www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه پرسش: 4057
24 نوامبر 2015
| |
پرسش 11.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

شناسه پرسش: 4056
24 نوامبر 2015
| |
پرسش 10.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

شناسه پرسش: 4055
24 نوامبر 2015
| |
پرسش 9.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

شناسه مطلب: 4032
زمان انتشار: 21 نوامبر 2015
| | | | |
امر به معروف و نهی از منکر

خانواده آسمانی ۳۹9 ، ۱۳۹۴/۰۸/14

امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر، در حقیقت، علامتِ عشق انسان‌ها به یکدیگر است، و به هیچ وجه به معنای تجسس و دخالت در امور یکدیگر نیست، بلکه حساسیت انسان را به سعادت انسان های دیگر نشان می‌دهد. درست مانند پدر و مادری که دائماً از فرزندشان مراقبت می‌کنند تا بواسطه‌ی جهل و عدم توانایی شان، به سعادت و سلامت دنیا و آخرت‌شان آسیب وارد سازند.

جملات ناب در این جلسه:  نهی از منکر یکی از واجبات مهم الهی و از حقوق ضروری اعضای خانواده آسمانی به یکدیگر است که ضامن سلامت و سعادت جامعه است. امر به معروف یعنی عشق انسان­ها به یکدیگر؛ امر به چیزهایی که برای سعادت و سلامت دنیا و آخرتی من ضروری است که خداوند امر به آن­ها کرده و منکر به چیزهایی گفته می شود که برای حرکت به سمت هدف زندگی مان و تأمین حیات دنیائی و آخرتی­مان ضرر داشته باشد.  به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹9 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۸/14 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   روابط اعضای خانواده آسمانی با یکدیگر امر به معروف و نهی از منکر منکر؛ به معنای، عمل زشتی است که از ارتکاب به آن، نهی شده‌ایم. از آنجا که روحِ انسان، درست مانند بدن او، ساختاری کاملاً ریاضی است؛ هر آنچه که با این ساختار، هماهنگی و سازگاری ندارد، برایش خطری محسوب شده که از آن به عنوان منکر، تعبیر می‌کنند. در حقیقت، منکر، عملی است، که سلامتِ روح را تهدید کرده و آرامش و شادیِ آن را سلب می‌کند. شادی و آرامشِ انسان، با عواملِ خاصی تأمین شده و استمرار می‌یابد. این گونه نیست که انسان قادر باشد در هر شرایطی خودش را شاد و آرام نگه دارد. از سویی، شادی و آرامش، ملاک و مبنای سلامت روح است، و عدم شاد و آرام بودن انسان، هم یک بیماری ریشه‌ای برای روح است و هم گناه محسوب می‌شود. شادی و آرامش، در گروی تنظیم صحیح ورودی‌ها و خروجی‌های نفس انسان است، لذا نمی‌توان با هر نوع ورودی، به شادی و آرامش دست یافت، درست مانند سلامت بدن که در گروی تغذیه‌ی صحیح آن است و استفاده از مواد تغذیه‌ایِ ناسالم و مضر، سلامت آن را تهدید می‌کند. بنابراین با توضیحات بالا درمی‌یابیم که امر به معروف، به معنای امر به چیزهایی است که برایِ سلامتِ روح و تأمین شادی و آرامش آن ضروی می‌باشند و انسان را به سعادت حقیقی می‌رسانند. و نهی از منکر، نهی از اموری است که سلامتِ روح را به خطر انداخته و او را از رسیدن به حقیقت باز می‌دارند. لذا کاملاً واضح است که امر به معروف و نهی از منکر، برای رسیدن به سعادت حقیقی، عملی واجب و ضروی است، به طوری که هیچ عملی، برای حفظ سعادت جامعه، به پای آن نمی‌رسد. امر به معروف و نهی از منکر، در حقیقت، علامتِ عشق انسان‌ها به یکدیگر است، و به هیچ وجه به معنای تجسس و دخالت در امور یکدیگر نیست، بلکه حساسیت انسان را به سعادت انسان های دیگر نشان می‌دهد. درست مانند پدر و مادری که دائماً از فرزندشان مراقبت می‌کنند تا بواسطه‌ی جهل و عدم توانایی شان، به سعادت و سلامت دنیا و آخرت‌شان آسیب وارد سازند. امر به معروف و نهی از منکر در جامعه مانند منعِ استعمال سیگار در اماکن عمومی است، درست است که سیگار کشیدن، عملی شخصی است، اما استعمال آن در حضور دیگران، مسبّب آسیبِ به دیگران می‌باشد. لذا کسی نمی‌تواند به چنین قانونی اعتراض نموده و آن را مخالفِ آزادیِ انسانی بداند. هر گناهی که سبب آسیب به جامعه می‌گردد، نیز، مشمولِ همین قانون است. به عنوان مثال، گناه بدحجابی که آسیب‌های جدّی بر پیکره‌ی جامعه وارد می‌سازد، قطعاً باید مورد کنترل قرار گیرد. و این مسئله درست مانند منع مصرف دخانیات در جامعه، اصلاً با حفظ آزادیِ انسان، مغایرت ندارد. پدر و مادری که اساساً به نوع ورودی‌ها و خروجی‌های نفسِ فرزندان‌شان توجهی ندارند، در حقیقت، او را تنها به اندازه‌ی مسائل محدود حیوانی دوست داشته و سعادت ابدی فرزندان‌شان، اهمیتی در نگاه آنان ندارد. پدر و مادر عاقل و زیرک، کسانی هستند که خط قرمز‌های زندگی خانوادگی خود را براساس واجبات و محرماتِ خداوند ترسیم می‌کنند.   امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «مَن رأى أخاهُ عَلى أمرٍ یَكرَهُهُ فَلم یَرُدَّه عَنهُ وَ هُو یَقدِرُ علَیهَ فقد خانَهُ؛ هر که برادرش را در حال ارتکاب امر ناپسندی ببیند، و بداند که می‌تواند جلوی او را بگیرد، اما این کار را انجام ندهد، خیانت نموده است». دوست داشتن حقیقی، توجه به سلامت و سعادتِ ابدیِ دیگران است، نه کنار آمدن با هر شرایطی، به بهانه‌ی دلسوزی و محبت. هر گونه کوتاه آمدن در مقابل کسی که در حال ارتکاب منکر است و انسان احتمالِ اثر می‌دهد، قطعاً خیانت در حق او و در حق دیگران محسوب می‌شود. علاوه بر این، کوتاه آمدن ما، سبب می‌شود، گناه او را در نامه‌ی عمل ما هم می‌نویسند، یعنی نفس ما نیز، به آن میزان، تأثیر می‌پذیرد. ما حق نداریم، کسی را بیشتر از الله دوست بداریم و به خاطرِ محبتِ کاذبِ به او، با گناهی که مرتکب می‌شود، کنار بیاییم. اما فراموش نکنیم که ما باید فنونِ امر به معروف و نهی از منکر را بشناسیم و به هیچ وجه با تندی و یا قوانین سخت، کسی را وادار به انجام واجبات و یا ترک محرمات نماییم، زیرا قطعاً تأثیراتِ منفی آن، از نتیجه‌ی مطلوبش بیشتر خواهد بود. فراموش نکنیم که شرط اول و اساسیِ انسان برای ورود به امر معروف و نهی از منکر، آن است که انسان، احتمالِ اثر در فرد مقابل بدهد، در غیر این صورت امر به معروف و نهی از منکر جایز نیست، و انسان باید در مورد روابط خودش با فرد مورد نظر، تجدید نظر نماید. اما اگر انسان، احتمال می‌دهد که می‌تواند دیگران را از جهنم برهاند، و به این عمل تن ندهد، خیانتی بزرگ را مرتکب خواهد شد. به عنوان مثال، مضرّاتِ شبکه‌های اجتماعی، امروزه گریبانگیر زندگی‌های مردم شده و حیاء و عفتِ جامعه را مورد حمله قرار داده‌اند. باید برای آگاهی مردم تلاش کنیم و آنان را از گرفتار شدن در منجلابی که زائیده‌ی دست شیطان است برهانیم... . «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - امر به معروف و نهی از منکر

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3950
زمان انتشار: 8 نوامبر 2015
| | | | |
دیدن ضعف های خود قبل از دیدن عیوب دیگران

خانواده آسمانی ۳۹8 ، ۱۳۹۴/۰۸/۰۷

دیدن ضعف های خود قبل از دیدن عیوب دیگران

باید مراقب قضاوت‌هایمان در مورد دیگران باشیم. دیدن عیوبی از دیگران که در خودِ ما هم وجود دارد، در حقیقت نشاندهنده‌ی وضعیتِ منفی ما در مسیر حرکت به سوی الله است، و هشداری جدّی است که ما را به خودمان خواهد آورد. باید بیاموزیم، دائماً به خاطر ستّاریت خداوند، شکرگزاری کنیم. ستّاریتِ او، که باطنِ مارا پوشانده و بی نهایت از گناهانِ ما را بخشیده است.

جملات ناب در این جلسه:  شیطان همیشه ما را مشغول دیدن ضعف و عیوب دیگران و از عیب های خودمان غافل می کند یعنی شب و روز غصه های دیگران را برای ما بزرگ نشان می دهد. این شخص قطعاً دچار خودفراموشی شده و در نهایت خدا را فراموش خواهد کرد. برای اینکه بخواهیم بدی های دیگران را نبینیم به ضعف های خودمان توجه کنیم. در اینجاست که آرامش بدست میاریم. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹8 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۸/۰۷ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ستّار باشیم ... مثل خدا انسان‌های زیرک و عاقل، هرگز در دعاهای خاص و حالت‌های ویژه‌ی خود، طلب کردن را از خودشان آغاز نمی‌کنند؛ بلکه از پوسته‌ی نفس خود خارج شده و ابتدا برای دیگران دعا می‌کنند. بدبخت‌ترین انسان‌ها، کسانی هستند که به قدری درگیر نفس خودشان اند که می‌توانند عیوب دیگران را در ذهن‌شان نگه دارند، و آنها را بازگو کنند. کسانی که گناهان و عیوب خود را نمی‌بینند و دائماً در جستجوی ضعف‌ها و ایرادهای دیگران اند. حال آنکه خداوند همواره با ستّاریت ویژه‌ی خود، عیوب آنان را پوشانده است. وقتی انسان‌، از نعمت ستّاریت خداوند بهره می‌برند، وظیفه دارند عیوب دیگران را نیز بپوشاند. اگر کسی بتواند با زیبایی‌ها و خوبی‌های انسان‌های پیرامونش زندگی کند، همواره شاد و آرام خواهد زیست. همه‌ی انسان‌ها ضعف‌ها و قوّت‌های گوناگونی دارند. هنر آنجاست که ضعف‌های خودمان و زیبایی‌های دیگران را ببینیم. در این صورت دائماً در حال بررسی خودمان و رفع نواقص باطنی‌مان بوده و از چون و چراییِ دیگران باز خواهیم ماند. تنها با چنین نگاهی است که قادریم به سمت الله حرکت نموده و روز به روز به او نزدیک ‌تر شویم. قهر، جدایی، حسادت، بدگویی، بدخواهی، زودرنجی، غیبت و ... همه و همه نشانه‌ی ضعف های انسان هستند. چنین صفاتی نشان می‌دهند، که انسان ارتباطات عمیق و عاشقانه‌ای با آسمان ندارد که نمی‌تواند تلخی‌های زمین را تحمل کند. تنها کسی قادر است ضعف‌ها و ناملایمات دیگران را تحمل کند، که آرامش و عشق را از لابه لای رفاقت‌هایش با اهل آسمان دریافت کند. فرشتگان، به تمام قوانین و ریاضیات عالم آگاه اند، و تشویق آنان، نشان می‌دهد که چنین فردی دقیقاً مطابق با ریاضیات عالم، در حرکت است و مسیر او در نهایت به الله می‌رسد. این تشویق، در حقیقت، گزارش مثبت از سوی فرشتگان، از وضعیت‌ ما بر روی صراط است. باید مراقب قضاوت‌هایمان در مورد دیگران باشیم. دیدن عیوبی از دیگران که در خودِ ما هم وجود دارد، در حقیقت نشاندهنده‌ی وضعیتِ منفی ما در مسیر حرکت به سوی الله است، و هشداری جدّی است که ما را به خودمان خواهد آورد. باید بیاموزیم، دائماً به خاطر ستّاریت خداوند، شکرگزاری کنیم. ستّاریتِ او، که باطنِ مارا پوشانده و بی نهایت از گناهانِ ما را بخشیده است. تمام هنر یک انسان، آن است که بتواند مثل خدا ستّار شده و از عیوب دیگران بگذرد. ما نمی‌دانیم که آبروی دیگران در نزد خداوند، چه مقدار است. چه بسا کسانی که ما عیوب شان را در ذهن نگه می‌داریم و یا کسانی را که اهل فحشا می‌دانیم، با همه‌ی فحشاهای ظاهری‌شان در نزد الله از ما، گرامی‌تر باشند. کدام دعا، حتماً مستجاب می‌شود؟ شخصی به نام ابراهیم بن هاشم تعریف می‌کند؛ عبدالله بن جُندَب را در موقِف دیدم (در حالت ایستاده به دعا) که تا کنون ایستادنی به این زیبایی ندیده بودم. یکسره دستانش را به سوی آسمان بالا برده و اشک‌هایش بر گونه‌هایش سرازیر می‌شد و به زمین می‌رسید، چون مردم به راه افتادند، به او گفتم، ای ابا محمد، ایستادنی به زیبایی ایستادن تو ندیده بودم. پاسخ داد: به خدا سوگند جز برای برادرانم دعا نمی‌کردم، زیرا امام کاظم «علیه‌السلام» فرمود: هر که در نبودِ برادرش، برای او دعا کند. از عرش به او ندا می‌دهند، برای تو صدهزار برابرِ آن است، لذا ناخوش داشتم که صدهزار دعای مستجاب را برای یک دعا (دعا برای خودم) که نمی‌دانم مستجاب می‌شود یا نه، واگذارم... زیباست اگر قلب انسان برای کسی بلرزد و برای او به دعای مضطرانه، دست بلند کند... اگر انسان بیاموزد که خودش را به جای دیگران گذاشته و آنان را درک کند، می‌تواند به دعایی حقیقی و مستجاب برای آنان دست پیدا کند، علاوه بر اینکه، خیرات این دعا برای خودش نیز چندین برابر شخصی است که برایش دعا نموده است. فراموش نکنیم که دعای انسان در حق خودش، ممکن است با موانعی مثل گناهانش برخورد کرده و به هدف نرسد، امّا دعای در حق دیگران، به طور یقین مستجاب است؛ زیرا این دعا، از زبانی برآمده است که شخص با آن گناه نکرده است. این دعا معجزه می‌کند. هم برای او و هم برای ما. چه تجارتی است رسیدن به مقامی که هم برای دیگران اعجاز در پی دارد، هم برای خودمان... انسان‌های کوچک، کسانی هستند که ایرادها را در قلب خود نگه می‌دارند، به دنبال تلافی هستند و نمی‌توانند از دیگران بگذرند. انسان‌های بزرگ، آنان اند که حاضراند از درجات بهشتیِ خودشان بکاهند، امّا دیگران را شفاعت کرده و از جهنم برهانند. چنین کسانی در عاشقانه‌ترین خلوت‌هایشان، دیگران برای طلب خیر، پیش می‌اندازند، و همواره به دنبال جلوتر بردن دیگران و هُل دادنِ آنان به سمت بهشت هستند. برای خارج شدن از خودمان باید تمرین کنیم... خروج از خود، پروازهایی بلند و روزهایی نو را برایمان رقم خواهد زد. لذّاتی را که تاکنون نچشیده‌ایم... تا وقتی درگیر «من» وجودی‌مان و اثبات این «من» هستیم، پروازی برایمان رخ نخواهد داد. انواع حسادت‌ها، رقابت‌ها، چشم و هم چشمی‌ها و ... زنجیرهای انسان به زمین هستند، این زنجیرها را باید با تکرار و تمرین‌های مداوم به مدد اهل آسمان، پاره کنیم. ...   «والحمدلله رب العالمین»

صوت

1 - دیدن ضعف های خود قبل از دیدن عیوب دیگران

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3886
زمان انتشار: 25 اکتبر 2015
| | | | |
غنیمت شمردن فرصت ها

خانواده آسمانی ۳۹6 ، ۱۳۹۴/۰7/30

غنیمت شمردن فرصت ها

عزاداری‌ها، نیازهای ما برای عاشقی اند، نه نیاز اهل آسمان. امّا فراموش نکنیم که اگر در هیاهوی سبک عزاداری‌ها، ذهن ما از توجه به مصیبت اعظم (فقدان متخصص معصوم) جا بماند، عزاداری‌های ما فایده‌ای ندارد. اساسِ نهضت عاشورا فقط و فقط برای رسیدنِ ما به حسینِ زمانمان به پا شده است، اما قرن‌هاست، که حسینِ زمان در لابه‌لای عزاداری‌ها گم شده است.

جملات ناب در این جلسه:  دوران غیبت، قشنگ­ترین فرصت زندگی برای ارتباط و انس با امام زمان (علیه­ السلام) است. بعد از ظهور آنچه که ما را به حسرت میاندازد و می­کُشد از دست دادن فرصت دوستی و خدمت به ایشان است. همان­طور که بهشتیان حسرت بودن در دنیا دارند چون می دانند که بهشت در دنیاست. لذا فرصت­های الان خیلی مهم است که بعد از ظهور گیرمان نمی آید.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹6 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۷/۳۰ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   در ابتدای بحث سؤالی جدی مطرح است، که لازم است هر کدامِ ما آن را از خودمان بپرسیم؛ در جلسات گذشته، ما با حقوق اعضای خانواده‌ی آسمانی نسبت به یکدیگر آشنا شدیم (خیرخواهی، حفظ الغیب، انصاف و ...). آیا ما این حقوق را در حق امام زمان (علیه السلام) رعایت می‌کنیم؟ همه‌ی ما باید حداقل، امام زمان‌مان (علیه السلام)  را به عنوان یک «مؤمن» دوست داشته باشیم و حقوق او را ادا کنیم. اینکه فکر کنیم حضرت در غیاب ‌شان از ما چه توقعی دارند؟ ما می‌دانیم که ایشان تنها دو صفت وفاداری و همدلی را از ما خواسته اند. باید برای رسیدن به این دو صفت تلاش کنیم. زمان غیبت امام زمان (علیه السلام) ، فرصتِ عشق بازی با ایشان و با همه‌ی اهل آسمان است، و اساساً فرصت زندگی ما، جز فرصتی برای عاشقی نیست. چرا ما هوس عشق بازی با آسمان به سرمان نمی‌ زند؟ چرا ما عطش رسیدن به بهشت، مشتاق‌مان نکرده است؟ چرا ما از این فرصتِ عاشقی، برای رفاقت با اشرافِ آسمان استفاده نمی‌ کنیم؟ پاسخ تمام این سؤالات یک جمله است؛ گناهان، ذائقه ما را کور کرده‌اند، گناهان، راهِ آرزوهای بلند را برای ما بسته اند. آنقدر انواع کمالات و افکار چهار بخش پایینی، ذهن ما را به خود درگیر کرده‌اند، که اساساً راه غیب را در وجود مان بسته‌ایم. هر چقدر درگیری و مشغولیتِ بخش‌های پایینی در انسان زیادتر باشد، ذهن و قلبِ انسان از پرداختن به آسمان عاجزتر می‌شود. دنیا، فرصتِ عاشقی است... قدر این حجله‌گاه را بدانیم، حتماً روزی حسرتش، ما را به خود مبتلا خواهد کرد. عصر غیبت، زمان حفظ حرمتِ امام زمان (علیه السلام) در زمان نبودن اوست. تمام سرمایه‌ی ما در زمان غیبت همین دو عامل است؛ وفاداری به امام زمان؛ و تلاش همدلانه برای رفع موانع ظهور. براستی! دل ما چقدر درگیر امام زمان (علیه السلام)  است.... چقدر عاشقانه برایش دعا کرده‌ایم..... چقدر بی‌قرارِ دیدنش شده‌ایم..... چقدر برای آمدنش دویده‌ایم.... حسین زمان خودمان را پیدا کنیم... عزاداری‌ها، نیازهای ما برای عاشقی اند، نه نیاز اهل آسمان. امّا فراموش نکنیم که اگر در هیاهوی سبک عزاداری‌ها، ذهن ما از توجه به مصیبت اعظم (فقدان متخصص معصوم) جا بماند، عزاداری‌های ما فایده‌ای ندارد. اساسِ نهضت عاشورا فقط و فقط برای رسیدنِ ما به حسینِ زمانمان به پا شده است، اما قرن‌هاست، که حسینِ زمان در لابه‌لای عزاداری‌ها گم شده است. ما باید در لابه‌لای عزاداری‌ها، به دنبال یک روزیِ عظیم بگردیم؛ روزی انتقامِ امام زمان،(علیه السلام)  انتقامِ امام حسین (علیه السلام) ... باید آسمان حسِ انتقام را در دلِ ما تأیید کند، باید آسمان بر قلب ما، مُهرِ انتظار بزند، و اگر به اینجا برسیم، به عالی ترین درجه‌ی انسانی رسیده و با امیرالمؤمنین و هم‌درجه‌ی او محشور خواهیم شد. اولاً باید در شلوغی‌های عزاداری‌ها، تنهایی، غربت، آوارگی و اضطرار امام زمان (علیه السلام) را فراموش نکرده و ثانیاً به مردم این مصیبت اعظم را یادآوری کنیم. اینکه عزاداری‌های ما نمی‌تواند، موانع ظهور را رفع کند، نشان می‌دهد که ما چقدر از مقام یک عزادار حقیقی دور هستیم. باید تمرین کنیم مانند زُهیر واردِ چادر امام حسین‌مان (علیه السلام) شویم، ما باید از وهب نصرانی و مادرش قربانی دادنِ برای متخصص معصوم را یاد بگیریم، تا در لابه‌لای دلبستگی‌های زندگی از حسین‌ِ زمانمان جا نمانیم. ما باید در این عزاداری ها فریاد بزنیم که: حسین هزار و چهارصد سال پیش اکنون در عالی‌ترین مقامات بهشتی است... حسینِ ما کجاست؟ او را پیدا کنیم... هزاران مجلس برای حسین (علیه السلام) به پا می‌شود، اما اگر برای امام زمان (علیه السلام) حرفی برای گفتن نداشته باشد، هیچ فایده‌ای ندارد. عزادار باید به مقامی برسد که وقتی از خیمه‌ی حسین (علیه السلام) بیرون می‌آید، شروع به نقشه کشیدن برای رسیدن به چادر امام زمانش کند. یک عزادار حقیقی، حداقل کاری که باید برای امامِ زمانش بکند این است که به یک دعای مضطرانه دست پیدا کند به مقامی برسد که بتواند چند دقیقه برای امام زمانش گریه کند. ما باید در لابه‌لای عزاداری‌ها، بخش فوق عقلانی‌مان را به قدرت برسانیم، به شادی و آرامش .... در غیر اینصورت ما همواره گرفتار چهار بخش پایینی‌مان بوده و هرگز قلبی آرام، رها، شاد و خالی از دنیا و سرشار از آسمان نخواهیم داشت... نوع دعاهای ماست که قیمت ما را مشخص می‌کند ... در لابه‌لای عزاداری‌ها کمتر از امام زمان (علیه السلام) و پیوند با او چیزی نخواهیم ... «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - غنیمت شمردن فرصت ها

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3885
زمان انتشار: 25 اکتبر 2015
| | | | |
مومنین آینه تمام نمای هم هستند...

خانواده آسمانی ۳۹5 ، ۱۳۹۴/07/30

مومنین آینه تمام نمای هم هستند...

این یک تمرین است... تمرینی کاملاً جدی و کلیدی. اخلاص در دوستی و خیرخواهی از کلیدی‌ترین عوامل رهایی از دوزخ است. کمااینکه امام رضا (علیه‌السلام) در نامه‌ی خود به حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) فرمودند: اگر مؤمنی حتی نسبت به یک نفر خیرخواه نباشد، مورد نفرین من قرار می‌گیرد...

جملات ناب در این جلسه: آینه نشان دهنده ضعف ها و قوت های ماست. وقتی گفته می­شود مومن آینه مومن است؛ یعنی او را مثل خود می بیند. چون آدم خودخواهی نیست و همیشه به فکر برادرهای مومنش است و هیچ وقت نظرش را بر دیگران تحمیل نمی کند و لحظه ای دلش خالی از خیرخواهی نیست؛ یعنی آبرویش را حفظ می کند، در حضورش کاری که دوست ندارد را انجام نمی دهد و و در هر مجلسی که باشد برایش جا باز می کند.    به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹5 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۷/30 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   آینه‌ی مؤمنان دیگر باش... نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «المُؤمِنُ مِرآةٌ لِأَخیهِ المُؤمِنِ؛ یَنصَحُهُ إذا غابَ عَنهُ، ویُمیطُ عَنهُ ما یَكرَهُ إذا شَهِدَ، و یُوَسِّعُ لَهُ فِی المَجلِسِ؛ مؤمن آینه برادر مؤمنش است. در غیاب او (آبرویش را حفظ می‌کند) خیرخواه اوست و در حضورش، آنچه را ناپسند می‌دارد، از او دور می‌سازد و در مجلس برایش جای می‌گشاید». مرآت در لغت به معنای آینه است، وسیله‌ای که چهره‌ی دیگران را در خود نشان می‌دهد. آینه قطعاً در نبودِ کسی ایرادها و عیوبش را نشان نمی‌دهد. مؤمنان نیز در نبود برادر مؤمنشان هرگز عیبی از او را برملا نمی‌سازند، و به این حقیقت که حُرمت مؤمن از کعبه بالاتر است، یقین دارند. لذا به حرمت الله، اهل‌‌بیت و خودِ مؤمن، هرگز در غیاب او، نسبت به عیوبش پرده‌دری نمی‌کنند. اساساً نوع نگاه مؤمن به مؤمنان دیگر عادی نیست؛ بلکه او از دریچه‌ی نگاه الله و اهل آسمان را به مؤمنانِ دیگر می‌نگرد. لذا در غیبت او (عدم حضور او) دائماً به این فکر می‌کند که من چگونه می‌توانم حافظ منافع او بوده و برای او خیرخواهی نمایم. از سوئی در حضور او، هرگز عملی انجام نمی‌دهد که ناپسند برادر مؤمنش می‌باشد. چنین نگاهی، قطعاً بسیاری از اختلافات را از میان بر می‌دارد. با چنین نگاهی، انسان مؤمن، هرگز میلِ خودش را به کسی تحمیل نمی‌کند؛ بلکه سعی می‌کند همیشه فرصتِ انتخاب را به دیگران بدهد، و حرمت آنان را از امورات کوچک تا امورات بزرگ بسیار بسیار نگه می‌دارد. مؤمنان، با حضور مؤمنان دیگر در مجلسی، به سرعت برای او جای می‌گشایند و او را در جمع به گرمی می‌پذیرند. چگونه می‌توانیم آینه‌ی خالصی برای مؤمنان دیگر باشیم؟ نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «المُؤمِنُ مِرآةُ أخیهِ یُمیطُ عَنهُ الأَذى؛ مؤمن، آینه‌ی برادرش است، آسیب را از او دور می‌کند». در این راستا امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «ثَمَرَةُ الاُخُوَّةِ حِفظُ الغَیبِ، وإهداءُ العَیبِ؛ میوه‌ی برادری مؤمنان دو چیز است؛ به نیکی یاد کردن در غیب و هدیه کردن عیب‌ها». در فرمایش دیگری فرمودند: «مَنْ أبانَ لَكَ عَیْبَكَ فَهُوَ وَدُودُكَ؛ هر که عیب تو را برایت آشکار کرد، دوست توست». همه‌ی ما همین الان روی صراط در حرکتیم. و صراط از متنِ جهنم (دنیا می‌گذرد). تنها حرکت صحیحِ ما بر صراط ما را به بهشت می‌رساند. لذا اگر در صراط کسی به ما عیب‌مان را گوشزد کرد، در حقیقت عاملی را که ما را در آتش، فرو خواهد برد، نشانمان داده است. آیا چنین کمک بزرگی، جای تشکر و تقدیر ندارد؟ پس چرا از شنیدن ایرادهایمان ناراحت می‌شویم؟ هدیه دادن عیوب به قدری حائز اهمیت است که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «ما أخلَصَ المَوَدَّةَ مَن لَم یَنصَحْ؛ خالص نکرده مودّتش را، کسی که خیرخواه دوستش نباشد». این یک تمرین است... تمرینی کاملاً جدی و کلیدی. اخلاص در دوستی و خیرخواهی از کلیدی‌ترین عوامل رهایی از دوزخ است. کمااینکه امام رضا (علیه‌السلام) در نامه‌ی خود به حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) فرمودند: اگر مؤمنی حتی نسبت به یک نفر خیرخواه نباشد، مورد نفرین من قرار می‌گیرد... (از من دور می‌شود). اگر دو نفر خیرخواهِ همدیگر باشند، حتماً حتماً به خلوصِ در دوستی خواهند رسید و از جهنم درآمده و به بهشت نزدیک می‌شوند. باید بیاموزیم، ذهن ما فقط مشغول خودمان و مسائل شخصی‌مان نباشد، در هر شرایطی خودمان را جای دیگری گذاشته و با انصاف و نگاهی الهی دیگران را ارزیابی کنیم.   باید گوشی عادل داشته باشیم... حضرت علی (علیه­السلام) فرمودند: «مَن أحَبَّكَ نَهاكَ، ومَن أبغَضَكَ أغراكَ؛ هر که دوستت بدارد، حتماً تو را از جهنم نهی می‌کند، و آنکه دشمنت می‌دارد...» اگر بتوانیم، در لابه­لای ایرادگیری‌ها و نق و غُرهای دیگران، مودت خالص آنها را نسبت به خودمان ببینیم، و یقین کنیم که تمام ایرادگیری‌های آنان، نعمت‌ها و هدیه‌های بزرگ خداوند هستند، قطعاً به یک گوش عادل رسیده‌ایم. گوشی که قادر است عیوبش را بشنود و قلب را تحریک به رفع این عیوب نماید. باید سعی کنیم دوستانی را انتخاب کنیم، مجالسی را برگزینیم، ارتباطاتی را برقرار نماییم که حتماً در لابه‌لای آن ضعف‌هایمان را بشناسیم، نه اینکه فقط با دوستانی ارتباط برقرار کنیم که ما را تأیید می‌کنند.     «والحمدلله رب العالمین»

صوت

1 - مومنین آینه تمام نمای هم هستند...

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3848
زمان انتشار: 20 اکتبر 2015
| | | | |
اهداء عیوب

خانواده آسمانی ۳۹3 ، ۱۳۹۴/7/23

اهداء عیوب

عیوب ما، عوامل سقوط دهنده‌ی ما در دوزخ هستند، بنابراین کسانی که ما را به عیوب‌مان آگاه می‌کنند، در حقیقت ما را از لبه‌ی پرتگاه جهنم به عقب می‌کشانند. آیا لطفی، بزرگتر از این سراغ داریم!!!

عناوین مورد بحث در این جلسه: - ایثار، ترجیح دادن مصلحت خدا بر مصلحت زندگی خود است که توأم با عشق و شور است. - انسانی که ایمان به آخرت، جهنم و بهشت دارد از انتقاد به او ناراحت نمی شود. - خودشیفتگی اجازه نمی دهد که عیب هایمان را ببینیم چون حب ذات داریم و کمتر عیب های خود را می بینیم و دیگران بهتر ضعف های ما را می بیند. - خودشیفتگی های مذهبی یعنی پاک تر از دیگران بودن که باعث می شود عیب هایمان را نبینیم. - در پیوند و ارتباط با دیگران مهم این است که همیشه طرف مقابل را درک کنیم و خود را جای او بگذاریم؛ بفهمیم که چه می گوید و چه می خواهد.    به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 393 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰7/23 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   اهل ایثار، آسان محاسبه می‌شوند... در جلسه‌ی گذشته روایتی پیرامون مکالمه‌ی حضرت موسی (علیه­السلام) و خداوند آشنا شدیم و آموختیم که خداوند، درجاتِ عظیمِ پیامبر اسلام و امت ایشان را در گروی صفت ایثارِ آن ها معرفی می‌کند و نیز آموختیم که خداوند در پایان این مکالمه‌ی زیبا به حضرت موسی (علیه­السلام) فرمودند: «هیچ یک از بندگانم زمانی که عمر خود را به ایثار گذرانده باشند بر من وارد نمی‌شود، مگر آنکه من حیا می‌کنم از این که آنان را محاسبه و مؤاخذه کنم». ایثار، انسان را به عالی‌ترین درجات انسانیت می‌رساند. خوش به حال کسانی که بخشی از عمر خود را به ایثار گذرانده اند. همه‌ی ابعاد ایثار، زیبا و اوج دهنده اند... اما مقوله‌ی ایثار در راه خدا، در راه دین، در راه امام زمان (علیه­السلام) با هیچ بُعدی از ابعاد ایثار قابل قیاس نیست و برای رسیدن به این مقام باید تمرین کنیم، تا روح ما عادت کند، با بال های ایثار به پرواز درآید. حفظ الغیب حفظ الغیب، به معنای حفاظت از منافع دیگران در زمانِ عدم حضور آنان است. بطوری که جز نیکی از دیگران یاد نکرده و حتی اگر کسی را در حال غیبت برادر مؤمنش ببیند، از او دفاع می‌کند. امام صادق (علیه‌السلام) می فرمایند: «اذْكُرُوا أَخَاكُمْ إِذَا غَابَ عَنْكُمْ بِأَحْسَنِ مَا تُحِبُّونَ أَنْ تُذْكَرُوا بِهِ إِذَا غِبْتُمْ عَنْهُ؛ در نبودی برادرتان، به بهترین شیوه‌ای که دوست دارید، در نبود شما، از شما یاد کنند، از او حرف بزنید». دیدن زیبایی‌های دیگران و توصیف کمالات آنان در غیاب‌شان، نوعی، گذشتنِ از خود بوده و بزرگی و شجاعتِ خاص خود را می‌طلبد. البته عموماً این اتفاق بیشتر در زمان‌هایی شایع‌تر دیده می‌شود که مؤمنان، به رحمت خداوند رفته و زندگی دنیا را ترک می‌کنند. این عمل، زیباست، امّا زیباتر آن است که انسان در زمان حیات دیگران، قادر به دیدن زیبایی های آن ها و بیانِ کمالاتشان باشد. اهداء العیب  (هدیه کردن عیب‌ها) می‌دانیم که مؤمنان، آینه‌ی یکدیگرند، و وظیفه واجب‌شان آن است که عیوب یکدیگر را به هم گوشزد نموده و همدیگر را در جهت رفع آنها یاری نمایند. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «محبوب‌ترینِ برادران من، کسی است که عیب‌های مرا، به من هدیه می کند». عیوب ما، عوامل سقوط دهنده‌ی ما در دوزخ هستند، بنابراین کسانی که ما را به عیوب‌مان آگاه می‌کنند، در حقیقت ما را از لبه‌ی پرتگاه جهنم به عقب می‌کشانند. آیا لطفی، بزرگتر از این سراغ داریم!!! گاهی خودشیفتگی‌های، سبب می‌شود که ما از شنیدن عیوبمان ناراحت ‌شویم. حتی اگر عیبی که شنیده‌ایم در ما وجود ندارد، نباید از شخص ناراحت شده و کینه به دل بگیریم؛ زیرا او تفکر و تصور خودش را بیان کرده است. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «خیرُ إخْوانِكُم مَن أهدى إلیكُم عُیوبَكُم؛ بهترینِ برادران شما، کسی است که عیوب شما را به شما هدیه می‌دهد». باید تحمل شنیدن تذکرات و انتقادات دیگران را داشته باشیم. باید اجازه بدهیم که دیگران با ما انس گرفته و ایرادهای ما را به ما متذکر شوند. اگر ما واقعاً به آخرت ایمان داریم، باید از چنین کسانی تشکر کرده و برای رفع عیوبمان، بصورت جدّی اقدام کنیم. عموماً کسانی که از سطح خودخواهی و خودشیفتگیِ بالایی برخوردارند، همواره انگشتِ اتهام به سمت دیگران گرفته و حاضر نیستند عیوب و تقصیراتِ خودشان را بپذیرند. لذا در هر اختلاف و درگیری، همیشه دیگران را مقصّر می‌دانند. اساساً انسان ها به سبب «حبّ ذات» که خداوند در درون آنها نهادینه کرده است، به درجاتی از خودشیفتگی مبتلا بوده و کمتر قادر به دیدن عیوب خود هستند. بنابراین دیگران راحت‌تر و بهتر می‌توانند ضعف‌های او را دیده و به او متذکر شوند. انسان های زیرک کسانی هستند که از این شرایط استفاده کرده و عیوب خود را با آغوش باز می‌پذیرند. خودشیفتگی‌ها در انسان‌ها، مانع از دیدنِ عیوب‌شان می‌شوند، بطوری که ناگاه به برزخ متولد شده، و متوجه‌ِ آلودگی‌ها و خرابی‌های نفس خود می‌گردند. در حالیکه در دنیا تصور می‌کردند انسان منزه و بی‌عیبی بوده‌اند. خودشیفتگی‌های مذهبی، خطرناک‌ترین نوع خودشیفتگی‌ است. عموماً کسانی که در جمعی خاص، خانواده خود، محیط کار و ... بعنوان فردی مذهبی و پاک شناخته شده اند، نباید خود را بی‌عیب بدانند، بطوری که انتظارِ هیچ انتقادی را از دیگران نداشته باشند. بطور کلی، نگاهِ هیچ انسانی، به خودش، نگاهِ دقیقی نیست، زیرا حتماً توأم با درصدی از خودشیفتگی است، و این نسبتِ خودشیفتگی در انسان های مختلف، متفاوت است. حبّ ذات، مانع از دیدن واقعیت‌ها می‌شود، همیشه نظرِ دیگران دقیق‌تر از نظرِ خودِ انسان است. بنابراین نگاه کردن به خودمان، از پنجره‌ی نگاه دیگران، رشد دهنده‌تر و دقیق‌تر خواهد بود. انسان هایی که مشغول ضعف‌های خودشان هستند و با آغوش باز عیوب خود را می‌پذیرند، راحت‌تر دیگران را تحمل می‌کنند و با آنان انس می‌گیرند. البته توجه داشته باشیم که هیچ کس نباید در عیب‌های دیگران دقیق شده و آنها را در ذهن خود نگه دارد؛ بلکه هر انسان موظف است مشغولِ عیب خود شده و در رفع آنها بکوشد. امّا اگر عیبی از خودش را نیز از کسی شنید، ناراحت نشده و آن را در جهت اصلاح خود بکار بگیرد. دقیق شدن در عیوب دیگران، خود یک ضعف بزرگ است. انسان‌های بزرگ، عموماً ضعف‌های دیگران را حتی اگر ببینند، در ذهن نگه نمی‌دارند، و به سرعت از آن می‌گذرند. از همین رو، براحتی با کسی درگیر نمی‌شوند، و یا براحتی با کسی قطع ارتباط نمی‌کنند. آنان دائماً در حال کاوشِ نفس خود هستند تا عیوبشان را بشناسند و در جهت رفع آن تلاش کنند. آنان همواره به لحظه‌ی تولد به برزخ خود می‌اندیشند، و در هراسند که نکند آماده‌ی تولد سالم نباشند. چنین کسانی، عموماً دیگران را براحتی درک می‌کنند و برای قضاوتِ عملکرد و واکنش آنها، کاملاً انصاف را رعایت می‌کنند. بی‌انصافی در قضاوت کردنِ دیگران، ارتباط‌ها را به تنش و درگیری می‌کشاند. مهمترین سؤال قیامت، سؤال از رفتار ما با امام زمان (علیه السلام) است. و فقط دو چیز از ما خواسته اندَ؛ وفاداری و همدلی ... آیا به این دو اصل رسیده‌ایم!!! مراقب باشیم این دو هدف را در لا‌به‌لای سینه زدن‌ها، زنجیر زدن‌ها، غذا دادن‌ها، مجلس به پا کردن‌ها گم نکنیم ... اگر به وفاداری و همدلی نرسیم، عزاداری‌های ما، راه نجات را برایمان باز نخواهد کرد. تمام فجایع کربلا، امروز هم در حال تکرار است ... آیا واقعاً نمی‌بینیم؟ پس کجاست غیرتِ آزاد مردیِ ما؟ کجاست عاطفه‌ی انسانی ما؟ چرا هنوز درگیر اختلافات کودکانه‌ایم؟ و چرا غربت امام زمان را نمی‌فهمیم؟ محرم و صفر، ماه حسینی شدن است، ماه کربلایی شدن است، ماه زینبی و عباسی شدن است... باید الگوپذیری کرده و برای شبیه شدن، تلاش جدی خود را آغاز کنیم.ددر غیر این صورت، با مشکی پوشیدن و عزاداری ها، جان ما آرام نخواهد گرفت. باید تکلیف‌مان را با زندگی‌ مشخص کنیم... تنها اینگونه به قدم صدق خواهیم رسید و صادقانه از خداوند بخواهیم خونخواهی حسین را به همراه امام زمان (علیه السلام) روزیِ ما کند.. . « فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ أَكْرَمَنِی بِكَ أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ».   «وَالحَمدُللهِ رَبِّ العالمین»  

صوت

1 - اهداء عیوب

کلیدواژه ها: ،

Top

خانواده آسمانی - مورخ ۹۴.۰۱.۲۰ - جلسه ۳۵6

همه ی انسان ها را براساس خانواده ی آسمانیتان دوست داشته باشید تا فساد، فقر و غم ها از جامعه بیرون برود.

انسان نباید با گناهکارها با خشونت، تحقیر برخورد کند؛ زیرا محب اهل بیت حتی اگر گناه زیاد کرده باشد تنها یک پا

پیش روی صراط لغزیده و پای دیگرش روی صراط است.

طبق آموزهای اهل بیت، انسان حق ندارد بدی های دیگران را ببیند؛ بلکه باید خوبی ها را دیده و با نقاط قوت آن­ها زندگی کند؛ زیرا محاسن انسان ها از ضعف آن­ها بیشتر است.

شناسه مطلب: 4212
زمان انتشار: 28 سپتامبر 2015
| | | | |
ایثار کمال سیادت و آقائی

خانواده آسمانی ۳۹2 ، ۱۳۹۴/۰۷/۶

ایثار کمال سیادت و آقائی

کسانی که به انواع حسادت، تنگ نظری، خودبرتربینی، عُجب و ... مبتلا هستند، مَحال است بتوانند، به ایثار موفق شوند. کسانی که دوست دارند همیشه محبوب‌ترین فرد در میان جمع باشند، یا گروهی که تمایل دارند به واسطه کمالی از کمالات پایینی به دیگران فخر بفروشند، قطعاً نفس بیماری دارند.

عناوین مورد بحث در این جلسه: اوج کرامت­ انسان بستگی به این دارد که خودش را آخر از هر چیزی ببیند؛ یعنی دیگران را بر خودش مقدم بداند. آقا و سرور یک گروه کسی است که از خودش بیشتر از دیگران به پای گروهش صرف کند. هر چه انسان تمرین کند که از من­های حیوانی­اش به پای الله، خانواده آسمانی و دیگران بریزد سیادت و آقائی بیشتری داشته و همچنین عبادت بیشتری کرده است. کسی که به انواع حسادت و خودبرتربینی­ ها گرفتار است، هیچ وقت نمی­تواند ایثار داشته باشد. محبوبیت در دنیا به این است که تا آنجائی که می­توانی وقف دیگران باشی و به دیگران نیکی کنی. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹2 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰7/06 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   در نگاه اهل آسمان عزیز می‌شوی اگر ... در جلسات گذشته، با روایت زیر به طور مفصل آشنا شدیم: امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «الإِیثارُ أفضَلُ عِبادَةٍ ، وأجَلُّ سِیادَةٍ؛ ایثار بالاترین عبادت و بزرگترین آقایی است». براستی چرا ایثار بالاترین عبادت است؟ اساساً عبادت، به معنای حذف چهار بخش پائینی است، بطوری­که این چهار بخش، تحت سیطرة بخش فوق عقلانی قرار بگیرند. باطن عبادت، ربوبیت (تشبّه به حق تعالی) است. «العِبادَةُ جَوْهَرَةٌ کُنْهُه الرُّبُوبِیَّةُ». در ایثار، انسان به اوج تشبّه به حق تعالی می‌رسد. به طوری­که بخش طبیعی خود را محصور کرده، و بخش فوق عقلانی خود را به اوج می‌رساند. کسی قادر است ایثار را بفهمد و به این مقام دست پیدا کند، که بخش فوق عقلانی (الهی) خود را به رسمیّت شناخته و به دنبال رسیدن به هدف خلقت خود باشد. برای چنین کسی، عزت و بزرگی در رشد بخش فوق عقلانی خلاصه می‌شود نه در رشد هر کدام از چهار بخش پایینی (کمالات حسی، خیالی، وهمی و عقلی )... انسان با رشد در کمالات بخش‌های پایینی (مدرک تحصیلی، منزل، اتومبیل، ثروت، شهرت، محبوبیت و ... ) به دنبال عزّت می‌گردد، هر چه به این کمالات بیشتر دست می‌یابد، به همان میزان در نگاه اهل آسمان، منفورتر می‌گردد. چنین کسی قطعاً به شرک مبتلاست و روز به روز بیشتر در این بیماری فرو خواهد رفت، زیرا او از منبعی کسب عزت می‌کند، که حقیقتاً منبع عزّت نمی‌باشد. کسانی که به انواع حسادت، تنگ نظری، خودبرتربینی، عُجب و ... مبتلا هستند، مَحال است بتوانند، به ایثار موفق شوند. کسانی که دوست دارند همیشه محبوب‌ترین فرد در میان جمع باشند، یا گروهی که تمایل دارند به واسطه کمالی از کمالات پایینی به دیگران فخر بفروشند، قطعاً نفس بیماری دارند. نفس بیمار، به نفسی گفته می‌‌شود که رها نیست و درگیر کمالی از کمالاتِ پایینی است، مثل درگیر نوع لباس، محلِ سکونت، مدل اتومبیل، سطح پست و مقام‌های اجتماعی و ... چنین نفسی قادر نیست به سمت الله، براحتی حرکت کند قلب و ذهنِ مشغول، قادر به متمرکز شدن بر روی آسمان نیستند. باید رها شد تا به آسمان رسید. تنها انسانی که از بندِ من‌های بخش پایینی رها شده است، قادر به فداکاری و ایثار است، او از من‌های طبیعی می‌گذرد، تا من‌های الهی‌اش اوج بگیرد. و این است راز آقایی و بزرگی انسان در نگاه اهل آسمان. کسانی که به دنبال محرمیّت و عزّت در نگاه اهل آسمان هستند، باید تمرین‌های ایثار را جدّی بگیرند. و با سرعت و سبقت در این میدان به سوی آسمان حرکت کنند. تا زمانی که انسان اهل تکبر است و به دنبال عزت‌های دروغین می‌گردد، نمی‌تواند به سلامت روح و رهایی از جهنم نائل گردد. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «تَحَبَّب إلى خَلیلِكَ یُحبِبكَ وأكرِمهُ یُكرِمكَ وآثِرهُ عَلى نَفسِكَ یُؤثِركَ عَلى نَفسِهِ وأهلِهِ؛ به دوستت ابراز علاقه (دوستی) کن، تا او هم تو را دوست بدارد. و به او احترام بگذار، تا او هم به تو احترام بگذارد و او را به خودت ترجیح بده، او تو را به خودش و اهلش ترجیح می‌دهد.        «وَالحَمدُلِلهِ رَبِّ العالَمِین»

صوت

1 - ایثار کمال سیادت و آقائی

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed