www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11093
زمان انتشار: 22 ژولیه 2019
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 17:00-18:00 و شرح زیارت جامعه کبیره ساعت 18:30-19:30 پنجشنبه 98/05/03 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می‌گردد. 

این جلسات به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد. نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11092
زمان انتشار: 21 ژولیه 2019
| | | | |
کاری که جلوی ظهور امام زمان ع را گرفته و متاسفانه ما آن را انجام می‌دهیم

کاری که جلوی ظهور امام زمان ع را گرفته و متاسفانه ما آن را انجام می‌دهیم

فیلم

1 - کاری که جلوی ظهور امام زمان ع را گرفته و متاسفانه ما آن را انجام می‌دهیم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11091
زمان انتشار: 21 ژولیه 2019
|
سلسله جلسات استاد شجاعی در مشهد

سلسله جلسات استاد شجاعی در مشهد

سلسله مباحث استاد محمد شجاعی سه شنبه 1 مرداد 98 ساعت 17:15 الی 20 در مشهد مقدس برگزار می‌گردد. نشانی: مشهد مقدس، خیابان فدائیان اسلام، فدائیان اسلام 14، مجتمع فرهنگی امیرالمؤمنین علیه‌السلام

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11090
زمان انتشار: 20 ژولیه 2019
| |
ملاقات با امام زمان

ملاقات با امام زمان

حجه الاسلام آقای سید علی اکبر خوئی دامت برکاته نقل کرده است: وقتی در نجف اشرف جهت انجام کاری که در نظرم بود از بازار محله سیفیه عبور می‌کردم، در اثناء راه نظرم به مسجدی افتاد که بر بالای سر در آن، نوشته بود«هذا مقام صاحب الزمان عج» و مردمان آن دیار از دور و نزدیک به زیارت آن مکان رفته و به ساحت قدسی باری تعالی دعا و تضرع و زاری و توسل می‌جستند. لذا از اهالی حله درباره دلیل انتساب آن جایگاه به حضرت صاحب الزمان سوال نمودم. همگی گفتند این مکان خانه یکی از اهل علم این شهر به نام آقا شیخ علی؛ مردی بسیار زاهد و عابد و متقی بوده است. شیخ علی، در تمامی اوقات، منتظر ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مشغول خطاب با آن حضرت بوده است که: ای مولای من، این غیبت شما از دیدگان، چه دلیلی دارد؟ مگر نه این که تعداد مخلصین شما لااقل در همین شهر حله به بیش از هزار نفر می‌رسد! پس چرا ظهور نمی فرمایی تا دنیا را پر از قسط و عدل نمائی؟! با همین افکار و گفتار ایام می‌گذراند تا آن که روزی به بیابانی رفته و همین خطاب ها را به آن بزرگوار عرض کرد. در همین حال بود که ناگهان عربی را دید که نزد او آمده و فرمود : جناب شیخ به چه کسی این همه عتاب و خطاب می کنی؟ عرض کرد خطابم به آقا امام زمان عج است که با این مخلصین صمیمی که تعداد آنها در این عصر فقط در حله بیش از هزار نفر است و با وجود این ظلم و جوری که عالم را فرا گرفته، چرا آن حضرت ظهور نمی‌کند؟ مرد عرب فرمود: ای شیخ، صاحب الزمان من هستم. مطلب این چنین نیست که تو تصور می‌کنی. اگر تعداد اصحاب من به 313 نفر می رسید، قطعا ظاهر می شدم.  پس شیخ با سرور و خوشحالی تمام به حله برگشته و ماجرا را برای آن مرد قصاب تعریف نمود. سپس قرار بر این شد که از میان بیش از هزار نفری که می‌شناختند و همگی آنان را از منتظران حقیقی امام غائب از نظر می‌دانستند، چهل نفر را انتخاب نموده و شیخ از آنها دعوت کند تا همگی در شب جمعه به منزل او آمده و به شرف ملاقات امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مشرف شوند. هنگام ملاقات فرا رسید. مرد قصاب با آن چهل مخلص در صحن حیاط خانه‌ی شیخ علی اجتماع نموده و همگی با طهارت رو به قبله مشغول ذکر و صلوات و دعا و منتظر حضرت صاحب الزمان بودند. شیخ نیز به دستور آن حضرت دو عدد بزغاله را بالای پشت بام برد. پاسی از شب گذشته بود و همه منتظر بودند. ناگهان نور عظیم درخشانی در هوا ظاهر گردید که تمام آفاق را پر کرده و چند برابر از آفتاب و ماه درخشنده تر بود به سمت خانه شیخ رفته و بر بالای پشت بام خانه شیخ قرار گرفت. زمانی نگذشته بود که صدائی از پشت بام بلند شد و آن مرد قصاب را امر به رفتن به پشت بام خواند. مرد قصاب، اطاعت نموده و به بالای پشت بام رفت و  حضرت او را امر فرمود که یکی از آن دو بزغاله را نزدیک ناودان آن بام برده سر ببرد، بنحوی که تمام خون آن از آن ناودان در میان صحن خانه ریخته شود. قصاب به فرموده آن بزرگوار عمل نمود. آن چهل نفر با دیدن خون های سرازیر شده از ناودان همگی با خود گفتند: قطعا حضرت سر قصاب را بریده و این خون نیز متعلق به قصاب است! لحظاتی دیگر گذشت. ناگهان صدای دیگری از پشت بام به گوش رسید که این بار شیخ علی را به پشت بام فرا می خواند. شیخ علی نیز اطاعت امر نمود. و زمانی که به پشت بام رفت، قصاب را دید که در سلامتی کامل در محضر امام ایستاده بود! سپس به امر حضرت، مرد قصاب بزغاله دیگر را پای ناودان آورده و مثل همان بزغاله اول ذبح نمود. این بار نیز خون، به حیاط خانه ریخته و موجب تردید بیشتر حاضرین گردید. همگی گمان کردند که آن حضرت این بار سر شیخ علی را بریده و این خون متعلق به شیخ است. پس با خود گفتند عنقریب است که به امر حضرت نوبت به ما برسد که به پشت بام رفته و ... لذا درب حیاط را گشوده و همگی فرار را بر قرار ترجیح دادند. سپس حضرت خطاب به شیخ فرمود: هم اکنون به حیاط برو و همگی را به پشت بام دعوت کن تا با من دیدار کنند. اما وقتی شیخ به صحن حیاط آمد، حتی احدی از آن چهل مرد را در خانه ندید. پس مجددا به پشت بام رفت و فرار آن جماعت را خدمت امام عرضه داشت. حضرت فرمود: ای شیخ، دیگر عتاب و خطاب ها را رها کن. آیا این همان شهر حله نبود که می گفتی بیش از هزار مخلص در آن وجود دارد؟! سرزمین ها و شهرهای دیگر را هم به همین امر قیاس کن. این را فرمود و از نظرشان پنهان گردید. جناب شیخ رجبعلی خیاط (ره) فرمود: «اغلب مردم اظهار می کنند که امام زمان ارواحنافداه را از خویشتن نیز بیشتر دوست دارند، حال آنکه اینگونه نیست؛ زیرا اگر او را از خود بیشتر دوست داشته باشیم، باید برای او کار کنیم؛ نه برای خود. مرحوم آیت الله حق شناس مرحوم حاج آقا (آیت الله حق‌شناس) هنگامی که می‌خواستند به مکه مشرف شوند در فرودگاه مهرآباد از پرواز جا ماندند و مجبور شدند برای پرواز بعدی، به صورت تنها اعزام شوند. ایشان پس از پیاده شدن از هواپیما در عربستان (مکه) به دلیل اینکه کسی ایشان را نمی‌شناخت و کاروان خود را نیز گم کرده بود و ایشان نیز نمی‌دانست که محل اسکان کاروان و همراهان کجاست سوار بر تاکسی می‌شوند و راننده تاکسی نیز ایشان را در کنار یک کاروانی پیاده می‌کند و در طی این مسیر برخورد احترام آمیزی نیز با ایشان صورت نمی‌گیرد. حتی آن کاروان جایی مثل انباری که پیاز، سیب زمینی و... در آن مکان بود را در اختیار آیت الله حق‌شناس قرار می‌دهد و می‌گویند شما زائر ما نیستی. آیت الله حق‌شناس که به دلیل کهولت سن و وضعیت جسمانی از یک طرف و برخورد نامناسب افراد با ایشان "مضطر " شده بودند، در همان مکان (انباری هتل) به وجود مقدس صاحب الزمان (عج) توسل پیدا می‌کنند. آیت الله حق‌شناس می‌گوید: تا به حضرت حجت (عج) توسل پیدا کردم، آقا (عج) تشریف آوردند، بلند شدم، تمام قد ایستادم، ایشان به من لبخندی زدند و ۱۵ دقیقه آقا امام زمان را نگه داشتم و خدمتشان گزارش دادم که من از پرواز جاماندم، راه را گم کردم و... با من بدرفتاری کردند به من این چیز‌ها را گفتند و می‌گویند تو از ما نیستی. حضرت (عج) در طول این مدت که به ایشان گزارش می‌دادم و درد و دل می‌گفتم تمام عرایض بنده را می‌شنیدند، پس از پایان عرایضم، حضرت حجت تشریف بردند، با رفتن امام زمان، ناگهان درب انباری باز شد و سر‌کنسول ایران در جده وارد شد و گفت که شما کجا بودید و ما دنبال شما بسیار گشتیم و... این در حالی بود که هیچ کس نمی‌دانست آیت الله حق‌شناس کجا هستند سپس با عزت و احترام فراوان با ایشان برخورد می‌شود و همه امکانات مهیا می‌شود. آیت الله حق‌شناس پس از بیان این خاطره می‌فرمودند: هر شخص مضطری در هر مکانی که باشد به حضرت بقیه الله متوسل شود، خود حضرت تشریف می‌آورند.   اللهم عجل لولیک الفرج

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11089
زمان انتشار: 20 ژولیه 2019
| |
گریه زیارت عاشورا، شادی دارد

گریه زیارت عاشورا، شادی دارد

ما در زیارت عاشورا، مصیبت اهل بیت (علیهم‌السلام) را می خوانیم. ولی مصائبی که می‌خوانیم برای ما عشق و شادی و آرامش به بار می‌آورد. شاعر می گوید: با مدعی نگویید، اسرار عشق و مستی تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی خودپرستی هم طبیعت‌گرایی است. طبیعت‌گرا نمی‌داند و نمی‌فهمد. طبیعت گرا فکر می‌کند ما برای وظیفه مان و برای اینکه ثوابی ببریم، دور هم جمع شدیم و زیارت عاشورا می‌خوانیم. نمی‌داند که زیارت عاشورا پر از خنده است. نمی‌داند که اشک‌های ما همه شادی و جشن است. نمی‌داند که وقتی دلمان بهانه رقص می‌کند، ترانه می­‌خواهد، هوس می و مطرب می‌کند، جمع می شویم دور هم و زیارت عاشورا می‌خوانیم. نمی‌فهمد که با این سینه زدن برای امام حسین ع چه رقص فطری و ملکوتی انجام می دهیم. برگرفته از شرح زیارت عاشورا جلسه 26

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11088
زمان انتشار: 20 ژولیه 2019
| |
هنرمند باید عشق و هنرش را برای اهل بیت (علیهم‌السلام) خرج کند

هنرمند باید عشق و هنرش را برای اهل بیت (علیهم‌السلام) خرج کند

تنها، هنری مورد قبول قرآن است که جلا دهنده اسلام ناب محمدی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) باشد. این تعریفی است که امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) از هنر می کند. استاد شجاعی می‌گوید: هنرمند زحمت می‌کشد، دستش قدرت پیدا می‌کند، بعد یک یا علی یا یک «بسم الله الرحمن الرحیم» زیبا می‌کشد. یک جوان هنرمند اسپانیایی یا کانادایی، وقتی شیعه شد و امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) را شناخت، یک آهنگ خوب برای ایشان ساخت و با زبان مادری خودش پخش کرد. این همه طبیعت گراها برای معشوق های طبیعت گرایشان، آهنگ و ترانه می‌سازند. آهنگ ساز ما هم باید برای امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و امام رضا (علیه‌السلام) آهنگ بسازد. خواننده ما باید برای امام رضا (علیه‌السلام) بخواند. نوازنده ما باید برای امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) بنوازد. شادی مان باید با آنها و برای آنها باشد. عده‌ای برای امام رضا (علیه‌السلام) غزل‌های عاشقانه می‌گویند. دیوان شعر برای حضرت علی اصغر می‌نویسند. این کارها خیلی عشق می‌خواهد. باید یاد بگیریم که چگونه از دارایی‌هایی که خداوند به ما داده، استفاده کنیم و لذت ببریم و شاد باشیم؛ شعری برایشان بخوانیم؛ غزل و ترانه ای بخوانیم و جشن بگیریم و لذت ببریم و به وجود اهل بیت علیهم‌السلام در زندگی مان دلگرم باشیم. برگرفته از شرح زیارت عاشورا جلسه 26

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11087
زمان انتشار: 19 ژولیه 2020
| |
نماز روز يكشنبه ماه ذی قعده نمازی برای توبه

نماز روز يكشنبه ماه ذی قعده نمازی برای توبه

این ماه آغاز ماه هاى حرام است، كه حق تعالى در قرآن مجید ذكر فرموده، و سیّد ابن طاووس روایتى نقل كرده كه‏ ذو القعده به هنگام سختى شدید گاه استجابت دعاست. براى روز یكشنبه این ماه نمازى با فضیلت بسیار از رسول خدا صلى اللّه علیه و آله‏ روایت كرده: مختصر آن فضیلت این است كه، هركه آن را بجا آورد، توبه ‏اش پذیرفته حق و گناهش آمرزیده مى‏ شود، و طلبكاران او در قیامت از وى راضى گردند، و با ایمان از دنیا برود، و ایمانش از او گرفته نشود و قبرش وسیع و نورانى گردد و پدر و مادرش از او راضى شوند، و آمرزش حق نصیب پدر و مادر و فرزندان و نژاد او گردد و روزى او توسعه یابد و فرشته مرگ در وقت مردن با او مدارا كند و جانش را به آسانى بستاند و كیفیت آن نماز چنین است: روز یكشنبه غسل بجا آورد و وضو بگیرد و چهار ركعت (دو نماز دو رکعتی) نماز بخواند، در هر ركعت سوره «حمد» را یك مرتبه و سوره «توحید» را سه مرتبه و سوره «فلق» را یك مرتبه و سوره‏ «ناس» را یك مرتبه بخواند و پس از نماز 70 مرتبه اسغفار كند، و استغفار را با: لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ = جنبش و نیرویى جز به خداى والاى بزرگ نیست ختم نماید. سپس بگوید: یَا عَزِیزُ یَا غَفَّارُ اغْفِرْ لِی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلا أَنْتَ = اى توانا،اى آمرزنده،گناهان من و همه مردان و زنان مؤمن را بیامرز،كه گناهان را جز تو كسى نمى‏ آمرزد. روایت شده هركه در یكى از ماه‌هاى حرام سه روزى پى ‏درپى كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بگیرد، ثواب نهصد سال عبادت‏ براى او نوشته شود. شیخ بزرگوار على بن ابراهیم قمى فرموده در ماه‌هاى حرام گناه ها و حسنات دوچندان مى‏ شود. گناه سوزی در یکشنبه های ذیقعده تبصره: دستور كلی نمازهای مستحبی در فقه آنست كه، به صورت دو ركعتی خوانده می شوند، لذا این نماز باید به صورت دو نماز دو ركعتی خوانده شود. سوال : آیا نماز یكشنبه اول ماه ذی قعده اختصاص به همین روز دارد و یا می توان در بقیه ایام سال هم آن را انجام داد؟ پاسخ: در كتاب اقبال سید بن طاووس در ادامه عمل آمده است كه: «… عرض كردیم: ای رسول خدا، اگر بنده ای این عمل را در غیر این ماه انجام دهد، چه اثری خواهد داشت؟ فرمود: «همانند آنچه توصیف كردم برای او خواهد بود». ».   توبه اى منقول از پیامبر اكرم (صلى الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و فضیلت توبه و استغفار از منظر عارف ربانی میرزا جواد آقا ملکی تبریزی براى بدست آوردن طاعت خدا در این ماه قبل از هر چیزى از تمام مسائلى كه قبلا گرفتار آن بودى توبه كن ؛ توبه اى صادقانه . از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) روایت شده است كه در روز یكشنبه ماه ذى القعده فرمود: مردم ! كدامیك از شما مى خواهید توبه كنید؟ راوى مى گوید: گفتیم : رسول خدا! همه ما مى خواهیم توبه كنیم . حضرت فرمودند: غسل كرده، وضو گرفته و چهار ركعت نماز بجا آورید. در هر ركعت یك بار ((فاتحه الكتاب ))، سه بار ((قل هو الله احد)) و یك بار ((معوذتین )) (قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق ) بخوانید. آنگاه هفتاد بار استغفار نموده و در پایان ((لا حول و لا قوه الا بالله )) بگویید. سپس بگویید: یا عزیز! یا غفار! اغفر لى ذنوبى و ذنوب جمیع المؤ منین و المؤ منات فانه لا یغفر الذنوب الا اءنت (اى عزیز! اى بخشاینده ! گناهان من و گناهان تمام مردان و زنان مؤ من را ببخش كه جز تو كسى گناهان را نمى بخشد.) آنگاه فرمود: بنده اى از امت من چنین عملى را انجام نمى دهد، مگر این كه از آسمان به او ندا مى رسد: بنده خدا! عمل را از نو شروع كن كه توبه تو قبول ، و گناهانت بخشیده شد. فرشته دیگر از زیر عرش ندا مى كند: اى بنده ! مبارك باد بر تو و بر خانواده و خاندانت . منادى دیگرى صدا مى زند: در روز قیامت ، دشمنانت را از تو راضى مى نمایند. فرشته دیگرى ندا مى كند: اى بنده ! با ایمان از دنیا مى روى . دینت از تو گرفته نشده و قبر تو وسیع و نورانى خواهد شد. منادى دیگرى صدا مى زند: پدر و مادر تو و خاندانت بخشیده شده و در دنیا و آخرت خوش رزق خواهى بود. جبرئیل ندا مى كند: من با فرشته مرگ پیش تو آمده و به او دستور مى دهم كه با تو خوش رفتار بوده ، بخاطر مرگ آسیبى به تو نرسانیده و بنرمى روح را از بدنت خارج نماید. گفتیم : رسول خدا! اگر كسى در زمان دیگرى چنین بگوید چطور؟ فرمودند: چیزهایى را كه گفتم براى او نیز خواهد بود. جبرئیل این مطالب را در شب معراج به من گفت . امام باقر (علیه السلام ) فرمودند:«خداوند از توبه بنده خود بیش از شخصى كه در شب دراز و بسیار تاریك مركب سوارى و آذوقه خود را گم كرده و سپس پیدا كند، خوشحال مى شود.» [مراحل توبه] و نیز از امیرالمؤمنین (علیه السلام ) روایت شده است كه : «به شخصى كه در حضور حضرت گفت : استغفر الله، فرمودند: مادرت به عزایت بنشیند. مى دانى استغفار چیست ؟ استغفار درجه بلند مرتبگان بوده و شش شرط دارد: اول – پشیمانى از گذشته . دوم – تصمیم بگیرى كه هیچگاه آن را انجام ندهى . سوم – این كه حقوق تمام مخلوقات را ادا كرده تا جایى كه خداوند را سبكبار دیدار نمایى . چهارم – تمام واجباتى را كه ضایع كرده اى جبران نمایى . پنجم – گوشتى را كه از مال حرام روئیده با اندوه ذوب كرده تا پوست به استخوان بچسبد و گوشت جدیدى بوجود آید. ششم – رنج فرمانبردارى را به جسم بچشانى ، همانگونه كه شیرینى گناه را به آن چشانیده اى . و در این هنگام بگو: استغفر الله )). شرح حقیقت توبه و چیزهایى را كه باید از آن توبه كرد در جاى خود آمده ، و اینجا همین مقدار بیان كافى است . منبع: سایت هدانا برگرفته از المراقبات میرزا جواد آقا ملکی تبریزی.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11086
زمان انتشار: 18 ژولیه 2019
| |
الگوی فرهنگی باید برگرفته از شیوه قرآن و معصومین باشد

مهندسی فرهنگی، جلسه 3، 92/08/01

الگوی فرهنگی باید برگرفته از شیوه قرآن و معصومین باشد

اگر الگوی فرهنگی مبتنی بر قرآن و معصومین باشد، منجر به بیداری فطرت و انگیزه‌های درونی انسان‌ها خواهد شد. لذا بیشترین تأثیرگذاری را خواهد داشت. الگو فرهنگی‌ای دقیق و محکم است که مبتنی بر تعالیم قرآن و آموزه‌­های معصومین (علیهم‌السلام) باشد. این الگو در واقع روش انبیاء است که انبیاء از دارایی‌های شخصی افراد استفاده می‌کردند. یعنی از درون افراد برای رساندن آنها به هدف بهره می­‌گرفتند. چون موجود متحرک و زنده باید یک انگیزه درونی داشته باشد که خودش بتواند خودش را تأمین کند و تا آخر ببرد از بیرون کشیدن، زور گفتن فایده ای ندارد. در بسیاری از فعالیت‌های فرهنگی یا مراکز فرهنگی، مربی‌ها افراد را می‌کشانند. اثاره نمی‌کنند؛ یعنی آنها را به ذوق و شوق درآوردن، فعال کردن و از قدرت درونی آنها استفاده کردن. برخی می‌­گوید من باید به زور اینها را دور هم جمع کنم و دین یاد بدهم، یا به زور باید حجابشان را رعایت کنند، به زور باید نمازشان را بخوانند؛ همهاش به زور است. ولی کار پیغمبر این گونه نیست. معجزه پیغمبر این است که در چند روز در کمترین زمان امت را می­‌سازد. کسانی که به قول علی (علیه‌السلام) بدترین غذاها و خشن­ترین اخلاق را داشتند در یک زمان کوتاه به وجودهای شهادت­‌طلب، عاشق خدا و قدرتمند تبدیل‌ شدند که نور آن تا به امروز هم ادامه دارد. لذا انبیاء از انرژی درونی استفاده می‌کردند و کمکهای بیرونی‌شان اندک بود. همان طور یک مادر یا یک پدر می‌داند فرزند توان راه رفتن را دارد توان ایستادن روی پا را هم دارد توان دویدن را هم دارد فقط با صبر و حوصله شرائط را فراهم می‌کند تا این خودش بتواند روی پای خودش بایستد بعد از آن دیگر کاری با آن ندارد می‌تواند روی پای خودش بایستد و حرکت بکند. لذا این کاری است که یک برنامه فرهنگی دقیق علمی و محکم باید داشته باشد. طرح های فرهنگی بدون درونی کردن معارف دین نتیجه معکوس خواهند داشت در کار فرهنگی وقتی بی­‌موقع سراغ مردم بروید و به خیلی از کارها وادارشان کنید بدون اینکه محتوا درونی شده باشد و آن پختگی و بلوغ حاصل شده باشد، فایده‌ای ندارد. یعنی وقتی حالت درونی در افراد اتفاق نیفتد و فطرت‌شان فعال نشود و برای مردم به صورت فطری جا نیندازی نمی‌شود به آنها دستور داد. یک شخص می‌خواهد با خودش شروع کند اصلاً نباید تعارف کند. بگو ببین تو خیلی از مسائل برایت حل نشده است پدرت وادارت کرد، مادرت وادارت کرد، محیط اجتماعی وادارت کرد، رفتی از یک خانواده‌­ای زن گرفتی که مجبور شدی خیلی چیزها را رعایت کنی به یک خانواده‌­ای شوهر کردی که مجبور شدی حجاب را رعایت کنی ولی خودت که اینها را قبول نداری. حالا باید چه کار کنی. بگو بگذار ببینم یکبار می‌توانم کافر شوم از اول مؤمن شوم یا نه بگذار ببینم یکبار می‌توانم شک کنم از اول درست بالا بیایم یا نه. بروم پیش یک استاد یا نه. اینکه خودم خودبه­‌خود اقدام کنم، نمی‌شود. باید بروم پیش متخصص ببینم می­‌تواند یکبار من را خالی و پر کند یا نه. حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: دختری که به بلوغ نرسیده و زود شوهرش می‌دهند، نمی‌تواند عاشق شوهرش باشد الفت­‌گیر نیست. ممکن است بلوغ جنسی پیدا کرده اما هنوز عشق و دلدادگی را نمی‌داند چیست. بعداً هم که این دختر به بلوغ می‌رسد دیگر تا آخر عمر نمی‌تواند با شوهر ارتباط بگیرد. چون از اول ارتباط نگرفته و عاشقش نبوده است. مثل میوه‌­ای است که بی­‌موقع چیده شود. حالا چطوری می‌خواهی آن را برسانی! دیگر نمی‌رسد و یا اگر بخواهد برسد مشکل پیدا می‌شود نه اینکه نرسد خیلی سختی‌ها دارد تا بخواهد برسانیش. باید مودت داشته باشند. مودت، یعنی فداکاری عاشقانه برای طرف مقابلت حاضر باشی جانت را پای همسرت بریزی حاضر باشی، به خاطرش درد بکشی، به خاطرش رنج بکشی، فداکاری کنی. در ازدواج دختر یا پسر باید رشیده باشد یعنی پسر بداند ازدواج یعنی چی، همسر یعنی چی، آن سه مهارتهای؛ اقتصادی، عاطفی و مهارتهای معنوی را هم بداند چیست. رشد عقلی خیلی مهم است. در فقه از شرائط ازدواج رشید بودن عنوان شده است. نه فقط بالغ باشد چون بالغ شد الان نُه سالش است برویم شوهرش بدهیم این الان نمی‌داند شوهر چیست. دخترها ازدواج کردند هفده سال شانزده سال بالغ نبوده و در خانه هم شرائطش فراهم نبوده بعد شوهرش دادند. الان با شوهر سر مزه، سر لباس، سر مهمانی ... با هم دعوا دارند یک کسی هم هفده سالش است کاملاً می‌تواند شوهرداری خوب کند؛ رشد جنسی، رشد عاطفی، رشد عقلی و رشد معنوی دارد، خودش را رسانده است. و این بسته به تغذیه است. تغذیه را هر چقدر زودتر انجام بدهید بلوغ زودتر اتفاق می‌افتد. منظور از تغذیه، تغذیه مادی و معنوی است. کشف رابطه وجودی و مودتی با امام معصوم منجر به برقراری شناخت ارتباط با مردم است بعد از ارتباط با معصوم، سه نوع نگاه در رابطه با مردم در وجود انسان کشف می­‌شود: 1. اولین نوع نگاه به مردم این است که «هُوَ أنت = او خود تو هستی». یعنی همه همجنس من هستند؛ نه از نظر جنسی و بدنی بلکه از نظر نفسی همه خواهر برادرهای من هستند.  2. دومین نگاه، در برخورد با مردم، «هُوَ رسول الله = او رسول الله» است. 3. سومین نگاه این است که در برخورد با مردم «هُوَ الله = او خداست». لذا همه را باید با این حرمت نگاه کنید. «هو انت، هو رسول الله، هو الله) وقتی یک نفر را نگاه می‌کنی با یک نفر داری حرف می‌زنی باید حواست باشد حرمتش حرمت الله است که «اَلمُؤمِنُ اَعظَمُ حُرمَۀً مِنَ الکَعبَه» هر کاری با او بکنی با پیغمبر کردی خوب یا بد و هر کاری با او بکنی با خودت کردی. هر کاری با بنده خدا کنی با خود خدا کردی، اگر خنداندی خدا را خنداندی و اگر گریاندیش خدا را گریاندی اگر به او احترام گذاشتی به خدا احترام گذاشتی و اگر تحقیرش کردی ضایعش کردی به خدا توهین کردی. بعد از رابطه وجودی، رابطه مودتی است. در رابطه مودتی دیگر نمی‌توان با مردم اینطوری رفتار کرد. بلکه؛ 1. باید دوستشان داشته باشی و عین خودت دوستشان داشته باشی. 2. مثل رسول الله دوستشان داشته باشی. 3. به حرمت الله مردم را دوست داشته باشی. لذا فرمود: «اَلتَودُدُ اِلَی النّاس نِصفُ العَقل» دوستی مردم نصف عقل است. اینکه انسان بتواند مردم را دوست داشته باشد، اینکه دل بریزد پای مردم، اینکه بدی‌های مردم را نبیند، قشنگی‌ها کمالات الهیت‌شان را ببیند و خدمت بکند به مردم. مردم برای خدا عزیز هستند که عزیزترین کسش پیغمبر را می‌فرستد، می‌گوید حتی اگر خواستند تو را بکشند، بگذار این کار را بکنند. چقدر پیغمبر فرستاد، عزیزترین کسانش را فرستاد و کشته شدند و خدا می‌گوید می‌ارزید وقتی تو این را می‌فهمی دیگر از کار کردن برای مردم ناراحت نیستی مردم را هم تحقیر نمی‌کنی و خودت را هم بهتر از مردم نمی‌دانی و خیلی اتفاقات قشنگ دیگر می‌افتد. و مرحله سوم این است که مردم همان تو هستند و در هدف خلقت با تو مشترکند همه مردم حق دارند به آرمان عظیم خلقت‌شان برسند. همه مردم قیمتی هستند و به بلندای ابدیت مثل تو قیمت دارند. خودشناسی مهمترین مبنای طرح فرهنگی است روز عرفه که بزرگترین رحم زمانی است. در روایت آمده که خدا می‌گوید قبل از اینکه من به زائران خانه خودم نگاه بکنم به زائران امام حسین نگاه می‌کنم. دلیلش این است که اگر الله بدون ولی و انسان کامل شناخته شود، حج دیگر حج نمی‌شود. برای همین حضرت فرمود: «تَمامُ الحَج لِقاءُ الاِمام» حاجی که بعد از زیارت خانه خدا به محضر معصوم نرسد حجش به درد نمی خورد. لذا مدینه دومی‌ها یک حالی دیگر دارند بعد از خدا خدمت معصوم، خدمت پیغمبر، ائمه بقیع می‌آیند تا نیایند پیش امام حج شان مقبول نیست. که حتی در زمان حیات امامان معصوم هم همینطور بود. می‌فرمودند: حاجی که بعدش نیاید با ما بیعت بکند حجش دیگر به درد نمی‌خورد. چون آن حج می‌طلبد بعد از اینکه با خدا ارتباط داشتی حالا که می‌خواهی اوج بگیری باید خدمت معصوم بیایی. از این رو خدا اولین امام و معصوم را در خانه خود متولد می‌کند. خلیفۀ الله را، نه رسول را که کارش نازکشی و کارش تبلیغ است. امام را خانه خودش متولد می‌کند که بگوید باطن کعبه و باطن توحید ولایت است. بدون انسان کامل کعبه فایده ندارد و بدون انسان کامل الله موهوم است. چون خدا مطلق است و تا مطلق ظهور نکند ارتباط با تو برایش امکان­پذیر نیست. مثل اینکه بگوئیم انرژی، انرژی مطلق است چه کسی می‌تواند بگوید من تا به حال با انرژی رابطه داشتم انرژی را دیدم؟ هیچ کس. می‌گوید آب در این سد دارد حرکت می‌کند می‌گوییم انرژی حرکتی دارد. یا می‌گوییم این انرژی به گرما تبدیل شده؛  تا ظهور نکند شما نمی‌توانید با انرژی ارتباط برقرار کنید. انرژی یک امر مطلق است چه کسی می‌تواند بگوید من تا به حال صوت را شنیدم. صوت مطلق است دیگر صوت را تولید کردم نمی‌توانی. صوت اول باید در قالب فرکانس برود تا شنیده شود. تا فرکانس نگیرد شنیده نمی‌شود. ما با مطلق بدون ظهور نمی‌توانیم ارتباط برقرار کنیم. ظهور مقدر اینجاست که شما به تقدیر و قدر احتیاج پیدا می‌کنید. «كُلُّ شَیْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ» «قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً» شب قدر می‌گذارد برایت که تو در قدر از ملائکه که می‌آیند خودتان را به امام زمان برسانید. لذا یک کسی که ادعای توحید می‌کند و آرمان مهدوی ندارد شوخی می‌کند. اصلاً خودش را نشناخته یک کسی که ادعای دین کند و برای ظهور امام زمان جهاد نکند تلاش نکند این فقط دارد شوخی می‌کند اصلاً خودش را نشناخته. یک کسی بگوید(إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ) و فعال در مهدویت نباشد فعال در آرمان امام زمان نباشد برای برطرف کردن موانع امام زمان جهاد نکند، تلاش نکند، وقت نگذارد، هزینه نکند، دروغ می‌گوید. اگر نگوییم دروغ می‌گوید یعنی خودش را نشناخته است. این یک مرحله، نصف طرح است. بزرگترین رسالت در برقراری حکومت امام زمان (علیه‌السلام)، کار فرهنگی است بزرگترین رسالت‌ ما برای رسیدن به امام زمان و برای برقراری حکومت امام زمان، کار فرهنگی است؛ تبلیغ و کار فرهنگی در داخل و در خارج. چون همه باید با یک محتوا خودشان را به آنجا برسانند. همه باید اول خود و مردم را به خودشان بشناسانند تا به امام زمان علیه‌السلام برسند. کتاب «مهندسی فرهنگی‌» از سری کتاب های بیان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11085
زمان انتشار: 25 ژولیه 2019
| |
ایران، شیعه خانه ی امام زمان علیه‌السلام

ایران، شیعه خانه ی امام زمان علیه‌السلام

پس از فشارهایی که در جنگ جهانی اول اوضاع کشورمان را بسیار متشنج کرده بود و دشمنان برای تصاحب ایران هجوم آورده بودند، مرحوم میرزای نائینی (از علمای بزرگ شیعه) شکایات زیادی به امام زمان کردند. آقای نائینی می گوید: خیلی نالیدم و به امام زمان شکایت کردم، یک روز برایم مکاشفه ای شد و حضرت را دیدم که ایستاده اند و به من با انگشت اشاره کردند که دیوار بسیار بلندی که کج شده بود را ببینم. بعد دیدم انگشت حضرت به طرف دیوار است و فرمودند: این دیوار، ایران است، کج میشود اما با انگشتمان نگهش داشته ایم نمی گذاریم خراب شود. اینجا «شیعه خانه ی ماست»، کج می شود اما نمی گذاریم خراب شود.   کتاب مجالس حضرت مهدی؛ ص۲۶۱

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11084
زمان انتشار: 18 ژولیه 2019
| |
مهندسی فرهنگی سه ساحت دارد

مهندسی فرهنگی، جلسه 2 ، 92/08/01

مهندسی فرهنگی سه ساحت دارد

مهندسی فرهنگی سه ساحت دارد: مدیریت فرهنگی، محتوا، شیوه ها این سه ساحت شامل این موارد است: الف) طرح مدیریت فرهنگی  ب) طرح محتوا  ج) شیوه‌ها فعلا فقط به «محتوا» می‌پردازیم و راجع به «مدیریت فرهنگی» و «شیوه ها» سخن نمی‌گوییم و تنها در خلال بحث «محتوا»، اشاره‌هایی به آن دو می‌کنیم. اولین گام در کار فرهنگی: «خود» فرد را به او بشناسانیم هسته مرکزی و مبنای همه فعالیت‌های فرهنگی، «خودشناسی» است. زیرا مردم جذب‌هایی دارند که با خودشان هماهنگ است و آنها را دوست دارند. این یعنی «مدیریت خویشتن» یا درک و شناختی که فرد از خودش دارد. این زبان، برای همه قابل فهم بوده و روش تربیتی اهل بیت ع است. حتی خداشناسی باید بعد از خودشناسی باشد. الف) «خود شناسی» در اکثر فعالیت‌های فرهنگی وجود ندارد. اشتباه بزرگ در فعالیت‌های فرهنگی این است که خود شخص فراموش شده و اصلاً چیزی به اسم «خودشناسی، انسان‌شناسی و معرفت نفس»ً مطرح نیست. اگر هم مطرح باشد، به عنوان یک موضوع در عرض موضوعات مذهبی دیگر بیان می‌شود. می‌گویند نهج‌البلاغه، تفسیر قرآن، فقه و اصول، مباحث اجتماعی، سیاسی و هنری داریم. یکی از موضوعات هم «انسان‌شناسی» است. ب) خدا شناسی باید بعد از خودشناسی مطرح شود با این که از نظر قانون «شناخت»، اولین چیزی که می‌بینیم و می‌شناسیم الله است و خود را هم در سایه الله می‌شناسیم. اما ابتدا باید از خودشناسی آغاز کنیم. اگر بخواهیم به معرفت الله برسیم، این معرفت باید از معرفت نفس شروع شود (مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه= هرکس خودش را بشناسد، خدایش را شناخته است) اگر رب را و الله را بخواهی بشناسی و به اسماء او پی ببری، باید اول خودت را بشناسی. ج) فعالت فرهنگی نباید با «حب ذات» افراد، در تقابل باشد از آسیب‌های کار فرهنگی این است که برخی تلاش‌های ما، با حب ذات افراد در تقابل است. در حالی که اولین چیزی که خدا به انسان داده حب ذات است. انسان عاشق خودش است. انسان حتی اگر دین، الله و قیامت و هر چیزی را که می‌خواهد، برای «خودش» می‌خواهد. می‌خواهد سعادتمند بشود. این حب ذات را نمی‌شود از افراد گرفت. افراد مغرض از همین نقطه سوء‌استفاده کرده و دین را مزاحم مردم معرفی کردند. آنها گفتند: دین مردم را محدود می‌کند؛ دین آزادی‌ها را سلب می‌کند؛ هرکس بخواهد به سمت دین برود، باید جلوی لذاتش را بگیرد؛  باید از عیش و کیف دست بردارد؛ باید خودش را نابود کند؛ باید برود سراغ غصه و افسردگی و پژمردگی و گوشه‌نشینی و عزلت و جدا شدن از جمع. تبلیغ کردند که دین با شادی و آرامش سازگاری ندارد. حتی خیلی از روان‌پزشک‌ها به بیمارشان توصیه می‌کنند: نماز نخوان؛ روزه نگیر؛ روضه نرو؛ در حرم‌ها پیدایت نشود. چون تو افسرده‌ای نباید بروی. این تلقی جا افتاده که دین با خوشی، شادی، آرامش، لذت بردن از دنیا حتی منافات دارد. بدترین آغاز، تبلیغ ظاهر است، بدون ساختن و شهود باطن الف) قبل از به شهود رساندن فرد، نباید از او توقع عمل داشت بدترین جای آغاز کردن یک کار فرهنگی این است که مخاطب کار فرهنگی را بدون این که به شهود و باطن برسانی، از او توقع حفظ ظواهر اسلام را داشته باشی. تا دیدی بی‌حجاب است بگویی:«حجاب کن». تا یک فرد ناآشنا با اسلام پرسید: اسلام چیست؟ از او بخواهی شهادتین را بگوید. پاسخ فرد بی‌حجاب این خواهد بود که: حجاب را دوست ندارم. خوشم نمی‌آید. می‌خواهم آزاد، راحت و شاد باشم. با پسرها بروم بیرون با دخترها بروم بیرون. ما هم دست می‌گذاریم درست همان جایی که نباید بگذاریم. یعنی از ظاهر شروع می‌کنیم. خانواده‌ها بیشتر به ظاهر توجه دارند. می گویند نماز بخوان؛ حجاب کن و.... اما دین از اینجا شروع نمی‌کند. در سیر تکاملی احکام اسلام، نماز چند سال بعد از بعثت پیغمبر آمد. حرمت شراب چند سال بعد آمد. دوران فطری را طی کرد. وقتی ما کارشناس نیستیم، دین را از ظاهر شروع می‌کنیم، از جایی که یک جوان خوشش نمی‌آید. خارجی‌های زیادی را سراغ داریم، هم در کشور و بیرون از کشور، به تور مبلغین نادان افتادند. تا می‌پرسند: دین چیست؟ می‌گویند: بگو «اشهد‌ان‌لا اله الا الله». این خیلی خوب است. اما آیا زمینه شهود و شهادت دادن را برایش فراهم کردی؟ یا فقط گفتی شهادتین را بگو؟ اول باید او را به شهود برسانی تا بعد خودش شهادت بدهد. در گزارش یک مبلغ فرهنگی خارج از کشور آمده بود: «ما تعداد صد و چند نفر را ختنه کردیم». این مبلغ فرهنگی، دین را از جای مناسبی شروع نکرده است. اگر آن «خود»ی که الهش الله است، خودش را نشناسد، شما مدام بگو «اشهد ان لا اله الا الله» شهادت نمی‌دهد. دین دارد به شما می‌گوید دستور بیرونی است؛ دین می‌گوید این کار را نکن. مردم باید شهود کنند، شهود دستوری نیست. نمی‌شود دستور دهیم: هرچه که من می‌گویم، تو ببین؛ یا هرچه من می‌گویم، تو اعتقاد داشته باش. وقتی که شعارهای اساسی دین ما سه تا شهادت است، یعنی سه اصل توحید، رسالت و امامت؛ وقتی کسی دارد شهادت‌ها را می‌گوید، این نشانه آن است که شما قبلاً در باطن او، شهودی فراهم کرده‌اید که شخص بتواند داد بزند: «اشهد ان لا اله الا الله» و به رسالت و امامت هم شهادت بدهد. به شهود رساندن، زمان زیادی نمی‌برد. 10 یا 15 دقیقه، یا نیم ساعت بیشتر کار نمی‌برد. در موارد سخت هم یک ساعت طول می‌کشد. یک بسته فرهنگی و الگوی فرهنگی اول شخص را به شهود می‌رساند بعد بر لوازم آن شهود می‌گوید. این شهود یک سلسله لوازم دارد که آن لوازم خود به خود شهودی است. دیگر لازم نیست به او بگویی برو نماز بخوان؛ برو حجاب را رعایت بکن اگر کسی درونش فعال شد به عقلانیت رسید، واجبات را خودش انجام می‌دهد و اگر با محرمات روبرو بشود، از محرمات پرهیز می‌کند. اگر کسی به شهود نرسد، نمی‌تواند در استمرار عمل، موفق باشد. بنابراین، تا شهود نباشد، تربیت صحیح وجود نخواهد داشت. یک طلبه اگر قرار است سکولار نشود، باید طلبگی را از شهود آغاز کند. اگر شهود در کار یک طلبه باشد، در حوزه یک پیغمبر می‌شود؛ وارث پیغمبر می‌شود. این همان حدیث پیامبر اکرم است که فرمود:«اَلعُلَماءُ وَرَثَۀُ الاَنبیاء= علما وارثان انبیاهستند». ب) حجم زیاد تکالیف را نباید در ابتدای کار به مخاطب بار کنیم اگر در ابتدای کار فرهنگی به مخاطب بگوییم نماز را باید این طور بخوانی و وضو و روزه این طور و حجم زیادی از مسایل دینی را از او بخواهیم، فرار می‌کند. نباید او را از لذت‌هایی که به آنها عادت کرده، یک باره جدا کنیم. ج) بینشی به مخاطب بدهیم که اعمال اسلامی را دوست داشته باشد باید بینشی به مخاطب کار فرهنگی بدهیم که اعمال اسلامی را دوست بدارد و عاشق آن شود و دیگر در آن تردید نکند. این قاعده‌ که علی(ع) به ما یاد می‌دهد، یک فرمول اساسی است: «اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن= ظاهر بیانگر باطن است» علی(ع) فرمودند اگر از کسی ظهور خاصی می‌خواهید، اول باطن آن مطلب مورد نظر را به او بدهید تا او خودش ظاهرش را درست کند.   د) مشکل هرکس را باید از درون او حل کرد اگر بدون حل کردن مشکل فرد از درون، او را اجبار به عملی کنیم، مشکل از جای دیگر بیرون می‌زند. «صورتی در زیر دارد، آن چه در بالاستی». مشکل ناخن جویدن، اگر با اجبار جلویش گرفته شود، از جای دیگری مثل لکنت زبان، یا شب ادراری و تیک‌های عصبی بیرون می‌زند. در طرح‌های فرهنگی نیز، به جای آن که باطن فرد را اصلاح کنیم، به اجبار و تغییر صورتها بسنده کردیم. یک مادر ناآگاه وقتی می‌بیند بچه‌اش ناخن‌ می‌جود؛ بی‌حجابی می‌کند، بی‌نمازی می‌کند، به اجبار روی می‌آورد و بدون حل کردن مشکل از درون و برطرف کردن آن، فلفل می‌زند سر ناخن فرزندش که دیگر انگشت در دهانش نبرد تا ناخن‌ جویدنش برطرف شود. این مادر توجه نمی‌کند که این ناخن‌جویدن، یک ظهور است و ناشی از یک مشکل درونی است. یک باطن همیشه وجود دارد که یک چیزی ظاهر می شود. در تمام نظام خلقت، این اصل وجود دارد که(اَلظاهِرُ عِنوانَُ الباطِن= ظاهر بیانگر باطن است) شما هر ظاهری را که می‌بینید یک باطن دارد این ظاهر را ایجاد می‌کند. این گلهای به این قشنگی را نگاه کنید. یک باطنی از برزخ این همه گلها را طراحی می‌کند و می‌فرستد. وقتی به زمین می‌رسد، به شکل این گلهای زیبا دیده می‌شود. هزاران نوع گل با رنگهای مختلف هر چه زیبایی و کمال می‌بینید، از یک باطنی ظهور می‌کند. الان ما با ظاهرش سر و کار داریم؛ اما این ظاهر، یک باطن فوق‌العاده زیبا دارد که این را دارد بیرون می‌دهد. در رفتارهای شخصی خودت و دیگران هر چه می‌بینی، نشان می‌دهد که یک باطنی این ظاهر را ساخته است. وقتی سر کسی مو ندارد، یک باطنی موجب آن شده است. یعنی یک مشکل باطنی وجود داشته که منجر شده موهای او بریزد. ریختن مو که طبیعی نیست؛ مشکل پوست که طبیعی نیست؛ خراب شدن ناخن که طبیعی نیست. بیماری که طبیعی نیست؛ یک باطنی وجود داشته که باعث شده این مشکل اتفاق بیفتد. حالا مادری که جلوی ناخن‌جویدن را می‌گیرد، مشکلی که در باطن بود بر سر جای خود باقی است. الان جلوی ظهورش را گرفته، بعدا یک طور دیگری ظهور می‌کند. هر چند که در یک طرح فرهنگی رعایت ظاهر هم باید بشود. اما طرح فرهنگی، زمانی مردم را به عمل دعوت می‌کند که ابتدا پیش نیازهای باطنی آن دیده شده و تأمین شده باشد. وقتی که مسیر استدلال طی شد، می‌شود گفت: ببین! من اینها را تأمین کردم؛ توقع دارم تو دیگر حجابت را رعایت کنی؛ توقع دارم نماز بخوانی؛ روزه بگیری. بعد از اصلاح درون، نفسانیات موجب عدم عمل فرد می‌شود بعد از آن که درون فرد را با استدلال اصلاح کردیم و با او اتمام حجت شد، هنوز عوامل دیگری مانع از عمل فرد به دستورات دینی می‌شود. مثل تنبلی، هوای نفس، لجبازی، تربیت نادرست، اگر کسی بعد از اصلاح از درون به کمک استدلال، باز هم به امر خدا عمل نکرد، ممکن است علتش تنبلی، بی‌حوصلگی و هوای نفس باشد. گاهی اصلاً کسی با دین مشکلی ندارد. با حجاب و نماز مشکلی ندارد. اگر فعلا نماز نمی‌خواند با پدر یا مادرش مشکل دارد. تربیتش درست نبوده. لذا لجبازی می‌کند. می‌گوید این پدر یا مادر من که نماز می‌خوانند فلانند. شما که نماز خواندید چه شدید که ما چه بشویم؟ هوای نفس هم کمک می‌کند. به قول علی (ع) «تزیین عدو =تزیین دشمن» هم کمک می‌کند. خیلی وقتها که افراد ظواهر دینی را رعایت نمی‌کنند و می‌افتند در لجبازی، چه در سطح فردی و چه در سطح کلان، با خدا و دین و معصوم ع مشکلی ندارند. واقعاً با قرآن مشکل ندارد. با مجری مشکل دارند. با گوینده مشکل دارند. کتاب «مهندسی فرهنگی‌» از سری کتاب های بیان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed