www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 9097
زمان انتشار: 20 می 2018
|
کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

سلسله مباحث شرح زیارت جامعه کبیره 5 شنبه 97/03/03 ساعت (17:00- 18:00) در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می گردد. جلسه استاد نیکنام از ساعت 16:30 الی 17:00 تشکیل می گردد. نشانی: شهرری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره آرشیو مباحث استاد نیکنام 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9074
زمان انتشار: 15 می 2018
|
کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

سلسله مباحث شرح زیارت جامعه کبیره ساعت (17:00- 18:00) 5 شنبه 97/02/27 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می گردد. جلسه استاد نیکنام از ساعت 16:30 الی 17:00 تشکیل می گردد. نشانی: شهرری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره آرشیو مباحث استاد نیکنام 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9054
زمان انتشار: 7 می 2018
|
کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

کلاس خانواده آسمانی(17:00- 18:00) و شرح زیارت جامعه کبیره (18:30- 19:30) 5 شنبه 97/02/20درحسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می گردد. جلسه استاد نیکنام از ساعت 16:30 الی 17:00 تشکیل می گردد. نشانی: شهرری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره آرشیو مباحث استاد نیکنام 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9048
زمان انتشار: 5 می 2018
| |
«یاد مرگ» مثل آینه است

منازل الاخره، جلسه 31، 89/06/18

«یاد مرگ» مثل آینه است

اساساً موت و یاد موت، مثل یک آینه است تا انسان خودش را در این آینه نگاه کند.

در جلسه قبل گفتیم که «یاد مرگ» یکی از عوامل شادی و آرامش انسان است. اما کسانی که «خود حقیقی» و خانه ابدی شان را فراموش کرده و به تعبیر قرآن، «اثاقلتم الی الارض» یعنی روی زمین سنگین شده و صرفا راضی به حیات دنیا شده و از آخرت غافل شده اند، یاد موت آنها را غمگین می کند. در حالی که مرگ برای انسانی که با ایمان حقیقی زندگی کرده، این را حس می کند که موت یعنی آسایش یافتن از سختی ها و راحتی مدام، در کنار محبوب حقیقی یعنی خداوند تبارک و تعالی و خانواده آسمانی. قرآن خطاب به یهودی ها که ادعا می کردند از دوستان خدا هستند، می فرماید: « قُلْ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِیَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِینَ؛ وَلَا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ[1] = بگو اى كسانى كه یهودى شده‏ اید! اگر می پندارید كه شما دوستان خدایید، نه مردم دیگر؛ پس اگر راست مى‏ گویید درخواست مرگ كنید؛ و[لى] هرگز به سبب آنچه از پیش به دست ‏خویش كرده‏ اند، مرگ را آرزو نخواهند كرد و خدا به [حال] ستمگران داناست». این که می فرماید: ای کسانی که یهود هستید اگر گمان می کنید که دوستان خدا هستید، پس تمنای موت کنید، علتش این است که هیچ دوستی نیست که تمنای ملاقات با محبوب خودش را نداشته باشد. «فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ» پس اگر راست می گویید، تمنای مرگ کنید. سپس می گوید شما هرگز نمی توانید تمنای موت کنید، چرا؟ «بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ» به خاطر اینکه شما با معصیت و گناه زیادی که مرتکب شده اید، آینده خودتان را خراب کرده اید و خداوند به ظالمین آگاه است. یعنی شما که ظالم هستید، چطور می توانید آرزوی مرگ کنید؟ بنابراین، آرزوی مرگ یک آینه است تا انسان تشخیص بدهد که در زندگی ­اش تبهکار و مجرم بوده یا صالح بوده است. کسی که آرزوی مرگ ندارد، یعنی خرابکاری زیاد کرده؛ برای همین، از آینده می ترسد. اما کسی که درست زندگی کرده؛ وقتی اسم مرگ می آید، یعنی وقتی اسم عروسی و تولدش می آید، آن هم به عالمی بینهایت شیرین­ تر و زیباتر و کاملتر از اینجا، نه تنها مرگ برایش ترس آور و نگران کننده نیست، بلکه قطعاً قند هم در دلش آب می شود. پس با وجود چنین آینه ای، دیگر نیازی نیست کسی به ما بگوید درون شما چطوری است و شما چه شکلی هستید. این آینه به قدر کافی شفاف و قدرتمند هست که با نگاه کردن در آن می فهمیم که چه کرده‌ایم و عمر ما چگونه گذشته است. چه کسی از یاد مرگ می ترسد؟ کسی که به خودش خیانت کرده، یعنی خود اصلی و حقیقی و انسانی اش را فراموش کرده باشد و خوراک لازم و کافی را به «او» نداده و در حق خودش ظلم کرده باشد، با شنیدن نام مرگ، می ترسد. زیرا «الخائن خائف = خائن همیشه ترسان است». تصور کنید، خدمتکاری در خانه ­ای کار می کند؛ صاحب آن خانه، بچه را به او می سپارد و می گوید من به مسافرت می روم و یک ماه دیگر برمی گردم؛ به او رسیدگی کن و به خوبی و مهربانی با او رفتار کن. حالا اگر به این بچه خوب رسیده باشد و صاحب خانه از او راضی باشد، جایزه خوبی به او می دهد. این خدمتکار در این مدت، اگر به این بچه خوب رسیدگی کند و به خواسته هایش توجه کند، هر چقدر زمان برگشتن صاحب خانه نزدیکتر می شود، او خوشحال تر می شود. چون می داند وقتی صاحب خانه برگردد و ببیند به بچه خوش گذشته و بچه ابراز رضایت کند، او هم زودتر به پاداش خود می رسد. همینطور است کسی که به «خودِ الهی» خود که از خدا در او دمیده شده، حرمت بگذارد و دوستش داشته باشد و از او پذیرایی کند و پاک نگهش بدارد. چنین کسی نسبت به لحظه ­ای که باید خود الهی­ اش را تحویل خدا بدهد، خیلی دلشاد است. وقتی اسم وفات می آید، یعنی اسم جایزه و خشنودی خداوند و پیروزی در یک امتحان می آید، این خیلی خوشحال است؛ چون آماده است. اما کسی که به خودش و خدا و آن خود حقیقی ­اش که از خدا هست، خیانت کرده و دائماً مانع تغذیه و رشد­ صحیح او شده، و غذا و سهم او را به بخش حیوانی و به حیوانات وجودش داده و به بخش گیاهی وجودش دائماً رسیده، از زمان مرگ و محاسبه فرار می کند. مثل دانش آموزی که به جای درس خواندن و آماده شدن برای امتحان، وقتش را فقط صرف تفریحات کرده و از امتحان گریزان است. یاد مرگ، قناعت را به انسان القاء می کند امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) به یکی از آثار یاد مرگ می پردازد و می فرماید:«مَن ذَکَرَ المَوتَ رَضِیَ مِنَ الدُّنیا بِالیَسیر= کسی که یاد موت می کند، به کمی از دنیا راضی است». یعنی آدم پرتوقعی نیست؛ آدم سختگیری نیست و به حداقل ها راضی است.  معنای به کم راضی بودن، این است که شخص سختگیر نیست و کارها را آسان می گیرد. اگر کسی سختگیر نبود و به کم راضی شد، تعلقات، دلشوره ­ها و اضطراب هایش کمتر است؛ چون به کم راضی است و مسابقه با کسی ندارد، در نتیجه نفسش راحتتر است. چون خودش را با کسی مقایسه نمی کند، چشم و هم­چشمی هم ندارد؛ دیگر نه به دزدی، نه به کلاه برداری، دروغ، پول حرام، غیبت و این گونه امور، فکر نمی کند. این باعث می شود در دنیا و آخرت، زندگی شاد و آرامی داشته باشد. همه بدبختی های انسان از این است که انسان می خواهد آن حس بی نهایت­ طلبی را که خدا به او داده، در دنیا اشباع کند. نمی داند که جایش در دنیا نیست؛ نمی داند که آن حس بی نهایت­ طلبی ما فقط با یک چیز ارضاء می شود و آن خود خداوند تبارک و تعالی است. اینکه شعار دین اسلام«لا إله إلا الله» است، یعنی بدان تو دلبر و معشوق و محبوبی جز خدا نداری. به غیر از خدا آن دل بی نهایت ­طلب تو و آن عطش بی ­پایان وجود تو را چیزی نمی تواند آرام کند. انسان وقتی در دنیا با آن محبوب حقیقی­ و معشوق اصلی­ اش و با آن چیزی که عطش دلش را فرو می نشاند، انس می گیرد، دیگر خیلی در دنیا سختگیر نیست. فقط برایش مهم این است که با خدا باشد. هر چیزی که ازدنیا به آن میل داشته باشی، معادل همان میل، چیزی از آخرت و معنویات از تو گرفته می شود. چون به هر میلی که دل خواهی سپرد                        از تو چیزی در نهان خواهند برد یعنی قاعده­ این است که هر چه اینجا دلدادگی ­ات بیشتر باشد، سهم آخرتت کمتر می شود. سهم شب اول قبر به بعدت کم می شود؛ یعنی در حیات ابدی که بیشترین نیاز را داری، کم می آوری. برای همین در روایت داریم:«المُؤمِنُ یَسیرُ المَؤُنَۀ= مؤمن آسان خرج است». در خرج سختگیر و ولخرج و بخیل نیست. خیلی توقع ندارد و به حداقل ها راضی است. شرط ندارد که مثلا برای خوردن این غذا باید این چیزها باشد؛ لباس باید اینطوری باشد؛ وسیله ی رفت و آمدم باید فلان باشد؛ مسکنم باید اینطوری باشد. یعنی آدم مومن عمرش را اینطوری تلف نمی کند. بنابراین خیلی این شخص شخص آرامی است. یاد موت برای این شخص خوشبختی، شادی و آرامش میاورد. یاد مرگ چه چیزهایی به ما می آموزد؟ امام صادق(علیه السلام) می فرماید:« ذِكرُ المَوتِ یُمیتُ الشَّهَواتِ فی النَّفسِ، و یَقلَعُ مَنابِتَ الغَفلَةِ، و یُقَوّی القلبَ بمَواعِدِ اللّه، و یُرِقُّ الطَّبعَ، و یَكسِرُ أعلامَ الهَوى و یُطفِئُ نارَ الحِرصِ، و یُحَقِّرُ الدُّنیا[2] = یاد مرگ، خواهش هاى نفس را مى میراند و رویشگاه هاى غفلت را ریشه كن مى كند و دل را با وعده هاى خدا نیرو مى بخشد و طبع را نازك مى سازد و پرچم هاى هوس را در هم مى شكند و آتش آزمندى را خاموش مى سازد و دنیا را در نظر كوچك مى كند». یاد مرگ، چه آثار قشنگی دارد و چقدر آدم را سبکبار می کند! یاد مرگ، هوسبازی ها و آرزوهای دور و دراز را از بین می برد. «یَقلَعُ» یعنی قلع می کند؛ یعنی رویشگاه های غفلت را می کَند. اگر علف غفلت در دل انسان سبز شود، یاد مرگ آن را ریشه کَن می کند و انسان را به هوش می آورد. «وَ یُقَوِی القَلب بِمَواعِدِ الله= دل را به وعده ­های خدا تقویت می کند». دل انسان بایاد مرگ، قدرتمند می شود؛ هیچ چیز مثل تقویت دل، برای انسان مفید نیست. چون همه حیثیت حقیقی یک انسان، قلب اوست و این قلب هر چقدر قوی­تر باشد، بهتر است؛ هر چه یقین و باورش بالاتر باشد، بیشتر به نفعش است. یاد مرگ یقین به وعده ­های الهی را در دل انسان تقویت می کند. «وُ یُرِقُ الطَبعَ» یعنی طبع انسان را رقیق می کند. انسان سختگیر نمی شود؛ غلظت و فشار و تأکید و تعصب ندارد. طبع انسان که رقیق شد، دائماً دستور و سفارش نمی دهد؛ یاد مردن، آدم را رقیق می کند و این رقت خیلی مبارک است. «وَ یُکثِرُ أعلامَ الهَوی» یعنی پرچم های هوای نفس را از بین می برد. هر جا نفس بخواهد سرکشی و قلدری کند؛ هر جا طمعی بخواهد او را به نابودی بکشاند؛ یاد مرگ او را آرام می کند. «وَ یُطفِیءُ نارَ الحِرص وَ یُحَقِرُ الدُّنیا»یعنی آتش حرص انسان را خاموش می کند و روح قناعت را بر انسان حاکم می کند.  چه کسی می تواند غیر از معصوم اینطور حرف بزند؟ همه ی اینها درس روانشناسی است. «وَ یُحَقِرُ الدُّنیا» یاد مرگ، دنیا را تحقیر می کند. یعنی شما می بینید که همه آدمها بدون استثناء یک موقعی به خاک می افتند و فقط از دنیا همین یک گور و کفن گیرشان می آید. دنیا اینگونه است که من هر چه برایش تلاش می کنم، آخر همه را از من می گیرند. همه چیز در دست من عاریه­ و امانت است و فقط به روزی می رسم که از من یک چیز می خواهند؛ آن هم یک قلب سالم است و هیچ چیز دیگر آنجا فایده ندارد. مثلاً کسی که الان میلیاردها میلیارد ثروت دارد، چه می خورد؟ همان را می خورد که بقیه می خورند. خیلی ها هم هستند که همان چیزی را که بقیه می خورند، نمی توانند بخورند. مریضند و پرهیز غذایی دارند. آنگونه که دیگران راحت می خوابند، اینها نمی توانند، بخوابند. آنگونه که دیگران راحت  می خندند، اینها نمی توانند بخندند. سلامتی و آرامشی که دیگران دارند، آنها ندارند. آنها پر از حرص و جوش و تلاش و مراقبت هستند تا گرگها آنها را نخورند. اصلاً خودش به گرگ تبدیل شده، این چه آرامشی است. آدم خوشحال نمی شود جای اینطور آدمها باشد. اما کسی که یاد موت می کند، خودش را شناخته و دنیا اصلاً خوشحالش نمی کند، آرزویی ندارد که هیچ وقت جای چنین آدم هایی باشد. چون آدمی که بصیر است و با خود حقیقی ­اش انس گرفته، وقتی به این آدم ها نزدیک می شود، آتش، حرارت، سختی، فشار و تنگی و غربت را می فهمد. می فهمد که اینها «منِ الهی، منِ آسمانی و منِ جاودانه ­شان» خیلی ضعیف است و نکته مهم و جالب این است که آرامش و شادی، صفت منِ حقیقی انسان است. یعنی هر چقدر انسان به من طبیعی ­اش بیشتر احترام بگذارد و به آن رسیدگی کند، حجم شادی و آرامشش کمتر می شود. خدا این ساختار را خیلی عجیب خلق کرده است. معصوم چقدر زیبا سخن می گوید، «یُحَقِرُ الدُّنیا». زیرا دنیا وقتی تحقیر شد، دیگر روی انسان سلطه ندارد و انسان اسیرش نمی شود. به تعبیر حضرت که می گوید: «دنیا تو را تنها می گذارد، تو هر چند نخواهی تنهایش بگذاری، او تو را تنها می گذارد؛ دنیا وفادار نیست، خائن و دروغگو و فریبکار است». انسان وقتی که بخواهد به شادی و آرامش برسد، باید حتماً بر سلطه و قدرت و هیمنه دنیا غلبه کند. آنهایی که آرامش ندارند، برای این است که هیمنه ی دنیا آنها را می ترساند و تحقیرشان می کند. اگر کسی هیمنه دنیا از جلوی چشمش کنار رفت؛ اگر کسی دنیا را تحقیر کرد و آن را ریز دید؛ این آدم خیلی قدرتمند شده و آزاده ی به معنای حقیقی است. یاد مرگ                                  [1] - سوره مبارکه جمعه/6و7. [2] - بحار الأنوار : 6/133/32 .

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9040
زمان انتشار: 1 می 2018
| |
ماه شعبان، ماه سازندگی است

نیمه شعبان؛ 97/01/30

ماه شعبان، ماه سازندگی است

ماه مبارک شعبان یک رحم قدرتمند زمانی است که روح ما در این ماه برای پاکی و اوج گرفتن، آمادگی فوق‌العاده‌ای دارد.

توصیه می‌کنم به عزیزان که یک وقت جدی برای اعمال این ماه اختصاص بدهند. به خصوص مناجات شعبانیه که دعای فوق‌العاده‌ای دارد. خدا امام را رحمت کند که فرمودند: «من ندیدم دعایی را که بگویند همه ائمه آن را می‌خواندند». مضامینش فوق‌العاده عالی است، اما این دعا به گونه‌ای است که احتیاج به فراغت بال دارد، یعنی باید در حین خواندنش خلوت و تمرکز داشته باشید تا یک حس خیلی خوب و قشنگی ایجاد شود و بتوانید با محتوایش ارتباط برقرار کنید و از نورانیتش کسب نور کنید. چون اگر بفهمیم چه چیزی می‌خوانیم، انتخاب می‌شویم و یک ارتقا و رشدی پیدا می‌کنیم و نگاه ویژه‌ای به ما می‌شود. قطعاً کسانی که عربی بلد هستند، می توانند از مفاهیم عمیق لذت ببرند. چون متن عربی یک خاصیّت و نورانیتی دارد که در فارسی نیست، امّا اگر کسی بلد نیست حتماً فارسی اش را بخواند. شب نیمه شعبان به شرافت این ماه اضافه کرده و انبیاء گذشته حتی قبل از پیغمبر هم در روایت داریم که شب نیمه شعبان را احیا می‌گرفتند. این فرصت را از دست ندهید. اگر انسان از ماه شعبان خوب استفاده نکند، نمی‌تواند با یک چشم بینا، آمادگی روحی، نشاط و با یک دریافت خوب وارد ماه مبارک رمضان بشود. به قول علی (علیه‌السّلام) جز گرسنگی و تشنگی سهمی از این ماه نمی‌برد. پس از الان باید خودمان را برای آن ضیافت باشکوه، شیرین و شاد آماده کنید. اهل بیت؛ حافظ ما در دنیا و آخرت هستند یکی از صفات اهل بیت «حُماة=حمایت‌گر» است. در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم: «وَ الذَّادَةِ الْحُمَاةِ= و مدافعان حمایت كننده» یعنی کسانی که نگهدارنده، حفظ‌کننده و حامیان ما هستند. حس اینکه انسان کسانی را دارد که هم در دنیا مراقب او هستند و هم در نظام آخرت بی‌کس و کار نیست حس فوق العاده خوبی است. سردرگمی، بی‌صاحب و بی‌کس و کار بودن در نظام آخرتی خیلی وحشتناک است. البته این بی‌کس و کاری، حس نادرست خود ماست، نه اینکه ما واقعاً بی‌کس و کار هستیم. به قول خود حضرت زهرا (سلام الله علیها) این رفتارهای خود ماست که ما را تنها می‌کند و فاصله‌هایی که ما در دنیا از خانواده آسمانی مان می‌گیریم، باعث می‌شود ما آنجا بی‌کس و کار باشیم؛ امّا اگر انسان در دنیا بفهمد من این امام هایم مهربان را دارم، لذت می برد و شادی می کند. شما به میزانی اهل بیت را دارید، که آنها را دارایی خودتان بدانید، یعنی حس دارا بودن اهل بیت، حس فوق‌العاده زیبا و وصف‌ناپذیری است. بزرگترین لطفی که خدا در حق ما کرده، این است که اهل‌بیت را کس و کار ما قرار داده . اگر انسان به این باور برسد،  اساساً در سبک زندگیش، یک انقلاب و جهش اتفاق می‌افتد؛ امّا کسی که در این غمکده دنیا، احساس تنهائی کند، حتی خانواده زمینی هم نمی‌توانند انسان را از غم و تنهایی نجات بدهند. نه همسر، نه فرزندان، نه پدر و مادر، هیچ کس نمی‌تواند انسان را از تاریکی و تنهایی دنیا نجات بدهد. پس آن چیزی که وقتی انسان به آن فکر می‌کند، دنیا را برای او خیلی شاد، آرام و زیبا می‌‌کند، حس داشتن خدا و اهل بیت (علیهم السّلام) است. باید این حسها را در خودتان تربیت کنید و پرورش بدهید. از بركات وجود اهل بیت علیهم السلام، دین شناسى است یکی از لذت‌های دوست داشتن اهل بیت، این است که شما به معالم حقیقی دین می‌رسید. به اطلاعات تخصصی و معصومانه‌ای می‌رسید که منحصر به فرد است. در زیارت جامعه می خوانیم: «بِمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللهُ مَعَالِمَ دِینِنَا= به وسیله ی موالات شما است که خدا معالم دین مان را به ما یاد می دهد».  شما کدام مذهب را سراغ دارید که 260 سال معصوم داشته باشد و همه معارف معصومانۀ بی‌نظیر را در اختیار شیعیان و فرزندانشان قرار داده باشد. همین عشق به اهل بیت، باعث می‌شود شیعیان همیشه از نظر عقلانی، معرفتی، اخلاقی، برترین مردم روی زمین باشند. چون تعلیمی که امامانی می دهند، همیشه برترین و بزرگترین بوده است. تبدیل گناهان به حسنات، از دیگر برکات وجودی اهل بیت است در فرازی دیگر می خوانیم: «وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیَانَا= و آنچه را از دنیایمان تباه شده بود، اصلاح كرد». یعنی مودت اهل بیت به گونه‌ای است که تمام فسادهای عمر ما را جبران می‌کند. آنها می‌توانند همه گناهان ما را ذوب کنند، همه گذشته تاریک ما را تبدیل به روشنی و نورانیت کنند و تبدیل به حسنه ‌کنند. این بشارت، بشارت خیلی بزرگی است. چون دل آدم را می‌برد. این همان  رحم قدرتمند شخصیتی اهل بیت (علیهم السّلام) است که هر کس واردش می‌شود، حتی اگر در چند دقیقه، یک ولی الله از آن بیرون می‌آید.  رحم شخصیتی اهل بیت به گونه ای است که مثلا وقتی شما به زیارت امام حسین (علیه‌السلام) می‌روید، در روایت داریم اگر انسان با معرفت برود، خداوند تمام گناهان گذشته او را می‌آمرزد. معصومین بهشت‌های ما هستند، امام حسین (علیه‌السلام)، امام سجاد (علیه‌السلام) و سایر حضرات عشق ما هستند. پس فرصت لذت بردن از محضر اهل بیت و عشق‌بازی با اینها را از دست ندهید. چون بعداً خیلی پشیمان می‌شویم. انس شما با خانواده آسمانی تان در آخرت تابع انس شما در دنیاست. هر کس می‌خواهد موقع مردن به بعد، لذت، انس و همنشینی بیشتری را با اهل بیت علیهم‌السلام احساس کند، باید در اینجا این انس و رفاقت با اهل بیت را برقرار کند. خود این موالات وقتی به معنای واقعی در دل سکنی ‌گزید، انسان را پاک می‌کند و برایش آرامش و شادی آور است. بنابراین، ما باید در مسئله داشتن اهل بیت تمرین کنیم. اما حجاب‌ها، خودشیفتگی‌ها و خودبینی‌های ما باعث شده تا ما این عشق را نبینیم و این لذت را درک نکنیم. با اهل بیت احساس خلاء عاطفی نمی کنید وقتی شما غم اهل بیت را هم می‌خوری، باز شاد و قوی هستی. حس داشتن چنین شخصیت‌های قشنگ و بزرگ واقعاً انسان را از همه ی تنهایی ها، غصه‌ها و محدودیت‌ها نجات می‌دهد. محال است انسان با داشتن اهل بیت احتیاج به عاطفه کسی داشته باشد یا خلأیی او را اذیت کند. امکان ندارد. اما علت اینکه با داشتن آنها گداصفت و محتاج و کور و گدا می‌شویم و احساس تنهایی و غصه و احساس بی‌کسی داریم؛ احساس  خلأهای عاطفی و تاریکی داریم، این است که اهل بیت را کنار خود نمی‌بینیم. همان که همیشه می‌گوییم: آفتی نبود بدتر از ناشناخت               تو برِ یار و ندانی عشق باخت اگر کسی اینها را در زندگی اش بشناسد و قلبش هم آنها را باور کند و به رسمیت بشناسد، همیشه آدم خوب و خوش‌اخلاق و مهربان و شاد است. یعنی وقتی اهل بیت را داری، هیچ مشکلی شما را رنج نمی دهد. وقتی اهل بیت را داری، تجاوزها، تندی‌ها، فضولی‌ها، عیب‌جویی‌ها، غیبت‌ها، تهمت‌ها و .... از زندگی انسان واقعاً کنار می‌رود. پس اگر انسان به این معرفت رسید و ارتباطش را با اهل بیت تقویت کرد، به دریای رحمت می‌رسد. چون اهل بیت دائماً در دل انسان تابش نورانیت دارند، شادی می‌آفرینند. حقیقت اهل بیت همانند آبی است که به انسان ها حیات و زندگی می دهد اهل بیت مثل آبی هستند که وقتی شما در حالت تشنگی آن را می‌نوشید، به شما حیات و لذت می‌دهد. در مقام عرفان به آن حقیقت «مائیه» می‌گویند. آیه شریفه «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ[1]= و هر چیز زنده‏ اى را از آب پدید آوردیم» اشاره به این نکته دارد که آب برای روح انسان، همان حقیقت محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) است؛ یعنی حقیقت اهل بیت (علیهم السّلام) و امامزادگان (علیهم السّلام) دقیقاً مثل آب برای ما منشا حیات، قدرت، طراوت و نشاط روح هستند. ولی اگر کسی اینها را دارد و باز غصه دارد، باید  در معرفتش شک کند. اگر کسی با صلوات زنده نمی‌شود، این مثل آدم سرماخورده‌ای است که عطر را جلوی بینی اش ‌بگیری، حالش بهم می‌خورد؛ گُل را جلوی بینیش بگیری، حالت تهوع به او دست می‌دهد؛ پس مشکل از ما و مریض بودن ماست. این را باید برطرف کنیم.پس اگر کسی می‌خواهد طراوت، شادی و نشاط را در وجود خودش ادراک کند، باید به معرفت اهل بیت برسد. چون اهل بیت (علیهم السّلام) خانواده آسمانی و ریشه حقیقی ما هستند و هیچ وقت از ما جدا نمی‌شوند، هیچ وقت فراقی بین تو و آنها اتفاق نمی‌افتد، این هم در سایه خودشناسی به ما می‌رسد.  بنابراین، اگر خودمان را شناختیم، خانواده آسمانیمان را هم می‌شناسیم. همه ظهورشان، قشنگی هایشان، آثار و خیرات و برکات وجودی اینها در همین دنیا به ما می‌رسد. چرا با وجود اهل بیت شاد نیستیم؟ شادی و نورانیت «داشتن اهل بیت» خیلی عظمت دارد. اما چرا این را درک نمی‌کنیم؟ چرا اگر عید طبیعی باشد، مثلاً عید نوروز باشد، عروسی کسی باشد، میزان شادی طبیعی مان بیشتر از مواقع دیگر است؟ برای اینکه تاریکی‌های معشوق‌های چهارگانه (جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) روی این نور را می‌پوشاند. ما روحمان با این چهار مرحله درگیر است، آن وقت لذت «داشتن امام حسین» را نمی‌بریم، لذت داشتن امام سجاد و اباالفضل را نمی‌بریم، موقع شادی شان نمی‌توانیم شاد باشیم. شادی های فطری برای آدمهایی که فطری نیستند و درگیر چهار مرحله پایینی هستند، باعث می‌شود از اهل بیت لذت نبرند. وقتی از داشتن اهل بیت شاد می‌شوید، بی‌اختیار می‌خواهید زیباترین درودها، تواضع‌ها، سلام‌ها، عشق‌ها، دلدادگی‌ها و نوازش های خود را تقدیم خانواده آسمانی تان کنید. شیعیان از آل محمد (صلی الله علیه و آله) هستند صلوات تمام حس‌های قشنگ آدم را نسبت به اهل بیت تخلیه می‌‌کند؛ مضافاً اینکه صلوات همه انتساب های خودت را هم قشنگ می‌کند. شخصی خدمت امام صادق (علیه السّلام)‌ رسید و گفت: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ » حضرت فرمود: «یَا هَذَا لَقَدْ ضَیَّقْتَ عَلَیْنَا= بر ما تنگ گرفتی»؛ اینطوری صلوات نفرست. پرسید پس چگونه صلوات بفرستم؟ حضرت فرمود: « اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آل مُحَمَّدٍ » که شما شیعیان آل محمد هستید. وقتی انسان بر اهل بیت (علیهم السّلام) درود می‌فرستد، فقط به آنها نمی‌فرستد. حواسش به انتساب های خودش هم هست. وقتی می‌گوید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد» خودش را هم در کنار اهل بیت می‌آورد و یک لذت و شادی بی نهایت می برد. بنابراین، اگر تو از آل محمد شدی، باید اخلاقت را هم درست کنی ومثل آنها بشوی؛ باید غصه‌هایت را برداری و دل‌نگرانی‌ها، دلشوره‌ها، اضطراب‌هایت را کنار بگذاری. این فهم آل محمد بودن، برای انسان بهشت می‌شود، این فهم آل محمد همه جهنم‌ها را خاموش می‌کند. صلوات بر اهل بیت، ما را کنار آنها می‌آورد، دائماً به ما تذکر می‌دهد که تو از اینها هستی، دیگر اگر کسی فهمید از اهل بیت است، احساس تنهایی، غربت، بی‌کسی، بی‌عاطفگی، خلأ عاطفی و هیچ کمبودی نمی کند و چقدر خوب است که اهل بیت وقتی به دل ما نگاه می‌کنند، ببینند که ما با داشتن آنها شاد هستیم، ما با داشتن آن آرامش داریم. زیارت جامعه کبیره آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب  [1] . سوره انبیاء/آیه 30.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9031
زمان انتشار: 28 آوریل 2018
|
کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره و جلسه سخنرانی استاد نیکنام 5 شنبه مورخ 97/02/13   تعطیل می باشد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9024
زمان انتشار: 24 آوریل 2018
|
کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره و جلسه سخنرانی استاد نیکنام 5 شنبه این هفته مورخ 97/02/06   تعطیل می باشد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 8994
زمان انتشار: 16 آوریل 2018
|
کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

کلاس خانواده آسمانی(17:00- 18:00) و شرح زیارت جامعه کبیره (18:30- 19:30) 5 شنبه 97/01/30 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می گردد. جلسه استاد نیکنام از ساعت 16:30 الی 17:00 تشکیل می گردد. نشانی: شهرری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره آرشیو مباحث استاد نیکنام 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 8966
زمان انتشار: 8 آوریل 2018
|
کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

کلاس خانواده آسمانی(17:00- 18:00) و شرح زیارت جامعه کبیره (18:30- 19:30) 5 شنبه 97/01/23 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می گردد. جلسه استاد نیکنام از ساعت 16:30 الی 17:00 تشکیل می گردد. نشانی: شهرری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره آرشیو مباحث استاد نیکنام 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 8954
زمان انتشار: 3 آوریل 2018
|
کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

کلاس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

کلاس خانواده آسمانی(17:00- 18:00) و شرح زیارت جامعه کبیره (18:30- 19:30) 5 شنبه 97/01/16 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می گردد. جلسه استاد نیکنام از ساعت 16:30 الی 17:00 تشکیل می گردد. نشانی: شهرری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره آرشیو مباحث استاد نیکنام 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed