www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 2905
زمان انتشار: 9 ژولیه 2015
| |
آرامش وشادی درکنار خانواده آسمانی - استاد محمد شجاعی

آرامش وشادی درکنار خانواده آسمانی - استاد محمد شجاعی

اگر دنبال آرامش و شادی و نشاط هستید در چادر حضرت پیدا می کنید . 

فیلم

1 - آرامش وشادی درکنار خانواده آسمانی - استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2903
زمان انتشار: 6 ژولیه 2015
| | | | |
عشق به الله

خانواده آسمانی، جلسه ۳۷4، ۹۴/۰۴/11

عشق به الله

اگر خداوند در قلب انسان، معشوقِ اول و ثابت نباشد، به طوری که انسان شئونات دیگر را همپایه خداوند در قلب خود دوست بدارد، محال است به محبت خداوند از نوع انسانی نائل گردد.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * قدرت روحی، شادی و آرامش به میزان خلوتی است که انسان به معنای حقیقی با حق تعالی برقرار می کند. * کسی که می خواهد عشق به خدا و اهل بیت (علیهم السلام) داشته باشد اول باید آنها را از هر چیز دیگری بیشتر دوست بدارد. * شرک یعنی راضی کردن همه افراد و اینکه نخواهم کسی را از خودم برنجانم. * با عشق زندگی کردن همیشه شادی است و همه چیز قشنگ است حتی بلاها و محرومیت های زندگی. * اگر بفهمیم که از خدائیم هیچ وقت احساس شکست و غم در زندگی نمی کنیم.    به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۷4 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۴/11 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: هر چه عاشق‌تری؛ انسان‌تری!!! می‌دانیم که فلسفه عبادت و خلوت، رسیدن به اُنس است. یعنی زمانی که انسان، به خلوت با معشوق اختصاص می‌دهد، باید به اُنس بیشتر، قربِ روزافزون‌تر و شباهت بالاتری به او دست یابد. اگر زمان زیادی را به عبادت سپری می‌کنیم، اما انس و شباهتی با خداوند حاصل نمی‌شود، به خاطر غیبتی است که ما از محضر الله در طول خلوت‌هایمان داریم. یعنی عباداتمان با حضور انجام نمی‌گیرد. همه ما، برای ارزیابی کیفیت عباداتمان، می‌توانیم به تولیدِ این نتیجه در نفس‌مان توجه کنیم. آیا عباداتِ سال‌های سپری شده عمر ما، به تولید قدرت، شادی و آرامش انجامیده است؟ آیا ما به شباهت با الله نزدیک شده‌ایم؟ تمام قدرت‌های روحی، بزرگواری‌های اخلاقی، نشاط‌ها، شادی‌ها و آرامش‌ها، فقط و فقط در گرو میزان خلوتی است که انسان با الله دارد به طوری که این خلوت به اُنس و شباهت با الله ختم شده است. در مباحث گذشته آموختیم که ملاکِ ارزشمندی یک انسان، میزان محبتی است که از خداوند در دل دارد. این محبت در تمام مخلوقات وجود دارد و به چند دسته محبت جمادی، نباتی، حیوانی، عقلی و انسانی تقسیم می‌شود. صرف دوست داشتن خداوند، برای رسیدن به محبت انسانی کافی نیست. برای رسیدن به محبتِ خداوند، در مرحله محبت انسانی، باید به یک نظام مهندسی معشوقِ صحیح در قلب رسید. یعنی محبت خداوند، نمایندگان خداوند و جهاد در راه او از هر محبت دیگری در قلب انسان بیشتر و عزیزتر باشد. اساساً دلدادگی و عشق به آسمان، بدون مهندسیِ معشوق امکان‌پذیر نیست. اگر خداوند در قلب انسان، معشوقِ اول و ثابت نباشد، به طوری که انسان شئونات دیگر را همپایه خداوند در قلب خود دوست بدارد، محال است به محبت خداوند از نوع انسانی نائل گردد. محبت همسر، فرزند، مال، مقام، علم و ... اگر بر محبت الله در دل ما غلبه کند، قطعاً محبت ما به الله نیز از نوع محبت انسانی نخواهد بود. تنها مؤمن حقیقی است که در قلب خود، همواره الله را بر رأس معشوق‌های دیگرش حفظ می‌کند و از تمام چهار قوه پایینی و همه شئوناتش، در جهت رسیدن به الله استفاده می‌کند. (وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ) بنابراین از اشیا گرفته تا انسان‌ها، همه مخلوقات محبت خداوند را در دل دارند، اما محبتی از نظر خداوند محبت انسانی و حقیقی است که هیچ محبت دیگری بر آن سایه نیاندازد و انسان به راحتی از تمام شئوناتش برای رسیدن به این محبت بگذرد. هر محبت دیگری غیر از این نوع محبت، از نگاه قرآن فسق شمرده شده و ارزش انسانی ندارد. (سوره توبه، آیه 24) کسانی که با عشق از مال، آبرو، استعداد و عمرشان برای خداوند هزینه می‌کنند، عاشقان حقیقی اند. آنان که برای هزینه کردن در جهت یاری دین خدا، باید با نفس خود درگیر شوند تا بتوانند مالی را هزینه کنند، به عشق نرسیده‌اند. عاشق کسی است که از هزینه کردن و هزینه شدن برای معشوقش لذت می‌برد و اساساً لذتی از این بالاتر سراغ ندارد. عاشق کسی است که از همنشینی با الله، نماز و خلوت لذت می‌برد، و لذتِ اول زندگی‌اش عشق‌بازی با خداست. اگر نگاه دیگران، برای ما آن‌قدر ارزشمند باشد که ما را به معصیت و یا دوری از خداوند بکشاند، یعنی خداوند معشوق اول قلب ما نبوده است. اگر محبت خداوند ما را از دیدنی‌های حرام، شنیدنی‌های حرام و ارتباطات حرام باز ندارد، نشان می‌دهد که محبت ما به خداوند، محبت انسانی نیست. اگر عشق حقیقی و انسانی در قلبی وارد شود، امکان ندارد برای گناه نکردن، نیاز به تلاش داشته باشد. عشق، حتماً انسان را به راحتی از گناه باز می‌دارد. پای عشق که به میان می‌آید، انسان در سخت‌ترین میادین زندگی، شاد و آرام است. او به عشق معشوقش، زنده است، زنده‌ی زنده ... و هیچ چیز او را از پا در نخواهد آورد. تربیت فرزند بر محور عشق روزی پسر بچه‌ای نابالغ پیامبر را دید و از شدت خوشحالی، لبخند زد. پیامبر به او فرمود: جوان، مرا دوست می‌داری؟ جوان پاسخ داد، به خدا قسم دوستت دارم. پیامبر فرمود: مانند دو چشمت؟ جوان گفت: بیشتر از چشمانم. پیامبر فرمود: مثل پدرت؟ جوان گفت: بیشتر از پدرم. پیامبر فرمود: بیشتر از خودت؟ جوان گفت: بیشتر از جانم دوستت دارم، به خدا سوگند. پیامبر فرمود: مثل خدا؟ جوان گفت: خدا را، خدا را، خدا را ... . نه یا رسول الله، این عشق، مالِ شما نیست، و مال هیچ کس نیست. من فقط شما را به خاطر خدا دوست دارم. پیامبر به کسانی که همراهش بودند فرمود: شبیهِ این جوان باشید. خدا را دوست بدارید به خاطر همه زیبایی‌ها و نعمت‌هایش و مرا دوست بدارید به خاطر خدا. تربیت صحیح فرزند، یعنی فرزندت را آن‌قدر بزرگ تربیت کنی که مثل این جوان، قلبش را به هیچ کسی و هیچ چیز نفروشد. باید عشق به فرزندانمان بیاموزیم، تا هیچ گناهی نتواند آنان را به سمت خود بکشاند. زندگی فقط به عشق تو ... «یابن آدم، خَلَقْتُ الاْشْیآءَ مِنْ أجْلِكَ وَ خَلَقْتُكَ مِنْ أجْلِی‌؛ ای فرزند آدم، من همه چیز را به خاطر تو خلق کردم و تو را به خاطر خودم».  تمام خلقت جهان، تنها به خاطر برقراری رابطه‌ای عاشقانه میان ما و الله است. آیا می‌توانیم از هر آنچه که خدا به خاطر ما خلق کرده است، نردبانی بسازیم تا الله؟ آیا می‌توانیم رویِ دارایی‌هایمان پا بگذاریم و بزرگ شویم تا قلبمان به عشق الله برسد! اگر تعلّقِ حقیقی‌مان را به الله باور کنیم، هر ارتباط و علمی را در زندگی به حساب خداوند گذاشته و از آن برای رسیدن به آغوش او استفاده خواهیم کرد. اگر باور کنیم که ما جز برای عاشقی خلق نشده‌ایم دیگر هیچ رفتاری از دیگران ما را آزار نخواهد داد، از هیچ مصیبتی نمی‌هراسیم، و هیچ فقدان و شکستی شادی‌مان را سلب نخواهد کرد.   والحمدلله رب العالمین  

صوت

1 - توضیحات مد نظر

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2852
زمان انتشار: 1 ژولیه 2015
| | | | |
عشق به الله

خانواده آسمانی، جلسه ۳۷3، ۹۴/۰4/04؛از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

عشق به الله

سرمایه ی حقیقی هر انسان محبت به خداوند است. اینکه چقدر موفق به ارتباط با غیب و رفاقت با اهل آسمان شده است. این سرمایه، تنها سرمایه کارآمد ما بعد از وفات است و تنها انسان‌های زیرک، عمر خود را در جهت کسب چنین سرمایه‌ای خرج خواهند کرد.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * انسانی که مهم ترین مسئله زندگی اش محبت خدا نیست، درواقع خودش را نشناخته است. * ارزش انسان به این است که چقدر توفیق رابطة عاطفی و محبت آمیز با خداوند دارد نه رابطه ی که از روی جبر برقرار کرده باشد. * قشنگی ها، جلوه ها و تنوع نعمت های بهشت از انرژی خاصی آفریده می شود که آن محبت و عشق خداوند تبارک و تعالی است. * محبت الهی منشأ همه زیبائی ها و کمالات عالم هستی است. * ابزار بهشت در عالی ترین مرتبه، محبت خداوند تبارک و تعالی است؛ یعنی کسی که بدون عشق خدا زندگی کند در حال رفتن به سمت جهنم است. * زیباترین و شرم‌آورترین صحنه در زندگی هر انسانی، لحظه بعد از وفات اوست که به نزد خداوند می برند. * ملاک عزیز بودن در نزد خداوند آن است که خداوند چقدر او را به عشق خودش مشغول کرده است. * اگر مشغول خدا هستی بدان که اول او به یاد توست، آن وقت می توانی یاد او کنی. * محبت الهی با ارتباط بیشتر شدت پیدا می کند.    به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۷3 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰4/04 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: ثروتمندترین انسان‌ها از نگاه خداوند، عاشق‌ترینِ آن‌هاست آموختیم که اگر مهم‌ترین دغدغه زندگی یک انسان، جلب محبت خداوند تبارک و تعالی نباشد، او اساساً بخش انسانی خود را به رسمیت نشناخته و یا به عبارت دیگر، خود را صاحب باطن انسانی نمی‌داند. «لا اله الا الله»، تنها شعار زندگی یک انسان است، لذا قیمت هر انسان به این است که چه مقدار در جهت تحقق این شعار در زندگی‌اش قدم برداشته است. اینکه چقدر طمع وصال به این اِله انسان را به تبعیت از بایدها و نبایدهای دین واداشته است، تعیین کننده سطحِ انسانیِ وجود او می‌باشد. سرمایة حقیقی هر انسان محبت به خداوند است. اینکه چقدر موفق به ارتباط با غیب و رفاقت با اهل آسمان شده است. این سرمایه، تنها سرمایه کارآمد ما بعد از وفات است و تنها انسان‌های زیرک، عمر خود را در جهت کسب چنین سرمایه‌ای خرج خواهند کرد. برای کسانی که تنها بخش طبیعی و حیوانی خود را به رسمیت می‌شناسند، هر گونه کمبود، شکست، مرگ، مصیبت و ... فاجعه‌ای غم‌انگیز محسوب می‌شود. اما کسی که سرمایه حقیقی خود را در رفاقت با آسمان می‌بیند، هیچ شکست و مصیبتی در عالم، زندگی او را تحت الشعاع خود قرار نداده و هرگز دچار غم‌زدگی و افسردگی نمی‌گردد. کسی که از فرصت عاشقی‌اش با الله در دنیا استفاده نمی‌کند، و بهره‌ای از محبت خداوند ندارد، فقیرترین موجود زمین است و در هنگام وفات، هیچ سرمایه‌ای برای انتقال با خود ندارد، درست مانند نوزادی که اندام‌های لازم را برای استفاده از شرایط زیستی دنیا با خود به همراه نیاورده است. لذا ثروتمندترین انسان‌ها از نگاه خداوند کسانی هستند، که در دام محبت و عشق او گرفتارترند.کسانی که برای جلب محبت بیشتری از او بیشتر تلاش کرده و هزینه می‌کنند. کسانی که تمام ارتباطات خود را بر پایه عشق به الله استوار می‌سازند و ... . زیباترین و شورانگیزترین صحنه زندگی هر انسان و در عین حال خطرناک‌ترین صحنه، لحظه‌ای است که درست بعد از تولدش به برزخ، به ملاقاتی کاملاً ویژه با الله نائل می‌گردد. این صحنه برای کسی که زندگی‌اش را به محبت و عشق به الله سپری کرده است، شورانگیزترین صحنه زندگی‌اش می‌باشد. و از سویی دردآورترین صحنه برای کسانی است که اساساً او را نشناخته و رابطه دوستانه و عاشقانه‌ای با او برقرار کرده باشند. عشق؛ تنها عامل عزت انسان فراموش نکنیم که ملاک عزیز بودن انسان در نزد خدا در این نکته است که چقدر خداوند، او را به عشق خودش مشغول کرده است. اگر قلب انسان به عشق الله، زنده بوده و حیات انسانی داشته باشد، تمام شئونات دیگر زندگی‌اش نیز رنگ الهی گرفته ودر استخدام عشق بازی او با الله قرار می‌گیرند. عشق، اکسیر اعظم در وجود انسان‌هاست و به هر شأنی تعلق بگیرد، آن را به رنگ بهشت درمی‌آورد. انسان عاشق، به سبب مجهز بودن به این اکسیر اعظم، در سخت‌ترین لحظات نیز، شاد و آرام زندگی خواهد کرد. بدون عشق، زندگی سخت و تنگ می‌گذرد، به تعبیر قرآن در این مورد دقت کنید: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكًا؛ و هر کس از یاد من دوری کند، زندگی بر او تنگ می‌شود». (سوره طه/ آیه 124) تمام کم‌آوردن‌ها، بی‌طاقتی‌ها، ناآرامی‌ها و ... دقیقاً در زمانهایی اتفاق می‌افتد که ما از عشق به الله خالی هستیم. اساساً زندگی سخت، مخصوص کسانی است که اهل یاد، انس و محبت خداوند نیستند. چنین کسانی در رویارویی با صحنه‌های عاشقانه‌ای که بر ایشان اتفاق می‌افتد نیز پا پس می‌کشند، زیرا اساساً شناختی از خود به عنوان یک انسان ندارند. امام حسین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «وخَسِرَت صَفقَةُ عَبدٍ لَم تَجعَل لَهُ مِن حُبِّكَ نَصیباً؛ خسارت می‌بیند بنده‌ای که تو از محبتِ خودت، برایش بهره‌ای نگذاشته‌ای». قرآن صریحاً تأکید می‌کند که همه حیوانات و گیاهان، خداوند را می‌شناسند و او را عبادت می‌کنند. به راستی انسان چه بر روزگار دلش می‌آورد، که محبّت خداوند به قلبش نفوذ نمی‌کند؟؟؟ زبان انسان، همواره از معشوقِ قلبش سخن می‌گوید. امیرالمومنان علی (علیه السلام) می فرمایند: «مَن أحَبَّ شَیئا لَهِجَ بِذِكرِهِ؛ کسی که چیزی را دوست دارد، زبانش در مورد آن گویا می‌شود». همیشه نوع ارتباطات، مکالمات و محاورات ما، حرف‌های دوستانه و خلوت‌هایمان، نشان می‌دهد که قلب ما به چه نوع محبتی اشتغال دارد. کسانی که دائم به ذکر خداوند مشغول‌اند و در خلوت‌ها و مکالمات دوستانه خود، از معشوق مشترکشان (الله) سخن می‌گویند، نشان می‌دهد که در دام محبت الله گرفتاراند. خداوند، بندگان محبوب خودش را به ذکر و خلوت خود وا می‌دارد. و هر چه این ارتباط بیشتر باشد، محبت میان بنده و خداوند نیز بیشتر می‌گردد. چه کسی در نزد خداوند محبوب‌تر از دیگران است؟ نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «مَن أكثَرَ ذِكرَ اللّهِ، أحَبَّهُ؛ هر کس زیاد یاد خداوند ‌کند، خداوند دوستش دارد». یکی از مهم ترین دغدغه‌ی انسان زیرک آن است که چقدر خداوند دوستم دارد؟ میزان خلوت و ارتباطات عاشقانه انسان با خداوند، نشان دهنده میزان محبت خداوند نسبت به انسان است. هر چه یادِ حقیقیِ انسان بیشتر باشد، محبوبیت انسان در نگاه الله بیشتر خواهد بود. چقدر مشتاق خلوت با خدا هستیم؟ چقدر برای در آغوش کشیدن قرآن، لحظه شماری می‌کنیم؟ چقدر برای خلوت، از فعالیت‌های دیگرمان کم می‌کنیم؟ باشد با پاسخ به سؤالات، میزان محبت مان به خداوند مشخص شود.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی «والحمدلله رب العالمین»

صوت

1 - عشق به الله

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2806
زمان انتشار: 23 ژوئن 2015
| | | | |
رمضان ماه انس با الله

خانواده آسمانی، جلسه ۳۷2، ۹۴/۰۳/۲8؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

رمضان ماه انس با الله

ماه‌های رجب و شعبان، تنها برای آماده شدن بخش انسانی ما، برای حضور در این مهمانی طراحی شده‌اند، کسانی که از این ماه‌ها برای آراستن و پیراستنِ بخش انسانی خود استفاده نمی‌کنند، اساساً دریافتِ خوب و نتیجه رضایت‌بخشی از این مهمانی نخواهند داشت.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * مهمانی که خدا  برگزار می کند باید در آن انس، رابطه دوستی، معرفت و نورانیت نصیب ما شود. * آنقدر عزیز و مهم هستیم که اجازه نمی دهیم غیر از خدا کسی برایمان آئین و سبک زندگی انتخاب کند. * دلیل اینکه با آمدن ماه رمضان ناراحت هستیم چون نفس‌ مان در تقابل با این ماه است و اساساً فلسفه مهمانی را درک نکردیم. * مهمانی خدا از جنس خود اوست، بنابراین باید بعنوان بنده ی خالص وارد این مهمانی شویم. * وقتی اسوه  و الگویمان را مشخص می کنیم به همان رنگ درمیایم؛ هر کسی که باشد. * باطن انسان به کمتر از رنگ الهی راضی نیست، درغیر این صورت احساس محرومیت می کند. * انسان زمانی احساس آرامش و خوشبختی دارد که به رنگ خدا باشد. دراینجاست که انسان قدرتمند می شود و کمتر از آن حسرت می آورد. * اگر کسی به عظمت و درک درستی از ماه رمضان برسد خودش را برای آن آماده می کند و حتما در کارهایش تجدیدنظر می کند. * فقط با معصوم می توانیم به الله برسیم.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۷2 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۳/۲8 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: رمضان؛ ماه انس با الله می‌دانیم که ماه رمضان، ماه ضیافت الله (مهمانی خداوند) است. هر مهمانی، محتوا و بار مخصوص به خود را دارد، و بسته به نوع رابطه هر کس با میزبان، شرایط پذیرایی متفاوت است. در بخش‌های پایینی، غالباً مهمانی‌ها در حیطه خوردنی‌ها، نوشیدنی‌ها و دیدنی‌ها و یا در نهایت کسب معلومات تعریف می‌شود. اما در مهمانی‌های فوق عقلانی که از جنس خداست، آنچه که نصیب انسان می‌شود، محبت خداوند، عشق او، نورانیت و معرفت و ... است. البته به شرطی که راه حضور نور را در درون خود نبسته باشیم. کسانی که اساساً از حضور در ضیافت رمضان خوشحال نیستند و با بی‌میلی تن به انجام عبادات می‌سپارند، از آن دسته انسان‌هایی هستند که بخش‌های پایینی وجودشان، بر بخش فوق عقلانی غلبه داشته و توان درک لذت‌های فوق عقلانی را از آنان سلب نموده‌اند. اساساً این گروه، بهره‌ای از این مهمانی، جز گرسنگی و تشنگی نخواهند برد. چرا که اصلِ مهمانی، ملاقاتِ مهمان و میزبان همراه با ردّ و بدل شدن عواطف، احساسات، محبت و انس است. خداوند، در این مهمانی از بخش انسانی ما دعوت نموده است، و حضور چهار بخش دیگر وجودیِ ما را در این مهمانی حرام کرده است. ما باید به عنوان یک عبد، یا یک انسان و یک عاشق در این مهمانی حضور پیدا کنیم، و از به همراه آوردن هر کدام از شئونات حسی، خیالی، وهمی و عقلی‌مان در گروه کاملاً خودداری کنیم. همانگونه که ما از زمانی قبل برای حضور در هر مهمانی آماده می‌شویم، خداوند برای حضور در مهمانی خود نیز، از ما خواسته است تا قبل از ماه رمضان، این آمادگی را در نفس خویش ایجاد نماییم: آمادگیِ رها نمودن بخش‌های پایینی و حضورِ مطلق بخش انسانی است. اما اغلب انسان‌ها به سبب درگیر شدن و یا درگیر ماندن در مشغله‌های بخش‌های پایینی تا قبل از آغاز رمضان، اساساً توان حضور صحیح در این مهمانی را ندارند، لذا نه انسی، نه محبتی، نه خلوتی و نه پروازی تا آغوش خدا، برایشان در مهمانی حاصل نخواهد شد. لذا می‌توان گفت اساساً میان این دسته از مهمانان و میزبان هیچ عاطفه و محبتی رد و بدل نمی‌گردد و گویی هیچ ضیافتی رخ نداده است. ماه‌های رجب و شعبان، تنها برای آماده شدن بخش انسانی ما، برای حضور در این مهمانی طراحی شده‌اند، کسانی که از این ماه‌ها برای آراستن و پیراستنِ بخش انسانی خود استفاده نمی‌کنند، اساساً دریافتِ خوب و نتیجه رضایت‌بخشی از این مهمانی نخواهند داشت. روایت بی‌نظیر حضرت امیر در توصیف اسلام امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «ثُمَّ إِنَّ هذَا الْإِسْلَامَ دِینُ اللَّهِ الَّذِی اصْطَفَاهُ لِنَفْسِهِ وَاصْطَنَعَهُ عَلى عَیْنِهِ، وَأَصْفَاهُ خِیْرَةَ خَلْقِهِ ، وَأَقَامَ دَعَائِمَهُ عَلَى مَحَبَّتِهِ..؛ و اما دین اسلام، دینی است که خداوند، آن را برای خود خالص گردانیده است و آن را در برابر چشمان خودش رشد داده است، و بهترین مخلوق خود را برای تبلیغ این دین برگزید. و این دین را بر پایه محبت خودش استوار کرد». اسلام، آئین ربوبیت الله اسلام، دینِ ربوبیت الهی است، کسی که شان خود را آنقدر عظیم می‌داند که جز الله، هیچ مربی دیگری را برای رشد و حرکت خود، نپذیرد، مفتخر به پذیرش اسلام می‌گردد. چنینی کسی سبک زندگی خود را جز از الله دریافت نمی‌کند. و اساساً تمام زندگی خود را برای شبیه شدن به الله، و در راه اصطلاح «به رنگ خدا درآمدن» تنظیم می‌کند. باطن انسان، تحت مربیگری الله، به رنگ الله درآمده، مثلِ خداوند شده و اینجاست که به آرامش می‌رسد. و اسلام، راه و رسمِ شبیه شدن به الله است. به این پیام عاشقانه خدا در قرآن توجه کنید؛ « قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ...؛ بگو، اگر خداوند را دوست دارید، از من اطاعت کنید، تا خداوند نیز شما را دوست بدارد». رسیدن به محبت خداوند، در گروی پیروی از رسولِ دین اسلام است. و خداوند به افتخار انسان، کاملترین مخلوق خودش را برای راهبری انسان در سایه اسلام انتخاب نموده است. حضور در هر باشگاهی، مستلزم رعایت قوانین و مقررات اتساد آن باشگاه است. و حضور موفق در باشگاه انسان ساز دنیا نیز، مستلزم پیروی از الله و نمایندگان او در زمین است. بدون پیروی از متخصص معصوم، اساساً دین داری معنایی ندارد. ستون اسلام، محبت خداوند است، به همین دلیل شعار اصلی اسلام، لا اله الا الله است و اساساً هیچ ذکری عظیم‌تر از لااله الا الله در هیچ دینی وجود ندارد. عشق و محبت الهی، همه چیز را به شادی و آرامش تبدیل می‌کند، تمام سختی‌ها، فقدان‌ها، مشکلات و... برای یک انسان عاشق، همه چیز زیباست، زیرا او جام اکسیر اعظم را سرکشیده است، جام عشق الله را.... . تنها انسان عاشق است که از گرسنگی روزه لذت می‌برد، سختی‌های جهاد را به جان می‌خرد، از سحر و بیداری و عشق بازی با الله لذت می‌برد، از حجاب و روزه و ... اوج می‌گیرد... او تنها به عشق خداوند، همه ارکان دین را با آغوش باز می‌پذیرد. عشق، ره صدساله را آنقدر کوتاه می‌کند که گاه در یک شب می‌توان به مقصد رسید. عشق، انسان را به پیروی وا می‌دارد، تا جایی که خود عاشق، دیگر معشوقه خدا می‌شود، و خداوند او را در نزد خود، اهل آسمان و اهل زمین محبوب می‌دارد. این است داستان تمام خلقت. اگر انسان نتواند به جایی برسد که محبوبِ خداوند شود، تمام زندگی‌اش بیهوده سپری شده است. آیا واقعاً نگران رابطه عاشقی‌مان با خدا هستیم؟ آیا برای رفع موانع عاشقی‌مان دست به دامان اهل بیت شده‌ایم؟ آیا دغدغه ما، ارتباط و مأنوس شدن‌مان با قرآن هست؟ آیا از اینکه نمی‌توانیم به بزم آسمانیان راه پیدا کنیم، غمزده و نگران هستیم؟ دین، همان عشق است، و عشق همان دین ... امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «اذا أکرم الله عبداً، شغَلهُ بمحبّته» وقتی خداوند می‌خواهد بنده‌ای را گرامی بدارد، او را به عشق خودش، مشغول می‌کند. رمز این عبارت را تنها انسان‌های زیرک می‌فهمند. عشق، موضوعِ اصلی زندگی چنین انسان‌هایی است. برای چنین کسانی، دینداری، راه رسیدن به کمال نیست، بلکه دین‌داری برای آنها خود عشق‌بازی است، آنها برای عشق‌بازی و خلوت با الله، دائماً دنبال راهی، گوشه‌ای، سحری، خلوتی، حرمی و ... می‌گردند. کسانی که اساساً، عشق به الله برایشان دغدغه نیست، یعنی بخش انسانی‌شان متوقف و تعطیل شده است. مراقب باشیم معشوق‌های پایینی، ما را از حقیقت عشق‌ باز ندارد. (درس، فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی، خانواده، فرزند، شغل و ...) اگر انسان را از الله باز دارد، شأنی از شئونات دنیاست که انسان را از حرکت باز داشته است.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی   والحمدلله رب العالمین 

صوت

1 - رمضان ماه انس با الله

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2753
زمان انتشار: 15 ژوئن 2015
| |
خودشناسی کلید سعادت انسان

بحث انسان و ایمان (1)، 92/6/17؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خودشناسی کلید سعادت انسان

عناوین مورد بحث در این جلسه: تنها راه شناخت کامل حق تعالی، شناخت انسان است. کلید همه خوشبختی ها معرفت نفس و کلید همه بدبختی ها عدم شناخت خویشتن است. ریشه همه مشکلات روحی و جسمی انسان در عدم شناخت صحیح بشر از خویش است و برای درمان، نیاز به متخصصی دارد که او را خوب بشناسد. تنها فضائل اخلاقی و معنوی است که میتواند ضامن جاودانگی یک پیوند باشد شیطان عاملی موثر برای تولید تضاد در زندگی ما و همچنین باعث رشد و تقرب به خداوند است مهارتهای علوم دینی بدون شناخت خویش کاربردی نمی باشد.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در  جلسه اول از بحث  «انسان و ایمان» كه در تاریخ 92/6/17 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به  ایراد سخن پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   سرمنشأ همه خیرات و برکات، خودشناسی است. اینکه من کیستم؟ از کجا آمدم؟ برای چه خلق شدم؟ تفاوت من با حیوانات یا فرشتگان چیست؟ ریشه همه مشکلات روحی و جسمی انسان در عدم شناخت صحیح بشر از خویش است و برای درمان، نیاز به  متخصصی دارد که او را خوب بشناسد. خودشناسی کلید سعادت انسان کاملترین مخلوق و ظهور خداوند است و تنها راه شناخت کامل حق تعالی، شناخت انسان است. حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: (مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه) هر کس خودش را بشناسد، پروردگار خودش را هم می شناسد. انسان در دو بعد معرفت و عمل (خوشبختی دنیا و آخرت) به خودشناسی احتیاج دارد. حضرت در روایتی دیگر می فرمایند: که نسبت به خودت جاهل نباش چون کسی که خودش را نمی شناسد، هیچ چیز را نمی شناسد. پس سر منشأ همه خیرات و برکات، خودشناسی است، اینکه من کیستم؟ از کجا آمدم؟ برای چه خلق شدم؟ تفاوت من با حیوانات یا فرشتگان چیست؟ علت حضور من در زمین چه بوده است؟ اساس ارتباط من با الله و وجوب پذیرش دین در چیست؟ .... تا وقتی که این سوالات پاسخ داده نشود، هیچ چیز روشن نیست. کلید همه خوشبختی ها معرفت نفس و کلید همه بدبختی ها عدم شناخت خویشتن است. آسیب شناسی شناخت علوم دیگر بدون انسان شناسی شاید سبب آبادانی و رونق دنیای انسان گردد، اما به طور قطع او را به سعادت ابدی نخواهد رساند. آمار جهانی فقر و فساد نشان دهنده این است که دستاورد علم بدون شناخت انسان تنها آسایش است نه آرامش. خوشبختی بشر تنها در گرو تجمیع این دو عامل اساسی است، بشر تلاش می کند تا انسانی را به خوشبختی برساند که از آن شناخت کاملی ندارد. بیش از یک سوم مردم کشور ما با بهترین سرمایه­ های انسانی، مشکلات روحی و روانی بسیاری دارند به طوریکه از هر چهار ازدواج، سه ازدواج با شکست (جدایی/ طلاق عاطفی) روبرو می شود. در بعد سلامت نیز با تمام پیشرفت های انسان، آمار بیماریها به شدت در حال افزایش است. به عنوان مثال در کشور ما هر ساله حدود هشت هزار و پانصد نفر به بیمارانی که سرطان سینه دارند، افزوده می گردد. همچنین سن سکته تا  اول انقلاب، شصت و پنج سال بود، در حالی که هم اکنون به زیر سی سال رسیده است. آمار جهانی نشان داده که بیشترین معضلات فکری و روحی، در متمولین و افشار تحصیل کرده است و این نشان می دهد که ثروت و تحصیلات نیز تولید شادی و آرامش نمی کند. ریشه همه مشکلات روحی و جسمی انسان در عدم شناخت صحیح بشر از خویش است و برای درمان، نیاز به متخصصی دارد که او را خوب بشناسد. انسان فقط در سایه ارتباط با آن متخصصان به خودشناسی نائل شده و طبق فرموده قران با شادی و آرامش و خشکاندن ریشه افکار منفی به خوشبختی دنیا و آخرت می رسد. نقش اسلام در خودشناسی تنها اسلام، انسان را به گونه ­ای تربیت می کند که در تمام حوادث شاد بوده و نه تنها از پرخاشگری، فقر عاطفه، حساسیت، زودرنجی، اضطراب، حسادت، بدبینی و ... دور می ماند بلکه می تواند در کمال آرامش با مهرورزی و عشق، میلیونها انسان را از محبت خویش سیراب نماید. این شعار نیست، تعریف خالق انسان از انسان است و همان خالق، پیامبری مبعوث می کند که نشانه مومن را عشق به خانواده می داند. اگر از انسانها در مورد عملکردشان در گذشته که بدون مشورت با متخصصان دینی  صورت گرفته سوال شود، اکثر آنان انتخاب دیگری در ازدواج، رشته تحصیلی، شغل، دوست و سبک زندگی خواهند داشت و این نشان میدهد که انسان بر خلاف سعادت خویش،  مصرانه تصمیمات اشتباه زیادی گرفته است. روانشناسان معتقدند در طول زندگی مشترک، جذابیت های ظاهری فرد از قبیل زیبایی، ثروت، تحصیلات و موقعیت اجتماعی، بیش از پانزده ماه دوام ندارد و با سپری شدن آن، تنها فضائل اخلاقی و معنوی است که میتواند ضامن جاودانگی یک پیوند باشد. الگوی ما پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هستند که می فرمایند: خدایا در بهشت نیز خدیجه را نصیب من فرما. نقش مدیریت در خودشناسی لازمه­ مدیریت بر خویشتن، شناخت است. با شناخت می توانیم، آرامش و شادی مان را مدیریت کرده و کینه­، حسادت، بدبینی، اضطراب، عصبانیت، افکار منفی و یاس خود را کنترل کنیم. نتیجه عدم کنترل هر کدام، با فشار قبر آغاز و به صدها سال عذاب در برزخ و گاهی قیامت و بعد از آن، منتهی خواهد شد. بنابراین به جای گفتن این جمله معرف "دست خودم نیست" به دنبال رفع ابهامات و خشکاندن ریشه مشکلات در درون خود باشیم. همه ما با این سوالات روبرو می شویم: منشا این بیماری ها، ناآرامی و افکار منفی من چیست؟ چگونه می توانم افکار منفی را از خویش دور نمایم؟ چگونه می توانم انسانی شاد و آرام بوده و از دارایی هایم لذت ببرم؟ چگونه می توانم در سخت ترین حادثه ها، با آرامش روبرو شوم؟ چگونه می توانم مانند انسانهای برجسته با کنترل غضب، حسادت یا شهوت به الله برسم؟ برای رسیدن به پاسخ سوالات فوق، تامل در نکات زیر و رعایت آنها چاره ساز می باشد: انسان وقتی با خود حقیقی اش آشتی نباشد، با هیچ چیز نمی تواند آشتی نماید. وقتی با خودش قهر باشد، با خدایش، با همسرش، با اطرافیانش، با جامعه و با خود حقیقی اش هم قهر است. پس قدم اول آشتی است. انسان ها باید بیاموزند خوشبختی در درون آنهاست و منشأ تمام شادیها، قدرتها و آرامشها در خود حقیقی اش است. با دست یابی به کانون قدرت می توانیم، درست تصمیم بگیریم و در صورت ارتکاب گناه، دوباره به سمت نور بازگردیم. باید نگاهمان را به خداوند تغییر دهیم. متاسفانه اغلب انسانها با کوچکترین شکست در زندگی به ضعف ارتباط با خداوند دچار می گردند. خداوند تا زمانی برای آنان عزیز است که زندگی بر وفق مرادشان باشد لذا در آموزه­ های دینی ما هیچ چیز به اندازه انسان شناسی اهمیت ندارد، حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: اگر کسی خودش را نشناسد هیچ چیز را نشناخته است، همچنین در جای دیگر می فرمایند: (کَفی بِالمَرءِ جَهلاً اَن یَجهَلَ نَفسَه) برای جاهل بودن یک نفر همین بس که خودش را نشناسد. کسی که خودش را نمی شناسد در همه گمراهی ها و جهالت ها سقوط می کند. توجه به این نکته که خداوند دنیا را به گونه ای آفریده که جریانات منفی می توانند عامل اوج او باشند و او می تواند از آن جریانات مخالف ، نردبانی برای پروازش درست کند، مانند بادبادکی که با وزش باد اوج می گیرد. اما متاسفانه ما به جای استفاده از جریانات منفی در جهت اوج گیری و قدرت یابی، زمین گیر و غصه دار میشویم. انسان در تضادهای ارتباطی با دیگران می تواند زیبایی های بسیاری را جذب نماید. اگر چنین تضادهایی در زندگی انسان رخ ندهد، امکان رشد او وجود ندارد. انسان ها باید بیاموزند همان گونه که از لذتها و زیبایی های زندگی لذت می برند، باید در مشکلات نیز احساس خوشبختی نمایند. شیطان عاملی موثر برای تولید تضاد در زندگی ما و همچنین باعث رشد و تقرب به خداوند است. انسان قدرتی به نام تبدیل دارد و می تواند مانند مهندس بازیافت، زباله را تبدیل به ثروت کند. خدا انسان را به سیستمی مجهز کرده که می تواند همه آلودگی هایی که در پیرامون او به واسطه شیطان، خود، خانواده، دوستان و ... تولید می شود را به ثروتهای بزرگ مثل نورانیت، قدرت، شادی و آرامش تبدیل کند. با شناخت توانایی های خود می توانیم سیستم بازیافتمان را فعال کنیم. ما باید وقت و هزینه صرف کنیم تا بتوانیم به این علم دست یافته و از آن بهره بگیریم تا زندگی مان در امان باشد. به عنوان مثال با چنین مهارتی می توانیم یک ازدواج ناموفق را به ازدواجی موفق تبدیل کرده و به روزهای زندگی خویش رنگ آرامش و شادی بزنیم. دانستن این واقعیت مهم که افکار منفی متعلق به شما نیست و شیطان با ایجاد این افکار، دارایی های شما را نشانه می گیرد، می تواند عاملی برای رویارویی قدرتمندی با شیطان باشد. فراموش نکنیم که شیطان با حمله های جلو، عقب، راست و چپ انسان را فلج می کند، پس حمله های او را با ضدحمله های خود، دفع کنیم. ما ضعیفیم چون از خانواده­ آسمانی مان فاصله گرفته و از اصلمان که خدا و ائمه اطهار است، دور مانده ایم. به همین سبب می توانیم به خاطر امورات کاملا ساده و پیش پا افتاده با دیگران درگیر شویم، اگر کسی به ما سلام ندهد احساس حقارت می کنیم، اگر در ازدواج جواب منفی بگیریم به هم میریزیم و احساس بدبختی می کنیم. چون قیمت و ارزش جاودانه­ مان را نشناخته ایم. حضرت زینب و سیدالشهدا خانواده آسمانی ما هستند. در عاشورا هر چه فشار بیشتر می شد شادتر میشدند، هر چه تعداد شهیدان بیشتر می شد، آرامش و شادیشان افزون می گشت. اگر ما باور کنیم حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) مادر حقیقی ماست، می توانیم از ارتباط با ایشان لذت برده و در مشکلاتمان از آنها کمک بگیریم. شناخت و انس با قرآن داروی دیگری برای دردهای ماست. همانطور که فرموده اند: قرآن شراب مؤمن است، اما برای لذت بردن از این شراب، ابتدا باید خود را شناخت. وقتی تو خودت را نمیشناسی، نمیتوانی با این شراب ارتباط برقرار بکنی.  ما با انتخاب ها، افکار، رفتار و ارتباطات نادرست، آرامش و شادی را از خودمان سلب می کنیم. حتی انتخاب یک موسیقی تاثیر بسیار زیادی در شادی ما دارد. امام کاظم(علیه السلام) می فرمایند: (مَن اِغتَمَ کانَ لِلغَمِ اَهلا) یک آدم غصه ­خور لیاقتش هم غصه است. یادمان باشد تمام دنیا برای ما آفریده شده است و این نشانگر قدر و قیمت انسان است. خداوند می فرمایند: (سَخَّرَ لَكُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ) هر چه در آسمانهاست و هر چه در زمین هست من برای شما خلق کردم. ماه، خورشید، ستاره­ ها، کیهان ها، کهکشان ها فرشته­ ها، حیوانات، گیاهان و همه و همه. پس ما برای چیزهایی غصه میخوریم که آنها برای ما خلق شدند نه ما برای آنها. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: (مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) کسی که دنیا بر دنیا بگرید، داخل جهنم میشود. مهارت های علوم دینی بدون شناخت خویش کاربردی نمی باشد. وقتی انسان از خود شناخت ندارد، در برقراری ارتباط با الله ضعیف است و شرکت در کلاس و حوزه نیز برای یادگیری توحید، نبوت، امامت، احکام، قرآن، تفسیر و ... بی فایده است. در نظر گرفتن این موهبت الهی که تمام خطاهای انسان قابل جبران است و می تواند تمام اشتباهات سالهای گذشته را جبران کند. بنابراین تا در رحم دنیا هستیم بیماریهای روح مان را درمان کنیم تا سالم به آخرت متولد شویم. انشاالله نقش خودشناسی در تربیت فرزند   تنها راه برای داشتن فرزندی صالح، خودشناسی است. انسان با رعایت اصول می تواند با تقویت پنچ ژن سلامت و زیبایی، هوش، عقل، دین و اخلاق در فرزند، دِین خود را به جامعه اش ادا نماید؛ و نه تنها از آلودگی های جامعه آسیب ندیده بلکه با نورانیت خود، شادی و آرامش را به خود، خانواده و جامعه هدیه نماید. انتخاب همسر مناسب که منجر به انتخاب پدر یا مادر مناسب می شود. مراقبت های قبل بارداری توسط پدر و مادر. مراقبت های بارداری مادر. تربیت صحیح فرزند در سه دوره اصلی زندگی ایشان.     مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2741
زمان انتشار: 14 ژوئن 2015
| | | | |
خانواده آسمانی، جلسه ۳71، ۹۴/۰۳/21

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه ۳71، ۹۴/۰۳/21

هر نگاه و کلام محبت‌آمیز، هر احترام، هر ادب، هر فروتنی، هر همدردی و ... اول به دستان خدا رسیده و در نظام خلقت، برای ما بهشت خلق خواهد شد. این قاعده را هرگز فراموش نکنیم که، هر برخورد ما با بندگانِ خدا، برخورد با خداست، برخورد با اهل‌بیت است.

 

عناوین مورد بحث در این جلسه: * باید به همان میزان که اطرافیان به ما عاطفه و مهربانی دارند ما هم مهرورزی داشته باشیم و اگر این کار را نکنیم پایه معصیت، گناهان و انحرافات زیادی کاشته می شود. * هر کس خروجی های رحمانی بیشتری داشته باشد به الله نزدیکتر است.  * الگویی غیر از خدا و معصوم برای سبک زندگی نباید انتخاب کنیم و این نشان دهنده قیمت ماست. * هر چه انسان باکرامت و بزرگوارانه رفتار کند خداوند به او خیر و برکت می دهد. * شرافت آدمی به تعداد اسمائی است که از خداوند دریافت می کند. * با انتخاب الگو و دوست و همنشین بد باعث خراب شدن روح انسانی مان می شویم. * خشونت، بداخلاقی، عصبانیت،‌ دنیادوستی و دنیاگرایی باب غصه و ناراحتی ها را به روی ما باز خواهد کرد.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۷1 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۳/۲۱ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: وجوبِ پاسخِ سلام در میان اعضای خانواده آسمانی، قهر، حرام است و گناه بزرگی محسوب می‌شود. و پاسخ ِ سلام، از سوی تمام اعضای این خانواده، واجب است. عدم پاسخ‌ گرم به سلام‌های دیگران و عدم توجه به رویکرد دیگران، فشار قبر شدیدی برای انسان به دنبال داشته و انسان را در مسیر حرمتش به سوی الله عقب می‌اندازد. ما موظفیم، تمام عاطفه‌ای را که از دیگران دریافت می‌کنیم، به نحو عمیق‌تر و گرم‌تری پاسخ دهیم. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: «إنَّ المُسلِمَ أخُو المُسلِمِ، إذا لَقِیَهُ رَدَّ عَلَیهِ مِنَ السَّلامِ بِمِثلِ ما حَیّاهُ بِهِ أو أحسَنَ مِن ذلِكَ؛ همانا مسلمان برادر مسلمان است، هنگامی که ملاقاتش می‌کند، جواب سلامش را، به اندازه محبت برادرش بدهد و یا حتی نیکوتر از آن». عدم پاسخ مناسب به رفتارهای محبت آمیز دیگران، به باطن انسان، هیبتی زشت می‌بخشد، لذا باید هوشیارانه در پاسخ به عواطف دیگران بکوشیم. این سخن نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم»، فقط مربوط به نحوه پاسخ سلام نیست، بلکه تمام واکنش‌های انسان را در برابر محبت‌های دیگران، دربر می‌گیرد. رفتارهای سرد و تکبّرآمیز، حیوانی‌ترین عکس‌العمل انسان در برابر اعضای خانواده آسمانی است. انسان‌هایی که حقیقت انسانی خود را باور کرده‌اند، و دنیا را فقط باشگاهی برای تقرّب به الله می‌بینند، تمام انسان‌ها را بندگان خدا دیده و قاعده «هو أنت» را پذیرفته اند، یقین دارند که محبت‌هایشان در قبال دیگران، اول به دستان الله و خانواده آسمانی‌شان دریافت شده و بعد به انسان‌های پیرامون‌شان می‌رسد. هر نگاه و کلام محبت‌آمیز، هر احترام، هر ادب، هر فروتنی، هر همدردی و ... اول به دستان خدا رسیده و در نظام خلقت، برای ما بهشت خلق خواهد شد. این قاعده را هرگز فراموش نکنیم که، هر برخورد ما با بندگانِ خدا، برخورد با خداست، برخورد با اهل‌بیت است. چگونه با خداوند ملاقات کنیم؟ سرد و بی‌ادب یا پرعاطفه و مهربان !!! انسان‌هایی که توان ابراز عاطفه و یا محبت ندارند، باطنی بدهیبت و خطرناک در خود می‌پرورانند، حتی اگر رفتار خشونت‌آمیز و بی‌ادبانه‌ای نیز از آنان صادر نگردد. هرقدر انسان، با کرامت و بزرگواری بیشتر رفتار کند، خداوند عزت و برکت بیشتری به او خواهد داد. هر چه انسان مهربان‌تر و رئوف‌تر می‌شود، به حقیقت رحمان (الله) نزدیک‌تر می‌گردد. و هیچ اسمی از اسماء خداوند را انسان‌ها نمی‌توانند دریافت کنند، مگر آنکه زمینه‌اش را در وجودش فراهم کند، و این زمینه، همان اسم رحمان خداوند است. تا رحمان نشویم، قادر به جذب هیچ اسم دیگری از خداوند نخواهیم بود، و در نهایت فقیر به برزخ متولد خواهیم شد. انسان‌ها قادرند با تمرین و تمرکز بر تمام صفات وراثتی نامبارکِ نفسشان، غلبه کنند. اگر پدر و مادرمان نامهربانی را برای ما به ارث گذاشته اند، ما قادریم بر این صفت غلبه کنیم، زیرا ریشه حقیقی ما، امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» و مادرمان فاطمه زهرا هستند... قادریم به مدد نفخه‌ای که از آنان در وجودمان هست، بر تمام صفات وراثتی خود غلبه کرده و نابودشان کنیم. بالعکس انتخاب الگوهای نامناسب، رفقای بد و محیط آلوده، می‌تواند تمام صفات زیبایی را که پدر و مادر در وجود ما به ودیعه گذاشته اند، نابود سازد. تحمل ناملایمات و نامهربانی‌های دیگران، هرگز نباید مانع مهرورزی‌ها ما به انسان‌ها گردد، چرا که در این‌صورت راهِ رشد را به روی خود بسته‌ایم. تمام ناملایمات، خیانت‌ها، شکست‌ها از دست دادن‌ها، کمبودها و ... سرمایه‌های پس‌انداز شده ما در آخرتند، و باید بواسطه چنین سرمایه‌های عظیمی خوشحال و شادمان باشیم. کسی که ابدیت و جاودانگی را باور کرده است مرگ را جدی می‌گیرد و برای سعادت ابدی‌اش دائماً تلاش می‌کند. به سوی الله باید از دیگران سبقت بگیریم پذیرش عذر دیگران و ندیدن خطاهای آن‌ها از حقوق اعضای خانواده آسمانی ماست. عذر دیگران را حتی اگر یقین داریم که کذب محض است، باید بپذیریم. سرزنش کردن دیگران و نصیحت‌پردازیِ دائم برای آن‌ها، میان انسان و دیگر اعضای خانواده آسمانی، فاصله ایجاد می‌کند. به عشق اهل‌بیت «علیهم‌السلام» از خطاهای دیگران درگذریم و به یاد محبوب‌های آسمانی‌مان، اهل زمین را ببخشیم. باید بیاموزیم، محبت‌ها، احساسات و مهرورزی‌های دیگران را نیکوتر پاسخ دهیم. رسیدن به چنین مهارتی، قطعاً انسان را وارد مرحله سبقت در مسیر حرکت به سوی الله نموده و در جرگه «السّابقون السّابقون» ثبت نام می‌نماید. انسانی که علاوه بر سرعت گرفتن، شروع بر سبقت گرفتن از دیگران می‌‌نماید، به الله شبیه‌تر و نزدیک‌تر شده و در حقیقت در مسیر قُرب به الله جلوتر حرکت می‌کند. باید تمام تلاش مان را بر دریافت اسماءالهی متمرکز کنیم، و در این میدان عظیم، سبقت بگیریم و پیروز میدان باشیم. باید بیاموزیم تا بخش حیوانی‌مان را چنان به استخدام بخش فوق عقلانی‌مان درآوریم که دنیا نتواند به هیچ وجه آرامش و شادی‌مان را از ما بستاند. نوع سبک زندگی ما، میزان سرعت و سبقت ما را در مسیر حرکت به سوی الله مشخص می‌کند.    «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - خانواده آسمانی، جلسه ۳71، ۹۴/۰۳/21

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2740
زمان انتشار: 14 ژوئن 2015
| | | | |
مبانی اخوت و برادری

خانواده آسمانی، جلسه ۳70، ۹۴/۰۳/21

مبانی اخوت و برادری

هیچ عضوی از اعضای خانواده آسمانی، حقِ تعرّض به جان و مالِ مسلمانان دیگری را ندارد، مگر آنکه برای حفظ امنیت جامعه، و به حکم الله، چنین اذنی را کسب کند.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * پول و لقمه حرام منجر به انواع گرفتاری هایی مثل ترس، اضطراب، مشکلات روحی و روانی می شود. * اگر در کنار نعمت های که خداوند به ما داده تولید عشق و شادی نشود، مایة حسرت همه ی آنها خواهد شد. * اگر مودت با اهل بیت داشته باشی علم، آبرو و عمرت برکت پیدا می کند. * اگر آن چیزی که برای ما قشنگترین و  زیباترین است را به خدا هدیه نکنیم به برّ و نیکی نخواهیم رسید. * اگر در تمام امورات زندگی مان مثل فعالیت های اقتصادی، سیاسی... جایی برای امام زمان نداشته باشیم باعث بی برکتی و گره افتادن در کارهایمان می شود.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 370 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۳/21 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   حقوق اعضای خانواده آسمانی نسبت به یکدیگر 1- حفظ حرمت جان و مال نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: «ألا إنَّ المُسلِمَ أخُو المُسلِمِ، فَلَیسَ یَحِلُّ لِمُسلِمٍ مِن أخیهِ شَیءٌ إلّا ما أحَلَّ؛ آگاه باشید همانا مسلمانان با هم برادرند، و هیچ چیز مسلمان برکس دیگری حلال نیست، مگر آنکه خودش حلال کرده باشد». در مباحث ابتدایی خانواده آسمانی، مبانی اخوت و برادری را آموختیم. می‌دانیم که حقیقت برادری، در خانواده آسمانی، بسیار بسیار ارزشمندتر از روابط برادری در خانواده زمینی است. حضرت علی «علیه‌السلام» در اشاره به این نوع برادری‌ها می‌فرمایند: چه‌بسیار برادرانی که از مادر شما متولد نشده‌اند... و این برادری و اخوت قطعاً سلسله حقوقی را نیز برای طرفین با خود به دنبال دارد. به عنوان مثال حقوق مالی و حقوق جانی از این دسته حقوق به شمار می‌روند. هیچ عضوی از اعضای خانواده آسمانی، حقِ تعرّض به جان و مالِ مسلمانان دیگری را ندارد، مگر آنکه برای حفظ امنیت جامعه، و به حکم الله، چنین اذنی را کسب کند. انواع خیانت‌ها، دزدی‌ها، جنایت‌ها، کم‌فروشی‌ها و... در حق مسلمانان دیگر، حرام است. لقمه‌های حرام که بر اثر انواع خیانت‌ها، به بطون انسان‌ها وارد می‌شود، صدمات عظیم جسمی و روحی را وارد می‌سازد. لقمه‌های حرام تا جایی انسان را به توحش می‌رساند، که انسان سَرِ امام معصوم را از بدنش جدا می‌کند. افزایش روزافزون آمار طلاق، بیماری‌های روحی، روانی، جسمی، فروپاشی و انحطاط اخلاقی در جامعه، از تبعات لقمه‌های حرام است. برای اعضا خانواده آسمانی خود «بهترین» باشیم نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «ألا أیُّهَا النّاسُ، إنَّ المُسلِمَ أخُو المُسلِمِ حَقّا، لا یَحِلُّ لِامرِىًء مُسلِمٍ دَمَ امرِىًء مُسلِمٍ، ومالَهُ إلّا ما أعطاهُ بِطیبَةِ نَفسٍ مِنهُ؛ آی مردم، آگاه باشید که مسلمان، حقیقتاً برادر مسلمان دیگر است، که جانش بر کسی حلال نیست، مگر آنکه خودش با خوش‌دلی حلال کند». صاحبان مشاغل، تجار، کاسبان و ... آگاه باشند که حرمت هر مسلمان، از برادر زمینی و اعضای خانواده‌شان نیز بیشتر است. لذا در برخوردها و ارتباطات با آن‌ها، حقوقشان را رعایت کرده و هوایشان را داشته باشیم. هرگونه گذشت و هزینه برای اعضای خانواده آسمانی‌مان، چندین و چند برابر به ما باز خواهد گشت. باید به این باور برسیم که ماندگارترین قسمت اموال ما، همان بخشی است که برای خدا و عشق او هزینه می‌کنیم. «لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ» باید بیاموزیم از عزیزترین اموال، زمان‌ها، انرژی‌ها و استعدادهایمان برای خدا هزینه کنیم. بدون آنکه چشمداشتی داشته باشیم. در این‌صورت است که امور زندگی ما نیز، منظم و با برنامه پیش خواهد رفت. کسی که این مودت را در درونش دارد که برای خدا و دین خدا، خطرپذیر بوده و با عشق به میدان جهاد وارد شود، قطعاً در تمام شئونات زندگی‌اش با برکت روبه‌رو خواهد شد: مال، آبرو، نسل، استعداد، علم، عمر و ... همه و همه به مدد اهل آسمان برکت خواهند یافت. خوش به حال کسانی که با کمترین امکاناتِ دنیا، آن چنان عاشقانه برای معشوق‌های خود هزینه می‌کنند، که در نگاه اهل آسمان محبوب می‌شوند. خوب است هر کدام از ما این سؤالات را از خودمان بپرسیم؛ از من، با همه نعمت‌ها و توانایی‌هایم، چقدر به سوی اهل آسمان، خیر فرستاده می‌شود؟ من چقدر برای دین خدا، مبارک هستم؟ من چه اندازه برای خانواده آسمانی‌ام مفید هستم؟ چقدر از باطن من، خروجی‌های نیکو صادر می‌شود! با این همه امکانات و نعمت‌ها، چقدر به رشد انسانی رسیده‌ایم! امام مجتبی «علیه‌السلام»، حقوق پدر و مادر آسمانی را بیشتر از حقوق پدر و مادر زمینی‌مان می‌داند. آیا ما در رعایت این حقوق سخت‌کوش هستیم؟ منفورترین گناه در نامه اعمال انسان هر آنچه که از نفس مان صادر می‌شود و یا به عبارت دیگر هر آنچه که در نفس خلق می‌شود، در ابدیت مان مؤثر است. تکیه کلام‌هایی چون «خدا رحمتش کند»، «خدا بیامرزش»، «خدا به شما برکت بدهد» و ... تماماً به محض صادر شدن از نفس ما، هم در وسعت نفس خودمان مؤثر است و هم در حق دیگران، به اجابت می‌رسد. اگر حقیقتاً دیگران را عضو خانواده حقیقیِ خودمان بدانیم، هرگز نمی‌توانیم بی‌انصاف با آنان برخورد نماییم. باور این موضوع انسان را به جایی می‌رساند که هیچ فشاری به کسی تحمیل نکرده و توقع و درخواستِ اضافه‌ی از دیگران نداشته باشیم. هرگونه ظلم، کم‌فروشی، خیانت، رشوه‌گیری، دزدی و ... در حق دیگران در حقیقت ظلم در حق خودمان و ذخیره سهم عظیمی از عذاب آخرتی است. یکی از منفورترین گناهانی که پرونده انسان را در قیامت مورد بی‌توجهی قرار می‌دهد، مسئله «خون» است. اگر انسان در پرونده خود، در ریخته شدن خون کسی دخیل باشد، قیامتی سنگین در پیش خواهد داشت. توزیع داروهای قاچاق و قلابی، پخش و تولید مواد مخدر، تولید خودروهای ضعیف و معیوب، کوتاهی‌ها در طرح‌های عمرانی، کوتاهی‌های شهرداری در شهرسازی و ...، و تمام ارتباطات غیر مستقیمی که منجر به آسیب به جانِ انسان‌ها می‌گردد، همه و همه از عوامل خوارکننده انسان در قیامتند.  هوشیار باشیم که ان‌شاءالله پرونده اعمال ما از چنین خطراتی، پاک باشد.   «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - مبانی اخوت و برادری

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2718
زمان انتشار: 7 ژوئن 2015
| | | | |
مهربانی، بارزترین صفت انسانی

خانواده آسمانی، جلسه ۳۶9، ۹۴/۰۳/۰۷

مهربانی، بارزترین صفت انسانی

قهرمانِ یک رابطه کسی است که به خاطر عشق به اهل آسمان، به دیگری مهر می‌ورزد. برای محبوب شدن در نگاه الله سعی می‌کند دیگران را از سرچشمه رحمتش سیراب کند. فراموش نکنیم که هرگاه از ناسپاسی‌ها، بدخلقی‌ها و ظلم‌های دیگران رنجیدیم، عصبانی شدیم و ... درست زمانی است که تعریف‌مان را از خود حقیقی‌مان فراموش کرده‌ایم.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * مودّت، دوستی است که هر کس حاضر است بخاطر دوستش فداکاری و زحمت بکشد. * خداوند بین زن و شوهر مودّت و محبّت قرار داده است. * انسان چون از جنس خداست ذاتاً حقارت پذیر نیست. * هر وقت احساس کوچکی و حقارت کردی یادت باشد درواقع تعریف حقیقی خودت را فراموش کردی. * قبل از اینکه زن یا مرد باشیم انسانی هستیم از جنس خدا. * امام زمان دو حق بر عهده ما دارد: حق امام و حق پدری. * امام زمان، مهمترین سؤال روز قیامت است. * هر کس بخواهد به الله برسد، باید از متخصص معصوم شروع کند.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۶9 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰3/07 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   مهربان‌ترینِ انسان‌ها، نزدیک‌ترین شان به خداوندند. امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «إنَّ اللّه َ ـ جَلَّ ذِكرُهُ ـ لَیَحفَظُ مَن یَحفَظُ صَدیقَهُ ؛ خداوند (جلّ ذکره) حفظ می‌کند کسی را که دوستش (رابطه‌ دوستی‌اش) را حفظ می‌کند». گاه ممکن است یکی از دو طرف با اشتباهی، غفلتی و یا کوتاهی در حق دیگری، زمینه قطع یک ارتباط را فراهم کند، امّا طرف دیگر، با فداکاری و گذشت، این رابطه را حفظ نماید. چنین کسی، تحت حفظ مستقیم خداوند قرار می‌گیرد، به این معنا که اولاً بلاها و حوادث از او دور می‌گردد، و ثانیاً خداوند مهربان، رابطه این شخص را با خودش محکم‌تر و عمیق‌تر می‌نماید. اساساً خداوند در یک ارتباط، به کسی که از این دو نفر نزدیک‌تر است. که نام رحمان در او بیشتر تجلی کرده باشد. هرچه انسان صفت رحمانیت و رحیمیت را بیشتر دریافت کرده و بروز می‌دهد، به خداوند شبیه‌تر و نزدیک‌تر شده و تحت حفاظت بیشتری از سوی الله قرار می‌گیرد. از همین رو پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» بهترینِ انسان‌ها را مهربان‌ترین­شان به اعضای خانواده می‌دانند. و یا در روایات اسلامی، بهترین انسانِ یک جمع را کسی می‌دانند، که خدمت بیشتری به دیگران می‌رساند (سیّد القوم، خادمُهم). قرآن کریم، انسان­ها را به مسابقه در نیکی‌ها و خیرات دعوت کرده و از آن­ها می‌خواهد که برنده این میدان مسابقه پرسود باشند. برای پیروزی در چنین میدانی، باید از آسمان نیرو گرفت، از ارتباط با الله، خانواده آسمانی، فرشتگان و ... کسب انرژی کرد تا بتوان مهربان‌ترینِ یک جمع بود. قهرمانِ یک ارتباط دوستانه، کیست؟ امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «ما أقبَحَ بِالرَّجُلِ أن یَعرِفَ أخوهُ حَقَّهُ، ولا یَعرِفَ حَقَّ أخیهِ؛ چقدر زشت است برای کسی که برادرش حقش را به رسمیت شناخته و رعایت کند، اما او حق کسی را رعایت نمی‌کند». ناپسندترین امر برای کسی آن است که دیگران در کنار او احساس امنیت نکنند و دائماً مضطرب و نگران از صدماتی باشند که ممکن است به آن­ها از ارتباط با او برسد. فراموش نکنیم که ما باید نهایتِ تلاش­مان را هزینه کنیم که بهترین فرد در روابطمان باشیم؛ کسی که صبرش، مهربانی‌اش، تغافل و تجاهلش، گذشتش و مودّتش نسبت به دیگران بیشتر باشد. مهم نیست دیگران چگونه پاسخ دهند و یا رفتارهای ما را به حساب حماقت‌مان بگذارند، مهم آن است که امام زمان، نامه عمل ما را با رضایت امضا نماید. مهم آن است که ما در نگاه خداوند بدرخشیم، مهم آن است که در باشگاهی که برایمان گسترده شده، چقدر موفق به رشد و کمال شده‌ایم ... مهم آن است که چقدر در نگاه اهل آسمان محبوب گشته‌ایم... قهرمانِ یک رابطه کسی است که به خاطر عشق به اهل آسمان، به دیگری مهر می‌ورزد. برای محبوب شدن در نگاه الله سعی می‌کند دیگران را از سرچشمه رحمتش سیراب کند. فراموش نکنیم که هرگاه از ناسپاسی‌ها، بدخلقی‌ها و ظلم‌های دیگران رنجیدیم، عصبانی شدیم و ... درست زمانی است که تعریف‌مان را از خود حقیقی‌مان فراموش کرده‌ایم. دقیقاً در لحظه‌ای که حقیقتِ انسانی خود را فراموش می‌کنیم و خودمان را یک زن و یا یک مرد تعریف می‌کنیم، زمانی است که توان تحمل ناملایمات دیگران را نداریم. آیا در رعایت حقوق امام زمان، موفق بوده‌ایم؟ در دعاها از خداوند درخواست می‌کنیم که خداوند ما را جزو کسانی قرار ده که حقوقی که از امام‌شان بر گردن‌شان است، رعایت می‌کنند. امام زمان نیز دو حق بر گردن ما دارند، ابتدا حق تخصص و رهبری؛ و دوم، حق پدری. اما آیا ما حقوق ایشان را رعایت می‌کنیم؟ امام زمان مهمترین و بزرگترین حقی است که در قیامت از آن سؤال می‌کنند. در زیارت آل یاسین، امام زمان را باب الله خطاب می‌کنیم. یعنی اگر کسی قصد تقرّب به الله را دارد باید از در آن وارد شود و امام زمان دری است که با آغوش خداوند گشوده می‌شود. هیچ عملی از ما، بدون امام زمان و ارتباط با او، فایده‌ای نخواهد داشت. «مَنْ ارادَاللَّهَ بَدَءَ بِكُمْ... (زیارت جامعه کبیره) کسی که قصد رسیدن به الله را دارد، باید از امام شروع کند، دست در دست او، قدم به قدم در سایه او، ... و هیچ راهی جز راه معصوم به الله ختم نمی‌گردد و قرآن بارها این مسئله را متذکر شده است. آیا ما این باب الله را یافته‌ایم؟ آیا برای نداشتنش دلتنگ و مضطرب هستیم؟ آیا ما در غصه‌های عظیم امام زمان‌مان شریک هستیم؟ آیا حداقل برای غم‌های او، غم می‌خوریم؟ آیا امام زمان از من راضی هست یا نه؟؟؟ اگر کسی چنین دغدغه‌ای ذهن و قلبش را مشغول کند، قرار است در آسمان محبوب باشد. تلاش کنیم تا محبوب اهل آسمان باشیم، محبوبِ امام زمان‌مان باشیم، که در این‌صورت تمام مسائل‌مان در زمین نیز حل خواهد شد. «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - مهربانی، بارزترین صفت انسانی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2716
زمان انتشار: 7 ژوئن 2015
| | | | |
آداب دوستی

خانواده آسمانی 368 ، 1394/03/07

آداب دوستی

رفاقت مؤمنان با یکدیگر، بسیار لذت بخش و سازنده است، امّا شرط اساسی این رفاقت، برقراری محبّت دوسویه در میان آن­هاست. خدمت کردن به دیگران و ابراز محبّت و عاطفه به آن­ها، عملی بسیار زیبا و پسندیده است. امّا به شرطی که این خدمت‌ و محبّت‌ها، دوطرفه باشند.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * دوستی و ارتباط نباید به عزت و آبروی ما خدشه وارد کند؛ یعنی دوستی نباید به التماس کردن نسبت به کسی منجر شود. * اگر در رابطه دوستی به عزت شخصی لطمه ­ای وارد شود، رابطه ی معقول و مشروع نخواهد بود. * دوست به کسی گفته می­شود که اگر دوستش دچار خطا و لغزشی شد رابطه اش را با او قطع نمی­کند.  * دوستی ها باید براساس اصول ایمانی و انسانی باشد؛ چون دوستی های که بر مبنای دنیاست در معرض نابودی قرار می گیرد. * دوستی ­هایی که براساس مبنای عقلانی و فوق عقلانی باشد، ارزشمند خواهد بود. * در ارتباطات دوستی سعی کنید بی ­اخلاقی، عهدشکنی، زودرنجی و قدرنشناسی از طرف شما نباشد.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۶8 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰3/07 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: رابطه دوستی، بدون محبّت دوسویه ممنوع امیرالمؤمنین علیّ بن ابیطالب «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «كُنْ لِلْوُدِّ حافِظا وَ إِنْ لَمْ تَجِدْ مُحافِظا؛ نسبت به دوستی‌ها محافظت بورزید، هر چند که دوستتان را وفادار نیابید.» در دوستی، سلسله قواعدی حاکم است که مثل تمام قوانین دیگر، به پنج گروه؛ واجب، حرام، مستحب، مباح و مکروه تقسیم می‌شوند. یکی از قواعد حرام در دوستی آن است که انسان­ها باید کاملاً مراقب باشند که عزت و آبروی آن­ها در برقراری یک رابطه دوستی، آسیب نبیند. گدایی عاطفه از کسی، تحقیر کردن خود برای به دست آوردن محبّت کسی و یا جلب توجه او به وسیله التماس و... از دیدگاه اسلام امری، کاملاً حرام است. قرآن کریم، عزت را تنها به دست خداوند، رسول او و مؤمنین می‌داند. به طوری که هیچ چیزی در عالم، قادر به صلب عزتی که خداوند به انسان­ها داده است، نمی‌باشد. «…وَلِلَّهِ العِزَّةُ وَلِرَسولِهِ وَلِلمُؤمِنینَ... » (سوره منافقون/آیه 8) هیچ انسانی از نگاه خداوند، مجاز به شکستن عزت خود برای جلب محبّت کسی نمی‌باشد؛ زیرا انسان در نگاه اهل آسمان، آنقدر بزرگ و ارزشمند است، که به هیچ وجه نباید به ارزش انسانی و الهی خود لطمه‌ای وارد نماید. مؤمنان، محبّت مورد نیاز خود را از کانونِ حقیقی عاطفه دریافت می‌کنند. لذا بدون دریافتِ محبّت از دیگران نیز، قادرند انسان­های دیگر را از سرچشمه رحمت خود سیراب نمایند. رفاقت مؤمنان با یکدیگر، بسیار لذت بخش و سازنده است، امّا شرط اساسی این رفاقت، برقراری محبّت دوسویه در میان آن­هاست. خدمت کردن به دیگران و ابراز محبّت و عاطفه به آن­ها، عملی بسیار زیبا و پسندیده است. امّا به شرطی که این خدمت‌ و محبّت‌ها، دوطرفه باشند. ادامه دادن رفاقت با کسی که تنها از انسان انتظار خدمت و محبّت دارد، امّا هرگز برای جبران، گامی بر نمی‌دارد، از نگاه خداوند، مجاز نیست. حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «لا وَجَدتُ ذُلاًّ مِثلَ اشتِغالِ قَلبی بِفارِغِ القَلبِ مِنّی؛ هیچ ذلتی را ندیدم مثل اینکه قلبم مشغولِ کسی باشد، که قلبش مشغول من نیست». ادامه دادن به چنین رفاقت‌هایی، به عزت انسانیِ شخص آسیب جدی وارد کرده و او را به ذلّت می‌رساند. البته گاهی دوستان خوب و متواضعِ انسان نیز، ممکن است به دلیل مشغله‌ها و یا بیماری‌هایی نتوانند در ادای حقوقِ دوستی‌شان موفق باشند، در این­صورت انسان باید با غمض عین و فروتنی این کاستی‌ها را ندید گرفته و سعی در ادامه رفاقت نماید. مقصود از روایت بالا (كُنْ لِلْوُدِّ حافِظا....) نیز، اشاره به چنین دوستانی دارد. دوستانی که قصد تکبر و استثمار انسان را ندارند، امّا به دلیل درگیری‌ها و مشکلاتی که در برهه‌ای از زمان برایشان رخ می‌دهد، از انجامِ وظایف دوستی خود بازمانده‌اند. در هر صورت هوشیار باشیم که ما هرگز قطع کننده یک ارتباط نباشیم، و تا جایی که در توان ماست، برای رفع مشکلات و گرفتاری‌های دوستانمان تلاش کنیم، امّا این قانون را هرگز از خاطر نبریم که برای حفظ هیچ رفاقتی، مجاز به خدشه‌دار کردن عزت انسانی‌مان نیستیم!!! در حفظ عهد رفاقت خود بکوش! امیرالمؤمنین، علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «أكرِم وُدَّكَ وَاحفَظ عَهدَكَ؛ به دوستی‌ات، احترام بگذار، و عهد دوستی‌ات را حفظ کن». سفارش امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»، احترام به عهدی است که برای رفاقت با کسی می‌بندیم. امّا فراموش نکنیم که دوستی‌ها باید در چهارچوب اصول انسانی و الهی منعقد شوند. دوستی‌هایی که براساس امور دنیایی و ناپایدار منعقد می‌شوند، مورد نظر امیرالمؤمنین نیستند، چرا که این رفاقت‌ها، کاملاً سُست و ناپایدارند و به آسانی از هم گسسته می‌شوند. رفاقت‌های فوق عقلانی را باید اکرام کرد و عزیز شمرد و برای حفظ آن باید سخت کوشانه تلاش کرد. چنین رفاقت‌هایی از سرمایه‌های عظیم انسان تا قیامت­اند. رفقای مؤمن انسان، قدرت شفاعت داشته و توانِ رهانیدنِ انسان را از آتش چه در دنیا و چه در آخرت، به اذن خداوند، خواهند داشت. لذا حفظ چنین کسانی در زندگی ما، به سفارش امیرالمؤمنین، مسئله‌ای بسیار مهم و ارزشمند است. چنین پیوندهای گرانقدری میان قلوب مؤمنین، به قدری در نگاه خداوند حرمت دارند، که بر همه انسان­ها حفظ حرمت چنین پیوندهایی واجب است. پیوندهای فوق عقلانی می‌تواند میان دو همسر، دو خواهر و برادر، دو دوست و ... برقرار شود، آن­چه که در این میان مهم است، تلاش طرفین برای حفظ چنین رفاقت‌هایی است. بنابراین باید کاملاً هوشیار باشیم که هیچ قطعِ پیوندی به دلیل سهل‌انگاری و خطاهای ما صورت نگیرد. جهنم در انتظار کسی است که در تخریب یک ارتباط، مقصّر می‌باشد، زیرا از نظر خداوند، عهدشکنی در این ارتباط از سوی او بوده است. بزرگترین عهدی که خداوند از ما گرفته است، عهدی است که در نهادِمان نسبت به امام‌مان بسته‌ایم. اگر باری از دوش اماممان بر نمی‌داریم، اگر قدمی برای پایان دادن به غربتش برنمی‌داریم، اگر خیری از سوی ما به او نمی‌رسد، و ... ما یک عهدشکن بزرگ هستیم که به بزرگترین عهد الهی، خیانت کرده‌ایم. و این عظیم‌ترین عهدی است که باید در قیامت، نسبت به حفظ آن پاسخگو باشیم. برترین انسان‌ها کسانی هستند که به عهدهای زندگی خود وفادارند. حضرت ..... می‌فرمایند: «أحسَنُ المُروءَةِ حِفظُ الوُدِّ ؛ بهترین مردانگی، حفظ دوستی است». بهترین انسان‌ها کسانی هستند که از سوی آن‌ها، جفا، بی‌ادبی، قدرنشناسی، پرخاشگری و ... به دوستانش نرسد. دو شرط مهم رفاقت؛ دوری از خیانت و رعایت صداقت امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «إنَّما سُمّوا إخوانا لِنَزاهَتِهِم عَنِ الخِیانَةِ، وسُمّوا أصدِقاءَ لِأَنَّهُم تَصادَقوا حُقوقَ المَوَدَّةِ؛ همانا برادران را از آن جهت برادر می‌نامند، که رابطه‌شان از خیانت پاک است و از آن جهت صدیق نامیده می‌شوند که در دوستی و مودّت با یکدیگر صادق‌اند. دو نفر که رفقای حقیقی هستند، هرگز به یکدیگر خیانت نمی‌کنند، از همین رو به آن‌ها واژه إخوان (برادر) اطلاق می‌گردد. رابطه آن‌ها مبرّای از هر گونه ظلمی است. راز یکدیگر را افشا نمی‌کنند، عیب‌های یکدیگر را برملا نمی‌سازند، در روابط اقتصادی‌شان، هرگز به حقوق همدیگر تجاوز نمی‌کنند. هرگز به خاطر ارتقاء پُست و مقامشان، روی دیگر پا نمی‌گذارند، و در تمام مراحل زندگی‌شان، رفقای قدیمی‌شان را حفظ می‌کنند. دو رفیق حقیقی، در رابطه دوستی و مودت‌شان صداقت دارند، به این معنا، که هیچ‌کدام خود را بر دیگری ترجیح نداده و به استثمار رفیقش نمی‌پردازد. امیال چنین دوستانی، در میل طرف مقابلش ذوب است، به گونه‌ای که با میل او در امور مباحش، دست به انتخاب می‌زند. دوست داشتنِ تنها برای حفظ یک رابطه دوستی کافی نیست، بلکه مودّت، عاملِ اصلیِ حفظ یک ارتباطِ دوستانه است. حال این ارتباط، رابطه میان دو همسر، دو خواهر و برادر و یا دو رفیق، می‌تواند باشد. عقد هر پیوندی، حقوقی را بر طرفین واجب می‌کند، که شخص موظف به رعایت آن‌ها می‌باشد. مودّت، به معنای محبت همراه با فداکاری و گذشت خالصانه، از حقوق طرفین در یک ارتباط است.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین 

صوت

1 - آداب دوستی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2674
زمان انتشار: 23 می 2015
| | | | |
حق الهی

خانواده آسمانی، جلسه ۳۶7، ۹۴/۰۲/۳۱

حق الهی

حقوق انسان از همه واجب‌تر است؛ چون یک انسان می‌تواند خلیفه‌الله باشد. به خصوص اگر این شخص مسلمان و یا مؤمنی باشد. وقتی به ایمان رسید حرمتش از کعبه بالاتر است. یعنی از خانه‌ی خدا مقدس‌تر است.

عناوین مورد بحث در این جلسه:   * همه اشیاء حامل اسماء الهی هستند. * مکان ها، بدن،  زمین و ... در قیامت شهادت می دهند که چه کارهایی انجام داده ایم. * موجودات دارای شعور هستند و باید حقوق شان را رعایت کنیم و از آنها درست استفاده نمائیم. * بالاترین خصلت انسانی  رعایت حقوق دیگران است * بزرگترین عهدی که خداوند از ما گرفته است، عهد عبودیت و ولایت اهل بیت (علیه السلام) است. * مهمترین سوالی که در قیامت از ما می کنند، اینست که در هر مسئله ­ی به متخصص رجوع کرده ایم یا نه! *تبعیت از معصوم علیهم السلام، عهدی است از سوی خدا. * امام زمان (علیه السلام)، بزرگ ترین میثاق الهی است که از ما گرفته شده است.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۶7 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۲/31 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   مصادیق حقوقی که بر گردن انسان است در آموزه‌های اسلامی تأکید زیادی در رعایت حقوق انسان‌ها، گیاهان، حتی اشیاء شده است که همه جزء حقوقی هستند که به گردن ماست. در فرمایشی از وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) آمده است: «أشرَفُ الشِّیَمِ رِعایَةُ الوُدِّ، وَ أحسَنُ الهِمَمِ إنجازُ الوَعدِ؛ شریف‌ترین خصلت، رعایت دوستی است». اشیاء بی‌جانی که اطراف ما هستند به گردن ما حق دارند. حق لباس آن است که آن را زود به زود شستشو دهید. لباس مثل یک انسان و حیوان شعور دارد، می‌فهمد و خوب و بد را تشخیص می‌دهد. «الله» یعنی وجود ساری و جاری در همه‌ی اشیاء. در دعای کمیل داریم؛ «بِأَسمائِكَ الَّتی مَلَأَت أَركانَ كُلِّ شَیءٍ» یعنی هر شیئ حامل اسماء الهی است. هیچ شیئی نیست که نبیند و نشنود. برای همین در قیامت بدن شما می‌تواند علیه شما شهادت دهد، قطعه قطعه‌ی زمین شهادت می‌دهد که روی آن چه کارهایی انجام دادید. یکی دیگر از حقوق، حق مکان‌ها و مسجد است که در قیامت شعور و ادراک دارد و به‌صورت موجود باشعور و زنده ظاهر می‌شود و شکایت‌هایش را مطرح می‌کند که خدایا این بنده‌ی تو همسایه من بود و به من سر نمی‌زد. و یا تک‌تک سوره‌های قرآن شخصیت دارند و دوستان ما هستند و شکایت می‌کنند یا در حق انسان دعا می‌کنند و به خداوند عرض می‌کنند که این بنده تو به من احترام گذاشت و به من سر می‌زد. پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) با اشیاء اطراف خود مثل یک شخصیت برخورد می‌کرد. برای هرکدام اسم می‌گذاشت. ستون حنانه ستونی است که حضرت به آن تکیه می‌دادند و با ایشان انس گرفته بودند و زمانی که برای حضرت منبر می‌سازند از فراق پیامبر ناله می‌کند. مرکب‌های ائمه (علیهم‌السلام) بعد از فراق آن‌ها گریه می‌کردند. عجیب است که ما از فراق امام زمان و اهل‌بیت (علیهم‌السلام) هیچ ناله‌ای نمی‌کنیم. «عَزیزٌ عَلَیَّ اَنْ یَجْرِیَ عَلَیْكَ دونَهُمْ ما جَرى... أین... أین...» شما با هر چیز روبه‌رو می‌شوید یک چهره از خداست که دارد با شما ارتباط برقرار می‌کند. از آن جهت که جلوه‌ی خداست، تقدس و احترام دارد. حتی پرنده‌هایی که جلوی در خانه‌ی شما می‌آیند، به امید شما آمده‌اند. پس به عشق خدا به پرندگان، گیاهان مهربانی کنید. آن‌ها هم در حق شما دعا می‌کنند ومی بینید که چه بلاهایی از سر شما دفع می‌شود. بالاترین حق الهی حقوق انسان از همه واجب‌تر است؛ چون یک انسان می‌تواند خلیفه‌الله باشد. به خصوص اگر این شخص مسلمان و یا مؤمنی باشد. وقتی به ایمان رسید حرمتش از کعبه بالاتر است. یعنی از خانه‌ی خدا مقدس‌تر است. امام صادق (علیه‌السلام) در طواف کعبه به شخصی گفتند که طواف را رها کن و به درخواست برادر دینی‌ات توجه کن. در اعتکاف هم اگر کسی نیازی را بر شما عرضه داشت به دنبال کار او بروید. به اعتکاف شما لطمه‌ای وارد نمی‌شود. قواعد کسب مهارت در خانواده شامل؛ کسب مهارت‌های معنوی، مهارت‌های عاطفی و مهارت‌های اقتصادی. اگر جایی بین مسائل اقتصادی خانواده، عواطف و محبت تعارض به‌وجود آمد باید قید پول و کار اقتصادی را بزنید تا به عواطف‌تان لطمه‌ای وارد نشود. چون درآمدی که به‌خاطر آن حقوق همسر و فرزندان پایمال شود، آن مال حرام است حتی اگر از راه درست تهیه شود. این یک ظلم مسلّم است. از صمیمیت‌ها و عواطف سوءاستفاده نکنیم. گاهی پدر و مادر از سر عاطفه،‌ رعایت حال فرزندش را می‌کند و در عین نیاز، از او درخواستی نمی‌کند. بدترین کار انسان این است که کسی که دوست دارد را از حق طبیعی‌اش محروم کند. امام زمان «علیه‌السلام» بزرگ‌ترین عهد الهی حق پدر و مادر از خودمان مهم‌تر است. حتی اگر کار مستحبی می‌خواهید انجام دهید ولی پدر و مادر راضی نباشند، نباید آن کار را انجام دهید چون در زندگی خیر نخواهی دید. گاهی وقت‌ها دردها و مشکلاتی در زندگی پیش می‌آید که به دلیل همین بی‌حرمتی‌ها بر انسان وارد می‌شود. روایت: «أحسَنُ الهِمَمِ إنجازُ الوَعدِ؛ زیباترین همت‌ها این است که انسان به وعده‌هایش عمل کند. به خصوص اگر موفق نشدی به قولی که به همسر و فرزندت دادی، وفا کنی زمان جدیدی را تعیین کن که به قولت عمل کنی. چرا که بداخلاقی و بدقولی هزاران سال انسان را در جهنم فرو می‌برد. حق فسخ؛ یعنی بعد از این قرارداد هرکس زیر قولش زد، باید جریمه پرداخت کند، حرام نیست، چون از ابتدا تعهد کردید. خیلی‌ها عهد می‌کنند و بعد زیر تعهداتشان می‌زنند. خیلی خطرناک است. او قبل از این‌که بدن باشد یک انسان است و یک سلسله حقوق دارد. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «لَا دِینَ لِمَنْ لَا عَهْدَ لَهُ؛ دین ندارد کسی که به عهدش وفا نکند». شرط ضمن عقد یک شرط شرعی است و اگر نامشروع باشد عاقد قبول نمی‌کند. انسان باید جوانمردی داشته باشد و به عهدی که عنوان کرده، وفا کند. زناشویی یک عهد است، حرمت دارد باید رعایت کنید. عقل به من می‌گوید در ارتباط با هر سیستمی در چهار مرحله تعریف، راه‌اندازی، بهره‌برداری، اصلاح و خرابی سیستم، باید به متخصص سیستم مراجعه کنید. وگرنه با نمایندگی مجاز. لذا ا گردر هر کاری به غیرمتخصص مراجعه کردی و آسیب دیدی، گناهش به گردن خودت است. بزرگ‌ترین عهدی که خداوند از ما گرفته، عهد ولایت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و عبودیت خداست. قرآن کریم می فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُمْ؛ ای مردم! عابد و مطیع کسی باشید که شما را خلق کرده است». (سوره بقره/آیه 21) خداوند در قیامت خطاب می‌کند که من شما را خلق کردم و باید از من اطاعت می‌کردید. طبق اصل اصالت تخصص عقل می‌گوید: باید از خداوند خالق اطاعت کنید. خداوند در قیامت مردم را با همین اصل محاکمه می‌کند. چرا قوانین قرآن را رعایت نکردید؟ چرا مکاسب قرآن را عمل نکردید؟ معصومین را چرا رها کردید؟ مگر علمشان را از طرف خدا نیاورده بودند؟ چرا در مسائل اجتماعی–سیاسی از غیر معصوم تبعیت کردید؟ همین بدن در قیامت می‌گوید: تو چرا به من ظلم کردی؟ و یا فرزندت می‌گوید: چرا مرا تابع معصوم نکردی؟ و در معرض الگوهای غیرمعصوم قرار دادی؟ عهد، امری عقلی و فطری است که خداوند در نهاد شما نوشته و شما آن را امضاء کردید. «السَّلامُ عَلَیْكَ یا میثاقَ اللَّهِ الَّذى‌ اخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ،؛ سلام بر تو ای پیمان محکم خدا که از ما گرفتی و بر آن تأکید کردی. (زیارت آل یاسین) آیا سبک زندگی ما با عهدی که با خدا و امام زمان «علیه‌السلام» بستیم، مطابقت دارد؟ وقتی زیارت امام رضا (علیه‌السلام) می‌روید می‌گوئید آقا من امید دارم که مرا شفاعت کنی و گناهانم را ببخشی و روابط بین من و خدا را اصلاح کنی. «اجْعَلُونِی فِی هَمِّكُمْ وَ صَیِّرُونِی فِی حِزْبِكُمْ؛ به من توجه کن و مرا جدی بگیر و جزو مسائل مهم فکری‌ات قرار بده و من حاشیه ذهنت نباشم. مرا در حزب خودتان جایی مشغول کارم کنید. خداوند از ما عهد گرفته که به امام زمانمان کمک کنیم. سهم ما از کمک به امام زمان فقط شام و ناهار و شیرینی نباشد. مهم‌ترین عهدی که در قیامت در مورد آن از ما سؤال پرسیده می‌شود، وظیفه ما در قبال امام زمان (علیه‌السلام) است. ما را با مادرمان فاطمه‌ زهرا (سلام‌الله علیها) روبه‌رو می‌کنند و حضرت به ما گله می‌کنند. ما چه‌طور می‌توانیم در قیامت سرمان را جلوی امام زمان (علیه‌السلام) بلند کنیم. امام زمان (علیه‌السلام) 1176 سال است که آواره است به‌دلیل این‌که در برنامه‌ زندگی ما اصلا جایی ندارد. بدترین بی‌لیاقتی این است که انسان هیچ چیزش هزینه بهشت و بالاتر از بهشت نشود. همه‌ش هزینه جهنم شود. همه تحصیلات و آبرویش هزینه جیفه دنیا شود. خود آدم باید خجالت بکشد و ناراحت باشد که آسمان چه چیزی را از من قبول کرده است؟ معشوق از من چیزی پذیرفته یا نه؟ تا به حال به این فکر افتادم که دل امام زمان را به‌دست آورم یا نه؟ همه‌ی دارایی‌های زندگی‌ و استعدادهایت را جاودانه کن و پای خانواده آسمانی‌ات بریز. ما نسبت به آقا امام زمان (علیه‌السلام) عهد داریم و باید به آن عمل کنیم. چنانچه در زیارت وارث می‌خوانیم: «ولَعَنَ اللّه ُ اُمَّةً سَمِعَت بِذلِكَ فَرَضِیَت بِهِ؛ خداوند لعنت کند امتی را که صدای تنهایی تو را شنیدند و راضی بودند». اگر به تنهایی و غربت امام زمان (علیه‌السلام) راضی باشیم، همان لعنت برای ما هم منظور می‌شود. قرآن می‌فرماید: صله ارحام واجب است و حق ندارید با خویشان خود قطع ارتباط کنید. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «...وغایَةُ تَأویلِها صِلَتُكَ إیّانا؛ بالاترین تأویل این آیه،‌ صله رحم تو با ماست».  ما از خویشان تو هستیم. ما بالاتر از پدر و مادر زمینی تو هستیم. پس چرا به امام زمان و اهل بیت (علیهم‌السلام) سرکشی نمی‌کنیم و احوالی نمی‌پرسیم؟ امام زمان (علیه‌السلام) کجای زندگی اجتماعی – سیاسی ما جا دارد؟ چه‌قدر به نقشه کشیدن و تدبیر برای ظهور امام زمان (علیه‌السلام) می‌افتی؟ اگر کسی در همین یک عهد جدی باشد خداوند چنان قدرتی به او می‌دهد که در همه امور زندگی قدرتمند می‌شود. ولی اگر به این عهد بی‌احترامی کنی در همه زندگیت منتظر حادثه، نکبت، غم و گرفتاری باش. اگر در صحنه‌های زندگی بدون حضور امام زمان (علیه‌السلام) به شما خوش می‌گذرد، مطمئن باش که خداوند عذابت را برای آخرت گذاشته است. بی‌وفایی، رعایت نکردن حق پدر آسمانی و بی توجهی به وظایف فرزندی که داری، باعث گرفتاری تو می‌شود.  

صوت

1 - حق الهی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed