www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 10806
زمان انتشار: 31 مارس 2019
| |
گزارش آخرین روز اردوی فکر و ذکر

گزارش آخرین روز اردوی فکر و ذکر

آثار معنوی تسبیحات حضرت زهرا سلام‌الله علیها

امام صادق علیه‌السلام فرمود: هر کس در نماز واجب، پیش از آنکه پاهایش را بگشاید، تسبیحات حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها را بگوید، خداوند بهشت را بر او واجب می گرداند. خدا کند ما به این احادیث ایمان داشته باشیم.

امام صادق علیه‌السلام فرمود: هر کس در تعقیبات نماز واجب 100 مرتبه تسبیحات فاطمه سلام‌الله‌علیها را بخواند و در پی آن «لااله الا الله» بگوید، خداوند او را می آمرزد. ببینید چقدر استغفار و آمرزش را خداوند تبارک و تعالی راحت گرفته تا شیطان نتواند بگوید تو آلوده  هستی و نمی توانی بسوی خدا بروی. اگر کسی با وجود این همه راهکارها و اذکار مربوط به آمرزش، سر از جهنم در آورد ، واقعا این آدم مستحق است که جهنم برود؛ چون با این همه ابزار توبه، از این ابزارها استفاده نکرده است. امام صادق علیه‌السلام فرمود: گفتن تسبیحات حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در هر روز پس از هر نمازی نزد من محبوبتر از 1000 رکعت نماز در هر روز است. نکته اساسی در گفتن تسبیحات این است که ما باید به محتوای تکبیر و تحمید و تسبیح فکر کنیم. پیام های آن را خوب بگیریم و بدانیم که چه آثاری در زندگی ما می توانند داشته باشند. وقتی حضرت می فرماید از 1000 رکعت نماز بالاتر است، این جمله یک محتوایی دارد که باید آن را دریافت. مثلاً اورانیوم در طبیعت و در معدن آن زیاد است که به کاری نمی آید؛ مگر اینکه در صنعت روی آن فعل و انفعالاتی صورت بگیرد و آن مسیر خودش را طی کند تا مورد استفاده شود. اذکار و تسبیحات چهارگانه مثل اورانیوم و بلکه بالاتر از آن هستند و در آن هسته هایی است که آثار شگفت انگیزی دارد. همانطور که با علم و معرفت، اورانیوم را بارور می کنیم و در انرژی هسته ای استفاده می کنیم. اذکار را هم باید با معرفت بارور کنیم. این معرفت است که یک چیز را قیمتی می کند. هر چقدر سطح معرفت ما بالاتر برود، آن اثرات خود را نمایان تر می کند. عنصر تقوا و پاکی و معرفت است که وقتی به اذکار می خورد آن را آزاد و اثرگذار می کند. یعنی شما باید 1000 رکعت نماز بخوانی تا آن معرفت را جمع کنی، ولی وقتی معرفت را می زنی به ذکر حضرت زهرا س کار همان 1000 رکعت نماز را می کند. پس کیفیت خیلی مهم است. وقتی پاکی و معرفت به ذکری بخورد ابدیت را می سازد. آثار تسبیحات اربعه «سُبحانَ اللّه، وَالحَمدُ للّه، ولا إلهَ إلَا اللّه، وَاللّه ُ أكبَرُ فی ذَنبِ المُسلِمِ مِثلُ الأَكِلَةِ فِی جَنبِ ابنِ آدَمَ = تسبیحات چهارگانه در گناهان یک مسلمان، مثل خوره در بدن آدمیزاد است.»  یعنی وقتی کسی بعد از نمازش تسبیحات می گوید، یا در هنگام خواب تسبیحات می گوید، خواب خوب می تواند داشته باشد؛ چون روح را پاک می کند. برای نفس مثل حمام است. گناهان مسلمان را نابود می کند و هر چقدر این عنصر تقوا و معرفت بیشتر باشد،)قدرت پاک کنندگی بیشتر است. البته با تمرکز. تمرکز یعنی حضور قلب که خودش  یک اکسیر است. نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: شبی که به معراج برده شدم. ابراهیم علیه السلام را دیدم. به من گفت: ای محمد! از جانب من به امتت سلام برسان و به آنها بگو که بهشت، خاکی پاک و آبی گوارا دارد و دشتستانی است که نهال هایش عبارتند از «سبحان الله والحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر.» یعنی ساختار بهشت با این اذکار است. قبلاً گفتیم در بهشت کاخی است از مروارید سفید و برای کسی است که سبحان الله بگوید. یعنی می خواهد بگوید زمین بهشت، در نفس خودت است و همینطور زمین جهنم. نکته مهم در معراج پیامبر این است که وقتی حضرت به هر مقامی از پیامبران پیشین می رسیدند. آن بزرگواران به ما سلام می رساندند و نگران ما بودند و تجربه هایشان را در اختیار پیامبر قرار می دادند و دلسوزی می کردند. نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «نه من و نه هیچ یک از پیامبران تسبیحی نگفته است، برتر از تسبیحات اربعه. » نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله: «هر کس تسبیحات اربعه را بگوید، فرشته ای آن را بالا می برد و به هیچ فرشته ای عبور نمی کند این ذکر، مگر اینکه می گوید خدا رحمتش کند. تا اینکه تحویل خود خدا داده شود. چون این تسبیح و تمجید خداست و خود خدا آن را دریافت می کند. یعنی ملائکه برای گوینده این ذکر دعا می کنند و دعای ملائکه هم صددر صد قبول است. معلوم است که این ذکر صورتی دارد که ملائکه آن را دریافت می کنند. تسبیحات اربعه قشنگ ترین عشق بازی با خداست. با این تسبیحات، دور خدا می گردی. یعنی دور معشوقت می گردی. کراهت هم دارد که این تسبیحات یک نفس خوانده شود. باید با تمرکز و تأنی خوانده و با نفس گرفتن خوانده شود. همانطور که سوره توحید را نباید یک نفس خواند. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10804
زمان انتشار: 2 آوریل 2019
| |
اهداف بعثت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله

عید بزرگ مبعث مبارک باد

اهداف بعثت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله

جهان در آستانه‌ی بعثت حضرت رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در انحطاط و بحران شگفت انگیزی قرار داشت. جهالت، غارتگری، ظلم و ستم، تضییع حقوق ضعیفان و محرومان، فساد و بی بند و باری، تبعیض و ناعدالتی، نگرانی و دلهره، دوری از اخلاق و انسانیت، تمام جوامع بشری را در آن روزگار فرا گرفته بود.

در این میان منطقة جزیرة العرب و به ویژه شهر مکه از منظر فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، پایین­ترین و بدترین وضع را تحمل می‌­کرد. خضوع اعراب جاهل در مقابل چوبهای خشکی که به صورت بت درست شده بود و اهالی مکه در مقابل آن اجسام بی­جان قربانیها کرده و استمداد می­طلبیدند، هر انسان فهمیده و عاقلی را به تعجب و تأسف وا می­داشت. زنان نه تنها از حقوق اساسی خود محروم بودند، بلکه همانند کالای بی­جان خرید و فروش می­شدند و... . خداوند متعال در آیات وحیانی خویش به برخی از ناهنجاری‌ها و آداب غیر انسانی و جاهلانه آن روز اشاره کرده و می­‌فرماید: ;قُلْ تَعالَوْ اَتْلُ ما حَرّمَ رَبُّکُم عَلَیْکُمْ اَلاّ تُشْرِکوا بِهِ شَیْئاً وَبِالْوالِدَیْنِ إحْساناً وَلاتَقْتُلوا أوْلادَکُمْ مِنْ إمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإیّاهُمْ وَلاتَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ وَلاتَقْتُلوا النَّفْسَ الَّتی حَرَّمَ اللهُ إلاَ بِالْحَقِّ ذلِکُمْ وَصّیکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلونَ»[1]؛ «بگو: بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است [برایتان] بخوانم: اینکه چیزی را شریک خدا قرا ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید. فرزندانتان را از ترس فقر نکشید. ما شما و آنها را روزی می‌­دهیم. و به کارهای زشت نزدیک نشوید چه آشکار و چه پنهان. و انسانی را که خداوند محترم شمرده به قتل نرسانید مگر به حق [و از روی قانون الهی]. این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده، شاید درک کنید.» «وَلاتَقْرَبوا مالَ الْیَتیمِ إلاّ بِالَّتی هِیَ أحْسَنُ حَتّی یَبْلُغَ أشُدَّهُ وَأوْفوا الْکَیْلَ وَالْمیزانَ بِالقِسْطِ، لانُکَلِّفُ نَفْساً إلاّ وُسْعَها وَإذا قُلْتُمْ فَاعْدِلوا وَلَوْ کانَ ذا قُربی وَبِعَهْدِ اللهِ أوْفوا ذلِکُمْ وَصّیکُمْ بِهِ لَعَلّکُمْ تَذَکَّرونَ»[2]؛ «و به مال یتیم جز به بهترین صورت [و برای خدمت به او] نزدیک نشوید تا به حد رشد خود برسد، و حق پیمانه و وزن را به عدل و دادگری رعایت کنید. ما هیچ کس را به بیش از توانائی و قدرتش وادار نمی­کنیم. هنگامی که [در مقام داوری یا شهادت] سخنی می­گوئید، عدالت را مد نظر قرار دهید حتی اگر در مورد نزدیکان شما باشد، و به پیمانهای خداوند وفادار باشید. اینها مواردی است که خداوند شما را به آن سفارش می­کند، تا شاید پند گیرید.» خداوند متعال در این آیات از رسم‌های باطل و غیر اخلاقی دوران جاهلیت خبر داده و به موضوعات غیر انسانی رایج، از جمله شرک و بت­پرستی، آزار پدر و مادر، کشتن فرزندان، ارتکاب اعمال زشت و فساد انگیز، کشتن افراد بی­گناه، تجاوز به اموال یتیمان، بی­عدالتی در توزیع اموال و امکانات عمومی، پایمال کردن حقوق دیگران، عهد شکنی و نادیده انگاشتن پیمانها و قوانین اجتماعی می­پردازد و در عین حال راهکارها و دستورات سازنده‌­ای در این زمینه به مسلمانان ارائه می‌­کند. ناگفته پیداست که برخی از علل و انگیزه‌­های بعثت پیامران الهی نیز در این آیات مطرح شده است که عدالت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی از جمله آنهاست. در روایتی از اوضاع نابسامان عربستان در آستانه بعثت نبوی ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمده است: روزی قیس بن عاصم به نزد حضرت رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمده و عرضه داشته: یا رسول الله! من در ایام جاهلیت هشت دختر خود را زنده به گور کرده‌­ام، حالا چه کنم؟ پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: در مقابل هر دختر یک برده آزاد کن![3] در روایت دیگری آمده است: هنگامی که قیس یکی از موارد زنده به گور کردن دخترانش را در حضور رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ شرح داد، رسول مهربان الهی در حالی که از شدت تأثر حلقه­ های اشک بر گونه‌­های مبارکش می‌­لغزید، از سنگ دلی و قساوت آن مرد جاهل تعجب کرده و به یارانش فرمود: «إنَّ هذهِ لَقَسْوَةٌ وَمَنْ لایَرْحَمْ لایُرْحَمْ؛ این [عمل] سنگدلی است و هر کس رحم نداشته باشد، مشمول رحمت ‍‍ ‍‍[الهی] نخواهد بود». بنابراین جهان در آستانه بعثت، غرق در انواع خرافات، افکار و اندیشه‌­های جاهلانه بود و شاید در آن روزگاران در هیچ جای عالم خرافه پرستی و بی­بند و باری و رواج مفاسد اجتماعی مثل منطقة جزیره العرب نبود. مردم آن عصر بدون آنکه خود متوجه باشند، نیاز شدیدی به امور معنوی، اخلاقی و انسانی داشتند ودر آتش ناعدالتی، نابرابری و تضییع حقوق انسانی می‌­سوختند. در این فرصت برخی از علل و عوامل بعثت انبیاء را _ که در رأس آن بعثت رسول گرامی اسلام قرار دارد _ مرور کرده و به موارد اهم آن اشاره می­‌کنیم: 1 . انقلاب ارزشها بعد از بعثت رسول گرامی اسلام، اصول و ارزشهای جاری در جامعه که علیه مصالح دنیا و آخرت مردم بود، به ارزشهای انسانی و الهی تبدیل شد. خرافه پرستی به حقیقت­یابی، جنگ و خونریزی و ناعدالتی به قسط و عدل و مساوات بدل گردید و انسانهای در ظاهر پایین درجه، به افرادی مورد اعتماد و دارای منزلت اجتماعی والائی تبدیل شدند. تمام قوانین و ملاکهای ظاهری و مادی جای خود را به معیارهای ارزشمند و متعالی داد. آری بعثت پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ ارزشهای ضد انسانی را دگرگون کرد و تمام رسمهای ایام جاهلیت، به قوانین عادلانة اسلامی تبدیل شدند. رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بیشترین تلاش خود را در تحول افکار عمومی متمرکز کرده و برای از میان بردن باورهای خرافاتی و ناپسند، از هیچ کوششی فروگذار نمی­کرد. آن رهبر فرزانه اسلامی حتی به کارگزاران خویش تأکید می­نمود که در تبدیل و تغییر روشهای غلط و رسوم جاهلانه نهایت تلاش خود را به عمل آورند. هنگامی که معاذ بن جبل را به سوی یمن می­فرستاد به او فرمود: «ای معاذ! آثار جاهلیت و رسوم باطل را بمیران و سنتهای متعالی اسلامی را در میان مردم ترویج کن!». آن گرامی، حتی در آخرین فرازهای پیام حج خود، به انقلاب ارزشها و حرکت به سوی زیبائیها و کمالات تأکید ورزید و فرمود: «ألا کُلُّ شَیءٍ مِنْ أمْرِ الْجاهِلیّةِ تَحْتَ قَدَمی موضوعٌ[4]؛ بدانید تمام باورها و رسمهای ایام جاهلیت را زیر پای خود نهاده و باطل اعلام می‌­کنم.» امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ در توضیح فلسفه بعثت پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر این نکته تأکید کرده و آن را به عنوان انقلاب ارزشها مطرح می­‌کند و می‌­فرماید: «ألا وَإنّ بَلیَّتَکُمْ قَدْ عادَتْ کَهَیئَتِها یَوْمَ بَعَثَ اللهُ نَبیَّهُ ـ صلّی الله علیه و آله ـ وَالَّذی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَلَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً وَلَتُساطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ حَتّی یَعُودَ أسْفَلُکُمْ أعْلاکُمْ وَأعْلاکُمْ أسْفَلَکُمْ؛ آگاه باشید تیره روزیها و فتنه­های شما همانند عصر قبل از بعثت پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ بار دیگر روی آورده است. سوگند به خدائی که پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ را به حق مبعوث کرد، سخت آزمایش خواهید شد و چون دانه­هائی که در غربال ریزند یا غذائی که دردیگ گذارند، زیر و رو خواهید شد تا اینکه پائین شما به بالا، و بالای شما به پائین بیاید».[5] یعنی دقیقاً همانند عصر بعثت دگرگون و منقلب خواهید شد، و بار دیگر انقلاب ارزشها رخ خواهد نمود. امام ـ علیه السلام ـ به جایگزین شدن افراد طبقه پائین به جای بالا نشینها و تبدیل شدن ارزشهای ظاهری مادی به ارزشهای انقلابی و معنوی اشاره کرده و می­فرماید، چون به جاهلیت قبل از بعثت پسرفت داشته‌­اید، دقیقاً باید همان حادثه رخ نماید و حق به محور خود برگردد. 2. تزکیه و پرورش روح از مهم­ترین علل بعثت انبیاء، تهذیب نفوس و تربیت انسانهای مستعد است. پیامبران الهی کوشش می­کنند نیروهای درونی انسانها را از قوه به فعلیت رسانده و برای رسیدن به قلّه سعادت و کمال، آنان را همراهی و یاری نمایند. آنان برای ارتباط افراد با مبدأ هستی زمینه سازی کرده و مقدمات تعالی آنان را فراهم می­آورند. قرآن کریم در سورة آل عمران با اشاره به این نکته می‌­فرماید: «لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلیَ المُؤْمِنینَ إذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسولاً مِنْ أنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَیُزَکّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُم الْکِتابَ وَالْحِکْمَةَ وَإنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ»[6] «خداوند متعال بر مؤمنان منت نهاد هنگامی که در میان آنها پیامبری از جنس خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد، گرچه قبل از بعثت در گمراهی آشکاری بودند». رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز با تلاوت آیات کلام وحی، روح و جسم آنان را صیقل داده و با زدودن زنگارهای جهل و خرافات و خودپرستی، برای پذیرش حق و گام نهادن در راه کمال یاری­شان می­نمود. 3. رساندن به مقام عبودیت طبق آموزه­های قرآنی، هدف از آفرینش انسان چیزی جز پرستش خدای یگانه نیست و تمام نعمتهای الهی و اشیائی که در این عالم آفریده شده و در اختیار انسان قرار گرفته، همه برای طی مسیر عبودیت است. عبودیت کامل آن است که انسان جز به آفریدگار مطلق جهان و کمال مطلق نیندیشد و همة افکار و اعمال خود را به این امر معطوف دارد. خداوند در قرآن می‌­فرماید: «وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالانْسَ إلاّ لِیَعْبُدونَ»[7]؛ «جن و انس را نیافریدم جز اینکه مرا عبادت کنند.» یکی دیگر از علل بعثت انبیاء، دستگیری افراد بشر در راه رسیدن به مقام عبودیت است. رهبران الهی با تلاشها و آموزه­های خود انسانها را به کانال عبودیت هدایت کرده و از این رهگذر آنان را به قرب الهی می­رسانند. پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ از آغازین لحظات بعثت شعار معروف خود را در این زمینه پیوسته تکرار می­‌کرد که: «قولُوا لاإلهَ إلاّ اللهُ تُفْلِحُوا»[8] و به مخاطبان خود این پیام را می­رساند که رستگاری تنها و تنها در گرو بندگی خدای یگانه و نفی خدایان دیگر و بت پرستان است. 4. تحکیم وحدت انسانها ریسمان محکم نبوت تنها وسیله­ای است که انسانها را در زیر لوای وحدت و برادری فراهم می­آورد؛ انسانهایی که از تفرقه و تشتت و نزاع و اختلافها به تنگ آمده و به دنبال راهکاری مورد اعتماد برای حل معضلات زندگی خود می­گردند. آتش خانمان سوز اختلاف، نیروهای عظیم بشری و سرمایه­های فراوان آنان را به باد داده و زیباترین محیطهای زندگی را به جهنمی سوزان بدل می­کند. اگر انسانها به سخنان پیام­آوران وحی توجه کرده و زیر عَلَم توحید گرد آیند، مطمئناً از تفرقه و تشتت در امان بوده و در سایة کلمة توحید به توحید کلمه نیز دست خواهند یافت. در سورة بقره آمده است: ﴿کانَ النّاسُ أُمَةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللهُ النَّبیّینَ مُبَشّرینَ وَمُنْذِرینَ وَأنْزَلَ مَعَهُمْ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النّاسِ فیما اخْتَلَفوا فیهِ﴾[9]؛ «مردم [در آغاز امت واحدی بودند [سپس بنابر عللی در میان آنان اختلاف پدید آمد]، پس خداوند نیز پیامبرانی را برانگیخت تا مردم را بشارت دهند وانذار کنند و به همراه آنان کتاب [آسمانی] فرستاد تا در میان مردم در مورد آنچه در آن اختلاف کرده بودند داوری کند. » طبق این آیه یکی از اهداف مهم بعثت انبیاء، پایان بخشیدن به اختلافات مردم است که از روی جهل و غفلت و ناآگاهی و پیروی هوای نفس و برتری جویی صورت می­‌گیرد. 5. واسطه‌ی فیض الهی برای آدمیان خاکی که هنوز گام در مرحله­ای بالاتر نگذاشته­اند، ارتباط با آفریدگار هستی که در منتها درجة اقتدار و کمال است امری سهل و آسان نیست. برای رسیدن به آن مقام بی­نهایت و اوج گرفتن در آسمان عرفان و معنویت، نیاز به واسطة فیض و وسائل نیرومندتری است. قرآن کریم نیز به این نکته اشاره کرده و فرمود: «وَابْتَغُوا إلَیْهِ الْوَسیلَة»[10]؛ «برای تقرب به درگاه الهی وسیله­‌ای بجویید.» انجام دستورات رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می­تواند بهترین وسیله برای ارتباط با خداوند متعال باشد. امام رضا ـ علیه السلام ـ در گفتاری حکیمانه می­فرماید: «از آنجایی که در آفرینش مردمان و نیروهای نهفته در درون آنان، آنچه که مصالحشان را کامل کند وجود نداشت، و آفریدگار جهان، برتر از آن بود که [به چشم ظاهر] دیده شود و ضعف و ناتوانی آنان در ادراک ظاهری او بود، چاره­ای جز این نبود که فرستاده­ای معصوم میان او و آدمیان واسطة فیض باشد و امر و نهی الهی را به ایشان برساند[11]؛ «لما لَمْ یَکُنْ فی خَلْقِهِمْ وَقُواهُم ما یُکْمِلوا لِمَصالِحِهِمْ وَکانَ الصّانِعُ مُتَعالِیاً عَنْ أنْ یُری وَکانَ ضَعْفُهُمْ وَعَجْزُهُمْ عَنْ إدْراکِهِ ظاهِراً لَمْ یَکُنْ بُدٌّ مِنْ رَسولٍ بَیْنَهُ وَ بَیْنَهُمْ مَعْصومٍ یُؤَدّی إلَیْهِمْ أمْرَهُ وَنَهْیَهُ ». 6. احیای پیمان فراموش شده پیامبران الهی بر خود لازم می­دانند تا انسانها را به پیمان فطری که فراموش­شان شده است یادآور شوند، همان میثاق دیرین که در میان تمام موجودات فقط انسان آن را تقبل و تعهد کرده است، اما بر اثر مرور زمان و وسوسه­های شیطان آن را به بوتة فراموشی سپرده است. امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ می­‌فرماید: «واصْطَفی سُبْحانَهُ مِنْ وَلَدِهِ أنْبیاءَ أخَذَ عَلَی الْوَحْیِ میثاقَهُمْ وَعَلی تَبْلیغِ الرِّسالَةِ أمانَتَهُمْ لَمّا بَدَّلَ أکْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اللهِ إلَیْهِمْ فَجَهَلوُا حَقَّهُ واتَّخَذُوا الاَنْدادَ مَعَهُ وَاجْتالَهُم الشَّیاطینُ عَنْ مَعْرِفَتِهِ وَاقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبادَتِهِ فَبَعَثَ فیهِمْ رُسُلَهُ وَواتَرَ إلَیْهِمْ أنْبیاءَهُ لِیَسْتَأدُوهُمْ میثاقَ فِطْرَتِهِ وَیُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ[12]؛ ‍[خداوند سبحان] از میان فرزندان آدم، پیامبرانی را برگزید و از آنان بر وحی پیمان گرفت و بر تبلیغ رسالت امانت آنان را، آنگاه که اکثر مردم عهد و پیمان الهی را تبدیل کرده و حق خدا را نشناختند و در مقابل خداوند خدایان دروغین و بتهای بی­ارزش را پرستیدند و شیاطین آنان را از معرفت خدا باز داشته و از عبادت او جدا کردند. [در آن حال] خداوند پی در پی پیامبرانی را مبعوث نمود تا آنان را بر پیمان فطرت خویش وادار کنند و نعمتهای فراموش شده او را به یادشان آرند.» پیامبران الهی در کنار معارف و برنامه­‌های حیاتبخش خود پیوسته به آدمیان می‌­آموزند که در مورد اصول دین و باورهای مهم اعتقادی به فطرت و خرد خود رجوع کنند. قرآن کریم انبیاء الهی را به عنوان «مذکّر» معرفی می‌­کند. آنان تلاش می­‌کنند انسانها را به پیمان الهی و وفای به آن سوق دهند تا به ندای عقل و فطرت خویش پاسخ مثبت داده باشند. قرآن کریم نیز در مورد پیمان فراموش شدة الهی به فرزندان آدم می‌­فرماید:«ألَمْ أعْهَدْ إ ِلَیْکُمْ یا بنی آدَمْ أنْ لاتَعْبُدوا الشَّیْطانَ إنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبین»؛ «ای فرزندان آدم! مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را نپرستید، همانا که او دشمن آشکار شماست.» 7. ترویج فضائل اخلاقی ترویج فضائل اخلاقی و صفات متعالی انسانی، از دیگر علل وانگیزه­های بعثت انبیاء الهی است. اگر مروری اجمالی به آموزه­های وحیانی پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ داشته باشیم متوجه خواهیم شد که گفتارها و رفتارهای آن گرامی مملو از سفارشهای اخلاقی و تربیتی است. اساساً هر گونه خوبی، زیبایی و کمالی که زیبنده و شایستة انسانها است، در تعالیم انبیاء الهی به روشنی دیده می­شود. در حدیث معروفی از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می­خوانیم که آن حضرت فرمود: «إنّما بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الاَخْلاقِ[13]؛ من برای تکمیل و توسعة زیباییهای اخلاقی مبعوث شده‌­ام.» رسول خدا خود دارای کامل­ترین صفات اخلاقی بود و عادات پسندیده و آداب برجستة انسانی در وجود آن گرامی موج می­زد. 8. ایجاد و توسعة عدالت اجتماعی انسانها فطرتاً طالب عدالتند و سالم­ترین جوامع، آنهایی است که عدالت در تمام ابعاد خود در میان آن جوامع حاکم گردد. قرآن کریم در آیات متعددی از عدالت خواهی پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ سخن گفته و آن را یکی از اهداف بعثت می­شمارد. در سورة اعراف از اهتمام ویژة آن گرامی به اجرای عدالت خبر داده و می‌­فرماید: «قُلْ أمَرَ رَبّی بِالْقِسْط»[14] بگو: پروردگارم مرا به عدالت فرمان داده است». عدالت طلبی در تمام زوایای زندگی پیامبرـ صلّی الله علیه وآله ـ جلوه‌­گر بود و گسترة آن، گفتار، رفتار، روابط عمومی، معاملات، حتی محیط خانواده و دوستان و نزدیکانش را نیز شامل می­شد. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرموده است: «کانَ رَسُولُ اللهِ یُقَسِّمُ لَحَظاتَهُ بَیْنَ أصْحابِهِ فَیَنْظُرُ إلی ذا وَیَنْظُرُ إلی ذا بِالسَّویَّة[15]؛ رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ نگاه خود را در میان یارانش به طور مساوی تقسیم می­‌کرد، گاهی به این و گاهی به آن دیگری به طور مساوی نگاه می‌­کرد.» آن گرامی به مهم­ترین فلسفة بعثت انبیاء که ایجاد قسط و عدل است به طور کامل معنی و مفهوم می­بخشید که خداوند فرمود: «لَقَدْ أرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَأنْزَلْنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَالمیزانَ لیَقومَ النّاسُ بِالقِسْطِ»[16] «ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم، تامردم به عدالت قیام کنند.» [1] . انعام / 151. [2]. انعام / 152. [3]. تفسیر قرطبی، محمد بن احمد انصاری، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1405، ج19، ص233. [4]. سیرة ابن هشام، ابو محمد عبد الملک بن هشام حمیری، دار القلم، بیروت، ج4، ص250. [5]. نهج البلاغه، ترجمة محمد دشتی، نشر ائمه، قم، 1379، ش، خطبه16. [6]. آل عمران/ 164. [7]. ذاریات / 56. [8]. بحار الانوار، علامه محمد باقر مجلسی، نشر الوفا، بیروت، 1404، ج18، ص202. [9]. بقره / 213. [10]. مائده / 35. [11]. بحار الانوار، ج11، ص40. [12]. نهج البلاغه، خطبه 1. [13]. مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت، 1408، قم، ج11، ص187. [14]. اعراف / 29. [15]. بحار الانوار، ج16، ص260. [16]. حدید / 25. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10803
زمان انتشار: 30 مارس 2019
| |
گزارش روز چهارم اردوی فکر و ذکر

گزارش روز چهارم اردوی فکر و ذکر

تسبیح موجودات

امام باقر علیه السلام فرمود: «اذا اخرج احدکم الوساط من المسجد فلیردها مکانها او فی مسجد آخر فانها تسبیح= هر وقت یکی از شما سنگ یا ریگی را از مسجد برداشت و بیرون برد، آن را به جای خودش به مسجد و یا به یک مسجد دیگر برگرداند. زیرا آن ریگ خدا را تسبیح می گوید».

اشیاء همراه با انسانها تسبیح می گویند. یعنی شما وقتی آن را از فضای تسبیحی جدا می کنید، آن را دوباره برگردانید به یک مسجد دیگر که با مسبحین تسبیح بگوید. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:«ای عایشه! این دو برد را بشوی.» عایشه می گوید: من گفتم پدر ومادرم به فدایت؛ دیروز آنها را شستم. فرمود: مگر نمی دانی که لباس تسبیح می گوید و هرگاه کثیف شود، تسبیحش قطع می شود.  از شخصی نقل می کنند که ما با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله غذا می خوردیم و از غذا صدای تسبیح را می شنیدیم. در دعا از امام سجاد هست:« انت المسبح فی کل مکان و المعبود فی کل زمان = تو هر جایی و در هر مکانی تسبیح می شوی و همیشه بندگی ات را می کنند.» جمعی از یاران حضرت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله گفتند ما در حضور ایشان بودیم که مشتی ریگ برداشتند و ریگ ها در دست شان تسبیح گفتند. پس آنها را در دست علی علیه السلام ریخت و آنها در دست ایشان هم تسبیح گفتند و ما تسبیح گویی آنها را در دستان شان شنیدیم. پس آن را در دستان ما ریخت. اما در دستان ما تسبیح نگفتند. پس معلوم می شود که صدای تسبیح اشیاء،  در ارتباط با فضا و مکان یا فرد خاص در می آید. خود اشیاء از نظر طبیعی هم تسبیح دارند. کارکرد طبیعی شان، حالت مفید بودن و در چرخه رشد قرار داشتن آن ها تسبیح طبیعی شان است. تغییراتی که بشر در اشیاء ایجاد می کند مثل این که یک لباس را کثیف می کند یا موجودی را نابود می کند، در روند طبیعی رشد و مفید بودن، جلوی آن را می گیرد و او را از تسبیح می اندازد. حضرت سجاد علیه السلام ۷ صحیفه دارند که همه در یک صحیفه جمع شده اند به نام صحیفه جامعه که آن صحیفه جامعه، دریایی از معارف است. دو مناجات در آنجا هست به نام مناجات انجیلیه وسطی و طویله. در آنجا حضرت می فرماید:«گواهی می دهم که معبودی جز خدای یگانه نیست؛ همانی که عطایش تمام خلایق را فرا گرفته است و عطایش درباره هر کس از آنان که گمراه شان کرد یا هدایت شان کرد، جاری است و می داند چه کسی فرمانش را می برد و چه کسی در گمراهی است. او با قدرت جاودان، بر عالم هستی پادشاهی می کند. پس کران تا کران آسمانها و زمین و کوه ها و ریشه هایشان و درختان و شاخسارشان و دریاها و ماهی هایشان و ستارگان در طلوع گاه شان و بارانها در جایگاه شان و ددان و درندگان زمین و رودها و ... هر آنچه که وصفی و نامی بگیرد یا در مرز و اندازه ای بگنجد، از آنچه به ذهن در تصور آید ... همگی تسبیح او را می کنند.» فقط معصوم است که از ظاهر و باطن عالم با ما سخن می گوید چون بر آن تسلط دارد مناجاتی از نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله هست به این مضمون: از تو درخواست می کنم به آن نامت که به آن هر موجودی با زبان های گوناگون تو را تسبیح می گوید ای خدا. در آخر هر کدام از جملات مناجات یک بار حضرت «یا الله» می گوید. از تو درخواست می کنم به آن نامت که به آن، برق جهنده و آذرخش های غران، تو را تسبیح می گویند. می دانیم که برق و رعد، دوتا از فرشته ها هستند. از تو درخواست می کنم به آن نامت که با آن، بادهای توفنده با وزیدن های خود، تو را تسبیح می گویند ای خدا. واقعاً این سوال مطرح می شود که پیامبر از کجا صحبت می کند؟ معصوم چیزهایی را می گوید که در همین 200 – 300 سال اخیر کشف شده اند و بشر به آن پی برده است. از تو درخواست می کنم به آن نامت که به سبب آن، همراه هر قطره ای از آسمان فرشته ای فرود می آید. ما قبلاً در شرح دعای سوم در صحیفه مشایعت کنندگان برف را خواندیم. از تو درخواست می کنم به آن نامت که به آن، غوک ها در دریاها و رودها و برکه ها با صفات گوناگون و زبان های گوناگون تو را تسبیح می گویند ای خدا. از تو درخواست می کنم به آن نامت ای آن که معبودی جز تو نیست. همان نام که پنهان در گنجینه هاست و هیچ کس نمی داند مگر با معجزات روشن و دلایل آشکار و نشانه های پیدا از شگفتی های آفرینش چون آتش و روشنایی و ابرهای لایه لایه؛ و بادهای گرده افشان و سنگینی هواهای فشرده شده میان زمین و آسمان ها و چشمه های جوشان و رودهای روان و دریاهای گوناگون که آنها همگی با آن نام بزرگ تو را تسبیح می گویند. پیامبر ص از ابرهایی لایه لایه 1400 سال پیش دارد سخن می گوید. زمانی که هیچ تکنولوژی و هیچ خبری نبوده و هیچ کس ابرها را نمی شناخت به این صورتی که امروز می شناسند. از بادهای گرده افشان سخن می گوید. مگربشر چند سال است که فهمیده گرده افشانی توسط بادها صورت می گیرد؟ در خیلی از دعاها آنقدر اطلاعات دقیق و علمی هست که بشر خبر ندارد و تازه باید دانشمندان راجع به آن آزمایشگاه بزنند و تحقیق کنند. اگر فیزیکدانان و شیمی دانان عالم بیایند و دوره های اسماءالله را طی کنند، بسیار پیشرفت و جهش خواهند کرد. براساس خیلی از رمز و راز های طبیعت، باید دانشگاه زده شود و تاسیس رشته شود و دانشجو گرفته شود. حضرت بیان می دارد: از تو درخواست می کنم، با آن نامت که کوه های افراشته به فرمان تو تسبیحت می گویند؛ با آن نامت ای خدا. از تو درخواست می کنم، با آن نامت که رودهای روان به فرمانت با آن نام تسبیحت می گویند. از تو درخواست می کنم، با آن نامت که دریاهای مالامال که گرداگرد زمین را گرفته اند و با آن نام تو را تسبیح می گویند و از تو درخواست ... و همینطور حضرت همه موجودات طبیعیت را نام می برد. به این ادبیات دقت کنید بی نظیر است. و واقعاً برای ما خسران است که ما نفهمیده از این دنیا برویم. اینها چیزهایی است که لازم نیست ما در برزخ برویم و آنها را بفهمیم. ما اگر دل و باطن مان را به این عالم بدهیم و دست از این محدودیت های جمادی و گیاهی برداریم و این معارف را اینجا بفهمیم، پایه‌ی ما برای ورود به برزخ، فوق العاده قوی خواهد بود. این معارف، پایه های کلاس برزخ ماست. وارد برزخ که می شویم همین درجه بندی ها هست. مرکز علم آنجاست که دارد این عالم را اداره می کند. در آخر حدیثی نقل می کنم، حارث بن مغیرة می گوید، نزد امام صادق علیه‌السلام از احساس سنگینی در معده ام و ثقل کردن از غذایم شکایت کردم. فرمود: از این انار شیرین برگیر و آن را با همان پیه آن (پرده نازک و سفیدی که دور دانه های انار است) تناول کن. زیرا معده را کاملاً پاک می کند و سنگینی معده و سوء هاضمه را از بین می برد. غذا را هضم می کند و در شکم تسبیح می گوید. یعنی نورانیت ایجاد می کند. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10802
زمان انتشار: 30 مارس 2019
| |
گزارش روز سوم اردوی فکر و ذکر

گزارش روز سوم اردوی فکر و ذکر

مصادیق تسبیح در عالم هستی

همه موجودات در عوالم هستی دارای تسبیح هستند و خدا را تسبیح می گویند. جمادات، گیاهان، حیوانات و ... همه در حال تسبیح پروردگار هستند. غفلت از تسبیح، موجب مرگ و نابودی شان می شود.

نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:« از دارایى هایتان با پرداخت زكات محافظت كنید؛ زیرا هیچ پرنده ای شكار نشد، مگر این كه تسبیحگویى خود را وانهاد . یعنی هیچ صیدى شكار نمى شود و هیچ درختى قطع نمى‌شود، مگر به سبب تركِ تسبیح؛ و هر چیزى در آفرینش، تسبیح مى‌گوید تا آن گاه كه از بالاترین خلقتش ـ كه خداوند آن را آفریده است ـ تغییر كند [و از بین برود]. اگر صداى فرو شكستن دیوارها و سقف خانه هایتان را مى شنیدید، مى فهمیدید كه تسبیح مى گویند» . تسبیح برای مال، دادن زکات آن است؛ زکات آن هم استفاده از آن مال، در راه درست می باشد. اما وقتی مال در راه درست خرج نشود و به سمت تجمل گرایی، کنز شدن و گنج شدن و ذخیره شدن برود، خاصیت خود را از دست می دهد. مال باید به بخش انسانی خدمت کند. گفتیم تسبیح یعنی حرکت رو به رشد. مال زمانی از تسبیح و رشد می افتد که راکد باشد. حضرت خیلی دقیق می فرمایند که با پرداخت زکات، مالتان را حفظ کنید. اگر بخش انسانی و خیریه از آن خارج نشود، آن مال خاصیتی ندارد. برای همین است که در قرآن می فرماید: در قیامت آن را به پهلو و پیشانی های شان می چسبانند. زیرا اینها مال و ثروتشان را ذخیره کردند. جمع مال از راه حلال خوب است: اما نباید در یک جا راکد بماند. زکات در همه شأن های انسان وجود دارد: در بخش جمادی، مثل پول و ثروت، پرداخت زکات و استفاده آن مال برای بخش انسانی است. در بخش گیاهی، عقلی و فوق عقلی، باید زکات آن را پرداخت. حفظ نعمت در هر بخشی باعث رشد آن بخش و تسبیح آن می شود. مال زمانی می تواند رشد کند و تسبیح داشته باشد که به درد بخش انسانی بخورد. حضرت زکات را برای حفظ مال بیان می کند و مثال را از پرنده می آورد که هیچ پرنده‌ ای شکار نشد، مگر این که تسبیح گویی خود را وانهاد. در قرآن داریم:« أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ[1]= آیا ندانسته‏ اى كه هر كه [و هر چه] در آسمانها و زمین است براى خدا تسبیح مى‏ گویند و پرندگان [نیز] در حالى كه در آسمان پر گشوده‏ اند [تسبیح او مى‏ گویند] همه ستایش و نیایش خود را مى‏ دانند و خدا به آنچه مى كنند داناست». این که دانشمندان غربی می گویند حیوانات غریزی عمل می کنند و عقل ندارند، درست نیست. مثلا هدهد وقتی که حضرت سلیمان از او سوال کرد کجا بودی؟ گفت من نزد ملکه سبا بودم. حضرت سلیمان می گوید اگر دروغ بگویی تنبیهت می کنم. این یعنی حیوانات هم مثل ما عقل دارند و خوب و بد را انتخاب می کنند. می توانند دروغ بگویند و خوب و بد دارند.  جمادات هم اینطورند. حضرت علی می فرمایند: خدایا ابرهای مطیعت را برای ما بفرست، ابرهای سرکشت را نفرست. در جماداتی مثل سنگ نیز همین طور است. مثلا سنگ عقیق که عزیز می شود، برای این است که ولایت امیرالمؤمنین را زودتر از دیگر سنگها قبول کرد. همه موجودات تسبیح دارند. از این رو حضرت می فرماید، پرنده ای که تسبیحش را وانهاد و تنبلی کرد، شکار می شود. گاهی وقتها موجودی با غفلت از تسبیح، حالت طبیعی خودش را از دست می دهد. مثل لباس. لباس وقتی کثیف می شود، تسبیحش را از دست می دهد و روی روحت و اعصابت اثر می گذارد. وقتی حمام می روی، چرا احساس نشاط می کنی؟ چون بدن از تسبیح افتاده بود و با حمام رفتن، دوباره حالت تسبیح می گیرد و با نشاط می شود. بدن از تسبیح بیفتد، سکته می کنید. آلزایمر و سرطان و پارکینسون و ام اس، به خاطر عدم تسبیح به وجود می آید. بدن از تسبیح می افتد و در نتیجه، گرفتار این بیماری ها می شود. زیرا گفتیم، تسبیح یعنی رشد و تعالی. با از دست دادن تسبیح، کارکرد طبیعی از بین می رود. مثلا خون که سرطانی می شود، حالت خودش را از دست داده است؛ زیرا تسبیحش را از دست داده. یا دندان که جرم می گیرد، خاصیت دندان بودن و تسبیح را از دست می دهد و خراب می شود.  فرمودند اگر شما صدای فروشکستن سقف و دیوارهای خانه تان را می شنیدید، می فهمیدید که تسبیح می گویند. این خیلی دقیق است. سقف که تسبیحش از بین می رود، فرو می ریزد. تمام اجل ها یعنی مدت زمان حیات که مشخص شده و عمر همه چهارپایان و همه جنبندگان زمین در گرو تسبیح گویی آنهاست. پس هر گاه تسبیح گویی شان به سر آید، خدا جان آنها را می گیرد و فرشته مرگ در این کار دستی ندارد جز اجرا. یعنی هر چیزی خاصیتش را که از دست داد می میرد. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: قسم می خورم به خدا که آفرینش را آفرید و روزی را گسترانید که هیچ مالی در خشکی و دریا تلف نمی شود، مگر به سبب نپرداختن زکات. و هیچ صیدی در خشکی و دریا شکار نمی شود مگر به سببی که در آن روز تسبیح را ترک گفت. هیچ مالی نیست در دریا و خشکی و هوا که ضایع شود، مگر این که صاحبش زکات را پرداخت نکرده. خمس یک بخش از پرداختهاست و زکات بخش دیگری است که باید پرداخت شود. در جای دیگر حضرت نبی اکرم شبیه به همین حدیث بیان می کنند که در آخر آن می فرمایند: و لا دخل علی المرء مکروه الا بذنب و ما عفی الله عنه اکثر= هیچ مکروهی به کسی وارد نمی شود، مگر به سبب گناه. اما بخش زیادی از این گناهان را خدا می بخشد. پس نگوییم، چرا این همه بلا سرم می آید. باید ببینی کجا مکروهی کرده ای؛ حتماً یک جا مکروهی انجام داده ای. در حالی که خدا بخش زیادی از آن را می بخشد و جزا نمی دهد. اگر می خواست جزا بدهد که دیگر زنده نبودی. برای پاک شدن از گناهان و مکروهاتی که انجام داده ایم، بهترین راه استغفار است. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب  [1] . نور/41.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10801
زمان انتشار: 30 مارس 2019
| | |
پیمان نامه حضرت مهدی با ۳۱۳ نفر از یارانشان

پیمان نامه حضرت مهدی با ۳۱۳ نفر از یارانشان

سخنان زیبای استاد رحیم پور از انقلاب و انقلابیون مهدی (عج) آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

فیلم

1 - پیمان نامه حضرت مهدی با ۳۱۳ نفر از یارانشان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10799
زمان انتشار: 28 مارس 2019
| | |
گزارش روز دومِ اردوی فکر و ذکر

گزارش روز دومِ اردوی فکر و ذکر

تفاوت های تسبیح و تحمید

دو نکته درباره تسبیح و تحمید وجود دارد: نکته اول: تسبیح جنبه تنزیهی دارد و سلبی هست و حمد جنبه ایجابی دارد. در تسبیح می‌گوییم چی ها نیست و در حمد می‌گوییم چی ها هست. در تسبیح می‌گوییم نقایص و ضعف ها را ندارد. در تحمید می‌گوییم کمالات را دارد.

نکته دوم، در کلمه حمد و مدح گفتیم، حمد مدح کمال اختیاری هست. اما خود مدح اعم است از کمال اختیاری و غیر اختیاری است.

بیان آثار تسبیح بحمد در آیات قرآن آیاتی از قرآن می‌خوانیم که آثار تسبیح بحمد در آن بیان شده است. سوره طه آیه 130:« فَاصْبِرْ عَلَى مَا یَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَی= پس بر آنچه مى‏ گویند شكیبا باش و پیش از بر آمدن آفتاب و قبل از فرو شدن آن با ستایش پروردگارت [او را] تسبیح گوى و برخى از ساعات شب و حوالى روز را به نیایش پرداز باشد كه خشنود گردى». در این آیه خداوند بنده اش را در آغوش گرفته و نوازش کرده که باعث تقویت بنده است. می‌گوید، حال که از آنها اذیت شدی، و شکیبایی کردی، بیا و تسبیح کن. این حرف را خدایی می‌گوید که بشر را خلق کرده و می‌داند او با چه چیزی آرام می‌شود. آیا می‌خواهی آرام و راضی شوی و در مقابل سختی ها و لجاجت ها قدرت داشته باشی، پس در دل شب و بخشی از روز تسبیح بگو. در این آیه نکته فوق العاده مهم از نظر روان شناسی بیان شده است. روان شناسی های غربی درباره انسان، فقط به بریده‌ای از تولد تا مرگ بسنده میکنند و از پیشینه نفس از زمانی که روح انسان از مثل اعلی دمیده می‌شود تا زمانی که دوباره به ابدیتبر می‌گردد، بی خبرند. زیرا اطلاعات غلط و ناقص از دنیا دارند. در حالی که ما داریم با کلمات کسی کار می‌کنیم که نفس را می شناسد. تسبیح قدرتی است که باعث می‌شود انسان همیشه عاشق باشد. دل ما غیر از این نمی‌پسندد. وقتی آدم معشوق دارد، زنده است. یک دل بینهایت نمی تواند با معشوق محدود ارضا شود:«الا بذکرالله تطمئن القلوب». پس در این آیه می‌گوید، بیا در دل شب تسبیح بگو با من باش، تا راضی و آرام شوی. اصل انرژی و نیرویت اینجاست، بیا بگیر. در واقع تسبیح و تحمید مکانیزم های ضد ضربه اند. انسانی که با معشوق خود یعنی الله آرام و راضی می شود تا مصیبی بر او وارد شود، می گوید معشوقم هست، پیش او می روم. تمام فشارها با تسبیح از بین می رود. تسبیح فشار قبر را برطرف می کند. سوره قاف، آیات 39-40 :« فَاصْبِرْ عَلَى مَا یَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ؛ وَمِنَ اللَّیْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ= و بر آنچه مى‏ گویند صبر كن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از غروب به ستایش پروردگارت تسبیح گوى؛ و پاره‏ اى از شب و به دنبال سجود [به صورت تعقیب و نافله] او را تسبیح گوى». این آیه شبیه آیه قبلی است ولی اینجا اثر را نگفته. در آنجا می گوید این کار را بکن تا راضی شوی. اثرش راضی شدن و آرامش است. چون صحبت از «لعلک ترضی» شد، باید بگویم که خداوند یک مظهر رضا دارد که هر وقت بخواهد کسی را راضی کند آن مظهر رضا را به او می‌دهد و آن وجود مقدس امام رضاست. «اللهم صلی علی علی بن موسی الرضا الذی الرتضیته» خدایا تو با این رضا هر که را بخواهی راضی می‌کنی. امام رضا کسی است که اگر با هزار جنایت هم پیشش بروی، می‌فهمی که دوستت دارد و از تو ناراحت نیست. رویش را بر نمی‌گرداند. این مظهر رضای خداست. سوره طور، آیه 48 و 49:« وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْیُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِینَ تَقُومُ؛ وَمِنَ اللَّیْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ = و در برابر دستور پروردگارت شكیبایى پیشه كن كه تو خود در حمایت مایى و هنگامى كه [از خواب] بر مى ‏خیزى به نیایش پروردگارت تسبیح گوى؛ و [نیز] پاره‏ اى از شب و در فروشدن ستارگان تسبیح‏گوى او باش». در این آیه زمان را مشخص می‌کند مثل پزشکی که می‌گوید دارو را در چه زمان‌هایی بخور. وقتی شب بلند می‌شوی، تسبیح بگو. پشت سر ستاره ها یعنی بعد از این که ستاره ها رفتند. تسبیح بگو. می‌فرماید، در دستور پروردگار شکیبا باش. تو درست جلوی چشم ما این مسائل را داری تحمل می‌کنی. این مسئله خیلی مهم است که انسان بداند در جلوی چشم خدا دارد تحمل می‌کند. حضرت جبرئیل خدمت حضرت ابراهیم علیه السلام آمد و گفت: کمک می خواهی؟ حضرت فرمود: نه خدا دارد من را می بیند. این آیه به انسان قدرت می‌دهد. با این آیه، انسان حیا می‌کند، از این که حسودی کند، سوء ظن داشته باشد، یا عصبی باشد و زودرنج باشد و برای دنیا غصه بخورد. روایت است که شخصی از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم پرسید: «أیُ الکلام أحبَ الی الله عزوجل= چه کلامی پیش خدا از همه محبوبتر است؟ چه کسی این سوال را می‌پرسد، کسی که دل در گرو عشق خدا دارد و برایش مهم است خدا از چه خوشش می آید. و مهم است که خدا را بخنداند. حضرت فرمودند:« ما اصطفاه الله لملائكته = همانی که خداوند برای ملائکه اش انتخاب کرده» و آن این جمله است:« سبحان ربی و بحمده سبحان ربی و بحمده» و حضرت دوبار این جمله را تکرار می فرمایند. در آخر باید متذکر شد، این اردوی توحیدی ادامه دروس اردوهای توحیدی قبلی بوده و سطح بالاتری از معارف توحیدی را بیان می کند و ممکن است فهم آن برای طبقه عام قدری مشکل بوده و قابل فهم برای کسانی است که در اردوهای قبلی شرکت کرده و بیشتر دروس معرفتی و توحیدی استاد شجاعی را مطالعه کرده اند. در این نوشتار و گزارش سعی شده مطالب طوری تنظیم شود که قابل درک و استفاده برای عموم باشد.   آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10798
زمان انتشار: 10 آوریل 2019
| |
میراث انبیاء نزد امام زمان عج

میراث انبیاء نزد امام زمان عج

آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری

حکومت مهدی (ع) تجلی قدرت لایتناهی خداوند است و این اراده وخواست خداست که به این بنده صالحش چنان قدرتی بدهد که تاکنون به هیچ یک از بندگانش نداده است.

مطالعه در قلمرو غیبت و ظهور و شخصیت حضرت مهدی(ع) همگان راسخت شیفته دیدار مهدی(ع) می کند. بدین جهت، برآن شدیم در این نوشتار کوتاه با نشان دادن تصویری اجمالی از مظاهر اقتدارمهدی(ع) خوانندگان عزیز را به یاد روزگار مهدی(ع) بیندازیم،به امید اینکه در روز ظهورش افتخار خدمت در حضورش را داشته باشیم. ان شاء الله. همراه با موکب مهدی (ع) چه زیباست بدانیم او که می آید به چه شکلی ظهور می کند، چه می پوشد، در دستش چیست، با خود چه می آورد و همراهان او کیانند؟ براساس روایات موجود، هنگام ظهور، فرشتگان ملا اعلا غرق شادی وسرورند. فرشته ای بالای سر مهدی (ع) قرار می گیرد و فریاد می زند:ای مردم! این حضرت مهدی است، از او پیروی کنید. (1) پیامبر (ص) فرمود: یخرج المهدی و علی راسه غمامه فیها مناد ینادی هذاالمهدی خلیفه الله فاتبعوه. (2) مهدی که ظهور می کند، ابری بالای سرش در حرکت است و فرشته ای در آن قرار گرفته، فریاد می زند: این مهدی، خلیفه خداوند است; از او پیروی کنید. مهدی عمامه ی سفید جدش پیامبر بزرگوار اسلام (ص) را بر سرمی نهد. (3) تن پوش مهدی (ع) پیراهن خون آلود پیامبر خدا (ص) در جنگ احد را بر تن خود دارد;پیراهنی که قطرات خون مقدس حضرت بر آن ریخته شده است. امام صادق (ع) به یعقوب بن شعیب فرمود: آیا نمی خواهی پیراهن قائم آل محمد (ص) را که در روز ظهور به تن می کند. به تو نشان دهم؟ عرض کرد: آری. حضرت صندوقی را طلبیده، پیراهنی از آن بیرون آورد و در مقابل یعقوب باز کرد. یعقوب می گوید: ناگاه چشمم به آستینی چپ پیراهن افتاد که آغشته به خون بود. حضرت فرمود: این پیراهن رسول الله است. روزی که دندانهای پیشین حضرت را شکستند، این پیراهن راپوشیده بود; و قائم در همین پیراهن قیام می کند. یعقوب می گوید:خونها را بوسیده، به چشم کشیدم. آنگاه امام پیراهن را پیچید و در جای خود قرار داد. (4) سلاح مهدی (ع) سلاح مهدی (ع)، کلاه خود و زره و شمشیر ذو الفقار پیامبر(ص)است. (5) امام صادق(ع) داشتن سلاحهای باقی مانده از رسول الله رااز نشانه های امامت می داند. حارثه بن المغیره نصری گوید: به حضرت امام صادق(ع) عرض کردم: امام به چه چیز شناخته می شود؟ فرمود: به سکینه و وقار. عرض کردم: و دیگر به چه چیز؟ حضرت فرمود: او را به وسیله شناختن حلال و حرام می شناسی و به نیاز مردم به او و بی نیازی او از مردم و همچنین سلاح پیامبرنزد اوست. (6) پرچم مهدی (ع) پرچم پرافتخار پیامبر (ص) که جبرئیل در روز بدر برای پیامبر آورد و با به اهتزاز درآمدنش مسلمانان پیروز شدند. همراه مهدی (ع) خواهد بود. علی (ع) نیز در بصره این پرچم را به اهتزاز درآورد و چشم فتنه را کور کرد. مومنان اصرار ورزیدند، حضرت پرچم را در صفین نیز باز کند، ولی نپذیرفت و فرمود: این پرچمی است که بعد از من کسی جز حضرت قائم صلوات الله علیه آن رابه اهتزاز درنمی آورد. (7) امام صادق (ع) درباره ماهیت و جنس این پرچم فرمود: به خدا سوگند، این پرچم هرگز از جنس پنبه و کتان و ابریشم نیست. ابو بصیر پرسید: پس از چیست؟ امام فرمود: از برگهای بهشت است که جبرئیل آن را آورد و پیامبر در روز بدر برافراشت. سپس جمع کرد و به دست علی داد. این پرچم همچنان نزد علی بود تا در روز جمل آن را باز کرد و خداوند فتح و پیروزی برایش آورد. آنگاه آن را جمع کرده، کنار گذاشت و اکنون نزد ماست و تا قیام قائم کسی آن را باز نخواهدکرد. (8) امام سجاد(ع) به ابوخالد کابلی فرمود: گویا می بینم صاحب شما بر بلندی نجف در پشت کوفه قرار گرفته... در حالی که پرچم رسول الله را برافراشته و آن را به سوی هیچ گروهی نمی برد مگر آنکه خداوند نابودشان می سازد. (9) ذخایر مهدی (ع) تمام آثار پیامبران و سفرای الهی از آدم تا خاتم نزد مهدی(ع)است که در موقع ظهور هم با خود می آورد. مهمترین این آثارعبارت است از: 1- عصای موسی امام باقر(ع) فرمود: عصای موسی، پیش از آنکه در دست موسی باشد، عصای آدم بود. سپس به شعیب و بعد به موسی بن عمران رسید و اکنون این عصا نزد ماست. رنگ این عصا همچنان سبز است و به همان شکل اول خود باقی است. اگر از آن بپرسی، پاسخ می دهد. این عصا برای قائم ما ذخیره گردیده است. او با عصا همان کاری می کند که موسی انجام داد.... (10) 2- حجر موسی سنگی که حضرت موسی بر آن زد و چشمه های آب از آن روان شد، نزد امام مهدی (ع) است. وقتی حضرت اراده کوفه می کند، یکی از یاورانش فریاد می زند: هیچ کس آب و غذا برندارد. آنگاه حجر موسی بن عمران را بر شتر می نهند و همراه خود می برند. در هیچ منزلی فرود نمی آیند، مگر آنکه چشمه ای از آن سنگ روان می شود. گرسنگان، بی نیاز و تشنگان، سیراب می شوند...(11) 3- تابوت سکینه این تابوت از زمان حضرت موسی نزد پیامبران بنی اسرائیل بود. امام صادق (ع) درباره آن فرمود: این همان صندوقی است که خداوندبرای مادر موسی فرستاد تا نوزادش را در آن قرار دهد و در دریارها کند... . حضرت موسی در پایان عمر، الواح و زره و همه آثارنبوتش را در آن قرار داد. (12) به گفته برخی از محققان: تمثالهای پیامبران خدا در این تابوت جای داشت. بنی اسرائیل این تابوت را در جنگها باخود حمل می کردند و در پرتو آن پیروزی به دست می آوردند. (13) قائم آل محمد(ص) هنگام ظهور و رفتن به سوی بیت المقدس، آن تابوت را همراه خاتم سلیمان و الواح موسی (ع) بیرون می آورد. (14) در برخی از احادیث از تابوت آدم نیز سخن به میان آمده است. این تابوت در دریاچه طبریه برای حضرت بقیه الله محفوظ مانده است و حضرت هنگام ظهور آن را بیرون می آورد.(15) 4- مجموعه ای دیگر از آثار انبیا امام صادق (ع) می فرماید: الواح و عصای موسی و خاتم سلیمان نزد من است. ظرفی که حضرت موسی در آن برای خدا قربانی می کرد، تابوتی که فرشتگان آن را حمل کرده، آوردند و نیز نامی که پیامبر خدا برای حفظ مسلمانان از تیرهای مشرکان، آن را میان صفوف قرار می داد، پیش من است. (16) آری، پیراهن حضرت آدم(ع) (17) حضرت یوسف، ابراهیم و نیز حله اسماعیل نزد قائم آل محمد(ص) است. (18) 5- کتابهای آسمانی تمام کتابهای آسمانی که روزی در دست پیامبران مرسل واولو العزم بود. و به وسیله آن مردم را هدایت و ارشادمی کردند. توسط پیامبر به اهل بیت انتقال یافت. و امروز همه آنها در اختیار آخرین ذخیره الهی است. روزی که حضرت بقیه الله به فرمان پروردگار از پرده غیبت برون آید، تمام آنها را باخود می آورد. امام صادق(ع) فرمود: خداوند هیچ چیز به پیامبران نداد، مگر اینکه آن را به محمد(ص) نیز عطا کرد. آن صحفی که قرآن درباره اش فرمود: «صحف ابراهیم و موسی » نزدماست... . (19) 6- قرآنی که امام علی (ع) گرد آورد روزی که پیامبر (ص) دار فانی را وداع گفت، علی (ع) به سفارش وی در خانه نشست تا قرآن را گرد آورد. او پس از پایان کار، قرآن را به مسجد برد و به ابوبکر عرضه کرد. عمر گفت: ای علی! این قرآن را به جای خود برگردان، ما نیازی به آن نداریم. حضرت آن را گرفت و به خانه برگشت. هنگامی که عمر به خلافت رسید، روزی به علی(ع) گفت: اگر بخواهی، می توانی قرآنی که نزد ابوبکر آوردی اکنون بیاوری تا گرد آن جمع شویم. حضرت فرمود: هیهات، راهی برای رسیدن به آن نیست. من در زمان ابوبکر چنان کردم تا بر شما اتمام حجت کرده باشم و در روز قیامت نگویید ما از این غافل بودیم; یا برای ما نیاوردی. اکنون این قرآن نزد من است و جز پاکان و جانشینان من کسی به آن دست نمی زند. عمر گفت: آیا زمانی برای اظهار این قرآن وجود دارد؟ حضرت فرمود: آری، هنگامی که قائم از فرزندانم ظهور کند. (20) تمام کتابها و نوشته های معصومان (علیهم السلام) به نامهای صحیفه جامعه (21) که املای رسول الله (ص) و خط علی(ع) بود. کتاب علی(ع) (22)، مصحف فاطمه(س) (23)، جفر ابیض (24)، جفر احمر (25) و صحیفه هایی که نام تمام پیامبران، پادشاهان و پیروان اهل بیت (علیهم السلام) بر آن نوشته است، نزد امام عصر (ع) قراردارد. همراهان مهدی(ع) جبرئیل و میکائیل و تمام فرشتگانی که تا کنون به فرمان پروردگار روی زمین آمده اند، در حضور مهدی آل محمد (ص) خواهند بود. امام صادق(ع) به ابان بن تغلب فرمود: گویا سیزده هزار و سیصد و سیزده فرشته را همراه مهدی می بینم. ابان گفت: آیا این فرشتگان همراه پیامبری از پیامبران هم بوده اند؟ حضرت فرمود: آری، این فرشتگان درکشتی با نوح، در آتش باابراهیم، هنگام عبور از دریا با موسی و زمان رفتن به آسمان باعیسی بودند. همچنین چهار هزار فرشته ای که همراه پیامبر بودند،سیصد و سیزده فرشته ای که در بدر فرود آمدند، چهار هزارفرشته ای که برای یاری حسین بن علی(ع) به زمین آمدند. اما اجازه جنگیدن از امام دریافت نکردند و پس از شهادت حضرت، تاروز قیامت بر وی می گریند... همه همراه قائم آل محمد(ص) خواهند بود. (26) افزون بر این، پیامبرانی چون حضرت عیسی والیاس(علیهماالسلام) (27) نیز به افتخار حضرت بقیه الله به فرمان پروردگار از آسمان فرود آمده، پشت سر آن حضرت به نمازمی ایستند. (28)بندگان صالح خدا یعنی حضرت خضر و اصحاب کهف (29) و سیصد و سیزده تن دلداده مهدی(ع) به راه می افتند تا در حکومت امام عصر(ع) خدمات شایسته خود را انجام دهند. امام رضا(ع)فرمود: خضر آب حیات نوشیده، تا نفخ صور زنده است... و خداوند وحشت قائم ما را درروزهای غیبتش به وسیله او به انس تبدیل می کند. (30) تمام گنجهایی که در طول تاریخ به گونه ای زیر زمین پنهان می شود، به فرمان پروردگار ظاهر گشته، دراختیار آخرین ذخیره الهی و مصلح حقیقی قرار خواهد گرفت. از گنجهای قسطنطنیه گرفته تا گنج کعبه و سایر اشیای گرانبهایی که ده ها و صدها هزار سال پیش برای چنین روزی و چنین کسی پنهان شده است. طاووس گوید: اموال و اشیای گرانبهایی که در درون کعبه بود،عمر را نگران کرد. او می گفت: نمی دانم با آنها چه کنم. آیاآنها را به حال خود واگذارم یا بیرون آورده، در راه خدا قسمت کنم. حضرت امیر به عمر فرمود: از تقسیم آنها چشم بپوش; زیرا تو صاحب این کار نیستی. کسی که عهده دار این کار می شود، جوانی از قریش است. او در آخرالزمان آنها را بیرون آورده، در راه خدا تقسیم می کند. (31) علی(ع) درباره گنج قسطنطنیه می فرماید: امام مهدی (ع) با همراهان خود به شهر قسطنطنیه که محل پادشاهی و سکونت پادشاه روم است. می رسد. پس سه گنج از آنجا بیرون می آورد: گنجی از جواهرات و گنجی از طلا و گنجی از نقره. او همه آنها را بین سپاهیانش قسمت می کند. (32) امام باقر(ع) می فرماید: «ویظهرالله له کنوز الارض و معادنها» و ظاهرمی گرداند خداوند برای او گنجهای زمینی و معادنش را. (33) در پایان این نوشتار، یادآوری چند نکته ضرورری می نماید: 1- بدون شک وجود این همه آیات و نشانه ها از پیامبران سلف در دست آخرین ذخیره الهی، نشانه اقتدار مهدی(ع) است تا مردم آن زمان بدانند که امام زمان با چه قدرت عظیمی وارد صحنه می شود. افزون بر این، هریک از این آثار نفیس، کارآیی خود را خواهد داشت و این دیگر به دست مهدی(ع) است که از این ذخایر چگونه بهره برداری کند. 2- این آثار و اشیای گرانبها، احتمالا برای اتمام حجت بر انسانها، به ویژه پیروان ادیان الهی، در اختیار امام زمان(ع) است; بدین معنی که پیروان هر دین و پیامبری، وقتی که عیسی و برخی از پیامبران مرسل، با آثار شاخص انبیا را همراه امام عصر می بینند، دیگر هیچ عذر یا بهانه ای برای پیروی نکردن نخواهند داشت. 3- شاید علت اینکه برخی از آثار و ذخایر در برخی مناطق دوردست مدفون گردیده، این باشد که حضرت مهدی(ع) با رفتن به آن مناطق و بیرون آوردن آنها باعث هدایت مردم آن سامان شود. پی نوشتها: 1- تلخیص المتشابه، ج 1، ص 417. 2- الصراط المستقیم، ج 2، ص 260. 3- عقدالدرر، ص 277. 4- غیبه نعمانی، ص 243. 5- معجم احادیث الامام المهدی، ج 3، ص 244 و 387. 6- غیبه نعمانی، ص 242. 7- معجم احادیث الامام المهدی، ج 3، ص 386. 8- همان، ص 387. 9- همان، ص 201. 10- بصائرالدرجات، ص 183. 11- همان، ص 188. 12- و 13 الشیعه و الرجعه، ج 1، ص 164. 14- همان، ج 1، ص 163. 15- معجم احادیث الامام المهدی،ج 3،ص 292. 16- بصائرالدرجات، ص 175. 17- همان، ص 188. 18- معجم احادیث الامام المهدی،ج 3،ص 120. 19- بصائرالدرجات، ص 135. 20- الشیعه و الرجعه، ج 1، ص 419. 21- بصائرالدرجات، ص 142. 22- همان، ص 147. 23- همان، ص 151. 24- معجم الامام المهدی، ج 3، ص 388. 25- بصائرالدرجات، ص 151. 26- غیبه نعمانی، ص 311. 27- در عقدالدرر، ص 278 چنین آمده است: عیسی به دستورپروردگار همراه هفتاد هزار فرشته به زمین می آید. 28- معجم احادیث الامام المهدی ، ج 3، ص 317. 29- بحارالانوار، ج 53، ص 77. 30- کمال الدین، ج 2، ص 390. 31- الشیعه و الرجعه، ج 1، ص 211. 32- همان، ص 161. 33- همان، ص 389. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10797
زمان انتشار: 27 مارس 2019
|
لئونید ساوین اندیشمند سیاسی روس و راهپیمایی اربعین

لئونید ساوین اندیشمند سیاسی روس و راهپیمایی اربعین

ارتدوکس‌ها و شیعیان در یک مسیری خواهند بود، همان مسیری است که امام حسین(ع) در آن قرار دارد.‼️ "لئونید ساوین"،  اندیشمند سیاسی اهل روسیه که برای شرکت در مراسم راهپیمایی اربعین به کربلا مشرف شده بود گفت: به کربلا آمدم تا آنچه درباره راهپیمایی اربعین گفته می‌شود را شخصاً تجربه کنم تا بتوانم به‌درستی درباره آن تحلیلی انجام دهم‼️ وی با بیان اینکه راهپیمایی اربعین نشانه‌های مهمی از تحولات جهانی دارد، تصریح کرد: ایران و روسیه بنا به دلایل متعددی از جمله مسائل تاریخی، سیاسی و فرهنگی رابطه خوبی با یکدیگر دارند اما آنچه در این ارتباط زیاد دیده می‌شود، مسائل متافیزیک و غیرمادی است. این اندیشمند سیاسی روس با بیان اینکه اکثر مردم روسیه مسیحی ارتدوکس هستند و ارتدوکس شباهت زیادی به اسلام شیعی دارد، گفت: مثلاً، ما اعتقاد به شفاعت و شهادت داریم همانند شیعیان که چنین اعتقاداتی دارند؛ ما همانند شیعیان معتقد به مسائل آخرالزمانی هستیم و معتقدیم حضرت مسیح با امام مهدی در نهایت باهم خواهند آمد و در کنار هم قرار خواهند گرفت و این اسرائیل است که دجال را خواهد آورد برای مقابله با ما. وی تصریح کرد: من چند بار به ایران آمده‌ام و با فلسفه اسلام شیعی آشنا هستم و از علاقه ایرانیان به امام حسین مطلع هستم؛ ما باور داریم که انسان‌ها در قیامت به بهشت و جهنم تقسیم خواهند شد و ارتدوکس و شیعیان در یک مسیر خواهند بود که این مسیر، همان مسیری است که امام حسین (ع) در آن قرار دارد. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10796
زمان انتشار: 27 مارس 2019
| | |
اردوی فکر و ذکر از امروز در شهر مشهد آغاز شد

اردوی فکر و ذکر از امروز در شهر مشهد آغاز شد

جلسات توحیدی اردوی فکر و ذکر، رأس ساعت 8 صبحِ امروز 7 فروردین 98 با حضور حدود 500 نفر در شهر مشهد مقدس آغاز شد.

استاد محمد شجاعی در جلسه اول این اردو در ابتدای سخن گفتند: این دوره از اردوی ذکر را اختصاص می دهیم به ذکر شریف «سبحان الله» و موضوع اردوی ما تسبیح هست. تسبیح در بین واژه های قرآنی از اصلی ترین واژه هاست که با انسان و هدف خلقت و معنای انسان پیوند ناگسستنی دارد. در واقع اگر بخواهیم در مورد هدف خلقت انسان، حرکت انسان و معنای انسان صحبت کنیم، می توانیم بگوییم که انسان مساوی است با تسبیح. ایشان در اهمیت تسبیح گفتند: تسبیح یکی از ارکان مهم توحید بوده و در اردوی های قبلی که برگزار کردیم گفته شد که چرا کعبه را به صورت یک چهار ضلعی ساخته شده زیرا، ارکان کعبه «تکبیر، تحمید، تهلیل و تسبیح» می باشد. اما در بین سه ارکان دیگر، تسبیح آنقدر مهم است که لفظش آن به الفاظ آن سه رکن دیگر غلبه دارد. یعنی شما می گویید تسبیحات اربعه. یعنی تکبیر هم تسبیح هست؛ هم تحمید تسبیح هست و هم تهلیل تسبیح هست. چرایی این موضوع را در جلسات بعدی توضیح خواهیم داد. خداوند تبارک و تعالی روی کلمه تسبیح تاکید زیادی دارد که ما آن را بفهمیم و اگر نفهمیم نمی توانیم حرکت جدی انسانی داشته باشیم. کلمه تسیح است به شکل های مختلف و قالب های مختلف در قرآن آمده و در روایات هم به وفور این واژه، استعمال شده که بعداً توضیح خواهیم داد. استاد شجاعی در باره معنی کلمه تسبیح گفت: کلمه تسبیح از نظر وزن باب تفعیل است. یعنی مصدر است از ریشه «سبح» که فهمید معنی این کلمه در چند جلسه اول اردوی ما کلیدی و پایه است برای بقیه جلسات اردو. صاحبان قاموس ها و لغت نامه ها تسبیح را حرکت سریع در آب یا هوا معنی کرده اند. برای درک کاربرد کلمه تسبیح در مورد انسان باید گفت که حرکت انسان حرکت صیرورتی است. مثل حرکت جنین در رحم مادر. ما در رحم دنیا در حال شدن هستیم به سمت ملکوت. نفس ما از زمانی که به دنیا می آید در حال دریافت است. بنابراین حرکت ما به سمت آخرت و در رحم دنیا یک حرکت تسبیحی است. چون در آیات و روایات خداوند دستور به تسبیح به ما می دهد. حرکت تسبیحی حرکتی است که یک مبدا دارد و یک مقصد. از مبدا دور و به مقصد نزدیک می شود. در این حرکت یک موجود از یک وضعیتی به وضعیت دیگر می رسد. مثل نطفه انسان که در وضعیت اول ضعیف است و خاصیت نطفگی دارد که به دردی نمی خورد و پس باید با یک حرکت تسبیحی یعنی با کنده شدن و دور شدن از یک جایی و دست برداشتن از یک سلسله وابستگی هایی خودش را سریع و در عرض 9 ماه به یک مرحله جدید برساند. اگر جنین به موقع آماده نشود یا ناقص است یا معلول است یا ضعیف که در دنیا زجر و شکنجه و معطلی دارد. در معنای تسبیح هم دور شدن هست و هم نزدیک شدن. سبحان الله در مورد خدا یعنی خدا ذاتاً از یک سری ضعف ها دور هست و دور شده. یعنی پاک است و دور است. در مورد خدا کاربرد تسبیح تنزیه است یعنی خداوند پاک است و دور است از هر نقص و ضعفی. رمز تسبیح و هنر انسان در این است که یعنی، خدایا من دارم می فهمم که تو داری با من چه کار می کنی. در تحمید اگر خاطرتان باشد گفتیم تحمید سپری است که ما را از صدمات نگه می دارد و ضد ضربه می کند. تسبیح سپری است که معشوق و اله ما را از هر ضعف  و نقصی پاک می داند و تسبیح نمی گذارد که به عشق و معشوق ما ضربه و صدمه ای وارد شود. تسبیح سپری است خدا را منزه می کند از هر نقص و بدی. وقتی معشوق ما و اله ما منزه بود در نتیجه انسان اله اش را از دست نمی دهد. چون می داند معشوق او پاک و منزه هست از هر نقص و ضعفی. برای مثال می توانیم روایت فوت فرزند امام صادق علیه السلام را بیان کنیم. وقتی فرزندشان فوت می کند، حضرت آرام و بشاش می فرماید: «سبحان الذی یقتل اولادنا = پاک و منزه است خدایی که می کشد اولاد ما را» یعنی قتل را به خدا نسبت می دهد و می گوید منزه است. اگر معنی تسبیح برای ما روشن نشده باشد ممکن است معشوق مان برای ما زیر سوال برود. پس اینجاست که تسبیح معشوق را برای ما حفظ می کند و نمی گذارد انسان اله اش را از دست بدهد. گفتیم معنی تسبیح حرکت در آب یا هواست مثل شناور بودن. یعنی «سباحتهً» یعنی شنا و حرکت رو به جلوست. نمونه های تسبیح در آیات قرآن به وفور دیده می شود. «وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِی فَلَكٍ یَسْبَحُون[1]= و اوست آن كسى كه شب و روز و خورشید و ماه را پدید آورده است هر كدام از این دو در مدارى [معین] شناورند». « وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا [2]= و به فرشتگانى كه [در دریاى بى‏ مانند] شناكنان شناورند». « إِنَّ لَكَ فِی النَّهَارِ سَبْحًا طَوِیلًا[3]= [و] تو را در روز آمد و شدى دراز است». یعنی تو در طول روز دوندگی های زیادی داری و در آیه بعدی می فرماید که زمانی را برای پروردگارت قرار بده. پس تسبیح یک حرکت رو به جلوست. کنده شدن و دور شدن از وابستگی ها. و سپری است که معشوق و اله ما را برای ما حفظ می کند. [1] . انبیاء /33. [2] . نازعات/3. [3] . مزمل/7. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10795
زمان انتشار: 27 مارس 2019
| |
آیا سیل این روزها ربطی به ظهور حضرت حجت عج دارد؟

آیا سیل این روزها ربطی به ظهور حضرت حجت عج دارد؟

عزیزان می‌پرسند با رخدادهای اخیر چقدر احتمال دارد، سال فرج امسال باشد؟ جواب به این سوال، بسیار واضح است: نمی‌دانم و نمی‌دانید و جز خدا و حجت هایش نمی‌دانند!

اما از آنجا که معصومین علیهم‌السلام بی دلیل هزاران نشانه برایمان نقل نمی‌کنند و هجوم این علائم در عصر حاضر به طرز شگفت‌آوری درآمده، این امید را داریم که در پس این نشانه ها به زودی زود چشم‌مان به جمال آفتاب عالمتاب مهدویت منور شود ان شاالله.

طرف، سر معامله، زیادی داغ کرده بود؛ گفتم: خیلی جوش نزن، ارزشش رو نداره! گفت: چی میگی، شوخی که نیست؛ بحث بر سر میلیون ها تومن پوله!! گفتم: باشه پس جوش بزن! و جوش می‌زد!! یه چیزی بگم پرهای این دوستمون و خودمون با هم بریزه! شوخی که نیست بحث بر سر حکومت بر دنیاست، حکومت بر تمام آن میلیون ها تومن های جهان، حکومت بر تمام دارایی ها و اراضی ها! و مهمتر از همه حکومت بر دلها که خداوند فرمودند: روزی می‌آید که مستضعفان (وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ[1] = و ایشان را وارث [زمین] كنیم) شده و به همراهشان (أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُون[2] = همانا زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد). بله روزی می‌رسد که شما زمین را به ارث می‌برید. خدا می‌داند که تقریبا روزی نیست به این سخن عبد صالح خدا مرحوم آیت الله بهجت رضوان الله تعالی علیه فکر نکنم: همه ی علائم حتمی ظهور محقق شده اند به جز سفیانی! و معتقدند فقط سفیانی مانده! پس این همه علامت را که روزانه شاهدیم شاید تکرار مکرراتند برای بیدار کردن من و شما! پس هر لحظه این شوق و اضطراب هست که به یکباره فرج شود. شوقش از دیدار با محبوب حقیقی انسانهاست و اضطرابش برای من نوعی است که مبادا توبه نکرده به دیدار امام نازنینم نائل شوم. از تکرار این جمله ی حضرت امام ره لذت می‌برم : از خدا بعید نیست که دهر را در ساعتی بگنجاند و زمین را به مستضعفان این وارثان ارض بسپارد. پس حال که انقلاب چهل ساله شده و شمارش معکوس ظهور در عالم طنین افکنده و رهبر عزیزمان دست به قلم برداشته و امت اسلام را به سوی ظهور فراخوانده بر من و شماست که شبی را بدون توبه به صبح نرسانیم که معصوم فرمودند: پس از ظهور توبه‌ای نپذیرند و ما هر لحظه و ثانیه در معرض این رحمت بزرگ هستیم. جریانات و اتفاقات ماه رجب  در این قسمت به اهم حوادثی که در ماه رجب و در واقع پنج ماه پیش از ظهور حضرت اتفاق خواهد افتاد اشاره خواهیم کرد که این مطالب را از روایاتی که در این باره بوده اند استخراج نموده ایم .  1 - باران شدید و فراوان  در سالی که بناست حضرت مهدی (ع) ظهور کنند قحطی به طور جدی شیوع یافته و در بیستم ماه جمادی الاول چنان بارانی می بارد که از زمان منزل گرفتن حضرت آدم در زمین بی سابقه است که این باران تا دهم ماه رجب ادامه می یابد . از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند:  وقتی قیام قائم (ع) نزدیک شود در ماه جمادی الثانی و ده روز از رجب بر مردم بارانی می بارد که خلائق همانند آن را ندیده باشند (3) .  و شیخ مفید در الارشاد چنین آورده است که:  سپس به بیست و چهار باران ختم می شود که زمین را پس از مرگش زنده می کند و برکاتش نمایان می شود . (4)  همان گونه که از این روایات برمی آید از علایم قریب الوقوع ظهور حضرت مهدی (ع) نزول باران های شدید و آب های فراوان آسمانی است که به نوعی برای [عصر] ظهور زمینه چینی شود تا زمین ها برای زراعت و کشاورزی پربار و بابرکت، پس از این حالت فقر و خشکسالی که داشته اند آماده شود .  بارش باران عادی چیز عجیب و خارق العاده ای نیست جز اینکه مدت یا میزان آن بارش غریب باشد که بنابر روایات موجود، تاکید بر این باران ها به جهت بیان و ابراز اعجازگونه بودن آنهاست . با توجه به آنچه گفته شد حقیقت صحبت امیرالمؤمنین (ع) را می فهمیم که فرمودند:  شدیدا از آنچه میان ماه جمادی و رجب واقع می شود در عجبم . (5)  نظریات مختلفی درباره مدت این باران ها بیان شده است . حجة الاسلام علی کورانی در کتاب خود می نویسند:  بعید نیست که این بارانی که از جمادی تا رجب ادامه دارد پس از ظهور حضرت نازل شود; چرا که تعدادی از علایم ظهور از باب توسع و گستردگی محدوده [عصر ظهور] به این عنوان نامگذاری شده است (6) .  لکن نظر آیت الله سید محمد صادق صدر که آن را از نشانه های ظهور برمی شمرند قابل قبول تر به نظر می رسد . ایشان چنین می گویند:  با توجه به فراوانی آب و باران نازل شده بهتر است آن را پیش از ظهور بدانیم; چرا که اگر پس از ظهور واقع شود مانع برخی از فعالیت ها و وعده هایی می گردد که بناست حضرت آنها را انجام دهند و بدان ها جامه عمل بپوشانند، پس مقدم دانستن آن بر ظهور هم فایده های متعارف باران را در بر خواهد داشت و هم با دیگر فواید اثری دو چندان می توان برای آن تصور کرد . (7)  البته این نکته را هم متذکر شویم که احادیث و روایات به مکان و کیفیت بارش این باران ها اشاره ای نکرده اند اما آنچه مهم است این است که این باران ها را به عنوان نشانه و علامتی برای نزدیک شدن زمان ظهور در نظر بگیریم حال چه نحوه باریدن آن با بقیه باران ها متفاوت باشد، چه مقدار و یا مکان آن .  اللهم عجل لولیک الفرج... [1] . سوره قصص/5. [2] . سوره انبیاء/105. 3 . بحارالانوار، ج 52، ص 337; الزام الناصب ج 2، ص 159; تاریخ مابعدالظهور ص 137 .  4. الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 370; تاریخ مابعدالظهور، ص 137 .  5. العجب کل العجب مابین جمادی و رجب .  6. الممهدون للمهدی (ع)، ص 40 .  7 . تاریخ مابعدالظهور، ص 137 .  آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed