www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 12042
زمان انتشار: 28 اکتبر 2020
| |
سه عامل رقت قلب در کلام نبی اکرم (ص)

قلب، جلسه 57، 1391/02/09

سه عامل رقت قلب در کلام نبی اکرم (ص)

جلسه گذشته روایتی از وجود مقدس نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) خواندیم:«عَوِّدُوا قُلوبَكُمُ الرِّقَّةَ، وأكثِرُوا مِن التَّفَكُّرِ والبُكاءِ مِن خَشيَةِ اللّه[1] = دلهاى خود را به رقّت عادت دهيد و زياد بينديشيد و از خوف خدا بسيار بگرييد.»

بخش اول این روایت را که گفته شده «دل های تان را عادت بدهید به نرمی»، توضیح دادیم. یک سری نکات را در سبک زندگی بیان کردیم و گفتیم نوع برنامه‌ریزی‌ها باید به گونه‌ای باشد که دل انسان به قساوت نیفتد. یعنی دیدنی‌ها و شنیدنی‌ها کنترل شود. بحث حلال و حرام رعایت شود و حتماً لقمه باید حلال و طیب باشد. نوع مطالعات و ورودی‌های قلب را طوری باید قرار داد که همیشه این دل نرم بماند.

خشکی، چه خشکی ظاهری و چه باطنی، آسیب زاست. یعنی روح هم اگر به خشکی بگراید، تبعات بد و مرده ­گی‌های زیادی برای انسان ایجاد می‌کند و باعث می‌شود انسان از حیات حقیقی و حیات حقه خود که حیات اصلی او می‌باشد، فاصله بگیرد. وقتی که این طور شد، انسان دچار غم، غصه، افسردگی، اضطراب، زودرنجی، عصبانیت، حسادت می‌شود. ملاک یک روح سالم، شادی و آرامش است. روح نرم، شاد و آرام است. اگر ما از شادی و آرامش فاصله می‌گیریم، به این معناست که در ما یک مقداری قساوت و سختی نفوذ کرده است. تفکر زیاد، باعث نرمی دل می‌شود در قسمت دوم روایت، «وَ أکثِرُوا مِنَ التَّفَکُر» می‌فرماید: زیاد تفکر کنید. مقوله فکر، مقوله‌ی مهمی است که قبلاً در بحث «مهندسی فکر و مهندسی آرزوها» راجع به آن صحبت کرده ایم. در واقع ۴ بحث «دشمن شناسی، وسوسه، مهندسی فکر و مهندسی آرزوها» در قساوت و نرمی دل مؤثرند. عزیزان می‌توانند سی دی های این مباحث را تهیه کرده و استفاده کنند. «وَ البُکاءُ مِن خَشیَۀِ الله= گریه از ترس خدا». اساساً گریه ­ای که انسان با خدا و برای خدا می‌کند، نرم ­کننده دل است. گوش دادن به موعظه دل را نرم می‌کند شنیدن موعظه نیز در نرمی دل، بی‌تأثیر نیست. بعضی ها فقط می‌خواهند شهوت علمی شان را ارضا کنند و برای همین فقط دنبال کسب اطلاعات هستند و این باعث قساوت دل شان می‌شود. اما بعضی‌ها فقط دنبال کسب اطلاعات نیستند، بلکه می‌خواهند دل شان را پرورش دهند و قدرت بگیرند/ اینها  صرفاً به دنبال دانایی نیستند، بلکه دارایی هم برایشان مهم است. زیرا آنها می‌خواهند به شادی و آرامش برسند. انسان دائماً به تکرار و موعظه و به خوردن شلاق‌های موعظه نیاز دارد تا نرم بشود. خداوند در قرآن موعظه می‌کند و موعظه را برای ما لازم دانسته است. بخشی از عذاب‌های جهنم و جاهای جهنم اختصاص به آدم‌های متکبری دارد که از موعظه خوش‌شان نمی‌آید. تکرار باعث نرمش دل می‌شود شما هنگام نرمش و ورزش، یک حرکت را چندین بار تکرار می‌کنید. روح هم دائماً با تکرار به نرمی مطلوب می‌رسد. در قرآن این همه تکرارِ آیات داریم. نماز را هر روز تکرار می‌کنیم. در همه این تکرارها تجلی‌هایی از قرآن و نماز کسب می‌کنیم که واقعاً تکراری نیستند. بلکه هر بار یک معنا و مفهوم تازه‌ای دارند. مثلاً شما یک موقع، یک کتاب را چندین بار می‌خوانید و ممکن است هر بار یک برداشت جدیدی داشته باشید. یا چندین بار زیارت مشهد یا به مکه بروید، ولی در هر دفعه با دفعه قبل یا بعد، لذت خاص یا حالت خاصی داشته باشید. تغییری در مکه و مشهد و یا در عنایت خدا و امام رضا ایجاد نشده، بلکه تغییر در ورودی‌های ما ایجاد شده و نوع گیرایی‌های‌تان فرق کرده، نوع حالت‌های قلبی فرق کرده است. بنابراین، ما همیشه احتیاج به تکرار داریم، چون در واقع هیچ وقت حالت‌های ما یکسان نیست. درست است که شما همان مطلب را می‌شنوید یا می‌خوانید، اما چون حالت‌های ما دائماً در حال تغییر است، پس نوع تأثیرگذاری‌ها هم گوناگون می‌شود. برای همین شما یک فیلم را که نگاه می‌کنید، یک موقع یک نوع برداشت می‌کنید، و در زمانی دیگر، نوع دیگری برداشت می‌کنید. آنهایی که در سنی هستند که حالت‌های تخیلی و توهمی دارند، وقتی یک فیلم یا سریال را می‌بینند و یا داستانی را می‌خوانند، یک نوع احساس دارند و بعداً که عقلانیت‌شان قوی می‌شود و روح خاصی پیدا می‌کنند و همان فیلم و سریال را می‌بینند، به نظرشان خیلی مسخره می‌آید. علتش این است که درست است که اصل مطلب دارد تکرار می‌شود، اما روح کاملاً تغییر کرده و متفاوت شده است. مثلاً شما گاهی قرآن می‌شنوید و گریه می‌کنید. گاهی قرآن می‌شنوید و حالتان هیچ تغییری نمی‌کند. همان سوره و همان آیه است. همان نوا و همان قرائت است، ولی باز می‌بینید که برداشت‌ها کاملاً متفاوت است. کسی که هیچ وقت صابون و کرم خودش را فراموش نمی‌کند و همیشه همراهش هست، اگر هم همراهش نباشد آن را می‌خرد که یک موقعی پوستش یا بدنش خشکی نزند. به همین ترتبیب، ما باید حتماً مواد نرم ­کننده برای دلمان داشته باشیم که دائماً دل ما نرم باشد. نوع ارتباطات و سبک زندگی‌مان باید به گونه ­ای باشد که بتوانیم این دل را نرم نگه داریم و گرنه حتی دل‌های خیلی خیلی نرم و عالی و نورانی، اگر مداومت نداشته باشند و به طور مداوم غذا نخورند و موعظه مداوم نشوند، قسی می‌شوند. چون روح مثل بدن می‌ماند. اینطور نیست که شما بگویید، پوستم خوب و بدنم نرم است و همیشه هم نرم می‌ماند. همیشه پوست خوب نمی‌ماند و باید با تکرار و ورزش، بدن را همیشه نرم نگه داشت و با مراقبت و استفاده مداوم از کرم و نرم کننده ها، پوست را نرم نگه داشت. خیلی‌ها هستند که آدم‌های اهل نماز شب، اهل معنویت، اهل ذکر، اهل نورایت های بالا، اهل خواب‌های خوب و رؤیت‌های زیبا هستند، ولی متأسفانه یک دفعه، نوع تصمیم­ گیری‌های زندگی شان باعث می‌شود که تغذیه­ شان کم و یا قطع شود و بدون حساب و کتاب فضای‌شان را عوض بکنند، بدون اینکه غذای‌شان را با خودشان ببرند. نفس وحشیِ که دل را قسی می‌کند، با یاد مرگ رام کنید حضرت امیر (علیه‌السلام) فرمودند:«و ذَلِّلْهُ بذِكرِ المَوتِ [2]= دلت را خوار کن با یاد مرگ». خوارش کن یعنی نگذار تیز شود. چون وقتی دل از حالت ذلت و رام بودن در می‌آید، وحشی می‌شود و به جان خود آدم می‌افتد و دیگر آدم را ول نمی‌کند. از آدم توقع‌های زیادی می‌کند که همه ­اش جهنمی است. یکسره دیدنی‌های زیاد از تو می‌خواهد، شنیدنی‌های زیاد و متنوع از تو می‌خواهد، خوردنی‌های زیاد از تو می‌خواهد، تفریح‌های بیش از حد لازم می‌خواهد، خرج کردن‌های بیش از حد لازم می‌خواهد. طرف می‌بینی با 100 هزار تومان مشکلش حل می‌شود، ولی چون نفسش وحشی شده، یک دفعه می‌بینی به جای 100 هزار تومان، 500 هزار تومان خرید می‌کند. نفس سرکش، انسان را وادار می‌کند که دائماً به سوی دنیازدگی و مصرف‌های بالاتر برود. نفس تند و تیز و وحشی که سوار آدم است، یک دفعه به آدم دستورات عجیب و غریب می‌دهد. این نفس، آرام و نرم نیست و چموش است. نفس وقتی وحشی می‌شود، به جان علم مان هم می‌افتد، به جان عقل‌مان و فوق عقل‌مان هم می‌افتد، یعنی دائماً سهم بالایی ها را می‌خورد و یک وقت می‌بینید در طول روز 5 دقیقه هم به نیاز بخش های بالایی وجودت نمی‌رسی و اصلا نمی توانی غذای معنوی بخوری. 17 رکعت نماز خواندی، اما یک دقیقه هم تمرکز نداشتی. چون نفس وحشی است و اصلاً نمی‌گذارد. یعنی وقتی غذا و خوابش را هم می‌دهی، باز سر نماز می‌خواهد غذا بخورد. دوباره سر نماز حواست به بخش‌های پایینی است. این برای آن است که نفس وحشی شده و سر نماز هم 5 دقیقه بخش فوق عقل را رها نمی‌کند که لااقل این بخش تغذیه بکند. ما یکسره داریم، بخش پایینی و طبیعت و حیوانیت را تغذیه می‌کنیم. دو دقیقه می‌خواهیم با خدا راحت باشیم و نماز بخوانیم، می‌بینیم که نمی‌گذارد. بعد می‌بینی که این بخش غذا کم می‌آورد و تغذیه به او نمی‌رسد. بعد به مرور زمان، دچار خشکی شده و ضعیف می‌شود. یعنی ذلیل بخش حیوانی می‌شود. کسانی که کارشناس خرید و اقتصاد هستند، می‌گویند وقتی کسی می‌خواهد به بازار برود و مواد خوراکی بخرد، اول در خانه خودش خوراکی بخورد و سیر باشد. زیرا وقتی شما بازار می‌روی و گرسنه ­ات هست، چون میلت زیاد است، زیاد خرید می‌کنی. اما وقتی شخص گرسنه نباشد، نوع خریدش تعادل پیدا می‌کند. یعنی آن نفست را یک ذره رام کن، بعد برو خرید بکن. از این رو جهاد و مبارزه با نفس، مهم و کاربردی است. برای حضرت علی (علیه‌السلام) دوتا لباس آوردند. یکی از این لباس‌ها خیلی زیبا و خوش‌آیند بود. حضرت آن لباس زیباتر را به غلامش قنبر داد. دیدند حضرت جامه‌ای به تن دارد که خیلی وصله خورده است.[3] پرسیدند: آقا چرا این لباس وصله دار تن تان است؟ فرمود: پوشیدن این لباس، دل را فروتن می‌کند و نفس را خوار و رام می‌کند. با صدقه دادن از فقرِ آخرت جلوگیری کنیم بعضی‌ها هر چه دارند، از پول و ثروت، همین‌جا مصرف می‌کنند. اصلاً به کم قانع نیستند. همه سهم‌شان را در دنیا مصرف می‌کنند و شب اول قبر، گدای آخرت می‌شوند و التماس این و آن را می‌کنند که کسی به آنها کمکی بکند. خدا که در دنیا به شما داده بود، می‌توانستی آخرتت را آباد بکنی. مادرمان فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) فرمود: من از دنیای شما سه چیز را انتخاب کرد. یکی از آن سه چیز، انفاق در راه خداست. یکی از لذت‌های مادر ما فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) این بوده که هر چه دارایی داشت، به آخرت و ابدیت می‌فرستاد. ولی ما اینطور نیستیم. ما هر چه داریم، همه را برای دنیا مصرف می‌کنیم. در حالی که دریافت­ کننده آخرت، خودمان هستیم. من در آن جا در تنهایی هم هستم و هیچ کس کنارم نیست. ما اگر صدقه می‌دهیم در واقع به خودمان صدقه می‌دهیم. همیشه یکی از زشت­ ترین و شرم­ آورترین رفتارها این است که وقتی می‌خواهیم صدقه بدهیم، دنبال پول خرد می‌گردیم که به امام زمان رد بکنیم. بخش‌های اضافه و چرک را می‌دهیم. آن بخش مهم را به امام زمان هدیه نمی‌کنیم. چون نه او را می‌بینیم و نه قبولش داریم و نه او را به عنوان پدر و امام پذیرفته‌ایم. یعنی برای آخرت که خودمان دریافت­ کننده­ اش هستیم، حاضر نیستیم مبلغی را بپردازیم. فردی می گفت: بنده خدایی را خواب دیدم که می‌گفت: اگر شما می‌دانستید که ما چقدر در اینجا محتاج هستیم، آن استخوانی را که جلوی سگ می‌انداختید را به نیت ما می‌انداختید که به ما چیزی برسد. انسان آنقدر در آنجا محتاج و گدا می‌شود، آنقدر آنجا التماس می‌کند که کسی برایش یک صلواتی یک فاتحه­ای یک خدابیامرزی بفرستد تا یک‌ذره از عذاب و فشار و ناراحتی­اش کم شود که در اینجا این را درک نمی کند. این بخش حیوانی ما اصلاً رحمی به بخش آخرتی ندارد. این ناخود ما، رحمی به خود ما نمی کند و تا بر سرش نزنی و او را سر جایش ننشانی، حق را رعایت نمی‌کند. وقتی که خود ما قرار است در آخرت برداشت بکنیم، پس بهترین ها را بفرستیم. مادر ما فاطمه زهرا و پدرمان امیرالمؤمنین بهترین‌ها و بیشترین‌های خود را به آخرت می‌فرستادند. یک بنده خدایی وصیت کرده بود که اموالش را بعد از خودش در راه خدا بدهند. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) همه این اموال را در راه خدا داد و آخرش ته انبار، یک خرمای خشکیده و پوسیده پیدا کرد و گفت: اگر این خرمای خشکیده را خودش با دست خودش می‌داد، بهتر از کل این اموال بود که وصیت کرد و در راه خدا داد. پس بهتر است که تا زنده هستیم، با دست خودمان بفرستیم. تا این اتفاق نیافتد، ما «اسم های الهی» کسب نمی‌کنیم و به خدا نزدیک نمی‌شویم. روش های مختلف مبارزه با نفس ذلیل کردن نفس، مبارزه کردن با آن و ایستادن جلوی زیاده­ خواهی‌هایش خیلی مهم است. نفس انسان باج ­گیر است. باید جلویش قد علم کنی. قد علم کردن هم دعوا دارد. نمی‌توانی مفتی به او بگویی: تو برو کنار. نفس با تو می‌جنگد. باید بر سرش بزنی، باید با آن بجنگی. خون و خونریزی دارد تا آرام شود و دست از سرت بردارد. خوب است که گاهی آدم آگاهانه به لباسش وصله ­ای بزند. حالا اگر لباس رو را نمی‌تواند، لباس کهنه ای زیر لباس رویی اش بپوشد. چون حضرت می‌فرماید: لباس کهنه، بخش حیوانی را خوار می‌کند و در نتیجه قلب را نرم و دل را صاف می‌کند. یعنی آدم باید خاکی باشد. شنیده اید که می‌گویند فلانی خاکی است؟ خاکی بودن خیلی خوب است. یک لقب امیرالمومنین ع ابوتراب بود. ما از خاک که فاصله می‌گیریم، روح‌مان فاسد می‌شود. یک موقع‌هایی بگوییم یک بار هم که شده، امروز می‌خواهم نان خالی بخورم. نگذاریم این نفس وحشی شود. گاهی بگوییم: امشب غذای همه، نان و پنیر و گوجه است. بچه ­ها را هم همینطور باید شاکر بار بیاوریم. اگر این کار را نکنیم، به بچه ­ها هم خیانت کرده‌ایم. این بچه فردا نمی‌تواند آخرت­سازی کند. این بچه فردا نمی‌تواند حرکت‌های بزرگ، پروازهای بُرد بلند را انجام بدهد. اگر هم پرواز انجام بدهد، همه­ اش بُرد کوتاه است. نه به بُرد متوسط می‌رسد و نه به بُرد بلند. خودمان هم همینطور، از بس خود را به انواع خواسته ­های طبیعی عادت داده ایم، اصلاً بُردهای متوسط نداریم، چه برسد به بُردهای بلند. آرامش دل با یاد مرگ میسر می شود فرمود:«بِذِکرِ المَوت». یعنی با یاد مردن و مرگ است که نفس خیلی آرام می‌شود. مرگ را زیاد جلوی چشمش بیاورید. حتماً انسان باید به قبرستان سر بزند و روی این قبرهای خالی‌ بنشیند. بزرگان ما ساعت‌ها در قبر می‌خوابیدند تا این نفس آرام شود و مرتب سفارش می‌کردند که آخر جایت همین جاست. آخر تنها هستی و یک کفن بیشتر برنمی‌داری. «مرگ ­باوری» خیلی خوب است. انسان باید روزی چند بار، مردن را یاد کند. این یاد باعث شیرین شدن زندگی می‌شود. بعضی‌ها از یاد مرگ می‌ترسند و فکر می‌کنند با یاد مرگ، زندگی تلخ می‌شود. نه، مرگ زندگی را واقعاً شیرین می‌کند. یاد مرگ، سختگیری، حسادت، زودرنجی، عصبانیت و ... را از بین می‌برد و باعث می‌شود انسان تکبر نداشته باشد. باعث می‌شود از کسی قهر نکند. با فامیل راحت بتواند بسازد. با همسرش سختگیری و تلخی نکند. حضرت می‌فرماید:«ذَلِّلهُ بذکر الموت = نفس را با یاد مرگ ذلیل کن». وقتی نفس را با یاد مرگ خوار و رام کرد، دیگر هوس های بزرگ نمی‌کند و اجازه نمی دهد که نفس سفارش‌های پشت سر هم به تو بدهد. آنهایی که از دنیا رفته اند را به یادش بیاور. جوانتر از خودت را به یادش بیاور. مرحوم نجمه خاتون (سلام‌الله‌علیها) نوه امام مجتبی (علیه‌السلام) 6 هزار ختم قرآن فقط در داخل قبر انجام داده است. از بس این زن کرامت داشت. صورت بچه‌ی  یک یهودی خال­خالی و جوش­دار و مریض شده بود. او را پیش این بانو آوردند. همین که وضو گرفت و چند قطره از آب وضویش را روی صورت او پاشید، صورتش براق و صاف شد. ما عوام هستیم و زندگی­ مان عوامانه است. ما آدم های عادی هستیم. ولی بالأخره کاری می‌توانیم بکنیم. در روایت داریم که وقتی خیلی غمگین می‌شوید، به قبرستان بروید تا دلتان شاد شود. چون ضیق و گرفتاری‌های آنجا را می‌بینید. وقتی هم خیلی خوشحال هستید، بروید تا متعادل شوید. فرموده‌اند، هر وقت جنازه‌ای تشییع می‌شود، چند قدمی دنبال جنازه بروید. همین 7 قدمی که حداقل مستحب است. بعد تصور کن که جنازه ی خودت را دارند می‌برند و در تابوت التماس کردی که تو را به بیرون برگردانند و حالا تو بیرون آمده ای. حضرت می‌فرماید، ببین حالا می‌خواهی چه کار بکنی؟ زندگی جدیدت را می‌خواهی چطوری شروع کنی؟ اینها خیلی مهم است. این نوع تلقینات دل را نرم می‌کند. ما به نرمی دل، خیلی احتیاج داریم. زبری دل، واقعاً خشونت آور است. چون قبر ما نفس ماست. پس هر وقت دل ما خشن می‌شود، یعنی خود ما خشن شده‌ایم. قبر ما بعداً برای ما گرفتاری می‌آورد. در برزخ، قبر خشک مایه‌ی عذاب انسان می‌شود. قبر خشک، یعنی روزها، شب‌ها، هفته­ ها انسان جیغ می‌زند که من تشنه­ام، یک قطره آب می‌خواهم. ولی قبر خشک است و هیچ خبری نیست. چون آب و خرمی قبر، از از دنیا تأمین می‌شود. هر چه در آن قبر هست، خودت باید از خودت تولید بکنی. کسی که همیشه در دنیا مچاله و افسرده و زودرنج و حساس و عصبی و متکبر است و دلش پر از جهنم رقابت‌ها و چشم ­و هم ­چشمی‌ها  و مقایسه کردن‌ها با این و آن است، این چگونه می‌تواند شادی داشته باشد. پس خشکی، خیلی خطرناک است. خشکی گدایی و فقر و بدبختی می‌آورد. ما تا می توانیم باید دلمان را نرم نگه داریم. پی نوشت: [1] . أعلام الدین : 365 /33 . [2] . امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «اُوصِیكَ بتَقوَى اللّه ِ ـ أی بُنَیَّ ـ و لُزُومِ أمرِهِ، و عِمارَةِ قَلبِكَ بذِكرِهِ، و الاعتِصامِ بحَبلِهِ، و أیُّ سَبَبٍ أوثَقُ مِن سَبَبٍ بَینَكَ و بَینَ اللّه ِ إن أنتَ أخَذتَ بهِ ؟! أحْیِ قَلبَكَ بِالمَوعِظَةِ، و أمِتْهُ بِالزَّهادَةِ، و قَوِّهِ بِالیَقینِ، و نَوِّرْهُ بِالحِكمَةِ ، و ذَلِّلْهُ بذِكرِ المَوتِ، و قَرِّرْهُ بِالفَناءِ، و بَصِّرْهُ فَجائعَ الدُّنیا... و اعلَمْ یا بُنَیَّ أنّ أحَبَّ ما أنتَ آخِذٌ بهِ إلَیَّ مِن وَصِیَّتی تَقوَى اللّه ِ و الاقتِصارُ على ما فَرَضَهُ اللّه ُ علَیكَ، و الأخذُ بما مَضى علَیهِ الأوَّلونَ مِن آبائكَ، و الصّالِحونَ مِن أهلِ بَیتِكَ = اى فرزندم! تو را سفارش مى كنم به پرواى از خدا و پیروى از فرمان او و آباد كردن دلت با یاد او و چنگ زدن به ریسمان او، و كدام رشته محكمتر از رشته اى است كه میان تو و او باشد اگر بدان چنگ زنى؟ دلت را با اندرز زنده بدار و با بى رغبتى به دنیا بمیرانش و به وسیله یقین نیرویش بخش و با حكمت روشنش گردان و با یاد مرگ زبونش ساز و به فنا و نیستى معترفش گردان و به رنج ها و گرفتارى هاى دنیا بینایش كن. فرزندم! بدان كه بهترین سفارشى كه از من به كار بندى، تقوا داشتن از خداست و بسنده كردن به آنچه خداوند بر تو واجب گردانیده و به كار بستن آنچه نیاكان تو و نیكان خاندانت بر آن بوده اند.» (نهج البلاغة : الكتاب 31.) [3] . وَ رُئِیَ عَلَیْهِ إِزَارٌ خَلَقٌ مَرْقُوعٌ فَقِیلَ لَهُ فِى ذَلِکَ فَقَالَ :یَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ وَ تَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ وَ یَقْتَدِى بِهِ الْمُؤْمِنُونَ إِنَّ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهَ عَدُوَّانِ مُتَفَاوِتَانِ وَ سَبِیلَانِ مُخْتَلِفَانِ فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنْیَا وَ تَوَلَّاهَا أَبْغَضَ الْآخِرَهَ وَ عَادَاهَا وَ هُمَا بِمَنْزِلَهِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مَاشٍ بَیْنَهُمَا کُلَّمَا قَرُبَ مِنْ وَاحِدٍ بَعُدَ مِنَ الْآخَرِ وَ هُمَا بَعْدُ ضَرَّتَانِ . و درود خدا بر او : (پیراهن وصله دارى بر اندام امام بود شخصى پرسید چرا پیراهن وصله دار مى پوشى ؟فرمود : دل با آن فروتن ، و نفس رام مى شود و مؤمنان از آن سرمشق مى گیرند .دنیاى (حرام) و آخرت ، دو دشمن متفاوت ، و دو راه جداى از یکدیگرند ، پس کسى که دنیا پرست باشد و به آن عشق ورزد ، به آخرت کینه ورزد و با آن دشمنى خواهد کرد. و آن دو همانند شرق و غرب و انسانى هستند که بین این دو راه مى رود ، هرگاه به یکى نزدیک شود از دیگر دور مى گردد ، و آن دو همواره به یکدیگر زیان رسانند. (حکمت 103 نهج البلاغه). ع ل 348

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12036
زمان انتشار: 24 اکتبر 2020
|
ویژه برنامه عید بیعت 

ویژه برنامه عید بیعت 

ویژه برنامه عید بیعت با سخنرانی استاد شجاعی و مداحی حاج علی کریمی دوشنبه ۵ آبان 99 ماه ساعت؛ ۱۴.۳۰ برگزار می گردد.

نشانی: گرگان، پشت پارک شهر

رعایت تمام پروتکل های بهداشتی ضروری می باشد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12035
زمان انتشار: 24 اکتبر 2020
| | | | |
اثبات لزوم تشکیل حکومت اسلامی قبل از ظهور

ویژه عید بیعت

اثبات لزوم تشکیل حکومت اسلامی قبل از ظهور

چرا شبکه‌های ماهواره‌ای که مواجب بگیرانِ رژیم صهیونیست، سعودی، آمریکا و ... هستند، نگران انقلاب ایران شده‌اند؟ چه حادثه‌ای بعد از چهل سالگی انقلاب، این نگرانی را در آنان تشدید کرده است؟

aparat.com/v/VloKG

"اثبات لزوم تشکیل حکومت اسلامی قبل‌ از ظهور"
ـ با حضور اساتید بزرگ و مطرح مهدویت

فیلم

1 - اثبات لزوم تشکیل حکومت اسلامی قبل از ظهور

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12034
زمان انتشار: 24 اکتبر 2020
|
مراسم عید بیعت ٩۹

مراسم عید بیعت ٩۹

جشن سالروز آغاز امامت امام زمان دوشنبه 5 آبان 99 ساعت 14:00 در مشهد مقدس برگزار می گردد. 

سخنران: استاد رائفی پور 
ـ مداحان: حاج محمد طاهری، حاج احمد واعظی، کربلایی حسین طاهری 

ـ شعرخوانی: صابر خراسانی
ـ  مجری: سیدمهدی تحویلدار

مکان:  مشهد مقدس، چهارراه خیام، ورزشگاه امام رضا علیه‌السلام

با رعایت پروتکل های بهداشتی 

پخش زنده مراسم از طریق سایت و شبکه های مجازی موسسه مصاف 
 

جشن سالروز آغاز امامت امام زمان دوشنبه 5 آبان 99 ساعت 14:00 در مشهد مقدس برگزار می گردد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12033
زمان انتشار: 24 اکتبر 2020
| | | | |
چطور بعضی ها برای امام زمان (ع) ویژه می شوند؟

ویژه عید بیعت

چطور بعضی ها برای امام زمان (ع) ویژه می شوند؟

یک فرمول، یا شاید یک راز بزرگ، برای اینکه؛ هرکدوم از ما بتونیم برای امام زمان "عج" ویژه باشیم! 

 چطور بعضی‌ها ویژه میشن و ره صدساله رو یک‌شبه طی میکنند ؟
 

فیلم

1 - چطور بعضی ها برای امام زمان (ع) ویژه می شوند؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12032
زمان انتشار: 25 اکتبر 2020
| | | | |
عید بیعت یعنی چه؟ چه بیعتی باید ببندیم؟

ویژه عید بیعت

عید بیعت یعنی چه؟ چه بیعتی باید ببندیم؟

عید بیعت و این بازی‌ها یعنی چی؟ چه بیعتی باید ببندیم؟

من و شما چه کاری مگه از دستمون برمیاد؟ مگه ما می‌تونیم زمان ظهور رو جلو بندازیم؟ 
 

صوت

1 - عید بیعت یعنی چه؟ چه بیعتی باید ببندیم؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12031
زمان انتشار: 24 اکتبر 2020
| | | | |
آیا واقعاً واقعه‌ی ظهور، امری دفعی و ناگهانی است؟ 

آیا واقعاً واقعه‌ی ظهور، امری دفعی و ناگهانی است؟ 

فرقه حجّتیه معتقدند؛ برای حادثه‌ی باشکوه ظهور، باید نشست و فقط خود را حفظ کرد، تا دنیا پر از ظلم شود، آنوقت در زمان فراگیری ظلم، ظهور دفعتاً اتفاق می‌افتد! آیا واقعاً واقعه‌ی ظهور، امری دفعی و ناگهانی است؟  یا نیاز به مقدماتی دارد؟

صوت

1 - آیا واقعاً واقعه‌ی ظهور، امری دفعی و ناگهانی است؟ 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12029
زمان انتشار: 21 اکتبر 2020
| |
شماره 2 از مجموعه «چه کسانی علیه سخنان تلویزیونی استاد شجاعی موضع گرفتند؟»

شماره 2 از مجموعه «چه کسانی علیه سخنان تلویزیونی استاد شجاعی موضع گرفتند؟»

گفتند: چرا استاد شجاعی سخن احتمالی امام خمینی ره را به حتمیت گرفته است؟

هجمه ای که اخیرا به خاطر حمایت استاد شجاعی از انقلاب  اسلامی شد، بیشتر توسط ضد انقلاب خارجی و داخلی و همچنین کسانی بود که دارای سابقه فتنه گری هستند و در نوشته های بعدی، مخاطبان گرامی را در جریان سوابق شان قرار خواهیم داد. اما در این میان، استثنایی خودی هایی هم بودند مثل جناب «رسایی» که بدون توجه به اصل ماجرا که همان «حمایت استاد از انقلاب اسلامی» بود، با فتنه گران همزبان شده و بدون ارائه ی منطق درستی، ایشان را متهم به بی دقتی کردند. مطلب زیر پاسخی است برای همین خودی ها که هم حامی نظام هستند و هم انقلاب اسلامی که گفتند چرا استاد آن چه که امام خمینی ره به احتمال و شاید بیان فرموده را به حتمیت و قطعییّت گرفته است.

یکی از انتقادهایی به سخنان استاد شجاعی شد، این بود که چرا سخنی را که حضرت امام ره با احتمال بیان کرده، وی به قطعیت گرفته است؟ در میان طیف های مختلف ضد انقلاب خارج از کشور و داخلی ها از سخن امام خمینی در مورد پیروزی انقلاب اسلامی همه عصبانی بودند و از بازتاب همین سخنان حضرت امام توسط استاد شجاعی که اخیراً مطرح شد ناراحت و عصبانی هستند اما آنچه در پی می آید فقط در پاسخ به خودی های دوست دار انقلاب است که تقدیم این طیف از منتقدین می شود. در این خصوص باید به جایگاه احتمالات در سخن امام ره توجه شود: نقل سخنان حضرت امام توسط استاد شجاعی در روزهای اخیر، مورد واكنشهای زیادی بود. برخی با استناد به اینكه امام لفظ «شاید» و «احتمال» را به كار برده و خواسته اند این تفسیر امام را قبول نكنند و یا اینكه آن را در حد همین احتمال متوقف بدانند و نه بیشتر. - اعتراض به سخنان استاد شجاعی و پاسخ به این اعتراضات - عادی بودن ظهور و حیرت کفار - معارف مهدوی اما حقیقت این است كه اگر به منظومه فكری و ادبیاتی حضرت امام دقت کنیم و همین شیوه را در كتب ایشان دیده باشیم، راز اشتباه این تحلیل مشخص می گردد. امام در تفسیر ایات و روایات، مشی عرفانی دارد و در این مشی، مقید است كه برداشت های خود را به صورت احتمالی مطرح كند و این به خاطر نهایت احتیاط حضرت امام در برخورد با حقایق قرآنی و روایی است که نمی خواهد تعیین تکلیف جزمی کرده باشد و این به خاطر آن است که اگر مرتبه بالاتری از فهم این حقایق پیدا شد، راه فهم بسته نباشد. اما باید توجه داشت که برای یک حکیم که روی حرف هایش دقت دارد، این به آن معنا نیست كه این احتمال که ایشان بیان می دارد، فقط یك احتمال است و از کنار آن رد بشویم و برویم؛ بلكه احتمال است در مقابل یک قول جزمیِ قطعی. احتمال است، اما در حد خودش آن قدر وزن دارد كه مورد توجه ایشان قرار گرفته است و حتی گاهی بر اساس همین احتمالات فتوا  و حکم شرعی هم می دهد. چنانچه كه در مورد این كه بسم الله در ابتدای هر سوره، متعلق به همان سوره است. بر اساس همین احتمالی كه می دهند، حكم داده اند که در نماز باید به نیت همان سوره، بسم الله بگوییم و گرنه باطل است(تفسیر سوره حمد ص 18) حضرت امام در كتاب آداب الصلوه ، در برداشت از آیات و روایات، بیش از 20 احتمال را داده اند و هر كدام را به صورت مفصل توصیح داده اند و حتی دستورات ویژه اخلاقی و عرفانی را بر اساس آن احتمالات به مخاطب توصیه كرده و خود عمل نموده اند. پس احتمالات متخصص یك فن، غیر از احتمالات دیگران است. گاهی نیز امام چند احتمال می دهند و همه احتمالات را قبول می كنند. نكته در اینجاست كه گاهی یك مطلب، دارای مصادیق متعدد و گاه در طول هم می باشند و حضرت امام برای اینكه در این مصداق محتمل، توقف نشود و مصادیق بالاتر مورد انكار واقع نگردد، به صورت احتمال مطرح می كنند. چرا كه حضرت امام در مورد تفسیر قران و روایات خاص، معتقدند اینها دارای مصادیق جامعتر و بالاتری هستند و آنچه كه خود ایشان به آن رسیده اند را به صورت احتمال مطرح می كنند كه مبادا خواننده در این احتمال متوقف شود و احاطه به جمیع آنها و به تفسیر حقیقى قرآن، كه كلام جامع الهى است، از طوق امثال نویسنده خارج است. «إنَّما یَعْرِفُ الْقُرآنَ مَنْ خُوطِبَ بِه= محققا قرآن با خوطب به شناخته می شود» و بعد ایشان می فرماید: «آنچه ذكر شد على سبیل الاحتمال‏ بود. و اللَّه الهادى.»(سوره حمدص 12) حضرت امام در انتهای کتاب آداب الصلوه نیز، راز این احتمال گویی را چنین بیان می کنند: و ممكن است بعضى غفلت از حقیقت حال كنند، و چون از معارف قرآنیّه و دقایق سنن الهیّه بى‏خبرند، بعضى از مطالب این رساله را تفسیر به رأى، گمان كنند. و این خطاى محض و افتراى فاحش است، زیرا كه: 1️⃣اولا، این معارف و لطائف همه از قرآن شریف و احادیث شریفه مستفاد، و شواهد سمعیّه بر آنها هست، چنانچه بعضى از آنها در خلال مباحث مذكور، و بیشتر آنها براى اختصار مذكور نگردید. 2️⃣و ثانیا، همه یا اكثر آنها موافق براهین عقلیّه یا عرفانیّه مى‏باشد، و چنین امرى تفسیر به رأى نخواهد شد. 3️⃣و ثالثا، غالبا مطالبى كه ما ذكر كردیم یا در بیان آیات شریفه ذكر مى‏كنیم، از قبیل بیان مصادیق مفاهیم است، و بیان مصداق و مراتب حقایق مربوط به تفسیر نیست تا آن كه تفسیر به رأى باشد. 4️⃣و رابعا، بعد از همه مراحل، ما براى #غایت_احتیاط در دین- با آن كه جاى آن نبود- در مطالب غیر ضرورى على سبیل الاحتمال‏ و بیان احد محتملات، مطالب را بیان كردیم»(تفسیر سوره حمد190) خلاصه اینكه امام اولا احتمال را در مقام تطبیق مصادیق و مراتب حقایق به كار می برند. چرا كه می تواند مصادیق و مراتب بالاتر هم  محتمل باشد و هر دو هم درست باشند. ثانیا روحیه به شدت محتاطانه امام در امور دینی، باعث می شود كه حتی مطالب در حد یقین را به صورت احتمال بیان كنند. و ثالثا امامی كه می تواند احتمالات متعدد دیگری بدهد و در مسائل دیگر صحبت كند، احتمالاتش به راحتی قابل كنارگذاشتن نیست.«ظنّ العاقل أصحّ من یقین الجاهل‏= ظن آادم عاقل، صحیح تر است از یقین آدم جاهل»(غرر الحکم ص439)

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12026
زمان انتشار: 21 اکتبر 2020
| | | | |
اولین قدم برای یاری امام زمان (ع) چیست؟

ویژه عید بیعت

اولین قدم برای یاری امام زمان (ع) چیست؟

در این روزهای ملتهب و آشفته زمین، برای یاریِ امام زمان "عج در رفع موانع ظهور، قدم اول که مهمتر از بقیه‌ی کارهاست، چیست؟

فیلم

1 - اولین قدم برای یاری امام زمان (ع) چیست؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12025
زمان انتشار: 12 اکتبر 2021
| |
به مناسبت سال روز رحلت حضرت سکینه (س)

به مناسبت سال روز رحلت حضرت سکینه (س)

حضرت سکینه علیها السلام دختر امام حسین (ع)، خواهر حضرت «علی اصغر» همراه سایر زنان و دختران در کربلا حضور داشت. نام اصلی او آمنه و امینه و... است و لقب سکینه را مادرش «رباب» به او داده. حضرت سکینه علیها السلام در علم و معرفت و ادب، کم نظیر بود و همواره مورد توجه امام حسین علیه السلام بود.

شناسنامه حضرت سکینه علیها السلام نام وی، آمنه است و امینه و امَیمه نیز گفته اند. سَکینه، لقب اوست که مادرش به وی داد. مادرش رَباب دختر امرؤ القَیس است. وی در مدینه به دنیا آمد. سال ولادت او در مصادر تاریخی به ثبت نرسیده است؛ امّا برخی محقّقان، بر پایۀ حدس و گمان، سال ولادت وی را 47 هجری دانسته اند؛ لیکن بر پایۀ اطّلاعاتی دیگر، باید سال ولادت وی، حدود 51 هجری باشد؛ زیرا: 1. فاطمه، از سکینه بزرگ تر بود و برخی مورّخان، بدان تصریح کرده اند و شاید سپردن کتابی در هم پیچیده (مَلفوف) و وصیت نامه از سوی امام حسین علیه السلام به وی نیز بدین جهت باشد. 2. هر دو در سنّ ازدواج بوده اند. بدین جهت، در برخی مصادر آمده که امام حسین علیه السلام، حسن مُثنّا را در برگزیدن فاطمه و سکینه، مُخیر ساخت. 3. امّ اسحاق که مادر فاطمه است، نخست، همسر امام مجتبی علیه السلام بود و پس از شهادت ایشان در سال 50 ق، با امام حسین علیه السلام ازدواج کرد. سکینه، زنی خوش خو، ظریف، زیبارو، عفیف، اهل شعر و ادب و از راویان حدیث بود. بزرگان قریش و بزرگان شعر و ادب، در مجلس وی حاضر می شدند. پدر و مادر حضرت سکینه علیها السلام «جعید همْدان» می گوید: نزد امام حسین علیه السلام رفتم و سکینه دخترش را بر سینه اش دیدم. [حضرت وقتی مرا دید] مادر سکینه را صدا زد و فرمود: ای رباب! دخترت را از من بگیر. (پیشوای آزادگی به نقل از طبقات الکبری، ج1، ص404) زندگینامه حضرت سکینه علیها السلام حضرت سکینه علیهاالسلام یکی از بانوان با فضیلت و از ستارگان درخشان آسمان علم و ادب و عفت است. او پرورش یافته پدری، چون امام حسین علیه السلام و مادری فداکار، چون رباب، و تحت حمایت و تربیت عمه ای، چون زینب کبری علیهاالسلام و برادر بزرگواری همانند امام سجاد علیه السلام بود و توانست از برترین زنان عصر خویش گردد. حضرت سکینه در طول زندگی خویش، حوادث و تحولات گوناگون سیاسی و اجتماعی، از جمله واقعه عظیم عاشورا را به چشم دید و به عنوان یکی از بازماندگان خاندان امامت، پیام رسان اهداف و احکام والای اسلام به شمار می آمد. وی با برگزاری محافل و مجالس علمی و ادبی و نیز تبیین معارف بلند دینی در قالب اشعار نغز و فصیح و کم نظیر خویش، خدمت بسیار ارزشمندی به عالم اسلام نمود و الگوی بسیار خوبی برای همه بانوان جهان گردید. حضرت سکینه علیها السلام در کربلا وقتی امام حسین علیه السلام برای آخرین وداع به خیمه گاه آمد، سکینه علیها السلام شدیدا گریه می کرد. امام او را به سینه چسباند و میان چشمانش را بوسه زد؛ اشک هایش را پاک کرد و با محبت زیاد او را ساکت کرد. و اشعاری را با او زمزمه کرد که مطلع آن چنین است. سیطول بعدی یا سکینة فاعلمی منک البکاء اذا لحمام دهانی ای سکینه! بدان که بعد از من گریه های طولانی خواهی داشت، آنگاه که مرگ من فرا برسد.» امام وقتی با آنان و دختران خداحافظی کرد، به پدر عرض کرد: «یا ابت استسلمت للموت؟ ای پدر! آیا تسلیم مرگ شده ای؟» امام حسین علیه السلام فرمود: «کیف لا یستسلم من لا ناصر له و لا معین؛ چگونه کسی که یار و کمکی ندارد، تسلیم مرگ نشود؟» سکینه به پدرش پیشنهاد کرد: «یا ابة! ردنا الی حرم جدنا...؛ ای پدر! ما را به حرم جدمان برگردان.» امام پاسخ داد: «هیهات لو ترک القطا لنام؛ بر شاخسار فضایل سکینه از چشمه زلال دانش و معرفت امام حسین علیه السلام جرعه ها نوشید و به درجه ای از ایمان و باور دینی رسید که امام در توصیفش می فرماید: غالب (اوقات) بر سکینه چنین است که با تمام وجود محو جمال ازلی است. ایّامش غرق در عبادت و راز و نیاز با پروردگار سپری می گردد. این تعریف، بیانگر مقام برجسته دختر امام حسین علیه السلام در راستای یقین به پروردگار متعال و گسستن از مشغولیات و دلبستگی های دنیای فانی است. سکینه، گوهری مستور در صدف عفّت و حیا و آراسته به اخلاق محمّدی است. وی شأنش بالاتر از مدح ستایشگران و مقامش والاتر از وصف دوستداران است؛ زیرا او در کنف حمایت بزرگانی چون پدر و برادر رشیدش امام زین العابدین و حضرت علی اکبر علیهم السلام قرار داشت و راه تعالی روح و مبارزه با نفس را از آنها فرا گرفته بود. یکی از نویسندگان معاصر آورده است: «سکینه بانویی جلیل القدر، با نجابت و دارای مقام و منزلتی بلند است.» بانو بنت الشّاطی می گوید: «به حق که خانم سکینه به سبب اصل و نسب عالی و شرافت و منزلت بالایش، صاحب عزّت بی پایان و آشکاری است.» مورّخ شهیر، غیاث الدّین میرخواند در کتاب حبیب السّیر می گوید: «حضرت سکینه دختر امام حسین علیه السلامرا به خاطر جمال ظاهری و کمال باطنی و حسن خلق، عقیلة القریش گفته اند.» دختر امام حسین علیه السلام از شجاعتی قابل تحسین برخوردار بود. وی در برابر ظالمان سکوت نمی کرد و به انجام تکالیف الهی همّت می گمارد. او از هیاهوی تبلیغاتی هراسی به دل راه نمی داد و با صلابت فاطمی دشمن را خوار و رسوا می نمود، با دلیل و منطق سخن می گفت و حقّانیّت خویش را به اثبات می رساند. هرگز ممکن نیست. اگر پرنده قطا به حال خود رها می شد، آرام می خوابید.» زنان با شنیدن سخن امام گریه سر دادند و امام آنان را ساکت کرد و به دشمن حمله کرد. رحلت و مزار حضرت سکینه علیها السلام درباره در گذشت این بانوی بزرگ علوی، دو روایت نقل شده است: روایت نخست حاکی است که وی در پنجم ربیع الاوّل سال 117 هجری قمری و در عصر خلافت هشام بن عبدالملک و در حاکمیت خالد بن عبدالملک بن حارث، در مدینه بدرود حیات گفت و روایت دیگر می گوید که وی در پنجم ربیع الاوّل سال 126 هجری قمری در مکه معظمه وفات یافت. (شام، سرزمین خاطره ها، ص 107؛ اعلام النسّاء، ج 2، ص 224؛ وفیات الأعیان، ج 1، ص 378) به هر روی، در گذشت وی در پنجم ربیع الاوّل، مورد اتفاق تاریخ نگاران و سیره نویسان است. در همان سالی که حضرت سکینه (ع) وفات یافت، خواهرش حضرت فاطمه بنت الحسین (ع) نیز در مدینه بدرود حیات گفت. (وقایع الایام، ص 206) آرامگاه آن بانوی گرامی در قبرستان بقیع (مدینه) است؛ وی هنگام انجام عمره، در مکّه رحلت کرده است. و گروهی نیز بر این باورند که: آرامگاه او در مقبره باب الصّغیر (دمشق) می باشد، که هم اکنون زیارتگاه شیعیان می باشد.   پایگاه اطلاع رسانی حوزه (حوزه نت)

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed