www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 4257
زمان انتشار: 3 ژانویه 2016
| |
توبه؛ تغییر سبک زندگی تا رسیدن به سلامت نفس

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

توبه؛ تغییر سبک زندگی تا رسیدن به سلامت نفس

در سبک زندگی یک انسان حقیقی حتماً جایی برای مبارزه با ظلم و جهاد در راه خدا وجود دارد. کسی که اساساً آرزوی جهاد در قلبش راه ندارد، از نگاه اهل آسمان، منافق و به تعبیر قرآن فاسق است و عادت به زندگی حیوانی، قطعاً روح انسانی را از نفس انسان خواهد زدود.

توبه = تغییر سبک زندگی تا رسیدن به سلامت نفس توبه در لغت به معنای بازگشت است. توبه یک عمل است که باید به انجام رساند. شخص توبه کننده، پس از طی یک مسیر اشتباه باز می‌گردد و خود را به مسیر صحیح (صراط مستقیم) می‌رساند. از نگاه آخرتی، جهنم، محیطی سوزاننده است که صراط مستقیم با همه امنیت، سلامت و خنکی‌اش از داخلِ آن می‌گذرد. همه انسانها از جهنم عبور می‌کنند اما تنها تا زمانی در امنیت و سلامت از آتش جهنم خواهند بود که در مسیر صراط در حال حرکت بوده و از آن نلغزند. لغزش از صراط مستقیم، مساوی است با سقوط در آتش جهنم، و توبه، دست برداشتن از این لغزش و حرکتِ دوباره بر روی صراط است. (حتی یرجع عنه) فراموش نکنیم که حتی اصرار بر یک گناه و عدم حیا از انجام آن، انسان را از صراط خارج نموده و او را از سلامت نفس باز می‌دارد. توبه، در حقیقت تغییر سبک زندگی در آن نقطه‌ای است که انسان به لغزش دچار شده است. نمی‌توان با سبک زندگی آلوده، بر صراط ثابت ماند. نحوه سبک زندگی و الگوگیری انسان‌ها نشان می‌دهد که آنان، بر روی صراط مستقیم در حرکت هستند و یا در جهنمی غوطه‌ورند که هنوز شعله‌های آتش را نمی‌بینند. در سبک زندگی هر انسان باید ساعاتی برای رفت و آمد با غیب انس با خانواده آسمانی و قرآن، هم‌آغوشی با الله و خلوت با او تعریف شود، در غیر اینصورت، انسان به محرومیت از سعادت ابدی خواهد رسید. فراموش نکنیم که با حفظ سبک زندگی غلط و بدون ترک گناهانی که انسان را از صراط مستقیم دور نگاه می‌دارند، نمی‌توان به قلبی سالم که حامل روح ایمان است دست یافت. در سبک زندگی غربی، بیشترین آمار اضطراب، بیماری‌های روحی و جسمی، خودکشی‌ها، طلاق‌ها، درگیری‌ها و ... به چشم می‌خورد، زیرا روح غالبِ وجود انسانها در این سبک زندگی، روح حیوانی و حیاتِ غالبشان، حیات حیوانی می‌باشد. در کشور ما نیز، افزایش رو به رشد آمار، به دلیل تغییر سبک زندگی‌ها، از زندگی ایمانی به سبک زندگی غربی می‌باشد. فراموش نکنیم که پیروی از هر الگویی، انسان را به تبعات و دردهای آن الگو مبتلا می‌سازد. اما تبعیت از سبک زندگی ایمانی، راهی برای رسیدن به حیات انسانی و افزایش دهنده سطح شادی و آرامش در زندگی است. کسی که روزانه، بارها جمله «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» را در نمازهایش به زبان می‌آورد، دائماً در حال اعلام این نکته است که پروردگارا تنها تو و مظاهر تو محبوب من هستید و من سبک زندگی‌ام را تنها از تو دریافت می‌کنم آیا می‌توان با چنین اقراری، بازهم به سراغ دشمنان الله رفت و از آنان سبک زندگی دریافت نمود؟!! کمی با خود بیندیشیم؛ آیا سبک زندگی ما بر طبق فرمول‌های ولایت معصومین «علیهم‌السلام» تنظیم شده است؟ امروز ما در دنیایی زندگی می کنیم که ولیّ امرمان و تنها متخصص معصوم مان، آواره، طردشده و تنهاست. آیا برای پایان دادن به این آوارگی قدمی برداشته‌ایم؟ آیا برای رسیدن به او تلاشی کرده‌ایم؟ آیا دلمان از دوری او به تنگ آمده است؟ آیا یکبار برای برداشتن موانع ظهورش، خستگی به بدن ما رسوخ نموده است؟ ... بزرگترین وظیفه هر کدام از ما، تنظیم سبک زندگی ما براساس قواعد متخصص معصوم است. مؤمنان با قرار گرفتن در دایره ولایت الله، به تدریج از تاریکی‌ها خارج شده و به سمت نور حرکت می‌کنند تا اینکه در نهایت به نور مطلق (الله) می‌رسند. اما کافران که ولایت الله را نپذیرفته‌اند و خود را آنقدر ارزشمند و لایق نیافته‌اند که سبک زندگی‌شان را از الله دریافت نمایند، تحت ولایت طاغوت (طغیانگران از مسیر انسانی) قرار گرفته و روز به روز نور فطرتشان را از دست داده و به ظلمات (جهنم) نزدیک می‌شوند. از نوع سبک زندگی هر انسان می‌توان دریافت که او چه باوری نسبت به خود داشته و با کدام گروه محشور خواهد شد. نمی‌توان به سبک طاغوتیان زیست، اما امید به رحمت خداوند و ورود به بهشت را داشت. سبک زندگی انسان، انتها و مقصد حرکت او را مشخص می‌کند. مقصد در سبکِ ولایتی طاغوت، دوزخ است، و توهم و تصور بهشت، این مقصد را تغییر نخواهد داد. کسی که حقیقتاً به بهشت امیدوار است، در مسیر رسیدن به آن گام بر می‌دارد و برای رسیدن به آن نیز تلاشی جدّی دارد. پدر و مادر یک خانواده، باید پایه‌های خانواده را بر عاطفه و محبّت بنا نهاده و خروجی‌های عاطفیِ بسیاری داشته باشند تا بتوانند فرزندان را در پذیرش سبک زندگی الهی، مطیع خود سازند. تندی‌ها و خشونت‌های والدین، مانع بزرگی در پذیرش سبک زندگیِ والدین از سوی فرزندان می‌باشد. امکان ندارد کسی سبک زندگی‌ای غیر از سبک زندگی خانواده آسمانی‌اش را دوست داشته باشد با این‌که می‌داند این سبک زندگی او را از اهل بیت «علیهم‌السلام» (محبوب‌های حقیقی‌اش) جدا می‌کند. چیزی که تو را از اصل و ریشه‌ات جدا می‌کند، محبوب خدا نیست و حتماً جهنمی و نحس است. سبک زندگی ما نشان می‌دهد که ما حقیقتاً دغدغه پیوستن به اهل‌بیت را داریم یا نه؟ آیا حضور اهل‌بیت در زندگیِ ما یک حضور تأثیرگذار و جدّی است یا یک حضور فانتزی و کمرنگ؟ آیا فعالیت‌ها و ارتباطات ما برای الحاق به آنان تنظیم شده است یا نه؟ در سبک زندگی یک انسان حقیقی حتماً جایی برای مبارزه با ظلم و جهاد در راه خدا وجود دارد. کسی که اساساً آرزوی جهاد در قلبش راه ندارد، از نگاه اهل آسمان، منافق و به تعبیر قرآن فاسق است و عادت به زندگی حیوانی، قطعاً روح انسانی را از نفس انسان خواهد زدود. نوع سبک زندگی ما، میزان سرعت و سبقت ما را در مسیر حرکت به سوی الله مشخص می‌کند. انسان‌ها زمانی قادرند در برابر سبک زندگی شیطانی و غلط و یا در مقابل انواع گناهان مقاومت کنند، که قیمت خودشان را بشناسند. عموماً گناه­ها، اختلافات، انحرافات و... از کسانی سر می‌‌زند که خود حقیقی‌شان را نشناخته و به حقارت‌های طبیعی تن داده‌اند. چنین کسانی به دلیل عدم شناخت کافی از ارزش نفس‌شان، به سراغ دریافتِ سبک زندگی از الگوهایی غیر الهی رفته و به شیوه‌ها و انتخاب‌هایی پست و ذلیل تن می‌دهند. چرا بعضی از متدینین نیز از سبک زندگی گناه‌آلود لذت می‌برند؟ اگر تغذیة بخش‌های پائینی، بیشتر از بخش فوق عقلانی باشد، حاکمیت وجود انسان، به دست بخش‌های پایینی افتاده و قدرتمندی این بخش‌ها، او را به سمت ارتباطات غیر الهی سوق می‌دهد. چنین کسی به دلیل ایمان به خداوند و التزام به دین، دچار عذاب وجدان شده و توبه می‌کند، امّا به علت عدم تغذیة بخش فوق عقلانی قدرت انتخابات و ارتباطات صحیح الهی را به دست نخواهد آورد. برای تغییر مبدأ میل انسان، باید بخش فوق عقلانی را خوب تغذیه نمود تا به سطح قدرت بالایی رسیده و حاکمیت وجود انسان را به دست بگیرد. هر چه میل انسان به الله و مظاهر الله بیشتر شود، میل او به گناه و مظاهر گناه نیز کمتر می‌شود. بدون تغذیة صحیح بخش فوق عقلانی و انس و رفاقت با غیب، فاصله گرفتن از سبک زندگی آلوده، اساساً ممکن نخواهد بود. برای این منظور باید کمی صبور بود، تا آرام آرام به رفاقت به غیب رسید.   برگرفته از مباحث خانواده آسمانی، استاد محمد شجاعی   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4235
زمان انتشار: 31 دسامبر 2015
| |
مراحل ظهور ایمان

بحث انسان و ایمان (6)، ۹۲/11/14؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

مراحل ظهور ایمان

عناوین مورد بحث در این جلسه: ایمان یعنی پذیرش دل و باور دل غیر از باور ذهن است. علامت اینکه کسی باوره کرده الله، آخرت و .. وجود دارد، همیشه شاد و آرام است. انسانی که به الله نزدیک می شود روزبه روز اسم رحمان خودرا  دریافت می کند و مهربان تر می شود. مومن زمانی می تواند با خدا شاد باشد که قلبش الله و غیب را باور کند. هجرت یعنی ترک کردن سبک زندگی حرام. مومن هر چیزی را از دنیا را بخواهد در مرتبه اول رنگ خدائی دهد.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در  جلسه ششم از بحث  «انسان و ایمان» كه در تاریخ ۹۲/11/14 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: انسانی که در عمل، ایمان ندارد، ایمان قلبی او نیز بسیار ضعیف است. تلاش برای رفع گرفتاری های شب اول قبر و روزهای سخت قیامت، پرداخت خمس، حمایت از امام زمان (در زمان غیبت اطاعت از ولایت فقیه)، انس با قرآن، انس و ارتباط با خانواده آسمانی و انجام امور دنیوی طبق دین، این ها همه نشانه ایمان عملی است.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4231
زمان انتشار: 31 دسامبر 2015
| | | | |
حقوق مسلمانان نسبت به یکدیگر

خانواده آسمانی ۴۰7 ، ۱۳۹۴/10/03

حقوق مسلمانان نسبت به یکدیگر

اگر همه‌ی مسلمانان، به عظمت حق مسلمانان دیگر توجه می‌کردند، امروز جوامعِ اسلامی، به چنین فقرهای گسترده و شرمسارکننده‌ای مبتلا نمی‌شدند. طبق این روایت، هیچ مسلمانی، نمی‌تواند خود را در فجایع سوریه و یمن و ... دخیل ندانسته و از همدردی و کمک به آنان دریغ کند.

جملات ناب دراین جلسه : از منظر قرآن مسلمانان حق عظیمی بر هم دارند. چون هر انسانی فرستاده خداست که اگر نسبت به خواسته اش کوتاهی شود خدا از ما بازخواست خواهد نمود.  از جمله حقوق مسلمان این است که خودش سیر نباشد در حالیکه برادرش گرسنه باشد، هر چه که برای خود می پسندد برای دیگران هم بپسندد، نیاز و درخواست برادر مسلمانش را اجابت کند و .... به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 407 «خانواده آسمانی » مورخ 94/10/03 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   حقوق مسلمانان در برابر یکدیگر، در مکتب امام صادق (علیه‌السلام) امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «حقُّ المسلمِ على المسلمِ أنْ لا یَشبَعَ و یَجوعَ أخوهُ، و لا یَروى و یَعْطَشَ أخوهُ، و لایَكْتَسی و یَعْرى أخوهُ، فَما اعْظَمَ حَقِّ الْمُسْلِمِ عَلى‌ اخیهِ الْمُسْلِمِ، وَ قَالَ: «أَحِبَّ لِأَخِیكَ الْمُسْلِمِ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ؛ وَإِذَا احْتَجْتَ فَسَلْهُ، وَإِنْ سَأَلَكَ فَأَعْطِهِ، لَا تَمَلَّهُ خَیْراً، وَلَا یَمَلَّهُ لَكَ، كُنْ لَهُ ظَهْراً؛ فَإِنَّهُ لَكَ ظَهْرٌ؛ حق مسلمان بر مسلمان دیگر آن است که خودش سیر نباشد، در حالیکه برادر مسلمانش گرسنه است. و خودش سیراب نباشد، در حالی که برادر مسلمانش، در عطش تشنگی به سر می‌برد، و پوشیده نباشد، در حالیکه برادر مسلمانش، برهنه است. و ... چقدر عظیم است حق مسلمان بر برادر مسلمانش. برای برادر مسلمانت هر چه را که برای خودت می‌پسندی، بپسند. و اگر محتاج شدی، از برادر مسلمانت کمک بگیر، و اگر او از تو درخواست کرد، به او ببخش. در کارهای خیر، یکدیگر را منتظر نگذارید، سریع انجامش دهید، برایش پشتیبان باش، که او هم برای تو پشتیبان است». اندکی توجه به سبک زندگی مسلمانان، کاملاً روشن می‌کند که مسلمانان در ادای چنین حقی عموماً کوتاهی می‌کنند، به عنوان مثال می‌توان گفت که میلیون­ها مسلمان امروزه در فقر و گرسنگی به سر می‌برند، امّا میلیون­ها مسلمان دیگر، از پرخوری، به اضافه وزن‌های مفرط دچار شده‌اند. امروزه در سوریه، یمن، عراق، نیجریه، افغانستان، آمریکا و اروپا و ... بسیاری از مسلمانان در فقر و سختی دست و پا می‌زنند، بطوری که یک گذرانِ زندگی ساده نیز برایشان ممکن نیست. اگر همه‌ی مسلمانان، به عظمت حق مسلمانان دیگر توجه می‌کردند، امروز جوامعِ اسلامی، به چنین فقرهای گسترده و شرمسارکننده‌ای مبتلا نمی‌شدند. طبق این روایت، هیچ مسلمانی، نمی‌تواند خود را در فجایع سوریه و یمن و ... دخیل ندانسته و از همدردی و کمک به آنان دریغ کند. این حق، به قدری عظیم است، که خداوند در قرآن کریم، کناره‌گیران از جهاد را با لحنی استفهامی و توبیخی مورد خطاب قرار می‌دهد؛ «وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها؛ و چرا در راه خدا و [نجات‏] مردان و زنان و کودکانى که زبون شمرده شده اند نمى‏جنگید؟ همانان که مى‏گویند: پروردگارا! ما را از این شهرى که اهلش ستمکارند بیرون ببر». (سوره نساء/آیه 75) شما را چه شده است که؛ در راه خدا و مستضعفین (مردان، زنان و کودکانی که فریاد می‌زنند خدایا ما را از شهری که اهلش ظالمند رها کن) جهاد نمی‌کنید؟ در این آیه، خدا نام خود را در کنار مستضعفین آورده است. یعنی جهاد در راه خدا، درست در هر جایی که بر گروهی ستم روا می‌شود، واجب و لازم می‌گردد. باید تا می‌توانیم تلاش کنیم، تا بدبختی‌ها و استضعافِ مسلمانان و همه‌ی انسان­ها را برطرف کنیم. مَحال است کسی نسبت به فقر و بدبختی‌ِ دیگران بی‌اهمیت باشد، امّا بتواند به سمت الله و رشد انسانی حرکت کرده و موفق گردد. کسانی که مال اندوزی، و تجمل‌گرایی مانع کمک کردن آنان به دیگران شده و اهتمامِ رفع نیازهای دیگران را از قلب آنان می‌زداید، از باطن دین به دورند. و محال است به کمال انسانی نائل شوند، مگر آنکه دردِ انسان­های دیگر، در قلبشان نفوذ کرده و آنان را به تکاپو وادارد. باید بیاموزیم، همه‌ی آنچه را که برای خودمان می‌پسندیم، برای دیگر مسلمانان نیز ترجیح بدهیم. به عنوان مثال، از همان غذا و لباسی انفاق کنیم که برای خودمان می‌پسندیم، نه آنکه چیزی را دون شأن خودمان دانسته و برای کمک به دیگران در نظر بگیریم. مسلمانان باید به نحوی با هم رفتار کنند، که به محض احتیاج و نیاز، از همدیگر کمک بگیرند، و هرگز در خواست‌های یکدیگر را رد نکنند. اگر همه‌ی مسلمانان این حق را در قبال یکدیگر جدی بگیرند، جامعه‌ی اسلامی، مشکلی نخواهد داشت. در جوامع اسلامی، باید مسلمانان، نیاز دیگران را به سوی خود، نعمت و فرستاده‌ی خدا بدانند؛ «السّائل رسول الله». نیازمندان در دین اسلام، فرستادگان خدا هستند، و مسلمانان وظیفه‌ای جز اکرامِ فرستادگان خداوند را ندارند. در دین اسلام، براحتی نمی‌توان به سائل و گرفتار جواب منفی داد، حتی اگر از دست خودمان هم کاری بر نمی‌آید، باید از آبرو و اعتبارمان استفاده کنیم. از سویی کار خیر را باید سریع به انجام برسانیم، ما حقّ معطل کردن مسلمانان را نداریم. اگر کرای از دستمان بر می‌آید، باید سریع به انجام برسانیم، و گرنه شیطان از فرصت استفاده کرده و ما را سرد می‌کند. باید همانگونه در رفع نیازهای دیگران بکوشیم که دوست داریم دیگران در رفع نیازهای ما بکوشند. دروغگویی‌ها، معطل کردن‌ها، امروز و فردا کردن‌ها، بدقولی‌ها، عدم وفای به عهدها و ... در حق دیگران خیانتی عظیم در حق مسلمانان، در حق خودمان و در حق خداوند است، به گونه‌ای که در قیامت، قرنها زمین‌گیرمان خواهد کرد. اگر کاری را می‌توانیم همین امروز انجام دهیم، حق نداریم به فردا موکول کنیم. با تکبّر با مسلمانان برخورد کردن و عدم بکارگیریِ همه‌ی وسع‌مان در رفع نیازهای دیگران و انجام وظایفمان، ما را در قیامت چنان خوار خواهد کرد که چون موری هزاران سال در زیر دست و پای دیگران، له خواهد کرد. هیچ کس در قاموسِ خدا، نمی‌تواند بدلخواهِ خود با دیگران رفتار کند، همه‌ی ما در حق دیگران مسئولیم، و باید برای این حقوق، پاسخگو باشیم. ادامه روایت را در جلسه‌ی بعد پی خواهیم گرفت.   «والحمدلله رَبّ العالمین» 

صوت

1 - حقوق مسلمانان نسبت به یکدیگر

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4230
زمان انتشار: 31 دسامبر 2015
| | | | |
حق دوستی

خانواده آسمانی ۴۰6 ، ۱۳۹۴/10/03

حق دوستی

باید بیاموزیم، طرفِ حسابِ ما برای رفتارهای کریمانه، فقط خداوند است. هیچ کدام از فضل و کرم‌های انسان، در نگاه خداوند گم نخواهد شد؛ بلکه به وسعتِ الله، پاداش دریافت خواهیم کرد. بنابراین آموختیم که رفتار سرشار از فضل، و در عین حال بدون توقع جبران، از حقوق مصاحبان و همراهانِ زندگی ما می‌شود.

جملات ناب دراین جلسه : یکی از موضوعاتی که در روابط دوستی مهم است، رعایت حقوق یکدیگر است. تا آنجائی که می توانیم در دوستی­ها نباید کوتاهی کنیم، که ممکن است به شکل های مختلف بخل، تنبلی و بی حوصلگی بوجود ­آید و همچنین حامی و پشتیبان هم در فرمان برداری از پروردگار باشیم. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 406 «خانواده آسمانی » مورخ 94/10/03 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   نُه حق از حقوق هم‌نشینان، در کلام حضرت سجاد (علیه‌السلام) امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «مّا حَقُّ الصّاحِبِ فَأَن تَصحَبَهُ بِالفَضلِ ما وَجَدتَ إلَیهِ سَبیلاً، وإلّا فَلا أقَلَّ مِنَ الإِنصافِ. وأن تُكرِمَهُ كَما یُكرِمُكَ، وتَحفَظَهُ كَما یَحفَظُكَ، ولا یَسبِقَكَ فیما بَینَكَ وبَینَهُ إلى مَكرُمَةٍ، فَإِن سَبَقَكَ كافَأتَهُ. ولا تُقَصِّرَ بِهِ عَمّا یَستَحِقُّ مِنَ المَوَدَّةِ ؛ تُلزِمَ نَفسَكَ نَصیحَتَهُ، وحِیاطَتَهُ، و مُعاضَدَتَهُ عَلى طاعَةِ رَبِّهِ، ومَعونَتَهُ عَلى نَفسِهِ فیما لا یَهُمُّ بِهِ مِن مَعصِیَةِ رَبِّهِ، ثُمَّ تَكونَ عَلَیهِ رَحمَةً، ولا تَكونَ عَلَیهِ عَذابا؛ و اما حق هم صحبت تو (کسی که با تو مصاحبت دارد، آن است که «هر چه می‌توانی» در حقش خوبی کرده و با او با فضل رفتار کنی، البته اگر می‌توانی!! و اگر شرایطش را نداری، با او با انصاف رفتار کن. و او را مورد اکرام قرار بده، همانگونه که به تو احترام می گذارد. و از او مراقبت کن، همانگونه که او تو را حفظ می‌کند، و مراقب باش تا او در هیچ بزرگواری از تو پیشی نگیرد. و اگر از تو سبقت گرفت، برایش جبران کن (خودت را به او برسان). و در خدمت به اهل مودت خود، کوتاهی مکن. و خودت را ملزم بدان به هم صحبتی، حمایت و پشتیبانی او در فرمانبرداری از پروردگارش. و به گونه‌ای یاری‌اش کن که ضعف‌هایش او را به قصدِ انجام گناه، نکشاند و سپس برای او مایه‌ی رحمت باش، نه مایه‌ی عذاب». با مصاحبانت با فضل رفتار کن «حق» یعنی آنچه که از ما در مورد آن سؤال می‌شود. پس فراموش نکنیم که در هر روایتی با کلمه‌ی (حق) روبرو شدیم، نشان­دهنده‌ی یک سؤال از سؤالات قیامتیِ ما بوده و ما در قبال آن مسئول خواهیم بود. «صاحب» به معنای کسی است که با ما هم‌صحبتی و همراهی دارد، اعم از والدین، همسر و فرزندان، دوستان، همراهان و ... . «انصاف» از ریشه‌ی «نصف» می‌آید. (نصف به نصف، نیم به نیم ...) کلمه‌ی انصاف، در حقیقت به این معناست که انسان هر چه را برای خودش دوست دارد، برای مصاحبانش هم دوست بدارد، و هر چه را برای خود نمی‌پسندد، برای او نیز ناپسند بدارد. انصاف، در نظر گرفتنِ کاملِ حق طرفین است. امّا امام سجاد (علیه‌السلام) در این روایت از ما رعایت انصاف را در حق مصاحبانمان نمی‌خواهد؛ بلکه ما را به فضل در برابر آنان توصیه می‌کند، به طوری که حقی بالاتر از خودمان برای آن­ها قائل باشیم. به عنوان مثال وظایف سنگین‌تر را ما بر عهده بگیریم، تلاش بیشتر از سوی ما هزینه شود، سنگ زیرین در روابط دوستی، ما باشیم و ... البته تمامِ این رفتارها در صورتی است که ما توان و قدرتِ تلاش بیشتر و یا هزینه بیشتر را داشته باشیم. «ما وَجَدتَ إلَیهِ سَبیلاً» یعنی اگر می‌توانیم، اگر راهی دارد، اگر قادر هستیم و ... وقتی توانایی ما (در مال، یا در قدرت جسمی و روحی و ...) نسبت به دوستان و مصاحبانمان، توانایی بیشتری داریم، برای تشبّه به الله، باید صفت کریم او را جذب کنیم. انصاف در زمانی، ارجح است که انسان از لحاظ شرایط مالی و توان جسمی و ... با دیگران برابر و یا پایین‌تر از آنان باشد. برای جذب صفت کرامت، و رشد انسانی، باید با فضل با دیگران رفتار نماییم. نفع این رفتار، اول از همه، به خودمان می‌رسد، چون در حرکت به سوی الله، به سرعت رشد کرده و قدرت خواهیم گرفت. باید بیاموزیم، طرفِ حسابِ ما برای رفتارهای کریمانه، فقط خداوند است. هیچ کدام از فضل و کرم‌های انسان، در نگاه خداوند گم نخواهد شد؛ بلکه به وسعتِ الله، پاداش دریافت خواهیم کرد. بنابراین آموختیم که رفتار سرشار از فضل، و در عین حال بدون توقع جبران، از حقوق مصاحبان و همراهانِ زندگی ما می‌شود. فراموش نکنیم که باید دائماً مراقب باشیم که در روابطمان با بقیه‌ی همراهانمان، بدهکارِ خوبی‌هایشان نباشیم؛ بلکه تمام سعی‌مان را بکنیم که همیشه شخص اول در مهرورزی‌ها، یاری‌ها، هزینه‌ها و ... بوده و نسبت به دیگران از تلاش بیشتری برخوردار باشیم. حفظ اکرام و احترام مصاحبان؛ اکرام و حفظ احترام، از حقوق مؤکّد همراهان و مصاحبان ماست. بطوری­که هر چه مدت و عمق این روابط طولانی‌تر و بیشتر می‌گردد، حفظ احترام نیز واجب‌تر و مؤکّدتر می‌گردد. موشکافانه‌ باید مراقبت کنیم که صمیمیت ما با کسی، مانعِ رعایتِ احترام و اکرام ویژه‌ی او نشده و زبان ما را به انواع حرف‌ها و شوخی‌های نامربوط باز نکند.  محافظت و مراقبت از مصاحبان؛ محافظت و مراقبت از دوستان در تمام شرایط و احوال بر ما واجب است، بطوری که آنان با وجود ما احساسِ بی‌پناهی، بی‌یاوری، تنهایی و ... نکنند. گاهی اوقات دوستان انسان، بواسطه‌ی مراقبت‌های ویژه‌ی خود در زمان‌های سختی، شکست، اضطرار و ... مانع وقوع بسیاری از فجایع در زندگی او می‌شوند. و اساساً شرطِ ماندگاریِ بسیاری از دوستی‌ها و رفاقت‌ها، همین مراقبت‌ها و محافظت‌های کریمانه و صادقانه بوده است. برنده‌ی مسابقه‌ی نیکی‌ها باش پیشی گرفتن در کرامت‌ها، یکی دیگر از حقوق مصاحبان و همراهان ماست. باید سعی کنیم، همیشه دَهش‌ها، گذشت‌ها، عفوها، خرج کردن‌ها، هدیه خریدن‌ها، و ... از سوی ما بیشتر از افراد خانواده ما، همسایگانِ ما، دوستانِ ما، همراهان ما و ... باشد. باید تمرین کنیم؛ که بیشترین خاصیت را برای دیگران داشته باشیم. یاد بگیریم برای دیگران سرشار از رحمت باشیم. باید سبقت گرفتن در خوبی­ها، عادت ما شود. و این روح فدارکاری را می‌طلبد، باید خودخواهی‌هایمان را رها کرده و در میدان بزرگواری‌ها، بر دیگران پیشی بگیریم. نیکی‌های مصاحبانت را بهتر جبران کن... اهل جبران باش در مواقعی که همراه تو در نیکی، از تو سبقت می‌گیرد. در چنین مواقعی باید به نحو احسن، نیکیِ او را جبران کنی، تا از او عقب نمانی. بعضی از افراد، برای عقب نماندن از دیگران، نیکی‌های دیگران را رد می‌کنند. به عنوان مثال از کسی هدیه نمی‌پذیرند، به در مهمانی‌ها شرکت نمی‌کنند و ... راه الفت دیگران را به سوی خود می‌بندد، تا نکند، مجبور به جبرانِ نیکی‌های آنان شوند. در روایات، به این گونه افراد اینگونه اشاره شده است: «لا یُرَدّ الإحسان إلّا الحِمار؛ محبت را دفع نمی‌کند، مگر الاغ ...» باید محبت دیگران را با آغوش باز بپذیریم، و در نهایت وسع‌مان نیز جبران کنیم.  از هیچ خدمتی در حقشان کوتاهی نکن. کوتاهی نکنید، در خدمت به همراهان  خود، بُخل، تنبلی، بی‌حوصلگی، حسادت و ... ریشه‌های کوتاهیِ انسان در حق دیگران است. مراقب باشیم تا از هیچ کاری که از دستمان بر می‌آید، کوتاهی نکنیم. در اطاعت الله، یاری‌شان کن خودمان را ملزم کنیم، به حمایت و پشتیبانی همراهانمان در اطاعت از الله. گاهی اوقات لازم است دستِ دوستان و همراهانمان را گرفته و از افتادن نجاتشان دهیم. گاه یک هزینه‌ی ساده در تهیه‌ی یک کتاب مناسب یک سی دی اخلاقی و ... می‌تواند حیاتِ نسلِ یک دوست از دوستان ما را نجات دهد. پس باید خود را ملزم به حمایت آنان در مسیر حرکت به سوی الله نماییم.  نگذار به معصیت خدا دچار شود نگذاریم، که او به فکر معصیت خدا بیفتد. باید کاری کنیم که شرایط انجام گناه برای عزیزان و همراهانمان به حداقلِ ممکن برسد. نباید دوستانمان را در حالت ضعف رها کنیم تا فکر گناه بر آنان چیره شود. گاه آماده کردن یک بستر مناسب شغلی، حمایت‌های روانی، حمایت‌های مالی، حمایت‌های معرفتی و علمیِ ما می‌تواند زمینه‌ی گناه را برای انسان نابود کند.  برای مصاحبانت، مایه‌ی رحمت باش، نه مایه‌ی عذاب مایه‌ی عذاب همراهانمان نباشیم. بدترین انسان‌ها کسانی هستند که دیگران، آنان را تحمل می‌کنند. باید همه‌ی تلاشمان را هزینه کنیم، تا مایه‌ی رحمتِ دیگران باشیم نه مایه‌ی عذابشان. البته فراموش نکنیم که؛ تحمل بدی‌های دیگران، فضار قبر را از انسان دور کرده و بر وسعتِ نفس انسان می‌افزاید. سعی کنیم که تنش‌های دیگران را تحمل کنیم. اما خودمان برای دیگران، مایه‌ی عذاب و تنش نباشیم. تحمل بدی‌ها، سختی‌ها، مشکلات، مصائب و .... نفس انسان را باز و وسیع کرده، بر سطح رشد انسانی او و میزان تشبه او به الله می‌افزاید. اما اگر دیگران مجبور به تحمل ما شوند، به همان میزان، نفس ما دچار عذاب، گرفتگی، و تنگی شده و از رشد آخرتی باز می‌ماند.     «وَالحَمدُلِلهِ رَبِّ العَالمین»

صوت

1 - حق دوستی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4207
زمان انتشار: 23 دسامبر 2015
| | | | |
زمینه غفلت دیگران نباشیم!

خانواده آسمانی 405 ، ۱۳۹۴/۰۹/۲۶

زمینه غفلت دیگران نباشیم!

 گاهی انسان، ضعف‌هایی دارد که بواسطه‌ی آن، می‌تواند در دوستان و عزیزانش تأثیر منفی گذاشته و آن­ها را به غفلت بکشاند. به عنوان مثال یک پدر غافل، با وارد کردن ماهواره در منزل، بقیه‌ی اعضای را به غفلت و نابودی می‌کشاند و گاه ورود انسان به بعضی از شغل‌ها، سبب غفلت او و نابودیِ حیاتِ انسانی در قلب او می‌گردد.

جملات ناب دراین جلسه : مراقبت باشیم زمینه غفلت در دیگران نباشیم؛ یعنی کاری نکنیم که او از خانواده آسمانی و رسیدن به مقام محمود دور بماند. گاهی وقت ها خداوند انواع هوس و شهوت ها سر راه انسان قرار می دهد تا او را امتحان کند. اعم از موقعیت شغلی، رشته تحصیلی، درآمد، رابطه دوستی و ... بدانید هر چیزی که انسان را از چادر امام زمان (علیه السلام) خارج کند، غفلت زا و جهنمی است. هر کاری که می خواهید انجام دهید باید اذن داشته باشید یعنی ببینید که امام زمان (علیه السلام) از تو راضی است یا نه !! ...  به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 405 «خانواده آسمانی » مورخ 94/09/26 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ورود ممنوع (آنچه که نباید در حق برادران دینی‌مان انجام دهیم) امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند: « أمّا حَقُّ الخَلیطِ فَأَن لا تَغُرَّهُ، ولا تَغُشَّهُ، ولا تُكَذِّبَهُ، ولا تُغَفِّلَهُ، ولا تَخدَعَهُ، ولا تَعمَلَ فِی انتِقاضِهِ؛ عَمَلَ العَدُوِّ الَّذی لا یُبقی عَلى صاحِبِهِ. وإنِ اطمَأَنَّ إلَیكَ استَقصَیتَ لَهُ عَلى نَفسِكَ، وعَلِمتَ أنَّ غَبنَ المُستَرسِلِ رِبا؛ و امّا حق کسی که با او یگانه‌ای، آن است که او را به غرور می­اندازی، و با او غش نکنی، و او را تکذیب نکنی، و غافلش نگردانی و مثل یک دشمن که بر ضد دشمنش تلاش می‌کند، با او نباش، اگر به تو اعتماد کرد، هر چه می‌توانی برایش انجام بدهد و بدانی که گناه فریفتن او که به تو اعتماد کرده است، از رباخواری بیشتر است». * یکی از حقوق برادران دینی آن است که تصویری وهمی و غرورآفرین در پیش چشمان او ترسیم نکنید، بطوری که به غرور و خودبینی دچار گردد. معنای کلمه‌ی غرور (فریب) با معنای کلمه خُدعه (نیرنگ) متفاوت است. فریب به معنای بزرگ جلوه دادن و یا کوچک جلوه دادنِ غیر واقعی است. بطوری که رفتار انسان از صداقت خارج شده و از محدوده‌ی حقیقت فراتر می‌رود. * غشّ، به معنای پوشاندن عیب در معاملات و مشاورات است. به گونه‌ای که این پنهان کاری‌ها، سبب ضررِ طرفِ مقابل در امر مورد نظر می‌گردد. اساساً حق مسلم همه‌ی مؤمنان در تمام معاملات و مشاورات‌شان نسبت به یکدیگر، رعایتِ صداقت و انصاف است. * یکی از حقوق واجب دو رفیق در حق هم، تأیید نمودن یکدیگر است، بطوری که حرفِ شان برای هم سند بوده و هرگز همدیگر را به دروغ متهم نکنند. * گاهی انسان، ضعف‌هایی دارد که بواسطه‌ی آن، می‌تواند در دوستان و عزیزانش تأثیر منفی گذاشته و آن­ها را به غفلت بکشاند. به عنوان مثال یک پدر غافل، با وارد کردن ماهواره در منزل، بقیه‌ی اعضای را به غفلت و نابودی می‌کشاند و گاه ورود انسان به بعضی از شغل‌ها، سبب غفلت او و نابودیِ حیاتِ انسانی در قلب او می‌گردد. ما موظفیم دائماً چه در مورد خودمان و چه در مورد مؤمنان و عزیزانمان مراقبت کنیم که رابطه‌ی ما با غیب، دچار خدشه و آسیب نگردد. هر انتخاب و ارتباطی که ما را از آسمان خصوصاً از امام زمانم (علیه السلام) دور می‌کند، نامبارک و جهنمی است. فراموش نکنیم که تمام انتخاب‌ها و ارتباط‌های ما در حقیقت نوعی آزمون الهی بوده و میزان یقین ما را محک می‌زنند. آیا ما حاضریم بخاطر حفظ اتصال­مان به آسمان، از بسیاری از موقعیت‌های اجتماعی، شغلی، خانوادگی، تحصیلی ... که چشمک زن و متحیر کننده‌اند، بگذریم؟ باید بیاموزیم تمام زیر و بم سبک زندگی خودمان را خصوصاً روابط‌مان با دیگران را به گونه‌ای تنظیم کنیم که به غفلت نیفتاده و از حیات انسانی باز نمانیم. وظیفه‌ی هر کدام از ما، ایجاد بستری برای رشد انسانی است هم برای خودمان، هم برای اعضای خانواده و هم برای همه‌ی مؤمنان دیگر ... و این یعنی یک عشق ابدی و جاودانه. * حق دیگر مؤمن بر مؤمن آن است که برایش نیرنگ نداشته باشی. تهمت زدن، زیر آب زدن، غیبت کردن، و ... نسبت به مؤمنان دیگر، خدعه و نیرنگ در حق آنان بوده و عواقب خطرناکی را بدنبال خواهد داشت. * در زمانی که اختلافی با کسی از مؤمنان پیدا کردیم، باید حد نگه داریم و انصاف را رعایت کنیم، نباید اختلافات ما با دیگران، ما را به سمت دشمنی با آنان سوق دهد. باید بیاموزیم با توجه به عیوب و ضعف‌های خودمان، از دیدن ضعف‌های دیگران باز بمانیم. دیدن ضعف‌‌های دیگران، جهنمی بزرگ است. باید چشم فروبستن از عیب‌های دیگران را بیاموزیم تا راحت و آسان در کنار همه زندگی کنیم. * بر ما واجب است که به اندازه‌ی وسع‌مان، (نهایتِ توانایی‌مان در انجام یک کار) به مؤمنان دیگر امداد رسانده و گره‌هایشان را باز کنیم. چشم فروبستن از یاری دیگران، خیانتی در حق خداوند است. حال اندکی فکر کنیم؛ فرو گذاشتن یاریِ مؤمنی، خیانت در حق خداوند است. خیانت در حق امامِ مؤمنان، حضرت مهدی (علیه‌السلام)، قطعاً خیانتی سنگین‌تر و عظیم‌تر بود. تنها گذاشتن امام زمان (علیه‌السلام)، و چشم فروبستن از آوارگی هزار ساله‌اش، جرمی است که بالاتر از آن یافت نمی‌شود. قرآن می‌فرماید: ما همه‌ی شما را در مورد نحوه‌ی عملکردتان با امام زمان‌تان مورد سؤال قرار خواهیم داد؛ «یوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ...» کوتاهی در حق امام زمان (علیه‌السلام)، گرفتاری عظیمی برای ما به دنبال خواهد داشت، چه در دنیا و چه در آخرت. ما باید تمامِ وسع‌مان را در جهت یاریِ امام زمان بکار بگیریم. تمام آنچه را که از دستان بر می‌آید ... نه این چند قدمی که برایش بر می‌داریم و قدرتِ رفع موانع ظهورش را ندارد. باید قدم‌هایمان را محکم برداریم، همّت‌هایمان را والا کنیم، جهاد، خستگی‌ناپذیری می‌خواهد. باید تمرین کنیم، به خستگی‌ناپذیری برسیم... .   «وَ الحَمدُلله ربّ العالمین» 

صوت

1 - زمینه غفلت دیگران نباشیم!

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4206
زمان انتشار: 23 دسامبر 2015
| | | | |
اخلاص در محبت و عشق ورزی

خانواده آسمانی 404 ، ۱۳۹۴/۰9/۲6

اخلاص در محبت و عشق ورزی

مؤمنان باید تلاش کنند تا محبت‌شان نسبت به یکدیگر، محبّت خالصانه، بی‌طمع، بی‌کلک و ... باشد. یعنی محبت‌ها و مهرورزی‌هایشان به یکدیگر، از روی دوست داشتن باشد، نه نیاز. امّا اوجِ اخلاص در محبت، آن جایی است که انسان، مؤمنان را به خاطر عشق به الله، دوست می‌دارد، و به آنان به عشق به الله مهرورزی می‌کند.

جملات ناب دراین جلسه : اگر بخواهیم عشق و محبت مان نورانیت داشته باشد ملاکش، آسمانی بودن و پیوند با اهل بیت (علیم السلام) است، در غیر این صورت علاقه ها تبدیل به تاریکی و تنفر خواهد شد که در پی آن آسیب های بدنبال خود دارد. لذا دوستی و مهرورزی که براساس عشق به الله و خالصانه باشد موجب حفظ و استحکام رابطه می­شود و هر چه این رابطه نورانی­تر باشد رفاقت ها شیرین تر، قشنگ تر و ماندگارتر و کم آسیب تر خواهد شد. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 04 «خانواده آسمانی » مورخ 94/09/26 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ارتباطِ آسمانیِ مؤمنان با یکدیگر امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «تَبْتَنی الاُخُوَّةُ فِی اللّه ِ عَلى التَّناصُحِ فِی اللّه ِ وَ التَّباذُلِ فِی اللّه ِ وَ التَّعاوُنِ عَلى طاعَةِ اللّه ِ وَ التَّناهی عَنْ مَعاصِی اللّه ِ وَ التَّناصُرِ فِی اللّه ِ وَ إِخْلاصِ المَحَبَّةِ؛ برادرى در راه خدا، براساس نیكخواهى براى یكدیگر در راه خدا، بخشش به یكدیگر در راه خدا، كمك به یكدیگر براى فرمانبرى از خدا، بازداشتن یكدیگر از نافرمانى خدا، یارى رساندن به یكدیگر در راه خدا و خالص كردن دوستى، بنیاد نهاده مى شود». می‌دانیم که قرآن، مؤمنان را برادرانِ یکدیگر معرفی می‌کند: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ؛ درحقیقت مؤمنان با هم برادرند». (سوره شعراء/آیه 10) این حکم برادری در قرآن، تمام احکامِ برادری را از نظر دینی و عاطفی بر انسان بار می‌کند. رابطه‌ی مؤمنین با یکدیگر براساس ریشه‌های مشترک آسمانی آنان است. و بسیار پر واضح است که اتصالِ مؤمنان براساس ریشه‌های آسمانی بسیار محکم‌تر از نوع اتصال آنان براساس ریشه‌های زمینی است. حقوق برادران دینی، بسیار سنگین است، بطوری­که اگر کسی بتواند برای رفع مشکل برادر دینی‌اش کاری کند، امّا در انجام آن سهل‌انگاری کند، در روز قیامت، در حالی­که خائن به خدا و رسول خداست، محشور خاهد شد. البته همه‌ی انسان­ها، هر چند که هم دین ما نباشند، نیز باید مشمول محبّت و خیرخواهی ما باشند، امّا حقوق أخوت دینی، نسبت به آنان، بر گرده‌ی ما واجب نمی‌شود.  امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) حقوق برادران دینی را به چند دسته تقسیم می‌کند؛ 1- التَّناصُحِ فِی اللّهِ؛ به معنای خیرخواهی مؤمنان به خاطر خداست؛ 2- التَّباذُلِ فِی اللّهِ؛ بذل و بخشش به یکدیگر به خاطر خدا؛ 3- التَّعاوُنِ عَلى طاعَةِ اللّهِ؛ کمک و همیاری یکدیگر برای اجرای احکام و حدودِ دینی؛ مؤمنان، باید همدیگر را برای تشبّه به الله یاری کنند، دست دیگران را گرفته و رشدشان دهند. فراموش نکنیم که هرگاه در مسیر حرکت به سوی الله، مانعی را از جلوی پای کسی برداریم، موانع بسیاری از مسیر حرکتِ خودمان حذف خواهند شد. و اگر مانعی را در مسیر کسی بگذاریم، موانع بسیاری در مسیر خودمان قرار خواهد گرفت. و یا این که حسادت به دیگران و تمایل به عدم پیشرفت و رشد دیگران، حجاب‌ها و گره‌های زیادی را در زندگی خودمان ایجاد خواهد کرد. و بالعکس خیرخواهی دیگران و دعا برای رشد آن­ها و تلاش برای قدرت گرفتنِ دیگران، راهِ خود انسان را باز می‌کند. هر چقدر انسان، به بندگانِ خدا بیشتر کمک کند، فرشتگان، امدادِ بیشتری به او خواهند نمود. اعضای یک خانواده، افراد یک گروه دوستی و ... باید بدانند که با انجام معصیت، حتماً با مخالفت دیگران و نهی توسط آنان روبرو خواهد شد. بر برادران دینی، واجب است که یکدیگر را از معصیت الله باز داشته و بدین ترتیب مانع توقف و یا عقب گرد همدیگر در مسیر حرکت به سوی الله شوند. 4- التَّناصُرِ فِی اللّهِ؛ کمک کردن به یکدیگر برای گام برداشتن به سوی الله؛ 5- إِخْلاصِ المَحَبَّةِ؛ خالص کردن محبت‌مان به دیگران؛ مؤمنان باید تلاش کنند تا محبت‌شان نسبت به یکدیگر، محبّت خالصانه، بی‌طمع، بی‌کلک و ... باشد. یعنی محبت‌ها و مهرورزی‌هایشان به یکدیگر، از روی دوست داشتن باشد، نه نیاز. امّا اوجِ اخلاص در محبت، آن جایی است که انسان، مؤمنان را به خاطر عشق به الله، دوست می‌دارد، و به آنان به عشق به الله مهرورزی می‌کند. عشق‌های نورانی، که مستمر و مدامند و از دنیا تا آخرت پاینده‌اند، بر پایه‌ی حبّ به الله استوارند. یعنی دو نفر دائماً در حال مهرورزی به یکدیگر به خاطر الله بوده و دائماً یکدیگر را برای پیشرفت در مسیر به الله، یاری می‌کنند. تنها رمز دوامِ عشق‌های میان انسان­ها، رنگی است که انسان‌ها از الله به آن عشق می‌زنند. و هر چه این رنگ و بو از الله در لابه‌لای عشق انسان­ها بیشتر می‌شود. این عشق‌ها نورانی‌تر، کم‌آسیب‌تر، محکم‌تر و ماندگارتر خواهند بود. هر چه سهم بخش طبیعیِ وجود انسان‌ها در محبت‌هایشان به دیگران بیشتر شده و بر سهم بخش الهی و جاودانه‌شان افزوده می‌شود، بر میزان خلوص محبت‌شان نیز افزوده می‌شود. در این صورت، آنان دائماً از نگاه الله به دیگران نگاه می‌کنند، و همواره خداوند را ناظر بر روابط‌شان با دیگران می‌دانند. چنین کسانی مدام در حال بررسی روابط خود بوده و آن را زیر ذره‌بین الله می‌برند، بطوری‌که میزان رضایت الله از نوع ارتباط‌شان، تنها عامل مهم و قابل توجه برای آن­ها از تنظیم روابط‌شان است. عموماً در روابط این افراد، دو به هم‌زنی، اختلاف‌افکنی، غیبت، قضاوت ناحق، توهین و ... دیده نمی‌شود. آنچه که بر نوع روابط آنان حاکم است، همان میزان رحمتی است که از الله دریافت کرده و به دیگران منتقل می‌کنند. با برادرت؛ صادق باش به خاطر خدا نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «إِذَا اتَّخَذَكَ وَلِیُّكَ أَخا فَكُنْ لَهُ عَبْدا وَ امْنَحْهُ صِدْقَ الْوَفاءِ وَ حُسْنَ الصَّفاءِ؛ اگر کسی تو را به عنوان برادر انتخاب کرد، بنده‌اش باش، و نسبت به او وفاداریِ صادقانه داشته باشد، و با او به نیکی و صفا رفتار کن». اگر یکی از دوستان ما، به ما مانند یک برادر، یا خواهر اعتماد کرد، واقعاً باید خدمتگذارش باشی و هرگز از موضع بالا به او نگاه نکنی. باید بدانی او دقیقاً خودِ توست، و هر خدمتی که به او می‌کنی، در حقیقت به خودت کرده‌ای. کسی که در ارتباطش با دیگران، اعتباریّات و شئونات خودش را در نظر گرفت، از سلامتِ قلب در حرکتِ انسانی باز می‌ماند و این مسئله بسیار خطرناک است. انسان زمانی می‌تواند صادقانه به دیگران مهرورزی کرده و به آن­ها وفادار بماند که شأنی برای خودش در ذهن و قلبش نداشته باشد. ما عبدِ خدائیم، همین ... و وظیفه‌ی ما مهرورزی به برادران دینی ماست. نمی‌توانیم عبدِ خدا باشیم. امّا به عباد دیگر خداوند از بالا نگاه کنیم. وفاداری صادقانه، وفاداری به دیگران، بدون طمع و توقع است. یاری دیگران فقط به خاطر تشبّه به الله.   «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - اخلاص در محبت و عشق ورزی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4205
زمان انتشار: 23 دسامبر 2015
| | | | |
به یاد هم بودن اعضای خانواده آسمانی

خانواده آسمانی 403 ، ۱۳۹۴/۰۸/۲۸

به یاد هم بودن اعضای خانواده آسمانی

مؤمنان موظف اند، همه‌ی انسان­ها، حتی غیر مسلمانان را دوست داشته باشند و به فکر رفع مشکلات و گرفتاری‌های همه‌ی بندگان خداوند باشند، امّا این حق، در برابر مؤمنان دیگر، بسیار بسیار بالاتر و عظیم‌تر است. به عبارت دیگر رحمانیتِ‌ انسان، باید مشمول همه انسان­ها شود، امّا رحیمیت او، باید ویژه‌ی اهل ایمان بوده و به طور خاصّ به آن­ها مهرورزی نماید.

جملات ناب در این جلسه:  یکی از وظایف ما نسبت به اعضای خانواده آسمانی این است که نبود یک شخص (مثل دوستان، آشنایان، همکاران، همسایگان...) برای ما مهم باشد.  یعنی جستجو کنیم که چرا نیستند! نباید خودخواهانه از آنها بگذریم بلکه نسبت به اطرافیانمان (دوستان، همسایه ها....) حساس باشیم. اگر این طور هوای همدیگر را داشته باشیم جامعه اسلامی به وضع کنونی گرفتار نمی­شدند و دشمن نفوذ پیدا نمی کرد.  به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۴۰3 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۸/۲۸ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ظلم ­پذیری ممنوع! نکته‌ی مهم در مبحث گذشت از لغزش‌های دیگران، آن است که ما هرگز نباید این موضوع را با موضوع ظلم‌پذیری اشتباه بگیریم. اساساً یکی از حقوق مؤمنان و اعضای خانواده‌ی آسمانی در حق یکدیگر، آن است که جلویِ ظلمِ یکدیگر را به چند طریق زیر بگیرند: اگر برادر مؤمن شما ظالم بودید، یاری‌اش کنید و اگر نیز مظلوم بود، باز هم یاری‌‌اش کنید... مفهوم این جمله، آن است که گرفتنِ حق ظلم از ظالم و مسدود کردن راه ظلم برای او، خود، نوعی یاری در حق او محسوب می‌شود، زیرا او را از شقاوت دنیا و آخرت در امان می‌دارد و مظلوم را نیز، برای گرفتن حقش امداد کنید. امّا موضوع گذشت از لغزش‌های دیگران، به اشتباهات و قصوراتی تعلق می‌گیرد که یک یا چند برابر بصورت دفعی از کسی سر زده و شخص، اساساً قصد ظلم کردن و یا ادامه دادنِ به این ظلم را ندارد. فراموش نکنیم که ظلم‌پروری در اسلام حرام است، و اگر انسان مظلوم، قادر به گرفتن حق خود باشد، و از این کار صرف نظر کند،‌ قطعاً به اندازه‌ی شخص لازم گناهکار خواهد بود. از حال بقیه جویا شویم؛ اگر حاضر نبودند... یکی دیگر از حقوق اعضای خانواده‌ی آسمانی نسبت به یکدیگر آن است، که غیبت‌شان بعد از مدت زمانی برای ما مهم بوده و علت عدم حضورشان را جستجو کنیم. در روایت آمده است که: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هنگامی که یکی از اصحابش را سه روز نمی‌دید، از او خبرگیری می‌کرد، اگر به خاطر مشغله‌ای غایب شده بود، در حقش دعا می‌کرد و اگر نزدیک و در دسترس بود به زیارتش می‌رفت، و اگر بیمار بود، به عیادتش می‌شتافت. اگر همه‌ی مسلمانان، نسبت به یکدیگر، این چنین با محبت و احترام زندگی می‌کردند، جامعه‌ی اسلامی هرگز به چنین نکبت‌هایی دچار نمی‌شد. عدم همدلی‌ها و مهربانی‌های مسلمانان سبب شده که دشمنانِ ذلیل اسلام، قادر به نفوذ در میان آنان و ایجاد کارشکنی‌های مختلف در جوامع اسلامی می‌شوند. مؤمنان موظف اند، همه‌ی انسان­ها، حتی غیر مسلمانان را دوست داشته باشند و به فکر رفع مشکلات و گرفتاری‌های همه‌ی بندگان خداوند باشند، امّا این حق، در برابر مؤمنان دیگر، بسیار بسیار بالاتر و عظیم‌تر است. به عبارت دیگر رحمانیتِ‌ انسان، باید مشمول همه انسان­ها شود، امّا رحیمیت او، باید ویژه‌ی اهل ایمان بوده و به طور خاصّ به آن­ها مهرورزی نماید. وحدت، همدلی، مهرورزی و محبت به قدری در نگاه اهل آسمان اهمیّت دارد که خداوند یک خانواده‌ی کافرِ همدل را بیشتر از یک خانواده‌ی مؤمن مبغض و پراختلاف دوست می‌دارد. باید سعی کنیم، هرگز ما، هیزم آتش درگیری‌ها و اختلافات نباشیم. عموماً انسان­های زودرنج، کینه‌ای، حساس، عصبانی و ... بیشتر به جهنم نزدیکند و گاهی خودشان به هیزم آتش‌های دور و برشان هستند. کمترین حق رفقا، بر انسان یکی از اصحاب امام صادق (علیه‌السلام) خدمتِ‌ایشان رسیدند. حضرت از ایشان پرسید، با که بودی؟ جواب داد، یکی از دوستانم همراه من بود، امام پرسید؛ او کجا رفت؟ جواب داد: از وقتی من به حضور شما رسیدم، نمی‌دانم او کجا رفت. امام صادق (علیه‌السلام») فرمود: نمی‌دانی اگر یک مؤمن، با برادرش چهل قدم بردارد، روز قیامت، خداوند از او در مورد آن فرد، سؤال می‌کند. رفاقت بر گرده‌ی انسان، حق بزرگی را واجب می‌کند. مراقب باشیم حق رفاقتِ دیگران را ادا کنیم. محبت، گذشت از لغزش‌ها، کمک در انجام مسئولیت‌ها، خدمت به برادران مؤمن، قبول سهمی از مشکلات و پذیرش سخت‌ترین کارهای موجود، حداقل حقی است که انسان در حق مؤمنان دیگرا خصوصاً افراد خانواده و نزدیکان و دوستانش دارد. کمترین حق، دوستان مؤمن ما آن است که قرار است، مدتی درکنارشان نباشیم، آنها را از خودمان بی‌خبر نگذاریم، حتی اگر مثل این صحابیِ امام صادق (علیه السلام)، توفیق تشرف به حضور انسان‌های بزرگی را پیدا کرده‌باشیم. این قانون کلی را هرگز فراموش نکنیم، ما حقّ بلاتکلیف گذاشتن کسی را حتی برای مدت کوتاهی نداریم. برادری مؤمنان؛ از پنجره‌ی نگاه امیرمؤمنان (علیه السلام) امیر کلام، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «تَبتَنِی الاُخُوَّةُ فِی اللّهِ عَلَى التَّناصُحِ فِی اللّهِ، وَالتَّباذُلِ فِی اللّهِ، وَالتَّعاوُنِ عَلى طاعَةِ اللّهِ...؛ اخوت در راه خدا، مبتنی است بر، خیرخواهی آنان برای یکدیگر به خاطر خدا، و بخشیدن به یکدیگر در راه خدا، و یاری یکدیگر برای طاعت خداوند است...». ذره‌ای بدخواهی، حسادت، بدبینی و ... اگر در وجود انسان نسبت به برادران دینی‌اش جود داشته باشد، قطعاً مانع رشد و حرکت او در مسیر الله می‌گردد. فخرفروشی‌ها، خودبرتربینی‌ها، پر دادن‌ها و ... مانع انسان از ورود به بهشت می‌گردد. فراموش نکنیم، اگر به سبب یک کمال، خود را از دیگران برتر دانسته و از این موضوع احساس لذت کنیم، به همان میزان از آغوش الله و خانواده آسمانی‌مان دور خواهیم شد. کسانی که آسایش و آرامش زندگی خود را فدای رقابت و چشم و همچشمی با دیگران نکنید. هر گونه رقابت انسان را از حرکت به سوی الله باز می‌دارد. مگر رقابت در تقوا و اعمال نیک. البته این رقابت هم در صورتی است که انسان عاشق خیرات و نیکی‌های دیگران باشد. و بدون ذره‌ای حسادت، تلاش کند که در نیکی‌ها و حسنات، از آنان پیشی بگیرد. در غیر اینصورت رقابت در تقوا، اگر با حسادت همراه باشد، هرگز حتی قدمی نیز انسان را به خداوند نزدیک نخواهد کرد. در بقیه‌ی کمالات احساس رقابت و عقب ماندن از دیگران، نشانه‌ی ناشکری و ناسپاسی انسان بوده و معصیت کار خواهد بود. امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نهج البلاغه می‌فرمایند: زمانی می‌آید که مردم وقتی می‌خواهند به یکدیگر صدقه‌ای بدهند، (صدقه به هر کار زیبایی اطلاق می‌شود، مثل لبخند زدن، مثل هدیه دادن، انفاق کردن،‌ مثل کمک در بیماری‌ها به دیگران کمک در هنگام جشن‌ها و عزاها و ...) خود را زیان دیده می‌بینند. کسانی که می‌ترسند برای برادران مؤمن خود، خروجی داشته باشند، بواسطه‌ی این بُخل، هیزم جهنم خواهند بود؛ زیرا نفس خود را محدود کرده و مانع وسیع شدن نفسشان می‌گردند. باید بیاموزیم، به هر بهانه‌ای، به دنبال خروجی از نفسمان باشیم. این هنر، حقیقتِ برادری با اهل ایمان را تشکیل می‌دهد. کسی که قادر به هزینه کردنِ مهربانی خود برای اهل ایمان نیست، حقیقتاً راهی به بهشت برای خود باز نخواهد کرد.   «والحمدلله ربّ العالمین»

صوت

1 - به یاد هم بودن اعضای خانواده آسمانی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4204
زمان انتشار: 23 دسامبر 2015
| | | | |
بگذرید تا شبیه خداوند شوید!

خانواده آسمانی 402 ، ۱۳۹۴/۰۸/۲8

بگذرید تا شبیه خداوند شوید!

در روابط خانوادگی، نیز چند حالت مقصود است. گاهی باید دشمنی‌های نزدیکان را تحمل کرد؛ زیرا انسان از عاقبتِ بازی‌های زندگی، بی‌خبر است. چه بسا همین کسانی که امروز با او دشمنی می‌کنند. فردا، تنها پناهگاه­های امن او، در زمان گرفتاری‌ها و مشکلاتش باشند. بنابراین، آینده‌نگری، سبب تحمل لغزش‌های دیگران و دشمنی‌های آنان می‌شود.

جملات ناب در این جلسه:  تحمل گناهان دیگران مثل طوفانی است که ما را به آغوش خدا می رساند و همین طور سختی های زندگی فرصت های خوبی برای پرورش عشق، انسانیت، شباهت به خداوند و ساختن حیات جاودانه است. پس چرا از آنها فرار می کنیم و می ترسیم درحالیکه آخرت هر کسی اساساً با سختی ها او آباد می شود. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۴۰2 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۸/۲8 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   گذشت از لغزش‌های دیگران (2) جمع شدن، حولِ محور مشترکات امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «لغزش دوستت را در هنگام حمله‌ی دشمنت تحمل کن». این روایت کلام بلند و دستورالعمل عمیقی برای حفظ امنیت اجتماعی جامعه اسلامی است. وقتی که جامعه‌ی اسلامی با دشمن واحدی روبروست، نباید درگیرِ اختلافاتِ درونی که قابل گذشت است، شده و وحدت خود را از دست بدهد. از نظر قرآن کریم، مسلمانان هرگز نباید با پیروان سایر ادیان جنگی داشته باشند. فقط در زمانی اجازه‌ی ورود به جنگ را دارند، که پیروان ادیان دیگر به آنان حمله کرده باشند. در این صورت می‌توانند برای دفاع به پا خیزند. اختلافات دینی و اعتقادی، هرگز نباید، دست‌آویزی برای اختلاف و درگیریِ میان انسان‌ها باشد. قرآن کریم، تجمیعِ پیروان ادیان الهی را حول محور مشترکاتِ آئین‌هایشان، توصیه کرده و آن را راهی برای هم‌دلی و پرهیز از اختلافات می‌داند. «قُل یا أَهلَ الكِتابِ تَعالَوا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَینَنا وَبَینَكُم...؛ به اهل کتاب بگو، بیایید حول محور (توحید) که در دین ما و شما مشترک است. متحد شویم..» (سوره آل­عمران/ آیه 64) همه‌ی ادیان در یکتاپرستی و پرهیز از شرک، با یکدیگر مشترک­اند. لذا درگیر شدن بر سر مسائل دیگر، جز سوء استفاده‌ی دشمنان، چیزی را بدنبال نخواهد داشت. امروزه «داعش» که دشمن مشترک و خطرناک (شیعیان و اهل تسنن) است، از هر گونه اختلاف میان آنان، قطعاً به نفع خود استفاده کرده و ریشه‌ی اسلام را خواهد خشکاند. در یک جامعه‌ی اسلامی، چه مقامات بالاتر و چه مردمِ هوشیار، باید مسئولین اختلاف افکن و آتش افروز را شناسایی کرده و به کمک یکدیگر از مقام‌های مسئولیتی طرد‌شان کنند. در روابط خانوادگی، نیز چند حالت مقصود است. گاهی باید دشمنی‌های نزدیکان را تحمل کرد؛ زیرا انسان از عاقبتِ بازی‌های زندگی، بی‌خبر است. چه بسا همین کسانی که امروز با او دشمنی می‌کنند. فردا، تنها پناهگاه­های امن او، در زمان گرفتاری‌ها و مشکلاتش باشند. بنابراین، آینده‌نگری، سبب تحمل لغزش‌های دیگران و دشمنی‌های آنان می‌شود. فراموش نکنیم که تنها انسان‌هایی فراموش نمی‌شوند، تنها نمی‌مانند، و همواره از جانب دیگران حمایت می‌شوند، که رفتارشان با انسان‌های دیگر، سرشار از رحمت بوده و در هنگام رویارویی با دشمنی‌های دیگران، آتش کینه و مقابله به مثل را در خود خاموش کرده و قلب خود را آزاد، خالی و رها نگه دارند. در روایات مختلف دو توصیه‌ی أکید در مورد حفظ روابط دوستی شده است: همه‌ی اسرارت را حتی با بهترین دوستانت در میان مگذار، چه بسا روزی به دشمنی با تو به پا خواست؛ همیشه یک راه برای بازگشتِ دشمنانت باز بگذار، چه بسا او روزی به بهترین دوست برای تو تبدیل شود؛ اگر عذرتراشِ‌خوبی برای قصورِ دیگران نیستی، دنبال عیب در وجود خودت بگرد!   امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «اِلتَمِسوا لاِءِخوانِكُمُ العُذرَ فی زَلاّتِهِم وهَفَواتِ تَقصیراتِهِم، فَإِن لَم تَجِدوا لَهُمُ العُذرَ فی ذلِكَ فَاعتَقِدوا أنَّ ذلِكَ عَنكُم؛ لِقُصورِكُم عَن مَعرِفَةِ وُجوهِ العُذرِ؛ برای لغزش‌ها و تقصیرهای برادرانت (همه‌ی مؤمنان)، خودت عذرتراشی کن. و اگر نتوانستید برای رفتار او دلیل موجهی پیدا کنید، مطمئن باشید که عیب از شماست که نتوانستید، همه‌‌ی جهات عذر را پیدا کنید». این روایت امام صادق (علیه‌السلام)، فرمایشی فوق‌العاده کلیدی است. باید تمرین کنیم، دیدن فعل نادرست، و یا شنیدن آن از کسی، هرگز ما را نسبت به دیگران بدبین نکند. فراموش نکنیم که بدبینی و سوء ظن در نگاه الله، حرام اند، و منشأ اثراتِ نامطلوب در روح خودمان خواهند بود. باید سریعاً در چنین مواقعی دنبال یک عذر مناسب برای این حرکتِ او، بگردیم و آن را برای خودمان توجیه و حل کنیم. اگر نتوانستیم دلیل موجهی برای رفتار او پیدا کنیم، باید یقین کنیم که قطعاً عیب از ماست که در توجیه هر رفتار او ناتوان مانده‌ایم. بسیاری از مشکلات، مسائل و اختلافات به راحتی میان دو نفر قابل حل است و حتی نیاز به دخالت نفر سومی نیست. در چنین مواقعی ما موظفیم که مسئله را میان خودمان حل کرده و از اشاعه‌ی آن حتی، یک نفر دیگر جداً بپرهیزیم. تنها زمانی نیاز به پادرمیانی و در جریان قرار گرفتن نفر دیگری هست، که ظرف مقابل حاضر به دست کشیدن از اشتباهاتش نباشد. در این صورت می‌توان شخص معتمد دیگری را برای وساطت  پادرمیانی در جریان قرار داد. روح مُچ‌گیری از دیگران، به قدری خطرناک است که انسان را از نگاه اهل آسمان می‌اندازد. به هیچ وجه گناهان دیگران را به رویشان نیاوریم؛ زیرا اگر به ادراک ضررهای این گناه رسیده بود، این عمل را انجام نمی‌داد. و یا شاید این عمل را از روی اضطرار و یا ناچاری انجام داده است، که اگر ما نیز در شرایط او بودیم، همین واکنش را نشان می‌دادیم. به خاطر الله از دیگران بگذر، تا شبیه الله شوی... شخصی به نام حسین کاتب می‌گوید: در مجلس امام رضا (علیه‌السلام) بودیم که مردی از برادرش شکایت کرد، که امام رضا چند بیت شعر زیر را در پاسخ به او، بیان فرمود: عذر برادرت را در باب گناهانش بپذیر و عیب‌هایش را بپوشان. در برابر دروغ‌زنی و تهمت زدنِ بی‌خرد، و گرفتاری‌های روزگار ... شکیبا باش. و از سر بزرگ منشی پاسخ مَده... و ستمکار را به حساب رس او واگذار کن.... اعتماد به خداوند، به عنوان عادل‌ترین و سریع‌ترین حساب‌رس عالم، قلب انسان را از درگیر شدن در نادانی‌های دیگران، رها می‌کند. و از این زیباترین و قشنگ‌تر، بخشیدنِ دیگران است، که انسان را به الله شبیه می‌کند. نگه داشتن کینه دیگران در دل، در حقیقت پروراندن، سرطانی عظیم در وجود خودمان است. شخص کینه‌توز، درست مانند یک انسان حسود، بزرگترین ضربه‌ها را به خود شخص وارد می‌کند، نه به دیگران. فراموش نکنیم که ما هم عیب‌های زیادی داریم که دیگران مجبور به تحمل‌مان هستند، پس سعی کنیم عیوب دیگران را راحت ببخشیم و تحمل کنیم. و حتی سعی کنیم ایرادهایشان را نبینیم. خداوند از بنده‌ای که راحت، ظلم‌ها و تقصیرات دیگران را می‌بخشد، در می‌گذرد، اساساً خداوند عاشق چنین بندگانی است که راحت به خاطر خداوند از دیگران می‌گذرند. و این راه، راهِ بسیار بزرگی است برای ضعیف کردن نفس امّاره، برای لِه کردن بخش طبیعی و رشدِ بخش فطری ... در ابتدای این راه باید خیلی به خودمان فشار بیاوریم تا بتوانیم قلب­مان را از قصورات دیگران رها کنیم... امّا کم کم به جایی خواهیم رسید، که از این بخشش لذت می‌بریم. لذا از این تلخی‌ها نهراسیم، و با آغوش باز به سوی آن برویم. رها نگه داشتن قلب، در هجوم ظلم‌ها و تقصیرات دیگران، انسان را کم کم به خداوند شبیه می‌کند. و شخص هر لحظه از نزدیک‌تر شدن به الله، به بالاترین لذات و نعمت‌ها می‌رسد.   «والحمدلله ربّ العالمین»

صوت

1 - بگذرید تا شبیه خداوند شوید!

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4196
زمان انتشار: 22 دسامبر 2015
| |
آغاز واقعه فرج در دل انسان (1)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

آغاز واقعه فرج در دل انسان (1)

کسی که قبل از ظهور، به مقام انتظار برسد، دیگر دیدنِ امام برایش دغدغه نیست! زیرا فرجِ حقیقیِ او، در غیب اتفاق افتاده است. او در دل و روح خود، پدرش را یافته و این پدر با تمام مظلومیت‌ها و دغدغه‌هایش وارد روح و جانِ او شده است.

انتظار الفرج، اعظم من الفرج کسی که قبل از ظهور، به مقام انتظار برسد، دیگر دیدنِ امام برایش دغدغه نیست! زیرا فرجِ حقیقیِ او، در غیب اتفاق افتاده است. او در دل و روح خود، پدرش را یافته و این پدر با تمام مظلومیت‌ها و دغدغه‌هایش وارد روح و جانِ او شده است. زمان پیوستن حقیقی به امام زمان قبل از ظهور است، نه بعد از آن... اگر امروز رسیدیم که خوشا به حال ما و گر نه دیگر مجالی نخواهد بود... آغاز واقعه فرج در دل انسان در جلسات گذشته با روایتی از امام سجاد آشنا شدیم که فرازهای پایانیِ آن توصیفاتی از مردمِ منتظر در زمان غیبت امام زمان بود. و آخرین جمله این ورایت؛ «انتظار الفرج، من أعظم الفرج؛ انتظار فرج از بزرگترین گشایشهاست» بود. اول قدم برای رسیدن به مقام انتظار الفرج، وقوعِ حادثه مبارکِ فرج در دل انسان است. ابتدا دلِ انسان، باید امامِ خویش را به عنوان تنها متخصص معصومی که می‌تواند او را به هدف نهایی خلقتش برساند، و علاوه بر این، برای او پدری مهربان و الهی است، بشناسد. با چنین شناختی، انسان در رحم دنیا، به طور صحیحی جایگزین شده و حرکتش به سوی تولد سالم پیش خواهد رفت، در غیر اینصورت، جایگزینی صحیحی در رحم دنیا نداشته و تولدش به برزخ نیز همراه با «کفر و ضلال و نفاق» خواهد بود. «من ماتَ وَ لَم یعرف امام زمانه، مات میتهً جاهلیه» بنابراین وظیفه هر انسان، رسانیدن خود به پدر الهی و متخصص معصومش و گذراندن سیر تربیتی خود تحت نظر این متخصص است. کسی که الله و معصوم در زندگی او نقشی ندارند، اساساً به اطلاعاتِ تخصصیِ مورد نیاز برای یک حرکت صحیح دست نمی‌یابد. یک زندگی تخصصی و سالم، تنها در پیوند با معصوم حاصل می‌شود. فرج حقیقی، رسیدن به مقام انتظار است رسیدن به هر کمالی مربی و سبک تمرینیِ خود را می‌طلبد. کسی که هدفش رسیدن به کمالاتِ انسانی است، نیاز به استاد ویژه، سبک زندگی خاص، متنِ درسیِ متناسب، باشگاه مربوط و مربیانی قدرتمند دارد. تنها مربیانِ انسان ساز عالم نیز «معصومین علیهم السلام» هستند که حرکت در پناه آنها، آرام آرام انسان را به آنها شبیه‌تر و به عصمتِ آنها نزدیک‌تر می‌کند انسانی به مقام انتظار فرج خواهد رسید، که با معصوم پیوند خورده و با او رابطه عاطفی برقرار کرده باشد، در اینصورت منتظر ظهور او خواهد بود. اساساً کسی که انتظار ظهور امام زمانش را نمی‌کشد و قلباً طالبِ دیدنِ لحظه‌ای نیست که مردم در رحمِ قدرتمند امام زمان قرار گرفته و به سرعت رشد می‌کنند، بسیار گرفتار و ضعیف می‌باشد. به محض آنکه قلب انسان به پیوند با امامش رسید و هوسِ رسیدن به او را پیدا کرد، به مقام منتظر رسیده و فرج در درون او اتفاق افتاده است. در اینصورت مرگ در بستر بیماری نیز برای او با شهادت در رکابِ امامش تفاوتی نخواهد داشت. در سبک زندگی مهدوی، تمام انتخاب‌ها مبارک و حرکت دهنده انسان به سمت امام زمانش می‌باشند. برای چنین کسی در تمام انتخاب‌ها و ارتباطات یک الگو وجود دارد؛ «امام زمان» گرفتار شدن در غمِ غربت امام زمان اگر غم تنهایی امام زمان در قلب انسان، راه یابد، تمام غمهای بخش‌های پایینی رنگ باخته و حجم عظیمی از شادی و آرامش در درونش تولید می‌شود. غمِ غربتِ امام زمان، غم مبارکی است که خود تولیدکننده شادی می‌باشد. کسی که قیمتِ انسانیِ خود را می‌شناسد، جز به رفقا و دوستان اشرافی راضی نخواهد بود. (صراط الذین أنعمت علیهم)، آنگاه دغدغه‌ها و غصه‌هایش نیز با دغدغه‌ها و غم‌های اشرافِ قیامت یکسان خواهد بود. اگر غم تنهایی امام زمان، قلب ما را نمی‌آزارد و اضطرار او ما را به مقام اضطرار نرسانده است، یعنی هنوز حقیقتاً با او پیوند نخورده‌ایم. انتظار فرج انسان را به جایی می‌رساند که در هیچ شرایطی، احساس تلخی و ضعف ننموده و همواره آغوشِ قدرتمندی را برای پناه گرفتن، سراغ داشته باشد. برای رسیدن به چنین مقامی، باید به وزانِ خانواده حقیقی خود بزرگ شده و با همراهی و همقدمی آنها، زندگی دنیا و ابدیتِ خویش را اداره کنیم. در جلسات قبل، این جمله کلیدی امام سجاد «علیه السلام» را مورد بررسی قرار دادیم؛ «انتظار فرج، بزرگترین گشایش است.» اما براستی چگونه رسیدن به مقام انتظار، می‌تواند بزرگترین گشایش‌ها را در زندگی کسی به وجود آورد؟ در قسمت دوم این مطلب به بررسی آثار فردی و اجتماعی انتظار فرج در زندگی انسان‌ها خواهیم پرداخت.   برگرفته از مباحث خانواده آسمانی، استاد محمد شجاعی   مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 4138
13 دسامبر 2015
| |
پرسش32.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed