www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11103
زمان انتشار: 29 ژولیه 2019
| |
فرازی از وصیت نامه شهید مدافع حرم حسین محرابی

فرازی از وصیت نامه شهید مدافع حرم حسین محرابی

هر خانمی که چادر به سر کند و عفت ورزد، و هر جوانی که نماز اول وقت را در حد توان شروع کند.

اگر دستم برسد سفارشش را به مولایم امام حسین علیه‌السلام خواهم کرد و او را دعا می‌کنم؛ باشد تا مورد لطف و رحمت حق تعالی قرار گیرد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11102
زمان انتشار: 27 ژولیه 2019
| |
فرازی از وصیت نامه شهید مسیب زاده

فرازی از وصیت نامه شهید مسیب زاده

فرازی از وصیت نامه شهید مدافع حرم حاج آقا مرتضی مصیب زاده:

عزیزان، نماز را حتی سبک نشمارید و لحظه ای از توفیق خدمتگزاری به مادرتان غافل مشوید که خیر دنیا و آخرت نصیب شان شده است.

خواهرانم برای دیگران در نماز و حجاب الگو باشید.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11101
زمان انتشار: 27 ژولیه 2019
| | | | |
رفتار ما نشان ‌می‌دهد که خواهان ظهوریم یا نه

رفتار ما نشان ‌می‌دهد که خواهان ظهوریم یا نه

فیلم

1 - رفتار ما نشان ‌می‌دهد که خواهان ظهوریم یا نه

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11100
زمان انتشار: 25 ژولیه 2019
| |
معصومین (ع) در رفع مشکلات مردم فعال هستند

شرح زیارت عاشورا، جلسه 24؛ 80/11/27

معصومین (ع) در رفع مشکلات مردم فعال هستند

از صدر اسلام به این طرف، وجود مقدس پیامبر(صلی‌الله‌و‌علیه‌و‌آله‌وسلم) و اهل بیت (علیهم‌السلام) در گرفتاری ها، پناهگاه مردم بوده اند. کسی نمی تواند گره‌گشایی ایشان را از مسائل، مصائب و مشکلات مردم محاسبه کند. کسی نمی‌تواند حساب کند امام رضا (علیه‌السلام) چقدر حاجت روا کرده، مریض شِفا داده، مشکلات جسمی، روحی، مادی و معنوی مردم را برطرف کرده است. کسی نمی‌تواند حساب کند، حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) در شهر ری، چقدر حاجت‌ها را برآورده کرده‌است. کسی نمی‌داند، نقش وجودی حضرت زهرا (سلام‌الله)، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، سیدالشهداء (علیه‌السلام) و حضرت مجتبی (علیه‌السلام) تا الآن چه بوده است. هر کدام از شما شاید سوابق زیادی از توسلات خودتان به این انوار طیبه و رفع مشکلات تان را داشته باشید.

تازه این مربوط به زمانی است که ما به آن ها توسل و مراجعه کرده‌ایم. در چندین برابر این مسائل و مشکلات، خود ما از ائمه چیزی نخواسته‌ایم، آنها خودشان مستقیماً اقدام و مسائل و مشکلات ما را برطرف کرده‌اند. بلاهایی که می خواسته سر ما بیاید، خیلی بیشتر از این است که ما فکر آن را بکنیم. هر کس در گذشته زندگی خودش مطالعه کند، می بیند چه مصائب، مفاسد، گناهان، هلاکت ها، نکبت ها و چه بدبختی هایی سر راه او بوده و اگر دست غیبی ائمه (علیهم السلام) نبود، چندین بار هلاک می شد. بنابر این،‌ می‌توان گفت که امام زمان (عج)، همیشه در زندگی ما حضور دارد. امام در هنگام مشکلات، در کنار مردم است. اثر وجودی ائمه، به ویژه  وجود مقدس امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) قابل محاسبه نیست. وجود مقدس امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) یک وجود بسیار بسیار برجسته است. خودشان می‌فرمایند: نحوه انتفاع شما از من، مثل زمانی است که خورشید پشت ابر است. انشاءالله وقتی دوره ی غیبت تمام شود و به فرج آقا برسیم، ابرها کنار می رود و خیر دهی ایشان روشن تر خواهد شد. خیلی وقت ها، خطراتی ما را تهدید می‌کرده، ولی دست غیبی امام زمان (عجل الله و تعالی فرجه الشریف) از ما رفع خطر کرده و ما را نجات داده؛ بدون این که ما از ایشان خواسته باشیم. ائمه (ع) با اعمال «ولایت»، بهره های مادی و معنوی نصیب ما می کنند  اگر ائمه بخواهند لطف هایی که به ما کرده اند و بلاهایی که از سر ما رد کرده اند را به ما بگویند، قابل احصاء نیست. پس باید توجه داشته باشیم، یک دست غیبی اِعمال «ولایت» می کند.  یکی از مهم ترین کارهایی که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دوران غیبت می کند، این است که هدایت قلب ها را به عهده می گیرد و دل های مستعد را به سمت فطرت گرایی سوق می دهد. بدون ولایت و دخالت آن ها، هرگز خوراک فطری نصیب ما نخواهد شد. یعنی همیشه به برکت آن‌ها و سفره آنهاست که چیزی گیرمان می‌آید. به دعوت و شفاعت و اذن آنهاست که مشکلات ما برطرف می‌شود و ما موفق می‌شویم، خوراک فطری بخوریم و یا رشدی بکنیم و درجه‌ای بالا برویم. برای همین است که همه کس از این بهره، نصیب ندارند. شاید برادر، همسر، پدر، مادر، دوست، همسایه و همکلاسی تان را ببینید که از آنچه شما برخوردارید، آنها برخوردار نیستند. به میزان سنخیتی که ما با آن ها ایجاد می‌کنیم و قدمی که در راه آنان به اختیار خودمان برمی داریم، در حق ما لطف و افاضه می‌کنند. امام باقر(علیه السلام) می‌فرمایند: «مَا مِنْ نَکبَةٍ تُصِیبُ الْعَبْدَ إِلَّا بِذَنْبٍ [1] = هیچ نکبتی به بنده نرسد، مگر به خاطر گناه. بعد حضرت می فرمایند: خداوند از بسیاری از کارهای شما می‌گذرد. اگر خداوند بخواهد شما را به خاطر کارهای بدتان جزاء بدهد که این حال و روزتان نخواهد بود. بنابراین، با عفو فراوانی که از اشتباهات، گناهان وآلودگی‌های ما می‌کند، این فیوضات را هم نصیب ما می‌کند. خود ما هم گاهی خجالت زده می‌شویم. مثلاً وقتی در مجلس امام حسین(علیه السلام) می‌نشینیم و به خودمان فکر می‌کنیم و می‌گوییم: خدایا! ما کجا، اینجا کجا! چه کسی موانع را برطرف کرده و ما را دعوت می کند حرم بیاییم، نماز بخوانیم و اسم خداوند را به زبان بیاوریم. شما فکر نکنید که یک نفر دائم بتواند، یا الله و بسم الله الرّحمن الرّحیم بگوید. کسی بخواهد صلوات بفرستد، هزاران هزار، مانع سر راه اوست. این نعمت ها را ما باید چشم داشته باشیم و ببینیم. نگوییم نعمت کو؟ پس چرا من آن را نمی بینم؟«ما نبودیم و تقاضامان نبود/لطف تو ناگفته ما می شنود» زمانی الطاف ائمه (علیهم السلام) برای ما کشف خواهد شد که پرده‌ها کنار برود و ما مشرف به برزخ بشویم و عوالم آن طرف و سلطنت اهل بیت (علیهم‌السلام) را در ابدیت ببینیم. بعد تازه می‌فهمیم که ماجرا چه بوده است. اینجا که فقط در حالت جنینی و در عالم رحم هستیم. اینجا اصلاً سلطنتی نیست. آنجا آدم می‌فهمد که ائمه (علیهم‌السلام) چقدر در حق ما بزرگواری کرده اند و به تک تک ما توجه و فکر کرده اند و در مورد ما دغدغه داشته اند. «من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم/ لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم» امام زمان (ع) به تک تک ما فکر می‌کند و دغدغه ما را دارد. برای ما دست به دعا برمی دارد. حضرت زهرا(سلام الله علیها) هزاران برابر مهربان تر از یک مادر، برای ما دغدغه و دلشوره دارد و برای ما  دعا می‌کند. این ها ثروت های عظیم تمام نشدنی است و ما باید خیلی شاکر باشیم. یکی از سنی ها می گفت؛ یکی از خوشبختی های شما شیعیان که من به آن غبطه می خورم، این است که شما توسل و گریه دارید. انسانی که بیرون است، می‌تواند بفهمد که این یعنی چه! یعنی انسان هزار تا پناهگاه دارد. « لائِذٌ عَائِذٌ بِقُبُورِكُمْ [2]= پناهنده و ملحق‏ شده به قبرهای شما هستم». از نظر بهداشت روانی، اگر من زیارت اولیاء خدا بروم، آرام می شوم. برای همین هم مسلمان ها، سالم ترین و با نشاط ترین جمعیت را در دنیا دارند.  اگر میکروب، آلودگی و مریضی هم هست، هدیه غربی هاست. اگر مسلمانها نیز مثل غربی ها، ائمه را از زندگی شان حذف کنند، آمار خودکشی، قتل، مصرف مواد و قرص های آرام بخش و داروهای اعصاب و ضد افسردگی در جامعه آنها نیز بالا می‌رود. در مسلمان ها اگر کسی افسرده می شود و به آرام بخش احتیاج پیدا می کند، و یا اگر کسی به سمت خودکشی می رود و  پژمرده می شود؛ خداوند تبارک و تعالی می فرماید؛ به علت ضعف ایمانش است.  اولیاء خدا، همیشه زنده هستند در فرازی از زیارت جامعه کبیره داریم؛ «اَشهَدُ اَنَّکَ تَری مَقامِی وَ تَسمَعُ کَلامِی وَ تَرُدُّ سلامِی[3] =  من گواهی می‌دهم که جایگاه مرا می‌بینی و سخن مرا می‌شنوی و سلام مرا پاسخ می‌دهی». ولیّ خدا زنده است. اگر نبود که این همه اثر نداشت. به عنوان مثال، شما یک آدم زنده به غیر از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) سراغ دارید که به اندازه سیدالشهداء (علیه‌السلام) مؤثر باشد؟ نه فقط برای شیعیان! شما ببینید ارمنی ها چقدر از سیدالشهدا (علیه السلام) استفاده می‌کنند و در بیمارهایشان شفا می گیرند. بودایی ها و اقوام دیگر، چقدر از سیدالشهدا (علیه‌السلام) حاجت می گیرند. وقتی زیارت حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) می‌رویم، این نفهمی و کوری ماست که نمی‌فهمیم مقابل یک شخصیت زنده نشسته ایم و حرف می زنیم. اینکه من نمی‌توانم از حضرت عبدالعضیم (ع) لذت ببرم و نمی‌توانم درست با او ارتباط برقرار کنم، برای این است که او را در عالم برزخ، مرده می دانم. سنگ قبری را می‌بینم و می‌خواهم تبرّکاً ضریح ایشان را ببوسم. وقتی اینگونه فکر می‌کنم، مسلم است که چیزی هم گیر من نمی‌آید. اما باید حواسم باشد که این آقا الآن اینجاست، زنده است، حضور دارد و وقتی  من با او حرف می زنم، او هم با من حرف می‌زند. چقدر افراد بودند که حرم حضرت رضا (علیه السلام) مشرف می‌شدند و بطور حضوری با حضرت ملاقات می‌کردند و می‌کنند. جوانی بود که وقتی وارد حرم سیدالشهدا (علیه‌السلام) می شد، لبخند می زد. بزرگان از او پرسیدند: این لبخند برای چیست؟ او می گفت: من آقا را می بینم و سلام علیک می کنم و لبخند می زنم. آنها دوست ندارند که در پرده باشند. همه پرده ها مال ماست. /تو خود حجاب خودی حافظ ، از میان برخیز/ آنها آن قدر رفیق بازند که اگر ما یک قدم برویم، آنها ده قدم می‌آیند. وقتی در دلت می اندازد که خدمتش برسی، دستش را ببوسی، او دستت را می کشد و می برد و تو را در آغوش می‌گیرد و می‌بوسد و محکم فشارت می دهد. همه شان همین طور هستند. یعنی باز شدن باب محبت از طرف آن ها، بسیار بیشتر از ماست.  رفاقت با ولی خدا، انسان را با شخصیت و بزرگ می کند اگر یک جوان تا خودش را می‌شناسد و چشم باز می‌کند، ببیند با ده‌ ها ولی خدا و آدم برجسته عالم رفیق است. از اول دوستانی مثل امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، امام رضا (علیه السلام)، حضرت عبدالعظیم(علیه السلام)، امامزاده حمزه(علیه السلام)، طاهر بن زین العابدین(علیه السلام) دارد، چنین جوانی شخصیت پیدا می‌کند و یک انسان بزرگ می شود. آن وقت دیگر از اینکه فلان دختر به او جواب منفی بدهد، یا فلان کس تحویلش نگیرد یا در کنکور قبول نشود، کم نمی آورد.  علت اینکه ما با داشتن آنها احساس کمبود می کنیم، این است که آنها را خوب نمی‌شناسیم و چشم مان باز نیست که درست نگاه شان بکنیم. اگر آدم بخواهد با آنها عشق بازی و رفیق بازی کند، اصلاً در زندگیش هیچوقت احساس درد نمی‌کند. چون آدم دلش با رفقا و کسانی که دارد، خوش است.  در زمان جنگ، دکتری برای من تعریف کرد که یکی از بچه های سپاه را به بیمارستان آوردند. او سخت شیمیایی شده بود و جفت چشمهایش کور شده بود. از دست و پایش هم تقریباً چیزی نمانده بود و خیلی وضعش خراب بود. دکتر گفت: من به او گفتم: کارت تمام است و هیچ امیدی به تو نیست. از نظر پزشکی زیاد دوام نمی‌آوری، وصیتت را بکن! در همان وضعیت مجروح گفت: تو فکر کردی ما صاحب نداریم که اینطوری با من حرف می زنی؟ آقای دکتر که خیلی هم معتقد بود، گفت: قبول است که صاحب داری، مگر صاحبت به دادت برسد، و گرنه از نظر من مرده ای. دکتر گفت: صبح که آمدم، دیدم بیمارستان شلوغ است. پرستارها جیغ و داد می‌زنند. دیدم مجروح سپاهی، در اتاق را قفل کرده و پرستارها و دکتر ها هم می‌خواهند در را بشکنند و داخل بروند. آن ها را کنار کشیدم و گفتم من دکترش هستم. داخل رفتم. دیدم صحیح و سالم نشسته و اثری از شیمیایی هم نیست. او گفت: دکتر! دیدی گفتم، ما صاحب داریم. گفتم: خوب،  چه شده؟ گفت: صبح حَسَنِین (سلام الله علیهما) آمدند، یک سری به ما زدند و گفتند: برو، خوش آمدی. از بیمارستان مرخصی. الآن ما در جمع خودمان هم داریم عزیزانی که چندین بار از اهل بیت (علیهم السلام) شفا گرفته اند. ما باید خودمان احساس کنیم، صاحب داریم. امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بدش می آید که ما با داشتن او، خودمان را بی صاحب بدانیم. وقتی به در خانه این و آن می روی، تا یک نفر تو را تنها می گذارد، احساس خردی می کنی و خودت را ذلیل و خوار می دانی، همه مال این است که خودت را بی کس می دانی. اگر خودت را صاحب دار بدانی، همه چیزت تنظیم می شود. آدم بی صاحب، به مجالس فسق و فجور می رود. اگر صاحب داشته باشد که با اراذل و اوباش نمی گردد و در مجالس گناه نمی نشیند و فیلم های آنچنانی نمی بیند. همه اش مال بی صاحبی است. حرمت قائل شدن برای خود، انسان را هم ردیف بزرگان می کند در روایت داریم، آدم بی شخصیت چون برای خودش حرمتی قائل نیست، دنبال گناه و معصیت می رود. دیگران را اذیت می‌کند. در خانواده به زن و بچه غر می زند. آنها را کتک می زند و عاجز می کند. امام هادی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «مَنْ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلَا تَأْمَنْ شَرَّهُ [4]=   کسی که برای خودش شخصیت قائل نیست، از شر او ایمن نباش». حضرت علی (علیه‌السلام) فرمودند: «مَنْ كَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَیْهِ شَهَوَاتُهُ[5] = هر كس را نفس كریم و بزرگوار شد (خود را ارجمند دانست) شهوت‌هایش نزد او خوار مى‌گردد (از آن پیروى ننماید تا بذلّت و خوارى نیفتد)». وقتی که کسی در یک جا مدیر کل می‌شود، دست از خیلی از لات بازی‌ها و دیگر کارهایش بر می‌دارد و می‌گوید: من مدیر کل اینجا هستم، برایم دیگر زشت است که فلان کار را بکنم. الآن خیلی چیزها را باید رعایت کنم. این آدم چون برای خودش ارزش قائل شده، دیگر سراغ خیلی از مسائل نمی رود. حالا ببینید اگر کسی بگوید من رفیق امام زمان هستم. این همه رفقا و دوستان خوب دارم. آنها پناهگاه من هستند. چنین کسی راحت می تواند خیلی کارها را کنار بگذارد. چون با شخصیت شده است و شخصیتش را از امام زمانش می‌گیرد. دیگر شهوات نمی‌توانند او را زمین بزنند یا گیج و معطلش کنند یا جلوی کار او را بگیرند. پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله و سلم) فرمودند: « المرءُ عَلی دینِ خَلیله وَ قَرینه[6]= روش آدمی بر طبق مذهب و سیرۀ دوست صمیمی و رفیق دلبندش خواهد بود». معادل کسانی است که با آن ها رفت و آمد دارد. انسان با هر شخصیتی رفاقت کند، همانقدر می ارزد. وقتی کسی خودش را سرباز امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌داند، این شوخی نیست، خیلی درجه و مقامش بالا است. شما این را در مبنای ابدیت و نظام خلقت ببرید که یک نفر سرباز امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد، یعنی چه؟  او چنین درجه‌ای را به ریاست کل دنیا نمی‌دهد. برای همین هم غلامان و کنیزان با معرفت اهل بیت (علیهم السلام) وقتی آزادشان می‌کردند، حاضر نمی‌شدند بروند. می‌گفتند: ما کجا برویم که از اینجا بهتر باشد. پول زیادی به آنها می دادند. ثروت زیادی در اختیارشان می گذاشتند، اما می‌گفتند: ما نمی‌خواهیم از کنار شما برویم. رفاقت با ائمه(ع)، انسان را  شاد نگه می دارد اگر غم و غصه ما را می‌گیرد و بی حوصله و کلافه می‌شویم و زود می رنجیم و ناراحت می شویم و احساس می‌کنیم که بی پناهیم و یک دفعه دنیا را تاریک می‌بینیم؛ برای این است که صاحبان و رفقای خودمان را نمی‌بینیم. اگر انسان آنها را ببیند، هیچوقت غم او را نمی‌گیرد. طرف را در زندان، سال ها شکنجه می‌کنند؛ ولی شاد شاد است. چون خودش را خیلی بزرگ و «صاحب دار» می داند. من برادری دارم که با هم عقد اخوت بسته ایم. در یکی از عملیاتها، مسیر را گم کرده و در محاصره دشمن قرار گرفتیم. خطر اسارت داشتیم. چند جا با عراقی‌ها درگیری تن به تن پیدا کردیم. بعد از درگیری ها که نجات پیدا کردیم و هر دو مجروح بودیم، او قوی و شاد بود و می‌گفت: برو برای من نوشابه بیاور! گفتم: خدا پدر و مادرت را بیامرزد، به آب راضی باش. می‌گفت: نه! من فقط نوشابه می خواهم. دفعه بعد که مجروح شد، پایش قطع شد. گفتیم برویم یک ذره با او حرف بزنیم و دلداریش بدهیم. وقتی به هوش آمد، باز هم شاد بود و برای ما جوک می گفت. چند روز پیش هم به او گفتم: پیدایت نیست؟ کجایی؟ گفت: پای دیگرم را نیز دارند قطع می‌کنند. من خیلی ناراحت بودم. ولی او طبق معمول گفت: برایت جوک بگویم. همیشه همین طوری بود. برای اینکه او صاحب دارد. کسی که بی‌صاحب است، اگر یک انگشتش در کارخانه قطع شود یا معلولیتی پیدا کند، دنیا جلوی چشمش سیاه می‌شود. اما آدم صاحب دار، همه چیزش منظم است. هیچوقت دلسرد و غمگین نیست. هیچوقت ترس و دلهره ندارد. شرایط بیرونی هم روی او تأثیر نمی‌گذارد. همانطور که خداوند در قرآن فرموده: «أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ[7] = آگاه باشید که دوستان خدا هرگز هیچ ترسی (از حوادث آینده عالم) و هیچ حسرت و اندوهی (از وقایع گذشته جهان) در دل آنها نیست». انسان با ائمه(ع)، احساس امنیت و آرامش می‌کند امام رضا(علیه السلام) خطاب به عبدالعزیز بن مسلم می فرمایند[8]: «امام امین خدا در میان خلق است». مقصد نهایی ما خداست. در زیارت امین الله می‌خوانیم؛ «اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا اَمِینَ الله فِی اَرضِه = سلام بر تو ای امین خدا بر روی زمینش». امین خداست، یعنی تضمین است. در جامعه کبیره نیز می‌خوانیم؛ «مَن اَرادَ الله بَدَاَ بِکُم = هر که خدا را می خواهد، اول از شما شروع می‌کند». امین خیلی کلمه آرام بخشی است. این امین بودن آنها، به انسان امنیت می دهد. همچنین در جامعه کبیره داریم: «اُمَناءَ الرَّحمن = این ها امین های خدای مهربان هستند». یعنی آدم راحت و بدون دغدغه می تواند خودش را به آن ها بسپارد و همه چیزش هم محفوظ خواهد بماند. کشتی نجات هستند و ما را به سلامت خواهند رساند. اگردست ما به دست این ها برسد، یعنی دستمان به دست خدا رسیده است. در فرازی دیگری از زیارت جامعه کبیره می خوانیم: «مَن اَحَبَّکُم فَقَد اَحَبَّ الله و مَن اَبغَضَکُم فَقَد اَبغَضَ الله وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللَّه‏ = کسی که شما را دوست داشته باشد، خدا را دوست دارد و کسی که با شما دشمنی کند، قطعاً با خدا دشمنی کرده است و هرکس تمسک به شما دارد، حتماً به خدای سبحان متمسک گشته است».   خداوند، خالق و رب ماست و بر گردن ما حق دارد امام رضا(علیه السلام) در روایتی به عبدالعزیز بن مسلم می فرمایند[9]: «امام، حجت او بر بندگانش و خلیفه او در بلادش و دعوت کننده به سوی او و دفاع کننده از حقوق اوست». امام، دفاع کننده از حقوق خداست. یعنی امام می‌گوید: فقط خداست که بر گردن شما حق دارد که بندگی و اطاعتش را بکنید. پس خودتان را مدیون کسی نکنید. حق خدا را بپردازید. او ربّ و معبود و مالک شماست. شما عبد و مملوک او هستید. فقط او می‌تواند به شما دستور بدهد. یعنی او ما را از طاغوت ها، از عبودیت غیر خدا، ذلت ها، نوکری ها، بدبختی ها و نکبت ها نجات می دهد و متوجه حقوق خدا می‌کند. پس اگر کسی حق خدا را بپردازد، آزادترین انسان عالم است. هیچکس به غیر از خداوند تبارک و تعالی لایق توجه ما نیست. فقط خداست که می ارزد که به او توجه کنیم و بگوییم «اتوجه الیک= به تو توجه می کنم». پس باید فقط او را بپرستیم و از او کمک بگیریم و به او تکیه کنیم. برایش نفس بکشیم و زندگی کنیم. حتی ارزش دارد لذت های حلال را هم فقط برای خدا انجام دهیم. یعنی ما همین آب را هم که می خوریم، باید به عشق خدا و برای خدا بخوریم، نه برای کس دیگر! ازدواج می کنیم برای خدا باشد، نه برای کس دیگر! او پاداش این ها را هم به ما خواهد داد. خداوند می‌گوید: با من باش! به خاطر من این لذت را ببر! به خاطر من این گل را بو کن! به خاطر من در خانه شاد باش و به همسرت لبخند بزن! به خاطر من در منزل کار کن و به همسرت کمک کن! به خاطر من بچه داری کن! و ... من جزای خیر همه آن را به شما می دهم. کسی غیر از خدا نیست که بیارزد برای او کار کنید. کسی غیر از او نیست که بشود از او هدایت و برنامه گرفت. این ها را در بحث « ولایت» که در ۱۴۲ جلسه است، بیشتر توضیح داده ام. حق انسان است که امامش معصوم مطلق باشد امام رضا (علیه السلام) به عبدالعزیز بن مسلم می فرماید:[10] «امام از گناهان پاک و از عیب ها برکنار است». مطلقاً عیب و گناهی ندارد. برای این که حق ماست که امام مان معصوم مطلق باشد. من به گردن خدا این حق را دارم. مگر خداوند نمی خواهد من مثل او بشوم؟ الگوی عملی من کیست؟ تحقیر و توهین به ماست، اگر برای ما رهبری بفرستد که این رهبر، امکان خطا و اشتباه داشته باشد. خدا زیر سؤال است و روز قیامت هم نمی‌تواند جواب ما را بدهد. چون هدایت کامل صورت نگرفته است. انسان می‌گوید: من نمی توانم به این رهبر اعتماد بکنم. خدا باید اطمینان من را جلب بکند. چون من می خواهم در راه او قدم بردارم. با ریسک که نمی شود قدم برداشت. ما که دوبار به دنیا نمی آییم. خداوند بعداً می خواهد از عمر و جوانی من سؤال کند. امام به خاطر ما معصوم شده است. برای اینکه کمتر از معصوم نمی تواند الگوی ما قرار بگیرد و رهبری ما را به عهده بگیرد. بارها هم عرض کرده ام که اگر ما به اطاعت از ولایت فقیه در زمان غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تن می دهیم، به خاطر این است که خود معصوم امر کرده است که در زمان غیبت، بی چون و چرا از ولی فقیه اطاعت کنید. عالم و دانشمند واقعی، فقط معصوم(ع) است امام رضا (علیه السلام) در روایتی به عبدالعزیز بن مسلم می فرماید[11]: «امام، به دانش مخصوص، و به خویشتن داری نشانه دار است». در بحث «حرکت» توضیح دادیم که ما برای حرکت به سمت ابدیت به ۷ دسته اطلاعات تخصصی نیاز داریم و به غیر از معصوم، هیچ کس این اطلاعات را ندارد. بنابراین، فقط می توانیم به معصوم (علیه السلام) عالم  و دانشمند به معنای واقعی بگوییم. بقیه که همه فقط اسمی از دانشمند و قطره ای از اقیانوس علم را دارند. «و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا= به شما داده نشده از علم، مگر قلیلی». اما همه آن اقیانوس علم، دست امام(علیه السلام) و پیغمبر(صلی الله و علیه و آله و سلم) است. خداوند در قرآن کریم می فرماید[12]: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ = اوست خدایی که میان عرب امّی (یعنی قومی که خواندن و نوشتن نمی‌دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان مردم برانگیخت که بر آنان آیات وحی خدا تلاوت می‌کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک می‌سازد و شریعت و احکام کتاب سماوی و حکمت الهی می‌آموزد و همانا پیش از این همه در ورطه جهالت و گمراهی آشکار بودند». اگر تمام محصول علم بشر، در ریاضیات، فیزیک، شیمی، پزشکی و علوم دیگر را جمع کنی و به یک نفر بدهی؛ چنین شخصی در مقابل پیغمبر(صلی الله و علیه و آله و سلم) و معصوم،  بی سواد است و هیچ چیزی نمی داند. در روایت داریم که علم ۲۵ یا ۲۷ پایه دارد. از اول خلقت تا زمان ظهور، بشر فقط دو پله از آن را می‌تواند طی کند و بقیه را امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) جلو می‌برد. حالا ببینیم چقدر این جوامع، نادان بودند که ائمه (علیهم‌السلام) را کنار می‌گذاشتند. این خیلی برای یک جامعه، نکبت است. در زیارت عاشوراء می‌خوانیم: «وَ لَعَنَ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتکُم عَن مَقامِکِم وَ اَزالَتکُم عَن مَراتِبِکُمُ الَّتی رَتَّبَکُمُ الله فیها = و خدا لعنت کند قومی را که شما را از مقامتان دور کرد، و از مرتبه هایتان برکنار نمود؛ مرتبه هایی که خدا شما را در آن ها جای داد». دانشمندان غربی وقتی تاریخ را می‌خوانند، از دست امت اسلام عصبانی می‌شوند که شخصی مثل امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) را از دست دادند. زیرا ایشان در بین مردم می فرمود: مردم من به راه های آسمان بیشتر از راه های زمین آگاه هستم. از من بپرسید. من علم «ماکان و مایکون=هر چه در گذشته بوده و هرچه در آینده خواهد شد» همه را دارم. «سَلُونِی قَبلَ اَن تَفقِدُونِی [13] = هر چه می خواهید بپرسید». ما به هر درجه از علم برسیم، به یک قطره هم در مقابل اقیانوس نخواهیم رسید. انسان در بعضی از صفات امکان دارد به معصوم نزدیک شود. اما نمی‌توان از نظر دانش و اطلاعات و از نظر معنویت، مقایسه ای بین افراد عادی بشر با معصوم (علیه‌السلام) انجام داد. به طور مثال، مقام رهبری(حفظه الله تعالی) می فرمایند: امام امت (رحمت‌الله‌علیه) تا مرزهای عصمت پیش رفت. مراجع بزرگ و اولیاء خدا شهادت داده اند که ما از امام (رحمت الله علیه)  در کل عمرشان، حتی مکروه هم ندیدیم. امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: «شَرِّقا اَو غَرِّبا لَن تَجِدا عِلماً صحیحاً اِلّا شَیئاً یَخرُجُ مِن عِندِنا اَهلَ البَیت[14] = اگر به شرق و غرب عالم بروید، هرگز دانش درستى را نخواهید یافت، مگر همان چیزى که از ما خاندان صادر شود». آن وقت ببینید چه جنایت و حماقتی است که من این امام را کنار بگذارم و پای درس فلان پروفسور یا فلان دکتر بنشینیم. او کدام یک از این ۷ اطلاعات تخصصی را دارد و چه چیزی در مورد انسان می فهمد که من می روم، عمر خودم را پای سخنانش تلف می کنم. از این ها احمق تر کسانی هستند که پای درس کسانی می‌نشینند که خود آنها اعتراف می‌کنند که ما دانش خود را از آمریکا، معدن جهل نسبت به انسان آورده ایم و می خواهیم شما را خوشبخت کنیم. خیلی حماقت است اگر ما فکر کنیم از غیر معصومین خیری به ما خواهد رسید. انسانها باکنار گذاشتن معصوم(ع)، به خودشان ظلم می کنند خداوند در قرآن می فرماید: «وَظَلَّلْنَا عَلَیْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَیْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَىٰ ۖ كُلُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ ۖ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَٰكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ [16]= و ابر را سایبان شما ساختیم و مرغ بریان و ترانگبین را بر شما فرستادیم (و گفتیم) از این روزیهای پاک که به شما دادیم تناول کنید، ولی (شکر این نعمت را به جا نیاوردند)، نه به ما بلکه به خود ستم کردند». همچنین حضرت رضا (علیه السلام) در روایتی می‌فرمایند: «لَو عَلمَوا مَحاسِنَ کَلامِنا لَا تَّبَعُونا[15] = اگر مردم زیبایی های کلام ما را بفهمند، حتماً به ما گرایش پیدا می‌کنند و تابع ما خواهند شد». می‌فرمایند: اگر شما می خواهید تبلیغ کنید؛ حرف های ما را به مردم برسانید، مردم خود به خود تابع ما خواهند شد. چون انسان ها می‌فهمند که این حرف، حرف یک متخصص است و آدم عادی نمی تواند اینطور حرف بزند. هیچ کس نمی تواند مثل نهج البلاغه و صحیفه سجادیه بیاورد. حتماً توصیه می‌کنم که عزیزان کتاب «عترت در قرآن» را چند بار مطالعه کنند. ببینید خدا چقدر در قرآن، اهل بیت (علیهم السلام) را به علم و تخصص ستوده است. هیچکس بعد از خدا، مثل اینها نیست. «خَزائِنُ عِلمِ الله= خزانه های علم خدا هستند»؛ ائمه (علیه‌السلام) معدن و حامل علم خدا هستند. خدا علمش را به این ها سپرده است. خداوند، معصوم را با این دانش در اختیار ما گذاشته، اگر ما آنها را کنار بگذاریم، چطور و از طریق چه کسی می توانیم راه خوشبختی را پیدا کنیم؟! رها کردن معصوم یک ظلم و حماقت نامحدود است. امام، همتا ندارد امام رضا(علیه السلام) به عبدالعزیز بن مسلم می فرمایند[17]: «موجب نظام دین و عزت مسلمین و خشم منافقین و هلاکت کافرین است. امام یگانه زمانه خود است. کسی به هم ترازی او نرسد. دانشمندی با او برابر نباشد. جایگزین ندارد. مانند و نظیر ندارد». در زیارت جامعه کبیره نیز می خوانیم: «إِنْ ذُكِرَ الْخَیْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاه = اگر بهترین‌ها ذکر شود، اول بهترین‌ها و اصل بهترین‌ها و فرع بهترین‌ها و محل اقامت بهترین‌ها و جایگاه بهترین‌ها و نهایت بهترین‌ها، حضرات معصومین (علیهم السلام) هستند». امام یگانه زمان خودش است و اساساً دو بردار نیست. هیچ چیز و هیچکس مثل امام نیست. معدن هر چیز خوب و باکمال و زیبا، امام است. هیچ نقص و کمبودی ندارد. همه چیز را در خودش دارد. امام صمد است و هیچ ضعفی ندارد. فضائل امام، قابل توصیف نیست امام رضا (علیه‌السلام) در روایتی به عبدالعزیز بن مسلم می‌فرماید[18]:«امام، به تمام فضیلت مخصوص است، بی‌آنکه خود در طلبش رفته و به دست آورده باشد؛ بلکه امتیازی است که خدا به فضل و بخشش به او عنایت کرده است». کیست که امام را تواند شناخت یا انتخاب امام برای او ممکن باشد؟ هیهات! در اینجا خِردها گمگشته، خویشتن داری‌ها بیراهه رفته و عقل ها سرگردان و دیده ها بی نور و بزرگان کوچک شده و حکیمان متحیر و خردمندان کوتاه فکر و خطیبان درمانده و خردمندان نادان و شعرا وامانده و ادبا ناتوان و سخن دانان در مانده اند که بتوانند یکی از شئون و فضائل امام را توصیف کنند». وقتی خدا چیزی می‌دهد، این غیر از کسب آن است. ما موقعی که چیزی را کسب می‌کنیم در آن هزار تا اشکال و ایراد و ضعف وارد است. ولی وقتی خدا چیزی را می‌دهد، تمام و کامل و بی عیب و نقص می‌دهد. در دعای ماه رجب هم همین را می‌خوانیم: «فانه غیر منقوص ما اعتیت= آنچه تو بدهی، بی نقص است». اگر همه جمع بشوند، یکی از صفات امام را نمی‌توانند توصیف کنند. در مورد هیچ شخصیتی روی کره زمین، به اندازه امیرالمؤمنین (علیه السلام) کتاب نوشته نشده است. در مورد پیغمبر (صلی الله و علیه وآله وسلم) و سیدالشهدا (ع)؛ مسلمان، مسیحی، یهودی، کافر حتی کمونیست ها نیز نوشته اند؛ ولی یک قطره از فضائل ایشان را نتوانسته اند، بیان کنند. امامت، فقط مختص خاندان رسول خداست حضرت رضا(علیه السلام) خطاب به عبدالعزیز بن مسلم می‌فرمایند[19]: «همگی به عجز و ناتوانی معترفند. چگونه ممکن است که تمام اوصاف و حقیقت امام را بیان کرد یا مطلبی از امر امام را فهمید و جایگزینی که کار او را انجام دهد، برایش پیدا کرد. ممکن نیست، چگونه و از کجا؟! در صورتی که او از دست یاران و وصف کنندگان اوج گرفته و مقام ستاره در آسمان را دارد. او کجا و انتخاب بشر؟! او کجا و خرد بشر؟! او کجا و مانندی برای او؟ گمان برند که امام در غیر خاندان رسول خدا، محمد (صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم) یافت شود؟ به خدا که ضمیرشان به خود آن ها دروغ گفته و بیهوده آرزو بَرَند. به گردنه بلند و لغزنده‌ای که به پایین می‌لغزند، بالا رفته و خواستند که با خرد گمگشته و ناقص خود و با آراء گمراه کننده خویش نصب امام کنند و جز دوری از حق بهره نبردند».     امام رضا (علیه‌السلام) در این قسمت از حدیث، آن‌هایی که غصب خلافت کردند و به جای پیغمبر(صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم) در مقام خلافت نشستند و گفتند؛ ما خلیفه و رسول خدا هستیم را توصیف می کند. ضمیرشان به آن ها دروغ گفته؛ یعنی اینها دارند سر خودشان را هم کلاه می‌گذارند. هر انسان عاقلی وقتی به درون خودش مراجعه کند، می‌فهمد که امام غیر از این نمی تواند باشد و همه کسانی که ادعای رهبری و هدایت بشر را دارند، سر مردم کلاه گذاشته و دروغ می گویند. دیگر مکاتب نیز دروغ می‌گویند. هیچ روشی جز روش اهل‌بیت (علیهم‌السلام) روش راستین نیست. شما کدام مکتب را سراغ دارید که در آن جهالت، هوای نفس و کوری نسبت به انسان نباشد؟ ای کاش جوان از اول بفهمد و با امام پیوند بخورد و چشم و گوشش نسبت به مکاتب دیگر، کور و کر شود. جهان هر کدام از اینها را که امتحان کرد، بدبخت شد. ۷۰ سال کمونیسم را امتحان کرد. ده ها سال لیبرالیسم و مکاتب دیگر را امتحان کرد. میلیون ها انسان، بدبخت این امتحان ها شدند. به خاطر اینکه از اول نفهمیدند، باید کجا بروند.  [1] الکافی/ 2/ 269، حدیث 4 و وسائل الشیعه / ‌15 /301، باب40، حدیث20571 [2] مفاتیح الجنان / زیارت جامعه کبیره [3] مفاتیح الجنان / زیارت جامعه کبیره [4] بحار الانوار/ ج 5 / ص 365 / حدیث 1 [5] حکمت 441 نهج البلاغه [6] وسائل الشیعه / ج 4 / ص 207 [7] قرآن کریم / سوره یونس / آیه 62 [8] اصول کافی / كتاب الحجة / باب نادر جامع در فضل امامت وصفات آن / حدیث1 [9] همان [10] همان [11] همان [12] قرآن کریم / سوره جمعه / آیه 2 [13] نهج البلاغه / خطبه «سَلُونِی قَبلَ اَن تَفقِدُونِی» [14] كافى / ج 1 / ص 399 [15] معانی الأخبار / جلد 1 /  صفحه 180 [16] قرآن کریم / سوره بقره / آیه 57 [17] اصول کافی / كتاب الحجة / باب نادر جامع در فضل امامت وصفات آن / حدیث1 [18] همان [19] همان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 11099
25 ژولیه 2019
|
پرسش 239: چه مانعی داشت امام زمان غایب نمی‌شد و خداوند از کشته شدن او ممانعت می‌کرد؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

شناسه پرسش: 11098
24 ژولیه 2019
|
پرسش 238: چه مانعی داشت امام مهدی عج در آخر الزمان متولد می شد؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

شناسه مطلب: 11097
زمان انتشار: 24 ژولیه 2019
| |
جهنم، حاصل عدم تطبیق با بهشت است

خانواده آسمانی، جلسه 507، 98/04/27

جهنم، حاصل عدم تطبیق با بهشت است

جهنم یک امر عارضی است. یعنی آنچه که ذاتی و حقیقی است، بهشت است. جهنم یعنی عدم تطبیق با بهشت.

گفتیم رابطه دنیا با آخرت، مثل رحم مادر با دنیاست. همان­طور که ما از رحم مادر به دنیا شش نوع تولد داریم، از رحم دنیا به آخرت هم شش نوع تولد داریم: سالم، سالم قوی، ضعیف، بیمار، ناقص و معلول. بسته به اینکه چگونه متولد می‌شوند، حیاتشان در آنجا شروع می‌شود. اگر ناقص و معلول باشد که اینها برای همیشه در جهنم گرفتار می‌شوند. اگر بیمار باشد، بسته به سه عامل نوع بیماری، شدت بیماری و تعداد بیماری باید رنج درمان را تحمل کنند. اگر ضعیف باشند، باید تقویت ‌شوند. اگر سالم و سالم قوی باشند که به بهشت می‌روند و روز به ‌روز در بهشت ترقی می‌کنند. جهنم چیست؟ جهنمی مثل بچه‌ای است که در اینجا متولد می‌شود؛ ولی مریض است. یعنی با آب و هوا و شرایط زیستی اینجا تطبیق ندارد. این مریضی هم امر ذاتی نیست؛ بلکه عارضی است. نبود سلامتی و نبود شرایط موجب مریضی می‌شود. اگر کسی با شرائط بهشت سازگاری نداشته باشد، خودبه‌خود وارد جهنم می‌شود و می‌سوزد. مثل آدمی که در اینجا با شرایط زیستی دنیا تطبیق ندارد. تنگی نفس دارد، درد دارد، مریضی دارد، انواع و اقسام بیماری‌ها را دارد. بنابراین، جهنم یک امر عارضی است. انسان باید مظاهر سه نوع جهنم را در زندگی دنیایی‌­اش بشناسد: «جهنم اعمال، جهنم اخلاق و جهنم عقاید». پس سه نوع جهنم داریم. بعضی‌ها عقایدشان سالم است، اخلاقشان خوب است، ولی به خاطر اعمال­شان که توبه نکردند و گردنشان مانده و اگر بمیرند آن طرف گرفتار می­‌شوند. بعضیها شاید عمل بدی هم نداشته باشند، اما خُلقیات‌شان بد است. این دیگر خیلی سخت‌ است. بعضی­ها هم اعتقاداتشان سالم نیست. تولدهای اینها خیلی وحشتناک خواهد بود. پس مظاهر جهنم را باید در زندگی‌مان بشناسیم. بدانیم کدام عمل، کدام اخلاق، کدام تصمیم ما حالت جهنمی است و از آن پرهیز کنیم. این خیلی مهم است. در رابطه با اعمال‌مان باید وظایف عملی‌مان را یاد بگیریم و انجام بدهیم. یعنی با رساله خودمان را تنظیم کنیم. در جهنم اخلاق‌ هم باید اول رذائل و اخلاق بد را بشناسیم. صرف داشتن اخلاق خوب کافی نیست. حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: «الْجَهْلُ‏ بِالْفَضَائِلِ‏ مِنْ أَقْبَحِ الرَّذَائِل‏= نادانی به فضیلت‌ها از زشت ترین رذائل است». اینکه ما نشناسیم فضیلت‌ها چه چیزی هستند و رذیلت‌ها چه چیزی هستند، این خودش یک رذیله است. اگر می‌بینی پدرت یک اخلاق جهنمی دارد، مادرت یک اخلاق جهنمی دارد یا هر دو، ما باید یاد بگیریم که به سمت این اخلاق نرویم. بگویید ممکن است در من هم باشد. بگویید حالا باید شروع کنم به غلبه کردن بر این و نگذارم این در زندگی‌ام بیاید و از آن پرهیز کنیم. بنابراین، اینکه می‌گویند دائماً به خدا از شر جهنم پناه ببرید، برای همین است. خیلی سفارش شده که شما آن حالت پناهندگی و ترس از جهنم را در خودتان تقویت کنید. جهنم مردم را از آتش خودش به خدا پناه می‌دهد از نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله دعایی نقل است که بهتر است  هر روز آن را بخوانید. «مَا مِنْ‏ عَبْدٍ یَقُولُ‏ كُلَ‏ یَوْمٍ‏ سَبْعَ‏ مَرَّات أَسْأَلُ اللهَ الْجَنَّةَ وَ أَعُوذُ بِاللهَ مِنَ النَّارِ إِلاَّ قَالَتِ اَلنَّارُ یَا رَبِّ أَعِذْهُ مِنِّی[1]= هیچ بنده‌اى نیست كه در هر روز ۷ مرتبه بگوید از خداوند بهشت را مسألت مى‌كنم و به خداوند از آتش پناه مى‌برم،‌ مگر این که آتش بگوید پروردگارا! او را از من در پناه خود بگیر‏». دقت داشته باشیم که عاطفه و مهربانی خداوند نسبت به ما بی­نهایت است. اگر کسی هر روز این دعا را بگوید، حتی خود جهنم به کمکش می‌آید. این خیلی جالب است. چون جهنم خودش مظهر رحمت خدا و مظهر درمان الهی است. جهنم می‌گوید خدایا این بنده‌ات را پیش من نیاور: «أَعِذْهُ مِنِّی». درواقع جهنم برای انسان دعا می‌کند. این نگاه رحمت دین نسبت به ماست که جهنمش هم برای بنده دعا می‌کند. پس این دعا از یادمان نرود. چون به ما خیلی کمک می‌کند. کمکش هم این است که وقتی یک عمل جهنمی یا خُلق جهنمی یا اعتقاد جهنمی به سراغ ما ‌آمد، با گفتن این دعا حواسمان هست که باید پرهیز کنیم. انسان در برابر آتش جهنم کم‌طاقت است امیرالمومنین امام على علیه‌السلام درباره کم‌­طاقتی انسان در برابر آتش جهنم می‌فرماید: «اعْلَمُوا أَنَّهُ‏ لَیْسَ‏ لِهَذَا الْجِلْدِ الرَّقِیقِ صَبْرٌ عَلَى النَّارِ فَارْحَمُوا نُفُوسَكُمْ فَإِنَّكُمْ قَدْ جَرَّبْتُمُوهَا فِی مَصَائِبِ الدُّنْیَا أَفَرَأَیْتُمْ جَزَعَ أَحَدِكُمْ مِنَ الشَّوْكَةِ تُصِیبُهُ وَ الْعَثْرَةِ تُدْمِیهِ وَ الرَّمْضَاءِ تُحْرِقُهُ فَکَیْفَ إِذَا کَانَ بَیْنَ طَابَقَیْنِ مِنْ نَارٍ ضَجِیعَ حَجَرٍ وَ قَرِینَ شَیْطَان = بدانید که این پوست نازک، تحمل آتش را ندارد. پس به خودتان رحم کنید، شما در مصیبت‏هاى دنیا آزمایش کرده‌‏اید که وقتى خارى به بدن یکى از شما مى‏‌رود و یا به زمین مى‌خورد و خونى مى‏‌شود و یا شن‌هاى داغ پایش را مى‏‌سوزاند چگونه بی‌تابى مى‏‌کند؟ پس چگونه خواهد بود، اگر میان دو لایه از آتش قرار گیرد و بسترش سنگ و همدمش شیطان باشد؟». ما تحمل جهنم را نداریم. یک کبریت بگیر ببین می‌توانی آتش آن را تحمل کنی یا نه؟ در حالی که کم درجه‌تر از کبریت نداریم. آیا می­‌توانی آفتاب تیز را تحمل کنی؟ نمی‌توانی تحمل کنی. پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «خدا هیچ کس را به جهنم نمی‌برد، مگر اینکه کسی دوست داشته باشد به جهنم برود». اگر کسی از جهنم بترسد، خدا او را به جهنم نمی‌برد؛ مگر اینکه خودش اصرار داشته باشد که جهنمی باشد و آن را بخواهد و جهنم را دوست داشته باشد. قرآن می‌فرماید: «فَاتَّقُوا اللهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَیْنِكُمْ[2]= پس از خدا بترسید و روابط مابین خودتان را اصلاح کنید». نگذارید کینه، ناراحتی و دلخوری در بین‌تان ادامه پیدا کند، اگر یک چیزی هست، آن را حل کنید. اگر از دست همدیگر دلخورید، آن را نگه ندارید؛ بلکه به هم بگویید که دلخورید. بگویید که مثلاً از این کاری که کردی یا از این کاری که می‌خواهی بکنی، یا از این اخلاقت ناراحتم. نگذارید در دلتان بماند که جهنم ساخته بشود و جهنم خلق بشود. این خوب نیست. وقتی انسان خود هیزم جهنم می شود قرآن می‌فرماید: جهنم سوختش را از دو جا می‌آورد: یکی مردم و دیگری سنگ: «وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ= آتشی که هیزم آن مردم و سنگ­ها هستند[3]» آنقدر حرارت جهنم زیاد است که سنگها سوخت آن می‌شوند. مثل ذغال سنگ که یک ذره باید آتش زیاد باشد. «و النّاس» مردم هم سوخت جهنم هستند. خُلقیات بعضی افراد جهنمی است، آتش درست می‌کنند. در خانه و در محل کار، همه را آتش می‌زنند. با وسواس، با خودخوری، با زودرنجی، با حساسیت، با عصبانیت، با بدبینی، با بدخُلقی، با قضاوت‌های بد، دائماً خودشان را می‌سوزانند. همین را هم به آد‌‌‌م‌­های دیگر منتقل می‌کنند و آدم­های دیگر را هم آتش می‌زنند. این جور آدمها سوخت جهنم هستند. خیلی مهم است که انسان در سلوکش خودش را به جایی برساند که سرد بشود و آتشش را بخواباند. پس یکی از کارهای مهم‌ ما این است که خود را خاموش کنیم. یعنی هر چه در وجود ما هست که با جهنم سنخیت دارد، خاموشش کنیم. چون جهنم در روز قیامت، هم سنخ‌های خودش را می‌گیرد. همه بدون استثناء باید از جهنم وارد بهشت بشوند. چنانکه قرآن می­‌فرماید: «إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها[4]= و هیچ یک از شما (نوع بشر) باقی نمی ماند، جز آنکه به دوزخ وارد می‌شود». اگر هنگام رد شدن از صراط، چیزی داشته باشی که سوزاندنی باشد، شما را می‌سوزاند. هیچ کس را با سوخت جهنمی به بهشت راه نمی‌دهند. بنابراین، آدم باید از الان تلاش کند و تمرین کند چیز جهنمی با خودش نداشته باشد. گیرم که سر مادرت کلاه گذاشتی، سر پدرت کلاه گذاشتی، سر شوهرت کلاه گذاشتی، سر مردم کلاه گذاشتی؛ اما سر خدا را که نمی‌توانی کلاه بگذاری، سر جهنم را که نمی‌توانی کلاه بگذاری، او معصوم است هم‌سنخ خودش را دریافت می‌کند. اگر سر بقیه را هم که کلاه بگذاریم، خودمان که می‌دانیم در وجودمان چه چیزی می‌سوزاند. برای همین انسان باید از خودش مراقبت کند که هیچ چیز جهنمی را با خودش نبرد و آن را به همراه نداشته باشد؛ چه در اعمالش، چه در اخلاقش، چه در اعتقاداتش. با «یاد جهنم» سختی های زندگی را بر خود آسان کنید یک موقع انسان حجم زیادی از مظاهر جهنم در وجودش دارد. اگر بخواهد آن­ها را از بین ببرد، عمرش کفاف نمی‌دهد. خدا یک سیستم‌هایی قرار داده که در آن سیستم‌ها تو را درستت می‌کند و کاری می‌کند که از جهنم رد بشوی. آن سیستم ها عبارتند از: رحم زمانی، مکانی، استاد یا رحم شخصیتی. انسان در یکی از این سه رحم می‌تواند جهنم‌هایش را زود از بین ببرد و زود خودش را خنک کند: «زمان‌های خاص، مکان‌های خاص، و شخصیت‌های خاص»، مثل اساتید ما، مربی‌های ما، که شخصیت‌های نورانی و بهشتی هستند. کنارشان که قرار می‌گیری می‌بینی 20 سال جهنم را از تو بیرون می‌کشد و تو را خاموش و سرد می‌‌کند. بعد به یک شادی و آرامش می‌رسی و دیگر نمی‌سوزی، به راحتی عصبی نمی‌شوی، به راحتی غر نمی‌زنی، به راحتی افسرده و غمگین نمی‌شوی. پس سعی کن دوستان بهشتی انتخاب کنی و از دوستان جهنمی فرار کنی. چون دوست جهنمی تو را می‌سوزاند. ما نباید کنار شیطان قرار بگیریم و قرین شیطان باشیم. وقتی با آدم­هایی که اخلاقشان شیطانی است، رفیقمی‌شوی یا رفت و آمد می‌کنی، تو را می‌سوزانند. از این­گونه افراد بپرهیزید. بعضی‌ها جهنم هستند؛ ولی تو مجبوری کنارشان باشی. مثلاً پدر و مادرت، همسرت. نمی‌شود به راحتی قطع کنی. حالا باید اینها را تحمل کنی. چگونه تحمل کنی و چه کار باید بکنی؟ یک کولر کنار خودت داشته باش و خودت را خنک کن. در روایت داریم که بعضی­ها در جهنم نمی‌سوزند. یعنی اینها طوری هستند که به بهشت راهشان نمی‌دهند، اما در جهنم هم عذاب نمی‌بینند. چون یک چیزهای خنک‌کننده از دنیا با خودشان آورده اند. حالا درست است جایش در جهنم است؛ ولی نمی‌سوزد. ما هم در زندگی گاهی شرایطی برایمان به وجود می‌­آید که جهنمی است. ولی نباید بسوزیم. از کولرهایت استفاده کن تا از طریق آن، تو را خنک کنند. آن کولرها چیست؟ چه چیزی می‌تواند من را کنار یک پدر بداخلاق، یک مادر بداخلاق، یک همسر بداخلاق، یک فرزند پر از آتش، خنک نگه دارد؟ خود «یاد جهنم»، آدم را خنک می‌کند، امّا یاد بهشت بیشتر خنک می‌کند. یاد خدا که اصلاً آن فضا را نه تنها خنک می‌کند؛ بلکه شیرین می‌کند. پس آدم می‌تواند کنار آتش خنک باشد و نسوزد؛ بلکه کنار این آتش بهشت درست کند. باید مثل یک آتش نشان، آتش جهنم بدیها را خاموش کنیم امیرالمومنین علی علیه‌السلام می­‌فرماید: «أَعَلِمْتُمْ أَنَّ مَالِكاً إِذَا غَضِبَ عَلَى النَّارِ حَطَمَ بَعْضُهَا بَعْضاً لِغَضَبِهِ وَ إِذَا زَجَرَهَا تَوَثَّبَتْ بَیْنَ أَبْوَابِهَا جَزَعاً مِنْ زَجْرَتِهِ= آیا می‌دانید که مالک (فرشته جهنمیان) هرگاه که بر آتش خشم بگیرد، از خشم او آتش به تلاطم در می‌آید و یک دفعه شعله را بالا می‌برد، همه چیز در دست اوست، و آنگاه که بر آن نهیب زند، از نهیب او قطعات عظیم آتش، در میان درهاى جهنم به هر سو پرتاب مى شوند.» در ادامه حضرت می فرماید: «أَیُّهَا الْیَفَنُ الْكَبِیرُ الَّذِی قَدْ لَهَزَهُ الْقَتِیرُ كَیْفَ أَنْتَ إِذَا الْتَحَمَتْ أَطْوَاقُ النَّارِ بِعِظَامِ الْأَعْنَاقِ وَ نَشِبَتِ الْجَوَامِعُ‏ حَتَّى أَكَلَتْ لُحُومَ السَّوَاعِد= ای پیر سالخورده كه ناتوانى پیرى دامن گیرش شده! چه حالی خواهی داشت آنگاه که طوق‌های آتش بر استخوان‌های گردن فروچسبد و غلّ و زنجیرها بچسبد تا گوشتهاى بازوها را بخورد». پس ما باید مظاهر جهنم را بشناسیم و اصرار به جهنم رفتن نکنیم. وقتی تو می‌دانی این مهمانی که می‌روی، بیچاره‌ات می‌کند، برای چه پا در این مهمانی می‌گذاری؟ تازه ذوق هم می‌کند و خوشش هم می‌آید که امشب عروسی دعوت داریم. می‌دانی در آن عروسی چه اتفاقاتی می‌افتد و چه آتشی برایت آماده می شود؟ بعضی­ها برای جهنم رفتن، لحظه‌شماری می‌کنند. با شهوت و حرص جهنم می‌روند. حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید: «مَنْ‏ أَذْنَبَ‏ ذَنْباً وَ هُوَ ضَاحِكٌ‏ دَخَلَ النَّارَ وَ هُوَ بَاکٍ= هر کس گناهی کند و برای گناهانش بخندد، داخل جهنم می‌شود، در حالی که گریه می‌کند». پشت این خنده‌ها خیلی غصه‌ها و گریه‌ها و عربد‌ه‌ها و خیلی ضجه‌ها و ناله‌ها وجود دارد. پس چه اصراری هست که حسود بمانی، عصبی باشی، زودرنج باشی، بی‌عاطفه باشی؟ اینها را خاموش کن. «بی‌عاطفگی» یعنی تو با رحمت و بهشت سنخیت نداری. کسی که نمی‌تواند بغل کند، نمی‌تواند نوازش کند، نمی‌‌تواند ببوسد، نمی‌تواند حرف قشنگ بزند، این با خودش جهنم دارد. چون روحیاتش با رحمت خدا سازگاری ندارد. بهشت یعنی انسان وقتی در آن قرار می‌گیرد، شاد است و رحمت خدا روی آدم سراریز می‌شود. تو  کاری بکن که وقتی کنار یک نفر هستی، زنت هست، شوهرت هست، بچه‌ات هست، پدر و مادرت هست، همه احساس آرامش و شادی کنند. نه اینکه مدام از تو بترسند. اصلاً کسی در کنار یک آدم بهشتی نمی‌ترسد. چون همیشه مثل یک آتش­نشان، نقش خاموش کردن را دارد. وقتی روز قیامت هم محشور می‌شود، یک دفعه خدا او را در صحنه قیامت نگه می‌دارد و می‌گوید کجا می‌روی؟ می‌گوید بهشت می‌روم. خدا می‌گوید بایست. تو یک عالم در دنیا آتش خاموش کردی، حالا هر چقدر دلت می‌خواهد از این جهنمیان به بهشت ببر. چه کسی می‌تواند آتش دیگران را خاموش کند؟ کسی که اول آتش خودش را خاموش کند، نه اینکه کینه بگیری، درگیر بشوی، دهان به دهان بشوی و مراء کنی. فرمود: اگر کسی بگو مگو کند، حتی اگر حق با او باشد، من او را شفاعت نمی‌کنم. پس با کسی دهان به دهان نشوید. دهان به دهان شدن یعنی سوختن و محرومیت از شفاعت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله. پس اگر دیدید که یک کسی حوصله دارد با شما دهان به دهان بشود، فورا ردش کن و آتش او را خاموش کن. اگر تو هم بایستی دهان به دهان بشوی، حتی اگر حق با تو باشد، سر از جهنم در می‌آوری. امیرالمومنین علی علیه‌السلام می‌فرماید: «كَفَى بِجَهَنَّمَ‏ نَكَالاً= جهنّم مجازات كافى است». «نکال» یعنی گوشمالی دادن. یعنی جهنم برای گوشمالی دادن، کافی است. خدا می‌گوید خودتان را عصبانی نکنید، کینه به دل نگیرید، اینطور چیزها را جدی نگیرید. اگر کسی برضد شما کاری کرد، من خدا او را گوشمالی می‌دهم. اگر می‌خواهی امام زمان علیه‌السلام را بخندانی و اگر می‌خواهی امام زمان علیه‌السلام ذوق‌زده بشود و از دست تو قهقهه بزند، برو یک جا بهشت راه بینداز. برو فتنه را بخوابان. نه اینکه خودت هم یک طرف فتنه بشوی. عروس خانه‌شان می‌آید او را له می‌کنند. می‌گویند این پدرش معتاد است. این مادرش اینطوری است. اینها دهاتی هستند. اینها پایین‌شهری هستند. یکسره به عروس و داماد تحقیر و توهین می‌کنند. بین عروس و دخترانش فرق می‌گذارد. بین داماد و پسرانش فرق می‌گذارد. این کار خوب نیست. عروس خیلی عظمت و احترام دارد. داماد خیلی عظمت و احترام دارد. باید حرمت اینها را نگه داریم. بعضی­ها خیلی راحت عروس و داماد جلوی چشمشان کوچک می‌شوند. راحت به عروسشان تحقیر و توهین می‌کنند؛ یا از آنها بیگاری می‌کشند. انتظار دارند عروس در این خانه بیاید و همه کاری برای اینها بکند. اینها توقعات جهنمی است. اگر شما در ذهنت بیاید که این عروس باید خانه من را جارو کند، خدا بعداً پوست تو را می‌کَند. بگذار به حال خودش. اگر دوست داشت، این کار را می‌کند و اگر دوست نداشت، تو چه توقعی داری؟ تو چه توقعی داری که داماد باید بیاید یک کاری برایت بکند. حالا داماد است؛ برای چی بیگاری از او می‌کشی؟ رفاقت و صمیمیت و دوستی یک چیز دیگری است. از شوهرت چرا اینقدر توقع بیجا داری؟ چرا از زنت اینقدر توقع بیجا داری؟ این توقعات بیجا انسان را نابود می‌کند. اینها فرصت‌هایی هستند برای اینکه ما آتش‌ها را خاموش کنیم و به بهشت برویم. قا /185 بهشت و جهنم [1] . شیخ صدوق، امالی، ج1، ص98. [2] . سوره انفال/ آیه 1. [3] . سوره تحریم/ آیه 6. [4] . سوره مریم/ آیه 71. مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

صوت

1 - جهنم، حاصل عدم تطبیق با بهشت است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 11096
24 ژولیه 2019
|
پرسش 237: منظور از مهدویت چیست واز چه زمانی آغاز شده است؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

شناسه مطلب: 11095
زمان انتشار: 24 ژولیه 2019
| | |
برای هر گناه توبه‌ای است، مگر بداخلاقی

برای هر گناه توبه‌ای است، مگر بداخلاقی

فیلم

1 - برای هر گناه توبه‌ای است، مگر بداخلاقی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11094
زمان انتشار: 22 ژولیه 2019
| | |
عیار انسان چیست؟

عیار انسان چیست؟

فیلم

1 - عیار انسان چیست؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed