www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11126
زمان انتشار: 2 اوت 2019
| | |
چگونگی خاص شدن برای امام معصوم علیه‌السلام

چگونگی خاص شدن برای امام معصوم علیه‌السلام

فیلم

1 - چگونگی خاص شدن برای امام معصوم علیه‌السلام

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 11125
4 اوت 2019
|
پرسش 241:رمز آیه «همه چیز را برای شما خلق کردم» چیست؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

شناسه پرسش: 11124
3 اوت 2019
|
پرسش 240: چرا یکساعت تفکر معادل 70 سال عبادت حساب شده است؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

شناسه مطلب: 11123
زمان انتشار: 12 ژولیه 2021
| |
امروز اول ماه ذی الحجه، طریقه خواندن نماز اول ماه

امروز اول ماه ذی الحجه، طریقه خواندن نماز اول ماه

در کتب دینی از جمله کتاب مفاتیح الجنان اعمالی را برای آغاز هر ماه قمری ذکر نموده اند و انجام آن را مستحب موکد دانسته اند. در ادامه این مطلب با طریقه خواندن نماز اول ماه و سایر اعمال روز اول ماه آشنا شوید. در بعضی روایات و به سند معتبر از حضرت امام محمّد تقى منقول است که، بهتر است پس از اتمام نماز، صدقه داده شود به آنچه برای فرد ميسّر است و دعای اول ماه را بخواند که چون چنين كند، سلامتى اش را در آن ماه از خدا خريده است.

وقت نماز اوّل ماه

وقت خواندن نماز اول ماه، از اوّل طلوع فجر که اوّل روز شرعى می‏باشد، تا پایان غروب همان روز است.

نماز اول ماه قمری دو رکعت بوده، در ركعت اول پس از خواندن سوره حمد، سى مرتبه سوره توحید و در ركعت دوم بعد از حمد، سى مرتبه سوره قدر خوانده شود.  بعد از نماز این دعا خوانده می‌شود: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَ مَا مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَ یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَ مُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِی كِتَابٍ مُبِینٍ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَ إِنْ یَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كَاشِفَ لَهُ إِلا هُوَ وَ إِنْ یُرِدْكَ بِخَیْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرا مَا شَاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِیلُ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْدا وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوَارِثِینَ به نام خدا كه رحمتش بسیار و مهربانی اش همیشگى است، هیچ جنبنده اى در زمین نیست، مگر اینكه روزى او بر خدا است و قرارگاه و امانگاهش را خدا میداند، همه اینها در كتابى روشن است. به نام خدا كه رحمتش بسیار و مهربانی اش همیشگى است، اگر خدا به تو زیانى رساند، جز او كسى برطرف كننده آن نیست، و اگر خیرى را براى تو بخواهد، فضل او را بازگرداننده اى نیست، آن را به هركس از بندگانش بخواهد میرساند، و او آمرزنده و مهربان است. به نام خدا كه رحمتش بسیار و مهربانی اش همیشگى است، خدا به زودى پس از دشوارى آسانی قرار می دهد، آنچه خدا خواست همان شود، نیرویى نیست مگر به خدا، خدا ما را بس است و نیكو كارگشایى است، كارم را به خدا وامى گذارم كه خدا بیناى به بندگان است، معبودى جز تو نیست، من از ستم كاران بودم، پروردگارا من به آنچه از خیر برایم فرود آرى نیازمندم، پروردگارا مرا تنها مگذار، كه تو بهترین وارثانى. اعمال اول ماه قمری اعمال شروع هر ماه قمری بر طبق آنچه در روایات دینی آمده است شامل موارد زیر میگردد: هنگام حلول هلال ماه نو خواندن دعا و دعا کردن در حق خود و دیگران است و بهترین آنها دعاى چهل‏ وسوّم صحیفه کامله است. این دعا در ۷ فراز تنظیم شده و دعایی است کهامام سجاد(ع) هنگام رویت‌هلال ماه نو می‌خواند. متن و ترجمه دعا در ادامه آورده شده است. أَیُّهَا الْخَلْقُ الْمُطِیعُ، الدَّائِبُ السَّرِیعُ، الْمُتَرَدِّدُ فِی مَنَازِلِ التَّقْدِیرِ، الْمُتَصَرِّفُ فِی فَلَكِ التَّدْبِیرِ. آمَنْتُ بِمَنْ نَوَّرَ بِكَ الظُّلَمَ، وَ أَوْضَحَ بِكَ الْبُهَمَ، وَ جَعَلَكَ آیَةً مِنْ آیَاتِ مُلْكِهِ، وَ عَلَامَةً مِنْ عَلَامَاتِ‏ سُلْطَانِهِ، وَ امْتَهَنَكَ بِالزِّیَادَةِ وَ النُّقْصَانِ، وَ الطُّلُوعِ وَ الْأُفُولِ، وَ الْإِنَارَةِ وَ الْكُسُوفِ، فِی كُلِّ ذَلِكَ أَنْتَ لَهُ مُطِیعٌ، وَ إِلَى إِرَادَتِهِ سَرِیعٌ سُبْحَانَهُ مَا أَعْجَبَ مَا دَبَّرَ فِی أَمْرِكَ! وَ أَلْطَفَ مَا صَنَعَ فِی شَأْنِكَ! جَعَلَكَ مِفْتَاحَ شَهْرٍ حَادِثٍ لِأَمْرٍ حَادِثٍ فَأَسْأَلُ اللَّهَ رَبِّی وَ رَبَّكَ، وَ خَالِقِی وَ خَالِقَكَ، وَ مُقَدِّرِی وَ مُقَدِّرَكَ، وَ مُصَوِّرِی وَ مُصَوِّرَكَ: أَنْ یُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَنْ یَجْعَلَكَ هِلَالَ بَرَكَةٍ لَا تَمْحَقُهَا الْأَیَّامُ، وَ طَهَارَةٍ لَا تُدَنِّسُهَا الْآثَامُ هِلَالَ أَمْنٍ مِنَ الْآفَاتِ، وَ سَلَامَةٍ مِنَ السَّیِّئَاتِ، هِلَالَ سَعْدٍ لَا نَحْسَ فِیهِ، وَ یُمْنٍ لَا نَكَدَ مَعَهُ، وَ یُسْرٍ لَا یُمَازِجُهُ عُسْرٌ، وَ خَیْرٍ لَا یَشُوبُهُ شَرٌّ، هِلَالَ أَمْنٍ وَ إِیمَانٍ وَ نِعْمَةٍ وَ إِحْسَانٍ وَ سَلَامَةٍ وَ إِسْلَامٍ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَرْضَى مَنْ طَلَعَ عَلَیْهِ، وَ أَزْكَى مَنْ نَظَرَ إِلَیْهِ، وَ أَسْعَدَ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ فِیهِ، وَ وَفِّقْنَا فِیهِ لِلتَّوْبَةِ، وَ اعْصِمْنَا فِیهِ مِنَ الْحَوْبَةِ، وَ احْفَظْنَا فِیهِ مِنْ مُبَاشَرَةِ مَعْصِیَتِكَ وَ أَوْزِعْنَا فِیهِ شُكْرَ نِعْمَتِكَ، وَ أَلْبِسْنَا فِیهِ جُنَنَ الْعَافِیَةِ، وَ أَتْمِمْ عَلَیْنَا بِاسْتِكْمَالِ طَاعَتِكَ فِیهِ الْمِنَّةَ، إِنَّكَ الْمَنَّانُ الْحَمِیدُ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ. ‌ای آفریده مطیع،‌ ای - رونده کوشا و شتابان،‌ ای رفت - و آمد کننده در منازل معین شده،‌ ای متصرف در چرخ گردان تدبیر، ایمان آوردم به آن کس که به سبب تو تاریکی‌ها را روشن کرد، و آنچه را که به سختی می‌توان یافت آشکار فرمود، و تو را علامتی از علائم چیرگی و استیلای خود، و نشانی از نشانه‌های قدرت خویش قرار داد، و تو را گاهی به نقص و گاهی به کمال، و وقتی به طلوع و زمانی به غروب، و حالتی پر نور و حالتی گرفته مسخر خویش نمود، در تمام این حالات فرمانبردار اویی، و به سوی اراده‌اش شتابانی، منزه است او، چه عجیب است تدبیری که در حق تو به کار برده، و چه دقیق است آنچه درباره تو انجام داده، تو را کلید ماهی نو برای برنامه‌ای نو ساخته، پس از پروردگار که ربّ من و توست، و آفریننده من و توست، و مهار مقدّرات من و تو در کف قدرت اوست، و صورتگر من و صورتگر توست می‌خواهم که بر محمد و آلش درود فرستد، و تو را ماه برکتی قرار دهد که گذشت روزگاران آن را از بین نبرد، و ماه پاکیی که گناهان آن را آلوده ننماید، هلال ایمنی از آفات، سلامتی از زشتی‌ها، هلال خوش طالعی برکنار از نحسی، و میمنت بدون گرفتاری، و آسایش بدون دشواری، و خیر بدون شرّ، هلال ایمنی و ایمان، و نعمت و احسان، و سلامت و اسلام باشد. بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از خشنودترین (یاپسندیده‌ترین) کسانی قرار ده که این ماه برآنان طلوع کرده، و پاکیزه‌ترین کسانی که به آن نظر نموده، و سعادتمندترین کسانی که در آن به بندگی تو کوشیده، و ما را در این ماه توفیق توبه عنایت کن، و از گناه حفظ فرما، و از دست زدن به نافرمانیت بازدار، و ادای شکر نعمتت را به ما ارزانی دار، و لباسهای عافیت و سلامت بر ما بپوشان، و به سبب انجام طاعت کامل نعمتت - را در این ماه بر ما کامل گردان، زیرا که تو بس بخشنده و ستوده‌ای، و درود خدا بر محمد و آل پاک و پاکیزه‌اش باد. خواندن هفت مرتبه سوره حمد براى دفع‏ درد چشم. اندکى پنیر خوردن که در این باره در روایات آمده است، هرکه خود را به خوردن آن در اول هر ماه مقیّد کند، امید است در آن ماه حاجتش ردّ نشود. در شب اوّل ماه، دو رکعت نماز بجا آورد، کیفیت نماز شب اول ماه به این صورت است که در هر رکعت پس از سوره حمد سوره انعام‏ را بخواند، و از خدا بخواهد او را از هر ترس و دردى ایمن گرداند، و در آن ماه حادثه ‏اى را نبیند که ناپسند او باشد. خواندن نماز اول ماه در روز اوّل و دعای روز اول ماه است که کیفیت آن در بالا ذکر گردید.   منابع: مفاتیح الجنان، صحیفه سجادیه

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11122
زمان انتشار: 1 اوت 2019
| |
شهید آیت الله حسین غفاری

شهید آیت الله حسین غفاری

آیت الله حسین غفاری، شهیدی که در زمان دیکتاتوری محمدرضا شاه پهلوی، سخت ترین شکنجه ها را تحمل کرد و حاضر نشد حتی بر روی کاغذ و در کلام علیه امام و انقلاب سخنی بر زبان براند.

شجاعت آیت الله غفاری در تشریح جنایات حکومت شاهنشاهی در سالهای پس از کودتای 28 مرداد، باعث شد تا امام خمینی (ره)  از وی بخواهد برای ادامه مبارزه به تهران بیاید.  او به تهران آمد و ابتدا در نزدیکی میدان شاهپور ( وحدت اسلامی) خانه محقری را اجاره کرد. ورود آیت الله غفاری به تهران، سرآغاز مبارزات سیاسی علیه رژیم پهلوی شد.

سال ١٣٣٤ آیت الله غفاری امام جماعت مسجد الهادی شد و از سال 1338 به اصرار عده ای از آشنایان، به امامت جماعت مسجد حضرت خاتم الاوصیا(عج) مشغول گردید. همت او باعث شد که این مسجد قدیمی، مرکز هدایت مردم و منشا حرکت  های اجتماعی و سیاسی در آن منطقه شود.

در یکی از روزهای سرد زمستانی دوران انقلاب مسئولان زندان برای آزار و اذیت زندانیان پتوهای آنها را گرفتند و به هر کدام یک پتو دادند که از آن، هم زیرانداز و هم روانداز استفاده کنند. هیچ کس نمی توانست از شدّت سرما بخوابد. ساعت ده شب آیة ا... حسین غفاری (1335 - 1394 ه .ق) به پشت دَرِ زندان رفت و دَر را محکم زد. چپی ها و مجاهدین هم ایستاده بودند. همه جا سکوت و هیچ کس اعتراضی نداشت. مسئولان زندان حاضر شدند، شهید غفاری به آنها گفت: این آقایان سردشان است، پتوهای آقایان را بدهید. مسئول زندان برای آنکه نفاق ایجاد کند، گفت: آقای شیخ! شما دیگر چرا از این منافقین و کمونیستها دفاع می کنید؟! در جواب گفت: اگر قرار است زنده بمانند پتوهایشان را بدهید، هوا سرد است. اگر شما فکر آنها را قبول ندارید من هم قبول ندارم ولی انسان باید از شرایط انسانی برخوردار باشد، پتوهایشان را بدهید. مسئول زندان گفت: آقای شیخ، اگر جنجال راه بیندازی کتک مفصّل خواهی خورد. کم کم صدای زندانیان در آمد و به تدریج صداها اوج گرفت و حیاط زندان شلوغ شد. در نتیجه آنها مجبور شدند پتوها را برگردانند. پتوها که به داخل زندان آورده شد، صدای صلوات که سمبل بچه های مسلمان بود بلند شد. بعد از این واقعه تعدادی از مارکسیستها به آقا مراجعه کردند تا نماز بخوانند و شهید غفاری نماز را به آنها آموزش داد. بسیاری از چپیها مسلمان شدند و تعدادی از مجاهدین از عقایدشان دست برداشتند. از آن پس اذان گفتن نیز شروع شد و به دنبال آن نماز جماعت برپا گردید، که شهید غفاری امام جماعت آن بود.    ستارگان حرم، ج 3، ص 47.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11121
زمان انتشار: 21 ژولیه 2020
| |
برگی از دفتر فضائل و مناقب علوی و فاطمی علیهماالسلام

برگی از دفتر فضائل و مناقب علوی و فاطمی علیهماالسلام

امام صادق (ع): لولا ان الله تبارک و تعالی خلق امیرالمؤمنین (ع) لفاطمة ما کان لها کفو علی ظهر الارض من آدم و من دونه؛ اگر خدای تبارک و تعالی امیرالمؤمنین (ع) را برای فاطمه خلق نکرده بود، برای او بر روی زمین، از آدم گرفته تا دیگران، همتایی وجود نداشت.

فاطمه (س) که سلاله توحیدمدارانی چون ابراهیم خلیل (ع) است، و اوکه دامنش جایگاه پرورش اولیای دین و ضامن بقای رسالت پدر بزرگوارش است، همسر و همتایی جز شیر بیشه توحید، امیرالمؤمنین (ع) نخواهد داشت و این چنین است که ازدواجش نیز به امر حق تعالی است؛ (فاطمه (س) گلواژه آفرینش؛ مرتضوی، سید ضیاء)

از انس بن مالک و بریده نقل شده است که گفتند: پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله این آیه شریفه (فی بیوت اذن الله ان ترفع [توبه/ 36]) را در جمع یاران تلاوت فرمود، یکی از آن میان برخاست و گفت: کدامین خانه ها مورد نظر است یا رسول الله؟ حضرت پاسخ داد: خانه های انبیاء الهی. ابوبکر برخاست و اشاره به خانه علی و فاطمه کرد و گفت: ای رسول خدا! آیا این خانه هم شامل این بیوت می باشد؟ حضرت جواب فرمود: بلی این خانه جزء شرافتمندترین و با فضیلت ترین آن خانه ها می باشد. (پرتوی از فضائل امیر مؤمنان، علی علیه السلام، ص: 132؛ صافی گلپایگانی، لطف الله) سالروز نورانی ترین ازدواج آسمانی مبارک باد مهریه بانوی اول و آخر هستی​ پیوند آسمانی از حوادث سال دوم هجرت ازدواج میمون امیر المؤمنین علی(ع) با فاطمه دختر رسول خدا(ص) بود که به امر پروردگار صورت گرفت. و ملخص آن، چنانکه در روایات بسیاری از شیعه و اهل سنت رسیده است، چنان بود که چون فاطمه به سن رشد رسید بزرگان اصحاب آن حضرت از مهاجر و انصار برای خواستگاری فاطمه به نزد رسول خدا(ص) آمدند و پاسخی که پیغمبر خدا به همه آنها می داد این بود که من در مورد ازدواج فاطمه منتظر فرمان و دستور خدا هستم و گاهی هم صغر سن و کم سالی فاطمه را دلیل بر رد درخواستشان ذکر می فرمود و کسی که تا به آن روز به این عنوان نزد پیغمبر(ص)نرفته بود، علی(ع) بود. روزی عمر و ابو بکر که هر کدام برای خواستگاری رفته بودند و همان پاسخ را شنیده بودند با خود گفتند: چنین به نظر می رسد که رسول خدا(ص) فاطمه را برای علی نگاه داشته، خوب است به نزد علی برویم و او را برای این منظور نزد پیغمبر بفرستیم و از آن سو جبرئیل نیز نازل شده و دستور ازدواج فاطمه را با علی(ع) از طرف خدای تعالی به پیغمبر ابلاغ کرد. برای این منظور روزی به جستجوی علی(ع) رفته و او را در نخلستانی که مشغول آبیاری درختان خرما بود پیدا کردند و پیشنهاد خواستگاری کردن فاطمه(ع) را از رسول خدا(ص) بدو دادند و علی(ع) نیز که خود مایل به این کار بود با پیشنهاد آن دو نفر دست از کار کشید و پس از آنکه وضو ساخته و دو رکعت نماز خواند به خانه رسول خدا(ص) آمد ولی شرم و حیا مانع شد که منظور خود را بر زبان آورد و رسول خدا(ص) از وضع ورود و نظر کردن به چهره علی(ع) مقصود او را دانسته و بدو گفت: برای خواستگاری فاطمه آمده ای؟ و چون پاسخ مثبت شنید از او پرسید: برای انجام این کار از مال دنیا چه دارد؟علی(ع)عرض کرد: شمشیری و اسبی و زره ام و شتر آبکشم. پیغمبر فرمود: اما شتر آبکش و شمشیر و اسب را که نمی توانی صرف این کار کنی و همه آنها مورد حاجت توست ولی زره خود را می توانی صرف این کار کنی. علی(ع) به بازار آمد و زره خود را به چهارصد و هشتاد درهم فروخت و آن پول را آورده در دست پیغمبر ریخت، آن حضرت نیز مقداری از آن پول را به مقداد بن اسود داد تا جهیزیه ای برای فاطمه تهیه کند، مقداد هم به بازار رفته و سنگ آسیایی با ظرفی برای آب و تشکی از پوست خریداری کرده به نزد رسول خدا(ص) آورد و آن حضرت به کمک یکی از زنان وسایل ازدواج و زفاف زهرا(س) را فراهم کرد و پس از جنگ بدر مراسم زفاف و عروسی انجام شد. ( زندگانی حضرت محمد(ص) , رسولی محلاتی، سید هاشم) زندگی مشترک علی و فاطمه علیهماالسلام علی ـ علیه السّلام ـ و فاطمه ـ سلام الله علیها ـ با شناختی که از هم داشتند زندگی سادة خود را با صفا و صمیمیت و همدلی و تفاهم و نظم و ایثار و از خود گذشتگی، که پایه و اساس هر زندگی موفق می باشد را آغاز کردند. اسبابی چون لباس، زینت، خانه و تجمل و زر و زیور، که در زندگی های مادی موجب اختلافات بزرگی می‌شود، در نظر علی و فاطمه ارزشی ندارد. از طرف دیگر عشق و علاقة قلبی علی ـ علیه السّلام ـ نسبت به فاطمه و محبت و عشق فاطمه –علیها السلام_ نسبت به علی چنان صفایی به خانواده بخشیده بود که علی ـ علیه السّلام ـ وجود فاطمه را تسکین قلب خود می داند و می فرماید: فاطمه آن‌چنان کار خانه را به نحو مطلوب انجام می‌داد و با من برخورد مناسب می کرد که هرگاه با او مواجهه می‌شدم، تمام غم‌ها و غصه‌هایم بر طرف می‌شد و قلبم تسکین می‌یافت»(1). همکاری و کمک علی ـ علیه السّلام ـ در خانه از یک طرف و ایثار و فداکاری فاطمه ـ سلام الله علیها ـ از طرفی دیگر، به این زندگی صفای دیگر می داد. پیوند و ازدواجی که زیر سندش را خدا و پیامبرش امضاء کنند و بر مبنای تقوا و پرهیزکاری استوار باشد و اعضای آن را سیدة زنان عالم و امیر مومنان ، تشکیل دهند که خداوند اهلش را از هر نوع زشتی و پلیدی دور ساخته باشد، ناسازگاری و اختلاف در آن راه ندارد و از صفا و تفاهم و همدلی موج می زند علی ـ علیه السّلام ـ با کلام روشن خود وجود اختلاف در خانوادة خود را رد می‌کند و می فرماید: هیچ گاه فاطمه از من نرنجید و او نیز هیچ گاه مرا نرنجانید، او را به هیچ کاری مجبور نکردم و او نیز مرا آزرده نساخت،‌ در هیچ امری قدمی بر خلاف میل باطنی من بر نداشت و هر گاه به رخسارش نگاه می‌کردم، تمام غصه‌هایم بر طرف می‌شد و دردهایم را فراموش می کردم» فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها)، تمثل حورائی بهشتی در صورت انسان سالروز نورانی ترین ازدواج آسمانی مبارک باد مهریه بانوی اول و آخر هستی​

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11118
زمان انتشار: 31 ژولیه 2019
| | | | |
ای که می‌پرسی زمن آن ماه را منزل کجاست

ای که می‌پرسی زمن آن ماه را منزل کجاست

فیلم

1 - ای که می‌پرسی زمن آن ماه را منزل کجاست

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11117
زمان انتشار: 31 ژولیه 2019
| | |
نامه روزنامه نگار آمریکایی به زنان مسلمان لبنان در سال 2006

نامه روزنامه نگار آمریکایی به زنان مسلمان لبنان در سال 2006

جوانا فرانسیس، نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی، در نامه ای خطاب به زنان مسلمان لبنان و فلسطین، از دردهایی می گوید که روحش را و روح تمام زنانِ غربی را به آهستگی و در زاویه ای دور از لنز دوربین های خبری و هالیوودی، به نابودی می کشاند. او معتقد است که هنوز روزنه هایی از امید وجود دارد. ستاره هایی که در این فضای تاریک هنوز هم می توانند راه را به آن ها نشان دهند. متن نامه «جوانا فرانسیس» نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی به زنان مسلمان لبنان: در میان تهاجمات اسرائیل در لبنان و جنگ ترور صهیونیست‌ها، اکنون مسائل جهانی به موضوع اصلی خانواده‌های آمریکایی بدل شده است.من کشتار ،مرگ و نابودی را که در لبنان اتفاق افتاده می بینم ،اما من چیز دیگری را هم می بینم. من تو را می بینم… من نمی توانم کمکی بکنم اما می ببینم که تقریبا هر زنی ،بچه ای بغل کرده یا اطراف او بچه هایی هستند. می بینم هرچند آنها پوششی محجوبانه دارند لیکن هنوز زیباییشان می درخشد . اما این فقط زیبایی بیرونی نیست ، که متوجه آن می شوم،من چیزی عجیب در درون خود احساس می کنم ،غبطه می خورم… اما نمی توانم چیزی بگویم ؛ فقط قدرت ، زیبایی، عفت و بیش از همه رضایت و شادی تو را تحسین می کنم. آری ، عجیب است اما به ذهن من خطور می کند که تو هر چند تحت بمباران اما از ما ، خوشحال تری. چرا که تو هنوز زندگی طبیعی یک زن را داری . شیوه ای که زنان از ابتدا همواره چنین زندگی می کردند . در غرب هم تا دهه ۱۹۶۰ اینچنین معمول بود، تا اینکه به وسیله دشمنی مشترک بمباران شدیم. اما ما با مهمات واقعی بمباران نشدیم ، بلکه با فساد اخلاقی و نیرنگ آلود و زیرکانه از طریق وسوسه بمباران شدیم. آنها به جای استفاده از بمب افکن ها و جنگنده های آمریکایی ، ما را از هالیوود بمباران کردند. آنها می خواهند بعد از آنکه از بمباران زیرساخت های کشورهای شما فارغ شدند، شما را نیز اینگونه بمباران کنند . نمی خواهم این برای تو هم اتفاق بیفتد. تو هم احساس خفّت خواهی کرد همانطور که ما می کنیم. تو می توانی از این بمباران ها دوری کنی ، اگر لطف کنی ، و به ما که از نفوذ شیطانی آنها تلفات جدی داده ایم، گوش کنی. برای اینکه هر چیزی که از هالیوود می بینی ، مشتی دروغ است ، تحریف است، نیرنگی ماهرانه است آنها روابط نا مشروع را تحت عنوان سرگرمی بی ضرر جلوه می دهند ، برای اینکه هدف آنها انهدام اساس اخلاق جوامعی است که تشعشعات و امواج برنامه های سمّی شان را به آنان مخابره می کنند . ملتمسانه از تو می خواهم سم آنها را نخوری . وقتی که از آن خوردی، هیچ پاد زهری برای آن نیست !! ممکن است نسبتاً بهبود بیابی ، اما هرگز همچون قبل نخواهی شد. بهتر است کاملاً از این سم دوری کنی ، تا اینکه به دنبال شفا از آسیب هایی که بوجود می آورد باشی. آنها سعی دارند، با فیلم ها و نماهنگهای شهوت انگیز ، به دروغ ما زنان آمریکایی را شاد و راضی نشان دهند ، مفتخر به لباس پوشیدن چون هرزه ها و قانع بودن به نداشتن خانواده ؛ و تو را اینچنین وسوسه می کنند . اکثر ما شاد نیستیم، به من اعتماد کن ! میلیون ها نفر از ما داروهای ضد افسردگی مصرف می کنیم ، از شغل هایمان متنفریم و شب ها به خاطر مردانی که می گفتند دوستمان دارند، ولی حریصانه از ما سوءاستفاده می کنند و می روند ، گریه می کنیم. آنها می خواهند خانواده های شما را از بین ببرند و شما را متقاعد کنند که فرزندان کمتری داشته باشید . آنها با جلوه دادن ازدواج به عنوان شکلی از بردگی ، مادری به عنوان نفرین و با جلوه دادن با حیا بودن و پاک ماندن به عنوان عقب افتادگی و اُمُلی چنین می کنند . آنها می خواهند خودت ، ارزش خودت را پایین آوری و ایمان و اعتقاداتت را از دست بدهی . آنها مانند شیطانی هستند که (آدم و حوا) را فریب دادند ، تو فریب نخور! برای خودت ارزش قائل باش : من تو را به عنوان گوهر گران قیمت، طلای ناب ، یا مروارید گرانبها می بینم، (برگرفته از انجیل متی ۱۳ :۴۵). همه ی زنان مرواریدهای گرانبهایی هستند، اما برخی از ما در مورد ارزش پاکدامنی مان فریب خوردیم. عیسی گفت : «آنچه مقدس است ، به سگان مدهید و مرواریدهای خود را پیش خوک وحشی نیندازید، مبادا آنها را پایمال کنند و برگشته ، شما را بدرند.» (متی فصل ۷ عبارت ۶ ) مرواریدهای وجودیمان بسیار گرانبها هستند ، اما آنها می خواهند به ما بقبولانند که بی ارزشند. ولی باورم کن! هیچ جایگزینی برای این نیست که بتوان در آیینه نگاه کرد و بازتاب پاکدامنی ، نجابت و عزت نفس خود را در آن دید . مُدهایی که از زیر دست خیاطان غربی بیرون می آیند برای این طراحی می شوند که به تو بقبولاند که ارزشمندترین سرمایه تو ، جذابیت جسمی توست . اما لباسهای عفیف تو و حجاب تو در واقع پرجاذبه تر از هر مُد غربی است، برای اینکه آنها تو را به صورت اسرارآمیزی پوشانده اند و عزت نفس و اعتماد به نفس تو را جلوه می دهند . جاذبه های جسمانی زن باید از چشمان بی لیاقت پوشانده شود، البته این باید هدیه ای باشد از طرف تو برای مردی که تو را آنقدر دوست دارد و برایت احترام قائل است که با تو ازدواج می کند . و از آنجا که مردان شما مرد اند و با غیرت و دلاور ، حق آنان نیز چیزی کمتر از بهترینی که تو عرضه کنی نیست . مردان ما دیگر حتی پاکدامنی نمی خواهند، آنها دُرّ گرانبها را درک نمی کنند ؛ آنها سنگ مصنوعی پر زرق و برق را انتخاب می کنند تا آن را نیز (پس از سوءاستفاده) رها کنند! گوهربارترین سرمایه های تو زیبایی درونی ات ، نجابتت ، و آن چیزیست که تو را تو کرده است. اما متوجه شدم برخی زنان مسلمان از حدود تجاوز می کنند و حتی در حین حجابشان سعی دارند تا جایی که ممکن است مانند غربی ها شوند (قسمتی از موهایشان نشان داده می شود (آرایش داشته باشند و …). چرا تقلید کنید از زنانی که به خاطر عفت و پاکدامنی ازدست رفته شان پشیمانند یا به زودی پشیمان خواهند شد؟ هیچ جبرانی برای آن ازدست رفته نیست. شما الماس های بی عیب هستید. نگذارید آنها شما را بفریبند و تبدیل به سنگ بدلی شوید . زیرا که هر آنچه شما در مجلات مد و تلویزیون های غرب می بینید، دروغ است . این دام شیطان است . طلا نمای ابلهان است. می خواهم تو را به اعماق قلبم راه دهم و سرّی را با تو در میان گذارم ؛ احیاناً اگر کنجکاوی : ارتباط نامشروع قبل از ازدواج چندان هم جالب نیست. ما جسم مان را به مردانی دادیم که عاشقشان بودیم ، فکر می کردیم این راهی است تا آنها نیز عاشقمان شوند و با ما ازدواج کنند، همانطوری که همیشه در تلویزیون دیده بودیم . اما بدون امنیت ازدواج و علم قطعی به اینکه او همیشه با ما خواهد بود ، حتی لذت بخش هم نیست !! چنین است مسخرگی و وارونگی آن ، فقط یک هدر رفتن است . تو می مانی و اشکهایت . به عنوان یک زن که با زن دیگر صحبت می کند ، باور دارم که تو این را فهمیدی برای اینکه فقط یک زن می تواند حقیقتا بفهمد در قلب زن دیگر چیست. حقیقتاً ما همه شبیه یکدیگریم علیرغم نژاد ، دین و ملیتمان ، قلب یک زن همه جا یک شکل است . ما عشق می ورزیم ، این کاری است که به بهترین وجه انجام می دهیم . ما خانواده هایمان را پرورش می دهیم و به مردی که دوستش داریم، آرامش و قدرت می دهیم. اما ما زنان آمریکایی فریب خورده ایم در این باور که ما سعادتمند ترین هستیم چون شغل داریم، خانه هایی شخصی داریم که می توانیم در آن تنها زندگی کنیم و آزادی، که عشق خود را نثار هر کس که می خواهیم کنیم . این آزادی نیست و آن عشق نیست. فقط در پناهگاه امن ازدواج است که جسم و قلب یک زن می تواند ، برای عشق ورزیدن احساس امنیت کند . به چیزی کمتر از این، تن نده ، ارزش ندارد. تو حتی آن را دوست نخواهی داشت و پس از آن، حتی خودت را هم کمتر دوست خواهی داشت، سپس او نیز تو را ترک خواهد کرد. گناه هرگز فایده ای ندارد ، همیشه تو را فریب می دهد . هرچند شرافت و کرامتم را باز پس گرفته ام ، اما هنوز هیچ چیزی جای اینکه شرافتم را از اول نمی دادم ، نمی گیرد. ما زنان غربی شستشوی مغزی داده شده ایم که باور کنیم شما زنان مسلمان، مورد ظلم واقع شدید. اما در حقیقت این ماییم که مورد ظلم واقع شده ایم ، برده ی مدهایی هستیم که پستمان می کند ، نسبت به وزن و انداممان عُقده ای شده ایم، و گدای محبت مردانی هستیم که نمی خواهند رشد فکری یابند (مسئولیت پذیر باشند)… در اعماق وجودمان می دانیم که سرمان کلاه رفته است. ما مخفیانه تو را تحسین می کنیم و به تو رشک می ورزیم ، با وجود اینکه برخی از ما آن را اقرار نمی کنیم. خواهش می کنم به دیده تحقیر به ما نگاه نکنید یا فکر نکنید ما این چیزها را اینگونه که هست، دوست داریم .این تقصیر ما نیست. اکثر ما پدرانی نداشتیم تا وقتی نوجوان بودیم، از ما حمایت کنند چون خانواده های ما متلاشی شده اند. تو می دانی چه کسی پشت این نقشه است. خواهران من، گول نخورید. نگذارید شما را هم بگیرند. پاک و با نجابت بمانید. ما زنان مسیحی، حقیقتاً نیاز داریم ببینیم زندگی زنان چگونه باید باشد. به تو نیاز داریم تا برای ما الگویی باشی، برای اینکه ما گمشده ایم. پاکی ات را نگه دار. به خاطر داشته باش، آب ریخته شده را نمی توان جمع کرد. پس با دقت محافظت کن! امیدوارم این نصیحت را با همان روحیه ای که نیت شده بود دریافت کنی : روحیه دوستی ، احترام و تحسین. با محبت از طرف خواهر مسیحیت: جواَنا فرانسیس نویسنده و روزنامه نگار – ایالات متحده آمریکا

فیلم

1 - نامه روزنامه نگار آمریکایی به زنان مسلمان لبنان در سال 2006

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11116
زمان انتشار: 30 ژولیه 2019
| |
«اهل تقوا» وارثان بهشت اند

خانواده آسمانی، جلسه 508؛ 98/05/03

«اهل تقوا» وارثان بهشت اند

بهشت تنها جاى پرهيزكاران است. در واقع گام اول در تقوا خواست خود انسان در دوری از گناه است. دوری از گناه یعنی  پرهیز اعتقادی، پرهیز اخلاقی و پرهیز عملی. کسانی که این سه پرهیز را دارند، به سرای متقین در بهشت نائل می شوند.

یکی دیگر از اسماء بهشت، دارالمتقین یعنی «خانه اهل تقوا» است. تقوا یعنی نگهداری و خویشتن‌داری از آلودگی و چیزی که مریضی، بیماری و محدودیت ایجاد می‌کند. انسان نامحدود است، مسیرش و غایتش هم نامحدود است، بهشتش هم نامحدود است. پس هر چیزی که برای انسان محدودیت می‌آورد، مانع حرکت به سوی آن نامحدودها می‌شود و همین چیزها انسان را کوچک می‌کند، بی‌شخصیت می‌کند، ضعیف می‌کند، غمگین می‌کند، افسرده و پژمرده می‌کند، زودرنج و حساس می‌کند، حسود می‌کند، بدبین می‌کند. اینها همه بیماری هستند. وقتی از این امور پرهیز می‌­کنید، سالم می‌مانید. مثل مسواک زدن که برای جلوگیری از بیماری و پوسیدگی دندان‌هایمان مفید است. این عمل مسواک زدن یک عمل تقوایی است. همانطور که دین در سه مرحله تعریف شده: حقیقت (عقائد)، طریقت (اخلاق) و شریعت (احکام)؛ تقوا نیز در سه مرحله تعریف می‌شود: پرهیزهای حقیقتی یا اعتقادی که عبارتند از: پرهیز از تنبلی و بی‌حوصلگی در فهم معارف دینی. آدم تنبل و بی‌حوصله بی‌تقواست. کسی که در مطالعه، کلاس رفتن، استاد دیدن، رشد اعتقادی و برطرف کردن شک هایش تنبلی می‌کند، اینها برایش عین بی‌تقوایی است. کسی که معصیت می‌کند یا آدم پرخور و پرخوابی است که استعداد و انرژی­‌اش را تلف می‌کند، اینها هم مصداق بی‌تقوایی است. «شک در اعتقادات» در دنیا برای تولد در عالم برزخ، مثل حرکت جنین در رحم مادر است که روزبه‌روز به سمت سلامت و «تولد سالم» سیر می‌کند؛ اما یک دفعه به علتی حرکتش مثلا ۵ روز متوقف می‌شود و اثرش این است که بعد از 9 ماه که می­‌خواهد متولد ­شود، می­‌بینید که جنین به اندازه 9 ماه و به طور کامل رشد نکرده و یک فاجعه رخ داده است. شک و تردید در اعتقادات، اعم از خداشناسی، انسان‌شناسی، شناخت نبوت، وحی، رسالت، شناخت قرآن، شناخت امامت، معادشناسی و.... باعث توقف کامل حرکت انسان می‌شود. چون اجازه حرکت نمی‌­دهد. این از حرکت بازماندن در دنیا، این گونه است که مثلا انسان گرفتار معشوق‌های پایینی می‌شود. مثل پولدار شدن، زیبائی، شکم چرانی و اسیر شکم و غذا شدن، بچه دار شدن یا گرفتار شدن در بخش‌های حیوانی یا کمالات عقلی و انسانی مثل درس خواندن، دانشگاه رفتن و مدرک دکتری گرفتن. حالا چرا شخص قدمی برای برطرف کردن شک‌هایش برنمی‌دارد؟ علت این است که هنوز باور نکرده که قرار است بعد از پایان عمر کوتاه دنیا، به عالم بعدی متولد شود. از برنامه‌ریزی­‌های روزانه‌اش معلوم است که اصلاً آخرت، ابدیت و هدف خلقت را جدی نگرفته که برایش وقت بگذارد. هر وقت هم به او می‌گویی، می‌گوید گرفتارم، وقت ندارم، کار و زندگی دارم، به این چیزها نمی‌رسم. چون آخرت واقعا برایش جدی نیست. بی‌تقوایی در اخلاقیات، مثل بداخلاقی، بدبینی، حسادت است. امّا آدم باتقوا چون می‌داند اگر حسادت کند، برای خودش یک جهنم بزرگ و طولانی و دردناک تحصیل‌کرده است. از این رو، نمی‌گذارد حسادت در وجودش اثر بگذارد. حتی می‌رود طرف مقابل را بغل می‌کند و می‌بوسد و کاری برایش انجام می‌دهد و کمکش می‌کند تا مبادا حسادت بورزد. از دیگر مصادیق بی­‌تقوائی در اخلاقیات، «بدقولی» است. فرمود: «لَا دِینَ‏ لِمَنْ‏ لَا عَهْدَ لَهُ= دین ندارد کسی که وفای به عهد ندارد». کسی که قول می دهد با کسی سر قراری برود و نمی‌رود، قول می‌دهد فلان کار را فلان موقع انجام بدهد و انجام نمی‌دهد، عادت شده برایش قول‌ها و وعده‌های دروغ، او برای خودش جهنم تولید می‌کند.   بی‌تقوایی در احکام و عمل، مثل این است که کسی نمازش را اول وقت نمی‌خواند، سهل‌انگار است، بهداشت را رعایت نمی‌کند، طهارت و پاکی را رعایت نمی‌کند، خمس و زکات را رعایت نمی‌کند، حجاب را رعایت نمی‌کند. پس دارالمتقین سرای کسانی است که از سه آلودگی خودشان را نگه داشته اند و هر چیزی که می‌تواند آنها را جهنمی کند، از آن دوری کرده اند. اینها از جهنم ترسیده اند. یکی از کارهای بسیار مهم و وظائف بسیار مهم در خودسازی این است که انسان اول معصیت‌ها را بشناسد تا بعدا وقتی به او عرضه می‌شود، از آن پرهیز می‌­کند. چون می‌فهمد که اینها او را محدود می‌کند. «چون به هر میلی که دل خواهی سپرد/ در نهان چیزی ز تو خواهند برد». انسانی که هوس‌باز است، هوس‌های حلالش هم وقت تلف‌کن است؛ چه برسد حرامش. انسانی که هوس­‌های حرام دارد نفسش معطل می‌شود، برای اینکه می‌داند باید به سمت برزخ حرکت کند و تولدش نزدیک است، ولی باز هم ده‌ها هوس و آرزوی دست‌نیافتنی دارد. بعد هم وقتی به او می‌گویند قرار است بمیری، ترس او را برمی‌دارد و افسردگی می‌گیرد و می‌گوید: من هنوز خیلی کار دارم. چه سرای خوبی است سرای پرهیزکاران قرآن کریم از کسانی که اهل پرهیز و خودداری بودند و اهل این بودند که از محدودیت‌ها فرار کنند، از هر چیزی که می‌تواند رابطه بین آنها و خدا و خانواده آسمانی‌شان را خراب کند، پرهیز می­‌کردند، سؤال می‌کند که پروردگارتان برای شما چه چیزی فرستاده؟ «وَ قیلَ لِلَّذینَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ؟ قالُوا خَیْراً لِلَّذینَ أَحْسَنُوا فی‏ هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقین[1]= و به کسانی که تقوا پیشه کردند، گفته شود: «پروردگارتان چه نازل کرد؟» می­‌گویند: خوبی برای کسانی که در این دنیا نیکی کردند پاداش نیکویی است، و قطعاً سرای آخرت بهتر است، و چه نیکوست سرای پرهیزگاران‏». «وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقین‏» یعنی چه سرای خوبی است برای کسانی که پرهیز کردند. ما صبر سه‌گانه داریم: «صبر بر طاعت، صبر بر معصیت، صبر بر مصیبت». حالا خدا طبق آیه «وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ» برای ما انتخاب می‌کند که دنیا بهتر است یا آخرت؟ جالب است با این که همه عاقل هستند، در کسب لذت بهشتی که بی‌نهایت بهتر است، تنبلی می‌کنند، و جهنم را که مطبوع هیچ انسانی نیست و این را همه می‌دانند، ولی باز هم اکثر انسان ها انتخاب‌هایشان انتخاب‌های جهنمی است. حضرت جبرئیل (علیه‌السّلام) گفت خدایا من می‌خواهم بهشت را ببینم. فرمود: طاقت نمی‌‌آوری. گفت می‌خواهم ببینم. بهشت را دید که چقدر جذاب و زیبا بود و بی‌هوش شد. جبرئیل وقتی بهشت را دید، گفت: خدایا چه کسی اینجا را ول می‌کند؟ همه به همین جا می‌آیند. خدا فرمود: راهش را نگاه کن، راهش را که نگاه می‌کند، می‌بیند چقدر سخت است. چقدر محدودیت دارد. باید خیلی از چیزهایی که دلت می‌خواهد و هوس می‌کنی را کنار بگذاری. برای همین فرمودند: الجنَّةُ محفوفَةٌ بالمكارِهِ و الصَّبرِ فَمَن صَبَر علی المكارِهِ فی الدّنیا دَخَلَ الجنّةَ= بهشت آمیخته به سختی ها و صبر و بردباری است، پس هر كس در دنیا بر سختی ها صبور باشد، وارد بهشت خواهد شد». در آیه دیگر می‌­فرماید: «جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُمْ فیها ما یَشاؤُنَ كَذلِكَ یَجْزِی اللهُ الْمُتَّقین[2]= باغهای بهشت عدن که در زیر درختانش نهرها جاری است، متقیان در آن داخل شوند، در حالی که هر چه بخواهند و میل کنند، در آنجا بر ایشان حاضر است. این است اجر و جزایی که خدا به اهل تقوا عطا خواهد کرد». بهشت‌هایی وجود دارد که دست نخورده است و کسی تا به حال در آن بهشت‌ها نرفته. فضاهای بهشتی همه چیزش بکر است. از زیر این بهشت­ها جویبارها روان هستند. اینها کسانی­‌اند که هر چیزی که اشتها داشته باشند، آنجا وجود دارد و محدودیت ندارد. هر آرزویی که می‌کند، در آنجا تحقق پیدا می‌کند. با صرف آرزو و همین که یک چیزی را آرزو می‌کند برایش آماده است. یعنی در واقع برای او خلق می‌شود. بعد می‌فرماید: «كَذلِكَ یَجْزِی اللهُ الْمُتَّقین‏» اینگونه خدا متقین را جزا می‌دهد. یعنی اگر کسی پرهیز عملی داشته باشد، پرهیز اخلاقی داشته باشد، پرهیز اعتقادی داشته باشد که آلوده نشود، این مسیری که برایش پیدا می‌شود مسیر خوبی است؛ حتی اگر گناه هم کرده باشد، آلوده هم باشد، می‌تواند گناه و آلودگی‌هایش را خودش در دنیا پاک کند و از بین ببرد. دنیا سرای افراد شقی و بدکار است امام علی علیه‌السلام می‌­فرماید: «اَلدُّنیا دارُ الْاَشْقیاء و اَلْجَنَّةُ دارُ الْاَتْقِیاء= دنیا سراى شقاوت پیشگان است و بهشت سراى پرهیزگاران». شقی یعنی آدم بدبخت. بارها گفته‌ام ما چیزی به اسم بخت نداریم که کسی خوشبخت باشد یا بدبخت. این یک اصطلاح عامیانه است که ما به کار می‌بریم، بلکه منظور گرفتاری است. «اَلدُّنیا دارُ الْاَشْقیاء» یعنی آنهایی که فقط به دنیا بسنده می‌کنند، دنیا خانه بدبخت­‌هاست، خانۀ محدودهاست، آنهایی که اهل دنیا هستند، آخرتشان را رها کرده‌اند و اصلاً کاری با آخرت ندارند. ببینید دنیای‌شان چگونه می‌گذرد. از هیج یک از چیزهایی که اینها یک زمانی آرزوی رسیدن به آن را داشتند، خیر نمی‌بینند. مثلاً ازدواج نکرده و در حسرت همسر است. اما وقتی ازدواج می‌‌کند، صد برابر حسرت‌هایش بیشتر و اعصابش بیشتر خرد می‌شود. یا بچه ندارد و در حسرت بچه است. اما بچه‌دار که می‌شود، می‌بیند بچه چقدر این پدر و مادر را شکنجه می‌دهد و... یعنی آن معشوق‌ها و آرزوها برای آدم دنیاطلب، خودشان قاتل انسان می‌شوند. یعنی او تلاش می‌کند برای خودش دشمن تربیت ‌کند. برای خودش مایۀ حسرت و مایۀ عذاب پرورش ‌بدهد. بعد می‌بیند که سالهای سال، دنبال دردسر برای خودش بوده است. اسمش را هم پیشرفت گذاشته؛ ولی اینها پیشرفت در جهنم و تاریکی است. بهشت خانۀ اهل مراعات و اهل احتیاط است «اَلْجَنَّةُ دارُ الْاَتْقِیاء» یعنی بهشت خانۀ اهل مراعات و اهل احتیاط است. امام کاظم علیه‌السلام فرمود: «بهشت پاداش بدن شماست». پس جنس‌مان بهشت نیست، خیلی بالاتر از بهشت است. بهشت را برای بدن و پاداش کاری و عملیات و اینها به ما می‌دهند. اما خودش که می‌داند جنسش بالاتر از بهشت است. پس چه کار کنیم تا به بهشت برویم و به جهنم نرویم؟ اول آفتها را بشناسیم. وقتی از آفتها پرهیز کنیم، خودبه‌خود به بالاتر از بهشت هم می‌رویم. از این رو در روایت نقل است: «اجْتِنَابُ‏ السَّیِّئَاتِ‏ أَوْلَى مِنِ اكْتِسَابِ الْحَسَنَاتِ= دورى از گناه، برتر از نیكوكارى است» پرهیز از گناه، مهمتر از ثواب به دست آوردن است. چون آفت است. تو حالا اگر مدام ثواب هم زیاد به دست بیاوری، وقتی آفت بزند می‌خواهی چه کار کنی؟ پس تقوا این نیست که شما از لذت‌های خوب دنیایی پرهیز کنید. تقوا یعنی من از هر چیزی خوشم می‌آید باید پرهیز کنم؟ نه، مثلاً شما از جماد خوشت می‌آید و دنبال پول هستی. این چه اشکالی دارد؟ امام صادق علیه‌السلام فرمود: از ما نیست کسی که جمع مال را دوست نداشته باشد؛ اما باید از حلال باشد. برای همین می‌گوید پرهیز داشته باش از حرام. پرهیز یعنی پول حرام در زندگیت نیاید، یعنی خمس مال را بدهید، زکاتش را بدهید. در ابعاد حیوانی و عقلی هم همین­طور است. حالا در آخرت برای کسانی که اهل پرهیز هستند، چه چیزی نصیبشان می‌شود؟ «جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها». بهشتهایی که دست‌نخورده و بکر و تازه است، وارد اینها می‌شوند. «تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ= نهرها از آنها جاری می‌شود». «لَهُمْ فیها ما یَشاؤُنَ= هر چه بخواهند برای آنها فراهم است». این هم از چیزهای مهم بهشت است. می‌گوید هر چیزی که اراده می‌کنی آنجا وجود دارد. حیف نیست که آدم عاشق چنین جایگاهی نمی‌شود. باید خیلی بی‌سلیقه باشد کسی که عاشق بهشت نشود. باشنیدش قند در دل آدم آب می‌شود. چند روز دیگر، چند روز دیگر آخرت نه، چند روز دیگر همین که وفات می‌کنی، وارد یک بهشتی می‌شوی که تو فرمانروای آنجا هستی. هر چیزی که دلت می‌خواهد، فراهم است و فقط صبر و تقوا می خواهد. تا یک فیلیمی می‌بینی، سریالی می‌بینی، یا در فضای مجازی یا بیرون چهار تا آدم اهل غفلت می‌بینی، نگو خوش به حال اینها، ای کاش من الان جای اینها بودم. فقط چیزهایی را انسان با خودش به آخرت می‌برد که آن را بخواهد و لذت داشته باشد. پزشکان می‌گویند مریضی که پزشک را قبول ندارد، درمان را قبول ندارد، دارو را نمی‌خواهد، و از دارو متنفر است، خوب نمی‌شود، هر چند دارو را مصرف کند. خدا آن قسمتی از عبادت را به روحت می‌چسباند و دارایی‌ات می‌شود و با خودت می‌بری که عاشق آن هستی، نه اینکه از آن متنفر هستی. انسان باید عرضه داشته باشد و مظاهر جهنم را بشناسد. وقتی از آن پرهیز کند، خودبه‌خود به بهشت می‌رود. ما بهشتی هستیم و بالاتر از بهشت جای ماست. در اینجا اگر خودمان را جهنمی نکنیم، در آنجا سر جای خودش و بالاتر از آن برای ماست. بی‌تقوایی یعنی وقتی تو از زنت خوشت نمی‌آید، به او نرسی. بی‌تقوایی یعنی موقعی که از او خوشت نمی‌آید، به او نرسی. این معصیت می‌شود. چون شرط رسیدگی به همسر عشق و علاقه نیست. همسر یک جایگاه حقوقی و قانونی دارد. وقتی در خانه می‌آید یک جایگاه مقدسی را احراز می‌کند. در آن جایگاه مقدس، تو وظیفه داری او را سه جور تأمین کنی: تأمین اقتصادی، اخلاقی، تامین عاطفی و معنوی. حالا چه از او خوشت بیاید و چه خوشت نیاید. مگر آدم نفقه می‌دهد که از زنش خوشش بیاید؟ مرد باید همیشه نفقه بدهد. زنی که در خانه دارد زحمت می‌کشد، مگر همیشه عاشق شوهرش است؟ نه؛ ولی وظیفه‌اش را انجام می‌دهد. اگر کاری برای امام زمان علیه‌السلام است که من را جهنمی ‌کند، خوب نکن. امام زمان علیه‌السلام چه موقع گفته تو چنین کاری بکنی که جهنمی بشوی؟ این بی‌تقوایی است. قاسمی/181 بهشت/دارالمتقین [1] . سوره نحل/ آیه 30. [2] . سوره نحل/ آیه 31.

صوت

1 - «اهل تقوا» وارثان بهشت اند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11115
زمان انتشار: 30 ژولیه 2019
| | |
دیدار بانوان 85 کشور جهان با رهبر انقلاب

دیدار بانوان 85 کشور جهان با رهبر انقلاب

فیلم

1 - دیدار بانوان 85 کشور جهان با رهبر انقلاب

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed