www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 12024
زمان انتشار: 20 اکتبر 2020
|
جلسات مجازی خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره

جلسات مجازی خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره

جلسات استاد محمد شجاعی پنج‌شنبه 1 آبان 1399 «خانواده آسمانی» از ساعت 16:00 الی 17:00 و «شرح زیارت جامعه کبیره» بعد از اقامه نماز مغرب به صورت مجازی برگزار و از سایت montazer.tv و اینستاگرام استاد شجاعی پخش می گردد.

پخش آنلاین از سایت:

Montazer.ir
 و صفحه اینستاگرام استاد شجاعی

 Instagram.com/ostad.shojae1

 

جلسات مجازی خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12023
زمان انتشار: 19 اکتبر 2020
| |
حلول ماه ربیع الاول مبارک

حلول ماه ربیع الاول مبارک

سوگند به هلالِ ماهِ رُخَت که تو می‌آیی...؛ و کامِ عالم را "اَحلی مِنَ العَسَل" خواهی کرد.. همچون طلوع صبح،  پس از رسیدن زمین به منتهاالیهِ شب... همچون ربیعِ رحمت ؛ پس از زمهریر صفر ،که جانِ جهان به نبودن رسولی از جنس خدا گرفتار است... السلام علیک ای بهار نفوس

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12022
زمان انتشار: 15 اکتبر 2020
| | |
رهبرانقلاب: ملت ایران این پرچم را تسلیم امام زمان (عج) خواهد کرد

رهبرانقلاب: ملت ایران این پرچم را تسلیم امام زمان (عج) خواهد کرد

صوت

1 - رهبرانقلاب: ملت ایران این پرچم را تسلیم امام زمان (عج) خواهد کرد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12019
زمان انتشار: 6 اکتبر 2021
| |
به مناسبت شهادت امام رضا (ع)

بیست و نهم صفر سالروز شهادت امام رضا (ع) بر شیعیان تسلیت باد

به مناسبت شهادت امام رضا (ع)

امام ابوالحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام روز یازدهم ماه ذیقعده سال 148 هجری در مدینه طیبه چشم به جهان گشود. امام رضاعلیه السلام در سال 183 هجری پس از شهادت امام کاظم علیه السلام در زندان هارون، در سن سی وپنج سالگی بر مسند امامت تکیه زد. امام تا سال 201 ه.ق. در مدینه بود. در رمضان آن سال وارد مرو شده و به اجبار ولایت عهدی مأمون را پذیرفت. بر خلاف انتظار مأمون روز به روز محبوبیت امام در دلها فزونی می یافت. لذا تصمیم به قتل آن حضرت گرفت. آن حضرت در سن 55 سالگی، آخر صفر سال 203 ه.ق. به شهادت رسید و در طوس به خاک سپرده شد.

1- آرشیو مباحث آسیب شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا (ع) 2- شهادت امام رضا (ع) تسلیت باد 3- هشدار امام رضا (ع) درباره راههای نفوذ دشمن 4- فضیلت و پاداش زیارت امام رضا (ع) 5- آثار عدم رعایت دستورالعمل‌های امام رضا (ع) 6- چرا به امام رضا (ع) می گویند «رضا»؟  7- ولایت و برائت در دیدگاه امام رضا (ع) 8- توصیه های ناب تغذیه‌ای از امام رضا (ع) 9- امام رضا (ع) و بشارت منجی 10- ۷ نوع «حیات مسخره» از نظر امام رضا (ع) کدام است؟ 11- سبک سیاسی امام رضا (ع) با حکومت  12- شرح نامه امام رضا (ع) 13- حق معرفت زیارت امام رضا (ع) چیست؟ 14- دعای امام رضا برای امام زمان علیهماالسلام 15- نسیم حیات (شرح خطیه توحیدی امام رضا ع) 16- کراماتی از امام رضا(علیه السلام) 17- شاخصه های اخلاقی امام رضا (علیه السلام) از منظر روایت

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12018
زمان انتشار: 14 اکتبر 2020
| | |
در راستای سخنان استاد شجاعی که اخیرا مورد اعتراض دشمنان قرار گرفت

در راستای سخنان استاد شجاعی که اخیرا مورد اعتراض دشمنان قرار گرفت

 شهید آوینی در روایت فتح گفته است. سالها پیش.. پیش از همه این هیاهوی امروز حدیثی است از امام موسی بن جعفر: مردی از اهل قم قیام خواهد كرد و مردم را به سوی حق فرا خواهد خواند و بر گرد او قومی همچون پاره‌های آهن اجتماع خواهند كرد قومی كه تندباد عواصف آنان را نخواهد لرزاند، از جنگ خسته نخواهند شد، و بر خداست كه توكل می‌كنند. زبر الحدید، پاره‌های آهن. تو گویی از آن زمان كه این حدیث مبارك بر زبان امام موسی بن جعفر (ع) جاری شده تاكنون، تاریخ قرن‌ها فاصله را در یك چشم بر هم زدن پیموده است و تو امروز تحقق فرمایش آن بزرگوار را در برابر چشم می‌بینی. خوب نگاه كن: اینها همان قوم هستند.

فیلم

1 - در راستای سخنان استاد شجاعی که اخیرا مورد اعتراض دشمنان قرار گرفت

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12015
زمان انتشار: 13 اکتبر 2020
| |
اعتراض به سخنان استاد شجاعی و پاسخ به این اعتراضات

اعتراض به سخنان استاد شجاعی و پاسخ به این اعتراضات

سطحی‌نگری به مقوله‌ی انقلاب، به قدری باطن عظیم آن را مهجور کرد؛ که پرداختن به کوچکترین بخش از حقایقش، حتی برای بعضی دوستان‌مان نیز غریب و گنگ است! نعره‌ی‌ شیطان از گلوی نوکری چون مصی علی‌نژاد یعنی، استاد شجاعی با تبیین رابطه اربعین، انقلاب و ظهور پا روی خرخره‌ صهیونیسم گذاشتند... توضیحات کامل و تقطیع نشده‌ی استاد شجاعی را در برنامه‌ی "روبراه" از طریق لینک زیر ببینید . telewebion.com/episode/2383636   مستندات، آیات و روایات مربوط به انقلاب اسلامی، بصورت کامل در بخش سوم کتاب «آشتی با امام زمان» (بخش امیدها و نویدها) آمده است! به دوستان انقلابی، پیشنهاد می‌شود، برای آگاهی از حقایق انقلاب، که چهل سال است خواب را از چشم دشمن ربوده و بازگو نمودنش، ستون استکبار را لرزانده، به این بخش مهم، مراجعه کنید. حقایق انقلاب اسلامی در کلیپ زیر: پرداختن به ماهیت قدسی انقلاب و سابقه‌ی طرح‌ریزیِ الهی آن، و نیز نقش آن در برچیده‌ شدن امپریالیسم جهانی، برای دشمنان که [بیش از دوستان ناآگاه، باورش دارند]، سنگین است ...   اما، والله غالبٌ علیٰ أمره ؛ خداوند امر خویش را تمام خواهد نمود!    عادی بودن ظهور و حیرت کفار گفتند: چرا استاد شجاعی سخن احتمالی امام خمینی ره را به حتمیت گرفته است؟

صوت

1 - مشروح سخنرانی استاد شجاعی درباره نقش انقلاب ایران و حضور ایرانیان در مقدمه سازی ظهور

فیلم

1 - حقایق انقلاب اسلامی
2 - چرا افشای حقایق انقلاب که سالها مهجور مانده، اینقدر برای دشمن هولناک بود؟
3 - پشت پرده‌ی جریان تخریب‌ چه می‌گذرد؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12014
زمان انتشار: 15 اکتبر 2020
| | |
شفاعت فقط جنبه آخرتی ندارد، در دنیا نیز، محتاج شفاعت پیامبر ص هستیم

ستایش مقام پیامبر (ص)، جلسه 9 و پایانی، 1387/06/09

شفاعت فقط جنبه آخرتی ندارد، در دنیا نیز، محتاج شفاعت پیامبر ص هستیم

هر چقدر ارتباط ما، محبت ما، اطاعت ما از پیامبر(صلی الله علیه و آله) در دنیا بیشتر باشد، بیشتر مشمول شفاعت حضرت خواهیم شد.

یکی از بهترین مقامات پیامبر، خصوصیت شفاعت ایشان است که در دعای دوم صحیفه سجادیه از دو جهت حائز اهمیت می باشد. 1. تقاضای پیامبر اکرم نزد خدای متعال مورد قبول است؛ به طوریکه اگر او برای کسی درخواست شفاعت کند قطعا خدای تعالی خواسته ی او را رد نمی کند. 2. مژده ای به گناه کاران است که سعی کنند به سوی خدا توبه و بازگشت نمایند تا بدین وسیله به حریم شفاعت پیامبر راه یابند. دلیل این که این همه در قرآن کریم و روایات و ادعیه درباره مقام شفاعت پیامبر سخن گفته شده، این است که به ما بفهماند، قدرت شفاعت پیغمبر خیلی زیاد است و انسان باید در دنیا با پیامبر همراه شود تا اوج گرفته و عروج پیدا کند. برای همین هم جهنمی ها آه و ناله سر می دهند که: «یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا = اى كاش با پیامبر راهى برمى‏ گرفتم » (فرقان/27). نکته دیگر در موضوع شفاعت این است که انسان هیچ وقت ناامید نشود و بداند که اگر برگردد و توبه کند و  ارتباطش را با پیامبر حفظ کند، توبه اش پذیرفته می شود؛ زیرا در این حالت، مسئله ی حجم گناهان مسئله ی ثانویه است. به این نکته دقت کنید: خیلی از افرادی که از ارتباط با پیامبر مأیوس می شوند، به خاطرحجم گناهان شان است. قباحت، قدرت، شدت و حجم گناه، گاهی به قدری زیاد است که خود شخص را به وحشت می اندازد و خود شخص هم نمی تواند خود را ببخشد. این درست نقطه ی بین کفر و ایمان است. چنین کسی در خود رویی نمی بیند که باز هم به سوی خدا بر گردد. در حقیقت او به سعه ی وجودی محدود خودش نگاه می کند و نه به رحمت و عفو بی نهایت خدا. یعنی اگر انسان به این نقطه رسید که خودش هم خودش را نبخشید، به بن بست می رسد. پس باید به رحمت پروردگار طمع کرد. به شرطی که قبل از این که انسان از دنیا برود، مسیرش را تغییر دهد و روابطش را با معصومین و با خداوند حسنه کند. حالا این که حجم زیادی از گناهان بر دوشش است، سرجای خودش. اما باید بداند که راه توبه باز است و کسی نباید در حالت قهر از خداو رسولش بمیرد. «ولاتموتن الا و انتم مسلمون= نباید در هیچ حالی جز مسلمان بمیرید». مقام شفاعت ذاتاً مختص رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است و ایشان با اذن خداوند شفیع اصلی هستند.  نکته ی دیگر در موضوع شفاعت این است که شفاعت در قیامت از جنس شفاعت های دنیایی نیست که شخص قدرتمندی نسبت به شخص مجرمی وساطت نماید تا او را از چنگال عقوبت نجات داده و به امن و امان برساند. استاد آیت الله ممدوحی در این قسمت جمله حکیمانه ای دارد که مبنای شفاعت را خیلی خوب به دست ما می دهد. می فرمایند: شفاعت در قیامت به معنی «جفت شدن» است. یعنی در کنارهم قرارگرفتن از نظر سنخیت روحی و وجودی». بنابراین، تا وقتی که کسی به راستی مسلمانی اش تابع پیامبر ص نباشد و از حضرت تبعیت نکند، نمی توان گفت که جفت حضرت شده است.  یعنی باید به عنوان یک مسلمان شناخته شود، نه این که مسلمان شناسنامه ای باشد یا در منطقه مسلمان ها متولد شده باشد. نمی شود سبک زندگیش شباهتی به پیامبر ص نداشته باشد و انتظار شفاعت حضرت را داشته باشد. نه حجابی، نه نمازی، نه روزه ای، نه قرآنی. نمی شود  انواع گناهان را مرتکب شود و صرفا اسمش مسلمان باشد و توقع شفاعت را داشته باشد. فاصله مکانی ما با معصومین ع طبق سنخیتی تعیین می شود که در اینجا کسب می کنیم نوع و فاصله های مکانی ما با حضرات معصومین در روز قیامت، براساس سنخیت های وجودی ما تعیین می شود. یعنی کسی که گناهکار است و قرار است مسیری را طی کند تا به پیغمبر برسد و از حضرت درخواست شفاعت کند، براساس همان سنخیت روحی خودش طی می کند. اما فاصله ها در آخرت مثل اینجا نیست. در اینجا اگر همسایه ای در یک مقامی باشد که بتواند شفاعت کسی را بکند، حتی اگر سنخیت هم بین آنها وجود نداشته باشد، مثلا به خاطر حق همسایگی می گوید بیا ما را شفاعت کن.   یک مثال در مورد فاصله مکانی این است: کسی که در سیستان و بلوچستان است، دستش به یک مقامی که در تهران است نمی رسد. ولی در قیامت فاصله های مکانی براساس سنخیت روحی تنظیم می شود. مثل فردی که از روی صراط عبور می کند. چون صراط از روی جهنم می گذرد، کسی که از روی صراط رد می شود، اگر با آن سنخیت داشته باشد، جهنم او را می بلعد و در خود نگه می دارد. به قول آیت الله شاه آبادی ره علت این که قرآن می فرماید: «و امِّه هاویه= مادرش جهنم است»، همین معنا است. یعنی آنقدر با جهنم انس پیدا کرده که جهنم مثل مادرش شده است. این قاعده در همه جا همین طور است. شما فرض کنید که یک جایی یک نفر را  می خواهند استخدام کنند، استخدام مثل بهشت می ماند که اگر کسی استخدام شد، می رود به سر کارش و دیگر شغل دارد و زندگی می کند. مامورهای جهنم مثل پزشک هایی هستند که انسان را معاینه می کنند، اگر در او چیزی را ببینند، او را می گیرند و قرنطینه می کنند و می گویند بیا باید درمان شوی. «قابلیت شفاعت» چگونه ایجاد و یا از بین می رود؟ باید بدانیم که «قابلیت شفاعت» مقام و درجه ای است که انسان در دنیا به وسیله کارهایی به دست می آورد و یا بوسیله ی بعضی از اعمال از دست می دهد. قابلیت شفاعت یعنی شخص باید به درجه ای برسد که بتواند یک مسیری را تا پیامبر ص برای درخواست شفاعت طی کند. یعنی یک سلسله اصول و عقاید و سرمایه ها را داشته باشد. حالا اگر بعضی از فروع را نداشت با شفاعت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) قابل جبران باشد. این که آیت الله ممدوحی می فرمایند: «به راستی باید او را در تابعیت شریعت پیامبراکرم (صلی الله علیه و اله) بشناسند»، به خاطر این است که بسیاری از مردم در اثر اعمال گناه آلودشان سنخیت با پیامبراکرم صلی الله علیه و اله سلم را از دست می دهند. به این نکته خیلی دقت کنیم که می گویند وقتی انسان گناه می کند، کم کم شباهت و سنخیتش را با پیغمبر از دست می دهد. وقتی از دست داد، شفاعت هم در مورد او معنی ندارد. پس این خیلی مهم است که انسان سنخیتش را با پیامبر حفظ کند. اینطور هم نیست که اگر یک مؤمنی که معمولاً کارهای خیر انجام می دهد، با انجام گناه سنخیتش را از دست بدهد، بلکه با استغفار می تواند به راه خدا برگردد. چون قرآن می فرماید:«وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ یُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ یَعْلَمُونَ= و آنان كه چون كار زشتى كنند یا بر خود ستم روا دارند، خدا را به یاد مى ‏آورند و براى گناهان شان آمرزش مى‏ خواهند و چه كسى جز خدا گناهان را مى ‏آمرزد و بر آنچه مرتكب شده‏ اند با آنكه مى‏ دانند [كه گناه است] پافشارى نمى كنند.» (آل عمران/135). ممکن است فحشایی از کسی صادر شود، ولی توبه کند. اما انجام گناه، اصرار بر گناه و شیفتگی به گناه، باعث می شود که شخص کم کم و به مرور زمان اخلاقش عوض شود و از حالت رحمت و رأفت بیرون بیاید و به یک آدم حسود، لجوج، کینه ای، عقده ای، خودکم بین و زودرنج، حساس و بداخلاق تبدیل شود و در نتیجه از پیامبر (صلی الله علیه و آله) فاصله بگیرد. البته گاهی هم از این گونه افراد، کارهای بسیار خوب و مهمی هم سر می زند. معصیت کار است؛ سنخیت با پیامبر ندارد؛ اما یک کار خیری هم انجام می دهد که موجب می شود تا گذشته های ناهنجار آن ها را تطهیر کند. مثل جهاد در راه خدا، شهادت، خدمات شایسته به اسلام و مسلمین. این گونه اعمال است که آنان را لایق شفاعت می نماید. یعنی این کار بزرگی که انجام داده از نظر حجم و تأثیر بر حجم گناهانش غلبه می کند. از این رو در قرآن کریم نیز مکرراً سخن از تبدیل سیئات به حسنات آمده است. مثل حر، مثل مرحوم طیب، مثل خیلی از افرادی که گناهکارهای حرفه ای بودند. قرآن کریم در سوره فرقان آیه 70 می فرماید:« إِلاّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحًا فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللّهُ غَفُورًا رَحیمًا = مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدل می‏کند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است!». بنابراین، برای رسیدن به شفاعت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در آخرت باید در دنیا با پیامبر همراه باشیم و از ایشان تبعیت کنیم و به سنخیت برسیم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12012
زمان انتشار: 12 اکتبر 2020
| |
دل معمور و آباد

قلب، جلسه 55، 1391/01/19

دل معمور و آباد

از بحث حیات قلب که بگذریم، مسئله‌ی دیگری که در مورد قلب مطرح می‌شود، مسئله‌ی «آبادانی دل و خرمی دل» است. یعنی« دل معمور و آباد» که در قرآن از آن به «بیت معمور» تعبیر شده است.

ابتدا به توضیح کلمه آباد و آبادانی می‌پردازیم تا روشن شود که منظور از آبادانی چیست. مثلاً می‌گوییم منزل فلان شخص به واسطه تلاش‌ها و همت و اخلاص و ایمان ایشان یک خانه آباد است. یعنی دائماً در آن کارهای خیر، خوب، معنوی، بهشتی صورت می‌گیرد و یک خانه مرده بی­ مصرف نیست. یک خانه کم ­مصرف که فقط در آن استفاده ­های شخصی یا حیوانی بشود نیست. یک خانه آباد است که هزاران نفر از آن استفاده می‌کنند. یا وقتی گفته می‌شود فلان مسجد معمور است، یعنی مردم به این مسجد می‌رسند و آن را تمیز نگه­ می‌دارند. نماز جماعت در آن برقرار می‌شود و از آن خوب استفاده می‌شود. این مسجد دائماً در حال فعالیت است. برنامه‌های متنوع زیادی دارد. اما بعضی از مساجد شاید در طول شبانه­ روز فقط موقع نماز چند دقیقه ­ای باز می‌شوند که آن هم یا امام جماعت ندارد یا اگر امام جماعت دارد کامل نمی‌آید. نماز صبح ندارد یا نماز صبح دارد نماز ظهر و عصر ندارد یا جمعیتی که می‌آیند یک صف هم تشکیل نمی‌شود. می‌گوییم این مسجد آباد نیست. بین یک شهر آباد، با یک شهر متروکه هم فرق هست. عالِم هم اینطوری است. گاهی شخصی مجتهد و عالم است و خیلی معلومات دارد و همه می‌توانند از او استفاده بکنند. اما بعضی وقت‌ها می‌بینید که بعضی از علما هستند با اینکه آدم‌های بزرگ و قابل استفاده­ای هستند، اما هیچ کس به سراغ آنها نمی‌رود و به تعبیر قرآن «بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ» می‌شوند، یعنی چاهی که کسی از آن آب بر نمی‌دارد. دل آباد هم اینگونه است. یعنی دل پرشور و هیجان، شاد، آرام، پر بهجت و سرور و پر رفت و آمد که خوبان دائماً در این دل رفت و آمد بکنند، بهشتی‌ها بیایند و بروند. خدا بیاید، اهل بیت بیایند، انبیاء بیایند، اولیاء، شهدا، صدیقین، صالحین بیایند. در این خانه قرآن رفت و آمد داشته باشد. ملائکۀ الله در رفت و آمد باشند. چنین دلی کاملاً آباد می‌شود. قبلاً هم گفتیم، دل همان قبر ماست. قبر ما دل ماست. هر کس می‌خواهد بداند قبرش چه شکلی است؟ در قبر تنهایی زیاد می‌کشد یا نه؟ در قبرش چه کسانی می‌آیند؟ آیا فرشته‌ها، بهشتی‌ها می‌آیند یا نه؟ از الان به دل خودش نگاه کند و ببیند در طول روز دلش چطوری است؟ در طول روز خیالش چگونه است؟ در خیال او چه کسانی رفت و آمد می‌کنند؟ مهمانی‌های قبر ما همان چیزی است که ما الان داریم در دوران روزمان می‌گذرانیم. برخی اعمال که باعث آبادانی دل می‌شوند شما با خواندن زیارت های روزهای هفته، ائمه (علیهم‌السلام) را در دل تان مهمان می‌کنید. مثلاً با خواندن زیارت روز شنبه حضرت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را مهمان می‌کنید به خانه ی دل تان و با پیغمبر نجوایی دارید. این خودش موجب آبادانی دل است. اینطور نیست که مهمان بیاید و برود، بلکه وقتی می‌آید، یک آثاری با خودش می‌گذارد که گاهی تا ساعت‌ها این آثار در دل انسان می‌ماند. توصیه کردم صبح‌ها که اذان می‌گویند و از خواب بلند می‌شوید حتماً با فرشته ­هایتان چند کلمه ­ای سلام و علیک و احوالپرسی بکنید. مغرب که می‌شود با فرشته­ های جدید که می‌آیند سلام و احوالپرسی داشته باشید. به آنها هدیه بدهید. از آنها بخواهید که آنها هم به شما دعا بکنند و آنها هم قطعاً به شما هدایایی خواهند داد. شما وقتی که به زیارت حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) و زیارت حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) و زیارت سایر امامزاده ها می‌روید، دلتان آباد می‌شود. انسان وقتی که وارد این حرم‌ها می‌شود، به واسطه زیارت ایشان خدا به دل شما می‌آید. بعد تک­ تک انبیاء به شما سر می‌زنند. شما به اینها سلام می‌دهید و اینها قطعاً دارند می‌شنوند و حتماً هم جواب شما را می‌دهند و این سلام و علیک و احوالپرسی‌ها فقط مسأله دنیا نیست، بلکه برای آخرت شماست. واقعاً این سلام و احوال‌پرسی‌ها برای آن موقع اتفاق می‌افتد و ما به همین تعدادی که به زیارت آنها رفتیم، آنها به دیدار ما می‌آیند. قدیمی‌های ما خدا رحمت شان کند، حال باصفایی داشتند. بعد از نماز رسم‌های قشنگی داشتند. بعد از اینکه روحانی صحبت می‌کرد، برای امام زمان دعا می‌کردند. در آخر هم همه بلند می‌شدند و می‌گفتند: «السلام علیک یا أبا عبدالله. السلام علیک یابن رسول الله» و بعد برمی‌گردند سمت مشهد یک سلامی به امام رضا می‌دهند و برمی‌گردند رو به قبله یک سلامی به آقا امام زمان (علیه‌السلام) می‌دهند. بعضی‌ها این حس را هم ندارند. آنقدر دل‌های‌شان مرده و آنقدر بی­ رمق است، آنقدر این دل خراب است که اصلاً نمی‌تواند 50 آیه قرآن را در روز بخواند. آنقدر دلش بی­ حال است که حوصله بهشت را ندارد. حوصله انبیاء و حوصله خدا را ندارد. آن دلی که حوصله خدا و ملائکۀ الله را ندارد، حوصله چهارده معصوم را ندارد، حوصله شهدا را ندارد، آباد نیست. یک دل خراب است. شهدا رفیق‌های آخرتی ما هستند. امام فرمود: شهدا ذخائر عالم بقا هستند. هر یک از آنها برای آنطرف ما یک پشتیبان بسیار بسیار قدرتمند است. دل آباد چه نوع دلی است؟ دل آباد یک دل شاد و آرام است. دلی است که در آن مار و عقرب و نیش وجود ندارد. غصه ندارد. حسادت ندارد. خودخوری ندارد. زودرنجی و حساسیت ندارد. دل آباد دلی است که در آن تکبر نیست. با چشم­ و هم­ چشمی ناآرام نمی‌شود. پس هر کس هر کاری کرده، چه بد کرده و چه خوب، در هر صورت نصیب شما خیر است. اتفاقاً ذخیره آخرتی ما بیشتر خوبی‌هایی نیست که دیگران در حق ما می‌کنند. بیشترین ذخیره آخرتی یک نفر برای شب اول قبر و برای آخرتش به بعد، بدی‌هایی است که دیگران در حقش کرده‌اند و او تحمل کرده و به جای اینکه غصه بخورد، به حساب خدا گذاشته است. در زیارت ائمه می‌گوییم: شما سختی کشیدید، ولی همه را به حساب خدا گذاشتید. این زیرکی است. آدم زیرک و عاقل کسی است که وقتی یک نفر به او بدی می‌کند، زود از خود طرف غرامت نمی‌گیرد. از صاحب این آدم یعنی از خدا غرامت می‌گیرد. می‌گوید، خدایا بنده ­ات من را اذیت کرد. آدم زیرک کسی است که خودش را پای خدا حساب می‌کند. خدا هم جواب می‌دهد. پس چرا ما با بنده ­ها درگیر شویم؟ چنین دلی آباد است. اینکه در روایات به ما سفارش شده، هر بلایی و مریضی آمد، به حساب خدا بگذار. اگر درد است به حساب خدا بگذار. اگر کسی حرف تلخ می‌زند، به حساب خدا بگذار. کنار چنین خدای مهربانی، غصه خوردن کار بی‌خودی است و جز عذاب و فشار قبر و مار و عقرب و اژدها چیزی نصیب انسان نمی‌شود. بلاها و مریضی ها همه درجات آخرتی دارند. ما برای حیات جاودانه و ابدی، احتیاج به ذخیره داریم. در برزخ و شب اول قبر احتیاج به ذخیره داریم و گرنه کارهای خیر اصلاً نیازهای ما را نمی‌پوشاند و بقیه ابدیت را به گدایی می‌افتیم. چون آنجا حیات جاودانه و وسیع هست و انتها ندارد. صدها میلیارد سال که بگذرد، مثل این است که تازه شروع شده است. پس یک دل آباد، بلاها و سختی‌ها را به حساب خدا می‌گذارد. حیات ابدی یعنی میلیاردها میلیارد سال که بگذرد، تازه انگار یک ساعت از آن گذشته و این حیات به این وسعت آذوقه نیاز دارد. قرآن می‌فرماید: «تَزَوَّدُوا=توشه جمع کنید». ما به توشه خیلی احتیاج داریم. چون حیاتمان حیات ابدی است. این حیات جاودانه را باید بسازیم. دل را با چی آباد کنیم؟ برای آباد کردن دل‌مان باید وقت بگذاریم و آن را با هر چیزی که در بهشت دوست داریم داشته باشیم، آباد کنیم. هر چیزی که در بهشت می‌خواهیم باشد، همین الان هم هست. الان هم در دنیا خدا به ما داده و دنیا واقعاً بهشت است برای کسی که می‌خواهد با خدا دوست باشد و می‌خواهد آخرتش را آباد بکند. دنیا یک بهشت بسیار ارزشمند است. خدای متعال عوامل آبادانی دل و عوامل بهشتی شدن در دنیا را به ما داده. باید از اینها استفاده بکنیم و دلمان را شاد و آباد کنیم. مار و عقرب‌ها، تکبرها، نخوت‌ها، رقابت‌ها، چشم و هم چشمی‌ها، حسادت‌ها، خودکم ­بینی‌ها، حقارت‌ها را از دل‌مان بیرون بریزیم. آن چیزی که واقعاً در درگاه خدا حقارت است را کنار بگذاریم. نه آنهایی که در دنیا حقارت است. اگر کسی که طلاق داد، طلاق گرفت، شوهر کرد، شوهر نکرد، همسر خوب گیرش آمد، گیرش نیامد، بچه دار شد یا بچه­ دار نشد، خانه­ دار بود یا نبود، مستأجر بود، فقیر بود یا ثروتمند، اینها هیچ کدام ملاک نیست. ببینیم ملاک‌ها چیست، ذلت حقیقی چیست، عزت حقیقی چیست، خدا چه چیزی را ذلت می‌داند، چه چیزی را عزت می‌داند؟ فقر واقعی چیست؟ فقر واقعی این است که یک صبح تا شب بر من بگذرد و خدا یک سر در دل من نیاید. اگر خدا نیاید و به دل آدم سر نزند، اگر چهارده معصوم نیایند، اگر انبیاء نیایند، اگر شهدا نیایند، اگر صدیقین و صالحین نیایند، اگر قرآن به دل‌مان رفت و آمد نداشته باشد، این دل فقیر است. همه بدبختی های ما این است که ما خودمان را به صورت جاودانه نمی‌شناسیم. ما خودمان را به صورت انسانی که نه زن است و نه مرد نمی‌شناسیم. هر وقت به ما می‌گویند، تو چه کسی هستی؟ می‌گوییم من یک زن هستم، من یک مرد هستم، همه­اش جنسیت و طبیعت و حیوانیتِ در دنیا را معنا می‌کنیم. سعی کنیم که در دل ما ائمه بروند و بیایند. رفاقت با مساجد باشد و مساجد بیایند و بروند. مسجد در روز قیامت شخصیت حقیقی پیدا می‌کند. از این رو، وارد شده در هر مسجدی که می‌روید، دو رکعت نماز تحیت بخوانید. قرآن شخصیت حقیقی دارد، تک ­تک سوره‌های قرآن آنجا به صورت شخص هستند. اینها تجارت آخرتی است. اینها فرمول‌ها و قواعد تجارت جاودانه است. آدم باید یاد بگیرد با چه کسانی رفیق شود. تک ­تک ملائکۀ الله شخصیت دارند. آدم با تمام اینها می‌تواند رفیق باشد. با شهدا، انبیاء، صدیقین، صالحین، ما باید بی افتیم در قواعد تجارت آخرتی و دل خودمان را شاد نگه داریم. دل خودمان را جاودانه کنیم. دلی که آباد نیست، با نیم ریشتر زلزله هم فرو می‌ریزد ساختمان خوب آن است که اگر ده ریشتر زلزله هم آمد، تکان نخورد. خانه ­ای که با یک ریشتر می‌ریزد و همه در زیر آن کشته می‌شوند، این خانه به چه درد می‌خورد؟ دلی که با یک چلوکباب یا با یک قرمه ­سبزی به هم می ریزد، به چه دردی می خورد؟ باور کنید دل بعضی ها گاهی با سینه و ران مرغ به هم می‌‌ریزد. این مثل آن خانه ای است که با یک ریشتر خراب می‌شود. این دل، دل آبادی نیست و صاحب این دل، آدم بدبختی است. مثلاً بعضی ها سر کجای کله ­پاچه، سر پفک، سر رنگ نوشابه، سر نان تازه و نان فریزری، سر اینکه کجای ماشین بنشینم، دعوایشان می‌شود. دلی که با یک عینک بالا می‌رود و با یک عینک پایین می‌آید، با یکذره رنگ با یک جفت کفش، این‌طرف و آن‌طرف می‌شود، چنین آدمی که اینقدر ضعیف است، نیم ریشتر زلزله هم شخصیتش را خرد می‌کند. گاهی می بینیم کسی آنقدر ضعیف است که با یک سفر خارجی، با یک دیپلم و لیسانس، شخصیتش کاملاً فرو می‌ریزد. این شخصیت، شخصیت محکمی نیست. ساختمان، ساختمان محکمی نیست. یک کاری کنیم قرآن در دل‌مان بیاید و برود. سوره ­های قرآن بیایند و بروند. حسینیه ­ها بیایند و بروند. اینها همه در آنجا شخصیت می‌شوند. مساجد بیایند و بروند. باید یکسره دل مان را آباد بکنیم و چقدر خدا برای ما گذاشته که دلمان را در این دنیا شاد و آرام کنیم. از همه مهمتر خودش را مفت به ما داده و هیچ کس قدر نمی‌داند، چهارده معصوم را به ما داده و ما اصلاً قدر نمی‌دانیم تا با اینها رفاقت کنیم. متأسفانه وقت اینها را نداریم. فقط وقت داریم یک تیشه برداریم و خانه­ های خودمان را خراب کنیم. خودمان را داریم سنگین می‌کنیم. یکسره لجن جمع می‌کنیم. دیدار اهل خیر، دل را آباد می‌کند امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمود:« لِقاءُ أهلِ الخَیر عِمارَۀُ القَلب[1]= دیدار اهل خیر، مایه آبادانى دلهاست.» حضرت می‌فرماید: یکی از چیزهایی که دل آدم را آباد می‌کند، ملاقات با آدم‌های اهل خیر است. ملاقات و دیدار با اهل خیر و اهل نیکی، دل آدم را آباد می‌کند. چون اهل خیر، یعنی اهل شادی و کسی که دائماً از او کارهای خوب سر می‌زند. چه مادی چه معنوی. یعنی دائماً دارد تجارت آخرتی می‌کند. یعنی این یکسره دارد از سهم دنیایش به آخرت می‌فرستد. اینجا یک توضیح مختصر بدهم: آخرت به این شکل است که شما یک حجمی از ارتباطات دنیایی و دارایی‌های دنیایی دارید، هر چه را که از آن کم می‌کنید، به آخرت می‌رود. کسی که می‌خواهد خَیِر باشد، از دنیایش خرج می‌کند یا از آخرتش؟ از دنیایش. یعنی این کثافت‌ها را و مادیات را از خودش جدا می‌کند و به برزخ می‌فرستد و اینگونه ماده را تبدیل به مجرد می‌کند و یکسره حجاب‌ها، موانع، پول، آبرو، شهرت، چیزهای دیگرش را برای آخرت هزینه می‌کند. آدم خَیِر چه مادی و چه معنوی دوست داشتنی است. یعنی با آدم های اهل خیر دوست باشیم و رفت و آمد و دیدار داشته باشیم. در روایت داریم، دوست آنقدر مهم است که کسانی که در جهنم می‌افتند، قبل از اینکه بخواهند از فامیل و پدر و مادرشان کمک بگیرند، از دوستانشان کمک می‌گیرند. غصه جهنمی‌ها نداشتن دوست خوب است. در روایت داریم، قبل از اینکه بخواهید راجع به یک نفر قضاوت کنید، ببینید رفیق‌هایش چه کسانی هستند؟ بعد می‌فهمی این چطور شخصیتی است. دوستان پاک، فوق ­العاده مهم هستند. می‌گوید یک فرد جهنمی در روز قیامت فقط دنبال یک دوست خوب می‌گردد. حضرت می‌فرماید: پیش از آنکه انسان به یاد پدر و مادرش بیفتد، به یاد خانواده ­اش بیفتد که از آنها کمک بخواهد، یاد دوست می‌افتد. خداوند محبت آدم‌های نیکوکار را در دل همه قرار می‌دهد آیه قرآن است:«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا[2]= كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‏ اند به زودى [خداى] رحمان براى آنان محبتى [در دلها] قرار مى‏ دهد». آدم مومن، اصلاً و شخصیتاً یک آدم محبوب و دوست داشتنی است. چون این سابقه دار است و تلاش کرده در طول زندگی ­اش هر چه که دستش رسیده از خیر، علم، معنویت، شهرت، قدرت، محبت، پول، ثروت، آبرو، همه را فرستاده و به بقیه داده و وقتی آن را می‌دهی جایش، خدا می‌آید. اما وقتی بخل می‌کنی، آسیب‌های دنیایی می‌بینی. اگر شما آبرویت را برای خدا خرج نکنی، در دنیا آبرویت می‌رود. برای خدا پول خرج نکنی، در دنیا یک دزدی آن را می‌زند و پول‌هایت را می‌برد. اگر آنجا که باید بخندی، نخندی، غصه در دلت می‌آید. موقعی که باید به کسی لبخند بزنی و نزنی. کسی را ببوسی و نبوسی، بتوانی کسی را نوازش بکنی و نکنی، به احترام پدر و مادرت بلند نشوی، در جای دیگر باید تقاص پس بدهی. یعنی آن سرمایه­ ای که به آخرت نمی‌رود و می‌ماند، گندیدگی پیش می‌آید و این بوی گند آدم را می‌کشد. سرمایه دنیا مثل چرک است. شما هر وقت حمام می‌روی بانشاط­ تر و سالم تر هستی. اهل خیر، دائماً با خیرات کردن‌، استحمام می‌کنند. هر چه که دارند[3] و هر چه که خدا روزی­شان کرده از علم، شخصیت، معنویت، آبرو، شهرت، تقوا، پول و ... راحت در اختیار بندگان خدا می‌گذارند. چون می‌خواهند شبیه خدا شوند. آدم خیّر، مثل خدا یکسره می‌دهد و خدا دائماً دارد از او توزیع می‌شود. هر کس می‌خواهد شبیه خدا شود، باید کریم، جواد، غفور، رحیم، صبور، ستار، وهاب، اهل عفو، اهل مغفرت و اهل ندید گرفتن اشتباهات و گناهان دیگران باشد. خانم فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) در دنیا هر چه داشت برای خدا داد. بچه ­هایش هم همه به مادر رفتند. یک زنِ جوانِ باردارِ تنها، با چهارتا بچه کوچک، جوانی ­اش را داد و بچه ­هایش را اصلاً ندید، بچه ­ای که در شکم داشت را ندید. همه را فدای امام زمانش کرد. حالا من می‌خواهم شبیه مادرم فاطمه زهرا س شوم و به او ملحق شوم. باید ببینم من در زندگی ­ام برای امام زمانم چقدر هزینه کرده ام؟ از چه چیزهایی برای امام زمانم گذشته ام و به امام زمان هدیه کرده ام؟ تازه جالب اینجاست که خدا می‌داند ما آدم‌های بدبخت و کوچکی هستیم، برای همین می‌گوید، اگر از مالت و یا از هر چیز دیگری که دادی، من چند برابر آن را در دنیا به جایش به تو پس می‌دهم، خیلی غصه نخورید. ولی باز هم ما بخل داریم. می‌گوید: هر چه بدهید در راه من، تا 700 برابر پرش می‌کنم و به شما پس می دهم. ولی ما در موقع دادن در راه خدا، همه ­اش چرتکه می‌اندازیم و دست و دلمان می‌لرزد. می‌گوید: «من اگر چادر سرم کنم، آبرویم می‌رود. یا اگر بخواهم در مهمانی نماز بخوانم، رویم نمی‌شود. شب در خانه 17 رکعت را یکجا می‌خوانم. آخر در مهمانی بد است من بلند شوم نماز بخوانم.» باید به چنین کسی گفت: برای خدا خرج کن و بگذار دیگران مسخره ­ات کنند. بگذار دیگران بگویند اُمُل و ساده ­ای. بگذار دیگران بگویند پخمه است. در روایت داریم که در آخرالزمان به آدم‌های مؤمن و زیرک می‌گویند، این آدم پخمه و احمق و ساده­ است، بگذار بگویند. حرف بقیه برایتان مهم نباشد. کسی که حرف دیگران برایش مهم تر از حرف خدا باشد، خیلی بی­شخصیت می‌شود و خدا در دنیا ذلیلش می‌کند. دوستان تان را از اهل خیر انتخاب کنید با آدم‌های اهل خیر رفیق شوید. اهل خیر، دل ما را آباد می‌کنند. می‌گوید، تو وقتی که پیش یک آدم اهل خیر و نیکوکار می‌روی که از نظر مادی و معنوی نیکوکار است، در کنارش شجاعت را یاد می‌گیری. خرج کردن را یاد می‌گیری. قدرت دادن را یاد می‌گیری. فدا شدن برای خدا را یاد می‌گیری. رفت و آمد با خانواده آسمانی را یاد می‌گیری. بزرگ شدن، استحمام و پاک شدن را یاد می‌گیری. از طرف دیگر می فرمایند: با آد‌م‌های بخیل، ترسو، تنگ­ نظر، حسود، متکبر و بدبین، اصلاً رفاقت نکنید که کوچک‌تان می‌کنند. با آدم‌هایی که دائماً اضطراب دارند، رفاقت نکنید که تمام آن ترس و اضطراب شان را به شما منتقل می‌کنند. بعضی‌ها خودشان که خیر ندارند هیچ، نمی‌گذارند دیگران هم خیر ببرند. زن است و نمی‌گذارد شوهرش برای کار خیر  هزینه کند. شوهر است به زنش می‌گوید، راضی نیستم در فلان امور هزینه‌ای بکنی. این خیلی بد است که نفس «منّاع للخیرِ» آدم، بر او غلبه کند. آدم‌های آباد، دل آدم را شاد می‌کنند. آدم‌هایی که خودشان شاد هستند و اهل بگو و بخند هستند، اینها خیلی به درد می‌خورند. پیغمبر یک یاری داشت که خیلی شاد بود. اینها هر وقت جمع می‌شدند، هم پیغمبر را خوب می‌خنداند و هم اطرافیان را خیلی می‌خنداند. پیغمبر می‌گفت، هر کس می‌خواهد به یک نفر بهشتی نگاه کند، به او نگاه کند. آدم‌های متکبر و عبوس، آدم‌هایی که آنقدر برای خودشان کلاس می‌گذارند که برای زن و بچه­ شان هم زورشان می‌آید و چرتکه می‌اندازند، برای بوسیدنش چرتکه می‌اندازند. برای نوازشش چرتکه می‌اندازند. این آدم، آدم بدبخت و کوچکی است. پیغمبر در مسجد نشسته اند، کفش‌های پیغمبر را برداشته و فروخته و با پول آن خرما خریده و به مسجد آمده به رسول خدا می‌گوید: یا رسول الله! کفش‌های شما را داریم می‌خوریم. پیغمبر هم کیف می‌کرد و می‌خندید. یکی از اصحاب به امام صادق (علیه‌السلام) پول داده که می‌خواهم یک خانه بخرم. حضرت می‌گوید پولت را بده تا برایت یک خانه بخرم. فردا که آمد و پرسید: آقا کجا برای من خانه گرفتید؟ گفت: یک خانه کنار خودم در بهشت برایت خریدم. گفت: چگونه؟ فرمودند: همه را صدقه دادم. آن صحابه هم تشکر کرد. خانه خوبی گرفته و تضمینی است. عجب رفیق‌های خوبی هستند که غصه نمی‌خورند و ناراحت هم نمی‌شوند. شرحی کوتاه درباره آیات اول سوره الرحمن یک سؤال خیلی مهم مطرح کردیم که: «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ[4]= [خداى] رحمان؛ قرآن را یاد داد؛‌ انسان را آفرید» یعنی چه؟ ترتیب آیات در قرآن به این صورت است که «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ». یعنی خداوند اول قرآن تعلیم کرده و بعد انسان‌ها را خلق کرده است. این قرآن به چه کسی تعلیم شده که بعد از انسان‌ها خلق شدند. همه معارف قرآن در سینه مبارک پیغمبر و وجود مقدس پنج تن (علیهم‌السلام) قرار دارد. خلقت اینها قبل از خلقت آدم بوده. پیغمبر فرمود: «أوَّلُ ما خَلَقَ الله نُوری». روزهای یکشنبه در زیارت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) می‌خوانیم: «یا مُمتَحَنَۀُ اِمتَحَنَکِ الَّذی خَلَقَکِ قَبلَ اَن یَخلُقَکِ= قبل از اینکه خَلقَت بکند، امتحانت کرد» قبل از اینکه به دنیا بیایند امتحان شدند. سیدالشهدا (علیه‌السلام) می‌فرماید: ما هزاران سال قبل از اینکه آدمی خلق بشود، با خدا بودیم. ما قبل از خلق ملائکه کنار خدا بودیم. وقتی خدا ملائکه را خلق کرد، ما به اینها تسبیح یاد دادیم. «الرَّحْمنُ» اول «عَلَّمَ الْقُرْآن» و بعد «خَلَقَ الْإِنْسانَ» این یعنی چه؟ ائمه به اندازه عمر خدا عمر دارند. «أوَّلُ ما خَلَقَ الله نوری» یعنی اولین جلوه خدا هستند. خدا هم که اول ندارد. پس ائمه فقط امام‌های ما نیستند، بلکه امام‌های همه عوالمی هستند که خدا خلق‌شان کرده است. معصومین (علیه‌السلام) خیلی بزرگند. کجاست تا ما معصومین را بشناسیم؟ کجاست تا ما بدانیم فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) مادرمان چه کسی است؟ فاطمه زهرا کسی است که امام حسن عسکری (علیه‌السلام) فرمود: ما حجت خدا بر مردم هستیم. اما «جَدَّتُنا فاطِمَه حُجَۀُ الله عَلَینا= جده ی ما فامه حجت خداست بر ما». یعنی یک رتبه بالاتر از ائمه (علیهم‌السلام). از این رو می‌گویند، وقتی مردم کارشان گیر می‌کند دَرِ خانه ما می‌آیند، ولی کار ما ائمه گیر کند، سراغ مادرمان فاطمه زهرا می‌رویم. ما چقدر باید خدا را شکر کنیم و اشک شوق بریزیم که خداوند چنین بانویی را مادر ما قرار داده است. وجود مقدس حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیه) چه مصائبی را تحمل کرد؟ چنین شخصیتی را نانجیب‌ها اذیت کردند و به غضب آوردند و کتک زدند و کشتند. آدم اگر نداند چه کسی را آزار دادند و فاطمه زهرا شخصیتاً چه کسی بود، نمی‌تواند خوب و از ته دل هم عزاداری بکند. پی نوشت: [1] . البحار : 77 / 208 / 1 . [2] . سوره مریم/96. [3] . وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ [4] . سوره رحمن/1- 3. ع ل 345

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12011
زمان انتشار: 11 اکتبر 2020
| | |
دعای دوم صحیفه سجادیه در ستایش مقام پیامبر (ص)

ستایش مقام پیامبر (ص)، جلسه 1، 1386/12/25

دعای دوم صحیفه سجادیه در ستایش مقام پیامبر (ص)

دعای دوم صحیفه سجادیه، لطافت و ظرافت خیلی زیادی دارد و از یک جایگاه بلندی برخوردار است و کسی این نوع دعاها را می خواند و درک می کند که از بصیرت بالایی برخوردار باشد و این دعاها با اصل او سنخیت داشته باشد.

 گاهی انسان دعاهایی می کند که افرادی با فهم عادی درک خوبی از آن دارند و علت دعا را می فهمند. اما در بعضی از دعاها، شخص باید لطافت روح، بصیرت، شباهت و سنخیت بالایی با اصل خود داشته باشد تا بتواند آن دعاها را کند. یعنی این نوع دعاها، دعای یک مؤمن معمولی نیست، بلکه دعای یک انسان خاص است که به مجموعه ی نظام خلقت نظر کرده و نعمتهای خدا را دیده و بر زیباترین و بزرگترین نعمت الهی یعنی وجود مبارک و مقدس حضرت رسول الله - صل الله علیه و آله و سلم- شکر گذاری می کند. دعای اول و دوم از این جهت به هم مربوط است که دعای اول حمدهای بی نهایت دارد که نگاه های خیلی عمیق می خواهد تا کسی بتواند حمدهای بی نهایت کند. در دعای دوم بزرگ ترین و با عظمت ترین مخلوق خداوند را مد نظر قرار می دهد و صلوات و درود خداوند را بر این نعمت عظمی نثار می کند.

در این بخش از مباحث استاد شجاعی، مبحث «ستایش مقام پیامبر (ص)» که شرح دوم دعای صحیفه سجادیه می باشد و از جلسه 105 بحث صحیفه گرفته شده است را تقدیم علاقمندان می کنیم.

دعا و شکرگزاری برای وجود مبارک پیامبر ص ویژه ی مومنان خاص است امام سجاد (ع)، در در دعای دوم صحیفه ضمن پرده برداری از مقام های توحیدی پیامبر - محمد مصطفی- (ص) به زحمت های طاقت فرسایی که آن حضرت در راه آیین فطری اسلام متحمل گردید اشاره نموده است و در پایان به درجات اخروی آن بزرگوار اشاره کرده است. این دعا از 2 فراز تشکیل شده است. فراز اول:« وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی مَنَّ عَلیْنَا بِمُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ دُونَ الْأُمَمِ الْمَاضِیَةِ وَ الْقُرُونِ السَّالِفَةِ، بِقُدْرَتِهِ الَّتِی لَا تَعْجِزُ عَنْ شَیْ‏ءٍ وَ إِنْ عَظُمَ، وَ لَا یَفُوتُهَا شَیْ‏ءٌ وَ إِنْ لَطُفَ. فَخَتَمَ بِنَا عَلَى جَمِیعِ مَنْ ذَرَأَ، وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى مَنْ جَحَدَ، وَ كَثَّرَنَا بِمَنِّهِ عَلَى مَنْ قَلَّ= ستایش برای خداست كه بر ما منّت نهاد و پیامبر خود، محمد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ، را به سوی ما فرستاد، نه به سوی امت‌های پیشین و مردمانِ گذشته؛ با قدرتی كه در هیچ كاری، هر چند بزرگ، در نمانَد و هیچ چیز را، در چند كوچك، فرو نگذارد. پس ما را واپسین آفریدگان خود قرار داد و بر خدا ناباوران گواه گردانید، و به احسانِ خویش، بر آنان كه اندك شمار بودند، فزونی بخشید.» امتهای مختلف پیامبران بزرگی داشتند. صلوات خدا بر همه ی انبیاء باد. ما باید خیلی شکر کنیم، باید خیلی احساس خوشبختی کنیم که کامل ترین پیامبر و مخلوق اول و تجلی اعظم، پیامبر ماست. یعنی همه ۱۲۳  هزار و نهصد و نود و نه پیامبری که قبل از ایشان آمدند، مقدمه آمدن اوست. تا وقتیکه بخش انسانی شخص فعال نباشد، نمی تواند نعمتهای انسانی را ببیند و تشکر کند. فراز دوم این است که چرا من شکر گزار داشتن نعمت رسول الله به عنوان عظیم ترین نعمت هستم؟ خیلی وقتها انسان دستش را بالا می برد و از خدا تشکر می کند ولی وقتی می پرسیم برای چه خدا را شکر می کنی؟ می گوید: به ما سلامتی داده، نعمت داده، چشم داده، دست داده، پا داده، غذا داده. اما کمتر آدمی بخاطر وجود رسول الله خدا را شکر می کند. درک این موضوع آدم های خیلی فهمیده می خواهد که نعمت را درست نگاه کند. حیوان نعمتهای حیوانی را می بیند و تشکر می کند، ولی انسان برای نعمتهای انسانی تشکر می کند. این شرافت بزرگی است که انسان  بزرگ ترین تشکر و حمد خود را به نعمت عظمای ایشان اختصاص دهد. امام سجاد (ع) از فراز دوم به بعد، اوصافی از رسول خدا می گوید که این اوصاف خیلی دلبری می کند و انسان را هم به وجد می آورد و هم به گریه می اندازد که چقدر این نعمت دوست داشتنی، عزیز و لطیف است و چقدر با وجود لطافت بی نهایت، به خاطر ما زجر و زحمت کشیده و اذیت شده است. همانطوری که پیامبر فرمود: « ما اوذی نبیا مثل ما اوذیت» آن گونه که من اذیت شدم هیچ پیغمبری اذیت نشد. پیامبر این سخن را در حالی می فرماید که بعضی از انبیاء را با اره از وسط نصف کردند، سر بریدند، چه جنایت هایی که در حق پیامبران نکردند. این همه شکنجه به خاطر ما بود. برای همین است که یک انسان فهمیده و با شعور، نعمتهای الهی را درست نگاه می کند و برای بهترین نعمتهای خدا سپاسگزاری می کند. انسانی رشد یافته و مومن حقیقی است که وقتی نام پیامبر می آید، وقتی توجه به نعمت رسول الله می کند، خود را ممنون خدا می داند که چنین نعمتی به او داده است. وقتی کسی به شما هدیه ای می دهد، از او تشکر می کنید و از او خوشتان می آید و می خواهید به او محبت می کنید که این هدیه را به شما داده است.آیا ما این طور هستیم که اولا از نعمت وجود رسول الله سرمست باشیم که چه هدیه بزرگی خدا به ما داده است! دراین دنیا فقط انسان های معدودی قدر نعمت رسول الله را می شناسند. اما وقتی حجاب ها در قیامت برای همه کنار می رود و همه می فهمند که رسول الله چه نعمت عظیمی برای انسان ها بوده است، حسرتها آغاز می شود و می گویند کاش قبل از اینکه از دنیا می رفتیم قدر او را می شناختیم. انسان باید به میزان بزرگی رسول الله ممنون خدا شود و به همین میزان نیز از خدا خوشش بیاید، محبت خدا در دلش بیاید که عجب خدای دوست داشتنی، مهربان و خوبی داریم که عظیم ترین مخلوق خود و عظیم ترین تجلی خودش را نصیب ما کرد. در روز حسرت است که همه می گویند: یالیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا= ای کاش راهی با پیامبر ص در زندگی انتخاب کرده بودم. اسلام دین خاتم است نه سایر ادیان درمورد خاتمیت پیامبر اکرم حضرت در فراز مذکور، به دو مسئله بسیار مهم توجه دارند. اول اینکه دین اسلام، دین خاتم است. یعنی آخرین دینی است که از طرف خداوند جل و علی بر خلق نازل گردیده است و دوم این که هیچ یک از ادیان گذشته خاتم ادیان نبوده اند. بنابراین هر کس بعد از محمد مصطفی - صل الله علیه و آله و سلم- ادعای نبوت و نزول جبرئیل بر خویشتن کند، دروغ گو است.  در همین زمان معاصر و زمان حاضر کسانی را داریم که در گوشه کنار جهان ادعا می کنند که پیامبر هستند و از طرف خداوند مبعوث شده اند، بعضی نیز ادعا می کنند که خودشان همان پیامبر اسلام هستند. بعضی ها گفتند: ما پیامبر اسلام نیستیم، پیامبر جدیدی هستیم و خداوند ما را به پیامبری مبعوث کرده است. به غیر از قرآن که سند است، این فرمایش حضرت سجاد نیز یک سند است که بعد از رسول خدا پیامبری نمی آید و ادعای او مردود می باشد و باید مورد انکار واقع شود. این آگاهی در قرآن کریم نیز، با صراحت تمام آورده است که پیامبر اکرم خاتم النبیین است. آنجا که می فرماید :« و ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لا کن رسول الله و خاتم النبیین کان الله به کل شی علیما= پیامبر پدر هیچ یک از مردان شما نیست، ولی فرستاده ی خدا و خاتم پیامبران است و خدا همواره بر هر چیزی داناست». مسئله دوم این است که هیچ یک از ادیان گذشته خاتم ادیان نبودند - خاتم یعنی پایان دهنده - از این رو یهود و نصاری که هر یک خود را آخرین دین الهی دانسته اند، ادعای نادرستی کرده اند. پس حقایق الهی اسلامی ما که قرآن کریم در بردارنده ی آن است، ناسخ آن ادیان بوده و ادعای یهود و نصرا مبنی بر خاتمیت دین شان، کلامی غلط و برخلاف واقع است. بدین ترتیب امام سجاد (ع) هر دو وجه اثبات و نفی قضیه را در کلامی کوتاه بیان نموده و فرموده اند« اول الادیان سلف= یعنی ادیان گذشته ادیان خاتم نبوده اند». قطعاً پس از آنها دین دیگری نازل نشده است و ثانیاً دین خاتم موعود دین اسلام است که ختم کننده ی همه ادیان می باشد و در ادامه دین خاتم را این گونه بیان فرموده است که همه ی خلایق تا بر پایی قیامت موظف اند که از این آیین مقدس پیروی کرده و سر پیچی نکنند. قرآن تمام ادیان گذشته را تأیید می کند تمام دین از آدم تا خاتم یک حقیقت به نام اسلام است. قرآن از زمانی که آمد، ادیان گذشته را تایید کرد. یعنی از آدم تا عیسی «علیه السلام» را قبول دارد. قرآن می گوید: مسلمان ها به همه ی انبیاء ایمان دارند و همه را قبول دارند که پیامبران خدا بودند و دین شان دین اسلام و حق بوده است. اما بعضی ها دین را یهودی و بعضی ها مسیحی ( نصرانی) کردند و کسان دیگر تحریف ها را ایجاد کردند. اما همه ی دین اسلام است، در طول زمان از آدم تا خاتم یک اسلام است، یک حقیقت است. خداوند دین اسلام و امت آخر را بر امتهای دیگر، دین شاهد، الگو ونمونه قرار داد امت آخر یا امت پیامبر که آخرین امت هستند، به برکت وجود پیامبر، گواه و شاهد بر امتهای دیگر هستند. خداوند چنین کار عظیمی را ـ وجود پیامبرـ با قدرتی که در مقابل هیچ چیز عاجز نیست، انجام داده است و با چنین قدرتی پیامبر را نصیب ما کرده، قدرتی که هیچ کاری برایش بزرگ نیست و از کوچک ترین موجود غفلت نمی کند. «و لا یفوتها شی و ان لطفه»، یعنی خداوند لطیف ترین موجودات را به قدرت خود خلق کرده است. هر قدر ظریف و دقیق و کوچک باشد، قدرت خدا آن را می گیرد و شمول قدرت خداوند تبارک و تعالی می شود. به این ترتیب ما را فرزندان پیامبر خاتم قرار داد. «و ختم بنا علی جمیع من ضرع» خداوند دوران پیامبری و رسالت را طوری قرار داد که دوران رسالت و پیامبری، به وسیله ما خاتمه پیدا کرد. یعنی ما و جمیع مخلوقات خداوند تبارک و تعالی، آخرین پیامبر را داریم. «و جعلنا شهدا و علی من محمد و کثرنا منه علی من قله= ما را گواه و شاهد بر منکران خود گردانید. یعنی امت آخر یا امت پیامبر که آخرین امت هستند، به خاطر ایمانشان به رسول الله، گواه و شاهد بر امتهای دیگری هستند که به پیامبر و اهل بیتش ایمان آوردند و تا آخر ایمانشان را حفظ کردند.  خداوند در بین میلیاردها انسانی که روی زمین هستند، مومنین به رسول الله را در یک حجم بسیار با کیفیت و عظیمی در جهان نگه داشته که بر نبوت حضرت شاهد باشند. بیش از یک میلیارد جمعیت در روی زمین هستند که اعتقاد به نبوت حضرت و ایمان به حضرت، دین و آیین او دارند. و مدت ایام ما را در امامت و رهبری، بر همه ی امتهای گذشته که مدت آنها کوتاه بود برتری داد. یعنی دوران پیامبری رسول الله بیش از 1400 سال است و تا قیامت نیز ادامه دارد. حضرت می فرماید که خداوند دین ما را از نظر زمانی، طولانی ترین دین کره ی زمین قرار داد. در قرآن هم چند آیه در این مورد آمده است« هوالذی ارسل رسوله به الهدی و دین الحق و یظهر الدین کله و لو کره المشرکون= خداوند دین حق را با رسولش فرستاد که بر همه ادیان غلبه پیدا کند، حتی اگر مشرکین را خوش نیاید. این دین، دین پیروز ست. « الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه= اسلام علو پیدا می کند و برتر است و هیچ دینی بر اسلام برتری پیدا نخواهد کرد». خداوند و قرآن امت اسلامی و امامان را بر سایر امتها شاهد، نمونه و الگو می داند. خداوند تبارک و تعالی دین پیامبر را دین وسط قرار داده است. آیه 143 سوره ی مبارکه بقره « وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَكُونَ الرَّسُولُ عَلَیْكُمْ شَهِیدًا = شما را که امت وسط قرار دادیم شاهد و الگو و نمونه برای امتهای دیگر آوردیم. ما شما مسلمان ها را امت وسط قرار دادیم». یعنی به شما یک دین معتدل دادیم که تعادل دارد و در آن افراط و تفریط نیست. یک دین کاملاً متعدل به شما عنایت کردیم تا «لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ = تا نمونه و شاهد بر مردم و الگوی مردم باشید». اگر کسی گفت دین نیست، امکان دین داری نیست، راه خدا گم شده، شما را با این آیین معتدل، به عنوان شاهد برای همه ی امتها می آوریم که نشان دهیم چنین دین معتدل، خوب و کاملی وجود دارد. خداوند دین اسلام را بر امتهای دیگر، دین شاهد قرار داده است و انسان شاهد، الگو و نمونه کامل مسلمان ها رسول الله است. می فرماید: «لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ = تا شما مسلمانها بر سایر مردم شاهد باشید»، « وَیَكُونَ الرَّسُولُ عَلَیْكُمْ شَهِیدًا= و رسول الله نیز بر شما شاهد باشد».  این شهود، شهودی است که در قیامت نیز بحث شاهد بودن، با مفهوم گواهی امامان بر اعمال امت آمده است. حضرت در دعا فرمود:« و جعلنا شهداء علی من جهده= ما (اهل بیت) را شاهد بر کفار قرار دادند». پس قرآن امت اسلامی و امامان را بر سایر امتها و بر اعمال بندگان، شاهد گرفته و نمونه و الگو می داند. نکته دیگری که حضرت سجاد به آن اشاره فرمودند این است که اعمال همه ی انسان ها تا روز قیامت تحت نظارت کامل امامان است. یعنی خداوند تبارک و تعالی یک امام معصوم، یک انسان کامل یا پیامبر را شاهد بر انسانها قرار داده است. در قرآن می فرماید:« و یکون الرسول علیکم شهیدا= رسول خدا بر همه ی شما شهید و شاهد است». یعنی ریز و درشت اعمال انسان تحت نظارت انسان کامل یعنی پیامبر است و بعد از پیامبر به ترتیب امیرالمومنین (ع)، حضرت مجتبی (ع)، حضرت سیدالشهدا (ع) تا امام زمان (ع) که شاهد اعمال همه ی ماست.  حضرت امام امت (ره) فرمود: در روایت داریم که دو شنبه ها و پنج شنبه ها نامه ی اعمال همه ی ما به وجود مقدس امام زمان عرضه می شود.  اما امام زمان همیشه و هر لحظه شاهد و ناظر بر اعمال ما است. این مطلب دلیل قرآنی دارد. در سوره ی یاسین داریم که « و کل شی احصیناه فی امام مبین= تمام اشیا عالم به صورت ریاضی و حساب شده در وجود مقدس امام معصوم حضور دارند». دلیل نظارت و گواه و شاهد بودن معصومین (علیهم السلام) امام بر ذره ذره ی مواد این عالم و عالم برزخ و قیامت احاطه و نظارت کامل دارد. چون امام بزرگ است و مظهر کامل خدا و خلیفه الله است. قرآن می گوید: رسول خدا خلیفه الله است، جانشین خداست، مظهر خداست و تمام اعمال و اخلاقیات و ریز ترین چیزهای عالم، مورد نظارت پیامبر و امام است. به همین دلیل در زیارت جامعه ی کبیره خدمت امامان علیه السلام عرض می کنیم: « و ایاب الناس علیکم و حسابهم علیکم= بازگشت همه ی مردم به سوی شماست، حساب شان نیز با شماست». در فرمایش نبوی داریم که امیرالمومنین «قسیم النار و الجنة= تقسیم کننده ی بهشت و جهنم» است. تقسیم کننده ی بهشت و جهنم و میزان اعمال و شاهد اعمال و حاکم و قاضی روز قیامت، به اذن خدا امیرالمومنین (ع)، رسول الله و وجود مقدس ائمه علیه السلام هستند. حضرت سجاد فرمودند: اعمال همه ی انسانها تا روز قیامت در نظارت کامل امامان است و این نظارت بدان معناست که خرد و کلان رفتار و اعمال مردم، تحت سیطره ی احکام الهی اسلام قرار دارد و هر یک محکوم به حکمی از اسلام است. یا بدین معناست که خداوند متعال به ارواح قدیسه معصومان علیهم السلام علمی شامل و مطلق عنایت فرموده است که یکی از ویژگی های آن، آگاهی از رفتار و کردار بندگان است. یعنی ایشان بر همه ی افعالی که از همه ی امت صادر می شود آگاه هستند. نه تنها اینها، بلکه گاهی شاگرد ها و دوستانشان هم این گونه اند. اگر یک نفر در یک گوشه ای از جهان یک گناهی انجام دهد، اولیای خدا شاهد و ناظر هستند. یعنی ایشان از همه افعالی که از امت صادر می شود آگاهند. امام صادق علیه السلام فرمود:« نحن خزنتة علم الله = ما گنجینه علم و دانش خدا هستیم». امام صادق علیه السلام فرمود: اسم اعظم 73 کلمه است که خداوند 1 اسم را برای خود نگه داشته و 72 اسم را در اختیار ما قرار داده است. بعد حضرت می فرماید: «عاسف ابن برخیا» کسی است که وزیر حضرت سیلمان «علیه السلام» بود و در کمتر از یک چشم بر هم زدن، تخت بلقیس را حاضر کرد. او فقط یک اسم از 72 اسم را می دانست. ولی ما 72 اسم را می دانیم. « نحن خزنتة علم الله ، نحن عیبته وحی الله= ما صندوق علم خدا هستیم». احتمال دیگر این است که شاید مراد از جمله « و جعلنا شهدا علی من جمعه=ما را شاهدان بر جمعش قرارداد» این باشد که اعمال امت در روز قیامت که «یوم البروز» و «الیوم المشهود» نامیده شده است به طور روشن برملا می گردد. چنانکه قرآن کریم می فرماید:« یَومَ هُم بَرِزُونَ لَا یَخفَی عَلَی اللهِ مِنهُم شَئً = روزی که همه ی نیک و بد خلق آشکار می گردد و هیچ یک از کرده های آنها بر خدا پنهان نمی ماند». بنابراین، وقتی شما در زیارت حرم امام رضا (ع) عرض حاجت می کنید،حضرت ناظر و شاهد شماست و احاطه ی کامل بر وضع و حال شما دارد. پس اینان مرده و زنده ندارند. کودک روان ما حاوی روح رسول الله است، پس باید خوب تربیتش کنیم خداوند این طفلی را که از رسول الله در وجود همه ی ما گذاشته، کودک عزیز روانی است که چون ما قدرش را نمی دانیم، خوب پرورشش نمی دهیم. شان فوق عقلانی ما از جنس رسول الله است. خدای تبارک و تعالی، جل جلاله، آن قدر عظیم الشان است که ما را این گونه خلق کرده، به همه ی ما این روح را داده است. اگر این را نفهمیم، قدر این روح را نمی دانیم و ضایع و خرابش می کنیم. ما به عنوان یک حیوان قدر بچه هایمان را خوب می دانیم و می فهمیم که باید بچه هایمان را پرورش دهیم. به آنها شیر بدهیم، آنها را به مدرسه بفرستیم،  بزرگشان کنیم تا زن بگیرند، شوهر کنند، دانشگاه بروند. به همین ترتیب اگر ما این بچه ای که از خود رسول الله در وجود ماست، این نفخه ای که از خدا در وجود ما هست را قدر بدانیم و بزرگش کنیم و تربیتش کنیم، به هدف خلقت مان نائل آمده ایم. خداوند تبارک و تعالی روح ما را از روح رسول الله قرار داده، نور رسول الله را در همه ی ما دمیده است. پس من در درون خود گوهری دارم که از نور پیامبر است. حضرت فرمود:« اولنا محمد، آخرنا محمد، اوسطنا محمد، کلنا محمد». ما باید بفهمیم که همه ما محمد هستیم. اما متاسفانه قدر خود را نمی دانیم، خود را محمدهای کوچکی نگه داشته ایم. در حدیث داریم زمانی که بچه شما به دنیا آمد، قبل از اینکه اسمی برایش انتخاب کنید، اگر پسر بود نامش را محمد بگذارید. بعد اگر خواستید، برایش اسم انتخاب کنید. اگر نخواستید، همان اسم برایش بماند. خوب است که در هر خانه ای این اسم باشد تا همه با حقیقت وجود خود انس بیشتری بگیرند. چون همه ما یکی هستیم و نور رسول الله در وجود همه ی ما هست. به برکت پیامبرص، «مسخ شدن» و تبدیل انسان به حیوان، فقط در امت اسلام وجود ندارد سوال شده بود که آیا مسخ نشدن، یعنی تبدیل نشدن انسان به حیوانات، آیا مخصوص امت اسلام است یا در میان پیروان ادیان دیگر هم وجود دارد؟ پاسخ این است که  به برکت وجود مبارک پیامبر اکرم مسخ شدن، از امت رسول الله برداشته شده و گناه کاران امت در ظاهر تبدیل به حیوان نمی شوند. اما در باطن تبدیل به حیوانات می شوند. اما در امتهای قبلی این موارد بوده است. در سوره ی بقره آمده: « و قلنا لهم کونوا قردة خاسئین ما به آنها گفتیم، میمون شوید». آنها به خاطر خصوصیت هایی که داشتند میمون شدند.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12010
زمان انتشار: 14 اکتبر 2020
| |
ویژه نامه رحلت پیامبر گرامی اسلام (ص)

رحلت خاتم انبیا، محمد مصطفی (ص) بر همه مسلمانان تسلیت باد!

ویژه نامه رحلت پیامبر گرامی اسلام (ص)

رحلت جانگداز پیامبراکرم صلی الله علیه و آله یکی از اندوه بارترین حوادث تاریخ اسلام به شمار می رود؛ چنان که حضرت علی علیه السلام پس از غسل و کفن بدن پاک آن فرستاده خدا، کفن را از صورتش کنار زد و با قلبی شکسته و اندوهگین، او را مورد خطاب قرار داد و فرمود: «پدر و مادرم به فدایت! با رحلت تو، رشته نبوّت و وحی الهی و اخبار آسمان ها منقطع گردید. اگر ما را به شکیبایی در برابر ناگواری ها دعوت نفرموده بودی، چنان در فراق تو اشک می ریختم که چشمه های اشک چشمانم را خشک می گردانیدم، حزن و اندوه ما در این مصیبت، همیشگی است، اگرچه این مقدار از حزن و اندوه در مصیبت فقدان تو بسیار ناچیز است؛ اما چاره ای جز این نیست. پدر و مادرم به فدایت! ما را در سرای دیگر به یاد آور و در خاطر خود نگاه دار.» (نهج البلاغه، خطبه 23).

مطالب گنجانده شده در این ویژه نامه - ستایش مقام پیامبر (ص)  - آخرین ساعات حیات نورانی پیامبر (ص) - پیامبر (ص) پس از نزول اولین وحی - خصلت های پسندیده ی پیامبر باعث جذب مردم به اسلام شد - کسی که پیامبر را زیارت کند، مثل این است که خدا را در عرش زیارت کرده است - پیامبر رحمت (1) - معجزات پیامبر اعظم (ص) - خداوند در قیامت «مقام محمود» را به پیامبر عطا می کند - سیره‌ رسول نور (ص) در کلام وحی - دستور صلوات بر پیامبر اسلام در قرآن کریم - از بالاترین شکرگزاری ها، شکرگزاری برای نعمت وجود پیامبر اکرم است  

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed