www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11962
زمان انتشار: 29 سپتامبر 2020
| |
زیارت عاشورا مسیر شفاف عرفانی است

زیارت عاشورا مسیر شفاف عرفانی است

زیارت عاشورا کاملا شفاف است. یک مکتب کامل عرفانی، انسانی، از پایین ترین درجه تا بینهایت درجه، همه چیز را دارد و مسیر را بطور کاملا شفاف، مشخص کرده است.

در سجده آخر زیارت عاشور می خوانیم: «أن یثبت لی قدم الصدق عندک مع الحسین و أصحاب الحسین الذین بذلوا مهجهم دون الحسین». «مهج» آن خونی است که در باطن قلب است؛ آن خونی که قلب پمپاژ می کند. آنها آن خون دلشان را برای امام حسین ریختند. جان و هستی شان را برای امام حسین دادند و راست گفتند. یک نشانه ی صدق را در جامعه کبیره و در زیارت عاشورا می خوانیم:«بأبی أنت و امی، بأبی انتم و امی و نفسی و مالی و اسرتی». اگر کسی توانست اینطور بگوید، این راست است؛ اما و ما هنوز به اینجا نرسیده ایم. تا می توانید، به زیارت عاشورا التزام داشته باشند. زیارت عاشورا را اصلاً ترک نکنید. با احساس، با انگیزه و با شور و با دل بخوانید. هر وقت می خواهید زیارت عاشورا بخوانید بگویید، من الان مقابل امام حسین نشسته ام. چشم امام حسین توی چشم های من است. من می خواهم با او حرف بزنم. اصلاً مقام زیارت عاشورا خیلی حساس و خاص است. خدایا تو کمک کن من به او راست بگویم. بعد شروع کن بخواندن. اگر بتوانی یک جمله، دو جمله هم راست بگویی، خدا را شکرکن. بگو ای امام حسین! من بقیه اش را به نیت ورود خواندم. دو تا جمله اش را از دل خودم إنشاء کردم. اگر چند روز بعد، یک هفته یا دو هفته یا یک ماه بعد، توانستم سه تا جمله را راست بگویم و خودم فهمیدم که راست بود، باز هم خدا را شکر کنیم. انسان در زیارت عاشورا همین گونه سیر و سلوک می کند. می آید تا به جایی می رسد که بتواند بگوید من همه زیارت عاشورا را راست خواندم و در تمام زیارت عاشورا صادق بودم. هر کس می خواهد از یکنواختی زندگی به در آید، باید زیارت عاشورا بخواند. هرکس می خواهد زندگیش پر هیجان، پر شور، جذاب، شیرین بگذرد، زیارت عاشورا بخواند. زیارت عاشورا تنها مسیری است که مطمئن هستی که درست می روی آدم گاهی تلاش می کند که به مدارج دنیایی برسد؛ مدارج علمی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، بعد می فهمد تمام عمر در حق خودش ظلم کرده و همه چیز را خراب کرده. فقط یک جا هست که وقتی شما برایش تلاش می کنی، مطمئنی که داری درست می روی و چیزی گیرت می آید و برای ابدیتت می ماند. آن هم سیر در زیارت عاشورا است. سلوک در این آیین نامه و این منشور جاوید زندگی است. شما تا وقتی که دغدغه امام حسین و در واقع امام زمان را دارید؛ تا وقتی که مهدوی هستید و می خواهید مهدوی باشید؛ تا وقتی که تلاش می کنید به صورت جدی در چادر امام زمان (علیه اسلام) باشید و خودتان را به امام زمان و چادر و اردوگاه حضرت برسانید و اگر هم به چادر نمی رسید، به لشکرگاه حضرت نزدیک می شوید، خیلی چیز گیرتان می آید و زندگیتان زندگی حقیقی است؛ در غیر این صورت، دارید سر خودتان را کلاه می گذارید و خودتان را سر کار می گذارید. وقت را نباید تلف کرد. شور زندگی، هدف زندگی، نشاط زندگی، شادی دل انسان، معنا دار بودن زندگی انسان، فقط با زیارت عاشورا است وگرنه اصلاً نمی ارزد آدم زندگی کند. چون زندگیش به ضررش تمام می شود. فقط کسانی زندگی شان معنادار است که آرمان سیدالشهداء که رسیدن به حکومت جهانی امام زمان (علیه السلام) است را داشته باشند. اگرکسی این آرمان را نداشته باشد و با آن پیوند نخورد و به صدق نرسد، در جهنم زندگی می کند. اصلاً به مقام انسانی و حیات طیبه نمی رسد. به هر درجه ای هم برسی، باز هم باخته ای. هر موفقیتی به دست بیاوری شکست است. هر امتیازی به دست بیاوری، منفی است، حتی اگر دیگران بگویند مثبت است و تعریف و تمجید هم بکنند، بدان که باطل است و وقتت تلف شده و باخته ای. در موقع وفات که تولد شما به عالم برزخ است کم می آوری و می فهمی اصلاً خوب زندگی نکردی؛ می فهمی استعدادهای جاودانه خودت را تلف کرده ای؛ می فهمی با ابدیت خودت بد معامله کرده ای و باخته ای. برگرفته از مباحث استاد شجاعی، مبحث «قدم صدق» جلسه 5

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11961
زمان انتشار: 26 سپتامبر 2020
| |
به کدامیک از گزاره های زیارت عاشورا صدق دارید؟

به کدامیک از گزاره های زیارت عاشورا صدق دارید؟

وقتی ما می خواهیم راجع به «قدم صدق» صحبت کنیم و زیارت عاشورا بخوانیم و از اول و گزاره به گزاره جلو برویم؛ با توجه به معنایش باید ببینم که نسبت به کدام یک از این گزاره ها صدق داریم.

امتحان کتبی و شفاهی نیست که ما دروغ بگوییم تا استاد خوشش بیاید یا به ما نمره بدهد. مصاحبه رادیو و تلویزیونی هم نیست. مقاله نوشتن هم نیست که آدم برای دیگران حرف بزند، ولی خودش جور دیگری باشد. خودت با خودت حرف بزن. از اول زیارت عاشورا، عبارت به عبارت تا آخر آن بخوان، بعد ببین چقدر صداقت داری؟ دلت به تو راست می گوید. مثلا در این فرازها: خدایا از تو می خواهم «أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرة»، «أن یرزقنی طلب ثارک» ، «أن یرزقنی طلب ثاری مع امام منصور، مع امام هدیً»؛ باید ببینی آیا در این درخواست ها صداقت داری یا نه؟ یعنی وقتی می گویم: «مع امام منصور؛ مع امام هدی» واقعاً دارم خودم را به امام زمان می رسانم؟ واقعاً الان در چادر حضرت هستم؟ به قلبت مراجعه کن، ببین، این هوس و این دغدغه را داری؟ در این زیارت می خوانی: «من می خواهم منتقم دشمنان امام حسین ع باشم»، «می خواهم به درجه سیدالشهداء برسم»؛ اما اگر بپرسی الآن کجایی؟ الان در کدام منزلی؟ می گوید نمی دانم. می خوانیم من می خواهم همراه امام زمان باشم. اما خوب الان چقدر فاصله با چادرش داری؟ در چادرش هستی یا بیرونی؟ می گوید نمی دانم. می گوید: می خواهم همسایه فاطمه زهرا باشم. اگر بپرسیم خوب؛ الان کجایی؟ برای هم خانه یا همسایه بودن با فاطمه زهرا برنامه ات چیست؟ می گوید: هیچ برنامه ای ندارم؛ کلاسی ندارم؛ استاد، پله، باشگاه و رتبه ای ندارم. خودم هم نمی دانم کجا هستم. اینها نشانه این است که ما اصلاً شروع هم نکرده ایم. این که تو می گویی من این راه را دوست دارم؛ باز دوست داشتنش هم خیلی خوب است. این هم یک درجه ای است؛ اما در روز قیامت به ما می گویند: تو این همه سال زیارت عاشورا خواندی؛ گفتی ای امام حسین! من می خواهم با تو باشم؛ هم درجه تو باشم؛ من می خواهم به درجه منتقم برسم؛ آن هم همراه امام زمان؛ «امام هدی»؛ به مقام محمود برسم؛ این همه حرف های قشنگ زدی؛ اما برایش چه کار کردی؟ می گویی: خدایا ما کاری نکردیم، ولی دوست داشتیم. بارک الله! راست می گویی، کاری نکردی؛ من خدا شهادت می دهم که دوست داشتی و کاری هم نکردی، اما بدت هم نمی آمد و دشمنی نمی کردی. خود این هم خیلی خوب است. آدم بیاید یک عمر به امام حسین بگوید: آقا ما قبولت داریم، دوستت داریم؛ کار جدی ای هم نکردیم. اما شکر خدا از شما بدمان نمی آمد. به ته دلمان که مراجعه می‌کردیم، می دیدیم شما را دوست داریم. این هم بهتر از آن کسی است که این دغدغه ها را اصلاً ندارد و نمی داند امام حسین کیست؟ فاطمه زهرا کیست؟ اما اگر خواستی راست بگویی و به قدم صدق بیفتی و  به مرتبه و درجه بالاتری برسی و واقعاً به همسایگی حضرت برسی و جزء منتقمین باشی، باید اول از قلبت سؤال کنی و صادقانه جواب بگیری و درجه ات را تعیین کنی و بعد روش هم داشته باشی. بگویی من با یک روشی حرکت بکنم و شروع کنم بروم جلو تا مثلاً 5 سال بعد در همین جایی که هستم نباشم. اگر کسی موقع خواند زیارت عاشورا از اول تا آخر راست بگوید و خودش هم تأیید کند. امام حسین هم کاری ندارد، می گوید خودت تأیید کنی من قبول دارم. اگر دلت قبول کرد که تو در این حرفها صادق هستی، خدا هم می پذیرد. اگر دل کسی حرفهایش  را قبول کند، حتماً با ائمه و امیرالمؤمنین و با خود سیدالشهداء محشور می شود.   برگرفته از مباحث استاد شجاعی، مبحث «قدم صدق» جلسه 5

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11960
زمان انتشار: 23 سپتامبر 2020
|
جلسات این هفته با موضوع «اربعین متفاوت»

جلسات این هفته با موضوع «اربعین متفاوت»

جلسات استاد محمد شجاعی پنج‌شنبه 3 مهر 1399 با موضوع «اربعین متفاوت» (حقیقت اربعین و وظایف ما در اربعین 1442) از ساعت 16:00- 17:00 و جلسه دوم  17:15- 18:15 از طریق سایت (montazer.tv) و پیج اینستاگرام (Instagram.com/ostad.shojae1) به صورت زنده پخش می گردد.

Montazer.tv
Instagram.com/ostad.shojae1

جلسات مجازی خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11958
زمان انتشار: 22 سپتامبر 2020
| |
تقوا یعنی سبک زندگی ات مورد رضای خدا باشد

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 118؛ 1399/06/27

تقوا یعنی سبک زندگی ات مورد رضای خدا باشد

تقوا یعنی پرهیز از هر چیزی که با هدف خلقت و ساختار انسان سازگاری ندارد. هر چیزی که انسان را از بی نهایت شدن محدود کند و مانع کسب اسماء و صفات الهی شود، انسان باید از آن پرهیز و دوری کند.

بحثمان در شرح زیارت شریف جامعه کبیره به فقره «أعلام التقی» رسید که بحث تقوا بود. جلسه گذشته آثار تقوا را از منظر آیت الله جوادی آملی عرض کردیم. در این جلسه به ادامه بحث تقوا در آیات می پردازیم. آیه ای از آیات بهشت را برایتان می خوانم: «لَٰكِنِ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِهَا غُرَفٌ مَبْنِیَّةٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ[1]= لیکن آنان که متّقی و خدا ترس شدند، برای آنها کاخ و عمارتها بالای یکدیگر بنا شده است که در جلوی آن عمارات، نهرهای آب جاری است». ربّ یعنی مالک مدبر. مثلا اگر یک نفر در یک رشته ورزشی یا یک رشته هنری یا یک رشته علمی و تخصصی بخواهد علم کسب کند، در هر مرکز علمی یا دانشگاهی بالا سر انسان مربی می‌گذارند. این مربی است که تصمیم می‌گیرد شما چگونه بقیه شئونات را با این رشته تنظیم کنید. مربی وقتی می‌خواهد برنامه بدهد، او واقعا در مقام ربّ قرار می‌گیرد. یعنی می‌گوید من کاری ندارم تو زن و بچه و شوهر داری، شاغل هستی، دکتر و مهندس هستی. با شئونات شخصی ات کاری ندارد. می‌گوید شئونات شخصی تو برای خودت است. من به عنوان مربی در این رشته برای شما تعیین تکلیف می‌کنم. مثلاً می گوید شما حق ندارید این غذاها را بخورید، وزنت باید این مقدر باشد. برایت قانون می‌گذارد. پس تقوا در مقابل مربی ورزشی، یعنی از او حساب ببری. درست است که مربی در خانه‌ات و در کنارت نیست. اما روحش سر سفره هست. می‌گوید نخور، تو صبح می‌دانی که مربی می‌خواهد تو را وزن کند و می‌گوید وزن تو درست نیست. نمی‌توانی مسابقه بدهی. او واقعاً رب است و واقعاً وضعیت خاصی را برایت تشریع می‌کند و قانون می‌گذارد. برایت قانون می‌گذارد که مثلا این هیکل و این وزن و ماهیچه اصلاً به درد مسابقه نمی‌خورد. شریعت هم یعنی قانون. پس رب یعنی پرورنده، پرورش‌دهنده‌ای که صاحب توست و اختیار تو را دارد. «لَٰكِنِ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ= اما  آنان که متّقی و خدا ترس شدند». یعنی کسانی که جدی خودشان را شناختند و باور کردند که چه کسی هستند. باور کردند که انسان هستند. فهمیدند که زن و مرد و دختر و پسر و رئیس جمهور و وزیر اینها شئونات شخصی هستند و هیچ ربطی به خدا ندارد. خدا می‌گوید من با این چیزها کاری ندارم، من به تو می‌گویم که تو آفریده شده ای. منظور از حقیقت وجود تو همان است که از خودم در تو هست. آن روحی که از خودم در تو دمیدم. آن روح که از اهل بیت و از مَثَل أعلی در تو دمیدم. قرار است تو به هدف خلقت برسی. حتی وقتی می‌خواهی رئیس جمهور، مهندس و دکتر بشوی، اگر با این چیزی که من می‌گویم سازگاری نداشته باشد، آن رئیس جمهوری و دکتری و مهندسی و ورزشکاری و شغل و کار اقتصادی تو حرام است. نمی‌توانی سراغ آن بروی. چون تو آفریده شده ای برای اینکه شبیه من بشوی. خدا ده ها بار می‌گوید که من مالک و مدبر شما هستم. من مربی شما هستم. ما اصلاً با خدا در این رابطه به باشگاه ورود نکرده ایم. اصلاً ثبت نام نکرده ایم. بعضی ها تا آخر عمرشان اصلاً نمی‌روند ثبت نام کنند و مربی ندارند و نه باشگاه دارند، نه خیال تمرین دارند. وقتی این مسئله درک نشود، در مشکلات دوام نمی آورند. مثلا می‌گویند: چه دنیای بدی است. پر از ظلم و ستم است. چرا خدا دنیا را اینطور آفریده؟ اصلاً متوجه نیست که داستان، داستان یک باشگاه و تمرین است و قرار است اسماء الله را بگیرد. همه انسان ها در معرض امتحان الهی هستند، حتی انبیا و پیامبران کسی که قرار است اسماء الله را بگیرد، لازمه اش این است که دیگران به او ظلم و تجاوز کنند تا رشد کند. خدا انبیاء را که می‌خواهد بزرگ کند، می‌گوید که خودمان برای پیغمبران دشمن می‌تراشیم: «وَ كَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ= و همچنین ما هر پیغمبری را از شیطان های انس و جن دشمنی در مقابل برانگیختیم». چون پیغمبر می‌دانست که داستان چیست، به استقبال این ظالم ها هم می‌رفت . وقتی کسی نمی‌فهمد که اصلاً برای چه متولد شده و به این دنیا آمده و فلسفه خلقت را نمی داند، می‌گوید امام حسین هم بیکار بود آنجا رفت؟ با یزید چه کار داشت؟! حالا رفت، زن و بچه را برای چه برد؟! بعد شروع می‌کنند تحلیل های خنک و به درد نخور و مزخرفی را در این شبکه‌های مجازی پخش می‌کنند. چون اصلاً نمی‌فهمند داستان و ماجرای خلقت چیست. نظام دنیا نظام باشگاهی است. آدم‌هایی که اطراف ما هستند، همه حریف‌ های تمرینی ما در باشگاه هستند. زن و شوهر، بچه و پدر و مادرت، هویت حقیقی‌شان حریف تمرینی شماست. برای همین خیلی‌ها به خاطر  برخورد بد با خانواده به جهنم می‌روند. کسی هست که با پدر و مادرش نمی‌تواند درست رفتار کند. به جای نور برداشتن از روابطش، نار برمی‌دارند. قرآن بارها می‌گوید: من رب تو هستم و تو باید من را به عنوان رب خودت به رسمیت بشناسی. یعنی خدایا تو قرار است برای من در همه شئون تعیین تکلیف بکنی. من باید همه کارم اعم از شوهر کردن و زن گرفتن و غذا خوردن و مهمانی رفتن و حجاب و نماز و روزه و روابط زن و مرد و مسافرت و همه چیزم را باید با تو تنظیم کنم. «اتَّقَوْا رَبَّهُمْ» یعنی حرمت مربی‌ات را نگه داری. مگر مربیان گاهی شاگردان شان را کتک نمی‌زنند و فحش نمی‌دهند و نمی‌گویند تو به درد این کار نمی‌خوری؟ تو رتبه نمی‌آوری پس بفرمایید بروید. خدا در آخرت برای بی‌تقواها همین حرف را می‌زند: «لَا یُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُزَكِّیهِمْ[2]= و خدا با آنها سخن نگوید و در قیامت بدانها ننگرد و پاکیزه‌شان نگرداند». پاکشان نمی‌کند. چون پاک شدنی نیستند. مربی است که پاک می‌کند. خواهش می‌کنم روی این کلمات خیلی دقت کنید: «لَٰكِنِ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ» مراقب ربشان هستند. از ربشان حساب می‌برند. قرار است به ربشان جواب بدهند. تقوا یعنی اینکه اگر با زن و شوهر و بچه‌ات بداخلاقی و بدرفتاری و ظلم بکنی و درست رفتار نکنی، وقتی با حق تعالی روبرو می‌شوی، می‌گوید این چه قیافه‌ای است تو داری؟ این چه باطنی است تو پیش من آورده ای؟ من تو را آفریدم تا شبیه من بشوی. تو که همه‌اش پر از کینه، حسادت، زودرنجی، حساسیت و عصبانیت هستی. «لَٰكِنِ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ» یعنی انسان با خدا رابطه ی مربا و مربی برقرار کرده و این مربای خداست. برای همین به مربا، مربا می‌گویند. مربا کسی است که یک مربی او را می‌پروراند. پس باید خودت را به خدا بسپاری و در مسیر خدا  تربیت بشوی. دیگر نمی‌توانی بگویی که من شغلم اقتضا می‌کند، فلان کاری که خدا نمی پسندد را بکنم. من طبعم اینطوری است و کاری نمی توام بکنم. اصلاً این چیزها را مربی نمی‌پذیرد. مربی می‌گوید من آمده ام تو را شکل بدهم و چون تو روح من را داری، قابلیت هر شکلی را داری. هم بهشتی‌ترین شکل ها و هم جهنمی‌ترین شکل ها. «لَٰكِنِ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ» یعنی مراقب رابطه‌ات در هر شأنی از شئون «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی» با خداوند باش. در عبادت ها بی‌تقوایی نکن. آدم باید در همه جا این مراقبت را داشته باشد که آن چیزی که مربی از او خواسته را انجام بدهد. باید بگوید: این نمازی که مربی از من خواسته، روزه‌ای که مربی از من خواسته، حجابی که مربی از من خواسته باید درست بجا بیاورم. پس خواهش می‌کنم دقت کنید «اتَّقَوْا رَبَّهُمْ» یعنی چه ؟ تقوای الهی یعنی چه ؟ یعنی مراقب باشی مربی تو در شوهرداری، ازدواج، زن‌داری، بچه‌داری، معامله و مدیریت و هر کاری که می‌خواهی بکنی، یک استاندارد برای تو گذاشته است. باید ببینی که آیا او در رعایت آن استانداردها، از تو راضی هست یا راضی نیست؟ پاداشی که خداوند برای متقین مهیا کرده، بهشت عدن است آیه بعدی به عاقبت متقین اشاره می کند: «وَ لَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِینَ[3]= چه نیکوست سرای پرهیزکاران». این خدایی که دنیا را لهو و لعب و بازیچه می داند، می گوید: اگر مؤمنین حسادت نمی‌کردند، من ناودان خانه کفار را طلا می‌کردم. چون قرار نیست که از آخرت بهره‌برداری کنند. نمی‌توانند در آنجا بهره‌برداری کنند. چنانچه درباره متقین و مجرمین می فرماید: «یَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِینَ إِلَى الرَّحْمَٰنِ وَفْدًا[4]= روزی که متقیان را به سوی خدای مهربان به اجتماع محشور گردانیم». متقین آنجا مهمان خدا هستند و به دیدار خدا می‌روند. ولی مجرمین با لب تشنه به جهنم می‌روند: «وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِینَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وِرْدًا[5]= و بدکاران را تشنه لب به سوی آتش دوزخ برانیم». تشنگی آخرت یک روز و دو روز و یک سال دو سال نیست. تشنگی آنجا یک عذاب دائم است. هیچ وقت سیرابی وجود ندارد. تشنگی و عطش خیلی زجرآور و دردناک است. سرای متقین، آن هم یک سرایی که اندازه اش از این کره زمین بزرگتر است. یعنی یک غرفه‌اش از کل این کره زمین بزرگتر است. «جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُمْ فِیها ما یَشاؤُنَ[6]= که باغ های بهشت عدن باشد که در زیر درختانش نهرها جاری است، متقیان در آن داخل شوند در حالی که هر چه بخواهند و میل کنند در آنجا بر ایشان حاضر است». این داستان هم خیلی در آیات تکرار می‌شود. زیرا می‌خواهد بگوید این داستان خیلی مهم است. جنات عدنی که جاری هست از زیر آنها انهار. کسی آمد به امام صادق (علیه السلام) گفت: ما اگر در بهشت بخواهیم بچه‌دار بشویم، آیا می توانیم بچه‌دار شویم؟ فرمود بله. یک زن و مرد در بهشت هوس می‌کنند بچه‌دار بشوند، می توانند بچه‌دار شوند. اصلاً هر چه به ذهنت بیاید امکان پذیر است: «فِیها ما تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْیُنُ[7]= و در آنجا هر چه نفوس را بر آن میل و اشتهاست و چشم ها را شوق و لذت، مهیّا باشد». هر چه که نفست بخواهد، هر چه که از آن لذت ببری، در آنجا وجود دارد. یعنی خودت خلقش می‌کنی. اصلاً خدا می‌گوید: خودت مثل من هستی و هر چه می‌خواهی را بیافرین. چرا متقین هر چه می‌خواهند، در بهشت وجود دارد؟ چون اینها در دنیا هر چه دلشان می‌خواستند انجام نمی‌دادند و جلوی دلخواه و نفس خودشان را می‌گرفتند. هر چه را که شئونات طبیعی و دنیایی شان می‌خواست را تابع خواست خدا می‌کردند. بی‌تقوا نبودند. بدون اجازه خدا از چارچوب خارج نمی‌شدند. هر کاری دلشان می‌خواست نمی‌کردند. اذیت‌کن و حقه‌باز و نقشه‌ریز نبودند. اینگونه است که خدا متقین را جزا می‌دهد. پس وقتی که زیر نظر مربی درست رفتار کنی، مربی به تو پاداش های جاودانه و ابدی می‌دهد. جامعه کبیره/تقوا پی نوشت: [1] . سوره زمر، آیه 20. [2] . سوره آل عمران، آیه 77 [3] . سوره نحل، آیات 30 و 31. [4] . سوره مریم، آیه 85. [5] . همان، آیه 86. [6] . سوره نحل، آیه 31 [7] . سوره زخرف، آیه 71. قا/228

صوت

1 - تقوا یعنی سبک زندگی ات مورد رضای خدا باشد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11957
زمان انتشار: 21 سپتامبر 2020
| |
دفاع مقدس، طرحی از عاشورا

دفاع مقدس، طرحی از عاشورا

رهبرمعظم انقلاب: حادثه‌ی عاشورا، در انقلاب و جنگ به صورت درخشان و نمایان اثربخش بوده. اگر هشت سال جنگ مان را با آن هشت،نه ساعت عاشورای امام حسین مقایسه کنیم، طرحی از آن یا نمی از آن یم است.    ۱۳۷۰/۰۴/۲۵ چاپ http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=43539

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11951
زمان انتشار: 22 سپتامبر 2021
| |
ویژگی های دفاع مقدس

ویژگی های دفاع مقدس

در 31 شهريور 1359 رژيم بعثي عراق با تصميم و طرح قبلي و با هدف برانداختن نظام نوپاي جمهوري اسلامي جنگي تمام عيار را عليه ايران اسلامي آغاز کرد. صدام حسين رييس جمهور عراق با ظاهر شدن در برابر دوربين‌هاي تلويزيون عراق با پاره کردن قرارداد 1975 الجزاير، آغاز تجاوز رژيم بعثي به خاک ايران را اعلام کرد.
 

آن روزها نام و نان بهایی نداشت و آنچه میدان دار بود، قیام بود و عروج. آن روزها ماندن بی معنا بود و مردن در بستر، ننگی بزرگ. آن روزها شهادت، شاهراهی به وسعت افق داشت. آن روزها فاصله خاک تا افلاک و کویر تا بهشت، یک میدان مین بود. خاکریزها، بوی بهشتِ مردانی را گرفته بود که سر به سر، تن به مرگ می سپردند تا مبادا وجبی از کیان دین و وطن، به دست کفتاران حریص و متجاوز بیفتد؛ چرا که دفاع مقدس، رساترین واژه در قاموس ایستادگی این ملّت قهرمان است. مردان این دیار در پی تجاوز کفتار صفتان ننگ و نفرین، در هفت شهر عشق، هشت بهار، آزادگی را پیمودند و حماسه آفریدند. ۳۱ شهریور سالروز شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، به عنوان آغاز هفته دفاع مقدس نامگذاری شده است و  از ۳۱ شهریور تا 6 مهر ادامه دارد. در 31 شهریور 1359 رژیم بعثی عراق با تصمیم و طرح قبلی و با هدف برانداختن نظام نوپای جمهوری اسلامی جنگی تمام عیار را علیه ایران اسلامی آغاز کرد. صدام حسین رییس جمهور عراق با ظاهر شدن در برابر دوربین‌های تلویزیون عراق با پاره کردن قرارداد 1975 الجزایر، آغاز تجاوز رژیم بعثی به خاک ایران را اعلام کرد. جنگی نابرابر در شرایطی به ایران تحمیل شد که از جانب استکبار جهانی بویژه آمریکا تحت فشار شدیدی قرار داشت و در داخل کشور نیز جناح ‌های وابسته به غرب و شرق، با ایجاد هیاهوی تبلیغاتی و ایجاد درگیری‌های نظامی در صدد تضعیف نظام بودند و نیروهای نظامی نیز به خاطر تبعات قهری انقلاب، هنوز مراحل بازسازی و ساماندهی را به طور کامل پشت سر ننهاده بودند. آمریکا برای به سازش کشاندن جمهوری اسلامی و در نهایت تسلیم آن‌ها حمایت پنهان و آشکار خود را در کلیه زمینه‌های سیاسی، نظامی‌، ‌اقتصادی و ... از رژیم بعثی عراق به اجرا گذاشت. از سوی دیگر نیز ابرقدرت دیگر جهان‌ یعنی شوروی که متحد عراق محسوب می‌شد، خصومتش را با نظام اسلامی که شعار نه شرقی و نه غربی را سرلوحه کار خود قرار داده بود و در جریان اشغال افغانستان توسط شوروی، این تجاوز را محکوم کرده بود، بیش از پیش نمود. در 31 شهریور 1359 رژیم بعثی عراق جنگی تمام عیار را علیه ایران آغاز کرد ارتش عراق که بر اساس محاسبات خود از وضعیت داخلی و خارجی ایران، فتح یک هفته‌ای تهران را در سر می‌پرورانید، در روزهای نخست تجاوز، بدون مانعی جدی در مرزها تا دروازه‌های اهواز و خرمشهر پیش تاخت. تحت چنین شرایطی امام خمینی (ره)‌ به خروش آمد و ندای ملکوتیش دل‌های شیفتگان انقلاب و نظام را متوجه دفاع از کیان جمهوری اسلامی نمود؛ بطوریکه، نیروهای مردمی بدون امکانات و تجهیزات و حتی آموزش‌های نظامی به مقاومت پرداختند. علیرغم کارشکنی‌های رییس جمهور وقت بنی‌صدر، دفاع مقدس مردم مسلمان و انقلابی ایران شکل گرفت و نیروهای جوان و شهادت طلب به جبهه‌ها شتافتند. پس از شکل‌گیری اتحاد و انسجام در میان نیروهای انقلابی و طرد نیروهای وابسته، حماسه‌ای مقدس شکل گرفت که در تاریخ ایران اسلامی بی‌سابقه بود. حماسه دفاع مقدسی که برکات و دستاوردهای بی‌نهایتی را برای ملت ایران به ارمغان آورد. جهاد و شهادت مردمان با ایمان و مخلص این سرزمین، ستون‌های نظام اسلامی را تا مدت‌ها مستحکم نمود. ویژگی های دفاع مقدس - دفاعی بودن بی تردید، مقدس ترین جهاد، جهادی است که به عنوان دفاع از حقوق انسانی صورت گرفته باشد. در جنگ تحمیلی، رژیم بعث عراق، جنگی ناخواسته را به کشور ما تحمیل کرد و با نادیده گرفتن استقلال سرزمین ما به ایران اسلامی تجاوز کرد. از این رو، مردم غیرتمند ایران، در دفاعی مقدس، از حق خود که دفاع از استقلال سرزمین و هویت دینی ـ ملی خود بود، دفاع کردند.  - معنویت جبهه های جنگ و دفاع مقدس از جلوه های معنویت در دفاع مقدس، حالت تضرع، استغاثه و راز و نیاز عارفانه رزمندگان اسلام بوده است. دفاع مقدس، فرصت نمایش خالصانه ترین و زیباترین مناجات ها و دعاها را پدید آورد. در کنار نماز و قرآن، دعا وسیله دیگری بود که یاد خدا را در دل رزمندگان زنده نگاه می داشت، به آنان قدرت روحی می بخشید و تحمل سختی های نبرد را برای آنان آسان تر می ساخت. - استقامت رزمندگان و فرماندهان در نبرد فرماندهان در سخنان خود درباره دفاع مقدس، به پایداری و مقاومت رزمندگان در عملیات های مختلف اشاره کردند و آن را از علت های پیروزی لشکر اسلام برشمرده اند. سردار شهید، مهدی زین الدین، درباره مقاومت و ایستادگی و تأثیر آن در پیروزی می گوید: «تنها کسانی که در صحنه نبرد راست قامتانند که به خداوند اتکال نمایند و با توکل بر او پیش بتازند. نه در سختی ها و نه در پیروزی ها، در هیچ کجا از یاد او غافل نشوند و محکم و مقاوم چون کوه بایستند و دشمن را از پای درآورند و این صفت فقط مخصوص رزمندگان اسلام است. در هیچ کجای دنیا آن کسانی که اعتقاد به خداوند و اعتقاد به معاد روز قیامت ندارند، نمی توانند دارای چنین مقاومت و ایستادگی باشند. رمز پیروزی صحنه نبرد، مقاومت و ایستادگی است». از ارزش هایی که رزمندگان در دفاع مقدس بدان متصف بودند، بی اعتنایی به دنیا و مظاهر آن است - شجاعت فرماندهان در دوران دفاع مقدس شجاعت فرماندهان، در دوران هشت سال دفاع مقدس، مثال زدنی بود. یکی از رزمندگان، از شجاعت سردار شهید مهدی باکری در عملیات فتح المبین چنین سخن می گوید: «شب عملیات، هفت ساعت راه باید می رفتیم تا به منطقه می رسیدیم و دشمن را غافل گیر می کردیم. حدود شش ساعت راه رفته بودیم که یک دفعه متوجه شدیم راه را گم کرده ایم. به شدت مضطرب شده بودیم. با چند نفر به جلو رفتیم تا راه را پیدا کنیم. من متوجه شدم یک نفر از جلو می آید. با خود گفتم حتما دشمن است. صدا کردم کیستی؟ گفت: من باکری هستم، فورا به عقب برگرد و نیروها را بیاور. شاید کسی باور نمی کرد او جلوتر از ما رفته، دشمن را دور زده و آمده بود ما را هم ببرد. بعد به ما گفت: نترسید، همه نیروهای دشمن خواب هستند». - بزرگواری و مروّت در حال قدرت از نمونه های بزرگواری رزمندگان در دفاع مقدس، خودداری از بمباران و گلوله باران مناطق مسکونی عراق بود. خلبانان و نیروهای توپ خانه می توانستند مناطق مسکونی را به عنوان مقابله به مثل ناامن سازند و دشمن را با مشکلی جدی رو به رو کنند، ولی پای بندی آنان به ارزش های اخلاقی، سبب می شد در طول هشت سال دفاع مقدس هیچ گاه از این حربه استفاده نکنند. - برادری و هم دلی برادری و هم دلی در دوران دفاع مقدس، نمودی خیره کننده یافت. رزمندگان اسلام به پیروی از قرآن کریم، در برابر دشمن، با صلابت و پایداری برخورد می کردند و با یکدیگر، در کمال صمیمیت، مهربانی و هم دلی می زیستند. برخورد فروتنانه و برادرانه فرماندهان با نیروهای تحت امر، عشق و محبت نیروها به فرماندهان و رفتار بی پیرایه و صادقانه رزمندگان با یکدیگر، جبهه های نبرد را به کانون بزرگ محبت، صفا و برادری تبدیل کرده بود که گرمی آن، روز به روز اعضای جدیدی را به خود جذب می کرد. آنان که برای نخستین بار ره سپار جبهه می شدند، برادری دینی حاکم در میان رزمندگان را چنان زیبا و دوست داشتنی می یافتند که تا مدت ها خانه و کاشانه و خانواده را از یاد می بردند. برادری، روح تعاون و همکاری را در رزمندگان می دمید و آنان را برای برداشتن باری از دوش دیگران و گام برداشتن به سوی پیروزی، به یاری هم سنگران و فرماندهان وامی داشت. - بی اعتنایی به دنیا از ارزش هایی که رزمندگان اسلام در دفاع مقدس بدان متصف بودند، بی اعتنایی به دنیا و مظاهر فریبنده آن است. رزمندگان اسلام در دوران نوجوانی و جوانی و اوان ظهور خواسته های بی شمار مادی، به همه لذت های دل فریب دنیا پشت پا زدند و حضور در جبهه و دفاع از میهن و نظام اسلامی را برتر دیدند. بی گمان، بدون دل بریدن از دنیا و دل بستن به آخرت، رزمندگان هیچ گاه توفیق آفرینش حماسه های سترگ و ماندگار دفاع مقدس را نمی یافتند.  - شهادت طلبی رزمندگان در دفاع مقدس از عوامل پیروزی آفرین در صحنه نبرد، خطرها را به جان خریدن و به پیشواز مرگ سرخ رفتن است. ترس از مرگ و اشتیاق به زنده ماندن، با روح جنگ جویی و رزمندگی ناسازگار است. یکی از ارزش هایی که رزمندگان اسلام با تکیه بر آن توانستند پیروزی های بزرگی را برای جبهه حق به ارمغان آورند، شهادت طلبی است. رزمندگان اسلام از آن جا که دفاع در برابر تهاجم بعثیان را مقدس می دانستند و کشته شدن در این راه را برای خود، مرگی سعادت آفرین و افتخارآمیز ارزیابی می کردند، نه تنها از دادن جان دریغ نمی ورزیدند که شیفته آن بودند. شهادت طلبی رزمندگان اسلام به عنوان عامل مؤثر معنوی، از امتیازهای جبهه حق در برابر جبهه باطل بود. حضور زنان در جبهه و پشت جبهه زنان در طول جنگ تحمیلی در عملیات های گوناگون شرکت می جستند یا در پشت جبهه می ماندند و خدمات ارزنده ای انجام می دادند. بانوان شیردل، افزون بر شرکت فعالانه خود در صحنه های گوناگون جنگ تحمیلی، مردان را نیز به جهاد و دفاع و ایثار و مقاومت در جنگ، تحریک و تشویق می کردند. برخی از نمونه های وظایف گوناگونی که زنان در جبهه عهده دار بودند، عبارت است از: درمان مجروحان، پرستاری از بیماران، حمل مجروحان به پشت جبهه، آشپزی، تعمیر برخی وسایل تدارکاتی، تشویق و تحریک مردان به جنگ، خبررسانی و در صورت لزوم، جنگیدن با دشمن. امام خمینی رحمه الله حضور بانوان در دفاع مقدس را چنین می ستاید: «زنان در عصر ما ثابت کردند که در مجاهده، هم دوش مردان بلکه مقدم بر آنانند». دفاع دیروز؛ بازدارنگی امروز اگر امروز نیروهای فرامنطقه ای از جمله امریکا در دروازه های کشور ما در خلیج فارس حضور دارند و منطقه خاورمیانه را به منطقه ای پرآشوب تبدیل کرده اند و با وجود اینکه ایران ما تقریبا در محاصره قرار دارد، مردم ایران در داخل کشور احساس امنیت می کنند؛ اگر امروز هیچ کشوری جرئت تجاوز به خاک کشور و انقلاب ما را ندارد و به صورت مستقیم با ما درگیر نمی شود، به دلیل این است که آنها جنگ با این ملت زنده، بیدار و شجاع را در جنگ تحمیلی تجربه کرده اند و می دانند با مردمی جان بر کف رو به رو هستند؛ ملتی که از مرگ برای آرمان هایش نمی ترسد. از این رو، حفظ این دستاوردها و پاسداشت آن همه مجاهدت ها، وظیفه ای بس سترگ است که امروز بر شانه های جوانان ما گذاشته شده است.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 11950
26 سپتامبر 2020
|
پرسش 284: ختم استغفار چیست؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

شناسه مطلب: 11949
زمان انتشار: 23 دسامبر 2020
| |
یک سیستم ترمیمی بی نظیر، موهبتی الهی برای انسان

یک سیستم ترمیمی بی نظیر، موهبتی الهی برای انسان

استغفار یک سیستم ترمیمی برای انسان است. خداوند تبارک و تعالی برای کسانی که عرضه بخشیدن خود را ندارند، سیستمی به نام استغفار را قرار داده است. خداوند می خواهد آنها از این سیستم استفاده کنند و خود را را محروم نکنند.

معصوم (علیه السلام) فرمود:«إنَّ اللهَ تَعالی یَغفِرُ لِلمُذنِبینَ إلاّ مَن لا یُریدُ أن لا یُغفَرُ لَه = خداوند همیشه گناهکاران را می‌بخشد، مگر کسی که خودش نخواهد بخشیده شود». یعنی انسان گاهی برای این که خدا و خودش را نمی شناسد و با هدف خلقت‏ و با «شدن» و اهمیت آن آشنا نیست، آنقدر به خود سخت می‌گیرد که همان اوائل راه ناامید می‌شود و راه را به روی خودش می‌بندد. خدا می‌گوید: من می‌بخشم. ولی این بنده خودش را نمی‌بخشد. خداوند می فرماید: وقتی کسی خودش را نمی‌بخشد، یعنی نمی‌خواهد بخشیده شود، پس من هم او را نمی‌بخشم. چرا این شخص نمی‌خواهد آمرزیده شود؟ چون استغفار ندارد و توبه نمی‌کند. این ناامیدی، خجالت‌های حیوانی، حیاهای شیطانی که سراغ انسان می‌آید، او را ناامید می‌کند. شیطان به انسان می‌گوید، حیا کن، تو خیلی گناه کرده ای و دیگر امکان بازگشت وجود ندارد. در حالی که اینطور نیست، انسان هزاران بار هم که گناه کرده باشد، تا زنده است و روی صراط است، امکان بازگشت هست. ولی شیطان آلودگی‌های مکرر و شکست های مختلف شخص را بهانه کرده و می گوید: حیا کن، دیگر مسجد و حرم نرو. تو دست و پا چلفتی هستی و نمی توانی. شخص به محض این که این ترفند را که «ترفند مقدس» هم است از طرف شیطان قبول کند، و این فریب را بپذیرد از توبه متوقف می‌شود و دیگر استغفار نمی‌کند. وقتی استغفار نکرد، حرکتش متوقف می شود و این یعنی سقوط که خیلی خطرناک است. خداوند تبارک و تعالی با هدیه ی استغفار که به انسان داده، دست شیطان را بسته و این امکان را از او گرفته که بتواند با حمله­ های خود، ما را از سازندگی و توبه و از شدن باز بدارد. عمر ما و زمان های دنیا نسبت به زمان های آخرت، «رحمی هستند» و خاصیت سازندگی دارند. این مثل رحم مادر است. وقتهایِ رحم مادر، نسبت به دنیا سازندگی دارند و اگر برای جنین در رحم مادر اشتباهاتی اتفاق بیفتد، فرصت جبران هست و بازسازی می شود. پزشکان الان جنین را از رحم در آورده و عمل جراحی می‌کنند و دوباره به رحم برمی‌گردانند و اعتقاد دارند که مشکل جنین برطرف می شود. به همین ترتیب، وقتِ ما الان در رحم دنیا غیر از وقتِ آخرتی است. 5 دقیقه ی دنیا، معادل میلیون ها سال آخرت سازندگی دارد و چون ماهیتش سازندگی است، پس صیرورت و شدن در آن هست. این یک دروغ بزرگ است که انسان فکر کند، وقت تمام شده و دیگر نمی توانم کاری انجام بدهم، خیر. ممکن است انسان بگوید: من دیر جنبیدم و وقت تمام شد، پس نمی‌توانم پروازهای بُرد بلند داشته باشم یا پروازهای حتی بُرد متوسط داشته باشم، اما حداقل کاری که می توانم ‌بکنم، این است که خودم را از ته جهنم به بهشت بکشانم. یعنی آدم می‌تواند توبه کند و خودش را از جهنم نجات دهد. برای همین ما رحم‌های زمانی و مکانی زیادی در دنیا داریم، مثل شب جمعه، شب های قدر و ... . روز و شب جمعه و اوقات دیگر.باید بدانیم که  ساعت‌ها، روزها و ماه ها با همدیگر فرق می‌کنند. یعنی نوع سازندگی هایشان فرق دارد. رحم های مکانی و زمانی برای انسان فرصت جبران و بازگشت را فراهم می کنند و قصور انسان را جبران کرده و نواقص او را ترمیم می کنند. برادران یوسف (علیه السلام) با آن همه ظلم هایی که به او کردند، دروغ گفتند و اقدام به قتل کردند، اما تا آخرین دقایق روی باطل خود ماندند. اما وقتی لو رفتند، یعنی خودشان توبه نکردند، بلکه آخر لو رفتند و به یعقوب (علیه السلام) عرض کردند:«یاأَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا= اى پدر! براى گناهان ما آمرزش‌ بخواه» (یوسف/97). حضرت یعقوب فرمود:«سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ= گفت به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى‌خواهم» (یوسف/98). حتماً من برایتان این کار را می‌کنم، ولی «بعداً». «بعداً» یعنی، برای این ظلمهایی که شما کردید، من باید یک رحم زمانی مناسب پیدا کنم که در آن رحم زمانی، این تحول را بتوانم انجام بدهم؛ یعنی بتوانم توبه را برای شما دریافت کنم و این کار را در شب جمعه انجام می دهد. در روایت داریم، حضرت یعقوب شب جمعه برای پسرانش استغفار می کند تا بتواند گذشته آنها را جبران کند. پس فوق­ العاده مهم است که ما درک درستی از مفهوم زمان، سازندگی و شدن داشته باشیم تا استغفار بتواند روی ما تأثیرگذار باشد. بنابراین، مسأله استغفار یک مسأله کاملاً ریاضی و دقیق و تخصصی است. هیچ کدام از مسائل الهی و معارفی نیست که تخصصی و ریاضی و دقیق نباشد، همه همینطورند. بعضی ها از یک ریاضیات پیچیده ­تری برخوردارند و بعضی ها ساده­ تر هستند. ولی همه­ شان ریاضیات و قاعده و عدد و اندازه دارند.   برگرفته از مباحث استاد شجاعی بحث «استغفار» جلسه 3

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 11948
24 سپتامبر 2020
| |
پرسش 283: سه حالت قلب «اقبال، ادبار و خنثی» به چه معناست؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

شناسه پرسش: 11947
21 سپتامبر 2020
|
پرسش 282: استانداردِ دل سالم چیست؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed