www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 3982
زمان انتشار: 24 سپتامبر 2019
| |
هشدار امام رضا(ع) درباره راههای نفوذ دشمن

انسانها براساس فطرت خود نياز به معاشرت با ديگران دارند اما نکته مورد اهمیت اینجاست که امام (ع) هشدار می دهند که ابتدا درباره فرد مورد معاشرت و مذاکره دقت کنید و بی گدار به آب نزنید.

هشدار امام رضا(ع) درباره راههای نفوذ دشمن

امام رضا(ع) در کلامی حکیمانه و عبرت آموز درباره عدم اعتماد به دیگران و پرهیز از ظاهر بینی هشدار می دهند که گول فریبکاری و تظاهر طرف مقابل را نخورید و همواره با حزم و احتیاط همراه با صبر و حوصله به او نگاه کنید .

امام رضا(ع) را باید قهرمان مبارزه در جنگ نرم دانست که با همشیاری فریب نیرنگ دشمن را نخورده و مجموعه‌ای از تهدیدهای شکننده را به فرصت‌هایی طلایی تبدیل نمود . چرا که  واضح است اصرار مأمون در انتصاب امام رضا(ع) به مقام ولایتعهدی، برآمده از دوستی و محبت نسبت به اهل بیت نبود و مأمون در پی تخریب چهره اهل بیت(ع) و ضربه زدن به  موقعیت علویان بود که با رفتار حکیمانه و روشنگری های امام رضا (ع)  تمام تیرهایش به سنگ خورد.

هشدار شدید امام رضا علیه السلام درباره همنشینی با افراد مسئله دار یکی از توصیه های مهم امام رضا (ع) برای موفقیت در زندگی انتخاب افراد شایسته و بدون مسئله برای معاشرت و نشست و برخاست می باشد. امام (ع) ما را به دقت و رعایت جوانب احتیاط در این باره سفارش می کنند. در همین مورد یکی از یاران امام (ع) می گوید:   سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ (ع) یَقُولُ مَا لِی رَأَیْتُكَ عِنْدَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ یَعْقُوبَ فَقَالَ-إِنَّهُ خَالِی فَقَالَ إِنَّهُ یَقُولُ فِی اللَّهِ قَوْلًا عَظِیماً یَصِفُ اللَّهَ وَ لَا یُوصَفُ فَإِمَّا جَلَسْتَ مَعَهُ وَ تَرَكْتَنَا وَ إِمَّا جَلَسْتَ مَعَنَا وَ تَرَكْتَهُ فَقُلْتُ هُوَ یَقُولُ مَا شَاءَ أَیُّ شَیْ‏ءٍ عَلَیَّ مِنْهُ إِذَا لَمْ أَقُلْ مَا یَقُولُ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ (ع) أَ مَا تَخَافُ أَنْ تَنْزِلَ بِهِ نَقِمَةٌ فَتُصِیبَكُمْ جَمِیعاً أَ مَا عَلِمْتَ بِالَّذِی كَانَ مِنْ أَصْحَابِ مُوسَى (ع) وَ كَانَ أَبُوهُ مِنْ أَصْحَابِ فِرْعَوْنَ فَلَمَّا لَحِقَتْ خَیْلُ فِرْعَوْنَ مُوسَى تَخَلَّفَ عَنْهُ لِیَعِظَ أَبَاهُ فَیُلْحِقَهُ بِمُوسَى فَمَضَى أَبُوهُ وَ هُوَ یُرَاغِمُهُ حَتَّى بَلَغَا طَرَفاً مِنَ الْبَحْرِ فَغَرِقَا جَمِیعاً فَأَتَى مُوسَى (ع) الْخَبَرُ فَقَالَ هُوَ فِی رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَكِنَّ النَّقِمَةَ إِذَا نَزَلَتْ لَمْ یَكُنْ لَهَا عَمَّنْ قَارَبَ الْمُذْنِبَ دِفَاعٌ؛  از امام شنیدم كه به من فرمود: چرا تو را مى بینم كه با عبدالرحمن بن یعقوب همنشینى مى كنى؟. جعفرى گوید: عرض ‍ كردم: او دایى من است. امام فرمود: او درباره ذات پاك خدا مطالب نامناسبى مى گوید كه ساحت پاك خدا از آن منزه است. خدا را (به صورت اجسام و اوصاف آن وصف مى كند) در حالى كه خدا قابل توصیف نیست پس یا با او همنشین باش و ما را ترك كن و یا با ما همنشین باش و از او دورى كن. ابوهاشم گوید: عرض كردم: او هر عقیده اى دارد و هر چه مى گوید، بر من چه زیانى دارد با اینكه من بر عقیده حق خود استوار هستم و از عقیده او دورى مى كنم. امام رضا علیه السلام فرمود: آیا نمى ترسى كه بلایى به او برسد و تو نیز به بلاى او بسوزى؟! آیا به این داستان آگاهى ندارى كه شخصى از یاران حضرت موسى علیه السلام بود، ولى پدرش از یاران فرعون بود، هنگامى كه لشکر فرعون به موسى رسید از موسى عقب ماند تا پدر خود را پند دهد موسى به او برخورد كه داشت با پدرش دو به دو می كرد، تا اینكه هر دو به كنار دریا رسیدند، ناگاه بلاى غرق شدن فرعونیان فرا رسید و آن پسر نیز همراه پدر غرق شد. وقتى كه این خبر به موسى رسید، موسى فرمود: او در رحمت خداست ولى چون عذاب فرود آید از آن كس كه نزدیك گنهكار است، دفاعى نشود.(1) تعامل سازنده با دیگران امام رضا علیه السلام نه تنها انزوا و فاصله گرفتن از دیگران را نمی پسندند بلکه به مناسبتهای مختلف از معاشرت و مذاکره با انسانهای آگاه و با خرد سخن گفته اند. امام (ع) می فرماید: « ... وَ سَاعَةً لِمُعَاشَرَةِ الْإِخْوَانِ وَ الثِّقَاتِ الَّذِینَ یُعَرِّفُونَكُمْ عُیُوبَكُمْ وَ یُخْلِصُونَ لَكُمْ فِی الْبَاطِنِ»؛ در زندگى روزانه خود، بخشى را براى معاشرت و مذاكره با افراد آگاه و مورد اعتماد قرار دهید و از وجود افرادى كه باطن هاى سالم و روحیه خیرخواهانه دارند؛ بخواهید شما را نسبت به عیوبتان آگاه و معایب و اشتباهاتتان را تذكر دهند.(2) مطابق این بیان حکیمانه انسانها براساس فطرت خود نیاز به معاشرت با دیگران دارند اما نکته مورد اهمیت اینجاست که امام (ع) هشدار می دهند که ابتدا درباره فرد مورد معاشرت و مذاکره دقت کنید و بی گدار به آب نزنید. دوست عاقل و وفادار یكى از بهترین سرمایه هاى زندگى است، زیرا علاوه بر اینكه مایه الفت و آرامش آدمى است، مى تواند او را در بسیار از امور مادى و معنوى یارى كند و شخصیت اصیل وى را تقویت نماید و استعدادهاى نهفته اش را آشكار سازد. بر عكس دوست جاهل، مانع رشد و ترقى و قابلیت هاى فطرى آدمى شده و معاشرت با او سبب ناراحتى و ملامت خاطر است. از همین رو امام رضا (ع) در بیانی دیگر می فرماید: : «صَدِیقُ الْجَاهِلِ تَعِبٌ» ؛ كسى كه رفیق جاهل دارد، همواره در رنج و ناراحتى است.(3) رفتار دوگانه دشمن  امام رضا(ع) در کلامی حکیمانه و عبرت آموز درباره عدم اعتماد به دیگران و پرهیز از ظاهر بینی هشدار می دهند که گول فریبکاری و تظاهر طرف مقابل را نخورید و همواره با حزم و احتیاط  همراه با صبر و حوصله به او نگاه کنید . امام (ع) در این زمینه می فرماید:  اگر دیدید کسی اهل نماز و روزه است، گناه نمی‌کند و کارهای خوب هم انجام می‌دهد عجله نکن، گولش را نخور، ممکن است توان گناه کردن نداشته باشد.  بعد می‌فرماید: اگر کسی توان گناه کردن داشت، اما گناه نمی‌کرد، آرام باش، فریب نخور، ممکن استگناهی را ترک می‌کند، اما مرتکب گناه دیگری می‌شود. زیرا شهوات مردم مختلف است؛ یکی شهوت مال دارد،اما شهوت جنسی ندارد، یکی شهوت جنسی دارد،اماحرام نمی‌خورد.سپس می‌فرماید: اگر کسی هیچ گناهی نکرد، عجله نکن، گولش را نخور، ممکن است عقل درستو حسابی نداشته باشد. بعد می‌فرماید: اگر کسی عقل درست و حسابی هم داشت، فریب نخور، ببین آیا هوای نفسش مسلط بر عقلش است، یا عقلش مسلط بر هوای نفس است؟  حضرت در انتهای بحث مثال می‌زند و می‌فرماید: مانند کسی که حبّ‌مقام دارد،  یک دفعه‌ای با یک هوس و هوای حبّ‌مقام، کلّ مراتب ایمانی قبلش را نابود می‌کند.   امام علیه‌السّلام در ادامه می‌فرماید وقتی به چنین آدمی می‌گویی: « إتَّقِ الله»؛ از خدا بترس، ناراحت می‌شود. «اَخَذَتهُ العِزَّة؛ به غرورش برمی‌خورد، می‌گوید: به من می‌گویی با تقوا باشم؟ تا حالا کسی از من گناه ندیده.  بعد امام(ع) می‌فرماید: اینها دیگر آدم هم نمی‌شوند و دچار لعن خداوند می‌شوند(۴). تبدیل تهدید به فرصت همانطور که امام رضا(ع) در مقابل اصرا و اجبار مأمون در قبول ولایتعهدی با موضعی حکیمانه راه نفوذ دشمن را بسته و توطئه های او را خنثی کردند. امام رضا (ع) می دانستند که اصرار مأمون برای قبول ولایتعهدی فقط به خاطر فریب شیعیان ، خاموش کردن قیامهای علویان و فاصله انداختن میان مردم و اهل بیت(ع)  است. از این رو امام رضا (ع) در شرائط "ضرورت" ولایت عهدی را به این‏شرط که در هیچ‏یک از شئون حکومت دخالت نکند و به جنگ و صلح و عزل و نصب و تدبیر امور نپردازد، پذیرفت. (5) امام رضا (ع) از فرصت پیش آمده برای اقامه دین و احیای سنت پیامبر(ص)، مناظره‏های آزادانه با پیروان سایر ادیان و کمک به سایرعلویانی که تحت فشار بودند بخوبی بهره برد . پانوشتها: اصول كافى ، ج 2، ص 374 و 375 تحف العقول، ص 409 بحار الانوار، ج 75، ص 352 وسائل الشیعه، ج 8، ص 317 عیون  اخبار الرضا ج  ۲، ص 167

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3944
زمان انتشار: 12 نوامبر 2015
| |
تحلیل های دو فرهنگ عاشورا و انتظار

عاشورا و انتظار (3)

تحلیل های دو فرهنگ عاشورا و انتظار

فریاد استنصار مهدی علیه السلام، نیز همواره بلند است . آیا کسی هست که مهدی آل محمد را یاری کند؟ آیا کسی هست عشق مرا در دل ها زنده کند؟ و انسان های بریده از مرا، با من پیوند زند؟

عاشورا و انتظار (1) عاشورا و انتظار (2) عاشورا و انتظار (3) عاشورا و انتظار (4) تحلیل ها 1 . عاشورا، پشتوانه فرهنگی انتظار فرهنگ «عاشورا» ، زمینه ساز فرهنگ «انتظار» است . «انتظار» ادامه عاشورا است و چشم به راه حسین دیگری نشستن در کربلایی به وسعت جهان . فرهنگ «عاشورا» آن چنان در روح انسان ها، رسوخ کرده و آتش عشقش، شراره ای در دل ها انداخته که بدون تردید، مؤثرترین و پایدارترین عنصر فرهنگ ساز، برای شیعیان و تمامی انسان های آزاده عالم است . به گفته امام راحل (ره): «ما هر چه داریم از محرم و صفر داریم » . 2 . اشتراک در اهداف هدف مهدی علیه السلام، نجات انسان ها از بردگی فکری و برداشتن زنجیرهای اسارت از آنان است . امام باقر علیه السلام می فرماید: «اذا قام القائم ذهب دولة الباطل; هنگامی که قائم قیام کند، هر آینه باطل از بین می رود» . (41) هدف امام حسین علیه السلام نیز در زیارت «اربعین » چنین بیان شده است: «و بذل مهجة فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضالة; خون خود را تقدیم تو کرد، تا انسان ها را از نادانی و گمراهی رهایی بخشد» . پس هدف هر دو، احیای دین و جلوگیری از انحطاط ارزش ها است . 3 . مشابهت در زمانه حسین علیه السلام زمانه خود را چنین توصیف می کند: «الا ترون ان الحق لایعمل به و ان الهوی لایترک عنه; آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل خودداری نمی گردد» ، (42) «فان السنة قد امیتت و ان البدعة قد احییت; همانا در شرایطی هستیم که سنت پیامبر، از بین رفته و بدعت ها زنده شده است » . «و علی الاسلام السلام اذا قد بلیت الامة براع مثل یزید; اگر حاکم امت، فردی همچون یزید باشد، پس باید فاتحه اسلام را خواند» . زمانه مهدی علیه السلام نیز چنین است: «یعطف الهوی علی الهدی، اذا عطفوا الهدی علی الهوی و یعطف الرای علی القرآن، اذا عطفوا القرآن علی الرای . . . و یحیی میت الکتاب والسنة; چون مهدی قیام کند، خواهش های نفسانی را به هدایت آسمانی، باز گرداند; پس از آنکه رستگاری را به هوای نفس بازگردانده باشند . آرا و افکار را پیرو قرآن کند، پس از آنکه قرآن را تابع رای خود گردانده باشند . . . پس مهدی به شما نشان خواهد داد که روش عادلانه در حکومت، چگونه است و آنچه را که از کتاب و سنت متروک مانده، زنده خواهد ساخت » . (43) زمانه مهدی علیه السلام و حسین علیه السلام، در انحراف فکری، فساد اجتماعی، رواج بی دینی و بدعت در سطح جهانی، مشابه یکدیگر است . مشابهت در زمانه، ابعاد متعددی دارد; از تبلیغات جبهه باطل گرفته تا حاکمیت خلفای جور و غربت دین در عرصه زندگی و جامعه . تبلیغات بنی امیه و معاویه علیه اهل بیت علیهم السلام و امام حسین علیه السلام (44) ، شباهت زیادی به تبلیغات کشورهای استکباری و صهیونیست ها، علیه ایران اسلامی دارد . 4 . مشابهت در یاران یاران حسین علیه السلام بهترین یاران و فدایی او بودند . آنان از معرفت، محبت، اطاعت و تسلیم نسبت به امام خود و سبقت در اجرای خواسته ها و فرامین او برخوردارند و در عبادت، صداقت، اخلاص و شجاعت یگانه دوران بودند . یاران مهدی علیه السلام نیز چنین اند: «هم اطوع له من الامة لسیدها; آنها مطیع تر از کنیز نسبت به مولای خود هستند» . (45) «کدادون جاحدون فی طاعته; (46) یاران مهدی (عج) در فرمانبرداری از حضرتش، بسیار کوشا و مصمم اند» . «لهم یسبهم الاولون و لایدرکهم الآخرون; (47) آنان [در شایستگی ها و امتیازات بر اوج رفیعی اند] نه از نسل های گذشته، کسی از آنان پیشی گرفته و نه از آیندگان، کسی به مقام والای آنان می رسد» . «رهبان باللیل لیوث بالنهار، کان قلوبهم زبر الحدید; عابدان شب و شیران روزند، [در شجاعت] قلوبشان همچون پاره های آهن است » . (48) 5 . ضرورت درگیری و نبرد درگیری بین حق و باطل، ایمان و کفر، یک ضرورت است; چون حقیقت «ایمان » ، حرکت و رویش و خصلت «کفر» ایستادگی و ماندگی است . ساده اندیشی است اگر گمان شود، مسائل و مشکلات، تنها با گفت وگو حل می شود . باید به فکر پس از گفت وگو هم بود که اگر زیر بار حق نرفتند و یا خواستند بر ظلم خود باقی بمانند، چه باید کرد؟ پس از گفت وگو و دو گروه شدن، مخاصمه و درگیری هم هست یا نه؟ «فاذا هم فریقان یختصمون . . .» (49) . به راستی آیا مشکل اسرائیل و فلسطین، با گفت وگو حل می شود؟ آیا آمریکا باگفت وگو حاضر است، از خوی استکباری خود دست بردارد؟ نبرد حسین علیه السلام و یزید، جنگ مهدی علیه السلام و مستکبران، نبرد حق و باطل است; یکی در محدوده کربلا و دیگری در وسعت همه زمین . امام باقر علیه السلام می فرماید: «لیس شانه الا السیف; (50) او فقط شمشیر را می شناسد» . امام صادق علیه السلام می فرماید: «یکفون سیوفهم حتی یرضی الله عزوجل; (51) [یاران قائم شمشیرهای خویش را بر زمین نمی نهند تا این که خدای عزوجل راضی شود» . 6 . منتظران مهدی علیه السلام، پرورش یافتگان مکتب عاشورا یاران مهدی علیه السلام، همه عاشورایی اند و در مکتب حسین علیه السلام پرورش یافته و بالیده اند . کسانی می توانند در رکاب مهدی علیه السلام باشند و امام حق را یاری رسانند که در مکتب «عاشورا» آبدیده شده و معیار جنگ و صلح را از او آموخته باشند که حسین علیه السلام خود معیار سلم و حرب و تولا و تبرا است . 7 . سختی و مشکلات راه امام صادق علیه السلام می فرماید: «قیام امام زمان علیه السلام نشانه هایی دارد» . راوی پرسید: آنها چیستند؟ امام صادق علیه السلام فرمود: «ذلک قول الله عزوجل و لنبلونکم بشی ء من الخوف و الجوع (52) لو قد خرج قائمنا، لم یکن الا العلق و العرق و القوم علی السروج; (53) این سخن خداوند است که «شما را با گرسنگی و ترس آزمایش می کند» ; هنگامی که قائم ما قیام کند، خون است و عرق ریختن و سوار بر مرکب ها بودن در میدان های مبارزه » . 8 . پیوستن و جدا شدن یاران به کاروان حسین علیه السلام کسانی پیوستند که امید پیوستنشان نبود، همچون زهیر و حر که یکی عثمانی بود و در صفین بر علیه علی علیه السلام شمشیر زده و دیگری فرمانده سپاه عمر سعد بود . و کسانی به بهانه های واهی نپیوستند، همچون طرماح بن عدی و یا پیوستند و جدا شدند و سعادت شهادت در کنار حسین علیه السلام را نداشتند; چه آنانی که در میانه راه جدا شدند و چه آنانی که در کربلا، از میدان معرکه گریختند . در مورد یاران مهدی علیه السلام نیز داریم: قال الصادق علیه السلام: «اذا خرج القائم یخرج من هذا الامر من کان یری انه من اهله و دخل فیه شبه عبدة الشمس والقمر; (54) هنگامی که قائم قیام کند از امر [ولایت] او کسانی بیرون می روند که همواره چنین به نظر می رسید از یاران او باشند . و به امر [ولایت] او در می آیند آنانی که شبیه خورشید پرستان و ماه پرستانند .» در مورد یهودیان جزیرة العرب، نیز داریم که منتظر آمدن پیامبر بودند . اما وقتی آمد، به او کافر شدند . «فلما جائهم ما عرفوا کفروا به » (55) از حسین نیز تقاضا کردند که بیاید و نامه ها نوشتند، اما هنگامی که آمد، به او پشت کردند و خون او را ریختند . 9 . الهام پذیری هر دو فرهنگ حسین علیه السلام با شهادت خود، پایه گذار فرهنگ شهادت شد و این فرهنگ، آن چنان در فرهنگ مسلمین ریشه دواند و در دلها جا باز کرد که به عنوان الگو، سرآغاز بسیاری از حرکتها و قیامهای حق طلبانه در سرزمین پهناور اسلامی بر علیه خلفا و حاکمان ستمگر، شد . در عراق; بصره و کوفه (سلیمان بن صرد، مختار، زید بن علی)، در حجاز; مدینه و مکه، در خراسان (یحیی بن زید) (56) . و هنوز هم همه عدالت خواهان و مردان تاریخ، می گویند باید پا جای پای حسین و شهدای کربلا گذاشت (گاندی .) انتظار نیز به عنوان یکی از بزرگترین، قوی ترین و انگیزه سازترین آرمان های انسانی، نقش بی بدیلی در از بین بردن یاس و ناامیدی و پیروزی نهایی مظلومان بر مستکبران دارد «و نریدان نمن . . . و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین » . همچنان که می تواند به عنوان یک راهبرد اساسی و کلیدی در تمامی ابعاد سیاسی - اجتماعی، تربیتی و فکری یک جامعه تاثیر گذار باشد . از طرف دیگر منتظر ظهور مصلح، خود باید صالح باشد . امام صادق علیه السلام فرمود: «ان لنا دولة یجی ء بها الله اذا شاء ثم قال: من سره ان یکون من اصحاب القائم علیه السلام فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر; (57) ما دولت و حکومتی داریم و خداوند، هرگاه بخواهد این دولت ظهور خواهد کرد و اگر کسی خوشحال و خشنود می شود که از یاران مهدی علیه السلام باشد; پس منتظر باشد و در حال انتظار، اهل ورع و اجتناب از گناهان و اهل محاسن و مکارم اخلاق باشد» . «یخرج اناس من المشرق و یوطئون للمهدی سلطانه; گروهی از مشرق زمین به پا خاسته و زمینه ساز حکومت امام مهدی علیه السلام می شوند» . 10 . زوال دولت های باطل حسین علیه السلام، با شهادت خود، باعث رسوایی و در نتیجه نابودی دولت بنی امیه شد . مهدی علیه السلام نیز با ظهور خود، باعث رسوایی و تزلزل تمامی دولت های مستکبر، خواهد شد: «اذا قام القائم ذهب دولة الباطل; (58) هنگامی که قائم قیام کند، هر ولت باطلی از بین می رود» . در دعای ندبه، ندا سر می دهیم: «این قاصم شوکة المعتدین؟ این هادم ابنیة الشرک و النفاق؟ این مبید اهل الفسوق و العصیان و الطغیان؟ . . . ; (59) کجا است درهم شکننده شوکت متجاوزان؟ کجا است ویران کننده بناهای شرک و نفاق؟ کجا است نابودکننده اهل نادرستی و عصیان و طغیان؟ . . .» . در روایات نیز آمده است: «و لایکون ملک الا للاسلام; (60) در آن روز حکومتی جز حکومت اسلام، نخواهد بود» . «یبلغ سلطانه المشرق و المغرب; (61) دولت مهدی (عج) شرق و غرب جهان را فرا گیرد» . «اذا قام القائم لایبقی ارض الا نودی فیها شهادة ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله; (62) هنگامی که مهدی (عج) قیام کند زمینی باقی نمی ماند مگر آن که گلبانگ توحید و رسالت پیامبر در آن بلند گردد» . 11 . تکیه بر سنت های الهی سنت خداوند چنین است که تا تحولی در وجود انسان ها پدید نیاید، وضعیت جامعه و اجتماع آنان، دگرگون نخواهد شد: «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم » (63) و سنت های الهی تخلف ناپذیر است: «ولن تجد لسنة الله تبدیلا» . (64) ظهور مهدی علیه السلام زمینه های مردمی و عده و عده ای را می طلبد که باید فراهم شود و این به عهده ما است; گرچه اگر ما کاری نکنیم، ظلم فراگیر و باطل خود زمینه ساز عدالت و حق خواهد بود; چون باطل رفتنی است: «قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا» . (65) البته این بدان معنا نیست که از امدادهای غیبی و معجزات استفاده نمی شود; بلکه امدادهای غیبی نیز از سنت های الهی است . و فرآیند خاص خود را دارد . به شهادت قرآن، پس از به کار گرفتن تمامی استعدادها، تلاش ها، تحمل سختی ها و شداید و طلب و درخواست انسان ها، امداد و عنایت الهی فرا خواهد رسید: «ان تنصرالله ینصرکم » (66) و «. . . ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لما یاتکم مثل الذین خلوا من قبلکم مستهم الباساء والضراء و زلزلوا حتی یقول الرسول و الذین آمنوا معه متی نصر الله الا ان نصر الله قریب » (67) . از شرایط اساسی ظهور حضرت حجت زمینه های مردمی است: «ان المهدی لایخرج حتی تقتل النفس الزکیة . . . فاتی الناس المهدی فزفوه کما تزف العروس » . (68) «. . . انه لایخرج حتی لایکون غائب احب الی الناس منه مما یلقون من الشر» . (69) 12 . نقش زنان نقش زنان، در هیچ حرکتی از حرکت های اسلامی و شیعی - از صدر اسلام تاکنون - به اهمیت و برجستگی نقش زن در قیام «عاشورا» نبوده است . «عاشورا» تنها صحنه ای است که در آن «زن » ، در متن قرارداد و نه حاشیه و نقش زن شیعی در آن، پررنگ و پرحضور است و شاید یکی از رمزهای جاودانگی آن همین باشد . نقش «زینب » ، این شیرزن دریادل کربلا و همسر و دختران امام حسین علیه السلام - به عنوان پیام آوران واقعه عاشورا - از جایگاه خاصی برخوردار است . نقش ام وهب، دلهم (زن زهیر)، طوعه، ماری (70) و حتی زنان قبیله بنی همدان (71) ، غیر قابل کتمان است . مرحوم حاج شیخ ملاسلطان علی تبریزی - که از جمله عابدان و زاهدان بود - در عالم رؤیا خدمت امام زمان علیه السلام رسید و عرض کرد: آیا این که فرمودید: «فلاندبنک صباحا و مساء و لابکین لک بدل الدموع دما» صحیح است؟ فرمود: آری، صحیح است . عرض کردم: آن کدام مصیبت است که به جای اشک، خون گریه می کردید؟ آیا مصیبت حضرت علی اکبر است؟ حضرت فرمود: اگر علی اکبر هم بود، در این مصیبت خون می گریست . - آیا مصیبت حضرت عباس است؟ - اگر عباس هم بود، در این مصیبت خون می گریست . - آیا مصیبت حضرت سیدالشهدا علیه السلام است؟ - اگر سیدالشهدا علیه السلام هم بود، در این مصیبت خون می گریست . - پس کدام مصیبت است؟ - مصیبت اسیری زینب . (72) در قیام حضرت مهدی علیه السلام نیز چنین است و زنان از جایگاه ویژه ای برخوردار خواهند بود . نقش زن در عصر ظهور، همچون نقش مدعیان امروز و طرفداران حقوق زن نیست که او را تا سرحد یک کالا و وسیله ای برای لذت طلبی و عیاشی تنزل داده اند . جابربن یزید جعفی از امام باقر علیه السلام نقل می کند: و یجی ء والله ثلاث ماة و بضعة عشر رجلا فیهم خمسون امراة یجتمعون بمکة علی غیر میعاد قزعا کقزع الخریف; (73) به خدا سوگند 313 نفر می آیند که پنجاه تن از آنان زن هستند که بدون هیچ قرار قبلی، در مکه کنار یکدیگر جمع خواهند شد» . ام سلمه نیز از پیامبر صلی الله علیه و آله چنین روایت کرده است: «یعوذ عائذ من الحرم فیجتمع الناس الیه کالطیر الوارد المتفرقة حتی یجتمع الیه ثلاث ماة و اربعة عشر رجلا فیه نسوة فیظهر علی کل جبار و ابن جبار (74) ; در آن هنگام پناهنده ای به حرم امن الهی پناه می آورد و مردم همانند کبوترانی که از چهار سمت به یک سو هجوم می برند به سوی او جمع می شوند تا این که در نزد آن حضرت سیصد و چهارده نفر گرد آمده که برخی از آنان زن می باشند که بر هر ستمگر و ستمگر زاده ای پیروز می شوند» . 13 . دشواری حفظ دین در دوران امام حسین علیه السلام بر اساس بدعت های خلفا و تبلیغات بنی امیه، دین بی ارزش و بازار دنیا پررونق بود: «الناس عبید الدنیا و الدین علی السنتهم ما درت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون; مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان می باشد، مادامی که زندگی دنیای آنها تامین شود . اما همین که در بوته امتحان قرار گرفتند، دین داران کم خواهند بود» . (75) اگر نبود حسین علیه السلام - این خط روشن ولایت و وارث پیامبران - چراغ دین، آخرین کورسوهای خود را می زد . در عصر انتظار نیز حفظ دین، از سخت ترین کارها است . امام صادق علیه السلام می فرماید: «ان لصاحب هذا الامر غیبة، المتمسک فیها بدینه کالخارط لشوک القتاد بیده - ثم اوما ابوعبدالله علیه السلام بیده هکذا . قال: فایکم تمسک شوک القتاد - ثم اطوق ملیا ثم قال: ان لصاحب هذا الامر غیبة فلیتق الله عبد عند غیبته و لیتمسک بدینه; (76) برای صاحب این امر (حضرت مهدی علیه السلام) غیبتی خواهد بود . هر کس در روزگار غیبت او دین خود را حفظ کند، مانند کسی است که تیغ های تیزگیاه قتاد را با دستش صاف و هموار سازد; سپس حضرت با دست [مبارک] خویش اشاره فرمود که چگونه با دست، تیغ های قتاد را باید هموار ساخت . آنگاه افزود: کدام یک از شما تا به حال توانسته است، خارهای خنجرگونه قتاد را به دست بگیرد؟ سپس حضرت سر به زیر افکند و مدتی سکوت کرد; آن گاه افزود: برای صاحب این امر، غیبتی است که در روزگار دشوار غیبت، هر بنده خدایی باید تقوا پیشه کند و دینش را حفظ نماید» . در روایتی دیگر، آمده است: «من ثبت علی ولایتنا فی غیبة قائمنا، اعطاه الله اجر الف شهید مثل شهداء بدر و احد; (77) کسی که در روزگار قائم ما، در امر ولایت ما ثابت قدم و استوار باقی بماند و نلغزد، چنان است که خداوند پاداش هزارشهید مانند شهدای جنگ های بدر و احد به آنان عطا می فرماید» . امام باقر علیه السلام می فرماید: «یاتی علی الناس زمان یغیب عنهم امامهم . فیا طوبی للثابتین علی امرنا فی ذلک الزمان; (78) روزگاری بر مردم خواهد آمد که امام و پیشوای ایشان از [چشم] آنان غایب و پنهان می گردد . پس خوشا بر احوال کسانی که در آن زمان (غیبت در امر ولایت) ثابت قدم و استوار می مانند» . حضرت در ادامه، فضایل فراوانی برای کسانی که دین خود را حفظ می کنند، بیان می دارد که این فضایل زیاد، به جهت سنگینی و عظمت کار آنان است . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «اللهم لقنی اخوانی، مرتین . . . لاحدهم اشد بقیة علی دینه من خرط القتاد فی اللیلة الظلماء او کالقابض علی جمر الغضاء، اولئک مصابیح الدجی ینجیهم الله من کل فتنة غبراء مظلمة; (79) بارالها! مرا به دیدار برادرانم نایل گردان . . . هر یک از ایشان در پایداری و استواری در دین، از کسی که در دل تیره شب، شاخه پرتیغ گیاه قتاد را، با کف دست صاف و هموار می سازد، پایدارتر است; یا همانند کسی که صبورانه پاره آتشی را بر دست گیرد و در آن حال در دین خویش استوار باشد . آری، ایشان چراغ های هدایت [در شب تاریک و دیجور] هستند . خداوند ایشان را از هر فتنه تیره و تار رهایی می بخشد» . 14 . سازش ناپذیری حسین علیه السلام در رد درخواست یزید بر بیعت، با قاطعیت می گوید: «مثلی لایبایع مثله » ; (80) حضرت مهدی علیه السلام نیز با هیچ کس سر سازش ندارد . امام باقر و صادق علیهما السلام می فرمایند: «لیس شانه الا السیف; او فقط شمشیر را می شناسد» (81) ، «یقتل اعداء الله حتی یرضی الله; دشمنان خدا را می کشد تا خدا راضی گردد» . (82) 15 . تلاش جهت جذب و نیروسازی حسین علیه السلام، مدام به فکر جذب نیرو و تربیت و سازندگی بود . و با نامه به شهرهای مختلف و سفرهای خود و با زندگی ساده و انفاق های خود، سعی در جذب و تالیف قلوب و تربیت و پرورش آنان داشت . او دو سال پیش از مردن معاویه، در «منا» ، جمعی بالغ بر هزار نفر از صحابه و تابعان را گرد آورد و تمامی فضایل اهل بیت را به همراه ویژگی های دشمنان آنان، از قرآن بر آنان خواند . آن حضرت در دوره یزید، در سفر خود از مکه به کربلا، از سیاست جذب نیرو چشم نپوشید و افرادی همچون زهیر و حر را جذب نمود . مهدی علیه السلام فرزند حسین علیه السلام نیز در میان ما و در حال تلاش و نیروسازی است و لحظه ای از این مهم غافل نیست: «ان یکون صاحبکم المظلوم، المجحود حقه، صاحب هذا الامر یتردد بینهم و یمشی فی اسواقهم و یطا فرشهم و لایعرفونه حتی یاذن الله له ان یعرفهم نفسه; (83) صاحب این امر . . . در میان آنان راه می رود، در بازارهایشان رفت و آمد می کند . روی فرش هایشان گام برمی دارد; ولی او را نمی شناسند، مگر خداوند به او اجازه دهد تا خودش را به آنان معرفی کند . در جلد دوم موسوعه امام مهدی (تالیف شهید محمد صدر) داستان هایی شنیدنی و موثق در این باره آمده است . 15 . انتظار پیامبر صلی الله علیه و آله از خیلی پیش ترها، خبر شهادت امام حسین علیه السلام را داده بود . امام علی علیه السلام نیز می فرمود: «هیهنا مناخ رکاب و مصارع عشاق » . این اخبار تا آن جا بود که کسانی، از مدت ها پیش در منطقه کربلا اقامت گزیده و منتظر یاری فرزند رسول خدا بودند و سرانجام به آرزوی خود رسیدند . (84) پیامبر صلی الله علیه و آله و تمامی ائمه علیهم السلام، بشارت ظهور مهدی علیه السلام و دولت کریمه او را داده اند و باید منتظر بود که: «افضل الاعمال انتظار الفرج » . 16 . طلب یاری فریاد استنصار و طلب یاری حسین علیه السلام، هنوز هم از رواق تاریخ به گوش می رسد: «هل من ناصر ینصرنی; هل من مغیث یغیثنا; هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله » . فریاد استنصار مهدی علیه السلام، نیز همواره بلند است . آیا کسی هست که مهدی آل محمد را یاری کند؟ آیا کسی هست عشق مرا در دل ها زنده کند؟ و انسان های بریده از مرا، با من پیوند زند؟ می گویند با شنیدن فریاد «هل من ناصر حسینی » ، گهواره علی اصغر تکان خورد! آیا با شنیدن «هل من ناصر مهدوی » نیز، دلی هست که بلرزد و با امامش عهد و پیمانی ببندد و به کمک او برخیزد؟ آن هم در این عصر وانفسا؟ ! «او در روز ظهور خود به دیوار کعبه تکیه داده بانگ بر می دارد: «ای مردم! ما از خداوند یاری می جوییم . هر که می خواهد ما را اجابت کند . . . از شما می خواهم که به حق خدا و به حق رسول خدا و به حق خودم بر شما - که حق قرابت رسول الله (ص) می باشد - ما را کمک کنید و کسانی را که به ما ظلم می کنند، از ما بازدارید که ما را ترسانده و بر ما ظلم کرده اند . از شهر و فرزندانمان جدا کرده، بر ما ستم روا داشتند و شوریدند . اهل باطل حقمان را گرفته، بر ما افترا بستند . خدا را درباره ما در نظر آورید! ما را تنها نگذاشته، خوارمان نکنید . یاریمان کنید که خداوند شما را یاری می کند» . (85) 17 . تدبیر و مدیریت مدیریت حسین علیه السلام، مدیریتی بی نظیر است . این که جماعتی اندک در برابر سپاهی سی هزار نفری، از پگاه صبح تا هنگام عصر مقاومت کنند; حکایت از مدیریت عالی و تدبیر بلند حسین (ع) دارد . او با تشکیل میمنه و میسره و علمدار و قرار گرفتن خود در قلب سپاه، به عنوان فرمانده و قرار دادن خیمه ها در جایگاهی مناسب - به طوری که پشت آن نهری خشک شده باشد - و ریختن نی و هیزم در آن و آتش زدن آنها در فرصتی مناسب و خیمه ها را در کنار هم بستن و . . . به طوری که دشمن نتواند آنها را محاصره کند و تنها از روبه رو با آنها بجنگد، نشان داد که از تدبیر و مدیریتی بی نظیر برخوردار است . امام با تسلطی شگرف تمامی صحنه ها را زیر نظر داشت و هم چون یک فرمانده پیروز تا آخرین لحظه، ذره ای ترس و واهمه به خود راه نداد . او در شب عاشورا از تمام منطقه نبرد، بازدید کرد و با گفت وگوی با اصحاب و اهل حرم همه آنان را به آمادگی و وسعت رسانید و خود و اهل بیت و اصحابش، با عبادت و دعا شب را به صبح رساندند . کسانی که صبح پرکاری دارند، باید شب ها را به پا خیزند و با خالق خود به راز و نیاز بپردازند . «یا ایها المزمل قم اللیل . . . ان لک فی النهار سبحا طویلا» (86) مهدی علیه السلام نیز در مدیریت و تدبیر، همچون جد بزرگوار خود حسین (ع) است . تشکیل یک حکومت جهانی و اداره همه انسان ها مدیریتی می خواهد سترگ، به ظمت سینه مهدی (ع) که: آلة الریاسة سعة الصدر .     پینوشت ها: 41) کافی، ج 8، ص 278 . 42) تحف العقول، ص 245 . 43) نهج البلاغه، خ 138 . 44) تبلیغات بنی امیه تا آن جا بود که مردم شام، بنی امیه را اهل بیت پیامبر می دانستند . عبدالله بن علی وقتی از شام برگشت، گفت: انهم ما علموا لرسول الله قرابة و لااهل بیت یرثونه غیربنی امیة . مسعودی نیز در مروج الذهب (ج 3، ص 44) نقل می کند: «از یکی از بزرگان اهل شام که اهل رای و عقل بود سؤال شد: ابوتراب کیست که این خطیب او را لعن می کند؟ جواب داد: من فکر می کنم یکی از دزدان فتنه انگیز باشد . ابن ابی الحدید، از امام باقر علیه السلام نقل می کند: سخت ترین زمان برای شیعیان ما زمان معاویه بود که در هر شهری آنها را می یافتند به قتل می رساندند و دست و پای آنها را می بریدند تا در زمان حاکمیت عبیدالله بن زیاد و حجاج در کوفه که مردم بیشتر دوست داشتند به آنها کافر و زندیق بگویند تا شیعه علی علیه السلام .(زمینه های قیام امام حسین علیه السلام، ص 250 .) 45) بحارالانوار، ج 52، ص 308 . 46) همان، ص 311 . 47) معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام، ج 3، ص 100 (به نقل از مستدرک حاکم، ج 4، 54 .) 48) بحارالانوار، ج 52، ص 386 . 49) نمل (27)، آیه 45 . 50) الغیبة، نعمانی، ص 233 . 51) بحارالانوار، ج 52، ص 27 . 52) کمال الدین، ج 2، ص 694 . 53) بحار الانوار، ج 52، ص 59 (امام رضا علیه السلام .) 54) الغیبة نعمانی، ص 171; بحارالانوار، ج 52، ص 364 . 55) بقره (2)، آیه 89 . 56) ر . ک: پیامدهای عاشورا، سید ابوالفضل اردکانی . 57) منتخب الاثر، ص 497، فصل 10، باب 2، ح 9 . 58) کافی، ج 8، ص 38 (امام باقر علیه السلام .) 59) دعای ندبه . 60) الملاحم و الفتن، ج 2، ص 66 . 61) کمال الدین، ج 1، ص 331 (امام باقر علیه السلام .) 62) بحارالانوار، ج 52، ص 340 (امام صادق علیه السلام .) 63) رعد (13)، آیه 11 . 64) احزاب، 62 . 65) اسراء، 81 . 66) محمد (47)، آیه 7 . 67) بقره (2)، آیه 214 . 68) معجم احادیث الامام المهدی، ج 1، ص 478; الملاحم و الفتن، سید ابن طاووس ص 139، ب 63 . 69) عقد الدرر، ص 94 . 70) وی اهل بصره و خانه اش، کانون شیعیان امام علی علیه السلام بود . از آن کانون تنی چند به یاری حسین علیه السلام شتافتند و شهید شدند; گرچه خود وی نیامد . 71) پس از مردن یزید، برخی از بزرگان و اشراف کوفه تصمیم گرفتند عمرسعد را به عنوان امیرخود برگزینند . زنان قبیله بنی همدان تا این خبر را شنیدند، هلهله کنان داخل مسجد شدند و از این کار ممانعت کردند . آنان می گفتند شما می خواهید کسی را حاکم کنید که فرزند رسول خدا را به شهادت رسانده است؟ 72) العبقری الحسان، ج 1، ص 98 . 73) بحارالانوار، ج 53، ص 223 . 74) مجمع الزوائد، ج 7، ص 315; معجم احادیث الامام المهدی، ج 1، ص 500 . 75) تحف العقول، ص 249; بحارالانوار، ج 44، ص 192 . 76) بحارالانوار، ج 52، ص 135 . 77) همان، ج 53، ص 135 . 78) همان . 79) همان، ج 52، ص 124 . 80) بحارالانوار، ج 44، ص 325 . 81) کمال الدین، ج 1، ص 331 . 82) الغیبة شیخ طوسی، ص 32 . 83) الغیبة نعمانی، ص 84 و نیز ر . ک: همان، ص 72 . 84) ر . ک: تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج 14، ص 216 و نیز ر . ک: ص 224 . 85) بحارالانوار، ج 52، ص 238 . 86) مزمل (73)، آیات 1- 5 .  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3903
زمان انتشار: 29 دسامبر 2020
| | |
رمزی که انسان را با امام حسین (علیه السلام) محشور می کند

رمزی که انسان را با امام حسین (علیه السلام) محشور می کند

مسلمانِ پیرو حسین بن علی علیهماالسلام که نفس مطمئنة و راضیة و مرضیة است-  هیچ وقت بی وظیفه نمی ماند. هر کجا هست، در برابر مسلمانیِ خودش و همه خواهران و برادران ایمانی اش، وظیفه دارد. باید فرزند زمان خود باشد تا حسینی شود.

چرا سوره ی مبارکه ی فجر چنین پیوند محکمی با امام حسین علیه السلام دارد؟ تا جایی که انس با این سوره و مداومت بر تلاوتش، مقام عظیم و درجه بهشت را به ارمغان می آورد! امام صادق (علیه السلام) فرمود: "هر کس در خواندن سوره فجر مداومت داشته باشد، با امام حسین علیه السلام در درجه َاش در بهشت خواهد بود" (تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، استرآبادى، على ، تصحیح حسین استاد ولى، قم، مؤسسة النشر الإسلامی ، 1409 ق ) اهل بیت عصمت علیهم السلام، راز این پیوند را در آیات پایانی سوره نشانی داده اند.  از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده اند که: «اقرءوا سورة الفجر فی فرائضکم و نوافلکم، فإنها سورة الحسین بن علی " "سوره ی فجر را در نمازهای واجب و مستحب تان بخوانید، زیرا این سوره، سوره حسین بن علی (علیهما السلام) است." یکی از حاضران (ابو اسامه) پس از بیان امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: چگونه این سوره، سوره امام حسین (علیه السلام) شده است؟ حضرت فرمود: مگر این بخش از آیه و کلام خداوند را نشنیده َاید که می فرماید: "یا أیتها النفس المطمئنة ارجعی إلى ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی " این آیه درباره حسین بن علی علیهماالسّلام است؛ چرا که آن بزرگوار صاحب نفس مطمئنه بود و از خدا راضی بود و خدا نیز از او راضی بود، و یاران آن بزرگوار از خاندان محمد (صلی الله و علیه و آله) از خداوند راضی بودند و خداوند نیز از آن ها راضی بود، و این سوره فقط درباره حسین بن علی و شیعیان او و شیعیان آل محمد (صلی الله و علیه و آله) می باشد." (البرهان فى تفسیر القرآن، بحرانى، هاشم بن سلیمان ، ج 5، ص: 658) ماجرای کربلا هم مثل همه چیز دیگر، اراده ی خدا بود. و البته همه چیز حکایت از این دارد که بخشی از این اراده ی الهی این بود که امام حسین علیه السلام و همه ی اصحاب و همراهانش، با اراده و اختیار و تلاش خودشان، کربلایی شدند و با تمام وجود، از قضا و اراده ی الهی راضی بودند. گویا همه چیز دست به دست هم داده تا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، در میان همه ی هادیان الهی بشریت، یگانه و ویژه باشد. قطعاً مأموریت ویژه و خاص امام حسین علیه السلام از سوی خدای متعال تعیین شده بود؛ پس طراحی تمامِ این صحنه ی ماندگار و فوق العاده، کارِ همان خدای فوق العاده است. اعتقاد ما این است که راهنمایانِ الهی، از جانبِ خود حرفی نمی زنند و اقدامی نمی کنند مگر این که دستورِ رب العالمین باشد و در راستای مأموریت خاصشان. این را در مورد پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به صراحت از قرآن کریم می شنویم: و ما ینطق عن الهوی إن هو الا وحی یوحی (نجم، 3-4) (پیامبر از روى هواى نفس سخن نمى گوید آنچه مى گوید تنها وحى الهى است ) و در مورد اوصیای آن حضرت هم آن  گونه که در چهارچوب تعریف امامت و تفاوتش با نبوت بگنجد، این مفهوم قابل تعمیم است. اقدام و مأموریت ویژه ی امام حسین علیه السلام، سال 60و 61 هجری وقتش رسیده بود. زمانی که با خلیفه شدن یزید، کار امت پیامبر صلی الله و علیه وآله به جاهای باریک کشیده شد. یزیدِ معلوم الحال آمده بود تا تیشه ای که پدرش معاویه، موذیانه و کم کم به شاخ و برگ اسلام می زد، او یکسره به ریشه بزند و از جای برکند. مأموریت امام، مثل پدر و برادر بزرگوارش، حفظ دین خداست. این وظیفه، گاه با تاکتیک سکوت، گاه با جنگی حساب شده یا صلحی هوشمندانه و گاه با یک انقلاب تحول آفرین به انجام می رسد و شرایط زمانه ی امام حسین علیه السلام، این شیوه ی آخر را می طلبد.  امام در وصیت خود به محمد حنفیه، از راز این قیام تاریخ ساز پرده برمی دارد و آن چیزی نیست جز وظیفه ی حفظ و اصلاح امت اسلام و احیای سیره ی پیامبر صلی الله علیه و آله:  "...و أنّی لم أخرج أشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، و إنّما خرجت لطلب الاصلاح فی أمّة جدّی صلّى اللّه علیه و آله، ارید أن آمر بالمعروف و أنهى عن المنکر، و أسیر بسیرة جدّی محمد صلّى اللّه علیه و آله و أبی علیّ بن أبی طالب علیه السلام " (تسلیة المجالس و زینة المجالس (مقتل الحسین علیه السلام)، حسینى موسوى، محمد بن أبیطالب ، ج 2، ص: 160) گاهی انجام یک وظیفه، با هزینه ای گران و مصیبت و ابتلایی بزرگ همراه است. اینجاست که رضایت داشتن از خدا، اراده ها و برنامه های او، و ایستادگی بر انجام وظیفه ی خدایی، کاری می کند کارستان. مثلاً آدمی را در مسیر "راضیة مرضیة" قرار می دهد یا آدم را لایق شهادت در کربلا می کند یا ندای "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" را به گوش انسان می رساند. همان طور که خوانده و شنیده اید، در جای جای صحنه ی کربلا آثار رضایت قلبی از این ایثار بزرگ، به چشم می خورد. در چهره ی بشاش و رضایتمندِ امام در همه ی مصیبت ها، در شور و شوق یاران برای یاری دین خدا و یاوری ولی خدا، در شتاب حضرت عباس علیه السلام برای پاسخ به العطش کودکان، در استواری و استحکام مادر وهب برای فرستادن فرزندش به میدان و خلاصه "رضایت از انجام وظیفه ی خدایی" در قلب های اهالی عاشورا موج می زند. گویا همه چیز دست به دست هم داده تا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، در میان همه ی هادیان الهی بشریت، یگانه و ویژه باشد. قطعاً مأموریت ویژه و خاص امام حسین علیه السلام از سوی خدای متعال تعیین شده بود؛ پس طراحی تمامِ این صحنه ی ماندگار و فوق العاده، کارِ همان خدای فوق العاده است. اعتقاد ما این است که راهنمایانِ الهی، از جانبِ خود حرفی نمی زنند و اقدامی نمی کنند مگر این که دستورِ رب العالمین باشد و در راستای مأموریت خاصشان. این را در مورد پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به صراحت از قرآن کریم می شنویم: وَمَا یَنطِق عَنِ الْهَوَى* إِنْ هوَ إِلَّا وَحْیٌ یوحَى (نجم، 3-4) (پیامبر از روى هواى نفس سخن نمى گوید آنچه مى گوید تنها وحى الهى است ) و در مورد اوصیای آن حضرت هم آن  گونه که در چهارچوب تعریف امامت و تفاوتش با نبوت بگنجد، این مفهوم قابل تعمیم است. نمونه ای دیگر از این رضایت، در کلام امام حسین علیه السلام جاریست: شبى که صبحش حسین علیه السّلام تصمیم داشت از مکّه حرکت کند محمّد بن حنفیّه شبانه به نزد امام حسین علیه السلام رفت و گفت: برادرم، دیدى که اهل کوفه با پدرت و برادرت چه حیله و مکرى بکار بردند، و من می ترسم که حال تو نیز مانند حال پدر و برادرت گردد، اگر رأیت به ماندن در مکّه باشد عزیزترین فردى خواهى بود که در حرم الهى است و کسى را به تو دسترسى نخواهد بود، فرمود: برادرم، می ترسم یزید بن معاویة به ناگاه مرا بکشد و احترام این خانه با کشته شدن من از میان برود... محمّد بن حنفیّه گفت: اگر از چنین پیش آمدى می ترسى به سوى یمن و یا یکى از بیابان هاى دور دست برو که از هر جهت محفوظ باشى و کسى را به تو دسترسى نباشد فرمود: تا ببینم، چون سحر شد حسین علیه السلام کوچ کرد. خبر کوچ کردن حسین علیه السلام به محمّد بن حنفیّه رسید، آمد و زمام شترى را که حضرت سوار بر آن بود بگرفت و عرض کرد: برادر! مگر وعده نفرمودى که پیشنهاد مرا مورد توجّه قرار دهى؟ فرمود: چرا، عرض کرد: پس چرا با این شتاب بیرون می روى؟ فرمود: پس از آنکه از تو جدا شدم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله نزد من آمد و فرمود: "یَا حسَیْن اخْرجْ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَاکَ قَتِیلا" حسین بیرون برو که مشیّت خداوندى بر این است که تو را کشته ببیند، محمّد بن حنفیّه گفت: انّا اللَّه و انّا الیه راجعون، حال که تو با این وضع بیرون می روى پس همراه بردن این زنان چه معنى دارد؟ فرمود: رسول خدا صلى اللَّه علیه و اله بمن فرمود:" إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَاهنَّ سَبَایَا" مشیّت خدا بر این شده است که آنان را نیز اسیر و گرفتار ببیند. این بگفت و با محمّد خداحافظى فرموده و حرکت کرد. (اللهوف علی قتلی الطفوف (ترجمه سید احمد فهری) ص: 100) یک نکته عاشورایی: مسلمانِ پیرو حسین بن علی علیهماالسلام که نفس مطمئنة و راضیة و مرضیة است-  هیچ وقت بی وظیفه نمی ماند. هر کجا هست، در برابر مسلمانیِ خودش و همه خواهران و برادران ایمانی اش، وظیفه دارد. باید فرزند زمان خود باشد تا حسینی شود. منبع :تبیان آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3734
زمان انتشار: 12 اوت 2020
| |
اعمال و دعاى روز مباهله

اعمال و دعاى روز مباهله

مباهله پیامبر با (ص)مسیحیان نجران، در روز بیست وچهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. پیامبر (ص)طی نامه ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر (ص)آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد.

کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا سازد و مجازات کند. روز بیست و چهارم بنابر اَشْهر روزى است که مُباهَلَه کرد رسول خدا صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله با نصاراى نجران و پیش از آنکه خواست مُباهله کند عبا بر دُوش مبارک گرفت و حضرت امیرالمؤ منین و فاطمه و حَسَن و حسین عَلیهمُ السلام را داخل در زیر عبا نمود و گفت پروردگارا هر پیغمبرى را اهل بیتى بوده است که مخصوص ترین خلق بوده اند به او خداوندا اینها اهل بیت منند پس از ایشان برطرف کن شک و گناه را و پاک کن ایشان را پاک کردنى پس جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر در شاءن ایشان آورد پس حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله آن چهار بزرگوار را بیرون برد از براى مباهله چون نگاه نصارى بر ایشان افتاد و حقّیت آن حضرت و آثار نزول عذاب مشاهده کردند جُراءَت مُباهله ننمودند واستدعاى مصالحه و قبول جزیه نمودند و در این روز نیز حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در حال رکوع انگشترى خود را به سائل داد و آیه اِنَّما وَلِیکمُ اللّهُ در شانش نازل شد و بالجمله این روز روز شریفى است و در آن چند عمل وارد است : اوّل : غسل دوّم : روزه سوّم : دو رکعت نماز و آن مثل روز عید غدیر است در وقت و کیفیت و ثواب و آیة الکرسى که در نماز مباهله است تا هُمْ فیها خالِدُونَ است چهارم : خواندن دعاى مباهله که شبیه به دعاى سحرهاى ماه رمضان است و شیخ و سید هر دو نقل کرده اند لکن مابین روایات آن دو بزرگوار اختلاف کثیر است و من اختیار مى کنم روایت شیخ را در مصباح فرموده دعاء روز مباهله روایت شده با فضیلت آن از حضرت صادق علیه السلام مى گویى : اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ بَهاَّئِک بِاَبْهاهُ وَکلُّ بَهاَّئِک بَهِىُّ خدایا از تو خواهم از درخشنده ترین مراتب درخشندگیت و همه مراتب آن درخشنده است اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِبَهاَّئِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ جَلالِک خدایا از تو خواهم به تمام مراتب درخشندگیت خدایا از تو خواهم از باشوکت ترین مراتب بِاَجَلِّهِ وَکلُّ جَلالِک جَلیلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِجَلالِک کلِّهِ جلالت و تمام مراتب جلال تو شوکتمند است خدایا از تو خواهم به همه مراتب جلالت اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ جَمالِک بِاَجْمَلِهِ وَکلُّ جَمالِک جَمیلٌ اَللّهُمَّ خدایا از تو خواهم از زیباترین مراتب جمال تو و همه مراتب جمالت زیباست خدایا اِنّى اَسْئَلُک بِجَمالِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک کما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ از تو خواهم به همه مراتب جمالت خدایا تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس دعایم را به اجابت رسان لى کما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ عَظَمَتِک بِاَعْظَمِها وَکلُّ چنانچه وعده ام دادى خدایا از تو خواهم از بزرگترین مراتب عظمتت و همه عَظَمَتِک عَظَیمَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِعَظَمَتِک کلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسَئَلُک مراتب آن بزرگ است خدایا از تو خواهم به همه عظمتت خدایا از تو خواهم مِنْ نُورِک بِاَنْوَرِهِ وَکلُّ نُورِک نَیرٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِنُورِک کلِّهِ از تابنده ترین مراتب روشنیت و همه مراتب آن تابنده است خدایا از تو خواهم به تمام مراتب روشنیت اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ رَحْمَتِک بِاَوْسَعِها وَکلُّ رَحْمَتِک واسِعَةٌ خدایا از تو خواهم از وسیع ترین مراتب رحمتت و همه رحمت تو وسیع است اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِرَحْمَتِک کلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک کما اَمَرْتَنى خدایا از تو خواهم به همه مراتب رحمتت خدایا تو را مى خوانم همچنانکه دستورم دادى فَاسْتَجِبْ لى کما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ کمالِک بِاَکمَلِهِ پس اجابت کن دعایم را چنانچه وعده فرمودى خدایا از تو خواهم از کاملترین مراتب کمالت وَکلُّ کمالِک کامِلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِکمالِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى و تمام مراتب آن کامل است خدایا از تو خواهم به تمام مراتب کمالت خدایا از تو اَسْئَلُک مِنْ کلِماتِک بِاَتَمِّها وَکلُّ کلِماتِک تاَّمَّةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک خواهم از تمامترین کلمات و سخنانت و تمام کلماتت تام و تمام است خدایا از تو خواهم بِکلِماتِک کلِّهَا اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ اَسْماَّئِک بِاَکبَرِها وَکلُّ به کلماتت همگى خدایا از تو خواهم به بزرگترین نامهایت و همه اَسْماَّئِک کبیرَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِاَسْماَّئِک کلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک نامهایت بزرگ است خدایا از تو خواهم به نامهایت همگى خدایا من تو را مى خوانم کما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى کما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ چنانچه به من دستور دادى پس به اجابت رسان دعایم را چنانچه وعده ام فرمودى خدایا از تو خواهم به عِزَّتِک باَعَزِّها وَکلُّ عِزَّتِک عَزیزَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِعِزَّتِک کلِّها عزیزترین مراتب عزتت و همه مراتب تو عزیز است خدایا از تو خواهم به همه مراتب عزتت اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ مَشِیتِک بِاَمْضاها وَکلُّ مَشِیتِک ماضِیةٌ خدایا از تو خواهم به گذراترین اراده و خواستت و همه مراتب اراده تو گذراست اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِمَشِیتِک کلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِقُدْرَتِک الَّتىِ خدایا از تو خواهم به تمام مراتب اراده و خواستت خدایا از تو خواهم بدان قدرتت که بوسیله آن بر همه چیز اسْتَطَلْتَ بِها عَلى کلِّشَىْءٍ وَکلُّ قُدْرَتِک مُسْتَطیلَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى برترى گرفتى گرچه تمام مراتب قدرتت برترى گیرنده است خدایا از تو اَسْئَلُک بِقُدْرَتِک کلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک کما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى خواهم به تمام مراتب قدرتت خدایا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادى تو هم اجابتم کن چنانچه کما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ عِلْمِک بِاَنْفَذِهِ وَکلُّ عِلْمِک نافِذٌ وعده فرمودى خدایا از تو خواهم از نافذترین مراتب دانشت با این که تمام مراتب دانشت نافذ است اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِعِلْمِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ قَوْلِک بِاَرْضاهُ خدایا از تو خواهم به مراتب دانشت همگى خدایا از تو خواهم از پسندیده ترین گفتارت وَکلُّ قَوْلِک رَضِىُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِقَوْلِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک و تمام گفتار تو پسندیده است خدایا از تو خواهم به همه گفتارت خدایا از تو خواهم مِنْ مَساَّئِلِک بِاَحَبِّهاَّ وَکلُّها اِلَیک حَبیبَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِمَساَّئِلِک به محبوبترین چیزى که از تو درخواست شده و همه آنها پیش تو محبوب است خدایا از تو خواهم به تمام آنچه از تو کلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک کما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى کما وَعَدْتَنى درخواست شده خدایا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس اجابتم کن چنانچه وعده ام فرمودى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ شَرَفِک بِاَشْرَفِهِ وَکلُّ شَرَفِک شَریفٌ اَللّهُمَّ خدایا از تو خواهم به شریفترین مراتب شرفت و تمامى مراتب شرف تو شریف است خدایا اِنّى اَسْئَلُک بِشَرَفِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ سُلْطانِک بِاَدْوَمِهِ از تو خواهم به مراتب شرفت همگى خدایا از تو خواهم به حق بادوامترین مراتب سلطنتت وَکلُّ سُلطانِک داَّئِمٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِسُلْطانِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى و تمام مراتب آن دائمى است خدایا از تو خواهم به مراتب سلطنتت همگى خدایا از تو اَسْئَلُک مِنْ مُلْکک بِاَفْخَرِهِ وَکلُّ مُلْکک فاخِرٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک خواهم به گرانمایه ترین مراتب فرمانرواییت و تمام مراتب فرمانرواییت گرانمایه است خدایا از تو خواهم بِمُلْکک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک کما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى کما به تمام مراتب فرمانرواییت خدایا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس اجابتم کن چنانچه وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ عَلاَّئِک بِاَعْلا هُ وَکلُّ عَلاَّئِک ع الٍ وعده ام فرمودى خدایا از تو خواهم به والاترین مراتب بلندیت و تمام مراتب بلندى تو والا است اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِعَلاَّئِک کلِّهِ اَللّ- هُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ ای اتِک خدایا از تو خواهم به والاترین مراتب بلندیت همگى خدایا از تو خواهم به بِاَعْجَبِها وَکلُّ ایاتِک عَجیبَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِایاتِک کلِّها اَللّهُمَّ شگفت ترین آیات و نشانه هایت و همه آیات تو شگفت است خدایا از تو خواهم به آیاتت همگى خدایا اِنّى اَسْئَلُک مِنْ مَنِّک بِاَقْدَمِهِ وَکلُّ مَنِّک قَدیمٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک از تو خواهم به قدیمترین نعمتت و همه نعمتهایت قدیم است خدایا از تو خواهم بِمَنِّک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک کما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى کما به همه اقسام نعمتت خدایا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس اجابت کن دعایم را چنانچه وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِما اَنْتَ فیهِ مِنَ الشُّؤُنِ وَالْجَبَرُوتِ وعده فرمودى خدایا و من از تو خواهم به آنچه تو در آنى از مقامات و قدرت و عظمتت اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِکلِّ شَاءْنٍ وَکلِّ جَبَرُوتٍ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِما خدایا از تو خواهم به حق هر مقام و هر قدرت و عظمتى که دارى خدایا و من از تو خواهم بدانچه تُجیبُنى بِهِ حینَ اَسْئَلُک یا اَللّهُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَسْئَلُک بِبَهآءِ لا اِلهَ اجابتم کنى بدان هنگامى که تورا خوانم اى خدا اى که معبودى جز تو نیست از تو خواهم به درخشندگى (یا ارجمندى ) کلمه اِلاّ اَنْتَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَسْئَلُک بِجَلالِ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ یا لا اِلهَ اِلاّ ((لااله الا انت )) اى که نیست معبودى جز تو از تو خواهم به جلال و شوکت کلمه ((لا اله الا انت )) اى که معبودى جز تو نیست اَنْتَ اَسْئَلُک بِلا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک کما اَمَرْتَنى از تو خواهم به کلمه ((لااله الاانت )) خدایا تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس اجابت کن دعایم را فَاسْتَجِبْ لى کما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ رِزْقِک باَعَمِّهِ چنانچه وعده ام فرمودى خدایا از تو خواهم از عمومى ترین اقسام روزیت وَکلُّ رِزْقِک عآمُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِرِزْقِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک و تمام اقسام روزى تو عمومى است خدایا از تو خواهم به تمام اقسام روزى تو خدایا از تو خواهم مِنْ عَطآئِک بِاَهْنَاِهِ وَکلُّ عَطآئِک هَنیئٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِعَطآئِک از گواراترین عطایاى تو و تمام عطاهایت گوارا است خدایا از تو خواهم به تمام عطایایت کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ خَیرِک باَعْجَلِهِ وَکلُّ خَیرِک عاجِلٌ اَللّهُمَّ خدایا از تو خواهم به فورى ترین خیر و نیکیت و تمام نیکیهاى تو فورى است خدایا اِنّى اَسْئَلُک بِخَیرِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ فَضْلِک بِاَفْضَلِهِ وَکلُّ از تو خواهم به تمام نیکیهایت خدایا از تو خواهم به فزونترین فضل تو و همه فَضْلِک فاضِلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِفَضْلِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک فضل تو فزون است خدایا از تو خواهم به فضل تو همگى خدایا تو را خوانم کما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى کما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ چنانچه دستورم دادى پس اجابتم کن چنانچه وعده ام فرمودى خدایا درود فرست بر محمد وَ الِ مُحَمَّدٍ وَابْعَثْنى عَلَى الاِْیمانِ بِک وَالتَّصْدیقِ بِرَسُولِک عَلَیهِ و آل محمد و برانگیز مرا با داشتن ایمان به خودت و تصدیق به رسولت - که درود بر او وَ الِهِ السَّلامُ وَالْوِلایةِ لِعَلِىِّ بْنِ اَبیطالِبٍ وَالْبَرائَةِ مِنْ عَدُوِّهِ و آلش باد - و ولایت على بن ابیطالب و بیزارى از دشمنش وَالاْیتِمامِ بِالاْئِمَّةِ مِنْ الِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلامُ فَاِنّى قَدْ رَضیتُ و اقتدا به امامان از آل محمد علیهم السلام زیرا که من خوشنودم بِذلِک یا رَبِّ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِک وَرَسُولِک فِى الاْوَّلینَ بدین اى پروردگار من خدایا درود فرست بر محمد بنده و رسولت در زمره اولین وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ فِى الاْخِرینَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ فِى الْمَلاَءِ و درود فرست بر محمد در زمره آخرین و درود فرست بر محمد در عالم الاْعْلى وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ فِى الْمُرْسَلینَ اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّدا بالا و درود فرست بر محمد در زمره مرسلین خدایا عطا کن به محمد مقام الْوَسیلَةَ وَالشَّرَفَ وَالْفَضیلَةَ وَالدَّرَجَةَ الْکبیرَةَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى وسیله و شرف و فضیلت و درجه بزرگ را خدایا درود فرست بر مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَقَنِّعْنى بِما رَزَقْتَنى وَبارِک لى فیما اتَیتَنى محمد و آل محمد و قانع کن مرا بدانچه روزیم کرده اى و برکت ده به من در آنچه به من داده اى وَاحْفَظْنى فى غَیبَتى وَکلِّ غائِبٍ هُوَ لى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و نگهدارى کن مرا در غیبتم و هر غائبى که مربوط به من است خدایا درود فرست بر محمد وَ الِ مُحَمَّدٍ وَابْعَثْنى عَلىَ الاِْیمانِ بِک وَالتَّصْدیقِ بِرَسُولِک اَللّهُمَّ و آل محمد و برانگیزم بر ایمان به خودت و تصدیق به رسولت خدایا صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَسْئَلُک خَیرَ الْخَیرِ رِضْوانَک وَالْجَنَّةَ درود فرست بر محمد و آل محمد و از تو خواهم خوبترین خوبها را که خوشنودى تو و بهشت باشد وَاَعُوذُ بِک مِنْ شَرِّ الشَرِّ سَخَطِک وَالنّارِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و پناه برم به تو از بدترین بدها که خشم تو و آتش دوزخ باشد خدایا درود فرست بر محمد وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاحْفَظْنى مِنْ کلِّ مُصیبَةٍ وَمِنْ کلِّ بَلِیةٍ وَمِنْ کلِّ عُقُوبَةٍ و آل محمد و محافظت کن مرا از هر پیش آمد ناگوار و از هر گرفتارى و از هر شکنجه وَمِنْ کلِّ فِتْنَةٍ وَمِنْ کلِّ بَلاَّءٍ وَمِنْ کلِّ شَرٍّ وَمِنْ کلِّ مَکرُوهٍ وَمِنْ کلِّ و از هر فتنه و از هر بلاء و از هر بدى و از هر ناراحتى و از هر مصیبت و از هر مُصیبَةٍ وَمِنْ کلِّ افَةٍ نَزَلَتْ اَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ اِلَى الاْرْضِ فى هذِهِ آفتى که نازل شده یا بعد از این از آسمان بزمین نازل شود در این السّاعَةِ وَفى هذِهِ اللّیلَةِ وَفى هذَا الْیومِ وَفى هذَا الشَّهْرِ وَفى هذِهِ ساعت و در این شب و در این روز و در این ماه و در این السَّنَةِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاقْسِمْ لى مِنْ کلِّ سُرُورٍ سال خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و نصیبم کن از هر شادى وَمِنْ کلِّ بَهْجَةٍ وَمِنْ کلِّ اسْتِقامَةٍ وَمِنْ کلِّ فَرَجٍ وَمِنْ کلِّ عافِیةٍ وَمِنْ و از هر خوشحالى و از هر پایدارى و از هر گشایشى و از هر تندرستى و از کلِّ سَلامَةٍ وَمِنْ کلِّ کرامَةٍ وَمِنْ کلِّ رِزْقٍ واسِعٍ حَلالٍ طَیبٍ وَمِنْ هر سلامتى و از هر کرامت و از هر روزى فراخ حلال پاکى و از کلِّ نِعْمَةٍ وِمَنْ کلِّ سَعَةٍ نَزَلَتْ اَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ اِلَى الاْرْضِ فى هر نعمتى و از هر وسعتى که نازل شده یا بعد از این نازل شود از آسمان به زمین در هذِهِ السّاعَةِ وَفى هذِهِ اللّیلَةِ وَفى هذَا الْیوْمِ وَفى هذَا الشَّهْرِ وَفى این ساعت و در این شب و در این روز و در این ماه و در هذِهِ السَّنَةِ اَللّهُمَّ اِنْ کانَتْ ذُنُوبى قَدْ اَخْلَقَتْ وَجْهى عِنْدَک وَحالَتْ این سال خدایا اگر چنانچه گناهانم شرمنده کرده است چهره ام را پیش تو و حائل شد بَینى وَبَینَک وَغَیرَتْ حالى عِنْدَک فَاِنّى اَسْئَلُک بِنُورِ وَجْهِک الَّذى میان من و تو و حالم را پیش تو تغییر داده پس از تو خواهم به حق نور ذاتت که لا یطْفَأُ وَبِوجْهِ مُحَمَّدٍ حَبیبِک الْمُصْطَفى وَبِوجْهِ وَلِیک عَلِىٍّ خاموش نشود و به آبروى محمد مصطفى حبیب تو و به آبروى ولى تو على الْمُرْتَضى وَبِحَقِّ اَوْلِیآئِک الِّذینَ انْتَجَبْتَهُمْ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ مرتضى و به حق اولیائت که برگزیدى آنها را که درود فرستى بر محمد وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَغْفِرَ لى ما مَضى مِنْ ذُنُوبى وَاَنْ تَعْصِمَنى فیما و آل محمد و بیامرزى برایم گذشته هاى از گناهانم را و نگاهم دارى در بَقِىَ مِنْ عُمْرى وَاَعُوذُ بِک اللّهُمَّ اَنْ اَعُودَ فى شَىْءٍ مِنْ مَعاصیک آینده عمرم و پناه مى برم به تو خدایا از اینکه بازگردم به یکى از گناهان و نافرمانیهایت اَبَداً مااَبْقَیتَنى حَتّى تَتَوَفّانى وَاَنَا لَک مُطیعٌ وَاَنْتَ عَنّى راضٍ وَاَنْ هرگز تا زنده ام (یعنى ) تا آنگاه که مرا بمیرانى و من فرمانبردار تو باشم و تو از من خوشنود باشى و تَخْتِمَ لى عَمَلى بِاَحْسَنِهِ وَتَجْعَلَ لى ثَوابَهُ الْجَنَّةَ وَاَنْ تَفْعَلَ بى ما به انجام رسانى عمل مرا به نیکوترین آن و پاداش آنرا برایم بهشت مقرر دارى و انجام دهى درباره من آنچه را اَنْتَ اَهْلُهُ یا اَهْلَ التَّقْوى وَیا اَهْلَ الْمَغْفِرَةِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ تو شایسته آنى اى اهل تقوى و اى شایسته آمرزش درود فرست بر محمد و آل مُحَمَّدٍ وَارْحَمْنى بِرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ محمد و رحم کن به من به رحمت خویش اى مهربانترین مهربانان   پنجم : بخواند دعایى که شیخ وَ سَید روایت کرده اند بعد از دو رکعت نماز و هفتاد مرتبه استغفار و اوّل آن اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ است و شایسته است در این روز تصدّق بر فقراء به جهت تَاءسّى به مولاى هر مؤ من و مؤ منه امیر المؤ منین علیه السلام و زیارت کردن آن حضرت و انسب خواندن زیارت جامعه است . روز بیست و پنجم روز شریفى است و روزى است که هَل اَتى در حقّ اهل بیت نازل شده به جهت آنکه سه روز روزه گرفتند و افطار خود را به مسکین و یتیم و اسیر دادند و به آب افطار نمودند و شایسته است که شیعیان اهل بیت عَلیهمُ السلام در این ایام خصوص در شب بیست و پنجم تاءسّى به موالى خود نمایند در تصدّق به مساکین و ایتام و سعى در اطعام ایشان و این روز را روزه بدارند و چون بعض علماء این روز را روز مباهله مى دانند مناسب است زیارت جامعه و دعاء مباهله را نیز در این روز بخوانند روز آخر ذى الحجه که آخر سال عرب است سید در اقبال موافق یک روایت ذکر کرده که دو رکعت نماز کند در هر رکعت حمد یک مرتبه و ده مرتبه قُل هُواللّهُ اَحَدٌ ده مرتبه آیة الکرسى بخواند و بعد از نماز بگوید: اَللّهُمَّ ما عَمِلْتُ فى خدایا آنچه انجام دادم در هذِهِ السَّنَةِ مِنْ عَمَلٍ نَهَیتَنى عَنْهُ وَلَمْ تَرْضَهُ وَنَسیتُهُ وَلَمْ تَنْسَهُ این سال از اعمالى که مرا از آن نهى فرمودى و راضى بدان نبودى و من آنرا فراموش کردم ولى تو فراموشش نکردى وَدَعَوْتَنى اِلَى التَّوْبَةِ بَعْدَ اجْتِرائى عَلَیک اَللّهُمَّ فَاِنّى اَسْتَغْفِرُک مِنْهُ و مرا به بازگشت بسویت خواندى پس از دلیرى کردنم بر تو خدایا من از آن اعمال آمرزش مى طلبم فَاغْفِر لى وَما عَمِلْتُ مِنْ عَمَلٍ یقَرِّبُنى اِلَیک فَاقْبَلْهُ مِنّى وَلا تَقْطَعْ پس بیامرز آنها را و هر عملى که انجام دادم از اعمالى که مرا به تو نزدیک گرداند پس آنرا از من قبول کن و قطع مکن رَجآئى مِنْک یاکریمُ امیدم را از خودت اى بزرگوار پس چون گفت این را شیطان گوید واى برمن هرچه من تَعَب کشیدم در حق او در این سال همه را خراب کرد به این کلمات و شهادت دهد سال گذشته براى او که سال خود را به خیر ختم نمود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3714
زمان انتشار: 19 اوت 2019
| | |
پیام غدیر

پیام غدیر

مهمترین اصل در قرآن و دین ،و ولایت است.  موفق ترین انسانها کسای هستند که با متخصص کار میکنند. هر چقدر کار شما تخصصی تر باشد،معصوم در آن اظهار نظر بیشتر میکند، در نتیجه قدرت و سرعت و سبقت و سلامت شما بیشتر خواهد شد 

فیلم

1 - پیام غدیر

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3713
زمان انتشار: 30 سپتامبر 2015
| |
فضیلت زیارت غدیریّه امام هادی(ع) از نگاه بزرگان

فضیلت زیارت غدیریّه امام هادی(ع) از نگاه بزرگان

رسول خدا (ص) فرمودند: «يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ أَفْضَلُ أَعْيَادِ أُمَّتِي وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَمَرَنِي اللهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ فِيهِ بِنَصْبِ أَخِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) عَلَماً لِأُمَّتِي يَهْتَدُونَ بِهِ مِنْ بَعْدِي وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَكْمَلَ اللهُ فِيهِ الدِّينَ وَ أَتَمَّ عَلَى أُمَّتِي فِيهِ النِّعْمَةَ وَ رَضِيَ لَهُمُ الْإِسْلَامَ دِينا = روز غدیر خم، برترین عیدهای امت من است و آن، روزی است که خداوند بزرگ دستور داد آن روز برادرم، علیّ بن ابی طالب را به عنوان عَلَم امّتم منصوب کنم، تا بعد از من، مردم توسط او هدایت شوند و آن، روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین برای آنان پسندید.»

جناب شیخ عبّاس قمی در مورد زیارت شریف غدیریّه می نویسد: در تمامی زیارات مأثوره، زیارتی به این درجه از صحّت و اعتبار و قوّت سند پیدا نمی ‌شود. از جمله مهمترین زیارتهای ائمه طاهرین - از نظر شیعه امامیه - زیارت غدیر است که برای آن اهمیت زیادی قائلند. امام هادی (ع) در سالی که معتصم آن حضرت را از مدینه به سرمن رأی آورد، مرقد شریف امیرالمؤمنین (ع) را با این زیارتنامه زیارت کرد، که از برجسته ترین و بالاترین زیارت هاست، در این زیارتنامه از فضایل امیرالمؤمنین (ع) و از مشکلات سیاسی و اجتماعی آن روزگار که آن حضرت دچار بود - و قسمتی از فرازهای زیارت را تشکیل می‏دهد - سخن گفته است. اهمیت و فضیلت زیارت غدیریه امام هادی(ع) از نگاه مراجع و علما را در ادامه می خوانید: اهمیّت عیدالله الاکبر، غدیر خم عید غدیر، بزرگ‌ترین عید امّت حضرت خاتم النّبیّین (ص) است. رسول خدا (ص) فرمودند: «یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ أَفْضَلُ أَعْیَادِ أُمَّتِی وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَمَرَنِی اللهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ فِیهِ بِنَصْبِ أَخِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (ع) عَلَماً لِأُمَّتِی یَهْتَدُونَ بِهِ مِنْ بَعْدِی وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَكْمَلَ اللهُ فِیهِ الدِّینَ وَ أَتَمَّ عَلَى أُمَّتِی فِیهِ النِّعْمَةَ وَ رَضِیَ لَهُمُ الْإِسْلَامَ دِینا؛ روز غدیر خم، برترین عیدهای امت من است و آن، روزی است که خداوند بزرگ دستور داد آن روز برادرم، علیّ بن ابی طالب را به عنوان عَلَم امّتم منصوب کنم، تا بعد از من، مردم توسط او هدایت شوند و آن، روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین برای آنان پسندید.» می‌دانیم که به هیچ چیز هم مانند ولایت سفارش نشده است: «لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ كَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَةِ»؛ به هیچ چیز، مانند ولایت دعوت نشده است. اعمال در این روز، فضیلت بی ‌نظیری دارند؛ هر یک از نماز، روزه، افطار و اطعام مؤمن و... در عیدالله الاکبر غدیر، ثواب بی ‌نظیری دارد. در هیچ یک از اعیاد دیگر، فضایل و آداب به اندازه عیدالله الاکبر غدیر نرسیده است. فضیلت این روز به حدّی است که سلطان سریر ارتضا، آقا امام رضا (ع) در مورد این روز بزرگ فرموده ‌اند: اگر مردم فضیلت این روز را آن چنان که باید می ‌شناختند، روزی ده بار فرشتگان با آن ‌ها مصافحه می‌ کردند. اهمّیّت زیارت غدیریّه اهمیت و فضیلت بی ‌نظیر زیارت معصومان: بر کسی پوشیده نیست. اصولاً زیارت اهل بیت (ع) از افضل اعمال است. برای هر امامی در گردن موالیانشان حقّی است که از جمله وفای به حقّ، زیارت قبر آن امام (ع) می ‌باشد. احادیث فراوان در فضیلت زیارت و ثواب ‌های بسیار آن وارد شده است؛ همانند احادیثی که در کتاب شریف کامل الزّیارات آمده است. اعتبار این کتاب به حدّی است که حتّی عدّه ‌ای از علما قائلند: هر راوی که نام او در این کتاب بیاید، صحیح است؛ هر چند توثیق دیگری در مورد او نداشته باشیم. پیشوایان دین، ما را با این حقیقت آشنا کرده ‌اند که برخی زیارت‌ های شریف از ده‌ ها، بلکه صدها حج بالاترست؛ برای نمونه می ‌توانید به کتاب کامل الزیارات و کتاب مزار بحارالانوار مراجعه فرمایید. اگر زمانی توانایی زیارت حضوری را نداریم، به زیارت از راه دور سفارش شده‌ایم، تا از همان ثواب برخوردار گردیم. یکی از بهترین این زیارت ‌ها، زیارت غدیریه حضرت امام هادی (ع) است. زمانی که معتصم ملعون، حضرت امام هادی (ع) را به تبعید می ‌برد؛ حضرت امام هادی (ع) در عید غدیر به نجف اشرف رسیدند و با این زیارت، جدّ بزرگوارشان حضرت امیرالمؤمنین (ع) را زیارت فرمودند. در میان اعمال روز غدیر، نماز عید غدیر و زیارت غدیریه سفارش خاصّی دارد؛ البته این دو عمل، اختصاصی به این روز ندارند و در روایت آمده که در روزهای دیگر هم انجام می‌ گیرد. زیارت غدیریه در نگاه بزرگان علمای مکتب اهل بیت (ع) هم بر این زیارت تأکید دارند:   مرحوم شیخ عباس قمی: شیخ عبّاس قمی در مفاتیح الجنان در مورد این زیارت نوشته ‌اند: روایت شده به خواندن آن زیارت، در هر وقت و هر کجا که شخص باشد... ما در کتاب هدیة الزائرین به سند این زیارت اشاره کردیم و این که زیارت را هر روز از نزدیک و دور می ‌شود خواند و این فایده جلیله ‌ای است که البته راغبان در عبادت و شآئقان زیارت حضرت شاه ولایت آن را غنیمت خواهند شمرد. مرحوم شیخ عباس قمی، کتاب دیگری به نام «هدیه ‏الزائرین‏» دارد. وی در این کتاب در زمینه اتقان سند و استحکام صدور این زیارت می ‌نویسد: شیخ جلیل محمد بن المشهدى یکى از بزرگان علما است. وی در مزار کبیر براى این زیارت شریف، سند بسیار معتبرى ذکر نموده که‏ کمتر خبرى به قوت سند او می‌رسد... از ابى القاسم حسین بن روح و عثمان بن سعید عَمرى از ابى محمد حسن بن على العسکرى از پدرش امام هادى (ع) و این سلسله شریف، همه از اعیان علما و شیوخ‏ طائفه و رؤساى مذهب ‌اند و جناب ابوالقاسم حسین بن روح و عثمان ‏بن سعید، هر دو از نواب امام عصر (عج) هستند و بعد از تأمل معلوم ‏می ‌شود که در تمام زیارات مأثوره، زیارتى به این وجه از صحت و اعتبار و قوت سند پیدا نمی ‌شود.  آیت الله العظمی وحید خراسانی: آیت الله العظمی وحید خراسانی عنوان می کنند: درك خود این زیارت، بدون مبالغه، از عهدة تمام حكما و تمام فقها بالاتر است. چند فراز از این زیارت خوانده می ‌شود. منتها آن ‌هایی كه عُمری در علم و فكر گذرانده ‌اند، باید در جمله به جملة آن دقّت كنند. آیت الله العظمی نوری همدانی: آیت الله العظمی نوری همدانی هم در دیدار ستاد اعتکاف با معظّم له، ضمن خواستار نگارش شرح بر این زیارت و زیارت جامعه کبیره خاطرنشان کردند: نگارش شرح و توضیح برای این دو زیارتنامه، خدمت بزرگی است؛ مخصوصاً در دنیای کنونی که متأسفانه با سرمایه‌ گذاری ‌های دنیای کفر و پول‌ های عربستان سعودی و قطر، سلفی ‌ها و تکفیری ‌ها پر و بال یافته ‌اند. حجت الاسلام والمسلمین شیخ نجم الدین طبسی: استاد بزرگوار، حجت الاسلام والمسلمین شیخ نجم الدّین طبسی هم در جلسه درس خود که در سایت وی نیز آمده است، دربارة این زیارت شریف گفته اند: بند بند و کلمه به کلمه زیارت غدیریه امام هادی (ع) را مطالعه کنید. «السّلام علیک یا دین الله القویم و صراطه المستقیم. اشهد انّ الشّاکّ فیک ما آمن بالرّسول الامین». از زیارات صحیح است. بند بند و کلمه به کلمه ‌اش را مطالعه کنید. به سندهای معتبر رسیده است. در شرایط سخت امام هادی (ع) بود. ... این زیارت را بخوانید؛ ثواب آن جای خود[ فضایل بسیاری] از فضایل مولا در آن آمده است. کلمه به کلمه ‌اش را مطالعه کنید. «دین الله القویم و صراطه المستقیم» تا می ‌رسد به این که: «انّ الشّاک فیک» نه تنها قبول نداشته باشد؛ بلکه تنها شک هم که[در مورد حضرت] بکند: «ما آمن بالرّسول الامین» به رسول امین ایمان نیاورده است. نگاهی به زیارت غدیریه: به راستی چرا ما از این زیارت با عظمت غافلیم؟ در حالی که این زیارت مشحون از آیات قران کریم است و 206 فضیلت از فضایل بیکران قرآن ناطق حضرت امیرالمؤمنین (ع) در آن وارد شده است. روایت شده که در هر روز، از راه دور و نزدیک می ‌توان خواند. زیارت حضرت امیرالمؤمنین، از زیارت پر فضیلت حضرت سیّد الشّهدا (ع) هم بالاتر است. جناب شیخ عبّاس قمی در مورد زیارت شریف غدیریّه می نویسد: در تمامی زیارات مأثوره، زیارتی به این درجه از صحّت و اعتبار و قوّت سند پیدا نمی ‌شود. زیارت غدیریه از نظر اسناد: جالب است بدانیم در تمامی سلسله سند این زیارت بی ‌نظیر، روات آن نه تنها عادل و امامی بلکه از اعلام درجه اوّل شیعه در هر عصر می ‌باشند و سلسله سند آن از طریق نایب خاصّ اوّل و سوّم حضرت ولیّ عصر (عج) به حضرت امام حسن عسکری و حضرت امام هادی (ع) می ‌رسد. بزرگوارانی مانند ابن المشهدی، شاذّان بن جبرئیل قمی، عماد الدّین طبری، ابوعلی(مفید ثانی)، شیخ الطّائفة طوسی، شیخ مفید، ابن قولویه، مرحوم کلینی، علیّ بن ابراهیم، ابراهیم بن هاشم، حسین بن روح و عثمان بن سعید، نایب خاص اول و سوم حضرت ولی عصر (عج). سلسله سند صحیح تا جناب ابن مشهدی هم موجود است. ضرورت ذکر فضایل حضرت امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب (ع) فراموش نکنیم که در روایات عامه و خاصه، امر خاصّ نبوی (ص) به ذکر فضایل حضرت مولی الموحّدین، امام امیرالمؤمنین (ع) داریم؛ مثل اینکه فرموده ‌اند: «زَیِّنُوا مَجَالِسَکُم بِذِکرِ عَلیِّ بنِ ابِی طَالِب»؛ مجالس خود را به ذکر علی بن ابی طالب (ع) زینت دهید. این روایت، از عایشه هم در اسناد برادران عامه آمده است. حضرت سیّد الشّهدا (ع) در صحرای عاشورا در مقابل ملعون ‌هایی که به بغض امیرالمؤمنین (ع) به جنگ با خاندان رسول خدا (ص) دست زده ‌اند هم فضایل حضرت امیرالمؤمنین (ع) را بازگو می فرمایند. در دعای ندبه هم فضایل متعدّد حضرت امیرالمؤمنین (ع) وارد شده است؛ و می ‌دانیم که: «ذِكْرُ عَلِیٍّ عِبَادَة». روایات مختلف دیگری از عامه و خاصه در اهمیت ذکر فضایل حضرت امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب (ع) وارد شده است. همواره در طول تاریخ، افرادی سعی در کتمان فضایل حضرت امیرالمؤمنین (ع) را داشته و دارند؛ بزرگواری که دوستانِ او از ترس و دشمنان از کینه، فضایلش را نگفتند ولی: «وَ اللهُ مُتِمُّ نُورِه‏»؛ لذاست که می ‌بینیم این فضایل، مشرق و مغرب عالم را پر کرده است و بسیاری از مخالفان و حتّی معاندان به آن اعتراف دارند. حال که دشمنان حضرت به تبع ابلیس که «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقیم» را سر داد، چنین تلاشی در پوشاندن فضایل حضرت امیرالمؤمنین (ع) را داشته و دارند و در این راه از کشتن فرزندان، ویران کردن خانه ‌های خدا و تحریف آیات و روایات خودداری نمی ‌کنند و در شرایطی که در این برهه تاریخ، در سایه حکومت اسلامی ولایت فقیه، امنیت داریم، چرا خود در قبال حقّ حضرت امیرالمؤمنین (ع) اهمال می‌ کنیم؟. چرا نزد خود ما هم حضرت امیرالمؤمنین (ع) مظلومیّت دارند؟ به راستی چه قدر فرزندانمان را با اهمیت ولایت و اینکه ولایت، شرط قبولی اعمال است، آشنا کرده ‌ایم؟. در زیارت غدیریه، دریای فضایل بیکران حضرت امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب (ع) آمده است؛ البته تنها عیدالله الاکبر غدیر نیست؛ انشاءالله باید در مناسبت ‌های دیگر، ذکر فضایل حضرت امیرالمؤمنین (ع) را هم احیا کنیم و به آن ‌ها اهتمام داشته باشیم. به نظر می ‌رسد همان طور که علمای اعلام تأکید کرده ‌اند، خطبه غدیر و زیارت شریف غدیریه، از بهترین مواردی است که هم سلسله سند بی ‌نظیر شیعی دارد و هم بزرگان شیعه، از ناقلان آن بوده و در عصرهای بعد بر آن تأکید کرده ‌اند و نیز اسناد بسیار در کتب عامه هم دارد. متأسفانه هر چند عید غدیر را جشن گرفته، در بزرگداشت آن می‌ کوشیم: «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوب»  امّا هنوز عید الله الاکبر غدیر، عید اصلی ما نیست؛ در حالی که  رسول خدا (ص) آن را بزرگ ‌ترین عید امّت معرّفی فرموده ‌اند. در اعمال عید غدیر هم آمده است که برای بزرگداشت این روز، آن اعمال انجام شود. آری! امیرالمؤمنین (ع) به تصریح روایات فریقین؛ صاحب لوآء، برادر، وصیّ، وزیر، جانشین به حق، فدایی لیلة المبیت و بیش از 80 موطن مخوف جنگ، بیشترین یاری کننده، پسر عمّ، داماد، پدر ذریّه، وارث علم، اوّلین ایمان آورنده، منجر وعده ‌ها، باب مدینة علم، صاحب حوض، محبوب‌ ترین شخص، غاسل و دافن و حجّة، خلیل، سیف، همراه مقام محمود، احیاگر سنّت، همنشین بهشت، اخص و اقرب الناس، باب علم و به نصّ قرآن کریم؛ جان رسول خدا (ص) هستند. حال چرا عده ‌ای، سعی در جدا کردن این دو نوری دارند که 4000 سال قبل از خلقت حضرت آدم، نور واحدی بوده و خدا را عبادت می‌ کرد؟. تعارض نداشتن ذکر فضایل حضرت امیرالمؤمنین با مسأله وحدت نباید فراموش کرد که بیان فضایل و حقانیت امیرالمؤمنین (ع) با شرایط حساس زمانه که وحدت امت اسلامی را می ‌طلبد، تعارضی ندارد و نباید به بهانه وحدت اسلامی از این امر مهم غفلت کرد. مقام معظم رهبری -حفظه الله- که منادی وحدت اسلامی هستند، بر واقعه قرآنی غدیر تأکید کرده و خاطرنشان می کنند: حادثة غدیر در نگاه مرحوم علامة امینى -رضوان الله تعالى علیه- صاحب كتاب الغدیر و در نگاه مرحوم شهید مطهرى -رضوان الله علیه- وسیلة وحدت امت اسلامى است. بعضی گمان نكنند كه حادثة غدیر، مایة اختلاف است.  محتوای زیارت غدیر در ادامه به علت اختصار، تنها مروری کوتاه به محتوای زیارت غدیریه داریم. می ‌توان با یک نگاه اجمالی، زیارت غدیریه را بر سه محور  تقسیم کرد که به آن اشاره می ‌شود: 1. آیات قرآن کریم در زیارت غدیریه طبق شمارش موجود، 32 آیه شریفه در زیارت غدیریه آمده است که بر محور بیان فضایل امیرالمؤمنین (ع) است؛ از جمله آیه لیلة المبیت،آیه ابلاغ  و آیه ولایت. علاوه بر آن، به 4 آیه شریف نیز اشاره شده است. 2. فضایل حضرت امیرالمؤمنین (ع) در زیارت غدیریّه بخشی از زیارت غدیریه شریف به بیان فضایل حضرت امیر (ع) اختصاص دارد. حدود 206 فضیلت حضرت در این زیارت آمده است. فضایلی مانند: امیرالمؤمنین، سیّد الوصیّین، وارث علم النّبیّین، ولیّ ربّ العالمین، امین الله فی ارضه، سفیر الله فی خلقه، الحجّة البالغة علی عباده، دین الله القویم، صراط مستقیم، نبأ عظیم، اوّل من آمن باللّه، سیّد المسلمین، یعسوب المؤمنین، امام المتقین، قائد الغرّ المحجّلین، امام المّتقین، اوّل من صدّق بما انزل الله علی نبیّه، عبدالله، المخصوص بمدحه الله، المخلص لطاعة الله، اوّل العابدین، ازهد الزّاهدین، الکاظم للغیظ، العافی عن النّاس، الصّابر فی البأسآء و الضّرّآء و حین البأس، العادل فی الرّعیّة، العالم بحدود الله من جمیع البرّیّة، المخصوص بحکم التّنزیل و حکم التّاویل و نصّ الرّسول (ص)، حآئز درجة الصّبر، فآئز بعظیم الاجر، الحجّة البالغة، النّعمة السّابغة، البرهان المنیر، احسن الخلق عبادة، اخلص النّاس زهادة. این فضایل، سندهای بسیاری در روایات عامّه و خاصه دارند. 3. بخش ‌هایی از تاریخ در زیارت غدیریّه امام هادی (ع) این زیارت، حاوی مطالبی از تاریخ ولایت است؛ از جمله: حدیث غدیر، غصب فدک، جنگ بدر، احزاب، اُحد، نزولِ «لاسیف الّا ذوالفقار و لا فتی الّا علی»، جنگ حُنین، صفّین، جمل، نهروان، شهادت جناب عمّار، شهادت حضرت امیرالمؤمنین (ع)، بیزاری از دشمنان ولایت و قاتلان حضرت سیّدالشّهدا (ع) و در آخر زیارت، بیزاری از منکران ولایت و قاتلان حضرت سیّد الشّهدا (ع). خاتمه در پایان همه فائزین به ولایت حضرت امیرالمؤمنین (ع) را به خواندن زیارت غدیریّه امام هادی (ع) در مفاتیح الجنان شیخ عبّاس قمی در بخش زیارات، در قسمت زیارت مخصوصه حضرت امیرالمؤمنین (ع) در عید الله الاکبر غدیر دعوت می ‌کنیم و از تمامی بزرگواران التماس دعا داریم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3665
زمان انتشار: 30 ژولیه 2020
| |
ویژه عُشّاق

لبیک اللهمّ لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک

ویژه عُشّاق

با عرض تبریک عید سعید قربان، روز امتحان عشق و مودّت و معیّت انسان با معبود و معشوقش الله، مطلب زیر را که برگرفته از مباحث خانواده آسمانی استاد شجاعی می‌باشد، تقدیم حضورتان می‌نماییم.

معیت یک تعریف حقیقی دارد یعنی با او بودن، همراه او بودن، شما را با او بشناسند و او را با شما بشناسند. معیت یعنی عشق، دغدغه، دوست داشتن، دلدادگی، وابستگی، بی‌خوابی، خستگی، تعطیلی نداشتن، فکر کردن، نقشه ریختن، عملیاتی شدن.

معیّت با اهل‌بیت «علیهم‌السلام» «معیّت» به معنای در کنار هم بودن، برای هم بودن، به یکدیگر تعلق داشتن، و مودّت یکدیگر را در دل داشتن است. شکل معیّت در دنیا با معیت در آخرت متفاوت است. تنها مودّت به اهل‌بیت در دنیا به معیّت با اهل‌بیت در قیامت منجر می‌شود. بدون اهل‌بیت تصمیم نگرفتن، در فرازهای مختلف زندگی با اذن و اجازه و رضایت آنان وارد صحنه شدن (ازدواج، انتخاب رشته، انتخاب شغل، انتخاب رفیق، سفر، مسکن، لباس و ...)، برای تحقق اهداف اهل‌بیت حرکت کردن، از علامت‌های مودّت و معیّت در یک زندگی یک مؤمن است. معیّت، همان سبک زندگی همراه با اهل‌بیت است. همانگونه که در یک خانواده، همه اعضاء با هم و به خاطر هم تصمیم می‌گیرند و با میلِ همدیگر دست به انتخاب می‌زنند کسانی که خود را جزئی از خانواده آسمانی‌شان می‌دانند نیز قطعاً در تمام انتخاب‌ها، ارتباطات، افکار و رفتارشان با نظر اهل‌بیت تصمیم‌گیری می‌نمایند. به دنبال چنین معیّتی در دنیا، معیّت با اهل بیت در آخرت برای انسان حاصل می‌شود. این مژده، بشارت بسیار بزرگی است که قلب انسان را از عزت، آرامش و شادی سرشار می‌کند. بنابراین اگر حقیقت محبّت در مودّت اهل‌بیت در قلب ما رسوخ کرده باشد، به طوری که سبک زندگی‌مان بر اساس آنان تنظیم گردد، ما حتماً در برزخ و قیامت با آنان و در کنارشان خواهیم بود. فقط قرب به اهل‌بیت که همان سنخیت و شباهت با آنهاست می‌تواند انسان را در مسیر حرکت به سوی الله پیش ببرد. به عنوان مثال، تنها برقراری یک رابطه عاطفی میان شاگرد و استاد، نمی‌تواند موجب دریافتِ کمالاتِ استاد توسط شاگرد شود. حتی فرزندان یک پیامبر و یا یک امام نیز، بدون حرکتِ قدم به قدم در معیّت با آنان و تنها به واسطه عاطفه فرزندی به مقامات آنان دست نخواهند یافت. نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) می‌فرمایند:«من أحبّ قوماً علی اعمالهم، حُشِر یوم القیامه فی زمرتهم، فحوسبَ بحسابهم، و إن لم یعمل أعمالهم= هر کس، گروهی را به خاطر اعمالش دوست بدارد، روز قیامت در همان گروه محشور خواهد شد و با حساب همان گروه نیز محاسبه می‌گردد، هر چند اَعمالِ آنها را انجام نداده است.» ظاهر متدیّن، بدون حبّ قلبی، اساساً تأثیری در ساختار نفس انسان ندارد. اساساً انسان در قیامت با گروهی محشور می‌شود که به سبک زندگی آنان علاقه داشته است. انسان تا زمانی که زنده است این معیت را با محبوب‌هایش دارد. باید ببیند در طول روز چند بار با محبوب‌های شایسته و چند بار با محبوب‌های ناشایست ارتباط داشته است؟ انگیزه‌های او برای انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکارشکدام محبت‌هاست؟ کسی که معیت در دنیا نداشته باشد در آخرت هم معیت ندارد. کسی که با محبوبش همراه نیست، معیت معنا ندارد. آیا ما واقعا معیت داریم یا خیر؟ آیا ما خاصیتی برای خانواده آسمانی‌مان داریم یا نه؟ وقتی که صبح بیدار می‌شویم ولی هیچ کارمان با امام زمان «علیه‌السلام» هماهنگ نیست، معیت نداریم. اصحاب عاشورا هرچیز داشتند با خودشان آورده بودند که فدای حضرت اباعبدالله (علیه‌السلام) کنند جان و سلامتی‌شان را آوردند و برای هر نوع بلایی آماده شدند. معیت یک تعریف حقیقی دارد یعنی با او بودن، همراه او بودن، شما را با او بشناسند و او را با شما بشناسند. معیت یعنی عشق، دغدغه، دوست داشتن، دلدادگی، وابستگی، بی‌خوابی، خستگی، تعطیلی نداشتن، فکر کردن، نقشه ریختن، عملیاتی شدن. اگر کسی در دنیا به‌خاطر خدا و امام زمان، مادرش فاطمه زهرا (علیهما‌السلام) و خانواده آسمانی‌اش اذیت شود، معیت دارد. معیت یک امر تعارفی نیست. یک امر حقیقی است. معیت در دل است. اول باید دغدغه و سوز ایجاد شود. قلب باید بسوزد و باید دغدغه داشته باشید تا وقت بگذارید و هزینه کنید و شب بیدار بمانید و از سختی‌های راه و ملامت‌های دیگران نترسید. معیت باید در زندگی ما نمود داشته باشد. کسی را که دوست داری، برای استمرار رفاقت باید هزینه کنید. قاعده اصلی و مهم در معیّت آن است که اگر قلب انسان، عاشق کسی، چیزی و یا کمالی شود، به این معنا که حبِّ واقعی آن در دلش وارد گردد، حشر او نیز با معشوقش خواهد بود. انسانی که حقیقتاً محبّت غیب را در دل دارد، حتماً با محبوب هایش محشور خواهد شد. وقتی سخن از معیّت به میان می‌آید «أن یَجعَلَنِی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الأخِرَة». سخن آخر اینکه: فراموش نکنیم که معیّت باید ابتدا در دنیا به وجود بیاید و بعد در آخرت، زیرا دنیا مزرعه آخرت است. این یک قاعده ریاضی است؛ نمی‌توان در دنیا عاشقِ چیزهای دیگری بود امّا در آخرت با محبوب‌هایی غیر از آن‌ها محشور شد. تنها زمانی ولایتِ معصوم، انسانها را به هدف خواهد رساند، که آنان سایه به سایه و قدم به قدم در معیّت اهل‌بیت حرکت نموده و تمام قواعد سبک زندگی خود را از آنان دریافت نمایند. با چنین حرکتی، قطعاً از ولایت معصوم بهره برده و به رشد انسانی خواهد رسید. اگر کسی این لیاقت را داشته باشد که صادقانه معیّت اهل‌بیت در دنیا و آخرت را از خداوند بخواهد، حتماً به اجابت نیز خواهد رسید. باید قلباً عاشق این مقام باشیم و در امتحان این عشق نیز موفق شویم. برگرفته از مباحث خانواده آسمانی، استاد محمد شجاعی لینک قربانی دام برای عید قربان پرسش. 201: چرا به حضرت ابراهیم خلیل الله می گویند؟ قربانی نماد مبارزه با تعلقات نفسانی​ عید سعید قربان آزمونی بزرگ​

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3605
زمان انتشار: 4 اکتبر 2021
| | |
اینفوگرافی، سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

اینفوگرافی، سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

برای مشاهده در سایز بزرگتر روی تصویر کلیک کنید.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3602
زمان انتشار: 1 اوت 2019
| |
مناظره امام جواد علیه السلام با یحیی بن اكثم

مناظره امام جواد علیه السلام با یحیی بن اكثم

از امام جواد علیه السلام مناظرات متعددی نقل شده (5) است كه به عنوان نمونه به یكی از آن ها كه مختصر و مربوط به مسائل اعتقادی است اشاره می شود، با تذكر این نكته كه امام با حفظ تقیه، این مناظره را انجام داده است.

بعد از آن كه مامون ام‌الفضل را به تزویج حضرت جواد علیه‌السلام در آورد، یحیی بن اكثم (یكی از علمای اهل سنت) با مناعت بسیاری نزد آن حضرت و مامون آمدند. یحیی عرض كرد: ای پسر رسول خدا! نظر شما درباره روایتی كه [در مدارك اهل سنت] نقل شده است كه «خداوند جبرئیل را فرستاد تا از پیامبر صلی الله علیه و آله بخواهد كه از ابابكر سؤال كند: آیا او از خداوند راضی هست یا نه؟ با این كه خداوند از او راضی می باشد» چیست؟ امام جواد علیه‌السلام فرمود: من منكر فضیلت ابابكر نیستم، ولی بر ناقل این دستور لازم است كه طبق دستور پیامبر صلی الله علیه و آله عمل كند. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله در حجة الوداع فرمود: «بعد از من جاعلان حدیث فراوان می‌شوند، لذا باید احادیث را بر قرآن و احادیث عرضه كنید؛ هر حدیثی كه موافق قرآن و سنت من باشد به آن عمل كنید و اگر مخالف آن دو بود، بدان عمل نشود..» این خبر موافق با قرآن نیست، زیرا خداوند می‌فرماید: «ما انسان را آفریدیم و وسوسه‌های نفس او را می‌دانیم و ما از رگ قلبش به او نزدیك تریم. (6).» آن گاه چگونه می‌شود خداوند از رضایت و غضب ابابكر نسبت به خود بی خبر باشد، تا نیاز به سؤال داشته باشد؟ این عقلا محال است. یحیی گفت: روایت شده كه ابابكر و عمر در زمین مانند جبرئیل و میكائیل در آسمان می باشند؟ حضرت فرمود: در این حدیث هم باید دقت نمود، چرا كه آن دو فرشته از فرشتگان مقرب بوده، لحظه‌ای از طاعت خدا جدا نشدند و هرگز خدا را معصیت نكردند، و حال آن كه آن دو مشرك بودند، بعد مسلمان شدند و اكثر عمر خود را در شرك به سر بردند، آن گاه چگونه می‌توانند همسان جبرئیل و میكائیل باشند؟ یحیی گفت: در روایات آمده كه آن دو (ابابكر و عمر)، پیر مردان اهل بهشت می باشند، در این زمینه چه می گوئید؟ حضرت فرمود: این هم محال است، چون بهشتی ها همه جوانند و در آن جا پیرمردی وجود ندارد. این روایت را بنی امیه در مقابله با آن روایتی كه می‌گوید: «حسن و حسین آقای جوانان بهشتی می باشند»، ساختند. یحیی گفت: نقل شده كه عمر چراغ اهل بهشت است. حضرت فرمود: این هم محال است، چرا كه در بهشت فرشتگان مقرب، پیامبران، آدم و محمد صلی الله علیه و آله حضور دارند. چگونه بهشت با نور آن ها روشن نشده كه نیاز به نور عمر باشد؟! یحیی گفت: نقل شده كه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: اگر من مبعوث نمی شدم، عمر به جای من مبعوث می شد. حضرت فرمود: قرآن راستگوتر از این حدیث است، آن جا كه می‌فرماید: «و هنگامی كه از پیامبران پیمان گرفتیم، و از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم، و ما از همه آنان پیمان محكمی گرفتیم. (7) .» آن گاه چگونه پیمان خداوند عوض می شود؟ [از این گذشته] پیامبران یك چشم به هم زدن مشرك نشدند، چگونه كسی به رسالت مبعوث می شود در حالی كه اكثر عمر خود را در شرك به سر برده است؟! یحیی گفت: در روایت آمده كه پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: اگر عذاب نازل شود، جز عمر كسی از آن رهایی نمی یابد. حضرت فرمود: این هم محال است، چرا كه خداوند می فرماید: «خداوند تا تو (پیامبر) در میان آن ها باشی، آن ها را عذاب نخواهد كرد و مادامی كه به درگاه خدا توبه و استغفار كنند، [باز هم] آن ها را عذاب نخواهد كرد. (8).» می بینید كه برای نزول عذاب دو مانع ذكر شده است و لا غیر؛ 1- وجود مبارك پیامبر صلی الله علیه و آله در بین مردم. 2- توبه و استغفار مردم (9) . انجام چنین مناظره ای و پیروزی امام جواد علیه السلام چند پیامد مثبت داشت: 1- با توجه به اینكه امام جواد علیه السلام در خردسالی به امامت رسید، عباسیان فكر می كردند او از نظر علمی ناتوان است و از این رو با ترتیب چنین مناظراتی سعی می كردند شخصیت او را خورد كنند. پیروزی امام در مناظره با پاسخ های قاطع و روشنگر، هر گونه شك و تردید را در مورد پیشوایی او و نیز اصل امامت از بین برد. 2- این مناظره خط بطلانی بر بسیاری از احادیث جعلی كشید. احادیثی كه به دستور حاكمان غاصب و برای تثبیت حكومت غصبی آنان توسط عده ای انسان خود فروخته جعل شده و موجب انحراف در امت اسلامی بود. پی نوشت : 1) ر. ك: طبرسی، اعلام الوری، (تهران، دارالكتب الاسلامیه، چاپ سوم) ص 344، بعضی ولادت آن حضرت را در ماه مبارك رمضان سال 195 می دانند. ر. ك: شیخ مفید، الارشاد، (قم، مكتبة بصیرتی) ص 316. 2) محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، (مكتبة الاسلامیة) ، ج 50، ص 15. 3) الصواعق المحرقه، (قاهره، مكتبة القاهره، چاپ دوم، 1385 ه. ق) ، ص 205. 4) شبلنجی، نور الابصار، (قاهره، مكتبة المشهد الحسینی) ، ص 161. 5) احمد طبرسی، الاحتجاج، (قم، انتشارات اسوه، چاپ اول، 1413) ، ج 2، ص 481. 6) ولقد خلقنا الانسان ونعلم ما توسوس به نفسه ونحن اقرب الیه من حبل الورید.» 7) احزاب/7، «واذ اخذنا من النبیین میثاقهم ومنك ومن نوح وابراهیم وموسی وعیسی ابن مریم واخذنا منهم میثاقا غلیظا». 8) انفال/33. 9) احتجاج، (پیشین) ، ج 2، ص 477- 480. منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 33 .

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3484
زمان انتشار: 28 اکتبر 2019
| |
 فضيلت و پاداش زيارت امام رضا (عليه السلام )

امام رضا (علیه السلام) : «به شیعیان من بگو زیارت من به اندازه هزار حج پاداش دارد.»

فضيلت و پاداش زيارت امام رضا (عليه السلام )

این نوشته در پی آن است که سخنان پیامبر خدا - صلی اللَّه وعلیه وآله - و دیگر معصومان - علیهم السلام - را درباره فضیلت زیارت حضرت علی بن موسی الرضا- علیه السلام - گزارش کند. روایات در بردارنده فضیلت زیارت آن حضرت شگفت انگیز و بسیار مهم تر از آن چیزی است که در این باره گفته شده است. همان طور که می دانیم امام علی بن موسی الرضا - علیه السلام - ازبزرگترین مؤمنان، شهیدان، صالحان، صدیقان ویکی از معصومان - علیهم السلام - است. بر طبق روایات و آیات قرآن کسی که حتی یکی ازصفتهای یادشده را داشته باشد، نزد خدای متعال جایگاه ممتاز و بلندی دارد وبه طور کلی زیارت قبرش مطلوب است و دارای آثار معنوی.

محبت ودلبستگی شدید مؤمنان به رسول خدا و اهل بیت او - علیهم السلام - از ویژگی ها وامتیازهای مومنان است آنان. همواره از ژرفای جان به اهل بیت عشق می ورزند و در پی دستیابی به رضایت آنان هستند وطبیعی است که محبت به آنان جلوه ها و آثار گوناگونی در زندگی دارد و زیارت مرقدهای پاک و نورانیشان در زمره مهم ترین آن جلوه هاست. اگر حتی یک روایت در فضیلت زیارت معصومان - علیهم السلام - صادر نشده بود، ادب در برابرآنان، مومنان را وامی داشت به زیارت حرم های مطهرشان مشرف شوند و افزون بر عرض ارادت و شیفتگی خود ازدریای معنویت بی بدیل و ناپیدا کرانه آنها جرعه ها نوشند و روح خود را با نزدیک ساختن به آن ارواح بلند و بی نظیر شاداب سازند. در روایات رسیده از پیامبر خداو اهل بیت - علیهم السلام - درباره فضیلت زیارت معصومان - علیهم السلام - و آداب آن و گروهی از عبادات و احکام حرمشان روایات متعدد و متنوعی از معصومان - علیهم السلام - رسیده است که محدثان بزرگ در ثبت و ضبط آنهاکوشیده اند. این نوشته در پی آن است که سخنان پیامبر خدا - صلی اللَّه وعلیه وآله - و دیگر معصومان - علیهم السلام - را درباره فضیلت زیارت حضرت علی بن موسی الرضا- علیه السلام - گزارش کند. روایات در بردارنده فضیلت زیارت آن حضرت شگفت انگیز و بسیار مهم تر از آن چیزی است که در این باره گفته شده است. همان طور که می دانیم امام علی بن موسی الرضا - علیه السلام - ازبزرگترین مؤمنان، شهیدان، صالحان، صدیقان ویکی از معصومان - علیهم السلام - است. بر طبق روایات و آیات قرآن کسی که حتی یکی ازصفتهای یادشده را داشته باشد، نزد خدای متعال جایگاه ممتاز و بلندی دارد وبه طور کلی زیارت قبرش مطلوب است و دارای آثار معنوی.(1) درمدخل این بخش به عنوان نمونه به چند روایت در این باره اشاره می شود. جناب کلینی و صدوق دراین باره از حضرت علی بن موسی الرضا - علیه السلام - این گونه نقل کرده اند: هریک از امامان معصوم - علیهم السلام - بر گردن دوستان و شیعیان خود پیمان و عهدی دارند و وفای کامل به آن پیمان و ادای نیکوی آن عهد، زیارت مرقدهای مطهر آنان است. پس هر کس از سر میل و رغبت به زیارت و اعتقاد به آن چه آنان گرایش داشتند، به زیارت بشتابد، روز قیامت ائمه - علیهم السلام - شفیعان او خواهند بود(2). بر طبق روایتی دیگر، حسن بن وشّاء می گوید: ازحضرت رضا - علیه السلام - پرسیدم: پاداش زیارت قبریکی از ائمه - علیهم السلام - چیست؟ آن حضرت فرمود: «مانند ثواب زیارت قبر امام حسین است.» پرسیدم: پاداش کسی که قبر امام حسین - علیه السلام - را زیارت کند، چیست؟ فرمود: سوگند به خدا پاداش او بهشت است(3).» عبدالرحمن بن مسلم از امام صادق - علیه السلام - دراین باره چنین نقل کرده است: «کسی در زمان مرگ ما، قبرهای ما را زیارت کند، مانند کسی است که درزمان حیاتمان ما را زیارت کند(4).» فضیلت زیارت حضرت امام رضا - علیه السلام - همان طور که پیش تر اشاره شد، حضرت رضا - علیه السلام - از کامل ترین مومنان، صدیقان، مجاهدان، صالحان، شهیدان، هادیان امت وهشتمین معصوم و فرزند رسول خدا و امیرمومنان - علیهماالسلام - است و هر کدام از خصلتهای یاد شده سبب می شود زیارت ایشان از پاداش و آثار خاصی برخوردار باشد،(5) که در این نوشته از توضیح آنها صرف نظر می شود و در این بخش روایاتی را که از پیامبر خدا و ائمه - علیهم السلام - درباره فضیلت زیارت آن حضرت نقل کرده اند فراروی خوانندگان می نهیم: 1 - پاداش زیارت حضرت رضا در مقایسه با پاداش حج جناب شیخ طوسی از حضرت رضا - علیه السلام - نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «در خراسان بقعه ای است و زمانی خواهد آمد که آن بقعه همواره محل رفت و آمد و مطاف فرشتگان می شود تا روز قیامت که در صور دمیده می شود و قیامت فرا می رسد.» پرسیدند: ای پسر رسول خدا! این بقعه کدام بقعه است؟ فرمود: «این بقعه در سرزمین طوس است، به خدا سوگند! آن زمین باغی از باغهای بهشت است. هر که مرا دراین بقعه زیارت کند مانند کسی است که رسول خدا را زیارت کرده است و برای او پاداش هزار حج مقبول و هزار عمره مقبول نوشته خواهد شد و من و پدرانم روز قیامت شفاعت کننده او خواهیم بود.»(6) در روایتی دیگر بزنطی می گوید: نامه حضرت رضا - علیه السلام - را خواندم، در آن نامه چنین آمده بود: «به شیعیان من بگو زیارت من به اندازه هزار حج پاداش دارد.» بزنطی می گوید از امام جواد - علیه السلام - از روی تعجب پرسیدم: به اندازه هزار حج؟ آن حضرت فرمود: «آری: به خدا سوگند کسی که او را زیارت کند در حالی که حق او را می شناسد، به اندازه هزار، هزار حج (یک میلیون حج) پاداش دارد(7).» بر طبق روایتی دیگر امام موسی بن جعفر - علیه السلام - فرمود: «کسی که قبر فرزندم علی - علیه السلام - را زیارت کند، پاداش او هفتاد حج نیکو و مقبول خواهد بود.» مازنی می گوید: از سر تعجب پرسیدم: هفتاد حج؟ فرمود:«هفتاد هزار حج.» عرض کردم: زیارت او به اندازه هفتاد هزار حج پاداش دارد؟ فرمود: آری! بسیاری از حج هاپذیرفته نمی شوند. هر کس فرزندم علی را زیارت کند ویک شب نزد ایشان بماند، به کسی می ماند که خدا را در عرش زیارت کرده است.»(8) در برخی از این روایات هفتاد حج و در برخی هزارحج و عمره و در برخی یک میلیون و در برخی هفتاد هزار حج وعمره پاداش زیارت امام رضا - علیه السلام - قرار داده شده است. این روایات با هم ناسازگاری ندارد؛ زیرا گروهی از روایات به طور روشن نشان می دهد که مخاطبان امام کاظم، امام رضا و امام جواد - علیهم السلام - زمینه و ظرفیت شنیدن فضیلت بسیار گران و ارزشمند زیارت آن حضرت را نداشتند؛ از این رو، امام - علیه السلام - ظرفیت آنان را ملاحظه کرده و باتوجه به آن از ثواب زیارت مرقد مطهر حضرت رضا - علیه السلام - سخن می گفتند. گواه این نکته آن است که آنان از شنیدن حتی اندکی از اجر زیارت آن حضرت شگفت زده می شدند. همان طور که روایات یاد شده نشان گر آن است که اجر بالا و ثواب هزارهزار حج برای همه زائران ایشان نیست، بلکه تنها آن دسته از زائران ایشان از آن مرحله از پاداش بهره خواهند برد که از روی معرفت ایشان را زیارت کنند و حق آن حضرت را به گونه ای شایسته بشناسند. افزون بر آن که، همان طور که خواهد آمد، زیارت حضرت رضا - علیه السلام - در همه زمان ها یکسان نیست بلکه در برخی از زمانها فضیلت افزون تری دارد و نیز باید توجه داشت گروهی از زائران در مسیر زیارت به رنج و زحمت می افتند و زیارت برای آنان سختی هایی دارد، که پاداش زیارت این گروه بیش تر خواهد بود. 2- نشاط و شادابی زیارت امام رضا - علیه السلام - برای زائرانی که از سر شوق و عشق به بارگاه ملکوتی و قدسی آن حضرت مشرف شده اند، فواید گوناگونی دارد. آن حرم پاکیزه و دل انگیز سرشار از معنویت است و جذبه هایش آن چنان تاثیری بر جان زائر می گذارد که به مقدار ظرفیتش می تواند از آن چشمه جوشان معنویت بنوشد و در نتیجه اندوه نشسته بر جان او زدوده شده و غمها از جانش رخت بر می بندد. پیامبر اعظم - صلی اللَّه وعلیه وآله - فرمود: «پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد. هر انسان اندوهناکی او را زیارت کند، خدای عزوجل اندوه او را از بین خواهد برد و هر گناهکاری که به زیارت او بشتابد، خدا گناهانش را می آمرزد.» 3- آمرزش گناهان زمین طوس و آن جاکه فرزند بی همتای موسای فاطمه - علیهماالسلام - به خاک سپرده شده گوهری است گرانبهاکه خاک بهشت بر آن حسرت برد و فرشتگان برای زیارت آن گروه گروه از آسمان به زمین می شتابند. فضای معنوی و الهی حرم مطهر به گونه ای است که جان زائران در زلال کوثر ان شست وشو داده خواهد شد و گناهشان خواهد ریخت. در واقع، آنان که از سر صدق و برای زیارت پا در آن زمین قدسی می گذارند، خدای عزوجل جامه ذلت معصیت را از تن هایشان می کند و بار سنگین گناه را از دوششان بر می دارد. در روایات متعددی به این نکته اشاره شده است. امام جواد - علیه السلام - فرمود: «هرکس قبر پدرم را در طوس زیارت کند، خدا گناهان گذشته و آینده اش را می آمرزد(9).» وشاء می گوید: علی بن موسی الرضا - علیه السلام - درباره فضیلت زیارت قبرشان چنین فرمودند: «به زودی از سر ظلم و ستم با سم کشته خواهم شد. هر کس مرا زیارت کند و حال آن که حق مرا می شناسد، گناهان گذشته و آینده اش را خدا می آمرزد.»(10) 4 - نجات و فریاد رسی بر طبق آیات قرآن و سخنان معصومان - علیهم السلام - قیامت روز دشواری است؛ روزی است که پرده ها کنار می رود و خدای متعال چهره واقعی آدمیان را می نمایاند و همه باید پاسخ گوی اعمال خود باشند. این روز بسی طولانی است و برای رهایی از دشواریهای آن باید از مراحل مختلف به سلامت عبور کرد. برخی از این مراحل هولناک عبارت است از هنگامی که نامه های اعمال گناهکاران و صالحان به آنان داده می شود و زمانی که این اعمال با ترازوهای خاص سنجیده و وزن می گردد و گاه عبور از پل صراط. بر پایه روایاتی که محدثان بزرگ شیعه و سنی روایت کرده اند، در آن شرایط حساس، حضرت رضا - علیه السلام - زائرانش را دستگیری کرده و نجات می دهد. حمدان دیوانی از آن حضرت در این باره این گونه نقل کرده است: «هر کس مرا با دوری سرا و مقبره ام زیارت کند، روز قیامت در سه جایگاه او را درمی یابم و از هولهای رستاخیز می رهانم. آن گاه که نامه های اعمال از چپ و راست به انسانها داده شود و به هنگام گذر از صراط و در برابر میزان.»(11) 5 - شفاعت بسیاری از آدمیان دست کم بخش عظیمی از زندگی خود را با غفلت می گذرانند و چون روز حساب فرا رسد باید در برابر خدای متعال بایستند و پاسخ آن چه را کرده اند و گفته اند و روا داشته اند، بدهند و خود را برای کیفر یا پاداش الهی آماده سازند و هول و هراس و دریغ و پشیمانی و بزرگی کیفر خدای متعال در آن روز به اندازه ای است که نمی توان آن را توصیف کرد. در آن اوضاع و احوال سخت و سهمگین است که اولیای الهی دوستان خود را شفاعت کرده و از هلاکت می رهانند. بزنطی چنین روایت کرده است: «از حضرت رضا - علیه السلام - شنیدم که فرمود: هر کس از دوستانم مرا زیارت کند در حالی که حقم را بشناسد، روز قیامت او را شفاعت خواهم کرد.»(12) در روایتی دیگر، حسن بن فضال از آن حضرت این گونه نقل کرده است: «من مسموم و کشته و در غربت دفن خواهم شد و این مطلب را از طریق پدرم، به نقل از پدرش و اجدادش، از امیرمؤمنان، علی بن ابی طالب از رسول خدا - صلی الله علیه و آله - می دانم. آگاه باشید هر کس مرا با غربت و دوری سرایم زیارت کند، من و پدرانم روز قیامت شفیعان او خواهیم بود و کسی که ما شفیع او باشیم، اگر چه به اندازه جن و انس گناه داشته باشد، گناهان او بخشیده خواهد شد.»(13) بر طبق روایتی دیگر، هروی می گوید: حضرت رضا - علیه السلام - وارد قبه ای شد که هارون در آن دفن شده است و با دست مبارکش در کنار آن خطی کشید و فرمود: «این تربت من است و در آن دفن خواهم شد و خدای متعال این مکان را محل آمد و شد شیعیان و دوستانم قرار خواهد داد. به خدا سوگند هر یک از آنان که مرا زیارت کند، یا بر من سلام کند، به سبب شفاعت ما- که اهل بیت پیامبریم - مشمول بخشش و مهربانی خدا قرار خواهد گرفت.» شیخ صدوق نقل کرده است که مردی از خراسان به آن حضرت عرض کرد: ای پسر رسول خدا! در خواب پیامبر خدا را دیدم، گو این که به من چنین فرمود: «چگونه خواهید بود، زمانی که پاره تنم در سرزمین شما دفن شود و امانت من میان شما نگهداری شود و ستاره ام در خاک شما پنهان شود؟» حضرت رضا - علیه السلام - فرمود: «منم که در سرزمین شما دفن می شوم و من پاره تن پیامبر شمایم و منم امانت و ستاره. آگاه باشید! هر کس مرا زیارت کند، در حالی که بشناسد حق و اطاعتی که خدا برای من واجب کرده است، من و پدرانم روز قیامت شفیع او خواهیم بود و کسی که من و پدرانم شفیع او باشیم، نجات می یابد؛ گر چه بار گناه او به اندازه بار گناه انس و جن باشد.»(14) 6 - رهایی از آتش جهنم خدای متعال همواره در قرآن به کیفر دردناک و غیرقابل تحمل اخروی اشاره می کند. بر پایه ده ها آیه از کتاب خدا، جهنم جایگاه آنان است که از پروردگارشان روی برتابند و به حلقه بندگی شیطان و هوای نفس درآیند؛ و جهنم بد جایگاهی است برای آنان. آیات قرآن به ابعاد مختلف این مسئله اشاره کرده است. بر طبق این آیات، چون روز قیامت فرا رسد، آتش جهنم فراز آمده و خودنمایی می کند. در این اوضاع و احوال ترس آور و دهشتناک زائران حضرت رضا - علیه السلام - از امتیاز بزرگی برخوردارند. آنان از آتش سوزان جهنم درامانند. حضرت عبدالعظیم حسنی می گوید: از امام هادی - علیه السلام - شنیدم که فرمود: «مردم قم و آبه آمرزیده هستند؛ چون در طوس به زیارت جدم علی بن موسی الرضا - علیه السلام - می روند. آگاه باشید! هر که به زیارت آن حضرت بشتابد و در راه رفتن به طوس قطره ای از آسمان بر سر او فرود آید، حتی اندکی به رنج و زحمت افتد، جسم او بر جهنم حرام خواهد شد(15).» حضرت رضا - علیه السلام - چنین نقل کرده است: «من مظلومانه با سم کشته خواهم شد و در کنار قبر هارون الرشید دفن می شوم. روز قیامت زائران قبرم با کرامت ترین ورود را بر خدای متعال خواهند داشت و هر مومنی که مرا زیارت کند و قطره ای آب از آسمان بر چهره او فرو ریزد و در راه زیارت به رنج و زحمت افتد، جسد او بر آتش جهنم حرام خواهد شد(16).» در ذیل این دو روایت نکته ای آمده است که و آن این جسد آن دسته از زائران علی بن موسی الرضا - علیه السلام - بر آتش حرام خواهد بود که در مسیر زیارت و حرکت به سمت مشهد قطره ای باران از آسمان بر سرشان فرو ریزد. در این باره دو پرسش به ذهن می آید: اول آن که مقصود حضرت از بارش یک قطره باران از آسمان چیست، دوم آن که آیا آنان که بدون این شرط به زیارت می روند، به این پاداش دست نمی یابند؟ پاسخ پرسش نخست آن است که در آن روزگارکه مردم پیاده و یا با چهار پایان به سفر می رفته اند، بارش باران آنان را به زحمت می انداخته است و در واقع، مقصود امام - علیه السلام - آن است که خدای متعال رنج و زحمت زائران آن حضرت را نادیده نخواهد گرفت و به آنان پاداش خواهد داد، از این رو، در روایتی دیگر از جناب عبدالعظیم حسنی این مطلب به گونه ای روشن تر نقل شده است. ایشان می گوید: از امام جواد - علیه السلام - شنیدم که فرمود: «هر کس پدرم را زیارت کند و در مسیر زیارت به سبب بارش باران، سرما و یا گرما و یا هر چیز دیگری اذیت شود و به رنج افتد، جسد او بر آتش جهنم حرام خواهد شد.» در پاسخ به سؤال دوم به نظر می رسد برای رسیدن به پاداش بزرگ زیارت حضرت رضا - علیه السلام - ضرورتی ندارد زائر در مسیر حرکت و در مدت زیارت به زحمت افتد و هر که توفیق زیارت ایشان را یابد، به این پاداش عظیم دست خواهد یافت. صد البته همان طور که فرموده اند: «افضل الاعمال احمزها»؛ «بافضیلت ترین اعمال پر مشقت ترین آنهاست». زحمت و مشقتی که زائر در راه حرکت به حرم مطهر ایشان می بیند، برثواب او خواهد افزود. سخن رسول خدا - صلی الله علیه وآله - در این باره گواه روشنی بر این مطلب است. امام صادق - علیه السلام - ازپدرانش از امیرمؤمنان، علی - علیه السلام - نقل کرده است که رسول خدا - صلی الله علیه وآله - چنین فرمود: «به زودی پاره تن من در سرزمین خراسان دفن خواهد شد، هیچ مومنی او را زیارت نمی کند، مگر آن که خدای عزوجل بهشت را بر او واجب و جسدش را بر آتش حرام می گرداند.» در روایتی دیگر از امام جواد - علیه السلام - چنین نقل شده است: «میان دو کوه طوس مشتی از خاک بهشت نهاده شده است، هر که داخل آن شود، روز قیامت از آتش در امان خواهد بود.»(17) 7 - وعده بهشت بهشت از دیرباز آرزوی مؤمنان و خداجویان بوده است؛ رسیدن به بهشت کار آسانی نیست و شرایط و ویژگیهای متنوع و متعددی باید در آدمی پدید آید تا قابلیت ورود به آن را پیدا کند. حرم پاک و پاکیزه علی بن موسی الرضا - علیه السلام - که مطاف فرشتگان و محل آمد و شد آنان و کانون راز و نیاز عارفان و سوز و گداز مومنان و عاشقان اهل بیت است، در واقع، پاره ای از بهشت است که خداوند آن را در زمین نهاده است. ورود به این حرم بی همتا نوعی انس با بهشت و بهشتیان است و کسی که با معرفت و فروتنانه حضرت رضا - علیه السلام - را در این مکان زیارت کند، راه ورود به بهشت را برای خود هموار کرده است. در روایتی که در این باره از پیامبر خدا، امام کاظم، امام جواد و امام رضا - علیهم السلام - نقل شده تاکید فراوان شده است که پاداش زیارت آن حضرت بهشت است. برای توضیح بیشتر این مطلب نقل متن روایات مناسب به نظر می رسد: رسول خدا - صلی الله علیه وآله - فرمود: «اوجب الله عزوجل له الجنة(18).» از امام موسی بن جعفر و امام جواد - علیهماالسلام - نقل شده است: «فله الجنة.(19)» «کسی که قبر پسرم را زیارت کند، بهشت از آن اوست.» امام جواد - علیه السلام - فرمود: «ضمنت لمن زار قبر ابی بطوسٍ عارفاً بحقه الجنة علی الله تعالی.(20)» «من ضامن بهشت برای کسی هستم که قبر پدرم را در طوس زیارت کند وحق او را بشناسد.» عبدالعظیم حسنی از امام جواد - علیه السلام - چنین نقل کرده است: «الجنة واللَّهِ(21).» «سوگند به خدا، بهشت برای کسی است که قبر پدرم رازیارت کند.» امام جواد - علیه السلام - در پاسخ به این سؤال که ثواب کسی که در خراسان زائر پدر شما باشد، چیست؟ فرمود: «الجنةُ واللهِ الجنةُ واللهِ(22).» «سوگند به خدا بهشت است، سوگند به خدا بهشت است.» حضرت رضا - علیه السلام - فرمود: «حشر فی زمرتنا وجعل فی الدرجات العُلی من الجنة رفیقنا(23).» «کسی که مرا در غربت زیارت کند، خدا او را با ما محشور خواهد کرد و در درجه ها و مراتب عالی رفیق ما خواهد بود.» همان طور که ملاحظه شد در برخی از این روایات بهشت پاداش و نتیجه زیارت امام رضا - علیه السلام - قرار داده شده است و در برخی، امام جواد - علیه السلام - یک بار سوگند یاد کرده و در برخی از آنها دو بار به خدا سوگند یادکرده است که بهشت از آن کسی است که آن حضرت را زیارت کند. در بعضی از این روایات، حضرت با تعبیر دیگری تأکید می ورزد و می فرماید: من ضمانت می کنم بهشت را برای زائران پدرم، و در بعضی از نسخه ها به جای «ضمنت»، «حتمتُ» آمده است؛ یعنی قاطعانه و از روی یقین می گویم که بهشت پاداش زیارت آن حضرت است؛ گواین که برخی از مخاطبان حتی گروهی از شیعیان آن حضرت نمی توانسته اند این همه پاداش را برای زیارت ایشان باور کنند. از این رو، حضرت با تاکید بسیار آن پاداش عظیم را ضمانت می کند. اما آن چه در این میان شگفت آور می نماید، روایتی است که از خود آن حضرت در کتاب های من لایحضره الفقیه و عیون اخبارالرضا و دیگر منابع مهم حدیثی نقل شده است که «حشر فی زمرتنا و جعل فی الدرجات العلی من الجنه رفیقنا(24).» این حدیث شریف در بردارنده چند نکته است: اول آن که زائر حضرت به بهشت می رود؛ دوم آن که در مرتبه ها و مقامهای عالی بهشت جای می گیرد، سوم آن که درقیامت با ائمه - علیهم السلام - محشور می شود و در بهشت همراه آنان است و با آنان انس و رفاقت دارد، و این پاداشی است عظیم که نشانگر جایگاه ویژه و بی همتای حضرت رضا - علیه السلام - در درگاه الهی است. در این جامناسب می نماید به روایت دیگری که مضمون شگفت آور و دل انگیزی درباره فضیلت زیارت آن حضرت دارد، اشاره شود: آن حضرت می فرماید «آگاه باشید! هر کس مرا در غربتم در طوس زیارت کند، روز قیامت در درجه من، با من و آمرزیده خواهد بود(25).» 8 - موقعیت خاص در قیامت انسان در این دنیا آزاد است و می تواند به هر عملی دست زند، هر چه می خواهد بگوید و نیتها و آرزوهای خود را بر طبق میل خود سامان دهد، اما خداوند همواره در قرآن تذکر داده و به آدمی نهیب می زند که روز قیامت فراروی شما ست و آن روز دادگاهی بزرگ و واقعی در محضر خدا تشکیل شده و همه گفتارها، کردارها ونیتهای آدمی در ترازوی سنجش قرار می گیرد. در آن روزِ شگفت انگیز همه آدمیان می باید پاسخ گوی اعمال خود باشند. در آن روز مردم باتوجه به اعمال و عقاید خود در گروه ها و مراحل مختلفی قرار دارند و گروهی از آنان از موقعیتهای ویژه و ممتازی برخوردارند و زائران حضرت رضا در زمره آنانند. بر طبق برخی از روایات که پیش تر به آنها اشاره شد، زائران قبر حضرت رضا - علیه السلام - از والاترین مقام و بهترین هدیه برخوردارند(26). بر پایه روایتی دیگر، هر کس حضرت رضا - علیه السلام - را زیارت کند چون روز قیامت شود، برای او منبری در برابر منبر رسول خدا - صلی الله علیه وآله - بر پا می کنند تاخدا از حساب خلایق فارق شود(27). راوی می گوید: ایوب بن نوح را دیدم که آن حضرت را زیارت می کرد و می گفت: به طلب منبر آمده ام. در روایت دیگری آمده است که بهترین و با کرامت ترین ورود را بر خدای متعال دارند. در برخی از این روایات فقط نام منبر پیامبر - صلی الله علیه وآله - آمده است.(28) از مجموع این روایات نکته های مختلفی در شأن والای زائر امام رضا استفاده می شود که گروهی از آنهاعبارت است از: اول: زائر امام رضا در قیامت از موقعیت ویژه ای برخوردار است؛ دوم: او در سایه پیامبران و امامان و در برابر علی و رسول خدا - صلوات الله علیهما - قرار می گیرد؛ سوم: در طول مدت حساب جایگاهی خاص و راحت دارد. چهارم: در مقایسه با دیگران زائران ائمه او از بالاترین درجه و بهترین هدیه برخوردار است. 9- ثواب مجاهدان و شهیدان مجاهدان در درگاه الهی مقامی خاص دارند. خداوند مکرر در قرآن از بزرگی و فضیلتهای آنان یاد می کند و آن دسته از مجاهدان که خونشان بر زمین ریخته می شود و جان به کف نهاده و در راه جانان نصار می کنند، در زبان قرآن و سخنان معصومان - علیهم السلام - شهید گفته می شود. شهیدان در فرهنگ اسلامی مقامی بس ارجمند و جایگاهی رفیع دارند تا آن جاکه در ردیف پیامبران از آنان یاد شده است (29). بر پایه گروهی از روایات آمده است که زائر حضرت رضا - علیه السلام - پاداشی به اندازه پاداش صدهزار مجاهد(30) در راه خدا دارد. در روایت دیگری از امام صادق - علیه السلام - چنین نقل شده است: «مردی از فرزندان موسی بن جعفر به پا خواهد خواست، نام او مانند نام امیرالمؤمنین، علی است و او در طوس در سرزمین خراسان مدفون خواهد شد. او به وسیله سم کشته و در همان جا غریبانه دفن خواهد شد. هرکس او را زیارت کند در حالی که حقش را بشناسد، خدا پاداش کسانی را به او خواهد داد که قبل از فتح مکه در راه خدا انفاق کرده و جنگیده اند(31).» درگروهی ازروایات، زائرحضرت رضا اجری مانند اجر شهید دارد. بر طبق این روایات، زائران حرم ملکوتی حضرت رضا - علیه السلام - مانندشهیدانی هستند که در رکاب رسول خدا - صلی الله علیه وآله - جنگیده و به شهادت رسیده اند. شیخ صدوق از امام صادق - علیه السلام - دراین باره چنین نقل کرده است: «یکی ازنوه های من درسرزمین خراسان در شهری که به آن طوس می گویند، کشته خواهد شد. هر کس در حالی که حقش را می شناسد او را زیارت کند، روز قیامت دستش را می گیرم و او را داخل بهشت می کنم؛ گرچه در زمره انجام دهندگان گناه کبیره باشد. هرکس او را زیارت کند در حالی که حقش را بشناسد، خدا به او اجر هفتاد شهید از شهیدانی که باایمان و از روی حقیقت جلوی رسول خدا به شهادت رسیده اند، خواهد داد(32).» همه کسانی که درجنگ جان می بازند شهید به شمارنمی آیند و شهید کسی است که فقط برای خدا و با ایمان و اعتقاد به خدا و در راه او خونش بر زمین ریخته شود، اینان شهیدان حقیقی هستند. 10 - پاداش زیارت رسول خدا رسول خدا محمد بن عبدالله - صلوات الله علیه و آله - خاتم پیامبران و برترین، بهترین و با فضیلت ترین مخلوق خدا است. کسی که آن حضرت را زیارت کند، مثل آن است که خدا را در عرش زیارت کرده است. زید شحام می گوید: از امام صادق - علیه السلام - پرسیدم: پاداش کسی که رسول خدا را زیارت کند چیست؟ فرمود: «مانند کسی است که خدارا در عرشش زیارت کرده است.» پرسیدم: ثواب کسی که یکی از شما را زیارت کند، چیست؟ فرمود: «مانند پاداش کسی است که رسول خدا - صلوات الله علیه وآله - را زیارت کرده باشد(33). در روایت های مختلفی پاداش زیارت حضرت رضا- علیه السلام- مانند پاداش کسی قرار داده شده است که رسول خدا- صلوات الله علیه وآله- را زیارت کرده باشد. امام موسی بن جعفر- علیه السلام - فرمود: «پسرم، علی -علیه السلام- مظلومانه با سم کشته خواهد شد و در طوس در کنار هارون دفن می شود. هر کس اورا زیارت کند، مانند آن است که رسول خدا - صلوات الله علیه وآله - را زیارت کرده است.»(34) جناب شیخ طوسی - قدس سره - از حضرت رضا - علیه السلام - در این باره این گونه نقل کرده است: حسن بن علی بن فضال می گوید: از امام علی بن موسی الرضا - علیه السلام- شنیدم که فرمود: «در خراسان بقعه ای است که در آینده محل رفت و آمد فرشتگان می گردد و همواره تازمانی که قیامت فرا رسدو در صور دمیده شود گروهی از ملائکه از آسمان به سوی آن بقعه فرود می آیند و گروهی از آنان از آن جا به آسمان می روند.» پرسیدند: ای پسر رسول خدا! این بقعه، چه بقعه ای است؟ حضرت فرمود: «سوگند به خدا این بقعه بوستانی از بوستانهای بهشتی است، هر که مرا در آن بقعه زیارت کند، مانند کسی است که رسول خدا- صلوات الله علیه وآله- را زیارت کرده و خدا برای او پاداش هزار حج نیکو و هزار عمره قبول شده را خواهد نوشت و من و پدرانم روز قیامت شفیع او خواهیم بود(35).» 11- با فضیلت تر از همه زیارت ها همان طور که پیش تر اشاره شد، زیارت قبر پیامبر خدا- صلوات الله علیه وآله- فاطمه زهراو دیگرمعصومان -علیهم السلام- فضیلت و پاداش ویژه وعظیمی دارد. در این میان، زیارت طلایه دار شهیدان تاریخ واسوه آزادگان جهان، سیدالشهدا - علیه السلام - امتیاز خاص به خود را دارد. اما روایاتی نشان گر آن است که زیارت حضرت رضا - علیه السلام - حتی از زیارت امام حسین - علیه السلام- نیز پاداش بیش تری دارد.(36) بر طبق گروهی از روایات، روز قیامت زائران رسول خدا و ائمه - علیهم السلام- موقعیت ممتاز و ویژه ای دارند، اما زائران قبر حضرت رضا- علیه السلام - از والاترین مقام و بهترین هدیه برخوردار خواهند بود.(37) در یکی از این روایات تعبیری شگفت انگیز آمده است. حضرت رضا - علیه السلام - فرمود: «زائر من روز قیامت در درجه من، و با من آمرزیده خواهد شد.» پیش تر روایتی آورده شد که زائر حضرت رضا در درجه ها و مراتب عالی بهشت با ائمه خواهد بود.(38) روایاتی از این دست- به ویژه روایت اول - نشان گر آن است که زیارت حضرت رضا- علیه السلام-بیش ترین فضیلت را دارد. دربرخی از روایات به گونه ای دیگر این مطلب نقل شده است: حضرت عبدالعظیم حسنی می گوید: به امام جواد عرض کردم درباره قبر امام حسین و قبر پدر بزرگوار شما در طوس تردید دارم؛ نمی دانم به طوس برای زیارت پدرتان مشرف گردم یا به کربلا روم برای زیارت امام حسین - علیه السلام -، آن حضرت فرمود: همین جابمان، آن گاه از اتاق بیرون رفت و برگشت در حالی که اشکهایش بر دو گونه اش جاری بود. پس فرمود: «زائران قبر امام حسین - علیه السلام - فراوانند و زوار قبر پدرم کم اند(39).» جناب علی بن مهزیار می گوید: به امام جواد- علیه السلام - عرض کردم: آیا زیارت حضرت رضا - علیه السلام - فضیلت بیش تری دارد یا زیارت امام حسین - علیه السلام - حضرت فرمود: «زیارت قبر پدرم با فضیلت تر است؛ زیرا همه مردم به زیارت امام حسین می روند، اما قبر پدرم را تنها شیعیان خاص زیارت می کنند(40).» از امام صادق - علیه السلام- در این باره مطلبی نقل شده است که می تواند شاهدی مناسب برای مضمون این حدیث باشد. آن حضرت اشاره می کند که زائران حضرت رضا - علیه السلام - در برهه ای از زمان خاص و کم بلکه کم تر خواهند بود(41). بدین سان، روایاتی که درباره برتری و فضیلت داشتن زیارت حضرت رضا-علیه السلام- درمقایسه بادیگر معصومان - علیهم السلام- نقل شد، دو گونه بود: بخش اول به طور روشن نشان گر پاداش افزون تر وموقعیت ممتازتری بود که زائران حضرت رضا-علیه السلام - داشتند. بخش دوم روایاتی بود که از آن رو زیارت آن حضرت را بر زیارت امام حسین - علیه السلام - ترجیح می داد که قبر حضرت زائر ندارد، برخلاف ضریح مقدس امام حسین که همه شیعیان به زیارت آن حضرت می روند. از این رو، همان طور که برخی از دانشوران بزرگ شیعه نوشته اند می توان این روایات را ویژه آن روزگار دانست؛ روزگاری که شیعیان دوازده امامی در خراسان اندک بودند و تفرقه بر جامعه تشیع به ویژه در ایران سایه افکنده بود؛ از این رو، قبر با برکت آن حضرت زائران کم تری داشت وتنها آنان که به امامت و معصوم بودن آن حضرت معرفت داشتند، خالصانه به زیارت آن مرقد نورانی می شتافتند. از این رو، امام جواد- علیه السلام-به جناب عبدالعظیم حسنی فرمود که زیارت قبر امام رضا-علیه السلام- فضیلت بیش تری دارد و به دلیل آن هم اشاره فرمود. علامه مجلسی در توضیح این حدیث می نویسد: برپایه این روایت در هر زمانی که قبر یک یا چند معصوم - علیه السلام - زائران کم تری داشته باشد، زیارت آن مرقد فضیلت بیش تری دارد.» بدین ترتیب، اکنون که وهابیان ساده لوح حرم مطهر امام هادی و امام عسکری - علیهماالسلام - را تخریب کرده اند و اکنون مدت ها است هیچ شیعه ای نمی تواندبه زیارت آن دو ولی، حجت و نور خدا برود، در این زمان اگر کسانی بتواند بابرنامه های سیاسی نظامی و یاهر راه دیگری مسیر زیارت و تعمیر حرم آن دو امام بزرگ را فراهم آورند، با فضیلت ترین و بهترین عمل را انجام داده اند. علامه مجلسی در توضیح حدیث علی بن مهزیار چنین نوشته است: شاید این حدیث ویژه آن روزگار باشد؛ چه این که جز شیعیان خاص که به درستی این فضیلت زیارت حضرت رضارا می دانستند، دیگر شیعیان به زیارت آن حضرت نمی شتافتند. بر طبق این تحلیل، در هر زمانی هر امام معصومی که زائر کم تری داشته باشد، ثواب زیارت او افزون تر خواهد بود.(42) به هر حال، اعتماد بر ظاهر این روایات نیز از احتمال هایی است که تاحدودی قابل ملاحظه است و بر اساس آن باید گفت: زیارت امام رضا - علیه السلام- افضل از زیارت دیگر ائمه خواهد بود. 12- استجابت دعا خداوند متعال می فرماید «ادعونی استجب لکم» بر طبق این آیه شریفه، خدای متعال وعده داده است دعای بندگان خود رابه اجابت برساند، اما دعابرای این که مستجاب شود اولاً واقعاً باید دعا باشد و بنده از سر بندگی و باهمه وجود از خدای خود خواسته اش را بخواهد، و ثانیاً باید شرایط دعا را آن طورکه در دیگر آیات قرآن و روایات رسیده است، داشته باشد. در این میان پاره ای از امور در مستجاب شدن دعاهاتاثیر فراوان دارد. به عنوان مثال، زمان و مکان دعاکردن در به ثمر نشستن دعاها تاثیر فراوان دارد. دعا کردن در شب قدر، شب های ماه رمضان، ایام شهادت معصومان مانند: روز عاشورا، شب عرفه، عید قربان و جمعه با دیگر ایام متفاوت است. به همان سان که دعا کردن در کنار خانه خدا، مسجد پیامبر، مسجد کوفه، زیر گنبد امام حسین- علیه السلام- و...با مکان های عادی تفاوت دارد. از مکان هایی که همواره رحمت و عنایت های خاص الهی بر آن فرود می آید و از نورانیت ویژه و صفای معنوی بی بدیلی برخوردار است، حرم مطهر علی بن موسی الرضا - علیه السلام - است، اوضاع و احوال و شرایط و اوصاف حرم مطهر زمینه را فراهم می آورد و شرایطی را رقم می زند که زائر به خدای متعال نزدیک شود و زمینه به هدف رسیدن دعاهای او فراهم آید. یاسر، خادم امام علی بن موسی الرضا - علیه السلام - از آن حضرت چنین نقل می کند: «برای زیارت هیچ قبری جز قبرهای ماسفر نکنید، بدانید که من ظالمانه با سم کشته و در سرزمین غربت دفن خواهم شد، پس هر کس برای زیارت من سفر کند، دعایش مستجاب و گناهانش بخشوده خواهد شد(43).» درروایت دیگری از امام هادی - علیه السلام - نقل شده است: «هر کس حاجتی دارد، باید به زیارت قبرجدم، علی بن موسی الرضا - علیه السلام - در طوس بشتابد. او باید با غسل به زیارت رود و دو رکعت نماز نزد سر آن حضرت (بالای سر) بخواند و در قنوت حاجت خود را بخواهد. همانا دعایش مستجاب خواهد شد، اگر خواسته او گناه یا قطع رحم نباشد(44).»   پی نوشت ها: 1) جامع احادیث الشیعة، ج 15، ص 67، 91، 96و107؛ کامل الزیارات ص 122؛ مقنعه، ص 73؛ جامع احادیث الشیعة ج 15ص 91. 2) عن الحسن بن علی الوشاء قال سمعت اباالحسن الرضا یقول: «ان لکل امام حق فی عنق اولیائه و شیعته و انّ من تمام الوفاء بالعهد و حسن الاداء زیارة قبورهم فمن زارهم رغبة فی قبورهم و تصدیقاً بما رغبوا فیه کان ائمتهم شفعائهم یوم القیامة.» کافی، ج 4، ص 567؛ عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 261؛ من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 459. 3) عن الحسن بن علی الوشاء قال: قلت للرضاعلیه السلام مالمن زار قبر أحد من الأئمة؟ قال: «له مثل من أتی قبر ابی عبدالله - علیه السلام - »، قال: قلت: وما لمن زار قبر ابی عبدالله - علیه السلام -، قال: «الجنة والله.» جامع احادیث الشیعة، ج 15، ص 91؛ مستدرک الوسائل، ج 10، ص 183. 4) عن عبدالرحمن بن مسلم عن ابی عبداللَّه - علیه السلام - أنه قال: «من زارنا فی مماتنا فکأنما زار فی حیاتنا.» جامع احادیث الشیعه، ج 15، ص 92. 5) الوافی، ج 1، ص 1589؛ مستدرک الوسائل، ج 10، ص 372؛ بحارالانوار، ج 101، ص 367. 6) بحار الانوار، ج 101، ص 367 و33. 7) من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 349؛ تهذیب، ج 6، ص 85، امام رضا - علیه السلام -: پاداش زیارت قبرمن معادل هزارحج وهزارعمره مقبول است وامام جواد - علیه السلام - درپاسخ به پرسش سؤال کننده می فرماید: بلکه معادل یک میلیون حج است به شرط آن که زایر حق آن حضرت رابشناسد. بحارالانوار، ج 101، ص 33. 8) کافی، ج 4، ص 585؛ تهذیب، ج 6، ص 85؛ بحارالانوار، ج 101، ص 43: عن یحیی بن سلیمان المازنی عن ابی الحسن موسی - علیه السلام - قال: «من زار قبر ولدی علی کان له عند الله سبعین حجة مبرورة. قال: قلت: سبعین حجة؟ قال: نعم وسبعین الف حجة. قال: قلت سبعین الف حجة؟ قال: رُبّ حجة لا تقبل. من زاره وبات عنده لیلة کمن زار الله فی عرشه....» 9) قال ابوجعفر - علیه السلام -: «من زارقبر ابی بطوس غفرالله له ماتقدم من ذنبه وماتأخر.» کافی، ج 4، ص 585. 10) عن الوشاء قال: قال الرضا - علیه السلام -: «انی سأقتل مظلوماً بالسّم فمن زارنی عارفاً بحقی غفرالله ما تقدم من ذنبه و ما تأخر.»عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 26: بحارالانوار، ج 101، ص 28. 11) عن الصدوق، قال: و روی حمدان الدیوانی عن الرضا - علیه السلام - أنه قال: «من زارنی علی بُعد داری، أتیته یوم القیامة فی ثلثة مواطن، حتی أخلصه من أهوالها، اذا تطایرت الکتب یمیناً و شمالاً و عند الصراط و المیزان.» من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 35؛ تاریخ نیشابور، ص 191؛ سیره امام رضا، ص 123؛ تهذیب، ج 6، ص 85؛ خصال، ص 167؛ کامل الزیارات، ص 304؛ ر.ک: بحار الانوار، ج 101، ص 40. 12) عن البزنطی، قال: سمعت الرضا - علیه السلام - یقول: ما زارنی احد من اولیایی عارفاً بحقی الا شفعت فیه یوم القیامة.» من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 583؛ امالی، صدوق، ص 119. 13) علی بن الحسن الفضال عن ابیه، قال: سمعت اباالحسن، علی بن موسی الرضا - علیه السلام - یقول: «انا مقتول و مسموم و مدفون بأرض غربة. أعلم ذلک بعهد عهده الی أبی، عن آبائه، عن علی بن ابی طالب، عن رسول الله - صلی الله علیه و آله - ألا فمن زارنی فی غربتی کنت أنا و آبابی شفعائه یوم القیامة، و من کنا شفعائه نجی و لو کان علیه مثل وزرالثقلین.» عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 263؛ امالی صدوق، ص 611؛ بحارالانوار، ج 101، ص 35. 14) من لایحضره الفقیه،ج 2، ص 585؛ وسائل الشیعه،ج 14، ص 555 «روی حسن بن علی بن فضال عن ابی الحسن علی بن موسی الرضا - علیه السلام - قال له رجل من أهل خراسان: یابن رسول الله! رأیت رسول الله - صلی الله علیه و آله - فی المنام کأنّه یقول لی: کیف أنتم اذا دفن فی ارضکم بضعتی و استحفظتم ودیعتی، و غیب فی ترابکم نجمی، فقال له الرضا - علیه السلام - أنا المدفون فی أرضکم و أنا بضعة من نبیکم و انا الودیعة و النجم الا فمن زارنی و هو یعرف ما اوجب الله عز و جل من حقی و طاعتی فأنا و آبائی شفعاؤه یوم القیامة و من کنا شفعائه نجی و لو کان علیه مثل وزر الثقلین الجن و الانس.» 15) عن عبدالعظیم الحسنی قال سمعت محمدبن علی الرضا - علیه السلام - یقول: ما زار أبی أحد فأصابه أذی من مطر أو برد أو حر الا حرّم الله جسده علی النار.» وسائل الشیعة، ج 14، ص 560؛ جامع احادیث الشیعة، ج 15، ص 487. 16) عن الصادق، جعفر بن محمد عن ابیه عن آبائه عن امیرالمومنین، علی - علیه السلام - قال: قال رسول الله - صلی الله علیه وآله - ستدفن بضعه منّی بأرض خراسان لایزورها مومن الاوجب الله - عزوجل - له الجنه و حرم جسده علی النار.» عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 255؛ من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 585. 17) عن ابی هاشم داودبن القاسم الجعفری، قال: سمعت أبا جعفر محمد بن علی یقول: انّ بین جبلی طوس قبضة قبضت من الجنه من دخلها کان آمناً یوم القیامة من النار.» عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 256. 18) من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 585؛ کامل الزیارات، ص 917. دو بند این روایت در کامل الزیارات از امام جواد - علیه السلام - نقل شده است. تهذیب، ج 6، ص 97، نیز از امام موسی بن جعفر - علیه السلام - ص 925؛ جامع احادیث الشیعه، ج 15، ص 357. 19) همان. 20) عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 256؛ رک: وسایل الشیعه، ج 14، ص 556. این حدیث در مَنْ لایحضره الفقیه، ج 2، ص 583 از امام جواد علیه السلام نقل شده است 21) کامل الزیارات، ص 923؛ عیون اخبارالرضا، ص 257؛ بحارالانوار، ج 102، ص 36؛ ثواب الاعمال، ص 123؛ جامع احادیث الشیعة، ج 15، ص 489. 22) عیون اخبار الرضا، 257؛ ثواب الاعمال، ص 123. 23) عیون اخبار الرضا، ص 256؛ من لایحضره الفقیه، ص 585؛ وسائل الشیعة، ج 14، ص 568. 24) من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 585؛ مسندالرضا، ج 1، ص 149. 25) وسائل الشیعة، ج 14، ص 558؛ جامع احادیث الشیعة، ج 15، ص 487؛ عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 264: فقال الرضا - علیه السلام -. ..: «ولاتنقضی الایام و اللیالی حتی تصیر طوس مختلف شیعتی وزواری الاومن زارنی فی غربتی بطوسٍ کان معی فی درجتی یوم القیامه مغفوراً له.» 26) ثم یمدّ المضمار فیقعد معنا من زار قبور الائمه الا ان اعلاهم درجة واقربهم حبوة من زار قبر ولدی علی - علیه السلام -. » کامل الزیارات، ترجمه سید محمد جواد ذهنی تهرانی، ص 926؛ ابن قولویه در کامل الزیارات این حدیث رابه دو سند نقل کرده است؛ عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 295؛ کافی، ج 4، ص 585. 27) بنی له منبرا بحذاء منبر رسول الله و علی - علیهماالسلام - حتی یفرغ الله من حساب الخلایق.» کامل الزیارات، ص 920؛ الکافی، ج 4، ص 585. 28) بحارالانوار، ج 102، 46 ص 34 - 42، ح 12، 16، 23، 41، 44. 29) ومن یطع الله والرسول اولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین والصدیقین والشهداو الصالحین و حسن اولئک رفیقاً» سوره نسا (4) آیه 69. 30) من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 585؛ عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 256. 31) الحسین بن زید عن ابی جعفر، قال سمعته یقول: یخرج رجل من ولد موسی، اسمه اسم امیرالمؤمنین فیدفن فی ارض طوس و هی من خراسان یقتل فیها بالسم فیدفن فیها غریباً فمن زاره عارفاً بحقه اعطاه الله تعالی أجر من انفق من قبل الفتح و قاتل.» من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 583؛ عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 285؛ وسائل الشیعة، ج 14، ص 553، علاوه برمنابع فوق در مجالس صدوق نیزنقل شده است. لازم به یادآوری است که ثواب آنان که قبل ازفتح مکه انفاق کرده و در راه خدا برای دفاع ازاسلام و پیامبر سینه سپرکرده وجنگیده اند به اندازه ای زیاد است که قابل شمارش نیست. خداوندمی فرماید: «لایستوی منکم من انفق من قبل الفتح وقاتل اولئک اعظم درجة من الذین انفقوا من بعد وقاتلوا»؛ زیرا انفاق وجهاد در راه خداقبل ازفتح مکه بسیارسخت ودشواربود. 32) حمزه بن حمران، قال: «قال ابوعبدالله تقتل حفدتی بأرض خراسان فی مدینة یقال لهاطوس من زاره الیهاعارفاً بحقه اخذته بیدی یوم القیامة وأدخلته الجنة وان کان من اهل الکبایر...من زاره عارفاً بحقه اعطاه الله عزوجل أجر سبعین شهیداً ممن استشهد بین یدی رسول الله علی حقیقته.» من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 584؛ عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 365. قال المجلسی: «علی حقیقته ای کائناً علی حقیقة الایمان أو شهادة حقیقیة.» بحارالانوار، ج 102، ص 35. 33) عن زید الشحام، قال: قلت لابی عبد الله - علیه السلام -: مالمن زار رسول الله - صلی الله علیه وآله - قال: کمن زارالله - عزوجل - فوق عرشه. قال: قلت: فما لمن زار احدمنکم؟ قال: کمن زار رسول الله. تهذیب الاحکام، ج 6، ص 4؛ کافی، ج 4، ص 585،؛ جامع احادیث الشیعة، ج 15، ص 19. 34) عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 260؛ جامع احادیث الشیعة، ج 15، ص 494: «إنّ ابنی علیاً مقتول بالسمّ ظلماً، مدفون الی جنب هارون: من زاره کمن زار رسول اللَّه - صلی اللَّه علیه وآله -. » 35) عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 255؛ جامع احادیث الشیعة، ج 15، ص 294؛ تهذیب الاحکام، ج 6، ص 108؛ فقیه، ج 2، ص 585: «عن ابی الحسن الرضا - علیه السلام - انه قال إنّ بخراسان لبقعة، یأتی علیها زمان تصیر مختلف الملائکه، فلایزال فوج ینزل من السماء وفوج یصعَد الی ان ینفخ فی الصور. فقیل له: یابن رسول الله وأیة بقعة هذه؟ قال: هی أرض طوس وهی والله روضة من ریاض الجنة، من زارنی فی تلک البقعة کمن زار رسول الله - صلی الله علیه وآله - وکتب الله ثواب الف حجة مبرورة والف عمرة مقبولة وکنت انا وآبائی شفعاه یوم القیمة.» 36) حقیقت آن است که مقایسه زیارت حضرت رضا با دیگر امامان معصوم - علیهما السلام - نکته ای است که نمی توان آن را با عقل ومعلومات بشری سنجید و معین کرد وتنهاراه فهمیدن مسائلی ازاین دست روایات رسیده ازمعصومان -علیهم السلام-است و گرنه کنه این قضیه را جز خود آنان ندانسته و نخواهند دانست. 37) کامل الزیارات، ص 926؛ عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 295؛ کافی،ج 2، ص 858. 38) من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 585؛ مسندالرضا، ج 1، ص 149. 39) عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 261؛ جامع احادیث الشیعة، ج 15، ص 496: «عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی، قال: قلت لابی جعفر، قد تحیرت بین زیارة قبر أبی عبدالله وبین زیارة قبر ابیک بطوس؟ فما تری؟ فقال لی: مکانک. ثم دخل و خرج و دموعه تسیل علی خدیه، فقال: زوار ابی عبدالله کثیرون و زوار قبر أبی بطوس قلیلون.» 40) کافی، ج 4، ص 584؛ من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 582؛ تهذیب، ج 6، ص 84؛ عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 263: «عن علی بن مهزیار، قال: قلت لابی جعفر - علیه السلام - جعلت فداک زیارة الرضا أفضل أم زیارة أبی عبدالله الحسین؟ قال: زیارة أبی أفضل وذلک أنّ أبا عبدالله یزوره کل الناس وأبی لایزوره الاالخواص من الشیعة.» 41) جامع احادیث الشیعة، ج 15، ص 496؛ وسائل الشیعه، ج 14، ص 563: «عن الصادق - علیه السلام - قال یقتل لهذا - وأومأ بیده الی موسی - ولد بطوس لایزوره من شیعتنا الاّ الاندر فالأندر.» 42) بحارالانوار، ج 102، ص 39. مجلسی دو احتمال دیگر در معنای این حدیث آورده است: یکی آن که مقصود امام آن است که اهل سنت نیز به زیارت امام حسین - علیه السلام - می روند، ولی امام رضا را فقط شیعیان که تعداد آنان کم تراست زیارت می کنند، دوم آن که از فرقه های شیعه تنها آنان که به امامت همه ائمه - علیهم السلام - اعتقاد دارند، به زیارت ایشان می رفتند؛ چون هرکس به امامت آن حضرت اعتقاد داشت، به امامت ائمه پس ازایشان نیز معتقد بود و برخی ازمذاهب که پس از ایشان به وجود آمد، به سرعت رخت بربست. 43) عن یاسر الخادم قال: قال علی بن موسی الرضا - علیه الاسلام -: لاتشد الرحال الی شیئٍ من القبور الا قبورنا الا وانی مقتول بالسمّ ظلما ومدفون فی موضع غربة، فمن شد رحله الی زیارتی استجیب دعائه وغفرله ذنبه.» جامع احادیث الشیعة، ج 15، ص 497؛ وسایل الشیعة، ج 14، ص 562؛ بحارالانوار، مشابه آن را از فصل الخطاب نقل کرده است: مستدرک الوسائل، ج 10، ص 357، ج 20 ص 44. 44) عن علی بن محمد - علیهما السلام - من کانت له الی الله حاجة فلیزر قبر جدی الرضا بطوس وهوعلی غسل ولیصل عند رأسه رکعتین ولیسأل الله تعالی حاجته فی قنوته فانه یستجیب له مالم یسأل اثماً أو قطعیه رحم.» عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 262؛ وسائل الشیعة، ج 14، ص 499.   منبع : مرکز اطلاعات و مدارک رسمی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم , حسینی ؛ سید علی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed