www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 7497
زمان انتشار: 4 اکتبر 2017
|
کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

به اطلاع می رساند: کلاس های خانواده آسمانی (ساعت 17:00-18:00) و شرح زیارت جامعه کبیره (بعد از نماز مغرب و عشاء)  5 شنبه 13 مهر  در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می گردد.   آدرس:  شهرری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) برنامه سایر کلاس های استاد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7470
زمان انتشار: 23 سپتامبر 2017
| |
از «ظلم دیگران» نور دریافت کنید، نه آتش

خانواده آسمانی؛ جلسه 478؛ 96/6/30

از «ظلم دیگران» نور دریافت کنید، نه آتش

سه کس به انسان ظلم می‌کند: «انسان فرومایه‏، همسر و خدمتکار». اما برای این که بتوانیم از ظلم این افراد نور دریافت کنیم، باید روحیه تواضع و ادب را در خود بالا ببریم. اگر شما به کسی ظلم کردید، برای جبران آن، چه در قید حیات باشد و چه نباشد، برای او استغفار کنید تا کفاره گناهانتان باشد.

جلسه ی گذشته عرض شد که در سنت الهی، ما برای رشد خود نیاز به این ظلم داریم. اگر کسی گفت خدا عادل است پس چرا ظلم در طبیعت وجود دارد‏؟ در جواب می گوئیم: چون ظلم، لازمه ی رشد انسان است. اگر ظلمی نباشد، تخلّق به بسیاری از اسماء الهی امکان پذیر نیست، عشق به الله، جهاد و شهادت و مغفرت و بسیاری از اسماء الهی در انسان شکوفا نمی شود. «پستی» عامل ظلم به دیگران است  نبی اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید: «ثَلَاثَةٌ إِنْ لَمْ تَظْلِمْهُمْ ظَلَمُوكَ= سه گروه هستند که حتی اگر تو به آنها ظلم هم نکنی، به تو ظلم می کنند». معمولا این اتفاق در زندگی هر کسی می‌افتد که «اگر ظلم نکند» باز بعضی‌ها هستند که به انسان ظلم می‌کنند. پیغمبر در این فرمایش گهربارشان خبر از یک امر حقیقی و طبیعی می دهد. حال این سه گروه چه کسانی هستند؟ اولین گروه را  حضرت می فرماید:« السَّفِلَةُ= فرومایه و پست». «السّفله» یعنی آدم های پست که اصطلاحاً در زبان فارسی «پست فطرت» گفته می شود، یعنی آدم هایی که شخصیتاً بی‌ریشه هستند، روحشان پست است. ذاتاً پست نیستند. چون هیچ کس ذاتاً پست آفریده نشده، بلکه از نظر تربیتی به امور پست گرایش دارند. نزدیکی به چنین افرادی به طور طبیعی زمینه ظلم آنها را فراهم می کند. ممکن است این ظلم نسبت به پدر و مادر، استاد، اولیای الهی و حتی امام کسی باشد. گاهی انسان مجبور است با افراد پست سر و کار داشته باشد. مثلا در محیط کار‏، خانواده‏، دانشگاه و... طبیعی است برخورد با چنین افرادی باعث اذیت و آزار می شود. نکته ی قابل توجه این که باید ببینیم شاید خود ما هم نسبت به بزرگان و کسانی که نزدیک ما هستند، این پستی را داشته باشیم. مثلا نمک نشناسی کنیم و قدرشان را ندانیم و از روی نادانی و ناآگاهی و خودخواهی به آنها ظلم کنیم. پس از این روحیه و صفت باید به خدا پناه ببریم. گاه «همسر» و «خدمتکار» منشا ظلم به انسان می شوند دومین گروهی که پیامبر فرمود به انسان ظلم می‌کنند: همسر انسان است. «وَ زَوْجَتُكَ= همسرت». گاهی اختلاف فرهنگی، تربیتی، سطح طبقاتی، فهم و طبع افراد باعث اذیت و آزار دیگران می شود. این ظلم به همسر ممکن است یا از ناحیه شوهر باشد یا از ناحیه زن. این هم طبیعی است. در واقع حضرت می‌خواهد به ما بفهماند که این را به عنوان یک سنت بپذیرید. این داستان وجود دارد. طبق قاعده‌ای که جلسه گذشته گفتیم، گاهی خوب است دشمن به انسان نزدیک باشد. مثلا پدر و مادر یا فرزند. گروه سوم ظالمین خدمتکار است: «وَ خادِمُک= خدمتکارت». یعنی خدمتکار و نیروی زیردست انسان که وظیفه اش خدمت کردن است، ممکن است به انسان ظلم بکند. البته این ثلاثه‌ای که پیغمبر می‌گوید، ثلاثه‌ی حصری نیست که فقط این سه گروه ظالم باشند، بلکه حضرت خبر می‌دهد که از میان ظالمان، این سه دسته بطور شاخص به انسان ظلم می‌کنند. افراد دیگری مثل فرزند یا پدر و مادر هم هستند که به انسان اذیت و آزارهایی می‌رسانند. بنابراین، وقتی این نکته را به عنوان یک سنت فهمیدیم و پذیرفتیم، از قبل آماده می شویم برای خودسازی و نور گرفتن، نه برای مقابله کردن. برای این که بتوانیم نور بگیریم، باید تواضع، ادب، زبان عذرخواهی نسبت به همسرمان داشته باشیم و همیشه فکر نکنیم که حق با من است و همیشه همسرم مقصر است. مثل کسانی نباشیم که گفته اند «همسر من تا به حال، حتی یک بار هم از من عذر خواهی نکرده است». انگار معصوم است که هرگز عذر خواهی نمی کند. از طرفی ارتباط زن و شوهر به گونه ای است که ممکن است ظلم یا تجاوزی به حریم افراد بشود، وقتی که این را دانستیم، سعی کنیم آن مواضع را بشناسیم و ظلم هایمان را روز به روز کمتر کنیم تا ظلم ما به صفر برسد. برای افزایش عاطفه و محبت در خانواده چه کنیم؟ یکی از دلایل ظلم اعضاء خانواده نسبت به همدیگر، سرد شدن روابط عاطفی است. فرزند نسبت به پدر و مادر، همسر نسبت به همدیگر و خود فرزندان نسبت به هم. اما وقتی که من می‌دانم زمینه ظلم در یک اجتماع کوچکی مثل خانواده فراهم است، باید تلاش کنم این آفت را در خانواده از بین ببرم. حال چگونه ممکن است زمینه‌ی ظلم در خانواده را از بین ببریم؟ یک راهکار مهم این است که هر عضوی از خانواده باید زمینه های عاطفی و مهر و محبت را در خانواه بالا ببرد و قانون «هو أنت» را رعایت کند. یعنی سعی کند دیگران را مثل خودش ببیند و مثل خودش دوست داشته باشد و خودش را به جای آنها بگذارد تا بتواند انصاف و عدالت را رعایت کند. برای این که بتواند روابط عاطفی اش را تقویت کند و انرژی مهرورزی داشته باشد، باید ارتباط معنوی با غیب و آسمان داشته باشد و معنویتش را زیاد کند. امکان ندارد کسی با خدا و اهل بیت خلوت نداشته باشد و بتواند انرژی‌های محبت آمیز هزینه کند. گاهی افرادی که اطراف ما هستند انرژی مان را کم می‌کنند. وقتی انرژی خالی شد، ما باید مثل تلفن که شارژش تمام می‌شود و برای راه اندازی دوباره باید آن را شارژ کرد، ما هم باید خودمان را شارژ کنیم. انسان بدون جذب معنویت، امکان ندارد زندگی خوب و شیرینی داشته باشد. کسانی که می خواهند شادی و آرامش داشته باشند، در فضایی که پر از تنش است؛ مثل خانواده، محیط، اجتماع، سختی ها باید برای حفظ انرژی شان از آسمان انرژی بگیرند. مثل زینب کبری که در یک فضای پر تنشی مثلِ عاشورا، بی نظیر بودند و فرمودند: «ما رأیت الا جمیلا= جز زیبایی هیچ چیز ندیدم». یا خود سیدالشهدا یا سایر شهدای کربلا که همینطور بودند. در مورد سیدالشهدا داریم که هر چقدر کار سختتر می شد حضرت بشاش تر می شدند.  امام باقر علیه السلام فرمود: «إنَّ أَصْحَابَ جَدِّىَ الْحُسَیْنِ لَمْ یَجِدُوا أَلَمَ مَسِّ الْحَدِیْدِ= یاران فداكار جدم امام حسین علیه السلام در زیر ضربات شمشیر و نیزه دشمن احساس درد نمى‌كردند». وقتی شمشیر به بدن مبارکشان می خورد‏ دردی احساس نمی کردند». چون از این که در راه خدا فداکاری می کنند، سرمست و شاد بودند. مثل بچه های رزمنده خودمان که در جبهه ها من بارها دیده ام که تیر و ترکش می خوردند، دست و پایشان قطع می شد، اما نه ناله ای و نه گریه ای داشتند، بلکه شاد بودند. گاهی در آن حالت شوخی هم می کردند. چنین اتفاقی نمی‌افتد مگر این که شخص از جایی این نیرو و قدرت را گرفته باشد. دقیقاً مثل کسی که عاشق است. خوشحال و شادی او زمانی است که برای معشوقش هزینه می‌کند و هدیه می‌دهد. پس کسی می‌تواند انرژی داشته باشد که از خدا و همنشینی با او از قبل انرژی گرفته باشد. انسان در تعارض های دنیا، در خستگی و سختی های دنیا که در شئون مختلف به سراغ انسان می‌آید، به جایی نیاز دارد که از آن قدرت و نیرو بگیرد. این هم میسر نیست، مگر در ارتباط با غیب؛ یعنی ارتباط با الله و خانواده آسمانی اش. در این زمینه قرآن می‌گوید: «الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ[1]= (مومنان) كسانى هستند كه چون مصیبتى به آنان برسد، مى‏ گویند ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏ گردیم». این آیه شرح حال مؤمنین است که وقتی به مصیبتی به آنها می‌رسد با جمله‌ی «من مال خدا هستم و بر می گردم پیش خدا» به خودشان قدرت و انرژی می دهند.  خدا رحمت کند استاد ما حضرت آیت الله مجتهدی را که می‌فرمود: «این نیز بگذرد». وقتی مؤمن گرفتار مصیبتی شد باید با خود بگوید: من به بهشت و بالاتر از بهشت بر می‌گردم، من به نزد خانواده آسمانی‌ام برمی‌گردم. همه چیز در این دنیا روزی تمام می‌شود. وقتی همه چیز تمام می‌شود، چرا غصه بخورم؟ چرا عصبانی شوم؟ چرا قرص اعصاب مصرف کنم؟ چرا فحاشی کنم؟ و چراهای دیگر. یکی از آسیب های بسیار خطرناک «جزع و بی تابی» است. آدم هایی که اهل جزع و بی تابی هستند، تمام اجرشان از بین می رود. یعنی نورهایی که قرار بود به دست بیاورند را با بی تابی کردن، تبدیل به نار می کنند. پس با روایت پیغمبر حواس مان باشد که از فرصت ها خوب استفاده کنیم. یعنی اگر ظالم هستی و درعین حال می خواهی خودت را برای کسب اسماء الهی آماده کنی، باید راهکار آن را بدانی. گاهی انسان ظلم و گناهی می‌کند، ولی با این ظلم و گناه به خدا نزدیک می‌شود. چون بلد است چطور در مقابل گناهش عمل کند. اگر مظلوم واقع شدیم باز هم می توانیم قرب پیدا کنیم. پس انسانی که معرفت دارد، چه ظلم کند، چه مظلوم واقع شود، می تواند از هر دو برای قرب به خداوند استفاده کند. یعنی برای خودسازی و متخلق به اسماء الهی شدن، باید نهایت استفاده را بکند. ظلم به اقلیت های مذهبی باعث براندازی دولت می شود نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید:‌ «إذا ظُلِمَ أهلُ الذِّمَّةِ كانَتِ الدَّولَةُ دَولَةَ العَدُوِّ= هرگاه به اهل ذمّه ستم شود، دولت دشمن روى كار می آید». اگر در حکومت اسلامی به اهل ذمه، به مسیحی ها، به یهودی ها و زرتشتی ها که اهل ذمه هستند، یعنی اقلیت های مذهبی هستن، ظلم بشود، دولت دشمنی سر کار می آید. این گفتار پیامبر خیلی مهم و دقیق است. ظلم به اقلیت های مذهبی باعث ویرانی دولت و حکومت می شود. برعکس اگر حقوق اقلیت های مذهبی رعایت شود، باعث  پایداری حکومت می شود. پس یکی از وظائف مهم دولت این است که باید حقوق اقلیت های مذهبی را رعایت کند و خدا شاهد است در  هیچ جای کره زمین به اندازه جمهوری اسلامی ایران، حقوق اقلیت های مذهبی رعایت نمی شود.  ما گاهی که با دانشمندان اروپائی و اشخاص دیگر بحث می کنیم و می گوییم اقلیت های مذهبی یک درصد بسیار کمی از جمعیت ما را تشکیل می دهند، اما نظام ما به آنها اجازه داده که در مجلس شورای اسلامی برای خودشان نماینده ویژه داشته باشند. کتاب های درسی شان، اعمال عبادی شان، مکان های عبادی شان، همه محترم شمرده می شود. در قریب به اتفاق امور، مثل خودمان با آنها کاملاً مساوی برخورد می شود. ولی آیا شما در کشورتان به مسلمان ها که جمعیت شان خیلی خیلی بیشتر از اقلیت های مذهبی ایران هستند و شما ادعای حقوق هم بشردارید اجازه می دهید در مجلس آن کشور یک نماینده داشته باشند؟ شما آنان را به عنوان شهروند درجه دو محسوب می کنید و بسیاری از حقوق شان ضایع می شود؛ حقوق های مذهبی شان، حقوق های معنوی شان، حقوق های انسانی شان و خیلی چیزهای دیگر. اما این دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله) ما است که می‌فرماید عده‌ای که اهل ذمه هستند و دین شما را هم ندارند، چون در سایه‌ی حکومت و کشور شما هستند، باید حقوق شان کاملاً رعایت شود. ظلم به اقلیت های مذهبی، ظلم به همه ی مسلمانهاست. ظلم به سنی ها، مسیحی ها، یهودی ها و زرتشتی ها  و این تمام کشور را نابود می کند. ما گاهی شهید می دهیم برای این که از اقلیت های مذهبی محافظت کنیم؛ برای حفظ آثار آنها، معابد آنها، حقوق آنها و این حق است. ما برای حفظ مساجد مان جهاد می کنیم. آیا برای حفظ کلیسا هم جهاد می کنیم که کلیساها نابود نشوند؟ آیا برای حفظ کنیسه و معابد و مذاهب معتبر هم تلاش می کنیم؟ برای آنها حرمت قائلیم؟ پس این مسائل را  باید خیلی جدی بگیریم. این روش و آیین پیغمبر ماست. ظلم به اموات را چگونه جبران کنیم؟ ظلم را چگونه جبران کنیم. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ به این سوال می‌فرماید: «مَن ظَلَمَ أحَدا فَفاتَهُ فَلْیَستَغْفِرِ اللّه َ تعالى لَهُ؛ فإنّهُ كفّارَةٌ لَهُ= هركس به كسى ظلم كند و او را از دست بدهد(یعنی طرف اگر بمیرد ما او را از دست داده ایم) باید برایش از خداوند آمرزش بطلبد. زیرا همین كفّاره ستم اوست». اگر به کسی ظلم کردید و او از دنیا رفت. مثل پدر و مادر، خواهر و برادر، یا دسترسی به او نداشتید. مثل همسایه و... برای او طلب مغفرت کنید و برایش هدیه بفرستید، رد مظالم و صدقه بدهید. مثلا حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام رفتی، بگو: خدایا من کسانی در زندگی ام بودند که به آنها ظلم کردم، خواسته یا ناخواسته، حتی زنده هم باشند، ولی من دسترسی به آنها ندارم، این پول را من می اندازم، ثوابی از آن را به همه ی اینها برسان. بدین طریق، برای کسی که به او ظلم کرده اید، این می شود کفاره اش و این کفاره، ظلم شما را می پوشاند. یا برایشان صلوات بفرستیم، دعا کنیم. اینها راه های بسیار مؤثری است برای برطرف کردن ظلمهایی که ما به دیگران کرده ایم و آنها از دست مان رفته اند. گاهی بعضی افراد می گویند نمی‌دانم چرا افسردگی گرفته‌ام. برای این که مثلاً قدر مادرم را ندانستم، قدر پدرم را ندانستم، قدر همسرم را ندانستم. حالا از دست رفته اند، الان دیگر به او دسترسی ندارم، مثلا از دنیا رفته اند. برای کسانی که از دنیا می روند، نیازشان به ما بیشتر از زمانی است که زنده هستند. چون آنجا عالم برزخ است. عالم برزخ، عالم قبر و عالم ملکوت، عالمی است که هزینه‌ها آنجا خیلی گران است. مثل دنیا یا رحم مادر نیست. جنین در رحم مادر همین که خون می‌خورد برایش کافی است. ولی وقتی به دنیا می ‌آید، دنیا بی نهایت پیچیده تر از رحم مادر است؛ جا و مکان می‌خواهد، غذا می‌خواهد، وسایل دیگر می خواهد. اصلاً قابل مقایسه با رحم مادر نیست. ما تا در دنیا هستیم، هزینه مان همین است. ولی وارد برزخ می‌شویم، هزینه هایش فوق‌العاده گران است. مثلاً یک خانه ی آنجا به اندازه کره زمین است. حالا برای یک خانه به اندازه این کره زمین، چقدر هزینه می خواهد؟ چقدر نور و قدرت می‌خواهد که همه را باید از همین دنیا کسب کنیم؟. غذاهایش همین طور است، ازدواجش همین طور است. دانشگاه هایش همین طور است. برزخ دانشگاه دارد، درس و مدرسه و حوزه علمیه دارد؛ مهمانی و رفت و آمد دارد، خیلی باشکوه و بزرگ است. هرچقدر دنیا بزرگتر از رحم مادر است، ملکوت هم نسبت به اینجا این طور است. بنابراین،  کسی که از  این دنیا می رود، به ثواب های خودش احتیاج دارد. پس اگر به والدین یا هرکس دیگر ظلم کردی و از دنیا رفته بود، تو کاملاً می توانی جبران کنی. این که غصه خوردن و افسردگی ندارد. کمر همت را ببند و اموات را شاد کن. هدیه و خیرات بفرست؛ چه مادی باشد چه معنوی. [1] . سوره بقره/آیه 156.

صوت

1 - از «ظلم دیگران» نور دریافت کنید، نه آتش

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7446
زمان انتشار: 10 سپتامبر 2017
| |
«کوتاهی در دستورات دین»، ظلم به نفس است

خانواده آسمانی؛ جلسه 476؛ 96/6/16

«کوتاهی در دستورات دین»، ظلم به نفس است

روح نیز مانند بدن، ساختار کاملا ریاضی دارد. همان طور که بدن غذای مادی می خواهد، روح هم غذاهای معنوی می‌طلبد؛ اما اگر کسی در رساندن این غذا تنبلی کند و در اجرای دستورات خدا کوتاهی و سهل انگاری کند، به خودش ظلم کرده و این ظلم، باعث عواقب مخربی در دنیا و ابدیتش خواهد بود.

بحث مان درباره روابط اعضای خانواده آسمانی به موضوع ظلم به نفس اختصاص داشت که یک سلسله جلوه‌ها و ابعاد ظلم به نفس را عرض کردیم. در مورد بحث این جلسه، امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: «مَن أهمَلَ العَمَلَ بطاعَةِ اللّه ِ ظَلَمَ نفسَهُ= هر کس در عمل به طاعت الهی کوتاهی کند، به خودش ظلم کرده». مثل کسی که می‌خواهد رانندگی کند، اما قوانین را شل می‌گیرد و اگر تصادف کرد‎ و مُرد یا فلج و معلول شد، این ظلم را خودش به خودش کرده است. کسی که در انتخاب همسر، مراقبت قبل از انعقاد نطفه، تقویت ژن، مراقبات دوران بارداری،‌ مراقبت‌های شیرخوارگی و ... تنبلی و کوتاهی می‌کند؛ یا کسی که در تمرکز و حضور قلب در نماز و درست به جا آوردنش دقت نمی‌کند، ضررش را هم خواهد دید. نماز با این نقص‌ها نماز درستی نمی‌شود. پس اگر شما آداب ذکر و نماز را درست به جا بیاورید، امکان ندارد به حسادت، غیبت، تهمت، اضطراب، غم و غصه خوردن، زودرنجی و حساسیت و بیهودگی و ....برسید. چرا این همه سال عبادت، نماز، دعا و زیارت رفتی، ولی همان آدم عصبی که بودی، هنوز هم هستی؟ باز هم داری غصه می‌خوری، احساس بدبختی، شکست و نکبت در زندگی‌ات داری. علتش این است که در دستورات الهی کوتاهی می‌کنی. اگر ما اهمال نکنیم، این دستورات خاصیت خودش را دارد و ما را عوض می‌کند. الان کل مردم ایران بیشتر از چند صد میلیون نفر آدم غذا می‌خورند. 70 درصد بچه‌های زیر 20 سال اضافه وزن دارند و بالای 50 درصد از بزرگسالان اضافه وزن یا سوء‌تغذیه دارند. یعنی آن انرژی لازم را از غذا دریافت نمی‌کنند. در روح ما هم همین اتفاق افتاده. فقط می‌خواهیم نماز بخوانیم. در حالی که نماز باید فهمیده شود تا آن اتفاقات قشنگ در روح بیفتد. مثلاً «بسم الله الرحمن الرحیم» را بفهمیم، «الحمدلله رب العالمین» را بفهمیم. اگر کسی الحمدلله را فهمید، محال است حسادت داشته باشد. امکان ندارد احساس حقارت پیدا کند یا به رقابت با کسی بیفتد. اگر فهم الحمدلله را کسی پیدا کرد، قشنگترین رابطه‌ها را با اطرافیانش برقرار می‌کند، اما ما چون الحمدلله نداریم، این همه بدبختی سراغ ما می‌آید. اگر کسی به حقیقت سبحان الله رسید، محال است که در دلش با خدا مشکلی پیدا کند. علت این که کسی با خدا و اهل‌‌بیت که خانواده آسمانی‌اش هستند، مشکل پیدا می‌کند و نمی‌تواند روابط عاشقانه داشته‌باشد، این است که سبحان الله را یاد نگرفته. اگر کسی سبحان الله را فهمید، خیلی با آن اوج می‌گیرد. اگر کسی «لا اله الا الله» را فهمید، ضد ضربه می شود. یعنی هیچ غصه ای نمی تواند سراغ او برود. اگر کسی «الله‌اکبر» را فهمید،‌استحکام شخصیتی پیدا می‌کند، زیرا این هزاران خیر و برکت دارد. ولی ما واقعا در دین کوتاهی کرده‌ایم. فقط یک ظواهری را به خود گرفتیم. چون اصالت را به چهار بخش (جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) داده‌ایم. در زندگی ما اساساً بخش فوق عقلانی اصالت ندارد. چون اصالت ندارد، دین و مسائل دینی در اولویت های آخر قرار می‌گیرند، برای همین هم نماز در ما اثر ندارد. سیدالشهدا علیه‌السلام می‌فرماید: «إنَّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنیا وَالدّینُ لَعقٌ عَلى ألسِنَتِهِم ، یَحوطونَهُ ما دَرَّت مَعائِشُهُم= مردم  بنده دنیایند و دین، لَقلَقه زبان آنان است. از آن هوادارى مى‌كنند، تا لوزام زندگى‌شان فراوان گردد». یعنی هر وقت خواستند دین را قورتش میدهند و هر وقت خواستند بیرون می ‌ریزند. اگر هم دین دارند، تا آنجا که به دنیای‌شان لطمه نخورد دین‌داری می‌کنند. در غیر این صورت، همه چیز را اعم از خدا، اهل بیت، رساله را رها می‌کنند. در دین جدی نیستند، این نوعی ظلم به نفس می‌شود. «ظلم به نفس» یعنی تو قوانین دقیق و ریاضی خدا را دست کم بگیری. «حالا این چی هست»، «حالا ولش کن» و «حالا بی خیال» یا با اجتهادهای شخصی، انسان این قوانین را بالا و پایین می‌کند، در اینجاست که اتفاقات وحشتناکی می‌افتد و ظلم از اینجا شروع می‌شود. تو اگر این رساله دینی را درست رعایت نکنی، قوانین دین را درست رعایت نکنی، داری به خودت، بچه‌‌ات، نسل و آینده‌ات ظلم می‌کنی. اگر ما این همه طلاق داریم که از 5 ازدواج 4 دارد در کشور ما شکست می‌خورد، برای این است که افراد به وظایف شان عمل نمی‌کنند. کوتاهی می کنند. این ظلم به نفس می شود. پس این خیلی مهم است که ما در دینداری‌مان اهمال نکنیم، یعنی وقتی چیزی را می‌شنویم، به قول قرآن «خُذِ الکتاب بقوه= وقتی به شما دین را دادند، آن را محکم بگیرید». محکم دینت را بگیر و رعایتش کن. اینطور که شد، در دنیا و آخرتت سالمتر می‌مانی. ابدیت انسان در کار است. خیلی وقتها آدم چون دین دار است، باید یک سری مشکلات و محدودیت‌ها را تحمل کند. در این صورت آرامش خواهد داشت. نظام ابدی‌اش هم سر جای خودش است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید: «فضیلَةُ السادَةِ حُسنُ العِبادَةِ= برترین مرتبه مهتران، به نیكویى عبادت است». این که شما می‌بینید تعدادی از آدم‌ها در اجتماع فضیلت پیدا می‌کنند و بزرگ می‌شوند، بزرگی حقیقی نه، بزرگی توهمی، این به خاطر کیفیت عبادت هایشان است. «حسن العباده» یعنی روی عبادت‌هایشان سرمایه‌گذاری می‌کنند. گاهی کسی را می‌بینیم که وضویش را می‌خواهد بگیرد، به دعاهای وضو توجهی نمی‌کند، در قبله، طهارت و نجاست هم همین طور. بعد نماز را شروع می‌کند. اصلاً نمی‌فهمد چه می‌خواند. نگو چرا فلان آیت الله، چرا فلان مقام و فلان کس رشد کرده، چون با کیفیت کار کرده، زحمت کشیده و به آن درجات رسیده. پس این نکته یادمان نرود که اگر کسی در طاعت الهی و در دستورات خدا سهل انگاری کند، به خودش ظلم کرده است. روح نیز مانند بدن ساختار ریاضی دارد قبلاً گفته شد‎ ساختار وجود انسان و جهان یک ساختار کاملاً ریاضی است و همانطور که بدن ما یک سیستم کاملاً منظم و ریاضی دارد. در برخورد با آن هم حساب و کتابی وجود دارد که اگر این برخورد درست نباشد، به صورت درد، بیماری، زخم، عفونت یا حتی مرگ، عکس العمل نشان می‌دهد. روح از مخلوقات خداوند تبارک و تعالی است که مثل سایر مخلوقات خداوند ساختار ریاضی دارد. وقتی قرآن می‌فرماید: «قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِکُلِّ شَیْ ءٍ قَدْرًا= به راستى خدا براى هر چیزى اندازه‏ اى مقرر كرده است». روح نیز از این قاعده مستثنی نیست، یعنی یک ریاضیات و نظم فوق‌العاده پیچیده بر روح انسان حاکم است. حالا این روح هدفی دارد که قرار است به جایی برسد. سعادت و شقاوتش نیز تعریف شده است، بی‌حساب و کتاب نیست. ‌اگر با آن بدرفتاری کنید، عکس العمل‌های خودش را نشان می‌دهد. برای اینکه ما از نظر جسمی و روحی در دنیا و آخرت آرامش داشته باشیم و سعادتمند باشیم، خداوند تبارک و تعالی به تناسب ریاضیات جسم و روح، یک سلسله فرمول ها و قواعدی را در سه شاخه‌ی «احکام، اخلاق و عقاید» توسط قرآن به صورت فرمول‌ها و قواعد کلی و از طرف اهل‌بیت علیهم‌السلام که به شکل فرمول‌ها و قواعد جزئی است، عرضه کرده است. تخلف از این قواعد کلی و جزئی، مثل تخلف از قواعد بهداشتی است. وقتی شما آنها را رعایت نکنید، قطعاً به بدن‌تان ضرر می‌زنید. مثل مریضی که برای درمان بیماریش هر چه پزشک گفت، باید بگوید «چشم». این «چشم» را اصطلاحاً «طاعت» می‌گویند. در روح هم همین‌طور است. خداوند و اهل‌بیت علیهم‌السلام یک سلسله قواعد و فرمول‌هایی را برای سعادت و سلامت جسم و روح ما قرار داده‌اند که هر چقدر شما بیشتر اطاعت کنید، به نفع خودتان خواهد بود، اما اگر این طاعت نباشد، انسان کار غیر عاقلانه‌ای می‌کند و به خودش ضربه می‌زند. احکام و رساله را نگاه کنید. همه‌اش عدد دارد، یعنی ریاضی‌ترین کتاب احکام است. رساله‌ای که مراجع عظام می‌دهند که آن را هم از خودشان نمی‌دهند، بلکه از آموزه‌های قرآن و اهل‌بیت استخراج می‌کنند و به ما می‌دهند. مثلا شستن دست دو مرتبه است و... پس رساله یک کتاب ریاضی زندگی است. این را بخور، این را نخور، این‌‌ها حرام است، اینها نجس است، اینها پاک است، اینها مستحب است، اینها مباح است، اینها مکروه است... همه حکم‌ها کاملاً ریاضی با ساختار وجود ما طراحی شده است. اول خلقت انسان یا خلقت دین، کدامیک؟ قرآن می‌فرماید:«فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا= پس روى خود را با گرایش تمام به حقّ، به سوى این دین کن. با همان سرشتى که خدا مردم را بر آن سرشته است». سوالی که در این آیه مطرح است آیا اول انسان خلق شد و بعد دین وضع شد یا نه، دین قرار داده شد و انسان برای این دین آفریده شد؟ این بحثی است که باید باز بشود. مثلا شما می‌خوانید:«الرَّحْمَنُ/ عَلَّمَ الْقُرْآنَ/ خَلَقَ الْإِنْسَانَ= [خداى] رحمان/ قرآن را یاد داد/انسان را آفرید». توجه کنید این آیه چقدر ریاضی است. خدای رحمان قرآن را آفرید، بعد انسان را خلق کرد. یعنی قبل از انسان قانون زندگی‌اش آمده. عقل می‌گوید بشر یک لحظه نباید بعد از این که به دنیا آمد، بی‌قانون باشد. بنابراین،‌ طبق این آیه خدا اول قانون را آفرید، یعنی اول پیامبر را آفرید، امام را آفرید؛ بعد وقتی که مردم به دنیا آمدند، دیگر معطلی نداشته باشند. آیین نامه و دستور داشته باشند. بر فرض مثال، آیا در تربیت فرزند، اول شما بچه را به دنیا می‌آورید، بعد تربیتش می‌کنید یا نه، اول قوانین تربیتی‌اش را مهیا می‌کنید، بعد بچه را دعوت می‌کنید؟ کدام است؟ عرف عموم، اول بچه‌دار می‌شوند، بعد می‌گویند حالا تربیتش کنیم. بگردیم ببینیم قانون تربیتی دارد یا نه. مثلا فرزند 15 سالش شده، تازه یادمان می‌افتد که این بچه احتیاج به تربیت دارد. ولی ما می‌گوییم: این درست نیست. یک دختر و پسر قبل از اینکه بخواهند ازدواج کنند، باید قوانین تربیتی را بر روی اسپرم و تخمک‌ها پیاده کنند. این 5 ژن‎ سلامت (زیبایی، هوش، عقل و اخلاق و معنویت ) را روی اسپرم و تخمک‌ها داشته باشند. بعد که می‌خواهند بچه‌دار شوند، این جنین یک زمینه‌ی قدرتمندی از لقاح تخمک و اسپرم پیدا می‌کند تا سعادتمند متولد شود. قرآن می‌گوید: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ» رویت را به یک دینی که دین فطرت گرایی است، برگردان. دین حنیف است. برو سراغ یک دین درست و حسابی. بعد می‌گوید:«فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا»، خدا مردم را براساس این دین «فطرت»‏ خلق شان کرد. یعنی ساختار قبلاً بود. حالا برای این دین، انسان خلق کرد که انسان بی‌تکلیف نباشد، بی‌وظیفه نباشد، بلاتکلیف و سردرگم نباشد. 

صوت

1 - «کوتاهی در دستورات دین»، ظلم به نفس است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7429
زمان انتشار: 7 سپتامبر 2017
|
برگزاری کلاس های استاد شجاعی

برگزاری کلاس های استاد شجاعی

کلاس های خانواده آسمانی و کلاس دوم با موضوع «غدیر تا انتظار» پنجشنبه 16 شهریور در حسینیه قرائت قرآن برگزار می گردد. جشن غدیر مؤسسه در ساعت 18:00 یعنی بعد از سخنرانی اول استاد (کلاس خانواده آسمانی) برگزار خواهد شد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7391
زمان انتشار: 22 اوت 2017
|
برگزاری کلاس 5 شنبه با حضور استاد رنجبر در حسینیه قرائت قرآن

برگزاری کلاس 5 شنبه با حضور استاد رنجبر در حسینیه قرائت قرآن

به اطلاع می‌رساند: پنج شنبه 96/6/2 سخنرانی استاد نیکنام 17:00 و استاد رنجبر  از ساعت 17:30  الی 18:30 در حسینیه قرائت قرآن برگزار می گردد. همچنین با ارائه مشاوره رایگان توسط مشاورین مجرب خانم و آقا در خدمت شما دوستان عزیز هستیم.   نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) کلاس های خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره تا اطلاع ثانوی برگزار نمی‌گردند. حجت الاسلام محمد رضا رنجبر«استاد بی مثال تمثیل» است ایشان از کم نظیرترین افرادی است که در «بیان مثال» برای تبیین سخنش استاد است. به همین دلیل بوده که ایشان به «استاد بی‌مثال تمثیل» شهرت یافته است. «متانت و آرامش در گفتار» و هنچنین داشتن «نگاه عارفانه» به موضوع هایی که بیان می‌کند، از دیگر ویژگی‌های استاد است. وی طبق یک عادت پسندیده که از استادش به ارث برده، هر گاه، بر مرکب سخن سوار می‌شود، پیوسته سخنش را با چاشنی مثال همراه می کند، چه، معتقد است که آراستن کلام به زعفران تمثیل، مزه سخن را در کام جانها دلپذیرتر می‌کند.  حالا دیگر مردم، به یمن جعبه جادویی تلویزیون، حاج آقا محمد رضا رنجبر را خوب می‌شناسند، همان روحانی موقری که روزهای نخست، لحظاتی پیش از اذان مغرب، به سرعت برق و باد بر صفحه تلویزیون ظاهر می‌شد و در ظرف یک دقیقه، نکته‌ای نغز را با یک شاخه نبات مثال، به ببیننده هدیه می‌کرد و مخاطب را تا ساعتها بعد، به فکر فرو می‌برد. ایشان روز پنجشنبه مهمان مؤسسه منتظران منجی (عج) هستند تا باز هم از سخنان دلنشین و نغز و بوستان سخنانی که از خرمن معارف اهل بیت (علیهم‌السلام) جمع آوری شده، خوشه چینی کنیم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7350
زمان انتشار: 6 اوت 2017
| |
انسان نباید به خودش صدمه بزند

خانواده آسمانی؛ جلسه 474؛ 96/5/12

انسان نباید به خودش صدمه بزند

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: شخصی نامه ای به ابوذر نوشت؛ به او گفت: بهره ای از تازه‌های دانشت به من بده. ابوذر این گونه جواب داد:«أنَّ العِلمَ كَثيرٌ و لكنْ إن قَدَرتَ أن لا تُسِيءَ إلى مَن تُحِبُّهُ فَافعَلْ= دانش بسيار است، اما تو اگر مى توانى به كسى كه دوستش دارى، بدى نكن».

کسی که خودش را دوست دارد نباید به خودش صدمه بزند. این معروف است به «حفظ الصحة=حفظ کردن سلامتی». به عنوان مثال‌، گاهی انسان ارزش خود جمادی اش را نمی بیند و سرمایه اش را نابود می‌کند. یعنی در حق خود گیاهی اش کوتاهی می‌کند و به بدنش آسیب می زند. کسی که به بدنش ستم می‌کند، قطعاً به خانواده اش هم  ظلم می‌کند. مثل پدری که سیگار می‌کشد یا مواد مخدر استفاده می‌کند یا مشروب می خورد. معلوم است که چنین پدری هیچ وقت نمی تواند حقوق خانواده‌اش را بجا بیاورد و از حقوق آنها دفاع کند. در این خصوص امیرالمؤمنین جمله‌ای تکان دهنده دارند که فرمودند: «عَجِبْتُ لِمَنْ یَظْلِمُ نَفْسَهُ كَیْفَ یُنْصِفُ غَیرَهُ= درشگفتم از كسى كه به خود ستم مى‌كند، چگونه در حق دیگران عدالت مى ورزد!». ظالم چطور می تواند منصف باشد و انصاف را در حق دیگران رعایت کند. «ظلم به نفس» یعنی آخرتت را فراموش کنی امیرالمؤمنین علیه‌السلام در بیان مصداق دیگری از ظلم فرمود: «ظَلَمَ نفسَهُ مَن رَضِیَ بِدارِ الفَناءِ عِوَضا عن دارِ البَقاءِ= کسى كه به جاى سراى ماندگار به سراى ناپایدار رضایت دهد، به خود ستم كرده است ». این هم مصداقی از  ظلم به نفس است که حضرت به آن اشاره کرده است. ظلم به نفس، یعنی تو حیاتی که بی نهایت زیباتر، کامل تر، جذابتر، پیشرفته تر و شادتر است را رها کنی و به زندگی دنیا بچسبی. مثل کسانی که حاضرند به خاطر زندگی دنیا خدا، خانواده آسمانی و آخرت را رها کنند. انسان چقدر از همسر و فرزندش به معنای واقعی خیر می بیند؟ یا از انتخاب رشته و شغل؟ گاهی شخص رئیس جمهور می‌شود، اما دری از درهای جهنم به رویش باز می‌شود و ظلم می‌کند. انسان در دنیا به هر چی برسد، غصه، ناراحتی، درد و اضطراب به سراغش می‌آید. پس این که لذت های دنیا را به آخرت ترجیح بدهیم، حماقتی است که نقطه مقابل عقل است. برزخ بخشی از آخرت است، نه بخشی از دنیا. هر چند ادامه و استمرار دنیاست. اگر کسی رمز این استمرار را بفهمد، هیچ وقت حاضر نیست دنیا را به آخرت ترجیح دهد و حماقت کند و یا به خودش ظلم کند. در حقیقت شما از اینجا که می‌روید، ادامه‌ی شخصیت و دارایی هایتان را باید در برزخ برداشت کنید. پس نوع زندگی در برزخ، بسته به نوع و سبک زندگی شما در دنیا دارد.«استمرار» یعنی ادامه‌ی درستِ شیوه‌ی زندگی دنیایی در برزخ. اما اگر درست زندگی نکرده باشید و  برای هر چیزی غصه بخورید، در حقیقت فشار قبر ذخیره کرده‌اید و زندگی خوبی نخواهید داشت. بعضی‌ها حرص و جوش‌های خانوادگی و زن و شوهری که مربوط به بخش زمینی است برایشان خیلی تاثیرگذار است. بعضی‌ها دغدغه های شغل، کار تجاری، کار سیاسی، فعالیت های اجتماعی دارند. بعضی ها هم درگیر کار علمی شان هستند. کسی که درگیر این نوع گرفتاریهاست، به محض این که وارد برزخ شود‎‏، می‌بیند که چیزی ندارد و چطور می‌تواند در برزخ دوام داشته باشد! این بدبختی ناشی از همان ظلم به نفس است.  ظلم به نفس، یعنی این که تو ابدیت را رها کنی، جاودانگی‌ را رها کنی، در زندگی ملاک‌های جاودانه و ابدی نداشته‌باشی و دچار خودفراموشی شوی. بنابراین، اگر کسی بخواهد از ظلم به نفس نجات پیدا کند، باید آرزوهایش را مدیریت کند. باید فکر کند که من باید الان عاشق چه چیزی باشم؟ سبک زندگی ام چگونه باشد؟ اهداف و آرمان هایم  چه چیزهائی باشند؟ تا انسان تکلیف این مسائل را برای خود مشخص نکند، دچار انواع غصه هاست زیرا اینها ظلم به نفس است. اگر معشوق های (جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) مثل علم دوستی، همسر دوستی، پول دوستی، مقام دوستی و... در راه خدا نباشند، خطرناکند و تو را از رشد ابدی و انسانی باز می‌دارند که در این صورت تو به خودت خیانت می‌کنی و هر کسی هم که با تو زندگی کند، مسلماً نسبت به او هم جنایت و ظلم روا می‌داری. چون از خود اصلی خودت گذشته‌ای و آن را له کرده‌ای. کسی هم که از خودش بگذرد، نمی تواند به دیگران وفادار باشد. اما اگر این معشوق ها در راه خدا و مسیر الهی باشند، همه خوب و مطلوبند.  ما باید مثل جنین، وقت جدی برای حیات ابدی مان بگذاریم، باید دنیایت را هم مثل جنین رنگ آخرت بزنی. یعنی به گونه‌ای زن داری، شوهر داری‏، فرزندداری و زندگی کنی که برایت آخرت جاودانه بسازد، نه جهنم. خوش اخلاقی و تقوا ملاک اصلی انتخاب همسر است اگر می‌خواهی با کسی ازدواج کنی، به این دو ویژگی توجه کن: اول؛‎ آدم خوش اخلاقی باشد. دوم‎؛ ایمان و تقوا داشته باشد. اگر نداشت، تنهایی بهتر از زندگی با یک فرد احمق و بداخلاق است که هیچ تناسبی با تو ندارد. چون روح انسان در کنار احمق و نادان به شکنجه و عذاب دچار می‌شود. چنانچه امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) فرمودند: «صُحبَةُ الأحمَقِ عَذابُ الرُّوحِ= مصاحبت با احمق، شكنجه روح است». در روایت داریم دختران تان را به مردان با تقوا بدهید. وقتی شما می‌خواهید اتومبیل بخرید، یک سلسله چیزهای اصلی را مدنظر دارید، بعد تصمیم می گیرید آن را بخرید. یا وقتی لباس یا غذایی می‌خواهید بخرید، می گویید یک اصولی باید داشته باشد تا آن را انتخاب کنم. تقوا به معنای ترس از خدا نیست. چون از ریشه «وقی» می‌باشد به معنای نگهداری و خویشتن داری از هر چیزی است. در حقیقت خویشتن داری نسبت به هر چیزی که خود جاودانه‌ی شما را محدود می‌کند و آسیب می‌زند. مثلا مسواک زدن یک عمل تقوایی است؛ یا بستن کمربند در حین رانندگی، یک عمل تقوایی است. هر چند این عمل مربوط به بخش گیاهی است تا بدن آسیب نبیند، ولی چون بدنت حفظ می شود، یک عمل تقوایی به شمار می رود. تقوا در جنبه‌ی معنوی و انسانی یعنی خویشتن‌داری از هرچیزی که من را از شبیه‌شدن به خداوند و اهل‌بیت باز بدارد. چون بی‌تقوائی به این هدف آسیب می زند. هرچند کمال دنیائی خیلی خوشایند و لذت‌بخش است، و رعایت آن سخت می‌باشد، اما انسان این سختی را به جان می‌خرد که آسیب نبیند و محدود نشود. این عمل، یک عمل تقوایی می‌شود. پس این که گفته می‌شود دختران تان را به مرد باتقوا بدهید، به این معناست که شوهرش چون ترس از آخرت دارد، ترس از دوریِ خدا و اهل‌بیت دارد‎ و خیال رفتن به جهنم را ندارد، بی‌باکی و بی‌مبالاتی نسبت به جهنم ندارد، پس ظلم نمی‌کند و می تواند دخترتان را خوشبخت کند. پدر و مادرها نباید در دعواهای شخصی شان بچه ها را دخالت دهند گاهی زن از شوهرش خوشش نمی‌آید و بچه‌ها را علیه پدر تحریک می‌کند که این موجب عاق والدین شدن بچه‌ها می‌شود. یک زن باتقوا، از شوهرش هر چقدر کینه، نفرت و دشمنی در دلش باشد، هیچ وقت حاضر نیست بچه‌ها را معامله‌ی این دعواها قرار بدهد. یعنی از بچه ها سوء استفاده کند و کاری کند که بچه ها با پدرشان بدرفتاری کنند. تو مادر، اگر نمی‌توانی با این مرد کنار بیائی یا او را دوست نداری، بچه هایت را خراب نکن. چون حق پدر و مادر یک حق یک طرفه است. دوطرفه نیست. پدر کافر هم باشد، واجب الاحترام است. قرآن هم همین را می‌گوید: اگر پدران تان، شما را به شرک و مقابله با دین خدا دعوت کند، باز هم حق بدفتاری با او را ندارید. «فَلَا تُطِعْهُمَا= از آنان اطاعت نکن» ولی «وَ صَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا[1]= در دنیا با آنها به نیکی معاشرت نما». ما الان در اروپا دوستانی داریم که طلبه‌اند؛ هم خانم و هم آقا که از پدر و مادر مسیحی‌شان مراقبت می‌کنند. چند وقت پیش بانویی که زن خیلی مسنی هم بود در یکی از کشورهای اروپایی مسلمان و شیعه شد. به او گفتند: شما چطور مسلمان شدید؟ گفت: من در محله مسلمان ها زندگی می‌کردم و می دیدم که اینها چقدر اخلاق شان خوب است؛ همه شان به عبادت اهمیت می‌دهند؛ رفتار خانوادگی شان نسبت به یکدیگر خیلی خوب است؛ به همسایه‌ها احترام می‌گذارند؛ اما دختر من مدت‌هاست که به من سر نزده، ولی این خانم های مسلمان مثل مادر خودشان به من توجه و مهربانی می کنند و احترام می گذارند. با این همسایه های مسلمان هیچ وقت احساس تنهایی نمی کنم. اخلاق این گونه است، یعنی پدر و مادر اگر کافر هم باشند، حرمت دارند. بنابراین، اگر شما با همسر و شوهرت درگیر هستی، بچه‌ها را جهنمی نکن. اگر مشکلی با هم دارید، بچه ها را نسبت به پدرشان جسور نکنید. اگر مردی هم از خانمش خوشش نمی آید، حق ندارد بچه هایشان را نابود و از مادرشان محروم کنند. بلکه باید کمک کند تا یک ارتباط خوبی با مادرشان داشته‌باشند. گاهی در این لج و لج بازی‌های طلاق‌ها می‌بینیم که مرد و زن چقدر نسبت به هم ظلم می‌کنند. مرد مهریه ای که واجب است و باید پرداخت کند را نمی‌پردازد و آنقدر به زن ظلم می کند تا او مهریه را ببخشد. اینها نمونه هایی از بی تقوائی انسان هاست. وقتی انسان از آخرت، جهنم و از ظلمی که می‌کند، نمی‌ترسد، به راحتی به دیگران ظلم می‌کند و حق دیگران را نادیده می گیرد. و گرنه آدمی که خدا، قیامت، بهشت و جهنم را باور دارد، این گونه نیست که اگر از کسی خوشش نیامد، ظلم کند. استمرار زندگی دنیا در برزخ است دوران جنینی در رحم مادر 9 ماه است. بعد از آن، دوران دنیایی است که بزرگ تر از رحم مادر است، بعد با وفات ما، تولد به برزخ شروع می‌شود، عمر نظام برزخ و ملکوت تا قیامت است، با این وجود، این زندگی هم محدود است، اما نمی‌دانیم تا قیامت چقدر طول می کشد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: متوسط عمر امت من 60 سال است. پس ببین که چقدرش مانده و چقدر وقت داری. ما الان در کشوری زندگی می‌کنیم که در اثر سبک زندگی غلط، مردم به انواع بیماری های جسمی و روحی دچار شده. مثلا اول انقلاب، سن سکته ما 65 سال بوده، اما الان زیر ۳۰ یا۴۰ سال رسیده‌است. عمرها کوتاه شده. چقدر جوان می‌میرند؛ به بهانه‌های مختلف در دریا، تصادف، سرطان و سکته و بیماری های دیگر. حالا کسی که حواسش به ابدیت نیست. وقتی وارد برزخ می‌شود، به همه چیز نیاز دارد، غذا می خواهد، مسکن می خواهد، چون فضا، فضایی برزخی است به توشه نیاز دارد. شما فکر کنید الان بچه ای به دنیا آمده، 9 ماه در شکم مادرش به آن تنگی بوده و حالا که به دنیا آمده به جائی ببریم که به همان تنگی رحم مادر باشد، نمی تواند دوام بیاورد. انسان هم وقتی از دنیا می رود، وارد عالم بزرگی می‌شود که بی نهایت بزرگتر از از اینجاست و نیاز به لوازمی دارد تا احساس آرامش کند. این طور نیست که داشتن خانه 60 یا 100 متری در برزخ برایش کافی باشد. نفس شما می‌طلبد که خانه ای داشته باشید که ده ها هزار متر باشد تا بتوانید در آن آرامش داشته باشید وگرنه احساس خفگی می‌کنید. احساس خفگی یعنی فشار قبر. اگر در برزخ ذائقه غذایی مخصوص آنجا را نداشته باشید، بدبخت خواهید بود. همچنین سایر نعمت های برزخ مثل تفریح، موسیقی، دانشگاه رفتن و ... همه  را باید از دنیا با خودتان ببرید. [1] . سوره لقمان/ آیه 15.

صوت

1 - انسان نباید به خودش صدمه بزند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7326
زمان انتشار: 30 ژولیه 2017
| |
«خودفراموشی» منشأ دوری از خدا و اهل بیت (علیهم السلام) است

خانواده آسمانی؛ جلسه 473؛ 96/5/5

«خودفراموشی» منشأ دوری از خدا و اهل بیت (علیهم السلام) است

آدمی که به خود ظلم می‌کند، به دیگران هم ظلم می‌کند. منشأ ظلم به خود، فراموشی و غفلت از خود حقیقی و ابدی است. این فراموشی، موجب ظلم به دیگران و از همه مهمتر، باعث دوری از خدا و اهل بیت علیهم السلام می شود.

یکی از مهمترین مباحث ظلم، «ظلم به نفس» است. «ظلم به نفس» از این حیث مهم است که منشأ ظلم به دیگران می شود. یعنی فردی که به خودش ظلم می‌کند و دشمنی با خودش دارد، موجب می شود که بتواند به راحتی در حق دیگران هم ظلم و تجاوز کند. به عبارت دیگر، افراد زمانی می توانند با صلح و صفا و عشق و صمیمیت در یک جمع یا خانواده کنار هم باشند که هر کدام از اعضاء به خودِ آسمانی شان که از جنس محمد و آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) است، احترام بگذارند. جمع هائی که افراد آن رشد خوبی دارند، یا خانواده هایی که در کنار هم به خوبی زندگی می‌کنند، کسانی هستند که وحدت و یکپارچگی دارند. انگار یک نفرند. هر کدام به جایگاه فردی شان در آن جمع یا خانواده احترام می گذارند و به وظیفه ای که در مقابل یکدیگر دارند، واقف هستند تا به ساختار آن جمع یا خانواده از ناحیه‌ی افراد، لطمه ای وارد نشود و نسبت به یکدیگر تیز و تند و آزاردهنده نباشند. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) فرمودند: «خَیرُكم خَیرُكم لأهله و أنا خیركم لأهلی= بهترین شما کسی است که برای خانواده خودش بهترین باشد و من برای خانواده ام بهترین هستم». این توجه به این دلیل است که ما باید حرمت خانواده ای که عضوش هستیم را داشته باشیم. هم جایگاه خودمان در آن خانواده که مبادا از ناحیه ی ما به دیگران آسیبی برسد و هم توجه به سایر اعضای خانواده که مبادا آنها دچار سختی شوند. این توجه، توجه انسانی است که از عشق به خود و دیگران نشأت می گیرد. البته خودی که از جنس خداست. اگر ما باور کردیم که از نور اهل بیت (علیهم‌السلام) هستیم، نسبت به این جایگاه حرمت قائل می شویم و اساساً تربیت، سبک زندگی، انتخاب ها، ارتباطات، رفتارها و چینش های فکری مان همه براساس عضویت در این خاندان خواهد بود، اما کسی که برای خودش چنین هویت و حرمتی قائل نیست، از اهل بیت (علیهم‌السلام) دور خواهد شد، هرچند که به ظاهر به بعضی وظایف اسلامی مثل نماز عمل کند.        این که حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) می‌فرماید: بعضی از شما را بخواهیم در قیامت به دادشان برسیم و نجات شان بدهیم 300 هزار سال طول می‌کشد. این 300 هزار سال به این خاطر است که انسان در دنیا و در سبک زندگی اش 300 هزار سال از حضرت فاصله داشته است. یعنی وقتی می خواسته زن بگیرد یا شوهر کند، رشته تحصیلی انتخاب کند، لباس بپوشد، دوست یا محل زندگی انتخاب کند، به مسافرت برود، جشنی بگیرد و هر چیز دیگری، حواسش نبوده که عضو خانواده پیغمبر و اهل بیت (علیهم‌السلام) است. حتی سبک زندگی‌اش را به گونه‌ای تنظیم کرده که شبیه حضرت زهرا، امیرالمؤمنین و امام زمان (علیهم‌السلام) نباشد. با سبک زندگی که تنظیم کرده، فاصله ایجاد کرده و این طبیعی است که وقتی در دنیا فاصله باشد، در برزخ و قیامت کاملاً خودش را نشان می دهد و منجر می شود به این که او نه تنها در برزخ دستش به اهل بیت نرسد، بلکه در قیامت هم از شفاعت اهل بیت بی نصیب بماند. در حالی که حضرت زهرا دوست دارد ما را به خودش ملحق کند. «خودفراموشی» یعنی انسان خود اصلی اش را که از جنس اهل بیت است، فراموش کند. وقتی هم به این خود حقیقی اش احترام نمی گذارد، «ظلم به نفس» گفته می شود. یعنی ظلم به همان خود ابدی و خود جاودانه. فردی که سرگرم خودهای پایینی (جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) است، فکر می‌کند که به خودش می‌رسد. کسی که دنبال پول، تجملات، جنبه های حیوانی یا جنبه های علمی و مدرک تحصیلی و دنیای بیشتر و بالاتر است، در حقیقت به خودش خدمت نمی‌کند. فکر می‌کند به نفع خودش عمل می‌کند، در حالی که دارد از حقیقت خودش فاصله می‌گیرد. پس هر چه انسان به خودهای پایینی نزدیکتر شود و انس بیشتری بگیرد، از خود اصلی اش دورتر می شود. فقط دوری نیست، بلکه تنفر هم ایجاد می کند. این تنفر گاهی به این شکل است که فرد می‌گوید من از آدم مذهبی خوشم نمی آید. برای همین ممکن است از دین، نماز، حجاب، اسم تقوا و ... هم متنفر شود. گاهی انسان 50 سال نماز می خواند، اما اصلاً نمازخوان و اهل نماز نیست، چون به دیگران و به ویژه نزدیکانش ظلم می کند. یا خانمی یک عمر حجاب دارد، اما در حقیقت اهل حجاب نیست. بلکه از حجاب متنفر است. یا رابطه اش با اهل بیت مثل اعضای یک خانواده نیست. یعنی نمی‌تواند خود را از خانواده اهل‌بیت بداند. مادر زمینی‌اش را به رسمیت می‌شناسد، اما مادر آسمانی‌اش حضرت زهرا را به رسمیت نمی‌شناسد. با مادر زمینی‌اش می‌تواند انس بگیرد، اما با مادر آسمانی اش و آبا و اجداد طاهرینش که آسمانی هستند، نمی‌تواند انس بگیرد. از همه بدتر، گاهی انسان60 سال شهادت می‌دهد که من معشوقی جز خدا ندارم و می‌گوید:«اشهدُ انّ لا اله الا الله». ولی از معشوق لذتی نمی برد و با او انسی ندارد. نمی تواند از چنین معشوقی قدرت بگیرد یا بخواهد که با او تنها باشد. علتش این است که چنین کسی به خود اصلی اش خیانت کرده. برای همین است که این آدم حتی وقتی به سراغ دین می رود، با خود حیوانی یا عقلی اش برخورد می کند، نه با خود حقیقی اش که از جنس خداست. برای همین هم دین به او نمی چسبد. و از دین لذت نمی‌برد. چون خدا معشوق حقیقی او نیست. فاصله‌ی خودش با خدا و خانواده آسمانی اش را که بسیار کوتاه است، اصلاً نمی تواند طی کند. ممکن است کسی بیاید و بماند. مثلا حجاب ظاهری هم داشته باشد یا نمازی بخواند، ولی در حقیقت اینها را دوست ندارد. یک علامتش این است که با یک مسافرت خارج از کشور، تمام مقدساتش را زیر پا می گذارد و به آن حالت حیوانی خودش برمی گردد. از این جا معلوم می‌شود که او از اول هم خانواده اصلی خودش را پیدا نکرده و به آنها وصل نشده بود. بدتر از آن این است که کسانی که اینجور افراد را می‌بینند ساده اندیشانه آنان را به عنوان یک آدم الگوی مذهبی تلقی می‌کنند و هنگامی که با واقعیت حیوانیت گرایی اینها آشنا می‌شوند، می‌گویند از مذهبی ها خوشم نمی آید. درحالی که این آدم اصلا مذهبی نبوده. بلکه مذهبی نما بوده و این رفتارها ی او همه، ناشی از «ظلم به نفس» است. وقتی می‌گوییم «ظلم به نفس» منظور ظلم به آن خودی است که از جنس اهل‌بیت و از جنس خداست. این نفس حقیقی ماست که در شأن پنجم وجود انسان تعریف می‌شود. هیچ کدام از چهار شأن (جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) پایینی وجود انسان، شأن اصلی انسان نیستند. همه ی این چهار شأن، بخش های واسطه ای و خدماتی هستند که حکمت خلقتشان برای ارتقا دادن به بخش پنجم است. ظلم به خود موجب ظلم به دیگران می شود ارتباط بین «ظلم نفس» و عضویت در خانواده ی آسمانی این طور تعریف می شود، کسی که به خودش ظلم می کند، قطعاً به دیگران هم ظلم می کند. انسان تا عاشق خود ابدی و جاودانه اش نشود، هم به خودش ظلم می کند و هم به دیگران. یک قاعده فوق‌العاده مهم این است که امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) فرمودند: «كیفَ یَعدِلُ فی غَیرِهِ مَن یَظلِمُ نفسَهُ= کسی که به خودش ظلم می‌کند، چگونه می تواند عدالت را درباره ی دیگران رعایت کند؟». ما زمانی می‌توانیم نامه عمل‌مان را از بار گناه ظلم و حق‌الناس سبک و خالی کنیم که به شدت درباره ظلم‌هایی که به دیگران کرده‌ایم، احساس ندامت و عذاب وجدان داشته باشیم. پس ما باید خود حقیقی و خود آسمانی‌مان را دوست داشته باشیم و برازنده ی خود ندانیم که به دیگران ظلم کنیم، یعنی وقتی حس ظلم به سراغ مان آمد، باید حیا کنیم. مثل کسی که دچار فحشا و منکرات ظاهری می شود و خجالت می‌کشد. اگر حسود و متکبر و .... شدیم، باید پشیمان باشیم، زیرا در حق خود و خانواده مان جنایت می کنیم. باید بدانیم که این عمل ما از فحشای ظاهری خیلی بدتر است. آدم تا وقتی  عاشق خودش نباشد، به راحتی غیبت می کند، دروغ می‌گوید، حسادت می‌کند، بدبینی دارد، تکبر دارد، خودشیفتگی دارد و از این کارش لذت هم می‌برد، اما کسی که خود حقیقی اش را دوست دارد، همه اینها را گناه می داند و خجالت می کشد که مرتکب چنین رفتارهائی بشود. متاسفانه در چند سالی که از انقلاب می‌گذرد، بزهکاری، طلاق و دزدی ها بیشتر شده. چون روش زندگی ما غربی شده است. ما به روشی که خدا و معصوم گفته اعتماد نداریم و عمل نمی‌کنیم. ما منتظریم متخصصینی که از دانشگاه های غربی دکترا و پروفسور شدند و مدیریت و سبک زندگی آنها را یاد گرفته اند، برای ما تعیین تکلیف کنند و نظریه بدهند که چطوری بتوانیم بزهکاری و ناهنجاری ها را در جامعه کم کنیم. اما اگر ما بخواهیم بزهکاری را در جامعه کم کنیم یا جلوی ظلم به همسرمان را بگیریم، شناخت خود حقیقی است، یعنی انسان باید حیا کند که ظلمی را مرتکب شود. چنین کسی نه تنها عاشق خودش نیست، بلکه از خودش متنفر است، خودش را به رسمیت نشناخته. در حقیقت به مرحله حیوانی سقوط کرده است. از این رو، می‌تواند به راحتی به پدر و مادر و همسرش و دیگران ظلم کند. چگونه محبوب دیگران شویم؟  چه زمانی می توانیم از منفور بودن دربیاییم و محبوب دیگران شویم و همه ما را دوست داشته باشند و پیش همه عزت داشته باشیم؟ زمانی که برای خود احترام قائل شویم. به محض این که به خودِ حقیقی و جاودانه مان احترام گذاشتیم، عزت و احترام از طرف دیگران را کسب می کنیم. پس این تحول، اول باید در درون ما صورت بگیرد.  به محض این که تصمیم گرفتید به خود اصلی تان احترام بگذارید و رشد کنید، امواج نورانی خودِ اصلی تان آنقدر زیاد می شود که در نزد دیگران این محبوبیت را به دست می‌آورید. پس اگر منفور کسی بودید و برایتان احترام قائل نبودند، لازم نیست بروید کارهای تصنعی بکنید که دیگران شما را دوست داشته باشند، بلکه به خود ابدی تان توجه کنید. قرآن کریم راهکار را چنین بیان می کند: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا[1]= همانا آنان که به خدا ایمان آوردند و نیکوکار شدند خدای رحمان آنها را (در نظر خلق) محبوب می‌گرداند.» کسانی که ایمان می‌آورند و عمل صالح انجام می‌دهند، خداوند مودت دیگران را به سمت آنها جلب می‌کند. چون این شخص به خود الهی و آسمانی اش احترام می‌گذارد.  کسی که می‌گوید: نمی‌توانم حجاب داشته‌باشم یا نماز بخوانم، چون ممکن است فامیل یا جامعه مسخره‌ام کنند، این به خود اصلی‌اش خیانت و ظلم می‌کند. قیمتش هم نزد دیگران کم می‌شود و برایش احترام قائل نخواهند شد.  کسی که از تمسخر بی جای دیگران نترسید و حیایش را حفظ کرد، او در همه جا حتی در چشم دشمنان هم بزرگ و محترم است. ممکن است افراد با زبان شان او را مسخره کنند، اما در دلشان به او احترام می گذارند و به او غبطه می خورند. کدام صدقه بهتر است؟  ما زمانی می‌توانیم جلوی ظلم ها را بگیریم که خود حقیقی انسان ها را بیدار و زنده کرده باشیم. در جامعه ای که افراد با خود حقیقی شان قهرند، نتیجه‌ی طبیعی‌اش افزایش ظلم است. هیچ کس هم نمی‌تواند جلویش را بگیرد. با فرمول‌های دانشگاهی که از عدم شناخت انسان نشأت می‌گیرد هم نمی‌شود کاری کرد. با هیچ راهکار و حیله‌ای هم نمی‌شود جلوی ظلم را گرفت و بی‌عدالتی را از جامعه ریشه کن کرد. اگر می خواهیم کار تربیتی کنیم تا بی عدالتی و فساد و ظلم کم شود، باید برای کار فرهنگی احترام قائل شویم. به عنوان مثال، اگر شما می‌خواهید صدقه بدهید، ممکن است مصرف جمادی کنید. مثلاً کمک مالی کنید یا مصرف صدقه گیاهی کنید. مثلاً برای درمان کسی سرمایه‌گذاری و هزینه کنید یا مصرف حیوانی داشته باشید. مثلاً برای ازدواج و عروسی خرج کنید، یا صدقه‌ی علمی داشته باشید. مثلاً برای درس و دانشگاه و مدرسه‌ی کسی سرمایه گذاری کنید. اما بالاترین صدقه و هزینه آنجا است که شما برای کار فرهنگی، معنوی و انسانی داشته باشید. هر چقدر در بخش پایینی (جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) انفاق کنید، جامعه رشد بیشتری پیدا می کند. ولی باز هم ظلم دارد و فساد در این جامعه رشد پیدا می کند. آن چه که می تواند جلوی صدقات بخش های پایینی را بگیرد، صدقات فرهنگی است. این که انسان برای دین و معنویتش سرمایه گذاری کند تا  کسی رشد علمی کند و فاسد نشود، ارزشش بیشتر است از کسی است که رشد حیوانی کند. بدون رشد فرهنگی- معنوی و خود اصلی، هر کدام از این چهارخود (جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) رشد کنند، شخص فاسدتر می‌شود. در نتیجه، هم به خودش و هم به دیگران ظلم می‌کند. ظالم ترین انسان کیست؟ انسانی که از خودش عبور کند، از دیگران راحت تر عبور می‌کند. انسانی که خودش را له کند، دیگران را به راحتی له می‌کند. در این مورد، حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: «مَن ظَلَمَ نَفسَهُ كانَ لِغَیرِهِ أظلَمَ= هر کس به خودش ظلم کند، نسبت به دیگران ظالم تر است». همه‌ی گرفتاری‌های ما از این است که دچار خودفراموشی هستیم و این منشأ ظلم به دیگران می شود. کسی که عاشق ابدیت خودش نباشد، قطعاً عاشق ابدیت زن و بچه اش نخواهد بود. از این رو، اگر معصیت و فسادی داشته باشند، نمی‌تواند خانواده خودش را از جهنم نجات بدهد. درحالی که قرآن می‌گوید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ[2]= ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگها هستند، نگاه‌ دارید». چرا اول می‌گوید خودتان، بعد خانواده تان را از آتش نجات بدهید؟ چون کسی که خودش را نجات ندهد، نمی تواند خانواده اش را هم نجات بدهد.  کسی که احکام خدا را زیر پا بگذارد، نمی‌تواند دیگران را نجات بدهد. اگر خواستید مثلا رئیس جمهور انتخاب کنید، باید کسی را انتخاب کنید که عاشق خودش باشد، اهل معنویت و امام زمان (علیه‌السلام) باشد. می‌بینید که همه کسانی که به خودشان ظلم می‌کنند به آن نامزد ریاست جمهوری رأی می‌دهد که بیشتر از نفسانیات و شأن های پایینی انسان حرف می زند.  این که امام خمینی رحمه الله علیه می‌فرماید: «مسئولان جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان نباشند، خائن و خطرسازند، حتی اگر خدمت های دیگری داشته باشند، باز هم خائن هستند، به این دلیل است که کسی که به فکر ظهور امام زمان عج نباشد، دچار خودفراموشی شده است. هرچند که خدمت های اقتصادی، حیوانی، گیاهی، علمی هم به مردم بکند. یعنی هر کسی در هر مقام و منصبی باشد؛ رئیس جمهور، وزیر، نماینده مجلس، ‌شورای شهر، فرماندار، استاندار،‌ مدیر کل و ... اگر برای ظهور حضرت کاری نکند، خائن است. چون دچار خودفراموشی شده است، نمی تواند جامعه را به سمت سعادت ببرد. کسی می تواند دیگران را به سمت سعادت ببرد و به اهل بیت برساند که خودش جلوتر از بقیه به آن سو راه افتاده باشد. گاهی پدر و مادری برای تحصیل فرزند خود، محلی را انتخاب می‌کنند، که فرزندش تمام ابدیت و شخصیتش را از دست می‌دهد. چون خودشان دچار ظلم به خود هستند. به فرزندشان هم ظلم می‌کنند. «خود آسمانی» چیزی است که حتی در برنامه ریزی درسی آموزش و پرورش و دانشگاه های ما چیزی به این نام که در حقیقت بیانگر خود جاودانه انسان است، وجود ندارد. از دین هم که می‌گویند، فقط ظواهر دینی است. یعنی ظاهراً آموزش دین دارند، ولی در حقیقت سکولاریسم است. شما برنامه ریزی های مدرسه ها را نگاه کنید، از دبستان تا دیپلم، اصل و محور، کنکور است. از این رو، همه‌ی برنامه های ابدیت، آخرت، انسانیت، شرافت، جاودانگی، همه تابع کنکور است. نتیجه ی چنین وضعیتی این می‌شود که وقتی فرد لیسانس و فوق لیسانس و دکترا می‌گیرد، ظالم‌تر می‌شود. چون ابزار بیشتری برای ظلم کردن به دستش می‌آید. امروزه آمار نشان می‌دهد اکثر فسادها و طلاق ها در طبقاتی است که از تحصیلات یا ثروت بیشتری برخوردار هستند. [1] . سوره مریم/آیه 96. [2] .  سوره تحریم/آیه 6.

صوت

1 - «خودفراموشی» منشأ دوری از خدا و اهل بیت (علیهم السلام) است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7265
زمان انتشار: 15 ژولیه 2017
| |
از دعای مظلوم بترسید که سوار بر ابرهاست

خانواده آسمانی: جلسه 472 (96/4/22)

از دعای مظلوم بترسید که سوار بر ابرهاست

از ظلم به «مظلوم» بپرهیزید. زیرا دعای مظلوم به آسمان بالا می رود و به استجابت می رسد. حتی از ظلم به کافر یا حیوان هم باید ترسید. چون هر موجودی در این عالم هستی جایگاه و حقی در حکومت الهی دارد. مهمترین ظلمی که امروزه در جامعه ما رواج پیدا کرده، حقوق ناچیز و دستمزد پایین زنان است که از حق شان محرومند.

در ادامه بحث ظلم، دعای مظلوم مورد بررسی قرار می گیرد. روایات متعددی وجود دارد که از نفرین مظلوم بپرهیزید. یعنی مراقب باشیم آگاهانه و عامدانه به کسی ظلم نکنیم تا مشمول نفرین مظلوم نشویم. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «اتَّقُوا دَعْوَةَ الْمَظْلُومِ فَإِنَّهَا تُحْمَلُ عَلَى الْغَمَامِ فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى وَعِزَّتِی وَجَلَالِی لَأَنْصُرَنَّكِ وَلَوْ بَعْدَ حِینٍ= از دعای ستم دیده بترسید. زیرا چنین دعایى بر ابرها سوار است و خداوند به او می فرماید به عزت و جلالم قسم حتما من تو را کمک می کنم حتی اگر بعد از مدتی بگذرد». منظور از این که می فرماید دعای مظلوم بر ابر سوار است، یک تشبیه تا ما بفهمیم دعای مظلوم به خدا می رسد. همان طور که ما در دعاهایمان می خوانیم: «یا الله». این دست بالا بردن و بالا را نگاه کردن، به خاطر این است که ما یک قدرت بالاتر از خودمان را صدا می زنیم. یک قدرت قاهر که بر ما غلبه دارد. وگرنه حضور خدا در همه جا یکسان است. این طور نیست که الله در یک جا حضور بیشتری داشته باشد و در جای دیگر حضور کمتر. الله هستی مطلق است و همه جا را پر کرده است. حضرت فرمودند: «خداوند می فرماید به عزت و جلالم قسم حتما من تو را کمک می کنم، حتی اگر بعد از مدتی باشد»، خداوند به دو اسم عزت و جلالش قسم می خورد. عزت یعنی نفوذناپذیری. اگر کسی گفت: به عزتم برمی خورد یا ذلیل شدم، یعنی شکسته شدم، اما وقتی که موجودی استحکام داشته باشد و غیرقابل شکست باشد، به او «عزیز» می گویند. خداوند اسماء جمالی و جلالی دارد. آنجایی که پای شکوه، عظمت، انتقام به میان می آید، اسماء جلالی را می گویند. مثل اسم منتقم، اسم عزیز. اما اسم هایی که از منشأ رحمت و مغفرت و رأفت و کرم و مهربانی خداوند است، اسماء جمالی می گویند. مانند اسم های رحمان و رحیم. در این روایت، خداوند هم به عزتش قسم خورده و هم به جلالش که اگر مظلومی دعا کند، حتما کمکش می کنم، حتما به داد مظلوم می رسم و انتقامش را می گیرم حتی اگر بعد از مدتی باشد. این دیرتر انتقام گرفتن بنابر مصالحی است که ما نمی دانیم. البته گاهی هم ممکن است زودتر این انتقام گرفته شود. ظلم هائی که فرزندان به پدر و مادرشان می کنند، خدا می تواند در همان لحظه ی نفرین پدر و مادر یا حتی نفرین همسر را اجابت کند. ولی ممکن است انسان به خاطر این نفرین ها پشیمان شود. از این رو، خداوند اجابت این گونه دعا ها را تاخیر می اندازد، اما ردخور ندارد و بلآخره مستجاب می شود. بنابراین، پیامبر می فرماید: از دعای مظلوم بپرهیزید. چون قطعا خدا اجابتش می کند و در یک جا دامن انسان را می گیرد. این یک قاعده است و استثنا هم ندارد.  به عنوان مثال، در قانون نیوتن داریم که اگر شما مقدار نیرویی به شیئی وارد کنید، همان مقدار نیرو هم به شما وارد می شود. اگر مشتی به سنگ بزنیم، اول دست خودمان آسیب می بیند. ظلم هم این گونه است. فرقی نمی کند که طرف مقابل؛ همسرت، برادرت، پدرت، مادرت، یا دوستت باشد. وقتی ظلم کنی، به خودت برمی گردد. این قاعده در قرآن نیز آمده است آن جا که خداوند می رماید: «إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِکمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا[1]= اگر نیکی و احسان کردید، به خود کرده‌اید و اگر بدی و ستم کردید، به خود کرده‌اید». اگر محبتی هم به کسی می کنید اولین دریافت کننده اش خودتان هستید. گاهی ظلم کردن آنقدر خطرناک می شود که فرد با لذت اذیت می کند، شکنجه می دهد و با آبروی کسی بازی می کند. اما چون دچار خودفراموشی است، متوجه نمی شود که اثر این کارها به خودش برمی گردد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: « اِتَّقُوا دَعوةَ المَظلومِ؛ فإنّها تَصعَدُ إلى السماءِ كأنَّها شَرارَةٌ= از دعاى ستم دیده بترسید. زیرا این دعا همچون شراره اى به آسمان بالا مى رود».  ممکن است خیلی از دعاها برای بالارفتن و شنیده شدن موانع داشته باشد. اما دعای مظلوم این طور نیست. حتما شنیده می شود و اجابت می شود. از  دعای مظلوم بترسید حتی اگر کافر باشد ما حق نداریم بگوییم چون فلان کس کافر است و هم کیش شما نیست، اذیتش کنیم و هرچه دلمان خواست به او بگوییم. مثلا مسخره اش کنیم و شخصیتش را له کنیم و به او ظلم کنیم. کافر هم چون یک انسان است، پس جاودانه است. اصلا حق نداریم به او ظلم کنیم. چون او هم قیامتی دارد. در حکومت خدا حق دارد و اگر در این حکومت به او ظلم شود، خداوند حق او را از ظالم می گیرد. ما حتی به یک حیوان هم نمی توانیم ظلم کنیم، حتی اگر حیوان وحشی باشد. برای همین است که حضرت می فرمایند: «اتَّـقُوا دَعـوَةَ المَظلومِ وإن كـانَ كافِرا فإنّهُ لَیسَ دُونَهُ حِجابٌ= از دعای مظلوم بترسید حتی اگر طرف کافر باشد. زیرا هیچ چیزى جلوی دعاى مظلوم را نمى گیرد».  امام صادق (علیه السلام) با یکی از صمیمی ترین دوستانش در بیرون از شهر می رفتند. آن دوستش خدمتکاری داشت. برحسب اتفاق کاری کرد که باعث ناراحتی دوست امام شد. در این هنگام دوست امام به مادر آن خدمتکار فحش داد. حضرت انگار چیز تعجب آور شنیده باشد فرمود: تو به مادر او فحش دادی؟ گفت: آقا مادرش کافر است، مسلمان که نیست. حضرت فرمود: تو حق نداشتی به مادر او ناسزا بگوئی. در روایت داریم حضرت تا آخر عمر با او صحبتی نکرد. متاسفانه در بین ما مسلمان ها و شیعیان بعضی ها به راحتی از دهانشان حرف هایی خارج می شود که بسیار خطرناک است. مثلاً مادرفلان، خواهرفلان، پدرفلان، نسبت های ناروائی به همدیگر می دهند. اینها همه عواقب بدی به دنبال خواهد داشت و باعث سنگینی اعمال انسان می شود. بنابراین، از نفرین مظلوم بپرهیزید حتی اگر کافر باشد. زیرا هیچ چیز حجاب و مانع دعای مظلوم نیست ودقیقا به هدف می خورد. ظلم به مردان و زنان جامعه امروزی گاهی انسان حرمت شوهر یا زنش را دارد. چون می ترسد با خانواده ی همسرش رو به رو شود. اما وقتی فرصتی مهیا شد مثلا مادرشوهر یا پدرشوهر از دنیا رفتند، شروع به ظلم و اذیت و آزار  می کند. هر کار دلش می خواهد با همسرش می کند.  احمق است که فکر کند حالا چون همسرش کسی را ندارد، می تواند ستم کند. در حالی که او حامی قدرتمندی چون خدا را دارد. امروزه که بعضی شرکت ها یا سازمان ها می دانند که بازار شغل کساد است و مردم دنبال شغل هستند، از نیروی انسانی کمال سوءاستفاده را می کنند. حق شان را کامل پرداخت نمی کنند، یعنی به جای این که سه میلیون به عنوان دستمزد به او بدهد، یک میلیون می دهد. چون می داند او ناچار است و این کار را قبول می کند. این هم به نوعی ظلم محسوب می شود. یکی از کسانی که قربانی این ظلم ها می شوند، خانم ها هستند. به خانم ها کار می دهند ولی به آقایان کار نمی دهند. در حالی که بر آقایان شرعاً و قانوناً نفقه ی خانواده واجب است. اگر قرار باشد به کسی کار بدهند، باید مردان را در اولویت قرار بدهند. ولی می بینید که زنان بیشتر جذب کار شده اند و بسیاری از مردها بیکار مانده اند یا درآمدی ندرند که بتوانند خانواده را تأمین کنند. در نتیجه از چشم زن و خانواده افتاده اند و خانواده ها از هم پاشیده شده است. اینها هم ظلمی است که در حق مردان می شود. از طرفی هم می بینیم به زن ها هم ظلم کرده اند. برخی شرکت ها می گویند: من  چرا مردی استخدام کنم که حقوق بیشتری بدهم. زن استخدام می کند و نصف قیمت هم به او دستمزد می دهم. همه جای دنیا این گونه است. همه جای دنیا زن نیروی مفت کاری است. کمتر به او می دهند. چون نفقه گردنش نیست. در حالی که ارزش کار این زن به اندازه ارزش کار مرد بوده و چه بسا دقتش، وجدان کاری و انضباطش از کار یک مرد بیشتر است. اینها مصادیق ظلمی است که در جامعه ما انجام می شود. دامنه ظلم وسیع و فراگیر است. ما هم به شکل های مختلفی در زندگی و ارتباط با دیگران ظلم می کنیم. خیلی وقت ها ظلم هایمان به یک باور و فرهنگ تبدیل  شده و اصلا هم حواسمان نیست که ظلم می کنیم. فرقی نمی کند کجا و نسبت به چه کسی باشد. ظلم، ظلم است.  از علی علیه السلام سوال کردند: «كَم بینَ الأرضِ و السَّماءِ؟= بین زمین و آسمان چقدر مسافت است؟» حضرت در پاسخ فرمودند: «بینَ السَّماءِ و الأرضِ مَدُّ البَصَرِ و دَعوَةُ المَظلومِ= میان آسمان و زمین به اندازه كشش نگاه و دعاى ستمدیده فاصله است». کسی که مورد ظلم واقع شده، برای نجات از ظلم، به آسمان نگاه می کند و دعا می کند، ‌یعنی توقع دارد خدا به او کمک کند. پس دعای مظلوم به آسمان می رود و حتما اجابت می شود. اگر  حیوانی هم از ما کمک بخواهد، باید کمکش کنیم. ممکن است در قیامت هیچ کدام از اعمال ما به درد نخورد جز کمکی که به یک حیوان کرده باشیم. مثلا غذایی به او داده باشیم که همین  کمک کردن، برای انسان بس است، چون تاثیرگذار است. به فرموده قرآن همه چیز در نماز هستند و تسبیح دارند. «كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ[2]= همه موجودات به نوع نماز و به تسبیح و ثنای خاص خود برای خدا مشغول هستند». همه ی موجودات در عالم هستی عبادت آگاهانه دارند و می دانند چه می کنند. برخلاف خیلی از مردم که به درگاه خدا تسبیح و صلات ندارند، یا اگر دارند آگاهانه نیست. اما حیوانات همه آگاهانه نماز می خوانند نه غریزی. حیوانات اگر در حق ما دعائی بکنند، دعایشان مستجاب است. نتیجه آنکه مراقب رفتارهایمان باشیم. زیرا گاهی غیرآگاهانه و غیرعامدانه ظلم می کنیم، یعنی می دانیم که نباید در حق کسی ستمی داشته باشیم، اما گاهی هم آگاهانه ظلم می کنیم. باید دعا کنیم، گریه کنیم، تضرع داشته باشیم و از خداوند بخواهیم که ما را از این گونه ظلمها نجات بدهد.   [1] . سوره اسراء/آیه 7. [2] . سوره نور/آیه 41.

صوت

1 - از دعای مظلوم بترسید که سوار بر ابرهاست

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7235
زمان انتشار: 8 ژولیه 2017
| |
نفوذی های دستگاه ظالمان، برای کارگشایی از مشکل شیعیان انتخاب می شوند

خانواده آسمانی (جلسه 471) 96/4/15

نفوذی های دستگاه ظالمان، برای کارگشایی از مشکل شیعیان انتخاب می شوند

خداوند در دستگاه ظالمان آدم های مخفی دارد که مأموران او هستند تا وظیفه انجام اموری را به دست بگیرند که اگر روزی یک شیعه یا مسلمانی کارش گیر کرد، به وسیله آنها آن مشکل برطرف شود. یعنی اگر بلایی متوجه شیعیان شد، به وسیله این افراد، برطرف شود. بنابراین، اگر انسانی نزد شما آمد و گرفتاری داشت، شما هم او را محترم بشمارید و نیازش را برطرف کنید.

در این جلسه قرار است برداشت هایی از این موضوع، مربوط به کار و زندگی خودمان داشته باشیم. اولین نکته ای که قاعده هم هست از زبان امام رضا (علیه السلام) می شنویم که می فرماید: «إنَّ للّهِ تَعالى بِأَبوابِ الظّالِمینَ مَن نَوَّرَ اللّه ُ لَهُ البُرهانَ و مَكَّنَ لَهُ فِی البِلادِ  لِیَدفَعَ بِهِم عَن أولِیائِهِ و یُصلِحَ اللّه ُ بِهِم اُمورَ المُسلِمینَ... اُولِئكَ المُؤمِنونَ حَقّا[1]= خداى بلندمرتبه در دستگاه ستمگران كسانى را دارد كه برهانش را براى آنها روشن كرده و در شهرها برایشان جایگاهى فراهم كرده تا به وسیله آنها از دوستانش دفاع كنند و امور مسلمانان را به وسیله آنها اصلاح نمایند. آنان حقیقتا مؤمن اند».   در دستگاه های ستمشاهی اعم از ساواک یا ارتش یا در جاهای دیگر در طول تاریخ گاهی افراد خوبی را می بینید که در این دستگاه ها هستند تا به گونه ای به داد دوستان خدا، مؤمنین و شیعیان و مسلمین برسند. آنها هر چند از لحاظ نظام شغلی در این دستگاه هستند، اما وجودشان برای دوستان خداوند و مسلمانها خیر است. گاهی خود ائمه علیهم السلام هم به بعضی از دوستان شان مأموریت می دادند که در دستگاه جور و ستم مشغول کار شوند و اموری را به دست بگیرند تا اگر روزی یک شیعه یا مسلمانی کارش گیر کرد، به وسیله آنها کار آن شیعه را انجام بدهند و اگر بلایی متوجه این افراد شد، به وسیله آنها، برطرف شود. حتی مراجع بزرگ ما هم از حضرت آیت الله بروجردی تا مراجع قبلی همیشه در دستگاه پادشاهان نفوذی هایی داشتند که به وسیله ی آنها می توانستند کارهای بزرگ و مهمی را انجام دهند، یعنی این رابطه را همیشه به گونه ای حفظ می کردند تا اگر یک شیعه یا مسلمانی گرفتاری برایش پیش می آمد، به وسیله این ارتباط، آن را حل می کردند. همچنین بتوانند کارهای کلانتری را انجام بدهند که به نفع جریان شیعه و اسلام باشد و این ارتباطات همیشه وجود داشت. مسئله ی کمک به مظلوم، آنقدر مهم است که در احادیث به آن تأکید شده است که انسان وارد دستگاه های جور نشود و کمکشان نکند، حتی یک قلم هم برایشان ننویسد و از طرفی به افراد خاصی اجازه داده اند که وارد این دستگاه ها بشوند. به گونه ای که فقط کار مسلمانها را راه بیندازند و شیعیان را نجات دهند و گرفتاری هایشان را حل کنند. کارگشایی و خدمت به مظلوم از سفارشات امام کاظم (علیه السلام) است «علی بن یقطین» یکی از نفوذی هایی بود که در دستگاه هارون الرشید کار می کرد. او یک مقام بالایی در دربار داشت و شیعه ی امام کاظم علیه السلام بود که از طرف حضرت ماموریت داشت. از آنجا که گاهی ممکن بود این نفوذی ها جان خود را از دست بدهند و یا گرفتاری هایی برایشان پیش بیاید، حضرت به علی ابن یقطین فرمود که تو یک چیز را برای من ضمانت کن و من سه چیز را برایت ضمانت می کنم. حضرت در ابتدا آن چیزهایی را که خودش ضمانت می کند را به او می گوید: « أن لا یُصیبَكَ حَرُّ الحَدیدِ أبدا بقَتلٍ و لا فاقَةٍ و لا سِجنِ= من تضمین می کنم که جانت به خطر نیفتد و کشته نشوی، به فقر مبتلا نشوی و به زندان هم نیفتی». حضرت سپس می فرماید: «تو هم یک چیز را برای من ضمانت کن که هیچ دوستی از دوستان من نزد تو نیاید، مگر اینکه به او احترام بگذاری و کارش را راه بیندازی». پیام و درس مهمی که حضرت به ما می دهد، این است که اگر شعیه ای نزد شما آمد و گرفتاری داشت، او را محترم بشمار و کارش را راه بینداز و با تحقیر با او برخورد نکن. خود علی بن یقطین می گوید: «من به این تضمین عمل کردم. امام هم رعایت کرد و همان تضمین هم در حق من اتفاق افتاد». در روایت دیگری از حضرت در باب اهمیت کمک به مظلوم فرمودند: «إنّ للّهِ تعالى أولیاءَ مَع أولیاءِ الظَّلَمَةِ لِیَدفَعَ بِهِم عَن أولیائهِ، و أنتَ مِنهُم یا علیُّ = خداوند بلندمرتبه در كنار اولیاى ستمگر، دوستانى دارد تا به وسیله آنان از دوستان خود حمایت كند و تو اى على یكى از آنان هستى». توجه کنید سنت الهی سنت خیلی دقیقی است. اصولی را به ما یاد می دهد که ما بدانیم در شرایط خاص چگونه باید عمل کنیم.     من یادم هست یکی از دوستان مؤسسه که ارتشی هم بودند، تعریف می کرد: در عملیاتی که منافقین در اواخر جنگ انجام دادند و حمله کردند، ما را به اسیری گرفتند و به مقر خودشان بردند. یکی از منافقین آمد و به ما گفت که این سویچ و این هم ماشین، سوار شوید و فرار کنید و خودتان را به ایران برسانید. ما هم سوار ماشین شدیم و فرار کردیم. اما چون با ماشین منافقین به ایران آمدیم، به جای منافقین ما را دستگیر کردند. هر چه گفتیم ما منافق نیستیم، قبول نکردند تا اینکه بعد از دو هفته زندان کشیدن، آزاد شدیم. خاطرات زیادی در داستان های جنگ، چه جنگ خودمان و چه جاهای دیگر وجود دارد. کسانی که به عنوان نفوذی در دستگاه های سلاطین و پادشاهان دیگر قرار داشتند، وجود دارد. یکی از دوستان ما می گفت یک کاری در عراق داشتم که به گره و مشکل برخورد. آن هم در زمانی که آمریکایی ها حمله کرده بودند. اما یک افسر آمریکایی به عشق این که ما شیعه هستیم، آمد و ما را نجات داد.  بنابراین، خداوند همیشه افرادی دارد که مخفی هستند تا بتوانند در جاهای مختلف به داد انسان های مظلوم و گرفتار برسند. روایت بعدی مربوط به یکی از دوستان امام صادق علیه السلام است. شخصی است به نام نجاشی که ایشان در زمان حضرت به حکومت و فرمانروایی اهواز منصوب شد. ایشان شیعه‌ی خیلی باصفا و خوبی بودند. در نامه‌ای به حضرت می‌نویسند: «إِنِّی بُلِیتُ بِوِلَایَةِ الْأَهْوَازِ= من مبتلا شدم به حکومت اهواز». ابتلا را زمانی به کار می برند که فرد مثلا به فلان بیماری یا بلائی مبتلا شده باشد. وقتی نجاشی می گوید من به حکومت اهواز مبتلا شدم، یعنی آن را گرفتاری و یک امتحان می دانم که بر سر راهم قرار گرفته و از من خواسته شده که بروم و حاکم اهواز بشوم. این نکته خیلی دقیقی است. آدم هایی که مسئولیت پیدا می کنند، رئیس جمهور می شوند،‌ وزیر می شوند یا هر پست دیگری به آنها می‌رسد، جشن می‌گیرند و تبریک می‌گویند. اما باید بدانند که اینها جشن گرفتن و تبریک گفتن ندارد. چون مسئولیت خیلی سنگینی به دوش آنها افتاده است. آرشیو جلسات گذشته خانواده آسمانی کانالهای تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) برای خرید سی دی این محصول کلیک کنید. http://montazer.ir/7074 [1] . مجلسی، بحارالانوار، ج72، ص381. [2] . سوره قصص/آیه 83.

صوت

1 - نفوذی های دستگاه ظالمان، برای کارگشایی از مشکل شیعیان انتخاب می شوند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7220
زمان انتشار: 3 ژولیه 2017
| | |
خانواده آسمانی

خانواده آسمانی

اگر دلمان پر از غصه و تنگ است، اگر اضطراب و نگرانی و ناآرامی و... داریم، یقیناً به خاطر این است که از اصل خود، وطن و خانواده آسمانی­ مان دور شده ایم. خداوند تبارک و تعالی همه اسباب و علل را، به دست اهل بیت یعنی خانواده آسمانی مان داده است. به همین دلیل شما هر چه به این خانواده و اصل‌تان نزدیکتر شوید، هر چقدر خودتان را در پناه آنها قرار دهید؛ در امان­تر، آرامتر، شادتر و خوشبخت تر خواهید بود.   برای خرید این سی دی از فروشگاه آنلاین مؤسسه منتظران منجی (عج) کلیک کنید.    عناوین برگزیده بحث: پیوند با خانواده آسمانی رسیدن به خدا با معصومین دغدغه شاد کردن خدا و خانواده آسمانی خانواده و خویشان حقیقی انسان مودت اهل بیت، نیاز اساسی انسان ضرورت عشق به اهل بیت در زندگی ولایت اهل بیت بالاترین ثروت رفاقت مؤمن زیرک با تک تک معصومین شرایط ثبت نام در خانواده آسمانی تأثیر خیال پردازی با خانواده آسمانی موانع پیوند با خانواده آسمانی باور عضویت در خانواده آسمانی جایگاه انسان در خانواده آسمانی علاقه مندان به تهیه این لوح فشرده می توانند آن را از فروشگاه اصلی مؤسسه، فروشگاه منتظران منجی http://montazerstore.ir به صورت آنلاین، محل برگزاری جلسات، نمایشگاه های عرضه محصولات فرهنگی مؤسسه و سفارش پستی تهیه نمایند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed