داریم؛ یعنی 50 دریچه ظلم به روی ما باز است. از ظلم به اشیا، ظلم به حیوانات، گیاهان، انسان‌ها، ظلم به خود، خدا، اهل‌بیت، فرشتگان، آسمان و قرآن، نماز، ماه مبارک رمضان و.... امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) فرمودند: «الظُّلمُ ألأمُ الرَّذائلِ= ظلم پست‌ترین رذیلت‌هاست» چون نوعی تجاوز، هاری نفس و تعدی است. این که یک موجودی تعدی به حق دیگران می کند و حاضر است کسی یا چیزی را فدای خودش کند. مصداق ظلم به دیگران است. اما آغاز ظلم از کجاست؟ شروع ظلم از تنبلی، رفاه‌زدگی، بی‌حوصلگی انسان برای رسیدن به اهداف و مقاصد شخصی است در این صورت، حق کسی را به راحتی زیر پا می گذارد. در فرمایش دیگری از حضرت آمده: «الظُّلمُ فی الدُّنیا بَوارٌ و فی الآخِرَةِ دَمارٌ=  ظلم در دنیا مایه ی نابودی و در آخرت مایه هلاکت انسان است». آثار ظلم ساختار ریاضی دارد ظلم ساختار ریاضی و عدد و اندازه دارد. یعنی همان طور که با خوردن یک میوه فاسد، بد حالی و درد به وجود می آید و این درد در علم پزشکی اندازه دارد و طبق آن،  و متناسب با آن دوز دارو تجویز می شود، نفس هم این گونه است. یعنی نفس هم مثل بدن، ساختار منظم ریاضی دارد و وقتی قواعدش رعایت نشود، تعادلش به هم می ریزد. یعنی همان طور که آثار بعضی از غذاها بر بدن، در طول مدت زمانی دیده می شود، نفس هم این گونه است. این مطلب اشاره دارد به احادیث متعددی که از معصوم (علیه السلام) به ما رسیده است. از جمله این حدیث که فرمود: «وقتی انسان یک گناه می کند، نقطه ی سیاهی در نفس او ایجاد می شود و....». یا حدیثی که فرمود: فرشته ها انسان ها را بو می کنند و فساد و صلاح آنها را شناسایی می کنند. همان طور که ما برای شرکت در یک مهمانی باید آراسته و معطر باشیم و با بدن کثیف و نامرتب نمی‌توانیم حضور داشته باشیم، نفس ما نیز در نزد خداوند و اهل آسمان، اگر آلودگی و ناپاکی داشته باشد راهش نمی دهند. زیرا که نفس نمی تواند با آلودگی هایی که دارد، با غیب رابطه برقرار کند. زمان بروز آثار «ظلم نفس» مختلف است مختلف بودن زمان بروز آثار ظلم نفس، چنین است که بعضی از آن ها سه ماه بعد، برخی 6 ماه بعد و برخی در مدت زمان بیشتر، اثر خودش را نشان می دهد. اما بعضی از ظلم‌ها اثرش فوری است. یعنی همانطور که خوراک فاسدی که وقتی وارد بدن می شود، اثر خودش را فوری نشان می‌دهد، بعضی از ظلم ها آثار خود را به سرعت نشان می دهد. مثل  ظلمی که به پدر و مادر می شود. خانواده، فرزند یا همسر نیز چنین است. یعنی اثرش در دنیا فوری ظهور پیدا می‌کند. اما ظلم های عمیق و وسیع که دنیا ظرفیت جواب برای آن ندارد،  به برزخ منتقل می‌شود. مثل کسی که با داروی تقلبی صدها نفر را می کشد یا عطرهای تقلبی که باعث عقیم شدن مردان می شود. یعنی قتل نفس عمومی آن قدر مهم است که دنیا ظرفیت جزای آن را ندارد. به همین علت به عالم برزخ منتقل می شود. «بداخلاقی» و «تندخوئی» نیز، ظلمی در حق دیگران است. پیامبر فرمودند چنین کسی آمرزیده نمی شود. فرمودند: «سوء الخلق ذنب لایغفر» چرا ؟ چون بداخلاقی، خلقی است که اثرش دائما روی اعصاب همسر و فرزند و اطرافیان است. 

صوت

1 - ظلم مایه نابودی و هلاکت در دنیا وآخرت

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5742
زمان انتشار: 8 نوامبر 2016
| |
«ظلم به نفس» ریشه بی انصافی و بی عدالتی است

خانواده آسمانی، 451، 95/08/13

«ظلم به نفس» ریشه بی انصافی و بی عدالتی است

هر پدیده‌ای علتی دارد و ریشه بی‌انصافی، «ظلم به خود» است که زمینه ظلم به دیگران را فراهم می‌کند.

امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) فرمودند: «كیفَ یَعدِلُ فی غَیرِهِ مَن یَظلِمُ نفسَهُ = كسى كه به خود ظلم مى‌كند، چگونه ممكن است در حق دیگران عدالت بورزد». حضرت می فرمایند: «عَجِبتُ لِمَن یَظلِمُ نفسَه، كیفَ یُنصِفُ غَیرَهُ = من تعجب می‌کنم از کسی که به خودش ظلم می‌کند، چگونه می‌تواند در حق دیگران انصاف داشته باشد». در واقع حضرت محال می‌داند کسی که به خودش ظلم کند، بتواند با دیگران انصاف بورزد. زیرا کسی که از خودش عبور کند، از دیگران به طریق اولی عبور می‌کند. تندی زبان، بی‌محبتی، تحقیر دیگران و .. جزء انواع ظلم و تجاوزی است که ظالم مرتکب می شود و کسی می‌تواند به‌راحتی این رفتارها را داشته باشد که اول از خودش گذشته باشد. پس قاعده «هو أنت» یکی از قواعد مهمی است که شما هر کاری با دیگران می‌کنی در حقیقت با خودت کرده ای. عاقبت ظلم به دیگران؛ «بدحالی» است ظلم، آثار و پیامدهای منفی به همراه دارد که به دو نمونه اشاره می‌شود. یکی از آثار ظلم که به خود فرد بر می‌گردد، «بدحالی» است. در روایت نقل است که سریع ترین چیزی که حاصلش به انسان می‌رسد، ظلم و بی‌عدالتی است. هر جا انصاف را زیر پا بگذارید، اولین کسی که آسیب می‌بیند، خود فرد است. مثل ظلم به پدر و مادر، ظلم به همسر، ظلم به فرزند، ظلم به همسایه و.... که آثار بدی برجا می‌گذارد، و اولین اثرش، "بدحالی" خود فرد است. این سؤال را همیشه از خودتان داشته باشید که من نسبت به دیگران چگونه هستم! پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خَیرُكُم خَیرُكُم لأَهلِهِ و َأَنَا خَیرُكُم لأَهلی= بهترین شما کسی  است که برای اهل خودش بهترین باشد و من برای اهلم بهترین هستم». ظلم با چیزی قابل جبران نیست. وقتی شیوه ی کسی ظالمانه باشد، بیماری «بدحالی» اتفاق می‌افتد. او مثل حسود است. در روایت داریم شبیه‌ترین ظالم به مظلوم، حسود است. پس ظلم، بیماری بدحالی و بی‌تعادلی می‌آورد. به ندرت پیدا می‌شود کسی بیماری و فشار روحی و روانی داشته باشد و اهل ظلم به خودش نباشد. ظلم به نفس، منشأ ناآرامی، زودرنجی، خواب‌های وحشتناک در انسان می‌شود. همان‌طور کمبود فسفر، آهن و ویتامین های مختلف در بدن نشانه ها و عوارضی دارند و زنگ خطری برای سلامت بدن هستند و کم گذاشتن نوعی ظلم تلقی می‌شود. روح نیز این‌گونه است و به مراتب حساس‌تر از بدن است. کسی که خوراک معنوی به اندازه کافی ندارد یا زیاده‌روی می‌کند، به انواع بیماری های روحی دچار می شود.  بنابراین، حد تعادل شادی و آرامش است. همان‌طور که قرآن می‌گوید: «لَاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ= نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى‏ شوند» (سوره یونس/آیه 62)  یا در روایتی که فرمودند: «المؤمن دائمٌ نَشاطُهُ= نشاط مؤمن دائمی است» و «الغَمُّ مَرَضُ النَّفْسِ= غم، بیماری روح است. » این بیماری ناشی از عدم تعادل روح است؛ یعنی یک جائی مصرف خوراک کم یا بیش از حد بوده است. احترام به خود انسانی انسان دارای خودهای متعددی است: خود جمادی، خود گیاهی، خود حیوانی، خود فرشته ای و خود انسانی. وقتی به نیازهای خودانسانی توجهی نمی‌شود، امکان ندارد به ثبات شخصیتی برسید. زیرا تعادل روحتان از دست می رود و دچار غصه ها، پژمردگی و محرومیت‌های زیادی می‌شوید. به محض این که انسان به یکی از این بخش‌ها ظلم می‌کند، تعادل به هم می‌ریزد. مخصوصاً بخش فوق عقلی یا بخش انسانی که از جنس محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) است. یعنی دیگر خوشی و شادی بدست نمی‌آید و باعث بروز مشکلاتی مثل از هم پاشیدگی خانواده، فرار فرزندان از خانه، ... می‌شود. متأسفانه یکی از آفت‌هایی که امروز والدین گرفتار آن هستند، این است که به خودهای حیوانی فرزندان شان توجه زیادی دارند. یکسره دعوت به درس و تحصیل و.. می‌کنند و از خود انسانی‌شان غفلت می‌کنند و به آن احترام نمی‌گذارند. همان‌طور که کودک نیاز به پدر و مادر دارد و در نبودشان به آرامش نمی‌رسد. «من» انسان هم دائماً به خدا نیاز دارد که اگر آن را درک نکند، همان ظلمی است که به صورت مخفی شکل می‌گیرد. ظلم به خانواده، ناشی از ظلم به خود است «ظلم به خانواده» از جمله آثار و پیامدهای منفی است که از ظلم به خود نشأت می گیرد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «لا یَلْقَى اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَحَدٌ بِذَنْبٍ أَعْظَمَ مِنْ جَهَالَةِ أَهْلِهِ= هیچ کس خدای سبحان را به گناهی بزرگتر از ظلم به خانواده و فرزندانش ملاقات نمی‌کند». اگر همسر اختیار کردی، این همسر بخش عقلانی‌ای دارد که باید تأمین شود. صرفاً او یک کُلفت نیست که فقط در مسائل حیوانی از او خدمت بگیری، بلکه از بخش های عقلانی و فوق عقلی برخوردار است که باید تأمین شود. فرزندان هم این گونه هستند که باید آنها را با خانواده آسمانی‌شان آشنا کنیم. در غیر این صورت دچار بی‌تعادلی روح می شوند. قرآن کریم می فرماید: «أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ= آگاه باشید که دل‌ها به یاد خدا آرامش می‌یابد» نفس به الله و معنویت لازم دارد اما اگر در اختیارش قرار ندهی، نباید انتظار خوشبختی در دنیا و آخرت را داشته باشی. پس پدر و مادر یا استاد یا مربی که خودش را از معنویت و تقوا محروم می‌کنند، دیگران را به طریق اولی محروم می‌کند. این قاعده و یک فرمول است که باید به آن توجه کرد. انحراف اصلی از کجا شروع می شود انسا ن سه مرحله حیات دارد: قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا نفس انسان­ها نیز، از یک حقیقت ناشی می‌شود، و آن نور محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) است. همه ما از یک حقیقت واحد هستیم. وقتی آن حقیقت به بدن تعلق گرفت در قالب های مختلف زنانه و مردانه قرار می گیرد. مرحله دوم، دنیاست که زن و مرد با ویژگی های دنیایی مثل قومیت، رنگ پوست و ... مرحله سوم حیات که مهمترین مرحله ی حیات انسان است، مرحله بعد از دنیاست که شامل 4 مرحله؛ وفات که از دنیا خارج می‌شویم، بعد وارد برزخ می شویم، بعد ملکوت تا قیامت و بعد از قیامت، مرحله جاودانگی انسان شروع می شود. این مرحله بی نهایت ادامه دارد و انتها ندارد و به اندازه ای که خدا زنده است، انسان نیز زنده است. مرگ و نابودی برای او وجود ندارد. حالا سؤالی که مطرح می شود این است که خیانت و ظلم در کجا شروع می‌شود؟ از آنجائی که ما فقط بخش دنیایی‌مان را در نظر می‌گیریم و بریده از بخش قبلی که همان روح خدا و بریده از ابدیت، یعنی زندگی جاودانگی می‌شویم، دچار انواع تجاوز و ظلم‌ها می‌شویم. روایت حضرت امیر را توجه کنید: «ظَلَمَ نفسَهُ مَن رَضِیَ بِدارِ الفَناءِ عِوَضا عن دارِ البَقاءِ= کسی که به جاى خانه جاودانه به خانه نابود شدنی راضی باشد، به خودش ظلم كرده است». به این منظور کسی که ابدیت جلوی چشمش نیست، دست به رفتار احمقانه ای می زند که اثرش به دیگران هم می رسد. اما اگر کسی استمرار در ایمان به ابدیت داشته باشد، امید، آرامش و شادی اش بیشتر است. چون روحش بزرگ شده و برای رفتن آماده و خوشحال است و در لحظه ورود به برزخ با استقبال گرم اهل بیت، شهدا، صدیقین روبرو می شود. اما ظالم این گونه نیست. او از مردن می ترسد چون حرمت خود جاودانه اش را نگه نداشته و نسبت به خود ودیگران با بدرفتاری عمل کرد است.. حاصل کلام آن که، ظلم به دیگران زمانی شروع می‌شود که اول به خود ظلم کرده باشیم.

صوت

1 - «ظلم به نفس» ریشه بی انصافی و بی عدالتی است

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5720
زمان انتشار: 2 نوامبر 2016
| |
مهمترین شاخص مؤمن انصاف است

خانواده آسمانی، 450، 95/08/6

مهمترین شاخص مؤمن انصاف است

در ادبیات الهی مؤمن مساوی با انصاف است و از نظر خداوند فقط مؤمن "انسان" است و باطن انسانی دارد.

قرآن کریم از دو دسته از انسان­ ها سخن می­ گوید. «أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَایَسْتَوُونَ= آیا کسی که مؤمن است با کسی که فاسق است یکی است» (سوره سجده/آیه 18) گروهی كه مومن ­اند چون به امنیت و شادی و آرامش رسیدند و به ابدیت سالم متولد می­ شوند و گروه دوم «فاسقان» كه اهل عناد و تكذیب اند و به 5 دسته تقسیم می­­ شوند: کسانی که ارزش جمادی یا ارزش گیاهی یا حیوان و کمتر از حیوان یا شیاطین دارند و فقط یک گروه هستند، که آن­ها انسان هستند: «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ؛ همانا انسان در زیان است* مگر كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده و همدیگر را به حق سفارش و به شكیبایى توصیه كرده‏ اند». وای به حال کسی که مؤمن نیست. چون نه زندگی دنیایی خوبی خواهد داشت و نه آخرت خوبی. این مسئله که "هر کس باید فکر کند آیا او مؤمن است یا نه!" امروزه، متأسفانه دغدغه ­های اکثر آدم­ ها در طول زندگی ارزش ­های است که هیچ کدامشان به درد آخرت نمی­ خورد. مسائلی مثلاً ازدواج کردم یا نه، خانه دارم یا نه، پولدار هستم یا نه! بچه دارم یا نه! ... چون نگاه بر خود، نگاه جنسی است. لذا نوع مشکلات و ارزش ­های که با خودمان می­ سنجیم، ارزش ­های جنسی است؛  به این منظور که ذهن و قلب خیلی از افراد به این ارزش ها مشغول بوده و با همین ملاک­ ها تا آخر عمر می خواهد سرپا زندگی کنند و فکر برزخ نمی­ کنند که آیا در شب اول قبر گیر دارند یا نه! ایمان دارند یا نه! وقتی وارد آخرت می ­شوند آیا مؤمن محسوب می­ شود یا نه! درحالی­ که در آخرت اگر کسی مؤمن نباشد، بدبخت خواهد بود. چنانکه روایتی از امام صادق (علیه ­السلام) که فرمودند: «أَتَخَوَّفُ عَلَیْكُمْ فِی الْبَرْزَخِ= من از برزخ برای شما می ­ترسم» که خبر از سختی برزخ است. لذا این خیلی مهم است که انسان در سبک زندگی­ اش به این فکر کند که اگر من مُردم، مؤمن هستم یا خیر! آیا بشیر و مبشر برای حسابرسی می­ آیند یا نکیر و منکر! ... این را جز بدهی ­ها و ضروری­ت ­های که باید در زندگی خودمان پیاده کنیم، حساب نمی­ کنیم و به آرزوهای داشتن فرزند، همسر، پول، مقام و .... سرگرم هستیم. دادن سهم فقیران در مال از شاخصه ­های مؤمن است نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مَن واسَى الفَقیرَ، وأنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ، فذلكَ المؤمِنُ حَقّا= کسی که نسبت به فقیر مواسات داشته باشد و با مردم با انصاف رفتار کند، او مؤمن حقیقى است». در فقره اول روایت «مَن واسَى الفَقیرَ» پیامبر اسلام کسی را مؤمن می­ داند که یعنی با فقیر زندگی می­ کند. فقرا در زندگی شخص نقش دارد و آن­ها به او تکیه دارند. دوستش دارند. او به استقبال فقرا می­ رود. قرآن کریم در سوره ذاریات آیه 19 می ­فرماید: «وَ فِی أَموالِهِم حَقٌّ لِلسّائِلِ وَالمَحرومِ=و در اموالشان براى سائل و محروم حقى [معین] بود» مؤمن کسی است که همیشه درآمدی که دارد، حق فقیر را بجا می آورد. مؤمن کسی که دلش به رفتار خدا و اخلاق خدا امنیت و آرامش دارد و چه در سختی­ و تنگ­نا و چه در خوشی و رفاه حق فقیر را ادا می ­کند. در سیره ی اخلاقی امام سجاد (علیه ­السلام) آمده که ایشان صد خانوار را تحت پوشش داشت و اصرار بر این هم می کرد که خودش به امورات تک تک خانواده ها رسیدگی کند. او کسی است که در عمرش دو بار نصف اموالش را بخشید. او دغدغه ی فقرا و نیازمندان و بیماران و گرفتاران و از همه مهم­تر ایتام فرهنگی و معنوی که دستشان به اهل­ بیت نمی ­رسد، را داشته باشد. شدیدترین بلا برای انسان فقر روحی و تشنگی نفس انسان است که نداند با کدام آب روحش را سیراب کند. چنانکه حضرت علی فرمودند: «أكبَرُ البلاءِ فَقرُ النَّفسِ؛ شدیدترین بلا فقر نفس است».انسان در این حالت نمی داند با چه چیزی به غنای نفسش بپردازد. لذا فقر فرهنگی بالاتر از فقر مادی است. یعنی فقر ملکوت و قیامت بدتر از فقر دنیاست. اگر در دنیا فقری داشته باشیم خدا در آخرت جبران می­ کند اما اگر کسی فقر عقیدتی، اخلاقی و معنوی و باطن انسانی داشته باشد خیلی خطرناک است. پس اگر خدا به ما انواع روزی اعم از؛ روزی مادی، روزی که در شأن گیاهی باشد، روزی های بخش حیوانی، روزی عقلانی و همین طور روزی فوق عقلانی عطا کرد باید سهمی از فقرا در هر شأنی که باشند را نیز داشته باشیم. دادخواهی از خود در ادامه روایت، پیامبر انصاف نسبت به مردم را از شاخصه های مؤمن می­ داند: «وأنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ فذلكَ المؤمِنُ حَقّا = و با مردم با انصاف رفتار کند و او مؤمن حقیقی است». یعنی آدم با وجدان و منصفی باشید و خودتان را محاکمه کنید. با انصاف­ترین مردم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: «أنْصِفِ النّاسَ مِنْ نَفْسِكَ، وَأهْلِكَ، وَخاصَّتِكَ، ومَنْ لَكَ فیهِ هَوًى، وَأعْدِلْ فِی العَدُوِّ وَالصَّدِیقِ» مخاطب این روایت همه مردم می تواند باشد اما مخاطب اصلی آن مسئولین و کسانی که ثروت و جایگاه و موقعیتی در کشور دارند، می ­باشد. «أنْصِفِ النّاسَ مِنْ نَفْسِكَ = منصف کسی است که دادِ مردم را از خودش بگیرد.» به طور مثال در جایگاه همسری، آیا همسر باانصافی هستی یا نه! آیا برای پدر و مادرت فرزند خوبی هستی! گاهی اوقات دیده می شود مرد به جای اینکه بنشیند و فکر کند که آیا مرد خوبی است یا نه! با ضعف ­های زنش خودش را مقایسه می­ کند. چنین روحیه ای جهنمی است. پس خود را محاکمه کنیم قبل از اینکه در قیامت محاکمه شویم و نتوانیم جوابی داشته باشیم. همه فرق انسان با حیوان همین در این است که حیوانات مقابله به مثل هم دارند. اگر به حیوانات محبت کنید او هم به شما محبت می ­کند. پس وظیفه انسان  سنگین تر است و کسی که می خواهد شبیه به خدا و اهل بیت بشود خودش را ارزیابی کند که آیا وظیفه اش را نسبت به همسر، پدر و مادر و فرزند درست انجام داده است یا نه! «وَأهْلِكَ، وَ خاصَّتِكَ وَ مَن لَكَ فیهِ هَوىً؛ داد مردم را از خانواده ات و کسانی که نزد تو ویژه هستند، بگیر». چون ممکن است خانواده ات (برادر یا خواهر یا همسر یا فرزند) بواسطه تو به مردم ظلم کنند، ما خیلی وقت­ها به خاطر خانواده مان به دیگران ظلم می­ کنیم. مثل مشکل بعضی از آقازاده ­های نمایندگان که در کشور ما مطرح است. چون ویژه هستند، حق دیگران را ضایع می­ کنند. پس مراقب باشید آن­هائی که ویژه هستند مثل دوستان که علاقه ویژه به آن­ها نیز داری، به خاطر این علاقه حق کسی خورده نشود و ظلمی نشود. «وَ أعْدِلْ فِی العَدُوِّ وَالصَّدِیقِ؛ در مورد دشمن و دوست عادلانه رفتار کن». رفتار عادلانه نسبت به دوست و دشمن یکی از رفتارهای است که اسلام تأکید بر آن دارد. عمل بسیار سختی است. چون فشار به بخش حیوانی انسان می­ آید امّا در دل این فشارها انسانی شبیه به خدا و اهل بیت (علیهم السلام) شکل می ­گیرد. یکی از مواردی که متأسفانه کمتر دیده می­ شود، "انصاف در طلاق" است. ندادن مهریه، فشار عاطفی و روحی بر زن، اینها همه جهنم ­هایی هستند که توجهی به آن نمی­ کنند و با منصف نبودن دیده می ­شود. اخلاق و انسانیت اقتضا می­ کند که انصاف رعایت کنیم. متأسفانه خیلی از آقایان با بی­ انصافی مهریه نمی­ دهند و زن را طلاق می ­دهند. رعایت انصاف ارزشت را بالا می­برد امیرالمؤمنین علی (علیه ­السلام) فرمودند: «أنصِفْ مِن نَفسِكَ قَبلَ أن یُنتَصَفَ مِنكَ؛ فإنَّ ذلكَ أجَلُّ لقَدرِكَ، و أجدَرُ برِضا رَبِّكَ= پیش از آنكه از تو دادخواهى كنند تو خود از خویشتن دادخواهى كن؛ زیرا این كار منزلت تو را بالاتر مى­ برد و پروردگارت را بیشتر خشنود مى كند.». اگر این حق را به دیگران ندهیم، ممکن است در دنیا از ما نگیرند، ولی در آخرت با تلخی و سختی گرفته می­ شود. اگر کسی خودش را مقصر در خطاها ببینید و اعتراف کند، در هر صنف و جایگاهی مثل عالم، دانشمند، و.... باید اعتراف کند و این اعتراف نه تنها موجب کم­ شدن عظمت شخصیت انسان نمی­ شود، بلکه منجر به بالا رفتن ارزش فرد شده و آبروی او حفظ می ­شود. از دیگر نتایج این خصلت، راضی شدن خداوند از بنده است و خدا از بنده­ ای که منصف باشد از او خشنود می شود و به او مباهات می ­کند.

صوت

1 - مهمترین شاخص مؤمن انصاف است

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5713
زمان انتشار: 12 ژولیه 2017
| |
جلسات خانواده آسمانی

استاد محمد شجاعی

جلسات خانواده آسمانی

عناوین مباحث شرح زیارت جامعه کبیره عناوین جلسات خانواده آسمانی: جلسه 474: انسان نباید به خودش صدمه بزند. ادامه جلسه 473: «خودفراموشی» منشأ دوری از خدا و اهل بیت (علیهم السلام) است. ادامه جلسه 472: از دعای مظلوم بترسید که سوار بر ابرهاست. ادامه جلسه 471: نفوذی های دستگاه ظالمان، برای کارگشایی از مشکل شیعیان انتخاب می شوند. ادامه جلسه 470: نسبت به ظلم، بی تفاوت نباشید. ادامه جلسه 469: پاداش و گناه کسی که به گیاه، حیوان، حتی انسان کافر یا مؤمن مظلوم یاری برساند یا نه، متفاوت است.ادامه جلسه 468: ریاست جمهوری و عضو شورای شهر شدن، باید برای خدمت به مردم و رفع ظلم باشد. ادامه جلسه 467: «ظالم» چه رییس جمهور باشد و چه هر مقام دیگر، حتی همسر انسان، نشانه هایی دارد. ادامه جلسه 466:‌ کوتاهی در انس به اهل بیت، حسرت و پشیمانی به همراه دارد. ادامه جلسه 465: علت سکوت خداوند در برابر ظلم ظالمان چیست؟ ادامه جلسه 464: هنگام ستم کردن، قدرت خدا را به یاد آور. ادامه جلسه 463: کسی که منکر دستورات دین می شود، ظالم است. ادامه جلسه 462: شدیدترین غضب الهی بر مظلومی است که جز خدا یاری ندارد. ادامه جلسه 461: ستم کردن به «انسان های بزرگوار»، زشت ترین ظلم است. ادامه جلسه 460: «ظلم به ضعیف»، زشت ترین نوع ظلم به انسان است. ادامه جلسه 459: حق الناس حتی با شهادت، از گردن کسی ساقط نمی شود. ادامه جلسه 458: بزرگترین نعمت الهی انس با خداست که فقط با شأن فوق عقلانی قابل حصول است. ادامه جلسه 457: «شک» انسان را از کسب کمالات حقیقی باز می دارد. ادامه جلسه 456: خدا برای برخی گناهان فرصت می دهد، اما در مورد ظلم، به سرعت عذاب می کند. ادامه جلسه 455: ظلم به مظلوم سخت ترین نوع ظلم است. ادامه جلسه 454: ریشه تمام گناه ها و ظلم‎ها کبر در برابر خدا و خود برتر بینی است. ادامه جلسه 453: «ظلم به خود» موجب تزلزل در شخصیت انسان می شود. ادامه  جلسه 452: ظلم مایه نابودی و هلاکت در دنیا وآخرت. ادامه  جلسه 451: «ظلم به نفس» ریشه بی انصافی و بی عدالتی است. ادامه جلسه 450: مهمترین شاخص مؤمن انصاف است. ادامه جلسه 449: آثار و برکات مراعات انصاف. ادامه جلسه 448: انصاف و و جدان در عمل، لازمه سبک زندگی است. ادامه جلسه 447: «منصف بودن»، سخت ترین و با فضیلت ترین عمل است. ادامه جلسه 446: انصاف تابلوی ایمان است. ادامه جلسه 445: «انصاف» از مهمترین حقوق انسان ها است. ادامه   خلاصه سایر جلسات

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5600
زمان انتشار: 18 سپتامبر 2016
| |
«انصاف» از مهمترین حقوق انسان ها است

خانواده آسمانی، 445، 95/6/18

«انصاف» از مهمترین حقوق انسان ها است

انصاف از زيباترين خصلت‌هاى اخلاقى بوده و به معناى رعایت عدالت  و احسان است. انصاف اقسامی دارد: انصاف در خانواده، در روابط دوستان و دیگران، در ستایش یا نکوهش، در اظهار نظر در مورد خواستگار، در رعایت حق اهل بیت (علیهم السلام) و ناسپاسی نکردن و انصاف در سایر امور.

رعایت عدالت و انصاف در مشاجرات خانوادگی پدر و مادرها نباید طرف دختر یا پسر خود را بگیرند و از یکی در مقابل دیگری با بی انصافی دفاع کنند. اگر والدین می بینند هر کدام از عروس یا دامادها حق را می گویند، باید انصاف و عدالت را رعایت کنند و حق را به کسی بدهند که درست می گوید. اگر این مسئله رعایت شود، با این که یکی از طرفین ناراحت می شود، اما در باطن خود می فهمد که عدالت رعایت شده، پس کینه ای به دل نمی‌گیرد و محبتش بیشتر می شود. بنابراین، از جاری کردن عدالت و انصاف نترسید، چون حب و بغض ها به دست خداست. گاهی در جایی که یک زن می خواهد بدی های شوهرش را بگوید، از او یک دیو می سازد یا مرد، چهره دیوی از زن ارائه می دهد. درست نیست که همه تقصیرها را به گردن یک طرف بیندازیم و فرافکنی کنیم. در گفتن بدی ها، متأسفانه ما نسبت به محاسن دیگران کور می شویم و از طرفی شیطان هم کمک می کند که محاسن را نبینیم و فقط زشتی و عیب ها را بازگو کنیم. در حقیقت قوه واهمه و شیطان در منفور کردن افراد در ذهن مان نقش زیادی دارند. یعنی قوه واهمه و شیطان در خراب کردن افراد کمک می کند تا عیبی برای دیگران بسازیم. در حالی که بیشتر اوقات این عیب ساخته ی ذهن خود ما است؛ نه این که واقعاً طرف، این عیب را داشته باشد. مثل این که مردی به زنش بی خودی بدبین است. شیطان آنقدر وسوسه می کند که مرد به باور خودش فکر می کند که زنش به او خیانت کرده است. رفتار با همسرمان باید بالاتر از انصاف باشد انصاف یعنی عدالت؛ اما احسان بالاتر از عدالت است. رفتار ما با همسرمان باید بالاتر از انصاف باشد. علی (علیه السلام) در تفسیر آیه ی «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ ...» فرمود: «العَدلُ الإنصافُ، و الإحسانُ التَّفَضُّلُ= عدل همان انصاف است و احسان همان بخشندگی است». «احسان» به این دلیل از عدالت بالاتر است که رفتاری بیش از حد عدالت است؛ احسان یعنی کرم و بخشندگی. یعنی اگر انسان توانائی داشت، با عدل رفتار کند و اگر توانائی بیشتری داشت، بیش از آنچه وظیفه دارد، عمل کند. قرآن نیز، در این خصوص می فرماید: وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَكُمْ = فضل را در میان خودتان فراموش نکنید» (بقره ۲۳۷). علت این که خداوند دستور به رعایت احسان که بالاتر از انصاف است می دهد، این است که انسان به سختی می تواند انصاف را رعایت کند و معمولاً از حد عدالت خارج می شود.  به خاطر همین قرآن دستور مهمی برای کیفیت صحبت کردن داده و می فرماید: « وَ قُلْ لِعِبادی یَقُولُوا الَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبیناً= و به بندگانم بگو سخنی که بهتر است بگوئید، چون شیطان می خواهد میان آنان کدورت بیفکند که شیطان برای انسان دشمنی آشکار است» (سوره اسراء/آیه 53) در هر جای قرآن وقتی کلمه «قل» بیاید، یعنی مسئله خیلی مهمی مطرح می شود. خداوند می گوید: «به بندگانم بگو وقتی می خواهید حرف بزنند از بهترین کلمات استفاده کنند، چون شیطان حتما از کلمات منفی سوء استفاده می کند». اکثر طلاق ها، دعواها، جنگ ها و قتل ها بخاطر استخدام کلمات نامناسب بوده است. مثلاً زن در ابراز احساساتش به گونه ای حرف زده که مرد را به نوعی نابود کرده است. بنابر این، باید به نقش شیطان و نفس اماره توجه کنیم. چون نفس بی انصاف است. ما در انتقاد یک نفر باید خوبی ها، عملکردها و نقش او در گذشته و حال توجه داشته باشیم و صرفاً بخاطر یک خطا خوبی های طرف را فراموش نکنیم. ناسپاسی در حقوق اهل بیت (علیهم السلام) موجب بی انصافی و سقوط در جهنم است یکی دیگر از موارد بی ­انصافی، ناسپاسی و کفران نعمت های الهی است. این بی انصافی زمانی است که انسان نسبت به خدا و اهل بیت (علیهم السلام) شکایت می کند. قطعاً چنین فردی بنده شیطان است. پس کسی که انصاف ندارد، عاقبتش سقوط در جهنم است. چون صراط اکنون بر روی جهنم است و کسی که در رفتار با دیگران ظلم و ستم می کند، به جای عبور از صراط، از آن سقوط می کند. جهنمی شدن او برای این است که در دنیا همیشه سقوط داشته، و نه حرکت بر روی صراط. رعایت حد عدالت در ستایش و نکوهش افراد امیرالمومنین علی (علیه السلام) در مورد سختی رعایت انصاف در ستایش و نکوهش می فرماید: «قَلَّ مَا یُنْصِفُ اللِّسَانُ فِی نَشْرِ قَبِیحٍ أَوْ إِحْسَانٍ = خیلی کم اتفاق می افتد که زبان در تقبیح یا تعریف افراد، انصاف را رعایت کند». یعنی گاهی در ستایش کسی، یا بیش از حد شایستگی کسی از او می گوییم و به اصطلاح او را تا به آسمان بالا می بریم؛ و گاهی در نکوهش کسی از حد بدی فرد تجاوز می کنیم. یک نمونه انصاف وقتی است که ما می خواهیم در مورد کسی که به خواستگاری دختری آمده اظهار نظر کنیم. یکی از موارد جواز غیبت، مشاوره است؛ یعنی وقتی از شما برای ازدواج در مورد کسی پرسیدند ایشان چگونه فردی است؟ ما نباید اگر مشکلی دارد، آن را بازگو نکنیم و حداقل ها را بگوئیم؛ مثلا بگوییم: «او نمی تواند دختر شما را خوشبخت کند» یا «تناسب با دختر شما ندارد».  یعنی حق پنهان کاری نداریم، اما بدی ها و خوبی ها باید به اندازه گفته شود. نه این که یک سره خوبی ها را بیان کنیم. گاهی خواستگار؛ اعتیاد یا بیماری خاص، یا دو شخصیتی و... دارد. باید این موارد به صراحت گفته شود. اما اگر کینه ای شخصی با فرد مورد نظر داریم، در حالی که او هیچ مشکلی ندارد، این بی انصافی است که کینه شخصی را در اظهار نظرمان دخالت دهیم و مانع ازدواج دو نفر شویم. پس انصاف این است که متن واقعیت بیان شود و از حداقل ها شروع شود. چگونه مشکل بی انصافی را درمان کنیم؟ هر چند که برای درمان مشکل بی انصافی راهکارهای زیادی وجود دارد که برخی از آنها در طی همین بحث ها مطرح شده، اما جذر گرفتن از بدی ها یک راهکار خوب محسوب می شود. وقتی بخواهیم از کسی انتقاد کنیم، باید در دادن نمره بد، جذر بگیریم؛ یعنی کمتر حساب کنیم. یعنی اگر نمره 16 می دهیم، با جذر گرفتن می شود 4 و آن عدد جذر گرفته را بگوییم. بنابراین، ما همیشه در دیدن بدی ها و ضعف های اطرافیان، با درجه بالای از دروغ روبرو هستیم. دروغ هایی که خود شخص گوینده هم باورش کرده است. ما باید آدم ها را با همه ضعف ها و عیب هایشان بپذیریم و خود را بهتر از کسی نبینیم.  چون نفس در هر کاری زیاده روی می کند؛ چه موقع انتقاد و چه موقع تعریف. همان طور که نفس من این طور است، نفس دیگران هم همین طور است. پس از دیگران توقع زیادی نداشته باشیم.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

صوت

1 - «انصاف» از مهمترین حقوق انسان ها است

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5582
زمان انتشار: 10 سپتامبر 2016
| | | | | |
«انصاف و رفتار منصفانه» عامل تحکیم دوستی و مهربانی هاست

خانواده آسمانی (444)؛ 1395/06/11

«انصاف و رفتار منصفانه» عامل تحکیم دوستی و مهربانی هاست

انصاف یعنی طرف مقابل را منصفانه دیدن. با رعایت انصاف، اختلافات برداشته شده و الفت ایجاد و تحکیم می شود.

إمامُ علیٌّ (علیه السلام) : الإنصافُ یَرفَعُ الخِلافَ، و یُوجِبُ الایتِلافَ= انصاف، اختلاف را مى زدايد و الفتْ مى آورد».

انصاف به معنای رعایت مصلحت است، نه ظلم و تجاوز؛ به معنای پیروی از «ما» است، نه دنباله‌روی از «من» های جمادی، گیاهی و حیوانی.

اگر در جمع های کوچکی مثل دوستی، خانواده، یا جمع های بزرگتر مثل سازمان ها، اداره ها و... انصاف رعایت شود، اختلافات کم می شود و همچنین الفت بیشتری بین انسان ها ایجاد می شود. در هر رابطه ای که انسان با دیگران (والدین، خواهر و برادر، زناشوئی، دوستی و ....) برقرار می کند باید به یک اصل توجه داشت و آن این است که اصل رابطه مهمتر از فرد است. یعنی «ما» مهمتر از «من» است که اگر به این اصل ملتزم باشیم، مسئولیت های خاصی برعهده خواهیم داشت. علت اینکه اکثر روابط بین انسانها به تنفر و جدایی ختم می شود؛ این است که یکی از طرفین یا هر دو می خواهند «من» هایشان حفظ شود. افراد آفت ها را نمی شناسند. یعنی ضمن این که همدیگر را دوست دارند، ولی موانع و فرمول ها را نمی شناسند. یکی از آن فرمول ها تبدیل «من»ها به «ما» است. حتی در رابطه با خدا این گونه است. اگر کسی می خواهد با خداوند رابطه زیبا و خوبی داشته باشد، باید بتواند «من» ها و تعلقاتش را حذف کند و «من» انسانی اش را فعال کند. دیدن «من» های حیوانی منشأ بی تقوائی غذاست در روابط زناشویی اگر «من»های گیاهی و حیوانی مطرح شود و «تقوای غذائی» وجود نداشته باشد. مثل مردی که در خانواده برای خودش امتیاز غذائی قائل می شود، یعنی قسمت های خوب غذا را برای خودش بر می دارد و حق زن و فرزند را رعایت نمی کند، همین مقدار ضایع کردن حق، آفت زندگی محسوب می شود و منشأ درگیری ها و اختلافات خانوادگی می شود. در آداب نشستن بر سر سفره، کسی که می خواهد این آداب را رعایت کند، باید دقت کند که دست به چیزهای ویژه و خاص نزند. یعنی از حاکمیت و سلطنت شکم خارج شود و عفت بطن داشته باشد. مخصوصا اگر کم باشد یا باید از آن بگذرد و یا این که در مقدار خوردن آن انصاف داشته باشد، طوری که به همه برسد. هر چند بهتر آن است که دست به آن نزد. این روحیه زمانی در انسان پدید می آید که «من» اش تبدیل به «ما» شده باشد که در این صورت اختلاف های شکمی رفع می شود. در یک رابطه به هیچ وجه نباید تمایزها خوب دیده شود ؛چون منجر به حضور شیطان می شود. انصاف داشته باشیم تا بهترین باشیم برای بهتر بودن در موقعیت های مختلف چون کارمندی، خلبانی، آَشپز بودن، خدمتگزار بودن و... باید به این فکر کرد که طرف مقابلم از من چه توقعی دارد و از من چی می خواهد. این بهترین بودن است که با انصاف به دست می آید. از مهمترین وظائف هر ارتباطی، «ندیدن خود» است. یعنی اگر وارد ارتباطی شدم به اقتضای آن مسئولیت پیدا می کنیم و باید به وظیفه مان عمل کنیم اما به محض اینکه خودت را دیدی و به اقتضا «ما» عمل کردی، مشکلات درست می شود. بعنوان مثال مردی که خودخواهانه زنش را طلاق می دهد، یعنی فقط خودش را دیده و به خواسته ها و مصالح همسرش توجهی نداشته است. از این رو عاقبت خوبی در دنیا و آخرت نخواهد داشت. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هر کس خودش را بهتر از دیگران بداند، مستکبر است» . یعنی از نظر انسانی و معنوی به هیچ وجه کسی نمی تواند بگوید من بهتر و به خدانزدیک تر هستم.  در انصاف انسان از «خود» خارج می شود اما در بی انصاف خودخواهی به نمایش گذاشته می شود و به احساسات و نیازهای طرف مقابل توجهی نمی شود. در اینجاست که از صفت انصاف خارج می شویم. لذا تصور خودبرتربینی در ارتباط یک دروغ است و این آدم هم جهنمی و هم جهنم ساز است.   اگر کسی انصاف  داشت در خدمت به امام زمان (علیه السلام) مقدم تر از همه در صف کمک و ایثار خواهد بود؛ یعنی بسیاری از تعلقاتش حذف کرده و پاکار حضرت است. حافظ می گوید: در خلاف آمد عادت بطلب کام که من        کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم طلب علم در گرسنگی است نه سیری اگر کسی بخواهد رشد علمی خوبی کند، باید شهوت شکم نداشته باشد؛ یعنی شکمت را خالی نگه داری. البته نه در حد ضعف و تلف شدن. پرخوری یكی از مهمترین عواملی است كه مانع رشد فکری و ارتقاء روحی می گردد كه چه از نقطه نظر علمی و چه از دریافت های معنوی. قشنگ ترین دریافت های عرفانی و معنوی زمانی است که شکم خالی باشد. چون سیری اجازه نمی دهد انسان به یافته های خوبی دست پیدا کند. حدیث قدسی خداوند به حضرت داوود (علیه السلام) فرمود: من شش چیز را در شش جا قرار دادم ولی مردم آن را در شش جای دیگر طلب می کنند و هرگز به آن نمی رسند: «من علم را در گرسنگی قرار دادم ولی مردم آن را در سیری دنبال می کنند». بنابراین اگر کسی دنبال رشد و ترقی در زمینه های مختلف؛ جسمی، روحی، معنوی و.. باشد، با پرخوری و خوابیدن بدست نمی آید. بلکه خدا آن را در گرسنگی قرار داده است. شهوت شکم و اینکه انسان چون حیوان، مشغول شکم‌ بارگی باشد، باعث عدم رعایت انصاف می ‌شود. هرچند این کار سخت است اما چون نوعی کمال است، پس بدست آوردن آن هم سخت تر است. آدمی فربه شود از راه نوش                         جانور فربه شود از حلق و نوش

صوت

1 - «انصاف و رفتار منصفانه» عامل تحکیم دوستی و مهربانی هاست

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5359
زمان انتشار: 23 اوت 2016
|
کلاس خانواده آسمانی شهرری پنجشنبه مورخ 95/06/04 برگزار نمیگردد.

استاد محمد شجاعی

کلاس خانواده آسمانی شهرری پنجشنبه مورخ 95/06/04 برگزار نمیگردد.

باسلام، به اطلاع علاقمندان می رساند جلسه خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره در شهرری با سخنرانی استاد محمد شجاعی پنج شنبه مورخ 95/06/04 برگزار نمی گردد و کلاس تعطیل میباشد.   مؤسسه فرهنگی هنری خیریه منتظران منجی (علیه السلام)

کلیدواژه ها: ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed