www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5012
زمان انتشار: 3 فوریه 2020
| | |
رابطه انقلاب ایران و ظهور امام زمان

رابطه انقلاب ایران و ظهور امام زمان

مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم داری حضرت حجت ارواحنا فدا است. ما باید انقلاب اسلامی را از منظر معمارش نگاه کنیم اون کسی که این را طراحی کرده است. خوب ببینید ما اسناد معتبری داریم در خصوص انقلاب اسلامی غیر قابل انکار هستند یکی دوتا نیستند که بشه حالا بگیم اتفاقی بوده نه! آیات هست متعدد روایات هست متعدد ، خود امام امت هم در ده ها کلام گهربارشون تسریع کردند که انقلاب ایران یک انقلاب مقدماتی هستش به قول امام می فرمایند ایشان : مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم داری حضرت حجت ارواحنا فدا هست

صوت

1 - رابطه انقلاب ایران و ظهور امام زمان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4982
زمان انتشار: 28 مارس 2020
| |
میلاد فرخنده  ابوالاحرار حضرت امام حسین علیه‌السلام مبارک!

میلاد فرخنده ابوالاحرار حضرت امام حسین علیه‌السلام مبارک!

امام حسین (علیه السلام)؛ آموزگار عشق و حماسه است 

در ماه شعبان سال چهارم مطابق قول مشهور خدای تعالی مولود جدیدی از فاطمه زهرا(سلام الله علیها)به رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلم) و علی بن ابیطالب(علیه السلام)عنایت فرمود و نام او را حسین گذاردند و چون روز هفتم ولادت آن حضرت شد گوسفندی برای او عقیقه کردند و سر او را تراشیده و به وزن موی آن حضرت، نقره صدقه دادند.

خاندان تابناک امام حسین علیه السلام در شریف ترین و اصیل ترین خانواده ها به دنیا آمد. مادرش، فاطمه زهرا علیهاالسلام در پاک دامنی و تقوا یگانه بود و پدرش، علی علیه السلام ، نماد فضیلت، شهامت و مردانگی به شمار می آمد. روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، حسین علیه السلام را بر شانه خود گذاشت و در برابر مردم فرمود: «این حسین بن علی، بهترین مردان امت من است. جدّش، محمد رسول خدا صلی الله علیه و آله ، بزرگ پیامبران است و جدّ مادری اش، خدیجه دختر خُوَیلد، پیشی گیرنده زنان جهان به سوی ایمان به خدا و رسول خداست و مادر او فاطمه زهرا علیهاالسلام ، دختر محمد صلی الله علیه و آله وسلم بهترین و سرور زنان جهان است.» امام حسین علیه السلام نیز می فرمود: «در میان همگان کیست که جدی مانند من یا معلمی همچون علی داشته باشد؟ من فرزند دو ماه تابناکم. مادرم، فاطمه زهرا علیهاالسلام و پدرم، درهم کوبنده کفر در بدر و حُنین بود». به روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (1) دومین فرزند برومند حضرت علی و فاطمه،که درود خدا بر ایشان باد،در خانه ی وحی و ولایت،چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) رسید،به خانه ی حضرت علی و فاطمه (علیه السلام) آمد و اسماء (2) را فرمود تا کودکش را بیاورد.اسماء او را در پارچه یی سپید پیچید و خدمت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) برد، آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت (3). به روزهای اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش، امین وحی الهی، جبرئیل، فرود آمد و گفت: سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون «شبیر» (4) که به عربی «حسین» خوانده می شود، نام بگذار. (5) چون علی (علیه السلام) برای تو بسان هارون برای موسی بن عمران است جز آنکه تو خاتم پیغمبران هستی. و به این ترتیب نام پر عظمت «حسین» از جانب پروردگار، برای دومین فرزند فاطمه انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش،فاطمه ی زهراء که سلام خداوند بر او باد،گوسفندی را برای فرزندش به عنوان عقیقه (6) کشت،و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او نقره صدقه داد. (7) حسین و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از ولادت حسین بن علی (علیه السلام) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که پیامبر راستین اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در باره ی حسین (علیه السلام) ابراز می داشت،به بزرگواری و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند. سلمان فارسی می گوید:دیدم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) حسین (علیه السلام) را بر زانوی خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی،تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی،تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجت های خدایی که نه نفرند و خاتم ایشان، قائم ایشان (امام زمان عج) می باشد. (8) انس بن مالک روایت می کند: وقتی از پیامبر پرسیدند کدامیک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می داری،فرمود:حسن و حسین را، (9) بارها رسول گرامی حسن و حسین را به سینه می فشرد و آنان را می بویید و می بوسید. (10) ابو هریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است در عین حال اعتراف می کند که: رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) را دیدم که حسن و حسین (علیهم السلام) را بر شانه های خویش نشانده بود و به سوی ما می آمد،وقتی به ما رسید فرمود: هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است. (11) عالی ترین،صمیمی ترین و گویاترین رابطه ی معنوی و ملکوتی بین پیامبر و حسین را می توان در این جمله ی رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) خواند که فرمود: حسین از من و من از حسینم. (12) احترام امام حسن علیه السلام امام حسن مجتبی علیه السلام برای برادرش امام حسین علیه السلام به گونه ای احترام می گذاشت که گویا ایشان از وی بزرگ تر است. ابن عباس از یاران امیرمؤمنان علیه السلام می گوید: امام حسن علیه السلام در مجالس، با ما عادی می نشست، ولی هرگاه حسین علیه السلام وارد می شد، به احترام او خود را جمع می کرد و تغییر حالت می داد. این موضوع برای من نامفهوم بود و علت آن را از حسن بن علی علیه السلام پرسیدم، فرمود: «من هیبت او را مانند هیبت پدرم می دانم.» ابن عباس می افزاید: حسین علیه السلام از کودکی و جوانی، شخصیتی زاهد و شگفت بود. همراه با پدرش علی علیه السلام غذا می خورد و به غذایی همانند غذای ایشان قناعت می کرد و در گرفتاری ها و مشکلات در کنار پدرش بود. خداوند این پدر و پسر را پیشوای امت قرار داده بود. سپس میان آنان فاصله انداخت تا مردم از سنت و اخلاق نیکوی هر دو در دو عصر و زمان مختلف و گسترده بهره مند شوند و اگر خدای تعالی هر دو را در یک برهه جمع می کرد برای بهره گیری دیگران مجالی باقی نمی ماند». پی نوشتها: 1- در سال و ماه و روز ولادت امام حسین (علیه السلام) اقوال دیگری هم گفته شده است،ولی ما قول مشهور بین شیعه را نقل کردیم.ر.به. ک.اعلام الوری طبرسی ص 213 2- احتمال دارد منظور از اسماء،دختر یزید بن سکن انصاری باشد.ر.به.ک.اعیان الشیعه جزء 11 ص 167 3- امالی شیخ طوسی ج 1 ص 377 4- شبر بر وزن حسن و شبیر بر وزن حسین و مشبر بر وزن محسن نام پسران هارون بوده است و پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) فرزندان خود حسن و حسین و محسن را به این سه نام نامیده است- تاج العروس ج 3 ص 389،این سه کلمه در زبان عبری همان معنی را دارد که حسن و حسین و محسن در زبان عربی دارد- لسان العرب ج 6 ص 60 5- معانی الاخبار ص 57 6- در منابع اسلامی در باره ی عقیقه سفارش فراوان شده و برای سلامتی فرزند بسیار مؤثر دانسته شده است،ر.به.ک.وسائل الشیعه ج 15 ص 143 به بعد. 7- کافی ج 6 ص 33. 8- مقتل خوارزمی ج 1 ص 146- کمال الدین صدوق ص 152. 9- سنن ترمذی ج 5 ص 323. 10- ذخائر العقبی ص 122. 11- الاصابه ج 11 ص 330. 12- سنن ترمذی ج 5 ص 324- در این قسمت روایاتی که در کتابهای اهل تسنن آمده است نقل شد تا برای آنها هم سندیت داشته باشد. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4917
زمان انتشار: 16 مارس 2019
| |
ساده ترین راه حاجت گرفتن از امام جواد(علیه السلام)

ساده ترین راه حاجت گرفتن از امام جواد(علیه السلام)

گرفتن حاجت از خداوند عالم و ائمه اطهار (علیهم‌السلام) آداب و رسومی دارد که انسان با رعایت آن‌ها زودتر به مقصود خود می‌رسد. گر چه آدمی در هر زمان و در هر مکانی خالق خویش را بخواند، می‌شنود، ولی خود خداوند متعال، برای رسیدن بندگان به خواسته خویش، راه‌ها و وسائلی را قرار داده است که از کانال همین وسائل زودتر به مقصود خواهد رسید. 

برای گرفتن حاجت از ائمه اطهار راه‌هایی وجود دارد که از طریق خود آن بزرگواران بیان شده است؛ ما در این نوشتار نحوه توسل به امام جواد (علیه‌السلام) را به اختصار بیان می‌کنیم. طریقه اول: ختم صلوات یکی از ختم‌های مجرب برای گرفتن هر حاجتی، مادی یا معنوی، فرستادن صلوات و هدیه این صلوات به محضر نورانی معصومین (علیهم‌السلام) است؛ چنان‌چه پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «هر کس بر من صلوات فرستد، حق تعالی درِ عافیت را بر وی می‌گشاید و حاجت معنوی یا مادی او به حرمت صلوات بر محمد و آل محمد بر آورده می‌شود».[1]  یکی از ختم های بسیار مجرب و مفید برای گرفتن حاجات، ختم صلوات بر امام جواد(علیه السلام) است؛ چرا که لقب این بزرگوار جواد می‌باشد، ایشان، در طول زندگی با برکت‌شان بسیار بخشنده بودند. در امور دنیوی توسل به حضرت جواد(علیه‌السلام) بسیار مجرب است و زود حاجب انسان برآورده می‌شود. مرحوم آیت الله کشمیری (رحمه‌الله‌علیه) می‌فرمودند، برای برآمدن حوائج توسل به امام جواد(علیه‌السلام) بسیار مفید است به این طریق که صلوات ختم کنید و ثواب آن را به حضرت هدیه کنید. راه دیگر این است که سوره یس خوانده شود و به روح این امام عزیز هدیه شود. که برای برآمدن حوائج دنیوی، بسیار مفید است.[2] طریقه دوم: نماز امام جواد(علیه‌السلام)  این نماز دو رکعت است و در هر رکعت حمد یک مرتبه و توحید هفتاد مرتبه است.[3] که برای این هم آثار فراوانی ذکر شده است. برای برآمدن حوائج و رفع بلا و گرفتاری، بسیار موثر است.   حرز امام جواد(علیه‌السلام) حرز یعنی سپر دفاعی و عامل محافظت کننده. حرز در لغت به معنای پناهگاه و چیزی است که باعث حفاظت می‌شود. و در اصطلاح به دعایی گفته می‌شود که برای حفاظت از شر شیاطین، جن، ظلم ستمگران، گزندگان و... است. برخی از حرزها قبل از وقوع ناگواری‌های خاصی که ممکن است واقع شوند، خوانده می‌شود و برخی دیگر برای در امان بودن از تمام ناگواری‌ها نوشته شده و به گردن آویخته یا در جیب گذارده می‌شود.   چون انسان همیشه در معرض خطرها و بلاهاست، این حرزها که از طرف معصومین (علیهم‌السلام) دستور آن صادر شده، عامل محافظت کننده از خطرها و بلاها می‌باشند که مردم یا آن را می‌خوانند و یا به صورت نوشته همراه خود دارند.   از اکثر پیشوایان معصوم شیعه حرزهایی روایت شده که «سید بن طاووس» در کتاب «مهج الدعوات» تعداد قابل توجهی از آن‌ها را نقل نموده است و در باب پنجم از حاشیه‌ی کتاب ارزشمند «مفاتیح الجنان» نیز تعدادی از آن‌ها به نقل از همان کتاب آورده شده است.   حرزی که از امام جواد(علیه‌السلام) وارد شده است، اینگونه است: «یا نُورُ یا بُرهانُ یا مُبینُ یا مُنیرُ یا رَبِ اِکفِنی الشُرُورَ وَ افاتِ الدُهُورِ اَسئَلُکَ النَجاةَ یَومَ یُنفَخُ فِی الصُورِ»[4]   خاصیت حرز امام جواد(علیه‌السلام) حرز امام جواد(علیه‌السلام) یا انگشتری که حاوی این حرز باشد برای حفظ از بلاها و بدی‌ها و هر چه که انسان از آن می‌ترسد مفید است.[5]   خاطره‌ای جالب از اثرات این حرز مبارک   یکی از دوستان نگارنده، که طلبه‌ی فاضل و یکی از اساتید دانشگاه‌ است، نقل می‌کند، در سفری که به سوریه رفته بودم، فرزند یکی از فرماندهان ارتش سوریه با من آشنا شد، روزی با ناراحتی تمام پیش من آمد و از من التماس دعا داشت، گفتم اتفاقی افتاده که چنان ناراحت هستی؟ گفت: پدرم که فرمانده جنگی است در جنگ با تکفیری‌ها و داعش محاصره شده و کار وی بسیار سخت شده است، و پیام داده است که دعا کنید تا خطر رفع شود و نجات یابیم. من به او گفتم که حرز امام جواد(علیه‌السلام) را می‌دهم، به پدرت بگو که این را بنویسد و به بازوی خود ببندد به خاطر این‌که ائمه(علیهم‌السلام) از فرزندان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هستند و پیش خدا، از مقام و منزلت بالایی برخوردارند. این فرمانده نظامی با این‌که از اهل سنت بود، این کار را انجام داده بود و به برکت مقام بلند امام جواد(علیه‌السلام) خطر از آن‌ها دفع شد و از محاصره جان سالم به در برده بودند. این طلبه می‌گفت: این فرمانده و فرزند او و نیروهای تحت امرش با این‌که از اهل سنت بودند، علاقه بسیار وافری به امام جواد(علیه‌السلام) پیدا کرده و ارادت آن‌ها به اهل بیت(علیهم‌السلام) دو چندان شده بود.   [1]. جامع الاخبار، ص 67؛ و مستدرک الوسایل ج 5،ص 100 [2]. روح و ریحان، ص 101و 102 [3]. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ترجمه الهی قمشه ای، قم دفتر نشر مصطفی، 1381، ص 90. [4]. همان، ص 862. [5]. بحارالانوار، ج ۵۰ ، ص ۹۸. مرجع:راه ولایت آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4912
زمان انتشار: 16 مارس 2019
| |
حركت فرهنگی و سياسی امام جواد (علیه‌السلام)

حركت فرهنگی و سياسی امام جواد (علیه‌السلام)

امام جواد (علیه‌السلام) همانند پدر بزرگوارشان در دو جبههُ سیاست و فكر و فرهنگ قرار داشت. موضعگیری‌ها و شبهه افكنی های فرقه هایی چون زیدیه، واقفیه، غلات مجسمه، امام را بر آن داشت تا در حوزه فرهنگ تشیع در برابر آنان موضعی شفاف اتخاذ كند. امام در موضعگیری در برابر فرقه زیدیه كه امامت را پس از علی بن حسین زین العابدین (علیهالسلام) از آن زید می پندارند. در تفسیر آیه " وجوه یومئذ خاشعة عاملة ناصبة " آنها را در ردیف ناصبی ها خواندند. (رجال كشی ،ص 319 - مسند الامام جواد (علیه السلام)، ص 150) حضرت در برابر فرقه واقفیه كه قائل به غیبت امام موسی كاظم (علیه‌السلام) بوده و بدین بهانه وجوهات بسیاری را مصادره كرده بودند. آنان را نیز مصداق آیه " وجوه یومئذ خاشعة عاملة ناصبة " به شمار آورده و در بیانی فرمودند : شیعیان نباید پشت سر آنها نماز بخوانند. (رجال كشی ،ص391 - مسند عطاردی ، ص 150) حضرت در برابر غلات زمان خویش به رهبری ابوالخطاب كه حضرت علی (علیه‌السلام) را تا مرز الوهیت و ربوبیت بالا برده بودند، فرمودند : لعنت خدا بر ابوالخطاب و اصحاب او و كسانی كه درباره لعن او توقف كرده یا تردید كنند. (رجال كشی ،ص 444) موضعگیری تند حضرت درباره این فرقه تا بدانجا بود كه حضرت در روایتی به اسحاق انباری می فرمایند: " ابوالمهری و ابن ابی الرزقاء به هر طریقی باید كشته شوند ". مسندالامام جواد ، ص298 حضرت در برابر فرقه مجسمه كه برداشتهای غلط آنان از آیاتی چون " یدالله فوق ایدیهم " و " ان الله علی العرش استوی " خداوند سبحان را جسم می پنداشتند، فرمودند: " شیعیان نباید پشت سر كسی كه خدا را جسم می پندارد نماز گذارده و به او زكات بپردازند. تهذیب،ج3،ص283 فرقه كلامی معتزله كه پس از به قدرت رسیدن عباسیون به میدان آمد و در سده نخست خلافت عباسی به اوج خود رسید یكی دیگر از جریانهای فكری و كلامی عصر امام جواد (علیه السلام) است. موضعگیری حضرت امام جواد (علیه‌السلام) چون پدر بزرگوارشان در این برهه و در مقابل این جریان كلامی از جایگاه ویژه ای برخوردار است تا آنجا كه مناظرات حضرت جواد(علیه السلام) با یحیی بن اكثم كه از بزرگترین فقهای این دوره به شمار می رفت، را می توان رویارویی تفكر ناب تشیع با منادیان معتزله به تحلیل نهاد كه همواره پیروزی با امام جواد (علیه‌السلام) بوده است . امام جواد (علیه‌السلام) در راستای بسط و گسترش فرهنگ ناب تشیع كارگزاران و وكلایی در مناطق گوناگون و قلمرو بزرگ عباسیان تعیین و یا اعزام نمود. به گونه ای كه امام در مناطقی چون اهواز ، همدان ، ری ، سیستان ، بغداد ، واسط ، سبط ، بصره و نیز مناطق شیعه نشینی چون كوفه و قم دارای وكلایی كارآمد بود. امام جواد (علیه‌السلام) در راستای نفوذ نیروهای شیعی در ساختار حكومتی بنی عباس برای یاری شیعیان در مناطق گوناگون به افرادی چون" احمد بن حمزه قمی "اجازه پذیرفتن مناصب دولتی داد، تا جایی كه افرادی چون " نوح بن دراج " كه چندی قاضی بغداد و سپس قاضی كوفه بود، از یاران حضرت (علیه السلام) به شمار می رفتند كسانی از بزرگان و ثقات شیعه چون محمد بن اسماعیل بن بزیع (نیشابوری) كه از وزرای خلفای عباسی به شمار می رفت به گونه ای با حضرت در ارتباط بودند كه وی از حضرت جواد (علیه السلام) پیراهنی درخواست كرد كه به هنگام مرگ به جای كفن بپوشد و حضرت خواست او را اجابت و برای وی پیراهن خویش را فرستاد . حركت امام جواد (علیه السلام) در چینش نیروهای فكری و سیاسی، خود حركتی كاملاً محرمانه بود، تا جایی كه وقتی به ابراهیم بن محمد نامه می نویسد به او امر می كند كه تا وقتی " یحیی بن ابی عمران" ( از اصحاب حضرت ) زنده است نامه را نگشاید . پس از چند سال كه یحیی از دنیا می رود ابراهیم بن محمد نامه را می گشاید كه حضرت در آن به او خطاب كرده : مسئولیتها و كارهایی كه به عهده ( یحیی بن ابی عمران ) بوده از این پس بر عهده توست . بحارالانوار، ج 50،ص 37 این نشانگر آن است كه حضرت در جو اختناق حكومت بنی عباس مواظبت و عنایت داشت، تا كسی از جانشینی نمایندگان وی اطلاعی حاصل ننماید. دوران دشوار امام جواد (علیه السلام) در نقش و تبلیغ شیعی را باید در هم عصر بودن وی با دو خلیفه عباسی نگریست خصوصا مامون عباسی كه به گفته ابن ندیم "اعلم تر از همه خلفا نسبت به فقه وكلام بوده است. " دوران هفده ساله امامت حضرت جواد (علیه السلام) همزمان با دو خلیفه بنی عباسی مامون و معتصم بود ، 15 سال در دوره مامون -ازسال 203 ق سال شهادت حضرت رضا (علیه السلام) تا مرگ مامون در 218 - و دو سال در دوره معتصم - (سال مرگ ما مون 218 تا 220) شرایط دوره 15 ساله نخست حضرت درست همان شرایط پدر بزرگوارش بود كه در مقابل زیركترین و عالم ترین خلیفه عباسی قرار داشت . مامون كه در سال 204 هجری وارد بغداد شد امام جواد (علیه السلام) را كه بنا بر برخی از روایات سن مباركشان در این دوران10 سال بیش نبود از مدینه به بغداد فرا خواند و سیاست پیشین خویش را در محدود ساختن امام رضا (علیه السلام) در خصوص امام جواد (علیه السلام) نیز استمرار داد . ترس از علویان و محبت اهل بیت در دل مسلمانان از یك سو و متهم بودن وی در به شهادت رساندن امام رضا (علیه السلام) در جهان اسلام از سوی دیگر، وی را بر آن داشت تا با به تزویج در آوردن دختر خویش ام الفضل، ضمن تبرئه خویش و استمرار حركت عوامفریبانه در دوست داشتن اهل بیت، پایه های حكومت خویش را مستحكم سازد . این حركت مامون چون سپردن ولایتعهدی به امام رضا (علیه السلام) 9 مورد اعتراض بزرگان بنی عباس قرار گرفت اما مشاهده علم و درایت حضرت جواد(علیه السلام) در همان سن آنانرا به قبول این ازدواج ترغیب ساخت. امام جواد (علیه السلام) شرایط خود را همان شرایط پدر خویش دید، از اینرو با پذیرش ازدواج با ام الفضل نقشه پلید مامون در به قتل رساندن وی و شیعیان را از صفحه ذهن مامون زدود. حضرت(علیه السلام) كه به خوبی از سیاستها و نقشه های مامون در بهره برداری از جایگاه دینی و اجتماعی خود باخبر بود، پس از ازدواج اقامت در بغداد را رد و به مدینه بازگشت و تا سال شهادت خویش در آنجا مقیم شد. نامه های ام الفضل به پدر خویش مبنی بر عدم توجه امام جواد (علیه‌السلام) به وی، بیانگر اجباری بودن ازدواج وی با ام الفضل و نداشتن فرزندی از ام الفضل از امام جواد (علیه‌السلام) پرده از هوشمندی امام (ع) برمی دارد؛ چون كه مامون بر آن بود تا با به دنیا آمدن فرزندی از ام الفضل وی را به عنوان یكی از فرزندان رسول خدا (صلی الله علیه واله) در بین شیعیان، محور حركتهای آینده خود و بنی عباس قرار دهد. مامون در سال 218 ه .ق در مسیر حركت به سوی جنگ تا روم درگذشت. علی رغم تمایل سپاه و سران بنی عباس به خلافت عباس فرزند مامون ، عباس بنا بر وصیت پدر با عمویش ابو اسحاق معتصم بیعت كرد. معتصم هشتمین خلیفه عباسی پس از ورود به بغداد، امام جواد(علیه السلام) را از مدینه به بغداد فرا خواند. حضرت در سال 218 پس از معرفی امام هادی(علیه السلام) به جانشینی خود به همراه ام الفضل به بغداد رفت. در این سفر حضرت با شخصیتی متفاوت از مامون روبرو شد، شخصیتی با روحیه نظامی گری و فاقد بینش علمی. معتصم كه مایه های حیله گری و عوامفریبی های مامون را در خود نداشت، موضعگیری متضاد با اهل بیت خود را در بین مردم آشكار ساخت. امام علیه السلام در دو سال آخر عمر خویش تحت نظارت شدیدتر دستگاه امنیتی و نظامی معتصم قرار گرفت. از اینرو شرایط امام جواد به گونه ای شد كه حضرت توسط معجزات و كرامات و شركت در جلسات علمی ، امامت خود را به دیگران به اثبات می رساند. امام جواد (علیه السلام) در طول زندگی پربار اما كوتاه خویش بر آن بود تا ارتباط با مردم را حتی در سخت ترین شرایط حفظ كند و با بذل و بخشش به فقرا و مساكین كرامت اهل بیت را به اثبات رساند. وی این سیره خویش را به امر پدر بزرگوارش آغاز و به انجام رساند . امام رضا (علیه السلام) در یكی از نامه های خود به حضرت جواد (علیه السلام) می نویسد: " به من خبر رسیده است كه ملازمان تو ، هنگامی كه سوار می شوی از روی بخل تو را از در كوچك بیرون می برند تا از تو خیری به كسی نرسد تو را به حق خودم بر تو، سوگند می دهم كه از درب بزرگ بیرون آیی و به همراه خود زر و سیم داشته باش تا به نیازمندان و محتاجان عطا كنی. " و این آغاز یك حركت مردمی ، معنوی و انسانی بود كه به استحكام پایگاه مردمی حضرت منجر شد و دستگاه بنی عباس را از نام " جواد " به معنای بخشنده به هراس وا داشت . منبع:کانون گفتمان قرآنی آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4890
زمان انتشار: 3 مارس 2020
| |
ذکری که ثواب روزه گرفتن در ماه رجب را دارد

ذکری که ثواب روزه گرفتن در ماه رجب را دارد

حضرت آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب المراقبات می آورد: و روایات بسیاری برای روزه ایام رجب وارد گردیده و همچنین ثوابهای بسی سنگین و گرانبهای برای کسی که یک یا دو یا سه روز از آن روزه بدارد ورود نموده تا برسد به اینکه تمام ماه را روزه بگیرد و کسی که بخواهد جد و جهد را کامل گرداند بایستی تمام ماه را روزه‌دار باشد تا به تمام ثوابهای وارد برای هر روز کامیاب گردد. چنانچه صدوق در «ثواب الاعمال» و «امالی» به اسناد خود از پیغمبر(ص) روایت نموده است که فرمود: هر کس سی روز از رجب را روزه بدارد منادی از آسمان ندا خواهد نمود که ای بنده خدا، اما آنچه از تو گذشته است برای تو آمرزیده شد پس عمل را در مابقی عمر از سر بگیر، خداوند در تمام بهشت در هر بهشتی چهل میلیون (چهل هزار هزار) شهر از «زر» به او عطا خواهد فرمود که در هر شهر، چهل میلیون قصر باشد و در هر قصر، چهل میلیون اطاق و در هر اطاق، چهل میلیون خوان زرین و بر هر خوانی، یک میلیون(هزار هزار) ظرف و در هر ظرف، چهل میلیون رنگ از خوردنی و نوشیدنی و برای هر خوردنی و نوشیدنی، رنگی جداگانه و در هر اطاق نیز چهل میلیون تخت زرین که هر تختی هزار ذراع درازا در هزار ذراع پهنا و بر هر تختی کنیزی از حورالعین که دارای سیصد هزار گیسو از نور و هر گیسوی آن یک میلیون حلقه‌های جواهر نشانی که به مشک و عنبر آمیخته است تا اینکه روزه‌دار ماه رجب خود را به آن برساند و این ثواب برای کسی است که تمام ماه رجب را روزه گرفته باشد. عرض کردند: یا نبی الله(ص) کسی که به واسطه ناتوانی یا بیماری عاجز از این روزه باشد یا زنی که پاک نباشد چه کند تا به همچنین ثوابی که توصیف فرمودی برسد؟ فرمود: در عوض هر روز، گرده نانی به تصدق بدهد که قسم به کسی که جانم به دست او است هرگاه چنین تصدقی هر روزه بدهد به آنچه توصیف کردم و بیشتر از آن خواهد رسید؛ چه هرگاه تمام خلائق کلا از اهل آسمانها و زمین جمع شوند بر اینکه قمدار ثواب آن را اندازه بگیرند به عشر آن چیزی که در بهشت از فضایل و درجات عاید می‌گردد نمی‌رسند. گفتند: یا رسول الله(ص) اگر کسی دادن این صدقه را هم نتواند برای اینکه به ثوابی که توصیف فرمودی نائل شود، چه بایدش کرد؟ فرمود: در هر روز از ماه رجب تا سی روز تمام شود این تسبیح را یک صد مرتبه بگوید: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ کتاب ترجمه المراقبات – ص 123 تالیف: عارف کامل میرزاجواد آقاملکی تبریزی(ره) منبع:وارث آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4870
زمان انتشار: 7 مارس 2019
| |
سیمای شیعیان از منظر امام باقر علیه السلام

شکافنده گنج‌های پنهان معارف کیست؟

سیمای شیعیان از منظر امام باقر علیه السلام

علم حضرت امام باقر(ع) و شکافنده علوم بودن آن حضرت بر کسی پوشیده نیست و شاگردان زیاد آن حضرت که نام بسیاری از آنها از جمله دانشمندان و شخصیت های علمی ممتاز جهان اسلام می‌باشد دلیل این مدعاست. بنا بر روایات متعدد ولادت امام باقر(ع) در اول رجب سال پنجاه و هفت واقع شده و بر این اساس این امام بزرگوار در واقعه کربلا چهار سال از سن مبارکشان می‌گذشت. در مورد مادر بزرگوار آن حضرت آمده است که ایشان از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) بوده‌اند. روایتی از امام صادق(ع) در مورد مادر امام باقر(ع) ذکر شده که فرمودند: «کانت صدیقه لم یدرک فی ال‌الحسن(ع) مثلها» یعنی جده‌ام صدیقه بود و در آل حضرت امام حسن(ع) زنی به درجه و مرتبه او نرسید. از این حیث مقام مادر امام باقر(ع) که او را «ام عبدالله» می‌گفتند، در خور تامل است. باقر و شاکر و هادی از جمله القاب امام پنجم شیعیان می‌باشد که مشهورترین آن حضرت باقر (ع) است و این لقبی است که پیامبر اکرم(ص) آن حضرت را به این نام ملقب فرموده است. در این خصوص روایتی از جابر بن عبدالله نقل شده که پیامبر خطاب به او می‌فرمایند: «تو در دنیا بمانی تا ملاقات کنی فرزندی از من که از اولاد حسین خواهد بود که او را محمد نامند. «یبقر علم الدین بقراً» یعنی او علم دین را می‌شکافد. شیخ صدوق نیز روایتی را نقل می‌کند که فردی از جابر بن یزید جعفی سوال می‌کند که چرا امام پنجم را باقر نامیدند؟ گفت به این علت که «بَقَرَ الْعِلْمَ بَقْراً، أَیْ شَقَّهُ شَقّاً وَ أَظْهَرَهُ إِظْهَاراً» یعنی علم را می‌شکافد و آن را ظاهر می‌سازد. و نیز گفته‌اند که آن حضرت را باقر نامیدند چراکه «لتبقره فی العلم و هو تفجره و توسعه» آن حضرت شکافنده علوم اولین و آخرین و دلش بحر پهناور و چشمه جوشنده علم و دانش بود. ابن حجر هیتمی در صواعق محرقه نیز آورده است که «ابوجعفر محمدالباقر سمی بذالك من بقر الارض ای شقها و آثار مخبئاتها و مكامنها فلذالك هو اظهر من مخبئات كنوز المعارف و حقائق الاحكام ما لایخفی الا علی منطمس البصیره او فاسد الطویه و من ثم قیل فیه هو باقرالعلم و جامعه و شاهر علمه و رافعه» یعنی لقب باقر برای ابوجعفر محمد باقر برگرفته از شكافتن زمین و بیرون آوردن گنج‌های پنهان آن است، بدین جهت كه او گنج‌های پنهان معارف و حقایق احكام را آن‌قدر آشكار ساخت كه جز بر افراد بی‌بصیرت و دل‌های ناپاك پوشیده نیست و از این جاست كه وی را شكافنده و جامع دانش و نشر دهنده و بر افرازنده‌ی علم خویش نامیده‌اند. ابن شهر آشوب نیز ذیل روایتی می‌گوید آنچه از امام باقر(ع) از تفسیر و کلام و فتوی و احکام حلال و حرام ظاهر شده است از هیچیک از فرزندان حسن و حسین(ع) ظاهر نگردیده است. از خود آن حضرت نیز روایتی خطاب به جابر آمده است که فرمود: «وَاللّه یا جابِرُ لقَد أعطانی اللّه عِلمَ ما كانَ و ما هُوَ كائِنٌ إلى یَومِ القِیامَةِ» یعنی ای جابر! سوگند به خدا، همانا خدای تعالی علم آنچه بوده و علم آنچه تا روز قیامت خواهد بود را به من عطا فرموده است. بنابراین علم حضرت امام باقر(ع) و شکافنده علوم بودن آن حضرت بر کسی پوشیده نیست و شاگردان زیاد آن حضرت که نام بسیاری از آنها از جمله دانشمندان و شخصیت های علمی ممتاز جهان اسلام می‌باشد، دلیل این مدعاست. اما سخن در باب علم و دانش آن حضرت زیاد به میان آمده است که ما نیز به حسب اهمیت این موضوع برخی از روایات در این باب را نقل نمودیم. اما در ادامه به نقل حدیثی از امام باقر(ع) می‌پردازیم که در آن سیمای شیعیان آن حضرت به تصویر کشیده شده است. بر اساس این روایت شاخصه‌های شیعیان آن حضرت به عنوان معیاری برای سنجش اعمال خود و میزان انطباق آن با این شاخص‌ها مشخص می‌شود. امام باقر(ع) به جابر جعفی می‌فرماید: «ای جابر! آیا همین بس است که کسی دعوی محبت ما اهل بیت را کند؟ والله شیعه ما نیست مگر کسی که اطاعت خدا نماید و تقوی و پرهیزکاری داشته باشد، ای جابر پیشتر شیعیان را نمی‌شناختند مگر به تواضع و شکستگی و بسیاری ذکر خدا و بسیاری نماز و روزه و تعهد همسایگان و کمک فقرا و مساکین و قرض داران و یتیمان و راستی در سخن و تلاوت قرآن و زبان بستن از غیر نیکی مردم و امینان خویشان بودند در جمیع امور. ای جابر! کسی که گوید من علی(ع) را دوست دارم و ولایت او را دارم و به اعمال آن حضرت عمل ننماید و پیروی سنت او نکند، آن محبت به هیچ کار او نمی‌آید. پس از خدا بترسید و عمل کنید تا ثواب های الهی را بیابید، بدرستی که میان خدا و احدی از خلق خویشی نیست و محبوبترین بندگان نزد خدا کسی است که پرهیزکاری از محارم الهی زیادتر کند و عمل به طاعت الهی بیشتر نماید، والله که تقرب به خدا نمی‌توان جست مگر به طاعت او و ما براتی از آتش جهنم برای شما نداریم و هیچکس را بر خدا حجتی نیست و هر که مطیع خداست ولی و دوست ماست و هر که معصیت الهی می‌کند او دشمن ماست و به ولایت ما نمی توان رسید مگر به پرهیزکاری و عمل صالح.» در این باب ذکر روایتی از رسول اکرم(ص) نیز خالی از لطف نیست که آن حضرت در منبر آخری که در ایام مریضی برای مردم موعظه کردند، فرمودند: «به حق آن خداوندی که مرا به حق فرستاده است که نجات نمی دهد از عذاب خدا مگر مگر عمل نیکو.» البته موضوع شفاعت نیز در ادبیات دینی ما جایگاه خود را دارد اما آنچه در وهله اول به آن دستور داده شده است اطاعت از فرامین الهی است. باید دانست که مومن از بحث شفاعت مغرور به گناه نمی شود بلکه به فضل و رحمت خدای متعال امیدوار می‌شود. لذا بر اساس این روایات صرف محبت اهل بیت کافی نمی‌باشد و انجام دستورات الهی و دوری از معاصی نیز لازم است و در عمل نیز باید از سیره ائمه معصومین درس گرفت. رهبری معظم انقلاب نیز چندی پیش با اشاره به این موضوع فرمودند: «ما باید درس بگیریم، یاد بگیریم. صِرف محبّت کافی نیست. البتّه محبّت کارساز است امّا کافی نیست، ولایت لازم است. ولایت یعنی تولّی کردن، دنباله‌روی کردن، دست به دامن اینها زدن؛ راهی را که اینها رفته‌اند انسان آن راه را برود؛ این لازم است.»   منبع: خبرگزاری مهر آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4783
زمان انتشار: 1 ژانویه 2020
| |
میهمان حضرت زینب (س)

میهمان حضرت زینب (س)

رسول قبل از اینکه برود به فکر رفت و آمد مادرش بعد از شهادتش بود. من وام ده میلیونی داشتم آن را از من گرفت با آن ماشین دست دومی تهیه کرد و و سوئیچ اش را داد دست مادرش و گفت من دارم می روم اگر شهید شدم و بابا وقت نکرد با ماشین تو را بیاورد بهشت زهرا با این ماشین با روح الله بیا سر مزارم. فکر کفن  را کرده بود، بعد از حمله امریکا به عراق با رسول به کربلا رفتیم و 20 روزی همه جا را زیارت کردیم . یک کفن خریدم و انداختم بالای ضریح سیدالشهداء(ع) 24 ساعت ماند و از خادم خواهش کردم به من برگرداند. شهید کفن را در بغل گرفت و گفت چه کفن مشتی ای ، گفتم من پیرتر از شما هستم شاید این زودتر از شما قسمت من شود. خلاصه در وصیت نامه اش سفارش اقرار 40 مومن، تربت سیدالشهداء(ع) و کفن متبرک را کرده بود.ما همگی بالاخره باید از این دنیا برویم ، چگونه رفتن مهم است. انتخاب این مرگ با عزت بصیرت می خواهد ، بصیرتی که مقام معظم رهبری تأکید می کنند، من معتقدم که شهید این بصیرت را داشت ، تشخیص داد وقتی به این مرحله برسی توکل، توسل وبصیرت داشته باشی ، تشخیص بدهی اینجا وظیفه ات چیست؟ به جایی می رسی که عمل خالص ات باعث می شود خداوند به تو نیرویی بدهد که در منطقه غریب در دل دشمن، تو وحشت ایجاد کنی.  می رفت تو دل داعشی هایی که خواب بودند از آنها اسلحه، دوربین دید در شب را بر می داشت دوستانش تعریف می کنند که ساعت 2 نیمه شب بیدار می شد و ما را هم تحریک می کرد که بیایید برویم الان خواب داعشی ها سنگین است، چند نفری با هم می رفتیم ، تقسیم می شدیم دو طرف کانال و داخل کانال، خودش هم با دو نفرمی رفت داخل کانال ، می رفت تو دل داعشی هایی که خواب بودند از آنها اسلحه، دوربین دید در شب را غنیمت می گرفت، می آورد. این نیرو و قدرتی است که خدا به خاطر عمل خالص به او داده ست. وقتی مقر داعش را می گرفتند اولین کسی که بالا می رفت و پرچم داعش را پایین می آورد و پرچم یا زهرا(س) را بلند می کرد و نصب می کرد، شهید رسول خلیلی بود. فرهنگ نیوز

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4772
زمان انتشار: 19 فوریه 2020
| |
دعایی، که حتماً مستجاب می‌شود

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی، خانواده آسمانی

دعایی، که حتماً مستجاب می‌شود

دعای انسان در حق خودش، ممکن است با موانعی مثل گناهانش برخورد کرده و به هدف نرسد، امّا دعای در حق دیگران، به طور یقین مستجاب است؛ زیرا این دعا، از زبانی برآمده است که شخص با آن گناه نکرده است. این دعا معجزه می‌کند.

شخصی به نام ابراهیم بن هاشم تعریف می‌کند؛ عبدالله بن جُندَب را در موقِف دیدم (در حالت ایستاده به دعا) که تا کنون ایستادنی به این زیبایی ندیده بودم. یکسره دستانش را به سوی آسمان بالا برده و اشک‌هایش بر گونه‌هایش سرازیر می‌شد و به زمین می‌رسید، چون مردم به راه افتادند، به او گفتم، ای ابا محمد، ایستادنی به زیبایی ایستادن تو ندیده بودم. پاسخ داد: به خدا سوگند جز برای برادرانم دعا نمی‌کردم، زیرا امام کاظم «علیه‌السلام» فرمود: هر که در نبودِ برادرش، برای او دعا کند. از عرش به او ندا می‌دهند، برای تو صدهزار برابرِ آن است، لذا ناخوش داشتم که صدهزار دعای مستجاب را برای یک دعا (دعا برای خودم) که نمی‌دانم مستجاب می‌شود یا نه، واگذارم... زیباست اگر قلب انسان برای کسی بلرزد و برای او به دعای مضطرانه، دست بلند کند... اگر انسان بیاموزد که خودش را به جای دیگران گذاشته و آنان را درک کند، می‌تواند به دعایی حقیقی و مستجاب برای آنان دست پیدا کند، علاوه بر اینکه، خیرات این دعا برای خودش نیز چندین برابر شخصی است که برایش دعا نموده است. فراموش نکنیم که دعای انسان در حق خودش، ممکن است با موانعی مثل گناهانش برخورد کرده و به هدف نرسد، امّا دعای در حق دیگران، به طور یقین مستجاب است؛ زیرا این دعا، از زبانی برآمده است که شخص با آن گناه نکرده است. این دعا معجزه می‌کند. هم برای او و هم برای ما. چه تجارتی است رسیدن به مقامی که هم برای دیگران اعجاز در پی دارد، هم برای خودمان... انسان‌های کوچک، کسانی هستند که ایرادها را در قلب خود نگه می‌دارند، به دنبال تلافی هستند و نمی‌توانند از دیگران بگذرند. انسان‌های بزرگ، آنان اند که حاضر اند از درجات بهشتیِ خودشان بکاهند، امّا دیگران را شفاعت کرده و از جهنم برهانند. چنین کسانی در عاشقانه‌ترین خلوت‌هایشان، دیگران برای طلب خیر، پیش می‌اندازند، و همواره به دنبال جلوتر بردن دیگران و هُل دادنِ آنان به سمت بهشت هستند. دعا کردن در حق دیگران در حقیقت، خارج شدن انسان از نفس خودش برای انسان‌های دیگر و از علائم جذب اسم رحمان است. وقتی انسان در محضر الله و اهل آسمان حضور می‌یابد، و به جای اینکه تمام برکاتی را که در این حضور، بر وی نازل می‌شود، برای خودش طلب کند، برای دیگران خواسته و آرزو می‌کند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4752
زمان انتشار: 28 فوریه 2016
| |
پژوهشى درباره كيفيّت تسبيح  حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

پژوهشى درباره كيفيّت تسبيح حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

احادیث[۱] فراوانى بر استحباب ذكر تسبیحات فاطمه زهرا علیها السلام - كه از مصادیق «ذكرِ كثیر» دانسته شده - [۲] تأكید كرده اند . این احادیث - كه در كتب چهارگانه شیعه و برخى از صحاح و مسانید مشهور اهل سنّت به طریق هاى مختلف ، نقل شده اند - ، بیانگر ، آن اند كه استحباب این تسبیح ، منحصر به تعقیب نمازهاى واجب و یا هر نمازى نیست ؛ بلكه هنگام خواب و یا براى رفع پاره اى مشكلات نیز مفید است . [۳] اسرار و آثار تسبیح حضرت زهرا (س) نکاتی در مورد تسبیحات حضرت زهرا (س) همه این احادیث ، اتّفاق دارند كه تسبیحات فاطمه زهرا علیها السلام از تركیب سه ذكرِ «اللَّه أكبر» ، «الحمد للَّه» و «سبحان اللَّه» به وجود آمده و عطاى پُرارزش پیامبر خدا به دختر بزرگوارش فاطمه علیها السلام است . همچنین در تعداد هر یك از این اذكار و نیز شمار مجموعه آنها ، اتّفاق نظر است ؛ یعنى همه روایات ، تعداد ذكر «اللَّه أكبر» را ۳۴ بار ، «الحمد للَّه» را ۳۳ بار و «سبحان اللَّه» را نیز ۳۳ بار دانسته اند كه مجموع آنها یكصد مى شود . تنها اختلافى جزئى ، در ترتیب این سه جزء است . احادیث شیعى به اتّفاق ، «اللَّه أكبر» را ذكر آغازین مى دانند ؛ [۴] ولى برخى احادیث اهل سنّت ، آن را ذكر پایانى مى شمرند ، [۵] هرچند برخى دیگر كه در منابع معتبرترى هستند ، در این بخش با احادیث شیعى همسو و همگون اند . [۶] از این رو ، این اختلاف به آسانى قابل حل است . اختلاف دیگر ، در حوزه احادیث شیعى و در ترتیب «الحمد للَّه» و «سبحان اللَّه» است . مشهور احادیث شیعى ، «الحمد للَّه» را بر «سبحان اللَّه» مقدّم مى دارند [۷] و تنها چند حدیث معدود ، عكس آن را ابراز مى دارند . بر همین اساس ، بیشتر فقها ، ترتیب معمولى و رایج كنونى ، یعنى «اللَّه أكبر» ، «الحمد للَّه» و «سبحان اللَّه» را ذكر كرده اند ، هر چند برخى از آنان ، قائل به تخییر شده و هر دو ترتیب را مجاز و مطابق با سنّت دانسته اند . نظریه مشهور : تقدیم تحمید بر تسبیح علّامه حلّى در كتاب المختلف - كه اختلاف فتاواى فقیهان شیعه را بررسى مى كند - ، مى گوید : مشهور در تسبیح زهرا علیها السلام این است كه نخست «اللَّه أكبر» گفته مى شود ، سپس «الحمد للَّه» و بعد ، «سبحان اللَّه» . این را شیخ [طوسى ] در النهایة و المبسوط و [شیخ ] مفید در المُقنعة و سَلّار و ابن بَرّاج و ابن ادریس ، ذكر كرده اند. [۸] در باره این كلام علّامه حلّى باید گفت كه مراجعه مستقیم به كتاب هاى فقهى ، همین نتیجه را مى دهد . [۹] همچنین شیخ بهایى ، در مفتاح الفلاح ، آن را مشهور دانسته و گفته است : آنچه در تعقیبات مشهور است و به آن عمل مى شود ، مقدّم داشتن «الحمد للَّه» بر «سبحان اللَّه» است  . [۱۰] محدّث بحرانى نیز در الحدائق الناضرة ، پس از ذكر همه احادیث و در پایان جمع بندى دلالى و سندى خود ، قول مشهور و برخوردار از قوّت روایى را «تقدیم تحمید بر تسبیح» دانسته است . [۱۱] شیخ محمّدحسن نجفى نیز در كتاب گران سنگ جواهر الكلام ، چنین نوشته است : آنچه در میان اصحاب ، شهرت بسیار دارد و بلكه در وسائل الشیعة آمده است كه شیعه به آن عمل مى كرده اند ، این است كه نخست ، سى و چهار «اللَّه أكبر» گویند ، سپس سى و سه «الحمد للَّه» و بعد ، سى و سه «سبحان اللَّه» . در فتاوا و احادیث ، در این باره اختلافى نمى یابم ، بجز خبر علل الشرائع كه به زودى آن را ذكر خواهم كرد . [۱۲] دلیل نظریه مشهور استدلال قول مشهور ، ساده و روشن است . احادیث بسیارى بر مدّعاى آن دلالت دارند كه با یك شمارش ساده ، مى توان فزونىِ آنها را بر احادیث قول دیگر ، نشان داد . افزون بر این ، اسناد احادیث دلالت كننده بر قول مشهور ، در مقایسه با احادیث دیگر ، از قوّت بیشترى برخوردارند و از این رو ، حتّى اگر این دو دسته احادیث مختلف را با هم متعارض بدانیم - كه خواهیم گفت چنین نیست - ، باز هم بنا به شهرت روایى و قوّت سندى ، ترجیح با قول مشهور خواهد بود . [۱۳] نظریه دوم : تقدیم تسبیح بر تحمید دلیل قول «تقدیم تسبیح بر تحمید» ، آن است كه برخى فقیهان متقدّم ، مانند شیخ صدوق و پدرش ، ابن جُنَید و شیخ طوسى (در برخى از كتاب هایش) ، به هنگام بیان كیفیت تسبیحات فاطمه زهرا علیها السلام تسبیح را بر تحمید ، مقدّم كرده اند [۱۴] و چون این فقیهان به روزگار ائمّه علیهم السلام نزدیك بوده و خود ، محدّث نیز بوده اند ، مى توان قول آنان را ردّى بر قول مشهور دانست . در پاسخ این گفته ، مى توانیم تصریح شیخ صدوق و شیخ طوسى را بیاوریم كه آنان ، هر دو شكل ترتیب مشهور و غیر مشهور را جایز دانسته اند و مقصودشان از بیان ترتیب غیر مشهور ، آن بوده است كه بگویند ترتیب مشهور ، لازم الرعایه و انحصارى نیست و هر دو كیفیت ، مشروع و مطابق با سنّت است . برخى فقیهان متأخّر ، مانند صاحب جواهر نیز این نظر را دارند و حتّى آن را به علّامه حلّى و فیض كاشانى نیز نسبت داده اند . [۱۵] دلیل صاحب جواهر ، آن است كه در مسائل مستحب ، اختلاف در میان احادیث ، به تعارض نمى انجامد تا نیاز به ترجیح یا تخییر پیش آید ؛ بلكه در این گونه موارد ، تأكید بر یك سو ، به منظور معرّفى فرد احسن و اَكمل است ، نه ردّ جواز و مشروعیت طرف دیگر . صاحب جواهر مى افزاید : اى بسا سخن امام صادق علیه السلام اشاره به این دارد ، آن جا كه فرمود : «وَ تُبدَأُ بِالتَّكبیرِ ؛ با اللَّه أكبر شروع شود» و در باره بقیّه سكوت كرد  . [۱۶] یعنى آنچه مهم است ، آغاز با تكبیر است و چون امام علیه السلام از بیان ترتیب میان حمد و تسبیح خوددارى ورزیده ، پس ترتیب آن دو ، مهم نیست و آنچه محمّد بن عذافر از فعل امام صادق علیه السلام گزارش داده كه امام علیه السلام تحمید را بر تسبیح مقدّم داشته است ، [۱۷] جز جواز و حدّ اكثر ، استحباب آن را اثبات نمى كند و دلالتى بر حتمیّت آن و طرد كیفیّت دیگر ندارد . نظریه سوم : تفصیل گفتنى است نظریه دیگرى نیز در این میان مطرح است و آن ، تفصیل است ؛ یعنى اختصاص كیفیّت مشهور (تقدیم تحمید بر تسبیح) به تعقیب نماز و اختصاص كیفیت غیر مشهور (تقدیم تسبیح بر تحمید) به هنگام خواب . شیخ بهایى ، این تفصیل را با استفاده از اجماع مركّب ، رد كرده است ؛ [۱۸] امّا فقیهان دیگر مانند محدّث بحرانى و صاحب جواهر ، این رد را نپسندیده و مسئله را محلّ تمسّك به این گونه دلیل ها ندانسته اند . [۱۹] دلیل بهتر در ردّ این تفصیل ، مراجعه به احادیث است ؛ زیرا در میان احادیث مشهور ، حدیثى داریم كه همان كیفیت مشهور را براى گفتن این ذكر قبل از خواب ، اثبات مى كند و در میان احادیث غیر مشهور نیز حدیث مختص به تعقیب نماز داریم . به عبارت دیگر ، این جمع بندى در احادیث ، قابل اجرا نیست و احادیث مشهور ، مطلق هستند و هر دو حالت را در بر مى گیرند . نظریه برگزیده بر اساس آنچه گذشت ، مى توان گفت نظر اتّفاقى عالمان شیعه در شروع كردن با تكبیر - كه موافق نقل محدّثان مشهور اهل سنّت (مانند : بخارى ، مسلم نیشابورى و ابو داوود) است - بر نقل دیگر محدّثان اهل سنّت - كه قائل به عكس آن و اختتام به تكبیر هستند - ترجیح دارد ؛ امّا در باره اختلاف دیگر (یعنى تقدیم تحمید بر تسبیح) ، لزومى به انحصار در شكل و كیفیتِ مشهور نیست و هر دو شكل ، مشروع است ، هر چند با توجّه به كثرت احادیث و فتاواى فقیهان ، مى توان ترتیب مشهور را بهتر دانست . [۱] این بیان توسط استاد گرانقدر آقاى عبدالهادى مسعودى نگارش یافته است . [۲] ر . ك : نهج الذكر : ج ۲ ص ۸۷ ح ۹۳۱ - ۹۳۳ و ج ۱ ص ۱۱۵ ح ۱۷۶ - ۱۷۹ . [۳] ر . ك : الكافى : ج ۲ ص ۵۳۶ ح ۷ ، شناخت نامه نماز : ح ۷۵۷ و ۷۵۸ . [۴] ر . ك : وسائل الشیعة : ج ۶ ص ۴۴۴ (باب ۱۰) . [۵] ر. ك : مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۲۲۷ ح ۸۳۸ و ص ۳۰۵ ح ۱۲۲۸ و ج ۸ ص ۱۶۶ ح ۲۱۷۶۸ ، تاریخ بغداد : ج ۳ ص ۲۴ ، المستدرك على الصحیحین : ج ۳ ص ۱۶۵ ح ۴۷۲۴ و . . . . [۶] ر . ك : صحیح البخارى : ج ۳ ص ۱۳۵۸ ح ۳۵۰۲ ، صحیح مسلم : ج ۴ ص ۲۰۹۱ ح ۸۰ ، سنن أبى داوود : ج ۳ ص ۱۵۰ ح ۲۹۸۷ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۲۸۷ ح ۱۱۴۱ . [۷] ر . ك : ص ۴۹۱ (چگونگى تسبیح فاطمه علیها السلام) . [۸] المختلف : ج ۲ ص ۱۸۲ . [۹] ر . ك : المقنعة : ص ۱۱۰ ، النهایة : ص ۸۵ ، المبسوط : ج ۱ ص ۱۱۷ ، المراسم العلویّة : ص ۷۳ ، المهذّب : ج ۱ ص ۹۶ ، السرائر : ج ۱ ص ۲۳۳ ، إصباح الشیعة بمصباح الشریعة : ص ۷۸ . [۱۰] مفتاح الفلاح : ص ۲۱۳ . [۱۱] ر . ك : الحدائق الناضرة : ج ۸ ص ۵۲۳ . [۱۲] جواهر الكلام : ج ۱۰ ص ۳۹۹ . گفتنى است حدیث علل الشرائع ، مطابق با احادیث اهل سنّت است و در اسناد آن نیز راویان اهل سنّت به چشم مى خورند . [۱۳] شیخ یوسف بحرانى براى تقویت نظریه مشهور ، به دلیل دیگرى نیز تمسّك كرده كه خالى از ضعف نیست (ر. ك : جواهر الكلام : ج ۱۰ ص ۴۰۲ ) . [۱۴] فقه الرضا : ص ۱۱۵ ، الهدایة : ص ۱۴۱ ، الاقتصاد : ص ۲۶۴ . نیز ، ر . ك : المختلف : ج ۲ ص ۱۸۲ ، المبسوط : ج ۱ ص ۱۱۷ . [۱۵] جواهر الكلام : ج ۱۰ ص ۴۰۴ . [۱۶] جواهر الكلام : ج ۱۰ ص ۴۰۴ . [۱۷] ر . ك : الكافى : ج ۳ ص ۳۴۲ ح ۸ . [۱۸] ر . ك : مفتاح الفلاح : ص ۲۱۸ . [۱۹] ر . ك : الحدائق الناضرة : ج ۸ ص ۵۲۱ ، جواهر الكلام : ج ۱۰ ص ۴۰۳ . آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4688
زمان انتشار: 6 اوت 2017
| | |
معرفی محصول «بردباری»

معرفی محصول «بردباری»

تمرین بردباری و شكیبایی گام بعدی آراستگی به این صفت زرین است كه با تحمل و گاه فشار روحی و فرو بردن خشم و عصبانیت همراه است، اما پس از چندی اخلاق همیشگی انسان می شود. شخصی از امام حسن مجتبی(علیه السلام) پرسید: حلم چیست؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «کظم الغیظ و ملک النفس؛ فروبردن خشم و تسلط بر خویشتن است. » واژه «کظم» در لغت به معنی بستن سر مشکی است که پر از آب شده است و به طور کنایه، در مورد کسانی به کار می رود که از خشم و غضب پر شده اند و نزدیک است که منفجر شوند و عکس العمل تندی نشان دهند. در این هنگام حالت خویشتن داری همچون بند محکم، سر مشک غضب را می بندد و از طغیان آن جلوگیری می نماید. بنابراین کظم غیظ و فرونشاندن خشم از روشن ترین مصداق های حلم است و موجب جلوگیری از طغیان خشم و تندی های نابجا شده و انسان را از جوش و خروش نامعقول، زننده و گاهی خطرناک نجات می بخشد. تمرین بردباری و شكیبایی گام بعدی آراستگی به این صفت زرین است كه با تحمل و گاه فشار روحی و فرو بردن خشم و عصبانیت همراه است، اما پس از چندی اخلاق همیشگی انسان می شود .امام كاظم(علیه السلام) می فرماید: اگر حلیم نیستی خود را به بردباری بزن و صفت حلم را به خود ببند، زیرا كم است كسی كه خود را شبیه به افرادی می كند، مگر آنكه امید است از آنان شود. صبر و بردباری در برابر ناملایمات، ویژگی انسان های خودساخته ای است که در جنگ طبیعت و فطرت و یا همان خود یا ناخود توانسته اند جنبه های انسانی و خدایی خود را بر ساحت حیوانی و زمینی نفس خود غلبه دهند. اگر گاه و بیگاه در برابر سخنان و یا رفتارهای دیگران تحمل کافی ندارید؛ اگر تمایل به یادگیری شگردهای افزایش تحمل هستید؛ اگر علاقه مندید تا از صحنه ی جهنمی غضب به بهشت همیشگی حلم پناه ببرید و در وادی امن سلام، به سکینه و آرامش برسید؛ شما را به شنیدن سلسله گفتارهای "حلم" از مجموعه مباحث "استاد محمد شجاعی" دعوت می کنیم. این بحث که به‌ عنوان مکمل بحث خشم می‌باشد، مخاطب را به توانایی کنترل خشم و کاهش میزان حساسیّت در برابر عوامل تحریک کننده می‌رساند. از دیدگاه استاد محمد شجاعی «حلم به معنی بردباری چیزی است كه اگر نباشد انسان قطعاً تولد سالم به آخرت ندارد. بدون حلم به قول امروزیها ثواب‌دان انسان سوراخ است، یعنی شما هرچقدر هم که كار خیری انجام دهید، بدون حلم و خویشتن‌داری همه را از دست خواهید داد. فرمایش معصوم است كه می فرماید: انسان بدون حلم هیچ عملی برایش باقی نمی ماند. اگر کسی بخواهد خوشبختی دنیا و آخرت را احراز كند، باید حلیم، خویشتندار، صبور و با حوصله باشد. بی‌حوصلگی و زودرنج بودن، زود دلتنگ شدن و مضطرب شدن  و ...  نمی‌گذارد که اخلاقی برای انسان بماند و همه چیز را فاسد می کند. حلم یعنی این‌كه انسان ظرفیتش در معاشرت‌ها بالا رود؛ ممكن است سختش باشد، ولی این سختی را باید تحمل كند چرا که در حلم و در توهین‌هایی كه با ما می‌شود فطرت اصلاً اذیت نمی‌شود، بلکه این طبیعت ماست که درگیر می شود. باید توجه داشت که بردباری میوة علم است، یعنی كسی می‌تواند بردبار باشد كه آدم فهمیده و فقیهی باشد و به عبارتی دین را خوب فهمیده باشد.‌ هرچقدر شخص عاقل‌ و فهمیده‌تر باشد، حلیم‌تر و بردبارتر است. فرو بردن خشم به این معنی است که اگر شخصی خشمگین شد، مانع از بروز خشمش شود؛ نگذارد که این خشم ظهور پیدا کند و ...» برای خرید این سی دی از فروشگاه آنلاین مؤسسه منتظران منجی (عج) کلیک کنید.   برخی از مهمترین عناوین مطرح شده در این لوح فشرده (حلم) به قرار زیر است: حلم از منظر روایات حلم یعنی اوج فطرت و محدویت طبیعت دستورالعمل هایی درباره حلم رابطه عزت و حلم راه های کسب حلم در انسان خصوصیات شخص حلیم تأثیر سکوت بر حلم و بردباری انسان  و.... علاقه مندان به تهیه این لوح فشرده می توانند آن را از فروشگاه اصلی مؤسسه، محل برگزاری جلسات، نمایشگاه های عرضه محصولات فرهنگی مؤسسه و سفارش پستی و فروشگاه مؤسسه منتظران منجی (عج) به آدرس http://montazerstore.ir تهیه نمایند.( این سی دی به همراه سی دی غضب و دشمن شناسی  در یک DVD ارائه شده است. ) از مجموعه کتابهای کار منتشر شده «کتاب کار حلم و غضب» می باشد که اخیراً به چاپ رسیده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است. همراه با سی دی صوتی  مجموعه مباحث حلم (۱۵ جلسه) و غضب (خشم) (۱۰جلسه) این کتابها هم اکنون در فروشگاه مؤسسه منتظران منجی (عج) آماده عرضه می باشد.  متن تنظیم شده 15 جلسه بحث حلم (بردباری) متن تنظیم شده 10 جلسه بحث غضب(خشم)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed