www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 6224
زمان انتشار: 12 مارس 2017
| |
هنگام ستم کردن، قدرت خدا را به یاد آور

خانواده آسمانی (464) ؛ 95/12/19

هنگام ستم کردن، قدرت خدا را به یاد آور

اگر انسان به موازات دست یابی به قدرت، هر گونه ستمی در حقّ مردم بکند و  به قدرت خداوند سبحان در  جزای آن توجه نداشته باشد، باید منتظر عواقب آن در دنیا و آخرت باشد.

انسان در مقاطعی از زندگی اش یا مورد ظلم واقع می شود یا  قدرتی برای ظلم کردن پیدا می کند. اما زمانی که مورد ظلم قرار گرفت ممکن است این ظلم از سوی کسانی باشد که حق بزرگی به گردن انسان دارند؛ مثل پدر و مادر. انسان در این صورت غیر از صبر و تحمل چاره ای ندارد، چون نمی شود کاری کرد. اما زمانی است که انسان می تواند آن ظلم را برطرف کند. در بسیاری از این موارد، وظیفه این است که مبارزه کند. هر گاه انسان قدرتی داشته باشد و به همسر، فرزند، زیردستان، ولی نعمت ها، مردم، خریدار، فروشنده یا همسایه ظلم کند، عقوبت سختی را به دنبال خواهد داشت. اینها همه امتحان الهی است که زمینه هایی برای ما فراهم می‌‌شود تا چگونگی رفتارمان مشخص شود. امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید: «اُذكُرْ عِندَ الظُّلمِ عَدلَ اللّه ِ فیكَ، و عِندَ القُدرَةِ قُدرَةَ اللّهِ علَیكَ[1]= در هنگام ظلم و ستم عدالت خدا را در خود به یاد بیاور، و در هنگام قدرت و توانایى، قدرت خداوند را بر خویش متذكر شو». یعنی در آنجائی که می توانی ظلم کنی، حواست باشد که  خدا نسبت به تو با عدل رفتار می کند.  گناهی که دامن انسان را می گیرد، ظلم است که گاهی ظاهری است و گاهی باطنی. در هنگام ظلم، عدالت الهی را درنظر بگیرد. هر نوع ظلمی باشد، اعم از عصبانیت، تهمت زدن، غیبت کردن، فاش کردن راز دیگران، تصمیمات غلط، جریمه کردن ناحق، اخراج کارمند، محروم کردن، قهر کردن و... راحت به پای انسان تمام نمی شود. نتیجه جزای این ستم ها این است که انسان گرفتار کسانی می شود که همان رفتار را با او انجام می دهند. پس در هنگام قدرت، مواظب رفتارهایتان باشید. همچنین در روابط خانوادگی، همسر باید آگاه به وظائف خود باشد و با قانون گذاری های سخت، اعضا را در منگنه قرار ندهد. مثلا مرد با مردسالاری که هر کاری دوست دارد با خانواده بکند؛ یا زن با زن سالاری قانون های ظالمانه در روابط همسران قرار بدهد؛ یا فرزند با رفتار ظالمانه اش به پد و مادر خود ظلم و بی احترامی کند. در روایت دیگری از حضرت نقل شده: «إذا حَدَتكَ القُدرَةُ على ظُلمِ الناسِ، فَاذكُرْ قُدرَةَ اللّهِ سبحانَهُ على عُقُوبَتِكَ، و ذَهابَ ما أتَیتَ إلَیهِم عَنهُم و بَقاءَهُ علَیكَ[2]= هرگاه قدرتْ، تو را به ستم كردن بر مردم برانگیخت، به یاد بیاور كه خداوند سبحان بر كیفر دادن تو تواناست و ستمى كه به مردم روا مى دارى، مى گذرد، ولى گناه و كیفرش براى تو باقی مى ماند». یعنی توجه داشته باشید که ظلم و گناه می کنید و آن تمام می شود. اما انتقام و کیفرش باقی می ماند. اگر نتوانستیم در دنیا جبران کنیم، جزای عمل به آخرت  می افتد که کار خیلی دشوارتر می شود. چون گاهی 5 دقیقه ظلم در مقیاس آخرت، ده یا صد سال می شود. [1]. محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج6، ص546. [2]. همان.

صوت

1 - هنگام ستم کردن، قدرت خدا را به یاد آور

فیلم

1 - هنگام ستم کردن، قدرت خدا را به یاد آور

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6187
زمان انتشار: 6 مارس 2017
|
کلاس های خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

کلاس های خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

به اطلاع می رساند: آخرین جلسات سال 95 دروس «خانواده آسمانی» و «شرح زیارت جامعه کبیره» پنجشنبه 19 اسفند 1395 در حسینیه ی قرائت قرآن واقع در شهر ری برگزار می گردد.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6183
زمان انتشار: 5 مارس 2017
| | | | |
عذاب های آخرت بسیار دردناکتر از عذاب های دنیا هستند

استاد محمد شجاعی

عذاب های آخرت بسیار دردناکتر از عذاب های دنیا هستند

فرمایشی از وجود مقدس امیرالمومنین (علیه السلام) است که می فرماید: آن ستمی که بازخواست می شود، ستم بندگان به یکدیگر است. قصاص آخرت بسیار سخت است، زخم زدن با چاقو یا ضربه زدن با تازیانه نیست. بلکه اینها در مقابل آن قصاص بسیار کوچک و ناچیز است.   برگرفته از خانواده آسمانی جلسه 459

فیلم

1 - عذاب های آخرت بسیار دردناکتر از عذاب های دنیا هستند

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6164
زمان انتشار: 27 فوریه 2017
| |
کسی که منکر دستورات دین می شود، ظالم است

خانواده آسمانی (463) ؛ 95/12/5

کسی که منکر دستورات دین می شود، ظالم است

چشم بستن بر حقیقت و واقعیت، مساوی با کفر است و کفر همان ظلم است که با ظلم به خود شروع می شود.

ویژگی بدی که قرآن برای بسیاری از انسان ها معرفی می کند، «کفر» است. کفر یعنی پوشاندن و انکار کردن حقیقت. این پوشاندن دو نوع است: نظری و عملی. کفر نظری، کفری است که شخص در اعتقاداتش نسبت به کلام الهی و واقعیت های عالم دارد. حماقت و لجاجت برخی از انسان ها از نظر عقیدتی آنقدر زیاد است که هم بدیهیات عالم را انکار می کنند و هم وجود خدای تبارک و تعالی را. علت این انکار کردن ها این است که آدم های تنبل و بی حوصله، چون می خواهند آزاد باشند و هر گناهی را انجام دهند، منکر همه حقایق می شوند. احمقانه ترین و بی منطق ترین آدم ها همین ها هستند که حتی خدا را هم انکار می کنند. اگر از آنها سوال کنید که چه کسی تو را خلق کرده، پاسخی ندارند. آنها برای انکار کردن هایشان هیچ دلیلی ندارند. این در حالی است که می بینیم آفرینش اتم ها، الکترون ها، کهکشان ها، گیاهان، حیوانات و .... برای انسان تولید دانش می کند. میلیون ها آدم در دانشگاه‌ها و آزمایشگاه ها در حال کشف این منطق موجودات هستند. علت ایجاد میلیون ها اختراع بشر این است که هر دانشمندی نظمی را کشف کرده و اختراعی کرده است. وقتی سوال شود که این منطق را چه کسی به اینها داده و شعور واحد حاکم بر هستی نزد کیست؟ این منطق را چه کسی به آنها داده است؟ چه کسی این نظم و نظام را در عالم قرار داده است؟ چه کسی به اینها شعور داده است؟ چه کسی نطفه در رحم مادر را به نوزاد تبدیل می کند؟ اینها پاسخی ندارند. بنا بر این، نمی توان حقیقت را پوشاند، مگر این که عقل انسان تابع نفس و شهوتش شود. یک منطق دیگر این است که وقتی کسی چیزی دارد، اعم از مقام و فکر بلند و اختراع بزرگ و ....نباید به دیگران فخرفروشی کند. زیرا منشاء ایجاد همه چیز خداست. «الحمد لله» یعنی کسی از خودش چیزی ندارد که به خاطر آن، دیگران را تحقیر کند. چنین کسی موحد نیست. داشته های تو از کجا آمده؟ مگر تو از خودت کمالی داری؟ هر کمالی هم به دست آورده ای خدا به تو داده. قرآن کریم همه این گونه افراد را ظالم می نامد و می فرماید: «فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَی اللَّهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدْقِ= پس چه کسی ستمکارتر است از آن که بر خدا دروغ ببندد و سخن راست را هنگامی که به سراغ او آمده، تکذیب کند». (سوره زمر/آیه 32) «کَذَبَ عَلَی اللَّهِ» یعنی حرف هایی به خدا می بندند که در شرع مقدس نیامده است. «کَذَّبَ بِالصِّدْقِ» یعنی واقعیت ها را تکذیب می کنند. اینها هم به نوعی ظالم تلقی می شوند. برخی افراد کفر به اسماء الهی دارند. خدایی که هستی محض و بی نیاز مطلق است، آیا امکان دارد به بندگانش ظلم کند؟ نه. زیرا امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: «انَّمَا یَحْتَاجُ إِلَى الظُّلْمِ الضَّعِیف= کسی به ظلم احتیاج دارد که ضعیف است». ضعیف کسی است که برای جبران ضعف های خودش، حق کسی را می‌گیرد. خدای سبحان بی‌نیاز مطلق است و به مخلوقات خود نیازی ندارد. او لحظه به لحظه به همه موجودات و نظام هستی، حیات و وجود می دهد. عالم همه ظهور و جلوه ی اوست. پس در مقابل هستی مطلق، هستی دیگری قرار نمی گیرد. حضرت زهرا (سلام الله علیها) در خطبه معروفشان در مسجد کوفه فرمودند: «ابتدأ الأشیاء لا مِن شیء= خداوند اشیا را خلق کرد، اما از چیزی نیافرید(یعنی هیچ چیزی وجود نداشت)». یعنی خدا خلقت اشیا و عالم هستی را از چیزی خلق نکرد. پس اگر قائل باشیم که خدا ظلم می کند، در واقع اسماء الهی را تکذیب می کنیم.  تفاوت های نظام هستی همه بر اساس حکمت الهی است، نه این که ظلم به کسی یا چیزی شده باشد. در حقیقت، این ظلم از ناحیه خود انسان هاست. مثلا خدا نعمتی را به کسی می دهد، اما او با این نعمت، دیگران را کوچک و بی ارزش می بیند. درحالی که همه کمالات از آن خداست و انسان چیزی از خود ندارد که بخواهد با آن به دیگران فخر بفروشد.  بنابراین، در کفر نظری، انسان یک سلسله حقیقت های خارجی را تکذیب می کند. نوع دوم کفر، کفر عملی است. یعنی با این که انسان می داند یک کار و عملی بر حق است، اما آن را انجام نمی دهد. برخی انسان ها خدا را قبول دارند، اما دستورات الهی را انکار می کنند. مثلا دستوارت الهی که از آن نهی شده را خوب فرض می کنند و دستوراتی که امر به آن شده را بد می بینند. اینها هم ظالم هستند. برخی منکرین هیچ دانشی در باره زبان و ادبیات قرآنی ندارند، اما آن را به راحتی انکار می کنند. اینها هم به تصریح قرآن ظالم هستند. مثلا کسی که حجاب را قبول ندارد. وقتی می گوییم خدا ۱۷ آیه در قرآن در خصوص حجاب نازل فرموده ، می گوید دروغ است. آیا این آیات را دیده ای که تکذیب می کنی؟ خدا این همه آیه در مورد نماز نازل کرده و اینها که منکر نماز هستند بهانه می آورند که «دلت پاک باشه». کفر باطن انسان را «بد شکل» می کند. این که قرآن می فرماید: «وکل یعمل علی شاکلته=هر کس براساس شاکله ی خود عمل می کند» اشاره به همین دارد که هر کس شاکله خود را بر اساس اعمال و افکاری که دارد می سازد. پس کسی که با انواع کفر انواع ظلم ها را مرتکب می شود، در حقیقت شاکله بد شکلی را برای خود می سازد.  یعنی کسی که خدا را انکار می کند، جای او جز جهنم نیست؛ چون هیچ وقت به ملاقات خدا نمی رسد. ظلم نکن! چون خدا همواره تو را آزمایش می کند خداوند همواره انسان را در صحنه های مختلف زندگی مورد آزمایش و بلا قرار می دهد. مریضی، از دست دادن مال، از دست دادن عزیزان، ورشکستگی و...  اینها همه آزمایشات الهی است. مثل معلمی می ماند که اول اصول را به شاگرد یاد می دهد سپس از او امتحان می گیرد. خدا هم این گونه رفتار می کند. پس باید ببینیم که در این طوفان زندگی چقدر عقایدمان ثابت می ماند؟ «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِینَ مِنْكُمْ وَالصَّابِرِینَ وَ نَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ= و البته شما را مى ‏آزماییم تا مجاهدان و شكیبایان شما را باز شناسانیم و گزارش هاى شما را رسیدگى كنیم». (سوره محمد/آیه 31) یکی از مواردی که انسان سخت مورد آزمایش الهی قرار می گیرد، شبهه ها و شك‌هایی است كه برای تضعیف عقاید دینی به سراغ انسان می آید. گاهی دیده می شود آدمی به خداوند دروغ می بندد؛ یا او را اساساً انکار می کند. انسان چون نمی خواهد زیر بار دین، اعم از نماز، روزه، خمس، زکات و... برود. پس همه اینها را  انکار می کند تا معصیت می کند. از طرفی این مریضی و انحراف خود را به دیگران هم انتقال داده و آنها را فریب می دهند. کسی که «سبحان الله» را تکذیب می کند، یعنی خدا را از نظر عقیدتی و عملی باور ندارد. درحالی که اگر خدا به معنای حقیقی درک شود؛ این منشا قدرت، شادی، آرامش، عزت و درمان همه ی خرابی هاست؛ او بهترین مولا و یاری دهنده است. علت این که نمی توانیم از خدا کمک بخواهیم، به خاطر ظلم های (اعتقادی و عملی) است که در حق خود می کنیم. همه ما خدای حقیقی را کنار گذاشتیم و نمی توانیم با او شاد باشیم. پس ظلم از جائی شروع می شود که ما به دنبال خدای حقیقی نیستیم، حتی زمانی هم که او را می شناسیم، باز هم به دنبالش نیستیم و خدای توهمی خود را ترجیح می دهیم تا بتوانیم راحت تر به ضعف ها، تنبلی ها و بی حوصلگی هایمان بپردازیم. این بزرگترین ظلم است که انسان حقیقتی را شفاف می بیند، ولی باز هم آن را انکار می کند. اکنون باید از خود سوال کنیم که چه ظلم هایی را (در اعتقاد یا در عمل) مرتکب می شویم که نمی توانیم به آرامش برسیم؟

صوت

1 - کسی که منکر دستورات دین می شود، ظالم است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6137
زمان انتشار: 18 فوریه 2017
| |
شدیدترین غضب الهی بر کیست

خانواده آسمانی (462) ؛ 95/11/28

شدیدترین غضب الهی بر کیست

ستم نسبت به بندگان خداوند زشت و ناروا است، ولی اگر کسی بتواند از حق خود دفاع کند و دست بر سینه ی ظالم بزند، کمتر آسیب می بیند؛ ولی اگر کسی نتواند از حق خود دفاع کند و کسی را نداشته باشد که یاری اش نماید، ستم در حق او بدترین نوع ستم است و خداوند یارِ مظلومِ بی یاور است.

نبی اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: «اشتَدَّ غَضَبُ اللّه ِ عَلى مَن ظَلَمَ مَن لا یَجِدُ ناصِرا غَیرَ اللّه= خشم خداوند بر كسى که ستم مى كند و یاورى جز خدا ندارد، سخت است». یعنی هر چقدر طرف مقابل ضعیف تر باشد و شما به او ظلم کنید، شدت غضب خدا بیشتر است. یعنی عکس العمل شدیدی را از خداوند تبارک و تعالی دریافت می کنید. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «مَا مِنْ مَظْلِمَةٍ أَشَدَّ مِنْ مَظْلِمَةٍ لَا یَجِدُ صَاحِبُهَا عَلَیْهَا عَوْناً إِلَا اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ= هیچ ستمی سخت تر از آن نیست که ستم دیده در قبال آن ظلم، یاوری جز خدای عزوجل نداشته باشد». در زندگی ما افرادی هستند که باید مراقب باشیم به آنها، ظلم نکنیم. از خانواده شروع می شود تا همسایگان و دیگر افراد جامعه که دائما مورد امتحان شدید الهی قرار می گیرید. مثلا پدر و مادر تا زمانی که جوان هستند، انسان به آنها تکیه دارد، اما وقتی پیر و فرتوت می شوند، به شدت در همه ی جهات به فرزندان شان وابسته می شوند و مورد ظلم آنها قرار می گیرند. گاهی هم پدر و مادرها به بچه های خود که هیچ کسی را جز آنها ندارند، ظلم می کنند. همچنین موارد زیادی است که ما به خاطر خودشیفتگی و خودخواهی های مان، فشارهای بیش از حد به اطرافیان وارد می کنیم. مثل مردی  که توقع زیادی از زنش دارد که در توان او نیست یا زن از شوهرش توقع کارهایی دارد که برای او سخت است یا توان تهیه آنها را ندارد. همه اینها به نوعی ظلم محسوب می شود. خدا بانو دباغ را رحمت کند. ایشان می فرمودند: زمانی که من در پاریس  بودم برای امام مهمانی که می آمد، از آنها پذیرایی می کردم. یک شب مهمان ها زیاد بودند. امام هم مهمان ها را تا دیر وقت راه انداختند و بعد دیدم که ایشان به آشپزخانه آمدند و گفتند: امشب مهمان زیاد بود و ظرف هم خیلی دارید. من به کمک شما آمدم. ظلم های دیگری هم در اجتماع وجود دارد. مثل ظلم هایی که مردها سر مهریه به زن ها می کنند؛ یا گاهی زن ها به همسران شان ظلم های مالی می کنند. انسان باید خیلی دقت کند؛ چون این ظلم ها عواقب سختی هم در دنیا و هم در آخرت دارد.   نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «إنّ العَبدَ إذا ظُلِمَ فلَم یَنتَصِرْ، و لَم یَكُن لَهُ مَن یَنصُرُهُ، و رَفَعَ طَرفَهُ إلى السَّماءِ فَدَعا اللّهَ، قالَ اللّهُ: لَبَّیكَ أنا أنصُرُكَ عاجِلاً و آجِلاً= هرگاه به آدمى ستمى شود و انتقام نگیرد و كسى را نداشته باشد كه یاریش رساند، چون نگاهش را به آسمان بردارد و خدا را بخواند، خداوند فرماید: لبّیك، من در دنیا و آخرت تو را یارى مى رسانم». متأسفانه آنقدر شرک بر زوایای وجودی ما غلبه دارد که در زمان مورد ظلم قرار گرفتن، اول سراغ بندگان خدا می رویم و هیچ کمک و یاری از خداوند نمی طلبیم. ظالم ترین فرد کیست! اعراض از تذکّرات الهی، بالاترین ظلم و جرم به خود و جامعه است و مجرم در معرض انتقام الهی قرار دارد. خداوند در پاسخ به این سؤال که چه کسی از بقیه مردم ستمکارتر است، می فرماید: «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآیَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ مُنْتَقِمُونَ= و کیست ستمکارتر از کسی که به آیات پروردگارش تذکّر داده شود، ولی از آنها اعراض نماید؟ البتّه ما از مجرمان انتقام می گیریم». (سوره سجده/ آیه 22)  آیات یعنی نشانه های خدا. نشانه ی خدا یعنی هر چیزی که رنگ خدا دارد، یعنی آیه ای از آیات الهی، حدیثی، مسئله شرعی و... دامنه ی «روی بر گرداندن از آیات الهی» خیلی وسیع است. گاهی در حیطه مسائل شریعت است. یعنی مسائل فقهی. گاهی در حیطه طریقت و گاهی هم در حوزه اخلاق است. ظالم ترین انسان ها کسی است که وقتی یک امر صحیحی را به او تذکر دهند، بدش بیاید و ناراحت شود. مثلا اگر به شخص بگویند؛ قرائت نمازت اشتباه است یا رکوعت درست نیست یا وضویت غلط است... اگر ناراحت شد، جزو مجرمین است. همان طور که مهم است وقتی بیرون می روید، ظاهرتان مرتب باشد. اگر کسی به شما گفت: یک لکه روی صورتت یا لباست است، خوشحال می شوید یا ناراحت؟ مسلماَ خوشحال می شوید و تشکر می کنید. اما انسان مستکبر نمی پذیرد و زیر بار حق نمی رود. البته نحوه گفتن مهم است. گاهی انسان حرف بد می زند یا تحقیر و سرزنش می کند که آن خوب نیست. تذکر باید همراه با مهربانی باشد. وقتی سیدالشهدا علیه السلام و حضرت مجتبی علیه السلام می بینند پیرمردی وضویش غلط است. برای فهماندن او خیلی زیبا می گویند: آقا ما می خواهیم وضو بگیریم و اختلاف داریم. شما نگاه کنید ببینید وضوی کدام یک از ما درست است. هر دو وضوی کامل می گیرند. پیرمرد می فهمد و می گوید: وضوی شما درست است و وضوی من غلط است. بنابراین، اگر می خواهید به کسی تذکری بدهید، نباید تحقیرش کنید و دلش را بشکنید. حتی حق ندارید با دیدن فرد گناهکار در نزد خدا احساس پاکی کنید. این روحیه خیلی خطرناک است. اگر به شما بگویند: رفتارت با شوهرت درست نیست، رفتار با بچه ات درست نیست، رفتارت با عروست غلط است؛ اگر بتوانید مقاومت خودتان را در مقابل حق به صفر برسانید، رشد می کنید.  شما به میزان مقاومت هایی که در مقابل حق دارید، زیر بار حق نمی روید. آیات الهی را توجیه می کنید یا از آن فرار می کنید. اگر انسان نتواند این مقدار مقاومت را با توبه و جبران در خودش بشکند، ظلم خیلی بزرگی مرتکب شده است و عذاب دارد.  در روایت نقل است که آدم های متکبر را در قیامت حتی برای محاسبه هم تحویل شان نمی گیرد. در حیطه ی اخلاق و طریقت هم ظلم های زیادی صورت می گیرد. گاهی شخص می داند حسادت نوعی ظلم است، ولی اصرار بر این کار دارد. اعراض این گونه است که انسان در اثر حب و بغض های بیجا، از حق  دوری می کند. در ادامه آیه می فرماید: «البتّه ما از مجرمان انتقام می گیریم». حرف بزرگی است. انتقام یعنی مهر به قلب می خورد. در روایت داریم اگر کسی بفهمد که باید چکار کند و نکند، خدا ۷۰ بلا به سرش می آورد. کمترینش این است که لذت مناجات را از او می گیرد. در سیستم تکوینی انتقام سریع گرفته می شود. یعنی اگر شما سم بخورید، جا درجا شما را می کشد. اما در نظام تشریع، یعنی آنجایی که شما اختیار دارید و یک سلسله دستورالعمل ها به شما داده اند که انجام دهید. همین که اعراض و مخالفت کنید، به سمتی می روید که همان لحظه انتقام گرفته می شود. مثل تاریکی دل، جدایی از خانواده آسمانی و به ویژه امام زمان علیه السلام. ظالم ترین فرد کسی است که نسبت به امام زمانش بی توجه باشد اگر کسی مظلومی را ببیند و کمکش نکند، ظالم است. گاهی شخصی آنقدر قساوت قلب پیدا می کند که اصلا دلش تکان نمی خورد که امام زمانش تنهاست. مگرشوخی است که امام زمان علیه السلام هر روز بگوید: «هل من ناصر ینصرنی» و قلب شما هیچ تکانی نخورد و ناراحت نشوی. او جزء ظالم ترین انسان هاست. اعراض کردن، جرم است.  انتقام خدا هم این گونه نیست که حتما تو مریض شوی، تصادف کنی، سرطان بگیری، فقیر شوی، مشکل مالی پیدا کنی  و... نه این طور نیست. بلکه اعراض، جنایت با قلب است، یعنی قلب و نفس جنایت می کند؛ پس انتقام هم در قلبت صورت می گیرد. یعنی نمی توانی ذکر بگویی، تسبیح بگویی، صلوات بفرستی، نماز خوب بخوانی و ... این مقاومت ها در خود ماست؛ چون روش غلط را انتخاب کرده ایم.

صوت

1 - شدیدترین غضب الهی بر کیست

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6081
زمان انتشار: 4 فوریه 2017
| |
«ظلم به ضعیف»، زشت ترین نوع ظلم به انسان است

خانواده آسمانی (460) ؛ 95/11/14

«ظلم به ضعیف»، زشت ترین نوع ظلم به انسان است

انسان در مصیبت های دنیایی هیچ ضرری نمی کند، بلکه همه اش سود است. تنها در جائی ضرر می کند که ظلم به دیگران کند و در بین ظلم ها، زشت ترین ستم، «ظلم به ضعیف» است. ظلم به ضعیف وقتی صورت می گیرد که کسی نتواند در مقابل رفتار بد ما از خود دفاع کند.

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: «ظُلمُ الضَّعیفِ أفحَشُ الظُّلمِ= ستم كردن به ناتوان، زشت ترین نوع ستم است». حالا چرا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: ظلم به ضعیف، زشت ترین نوع ظلم است؟ چون وقتی با افراد قوی و قدرتمند که می توانند مقابله کنند و قدرت انتقام دارند، ظلم می کنید، آنها هم در مقابل ظلمی که به شما می کنند؟ مثلاً حرف زشتی زدید او هم در مقابل حرف زشتی به شما می زند. یکی از گناهانی که خیلی زود دامن انسان را می گیرد، ظلم کردن به کسی که زبان بسته است حالا یا از بزرگی و حیا بسته است یا ناچار و نیازمند است. مثلاً ظلم به کسی که نمی تواند (به دلائلی) از خود دفاع یا انتقام بگیرد یا گاهی سکوت می کند، این باعث می شود که کار انسان خراب شود. مثلاً پدر و مادر یا استاد یا زن مظلومی که در مقابل مرد بداخلاق سکوت می کند یا بالعکس مرد مظلومی که در مقابل زن بداخلاق سکوت می کند. در اینجاست که حضرت می فرماید: «ستم كردن به ناتوان، زشت ترین نوع ستم است». چون نمی تواند انتقامی بگیرد. پس آن کسی که به یک ضعیف ظلم می کند و نمی تواند دفاع کند، زشت ترین نوع ظلم است. عقوبت ظلم به دیگران سریعتر از گناهان دیگر است امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند: «لَمّا سُئلَ: أیُّ ذنبٍ أعجَلُ عُقوبَةً لِصاحِب: مَن ظَلَمَ مَن لا ناصِرَ لَهُ إلاّ اللّه ُو جاوَرَ النِّعمَةَ بِالتَّقصیرِ و استَطالَ بِالبَغیِ على الفَقیرِ= از حضرت سوال کردند کدام گناه است که عقوبتش زودتر به مجرم می رسد؟ ظلم کردن به کسی که جز خدا هیچ کس را ندارد، و كوتاهى در شكر نعمت و دراز كردن دست ستم بر فقیر». توجه کنید؛ سوء استفاده از عواطف بزرگترها، انسان را به هلاکت و  بدبختی می رساند، برکت عمر را می برد و در دنیا با مصیبت های زیاد روبرو می شود و تدریجا به جهنم کشیده می شود. پس در آنجائی که انسان با افراد حریم دار برخورد دارد؛ مثل پدر و مادر، استاد یا افراد ضعیف خیلی باید ترسید و مراقب رفتار بود؛ چون ناراحتی پدر ومادر باعث ساقط شدن انسان می شود، نورانیت از انسان می رود، عبادت و معنویت از انسان می رود، کسالت و گم شدن راه در غیب نصیب انسان می شود. کشف و شهود و رشد و قدرت و شادی و آرامش گرفته می شود.  حیوانی که نمی تواند حرفی بزند یا کاری کند. عقوبتش خیلی سنگین است. حتی باید حرمت اشیاء اطراف خود را هم داشت. لباس پرت نکنیم، چون لباس تسبیح دارند. دومین گروه که زود بلا به سراغشان می آید و تنبیه می شوند، کسانی اند که حق نعمت خدا را بجا نمی آورند. «وجاوَرَ النِّعمَةَ بِالتَّقصیرِ= و كوتاهى در شكر نعمت». کوتاهی حق پدر و مادر، معلم، همسر، فرزند یا کوتاهی در حق سلامتی یا ثروتی که به انسان داده می شود و کوتاهی در شکر دارد. درحالیکه حق نعمت این است که درست مصرف شود. اگر خدا نعتمی داد؛ آبرو، اعتبار، همسر خوب، هوش، دین و قرآن داده، علما، اهل بیت (علیهم السلام) و بالاتر از همه خود خدا که بالاترین نعمت است، خوب استفاده کنید. اما این انسان همیشه ناسپاس است و قرآن در خطاب به این انسان می فرماید: « قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَکْفَرَهُ= بمیرد این انسان که چقدر ناسپاس است». وقتی نعمت از انسان گرفته می شود تازه یادش می آید که چه چیزی را از دست داده. در ادامه روایت «و استَطالَ بِالبَغیِ على الفَقیرِ= و دراز كردن دست ستم بر فقیر». مثلاً صاحب خانه ای که می داند مستاجرش در فشار و سختی است اما باز هم به او فشار می آورد و کرایه خانه را زیاد می کند. شکایت می کند و او را به زندان می اندازد. مهریه را بدهید تا مصداق ظالم نباشید بحثی که در جامعه خیلی شایعه است، مهریه خانم هاست. مهریه علامت صداقت است. چتانکه پیامبر اکرم (صلی  الله علیه و آله) فرمودند: اثر وضعی مهریه زیاد، اختلاف و دعواست. این خوب نیست و نوعی ظلم محسوب می شود. از طرف دیگر اکثر مردان سر مهریه به همسرانشان ظلم می کنند.  از روز اول قرار بسته که فلان مقدار مهریه را به زن بدهد. این حقی است که بر گردن مرد می ماند و ندادن آن یکی از ظلم های خطرناک است تقسیم مساوی مصیبت ها در میان بندگان یک قاعده مهمی وجود دارد که عبارت است از: «المَصائبُ بِالسَّوِیَّةِ مَقسومَةٌ بَینَ البَرِیَّةِ= مصیبت ها بین انسانها به تساوی تقسیم شده است». یعنی همه انسان ها بهره ای مساوی از مصائب دارند. یکی از الطاف عظیم الهی، «بلا و مصائب» است و یک بنده می تواند با آنها به مقام جاودانگی برسد. انسان چون موجودی مختار است و می‌تواند هم مصائبش را در دنیا بگذراند و هم آن را به آخرت موکول کند. این موضوع مثل عمر می ماند که خداوند به عده ای عمر طولانی می دهد. اما خود انسان با معصیت و گناه، عمرش را کوتاه می کند. چنان که در روایت نقل است: کسانی که به واسطه گناه عمرشان کوتاه می شود  و می میرند، بیشتر از کسانی هستند که با عمر طبیعی از دنیا می روند. در مقابل، با انجام اعمالی مثل صدقه و صله ارحام، به طولانی شدن عمر کمک می کند. مصائبی که انسان در دنیا می بیند، باعث آمرزش گناهانش می شود. یعنی مصائب و سختی ها، کفاره گناهان هستند. از این رو، یکی از نعمت های مهم الهی، مصائبی است که بر سر انسان می آید. خداوند از روی مهربانی و لطفش، سهم همه انسان ها را در مصائب یکسان قرار داده است، فقط شکل ها و انواعش فرق می کند. پس مصیبت ها دارای آثار تربیتی است از جمله: 1. آمرزش گناهان 2. زمینه رشد و تقرب به خداوند حاصل می شود و به هدف خلقت نزدیک تر می شوید، همچنین اسماء الهی را بیشتر دریافت می کند و مسیر تشبه به حق تعالی و اخلاق الهی را طی می کند. در نظر داشته باشید که برای تحقق هر اسمی، نیاز به آزمایش و تمرین و میدان است. پس لازمه رسیدن به مقام محمود و مقام خلیفة الهی و رسیدن به مقام جاودانگی، حضور در دنیا، همراه با سختی، ابتلا و امتحان است. همین ها باعث فعال شدن اسم الهی در وجود انسان می شود. اما انسانی که در این مصیبت ها بی تابی، ناشکری و قهر کند، منجر به خراب شدن رابطه اش با خداوند متعال می شود و به هدف خلقت نمی رسد. مثل کسی که به باشگاه می رود، ولی تمرین نمی کند، معلوم است که او به جائی نمی رسد. اینسان گریبان گیر مصائبی می شود که از سه حالت خارج نیست: مصائبی که انسان در آن نقش داشته، مصائبی که از دیگران به ما می رسد و مصائبی که خداوند با لطفش ایجاد می کند. هر سه کفاره هستند و هیچ کدام فرقی ندارد. پس توجه کنید که انسان در مصیبت ها هیچ ضرری نمی کند، بلکه همه اش سود است. مسکین یعنی کسی که واقعا چیزی ندارد نمی تواند کار کند، پولی ندارد ولی فقیر درآمد دارد ولی دارائی اش به اندازه مخارج معقول زندگی اش نیست. یا مثلا طلبه یا دانشجوئی که می خواهد ازدواج کند ولی خانواده عروس او را در فشار مالی قرار می دهد. درحالیکه باید فرصت داد تا خودشان را پیدا کنند. اینها دامنگیر ظلم شدن است  که عقاب به همراه دارد.  

صوت

1 - «ظلم به ضعیف»، زشت ترین نوع ظلم به انسان است

فیلم

1 - «ظلم به ضعیف»، زشت ترین نوع ظلم به انسان است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6066
زمان انتشار: 25 نوامبر 2017
| |
دانشگاه امام زمان (علیه السلام)، بهترین دانشگاه ابدی است

استاد محمد شجاعی

دانشگاه امام زمان (علیه السلام)، بهترین دانشگاه ابدی است

 معرفت به امام زمان علیه السلام، ضامن تربیت و تکامل معنوی انسان است. ما برای رسیدن به سعادت، نیازمند الگوی مناسبی در این مسیر هستیم. بهترین الگو و مربی انسان، امام زمان (علیه السلام) است که ثبت نام در این دانشگاه، می تواند انسان را به بلندای ابدیت تربیت کند و به مقام خلیفة الهی برساند.

حضرت مهدی (علیه السلام) یعنی خلیفه اللهی که الان روی زمین است، زنده است، به قول امام صادق علیه السلام شما او را می بینید، او هم شما را می بیند ولی نمی شناسید. در زندگی تان با او برخورد هم می کنید ولی به تعبیر علی علیه السلام در بین شما «الشرید الطرید و الفرید و الوحید= آواره، طرد شده، تنها و یگانه است». چون شما نمی خواهید زیر نظر این مربی بزرگ شوید. شما می گویید من یک خانه  ویلایی و زمینی یا نه یک بدن خوب و خوشگل و سالم داشته باشم و ازدواج کنم؛ تولید مثل کنم؛ همسری داشته باشم؛ در جایی رئیس شوم؛ نماینده مجلس شوم؛  رئیس جمهور شوم؛ این جور آدم همین ها برایش بس است. اما نمی خواهد به انسانیت و ابدیت و جاودانگی و خلیفه اللهی برسد. خیال تربیت انسانی  ندارد. خوب وقتی من خیال تربیت انسانی ندارم، به مربی اش هم علاقه ای ندارم. پس در زندگی من برنامه برای شبیه شدن به او وجود ندارد. اما ما انسان هستیم و از جنس اهل بیت علیهم السلام. بابای من، اصل و حقیقت و شرافت من با خانواده آسمانی ام است. بنابراین، امام زمان تو را می تواند به بزرگی خودش تربیت کند. وقتی حضرت بین ما نیست، یعنی ما دسترسی به او نداریم. وقتی ارتباط برقرار نیست، من مربی ندارم. وقتی مربی ندارم، چطور می توانم بزرگ شوم! زندگی بدون امام زمان، زندگی مسخره و بی فایده ای است و انسان دچار کفر و ضلال  نفاق می شود. اگر شما در بهترین دانشگاه دنیا ثبت نام کنید، ولی استاد و مربی نداشته باشید، به چه درد می خورد. دانشگاه قیمتش را از استادش می گیرد. نشناختن امام زمان (علیه السلام) باعث می شود که تو هرگز نتوانی در خودت با پدرت گره بخوری. وقتی با حضرت عاطفه پیدا می کنی، این عاطفه یعنی وجودتان به هم گره خورده است، یعنی برای تو خیلی مهم است که بابایت و امامت الان آواره ی تنهای یگانه است و بزرگترین مسئله زندگی ات این می شود. اینکه حضرت فرمودند: « اگر شیعیان من وفادار بودند و همدل» ، باید دانست که وفاداری یعنی باید همه چیز را با سبکی که امامت دوست دارد، تنظیم کنی. یعنی در نظام شخصی ات، رفتار با شوهر، رفتار با زن، ملاک تربیت اسلامی باشد. نه اینکه هر طور دلم خواست با شوهرم، زنم، پدر و مادرم، دوستم و همسایه ام رفتار کنم. این وفاداری نیست، این فرهنگ داشتن نیست، این سبک زندگی نیست. «همدلی» یعنی وحدت داشتن، یعنی برای برطرف کردن موانع ظهور، دور هم جمع شوند و به هم کمک کنند تا در کره زمین، همه امام زمان را دوست داشته باشند و او را بخواهند.   برگرفته از بحث انسان و مهدویت

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6035
زمان انتشار: 24 ژانویه 2017
| | |
جلسه خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

باسلام، به اطلاع علاقمندان می رساند جلسه خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره در شهرری با سخنرانی استاد محمد شجاعی پنج شنبه مورخ 95/11/07 برگزار نمی گردد.   مؤسسه فرهنگی هنری خیریه منتظران منجی (علیه السلام)

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 6033
زمان انتشار: 22 ژانویه 2017
| |
حق الناس حتی با شهادت، از گردن کسی ساقط نمی شود

خانواده آسمانی (459) ؛ 95/10/30

حق الناس حتی با شهادت، از گردن کسی ساقط نمی شود

دایره حق الناس خیلی وسیع است؛ از حق الناس فردی گرفته تا اجتماعی؛ از حق الناس مادی تا معنوی؛ از حق انسان تا حق حیوان، از حق مسلمان تا حق کافر؛ از حق مردم تا حق پیامبر (صلی الله علیه و‌ آله) و  امام معصوم و حق خدا؛ از حق هم وطن تا حق مردم دیگر کشورها؛ از فشردن دستی که ممکن است موجب ظلمی شود تا شاخ زدن گوسفند شاخدار به گوسفند بی شاخ؛ چه سهوی باشد و چه عمدی؛ چه در دوره ی قبل از بلوغ باشد، و چه بعد از بلوغ. حتی اگر کسی شهید شود، حق الناس از گردنش ساقط نمی شود.

حضرت علی (علیه‌السلام) در توضیح مصداق های حقّ الناس می‌فرماید: «قالَ اللهُ تَعالی: و عِزَّتی وجَلالی، لایَجُوزُنی ظُلمُ ظالِمٍ ولَو کَفٌّ بِکَفٍّ ولَو مَسحَةٌ بِکَفٍّ، وَلَوْ نَطْحَةٌ مَا بَیْنَ الْقَرْنَاءِ اِلَى الْجَمَّاءِ فّیّقتَصُّ اللهُ لِلعبادِ بَعضِهِم مِن بَعضٍ، حتّی لایَبقی لِأحَدٍ عِندَ أحَدٍ مَظلِمَةٌ، ثُمّ یَبعَثُهُمُ اللهُ إلیَ الحِسابِ= خدای تعالی فرمود: به عزّت و جلالم سوگند، که از ظلم هیچ ظالمی نگذرم؛ گر چه فشردن دستی یا لمس کردن دستی باشد یا شاخ زدن گوسفند شاخ داری به گوسفند بی‌شاخ. پس خداوند تقاص بندگان را از یکدیگر می‌گیرد، تا جایی که هیچ کس به گردن دیگری مظلمه‌ای نداشته باشد، آن‌گاه ایشان را برای حسابرسی می‌فرستد». این آینده‌ای است که بر سر راه همه ما قرار می‌گیرد. این که حضرت از قول خدای تبارک و تعالی مثال می زند، اشاره ای است به حشر حیوانات. چون آنها شعور دارند، حشر هم دارند. حیوانات گاهی به همدیگر و حتی به انسان‌ها هم ظلم می کنند. خداوند حتی از این هم نمی‌گذرد. حق الناس به چند دسته تقسیم می شود: فردی و اجتماعی. حق الناس فردی، یعنی انسان به کسی بدهکار است. چه عمدا و چه سهوا. حق الناس چیزی نیست که عمدی یا سهوی و  بالغ یا غیربالغ داشته باشد.      حق الناس اجتماعی، مثل حق یک موسسه، حق یک شرکت و حق دولت است که باعث ضایع شدن میلیاردها حق انسان و سوءاستفاده از اموال آنان می‌شود. تقسیم بندی دیگری از حق الناس وجود دارد که عبارت است از: مادی و معنوی. گاهی انسان به مال کسی آسیب می زند، گاهی هم به روح کسی. این ظلم هم فردی و اجتماعی دارد. گاهی اوقات انسان با آبروی یک نفر یا چند نفر بازی می کند، گاهی وقت ها هم با آبروی یک کشور، یک صنف یا یک ملت بازی می کند و آنان صدمه می زند. این ظلم ها بسیار سنگین است و باعث جریحه دار شدن روح میلیاردها انسان می شود. پس انسان باید در سبک زندگی اش خیلی دقت کند. حتی به گیاهان و حیوانات هم نباید ظلم کند و با آنها بدرفتاری کند. ظلم و ستم مانع رستگاری است  امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: «أمّا الظُّلمُ الذی لا یُترَكُ فَظُلمُ العِبادِ بَعضِهِم بَعضا، القِصاصُ هُناكَ شَدِیدٌ، لیسَ هو جَرحا بِالمُدى، و لاضَربا بِالسِّیاطِ، و لكنَّهُ ما یُستَصغَرُ ذلكَ مَعهُ= آن ستمى كه بازخواست مى شود، ستم بندگان به یكدیگر است. قصاص آخرت بسیار سخت است؛ و آن فقط به زخم زدن با چاقو و ضربه زدن با تازیانه نیست، بلكه اینها در مقابل آن قصاص، بسیار كوچك و ناچیز است». یعنی در قصاص آخرت، مثل درد  زخم با چاقو یا تازیانه نیست. دردش بسیار سخت تر  و دردناک تر است. مواظب باشید در حق اطرافیان تان ظلم نکنید. در فرمایش دیگری از امام باقر (علیه‌السلام) آمده: «أمّا الظُّلمُ الذی لایَدَعُهُ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ فالمُدایَنَةُ بینَ العِبادِ= اما ظلمی که خداوند هرگز از آن صرف نظر نمی‌کند، دیونی است که مردم به یکدیگر دارند». مسئله دین و قرض به قدری مهم است که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «یُغفَرُ للشَّهیدِ كُلُّ ذَنبٍ إلّا الدَّینَ = برای شهید هر گناهی بخشیده می شود مگر بدهکاری». یعنی حق الناس در مورد شهید آمرزیده نمی شود و گرفتاری در برزخ خواهد داشت. نحوه محاسبه حق الناس در قیامت چگونه است در مورد مسائل  مالی خیلی باید دقت کرد که از راه حرام به دست نیاید. در مورد درآمدهای افراد اجازده داده شده که در راه های حلال صرف کنیم: مثل هدیه دادن‏، خرید وسایل شخصی برای منزل، سفر رفتن. اما بعد از یک سال از اولین درآمدتان باید خمس مالتان را حساب کنید که آیا پول اضافه‌ای دارد یا نه! اگر اضافه داشت، یک و پنجمش برای فرد نیست. کسی که خمس نمی دهد، در حقیقت به میلیونها نفر آدم نیازمند بدهکار است. او مورد لعنت امام زمان علیه السلام قرار می‌گیرد. چون حق الله و حق رسول خداست. بدهکار در قیامت وضعیتش به گونه ای است که عبادت های او را برمی دارند و به طلبکار می دهند. اگر عبادتی هم نداشته باشد‌، گناهان طلبکار را به گردن او می گذارند و به جای او هم باید جهنم برود و این خیلی سخت و وحشتناک است. از این سخت تر حق الناس‌های معنوی است. این که انسان به روح کسی لطمه بزند، با همسرش خوب برخورد نکند، آزار و اذیت و تندی و خشونت نسبت به دیگران نداشته باشد. دیگران از او بترسند، حضورش برای دیگران سنگین باشد و.. اینها همه نوعی از حق الناس معنوی است. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «یقولُ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ: و عِزَّتی و جلالِی لأَنتَقِمَنَّ مِن الظّالِمِ فی عاجِلِهِ و آجِلِهِ، و لأنتَقِمَنَّ مِمَّن رَأى مَظلوما فَقَدَرَ أن یَنصُرَهُ فلَم یَنصُرْهُ= خداوند عزّ و جلّ مى فرماید: به عزّت و جلالم سوگند كه حتماً حتماً حتماً از ستمگر در دنیا و آخرت انتقام مى‌گیرم، و از كسى هم كه ستمدیده اى را ببیند و بتواند یاریش کند و یاری نکند، بى گمان از او انتقام مى گیرم». مهم نیست مظلوم مسلمان باشد یا غیرمسلمان. هر جایی مظلومی کمکی بخواهد و انسان یاری نکند، خدا از او انتقام می‌گیرد. برای همین است که در قرآن کریم می فرماید: «وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها... = چرا در راه خدا و نجات بیچارگان از مردان و زنان و کودکان پیکار نمی کنند؟ بیچارگانی که می گویند بار الها ما را از این سرزمین که مردمش همه ستمگرند بیرون کن، و نجات بده...» (سوره نساء/آیه 75) مؤمن نسبت به کسی که ظلمی به او می شود بی تفاوت نیست. نمی توان به ظلم و جنایت های کشور افغانستان، عراق، یمن یا فلسطین ... بی تفاوت بود و اجازه  پناهندگی نداد. خدا نمی پسندد که ظلم را ببینیم و کمک نکنیم. گاهی لازم است برای مقابله با ظلم بجنگیم. یعنی باید رفت و جنگید. گاهی هم نمی توانیم بجنگیم، ولی می توانیم با راهپیمائی انزجار و خشم خود را از عمل کفار  نشان دهیم و اعلام برائت کنیم. این چه عرفان و عبادتی است که حق دیگران در آن دیده نمی شود. اعلام برائت با زبان، پیامک، تلفن، پلاکارت، راهپیمائی، کمک مالی کردن... باید گفت و نشان دادن. بعضی ها آنقدر درگیر مسائل زندگی خودشان هستند، که فرصتی برای پرداختن به حقوق دیگران ندارند. می گویند همسرم، شغلم، خانه ام، تحصیلم، موقعیتم و.... همه اش به فکر خود و خانواده اشان هستند. چنین کسی به خاطر پیله ای که به دور خودش بسته است و نمی تواند خارج شود، فشار قبر دارد. درحالی که ممکن است غیر از خود و خانواده اش میلیاردها آدم باشند که به کمک او احتیاج داشته باشند. اگر مسئولان به فکر ظهور امام زمان (علیه السلام) نباشد، خائن هستند. این که امام امت (ره) فرمودند: مسئولان جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان نباشند، خائن و خطرسازند، حتی اگر به مردم خدمت کنند»، برای این است که تأخیر در ظهور امام زمان (علیه السلام) بزرگترین جنایت و ظلم به انسانیت است. وقتی حضرت بیاید، همه ظلم ها برطرف می شود. اما کسی که یک روز راضی به غیبت ایشان باشد، جنایتکار است. مسئولین جمهوری اسلامی با امکاناتی که در اختیار دارند اگر موانع ظهور امام را برطرف نکنند، هر خدمتی هم در بخش های مختلف (مادی، گیاهی و بدنی، حیوانی و عقلی) به مردم بکنند، باز هم خائن و خطرساز هستند. اگر خدمت به اسلام و امام زمان (علیه السلام) نباشد، هیچ خدمتی سودی ندارد. چون بزرگترین مصیبت و مشکل انسانها، نبود امام است. حضرت که تشریف بیاورند، هیچ مشکلی در هیچ بُعدی نخواهیم داشت. مظلوم‌تر از امام زمان (علیه‌السلام) کیست! اگر کسی راضی به آوارگی، طردشدگی و تنهائی امام زمان باشد، ظالم است. اجابت نکردن دعوت امام زمان یک خیانت و ظلم بزرگ است. چنین کسی که کاری به کسی ندارد، اصلا حیات انسانی ندارد. این بزرگترین حق الناس است که بر گردن ما باقی مانده است.

صوت

1 - حق الناس حتی با شهادت، از گردن کسی ساقط نمی شود

فیلم

1 - حق الناس حتی با شهادت، از گردن کسی ساقط نمی شود

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6000
زمان انتشار: 15 ژانویه 2017
| |
بزرگترین نعمت الهی انس با خداست که فقط با شأن فوق عقلانی قابل حصول است

خانواده آسمانی (458)؛ 95/10/23

بزرگترین نعمت الهی انس با خداست که فقط با شأن فوق عقلانی قابل حصول است

خداوند به ما سهمیه ای از ارتباط و عشق بازی و خلوت با خود داده است که بزرگترین نعمت الهی و شرافت انسانی است. از این بالاتر نعمتی وجود ندارد که خدا به کسی داده باشد.

انسان نزد خدا سه دیوان و نامه اعمال دارد. در این خصوص نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «دِیوانٌ لایَعبَأُ اللّه ُ بهِ شیئا، و دِیوانٌ لایَترُكُ اللّه ُ مِنهُ شیئا، و دیوانٌ لا یَغفِرُهُ اللّه ُ فأمّا الدِّیوانُ الذی لایَغفِرُهُ اللّه ُ فالشِّركُ باِللّهِ، قالَ اللّه ُ عَزَّ و جَلَّ : «مَن یُشْرِكْ بِاللّه ِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّه ُ علَیهِ الجَنَّةَ» و أمّا الدِّیوانُ الذی لایَعبَأُ اللّه ُ بهِ شیئا فَظُلمُ العَبدِ نفسَهُ فیما بینَهُ و بینَ رَبِّهِ، مِن صومِ یومٍ تَرَكَهُ، أو صلاةٍ تَرَكَها، فإنَّ اللّه َ ـ عَزَّ و جَلَّ ـ یَغفِرُ ذلكَ و یَتَجاوَزُ إن‌شاءَ. و أمّا الدِّیوانُ الذی لایَترُكُ اللّه ُ مِنهُ شیئا فَظُلمُ العِبادِ بَعضِهِم بَعضا، القِصاصُ لا مَحالَةَ= دیوانها نزد خداوند سه دسته هستند:اول دیوانی است که خداوند سخت گیری نمی کند؛ دوم دیوانی است که خداوند چیزی را از آن فروگذار نمی کند و کسی را در آن خصوص رها نمی کند؛ و سوم دیوانی است که خداوند به هیچ وجه آن را نمی بخشد.اما دیوانی که خدا اصلا آن را نمی بخشد، «شرک به خداست». خداى عزیز و بلند مرتبه فرموده است: «هر كه به خدا شرك ورزد، همانا خداوند بهشت را بر او حرام كند». اما دیوانی که خداوند سخت نمی گیرد، ظلم بنده به خودش است در كارهایى كه به رابطه او با خدا مربوط مى شود. مانند نگرفتن روزه اى یا نخواندن نمازى. خداوند عزیز و بلند مرتبه اگر بخواهد اینها را مى بخشد و گذشت مى كند. امّا دیوانى كه خداوند كمترین چیزى از آن را فرو نمى گذارد، ظلم بندگان به یكدیگر است كه چاره اى جز قصاص ندارد». (ری شهرری، میزان الحکمه، ج1، ص229) خداوند به ما سهمیه ای از ارتباط و عشق بازی و خلوت با خود داده است که بزرگترین نعمت الهی و شرافت انسانی است. از این بالاتر نعمتی وجود ندارد که خدا به کسی داده باشد. امام سجاد (علیه السلام) در مناجات ذاکرین به خدا عرضه می دارد: «یا مَن ذِكرُهُ شَرَفٌ لِلذّاكِرینَ= ای کسی که یاد او یک شرافت است برای کسانی که یاد او می کنند». یا «وَ مِنْ أَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَیْنَا جَرَیَانُ ذِكْرِكَ= از بزرگترین نعمت های الهی بر ما، این است که اجازه داده که ذکرش بر زبان ما جاری بشود». این بزرگترین نعمت است که می توانیم با خدا حرف بزنیم . کسی آن را می فهمد که باطن انسانی اش فعال شده باشد. یعنی بفهمد چه نعمتی دارد. برای بعضی افراد بزرگترین نعمت، کمالات جمادی است. مثل پول درآوردن. برای بعضی ها بزرگترین نعمت در کمالات گیاهی است؛ مثل بچه دار شدن، داشتن اندام خوب و .. هر چند که اینها هم شکر خدا را می کنند، ولی این شکر، شکر در بخش گیاهی است. برای برخی هم نعمت های شان حیوانی آنها مهم است. برای بعضی هم نعمت های علمی مهم است؛ مثل استاد بودن،  تدریس کردن که انسان باید برای اینها هم شاکر باشد. پس انسان هر کدام از شان هایش فعال باشد، یعنی می داند نیازش چیست و شکر نعمت آن را بجا می آورد.   اما چه کسی از نماز لذت می برد و شاکر است؟ چه کسی از نشستن روی سجاده لذت می برد؟ از این که ذکر او را بگوید و مناجات کند لذت می برد؟ کسی که بخش «فوق عقلش» فعال شده باشد. اگر یک بچه ای به بلوغ برسد، به جنس مخالف نیاز پیدا می کند. یعنی این نیاز را حس و درک می کند. «یاد خدا» و «خلوت با او» را چه کسی احساس نیاز می کند و می فهمد؟ کسی که بخش فوق عقلانی اش فعال شده باشد. همان‌طور که انسان در بخش های خیالی و وهمی مثل دیدن فیلم ها و شنیدن ها نمی خواهد کس مزاحمش شود، در بخش فوق عقلانی هم کسی که بالغ شده باشد، دوست ندارد مزاحمی داشته باشد. دوست دارد تا ساعات ها راز و نیاز کند. پس فقط انسان است که عاشق خداست و به عنوان یک معشوق حقیقی فقط خدا را پرستش می کند. برای همین است که نه دوست ندارد فاصله ای بین او و خدا بیفتد، و نه حتی سهمیه اش کم شود. چون عاشقی در رابطه داشتن با خدا به گونه ای طراحی شده است که حواس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل همه را با خدا درگیر می کند. در این معاشقه هیچ کدام از پنج بخش وجودی انسان نیست که در ارتباط با خدا نباشد و کسی این را می فهمد که بخش فوق عقلانی اش  بالغ شده باشد. اما کسی که زوری نماز می خواند و از تعقیبات نمازش می گذرد؛ از آمدن ماه رمضان ناراحت می شود و از کوتاه شدن عبادت هایش غصه ای ندارد، انیها نشان می دهد که او هنوز بالغ نشده است. رمز شادی مؤمن هم درست در همین است؛ یعنی مؤمن در خلوت با معشوقش اصلا نمی خواهد یاد کسی باشد. این عظیم ترین نعمت است. این حسرتی است که بعد از رفتن از این دنیا آن را می فهمیم. آن وقت که چشممان به آن طرف باز شد، از فرشته مرگ حضرت عزرائیل (علیه السلام) می خواهیم که اجازه دهد دو رکعت نماز بخوانیم. حتی زمانی که به بهشت هم برویم، باز هم حسرت می خوریم به زمینی ها. چون درآن جا می فهمیم که اینها الآن در دنیا می توانند  چه کارهایی بکنند. پس ما الآن بزرگترین نعمت و فرصت را داریم. باید بدانیم که فرصت خلوت و صحبت کردن با خدا بزرگترین نعمت است و آن را از دست ندهیم. ناكام كسى است كه به وصال حق نرسیده باشد، نه کسی که  ازدواج نکرده باشد ناکام در فرهنگ دنیا به کسی می گویند که ازدواج نکرده و مثلا استاد دانشگاه و از نظر علمی پروفسور است؛ از نظر موقعیت اجتماعی و بخش حیوانی دارای مثلا مقام وزیری است؛ از نظر گیاهی خوش چهره و خوش هیکل است؛ از نظر مالی ثروتمند است. او وقتی می میرد، می نویسند که جوان ناکام از دنیا رفت. این چه فرهنگی است که با وجود این همه کمالات دنیایی، چون ازدواج نکرده، می گویند جوان ناکام. چون ملاک، ملاک حیوانی است اینطور می گویند. اما ناکام حقیقی کسی است که از خدا کام نگرفته باشد. او ناکام است. کسی که در دنیا مزه ی مناجات با خدا، لذت با خدا، ذکر و عشق بازی با خدا را نداشته باشد، ناکام به معنای حقیقی  است. توجه کنید خیال است که انسان را می سازد. داشتن خیالات قشنگ، و تمرین و تکرار باعث «رشد و شدن» انسان می شود. باید به جای خیالات گناه آلود و وهمی، انسان به سمت ارتباط با خدای تبارک و تعالی و خانواده آسمانی اش برود. زان شبی که وعده کردی روز وصل                           روز و شب را می‌شمارم روز و شب بزرگ ترین ظلم چیست؟ چرا ما نمی توانیم مرگ و تولد به ابدیت را عروسی خود بدانیم! چرا از مرگ می ترسیم؟ چون ظلم به خودمان کردیم. سهم ما از خدا یا اهل بیت یا ارتباطات قشنگ با آنان چقدر است؟ حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «اشدالبلاء الفقر النفس = بالاترین بلا فقر نفس است». فقط یک روح ثروتمند می تواند با پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام)  و بوسیدن تک تک آنها ارتباط بگیرد. باید اینها را در خیال پرورش دهیم. ما هیچ وقت به اینها فکر نمی کنیم. همه اش دنبال سهم خواهی برای بخش های دنیایی هستیم. بزرگترین ظلم به خود، محرومیت از ارتباط با خداست. به تعبیری انسان ظالم کودک عزیز روانش را از خدا دور نگه می دارد. مثل بچه ای که خود را از پدر و مادرش دور نگه می دارد. هرچه به او برسند و مادری غیر از مادر خودش برای او بگذارند باز هم او آرام نمی گیرد. ما هم همین طور هستیم. ترسم که این تن که حائل است به جانم                                        سقط کند کودک عزیز روانم منشا همه غصه ها، اضطراب ها، محرومیت ها، احساس حقارت ها و همه بدبختی ها، از این یک ظلم ناشی می شود آنجائی که تو حق خود اصلی ات را نمی دهی. وقتی که این گونه شد، اوضاع سایر بخش های وجودی ات به هم می ریزد. پس اول ارتباط با معشوقت را تنظیم کن. تا وقتی که با معشوقت آشنا نشده باشی، با خداوند در این چهار بخش وجودی ات هر چه موفق تر باشی، باز به شکست بیشتری خواهی رسید. امام سجاد (علیه السلام) فرمودند؛ «مَن ذَا الَّذی ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِكَ فَرامَ مِنكَ بَدَلاً = کیست که حلاوت محبت تو را چشید و جز تو را بخواهد». امکان ندارد کسی انس با خدا داشته باشد، ولی احساس کمبود در زندگی کند. منشأ همه مشکلات به عدم انس ما به حق تعالی بر می گردد. وقتی انس ایجاد شد؛ همه احساس‌های بی‌شخصیتی، تحقیر شدن ها، منیت ها، زودرنجی ها، سخت گیری ها ... همه از بین می رود. مشکل ما این است که باور نکردیم انسان هستیم و اله ما «الله» است. ما همه اش خودمان را یا خانم یا آقا می بینیم. همه اش به مسائل جنسی و نیازهای (مردانی یا زنانگی مان) توجه داریم. تا وقتی خود را این گونه  ببینیم، به آن شرافت انسانی نمی رسیم. خدا چه گناهی را نمی بخشد در ادامه روایت، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: « فإنَّ اللّه َ ـ عَزَّ و جَلَّ ـ یَغفِرُ ذلكَ و یَتَجاوَزُ إن‌شاءَ و أمّا الدِّیوانُ الذی لایَترُكُ اللّه ُ مِنهُ شیئا فَظُلمُ العِبادِ بَعضِهِم بَعضا، القِصاصُ لا مَحالَةَ = اما آن ظلمی که خدا هیچ چیزش را ترک نمی کند و نمی بخشد و اصلا کوتاه نمی آید، ظلم بعضی از بندگان به بندگان دیگر است.» خدای تعالی اشتباهات انسان نسبت به خود را می بخشد. اگر نمازی یا روزه ای یادش رفته باشد انشاء الله می بخشد اما در مورد قصاص خدا به راحتی از آن نمی گذرد. در آینده گفته خواهد شد چه جور ظلم هایی و تجاوزهایی هستند که بخشیده نمی شود. در «قصاص»، چاره ای نیست: مثلاً کسی که در دنیا چشمی را در آورده، یا دستی را قطع کرده، فقط با قصاص کردن تمام می شود. اما در قیامت این گونه نیست. اگر کسی را مسخره کرده باشی، ناسزا گفته باشی، تحقیر کرده باشی، ترسانده باشی، این خیلی خطرناک است. لذا انسان باید در اینجا به داد خودش برسد. البته فراموش نشود؛ در روایت داریم: «اگر کسی بین خود و خدایش را اصلاح کند، خدا بین او و بندگانش را اصلاح می کند». یعنی اول باید با خدا رفیق و دوست باشید. این چیزی است که ما در زندگی هایمان کم داریم و به خودمان ظلم می کنیم. وقتی با خدا خوب نباشیم، با هیچ کس دیگری نمی توانیم خوب باشیم. پس با خدا خوب باش تا با همه خوب باشی.

صوت

1 - بزرگترین نعمت الهی انس با خداست که فقط با شأن فوق عقلانی قابل حصول است

کلیدواژه ها: ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed