www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5589
زمان انتشار: 10 اوت 2019
| |
«عرفه» گذشته انسان را جبران می‌کند

استاد محمد شجاعی

«عرفه» گذشته انسان را جبران می‌کند

«عرفه» به معنی «معرفت» است و به دلیل اهمیتی که «معرفت» در زندگی انسان دارد، درک کردن آن، موجب جبران گذشته گناه آلود انسان می شود.

«معرفت» خداوند تنها کالایی است که انسان می تواند با خود از این دنیا ببرد، چون در آخرت به آن احتیاج دارد. هرچند که انجام اعمالِ دیگر انسان ثواب دارد؛ اما همه آنها رنگ دنیایی دارند و در آخرت چیزی به ما اضافه نمی شود. نماز، روزه، حج، جهاد، خمس، زکات، امر به معروف و نهی از منکر و شهادت، همه در محدوده ی زمانی دنیا قابل انجام هستند و بعد از دنیا دیگر فرصتی برای انجام آنها نیست. امّا یک فرصت همیشگی برای انسان وجود دارد و آن فرصت رسیدن به «معرفت» است. حضرت سیهدالشهدا علیه‌السلام در دعای عرفه باب های گوناگونی از معرفت را به روی ما باز کرده است و ما را دعوت کرده تا «خود» حقیقی مان را و طبیعت و مراحل خلقت را بشناسیم. «خودِ» حقیقی ما  که از حق تعالی در وجود ما دمیده شده که همان بخش فوق عقلانی وجود ماست، همان بخشی از ماست که فقط با الله انس می گیرد و با الله با آرامش می رسد. در انتقال به عالم برزخ، تنها چیزی که سنجیده می شود، میزان معرفت انسان است. به خاطر اهمیت بحث «معرفت»، شب و روز «عرفه» به تنهایی، معادل یک ماه مبارک رمضان ارزش دارد. زیرا کسی که در ماه مبارک رمضان موفق نشده باشد که به مغفرت الهی دست یابد، در عرفه، فرجه و فرصت دیگری برایش باز شده است تا گذشته را جبران کند. امام صادق علیه السلام فرمودند: « مَن لَم یَغفِر لَه فِی شَهر رَمضان، لَم یَغفِر لَهُ إلى مِثِله مِن قابِل إلا أن یَشهد عرفة  قابِلٍ اِلاَّ اَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ = کسی که در ماه رمضان بخشیده نشود، تا سال آینده بخشیده نمی شود، مگر این که روز عرفه را درک کند.» بنابراین، روز عرفه یک رحم زمانی فوق العاده قدرتمندی است، یعنی اگر انسان به درک روز عرفه نائل شود، می تواند گذشته اش را جبران کند. در این صورت انسان قدرت کنترل بر نفس خود را می یابد. معرفت که بیاید، تمام مشکلات انسان حل می شود. حضرت علی علیه السلام درباره ی آثار معرفت می فرماید: « مَن صَحَّت مَعرِفَتُهُ، انصَرَفَت عَنِ العالَمِ الفانی نَفسُهُ و هِمَّتُهُ = آن كه [از خدا] شناخت درستى داشته باشد، جانش و خواست و همتش از این جهانِ فناپذیر روى گردان مى شود». یعنی با معرفت صحیح، انسان همتش را در دنیا قرار نمی دهد، یعنی نوع برنامه ریزی هایش کاملاً تغییر می کند؛ در دنیا فقط مشغول به امور دنیایی نمی شود تا از درک ارزش «معرفت» باز بماند، زیرا در چنین روزی خدا، آسمان، غیب و فرشته ها او را صدا می زنند تا احیایش کنند، ولی او در جواب می گوید: «من وقت ندارم»، «نمی رسم»، «سرم شلوغ است» و ... امام زمان علیه السلام او را صدا می زند، اما چون به معرفت نرسیده، به ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام زمان پاسخ نمی دهد. شب عرفه از خدا چه بخواهیم؟ عرفه، فرصتی کوتاه برای جاماندگان است​ برگرفته از بحث عرفه استاد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5567
زمان انتشار: 29 ژولیه 2019
| |
رزق مادی و معنوی «عاق والدین» کم و تنگ می شود، آیا عاق امام زمان(علیه السلام) نیستیم؟

استاد محمد شجاعی

رزق مادی و معنوی «عاق والدین» کم و تنگ می شود، آیا عاق امام زمان(علیه السلام) نیستیم؟

ما كسانی را كه با قساوت، پدر و مادر خود را به خانه سالمندان فرستاده و آنها را فراموش می‌كنند، سرزنش می‌كنیم، ولی متأسفانه از نوع رفتار خودمان با پدر حقیقی‌مان صاحب الزمان(علیه السلام)  غافل هستیم؛ از اینكه او به خاطر گناهان و عدم آمادگی ما، در پرده غیبت و در غربت به سرد می‌برد، دلتنگ نشده و برای تعجیل در ظهورش طرح و برنامه نداشته و تلاش و كوششی نداریم، گویا عاق والدین شده‌ایم. پیامبر(صل الله علیه و آله) فرمود: یا علی! انا و انت ابوا هذه الامة= یا علی! من و تو دو پدر این امت هستیم». پس اگر پیامبر و آلش، پدر و مادر و ریشه ما هستند، پس ما هم باید حسینی و زینبی عمل كنیم. با عزت، شادمان و بانشاط باشیم و ارتباط و اتصال قلبی و عاطفی‌مان را با ایشان زیاد کنیم؛ باور كنیم كه امام مهدی(علیه السلام) پدر مهربان و همراه دلسوز ماست و برای ظهورش تلاش كنیم.   برگرفته از مباحث استاد شجاعی «شرح زیارت عاشورا»  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5532
زمان انتشار: 6 آوریل 2020
| | | |
عرفان در مناجات شعبانیه

عرفان در مناجات شعبانیه

در دعاهای اسلامی، دریایی از حقایق ناب عرفانی موج می‏‌زند. یکی از نغزترین، معروف‏ترین و زیباترین ادعیه، «مناجات شعبانیه‏» است که به روایت «ابن‏ خالویه‏»، این مناجات را حضرت امیر(ع) و امامان دیگر در «ماه شعبان‏» می‏‌خواندند. در «مفاتیح ‏الجنان‏» نیز در اعمال مشترکه ماه شعبان، به عنوان «عمل هشتم‏» آمده است.

بجاست که از عارف کامل، امام راحل، خمینی عزیز(قدس ‏سره) یاد کنیم که با یاد کرد پیوسته از این دعا و مضامین بلندش، آن هم با زبان و لحنی خاص و شوق ‏انگیز، توجه امت ما را به این گنجینه عرفانی بیشتر معطوف ساخت. به این چند نمونه دقت کنید: «مناجات شعبانیه از مناجاتهایی است که اگر یک نفر انسان دلسوخته، یک عارف دلسوخته - نه از این عارفهای لفظی - بخواهد آن را شرح کند، و شرح کند از برای دیگران، بسیار ارزشمند است و محتاج به شرح است ...» (1) «چه بسا مسائل عرفانی که در قرآن و این مناجاتهای ائمه اطهار(ع) و همین «مناجات شعبانیه‏» مسائل عرفانی هست که اشخاص، فلاسفه، عرفا، تا حدودی ممکن است ادراک کنند، بفهمند عناوین را، لکن آن ذوق عرفانی چون حاصل نشده است، نمی‌‏توانند وجدان کنند.» (2) و می‏‌فرماید: «مناجات «شعبانیه‏» را خواندید؟ بخوانید آقا! مناجات شعبانیه از مناجاتهایی هست که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایی می‏‌رساند ... همه ائمه هم به حسب روایت می‏‌خواندند.» (3) با وصفی که یاد شد، برای چشیدن قطره ‏ای از معارف زلال این دعای بلند، بر ساحل این دریا می‏‌نشینیم. متن این دعا به همراه ترجمه شیوای استاد کریم زمانی شارح مثنوی معنوی مولوی؛ از این دعای شریف است که در کتاب <زبده مفاتیح الجنان> چاپ انتشارات اطلا‌عات آمده است. «بسم الله الرحمن الرحیم» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْكَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْكَ مُسْتَكِینا لَكَ مُتَضَرِّعا إِلَیْكَ رَاجِیا لِمَا لَدَیْكَ ثَوَابِی خداوندا، برمحمد و خاندان محمد درود فرست و آن دم که تو را خوانم، دعایم بشنو؛ و چون تو را ندا دهم ندایم بشنو؛ و آنگاه که با تو راز گویم، به من رخ بنمای که [از همه جهان و جهانیان] به سوی تو گریخته‌ام و در پیشگاهت ایستاده‌ام، نالان و زاران و بی‌برگ و نوا، و به پاداشی که نزد توست امیدوارم. وَ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَ تَخْبُرُ حَاجَتِی وَ تَعْرِفُ ضَمِیرِی وَ لا یَخْفَى عَلَیْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِی وَ مَثْوَایَ وَ مَا أُرِیدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِی وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِی وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِی و تودانی که در دل چه دارم و از نیازم آگهی و نهادم می‌شناسی؛ و کار این سرای و آن سرایم برتو پوشیده نیست. [و تودانی] آنچه خواهم که به زبانم رانم و بنمایم و خواسته‌ام گویم و آنچه برای سرانجام خویش بدان امیدوارم. وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِیرُكَ عَلَیَّ یَا سَیِّدِی فِیمَا یَكُونُ مِنِّی إِلَى آخِرِ عُمْرِی مِنْ سَرِیرَتِی وَ عَلانِیَتِی وَ بِیَدِكَ لا بِیَدِ غَیْرِكَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی سرورا، سرنوشتم به دست توست و هر آنچه تا واپسین دم حیاتم، نهان و عیان از من سرزند، تو دانی. و کاستی و فزود و سود و زیانم تنها به دست توست نه دگری. إِلَهِی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْزُقُنِی وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُنِی معبودا، اگر مرا از رزقت ناکام گردانی، کیست که روزی‌ام دهد؟ و اگر به خواری‌ام کشانی، کیست که یاری‌ام دهد؟ إِلَهِی أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ معبودا، از خشم تو و فرود آمدن کیفرت به تو پناه برم.  إِلَهِی إِنْ كُنْتُ غَیْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَیَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ معبودا، اگر من سزاوار رحمت تو نیستم، تو خود سزاواری که مرا از مهر و بخشش بی‌شمارت برخوردار کنی. إِلَهِی كَأَنِّی بِنَفْسِی وَاقِفَةٌ بَیْنَ یَدَیْكَ وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَكُّلِی عَلَیْكَ فَقُلْتَ [فَفَعَلْتَ‏] مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنِی بِعَفْوِكَ معبودا، آن سان به رحمت تو امیدوارم که گویی در پیشگاهت ایستاده‌ام و توکل بسزایم به تو برسرم سایه گسترده است، پس تو فرمانی را که سزاوار آنی، رانده‌ای و مرا در عفو و گذشتت پوشانده‌ای! إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْكَ بِذَلِكَ وَ إِنْ كَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَ لَمْ یُدْنِنِی [یَدْنُ‏] مِنْكَ عَمَلِی فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَیْكَ وَسِیلَتِی معبودا، اگر بر من بخشش آری، کیست که در بخشودن، سزاوارتر از تو باشد؟ و اگر مرگم در رسد در حالی که کردارم مرا به تو نزدیک نکرده [به یکایک گناهانم اعتراف می‌کنم] و اقرار به گناهانم را وسیله‌ای برای وصال به تو قرار می‌دهم. إِلَهِی قَدْ جُرْتُ عَلَى نَفْسِی فِی النَّظَرِ لَهَا فَلَهَا الْوَیْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَهَا معبودا، با گرایشم به خواهش نفس، برخود ستم کردم. پس وای بر من اگر بر آن آمرزش نیاوری! إِلَهِی لَمْ یَزَلْ بِرُّكَ عَلَیَّ أَیَّامَ حَیَاتِی فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنِّی فِی مَمَاتِی معبودا، هماره نیکی تو در طول زندگانی‌ام به من رسیده، و اینک نیکی و احساس خود را به گاه مرگم نیز بر من ارزانی دار.  إِلَهِی كَیْفَ آیَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِی بَعْدَ مَمَاتِی وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِی [تُولِنِی‏] إِلا الْجَمِیلَ فِی حَیَاتِی معبودا، چگونه پس از مرگم از الطافت نومید شوم در حالی که در سراسر زندگانی‌ام چیزی جز نیکی برمن روا نداشته‌ای؟   إِلَهِی تَوَلَّ مِنْ أَمْرِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ عُدْ عَلَیَّ بِفَضْلِكَ عَلَى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ معبودا، کارم را آن سان برعهده گیر که تو خود سزاوار آنی، و از فضلت بر بنده‌ گنهکاری چون من بخش که نادانی‌اش او را در گرداب خود فرو برده است. إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوبا فِی الدُّنْیَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْكَ فِی الْأُخْرَى [إِلَهِی قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَیَ‏] إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِینَ فَلا تَفْضَحْنِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ معبودا، تو گناهانی از من در دنیا پوشاندی که من به پوشاندن آنها در آخرت نیازمندترم. اینک اگر این گناهان را بر احدی از بندگان شایسته‌‌ات نمایان نکرده‌ای، مرا در روز رستاخیز نیز در حضور مردم رسوا مفرما! إِلَهِی جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِی وَ عَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِی معبودا، بخشایندگی‌ات بساط امید و آرزویم گسترد و گذشت تو از کردارم برتر آمد.  إِلَهِی فَسُرَّنِی بِلِقَائِكَ یَوْمَ تَقْضِی فِیهِ بَیْنَ عِبَادِكَ معبودا، روزی که در میان مردم داوری کنی، مرا به دیدارت شاد گردان. إِلَهِی اعْتِذَارِی إِلَیْكَ اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرِی یَا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیْهِ الْمُسِیئُونَ معبودا، عذرخواهی‌ام به درگاه تو مانند عذرخواهی کسی است که به پذیرش عذرش سخت نیازمند است. از این رو پوزشم پذیر، ای بزرگوارترین کسی که بدکاران از او پوزش خواهند.  إِلَهِی لا تَرُدَّ حَاجَتِی وَ لا تُخَیِّبْ طَمَعِی وَ لا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجَائِی وَ أَمَلِی معبودا، [دست] نیازم[خالی] باز مگردان و چشم امیدم نومید مساز، و [رشته‌] امید و آمالم مگسل. إِلَهِی إِنْ كَانَ صَغُرَ فِی جَنْبِ طَاعَتِكَ عَمَلِی فَقَدْ كَبُرَ فِی جَنْبِ رَجَائِكَ أَمَلِی معبودا، حاجتم را باز مگردان و طمعم را به نومیدى مكشان و امید و آرزویم را از درگاهت قطع مفرما. إِلَهِی لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِی لَمْ تَهْدِنِی وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِیحَتِی لَمْ تُعَافِنِی معبودا، اگر خواری‌ام می‌خواستی، هدایتم نمی‌کردی و اگر رسوایی‌ام می‌خواستی، عافیتم نمی‌بخشیدی.  إِلَهِی مَا أَظُنُّكَ تَرُدُّنِی فِی حَاجَةٍ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی طَلَبِهَا مِنْكَ معبودا، چنین گمان ندارم که تو، بنده نیازمندی همچون مرا که برای رفع نیازم عمری در پیشگاهت سپری کرده‌ام، از خود برانی.  إِلَهِی فَلَكَ الْحَمْدُ أَبَدا أَبَدا دَائِما سَرْمَدا یَزِیدُ وَ لا یَبِیدُ كَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى معبودا، ستایش جاودان و پایدار و همیشگی از آن توست؛ ستایشی که فزونی گیرد و به نیستی نرود و آن سان باشد که تو دوست داری و پسندی.  إِلَهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّكَ معبودا، اگر مرا به جرم و جریرتم گیری، تو را به عفو و گذشتت گیرم؛ و اگر مرا به گناهم‌گیری، تو را به آمرزشت گیرم؛ و اگر مرا به آتشم اندرسازی، به دوزخیان گویم که: <منم دوستدار تو!>‌ اِلهى اِنْ كانَ صَغُرَ فى جَنْبِ طاعَتِكَ عَمَلى فَقَدْ كَبُرَ فى جَنْبِ رَجاَّئِكَ اَمَلى معبودا، اگر در برابر طاعتِ تو کردارم خوار و بی‌مقدار آید، ولی در برابر امید [به بزرگواری‌ات] آرزویم بسی بزرگ است.  إِلَهِی كَیْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَیْبَةِ مَحْرُوما وَ قَدْ كَانَ حُسْنُ ظَنِّی بِجُودِكَ أَنْ تَقْلِبَنِی بِالنَّجَاةِ مَرْحُوما معبودا، چه سان از درگاهت ناکام بازگردم که به تو بس خوش‌گمانم که مرا کامروا و برخوردار از مِهرت بازگردانی؟  إِلَهِی وَ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ أَبْلَیْتُ شَبَابِی فِی سَكْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْكَ معبودا، عمرم را در بی‌خبری از تو سپری کردم و جوانی‌ام را در سرمستیِ دوری از تو فرسودم! إِلَهِی فَلَمْ أَسْتَیْقِظْ أَیَّامَ اغْتِرَارِی بِكَ وَ رُكُونِی إِلَى سَبِیلِ سَخَطِكَ معبودا، در روزگارانِ غرور به تو بیدار نشدم و هماره رهِ خشم تو پوییدم. إِلَهِی وَ أَنَا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ قَائِمٌ بَیْنَ یَدَیْكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ إِلَیْكَ معبودا، اینک منم بنده تو و زاده بنده تو. در پیشگاهت ایستاده‌ام و به بزرگواری و بخشندگی‌ات توسل جسته‌ام.  إِلَهِی أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَیْكَ مِمَّا كُنْتُ أُوَاجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْیَائِی مِنْ نَظَرِكَ وَ أَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ معبودا، منم بنده‌ای که از سرِ شوخ‌چشمی در پیشگاه تو گنه کردم، و اینک از تو عفو خواهم؛ زیرا که عفو، صفتِ بزرگواری و بخشندگی توست. إِلَهِی لَمْ یَكُنْ لِی حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِكَ إِلا فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِكَ وَ كَمَا أَرَدْتَ أَنْ أَكُونَ كُنْتُ فَشَكَرْتُكَ بِإِدْخَالِی فِی كَرَمِكَ وَ لِتَطْهِیرِ قَلْبِی مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ معبودا، مرا توانی نیست که بدان از چنگ گناهانم گریزم، مگر وقتی که تو با دوستی‌ات بیدارم کنی و آن سان شوم که تو خواهی؛ پس سپاست گویم از آن رو که مرا به [دریایِ] کرمت درآوردی و دلم از پلیدی غفلت از حضرت تو زدودی. إِلَهِی انْظُرْ إِلَیَّ نَظَرَ مَنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ اسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَأَطَاعَكَ یَا قَرِیبا لا یَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ وَ یَا جَوَادا لا یَبْخَلُ عَمَّنْ رَجَا ثَوَابَهُ معبودا، مرا به چشم آن بنده‌ای نگر که او را خواندی و پاسخت داد [و به سویت شتافت] و او را بر طاعتت گماردی و از تو فرمان بُرد. ای نزدیکی که [از هیچ بنده‌ای] دور نشوی [و حتی] از بندگان مغرورت نیز دوری نمی‌گزینی. و ای بخشنده‌ای که به امیدواران پاداشت، تنگ‌چشمی نمی‌کنی!‌ إِلَهِی هَبْ لِی قَلْبا یُدْنِیهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَ لِسَانا یُرْفَعُ إِلَیْكَ صِدْقُهُ وَ نَظَرا یُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ معبودا، به من دلی بخش که مشتاق مقام قرب تو شود، و زبانی که صدقش به سوی درگاهت بالا رود، و دیده‌ای حقیقت‌بین که به تو تقرب جوید. إِلَهِی إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَیْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِكَ غَیْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوكٍ [مَمْلُولٍ‏] معبودا، هر که به تو شناخته شود، گمنام نگردد [یا: هر که تو را شناسد، جهل و نادانی به او روی نکند.] و هر که به تو پناه جوید، خوار نشود. و هر که تو به او رخ بنمایی، بنده‌ دگری نشود.  إِلَهِی إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِیرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِیرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِكَ معبودا، هر که به نور تو راه پوید، هماره روشن ضمیر باشد و هر که آستانِ تو جوید، هماره در پناهت سر کند. یَا إِلَهِی فَلا تُخَیِّبْ ظَنِّی مِنْ رَحْمَتِكَ وَ لا تَحْجُبْنِی عَنْ رَأْفَتِكَ معبودا، به تو پناه جستم؛ مباد که برخلاف آنچه به تو گمان دارم، با من رفتار کنی و از رحمتت دورم سازی! إِلَهِی أَقِمْنِی فِی أَهْلِ وَلایَتِكَ مُقَامَ مَنْ رَجَا الزِّیَادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ معبودا، مرا در شمار دوستانت قرار ده، همانها که به فزونیِ دوستی‌ات امید بسته‌اند.  إِلَهِی وَ أَلْهِمْنِی وَلَها بِذِكْرِكَ إِلَى ذِكْرِكَ وَ هِمَّتِی فِی رَوْحِ نَجَاحِ أَسْمَائِكَ وَ مَحَلِّ قُدْسِكَ معبودا، هماره مرا شیفته یادت گردان؛ آن‌سان شیفتگی که جلوه نامهایت وجودم را فرا گیرد و مرا به مقام قدس تو رساند. إِلَهِی بِكَ عَلَیْكَ إِلا أَلْحَقْتَنِی بِمَحَلِّ أَهْلِ طَاعَتِكَ وَ الْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِكَ فَإِنِّی لا أَقْدِرُ لِنَفْسِی دَفْعا وَ لا أَمْلِكُ لَهَا نَفْعا معبودا، به ذات تو بر تو سوگند که مرا به جایگاه بندگان فرمانبردار و شایسته‌ات رسانی، که مرا توانی نیست که از خود زیانی رانم و برای خود سودی به دست آرَم. إِلَهِی أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِیفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوكُكَ الْمُنِیبُ [الْمَعِیبُ‏] فَلا تَجْعَلْنِی مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ معبودا، منم بنده ناتوان گنهکار و برده‌ توبه‌کننده‌ات. مرا در شمار کسانی قرار مده که از آنان رخ برتافته‌ای و از فریطِ غفلت، هرگز مشمول گذشت تو نگردند! إِلَهِی هَبْ لِی كَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْكَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ معبودا، مرا به کمالِ گسستن [از خلق] و پیوستن به خودت رسان و دیده‌ قلبمان را با فروغی که بدان تو را مشاهده کنند، روشن فرما تا دیده دل ما حجابهای نورانی را بر درَد و به کانِ عظمت و جلال رسد و جانهای ما به مقام والای قدس تو بپیوندد.‌ إِلَهِی وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ فَنَاجَیْتَهُ سِرّا وَ عَمِلَ لَكَ جَهْرا معبودا، مرا در شمار کسانی قرار ده که چون آنان را خواندی، پاسخت دادند و چون بدانان نگریستی، بر اثر تجلّی شکوه و جلالت، مدهوش شدند. پس تو با آنها به نهان، راز گفتی و آنان به عیان، به طاعت تو پرداختند. إِلَهِی لَمْ أُسَلِّطْ عَلَى حُسْنِ ظَنِّی قُنُوطَ الْإِیَاسِ وَ لا انْقَطَعَ رَجَائِی مِنْ جَمِیلِ كَرَمِكَ معبودا، بر نیک گمانی‌ام [به تو] زنگار نومیدی ننشانم که هرگز امیدم به بزرگواری زیبای تو گسسته نشود.  إِلَهِی إِنْ كَانَتِ الْخَطَایَا قَدْ أَسْقَطَتْنِی لَدَیْكَ فَاصْفَحْ عَنِّی بِحُسْنِ تَوَكُّلِی عَلَیْكَ معبودا، اگر خطاها مرا از نظر تو انداخته، به خاطر توکل و اعتماد شایسته‌ام به تو، از من درگذر! إِلَهِی إِنْ حَطَّتْنِی الذُّنُوبُ مِنْ مَكَارِمِ لُطْفِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِی الْیَقِینُ إِلَى كَرَمِ عَطْفِكَ معبودا، اگر گناهان، مرا از بلندای الطاف شایانت به نشیبِ [حرمان] فرو کشد، ولی یقینم به کرمت همچنان بیدار و آگاهم نگه داشته است.‌ إِلَهِی إِنْ أَنَامَتْنِی الْغَفْلَةُ عَنِ الاسْتِعْدَادِ لِلِقَائِكَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِی الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلائِكَ معبودا، اگرچه خواب غفلت مرا درربود و نگذاشت که آماده دیدارت شوم، ولی شناختی که به نعمت‌هایم دارم، مرا بیدار داشته است.‌ إِلَهِی إِنْ دَعَانِی إِلَى النَّارِ عَظِیمُ عِقَابِكَ فَقَدْ دَعَانِی إِلَى الْجَنَّةِ جَزِیلُ ثَوَابِكَ معبودا، اگر کیفر بزرگت مرا به سوی آتش رانَد، ولی لطف فراوانت مرا به سوی بهشت خوانَد.‌ إِلَهِی فَلَكَ أَسْأَلُ وَ إِلَیْكَ أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ یُدِیمُ ذِكْرَكَ وَ لا یَنْقُضُ عَهْدَكَ وَ لا یَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَ لا یَسْتَخِفُّ بِأَمْرِكَ معبودا، از تو خواهم و به درگاه تو نالم و به تو گرایم. و از تو خواهم که بر محمد و خاندان محمد درود فرستی و مرا در شمار کسانی قرار دهی که هماره یاد تو کنند و پیمانت نگه دارند و از سپاست غفلت نورزند و فرمانت خوار نشمرند.‌ إِلَهِی وَ أَلْحِقْنِی بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عَارِفا وَ عَنْ سِوَاكَ مُنْحَرِفا وَ مِنْكَ خَائِفا مُرَاقِبا یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیما كَثِیرا. معبودا، مرا به نور گرانقدر خویش رسان تا تو را شناسم و از جز تو رخ برتابم و از تو ترسم و فرمانت برم؛ ای دارنده‌ شکوه و بزرگواری و درود و سلام فراوان خدا بر محمد فرستاده‌اش و خاندان پاکش باد.‌ پی ‏نوشتها: 1- صحیفه نور، ج 20، ص‏189. 2- همان، ج‏17، ص 265. 3- همان، ج‏19، ص 158. آوینی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5487
زمان انتشار: 20 اوت 2016
| | | | | |
(4) درجه احترام هر یک از طبقات بزرگان جامعه، بسته به نوع خدمتی است که به جامعه می کنند

شرح جامعه کبیره؛ جلسه چهارم ، 95/5/28

(4) درجه احترام هر یک از طبقات بزرگان جامعه، بسته به نوع خدمتی است که به جامعه می کنند

میزان احترامی که به بزرگان و شخصیت های جامعه می گذاریم، بسته به این است که در کدام یک از گروههای جمادی، گیاهی، حیوانی، علمی و فوق عقلانی برجستگی داشته باشند. ۴ گروه «انبیاء، صدیقین، شهدا، صلحاء» که به انسان خدمات «فوق عقلانی» ارائه می دهند، باید از بالاترین ارزش و احترام برخوردار باشند.

 

بنابراین، تکریم و بزرگداشت امامزادگان و حفظ آثار و پیام ها و نظام تربیتی اهل بیت (علیهم السلام) و بزرگان دین باید در درجه اول اهمیت قرار گیرد و این مهم،  با ملاقات و دیدار آنان صورت می گیرد. بزرگداشت در همه اقوام و ملل وجود دارد. مفاخر و بزرگان هر قومی همیشه جزء کسانی هستند که مورد تکریم و احترام آن ملت و جامعه قرار می گیرد. احترام هر کس به شخصیت او باز می‌گردد. بزرگی برخی از شخصیت ها در جنبه «جمادی» آنان است. یعنی احترام و بزرگی شان به خاطر مال و ثروت آنهاست، نه به خاطر شخصیت اصلی آنان. چنین افرادی در همان پستی و کوچکی می مانند. معصوم (علیه السلام) می‌فرماید: «اگر کسی سلام کردنش به یک فقیر و یک ثروتمند بخاطر ثروتش، متفاوت باشد، در قیامت مورد خشم خدا قرار می گیرد». بزرگی گروهی به خاطر جنبه «گیاهی» آنان است. یعنی به خاطر کمالات گیاهی، آدم های بزرگی هستند؛ مثل افرادی که هنرهای زیبا می‌آفریند یا ورزشکاران یک جامعه که با افتخارات‌شان دل یک ملت را شاد می کنند. هر چند کارشان ارزشمند است، ولی این ارزشها در حد کمالات گیاهی است. برخی در جنبه «حیوانی» برجسته و بزرگ هستند؛ مثل رئیس جمهور بودن، استاندار بودن، وزیر بودن و سایر مقامات کشوری. هر چند قابل تکریم هستند و مردم هم وظیفه دارند که به آنان احترام بگذارند، اما در حد کمال حیوانی تعریف می شوند. بعضی شخصیت ها در جنبه «علمی»، جزء مفاخر و بزرگان هستند؛ مثل مخترعین، مکتشفین، فیلسوفان، دانشمندان و... که حق عظیمی بر گردن افراد یک جامعه دارند. اما مفاخر اصلی و حقیقی یک ملت، شخصیت های «فوق عقلانی» هستند که در حرکت به سمت جاودانگی و بی نهایت، تلاش می کنند و بیشترین شباهت ها را به حق تعالی دارند. این مفاخر چهار گروه بیشتر نیستند که قرآن به عنوان الگو معرفی می‌کند: «انبیاء، صدیقین، شهدا، صلحاء». فقط این چهار گروه حقیقت انسانی دارند و قهرمان های انسانی هستند؛ قهرمان های ماندگار حقیقی و ماندگار که انسان باید آنها را دوست بدارد و سبک زندگی آنان را انتخاب کند. لذا وظیفه انسانی، عقلانی و فطری است که بزرگان یک جامعه را که در تخلق به اخلاق الهی برتر از دیگران بوده و رتبه های بالایی دارند، مورد تکریم قرار گیرند. آثار زیارت و ملاقات امامزادگان و مفاخر کشور دلیل دیگر زیارت، «بزرگداشت و اکرام» امامزادگان و بزرگان است؛ زیرا حرمت و تکریم آنان باعث بروز آثار خیر می شود که یکی از آنها «حفظ آثار» آنان است که باعث ماندگاری قلم، کتاب، اشعار و حکمت های آنان می شود که سرمایه علمی و فرهنگی و هنری جامعه هستند. اثر دیگر زیارت و تکریم بزرگان دینی، «حفظ نظام تربیتی» آنان است که مردم از آنها الگو می گیرند. اگر در طول تاریخ انسان های بزرگی تربیت شده اند، به خاطر این بوده که مردم اهل بزرگداشت بوده اند. پس تکریم امامزادگان و بزرگداشت آنان، وظیفه تک تک انسانهاست. ملاقلات مراجع، علما و دانشمندان یا دیدار شعراء مثل حافظ و عطار و مولوی و... سایر امامزادگان، همچون شاه چراغ و... به دلیل بزرگی شان، حق زیادی بر گردن ما و بشریت دارند. اهمیت حفظ حرمت در زیارت هر چیزی که رنگ و نشانه الهی دارد، نشان از پاکی دل و قدرت تقوای دل می باشد. قرآن کریم می فرماید: «ذلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ= و هر کس شعائر الهی را بزرگ بدارد، این کار نشانه تقوای دلهاست». برخی افراد یک سلسلسه گناهان ظاهری دارند که بر اثر غلبه شهوت یا غفلت اتفاق می افتد، ولی در قلب آنها اصلا شهوت گناه نیست؛ کسی که در دلش یک قدرت نگهدارنده از آلودگی ها دارد، اگر ظاهر مناسبی نداشت، نمی توان به صرف ظاهر قضاوت کرد. چنین افرادی که ظاهری مناسب ندارد اما به مکان های مقدس؛ مسجد، روحانیت، انگشتر و امثال آن احترام می گذارند، این نیز یک قیمت و ارزشی دارد که  نشان از پاکی دل آنهاست. اما در مقابل، کسانی که این موارد هم برایشان مهم نیست، حکایت از این دارد که دلش حریم ندارد. چنین افرادی به راحتی سقوط می کنند و اهل جهنم می شوند. عظمت مردم ایران نسبت به احترام و تکریم آثار اهل بیت (علیهم السلام) حفظ آثار و پیام های اهل بیت (علیهم‌السلام) و بزرگان دین، در طی قرن های گذشته تاکنون در اثر احترام و حرمتی که مردم گذاشته اند، می باشد که اکنون این آثار سرمایه یک جامعه شده است. در صورتی اگر مردم بی حرمتی می کردند، این آثار حفظ نمی شد و ما الان صحیفه سجادیه، قرآن و احادیث و دیگر آثار بزرگان را نداشتیم. مردم ایران برترین مردمی هستند که باعث بقای آثار اهل بیت (علیهم‌السلام) شده اند؛ هیچ ملتی به اندازه ملت ایران به قرب الهی و خانواده آسمانی خود نزدیک نشده است. ایرانی‌ها با حرمتی که به خدا و اهل بیت (علیهم‌‌السلام) گذاشتند، بیشترین تأثیر را در بقای آثار اهل بیت دااشته اند. بیشترین علما و عرفا از ایران بوده اند که این نشان از عظمت مردم ایران دارد. ایرانی‌ها به دلیل آداب زیارت و رعایت حرمت و ادب بزرگان، بیشترین دانشمندان ایرانی را تربیت کردند که هیچ ملتی به اندازه ایرانی ها آدم های بزرگ در رشته های مختلف تربیت نکرده است. عزاداری و جشن در مناسبت های مربوط به اهل بیت (علیهم‌السلام)، انتخاب اسماء اهل بیت (علیهم‌السلام) برای فرزندان، نوعی حرمت گذاشتن به آنان است که هدف از آن، تشبه به اهل بیت (علیهم‌السلام) است. تکریم و بزرگداشت اهل بیت (علیهم السلام) شباهت می آورد انسان به محض این که در دل تصمیم می گیرد تا شکل کسی شود، به همان اندازه قیمتش بالا یا پایین می رود. لذا قیمت یک انسان، به عشقی که در دل دارد، بستگی دارد. پس چه بهتر که عشق مان اهل بیت (علیهم‌السلام) باشد تا ما را بالا ببرند. گاهی فرد می گوید: من مسلمانم اما عکس‌های موبایلش را که نگاه می کنید، همه شخصیت های جهنمی هستند. به هرکس علاقمند باشید، با همان محشور می شوید. اگر معشوق هایتان بهشتی است، حتما بهشتی خواهید بود، و اگر معشوق ها و آرمان های شما جهنمی باشد، با همان هم محشور می شوید. اهل‌بیت(علیهم‌السلام) مفاخر حقیقی و انسانی هستند و تکریم شان برای یک محبّ واجب است. بنابراین، از دیگر آثار مهم زیارت، «عشق و دلدادگی و شباهتی» است که به اهل بیت (علیهم‌السلام) حاصل می‌شود. عشق به اهل بیت (علیهم‌السلام) باعث سازندگی می‌شود؛ چون وقتی عشق آمد، شخص می‌خواهد خود را مثل محبوبش نماید.

صوت

1 - (4) درجه احترام هر یک از طبقات بزرگان جامعه، بسته به نوع خدمتی است که به جامعه می کنند

فیلم

1 - (4) درجه احترام هر یک از طبقات بزرگان جامعه، بسته به نوع خدمتی است که به جامعه می کنند

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5434
زمان انتشار: 16 نوامبر 2021
| | | |
پرثمر بودن زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) بسته به معرفتی که به ایشان داریم

شرح زیارت نامه حضرت معصومه (سلام الله علیها)؛ استاد محمد شجاعی

پرثمر بودن زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) بسته به معرفتی که به ایشان داریم

در زیارت حضرت معصومه س باید سلام کردنت از سر معرفت به مقام ایشان باشد، و گرنه زیارت و درخواستت به جایی نمی رسد.

 

بعد از سلام به انبیاء و معصومین (علیهم السلام) که یاد آور شجره نامه حضرت معصومه س است، نوبت می رسد به خود حضرت که به طور خاص به ایشان سلام می کنیم و می گوییم: السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ؛ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِیجَةَ؛ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ؛ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ ؛  السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ وَلِیِّ اللَّهِ؛ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا أُخْتَ وَلِیِّ اللَّهِ؛ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا عَمَّةَ وَلِیِّ اللَّهِ ؛ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ = سلام برتو ای دختر رسول خدا؛ سلام برتوای دختر فاطمه و خدیجه؛ سلام بر تو ای دختر امیرالمومنین؛ سلام برتو ای دختر امام حسن و امام حسین ع؛ سلام بر تو ای دختر ولی خدا؛ سلام بر تو ای خواهر ولی خدا؛ سلام برتو ای عمه ی ولی خدا؛ سلام برتو ای دختر موسی ابن جعفر و رحمت و برکات خدا برتو». وقتی در ابتدا می گوییم «سلام به دختر رسول خدا». توجه کنیم که ایشان دختر چه کسی است؟ مسئله، مسئله ژنتیکی و بدنی نیست. وقتی می گوییم:«السَّلامُ عَلَیکِ یا بِنتَ رَسولِ الله» شرافت ایشان در اوج را می رساند. آنقدر که پیغمبر در قیامت، خودش را کنار بکشد و بگوید: «دخترم معصومه! تو برو همه را شفاعت بکن و به بهشت ببر». در سلام بعدی به حضرت معصومه می گوئیم: «سلام بر تو ای دختر فاطمه و خدیجه». حضرت خدیجه (سلام الله علیها) شخصیت بزرگ و برجسته ای است که فاطمه معصومه را با عنوان دختر او خطاب می کنیم. «سلام بر تو ای دختر امیرالمؤمنین» هر کدام از سلام ها با انتساب به شخصیت های گفته شده خودش شئونات و مقاماتی دارد.  «سلام بر تو ای دختر حسن و حسین»! اگر مسئله، مسئله ژنتیکی بود، نباید دختر امام حسن (علیه السلام) می گفت. چون ظاهراً حضرت معصومه دختر امام حسن (علیه السلام) نیست، پس دختر کیست؟ دختر امام حسین (علیه السلام) است. می­گوید: نه «بِنتَ الحَسَنِ وَ الحُسَین» این «بنت» مثل همان «ابن» صاحب سِر بودن و همه کاره بودن است. تا به اینجا سلام ها تمام می­شود. ادامه­ای ندارد. تا به این فقره می رسد: «السَّلامُ عَلَیکِ یا بِنتَ وَلیِ الله* یا اُختَ وَلیِ الله* یا عَمَۀَ وَلیِ الله»فاطمه معصومه در حقیقت، دختر ولی خدا، خواهر ولی خدا و عمه ولی خداست. یعنی این بانو از همه طرف، غرق شرافت است. پس اگر ندانیم پیش چه کسی رفته ایم و با چه کسی حرف می­زنیم، در فرازهای بعدی زیارت نمی توانیم پیشرفت کنیم و به باور برسیم. در روایت آمده کسی که دعا می کند، ولی باور نداشته باشد، دعایش به اجابت نمی رسد. حالا تو می خواهی با خانم حرف بزنی، خواسته­های بخش انسانی­ات را بگویی، اگر باور نداشته باشی نمی توانی به چیزی برسی. درحالی که بانو انتظار دارد که اگر به زیارت ایشان آمده ای، طوری با او حرف بزنی که ییعنی او می تواند تو را پیش خدا و همه انبیاء ببرد.  اما شرطش این است که او را باور داشته باشی، در واقع تو را به زیارت و ملاقات همه آنها می برد تا بفهمی او کیست. شما باید این رمز را بفهمید، وگرنه  وقتی  برای زیارت ایشان به حرم او می­روی، درخواستهایت همه دفن می­شود. پس اول باید این شخصیت را بشناسی که چقدر بزرگ است. وقتی بزرگی او را دیدی، آن موقع است که می توانی با او  حرف بزنی. در اینجاست که می گوئی: «السَّلامُ عَلَیکِ یا بِنتَ مُوسی بن جعفر» سلام بر تو ای دختر موسی بن جعفر.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5422
زمان انتشار: 6 دسامبر 2019
| | | |
سلام خاص به حضرت معصومه(سلام الله علیها)

شرح زیارت نامه حضرت معصومه (سلام الله علیها)؛ استاد محمد شجاعی

سلام خاص به حضرت معصومه(سلام الله علیها)

هر چه داریم از دختر موسی بن جعفر (علیه‌السلام) داریم.

بعد از  سلام به انبیاء و معصومین (علیهم السلام) که یادآور شجره نامه حضرت معصومه (سلام الله علیها) است، نوبت می‌رسد به خود حضرت که به طور خاص به ایشان سلام می‌کنیم و می‌گوییم: السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِیجَةَ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا أُخْتَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا عَمَّةَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ. وقتی در ابتدا می‌گوییم «سلام به دختر رسول خدا». توجه کنیم که این دختر چه کسی است؟ مسئله، مسئله ژنتیکی و بدنی نیست. وقتی می‌گوییم «السَّلامُ عَلَیکِ یا بِنتَ رَسولِ الله» شرافت در اوج را می‌رساند. آنقدر که پیغمبر قیامت خودش را کنار بکشد. می‌گوید دخترم معصومه تو برو همه را شفاعت بکن و بهشت ببر. در سلامی بعدی به حضرت معصومه می‌گوئیم «سلام بر تو ای دختر فاطمه و خدیجه». حضرت خدیجه (سلام الله علیها) شخصیت بزرگ و برجسته‌ای است که فاطمه معصومه را با عنوان دختر او خطاب می‌کنیم. «سلام بر تو ای دختر امیرالمؤمنین» هر کدام از سلام‌ها با انتساب به شخصیت‌های گفته شده خودش شئونات و مقاماتی دارد. شرح زیارت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها  «سلام بر تو ای دختر حسن و حسین» اگر مسئله، مسئله ژنتیکی بود نباید دختر امام حسن (علیه‌السلام) می‌گفت چون ظاهراً حضرت معصومه دختر امام حسن (علیه‌السلام) نیست، پس دختر کیست؟ دختر امام حسین (علیه‌السلام) است. می‌گوید: نه «بِنتَ الحَسَنِ وَ الحُسَین» این «بنت» مثل همان «ابن» صاحب سِر بودن و همه کاره بودن است.تا به اینجا سلام ها تمام می­‌شود. ادامه‌ای ندارد. تا به این فقره می رسد: «السَّلامُ عَلَیکِ یا بِنتَ وَلیِ الله* یا اُختَ وَلیِ الله* یا عَمَۀَ وَلیِ الله» فاطمه معصومه در حقیقت دختر ولی خدا، خواهر ولی خدا و عمه ولی خداست. یعنی این بانو از همه طرفه غرق شرافت است، اگر ندانیم پیش چه کسی رفتیم، با چه کسی حرف می‌­زنیم در فرازهای بعدی زیارت نمی‌توایم پیشرفت کنیم و به باور برسیم. در روایت آمده کسی که دعا می‌کند ولی باور نداشته باشد، دعایش به اجابت نمی‌رسد. حالا تو می‌خواهی با خانم حرف بزنی، خواسته‌­های بخش انسانی­ات را بگویی،اگر باور نداشته باشی نمی‌توانی. در حالیکه بانو انتظار دارد اگر می‌خواهی با او حرف بزنی، می‌تواند تو را پیش خدا و همه انبیاء ببرد اما شرطش اینست که او را باور داشته باشی، در واقع تو را به زیارت و ملاقات همه آنها می‌برد تا بفهمی او کیست. شما باید این رمز را بفهمید وگرنه وقتی آنجا می­‌روی درخواست هایت همه دفن می‌شوند. پس اول که این شخصیت را بشناس که چقدر بزرگ است وقتی بزرگی او را دیدی آن موقع است که می‌توانی با او  حرف بزنی. در اینجاست که می‌گوئی: «السَّلامُ عَلَیکِ یا بِنتَ مُوسی بن جعفر» سلام بر تو ای دختر موسی بن جعفر.  شرح زیارت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5414
زمان انتشار: 29 نوامبر 2016
| | |
«فرد و جامعه متعالی»

«فرد و جامعه متعالی»

کتاب «فرد و جامعه متعالی» شرح پیام عظیم الشأنی است که مولا، سرور و پدر آسمانی مان حضرت امام رضا (علیه السلام) به واسطه حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام) به شیعیان و دوستان خود ابلاغ نمودند. محتوای کتاب حاضر، شامل مسائل اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و ... است که مهم ترین اصول مورد نیاز شیعیان در روابط فردی و اجتماعی آنان را دربردارد و این همان چیزی است که جامعه اسلامی به شدت بدان نیازمند است. چنان که اگر جوامع اسلامی حکمت های این پیام ناب را نصب العین خویش قرار دهند، از هر گونه آسیب و خطری در امان خواهند بود. پیام حیات بخش حضرت رضا (علیه السلام) برای تک تک افراد جامعه به خصوص کسانی که مدیریت مجموعه های خرد و کلان را در اختیار داشته و دارای روابط اجتماعی در سطوح مختلف هستند یک دستورالعمل ویژه، کلیدی و سازنده است. امام رضا (ع) یکی از دلایل بروز اختلاف میان افراد جامعه را نفوذ شیطان و شیطان صفتان در جامعه ی اسلامی برمی‌شمارند و توطئه های آن ها را برای وحدت امت اسلامی خطرناک می دانند. از این رو بخشی از کتاب به موضوع شیطان البته به صورت مختصر و مفید پرداخته شده است. در ادامه، ابوالحسن علی بن موسی الرضا (علیه السلام) در نامه خود تأکید می کند که «جامعه انسانی دارای حیات حقیقی و هویت مستقل است. اگر جامعه اسلامی هویتی قدرتمند داشته باشد بر افراد جامعه تأثیر مثبت خواهد گذاشت». در این نامه راه های تقویت هویت اجتماعی مسلمین که شامل بیان شده است. امید است که عمل به این رهنمودهای الهی، جامعه و ملت اسلام از بالاترین درجات سلامت و سعادت برخوردار شوند. برگزیده ای از عناوین کتاب: اهمیت سلامت روح چه کسانی تابع شیطان هستند علت فریب خوردن از شیطان آثار امانت داری بی فایده بودن عمل بدون ولایت معصومین (علیهم السلام). علاقه مندان به تهیه این کتاب می توانند آن را از فروشگاه اصلی مؤسسه، محل برگزاری جلسات، نمایشگاه های عرضه محصولات فرهنگی مؤسسه و سفارش پستی و فروشگاه مؤسسه منتظران منجی (عج) به آدرس http://montazerstore.ir تهیه نمایند. سایت فروشگاه تا اطلاع ثانوی غیر فعال بوده و به زودی فعال می شود. جهت سفارش و خرید این کتاب: پیام به این آی‌دی تلگرام : montazerstore_ir@ و یا از طریق تماس با تلفن فروشگاه به شماره 55962223-021 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5384
زمان انتشار: 20 اوت 2019
| |
چه کسی در آخرت همراه و هم‌درجه علی ع هست؟

استاد محمد شجاعی

چه کسی در آخرت همراه و هم‌درجه علی ع هست؟

استاد محمد شجاعی با بیان این روایت گفت: اگر در دنیا با انتظار ظهور امام زمان(علیه السلام) با اهل بیت(علیهم السلام) همراهی کنیم، در آخرت نیز، همراه آنان هستیم.

حضرت علی(علیه السلام) فرمود: اگر کسی منتظر واقعی شد، در آخرت همراه من و هم درجه من است. وقتی در دنیا همراه با خانواده آسمانی باشیم، هر جا آنها بروند، ما را با خود می‌برند؛ به خصوص وجود مقدس امام زمان(علیه السلام) و مادرمان فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) هر جا بروند، محال است ما را با خود نبرند؛ چون ما در دنیا هر جا آنها رفته اند، با آنها همراه بوده وبا او پیوند برقرار کرده ایم. اما کسی که نخواسته به اهل بیت و خدا برسد و با آنها زندگی کند و در لذت ها و اوج ها و عروج های آنها شریک باشد، دیگر مقام آنها را نمی تواند به دست آورد. شبیه آن چه که حضرت فرمود را در آدم های بزرگ دنیایی می‌بینیم: آنان هر جا می روند، نوکرشان را هم با خود می برند؛  غذا می‌خورند به او هم می‌دهند، جای خوب دارند به آنها هم می‌دهند؛ مسافرت می‌روند، آنها را هم می‌برند؛ آنها به برکت بزرگان خیلی چیزها کسب می‌کنند. چه رسد به ما که نوکر اهل بیت(علیهم السلام) نیستیم؛ بچه ­های اهل بیت(علیهم السلام) هستیم؛ آنها سلاطین دنیا و آخرت هستند. وقتی که ما به عنوان فرزند با چنین والدینی قطع رحم نکنیم، وارد زندگی اهل بیت(علیهم السلام) شده و با آنان پیوند برقرار می کنیم. اگر به حضرت بگوییم آقا ما کار و زندگی داریم؛ شما امام هستی باش؛ پدر ما هستی باش؛ من نمی خواهم با شما زندگی کنم؛ سبک زندگیم با شما متفاوت است؛ برای خود برنامه و تدبیرات دیگری دارم و نمی خواهم با شما باشم؛ اهل بیت(علیهم السلام) را دوست دارم ولی نمی توانم با آنها زندگی و همراهی کنم؛ هم سنگرو هم ­جهت شان باشم؛  همان دوری و دوستی؛  مثل خیلی ها که با خدا اینطور هستند.می گویند ما خدا را دوست داریم؛ برای خدا احترام قائل هستیم؛ ائمه را هم دوست داریم ؛ اما می بینیم که سبک زندگیشان شباهتی با خدا واهل بیت(علیهم السلام) ندارد؛ هیچ قرب حقیقی به آنها ندارند. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5337
زمان انتشار: 11 ژولیه 2016
| | | |
گزیده ای از نظرات استاد شجاعی درباره حجاب در برنامه هنگام درنگ

برنامه هنگام درنگ (کلاه پهلوی)

گزیده ای از نظرات استاد شجاعی درباره حجاب در برنامه هنگام درنگ

برنامه «هنگام درنگ» شرحی بر موضوع حجاب دارد که بعد از سریال «کلاه پهلوی» از شبکه یک سیما پخش می‌شد و به موشکافی و نقد و بررسی حجاب می‌پرداخت. چند قسمت از این برنامه با حضور استاد محمد شجاعی برگزار شد. 

جایگاه زن یک جایگاه ویژه ای می باشد .  قیمت یک زن به جنسیت او نیست به بخش انسانی او می باشد. .. . . . .

فیلم

1 - جنس زن از نظر استاد محمد شجاعی
2 - جایگاه زن از نظر استاد محمد شجاعی
3 - قیمت یک انسان از نظر استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5323
زمان انتشار: 9 ژولیه 2016
| |
بی حجابی و بی حیایی زنان، سیلی به صورت اهل بیت (علیهم السلام) است

استاد محمد شجاعی

بی حجابی و بی حیایی زنان، سیلی به صورت اهل بیت (علیهم السلام) است

امام رضا (علیه السلام) به خانمی فرمودند: «بی­ حجابی و بی­حیایی شما یک سیلی به صورت ماست». توجه کنید که یک خانم با هر یک بار رعایت نکردن حجاب، چگونه سیلی به صورت ائمه (علیهم السلام) می زند.

 

ما نمی دانیم با بدحجابی و بی حجابی مان با دل امام زمان (علیه السلام) چه کار می کنیم؛ چقدر حضرت را غمگین و ناراحت می کنیم؛ اگر انسان باطن این شهوت رانی را ببیند که چه جهنمی برای خودش درست کرده است، خودش از آن متنفر می شود. حجاب مانند سایر دستورات الهی است که حدود و اندازه هایی دارد. این حکم الاهی به زن دستور می­ دهد که در برخورد با نامحرم و در پوشش خود، حدود الاهی را رعایت کند. ما باید بدانیم که همه چیز در دنیا دارای منطق ریاضی است و نمی توانیم روی مسئله ای دست بگذاریم و بگوئیم مثلاً من نماز می­خوانم، روزه می گیرم و... اما به دنبال شهوت­ رانی های حرام  هم هستم. بعضی افراد هفت قلم آرایش می کنند، اما حرم هم می روند تا عذاب وجدان نداشته باشند. یعنی به خود و دیگران میخواهند بگویند که هم باخاندان اهل بیت (علیهم السلام) رابطه داریم و هم  فسادمان را دنبال می کنیم. این همان تصور نادرست ترازوی اعمال است که خیال می کنند اگر کمی هم از اعمال نیک در ترازویمان بگذاریم، گناهانمان را برطرف می کند، بدون این که قصد دست کشیدن از گناه را داشته باشیم. بدانیم  که ریاضیات حجاب را خدا برای زن چنین تعیین کرده که اگر یک تار مویش عمداً بیرون باشد، روز قیامت با همان تار مو در جهنم آویزان می شود. پس حجاب حدود ریاضی دارد که چنین شکلی به خود می گیرد. متأسفانه بعضی از خانم ها مقنعه و روسری دارند، اما حجاب را رعایت نمی کنند. این ها نمیدانند که ریاضیات و اندازه حجاب بایستی دقیقاً رعایت شود. حجاب فقط پوشیدن پوست و موی بدن نیست، بلکه پوشاندن اندام است. یعنی لباس باید آن قدر گشاد باشد که اندام و حجم اندام زن معلوم نشود. بنابراین، ما برای این که بتوانیم به هدف خلقتمان برسیم، باید با دلشوره تمام این ریاضیات را دنبال کنیم.  (زیارت عاشورا/188)

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed