www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11083
زمان انتشار: 17 ژولیه 2019
| |
شناخت خصوصیت های دشمن، بصیرت سیاسی است

شرح زیارت جامعه کبیره، جلسه 95، 98/04/20

شناخت خصوصیت های دشمن، بصیرت سیاسی است

در ادامه بیانیه «گام دوم انقلاب»، بحث موردنظرمان تأکید بر بصیرت سیاسی و اجتماعی بود. گفتیم که بخشی از این دانش و بصیرت، شناخت خصوصیات دشمن‌ است. چند اصل را در مورد دشمن بیان کردیم که دشمنان ما چه خصوصیت‌های روحی و روانی دارند و اگر ما روان‌شناسی دشمنان اسلام را خوب ندانیم در مقابله با آن‌ها عاجز خواهیم بود و آسیب می‌‌بینیم و این آسیب هم فقط مربوط به یک قشر خاص نیست. چون وقتی یک کشور آسیب ببیند همه مردم و اسلام  آسیب می‌بیند. در جلسه گذشته دو خصوصیات مهم دشمن را خدمت شما عرض کردیم که عبارتند از: 1- حسادت معنوی به شما دارند. 2ـ حسادت دنیایی و مادی هم دارند. یعنی دوست ندارند هیچ خیری به شما برسد و هیچ امکاناتی دست شما باشد. می‌خواهند شما فقیر و عقب‌مانده باشید و خودشان آقا و پیشرفته باشند. کما اینکه بلاهای زیادی در این قرن­ها سر کشور ما و خیلی از کشورهای دیگر بخصوص کل جهان اسلام آوردند. با توجه به این نکته که توضیح مختصری دادم سراغ بقیه داستان انقلاب اسلامی از زبان مقام معظم رهبری می­رویم. ایشان در ادامه فرمایشات­شان در بیانه «گام دوم انقلاب» فرمودند: «انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از انقلاب اسلامی از نقطه صفر آغاز شد. اولاً همه‌چیز علیه ما بود. چه رژیم فاسد طاغوت که علاوه ‌بر وابستگی و فساد و استبداد و کودتایی بودن، اوّلین رژیم سلطنتی در ایران بود که به دست بیگانه -و نه به‌زور شمشیر خود- بر سرِ کار آمده بود، و چه دولت آمریکا و برخی دیگر از دولت‌های غربی، و چه وضع به شدّت نابسامان داخلی و عقب‌افتادگی شرم‌آور در علم و فنّاوری و سیاست و معنویّت و هر فضیلت دیگر. ثانیاً: هیچ تجربه‌ی پیشینی و راه طی شده‌ای در برابر ما وجود نداشت. بدیهی است که قیام‌های مارکسیستی و امثال آن نمی‌توانست برای انقلابی که از متن ایمان و معرفت اسلامی پدید آمده است، الگو محسوب شود. انقلابیون اسلامی بدون سرمشق و تجربه آغاز کردند و ترکیب جمهوریّت و اسلامیّت و ابزارهای تشکیل و پیشرفت آن، جز با هدایت الهی و قلب نورانی و اندیشه‌ی بزرگ امام خمینی، به دست نیامد. و این نخستین درخشش انقلاب بود». اینکه آقا می­‌فرماید: انقلاب اسلامی از صفر آغاز شد، حرف درستی است. چون پس از حاکمیت طاغوت و شکل گرفتن انقلاب، کشور در هیچ زمینه­‌ای تجربه‌ای نداشت، همه صفر بودند. هیچ چیز به نفع ما نبود، تمام دنیا علیه ما بود، حتی وضعیت داخلی هم علیه ما بود. یک کشور بسیار بسیار عقب‌مانده بودیم: اقتصادی نداشتیم، صنعتی نداشتیم، ثروتی نداشتیم، ذخیره ارزی نداشتیم. از طرفی هم می‌خواستیم یک حکومت و دولت و نظامی را ایجاد کنیم که بتواند زمینه سلطنت امام زمان علیه‌السلام را فراهم کند. ناگفته نماند که رژیم پهلوی را هم غربی‌ ها آوردند و بر ما حاکم کردند، برای اینکه بتواند منافع آنها را تأمین کند و راحت بتوانند هر روز شش میلیون بشکه نفت دزدی کنند. تصورش را بکنید یعنی چی. معادن و امکانات دیگر ما را هم می‌بردند. اینها همه علیه ما بودند. ابرقدرتها کلاً علیه ما بودند. یعنی جهان تقسیم شده بود به دو قطب شرق و غرب (آمریکا و شوروی). ما حتی پزشک از خارج وارد می‌کردیم. یک کشور کاملاً پست و آلوده و عقب مانده بودیم. نکته دوم اینکه تجربه قبلی هم نداشتیم. یعنی ما تمرین نکرده بودیم که بگوییم قبلاً انقلاب کرده‌ایم، حکومت‌داری کرده‌ایم و می‌دانیم حالا چطور باید حکومت را اداره کنیم. مسئولین ما هیچ تجربه‌ای از اداره حکومت نداشتند. حالا مانده بودند که حکومت را چه نام بگذارند، پیشنهادهای مختلفی شد. بعضی­ها گفته بودند که فقط جمهوری‌. یعنی فقط با رأی مردم مثل خیلی جاهای دیگر به اسم دموکراسی، بعضیها هم می‌گفتند: سوسیالیستی. بعضیها هم می‌گفتند چنین و چنان کنند. هر گروهی پیشنهادهای مختلف می‌دادند. برای اولین بار در دنیا یک ترکیبی پیشنهاد شد از طریق بنیانگذار انقلاب اسلامی با ترکیب «جمهوریت و اسلامیت» که ما جمهوریت را قبول داریم، یعنی تکیه بر رأی مردم است؛ امّا باید این جمهوریت متکی بر قوانین اسلامی باشد و مصوبات این نظام در همه زمینه‌ها باید فقه اسلامی و فقه شیعی باشد.  انقلاب اینطور شروع شد. مثل انقلاب پیغمبر که در جای کوچکی مثل مکه شروع شد. یواش یواش به مدینه رسید با مشکلات خاص خودش. هیچ کس هم فکر نمی‌کرد در مکه که عقب‌افتاده‌ترین جای کره زمین است، یکدفعه یک پیغمبری ظهور کند که قرار است نور اسلام را جهانگیر کند. انقلاب اسلامی هم همین داستان دارد. تقابل دوگانه‌ی «اسلام و کفر»؛ پدیده‌ی برجسته‌ی جهان معاصر است در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، سیستم مدیریتی در جهان یک سیستم دو قطبی بود، یعنی هر کشوری یا باید شرقی باشد یا غربی. دو ابرقدرت گردن کلفت، کل دنیا را نصف کرده بودند: نصف سرمایه‌داری، نصف سوسیالیست. حالا ایران با آن امکانات ضعیف و با آن عقب‌افتادگی شدید، انقلاب کرده و می‌خواهد با تمام قدرت، جلوی هر دو قدرت بزرگ جهانی بایستد و بگوید: من نه شرقی­‌ام نه غربی، یعنی شعارش (نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی) است. شما به هر کارشناسی بگویید این مسئله را تحلیل کند، می‌گوید این دیوانگی است و اصلاً شدنی نیست. شما تاریخ انقلاب را هم مطالعه کنید، متوجه می­‌شوید که بزرگان این انقلاب خودشان هم فکر نمی‌کردند (البته غیر از حضرت امام و شاید یکی دو سه نفر دیگر) که یکدفعه این انقلاب به این سرعت پیش برود. خدا بدون اسلحه و دست خالی این مردم را بر همه قدرتها پیروز کرد. اصلاً معجزه یعنی این، مردم دست خالی قیام کنند و پیروز هم بشوند. خوب دقت کنید توحید یعنی این، یعنی از صفر شروع کردن، همان که انبیاء از صفر شروع کردند، یعنی تنهایی شروع می‌کردند و کار را جلو می‌بردند. خدا می‌خواهد بگوید من اگر بخواهم به یک نفر قدرت بدهم، می‌توانم در مقابل یک امپراطور پیروزش کنم و خدا این کار را کرد. این نکته خیلی مهم است. تعبیر فوق‌العاده مهمی که مقام معظم رهبری در بیانیه خود فرمودند این است: «پس آ‌نگاه انقلاب ملّت ایران، جهان دوقطبی آن روز را به جهان سه‌قطبی تبدیل کرد». یعنی کس دیگری پیدا شد جلوی دو قدرت ایستاد و گفت ما هم هستیم و به هیچ کدام شما باج نمی‌دهیم. ما برای خودمان حرف داریم. ما می‌خواهیم الگوسازی کنیم، مستضعفان عالم را سازماندهی کنیم و زمینه را برای ظهور پسر پیغمبر اسلام آماده کنیم. در واقع، سخن از تاریخ نبرد هابیل و قابیل است. جنگ­ها سر عقیده شکل گرفته. رؤسای جمهور آمریکا را نگاه کنید. نوع مبارزه‌شان فقط یک مبارزه سیاسی و اقتصادی نیست، یک مبارزه عقیدتی است. می‌گویند ما تکلیف آخرالزمان را مشخص می‌کنیم. نظریه پایان تاریخ آمریکا همین را می‌گوید. ایران هم می‌گوید ما مشخص می‌کنیم. دعوا سر نبرد آخرالزمان است. سر تکلیف آخرالزمان است. سر جنگ آخرالزمان است. سر کره زمین است که حاکمیت را چه کسی می‌خواهد به عهده بگیرد. دنیا با ما مبارزه عقیدتی می‌کند و ایران هم حرفش سر همین است. می‌گوید من بحث دنیایی ندارم. چنانکه امام (ره) هم همین را فرمودند: «جمهوری اسلامی برای تأمین علف مردم نیامده، آمده برای یک هدف مقدس، باید تکلیف تاریخ روشن بشود». امام زمان علیه‌السلام باید از تنهایی و آوارگی، غایب بودن در بیاید. بحث سر این است. امام این حکومت و این دولت می‌فرماید: «انقلاب ملت ایران جهان دوقطبی آن روز را به جهان سه قطبی تبدیل کرد و سپس با سقوط و حذف شوروی و اقمارش و پدید آمدن قطبهای جدید قدرت، تقابل دوگانۀ جدید «اسلام و استکبار» پدیده‌ی برجستۀ جهان معاصر و کانون توجّه جهانیان شد». پس بحث اصلاً بحث قطب شوروی و آمریکا نبود. بحث سر اسلام و کفر بود. الان نزاع‌­های کره زمین شکل سیاسی و نظامی دارد؛ اما پشت پرده و باطنش داستان کفر و ایمان است. این را دقت کنیم. جهان تبدیل شد به دو قطب مؤمن و مستضعف و قطب کافر و مستکبر. حالا این دو قطب شروع کرده اند به یارگیری کردن. انقلاب اسلامی، نقطه آغاز تغییر تاریخ جهان است خدا در عظمت مردم ایران و انقلاب اسلامی آیه نازل کرده و صدها حدیث در این زمینه داریم. انسان باید بتواند این­ها را درک کند و مطمئن باشید که جمهوری اسلامی ایران تا زمان ظهور و بعد از ظهور پابرجاست و پایگاه اهل‌بیت و دین خدا خواهد بود. نکته مهم دیگر، این‌ است که انقلابی که خدا ایجاد کرد، یک موجود باشعور و زنده است. مثل یک روح در بدن می‌ماند. موجودی که حیات دارد، زنده است و شعور دارد و عملیات می‌کند، کار می‌کند، حرکت می‌کند، بالا و پایین دارد. گاهی توقف دارد، گاهی هم آسیب می‌بیند. گاهی هم بازسازی می‌شود. ولی زنده است و حرکت می‌کند. پس بهتر است انسان با دیدِ فوق عقلانی و انسانی به کشورش نگاه کند و عاشقش بشود، یعنی یک عشق ابدی و جاودانه داشته باشد و از نگاه طبیعی و حیوانی بیرون بیاید و بداند که کشور ایران جایی است که خدا انتخابش کرده و اهل‌بیت روی آن دست گذاشته اند برای تغییر مسیر تاریخ. مرحوم علامه از پیامبر ص نقل می‌کند که خداوند عمر جهان را صد هزار سال قرار داده که فقط 20 هزار سالش برای دشمنان اهل‌بیت است. 80 هزار سالش برای اهل‌بیت است. قرار است این 20 هزار سال که دشمنان اهل‌بیت روی کره زمین حاکم هستند تغییر کند و حکومت زمین به دست اهل‌بیت علیهم‌السلام بیفتد. آنجایی که تغییر مسیر تاریخ در کره زمین شروع می‌شود و حاکمیت از طاغوت‌ها به اهل‌بیت علیهم‌السلام منتقل می‌شود، «ایران» است، یعنی داستان از انقلاب اسلامی ایران شروع می‌شود. آلان هم ما می‌بینیم که چه تغییر و تحولاتی در این 40 سال اتفاق افتاده، ما چقدر به این ماجرا نزدیک شده‌ایم. با روشن شدن هدف انقلاب اسلامی، مأموریت این کشور، نجات امام زمان علیه‌السلام از غیبت و آوارگی و تنهایی و طردشدگی است. این نگاه، نگاه فوق عقلانی، فطری و انسانی است. چون انقلاب اسلامی به‌عنوان بزرگ‌ترین هدیه خدا و اهل‌بیت است برای انفجار نور در جهان، برای حاکمیت اهل‌بیت در جهان. پس کسی که عاشق الله و اهل‌بیت علیهم‌السلام است، نمی‌تواند نگاه درستی به کشورش نداشته باشد و اینها هستند که وفادار و پاکار می­‌مانند. عملکرد بعضی از دولتمردان آن‌قدر بد و زشت و کثیف بوده که حال خیلی‌ها از افراد در مسائل سیاسی را به هم می‌زند و خیلی‌ها فکر می‌کنند انقلاب و نظام اسلامی با دولت یکی است. در حالی که این طور نیست. نظام اسلامی یعنی آن ساختار سیاسی که اهل‌بیت طراحی کرده‌اند در ایران ایجاد بشود و این ساختار بتواند زمینه را برای پذیرش امام زمان علیه‌السلام در سطح جهان آماده کند. حالا در این ساختار، کسانی می‌آیند و مسئولیت‌های دولتی می‌گیرند و اداره امور مردم را به عهده می‌گیرند که بعضی‌ها خوب هستند و بعضی‌ها بد هستند و بعضی‌ها بدترند، بالأخره همه جور افراد می‌آیند. این‌ها را نباید باهم یکی بدانیم. بحث سر دولت نیست؛ بلکه نظام اسلامی است، بحث انسانیت و بشریت است، بحث حاکمیت مستضعفان و حاکمیت دین خدا و دین اهل‌بیت علیهم‌السلام بر سراسر جهان است. این را حواسمان باشد، این دو را قاطی نکنیم، خیلی‌ها این‌ دو را با هم می‌کنند، یک‌دفعه از رسالت الهی و انسانی و انقلابی خودشان کَنده و جدا می‌شوند. فکر می‌کنند مثلاً اگر دولت دزدی می‌کند، خیانت می‌کند، معنایش بد بودن نظام اسلامی است. این‌طور نیست. حفظ انقلاب اسلامی در سایه عشق به خدا عبادت است این نکته خیلی مهمی است که بدانیم امروز ما و کشورمان در چه موقعیت و جایگاه تاریخی و اجتماعی قرار داریم. اگر کسی این را نفهمد، امکان ندارد در لشکر و در چادر امام زمان علیه‌السلام بتواند کمکی به حضرت بکند. اینکه امام امت (ره) می‌فرماید: «حفظ جمهوری اسلامی از نماز هم بالاتر است». چون تمام اصول دین و مکتب اهل‌بیت و تشیّع و آن حکومتی که زمینه‌ساز ظهور آقا امام زمان علیه‌السلام است، وابسته به این نظام و انقلاب است. اگر ما شکست بخوریم، این شکست فقط شکست یک ملت نیست، شکست یک فرهنگ نیست، شکست ده­ها میلیون در داخل و میلیاردها انسان در خارج از کشور است که وابسته به این نظام و انقلاب‌اند. کسانی هستند که نگاه‌شان به کشور یک نگاه دنیایی است. یعنی با یک نگاه ملی و با دین و مذهب و مکتب و امام زمان علیه‌السلام و آینده جهان و این‌طور چیزها کاری ندارند. آنچه برایشان مهم است، کشورشان است. خود این دوست داشتن هم یک کمال است که انسان وطنش را دوست داشته باشد و عزت وطنش را بخواهد. چنانکه در روایت هم نقل‌شده که اگر کسی وطن‌دوست باشد، بخشی از ایمان را دارد: «حبّ الوطن من الإیمان= دوست داشتن وطن، از نشانه‌های ایمان است». این هم بسیار خوب است که انسان غرور ملی و ایرانی داشته باشد و سربلندی و پیروزی و موفقیت و پیشرفت کشورش را بخواهد. این‌طور آدم­ها هرگز خیانت به کشور نمی‌کنند. حتی اگر با دین همراهی نداشته باشند. امّا یک عده نگاه انسانی به کشور دارند، یعنی از نگاه اهل‌بیت به کشورش نگاه می‌کنند که این کشور، کشور اهل‌بیت است. مرکز تشیّع است. مرکز دین خدا و اسلام ناب محمدی ص است. اینها عِرقی که به این کشور دارند، زمینی نیست؛ بلکه به‌عنوان یک ارزش انسانی، الهی و ابدی به آن نگاه می‌کنند. این نوع کشور دوستی و تلاش برای پیشرفت کشور طوری است که از این نگاه، شب تا صبح عبادت است. یعنی این شخص دائماً در جهاد است. چون نگاهش، نگاه جهانی است، به کشورش به‌عنوان پایگاهی که قرار است کره زمین را نجات بدهد، نگاه می‌کند. هر دو نگاه خوب است؛ اما این کجا و آن کجا، تفاوتش از زمین تا بی­نهایت است که کسی عشق الهی به کشورش داشته باشد و به‌عنوان یک موجود الهی نگاه کند. ایران تنها کشوری است که اسلام، تشیّع و دین اهل‌بیت را سرپا نگه‌داشته، تا ان‌شاءالله به دست امام زمان علیه‌السلام برسد. بقیه هم وابسته به او هستند. پس این نگاه مهمی است که من کشورم را دوست دارم، امّا به عشق الله، نه به خاطر یک عشق زمینی و جغرافیایی. کسی که این‌طور به کشورش نگاه می‌کند، هر نوع کاری برای کشور انجام بدهد، تقرب به خدا پیدا می‌کند. قا/183 انقلاب اسلامی، تعیین کننده آخر زمان

صوت

1 - شناخت خصوصیت های دشمن، بصیرت سیاسی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11082
زمان انتشار: 17 ژولیه 2019
| | |
چرا امام زمان هنگام ظهور خود را به اسم جدشان معرفی می‌کنند؟

چرا امام زمان هنگام ظهور خود را به اسم جدشان معرفی می‌کنند؟

صوت

1 - چرا امام زمان هنگام ظهور خود را به اسم جدشان معرفی می‌کنند؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11081
زمان انتشار: 17 ژولیه 2019
| |
یک مدل«مهندسی فرهنگی»برای همه فعالان فرهنگی  

مهندسی فرهنگی، جلسه اول، 92/08/01

یک مدل«مهندسی فرهنگی»برای همه فعالان فرهنگی  

شیوه استاد محمدشجاعی در مهندسی فرهنگی، برای همه فعالان فرهنگی اعم از کسانی که در یک خانواده، محله، شهر، استان، کشور و خارج از کشور، حتی غیرمسلمانان فعالیت فرهنگی می‌کنند، کاربرد دارد.

مدیر مسوول مؤسسه منتظران منجی که این شیوه را طی 14 جلسه در یک اردوی فرهنگی مطرح کرده گفت: این بحث چنان عام، فراگیر و قدرتمند است که همه نیازهای فردی ما را در برخوردهای فرهنگی و روشهای فرهنگی و تربیتی، از تربیت فرزند تا کارهای کلان فرهنگی تأمین می‌کند.

«مهندسی فرهنگی» بیانگر یک هندسه و ساختار ریاضی خاص است که ما این هندسه را توضیح می دهیم. قطعات مختلف یک جورچین را برای شما تکمیل می‌کنیم تا شخص به سهولت بتواند فعالیت تربیتی یا فرهنگی خودش را در هر سطحی که دوست دارد انجام بدهد.

اهمیت فعالیت فرهنگی رهبر انقلاب در اهمیت کار فرهنگی فرمود: حاضرم جانم را فدای کار فرهنگی کنم.«فعالیت فرهنگی» آن قدر اهمیت دارد که تا بعد از ظهور امام زمان و تا قیامت ادامه خواهد داشت. از آنجا که انقلاب، کشور، کتاب آسمانی و جامعه ما یک جامعه فرهنگی است و «فکر و فرهنگ» که قوام شخصیت انسان و یک جامعه مبتنی بر آن است، به کار فرهنگی و فعالیت‌های فرهنگی که اُس و اساس زندگی یک شخص و یک جامعه است، احتیاج داریم. حاصل هزینه ای که صرف فعالیتهای فرهنگی شده، راضی کننده نیست بعد از سالهای طولانی که از انقلابمان گذشته، هزینه های مصرف شده، بیشتر از نتیجه‌ای بوده که حاصل شده است. این که خود مؤسسه ما (منتظران منجی) و دوستان و همکاران مؤسسه، بعد از گذشت این همه سال، داریم اقدام به بررسی «مهندسی فرهنگی» می‌کنیم، بیانگر عدم توازن هزینه ها با حاصل تلاشها می‌باشد. برای این که سالهای پس از انقلاب را طی کرده‌ایم و تجارب قبل از انقلاب، و تجارب تاریخی زیادی را صرف کرده ایم و در حقیقت، دوران آزمون و خطا را گذرانده‌ایم. وقت و هزینه‌های کلانی در کشور صرف کارهای فرهنگی می‌شود، چه هزینه‌های دولتی، چه هزینه‌های دینی، و چه هزینه‌های مردمی؛ ولی ما آن نتیجه‌ای را که باید از فعالیت‌های فرهنگی بگیریم نمی‌گیریم. رهبر معظم انقلاب می‌فرماید: کار فرهنگی در کشور زیاد می‌شود، اما تأثیرگذار نیست. چرا فعالیت‌های فرهنگی تأثیرگذار نیست؟ آن تأثیری را که ما می‌خواهیم؛ نه اینکه تأثیرگذار نباشد. آن تأثیری را که مطلوب جامعه ما است، مطلوب نظام ما، کشور ما، شایسته مردم ما است و شایسته هدف بزرگ کشور ما مسیر و رسالتی که تا ظهور امام زمان(ع) دارد، نیست. چرا اینطوری است؟ چرا این همه فعالیت می‌شود و تأثیرگذار نیست؟ نکته خیلی مهمی که باید به آن توجه کرد این است که: بعد از انقلاب، بیش از هر زمان دیگری فعالیت فرهنگی کردیم؛ بیش از هر زمان دیگری مردم دین دریافت کردند؛ عالم دیدند؛ روحانی دیدند؛ با مراجع ارتباطشان قدرتمند شده؛ با روحانیت قدرتمند شده. بیش از هر زمان دیگر مکه رفتند. هیچ وقت ما اینقدر مکه برو نداشتیم. مردم بیش از هر زمان دیگری به زیارتگاه‌ها رفتند؛ به کربلا رفتند؛ به سوریه رفتند؛ به امام رضا رفتند. آماری که هست، آمار خیلی بالایی است. بیش از هر زمان دیگری ما قاری تربیت کردیم. بیش از هر زمان دیگری ما حافظ قرآن تربیت کردیم. طلبه‌هایمان خیلی زیاد شدند. فعالیتهای فرهنگی مختلف و گسترده زیاد شده؛ تلویزیون ما انصافاً برنامه‌های فرهنگی بسیار قدرتمند عالی و فراگیری دارد. ولی چرا با وجود همه اینها، مسیری که رفتیم، نتیجه‌ای که ما گرفتیم، آن نتیجه‌ای که باید می‌گرفتیم نبوده. یعنی اگر نگوییم نتیجه عکس گرفتیم حداقل باید بگوییم که آن نتیجه‌ای که شایسته کشور ما، نظام ما و مردم ماست، نگرفتیم. یعنی شما وقتی که به آمار ناهنجاریها مراجعه می‌کنید، می‌بینید که ما رشدی نمی‌کنیم. از نظر هنجارها کشور دارد رشد می کند. مصرف مواد مخدر؛ مصرف مواد ضد افسردگی؛ اصلاً خود افسردگی. در طلاق ما الان از نظر آمار جهانی چهارم دنیا شدیم. آمار طلاق ما هر سال دارد افزایش پیدا می‌کند. اگر ما فعالیت فرهنگی و دینی مان مؤثر بود. باید این آمار کم می‌شد. بزهکاریها و مسائل دیگری که الان وجود دارد که مهمترین آنها مسئله خانواده است. شما ببینید چقدر اوضاع خانواده در کشور ما رو به خرابی گذاشته. عوامل بیرونی ضدفرهنگی عوامل بیرونی مثل تهاجم فرهنگی و مسائل دیگر هم باید در نظر گرفته بشود. یعنی ما ضمن اینکه داریم ارزیابی می‌کنیم واقعه فرهنگی کشور خودمان را؛ نباید انکار بکنیم که ما با تهاجم فرهنگی مواجه هستیم. به تعبیر مقام معظم رهبری «با یک تهاجم؛ بلکه شبیخون؛ بلکه یک ناتوی فرهنگی و یک جنگ نرم که دشمن اعلامش کرده؛ (مواجه هستیم)؛ یعنی اگر اعلام نکرده بود، باز هم ما می پذیرفتیم و انکار نمی‌کردیم که این جنگ هست. ولی آنها اعلام کردند که ما این جنگ را علیه جمهوری اسلامی داریم.» هزاران بار اعلام کردند؛ صدها مرکز فرهنگی، بنیاد فرهنگی تأسیس کردند با بودجه‌های میلیاردی؛ و قصدشان نابود کردن فرهنگ این کشور است؛ قصدشان نابود کردن مردم این کشور است؛ و همانطور که خودشان اعلام کردند، باید ریشه مردم ایران را خشکاند. یکی از اظهار نظرهاست. باید خانواده را در جمهوری اسلامی نابود کرد؛ باید با فرهنگ سکس و میکی‌موس، کشور ایران را از بین برد؛ اینها اظهار نظرهایی است که آنها گفتند، من دارم برای شما می‌گویم؛ چیزی از خودم نیست؛ و خیلی چیزهای دیگر؛ خیلی بایدها هست؛ یعنی اگر ما بخواهیم این دوره را فقط راجع به طرح‌هایی که آنها گفتند بگوییم باز وقت کم می‌آوریم. یعنی ما با یک دشمنی روبرو هستیم که از بیرون به ما از طریق های مختلف دارد حمله می کند. تفاوت جنگ امروز با دوران دفاع مقدس امروز، ما یک کشور جنگ‌زده هستیم و جنگمان از جنگ دوران هشت سال دفاع مقدس، بسیار خونین تر و شدیدتر است. چون در دوران دفاع مقدس، کشته‌های جنگ و مجروحان‌شان اولیاء خدا بودند و به بهشت می‌رفتند. اما در این جنگ کسانی که تحت تأثیر قرار می‌گیرند، به بهشت نمی روند؛ کسانی که در این جنگ تحت تأثیر و اصابت گلوله‌های زهرآگین فرهنگی دشمن قرار می‌گیرند، اینها از خدا دور می شوند؛ از سعادت سلامت، شادی و آرامش، چه در دنیا و چه در آخرت، دور می‌شوند؛ و دشمن تا خود خانه‌های ما و حتی در درون خود ما که نشستیم کار فرهنگی می خواهیم بکنیم نفوذ دارد. بعداً توضیح می‌دهم در فعالیت فرهنگی مان، یکی از کسانی که باید خیلی حواسمان باشد که از بین نرود خود ما هستیم. در درجه اول در طرحی که ان شاء الله ملاحظه خواهید کرد، این را نشان خواهیم داد. مواردی از آسیب شناسی فرهنگی که رهبر معظم انقلاب در مشهد برشمردند اگر سبک زندگی که عامل اصلی بروز ناهنجاری‌ها است را اصلاح نکنیم، هر چه بییشتر پیشرفت کنیم، مشکلات روحی و جسمی ما بیشتر خواهد شد. ناهنجاری‌های فرهنگی موجود، در حدیست که رهبر یک نظام، در سخنرانی عمومی که همه مردم کشور و دنیا می‌شنوند، بعد از سی و چند سال، حداقل 20 ناهنجاری را که در حال رشد در کشور است، بیان می‌کنند. ایشان در سفرشان به خراسان شمالی گفتند موارد مذکور، باید بررسی شود که چرا بعد از این همه سال، ما این آسیب‌ها را در کشورمان داریم؟ برخی از آنها مثل مسئله طلاق بود؛ روابط دختر و پسر بود؛ روابط نامشروع بود؛ مسئله رشوه بود. ایشان مسئله را بردند روی سبک زندگی که دقیق هم است. واقعاً سبک زندگی یعنی همان مهندسی زندگی؛ سبک زندگی به گونه‌ای است که ما ضمن این که داریم کار فرهنگی می‌کنیم؛ این کار دینی ما؛ این کار مذهبی و فرهنگی ما نمی‌تواند جلوی آن ناهنجاریها و مشکلاتی را که مردم دچارش هستند بگیرد؛ نمی‌تواند آمار طلاق‌هایمان را پایین بیاورد؛ نمی‌تواند آمار فسادمان را پایین بیاورد؛ نمی‌تواند آمار بیماری‌های روحی روانی و بیماری‌های جسمی را پایین بیاورد. کار فرهنگی به مسائل جسمی هم خیلی مربوط است. نمی‌تواند آمار سرطان ما را کم بکند؛ این درحالی است که دارد این‌همه فعالیت فرهنگی هم صورت می‌گیرد. پس یک جای کار دارد می‌لنگد. یعنی یک مشکلی ما در ساختار سبک زندگی، در ساختار فعالیت‌های فرهنگی مان داریم که این مسئله باعث می‌شود شما هر چه هم هزینه بکنید، نتیجه لازم را نگیرید. بعداً توضیح خواهیم داد که اگر با این فرمولی که ما توضیح می‌دهیم جلو نرویم؛ اگر اصولی را که می‌گوییم، در فعالیت فرهنگی در نظر گرفته نشود؛ شما هر چقدر فعالیت فرهنگی، و هر چقدر فعالیت اقتصادی موفق و پیشرفت در کشور داشته باشید، نتیجه برعکس شده و ما آسیب هایمان در جهات روحی روانی بیشتر، و ناهنجاری هایمان بیشتر می‌شود. تا وقتی که مهندسی فرهنگی اجرا نشود، هر چقدر کار فرهنگی کنیم، بیشتر ضرر می‌کنیم تا وقتی که مهندسی فرهنگی کشور را درست نکنیم، هرچه پیشرفت‌های اقتصادی و فعالیت‌های فرهنگی، بیشتر شود و بیشتر هزینه کنیم، بیشتر ضرر می‌کنیم و ناهنجاری ها و آسیب هایمان بیشتر خواهد شد. این نکته خیلی مهم است و من به ضرس قاطع روی آن ایستاده ام. نیروهای فکری و فرهنگی ما سر درگم هستند اکنون ما با یک سر در گمی در نیروهای دلسوز فرهنگی و مراکز فرهنگی روبرو هستیم. اینها کسانی هستند که دور هم جمع می‌شوند و دلشان می‌خواهد یک کار فرهنگی بکنند، اما سر در گمند. حالا این مجموعه کار فرهنگی می‌تواند بسیج باشد؛ می‌تواند بسیج دانشجویی باشد؛ انجمن‌های اسلامی باشد؛ پایگاه‌های مساجد باشد؛ ان.جی.او های فرهنگی باشد؛ یا خود دولت باشد. فعالیت‌های فرهنگی مراکز فرهنگی دولتی رو بنایی بوده و «اطلاعات» تبدیل به «دارایی» نمی‌شود روبنایی بودن فعالیت مراکز فرهنگی به نداشتن اولویت‌ها برای نحوه هزینه کردن بودجه‌ها و «عدم تبدیل اطلاعات به دارایی» است. یک دلیل سر در گمی مراکز فرهنگی دولتی، روبنایی بودن فعالیت‌هایشان است. این مراکز وقتی می‌خواهند بودجه‌های فرهنگی را هزینه کنند، نمی دانند چگونه باید عمل کنند؛ یعنی نمی‌دانند چه چیزهایی اولویت دارد. بیشتر به ظاهر مسائل فرهنگی می‌پردازند. کارها آب و رنگ فرهنگی و مذهبی دارد؛ اما چیزی به اسم «دارایی» به افراد اضافه نمی‌شود. نهایت چیزی که ممکن است اضافه بشود، «دانایی» است و سطح اطلاعاتی  که بالا برده می‌شود. اما باید بدانیم که در فعالیت‌های فرهنگی، «بالا رفتن سطح اطلاعات» حل کننده مشکل نیست. تا وقتی که اطلاعات، تبدیل به دارایی نشود و منجر به قدرت نشود؛ تولید شادی، آرامش و نورانیت نمی‌کند و آمار ناهنجاری هایمان پایین نمی‌آید. این نکته خیلی مهم است. لذا بیشترین ناهنجاری‌هایمان در تحصیل کرده‌ها و دانایی‌هایمان است. چه دانایی‌هایی که داناهای دانشگاهی هستند، و چه داناهایی که داناهای حوزوی هستند، و چه داناهایی که داناهای رشته‌های دیگر هستند. حتی داناهای فرهنگی. همه باید برای ایجاد تمدن اسلامی نوین، احساس مسئولیت کنند رهبر معظم انقلاب در جمله‌ای فوق العاده مهم فرمودند:«باید همه احساس کنند که مسؤولیت ایجاد تمدن اسلامی نوین بر دوش آنهاست.» سلسله مراحل تمدن اسلامی چنین است: ما ابتدا یک نظام اسلامی تشکیل دادیم؛ بعد حکومت و دولت اسلامی و بعد باید برویم به سمت تمدن نوین اسلامی. ایشان می‌فرماید:«باید». وقتی ولی امر می‌گوید «باید»؛ خیلی دقت کنیم که این «باید»، از کجا ناشی می‌شود. دو کلمه «باید» و «همه» مهم بوده و تامل نیاز دارد. یعنی ما تا نتوانیم این مسئله را همگانیش بکنیم موفق نیستیم. باید مسئله همگانی بشود؛ دردمندی و دغدغه های فرهنگی، باید همگانی بشود. باید همه احساس کنند که مسؤولیت ایجاد تمدن اسلامی یک مسؤولیت الهی است؛ مسؤولیتی است از ناحیه امام زمان(ع) بر دوش ما. اگر کسی خیانت بکند و کوتاهی بکند، مشکلش هیچ وقت حل نخواهد شد. یک مسؤولیت است؛ یک رسالت است به گردن همه ما. اینطور نیست که یک کسی بگوید حالا به من چه. پیامبر فرمود: کُلُکُم راع وَ کُلُّکُم مَسئول. یک رسالت همگانی است. اگر یک کسی خودش را از زیر این بار کنار کشید، آن موقع است که وزر و وبال گناه را به خودش و همه کسانی که اطرافیانش هستند وارد می کند. مواجهه با فرهنگ غرب، یکی از ابعاد نیل به تمدن اسلامی است رهبر معظم انقلاب یکی از ابعاد «مسئولیت دستیابی به تمدن اسلامی» را در «مواجهه با فرهنگ و تمدن منحط غرب» دانسته و با بیان آن، یکی از ابعاد و حدود و ثغور این کار را مشخص کردند. پس ما در مهندسی فرهنگی‌مان در تربیتی که می‌خواهیم نسبت به خود،فرزند، خانواده و جامعه‌مان داشته باشیم، یکی از عناصر اصلی که در محتوای فرهنگی لحاظ می‌کنیم، باید این باشد که توانایی مقابله با فرهنگ مبتذل و کفرآمیز غرب را داشته باشد. مصادیق «سطحی­گری و تحجر» در مسیر تمدن نوین اسلامی رهبر معظم انقلاب تاکید دارند که در مسیر ایجاد تمدن نوین اسلامی نباید دچار «سطحی‌گری و ظاهرگرایی» و «تحجر» شویم. برخی مصداق های اینها شامل این موارد است: اسلامی بودن روبناها و ظواهر و غیر اسلامی بودن باطن، ادعای پیروی از قرآن و اهل بیت ع و پذیرفتن الگوهای غربی در سبک زندگی، قمه زنی، بحث شیعه و سنی، سکولاریسم پنهان و جدایی دین از سیاست، فعالیتهای فرهنگی غفلت زا. سطحی‌گری و ظاهر گرایی) فرزندمان از یک طرف می‌آید سینه‌زنی می‌کند و از طرف دیگر، می‌رود وارد اینترنت می‌شود و از آن استفاده نا به جا می‌کند. (البته اصل استفاده از اینترنت چیز بدی نیست.) برخی افراد، هم برای امام حسین ع گریه می‌کنند و هم ماهواره نگاه می‌کنند و آن خوراک‌های مسمومی که دشمن با طراحی آماده کرده را به طور کامل جذب می‌کنند و منافاتی هم بین این دو عمل نمی‌بینند. عمق فاجعه اینجاست که با سبک زندگی مذکور، یک شخص دیندار و یک شخص بی‌دین را دارد با هم جمع می‌کند. جمع دینداری و بی دینی. از یک طرف ابراز ایمان و اعتقاد به خدا و اهل بیت ع و ابراز علاقه به امام زمان عج می‌کنند و از طرف دیگر، عبادت دشمن را می‌کنند. این به آن معنی است که این سنگر ما را دشمن فتح کرده است. همین آدمی که قرآن هم می‌خواند و می‌گوید:«لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ» درعمل می گوید«اعبد ما تعبدون». یعنی ما از این سوره جدا شدیم که می‌فرماید: ما آنچه که شما می‌پرستید نمی‌پرستیم. از این طرف داریم می‌گوییم الله را می‌پرستیم (إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ) از طرفی هم به کفار می‌گوییم آقا آن را هم که شما می‌گویید، می‌پرستیم و قبول داریم. این یعنی بت های زیادی دارد خلق می شود در این کشور و در نهاد مردم و در جنبه‌های فردی و اجتماعی زندگی مردم. تحجر چیست؟ رهبر معظم انقلاب می فرماید دچار «تحجر» نشویم. اما در حالی که باید مردم مان را به روز تربیت کنیم تا از قافله پیشرفت زمان عقب نمانند، یک عده دارند مردم ما را دچار تحجر می کنند. از آن طرف ما آن آسیبهای خارجی را داریم و از این طرف هم آسیب های خودیها را داریم. در این اوضاع، سرباز و سردار جنگ نرم و ناتوی فرهنگی ما، از یک طرف باید به قول رهبر معظم انقلاب با فرهنگ غرب مبارزه کند و بتواند در مقابل تهاجم غربیها مقاومت کند و از طرف دیگر باید با خودی‌های متحجر و خودی‌های سکولار مقابله کند. یعنی ما این حد فاصل از جنگ را داریم. یک جنگ داخلی و یک جنگ خارجی را داریم. حالا برای این باید چه فکری بکنیم؟ پس ما در جنگ فرهنگی مان این مسئولیت دوگانه را داریم. روبنایی بودن تلاشهای فرهنگی فعالیت‌های فرهنگی که دارد انجام می‌شود می‌تواند فقط ظاهری باشد. یعنی شما خیلی جاها می‌گویید فعالیت فرهنگی انجام شده، این هم بودجه‌مان، این هم گزارش کارمان. ولی وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم که اینها فقط سطحی‌گری و سطحی‌نگری بوده. میلیاردها تومان؛ نه اشتباه کردم، در یک فقره فعالیت، من بالای صد میلیارد تومان خبر دارم؛ دهها میلیارد تومان در یک پروژه فرهنگی هزینه می شود و فقط سطحی‌نگری است؛ فقط روبناست؛ فقط رنگ مذهبی زدن است و محتوایی منتقل نمی‌شود به جایی؛ روحی ساخته نمی‌شود؛ ولی فضایش هم فضای مذهبی است؛ حرفها حرفهای مذهبی است. به قول آقا تبلیغات تبلیغات مذهبی است؛ اما کاملاً با فرهنگ دشمن هماهنگی دارد. این چیزی است که در کشور ما زیاد دارد اتفاق می‌افتد. برخی فکر می‌کنند، اگر جوانان را مثلا به اردوی مشهد ببرند و هزینه‌های زیادی بکنند که مثلا سر و شکل و ظاهر آنان را عوض کنند، یا حال معنوی موقتی به آنها بدهند که یک گوشه بنشینند و گریه کنند، کار فرهنگی بزرگی کرده اند. من در این اردوهای دانشجویی چند بار دیده‌ام که مثلا در حج عمره دانشجوها را می‌آورند و آنها در مکه و مدینه هم آرایش می‌کردند و حتی حجاب اسلامی را هم رعایت نمی‌کردند. بعد از این که اعمال هم تمام شد، از احرام خارج شدند و آمدند در هتل و با همان لباسها و همان بزک و آرایش و خرید و چیزهای دیگر. بعد هم که سوار هواپیما شدیم و آمدیم تهران، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده بود. یک حال معنوی موقت بود و یک اشکی و گریه‌ای و بعد تمام شد. باز همان آش و همان کاسه. سبک زندگی همان سبک زندگی قبل از حج بود. اینکه مقام معظم رهبری دست گذاشته روی سبک زندگی، یعنی این باید عوض بشود. شخص حج و کربلا و سوریه می‌رود و می‌آید. روزه می‌گیرد و ماه مبارک را می‌گذراند. این رحم زمانی قدرتمند ماه رمضان رد می‌شود، عرفه رد می‌شود، اما هیچ تغییری در سبک زندگی اتفاق نمی افتد. همان آدم با همان سبک زندگی و با همان ناراحتیها، غصه‌ها، دغدغه‌ها افسردگیها، ذلیل و خوار بودنها سر جای خودش هست. بیشتر بودجه‌های فرهنگی مان صرف مسائل ظاهری می‌شود. هیچ وقت به عمق و باطن افراد نمی ریزد؛ هیچ وقت تولید دارایی نمی‌کند و قدرتش کم است. قمه‌زنیً از مصادیق تحجر و سطحی گرایی است قمه زنی با آن وضعیت که آن همه افتضاح و آبرو ریزی فرهنگی برای نظام و کشور ما دارد، یکی از مصداق های تحجر است. این مصداق تحجر یکی از صورت‌هایی از مذهب است که گاه آن را محکم نگه می‌داریم و بر آن تأکید می‌کنیم. در حالی که نیازی نیست اصلاً روی آن تأکید کنیم و لازم نیست حتی آنرا نگه داریم؛ چون متحجرانه است و مربوط به زمان های گذشته است و با فقه نوین و جدیدی که امام (س) و مقام معظم رهبری و بسیاری از مراجع عظام مطرح می‌کنند سازگاری ندارد. بحث اختلاف شیعه و سنی از مصادیق تحجر است مصداق دیگر تحجر بحث «اختلاف شیعه و سنی» است که الان یک حرام محض است. امام فرمود امروز بر سر ولایت حضرت امیر هم نباید دعوا کرد. جنگ شیعه و سنی جنگ بسیار خطرناکی است. اما یک عده متحجر وظیفه خودشان می‌دانند که از دین فقط همینها را احیا کنند و بر آن تأکید کنند. سکولاریسم پنهان و جدایی دین از سیاست از مصادیق تحجر است رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: دچار سکولاریسم پنهان نشویم. سکولاریسم یعنی چی؟ یعنی جدایی دین از دنیا، جدایی دین از زندگی. یکی از شاخه‌های سکولاریسم، جدایی دین از سیاست است. رهبر معظم می فرماید: گاهی اوقات در ظاهر تبلیغات ما تبلیغات دینی است. یعنی همه دارند اسم خدا و پیغمبر را می‌آورند. در تلویزیون خودمان بعضی وقتها برنامه‌ها، برنامه‌هایی که مراکز فرهنگی غیر متخصص ارائه می‌کنند و در سطح شهر 2000 ـ 3000 ـ 10000 نفر جمعیت را جمع می‌کنند به اسم امام زمان در نیمه شعبان و فسق و فجور و گناه می‌کنند، به اسم امام زمان. حرف حرف دینی است ظاهرش ظاهر دینی است. اما در باطن سکولاریسم است. مقام معظم رهبری می‌فرماید در ظاهر تبلیغات، تبلیغات دینی است؛ حرف، حرف دینی است؛ شعار، شعار دینی است؛ اما در باطن سکولاریسم است. جدایی دین از زندگی است. ایشان یک گام بالاتر رفت و فرمود: این سکولاریسم حتی در روحانیت ما هم دارد نفوذ می‌کند. یعنی طبقه‌ای از طلبه‌ها دارند تربیت می‌شوند در حوزه‌های علمیه که افکارشان افکار سکولاریستی است و سکولار فکر می‌کنند. اساساً خیلی عجیب است یک کسی که نان امام زمان را می‌خورد و مسئول بهداشت روانی جامعه است؛ مسئول توسعه تفکر دینی در جامعه است؛ اگر دینی را توصیه می‌کند و تبلیغ می‌کند این با اندیشه سکولاریسم همراه باشد. آخوندها طلبه‌ها و روحانیونی که بلندگو و تریبون و منبر پیدا می‌کنند؛ اما به مردم بی‌دینی یاد می‌دهند. فعالیت های فرهنگی غفلت زا کدام است؟ ما تعداد زیادی فعالیت فرهنگی غفلت‌زا داریم. یعنی فعالیت فرهنگی دارد انجام می‌شود. اما به جای این که توجه را بیشتر بکند، غفلت را بیشتر می کند. شخص را از هدفش دورتر می‌کند. ما الان که داریم در مؤسسه خودمان سالی تقریباً سه چهار هزار برنامه می‌نویسیم، خیلی وقتها طلبه‌ها، روحانیون و دانشجویان عزیز و معلمان، افراد نخبه، افراد متدین، برنامه را برای من می‌نویسند. من می‌بینم که این نوشته که من این همه ساعت‌های فرهنگی و مذهبی دارم، عبادت دارم. بعد در سؤال شماره شش که نوشتیم مهمترین سؤالات یا مشکلات خودتان را بیان بکنید، می‌بینم که یک ردیف از انواع گرفتاری‌های روحی و روانی نوشته است. من برای این که بتوانم این را درمان بکنم و یک برنامه بنویسم که این درمان شود، مجبورم حجم زیادی از برنامه‌های مذهبی و فرهنگی او را حذف کنم. این سفت چسبیده الان به انجام یک سلسله فعالیت‌های فرهنگی و مذهبی و عبادات و اذکار که تمام اینها برای او غفلت می‌آورد. این در فرد بود در جامعه هم همین طوراست. برنامه های فرهنگی غفلت زا را باید تعطیل کنیم ما خیلی وقتها برای درمان افراد، مراکز اجتماعات و جوامع، باید دین را تعدیل کنیم. باید بگوییم یک سلسله از فقرات دینی را خواهشاً انجام ندهید. چرا؟ چون سر شما را گرم کرده و اصلاً به خودتان توجه نمی‌کنید. یک اصطلاحی بزرگان در عرفان دارند که می‌گویند«موظب باشید موقع ذکر گفتن؛ذکر، شما را از مذکور غافل نکند.» وقتی داری ذکر می‌گویی از الله غافل نشوی. گاهی آدم مشغول خود ذکر می‌شود. خیلی وقتها در فعالیتهای فرهنگی، شخص فکر می‌کند آدم متدینی است و بچه‌های مذهبی تربیت کرده و دارد کار فرهنگی و مذهبی انجام می‌دهد. اما با این کار دارد مردم را دور می کند و غافل می‌کند. یعنی شخص را از توجه به خودش و وظیفه خودش دور می‌کند. عرض کردم نمونه کلیش این است که ما بیشتر از هر زمان دیگری در کشورمان داریم دین دریافت می‌کنیم. مردم ما دارند دین دریافت می‌کنند. از کتابهای درسی و دانشگاهی بگیرید تا تلویزیون و مراسم مختلف، زمان‌های مختلف، مکان‌های مختلف، دارند دین دریافت می‌کنند. اما ناهنجاری‌های ما روبه افزایش است. ما یک جاهایی باید جلوی فعالیت‌های غفلت‌زا را بگیریم. حتی در درمان فردی و خودمان. خیلی وقتها می‌بینم افراد نوشته اند من دارم حفظ قرآن می‌کنم، حفظ نهج‌البلاغه می‌کنم. دارم کلاس طب اسلامی می‌روم. باید به او گفت: همه را کنار بگذار. الان نه وقت حفظ قرآن است؛ نه حفظ نهج‌البلاغه؛ نه طب اسلامی. همه را باید حذف بکنی. الان فقط باید خودت را پیدا کنی. ظاهر این فعالیتها این است که این افراد دارند کار خوبی می‌کنند. اما در حقیقت کار خطرناکی می‌کنند. از یک طرف شیطان می‌گوید بارک الله تو داری کار مذهبی می‌کنی. پس تو وظیفه دیگری نداری. داری روزی دو ساعت حفظ قرآن می‌کنی. داری حفظ نهج‌البلاغه می‌کنی. خیلی خوب است. من حتی الان با این که سی سال است در حوزه هستم، به طلبه‌های عزیز یک موقع برنامه می‌دهم می‌گویند ما طلبه‌ایم برنامه فرهنگی و مذهبی داریم. می‌گویم نه اینها برنامه فرهنگی و مذهبی نیست. صرف و نحو خواندن، اصول و فقه خواندن، معانی بیان خواندن، منطق و فلسفه خواندن، غیر از حرکت به سمت شادی و آرامش است؛ غیر از حرکت به سمت نورانیت است؛ غیر از سمت و سوی دارا شدن است؛ غیر از سمت خداست. آدم ممکن است این مسیر را طی کند، اما حرکتش به سمت خدا نباشد. ممکن است روز به روز که «داناتر» می‌شود، دورتر هم بشود. این یک مشکل است در مورد مخاطبین ما که به عنوان دست‌اندرکاران فعالیت فرهنگی با آن روبه‌رو هستیم. دشمن درحال دین سازی است دشمن درحال دین سازی برای ما است. فعالیت‌های فرهنگی، مثل قارچ در حال زیاد شدن است و مردم مشغول آنها می‌شوند. اما اکثر این فعالیتهای مذهبی واقعاً با روح مذهب سازگاری ندارد. با آن نقشه‌ای که ما می‌خواهیم به سمت ظهور برویم سازگاری ندارد. دائماً دارند برای ما تولید برنامه های جدید فرهنگی می‌کنند. مناسبت ایجاد می‌کنند. حتی مناسبت های مذهبی ایجاد می‌کنند. در طول سال وقت و نیروی خیلی از بچه‌ها و جوانها گرفته می شود و بودجه‌های عظیم دولتی صرف آنها می شود. این برنامه‌های به ظاهر اسلامی برای این است که افراد به سمت آن چیزی که باید کشیده بشوند (تمدن نوین اسلامی) کشیده نشوند. یک نوع سرگرمی مذهبی است. یک موقع پرفسور مولانا به من گفت که ما در آمریکا هر روز یک دین جدید داریم و مردم دین را می‌روند می‌خرند اینقدر تولید معنویت تولید عرفان. جالب اینجاست که دشمن عرفان‌هایش را به کشور ما صادر می‌کند. الان عرفان‌های مختلفی که هست، مثل عرفان سرخ‌پوستی، عرفان اوشو کریشتامورتی پائولوکوئیلو و انواع و اقسام آن که حالا بحثش اصلاً بحث جدایی است دارد وارد کشور می‌شود. می‌گویند جوانها که عرفان می‌خواهند، چرا سمت تشیع بروند؟ چرا سمت اسلام ناب بروند؟ مگر این جوان عرفان نمی‌خواهد؟ نیاز به عرفان ندارد؟ این را ما خودمان به او می‌دهیم. این طوری جوان کاملاً ارضا می‌شود. همانطور که مردم خودشان را از این که توجه به اسلام ناب در ایران بکنند با این عرفانها فعلاً با این مخدرها در واقع سرپا نگه داشته اند. اینها می‌گویند: آقا برای چی شما می‌خواهید به آن سمت بروید؟ مگر شما خدا نمی‌خواهید؟ مگر معنویت نمی خواهید؟ مگر خلسه و ذکر نمی‌خواهید؟ مگر خلوت نمی‌خواهید؟ خودمان به شما می دهیم. الان دارند این کار را می‌کنند. ضمن این که خودمان هم داریم در کشور از این چیزها تولید می‌کنیم. یعنی ظاهرنگری و سطحی‌نگری‌هایی‌. یکی از جنگ هایی که الآن داریم، جنگ با عرفان‌های کاذب، دین های کاذب و معنویت های کاذب است. پس ما فعالیتهای فرهنگی غفلت‌زا داریم فعالیتهای فرهنگی دینی ضد دینی داریم که واقعاً اسمش دینی است؛ اما ضد دین است. کار فرهنگی مطلوب دشمن، به معنی تهاجم راست شیطان است شیطان از چهار جهت به انسان حمله می‌کند: جلو، عقب، راست و چپ. حمله سمت چپ گناه است. حمله سمت راست شیطان وقتی دسترسی ندارد به شخص می‌بیند که شخص قویتر از آن است که بتواند او را به بی‌عفتی، به گناه و فحشا بکشاند؛ او را با دین مشغول می‌کند. با صورت‌های مقدس مشغولش می‌کند. اما شخص نمی‌فهمد که شیطان زده شده است. یعنی ظاهر، ظاهر دینی است. همان است که رهبر انقلاب می‌فرماید تبلیغات تبلیغات دینی است؛ حرف حرف دینی است؛ اما باطنش بی‌دینی است. شیطان خیلی وقتها افراد را به عبادت و فعالیتهای مذهبی، به عرفان، به قرآن، به تفسیر، به طلبگی، به فقه و اصول و فلسفه مشغول می‌کند. حتی به فعالیت‌های فرهنگی مشغول می کند. می‌گوید بابا تو حیفی! برو یک سری فعالیت‌های فرهنگی انجام بده. مشغولش می‌کند به یک سلسله فعالیت‌ها و شخص از خودش غافل می‌شود. محتوایی هم که تولید می‌کند، محتوای غفلت‌انگیز است. پس باید دقت کنیم که آیا فعالیتی که می‌کنیم، دقیقاً به اذن الله دارد انجام می‌شود؟ مربی بالای سرم بوده؟ برایم تجویز شده؟ این را یا خودم یک دفعه گفتم که خوب است من یک همچین کاری را بکنم خوب است مثلاً من بروم مداح بشوم قاری قرآن بشوم خوب من بروم طلبه بشوم اما این از کجا اجازه گرفتی؟ تجویز شدی؟ یعنی دقیقاً این با سلامتی نشاط، شادی، آرامش و قدرت تو سازگاری دارد یا ندارد؟ آمریکا برای از بین بردن فرهنگ عاشورا، دنبال مداحان منحرف است الان در سازمان سیا می‌گویند: ما باید فرهنگ عاشورایی را با استفاده از مداحان سودجو و شهرت‌طلب از بین ببریم. یعنی عده‌ای از مداحان الان مشغول کار هستند. شخصیتی بعد از روحانیت، به تقدس مداحان نداریم. واقعاً هم مؤثر هستند و مبارک هم هستند. ولی در حالی که در روحانیت سکولار داشته باشیم، در مداحان هم می‌توانیم داشته باشیم. ما مداحانی داریم که با مداحی هایشان مردم را از فرهنگ حسینی دور می‌کنند. مردم را از فلسفه جهاد، از مهدویت و از رفتن به چادر امام زمان عج باز می دارند. انسان در هر قالبی، حتی قالبهای قرآنی و مداحی می تواند مورد حمله سمت راست شیطان باشد. مبلغان فرهنگی ناشی مورد حمله سمت راست شیطان قرار می گیرند یک استاد ناشی یک دفعه مثلاً یک برنامه فرهنگی یا مذهبی یا ذکری یا عبادی یا جلسه‌ای تدارک می‌بیند. عده زیادی با وقت زیاد، گرفتار همین‌ها می‌شوند. بعد هم دلخوش هستند که دارند فعالیت فرهنگی انجام می‌دهند. ولی همه آسیب می‌بینند. یعنی اینها در واقع سنگرهای فتح شده دشمن می‌شوند. این حمله سمت راست را اصلاً دست کم نگیرید. ما در مفاتیح بعد از دعای عالیۀ المضامین می‌گوییم «خدایا! به من قلب پاک بده.اما نه قلب پاکی که علیه من بشود. خدایا! تقوا بده، عقل بده، امانه این که علیه من تمام بشود.» چقدر آدمها با گناه نکردن به جهنم می‌روند و چقدر آدمها با عبادت به جهنم می‌روند. فرمول را نگاه کنید. معجزه کلام امیر المؤمنین(ع) را ببینید«رُبَّ مَتِنَسِکٍ وَ لا دینَ لَه= چه بسیار عبادت‌کننده‌ای که دین ندارد.» در فعالیتهای فرهنگی خیلی ها خوشحال می‌شوند اگر یک نفر را نماز خوان بکنند، یا با حجاب بکنند. اما بی‌موقع نمازخوان کردن و بی­‌موقع با حجاب کردن باعث می‌شود که این در آینده بی‌حجاب و بی‌نماز بشود. وگرنه خیلی از مراکز دوست دارند که اینها را انجام بدهند و رنگهای مذهبی بدهند و بگویند نگاه کن چقدر جوان خوبی تربیت کردیم. ببین این چقدر ظاهرش خوب است. ولی ته قضیه خطرناک می‌شود. زیرا در آخر کار می‌بینیم می‌تواند اینطور چیزها علیه انسان تمام بشود. باید دقت کنیم که ما چه موقع به کسی چه چیزی بدهیم. الان برای متدین کردن یک نفر باید به او چه چیزی بدهیم. باید به او بگوییم نماز بخوان یا نماز نخوان. الان باید با حجابش کار داشته باشم؟ موقع وقتی حرف می‌زنی راجع به حجاب؛ وقتی با یک نفر برخورد می‌کنی که بی‌حجاب یا بدحجاب است؛ بی‌نماز است و تو توجه نداری و بی‌موقع می‌روی صرف اینکه این را رنگ بزنی و حجاب‌دارش بکنی؛ بی‌موقع می‌روی سراغش که نمازخوانش بکنی و ظاهرش را اسلامی بکنی؛ بی‌موقع به مسجد دعوتش می‌کنی این زمینه را فراهم می‌کند که بعداً خطرناک بشود. خطرناکترین آدمها در طول تاریخ اسلام کسانی بودند که به پیغمبر بیشتر نزدیک بودند؛ به مراکز مذهبی بیشتر رفت و آمد داشتند؛ خواص همیشه بیشترین ضربه را زدند. فعالان فرهنگی ناشی مورد حمله راست شیطان قرار می‌گیرند. یعنی خواص در دل فعالیت‌های فرهنگی به انحراف کشیده می شوند. در اوج مقدسترین کارها خواص به انحراف کشیده می‌شوند. پس مهندسی فرهنگی ما باید چه ساختاری داشته باشد که این آسیبها را نداشته باشد. این ضرورت مهندسی فرهنگی است. بافت فرهنگی چینش فرهنگی باید چطوری انجام بشود که از افراط و تفریط فاصله بگیریم و حد تعادل را رعایت کنیم. یعنی نه دچار تحجر شویم؛ و نه سکولاریسم. مهندسی فرهنگی را چطوری طراحی بکنیم که بودجه‌ها هدر نرود. نیروها هدر نروند. واقعاً نیروی فرهنگی کم داریم. کار فرهنگی زیاد می‌کنیم؛ اما نیروی فرهنگی خبره به درد بخور مؤثر کم داریم. حالا شما نگاه بکنید در دل این همه نیرویی که الان دارند واقعاً با اخلاص هم دارند کار می‌کنند؛ تعمدی هم نیست برای انحرافها. اما مشکل ما مشکل بی‌تخصصی نیروهای فرهنگی‌مان است. مشکل ما این است که در کشور ما مسائل فرهنگی تابع مسائل سیاسی شده و خودش حرف اول را نمی زند. مشکل ما این است که فعالیتهای فرهنگی در کشور ما نوعاً به دست افراد غیر متخصص دارد انجام می‌شود. کارشناس نیستند؛ آدم‌های ضعیفی هستند؛ طرح‌های فرهنگی ما طرح‌های ضعیفی است؛ طرح‌های بیشتر روبنایی یا متحجرانه و یا سکولار است. پس ما نیاز داریم به یک مهندسی فرهنگی به یک ساختار فرهنگی به یک سبک فرهنگی و یک الگویی که بتوانیم از این مسئله فاصله بگیریم و برویم انشاء الله به سمتی که تأثیرپذیری بیشتر باشد. کتاب «مهندسی فرهنگی‌» از سری کتاب های بیان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11080
زمان انتشار: 17 ژولیه 2019
| |
ماه گرفتگی تیر 98

ماه گرفتگی تیر 98

بخشی از ماه، ۳۲دقیقه بامداد دیشب 25 تیرماه 98 پنهان شد و در ساعت ۲:۰۱بامداد به اوج خود رسید و ۶۷درصد از سطح ماه در سایه زمین قرار گرفت. این ماه‌گرفتگی در ساعت ۳:۳۰دقیقه به‌پایان رسید.

 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11079
زمان انتشار: 16 ژولیه 2019
| |
راه اسلام راه روشنی است

خانواده آسمانی جلسه 506؛ 1398/04/20

راه اسلام راه روشنی است

راه اسلام خیلی روشن و شفاف است. چون شما را در هر سه شاخه حقیقت، شریعت و اخلاق به خانه سلامتی یعنی بهشت دعوت می‌کند. پس هیچ وقت نگویید وقت ندارم.

امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می­‌فرماید: «اعْمَلُوا رَحِمَكُمُ‏ اللهُ عَلَى‏ أَعْلَامٍ‏ بَیِّنَةٍ فَالطَّرِیقُ نَهْجٌ= خدا شما را رحمت كند. بر طبق نشانه‌هاى روشن عمل كنید. چون راه روشن است». یعنی برای عمل کردنتان دلیل داشته باشید. اگر از شما پرسیدند: برای چی نماز می‌خوانید؟ یا چرا حجاب دارد؟ نگویید: نمی‌دانم، یا چون مادرم می‌گوید، یا از ترس پدر و مادرم و جامعه. این­طور نباشد. عبارت «عَلَى‏ أَعْلَامٍ‏ بَیِّنَةٍ» فوق‌العاده مهم است. برای دینت دلیل داشته باش. اگر الآن می‌گویی خدا هست، دلیل داری؟ می‌گویی خدا یکی است، دلیل داری؟ می‌گویی خدا عادل است، دلیل داری؟ بعضی افراد می‌گویند: خدا را دوست دارم، چون عادل است؛ اما با یک طلاق، یا یک یک ذره گرانی، یا یک دعوا با زن و بچه‌، یا مرگ اطرافیانش، شروع می‌کند به خدا و زمین و زمان بد و بیراه گفتن. این چه خدایی است که تو راحت می‌توانی به او اتهام وارد کنی؟ این خدای حقیقی نیست. خدای من در آوردی و خیالی است. خدای حقیقی سبحان است. خدای حقیقی اله است. خدای حقیقی ظلم در کارش نیست. این خدایی که تو هر وقت دلت خواست با او دعوا کنی، هر وقت دلت خواست با او آشتی کنی، خدای واقعی نیست. امام صادقG فرمود: این خدا مخلوق خودت است. پس باور به خدایتان را حقیقی کنید. باور به پیامبرتان باید حقیقی باشد، باور به امیرالمؤمنین باید قیقی باشد. «نهج» یعنی یک راه کاملاً شفاف و روشن. حضرت می‌گوید: اسلام خیلی روشن و شفاف است. چون شما را در هر سه شاخه به خانه سلامتی یعنی بهشت دعوت می‌کند: «یَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ». وقتی می‌گوید: «یَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ»، یعنی تو فرصت اصلاح داری. وقت داری که خودت را اصلاح کنی. نگو من جهنمی هستم. من اینقدر گناه کردم. ۲۰ یا  ۳۰ سال گناه کردم و دیگر نمی‌توانم به خدا برگردم. این حرف شیطان است. بگو من الان زنده هستم و می‌توانم همه چیز را جبران کنم. می‌توانم تمام 30 سال گناهم را به نورانیت و عبادت تبدیل کنم. فقط باید آشتی کرد و برگشت. دیگر کسی با این خدا بهانه‌ای ندارد که بگوید من سر از جهنم درآوردم. برای همین هم فرشته‌های جهنم خیلی عصبانی و خشن هستند. چون با احمق سر و کار دارند. به اهل جهم می‌گویند بی‌شعور! احمق! بی‌عقل! اینها خطاب‌های قرآنی است. می‌گویند تو چطوری از دست این خدا به جهنم رسیدی، «ما سَلَكَكُمْ فی‏ سَقَر[1]= چه چیز شما را در آتش [سقر] درآورد؟». شما اصلاً برای چی به جهنم آمدید؟ مگر می‌شود آدم با این خدای مهربانی که 40 سال گناه را می‌آمرزد و به عبادت تبدیلش می‌کند، سر از جهنم در بیاورد؟ خود جهنمی‌ها جواب می‌دهند که ما نماز نمی‌خواندیم: «قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ[2]= می­‌گویند از نمازگزاران نبودیم» یا در جائی دیگر می‌گویند: اگر تعقل می‌کردیم و حرف گوش می‌کردیم، اصلاً جهنمی نمی‌شدیم. «لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فی‏ أَصْحابِ السَّعیرِ[3]= و گفتند: اگر ما در دنیا (سخن انبیا) را می‌شنیدیم یا به دستور عقل رفتار می‌کردیم، از دوزخیان نمی شدیم».  بنابراین، جهنم جای بی‌فکرهاست. با این خدا اگر کسی سر از جهنم در بیاورد، حقش است. آنجاست که دیگر فرشته ها با او بدرفتاری می‌کنند. پس از فرصتی که داریم و معلوم نیست چند روزه هست، باید استفاده کنیم. امروز و فردا نکنیم. حضرت فرمود: بیشتر جهنمیان به خاطر امروز و فردا کردنشان سر از جهنم در می‌آورند. نه اینکه آدم‌های بدی بودند یا فرصت نداشتند؛ بلکه مدام می‌­گفتند: فردا، پس فردا، یک ماه دیگر، یک سال دیگر، دو روز دیگر، چند روز دیگر کارهای خوب را شروع می‌کنیم. اما شروع نکردند و اینطوری شدند. در ادامه روایت حضرت می­‌فرمایند: «وَ أَنْتُمْ فِی دَارٍ مُسْتَعْتَبٍ عَلَى مَهَلٍ وَ فَرَاغٍ= و شما در خانه‌ای هستید که فرصت و فراغت دارید، مهلت دارید. پس بجنبید خودتان را به دارالسلام برسانید. نگو کنکور دارم، درس دارم، برای دکتر شدن و مهندس شدن دارم درس می خوانم و گرفتار هستم. نگویید کار اقتصادی نمی‌گذارد، کار خانوادگی نمی‌گذارد، همین که بگویی وقت ندارم، یک دفعه سر از یک حسرت وحشتناک در می‌آورید. اینها را بهانه نکنید. خدا به شما فراغت داده، تا همه چیز را در راه بگذاری و بیایی و خودت را به دارالسلام برسانی. «وَ أَنَ‏ الرَّاحِلَ‏ إِلَیْكَ‏ قَرِیبُ الْمَسَافَةِ=خدایا! راه کسانی که می خواهند به سوی تو بیایند، نزدیک است». راه بهشت نزدیک است. مسافر خدا مسیرش کوتاه است. پس کسی نگوید من وقت بهشت رفتن نداشتم، من عمر کافی نکردم و ... . هیچ کس نیست که وقت برای بهشت رفتن نداشته باشد. همه وقت دارند. ۲۴ ساعت شبانه روز برای همه یکسان است. اما هر کس آن را به طریقی می گذراند. خانه سلامتی در بهشت خانه خداست امام باقر علیه‌السلام درباره دارالسلام فرمودند: «فِی قَوْلِ اللهِ «وَ اللهُ یَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ‏» فَقَالَ إِنَّ السَّلَامَ هُوَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَ دَارَهُ الَّتِی خَلَقَهَا لِأَوْلِیَائِهِ= امام باقر علیه‌السلام درباره آیه «وَاللهُ یَدْعُو إِلَی دَارِ السَّلاَمِ= و خدا به سرای سلام دعوت می‌کند»، ‌فرمودند: «سلام، خداوند تبارک‌وتعالی است و منزلش همان بهشتی است که برای اولیای خود خلق کرده است». حضرت می‌گوید: می‌خواهید بگویم سلام چیست. سلام خود خداست و آن خانه‌ای که برای رفیقانش خلق کرده بهشت است. پس خدا شما را دعوت می‌کند به خانه سلامتی. یعنی تو هیچ وقت مریض نمی‌شوی، چیزی تو را اذیت نمی‌کند، چیزی تو را ناراحت نمی‌کند، تهدیدی برایت وجود ندارد. یکی از اسم­های خدا، سلام است. سلام یعنی خدا. پس اینکه می‌گوییم دارالسلام یعنی خانه سلامتی، درست است. چون خانه خداست و خدا خودش سلام است. از حضرت زهرا سلام الله علیها نقل است که فرمودند: «انت السلام» تو خودت سلام هستی. پس انسان باید با این معشوق، سالم برخورد کند. اگر سلامت را درست کنی به این معشوق که سالم است و سلامتی می‌دهد، می‌رسی. دلی که پنجره اش رو به آسمان نباشد، دل نیست اعتقادات، اخلاق و احکام، سه شاخه‌ی دین هستند. در هر سه شاخه، مفهوم سلامت یا بیماری نهفته است. مفهوم سلامت در جنبه حقیقت یا اعتقادات به معنای باور به­ حقیقت محض که الله تبارک و تعالی است، می­‌باشد، یعنی بدانید که خدا واحد است و لاغیر. اوست که این جهان را آفریده «و لامؤثر فی الوجود الا الله= موثری در وجود نیست، جز الله» او معشوق اصلی ماست. «لا اله الا الله». دل ما هم جز به او راضی نمی‌شود. او محبوب نهایی همه انسان­هاست و قلب انسان باید این را بپذیرد. مراقب باشیم بعضی وقتها توهم ما را بر ندارد. مبادا اموال، زیبایی، پول و ثروت، موقعیت‌های اجتماعی و ریاست و ... اینها را دارایی و دست‌آورد خودمان بدانیم. اینها هیچ کدام اعتبار و ارزشی در درگاه الهی ندارد. چه ­بسا گاهی انسان را از خدا دور ‌کند. دارایی هر انسان فقط یک دل عاشق است، اگر عاشق هستی، دارایی داری. یعنی اگر عاشق الله هستی، عاشق خانواده آسمانیت هستی، دل داری و دارایی داری. در غیر این صورت نه. اینکه بگویی من خیلی باسوادم، عالمم، دکترم، مهندسم، استادم، اینها هیچ­کدام در برزخ کاری نمی‌کنند، مگر اینکه بتوانی از آن­ها در راه هدف اصلی‌ات که غلبه عشق خدا بر همه وجودت است، نورانیتی کسب کنی. پس اگر اینها کمک کردند که تو بیشتر عاشق خدا بشوی، دارایی محسوب می‌شوند، و گرنه وبال و دردسرسازند. مثل جنینی که در رحم مادر شکل گرفته ولی قلب و مغز ندارد، این جنین فایده‌­ای ندارد. قلب انسان یعنی آن تپش عشقی که انسان به حق تعالی و خانواده آسمانی دارد. اگر این عشق، شوریدگی و دلدادگی در تو نیست؛ در واقع دل نداری. بنابراین، هر چقدر پولدارتر، خوشگل‌تر، خوش‌اندام‌تر، قویتر، موقعیت اجتماعی بالاتر، اوضاع خانوادگی بهتر، تحصیلات بالاتر، داشته باشیم، از خدا دورتریم. چون این وابستگی های دنیوی بر قلب حاکم هستند، ما را از خدا دور می‌­کنند. معشوق بخش انسانی "الله" است، نه معشوق‌های چهار بخش پایینی (جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی). قرآن در سوره توبه با معرفی سه معشوق حقیقی، علامت سلامت قلب را به شما یادآور می­‌شود: «الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا». اگر این سه معشوق در رأس عشق‌هایتان باشد، دل دارید. در غیر این صورت نه. ورود به برزخ برای کسی که در رحم دنیا دلش تشکیل نشده، خیلی خطرناک است. وقتی با یاد خدا، یاد بهشت و خانواده آسمانی قند در دلش آب نمی‌شود، یعنی دل ندارد که قند در آن آب بشود. از امام صادق علیه‌السلام پرسیدند: آقا سلامت قلب چیست؟ ایشان فرمودند: «الْقَلْبُ السَّلِیمُ الَّذِی‏ یَلْقَى‏ رَبَّهُ‏ وَ لَیْسَ فِیهِ أَحَدٌ سِوَاهُ= قلب سلیم قلبی است که خدا را ملاقات کند، در حالی که هیچ کس جز او در آن نباشد». اعتقادات یا حقیقت که اصل و ریشه دین هستند، مهمتر از دوتای دیگری است. وقتی به شریعت اعتقادی نداشته باشی، نماز خواندن و روزه گرفتن چه فایده‌ای دارد. در بخش اعتقادات اگر دلت عاشق باشد کسی جز خدا، اهل بیت، آرمان­های آن­ها، آرمان امام زمان علیه‌السلام، خود امام زمان علیه‌السلام، تنهایی امام زمان علیه‌السلام، غربت امام زمان علیه‌السلام، اهداف امام زمان علیه‌السلام در آن نخواهد بود. اگر دلت برایشان ‌تپید، پس زنده هستی. اما وقتی برای غربت امام زمان علیه‌السلام نمی‌تپد، برای غربت امام زمان علیه‌السلام به هم نمی‌ریزی و غربت او تو را نمی‌گیرد و تنهاییش تو را نمی‌گیرد. پس دل نداری. امام حسین علیه‌السلام روز عاشورا «هل من ناصر ینصرنی» گفت؛ امّا چند نفر دل به لشکر عمرسعد داشتند و آمدند؟ از بین آن 30 هزار نفر، فقط 30 نفر دل داشتند و آن پیام را گرفتند و بر دلشان نشست. برای همین بود که در کنار امام به شهادت رسیدند. دل این­گونه است که وقتی حیات داشته باشد، آنقدر سرعت پیدا می کند که اگر کسی در آخر جهنم هم باشد، او را به عالیترین درجات بهشت می‌برد. یک کسی می‌بیند امام زمان غریب است، آواره است، تنهاست، مظلوم است، هر شب برایش وقت می‌گذارد. چنین کسی دلش سالم است. حالا اگر در جائی بداخلاقی هم بکند یا در شریعت مثلاً یک ذره حجابش بد باشد، ولی چون اصل دلش فعال است، حیات دارد.  مفهوم سلامت خیلی وسیع است. شامل سلامت اعتقادی، اخلاقی و عملی (احکام) نیز می­شود. سلامت در بخش حقیقت، یعنی تو عاشق خدا و اهل­بیت باشی و دلت برای آنها بتپد و برای آنها از مال و بدن و وقت و آبرو و اعتبار و علم و قلب و دعایت وقت بگذاری و هزینه بشوی و هزینه کنی. مثل یک شمعی که می‌سوزد، باید برای اهل بیت بسوزی و خدمت کنی و خادم خدا و اهل بیت بشوی.  اگر این طور بودی، جایت دارالسلام است. یعنی خانه سلامتی، اگر هم به دارالسلام نروی، خدا از همین دنیا با مریضی، بلا و مصیبت، کاری می‌کند که هر چه گناه و ناخالصی داشته باشی، پاک شوی و سالم بمیری. سختی های زندگی فرصتی برای تطهیر گناهان است قشنگی‌های بلای دنیا همین است. بلای دنیا مثل یک سردرد، یک تب، یک مشکل کوچک، هر چیزی که ممکن است از آن خوشت نیاید، همه اینها می‌تواند کفارۀ گناهانت باشد. اگر بر سرتان بلایی می‌آید، سخت نگیرید و غر و نق و داد و جنگ اعصاب در خانه و جاهای دیگر راه نیندازید. چون خدا دارد تو را پاک می‌کند. پاک شدن هم یک مقدار زحمت دارد.  شما حمام هم که می‌روی باید کیسه بکشی. کیسه کشیدن یک مقدار درد و زحمت دارد. ولی در عوض تمیز می‌شوی. دنیا هم همین­طور است. حکم حمام را برای ما دارد. یک ذره ما را کیسه می‌کشند، یک ذره ما را لیف می‌زنند، یک ذره ما را صافکاری می‌کنند. چون خدا دوستمان دارد، می خواهد ما سر از دارالسلام در بیاوریم. در برزخ هم انسان با عذاب‌هایی که می‌بیند، پاک می‌شود. قرآن کریم جهنم را یکی از نعمت‌های خدا معرفی می­‌کند. چون آدم ها را پاک می‌کند و به بهشت می‌فرستد. جهنم بیمارستان بهشت است؛ ولی خوش به حال کسی که در دنیا اصلاً به سمت گناه نرود و تلاش کند قبل از رفتن، خودش را پاک کند. امام حسین علیه‌السلام در دعای عرفه از خدا می‌خواهد: خدایا! هر کاری هست، همین جا تمام بشود. چون من تحمل جهنم رفتن در آن طرف را ندارم. خیلی خوب است که انسان با خدا همینطور معامله کند. نق و غر نزند، دعوا راه نیندازد. اعصاب کسی را خورد نکند. ناشکری نکند، خدا هم در مقابل مصائب زندگی‌­اش او را پاک پاک ‌کند و او را پاک وارد دارالسلام کند. پس هدف ما رسیدن به دارالسلام است. خانه سلامتی یعنی چون سالم زندگی کردی، سالم متولد می‌شوی. سالم متولد شدن خیلی مزه دارد، یعنی غم، غصه، اضطراب، عذاب و درد هیچ چیزی تو را تهدید نمی‌کند. هر چه می‌خواهی، محدودیت نداری، یک زندگی بی‌نهایت خیر و سلامت شروع می‌شود. آیا نمی‌ارزد آدم در عمر کوتاه، خودش را سالم نگه دارد؟ از مریضی‌ها بپرهیزد؟ مثل کسی که یک مدت کوتاه مراعات بهداشت دهان و دندان را می‌کند؛ اما در عوض، یک عمر دندانش سالم می ماند. یا کسی که مدت کوتاهی ورزش می‌کند و لذتش را در مدت طولانی می‌‌برد و سالم می­ماند. قا/183 بهشت و جهنم [1] . سوره مدثر/ آیه 42. [2] . همان/ آیه 43. [3] . سوره ملک/ آیه 10. مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

صوت

1 - راه اسلام راه روشنی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11078
زمان انتشار: 16 ژولیه 2019
| | |
کتاب «مهندسی فرهنگی» از سری کتاب های بیان منتشر شد

کتاب «مهندسی فرهنگی» از سری کتاب های بیان منتشر شد

کتاب "مهندسی فرهنگی"، مجموعه چهارم  از سلسله  کتابهای بیان،  به همت  مرکز تنظیم و نشر آثار استاد محمد شجاعی منتشر شد.

این کتاب شامل متن ویرایش شده و مدون  سلسله جلسات صوتی مهندسی فرهنگی  (۱۴جلسه) است.

در بخشی از کتاب می خوانیم:

"در مباحث فرهنگي بيشترين سرمايه‌گذاري که مربي يا معلم يا مجموعۀ فرهنگي بايد بکند، تغيير بينش است نه دانش. دانش وسيله است، ابزار است. بينش يعني شخص واقعاً خودش را ببيند، خودش را به آن شکل ببيند. چون انسان‌ها بر اساس دو چيز کار مي‌کنند: يکي عشق به خودشان.  اگر فردي خودش را به‌عنوان انسان شناخت، ديگر توقعش از خودش بي‌نهايت مي‌شود. در اين صورت اول از همه عاشق خودش است، امّا خودي را مي‌شناسد که از جنس خداست، از جنس اهل‌بيت است. وقتي اين خود را شناخت، ديگر به عشق آن حرکت مي‌کند. 

 او وقتي که خود را ديد و به بينش رسيد، ديگر حرکتش کاملاً طبيعي، سرعت‌دار، قدرت‌دار و مطمئن است".

این کتاب برای عرضه در فروشگاه مؤسسه منتظران منجی عج موجود می‌باشد.

لینک خرید کتاب همراه با  تحویل درب منزل در سراسر کشور

http://yon.ir/xc604

لینک خرید کلیه آثار استاد محمد شجاعی

http://yon.ir/3ho79

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11077
زمان انتشار: 16 ژولیه 2019
| | |
کتاب کار «توکل و آرامش»

کتاب کار «توکل و آرامش»

کتاب کار «توکل و آرامش» به ضمیمه متن  تقریظ استاد محمد شجاعی و همراه با سی دی صوتی مجموعه مباحث توکل و آرامش منتشر شد و در فروشگاه موسسه منتظران منجی عج موجود می‌باشد. کتاب کار دارای ویژگی های زیر می‌باشد:

1. شیوه ای نوین برای  بازخوانی و  تمرین های فردی

2. ارائه  چکیده مباحث برای مرور دروس

3. امکان تنظیم برنامه ریزی آموزشی براساس  یادداشت برداری شخصی

و دیگر ویژگی ها......

این کتاب و سایر کتاب ها از مجموعه کتاب های کار و کتاب های بیان استاد محمد شجاعی را می‌توانید از فروشگاه مؤسسه منتظران منجی عج دریافت نمایید.

لینک خرید کتاب کار توکل و آرامش همراه با تحویل درب منزل در سراسر کشور

http://yon.ir/9mbPL

لینک خرید کلیه آثار استاد محمد شجاعی

http://yon.ir/3ho79

در انتظار محصولات جدید باشید (به زودی.....)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11074
زمان انتشار: 27 نوامبر 2019
| | | |
مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی که اخیراً منتشر شده اند

مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی که اخیراً منتشر شده اند

جدیدترین سری کتاب های کار و کتاب های بیان از آثار استاد شجاعی توسط مرکز تنظیم و نشر آثار ایشان منتشر شده است. این مجموعه کتاب ها در فروشگاه موسسه منتظران منجی عج برای عرضه به تمامی علاقمندان موجود می‌باشد.

آسانترین، سریعترین و ارزانترین روش خرید آثار استاد انتشار نسخه دیجیتال و کامل آثار مرکز نشر در نرم افزار پاتوق کتاب قابل استفاده در کامپیوتر و تلفن همراه از مجموعه کتابهای بیان : مهندسی فکر مقام عرشی حضرت زهرا س توکل  و آرامش مهندسی آرزوها مهندسی فرهنگی نقش انسان در تقدیرات شب قدر از مجموعه کتابهای قوت جان‌: قوت جان جلد اول (امام حسین ع، اربعین، مهدویت) قوت جان جلد دوم ( فاطمه س الگوی مهدی عج) قوت جان جلد سوم (رجب، شعبان، آسمان) از مجموعه کتابهای انسان به توان بی نهایت : انسان به توان بی نهایت (جلد یک) انسان به توان بی نهایت (جلد دو) انسان به توان بی نهایت (جلد سه) انسان به توان بی نهایت (جلد چهار) علاوه بر کتاب های بیان، مجموعه کتابهای کار نیز از مباحث استاد شجاعی استخراج شده است. تفاوت کتاب های بیان با کتاب کار در این است که کتابهای بیان از متن اصلی سخنرانی پس از ویرایش به چاپ رسیده است و کتابهای کار حاوی جملات و نکات ناب این مباحث می باشد همراه با امکان یادداشت برداری. ویژگی های کتاب کار: 1. شیوه ای نوین برای بازخوانی و تمرین های فردی  2. ارائه چکیده مباحث برای مرور دروس  3. امکان تنظیم برنامه ریزی آموزشی براساس  یادداشت برداری شخصی 4. توصیه_شده توسط استاد محمد شجاعی  و دیگر ویژگی ها...... عناوین  منتشر شده کتاب کار: - حسادت - نماز - مهارتهای زندگی  - فکر و ذکر - مهندسی آرزوها  - توکل و آرامش - حلم و غضب - مهندسی فرهنگی - تنبلی و بی حوصلگی - نگاه و خیال - زندگی از نو‌ - مهندسی فکر -رشدوقدرت درسایه سختی ها 

فیلم

1 - مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی که اخیراً منتشر شده اند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11073
زمان انتشار: 15 ژولیه 2019
| | |
کتاب «مهندسی آرزوها» از مجموعه کتاب‌های بیان

کتاب «مهندسی آرزوها» از مجموعه کتاب‌های بیان

کتاب "مهندسی آرزوها" (سومین مجموعه از کتابهای بیان) منتشر شد. این کتاب شامل متن ویرایش شده و مدون سلسله جلسات صوتی مهندسی آرزوها است. در بخشی از کتاب می خوانیم : "دل انسان در بین انواع آرزوها و خواسته ها قرار گرفته و اگر انسان نتواند آرزوها را درست مهندسی کند و چینش دقیقی در امر آرزوها و انتخاب‌ها داشته باشد ، آشفتگی  روحی و شخصیتی پیدا کرده  و انواع بیماری‌های جسمی و روحی به سراغ او  می‌آید؛ در نتیجه نه می‌تواند از دنیای خودش لذت ببرد و به دلیل آشفتگی نیز، تمرکز و آرامش لازم برای خودسازی را هم نخواهد داشت.  آنچه مهم است، این که آرزوها باید به تناسب ساختار زندگی انسان و مدت زندگی او تنظیم شده باشد. چون انسان موجودی ابدی است و زندگی او پایانی ندارد.  وقتی آرزوهای دنیایی تان خوب چیده شود دو اثر مهم برجا می گذارد:  اول اینکه حتما به آرامش نزدیک می شوید و دوم اینکه همان آرزوی دنیایی عبادت محسوب می شود". این کتاب برای عرضه در فروشگاه مؤسسه منتظران منجی عج موجود می‌باشد.   لینک خرید کتاب همراه با  تحویل درب منزل در سراسر کشور http://yon.ir/6fz6Z لینک خرید کلیه آثار استاد محمد شجاعی http://yon.ir/3ho79

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11072
زمان انتشار: 15 ژولیه 2019
| | |
 کتاب کار مهندسی آرزوها

 کتاب کار مهندسی آرزوها

از مجموعه کتابهای کار، کتاب کار «مهندسی آرزوها» منتشر شد. این کتاب همراه با سی دی صوتی مجموعه مباحث مهندسی آرزوها عرضه می‌گردد. متن دستنویس استاد شجاعی برای استفاده از مجموعه کتاب های کار: "کتاب کار ابتکاری ارزشمند و موثر در تثبیت معارف الهی در روح و جان مخاطب است. توفیق مولفین و استفاده کنندگان را از خدای مهربان خواستارم". این کتاب را از فروشگاه مؤسسه منتظران منجی عج می‌توانید دریافت نمایید. لینک خرید کتاب کار مهندسی آرزوها همراه با تحویل درب منزل در سراسر کشور http://yon.ir/HkRKq لینک خرید کلیه آثار استاد محمد شجاعی http://yon.ir/3ho79 در انتظار محصولات جدید باشید (به زودی.....)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed