www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5688
زمان انتشار: 7 سپتامبر 2019
| |
مهمترین هدف عزاداری توجه به منجی جهانی است

استاد محمد شجاعی

مهمترین هدف عزاداری توجه به منجی جهانی است

وحشتناک ترین فاجعه جهانی که جامعه امروز را تهدید می کند، فقدان حضور امام زمان (علیه السلام) است. عزاداری برای اباعبدالله (علیه السلام) باید جهت دار باشد و ما را برای یاری منجی جهان حضرت مهدی (علیه السلام) آماده کند.

اگر برای تحقق این هدف تلاش نکنیم، از حیثیت انسانی و ایمانی ساقط هستیم. یکی از راه های تحقق این هدف عظیم، عزاداری بر حضرت اباعبدالله (علیه السلام) است. عزاداری یک مسأله ی جهت دار است، خداوند از ابتدای خلقت این جهت را برای سرنوشت انسان مشخص کرده است. بیهوده نیست که خداوند عزاداری سیدالشهدا را از زمان حضرت آدم (علیه السلام) رقم زده و تأکید کرده که همه انبیاء برای سیدالشهدا گریه کنند. هزاران سال قبل از آمدن سیدالشهدا، تک­ تک انبیاء به وجود مقدس سیدالشهدا توجه داشتند. ما با عزاداری و گریه بر امام حسین (علیه السلام) به فکر انتقام «ثارالله» هستیم تا با آمدن امام زمان مان آن را جبران کنیم. «ثارالله» یا خون خدایی که ریخته شده، خون بدن امام حسین (علیه السلام) نیست، بلکه خون خدا، روح و شخصیت امام حسین (علیه السلام) است. اگر فکر کنیم که خداوند بدون هدف و غرض مهمی می خواسته، یک عزیز و دُردانه ­ای خلق کند که همه او را دوست داشته باشند و برایش گریه کنند، سخت در اشتباهیم. آن هدف و غرض مهم وجود مقدس منجی جهان و قطب عالم امکان، امام زمان ماست. زیرا قبل از این که واقعه کربلا اتفاق بیفتد، خداوند زیارت عاشورا (حدیث قدسی) را بیان فرموده و قبل از آمدن آقا امام زمان (علیه السلام) دو بار اسم مبارک ایشان در زیارت آورده شده است؛ این نشان می دهد که مهمترین هدف عزاداری توجه به منجی جهانی، نهضت انتظار و نجات جامعه جهانی از ظلمتی است که در اثر دوری از رهبر معصوم به وجود آمده است. فقدانِ متخصص معصوم، بزرگترین فاجعه ای است که تاریخ جهان به خودش دیده است. به همین دلیل، خداوند تبارک و تعالی سرمایه­ گذاری عظیمی کرده تا بشر بفهمد که به جز خدا و معصوم کسی نمی تواند انسان را نجات دهد. اگر خوب عزاداری کنیم، امام زمان (علیه السلام) برایمان دعا می کند نتیجه ی عزاداری که مطلوب امام زمان (علیه السلام) باشد، این است که حضرت برای ما دعا می کند. ایشان می فرمایند: « ادعُوا لِمَن یَذکُرُ مُصیبَتَ جَدّی اَلحُسَین = من دعا می کنم، برای کسی که مصیبت جدم حسین را یاد کرده و سپس برای فرج من دعا کند.» این فرمایش حضرت باید نصب العین ما در تمام مراحل زندگی باشد. حضرت برای کسی که مصیبت امام حسین را می شنود و می داند که این مصیبت تنها مصیبت جسمی، کشتن، سربریدن، قطع دست و پا و تشنگی نیست، دعا می کند. اینها مصیبت عظیمند، اما مصیبت اعظم حذف امام حسین از مقام ریاست و حاکمیتِ جامعه جهانی است. دعا برای فرج حضرت، باید با اضطرار و با توجه به رابطه عمیق پدر و فرزندی ما با امام زمان (علیه السلام) صورت بگیرد و برای رسیدن به مرحله دعای حقیقی، به «خودسازی» و «معرفت» احتیاج داریم. دعای با اضطرار برای حضرت به خودی خود یک «مقام» است. ما باید به جایی برسیم که برای حضرت به دلشوره بیفتیم؛ دغدغه و سوز قلب داشته باشیم؛ غصه بخوریم؛ اگر اینگونه نیستیم، قسی القلب هستیم و نفس ما دچار توحش است. در آداب دعا داریم تا انسان روی چیزی که می خواهد، اصرار نداشته باشد و حقیقتاً کارد به استخوانش نرسیده باشد، اجابت نمی شود. طبق فرمایش امام رضا (علیه السلام) دعای ما باید پشتوانه ی قلبی و عملی داشته باشد. مهمترین سؤال شب اول قبر و آخرت، سؤال درباره کیفیت ارتباط انسان با امام زمانش است. هنگام دعا علاوه بر اینکه با اضطرار دعا می کنیم، باید این سوز و اضطرار و این مطالبه را به اطرافیان مان و سایر افراد نیز منتقل کنیم، اما موضوع این است که کارد به استخوان ما نرسیده است. پس باید منتظر فجایع، فتنه­ ها، آسیب­ ها، قحطی ­ها، انواع مرگ ها، انواع مصیبت ها و مشکلات باشیم. هر مشکلی مثل بدهکاری، زندان، گرفتاری، دعوا، درگیری، بداخلاقی، فساد و ظلمی که در دنیا می بینیم، حتی زمانی که از دست خودمان هم ناراحت هستیم، همه این مشکلات با آمدن امام زمان (علیه السلام) حل می شود. لذا باید قاعده دعا را یاد بگیریم، هر کدام از ما از خانواده خودمان، محله، شهر و کشورمان باید شروع کنیم تا خارج از کشور، تلاش کنیم که طلبِ امام زمان (علیه السلام) یک مطالبه جهانی شود. نگوییم این مسئله آسمانی و الهی است و هر وقت خدا بخواهد انجام می شود، خیر. خدا می فرماید: هر وقت شما بخواهید. «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ= خداوند هرگز سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر اینکه خودشان بخواهند سرنوشت شان را تغییر دهند» (رعد/11).   بحث جهاد جلسه سوم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5682
زمان انتشار: 11 اوت 2021
| |
«عاشورا» و «مهدویت» ما را در مقابل مفاسد واکسینه می کنند

«عاشورا» و «مهدویت» ما را در مقابل مفاسد واکسینه می کنند

فرهنگ «عاشورا» به انسان قدرت اقدام به جهاد، و فرهنگ «مهدویت» امید و نشاط می دهد. هر دو اینها در کنار هم، ما را در مقابل مفاسد مقاوم می سازد.

اگر بحث عزاداری و محرم برای مردم به خصوص جوانان ما خوب تبیین شود، قطعاً در برابر آسیب های فردی، اجتماعی، شبیخون فرهنگی دشمن از ایمنی بالایی بهره مند می شوند. دشمن به خاطر زخم زیادی که از انقلاب و مردم ما خورده، درهایی از شرّ و پلیدی به روی مردم باز کرده است. بعضی ای این درها شامل مواد مخدر، حجاب، روابط دختر و پسر و مواد روان گردان، فیلم های مبتذل و موضوعاتی است که امروز جوانان و مدارس ما را درگیر کرده است. طبق آماری که آموزش و پرورش اعلام کرده، رشد اعتیاد در طول یک سال، صد در صد بوده است. اگر مسائل دینی از جمله همین مسأله محرم، صفر و ماه مبارک  برای جوانان خوب تبیین شود، درهای شر به روی آنان بسته می شوند. یعنی کافی است، ما روی همین بخش هزینه کنیم. اگر چنین شود، دشمنان هر چقدر هزینه کنند، نتیجه ای نمی گیرند؛ یعنی در مدارس، در مقاطع مختلف تحصیلی، فرزندان و جوانان را با فرهنگ امام حسین ع و عاشورا آشنا کنیم تا با این فرهنگ انس بگیرند، در این صورت برای آلوده نشدن به مفاسد مختلف، احتیاج به مبارزه و هزینه کردن ندارند، بلکه ذاتاً فساد را قبول نمی کنند. گاهی یک فرد باید خیلی به خودش غلبه کند تا حجاب را رعایت کند؛ عفت داشته باشد؛ از فواحش باطنی خودداری کند؛ سراغ مواد مخدر و مواد روان گردان نرود؛ به فیلم های مبتذل نگاه نکند؛ اما زمانی یک نفر به آسانی از این مفاسد می گذرد، چون در وجودش زیبایی ها و فرهنگی برگرفته از فرهنگ زیبای عاشورا ایجاد شده، فرهنگی که از ذلت و آلودگی و معصیت ابا دارد. دو فرهنگ «مهدویت» و «عاشورا» شاه کلیدند، راه میان بری هستند که با هزینه ی کم آثار ماندگاری را ایجاد می کنند. یکی از مسئولینی که کارش مبارزه با فرهنگ جمهوری اسلامی است، در مقاله ای می گوید: «ما باید دو چیز را در جمهوری اسلامی هدف قرار دهیم، یکی فرهنگ عاشورا و دیگری فرهنگ مهدویت». جالب این است، آنها هم به این مسأله پی برده اند که «فرهنگ عاشورا» به ما قدرت خاص و «فرهنگ مهدویت» امید و نشاط می دهد. مثلاً ممکن است ما روی موضوع نماز یا حجاب یا موضوع دیگری که جزء ارزش های ما هستند، سرمایه گذاری کنیم، هر یک از آنها با تمام اهمیتی که دارند یک موضوعند؛ اما فرهنگ «عاشورا» و «مهدویت» همه چیز است و همه چیز را در خود دارد. مسئولین فرهنگی و مربیان و معلمان آموزش و پرورش به عنوان کسانی که خداوند سرپرستی تعداد زیادی از ایتام فرهنگی و معنوی آل محمد ع را به آنها سپرده، به معنای حقیقی پدران و مادران این ایتام هستند. زیرا تأثیری که این مربیان و معلمان روی کودکان و جوانان دارند، خیلی قویتر از تأثیری است که والدین شان روی آنها می گذارد. به فرموده ی قرآن: « وَ مَنْ أَحْیَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا = و هر كس انسانی را از مرگ رهائی بخشد چنان است كه گوئی همه مردم را زنده كرده است» (مائده/32). اگر در آموزش و پرورش ما یک «انسان» تربیت شود، به معنی نجات و حیات همه انسان هاست. گاهی پیامبر ص تا طائف می رفت تا بتواند یک نفر را مسلمان کند، آن هم با کتک زیادی که می خورد؛ می گفت: می ارزد، حتی اگر یک نفر هدایت شود. نوح 950 سال تبلیغ کرد، اما فقط حدود 70  نفر به او ایمان آوردند. میدانی که خداوند در اختیار معلمان و مربیان گذاشته، خیلی وسیع است. جوانانی که به وسیله این معلمان با فرهنگ عاشورا آشنا می شوند، این جوانان در آخرت جزء شئون نفس آنها می شوند. فرمایش صریح معصوم است که آنها به عنوان یک فرد محشور نشده، بلکه به تعداد بچه هایی که زیر دست شان پرورش یافته اند، محشور می شوند و روز قیامت قدرت شفاعت پیدا می کنند. چون اصل شفاعت در دنیاست و در آخرت فقط نتیجه کارها نشان داده می شود.   برگرفته از مبحث عزاداری حقیقی جلسه دوم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5649
زمان انتشار: 14 سپتامبر 2019
| |
در واقعه ی کربلا عزادار دو«مصیبت عظیم» و «مصیبت اعظم» هستیم

استاد محمد شجاعی

در واقعه ی کربلا عزادار دو«مصیبت عظیم» و «مصیبت اعظم» هستیم

در جریان کربلا دو مصیبت «عظیم» و «اعظم» بر جامعه مسلمین وارد شد. «مصیبت عظیم» کشته شدن، تشنگی، سربریدنِ سیدالشهدا و فرزندان و اصحابش و اسارت خانواده ی اوست؛ و «مصیبت اعظم» که بزرگتر و ناگوارتر از مصیبت عظیم است، حاکمیت حاکم غیرمتخصص و فاسد بر جامعه است.

«مصیبت اعظم» یعنی حذف معصوم از حاکمیت جامعه، (ازالتکم عن مراتبکم). متأسفانه الان جامعه ما دچار مصیبت اعظم است. مثلاً دانشگاهی را در نظر بگیرید، فرزندتان را که با خون دل بزرگ کرده اید، می خواهید به دانشگاه بفرستید؛ دانشگاه بگوید ما دانشجو می پذیریم، کنکور را قبول نداریم، هزینه هم بپردازید، ولی ما استاد نداریم، اما دانشجوها می توانند بیایند و در محیط دانشگاه درس بخوانند؛ آیا دانشگاه بدون استاد ارزش دارد؟ خیر. زیرا متخصصی از آن فارغ التحصیل نمی شود؛ یعنی درسی خوانده نمی شود تا محصول آن یک فرد تحصیل کرده باشد. مثلاً مریض سرطانی دارید و او را به بیمارستان می برید، بیمارستان مریض را پذیرش می کند، ولی می گوید دکتر نداریم؛ شما چنین بیمارستانی را قبول می کنید؟ خیر. ارزش یک بیمارستان به پزشک و متخصصین آن است؛ ارزش دانشگاه به استاد است؛ ارزش عالم و کره زمین و انسان به «متخصص معصوم» است که هدایت انسانها را به عهده بگیرد. متخصص معصومی که بتواند آنها را به اندازه خلیفۀ الله تربیت کند؛ حال تصور کنید در جامعه ای امام، هدایتگر، و متخصص معصوم نباشد، این جامعه چه ارزش و اعتباری خواهد داشت؟ این همان مصیبت اعظمی است که مردم را از وجود معصوم متخصص محروم کردند. مصیبت اعظم یک فاجعه است؛ یعنی کسی بر مردم حاکم شود که صلاحیت اداره آنها را نداشته باشد. در نبودِ متخصص معصوم، مردم نمی دانند، چگونه باید رشد کنند. شما 7-8 میلیارد جمعیت را روی کره زمین می بینید که چطور دارند زندگی می کنند. چند نفر از آنها شبیه به الله می شوند؟ چند نفر شبیه فاطمه زهرا س تربیت می شوند؟ خدا انسانها را آفریده برای این که به اندازه امام حسین علیه السلام بزرگ شوند. در حدیث قدسی خداوند می فرماید:« عَبدِی أَطِعنِی حتی أجعَلَكَ مِثلِی؛ أنا حَیُّ لا اَمُوت، أجعَلَكَ حَیّاً لا تَمُوت؛ أنا غَنِیُّ لا أفتَقِر، أجعَلَكَ غَنِیّاً لا تَفتَقِر؛ أنا مَهما أشاءَ یَكون، أجعَلَكَ مَهما تَشاء یَكون= بنده‏ ی من! مرا اطاعت كن تا تو را مثل خود سازم. من زنده ای هستم که نمى‏ میرم، تو را هم زنده ای قرار می دهم که نمیری؛ من غنی ای هستم که فقیر نمى‏ شوم، تو را هم چنان سازم که فقیر نگردی؛ من هر چه را اراده كنم مى ‏شود، تو را هم چنان قرار دهم که هر چه اراده کنی، بشود». پس انسان آفریده شده تا شبیه الله شود. این که گفته می شود، برای مصیبت عظیم گریه کنید، سیاه بپوشید، پرچم بزنید، دسته راه بیاندازید و عزاداری کنید، به خاطر این است که مردم دائماً متوجه مصیبت عظیم شوند و فراموش نکنند که امروز هم امامی هست و ما را به کمک فرا می خواند؛ او تمام تخصص های لازم برای هدایت و خوشبختی انسان ها را دارد و روی این کره خاکی زنده است، ولی آواره، تنها و غریب است. ما مثل مردم زمان امام حسین(علیه السلام) نباشیم، باید یزیدها و شمرها، خولی ها، جنایتکارها و حرمله ­های زمان خودمان را بشناسیم. حسین زمان خود را نیز بشناسیم و به کمک او برویم تا همه مردم جهان خوشبخت شوند. در «مصیبت عظیم» باید گریه کنیم، ذکر مصیبت بگوییم، سینه زنی کنیم و تظاهرات شورانگیز مذهبی را برپا کنیم و در «مصیبت اعظم» که مهمتر است، علاوه بر اقامه مصیبت عظیم، همواره وفادار و آماده کمک به امام زمان و حسین زمان باشیم. برگرفته از مبحث محرم جلسه 2

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5647
زمان انتشار: 27 اوت 2020
| |
حسین زمان ما در غربت و آوارگی است و به منتظر حقیقی نیاز دارد

استاد محمد شجاعی

حسین زمان ما در غربت و آوارگی است و به منتظر حقیقی نیاز دارد

معصوم متخصص زمان ما، صاحب الزمان در غربت و تنهایی، منتظر یاری ماست. کمک به او، تلاش، عملیات، برنامه ریزی و سبک زندگی نیاز دارد، امام از ما انتظار دارد تا اول از همه خودمان را به عنوان یک منتظر حقیقی تربیت کنیم.

حضرت جواد از امیر مؤمنان علیهما السّلام نقل فرمود:«قائم ما را غیبتى خواهد بود تا این‌كه فرمود: پس هركس بر دین خود ثابت بماند و به‌سبب طولانى شدن غیبت امامش، قساوت پیدا نكند.پس او در روز قیامت در درجۀ من و با من خواهد بود.» (1) یک انسان حقیقی منتظر عمل است، انتظار یعنی عمل. از این رو پیغمبر فرمود:«أفضَلُ أعمالُ أمَّتی إنتظارُ الفَرَج= بالاترین اعمال امت من انتظار فرج است». (2) مثالی برای انتظار این است که خانمی که شب مهمان دارد، «انتظار» درست این است که او بی کار نمی نشیند و منزل را آماده می کند؛ شرائط و مواد لازم برای پذیرایی را آماده کرده و موانع را برطرف می کند. «انتظار» به معنی کار کردن است، نه بی کاری و بی عملی؛ «انتظار» یعنی من حاضرم و پای کار هستم. «منتظر» واقعی کسانی بودند که به چادر امام حسین ع ملحق شدند و تا آخر پای کار ماندند. اما چند هزار نفری که از مدینه آمده بودند، تعدادی هم در راه به حضرت پیوستند و تعدادی هم شب عاشورا به حضرت ملحق شدند؛ شب عاشورا که امام حسین(علیه السلام) اتمام حجت کرد و ماهیت و هدف قیام را بیان فرمود، همه فرار کردند و رفتند؛ چون فهمیدند که حکومتی در کار نیست تا در آینده در آن شریک شوند؛ دیدند حضرت می فرماید که همه کشته می شوند؛ برای همین همه رفتند؛ آنها منتظر واقعی نبودند و برای دنیا آمده بودند. تعدادی از سربازهای عمر سعد در آخرین لحظات به امام حسین پیوستند. چند ساعت قبل از آن، حتی تا چند دقیقه قبل با امام جنگیده بودند؛ ولی وقتی فکر می کنند که این امام و پسر پیغمبر است و تنها و غریب است و من وظیفه ­ام است به او کمک کنم، توبه می کنند و به لشکر امام می روند. این سربازان را حدود ۳۰ نفر ذکر کرده اند که به کمک امام رفتند و شهید شدند. آنها منتظران واقعی بودند که به محض آگاه شدن به وظیفه شان عمل کردند. «انسان حقیقی» یک منتظر واقعی است که تنهایی و نیاز امام زمانش را درک کند. او یک عنصر بی­ خاصیت و بی ­مصرف برای امام زمان نیست. «منتظر» یعنی انسان در زندگی هزینه عشق به پدر آسمانی اش را بپردازد. همانگونه که عشق به همسر، پدر و مادر، خواهر و برادر هزینه دارد و انسان بار محبت دیگران را در زندگی باید تحمل کند و هزینه این محبت را بپردازد، ما هم باید بدانیم که هزینه عشق ما به پدر و امام زمان مان در کجای زندگی مان پرداخته می شود. آیا اصلاً در برنامه ­ریزی های روزانه و هفتگی و ماهانه و سالانه ما جایی برای کمک به امام زمان مان و برطرف کردن موانع ظهورش وجود دارد؟ یک منتظر جدا از این که شأن گیاهی دارد و به امور گیاهی خودش می رسد، ورزش می کند و به بدنش می رسد، تغذیه می کند، شأن حیوانی دارد و به خانواده و مسائل اجتماعی­ اش می رسد، شأن عقلی دارد و کار علمی می کند، باید بداند که بالاتر از همه اینها یک انسان است، شأن انسانی و جاودانه نیز دارد؛ باید بداند که  این شأن، عشق ورزی ها و مهرورزی های خاص خودش را دارد و در این شأن باید به کمک امام زمانش برود. مهمترین سوال در قیامت چیست؟ مهمترین سؤالی که در قیامت و چهره به چهره در مقابل امام زمان از انسان پرسیده می شود و اگر درست پاسخ داده شود، پاسخ گویی به بقیه سؤالات نیز راحت تر می شود، این است که آیا امام تو تنها و آواره بود یا نبود؟ این همان است که قرآن می فرماید: «لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ= در آن روز درباره نعیم( امام زمان) مورد سوال قرار خواهید گرفت»(3). سوال می شود که آیا حضرت به کمک تو احتیاج داشت یا نه؟ تو برایش چه کاری کردی؟ آیا زندگی ­ات را با این او هماهنگ کردی؟ مگر در قیامت از پدر و مادر زمینی مان نمی پرسند؟ جزء سؤالات مهم قیامت پرسش از والدین است؛ حضرت فرمود: «بوی بهشت از 500 سال راه می رسد؛ اما کسی که پدر و مادرش از او راضی نیستند، بوی بهشت را استشمام نمی کند. اما حق پدر و مادر آسمانی ما به مراتب سنگین تر از حق والدین زمینی است. اگر پدر و مادر زمینی ما را در قیامت تأیید کنند و رد شویم، ولی پدر و مادر آسمانی امضا و تأیید نکنند، 70 سال هم نماز خوانده باشیم، تمام عمرمان را روزه گرفته باشیم، در آن جا فایده ای ندارد. ما باید جواب این سؤال ها را در دنیا برای خودمان آماده کنیم، وگرنه در آن جا جواب نخواهیم داشت. بنا به فرموده ی خودِ حضرت باید با ایشان و با همدیگر «همدل و وفادار» باشیم تا حضرت با عجله ظهور کند. 1) كمال الدّین:٣٠٣/١ ب ٢۶ ح ١۴. 2) کمال‌الدین/2/644. 3) سوره تکاثر/8. برگرفته از مبحث محرم جلسه 2

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5646
زمان انتشار: 24 اوت 2020
| |
در عزاداری ماه محرم باید به رابطه «حقوقی» و «حقیقی» با معصومان(ع) توجه کنیم

استاد محمد شجاعی

در عزاداری ماه محرم باید به رابطه «حقوقی» و «حقیقی» با معصومان(ع) توجه کنیم

رابطه ی حقوقی این است که موانع ظهور حضرت را برطرف کنیم و رابطه ی حقیقی این است که بدانیم آنان والدین ما هستند. 

رابطه حقوقی امروز که امام زمان(علیه السلام) ما دوازدهمین خلیفه الهی تنها،‌ آواره و غریب است، از ما درخواست کمک می کند و مثل امام حسین(علیه السلام) ندای «هل من ناصر» سر می دهد تا موانع ظهور ایشان را برطرف کنیم، این انجام وظیفه رابطه حقوقی است که ما با معصوم داریم.  ائمه معصومین(علیه السلام) متخصصانی هستند که تمام دانش های مربوط به هدایت یک انسان را تا رسیدن به هدف خلقتش که مقام خلیفۀ اللهی است، در دست دارند. خداوند در قرآن این مقام را چنین بیان فرموده: «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ= در آن [شب] فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر كارى [كه مقرر شده است] فرود می آیند» (قدر/4). یعنی تمام اموری که مربوط به یک سال جهان است، در همه ی مسائل جمادی، گیاهی، حیوانی و انسانی و هر مسأله دیگری، تقدیر می کند. محاسبات ریاضی تقدیرها، اندازه ­ها، حوادث، تغییر و تحولات مربوط به نظام خلقت، در این شب معین می شود. همه این امور به نزد صاحب امر(أولوا الأمر) نازل می شود. صاحب امر، خلیفه الله یعنی وجود مقدس امام زمان(علیه السلام) و کسی است که کل این سیستم در دست اوست. همه این محاسبات و تمام تقدیراتی که برای هر موجودی اعم از فرشته ­ها، انسانها، گیاهان، ستاره ­ها، حیوانات، کیهان ها، کهکشان ها و اتم ها قرار است اتفاق بیفتد، همه از طریق امام معصوم و خلیفه الله انجام می شود. اگر او حاکمیت دنیا را در دست می داشت و شرایط امامت و حاکمیت او بر مردم فراهم می بود، انسانها به درجه بسیار باعظمتی از پیشرفت های مادی و معنوی نائل می شدند. هیچ فقر، بیماری و سختی در زندگی انسانها نبود، همانطورکه بعد از ظهور همین اتفاق خواهد افتد و بشر از نظر علمی و معنوی به اوجی می رسد که زندگی امروزی او فقط یک زندگی کودکانه به نظرش می آید. امروز جهان به چنین شخصیتی احتیاج دارد؛ اما متأسفانه جوامعِ گذشته از خود لیاقت نشان ندادند و ۱۱ معصوم در کمال مظلومیت، تنهایی و غربت به شهادت رسیدند. دوازدهمین معصوم بیش از 1180 سال است که منتظر ماست تا خود را  برای حاکمیت ایشان آماده کنیم. امام زمان(علیه السلام) هزار سال پیش، نامه ای به شیخ مفید نوشت و شرط آمدنش را «وفاداری و همدلی» مردم معرفی کرد. وفاداری و عاطفه ما نسبت به امام زمان و همدلی ما برای ایجاد حاکمیت دینِ حق، حاکمیت معصوم و همکاری با همدیگر، رابطه حقوقی ما با معصوم است و از 50 سؤال که در قیامت پرسیده می شود، مهمترین سؤال همین است که شما نسبت به امامتان که تنها، آواره، طردشده و غریب بود، چقدر انجام وظیفه کردید؟ ما سالانه میلیاردها تومان پول و میلیاردها ساعت وقت را صرف عزاداری امام حسین(علیه السلام) می کنیم، و آنهایی را که متخصص معصوم زمان خودشان را تنها گذاشتند، لعن می کنیم و با این لعن می گوییم: اگر آنها این کار را نمی کردند، حالا اوضاع جهان و میلیاردها انسان کاملاً متفاوت بود. رابطه حقیقی رابطه حقیقی ما با معصومان که کمک زیادی به رابطه حقوقی می کند، این است که ایشان علاوه بر این که امام هستند، پدر حقیقی ما نیز هستند؛ یعنی خداوند همه ما را از نور محمد و آل محمد ص خلق کرده؛ همان گونه که جسم مادی ما از  پدر و مادر زمینی به وجود آمده و با آنها رابطه خونی داریم، به آنها علاقه داریم و آنها هم به ما محبت دارند و وظایف متقابلی بین ما برقرار است. اما این رابطه پدر و فرزندی بین ما و امام زمان(علیه السلام) بسیار شدیدتر است؛ به خصوص این رابطه عاطفی از طرف ایشان خیلی قویتر است و متأسفانه از طرف ما چون ایشان را خوب نمی شناسیم، خیلی کم است. همان گونه که امامان قبلی ما قدرت داشتند تا اوضاع جامعه و جهان را تغییر دهند، امام زمان عج نیز این قدرت را دارند، اما ایشان منتظر است که ما همتی کنیم و به یاری اش برویم، چون خداوند بندگانش را مختار آفریده و با اختیار بشر تباینی ندارد.  از این رو قرآن می فرماید: «لا إِكْراهَ فِی الدِّینِ = در دین هیچ اجبارى نیست» (بقره/256). مردم باید خودشان امام معصوم را بخواهند و به کمک او بشتابند. طبق آیه ی قرآن خداوند کسی را اجبار به پذیرفتن و یاری معصوم نمی کند. بنابراین، ما باید رابطه حقیقی­مان را با حضرات قوی کنیم، برای همین در خواندن زیارت با امام عشقبازی می کنیم، حرف عاشقانه می زنیم، مثل «بأبی أنت و أمی= پدر و مادرم به فدای تو»؛ این اوج عاطفه ی انسان است که پدر و مادر زمینی­اش را فدای پدر و مادر آسمانی، اصلی و حقیقی می کند. یا می گوییم: «أسئَلُ الله أن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الآخِرَۀ= از خدا می خواهم در دنیا و آخرت با شما باشم»، این دلتنگی یک فرزند است برای بودن با خانواده آسمانی­اش در دنیا و آخرت. اگر کسی شناخت نداشته باشد، هرچند که زیارت عاشورا بخواند، اما این جملات را هیچ وقت از روی عاطفه و محبت نمی تواند بیان کند، چون اول باید بفهمد که فرزند امام زمان و حضرت زهرا س است. پس وقتی که درک کرد فرزند اهل بیت ع است، برای خانواده اش دلتنگ می شود و می خواهد در دنیا و آخرت با آنها باشد و از خدا مقام آنها را می خواهد: «أسئَلُ الله أن یُبَلِغَنِی المَقامَ المَحمُود لَکُم عِندَ الله= می خواهم همان مقامی که شما دارید، من هم داشته باشم». ائمه دوست ندارند ما پایین­تر از آنها باشیم؛ برای همین به ما می گویند هر وقت با ما حرف می زنید، مقام خود ما را بخواهید، بخواهید که همیشه پیش ما باشید. عشق از طرف آنها خیلی زیاد است که آنها بودنِ با ما را دوست دارند، اما از طرف ما تنبلی و بی حوصلگی و ضعف وجود دارد که همتی برای رسیدن به آن مقام نمی کنیم و نهایتاً می خواهیم به کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی برسیم. فرزندان مان را برای کمال فوق عقلانی و فوق تجرد، یعنی بخش انسانی آماده نکرده ایم، جوان های ما هوسهای بخش انسانی را ندارند که بخواهند یک کسی هم ردیف امام حسین(علیه السلام) و امام زمان(علیه السلام) شوند یا بخواهند با امیرالمؤمنین، سیدالشهدا، فاطمه(سلام الله علیه) محشور شوند. انسان برای رسیدن به مقام معصومین، خلیفۀ الله شدن، مظهر خدا شدن و برای شبیه شدن به الله خلق شده است. وقتی به واقعه کربلا نگاه می کنیم، می­بینیم که سیدالشهدا، زینب کبری(سلام الله علیه)، اباالفضل العباس(علیه السلام) و علی اکبر(علیه السلام) همه در میدان آمدند تا انسانها را به این درجه برسانند.   برگرفته از مبحث محرم جلسه 2

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5645
زمان انتشار: 26 اکتبر 2019
| |
نتیجه بی وفایی شیعیان به امام حسن(علیه السلام) برقراری حکومت فاسد بود

استاد محمد شجاعی

نتیجه بی وفایی شیعیان به امام حسن(علیه السلام) برقراری حکومت فاسد بود

بعد از امیرالمؤمنین(علیه السلام) امام حسن مجتبی(علیه السلام) به امامت رسیدند و تمام علوم مورد نیاز بشریت بعد از امیرالمؤمنین در دست ایشان بود. امام حسن(علیه السلام) ۶ ماه اول امامت را برای استقرار حکومت اسلامی مبارزه کرد تا بتواند مظهر و خلیفه خدا را در جایگاه خود و برای هدایت انسان ها نگه دارد و خیرش به میلیاردها انسان برسد. (مراتبکم التی رتبکم الله فیها=مراتب و جایگاه بلندی که خدا شما را در آن قرار داد). اما مردم کمک نکردند، تنبلی کردند، ترسیدند، هوسرانی کردند، متخصص معصوم را تنها گذاشتند و نتیجه این شد که امام مجبور به صلح شد.

 

حضرت امام(ره) فرمود:«شکستی که شیعیان و دوستان حضرت مجتبی(علیه السلام) به او دادند، دشمنانش ندادند». دوستان و شیعیان تنبل، ضعیف، هوسباز و ترسو به امام زمان شان کمک نکردند و امام را مجبور کردند که خلافت و حاکمیت انسانها را به دست آدم فاسدی مثل معاویه بسپارد. علت بیان این مطلب این است که تصور نشود، امام حسن(علیه السلام)  برخلاف امام حسین(علیه السلام)  انسان سازشکاری بوده و روحیه جنگ و جهاد نداشته است. پیغمبر(صل الله علیه و آله) فرمود: «الحَسنُ وَ الحُسَین إمامان قاما أو قَعَدا = حسن و حسین(علیهم السلام)  هر دو امام هستند، چه قیام کنند، چه بنشینند»، هر دو وظیفه­ و تکلیفی را که خدا برایشان مشخص کرده انجام می دهند. امام حسن(علیه السلام)  زمانی پیمان صلح را می پذیرد که شیعیانش با او «همدل و وفادار» نبودند. یعنی همان دو عاملی که صاحب الزمان(علیه السلام)  فرمود اگر داشته باشید فورا ظهور خواهم کرد. امام مجتبی(علیه السلام) وقتی به شهادت می رسند، بعد از ایشان حضرت سیدالشهدا نیز 10 سال به صلح امام حسن(علیه السلام)  احترام می گذارد، یعنی پس از 6 ماه خلافت  برادرش و 10 سال صلح امام حسن مجتبی(علیه السلام) ، 10 سالِ بعد امام حسین(علیه السلام)  صلح را ادامه می دهد و دست به شمشیر نمی برد. در پیمان صلح، معاویه تعهد کرده بود که بعد از خودش حاکمی را برای مسلمانها نصب نکند و خلافت به دست اهلش برسد، اما معاویه برخلاف آن عمل کرد؛ اینجا بود که سیدالشهدا تحمل نمی کند، چون می بیند خلاف عهدنامه عمل شده، امام برای این که از حاکمیت آدم فاسد دیگری بر مسلمانها جلوگیری کند، علیه اقدام معاویه ایستادگی می کند.   برگرفته از مبحث محرم جلسه 2

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5641
زمان انتشار: 11 اوت 2021
| |
ویژه نامه محرم

استاد محمد شجاعی

ویژه نامه محرم

ماه محرم ماه عزای مظلومیت، غربت و شهادت پدر آسمانی ما سیدالشهدا است. عاطفه ی ما نسبت به امام حسین(علیه السلام) صرفاً عاطفه ی یک پیرو به امامش نیست، بلکه عاطفه ی انسانی پدر و فرزندی است. ما در محرم و عاشورا عزادار فقدانِ پدر آسمانی مان هستیم.

وجوب زیارت امام حسین ع مباحث قدم صدق مباحث شرح زیارت عاشورا مباحث مقام محمود شب اول محرم، مسلم ابن عقیل شب دوم، ورود به کربلا سوم محرم، شهادت حضرت رقیه‌س چهارم محرم، فرزندان حضرت‌زینب‌س پنجم محرم، عبدالله بن الحسن ع و زهیر ششم محرم، قاسم بن الحسن ع هفتم محرم، شهادت علی اصغر ع هشتم محرم، شهادت علی اکبر ع نهم محرم شهادت حضرت عباس ع ثواب زیارت امام حسین ع ماه محرم اقامه ی عزا بر فقدانِ متخصص معصوم ماهیت عزاداری بر اباعبدالله ع نتیجه بی‌وفایی شیعیان به امام حسن ع... درعزاداری ماه محرم باید به رابطه «حقوقی» و ... همه انسان ها در همه مذاهب، عزادار سیدالشهدا... حسین زمان ما در غربت و آوارگی و طردشدگی... فلسفه زیارت اهل بیت ع... اهل بیت، والدین آسمانی ما و زیارت شان،... زود به زود، زیارت رفتن، موجب پاکی از گناهان می شود کسی که زیارت حسین ع را ترک کند، از دعای... دلایل قرآنی وجوب برپایی مجالس عزاداری ... در واقعه ی کربلا عزادار دو«مصیبت عظیم» و ... «انتقام» چیست و «منتقم» کیست؟ «عاشورا» و «مهدویت» ما را در مقابل مفاسد ... علامت عشق به امام حسین ع... «روح جمعی» مجالس اهل بیت ع... عزاداری امام حسین ع... امام زمان(علیه السلام) در میان دسته عزاداران... مراتب و مراحل مختلف عزاداری فعال شدن بخش فوق عقل، هم آغوشی با خداوند... مصیبت عاشورا، حذفِ حاکمیتِ امامِ معصوم از جامعه... مصیبت عاشورا مصیبت یتیم شدنِ میلیاردها نفر ... لا اله الا الله، بالاترین پیام عاشورا حضور در جبهه امام حسین ع... آموزش علوم مختلف در مجالس اهل بیت ع... آثار تربیتی مجالس عزاداری اباعبدالله ع... «عزاداری حقیقی» و «ولایت به روز» یعنی امروز... مهمترین هدف عزاداری توجه به منجی جهانی است روح جهاد و انتقامِ امامِ معصوم مبارزه با شبیخون... زیارت عاشورا مملو از مقامات انسانی است «مقام محمود» چیست؟ خداوند با رحمت رحیمیه اش امکان همراهی با امام حسین ... از امام حسین علیه السلام مقام خودِ او را بخواهید فردی که خواسته‌اش امام حسین علیه السلام باشد،... در زیارت عاشورا می خواهیم در دنیا و آخرت با اهل بیت باشیم صادقانه از امام حسین ع مقام محمود را بخواه زیارت عاشورا فهرستی از آرزوهای بزرگ و ماندنی است زیارت حسین ع بر عمر انسان می افزاید "اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ" معیاری برای... مهمترین پیام عاشورا، مهندسی عشق است همه جا کرببلا و همه روز عاشوراست سیاسی‌ترین دهه‌ی سال؛ دهه‌ی اول محرم مطالب محرم صداقت لازمه عشق به امام حسین (علیه السلام) سرّ عشق به امام حسین (ع)، عشق به جمال معشوق است بزرگترین و پرسودترین تجارت تاریخ در روز عاشورا رقم خورد نتیجه ­گرایی در دعای زیارت عاشورا مراحل کسب مقام محمود در زیارت عاشورا        

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5634
زمان انتشار: 26 سپتامبر 2016
| |
مباهله چیست؟

مباهله چیست؟

روز ۲۴ ذی الحجه روز بسیار مبارکی است. اعمال خیلی خوبی دارد که در کتب ادعیه ذکر شده است. ازجمله: روزه، غسل و اعمال دیگر. مهمترین رویداد دیگر، نزول آیه ولایت در خصوص امیرالمومنین (علیه السلام) است. مباهله یعنی وقتی دو نفر با هم بر سر یک موضوع اختلاف نظر دارند و هر یک ادعا می کند که حق با اوست، برای حل مسئله باید هر یک از دو طرف بگوید: لعنت خداوند بر من اگر دروغ بگویم. مسئله ی حق و باطل است که خداوند به رسول خدا دستور می دهد: تو دعوت به مباهله کن. پس مباهله یعنی نفرین تمام. یا شما راست می گویید یا ما راست می گوییم. لعنت و عذاب خدا شامل کسی می شود که دروغ بگوید. «فَنَجعَل لَعنَةَ اللهِ عَلَی الکاذِبِین= لعنت خدا را بر دروغگو قرار می دهیم». ماجرای حدیث کساء در آستانه ی مباهله اتفاق افتاد پیامبر در روز مباهله، قبل از این که حضرت امیر و فاطمه و حسنین (سلام‌الله‌علیهم‌اجمعین) را بیاورد، آنان را در زیر عبایش جمع می‌­کند و ماجرای حدیث زیبا و قصه‌ی قشنگ «کساء =عبا» اتفاق می‌افتد و عبارت‌«آل عبا» از همین جا نشات می‌گیرد. این چهار نفر به همراه حضرت در زیر عبا جمع می‌شوند و ایشان برای آنان دعا می‌کند و به خداوند عرض می‌کند که خدایا اینها را پاک و طاهر قرار بده و برای توفیق‌ شان دعا میکند. سپس حضرت به همراه آنان، به سمت محل مباهله می‌روند. پیامبر با خانواده اصلی اش به مباهله رفت این که پیامبر اکرم با خانواده اصلی خود به مباهله رفت، از مهمترین موضوعات بحث مباهله است. پیامبر همین خانواده را در زیر عبایی برد که موجب نزول این آیه شریفه شد: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا = به راستی که خدا اراده کرده است که رجس را از شما خانواده ی پیامبر بردارد و شما را طاهر وپاک قرار دهد»(احزاب ۳۳). پیامبر اسلام(ص) بعد از اقتدار اسلام در مکه، همزمان با مکاتبه با سران حکومت‌های جهان و مراکز مذهبی، نامه‌ای به اسقف مسیحیان نجران نوشت و از ساکنان مسیحی نجران خواستند که دین اسلام را بپذیرند. مسیحیان نجران از طرف فرمانده خودشان مأمور می شوند که به ملاقات پیغمبر اسلام بیایند. آنها در گفتگو با خودشان به این نتیجه رسیده بودند که اگر پیامبر با لشکر و خدم حشم بیاید، معلوم می شود که پیامبر نیست؛ اما اگر بدون اینها آمد معلوم می شود حرفش حق است. در این ملاقات، چند نفر از علما و سه نفر از بزرگان نجران به نام اهتم، عاقب و سید با آنان همراه می شوند و پیغمبر در مسجد به دیدار شان می روند. آنها از حضرت می پرسند: برای ما چه پیامی داری؟چه می خواهی بگویی و ما را به چیزی دعوت می کنی؟ حضرت می­فرماید: «من شما را به آیین توحید و پرستش خدای یگانه و تسلیم در برابر اوامر او دعوت می کنم و این که مسیح پسر خدا نیست، بنده و مخلوق خداست و احتیاج به آب و غذا و رفع حاجت و.. دارد». آنها می گویند: اگر ما بخواهیم قبول کنیم که مسیح پسر خدا نیست، یک انسان معمولی و مخلوق است، پس پدر او کیست؟ اگر مخلوق است، باید پدر داشته باشد. درحالی که او پسر خداست. حضرت می فرماید: چون به دین مسیح هستید، حضرت آدم را قبول دارید. گفتند: بله. حضرت فرمود: درباره آدم چه می گویید؟ آیا مخلوق خدا بوده یا نه؟ می گویند: بله. حضرت می فرماید: آیا محتاج به خورد و خواب و نکاح و قضای حاجت و اینها بوده یا نه؟ می گویند: بله. آنها از جواب دادن وا ماندند. آیه 59 سوره آل عمران می فرماید: «اِنَّ مَثَلَ عِیسی عِندَ اللهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُراب= مثل عیسی در نزد خدا مثل مَثَل آدم است که خداوند آدم را از خاک خلق کرد»، بعد امر به حیات کرد و او حیات پیدا کرد و زنده شد. بنابراین، مَثَل عیسی هم مثل آدم است که خداوند اراده کرده که بدون پدر و اسباب و علل مادی و طبیعی به وجود بیاید. ابتدا باید استدلال نمود؛ اما مباهله آخرین راهکار است خداوند پیش از نازل کردن آیه مباهله، در آیاتی چند به چگونگی تولد عیسی (علیه السلام) می‌پردازد و مسیحیان را با منطق عقل و استدلال روبرو می‌کند و از آنان می‌خواهد که عاقلانه به موضوع بنگرند. یعنی حضرت در ابتدا سعی کرد با دلایل روشن و قاطع آنان را آگاه کند، اما چون استدلال موجب تنبّه آنان نشد و با لجاجت و ستیز آنان مواجه گشت، به امر الهی به مباهله پرداخت. خداوند در آیه 61 سوره آل عمران می‌فرماید: «هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده، کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آن‌ها بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم». این جا بود که مسیحی ها با کمال تعجب دیدند پیامبر تنها با چهار نفر آمده برای مباهله. دست یک خانمی را گرفته، دو تا بچه و یک آقا را با خودش آورده؛ هیچکس دیگری را با خودش نیاورده است. بعد خودشان نقل می کنند که گفتند این چهره هایی که ما می بینیم، اگر دعا بکنند همه ی ما نابود خواهیم شد. برای همین بود که از پیغمبر خواهش می کنند تا مباهله را ترک کنند و می گویند ما تحت حکومت شما زندگی می کنیم و شما از ما راضی شوید که به شما جزیه بدهیم. اما بگذارید ما به عنوان اقلیت مذهبی و اهل کتاب بمانیم. پیامبر هم می پذیرد و قرارداد نوشته می شود و می روند. این یک پیروزی بزرگ برای اسلام بود که آنها حاضر به مباهله نشدند. به مناسبت 24 ذی‌الحجه روز مباهله اهمیت مباهله​

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5620
زمان انتشار: 21 سپتامبر 2016
| |
فضیلت های ۶۴ گانه امیرالمومنین (علیه السلام) از زبان پیامبر (صل الله علیه و آله)

فضیلت های ۶۴ گانه امیرالمومنین (علیه السلام) از زبان پیامبر (صل الله علیه و آله)

در خطبه غدیریه پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله ۶۴ فضیلت از فضایل امیرالمومنین برشمرده شده است.

علی بن ابی طالب علیه‌السلام برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من است. جایگاه او نسبت به من، مثل جایگاه هارون نسبت به موسی است، به جز این که پیامبری پس از من نخواهد آمد. او صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است. او نماز را به پا داشته و در ركوع، زكات پرداخته و پیوسته خداخواه بوده است. خداوند او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان كه به نیكی از ایشان پیروی می كنند و بر صحرانشینان و شهروندان و عجم و عرب و آزاد و برده و كوچك و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر یكتاپرست لازم شمرده است. پس از من به فرمان پروردگار، علی علیه‌السلام ولی و صاحب اختیار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علی علیه‌السلام خواهد بود. این قانون تا برپایی رستاخیز كه خدا و رسول او را دیدار كنید دوام دارد. آن چه پروردگارم از كتاب خویش و حلال و حرامش به من آموخته، در اختیار علی علیه‌السلام نهاده ام. هان مردمان! او را برتر بدانید. چرا كه هیچ دانشی نیست مگر این كه خداوند آن را در جان من نبشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزكاران، علی علیه‌السلام، ضبط كرده ام. او (علی) پیشوای روشنگر است كه خداوند او را در سورۀ یاسین یاد كرده كه: «وکل شیئی احصیناه فی امام مبین= و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده ایم» هان مردمان! از علی علیه‌السلام روی برنتابید. و از امامتش نگریزید. و از سرپرستی اش روی برنگردانید. او [شما را] به درستی و راستی خوانده و خود نیز،  بدان عمل می نماید. او نادرستی را نابود می كند و از آن باز می دارد. در راه خدا نكوهش سرزنش گران او را از كار باز ندارد. او نخستین مؤمن به خدا و رسول اوست و كسی در ایمان، به او سبقت نجسته.  او جان خود را فدای رسول الله نموده و با او همراه بوده است.  تنها اوست كه همراه رسول خدا عبادت خداوند می كرد و جز او كسی چنین نبود. اولین نمازگزار و پرستشگر خدا به همراه من است. از سوی خداوند به او فرمان دادم تا [در شب هجرت] در بستر من بیارامد و او نیز فرمان برده، پذیرفت كه جان خود را فدای من كند. هان مردمان! او رابرتر دانید، كه خداوند او را برگزیده؛ و پیشوایی او را بپذیرید، كه خداوند او را برپا كرده است. هان مردمان! او از سوی خدا امام است و هرگز خداوند توبه منكر او را نپذیرد و او را نیامرزد. این است روش قطعی خداوند درباره ناسازگار علی و هرآینه او را به عذاب دردناک پایدار كیفر كند. از مخالفت او بهراسید و گرنه در آتشی درخواهید شد كه آتش گیرۀ آن مردمانند؛ و سنگ، كه برای حق ستیزان آماده شده است. هان مردمان! علی را برتر دانید؛ كه او برترین مردمان از مرد و زن پس از من است؛ تا آن هنگام كه آفریدگان پایدارند و روزی شان فرود آید. هان! بدانید جبرئیل از سوی خداوند خبرم داد: «هر آن كه با علی بستیزد و بر ولایت او گردن نگذارد، نفرین و خشم من بر او باد!» [هان!] تقوا پیشه كنید و از ناسازگاری با علی بپرهیزید. هان مردمان! همانا او هم جوار و همسایه خداوند است كه در نوشته ی عزیز خود او را یاد كرده و دربارۀ ستیزندگان با او فرموده: «تا آنكه مبادا كسی در روز رستخیز بگوید: افسوس كه دربارۀ همجوار و همسایه ی خدا كوتاهی كردم...» هر آن كه من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست. و او علی بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من كه سرپرستی و ولایت او حكمی است از سوی خدا كه بر من فرستاده شده است. هر آن كه من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست. و او علی بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من كه سرپرستی و ولایت او حكمی است از سوی خدا كه بر من فرستاده شده است. هان! بدانید كه آنان امانتداران خداوند در میان آفریدگان و حاكمان او در زمین اویند. هرگز به جز این برادرم، كسی نباید امیرالمؤمنین خوانده شود. هشدار كه پس از من امارت مؤمنان برای كسی جز او روا نباشد. مردمان! كیست سزاوارتر از شما به شما؟ گفتند خداوند و پیامبر او! سپس فرمود: آگاه باشید! آن كه من سرپرست اویم، پس این علی سرپرست اوست! خداوندا دوست بدار آن را كه سرپرستی او را بپذیرد و دشمن بدار هر آن كه او را دشمن دارد و یاری كن یار او را؛ و تنها گذار آن را كه او را تنها بگذارد. این علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من. اوست جانشین من در میان امّت و بر گروندگان به من و بر تفسیر كتاب خدا كه مردمان را به سوی او بخواند و به آن چه موجب خشنودی اوست عمل كند و با دشمنانش ستیز نماید. او پشتیبان فرمانبرداری خداوند و بازدارنده از نافرمانی او باشد. همانا اوست جانشین رسول الله و فرمانروای ایمانیان و پیشوای هدایتگر از سوی خدا و كسی كه به فرمان خدا با پیمان شكنان، رویگردانان از راستی و درستی و به در رفتگان از دین پیكار كند. پروردگارا! اكنون به فرمان تو چنین می گویم: خداوندا! دوستداران او را دوست دار. و دشمنان او را دشمن دار. پشتیبانان او را پشتیبانی كن. یارانش را یاری نما. خودداری كنندگان از یاری اش را به خود رها كن. ناباورانش را از مهرت بران و بر آنان خشم خود را فرود آور. هان مردمان! خداوند عزّوجلّ دین را با امامت علی تكمیل فرمود. اینك آنان كه از او و جانشینانش از فرزندان من و از نسل او - تا برپایی رستاخیز و عرضه ی بر خدا - پیروی نكنند، در دو جهان كرده ه ایشان بیهوده بوده است و در آتش دوزخ ابدی خواهند بود، به گونه ای كه نه از عذابشان كاسته و نه برایشان فرصتی خواهد بود. هان مردمان! این علی یاورترین، سزاوارترین و نزدیك ترین و عزیزترین شما نسبت به من است. خداوند عزّوجلّ و من از او خشنودیم. آیه رضایتی در قرآن نیست مگر این كه درباره ی اوست. و خدا هرگاه ایمان آوردگان را خطابی نموده به او آغاز كرده [و او اولین شخص مورد نظر خدای متعال بوده است ] .  آیه ی ستایشی نازل نگشته مگر درباره ی او. و خداوند در سوره ی «هل أتی علی الإنسان» گواهی بر بهشت [رفتن ] نداده مگر بری او، و آن را در حق غیر او نازل نكرده و به آن جز او را نستوده است. هان مردمان! او یاور دین خدا و دفاع كننده ی از رسول اوست. او پرهیزكار پاكیزه و رهنمای ارشاد شده [به دست خود خدا] است. پیامبرتان برترین پیامبر، وصی او برترین وصی و فرزندان او برترین اوصیایند. فرزندان من از صلب و نسل امیرالمؤمنین علی است. مبادا شما به علی رشك ورزید كه كرده هایتان نابود و گام هایتان لغزان خواهدشد. آگاه باشید! كه با علی نمی ستیزد، مگر بی سعادت. و سرپرستی او را نمی پذیرد مگر رستگار پرهیزگار. و به او نمی گرود، مگر ایمان دار بی آلایش. سوگند به خدا كه سوره ی والعصر درباره ی اوست: «به نام خداوند همه مهر مهر ورز. قسم به زمان كه انسان در زیان است.» مگر علی كه ایمان آورده و به درستی و شكیبایی آراسته است.  هر كس پایه كار خویش را مهر و یا خشم علی در دل قرار دهد [بداند كه ارزش عمل او وابسته به آن است.] مردمان! نور از سوی خداوند عزّوجل در جان من، سپس در جان علی بن ابی طالب، آن گاه در نسل او تا قائم مهدیعلیه‌السلام - كه حق خدا و ما را می ستاند - جای گرفته. علی و پس از او فرزندان من از نسل او، داری كمال شكیبایی و سپاسگزاری اند. اینك جانشینی خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت بر جای می گذارم در نسل خود تا برپایی روز رستاخیز. همانا خداوند امر و نهی خود را به من فرموده و من نیز به دستور او دانش آن را نزد علی نهادم. صراط مستقیم خداوند منم كه شما را به پیروی آن امر فرموده.  پس از من علی است و آن گاه فرزندانم از نسل او، پیشوایان راه راستند كه به درستی و راستی راهنمایند و به آن حكم و دعوت كنند. بدانید كه همانا من انذارگرم و علی مژده دهنده. بدانید كه من پیامبرم و علی وصی من است. من والد آنانم و ایشان از نسل علی خواهند بود. این علی است كه پس از من شما را آگاه می كند. شما را می خوانم كه پس از پایان خطبه با من و سپس با علی دست دهید تا با او بیعت كرده و به امامت او اقرار نمایید. من با خداوند و علی با من پیمان بسته و من اكنون از سوی خدای عزّوجل برای امامت او پیمان می گیرم. «[ای پیامبر ]آنان كه با تو بیعت كنند، هر آینه با خدا بیعت كرده اند. دست خدا بالای دستان آنان است. و هر كس بیعت شكند، بر زیان خود شكسته، و آن كس كه بر پیمان خداوند استوار و باوفا باشد، خداوند به او پاداش بزرگی خواهد داد. پس اگر زمان بر شما دراز شد و كوتاهی كردید یا از یاد بردید، علی علیه‌السلام صاحب اختیار و تبیین كننده ی بر شماست. خداوند عزّوجل او را پس از من امانتدار خویش در میان آفریدگانش نهاده. همانا او از من و من از اویم. و او و فرزندان من از جانشینان او، پرسش های شما را پاسخ دهند و آن چه را نمی دانید به شما می آموزند.  مأمورم که از شما بیعت بگیرم كه دست در دست من نهید در مورد پذیرش آن چه از سوی خداوند آورده ام دربارۀ علی امیرالمؤمنین و اوصیای پس از او كه آنان از من و اویند. و این امامت به وراثت پایدار است. قرآن بر شما روشن می كند كه امامان پس از علی، فرزندان اویند و من به شما شناساندم كه آنان از او و از من است. چرا كه خداوند در كتاب خود می گوید: «امامت را فرمانی پایدار در نسل او قرار داد...» خداوند عزّوجل به من دستور داده كه از زبان شما اقرار بگیرم و پیمان ولایت علی امیرالمؤمنین علیه‌السلام را محكم كنم اینك با خداوند بیعت كنید و با من پیمان بندید و با علی امیرالمؤمنین علیه‌السلام و حسنین و امامان پس از آنان از نسل آنان كه نشانه ی پایدارند در دنیا و آخرت. به علی با لقب امیرالمؤمنین سلام كنید. هر آینه برتری های علی بن ابی طالب نزد خداوند عزّوجل - كه در قرآن نازل فرموده - بیش از آن است كه من یكباره برشمارم. پس هر كس از مقامات او خبر داد و آن ها را شناخت او را تصدیق و تأیید كند. آن كس كه از خدا و رسولش و علی علیه‌السلام و امامانی كه نام بردم، پیروی كند، به رستگاری بزرگی دست یافته است. سبقت جویان به بیعت و پیمان و سرپرستی او و سلام بر او با لقب امیرالمؤمنین، رستگارانند و در بهشت های پر بهره خواهند بود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5599
زمان انتشار: 19 مارس 2019
| |
بدون ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) دین کسی کامل نیست

استاد محمد شجاعی

بدون ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) دین کسی کامل نیست

دین هیچ کس بدون امامت امام علی علیه‌السلام کامل نیست؛ از این رو خداوند در قرآن فرمود: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ= امروز (روزعید غریر) دین شما را کامل کردم. خداوند به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: اگر ولایت و امامت علی علیه‌السلام را معرفی نکنی، رسالتت را انجام ندادی. یعنی خداوند حتی رسالت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را با امامت علی علیه‌السلام می پذیرد.

وقتی گفته می شود در عید غدیر؛ غسل کنید، زیارت امین الله بخوانید، روزه بگیرید و... هیچ یک از این ها حقیقت غدیر نیست، اما بزرگترین دارایی ما امیرالمومنین است و در حرکت  به سمت ابدیت، تکیه گاه مان فقط امیرالمومنین علیه‌السلام است. چون هیچ کس جز امیرالمومنین علیه‌السلام نمی تواند به ما کمک کند. ما به امیرالمومنین علیه‌السلام احتیاج داریم؛ از قوس صعود و مسیر دنیا تا بی نهایت. غدیر آنقدر مهم بود که خداوند تبارک و تعالی یک روزش را معادل کل زحمت ۲۳ ساله پیغمبر قرار داد. به پیغمبر می ­گوید: ۲۳سال زحماتی که کشیدی اگر جانشینی علی علیه‌السلام را اعلام نکنی، همه زحماتت به هدر رفته است. «وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ» اگر در روز غدیر اعلام نکنی «فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ= رساaلت الهی را به جا نیاورده ای». چون بدون علی علیه‌السلام هیچ چیز کامل نیست، حتی دین اسلام، بدون او دین نیست. خداوند این دین را بدون امیرالمومنین علیه‌السلام قبول ندارد. برای همین هم وقتی امیرالمومنین علیه‌السلام منصوب می شود، آیه « الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ= امروز دین را برای شما تکمیل کردم». «وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی= و نعمتم را بر شما تمام کردم. «وَرَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا= و امروز تازه من راضی شدم که اسلام برای شما دین باشد». این را باید ادراک کرد. این جاست که باید گفت: بی همگان به سر شود/ بی تو به سر نمی شود بدون امیرالمومنین امکان ندارد کسی بتواند حرکت صحیح انسانی داشته باشد. امکان ندارد در ابدیت موفق شود. برای همین در روایت نقل است: همه عبادات متکی به نماز هستند. نماز ستون دین است؛ اما خود نماز متکی به ولایت است. یعنی اگر کسی ولایت نداشته باشد، نمازش هم که ستون است به درد نمی خورد. این ادراک ها باید در ما صورت بگیرد و ما پیوند عمیق با حقیقت قضیه، یعنی خود امیرالمومنین علیه‌السلام و ولایت و جایگاه آن برقرار کنیم تا بتوانیم با امیرالمومنین علیه‌السلام سرمست باشیم. همان طور که مأمور هستیم با خداوند سرمست باشیم. انسان فطرت گرا چون خودش را یک موجود ممتد از طبیعت تا بی­ نهایت می‌بیند. می‌داند «نظام فطری آن طرف» چه چیزهایی احتیاج دارد. لذا شهود می­ کند که غیر از امیرالمومنین ‌علیه‌السلام برای فطرتی که به سمت بی نهایت در حرکت است، به درد بخور نیست. یعنی حیات و قوت روح اوست، برای همین ولایت و محبت امیرالمومنین علیه‌السلام خیلی سرمست کننده است و از این که امیرالمومنین علیه‌السلام را دارد و می‌تواند با او پیوند و ارتباط برقرار کند، خیلی سرمست می شود.   فروشگاه آنلاین با محصولات ناب مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed