www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 4210
زمان انتشار: 28 سپتامبر 2015
| | | | |
ملاک ایثار و از خودگذشتگی

خانواده آسمانی ۳۹1 ، ۱۳۹۴/07/6

ملاک ایثار و از خودگذشتگی

ایثار، عملی بسیار برجسته برای قدرت بخشیدن به بخش فوق عقلانی است، ایثار از بخش‌های پائینی، قطعاً به بزرگتر شدن و قدرتمندتر شدن بخش الهی وجود انسان منجر می‌شود.

سنگی را تصور کنید که بارها و بارها در کوره مورد حرارت و تراش قرار می‌گیرد تا طلای خالص از آن آزاد شود. این آتش، در عین اینکه، سنگ را می‌سوزانده، به ناب‌تر شدن و قیمتی‌تر شدن آن کمک می‌کند.

عناوین مورد بحث در این جلسه: هر چه سطح گذشت، فداکاری و مبارزه با نفس تان بیشتر باشد «من» حقیقی تان آرام و شادتر و ارتباط با غیب آسان تر خواهد شد. اگر نمی توانی با غیب در ارتباط باشی درحالی­که غیب همراه ماست و در حضور آنها زندگی می کنیم، برای این است که ناخالصی داریم و بخش های الهی مان محکوم سایر بخش هاست. کسانی ایثار می کنند که از چیزهایی که حق خودشان است می گذرند، و دیگران را بر خود ترجیح می دهند که مشمول محبوبیت آسمان و زمین می­شوند. ملاک قرب به الله و اهل بیت به درجه­ی فداکاری و ازخودگذشتگی ات بستگی دارد و اینکه چقدر از خودخواهی و زودرنجی ها به دور هستی. ایثار یعنی پرمصرف ترین آدم ها باشی از این جهت که برای دیگران مصرف می کنی و کم مصرف ترین آنها برای خودت. دراینجاست که انسان شبیه الله می شود. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹1 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۶/۱۲ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   از ایثار تا الله... در جلسات گذشته آموختیم که ایثار، به معنای مقدم داشتن دیگران بر خود می‌باشد. این کار، تنها از کسی بر می‌آید که خودِ حقیقی‌اش را شناخته باشد. چنین کسی یقین دارد، که اگر کسی را بر خود مقدم بدارد، در حقیقت به رشد خودِ حقیقی و جاودانه‌اش کمک نموده است. کسانی که در دنیا بیشتر از خودهای جمادی، گیاهی، حیوانی و یا عقلانی بهره برده و با آنان انس دارند. بدونِ توجه و تغذیه‌ی خودِ الهی، فقط بر حجم بدبختی‌ها، اضطراب‌ها، ناامیدی‌ها، تلخی‌ها، افسردگی‌های روحی خود می‌افزایند. و هر چه در چهار بخش پایینی، موفق‌تر می‌شوند، از سطح آرامش و شادی آنان کاسته می‌شود. امّا اگر قدرت یافتنِ بخش‌های پائینی، همراه با تغذیه و رشد بخش پنجم (بخش الهی) باشد. هر چه بر سطح قدرت این بخش‌ها افزوده می‌شود، میزان شادی و آرامش فرد هم بیشتر می شود. زیرا این چهاربخش، تحت تسلط بخشِ پنجم قرار گرفته و تمام روابط و انتخاب‌ها و فعالیت‌های این شخص، او را به سمت تقرب به الله پیش خواهد بُرد. و از آنجایی­که، مسئولیت تأمین شادی و آرامشِ وجود انسان با بخش فوق عقلانی اوست، چنین افرادی دائماً به سمت شادی و آرامش بیشتر پیش خواهند رفت. اگر کسی حقیقتاً به دنبال شادی و آرامش در دنیا و آخرت می‌گردد، باید بخش فوق عقلانی خود را دائماً تغذیه کرده و آن را به قدرت برساند. ایثار، عملی بسیار برجسته برای قدرت بخشیدن به بخش فوق عقلانی است، ایثار از بخش‌های پائینی، قطعاً به بزرگتر شدن و قدرتمندتر شدن بخش الهی وجود انسان منجر می‌شود. سنگی را تصور کنید که بارها و بارها در کوره مورد حرارت و تراش قرار می‌گیرد تا طلای خالص از آن آزاد شود. این آتش، در عین اینکه، سنگ را می‌سوزانده، به ناب‌تر شدن و قیمتی‌تر شدن آن کمک می‌کند. ایثار، راهی است برای سوزاندن ناخالصی‌های نفس انسان و بالا بردن عیار او در نگاه اهل آسمان. هر چه سطح ایثار انسان بالاتر می‌رود، عیار نفس او نیز افزایش یافته و مَنِ الهی او نیز قدرتمند می‌گردد. لذا ارتباط او با غیب نیز آسان‌تر می‌شود. عدم ارتباط مَحرمانه و رفت و آمدِ ما با غیب، نشان­دهنده وجود ناخالصی‌ها در نفس ماست، به طوری­که یک یا چند بخش از بخش‌های پائینی وجود ما، بر بخش فوق عقلانی ما سایه انداخته و غلبه کرده‌اند. محبوبیت انسان در نگاه اهل زمین و اهل آسمان به میزان قدرت و غلبة بخش فوق عقلانی او مربوط می‌شود و ایثار، رساننده‌ترین و مهم­ترین راه برای این منظور است. ایثار، میدانی است برای حذفِ من‌های بخش‌های پائینی و رشد یافتن منِ الهی ... و زیبایی ایثار به آن است که تولید کنندة این میدان، خود ما هستیم، که با اختیار و انتخاب‌مان برای جلوه کردن در نگاه معشوق، آن را مهیا می‌کنیم. ایثار استحمام قدرتمندی برای نفس است، به گونه‌ای که آن را از بسیاری از پلیدی‌ها پاک می‌کند. هدیه دادن لباس عروس، در شب عروسی حضرت زهرا به فقیر، از آن سبب ماندگار شده است که از جنس ایثار بوده است. و یا نازل شدن سوره برای بخشیدن سه افطار به مسکین، در حالی­که خود در منزل طعامی نداشتند، به این خاطر بوده است که از جنس ایثار است. فراموش نکنیم که؛  ایثار، فقط برای بلند شدن از زمین و درخشیدن در نگاه اهل آسمان است، که انسان را به آسمان می‌رساند... چرا محمُد و آل او، محبوب خدا هستند؟ حضرت موسی )علیه السلام) به خداوند عرض می‌کند: خداوندا، درجاتِ محمد (صل الله علیه و آله) و امت او را به من نشان بده. خداوند به او می‌فرماید: ای موسی، تو طاقت دیدن درجات پیامبر اسلام و امت او را نداری. ولی من یکی از منازل بزرگ و جمیلِ پیامبر و امتش را (که به آن واسطه او را بر تو و امتت برتری دادم) نشانت می‌دهم. از همین رو خداوند پرده را کنار زده و ملکوت را به او نشان می‌دهد... در همین حال موسی، نزدیک بود که قالب تهی کند، سپس به خداوند عرض می‌کند: پروردگارا، به چه دلیل، محمّد و آل او را به چنین کرامت و مقامی رسانیدی؟ خداوند می‌فرماید: به یک خُلقی که در میان آفریدگان من، او را بدان آراستم و آن خُلق ایثار است. می‌دانیم که پیامبر، انسانی در اوج ایثار و از خود گذشتگی بود و هر چه انسان به پیامبر و اهل‌بیت او نزدیک‌تر می‌شود، این صفت در او بارزتر می‌گردد. اساساً میزان قرب انسان به اهل آسمان، به میزان ایثار او بستگی دارد. چقدر توانسته است از خودخواهی، منیّت، تکبّر، زودرنجی و ... فاصله بگیرد. هر چه انسان از منیّت بیشتر فاصله می‌گیرد، به اهل بیت (علیهم السلام) نزدیک‌تر می­شود، به گونه‌ای که شادی، آرامش، قدرت‌های معنوی و روحی اهل بیت بیشتر در او تجلی می‌یابد. توصیف مؤمنان کامل امام صادق (علیه السلام) می­فرماید: «هُمُ البَرَرَةُ بِالإِخوانِ فی حالِ العُسرِ وَالیُسرِ، المُؤثِرونَ عَلى أنفُسِهِم فی حالِ العُسرِ؛ مؤمنان کامل کسانی هستند که در حالت سختی و آسایش، اهل نیکی و مهربانی هستند نسبت به برادران خود، و آنان را به خود ترجیح می‌دهند». باید برای رسیدن به چنین نقطه‌ای که در همه حال، از ما خروجی‌های نیک صادر شود، تمرین کنیم. ایثار در شرایط سختی، واقعاً نیاز به تمرین‌های جدی و مکرر دارد. باید تمرین کنیم پرمصرف‌ترین انسان برای دیگران باشیم نه مصرف کننده‌ترین آن­ها. ایثار یعنی، انسان بیشترین سود و نفع را برای دیگران داشته باشد. بیشترین سطح گذشت را در خود داشته باشد. همه ما در زندگی روزمرة خود، دائماً در حال برخورد با صحنه‌هایی هستیم که می‌توانیم از آن­ها میادینی قدرتمند برای تمرینِ ایثار بسازیم ... فقط باید کمی جدّی باشیم... .   «وَالحَمدُلِله رَبِّ العالَمِین» 

صوت

1 - ملاک ایثار و از خودگذشتگی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3665
زمان انتشار: 30 ژولیه 2020
| |
ویژه عُشّاق

لبیک اللهمّ لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک

ویژه عُشّاق

با عرض تبریک عید سعید قربان، روز امتحان عشق و مودّت و معیّت انسان با معبود و معشوقش الله، مطلب زیر را که برگرفته از مباحث خانواده آسمانی استاد شجاعی می‌باشد، تقدیم حضورتان می‌نماییم.

معیت یک تعریف حقیقی دارد یعنی با او بودن، همراه او بودن، شما را با او بشناسند و او را با شما بشناسند. معیت یعنی عشق، دغدغه، دوست داشتن، دلدادگی، وابستگی، بی‌خوابی، خستگی، تعطیلی نداشتن، فکر کردن، نقشه ریختن، عملیاتی شدن.

معیّت با اهل‌بیت «علیهم‌السلام» «معیّت» به معنای در کنار هم بودن، برای هم بودن، به یکدیگر تعلق داشتن، و مودّت یکدیگر را در دل داشتن است. شکل معیّت در دنیا با معیت در آخرت متفاوت است. تنها مودّت به اهل‌بیت در دنیا به معیّت با اهل‌بیت در قیامت منجر می‌شود. بدون اهل‌بیت تصمیم نگرفتن، در فرازهای مختلف زندگی با اذن و اجازه و رضایت آنان وارد صحنه شدن (ازدواج، انتخاب رشته، انتخاب شغل، انتخاب رفیق، سفر، مسکن، لباس و ...)، برای تحقق اهداف اهل‌بیت حرکت کردن، از علامت‌های مودّت و معیّت در یک زندگی یک مؤمن است. معیّت، همان سبک زندگی همراه با اهل‌بیت است. همانگونه که در یک خانواده، همه اعضاء با هم و به خاطر هم تصمیم می‌گیرند و با میلِ همدیگر دست به انتخاب می‌زنند کسانی که خود را جزئی از خانواده آسمانی‌شان می‌دانند نیز قطعاً در تمام انتخاب‌ها، ارتباطات، افکار و رفتارشان با نظر اهل‌بیت تصمیم‌گیری می‌نمایند. به دنبال چنین معیّتی در دنیا، معیّت با اهل بیت در آخرت برای انسان حاصل می‌شود. این مژده، بشارت بسیار بزرگی است که قلب انسان را از عزت، آرامش و شادی سرشار می‌کند. بنابراین اگر حقیقت محبّت در مودّت اهل‌بیت در قلب ما رسوخ کرده باشد، به طوری که سبک زندگی‌مان بر اساس آنان تنظیم گردد، ما حتماً در برزخ و قیامت با آنان و در کنارشان خواهیم بود. فقط قرب به اهل‌بیت که همان سنخیت و شباهت با آنهاست می‌تواند انسان را در مسیر حرکت به سوی الله پیش ببرد. به عنوان مثال، تنها برقراری یک رابطه عاطفی میان شاگرد و استاد، نمی‌تواند موجب دریافتِ کمالاتِ استاد توسط شاگرد شود. حتی فرزندان یک پیامبر و یا یک امام نیز، بدون حرکتِ قدم به قدم در معیّت با آنان و تنها به واسطه عاطفه فرزندی به مقامات آنان دست نخواهند یافت. نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) می‌فرمایند:«من أحبّ قوماً علی اعمالهم، حُشِر یوم القیامه فی زمرتهم، فحوسبَ بحسابهم، و إن لم یعمل أعمالهم= هر کس، گروهی را به خاطر اعمالش دوست بدارد، روز قیامت در همان گروه محشور خواهد شد و با حساب همان گروه نیز محاسبه می‌گردد، هر چند اَعمالِ آنها را انجام نداده است.» ظاهر متدیّن، بدون حبّ قلبی، اساساً تأثیری در ساختار نفس انسان ندارد. اساساً انسان در قیامت با گروهی محشور می‌شود که به سبک زندگی آنان علاقه داشته است. انسان تا زمانی که زنده است این معیت را با محبوب‌هایش دارد. باید ببیند در طول روز چند بار با محبوب‌های شایسته و چند بار با محبوب‌های ناشایست ارتباط داشته است؟ انگیزه‌های او برای انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکارشکدام محبت‌هاست؟ کسی که معیت در دنیا نداشته باشد در آخرت هم معیت ندارد. کسی که با محبوبش همراه نیست، معیت معنا ندارد. آیا ما واقعا معیت داریم یا خیر؟ آیا ما خاصیتی برای خانواده آسمانی‌مان داریم یا نه؟ وقتی که صبح بیدار می‌شویم ولی هیچ کارمان با امام زمان «علیه‌السلام» هماهنگ نیست، معیت نداریم. اصحاب عاشورا هرچیز داشتند با خودشان آورده بودند که فدای حضرت اباعبدالله (علیه‌السلام) کنند جان و سلامتی‌شان را آوردند و برای هر نوع بلایی آماده شدند. معیت یک تعریف حقیقی دارد یعنی با او بودن، همراه او بودن، شما را با او بشناسند و او را با شما بشناسند. معیت یعنی عشق، دغدغه، دوست داشتن، دلدادگی، وابستگی، بی‌خوابی، خستگی، تعطیلی نداشتن، فکر کردن، نقشه ریختن، عملیاتی شدن. اگر کسی در دنیا به‌خاطر خدا و امام زمان، مادرش فاطمه زهرا (علیهما‌السلام) و خانواده آسمانی‌اش اذیت شود، معیت دارد. معیت یک امر تعارفی نیست. یک امر حقیقی است. معیت در دل است. اول باید دغدغه و سوز ایجاد شود. قلب باید بسوزد و باید دغدغه داشته باشید تا وقت بگذارید و هزینه کنید و شب بیدار بمانید و از سختی‌های راه و ملامت‌های دیگران نترسید. معیت باید در زندگی ما نمود داشته باشد. کسی را که دوست داری، برای استمرار رفاقت باید هزینه کنید. قاعده اصلی و مهم در معیّت آن است که اگر قلب انسان، عاشق کسی، چیزی و یا کمالی شود، به این معنا که حبِّ واقعی آن در دلش وارد گردد، حشر او نیز با معشوقش خواهد بود. انسانی که حقیقتاً محبّت غیب را در دل دارد، حتماً با محبوب هایش محشور خواهد شد. وقتی سخن از معیّت به میان می‌آید «أن یَجعَلَنِی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الأخِرَة». سخن آخر اینکه: فراموش نکنیم که معیّت باید ابتدا در دنیا به وجود بیاید و بعد در آخرت، زیرا دنیا مزرعه آخرت است. این یک قاعده ریاضی است؛ نمی‌توان در دنیا عاشقِ چیزهای دیگری بود امّا در آخرت با محبوب‌هایی غیر از آن‌ها محشور شد. تنها زمانی ولایتِ معصوم، انسانها را به هدف خواهد رساند، که آنان سایه به سایه و قدم به قدم در معیّت اهل‌بیت حرکت نموده و تمام قواعد سبک زندگی خود را از آنان دریافت نمایند. با چنین حرکتی، قطعاً از ولایت معصوم بهره برده و به رشد انسانی خواهد رسید. اگر کسی این لیاقت را داشته باشد که صادقانه معیّت اهل‌بیت در دنیا و آخرت را از خداوند بخواهد، حتماً به اجابت نیز خواهد رسید. باید قلباً عاشق این مقام باشیم و در امتحان این عشق نیز موفق شویم. برگرفته از مباحث خانواده آسمانی، استاد محمد شجاعی لینک قربانی دام برای عید قربان پرسش. 201: چرا به حضرت ابراهیم خلیل الله می گویند؟ قربانی نماد مبارزه با تعلقات نفسانی​ عید سعید قربان آزمونی بزرگ​

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3609
زمان انتشار: 15 سپتامبر 2015
| |
اتصال عشق، عاشق و معشوق

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

اتصال عشق، عاشق و معشوق

حضور هوس‌های بلند مانند دغدغه‌ی رسیدن به الله، معیّت با خانواده آسمانی و پیوند با غیب، نشانه‌ی پذیرش از سوی آنان است. قلبی که دلتنگ امام زمانش است، بداند که امام زمانش نیز دلتنگ اوست، به این حالت، در اصطلاح علوم معرفتی، «اتصال عشق، عاشق و معشوق» اطلاق می‌گردد. بنابراین حضور دغدغه‌های ارزشمند در قلب کسی، حاکی از ارزش و قیمتِ بالای این قلب داشته و علامتِ بیداریِ آن می‌باشد.

«معیّت» به معنای در کنار هم بودن، برای هم بودن، به یکدیگر تعلق داشتن، و مودّت یکدیگر را در دل داشتن است. شکل معیّت در دنیا با معیت در آخرت متفاوت است. تنها مودّت به اهل‌بیت در دنیا به معیّت با اهل‌بیت در قیامت منجر می‌شود. بدون اهل‌بیت تصمیم نگرفتن، در فرازهای مختلف زندگی با اذن و اجازه و رضایت آنان وارد صحنه شدن (ازدواج، انتخاب رشته، انتخاب شغل، انتخاب رفیق، سفر، مسکن، لباس و ...)، برای تحقق اهداف اهل‌بیت حرکت کردن، از علامت‌های مودّت در یک زندگی یک مؤمن است. معیّت، همان سبک زندگی همراه با اهل‌بیت است. همانگونه که در یک خانواده، همه اعضاء با هم و به خاطر هم تصمیم می‌گیرند و با میلِ همدیگر دست به انتخاب می‌زنند کسانی که خود را جزئی از خانواده آسمانی‌شان می‌دانند نیز قطعاً در تمام انتخاب‌ها، ارتباطات، افکار و رفتارشان با نظر اهل‌بیت تصمیم‌گیری می‌نمایند. به دنبال چنین معیّتی در دنیا، معیّت با اهل بیت در آخرت برای انسان حاصل می‌شود. این مژده، بشارت بسیار بزرگی است که قلب انسان را از عزت، آرامش و شادی سرشار می‌کند. بنابراین اگر حقیقت محبّت در مودّت اهل‌بیت در قلب ما رسوخ کرده باشد، به طوری که سبک زندگی‌مان بر اساس آنان تنظیم گردد، ما حتماً در برزخ و قیامت با آنان و در کنارشان خواهیم بود. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: «من أحبّ قوماً علی اعمالهم، حُشِر یوم القیامه فی زمرتهم، فحوسبَ بحسابهم، و إن لم یعمل أعمالهم» هر کس، گروهی را به خاطر اعمالش دوست بدارد، روز قیامت در همان گروه محشور خواهد شد و با حساب همان گروه نیز محاسبه می‌گردد، هر چند اَعمالِ آنها را انجام نداده است. ظاهر متدیّن، بدون حبّ قلبی، اساساً تأثیری در ساختار نفس انسان ندارد. اساساً انسان در قیامت با گروهی محشور می‌شود که به سبک زندگی آنان علاقه داشته است. انسان تا زمانی که زنده است این معیت را با محبوب‌هایش دارد. باید ببیند در طول روز چند بار با محبوب‌های شایسته و چند بار با محبوب‌های ناشایست ارتباط داشته است؟ انگیزه‌های او برای انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکارش کدام محبت‌هاست؟ کسی که معیت در دنیا نداشته باشد در آخرت هم معیت ندارد. کسی که با محبوبش همراه نیست، معیت معنا ندارد. وقتی که صبح بیدار می‌شوید ولی هیچ کارتان با امام زمان «علیه‌السلام» هماهنگ نیست، معیت ندارید. آیا ما واقعا معیت داریم یا خیر؟ آیا ما خاصیتی برای خانواده آسمانی‌مان داریم یا نه؟ اصحاب عاشورا هرچیز داشتند با خودشان آورده بودند که فدای حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» کنند و همه این‌ها کنار این مسئله جان و سلامتی‌شان را آوردند و برای هر نوع بلایی آماده شدند. معیت یک تعریف حقیقی دارد یعنی با او بودن، همراه او بودن، شما را با او بشناسند و او را با شما بشناسند. معیت یعنی عشق، دغدغه، دوست داشتن، دلدادگی، وابستگی، بی‌خوابی، خستگی، تعطیلی نداشتن، فکر کردن، نقشه ریختن، عملیاتی شدن. اگر کسی در دنیا به‌خاطر خدا و امام زمان، مادرش فاطمه زهرا «علیهما‌السلام» و خانواده آسمانی‌اش اذیت شود، معیت دارد. معیت یک امر تعارفی نیست. یک امر حقیقی است. معیت در دل است. اول باید دغدغه و سوز ایجاد شود. قلب باید بسوزد و باید دغدغه داشته باشید تا وقت بگذارید و هزینه کنید و شب بیدار بمانید و از سختی‌های راه و ملامت‌های دیگران نترسید. معیت باید در زندگی ما نمود داشته باشد. کسی را که دوست داری، برای استمرار رفاقت باید هزینه کنید. قاعده اصلی و مهم در معیّت آن است که اگر قلب انسان، عاشق کسی، چیزی و یا کمالی شود، به این معنا که حبِّ واقعی آن در دلش وارد گردد، حشر او نیز با معشوقش خواهد بود. انسانی که حقیقتاً محبّت غیب را در دل دارد، حتماً با محبوب هایش محشور خواهد شد. وقتی سخن از معیّت به میان می‌آید «أن یَجعَلَنِی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الأخِرَة». فراموش نکنیم که معیّت باید ابتدا در دنیا به وجود بیاید و بعد در آخرت، زیرا دنیا مزرعه آخرت است. این یک قاعده ریاضی است؛ نمی‌توان در دنیا عاشقِ چیزهای دیگری بود امّا در آخرت با محبوب‌هایی غیر از آن‌ها محشور شد. تنها زمانی ولایتِ معصوم، انسانها را به هدف خواهد رساند، که آنان سایه به سایه و قدم به قدم در معیّت اهل‌بیت حرکت نموده و تمام قواعد سبک زندگی خود را از آنان دریافت نمایند. با چنین حرکتی، قطعاً از ولایت معصوم بهره برده و به رشد انسانی خواهد رسید. فقط قرب به اهل‌بیت که همان سنخیت و شباهت با آنهاست می‌تواند انسان را در مسیر حرکت به سوی الله پیش ببرد. به عنوان مثال، تنها برقراری یک رابطه عاطفی میان شاگرد و استاد، نمی‌تواند موجب دریافتِ کمالاتِ استاد توسط شاگرد شود. حتی فرزندان یک پیامبر و یا یک امام نیز، بدون حرکتِ قدم به قدم در معیّت با آنان و تنها به واسطه عاطفه فرزندی به مقامات آنان دست نخواهند یافت. اگر کسی این لیاقت را داشته باشد که صادقانه معیّت اهل‌بیت را در دنیا و آخرت از خداوند بخواهد، حتماً به اجابت نیز خواهد رسید. باید قلباً عاشق این مقام باشیم و در امتحان این عشق نیز موفق شویم.   برگرفته از مباحث خانواده آسمانی، استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3607
زمان انتشار: 15 سپتامبر 2015
| |
علامت آشکار جامعه شرک‌آلود

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

علامت آشکار جامعه شرک‌آلود

همین غفلت از معصوم، بزرگترین شرکی است که به هزار و صد و هشتاد سال آوارگی او منجر شده است. فراموش نکنیم که بدون امام زمان «علیه‌السلام»، هیچ کس به مقصد نخواهد رسید و اساساً میزان سعادتِ هر کس به میزان قرب او به امام زمانش بستگی دارد.

علامت اصلی شدت یافتن شرک در یک جامعه، حذف الله، معصوم و الگوهای الهی از یک جامعه است. امروز جامعه ما بدون حضور الگوی معصوم و حتی بدون احساس نیاز به الگوی معصوم، سرشار از شرک می‌باشد. غیبت هزار و صد و هشتاد ساله امام زمان «علیه السلام»، علتی جز آلودگی انسان‌ها به شرک ندارد. همه ما آنقدر به الگو پذیری از غیر معصوم خو گرفته‌ایم که حتی در خویش احساس نیاز به الگویی الهی و معصوم که از سوی خداوند تأیید شده باشد، نمی‌کنیم. که اگر جز این بود برای برداشتن موانع ظهور او، از هیچ تلاش و حرکتی فرو گذار نمی‌نمودیم. فراموش کردن امام معصوم به گونه‌ای که ظهورش برای ما دغدغه اساسی و مهمی نیست، بارزترین علامت شرک در نفس ماست، زیرا به راحتی بدون الگوی الهی، زندگی می‌کنیم بی آنکه حتی لحظه‌ای غصه ی نبودن امام زمان ما، دلمان را بیازارد. سبک زندگی هر انسان، آیینه‌ای است که نشان می‌دهد آیا او برای حضور امام زمان«علیه السلام» در زندگی‌اش آمادگی دارد یا خیر ... . دریافت سبک زندگی از ماهواره و اینترنت و ... قطعاً جایی برای امام زمان«علیه السلام» و سبک زندگی مورد تأیید او در خانه‌های ما باقی نگذاشته‌ است. آیا مصداق روشن‌تری برای شرک سراغ دارید؟ .... فراموش نکنیم که امام زمان ما لحظه به لحظه مراقب ماست و هرگز از یاد ما غافل نیست. و اگر فاصله‌ای میان ما و ایشان وجود دارد، به دست خودِ ما حادث شده و با توجه، تمرکز و تلاش ماست که از میان برداشته خواهد شد. بزرگترین سرمایه ما، عشق ما به خورشیدِ پشت ابری است که لحظه‌های زندگی هر کدام‌مان، سرشار از حمایت‌های پدرانه اوست. برای بهره‌مندی بیشتر از این خورشید، باید کمی جدّی‌تر قدم برداریم... . باید از خود پرسید، امام زمان «علیه‌السلام» در کجای زندگی من قرار دارد؟ آیا انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکارمان مطابق میل امام زمان «علیه‌السلام» می‌باشد؟ کدام کارهای ما رنگ مهدوی دارد؟ مهم‌ترین مسئله ما در قیامت، جوابگویی به وظایفی است که در قبال امام زمان «علیه‌السلام» داشته‌ایم. اگر کسی واقعاً سعادت دنیا و آخرت را برای خود و جوامع بشری می‌طلبد، باید به سراغ امام زمان «علیه السلام» برود و حقیقتاً به این موضوع بیندیشد که امام زمانِ ما الآن کجاست؟ جامعه باید به چه شرایطی برسد که زمین به حضور ایشان مفتخر گردد؟ تلاش برای رفع موانع ظهور، با هیچ عمل صالحی، قابل قیاس نیست؛ زیرا به اصل و ریشه ی نیکی‌ها پرداخته و آن را جستجو می‌کند. دور شدن از این اصل و ریشه، دنیا را به وضعیت کنونی‌اش رسانیده است. ما به عنوان فرزندان امام زمان«علیه‌السلام»، موظفیم که ایشان را به تمام اهل دنیا بشناسانیم. اگر مردم حقیقتاً امام زمان را بشناسد قطعاً خواهانِ او خواهند شد.   برگرفته از سلسله مباحث خانواده آسمانی، استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3586
زمان انتشار: 6 سپتامبر 2015
| | | | |
ایثار ؛ اوج فضیلت انسانی

خانواده آسمانی 390 ، 1394/6/12

ایثار ؛ اوج فضیلت انسانی

باید بیاموزیم، عاشقانه و فقط برای جلب نگاه خدا، از خودمان بگذریم. که اگر این گذشتنِ ما، مقبولِ اهل آسمان واقع شود، در حقیقت ما مقبولِ آنان واقع شده‌ایم، و این یعنی تمام سعادت و نهایتِ خیر و ...

عناوین مورد بحث در این جلسه: * حقیقت ایثار یعنی از خود گذشتن که اوج اخلاق و فضیلت انسانی است. * کسی که انفاق ندارد و حاضر نیست برای امام زمانش بیشتر از خودش خرج کند ایثار و عشق ندارد. * مؤمن کسی است که به بهترین­های دنیا دل نمی بندد. * ایثار نوعی سبقت گرفتن است یعنی با از خودگذشتگی فقط می­خواهی رضایت خدا را بدست آوری.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 390 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۶/۱۲ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   در جلسه گذشته آموختیم که ایثار، مقام سبقت به سوی الله است. انسان بواسطه ایثار، به معشوق حقیقی خود نزدیک شده و به سرعت به او نزدیک می‌شود. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»، ایثار را اوجِ مکارم اخلاق معرفی می‌کند؛ «الایثار تاجُ المکارم» کسی که به صفت ایثار مزیّن می‌گردد، به دنبال خاص بودن نیست. بلکه تلاش می‌کند، تا دیگران را نیز به تمام دارایی‌های خود برساند. در چنین فردی هیچ نوع حسادتی وجود ندارد، از همین رو به آسانی از خودش می‌گذرد تا دیگران را بالا بکشد. در روایت دیگری، حضرت امیر، ایثار را غایتِ تمام مکارم معرفی می‌کند؛ «الایثارُ، غایتُ المکارم» کسی که روحیه ایثار به قلبش نفوذ پیدا کرد، یعنی به بالاترین مکرمت اخلاقی دست پیدا کرده است. البته فراموش نکنیم که گاه ایثار ما به ضرر طرفِ مقابل تمام می‌شود، مثل مادری که تکالیفِ درسی فرزندش را انجام می‌دهد. باید بیاموزیم رفتارمان را به گونه‌ای مهندسی کنیم که ایثار ما، به بی‌اخلاقی و یا بداخلاقی در طرف مقابل، ختم نشود و آنها را به سوء استفاده و تنبلی مبتلا نسازد. با مردم چگونه رفتار کنیم با انصاف، یا با ایثار؟ «عامل سائر النّاس بالانصاف، و عامل المؤمنین بالایثار» قال ؟؟ با همه مردم براساس انصاف (مواسات) رفتار کن. اما با مؤمنین همیشه با ایثار رفتار کن. حداقلِ رفتار مناسب با مردم رعایت مواسات و انصاف در مورد آنان است. اما برای مؤمنین و انسانهای بزرگ، باید با ایثار وارد عمل شد. چرا که مؤمن، از جنس محبوبِ انسان است، بوی خدا را می‌دهد و با دیگران متفاوت است. قدر برادران بهشتی‌مان را بدانیم... امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» می‌فرماید: «المؤمنون إخوه و لا شیءَ آثِرَ عند کلّ أخٍ من أخیه» مؤمنان برادران یکدیگرند، هیچ چیز برای یک برادر محبوب‌تر از برادرش نیست. رفقای مؤمن و بهشتی از بزرگترین سرمایه‌های زندیگ انسان هستند. گاه حتی از خانواده انسان، برای او مفیدتر و به او نزدیک‌تر هستند. باید قدر این افراد را بدانیم چون هر کدام از آنها در قیامت قدرت شفاعت دیگران را دارند و ممکن است ما نیز به شفاعت آنها محتاج باشیم. خداوند از رابطه برادرانه میان مهاجرین و انصار توصیف زیبایی را در قرآن به نمایش می‌گذارد. هر کس از مهاجران به انصار می‌پیوست. آنان شادمان شده و او را با آغوش باز و سرشار از محبت می‌پذیرفتند. مؤمنان دقیقاً باید نسبت به یکدیگر همینگونه رفتار کنند، و همواره برای یاری یکدیگر و سرعت دادن به همدیگر آماده باشند. انصار، براحتی به مهاجران یاری می‌رساندند، و هرگز در وجود خودشان هیچ نیازی به آنچه که بخشیده بودند، احساس نمی‌کردند، چرا که پای چنین بخششی عشق، ریخته بودند. آنان در حقیقت تمام بذل و بخشش‌های خود را به پای الله می‌ریختند و از همین رو سرمست و شاد بودند. باید بیاموزیم، عاشقانه و فقط برای جلب نگاه خدا، از خودمان بگذریم. که اگر این گذشتنِ ما، مقبولِ اهل آسمان واقع شود، در حقیقت ما مقبولِ آنان واقع شده‌ایم، و این یعنی تمام سعادت و نهایتِ خیر و ... و آنان که اهل ایثارند، به مقبولیت در نگاه معشوق نزدیک‌ترند ... غایتِ خوشبختی این است که خودمان را بپذیرند، نه هدایایِ ما را، ... و اینگونه است که ایثار غایتِ مکارم انسان است، زیرا انسان را به غایتِ سعادت می‌رساند. باید دائماً منتظر فرصتی برای بخشش و گذشتن باشیم. اگر احساس کردیم، نیازی از کسی به دست ما رفع می‌گردد منتظرِ کمک خواستن او نمانیم، بلکه زودتر، برای رفع نیاز او اقدام کنیم. چه کسانی حتماً رستگارند؟ « و من یوقَ شُحَّ نفسه، فاولئک هم المفلحون...» تعریف دقیق شحّ، بخل نفس است. یعنی جایی که نفس، توانِ گذشتن برای معشوقش را ندارد. کسی از پول نمی‌تواند بگذرد، دیگری از آبرو ... کسی که از جانش نمی‌تواند بگذرد، دیگری از زمان و استعداد ... و هر که حرص نفس خود را نگه داشته و از آن به خاطر خدا بگذرد، حتماً رستگار خواهد شد. راه میانبر، برای محبوب شدن در نگاه خدا، نگه داشتن شحّ نفس است. یعنی گذشتن از همان چیزی که نفس تو، توانِ گذشتن از آن را ندارد. اگر اشک نداریم، اگر لذت از عبادت نداریم، اگر پرواز نداریم، اگر سحر نداریم، اگر به ملکوت راهمان نمی‌دهند، قطعاً به این دلیل است که در نفس ما دلبستگی‌هایی وجود دارد، که ما را زمین‌گیر کرده و تا آنها را از پای نفس‌مان باز نکنیم به ملکوت راهمان نمی‌دهند ...    والحمدلله رب العالمین 

صوت

1 - ایثار ؛ اوج فضیلت انسانی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3585
زمان انتشار: 6 سپتامبر 2015
| | | | |
 حقیقت ایثار

گلچین جملات خانواده آسمانی 389 ، 1394/6/12

حقیقت ایثار

کسی که اهل مواسات است، در انتقادات و اعتراضات خود، به شدت دقت می‌کند تا نهایتِ انصاف را رعایت نماید. او همواره خودش را در شرایط دیگران قرار می‌دهد و هیچ کس را به خاطر عکس العمل و واکنش نامطلوبش زیر سؤال نمی‌برد. کسی که اهل انصاف است، به مقام مواسات خواهد رسید، در این صورت هرگز کسی را از خودش پایین‌تر نمی‌داند؛ بلکه یقین دارد که دیگران حتماً بهتر از او عمل کرده و از او باتقواتر می‌باشند

عناوین مورد بحث در این جلسه: * کسانی که بخواهند در نزد خداوند و اهل بیت (علیهم السلام) خاص و ویژه باشند بدون ایثار امکان پذیر نیست. * به هر میزان بخواهید نسبت به دیگران در کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی و علمی روحیه برتری طلبی داشته باشید از خدا و اهل بیت (علیهم السلام) دور می شوید. * عاقل کسی است که در زندگی ­اش نسبت به همسر و فرزندانش از خودگذشتی و ایثار بیشتری داشته باشد. * ایثار راهی است هم برای آمرزش گناهان و هم قرب به حق تعالی. * در نزد خداوند و اهل آسمان پس از ایمان هیچ عملی برتر از ایثار محبوب نیست.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۸9 «خانواده آسمانی » مورخ 94/06/12 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ایثار آموختیم که «مواسات» بدین معناست که انسان هر آنچه را که برای خود می‌پسندد، برای دیگران نیز بپسندد. و هر آنچه را که از پذیرش آن اکراه دارد، برای دیگران نیز ناپسند بداند؛ ایثار، به معنای مقدم داشتن دیگران بر خود می‌باشد. با مواسات (انصاف) به سوی الله، سرعت بگیرید!!! در میدان مواسات، انسان به سوی الله، سرعت می‌گیرد. اساساً کسی به مواسات مزیّن می‌گردد، از مصادیق آیه «وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ» می شود. بطوری که با سرعت به سمت قرب به الله پیش می‌رود. بنابراین اگر کسی دوست دارد جزء سارعین إلی الله باشد. باید خود را به «مواسات» تجهیز نماید. یعنی حقیقتاً با دیگران مانند خودش رفتار کرده و قاعده «هو أنت» را به طور کامل درک کرده و رعایت نماید. به طوری که قبل از انتقاد به دیگران، خودش را جای آنها گذاشته و از خود سؤال کند؛ آیا اگر من هم در شرایط او بودم، همین عکس العمل را نشان نمی‌دادم؟ و یا آیا خودم در گذشته به چنین رفتارها و یا صفت‌هایی مبتلا نبوده‌ام! فراموش نکنیم که در بسیاری از انتقادها و اعتراض‌هایی که میان اشخاص ردّ و بدل می‌گردد، اگر طرفین خود را جای دیگری می‌گذاشتند، همین واکنش را بروز می‌دادند. خودشیفتگی، سبب می‌شود که انسان‌ها از اشتباهات و ضعف‌های نفس خود راحت می‌گذرند، اما نوبت به دیگران که می‌رسد، بر آنها سخت می‌گیرند و یا آنان را مورد هجوم اعتراضات و انتقادات خود قرار می‌دهند. کسی که اهل مواسات است، در انتقادات و اعتراضات خود، به شدت دقت می‌کند تا نهایتِ انصاف را رعایت نماید. او همواره خودش را در شرایط دیگران قرار می‌دهد و هیچ کس را به خاطر عکس العمل و واکنش نامطلوبش زیر سؤال نمی‌برد. کسی که اهل انصاف است، به مقام مواسات خواهد رسید، در این صورت هرگز کسی را از خودش پایین‌تر نمی‌داند؛ بلکه یقین دارد که دیگران حتماً بهتر از او عمل کرده و از او باتقواتر می‌باشند. او هرگز براحتی زندگی دیگران را نقد نمی‌کند، چرا که می‌داند اگر او نیز در شرایط دیگران قرار بگیرد، همان عکس العملی را نشان خواهد داد که آنان از خود نشان داده‌اند. مقام ایثار؛ مقام سبقت‌گیری به سوی الله است! «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولئِک الْمُقَرَّبُونَ» کسانی که دوست دارند در نزد خداوند مقام ویژه‌ای را کسب کرده و به جایگاه خاصی در نگاه اهل‌بیت D برسند، باید تمام تلاش خود را برای رسیدن به مقام ایثار هزینه کنند. با صفت انصاف (مواسات)، انسان در نزد خداوند و اهل‌بیت D خیلی عزیز می‌شود، اما بواسطه این صفت، به جایگاه ویژه و خاصی در نزد آنها دست نمی‌یابد. ویژه شدن، مخصوص کسانی است که اهل ایثارند، یعنی دیگران را بر خود ترجیح می‌دهند. قرآن در توصیف چنین حالتی، برای انسانها مثالی روشن بیان می‌کند؛ «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً؛ و طعام را با آن که دوستش دارند، به مستمند و یتیم و اسیر دهند». (سوره انسان/ آیه 8) این آیه در شأن امیرالمؤمنین و حضرت زهرا و حسنین و فضّه نازل شده است. انسان‌هایی که روحیه‌ی ایثار و فداکاری دارند و دیگران را به خودشان ترجیح می‌دهند، در مسیر قرب به الله، با سرعت فوق‌العاده‌ای حرکت می‌کنند. ایثار؛ راه میان‌بُر و سریع برای رسیدن به خدا امیرالمؤمنین g می فرماید: «الإِیثارُ أفضَلُ عِبادَةٍ، و أجَلُّ سِیادَةٍ؛ ایثار، بالاترین عبادت است». در روایت ایثار تاجِ مکرمت‌های اخلاقی است و نقطه اوجِ حرکت انسان است که سرعت فوق‌العاده‌ای به او می‌بخشد. برای رسیدن به مقام ایثار، باید از مسائل خیلی کوچک مثل رانندگی، تمرین‌هایمان را آغاز کنیم. سعی کنیم، در همه جا، دیگران را به خودمان مقدّم بداریم. فراموش نکنیم که هرگونه برتری‌جویی نسبت به دیگران، انسان را از حرکت در مسیر الله باز می‌دارد. بسیار روشن است که انسان هایی که تلاش می‌کنند در چهار بخش پایینی از دیگران جلوتر باشند، در بخش فوق‌عقلانی از دیگران عقب خواهند ماند. چنین انسان هایی، به هر میزانی که از دیگران سبقت می‌گیرند، از چشم خداوند خواهند افتاد. هر گونه استکبار و علوّ در قلب انسان، او را از آغوش الله و خانواده آسمانی‌اش دور خواهد کرد. علامتِ یک انسان موفق و رشد یافته، این است که هرگز خودش را نسبت به کسی بالاتر ندانسته و به فخرفروشی و برتری‌جویی مبتلا نیست. هدف از همه عبادات، تقرّب و تشبّه به الله است، و ایثار، بیشترین سطح تقرّب و تشبه را در انسان نسبت به الله ایجاد خواهد کرد. از همین رو در روایت بالا، ایثار را بالاترین عبادت معرفی کرده‌اند. کسی که دغدغه اصلی زندگی‌اش، رسیدن به آغوش الله و خانواده آسمانی‌اش می‌باشد، و دائماً به سرعت گرفتن و یا سبقت گرفتن به سوی آسمان می‌اندیشد، براحتی و با آغوش باز برای رسیدن به مقام ایثار، تمرین نموده و زحمت می‌کشد. چنین کسی به سبب مهندسی معشوقِ صحیح در زندگی خود، هر چه قدر در بخش‌های پایینی به ثروت و قدرت بیشتری می‌رسد، در بخش فوق عقلانی‌اش نیز قدرتمندتر می‌گردد، چرا که بدون احساس علوّ و تکبّر از امکانات و سرمایه‌های بخش پایینی خود در جهت حرکت به سوی الله استفاده می‌کند. چنین کسی براحتی برای رسیدن به آغوش محبوبش، از تمام تعلقات بخش‌های پایینی‌‌اش، هزینه کرده و می‌گذرد. باید تمرین‌هایمان را برای ایثار، از امور کوچک آغاز کنیم؛ از هنگام صرف غذا در منزل و در مهمانی‌ها، در هنگام رانندگی، در سفرها، در محبت کردن به دیگران و ... اساساً تمام عرصه‌های زندگی، صحنه‌های رقابت انسان ها برای تقرب به الله می‌باشند، و کسانی در این میادین پیروزترند، که دیگران را به خود ترجیح می‌دهند. ایثار، گناهانِ انسان را به سرعت در خود ذوب کرده و سرعت حرکت انسان را فوق‌العاده افزایش می‌دهد. ایثار یک شستشوی کامل و سپس یک قرب زیبا را به دنبال دارد. سیادت به معنای بزرگی و آقایی است. این روایت، اهل ایثار را کسانی می‌داند به زیباترین و بالاترین بزرگی‌ها دست می‌یابند. و این بزرگی، مخصوص نگاه اهل آسمان است. قطعاً کسی که در نگاه اهل آسمان عزیز است در میان اهل زمین نیز، عزیز و بزرگ خواهد بود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بزرگترین انسانِ هر جمع را، کسی می‌داند که به دیگران خدمت بیشتری داشته باشد. اگر انسان در نگاه خداوند عزیز شود، حتی دشمنان و بدخواهانِ او نیز در نهادشان برای او عزت و احترام ویژه‌ای قائل اند. بنابراین، ایثار، راه میانبُر و سریع برای محبوب شدن در آسمان و زمین است. مراقب باشیم که ابعاد گوناگون خودشیفتگی، ما را از دریافت صفت رحمانیت و رحیمیت پروردگار باز ندارد، تا بتوانیم به مقام ایثار رسیده و با سرعت و سبقتِ فوق العاده به سوی الله حرکت کنیم. «والحمدلله رب العالمین»

صوت

1 - حقیقت ایثار

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3584
زمان انتشار: 30 اوت 2015
| | | | |
مواسات (برقراری پیوند با امام زمان (علیه السلام)

خانواده آسمانی، جلسه 388، ۹۴/۰۶/۰۵

مواسات (برقراری پیوند با امام زمان (علیه السلام)

مواسات به این معناست که ما سعی کنیم سهمی از دردهای اهل بیت را به جان بکشیم. مصیبت‌های امیرالمؤمنین و حضرت زهرا، مصیبت‌های عظیم حسین و وقایع کربلا ... مواسات یعنی در درد غربت امام زمان شریک شدن، مواسات یعنی بی‌قراری و خستگی و زحمت پا به پای امام زمان ...

عناوین مورد بحث در این جلسه: * اگر یک نفر را بخاطر خودمان دوست داشته باشیم، بخاطر خودمان هم حاضرخواهیم شد به او ظلم کنیم. * تنها کسانی می­توانند با دیگران دوستی ماندگار داشته باشند که انس به الله و آسمان داشته باشند. در غیر این صورت نمی­توان علاقه انسانی برقرار کرد. * مواسات یعنی غم امام زمان (علیه السلام) غم تو باشد و بگویی به اندازه خودم تلاشی کردم و باری را برداشتم. * مواسات یعنی برقراری پیوند با دل امام زمان (علیه السلام) و تلاش برای برطرف کردن موانع ظهور ایشان.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 388 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۶/۰۵ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   مواسات، ریشه در یک عقل قدرتمند دارد... تنظیم روابطِ محبتی در میان افراد، به یک عقلانیت قدرتمند و مهندسی صحیح نیازمنداست. فقط کسانی قادرند به پای دیگران، عشقی حقیقی ریخته و از محبتی راستین نسبت به دیگران برخوردار باشند که معشوق اول و حقیقی آنها، کسی جز الله نباشد. دوستی‌ها و محبت‌های صادر از انسان، زمانی ماندگار حقیقی و ابدی است، که اُنسِ میان او و آسمان برقرار باشد. ضعفِ ارتباط انسان با الله و آسمان، سبب می‌شود که علاقه او به دیگران، علاقه‌ای کاملاً حیوانی بوده و به سطح انسانی ارتقا نیابد، که غالباً این نوع روابط، به انواع خودخواهی‌ها آلوده شده و انسان را قربانی خود خواهد کرد، از همین رو، عموماً رابطه‌ای خطرناک خواهند بود. اگر علاقه انسان‌ها به یکدیگر درست و منطقی باشد، عموماً دچار آسیب و تخریب نمی‌گردد، اما اگر در جایی بنا به مصالح انسانی، ناگزیر به جدایی و قطع ارتباط شوند، به شیرینی و بدون تخریب و تحقیر یکدیگر از هم جدا خواهند شد و احترام یکدیگر را حفظ خواهند کرد. مواسات، از خصوصیاتِ مؤمنان حقیقی است، لذا چنین کسانی عموماً روابط تنظیم شده و قدرتمندی با دیگران برقرار می‌کنند و عموماً روابطشان با آسیب و تخریب روبرو نمی‌گردد. علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «إنَّ مُواساةَ الرِّفاقِ مِن كَرَمِ الأَعراقِ؛ کسی که با دیگران با مواسات رفاقت می‌کند، نشانه کرامت نژاد اوست». امیرالمؤمنین، کرامت نژاد و تبار انسان را در رسیدن به روح مواسات، مؤثر می‌داند، بطوری که طهارت نطفه‌های انسان سبب حرکت سریع­تر آن­ها به سوی اخلاق و کراماتِ انسانی می‌گردد. بنابراین خروجی‌های زیبای انسان­ها می‌تواند ریشه در ژن­ها و ریشه‌های پاک آن­ها داشته باشد. عموماً چنین کسانی به دنبال علوّ و یا خاص بودن نسبت به دیگران نیستند، فخرفروشی از اخلاق آنان به دور است و از اینکه در کمالی از کسی بالاترند، لذت نمی‌برند. شخصی به نا سعید بن حسن تعریف می‌کند، که خدمت امام باقر (علیه السلام) رسیدیم، ایشان از ما پرسیدند؛ آیا شما، اینگونه هستند که دست در جیب رفقای خود نموده و به اندازه نیازتان از آن پول بردارید، بدون آنکه دوست ناراحت شده و یا مانع کار شما گردد؟ شخص عرض کرد، خیر یابن رسول الله... امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: پس هیچی نیستید. شخصی پرسید؛ پس ما اهل هلاکت و بدبختی هستیم؟ امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: مردم، هنوز عقلشان کامل نیست. مواسات یعنی انسان صادقانه، هر کاری که می‌تواند برای رفع غصه‌ها و گرفتاری مؤمنان انجام دهد. مواسات به این معناست که ما سعی کنیم سهمی از دردهای اهل بیت را به جان بکشیم. مصیبت‌های امیرالمؤمنین و حضرت زهرا، مصیبت‌های عظیم حسین و وقایع کربلا ... مواسات یعنی در درد غربت امام زمان شریک شدن، مواسات یعنی بی‌قراری و خستگی و زحمت پا به پای امام زمان ... نمی‌توان مشغول زندگی خودمان باشیم، و امام زمان­مان را در این همه غربت و آوارگی رها کنیم، بعد انتظار داشته باشیم که اهل مواسات نیز باشیم. کسی به مواسات با امام زمانش می‌رسد که جنس دردها و غصه‌های او و امامش با هم یکی باشند. غصه‌های امامش را بفهمد، ببیند و درک کند و به دنبال کم کردن سطح غصه‌های او گام بردارد. او تلاش می‌کند که برای برطرف کردن موانع ظهور امامش، قدم مهمی هر چند کوچک بردارد. او زحمت می‌کشد تا دست بسیاری از فرزندان امام زمانش را گرفته و از ورطه نابودی برهاند و بدین وسیله رضایت خانواده آسمانی‌اش را جلب کند. او در هیچ جبهه‌ای، بدون هدف تلاش برای رسیدن دولت امام زمان (علیه السلام) حضور نمی‌یابد، از همین رو هیچ کمبودی در این مسیر او را نمی‌آزارد. کسی که می‌خواهد به معیّت با امام زمان (علیه السلام) برسد، باید تلاش کند تا به مقام مواسات برسد. یعنی خود را به سطحی از بلوغ عقلی برساند، که بتواند بی‌توقع و از عمق جان، به دیگران عشق بورزد، یک منتظر تمام ابعاد خشونت را از نفس خود می‌زداید تا بتواند به دولتی راه پیدا کند که عقل‌ها در آن کاملند... مواسات؛ عامل اصلی در رفع موانع ظهور امام زمان (علیه‌السلام) امام باقر (علیه‌السلام) به یکی از اصحاب خود می‌فرمایند: آیا شما اینگونه هستید که دست در آستین دوستش کرده و آنچه که می‌خواهد را بردارد؟ عرض کردند: خیر. امام فرمودند: شما هنوز با هم برادر نیستید (به معنای واقعی). برادری، به معنای یکی شدن است... اینکه انسان در نفس خود، دیگران را جای دهد، تا بتواند خود را در تمام حالات آن­ها شریک کند. اینکه انسان این قدرت را کسب کند که بتواند براساس عشق به اهل‌بیت، پیوند برادری با دیگران ببندد، نشانه روح مواسات در اوست. براستی، هر کدام از ما با چند نفر از مؤمنان به روح برادری رسیدیم؟ چقدر حضور دیگران را در زندگی خود، سرمایه می‌دانیم؟ خوش به حال انسان­هایی که به سبکی زیسته‌اند، که مؤمنانِ بسیاری در زندگی‌شان حضور داشته و از سفره رحمت و مهربانی‌شان روزی خورده‌اند و ... به طوری که در مشکلات و گرفتاری‌هایشان، هیچ‌گاه تنها نمی‌مانند، حتی اگر اعضای خانواده زمینی‌شان، نیز تنهایشان بگذارند. ما موظفیم، که از فرهنگ اخوت در شیعه دفاع کنیم. همین پیوندها، اخوت‌ها، عشق‌ها، مهرورزی‌ها، و ... عاملِ اصلی رشد فرهنگ تشیّع در زمین است. همین اخوت‌ها، تعداد شیعیان زمین را به چهارصد میلیون نفر رسانیده است. همین دلدادگی‌ها و رحمت‌هاست که زمینه ظهور امام زمان (علیه‌السلام) را فراهم می‌کند، به طوری که هر قدر بیشتر می‌شود، به لحظه با شکوه ظهور نزدیک‌تر خواهیم شد. زیرا می‌دانیم که دو عامل اصلیِ غیبت امام زمان (علیه‌السلام) بی‌وفایی و عدم همدلی شیعیان است. اگر ما بدانیم که همه ما فرزندان امام زمانیم، و باورِ این برادری، دور هم جمع می‌شویم تا بتوانیم برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت برنامه‌ریزی کرده و نقشه‌های عظیمی را طرح‌ریزی نماییم. و چقدر زیباست که آقا ما را در چنین حالی ببیند.   «والحمدلله ربّ العالمین» 

صوت

1 - مواسات (برقراری پیوند با امام زمان (علیه السلام)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3583
زمان انتشار: 30 اوت 2015
| | | | |
مواسات (نگاه الهی در روابط انسانی)

خانواده آسمانی، جلسه ۳۸7، 94/06/05

مواسات (نگاه الهی در روابط انسانی)

مواسات، در حقیقت همان رعایت قاعده «هو أنت» می‌باشد. در جلسات گذشته آموختیم که حداقل نگاهِ الهی و انسانی در روابط میان اعضای خانواده آسمانی، رعایت قاعده «هو أنت» می‌باشد. به این معنا که انسان، آنچه را که برای خود می‌پسندد، برای دیگران نیز بپسندد و آنچه را که دوست نمی‌دارد، برای دیگران نیز ناپسند بداند.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * آن کس که در نگاهش الله و ابدیت عزیزتر است، احترام بیشتری در روابط با دیگران خواهد داشت؛ چون پیوندی آسمانی با آنها دارد. * مواسات یعنی آنچه که برای خود می پسندد برای دیگران هم بپسند و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند. * همه ریشه های فساد، ظلم، خودخواهی، تجاوز از جامعه کنده خواهد شد وقتی افراد با یکدیگر مواسات داشته باشند. * زن و شوهری که نسبت به یکدیگر مواسات دارند، عشق شان پاینده خواهد بود.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 387 «خانواده آسمانی » مورخ 94/06/05 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   تکریم دیگران، تابع عشق انسان به اهل آسمان است... در جلسه گذشته با روایتِ زیر از امام صادق (علیه‌السلام) آشنا شدیم: «مَن عَظَّمَ دینَهُ عَظَّمَ إخوانَهُ، ومَنِ استَخَفَّ بِدینِهِ استَخَفَّ بِإِخوانِهِ؛ هر که دینش در نزد او بزرگ باشد، برادرانش را گرامی می‌دارد، و هر که دینش در نزد او کوچک باشد، برادران دینی‌اش را سبک می‌شمارد». در حقیقت، امام صادق (علیه‌السلام) رفتار اخلاقی و انسانی را تابع عشق و نگاه یک انسان به دینش می‌داند. می‌دانیم که نوع رفتارهای همه انسان­ها با کسانی که دارای رابطه‌ای خاص با آن­ها می‌باشند (همسر، فرزندان، پدر و مادر، خویشاوندان، دوستان و...) نسبت به بقیه انسان­ها متفاوت است. امّا اسلام، این رابطه خاص را به محدوده ارزشمندتر و بالاتری از ارتباطاتِ زمینی اختصاص داده است. اسلام، با معرفی یک ریشه آسمانی واحد برای همه انسان­ها که همان نفخه‌ی الهی (نور محمد و آل محمد s) است، دایره ارتباطاتِ خاصِ انسان­ها را وسیع‌تر و قیمتی‌تر می‌کند. از نگاه خداوند، خانواده حقیقی ما، کسانی نیستند که بدن ما را به وجود آورده­اند؛ بلکه کسانی هستند که اصل و حقیقت ما را به وجود آورده‌اند و در همه مراحل حیاتمان حضور دارند. اصل و حقیقت یک انسان، باید به اندازه یک انسان بزرگ باشد، بنابراین اصل ما، نمی‌تواند پدر و مادر زمینی ما باشند، چرا که آنان از نیمه‌ی راه حیاتمان (آغاز سفرمان به زمین) به زندگی ما ملحق شده‌اند. اصل و ریشه حقیقی ما، نور اهل بیت (علیهم السلام) است که در تمام طول حیات­مان، از الله تا زمین، و از زمین تا الله حضور دارد. چنین اصالت عظیمی سبب می‌شود که انسان به بلندای ابدیت به خود نگریسته و به همین بلندا، به خود و دیگران عشق بورزد. چنین نگاه بلندی، نوع روابط ما را، به روابطی فراتر و عمیق‌تر از روابط زمینی تبدیل می‌کند. گاه ممکن است میان انسان و اعضای خانواده زمینی‌اش اختلاف بوجود بیاید، زیرا ریسمان متصل کننده انسان­ها در روابط زمینی، درست مانند عوامل دیگر زمینی، سست و ناپایدار است. اما آنچه که سبب اتصال انسان به برادران دینی‌اش می‌گردد، حقیقتی جاودانه و عمیق است که از جنس روابط ناپایدار زمینی نمی‌باشد. امیرالمؤمنین علی (علیه­السلام) می‌فرمایند: «رُبَّ أخٍ لَم تَلِدهُ اُمُّكَ؛ چه بسیار برادرانی داری که مادر تو آن­ها را نزاییده است». بنابراین برادران حقیقی ما، مؤمنانی هستند که با ریسمان الهی، انسانی به ما متصل شده‌اند. هر چقدر انسان به اصل و ریشه‌ی خودش وفادارتر است، به روابطی که براساس این اصل بوجود آمده‌اند نیز وفادارتر و متعهدتر می‌باشد. انسان­هایی که عاشق الله و ریشه خود هستند، به انسان­هایی که در این ریشه با او مشترک هستند، احترام بیشتری گذارده و آن­ها را عزیزتر می‌شمارد. در قرآن، سوره فتح آیه 29 آمده است: «مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم؛ محمد فرستاده خداوند است و آنان که با او هستند، سخت‌گیر بر کافران بوده و مهربانان میان خود هستند». رحمتِ مورد نظر در این آیه، رحمتِ رحیمیه است. یعنی مهربانی خاصی که فقط مؤمنان نسبت به یکدیگر دارند. مؤمنان یعنی کسانی که بخش انسانی (فوق عقلانی) خود را شناخته و به حقیقت لا اله الا الله رسیده‌اند. بطوری که معشوق مشترک همه آن­ها در بخش انسانی الله است. لذا نگاه آن­ها به بقیه مؤمنان، از دریچه نگاه زمینی نیست؛ بلکه از دریچه عشقی عظیم و آسمانی است، از همین رو، آنان که در عشق با او مشترکند، در نگاه او و قلب او جایگاه با عظمت و ویژه‌ای دارند. چنین کسانی به سطح بالاتری از رحمت دست می‌یابند که به آن رحمت رحیمیه اطلاق می‌شود، بطوری­که تمام مهربانی‌ها، کارگشایی‌ها، گذشت‌ها و فداکاری‌هایش، رنگ و بویی الهی گرفته و از سطح رحمانیت به رحیمیت می‌رسد، و انسان به اسم رحیم نزدیک می‌شود. رحیمیت، یعنی اینکه انسان علیرغم اینکه می‌داند، طرف مقابل او غرق گناه است، اما چون او را فرزند علی (علیه السلام) دانسته و برای خانواده آسمانی‌اش مهم می‌داند، با مهربانی و رأفت با او رفتار می‌کند. او به همه مؤمنان از نگاه حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) نگاه می‌کند. انسان­هایی که به دیگران از نگاه الله می‌نگرند، در نزد خداوند از محبوبیت ویژه‌ای برخوردارند. کسانی که می‌خواهند در گروه «سابقون» قرار گرفته و با سرعت و سبقت به سوی الله حرکت کنند. باید به این مهارت برسند که بتوانند به دیگران از نگاه الله و اهل‌بیت D بنگرند. در این صورت به مقام عنداللهی رسیده و از کنار او به دیگران می‌نگرد، و دیگران به بلندای ابدیت برای او عزیز م مهم می‌شوند. با چنین معریفی، کاملاً روشن می‌شود که چرا امام صادق (علیه السلام) انسان‌های قدرتمند و دیندار را کسانی می‌داند که دیگران را بیشتر مورد اکرام خویش قرار می‌دهند. مواسات مواسات، در حقیقت همان رعایت قاعده «هو أنت» می‌باشد. در جلسات گذشته آموختیم که حداقل نگاهِ الهی و انسانی در روابط میان اعضای خانواده آسمانی، رعایت قاعده «هو أنت» می‌باشد. به این معنا که انسان، آنچه را که برای خود می‌پسندد، برای دیگران نیز بپسندد و آنچه را که دوست نمی‌دارد، برای دیگران نیز ناپسند بداند. با چنین نگاهی تمام رقابت‌های دنیایی و چشم و همچشمی‌های گوناگون از زندگی انسان رخت بر می‌بندد، او هرگز، خیال‌ فخرفروشی و برتری‌جویی نسبت به دیگران را ندارد، و در هیچ کمالی، حتی کمالات انسانی نیز، خودش را برتر از هیچ انسان دیگری نمی‌داند. انسانی که وارد مسابقات چشم و همچشمی می‌شود، دقیقاً از شیطان فرمان برده و او را اطاعت می‌کند، حتی اگر ظاهر مذهبی را رعایت نموده و به سبک زندگیِ مذهبی، روزگار بگذراند. کسی که به مواسات رسیده است، از کینه و رقابت و حذف دیگران و ... خالیِ خالی است. برای او، میانِ مؤمنان هیچ تفاوتی وجود ندارد، او همه را اهلِ خود می‌داند. آنان که گرفتاری‌های دیگران را نمی‌بینند، و مشکلات انسان­های دیگر برایشان اهمیتی ندارد، اساساً تنها به دیده‌ی حیوانی به خود می‌نگرند و به خوی انسانی نرسیده‌اند. مواسات یعنی در مشکلات دیگران به گونه‌ای رفتار کن که دوست داری دیگران در مشکلات تو به یاری‌ات بشتابند. مواسات، تمام فسادها، حسادت‌ها، رقابت‌ها، خودبرتربینی‌ها و ... را از وجود انسان برخواهد کند. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: «ما حَفِظَتِ الْأُخُوَّةَ بِمِثْلِ الْمُواساةِ؛ هیچ چیز، مانند مواسات، برادری انسانی را حفظ نمی‌کند». نه تنها در برادری‌های انسانی، مواسات، سبب تحکیم و حفظ این روابط می‌گردد، که حتی در روابط زمینی نیز ریسمانِ تحکیم کننده این پیوندها، مواساتِ میان اعضای می‌باشد. همدرد بودن با دیگران و شاد بودن در شادی‌های آنها به یقین، از نشانه‌های مواسات یک انسان است که رفاقت میان انسان‌ها را محکمتر و عمیق‌تر می‌کند. طلاق‌ها، درگیری‌ها، فتنه‌ها، آشوب‌ها، اختلافات و قطع ارتباطات، از خودخواهی انسان‌ها و عدم رعایتِ مواسات ناشی می‌شود. بطوری که وقتی یک نفر، خواسته‌های خودش را به روابطش با دیگران، ترجیح می‌دهد دیگران را به بی‌تعادلی در روابط و ایجاد تنش و اختلاف دچار می‌کند، تا جایی که ممکن است کار به جدایی برسد. فراموش نکنیم که اگر ما دیگران را به خاطر خودمان نیز دوست داشته باشیم، باز هم پای منیّت در میان بوده و این ارتباط در نهایت به فساد خواهد انجامید. چرا که در زمان اختلاف، ممکن است به خاطر خودمان، او را له کرده و یا نابود کنیم.

صوت

1 - مواسات (نگاه الهی در روابط انسانی)

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3482
زمان انتشار: 25 اوت 2015
| | | | |
اکرام در پرتو مهربانی

خانواده آسمانی، جلسه ۳۸6، ۹۴/۰۵/۲۹

اکرام در پرتو مهربانی

همه انسان­ها، دارای حبّ ذات هستند. بطوری­که عشق آن­ها به هر کسی و یا به هر چیزی به خاطر خودشان می‌باشد. خداوند حبّ ذات را در نهاد همه انسان­ها قرار داده است تا تمام آنچه را که متعلق به خودش هست را عزیز بشمارد. البته ریشه محبّت‌ها و مذمت‌ها در مؤمنان و دوستان خداوند، خودخواهی نیست، بلکه ریشة مهرورزی در اولیاء الله خداخواهی است، بطوری­که آنان را به سمت دریافت صفت رحمانیت و رحیمیت خداوند سوق می‌دهد.

عناوین مورد بحث در این جلسه: ​* از نشانه های تقوای دل این است که انسان شعائر الهی را دوست دارد. * انسانی که دوستدار سبک غیرالهی است درواقع در باطنش با خدا مشکل دارد. * اگر می خواهید به امام رضا (علیه السلام) نزدیک شوید باید صفت رضای امام رضا (علیه السلام) را بگیرید یعنی سریع الرضا باشید. * کینه به دل گرفتن، نبخشیدن و دیر راضی شدن، عامل عذاب قبر و معطلی در آخرت است.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۸6 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۵/۲9 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: مهربان‌ترها، دیندارترند... امام صادق «علیه‌السلام» می فرماید: «مَن عَظَّمَ دینَهُ عَظَّمَ إِخوانَهُ وَ مَنِ استَخَفَّ بِدینِهِ استَخَفَّ بِإِخوانِهِ؛ اگر کسی دین خود را بزرگ بدارد، حتماً برادران دینی‌اش را نیز بسیار بزرگ می‌دارد». این فرمایش بلند، شاخصة­ی مهم انسان‌شناسی است. بطوری­که انسان، می‌تواند در آیینه‌ی این روایت، نوع ارتباط خود را با الله و دین اسلام، تشخیص بدهد. همه انسان­ها، دارای حبّ ذات هستند. بطوری­که عشق آن­ها به هر کسی و یا به هر چیزی به خاطر خودشان می‌باشد. خداوند حبّ ذات را در نهاد همه انسان­ها قرار داده است تا تمام آنچه را که متعلق به خودش هست را عزیز بشمارد. البته ریشه محبّت‌ها و مذمت‌ها در مؤمنان و دوستان خداوند، خودخواهی نیست، بلکه ریشة مهرورزی در اولیاء الله خداخواهی است، بطوری­که آنان را به سمت دریافت صفت رحمانیت و رحیمیت خداوند سوق می‌دهد. اگر کسی الله را دوست دارد، حتماً از شعائر و نشانه‌های الله نیز لذت برده و آن­ها را دوست دارد. نمی‌توان ادعای عشقِ خداوند را نمود، امّا به شعائر الهی احساس تنفر و یا بی‌علاقگی داشت. قرآن در این باره می‌فرماید: «وَمَنْ یُعَظِّمَ شعائِرَ اللّه فَإنَّها مِن تَقْوی القلوب...» (سوره حج/آیه 32) از نشانه‌های تقوای دل­ها، بزرگ داشتن شعائر الهی است. هر گونه گرایش و علاقه، به سبک زندگی غیر الهی، نشانه عدم تقوای خالص انسان بوده و خداخواهیِ او را رد می‌کند. ممکن نیست کسی الله را دوست بدارد، امّا به سبک زندگی غیرالهی تمایل داشته باشد. امام صادق «علیه‌السلام» بزرگداشت برادران دینی را نیز از شعائر الهی دانسته و آن را نشانه بزرگداشت الله و دین می‌نامند. برای مؤمنان، ملاک مهرورزی، دین است، نه روابط دیگر... آن­ها تمام عشق خود به الله و اهل‌بیت را به پای برادران دینی خود می‌ریزند. از وجودشان توهین، تحقیر، آسیب، غیبت، سرزنش و ... به کسی وارد نمی‌گردد. کسانی که دائماً با دست و زبان خود دیگران را می‌آزارند، مَحال است عاشق الله باشند. چنین کسانی روزی الله را می‌خورند. امّا حرمتِ الله و بندگان الله را نگاه نمی‌دارند. نفسِ ما، اولین صاحب حقی است که باید احترام آن را نگه داشته و تعظیمش کنیم. کسانی که با انواع تندخویی‌ها، وسواس‌ها، درندگی‌ها و ... لحظه به لحظه نفس خود را می‌آزارند، مَحال است از نگاه الله، دیندار و مؤمن به حساب بیایند. انواع سخت‌گیری‌ها، موشکافی‌ها، تحقیر کردن‌ها، عذرناپذیری‌ها و ... که سبب آزار بندگان خدا می‌شود، همه و همه از علائم دوری انسان از الله است. از چنین انسان­هایی دائماً آزار صادر می‌گردد، چه در حق نفس خودشان و چه در حق دیگران آنان که مهربان‌ترند، و دیگران را بیشتر مورد اکرام قرار می‌دهند، به الله و اهل آسمان شبیه‌تر و نزدیک‌تر بوده و در نگاه آن­ها محبوب‌ترند. مؤمن مَحال است گذشته کسی را در ذهن خود نگه دارد، هرگز بخاطر ظلمِ گذشته دیگران در حق خودش، کینه‌ای به دل نگرفته، و با انتقام‌جویی با او رفتار نمی‌کند. مؤمن از گذشته و آینده رهاست... و شاد و آرام در آغوش الله به سمت جلو حرکت می‌کند. انسان­های متکبّر، که خود را از دیگران برتر می‌دانند، و یا با غرور از پذیرش بعضی از احکام دین سر باز می‌زنند، یقیناً، دیندارهای محکم و قدرتمندی نیستند.     زیبا سخن بگو؛ تا در نظر خداوند زیبا جلوه کنی... امام جعفر صادق «علیه السلام» فرمودند: «مَنْ قَالَ لِأَخِیهِ اَلْمُؤْمِنِ مَرْحَباً كَتَبَ اَللَّهُ تَعَالَى لَهُ مَرْحَباً إِلَى‏ یَوْمِ اَلْقِیَامَةِ؛ هر که به برادر مؤمنش بگوید، مرحبا ... خداوند این تهنیت را تا روز قیامت، برای او می‌نویسد». هر گونه اعلام محبت و اعلام ارادت به بندگان خدا، محبت خداوند را به سوی انسان جلب می‌کند. تیزی‌ها و تندی‌های کلام، حتماً نارضایتی خداوند را به دنبال دارد. این مسئله به قدری مهم است که خداوند در آن، آن را به عنوان یک دستورالعمل کلیدی در حرکت به سوی الله معرفی می‌کند. «قُلْ لِعِبادی یَقُولُوا الَّتی هِیَ أَحْسَنُ؛ به بندگان من بگو، که با یکدیگر به بهترین نحو سخن بگویند». (سوره اسراء/آیه 53) عموماً در قرآن، بعد از هر کلمه «قُل»، یک دستورالعمل برای سبک زندگی الهی مطرح می‌شود. و این دستورالعمل­ها را تنها عباد خداوند، جدی می‌گیرند. یعنی همان کسانی که تصمیم جدّی برای حرکت به سوی قرب به الله دارند؛ کسانی که غرور و تکبر، مانع پذیرش دستورات دین، در آن­ها نمی‌شوند. این بار خداوند به عباد خود، دستورالعمل مهارت­های کلامی را ارائه می‌دهد. بطوری­که از آنان دعوت می‌کند، تا با بهترین الفاظ و بهترین نحوة با یکدیگر سخن بگویند. تنها کسانی می‌توانند این مسیر را خوب طی کنند، که نرم، مهربان، محترم و مؤدب با یکدیگر سخن بگویند.   «والحمدلله رب العالمین»

صوت

1 - اکرام در پرتو مهربانی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3481
زمان انتشار: 25 اوت 2015
| | | | |
اکرام در پرتو مهربانی

خانواده آسمانی، جلسه ۳۸5، ۹۴/۰۵/۲9

اکرام در پرتو مهربانی

 

تکریم هر موجودی در عالم، در حقیقت احترام گذاردن به خداوند است، و بالعکس هرگونه بی‌احترامی، سرزنش، دریدن، زخم زبان و... نیز به خداوند باز می‌گردد. این حقیقت، نشان می‌دهد، که انسان­ها به خودی خود یک میدان، برای تمرینِ قربِ ما هستند. و هر گونه رفتار ما با دیگران، میزانِ شباهت ما را با الله، مشخص خواهد کرد. شاد کردن دیگران، به ساده‌ترین روش‌ها، اکرام آن­هاست و حجم عظیمی از گناهان انسان را پاک می‌کند.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * مهربان و خوش خلقی مستمر، علامت رشد حقیقی است که اگر این طور نباشد یعنی به خدا نزدیک نیستید. * قیمت هر انسانی به تعداد اسمائی است که از حق تعالی جذب می کند. * ثروت حقیقی هر فردی در دنیا و آخرت، اسماء الهی است. * برای مهربان­ شدن باید کارهایی را انجام دهیم از جمله: ترک ظلم و بی ادبی، رعایت اکرام و احترام به دیگران و مهرورزی. * هر ظهور زیبایی که در نفس وجود دارد وسیله ای برای مغفرت الهی است.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۸۳ «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۵/۲9 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: مهربانی، شرط اصلیِ ایمان و قرب به الله است... در بحث سیر انسان به سوی الله، یک قاعدة بسیار مهم و کلیدی وجود دارد که بهتر است با آن آشنا شویم؛ می‌دانیم که حداقلِ سعادت یک انسان در آخرت آن است که به محض تولد به برزخ، به بهشت وارد شود، که اگر چنین اتفاق مهمی برای کسی رخ ندهد، قطعاً دچار خسارت عظیمی شده است. نشانة حرکت صحیح یک انسان در دنیا، به سمت چنین تولد موفقی که منجر به ورودش به بهشت می‌گردد آن است، که روز به روز بر سطح آرامش و شادی او افزوده شده و از سطح تندی‌ها و تیزی‌های نفسش کاسته می‌گردد. به این معنا که انواع بدبختی‌ها، حمله‌ها، حسادت‌ها، بدبینی‌ها، زودرنجی‌ها، حساسیّت‌ها، تکبرها و ... روز به روز از وجود او بیشتر رخت بربسته،  بر حجم مهربانی و رحمت او بر دیگران روز به روز افزوده می‌گردد، به طوری­که هر چه زمان بیشتر می‌گذرد، روح او نرم‌تر و لطیف‌تر می‌گردد. اگر کسی، چنین تغییراتی را در خود احساس نمی‌کند، یعنی در مسیر صحیحی به سوی الله حرکت نمی‌کند. زیرا کسی که در مسیرِ قرب (شباهت) به الله، درست گام بر می‌دارد، باید روز به روز به الله شبیه‌تر گردد. تنها کسی که به الله شبیه‌تر می‌شود، که با گذشت زمان، اسماء بیشتری از الله را در خود تجلی می‌دهد. در حقیقت، تنها سرمایة دائمی و واقعی انسان که با او به برزخ منتقل خواهد شد، همین اسمائی است که از خداوند بزرگ دریافت کرده و در نفس خود تثبیت نموده است. در غیر اینصورت تمام نعمت‌های دنیا، اگر در میزان قربِ انسان به الله مؤثر نبوده باشند، تنها ابزاری برای خسران و عقب گرد او بوده و در برزخ مزاحمان و موانعِ عظیم سعادتِ ابدی او خواهند بود. الله برای جلوه نمودن، اول با اسم رحمان جلوه کرده است. به طوری که اسم رحمانِ الله، مادرِ تمام اسماء الهی بوده و در تمام آن­ها حضور دارد. بنابراین «شرط لازم» برای دریافت هر اسمی از اسماء الهی، دریافت اسمِ رحمان است. رسیدن به رحمت به تمام موجوداغت عالم (انسان­ها، گیاهان، حیوانات، جمادات و...) همان صفت رحمانیّت است. امّا رحمت ویژه و خاص که مخصوص مؤمنان و دوستان خداوند است، صفت رحیمیت نامیده می شود. انسان برای دریافت دو اسم رحمان و رحیم، لازم است چهار مرحلة زیر را به انجام برساند؛ 1- ترک ظلم                2- ترک بی‌ادبی                 3- رعایت احترام و اکرام به دیگران                   4- مهرورزی به بندگان خدا طی این چهار مرحله برای دریافت اسم رحمان و رحیم لازم و ضروری است. اگر کسی این دو اسم را دریافت نماید، جذبِ بقیه اسماء الهی برای او کار آسانی خواهد بود. انسان­های متکبر، حسود، بدبین و خودخواه مَحال است بتوانند مسیر قرب را طی کرده و به سلامت به مقصد برسند، مگر آنکه در دریافتِ اسماء رحمان و رحیم موفق شده و از خودمحوری فاصله بگیرند. توجه داشته باشیم که حتی در مورد انسان­هایی که پیوند عاطفی خاصی با آن­ها نداریم و یا خشونت‌ها و تیزی‌هایشان راهِ پیوند را برای ما بسته است، رعایت ادب و احترام کاملاً ضروری است حتی اگر در قلب‌مان احساسِ صمیمیت با آن­ها نداشته باشیم. اکرام بندگان خداوند، اکرام خود خداست... نبی اکرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» می فرماید: «مَنْ اَكْرَمَ اَخاهُ فَاِنَّما یُكْرِمُ اللّهَ فَما ظَنُّكُمْ بِمَن یُكْرِمُ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ اَنْ یَفْعَلَ بِهِ؛ هر کس برادرش را گرامی بدارد، در حقیقت، الله را گرامی داشته است. به نظر شما، خداوند با کسی که او را گرامی داشته است، چگونه برخورد می‌کند». می‌دانیم که منظور از «برادر» در این روایت، تمام انسان‌ها و حتی تمام موجودات دیگر از مخلوقات و تجلیات پروردگار در عالم است. تکریم هر موجودی در عالم، در حقیقت احترام گذاردن به خداوند است، و بالعکس هرگونه بی‌احترامی، سرزنش، دریدن، زخم زبان و... نیز به خداوند باز می‌گردد. این حقیقت، نشان می‌دهد، که انسان­ها به خودی خود یک میدان، برای تمرینِ قربِ ما هستند. و هر گونه رفتار ما با دیگران، میزانِ شباهت ما را با الله، مشخص خواهد کرد. شاد کردن دیگران، به ساده‌ترین روش‌ها، اکرام آن­هاست و حجم عظیمی از گناهان انسان را پاک می‌کند. اکرام انسان­ها، آمرزش خداوند را به دنبال دارد... سلمان فارسی تعریف می‌کند که: بر پیامبر اکرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» وارد شدم، ایشان بر متّکای کوچکی تکیه داده بودند. تا مرا دیدند، متکایشان را به سمت من گرفتند و از من خواستند که من هم تکیه بدهم. سپس علت این رفتارشان را اینگونه توضیح دادند، هیچ مسلمانی نیست که برادر مسلمانش بر او وارد گردد. و او تکیه‌گاهش و متکایش را به او بدهد، و این کار را از روی احترام و اکرام انجام دهد، مگر آنکه خداوند او را می‌آمرزد. تمام ظهورات زیبایی که از نفس انسان صادر می‌گردد، بهانه‌ایست در دستان خداوند برای آمرزش بندگانش. اکرام به اهل محبت، و گذشت از اهل عداوت... امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «أكرِمْ مَن وَدَّكَ، و اصفَحْ عن عَدُوِّكَ؛ یَتِمَّ لكَ الفَضلُ؛ هر که تو را دوست دارد، گرامی‌اش بدار و اکرامش کن، و از دشمن خودت نیز بگذر و کینه به دل نگیر، که این دو دستورالعمل، فضیلتِ تو را کامل و تمام می‌گرداند». انسان­هایی که قلباً دلشان می‌خواهد، نفس قدرتمند و بزرگی داشته و اهل فضل و کرامت نفس باشند، توجه داشته باشند؛ که مبادا به واسطه صمیمیت و رفاقت با کسی، احترام و تکریم او را زیر پا گذاشته و او را مورد توهین قرار دهند. بعنوان مثال رفقایی که به واسطه صمیمیت، یکدیگر را با الفاظ لغو و زشت مورد خطاب قرار می‌دهند و یا والدینی که احترام فرزندانشان را نگه نمی‌دارند، از جمله این گروهند. همین­طور از کسانی که در حق‌تان بدی می‌کنند، نیز بگذرید... که این دو دستورالعمل، انسان را به تمامِ فضیلت‌ها می‌رساند.   «والحمدلله رب العالمین »  

صوت

1 - اکرام در پرتو مهربانی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed