www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11976
زمان انتشار: 28 سپتامبر 2020
| |
اربعین؛ ذخیره خدا برای تشکیل ارتش جهانی امام زمان (ع) است

اربعین؛ ذخیره خدا برای تشکیل ارتش جهانی امام زمان (ع) است

اربعین ذخیره خدا برای تشکیل ارتش جهانی امام زمان (علیه السلام) است و هیچ وقت حضرت به این اندازه عاشق و شیفته و پیرو نداشته است و همه کسانی که در اربعین شرکت می‌کنند، نخبه‌ها هستند و اینها تازه نماینده صدها نفر از همه کره زمین هستند و همه آماده هستند در لشکر حسین بن علی (علیه السلام) برای صلح و عدالت و وحدت جهانی حضور داشته باشند.

یکی از نمادهای اربعین، خستگی جهانی از وضع موجود است. وقتی همه مردم جهان از همه ادیان، حتی ادیان غیر الهی و حتی لائیک‌ها که دین ندارند به اربعین می‌آیند، به این معناست که از اوضاع جهان خسته شده‌اند و نمی‌خواهند جنگ داشته باشند و می‌خواهند همه دور هم باشند و با هم در صلح زندگی کنند و این‌گونه عاشقانه در مسیر کربلا به هم خدمت هم می‌کنند. اگر ما باطن اربعین را ببینیم و بفهمیم، آن موقع است که ارتقای شخصیت پیدا می‌کنیم. اگر کسی معرفت پیدا کند، نه اینکه فقط بشناسد، بلکه بفهمد و معرفت داشته باشد و این معرفت با قلبش پیوند بخورد و اربعینی شود، مقام عظیمی پیدا خواهد کرد. اربعین یک بشارت دارد و چیزی که در اربعین اتفاق افتاده، این است که مردم قدر امام و معصوم را می‌فهمند. مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی می‌فرمود تا وقتی انسان قدر امام را نفهمد، شخصِ امام کمک خاصی به فرد نمی‌کند. مگر شخص امام را مردم نداشتند و حتی یک مدت شخص امام زمان (علیه السلام) هم بوده. اما مردم از او استفاده نکردند و با دست همین مردم امامان شهید شدند. اما ببینید مردم این زمان با امام حسین (علیه السلام) چه‌ کار می‌کنند! آن زمان امام در بین مردم بود. ولی مردم معرفت به امام نداشتند و امام کشته و خاندانش اسیر شدند. اما الان امام نیست، ولی مردم معرفت به امام دارند. بنابراین، امام زمان (علیه السلام) زمانی ظهور می‌کند که مردم قدرش را بدانند و قدر امام، مهمتر از شخص امام است و وقتی قدر امام را دانستند، مردم به پیشرفت می‌رسند. انقلاب اسلامی یک نمود از قدر فهم امام است. مردم دیدند به یک نائب عام امام توهین شده بود و این انقلاب اسلامی ایران شکل گرفت و قدرتی ایجاد شد که جلوی همه ابرقدرت‌ها ایستاد و رژیم توهین‌کننده را هم نابود کرد و فرهنگ عشق به امامت و معصوم را در جهان گسترش داد و این اتفاقی بود که در ایران افتاد و الان صدها میلیون انسان در سراسر جهان، این عشق را پیدا کرده‌اند. نتیجه اینکه آن مأموریتی که انقلاب داشت و ائمه در مورد انقلاب ایران گفته بودند، تحقق پیدا کرد. اربعین متفاوت

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11974
زمان انتشار: 28 سپتامبر 2020
| |
عکسی از مادر یک شهید که جهانی شد

عکسی از مادر یک شهید که جهانی شد

مادر شهید شاهین باقری: در عملیات خیبر در جزیره مجنون مفقود شد، ۱۱ سال از فرزندم خبری نداشتم و هر لحظه منتظر بازگشتش بودم تا جایی که هرگاه کسی درب خانه را می‌زد به گمان بازگشت شاهین به سمت درب می‌دویدم و هر بار بیش از قبل ناامید می‌شدم. هرگاه کاروانی از شهدا به تهران می‌آمد به امید اینکه خبری از فرزندم بگیرم به استقبال شهدا می‌رفتم. یک روز زمستانی هنگامی که برف هم شدید می‌بارید متوجه شدم کاروانی از شهدا به تهران آمده فوراً به سمت آن کاروان رفتم. در همین حال عکسی از من در کنار ماشین حمل شهدا گرفته شد که این عکس در رسانه‌های داخلی و خارجی بازتاب زیادی داشت. شاهین ۱۲ اسفند‌ ۶۲ در جزیره مجنون به شهادت رسید و پیکرش هم در باتلاق‌های این جزیره ماند، اما بلاخره پس از ۱۱ سال به من خبر دادند که پیکر فرزندت بازگشته؛ وقتی برای دریافت پیکر شاهین رفتم تنها چند کیلو استخوان تحویلم دادند و آن روز به یاد روز تولدش افتادم که تنها ۳ کیلو داشت و آن روز هم ۳ کیلو از استخوان‌هایش را تحویلم دادند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11973
زمان انتشار: 1 اکتبر 2020
| |
امسال که نمی‌توانیم به راهپیمایی اربعین برویم، چه کار کنیم؟

امسال که نمی‌توانیم به راهپیمایی اربعین برویم، چه کار کنیم؟

حالا امسال ما از راهپیمایی عظیم اربعین به خاطر کرونا محروم هستیم، اما رفتن شرط نیست. مهم معرفت داشتن است که باید این معرفت حاصل شود که چه اتفاقی در دنیا دارد می‌افتد. اگر ماهیت مهدوی اربعین را فهمیدید و درک کردید، به درجات عالیه می رسید. نه اینکه فقط علمی فهمیدید، بلکه معرفت قلبی پیدا کردید و اربعینی شدید. آنگاه است که به مقام حضرت رسیده و در چادر حضرت هستید. کسانی نمی‌خواهند اربعین برپا شود و هر جور شده می‌خواهند این مراسم اربعین در سطح جهان تعطیل شود و یا شکوه آن را بگیرند و این مراسم باشکوه، این همه دشمن دارد و یک عده اربعین را نمی‌فهمند و بر علیه آن تبلیغات هم می‌کنند. مهم این است که من الان که نمی‌توانم بروم، باید چه کار کنم؟ اول معرفت و قدر دانستن امام است. خیلی‌ها کعبه نرفته‌اند و حاجی نشده‌اند، اما مقام آن‌ها از کسانی که ده‌ها بار به حج و مکه رفته‌اند، بالاتر و تقرب آن‌ها بیشتر است. اصلا در بین همین دشمنان امام حسینG که سر حضرت را بریدند، کسانی بودند که بیش از ۵۰ بار به حج رفته بودند، اما بی‌معرفت به امام بودند. ممکن است کسی توفیق پیدا نکند به زیارت برود، اما مهم فرهنگ اربعین است. اولین بخش از چیزی که باید شما به آن در اربعین معرفت پیدا کنید و بفهمید، معرفت ماهیت مهدوی اربعین است. یعنی بدانی در اربعین چه اتفاقی می‌افتد و اگر کسی اربعینی شد و برای آن سرمایه گذاری کرد، دارد چه‌کار می‌کند؟ چه سرمایه‌گذاری مالی، چه آبرویی، چه وقت و زمان، چه علمی، تخصصی، عشق و دلدادگی و… حالا این سرمایه‌گذاری را چه‌کار کند؟ اگر کسی بخش‌های دیگرش را برای اربعین خرج کرد، قطعا در چادر امام زمانQ است، حالا چهبرای زیارت اربعین برود، چه نرود. مهم این است که اینجایی که هستید، اصلا در شهر خودتان شخصیت و روح شما اربعینی باشد و فرهنگ اربعین را زنده نگه دارید و هر جور می‌توانید این فرهنگ اربعین را تبلیغ کنید. برپایی باشکوه روز اربعین با رعایت پروتکل‌های بهداشتی میسر است امسال می‌گویند به خاطر کرونا باید پروتکل‌ها و فاصله اجتماعی رعایت شود که اصلا هم منافاتی با کار کردن برای اربعین ندارد و مردم ما امتحان خود را در دهه اول محرم پس دادند که می‌توانند تعظیم شعائر اسلامی را با رعایت قوانین بهداشتی انجام دهند و پر رعایت‌ترین و دقیق‌ترین افراد جامعه در رعایت این پروتکل‌های بهداشتی، همین عزاداران حضرت ابا‌عبدالله(ع) و اربعینی‌ها هستند که از بقیه مردم هم بیشتر رعایت کردند و می‌کنند. اما کسانی که اربعینی و عاشورایی نیستند، دیدید که در این تعطیلات عاشورا در جاده‌های شمال بودند و کجا می‌رفتند؟ آن‌ها اصلا عزادار نبودند و این چیزها برای آن‌ها قابل درک و فهم نیست. بنابراین، ملت ما در روز اربعین هم می‌توانند زیباترین و باشکوه‌ترین مناسک را در خانه، محله، حسینیه و مساجد با حفظ مسائل بهداشتی اما باشکوه برگزار کند و این امکانش برای همه هست. اربعین متفاوت

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11972
زمان انتشار: 28 سپتامبر 2020
| |
باید مثل عمار هوشیار بود و فهمید که وظیفه چیست

باید مثل عمار هوشیار بود و فهمید که وظیفه چیست

رهبرمعظم انقلاب: چرا شما عمار را «سلام‌اللَّه‌علیه» می گویید، ولی نسبت به یکی دیگر از صحابی - رفیق عمار - که او هم از مکه بوده و در مکه کتک خورده است، «سلام‌اللَّه‌علیه» نمیگویید؟ چون عمار در وقت حساس اشتباه نکرد و فهمید؛ ولی او اشتباه کرد. ببینید، خط عمار را خط مستقیم می گویند. به نظر من، عمار هنوز هم ناشناخته است. عمار یاسر را خود ماها هم درست نمی شناسیم. عمار یاسر، یک #حجت قاطعه‌ی الهی است. من در زندگی امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلاةوالسّلام) که نگاه کردم، دیدم هیچ‌کس مثل عمار یاسر نیست؛ یعنی از صحابه‌ی رسول‌اللَّه، هیچ‌کس نقش عمار یاسر را در طول این مدت نداشت. آنان زنده نماندند، ولی ایشان حیات بابرکتش ادامه پیداکرد. هر وقت برای امیرالمؤمنین یک مشکل ذهنی در مورد اصحاب پیش آمد - یعنی در یک گوشه شبهه‌یی پیدا شد - زبان این مرد، مثل سیف قاطع جلو رفت و قضیه را حل کرد. در اول خلافت حضرت همین‌طور، در قضایای جمل و صفین هم همین‌طور، تا در صفین به شهادت رسید. باید مثل عمار هوشیار بود و فهمید که وظیفه چیست.    نهم صفر سالروز شهادت عمار یاسر در سال ۳۷ هجری قمری  

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11970
زمان انتشار: 28 سپتامبر 2020
| |
راهپیمایی اربعین مقدمه‌ای برای پذیرش حکومت امام معصوم است

اربعین متفاوت؛ جلسه اول ؛ 1399/07/03

راهپیمایی اربعین مقدمه‌ای برای پذیرش حکومت امام معصوم است

راهپیمایی اربعین حادثه‌ای بی‌نظیر با حضور همه ادیان است و این راهپیمایی مقدمه‌ای برای پذیرش حکومت امام معصوم است. در آستانه اربعین حسینی هستیم و عنوان بحث ما «اربعینی متفاوت» است.

راهپیمایی اربعین؛ مقدمه‌ای برای پذیرش حکومت امام معصوم  است پذیرش حکومت امام معصوم، چیزی است که در زمان هیچ پیغمبر و امامی اتفاق نیفتاده است و این یک اتفاق فوق‌العاده مهم است که با اربعین و بزرگداشت آن، زمینه ی حکومت حضرت فراهم می شود و ما اگر اربعین را درست نفهمیم، عظمت آن را درک نمی‌کنیم و نمی‌توانیم از آن بهره‌برداری کنیم. اربعین به‌قدری مهم است که مقدمه‌سازی آن از هزار و چند صد سال قبل صورت گرفته است. زمانی که بعد از حادثه عاشورا خاندان امام حسین (علیه السلام)، در اربعین خود را به کربلا می‌رسانند تا یک سنت پیاده‌روی و زیارت اربعین را برای الان ما بگذارند تا جهان آهسته آهسته احساس نیاز به امام معصوم کند و آمادگی پذیرش متخصص معصوم را پیدا کند. قبلا چنین نبوده و هیچ‌گاه در طول تاریخ بشر به اندازه چهل ساله ی بعد از انقلاب در جهان، آمادگی پذیرش رهبر الهی وجود نداشته است. پیامبران تا الان آمده‌اند و هیچ زمانی جهان اینقدر آمادگی پذیرش یک امام را نداشته است. دنیا یک تحول عظیم پیدا کرده و یک اتفاق بزرگ در حال شکل گرفتن است و اگر آن را نفهمیم، فریب یک سری مسائل ظاهریِ این موضوع را می‌خوریم و فکر می‌کنیم که الان دنیا در حال انفجار است و چه خواهد شد؟ در صورتی که دنیا در حال گرایش شدید به سمت متخصص معصوم است. معصومین (علیهم السلام) این نقشه را چقدر زیبا طراحی کردند که امام حسن عسکری (علیه السلام) در روایتی می‌فرمایند که مؤمن پنج علامت دارد که یکی از این علامت‌ها خواندن زیارت اربعین است. شاید تا قبل از برپایی این راهپیمایی عظیم، کسی منظور امام از این روایت را نمی‌فهمید. ضعف معرفت اولیای الهی، سعادت را از انسان می گیرد انسان در طول زندگی‌اش با حقایق مختلفی روبرو می‌شود و نمی‌تواند از آن حقایق استفاده کند و عمده مشکل انسان در رشد و سعادت دنیوی و آخرتی ضعف معرفت است که اگر انسان معرفتش قوی باشد، هم به سعادت دنیا و با کمترین امکانات در این دنیا در اوج خوشی و سعادت و آرامش زندگی می‌کند و هم سعادت ابدی را به‌دست می‌آورد. اما اگر معرفت نباشد، در عین حالی که همه امکانات را دارد و با همه قدرت‌ها همراه است، توانایی بهره برداری از آن‌ها را ندارد. گاهی یک انسان با معرفت، حتی از یک صدم امکانات یک انسان بی‌معرفت نیز برخوردار نیست، اما هم سعادت دنیا و هم سعادت آخرت را به‌دست می‌آورد. مشکل انسان نفهمیدن قدرها و قدر ندانستن‌هاست. باور نکردن قدرها و اندازه‌هاست. در یک زمان مردمی بودند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در اختیار داشتند و همزمان امیرالمؤمنین (علیه السلام)، حضرت زهرا (علیها السلام) و حسنین را داشتند، ولی دیدید با این خانواده چگونه برخورد شد و مردم نتوانستند از آن‌ها استفاده کنند. ایرانیان مورد تمجید پیامبر ص بودند و آیاتی در فضیلت آنها نازل شده است برای ایرانیان ۱۰ آیه در قرآن درباره فضیلت آن‌ها نازل شده که شیعه و سنی آن را نقل کرده‌اند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره ایرانیان اینقدر تعریف و تمجید می‌کنند و می‌فرمایند سلام مرا به برادران من برسانید که اصحاب سؤال می‌کنند: مگر ما برادران شما نیستیم؟ حضرت می‌فرمایند: شما اصحاب من هستید. برادران من کسانی هستند که نه من و نه هیچ یک از اوصیا مرا ندیده‌اند، اما به نوشته ی روی کاغذ سفید ایمان می‌آورند. ایرانی‌ها انتخاب شده‌اند برای تغییر مسیر تاریخ و خداوند انقلاب مقدمه‌ساز منجی را به ایرانیان سپرده است، چون ایرانی‌ها قدر می‌دانند. ببینید ایرانی‌ها با یک امام رضای ندیده چه‌کار کرده‌اند؟ با یک پیامبر (صلی الله علیه و آله) با ائمه (علیهم السلام) و با امام زمان (علیه السلام) و حتی امامزادگان ندیده چقدر روابط قدرتمند و عاشقانه و حقیقی برقرار می‌کنند. این قدر دانستن باعث قدر یافتن می‌شود. اما مشکل اساسی ما ضعف معرفت است. کسی که خدا کنارش هست، اما غصه می‌خورد و ناراضی و عصبانی است؛ چون نمی‌فهمد کنار چه کسی است و متوجه نیست. ندانستن قدر، این بلاها را سر انسان می‌آورد. راهپیمایی اربعین؛ حادثه‌ای بی‌نظیر با حضور همه مسلمانان و ادیان الهی است اربعین یک مصداق قدر‌شناسی است. حادثه‌ای در جهان اتفاق افتاده که در طول تاریخ بشر بی‌نظیر است و هیچ‌وقت در طول تاریخ بشر سراغ ندارید که مردم قدر یک امام را اینقدر بدانند که در تمام کره زمین برای ایشان عزاداری کنند. آن وقت نه فقط مسلمانان و شیعیان مرتبط با این امام، بلکه تمام مسلمانان دقیقا مثل شیعیان این امام عمل می‌کنند و نه فقط مسلمانان، بلکه پیروان دیگر ادیان صدها کیلومتر راهپیمایی می‌کنند و حتی هزینه می‌کنند و این‌گونه عاشقانه در اربعین شرکت می کنند و هیچ جای دنیا چنین چیزی سابقه ندارد. حضور مسیحیان، یهودیان، بوداییان، زرتشتیان و دیگر ادیان در این راهپیمایی عظیم اربعین چه معنایی دارد؟ چه‌طور می‌شود برخلاف تمام مسیر تاریخ، مردم کره زمین آن هم نخبگان کره زمین، دانشمندان و برجستگان همه ادیان بیایند و همه اختلافات نژادی، زبانی، عقیدتی، مذهبی خود را کنار بگذارند و بعد با هم متحد شوند و عاشق یک امام و یک شخصیت شوند و به یک راهپیمایی بیایند. تبدیل شدن اربعین به یک نماد بین‌المللی یک فرصت ویژه است مراسم اربعین در گذشته به دلیل عدم امکان تردد به این شکل نبود، اما الان اربعین یک نماد بین‌المللی است و اصلاً تعلق به جهان اسلام ندارد و بزرگان و پیروان سایر ادیان نیز، اربعین را از خود می‌دانند و برای رسیدن به اربعین روزشماری می‌کنند. این چیزی است که انسان باید به آن فکر کند که چه اتفاقی دارد در جهان می‌افتد؟ اینکه مقام معظم رهبری فرمودند: اربعین نماد پیروزی ما در جنگ نرم است، به این معنا است که اربعین بین‌المللی شده است. ۴۰ سال دشمن تلاش کرد که این انقلاب را نابود کند و از بین ببرد و انقلاب و امامان و شیعه را بد جلوه دهد؛ ده‌ها مؤسسه در دنیا با بودجه‌های میلیاردی تشکیل شد تا شیعه را در جهان تخریب کند. دو سوم ماهواره‌های جهان فقط اختصاص به ایران دارد تا با پخش برنامه‌های مبتذل، افکار مردم را منحرف کنند. بعد از ۴۰ سال و با وجود اینکه ما ریزش هم داشته‌ایم. اما رویش‌های زیادی هم داشته‌ایم و دشمن می‌بیند آن چیزی که باعث پیشرفت ایران شده و آن نماد دیگر اختصاص به ایران و شیعه هم ندارد. حتی اهل سنت، مسیحیان، یهودیان و سایر ادیان جهان به این شخص اقتدا می‌کنند و دشمن می‌بیند بعد از ۴۰ سال حتی در پایتخت خودش و در بزرگترین شهرهای خود استکبار جهانی، راهپیمایی و عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) برپا می‌شود. در صورتی که آن‌ها می‌خواستند نور اهل بیت (علیهم السلام) را خاموش کنند. اما بعد از گذشت ۴۰ سال از عمر انقلاب ایران، این نور بیشتر شده است و این معجزه است و کار بشر نیست. این اراده ی الهی است که امام حسین (علیه السلام) و فرهنگ حسینی معشوق شماره یک جهان شده‌است. در آیه ۳۳ سوره مبارکه توبه آمده است: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ= او کسى است که پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند». جهان تمام قدرت خود را در این ۴۰ سال به کار گرفت تا نور اهل بیت (علیهم السلام) را خاموش کند، اما نتوانست. الان بزرگان مذاهب دیگر، خودشان را به کربلا می‌رسانند و در مقابل قبر حضرت سجده می‌کنند. این یعنی چه که حتی اصحاب رسانه و نخبگان جهان و غیر مسلمانان، با آن همه سختی، به راه به کربلا می‌آیند و سال بعد هم با شکوه‌تر می‌آیند؟ اربعین؛ ذخیره خدا برای تشکیل ارتش جهانی امام زمان (عج) است اربعین ذخیره خدا برای تشکیل ارتش جهانی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و هیچ وقت حضرت به این اندازه عاشق و شیفته و پیرو نداشته است و همه کسانی که در اربعین شرکت می‌کنند، نخبه‌ها هستند و اینها تازه نماینده صدها نفر از همه کره زمین هستند و همه آماده هستند در لشکر حسین بن علی (علیه السلام) برای صلح و عدالت و وحدت جهانی حضور داشته باشند. یکی از نمادهای اربعین، خستگی جهانی از وضع موجود است. وقتی همه مردم جهان از همه ادیان، حتی ادیان غیر الهی و حتی لائیک‌ها که دین ندارند به اربعین می‌آیند، به این معناست که از اوضاع جهان خسته شده‌اند و نمی‌خواهند جنگ داشته باشند و می‌خواهند همه دور هم باشند و با هم در صلح زندگی کنند و این‌گونه عاشقانه در مسیر کربلا به هم خدمت هم می‌کنند. اگر ما باطن اربعین را ببینیم و بفهمیم، آن موقع است که ارتقای شخصیت پیدا می‌کنیم. اگر کسی معرفت پیدا کند، نه اینکه فقط بشناسد، بلکه بفهمد و معرفت داشته باشد و این معرفت با قلبش پیوند بخورد و اربعینی شود، مقام عظیمی پیدا خواهد کرد. اربعین یک بشارت دارد و چیزی که در اربعین اتفاق افتاده، این است که مردم قدر امام و معصوم را می‌فهمند. مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی می‌فرمود تا وقتی انسان قدر امام را نفهمد، شخصِ امام کمک خاصی به فرد نمی‌کند. مگر شخص امام را مردم نداشتند و حتی یک مدت شخص امام زمان (علیه السلام) هم بوده. اما مردم از او استفاده نکردند و با دست همین مردم امامان شهید شدند. اما ببینید مردم این زمان با امام حسین (علیه السلام) چه‌ کار می‌کنند! آن زمان امام در بین مردم بود. ولی مردم معرفت به امام نداشتند و امام کشته و خاندانش اسیر شدند. اما الان امام نیست، ولی مردم معرفت به امام دارند. بنابراین، امام زمان (عج) زمانی ظهور می‌کند که مردم قدرش را بدانند و قدر امام، مهمتر از شخص امام است و وقتی قدر امام را دانستند، مردم به پیشرفت می‌رسند. انقلاب اسلامی یک نمود از قدر فهم امام است. مردم دیدند به یک نائب عام امام توهین شده بود و این انقلاب اسلامی ایران شکل گرفت و قدرتی ایجاد شد که جلوی همه ابرقدرت‌ها ایستاد و رژیم توهین‌کننده را هم نابود کرد و فرهنگ عشق به امامت و معصوم را در جهان گسترش داد و این اتفاقی بود که در ایران افتاد و الان صدها میلیون انسان در سراسر جهان، این عشق را پیدا کرده‌اند. نتیجه اینکه آن مأموریتی که انقلاب داشت و ائمه در مورد انقلاب ایران گفته بودند، تحقق پیدا کرد. امام حسین (علیه السلام) خود را خادم امام زمان (عج) می‌داند اگر مردم امام زمان (علیه السلام) را بشناسند و بدانند این امام حسینی که دنیا برایش تکان خورده و این‌گونه در اربعین همه مردم از همه ادیان به زیارتش می‌آیند، همین امام حسین (علیه السلام) می‌فرماید من و همه بچه‌هایم خادم امام زمان (علیه السلام) هستیم و اگر ما او را ببینیم، همه عمر خادم او هستیم، طور دیگری به امام زمان عج نگاه می کنیم. این مردم غیر مسلمانی که به راهپیمایی اربعین می‌آیند، اگر امام زمان (علیه السلام) بیاید، او را هم یاری می‌کنند. مسئله مهم فهم قدر دانستن است. اگر کسی قدر را فهمید، حتی کسی که در یک روستا با کمترین امکانات یا فردی بی‌سواد اگر این قدر را فهمید، می‌تواند خود را به معصوم برساند؛ اما اگر کسی این قدر را نفهمید، ممکن است در حوزه علمیه هم درس بخواند و مجتهد هم شود، ولی از امام زمان (علیه السلام) خیلی فاصله بگیرد و در لشکر حضرت نباشد. عاشورا دقیقاً در این حجم عظیم صدها میلیونی تکرار می‌شود. چه کسانی در روز عاشورا به چادر حضرت رفتند؟ کسانی که قدر امام را دانستند. در صورتی که کسان دیگری بودند که امکانات زیادی هم داشتند و حتی سابقه‌های انقلابی و جهادی بیشتری هم داشتند، اما چون معرفت و قدر نداشتند، از حضور در رکاب امام حسین (علیه السلام) محروم شدند و عمرشان هم هدر رفت. امام حسین (علیه السلام) فقط کسانی را جذب کرد که قدردان بودند و می‌دانستند امام یعنی چه و همراه او شهید شدن به چه معناست؟ الان هم در دولت حقه امام زمان (علیه السلام) جایگاه هر فرد در حکومت حضرت، به میزان فهم امام زمان (علیه السلام) است که شما در زمان غیبت، چقدر فهم قدر امام زمانی را دارید و چقدر می‌خواهید برای او فداکاری کنید و خود را وقف امام کنید. اربعین، مسابقه جهانی تقرب به امام زمان (علیه السلام) است اربعین یعنی بفهمید یک مسابقه جهانی برای تقرب و عضویت در لشکر امام زمان (علیه السلام) شروع شده است که ایشان موعود همه ادیان هستند و در اربعین هم همه ادیان حضور دارند. کسانی هستند که خدا به آن‌ها توفیق کار و خدمت می‌دهد، اما تنبل و بی‌حوصله و ناسپاس هستند و نمی‌توانند از این موقعیت استفاده کنند و دنبال بهانه می‌گردند که کار نکنند و کارها تعطیل شود. فهم اربعین ما را بالا می‌برد و درجات برای خود ماست، به شرطی که بدانیم اربعین چه اتفاقی افتاده و دارد می‌افتد. از ۷۰۰ کیلومتری این جاده شلوغ است و مردم به سمت کربلا می‌روند و آن هم با چه عشقی افراد پیر و زن و بچه و جوان به سمت حرم امام می‌روند و یک عده در این مسیر در حال خدمت و یک عده هم در حال حرکت به سمت حرم هستند. امسال که نمی‌توانیم به راهپیمایی اربعین برویم، چه کار کنیم؟ حالا امسال ما از راهپیمایی عظیم اربعین به خاطر کرونا محروم هستیم، اما رفتن شرط نیست. مهم معرفت داشتن است که باید این معرفت حاصل شود که چه اتفاقی در دنیا دارد می‌افتد. اگر ماهیت مهدوی اربعین را فهمیدید و درک کردید، به درجات عالیه می رسید. نه اینکه فقط علمی فهمیدید، بلکه معرفت قلبی پیدا کردید و اربعینی شدید. آنگاه است که به مقام حضرت رسیده و در چادر حضرت هستید. کسانی نمی‌خواهند اربعین برپا شود و هر جور شده می‌خواهند این مراسم اربعین در سطح جهان تعطیل شود و یا شکوه آن را بگیرند و این مراسم باشکوه، این همه دشمن دارد و یک عده اربعین را نمی‌فهمند و بر علیه آن تبلیغات هم می‌کنند. مهم این است که من الان که نمی‌توانم بروم، باید چه کار کنم؟ اول معرفت و قدر دانستن امام است. خیلی‌ها کعبه نرفته‌اند و حاجی نشده‌اند، اما مقام آن‌ها از کسانی که ده‌ها بار به حج و مکه رفته‌اند، بالاتر و تقرب آن‌ها بیشتر است. اصلا در بین همین دشمنان امام حسین (علیه السلام) که سر حضرت را بریدند، کسانی بودند که بیش از ۵۰ بار به حج رفته بودند، اما بی‌معرفت به امام بودند. ممکن است کسی توفیق پیدا نکند به زیارت برود، اما مهم فرهنگ اربعین است. اولین بخش از چیزی که باید شما به آن در اربعین معرفت پیدا کنید و بفهمید، معرفت ماهیت مهدوی اربعین است. یعنی بدانی در اربعین چه اتفاقی می‌افتد و اگر کسی اربعینی شد و برای آن سرمایه گذاری کرد، دارد چه‌کار می‌کند؟ چه سرمایه‌گذاری مالی، چه آبرویی، چه وقت و زمان، چه علمی، تخصصی، عشق و دلدادگی و… حالا این سرمایه‌گذاری را چه‌کار کند؟ اگر کسی بخش‌های دیگرش را برای اربعین خرج کرد، قطعا در چادر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، حالا چه برای زیارت اربعین برود، چه نرود. مهم این است که اینجایی که هستید، اصلا در شهر خودتان شخصیت و روح شما اربعینی باشد و فرهنگ اربعین را زنده نگه دارید و هر جور می‌توانید این فرهنگ اربعین را تبلیغ کنید. برپایی باشکوه روز اربعین با رعایت پروتکل‌های بهداشتی میسر است امسال می‌گویند به خاطر کرونا باید پروتکل‌ها و فاصله اجتماعی رعایت شود که اصلا هم منافاتی با کار کردن برای اربعین ندارد و مردم ما امتحان خود را در دهه اول محرم پس دادند که می‌توانند تعظیم شعائر اسلامی را با رعایت قوانین بهداشتی انجام دهند و پر رعایت‌ترین و دقیق‌ترین افراد جامعه در رعایت این پروتکل‌های بهداشتی، همین عزاداران حضرت ابا‌عبدالله (علیه السلام) و اربعینی‌ها هستند که از بقیه مردم هم بیشتر رعایت کردند و می‌کنند. اما کسانی که اربعینی و عاشورایی نیستند، دیدید که در این تعطیلات عاشورا در جاده‌های شمال بودند و کجا می‌رفتند؟ آن‌ها اصلا عزادار نبودند و این چیزها برای آن‌ها قابل درک و فهم نیست. بنابراین، ملت ما در روز اربعین هم می‌توانند زیباترین و باشکوه‌ترین مناسک را در خانه، محله، حسینیه و مساجد با حفظ مسائل بهداشتی اما باشکوه برگزار کند و این امکانش برای همه هست. قا/269 امام حسین/زیارت اربعین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11969
زمان انتشار: 26 سپتامبر 2020
| | |
فایل صوتی سخنرانی استاد شجاعی با عنوان «اربعین متفاوت»

فایل صوتی سخنرانی استاد شجاعی با عنوان «اربعین متفاوت»

در آستانه ی اربعین هستیم و از شرکت در بزرگترین همایش مذهبی جهان محروم هستیم، این دو جلسه را به بحث در این باره اختصاص می دهیم. انسان در طول زندگی با حقایق مختلفی روبرو می شود. ولی نمی تواند به وزان آن حقایق از آنها استفاده بکند. عمده مشکل انسان در رشد، سعادت، چه سعادت دنیایی و چه سعادت آخرتی، ضعف معرفت است. اگر معرفت انسان قوی باشد هم به سعادت دنیا می رسد و با کمترین امکانات در این دنیا در اوج شادی و سعادت زندگی می کند و سعادت ابدی را هم به دست می آورد. 

ولی اگر معرفت نباشد، در عین حالی که همه ی امکانات را دارد، با همه ی قدرت ها همراه است، توانایی بهره برداری از آنها را ندارد. ...   

صوت

1 - جلسه اول مبحث «ار بعین متفاوت» مورخ 3 مهر
2 - جلسه دوم مبحث «ار بعین متفاوت» مورخ 3 مهر

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11968
زمان انتشار: 26 سپتامبر 2020
| |
پای صحبت یکی از جانبازان دفاع مقدس

پای صحبت یکی از جانبازان دفاع مقدس

معرفت پشه‌ها  برای دیدن یکی از دوست های جانبازم، رفته بودم آسایشگاه امام خمینی (ره) که در شمالی ترین نقطه تهران است. فکر می کردم از مجهزترین آسایشگاه های کشور باشد، که نبود. بیشتر به خانه ای بزرگ شبیه بود. دوستم نبود، فرصتی شد به اتاق های دیگر سری بزنم. اکثر جانبازها آنجا قطع نخاع بودند، برخی قطع نخاع گردنی، یعنی از گردن به پایین حرکت نداشتند، بسیاری از کمر، بعضی نابینا بودند، بعضی جانباز از هر دو دست. و من چه می دانستم جانبازی چیست، و چه دنیایی دارند آن ها... جانبازی که ۳۵ سال بود از تخت بلند نشده بود پرسید؛ "کاندیدا شده ای! آمده ای با ما عکس بگیری؟" گفتم نه!  ولی چقدر خجالت کشیدم. حتی با دوربین موبایلم هم تا آخر نتوانستم عکسی بگیرم. می گفت: اینجا گاه مسئولی هم می آید، البته خیلی دیر به دیر، و معمولا نزدیک انتخابات! همه اینها را با لبخند و شوخی می گفت. هم صحبتی گیر آورده بود، من هم از خدا خواسته! نگاه مهربان و آرام اش به من تسلی می داد. وقتی فهمید در همان عملیاتی که او ترکش خورده من هم بوده ام، خیلی زود با من رفیق شد. رسیدم خانه هم می روی؟ گفت هفته ای دو هفته ای یک روز، نمی خواست باعث مزاحمت خانواده اش باشد! توضیح می داد خانواده های همه جانبازهای قطع نخاع خودشان بیمار شده اند، هیچکدام نیست دیسک کمر نگرفته باشند. پرسیدم اینجا چطور است؟ شکر خدا را می کرد، بخصوص از پرسنلی که با حقوق ناچیز کارهای سختی دارند. یک جور خودش را بدهکار پرسنل می دانست. گفتم: بی حرکتی دست و پا خیلی سخت است، نه؟ با خنده می گفت نه!  نکته تکاندهنده و جالبی برایم تعریف کرد، او که نمی توانست پشه ها را نیمه شب از خودش دور کند، می گفت با پشه های آنجا دیگر دوست شده است... می گفت: "نیمه شب ها که می نشینند روی صورتم، و شروع می کنند خون مکیدن، بهشان می گویم کافیست است دیگر!" می گفت خودشان رعایت می کنند و بلند می شوند، نگاهم را که می بینند، می روند. شانس آوردم اشک هایم را ندید که سرازیر شده بودند. نوجوان بوده، ۱۶ ساله که ترکش به پشت سرش خورده و الان نزدیک ۵۰ سالش شده بود. و سال ها بود که فقط سقف بی رنگ و روی آسایشگاه را می دید. آخر من چه می دانستم جانبازی چیست! صدای رعد و برق و باران از بیرون آمد، کمک کردم تختش را تا بیرون سالن بیاوریم، تا باران نرمی که باریدن گرفته بود را ببیند. چقدر پله داشت مسیر! پرسیدم آسایشگاه جانبازهای قطع نخاع که نباید پله داشته باشد. خندید و گفت اینجا ساختمانش مصادره ای است و اصلا برای جانبازها درست نشده است. خیلی خجالت کشیدم. دیوارهای رنگ و رو رفته آسایشگاه، تخت های کهنه، بوی نم و خفگی داخل اتاق ها... هر دقیقه اش مثل چند ساعت برایم می گذشت. به حیاط که رسیدیم ساختمان های بسیار شیک روبرو را نشانم داد. ساختمان هایی که انگار اروپایی بودند. می گفت اینها دیگر مصادره ای نیستند، بسیاری از این ساختمان ها بعد از جنگ ساخته شده، و امکاناتش خیلی بیشتر از آسایشگاه های جانبازهاست. نمی دانستم چه جوابش را بدهم. تنها سکوت کردم. می گفت: فکر می کنی چند سال دیگر ما جانبازها زنده باشیم؟ یکه خوردم. چه سئوالی بود! گفتم چه حرفی می زنی عزیزم، شما سرورِ مایید، شما افتخار مایید، شما برکت ایرانید، همه دوستتان دارند، همه قدر شما را می دانند، فقط اوضاع کشور این سال ها خاص است، مشکلات کم شوند حتما به شما بهتر می رسند. خودم هم می دانستم دروغ می گویم. کِی اوضاع استثنایی و ویژه نبوده؟ کِی گرفتاری نبوده. کِی برهه خاص نبوده اوضاع کشور... چند دقیقه می گذشت که ساکت شده بود، و آن شوخ طبعی سابقش را نداشت. بعد از اینکه حرف مرگ را زد. انگار یاد دوستانش افتاده باشد. نگاهش قفل شده بود به قطره های ریز باران و به فکر فرو رفته بود. کاش حرف تندی می زد!  کاش شکایتی می کرد! کاش فریادی می کشید و سبک می شد! و مرا هم سبک می کرد! یک ساعت بعد بیرون آسایشگاه بی هدف قدم می زدم. دیگر از خودم بدم می آمد. از تظاهر بدم می آمد. از فراموش کاری ها بدم می آمد. از جانباز جانباز گفتن های عده ای و تبریک های بی معنای پشتِ سر هم. از کسانی که می گویند ترسی از جنگ نداریم. همان ها که موقع جنگ در هزار سوراخ پنهان بودند. و این روزها هم، نه جانبازها را می بینند، نه پدران و مادران پیر شهدا را... بدم می‌آمد از کسانی که نمی‌دانند ستون‌های خانه‌های پر زرق و برق‌شان چطور بالا رفته! از کسانی که جانبازها را هم پله ترقی خودشان می‌خواهند! کاش بعضی به اندازه پشه‌ها معرفت داشتند وقتی که می‌خوردند، می‌گفتند کافیست! و بس می‌کردند، و می رفتند، ما چه می‌دانیم جانبازی چیست... به یاد آنهایی که تن مقدس شان زیر شنی های تانک های دشمن له شد ولی اجازه ندادند غیرت ملی و دینی شان له شود. ما امروز میراث داران آنهاییم.    کانال خبری تحلیلی خواص یک رزمنده گمنام

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11966
زمان انتشار: 23 سپتامبر 2020
| |
از عوامل جهنمی شدن، «ظلم» است

خانواده آسمانی، جلسه 539؛ 1399/06/27

از عوامل جهنمی شدن، «ظلم» است

یکی از عوامل دخول انسان در جهنم ظلم است. قیامت ۵۰ موقف دارد. یکی از آنها موقف «ظلم» است. منظور از ظلم، همان حق‌‌الناس ها و بدهکاری‌هایی است که انسان به گردنش دارد.

ظلم نقطه مقابل عدل است. عدل یعنی انسان هر چیزی را در جای خودش قرار بدهد: «وَضعُ الشَیءِ فی مَوضِعِه». یا هر ذی حقی را به حقش برساند: «إِعْطَاءِ كُلِ‏ ذِی‏ حَقٍ‏ حَقَّهُ». دایره ی عدل دایره ی بسیار وسیعی است. یعنی تمام ارتباطات انسان اعم از ارتباط با غیر و خودش را شامل می‌‌شود. در ارتباط با غیر از الله است که انسان به خداوند تبارک و تعالی هم ظلم می‌کند. نه اینکه حق خدا را ندهد. چون خداوند که نیازی به بندگانش ندارد. بندگانش هم نمی‌‌توانند ضرری به او بزنند و حتی معصیت عباد هم ضرری به خدا نمی‌‌زند. اما خداوند تبارک و تعالی به عنوان خالق ما، اله ما، رب ما و مالک ما، به گردن ما حقوقی دارد که باید ادا شود. مثل اینکه انسان باید اطاعت الهی کند، اعتقاد درست به خدا داشته باشد. برای همین است که قرآن شرک را ظلم عظیم می نامد:«إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ= محققا شرک، ظلم عظیمی است». این ظلم چنین است که انسان دچار شرک باشد و خداوند تبارک و تعالی که تنها مؤثر در نظام خلقت است را نادیده بگیرد و امیدش به غیر خداوند تبارک و تعالی باشد و به سراغ غیر خدا برود، و دیگران و غیر از خدا را مؤثر در زندگی‌اش بداند. ریاکاری یک ظلم است. ریاکاری یعنی انسان دیگران را منشأ عزت و آبروی خودش بداند. می‌‌خواهد اعمالش را به دیگران نشان بدهد. می‌‌خواهد در دل مردم جا کند. شهرت‌‌طلبی یک ظلم است. این مربوط به حق الله است که انسان باید در نظام اعتقادی با خداوند رو راست باشد. آن‌طوری که خدا هست را بشناسد. نه آنطوری که ما تصور و توّهم می‌‌‌‌کنیم. شرافت هر علمی به موضوعش است الله تبارک و تعالی در ذات و اسماء و صفات، حریم‌‌هایی دارد که انسان باید نسبت به آنها معرفت پیدا کند. خیلی عجیب است و کم پیدا می‌‌شود که موضوع معرفت آدم‌ها، الله باشد. یعنی سراغ توحید به معنای واقعی بروند و الله را به معنای واقعی بشناسند. بعضی افراد به مخلوقات خدا علاقه دارند. اما به کسی که این مخلوقات را به وجود آورده، علاقه‌‌ای ندارند. به شناخت ظهورات خدا حتی پایین‌‌‌‌ترین درجه ظهورات خدا، مثل ماده در فیزیک، شیمی، جانورشناسی، گیاه شناسی، میکروب‌‌شناسی، انگل‌‌شناسی، بدن‌‌شناسی اینها را علاقه دارند. حتی دوست دارند سراغ مصنوعات بشری بروند. رشته هایی مثل هنر، سفالگری، قالی بافی، پارچه‌‌بافی، دوزندگی، کامپیوتر، برق، الکترونیک، اینها محصول کار بشر است. برای فهم اینها حاضر هستند وقت بگذارند و هزینه کنند، ولی درباره کسی که اینها را به وجود آورده و منشأ تمام علوم است، خیلی کم علاقمندی نشان می دهند. موضوع علم هر کسی، شرافت علم او را نشان می‌‌دهد. یعنی معروف است که می گویند: ارزش هر علمی به شرافت آن علم بر می گردد. در همین خصوص بود که پیامبر ص فرمود: العلم علمان: علم الابدان و علم الارواح= علم دو نوع است: علم بدنها و علم روح ها». پس شرافت هر علمی به موضوعش است. علم هم شرافت انسانی است. یعنی این که انسان چه علمی در سینه‌‌اش هست و با چه علمی از دنیا وارد نظام برزخی می‌‌شود و با چه معرفتی از رحم دنیا وارد نظام برزخی می‌‌شود، تعیین کننده نوع زندگی ابدی او خواهد بود. پس این بسیار مؤثر است که بدانی موضوع دانش تو چیست؟ عالم برزخ، عالم «اتحاد عالم و معلوم» است چون عالم برزخ عالمی است که بین «عالم» و «معلوم» اتحاد وجود دارد، یکی از بزرگترین حسرت و عذاب های کسی که باطن خود را نساخته باشد، این است که می بیند، نفس انسانی اش هست، اما آن را با توهمات باطل همراه کرده است. انسان در عالم برزخ، با باطن و دانش‌‌هایش، با خیالش، با وهمش، با عقلش و فوق عقلش به خدا عرضه می‌‌شود. کسی که در دنیا که زمان ساختن باطن است، عالمی از خیالات و توهمات فاسد و به درد نخور برای خودش درست کرده و باطن انسانی خود را تغییر داده است، او وقتی می‌‌خواهد وارد نظام برزخی بشود، خیلی حسرت می خورد. چون خود انسانی اش هم هست، اما گرفتار عوالم توهمات و خیالات باطل شده است. یعنی در آن عالم، انسان با دانش خودش یکی می‌‌شود. یعنی شکل دانش خودش می‌‌شود. اینطور نیست که انسان یک چیزی باشد و دانش انسان چیز دیگری بشود. یعنی در آن جا دیگر امکان ندارد بتوانیم بگوییم این آدم خوبی است، اما دانشش بد است. خیر، این طور نیست؛ بلکه در آنجا انسان با دانش خودش اتحاد برقرار می‌‌کند. یعنی «عقل و عاقل و معقول» یک چیز می‌‌شوند. شما هر چه که داری و به هر چه که فکر یا خیال یا توهم می‌‌کنی، همان هستی. چون اینها باطن توست. حقیقت تو همین می‌‌شود. پس انسان در آنجا لحظه های بسیار خطرناکی دارد. آن لحظه‌‌ای که به خدا عرضه می‌‌شود، یعنی خودش است و خدا، خیلی صحنه خطیر و وحشتناک است. ولی برای خیلی از آدم ها هم بسیار باشکوه است. شکوهش به این است که می گوید: من و خدا دوتایی می‌‌خواهیم چند دقیقه با هم روبرو بشویم و خدا می‌‌خواهد به من یک نگاهی بیندازد و ببیند من با خودم و امانت الهی در دنیا چه کار کرده ام؟ چه چیزی آورده ام؟ چگونه برگشته  ام؟ چگونه زندگی کرده ام؟ اینجاست که انسان می فهمد خیالاتش در دنیا چقدر مهم بوده است. انسان در طول شبانه‌‌روز به چه چیزهایی فکر می‌‌کند و چه خیالاتی؟ تمام تصویرها، عکس‌‌ها و چیزهایی که در این جا می‌‌بینی و می شنوی و با توهمات و تخیلاتت به آنها مشغول هستی، در آنجا با تو یکی می‌‌شوند. توهم غیر از تخیل است. انسان یک مقدار ادراکاتش خیالی است و بخش دیگری از ادراکاتش وهمی است. یک مقدار عقلی و یک مقدار فوق عقلی است. می‌‌بینیم کسی تا آخر عمرش وقت گذاشته و روی خیالات و توهماتش کار می‌‌کند و عمرش را صرف همین ها می کند. وقتی می‌‌خواهد از اینجا برود، حاصل این توهمات و خیالات فاسد را می‌‌خواهد کجا ببرد؟ در آنجا معلوم می شود که عمرش را بیهوده گذرانده و حتی کسانی که نهایتاً عمرشان را صرف علوم کرده اند نیز، خسران خود را می بینند. اما سعادتمند کسی است که وقتی وارد نظام برزخی می‌‌شود و به خداوند تبارک و تعالی عرضه می‌‌شود، دانش و معرفت او توحید و لوازم توحید باشد. الله‌شناسی یک سعادت و شرافت و مقام عظیم است. اما خیلی ها اصلاً علاقه‌‌ای ندارند خدا را موضوع دانش شان قرار بدهند. اگر می خواهی علم و دانشت زیاد شود، ارتباط با صاحب علم شرط است این ظلم به خداست که او ما را آفریده و همه چیز ما، وجود ما، صفات ما، هستی ما را به ما داده و ما را در این دنیا پشتیبانی می‌‌کند، بعد وقتی که راجع به الله از ما سؤال کنند، از هزاران اسمی که دارد، یکی اش را هم نمی‌‌‌‌توانیم بفهمیم یا توضیح بدهیم. درحالی‌که فقط برای همین خلق شده ایم، یعنی ما آفریده شده ایم تا شبیه خدا بشویم. ما برای چه آفریده شده ایم و  برای چه به این دنیا آمده ایم؟ می‌‌بینیم که خیلی ها علاقمند نیستند این را بفهمند. همین ظلم به خداست. این ظلم در شناخت و صفات خداوند است. ما آدم های عجول و بی‌‌حوصله و کم‌‌ظرفیت و حساسی هستیم. اصلاً شباهتی بین ما و خدا نیست. اینها ظلم است. از این بالاتر این است که خداوند خودش را به ما داده و ما رغبتی به زندگی با او، عشقبازی با او، خلوت کردن با او، حرف زدن با او، درددل کردن با او، نشست و برخاست کردن با او را نداریم. اما وقتی به آن عالم منتقل شویم، همه حتی کفار می خواهند با خدا حرف بزنند. اما به آنها گفته می شود: قَالَ اخْسَئُوا فِیهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ= بروید در جهنم گم شوید و با من حرف نزنید». یعنی یکی از عذاب های آنجا این است که خدا به کسانی اجازه نمی دهد با الله تبارک و تعالی گفتگو کنند. می فرماید: یک عمر به تو فرصت گفتگو دادم و تو حاضر به صحبت با من نشدی، حالا آمده ای با من گفتگو کنی؟ برو گم شو. اخْسَئُوا یعنی گم شو. اما چه کسی از این رغبت‌‌ها می‌‌کند که با خدا در این عالم صحبت کند؟ یک عدۀ کمی پیدا می‌‌‌‌شوند که چنین سلیقه‌‌ها و امیالی دارند. بعضی ها فکر می‌‌‌‌کنند برای کسب دانش باید مطالعه زیادی کنند. این اشتباه خیلی بزرگی است. مطالعه فقط یک زمینه است که برای ما ایجاد می‌‌کند. دانشی که انسان می‌‌خواهد بگیرد و معرفتی که می‌‌خواهد بگیرد، در هر رشته، فرقی نمی‌‌کند، با ارتباط با صاحب علم است که علم به دست می‌‌آید. اگر کسی می‌‌خواهد در فیزیک یا شیمی یا زیست‌‌شناسی یا  پزشکی کار بکند، فقط این نیست که برود در دانشگاه درس بخواند؛ بلکه اگر بنشیند تمرکز بکند و با خود خدا حرف بزند، قطعا در مراودات و ارتباطات و انس، دانش زیادی در آن رشته‌‌ای که می‌‌خواهد در آن صاحب علم بشود، خدا به او می‌‌دهد. ما فکر می‌‌کنیم باید صبح تا شب سرمان در کتاب باشد تا دانش را خدا به ما برساند و این اشتباه بسیار بزرگی است. حالا از ظلم به خدا بگذریم. خدا در این بحث های ما هم مظلوم است، الان من یک ربع صحبت کردم این هم ظلم به خداست. شیرین‌‌ترین ساعت زندگی انسان ساعتی است که انسان به خدا فکر می‌‌کند، راجع به خدا می‌‌شنود، راجع به خدا حرف می‌‌زند. این خیلی مهم است. خدا کند ذائقه ما یک ذائقه توحیدی و الهی بشود و لذتمان در این باشد. این را امتحان کنید در روزهایی که دلتان می‌‌گیرد و کلافه هستید و حوصله ندارید، بزنید شبکه قرآن، بگو می‌‌خواهم بنشینم با تمرکز فقط قرآن گوش کنم. بعضی از قرائت‌‌ها هم انصافاً تا بهشت ما را می‌‌برد. قرآن انسان را از تصمیمات بد، از افکار بد و منفی باز می‌دارد. چون خدا شما را به این بهشت دعوت می‌‌کند. وقتی انسان بخواهد تصمیم بدی بگیرد، دیگر نمی‌‌گیرد. وقتی می‌‌خواهد یک کینه در دلش بیاید، اصلاً اجازه نمی‌‌دهد یک کینه در دلش بیاید. خودش را خیلی بزرگتر از این حرف‌ها می‌‌بیند. وقتی می‌‌خواهد درباره یک نفر بدجنسی کند، اصلاً شرمش می‌‌آید که راجع به او بدجنسی کند. بی توجهی به دستورات انبیاء، ظلم به انبیاء است مصادیق ظلم به انبیاء، ظلم به اولیاء الهی، ظلم به ائمه، ظلم به امامزاده‌‌ها خیلی زیاد است. ظلم به انبیاء این است که انسان دستورات انبیاء را زیر پا بگذارد و توجه نکند که پاکترین، نزدیکترین موجودات به خداوند و شریف‌‌ترین انسان، و در عین حال، غریب‌‌ترین و مظلوم‌‌ترین انسان در روی زمین است. اینقدر انبیاء الهی غریب و مظلوم بودند که قرآن می‌‌گوید: «وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ=  و پیامبران را به ناحق می کشند». در تاریخ، انسان های برجسته، زیبا و نورانی مثل انبیاء آمده اند. نحوه ارتباط انسان با نبی چیست؟ این پیغمبری که خدا برای ما فرستاده، در حد خودمان می‌‌گوییم، این پیامبری که گُل سرسبد انبیاء و عظیم‌‌ترین مخلوق خداوند است و بعد از خدا ما موجودی به شرافت رسول الله نداریم. دانش پیغمبر دانشی نیست که مثل ما یک چیزی را بردارند در موردش قلم‌‌فرسایی کنند. حالا نظرات ما هم اعتبار و ارزشی نداشته باشد، ولی او قاعده و فرمول به تو می‌‌دهد. ما چه چیزی بلد هستیم؟ حالا ان‌‌شاءالله جامعه اسلامی تشکیل بشود، اوضاع خیلی متفاوت خواهد شد. ما فعلاً جامعه‌‌مان جامعه مسلمانی است. یعنی اذان داریم، نماز داریم، روزه می‌‌گیریم، یک عده حجاب را رعایت می‌‌کنند، ذبح‌‌مان شرعی است، حالا معاملات که بماند، به ندرت معاملات شرعی پیدا می‌‌شود، اما به این جامعه به طور کلی جامعه مسلمانی می‌‌گویند. برتری قرآن بر سایر کتاب ها مثل برتری پیامبر بر سایر انبیاء است علم قرآن، علم روز زمان امام زمان (علیه السلام) است. هر کس می‌‌خواهد در دولت حق، علمش به روز باشد و عقب افتاده نباشد، باید وقت بگذارد و قرآن بخواند و آن را یاد بگیرد. قرآن هم از جمله شخصیت‌‌هایی است که به آن ظلم زیاد می‌‌شود. چون قرآن در روز قیامت به شکل موجود زنده محشور می‌‌شود و می‌‌گوید خدایا! این بندگان تو اصلاً به من توجهی نکردند. خدایا اینها من را ضایع کردند. در زندگی شان، در مطالعات شان، در معارف شان، در مباحث شان، مرا ضایع کردند. نه از شنیدن صدای من خوش شان می‌‌آمد، نه با سوره‌‌های من دوست داشتند انس بگیرند، نه با خود من ارتباط داشتند، هیچ برای من وقتی نداشتند. قرآن شافع مشفع است، یعنی شافعی است که اگر شفاعت کند، شفاعتش قبول است و نفرین‌‌کننده‌‌ای است که اگر نفرین کند، نفرینش عملی می شود. پیامبر در رابطه با عظمت قرآن فرمود: «فَضْلُ‏ الْقُرْآنِ‏ عَلَى‏ سَائِرِ الْكَلَامِ كَفَضْلِ اللهِ عَلَى خَلْقِهِ= برتری قرآن بر سایر کلمات، مثل برتری خود خداست بر خلقش». امروز به کسی بگویی الان چه رشته‌‌ای می‌‌خوانی؟ اگر بگوید تفسیر، می‌‌گوید مخش عیب برداشته. برو حقوق بخوان، برو پزشکی بخوان، برو مهندسی بخوان، برو کامپیوتر بخوان. در دنیای امروز ظالم‌‌ترین، بی‌شعورترین، بی‌‌علم‌‌ترین، فاسدترین آدم ها جای ائمه نشسته اند، جای پیغمبر نشسته اند، و تمدن‌‌هایی را ایجاد کرده اند براساس همان شخصیت خودشان. همین تمدنی که خیلی از مسلمانان ما خیلی کشته و مرده آن هستند و دوست دارند در زندگی شان شبیه آنها بشوند. در لباس، شوهرداری، زن‌‌داری، بچه‌‌داری، تغذیه، عاشق این تمدن هستند. تمدن مدرنیته، تمدن غرب، این تمدن را چه کسانی ساختند که این همه مسلمان شیفته آن تمدن هستند؟ اینها مظاهر بزرگ ظلم هستند. دانش بشری باید ارتقاء پیدا کند. امام سجاد (علیه السلام) ۷ صحیفه دارد. کدامش الان برای اداره جامعه منبع علمی است؟ قوانین در قوه مقننه، در قوه قضائیه، در قوه مجریه، چقدر مبتنی بر صحیفه و نهج‌‌البلاغه است؟ به قول استاد ما می‌‌فرمود: حتی در حوزه‌‌های ما، حوزه‌‌های شیعه اینقدر رشد نداشته اند که نهج‌‌البلاغه کتاب درسی بشود. نظام خلقت براساس این دانش هاست که در دعاهای اهل بیت (علیهم السلام) ریخته شده است. ولی آیا الان اینها کتاب علمی و درسی است؟ چرا از آنها دانش را استخراج نمی‌‌کنیم؟ اینها حجم بالای ظلم هایی هستند که منشأ ظلم های دیگر می‌‌شوند. فعلاً یک مقدار با مظاهر و مصادیق ظلم آشنا بشویم که ببینیم ظلم ها دایره‌‌اش چقدر وسیع است. این فعلا راجع به خداوند و الهیات و انبیاء و صدیقین بود تا کم کم به ظلم به مردم و به خودمان برسیم که بعدا در این خصوص سخن خواهیم گفت. قا/218 جهنم/ظلم

صوت

1 - از عوامل جهنمی شدن، «ظلم» است

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11965
زمان انتشار: 23 سپتامبر 2020
| | | | |
علت اصلی غیبت شیعیان هستند

علت اصلی غیبت شیعیان هستند

وفاداری و همدلی، ظاهرا دو واژه‌ی مجزا، اما در باطن، بسیار نزدیک به هم‌اند...! هر دو را می‌توان اینگونه معنا کرد: پا گذاشتن روی هر آنچه که پر پرواز انسان را زنجیر می‌کند...؛ خواه دلبستگی بیش از حد مجاز تعیین شده  توسط آفریدگارمان، به پدر و مادر و همسر  و فرزند و شغل و علم و ثروت* و آبرو و... باشد؛  یا صفاتی چون خودخواهی، انحصار طلبی، برتری جویی، حسادت، تکبر، غرور و...، که پنهان می‌مانند و آنجا که اتحاد لازم است، یا قرار است کار جمعی کوچک یا بزرگی، انجام گیرد، خود را نشان می‌دهند...! پا گذاشتن روی تمام مسابقه‌دادن‌هایی که به مقصدی جز نگاه الله، ختم می‌شوند! شیعیانش کم نیستند اما شیعیان آزاده‌اش؛ چرا...! و همین " منیّت " ما، مسیریست که گاهی، صد سال هم، کفاف پشت سر گذاشتنش را نمی‌دهد؛ اما گاهی، به یک شب، طی می‌شود؛ شبیه حر! آری...  تمام مسیر به او رسیدن، از غیر او بریدن است و یک شبه می‌توان رسید... بستگی دارد چقدر طالب رسیدن باشیم! ‌____________________ *) قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَ أَبْنَاؤُكُمْ وَ إِخْوَانُكُمْ وَ أَزْوَاجُكُمْ وَ عَشِیرَتُكُمْ وَ أَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَ تِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَ مَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْكُمْ مِنَ اللهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ یَأْتِیَ اللهُ بِأَمْرِهِ ۗ وَاللهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ؛ (ای رسول ما! امت را) بگو که اگر شما پدران و پسران و برادران و زنان و خویشاوندان خود و اموالی که جمع آورده‌اید و مال‌التجاره‌ای که از کسادی آن بیمناکید و منازلی را که به آن دل خوش داشته‌اید، بیش از خدا و رسول و جهاد در راه او دوست می‌دارید، منتظر باشید تا خدا امر خود را جاری سازد. (و اسلام را بر کفر غالب و فاتح گرداند و شما دنیاطلبان بدکار از فعل خود پشیمان و زیانکار شوید) و خدا فسّاق و بدکاران را هدایت نخواهد کرد. (آیه‌ی ۲۴ سوره‌ی مبارکه‌ی توبه) t.me/ostad_shojae‌ ‌ twitter.com/m_shojae1‌ ‌ aparat.com/ostad.shojae‌ ‌ soundcloud.com/master_shojae  

فیلم

1 - علت اصلی غیبت شیعیان هستند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11963
زمان انتشار: 23 سپتامبر 2020
| |
خاطراتی از شهداء دفاع مقدس

خاطراتی از شهداء دفاع مقدس

حکایت آن استخاره

در پی عقب نشینی رزمندگان اسلام در پایان جنگ از جزیره مجنون، تنها جاده ارتباطی داخل هور (جاده 13 کیلومتری سید الشهداء علیه السلام ) تخریب شد. این جاده که به طور مستقیم به جزیره مجنون وصل می شد، یک بازوی فرعی به نام جاده قمر داشت. تعداد زیادی از شهدا روی جاده قمر باقی مانده بودند.

در سال 1374 بنده با دو تن از دوستان با قایق به شناسایی آن منطقه پرداختیم. حدود 5/2 کیلومتر از آن جاده به کُلی قطع شده بود. در آن شناسایی، به نقطه ای در روی جاده قمر رسیدیم که پیکرهای شهدا و سنگرهای فرو ریخته شده بر روی جاده کاملاً مشخّص بود. برای انتقال شهدا حتما می بایست بیل مکانیکی و لودر می بردیم تا سنگرها را زیر و رو کنیم و عملیات انتقال صورت بگیرد و این کار به ترمیم جاده نیاز داشت؛ لذا تصمیم گرفتیم آن را درست کنیم. البته رفقا تردیدهایی ایجاد کردند. برای آنکه یک اطمینان و سکینه قلبی ایجاد شود، گفتم: خیلی خوب، ما با خداوند متعال مشورت می کنیم. با قرآن استخاره کردم که جاده را با وضعیتی که دارد ترمیم کنیم یا نه؟ آیه 77 سوره شریفه طه آمد. «وَ لَقَدْ أَوْحَیْنا إِلی مُوسی أَنْ أَسْرِ بِعِبادی فَاضْرِبْ لَهُمْ طَریقاً فِی الْبَحْرِ یَبَساً لا تَخافُ دَرَکاً وَ لا تَخْشی»؛ «و ما به موسی وحی فرستادیم که بندگانم را با خود ببر و برای آنها راهی خشک در دریا بگشا که نه بیم خواهی داشت و نه خواهی ترسید.» با این آیه، دغدغه خاطر ما و دوستان بر طرف شد و در پی آن، جاده را ظرف یک ماه ترمیم کردم. سپس دستگاههای مهندسی را به آنجا بردیم و در همان آغاز کار به پیکر مطهر 90 شهید دست یافتیم. پیش بینی شهادت حسن رفیعی از اعضای گردان امام علی علیه السلام بود. او دو روز پیش از آنکه به شهادت برسد، به من گفت: «من ظرف 24 ساعت آینده شهید می شوم.» حالت روحی او از آن ساعت به بعد به کلی تغییر کرد. چند دقیقه به شهادتش مانده بود که جعبه بیسکویت را برداشت و با خط خوشی روی آن نوشت: «یک شهید می آید که سر در بدن ندارد. یک شهید می آید که دست در بدن ندارد.» آن گاه جعبه را کنار گذاشت. چند دقیقه بعد خط شلوغ شد و او در حین درگیری با خمپاره 120 به شهادت رسید و همان طور که توصیف کرده بود، سر و دستش قطع شد. روضه پشت خط سردار حسین خرازی، فرمانده لشکر امام حسین علیه السلام ، چند روز پیش از عروج خونین خود، از طریق بی سیم با فرمانده گردان یا زهرا علیهاالسلام ، محمد رضا تورچی زاده که از مداحان بود و بعدها به خیل شهدا پیوست، تماس گرفته، گفت: محمد رضا! دلم خیلی تنگ شده؛ برایم روضه حضرت زهرا علیهاالسلام بخوان! محمد رضا گوش به فرمان، در بی سیم روضه جان سوزی خواند. در مقر لشکر همه به حال آن دو که بی سیم به دست، از شدت تأثر، شانه هایشان تکان می خورد و گریه می کردند، غبطه می خوردند.   حوزه نت

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed