www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 6834
زمان انتشار: 30 آوریل 2017
| |
ریاست جمهوری و عضو شورای شهر شدن، باید برای خدمت به مردم و رفع ظلم باشد

خانواده آسمانی (468)؛ 96/2/7

ریاست جمهوری و عضو شورای شهر شدن، باید برای خدمت به مردم و رفع ظلم باشد

شما زمانی می توانید نماینده مجلس، عضو شورای شهر و رئیس جمهور بشوی که قصدت این باشد که به مظلومین و محرومین کمک کنی و گرنه این که ما صاحب مکنت و قدرت شویم، معروف شویم و ... اینها همه مسیر جهنم است. اگر کسی نیتی برای ریاست و مدیریت داشته باشد، نه فقط برای ریاست جمهوری، دوست داشته باشد در اداره  به او رئیس یا مدیر بگویند و قصدش آن «منیت» خودش باشد، او در مسیر جهنم است. این در حالی است که اگر انسان مدیریتی را می خواهد، باید برای اقامه ی دین خدا و رفع ظلم بخواهد.

یارى رساندن به مظلومان و ستمدیدگان، یک وظیفه و تکلیف الهی است. کسی که بنای ظلم و انحراف دارد، اگر از همان ابتدا جلویش را بگیرند که ظلم نکند، دیگر پیشوای ظالمی پیدا نمی شود که دیگران به او اقتدا کنند. یکی از نام های خداوند، «منتقم=انتقام گیرنده» است. یعنی انتقام گیرنده از ظلم ظالمین چه در دنیا و چه در آخرت. سفارشی که امیرالمومنین (علیه السلام) در وصیت نامه اش به حسنین (سلام الله علیهما) می فرماید این است: «وَ قُولاَ بِالْحَقِّ وَ اِعْمَلاَ لِلْأَجْرِ وَ كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً= حق را بگویید و برای ثواب کار کنید و دشمن سرسخت ظالم و یاور مظلوم باشید». بنابراین، از وظایف واجب ما این است که یار مظلومین باشیم و دشمن ظالمین. در زمان پیامبر اسلام بین برخی از قبیله ها پیمانی به نام «حلف الفضول» بسته شد که حق مظلوم را از ظالم بگیرند و هر ستمدیده‎ای را خواه از اهل مکه باشد و یا از کسانی که به مکه می‎آیند، ‌یاری کنند و با ستمگر مبارزه کنند تا حق مظلوم را از او بستانند. خود پیامبر هم عضو این گروه بود. یکی از اقتضائات رحمانیت این است که انسان نه طاقت تحمل ظلم را داشته باشد و نه از ناحیه خودش به کسی ظلم و بدجنسی کند. چون صفت ظلم، با رحمانیت و رحیمیت منافات دارد. پس انسان هم باید ظلم نکند و هم به ظالمی اجازه ظلم ندهد. از این رو، نجات مظلوم، تکلیف انسانی و الهی است. فرقی نمی کند که این مظلوم مسلمان، سنی، مسیحی یا یهودی باشد. یا اصلا مذهب داشته باشد یا نباشد. اگر در جایی ظالمی باشد، باید با او مبارزه کرد. به خاطر همین، یکی از نشانه های سلامت باطن انسان، جهاد است. بنای ظلم را از اول بخشکانید در اندرزهاى حضرت مسیح آمده است: «بحَقٍّ أَقُولُ لَكُمْ: إِنَّ الْحَرِیقَ لَیَقَعُ فِی الْبَیْتِ الْوَاحِدِ فَلَا یَزَالُ یَنْتَقِلُ مِنْ بَیْتٍ إِلَى بَیْتٍ حَتَّى تَحْتَرِقَ بُیُوتٌ كَثِیرَةٌ إِلَّا أَنْ یُسْتَدْرَكَ الْبَیْتُ الْأَوَّلُ فَیُهْدَمَ مِنْ قَوَاعِدِهِ فَلَا تَجِدَ فِیهِ النَّارُ مَعْمَلًا وَكَذَلِكَ الظَّالِمُ الْأَوَّلُ لَوْ یُؤْخَذُ عَلَى یَدَیْهِ لَمْ یُوجَدْ مِنْ بَعْدِهِ إِمَامٌ ظَالِمٌ فَیَأْتَمُّونَ بِهِ كَمَا لَوْ لَمْ تَجِدِ النَّارُ فِی الْبَیْتِ الْأَوَّلِ خَشَباً وَأَلْوَاحاً لَمْ تُحْرِقْ شَیْئاً= به حق به شما مى‌گویم: اگر آتش‌سوزى در خانه ای واقع ‌شود، پیوسته از خانه‌اى به خانه‌ دیگر سرایت مى‌كند و در نتیجه ‌خانه‌هاى زیادى مى‌سوزند، مگر این كه به همان خانه اوّل‌ توجّه شود و از پى ویران گردد. در این صورت است كه آتش هیچ كارى ‌نمى‌تواند بکند. همچنین است اگر دستِ ظالمِ اوّل گرفته شود و از ستم او جلوگیرى به عمل آید، زمامدار ظالم دیگرى پدید نخواهد آمد تا مردم به اطاعت او درآیند. چنان كه برای آتش اگر در خانه اوّل، هیزم و چوبى در دسترس نباشد، هیچ چیزى را نمى‌تواند بسوزاند. کسی که بنای ظلم و انحرافی دارد، اگر از همان ابتدا جلویش را بگیرند که ظلم نکند، دیگر پیشوای ظالمی پیدا نمی شود  که دیگران بیایند و به او اقتدا کنند. پس ما وظیفه داریم به عنوان یک مسلمان و یک انسان، هرجا ظلمی باشد، با آن مبارزه کنیم. مثل مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر که مواد را بین جوانان پخش می کنند و خانواده های زیادی را متلاشی می کنند و یا کسانی که ده ها هزار نفر را می کشند، بچه ها را یتیم و زنها را بیوه می کنند. افرادی که جان، ناموس، اقتصاد، امنیت و از همه مهمتر، روح و روان و معنویت مردم را به خطر می اندازند، از جمله مصادیق ظلم هستند. اما مبارزه با این ظلم بزرگ که کسانی ما را از خانواده آسمانی و دین خدا و به ویژه امام زمان علیه السلام محروم کردند و اجازه ندادند حضرت بر ما حکومت کند، بالاترین جهاد است. چه کسی در بهشت با پیامبر (صلی الله علیه و آله) همنشین می شود؟ کسی با حضرت در بهشت همنشین می شود که اهل هیچ یک از انواع و اقسام ظلمهایی که تا کنون برشمرده ایم نباشد. عادل باشد و مصداق های عدل و ظلم را بشناسد و به آنها عمل کند. امام علی (علیه السلام) می فرماید: «أحْسَنُ العَدْلِ نُصْرَةُ المَظْلُومِ[1]= بهترین عدالت این است که انسان یار مظلوم باشد». روح ظلم ستیزی باید همواره در انسان باشد و به خودش هم مطلقاً اجازه ی ظلم ندهد. تمام تلاشش این باشد که به کسی ظلم نکند. همسر، فرزندان، پدر و مادر، همسایه ها و به زیردستانش. یعنی اصلا نباید روح ظلم داشته باشید و هر جا هم ظلمی هم بود، باید با آن مبارزه کنید.    نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «مَنْ اخَذَ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الظَّالِمِ كانَ مَعى‌ فى الجنّة مُصاحِباً[2]= هركه دادِ ستمدیده را از ستمگر بگیرد، در بهشت همنشین من است». همنشینی با پیامبر اجر جهاد‏، شجاعت و جوانمردی  است. بعضی از سخنران های راحت طلب و ترسو گفتند که پیغمبر اصلا جنگ با کسی نکرده و فقط اهل صلح بود. در حالی که پیغمبر 80 نوع غزوه و جنگ داشته است. درست است همه اش تحمیلی بوده، ولی حضرت هم از خودش دفاع کرده است. امیرالمؤمنین که اسدالله الغالب است، می فرماید: وقتی در جنگ به ما فشار می آمد، ما به شمشیر پیغمبر پناه می بردیم. پیغمبر همیشه در جنگها نزدیک ترین کس به دشمن بود. این که پیغمبر اهل تسامح و تساهل با ظالم بود، دروغ است. کسی که مسلمان ها و حتی انسانهای دیگر را نابود می کند، ظالم است و نباید به او آسان گرفت. امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: «إذا رَأیْتَ مَظْلُوماً فَأعِنْهُ عَلَى الظّالِمِ[3]= هرگاه مظلومى را دیدى، او را در مقابل ستمگر یارى نما». فرقی نمی کند مظلوم چه کسی باشد. باید کمکش کرد. حتی اگر به یک مسیحی یا یهودی ظلم می شد، ائمه از آن ها حمایت و کمکشان می کردند. روزی بستنی‌فروشی مسیحی به امام موسی صدر مراجعه و از خرید نکردن مسلمانان شکایت می کند. گویا یک بستنی فروش شیعه این‌گونه تبلیغ کرده بود که چون او مسیحی است، شرعاً نمی‌توان از بستنی‌های او خورد. چرا که اهل کتاب نجس هستند. امام صدر به او می گوید تو برو! مسئله را خودم حل می کنم. یک روز پس از اقامه نماز جمعه، ایشان  با جمعی از یارانشان همراه می شوند تا به بستنی فروشی مسیحی رسیدند. امام صدر به صاحب مغازه گفت که ما آمده‌ایم در اینجا بستنی بخوریم. هیچ کار دیگری هم نکردند. او با این کار به همه می فهماند که بستنی این فرد مسیحی نجس نیست. [1] . : غرر الحكم و درر الكلم نویسنده : تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد: 1  صفحه : 192. [2] . محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج2، ص558. [3] .  غرر الحكم و درر الكلم نویسنده : تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد    جلد 1  ص 286.

صوت

1 - ریاست جمهوری و عضو شورای شهر شدن، باید برای خدمت به مردم و رفع ظلم باشد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6814
زمان انتشار: 26 آوریل 2017
| |
«ظالم» چه رییس جمهور باشد و چه هر مقام دیگر، حتی همسر انسان، نشانه هایی دارد

خانواده آسمانی (467)؛ 96/1/31

«ظالم» چه رییس جمهور باشد و چه هر مقام دیگر، حتی همسر انسان، نشانه هایی دارد

انواع ظلم وجود دارد. مثل ظلم به مردم، ظلم به خدا، ظلم به اهل بیت (علیهم السلام) ، ظلم به محیط زیست، ظلم به حیوانات، ظلم به خود و.......اما بعضی افراد عامل ظلم دیگران می شوند. مثل رای دادن نادرست و اشتباه به کسی که لایق مقامی نیست.

یکی از علامت های ظالم این است که از ظالمی پشتیبانی کند. پیامبر اکرم می فرماید: «یُظاهِرُ الظَّلَمَةَ= از ستمگران پشتیبانى مى كند». یعنی اگر کسی در دولت، محیط خانه، کار، محله، یا هر جای دیگر به هر دلیل ظلم کند، اگر از او طرفداری کنید، ظالم هستید. نظام اجتماعی، نظامی است که نظم می خواهد، رئیس و مرئوس و حاکم و محکوم می خواهد. یعنی باید کسی باشد که همیشه تصمیم نهایی را بگیرد. حضرت علی (علیه السلام) در نهج البلاغه می فرماید: «وإنَّهُ لابُدَّ لِلنّاسِ مِن أمیرٍ؛ بَرٍّ أو فاجِرٍ= بدرستی که مردم باید حاکمى داشته باشند، نیکوکار باشد یا بدکار». از نظر امیرالمومنین یک پادشاه بد، بهتر از پادشاه نداشتن است. چون نبودش باعث هرج و مرج و ظلم بیشتر می شود. یک پادشاه بد می تواند نظم و تعادل ایجاد کند، حتی اگر ظالمانه باشد. پس مردم نیاز به امیر دارند. یعنی همیشه آنجایی که پای جامعه وسط است، حالا این جامعه می تواند جامعه دو نفره باشد. مثل زن و شوهر یا جامعه ای سه نفره  مثل زن و شوهر و فرزند یا جامعه چند میلیون نفره. همیشه به یک نفر احتیاج است که تصمیم نهایی را بگیرد و حرف آخر را در اجتماع بزند تا جامعه از بی نظمی، اختلاف، هرج و مرج به دور باشد. این سیستم فطری و طبیعی نظام خلقت است. انتقام الهی از شخص ظالم بسیار سخت است. اگر ذره ای ظلم همراه انسان باشد و با خود از دنیا ببرد، در آخرت گرفتار خواهد بود. قرآن کریم اشاره می کند: «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ* وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ[1]= پس هر کس به سنگینی ذره ای عمل خیری کرده باشد، آن را می بیند *و هر کس به سنگینی ذره ای عمل شری کرده باشد، آن را خواهد دید». ظالم سه علامت ویژه دارد که عبارتند از: بر زیر دست خود غلبه دارد، از مافوق اطاعت نمی کند و از ظالم حمایت می کند. سكوت در برابر فساد آنها و عدم قطع رابطه با ستمگران، شركت در گناه و عذاب آنها در قیامت است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره علامت ظالم می فرمایند: «لِلظَّالِمِ مِن الرِّجالِ ثلاثُ علاماتٍ: یَظلِمُ مَن فَوقَهُ بِالمَعصیَةِ و مَن دُونَهُ بِالغَلَبَةِ و یُظاهِرُ الظَّلَمَةَ= ظالم سه نشانه دارد: با نافرمانی مافوق خود را به ستوه می آورد؛ به زیرْ دستِ خود زور می گوید؛ از ستمگران پشتیبانی می کند». یکی از لغزشگاه های انسان جایی است که اختیار به دست انسان می افتد. یعنی شخص قدرت انجام کاری را دارد و اجازه پیدا می کند در مورد دیگران تصمیم بگیرد. مثل مدیر بودن و رئیس بودن. به محض این که انسان در مقام برتری و علو قرار می گیرد، احتمال خطر و ظلم شروع می شود. چون زیردست پیدا می کند. حضرت می فرمایند: یکی از علائم ظالم این است که به زیر دست خود از طریق زور گفتن، غلبه می یابد و او را مقهور خودش می کند و  زیر دست او مجبور است از او اطاعت کند. داستان ظلم از اینجا شروع می شود. خداوند تبارک و تعالی در روابط زن و مرد می فرماید: مرد از جهاتی رئیس خانه است و زن باید اطاعت کند. ممکن است مرد اشتباه کند، ولی وقتی مسئولیت گردن یک نفر باشد، تعادل برقرار است. گاهی زن هم در خانواده باید حرف آخر را بزند و همه اعضای خانواده باید از او تبعیت کنند. این تعادل را خدا ایجاد می کند که کجا و چه  کسی حرف آخر را بزند تا نظم و حقوق برقرار شود و هرج و مرج در زندگی پیش نیاید. متأسفانه چیزی که امروزه در خانواده ها خیلی اتفاق می افتد، این است که برخی مردها ضعیف و مفت خور و سوء استفاده‌ گر شده اند. مثلا خانم می رود به سر کار، کارمند است یا مغازه دارد یا کارهای دستی در خانه انجام می دهد. خیاطی می کند و مرد کم‌کم خود را از زیر بار مسئولیت و تأمین نفقه کنار می کشد. گاهی نه‌تنها کنار می کشد، بلکه می گوید پولت هم مال من است. این هم نوعی ظلم محسوب می شود. نگاه اسلام این گونه نیست. اسلام با حفظ مسئولیت در خانواده تعادل برقرار می کند و می گوید یک نفر باید حرف آخر را بزند و تصمیم بگیرد. بنابراین، مسئولیت های مرد و زن هر کدام مجزا تقسیم بندی شده است. گاهی باید در شرکت، مسجد، هیئت، بسیج و .. یک نفر حرف آخر را بزند. ممکن است آن که حرف آخر را می زند، قوی ترین شخص نباشد. اما به هر دلیل، به حق یا ناحق او فعلا رئیس است. همه هم باید از او اطاعت کنند تا تعادل و نظم برقرار باشد. نظم و حفظ وحدت خیلی مهم است. چون هیچ ظلمی بالاتر از بی نظمی، نافرمانی و هرج و مرج نیست و هیچ معصیتی هم بالاتر از این وجود ندارد. حالا اگر آن شخصی که قرار است حرف آخر را بزند، در جایگاهی قرار بگیرد که بتواند ظلم کند، خیلی خطرناک است. مثل پدر خانه که همه باید حرفش را گوش کنند. پس باید حکمی ندهد و تصمیمی نگیرد که ظالمانه باشد. پس مواظب باشید اگر می خواهید دستوری بدهید یا تصمیمی بگیرید در هر موقعیت و رابطه‌ای مثلاً در مهمانی، عروسی، مسافرت، جابجایی خانه، خرید، از سر قلدری و زورگویی نباشد. این خیلی خطرناک است. عاقبت علو و برتری جویی، سقوط در جهنم است علوّ یعنی برتری جوئی بر دیگران. قرآن کریم نیز می فرماید: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا[2]= این سرای آخرت را  برای کسانی قرار می دهیم که اراده برتری جویی در زمین و فساد را ندارند». یعنی بهشت مختص کسانی است که در دنیا خیال و آرزوی علو و برتری ندارند. در وجودشان این حس نیست که من رئیس باشم، برتر باشم، حرف آخر را بزنم. با پز دادن با خودکار، لباس، پرده خانه، قیافه، انگشتر به دیگران، به دنبال برتری جویی نیست. نمی خواهد دل کسی را بسوزاند یا آنها را کوچک کند. بعضی افراد هم از این که زیر دست داشته باشند، حرفی بزنند و دیگران اطاعت کنند، خوش شان می آید. این همان سقوط انسان به جهنم است.  اگر کسی رئیس شد و از ریاست لذت برد، جهنمی می شود. امام صادق علیه السلام می فرماید: «مَن طَلَب الرئاسةَ هَلَكَ= کسی كه دنبال ریاست باشد، هلاك می شود». زنی که در خانواده دنبال زن سالاری است، به خاطر این که مادرش همیشه در خانه حرف آخر را می زد، فکر می‌کند او هم باید حرف آخر را بزند. یا مردی که همیشه دنبال مردسالاری است، چون پدرش وقتی حرفی می گفت همه قبول می کردند، او هم فکر می‌کند باید این گونه باشد. اینها همه جهنمی می شوند. صرف لذت از این کار برای انسان جهنم می آورد. حضرت آیت الله حائری شیرازی در یکی از کتاب های اخلاق شان نوشته بودند: اگر فقیری در آرزویش این باشد که من یک زمانی پولدار شوم و به گداهای دیگر پز بدهم، این جهنم دارد. بنابراین، کسی که در ذات خودش از ریاست، مدیریت و بالا بودن کیف می کند، باطن وحشتناکی دارد. چون اراده ی علوّ دارد. این با قاعده «هوأنت=اوتویی» سازگار نیست. «هوأنت» یعنی آدم ها را مثل خودمان ببینیم و دوست شان داشته باشیم. پس ریاست امری است که باید حتماً امضای خدا زیرش باشد. یعنی خدا بگوید که مثلا در خانه، چه کسی حرف آخر را بزند. اگر بنا شد مرد به عنوان رئیس خانواده حرف آخر را بزند، نباید سوء استفاده کند. مرد باید مردانگی خودش را حفظ کند، زن هم زنانگی خودش را. هر کدام بخواهند جای خودشان را عوض کنند، گرفتار جهنم می شوند. یعنی درحال سقوط از صراط مستقیم هستند. پس ظالم شدن کار خیلی سخت و حساسی است. ما با ظالم شدن فاصله زیادی نداریم. این طور نیست که وقتی می گوییم «ظالم»، فقط صدام، هیتلر و... به ذهن تان بیاید. بلکه خود ما به عنوان معلم که در کلاس رئیس هستیم، می توانیم ظالم باشیم. گاهی کسی تا وقتی که کارمند است، منظم، قانون مدار و عدالت محور است، اما رئیس که می شود، خودش همان کارهایی را می کند که از رئیس های قبلی انتقاد می کرد. یا برخی انقلابی های نظام، سالها علیه ستم شاهی جنگیدند و در زندان شکنجه شدند، اما الان که نماینده مجلس، وزیر و ... شده اند، به زیردستان خود ظلم می کنند. اینها تعادلشان به هم خورده است. پس بدانیم که الآن ما بر روی صراط هستیم. صراط پلی است که به قول امام خمینی ره یک سرش در دنیاست و یک سرش بهشت، اما خیلی ها در این مسیر که گاه از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است، به جهنم سقوط می کنند. یکی از چیزهایی که تعادل انسان را در صراط مستقیم الهی به هم می زند، رئیس بودن است. فرقی نمی کند، کجا باشد، خانواده، مسجد، هیئت، در نظام یا هر جای دیگر، همین که منصبی باشد و شخص زیر دست داشته باشد، در اینجا احتمال ظالم شدنش خیلی زیاد است و خطرناک است. امروز فرزندان زیادی در کشور ما به والدین‌شان ظلم می‌کنند. چون می‌دانند پدر و مادر نازشان را می‌خرند. فرزندسالاری بیماری حادی است که امروز در کشور ما وجود دارد. توقعات بی جا، انتظارات بی جا، قهر، غرزدن، اذیت کردن، اینها همه ظلم محسوب می شود. بچه ای که پدر و مادرش را ناراحت کند یا بر آنها غلبه کند، جهنمی است. از جاهایی که امروزه به مردم ظلم می کنند بانک ها هستند. می گویند: اگر وام می خواهی، همین درصد را که من می نویسم امضاء کن. فلان درصد باید سود بدهی. ضمانت های گوناگون می گیرند و چون شخص گرفتار است وادار می شود با پرداخت سودِ خیلی کلان وام را بگیرد. این هم ظلم است. دومین نشانه ظالم عبارت است از: «و مَن فَوقَهُ بِالمَعصیَةِ= و به زیر دستش با چیرگى بر او ستم مى كند». آدم هایی که زیردستند و اطاعت مافوق شان را نمی کنند، اینها هم ظالم اند. مثلا کارمند است اما تخلف می کند، از زیر کار در می رود، به دروغ برای خودش اضافه کار می نویسد، این هم ظلم است. از نمونه های دیگر ظلم در خانواده این است که زن از شوهر اطاعت نمی کند. شوهر می گوید: فلان جا نرو، خانه فلانی نرو، به فلان کس زنگ نزن و ... اما زن تخلف می کند. او هم ظالم است. یا فرزند به پدر و مادرش ظلم می کند. پدر و مادر خط قرمزهایی را مشخص می کنند. اما فرزند آن خط قرمز ها را می شکند. اینها علامت های ظالم است. انسان این گونه جهنمی می شود. ظلم در جامعه این است که افراد قوانین کشوری، بین المللی، دولتی، راهنمایی و رانندگی را رعایت نکنند. چرا باید با ظلم مبارزه کرد؟ حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «الظَّالِمِ والمظلوم کلاهما فی النار= ظالم و مظلوم هر دو در جهنم هستند». ما مظلوم داریم که به خاطر ظلمِ به او، بهشتی می شود. یعنی در اینجا ظالم به نفع مظلوم کار می کند. گاهی ظالم امتیاز می گیرد و بهشت می‌رود.یعنی آنجایی که مظلوم می‌تواند حقش را بگیرد، اما به دلایلی از جمله حیا، خجالت کشیدن، ترس و ضعف نفس حقش را نمی‌گیرد و  در مقابل ظالم سکوت می کند و اجازه ظلم به او می دهد. اگر فرزند خانه هستی، پدرت اگر در خانه ظلم می کند، باید از مادرت طرفداری و پشتیبانی کنی. اگر مادرت ظلم می کند، باید به مادر تذکر داد که این کار را نکند. با خواهش، چاپلوسی، محبت و بوسه بر دستانش اجازه ندهد که او تجاوز کند. نوع دیگر ظلم ها، ظلم های بالاتری هستند. مثل ظلم طاغوتیان و مستکبرین که امروزه در سطح جهان دیده می شود. وظیفه شما این است که با آنها بجنگید. باید با ظلم به هر شکلش جنگید و مبارزه کرد. با حضور در راهپیمایی، نوشتن پلاکارت. اگر کسی بگوید به من ربطی ندارد که چه بر سر مردم مظلوم آفریقا، غزه، لبنان، افغانستان، عراق، سومالی، یمن و ... می آید، او در جنایت ظالمان سهیم است و روز قیامت او را با همان جنایت کارها محشور می کنند. چون به فعل آنها راضی بود و هیچ اقدامی نکرد.  سکوت، شراکت در ظلمِ ظالم است. «اَلرَّاضِی بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ فِیهِ مَعَهُمْ[3]= آن كس كه به كار جمعیتى راضى باشد همچون كسى است كه در آن كار با آنها شركت كرده». وقتی به عمل کسی راضی باشید، مثل او هستید و با آنها هم محشور می شوید. یعنی مثل این است که خودِ شما آن ظلم را انجام داده اید. مثلا خانمی که به خاطر امر همسرش، عروسی های فاسد نمی رود، ولی دلش می خواهد برود، در نامه عملش می نویسند که آنجا شرکت کرده است. یا فرزندی که تحت فرمان پدر و مادر است و به ناچار به سوی خلاف نمی رود، ولی از خلافکارها خوشش می آید و تمایل به شرکت در ظلم و فسادهای جمعی آنها دارد، در نامه اعمالش می نویسند. پس منکر هر جا اتفاق بیفتد و شما به آن راضی باشید، یا دوستش داشته باشید، در نامه عملتان می نویسند. چون نیت شماست. پس اگر کسی به ظلمِ ظلمه راضی باشد یا سکوت کند، به پایش می نویسند. قرآن می فرماید: «وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظّالِمِ أَهْلُها[4]= چرا در راه خدا و (در راه) مردان و زنان و کودکانى که (به دست ستمگران) تضعیف شده اند، پیکار نمى کنید؟ همان افراد (ستمدیده اى) که مى گویند: «پروردگارا! ما را از این شهر که اهلش ستمگرند، بیرون ببر!». یعنی هر جای عالم مستضعفی باشد و کسی راضی به ستم دیدن آنها باشد، در ظلم ظالمان شریک است. پس اگر انسان قدرت داشته باشد، باید ظلم را برطرف کند. امروزه چقدر دیده می شود جنایت هائی که در کشورهای اطراف ما صورت می گیرد. قربانی ها را نگاه کنید. چون جنگ هوای نفس است. ما در اسلام جنگ نداریم، اما جهاد داریم. جهاد جنگی است که در آن جوانمردی حکمفرماست و برای انسانیت و اهداف متعالی انجام می شود، نه برای ظلم و کشورگشایی. از این رو، قرآن می گوید شما چه تان شده که جهاد نمی کنید و جنگ نمی کنید علیه کسانی که مورد ظلم در دنیا قرار گرفته اند. انسان باید مظهر رحمانیت و رحیمیت خداوند باشد. راضی به ظلم ،گرسنگی، تنهایی، قحطی، غربت و گرفتاری هیچ کس نباشد و اگر می تواند، رفع ظلم کند. بنابراین، روحیه ی ضد ظلم داشتن، یک امر واجب الهی است. ما وظیفه ی دائمی مبارزه با ظلم داریم. باید همیشه هر جا ظلم است، با آن مبارزه شود. هرکس بنابر وسع خودش باید روح مبارزه با ظلم داشته باشد. امیرالمومنین هنگام شهادت شان به سیدالشهداء و امام حسن (علیهم السلام) می فرماید: «كُونا لِلظّالِمِ خَصْماً وَلِلْمَظْلُومِ عَوْنا = و دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید». گاهی یاور مظلوم بودن به این است که سکوت کنی. مثل امیرالمومنین که 25 سال سکوت کرد یا مثل امام حسن علیه السلام که با معاویه صلح کرد. چون اگر دست به شمشیر می زدند، ظلم و فتنه بیشتر می شد. پس این که من باید تشخیص بدهم که کجا مبارزه با ظلم صورت بگیرد و به چه روشی باشد، خودش نوعی عقلانیت و فهم است که باید از خدا و معصوم کمک گرفت. مثل امیرالمومنین که 25 سال وزیر سه خلیفه ای بود که حق به خلافت آنها راضی نبود. خودش هم راضی نبود. ولی وزیر آنها بود و کمک شان هم می کرد. گاهی مبارزه با ظلم، جنگیدن است. مثل سیدالشهداء. انسان باید به شیوه اش خیلی دقت کند که کجا و چگونه باید عمل کند. [1] . سوره زلزال / آیه 8-7. [2] . سوره قصص/آیه 83. [3] . مجلسی، بحارالانوار، ج97، ص 460. [4] . سوره نساء/آیه 75.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6813
زمان انتشار: 24 آوریل 2017
| |
سکوت در برابر ظلم

سکوت در برابر ظلم

مباحث «پای درس استاد»

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6764
زمان انتشار: 18 آوریل 2017
| |
ظالم در قیامت از حسرت و پشیمانی دستش را می گزد

استاد محمد شجاعی

ظالم در قیامت از حسرت و پشیمانی دستش را می گزد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6763
زمان انتشار: 18 آوریل 2017
| |
کسی که ظلم می کند باید منتظر عواقبش باشد

استاد محمد شجاعی

کسی که ظلم می کند باید منتظر عواقبش باشد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6723
زمان انتشار: 16 آوریل 2017
| |
کوتاهی در انس به اهل بیت، حسرت و پشیمانی به همراه دارد

خانواده آسمانی (466)؛ 96/1/24

کوتاهی در انس به اهل بیت، حسرت و پشیمانی به همراه دارد

از جمله سرگذشت بد ستمگران در قیامت آن است که هر دو دستش را به دندان می‌گزد که کنایه از شدت پشیمانی و حسرت است و فریاد برمى آورد که اى کاش با پیغمبر صلى الله علیه و آله و رسولان، رابطه دوستى و آشنائى برقرار مى نمودم. این انس و رفت و آمد را از دنیا باید کسب نماییم تا گرفتار عقوبت آخرت نشویم.

خداوند در آیات مختلف قرآن کریم به شرح حال پشیمانی ستمگران در قیامت اشاره کرده است. در سوره فرقان آیه 27 می فرماید: «وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا= و روزى است كه ستمكار دستهاى خود را مى‏ گزد [و] مى‏ گوید اى كاش با پیامبر راهى برمى‏ گرفتم». ظلم، یک امر نسبی است که هم شامل حال مؤمنین و هم کافران، منافقان و مشرکان با انواع مختلف آن می شود. ظلم به انبیاء، ائمه (علیهم السلام)، اولیا، خوبان و مردان خدا، توسط ظالمان و سلاطین و پادشاهان انجام می گیرد که امام کفر نامیده می شوند.  امروزه شاهد ظلم روسای جمهور بیشتر کشورها هستیم که چگونه به مردم ستمدیده و بی گناه ظلم می کنند. در زمان خود پیغمبر یا بعد از ایشان ظالمانی زندگی می کردند. ولی به هیچ وجه به آیین، رفتار و دین آنان احترام نگذاشتند و خلاف سیره ی نبوی عمل کردند. تلاشی برای شباهت با پیغمبر در عمل و سیره و رفتار نداشتند. قرآن هم با صراحت در سوره فرقان آیه 27 می فرماید: «و روزى است كه ستمكار دست هاى خود را مى‏ گزد [و] مى‏ گوید اى كاش با پیامبر راهى برمى‏ گرفتم». ظلم ما به پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) این است که با آنها انس نگیریم ما هم به نوعی در زندگی ظلم می کنیم. مثلاَ وقتی ارتباط مان با اهل بیت کم رنگ و سست می شود. این خیلی خطرناک است. چون اهل بیت، حاکمان و سلاطین آخرت هستند. به قول پیغمبر قسیم الجنه و النار هستند. اگر کسی با سلطان برزخ، آخرت، قیامت و بعد از قیامت، رابطه اش ضعیف باشد، این نشان دهنده ی آن است که اوضاع خوبی در آن جا نخواهند داشت. یعنی انسان در آنجا حسرت زیادی می خورد، درحالی که می توانست رفاقت و دوستی های خوبی با اهل بیت (علیهم السلام) پیدا کند. عالم برزخ، عالم شلوغی است. شلوغی اش بی نهایت بیشتر از دنیاست. بعد از وفات، انسان وارد نظامی می شود که بی نهایت سازمان، تشکیلات و تشریفاتش  با شکوه است. وقتی مؤمن وارد برزخ می شود، مهمانی و دعوت های زیادی از اشخاص مختلف دارد‎. مثل عروسی می ماند که وقتی عروسی می کند، تا چند ماه از سوی اقوام و آشنایان پاگشا می شود. مؤمن هم وقتی وارد برزخ می شود، مثل عروس پاگشا می شود. از سوی پیغمبر (صلی الله علیه و آله)، اهل بیت، حضرت زهرا (سلام الله علیها)، امامزاده هایی که در دنیا به زیارت شان رفته، شهدا، صدیقین، صالحین. چون همه او را دوست دارند و می خواهند با او رفت و آمد کنند. این لیاقت مؤمن ست. حالا کسی که در سبک زندگی اش و در روابط با خدا و خانواده آسمانی اش بد عمل می کند یا ظلم، دوری، قهر، بی انسی و بی عاطفگی داشته باشد، در برزخ، هیچ یک از اعضای خانواده اصلی اش که اهل بیت (علیهم السلام) هستند را نمی بیند. این اتفاق خیلی بدی است. پس این خود ما هستیم که انبیا، ائمه، صدیقین و شهدا را جذب می کنیم؛ چه در دنیا و چه در آخرت. اگر ما با خانواده آسمانی مان پیوند و ارتباطی نداریم و فقط با آدم های دنیائی انس و رفت و آمد می کنیم، این ظلم است، ظلمی که به خودمان می کنیم. خیلی عجیب است که انسان 40، 50 سال نماز می خواند و هر روز در 17 رکعت نماز به خدا می گوید: «صِراطَ الَّذینَ أَنعَمتَ عَلَیهِم» ولی نیم ساعت انس و دوستی با آنها برقرار نمی کند. این را ظلم می گویند. سرانجامِ این ستم طبق فرمایش قرآن، ظالم دستانش را می گزد و می گوید: ای کاش با اینها رفاقتی داشتم. الان راه باز است و می تواید با آنها رفاقت و دوستی کنید. حیف است از وقت و عمرمان استفاده نکنیم. یکی از بزرگترین ظلم هایی که بشر به خودش می کند، ضایع کردن عمر و از دست دادن فرصت هاست. درحالی که می توان از این عمر و جوانی برای کارهای عظیم استفاده کرد، نه برای خوش آمدن ها و رنجش های طبیعی زندگی. اگر قرار بود نقاشی که انس به ملکوت دارد، صحنه ی زندگی من و شما را نقاشی کند، این طوری نقاشی می کرد که من و شما در زمین تنها هستیم و بی نهایت دست از آسمان سراغ ما آمده که به ما دست بدهند. اما ما همه دست ها را پس می زنیم. اهل بیت همه ما را به دوستی، محبت و انس دعوت می کنند ولی ما اصلا این دعوت را اجابت نمی کنیم. حسرت واقعی زمانی سراغ زندگی ما می آید که می فهمیم با اهل بیت (علیهم السلام) که حاکمان برزخ هستند، می توانستیم رفت و آمد، انس و دوستی داشته باشیم اما کوتاهی کردیم. این خیلی کشنده است. سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد                          و ان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد ظالم در قیامت هر دو دستش را به دندان می‌گزد امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید: «لِلظَّالِمِ البادِی غَدا بكَفِّهِ عَضَّةٌ= آغازگر ستم، فرداى قیامت دستش را [از ندامت ] می گزد». ظلم انواع و اقسامی دارد: زبانی، خلقی، بدنی، عاطفی، اقتصادی و... این ظلم مخصوص ظالمان و امامان کفر نیست، بلکه شامل هر کسی که آغازگر ظلم باشد می شود. ظالم در روز قیامت گزیدن دست دارد و جیغ و داد می زند که ای کاش من به کسی ظلم نمی کردم؛ همسرم، پدر و مادرم، فرزندم، همسایه هایم، دوستانم، خانواده همسرم. پس کسی که رفتار، گفتار و روابط ظالمانه دارد، حسرت زیادی خواهد خورد. اگر ظلم ظالم را به خدا واگذار کنیم، انتقام خدا سخت تر خواهد بود نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «أوحَى اللّه ُ إلى نَبِیٍّ مِن أنبیائهِ: إذا ظُلِمتَ بِمَظلِمَةٍ فَارْضَ بِانتِصارِی لكَ فإنَّ انتِصارِی لكَ خَیرٌ مِنِ انتِصارِكَ لِنَفسِكَ[1]= خداوند به یكى از پیامبران خود وحى فرمود كه هرگاه به تو ستمى شد، به اینكه من انتقام تو را بگیرم رضایت ده و كار را به من وا گذار. زیرا انتقام گرفتن من بهتر است از اینكه خودت انتقامت را بگیرى».  چقدر این روایت شیرین و جالب است و به انسان قدرت، امید و صبر می دهد. هیچ انسانی به اندازه انبیا روی کره زمین مورد ظلم و فشار قرار نگرفتند و در بین انبیا هیچ پیغمبری به اندازه پیغمبر ما اذیت نشد. همانطور که خودشان فرمودند: «ما اُوذی نبیٌّ بمثل ما اُوذیتُ= هیچ پیغمبری به اندازه من اذیت نشد». اما حضرت ظلم اکثر آنان را به خدا واگذار کرد. خدا به یکی از انبیا می گوید که تو باید خرسند و راضی باشی از این که اگر مورد ظلم قرار گرفتی، من انتقامت را بگیرم. پس خودت را به خاطر اذیت های دیگران خیلی اذیت نکن. اعتراض نکن که چرا شوهرم این طوری می گوید؛ مادرشوهرم این طوری کرد؛ پدرشوهرم این طوری کرد؛ مادرزنم این طوری کرد؛ پدر زنم این طوری کرد؛ رئیس مان اینطوری کرد؛ فلان وزیر به من این طوری ظلم کرد؛ فلان سازمان این طوری کرد و... اینها مهم نیست. اگر می توانی حقت را بگیری، بگیر. اگر می توانی از خودت دفاع کنی، بکن. ولی اگر زورت نرسید و نشد، فکر نکن باختی و بیچاره و بدبخت شدی. چون خدا نمی گذارد حقت ضایع شود. حق تو از بین نمی رود. به نفعت هم است که به خدا واگذار کنی. چون انتقام خدا بهتر است. پس به او بسپار. امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمودند: «یَومُ العَدلِ على الظّالِمِ أشَدُّ مِن یَومِ الجَورِ على المَظلُومِ= روز عدالت براى ستمگر ، سخت تر از روز ستم بر ستمدیده است». یک روزی خدا انتقام همه ی ظالمان را می گیرد. بچه های یتیم شده، کودکانی که زیر بمباران می روند، کودکانی که گرسنه می مانند، مشکلاتی که امروز در سطح جهان به وجود آمده، خدا به بهترین شکل همه را برایشان جبران می کند و ظالمان را هم به سزای اعمالشان می رساند.  پس مواظب باشیم تصویری که در دنیا برای خود می سازیم، زشت نباشد. ما باید دنیا را در راستای آخرت ببینیم. عوالم دنیا، ابدیت، برزخ، قیامت و بعد از قیامت همه کل زندگی ما هستند. پس قضاوت های مان را صرفاً براساس دنیا نکنیم. حضرت در روایت دیگری فرمودند: «یَومُ المَظلُومِ على الظّالِمِ أشَدُّ مِن یَومِ الظّالِمِ على المَظلومِ= روز ستمدیده بر ستمگر سخت تر از روز ستمگر بر ستمدیده است». یعنی آن روزی که مظلوم بر ظالم حاکم می شود و می تواند به شدیدترین وجه انتقام بگیرد، آن روز خیلی سخت تر از روزی است که در دنیا ظالم بر مظلوم غلبه داشت. به عنوان مثال، اگر کسی تو را ترساند، خدا هم او را می ترساند. آن ترسی که هزار هزار برابر بیشتر از آن ترسی که در دل تو انداخته، خدا به او می دهد. چون نظام ابدی است و شوخی بردار نیست. بنابراین، اگر بخواهیم در یک کلام، ظلم را تعریف کنیم این گونه معنا می کنیم که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «الظُّلْمُ نَدَامَةٌ= ظلم پشیمانی است». نه اینکه ستم کردن پشیمانی می آورد، بلکه خودش پشیمانی است. این پشیمانی هم در نفس ظالم اثر وضعی بدی دارد: هم در دنیا که تاریکی زیادی به همراه خود دارد و هم در آخرت که به عذاب دردناکی گرفتار خواهد شد. بنابراین، انسان باید مراقب باشد از این حالت فرار کند. مؤمن کینه به دل نمی گیرد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)  نقل است که می گوید: «ما رَأیتُ رسولَ اللّه ِ صلى الله علیه و آله مُنتَصِرا مِن ظُلامَةٍ ظُلِمَها قَطُّ إلّا أن یُنتَهَكَ مِن مَحارِمِ اللّه ِ شَیءٌ، فإذا انتُهِكَ مِن مَحارِمِ اللّه ِ شَیءٌ كانَ أشَدَّهُم فی ذلكَ= هرگز ندیدم پیامبر خدا از ظلمى كه به او شده است، انتقام بگیرد، مگر آنگاه كه چیزى از حرمت هاى خدا هتك مى شد. همین كه هتك حرمتى از حرمت هاى الهى مى شد، از همه سختگیرتر بود». این روایت دو معنا دارد. یکی اینکه پیغمبر اصلاً حرفی به دل نمی گرفت. چون وجودش مثل آب کر است که وقتی با نجاست و آلودگی روبرو می شودند، عفو می کردند و می گذشتند. خدا میرزا را رحمت کند. می گفت: کل عرفان در دو کلمه است: مرنج و مرنجان. نه از کسی برنج و نه کسی را برنجان. کل اخلاق این است.  معنای دیگر هم این است که پیغمبر اهل انتقام نبود. گاهی ممکن است در روابط زناشویی، خانوادگی، همسایگی، دوستی ناراحتی و اذیتی پیش بیاید. باشید. در این صورت، شیرینی زندگی ات را خراب نکن. آن را به عهده خدا بگذار. در دلت چیزی نگه ندار که با بقیه مشکلات و گرفتاری داشته باشی. یکی از ترس های مؤمن این است که مبادا در دل من یک دل چرکینی ایجاد شود. «وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا[2]= و در دل ما هیچ کینه مؤمنان قرار مده» کینه و دل چرکینی برای دل مؤمن مثل عفونتی است که وقتی وارد مغز و قلب می شود، انسان را از بین می برد. کینه و دل چرکینی بدتر از این عفونت است. چون ضررش بیشتر است.  مؤمن پاک، زلال و صاف است. هدف او در ارتباط با خدا اوج شباهت به اوست. از این رو، دائما می ترسد که در دلش عفونتی وارد شود. سیدالشهدا (علیه السلام) فرمود: «خوش به حال کسی که آنقدر مشغول عیب های خودش است که عیب های دیگران را نمی بیند» مؤمن همیشه مشغول خویشتن خویش است. کسی که در مجلسی یا در جایی، در یک محیطی در یک اداره ای می تواند لغزش ها و ضعف ها و بدی های دیگران را ببیند و بشمارد و بر زبان بیاورد، او خیلی خطرناک است. چون یکسره عفونت در خود جمع می کند. پس پیغمبر هیچ وقت اهل انتقام نبود. فقط یک جا کوتاه نمی آمدند. آن هم در جایی که حرامی صورت می گرفت. اگر توهین و بی ادبی به نوامیس و قوانین الهی می شد، حضرت ساکت نمی نشستند و شدید برخورد می کردند. [1] . محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج2، ص1777. [2].  سوره حشر/آیه 10.

صوت

1 - کوتاهی در انس به اهل بیت، حسرت و پشیمانی به همراه دارد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6641
زمان انتشار: 10 آوریل 2017
| |
علت سکوت خداوند در برابر ظلم ظالمان چیست؟

خانواده آسمانی (465) ؛ 96/1/17

علت سکوت خداوند در برابر ظلم ظالمان چیست؟

خداوند افراد گناه‌کار را در صورتى که زیاد آلوده به گناه نشده باشند، فرصت می دهد تا برگردند و توبه کنند. اما آنها که در گناه و عصیان، غرق می شوند و طغیان و نافرمانى را به مرحله نهایى می رسانند، مثل فردی که هزاران نفر را به قتل می رساند، چه مجازاتی در این دنیا می‌‌تواند برایش مناسب باشد؟ اصولاً نمی‌‌توان در این دنیا تمام مجازات برخی از ظالمان را اجرا کرد. از این رو، خداوند در آخرت آنها را به عذابی خوارکننده و ابدی گرفتار خواهد کرد.

خداوند نسبت به بنده اش مهربان است. تا آخرین مرحله به انسان فرصت جبران خطاهایش را می دهد. اما این که چرا خداوند در مقابل ظلم ظالمان سکوت می کند، سؤالی است که در این جلسه به آن پاسخ داده می شود.   ظلم به سه صورت مطرح است: صورت اول) ممکن است انسان دچار گناه، انحراف یا ظلم هایی شود و هر آن احتمال دهد که خداوند تبارک و تعالی بلایی به سر او می آورد. چون ظلم تبعات دارد، کسی که ظلم می کند، باید منتظر عواقبش باشد که هر لحظه دامنش را بگیرد. صورت دوم) گاهی انسان مورد ظلم واقع می شود و از خداوند انتقام می خواهد و منتظر آن می ماند. صورت سوم) افرادی هستند که دشمن یا منکر خداوند هستند و با بی اعتقادی به خدا و آخرت و انتقام الهی ظلم می کنند و ظلم های فاحشی را هم انجام می دهند. این گونه ظلم ها، ظلم هایی هستند که در دنیا نمی شود جزایشان را داد. یعنی دنیا برای انتقام آنها کافی نیست. عمر دنیا در مقایسه با نظام آخرتی و ابدی انسان که جاودانه است، هیچ است. یعنی زمان بسیار کوتاهی است. مثل کسی که هزاران نفر را می کشد، اما فقط یک بار اعدامش می کنند. پس دنیا ظرفیت جوابگوئی هزاران جانی که گرفته شده اند را ندارد. عذاب دنیا نمی تواند او را مجازت کند. بلکه فضای عادلانه و قوی تری نیاز دارد تا جزای گناهانش را ببیند. باید به این سوال پاسخ دهیم که علت سکوت خداوند در مقابل ظلم ظالمان چیست و چرا بخش مهمی از مجازاتها را به دنیای دیگر محول کرده است؟ این مساله دو دلیل عمده دارد: دلیل اول) گاهی خداوند از روی رحمتی که دارد مهلت می دهد تا شخص به خودش بیاید و دست از ظلم و گناه بردارد و بتواند در همین دنیا گذشته اش را جبران کند. مثل کسانی که تا ظهر و عصر عاشورا با امام حسین (علیه السلام) جنگیدند. به گونه ای  که حضرت هیچ یاری نداشته و تنهای تنها بود. وقتی که برای اتمام حجت گفتند «هل من ناصر ینصرنی»، بعضی افراد توبه کردند و به لشکر حضرت پیوستند. بنابراین، این لطف خدا نسبت به بندگانش است که فرصت می دهد تا شخص بتواند گذشته خود را جبران کند. دلیل دوم) گاهی لطف خدا نیست، بلکه مکر الهی است. شخص گمان می کند که انتقامی در کار نیست، ولی ناگهان گرفتار عذاب الهی می شود. خداوند می فرماید: «سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ[1]= به زودی آنها را به عذاب و هلاکت می‌افکنیم از جایی که فهم آن نکنند». یعنی اجازه می دهیم آهسته آهسته ظلم کنند تا جهنم شان طولانی تر و عمیق تر شود. دنیا اساساً دار اختیار است. خداوند اراده کرده که هرکسی در دنیا اختیار داشته باشد. همچنین دنیا محدودتر از آن است که جزای بسیاری از کارهای انسان باشد. همچنین کوچک تر از آن است که بخواهد جزای افراد بد را بدهد. بنابراین، دیر نمی شود. چون ما استمرار داریم؛ از دنیا تا بی نهایت. بنابراین، جزا دادن، فوت نمی شود. این ما هستیم که عجله می کنیم. فردی که هزاران نفر را به قتل رسانده، چه مجازاتی در این دنیا می تواند برایش مناسب باشد؟ پس در دنیا نمی توان جزای بسیاری از کارهای خوب یا بد انسان ها را داد. یک نظام جاودانه و ابدی نیاز است. قرآن هم می فرماید: «وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِینٌ[2]= و البته نباید كسانى كه كافر شده‏ اند تصور كنند این كه به ایشان مهلت مى‏ دهیم، براى آنان نیكوست. ما فقط به ایشان مهلت مى‏ دهیم تا بر گناه [خود] بیفزایند و [آنگاه] عذابى خفت ‏آور خواهند داشت». سیاست مهلت الهی دارای دو وجه است: اول این  که به ظالم فرصت می دهد که توبه کند و دوم این که اگر توبه نکرد، مهلت دادن به ستمگران با «استدراج» توام می شود. یعنی خداوند در ضمن این که مهلت می دهد، زمینه های هلاک را به تدریج و مرحله به مرحله فراهم می کند تا گناهانشان زیاد شود و به عذاب خوار کننده ای گرفتار شوند. عذاب ها گونه های مختلفی دارند: گاهی عذاب ها فقط دردناک هستند؛ گاهی علاوه بر دردناک بودن، خوارکننده هم هستند. یعنی کسی که عذاب می کشد، تحقیر هم می شود و این ذلت و خواری به همراه دارد. خدا در کمین ظالمان است امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند: «وَ لَئِنْ أَمْهَلَ الظَّالِمَ فَلَنْ یَفُوتَ أَخْذُهُ وَ هُوَ لَهُ بِالْمِرْصَادِ عَلَى مَجَازِ طَرِیقِهِ وَ بِمَوْضِعِ الشَّجَا مِنْ مَسَاغِ رِیقِهِ= اگر خداوند، ظالم و ستمگر را مهلت دهد، چنان نیست كه فرصت مجازات او از دستش برود. او در كمین گاه، بر سر راه ستمگر است و گلوى وى را در دست دارد و هر زمان بخواهد مى‌فشارد، آن گونه كه نتواند آب دهانش را فرو ببرد». شایع ترین مصادیق ظلم، ظلم در خانواده است: مردی که در حق همسرش ظلم می کند، زنی که در حق همسرش ظلم می کند، والدینی که در حق بچه ها ظلم می کنند، یا بچه ها در حق پدر و مادر ظلم می کنند، پادشاهان و حکام و سلاطینی که در حق مردم  ظلم می کنند، هیچ کدام از این ها از ان ظلمها نادیده گرفته نمی شود. امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: خداوند برای هر چیزی مدت و اجلی قرار داده است: «لِکُلِّ شَیْ ءٍ مُدَّهً وَ أَجَلاً= هر چیزى وقتی مشخص و سر آمدى معین دارد». وقتی که اجل ظلم رسید، خداوند انتقام می گیرد. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ یُمْهِلُ الظّالمَ حَتّى‌ یَقُولُ قَدْ أهْمَلَنی ثُمَّ یَأْخُذُهُ أَخْذَةً رابِیَةً= خداوند به ستمگر چنان مهلت مى دهد كه مى گوید خدا مرا وا گذاشته است. سپس او را سخت كیفر مى دهد». یعنی ظالم اصلا گمانش را نمی کند که خداوند از او به سختی انتقام  بگیرد. قرآن می گوید: فرشته های دنیایی با «یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ= به صورت و پشت آنها می زنند» و فرشتگان برزخ و ملکوت با سیلی از آنها استقبال می کنند، این تازه شروع داستان است.  در آنجا به ذره ذره از اعمالشان رسیدگی می شود و خداوند همه را حساب می کند. [1] . سوره اعراف/آیه 182. [2] . سوره آل عمران/ آیه 178.

صوت

1 - علت سکوت خداوند در برابر ظلم ظالمان چیست؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6533
زمان انتشار: 3 آوریل 2017
|
کلاسهای «خانواده آسمانی» و «شرح زیارت جامعه کبیره»

کلاسهای «خانواده آسمانی» و «شرح زیارت جامعه کبیره»

به اطلاع می رساند: کلاس های «خانواده آسمانی» و «شرح زیارت جامعه کبیره» پنجشنبه 17 فروردین 1396 ، در حسینیه قرائت قرآن واقع در شهر ری برگزار می گردد. کلاس خانواده آسمانی ساعت 16:30 الی 17:30 کلاس شرح زیارت جامعه کبیره، ساعت 18 الی 19

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 6496
30 مارس 2017
| |
پرسش 137.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ،

شناسه مطلب: 6235
زمان انتشار: 12 مارس 2017
|
کلاسهای «خانواده آسمانی» و «شرح زیارت جامعه کبیره»

کلاسهای «خانواده آسمانی» و «شرح زیارت جامعه کبیره»

به اطلاع می رساند:  دروس «خانواده آسمانی» و «شرح زیارت جامعه کبیره» پنجشنبه 26 اسفند 1395 در حسینیه ی قرائت قرآن واقع در شهر ری برگزار نمی گردد.

کلیدواژه ها: ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed